PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده آیا خلیفه اول دستور به سوزاندن احادیث مکتوب نبوی داد؟



reject
۱۳۹۳/۰۹/۰۸, ۰۹:۳۱
سلام. آیا روایتی داریم که بگوید خلیفه اول دستور داد که احادیث نبوی که مکتوب شده بودند، سوزانده شوند؟

معین
۱۳۹۳/۰۹/۰۹, ۰۶:۳۹
با نام الله






http://www.askquran.ir/member75940-albums1516-33185.png





کارشناس بحث: استاد مجید

مجید
۱۳۹۳/۰۹/۱۹, ۱۴:۴۰
سلام. آیا روایتی داریم که بگوید خلیفه اول دستور داد که احادیث نبوی که مکتوب شده بودند، سوزانده شوند؟
با صلوات بر محمد وآل محمد
سلام علیکم
در روایتی آمده است که:
و قالت عائشة: ان أبي جمع الحديث عن رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله) و كان خمسمائة حديث، فبات ليلة يتقلب كثيرا، قالت: فغمّني، فقلت: أ تتقلّب لشكوى أو لشي‏ء بلغك! فلما أصبح قال: أي بنيّة هلمّي الأحاديث التي عندك، فجئته بها، فدعا بنار فحرقها؛ از عايشه روايت است كه گفت : پدرم ابوبکر تعداد پانصد حدیث از پیامبر خدا جمع آوری کرده بود. پس شبی را تا به صبح هم چنان با غلطیدن و ناراحتی کشیدن گذراند و چون صبح گشت گفت: ای دخترم!احادیث را بیاور. و چون آن نوشته ها را به نزد او بردم آنها را سوزانید. ( مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏1، ص: 9به نقل از تذكرة الحفاظ ج 1 ص 5.)
اين مطلب دركتاب كنزالعمال - چاپ موسسة الرسالة - جلد ۱۰ - كتاب العلم من قسم الافعال - باب في آداب العلم و العلماء - صفحه ۲۸۵ - حديث ۲۹۴۶۰ موجود مي باشد.

moaqfe
۱۳۹۳/۰۹/۲۴, ۱۴:۱۲
سلام

معلوم هست علت سوزانيدن چه بوده؟ و احاديث مربوط به چه بوده ؟ و از چه كساني جمع آوري شده؟

مجید
۱۳۹۳/۰۹/۲۷, ۰۵:۴۵
سلام

معلوم هست علت سوزانيدن چه بوده؟ و احاديث مربوط به چه بوده ؟ و از چه كساني جمع آوري شده؟

باصلوات بر محمد وآل محمد
با سلام و عرض ادب
نگاهی گذرا به روایت سوزانیدن پانصد حدیث توسط خلیفه ی اول:
1) داستان سوزانیدن پانصد روایت توسط خلیفه ی اول را برخی از کتب روایی و رجالی اهل سنت نقل نموده اند. سند روایت نقلی است از سوی حاکم نیشابوریکه با مختصر تفاوتی در متن روایت شده است.

2) چنین عملی در راستای جلوگیری از نقل و کتابت سنت نبوی صلی الله علیه وآله وسلم (با ذکر توجیهاتی) و اکتفاء به قرآن کریم صورت پذیرفت. اینکه محتوای روایات سوزانیده شده توسط خلیفه ی اول چه بوده ما اطلاعی از آن نداریم؛ اما می توان این سخن را گفت که محتوای این روایات(بخصوص روایاتی را که وی بیان می دارد از شخصی موثقی شنیده که بعدا احتمال داده وی در نقل آن اشتباه نموده) روایاتی نبوده که تائید کننده ی عمل و سیره ی دستگاه حاکمه بوده باشد؛ زیرا که بدیهی است در چنین فرضی از این روایات به بهترین وجه استفاده می گردید.

3) شمس الدین ذهبی(م:748)، که از بزرگان علم حدیث اهل سنت می باشد در کتاب «تذکرة الحفاظ» در بیان طبقه ی اول از کتّاب حدیث ترجمه ی خلیفه اول بیان می دارد: «وقد نقل الحاكم فقال: حدثني بكر بن محمد الصيرفي بمرو أنا محمد بن موسى البربري أنا المفضل بن غسان أنا علي بن صالح أنا موسى بن عبد الله بن حسن بن حسن عن إبراهيم بن عمر بن عبيد الله التيمي حدثني القاسم بن محمد قالت عائشة: جمع أبي الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم وكانت خمسمائة حديث فبات ليلته يتقلب كثيرا قالت: فغمني فقلت: أتتقلب لشكوى أو لشيء بلغك؟ فلما أصبح قال: أي بنية هلمي الأحاديث التي عندك فجئته بها فدعا بنار فحرقها فقلت: لم أحرقتها؟ قال: خشيت أن أموت وهي عندي فيكون فيها أحاديث عن رجل قد ائتمنته ووثقت ولم يكن كما حدثني فأكون قد نقلت ذاك. فهذا لا يصح والله أعلم».[1] (http://www.askdin.com/#_ftn1)

