PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دوره "عاشوراشناسی"



منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۱, ۱۰:۰۵
http://eslamicposter.persiangig.com/besmellah/g1/g1-a5.gif

http://fantasyflash.ru/anime/star/image/star15.gifhttp://fantasyflash.ru/anime/star/image/star15.gifhttp://fantasyflash.ru/anime/star/image/star15.gif

http://s1.picofile.com/file/6894846076/Haram.png

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم


ان شاء الله به تدریج، تا پایان ماه صفر، 20 نکته مختصر، در موضوع نهضت امام حسین علیه السلام و موضوعات مرتبط با آن و درس هایی که از قیام حسینی در دنیای امروز می توان آموخت، تقدیمتان می شود.


این نکات، از سخنان جناب استاد میرباقری استخراج شده است. مجموع این نکات، یک دوره "عاشوراشناسی" است و از همه شما دعوت می کنیم با ما همراه باشید.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۱, ۱۰:۰۹
(1)


نبرد عاشورا هنوز تمام نشده است و در جریان است

این جنگی را که حضرت به راه انداختند که در سال ۶۱ هجری به اوج خودش رسیده است، این جنگ یک جنگ تمام شده ای نیست؛ آنهایی که این جنگ را تمام شده به حساب می آورند و کشته های این جنگ را می شمارند اینها اشتباه می کنند.


در روایات دیده اید؛ در کامل الزیارات این حدیث است، در کافی هست، به شکل دیگرش در مجامع روایی دیگر نیز هست؛ فرمود: نامه سر به مهر که برای سید الشهداء علیه السلام در موضوع تکلیف شان آمد که برای تمام ائمه این نامه سر به مهر آمده، فرمود: در نامه سید الشهداء علیه السلام که دو بخش بود یک بخش او عمل شده و یک بخش دیگر در رجعت عمل می شود؛ یعنی حضرت هنوز جنگ را به پایان نرسانده اند.


وقتی حضرت آمدند و رجعت حضرت انجام گرفت و ادامه مأموریتشان را حضرت در درگیری با دستگاه شیاطین و انس و جن به انجام رساندند، آن وقت معلوم می شود که پیروز صحنه کیست و شکست خورده صحنه کیست؛ این یک چهره از پیروزی سید الشهداء علیه السلام است و این برای اهل بصیرت از همان روز عاشورا مشهود است؛ یعنی در همان عاشورا می دیدند که این حرکت شکست خوردنی نیست.



http://quranct.com/gallery/images/9775/1_2.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۱, ۱۰:۱۴
عاشورا، اصلی ترین درگیری جبهه حق و باطل بر سر توحید

http://fantasyflash.ru/anime/star/image/star15.gifhttp://fantasyflash.ru/anime/star/image/star15.gifhttp://fantasyflash.ru/anime/star/image/star15.gif

اصلی ترین درگیری که این جبهه با جبهه حق دارد با نبی اکرم و اهل بیت دارند، بر سر موضوع توحید، در عاشورا است و در این درگیری عظیمی که واقع شده است، حضرت در اولین قدم تمام توجهشان غرق در این معنا است که در عهدشان با خداوند متعال کمترین تخلفی نشود. این اصلی ترین چهره عاشوراست؛


روز عاشورا با تمام وجود شیطان به میدان آمد، هر چه داشته آورده که یک ترک اولی از سید الشهداء بگیرد و نتوانست. این اصل شکست ابلیس از سید الشهداء علیه السلام است. همه پیروزی های دیگر، ظهورِ همین پیروزی در وفای بالله است. یک ترک اولی سید الشهداء علیه السلام نداشته اند.

خدای متعال در مزد این فداکاری می فرماید:

«یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه».


با این که همه دستگاه را شیطان تحریک کرده تا کمترین اضطرابی در سید الشهداء ایجاد کند تا وقتی هستی اش را می دهد نگران باشد، نتوانسته. نتوانسته ذکر حضرت را و اطمینان حضرت را بگیرد؛ همه چیزش را عاشقانه داده و هر چه صحنه سخت تر شده است، همه دست و پایشان را گم کرده و عالم ملائکه ولوله درش افتاده که خداوندا چه اتفاقی دارد می افتد، تا خداوند متعال سیمای نورانی امام زمان را نشان نداد و بهشان نفرمود:
بهذا أنتقم، آرام نشدند، ولی خود سید الشهداء علیه السلام آرام بود.

http://media.afsaran.ir/silID6_394.jpg

karbalanajaf
۱۳۹۳/۰۸/۱۱, ۱۰:۲۴
هشت محرم (روز ناياب شدن آب در خيمه هاي سيدالشهدا(ع))
سلام و عرض ادب

http://tanvir.ir/files/fa/news/1393/8/10/119765_694.jpgوقایع روز هشتم محرم الحرام:1- قحط آب در خیمه های حسینیدر این روز آب در خیمه های سید الشهدا(ع) نایاب شد. امام حسین(ع) به برادرش عباس(ع) دستور داد با چهل نفر سوار و پیاده به شریعه ی فرات برود وآب به خیمه ها بیاورد، عباس(ع) طبق فرمان با افراد خود تاخت و مأموران شریعه را متفرق نمود و مشک ها را پر از آب کرد و به خیام آورد.2- حفر نمودن چاه در پشت خیمه گاه:به نقل از محدّث قمی و برخی دیگر، آخر روز هشتم و شبنهم، کار عطش سخت شد و آب در خیمه گاه نایاب گردید. امام حسین (ع) پشت خیمه ای که مخصوص بانوان برپا شده بود تشریف برد و دستئر دارند، نه قدم به سوی قبله پیش روند و زمین را بکنند، در اثر کاوش مختصری، چشمه ی آبی گوارا پدیدار گردید. امام حسین از آن آب آشامید آنگاه چشمه از انظار غایب گردید، این خبر به عبیدالله رسید. نوشت یا عمر! با رسیدن این نامه، حسین را از حفر چاه مانع شو و هر قدر می توانی زمین را بروی تنگ نما تا جای احداث قنات نداشته باشد، عمر سعد مأموران شریعه را بیشتر نمود و محدودیّت را افزون تر ساخت.


در این روز \"یزید بن حصین همدانی\" از امام علیه‏السلام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو كند. حضرت اجازه داد و او بدون آنكه سلام كند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام كردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان می‏پنداری پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به كشتن آنها گرفته‏ای و آب فرات را كه حتی حیوانات این وادی از آن می‏نوشند از آنان مضایقه می‏كنی؟
عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من می‏دانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته‏ام و نمی‏دانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم، حكومتی كه در اشتیاقش می‏سوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی كه می‏دانم كیفر این كار، آتش است؟ ای مرد همدانی! حكومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمی‏بینم كه بتوانم از آن گذشت كنم.
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیه‏السلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند. (2)

امام علیه‏السلام مردی از یاران خود بنام \"عمرو بن قرظة\" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند.
شب هنگام امام حسین علیه‏السلام با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین علیه‏السلام به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود \"عباس\" و فرزندش \"علی‏اكبر\" را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش \"حفص\" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد.
در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام علیه‏السلام كه فرمود: آیا می‏خواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد. یك بار گفت: می‏ترسم خانه‏ام را خراب كنند! امام علیه‏السلام فرمود: من خانه‏ات را می‏سازم. ابن سعد گفت: می‏ترسم اموال و املاكم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی كه در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در كوفه بر جان افراد خانواده‏ام از خشم ابن زیاد بیمناكم و می‏ترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند.
حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمی‏گردد، از جای برخاست در حالی كه می‏فرمود: تو را چه می‏شود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من می‏دانم كه از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است. (3)
سخن امام حسین(ع) با یارانش
\" ای بزرگ زادگان! صبر پیشه کنید که مرگ جز پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمتهای همیشگی آن می رساند.\"


منبع: http://www.hoseynjan.irالحرام
http://tanvir.ir/

باتشکرفراوان

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۲, ۱۷:۰۰
(2)



رضایت خداوند از امام حسین علیه السلام، حقیقی ‏ترین چهره پیروزی حضرت

اولین جلوه‏ پیروزی سیدالشهداء علیه‏ السلام همین است که حضرت در مقام یک عبد وافی که می‏خواسته به خدای متعال وفا کند و پای عهد بندگی و شفاعتش بایستد به این عنوان صد در صد در صحنه پیروز بودند و هر چه کوره بلا در عاشورا سخت‏ تر شد و هر چه شیطان تلاشش را بیشتر کرد و شعله‏ شیطنت خودش را در عاشورا بیشتر کرد حضرت بر استقامت و وفا و رضایشان نسبت به خدا افزود.


خداوند متعال وقتی می خواهد پیروزی سیدالشهدا علیه السلام را در قرآن تحلیل کند می‏ فرماید: "ارجعي إلی ربّک راضیة مرضیة"؛ شما از پروردگارتان راضی هستید پروردگارتان از شما هم راضی است؛ این "مرضیه" خیلی عجیب است حالا بنده از خدا راضی باشد مهم است ولی مهمتر این است که خدا از بنده ای راضی باشد هیچ ضعفی در کار شما نباشد : «فادخلي في عبادي وادخلي جنّتي».

این یک چهره‏ پیروزی سیدالشهداء علیه‏ السلام است که اصلی‏ ترین نصرتی که خداوند متعال نسبت به سیدالشهداء فرموده است نصرت در این فتح بزرگ است و همه‏ فتوحات دیگری که شما در کربلا می بینید اثر این فتح عظیم است. این همان جایی است که شیطان صد در صد شکست خودش را می بیند و می فهمد که کار تمام شده است ولو دیگران نفهمند، او خودش می فهمد که پشتش به زمین مالیده شده است و کار تمام شده است.



http://quranct.com/gallery/images/9775/1_4.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۲, ۱۷:۰۲
جلوه ‏ شفاعت سیدالشهداء علیه السلام پیروزی دیگر ایشان در حادثه عاشورا

اما جلوه‏ دیگر پیروزی سید الشهداء علیه ‏السلام در صحنه عاشورا، جلوه ‏ شفاعت ایشان است. حضرت این بلای عظیم را تحمیل کردند برای این که این فضای مبهم و تاریک را روشن کند این فتنه ‏ها را مهار و کنترل کند منکر را حذف کند معروف را احیاء کند: «لیستقذ عبادک من الجهالة وحیرة الضلالة».

آیا حضرت در این میدان موفق شدند یا نشدند؟ یعنی حضرت توانستند کاری بکند که به شفاعت راهیان راه خدا، به مقصد برسند و شیطان نتواند سد راه آنها بشود؟

از یک طرف شیطان قسم خورده از همه طرف من آنها را محاصره می‏کنم و نمی‏گذارم در راه معرفت و محبت و عبودیت حرکت کنند؛ نمی‏گذارم قدم به وادی ولایت بگذارند: «ثم لآتینهم من بین أیدیهم و من خلفهم و عن أیمانهم و عن شمائلهم»؛ شیطان پیروز است یا سید الشهداء؟ به حسب ظاهر نگاه می کنی یزید سر مطهر سید الشهداء مقابلش است و اشعار کفر آمیز می‏خواند ولی حالا حضرت موفق هستند یا یزید؟

اینجا هم حضرت موفق هستند؛ طبق روایات، انبیاء هم با امام حسین به یک نحوی سالک شده اند؛ ابراهیم خلیلی که ترک اولی هم ندارد با عاشورای امام حسین سالک می شود بعد از قربانی کردن اسماعیل؛ موسی کلیم که پیغمبر اولی العزم است می برندش در کربلا رشد می کند. پس همه انبیاء را حضرت دستگیری کرده است.

نبی اکرم با بلایشان دارند انبیا را رشد می دهند رشدی که حضرت ابراهیم در سر بریدن اسماعیل نمی تواند، این روایت امام رضا است، پس حضرت موفق بودند یا نه؟ می خواهند ابراهیم خلیل را رشد بدهند در عاشورا، رشد داده اند یا نه؟ می خواهند موسی کریم را رشد بدهند؛ داده اند یا نه؟ می خواهند جماد و نبات را رشد بدهند؛ می خواهند حتی حیوانات رشد کنند، رشد کردند، همه عالم کمرشان زیر این بار غصه خم است: "لقد عظمت الرزیة .... و جلت و عظمت مصیبتک فی السماوات علی جمیع اهل السماوات".

