PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شیعیان چگونه بوده و هستند؟ چگونه شیعه شویم!



Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۴, ۰۹:۰۷
بسم الله الرّحمن الرّحیم


با استعانت از پروردگار متعال از حریم الهی حضرت بقیة الله الا عظم عجّل الله تعالی فرجه الشریف استمداد می طلبم که هرچه فکر می کنیم و هرچه مینویسم و هر آنچه عمل میکنیم برای او و در راه او و مورد رضای ایشان باشد وعاجزانه درخواست می کنم قلب ما را با قرآن کریم که در این عصر ایشان قرآن ناطق هستند انس بیشتری بدهد و از انحرافات بازدارد!

دوستان گرامی و عزیزم
از شما بنده های خوب خداوند سبحان بسیار التماس دعا دارم و خواستار مشارکت شما را در این موضوع را می طلبم
از آنجا که تاکنون بخود اجازه بحث در این موضوع نداده ام بخاطر موضوعاتی بسیار مهمی بوده که آنچنان که شایسته آنها بوده استقبال واقع نشده ولی من ادامه داده ام ولی این موضوع را مثل بقیه موضوعات ناب دیگر فرق دارد و اگر آنچنان که شایسته آن است استقبال و مورد استفاده قرار نگیرد هرگز این بنده حقیر پروردگار بخود اجازه نمی دهم که مدیون شیعیان واقعی اسلام ناب نمایم و موضوع را خواهم بست!



يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ ...
(004 | نساء - 136)

اى كسانى كه ايمان آورده ايد! به خدا و پيامبرش، و كتابى كه بر او نازل كرده، و كتب آسمانى كه پيش از آن فرستاده است، ايمان (واقعى) بياوريد.

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۴, ۱۱:۴۵
دوستان گرامی


خدا را حمد ميكنيم به خاطر فاطمه((س)) و فرزندش مهدي((عج))، پيوسته و بي‌شمار.

خدا را سپاس ميگوييم كه خلقتمان را از نور1 و طينت2 اهل‌بيت (ع) قرارداد و بازگشتمان را به آن سو مقرّر فرمود.3

خدا را تحسين ميكنيم كه دين اسلام را نظام انّا اليه راجعون4در عالم قرار داد و اسلام را در كلام اميرامؤمنين(ع)چنين تبين فرمود:

اَلاِسلامُ هُوَ التَّسليم5، كه نطام عالم بر تسليم است و هر كه تسليم‌تر، رشدش بيشتر.

با توجه به عرائض مکتوب تحقیقاتی این بنده حقیر پروردگار متعال در موضوع مراتب دین اسلام که در سایت موجود است انشاء الله بحث را آغاز می نماییم:

حضرت ابراهیم سلام الله علیه در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی اش قرآن کریم اینگونه از او صحبت می کند:


وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ (037 | صافات - 83)
و از پيروان او ابراهيم بود
إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (037 | صافات - 84)
هنگامى را كه با قلبى سليم به پيشگاه پروردگارش آمد
وقتی با قلب سلیم نزد پروردگارش آمد

ابراهیم صلوة الله علیه از شیعیان نوح صلوة الله علیه بود پس واجد شرایط این مرتبه از دین اسلام یعنی دین خالص بوده است:
چرا که گوهر ناب "دین خالص یعنی قلب سلیم" را طبق آیات مبارکه قرآن کریم فوق الذکر داشته است.


همانطور که قبلاً عرض شد :
دین خالص مبتنی بود بر:

ایمان و شهادت به یگانگی پروردگار(درجه اول دین اسلام: دین شهادتین-شریعت حضرت آدم صلوة الله علیه)
اطاعت محض از پروردگار متعال
تقوی محض

3. احسان نمودن یا(محسن بودن)


تا دریافت قلب سلیم که نتیجه کامل شدن شرایط فوق است!!


نباید بگویید ما کجا؟ و ابراهیم صلوة الله علیه .
دیدگاه شیعه رو به جلو است و مسیر پیشرفت را طی می کند و اگر فارغ شد توبه و انابه می کند آنطور که شایسته پروردگار متعال است و خداوند متعال در قرآن کریم برای همین امر اینقدر روی تمامی اتفاقات زندگی ابراهیم صلوة الله علیه مانور داده و به این بزرگوار بالیده است چرا که مسیر "شیعه شدن" همانگونه که این بزرگوار رفته است می باشد!6
...

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۵, ۰۹:۰۵
در قرآن کریم ما به دو مرتبه از دین اسلام دعوت شده ایم
1. دین خالص: اطاعت محض از پروردگار متعال و پیامبر و اولی الامر - رعایت تقوی محض - نیکو کاری و احسان
2. دین حنیفیّت:...
برای این درجه از دین اسلام ناب اگر بخواهم کسی را واجد شرایط عرض کنم: عالم و متّقی معاصر و بزرگوار آیت الله العظمی حاج آقای بهجت رحمة الله علیه است که وسعت روحشان در زمان زنده بودنشان تا فضای عالم ملائکه و ارواح رسیده بود که بسیار بالاتر از برزخ و مشخصات دیگر آن ... که گاهاً بعضی از روی ندانستن این بزرگوار را درحد برزخ و مشخصه های آن توصیف میکنند که جفایی است به این عالم متقی و بزرگوار شیعه می باشد!
اسلام کامل و مرضی پروردگار متعال که همان اسلام ناب محمدی صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطّاهرین است تشکیل شده از اجزای زیر:
دین خالص + دین حنیفیّت + امامت و ولایت (در عالیترین درجه که در غدیر به حضرت امیر المؤمنین صلوة الله علیه و از ایشان به دیگر ائمه صلوة الله علیهم اجمعین داده شده با همان درجه) + حدود الله

امام باقر صلوة الله علیه اصول دین اسلام ناب را چنین معرفی می نمایند:


بنی الاِسلام علی الخَمس الصَلوة و الزَکوة و الصَوم و الحَج و الوِلایَة‏و لَم یناد بشى‏ء ما نُودى بِالوِلایة یوم الغَدیر؛
اسلام بر پنج پایه استوار شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و به هیچ چیز به اندازه آنچه در روز غدیر به ولایت تاکید شده، ندا نشده است.
کافى ۲، ۲۱، ح ۸
در ادامه دیدگاه شیعیان را باهم بررسی خواهیم نمود
...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۶, ۰۸:۱۹
دیدگاه شیعیان:
در اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین هادي الهي محور است و همه چيز قائم به اوست. او حيّ است و جامعه را از مردگي به حيات مي‌كشاند.
او قائم است و جامعه را از قعود به قيام مي‌كشاند.
صِراطَ المُستَقيم آن چيزي است كه امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف نشان ميدهد.
خواست خدا، خواست اوست و رضايت خدا، رضايت اوست و او نمي‌خواهد مگر آنچه را كه خدا بخواهد، وَ ما تَشائونَ اِلاّ اَن يَشاءَ الله 6.
اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین جامعه را محتاج امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف تعريف مي‌كند.
در اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین جامعه امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف سالار و امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف محور است.
در اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین جامعه دنبال تأييد امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف است، نه تأييد ديگران.
در اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین ، امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف بر برنامه اعمال فرد و جامعه نظر مي‌كنند، رفتارها و تصميم‌ها به ايشان عرضه مي‌شود.
در اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین مردم چشم به گفتار و رفتار امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف دارند. ملاك‌هاي چنين جامعه‌اي خوشايند امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف است.

شیعه از امامش نفع می برد که در زیر حدیث آن آمده و همانطورکه در درجات دین و بر سر سفره عاشوراییان آورده ام از امامش تبعیت میکند درجه تبعیت از امامش نیز تبعیت از آثار ایشان است بعنوان مثال چندین بار دیده ایم که آثار تأییداتشان چگونه بر رهبر معزّز و معظّم حضرت آیة الله العظمی نایب عامه اشان دامة تأییداته بر اعمال و گفتار ایشان جاری شده است!

امام زمان صلوة الله علیه فرموده اند:
أمّا وَجـهُ الانْتِفاعِ بی فی غَیبَتی فكالانْتِفاعِ بالشَّمسِ إذا غَیَّبها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ ، وإنّی لَأمانٌ لأهلِ الأرضِ كما أنّ النُّجومَ أمانٌ لأهلِ السَّماءِ .
چگونگی بهره ‏مند شدن از من در روزگار غیبتم همچون بهره‏مند شدن از خورشید است، آنگاه كه در پس ابر از دیدگان پنهان می‏شود. من مایه امان زمین یانم همچنان كه ستارگان مایه امان آسمانیان هستند.7



...
ادامه دارد

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۶, ۱۶:۴۱
اى كسانى كه ايمان آورده ايد!
سلام
شیخ حسین انصاریان درباره این ای کسانی که ایمان آورده اید دو تا تعبیر زیبا دارد!
تعبیر اول:این ای کسانی که ایمان آورده اید منظور امیرالمومنین علی علیه السلام است.چون به غیر از علی علیه السلام چه کسی واقعا ایمان آورده و درصدد افزودن برا ایمان خود سات.درست است که مولا از اولین و آخرین علوم را می داند ولی این یادگیری مولا درسی به ما.یعنی مولا می خواهد بگوید که به دانبال کسب علوم و دانش زمانه خود باشید.به دنبال علم بروید.مگر نه این است که امام جعفر صادق علیه السلام فرموده اند که دوست ندارم جوانان شیعه را در دو حالت ببینم:


امام صادق (ع) فرموده است : دوست ندارم جوانی از شما را ببینم مگر آنکه صبح کند و رفت و آمدش در یکی از این دو حالت باشد : یا عالم یا محصّل . کسی که چنین نباشد در انجام وظیفه کوتاهی کرده وخودداری از اداءِ وظیفه ، تضییع حق انسانیت است و چنین تضییعی گناه است و جایگاه گناهکار در آتش خواهد بود.



منبع : بحار ، جلد 1، ص55
اصلا چرا باید علم آموزی کنیم به خاطر این کلام امام صادق علیه السلام:





امام صادق (ع) فرموده است : مطالعه ی بسیار و پی گیر در مسائل علمی ، باعث شگفتی عقل و تقویت نیروی فکر و فهم است.
تعبیر دوم: تعبیر دیگری که دارند این است که خداوند با عنوان عزیزم با بندگان سخن می گوید:یعنی عزیزم این کار را انجام بده.عزیزم کلمه محبت آمیز است که هر که ما را دوست داشته باشد به ما اطلاق می کند.این قوت قلبی به ما می دهد تا در انجام کار محوله سعی و جدیت کامل را روا داریم و کوتاهی نکنیم که اگر کوتاهی کنیم جایگاهمان در آتش خواهد بود!




به خدا و پيامبرش
چرا باید به خدا و پیامبرش ایمان آورد؟
اصلا ایمان یعنی چه؟
محاسن ایمان آوری به خدا و پیامبرش چیست؟


و كتابى كه بر او نازل كرده
کتاب خدا قرآن!
قرآنی که الان نیز مظلوم است و در طاقچه ها و کمد های دیواری ما خاک می خورد و امان از روزی که قرآن در قیامت از ما شکایت کند.چند سال پیش مطلبی می خوانم که درآن قرآن از چه کسانی شکایت می کند!وچه کسانی را مورد رحمت خویش قرار می دهد.
مواظب باشیم.قرآن دوستی است که هرگز ما را رها نمی کند مگر اینکه ما قرآن را رها کنیم که رها کردن ما باعث گمراهی قطعی ما می شود!شک نکنید.


و كتب آسمانى كه پيش از آن فرستاده است
کتب یا کتاب های آسمانی که پیامبران پیش از ما آوردند و قرآن همه آنها را تصدیق کرده!


ايمان (واقعى) بياوريد.
ایمان واقعی؟
کسی از حقیقت ایمان واقعی چیزی می داند؟
اصلا یعنی چه؟
مگر این ایمان ما واقعی نیست؟

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۱۶:۲۵
سلام
شیخ حسین انصاریان درباره این ای کسانی که ایمان آورده اید دو تا تعبیر زیبا دارد!
تعبیر اول:این ای کسانی که ایمان آورده اید منظور امیرالمومنین علی علیه السلام است.چون به غیر از علی علیه السلام چه کسی واقعا ایمان آورده و درصدد افزودن برا ایمان خود سات.
دوست و برادر بزرگوارم جناب سلمان313 و-
دوستان گرامی کانون
با سلام و عرض ادب و احترام
شأن نزول این آیه" در ارتباط با جمعی از اهل کتاب: بنامهای عبد الله بن سلام - اسد بن کعب و برادرش اسید بن کعب بوده است ...(تقسیرنمونه- عالم ربّانی و حجة الله مکارم شیرازی)
باتوجه به حدیث مبارک امام صادق صلوة الله علیه که نظر امام راحل ره ما هم بر همین موضوع در تدریسشان یکی از مباحث تقویتی ایمان را در رئوس مبحث چنین آورده اند:

تقويت علم، راهى براى تقويت ايمان است!





چرا باید به خدا و پیامبرش ایمان آورد؟
اصلا ایمان یعنی چه؟
محاسن ایمان آوری به خدا و پیامبرش چیست؟
قدری بحث را وسیعتر می نماییم چون لازم است بیشتر توضیح دهیم!
ابتداً عرض می نمایم
ایمان اطلاعات مثبتی است که دارای چند ویژگی دارد:

راجع به قوانین و فرمولهای عالم حتماً باید اطلاعاتی داشته باشیم!؟ (کتاب خدا - شرعیّات و دینیّات)

چه کسی این قوانین را وضع کرده است!؟

خصوصیّات این فرد چیست!؟

با چه ابزاری و با چه کاگزارنی قوانین را اجرا می کند!؟

کسی که عمل به این قوانین میکند چه پاداشی خواهد داشت!؟

کسی که عمل به این قوانین نمیکند چه تبعاتی خواهد داشت!؟


...



متضادّ ایمان چیست!؟.... کفر متضادّ آنست!؟



ایمان اطلاعات مثبتی است... چه خاصیتهایی داشته باشد:

صحیح باشد!
دقیق باشد!
مفید و کاربردی باشد!
در تمام طول زندگی انسان اثر گذار باشد!
ایجاد انرژی و انگیزه برای انجام وظیفه کند!

با چه ابزاری و با چه کاگزارنی قوانین را اجرا می کند!؟



رسولان و امان و اولیاء الله صلوة الله علیهم اجمعین
ملائکة الله سلام الله علیهم اجمعین



...
این بحث ادامه دارد

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۱۷:۰۱
دوست و برادر بزرگوارم جناب سلمان313 و-
دوستان گرامی کانون
با سلام و عرض ادب و احترام
شأن نزول این آیه" در ارتباط با جمعی از اهل کتاب: بنامهای عبد الله بن سلام - اسد بن کعب و برادرش اسید بن کعب بوده است ...(تقسیرنمونه- عالم ربّانی و حجة الله مکارم شیرازی)
باتوجه به حدیث مبارک امام صادق صلوة الله علیه که نظر امام راحل ره ما هم بر همین موضوع در تدریسشان یکی از مباحث تقویتی ایمان را در رئوس مبحث چنین آورده اند:

تقويت علم، راهى براى تقويت ايمان است!




قدری بحث را وسیعتر می نماییم چون لازم است بیشتر توضیح دهیم!
ابتداً عرض می نمایم
ایمان اطلاعات مثبتی است که دارای چند ویژگی دارد:

راجع به قوانین و فرمولهای عالم حتماً باید اطلاعاتی داشته باشیم!؟ (کتاب خدا - شرعیّات و دینیّات)

چه کسی این قوانین را وضع کرده است!؟

خصوصیّات این فرد چیست!؟

با چه ابزاری و با چه کاگزارنی قوانین را اجرا می کند!؟

کسی که عمل به این قوانین میکند چه پاداشی خواهد داشت!؟

کسی که عمل به این قوانین نمیکند چه تبعاتی خواهد داشت!؟


...



متضادّ ایمان چیست!؟.... کفر متضادّ آنست!؟



ایمان اطلاعات مثبتی است... چه خاصیتهایی داشته باشد:

صحیح باشد!
دقیق باشد!
مفید و کاربردی باشد!
در تمام طول زندگی انسان اثر گذار باشد!
ایجاد انرژی و انگیزه برای انجام وظیفه کند!

با چه ابزاری و با چه کاگزارنی قوانین را اجرا می کند!؟



رسولان و امان و اولیاء الله صلوة الله علیهم اجمعین
ملائکة الله سلام الله علیهم اجمعین



...
این بحث ادامه دارد





سلام
به به بالاخره یکی در این عالم پیدا شد بعضی مباحث را برای ما موشکافی کند!
الهی شکر.......
ما منتظر مطالب بعدی هستیم.
در ضمن پست دوم شما و بقیه را هنوز نخوانده ام به محض فارغ شدن از کارها مطالعه می کنم

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۱۷:۴۰
محاسن ایمان آوری به خدا و پیامبرش چیست؟
دوست و برادر گرامی جناب سلمان313
و دوستان گرامی
با سلام و احترام
...مابقی بحث

کسی که عمل به این قوانین میکند چه پاداشی خواهد داشت!؟
پاداش ایشان جَنَّة و همنشینی با اولیاء الهی است!

کتاب خدا قرآن!
قرآنی که الان نیز مظلوم است!...!

جناب سلمان313
کاملاً با شما موافقم!
حال باید ببینیم چگونه قرآن کریم را می شود از مظلومیت و مهجوریت در آورد!؟
باید بفرموده آقا و سَیِّدمان حضرت رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطّاهرین:

به کتاب الله( قرآن کریم) و عترت ایشان صلوة الله علیهم اجمعین تمسک کرده و بدان چنگ زنیم و - ... !

قرآن کریم را وارد زندگی خودمان نماییم !

افکار و نگاه مان را از قرآن کریم بگیریم!




ایمان واقعی؟
کسی از حقیقت ایمان واقعی چیزی می داند؟
اصلا یعنی چه؟
مگر این ایمان ما واقعی نیست؟
به آیات مبارکه قرآن کریم با تدّبر نگاه می کنیم:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً؛1
مؤمنان همان كسانى‌اند كه چون ياد خدا شود دلهايشان بترسد، و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد.
يا اين آيه شريفه كه مى‌فرمايد: هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ؛2
او است آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند.
1.سوره انفال:2
2.سوره فتح:4
ایمان 10 درجه دارد و هر درجه هم مراتبی دارد بعنوان مثال اگر شخصی در درجه دوم ایمان باشدهر گز باا شخصی دیگری که در درجه دوم ایمان است ایمانشان برابر نیست!
حضرت سلمان فارسی سلام الله علیه واجد هر 10درجه ایمان بوده است!
وامّا قسمت دوم سئوال: مگر این ایمان ما واقعی نیست؟کسی از حقیقت ایمان واقعی چیزی می داند؟
درس نوزدهم
خداوند رهبر كبير انقلاب حضرت امام را رحمت كند و بر درجات ايشان بيفزايد؛ ايشان در اين باره گاهى اين مَثَل را بيان مى‌فرمودند كه: انسان ابتدا آرزو مى‌كند تا درآمدى به اندازه‌اى كه لقمه نانى در بياورد داشته باشد و به قول معروف، به همين مقدار كه سقفى بالاى سرش باشد و آبرويش محفوظ بماند قانع است. اما اگر به اين مقدار رسيد، كم كم دلش مى‌خواهد خانه بزرگ ترى داشته باشد. پس از اين‌كه به آن خانه رسيد در صدد بر مى‌آيد وسايل زندگى و رفاهى بيشتر و بهترى تهيه كند. و خلاصه، همين طور آن قدر ادامه مى‌دهد كه آرزو مى‌كند همه كره زمين متعلّق به او باشد. اگر همه كره زمين را هم به او بدهند، هوس تصرف و تملك كره ماه به سرش مى‌زند و هم چنان بالا مى‌رود تا به آن جا مى‌رسد كه به فكر مى‌افتد اگر در كهكشان يا كهكشان هاى ديگر هم كراتى هست آنها را هم تصاحب كند! خلاصه، خواسته هاى انسان «حدّ يَقِف» ندارد و اين ويژگى در همه انسان ها وجود دارد. حضرت امام(رحمهم الله) از همين جا استدلال مى‌كردند كه بنابراين انسان طالب كمال بى نهايت است و چون كمال بى نهايت جز در ذات اقدس الهى يافت نمى‌شود، پس انسان فطرتاً خداطلب است.

على رغم اين‌كه انسان بى نهايت طلب است و هر كمالى را در حد بى نهايت آن جستجو مى‌كند، اما مى‌بينيم بسيارى از انسان ها به خدا و دين و تقرب الى الله و مقامات معنوى كه مى‌رسند اين جا كُميتشان لنگ مى‌شود! با اين‌كه ما مى‌دانيم مراتب ايمان و مقام هاى معنوى و بهره مندى از نعمت ها و رحمت الهى در حد بى نهايت است، اما معمولاً به همان مرتبه اول يا مراتب بسيار پايين آن قانعيم و براى نيل به مراتب بالاتر آنها تلاشى نمى‌كنيم! چگونه است كه در زمينه مسايل مادى حتى به كره ماه و ساير كرات در ديگر كهكشان ها قانع نيستيم، اما در معنويات به اندازه نان و پنير و بخور و نميرى و حتى پايين‌تر از آن بسنده مى‌كنيم؟! قانعيم به همين كه در بهشت شير و عسلى به ما بدهند! يا حتى پايين تر، همين كه اجازه دهند قدمى در بهشت بزنيم ما را بس است! و يا حتى گاه از آن هم پايين تر، همين كه ما را جهنم نبرند راضى هستيم! قطعاً چنين چيزى بر اساس فطرت ما نيست. ما فطرتاً در هيچ زمينه‌اى به هيچ حدى قانع نيستيم. اين‌كه احياناً در زمينه مسايل معنوى و تقرب به درگاه الهى چنين حالتى در ما وجود دارد قطعاً ناشى از ضعف و بيمارى و مرضى در روح ما است. نظير اين‌كه انسان به طور طبيعى غذا خوردن، به خصوص غذاى لذيذ را دوست دارد، اما گاهى به علت بيمارى چنان مى‌شود

كه گرچه ساعت ها است غذا نخورده، هيچ اشتها و ميلى به غذا ندارد و اگر هم لقمه‌اى بخورد حالت تهوع به او دست مى‌دهد. چنين حالتى طبيعى نيست بلكه فقط به هنگامى كه جسم ما بيمار است و دچار اشكال و اختلالى شده، اين مسأله پيش مى‌آيد. در بُعد روحى نيز همين‌گونه است. ما به طور طبيعى بايد در همه زمينه هاى كمال، بى نهايت طلب باشيم؛ اگر در زمينه كمالات روحى و معنوى اين گونه نيستيم نشان از نوعى بيمارى در روح ما است و بايد در صدد اصلاًح آن برآييم. بسيارى از ما اگر به نفس خودمان مراجعه كنيم، مى‌بينيم اگر اطمينان داشته باشيم كه حتماً نازل ترين مرتبه بهشت را به ما خواهند داد و ما را به جهنم نخواهند برد، ديگر خيالمان آسوده مى‌شود و حركتى براى بيشتر از آن نمى‌كنيم و ترجيح مى‌دهيم مشغول دنيا و ماديات باشيم! به هر حال اين واقعيتى است كه وجود دارد و همان‌گونه كه گفتيم نشان از نقص نفس و ضعف ايمان ما دارد. بايد از خدا بخواهيم كه اين حالت را از ما برطرف كند تا در زمينه مسايل و كمالات معنوى نيز نظير مسايل مادى «حدّ يَقِف» نشناسيم و به هيچ حد و مرزى قانع نباشيم. گرچه بين ايمان ما و ايمان اولياى الهى ميليون ها مرتبه فاصله وجود دارد، اما اين تمنّا و آرزو را در خود ايجاد كنيم كه، من هم مى‌خواهم به آن مقام ها واصل شوم. اگر ما بخواهيم، خداى متعال بخلى ندارد. اين مراتب را براى كسى غير از ما بندگانش خلق نكرده و همه انبيا را هم فرستاد تا ما را به آنها دعوت كنند؛ بنابراين از اعطاى آنها به بندگان دريغى ندارد و اشكال از ضعف همّت ما است. «گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست»؟!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۱۷:۴۳
کتب یا کتاب های آسمانی که پیامبران پیش از ما آوردند و قرآن همه آنها را تصدیق کرده!
باید به کتب آسمانی و پیامبران ایمان بیاوریم چرا که در زمان "رجعت" با ایشان برخورد خواهیم کرد و باید آداب صحیح در قبال ایشان را بدانیم!
جناب سلمان 313
با احترام اگر نکته ای از پرسشهایتان مانده است بفرمایید در خدمت هستم!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۱۷:۵۳
تذکر مهم:
در تاپیک های مختلف و توسط دوستان از تقوی در تقابل با شیطان صحبتهایی دیده ام فلذا اجازه می خواهم نکته ای عرض کنم:
ما لباس تقوایمان چه اندازه است چند سال است از آن مراقبت می کنیم!؟
شیطان رجیم هزاران سال تجربه دریدن لباس بندگان خدا را دارد!
باید به خدا پناه برده و عاجزانه درخواست کنیم تا لباس تقوای الهی را بما عطا فرماید!

...
ادامه دارد

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۱۹:۲۳
تقويت علم، راهى براى تقويت ايمان است!
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/kZen1D4ww3ZfJA332mogq1-oqeLroKkPtAbXX5ZH8l2wFLCV7ZHW6Q/s/w535/

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۱۹:۴۱
هنگامى را كه با قلبى سليم به پيشگاه پروردگارش آمد
سلام
کمی در مورد قلب سلیم توضیح بفرمائید


ابراهیم صلوة الله علیه از شیعیان نوح صلوة الله علیه بود پس واجد شرایط این مرتبه از دین اسلام یعنی دین خالص بوده است
واجد چه شرایطی و با چه کیفیتی؟منظورم این است شرایطش چگونه بود؟


اطاعت محض از پروردگار متعال
گاهی پیش می آید که انسان در مقابل فشارها و هجمه ها به شدت کم می آورد باید چه کرد؟(سوال یکی از خواهران)در شرایط حال بگوئید؟مثلا کسی که با این مسائل خو نگرفته و تا بیاید به آن چیزی که ما می گوئیم برسد خیلی طول می کشد یا خیلی عقب است و درک درستی از این مطالب ندارد!چه باید کرد؟
اطاعت محض!کمی بیشتر توضیح دهید با مصداق یا با داستانی که بیشتر برایمان قابل فهم شود.


تقوی محض
تقوی که خیلی دوستش دارم!
تقوی محض.باز احتیاج به توضیح دارم
جناب پرتوفرد فکر کنید من چیزی نمی دانم من شاگرد کلاس هستم توضیح بدهید.

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۱۹:۴۸
دیدگاه شیعه رو به جلو است و مسیر پیشرفت را طی می کند
سلام
بله درست است.
نظر شخصی:اگر کمی و فقط کمی مطالعه داشته باشیم.ما غرق در اینگونه مباحث بسیار شیرین می شویم.اگر ما کتابخوان باشیم نه کتابخوار!می توانیم در بین این مدتی که در این راه قدم بر می دارید کمی ها و کاستی های خود را بشناسیم و با شرایطی که بعضی از بزرگران داشته اند مقایسه کنیم تا اگر با هم یکی بود راهی را پیامبری برا حل مشکلش برگزیده یا خدا نشان داده در زندگی پیاده کنیم.اگر ندانستیم یا باز مطالعه را زیاد می کنیم یا از محضر اساتید بزرگوار استفاده می کنیم.اگر طالب باشید به دنبال پاسخ می کردید حتی اگر شده شهر به شهری بروید تا کسی را پیدا کنید که جواب سوال شما را بدهد.


اگر فارغ شد توبه و انابه می کند
منظور از فارغ را نفهمیدم؟برای توبه و انابه


خداوند متعال در قرآن کریم برای همین امر اینقدر روی تمامی اتفاقات زندگی ابراهیم صلوة الله علیه مانور داده
تعابیر به کار رفته در مورد ابراهیم علیه السلام در قرآن چه چیز می باشد؟
اگر زحمتی نیست سوره و آیه؟


به این بزرگوار بالیده است چرا که مسیر "شیعه شدن" همانگونه که این بزرگوار رفته است می باشد!6
همین نکته کوتاه می شود رفت دنبال کار
مسیر شیعه شدن؟
ابراهیم علیه السلام برااساس کدام راه و روش به جایگاه شیعه بودن نائل آمده!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۱۹:۵۷
برای این درجه از دین اسلام ناب اگر بخواهم کسی را واجد شرایط عرض کنم: عالم و متّقی معاصر و بزرگوار آیت الله العظمی حاج آقای بهجت رحمة الله علیه است که وسعت روحشان در زمان زنده بودنشان تا فضای عالم ملائکه و ارواح رسیده بود که بسیار بالاتر از برزخ و مشخصات دیگر آن ... که گاهاً بعضی از روی ندانستن این بزرگوار را درحد برزخ و مشخصه های آن توصیف میکنند که جفایی است به این عالم متقی و بزرگوار شیعه می باشد!
سلام
در مظلومیت و گوشه نشین کردن و محدود کردن آیت الله بهجت(ره)همین بس!
وگرنه کسانی که از ایشان شناخت درستی دارند می دانند که ایشان چه جایگاهی دارند.
مقام آیت الله بهجت(ره)مقامی بس بزرگ است که هر کسی را یارای دیدن آن مقام نیست.چون فقط به اهلش نشان داده اند.عزیزانی بودند که دیدند.حس کردند.
من در کل مدتی که ایشان را شناختم فقط از همراهان ایشان شنیدم که ایشان چشم برزخی دارند.خیلی از دوستان بنده به خاطر این که خدائی ناکرده ایشان آنها را با چشم برزخی ببیند ویا حرفی بزند که باعث آبروریزی اینها بشود از دیدن و زیارت کردن یک عالم منع شدند.نرفتند.توصیه های بنده نیز کارگر نبود و نرفتند.
ما را هم راه ندادند ولی من زرنگ بودم!از جناب قاضی(ره)خواستم کاری کند که ما از ایشان استفاده کنیم.همین طوری لفظی گفتم.گفتم میرزاعلی آقای قاضی ما شما را خیلی دوست داریم و دوست داریم از آیت الله بهجت(ره)استفاده کنیم ولی دسترسی نداریم.شد همانی که شد.


دین حنیفیّت
کمی توضیح می دهید؟
اولین بار است با این تعبیر بر می خورم!
در مورد حدیث نیز باید بگویم الان معنی کاملش را با توضیحات بالا فهمیدم!
ممنونم

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۲۰:۰۱
شیعه از امامش نفع می برد که در زیر حدیث آن آمده و همانطورکه در درجات دین و بر سر سفره عاشوراییان آورده ام از امامش تبعیت میکند درجه تبعیت از امامش نیز تبعیت از آثار ایشان است بعنوان مثال چندین بار دیده ایم که آثار تأییداتشان چگونه بر رهبر معزّز و معظّم حضرت آیة الله العظمی نایب عامه اشاندامة تأییداته بر اعمال و گفتار ایشان جاری شده است!
سلام
ما به یقین رسیده ایم که اینگونه است.
شک ندارم.

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۲۰:۱۹
على رغم اين‌كه انسان بى نهايت طلب است و هر كمالى را در حد بى نهايت آن جستجو مى‌كند، اما مى‌بينيم بسيارى از انسان ها به خدا و دين و تقرب الى الله و مقامات معنوى كه مى‌رسند اين جا كُميتشان لنگ مى‌شود!
سلام
احسنت!رسیدمیم به اصل نکته!
دلیلش چیست؟
چرا کسانی که با تمام وجود به اینگونه مباحث اعتقاد دارند کمیتشان لنگ می زند؟
مثلا ما می دانیم فلان گناه چه عقوبتی دارد ولی گاهی انسان در اثر یک غفلت مرتکبش می شود و اینجا ترسش ریخته می شود!گناه را انجام می دهد.بعد از گناه یکدفعه بیدار می شود که ای وای چه کاری بود من کردم!
مثال های دیگری هم هست.مثلا کوتاهی در نماز!مثل همکاران خودم.اذان که می گویند نماز نمی خوانند با وجود اینکه ما تاکید می کنیم اول وقت بخوانند می گذارند یک ساعت الی سه ساعت بعد از اذان!
آخر چرا!!!!!


با اين‌كه ما مى‌دانيم مراتب ايمان و مقام هاى معنوى و بهره مندى از نعمت ها و رحمت الهى در حد بى نهايت است، اما معمولاً به همان مرتبه اول يا مراتب بسيار پايين آن قانعيم و براى نيل به مراتب بالاتر آنها تلاشى نمى‌كنيم!
چرا ما قانع می شویم؟
این حس اقناع شدن از کجا می آید؟مثلا من تشنه ام که بدانم چرا یک مطلبی را که فهمیدم با آن سرگرم می شود و نمی خاهم مطلب بعدی را بدانم!
چرا؟
چه چیز مانع تلاش ما می شود؟


چگونه است كه در زمينه مسايل مادى حتى به كره ماه و ساير كرات در ديگر كهكشان ها قانع نيستيم، اما در معنويات به اندازه نان و پنير و بخور و نميرى و حتى پايين‌تر از آن بسنده مى‌كنيم؟! قانعيم به همين كه در بهشت شير و عسلى به ما بدهند! يا حتى پايين تر، همين كه اجازه دهند قدمى در بهشت بزنيم ما را بس است! و يا حتى گاه از آن هم پايين تر، همين كه ما را جهنم نبرند راضى هستيم!
صد در صد درست است!
حال و قال ما الان این است برادران و خواهران گرامی


قطعاً چنين چيزى بر اساس فطرت ما نيست
براساس چه چیزی است؟


اين‌كه احياناً در زمينه مسايل معنوى و تقرب به درگاه الهى چنين حالتى در ما وجود دارد قطعاً ناشى از ضعف و بيمارى و مرضى در روح ما است
برای احیاء و زنده کردن و برطرف کردن امراض روحی چه باید کرد؟


بسيارى از ما اگر به نفس خودمان مراجعه كنيم، مى‌بينيم اگر اطمينان داشته باشيم كه حتماً نازل ترين مرتبه بهشت را به ما خواهند داد و ما را به جهنم نخواهند برد، ديگر خيالمان آسوده مى‌شود و حركتى براى بيشتر از آن نمى‌كنيم
بله درست است ولی بعضی ها نمی دانند که در بهشت جایگاه و جایگاه هائی وجود دارد که اگر سعی و تلاشت را بیشتر کنی می توانی بدانجا دست یابی!
مثلا جایگاهی که سید بن طاووس و ابن فهد حلی رسیدند!جایگاهی که علامه قاضی(ره)دارند.مقامی بس بزرگ!خدایا قسمت ما هم کن!


نشان از نقص نفس و ضعف ايمان ما دارد
برای تقویت نفس و ایمان چه باید کرد؟


بايد از خدا بخواهيم كه اين حالت را از ما برطرف كند
چگونه؟


تا در زمينه مسايل و كمالات معنوى نيز نظير مسايل مادى «حدّ يَقِف» نشناسيم و به هيچ حد و مرزى قانع نباشيم.
چطور می توانیم این حس را در خورد تقویت کنیم؟موانع این کار چیست؟


گرچه بين ايمان ما و ايمان اولياى الهى ميليون ها مرتبه فاصله وجود دارد، اما اين تمنّا و آرزو را در خود ايجاد كنيم كه، من هم مى‌خواهم به آن مقام ها واصل شوم. اگر ما بخواهيم، خداى متعال بخلى ندارد
بله چون بعضا به بعضی افراد بیسواد نیز داده است!
کربلائی کاظم!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۲۰:۲۵
باید به کتب آسمانی و پیامبران ایمان بیاوریم
سلام
فرمودید کتب آسمانی و پیامبران!
ما به پیامبران پیشین از آدم تا خاتم الانبیاء (صلوة الله علیه)ایمان داریو شکی در آن نداریم
اما کتب آسمانی
از کجا بدانیم در کتب آسمانی چه نوشته؟آیا این کتب الان موجودند؟
آیا این تب از دست تحریف سالم مانده اند یا تحریف شده اند؟ما می دانیم تورات و انجیل تحریف شده اند.بعضا گاهی مزدورانی نیز پیدا می شوند که ندای تحریف قرآن سر می دهند اما خدا صدایشان را با جنودش خفه می کند وبا ذکر آیاتی از قرآن!
آنجا که در سوره بقره می فرماینداگر می توانید آیه ای همانند آنچه من آورده ام بیاورید.اگر کل جهان یا کل شما جمع شوید نه سوره و نه حتی یک آیه هم نمی توانید بیاورید!!!


"رجعت"
بحث شیرین رجعت که هرگز نشد از عالمی به درستی جریانش را بپرسیم.حتما از محضر شما استفاده می بریم.


با ایشان برخورد خواهیم کرد
کیفیت چگونگی برخورد با پیامبران را بیان بفرمائید؟


آداب صحیح در قبال ایشان را بدانیم!
چه آدابی؟

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۲۰:۲۹
ما لباس تقوایمان چه اندازه است چند سال است از آن مراقبت می کنیم!؟
سلام
همان سفارشی که میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بارها سفارش به مراقبه از دین و ایمانمان می کرد!
می گفت خیلی مراقب باشید!
شیطان مرجع تقلید تمام حیله ها و نیرنگ هاست!
مراقب باشید گول نخورید هوای نفس شما را نفریبد!
ولی.................


شیطان رجیم هزاران سال تجربه دریدن لباس بندگان خدا را دارد!
اگر باعث حالتی خاص نمی شد بعضی از موارد را در مورد بعضی بندگان خدا می گفتم که شیطان آنها را گرفتار چه مصیبتی کرده بود!


باید به خدا پناه برده و عاجزانه درخواست کنیم تا لباس تقوای الهی را بما عطا فرماید!
انشاءالله

اللیل والنهار
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۲۱:۰۸
askdin.com/group117-discussion2039.html


باسلام
خداقوت

اگه دوست داشتید تو این گروه فعالیت کنید باتشکر یاحق

باتشکر


باتشکر

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۲۱:۳۰
سلام
زمانی بود که می شنیدیم که ای کاش فلان شخصیت را می شد از نزدیک دید و با ایشان گفتگو کرد!
در ذهنمان هم هزار تا سوال داشتیم که دوست داشتیم تک و تنها ازش بپرسیم!سوالاتی که از ضعم ما هیچکس نمی تواند پاسخ دهد!
یک سیدی هست که ما بعضی دوشنبه ها می رویم پیشش!سید بسیار بزرگواری است.گاهی من دوساعت زودتر می روم جلوی درب منزلش تا اگر خدا خواست زودتر در را باز کند تا مرا به داخل راه د هد و تا زمانی که مردم می آیند چند تا سوال بپرسم تا کسی نیامده.دوست دارم ازش استفاده کنم.گاهی درب را باز می کند.مرا می بیند لبخند می زند!این را گفتم تا در مورد این بحث قدر بدانیم و شرکت کنیم.
اگر واقعا با درک و فهم حس کنیم که این بحث چه نتیجه ای دارد باور کنید شلوغ ترین تایپیک سایت می شود.
حالا در این سایت و در این بحث یک فرصت طلائی پیش اومده که کسانی که دوست دارند به سوالاتشان در این بحث پاسخ داده شود بسم الله
این گوی و این میدان!

اللیل والنهار
۱۳۹۳/۰۶/۲۷, ۲۱:۴۳
اسک دینواحد تبلیغات بخش شیعه شاید آدرسش اشتباه باشه برای همین توضیح دادم

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۱:۵۴
کمی توضیح می دهید؟
اولین بار است با این تعبیر بر می خورم!
در مورد حدیث نیز باید بگویم الان معنی کاملش را با توضیحات بالا فهمیدم!
ممنونم
دوست و برادر گرامی جناب سلمان313
با سلام و عرض ادب و احترام
شما خیلی شتاب دارید و من بخوبی درک میکنم که فطرتان شما را راهبری می کند و مباحث اصلی را جلوتر از بحث پیش می برید!
برای تمام این سئوالات مباحثی بسیار داریم !
اگر اجازه بدهید پس از پایان تمامی مباحث من در خدمت شما هستم و قول میدهم تا آخرین سئوالتان را انشاء الله اگر عمری باشد جواب خواهم داد ولی من بقین عرض می کنم که 99.99% سئوالاتتان در مباحث آینده جوابشان خودتان خواهید داد! من تمامی سئوالاتتان را بترتیب بحث از خود شما جوابشان را از خود شما خواهم پرسید! چراکه خودتان فرموده بودید که مرا بمانند شاگردی فرض کنید که تازه سرکلاس آمده ام!
باز در خدمت هستم اگر امر بفرمایید جوابهای شما را عرض خواهم کرد!
من با اجازه شما سئوالات قبلی شما و خواهر بزرگوارمان را مرتب نموده ام و بهمراه جوابشان تقدیم می نمایم!
سپاسگزارم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۲:۰۳
1. منظور از فارغ را نفهمیدم؟برای توبه و انابه
جواب:
منظور اینست که شیعه اگر زمین خورد بدلیل: گناه – خطا و ...
حق ندارد وظیفه اصلی که در قبال امام صلوة علیه را حاشیه ای نماید! باید همینطور که در حال حرکت بسوی انجام وظیفه توبه کند!
توقّف در قبال امام خود مسئول است و در اسلام ناب محمّدی صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطّاهرین شیعه قعود ندارد بلکه باید قائم باشد و این خود یکی از اصلی ترین رفتار شیعیان است!
اگر لازم باشد در خدمت هستم و این اصول(این یکی از تفاوتهای اسلام ناب محمّدی صلوةالله علیه و علی آله الطیّبین الطّاهرین با اسلام آمریکایی می باشد!)
که انشاء الله بطور وسیع تاپیکهای آینده مورد بحث خواهد شد!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۲:۰۸
2. تعابیر به کار رفته در مورد ابراهیم علیه السلام در قرآن چه چیز می باشد؟
اگر زحمتی نیست سوره و آیه؟
جواب: 



سوره: 30 , آیه: 30
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
سوره: 3 , آیه: 67
مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
سوره: 6 , آیه: 79
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
سوره: 3 , آیه: 95
قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
سوره: 10 , آیه: 105
وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ




سوره: 4 , آیه: 125
وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا
سوره: 16 , آیه: 120
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
سوره: 2 , آیه: 135
وَقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
سوره: 16 , آیه: 123
ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
سوره: 6 , آیه: 161
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ


سوره: 22 , آیه: 31
حُنَفَاء لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ
سوره: 98 , آیه: 5
وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ

و...
آیات دیگری نیز در قرآن کریم نسبت به ایشان آمده که مرحله به مرحله رشد ایشان با آیات آمده در ارتباط می باشد که از آنجا که دین حنیفیّت قسمت اعظمی از اسلام ناب محمّدی صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطّاهرین می باشد!
اگر اجازه بدهید در جای خود مورد بحث قرار بگیرد.

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۲:۱۸
3. همین نکته کوتاه می شود رفت دنبال کار
مسیر شیعه شدن؟
ابراهیم علیه السلام برااساس کدام راه و روش به جایگاه شیعه بودن نائل آمده!
جواب:
بعد از طی مسیر دین خالص ایشان طبق آیات فوق و روایات معتبر ایشان
درجه دین حنیفیت(دین ابراهیم صلوة الله علیه) که رسالت آن نیز بعهده این بنده ممتاز پروردگار بود را جاری کردند همانگونه که در جواب سئوال2 آورده شد
آیات ذکرشده و...
آیات دیگری نیز در قرآن کریم نسبت به ایشان آمده که مرحله به مرحله رشد ایشان با آیات آمده در ارتباط می باشد از آنجا که دین حنیفیّت قسمت اعظمی از اسلام ناب محمّدی صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطّاهرین می باشد حتماً مبحث آن خواهد آمد!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۲:۲۵
• هنگامى را كه با قلبى سليم به پيشگاه پروردگارش آمد
سلام
4. کمی در مورد قلب سلیم توضیح بفرمائید!
جواب:
مفسران براى «قَلْب سَلِيم» تفسيرهاى متعددى بيان كرده اند كه هر كدام به يكى از ابعاد اين مسأله اشاره مى كند:
قلبى، كه پاك از شرك باشد.
قلبى، كه خالص از معاصى و كينه و نفاق بوده باشد.
قلبى، كه از عشق دنيا تهى باشد، كه حب دنيا سرچشمه همه خطاها است.
و بالاخره قلبى، كه جز خدا در آن نباشد!
حقيقت اين است كه: «سليم» از ماده «سلامت» است، و هنگامى كه سلامت به طور مطلق مطرح مى شود، سلامتى از هر گونه بيمارى اخلاقى و اعتقادى را شامل مى شود.
جالب ترين تفسير براى «قلب سليم» را امام صادق(عليه السلام) بيان فرموده: آنجا كه مى خوانيم: الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقَى رَبَّهُ وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاهُ: «قلب سليم قلبى است كه خدا را ملاقات كند، در حالى كه هيچ كس جز او در آن نباشد»(تفسیر نمونه )

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۲:۴۰
• اطاعت محض از پروردگار متعال
5. گاهی پیش می آید که انسان در مقابل فشارها و هجمه ها به شدت کم می آورد باید چه کرد؟(سوال یکی از خواهران)در شرایط حال بگوئید؟مثلا کسی که با این مسائل خو نگرفته و تا بیاید به آن چیزی که ما می گوئیم برسد خیلی طول می کشد یا خیلی عقب است و درک درستی از این مطالب ندارد!چه باید کرد؟
شیعه شدن امری سخت است میتوان" محبّ" باقی ماند!
آنچه تاکنون در بحثهای آمده اینها تماماً مقدّمه بوده برای پرداختن به اینکه "چگونه شیعه شویم"
تذکر مهم:
از آنجاییکه امام راحل ره فرموده اند: رعایت قوانین برهمه واجب است:
شاید جواب بسیاری از سئوالاتمان را پاسخ دهد باید عرض کنم که برای جلوگیری و روشن شدن بعضی نکات در این باره باید به فتاوای مراجع جلیل القدرمان که حجة المهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف برای ما هستند از خود این بزرگواران یا دفاتر ایشان سئوالات و دریافت جواب و فتوای ایشان مراجعه نموده و کسب تکلیف کنید!!!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۲:۴۳
6. اطاعت محض!کمی بیشتر توضیح دهید با مصداق یا با داستانی که بیشتر برایمان قابل فهم شود
جواب:
در درجه" دین خالص" اطاعت محض:
از اصول بحساب می آید بعنوان مثال: از قدیم شنیده ایم که در ارتش باید اطاعت کنیم و می گویند ارتش چرا؟ ندارد!
یا حتماً داستان" شیعه تنوری" را شنیده اید:
(از آنجاییکه امام صادق صلوة الله علیه فرموده بودند اگر من 40نفر مرد جنگی داشتم قیام بر من واجب می شد!)


سردار یک لشگر از ایران به دیدار امام صادق صلوة الله علیه آمد و عرض کرد آقا من و یک لشگر با زره و آمادگی کامل آماده است. ای امام قیام کنید و حکومت که از آن شماست بگیرید!
امام صادق صلوة الله علیه فرمودند: شجاع ترین مرد لشگر کیست؟ گفتند: یا امام در ایران همیشه شجاع ترین مرد لشگر را فرمانده و سردار لشگر قرار می دهند!
امام صادق صلوة الله علیه فرمودند: بیا برو داخل تنور!
گفت: یا امام ما برای جنگیدن با دشمن به اینجا آمده ایم و آرزوی مرگ در رکاب شما را داریم ولی شما مرا به قتل نفس که از گناهان کبیره است امر میکنید!
مردی که برای امام صادق صلوة الله علیه کار میکرد وارد شد! و امام صلوة الله علیه فرمودند فلانی بیا برو داخل تنور! مرد گفت چشم مولای من! درب تنور را برداشت و رفت داخل تنور و خود در آن را بست!
امام صلوة الله علیه شروع به صحبت با سردار ایرانی نمود و با او سخن گفت. سردار در دلش آشوب بود و حواسش به امام صلوة الله علیه نبود و با خود میگفت آن مرد بیچاره سوخت و امام با من صحبت می کند امام که روی درب تنور نشته بود از فکرهای آن سردار هم خبر داشت بعد از مدت زمان طولانی از روی درب تنور بلند شدند و فرمودند: فلانی بیا بیرون! و مرد هم صحیح و سالم بیرون آمد و امام صلوة الله علیه به آن سردار فرمودند: من 40یاور مثل این مرد می خواهم تا قیام برمن واجب شود!
سپس تعداد یاوران و کیفیت آنها عوض شد: 313 شیعه که وصفشان را شنیده اید... که وقتی راه می روند قسمتی از زمین که جای پای یاوران امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف بر قسمتهای دیگر زمین فخر می فروشد و میگوید: یکی از یاوران بر من قدم گذاشت و چه سعادتی بالاتر از این!
اگر الان هزاران شیعه تنوری بخواهند مهیّاست ولی چه کنیم که شرایط را سخت تر نمودند!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۵:۵۸
برای یاد آوری نگاهی به بحثهای قبلی می نماییم
تمامي انبياء الوالعزم الهي شريعتي را که آورده اند قسمتي از شريعت اسلام كامل بوده است و همانگونه كه در قرآن مشاهده ميشود از آنها بعنوان مسلمان ياد شده است.
اسلام داراي مراتبي است:.

وقتي به آيات قرآن کریم نگاه كرده و بررسي ميكنيم اين مراتب را چنين خواهيم يافت:

ان دین عند الله الاسلام(آل عمران- 19)

دین در نزد خداوند اسلام است.



[*=center]دين شهادتين



وقتی به آیات قرآن کریم و جمع بندی تفاسیر می پردازیم نتیجه می شود که:
اولین تشریع دین توسط پروردگار متعال و نیز تنها سفارش او به آدم ع و ذریه اش

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (002 | البقرة - 38)
گفتيم: «همگى از آن، فرود آييد! ولى هرگاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، كسانى كه از آن پيروى كنند، نه ترسى بر آنهاست،و نه اندوهگين مى شوند».
اولين تشریع در اسلام شامل وجدانيات و شهادت به يگانگي پروردكار متعال خلاصه ميشود.

(تشریع دین در زمان آدم (ع) تا نوح(ع) )

(قولوا لا اله الا الله تفلحوا))

ادامه در پست بعدخواهد آمد...

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۶:۰۱
. دین خالص

(شریعت نوح ع)

زیر بنای دین خالص همان هدایت بود همان هدایتی که پروردگار متعال وعده آنرا در زمان هبوط آدم ع داده بود سفارش کرده بود و همگان را به تبعیت و پیروی از آن به آن دعوت کرده بود:

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (002 | البقرة - 38)
گفتيم: «همگى از آن، فرود آييد! ولى هرگاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، كسانى كه از آن پيروى كنند، نه ترسى بر آنهاست،و نه اندوهگين مى شوند».

زیر بنای دین خالص همان هدایت بود و این هدایت یا از طریق وحی یا از پس حجب بر ایشان جاری می شد.

حضرت نوح ع یکی از پیامبران ممتاز الهی بود و برای اولین بار حجم بزرگی از دین را جاری نمود و به این حجم زیاد از
شریعت کلمه دین اطلاق گردید.

نوح ع در محاجه با قومش امر به ایمان به خداوند یکتا و عبادت واطاعت محض از به خداوند یکتا و احسان و محسن بودن و انذار از عذاب خدا را تأکید داشت ایشان بسیار دلسوز مردم بود و با بررسی آیات واحادیث و تفاسیر می بینیم که موارد زیر در دین خالص مطرح است:


باید به خدا ایمان داشت.((باطنیات))

باید عبد خدا بود.((اعمال))
باید مطیع خدا بود.((اعمال))
باید متقی بود.((اعمال))
باید محسن بود.((اعمال))
انذار از عذاب خدا.((باطنیات))
خلوص در دینداری.((باطنیات)) و -


این گوهر بسیار گرانبهای شریعت نوح ع که تا حدی مهم بود که شریعت او را پروردگار متعال در قرآن کریم دین خالص آورده است
و برای کسانی که از هدایت مردم جلوگیری میکردند درخواست عذاب نمود و تنها پیامبری بود که در این مورد اینچنین رفتار کرده است.