پدرم تعداد پانصد حدیث از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله را جمع آوری نموده بود. پدرم شبی را در حالی که بسیار در خواب می غلطید به صبح نمود. از حال پدرم غمگین شدم از وی پرسیدم آیا به واسطه ی بیماری به خود می غلطی؟ یا به واسطه ی ناراحتی که بر شما وارد شده ؟ چون پدرم صبح نمود به من گفت: دخترم احادیثی که در نزد تو می باشد را برایم بیاور. پس احادیث را به نزد پدرم آوردم و او آتشی طلبید و احادیث را در آتش سوزانید.

به پدرم گفتم چرا این احادیث را سوزانیدید؟ پدرم گفت: ترسیدم که بمیرم و این احادیث در نزد من(یا نزد تو) باشد در حالی که در میان این احادیث احادیثی از شخصی که مورد اطمینان و وثاقت من بوده می باشد و من می ترسم آنگونه که بوده برایم نقل ننموده باشد و من نیز ناقل این روایات باشم.ذهبی بعد از نقل این روایت می گوید: این خبر صحیح نمی باشد و الله اعلم.

4) این روایت از نظر متنی از نظر ذهبی صحیح نبوده؛ ولی از نظر اسناد روایت وی چیزی نمی گوید و این امر خود نشان دهنده ی آن است که سند روایت از نظر وی اشکال خاصی نداشته؛ لذا وی بعد از بیان نظر خویش می گوید خدا اعلم است.

5) متقی هندی(م:975)،در کتاب جامع حدیثی خود:«کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال»، بعد از نقل روایت سخن ابن کثیر را بیان می دارد که وی در مورد این روایت گفته است:«هذا غريب[2] (http://www.askdin.com/#_ftn2) من هذا الوجه جدا وعلي بن صالح لا يعرف».

محتوای این خبر در نزد ابن کثیر خیلی بعید می نماید؛ ‌لذا می گوید : این خبر از این طریق خیلی غریب است. و بعد از آن اشکال سندی نیز به روایت می کند که «علی بن صالح»، شناخته شده نیست .

«ابن کثیر» سپس می گوید احادیث رسیده از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هزاران روایت بیش از این مقدار می باشد؛ لذا شاید وجه این گفتار تنها روایاتی باشد که ابوبکر تنها آنها را جمع آوری نموده باشد؛ سپس بواسطه ی آن چه که گفته آن ها را از بین برده است.

«متقی هندی» وجه دیگری از «سیوطی» در توجیه حدیث می آورد که شاید مراد از این روایت جمع آوری روایاتی بوده که ابوبکر موفق به شنیدن آن نشده است و آنها را صحابی دیگری برای وی نقل کرده اند و ظاهر این است که این روایات نیز با توجه به این که ابوبکر احفظ صحابه بوده بیش از این مقدار نبوده است.

به هر حال توجیه روایت بیانگر آن است که متن این خبر چندان بعید نیز نبوده است و بیان روایت در ترجمه ی ابوبکر در کتاب«تذکرة الحفاظ»،‌ خود بیانگر اعتبار چنین نقلی می باشد.
برای مطالعه بیشتر بحث به«بررسی سند سوزانیدن 500 حدیث توسط خلیفه ی اول (http://www.askdin.com/thread44171.html)» مراجعه بفرمایید.
[1] (http://www.askdin.com/#_ftnref1). تذکرة الحفاظ، الذهبی، ج1،ص11، دار الكتب العلمية بيروت-لبنان.

[2] (http://www.askdin.com/#_ftnref2). غرابت در اسناد به معنای تفرد سند می باشد که این غرابت با صحت حدیث نیز جمع می گردد؛ لذا این استعمال در اینجا به معنای نکارت متن می باشد.

moaqfe
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۳:۲۴
ابوبکر روايات پيامبر اکرم را جمع آوري کرده و مي‌سوزاند
عزيزان خواسته‌اند که سند روايت سوزاندن احاديث در زمان ابو بکر را نقل کنيم.