بعضی ها که بهشان نشان دادند حالا در قالب فهم خودشان وقتی نقل کردند آدم می بیند عجب لطیف است؛ بزرگی می گوید من در روز عاشورا دیدم همه عالم یک چشم بر امام حسین، دیگری می گوید من در احوالاتم دیدم که کمر همه کائنات در این مصیبت خم است.
http://www.babollah.ir/wp-content/gallery/moharam/_____90.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۴, ۰۲:۴۹
(3)


عبودیت، شفاعت و هدم شیاطین سه نصرت سیدالشهدا (علیه السلام) در حادثه عاشورا


عرض کردیم که غیر از جنبه ای که در وجود مقدس سید الشهداء هست که اسم اعظم الهی است و به هیچ وجه مغلوب نمی شوند، به حسب ظاهری هم دستگاه شیطان با تمام وسعتی که داشته، در مقابل حضرت صف آرایی کرده و به هیچ وجه نتوانسته راه حضرت را برای رسیدن به هدف مسدود کند.


پیروزی دوم این است که سید الشهداء قصد شفاعت و دستگیری و هدایت عالم را داشتند، و این هم به بهترین وجه اتفاق افتاد و برای همین به هیچ وجه شیطان نتوانست راه را بر دستگیری سید الشهداء نه نسبت به خواصی که دور و برشان از اصحاب و اهل بیتشان بودند و نه آنهایی که دورتر بودند ببندد و حضرت یک صحنه ای از بلا را تدبیر کردند که در اثر این بلا و شفاعت نسبت به همه عوالم خلقت، هر موجود و مخلوقی، به جز آنهایی که به حضرت دشمنی و عناد دارند به اندازه خودشان از این شفاعت سید الشهداء بهره مند شدند.


نصرت سوم هم این است که حضرت به دنبال جمع کردن بساط شیطان و شیطنت بوده است و این خیال انگیزی که شیطان می کند که کل دستگاه شیطان و شیاطین خیال انگیزی است که وعده می دهد و تحریک می کند و بعد هم تخلف می کند، اغوا می کند، کل این دستگاه را که سراسر خیال است حضرت خاموش کرده اند؛ لذا حق ظاهر و آشکار شده است.



http://quranct.com/gallery/images/9775/1_5.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۴, ۰۲:۵۴
هیچ نقصی در جمال عاشورا نمی توان یافت/ وفای اصحاب سید الشهداء در اوج زیبایی است


عبادت سید الشهداء در اوج زیبایی است و هیچ کسی نمی تواند نقصی بگیرد که بگوید اینجای کار سید الشهدا در اوج زیبایی نیست. وفای اصحاب سید الشهداء در اوج زیبایی است. فدا کاری اهل بیت در اوج زیبایی است. هیچ نقصی در جمال عاشورا نمی توانید ببینید؛ یعنی اگر همه عالم شروع به خیال انگیزی کند، نمی تواند جلوه ای از جمال بندگی را تخیل کند که در عاشورا نبوده است؛ لذا بندگی سید الشهداء در نهایت جمال و زیبایی است؛ ولی خدایی خدا زیباتر است.


بلایی که خدا برای سید الشهداء رقم زده است بلای جمیلی است؛ اگر اوج پیروزی معنوی سید الشهداء، در اوج موفقیت حضرت در شفاعت و در غلبه و نصرت نهایی است که نسبت به وجود مقدس سید الشهداء می شود که از طریق ظهور امام زمان است، معلوم می شود که بلای سیدالشهدا سراسر جمال و زیبایی است: «ما رأیت الا جمیلا».


گر چه این را مکرر عرض کرده ام، نباید کار دشمن را با کار خدا آمیخت. بعضی ها این اشتباه را کرده اند؛ زینب کبری از یک طرف کار دشمن را می بیند و لعن می کند و از آن طرف اوج بندگی و جمال کار سید الشهدا را می بیند.

http://askquran.ir/gallery/images/80250/medium/1_35m376h.jpg (http://askquran.ir/gallery/images/80250/1_35m376h.jpg)

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۵, ۰۸:۳۸
(4)

سوره فجر، تفسیر حادثه عاشورا است

یکی از سوره­ هایی که در قرآن ارتباط تنگاتنگ و بیشتری با داستان امام حسین‌ علیه ‌السلام دارد، سوره‌ فجر است؛ در ثواب ‌الاعمال مرحوم صدوق است که امام صادق علیه‌ السلام فرمودند: سوره فجر را در نماز واجب و مستحبی تلاوت کنید، این سوره ­ای است که اختصاص به وجود مقدس سید الشهداء دارد؛ اگر کسی این سوره را بخواند که قرائتش به معنی صرف تلاوت ظاهری هم نیست، روز قیامت در درجه امام حسین علیه ‌السلام است؛

البته این را عرض کرده ­ایم معنی ­اش این نیست که امام حسین علیه ‌السلام شود. این توهم بی­ خودی است. ملائک مقرب هم در آن مقام راه ندارند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10460065825486828614.gif

قرائت در قیامت معلوم نیست از این حافظه باشد؛ این حافظه در مرگ هم ما را کمک نمی­کند. قرائت در قیامت یک چیز دیگر است. باید این حقیقت در انسان تثبیت شود. آنچه از قرآن رزق انسان می ­شود و به روح انسان عطا می ­شود، این می­ ماند و در قیامت هم می‌ تواند از آن برخوردار شود. با امام حسین علیه‌ السلام بودن، یعنی بین امام حسین و مقام قرائت کننده سوره، حجابی نیست و انسان می ‌تواند از شفاعت حضرت برخوردار شود.

در هر صورت این سوره معروف به سوره امام حسین علیه‌ السلام است و وقتی در روایت دیگری از امام صادق علیه ‌السلام سؤال کردند که: کجای این سوره مربوط به امام حسین علیه ‌السلام است؟ حضرت آیات آخر را تلاوت کردند که: “يا أَيتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيةً مَّرْضِيةً”، که این نفس مطمئنه مصداق کاملش سید‌الشهدا هستند. حال، مقداری این سوره را تبیین کنیم.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08974896356052347830.gif

قرآن اگر به وقایع عظیمی مانند عاشورا اشاره می ‌کند، حتماً با یک نگاه فرانگرانه که از اول تا آخر هستی را می‌بیند، حادثه عاشورا را تحلیل می ‌کند؛ شما اگر مقدمات را حذف کنید، حادثه عاشورا تحلیل روشنی ندارد. لذا نگاه قرآن وقتی حادثه را نقل می‌کند، یک نگاه معرفتی است. منظومه ‌ای از معارف پشتوانه تحلیل این حادثه و مواجهه قرآن با این حادثه است. آن معارفی که در سوره فجر بیان می‌ شود، نگاه ما را به حادثه عاشورا تحلیل می ‌کند و نگاه ما را تصحیح می‌ کند و آن معارف را سعی می ‌کنیم مختصری اشاره کنیم.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۶, ۰۹:۵۶
(5)


بر باد بودن بنیانِ تمدن غرب بر اساس آموزه­ های قرآنی


بنای این تمدن ‌ها را خداوند بر باد می‌ دهد و هیچ از آن نمی ‌ماند، چرا؟ به خاطر این که دنیا راه است و باید در راه حرکت کنید، این امکانات برای ماندن نیست. روی موج که خانه نمی ‌سازند. از باد که کسی تکیه ‌گاه درست نمی‌ کند. باد که تکیه‌ گاه نیست.


“أَلَمْ تَرَ كَيفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ” “إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ” آنهایی که صاحب آن شهر عظیم بودند، تمدنی که در شهر ارم، که البته چیزی از آن خیلی نمانده است، آن تمدنی که برای خودشان شهر عظیمی بنا کرده ‌اند، با محورهای عظیمی که این شهر داشت، (“إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ”)، تمدنی برای خودشان داشتند. ببینید این نگاه قرآن، فرانگرانه است؛ آدم را می‌خواهد بالا ببرد، یک نگاه فرانگرانه می ‌دهد. پرده‌ ها را کنار می ‌زند و غیب را به آدم نشان می‌ دهد. این هزار سال تمدن چه شد؟ درونش غرق نشوید، از بیرون نگاه کنید، آدم از بالا که نگاه می‌ کند، هیچ وقت گرفتار نمی‌ شود.


http://s5.picofile.com/file/8149274476/BISARO.jpg
فرض کنید یک بنای عظیمی ساخته ‌اند؛ چند سؤال که بکنند، مثلا بپرسند: آیا این بنا روی گسل هست یا نیست؟ می‌گویند اتفاقاً روی گسل زلزله‌ خیز است، می‌گویند: ویرانش کنید. اما وقتی شخص، نگاه فرانگرانه ندارد، به یک عمارت صد طبقه می‌ برندش و مدام با آسانسور بالا و پایینش می‌ برند و سرش گیج می ‌رود و عمرش تمام می شود.



http://quranct.com/gallery/images/9775/1_7.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۶, ۰۹:۵۹
“الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلاَدِ” »: مانندش در شهرها خلق نشده بود و یک تمدن و شهری داشتند “وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ” و از کوه‌ها برای خودشان کاخ می‌ ساختند “وَفِرْعَوْنَ ذِي الأوْتَادِ”: فرعونی که صاحب اوتاد بود، اوتاد را روایات گاهی به کیفیت تأدیب و زندان عظیمی که فرعون داشت و تهدیدهایی که می ‌کرد تعبیر می‌ کند، بعضی ‌ها هم از روایات استفاده کرده اند که با توجه به اصطلاح قرآنی "أوتاد" و با توجه به آیه: "والجبال أوتاداً"، منظور از "ذی الأوتاد" بودن فرعون این است که خودشان کوه ساخته بودند؛ اکنون اهرامشان را ببینید که برای بعد مرگشان کوه ساخته اند؛ چنین تمدنی داشته اند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08974896356052347830.gif


“الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلاَدِ فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ فَصَبَّ عَلَيهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ” خدای متعال تازیانه­ های عذاب را بر سر آنها فرو ریخت و بعد می ‌فرماید: “إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ” ؛ این قاعده کلی است که پروردگار تو در کمین ‌گاه است، در کمین مؤمنین است؛ این کمین‌ گاه فقط مفهوم بد ندارد، هم خوب است و هم بد.

الآن تمدن مادی غرب همین است. فلسفه و دانش درست کرده ‌اند. تکنولوژی درست کرده ‌اند. یک کانونی برایش به نام آمریکا درست کرده ‌اند. یک جمعی ارباب رعیت هم دور خودشان جمع کرده ‌اند و دنیا را تحقیر می ‌کنند.

http://s5.picofile.com/file/8149162518/famoharam2.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۷, ۰۹:۰۹
(6)


حاکمیت تمدن غرب بر جوامع به‌وسیله ایجاد حقارت در دیگران


الآن در این تمدن مادی غربی، اکثریت جهان دنباله ‌رو هستند و نمی ‌دانند چه می‌ گذرد. تحقیرشان می‌ کنند. پوکشان می ‌کنند. و وقتی آدم سبک و پوک شد آدم سبک را با یک نسیم می‌ توان به حرکت در آورد. مؤمنی که ریشه دارد، کوه ها و طوفان­ ها هم نمی‌ توانند حرکتش بدهند. فقط گرد و غبارش را می ‌گیرند. مثل کوه می ‌ماند، ولی وقتی پر کاه شود، یک نسیم می ‌تواند حرکتش بدهد.


این تمدن‌ ها این طوری است؛ این پرچم ‌داران و این بزرگانی که اقوام را دور خودشان جمع کرده‌ اند و تمدن درست کرده ‌اند و این ها را با خودشان جهنمی کرده­ اند، به تعبیر قرآن، قومشان را به “سرزمین بایر” ورود داده اند، (أحلّوا قومهم دار البوار)؛ "بایر” یعنی سرزمینی که در آن چیزی سبز نمی شود. این سرزمین “جهنّم” است.


اما آنهایی که به مرحله نفس مطمئنه رسیده ‌اند، در این دنیا هم در بهشت هستند؛ آنجا هم بهشت رضوان است، آنهایی که در مقام نفس مطمئنه به رضا هستند، حضور حضرت حق را لمس می ‌کنند و الآن هم در بهشت هستند.






http://quranct.com/gallery/images/9775/2_8.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۱۷, ۰۹:۱۲
عاشورا، مصداق کامل جهاد اسلامی

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08974896356052347830.gif
یکی از مفاهیمی که دشمن تلاش می­ کند آن را تحریف کند تا جلوی نفوذ فرهنگ اسلامی را در جهان بگیرد، مفهوم جهاد اسلامی است. دشمنان ما، جنگ ­های بزرگ در جهان راه می ‌اندازند و تمام کشتارهایی که در جهان است به نوعی به آنها مربوط می ­شود. آنان برای تفسیر معقول بودن جنگ ­هایشان، مکاتب فلسفی و اجتماعی ایجاد می­ کنند و این مکاتب را به کار می­ گیرند و از آن سو، جهاد و درگیری و جنگ و مقاومت اسلامی را تحریف می­ کنند.