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
إِنّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ (071 | نوح - 1)
بنام خداوند بخشنده مهربان
ما نوح را به سوى قومش فرستاديم و گفتيم: «قوم خود را انذار كن پيش از آن كه عذاب دردناكى به سراغشان آيد.»
قالَ يا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ (071 | نوح - 2)
گفت: «اى قوم من! به يقين من براى شما انذار كننده آشكارى هستم،
قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلاً وَ نَهاراً (071 | نوح - 5)
وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيّاراً (071 | نوح - 26)
نوح گفت: «پروردگارا! هيچ كس از كافران را بر روى زمين باقى مگذار
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظّالِمِينَ إِلّا تَباراً (071 | نوح - 28)
پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و همه كسانى را كه با ايمان وارد خانه من شدند، و جميع مردان و زنان با ايمان را بيامرز; و ستمكاران را جز هلاكت ميفزا!»
بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ ... (002 | البقرة - 112)
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ (029 | عنكبوت - 69)
و آنها كه در راه ما (با خلوص نيّت) جهاد كنند، قطعاً به راههاى خود، هدايتشان خواهيم كرد; و به يقين خداوند با نيكوكاران است.
أَلا لِلّهِ الدِّينُ الْخالِصُ ...(039 | زمر - 3)
و...

خداوند متعال فقط دو شریعت را در قرآن کریم به ما امر میکند که مقید باشیم.1-شریعت نوح ع (دین خالص)2-شریعت ابراهیم ع(دین حنیفیت)

نتیجه دین خالص: گوهر گرانبهای دین خالص <<< قلب سلیم >>>است

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ (037 | صافات - 83)
و از پيروان او ابراهيم بود

إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (037 | صافات - 84)
(به خاطر بياور) هنگامى را كه با قلبى سليم به پيشگاه پروردگارش آمد.


...
ادامه در پست بعدی

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۶:۰۵
قلب سلیم: اگر در قلب کسی هیچ ذره ای از شرک و آلودگی نباشد و قلبش مریض و علیل نباشد میشود قلب سلیم که از
مشخصه های دین خالص – شریعت نوح ع است.

وَ مَنْ أَحْسَنُ ديناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ ...(004 | نساء - 125)
این قسمت از آیه شریعت نوح ع است.

ابراهیم ع شیعه نوح ع بود:
1-ایمان کامل به خدا
2-تسلیم کامل در برابر خدا
3-مطیع خدا
4-تقوای محض الهی
5-عبادت
6-نیکوکار و محسن

وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ لِأَبيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ في ضَلالٍ مُبينٍ (006 |انعام - 74)
(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه ابراهيم به پدرش [= سرپرستش كه در آن زمان عمويش بود] «آزر» گفت: «آيا بتهايى را به عنوان معبود (خود) انتخاب مى كنى؟! به يقين تو و قومت را در گمراهى آشكارى مى بينم.»
به بعد...

ابراهیم ع هنوز بر شریعت نوح ع است و اینها باطنیات و اعمال دین خالص است. محاجه ابراهیم ع با پدرش آذر در 8 جای قرآن آمده است.
پروردگار یک دفعه برای ابراهیم ع ماجرای جدیدی ایجاد می کند.
ماجرایی که زیر بنای آن فطرت است و از فطرت شروع می شود.
جایگاه فطرت در عالم ارواح است و...

شروع حنیفیت ابراهیم ع:

...
ادامه آن در تاپیک بعد

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۶:۱۰
... خداوند متعال فقط دو شریعت را در قرآن کریم به ما امر میکند که مقید باشیم:
1-شریعت نوح ع (دین خالص)
2-شریعت ابراهیم ع(دین حنیفیت)

نتیجه دین خالص: گوهر گرانبهای دین خالص " قلب سلیم " است
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ (037 | صافات - 83)
و از پيروان او ابراهيم بود
إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (037 | صافات - 84)
(به خاطر بياور) هنگامى را كه با قلبى سليم به پيشگاه پروردگارش آمد;




دین حنیفیت

(شریعت ابراهیم ع)

سالها گذشت و ابراهیم ع پا به عرصه دنیا گذاشت پروردگارش در ابتداء به ابراهیم ع دین نوح ع – دین خالص را تعلیم داده و او را با دین نوح ع آشنا می کند و ابراهیم ع زندگیش را با تشیع نوح ع آغاز می کند و ابراهیم ع را در همان سنین نوجوانی رشدش میدهد.

سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ (037 | صافات - 79)
سلام بر نوح در ميان جهانيان باد!

....

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ (037 | صافات - 83)
و از پيروان او ابراهيم بود;

إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (037 | صافات - 84)
(به خاطر بياور) هنگامى را كه با قلبى سليم به پيشگاه پروردگارش آمد;


83وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ
84إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْب سَلِيم
85إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما ذا تَعْبُدُونَ
86أَ إِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللّهِ تُرِيدُونَ
...
چه تعبير جالبى؟ ابراهيم(عليه السلام) از شيعيان نوح(عليه السلام) بود، با اين كه فاصله زمانى زيادى آن دو را از هم جدا مى كرد (حدود 2600 سال، به گفته بعضى از مفسران) ولى مى دانيم در پيوند مكتبى، زمان كمترين تاثيرى ندارد.(2)
* * *
بعد از بيان اين اجمال، به تفصيل آن پرداخته، مى فرمايد: «به خاطر بياور هنگامى را كه ابراهيم با قلب سليم، به پيشگاه پروردگارش آمد» (إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْب سَلِيم).
مفسران براى «قَلْب سَلِيم» تفسيرهاى متعددى بيان كرده اند كه هر كدام به يكى از ابعاد اين مسأله اشاره مى كند:
...
جالب ترين تفسير براى «قلب سليم» را امام صادق(عليه السلام) بيان فرموده: آنجا كه مى خوانيم: الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقَى رَبَّهُ وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاهُ: «قلب سليم قلبى است كه خدا را ملاقات كند، در حالى كه هيچ كس جز او در آن نباشد».(4)
و اين تعبير، جامع همه اوصاف گذشته است.
و نيز در روايت ديگرى از همان امام(عليه السلام) آمده است كه: صاحِبُ النِّيَّةِ الصّادِقَةِ صاحِبُ الْقَلْبِ السَّلِيْمِ، لِأَنَّ سَلامَةُ الْقَلْبِ مِنْ هَواجِسِ الْمَحْذُوراتِ بِتَخْلِيْصِ النِّيَّةَ لِلّهِ فِى الاُمُورِ كُلِّها: «كسى كه نيت صادقى دارد صاحب قلب سليم است، چرا كه سلامت قلب از شرك و شك، نيت را در همه چيز خالص مى كند».(5)

ـ بقره، آيه 10.
3 ـ «كافى»، جلد 2، صفحه 16.
4 ـ «بحار الانوار»، جلد 70، صفحه 210.
5 ـ در زمينه «قلب سليم» بحث مشروحى در جلد 15 تفسير «نمونه»، ذيل آيات 88 و 89 سوره «شعراء» (تحت عنوان قلب سليم تنها سرمايه نجات)، صفحه 273 آورده ايم.
(تفسیر نمونه و ...)
....
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۶:۱۲
شروع حنیفیت ابراهیم ع:

اگر ما برای مقتضیات الهی زمان و مکان قائل باشیم این خودش شرک است.
خدا اقتضاء می کند این توحید است.
اقوم هر چیزی در قرآن آمده است.
حنیفیت مجموعه بسیار بزرگی است و
توحید زیر مجموعه حنیفیت است!

بهترین مصادیق برای جنبه های گوناگون حنیفیت رفتار ابراهیم ع است.

وَ كَذالِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ(انعام-75)
و این چنین، ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم؛ تا اهل یقین گردد.

چرا ابراهیم ع باید ملکوت آسمانها و زمین را ببیند؟
چون باید اهل یقین باشد.

چرا ابراهیم ع باید اهل یقین باشد؟
چون حنیف بشود!و حنیفیت نیاز به یقین دارد و یقین نیاز به دین.
جنس آسمانهااز چیست؟
یک جنبه برزخی دارد و یک جنبه روحی دارد و یک جنبه داردو و یک جنبه عرشی دارد و یک جنبه...

خداوند اصرار دارد حنیفیت و حد جزئیات حنیفیت را در ماجرای ابراهیم ع به ما نشان دهد و به رخ بکشد.

در حنیفیت حد مطلوب بسیار مورد تأکید است.

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللهِ الَّتِي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللهِ (سوره روم – 30)
پس روی خود را متوجّه آیین حنیف پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛
مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ لاتَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (030 | روم - 31)
(رو به سوى فطرت الهى آوريد) در حالى كه (توبه كنان) به سوى او باز مى گرديد و از (مخالفت فرمان) او بپرهيزيد، نماز را برپا داريد و از مشركان نباشيد.

رکن اصلی دین حنیفیت چیست؟

اساس دین حنیفیت فطرت است.

دین حنیفیت چیست؟

دینی است که خداوند بر اساس فطرت انسانها قرار داده و این فطرت تغییر ناپذیر است.

معنای طینیت و فطرت:

طینت: روح به شکل یک توده ابرگونه است و اینکه جنس این توده ابر گونه(یا شخصیت روحی) شما چگونه است(لطیف... خشن...)آنرا طینت می گویند.
پس طینت یعنی جنسیت روح ابر گونه شما است.

فطرت: نوری است الهی که در آن جاذبه ای بسیار قوی قرار داده شده تا بسوی خدا کشیده شود.
فطرت نوری است الهی که در روح انسان اثر میکند( لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللهِ) و می خواهد آدمی را حرکت دهد و وادار به انجام کار کند.

ابراهیم ع هم از نور فطرت به روحش تابیده و میخواهد حرکت حنیفی خودش را شروع کند طبق الگوی فطرت شروع کند ولی چون در حال حرکت بسیار سریع است ممکن است به انحراف کشیده شود شود و مصداق ها را اشتباه گیرد لذا نیاز به محبتهای جانبی مانند هدایت و محبتهای خاصه الهی دارد. حنیفیت شروعش از عالم ارواح است.

بلی این حنیفیت که ما به تبعیت از آن امر شده ایم و نیاز به مقدماتی که ابراهیم ع آنها را تا آنزمان انجام داده دارد.



ادامه در تاپیک بعدی ...

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۶:۲۱
عناصر حنیفیت:

فطرت (که در وجود همه انسانها هست) و بعد هدایت.

آیات بترتیب رشد ایشان بررسی و دسته بندی شده است.

جایگاه حنیفیت در دین اسلام:

واتبع ملة ابراهیم حنیفا
از آیین ابراهیم پیروی و تبعیت کن

خود ابراهیم ع اعتقاد نداشت که شریعتش کامل است و در اواخر عمرش متوجه این موضوع شده بود.
به لحاظ حنیفیتش درخواست جدیدی از خداوند کرد:

که کامل شده آن چند هزار سال بعد به نام دین مرضی اسلام در روز غدیر خم مطرح شد.
آ«چیز که ما بعنوان اسلام مرضی داریم یک رکن مهمش را ابراهیم ع به پا کرد.
بررسی مصادیق:

وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ لِأَبيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ في ضَلالٍ مُبينٍ (006 |انعام - 74)
(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه ابراهيم به پدرش [= سرپرستش كه در آن زمان عمويش بود] «آزر» گفت: «آيا بتهايى را به عنوان معبود (خود) انتخاب مى كنى؟! به يقين تو و قومت را در گمراهى آشكارى مى بينم.»

در اینجا ابراهیم ع امر نمی کند خدا را بپرستید!

نوح ع با لحن دیگری صحبت می کند در دین خالص(شریعت نوح ع) به لحاظ امر گفته میشود.

نتیجه: کلام شخص حنیف با دیگران فرق می کند.

ابراهیم ع میگوید من می بینم شما در گمراهی هستید.(انی اراک..)
آیا این از افکار یا آموزه ها یا از تخیلات ابراهیم ع است؟ یا از طریق وحی به او گفته شده است؟
جواب: هیچکدام ازحنیفیت ابراهیم نشأت میگیرد.

خداوند متعال بسیار اصرار دارد ابراهیم ع را حنیف معرفی کند بیش از آنکه اصرار داشته باشد او را پیامبر و صاحب شریعت معرفی کند.

وَ كَذالِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ(انعام-75)
و این چنین، ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم؛ تا اهل یقین گردد.

ابراهیم ع دید یک عده دارند ستاره می پرستند.
کدام ستاره؟ آن ستاره بزرگ را آن چیست؟ نعوذ بالله آن خدای ماست و داریم عبادتش می کنیم.
ابراهیم ع گفت هذا ربی مصداق را به لحاظ فطرت دنبال میکند حنیف دنبال فطرت است و جستجوگر او را مشرک نپندارید.

با فرمول حنیفیت بسنجیم!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۶:۲۵
برخورد واجدان شرایع:
در فرمول شریعت نوح ع – دین خالص ابراهیم ع باطل است. در شریعت موسی ع خضر باطل و محکوم است. در شریعتی که خضر ع به آن قائل است موسی ع رفتارش باطل است.
ابراهیم ع گفت: هذا ربی...

فَلَمّا جَنَّ عَلَيْهِ الَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلينَ (006 |انعام - 76)
هنگامى كه (تاريكى) شب او را فرا گرفت، ستاره اى را مشاهده كرد; گفت: «اين پروردگار من است؟!» امّا هنگامى كه غروب كرد، گفت: «غروب كنندگان را دوست ندارم.»


فَلَمّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِني رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّالِّينَ (006 |انعام - 77)
و هنگامى كه ماه را ديد كه (سينه افق را)
مى شكافد، گفت: «اين پروردگار من است؟!» امّا هنگامى كه (آن هم) غروب كرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايى نمى كرد، مسلّما از گروه گمراهان بودم.»

ایشان مشرک شد؟ نشد او حنیف است! صادق هم هست! شخص غیرصادق و غیر شیعه که را به ملکوت راه نمیدهند!
آن به اصطلاح عرفاء از سنی ها ولی اهل عوالم از شیعیان.
((انی لا احب الافلین))
من افول کننده ها را دوست ندارم!

اگر ما بخواهیم در این زمانه حنیف باشیم معنایش خیلی سخت میشود. خیلی چیزها در حال افولند اگر ما بخواهیم رد کنیم آنوقت چی؟
اگر حنیف باشی رو در روی خیلی چیزها و افراد بایستی.
شخص حنیف دنبال افول کننده ها نیست!

در قبال خورشید هم همین رفتار....


فَلَمّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَريءٌ مِمّا تُشْرِكُونَ (006 |انعام - 78)
و هنگامى كه خورشيد را ديد (كه سينه افق را) مى شكافت، گفت: «اين پروردگار من است اين (كه از همه) بزرگتر است؟!» امّا هنگامى كه غروب كرد، گفت: «اى قوم من! به يقين من از آنچه همتاى خدا قرار مى دهيد، بيزارم.



إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ (006 |انعام - 79)
من روى خود رابه سوى كسى متوجه كردم كه آسمانها و زمين را آفريده; در حالى كه ايمان من خالص است; و از مشركان نيستم.»

توحید مقوله بسیار بزرگی است اما حنیفیت عظیم تر از آن. در مقابل شرک حنیفیت را آورد ه است. ان القران یهدی للتی هی اقوم.

ابراهیم ع حنیف بود و در مقابل مشرک نبود. بعد ابراهیم ع با قومش محاجه میکند. بتها را می شکند.چرا بتها؟
یکی از رفتارهای حنیف بت شکنی است!
ابراهیم ع با مقوله ای مبارزه می کند که بت یکی از مصادیق آنست.
بت مصداق چیست؟
هر آنچه مانع او بر سر راه خداست بت است!
ابراهیم ع کی شروع به بت شکنی میکند؟
آن زمانی که می فرماید: إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ

حنیف کسی است که به لحاظ فطرتش به دنبال خداست!
ندای فطرت او را وادرر میکند هر چیزی سر راهش است کنار بزند می خواهد بت باشد یا حجب.
قال و من ذریتی
حنیف فقط بخاطر خودش سعی نمی کند و به فکر دیگران نیز هست. میزند بتها و موانع حنیفیت دیگران را از بین می برد و عوالم را بالا میرود.

ابراهیم ع در ماجرای آتش دیده بود که خداوند متعال فرمود: قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ (021 | انبياء - 69)
(سرانجام او را به آتش افكندند; ولى ما) گفتيم: «اى آتش! بر ابراهيم سرد و سالم باش.»

ابراهیم ع با حکم آشنا شده بود و میدانست که پایین ترین سنخیت حکم عرش است و میخواست به لحاظ حنیفیتش بالاتر رود.
ابراهیم ع می فرماید:
وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ أَرِني كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى

خداوند می فرماید: قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ ایمان نداری.
ابراهیم ع: قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبي ایمان دارم می خواهم قلبم اطمینان پیدا کند

خداوند میداند او میگوید اطمینان ولی دنبال حنیفیتش است و پاداش در خور آن را میدهد:
قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللهَ عَزيزٌ حَكيمٌ (002 | البقرة - 260)
و (به خاطر بياور) هنگامى را كه ابراهيم گفت: «پروردگارا! به من بنمايان چگونه مردگان را زنده مى كنى؟» فرمود: «مگر ايمان نياورده اى؟!» گفت: «آرى (ايمان آورده ام)، ولى مى خواهم قلبم آرامش يابد.» فرمود: «در اين صورت، چهار پرنده (از گونه هاى مختلف) را انتخاب كن; و آنها را (پس از ذبح كردن،) قطعه قطعه كن (و درهم بياميز); سپس بر هر كوهى،قسمتى از آن را قرار بده; بعد آنها را صدا بزن، بسرعت به سوى تو مى آيند. و بدان كه خداوند توانا و حكيم است;».

کلام ابراهیم ع در این جا حکم است یعنی ابراهیم ع وارد عالم عرش میشود.

در ملکوت:
شادی و نشاط و آرامش مطلق است.
اشخاص بد نمود دیگری دارند.(در برزخ هم این موضوع هست)
در ملکوت اشیاء از جنس عوالم پایین نیستند از جنس نور هستند.
در ملکوت انوار ساطعه از یک منشأ فطرت را هدایت و جذب میکنند.(لذا دیدیم در جریان ماه و ستاره و خورشید پرستان ابراهیم ع مصداق را اشتباه گرفت)
اگر اشتباه میگیرد بخاطر اینست که رب خود را باعث و منبع انوار یافته است.
وقتی می فرماید:انی لا احب الافلین.
"من افول کننده ها را دوست ندارم."

حنیفیت:
1-حنیفیت از بالاترین سنخیتش شروع به حرکت می کند و لذا در آرامش و نشاط مطلق است
2-هر چیزی که بین او و خدایش قرار بگیرد بت است و باید شکسته شود. ( لذتهای دنیوی و از این قبیل)
3-از افول کننده ها بیزار است.(مانند: جاه – حب دنیا و...)
5-مرکب حنیفیت فطرت است.
6-فطرت بدنبال نور هدایت است. عظمت نور هدایت(هذا اکبر)
با هادی الهی سریعتر میتوان این مسیر طولانی رشد را طی کرد.
7-حنیفیت اهل یقین است.
8-حنیفیت نیاز به عمود نگهدارنده دارد"نماز"
9-انابه – تقوی و نماز (احکام و حدود الهی)

واتبع ملة ابراهیم حنیفا.
این حنیفیت بخش بزرگی در اسلام مرضی را دارد.
اسلام جامع شرایع است و نیز دارای چیزهایی فراتر از حنیفیت است. خداوند در این اسلام لبه های تیز شرایع قبلی را گرفته تا دو شریعتی که کنار هم می ایستند با هم اصطکاک نداشته باشند.


تمامي انبياء الوالعزم الهي كه شريعتي را آورده اند قسمتي از شريعت اسلام كامل بوده است و همانگونه كه در قرآن مشاهده ميشود از آنها بعنوان مسلمان ياد شده است
مراتبي است.
وقتي به آيات قرآن نگاه كرده و بررسي ميكنيم اين مراتب چنين خواهيم يافت:
دين شهادتين: 1. دين شهادتين اولين مرتبه از اسلام بوده و شامل وجدانيات و شهادت به يگانگي پروردكار متعال خلاصه ميشود.( در زمان آدم (ع) تا نوح(ع) )
2. دين خالص: اطاعت محض و رعايت تقواي محض و احسان نمودن(محسن بودن) است قرآن ما امر شده ايم به دين خالص بدون چون و چرا و در.( در زمان نوح(ع) تا زمان ابراهيم(ع) )
3. دين حنيفيت: ديني كه بر پايه فطرت خداجويي از مبدا هستي تا مقصد بايد طي شود و هرگز شرك در آن راه داده نشود. با مركب راه واري چون فطرت با تعاليم هادي الهي مسير تا مقصد الهي را طي ميكنيم. در قران ما امر به حنيفيت شده ايم تا حنيفيت افول كنندگان مردودند مانند ستارگان و خورشيد و ماه. در حنيفيت هر چه بت هست يعني هر چه در مقابل پروردگار است ناگزير به شكسته شدن با تبر پولادين اسلام است. در حنيفيت بايد مدام در حال انابه و ياد حضرت حق بود و بجز از او هيچ از غير نخواهد و ...(زمان ابراهيم(ع))
4. دين قيم: حنيفيت + تشريع احكام الهي مانند زكات و نماز و ... در اين قسمت دين قيمة - دين حق و ... آمده است. که مجموعه عظیم آن حنیفیت است و ما بقی تغییراتی در تشریع احکام(زمان ابراهيم (ع)- موسي(ع) و عيسي(ع) تازمان خاتم )((پيامبران حضرت محمد ((ص

5. دين كامل و مرضي: همان تشيع است كه در برگيرنده تمامي درجات اسلام كه بصورت خلاصه آمد.

در تاپیک بعد

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۱۶:۲۷
براي روشن تر شدن و ياد آوري خودم ذكر اين مورد بجا است كه در ذيل آيه وان من شيعته لابراهيم. از امام صادق(ع) آمده است: وان ابراهيم لشيعة علي بن ابيطالب(ع) و ابراهيم از شيعيان امام علي (ع)است.

...
در ادامه
چند بزرگوار را که شیعه بوده و هستند ذکر خواهیم نمود
و چگونه شیعه باشیم! را بحث خواهیم کرد

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۲۱:۳۸
منظور اینست که شیعه اگر زمین خورد بدلیل: گناه – خطا و ...
سلام
چرا شیعه با تمام آنچه که می داند یعنی تمام مطالب ایگونه مباحث و بالاخص راه های شیطان برای ضربه زدن را می داند ولی باز ضربه می خورد؟گناه می کند؟


وظیفه اصلی که در قبال امام صلو] علیه
هر یک از ما در ذهن خود و براساس تفکرات خود وظیفه ای را اصلح می دانیم!
منظورتان چه وظیفه ای است؟


اگر لازم باشد در خدمت هستم و این اصول(این یکی از تفاوتهای اسلام ناب محمّدی صلوةالله علیه و علی آله الطیّبین الطّاهرین با اسلام آمریکایی می باشد!)
این اصول را نیز برایمان بگوئید؟

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۲۱:۴۴
اگر الان هزاران شیعه تنوری بخواهند مهیّاست ولی چه کنیم که شرایط را سخت تر نمودند!
سلام
چه شرایطی؟
چه کسانی شرایط را سخت تر کردند؟

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۲۱:۵۲
كسى كه نيت صادقى دارد صاحب قلب سليم است
سلام
جایگاه اینها در دنیا چه جایگاهی است و در آخرت چگونه؟
آیا این کسانی که صاحب قلب سلیم ویا صاحب قلبی صادق ونیت صادق هستند دارای کرامات و یا امتیازات معنوی خاصی هستند؟

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۲۲:۰۳
حنیفیت مجموعه بسیار بزرگی است و
توحید زیر مجموعه حنیفیت است!
سلام
مراتب دارد؟


خداوند اصرار دارد حنیفیت و حد جزئیات حنیفیت را در ماجرای ابراهیم ع به ما نشان دهد و به رخ بکشد.
پس حدود حنفیت کل عالم هستی است؟


فطرت: نوری است الهی که در آن جاذبه ای بسیار قوی قرار داده شده تا بسوی خدا کشیده شود.
فطرت نوری است الهی که در روح انسان اثر میکند( لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللهِ) و می خواهد آدمی را حرکت دهد و وادار به انجام کار کند.
پس بگو چرا بعضی ها نور هستند و می درخشند!


نیاز به محبتهای جانبی مانند هدایت و محبتهای خاصه الهی دارد.
اینها چگونه محبتهائی هستند؟
ما هم می توانیم شامل این محبتها شویم؟

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۲۸, ۲۲:۲۸
سلام
تمام مباحث مطرح شده در این تایپیک را به دقت خواندم ولی سیر نشدم
مطالب ناب دسته اول وبسیار پر حلاوت هستند جای دارد که برای بار دوم و سوم خوانده شود وحرارت آن را در قلبم احساس کنم.همان حرارتی که جناب سید هاشم حداد و جناب قاضی(ره)در سینه شان احساس می کردند.
شیرین تر اینکه در بین کلمات شما به رازهائی پی می بریم که قبلا برایمان نامکشوف بوده و اینک برملا شد!
خوشحالم که بعضی مسائل روشن شد.ولی نه زبانی برای بیان دارم و نه قلمم یارای گفتنش!
باید در سینه بماند................
دوستانی که موضوع را خوانده ام هنوز به کلام ناب پی نبرده اند یا می خواهند فقط تماشا چی باشند.فرصت را از دست ندهید شما نیز کامتان را شیرین کنید.
مثل این نوشته ها مثل همان کاروانی است که در داخل غاری بس تاریک در حال عبور بود و در زیر پای خود شن ها و سنگ ریزه هائی را حس می کند ولی نمی تواند ببیند.راهنمای کاروان ندا در می دهد هر که می خواهد از این شن ها و سنگ ریزه ها بردارد.عده ای بر می دارند(شرکت کننده ها در بحث)وعده ای دیگر می گویند به چه کار ما می آید بارمان سنگین می شود و نمی توانیم راه را ادامه دهیم.
ولی وقتی به روشنائی می رسند می بینند که شن ها و سنگ ریزه ها یاقوت و زمرد ولعل وعقیق ودر بوده اند.فقط حسرت می ماند برای کل جمع!بله
کل جمع!آنهائی ک
ه برداشتند حسرت می خورند که چرا زیادتر برنداشتند ویا چرا مکسی نکردند تا بار را پر کنند ولی حسرت بار تر آنکه عده ای که گفتند چرا ما فکرمان به این موضوع قد نداد و چرا حتی دست هم نزدیم به آنها تا حس کنیم چه بود و چه می شد کرد.................
بگذارید باز شیرینی این موضع را دوباره بچشم........

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۰۲:۲۹
اگر الان هزاران شیعه تنوری بخواهند مهیّاست ولی چه کنیم که شرایط را سخت تر نمودند!
سلام
چه شرایطی؟
چه کسانی شرایط را سخت تر کردند؟
پروردگار متعال غیور است و نسبت به امام و خلیفه خود در زمین غیور است و اگر شرایط ظهور که نشانه هایش در عصر ما پدیدار است همانگونه که در زمان امام صادق صلوة الله علیه و سید بن طاووس نشانه های ظهور پدیدار شده بود ولی مسلمانان غیرت و اراده لازم را از خود نشان ندهند به قطع بدانید که بنابر سنّت ها و قوانین الهی این توفیق سربازی و زمینه های ظهور بدلیل عدم لیاقت از آنان سلب خواهد شد!
ما فکر می کنیم که:
پروردگار متعال برما امامی قرار داده و ایشان را رها کرده !؟
خیر! پروردگار متعال غیرت تامّه است و اگر عزم و رفتار صحیح از خود نشان ندهیم از اینهم بیشتر شیعه تنبیه خواهد شد!!!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۰۳:۱۴
دوست و برادر گرامی سلمان 313
دوستان گرامی کانون قرآنی
با سلام و عرض ادب و احترام
تا اینجا که مباحث تقریباً به اواسط بحث رسیده ایم
انشاء الله بنا را بر این قرار دهیم پاسخگویی سئوالات ونظرات دوستان و برادر عزیزمان جناب سلمان313
لطفاً سئوالاتتان ارجاع دهید
....

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۱۱:۵۴
• حنیفیت مجموعه بسیار بزرگی است و
• توحید زیر مجموعه حنیفیت است!(طبق آیات قرآن کریم)
سلام
1. مراتب دارد؟
جواب:
پس از خارج شدن از عالم ارواح و ملائکه الهی و ورود به عالم ملکوت در ملکوت بجز سبقت گرفتن بر اساس فطرت حنیف به سمت منبع نور خیر تفاوت دیگری با هم ندارند.
جالب تر از این را عرض کنم در عالم ملکوت فقط نور ربّ منبع انرژی است و گناهان و ناجوریها به شکل اشیاء کثیف و ثقیلی دیده می شوند که شخص بر اساس فطرت اصلاً رغبت نمی کند به آنها نگاه کند! و این یعنی نوعی مصونیت از گناه و ...

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۱۱:۵۶
2. پس حدود حنفیت کل عالم هستی است؟
جواب:
تا منظورمان از کل عالم هستی چه باشد؟ اگر کل عوالم را در نظر دارید ؟ خیر!
ولی بعد از عالم ملکوت تا عالم عرش و عطا شدن حکم یعنی دستور قابل اجراء در روی عالم خاکی( زمین با تمام اجزاء اش) تا عالم ارواح و ملائکه الهی !
شخص حنیف جسمش بر روی زمین و جنبه های برزخی - روحی و ملکوتی در همان عالم مخصوص بخودشان طی طریق می کنند!
بقول امام راحل ره :
جسم انسان برروی زمین تحت تأثیر عملی است که جنبه روح و... در عوالم بالاتر در حال انجام آن کار است!
و نیز اگر پرده ها کنار ر وند خواهیم دید که ما در حال حرکت بر روی صراط هستیم و می بینیم بسمت بهشت می رویم یا (نعوذ بالله) بسمت جهنّم می رویم!
نیاز به محبتهای جانبی مانند هدایت و محبتهای خاصه الهی دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۱۲:۰۰
3. اینها چگونه محبتهائی هستند؟
ما هم می توانیم شامل این محبتها شویم؟

هدایت ما توسط هادی حیّ امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف که خود همان منبع نور ربّی است که در جواب به سئوال 1 عرض کردم است! مثل یاران امام حسین صلوة الله علیه که توسط نور ربّ در زمانی کمتر از چند ده روز و حتّی در یک نگاه هدایتش را جاری نمود و آنها را بگونه ای تربیت کرد که حتّی زره های خویش را مانع از رسیدن به آن منبع نور الهی می دیدند ! و اینگونه امام صلوة الله علیه یاورانی تربیت کرد که در سیر حنیفیت ممتاز شوند تربیت ایشان بگونه ای بود که براساس حنیفیت و فطرت با یک شب ره100ساله را پیمودند و بعضی "به طرفة عینی همین راه را پیمودند " این هنر امام حسین صلوة الله علیه و علی علی به الحسین و علی اصحاب الحسین و علی انصار الحسین و علی اخیک ابوالفضل العبّاس قمر ینی هاشم صلوة الله علیه و علی اختک الزینب کبری عقیلة بنی هاشم صلوة الله علیها است باید حق داد به امام حسین صلوة الله علیه که بهشت اعلی علّیّین را مختصّ یاران وفادارش نماید!
اگر لازم باشد در خدمت هستم و این اصول(این یکی از تفاوتهای اسلام ناب محمّدی صلوةالله علیه و علی آله الطیّبین الطّاهرین با اسلام آمریکایی می باشد!)

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۱۲:۰۳
4. این اصول را نیز برایمان بگوئید؟
این مبحث بعدی ما است! اگر اجازه بدهید در ادامه خواهد آمد. ولی اگر بفرمایید هم اکنون پاسخ را عرض نمایم!

5. هر یک از ما در ذهن خود و براساس تفکرات خود وظیفه ای را اصلح می دانیم!
منظورتان چه وظیفه ای است؟
جواب:
وظیفه ای که امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف بر گردن ما گذاشته است بعنوان مثال:
• پیروان مصلح باید خود مصلح باشند!
• باید اهل تبعیت باشند!(این به تنهایی خودش یک مبحث دارد)
• از امامش انتفاع ببرد!
• با قرآن ناطق و کتاب الله رفتارش را منطبق کند و آنها را وارد زندگی خویش نماید!
و...

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۱۲:۰۹
6. منظور اینست که شیعه اگر زمین خورد بدلیل: گناه – خطا و ...
سلام
چرا شیعه با تمام آنچه که می داند یعنی تمام مطالب ایگونه مباحث و بالاخص راه های شیطان برای ضربه زدن را می داند ولی باز ضربه می خورد؟گناه می کند؟
جواب:

• منظورم اصطلاحی بود یعنی اگر شیطان رجیم با هزاران سال تجربه و اعوان و انصارش لعنة الله علیهم اجمعین نعوذ بالله اگر با نسیان و غفلت و فراموشی شیعه را وادار به گناه کرد! بود و رفتار در قبال آن را نیز در مباحث گذشته عرض کردم!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۱۶:۰۷
7. كسى كه نيت صادقى دارد صاحب قلب سليم است؟
سلام
جایگاه اینها در دنیا چه جایگاهی است و در آخرت چگونه؟
آیا این کسانی که صاحب قلب سلیم ویا صاحب قلبی صادق ونیت صادق هستند دارای کرامات و یا امتیازات معنوی خاصی هستند؟
جواب:
• جمله اول را همانطورکه در تفسیر نمونه در ذیل آیه مربوطه است که آمده است بعضی از مفسّران گفته اند و— !
• من خود بر توضیح صحیح تر که عالم ربّانی حجة المهدی حاج آقا مکارم شیرازی فرموده اند و حدیثی که آورده اند را قبول دارم!

کسی که دارای قلب سلیم است را در حدیثی که از امام صلوة الله علیه در تفسیر نمونه ذیل آیه مذکور آورده اند: در آخرت چگونه اند و در دنیا نیز جایگاه بسیار بالایی دارند!(اگرتوسط پروردگار متعال در حال امتحان نباشند)

دنیا این متاع ناچیز برای طلب رزق و اعمال صالح و پیمودن طریق بندگی است و مورد حمایت پروردگار خویش هستند!
• موضوع نیت صادق و غیر صادق فقط در آخرت جایگاه دارد اگر خدای متعال بخواهد!

من در قرآن کریم بجز 2مورد ندیده ام که آمده باشد : یا ایها الذین آمنوا و عملوا الصالحات.....

• من به شخصه تاکنون هیچ یک از بزرگواران تشیع بعنوان مثال: عالم ربّانی حجة المهدی مرحوم حاج آقای بهجت رحمة الله علیه و اعلی مقامه را ندیده ام بدنبال استفاده از کراماتی داشتند استفاده کنند ولی عرض می نمایم هر وقت لازم دانسته اند استفاده نموده اند!
ونیز به شخصه دیده ام علمای ربّانی و بزرگوار تشیع را بدون واسطه ویا با واسطه ای متّقی و عادل و مؤمن: هر وقت لازم دانسته اند استفاده نموده اند!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۱۶:۱۵
8. کیفیت چگونگی برخورد با پیامبران را بیان بفرمائید؟
آداب صحیح در قبال ایشان را بدانیم! چه آدابی؟
جواب:
• مگر نه اینکه ما به آنها و کتب ایشان ایمان داریم! آنها اولو العزم های تاریخ و اولین کسانی بودند که قدر و منزلت اهل البیت و آل الله صلوة الله اجمعین پی برده و ایشان را آنطور که لیاقت ایشان است می شناسند و بهمان شایستگی با ایشان رفتار کرده اند!
• بعضی از این بزرگواران سردار لشگرهای امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف هستند


رفتار و آداب ما در قبال ایشان سربازی است!

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۲۹, ۱۶:۲۸
باید به کتب آسمانی و پیامبران ایمان بیاوریم
سلام
9. فرمودید کتب آسمانی و پیامبران!
ما به پیامبران پیشین از آدم تا خاتم الانبیاء (صلوة الله علیه)ایمان داری و شکی در آن نداریم
اما کتب آسمانی
از کجا بدانیم در کتب آسمانی چه نوشته؟آیا این کتب الان موجودند؟
آیا این کتب از دست تحریف سالم مانده اند یا تحریف شده اند؟ما می دانیم تورات و انجیل تحریف شده اند.بعضا گاهی مزدورانی نیز پیدا می شوند که ندای تحریف قرآن سر می دهند اما خدا صدایشان را با جنودش خفه می کند وبا ذکر آیاتی از قرآن!
آنجا که در سوره بقره می فرماینداگر می توانید آیه ای همانند آنچه من آورده ام بیاورید.اگر کل جهان یا کل شما جمع شوید نه سوره و نه حتی یک آیه هم نمی توانید بیاورید!!!
• معلوم است که کتبی که از ایشان است تحریف شده است!(کشیشی که به حضرت سلمان فارسی سلام الله علیه مژده آمدن حضرت خاتم الانبیاء حضرت رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین را داده بود و نیز چگونه راستی آزمایی ایشان را از روی انجیل اصلی گفته بود و حتّی محلّ عبور ایشان را هم گفته بود ! ولی ایشان به آنجا خود را رساند ولی به بردگی گرفتار شد تا خود حضرت مراحل آزادی ایشان را فراهم ساخت وبا تبعیت بآنجا رسید که فرمودند: السمان منّا اهل البیت هستند وقتی جناب سلمان با حضرت راه می رفتند هر کسی رد پاها را میدید میگفت فقط یک نفر از اینجا گذشته است!!!!! )
• منظور کتب الهی اصلی که پروردگار متعال به ایشان داده و نزد این پیامبران است و با خود دارند می باشد!!!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۳۰, ۲۰:۴۵
ابراهيم(عليه السلام) از شيعيان نوح(عليه السلام) بود



وان من شيعته لابراهيم. از امام صادق(ع) آمده است: وان ابراهيم لشيعة علي بن ابيطالب(ع) و ابراهيم از شيعيان امام علي (ع)است.
سلام
کمی بیشتر توضیح دهید
ابراهیم چگونه شیعه مولا امیرالمومنین علی علیه السلام بوده است.


در فرمول شریعت نوح ع – دین خالص ابراهیم ع باطل است. در شریعت موسی ع خضر باطل و محکوم است. در شریعتی که خضر ع به آن قائل است موسی ع رفتارش باطل است.
این را هم کمی برایم باز کنید!
باسپاس

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۳۱, ۱۹:۱۶
به درخواست برادر گرامی سلمان313
معرفت حضرت علی(ع) به نورانیت

ابوذر غفاری از سلمان فارسی که خداوند از هر دوی آنها خشنود باد پرسيد که ای اباعبدالله معرفت اميرالمؤمنين به نورانيت چيست؟ سلمان گفت:ای جندب(ابوذر) بيا برويم تا اين را از خود آن حضرت بپرسيم سپس به محل آن حضرت رفتيم و او را نيافتيم.ابوذر گفت:پس به انتظار ايشان مانديم تا آن حضرت آمدند. حضرت فرمودند: چه امری شما را اينجا کشانده است؟
ابوذر و سلمان گفتند:ای اميرمومنان به نزد شما آمديم تا در مورد معرفتتان به نورانيت سوال کنيم.حضرت فرمودند: آفرين بر شما دو دوست وفادار به دين خويش که کوتاهی کننده نيستند. به جانم سوگند که آن معرفت بر هر مرد و زن مومن واجب است.سپس حضرت فرمود:ای سلمان و ای جندب! هر دو عرض کردند بلی امير مومنان !حضرت که سلام بر او باد فرمود :هيچ کس ايمان را به حد کمال خويش نمی رساند تا آنکه مرا به عمق معرفتم بشناسد.
سپس آن گاه که مرا به اين معرفت شناخت هر آينه خداوند قلب او را با ايمان آزموده سينه اش را برای اسلام گشاده ساخته و عارفی روشن بين گرديده است.و هر کس که از شناخت آن کوتاهی نمود و به آن نرسيد شک کننده و ترديدگر است. ای سلمان و ای جندب عرض کردند بلی امير المومنين حضرت فرمودند معرفت من به نورانيت معرفت خداوند عزو جل است و معرفت خداوند عزوجل معرفت من به نورانيت است.و آن همان دين خالصی است که خداوند درباره آن فرمودند" "و امر نشدند به چيزی مگر اينکه خدا را به اخلاص کامل و دين پرستش و از بندگی غير از او روی بر گرداند و نماز به پا دارند و زکات بدهند و اين است دين راست و استوار)." سوره بينه آيه ۵ ) خداوند فرمود :امر نشدند مگر به پيامبری محمد(ص) و آن دين و آيين يکتا پرستی آسان محمدی است .و اين کلام خدا که فرمود: " نماز به پا دارند" پس هر کس که ولايت مرا به پا داشت نماز را به پا داشته است. و بر پا داشتن ولايت من سخت و دشوار است و جز فرشته مقرب درگاه الهی يا پيامبر مرسل و يا بنده ای که خداوند قلب او را به ايمان آزموده باشد. کسی متحمل آن نمی باشد.پس فرشته وقتی مقرب نباشد تحمل آن را نخواهد داشت و پيامبر هنگاميکه مرسل نباشد تحمل ان را نخواهد داشت و مومن وقتی که ازموده نباشد تحمل آن را نخواهد داشت.
عرض کردم ای امير مومنان مومن کيست و منتها و مرز ايمان چيست؟ تا آن را بشناسم.حضرتش- که سلام بر او باد- فرمود:ای ابا عبدالله)کنيه سلمان( عرض کردم :بلی ای برادر رسول خدا فرمود: مومن آزموده همان کسی است که هيچ چيزی از او به ما نمی رسد مگر اين که سينه اش را برای پذيرفتن آن گشاده می سازد و دچار شک و ترديد نمی شود.ای اباذر بدان که من بنده خدای عز و جل و خليفه او بر بند گانش می باشم. ما را به مثابه خدايان قرار ندهيد و ديگر هر چه می خواهيد در فضيلت ما بگوييد به کنه و حقيقت و منتهای آنچه در ما وجود دارد نمی رسيد - و خدای عزوجل به ما بزرگتر و عظيم تر از آنچه که خود وصف می نمايد و آنچه من توصيف می کنم و يا به دل هر يک از شما خطور می کند عطا نموده است.پس آن گاه ما را به اينگونه شناختيد مومن می باشيد.
سلمان گفت: عرض کردم ای برادر رسول خدا و هر کس نماز را به پاداشت ولايت شما را به پا داشته است؟ فرمود: آری ای سلمان اين سخن خدای تعالی در قران عزيز تصديق کننده اين حقيقت است که فرمود "به صبر و نماز ياری و مدد بجوييد و هر آينه آن جز بر خاشعان بزرگ و سنگين است(سوره بقره ۴۵ .("صبر" رسول خدا و" نماز" بر پا داشتن ولايت من است. بدين خاطر خداوند متعال فرمود: و هر آينه آن بزرگ و سنگين است و نفرمود هر آينه آن دو بزرگ و سنگين می باشند زيرا هر آينه ولايت حملش جز بر خاشعان بزرگ و سنگين است . و خاشعان همان شيعيان روشن بين و اهل بصيرت می باشند . و آن هر آينه برای اين است که اهل سخنان منحرف از قبيل مرجئه و قدريه و خوارج و ديگر ناصبيان همه به حضرت محمد (ص) اقرار می کنند و در بين آنها اختلافی نيست در حالی که جز گروهی اندک همه در مورد ولايت من اختلاف می نمايند و منکر آنند و در برابر آن لجاج می ورزند. و هم آنان کسانی هستند که خداوند در کتاب عزيز خويش ايشان را توصيف نموده فرموده است:" هر آينه آن جز بر خاشعان سنگين است".و خدای تعالی در جای ديگری از کتاب عزيز خويش در مورد نبوت حضرت محمد(ص) و ولايت من می فرمايد: " و چه چاههای آب که معطل ماند و چه قصرهای عالی که بی صاحب گشت".(سوره حج آيه ۴۵ ) پس مراد از قصر حضرت محمد است و مقصود از چاه آب معطل ولايت من است که آن را معطل گذاشتند و انکار نمودند. و هر کس که به ولايت من اقرار ننمايد اقرار به نبوت حضرت محمد(ص) به او نفعی نمیرساند. و هر آينه آن دو قرين يکديگرند و اين بخاطر آن است که پيامبر-پيامبر مرسل و هم او امام و پيشوای خلق می باشد و پس او علی امام و پيشوای خلق و وصی حضرت محمد است و همچنان که پيامبر به او فرمود: تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی می باشی جز ان که پس از من پيامبری نخواهد بود و نخستين ما محمد و ميانه ما محمد و آخرين ما محمد است. پس کسی که شناخت مرا کامل سازد او بر دين درست و استوار است. چنانکه خدای تعالی می فرمايد: و آن دين درست و راست و استوار است(سوره بينه آيه ۵) و به زودی به ياری توفيق الهی اين حقيقت را تبين می نمايم. ای سلمان و ای جندب! هر دو گفتند: بلی ای امير مومنان که درود خدا بر تو باد! فرمود: من و حضرت محمد نور واحدی بوديم نشات يافته از نور خدای عزوجل پس خداوند تبارک و تعالی به آن نور فرمود که دو پاره شود. پس نيمی فرمود محمد باش و به نيمی فرمود علی باش پس از همين جاست که پيغمبر فرمود علی از من است و من از علی هستم و کسی جز علی از جانب من ماموريت انجام نمی دهد و هر آينه پيامبر اکرم ابابکر را با سوره برائت به مکه اعزام فرمود:پس جبرائيل –که سلام بر او باد- نازل شد و گفت : ای محمد !حضرت فرمود:بلی ٠ جبرائيل فرمود: هر آينه خداوند به تو امر می نمايد که آن ماموريت را خودت انجام دهی يا مردی از خودت. پس پيامبر مرا به آن سوی گسيل داشت تا ابی بکر را باز گردانم. او را باز گرداندم. او درون خود نگرانيی احساس نمود. و گفت: ای رسول خدا آيا در مورد من آيه ای نازل گشته است؟ پيامبر فرمودند: نه ولکن اين ماموريت را کسی جز من يا علی انجام نخواهد داد. ای سلمان و ای جندب !عرض کردند: بلی ای برادر رسول خدا !فرمودند: کسی که برای حمل نوشته ای از جانب رسول خدا صلاحيت ندارد چگونه برای امامت صلاحيت خواهد داشت؟ ای سلمان و ای جندب !من و رسول خدا نور واحد و يگانه ای بوديم رسول خدا مصطفی شد)بر گزيده شد (و من وصی مرتضی(مورد رضايت او) گشتم پس محمد گويا و من صامت و خاموش شدم. ای سلمان !محمد بيم دهنده و هشدار دهنده شد و من رهبر و هدايت کننده گشتم و اين همان سخن خداوند عزوجل است که ای پيامبر هر آينه تو تنها بيم دهنده و هشدار دهنده ای و برای هر قومی رهبر و هدايت گری وجود دارد(سوره رعد ٧)" رسول خدا بيم دهنده و هشدار دهنده است و من رهبر و هدايت کننده ام."تنها خداوند می داند که حمل هر آبستنی چيست و بار حملها چه نقصان و چه زيادتی خواهد يافت و همه چيز با اندازه معينش در نزد خدا معلوم است. اوست دانا به عوالم غيب و شهود و هم اوست بزرگ و بلند مرتبه. در پيشگاه علم ازلی چه سخن در نهان بگوييد يا آشکارا چه آن کس که می گويد در تاريکی شب باشد يا در روشنی روز همه يکسان است و خداوند بر همه آگاه است. برای هر چيز از پيش و پس نگهبانانی گمارده که به امر خدا او را نگهبانی می کنند، (سوره يس ١و ٢ ) ابوذر گفت:پس حضرتش-که سلام بر او باد-با يک دست خود بر دست ديگرش زد و فرمود:حضرت محمد(ص) صاحب جمع شد و من صاحب نشر شدم.حضرت محمد صاحب بهشت شد و من صاحب دوزخ شدم که بدو می گويم اين را بگير و آن را واگذار. حضرت محمد صاحب "رجفه" شد و من صاحب "هده" شدم.منم صاحب لوح محفوظ و خداوند علم هر آنچه در آن است را به من الهام فرموده است. آری ای سلمان و ای جندب! حضرت محمد" يس والقران الحکيم" (يس ١و ٢) ای سلمان و ای جندب! و حضرت محمد "ذکر" شد که خداوند عزوجل می فرمايد: " و هر آينه خداوند ذکری رسولی به شما فرو فرستاد که آيات الهی را بر شما می خواند" (سوره طلاق ١٠ و ١١ ). هر آينه به من و علم منايا و بلايا و فصل الخطاب داده شده است و علم قرآن و آنچه تا روز قيامت خواهد شد به من سپرده شده است. حضرت محمد(ص) حجت خدا را اقامه نمود حجتی برای مردم و من حجت خدای عزوجل شدم. خداوند چيزی را برای من قرار داد که برای احدی از اولين و آخرين نه پيامبر مرسلی و نه فرشته مقربی قرار نداد.
ای سلمان و ای جندب! بلی ای امير مومنان! آن حضرت –که سلام خدا بر او باد_ فرمود: من همان کسی هستم که نوح را به امر پروردگار در کشتی حمل کرد من همان کسی هستم که به امر پروردگار يونس را از شکم ماهی بيرون آورد من همان کسی هستم که به امر پروردگار موسی را از دريا عبور داد من همان کسی هستم که به اذن پروردگار ابراهيم را از آتش بيرون آورد من همان کسی هستم که به اذن پروردگار نهرها را جاری ساخت .و چشمه ها را شکافت و درختها را کاشت. منم عذاب روز "ظله" منم آنکه از محل نزديک ندا کرد که ثقلان(جن و انس) آنرا شنيدند و گروهی آن را فهميدند. هر آينه من به هر گروهی از جباران و منافقان به زبان خودشان می شنوايانم. منم خضر دانای موسی و منم آموزگار سليمان.پسر داوود منم ذوالقرنين و منم قدرت خدای عزوجل. ای سلمان و اين جندب ! من محمدم و محمد من است من از محمدم و محمد از من است خدای تعالی می فرمايد: "دو دريا را به هم آميخت و ميان آن دو برزخ و فاصله ای است و تجاوز به حدود يکديگر نمی کنند" (الرحمن ١٩ تا ٢0 ) ای سلمان و ای جندب! عرض کردند : بلی ای امير مومنان! فرمود: هر آينه مرده ما نمی ميرد و غايت ما غيبت نمی نمايد و هر آينه کشتگان ما هر گز کشته نمی شوند. ای سلمان و ای جندب! عرض کردند :ای که درود خدا بر تو باد بلی.آن حضرت-که سلام بر او باد- فرمود: منم امير وفرمانروای هر مرد و زن مومنی آنها در گذشته اند و انها که باقی مانده اند . من روح عظمت و بزرگی تاييد گشته ام و جز اين نيست بنده ای از بندگان خداوندم. بر ما نام خداوندی ننهيد و هر چه در فضل ما بگوييد که هر آينه شما هرگز به فضل ما و کنه و عمق آنچه خداوند برای ما قرار داده حتی به يک دهم از ده يک فضل ما نخواهيد رسيد. زيرا ما آيات و دلائل الهی هستيم و حجتهای خداوند و خلفا و جانشينان او و امينها و امانتداران او و امامان او هستيم و وجه خدا و چشم خدا و زبان خداونديم. خداوند به وسيله ما بندگانش را عذاب می کند و نيز به وسيله ما به آنان ثواب و پاداش می دهد و خداوند از بين خلق خود ما را پاک نمود. و ما را برگزيد و انتخاب کرد. زيرا خداوند درباره آنچه ميکند پاسخگو نيست و خلايق بايد پاسخگو باشند)انبيا ٢٣) ای سلمان و ای جندب! عرض کردند: بلی ای امير مومنان که درود خداوند بر تو باد حضرتش –که سلام خدا بر او باد- فرمود: هر کس به آنچه گفتم ايمان آورد و آنچه را تبين نمودم تفسير کردم.شرح گفتم توضيح دادم و روشن ساختم و مبرهن نمودم تصديق کند. مومن آزموده ای است که خداوند قلب او را برای ايمان آزموده و سينه اش را برای پذيرفتن اسلام گشاده ساخته و هم او عارف روشن بين و اهل بصيرتی است که به نهايت و بلوغ و کمال رسيده است و کسی که شک کند و عناد ورزد و انکار بورزد و باز ايستد و متحير شود و ترديد نمايد پس او مقصر و ناصبی است. ای سلمان و ای جندب! عرض کردند:بلی ای اميرمومنان که درود خدا بر تو باد! حضرتش- که سلام بر او باد- فرمود : من به اذن پروردگارم زنده ميکنم و می ميرانم و از آنچه می خوريد و آنچه در خانه هايتان می اندوزيد به اذن پروردگارم به شما خبر می دهم. و من به پنهانی های دلهايتان آگاهم و امامان و از فرزندان من نيز- که سلام بر ايشان باد- وقتی دوست داشته باشند و اراده کنند اينها را می دانند و انجام ميدهند زيرا ما يکی هستيم . نخستين ما محمد آخرين ما محمد و ميانه ما محمد است و همه ما محمديم.پس بين ما جدايی قائل نشويد. هنگامی که ما چيزی را بخواهيم خدا آن را می خواهد و هنگامی که از چيزی کراهت داشته باشيم خداوند از آن کراهت دارد. وای و همه وای بر کسی که فضل ما و ويژگی ما و آنچه الله پروردگار ما به ما عطا نموده است را انکار نمايد. زيرا هر آينه هر کس چيزی از آنچه خداوند به ما عطا نموده است را انکار نمايد همانا قدرت الهی و مشيت خداوندی را در مورد ما انکار نموده است.
ای سلمان و ای جندب! عرض کردند : بلی ای امير مومنان که درود خداوند بر تو باد! حضرتش- که سلام بر او باد- فرمود: هر آينه پروردگار ما "الله"چيزی به ما عطا کرده است که برتر عظيمت و بالاتر از همه اينهاست. عرض کرديم : بلی امير مومنان آن چيزی که خداوند به شما اعطا نموده و از همه اينها عظيم تر و بالاتر می باشد چيست؟
حضرت فرمود: پروردگار ما خدای عزوجل آگاهی به اسم اعظمی را به ما عطا فرموده است که اگر بخواهيم به وسيله آن آسمانها و زمين و بهشت و دوزخ را می شکافيم و به وسيله آن به آسمان بالا می رويم و به زمين فرود می آييم به شرق و غرب می رويم و به وسيله آن به منتهای عرش صعود کرده به عرش در برابر خدای عزوجل مينشينيم و همه چيزها حتی آسمانها و زمين و خورشيد و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و درياها و بهشت و دوزخ از ما اطاعت می کنند . همه اينها را خداوند به وسيله اسم اعظمی که به ما عطا نموده است به ما آموخته و ما را بدان مختص ساخته است با وجود همه اينها می خوريم و می آشاميم و در بازارها راه می رويم.و ما اين کارها را به امر پروردگارمان انجام می دهيم. ما بندگان صاحب کرامت خداونديم"آنان که در سخن بر خداوند پيشی نمی گيرند و سبقت نمی جويند و هم آنان به فرمان او کار می کنند" (انبيا٢7) خداوند ما را معصوم و پاک قرار داده و بر بسياری از بندگان مومنش برتری بخشيده است پس ما می گوييم: "سپاس و حمد خدايی را که ما را به اين هدايت نموده و اگر نبود که خداوند هدايتمان نمود ما کسی نبوديم که خود به هدايت دست يابيم" (سوره زمر ٧١ ) و "کلمه عذاب بر کافران محقق و قطعی شد" (سوره اعراف ۴٣ ) و مراد من از کافران منکران همه آنچه که خداوند از فضل و احسان به ما عطا فرموده است می باشد. ای سلمان و ای جندب! اين معرفت من به نورانيت است. پس هدايت يافته و کامل بدان تمسک بجوی که هر آينه هيچ يک از شيعيان ما را به مرز نهايی بصيرت و روشن بينی نمی رسد مگر اينکه مرا به نورانيت بشناسد پس هنگامی که مرا به نورانيت شناخت فرد اهل بصيرت و روشن بين و به هدف رسيده و کاملی خواهد بود که دريای از دانش غوطه ور شد و به درجه ای از فضل رسيده رسيده و بر سری از اسرار الهی و بر گنجينه های پنهانش مطلع گشته است.
بحارالانوار، ج 26، ص 1 الى 7
[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 19:10 ] [ فرزان ]
آرشیو نظرات

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۱, ۱۷:۴۶
دوست و برادر گرامی سلمان 313
دوستان گرامی کانون قرآنی
با سلام و عرض ادب و احترام
تا اینجا که مباحث تقریباً به اواسط بحث رسیده ایم
انشاء الله بنا را بر این قرار دهیم پاسخگویی سئوالات ونظرات دوستان و برادر عزیزمان جناب سلمان313
لطفاً سئوالاتتان ارجاع دهید

....

