PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : علل گريز دختران از ازدواج



مليكا
۱۳۸۷/۰۶/۰۵, ۱۴:۰۳
علل تاخیر و یا گریز جوانان به خصوص دختران جوان از ازدواج را مى توان دلایل عدیده ای دانست ، اما در این دو مقاله قصد داریم به 4 مورد شایع آن بپردازیم . در این مقاله دو علت گریزدختران جوان از ازدواج را مورد بررسی قرار می دهیم و در مقاله ی بعد به دو علت دیگر خواهیم پرداخت :

1ـ ادامه تحصیلات در سطوح عالى

از موانع عمده اى كه در سر راه ازدواج بسیارى از جوانان مطرح است، ادامه تحصیلات در سطوح عالى است. اینكه این موضوع اساسا بتواند به عنوان مانعى براى دانشجویى و فن آموزى رخ نماید ، در خور تامل و بررسى است، ولى به نظر مى رسد كه شاید بتوان با قدرى تدبیر و چاره اندیشى با آن به طور شایسته كنار آمد.

ازدواج به لحاظ گوناگون عاطفى، اخلاقى، روانى و نیز جسمى نیاز جدى انسان است و استعدادهاى مختلف عقلى و عاطفى او در سایه ی پیمان زناشویى شكوفا شده و به بار مى نشیند ، موقعیت و شخصیت اجتماعى فرد به طور كامل با ازدواج شكل مى گیرد ، احساس مسوولیت و تعهد اجتماعى در پرتو تشكیل خانواده در وجود انسان بیدار شده و رشد مى یابد. با این وصف عاقلانه نیست، انسانى خود را از این همه ی مواهب و فواید محروم سازد و به بهانه هاى مختلف از آن سر باز زند.

البته اگر كسى بتواند با مراقبت كامل، خود را از هر گونه تحریكات جنسى به دور داشته و همه ی حواس و توجه خود را به سوى تحصیل دانش معطوف سازد ، شاید كناره گیرى از ازدواج مشكل جدى براى او به بار نیاورد ، ولى شخصى كه از چنین تسلطى بر افكار و احساسات خود برخوردار نیست، عواقب دورى گزیدن از ان براى او بسیار زیان بار و گاهى هم شكننده و غیر قابل جبران خواهد بود.
و لذا مى توان در صورت احساس نیاز به ازدواج و تمایل به ادامه تحصیلات تا سطوح عالى، این كار را با یكى از طرق زیر دنبال كرد و به هر دو خواسته جامه عمل پوشید :
ـ طولانى بودن دوران عقد.
ـ عقد موقت با اطلاع و موافقت والدین.
ـ گنجاندن شرط موافقت و همكارى شوهر براى ادامه تحصیل در عقد ازدواج.
- كنترل و جلوگیرى از داشتن فرزند براى مدتى با توافق دو طرف.
ـ كمك و مساعدت والدین دو طرف. و بالاخره در پیش گرفتن زندگى همراه با قناعت و ساده زیستى.

2 - نبود خواستگار دلخواه

در سنین بالاترسخت گیری در انتخاب به سرحد وسواس مى رسد و به تدریج نكاتى ریز و غیر قابل اعتنا جاى مهمى را به خود اختصاص مى دهد و دستیابى به همسر مطلوب به آرزویى تبدیل مى شود كه به آسانى قابل تحصیل نیست.

دختر و پسر، در آغاز دوران بلوغ و مدتى پس از آن به جهت قوت غریزه و ضعف اندیشه ، بیشتر در پى اطفاى غریزه اند و كمتر به تشكیل خانواده و زندگى مشترك و چگونه بودن آن مى اندیشند و لذا به ندرت در این باره و در خصوص ویژگی ها و اوصاف شریك زندگى خود به تامل و محاسبه مى پردازند.

به تدریج هر چه از سن بلوغ (http://www.tebyan.net/Social/House_Family/Law_Family/2008/7/9/69787.html)فاصله بیشتر مى شود و قواى عقلى و فكرى تقویت مى گردد این گونه مسایل نیز در كنار پاسخگویى به نیاز جنسى در دایره ی محاسبات و آینده نگرى انسان وارد مى شود. هر چه بر مقدار این فاصله افزوده شود این موضوع نیز با شدت بیشترى، فكر و حواس او را به خود مشغول مى سازد.