نه سرور گلم بنده چنين چيزي نخواستم

همين گفتار را حمل بر صحت سند قرار دادم


ابوبکر روايات پيامبر اکرم را جمع آوري کرده و مي‌سوزاند

روايات در اين باره متعدد وارد شده است که ابوبکر اول کاري که کرد احاديث مربوط به اهل بيت يا احاديثي که ارکان حکومت آنها را متزلزل مي‌کند، آتش زد تا در ميان مردم نباشد.



باز هم اين مطلب شما را فعلا" حمل بر صحت ميكنيم ( كما اينكه ميتوان راويان رو نيز بررسي كرد )
ولي شما و راويان محترم كه متن نوشتار رو رويت نكرده اند پس از كجا ميدانيد كه احاديث ذكر شده مربوط به اهل بيت بوده يا بحث اركان حكومت بوده است؟


ابوبکر روايات پيامبر اکرم را جمع آوري کرده و مي‌سوزاند
اين يک دردي است و يک سؤالي است که ما از اهل سنت داريم. براي چه احاديث را آتش زدند؟

و اينهم يك سوال است از طرف اهل اسلام از سوال كنندگان ، كه با توجه به بحث مصلحت نظام ( كه فعلا" از اركان حكومت داري شيعه اماميه شده ) ، هر حاكمي با سبك سنگين كردن بين بد و بدتر ، نسبت به اصلح اقدام ميكنه ، پس براي چه به موضوعي كه مجري آن زنده نيست ( و نميتوان از او دليل خواست ) و مدرك معتبري هم در مورد دلائل آن نيست ، طوري جمله پردازي ميشود كه از آن حق نداشته استنباط شود؟ و هيچگاه حدسيات فرضيات را نميتوان جاي تحقيقات و مسلمات قرار داد


ابوبکر روايات پيامبر اکرم را جمع آوري کرده و مي‌سوزاند
اگر چنانچه بر فرض ابوبکري که به عنوان خليفه است و به قول شما جزء اولين کساني است که اسلام آورده و همه را مي‌شناسد، امکاناتش هم هست، بيايد به مردم اعلان کند که فلان حديث صحيح است و فلان حديث صحيح نيست. فلاني ثقه و فلاني غير ثقه است. اين در حقيقت عذري است بدتر از گناه. مردم خودشان هم مي‌توانستند بررسي کنند.

بايد از منظر يك حاكم به بررسي دلايل عدم اعلام عمومي نگاه كنيم نه از منظر كنوني خودمان و عوام آنزمان
شما همين الآن هم نگاه كنيد مشاهده ميكنيد بر سر خيلي از احاديث ، حتي هم مذهبان با وجود نوشته هاي زياد تاريخي و روات متعدد ، اتفاق ندارند
پس به نظرم دليل آورده شده از طرف شما مصرف داخلي براي حامي و طرفدار داره نه يك بحث منصفانه

moaqfe
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۳:۴۸
ابوبکر روايات پيامبر اکرم را جمع آوري کرده و مي‌سوزاند
مردم خودشان هم مي‌توانستند بررسي کنند.اين کار ابوبکر عدالت صحابه را نيز زير سؤال مي‌برد...
____________________
1- تذکرة الحفاظ، ج 1، ص 5، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الکتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى.
به نقل از آيت الله دکتر سيد محمد حسيني قزويني



ظاهرا" شما منكر تز عوام و خواص هستيد كه هم مقام اميرالمومنين ( ع ) به آن اشاره دارند و در زمانه كنوني مقام رهبري

و در انتها فرض بر صحت تمام مطالب شما ، بقيه صحابه چه گناهي داشته اند كه براحتي براي لجن مال كردنشان گناه يكي را به حساب همه بگذاريم ، مگر اميرالمومنين ( ع ) جزء صحابه حساب نميشوند؟ گاهي عنان كلام از دست همه ما خارج ميشود

خیرالبریه
۱۳۹۳/۱۰/۲۷, ۱۵:۱۰
سلام

این خبر موید به شواهدی غیر قابل انکار است و در راستای همان دستور عمر به تجرید و پیرایش قرانهاست که گفت : جردوا القرآن: تا این جنگ نرم پشتیبان جنگ سخت سقیفه باشد :

Download (https://sites.google.com/site/hojjah/tahtif.ghoran.naghd.zip?attredirects=0&d=1)

moaqfe
۱۳۹۳/۱۱/۰۶, ۰۵:۳۳
ظاهرا" همه فقيه شدن
عليرغم فتواي اكثريت فقها دال بر اينكه مباحث تفرقه افكنانه حرام است ، فقهاي حاضر در تالار عالمترند