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۳, ۰۵:۲۳
ابـرو و مـژّه او تـیـر و کـمـان اسـت هـنـوز
طـرّه گـیـسـوی او عطر فشان است هنوز

مـا بـه سـوداگـری خـویـش، روانیم همه
او بـه دلـبردگی خویش روان است هنوز

مـا پـی سـایـه سَروش بـه تـلـاشـیم، همه
او ز پـنـدار مـن خـسته، نهان است هنوز

"سـر و جـانـی نـبود تا که به او هدیه کنم"

او سـراپـایْ همه روح و روان است هنوز

مــن دل‏ســوخـتـه، پـروانـه شـمـع رخ او
رُخِ زیباش عیان بود و عیان است هنوز

قـدسـیـان را نـرسد تا که به ما فخر کنند
قـصّه عَلّمَ الـاسـمـا بـه زبـان اسـت هـنوز




امام راحل ره

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۴, ۰۵:۲۵
اصل تبعیت در مباحث مهدویت:
پروردگار متعال در آخرین لحظه و قبل از هبوط حضرت آدم سلام الله علیه کلیدی ترین نکته را سفارش می نماید: اصل تبعیت
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (002 | البقرة - 38)
گفتيم: «همگى از آن، فرود آييد! ولى هرگاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، كسانى كه از آن پيروى كنند، نه ترسى بر آنهاست،و نه اندوهگين مى شوند»
تبععیت دارای درجاتی است:
1. تبعیت از هدایت
1. تبعیت از نوشته و کتاب هدایت:
در این درجه بدون استفاده از شرایط لازم و میزان مخصوص به خودش: تشطط آراء پیش خواهد آمد.
.2 تبعیت از کلام هادیان و اولیاء الهی:
در این درجه بدون در نظر گرفتن میزان هرکسی با اندیشه خود برداشت می کند و این امر
نیز تشطط آراء بدنبال خواهد داشت.
...
3. تبعیت از رضایت هادیان و اولیاء الهی:
این درجه وقتی آسیب پذیر میشود که خواست هادی الهی مطابق رضایتش نباشد چراکه در بعضی موارد خواست همیشه منطبق بر رضایت نیست.
4. تبعیت از آثار هادی الهی:
که در زمان امام زمان و هادی حی الهی ع از پس حجابها انتفاع می کند.
5. تبعیت از خواست امام حیّ الهی صلوة الله علیه است که همان خواست پروردگار متعال میباشد. چرا که امام صلوة الله علیه همان مشیة الله است.
و این درجه از تیعیت بالاترین درجه را بخود اختصاص داده است و انسان را با سرعتی غیر قابل وصف و سوار بر مرکب فطرت به سوی تقرب و رضای الهی می برد.
در شب عاشورا آقا و مولایمان امام حسین به یاران وفادرش س می فرماید بیعت را ازشما برداشتم میتوانید بروید و اهل مرا با خود به محل امن ببرید و ...
اگر تبعیت از کلام بخواهد صورت گیرد باید از کلام اطاعت کرد ولی در کربلا تمامیشان بدنبال خواست امام ع بودند. با این کلام صریح نمی توانستند از خواست امام حی ع خود آگاه گردند ولی اهل تبعیت بودند سریعاً به باب الحسین صلوة الله علیه آقا ومولایمان حضرت ابوالفضل العباس قمر بنی هاشم صلوة الله علیه نگاه کردند چراکه ایشان آنقدر وجود خود را پاک و رقیق نموده بودند که نگاه به ایشان و رفتارشان فقط خواست امام حسین صلوة الله علیه و علی اولاده و اصحابه و انصاره امام ع را نشان میداد ولا غیر!
وقتی اصحاب و انصار دیدند که باب الحسین آقا ومولایمان حضرت ابوالفضل العباس قمر بنی هاشم صلوة الله علیه مانند کوه استوار درجایش مانده فهمیدند که خواست امام حسین صلوة الله علیه و علی اولاده و اصحابه و انصاره ایستادن و اقامه دین اسلام ناب آقا و مولایمان حضرت رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطیبن الطاهرین است و بس.
موارد بالا تماماً اثبات درجه عاشورائیان است که بسان آنان تاکنون نیامده به غیر از ... و رشد سریع این بزرگواران و وفاداران را بیان میکند.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۴, ۰۵:۳۶
تذکر مهم:
تا تبعیت 4 مذکور:



عدم تبعیت موجبات منفی ندارد!



ولی در تبعیت بند4و5مذکور:



عدم تبعیت موجبات منفی و خسران ابدی بوجود می آید!



چون با هادی حیّ الهی روبرو هستیم!!!...فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي... (014 | ابراهيم - 36)
هر كس از من پيروى كند از من است
در دین اسلام ناب نسب خونی نیست که انسانها را با هم خویشاوند میکند گرچه تمام تلاش خود را برای هدایت او را می نماید: بعنوان مثال: رفتار ابرهیم سلام الله علیه با ناپدریش آذر)

با تبعیت حضرت سلمان سلام الله علیه




" منّا اهل البیت"شد




....
ادامه دارد

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۰۴, ۱۵:۲۹
سلام
با وجود این منابع ناب در تعجبم چرا این ها را تا به حال ندیده بودم!
بعضی ها را خوانده بود ولی بعضی نکات را هرگز!
از برادر عزیز و گرنقدرم جناب پرتوفرد ممنون و سپاسگزارم

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۰۸:۲۳
سلام
با وجود این منابع ناب در تعجبم چرا این ها را تا به حال ندیده بودم!
بعضی ها را خوانده بود ولی بعضی نکات را هرگز!
از برادر عزیز و گرنقدرم جناب پرتوفرد ممنون و سپاسگزارم

عالمان ربّانی حتماً باید بدانند ولی شاید وقت ندارند!
بعضی از این موارد حسّی است شاید بهمین دلیل از آنها توضیحی درج نکرده است اگر غیر از این بود حتماً باید می فهمیدند که هدایت در سطوح زیرین این همه استنادات دارد ! حال مگر ممکن است در موضوعاتی به این بزرگی استناداتی نباشد! موضوعی به این که بزرگی یعنی برخورد با هادی حیّ الهی استنادات بسیار قوی و محکمی دارد و خواهد داشت بعضاً اصطلاحاتی بکار می برند که:
هر که را اسرار حق آموختند
مُهر کردند و دهانش دوختند
در صورتی که هنوز آنقدر راه داریم که برای متقیان از شیعه خیلی راه مانده تاچه رسد به اسرار حق !!!

طاهره
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۱۱:۰۶
با سلام ،چرا هروقت ، صحبت از شيعه و سني ميشه،بعضي ها حرف از اختلاف ميزنند؟
آيا اختلاف واقعا جديه؟

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۱۸:۴۴
با سلام ،چرا هروقت ، صحبت از شيعه و سني ميشه،بعضي ها حرف از اختلاف ميزنند؟
آيا اختلاف واقعا جديه؟
خواهر بزرگوارسرکار خانم طاهره
با سلام و عرض ادب و احترام
از نظر مقام معظّم و معزّز رهبری بنا را بر وحدت بین شیعه و سنّی در جامعه گذاشته شده است!
این موضوع از آنجاکه کاربردی و عملی است و موضوع "شیعه" است و جزء شیعیان صادق این راه را نمی توانند بروند از آن لحاظ ما نام هیچ یک از فِرَق سنّی را نام نبرده ایم! اگر باز هم سئوالی باشد در خدمت شما هستم!
سپاسگزارم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۶, ۰۶:۵۲
همانطور که در گذشته ذکر شد:
حنیفیت:
1-حنیفیت از بالاترین سنخیتش شروع به حرکت می کند و لذا در آرامش و نشاط مطلق است
2-هر چیزی که بین او و خدایش قرار بگیرد بت است و باید شکسته شود. ( لذتهای دنیوی و از این قبیل)
3-از افول کننده ها بیزار است.(مانند: حبّ جاه – حب دنیا و ثروت اندوزی و...)
5-مرکب حنیفیت فطرت است.
6-فطرت بدنبال نور هدایت عظیم هادی است. عظمت نور هدایت(هذا اکبر)
با هادی الهی سریعتر میتوان این مسیر طولانی رشد را طی کرد.
7-حنیفیت اهل یقین است.
8-حنیفیت نیاز به عمود نگهدارنده دارد"نماز"
9-انابه – تقوی و نماز (احکام و حدود الهی)

واتبع ملة ابراهیم حنیفا.
این حنیفیت بخش بزرگی در اسلام مرضی را دارد.
اسلام جامع شرایع است و نیز دارای چیزهایی فراتر از حنیفیت است. خداوند در این اسلام لبه های تیز شرایع قبلی را گرفته تا دو شریعتی که کنار هم می ایستند با هم اصطکاک نداشته باشند.
اسلام کامل و دین مرضی الهی = دشن شهادتین + دین خالص + دین حنیفیت+ معرفی امامت و امارت و ولایت امیر المؤمنین صلوة الله علیه و علی آله بطور آشکار توسط آقا و مولای ما حضرت محمد رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین بنا به دستور مستقیم پروردگار متعال

...
در ادامه بحث به دیدگاه شیعیان

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۷, ۰۶:۵۱
دیدگاه شیعیان:
در اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین هادي الهي محور است و همه چيز قائم به اوست. او حيّ است و جامعه را از مردگي به حيات مي‌كشاند.
او قائم است و جامعه را از قعود به قيام مي‌كشاند.
صِراطَ المُستَقيم آن چيزي است كه امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف نشان ميدهد.
خواست خدا، خواست اوست و رضايت خدا، رضايت اوست و او نمي‌خواهد مگر آنچه را كه خدا بخواهد، وَ ما تَشائونَ اِلاّ اَن يَشاءَ الله 6.
اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین جامعه را محتاج امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف تعريف مي‌كند.
در اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین جامعه امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف سالار و امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف محور است.
در اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین جامعه دنبال تأييد امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف است، نه تأييد ديگران.
در اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین ، امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف بر برنامه اعمال فرد و جامعه نظر مي‌كنند، رفتارها و تصميم‌ها به ايشان عرضه مي‌شود.
در اسلام ناب محمّدي صلوة الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین مردم چشم به گفتار و رفتار امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف دارند. ملاك‌هاي چنين جامعه‌اي خوشايند امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف است.

شیعه از امامش نفع می برد که در زیر حدیث آن آمده و همانطورکه در درجات دین و بر سر سفره عاشوراییان آورده ام از امامش تبعیت میکند درجه تبعیت از امامش نیز تبعیت از آثار ایشان است بعنوان مثال چندین بار دیده ایم که آثار تأییداتشان چگونه بر رهبر معزّز و معظّم حضرت آیة الله العظمی نایب عامه اشاندامة تأییداته بر اعمال و گفتار ایشان جاری شده است!

امام زمان صلوة الله علیه فرموده اند:
أمّا وَجـهُ الانْتِفاعِ بی فی غَیبَتی فكالانْتِفاعِ بالشَّمسِ إذا غَیَّبها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ ، وإنّی لَأمانٌ لأهلِ الأرضِ كما أنّ النُّجومَ أمانٌ لأهلِ السَّماءِ .
چگونگی بهره ‏مند شدن از من در روزگار غیبتم همچون بهره‏مند شدن از خورشید است، آنگاه كه در پس ابر از دیدگان پنهان می‏شود. من مایه امان زمین یانم همچنان كه ستارگان مایه امان آسمانیان هستند.7



...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۷, ۰۸:۰۵
دين اسلام پيوسته جاريست6 و هركدام از پيامبران الوالعزم الهي وسيله ارسال شريعه‌اي(شريعتي) از دين، از عوالم بالا به پايين شدند. هرشريعتي از شريعت قبل كاملتر، تا آنجا كه خداوند در عيد غدير خم دين را كامل فرمود و آيه:
اَليَوم اَكمَلتُ لَكُم دينَكُم وَ اَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتي8 را هديه نمود.
شيعيان شادند كه رشد يافتگان در درجات فضلند9 و
خداوند تعليم و تربيتشان را در حريم اهل‌بيت(ع) قرار داده و
بر شباهت و انطباق صادره‌ها10 با امام((ع))،
در معارف، اعمال، كلام، احساس و … بناي سبقت از يكديگر گذارده‌اند.
چرا كه شيعه، شيعه امام((ع)) است و
اتصال به امام((ع))، نشان تشيع شيعه است.11
شيعيان قرب به خدا را در تبعيت از امام((ع)) جستجو ميكنند.12 هرچه حرف ‌شنوتر، متّصل‌تر و هرچه متّصل‌تر، مقرب‌تر.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۷, ۱۰:۳۴
دوستان گرامی و عزیزم
تذکّر مهم:
تقوایمان را در این زمانه با دعا و انابه و... با درخواست عاجزانه از درگاه پروردگار متعال بخواهیم و در نگهداری آن بسیار انابه و در خواست کنیم و از آن حریم امن الهی بخواهیم و اصرار و پافشاری نماییم و سعی کنیم با مراقبت و محافظت و بانهایت دقت این جامه را نگذاریم که شیاطین رجیم بِدَرَند و بسیار در این موضع دعا و عمل کنیم!
تا جایی که به این نتیجه برسیم که می شود گناه نکرد!
امام راحل ره می فرمودند: گناه نکردن سخت است ولی انسان میتواند گناه نکند!
شهید علامه بزرگوار مرتضی مطهّری اینگونه فرموده اند:
من در خواب هم به نامحرم نگاه نمی کنم!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۷, ۱۵:۰۴
*بسمه تعالي شانه عزيز
كيست مهدي؟ مهد هستي را، شرف
******************************تيرگاه تيره روزان را،هدف
كيست مهدي؟ محور كل امور
***************************** ذات حق را، جلوه فيض حضور
كيست مهدي؟ قطب غايب از نظر
**************************** منتظر ما و بود او،منتظر
كيست مهدي؟ خاتميت را امام
*************************** مصلح كل، دين احمد را قوام
كيست مهدي؟ در خفا، سر جلي
****************************وارث نشر ولايت را، علي
كيست مهدي؟ برگ سبز فاطمه (ع)
***************************نظم را با عدل و دادش، قائمه
كيست مهدي؟ كاخها را، انهدام
***************************خون ناحق را، قصاص و انتقام
كيست مهدي؟ صبح شادي را، نسيم
***************************قوت ايمان حق، قلب سليم
كيست مهدي؟ چلچراغ روزگار
*************************** صبح روشن، حكم مرگ شام تار
كيست مهدي؟ نور خاتم در سرشت
***************************كارپرداز اصول سرنوشت
كيست مهدي؟ آفتابي بي‌غروب
************************** آيه‌اي از ،سر ستار العيوب

***********شعر از شاعرمعاصر معروف متخلّلص به شوريده

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۸, ۰۵:۳۸
شيعه يعني ابوالفضل قمر بنی هاشم(باب الحسین) صلوة الله علیه و علی اخته حضرت زینب کبری عقیلة بنی هاشم صلوة الله علیها(باب .... )، يعني علي‌اكبر، شيعه يعني سلمان، يعني اباذر، شيعه يعني مقداد، ميثم و مالك.
شيعيان تعليم و تربيت ميشوند كه در حريم الهي خودي نبا شند و ردپا و اثري از خود به جا نگذارند،1
بابي باشند باز و بي‌مانع، تا خداوند از مجراي وجودشان محبّتهاي خود را جاري فرمايد. آنهايند: اَلسّابِقونَ السّابِقون.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۸, ۰۵:۴۳
در كنار، محبّاني نشسته‌اند كه، محبّان اهل بيت(ع) هستند و شيعيان نفس. هم محبّند و هم شيعه نفسند. هم محبّند و هم در كنار جاي پاي امام((ع))، ردپا مي‌گذارند.
هم محبّند و هم بي‌اِذن، فعل انجام ميدهند. هم محبّند و هم امام((ع)) را نصيحت مي‌كنند.
هم محبّند و هم در كنار سخن و فعل امام((ع)) از خود نظر دارند، در كنار نظر امام((ع))، نه در مقابل، كه اگر چنين باشد از دين خارجند و از اصحاب شِمال.
آنان محبان اهل بيتند و اصحاب يمين، و بين آنها و شيعيان اهل‌بيت(ع) چه بسيار فاصله است.
آنچه كه از چشمه‌سار اسلام جوشيد، زلال بود و ناب، كه در مسير تاريخ، خاشاك صادره‌هاي غير اهل‌بيتي، آب زلال چشمه اسلام را به تيرگي وركود كشاند.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۸, ۰۵:۴۸
شيعيان خاص، تعليم و تربيت را در محضرترين، موقعيتها فرا ميگيرند و امام راحل((ره)) پس از 13سال ظرفي شده‌بود و در آن ظرف، محبّتي عظيم به وسعت انقلاب، تا سر آغاز تهذيبي باشد براي اسلام مشوّب هزار و اندي ساله.
مردم آنروز ميّت بودند، او مردم را حيّ كرد، بپا داشت،
مسير را تبيين نمود و بسوي هدفي مشخص سوقشان داد. طرح منظر اسلام ناب محمّدي((ص)) و اسلام آمريكايي برگرفته از نوشيده‌هاي امام ((ره)) در محضر مولاامیر المؤمنین امام علی صلوة الله علیه و آله بود. آنچه در فعل او براي اولين بار نمود داشت،
در تاريخ31/6/1366 اشاره نمودند20 و در 11/1/1367 تبيين فرمودند.21
او مي‌دانست كه فرصت اندك است و زمان كوچ، نزديك و
اميد داشت كه فرزندان انقلاب با نهضتي فراگير، بر تبيين و اِعمال اسلام ناب محمّدي((ص)) و شیعه شدن همّت كنند.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۸, ۱۳:۳۶
پس از امام راحل ره، مقام معظّم رهبري((دامة افاضاته))، آن محبوب و مؤيّد امام زمان((عجل الله تعالی فرجه اشریف)) در اوقات مختلف به تهذيب اسلام پرداخت. تحليل او در واقعه عاشورا22 و تبيين مصاديق عاشورايي امروز، تهذيبي بود براي جامعه مسلمين كه پس از بيداري، دوباره به خواب غفلت رفته بودند، گرديد.
خدا را شاكريم كه، سيّدي ديگر از تبار حسينيان را قافله‌سار انقلابمان فرمود تا با خروشي عظيم پيام عاشوراي حسيني و درد نهفته امّت اسلامي را در جهان طنين افكند و شيعيان را نزدامام عالم((عجل الله تعالی فرجه اشریف))سرافراز گرداند.
اين چندمين بار است كه امام عالم((عجل الله تعالی فرجه اشریف)) در عرصه‌اي وسيع تيزبينان را متذكّر ميگردد كه چرا سكّان انقلاب را به دست سيّد علي خامنه‌اي سپرده‌است. در زمانه‌اي كه دين فروشي و تزوير، سكه رايج بازار است، همگان ديدند كه رهبر، دين فروش نيست، كشور فروش نيست. او تربيت شده مكتب عاشورا است. خروش او، خروش كاروان حسيني است. در هر شرايطي فرياد برخواهد آورد هَيهات مِنَّ الذلّة24. مرگ با عزّت، به از زندگي با ذلّت.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۸, ۱۳:۴۰
در اينجا نيكوست كه ذكري از استاد شهيد مرتضي مطهري به ميان آوريم، كه او نيز كمر به هرس كردن زوايد بست و در اين مسير جان خويش را هديه نمود. مهمترين موضوعي كه شهيد مطهري به هرس كردن آن همّت گماشت، حماسه حسيني بود تا مسلمين بدانندكه شور حسيني ((صلوة الله علیه)) زودگذر است و تمام شدني. آن چيز كه امروز مورد نياز همگان است، شعور حسيني((صلوة الله علیه)) است. شور با شعور بايد توأم باشد. او بود كه فرمود: شعارهاي ما بايد مُحيي باشد، نه مُخدّر25و خود نيز چنين رفتار نمود.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۸, ۱۳:۴۴
امام راحل((ره)) مروّج اسلام ناب محمّدي((صلوةالله علیه و علی آله الطیبن الطاهرین)) ، مشتاق زمينه‌سازي ظهورامام زمان((عجل الله تعالی فرجه الشریف)) است، در جاي جاي سخنان خود افق آينده انقلاب را در اتصال به ظهور تبيين مي‌فرمايند:
1. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام، در عالم تحقّق پيدا كند و مقدمات ظهور انشاء الله تهيه‌شود.27
2. ما مصمّم هستيم كه روزي رخش را ببينيم و اين جان كه از اوست، تسليم وي كنيم.28
3. ما بايد در اين روزها و اين طور اَيّامُ الله توجه كنيم كه خودمان را مهيّا كنيم، از براي آمدن آن حضرت.29
4. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود و زره جهاد و مقاومت پوشيد و در افق طليعه فجر تا ظهور شمس به پيش تاخت و ضامن بقاي خون شهيدان بود.30

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۸, ۱۳:۵۶
امام راحل((ره)) در تبيين اسلام ناب محمّدي((صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین)) به طرح حكومت بزرگ اسلامي مي‌پردازند و مي‌فرمايند:
1. حوزه علميه و دانشگاه بايد چارچوبهاي اصيل اسلام ناب محمّدي((صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین)) را در اختيار تمامي اعضاي بسيج قرار دهند. بايد بسيجيان جهان اسلام، در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدني است.31
2.انشاءالله مردم سلحشور ايران، كينه و خشم انقلابي و مقدس خويش را در سينه‌ها نگاه‌ داشته و شعله‌هاي ستم‌سوز آن را عليه شوروي جنايتكار و آمريكاي جهان‌خوار و اذناب آنان به كار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمّدي((صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین)) بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان وارثان زمين گردند.32
به تعبير ديگر حكومت بزرگ اسلامي، همان حكومت حقه اهل بيت((صلوة الله علیهم اجمعین )) است.حكومتي كه بر تمام عالم حكمفرما خواهد بود و همگان متبع امام ((ارواحنا فداه))حيّ خواهند شد.

2. اسلام ناب محمّدي((ص)) و انقلاب ايران

انقلاب ايران، مقدمه‌اي براي ظهور:

امام راحل((ره)) انقلاب ايران را مقدمه‌اي براي حكومت حقه اهل بيت(صلوة الله علیهم اجمعین) مي‌دانند، همچنانكه اين موضوع در احاديث33 نيز آمده‌است.
3. اميدوارم كه اين انقلاب جهاني شود و مقدمه براي ظهور حضرت بقية الله اروحنا له الفداء باشد.34
4. اميدوارم كه اين جمهوري اسلامي انشاءالله برسد به مقامي كه خودش را برساند به زمان ظهور امام زمان ((سلام الله عليه)).35
5. اميدوارم كه اين نهضت و اين انقلاب منتهي شود به ظهور امام عصر((سلام الله عليه)) و اميدوارم كه اين انقلاب ما به همه دنيا و براي همه مستضعفين، براي نجات همه مستضعفين به همه دنيا صادر شود.36
6. اين ملت الان براي خدا قيام كرده‌است و به پيش مي‌رود تا اينكه اين جمهوري اسلامي متّصل بشود به زمان ظهور حضرت((سلام الله عليه)).37
7. ما با خواست خدا دست تجاوز ستم همه ستمگران را در كشورهاي اسلامي، مي‌شكنيم و با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمّدي((صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین)) است به سيطره و سلطه ظلم جهان‌خواران خاتمه مي‌دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي مصلح و كل امام((ارواحنا فداه)) مطلق حق امام زمان ((ارواحنا فداه)) هموار مي‌كنيم.38
8. اين تحوّلي كه در ايران هست، انشاء الله باقي باشد و تا ظهور امام زمان ((ارواحنا فداه))، اين ملّت بتواند اين كشور را بطور شايسته تحويل ايشان بدهد، انشاء الله.39
9. من اميدوارم كه اين كشور با همين قدرت كه تا اينجا آمده‌است و با همين تعهّد و با همين بيداري كه از اول قيام كرده‌است و تا اينجا رسانده‌‌است، باقي باشد اين نهضت و اين انقلاب و قيام، تا صاحب اصلي آن انشاء الله بيايد و ما و شما و ملت ما، امانت را به او تسليم كنيم.40

عبارتند از:
1. تفكيك اسلام ناب محمّدي((صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین)) از اسلام آمريكايي و اِعمال مسائل اسلام ناب محمّدي((صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین)) در زندگي، نيازي فطري و ضروري به حساب مي‌آيد.
انطباق آن با آيات و احاديث مؤيد اين نياز مي‌باشد.
2. امام راحل((ره)) اين ولي الهي و تربيت شده مكتب اهل بيت، در سخنان خود مسلمين را بارها دعوت به اين موضوع نموده‌اند و با تبيين چارچوب كلي، خواستار وضوح و روشني بيشتر موضوع در جامعه مسلمين شدند ولي اين موضوع بعد از امام راحل((ره)) فراموش شد.
• « راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. »41
3. تبيين چارچوب و پايه‌هاي اسلام ناب محمّدي((صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین)) و اسلام آمريكايي وظيفه‌اي بود كه مسئولين ماجراي آنرا به فراموشي سپردند. چرا كه اگر فراموشي و غفلت مسئولين فرهنگي و … نبود، امروز آب زلال انقلاب گل آلود و راكِد ومُتعفّن نشده‌بود كه مُنصفان و غيرتمندان، در مقايسه‌اي كوتاه نسبت به سالهاي گذشته به اين موضوع شهادت ميدهند.

وظيفه حوزه و دانشگاه:


مسائل اعتقادي بسيجيان بر عهده اين دو پايگاه علمي يعني حوزه و دانشگاه است. حوزه علميه و دانشگاه بايد چارچوبهاي اصيل اسلام ناب محمّدي((صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین)) را در اختيار تمامي اعضاي بسيج قرار دهند.42

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۰۸, ۱۳:۵۹
« جَهَزوا اَنفُسَكُم بِالصّلاح وَ السِّلاح ». نهراسيد كه نمي‌هراسيد، كمربندهايتان را محكم كنيد. اي‌آزادگان و اي احرار بپاخيزيد. امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و ميدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست. روز جشن و سرور عارفان الهي است. امروز روز نغمه‌سرايي‌فرشتگان‌ در ستايش انسانهاي‌مجاهد است. درنگِ امروز فرداي اسارت‌باري رابه دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود و زره جهاد و مقاومت پوشيد ودر افق طليعه فجر تا ظهور شمس به‌پيش تاخت و ضامن خون شهيدان بود.»53

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۳:۲۵
. اگر به تعداد اهل بدر، 313 نفر مرد، بر امام((عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) جمع شوند، به تحقيق كه خروج با شمشير بر او واجب است.

ياوران مهدي((عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) دراخلاق شبيه به اويند، در رفتار شبيه به اويند، در كلام و احساس شبيه به اويند، در همه چيز شبيه به اويند و بلكه اَشبَه. تنها از او اثر گرفته‌اند، آنها را ببيني گويا امام ات((عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) را ديده‌اي. ياوران مهدي((عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) شيعه‌اند و صفات شيعه در قرآن عيان است. « وَ اِنَّ مِن شيعَتِه لَاِبراهيم »59،« كه ابراهيم از شيعيان اميرالمؤمنين بود ». ابراهيم شيعه است و صاحب قواي الهي. آري! نشان شيعه مهدي((عج)) معجزه است. ياوران مهدي((عج)) صاحبان قوّت شديدند و دروگران عالمند، كفر و ظلم را درو مي‌كنند و از آن چيزي باقي نمي‌گذارند. شمشيرشان از نور است و دو نيم كننده كوه، مركبشان ابر است و هرجا كه‌ باشند به‌صدايي‌در محضر مولايندكه«اَينَ ماتَكونوا يَأتِ بِكُمُ‌اللهِ جَميعاً»60. اين چه تعليم و تربيتي است كه از ياوران مهدي((عج)) چنين ساخته‌است؟ و كدامين محضر است كه چنين مي‌سازد؟
باور كنيد! كه او منتظر ياوران است. باور كنيد! كه مي‌شود ياور مهدي((عج)) بود.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۷:۲۵
ياوران مهدي((عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) دراخلاق شبيه به اويند، در رفتار شبيه به اويند، در كلام و احساس شبيه به اويند، در همه چيز شبيه به اويند و بلكه اَشبَه. تنها از او اثر گرفته‌اند، آنها را ببيني گويا امام ات((عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) را ديده‌اي. ياوران مهدي((عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) شيعه‌اند و صفات شيعه در قرآن عيان است.
ما چگونه ایم!؟
جای تأمّل دارد! نه! بسیار جای تأمّل دارد!!!!!!
براستی ما چگونه ایم!؟
ما چی هستم یک انسان!؟
یک مسلمان شیعه!!!!؟؟؟
یک محبّ اهل بیت صلوة الله علیهم اجمعین!!!!!؟؟؟؟؟
جالب است من هنوز خودم را نشناخته ام!
نمی دانم آیا توانستم یکی از خواستهای امامم روحی فداه را درست و کامل انجام بدهم!؟

آیا نمازهایم را اوّل وقت خوانده ام!؟

و....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۱, ۱۲:۱۸
امام باقر «علیه السلام » فرمود:
«بنی الاسلام علی خمس: علی الصلوة و الزکاة و الصوم و الحج و الولایة و لم یناد بشی ء کما نودی بالولایة ».
در روایت دیگر از امام صادق «علیه السلام » حدیث فوق عینا نقل شده و امام در پاسخ زراره از تعیین مهمترین آن پنج رکن فرمود:
«الولایة افضل لانها مفتاحهن و الوالی هو الدلیل علیهن » (45)
با این حال قدرت ایمان و جزم چنین اشخاصی نیز متفاوت بودن است، لذا در بعض از روایات به هجوم شبهات به تمامی اصحاب تصریح شده است و فقط مقداد مستثنی شده و از ایمان قلبی او به «زبر الحدید» تعبیر شده است.
«مابقی احد بعد ما قبض رسول الله «صلی الله علیه وآله وسلم » الا وقد جال جولة الاالمقداد فان قلبه مثل زبر الحدید (75) ».
در روایت دیگری از این شخصیتها به ارکان یاد شده است که از این اطلاق به دست می آید که بقیه نه کافرند و نه مرتد بلکه مسلمانند اما نه در حد اوتاد و ارکان.
«الارکان الاربعة: سلمان الفارسی و المقداد و ابوذر و عمار هؤلاء [من] الصحابة (76) ».45- همان، ج 1، ص 286، و نیز بحار، ج 68، باب دعائم الاسلام، 331، 376 و329
75- همان، ص 275.
76- همان ص 274

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۰۶:۳۷
از منظر شيعه، امام (عجّل الله تعال فرجه الشریف ) باب الله است و تنها بابي كه خداوند اراده‌ كرده‌است تا بسوي او باز باشد و سيّد ما رسول الله((صلوةالله علیه و علی آله الطیبن الطاهرین)) فرمود: « وَ سَدُّ الابوابُ اِلاّ بابُه ».54 تنها از طريق اوست كه مي‌توان رشد كرد، اوست كه دست شيعه را ميگيرد و در درجات فضل بالا مي‌برد، كه اين راه بردني است، نه رفتني كه حق تعالي((جَلّ جلالُه)) فرمود:
« سُبحانَ الّذي اَسري بِعَبدِه لَيلاً مِنَ المَسجِدِ الحَرام اِلَي المَسجِدِ الاَقصَي الّذي بارَكنا حَوله ….».55
او بنده‌اش را سير داد و نه آنكه بنده به سير پرداخت.
شيعه خاكي در دستان امام (عجّل الله تعال فرجه الشریف ) خويش است تااز او هر چه مي‌خواهد بسازد، ظرف محبتهاي خاصّه اوست، سربازي براي پاسداري از حريم ايشان و پنجره‌اي است بدور از هرگونه رنگ‌پذيري از غير، حتّي از خويشتن خويش، كه نور امام (عجّل الله تعال فرجه الشریف ) از مجراي او به ديگران مي‌تابد. شيعه از غير نمي‌گيرد كه از امامش (عجّل الله تعال فرجه الشریف ) بياد دارد كه فرمود:« طَلَب المَعارف مِن غَيرِ طَريقِنا اَهلَ البَيت مُساوِقُ لانكارِنا ». كسب معارف از غير ما اهل بيت(صلوة الله علیهم اجمعین) مساوي با انكار ماست.
شيعه در اسلام ناب محمّدي((صلوةالله علیه و علی آله الطیبن الطاهرین)) برمي‌خيزد، حركت مي‌كند. پيروان مصلح، خود بايد مصلح باشند و جامعه را به صلاح بكشانند، همه‌جا بايد به نام مهدي (عجّل الله تعال فرجه الشریف ) و براي مهدي (عجّل الله تعال فرجه الشریف ) باشد، امام (عجّل الله تعال فرجه الشریف ) خويش را زنده مي‌داند و بدنبال راهي است كه به دسترسي ايشان منجر شود.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۰۶:۴۰
اسلام ناب محمّدي((ص)) حركت آفرين است. شيعيان به امام حيّ و هادي الهي نياز دارند. اين نياز، نه در حرف و سخن بلكه در صحنه عمل متجلّي مي‌گردد. شيعه نيازمند ظهوراست تا بر اثر ازدياد نور و محو حجب به امام خويش نزديك شود و از وجود شريف ايشان انتفاع خاص برد. از ولايت، امام((ع)) امارت وخلافت ايشان بچشد و ارتزاق كند. تا به اشاره امام((ع)) عقول كامل گردد و در درجات فضل رشد يابد. با چنين منظري، ظهور يك بايد است‌. از آنجا كه نسبت شيعه با امام((ع)) ، تعليم وتربيت اوست، لذا هر موضوعي در تعليم و تربيت جايگاه نخواهد داشت. اگر شيعه امر شده‌‌است كه حَيِّ عَلي خَيرِالعَمَل، بسوي بهترين عمل‌ها بشتابد و چه عملي بهتر از عملي كه امام((ع)) به آن فرا مي‌خوانند و اگر امر شده‌است كه فَيَتَّبِعونَ اَحسَنَة، به هر موضوعي نميتواند دل ببندد، زيرا او را به نيكوترين روشها خوانده‌اند. 9-2. چگونه رفتار كنيم تا امام((ع)) به جامعه ما نظر و اقبال نمايند. در اسلام ناب محمّدي((ص))هادي الهي محور است و همه چيز قائم به اوست. او حيّ است و جامعه را از مردگي به حيات مي‌كشاند. او قائم است و جامعه را از قعود به قيام مي‌كشاند. صِراطَ المُستَقيم آن چيزي است كه امام((ع) نشان ميدهد. خواست خدا، خواست اوست و رضايت خدا، رضايت اوست و او نمي‌خواهد مگر آنچه را كه خدا بخواهد، وَ ما تَشائونَ اِلاّ اَن يَشاءَ الله 57. اسلام ناب محمّدي((ص)) جامعه را محتاج امام((ع)) تعريف مي‌كند. در اسلام ناب محمّدي((ص)) جامعه امام((ع)) سالار و امام((ع)) محور است. در اسلام ناب محمّدي((ص)) جامعه دنبال تأييد امام((ع)) است، نه تأييد ديگران. در اسلام ناب محمّدي((ص)) ، امام((ع)) بر برنامه اعمال فرد و جامعه نظر مي‌كنند، رفتارها و تصميم‌ها به ايشان عرضه مي‌شود. در اسلام ناب محمّدي((ص)) مردم چشم به گفتار و رفتار امام((ع)) دارند. ملاك‌هاي چنين جامعه‌اي خوشايند امام((ع)) است. در اسلام آمريكايي ملاكها چنين نيست و خوشايند مردم و عقل جمعي در مقابل خواست امام((ع)) قرار مي‌گيرد. ملاك نيكي در اسلام ناب امضاي امام((ع)) است. اسلام ناب محمّدي((ص)) تعليم و تربيت و رشد جامعه را در پيروي محض و تسليم و تبعيت كامل از امام((ع)) مي‌داند، در اسلام ناب محمّدي((ص)) دغدغه تأييد هادي الهي پررنگ است.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۰۶:۴۳
. زمينه‌سازي و تمهيد براي ظهور از مشخصات اسلام ناب محمّدي((ص)) است. امام خميني((ره)) در فرازي از سخنانشان فرمودند: « بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور اِن شاءَ الله تهيه بشود. » كدام راه و كدام زمينه‌سازي مرا به ظهور مي‌رساند. چگونه مي‌توان سرنوشت خويش را از غيبت به ظهور بكشانيم و اين شب يلداي هجران را سپري مي‌كنيم. اگر شيعه تمام توان و تلاش خود را معطوف به پاسخ دادن به همين يك سئوال بگذارد و نيمي از بودجه كشور را نيز سالانه صرف اين امر نمايد، پسنديده و شايسته است. پاسخ به سئوالهاي زير از جمله مباحثي است كه مي‌تواند ما را به نتيجه برساند: جامعه ما براي ظهور چه زمينه‌اي را آماده كرده‌است؟ انتظار در جامعه ما چه نمودي داشته و چه ثمره‌اي را بدنبال آورده‌است؟ روشهايي كه درد جدايي از امام((ع)) را در نزد شيعه تسكين مي‌دهد، آيا مفيد است يا مضر؟ كداميك از روشهاي ما موجب اتصال و تحسس بسوي امام((ع)) است؟ آيا رفتارهاي عاميانه ظهور از قبيل: نظير برگزاري مراسم‌هاي دعا و جشن‌ها، راه‌اندازي كارناوالها و درست كردن كيك‌هاي بزرگ 12 طبقه، بالن هواكردن، برافراشتن پرچمها و دادن هدايا، سوت زدن و كف زد‌ن‌ها در زمينه‌سازي ظهور جايگاهي دارد؟ همچنانكه در بخش‌هاي قبل ذكر شد، هدف از انقلاب اسلامي زمينه‌سازي ظهور بود. آيا نبايد با موانعي كه مسير انقلاب را از اين هدف والا و ارزشمند منحرف نموده‌است، برخورد نمود؟ آيا با ارزشهايي نظير مبارزه با ظلم و جور، امر بمعروف و نهي از منكر، اسلامي شدن جامعه و ساير موارد ارزشي موجود در جامعه مي‌توان به سوي ظهور رفت؟

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۰۶:۵۹
مگر نه اینکه ما شیعه امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف و باید از ایشان تبعیت نماییم(تبعیت از آثار) تا بتوانیم این زمان هجران را به وصل تبدیل کنیم!
امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف خواست های چیست!؟
اخلاق ایشان چگونه است!؟
رفتار ایشان چگونه است و ...!؟
تا ما نیز در عمل به آنها و سعی به کنیم همانگونه باشیم!
موارد را باهم مرور میکنیم و از عزیزان نیز در خواست می کنیم اگر موردی به نظرشان رسید بفرمایند تا بررسی کنیم!

رعایت تقوی در عالیترن سطح

نماز اوّل وقت

تبعیت از حجة المهدی رهبر معظّم و معزّز انقلاب نایب عامة امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف


و...

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۴:۴۵
انجام تمامی شرایع دین و عمل به رساله های عملیه مقید و بسیار مقیّد باشیم!
شعائر الهی و حدود الله را عظیم داریم این برای تقوای قلبمان بسیار مؤثر است!
از دوستان گرامی خواهشمندم:
مواردی که می توان مارا در اخلاق و عمل شبیه به امام روحی فداه را نام ببرید!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۱۹
نیفیت از بالاترین سنخیتش شروع به حرکت می کند
سلام
بالاترین سنخیت چیست؟


از افول کننده ها بیزار است
برای جلوگیری از افول چه باید کرد؟


لبه های تیز شرایع قبلی را گرفته
این لبه های تیز چه مطالبی بوده؟

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۲۱
امام زمان صلوة الله علیه فرموده اند:
أمّا وَجـهُ الانْتِفاعِ بی فی غَیبَتی فكالانْتِفاعِ بالشَّمسِ إذا غَیَّبها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ ، وإنّی لَأمانٌ لأهلِ الأرضِ كما أنّ النُّجومَ أمانٌ لأهلِ السَّماءِ .
چگونگی بهره ‏مند شدن از من در روزگار غیبتم همچون بهره‏مند شدن از خورشید است، آنگاه كه در پس ابر از دیدگان پنهان می‏شود. من مایه امان زمین یانم همچنان كه ستارگان مایه امان آسمانیان هستند.7
سلام
گاهی نیز این بهره مند شدن از خورشید پشت ابر نیست گاهی خورشید را در مقابلت می بینی و بهره می بری.

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۲۳
پيامبران الوالعزم الهي وسيله ارسال شريعه‌اي(شريعتي) از دين،
سلام
چه شریعتی؟


چرا كه شيعه، شيعه امام((ع)) است و
اتصال به امام((ع))، نشان تشيع شيعه است.11
شيعيان قرب به خدا را در تبعيت از امام((ع)) جستجو ميكنند.12 هرچه حرف ‌شنوتر، متّصل‌تر و هرچه متّصل‌تر، مقرب‌تر.
صد در صد همین طوره!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۲۵
دوستان گرامی و عزیزم
تذکّر مهم:
تقوایمان را در این زمانه با دعا و انابه و... با درخواست عاجزانه از درگاه پروردگار متعال بخواهیم و در نگهداری آن بسیار انابه و در خواست کنیم و از آن حریم امن الهی بخواهیم و اصرار و پافشاری نماییم و سعی کنیم با مراقبت و محافظت و بانهایت دقت این جامه را نگذاریم که شیاطین رجیم بِدَرَند و بسیار در این موضع دعا و عمل کنیم!
تا جایی که به این نتیجه برسیم که می شود گناه نکرد!
امام راحل ره می فرمودند: گناه نکردن سخت است ولی انسان میتواند گناه نکند!
شهید علامه بزرگوار مرتضی مطهّری اینگونه فرموده اند:
من در خواب هم به نامحرم نگاه نمی کنم!

سلام
آخ الهی چقدر سبک شدم!
صدبار خواندن این تکه متن به ارزشش می ارزد!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۲۶
شيعه يعني ابوالفضل قمر بنی هاشم(باب الحسین) صلوة الله علیه و علی اخته حضرت زینب کبری عقیلة بنی هاشم صلوة الله علیها(باب .... )، يعني علي‌اكبر، شيعه يعني سلمان، يعني اباذر، شيعه يعني مقداد، ميثم و مالك.
شيعيان تعليم و تربيت ميشوند كه در حريم الهي خودي نبا شند و ردپا و اثري از خود به جا نگذارند،1
بابي باشند باز و بي‌مانع، تا خداوند از مجراي وجودشان محبّتهاي خود را جاري فرمايد. آنهايند: اَلسّابِقونَ السّابِقون.


سلام
رجال الغیب ها را می توان جزء این موارد و شیعیان نام برد؟
کمی هم در این باب سخن بگوئید

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۲۹
در كنار، محبّاني نشسته‌اند كه، محبّان اهل بيت(ع) هستند و شيعيان نفس. هم محبّند و هم شيعه نفسند. هم محبّند و هم در كنار جاي پاي امام((ع))، ردپا مي‌گذارند.
هم محبّند و هم بي‌اِذن، فعل انجام ميدهند. هم محبّند و هم امام((ع)) را نصيحت مي‌كنند.
هم محبّند و هم در كنار سخن و فعل امام((ع)) از خود نظر دارند، در كنار نظر امام((ع))، نه در مقابل، كه اگر چنين باشد از دين خارجند و از اصحاب شِمال.
آنان محبان اهل بيتند و اصحاب يمين، و بين آنها و شيعيان اهل‌بيت(ع) چه بسيار فاصله است.
آنچه كه از چشمه‌سار اسلام جوشيد، زلال بود و ناب، كه در مسير تاريخ، خاشاك صادره‌هاي غير اهل‌بيتي، آب زلال چشمه اسلام را به تيرگي وركود كشاند.


سلام
چه کسانی در کنار پای امام جای پا می گذارند؟
چه کسانی بی اذن امام فعل انجام می دهند؟
امام را نصیحت می کنند؟

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۳۱
شيعيان خاص، تعليم و تربيت را در محضرترين، موقعيتها فرا ميگيرند و امام راحل((ره)) پس از 13سال ظرفي شده‌بود و در آن ظرف، محبّتي عظيم به وسعت انقلاب، تا سر آغاز تهذيبي باشد براي اسلام مشوّب هزار و اندي ساله.
مردم آنروز ميّت بودند، او مردم را حيّ كرد، بپا داشت،
مسير را تبيين نمود و بسوي هدفي مشخص سوقشان داد. طرح منظر اسلام ناب محمّدي((ص)) و اسلام آمريكايي برگرفته از نوشيده‌هاي امام ((ره)) در محضر مولاامیر المؤمنین امام علی صلوة الله علیه و آله بود. آنچه در فعل او براي اولين بار نمود داشت،
در تاريخ31/6/1366 اشاره نمودند20 و در 11/1/1367 تبيين فرمودند.21
او مي‌دانست كه فرصت اندك است و زمان كوچ، نزديك و
اميد داشت كه فرزندان انقلاب با نهضتي فراگير، بر تبيين و اِعمال اسلام ناب محمّدي((ص)) و شیعه شدن همّت كنند.



سلام
جانم جانم جانم
به به چه مطلب نابی!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۳۴
پس از امام راحل ره، مقام معظّم رهبري((دامة افاضاته))، آن محبوب و مؤيّد امام زمان((عجل الله تعالی فرجه اشریف)) در اوقات مختلف به تهذيب اسلام پرداخت. تحليل او در واقعه عاشورا22 و تبيين مصاديق عاشورايي امروز، تهذيبي بود براي جامعه مسلمين كه پس از بيداري، دوباره به خواب غفلت رفته بودند، گرديد.
خدا را شاكريم كه، سيّدي ديگر از تبار حسينيان را قافله‌سار انقلابمان فرمود تا با خروشي عظيم پيام عاشوراي حسيني و درد نهفته امّت اسلامي را در جهان طنين افكند و شيعيان را نزدامام عالم((عجل الله تعالی فرجه اشریف))سرافراز گرداند.
اين چندمين بار است كه امام عالم((عجل الله تعالی فرجه اشریف)) در عرصه‌اي وسيع تيزبينان را متذكّر ميگردد كه چرا سكّان انقلاب را به دست سيّد علي خامنه‌اي سپرده‌است. در زمانه‌اي كه دين فروشي و تزوير، سكه رايج بازار است، همگان ديدند كه رهبر، دين فروش نيست، كشور فروش نيست. او تربيت شده مكتب عاشورا است. خروش او، خروش كاروان حسيني است. در هر شرايطي فرياد برخواهد آورد هَيهات مِنَّ الذلّة24. مرگ با عزّت، به از زندگي با ذلّت.