البته این كار در جاى خود خوب، پسندیده و لازم است و شاید بر اساس همین حكمت است كه ازدواج دختران ـ كه به جهت زودرس بودن بلوغ آنان، معمولا در سنین كمتر از پسران به وقوع مى پیوندد و آنها تا آن زمان هنوز تجربه ی كافى براى زندگى و معاشرت زناشویى نیاموخته اند و از سوى دیگر اختیار طلاق نیز، جز در موارد معین، بر اساس حكمت و مصلحت، به آنها داده نشده است ـ باید با اجازه و موافقت پدر و ولى صورت پذیرد ، تا سرنوشت آینده و زندگى آنان با دوراندیشى و احتیاط پدر، كه از تجربه و احاطه بیشترى نسبت به مسایل زندگى و ضروریات و لوازم آن برخوردار است، تامین شود و با نزدیك نگرى و ناپختگى و پیروى از هوس، دست خوش تزلزل و ناكامى نگردد-
ولى گاهى در سنین بالاتر این قضیه به سرحد وسواس مى رسد و به تدریج نكاتى ریز و غیر قابل اعتنا جاى مهمى را در این مجموعه به خود اختصاص مى دهد و از باب ((هر آنچه شرطش افزون گردد وجودش حاكم مى شود)) به تدریج دستیابى به چنین همسر مطلوبى به آرزویى تبدیل مى شود كه به آسانى قابل تحصیل نیست و تجربه نشان داده است كه چنین انسانهایى پس از افول غریزه و سستى آن و فروكش كردن عواطف و احساسات پاك جوانى و غالبا نرسیدن به خواسته ی واقعى خود ، احساس ناكامى و شكست كرده و خود را از قافله ی زندگى انسانى عقب مانده مى یابند.

این نكته را باید توجه داشت كه انسانهاى معمولى خالى از عیب و نقص نیستند. هنر زندگى كردن در این نیست كه زن و شوهر از هر جهت موافق و مطلوب هم بوده و هیچ نارسایى در وجودشان نباشد ، بلكه هنر زندگى در این است كه با سرپنجه ی تدبیر، صفا، محبت و ایثار، نقایص و كمبودهاى جزیى و قابل اغماض در هر یك از طرفین پوشیده شده و تحت الشعاع صفات، ویژگیها و شرایط اصلى و اساسى قرار گرفته و از ان چشم پوشى شود.
قران كریم مى فرماید:
((هن لباس لكم و انتم لباس لهن));
آنان[ زنان] پوشش شمایند و شما نیز پوششى براى آنان هستید.(1)

همچنان كه لباس عیب بدن را مى پوشاند زن و مرد نیز باید ساتر و حجاب عیوب هم باشند. و با عیب پوشى نسبت به یكدیگر به توافق و تفاهم واقعى و در پرتو آن به عشق و محبت نسبت به هم دست یابند

sara.m
۱۳۸۷/۰۶/۰۵, ۱۸:۵۶
ملیکا جان
ای کاش فقط این چیزا بود
مهمترین عاملش عدم اعتماد به مرد است
خیلی از دخترایی که ازدواج نمی کنن بیشتر بخاطر اینه که به هیچ مردی اعتماد ندارن
البته دلایل مختلفی داره ولی اکثرنشون بهمین دلیلیه که گفتم

yeganeh
۱۳۸۷/۰۶/۰۵, ۲۰:۴۵
من هم با حرف سارا موافقم . جریان ازدواج برای زن جریانیه که اگه توش بیفته دیگه اختیار هیچی اش رو نداره و اگه مرد مناسبی نصیبش نشده بود هم به این راحتی ها نمیشه از تو این جریان بیاد بیرون .بنابراین ت روزی که کسی واقعا به نظر ادم ادم درستی نباشه نمیشه برای مساله ازدواج اقدام کرد چون تبعات بد بودنش برای زنان خیلی بیشتره بنابراین تمایل کمتری نشون میدن
بی میلی به ازدواج با این دلایل بیشتر در دختران مذهبی است و البته بسیاری از دختران دیگر هم هستند که به دلیل داشتن روابط ازاد با جنس مخالف نیازی به ازدواج نمیبینند و دردسری برای خود نمیخرند