شقایق
۱۳۹۳/۱۱/۰۶, ۲۳:۲۰
مباحث تفرقه افكنانه حرام است

سلام

قبول دارم

همه امت واحد اسلامی هستیم

مطمئنا کسی به خاطرحرف وسخن وارد بهشت یا منع از بهشت نمی شه

ان الله ینظر الی قلوبکم

دل بدون کینه و صاف باشه ارزش داره همون چیزی که عارفان و واصلان الی الله مانند آیت الله بهجت(ره) اعتقاد راسخ داشتند و دربین امت اسلامی اجرا می کردند

منطقه جنوب لارستان با همرایی و اندیشه آیت الله آیت اللهی(ره) همیشه وحدت و اتحادخودش حفظ کرده خداروشکر این مساله اگراین جا هم باشه نشان دهنده ی یک مشت محکم به دهان استکبار جهانی خواهد بود...

:Sham:

شقایق
۱۳۹۳/۱۱/۰۶, ۲۳:۲۷
آیا خلیفه اول دستور به سوزاندن احادیث مکتوب نبوی داد؟

سلام

تازه مسلمانان که زیاد می شدند نیاز به یادگیری کلام وحی زیاد بود خیلی از حافظان قرآن در جنگ شهید شدند و ضرورت کتابت قرآن بیشتر شد خیلی از مسلمانان دست نوشته هایی از قرآن داشتند و سوره هایی با یکدیگر وصل بودند و هنوز مشخص نبود کدام سوره است بیشتر روایات واحادیث نیز زیاد بود خصوصا بعد از رحلت پیامبر که بسیاری از مسلمانان نیمه آیین یهود صفت منتظر فرصتی برای ایجاد تفرقه بودند و همه می دانیم این تفرقه از به پادشاهی نرسیدن یکی از یهودیان شکل گرفت

امام علی(ع) برای خیلی از موارد که وحدت مسلمانان به هم نخورد سکوت کردند خصوصا مواردی که به زبان اقرار کرده بودند رسیدن به مقام از آب بینی بز برای من بی ارزش تراست

کاش همان روزگار کتابی تالیف می شد که مردم می دانستند تفرقه افکنی موریانه ای بود که وحدت دلها را برهم می زد درحالی که خیلی ها وقتی خواب امامان بزرگوار را می بینند کوچک ترین سخنی از رد یا قبول اطرافیان ندارند

همه چیز روشن و نورانی است

مانندهمان بهشتی که به مومنین وعده داده شده است

خداوند همه را به سرای نیکو رهنمون سازد

:Sham:

مجید
۱۳۹۴/۰۵/۲۱, ۱۷:۰۶
پست جمع بندی موضوع
پرسش:
سلام. آیا روایتی داریم که بگوید خلیفه اول دستور داد که احادیث نبوی که مکتوب شده بودند، سوزانده شوند؟ معلوم هست علت سوزانيدن چه بوده؟ و احاديث مربوط به چه بوده ؟ و از چه كساني جمع آوري شده؟

پاسخ:
با سلام وعرض ادب خدمت شما پرسشگر گرامی
نگاهی گذرا به روایت سوزانیدن پانصد حدیث توسط خلیفه ی اول:
1) داستان سوزانیدن پانصد روایت توسط خلیفه ی اول را برخی از کتب روایی و رجالی اهل سنت نقل نموده اند. سند روایت نقلی است از سوی حاکم نیشابوری که با مختصر تفاوتی در متن روایت شده است.

2 ) چنین عملی در راستای جلوگیری از نقل و کتابت سنت نبوی صلی الله علیه وآله وسلم (با ذکر توجیهاتی) و اکتفاء به قرآن کریم صورت پذیرفت. این که محتوای روایات سوزانیده شده توسط خلیفه ی اول چه بوده ما اطلاعی از آن نداریم؛ اما می توان این سخن را گفت که محتوای این روایات(به خصوص روایاتی را که وی بیان می دارد از شخصی موثقی شنیده که بعدا احتمال داده وی در نقل آن اشتباه نموده) روایاتی نبوده که تائید کننده ی عمل و سیره ی دستگاه حاکمه بوده باشد؛ زیرا که بدیهی است در چنین فرضی از این روایات به بهترین وجه استفاده می گردید.