جهاد اسلامی چیست و اصلاً آیا ما بدون جهاد می ­توانیم به صلح برسیم؟ و سیر ما به طرف صلح جز از وادی جهاد و درگیری و جنگ عبور می ­کند؟ اگر جهاد است موضوع این جهاد چیست؟ مقصد این جهاد چیست؟ سبیل و مناسک این جهاد چیست؟


ما نیاز داریم که از نو این مفهوم را تحلیل کنیم. نه فقط برای این که شبهات نظری آنها را پاسخ بدهیم، بلکه مبنای برنامه ‌ریزی ما در دنیای امروزی و درگیری با دنیا کفر باید باشد.


مکتب­ های غربی برای این که جنگ و درگیری را تحلیل کنند، از اصل فلسفه خلقت شروع می ­کنند و این مفاهیم پایه را پشتوانه قرار می ­دهند. مثلا مارکسیست­ ها که به قول خودشان مکتب مبارزه را داشتند، برای این که جنگ ­هایی را که در تاریخ می­ خواهند راه بیندازند و درگیری­ هایی که بین طبقات اجتماعی تعریف می ­کنند، برای این که این درگیری­ ها را توجیه کنند، می ‌گفتند این ها جنگی است که برای حاکمیت عدالت است و ما به دنبال عدالت هستیم و عدالت را هم طبق مکتب فلسفی خودشان تعریف می‌ کردند.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72025401589572133462.gif

صادق
۱۳۹۳/۰۸/۱۷, ۰۹:۲۹
بهترین راه پیام عاشورا :

زنده‌ترین و مؤثرترین راه برای شناخت و ایجاد ارتباط قلبی و فکری با پیام عاشو رایی زیارت است . زیارت‌نامه‌ها به ویژه زیارتنامه مأثور(معتبر) مدرسه‌ای هستند که درس امامت و ولایت می‌دهند و آثار و برکات اهل بیت را شمارش کرده و راه دوستی و محبت به اهل بیت را تعلیم می‌دهند .نیز تأثیر زیادی در ایجاد ارتباط نزدیک با امام معصوم و اولیای الهی دارند ،به طوری که زائر احساس می‌کند هیچ کس به انسان نزدیک‌تر و مهربان تر و داناتر و تواناتر از مَزُور(1) نیست .
خواندن زیارتنامه‌ها می‌تواند نقش مؤثری در اصلاح افراد داشته باشند که به اموری اشاره می‌شود:
1. برطرف شدن حجابی که بین انسان و اولیای الهی بر اثر گناهان به وجود آمده است . در پرتو خواندن زیارتنامه‌ها که بازگو کنندة خصائص امام هستند، خود را در محضر امام معصوم می‌بیند و قطعاً از انجام معاصی پرهیز می‌کند .نظیر زیارت حضرت ولیّ عصر(ع) در روزهای جمعه که ابتدای آن چنین است:«السلام علیک یا عین الله فی خلقه؛(2) سلام بر تو ای چشم خدا در میان خلق».
ائمه معصومین علیهم السلام چشم بینای خداوندند و برخلاف چشم‌ها که دیدش محدود است، ائمه ما ورای حجاب‌ها و دیوارها را می‌بینند . مؤید این معنا احادیث و آیات متعددی است ماننداین آیة شریفه :«قل اعملوا فسیرى الله عملکم و رسوله و المؤمنون»(3) که در باره این آیه ، از امام صادق(ع) سؤال کردند: مراد از مؤمنون
چه کسانی هستند ؟ فرمود: «مراد از مؤمنون ائمه معصومین هستند که تمام اعمال و رفتار شما را نظاره‌گر هستند»، (4)
شخصی که بداند امام یا ولی الهی نظاره گر اعمال و رفتار و رفتار او است ، از معاصی روی برمی گرداند. مانند شخصی که نزد دوست و رفیق خود عمل زشتی را انجام نمی‌دهد و از آنچه او کراهت دارد دوری می‌گزیند.
2- زیارتنامه صحیفة امام شناسی هستند. شخص با خواندن زیارتنامه می فهمد که برای راهیابی به سعادت و هدایت باید از امام معصوم پیروی کند و اورا واجب الاطاعه بداند.
شناخت حق امام یعنی علم به اینکه امام حجّت و برهان الهی برای مردم است .در پرتو این برهان الهی است که مجهولات برای مردم روشن می‌شود اما به آسانی کسب نمی‌شود.هرچه معرفت بیشتر باشد ،نقش اصلاحی خواندن زیارتنامه در افراد بیشتر است .
انسان در راستای خواندن زیارتنامه می‌یابد که ضمن احترام به مقام والای امامت و ولایت باید در تمام عرصه‌های معنوی و اجتماعی و اخلاقی واعتقادی و فرهنگی و سیاسی از امام پیروی کند.
3- نقش دیگری که قرائت زیارتنامه‌ها دارد، اصلاح اعتقادی است ،زیرا خواندن زیارتنامه هاست که دو فرع از فروع دین یعنی: تولّی (اظهار محبّت و ارادت نسبت به ائمه معصومین و محبّان و دوستان اینان) و تبرّی ( دشمنی نست به دشمنان اهل بیت) روشن می‌شود . این قسمت از زیارت جامعه کبیره که می‌فرماید: «موال لکم ولأولیائکم و مبغض لأعدائکم...»(5) اشاره به همین مطلب دارد.
تولیّ و تبرّی از ارکان اعتقادی هر زیارتنامه‌ای است . برای در امان ماندن از آسیب‌های بریدگی قلبی و روحی از اهل بیت باید این دو را شخص زائر در خود زنده نگه دارد تا خلقیات عملی او آسیب نبیند و به معتقدات او ضرری وارد نشود . بهترین راه برای ایجاد و تثبیت ارتباط روحی خواندن زیاتنامه‌های اهل بیت است.
4-نتیجه دیگر آشنا کردن خواننده با سنّت و سیرة امام معصوم است . در زیارتنامه‌هایی مثل زیارت عاشورا با عباراتی مثل: «اللهمّ اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد» بیان می شود و یا در زیارت امیر المؤمنین با عبارت «اللهمّ انّی احیی على ما حیّ علیه مولای امیر المؤمنین علی بن ابی طالب و اموت على ما مات علیه» و شخص قاری را دعوت به آشنایی با سیرة بزرگواران و عمل طبق سیره و سنت ایشان می‌نماید.
5- طهارت روح انسانی در پرتو زیارت :
همان‌گونه که طهارت و نظافت از پلیدی‌ها ی ظاهری از لوازم ضروری و حتمی حیات طبیعی انسان است، طهارت از پلیدی‌ها و زشتی‌های باطنی نیز هماهنگ با فطرت و دین است تا انسان همواره خود را از شرور نفس و خبائث سیرت از یک سو و گناه از سوی دیگر تطهیر کند.
ولایت ائمه معصومین عاملی پاکی و پاکیزگی است.در زیارت امیر المؤمنین آمده:
«صلى الله على روحک و بدنک طهر طاهر مطهر من طهرٍ و طاهرٍ و مطهرٍ»(6) امام طهر و طاهر و مطهر معرفی شود زیرا کدورت‌ها و ویژگی‌های اخلاقی ـ اعتقادی و رفتاری را شستشو می دهد ،همان ن گونه که آب منشأ حیات و زندگی طبعی و برطرف کنندة آلودگی هاست .
دور ماندن از اهل بیت آلودگی‌ها و شک و نفاق را به همراه داشته ، زیارتنامه‌ها و خواندن آنها با ارزش است چرا که هم انسان را به چشمة زندگی متصل می نماید و هم در پرتو حقیقت ، انسان را پاکیزه می‌کند.
بنابر این زیارتنامه و خواندن آنها افکار و آرمان‌ها را هم جهت می‌کند و دل‌ها را همسو می‌نماید .در زیارتنامه‌هاست که انسان می‌فهمد اهل بیت نه تنها معدن علم و حکمت الهی هستند بلکه جایگاه رحمت الهی هستند که می‌توانند شفیع ما در درگاه الهی باشند .شاید کلام الهی «لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتّم حریصٌ علیکم بالمؤمنین رؤوفٌ رحیم»(7) اشاره به این جایگاه باشد.
پی‌نوشت‌ها:
1. زیارت شونده.
2. مفاتیح الجنان، زیارت حضرت ولی عصر روز جمعه.
3. توبه (9) آیه 105.
4. تفسیر المیزان (ترجمه فارسی)، ج 9، ص 521 ـ 522.
5. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
6. فلسفة زیارت و آئین آن، مرتضى جوادی، ص 117.
7. توبه، آیه 128.

یوسف
۱۳۹۳/۰۸/۱۹, ۱۶:۱۶
(7)

تلاش غرب برای جهانی شدن ایدئولوژی آمریکایی/ جنگ بدون مرز غرب علیه اسلام




جنگی که غرب بر علیه دنیای اسلام راه انداخته، یک جنگ همه‌ جانبه و بدون مرز است. جنگ فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و نظامی است؛ واقعاً یک جنگ بدون مرز است. یک جنگ نرم و سخت است و تمام چهره‌ های جنگ را علیه اسلام دنبال می‌ کنند. مانند جنگ نرم که مشهود و محسوس نیست، ولی واقعاً جنگ و نبرد است؛ جبهه مقابل را هم می‌ تواند از پای در بیاورد، تا جنگ سخت که اردوکشی نظامی و استفاده از شیوه ‌های جنگ نظامی است، همه را به کار گرفته ­اند.


اگر از آنها بخواهید که جنگ را تفسیر کنند که چرا می ‌جنگید، برایتان ده‌ ها جلد کتاب فلسفی با مضمون فلسفه اجتماعی را تفسیر می‌ کنند و بعد هم با پشتوانه‌ ده‌ ها آکادمی و مرکز تحقیقاتی بزرگ پژوهش می ‌کنند و هزاران محقق که این جنگ را مدیریت می کنند؛ می ‌گویند ایدئولوژی آمریکایی باید جهانی شود و این لزوم جهانی شدن ایدئولوژی، جنگ را اقتضاء می‌ کند و این جنگ هم کاملاً اخلاقی است.




http://quranct.com/gallery/images/9775/2_9.jpg



حال، همین ‌طور که آنها برای تفسیر جنگشان از مکتب‌ های فلسفی و مکاتب اجتماعی خودشان و از دانششان و علوم انسانی استفاده می ‌کنند، ما هم در جبهه مقابل باید این کار را بکنیم و باید یک بنایی برای ساماندهی این درگیری بنا کنیم. این جنگ همه جانبه­ ای که بین دنیای اسلام و کفر است، همین‌ طوری که دشمن به دنبال غلبه مطلق کفر است، ما هم باید دنبال غلبه مطلق اسلام باشیم و این نیاز به این دارد که در تمام لایه ‌ها این جنگ را تحلیل کنیم و بحث ­هایش را معین کن

یوسف
۱۳۹۳/۰۸/۲۰, ۱۷:۲۲
(8)



استفاده از ظرفیت عاشورا در جنگ آخرالزمانی حاضر/ جنگ جدی دشمن برای نابودی کامل شیعه


این جنگ جدی است و دشمن کمر همت بسته است به این که اسلام نباشد؛ به خصوص اسلام با قرائت اهل بیت علیهم‌ السلام. بنابراین ما در وسط یک معرکه هستیم؛ در وسط این معرکه نیاز داریم به این که این جهاد اسلامی را تفسیر کنیم و بتوانیم به‌خصوص از عاشورا که نقطه جوشش و تحریک عقلانیت و احساسات ایمانی ما است و تعقل ما را نورانی می‌ کند در درگیری آخرالزمانی استفاده کنیم.


بهره­ گیری از فرهنگ عاشورا ما را در مقابل کفر مصون می‌ کند؛ برای ساماندهی این درگیری عظیم آخرالزمانی که ان شاءالله منتهی به ظهور می‌ شود، باید از ظرفیت عاشورا استفاده کامل کنیم.


ما یک جهادی داریم که جهاد دفاعی است؛ اگر مال و جان و ناموس و حدود کسی مورد تعرض قرار گرفت، حق دارد که دفاع کند و کسی نیست که بگوید این جهاد، جهاد بدی است. این جهاد دفاعی است؛ ساده­ ترین شکلش آ ناست که به حقوق شخصی یک نفر تعرض می‌ شود و او از خودش دفاع می‌ کند.



سؤال این است که این فقط در حوزه خصوصی است یا اگر به حقوق یک جامعه­ ای تعرض شد و دشمن حقوق اجتماعی یک جامعه را در معرض تهدید قرار داد، آیا باز هم دفاع از حقوق، کار مقدسی است؟ بی­ تردید دفاع از حقوق خود و درگیری در راه تثبیت اجتماعی هم یک دفاع مقدس و حقی است.



http://quranct.com/gallery/images/9775/1_10.jpg



حال سؤال اینجاست محور تقدس جهاد دفاع از خود چیست؟ محور حقانیت جهاد این است که من خودم به خطر افتاده باشم یا نه وقتی جهاد مقدس است که حق و حقیقت به مخاطره بیفتد؟ یقیناً هر گاه به حق هجوم شد و شما از حق دفاع کردید، این دفاع، مقدس است.