مليكا
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۰۸:۴۷
ملیکا جان
ای کاش فقط این چیزا بود
مهمترین عاملش عدم اعتماد به مرد است
خیلی از دخترایی که ازدواج نمی کنن بیشتر بخاطر اینه که به هیچ مردی اعتماد ندارن
البته دلایل مختلفی داره ولی اکثرنشون بهمین دلیلیه که گفتم



ساراجان
مسلم كه وقتي مردي به خواستگاري دختري برود در وهله اول دختر اعتمادي به او نخواهد داشت ولي با تحقيق و گفتگو با شخص مي توان تا حدودي به خلق و خوي او و منش و چگونگي كردار او پي برد.

Moamma
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۰:۱۹
سلام
منهم بانظر دوستان موافقم
دلیل ازدواج نکردن دختران عدم اعتماد است
البته خود آقایان این زمینه را ادرست کردند
یا علی

مليكا
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۱:۰۲
[quote=yeganeh;41193]من هم با حرف سارا موافقم . جریان ازدواج برای زن جریانیه که اگه توش بیفته دیگه اختیار هیچی اش رو نداره و اگه مرد مناسبی نصیبش نشده بود هم به این راحتی ها نمیشه از تو این جریان بیاد بیرون .بنابراین ت روزی که کسی واقعا به نظر ادم ادم درستی نباشه نمیشه برای مساله ازدواج اقدام کرد چون تبعات بد بودنش برای زنان خیلی بیشتره بنابراین تمایل کمتری نشون میدن
بی میلی به ازدواج با این دلایل بیشتر در دختران مذهبی است و البته بسیاری از دختران دیگر هم هستند که به دلیل داشتن روابط ازاد با جنس مخالف نیازی به ازدواج نمیبینند و دردسری برای خود نمیخرند

/quote]
يگانه عزيز
بنده كاملا فرمايشات شما را تاييد ميكنم تبعات ازدواج ناموفق در جامعه كنوني ما به مراتب براي خانم ها بيشتر است تا آقايون.
ولي تكليف جوانان ، دختران و پسران مجرد كه ازدواج برايشان يك نياز است ، بيشتر از لحاظ برخورداري از امنيت رواني و عاطفي، چه خواهد شد و براي سلامت روحي و رواني جامعه چه تضميني وجود دارد.
بهتر است دختران جوان ما نسبت به اين امر با اكراه و بي ميلي برخورد نكنند بلكه با نگاهي مدبرانه و هوشمندانه و با تحقيق و منطق همسر خود را انتخاب نمايند نه از روي احساس و نگاه ظاهربينانه.

user*
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۱:۵۱
کجا میگریزند؟
اصلا هم اینطور نیست...خیلی هم مشتاقند
این پسرا هستن که از ازدواج میترسن و نمیرن جلو...برا همین هم دخترا هم موندن.

sara.m
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۲:۰۵
ساراجان
مسلم كه وقتي مردي به خواستگاري دختري برود در وهله اول دختر اعتمادي به او نخواهد داشت ولي با تحقيق و گفتگو با شخص مي توان تا حدودي به خلق و خوي او و منش و چگونگي كردار او پي برد.

نه ملیکا جان
این حرف رو قبول ندارم
طرف چند سال با یه نفر زیر یه سقف زندگی می کنه ، آخرشم طرفو نمی شناسه، اونوقت چطور می شه با یه تحقیق مردمی به طرف اعتماد پیدا کنی
اونم چه تحقیقی ، یکی با طرف خوبه ازش خوب می گه ، یکی باهاش بده ازش بد می گه ، نمی شه خیلی رو این جور تحقیق حساب باز کرد

sara.m
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۲:۲۲
کجا میگریزند؟
اصلا هم اینطور نیست...خیلی هم مشتاقند
این پسرا هستن که از ازدواج میترسن و نمیرن جلو...برا همین هم دخترا هم موندن.