3 ) شمس الدین ذهبی(م:748)، که از بزرگان علم حدیث اهل سنت می باشد در کتاب «تذکرة الحفاظ» در بیان طبقه ی اول از کتّاب حدیث ترجمه ی خلیفه اول بیان می دارد: «وقد نقل الحاكم فقال: حدثني بكر بن محمد الصيرفي بمرو أنا محمد بن موسى البربري أنا المفضل بن غسان أنا علي بن صالح أنا موسى بن عبد الله بن حسن بن حسن عن إبراهيم بن عمر بن عبيد الله التيمي حدثني القاسم بن محمد قالت عائشة: جمع أبي الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم وكانت خمسمائة حديث فبات ليلته يتقلب كثيرا قالت: فغمني فقلت: أتتقلب لشكوى أو لشيء بلغك؟ فلما أصبح قال: أي بنية هلمي الأحاديث التي عندك فجئته بها فدعا بنار فحرقها فقلت: لم أحرقتها؟ قال: خشيت أن أموت وهي عندي فيكون فيها أحاديث عن رجل قد ائتمنته ووثقت ولم يكن كما حدثني فأكون قد نقلت ذاك. فهذا لا يصح والله أعلم».(1)

پدرم تعداد پانصد حدیث از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله را جمع آوری نموده بود. پدرم شبی را در حالی که بسیار در خواب می غلطید به صبح نمود. از حال پدرم غمگین شدم از وی پرسیدم آیا به واسطه ی بیماری به خود می غلطی؟ یا به واسطه ی ناراحتی که بر شما وارد شده ؟ چون پدرم صبح نمود به من گفت: دخترم احادیثی که در نزد تو می باشد را برایم بیاور. پس احادیث را به نزد پدرم آوردم و او آتشی طلبید و احادیث را در آتش سوزانید.

به پدرم گفتم چرا این احادیث را سوزانیدید؟ پدرم گفت: ترسیدم که بمیرم و این احادیث در نزد من(یا نزد تو) باشد در حالی که در میان این احادیث احادیثی از شخصی که مورد اطمینان و وثاقت من بوده می باشد و من می ترسم آن گونه که بوده برایم نقل ننموده باشد و من نیز ناقل این روایات باشم.ذهبی بعد از نقل این روایت می گوید: این خبر صحیح نمی باشد و الله اعلم.

4 ) این روایت از نظر متنی از نظر ذهبی صحیح نبوده؛ ولی از نظر اسناد روایت، وی چیزی نمی گوید و این امر خود نشان دهنده ی آن است که سند روایت از نظر وی اشکال خاصی نداشته؛ لذا وی بعد از بیان نظر خویش می گوید خدا اعلم است.

5 ) متقی هندی(م:975)،در کتاب جامع حدیثی خود:«کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال»، بعد از نقل روایت سخن ابن کثیر را بیان می دارد که وی در مورد این روایت گفته است:«هذا غريب(2) من هذا الوجه جدا و علي بن صالح لا يعرف«.

محتوای این خبر در نزد ابن کثیر خیلی بعید می نماید؛ ‌لذا می گوید : این خبر از این طریق خیلی غریب است. و بعد از آن اشکال سندی نیز به روایت می کند که «علی بن صالح»، شناخته شده نیست .

»ابن کثیر» سپس می گوید: احادیث رسیده از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هزاران روایت بیش از این مقدار می باشد؛ لذا شاید وجه این گفتار تنها روایاتی باشد که ابوبکر تنها آنها را جمع آوری نموده باشد؛ سپس بواسطه ی آن چه که گفته آن ها را از بین برده است.

»متقی هندی» وجه دیگری از «سیوطی» در توجیه حدیث می آورد که شاید مراد از این روایت جمع آوری روایاتی بوده که ابوبکر موفق به شنیدن آن نشده است و آنها را صحابی دیگری برای وی نقل کرده اند و ظاهر این است که این روایات نیز با توجه به این که ابوبکر احفظ صحابه بوده بیش از این مقدار نبوده است.

به هر حال توجیه روایت بیانگر آن است که متن این خبر چندان بعید نیز نبوده است و بیان روایت در ترجمه ی ابوبکر در کتاب«تذکرة الحفاظ»،‌ خود بیانگر اعتبار چنین نقلی می باشد.(3)
پی نوشت:
[1] . تذکرة الحفاظ، الذهبی، ج1،ص11، دار الكتب العلمية بيروت-لبنان.

[2]. غرابت در اسناد به معنای تفرد سند می باشد که این غرابت با صحت حدیث نیز جمع می گردد؛ لذا این استعمال در اینجا به معنای نکارت متن می باشد.
[3]. این روایت در مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏1، ص: 9به نقل از تذكرة الحفاظ، ج 1 ص 5.
اين مطلب دركتاب كنزالعمال - چاپ موسسة الرسالة - جلد ۱۰ - كتاب العلم من قسم الافعال - باب في آداب العلم و العلماء - صفحه ۲۸۵ - حديث ۲۹۴۶۰ موجود مي باشد.