آنچه که مبنای بسیاری از مداخلات مستکبرین در روابط جهانی است همین است؛ می‌ گویند ما از حقوق بین‌ المللی انسان­ها و بشر دفاع می‌ کنیم؛ حق است. حق اختصاصی به یک فرد و جامعه و فرهنگ نیست و ما مدیران جهانی از حقوق عامه جهانی دفاع می‌ کنیم! می گویند: شما در حوزه روابط اجتماعی خاصتان یک نظام حقوقی برای خودتان داشته باشید ما در آنجا دخالت نمی‌ کنیم. ولی از حقوق جهانی و بین‌ المللی دفاع می‌ کنیم و شما هم حقوق داخلیتان نباید معارض با حقوق بین‌ الملل باشد.

یوسف
۱۳۹۳/۰۸/۲۰, ۱۷:۲۳
(9)


ایجاد حقوق بین الملل با چارچوب فکری غربی برای تصرف در جهان


حقوق بین‌ الملل غربی، چارچوب فکری و پارادایمی مبتنی بر یک بنیادهای اعتقادی است. بی‌تردید حقوق بشر را مبتنی بر یک ایدئولوژی و مکتب نوشته‌ اند و برای جهانی‌ سازی این حقوق یک فرهنگ و نهادهای بین‌ المللی ایجاد می‌ کنند. ابزار پشتیبانی ایجاد می‌ کنند.

حال اگر از اساس، این بنیان حقوق بشری که تصویر می‌ کنند بنیان باطل و حق در جای دیگری باشد؛ آیا برای گسترش و بسط آن حق در جهان، حق است که ما جهاد کنیم و دفاع کنیم و نگذاریم آن بنیانی را که در جهان گذاشته‌ اند گسترش بدهند؟ بی­ تردید این دفاع حقی است و لذا به نظر می­ رسد که همین‌ هایی که با خشونت، درگیری و جنگ به حسب ظاهر مخالف هستند و دعوت به صلح جهانی می کنند همه‌ اینها می‌ گویند، اگر یک کسی خواست صلح جهانی را به خطر بیندازد، حقوق بشر را به خطر بیندازد، امنیت جامعه جهانی را به خطر بیندازد، یک جامعه­ ای، یک فکری، یک فرهنگی قومی، اگر خواستند این کار را بکنند، شما می توانید با آنها مبارزه کنید و این جهاد و مجاهده، بر حق است.



اگر کسی در این حقِ محوری با آنها مخالف بود و گفت اصلاً حق اساسی بشر این نیست، حق اساسی، باید تبدیل شود به حق تقرب به خدای متعال و بندگی؛ یعنی حق محوری­ ای که حول حقوق بشر را چیده ­اند. حق اصلی نیست، حق و حقیقت اصلی خدا است و حق اصلی انسان­ها حق موحد شدن است، آنها روی این حق خط کشیده‌ اند و در منشور سازمان ملل چیزی به نام “توحید” نمی‌ بینید. اگر هم گفته می‌ شود آزادی عقیده و عقاید محترم است؛ اولاً این را در موازنه در کنار بقیه حقوق قرار می‌ دهند، و ثانیاً مقصودشان نیست که انسان حق دارد موحد باشد و این حق انسان است، مدار حق را به حضرت حق بر نمی‌ گردانند؛ بلکه می‌ گویند انسان حق دارد هر طوری می‌ خواهند بیندیشد و این مربوط به حوزه خصوصی خود اوست و حق خود اوست و بنابراین عقیده به تبع انسان محترم می‌ شود نه این که توحید محترم است.




http://www.quraniccity.com/gallery/images/501/1_3.jpg

یوسف
۱۳۹۳/۰۸/۲۰, ۱۷:۲۶
همه برنامه‌ ریزی­ ها باید برای تحقق “حق” باشد


پس، تحرک مثبت و جهاد و تلاش برای تحقق “حق” در جهان یک استراتژی است. یک تدبیر دائمی است و دائماً همه برنامه‌ ریزی‌ ها باید برای تحقق حق باشد و تلاش برای تحقق او یک جهاد مقدس است. از آن طرف اگر در مقابل تحقق این حق در جهان مقاومت شد و نگذاشتند، این حق بسط پیدا کند یا جلوی امنیت این حق را گرفتند، برای رفع این موانع، جهاد مقدس است و این ظاهراً چیزی است که همین مدعیان حقوق بشر، همین کسانی که اسلام را متهم به خشونت می‌ کنند، همه قبول دارند و فقط نزاع بر سر این است که آن حقی که ما باید برای تحققش در جهان برنامه‌ ریزی کنیم و باید درگیر و یک جنگ همه جانبه داشته باشیم ولو منتهی به کشته شدن و کشتن تا آنجا پای این حق بایستیم چیست؟ آیا همین منشور است یا چیز دیگری است؟


این حقوق اجتماعی که برای ملت­ ها و جامعه جهانی تعریف می‌ کنید، خروجی و نهایتش کجاست؟! می‌ خواهید این حقوق به کجا ختم شود؟ پایانش توسعه‌ ای است که شما تعریف می کنید؟ اگر کسی در این پایان با شما مخالف بود و این را حق نمی‌ دانست، چه باید کرد؟ هدفی را که شما از این حقوق جهانی تعریف می‌ کنید، هدف باطلی است که ختم به دنیا پرستی است.



درگیری با این نظام حقوقی، مبارزه‌ همه جانبه برای جلوگیری از تحقق این نظام در جهان، دفاع حقی است ولو به کشتن و کشته شدن ختم شود؛ همانی که امام خمینی رحمة الله علیه می‌گفتند، تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۱, ۱۶:۴۴
(10)


مقدمه ­ای بر مکتب دفاعی اسلام

ما به دنبال صلح پایداریم، نه صلح شکننده

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08974896356052347830.gif
تردیدی نیست که جنگ به خودی خود موضوعیت ندارد؛ یعنی یک مطلوبِ بالذات نیست. ما دنبال رسیدن به یک صلح هستیم؛ یعنی یک صلح حقیقی و پایدار، نه یک صلح شکننده. یعنی نباید توهم صلح باشد. در جامعه انسانی باید صلح حقیقی واقع شود؛ اگر جنگی یا جهادی وجود دارد، این حتماً مقدمه رسیدن به صلح است. جهادها برای رفع موانع صلح هستند. باید موانعی که بر سر یک صلح پایدار و استوار وجود دارد را از بین برد. برای از بین بردن موانع، نیازمند مجاهده همه‌ جانبه و حتی درگیری‌ های ظاهری و نظامی هستیم.


نکته دیگر این است که حداقل چیزی که در اسلام قطعاً وجود دارد، این است که برای دفاع از حق اگر کسی بجنگد این جنگ یک جنگ مقدس است. جنگ دفاعی را کسی نمی ‌تواند بگوید غیر مقدس است، اگر یک کسی منافع شما را تهدید و حقوق شما را ضایع کرد شما حق دفاع دارید.


هیچ عقل سلیمی این را نمی‌پذیرد که ما به بهانه صلح که یک امر محترمی است و ما باید آن را دنبال کنیم تجاوز به حقیقت را امضاء کنیم. بله البته، گاهی اوقات در نزاع بین مؤمنین یک مطلب بالاتری است. اینها مؤمن هستند و در حلقه ایمانی با هم هستند. شیطان سعی می‌کند نزاع بین اینها ایجاد کند. آنجا باید با فداکاری و گذشت حرکت کرد؛ اما این بحث الان ما نیست.


بنا بر این، صلح مطلوب بالذات نیست؛ خاصیت چنین صلحی چه خواهد بود؟! ثمره‌اش چیست؟ تجاوز به حق و حقیقت را بپذیریم که صلح واقع شود؟! صلح چه به ما می‌دهد که این قدر بها بدهیم؟! چه ثمره ‌ای بر این صلح مترتب است که ما حق را فدای صلح کنیم؟


http://quranct.com/gallery/images/9775/2_11.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۲, ۱۱:۱۵
استراتژی دفاعی غرب، پشتوانه جنگ­ های اخیر

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89990188572853891827.gif
در دوره کنونی برای جنگ­ هایی که در جهان راه می ‌اندازند، برنامه ‌ریزی و تدبیر شده است. مکتب دفاعی دارند؛ یعنی به گونه ‌ای همه اینها را دفاع از حقیقت و حقوق تلقی و تفسیر می ‌کنند. حتی برای جنگ نرم عظیم فرهنگی در جهان و نابود کردن سایر فرهنگ­ ها، دکترین دفاعی دارند. به آنها بگویید چرا این کار را می‌ کنید، می‌گویند این فرهنگ باید حذف شود، چون دورانش به سر آمده است.


چرا با فرهنگ حجاب و عفاف، بنیان ‌های فرهنگی جامعه اسلامی و بنیان خانواده و امثال اینها مبارزه می ‌کنند. نکته ‌اش در یک کلمه است، آنها دنبال توسعه بهره‌ وری مادی هستند؛ تکنولوژی ابزار رسیدن به آن هدف است. لذا باید اخلاق هم متناسب با تکنولوژی باشد. عاطفه متناسب با رشد تکنولوژی باید تعریف شود. عدالتی که از آن بحث می ‌کنند، عدالت اخلاقی نیست همان اعتدالی است که تناسبات توسعه است.

ما در مقابل تعرض به حقیقت مکلف هستیم دفاع کنیم و تدبیر کنیم؛ برنامه‌ ریزی کنیم؛ حتی اگر لازم شد برای دفاع از حقیقت جنگ نظامی راه بیفتد؛ خون‌ها ریخته شود؛ این هم مجاز است.


در مکتب الهی ریخته شدن خون معنی دارد. مکتب دفاعی اسلام از عناصرش این است که اگر جنگی در راه حق بود و فی سبیل الله بود، این مقاتلین چه بکشند و کشته شوند سعادتمند هستند. “إنّ الجهاد باب من أبواب الجنّة فتحه الله لخاصّة أوليائهِ” و حتی فضیلت آنهایی که می ‌کشند در این باب بیشتر است. فرمود اگر کسی منتظر باشد، باشد، ثواب مقاتلین در رکاب امام زمان را می ‌برد؛ اگر درک کند و به شهادت برسد، ثواب ده شهید می ‌برد. اگر بکشد ثواب بیست شهید را می ‌برد. بنابراین در این مکتب اگر گفته می‌ شود که بروید خون خودتان را بدهید، این ریخته شدن خون مقدمه حیات ابدی است:

“وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ”.

http://tafrihy.com/wp-content/uploads/2013/11/sar-allah-Copy.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۴, ۱۱:۳۳
(11)


نابودی میلیون­ ها انسان برای برپایی توسعه غربی

این پرچم ‌داران مادی که جنگ راه می ‌اندازند و در جنگ اول و دوم ده ‌ها میلیون آدم کشته شدند. مستقیم و غیر مستقیم؛ مثل ایران که آثار قحطی ‌اش شاید هفت میلیون نفر کشتار داشت. آنها که نفوس را در دم تیغ قرار می ‌دهند، دنبال چه چیزی هستند؟ از نظر آنها حقیقت این است که باید به توسعه رسید و لذت برد. در این نگاه اصلاً توجیه ندارد که کسی در میدان برود و کشته شود. چون کسانی که کشته می‌ شوند هیچ بهره ‌ای نمی ‌برند.



"توسعه فرهنگی"‌ که آخرین مدل توسعه از نظر آنان است، مقصودشان این است که فرهنگ تجدد غالب بر فرهنگ­ های دیگر باشد. نظریه پردازی­ هایی که در دوره جدید شده حتی در حوزه معرفت دینی، مثل نظریه “قبض و بسط”، خاصیتش همین است. می ‌گوید شما باید معرفت دینی را خنثی کنید، تبدیل کنید به یک معرفتی که تابع رشد و تکنولوژی و تابع رشد اخلاق مادی باشد. این جزء اندیشه ‌های دفاعی‌ شان است.




http://quranct.com/gallery/images/9775/1_5.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۴, ۱۱:۳۶
جهانی شدن تکامل اجتماعی غربی، محور استراتژی دفاعی غرب


می گویند محور انسجام و اتحاد در جامعه جهانی باید یک مکتب فکری باشد. این مکتب فکری باید جامعه جهانی را بتواند منسجم کرده، به وحدت برساند. موانع آن را باید برطرف کرد و این موانع، موانع تکامل اجتماعی، حقوق بشر و آزادی بشر و امثال اینها است. سلسله ارزش ‌هایی را تعریف کرده ‌اند و می ‌گویند این ارزش ­ها جهانی است و اخیراً حق توسعه را حق محوری قرار داده ‌اند.