جناب قمار باز انگیزتون چیه که انقدر آدمو حرص میدیییییییییییییییییییییی یییییییییین؟
حالا که بحث به این جاها رسید بنده جسارتا یه سری مطالب رو مجبورم بگم
ببینید وقتی می گن بی بند و باری توی جامعه زیاد شده ، می گن نه ، بی بند و باری که بد نیست
بدیش اینه که این آقا پسر(این آقا پسر رو با حرص بخونین) هر گونه نیازی که داشته باشه خیلی راحت در دسترسش قرار می گیره ، پشت مبارکشون باد می خوره ، توی مخ آکبندش فکر می کنه که خب مگه من مریضم که برم زن بگیرم ، بدون این که زیر بار مسئولیت زندگی برم ، بدون اینکه زن بگیرمم می تونم نیازهای جنسی خودمو برآورده کنم
بخاطر این جور مسائله که ما دخترا به هیچ مردی اعتماد نداریم ، اتفاقا جالبش اینه که آخرش می رن خواستگاری ولی بعد از اون همه کارهای ناشایستی که انجام داده(عجب رویی هم داره)، دختره هم جواب رد می ده تا تو کفش بمونه
خب حالا شما بگین یه دختر با این وضعیت و این عدم اعتماد حاضر می شه با مردی ازدواج کنه، منکر بدی همه مردا نیستم ، چون توی این وضعیت برای یه دختر تشخیص دادن این موضوع که این پسره خوبه یا نه،سخت می شه ترجیح می ده که اصلا ازدواج نکن

مليكا
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۳:۳۵
نه ملیکا جان
این حرف رو قبول ندارم
طرف چند سال با یه نفر زیر یه سقف زندگی می کنه ، آخرشم طرفو نمی شناسه، اونوقت چطور می شه با یه تحقیق مردمی به طرف اعتماد پیدا کنی
اونم چه تحقیقی ، یکی با طرف خوبه ازش خوب می گه ، یکی باهاش بده ازش بد می گه ، نمی شه خیلی رو این جور تحقیق حساب باز کرد



خواهر خوبم
درسته كه خيلي ها هستند كه سالها با هم زندگي مي كنند و لي همديگر رو هنوز نشناختند و اين عدم شناخت در تمامي امور اخلاقي و رفتاري طرفين نيست بلكه در مقطع زماني خاصي و قرار گرفتن در شرايط خاص آن مقطع زن و يا شوهر پي مي برند كه در اين قضيه كه پيش اومده هنوز همسر خود را نشناختند. و اين بر مي گرده به فراز و نشيبهاي زندگي و جريانهايي كه در طي اين مسير براي دو طرف اتفاق مي افته و هر كدوم بسته به جنبه ها و ظرفيتهايي كه دارن واكنش نشان مي دهند و اين اصل را نميشه به تمامي خصوصيات رفتاري و اخلاقي خوب و يا بد شخص تعميم داد. و دليل نميشه كه كل منش و كردار اون مرد يا زن زير سوال بره و از همديگر متنفر شوند و اين قضايا زودگذرند و نمك زندگي هستند.
بهتره كه كمي نگرش و ديدگاهمون رو مثبت كنيم و با توكل به خدا در كنار تحقيق و گفتگو با خود شخص در چندين جلسه متوالي ، ....خوب بالاخره ميشه شناختي پيدا كرد و گام نخستين براي شروع يك زندگي ايده آل رو برداشت.

MONTAZER_ABADI
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۵:۰۰
سلا م و خدا قوت مگم به شما
فکر میکنم دلیل اصلی همون خانواده ها هستن که اخلاق قرآنی اسلامی ندارن ، هم باعث گریز پسرا از این امر مقدس میشن هم دخترارو بدبین و بی اعتماد میکنن ، در ضمن شناخت زیادم سخت نیست ، میشه حس آدمارو درک کرد کسی که عاشق دین اهل بیت تشخیسش نباید چندان سخت باشه...

sara.m
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۶:۵۱
سلا م و خدا قوت مگم به شما
فکر میکنم دلیل اصلی همون خانواده ها هستن که اخلاق قرآنی اسلامی ندارن ، هم باعث گریز پسرا از این امر مقدس میشن هم دخترارو بدبین و بی اعتماد میکنن ، در ضمن شناخت زیادم سخت نیست ، میشه حس آدمارو درک کرد کسی که عاشق دین اهل بیت تشخیسش نباید چندان سخت باشه...