سلام
صد البته که هنوزم که هنوز است عده ای از درک این موضوع غافلند!
فقط همین قدر بدانیم که اگر روز خدائی ناکرده خطری ایشان را تهدید کند کسانی که ادعای حمایت از ایشان را دارند فرار می کنند ویاران حقیقی ایشان سدی به بلندای کوه ومحکمی پاره های آهن در مقابلشان می ایستد وتمام هجمه ها را با جان دل می پذیرند!
من می بینم!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۳۸
در اينجا نيكوست كه ذكري از استاد شهيد مرتضي مطهري به ميان آوريم، كه او نيز كمر به هرس كردن زوايد بست و در اين مسير جان خويش را هديه نمود. مهمترين موضوعي كه شهيد مطهري به هرس كردن آن همّت گماشت، حماسه حسيني بود تا مسلمين بدانندكه شور حسيني ((صلوة الله علیه)) زودگذر است و تمام شدني. آن چيز كه امروز مورد نياز همگان است، شعور حسيني((صلوة الله علیه)) است. شور با شعور بايد توأم باشد. او بود كه فرمود: شعارهاي ما بايد مُحيي باشد، نه مُخدّر25و خود نيز چنين رفتار نمود.


سلام
کسانی که شبهات بسیاری در دین ایجاد کردند وباعث شدند سربازان روح الله از پروانه وار به سوی شمع عشق پر بکشند
در این مدت زمانی چه کسانی در دین شبهه کردند؟
کاربران باهوش پاسخ دهند!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۴۷
ما بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام، در عالم تحقّق پيدا كند
سلام
قدرت اسلام را چگونه محقق کنیم؟


مقدمات ظهور انشاء الله تهيه‌شود
چه مقدماتی باید تهیه شود؟
چه کسانی باید تهیه کنند؟
چه چیزهائی باید تهیه شود؟

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۵:۵۲
سلام
ماشاءالله بسیار پر انرژی به کار ادامه می دهید
دنبال کردن مطالب شما همانند جمع آوری گنجی است که سالهاست بر زمین مانده ولی کسی ندیده است!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲, ۱۶:۲۴
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/iXNbsIgmzSZZL_GcFsEkP8Wl_9qbNiJpfAXp4pvSq2lsaLe8A3-20g/s/w535/

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۶:۲۵
نوشته اصلی توسط سیدتی زینب نمایش پست
پيامبران الوالعزم الهي وسيله ارسال شريعه‌اي(شريعتي) از دين،
سلام
چه شریعتی؟

منظور همان در درجه از دین اسلام ناب محمّدی صلوة الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین است که قبلاً توضیحات آنها را عرض کردم!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۶:۳۲
لبه های تیز شرایع قبلی را گرفته
این لبه های تیز چه مطالبی بوده؟
همان موارد اختلاف در برخورد واجدان شرایع درجه های مختلف دین اسلام ناب مثل برخورد حضرت موسی با حضرت خضر سلام الله علیهما و ... .

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۶:۵۷
وشته اصلی توسط سیدتی زینب نمایش پست
از افول کننده ها بیزار است
برای جلوگیری از افول چه باید کرد؟

باسلام
افول کنندگان مانند حّب جاه حبّ دنیا و...
همانطورکه عرض کردم نباید اعتنایی کرد!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۷:۰۴
حنیفیت از بالاترین سنخیتش شروع به حرکت می کند
سلام
بالاترین سنخیت چیست؟

بالاترین سنخیت ما در درجه دین خالص عالم ارواح و ملائکة الله می باشد و ما با روح (یا طینت ما) بهراه فطرت مان شروع به اوج گرفتن در عوالم بالاتر تا حدّی که شیعه شویم!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۷:۰۸
امام زمان صلوة الله علیه فرموده اند:
أمّا وَجـهُ الانْتِفاعِ بی فی غَیبَتی فكالانْتِفاعِ بالشَّمسِ إذا غَیَّبها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ ، وإنّی لَأمانٌ لأهلِ الأرضِ كما أنّ النُّجومَ أمانٌ لأهلِ السَّماءِ .
چگونگی بهره ‏مند شدن از من در روزگار غیبتم همچون بهره‏مند شدن از خورشید است، آنگاه كه در پس ابر از دیدگان پنهان می‏شود. من مایه امان زمین یانم همچنان كه ستارگان مایه امان آسمانیان هستند.7
سلام
گاهی نیز این بهره مند شدن از خورشید پشت ابر نیست گاهی خورشید را در مقابلت می بینی و بهره می بری.
این فرمان عمومی انتفاع از امام زمان عجِل الله تعالی فرجه الشریف است!
به استثنائات اجازه دهید نپردازیم!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۷:۱۲
دوستان گرامی و عزیزم
تذکّر مهم:
تقوایمان را در این زمانه با دعا و انابه و... با درخواست عاجزانه از درگاه پروردگار متعال بخواهیم و در نگهداری آن بسیار انابه و در خواست کنیم و از آن حریم امن الهی بخواهیم و اصرار و پافشاری نماییم و سعی کنیم با مراقبت و محافظت و بانهایت دقت این جامه را نگذاریم که شیاطین رجیم بِدَرَند و بسیار در این موضع دعا و عمل کنیم!
تا جایی که به این نتیجه برسیم که می شود گناه نکرد!
امام راحل ره می فرمودند: گناه نکردن سخت است ولی انسان میتواند گناه نکند!
شهید علامه بزرگوار مرتضی مطهّری اینگونه فرموده اند:
من در خواب هم به نامحرم نگاه نمی کنم!


سلام
آخ الهی چقدر سبک شدم!
صدبار خواندن این تکه متن به ارزشش می ارزد!
انشاء الله مؤیّد و منصور باشید!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۷:۳۸
نوشته اصلی توسط سیدتی زینب http://www.askquran.ir/images/quran/buttons/viewpost-left.png (http://www.askquran.ir/post703713.html#post703713) شيعه يعني ابوالفضل قمر بنی هاشم(باب الحسین) صلوة الله علیه و علی اخته حضرت زینب کبری عقیلة بنی هاشم صلوة الله علیها(باب .... )، يعني علي‌اكبر، شيعه يعني سلمان، يعني اباذر، شيعه يعني مقداد، ميثم و مالك.
شيعيان تعليم و تربيت ميشوند كه در حريم الهي خودي نبا شند و ردپا و اثري از خود به جا نگذارند،1
بابي باشند باز و بي‌مانع، تا خداوند از مجراي وجودشان محبّتهاي خود را جاري فرمايد. آنهايند: اَلسّابِقونَ السّابِقون.
سلام
رجال الغیب ها را می توان جزء این موارد و شیعیان نام برد؟
کمی هم در این باب سخن بگوئید
رجال الغیب اشخاصی هستند که از جانب صاحب الزمان (ع) مأمور هستند که در صحراها و بیابان ها،محبّان آن حضرت را دستگیری نمایند و قدرت بر طی الارض دارند و از آن حضرت (ع) علوم را کسب نموده اند؛ ولی شخص آن جناب را مشاهده نمی کنند و فیوضات آن جناب به آنها می رسد و از جمله مقربین درگاه الهی می باشند و برجمله ای از علوم بلایا و منایا مطلع می باشند و از خواص صحابه هستند و همه السنه را می فهمند و عرایض شیعیان را به خدمت امام همام می رساند و صدای امام را می­شنوند.
اگر بنا را براین بگذاریم که ایشان در محضر امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف تعلیم و تربیت شده اند و اوامر امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف را انجام میدهند و ...
و با این وصفی که از ایشان در فوق آمده است: می بایست رگه هایی از ملکوت را ببینند و در حال تعلیم و تربیت هستند میشود شیعه باشند

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۷:۴۷
نوشته اصلی توسط سیدتی زینب http://www.askquran.ir/images/quran/buttons/viewpost-left.png (http://www.askquran.ir/post703715.html#post703715)در كنار، محبّاني نشسته‌اند كه، محبّان اهل بيت(ع) هستند و شيعيان نفس. هم محبّند و هم شيعه نفسند. هم محبّند و هم در كنار جاي پاي امام((ع))، ردپا مي‌گذارند.
هم محبّند و هم بي‌اِذن، فعل انجام ميدهند. هم محبّند و هم امام((ع)) را نصيحت مي‌كنند.
هم محبّند و هم در كنار سخن و فعل امام((ع)) از خود نظر دارند، در كنار نظر امام((ع))، نه در مقابل، كه اگر چنين باشد از دين خارجند و از اصحاب شِمال.
آنان محبان اهل بيتند و اصحاب يمين، و بين آنها و شيعيان اهل‌بيت(ع) چه بسيار فاصله است.
آنچه كه از چشمه‌سار اسلام جوشيد، زلال بود و ناب، كه در مسير تاريخ، خاشاك صادره‌هاي غير اهل‌بيتي، آب زلال چشمه اسلام را به تيرگي وركود كشاند.


سلام
چه کسانی در کنار پای امام جای پا می گذارند؟
چه کسانی بی اذن امام فعل انجام می دهند؟
امام را نصیحت می کنند؟
همانگونه که در همین نقل قول آمده است کسانی که هنوز هم در مفابل امام خود را صاحب نظر می دانند و ظرف وجودشان را خالی نکرده اند تا پروردگار متعال و امام صلوة الله علیه خود وجودشان را از معارف ناب الهی سیراب نمایند.
اینها همه محبّان اهل بيت(ع) هستند و شيعيان نفس.
هم محبّند و هم شيعه نفسند. هم محبّند و هم در كنار جاي پاي امام((ع))، ردپا مي‌گذارند.
هم محبّند و هم بي‌اِذن، فعل انجام ميدهند. هم محبّند و هم امام((ع)) را نصيحت مي‌كنند.
آنان محبان اهل بيتند و اصحاب يمين، و بين آنها و شيعيان اهل‌بيت(ع) چه بسيار فاصله است.!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۷:۵۴
نوشته اصلی توسط سیدتی زینب http://www.askquran.ir/images/quran/buttons/viewpost-left.png (http://www.askquran.ir/post703870.html#post703870) پس از امام راحل ره، مقام معظّم رهبري((دامة افاضاته))، آن محبوب و مؤيّد امام زمان((عجل الله تعالی فرجه اشریف)) در اوقات مختلف به تهذيب اسلام پرداخت. تحليل او در واقعه عاشورا22 و تبيين مصاديق عاشورايي امروز، تهذيبي بود براي جامعه مسلمين كه پس از بيداري، دوباره به خواب غفلت رفته بودند، گرديد.
خدا را شاكريم كه، سيّدي ديگر از تبار حسينيان را قافله‌سار انقلابمان فرمود تا با خروشي عظيم پيام عاشوراي حسيني و درد نهفته امّت اسلامي را در جهان طنين افكند و شيعيان را نزدامام عالم((عجل الله تعالی فرجه اشریف))سرافراز گرداند.
اين چندمين بار است كه امام عالم((عجل الله تعالی فرجه اشریف)) در عرصه‌اي وسيع تيزبينان را متذكّر ميگردد كه چرا سكّان انقلاب را به دست سيّد علي خامنه‌اي سپرده‌است. در زمانه‌اي كه دين فروشي و تزوير، سكه رايج بازار است، همگان ديدند كه رهبر، دين فروش نيست، كشور فروش نيست. او تربيت شده مكتب عاشورا است. خروش او، خروش كاروان حسيني است. در هر شرايطي فرياد برخواهد آورد هَيهات مِنَّ الذلّة24. مرگ با عزّت، به از زندگي با ذلّت.

سلام
صد البته که هنوزم که هنوز است عده ای از درک این موضوع غافلند!
فقط همین قدر بدانیم که اگر روز خدائی ناکرده خطری ایشان را تهدید کند کسانی که ادعای حمایت از ایشان را دارند فرار می کنند ویاران حقیقی ایشان سدی به بلندای کوه ومحکمی پاره های آهن در مقابلشان می ایستد وتمام هجمه ها را با جان دل می پذیرند!
من می بینم!
البته که 100% اگر این اتفاقی که فرمودید بیفتد همانطورکه فرمودیدخواهد شد میشود

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۷:۵۹
سلام
کسانی که شبهات بسیاری در دین ایجاد کردند وباعث شدند سربازان روح الله از پروانه وار به سوی شمع عشق پر بکشند
در این مدت زمانی چه کسانی در دین شبهه کردند؟
کاربران باهوش پاسخ دهند!
کسانی که واجد اسلام آمریکایی هستند و برپایی اسلام ناب به ضررآنها است!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۸:۰۶
باسلام
افول کنندگان مانند حّب جاه حبّ دنیا و...
همانطورکه عرض کردم نباید اعتنایی کرد!


سلام
دنبال مصداق هائی بودم که در زندگی روزمره ممکن است هر کسی حتی به کوچکترین آنها گرفتار بیاید.
حب جاه را معمولا کسانی گرفتارش می شوند که یا مدیر باشند یا منصب خاصی به دست آورده اند

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۸:۰۷
نوشته اصلی توسط سیدتی زینب نمایش پست
مقدمات ظهور انشاء الله تهيه‌شود
چه مقدماتی باید تهیه شود؟
چه کسانی باید تهیه کنند؟
چه چیزهائی باید تهیه شود؟
بفرموده امام راحلمان ره:
« جَهَزوا اَنفُسَكُم بِالصّلاح وَ السِّلاح ». نهراسيد كه نمي‌هراسيد، كمربندهايتان را محكم كنيد. اي‌آزادگان و اي احرار بپاخيزيد. امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و ميدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست. روز جشن و سرور عارفان الهي است. امروز روز نغمه‌سرايي‌فرشتگان‌ در ستايش انسانهاي‌مجاهد است. درنگِ امروز فرداي اسارت‌باري رابه دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود و زره جهاد و مقاومت پوشيد ودر افق طليعه فجر تا ظهور شمس به‌پيش تاخت و ضامن خون شهيدان بود.»53

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۸:۱۲
رجال الغیب اشخاصی هستند که از جانب صاحب الزمان (ع) مأمور هستند که در صحراها و بیابان ها،محبّان آن حضرت را دستگیری نمایند و قدرت بر طی الارض دارند و از آن حضرت (ع) علوم را کسب نموده اند؛ ولی شخص آن جناب را مشاهده نمی کنند و فیوضات آن جناب به آنها می رسد و از جمله مقربین درگاه الهی می باشند و برجمله ای از علوم بلایا و منایا مطلع می باشند و از خواص صحابه هستند و همه السنه را می فهمند و عرایض شیعیان را به خدمت امام همام می رساند و صدای امام را می­شنوند.
اگر بنا را براین بگذاریم که ایشان در محضر امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف تعلیم و تربیت شده اند و اوامر امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف را انجام میدهند و ...
و با این وصفی که از ایشان در فوق آمده است: می بایست رگه هایی از ملکوت را ببینند و در حال تعلیم و تربیت هستند میشود شیعه باشند

سلام
علوم بلایا و منایا چیست؟
السنه چیست؟
یک حسی به این نوشته دارم
در مورد یاران حضرت مهدی(عج)بیشتر توضیح می دهید؟
ممنونم

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۸:۱۴
نوشته اصلی توسط سیدتی زینب نمایش پست
مقدمات ظهور انشاء الله تهيه‌شود
چه مقدماتی باید تهیه شود؟
چه کسانی باید تهیه کنند؟
چه چیزهائی باید تهیه شود؟
بفرموده امام راحلمان ره وبا تبعیت از مقام معزّز و معظّم عظمای ولایت دامة تأییداته:
« جَهَزوا اَنفُسَكُم بِالصّلاح وَ السِّلاح ». نهراسيد كه نمي‌هراسيد، كمربندهايتان را محكم كنيد. اي‌آزادگان و اي احرار بپاخيزيد. امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و ميدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست. روز جشن و سرور عارفان الهي است. امروز روز نغمه‌سرايي‌فرشتگان‌ در ستايش انسانهاي‌مجاهد است. درنگِ امروز فرداي اسارت‌باري رابه دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود و زره جهاد و مقاومت پوشيد ودر افق طليعه فجر تا ظهور شمس به‌پيش تاخت و ضامن خون شهيدان بود.»53

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۸:۲۱
بفرموده امام راحلمان ره:
« جَهَزوا اَنفُسَكُم بِالصّلاح وَ السِّلاح ». نهراسيد كه نمي‌هراسيد، كمربندهايتان را محكم كنيد. اي‌آزادگان و اي احرار بپاخيزيد. امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و ميدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست. روز جشن و سرور عارفان الهي است. امروز روز نغمه‌سرايي‌فرشتگان‌ در ستايش انسانهاي‌مجاهد است. درنگِ امروز فرداي اسارت‌باري رابه دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود و زره جهاد و مقاومت پوشيد ودر افق طليعه فجر تا ظهور شمس به‌پيش تاخت و ضامن خون شهيدان بود.»53


سلام
کلام کاملا درست و مطقن!
اما تا ما از چند و چون کار سر در نیاوریم که نمی دانیم باید از چه دفاع کنیم!
ما می دانیم که باید از مکتب اسلام و قرآن دفاع کنیم ولی خیلی ها منجمله خودم در ابتدائیات و دانستی های دین مانده ایم!
چه کنیم؟


مقدمات ظهور انشاء الله تهيه‌شود
چه مقدماتی باید تهیه شود؟
چه کسانی باید تهیه کنند؟
چه چیزهائی باید تهیه شود؟
برای همین دوباره پرسیدم که این مقدمات چیست؟

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۸:۳۴
نوشته اصلی توسط سیدتی زینب http://www.askquran.ir/images/quran/buttons/viewpost-left.png (http://www.askquran.ir/thread46055.html#post704936) رجال الغیب اشخاصی هستند که از جانب صاحب الزمان (ع) مأمور هستند که در صحراها و بیابان ها،محبّان آن حضرت را دستگیری نمایند و قدرت بر طی الارض دارند و از آن حضرت (ع) علوم را کسب نموده اند؛ ولی شخص آن جناب را مشاهده نمی کنند و فیوضات آن جناب به آنها می رسد و از جمله مقربین درگاه الهی می باشند و برجمله ای از علوم بلایا و منایا مطلع می باشند و از خواص صحابه هستند و همه السنه را می فهمند و عرایض شیعیان را به خدمت امام همام می رساند و صدای امام را می­شنوند.
اگر بنا را براین بگذاریم که ایشان در محضر امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف تعلیم و تربیت شده اند و اوامر امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف را انجام میدهند و ...
و با این وصفی که از ایشان در فوق آمده است: می بایست رگه هایی از ملکوت را ببینند و در حال تعلیم و تربیت هستند میشود شیعه باشند


سلام
علوم بلایا و منایا چیست؟
السنه چیست؟
یک حسی به این نوشته دارم
در مورد یاران حضرت مهدی(عج)بیشتر توضیح می دهید؟
ممنونم
عرض کردم رگه هایی از ملکوت را می بینند در ملکوت که شیعه صادق وارد می شود تما اتفاقات گذشته و آینده را می بیند تا آن لحطه و اگر پروردگار متعال امر بر تقدیر و قضای خود موردی را تغییر دهند قابل مشاهده نخواهد بود!
بله این مورد یکی از مواردی است که یاورا ن حضرت مهدی(عج) واجد آن هستند!
بدیده منّت! اگر اجازه بفر مایید نیاز می بینم که امامت در قرآن و احادیث معتبره بررسی کنیم بعد در همان حال بررسی شجره طیّبه امامت در عوالم پایین تر از کلمات الهی در امامت و ولایت در عالم عرش و عالم ملکوت به یاوران مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف خواهیم پرداخت و گرنه حقّ مطلب را ادا نکرده ایم !
اگر اجازه بدهید! و گرنه هم اکنون توضیح بدهم!
منظر پیام شما هستم اگر میشود موضوع را تا اینجا نگه داریم تا رفته رفته به فرائض واجبه برسم!
سپاسگزارم

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۸:۳۸
منظر پیام شما هستم اگر میشود موضوع را تا اینجا نگه داریم تا رفته رفته به فرائض واجبه برسم!
سلام
چشم هر طور صلاح می دانید
سپاسگزارم

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۸:۴۸
سلام
چشم هر طور صلاح می دانید
سپاسگزارم
متشکرم اگر اجازه بفر مایید امامت و ولایت را دقیقاً آنطورکه در شجره طیّبه اش که پایین می آید در عالم مخصوص بخودشان عرض کنم که نعوذ بالله در حقّ یاوران مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف قصور نکنیم و خدمت شما هم حقّ مطلب را ادا کنم!
سپاسگزارم:Rose:
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۸:۵۱
برادر بزرگوار سلمان 313
با سلام و احترام
چرا! دوستان مشارکت نمی کنند!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۰۸:۵۳
نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
سلام
کسانی که شبهات بسیاری در دین ایجاد کردند وباعث شدند سربازان روح الله از پروانه وار به سوی شمع عشق پر بکشند
در این مدت زمانی چه کسانی در دین شبهه کردند؟
کاربران باهوش پاسخ دهند!
بسم الله!
همکاری نمایید!

جانان
۱۳۹۳/۰۷/۱۳, ۱۴:۲۹
• حنیفیت مجموعه بسیار بزرگی است و
• توحید زیر مجموعه حنیفیت است!(طبق آیات قرآن کریم)



ـ
سلام عليكم ؛
متاسفانه من يه قدري دير به اين تاپيك سرزدم! واقعا مطالبي كه مطرح فرموديد؛ فوق العاده اند، اي كاش زودتر اين مباحث رو شروع مي فرموديد ، با شروع كلاس ها سرم شلوغ شده و تمركز كامل براي شركت در بحث هارو ندارم ولي سعي ميكنم كامل تاپيك رو مطالعه كنم و به قدر فهم خودم انشاءالله در اينجا سهيم باشم.
من تا اين پست رو خوندم ، به نظر شما ميشه حنيفيت رو اينطور توصيف كرد ؟؟

حنيفيت مثل قطب‌ نمایی ميمونه که روی زمین قرار ميديم و عقربه تا بخواد جهت رونشون بده، به این طرف و اون طرف حرکت می‌کنه تا جهت صحیح رو پیدا کنه و رو به نقطه‌ای ثابت بشه، در واقع حنیف وقتيه که نقطه اصلی و درست پیدا می‌شه. درسته ؟؟ يعني حضرت ابراهیم، تمدن‌هاي بسياري رو درک کرده، آیین‌ها و رنگ‌های مختلف تعبد و پرستش رو دیده ومعارف ارزشمندي رو كسب كرده وبعد از طي اين مراحل رشد، مأمور می‌شه كه خانه خدا رو بنا کنه تا از نسل این پیامبر بزرگ جهانی ، یک امت مسلِم پیدا بشه.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۴, ۰۵:۰۰
ـ
سلام عليكم ؛
متاسفانه من يه قدري دير به اين تاپيك سرزدم! واقعا مطالبي كه مطرح فرموديد؛ فوق العاده اند، اي كاش زودتر اين مباحث رو شروع مي فرموديد ، با شروع كلاس ها سرم شلوغ شده و تمركز كامل براي شركت در بحث هارو ندارم ولي سعي ميكنم كامل تاپيك رو مطالعه كنم و به قدر فهم خودم انشاءالله در اينجا سهيم باشم.
من تا اين پست رو خوندم ، به نظر شما ميشه حنيفيت رو اينطور توصيف كرد ؟؟

حنيفيت مثل قطب‌ نمایی ميمونه که روی زمین قرار ميديم و عقربه تا بخواد جهت رونشون بده، به این طرف و اون طرف حرکت می‌کنه تا جهت صحیح رو پیدا کنه و رو به نقطه‌ای ثابت بشه، در واقع حنیف وقتيه که نقطه اصلی و درست پیدا می‌شه. درسته ؟؟ يعني حضرت ابراهیم، تمدن‌هاي بسياري رو درک کرده، آیین‌ها و رنگ‌های مختلف تعبد و پرستش رو دیده ومعارف ارزشمندي رو كسب كرده وبعد از طي اين مراحل رشد، مأمور می‌شه كه خانه خدا رو بنا کنه تا از نسل این پیامبر بزرگ جهانی ، یک امت مسلِم پیدا بشه.
خواهر بزرگوارم
با سلام و احترام
چون در این بحث فطرت مرکب است و بسیار راهوار سریع است نگران زمان ورود به بحث را ننمایید!
هنوز فرصت هست چراکه بحث ما اکنون دیدگاه شیعیان راجع به کلمه طیّبه امامت در قرآن و احادیث معتبره هستیم چرا که اگر دیدگاهها اصلاح نشود و منطبق با قرآن و احادیث معتبر نشود تمامی این بحثها بیهوده نعوذ بالله خواهد بود!!!!
چه بسیار کسانی که بعد از ما این بحث را شروع کنند و سریعتر به مقصد برسد!
جستجو کردن تا مرحله یقین از خصوصیّات شخص حنیف است!
امام راحل ره می فرمودند: انسان در روی زمین همان حرکتی را انجام میدهند که جنبه های بالاتر آنها درگیر آنست و نیز می فرمودند: اگر پرده ها کنار برود انسان خواهد دید که بر صراط است و به طرف بهشت می رود یا جهنّم!!!
و امّا در مورد فرمایشتان راجع به قطب نما چون حنفیّت در درجات بالاتری از زمین خاکی است و با نور ربّ سروکار دارد واژه بهتر اینست که شخص حنیف مانند دستگاهی است که جهت نور ربّش را میگردد و پیدا می کند(فطرت) و جسمش در زمین بر روی صراط المستیم حرکت می کند چرا که در قرآن کریم آمده که:
...إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (011 | هود - 56)
... زيرا پروردگار من بر صراط مستقيم
از مشارکتان بسیار خرسندم!
سپاسگزارم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۴, ۱۸:۰۰
دوستان عزیز
با سلام و عرض ادب و احترام
از عزیزانی که میخواهند پیگیری حنیفیت را انجام دهندمی بایست نمونه های آنرا نیز دنبال کنند که این قصور از من بود که می بایست کسانی که بر دین حنیف بودند را معرفی میکردم.
چند نمونه را ذکر می نمایم:
1. تمامی انبیاء بعد از حضرت ابراهیم صلوة الله علیه
2. اصحاب کهف (در بحث اسلام از خلقت تاکنون): عرض کرده بودم حنیفیت نیاز به یقین دارد و از این رو این بزرگواران سیصد و اندی سال بخواب رفتند و پروردگار متعال دوباره آنان را برانگیخت و ...
سپاسگزارم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۴, ۱۸:۱۷
تذکر بسیار مهم: تدبر در قرآن کریم
دوستان و بزرگواران گرامی
خواتیم آیات را جدّی بگیرم چرا که بیشترین مفهوم و دریافت فضاهای آیات جهت تدبر بهتر و نیل به
این مفهوم ظاهری آیات در خاتمه آیات می باشد همین امر
یکی از تذکّرات مقام معزّز معظّم دامة تأییداته در تدبّر و تعقّل در قرآن می باشد!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۴, ۱۸:۲۳
کلمة هی العلیا: شجره طیبه کلمة الله و دقت در فضاهای قرآن و دقت در برداشت مناسب از آیات قرآن کریم

فضای کلماتی

تمامی دوستان بندگان خوب خدا و خود را سفارش می کنم به تقوی!
تدبر و تعقل از آیات قرآن کریم با دقت در فضای مفاهیمی آن در بررسی و منور ساختن خویش و استفاده صحیح و سطحی آن بسیار ما را در این مسیر یاری میدهد.
... كَلِمَةُ اللَّهِ هِي الْعُلْيا ...(التوبة/40)

بالاترین کلمه در فضای کلمات الهی
...كَلِمَةً طَيبَةً كَشَجَرَةٍ طَيبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ(الإبراهيم/24)


آيا نديدي چگونه خداوند «کلمه طيبه» را به درخت پاکيزه‌اي تشبيه کرده که ريشه آن ثابت، و شاخه آن در آسمان است.
ما در این بحث انشاء الله قصد داریم شجره طیبه کلمة الله را با استعانت از از پروردگار متعال و حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف و قرآن کریم از روی آیات مبارکه قرآن کریم بررسی کنیم.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۴, ۱۸:۲۴
در سوره ای که بعنوان قلب قرآن متواتر است یعنی سوره یس --

-- در آیه 12 که قلب این سوره است کلمه طیّبیه امام مبین:


وَكُلَّ شَيءٍ أَحْصَينَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ(يس/12)






امام مبین آنقدر جایگاه بالایی دارد که تمام شئ ها در آن احصاء شده است.





این کلمه از کلمة الله جایگاهش پایین تر است.

امامت مطلق از آن خدا است.

و در شجره طیبیه مربوط به الله همانگونه که دوستان زحمت کشیده اند در بررسی کلماتی که آدم ع توبه اش با آنها قبول شد و ... بعد از

کلمه طیبیه الله این کلمات مربوط آقا و مولایمان رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطیبن الطاهرین و اهل بیت ایشان صلوة الله علیهم اجمعین بوده است.

نیرو و قدرت امامت چیست؟


هُنَالِكَ الْوَلايةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيرٌ ثَوَابًا وَخَيرٌ عُقْبًا(الکهف/44)



توضیح و تدبّر و جمع بندی کامل بحث کلمه طیّبیه امامت در ادامه خواهد آمد.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۴, ۱۸:۲۶
کلمه طیبه امام: شخصی که جلودار بر جمعی است و ایشان را از راهی امن و بدون مانع به مقصد مطلوب می رساند)

هُنَالِكَ الْوَلَيةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيرٌ ثَوَابًا وَخَيرٌ عُقْبًا(الکهف/44)
در آنجا ثابت شد که ولايت از آن خداوند بر حق است! اوست که خیر ثواب، و خیر عاقبت را دارد!

ولایت مطلق نیز از آن الله است.

کلمه طیبه ولایت: آن نیرویی و توانی است که در تسلط امام است و با آن کسی را به برترین و بهترین ثواب و عاقبتی که لیاقت دارد میرساند

...

قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا(الکهف/109)
بگو: «اگر درياها براي (نوشتن) کلمات پروردگارم مرکب شود، درياها پايان مي‌گيرد. پيش از آنکه کلمات پروردگارم پايان يابد؛ هر چند همانند آن (درياها) را کمک آن قرار دهيم!»

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۴, ۱۸:۲۷
...
آقا و مولای ما رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین و اهل بیت ایشان ائمه معصومین صلوة الله علیهم اجمعین کلمات طیبه الهی هستند که قبلاً اشاره ای به آن شد و در موضوعات دوستان مفصل هم بحث شده است.

امامت مطلق و ولایت مطلق از آن خداوند است و هدیه پروردگار است به--

-- آقا و مولای ما رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین یعنی همان (امامت و ولایت مطلقه) و -
- از طرف ایشان به آقا و مولای ما حضرت علی صلوة الله علیه و -
- به اهل بیت ایشان ائمه معصومین صلوة الله علیهم اجمعین داده شده است.
********************
عقل محض آقا و مولای ما رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین در ابتدا بودند و هدف خلقت انسان کامل است.

عقل را باید از آثار آن شناخت و امام صادق آن را چنین معرفی می نمایند:
العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان

و ما در نماز چنین تشهدی را در نماز میدهیم:
... و اشهد ان محمد عبده و رسوله

اللّهم صلِّ علی محمد و آله الطیبین الطاهرین

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۶:۱۲
کلمه طیبه امامت در عبور از فضاهای مختلف نیز جنسیت آن فضا را که درون خود دارد را از خود بروز می دهد.
مثلاً در فضای مشیت کلمه طیبه امامت می شود:

امام و مولایمان امیرالمؤمنین علی صلوة الله علیه می فرمایند



"اَنا مشیّة الله"
من مشیت(خواست) خدایم
(مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمؤمنین علیه السلام، ص 268)

در قرآن کریم آمده است:
وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا(الإنسان/30)
و شما هيچ چيز را نمي‌خواهيد مگر اينکه خدا بخواهد، خداوند دانا و حکيم بوده و هست

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۶:۱۴
در بالاترین درجه در فضای کلمات در آیات قرآن کریم دیدیم ولایت را اینچنین یافتیم:

هُنَالِكَ الْوَلَيةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيرٌ ثَوَابًا وَخَيرٌ عُقْبًا(الکهف/44)

ولایت مطلق نیز از آن الله است.

کلمه طیبه ولایت: آن نیرویی و توانی است که در تسلط امام است و با آن کسی را به برترین و بهترین ثواب و عاقبتی که لیاقت دارد میرساند.

لازم شد که این مورد را بررسی کنیم:

کسی که متقی و مومن و محسن و ... است برترین و بهترین ثواب و عاقبتی که لیاقت دارد چیست؟

کسی که کافر و مشرک و منافق و ... است برترین و بهترین ثواب و عاقبتی که لیاقت دارد چیست؟

جواب اینها معنای ولایت مطلقه الله است؟

در ادامه فضای غیب را چون توسط ما قابل بررسی نیست ولی باید به آن به دستور پروردگار متعال در قرآن کریم در آیات 1-5 سوره بقره ایمان داشت ملکه قلب و عقل

خود کرده و به یاری پروردگار متعال ایمان می آوریم و به فضای قرآن کریم و اسماء حسنی مختصری آشنا خواهیم شد.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۶:۱۵
در بحث امامت ولایت مطلقه تا اهل بیت صلوة الله علیهم اجمعین رفتیم:
همانگونه که در قرآن کریم آمده است کلمه طیبه یک شجره طیبه است .
شاخه های این شجره در عبور از فضاهای مختلف شکل دیگری بخود میگیرند. در فضاهای پایین تر این ولایت مطلقه به اولیا و انبیاء و ... عطا می شود که بحث آن در هر فضا خواهد.
در قرآن کریم می بینیم این ولایت به ذوالقرنین که جزء انبیاء هم نبود با اختیار تام (همان ولایت مطلقه) عطا شده و با نگاه به آیات مربوطه کاملاً مشهود است.
پس اهل بیت صلوة الله علیهم اجمعین به هر کسی که بخواهند می توانند ولایت را شجره به عطا کنند.
به عنوان مثال توضیحی که در فضای مشیت الهی آمد.
در فضای قرآن کریم و اسماء حسنی الهی اهل بیت صلوة الله علیهم اجمعین امامت و لایت دارند. یعنی:
بر قرآن کریم امامت دارند و معوّل (تأویل کننده) آن هستند( و قرآن ناطق) و همینطور اسماء را امامت می کنند و بر آنها نیز ولایت میکنند.
در ادامه به تأویل و تفسیر و این مرتبه از امامت خواهیم پرداخت.
...

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۶:۱۶
امامت در فضای قرآن کریم و اسماء حسنی الهی:
امام مفسّر واقعی قرآن کریم است و تأویل میکند که این آیه از قرآن کریم چه تأثیری در فضاهای دیگر باید داشته باشد و در فضاهای پایین تر چگونه اثر داشته باشد و نیز
در رابطه با اسماء حسنای آقا و مولایمان رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین و اهل بیت صلوة الله اجمعین خود اسماء حسنای الهی هستند و بر اثر گذاری اسماء امامت میکنند.
اهل بیت الله (ع) خود را اسماء حسنای خدا نیز معرّفی کرده فرموده اند:
« نَحْنُ الِاسْمُ الْمَخْزُونُ الْمَكْنُونُ نَحْنُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى‏.

ما هستیم اسم مخزون و مکنون خدا و ماییم اسماء حسنی » ( بحار الأنوار ، ج‏27 ،ص38 )

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۶:۱۶
هر چه فضاهای مورد بحث بالاتر باشند فضاهای دیگر را در خود دارند.
بعنوان مثال:" و کل ّ شئٍ احصیناه فی امام مبین"
در مورد قرآن کریم هم این مصداق صادق است. فضای قرآن کریم دیگر فضاهای پایین تر از خود را در بر میگیرد اگر چه به اشارتی چون حروف مقطّعه در قرآن کریم و بعنوان مثال همین موضوع در حال بحث یعنی فضای کلمات به فضاهای بالاتر از خود نیز توسط پروردگار متعال بسیار مختصر اشاره شده است.
با توجه به این بحث میتوان چنین در نظر گرفت که چون دنیا و ... پایین ترین فضای عالَم است تمام آن در قرآن کریم بصورت مفصَّل آمده است...

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۶:۱۸
فضای عرش فضای حکم است که هر حکمی در این فضا صادر شود در فضاهای پایین تر اجرا میشود.
امامت در فضای عرش یعنی امامت بر تمامی احکام و فرمانهای صادر شده است.


برای آشنایی بیشتر میتوانیم در ماجرای حضرت ابراهیم صلوة الله علیه با هم نمونه ای از آن را بررسی کنیم.

حضرت ابراهیم صلوة الله علیه:

ابراهیم ع در ماجرای آتش دیده بود که خداوند متعال فرمود: قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ (021 | انبياء - 69)
(سرانجام او را به آتش افكندند; ولى ما) گفتيم: «اى آتش! بر ابراهيم سرد و سالم باش.»

ابراهیم ع با حکم آشنا شده بود و میدانست که پایین ترین سنخیت حکم عرش است و میخواست به لحاظ حنیفیتش بالاتر رود.
ابراهیم ع می فرماید:
وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ أَرِني كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى

خداوند می فرماید: قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ ایمان نداری.
ابراهیم ع: قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبي ایمان دارم می خواهم قلبم اطمینان پیدا کند

خداوند میداند او میگوید اطمینان ولی دنبال حنیفیتش است و پاداش در خور آن را میدهد:
قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللهَ عَزيزٌ حَكيمٌ (002 | البقرة - 260)
و (به خاطر بياور) هنگامى را كه ابراهيم گفت: «پروردگارا! به من بنمايان چگونه مردگان را زنده مى كنى؟» فرمود: «مگر ايمان نياورده اى؟!» گفت: «آرى (ايمان آورده ام)، ولى مى خواهم قلبم آرامش يابد.» فرمود: «در اين صورت، چهار پرنده (از گونه هاى مختلف) را انتخاب كن; و آنها را (پس از ذبح كردن،) قطعه قطعه كن (و درهم بياميز); سپس بر هر كوهى،قسمتى از آن را قرار بده; بعد آنها را صدا بزن، بسرعت به سوى تو مى آيند. و بدان كه خداوند توانا و حكيم است;».

کلام ابراهیم ع در این جا حکم است یعنی ابراهیم ع وارد عالم عرش میشود.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۶:۱۹
امام در ملکوت منبع انوار الهی است چرا که در ملکوت تمام اشیاء از جنس نورندو
انسان(شیعه و صدّیق) که در ملکوت وارد میشوند فطرتشان تحت تأثیر منبع عظیم انوار الهی امام بسرعت بسوی رشد و هدایت برده می شوند.
برای آشنایی بیشتر به بحث دین اسلام از خلقت تاکنون که لینک آن در تاپیکهای قبلی آمده است می توانیم مراجعه نماییم.
این جنبه در ذیل آمده است:
در ملکوت:
شادی و نشاط و آرامش مطلق است.
اشخاص بد نمود دیگری دارند.(در برزخ هم این موضوع هست)
در ملکوت اشیاء از جنس عوالم پایین نیستند از جنس نور هستند.
در ملکوت انوار ساطعه از یک منشأ فطرت را هدایت و جذب میکنند.(لذا دیدیم در جریان ماه و ستاره و خورشید پرستان ابراهیم ع مصداق را اشتباه گرفت)
اگر اشتباه میگیرد بخاطر اینست که رب خود را باعث و منبع انوار یافته است.
وقتی می فرماید:انی لا احب الافلین.
"من افول کننده ها را دوست ندارم."

حنیفیت:
1-حنیفیت از بالاترین سنخیتش شزوع به حرکت می کند و لذا در آرامش و نشاط مطلق است
2-هر چیزی که بین او و خدایش قرار بگیرد بت است و باید شکسته شود. ( لذتهای دنیوی و از این قبیل)
3-از افول کننده ها بیزار است.(مانند: جاه – حب دنیا و...)
5-مرکب حنیفیت فطرت است.
6-فطرت بدنبال نور هدایت است. عظمت نور هدایت(هذا اکبر)
با هادی الهی سریعتر میتوان این مسیر طولانی رشد را طی کرد.
7-حنیفیت اهل یقین است.
8-حنیفیت نیاز به عمود نگهدارنده دارد"نماز"
9-انابه – تقوی و نماز (احکام و حدود الهی)

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۶:۲۰
دوستان عزیز
با سلام عرض ادب و احترام
بحث ولایت مانند امامت است امّا پروردگار متعال به انییاء و کسانی غیر از انبیاء مانند: ذوالقرنین توسط آقا و مولایمان حضرت علی صلوة الله الله علیه جاری نموده بعضی کمتر و بعضی بیشتر!
داستان ذوالقرنین را اگر دوباره بخوانیم همانگونه که در قرآن کریم آمده:
خواهیم دید پروردگار متعال هیچ شرطی یا سئوالی برای آنها قرار نداده ایشان می فرمایند: برو به ... قومی هست می خواهی عذابشان کن! میخواهی رفتار خوبی با آنان در پیش بگیر!
در ست است که ولایتشان شاید کم باشد ولی جنس ولایت یکی است و آنهم ولایت مطلقه آقا رسول الله صلوة الله الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین است!
خیلی این روزها به این مسئله نیاز داریم و "پایه و اساس فرمایش امام راحل ره در مورد ولایت فقیه: که
ولایت فقیه همان ولایت مطلقه آقا رسول الله صلوة الله الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین است.
...

مسائل مربوط به امامت را خیلی علاقمند بودم از همه جوانب خدمت شما و خودم توضیح داده شود امّا فعلاً قسمت پروردگار بر این موضوع قرار نگرفت ولی باید بدانیم امامت نیاز به امارة(امیر المؤمنین )دارد و امارة به مُلک و نیز حُکم(عرشی) و حاکم و بحث هدایت و هادی حیّ و...

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۶:۳۰
دوستان گرامی
یاوران مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف در اسلام ناب و جایگاهشان در عوالم بالا عالم عرش است!
مثل ابراهیم صلوة الله علیه
تذکّر مهم:
البته در برزخ نیز فضای رشد وجود دارد (و علمای بسیاری در این باب سخن گفته اند) جایگاه انبیاء و رسولان اولوالعزم آن نیست که در دنیا با جسم مادّی رشد کرده اند انشاء الله در زمان ظهور و رجعت ایشان خواهیم دید که چه جایگاه رفیعی دارند!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۶:۵۱
همانگونه که عرض شد:
یاوران مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف در اسلام ناب و جایگاهشان در عوالم بالا عالم عرش است!
یاوران مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف انشعابی از ولایت را نیز از جنس همان ولایت امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف دارا هستند!(در بحث کلمه طیّبه امامت و ولایت توضیح آن آمد).
ایشان به نام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف برای مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف به خواست مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف کلیه وظایفشان را انجام میدهند و آباد می کنند و اصلاح میکنند و ظلم و جور را دِرو میکنند به نام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف و تمام جهان را آباد می کنندبرای مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف چراکه اینگونه تربیت می شوند!
حکومت حقّه الهی را امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف برپا میکنند و این آرزوی دیرینه آز آدم سلام الله علیه و تمامی انبیاء و اولیا و اوصیاءالهی را تا آقا و مولایمان حضرت رسول الله صلّ الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین و اهل بیت ایشان و تمام ائمه گذشته صلوة الله علیهم اَجمعین به وقوع می پذیرد و همگان در این حکومت متنعّم خواهند بود!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۷:۰۲
خداوند متعال تعليم و تربيتشان را در حريم اهل‌بيت(ع) قرار داده و
بر شباهت و انطباق صادره‌ها10 با امام((ع))،
در معارف، اعمال، كلام، احساس و … بناي سبقت از يكديگر گذارده‌اند.
چرا كه شيعه، شيعه امام((ع)) است و
اتصال به امام((ع))، نشان تشيع شيعه است.11
شيعيان قرب به خدا را در تبعيت از امام((ع)) جستجو ميكنند.12 هرچه حرف ‌شنوتر، متّصل‌تر و هرچه متّصل‌تر، مقرب‌تر.
انشاء الله با کمک شما عزیزان بر شباهت و انطباق صادره‌ها10 با امام((ع))،در معارف، اعمال، كلام، احساس و … مطرح میکنیم این اعمال و کلام و احساس و ... چه اموری هستند که ما باید خودمان را با آن منطبق نماییم!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۰۷:۱۱
انشاء الله با کمک شما عزیزان بر شباهت و انطباق صادره‌ها10 با امام((ع))،در معارف، اعمال، كلام، احساس و … مطرح میکنیم این اعمال و کلام و احساس و ... چه اموری هستند که ما باید خودمان را با آن منطبق نماییم!
از دوستان خواهشمندم در این موارد مشارکت نمایند!
انشاء الله پروردگار متعال بهترین نعمات و خیراتش را بر همه جاری فرماید!
سپاسگزارم

جانان
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۱۱:۴۲
انشاء الله با کمک شما عزیزان بر شباهت و انطباق صادره‌ها10 با امام((ع))،در معارف، اعمال، كلام، احساس و … مطرح میکنیم این اعمال و کلام و احساس و ... چه اموری هستند که ما باید خودمان را با آن منطبق نماییم!

سلام عليكم؛
به نظر من بخشي از ملاك هايي كه ياوران امام (ع) بايستي نسبت به داشتن آنها اهتمام داشته باشند ، در آيه ي ٥٤ سوره ي مباركه ي مائده آمده و آن اينكه :
١. آنها به خدا عشق مي ورزند و جز به خوشنودي او نمي انديشند.
٢. در برابر مؤمنان خاضع و مهربان و در برابر دشمنان و ستمكاران سر سخت و خشن و پر قدرتند.
٣.جهاد در راه خدا به طور مستمر از برنامه هاي آنهاست.
٤.در راه انجام فرمان خدا و دفاع از حق ، از ملامت هيچ ملامت كننده اي نمي ترسند.
(يعني علاوه بر قدرت جسماني شون ، چنان شهامتي دارند كه از شكستن سنتهاي غلط و مخالفت با اكثريتي كه راه انحراف رو پيش گرفته اند و در واقع با تكيه بر جمعيت كثير خودشون ، ديگران رو استهزاء ميكنند، ترس و اندوهي به دل هاشون راه نميدهند)
و نكته اي كه در فراز پاياني آيه پي ميبريم، اينكه اين امتيازات علاوه بر تلاش و همت انسان ، مرهون فضل الهي است.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۱۲:۳۷
انشاء الله با کمک شما عزیزان بر شباهت و انطباق صادره‌ها10 با امام((ع))،در معارف، اعمال، كلام، احساس و … مطرح میکنیم این اعمال و کلام و احساس و ... چه اموری هستند که ما باید خودمان را با آن منطبق نماییم!

با سلام و ادب و احترام و تشکر فراوان از مطالب مفید مطرح شده

یکی از مهمترین امور خداجویی و توحید است که باید سرلوحه یاران مهدی(عج) باشد. اینگونه افراد خدا را به شایستگی شناخته و همه وجودشان غرق جلوه نور ایزدی است. شوق دیدار محبوب، دل هایشان را به وجد آورده و در اشتیاق وصل او، شب و روز نمی شناسند.

امام صادق(علیه‌السلام) درباره آنها می فرماید:
مردانی که گویا دل هایشان پاره های آهن است... غبار تردید در ذات مقدس خداوند، خاطرشان را نمی آلاید... همانند چراغ های فروزانند، گویا دل هایشان نورباران است. از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند، برای شهادت دعا می کنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند....

جانان
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۱۴:۰۵
سلام
کسانی که شبهات بسیاری در دین ایجاد کردند وباعث شدند سربازان روح الله از پروانه وار به سوی شمع عشق پر بکشند
در این مدت زمانی چه کسانی در دین شبهه کردند؟
کاربران باهوش پاسخ دهند!
سلام عليكم ؛
به نظر من " آرمانگرايان انقلابي كه تبديل به قدرت طلبان مدرن " شدند ، اينها بودند كه خسارات عميقي در جامعه ي ما بوجود آوردند ، جامعه اي كه قرار بود نمايش قدرت "إسلام ناب" در دنيا باشد و "مقدمات ظهور" را فراهم كند حالا به سمت جامعه ي مدرن ايراني در حال پيشرفت است !!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۱۵:۵۱
نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
سلام
کسانی که شبهات بسیاری در دین ایجاد کردند وباعث شدند سربازان روح الله از پروانه وار به سوی شمع عشق پر بکشند
در این مدت زمانی چه کسانی در دین شبهه کردند؟
کاربران باهوش پاسخ دهند!

سلام عليكم جناب سلمان؛
به نظر من " آرمانگرايان انقلابي كه تبديل به قدرت طلبان مدرن " شدند ، اينها بودند كه خسارات عميقي در جامعه ي ما بوجود آوردند ، جامعه اي كه قرار بود نمايش قدرت "إسلام ناب" در دنيا باشد و "مقدمات ظهور" را فراهم كند حالا به سمت جامعه ي مدرن ايراني در حال پيشرفت است !!
خواهر بزرگوار
با سلام و عرض ادب و احترام
این مورد نیز صحیح است و انشاء الله جناب سلمان313 نیز مطلب واقعیت شما را مطالعه می نماید!
ولی از نظر من سربازان روح الله ره با خود امام راحل ره رفتند به جز اندک معدودی کمتر از تعداد انگشتهای دست

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۱۶:۰۰
سلام عليكم جناب استاد؛
به نظر من بخشي از ملاك هايي كه ياوران امام (ع) بايستي نسبت به داشتن آنها اهتمام داشته باشند ، در آيه ي ٥٤ سوره ي مباركه ي مائده آمده و آن اينكه :
١. آنها به خدا عشق مي ورزند و جز به خوشنودي او نمي انديشند.
٢. در برابر مؤمنان خاضع و مهربان و در برابر دشمنان و ستمكاران سر سخت و خشن و پر قدرتند.
٣.جهاد در راه خدا به طور مستمر از برنامه هاي آنهاست.
٤.در راه انجام فرمان خدا و دفاع از حق ، از ملامت هيچ ملامت كننده اي نمي ترسند.
(يعني علاوه بر قدرت جسماني شون ، چنان شهامتي دارند كه از شكستن سنتهاي غلط و مخالفت با اكثريتي كه راه انحراف رو پيش گرفته اند و در واقع با تكيه بر جمعيت كثير خودشون ، ديگران رو استهزاء ميكنند، ترس و اندوهي به دل هاشون راه نميدهند)
و نكته اي كه در فراز پاياني آيه پي ميبريم، اينكه اين امتيازات علاوه بر تلاش و همت انسان ، مرهون فضل الهي است.


خواهشمندم این جناب استاد را که من نمی شناسم لطف فرموده ویرایش نمایید!
ونیز خواهشمندم از ابتدا خصوصیات شروع بفرمایید تا بتوانیم بحث کاربردی اخلاقی مان را بهتر کنترل کنیم!
سپاسگزارم:Rose:
التماس دعا

جانان
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۱۶:۰۸
خواهشمندم این جناب استاد را که من نمی شناسم لطف فرموده ویرایش نمایید!
ونیز خواهشمندم از ابتدا خصوصیات شروع بفرمایید تا بتوانیم بحث کاربردی اخلاقی مان را بهتر کنترل کنیم!
سپاسگزارم:Rose:
التماس دعا

سلام عليكم ؛
منظور جنابعالي اين هستش كه با جزئيات به بيان خصوصيات بپردازم ؟

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۱۶:۰۸
با سلام و ادب و احترام و تشکر فراوان از مطالب مفید مطرح شده

یکی از مهمترین امور خداجویی و توحید است که باید سرلوحه یاران مهدی(عج) باشد. اینگونه افراد خدا را به شایستگی شناخته و همه وجودشان غرق جلوه نور ایزدی است. شوق دیدار محبوب، دل هایشان را به وجد آورده و در اشتیاق وصل او، شب و روز نمی شناسند.