بنابراین اگر اندیشه دفاعی غرب را ما بخواهیم تحلیل کنیم، این است که یک ایدئولوژی برای خودشان ساخته ‌اند و محور اصلی این ایده‌ ها تکامل اجتماعی خاصی از منظر آنان است. می ‌گویند باید به تکامل اجتماعی برسید، تکامل اجتماعی یعنی هم ‌افزایی جامعه در مسیر بهره‌ وری بیشتر از ماده و التذاذ بیشتر از دنیا، ورای این هدفی ندارند. به محض این که بخواهیم مفاهیم بالادستی و مفاهیم قدسی و آسمانی و خدا و آخرت و اینها را وارد صحنه کنیم، می‌ گویند اینها مربوط به حوزه خصوصی است و ربطی به حیات بشر ندارد.


http://pic.photo-aks.com/photo/images/religious/moharam/medium/wallpaper_new_moharam.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۶, ۱۱:۳۲
(12)


عشرت‌ کده مدرن، غایت لیبرال دموکراسی

وقتی لیبرال دموکراسی در عالم محقق شد همه حول این مکتب با یکدیگر به صورت مسالمت‌ آمیز زندگی می‌ کنند. یک جنگل منظمی پیدا می‌ شود، توحشی منظم حول دنیا پرستی. همه دنیاپرست می‌ شوند؛


می گویند وقتی همه مکتب ما را قبول کردند و خدا از جامعه و عرصه اجتماعی رخت بربست و انبیاء کنار رفتند، ما حول تکامل اجتماعی که آخرین مدلش لیبرال دموکراسی است، دور هم جمع می ‌شویم و یک عشرت کده منسجم جهانی درست ‌می‌ کنیم. یک جنگل مدرن، یک دام‌ داری مدرن، مدیرانش هم مواظب علف و آب این جامعه هستند.


مگر الآن غیر از این است؟! مگر الآن تمدن مادی وقتی کشورها را به توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم می‌ کند و بعد هم توسعه نیافته‌ ها را تحقیر می‌ کند، چیزی جز این است؟! مگر آن چیزی که کشورهای به قول خودشان توسعه یافته دارند جدای از این امکانات مادی است؟ همین ‌هایی است که از نظر قرآن مبنای کرامت نیست: “فَأَمَّا الإنسان إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ”.

وقتی شما خدا را برداشتید و انسان­ ها محور حق شدند، طبیعی است آنهایی که مستکبر هستند، حق آنها اصل، و حق بقیه جامعه جهانی فرع می شود. همین چیزی که در دنیا الآن هست، حقوق بشر تبدیل به حقوق اقلیت حاکم می ‌شود. حق دارند همه اخلاق‌ و عاطفه‌ و حتی خصوصیات جسمی جامعه بشری را تحت تصرف قرار بدهند.





http://quranct.com/gallery/images/9775/1_13.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۶, ۱۱:۳۴
در دکترین دفاعی غرب، امام خمینی [العیاذ بالله] مفسد بزرگ عالم شناخته می ‌شود!

صلاح و فساد تعریف می ‌کنند؛ آنچه که منتهی شود به توسعه، به مفهومی که آنها می ‌گویند “صلاح” است، عدل است، می‌ گویند وقتی عدالت محقق می ‌شود که تناسبات، تناسبات توسعه باشد، اخلاق و اقتصاد و تکنولوژی و اینها همه توسعه باشد، اینها عدالت می ‌شود. هر چه مقابلشان باشد می ‌گویند این خلاف عدل و اعتدال است. اعتدال یعنی تناسبات توسعه؛


اگر بحث از عقلانیت و اینهاست، عقلانیت توسعه است و چیز دیگری نیست. همان عقلانیت سکولار است. عقلانیتی که روی مفاهیم بالاتر از عالم ماده را با قاطعیت خط می‌ کشد؛ بگذریم که بعضی از مدعیان فضل در جامعه ما این قسمت‌ هایش را نادیده می‌ گیرند. آنها با قاطعیت روی هر مفهومی که برتر از دنیا است خط می‌ کشند. تکامل را بر محور ماده و دنیا تعریف می ‌کنند. فساد و صلاح را تعریف می ‌کنند. بی ‌تردید الآن آنها حضرت امام رضوان‌الله تعالی علیه را یکی از مفسدین بزرگ در عالم می ‌دانند. چون بساط توسعه ‌شان را به هم ریخته است. می ‌گویند ایران محور شرارت است؛ و البته در این ادبیاتشان انفعالی برخورد کرده اند و این سخن در تقابل با امام است که فرمودند آمریکا شیطان بزرگ است.


فرمایش امام این بود که این شیطان بزرگ و تجسد یافته است. شیطنت در عالم بر محور او می ‌چرخد، دست ابلیس در جهان است؛ آنها هم به ما محور شرارت می‌ گویند.

درست هم می‌ گویند؛ واقعاً آن حرکتی که می‌ خواهد در جهان فرهنگ بیاورد، فرهنگ آنها را حذف کند و فرهنگ معنویتی که انبیاء آورده اند، دوباره وسط میدان بیاورد، این محور شرارت از منظر آنان می‌ شود. این ادبیات مبارزه است که امام تولید کرده‌ اند.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۷, ۰۸:۲۲
(13)


ضعف دکترین دفاعی غرب در توصیف تکامل


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08974896356052347830.gif
ما در تعریف تکامل با آنها اختلاف داریم و این اولین جایی است که اختلاف پیدا می ‌شود. ما هم قبول داریم مکتبی که نمی ‌تواند تکامل را تعریف کند، نه حق مدیریت اجتماعی دارد و نه حق جنگ راه انداختن و دفاع کردن دارد.



تکامل اجتماعی که اسلام تعریف می ‌کند، چه ربطی دارد به دیدگاه دموکراسی؟!



گر چه آنهایی که مستغرق در فرهنگ غرب هستند، بعضی‌ هایشان را دیده ‌اید که وقتی عصر ظهور را تعریف می ‌کنند، اسمش را عصر توسعه دموکراسی می‌ گذارند. می‌ گویند امام محور نیست! خود آدم­ ها آرام آرام رشد می ‌کنند و فرهنگ دموکراسی محقق می ‌شود!



اما ما می‌ گوییم آدمها رشد می ‌کنند، ولایت‌ پذیر می ‌شوند. امام هست که از عالم غیب می ‌آید و ظرفیت اجتماعی را بسط می ‌دهد و این حرف ماست و می‌گ وییم تکامل بر محور امام است.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89990188572853891827.gif
ظهور، رشد ظرفیت است نه رشد دموکراسی خواهی، رشد طلب غیب، رشد طلب امام، رشد طلب اصل ظهور، رشد طلب کلمه عدل. ببینید این دو مکتب چقدر با هم اختلاف پیدا می‌ کند؛ یکی می‌ گوید آخور آدم‏ ها باید آباد شود و ما می‌ گوییم غیب؛ می‌ گویند این مفاهیم را وارد نکن. می‌ گویی آخرت، می ‌گوید این ‌ها را نگو، می ‌گویی توحید؛ می‌ گوید توحید را در مفهوم بشر نیاورید. عقیده شخصی است؛ هر چه دلت می‌خواهد نماز شب بخوان!

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۷, ۰۸:۲۳
اولین قدم در تکامل اجتماعی، پذیرش محور ولایت است


اسلام دینی نیست که مثل بعضی مکاتب عرفانی فقط راجع به کمالات معنوی فردی حرف زده باشد. اول قدم در تکامل اجتماعی، تکامل اجتماعی بر محور ولایت ولی امر در عصر ظهور واقع می‌ شود. تکامل اجتماعی نتیجه سرپرستی انبیاء بر تاریخ است.



ما بر محور توحید و بر محور نبوت و ولایت و معاد تکامل اجتماعی را تعریف می‌ کنیم؛ یعنی می‌ گوییم کل این جهان گوشه‌ای از هستی است. الهی دارد، مقصدی و مبدأی دارد.



کل این عالم از اول تا آخرش راه است، تماماً عالم ابتلا است. این موضوع در مکتب دفاعی اثر گذار است. تکاملی که ما از آن تعریف می ‌کنیم مبتنی بر مکتب اسلام است.


http://www.askquran.ir/gallery/images/78628/1_87451.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۸, ۰۶:۲۷
(14)


توحید، مبنای مکتب دفاعی اسلام

وصیت ‌نامه سیدالشهداء علیه ‌السلام با شهادت بر یگانگی خداوند شروع می‌­ شود. همین مسأله توحید، محور جنگ امام حسین علیه السلام است. اگر این نبود امام حسین برای چه بجنگند؟ چرا یزید فساد کرده است؟ اگر توحید حق نبود، چرا یزید فاسد تلقی شود؟ اگر توحید حق نیست، چرا بگوییم امریکا فساد می‌کند و مفسد است؟ مکتب دفاعی ما از اینجا شروع می‌شود. در عاشورا، حضرت یک مکتب دفاعی درست کردند که غلبه خون بر شمشیر است.


آیا می­شود بین مکتب ­های مختلف دفاعی که مبتنی بر ایدئولوژی‏ های مختلف هستند، صلح ایجاد کنیم و یا اصلاً چنین چیزی شدنی نیست؟ آیا اصولاً صلح یک مطلوب بالذات است؟ ما خود صلح را می‌ خواهیم و به تعبیر دیگر صلح پرست هستیم، و یا جنگ مطلوب بالذات است و ما جنگ پرست هستیم؟

ما نه صلح پرست و نه جنگ پرست؛ ما خداپرست هستیم. هر کجا اقتضای بندگی خدای متعال جنگ باشد، باید بجنگیم. هر کجا اقتضای بندگی صلح باشد باید صلح کنیم.




http://quranct.com/gallery/images/9775/1_5.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۸, ۰۶:۲۹
ناتوانی مکاتب دفاعی مادی در ایجاد صلح جهانی

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08974896356052347830.gif
اصولاً مکتب‌ های مادی می ‌توانند یک صلح پایدار را در جهان بوجود بیاورند؟! آیا مکتب‌ های مادی می‌ توانند صلح پایدار ایجاد کنند؟ یا مکتبی می ‌تواند صلح پایدار ایجاد کند که بتواند همدلی بین جوامع بشری ایجاد کند؟


مبانی مکتب دفاعی مادی غرب؛ بخصوص مکاتب دفاعی که بعد از رنسانس پیدا شدند، عمده مبنایشان این است که در بنیان­ های ایدئولوژیک مکتب خودشان، مفاهیم قدسی را راه نمی­ دهند؛ یعنی به هیچ وجه بحث از خدا و قیامت و آخرت و انبیاء و ولایت حق را مطرح نمی‌ کنند. بنیان‌ های مکتب دفاعی‌ شان بر پیش فرض‌ های این جهانی و حسی و مادی است. آنها نمی ‌آیند بگویند ما باید در مسیر توسعه به سمتی حرکت کنیم که بندگی خدا افزایش پیدا کند؛ توجه به آخرت رشد کند و مکتب انبیاء عمل شود.


البته تمام کسانی که فلسفه ‌های غرب را تدوین کرده­ اند منکر خدا نبوده ‌اند و برخی از آنها متأله بوده­ اند؛ ما منکر این نیستیم؛ ولی این ایدئولوژی که مبنای تمدن غرب است، این ایدئولوژی است که توضیح دادیم. و هیچ وقت اندیشه‌ های الهی آن فیلسوفان هم، مبنای این تمدن نبوده است. هیچ وقت هیچ کجا، مبنای هیچ یک از نظریه ‌های حاکم بر این تمدن، اندیشه الهی نبوده است. نه تنها مکتب و نظریه دفاعی‌ شان مبتنی بر مبانی الهی نبوده است، بلکه سعی می‌کرده ‌اند آن مبانی را در حوزه حیات اجتماعی وارد نکنند.

http://s5.picofile.com/file/8134111134/8b54124aa0c2990f8b6e51edbe731478_1_.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۸, ۰۸:۲۱
http://mp313.ir/i/upload/1/1416470847.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۹, ۰۹:۰۸
(15)


مکتب دفاعی غرب در جنگ نرم غرب، برای حاکمیت بر جهان است


این مکتب ارزشی که اینها درست کرده ‌اند و از آن دفاع می‌ کنند و می ‌خواهند این ایدئولوژی را حاکم بر جهان کنند، برای تحقق آن جنگ راه می ‌اندازند و موانعش را می ‌خواهند با جنگ نرم و سرد، با سلاح‌ های فوق استراتژیک و استراتژیک برطرف کنند.