اتفاقا خیلی از خونوادها هستن که اخلاق به قول شما قرآنی دارن ، ولی این ربطی نداره، اشتباه شما اینه که فکر می کنید خانواده ها باعث گریز پسرا و دخترا از ازدواج می شن و دخترا رو بی اعتماد می کنن ، در صورتی که اصلا اینطوری نیست
چرا شناخت زیاد لازم نیست ، خیلی هم لازمه ، هیچم نمی شه حس آدما رو درک کرد و تشخیص داد که طرف چون عاشق اهل بیته پس قطعا کارهای ناشایست نکرده ، انقدر آدما هستن که رول آدمای پاک رو بازی می کنن که خودشونم بعضی وقتها باورشون می شه که پاکن

sara.m
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۷:۰۸
خواهر خوبم
درسته كه خيلي ها هستند كه سالها با هم زندگي مي كنند و لي همديگر رو هنوز نشناختند و اين عدم شناخت در تمامي امور اخلاقي و رفتاري طرفين نيست بلكه در مقطع زماني خاصي و قرار گرفتن در شرايط خاص آن مقطع زن و يا شوهر پي مي برند كه در اين قضيه كه پيش اومده هنوز همسر خود را نشناختند. و اين بر مي گرده به فراز و نشيبهاي زندگي و جريانهايي كه در طي اين مسير براي دو طرف اتفاق مي افته و هر كدوم بسته به جنبه ها و ظرفيتهايي كه دارن واكنش نشان مي دهند و اين اصل را نميشه به تمامي خصوصيات رفتاري و اخلاقي خوب و يا بد شخص تعميم داد. و دليل نميشه كه كل منش و كردار اون مرد يا زن زير سوال بره و از همديگر متنفر شوند و اين قضايا زودگذرند و نمك زندگي هستند.
بهتره كه كمي نگرش و ديدگاهمون رو مثبت كنيم و با توكل به خدا در كنار تحقيق و گفتگو با خود شخص در چندين جلسه متوالي ، ....خوب بالاخره ميشه شناختي پيدا كرد و گام نخستين براي شروع يك زندگي ايده آل رو برداشت.

جناب ملیکا تا حدی فرمایشاتتون رو قبول دارم
ولی
حرف من سر یه چیز دیگه است ، اصلا سر شناخت حرکات و سکنات نیست
جسارته ولی بزارین واضح تر بگم
متاسفانه توی این چند سال اخیر بعضی از دخترای بی حیای جامعه ما مردا و پسرا رو حریص و گرگ کردن ، طوری که روابط نامشروع براشون شده عین آب خوردن
متاسفانه انقدر این بی بند و باری زیاد شده که دختر جماعت می ترسه که با یه آقایی ازدواج کنه ، پیش خودش می گه نکنه این قبلا .....
بله دعوا و اختلاف نظر بین زن و شوهر نمک زندگیه ، قبول ولی آیا بعد از ازدواج اون دختر بدبخت بفهمه شوهرش مبتلا به ایدز بوده هم از نظر شما نمک زندگیه؟
حتما الان توی ذهنتون این سوال پیش می آد که بابا آزمایش قبل از ازدواج می دین دیگه؟
پس حتما اینم می دونید که ایدز یه بیماری است که اگه طرف بهش مبتلا بشه بعد از چند سال خودشو تازه نشون می ده ، پس یعنی شاید برای آزمایش ازدواج چیزی نشون داده نشه ولی به مرور زمان عوارضش خودشو نشون بده
خب اونوقت تکلیف چیه؟
علت گریز خیلی از دخترا از ازدواج متاسفانه همین قضیه هستش

yeganeh
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۲۱:۲۰
سارا جان این یه طرف قضیه بود که مربوط به دسته گلهای قبل از ازدواج اقایونه.اما اونطرفش هم هست .انقدر جدیدا مردها در مورد ازدواج دوم و حتی سوم و صیغه های متعدد وقیح شدن و به خودشون حق میدن ادم با خودش فکر میکنه که دور از جون مگه بیمارم خودمو اسیر کنم .من مسئولیت قبول کنم و مردا برن دنبال هوسبازی؟؟!!!!