امام صادق(علیه‌السلام) درباره آنها می فرماید:
مردانی که گویا دل هایشان پاره های آهن است... غبار تردید در ذات مقدس خداوند، خاطرشان را نمی آلاید... همانند چراغ های فروزانند، گویا دل هایشان نورباران است. از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند، برای شهادت دعا می کنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند....

خواهر بزرگوار
با سلام و احترام
بله! از آنجاکه ایشان حنیف هستند فطرتاً این شاخصه هایی که فرمودید دارا می باشند همانطور که با آیات قرآن دیدیم توحید زیر مجموعه ای از حنیقیت آمده است!
لطفاً خواهشمندم از ابتدا خصوصیات و رفتارها را پیش ببریم چون بحث ما بیشتر کاربردی اخلاقی است و به مباحث نظری در آخر بپردازیم تا بحثمان در جایگاه بالاتری قابل استفاده باشد مگر اینکه شبهه ای باشد که می بایست به آن در اولین فرصت جوابگو گردیم!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۱۶:۲۷
ونیز خواهشمندم از ابتدا خصوصیات شروع بفرمایید تا بتوانیم بحث کاربردی اخلاقی مان را بهتر کنترل کنیم!
سپاسگزارم:Rose:
التماس دعا


خواهر بزرگوار
با سلام واحترام
عرضم اینست که در عبادات و شرعیّات و تقوا و...شروع نماییم و از رابطه آنها در شباهت گفتار و رفتار و کلام و احساس آنها با امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف چگونه هستند و اینها شامل چه رفتارهای عبادی و شرعی و تقوا و گفتار و رفتار و احساس آنها بیشتر بحث کنیم!
سپاسگزارم
التماس دعا

جانان
۱۳۹۳/۰۷/۱۵, ۱۶:۴۶
خواهشمندم این جناب استاد را که من نمی شناسم لطف فرموده ویرایش نمایید!
ونیز خواهشمندم از ابتدا خصوصیات شروع بفرمایید تا بتوانیم بحث کاربردی اخلاقی مان را بهتر کنترل کنیم!
سپاسگزارم:Rose:
التماس دعا

سلام عليكم ؛
در طي اين چند روزي كه سطر به سطر اين تاپيك رو مطالعه كردم پي بردم كه نسبت من به جنابعالي ، نسبت دختربچه اي در مواجه با يك روشنگر داناست ، از اين رو شما رو شايسته ي خطاب استادي دونستم ، بسان شاگردي كه با انديشه ي ژرف استادش ، دريچه ي نگاهش وسيع گشته؛ اگر با اين خطاب مكدر شديد،بر من ببخشيد.
​"متشكرم از توجه تون"

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۶, ۱۰:۴۶
آقای من !مولای من! یا اباصالح المهدی عجّل الله فرجه الشریف
ببخشید که جای ما با شما عوض شده است!
شما مُنتَظِر شده ای!
و ما مُنتَظَر!
از شما و پروردگار غیورت طلب عفو داریم!
ما را ببخشید و باز میخواهیم جایمان را عوض کنیم!
ما را ببخشید که در جامعه ای مُرده زندگی میکنیم و به فکر همه چیز هستیم ولی به فکر شما....
جانم به قربان خاک مقدم شریفتان!:Rose:
ای غریب زمانه ما! ای امام عصر عجّل الله فرجه الشریف !

جانان
۱۳۹۳/۰۷/۱۶, ۱۳:۲۹
[quote=سیدتی زینب;705468]خواهر بزرگوار
با سلام واحترام
عرضم اینست که در عبادات و شرعیّات و تقوا و...شروع نماییم و از رابطه آنها در شباهت گفتار و رفتار و کلام و احساس آنها با امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف چگونه هستند و اینها شامل چه رفتارهای عبادی و شرعی و تقوا و گفتار و رفتار و احساس آنها بیشتر بحث کنیم!
سپاسگزارم
التماس دعا[/quot

سلام عليكم
برداشت من اين است كه ما در ابتدا بايد يك انقلاب دروني داشته باشيم ؛ اگر ما ميخواهيم "توحيد" را از حضرت إبراهيم (ع) دريافت كنيم و با قيام پيامبر خاتم (ص) و أهل بيت (ع) آن را به عصر حاضر بياوريم، بايستي از شرك باستاني ديروز خودمان را نجات دهيم و به "إنسان موحد" گرايش پيدا كنيم؛ لازمه ي اين كاراينست كه اول به "خودسازي و تزكيه" در همه ي حالات خودمان بپردازيم.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۶, ۱۷:۱۴
[quote=سیدتی زینب;705468]خواهر بزرگوار
با سلام واحترام
عرضم اینست که در عبادات و شرعیّات و تقوا و...شروع نماییم و از رابطه آنها در شباهت گفتار و رفتار و کلام و احساس آنها با امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف چگونه هستند و اینها شامل چه رفتارهای عبادی و شرعی و تقوا و گفتار و رفتار و احساس آنها بیشتر بحث کنیم!
سپاسگزارم
التماس دعا[/quot

سلام عليكم
برداشت من اين است كه ما در ابتدا بايد يك انقلاب دروني داشته باشيم ؛ اگر ما ميخواهيم "توحيد" را از حضرت إبراهيم (ع) دريافت كنيم و با قيام پيامبر خاتم (ص) و أهل بيت (ع) آن را به عصر حاضر بياوريم، بايستي از شرك باستاني ديروز خودمان را نجات دهيم و به "إنسان موحد" گرايش پيدا كنيم؛ لازمه ي اين كاراينست كه اول به "خودسازي و تزكيه" در همه ي حالات خودمان بپردازيم.
بسیار نکته جالبی را بیان نمودید امّا:

خداوند متعال تعليم و تربيتشان را در حريم اهل‌بيت(ع) قرار داده و
بر شباهت و انطباق صادره‌ها10 با امام((ع))،
در معارف، اعمال، كلام، احساس و … بناي سبقت از يكديگر گذارده‌اند.
چرا كه شيعه، شيعه امام((ع)) است و
اتصال به امام((ع))، نشان تشيع شيعه است.11
شيعيان قرب به خدا را در تبعيت از امام((ع)) جستجو ميكنند.12

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۷, ۰۵:۰۱
تحصيل معارف اهل بيت (ع)

مرحوم آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني (ره) که سال ها در نجف اشرف نزد علماي بزرگ دانش آموخته بود و اجازه اجتهاد از مرحوم آيت الله ناييني (ره) داشت و به دنبال درک حقايق، مباحث فلسفه را نزد استادان فن تا بالاترين رتبه خوانده بود؛ مي گويد: «ديدم دلم آرام نگرفته و به درک حقايق عالم توفيق نيافته ام. رو به عرفان آوردن و مدتي از محضر استاد عارفان و سالکان آقا سيد احمد کربلايي (ره) استفاده مي کردم تا از نظر ايشان به حد کمال قطبيت و فناء في الله رسيدم. اما ديدم اين مطالب و اين رفتارها با ظواهر قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام موافق نيست و به آرامش و اطمينان قلب نرسيده بودم.» مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) تنها راه نجات را در توسل به پيشگاه حضرت مهدي (ع) مي بيند، به همين جهت مي گويد: «خود را از بافته هاي فلاسفه و افکار عرفان خالي کردم و با کمال اخلاص و توبه به آن حضرت توسل پيدا کردم. روزي در وادي السلام نزد قبر حضرت هود و صالح عليهماالسلام در حال تضرع و توسل بودن که حضرت صاحب الزمان (عج) را مشاهده کردم.» ايشان فرمودند: «طَلَبُ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريقِنا اَهل البيت مُساوِقَّ لِلأنکارنا و قَد اَقامني الله و انا الحُجّه بنُ الحسن؛ يعني، جست و جوي معارف و شناخت طريق از غير مسير ما اهل بيت طهارت مساوي است با انکار ما و همانا خداوند مرا براي هدايت بشر برپا داشته است و من حجه بن الحسن هستم.» مرحوم اصفهاني (ره) مي گويد: «پس از آن از فلسفه و عرفان بيزاري جستم و تمامي نوشته هاي خود را در اين موارد به رودخانه ريختم و به سوي قرآن و احاديث پيامبر (ص) روي آوردم.»

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۷, ۰۵:۰۷
پرهيز از افراط و تفريط:

امام زمام (عج) در توقيعي مي فرمايند:

«تقوا پيشه کنيد، تسليم ما باشيد و کار را به ما واگذاريد که بر ماست شما را از سرچشمه سيراب بيرون آوريم چنانکه بردن شما به سرچشمه از سوي ما بود ... به سمت راست ميل نکنيد و به سوي چپ نيز منحرف نشويد.» (1)

در تشرف آقا شيخ حسن سامرايي (ره) در سرداب مقدس، حضرت فرمودند: «به شيعيان و دوستان ما بگوييد که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زينب (ع) که فرج مرا نزديک گرداند.» (3)
شيعيان چرا ما را نمي خواهند؟!

مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني (ره) مي گويد که در مسجد جمکران سيدي نوراني را ديدم، با خود گفتم اين سيد در اين هواي گرم تابستاني از راه رسيده و تشنه است ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: آقا! شما از خدا بخواهيد تا فرج امام زمان (ع) نزديک گردد. حضرت فرمودند: «شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند. اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما مي رسد.»

اخلاص در عمل

يکي از علماي بزرگ اصفهاني مي گويد: «شبي در عالم رؤيا امام زمان (ع) را ديدم. به ايشان عرض کردم چه کنم که به شما نزديک شوم؟» فرمودند: «عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده.» من به ذهنم رسيد که يعني در مورد هر کاري ببين اگر امام زمان (ع) اين کار را مي کند تو هم انجام بده.

تحصيل معارف اهل بيت (ع)

مرحوم آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني (ره) که سال ها در نجف اشرف نزد علماي بزرگ دانش آموخته بود و اجازه اجتهاد از مرحوم آيت الله ناييني (ره) داشت و به دنبال درک حقايق، مباحث فلسفه را نزد استادان فن تا بالاترين رتبه خوانده بود؛ مي گويد: «ديدم دلم آرام نگرفته و به درک حقايق عالم توفيق نيافته ام. رو به عرفان آوردن و مدتي از محضر استاد عارفان و سالکان آقا سيد احمد کربلايي (ره) استفاده مي کردم تا از نظر ايشان به حد کمال قطبيت و فناء في الله رسيدم. اما ديدم اين مطالب و اين رفتارها با ظواهر قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام موافق نيست و به آرامش و اطمينان قلب نرسيده بودم.» مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) تنها راه نجات را در توسل به پيشگاه حضرت مهدي (ع) مي بيند، به همين جهت مي گويد: «خود را از بافته هاي فلاسفه و افکار عرفان خالي کردم و با کمال اخلاص و توبه به آن حضرت توسل پيدا کردم. روزي در وادي السلام نزد قبر حضرت هود و صالح عليهماالسلام در حال تضرع و توسل بودن که حضرت صاحب الزمان (عج) را مشاهده کردم.» ايشان فرمودند: «طَلَبُ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريقِنا اَهل البيت مُساوِقَّ لِلأنکارنا و قَد اَقامني الله و انا الحُجّه بنُ الحسن؛ يعني، جست و جوي معارف و شناخت طريق از غير مسير ما اهل بيت طهارت مساوي است با انکار ما و همانا خداوند مرا براي هدايت بشر برپا داشته است و من حجه بن الحسن هستم.» مرحوم اصفهاني (ره) مي گويد: «پس از آن از فلسفه و عرفان بيزاري جستم و تمامي نوشته هاي خود را در اين موارد به رودخانه ريختم و به سوي قرآن و احاديث پيامبر (ص) روي آوردم.»

کمک به مردم

در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني (ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، خودت را براي مردم ارزان کن! و در دسترس همه قرار بده و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآورد، ما ياريت مي کنيم.»(6)

توجه به پدر و مادر

در احوالات يکي از محبان و شيعيان آمده که پدر پيري داشت و بسيار به او خدمت مي کرد. ايشان شب هاي چهارشنبه به مسجد سهله مي رفت اما پس از مدتي اين کار را ترک نمود. دليل آن را پرسيدند، گفت چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم در شب آخر نزديک مغرب تنها به مسجد سهله مي رفتم عرب بياباني را ديدم سوار بر اسب که سه بار به من فرمود: «از پدرت مراقبت کن.» من فهمديم که امام زمان (ع) راضي نيستند من پدرم را بگذرام و به مسجد سهله بروم.(7)

توسل به قمر بني هاشم (ع)

از مرحوم آيت الله مرعشي نجفي (ره) نقل شده است که يکي از علماي نجف اشرف که به قم آمده بود مي گفت: «مدتي براي رفع مشکلي به مسجد جمکران مي رفتم و نتيجه نمي گرفتم روزي هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم مولا جان! آيا بد نيست با وجود امام معصوم (ع) به علمدار کربلا قمر بني هاشم (ع) متوسل شوم و او را در نزد خدا شفيع قرار دهم؟!» در حالتي ميان خواب و بيداري امام زمان (ع) فرمودند: «نه تنها بد نيست و ناراحت نمي شوم بلکه شما را راهنمايي مي کنم که چون خواستي از حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاجت بخواهي اين چنين بگو: يا أبالغوث ادرکني.»(8)

احترام به قرآن

در تشرفي که براي مرحوم حاج شيخ محمدحسن مولوي قندهاري در حرم مطهر ابوالفضل العباس (ع) روي داده است ايشان مي گويد ديدم قرآني روي زمين بر سر راه افتاده است به من فرمودند: «هوشيار باش و به قرآن احترام کن. من خم شم و قرآن را برداشتم و بوسيدم و در قفسه گذاشتم.»(9)
ايران شيعه، خانه ماست

مرحوم آيت الله ميرزا محمد حسن نائيني (ره) در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليس و روس خيلي نگران بودند از اين که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بين برود و سقوط کند. شبي به امام عصر (ع) متوسل مي شود و در خواب مي بيند ديواري است به شکل نقشه ايران که شکست برداشته و خم شده است و در زير اين ديوار تعدادي زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روي سر آنها خراب مي شود. مرحوم نائيني چون اين صحنه را مي بيند بسيار نگران مي شود و فرياد مي زند: «خدايا، اين وضع به کجا خواهد انجاميد؟» در همين حال مي بيند حضرت ولي عصر (ع) تشريف آوردند و با دست مبارکشان ديوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جايش قرار دادند و فرمودند: «اينجا (ايران شيعه)، خانه ما است. مي شکند، خم مي شود، خطر است ولي ما نمي گذاريم سقوط کند ما نگهش مي داريم.»(12)
مواظبت بر قرائت و خواندن قرآن

در تشرّف شيخ محمد حسن مازندراني که به بيماري سل مبتلا بوده است او را شفا مي دهند و به او مي فرمايند: «بر تو باد به مواظبت بر قرائت قرآن.» (13)

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۷, ۰۵:۲۴
خداوند در معراج به پیامبراکرم(ص) می فرماید:
از اهل دنیا دوری کن و از آنها بغض داشته باش و دوستدار اهل آخرت باش.

در این حدیث خداوند برای اهل دنیا 19 خصوصیت بیان می کند.

حضرت امیر(ع) از دنیا بدین صورت تعبیر می کنند: دنیا جایگاهی است که مورد نظر خدا نیست و حلال و حرام مخلوط است و شیرینی آن انتهایش تلخی است.

خداوند به حضرت داود(ع) می فرماید: دوستان من احتیاجی به اهتمام دنیا ندارند و من شیرینی عبادت را از اهل دنیا گرفته­ام.

دنیا را به اندازه کفاف خود بخواهید که این خواستن سیره نبی و آل نبی است.

اهل دنیا19 ویژه­گی دارند:

1- کسانی که زیاد غذا می خورند: دین مبین ما برای مقدار و اصل و کیفیت غذا برنامه دارد.

پیامبراکرم(ص) می فرمایند: زمانی بخور که گرسنه ای و زمانی دست بکش که گرسنه ای.

مقدارغذا: چه قدر بخوریم.کم بخوریم،یک سوّم برای غذا و یک سوّم برای آب و یک سوّم برای هوا.

اصل غذا:چه چیزی بخوریم. قرآن کریم می فر ماید : چیزی را بخورید که خدا به شما داده و اولاً حلال باشد وثالثاً طیّب باشد.

کم خوردن و معتدل خوردن باعث سالم بودن بدن و باهوشی می شود و پرخوری باعث قساوت قلب می گردد.

2- کسانی که زیاد می خندند:

پیامبراکرم(ص) به جبریئل فرمود: میکائیل چرا نمی خندد؟ ایشان فرمودند از وقتی که خداوند جهنم را خلق کرد میکائیل نمی خندد.

3- کسانی که زیاد می خوابند:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مادر حضرت سلیمان حضرت را نصیحت می کردند وگفتند:شب ها زیاد نخواب چون کسانی که

زیاد می خوابند در آخرت دستشان خالی است . یعنی اگر می خواهی در آخرت ثروتمند باشی شب زیاد نخواب.

امام صادق (ع) فرمودند : خواب زیاد هم دنیا را ضایع می کند و هم آخرت را.

4- کسانی که زیاد عصبانی می شوند: به هر دلیل عصبانی می شوندف قرآن کریم در سوره آل عمران آیه 134 می فرماید: (در هنگام عصبانیت اوّل خشم خود را فرو ببرید , دوّم طرف مقابل را ببخشید , سوّم بخشش کنید) .

امام علی (ع) فرمودند: غضب شاخه ای از جنون است که در صورت عدم کنترل و پشیمانی باعث جنون دائمی می گردد.

5- کم خشنود اند(قلیل الرضا): عذر خواهی کسی را نمی پذیرند و از کسی عذر خواهی نمی کنند.

پیامبراکرم(ص) فرمودند : اگر کسی عذر خواهی را چه راست چه دروغ نپذیرفت مشمول شفاعت من نمی شود.

امام سجاد (ع) می فرمایند : اگر کسی در گوش راستت فحش داد و اگر در گوش چپت عذرخواهی کرد بپذیر.

6- بی باک اند در گناه کردن:

آن چیزی که ما را نجات می دهد ادب است . ادبی که نسبت به خدا ، ائمه و انسان ها باشد و نمونه بارز ادب چیزی است که حضرت حرّ را نجات داد ادبشان به حضرت زهرا(س) بود.

7- نفس خودشان را به محاسبه نمی کشند:

بنده به مراتب عالی ایمان نمی رسد مگر با محاسبه نفس.

محاسبه یابد شدیدتر از محاسبه بین دو شریک باشد.

محاسبه باید به روش زندگی باشد نه به تعداد گناه، بلکه باید دید چرا گناه ازما سر زده است.

8- خیلی حرف می زنند(ادعا-لاف زدن)و حرف خیلی می زنند(وراجی- چرت و پرت):

یک نفر به پیامبراکرم(ص) عرض کرد که مرا نصیحت کنید، پیامبراکرم(ص) فرمودند: زبانت را نگه دار و بعد فرمودند: فکر می کنی جز محصول زبان عامل دیگری هست که آدم ها را توی جهنّم بفرستد؟

ابوحمزه ثمالی از امام زین العابدین(ع) نقل می کند: وقتی زبان از دیگر اعضای بدن سوال می کند که حالتان چطور است؟ می­گویند که خوبیم اگر تو اجازه دهی.

ریا و زبان اجر تمام اعمال نیک را از بین می برد و قرآن کریم می­فرماید مومن کسی است که عمل احسن را با خود به آخرت ببرد.

یک نفر رفت پیش پیامبراکرم(ص) و عرض کرد: من می خواهم آدم بشوم.باید چه کار کنم؟ پیامبر فرمودند:فقط به من قول بده که دروغ نگی. و آن فرد وقتی می خواست گناه بکند به خودش می گفت که اگر پیامبر از من پرسید من که نمی توانم دروغ بگویم پس این گناه را نمی کنم.

بدترین عذاب برای جناب ایوب(ع) زخم زبان های مردم بود.

9- اطلاعاتشان از دین کم است .

انسان دارای سه نوع مسئولیت است:

- نسبت به خالق

- نسبت به همنوع و مخلوق

- نسبت به خود

قرآن کریم می فرماید: نگه دارید خودتان و همسر و فرزندان خود را از آتش جهنم.

حضرت ابراهیم(ع) به خاطر 2 خصوصیت به مقام رفاقت با خدا رسید :

1- نماز شب 2- سفره داری

10- موقع عبادت کسل اند.

خدا به ما نزدیک است اما این نزدیکی برای ما ارزشی ندارد زیرا او علت است و ما معلول و او همچنان که به ما نزدیک است به سایر جانداران و جانوران نیز احاطه دارد . نزد خداوند چیزی محبوب تر از آنچه بر بندگان و واجب کرده است، نیست و با نوافل خدا عاشق بنده خواهد شد و در این صورت خدا او را از جاهای دیگر منقطع خواهد نمود.

رسول اکرم(ص) : برترین مردم عاشق عبادت هستند این مردم دیگر برایشان مهم نیست که زندگانی چگونه و چطور می گذرد سخت یا راحت.

11- مرگشان نزدیک امّا آرزو هایشان طولانی است.

همیشه در رویا است نه در واقعیت زندگی. امید رحمت است از سوی خداوند اگر امید و آرزو نباشد مادر به بچه شیر نمی دهد و هیچ باغبانی درختی نمی کارد و نباید این امید و آرزو باعث فراموشی مرگ، معاد و دین بشود.

حضرت سیدالشهداء(ع): اگر سه چیز برای بشر نباشد انسان خدا را بنده نبود که یکی از آنها مرگ است.

12- منفعتش برای موجودات دیگر کم است: یعنی بخیل اند.

13- در موقع خوردن خیلی شادند.

شاد بودن اشکال ندارد ولی ملاک شاد بودن باید رضایت خداوند را دارا باشد.

14- مردم را پست می شمارند، و تکبّر دارند.

امام صادق (ع): خدا اهل تکبر را در قیامت به صورت مورچه محشور می کند و آنان را زیر پای مردم می اندازدو اگر ذره ای کبر در دل کسی باشد خداوند او را وارد بهشت نمی کند.

15- اهل دنیا از خدا نمی ترسند: ولاکن خداوند در سوره ی آل عمران آیه 175 فرموده: بترسید، اگر اهل ایمانید. این فعل امر است یعنی باید بترسیم. این هایی که می گویند نباید از خدا ترسید این ها دچار وسوسه شیطان شده اند.

پیامبر(ص)فرمودند: اگر بدانید میزان خشم خدا را ̨ گمان می کنید که راه نجاتی وجود ندارد.

فقط یک گروه از گناهکاران می توانند به رحمت خداوند امید داشته باشند، گناه کارانی که از روی نادانی و جهالت دچار معصیت شده اند.

16-اهل دنیا موقع بهره مندی از نعمت شاکر نیستند و در موقع بلا و امتحان صابر نیستند.

شکر در مقابل نعمت 3 مرتبه دارد :1 - اعتراف به این که نمی توانند شکر کنند 2- به زبان شکر کردن

روزی 4 پای امام صادق(ع) فرار کرد و امام فرمودند که هر کس 4 پای من را بیابد من خداوند را آنگونه که شایسته است

شکر می کنم. مردم در زمان کوتاهی 4 پارا را پیدا کردند و به نزد امام بردند وامام فرمود : الحمد الله ربّ العالمین

3- شکر عملی (عالی تریم مرتبه شکر است که نعمت را در راه خدا مصرف کنیم)

صبر دارای 3 مرتبه است: 1- صبر در مقام اطاعت خدا 2- صبر در مقابل معصیت 3- صبر در مقابل مصیبت 4- صبر در مقام کمال و تکامل

آن وقت صبر در مصیبت چه می شود ̨ در یک نصف روز تمام عزیزانش را کشتند ̨ اون هم به اون وضعیت ̨ در مسیر اسارت چه بلاهایی که سرش نیامده ̨ آن وقت ملعون متکبّر وارد می شود و به حضرت زینب (س) می گوید: دیدی خدا با شما چکار کرد؟ فرمودند: جز زیبایی چیزی ندید‌‌‌‌م . این صبر در مصیبت است.

17- از کار خودشان تمجید می کنند(از خود راضی هستند).

مومن به اعمال نیک خود مغرور نمی شود.

18- مدّعی چیزی هستند که ندارند̨ اهل ریا هستند.

19- بدی های مردم را ذکر می کنند امّا خوبی هایشان را می پوشانند یعنی حسود اند.

حسادت منجر به غیبت می شود و گناه غیبت هفتاد مرتبه بیشتر از زنا می باشد.

سخت ترن کار انسان شدن و سخت تر از آن انسان ماندن و از آن سخت تر انسان مردن است.

به امید روزی که بتوانیم به خوبی تمامی وظایفمان را نسبت به ساحت مقدس امام زمان(عج) انجام دهیم.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۷, ۰۵:۲۵
توصیه‌های امام زمان (عج) به شیعیان!

توصیه‌هایی است که امام عصر (عج)‌ خطاب به شیعیان و پیروان اهل‌بیت (ع) فرموده‌اند.
براستی، چقدر به اینها عمل می‌کنیم؟!

۱. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه کنید.

۲. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی که بر شما روی آورده است کمک کنید.

۳. عهد می‌کنم که هر کدام از شیعیان که راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه که لازم است ]و حق خداست[ از مال خود خارج کند، از فتنه‌ی گمراه‌کننده و رنج‌های ظلمانی در امان باشد.

۴. هر کدام از شیعیان، در بخشش اموالی که خداوند به او داده به کسانی که خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.

۵. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شد، همسو و یک‌دل شوند، دیدار ما از ایشان به تأخیر نخواهد افتاد.

۶. ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

(توقیع به شیخ مفید)


۷. از خدا بترسید ؛ و از ما اطاعت کنید ؛ و از راه راست منحرف نگردید.

۸. نیت خود را ـ مطابق سنت آشکاری که به شما گفتم ـ با دوستی، به سوی ما برگردانید.

(توقیع به ابن ابی‌غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان)


۹. اموال شما (خمس و زکات) را قبول نمی‌کنیم مگر اینکه پاک و طاهر باشد... هر کس می‌خواهد عمل کند و هر که نخواهد نکند ؛ چرا که ما به آنچه شما دارید نیازی نداریم.

۱۰. ظهور و فرج در دست خداست و کسانی که وقت رای آن تعیین می‌کنند "دروغگو " هستند.

۱۱. در مسایلی که روی می‌دهد به فقهاء مراجعه کنید ؛ زیرا که ایشان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم بر ایشان.

۱۲. منتفع شدن از من در ایام غیبتم، مانند استفاده از خورشید است زمانی که ابر روی آن را پوشانده باشد.

۱۳. درباره چیزهایی که به درد شما نمی‌خورد سؤال نکنید، و در دانستن چیزهایی که از دانستن آنها معاف شده‌اید خود را به سختی نیاندازید.

۱۴. برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید ؛ چرا که همین فرج شماست.

(توقیع به اسحاق بن یعقوب)


۱۵. هر کس بدون اجازه ما در اموال مربوط به ما (خمس، زکات و وقف) تصرف کند، از جمله ظالمین است و ما در روز قیامت شاکی او خواهیم بود.

(توقیع به محمد بن جعفر اسدی)


۱۶. آیا نمی‌دانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانه‌ای از آنان پنهان شد نشانه‌ی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستاره‌ای از ایشان غروب کرد ستاره‌ی دیگر طلوع نمود ؛ و وقتی که خدای عزوجل امام حسن عسکری (ع) را به سوی خود برد گمان ننمایید که واسطه میان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنین چیزی نشده و نخواهد شد تا وقتی که قیامت برپا شود.

(توقیع به محمد بن ابراهیم بن مهزیار)


۱۷. آیا نمی‌دانید که روی زمین از حجت خدا خالی نمی‌گردد ؛ خواه آن حجت، ظاهر باشد و خواه پنهان.

۱۸. مردم پیروی از خواهش‌های نفسانی را از خود دور کنند ؛ و همانگونه که ]پیش از غیبت[ رفتار می‌نمودند رفتار کنند ؛ و امری که از آنان پوشیده و پنهان شده است را جستجو ننمایند ... و بدانند که حق با ما و در نزد ماست.

(توقیع به عمری وپسرش)


توضیح:

توقیع ، در لغت به معنای "امضاء، نامه و فرمان" ، و دراصطلاح حدیثی به معنای "بخشی از نوشته‌های ائمه اطهار علیهم السلام " است . بیشتر توقیعات از سوی امام عصر (عج) صادر گردیده است. واژه توقیع نخستین بار در روایتی از امام کاظم (ع) به معنای یادداشتی که امام در زیر یک نامه نوشته دیده شده‌است.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۷, ۱۴:۵۵
خداوند در معراج به پیامبراکرم(ص) می فرماید:
از اهل دنیا دوری کن و از آنها بغض داشته باش و دوستدار اهل آخرت باش.

در این حدیث خداوند برای اهل دنیا 19 خصوصیت بیان می کند.

حضرت امیر(ع) از دنیا بدین صورت تعبیر می کنند: دنیا جایگاهی است که مورد نظر خدا نیست و حلال و حرام مخلوط است و شیرینی آن انتهایش تلخی است.

خداوند به حضرت داود(ع) می فرماید: دوستان من احتیاجی به اهتمام دنیا ندارند و من شیرینی عبادت را از اهل دنیا گرفته­ام.

دنیا را به اندازه کفاف خود بخواهید که این خواستن سیره نبی و آل نبی است.

اهل دنیا19 ویژه­گی دارند:

1- کسانی که زیاد غذا می خورند: دین مبین ما برای مقدار و اصل و کیفیت غذا برنامه دارد.

پیامبراکرم(ص) می فرمایند: زمانی بخور که گرسنه ای و زمانی دست بکش که گرسنه ای.

مقدارغذا: چه قدر بخوریم.کم بخوریم،یک سوّم برای غذا و یک سوّم برای آب و یک سوّم برای هوا.

اصل غذا:چه چیزی بخوریم. قرآن کریم می فر ماید : چیزی را بخورید که خدا به شما داده و اولاً حلال باشد وثالثاً طیّب باشد.

کم خوردن و معتدل خوردن باعث سالم بودن بدن و باهوشی می شود و پرخوری باعث قساوت قلب می گردد.

2- کسانی که زیاد می خندند:

پیامبراکرم(ص) به جبریئل فرمود: میکائیل چرا نمی خندد؟ ایشان فرمودند از وقتی که خداوند جهنم را خلق کرد میکائیل نمی خندد.

3- کسانی که زیاد می خوابند:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مادر حضرت سلیمان حضرت را نصیحت می کردند وگفتند:شب ها زیاد نخواب چون کسانی که

زیاد می خوابند در آخرت دستشان خالی است . یعنی اگر می خواهی در آخرت ثروتمند باشی شب زیاد نخواب.

امام صادق (ع) فرمودند : خواب زیاد هم دنیا را ضایع می کند و هم آخرت را.

4- کسانی که زیاد عصبانی می شوند: به هر دلیل عصبانی می شوندف قرآن کریم در سوره آل عمران آیه 134 می فرماید: (در هنگام عصبانیت اوّل خشم خود را فرو ببرید , دوّم طرف مقابل را ببخشید , سوّم بخشش کنید) .

امام علی (ع) فرمودند: غضب شاخه ای از جنون است که در صورت عدم کنترل و پشیمانی باعث جنون دائمی می گردد.

5- کم خشنود اند(قلیل الرضا): عذر خواهی کسی را نمی پذیرند و از کسی عذر خواهی نمی کنند.

پیامبراکرم(ص) فرمودند : اگر کسی عذر خواهی را چه راست چه دروغ نپذیرفت مشمول شفاعت من نمی شود.

امام سجاد (ع) می فرمایند : اگر کسی در گوش راستت فحش داد و اگر در گوش چپت عذرخواهی کرد بپذیر.

6- بی باک اند در گناه کردن:

آن چیزی که ما را نجات می دهد ادب است . ادبی که نسبت به خدا ، ائمه و انسان ها باشد و نمونه بارز ادب چیزی است که حضرت حرّ را نجات داد ادبشان به حضرت زهرا(س) بود.

7- نفس خودشان را به محاسبه نمی کشند:

بنده به مراتب عالی ایمان نمی رسد مگر با محاسبه نفس.

محاسبه یابد شدیدتر از محاسبه بین دو شریک باشد.

محاسبه باید به روش زندگی باشد نه به تعداد گناه، بلکه باید دید چرا گناه ازما سر زده است.

8- خیلی حرف می زنند(ادعا-لاف زدن)و حرف خیلی می زنند(وراجی- چرت و پرت):

یک نفر به پیامبراکرم(ص) عرض کرد که مرا نصیحت کنید، پیامبراکرم(ص) فرمودند: زبانت را نگه دار و بعد فرمودند: فکر می کنی جز محصول زبان عامل دیگری هست که آدم ها را توی جهنّم بفرستد؟

ابوحمزه ثمالی از امام زین العابدین(ع) نقل می کند: وقتی زبان از دیگر اعضای بدن سوال می کند که حالتان چطور است؟ می­گویند که خوبیم اگر تو اجازه دهی.

ریا و زبان اجر تمام اعمال نیک را از بین می برد و قرآن کریم می­فرماید مومن کسی است که عمل احسن را با خود به آخرت ببرد.

یک نفر رفت پیش پیامبراکرم(ص) و عرض کرد: من می خواهم آدم بشوم.باید چه کار کنم؟ پیامبر فرمودند:فقط به من قول بده که دروغ نگی. و آن فرد وقتی می خواست گناه بکند به خودش می گفت که اگر پیامبر از من پرسید من که نمی توانم دروغ بگویم پس این گناه را نمی کنم.

بدترین عذاب برای جناب ایوب(ع) زخم زبان های مردم بود.

9- اطلاعاتشان از دین کم است .

انسان دارای سه نوع مسئولیت است:

- نسبت به خالق

- نسبت به همنوع و مخلوق

- نسبت به خود

قرآن کریم می فرماید: نگه دارید خودتان و همسر و فرزندان خود را از آتش جهنم.

حضرت ابراهیم(ع) به خاطر 2 خصوصیت به مقام رفاقت با خدا رسید :

1- نماز شب 2- سفره داری

10- موقع عبادت کسل اند.

خدا به ما نزدیک است اما این نزدیکی برای ما ارزشی ندارد زیرا او علت است و ما معلول و او همچنان که به ما نزدیک است به سایر جانداران و جانوران نیز احاطه دارد . نزد خداوند چیزی محبوب تر از آنچه بر بندگان و واجب کرده است، نیست و با نوافل خدا عاشق بنده خواهد شد و در این صورت خدا او را از جاهای دیگر منقطع خواهد نمود.

رسول اکرم(ص) : برترین مردم عاشق عبادت هستند این مردم دیگر برایشان مهم نیست که زندگانی چگونه و چطور می گذرد سخت یا راحت.

11- مرگشان نزدیک امّا آرزو هایشان طولانی است.

همیشه در رویا است نه در واقعیت زندگی. امید رحمت است از سوی خداوند اگر امید و آرزو نباشد مادر به بچه شیر نمی دهد و هیچ باغبانی درختی نمی کارد و نباید این امید و آرزو باعث فراموشی مرگ، معاد و دین بشود.

حضرت سیدالشهداء(ع): اگر سه چیز برای بشر نباشد انسان خدا را بنده نبود که یکی از آنها مرگ است.

12- منفعتش برای موجودات دیگر کم است: یعنی بخیل اند.

13- در موقع خوردن خیلی شادند.

شاد بودن اشکال ندارد ولی ملاک شاد بودن باید رضایت خداوند را دارا باشد.

14- مردم را پست می شمارند، و تکبّر دارند.

امام صادق (ع): خدا اهل تکبر را در قیامت به صورت مورچه محشور می کند و آنان را زیر پای مردم می اندازدو اگر ذره ای کبر در دل کسی باشد خداوند او را وارد بهشت نمی کند.

15- اهل دنیا از خدا نمی ترسند: ولاکن خداوند در سوره ی آل عمران آیه 175 فرموده: بترسید، اگر اهل ایمانید. این فعل امر است یعنی باید بترسیم. این هایی که می گویند نباید از خدا ترسید این ها دچار وسوسه شیطان شده اند.

پیامبر(ص)فرمودند: اگر بدانید میزان خشم خدا را ̨ گمان می کنید که راه نجاتی وجود ندارد.

فقط یک گروه از گناهکاران می توانند به رحمت خداوند امید داشته باشند، گناه کارانی که از روی نادانی و جهالت دچار معصیت شده اند.

16-اهل دنیا موقع بهره مندی از نعمت شاکر نیستند و در موقع بلا و امتحان صابر نیستند.

شکر در مقابل نعمت 3 مرتبه دارد :1 - اعتراف به این که نمی توانند شکر کنند 2- به زبان شکر کردن

روزی 4 پای امام صادق(ع) فرار کرد و امام فرمودند که هر کس 4 پای من را بیابد من خداوند را آنگونه که شایسته است

شکر می کنم. مردم در زمان کوتاهی 4 پارا را پیدا کردند و به نزد امام بردند وامام فرمود : الحمد الله ربّ العالمین

3- شکر عملی (عالی تریم مرتبه شکر است که نعمت را در راه خدا مصرف کنیم)

صبر دارای 3 مرتبه است: 1- صبر در مقام اطاعت خدا 2- صبر در مقابل معصیت 3- صبر در مقابل مصیبت 4- صبر در مقام کمال و تکامل

آن وقت صبر در مصیبت چه می شود ̨ در یک نصف روز تمام عزیزانش را کشتند ̨ اون هم به اون وضعیت ̨ در مسیر اسارت چه بلاهایی که سرش نیامده ̨ آن وقت ملعون متکبّر وارد می شود و به حضرت زینب (س) می گوید: دیدی خدا با شما چکار کرد؟ فرمودند: جز زیبایی چیزی ندید‌‌‌‌م . این صبر در مصیبت است.

17- از کار خودشان تمجید می کنند(از خود راضی هستند).

مومن به اعمال نیک خود مغرور نمی شود.

18- مدّعی چیزی هستند که ندارند̨ اهل ریا هستند.

19- بدی های مردم را ذکر می کنند امّا خوبی هایشان را می پوشانند یعنی حسود اند.

حسادت منجر به غیبت می شود و گناه غیبت هفتاد مرتبه بیشتر از زنا می باشد.

سخت ترن کار انسان شدن و سخت تر از آن انسان ماندن و از آن سخت تر انسان مردن است.

به امید روزی که بتوانیم به خوبی تمامی وظایفمان را نسبت به ساحت مقدس امام زمان(عج) انجام دهیم.



دوستان گرامی
مشارکت فرمایید آیا در قرآن کریم و احادیث چیزی در رابطه به شیعه پیدا نمیشود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۷, ۱۵:۰۳
خداوند در معراج به پیامبراکرم(ص) می فرماید:
از اهل دنیا دوری کن و از آنها بغض داشته باش و دوستدار اهل آخرت باش.

در این حدیث خداوند برای اهل دنیا 19 خصوصیت بیان می کند.

حضرت امیر(ع) از دنیا بدین صورت تعبیر می کنند: دنیا جایگاهی است که مورد نظر خدا نیست و حلال و حرام مخلوط است و شیرینی آن انتهایش تلخی است.

خداوند به حضرت داود(ع) می فرماید: دوستان من احتیاجی به اهتمام دنیا ندارند و من شیرینی عبادت را از اهل دنیا گرفته­ام.

دنیا را به اندازه کفاف خود بخواهید که این خواستن سیره نبی و آل نبی است.

اهل دنیا19 ویژه­گی دارند:

1- کسانی که زیاد غذا می خورند: دین مبین ما برای مقدار و اصل و کیفیت غذا برنامه دارد.

پیامبراکرم(ص) می فرمایند: زمانی بخور که گرسنه ای و زمانی دست بکش که گرسنه ای.

مقدارغذا: چه قدر بخوریم.کم بخوریم،یک سوّم برای غذا و یک سوّم برای آب و یک سوّم برای هوا.

اصل غذا:چه چیزی بخوریم. قرآن کریم می فر ماید : چیزی را بخورید که خدا به شما داده و اولاً حلال باشد وثالثاً طیّب باشد.

کم خوردن و معتدل خوردن باعث سالم بودن بدن و باهوشی می شود و پرخوری باعث قساوت قلب می گردد.

2- کسانی که زیاد می خندند:

پیامبراکرم(ص) به جبریئل فرمود: میکائیل چرا نمی خندد؟ ایشان فرمودند از وقتی که خداوند جهنم را خلق کرد میکائیل نمی خندد.

3- کسانی که زیاد می خوابند:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مادر حضرت سلیمان حضرت را نصیحت می کردند وگفتند:شب ها زیاد نخواب چون کسانی که

زیاد می خوابند در آخرت دستشان خالی است . یعنی اگر می خواهی در آخرت ثروتمند باشی شب زیاد نخواب.

امام صادق (ع) فرمودند : خواب زیاد هم دنیا را ضایع می کند و هم آخرت را.

4- کسانی که زیاد عصبانی می شوند: به هر دلیل عصبانی می شوندف قرآن کریم در سوره آل عمران آیه 134 می فرماید: (در هنگام عصبانیت اوّل خشم خود را فرو ببرید , دوّم طرف مقابل را ببخشید , سوّم بخشش کنید) .

امام علی (ع) فرمودند: غضب شاخه ای از جنون است که در صورت عدم کنترل و پشیمانی باعث جنون دائمی می گردد.

5- کم خشنود اند(قلیل الرضا): عذر خواهی کسی را نمی پذیرند و از کسی عذر خواهی نمی کنند.

پیامبراکرم(ص) فرمودند : اگر کسی عذر خواهی را چه راست چه دروغ نپذیرفت مشمول شفاعت من نمی شود.

امام سجاد (ع) می فرمایند : اگر کسی در گوش راستت فحش داد و اگر در گوش چپت عذرخواهی کرد بپذیر.

6- بی باک اند در گناه کردن:

آن چیزی که ما را نجات می دهد ادب است . ادبی که نسبت به خدا ، ائمه و انسان ها باشد و نمونه بارز ادب چیزی است که حضرت حرّ را نجات داد ادبشان به حضرت زهرا(س) بود.

7- نفس خودشان را به محاسبه نمی کشند:

بنده به مراتب عالی ایمان نمی رسد مگر با محاسبه نفس.

محاسبه یابد شدیدتر از محاسبه بین دو شریک باشد.

محاسبه باید به روش زندگی باشد نه به تعداد گناه، بلکه باید دید چرا گناه ازما سر زده است.

8- خیلی حرف می زنند(ادعا-لاف زدن)و حرف خیلی می زنند(وراجی- چرت و پرت):

یک نفر به پیامبراکرم(ص) عرض کرد که مرا نصیحت کنید، پیامبراکرم(ص) فرمودند: زبانت را نگه دار و بعد فرمودند: فکر می کنی جز محصول زبان عامل دیگری هست که آدم ها را توی جهنّم بفرستد؟

ابوحمزه ثمالی از امام زین العابدین(ع) نقل می کند: وقتی زبان از دیگر اعضای بدن سوال می کند که حالتان چطور است؟ می­گویند که خوبیم اگر تو اجازه دهی.

ریا و زبان اجر تمام اعمال نیک را از بین می برد و قرآن کریم می­فرماید مومن کسی است که عمل احسن را با خود به آخرت ببرد.

یک نفر رفت پیش پیامبراکرم(ص) و عرض کرد: من می خواهم آدم بشوم.باید چه کار کنم؟ پیامبر فرمودند:فقط به من قول بده که دروغ نگی. و آن فرد وقتی می خواست گناه بکند به خودش می گفت که اگر پیامبر از من پرسید من که نمی توانم دروغ بگویم پس این گناه را نمی کنم.

بدترین عذاب برای جناب ایوب(ع) زخم زبان های مردم بود.

9- اطلاعاتشان از دین کم است .

انسان دارای سه نوع مسئولیت است:

- نسبت به خالق

- نسبت به همنوع و مخلوق

- نسبت به خود

قرآن کریم می فرماید: نگه دارید خودتان و همسر و فرزندان خود را از آتش جهنم.

حضرت ابراهیم(ع) به خاطر 2 خصوصیت به مقام رفاقت با خدا رسید :

1- نماز شب 2- سفره داری

10- موقع عبادت کسل اند.

خدا به ما نزدیک است اما این نزدیکی برای ما ارزشی ندارد زیرا او علت است و ما معلول و او همچنان که به ما نزدیک است به سایر جانداران و جانوران نیز احاطه دارد . نزد خداوند چیزی محبوب تر از آنچه بر بندگان و واجب کرده است، نیست و با نوافل خدا عاشق بنده خواهد شد و در این صورت خدا او را از جاهای دیگر منقطع خواهد نمود.

رسول اکرم(ص) : برترین مردم عاشق عبادت هستند این مردم دیگر برایشان مهم نیست که زندگانی چگونه و چطور می گذرد سخت یا راحت.

11- مرگشان نزدیک امّا آرزو هایشان طولانی است.

همیشه در رویا است نه در واقعیت زندگی. امید رحمت است از سوی خداوند اگر امید و آرزو نباشد مادر به بچه شیر نمی دهد و هیچ باغبانی درختی نمی کارد و نباید این امید و آرزو باعث فراموشی مرگ، معاد و دین بشود.

حضرت سیدالشهداء(ع): اگر سه چیز برای بشر نباشد انسان خدا را بنده نبود که یکی از آنها مرگ است.

12- منفعتش برای موجودات دیگر کم است: یعنی بخیل اند.

13- در موقع خوردن خیلی شادند.

شاد بودن اشکال ندارد ولی ملاک شاد بودن باید رضایت خداوند را دارا باشد.

14- مردم را پست می شمارند، و تکبّر دارند.

امام صادق (ع): خدا اهل تکبر را در قیامت به صورت مورچه محشور می کند و آنان را زیر پای مردم می اندازدو اگر ذره ای کبر در دل کسی باشد خداوند او را وارد بهشت نمی کند.

15- اهل دنیا از خدا نمی ترسند: ولاکن خداوند در سوره ی آل عمران آیه 175 فرموده: بترسید، اگر اهل ایمانید. این فعل امر است یعنی باید بترسیم. این هایی که می گویند نباید از خدا ترسید این ها دچار وسوسه شیطان شده اند.

پیامبر(ص)فرمودند: اگر بدانید میزان خشم خدا را ̨ گمان می کنید که راه نجاتی وجود ندارد.

فقط یک گروه از گناهکاران می توانند به رحمت خداوند امید داشته باشند، گناه کارانی که از روی نادانی و جهالت دچار معصیت شده اند.

16-اهل دنیا موقع بهره مندی از نعمت شاکر نیستند و در موقع بلا و امتحان صابر نیستند.

شکر در مقابل نعمت 3 مرتبه دارد :1 - اعتراف به این که نمی توانند شکر کنند 2- به زبان شکر کردن

روزی 4 پای امام صادق(ع) فرار کرد و امام فرمودند که هر کس 4 پای من را بیابد من خداوند را آنگونه که شایسته است

شکر می کنم. مردم در زمان کوتاهی 4 پارا را پیدا کردند و به نزد امام بردند وامام فرمود : الحمد الله ربّ العالمین

3- شکر عملی (عالی تریم مرتبه شکر است که نعمت را در راه خدا مصرف کنیم)

صبر دارای 3 مرتبه است: 1- صبر در مقام اطاعت خدا 2- صبر در مقابل معصیت 3- صبر در مقابل مصیبت 4- صبر در مقام کمال و تکامل

آن وقت صبر در مصیبت چه می شود ̨ در یک نصف روز تمام عزیزانش را کشتند ̨ اون هم به اون وضعیت ̨ در مسیر اسارت چه بلاهایی که سرش نیامده ̨ آن وقت ملعون متکبّر وارد می شود و به حضرت زینب (س) می گوید: دیدی خدا با شما چکار کرد؟ فرمودند: جز زیبایی چیزی ندید‌‌‌‌م . این صبر در مصیبت است.

17- از کار خودشان تمجید می کنند(از خود راضی هستند).

مومن به اعمال نیک خود مغرور نمی شود.

18- مدّعی چیزی هستند که ندارند̨ اهل ریا هستند.

19- بدی های مردم را ذکر می کنند امّا خوبی هایشان را می پوشانند یعنی حسود اند.

حسادت منجر به غیبت می شود و گناه غیبت هفتاد مرتبه بیشتر از زنا می باشد.

سخت ترن کار انسان شدن و سخت تر از آن انسان ماندن و از آن سخت تر انسان مردن است.

به امید روزی که بتوانیم به خوبی تمامی وظایفمان را نسبت به ساحت مقدس امام زمان(عج) انجام دهیم.



دوستان گرامی
مشارکت فرمایید آیا در قرآن کریم و احادیث چیزی در رابطه به شیعه پیدا نمیشود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۷, ۱۵:۰۷
پرهيز از افراط و تفريط:

امام زمام (عج) در توقيعي مي فرمايند:

«تقوا پيشه کنيد، تسليم ما باشيد و کار را به ما واگذاريد که بر ماست شما را از سرچشمه سيراب بيرون آوريم چنانکه بردن شما به سرچشمه از سوي ما بود ... به سمت راست ميل نکنيد و به سوي چپ نيز منحرف نشويد.» (1)

در تشرف آقا شيخ حسن سامرايي (ره) در سرداب مقدس، حضرت فرمودند: «به شيعيان و دوستان ما بگوييد که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زينب (ع) که فرج مرا نزديک گرداند.» (3)
شيعيان چرا ما را نمي خواهند؟!

مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني (ره) مي گويد که در مسجد جمکران سيدي نوراني را ديدم، با خود گفتم اين سيد در اين هواي گرم تابستاني از راه رسيده و تشنه است ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: آقا! شما از خدا بخواهيد تا فرج امام زمان (ع) نزديک گردد. حضرت فرمودند: «شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند. اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما مي رسد.»

اخلاص در عمل

يکي از علماي بزرگ اصفهاني مي گويد: «شبي در عالم رؤيا امام زمان (ع) را ديدم. به ايشان عرض کردم چه کنم که به شما نزديک شوم؟» فرمودند: «عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده.» من به ذهنم رسيد که يعني در مورد هر کاري ببين اگر امام زمان (ع) اين کار را مي کند تو هم انجام بده.

تحصيل معارف اهل بيت (ع)

مرحوم آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني (ره) که سال ها در نجف اشرف نزد علماي بزرگ دانش آموخته بود و اجازه اجتهاد از مرحوم آيت الله ناييني (ره) داشت و به دنبال درک حقايق، مباحث فلسفه را نزد استادان فن تا بالاترين رتبه خوانده بود؛ مي گويد: «ديدم دلم آرام نگرفته و به درک حقايق عالم توفيق نيافته ام. رو به عرفان آوردن و مدتي از محضر استاد عارفان و سالکان آقا سيد احمد کربلايي (ره) استفاده مي کردم تا از نظر ايشان به حد کمال قطبيت و فناء في الله رسيدم. اما ديدم اين مطالب و اين رفتارها با ظواهر قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام موافق نيست و به آرامش و اطمينان قلب نرسيده بودم.» مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) تنها راه نجات را در توسل به پيشگاه حضرت مهدي (ع) مي بيند، به همين جهت مي گويد: «خود را از بافته هاي فلاسفه و افکار عرفان خالي کردم و با کمال اخلاص و توبه به آن حضرت توسل پيدا کردم. روزي در وادي السلام نزد قبر حضرت هود و صالح عليهماالسلام در حال تضرع و توسل بودن که حضرت صاحب الزمان (عج) را مشاهده کردم.» ايشان فرمودند: «طَلَبُ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريقِنا اَهل البيت مُساوِقَّ لِلأنکارنا و قَد اَقامني الله و انا الحُجّه بنُ الحسن؛ يعني، جست و جوي معارف و شناخت طريق از غير مسير ما اهل بيت طهارت مساوي است با انکار ما و همانا خداوند مرا براي هدايت بشر برپا داشته است و من حجه بن الحسن هستم.» مرحوم اصفهاني (ره) مي گويد: «پس از آن از فلسفه و عرفان بيزاري جستم و تمامي نوشته هاي خود را در اين موارد به رودخانه ريختم و به سوي قرآن و احاديث پيامبر (ص) روي آوردم.»