از زبان مردم حرف می ‌زنند؛ خودشان یک ایدئولوژی را طراحی کرده ‌اند، از زبان خودشان مدافع جامعه جهانی شده ‌اند و از زبان جامعه جهانی به عنوان نمایندگی جامعه جهانی حرف می ‌زنند. حقوق بشری که آنها می ‌گویند یک عده ‌ای دور هم نشسته‌ اند و یک متن حقوقی مبتنی بر همین مبانی و اهداف نوشته ‌اند، و بعد هم گفته ‌اند این حقوق باید در کل جامعه جهانی اجرا شود و الزامی است؛ نیامده ‌اند لااقل از نخبگان جامعه جهانی رأی گیری کنند.


وقتی یک مکتبی همه اصول و ارکانش را از این زندگی دنیایی می‌ گیرد و همه مقاصدش خلاصه در ارزش ‌های این جهانی می ‌شود و تمام انگیزش ‌هایی که ایجاد می‌ کند همه انگیزش ‌های این جهانی است، چنین مکتبی قدرت ایجاد فداکاری و از خودگذشتگی ندارد. به طور طبیعی اتفاقی که می ‌افتد، پشت سر این مکتب و ایدئولوژی که به حسب ظاهر از حقوق مساوی بشر صحبت می‌ کند و بحث از حقوق برابر جامعه جهانی می ‌کند و همه مردم را شهروندان درجه یک این جامعه جهانی می ‌داند، پشت دستش یک مکتب پنهان شکل می‌ گیرد که در آن جا شهروند درجه یک و دو مطرح می ‌شود.




http://quranct.com/gallery/images/9775/1_7.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۲۹, ۰۹:۱۰
وجوب قرار گرفتن منابع جهانی در خدمت صاحبان سرمایه بر طبق دکترین دفاعی غرب


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08974896356052347830.gif
یک عده ‌ای شهروندان درجه یک هستند که بقیه جامعه جهانی باید در خدمت آنها کار بکنند و برای آنها کار و تلاش کنند. این واقعیتی است که اتفاق می‌ افتد. هم در مکتب یهود که با صراحت گفته می‌ شود که ما انسان ‌های برتر هستیم و تمام جامعه جهانی باید در خدمت ما باشند و بردگان ما هستند و هم واقعیتی که در نظام سرمایه ‌داری شکل گرفته این است که طبقه حاکم، طبقه صاحبان سرمایه هستند که منابع جهانی در خدمت آنها هست.



الان در این بحران اقتصادی که در جامعه جهانی پیدا شده است این مسئله ۹۹ درصدی همین است؛ می‌ گویند هیچ‌ وقت هیچ اقدامی بر علیه آن اقلیتی که صاحبان سرمایه و قدرت اقتصادی هستند نمی ‌شود. هر بحرانی پیش بیاید منافع این اکثریت به نفع آن اقلیت مورد تهدید قرار می‌ گیرد.


ما باید دفاع کنیم از مکتب خودمان، ببینید غرب به تمام عرصه های جامعه جهانی چنگ اندازی می‌ کند و این را دفاع از خودش می‌ داند. امریکا به عنوان دفاع از منافع خودش به تمام کشورهای دیگر تعرض می ‌کند واینها همگی ناشی از همین نگاه است؛ یک مکتب جهانی درست کرده ‌اند و مدعی هستند این مکتب می ‌تواند جهانی باشد و موانع جهانی شدن این مکتب را باید از بین برد. جغرافیایی که برای مکتب خودشان در نظر می ‌گیرند، همه جامعه جهانی است.


نمی‌ گویند هر کسی متعرض امنیت ملی ما شد و به مرزهای جغرافیایی ما تعرض کرد ما با او حق مقابله داریم؛ بلکه اگر شما بخواهید منابع اقتصادی خاورمیانه را تخصیص به خاورمیانه بدهید و بگویید جامعه جهانی حق تصرف در آن را ندارد تحمل نمی‌ کنند؛ می‌ گویند این منابع برای کل جامعه جهانی است و حتی می‌ دانید آرام آرام می ‌خواهند نحوه تخصیص اینها را در جامعه جهانی تغییر دهند.

http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1377.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۳۰, ۰۸:۲۱
(16)
دیکتاتوری تمدنی، مبنای مکتب دفاعی غرب


چنین مکتبی درست کرده ‌اند که حتی یک جغرافیای بسته نمی ‌توانید داشته باشید که در این جغرافیا بگویید من به یک مکتب دیگری عمل می ‌کنم. کاملاً برای ایدئولوژی خودشان حق جهانی شدن و عبور از مرزها و شکستن مرزهای دیگر را قائل هستند. شما حق ندارید به آنها بگویید شما به چه دلیل فرهنگ خودتان را از طریق رسانه ‌های جدید در منطقه ما انتشار می ‌دهید! می گویند این حق ماست.

هیچ وقت نمی آیند از مردم عراق بپرسند که آیا شما می خواهید دموکراسی ای که ما تعریف می کنیم را در کشور شما بسط بدهیم؟ خودشان را عهده دار بسط دموکراسی می دانند؛ بدون این که از ملت ها بپرسند که شما می خواهید یا نمی خواهید؛ این ایدئولوژی سرانجام در شکل سیاسی ‌اش منتهی شده به توسعه دموکراسی و امریکا.


طرح جدید خاورمیانه بزرگ و جدید می‌ دهند. طرح جدید برای آمریکای لاتین می‌ دهند و می ‌خواهند مرزها را به هم بزنند. این مکتب دفاعی آنان است و می‌ گویند ما حق داریم مرزهای جغرافیایی خاورمیانه را به هم بزنیم و ۳۵ کشور جدید در خاورمیانه درست کنیم.
می‌ بینید در این مدل نیروهای انسانی همه نشت می ‌کنند و سر از اروپا و آمریکا در می ‌آورند. می‌ گویند نیروها و مغزهای متفکر همه باید اینجا جمع شوند و در خدمت این مکتب قرار بگیرند. این کار را مهندسی و برنامه ‌ریزی جهانی کرده ‌اند. شما طرحش را همه جا می ‌بینید و پیداست که مغزها را یک جا جمع می‌ کنند و از آنها استفاده می‌ کنند.


حق وتو دارند. حق دارا بودن سلاح های استراتژیک و فوق استراتژیک دارند. حق دارند از حقوق ملت خودشان دفاع کنند یا در قضیه کاپیتولاسیون، حق دارند از شهروندان خودشان در کشور ما دفاع کنند، ولو یک جرمی کنند ولی ما حق نداریم متعرض آنها شویم.


اگر یک مکتب دیگری پیدا شد که آن مکتب تمدن ساز بود، یعنی می ‌تواند ملت ­ها را سامان بدهد و می ‌تواند در مقابل ایدئولوژی مدرن یک ایدئولوژی جدیدی بدهد که ملت‌ ها را به خودش جلب کند، قدرت دارد، و این قدرت جدید فقط مبتنی بر منابع طبیعی یا سلاح‌ های استراتژیک نیست، بلکه مبتنی بر یک ایدئولوژی است که می ‌تواند ارواح، نیروها و اراده‌ های انسانی که منبع اصلی قدرت هستند را جمع کند و سامان بدهد و یک قدرت جهانی درست کند، این بزرگ ترین منبع قدرتی است که آنها با شدت با این مقابله می‌ کنند.


http://quranct.com/gallery/images/9775/2_9.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۸/۳۰, ۰۸:۲۳
تصرف در مفاهیم، استراتژی مؤثر مکتب دفاعی اسلام


غربی ‌ها بعد از فروپاشی شوروی و شکست مکتب مارکسیسم، نظریه برخورد تمدن ­ها را آن هم بر محور برخورد تمدن اسلام و غرب، مطرح کرده‌ اند؛ یعنی احساس می ‌کنند یک قدرت نرم دارد با آنها مقابله می‌کند. این قدرت نرم احتیاج به سلاح استراتژیک و اتمی ندارد. وقتی شما مفهوم قدرت را عوض کردید وقتی شما یک جامعه جهانی یک امت جهانی توانستید ایجاد کنید که آن امت جهانی در چارچوب این دنیا فکر نمی ‌کند، اگر توانستید یک امت جهانی ایجاد کنید که خوف و طمع ‌هایشان غیر از خوف و طمع ‌هایی است که غربی ها ایجاد می ‌کنند، آنها نمی ‌توانند تهدید و تطمیع و مهارش کنند.

این قدرت جدیدی که شکل بگیرد، یک قدرت نرم است و آرام آرام ممکن است در داخل جغرافیای آنها نفوذ کند. از درون قدرت آنها را فرو بپاشاند. این بزرگترین تهدید برای تمدن غرب است. دنیای غرب می ‌داند که دنیای اسلام از نظر برخورداری از سلاح ‌های نظامی بسیار ضعیف ‌تر از غرب است؛ ولی چرا تمدن اسلام را خطری برای خودش می ‌داند؟! چون میدان درگیری را خیلی عمیق‌ تر از میدان درگیری با سلاح ‌های نظامی می ‌داند.

یک زمانی رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی فرموده بودند که: "علت این که ما می‌ گوییم ما نیاز به سلاح اتمی نداریم این است که ما توانسته ‌ایم مفهوم قدرت را در جهان تغییر بدهیم". وقتی مفهوم قدرت در جهان تغییر کرد و مؤلفه‌ های قدرت تغییر کرد؛ این قدرت برای پیشرفت خودش نیاز به آن سلاح­ ها ندارد و به همین دلیل است که با تمام توان به جنگ اسلام آمده اند.


اگر یک مکتب جدیدی که دارای یک نظریه برتر در حوزه تکامل اجتماعی است، شکل گرفت و این مکتب توانست ابزارهای خودش را بسازد، بخصوص اگر این مکتب بتواند یک نظریه دفاعی را ایجاد کند، فرض کنید تبدیل شود به یک جنگ فداکارانه‌ ای که می‌ تواند یک مبدأ تولید لایزال قدرت باشد مثل عاشورا؛ این بزرگ‌ ترین خطری است که جبهه تمدن باطل را تهدید می‌ کند.
http://dc541.4shared.com/img/4uqEddvC/s7/_____-4.jpg

یوسف
۱۳۹۳/۰۹/۰۱, ۰۷:۱۸
(17)


هدف غرب از جنگ نرم، از بین بردن انگیزه ­های مقاومت است


الآن غرب در حال برنامه ‌ریزی است و این جنگ بیش از آن که جنگ سخت باشد، جنگ نرم است؛ جنگی که انگیزه‌ های مقاومت را از درون خنثی می ­کند. از درون جبهه مقابل خودش را فتح می ‌کند. ما هم الآن عمده جنگمان با جامعه جهانی جنگ سرد است. یعنی انقلاب اسلامی به شیوه جنگ نرم و جنگی که در آن از لشکرکشی و اردو کشی نظامی استفاده نمی ‌کند، موازنه جامعه جهانی و نظم جامعه جهانی را تهدید می ‌کند. ما که اردو کشی به امریکا و اروپا نکرده­ ایم. فرهنگ اسلام از مرزهای خودش دارد عبور می ‌کند. این مهم ‌ترین خطری است که غرب را تهدید می کند.



نکته این است که حالا آیا می ‌شود بین این دو مکتب صلح برقرار کرد؟ هرگز شدنی نیست. صلح پایدار بعد از این جنگ و غلبه یک مکتب بر دیگری است. همین‌ طوری که غربی ‌ها بعد از عبور از مارکسیسم نظریه پایان تاریخ را داده ­اند و تا این رقیب ایدئولوژیک را در جهان در مقابل خودشان می ‌دیدند می گفتند جنگ قطعی است و باید یک ایدئولوژی صد در صد غلبه کند و ایدئولوژی دیگر شکست بخورد و آن وقت جامعه جهانی به صلح می ‌رسد و توهم برشان داشته بود و می‌گفتند پایان تاریخ؛ اما وقتی متوجه شدند که یک ایدئولوژی رقیب تواناتری ظاهر شده است و یک خطر جدی‌ تر پیدا شده، دوباره از نو جنگ جهانی را مطرح کردند.



این یک حقیقت است؛ مادامی که این دو مکتب در مقابل یکدیگر هستند، امکان صلح پایدار در جهان وجود ندارد. پایان تاریخی در کار نیست و اگر هم باشد پایان تاریخ غرب است نه جهان؛ هیچ گاه شما نمی ‌توانید نبی اکرم و ابلیس را که اصل جنگ بین حق و باطل بین این دو تا است به آشتی برسانید.