jostejoogar
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۲۲:۱۵
با سلام خدمت دوستان
انصافا مرد یا زن، هر کس را از زندگی نیمه بندگی در این کشور به اسارت قانونمند و جامعه پسند و مورد تایید فرهنگ !!! ببرند باید هم فرار کند.
آقا من هم اگر بدانم طناب اسارتم را با یک بله به دست کسی می دهم که همه حقوق و قدرتها در حیطه مرزها با اوست، خب این کار را نمی کنم!
ازدواج دختران در ایران فقط تن دادن قانونی به همه تحقیرها شده. البته هستند مردهای روشنفکر(:Labkhand:) اما وقتی همه چیز و همه کس قدرت را به فرد ارزانی می کند، ابر مرد می خواهد که جو گیر نشود!!!

yeganeh
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۲۲:۳۵
با سلام خدمت دوستان
انصافا مرد یا زن، هر کس را از زندگی نیمه بندگی در این کشور به اسارت قانونمند و جامعه پسند و مورد تایید فرهنگ !!! ببرند باید هم فرار کند.
آقا من هم اگر بدانم طناب اسارتم را با یک بله به دست کسی می دهم که همه حقوق و قدرتها در حیطه مرزها با اوست، خب این کار را نمی کنم!
ازدواج دختران در ایران فقط تن دادن قانونی به همه تحقیرها شده. البته هستند مردهای روشنفکر(:labkhand:) اما وقتی همه چیز و همه کس قدرت را به فرد ارزانی می کند، ابر مرد می خواهد که جو گیر نشود!!!

فرمایشات شما رو من کاملا قبول دارم و همیشه هم گفته ام زنان یا قربانی عرف مرد سالار شده اند یا احکام نصفه نیمه
ق ر معنی زیاد خوبی نداره اما وقتی با یه ال و نون همراه بشه میشه کتاب اسمانی قران
حالا اگه احکام اسلامم که حق و تکلیف انسانها رو روشن میکنه یا نصفه به صورت قانون تدوین بشن ویا درست اجرا نشن که عدالت اسلامی نمیشه که ما انقدر ادعا داریم اسلام حقوق زن را محترم شناخته .هرگاه در عمل اون ارزش به زن داده شدو زن احساس ناتوانی و حقارت نکرد تازه حق و حقوق زن در اسلام شناخته میشود و این ادعا اینجا جایگاه پیدا میکند

ضمنا جناب جستجو گر اگر این امکان وجود داشت به جای یک بار پنج بار از پستتون تشکر میکردم

مليكا
۱۳۸۷/۰۶/۱۰, ۰۷:۲۵
جناب ملیکا تا حدی فرمایشاتتون رو قبول دارم
ولی
حرف من سر یه چیز دیگه است ، اصلا سر شناخت حرکات و سکنات نیست
جسارته ولی بزارین واضح تر بگم
متاسفانه توی این چند سال اخیر بعضی از دخترای بی حیای جامعه ما مردا و پسرا رو حریص و گرگ کردن ، طوری که روابط نامشروع براشون شده عین آب خوردن
متاسفانه انقدر این بی بند و باری زیاد شده که دختر جماعت می ترسه که با یه آقایی ازدواج کنه ، پیش خودش می گه نکنه این قبلا .....
بله دعوا و اختلاف نظر بین زن و شوهر نمک زندگیه ، قبول ولی آیا بعد از ازدواج اون دختر بدبخت بفهمه شوهرش مبتلا به ایدز بوده هم از نظر شما نمک زندگیه؟
حتما الان توی ذهنتون این سوال پیش می آد که بابا آزمایش قبل از ازدواج می دین دیگه؟
پس حتما اینم می دونید که ایدز یه بیماری است که اگه طرف بهش مبتلا بشه بعد از چند سال خودشو تازه نشون می ده ، پس یعنی شاید برای آزمایش ازدواج چیزی نشون داده نشه ولی به مرور زمان عوارضش خودشو نشون بده
خب اونوقت تکلیف چیه؟
علت گریز خیلی از دخترا از ازدواج متاسفانه همین قضیه هستش