کمک به مردم

در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني (ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، خودت را براي مردم ارزان کن! و در دسترس همه قرار بده و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآورد، ما ياريت مي کنيم.»(6)

توجه به پدر و مادر

در احوالات يکي از محبان و شيعيان آمده که پدر پيري داشت و بسيار به او خدمت مي کرد. ايشان شب هاي چهارشنبه به مسجد سهله مي رفت اما پس از مدتي اين کار را ترک نمود. دليل آن را پرسيدند، گفت چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم در شب آخر نزديک مغرب تنها به مسجد سهله مي رفتم عرب بياباني را ديدم سوار بر اسب که سه بار به من فرمود: «از پدرت مراقبت کن.» من فهمديم که امام زمان (ع) راضي نيستند من پدرم را بگذرام و به مسجد سهله بروم.(7)

توسل به قمر بني هاشم (ع)

از مرحوم آيت الله مرعشي نجفي (ره) نقل شده است که يکي از علماي نجف اشرف که به قم آمده بود مي گفت: «مدتي براي رفع مشکلي به مسجد جمکران مي رفتم و نتيجه نمي گرفتم روزي هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم مولا جان! آيا بد نيست با وجود امام معصوم (ع) به علمدار کربلا قمر بني هاشم (ع) متوسل شوم و او را در نزد خدا شفيع قرار دهم؟!» در حالتي ميان خواب و بيداري امام زمان (ع) فرمودند: «نه تنها بد نيست و ناراحت نمي شوم بلکه شما را راهنمايي مي کنم که چون خواستي از حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاجت بخواهي اين چنين بگو: يا أبالغوث ادرکني.»(8)

احترام به قرآن

در تشرفي که براي مرحوم حاج شيخ محمدحسن مولوي قندهاري در حرم مطهر ابوالفضل العباس (ع) روي داده است ايشان مي گويد ديدم قرآني روي زمين بر سر راه افتاده است به من فرمودند: «هوشيار باش و به قرآن احترام کن. من خم شم و قرآن را برداشتم و بوسيدم و در قفسه گذاشتم.»(9)
ايران شيعه، خانه ماست

مرحوم آيت الله ميرزا محمد حسن نائيني (ره) در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليس و روس خيلي نگران بودند از اين که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بين برود و سقوط کند. شبي به امام عصر (ع) متوسل مي شود و در خواب مي بيند ديواري است به شکل نقشه ايران که شکست برداشته و خم شده است و در زير اين ديوار تعدادي زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روي سر آنها خراب مي شود. مرحوم نائيني چون اين صحنه را مي بيند بسيار نگران مي شود و فرياد مي زند: «خدايا، اين وضع به کجا خواهد انجاميد؟» در همين حال مي بيند حضرت ولي عصر (ع) تشريف آوردند و با دست مبارکشان ديوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جايش قرار دادند و فرمودند: «اينجا (ايران شيعه)، خانه ما است. مي شکند، خم مي شود، خطر است ولي ما نمي گذاريم سقوط کند ما نگهش مي داريم.»(12)
مواظبت بر قرائت و خواندن قرآن

در تشرّف شيخ محمد حسن مازندراني که به بيماري سل مبتلا بوده است او را شفا مي دهند و به او مي فرمايند: «بر تو باد به مواظبت بر قرائت قرآن.» (13)


دوستان گرامی
مشارکت فرمایید آیا در قرآن کریم و احادیث چیزی در رابطه به شیعه پیدا نمیشود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۰۶:۱۹
آقای من !مولای من! یا اباصالح المهدی عجّل الله فرجه الشریف
ببخشید که جای ما با شما عوض شده است!
شما مُنتَظِر شده ای!
و ما مُنتَظَر!
از شما و پروردگار غیورت طلب عفو داریم!
ما را ببخشید و باز میخواهیم جایمان را عوض کنیم!
ما را ببخشید که در جامعه ای مُرده زندگی میکنیم و به فکر همه چیز هستیم ولی به فکر شما....
جانم به قربان خاک مقدم شریفتان!:Rose:
ای غریب زمانه ما! ای امام عصر عجّل الله فرجه الشریف !

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۰۸:۴۷
سلام عليكم
برداشت من اين است كه ما در ابتدا بايد يك انقلاب دروني داشته باشيم ؛ اگر ما ميخواهيم "توحيد" را از حضرت إبراهيم (ع) دريافت كنيم و با قيام پيامبر خاتم (ص) و أهل بيت (ع) آن را به عصر حاضر بياوريم، بايستي از شرك باستاني ديروز خودمان را نجات دهيم و به "إنسان موحد" گرايش پيدا كنيم؛ لازمه ي اين كاراينست كه اول به "خودسازي و تزكيه" در همه ي حالات خودمان بپردازيم.
این تاپیک واقعاً یک موضوع اخلاقی-کاربردی بسیار مهم است!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۰۹:۲۷
نوشته اصلی توسط Jenan نمایش پست

به نظر من بخشي از ملاك هايي كه ياوران امام (ع) بايستي نسبت به داشتن آنها اهتمام داشته باشند ، در آيه ي ٥٤ سوره ي مباركه ي مائده آمده و آن اينكه :
١. آنها به خدا عشق مي ورزند و جز به خوشنودي او نمي انديشند.
٢. در برابر مؤمنان خاضع و مهربان و در برابر دشمنان و ستمكاران سر سخت و خشن و پر قدرتند.
٣.جهاد در راه خدا به طور مستمر از برنامه هاي آنهاست.
٤.در راه انجام فرمان خدا و دفاع از حق ، از ملامت هيچ ملامت كننده اي نمي ترسند.
(يعني علاوه بر قدرت جسماني شون ، چنان شهامتي دارند كه از شكستن سنتهاي غلط و مخالفت با اكثريتي كه راه انحراف رو پيش گرفته اند و در واقع با تكيه بر جمعيت كثير خودشون ، ديگران رو استهزاء ميكنند، ترس و اندوهي به دل هاشون راه نميدهند)
و نكته اي كه در فراز پاياني آيه پي ميبريم، اينكه اين امتيازات علاوه بر تلاش و همت انسان ، مرهون فضل الهي است.
می بایست چنین باشند

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۰۹:۴۱
نوشته اصلی janan
سلام عليكم
برداشت من اين است كه ما در ابتدا بايد يك انقلاب دروني داشته باشيم ؛ اگر ما ميخواهيم "توحيد" را از حضرت إبراهيم (ع) دريافت كنيم و با قيام پيامبر خاتم (ص) و أهل بيت (ع) آن را به عصر حاضر بياوريم، بايستي از شرك باستاني ديروز خودمان را نجات دهيم و به "إنسان موحد" گرايش پيدا كنيم؛ لازمه ي اين كاراينست كه اول به "خودسازي و تزكيه" در همه ي حالات خودمان بپردازيم.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۰۹:۴۹
http://www.askquran.ir/images/quran/misc/quote_icon.png نوشته اصلی توسط سیدتی زینب http://www.askquran.ir/images/quran/buttons/viewpost-left.png (http://www.askquran.ir/thread46055-2.html#post705465)

خواهشمندم این جناب استاد را که من نمی شناسم لطف فرموده ویرایش نمایید!
ونیز خواهشمندم از ابتدا خصوصیات شروع بفرمایید تا بتوانیم بحث کاربردی اخلاقی مان را بهتر کنترل کنیم!
سپاسگزارم:Rose:
التماس دعا

سلام عليكم ؛
در طي اين چند روزي كه سطر به سطر اين تاپيك رو مطالعه كردم پي بردم كه نسبت من به جنابعالي ، نسبت دختربچه اي در مواجه با يك روشنگر داناست ، از اين رو شما رو شايسته ي خطاب استادي دونستم ، بسان شاگردي كه با انديشه ي ژرف استادش ، دريچه ي نگاهش وسيع گشته؛ اگر با اين خطاب مكدر شديد،بر من ببخشيد.
​"متشكرم از توجه تون"
ویرایش توسط Jenan : ۱۳۹۳/۰۷/۱۵ در ساعت 18

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۰۹:۵۷
http://www.askquran.ir/images/quran/misc/quote_icon.png نوشته اصلی توسط سلمان 313 http://www.askquran.ir/images/quran/buttons/viewpost-left.png (http://www.askquran.ir/post704830.html#post704830)
سلام
کسانی که شبهات بسیاری در دین ایجاد کردند وباعث شدند سربازان روح الله از پروانه وار به سوی شمع عشق پر بکشند
در این مدت زمانی چه کسانی در دین شبهه کردند؟
کاربران باهوش پاسخ دهند!
نوشته خواهر بزرگوار janan
سلام عليكم ؛
به نظر من " آرمانگرايان انقلابي كه تبديل به قدرت طلبان مدرن " شدند ، اينها بودند كه خسارات عميقي در جامعه ي ما بوجود آوردند ، جامعه اي كه قرار بود نمايش قدرت "إسلام ناب" در دنيا باشد و "مقدمات ظهور" را فراهم كند حالا به سمت جامعه ي مدرن ايراني در حال پيشرفت است !!

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۰:۰۲
آقای من !مولای من! یا اباصالح المهدی عجّل الله فرجه الشریف
ببخشید که جای ما با شما عوض شده است!
شما مُنتَظِر شده ای!
و ما مُنتَظَر!
از شما و پروردگار غیورت طلب عفو داریم!
ما را ببخشید و باز میخواهیم جایمان را عوض کنیم!
ما را ببخشید که در جامعه ای مُرده زندگی میکنیم و به فکر همه چیز هستیم ولی به فکر شما....
جانم به قربان خاک مقدم شریفتان!:Rose:
ای غریب زمانه ما! ای امام عصر عجّل الله فرجه الشریف !

یوسف
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۰:۲۱
شیعه در سوره بینه آیه هفت وهشت
ان الذین آمنوا وعملواالصالحات اولئک هم خیر البریة، جزائهم عند ربهم جنات تجری من تحتها الانهار ،خالدین فیها ابدا، رضی الله عنهم ، ورضوا عنه ، ذالک لمن خشی ربه » . « کسانی که ایمان آورده، عمل صالح انجام میدهند، بهترین مردمانند، پاداش آنان نزد پروردگارشان باغهای بهشت است ، که زیر آن نهر های آب جاری است ،که درآن برای همیشه جاودان خواهند بود ، که هم خدا ازآنان راضی است وهم آنان از خدا راضی هستند ، واین پاداش کسانی است که ازخدا می ترسند ».

حافظ حسکانی حنفی مذهب در شواهد التنزیل گوید: «ابی بکر از ابن عباس روایت می کند : هنگامی که این آیه نازل شد ،پیامبر خداصلی الله علیه وآله به علی علیه السلام فرمود : « هو انت وشیعتُک ، تاتی انت وشیعتُک یوم القیامة راضین مرضیین ، ویأ تی عدوک غضبانا مقمحین » .
قال علی علیه السلام : یارسول الله من عدوی؟ قال صلی الله علیه وآله : من تبرأ منک ولعنک ، ثم قال رسول الله صلی الله علیه وآله : من قال رحم الله علیاً یرحمه الله » .

یعنی : «این کسان ، تو وشیعیانت هستید ، تو وشیعیانت روز قیامت درحالتی خواهید آمد که رضایت داشته ، مورد رضایت هستید ، و دشمنت درحالتی خواهدآمدکه خشمگین وآشفته است » .
علی علیه السلام پرسید یارسول الله دشمن من کیست ؟ پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: « دشمن تو کسی است که ازتو بیزاری جسته تو را لعنت کند ، آنگاه پیامبر فرمودند : هرکس بگوید : خدا علی را رحمت کند ، خداوند اورا رحمت کند » . شواهد التنزیل ج دو ص 357

یوسف
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۰:۲۳
شیعه کیست ؟


امام باقر (ع) فرمودند : سوگند به خدا ! شیعه ما نیست مگر کسی که تقوای الهی داشته باشد و از او اطاعت کند. ای جابر ! شیعیان ، شناخته نیستند مگر به تواضع و فروتنی و امانتداری و زیاد یاد خدا کردن و روزه و نماز و نیکی به پدر و مادر و تعهد نسبت به همسایگان فقیر و زمینگیر و مقروض و یتیمان و راستگویی و تلاوت قرآن ( فهم قرآن ) و بازداشتن زبان از غیبت مردم ، آنان در همه کارها امین اطرافیانشان هستند. کافی جلد 2 صفحه 74 حدیث

یوسف
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۰:۲۵
امیر مومنان حضرت علی (ع) : شیعیان ما ، کسانی هستند که در راه ولایت ما ،به هم بذل و بخشش میکنند.و به همدیگر ، در دوستی ما ، محبت میکنند و در راه زنده نگه داشتن راه و روش ما ، به زیارت یکدیگر میروند.آنان ، اگر خشمناک شوند ، به ظلم در نمی غلطند و اگر خشنود باشند ، اسراف و زیاده روی نمی کنند.مایه ی برکت همسایگان و موجب سلامتی و آسایش افراد مرتبط با آنان ، هستند. اصول کافی جلد 2 صفحه 236 حدیث 24

یوسف
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۰:۲۵
امام صادق (ع) : ای شیعه آل محمد (ص) ! همانا ، کسی که هنگام غضب ، مالک نفسش نباشد و با همنشین ، خوش رفتاری نکند و با رفیق ، خوش رفتار نباشد و با آشتی کنندگان مصالحه خوب نکند و با مخالف ، مخالفت درستی نداشته باشد ، از ما نیست. تحف العقول صفحه 38

یوسف
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۰:۲۶
امام صادق (ع) فرمود : شیعیان ما را ، در سه جا امتحان کنید. 1- در اوقات نماز ، ببینید چگونه اوقات نماز را حفظ میکنند. 2 – پیش اسرارشان ، ببینید چگونه از دشمنان ما ، آنها را حفظ میکنند. 3- در مورد ثروت هایشان ببینید چگونه نسبت به برادران خود ، تعادل را حفظ میکنند. ( به آنها میرسند ) بحارالانوار جلد 83 صفحه 22 حدیث 40

یوسف
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۰:۲۷
حضرت علی بن موسی الرضا (ع) فرمودند : شیعیان ما ، کسانی اند که تسلیم شدگان فرمان ما و پذیرندگان سخن ما اهل بیت و مخالفان دشمنان ما هستند ، بنابراین ، کسی که چنین نباشد ، از ما نیست. وسائل الشیعه جلد 18 صفحه 83 حدیث 25

یوسف
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۰:۲۸
امیرمومنان حضرت علی بن ابیطالب (ع) فرمودند : شیعیان ما ، تنها عارفان به خدا و عمل کنندگان دستورات الهی ، اهل فضیلت ، سخن سرایان به مطالب درست ، هستند.خوراک آنان ، به اندازه ای است که توان و نیروشان دهد { نه کم خوراکند و نه زیاد } لباس پوشیدن شان متعارف است { نه لباس بد پوشند و نه لباسشان را به زیور بیارایند } با تواضع راه میروند. بحارالانوار جلد 78 صفحه29

جانان
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۱:۲۳
دوستان گرامی
مشارکت فرمایید آیا در قرآن کریم و احادیث چیزی در رابطه به شیعه پیدا نمیشود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام عليكم ؛
امروز يك حديثي خوندم از امام صادق (ع) كه به سه ويژگي ياران حضرت مهدي (عج) اشاره فرمودند ؛
" من سره ان يكون من أصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الأخلاق ؛
هركس خوشحال مي شود و دوست دارد كه در شمار ياران حضرت مهدي (عج) باشد ، بايد سه ويژگي داشته باشد: منتظر بودن، با ورع بودن، اخلاق كريمانه و بزرگوارانه داشتن "
اگر صلاح ميدونيد راجع به اين سه ويژگي بحث كنيم.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۴:۲۷
شیعه کیست ؟


امام باقر (ع) فرمودند : سوگند به خدا ! شیعه ما نیست مگر کسی که تقوای الهی داشته باشد و از او اطاعت کند. ای جابر ! شیعیان ، شناخته نیستند مگر به تواضع و فروتنی و امانتداری و زیاد یاد خدا کردن و روزه و نماز و نیکی به پدر و مادر و تعهد نسبت به همسایگان فقیر و زمینگیر و مقروض و یتیمان و راستگویی و تلاوت قرآن ( فهم قرآن ) و بازداشتن زبان از غیبت مردم ، آنان در همه کارها امین اطرافیانشان هستند. کافی جلد 2 صفحه 74 حدیث
برادر بزرگوار
سلام و احترام
از حدیث زیبای شما متشکرم

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۴:۳۴
سلام عليكم ؛
امروز يك حديثي خوندم از امام صادق (ع) كه به سه ويژگي ياران حضرت مهدي (عج) اشاره فرمودند ؛
" من سره ان يكون من أصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الأخلاق ؛
هركس خوشحال مي شود و دوست دارد كه در شمار ياران حضرت مهدي (عج) باشد ، بايد سه ويژگي داشته باشد: منتظر بودن، با ورع بودن، اخلاق كريمانه و بزرگوارانه داشتن "
اگر صلاح ميدونيد راجع به اين سه ويژگي بحث كنيم.
خواهر بزرگوار سرکار خانم janan
با سلام و احترام
حدیث بسیار زیبایی آورددیدسپاسگزارم
واقعاً روحم را جلا داد! انشاء الله موفّق و مؤیّد و سرفراز باشید!
انشاء الله امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف شمارا جزو بانوانی که از یاورانش هستند قرار دهد!
التماس دعا

جانان
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۱۵:۱۴
خواهر بزرگوار سرکار خانم janan
با سلام و احترام
حدیث بسیار زیبایی آورددیدسپاسگزارم
واقعاً روحم را جلا داد! انشاء الله موفّق و مؤیّد و سرفراز باشید!
انشاء الله امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف شمارا جزو بانوانی که از یاورانش هستند قرار دهد!
التماس دعا


متشكرم از دعاي زيباتون ، انشاءالله ..
با اجازتون من درباره ي سه ويژگي كه در حديث ذكر شده ، يه قدري توضيح بدم؛

١.منتظر بودن
منتظر بودن يعني انتظار كشيدن در قلب و درونمان ، در واقع دائماً ياد كردن از ايشان ،طوري كه لحظه اي از ياد امام مون غافل نباشم،كه اين كار به نظرم باعث يك آمادگي و مهيا شدن براي فرج ميشه، وقتي ما در هر لحظه به ياد صاحب مون باشيم خود اين عمل، يك اثر بازدارندگي دربرابر معاصي براي ما بوجود مياره ، كه ميتونم بگم از بركت منتظر بودن هستش..
البته بايد عرض كنم ما همگي به يك بازنگري از فهم انتظار نيازمنديم و اون اينكه فرج حضرت رو براي رفع مشكلات خودمون أعم از سياسي و اجتماعي و اقتصادي و.. ميخواهيم يا نه، حقيقت وجود حضرت رو طلب ميكنيم ؟؟

٢.با ورع بودن
منظور تهذيب نفس و خودسازي هستش ، يك نكته اي وجود داره اينجا،دوري از انجام گناه رو ميگيم "تقوا" و دوري از مكروهات و شبهات رو ميگيم "ورع" ،پس ميشه اينطور نتيجه گرفت از قول امام صادق (ع) ، كه اگر ما ميخواهيم از ياران امام عصر(عج) باشيم ، علاوه بر ترك گناه ، بايد از شبهات هم دوري كنيم.

٣.داشتن أخلاق كريمانه
وصف اين صفات تخصص ميخواد كه متاسفانه من ندارم! اما به نظرم هر صفتي كه فطرت ما به خوبي اون، شهادت بده و مورد تأييد إمامان معصوم(ع) باشه ، بايستي در وجود ياران حضرت مهدي(عج) باشه.مثلا همواره به ياد خدا بودن ، مواسات با برادر ان ديني داشتن ، انصاف و..



"ما بايد با داشتن اين ويژگي ها بين خودمون و امام مهدي (عج) ربط معنوي و روحي برقرار كنيم دوستان"

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۱۹, ۰۶:۴۸
آقای من !مولای من! یا اباصالح المهدی عجّل الله فرجه الشریف
ببخشید که جای ما با شما عوض شده است!
شما مُنتَظِر شده ای!
و ما مُنتَظَر!
از شما و پروردگار غیورت طلب عفو داریم!
ما را ببخشید و باز میخواهیم جایمان را عوض کنیم!
ما را ببخشید که در جامعه ای مُرده زندگی میکنیم و به فکر همه چیز هستیم ولی به فکر شما....
جانم به قربان خاک مقدم شریفتان!:Rose:
ای غریب زمانه ما! ای امام عصر عجّل الله فرجه الشریف !

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۲۰, ۱۴:۴۵
:Rose: عید غدیر روز معرفی ولی الله از ابتدای خلقت تا کنون- این عید الله اکبر بر شما عزیزان دوستان بزرگوار و میهمانان محترم و خاندان گرامیتان مبارک باد:Rose:

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۲۰, ۱۵:۱۸
جلسه هفتگی مهدیه تهرانپارس برگزار شد +گزارش تصویری

حجت الاسلام بی آزار تهرانی: یک گوهر دیگر از امام هادی(ع) داریم که مجهور القدر است! (http://vareth.ir/fa/news/29527/%D8%AD%D8%AC%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A8%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA)
جلسه هفتگی مهدیه تهرانپارس با سخنرانی حجت الاسلام بی آزار تهرانی و مداحی حاج عبدالرضا هلالی و حاج علی قربانی برگزار شد.
وارث: (http://vareth.ir/) جلسه هفتگی مهدیه تهرانپارس با سخنرانی حجت الاسلام بی آزار تهرانی و مداحی حاج عبدالرضا هلالی و حاج علی قربانی برگزار شد.در ادامه متن سخنان حجت الاسلام بی آزار تهرانی را می خوانید:
http://vareth.ir/files/fa/news/1393/7/19/74511_263.jpgعبودیت هم یک عقبه و انتهایی دارد. عقبه این مقام برای یک نفر است. وجود نازنین رحمت العالمین است. که تشهد نماز این مقام نبوی را از رسالت ایشان مقدم می شمارند. عبده و رسوله. از این والاتر مرتبه و مقامی نیست. این از منظر قرآن. باز از منظر قرآن و روایات ما یک مقام دیگری داریم که شرح و توصیف این عبودیت است. خداوند متعال در سوره فرقان صفات عباد و بندگانش را توصیف می کند. دوازده و سیزده ویژگی خداوند می فرماید . مورد دیگر ترجمان عبد است در مقام عمل و مهمترین گوهر است برای سالک الی الله، کلمه معادل عبد یک کلمه است و آن این است که بگوییم اگر کسی شیعه علی بن ابی طالب علیه السلام است، عبد خداست. شیعه بودن یعنی در مسیر اقوم حرکت بکند تا به اوج بندگی برسد. اگر می خواهی بدرخشی راهش عبد بودن است. اگر کسی بخواهد به تلالو و تابندگی برسد یک راه دارد، باید ذره وجودش را تحت نظارت و نگاه امیر المومنین علیه السلام قرار دهد. خود تشیع هم مانند معنی عبد درجاتی دارد.از امام صادق علیه السلام سوال شد که معنی آیه و ان لشیعته لابراهیم چیست؟ حضرت فرمود ظاهر آیه را نگاه کنی می یابی که حضرت ابراهیم علیه السلام در مسیر حضرت نوح علیه السلام حرکت می کرد. پیرو مکتب و مرام نوح علیه السلام ، جناب ابراهیم علیه السلام بود. اما باطنش داستان دیگری دارد. خدای متعال جلوه نور جمال نبوی را به حضرت ابراهیم علیه السلام نشان داد و بعد آن امیر المومنین علیه السلام بعد صدیقه طاهره علیها سلام و امام حسن و امام حسین علیها السلام. حضرت ابراهیم متحیر این انوار و جلوه های نور بود. بعد رسید به 9 فرزند از فرزندان سید الشهدا علیه السلام که در کتاب کافی آمده است. جلوه جمال امیر المومنین علیه السلام را که حضرت ابراهیم علیه السلام دید، دعا کرد و گفت: خدای من را شیعه علی بن ابی طالب قرار بده! حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: از شیعیان امیر المومنین علیه السلام حضرت ابراهیم علیه السلام است. که همه انبیاء در این طریق هستند. هر کدام از انبیاء در مشکلات و شدائدشان اگر قرار بود برون رفتی برایشان حاصل شود، تمسک به ذکر شریف علی بن ابی طالب علیه السلام بود. همه انبیاء را علی بن ابی طالب یاور بود. عده ای شیعه اصطلاحی می خواستند امام رضا علیه السلام، بیست روز بیشتر می خواستند امام را در نیشابور ببینند و لی ایشان راهشان نمی دادند! چرا امام رضا علیه السلام ما را راه نمی دهند؟ اما فرمود: به آنان بگو ادعای زیادی کرده اند. اگر می گفتند از محبین ما هستند همان لحظه اول آنان را می پذیرفتم ولی می گویند شیعه ما هستند! شیعه جد مظلومم امیر المومنین علیه السلام، امام حسن و امام حسین علیها السلام است. و سپس سلمان و مقداد و ابوذر است. شتیع معنای عامی است. شیعه مراتب بسیار مراتب بالا و عالی دارد. روایتی آمده از ام سلمه، بانویی که بهشتی بودنشان ذکر شده است که پیامبر اکرم صلی علی علیه و آله فرمود: علی علیه السلام و شیعته هم الفائزون فی الدنیا و آخرت . شیعه امیر المومنین علیه السلام باشی خوشبخت دنیا و آخرت هستی. جانشینی امیر المومنین علیه السلام مال عالم دنیاست. امام علی علیه السلام می فرماید: آدم هنوز بین آب و گل بود هنوز طراحی وجودش کامل نشده بود که من امیر المومنین علیه السلام در دستگاه ملکوت وصی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند. معنای تشیع هم به ازل بر می گردد. از چه زمانی تشیع آغاز شده است؟ خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله لفظ شیعه را بر زبانشان جاری ساختند. حتی زمانی که سلمان و یارانش راه می رفت اعراب می گفتند: هم شیعه علی علیه السلام . زمان حیات طیبه پیغمبر صلی الله علیه و آله. امام حسین علیه السلام در وصیت نامه اش نوشت من برای احقاق یک معروف و نهی منکر به کربلا آمده ام، منکرش که یزید و یزیدیها و بدعت ها بود ولی آن خیر و خوبی چه بود؟ امام صادق علیه السلام فرمودند: معروف علی بن ابی طالب علیه السلام است. ما زیارت جامعه کبیره از امام هادی علیه السلام به یادگار داریم ، و یک گوهر دیگر از امام هادی علیه السلام داریم که مجهور القدر است! زیارت غدیریه امیر المومنین علیه السلام ! شخصیت حضرت علی علیه السلام را ایشان به تصویر و توصیف کشیده اند. شیعه این عقبه ای که دارد همه انبیاء و اولیاء هستند ماها هم شیعه امیر المومنین علیه السلام هستیم ولی نباید فقط در شناسنامه باشد. اگر می خواهیم شیعه مولا باشیم و فائزون باشیم، این شیعه یکسری وظایف دارد. نصرت امیر المومنین علیه السلام این است که ما در مقام عمل در راه تشیع گام بر داریم.

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۲۰, ۱۵:۱۸
در ششمین شب از مراسم دهه ولایت هیئت منتظرین حضرت مهدی(عج) مطرح شد؛

حقوقی که اهل بیت (ع) بر شیعیان خود دارند! + گزارش تصویری (http://vareth.ir/fa/news/29500/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%B9-%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C)
مراسم ششمین شب از دهه ولایت هیئت منتظرین حضرت مهدی با سخنرانی حجت الاسلام پشت کوهی و مداحی حاج محمد بهتویی در شب جمعه برگزار شد
وارث: (http://vareth.ir/fa/news/vareth.ir) مراسم ششمین شب از دهه ولایت در مسجد امام صادق علیه السلام اقدسیه و به همت هیئت منتظرین حضرت مهدی با سخنرانی حجت الاسلام پشت کوهی و مداحی حاج محمد بهتویی در شب جمعه برگزار شد مراسم با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط قاری محترم استاد اطهری فرد آغاز شد و پیش از منبر حاج محمد بهتوییاشعاری در مدح مولی‌الموحدین حضرت علی ابن ابی‌طالب علیه السلام را به استماع مشتاقان نور ولایت اهل بیت علیهم السلام رسانید. در ادامه مراسم حجت‌الاسلام پشت کوهی به منبر رفته و سخنان خود را آغاز نمود که در ادامه بخشی از سخنان وی را می خوانید:
http://www.vareth.ir/files/fa/news/1393/7/18/74319_954.jpg
اهل‌بیت علیهم السلام حقوقی بر گردن شیعیان خود دارند که ادای این حقوق بر همه کسانی که خود را پیرو مکتب ایشان می‌دانند واجب است. مصداق کلی از این حقوق عبارت‌اند از 1- شناخت و اعتقاد به اهل‌بیت و اینکه لازم است شیعیان به یک معرفت در خور شأن ایشان دست پیدا کنند 2- محبت اهل‌بیت لازم است پیروان مکتب علوی محبت اهل‌بیت را در قلب خود پرورش دهند و در این مسیر از محبان واقعی ایشان (ابوذر سلمان و میثم تمار) الگوبرداری کنند 3- اطاعت و تبعیت اساساً شیعه به کسانی می‌گویند که از اهل‌بیت تبعیت تمام و کمال داشته باشند در نهایت ایشان بیان داشتند که ما نیز باید به ادای این سه حق با امیرالمؤمنین که این ایام به نام اوست بیعت نموده نماد بیعت ما در حال حاضر گناه نکردن است.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۲۱, ۰۶:۲۵
این روز را تمام انبیاء و رسولان الهی بعنوان عید جشن میگرفته اند پروردگار متعال این روز را "عید قربان" نامگذاری کردند چرا که تمامی درهای قرب به خداوند متعال می شود و عبادات و رعایت رفتار و گفتار شأن بسیاری دارد و تمامی ملائکه الهی برای شیعیان و محبّان اهل بیت صلوة الله علیهم اجمعین به دعا و استغفار مشغولند لذا لازم است ادب در زمان را بسیار رعایت نماییم انشاء الله بتوانیم در تمام زمینه ها به قرب بیشتر به پروردگار متعال برسیم!
http://www.askquran.ir/images/smilies/smilies/Rose.gif عید غدیر روز معرفی ولی الله از ابتدای خلقت تا کنون- این عید الله اکبر بر شما دوستان بزرگوار و میهمانان و خاندان گرامیتان مبارک بادhttp://www.askquran.ir/images/smilies/smilies/Rose.gif

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۲۵, ۱۷:۴۶
آقای من !مولای من! یا اباصالح المهدی عجّل الله فرجه الشریف
ببخشید که جای ما با شما عوض شده است!
شما مُنتَظِر شده ای!
و ما مُنتَظَر!
از شما و پروردگار غیورت طلب عفو داریم!
ما را ببخشید و باز میخواهیم جایمان را عوض کنیم!
ما را ببخشید که در جامعه ای مُرده زندگی میکنیم و به فکر همه چیز هستیم ولی به فکر شما....
جانم به قربان خاک مقدم شریفتان!:Rose:
ای غریب زمانه ما! ای امام عصر عجّل الله فرجه الشریف !

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۲۶, ۰۵:۳۵
آقای من !مولای من! یا اباصالح المهدی عجّل الله فرجه الشریف
دوستان عزیز تا حد توانشان در این موضوع همکاری نمودند! کمش رابرای ایشان خیر کثیر قرار ده!
این عزیزان را سربازانی از لشگری از ایران به کوفه خدمت میرسند قرار ده!
و ...

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۲۸, ۱۴:۴۸
متشكرم از دعاي زيباتون ، انشاءالله ..
با اجازتون من درباره ي سه ويژگي كه در حديث ذكر شده ، يه قدري توضيح بدم؛

١.منتظر بودن
منتظر بودن يعني انتظار كشيدن در قلب و درونمان ، در واقع دائماً ياد كردن از ايشان ،طوري كه لحظه اي از ياد امام مون غافل نباشم،كه اين كار به نظرم باعث يك آمادگي و مهيا شدن براي فرج ميشه، وقتي ما در هر لحظه به ياد صاحب مون باشيم خود اين عمل، يك اثر بازدارندگي دربرابر معاصي براي ما بوجود مياره ، كه ميتونم بگم از بركت منتظر بودن هستش..
البته بايد عرض كنم ما همگي به يك بازنگري از فهم انتظار نيازمنديم و اون اينكه فرج حضرت رو براي رفع مشكلات خودمون أعم از سياسي و اجتماعي و اقتصادي و.. ميخواهيم يا نه، حقيقت وجود حضرت رو طلب ميكنيم ؟؟

٢.با ورع بودن
منظور تهذيب نفس و خودسازي هستش ، يك نكته اي وجود داره اينجا،دوري از انجام گناه رو ميگيم "تقوا" و دوري از مكروهات و شبهات رو ميگيم "ورع" ،پس ميشه اينطور نتيجه گرفت از قول امام صادق (ع) ، كه اگر ما ميخواهيم از ياران امام عصر(عج) باشيم ، علاوه بر ترك گناه ، بايد از شبهات هم دوري كنيم.

٣.داشتن أخلاق كريمانه
وصف اين صفات تخصص ميخواد كه متاسفانه من ندارم! اما به نظرم هر صفتي كه فطرت ما به خوبي اون، شهادت بده و مورد تأييد إمامان معصوم(ع) باشه ، بايستي در وجود ياران حضرت مهدي(عج) باشه.مثلا همواره به ياد خدا بودن ، مواسات با برادر ان ديني داشتن ، انصاف و..



"ما بايد با داشتن اين ويژگي ها بين خودمون و امام مهدي (عج) ربط معنوي و روحي برقرار كنيم دوستان"

خواهر بزرگوار سرکارخانم جانان
با سلام و احترام
از مطالب زیبایتان سپاسگزارم:Rose:
التماس دعا

صادق
۱۳۹۳/۰۷/۲۸, ۱۵:۱۸
باسلام وتشکر از این تاپیک مفید تان .
در ابتدا باید دید که نقش ولایت اهل بیت ع در حیات معنوی ا نسان چیست ؟
در این باره جای سخن بسیار است ولی به اختصار باید گفت :
در روایات در این نقش ولایت در زندگی معنوی از جمله قبولی اعمال به روشنی سخن گفته شده که به چند نمونه از آن اشاره می‌گردد:
امام باقر (ع) فرمود: افضل البقاع ما بین الرکن و المقام، ولو ان رجلا عمر ما عمر نوح، یصوم النهار و یقوم اللیل فی ذلک المکان، ثم لقی الله بغیر ولایتنا لم ینفعه ذلک شیا؛ (1)
اگر کسی به اندازه عمر نوح عمر کند و در بهترین محل که بین رکن و مقام است، روزها روزه و شب‌ها مشغول عبادت باشد، اما بدون ولایت ما اهل بیت از دنیا برود، آن عبادت‌ها برای او هیچ نفعی ندارد.
در روایت دیگر آمده: لو ان رجلا قام لیله و صام نهاره، و تصدق لجمیع ماله و حج جمیع دهره، و لم یعرف ولایه ولی الله فیو الیه، ما کان له علی الله حق فی ثوابه و لا کان من اهل الایمان؛ (2) اگر کسی شب‌ها به نماز و عبادت بپردازد و روزها روزه باشد، همه اموال خود را صدقه دهد و هر سال حج به جا آورد، اما ولایت ولی الله را نشناسد و نپذیرد ، هیچ گونه حقی بر خداوند در گرفتن پاداش عمل خود ندارد و اهل ایمان محسوب نمی‌شود.
امام صادق (ع) فرمود:
فوالله لو ان رجلا عبدالله عمرا ما بین الرکن و المقام ثم مات و لم یاتی بولایتنا لاکبه الله فی النار علی وجهه؛ (3) سوگند به خدا ! اگر کسی تمام عمر، خدا را بین رکن و مقام عبادت کند، پس از دنیا برود، در حالی که ولایت ما را به همراه نداشته باشد، خداوند او را با صورتش در آتش می‌اندازد.
بر اساس این گونه روایات تکلیف منکران ولایت و آن چه از اعمال عبادی انجام می دهند معلوم است ، ولی در این میان حساب افراد غیر معاند و قاصر با سایر منکران متفاوت است . حال باید دید که چرا ولایت بدین پایه از اهمیت است که اعتقاد به آن زمینه پذيرش سایر اعمال را فراهم می سازد؟
روشن است که هر پدیده‌ای کمال خاص خود را دارد، به گونه‌ای که اگر آن کمال حاصل نگردد، گویا آن پدیده نیز تحقق نمی‌یابد، به عنوان نمونه فصل کمال برای نوع و جنس است. اگر فصل حاصل نشود، جنس به تنها نوع را به وجود نمی‌تواند بیاورد. ولایت نیز نسبت به حقایق و معارف و احکام دین به منزله فصل مقوم است که اگر کسی ایمان به ولایت نداشته باشد و به آن عملا ملتزم نباشد، در واقع به روح و حقیقت دین عمل نکرده . از این رو حکیم و عارف بزرگ معاصر امام خمینی گفته :
ولایت کمال دین و اتمام نعمت است . کمال دین با ولایت است. سایر عبادات و عقاید دینی و ملکات به منزله هیولا و ولایت به منزله صورت آن ظاهر دین و ولایت با آن است. (4)
یکی دیگر از عارفان نیز می‌گوید: ولایت صورت دین و فصل آن است، یعنی نسبت ولایت به دین نسبت صورت به هیولا و فصل به جنس است. هیولا بدون صورت تحقق نمی‌یابد . هم چنین جنس بدون فصل (5) .

پی‌نوشت‌ها:
1. وسایل الشیعه، ج 1، ص 93، حدیث 12، نشر دار التراث العربی، بیروت، 1391 ق.
2. الکافی، ج 2، ص 19، حدیث 5، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق .
3. مجمع البیان، ج 7-8، ص 39، نشر دار المعرفه، بیروت 1406 ق.
4. شرح دعای ....، ص 65، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1374 ش.
5.حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، ص 140، نشر فرهنگی رجا، تهران، 1372 ش .

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۲۸, ۱۶:۵۵
باسلام وتشکر از این تاپیک مفید تان .
در ابتدا باید دید که نقش ولایت اهل بیت ع در حیات معنوی ا نسان چیست ؟
در این باره جای سخن بسیار است ولی به اختصار باید گفت :
در روایات در این نقش ولایت در زندگی معنوی از جمله قبولی اعمال به روشنی سخن گفته شده که به چند نمونه از آن اشاره می‌گردد:
امام باقر (ع) فرمود: افضل البقاع ما بین الرکن و المقام، ولو ان رجلا عمر ما عمر نوح، یصوم النهار و یقوم اللیل فی ذلک المکان، ثم لقی الله بغیر ولایتنا لم ینفعه ذلک شیا؛ (1)
اگر کسی به اندازه عمر نوح عمر کند و در بهترین محل که بین رکن و مقام است، روزها روزه و شب‌ها مشغول عبادت باشد، اما بدون ولایت ما اهل بیت از دنیا برود، آن عبادت‌ها برای او هیچ نفعی ندارد.
در روایت دیگر آمده: لو ان رجلا قام لیله و صام نهاره، و تصدق لجمیع ماله و حج جمیع دهره، و لم یعرف ولایه ولی الله فیو الیه، ما کان له علی الله حق فی ثوابه و لا کان من اهل الایمان؛ (2) اگر کسی شب‌ها به نماز و عبادت بپردازد و روزها روزه باشد، همه اموال خود را صدقه دهد و هر سال حج به جا آورد، اما ولایت ولی الله را نشناسد و نپذیرد ، هیچ گونه حقی بر خداوند در گرفتن پاداش عمل خود ندارد و اهل ایمان محسوب نمی‌شود.
امام صادق (ع) فرمود:
فوالله لو ان رجلا عبدالله عمرا ما بین الرکن و المقام ثم مات و لم یاتی بولایتنا لاکبه الله فی النار علی وجهه؛ (3) سوگند به خدا ! اگر کسی تمام عمر، خدا را بین رکن و مقام عبادت کند، پس از دنیا برود، در حالی که ولایت ما را به همراه نداشته باشد، خداوند او را با صورتش در آتش می‌اندازد.
بر اساس این گونه روایات تکلیف منکران ولایت و آن چه از اعمال عبادی انجام می دهند معلوم است ، ولی در این میان حساب افراد غیر معاند و قاصر با سایر منکران متفاوت است . حال باید دید که چرا ولایت بدین پایه از اهمیت است که اعتقاد به آن زمینه پذيرش سایر اعمال را فراهم می سازد؟
روشن است که هر پدیده‌ای کمال خاص خود را دارد، به گونه‌ای که اگر آن کمال حاصل نگردد، گویا آن پدیده نیز تحقق نمی‌یابد، به عنوان نمونه فصل کمال برای نوع و جنس است. اگر فصل حاصل نشود، جنس به تنها نوع را به وجود نمی‌تواند بیاورد. ولایت نیز نسبت به حقایق و معارف و احکام دین به منزله فصل مقوم است که اگر کسی ایمان به ولایت نداشته باشد و به آن عملا ملتزم نباشد، در واقع به روح و حقیقت دین عمل نکرده . از این رو حکیم و عارف بزرگ معاصر امام خمینی گفته :
ولایت کمال دین و اتمام نعمت است . کمال دین با ولایت است. سایر عبادات و عقاید دینی و ملکات به منزله هیولا و ولایت به منزله صورت آن ظاهر دین و ولایت با آن است. (4)
یکی دیگر از عارفان نیز می‌گوید: ولایت صورت دین و فصل آن است، یعنی نسبت ولایت به دین نسبت صورت به هیولا و فصل به جنس است. هیولا بدون صورت تحقق نمی‌یابد . هم چنین جنس بدون فصل (5) .

پی‌نوشت‌ها:
1. وسایل الشیعه، ج 1، ص 93، حدیث 12، نشر دار التراث العربی، بیروت، 1391 ق.
2. الکافی، ج 2، ص 19، حدیث 5، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق .
3. مجمع البیان، ج 7-8، ص 39، نشر دار المعرفه، بیروت 1406 ق.
4. شرح دعای ....، ص 65، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1374 ش.
5.حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، ص 140، نشر فرهنگی رجا، تهران، 1372 ش .
برادر بزرگوار جناب صادق
یا سلام و احترام
ضمن تشکر از مطلب زیبایی که در ارسال نمودید. خواهشمندم اگر مقدور است از ویژگیهای شیعیان لطف فرموده ما را آگاه نمایید!
سپاسگزارم:Rose:

صادق
۱۳۹۳/۰۷/۲۹, ۰۶:۲۵
برادر بزرگوار جناب صادق
یا سلام و احترام
ضمن تشکر از مطلب زیبایی که در ارسال نمودید. خواهشمندم اگر مقدور است از ویژگیهای شیعیان لطف فرموده ما را آگاه نمایید!
سپاسگزارم:Rose:

باسلام وتقدیر .
عزیز بزگوار بچشم !
انشا ءالله اگر توفیق ولیاقت حاصل آید تاییک خوب شما را پی گرفته و نکته های درس آموز ومفید در آن ارایه خواهم نمود .
جلوه ای از ویژگی شیعه واقعی :
در ابتدا باید اشاره گردد واژه شیعه خاستگاه وحیانی دارد، و قرآن کریم از حضرت ابراهیم خلیل به عنوان شیعه حضرت نوح یاد نموده:
« وان من شیعته لابراهیم؛ (1) ابراهیم از پیروان نوح بود».
در وصف ابراهیم در ادامه سخن از شیعه بودنش آمده: «اذ جاء ربه بقلب سلیم؛ (2) هنگامی که با قلبی پاک روی به پروردگارش آورد».
از این آموزه متعال می‌توان مفهوم دقیق شیعه بودن را به دست آورد.شیعه واقعی کسی است که ابراهیم گونه در پیروی از امیر مومنان و سایر اهل بیت (ع) عمل نماید . خداوند را با قلب سلیم دیدار نماید، البته این همان قله بلند شیعه بودن است که کم تر کسی می تواند به آن دست یابد . افرادی چون سلمان، اباذر، عمار، مالک اشتر و برخی از علما و بزرگان شیعه در طول تاریخ توانسته‌اند بدان قله دست یابند.
این ره برای همگان باز است. هر کس اگر بخواهد، می‌تواند بدان بار یابد، یا لااقل جلوه‌ای از آن نور را دریافت کند.
در عین حال کسانی که به ولایت امیر مومنان و سایر ائمه اعتقاد داشتند و به اندازه توان بکوشند که طبق آموزه‌های متعالی قرآن و عترت عمل کنند، از شیعیان واقعی محسوب می‌شود، چون قرآن کریم درباره پیروان راستین ابراهیم فرمود:
«ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا؛ (3)
نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کردند. نیز دین پیامبر و امتش که اهل ایمان‌اند». پس همین معیار برای مشخص شدن پیرو و شیعه امیر مومنان نیز جریان دارد. کسانی که به ولایت او باور داند و به آن عمل می‌کند، پیرو و سزاوارترین افراد به حضرت و سایر ائمه اند.
وظیفه شیعه این است که دقیقا طبق دستورات قرآن و سنت پیامبر و ائمه عمل کند. به دو روایتی اشاره می‌شود که معیار شیعه واقعی را بیان کرده است، امام صادق فرمود:
«انما شیعه علی من عفّ بطنه و فرجه و اشتد جهاده و عمل لخالقه و رجا ثوابه و خاف عقابه، فاذا رأیت اولئک، فاولئک شیعة جعفر؛ (4) شیعه کسی است که شکم و شهوت خود را حفظ می‌کند. اهل جهاد و تلاش بوده و خالص برای خدا عمل می‌کند. از کیفر و عذاب الهی همواه ترس دارد. اگر چنین افرادی را دیدید، شیعه امام جعفر صادق‌اند».
در روایت دیگر فرمود: «امتحنوا شیعتنا عند مواقیت الصلاه کیف محافظتهم علیها؛ (5) پیروان و شیعیان ما اهل بیت را هنگام فرا رسیدن اوقات نماز امتحان کنید، (ببینید که آیا شیعه واقعی‌اند یا نه) که چگونه مواظب نمازهای شان هستند».
معیار شیعه واقعی آن است که همواره می‌کوشد طبق دستورات قرآن و سنت عمل کند.
محبت اهل بیت را بسیاری از مسلمانان غیر شیعه نیز دارند. چون بر محبت اهل بیت در قرآن در آیه «موده» (6) تصریح شده است. بسیاری از بزرگان اهل سنت با استناد به همین آیه محبت اهل بیت را واجب می دانند و بدان ملتزم‌اند. (7) بنابراین معتقدان به ولایت اهل بیت شیعیان آن ها هستند (گر چه در شیعه بودن‌شان مراتب دارند) ولی محبان اهل بیت اکثر مذاهب اسلامی هستند، چون محبت اهل بیت در قرآن تاکید شده است.
برای اطلاع از خصوصیات شیعه می توانید به کتاب مکیال المکارم ؛محمد تقی موسوی اصفهانی و نهج البلاغه خطبۀ متقین مراجعه نمایید.
پی‌نوشت‌ها:
1. صافات (36) آیه 83.
2. همان آیه 84.
3. آل عمران (3) آیه 68.
4. سفینه البحار، ج 1، ماده شین ص 732.
5. همان.
6. شورا (42) آیه 22.
7. جلوه عرفانی نهضت حسینی، ص 83.

Partofar
۱۳۹۳/۰۷/۲۹, ۰۶:۴۵
باسلام وتقدیر .
عزیز بزگوار بچشم !
انشا ءالله اگر توفیق ولیاقت حاصل آید تاییک خوب شما را پی گرفته و نکته های درس آموز ومفید در آن ارایه خواهم نمود .
جلوه ای از ویژگی شیعه واقعی :
در ابتدا باید اشاره گردد واژه شیعه خاستگاه وحیانی دارد، و قرآن کریم از حضرت ابراهیم خلیل به عنوان شیعه حضرت نوح یاد نموده:
« وان من شیعته لابراهیم؛ (1) ابراهیم از پیروان نوح بود».
در وصف ابراهیم در ادامه سخن از شیعه بودنش آمده: «اذ جاء ربه بقلب سلیم؛ (2) هنگامی که با قلبی پاک روی به پروردگارش آورد».
از این آموزه متعال می‌توان مفهوم دقیق شیعه بودن را به دست آورد.شیعه واقعی کسی است که ابراهیم گونه در پیروی از امیر مومنان و سایر اهل بیت (ع) عمل نماید . خداوند را با قلب سلیم دیدار نماید، البته این همان قله بلند شیعه بودن است که کم تر کسی می تواند به آن دست یابد . افرادی چون سلمان، اباذر، عمار، مالک اشتر و برخی از علما و بزرگان شیعه در طول تاریخ توانسته‌اند بدان قله دست یابند.
این ره برای همگان باز است. هر کس اگر بخواهد، می‌تواند بدان بار یابد، یا لااقل جلوه‌ای از آن نور را دریافت کند.
در عین حال کسانی که به ولایت امیر مومنان و سایر ائمه اعتقاد داشتند و به اندازه توان بکوشند که طبق آموزه‌های متعالی قرآن و عترت عمل کنند، از شیعیان واقعی محسوب می‌شود، چون قرآن کریم درباره پیروان راستین ابراهیم فرمود:
«ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا؛ (3)
نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کردند. نیز دین پیامبر و امتش که اهل ایمان‌اند». پس همین معیار برای مشخص شدن پیرو و شیعه امیر مومنان نیز جریان دارد. کسانی که به ولایت او باور داند و به آن عمل می‌کند، پیرو و سزاوارترین افراد به حضرت و سایر ائمه اند.
وظیفه شیعه این است که دقیقا طبق دستورات قرآن و سنت پیامبر و ائمه عمل کند. به دو روایتی اشاره می‌شود که معیار شیعه واقعی را بیان کرده است، امام صادق فرمود:
«انما شیعه علی من عفّ بطنه و فرجه و اشتد جهاده و عمل لخالقه و رجا ثوابه و خاف عقابه، فاذا رأیت اولئک، فاولئک شیعة جعفر؛ (4) شیعه کسی است که شکم و شهوت خود را حفظ می‌کند. اهل جهاد و تلاش بوده و خالص برای خدا عمل می‌کند. از کیفر و عذاب الهی همواه ترس دارد. اگر چنین افرادی را دیدید، شیعه امام جعفر صادق‌اند».
در روایت دیگر فرمود: «امتحنوا شیعتنا عند مواقیت الصلاه کیف محافظتهم علیها؛ (5) پیروان و شیعیان ما اهل بیت را هنگام فرا رسیدن اوقات نماز امتحان کنید، (ببینید که آیا شیعه واقعی‌اند یا نه) که چگونه مواظب نمازهای شان هستند».
معیار شیعه واقعی آن است که همواره می‌کوشد طبق دستورات قرآن و سنت عمل کند.
محبت اهل بیت را بسیاری از مسلمانان غیر شیعه نیز دارند. چون بر محبت اهل بیت در قرآن در آیه «موده» (6) تصریح شده است. بسیاری از بزرگان اهل سنت با استناد به همین آیه محبت اهل بیت را واجب می دانند و بدان ملتزم‌اند. (7) بنابراین معتقدان به ولایت اهل بیت شیعیان آن ها هستند (گر چه در شیعه بودن‌شان مراتب دارند) ولی محبان اهل بیت اکثر مذاهب اسلامی هستند، چون محبت اهل بیت در قرآن تاکید شده است.
برای اطلاع از خصوصیات شیعه می توانید به کتاب مکیال المکارم ؛محمد تقی موسوی اصفهانی و نهج البلاغه خطبۀ متقین مراجعه نمایید.
پی‌نوشت‌ها:
1. صافات (36) آیه 83.
2. همان آیه 84.
3. آل عمران (3) آیه 68.
4. سفینه البحار، ج 1، ماده شین ص 732.
5. همان.
6. شورا (42) آیه 22.
7. جلوه عرفانی نهضت حسینی، ص 83.

برادر بزرگوار جناب صادق
با سلام و احترام
ضمن تشکر از مطالب زیبای شما! منتظر پستهای زیبا و مفیدتان هستیم!
سپاسگزارم
التماس دعا

حامد جعفري
۱۳۹۳/۰۷/۲۹, ۲۱:۵۸
سلام دوستان.من بازم مثل همیشه دیر به موضوع رسیدم اما این بحث را بسیار دوست دارم و در زمینه اش کار کردم.
کتابی با عنوان امیرالمومنین علی(ع)از دیدگاه خلفا انتشارات مجمع الغدیر مشهد را حتما دانلود کنید و مطالعه کنید،اگر شخص بی طرفی این کتاب را بخونه بدون شک شیعه خواهد شد اما از اونجایی که همه محققان با یک پیش زمیگه ای به این سمت میاند کمتر نتیجه میگیرند.بارها و بارها عالمان سنی اقرار کرده اند که بارها و بارها خلفا سنی اقرار به برتری و شایسته تری علی(ع)در امر خلافت کرده اند.
در جایی ابن عباس پسر عموی پیامبر دست علی(ع)را می گیرد و پیش ابوبکر می آید:ابوبکر علی بین من و ورثه ام محمد حایل شده است و نمی گذارد من از محمد ارثی ببرم.
ابوبکر:مگر در مراسم هاشمی که محمد علی را وصی و جانشین خود کردحضور نداشتی؟تو ارثی نمیبری.
ابن عباس :راست می گویی.پس تو چرا خلافتش را به علی ندادی؟
این یک مثال از همان کتاب است.
به امید روزی که انسان با چراغی روشن و مسیری هموار خقایق را دریابد.
از همتون التماس دعا دارم،صمیمانه و ز ته دل دعام کنید

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۷/۲۹, ۲۳:۳۰
سلام
مدتی از این بحث عقب ماندم سعی می کنم خودم را به بحث برسانم

صادق
۱۳۹۳/۰۷/۳۰, ۰۶:۴۱
عاشق امام علی (ع) باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

در ابتدا لازم است "عشق" را تعریف نماییم و علت پیدایش آن را بدانیم و رمز بقا و دوان آن را دریابیم، آن گاه ویژگی‏های "عاشق حقیقی" را بشناسیم.
تعریف عشق‏
حب و علاقه به شخص یا شی‏ء، وقتی با احساسات و عواطف عالی انسان آمیخته گشت و به اوج رسید و وجود انسان را مسخر و مطیع بی چون و چرای خویش ساخت و بر کشور وجود آدمی حاکمیت مطلق یافت، "عشق" نامیده می‏شود.
علت پیدایش عشق و رمز بقا و دوام آن
علاقه‏ های مفرط فردی به فرد دیگر که از آن به مجاز تعبیر به "عشق" می‏شود، هنگامی که ریشه و اصالت نداشت، عمرش کوتاه و کم دوام است. گاهی به هم نرسیده، به قهر و غضب و بلکه به خون می‏نشیند.
گاهی به وصال هم می‏رسند، لیکن چند صباحی بیش سپری نشده، به نفرت و جدایی کشیده می‏شود.
عشقی بقا و دوام دارد که "اصیل" باشد. عشقی اصیل است و ریشه در ابدیت دارد که کمال معشوقش ازلی و ابدی باشد. ازلیت و ابدیت ویژه خدا است و هر چیزی یا هر کسی که متصل به خدا است و پرتوی از آن نور مطلق است، به اعتبار موصول متصف به ابدی و ازلی می‏باشد، چه این که "کل شی‏ء هالک إلا وجهه". انبیا و اولیای الهی و امامان معصوم صلوات اللَّه علیهم "وجوه اللَّه" اند. (1)
به همین جهت شیفتگان و دلباختگان‏شان، آنان را مرده احساس نمی‏کنند.
"وجه اللَّه" بودن حضرت علی و فاطمه(سلام اللَّه علیهما) است که عشق را برانگیخته و دل‏ها را شیفته خود ساخته و رنگ جاودانی و ابدی گرفته. این گونه عشق‏ها است که محو نمی‏شود. هر چه زمان بیش تر می‏گذرد، آتش عشق افروخته‏تر می‏گردد.
شهید مطهری می‏گوید: دل‏های ما به طور ناخود آگاه در اعماق خویش با حق سَر و سِرّ و پیوستگی دارد و چون علی(ع) را آیت بزرگ حق و مظهر صفات حق می‏یابند، به او عشق می‏ورزند. در حقیقت پشتوانه عشق علی(ع) پیوند جان‏ها با حضرت حق است که برای همیشه در فطرت‏ها نهاده شده و چون فطرت‏ها جاودانی است، مهر علی نیز جاودان است. (2)
نتیجه این که: انسان به گونه‏ای آفریده شده که عاشق خدا و عاشق هر چیزی و هر کسی باشد که تعلق و ارتباط با خدا دارد.
حقیقت عشق و عشق حقیقی در همه هستی جریان دارد. حقیقت عشق و متعلق آن و محبوب همه عشاق جهان یک چیز بیش نیست. اگر چه شعور ظاهری اکثر انسان‏ها، از آن آگاهی ندارد و به اشتباه چون تشنه در پی سراب، به دنبال معشوق نمایانی رفته‏اند که اصل و بقا ندارند، اما شعور باطنی و جان آنان با جان جانان آشنا است.
راه و رسم عاشقی اولیای الهی هیچ پدیده‏ای بدون علت نیست و هیچ چیزی بدون زمینه و مقدمات لازم، لباس هستی نمی‏پوشد.
عشق ورزی نیز مانند همه امیال درونی، نیازمند فضای مناسب برای پرورش و پردازش است تا شکوفه و گل دهد. اگر بستر مناسبی برای ظهور این میل مقدس فراهم گردد، عاشق به وصال معشوق واقعی خواهد رسید. در غیر این صورت معشوق نمایان بدلی جا خوش خواهند کرد.
از این رو است که در جهان به جای یک "معشوق" معشوق‏ها وجود دارد و هر گروهی به چیزی یا کسی می‏نازد و عشق می‏ورزد، که برای گروه دیگر جذبه‏ای ندارد، بلکه گاهی با آن سر جنگ دارند.
عاشق امام علی(ع) و اولیای الهی شدن، نیازمند وجود شرایط و فراهم ساختن زمینه‏های مناسب است.
باید ویژگی‏ها و شایستگی‏های لازم را در خود ایجاد نمود تا مورد عنایت معشوق قرار گرفت.
به بیان دیگر: وظیفه عاشق امام علی(ع) را از مفهوم اصیل عشق می‏توان فهمید. عشق در اصل از "عشقه" (نام گیاهی که در فارسی به آن پیچک می‏گویند) گرفته شده است. این گیاه به هر چیزی برسد، دور آن می‏پیچد و به تدریج آن را احاطه می‏کند.
وقتی "حب و علاقه" شدت پیدا کند و همانند پیچک جان و روح مُحِبّ را به تسخیر خویش در آورد، آن را عشق می‏نامند و آن فرد را عاشق گویند.
جالینوس می‏گوید: در مغز انسان سه جایگاه ویژه قرار دارد:
یکی مخزن تخیل است. دومی جایگاه فکر و سومی ظرف ذکر و یادآوری است.
عاشق به کسی گویند که لحطه‏ای خیال و فکر و ذکرش (همه مغز فعّالش) از معشوق جدا نباشد. عشق و محبت و هجران معشوق آن چنان قلب و جان و روح عاشق را مسخر نموده که آب و خواب و غذا را از او گرفته و او به چیزی جز معشوق نمی‏اندیشد و کسی جز او را نمی‏بیند. هر کس چنین نیست، عاشق نیست. (3)
آیا ما چنین هستیم؟ آیا وصف عاشقی در ما هست؟ اگر ما شیعه چون پیچک گرد وجود مقدس آن خورشید محبت بودیم، این همه دشمنی و کینه و عداوت و نامهربانی‏ها برای چیست؟ اگر عشق آن جان جانان و آن گل عصمت را
در سر داشتیم، چرا جان خویش را به انواع گناهان آلوده ساخته‏ایم؟!
قلب و جان عاشق، مسخر و مطیعع معشوق است. پس چرا دل و جان و زبان و چشم و گوش ما تابع و در تسخیر هوای نفس و شیطان است؟ آیا کارهای ما به عاشق شیطان و هوای نفس بیشتر شباهت ندارد تا عاشق آن سمبل زهد و ورع، آن پاک‏تر از باران بهاری و لطیف‏تر از شبنم صبحگاهی؟!
اگر معشوق و محبوب ما آن "شمس عدالت" است، چرا این همه ظلم و بی عدالتی؟!
تا زمانی که از خودپرستی و هواپرستی بیرون نیامدیم و دل و جان خود را مسخر مولا نساختیم، به ناحق لاف دوستی می‏زنیم، شاعر چه زیبا گفته است:
تا تو در بند خویشتن باشی‏ عشق بازی دروغ زن باشی
عاشق آیینه صاف معشوق و جلوه اخلاق اوصاف و روش‏های او است:
عاشقان در سیل تند افتاده‏اند بر قضای عشق، دل بنهاده‏اند
همچ سنگ آسیا اندر مدار روز و شب گردان و نالان، بی قرار!
1ـ بازگشت به حق
برای دیدار امامی که مظهر اسم اعظم حق است، ضروری ترین و بدیهی ترین شرط، بازگشت به "حق تعالی" است: "فاخلع نعلیک" کفش های دل بستگی به غیر خدا را از دل در آور و از خود دور کن. پا برهنه یعنی صاف و بی آلایش از هر قید و بند و رنگی شو.
فقط رنگ خدایی داشته باش. بازگشت کن به وضعی که به دنیا آمدیم، آن موقع که دلی صاف و دور از ریا و غرور و خودخواهی داشتیم و دل مان از غبار گناه ها و معصیت ها و از زنگار غفلت ها پاک بود. تا بتوانید خورشید خدا را در آسمان انسانیت رؤیت نمایید. پس گام اوّل بازگشت به خدا و توبه از گناهان و تهذیب و پاک کردن نفس از صفات ناپسند است تا زمینةخروج عملی از غفلت را فراهم سازد.
2ـ تقویت معرفت:
عاشق امام علی(ع) باید او را بشناسد و بنگرد خواسته حضرت چیست؟ حرکت در مسیر خواسته محبوب است که
فاصله‏ها را کم می‏کند و حصار هجران و دوری را بر می‏دارد و عاشق را به وصال معشوقش می‏رساند.
کسی را که هوای دیدار دلدار است، باید دلدار شناس گردد. از کمالات و ویژگی هایش، از مقام و منزلتش نزد خدا معرفت لازم را کسب کند و با کرامات و معجزات و سیره و اخلاق و معارف او آشنا شود و دوستانش را بشناسد و توجه داشته باشد که به دیدار چه کسی می خواهد نایل گردد. با معرفت و شناخت، اوّلا توبه حقیقی تحقق می یابد، ثانیاً، محبت و دوستی ریشه دار می گردد، زیرا محبت، درجات و مراتبی دارد. (4). برخی تا نُه مرتبه برای آن شمرده اند، و عشق را در مرتبة چهارم قرار داده اند. عشق آغاز راه رسیدن به مقصد و سرآغاز جاده ای است که به ملاقات معشوق- امام زمان(ع)- منتهی می شود.
تا علاقه و محبت به امام زمان(عج) به مرحلة عشق و ارادت نرسد، دیدار آن یار حاضر وغایب، ممکن نیست. حافظ شیرازی می گوید:
نشوی واقف یک نقطه ز اسرار وجود تا نه سـرگشتـه شـوی دایرة امکـان را
جنون عشق است. تا از این راه وارد نشوی، امکان ندارد به نقطه ای برسی". (5)
3ـ عشق به خدا و تبعیت از امام علی(ع):
اثر طبیعی محبّت آن است که "محبّ" را با "محبوب" پیوندی می دهد و در مسیر خواسته های او به تلاش و فعالیت پرثمر وا می دارد.
کسی که عاشق امام علی (ع) است، باید بررسی نماید چه اموری باعث خشنودی حضرت می گردد، تا به آن کار مبادرت ورزد و از هر کاری که موجبات ناخشنودی آن عزیز را فراهم می سازد، اجتناب کند.
آن ها که شب و روز دم از عشق پروردگار یا ائمه اطهار(ع) می زنند، باید صداقتِ محبت و عشق خود را در پیروی نشان دهند. در کتاب معانی الاخبار از امام صادق(ع) نقل شده :"ما احبّ الله من عصاه؛ کسی که گناه و نافرمانی خدا می کند، خدا را دوست ندارد". دوستی و محبت در عمل ظهور می کند. سپس فرمود: "چه شگفت انگیز است معصیت پروردگار کنی، با این حال اظهار محبت او نمایی! به جان خودم سوگند، این کار عجیبی است! اگر محبت تو صادقانه بود، اطاعت فرمان او می کردی، زیرا کسی که دیگری را دوست می دارد. از فرمان او پیروی می کند". (6) قرآن کریم میفرماید: " قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله. . . ؛ پیامبر!بگو (به مردم) اگر خدا را دوست دارید، از من (پیامبر) پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست داشته باشد". بنابراین محبت تنها یک علاقه قلبی نیست، بلکه باید آثار آن در عمل انسان منعکس باشد.
4- تقویت ارتباط قلبی و عاطفی:
می توان ارتباط قلبی و عاطفی با آن محبوب و معشوق عشاق حقیقت طلب را از طریق خواندن برخی دعاها و زیارت ها تقویت کرد.
پی نوشت‏ها:
1. در دعای توسل هر یک از چهارده معصوم را به "وجه اللَّه" می‏خوانیم.
2. شهید مطهری(ره) جاذبه و دافعه علی(ع)، ص 101، موسسه اسلامی حسینیه ارشاد - اسفندماه 1349 شمسی.
3. مجمع البحرین، ماده عشق.
4. میرزا جواد ملکی تبریزی، رسالة لقاء الله، ص 63.
5. صافی، منتخب الاثر، ص 307، ترجمه آزاد.
6. تفسیر نمونه، ج 2، ص 386.

Partofar
۱۳۹۳/۰۸/۰۴, ۱۶:۱۸
با سلام خدمت دوست گرامي
توضيح بسيار مختصري را با هم مرور مكنيم.
ما قبل از هر چيزي بايد نظام عالم را بشناسيم.
"اگر زمين خالي امام باشد زمين تمام اهلش را فرو خواهد برد."

نظام عالم قائم بفرد است. اگر تحقيق بفرماييد عقل محض آقا رسول الله(ص) است.
آنها كه سيد و ولي مطلق عالم آقا رسول الله (ص) دليل خلقت عالم كه به ديگر موالي ما يعني اهل بيت مطهرش (س) و تمامي هاديان الهي كه هر چه دارند از اوست را مقتداي خود مي‌‌دانند و در كنار اين اقتداء مي‌‌گويند: عقل دارم. دينشان لقلقه زبانشان است. عقل چيست ؟ عقل را با ثمره‌‌اش بشناسيد .
امام صادق مي فرمايند :
اَلعَقلَ ما عبد بِه الرَّحمان وَ اكتسب بِهِ الجَنان.

« عقل چيزي است كه خداي رحمان با آن عبادت شود و بهشت با آن كسب شود. »

براي اينكه شنونده دچار اشتباه‌ نشود، امام((ع)) عقل را با ثمره‌‌اش مطرح مي‌‌كنند. امام((ع)) دو مقصد عقل را ، در تعريف عقل مي‌‌آورند . عقل را در قالب مثال توضيح دهيم . عقل = قضاوت . عاقل = قاضي . قاضي براي قضاوت، نياز به كتاب قانون دارد . اگر طبق ميل قضاوت كند قضاوت او مورد قبول نيست . عاقل اگر عقل را طبق چارچوبي استفاده كرد ، مورد قبول است . نتيجه عقل در انسان بايد فيتبعون احسنه باشد. بايد تبعيت از هدايت باشد (نه اينكه آن چيزي كه من مي‌‌پسندم ....)
رسول اسلام((ص)) در هزار و اندي سال پيش اين موضوع را بيان فرمود كه:
رَبِّ تالَ القُرآن وَ القُرآن يَلعَنُه.

« چه بسيار قرآن خوانان كه قرآن لعنتشان ميكند.»

ببينيم خوبترين خوبان از ماجراي خوبان چگونه برداشت كرد، ما هم آنطور برداشت كنيم. ما قائل به تبعيت هستيم نه قائل به خودسري. خداوند عالم را خلق مي كند ، مي‌‌فرمايد در اين عالم بايد تسليم باشيد، نه هر قرائتي مي‌‌رسد، آنرا بپذيريد. قرائت ‌‌هاي مختلف را بشنويم، ببينيم كدام با هدايت منطبق است.
« فَبَشِّر عِباد، اَلَّذينَ يَستَمِعونَ القول فَيَتَّبِعُونَ اَحسَنَه.»
بشارت بده به بندگانم آن مطلبي كه از طريق هدايت آمده دنباله آن را پيدا كنند و از آن تبعيت كنند.
سوره زمر، آيه 17- 18

آنچه كه از چشمه‌سار اسلام جوشيد، زلال بود و ناب، كه در مسير تاريخ، خاشاك صادره‌هاي غير اهل‌بيتي، آب زلال چشمه اسلام را به تيرگي وركود كشاند.
اولين ابرهاي تيرگي در مقابل خورشيد پرفروغ امام((ع))، از سقيفه18 ظاهر شد. معلّمان شياطين با بدعتي عجيب و سرعتي سرسام‌آور، انحرافي عظيم در جامعه مسلمين را رقم زدند.

اسلام ناب محمّدي((ص)) و يا همان مذهب تشيّع، هستي را طفيل نور امام((ع)) مي‌داند. بدين لحاظ خود را در هر شرايط و در تمام عوالم وجود وابسته به امام((ع)) و از امام((ع)) مي‌داند، لذا شناخت امام((ع)) براي او امري فرعي محسوب نمي‌شود. در منظر شيعه، امام((ع)) اصل و تمام دين اوست. امام((ع)) مربي و معلم كليه مخلوقات در عوالم هستي است و لذا شيعه براي رشد در درجات فضل و در مسير اِنّا اِلَيهِ راجِعون خويش محتاج تعليم وتربيت است.
از منظر شيعه، امام((ع)) باب الله است و تنها بابي كه خداوند اراده‌ كرده‌است تا بسوي او باز باشد و سيّد ما رسول الله((ص)) فرمود: « وَ سَدُّ الابوابُ اِلاّ بابُه ».54 تنها از طريق اوست كه مي‌توان رشد كرد، اوست كه دست شيعه را ميگيرد و در درجات فضل بالا مي‌برد.
شيعه خاكي در دستان امام((ع)) خويش است تااز او هر چه مي‌خواهد بسازد، ظرف محبتهاي خاصّه اوست.
شيعه از غير نمي‌گيرد كه از امام((ع))ش بياد دارد كه فرمود:« طَلَب المَعارف مِن غَيرِ طَريقِنا اَهلَ البَيت مُساوِقُ لانكارِنا ». كسب معارف از غير ما اهل بيت(س) مساوي با انكار ماست.
وقف امام((ع)) كه نباشي، هر كاري ميخواهي بكن. دنبال هادي الهي كه نباشي، به دنبال هر معارفي كه ميخواهي باش. از هركس كه ميخواهي اطاعت كن، چه نام دين داشته‌باشد، چه كفر، چه زشت، چه زيبا.
از اهل بيت نگيري، از هر كه ميخواهي بگير، چه عارف و چه شيطان.
در جستجوي هادي كه نباشي، در جستجوي هر چه ميخواهي باش، چه دنيا و چه آخرت.
به دنبال خواست امام((ع)) كه نباشي، هر نيّت كه ميخواهي داشته‌باش، چه خدمت، چه خيانت، فرقي نميكند، چرا كه اگر « مِنّا » نباشي، غير محسوب مي‌شوي.

نزديك كه نباشي دوري، با نور اهل بيت نباشي، با صد هزاران چشم كوري و مهجوري.
• اسلام آمريكايي تفسير نفس است در مقابل امام((ع)) ، تشيّع نفس در مقابلِ تشيّع اهل بيت((ص)).

اسلام آمريكايي با قرآني كه حفظ شود، مخالف نيست. با قرائت آن مخالف نيست، با تفسير آن مخالف نيست، با عمل به آن مخالف نيست،


« كه عمل صحيح به قرآن نياز به هادي دارد».



«تا منظر الهي رااز هادي نگيري، در ضِلالَتي، حتّي اگر به قرآن عمل كني، مگر خوارج جز اين بودند!؟»:
« براي عمل به قرآن شمشير بر فرق امام((ع)) علي((ع)) مي‌زنند و براي كسب ثوابِ فراوان، شب قدر را انتخاب ميكنند! »
« از هادي كه‌نگيري، از شيطان گرفته‌اي، هر نامي كه ميخواهي بر آن بگذار، معارف، عرفان، فلسفه، فقه، خواست مردم، دموكراسي و هزاران نام ناگفته، كه خود داناتري».
اسلام آمريكايي را كفر ندانيم، بي‌ديني ندانيم، كه دين را با بي‌ديني نمي‌توان محدود و منكوب كرد، شيطان در درسهاي هزاران ساله‌اش از مخالفت با خدا نگفت!

• اسلام آمريكايي چيست؟

آن چيز كه تو را از نياز به هادي الهي بي‌نياز كند، آن چيز كه در عمل، تو را به جستجوي امام((ع)) و تبعيت از او نكشاند، حتّي اگر مانع قرآن و بعضي احاديث جعلي باشد، آن را در زمره‌ اسلام آمريكايي بدان، چه برسد به بحثهاي علمي و كلامي و فلسفي و ...

شيطان اگر چهره واقعي خود را به انسان نشان مي‌داد، هرگز او را نمي‌پذيرفت و اگر به خدا قسم ياد نمي‌كرد كه خيرخواه او است، آدم(ع) فريب نمي‌خورد.

در اسلام ناب محمّدي((ص))هادي الهي محور است و همه چيز قائم به اوست. او حيّ است و جامعه را از مردگي به حيات مي‌كشاند. او قائم است و جامعه را از قعود به قيام مي‌كشاند.
صِراطَ المُستَقيم آن چيزي است كه امام((ع)) عج نشان ميدهد. خواست خدا، خواست اوست و رضايت خدا، رضايت اوست و او نمي‌خواهد مگر آنچه را كه خدا بخواهد، وَ ما تَشائونَ اِلاّ اَن يَشاءَ الله. اسلام ناب محمّدي((ص)) جامعه را محتاج امام((ع)) تعريف مي‌كند. در اسلام ناب محمّدي((ص)) جامعه امام((ع)) سالار و امام((ع)) محور است. در اسلام ناب محمّدي((ص)) جامعه دنبال تأييد امام((ع)) است، نه تأييد ديگران. در اسلام ناب محمّدي((ص)) ، امام((ع)) بر برنامه اعمال فرد و جامعه نظر مي‌كنند، رفتارها و تصميم‌ها به ايشان عرضه مي‌شود. در اسلام ناب محمّدي((ص)) مردم چشم به گفتار و رفتار امام((ع)) دارند. ملاك‌هاي چنين جامعه‌اي خوشايند امام((ع)) است. در اسلام آمريكايي ملاكها چنين نيست و خوشايند مردم و عقل جمعي در مقابل خواست امام((ع)) قرار مي‌گيرد. ملاك نيكي در اسلام ناب امضاي امام((ع)) است. اسلام ناب محمّدي((ص)) تعليم و تربيت و رشد جامعه را در پيروي محض و تسليم و تبعيت كامل از امام((ع)) مي‌داند، در اسلام ناب محمّدي((ص)) دغدغه تأييد هادي الهي پررنگ است. رسول اسلام((ص)) در هزار و اندي سال پيش اين موضوع را بيان فرمود كه:


رَبِّ تالَ القُرآن وَ القُرآن يَلعَنُه.
« چه بسيار قرآن خوانان كه قرآن لعنتشان ميكند.»

Partofar
۱۳۹۳/۰۸/۰۴, ۱۶:۲۵
امام حسين صلوة الله علیه:



اِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْمَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ؛






به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبان آنهاست، تا جايى كه دين وسيله زندگى آنهاست، دين دارند و چون در معرض امتحان قرار گيرند، دينداران كم مى شوند.

صادق
۱۳۹۳/۰۸/۰۵, ۱۰:۳۶
امام حسين عليه السلام: اِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْمَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ؛

به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبان آنهاست، تا جايى كه دين وسيله زندگى آنهاست، دين دارند و چون در معرض امتحان قرار گيرند، دينداران كم مى شوند. http://www.hadithlib.com/imgview/pav.gif (http://hadithlib.com/guides/view/5/-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/page:3#)

باسلام وتشکر .
در تبیین آن سخن نورانی به اختصار باید گفت :
کلام حضرت بیانگر این است که بعضی از متدینان ایمان واقعی و ثابت ندارند و هنگامی که در معرض آزمون سخت قراربگیرند متزلزل می شوند
چرا بعضى , در راه حق دچار تزلزل مى شوند و از صراط مستقیم منحرف مى گردند ؟
این امر علل متعددى دارد و یکى از آن علل , ضعف ایمان است . حضرت حسین بن على علیهماالسلام روزى که وارد کربلا شد این حقیقت مهم را براى اصحاب خود که ضمن عبارت کوتاهى بیان کرد : «الناس عبید الدنیا و الدین لعق على السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون ؛(1) مردم بندگان دنیا هستند و دین را زبان زده اند . تا موقعى که زندگى آنان
جریان دارد گرد دین مى گردند و چون به بلا و امتحان مبتلا شدند شمار افراد با ایمان کم و ناچیز خواهد بود» .
از کلمه[ لعق] مى توان استفاده کرد و ضمن تشبیهى ضعف و قوت دین را توضیح داد . مردم براى قوت جسم باید تغذیه مادى نمایند و براى قوت روح نیز باید تغذیه معنوى و ایمانى داشته باشند . غذاى جسم , گوشت و قند , سبزى و میوه , و دیگر مواد غذایى است . غذاى روح ایمان به آفریدگار جهان , علم و معرفت , صفات پسندیده و سجایاى انسانى , و دیگر فضایل معنوى است .
اگر غذاى جسم , کامل و کافى باشد , بدن نیرومند مى شود و مى تواند در مقابل سرما و گرما , کار و کوشش , پیاده روى و کوهپیمایى , و امثال اینها مقاومت کند و کارهاى سنگین را بخوبى انجام دهد . اما اگر غذا به قدر کافى نباشد و بدن گرسنه و ناتوان بماند , جسم دچار ضعف مى گردد , و رفته رفته چنان ناتوان مى شود که قدرت کار و فعالیت را از دست مى دهد و چون پاره گوشتى در گوشه اطاق مى افتد .
روح نیز مانند بدن است , اگر به آفریدگار جهان مؤمن باشد , تعالیم الهى را که به وسیله پیغمبر اکرم فرستاده است، درست به کار بندد ,وظیفه شناسى وآراستگی به اخلاق را همواره مورد عنایت قرار دهد , روحى توانا و قدرتمند به دست مى آورد و مى تواند در مقابل مصائب و بلایا خود را نگه دارد , قدرتمند باشد , در مرگ فرزندان و عزیزان جزع نکند , در زیان هاى مالى بردبار و خویشتن دار باشد , رویدادهاى زندگى او را دچار ناراحتى و اضطراب ننماید و شخصیت خود را نبازد . اما اگر روحش به قدر کافى تغذیه نکند , از ذخایرایمانى و معنوى , درست برخوردار نگردد ,
و رفته رفته نیروى معنوى را از دست بدهد چنان ضعیف و ناتوان مى گردد که در مقابل حوادث کوچک خود را مى بازد و تاب مقاومت در مقابل مشکلات زندگى و ضربات طاقت فرساى حیات را ندارد .
امام براى اینکه ضعف دینى را به مردم بفهماند در سخن خود کلمه[ ( لعق] را به کار برده ,[ ( لعق] به معناى لیسیدن انگشت است . اگر کسى انگشت خود را در عسل فرو ببرد و سپس آن را بلیسد عسل خورده , اما به مقدارى کم . آیا انسان اگر فقط غذایش به وسیله لیسیدن انگشت باشد مى تواند قوى و نیرومند شود , مى تواند کوهپیمایى کند , قادر است عهده دار کارهاى سنگین شود ؟
هرگز، امام ( ع ) مى فرماید : مردم مسلمان متدین اند , دروغ نمى گویند که دین داریم . اما غذاى جان را در حد لیسیدن انگشت خورده اند , یعنى همان طورى که لیسیدن انگشت به قدر کافى قوت جسم نمى دهد , اگر دین در حد لیسیدن انگشت در غذاى مادى باشد به جان قوت معنوى نمى بخشد و آدمى در مقابل حوادث سنگین قدرت مقاومت را از دست مى دهد . این قبیل افراد اگر با شکنجه هاى جانکاهى مانند شکنجه هایى که بر سر بلال آوردند رو به رو شوند , یا اگر به مصائب و بلایایى مانند مصائبى که بر حجر بن عدى و یاران او وارد شد مواجه گردند حتما با این قدرت ناچیز ایمان تاب مقاومت در مقابل آن بلایا را ندارند .
در بین لشکریان عبیدالله عده اى بودند که قبلا به حضرت حسین نامه نوشته و امام را براى امر امامت به کوفه دعوت نموده بودند .
آنان دروغ نمى گفتند و ایمان داشتند اما وقتى عبیدالله وارد کوفه شد و پیام هاى تندى ر فرستاد , آنها براى حفظ جان و مال و زن و فرزند و خانه و زندگى خود نامه حسین بن على را از یاد بردند و به عنوان لشکریان عبیدالله به طرف کربلا حرکت کردند و با امام جنگیدند . در همان موقعى که با حضرت مى جنگیدند ، مى دانستند که حسین بر حق است اما از ترس قدرت عبیدالله باید با حسین بن على بجنگند تا خود و خانواده و اموالشان محفوظ بماند . فرزدق موقعى که نزدیک دروازه مکه با حسین بن على برخورد نمود و از وضع کوفه خبر داد حضرت گفت : مردم را چگونه دیدى ؟ عرض کرد :«قلوب الناس معک و اسیافهم علیک» . (2)
یعنى : مردم دل هاشان با شما ست اما شمشیرهاى آنان به روى شما کشیده است .
آنان که ایمان واقعى و قوى دارند اگر براى اظهار عقیده معنوى و حقیقى خود با مشکل مواجه گردند نمى هراسند , حقیقت را با صراحت مى گویند و به پیامد سنگینش تن مى دهند . اما آنان که ضعف ایمان دارند با آن که داراى عقیده قلبى صحیح اند اما جرئت نمى کنند عقیده قلبى خود را به زبان بیاورند زیرا مى ترسند و ایمانشان آن قدر قوى نیست که پیاودهایش را تحمل نمایند .
عامل دیگرى که مى تواند آدمى را در پیمودن راه حق مردد سازد و از صراط مستقیم منحرفش نماید این است که مشاهده کند طرفداران راه حق کم هستند اما آنان که در نقطه مقابل راه حق قرار دارند و به مسیر باطل مى روند بسیارند .
کثرت جمیعت در پیمودن راه باطل و اندک بودن افراد در صراط مستقیم و راه حق موجب مى شود که افراد ظاهر بین تحت تأثیر قرار گیرند , حق را ترک گویند و از پى اکثریتى بروند که راه باطل در پیش گرفته و به خطا مى روند . على ( ع ) براى آن که مردم را متوجه این خطر بزرگ نماید در یکى از خطبه ها فرمود :
«ایها الناس لا تستوحشوا فى طریق الهدى لقلة اهله ؛(3)
مردم ! در راه هدایت از کمى جمعیت وحشت زده نشوید و صراط مستقیم را ترک نگویید».
ترک راه هدایت مایه گمراهى و ضلالت است .
غیر از مال دوستى و تعصب بت پرستى , عوامل دیگرى وجود داشت که سد راه مردم از قبول دین مقدس اسلام بود.تلاش هاى پیوسته رسول اکرم ( ص ) در تبلیغ دین اسلام به نتیجه رسید و تدریجا عده اى که روح آزاد داشتند و اهل منطق و استدلال بودند , به آیین الهى گرویدند و راه حق را که اصل اول پایداری است , پذیرا شدند و طبق دستور پیشواى اسلام عمل نمودند.
کسانى اهل حق اند که دارای دو اصل اساسى باشند :
یکى پیمودن راه درست , و آن دیگر پایدارى و استقامت در آن راه .
اگر پیروى از راه حق مشکلاتى به بار نیاورد و موجب خطر مالى و جانى نشود , ادامه آن چندان سخت نیست . اما اگر طى کردن آن راه مایه بلایا و خطراتى شود و اسلام تحمل آن ها را لازم بداند , آیا افراد تحمل مى نمایند و با استقامت به راه حق ادامه مى دهند یا از اداى وظیفه شانه خالى مى کنند و راه حق را ترک مى گویند ؟
حضرت حسین بن على علیهما السلام که این صحنه را دیده، در ورطه بلایا و گرفتارى واقع شده و عمل افراد را در زمینه دین از نزدیک مشاهده فرموده , به این پرسش پاسخ داده است : «یحوطونه ما درت معایشهم واذا محصوا بالبلاء قل الدیانون؛(4)مردم گرد دین هستند , تاوقتى که به معاش و زندگى آنان آسیبى نرسد اما چون پاى آزمایش و گرفتارى به میان بیاید , اندکی در دین پایدار و ثابت قدم مى مانند» .
یکى از افراد ثابت قدم در راه حق , بلال بن رباح مؤذن رسول اکرم ( ص ) بود . او در مکه ایمان آورد و راه حق را در پیش گرفت . مشرکان براى اینکه او را از پیروى اسلام بازدارند , تصمیم گرفتند آزارش دهند و با شکنجه هاى جانکاه او را از دین حق بگردانند . امیة بن خلف , موقع ظهر , در هواى گرم او را بر زمین سوزان بطحا به پشت مى خواباند و دستور مى داد سنگ بزرگى روى سینه اش قرار مى دادند و مى گفت : باید در این وضع بمانى تا بمیرى یا به محمد کافر شوى و لات و عزى را پرستش نمایى . اما بلال در این وضع سخت و طاقت فرسا همچنان در توحید و اسلام ثابت قدم بود و از خداوند یگانه به نام « احد احد» یاد مى کرد .
بلال بعد از رحلت رسول اکرم (ص ) با اوضاع و احوالى که پیش آمد , از صراط مستقیم منحرف نشد و همچنان در راه حق استقامت نمود . بلال نپذیرفت با ابى بکر بیعت کند . عمر وی را گرفت , به او گفت : این است پاداش ابى بکر در مقابل آزاد کردنت که نمى آیى با او بیعت کنى ؟ بلال گفت : اگر ابوبکر مرا براى خدا آزاد نموده , براى خداوند ترکم گوید , و اگر براى غیر خدا آزادم نموده , آزادی واقع نشده و من مانند سابق مملوک او هستم و خود را تسلیم وى مى کنم . اما با کسى که رسول اکرم ( ص ) او را خلیفه خود قرار نداده است بیعت نمى کنم اما کسى را که پیمبر به خلافت خود گزیده , بیعتش تا روز قیامت به گردن ما هست .
عمر از سخنان بلال به خشم آمد و گفت : بى پدر ! دیگر در محیط ما اقامت منما . بلال به شام سفر کرد و سرانجام درباب الصغیر دمشق از دار دنیا رفت .(6)

استقامت و پایدارى در راه حق , بسیار مشکل است . به فرموده حضرت حسین ( ع ) در زمینه امتحان و ابتلا , افراد متدین و ثابت قدم کمیاب اند . خداوند در قرآن شریف به رسول اکرم ( ص ) دستور داد:« فاستقم کما امرت و من تاب معک ؛ ( 7) .
پس تو , اى پیغمبر , طبق مأموریتى که دارى استقامت کن , همچنین کسانى که با هدایت خداوند برگشته اند , باید استقامت نمایند».

ابن عباس مى گوید : آیه اى بر رسول اکرم ( ص ) نازل نشد که مانند این آیه مشقت بار تلقى گردد . از این رو حضرت فرمود : سوره هود پیرم کرد .(8)
گفته اند : سنگینى و مشقت این آیه براى پیشواى اسلام به سبب دستورى است که خداوند در مورد استقامت و پایدارى مردم داده است .
افراد با ایمان اگر پیرو حق باشند و در راه رسیدن به حق استقامت و پایدارى نمایند ,از اهل حق به حساب مى آیند . براى دستیابی به این مقام بسیار رفیع باید از خدا یاری بطلبند و در پرتو فیض و رحمت پروردگار به این هدف مقدس دست یابند , و این دستور پیشواى معظم اسلام است .
رسول گرامى ( ص ) به على ( ع )دستور داد در پیشگاه الهى دعا کند و از خداوند حق را درخواست نماید .(9)
حضرت زین العابدین ( ع ) در جمله دوم دعاى شریف مکارم الاخلاق , به پیشگاه خداوند عرض مى کند : «و اجعلنى من اهل السداد ؛بار الها ! مرا به گونه اى قرار ده که تمام گفتار و رفتارم درست باشد و در راه اعلاى حق و برپایی دستور مقدست استقامت و پایدارى نمایم ».
امام سجاد و پدر بزرگوارش حضرت حسین علیهماالسلام , امام معصوم و پیشواى گزیده پروردگار هستند و در مقام عمل , پیرو بى قید و شرط حق و راستی اند. این دو حجت الهى در زمانى واقع شدند و در شرایطى قرار گرفتند که حداکثر پایدارى و استقامت را در حوادث سنگین شهادت و اسارت از خود نشان دادند و به عالى ترین درجه نایل آمدند .
اصحاب حضرت سیدالشهدا ( ع ) درس استقامت و پایدارى را از مولاى خود آموخته ، در راه اعلاى حق به سخت ترین ناملایمات تن داده ، در کمال بصیرت و بینش , فداکارى در راه حق را پذیرفته، به مقام رفیع شهادت نایل آمدند . حضرت حسین ( ع) پس از ورود به کربلا , در مقابل اصحاب خود خطبه اى خواند و فرمود : «آیا نمى بینید که به حق عمل نمى شود و باطل مورد نهى قرارنمى گیرد , با وجود وضعى چنین , فرد با ایمان حق دارد راغب مرگ و لقاى خداوند باشد . من مرگ را جز سعادت نمى بینم و زندگى با ستمگران در نظرم چیزى جز ملالت و آزردگى نیست » .(10)

پاورقى :
1 - نفس المهموم , ص 209
2 - ارشاد مفید , ص 201 .
3 - نهج البلاغه , ص 201 .
4 دمعة الساکبة , ص 287 .
5 سیره ابن هشام , ج 1 2 , ص 318 .
6 سفینة البحار , ج 1 , ص 104 .
7 هود( 11 ), آیه 112 .
8 تفسیر صافى , ج 1 , ص 266 .
9 نهایة ابن اثیر , ج 2 , ص 352 .
10 دمعة الساکبة , ص 287 .

طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۰۵, ۱۱:۳۹
نشانه‌ها و صفات شیعه در کلام امام حسن عسکری (علیه‌السلام )

http://img1.tebyan.net/big/1387/01/388124123140799225421951731111416513518.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img1.tebyan.net/big/1387/01/80124908462831611852211415810420669248254.jpg)
مذهب شیعه جریان اصلی اسلام پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم است . تاسیس و پیدایش و ظهور شیعه در صدر اسلام توسط پیامبر اسلام در مکه و مدینه در23 سال از بعثت تا رحلت آن حضرت تحقق یافته است . شیعه علی علیه‌السلام در سرزمین وحی درزمان حیات پیامبر اعظم به وجود آمد و پیامبر بود که برای نخستین بار کلمه مقدس شیعه را در پیروان علی بن ابی ابیطالب علیه‌السلام به کاربرد و اوصاف و فضایل شیعه را بیان نمود و پس از آن اهل بیت و امامان علیهم‌السلام در جایگاه رهبری شیعیان آنان را آموزش داده و در بقا و توسعه مذهب شیعه سعی و کوشش نمودند.

5نشانه شیعه
ائمه معصومین علیهم‌السلام از نخستین امام تا امام دوازدهم هر یک در عصر امامت خویش در تبیین حقیقت اسلام و شیعه شناسی گام‌های بلندی برداشته و معارف شیعه را گسترش داده‌اند. امام یازدهم امام حسن عسکری علیه‌السلام در حدیثی پنج علامت ایمان و تشیع را برشمرده و پیروان خویش را به سوی آن دعوت کرده‌اند. به نقل شیخ طوسی امام حسن عسکری علیه‌السلام فرموده‌اند : علامات المومن خمس : صلاه احدی و خمسین وزیاره الاربعین والتختم فی الیمین و تعفیر الجبین والجهر به بسم الله الرحمن الرحیم .1 علامات مومن پنج چیز است : 51 رکعت نماز گذاردن در هر شب و روز (17 رکعت نماز واجب و34 رکعت نافله ) و زیارت اربعین و انگشتر دردست راست کردن وبر خاک سجده نمودن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم . با توجه به مجموعه این نشانه هاباهم روشن می‌شود که منظور از «مؤمن» در متن حدیث «شیعه» می‌باشد و بنا بر این از ویژگی‌های شیعیان اهل بیت علیهم‌السلام این پنج حکم الهی است.مهربانی و فروتنی و رعایت حقوق برادران ایمانی
شیعه علی علیه‌السلام مهربان‌ترین انسان‌ها نسبت به مؤمنان و برادران مسلمان خویش است و در تلاش در راستای شناخت حقوق بشر از دیدگاه اسلام و رعایت آن کوتاهی نمی‌کند. امام حسن عسکری علیه‌السلام در توصیف شیعه علی علیه‌السلام فرموده‌اند : اعرف الناس به حقوق اخواته و اشد هم قضا لها اعظمهم عندالله شانا و من تواضع فی الدنیا لاخوانه فهوعندالله من الصدیقین و من شیعه علی بن ابی طالب علیه‌السلام حقا.2آگاه‌ترین و آشناترین مردم به حقوق برادرانش و کوشاترین آنان در راه ادای آن حقوق بزرگ‌ترین آنان در پیشگاه خداست و جایگاهش در نزد خدا بلندتر است و هرکس در دنیا برای برادرانش تواضع و فروتنی کند نزد خداوند از صدیقان است و از شیعیان حقیقی علی بن ابی طالب علیه‌السلام به شمار می‌رود.



شیعه امیرمومنان علی بن ابی طالب حسن و حسین و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و محمدبن ابی بکرند که در هیچ چیزی از اوامر امام با او مخالفت ننموده اند

طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۰۵, ۱۱:۴۰
داستان احترام امام علی علیه‌السلام به میهمانان
تکریم و احترام به میهمان از اوصاف شیعیان پیامبر اعظم و اهل بیت علیهم‌السلام است . امام حسن عسکری علیه‌السلام در ادامه رهنمودهای خویش در موضوع حق شناسی شیعیان و ادای حقوق برادران ایمانی نمونه‌ای از گفتار و رفتار وصی پیامبر و نخستین امام شیعیان جهان امیرمومنان امام علی بن ابیطالب علیه‌السلام را گزارش کرده و فرموده‌اند : دو تن از برادران دینی یکی پدر و دیگری پسر بر امیرمومنان علی بن ابی طالب علیه‌السلام وارد شدند امام به احترام آنان برخاست و آنان را گرامی داشت و در بالای مجلس خود نشاند و خود میان آن دو نشست .
سپس دستور داد غذا آوردند آن دو خوردند. آنگاه قنبر لگن و ظرف چوبی پر از آب و حوله برای خشک کردن آورد و آمد که به دست آن مرد آب بریزد حضرت علی علیه‌السلام برخاست و ظرف آب را گرفت تابه دست آن مرد آب بریزد. وی خود رابه خاک افکند و گفت : یا امیرمومنان ! خدا مرا می‌بیند در حالی که می‌خواهی بر دستان من آب بریزی ! امام فرمود : بنشین و دستانت را بشوی خدای متعال تو و برادر تو را می‌بیند که با تو فرقی ندارد و بر تو برتری نمی‌جوید تو را خدمت می‌کند و می‌خواهد ده برابر شمار مردم دنیا در بهشت خدمتکار داشته باشد. آن مرد نشست .
امام علی علیه‌السلام به او فرمود : تو رابه خدا قسم می‌دهم به آن حق بزرگ من که آن را شناخته‌ای و بزرگ داشته‌ای و به فروتنی‌ات برای خدا به این که مرا بر این کار فرا خوانده و تو را این شرافت بخشیده که من به تو خدمت کنم دستت را با آرامش بشوی همان گونه که اگر قنبر آب می‌ریخت می‌شستی . آن مرد چنان کرد. چون از شستن فراغت یافت حضرت علی علیه‌السلام ظرف آب را به محمدبن حنفیه داد و فرمود : پسرم اگر این پسر تنها و بدون پدرش پیش من آمده بود خودم آب بر دستانش می‌ریختم ولی خداوند نمی‌خواهد که وقتی پدر و پسر با هماند یکسان باشند. پدربر دست پدر و پسر بر دست پسر آب ریخت . سپس امام حسن عسکری علیه‌السلام فرمود : فمن اتبع علیا علی ذلک فهو الشیعی حقا.3 هرکس در این کار علی علیه‌السلام را پیروی کند او شیعه راستین است .
مطابق این داستان راستان که امام عسگری علیه‌السلام از رفتار امام علی علیه‌السلام در تکریم و احترام به میهمان و فروتنی امام در برخورد با مومنان نقل کرده‌اند یکی از ویژگی های شیعیان راستین فروتنی در برخورد با مومنان وادای حقوق آنان و احترام وتکریم میهمانان است . نکته مهم در نقل این داستان تصریح امام عسکری علیه‌السلام در پایان داستان بر متابعت و پیروی شیعیان حقیقی و راستین از رفتار و گفتار امام علی علیه‌السلام است بنابراین شیعه تنها به حرف و شهادت زبانی نیست بلکه باید رفتار و گفتار علوی را بشناسد و در عمل پیاده و اجرا کند.
پیشگامان تشیع در اصحاب رسول اعظم

http://img1.tebyan.net/big/1387/01/190217102219254362011177313781582491011154.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img1.tebyan.net/big/1387/01/751421151111921678077245936481929923971.jpg)
از دلایل پیدایش مذهب شیعه در زمان حیات پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم وجود گروهی از اصحاب پیامبر است که شیعه بوده‌اند و در تاریخ به شیعه علی شناخته شده و مشهورند. امام حسن عسکری علیه‌السلام برخورد و گفتار جد خویش امام رضا علیه السلام را در ارتباط باکسانی که با ادعای تشیع به دیدار آن حضرت رفته‌اند گزارش کرده و فرموده‌اند :
شیعه امیرمومنان علی بن ابی طالب حسن و حسین و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و محمدبن ابی بکرند که در هیچ چیزی از اوامر امام با او مخالفت ننموده اند4.
امام عسکری علیه‌السلام با نقل سخنان امام رضاعلیه السلام در نامبردن از شیعیان نخستین هم پیوند مذهب شیعه با اصحاب پیامبر و صدر اسلام را نشان داده‌اند و هم الگوها و نمونه‌های برتر تشیع را به مسلمانان شناسانده‌اند تا با پیروی از این اسوه‌های بزرگ شیعه در راه شیعیان راستین و حقیقی گام بردارند
والسلام علی من یخدم الحق لذات الحق
پاورقی‌ها :
1 ـ شیخ طوسی تهذیب الاحکام دارالکتب الاسلامیه چاپ دوم ج 6 ص 52 شیخ طوسی مصباح المتهجد موسسه فقه شیعه چاپ اول 1411 ه ق ص 787 سیدبن طاووس اقبال الاعمال دفتر تبلیغات اسلامی قم 1419 ه ق ج 3 ص 100 ابن نماحلی مثیرالاحزان مدرسه امام هادی علیه‌السلام قم 1406 ه ق ص 2 شیخ حرعاملی وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه ج 3 ص 42 حدیث 4499 علامه مجلسی بحارالانوار الجامعه لدرراخبار الائمه الاطهار علیهم‌السلام ج 85 ص 75 و ج 98 ص 348
2 ـ ابومنصور طبرسی الاحتجاج نشر اسوه قم 1416 ه ق ج 2 ص 517 حدیث 340 تفسیر منسوب به امام عسکری علیه‌السلام مدرسه امام مهدی علیه‌السلام قم 1409 ه ق ص 325 بحارالانوار ج 41 ص 55 میرزاحسن نوری طبرسی مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل موسسه آل البیت علیهم‌السلام قم 1407 ه ق ج 11 ص 295 وج 16 ص 327 فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسکری علیه‌السلام ترجمه جواد محدثی نشر معروف قم 1386 ص 268 تاص 270
3 ـ همان منابع پاورقی ردیف دوم .
4 ـ الاحتجاج ج 2 ص 459 تفسیر منسوب امام عسکری علیه‌السلام ص 312 بحار الانوار ج 22 ص 330 و ج 68 ص 158
شیعه علی (ع ) در حیات مبارک پیامبر اکرم (ص ) به وجود آمد و آن حضرت بود که برای نخستین بار این کلمه را برای پیروان حضرت علی (ع ) به کار برد و اوصاف و فضایل شیعه را بیان نمود
ائمه معصومین (ع ) از نخستین امام تا امام دوازدهم هر یک در عصر امامت خویش در تبیین حقیقت اسلام و شیعه شناسی گام‌های بلندی برداشته و معارف شیعه را گسترش داده‌اند.

بخش عترت و سیره تبیان

Partofar
۱۳۹۳/۰۸/۱۱, ۰۸:۳۳
بسم الله الرحمن الرحیم



لو رفتن کلیپ 5 دقیقه ای از جلسه خاخام های یهودی

خواهش میکنم نشر بدید تا همه ببینند وبفهمند چه خبره...



كليپ (http://www.uploadco.ir/uploads/b450g30hdalosixj8rl6.mp4)

صادق
۱۳۹۳/۰۸/۱۱, ۰۹:۰۶
آیا شیعه در آتش جهنم خواهد رفت ؟

ابتدا باید دید منظور از شیعه چه کسانی هستند؟ وآیا به هرکسی که ادعای شیعه بودن کند می‌توان شیعه گفت؟
شیعه در لغت به معنای پیرو می‌باشد و آن چه که به شیعه هویت شیعه بودن می‌بخشد یدک کشیدن نام شیعه با باطنی بی محتوا و میان تهی نیست. بلکه هویت شیعه را پای بندی عملی به آموزه‌های اعتقادی تشکیل می‌دهد که به عنوان نشانه شیعه و وظائف او توسط امامان معصوم بیان شده است
به هیچ وجه نمی‌توان پذیرفت که به صرف ادعای همراهی با اهل بیت بدون این که سیره آنها در عرصه زندگی سایه افکن شود، برای نجات از جهنم کافی باشد. زیرا در برخی از روایات وارد شده که خداوند بهشت را برای افراد مطیع خلق کرده، هرچند عبد حبشی باشد و جهنم را برای افراد گنه کار آفریده است، هرچند از افراد بنی هاشم باشد.(1)
آری اگر افرادی عشق به اهل بیت داشته و از صمیم دل به آنان معتقد باشند، اما در پیمودن راه ائمه کاستی‌هایی داشته باشند با توجه به روایات فراوان بالاخره به بهشت می‌روند. زیرا در هرحال عشق و محبت به اهل بیت عشق به خوبی‌ها و صفات شایسته و ارزنده انسانی است، مشروط بر این که کاستی‌ها به گونه‌ای نباشد که همه تار و پود عشق و محبت را بسوزاند و خاکستر کند. به گونه‌ای که دیگر احساسی نسبت به اهل بیت در دل او باقی نماند.
برخی از روایات حاکی از این است که شیعیان در روز قیامت از جهنم نجات می‌یابند.
پیامبر خدا خطاب به امام علی (ع) فرمود: «در روز قیامت تو وشیعیانت رستگار هستید».(2)
پیامبر (ص) فرمود: "ای علی، اگر تو وشیعیانت نبودید، دین خدا پا برجا نبود، تو وشیعیانت کسانی هستید که قسط و عدل را در جامعه برقرار می‌کنید و دربهشت از نعمت‌های الهی برخوردار خواهید بود.
بهشت مشتاق به تو وشیعیان تو است و ملائکه الهی از رسیدن پیروان تو به بهشت خوشحال می‌شوند و فرشتگان در حال طلب آمرزش برای ایشان هستند."(3)
در عین حال این گونه نیست که همه از ابتدا وارد بهشت شوند، بلکه برخی پس از تحمل عذاب و پاک شدن از گناهانی که در دنیا یا عالم برزخ به هیچ یک از اسباب و علل پاک نشده اند، وارد بهشت می‌شوند.
برخی از شیعیان گنه کار در برزخ سختی‌ها و عذاب هایی می‌بینند ودر عالم آخرت وارد دوزخ نمی‌شوند و مشمول شفاعت ائمه می‌شوند وبا شفاعت ایشان وارد بهشت می‌شوند. به همین خاطر در برخی از روایات آمده که امام صادق (ع) به یاران خود می‌فرمود که از عالم برزخ بر شما بیمناکم. در هر حال حکم همه یکسان نیست و بر اساس مقدار گناهان و اعمال نیک که دارند و بر اساس نوع گناهانی که انجام داده اند، در عالم برزخ یا قیامت مجازات می‌شوند و سپس روانه بهشت می‌گردند. اما اگر فقط اسمش شیعه باشد و از حقیقت شیعه هیچ چیز در وجود او باقی نماند و تمام وجودش از گناه یا کفر باشد، در آن صورت در دوزخ خواهد بود.
پی‌نوشت‌ها :
1. بحارالانوار، ج 42، ص 82.
2. همان، ج 65، ص 7.