استراتژی ما جنگ است و تاکتیک ما ممکن است، مذاکره و نرمش قهرمانانه باشد؛ آن یک سخن دیگر است. ما نه صلح پرستیم و نه جنگ پرست؛ ما خدا را می پرستیم و وقتی توحید بر جهان حاکم شد، جنگ تمام می شود. تا زمانی که توحید بر جهان حاکم نشده است تا شرک و بت پرستی هست، جنگ هست و تا جنگ هست اسلام است. از نظر مبانی اسلام جنگ در عصر ظهور به پایان می ‌رسد. آن هم غلبه مطلق امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و الاّ این جنگ هست. غلبه حضرت با یک جنگ جهانی است. در ورای این جنگ یک صلحی است و این جنگ هم کاملاً دفاعی است و دفاع از توحید و کلمه حق است.



در عاشورا، حضرت یک مکتب دفاعی درست کردند که برای غلبه مطلق، غلبه خون بر شمشیر است. در واقع بیش از آن که جنگ سخت باشد جنگ نرم است. سیدالشهداء درون جبهه باطل را با مقاومت خودشان فتح کردند.



http://quranct.com/gallery/images/9775/1_2.jpg

یوسف
۱۳۹۳/۰۹/۰۱, ۰۷:۱۹
همدلی، همفکری، همکاری و دغدغه مشترک، محور صلح پایدار

این مکتب غرب ولو با مکاتب انبیاء درگیر هم نشود و به فرض که انبیاء با این مکتب نجنگند، خود این مکتب توان ایجاد یک صلح پایدار را ندارد؛ چون محور صلح، “همدلی و همفکری و همکاری” است. اگر یک جمعی همدل باشند و دغدغه مشترک داشته باشند و ‌اندیشه‌ هایشان هماهنگ باشد، می‌ توانند با یکدیگر همکاری کنند و با صلح در کنار یکدیگر زندگی ‌کنند، اما اگر دغدغه مشترک نداشتند امکان زندگی مسالمت آمیز وجود ندارد.


ریشه دغدغه و هدفمندی انسان و ریشه آن مقصدی را که دنبال می ‌کند، اله انسان است. اله یعنی آن حقیقتی که هم مخلوق متعلق به اوست و هم انسان او را عبادت می‌ کند و همه چیز را در راه او فدا می‌ کند.


قرآن وقتی بت ها را با حضرت حق مقایسه می ‌کند، می‌ فرماید: آیا اینها جواب شما را می ‌دهند، یا حاجت شما را رفع می‌کنند؟! اینهایی که شما صدایشان می­کنید: “إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيئًا لاَّ يسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضعف الطالب و المطلوب” اگر پشه چیزی از آنها بگیرد نمی ‌توانند پس بگیرند؛ یک پشه نمی‌ توانند خلق کنند؛ نه خیری به شما می‌ توانند برسانند و نه شری دفع کنند. اله حقیقی آن کسی است که همه خیر و شر ما حقیقتا دست اوست. او علیم و سمیع و مجیب، حی، قیوم، دائم، باقی است و ما فانی، فقیر ذلیل و جاهل هستیم و باید از او بگیریم؛ او حقیقتا به ما می‌ دهد این اله می‌ شود.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۰۲, ۱۲:۲۱
(18)


اله واحد، محور انسجام و هماهنگی کل عالم

آن الهی که همه عالم فقیر او هستند و او با علم و حکمت و تدبیر و قدرتش همه عالم را اداره می‌ کند، اگر یکی شد، عالم هماهنگ می ‌شود. اما همین­ که وحدتش به هم خورد، هماهنگی و انسجام عالم به هم می‌ خورد. پس محور انسجام و هماهنگی کل عالم به وحدت اله بر می‌ گردد؛ در حوزه ‌ای که بیرون از اختیار ماست که این نظم الهی حاکم است و هیچ فسادی به چشم نمی‌خورد: “ثم ارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ” هیچ نقصی در خلقت نیست؛


اما از آنجایی که خداوند متعال به ما انسانها اختیار داده و می ‌توانیم الوهیت او را بپذیریم و یا نپذیریم؛ “لا إکراه فی الدین” شما مُکرَه نیستید این الوهیت را قبول کنید، اگر رو به حضرت حق آوردید او شما را “یخرجهم من الظلمات إلی النور”. یک هدف بیشتر نیست و آن هم نور است. لذا اگر تمام انسانها الوهیت او را بپذیرند یک هدف پیدا می ‌کنند: “یخرجهم من الظلمات إلی النور” و اگر توحید را نپذیرفتید “یخرجونهم من النور إلی الظلمات” در این حالت، غایات متکثر و آلهه متعدد می ‌شوند.


اگر بنا شد شما بگویید انسان خودش اصل و محور است، چند تا انسان در عالم داریم؟! این همان نیست که می فرماید:“أَفَرَأَيتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ” خودش می‌شود اله خودش؟! اگر اله به تعداد آدم‌ ها متعدد شد آیا وحدت و انسجامی پیدا می‌ شود؟! محور انسجام، وحدت اله است. اگر معبودها و مقصدها یک معبود حقیقی بود، وحدت حول او درست می ‌شود، ولی اگر نفس انسان ‌ها را مدار قرار دادید هر کس اله خودش است و بعد هم به فکر استخدام می‌ افتند و برای این استخدام کردن، جامعه درست می‌ کنند و عدالت اجتماعی هم تعریف می‌ کنند و اگر انسانها خودشان اله خودشان هستند هر کسی سعی می کند این عدالت را به نفع خودش تعریف کند. در این شرایط، عدالت یعنی آن مناسباتی که من محور باشم.




http://www.quraniccity.com/gallery/images/501/1_3.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۰۲, ۱۲:۲۲
انسجام عالم بر محور توحید و انسجام اراده‌ انسانها حول این محور

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08974896356052347830.gif
بنابراین اگر حضرت حق اله شد و فقط لا اله الا الله پذیرفته شد، همین‌ طوری که عالم بر محور توحید و اولوهیت و منسجم است، تمام اراده ­های انسانها حول او منسجم می ‌شود؛ چرا که همه می‌ خواهند از خودشان بگذرند و به مرحله فنای الهی برسند؛ همه می‌ خواهند پا روی نفس بگذارند و سجده کنند. وقتی یک مسجود و معبود است نزاع بر سر چه؟ یک معبودی که همه را اداره می‌ کند، هیچ تنازعی آنجا معنا ندارد.


لذا محال است مکاتب مادی حتی اگر انبیاء با آنها درگیر نباشند، بتوانند خودشان صلح پایدار ایجاد کنند. در نزاع بین مکتب سرمایه‌ داری و کمونیسم، همین که نزاع تمام شد گفتند به پایان تاریخ (صلح مطلق) رسیدیم. اگر به فرض تمدن اسلام هم نبود، آیا خودشان می توانستند صلح پایدار ایجاد کنند؟ محال است!


وقتی اله متعدد شد نزاع قطعی است. فقط وحدت اله است که محور هماهنگی است: “لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا". بنابراین اگر انبیاء هم هیچ کاری با آنها نداشته باشند اینها به هیچ وجه نمی ‌توانند صلح پایدار ایجاد کنند. از این رو اکثر جنگ‌ هایی که در تاریخ اتفاق افتاده است بین خود پرچمداران مادی بوده است مثل جنگ اول و دوم جهانی؛

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۰۲, ۱۲:۲۴
ولایت ائمه علیهم‌السلام محور هماهنگی و انسجام عالم

اگر ما به ائمه عرض می‌ کنیم: “بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا”: تفرّق با شما به ائتلاف می­رسد، به خاطر این­ است که ائمه علیهم‌السلام مجاری ولایت حق و مجاری الوهیت حضرت حق هستند. الوهیت حضرت حق است که می ‌تواند محور هماهنگی شود. ائمه اگر بنا بود مجاری آن ولایت و الوهیت نباشند حضرت حق هیچ وقت عالم را به وحدت نمی رساند. اگر ولایت اهل بیت محور انسجام عالم است، چون ولایت آنها ولایت الله است و ولایت حضرت حق است که اگر همه عالم به او گردن بگذارند و الوهیت او را قبول کنند یک مقصد به عالم می ‌دهد “یخرجهم من الظلمات الی النور” از کثرت به وحدت اله می رسند.


همین که این مدار قبول نشد سیر برعکس می‌ شود، هر کس خودش مدعی است: “یخرجونهم من النور الی الظلمات” این، محور تشتت و نزاع می ‌شود. ممکن نیست در دستگاه مادی و براساس مکتب مادی انسجام پیدا بشود.


http://pic.photo-aks.com/photo/images/religious/moharam/medium/wallpaper_new_moharam.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۰۳, ۰۹:۳۹
(19)


اومانیسم یعنی تعدد اله

مکتب تهاجمی غرب ـ که تمام عرصه ­های فرهنگ و سیاست و همه جغرافیای جهان را در تیول خودش می‌ داند و می خواهد بر اساس منافع خودش مکتب تهاجم و دفاعش را تعریف کند و مدعی صلح پایدار است، محال است که به دفاع از عموم بشر ختم شود. حتماً یک مکتب نانوشته ‌ای پشتش پیدا می‌ شود که منافع اقلیت حاکمه در آن اصل می ‌شود. خود آن اقلیت هم: “تحسبهم جميعا و قلوبهم شتى” چرا که الهشان متعدد است.


تعدد اله نزاع می ‌آورد. اصلا معنی اومانیسم تعدد اله می ‌شود. لیبرالیسم یعنی آزادی شخصی و هر کسی خودش محور است. حال چطور این محور را به انسجام می ‌رسانید؟! وقتی می ‌گویید منافع مشترک، در منافع مشترک هر کسی می خواهد منفعت مشترک را به نفع خودش ختم کند و افق و انتهای نگاهش به منافع خودش است. بر این اساس قطعی است که هیچ دو نفری اگر بر محور توحید حرکت نکنند هماهنگ نمی‌ شوند. اگر به ولی مشترک هم تکیه کنند آن هم غلط است؛ چون به ولی مشترک هم نمی ‌رسند “والذین کفروا اولیائهم الطاغوت”. (تعبیر، أولیاء است و نه ولی). این ولایت اله است که یکی است. لذا محال است منافع عمومی تأمین شود. این مکتب تهاجمی و دفاعی غرب نه به منافع عمومی ختم می ‌شود و نه به صلح پایدار.


http://quranct.com/gallery/images/9775/2_11.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۰۵, ۱۲:۱۳
ایـن مـن و

هـجـر تــو و

حـال ِ بـهـم ریـخـتـه‌‌ام ..

(http://sangariha.com/i/attachments/1/1416135121892711_thumb.jpg)http://sangariha.com/i/attachments/1/1416135121892711_thumb.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۰۵, ۱۲:۱۵
معرفی مکتب دفاعی حضرت سیدالشهدا در ابتدای وصیت­ نامه ایشان

وجود مقدس سید الشهدا وقتی می خواهند از مدینه خارج شوند یک وصیت نامه خدمت محمد حنفیه می‌ گذارند که معمولا این وصیت‌ نامه نصفش خوانده می‌ شود و نصفش خوانده نمی ‌شود. حضرت در مقدمه این وصیت نامه یک بیانی دارند که اگر کسی می خواهد مکتب جهادی سیدالشهدا را بفهمد در این وصیت نامه است. حضرت وقتی وصیت ‌نامه را می ‌نویسند از اینجا شروع می ­کنند: “ان الحسین یشهد أن لا إله إلا الله” این امام حسین شهادت می ‌دهد که الهی جز الله نیست “و أن محمداً عبدهُ و رسوله و أن الجنه حق، و النار حق، و أن الساعه آتیته لاریب فیها و أن الله یبعث من فی القبور”.


ما خیال می‌ کنیم این بخش مقدمه، زینت وصیت نامه است در حالی که این ‌طوری نیست. همه وصیت‌ نامه این است و این مقدمه است که بقیه مطالب وصیت نامه را تفسیر می‌ کند:
“و انی لم اخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی أمة جدی ارید ان آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدی و ابی” .


شما اگر آن مقدمه را بردارید ذیل بی معنا می‌ شود؛ چرا که همه ادعا می کنند ما دنبال صلح هستیم. چه کسی می‌گوید من مفسد هستم؟! “و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون”. قرآن می‌ فرماید بدترین دشمن همین کسانی هستند که وقتی می گویند ما دنبال اصلاح هستیم واقعا خیال می ‌کنند که دارند اصلاح می‌ کنند. اینها بدترین دشمنان هستند: “و إذا تولّی سعی فی الارض لیفسد فیها” مثل پرچمداران این تمدن، مدعی ‌اند ولی واقعا هر اقدامی که می ‌کنند، در مسیر فساد ارض و نسل است.

http://www.islamquest.net/media/k2/items/cache/500a44935c8320008f1c713a63e32b8e_XL.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۰۸, ۱۳:۳۵
(20)


تفاوت حضرت با دیگر مدعیان اصلاح، در صدر وصیت نامه حضرت است

آن­چه تفاوت حضرت با بقیه است و اصلا جملات بعد را معنی می ­کند این صدر وصیت نامه است. اگر شما الوهیت حضرت حق را بردارید امام حسین برای چه می ‌جنگند؟ چه فسادی اتفاق افتاده است؟ مدار خلافت تغییر می کند؟ خب بکند. خدایی نیست که مدار خلافت تغییر کند. شما وقتی خورشید را بردارید در تاریکی همه چیز با هم برابر است: “الله نور السموات و الارض”. اگر او را برداشتید حق و باطلی نمی ماند. نمی دانم اینها که خدا را می‌ خواهند حذف کنند و اخلاق تعریف کنند، از کجا ارزش درست می‌ کنند؟! معیار ارزش اگر به اله واحد برنگردد آلهه متعدد می شود و هر کس مکتبی برای خودش درست می ‌کند. اصلاً اصل دفاع و جهاد حضرت همین جا تفسیر می شود.