سارا جان
بحث قبلي بنده در خصوص منش و كردار طرفين در زندگي بود و عدم شناخت رفتاري ،
خوبه كه منظورتون و دايره نظرتون در اين خصوص رو بيشتر توضيح مي دادين .
مبتلا شدن به ايدز يك گرفتاري بزرگه كه عواقب اين بيماري نه تنها فرد رو اسير ميكنه بلكه دامنگير خانواده ميشه چون هم فرد و هم همسر او و هم فرزندي كه از آنان بوجود مي آيد همه را مبتلا مي كند و اين نمك زندگي نيست. البته يادآور ميشم كه پايان راه هم نخواهد بود چون افراد مبتلا زير نظر پزشك با انجام راههكارها و تجويز پزشك مربوطه مي توانند زندگي خانوادگي خودشون رو ادامه بدن.
- در خصوص آزمايش ايدز پيش از ازدواج ، هممون ميدونيم كه اين آزمايش در هيچ كجاي دنيا حتي در ايالت متحده آمريكا هم كه آمار ايدز چشمگير است انجام نميشه مگر به درخواست طرفين، چون فقط 10 درصد ممكنه درست باشه و هزينه اون هم بالاست . براي همين در كشور ما هم جزء آزمايشات اجباري مثل اعتياد و ... نيست.
- تمام دختران و پسران حق دارند كه چنين نگراني رو داشته باشن ولي آيا به نظر شما براي فرار از اين بحران بايد از ازدواج كه سنت حسنه پيامبر اسلام (ص) و كامل شدن دين هست بايد گريخت؟!!!!

jostejoogar
۱۳۸۷/۰۶/۱۲, ۲۱:۵۳
نگرش نسبت به ازدواج در ایران یک جاده یک طرفه است. خصوصا برای خانمها.
تقصیر هیچ یک از طرفین نیست که اعتماد سخت است.
جایی که تا دیروز مرد برای زن و زن برای مرد تابو بوده، حالا چطور امروز خوب می شوند و به هم اعتماد هم می کنند؟
مایکروفر که نیست!

zeynab
۱۳۸۹/۰۲/۲۱, ۱۰:۲۸
یکی از موارد گریز از ازدواج نبود خواستگار دلخواه است.

دختر و پسر, در آغاز دوران بلوغ و مدتى پس از آن به جهت قوت غريزه و ضعف انديشه, بيشتر در پى اطفاى غريزه اند و كمتر به تشكيل خانواده و زندگى مشترك و چگونه بودن آن مى انديشند و لذا به ندرت در اين باره و در خصوص ويژگيها و اوصاف شريك زندگى خود به تإمل و محاسبه مى پردازند.
به تدريج هر چه از سن بلوغ فاصله بيشتر مى شود و قواى عقلى و فكرى تقويت مى گردد اين گونه مسايل نيز در كنار پاسخگويى به نياز جنسى در دايره محاسبات و آينده نگرى انسان وارد مى شود. هر چه بر مقدار اين فاصله افزوده شود اين موضوع نيز با شدت بيشترى, فكر و حواس او را به خود مشغول مى سازد.
البته اين كار در جاى خود خوب, پسنديده و لازم است كه در پاسخنامه پيش به اهميت آن و شمه اى از اين صفات اشاره كرديم. و شايد بر اساس همين حكمت است كه ازدواج دختران ـ كه به جهت زودرس بودن بلوغ آنان, معمولا در سنين كمتر از پسران به وقوع مى پيوندد و آنها تا آن زمان هنوز تجربه كافى براى زندگى و معاشرت زناشويى نياموخته اند و از سوى ديگر اختيار طلاق نيز, جز در موارد معين, بر اساس حكمت و مصلحت, به آنها داده نشده است ـ بايد با اجازه و موافقت پدر و ولى صورت پذيرد, تا سرنوشت آينده و زندگى آنان با دورانديشى و احتياط پدر, كه از تجربه و احاطه بيشترى نسبت به مسايل زندگى و ضروريات و لوازم آن برخوردار است, تإمين شود و با نزديك نگرى و ناپختگى و پيروى از هوس, دست خوش تزلزل و ناكامى نگردد.
ولى گاهى در سنين بالاتر اين قضيه به سرحد وسواس مى رسد و به تدريج نكاتى ريز و غير قابل اعتنا جاى مهمى را در اين مجموعه به خود اختصاص مى دهد و از باب ((هر آنچه شرطش افزون گردد وجودش حاكم مى شود)) به تدريج دستيابى به چنين همسر مطلوبى به آرزويى تبديل مى شود كه به آسانى قابل تحصيل نيست و تجربه نشان داده است كه چنين انسانهايى پس از افول غريزه و سستى آن و فروكش كردن عواطف و احساسات پاك جوانى و غالبا نرسيدن به خواسته واقعى خود, احساس ناكامى و شكست كرده و خود را از قافله زندگى انسانى عقب مانده مى يابند.