Partofar
۱۳۹۳/۰۸/۱۳, ۰۸:۵۸
رابطه امام حسین صلوة الله علیه با حضرت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف
يك مطلبي است كه بسيار عميق و دقيق است. من از دوستان تقاضا مي‌كنم اين را عنايت كنند. مطلب بلندي در روايات است، ارتباط خيلي وسيع و عميقي بين امام حسين و امام زمان هست كه اين ارتباط خاص است. شما اگر به روايات و زيارات نگاه كنيد، يك كدها و رمزهايي بين اين دو بزرگوار مي‌بينيد كه من به بعضي از آنها اشاره مي‌كنم و بعد يك تحليل و جمع‌بندي كه اين كد و رمزها چه چيزهايي را مي‌خواهد بگويد. اشاره‌ها و رمزهايي از امام حسين مي‌بينيد. يك اشاراتي از امام زمان به امام حسين مي‌بينيد. اين پدر و پسر به همديگر اشاراتي دارند. اين اشاره‌ها براي چيست.

امام باقرصلوة الله علیه مي‌فرمايد: من چهار ساله بودم و در كربلا بودم. تمام جزئيات كربلا را در ياد دارم. شب عاشورا جدم اباعبدالله الحسين به يارانش فرمود: ياران من فردا بلاي سنگيني است كه همه ما به شهادت مي‌رسيم. ولي شما را به بهشت بشارت مي‌دهم و اينكه ما برمي‌گرديم و مهدي ما خواهد آمد. دو بار هم روز عاشورا فرمود: اول كسي كه برمي‌گردد و رجعت مي‌كند امام حسين است. ما روايات متعدد داريم كه ائمه برمي‌گردند. «أَوَّلُ مَنْ يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع‏» (بحارالانوار/ج53/ص46) اولين كس امام حسين(ع) است كه رجعت مي‌كند. روز عاشورا در زيارت عاشورا دو جا هست كه خدايا روزي من كن كه خونخواهي امام حسين را با امام زمان انجام دهم. «ان يرزقي طلب ثاري مع امام منصور من اهل بيت محمد (ص)» روز عاشورا امام باقر فرمود: اگر مي‌خواهيد به همديگر تسليت بگوييد، اينطور تسليت بگوييد كه «عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ ع وَ جَعَلَنَا» (مستدرك/ج10/ص315) و ما را در خونخواهي امام حسين قرار بده كه با امام زمان باشيم. اينها اشاراتي است كه از دستگاه امام حسين يا خود اباعبدالله الحسين به امام زمان مي‌شود. از آن طرف وقتي امام زمان تشريف مي‌آورد، اولين جمله‌اي كه مي‌گويد، وقتي پشت به كعبه مي‌كند، در خانه خدا خودش را معرفي مي‌كند. «انا بقية الله» من فرزند كسي هستم «الذي قتلوك عطشانا» كه او را عطشان كشتند. او را عريان انداختند و رها كردند. در معرفي خودش به امام حسين اشاره مي‌كند. شعار ياران امام زمان «يا لثارات الحسين» است. خونخواه امام حسين! اصلاً منتقمي است كه از القاب امام زمان(ع) است. در زيارت ناحيه مقدسه است كه جد غريبم يا ابا عبدالله، صبح و شب بر تو گريه مي‌كنم. امام زمان نسبت به اين جدش با اينكه به همه اجدادش ظلم شده، پيغمبر اكرم كه مقامش بالاتر از امام حسين بوده است. چه خصوصيتي است كه امام زمان و امام حسين اين اشارات را نسبت به همديگر دارند. ارتباط وسيع بين اين دو چيست؟ آن چيزي كه مي‌شود از مجموع فهميد و تحليل كرد اين است كه ظهور امام زمان(ع) با معجزه رخ نمي‌دهد. يعني با يك جبر بيروني مردم خوب نمي‌شوند. اينطور نيست كه مثلاً مردم يك روز بلند شوند ببينند همه خوب شدند و يك معجزه رخ داده است. نخير! اصلاً سنت خدا بر اين نيست. اگر قرار بود اين چنين باشد زمان پيغمبر اين اتفاق مي‌افتاد كه مقام پيغمبر از همه ائمه هم بالاتر بود. اصلاً اگر قرار بود اينطور باشد خدا همه را خوب خلق مي‌كرد. اگر قرار بود با معجزه خوب شوند، براي چه خدا بدها را در اين عالم، شيطان را در اين عالم آورد؟ پس از بيرون قرار نيست يك معجزه‌اي براي ظهور رخ بدهد. بلكه در خود ما بايد يك اتفاقي بيافتد. در درون ما يك تحولي رخ بدهد تا در بيرون ما يك ظهوري رخ بدهد. در درون عقل‌ها، قلب‌ها، دل‌ها و روح‌ها بايد رشد كنند. يك عدالت‌خواهي و يك معنويت خواهي، به سمت خوبي رفتن و انتخاب كردن، عبوديت و بندگي را انتخاب كردن، اگر اين اتفاق در درون اتفاق بيافتد، در بيرون هم خبرهايي مي‌شود.

حضرت زهرا صلوة الله علیها در قبرستان احد بود وقتي زيارت قبور را كرد كه حضرت حمزه هم آنجا است، يك شخصي به نام ابوعمر مي‌گويد: من جلو رفتم و پرسيدم: خانم، حق با علي بود يا نه؟ آيا پيغمبر، علي را به عنوان جانشين بعد از خود نصب كرد يا نه؟ حضرت زهرا صلوة الله علیها فرمود: بله در غدير همه شما بوديد و ديديد كه علي را به عنوان امام بعد از خود نصب كرد. بعد ابوعمر يك سؤالي كرد. گفت: اگر اينچنين است چرا علي خانه‌نشين شد؟ چرا بلند نشد و حق خودش را بگيرد؟ چرا قعود كرد؟ حضرت زهرا صلوة الله علیها جواب داد:
امام مثل يك كعبه است. مردم بايد به سمت او بروند. او به زور نمي‌آيد. اقبال مردم بايد باشد تا وقتي دست بيعت به او بدهند، آنوقت او مي‌آيد هدايت را به دست مي‌گيرد. تحميلي و اجباري نيست.


وقتي به امام باقر صلوة الله علیه گفتند: ظهور شما و دولت شما چه زمان رخ مي‌دهد؟ امام باقر زمانه را تا ظهور سه دوره كرد. زمانه گرگ، زمانه ميش و زمانه ترازو. اين در روضه‌ي كافي است. زمانه گرگ زمانه‌اي است كه گرگ صفتي در جامعه حاكم مي‌شود. ظلم به غلبه زياد مي‌شود. اين زمان، زمان غصب ما اهل‌بيت است. زمانه‌ي ميش زماني است كه مظلوميت هست ولي يك مظلوميتي به صورت ازدحام كه بلند نمي‌شود حق خودش را بگيرد، يعني مثل ميش و گوسفند، ظلم‌پذير است. دوره سوم دوره ترازو است. عدالت‌خواهي است. وقتي مردم به آن دوره رسيدند كه عدالت‌خواه شدند، ظهور ما رخ مي‌دهد. پس خود مردم بايد بخواهند. مردم چگونه اين رشد و اصلاح در آنها ايجاد مي‌شود و اين تحول دروني در آنها به وجود مي‌آيد؟ اباعبدالله(ع) اين كار را بر عهده دارد. عاشوراي امام حسين دستگاهي است كه در دين تعبيه شده، كه اين عاشورا قرار است اين رشد و اصلاح را ايجاد كند. يعني همان گريه‌اي كه عرض كرديم يك حماسه است. اين گريه‌اي كه يواش يواش وجدان‌ها را بيدار مي‌كند. مردم را حق طلب مي‌كند، نسبت به اين جبهه طرفدار و تنفر از جبهه باطل و يواش يواش به سمت تعصي به امام حسين رفتن كه خودش عدالتخواه بود. خودش ظلم ستيز بود. اين تعصي در مردم رخ مي‌دهد يار براي امام زمان درست مي‌شود. دستگاه امام حسين براي امام زمان يار درست مي‌كند. اين يك متب تربيتي و اصلاحي كامل است. و لذا فرمود: من خروج مي كنم براي اينكه امت جدم را اصلاح كنم. اول امت جدش و همه مسلمين را، موج بعد انسان‌هاي ديگري كه در دنيا حق طلب هستند كه با امام حسين و مكتب امام حسين حق را بشناسند و عدالت را بشناسند، به اين سمت بيايند و براي امام زمان يار درست شود. مسير ظهور از كربلا و از امام حسين مي‌گذرد.

تمام ائمه، امامان قبل از امام حسين، امام حسين را براي كربلا آماده كردند، امامان بعد از امام حسين عاشورا را نگه داشتند. چون اين دستگاه قرار است كه آن رشد را ايجاد كند. خود امام زمان هم صبح و شب گريه مي‌كند. تعصي به امام زمان است كه انسان وقتي كه آن اشك حماسي را مي‌ريزد، براي امام زمان يار مي‌شود.

سيد كريم محمود تهراني از خوبان بود و علماي بزرگ دوستدارش بودند. ايشان تشرفات زيادي خدمت حضرت ولي‌عصر داشت. مي‌گفت: من زماني كه هنوز حضرت را نديده بودم، مشتاق ديدن حضرت بودم، پيغمبر را در خواب ديدم. گفتم: يا رسول الله من مي‌‌خواهم خدمت ولي زمانم امام عصر برسم. چه كنم باب بر من باز شود؟ فرمود: سيد كريم صبح و شب بر حسينم گريه كن. اين در را باز مي‌كند و تو را شبيه به خود امام زمان مي‌كند كه صبح و شب به ياد او هست. لذا سعي كنيم هر روز يكبار ياد امام حسين باشيم. «السلام عليك يا اباعبدالله، السلام عليك و رحمة الله و بركاته».

والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمدٍ و آله الطاهرين.


بخشي از بيانات مقام معظم رهبري- (14/03/90)

تمام راه‌هايي كه مي‌شود فرزند پيغمبر از ان راه‌ها استفاده كند براي حفظ ميراث عظيم اسلام كه ميراث جد او و پدر او و پيروان راستين آنهاست در زندگي سيدالشهداء محسوس است. از تبيين و انذار از تحرك تبليغاتي، از بيدار كردن و حساس كردن وجدان‌هاي عناصر خاص همين خواص كه ما تعبير مي‌كنيم در آن خطبه منا، اينها همه در طول زندگي سيد‌الشهدا است. بعد هم ايستادگي در مقابل يك انحراف بزرگ، با قصد مجاهدت با جان نه اينكه امام حسين از سرنوشت اين حركت بي‌اطلاع بود. نه! اينها امام بودند. مسأله‌ي معرفت امام و علم امام و آگاهي وسيع امام بالاتر از اين حرف‌هايي است كه ما در ذهنمان مي‌گنجد. بلكه به معناي ترسيم يك دستورالعمل مي‌ايستد و تسليم نمي‌شود. مردم را به ياري مي‌طلبد، بعد هم وقتي يك عده‌اي پيدا مي‌شوند كه همان اهل كوفه باشند و اظهار مي‌كنند كه حاضر هستند در كنار آن بزرگوار در اين راه قدم بگذارند، حضرت درخواست آنها را اجابت مي‌كند و طرف آنها مي‌رود. بعد هم در ميانه‌ي راه پشيمان نمي‌شود. بيانات امام را كه انسان نگاه مي‌كند، مي‌بيند حضرت عازم و جازم بوده است براي اينكه اين كار را به پايان ببرد. اين كه در مقابله با حركت انحرافي فوق‌العاده خطرناك آن روز، امام حسين (ع) مي‌ايستد و اين يك درس مي‌شود.

جانان
۱۳۹۳/۰۸/۱۳, ۱۱:۲۵
عاشوراي شيعه


عاشــورا ، حماسه ای است که دوباره باید شناخـت. حماســه ای که در یک روز صورت بست ، ولی آن روز نه از آنِ یک فصل، که برای همه فصل هاست. در صحیفه تاریـخ هیچ روزی چون صفحه عاشورا نیست. امویان و اموی اندیشان بسی کوشیدند تا این صفحه را از تاریخ پاک کنند، اما نتوانستند. نیز جهد بلیــغ کردند تا این صفحه را ورق بزننـــد، ولی باز هم نتوانستند. صفحه تاریخ عاشـــورا گشوده ماند، اما عده ای آن را نخواندند و عدّه ای فقط بر آن گریستــنــد. و همه سخـن این است که عاشــورا نسخه اشک نیست، نسخـه آزادگـی است. نه اینکه نباید بر آن گریســت ، بلکه نباید فقط بر آن گریست. این نسخه بس است تا حیات هر ملّت را دگرگون کند و افسـر آزادگی را بر سر هر انسان نهــد. در جامعه ای که امام حسین هست ، آزادگی نیــز هست و آنجا که حسیـن نیست، آزادی نیــز نه. و البته منظور نه نام حسین ، که راه حسین است. با این راه به کجاآباد آزادی می توان رسید.

از هنگامی که مسلمانان از خواب غفـلـت برخاستند ، به بازخوانی صفحه عاشــورا پرداختند. در این بازخوانی چیزهایی در آن دیدند که گذشتگان ندیده یا نگفته بودند. و هر چه در صفحه عاشورا باریکـتـر شدند ، هزار نکتـه باریکتر ز مو در آن یافتند.


در دهم محـرم 61، در گوشه ای از جهان اسلام واقعه ای صورت بسـت که با گذشت قرن ها از آن ، نه تنها فرامـوش نشده، که فروزانتـر گردیده است. آن رخداد عبارت بود از کشته شدن فرزند پیامبـر به دست مدّعیان پیروی از همان پیامبر ! از آن تاریخ به قدری از آن عاشورا سخن رفته است که اینک ما وارث دو عاشورا هستیم ؛ عاشورای حسین و عاشورای شیعه.


عاشورا ترکیبی است از حماسه و تراژدی و این دو تفکیک ناپذیــر. اینک سخن در این است که کدامیک از این دو، اصل است : حماسه یا تراژدی ؟ هر پاسخـی به این پرسش و التزام به آن ، در تعیین سمت و سو و جهت گیری زندگی مان تأثیـر دارد. اینکه « زاویه دید » ما به عاشورا چیست ، یعنی اینکه از چه زاویه ای به عاشورا بنگریـم ، هم در این تأثیـر دارد که عاشورا را چگونه ببینیم ، و هم اینکـه زندگی خود را چگونه سامان دهیـم.


اگر به « حماسه عاشورا » نگریسته شود و آن اصل قرار گیـرد ، نتیجه اش آن می شود که هیچگاه تن به ذلت و زور ندهیـم و در برابر یزیدیان بایستیم و آزادگی پیشه سازیم و خلاصه مبارزه و حریّت و عزّت و ستم ستیزی و شهادت. اما اگر به « تراژدی عاشورا » نگریسته شود و آن اصل قرار گیـرد ، حاصلش این می شود که یکسره مصیبت زده باشیم و مرثیه سرایی کنیـم و روضه خوانی برپا سازیم و بگرییم و خلاصه ، اشک و علم و زنجیر و *** و هیئت !!


نتیجه سخن اینکه اگر با نگاه سیاسی به عاشورا بنگریم و حماسه آن را اصل و در کانون توجه قرار دهیـم ، نتیجه اش « اسلام حماسه » می شود و « حسین شهادت » (نه حسین مصیبت) و « حسین خون » (نه حسین اشک). این اسلام با الگوگیــری از حماسـه حسینی ، حماسه ها می آفریند و کاخ ستمبارگان را با سلاح شهادت ویران می سازد و درخت آزادی را با خون خویش بارور می کند. البته در این اسلام ، اشک بر حسین هست اما حسین به هدف اشک نیست. شفاعت حسین هست ، ولی حسین تنها برای شفاعت نیست و شفیع هر کس نه.

استاد محمد اسفندياري

Partofar
۱۳۹۳/۰۸/۱۴, ۰۷:۰۳
عاشوراي شيعه


عاشــورا ، حماسه ای است که دوباره باید شناخـت. حماســه ای که در یک روز صورت بست ، ولی آن روز نه از آنِ یک فصل، که برای همه فصل هاست. در صحیفه تاریـخ هیچ روزی چون صفحه عاشورا نیست. امویان و اموی اندیشان بسی کوشیدند تا این صفحه را از تاریخ پاک کنند، اما نتوانستند. نیز جهد بلیــغ کردند تا این صفحه را ورق بزننـــد، ولی باز هم نتوانستند. صفحه تاریخ عاشـــورا گشوده ماند، اما عده ای آن را نخواندند و عدّه ای فقط بر آن گریستــنــد. و همه سخـن این است که عاشــورا نسخه اشک نیست، نسخـه آزادگـی است. نه اینکه نباید بر آن گریســت ، بلکه نباید فقط بر آن گریست. این نسخه بس است تا حیات هر ملّت را دگرگون کند و افسـر آزادگی را بر سر هر انسان نهــد. در جامعه ای که امام حسین هست ، آزادگی نیــز هست و آنجا که حسیـن نیست، آزادی نیــز نه. و البته منظور نه نام حسین ، که راه حسین است. با این راه به کجاآباد آزادی می توان رسید.

از هنگامی که مسلمانان از خواب غفـلـت برخاستند ، به بازخوانی صفحه عاشــورا پرداختند. در این بازخوانی چیزهایی در آن دیدند که گذشتگان ندیده یا نگفته بودند. و هر چه در صفحه عاشورا باریکـتـر شدند ، هزار نکتـه باریکتر ز مو در آن یافتند.


در دهم محـرم 61، در گوشه ای از جهان اسلام واقعه ای صورت بسـت که با گذشت قرن ها از آن ، نه تنها فرامـوش نشده، که فروزانتـر گردیده است. آن رخداد عبارت بود از کشته شدن فرزند پیامبـر به دست مدّعیان پیروی از همان پیامبر ! از آن تاریخ به قدری از آن عاشورا سخن رفته است که اینک ما وارث دو عاشورا هستیم ؛ عاشورای حسین و عاشورای شیعه.


عاشورا ترکیبی است از حماسه و تراژدی و این دو تفکیک ناپذیــر. اینک سخن در این است که کدامیک از این دو، اصل است : حماسه یا تراژدی ؟ هر پاسخـی به این پرسش و التزام به آن ، در تعیین سمت و سو و جهت گیری زندگی مان تأثیـر دارد. اینکه « زاویه دید » ما به عاشورا چیست ، یعنی اینکه از چه زاویه ای به عاشورا بنگریـم ، هم در این تأثیـر دارد که عاشورا را چگونه ببینیم ، و هم اینکـه زندگی خود را چگونه سامان دهیـم.


اگر به « حماسه عاشورا » نگریسته شود و آن اصل قرار گیـرد ، نتیجه اش آن می شود که هیچگاه تن به ذلت و زور ندهیـم و در برابر یزیدیان بایستیم و آزادگی پیشه سازیم و خلاصه مبارزه و حریّت و عزّت و ستم ستیزی و شهادت. اما اگر به « تراژدی عاشورا » نگریسته شود و آن اصل قرار گیـرد ، حاصلش این می شود که یکسره مصیبت زده باشیم و مرثیه سرایی کنیـم و روضه خوانی برپا سازیم و بگرییم و خلاصه ، اشک و علم و زنجیر و *** و هیئت !!


نتیجه سخن اینکه اگر با نگاه سیاسی به عاشورا بنگریم و حماسه آن را اصل و در کانون توجه قرار دهیـم ، نتیجه اش « اسلام حماسه » می شود و « حسین شهادت » (نه حسین مصیبت) و « حسین خون » (نه حسین اشک). این اسلام با الگوگیــری از حماسـه حسینی ، حماسه ها می آفریند و کاخ ستمبارگان را با سلاح شهادت ویران می سازد و درخت آزادی را با خون خویش بارور می کند. البته در این اسلام ، اشک بر حسین هست اما حسین به هدف اشک نیست. شفاعت حسین هست ، ولی حسین تنها برای شفاعت نیست و شفیع هر کس نه.

استاد محمد اسفندياري
خواهر بزرگوار جانان
با سلام و احترام
آجرک الله ...!
اینطور به اگر به عاشورا نگاه کنیم درسهای زیادی خواهیم گرفت!
انشاء الله مؤیّد و عزّتمند باشید!
سپاسگزارم
التماس دعا

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۴, ۰۷:۴۳
امام باقر علیه السلام به میسّر فرمودند:

یَا مُیَسِّرُ أَلاَ اُخْبِرُکَ بِشِیعَتِنَا؟ قُلْتُ: بَلی جُعِلْتُ فِداکَ قَالَ: إِنَّهُمْ حُصُونٌ حَصِینَةٌ و صُدُورٌ أمِیْنَةٌ وَ أَحْلاَمٌ وَزِیْنَةٌ لَیْسُوا بالمَذِیعِ البَذِرِ وَلاَ بِالجُفَاتِ المُرَاعِیْنَ رُهْبَانٌ بِالْلَیلِ اُسُدٌ بِالْنَهارِ؛


ای میسّر، آیا شیعیانمان را به تو معرّفی کنم؟ میسّر گفت: فدایت شوم بفرمایید. حضرت فرمودند: آنها دژی محکم و سینه‌های امانتدار و صاحبان عقلی وزین و متین هستند، شایعه پراکنی نمی‌کنند و اَسرار را فاش نمی‌کنند و آدمی خشک و خشن و ریاکار هم نیستند، راهبان شب و شب‌زنده‌داران و شیران روزند.

بحارالأنوار، ج 75، ص 173

شرح حدیث: شیعه اقسامی دارد:

1. شیعیان جغرافیایی
افرادی که در کشور شیعه نشین متولّد شده و از لحاظ آماری جزءِ افراد آن کشور محسوب می‌شوند.

2. شیعیان ارثی
افرادی که پدر و مادرشان شیعه بوده و در دامان آنان متولّد و پرورش یافته‌اند.

3. شیعیان لفظی
افرادی که به زبان می‌گویند که ما شیعه علی بن ابی طالب (علیه السلام) هستیم، امّا در عمل خلاف سیره حضرت زندگی می‌کنند.

4. شیعیان سطحی
شیعیانی که عملشان سطحی است و به عمق معنی تشیّع نرسیده‌اند. از تشیّع فقط عزاداری و توسّلات و امثال اینها را بلد هستند، امّا از صفات واقعی شیعه مانند تقوا، رازداری، امانتداری، شجاعت و... در آنها خبری نیست. از کجا معلوم که شیعه هستند؟ آیا به خاطر آن که در ایّام عاشورا در دستجات سینه‌زنی و مجالس عزاداری شرکت می‌کنند و به مسجد می‌روند؟! این امور مهم است ولی شیعه واقعی بودن تنها به انجام دادن چنین اموری نیست، البتّه قصد ما کم اهمیّت جلوه دادن این قبیل اعمال نیست.

5. شیعیان واقعی
کسانی که با معارف الهیّه و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) آشنا هستند و برنامه‌ی آنها صفاتی است که هفت مورد آن در این حدیث کوتاه آمده است:

1. دژی محکم
شیعیان باید در مقابل تبلیغات دشمن نفوذناپذیر باشند؛ اکنون که وضع فرهنگی دنیا به شکل خطرناکی نسل جوان ما را تهدید می‌کند، آیا راهی بری این که جوانانمان را تقویت کنیم پیدا کرده‌ایم؟ اگر نمی‌توانیم میکروبها را نابود کنیم باید خود را تقویت کنیم.

2 و 3 و 4. امانتدار، عاقل و رازدار
یکی از گِله‌های ائمّه (علیهم السلام) این بود که بعضی از مردم اسرار را فاش می‌کنند. مراد از اسرار این بود که مقاماتی که ائمّه (علیهم السلام) داشته‌اند مانند علم غیب، شفاعت در روز قیامت، امانتداری علوم رسول‌الله (صلّی اللّه علیه وآله)، شاهد و ناظر اعمال شیعیان، معجزات و... از مسائلی بود که مردم عادّی و مخالفان قادر به درک آن نبودند ولی بعضی از مردم ساده لوح و خام، هر جا که می‌نشستند همه چیز را بیان می‌کردند و این کار ایجاد اختلاف، عداوت و دشمنی می‌کرد. به همین جهت امام (علیه السلام) در حدیث می فرمایند: شیعیان ما، سینه‌های امانتدارند، افشاکننده بی جهت نیستند، ایجاد اختلاف در میان این و آن نمی‌کنند.
در زمان ما افرادی پیدا شده‌اند که به بهانه ولایت، کفریّات و تعبیرات زشتی به ائمّه (علیهم السلام) نسبت می‌دهند که هرگز ائمّه (علیهم السلام) به آن راضی نیستند و کار آنها به مراتب بدتر از آن افراد ساده لوح است زیرا باید مراقب این غلات جدید باشیم. این گروه دو عیب دارند: عیب اوّل این است که آبروی خودشان را از بین می برند؛ خیال می‌کنند اگر صفات خدا را بری ائمّه (علیهم السلام) یا حضرت زینب (علیها السلام) یا شهدای کربلا بگویند، عین ولایت است؛ و عیب بزرگتر این است که با حرفهایشان منشأ کشتار یک عدّه از شیعیان در جای دیگری از دنیا می‌شوند. زمان ما زمان رسانه‌های جمعی است؛ این کلمات غلوّآمیز و سخنان نادرست از اینجا به جاهی دیگر پخش می‌شود و شیعه را کافر معرّفی کرده و بعد هم کشتن شیعیان شروع می‌شود.
وای از این دوستان نادان و انسان‌های جاهل، وای از آن زمانی که نبض مجالس به دست افراد بی سواد، بی اطّلاع، ناآگاه و نادان بیافتد.

5. با محبّت
شیعیان خشن نیستند، بلکه با محبّت و برخوردار از لطافت روحی نسبت به همنوع هستند. شیعه روح علی بن ابی طالب (علیه السلام) و سایر ائمّه هدی (علیهم السلام) را دارد، آنانی که حتّی به دشمنانشان هم محبّت می‌کردند.

6 و 7. شب زنده دار و شجاع
شیعیان ریاکار نیستند، و کار دین و دنیا را خوب با هم جمع کرده‌اند، اگر کسی عبادت‌های شبانه آنها را ببیند می‌گوید اینان زاهدان روزگاراند و در امور زندگی ضعیف‌اند، امّا روز هنگام مشاهده می‌کند که مثل شیر در صحنه اجتماع حاضر می‌شوند.
آری چنین کسانی شیعیان واقعی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) می‌باشند.

Partofar
۱۳۹۳/۰۸/۱۴, ۰۸:۱۰
امام باقر علیه السلام به میسّر فرمودند:

یَا مُیَسِّرُ أَلاَ اُخْبِرُکَ بِشِیعَتِنَا؟ قُلْتُ: بَلی جُعِلْتُ فِداکَ قَالَ: إِنَّهُمْ حُصُونٌ حَصِینَةٌ و صُدُورٌ أمِیْنَةٌ وَ أَحْلاَمٌ وَزِیْنَةٌ لَیْسُوا بالمَذِیعِ البَذِرِ وَلاَ بِالجُفَاتِ المُرَاعِیْنَ رُهْبَانٌ بِالْلَیلِ اُسُدٌ بِالْنَهارِ؛


ای میسّر، آیا شیعیانمان را به تو معرّفی کنم؟ میسّر گفت: فدایت شوم بفرمایید. حضرت فرمودند: آنها دژی محکم و سینه‌های امانتدار و صاحبان عقلی وزین و متین هستند، شایعه پراکنی نمی‌کنند و اَسرار را فاش نمی‌کنند و آدمی خشک و خشن و ریاکار هم نیستند، راهبان شب و شب‌زنده‌داران و شیران روزند.

بحارالأنوار، ج 75، ص 173

شرح حدیث: شیعه اقسامی دارد:

1. شیعیان جغرافیایی
افرادی که در کشور شیعه نشین متولّد شده و از لحاظ آماری جزءِ افراد آن کشور محسوب می‌شوند.

2. شیعیان ارثی
افرادی که پدر و مادرشان شیعه بوده و در دامان آنان متولّد و پرورش یافته‌اند.

3. شیعیان لفظی
افرادی که به زبان می‌گویند که ما شیعه علی بن ابی طالب (علیه السلام) هستیم، امّا در عمل خلاف سیره حضرت زندگی می‌کنند.

4. شیعیان سطحی
شیعیانی که عملشان سطحی است و به عمق معنی تشیّع نرسیده‌اند. از تشیّع فقط عزاداری و توسّلات و امثال اینها را بلد هستند، امّا از صفات واقعی شیعه مانند تقوا، رازداری، امانتداری، شجاعت و... در آنها خبری نیست. از کجا معلوم که شیعه هستند؟ آیا به خاطر آن که در ایّام عاشورا در دستجات سینه‌زنی و مجالس عزاداری شرکت می‌کنند و به مسجد می‌روند؟! این امور مهم است ولی شیعه واقعی بودن تنها به انجام دادن چنین اموری نیست، البتّه قصد ما کم اهمیّت جلوه دادن این قبیل اعمال نیست.

5. شیعیان واقعی
کسانی که با معارف الهیّه و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) آشنا هستند و برنامه‌ی آنها صفاتی است که هفت مورد آن در این حدیث کوتاه آمده است:

1. دژی محکم
شیعیان باید در مقابل تبلیغات دشمن نفوذناپذیر باشند؛ اکنون که وضع فرهنگی دنیا به شکل خطرناکی نسل جوان ما را تهدید می‌کند، آیا راهی بری این که جوانانمان را تقویت کنیم پیدا کرده‌ایم؟ اگر نمی‌توانیم میکروبها را نابود کنیم باید خود را تقویت کنیم.

2 و 3 و 4. امانتدار، عاقل و رازدار
یکی از گِله‌های ائمّه (علیهم السلام) این بود که بعضی از مردم اسرار را فاش می‌کنند. مراد از اسرار این بود که مقاماتی که ائمّه (علیهم السلام) داشته‌اند مانند علم غیب، شفاعت در روز قیامت، امانتداری علوم رسول‌الله (صلّی اللّه علیه وآله)، شاهد و ناظر اعمال شیعیان، معجزات و... از مسائلی بود که مردم عادّی و مخالفان قادر به درک آن نبودند ولی بعضی از مردم ساده لوح و خام، هر جا که می‌نشستند همه چیز را بیان می‌کردند و این کار ایجاد اختلاف، عداوت و دشمنی می‌کرد. به همین جهت امام (علیه السلام) در حدیث می فرمایند: شیعیان ما، سینه‌های امانتدارند، افشاکننده بی جهت نیستند، ایجاد اختلاف در میان این و آن نمی‌کنند.
در زمان ما افرادی پیدا شده‌اند که به بهانه ولایت، کفریّات و تعبیرات زشتی به ائمّه (علیهم السلام) نسبت می‌دهند که هرگز ائمّه (علیهم السلام) به آن راضی نیستند و کار آنها به مراتب بدتر از آن افراد ساده لوح است زیرا باید مراقب این غلات جدید باشیم. این گروه دو عیب دارند: عیب اوّل این است که آبروی خودشان را از بین می برند؛ خیال می‌کنند اگر صفات خدا را بری ائمّه (علیهم السلام) یا حضرت زینب (علیها السلام) یا شهدای کربلا بگویند، عین ولایت است؛ و عیب بزرگتر این است که با حرفهایشان منشأ کشتار یک عدّه از شیعیان در جای دیگری از دنیا می‌شوند. زمان ما زمان رسانه‌های جمعی است؛ این کلمات غلوّآمیز و سخنان نادرست از اینجا به جاهی دیگر پخش می‌شود و شیعه را کافر معرّفی کرده و بعد هم کشتن شیعیان شروع می‌شود.
وای از این دوستان نادان و انسان‌های جاهل، وای از آن زمانی که نبض مجالس به دست افراد بی سواد، بی اطّلاع، ناآگاه و نادان بیافتد.

5. با محبّت
شیعیان خشن نیستند، بلکه با محبّت و برخوردار از لطافت روحی نسبت به همنوع هستند. شیعه روح علی بن ابی طالب (علیه السلام) و سایر ائمّه هدی (علیهم السلام) را دارد، آنانی که حتّی به دشمنانشان هم محبّت می‌کردند.

6 و 7. شب زنده دار و شجاع
شیعیان ریاکار نیستند، و کار دین و دنیا را خوب با هم جمع کرده‌اند، اگر کسی عبادت‌های شبانه آنها را ببیند می‌گوید اینان زاهدان روزگاراند و در امور زندگی ضعیف‌اند، امّا روز هنگام مشاهده می‌کند که مثل شیر در صحنه اجتماع حاضر می‌شوند.
آری چنین کسانی شیعیان واقعی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) می‌باشند.
خواهر بزرگوار منتظر منجی
با سلام و احترام
آجرک الله ...!
منتظر ادامه تاپیکهای زیبایتان هستیم!
انشاء الله مؤیّد و عزّتمند باشید!
سپاسگزارم
التماس دعا

صادق
۱۳۹۳/۰۸/۱۴, ۰۸:۵۶
تارک الصلات از نظر شیعه ؟

در این رابطه باید به چند نکته توجه شود
الف_ نکته اول این بر اساس برخی روايات تارك نماز كافر است.
مثلا رسول خدا(ص) فرموده اند:«مَنْ تَرَكَ صَلَاتَهُ مُتَعَمِّداً فقد كفر».(1) هركس عمدا نمازش را ترك كند، كفر ورزيده است.
و در روايت ديگرى كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده فرمود: إِنَّ تَارِكَ الصَّلَاةِ كَافِر»(2). همانا ترك كننده نماز واجب، كافر است. »
ب_ نکته دیگر این که كفر به پنج معنا آمده است:
1- كسى كه اعتقاد به خدا و رسول و معاد ندارد مانند زنديق ها.
2- كسى كه با اعتقاد كفر مى ورزد و حق را مى پوشاند.
3- كفر نعمت ( كفران نعمت )
4- كفر به معناى ترك دستور خداوند و مخالفت كردن با او.
5- كفر به معناى برائت و بيزارى جستن
«كفر» در روايات نماز به معناى چهارم - يعنى ترك دستور خداوند و مخالفت با اوست - مى باشد و بقيه گناهان نيز كفر است؛ ولى نماز شديدتر است.(3)
ج_ نکته دیگر این که از لحاظ فقهى «كافر، كسى است خدا را منكر شود يا براى خدا شريك قرار دهد يا پيغمبرىِ حضرت خاتم الأنبياء محمدبن عبدالله(ص) را قبول نداشته باشد. هم چنين اگر در يكى از اينها شك داشته باشد و نيز كسى كه ضرورى دين، يعنى چيزى را كه مثل نماز و روزه، مسلمانان جزء دين اسلام مى دانند، منكر شود كافر و نجس است، البته اگر چنان چه بداند آن چيز ضرورى دين است و انكار آن چيز به انكار خدا يا توحيد يا نبوّت برگردد، نجس است و اگر نداند، احتياطاً بايد از او اجتناب كرد.... ».(4)
با توجه به مطالب یاد شده در مورد كفر كسى كه نماز را ترك نموده بايد گفت: ترك نماز چند قسم است:
1. ترك نماز به طور كلى از روى انكار؛ يعنى نماز را واجب نمى داند و به جا آوردنش را بر خود حتم نمى بيند. در اين صورت منكر ضرورى دين شده و كافر است و از لحاظ فقهى نيز محكوم به نجاست مى باشد و چنين فردى به عذاب ابدى دچار مى گردد.
2- ترك نماز به دليل مسامحه كارى و كم اعتنايى به امور اخروى و اشتغال به سرگرمى هاى دنيوى. اين قسم از ترك نماز موجب فسق است و گناه كبيره شمرده مى شود اما چنين فردى مسلمان مى باشد و از لحاظ فقهى نيز حكم به طهارت چنين فردى مى شود.
3. ترك نماز در برخى اوقات: گاهى فردى در اثر ضعف ايمان و كم اعتنايى به امر آخرت گاهى نماز مى خواند و گاهى ترك مى كند و يا در اثر اهميت ندادن به اوقات نماز، گاهى آن را در وقتش ترك مى كند به خيال آن كه در خارج وقت آن را قضا كند.
اين قسم سوم هر چند مانند دو قسم قبل نيست ولى چنين فردى از ضايع كنندگان نماز و سبك شمارندگان آن است و در روايات آمده است كه چنين كسى مشمول شفاعت اهل بيت(عليهم السلام) قرار نمى گيرد و به شفاعت محمد و آل محمد(ص) نائل نمى گردد هر چند تارك الصلاه شمرده نمى شود و از سبك شمرندگان نماز به حساب مى آيند.امام کاظم(ع) فرمود: لمّا حضرت ابى الوفاة، قال لي: يا بنىّ، لا ينال شفاعتنا من استخفّ بالصّلاة؛ (5) چون پدرم را وفات رسيد، فرمود: كسى كه نمازش را سبک بشمرد،به شفاعت ما نايل نمی شود .»
و د رهر صورت تارک نماز اگر از روی انکار ضروری دین نباشد از نظر شیعه وسنی کافر به مفهوم کفر مصطلح محسوب نمی شود . ولی پیامد های دیگر متوجه آن خواهد بود .
د_ گرچه در قران کریم تصریح نشده که تارک نماز بدلیل ترک نماز کافر محسوب می شو ولی قرآن کریم یکی از عواملی را که باعث ورود انسان درجهنّم می‌شود، ترک نماز می‌داند لذا فرمود : "فِی جَنَّـَت‌ٍ یَتَسَآءَلُون‌َ # عَن‌ِ الْمُجْرِمِین‌َ # مَا سَلَکَکُم‌ْ فِی سَقَرَ # قَالُواْ لَم‌ْ نَکُ مِن‌َ الْمُصَلِّین‌َ ;(6) بهشتیان در باغ‌های بهشتند و سؤال می‌کنند از مجرمان‌، چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت‌، می‌گویند ما از نمازگزاران نبودیم‌."
در باره دیدگاه اهل سنت باید گفت که اکثریت آنها نیز گرچه تارک نماز را کافر به مفهوم مصطلح آن نمی داند ولی برخی از اندیشمندان آن ها با استناد به همین آیه اخیر تارک نماز را اهل جهنم دانسته و معتقدند که کسی که تارک نماز باشد در قیامت از شفاعت پیامبر بی نصیب است. (7)
پی نوشت ها :
1. ابن ابی جمهور ،عوالى الآللى، نشر سید شهدا، قم، بی تا، ج 2، ص 224.
2. حر عالمی ،وسائل الشيعة،نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1412 ق، ج 4، ص 42.
3. محمد وحيدى، دانستنى هاى لازم از نماز، نشر بوستان كتاب قم،1387ش، ص 33.
4. توضيح المسائل مراجع، مطابق با فتاواى مراجع معظّم تقليد،نشر جامعه مدرسین قم، ج 1، ص 84، مسئله 106 .
5. ثقه الاسلام كليني، كافي، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1365 ه.ش، ج 3، ص 270.
6. مدثر،(74) آیه 40ـ43.
7. سیوطی، در المنثور ، نشر دار الاحیا لتراث العربی، بیروت 1413 ق، ج6، ص 285 .

Partofar
۱۳۹۳/۰۹/۰۵, ۰۷:۰۵
دوستان گرامی
باسلام و احترام
خواهشمندم مطالبی که در تاپیکهای قبلی وجود دارد فرا گیرید و بکار ببندید!
من اسلام آمریکایی توضیح عرض نکرده ام رفتار قاعدانه مطابق محبّین است!
و چنین رفتاری اگر میخواهید انجام دهید تا این موضوع از روی صفحه اسکرول که 24 ساعته هست را می بندم!
این بنده حقیر پروردگار یوسف فاطمه عجّل الله تعالی فرجه به ثمن بخس نمی فروشم!
ونعوذ بالله این موضوع را من برای بازی و یا ارائه فضل و... شروع نکرده ام و تا همین جا بس است!
من معلّمین بزرگوارم که بعضی در قید حیاتند و بعضی مرحوم شده اند رحمة الله علیهم اجمعین و ... ره نتیجه یک عمر فراگیری ام را تا که معلّمین بزرگواری را یافتم و مرا با اسلام ناب و اسلام آمریکایی آشنا کردند ولی این بنده حقیر پروردگار را نتوانستند شیعه نمایند گفتم: از آنجا که من در این سایت خادم قرآنی مفتخر شده ام !
دوستان را که الحمد لله در اوان جوانی و صحّت و سلامتی عزّت و ... هستید انشاء الله منهم برکت آنها را برای شما و خاندانها و علی الخصوص خانواده های محترمتان عاجزانه از درگاهش خواستارم!
بتوانید با این مطالب ناب آشنا شوید و اگر واقعاً اسلام ناب است و رفتار شیعیان اسلام ناب محمدی صلوة الله علیه و علی آله الطّیبن الطّاهرین است شما مثل من در جا و یاعقب گرد خدای نکرده داشته باشیم!


این تصویر ارسالی از طرف یکی از برادران و خواهران بزرگوارم از روی عنایتی که به این برادر کوچکشان من ارسال شده بود دوست دارم این را از اسلام ناب و دیدگاه شیعیان و نیز ... را کمی عرائضم را تقدیم کنم

این پایان این موضوع جمع بندی کل این موضوع است!

فلذا است خواهشمندم خوب این موضوع که خلاصه خلاصه تمام مبانی است را اگر لازم بود و خواستید نکته برداری نموده و فقط مدیونند کسانی که بجز استفاده معنوی برای خودشان برای کار دیگر ازآن استفاده کنند چرا که هر کدام از این تاپیک هایی که در بحث آورده ام خلاصه خلاصه یک کتاب چند 100 صفحه ای می باشد و من دیگر توضیحات نظری و توان مباحثه چند ده کتاب را ندارم مرا عفو فرمایید!
انشاء الله که با قرآن کریم و فرمایشات اهل بیت صلوة الله علیهم تطبیق داشته و دارد!
حنیفانه رفتار کنید یک شخص حنیف تا یافتن اصل حقیقت جستجو می کند!


انشاء الله پروردگار متعال بهترین نعمات و برترین خیرات و مشیّت هایش را که بر بهترین شیعیان اهل بیت صلوة الله اجمعین جاری فرموده به شما هم عطا فرماید!


امید است مقبول یار قرار گیرد!

التماس دعا
http://mp313.ir/i/upload/1/1416933697.jpg

Partofar
۱۳۹۳/۰۹/۰۵, ۰۸:۵۲
دوستان گرامی و بزرگوار
با سلام و عرض ادب و احترام



البته قصد جسارت به عالم ربّانی جناب حاج آقا شیرازی را ندارم! چراکه فکر میکنم حتماً ایشان در باب دیگری موضوع را مطرح نموده اند و آن موضوع اینست:


در سختیهاست که مرد از نامرد یا بعبارت دیگرمتدیّنین واقعی از متدیّنین زبانی غربال می شوند و از احادیث معتبره گرفته میشود!

امام حسين عليه السلام: اِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْمَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ؛

به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبان آنهاست، تا جايى كه دين وسيله زندگى آنهاست، دين دارند و چون در معرض امتحان قرار گيرند، دينداران كم مى شوند

موضع تایپیک قبلی را بررسی می نماییم:

"شب عاشورا تمرین و در س درجه تبعیت بود"

[*=center]همانگونه که قبلاً درجات تبعیت را در اسلام ناب محمدی صلوة الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین و درجه دین حنیفیت و جایگاه آن در دین اسلام ناب عرض شد!


امام حسین صلوة الله علیه و علی علی بن الحسین و علی اولاده و علی انصاره می فرماید بیعت را از شما برداشتم بروید و اهل بیت مرا نیز با خود ببرید:

اگر این کار را عاشورائیان انجام می دادند: تبعیت از کلام امام حیّ صلوة الله علیه بود ولی عاشورائیان می بایست بالاترین درجه تبعیت را به نمایش بگذارند چرا که تربیت شدگان امام شان بودند و قرار است بعنوان وفادارترین یاران عالَم معرّفی شوند!
فهمیدن خواست امام یک راه حل داشت!
همگی به باب الحسین حضرت ابوالفضل العبّاس قمربنی هاشم صلوة الله علیه نگاه کردند ببینند که خواست امام صلوة الله علیه چیست!؟

دیدند که باب الحسین صلوة الله علیه ایستاده دست بسینه ولی بدون هیچ حرکتی فهمیدند: باید بمانند!

و این آخرین درس و بالاترین تربیت و هدایت الهی بود که امام صلوة الله علیه بر ایشان جاری نمود!


"روز عاشورا نمایشگاه انّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النّجاة بود"

جناب حرّ با ادب در زمان و ادب در مکان و ادب در حضور امام و جوانمردیش (قبلاً اشاره شده)



فقط با یک جمله و یک نگاه نمایش داد که من حتّی مصباح الهدی ام به همین قدر نیاز است: تا از حرّ حضرت حرّ صلوة الله علیه بسازم که اولین نفر عازم جنگ شد و امام حسین صلوة الله علیه و علی علی بن الحسین و علی اولاده و علی انصاره وعلی اخیه حضرت ابوالفضل العبّاس قمر بنی هاشم صلوة الله علیه و اخته حضرت زینب کبری عقیلة بنی هاشم صلوة الله علیها بهمراه حضرت علی اکبر صلوة الله علیه بر سر جنازه این شهید رسیدند فرمودند: قُتِلَ کما انبیا و اَبناء الانبیا

عاشورائیان مشهور است که زره ها را بعضی از تن خارج می کردند و احساس درد ضربه های تیر و شمشیر و نیزه نمیکردند اصلاً هیچ دردی را احساس نمی کردند این نسبت امام و مأموم در عالی ترین درجه است!

تمام دردها را بر وجود نازنین امام حسین صلوة الله علیه و علی علی بن الحسین و علی اولاده و علی انصاره وعلی اخیه حضرت ابوالفضل العبّاس قمر بنی هاشم صلوة الله علیه و اخته حضرت زینب کبری عقیلة بنی هاشم صلوة الله علیها وارد میشد!

روز عاشورا برای عاشورا ئیان عشق بازی و لذّت پیشوازی حضرت رسول الله صلوة الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین بود و بس! آنهم در بهشت مخصوص اعلی علّیّن که بخواست مشیة الله ی امام حسین آماده شده بود که تمام انبیا و اولیا و بزرگان آرزوی همنشینی با ایشان را دارند!

و حضرت زینب کبری عقیلة بنی هاشم صلوة الله علیها تمام اینها را می دید و در آخر به آن ملعون فرمودند: ما رأیت الّا جمیلاً!




این هم دیدگاه شیعیان اسلام ناب محمدی صلوة الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین

Partofar
۱۳۹۳/۰۹/۰۵, ۰۹:۲۱
دوستان گرامی
باسلام و احترام
خواهشمندم مطالبی که در تاپیکهای قبلی وجود دارد فرا گیرید و بکار ببندید!
من اسلام آمریکایی توضیح عرض نکرده ام رفتار قاعدانه مطابق محبّین است!
تا مهلت قانونی این موضوع از روی صفحه اسکرول که 24 ساعته هست حذف میشود ودر مهلت قانونی فکر میکنم 10 روز باشد آن را می بندم!
این بنده حقیر پروردگار یوسف فاطمه عجّل الله تعالی فرجه به ثمن بخس نمی فروشم!
ونعوذ باللهاین موضوع را من برای بازی و یا ارائه فضل و... شروع نکرده ام و تا همین جا بس است!
من معلّمین بزرگوارم که بعضی در قید حیاتند و بعضی مرحوم شده اند رحمة الله علیهم اجمعین و ... ره نتیجه یک عمر فراگیری ام را تا که معلّمین بزرگواری را یافتم و مرا با اسلام ناب و اسلام آمریکایی آشنا کردند ولی این بنده حقیر پروردگار را نتوانستند شیعه نمایند گفتم: از آنجا که من دراین سایت خادم قرآنی مفتخر شده ام !
دوستان را که الحمد لله در اوان جوانی و صحّت و سلامتی عزّت و ... هستید انشاء الله منهم برکت آنها را برای شما و خاندانها و علی الخصوص خانواده های محترمتان عاجزانه از درگاهش خواستارم!
بتوانید با این مطالب ناب آشنا شوید و اگر واقعاً اسلام ناب است و رفتار شیعیان اسلام ناب محمدی صلوة الله علیه و علی آله الطّیبن الطّاهرین است شما مثل من در جا و یاعقب گرد خدای نکرده داشته باشیم!

این پایان این موضوع جمع بندی کل این موضوع است!

فلذا است خواهشمندم خوب این موضوع که خلاصه خلاصه تمام مبانی است را اگر لازم بود و خواستید نکته برداری نموده و فقط مدیونند کسانی که بجز استفاده معنوی برای خودشان برای کار دیگر ازآن استفاده کنند چرا که هر کدام از این تاپیک هایی که در بحث آورده ام خلاصه خلاصه یک کتاب چند 100 صفحه ای می باشد و من دیگر توضیحات نظری و توان مباحثه چند ده کتاب را ندارم مرا عفو فرمایید!
انشاء الله که با قرآن کریم و فرمایشات اهل بیت صلوة الله علیهم تطبیق داشته و دارد!
حنیفانه رفتار کنید یک شخص حنیف تا یافتن اصل حقیقت جستجو می کند!

انشاء الله پروردگار متعال بهترین نعمات و برترین خیرات و مشیّت هایش را که بر بهترین شیعیان اهل بیت صلوة الله اجمعین جاری فرموده به شما هم عطا فرماید!


امید است مقبول یار قرار گیرد!

التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۰۶:۱۴
آقای من !مولای من! یا اباصالح المهدی عجّل الله فرجه الشریف
ببخشید که جای ما با شما عوض شده است!
شما مُنتَظِر شده ای!
و ما مُنتَظَر!
از شما و پروردگار غیورت طلب عفو داریم!
ما را ببخشید و باز میخواهیم جایمان را عوض کنیم!
ما را ببخشید که در جامعه ای مُرده زندگی میکنیم و به فکر همه چیز هستیم ولی به فکر شما....
جانم به قربان خاک مقدم شریفتان!:Rose:
ای غریب زمانه ما! ای امام عصر عجّل الله فرجه الشریف !