اگر می پذیریم که “اشهد ان لا اله الا الله” آن وقت می توانیم بگوییم یک فسادی اتفاق افتاده و مدار جامعه از توحید به طرف کفر رفته است و حضرت می خواهند آن فساد را از دامن امت پاک کنند. اگر می پذیریم که “ان محمداً عبدهُ و رسوله”: پیامبر نابغه نیست، بلکه کسی است که درهای غیب عالم را به سوی این جهان باز می ‌کند، این شخص مسیر تحقق الوهیت در زندگی انسان است، هم عبد مطلق است و چیزی از خودش ندارد و هم رسول است و همه مأموریتش از آن طرف است و الوهیت را می خواهد در عالم و حیات اجتماعی محقق کند که می شود صلاح، صلاح یعنی همه شؤون بشر ظاهرا و باطناً بر مدار لا اله الا الله بچرخد.


http://quranct.com/gallery/images/9775/2_8.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۱۱, ۱۷:۵۸
سکولاریسم، روح و جان تمدن جدید است

سکولاریست‌ های دنیای اسلام می ­گویند نماز و روزه بگیرید، ولی دین در سیاست دخالت نکند. کاری که می ‌کنند همین است که رابطه الوهیت را با صلاح و فساد اجتماعی قطع می‌ کنند. می‌ گویند خدا هست این یک امر خصوصی است، ولی به صلاح و فساد اجتماعی که می ‌رسید توحید و مفاهیم قدسی و خدا را کنار بگذارید. بعضی از روشن‌ فکرهای سکولار که عذر‌خواهی می‌ کنم از حضرت بقیة الله از این بی ادبی، تعبیرشان این بود که “چطور می‌ گویید اصلاحات واقع شده است ولی هنوز خدا در جامعه ما نمرده است!” این حرف استادهایشان است.


تمدن جدید با صدای بلند می گوید ما کاری با آخرت و مبدأ نداریم، اینها متعلق به حوزه خصوصی است. می‌ گویند چون ما به سمت تکامل جهانی هستیم هر مکتب و آدم و جامعه و قدرتی اعم از نرم و سخت بخواهد جلوی ما بایستد باید حذف شود. همه تکاملی را که تعریف می‌ کنند این جهانی است و آخرت و نبوت و توحید در آن نیست. عالمی که باید معبد و محل عبادت خدا باشد می ‌شود معبود. لذا هر کار دیگری که این تمدن بکند از اول تا آخر فساد است. مگر اینکه یک جایی تحت فشار فرهنگ انبیاء مجبور شوند از مواضع خودشان کوتاه بیایند.


اگر شما خیری در دستگاه شیطان و شیاطین می ‌بینید، این خیر مال خودشان نیست. این همانی است که در روایات فرمود خداوند متعال این دو تا گِل را با هم قاطی کرد و بدی ‌های آنها آمده این طرف، و خوبی ‌های این طرف رفته آن طرف؛ هر چه خوبی است مال انبیاء است؛ پس نباید تلقی شود که محور آنها خوب است. این بیانی که: "من رفتم در غرب؛ اسلام دیدم مسلمانی ندیدم"، از بعضی از بزرگان نقل شده (البته من جسارت نمی کنم)، این مطلب، توهین به اسلام است. کجای غرب، اسلام است؟! اصل اسلام، ولایت نبی اکرم است؛ این تمدنی که با صدای بلند فریاد می زند و می‌گوید ما می‌خواهیم زمینی و عرفی سازی کنیم؛ سکولاریزم روح این تمدن و جان این تمدن است، چطوری می‌ گویید من اسلام دیدم مسلمانی ندیدم؟! اسلام با سکولاریزم مگر جمع می ‌شود؟! یک جایی بله ممکن است در کاخ فرعون یک مؤمنی پیدا شود، یا ممکن است یک صفت خوب در یک کافر پیدا شود؛ اما این غیر از آن است که بگوییم این تمدن یک تمدنی است که روح اسلام در آن هست، ولی مسلمانی نیست. اگر بر سر در تمدن غربی بسم الله نوشتیم که تمدن اسلامی نمی ‌شود!

والحمد لله رب العالمین

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۱۲, ۱۲:۴۰
در مجلس عزاداری امام صادق(علیه‌السلام)

امام صادق(علیه‌السلام) برای بزرگداشت شهادت حسین(علیه‌السلام) مجلسی برپا کرده بودند و در آن از ابوهارون خواست تا همان گونه که خودشان بر حسین(علیه‌السلام) سوگواری می کنند، در حضورش با مرثیه سرایی به سوگواری بپردازد که او نیز ضمن اشعاری حزن انگیز گفت:

امرر علی جدث الحسین فقل لاعظمه الزکیه

بر شهادتگاه حسین(علیه‌السلام) گذر کن و به استخوان های پاک و مطهرش بگو...

... صدای گریه امام صادق(علیه‌السلام) بلند شد و ابو هارون ازادامه مرثیه خودداری کرد.
در حالی که او مرثیه سرایی می‌کرد، سیلاب اشک امام صادق(علیه‌السلام) راامان نمی داد تا سرانجام به دستور آن حضرت بندهایی از این قصیده را خواند که:

یا مریم قومی و اندبی مولاک و علی الحسین فاسعی بیکاک

ای مریم! ای بانون بزرگ! بپا خیز و بر حسین(علیه‌السلام) نوحه سرایی کن و مرا در نثار اشک گریه و سوگواری بر سالار خوبان همنوایی نما... .

امام صادق(علیه‌السلام) خود به شدت می‌گریستند و خاندانش با شنیدن این جملات گریستند و فریاد یا ابتاه... فضای خانه را پر کرد.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۱۲, ۱۲:۴۲
ویژگی چشم گریان

چشم گریان بر حسین(علیه‌السلام) از ارزش های والایی برخوردار است:

۱ محبوب ترین چشم ها در پیشگاه خداست.

۲ـ همه چشم ها در سخت ترین مراحل روز رستاخیز گریانند، مگر چشمی که بر حسین (علیه‌السلام) گریه کند، چنین چشمی با صاحبش خندان و به نعمت های پرارزش بهشت شادمان و بشارت داده می شود

۳- در روز رستاخیز همه دیدگان به حوض کوثر تنها نظاره می کنند، اما دیدگانی که از آن برخوردار خواهند گشت و نظاره بهرورانه خواهند داشت، چشمانی هستند که برای حسین (علیه‌السلام) گریسته باشند.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۱۲, ۱۲:۴۲
خواص اشک بر حسین(علیه‌السلام)

قطرات اشکی که در سوگ امام حسین(علیه‌السلام) جاری می گردد، دارای خواص بسیاری است از آن جمله:

۱- محبوب ترین قطرات اشک در پیشگاه خداست.

۲- خاموش کننده آتش قهر خداست، به گونه ای که اگر قطره ای از آن در جهنم فرو افتد، آتش آن را خاموش خواهد ساخت.

۳- فرشتگان، قطرات اشک بر حسین(علیه‌السلام) را دریافت و در شیشه های مخصوصی جمع می کنند.

۴ـ این اشک ها را به خزانه داران بهشت می دهند تا با آب گوارای حیات، در بهشت برین آمیخته سازند و بدین وسیله شیرینی و گوارایی آن هزاران برابر آفزایش خواهد یافت.

۵ـ هر کار شایسته و هر چیزی پاداش ویژه و معلومی دارد، مگر پاداش نثار اشک بر حسین (علیه‌السلام) که بی نهایت و غیر قابل سنجش است.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۱۶, ۱۹:۱۵
كودك و پیر ندارد ، همه در وادی عـشق

نوكـر حلقه به گوش پسر فاطمه اند ...

http://upload7.ir/imgs/2014-10/38595051535602135179.jpg (http://upload7.ir/imgs/2014-10/38595051535602135179.jpg)

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۱۶, ۱۹:۲۸
http://asrupload.ir/asr-entezar/tasavir/93/09/emam-hosein102.jpg (http://asrupload.ir/asr-entezar/tasavir/93/09/emam-hosein102.jpg)

جسم و روحم با حرم گشته عجین

حال و روزم با غمت گشته غمین

این سه جمله خواب شب های من است

کربلا…پای پیاده …اربعین …

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۱۸, ۰۰:۱۲
http://upload7.ir/imgs/2014-11/08243315223435431174.jpg

نام زوار کربلا در لیست...
نام من در میان آنها نیست...
من مگر عاشق شما نشدم...
جرم‌و تقصیر من بگو پس چیست...
باشد آقا قبول گنهکــارم...
جز توبخشنده‌ی گناهم کیست...
دل من لک‌زده برای حـــرم...
شب جمعه حرم که مهمانی‌ست...
روضه علقمه، حدیث وفــا...
خود زهرا به روضه‌ها بانی‌ست...
می‌رساند به روضه‌ها خود را...
میزبانی به عهده‌ی مهدی‌ست...
صفرم اما عدد حسـابم کن...
مثل صفر کنار نمره‌ی بیست...
حرف دل بود با شمـا گفتم...
شاعری پیش عشق بی ادبی‌ست...
وصیت کرده‌ام که بنویسند...
روی قبرم که با محبت زیست...
بنویسند جوان ناکـام...
خادمی که ، کربلایی نیست...
بنویسند این که خفته به خاک...
در عزای حسین قربانی‌ست...
دین من عشق ، عشق آل علی...
مذهب شعر من أبالفضلی‌ست...

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۱۸, ۲۰:۲۰
دل ما در پی آن کاروان است
که از کرب و بلا، با غم روان است
چه زنجیری به دست و بازوان است
که گریان دیده روح الامین است
به یاد کربلا دل ها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است

http://mp313.ir/i/upload/1/1418179377.jpg (http://mp313.ir/i/upload/1/1418179377.jpg)

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۱۸, ۲۰:۵۶
از امام حسین چه بخواهیم؟

در بعضی شب های جمعه كه در نجف بودم توفیقی بود كه به كربلا می رفتم و در حرم امام حسین علیه السلام به مناجات می پرداختم.
از آنجا كه دعا زیر گنبد امام حسین علیه السلام مستجاب است، از استادم پرسیدم: در آنجا چه دعا و درخواستی از خدا داشته باشم؟
ایشان فرمودند: دعا كن هر چه مفید نیست، علاقه اش از دل تو بیرون رود. بسیارند كسانی كه علاقمند به كاری هستند كه بی فایده است.
در دعا نیز می خوانیم: «اعوذ بك مِن عِلم لاینفع» خداوندا! از علم بدون منفعت به تو پناه می برم.
خدا را شاكرم كه به جز قرآن و تفسیر، به بسیاری از علوم غیر مفید علاقه ای ندارم.http://mp313.ir/i/icons/s43.gif

خاطرات حجت الاسلام قرائتی . ج1، ص: 44

http://www.upload7.ir/imgs/2014-10/07528348147719212898.jpg (http://www.upload7.ir/imgs/2014-10/07528348147719212898.jpg)

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۹/۲۰, ۱۷:۲۶
اين قطعه شعر تقديم به راهيان كربلا و دل سوخته جامانده ها

تو می روی سفر اما روایتش با ما

روایتِ پر ِ سوز ، پر ز غربتش با ما

پیاده رفتن ِ تا کربلا برای شما

و صورتی پر ِ اشک ، آه و حسرتش با ما

شلوغی ِ حرم ِ اربعین برای شما

دل و سه کنج اتاق ، اوج خلوتش با ما

ضریح در بغل و بوسه ها برای شما

زهی نبود ِسعادت ، ملامتش با ما

نماز ِعشق ، بالای سر ، برای شما

و سجده های ِ مکرر به تربتش با ما

خوش آن دمی که ببینم که گویدم ارباب:

دلی شکسته است اینجا ، حاجتش با ما

http://8pic.ir/images/eie8n3atv86q2wpbi96t.jpg (http://8pic.ir/images/eie8n3atv86q2wpbi96t.jpg)