اين نكته رو هم بايد توجه داشت كه انسانهاى معمولى خالى از عيب و نقص نيستند. هنر زندگى كردن در اين نيست كه زن و شوهر از هر جهت موافق و مطلوب هم بوده و هيچ نارسايى در وجودشان نباشد بلكه هنر زندگى در اين است كه با سرپنجه تدبير, صفا, محبت و ايثار, نقايص و كمبودهاى جزيى و قابل اغماض در هر يك از طرفين پوشيده شده و تحت الشعاع صفات, ويژگيها و شرايط اصلى و اساسى قرار گرفته و از آن چشم پوشى شود.
قرآن كريم مى فرمايد: ((هن لباس لكم و انتم لباس لهن)); آنان[ زنان] پوشش شمايند و شما نيز پوششى براى آنان هستيد.(آیه 187 سوره بقره)
همچنان كه لباس عيب بدن را مى پوشاند زن و مرد نيز بايد ساتر و حجاب عيوب هم باشند. و با عيب پوشى نسبت به يكديگر به توافق و تفاهم واقعى و در پرتو آن به عشق و محبت نسبت به هم دست يابند.

zeynab
۱۳۸۹/۰۲/۲۱, ۱۰:۳۰
گريز از مسووليت پذيرى

بسيارى از اينكه پذيرش ازدواج و اقدام به تشكيل خانواده, همراه با قبول مسووليتى بزرگ, در اداره زندگى, رفت و آمدها, ارتباطات جديد, خواسته هاى همسر و احيانا برخى نزديكان او و در نهايت بچه دارى و تربيت فرزند, است در هراسند و اين قضيه گاهى آن چنان در ديدگاهشان دشوار و سنگين جلوه مى كند كه برخى يا اساسا از آن منصرف شده و يا با نگرانى و اضطراب به سوى آن قدم مى گذارند.
ولى بايد توجه داشت كه تا انسان مستقيما وارد عرصه زندگى نشود و با مشكلات آن درگير نشود بسيار دشوار است از خامى به در آيد و به موجودى مفيد تبديل شود و خانواده خود بهترين ميدان عمل و روبه رويى با دشواريها و مسايل جدى حيات است و به گفته يكى از نويسندگان بزرگ عرب: ((گاهى نبرد از ضروريات زندگى به شمار مى رود, زيرا اگر نبرد به طور مطلق در زندگى وجود نداشته باشد, روح آدمى سست و بى حال مى گردد همان طور كه جسمش در صورت كناره گيرى از حركات سنگين رفته رفته كم طاقت و بى مايه مى شود.))

sebastian1361j
۱۳۸۹/۰۲/۲۱, ۱۳:۳۱
سلام
اولاً بنده مخالف اين حرفها هستم كه مي گن هيچ اعتمادي نداريم . خيلي معذرت مي خوام
شما وقتي كسي رو نميشناسيد چطور بهش اعتماد مي كنيد مخصوصاً در خريد اشياء و لوازم مورد نياز .
در ثاني مسئله ازدواج مسئله كمي نيست شما يك عمر با كسي مي خواهيد زندگي كنيد .
شرط و شروط آنچناني مي گذاريد كه هر كسي مياد مي ره و پشتش رو هم نگاه نمي كنه
سطح توقعمون را بايد بياريم پايين .
ثالثاً در اين زمينه حتماً بايد تحقيق كرد نه 1 نفر نه 2 نفر حداقل از 5 خانواده معتمد محل بايد پرسش كرد .
همچنين آگر اون شخص شاغله بايد در محل كارش هم از همكارانش ، دوستانش و .... اطلاعات كسب كرد .
در آخر بعد از اين همه دريافت اطلاعات و جمع بندي همه اونها با خانواده اون هم فقط سن بالاها مشورت كرد .
اگر هم همه اينها مثبت بود و باز هم شك داشتين در آن موقع هست كه بايد استخاره (البته استشاره هست) به قرآن
كرد كه ببينيم آيا خوبه يا بد ؟

z_j_14
۱۳۸۹/۰۲/۲۱, ۱۶:۲۸
:Gig: