PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : احكام كودكان........ ✿..........از تولد تا بلوغ‏



بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۷, ۰۹:۵۸
http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif



به نام خدا
نام كتاب: احكام كودكان از تولد تا بلوغ‏

نوسينده: محمد حسين فلاح زاده‏

بسم الله الرحمن الرحيم‏
دين اسلام، دينى است كامل، كمال بخش و در بردارنده بهترين دستورات زندگى. تعاليم حيات بخش اسلام، بر سرتاسر حيات فردى و اجتماعى انسان سايه افكنده و همه مقاطع زندگى او را در بر مى‏گيرد. و تئورى واقعى و كامل اداره انسان از گهواره تا گور) را عينيت مى‏بخشد.

احكام فقهى كه بخشى از معارف دينى انسان است، حاوى مسائل سازنده و تربيتى بس ژرف و سرنوشت سازى است، اما دست‏يابى به تمام آن مسائل و بهره‏ مندى بهينه از آن، براى عموم مردم، آسان نيست، از اين رو سزاست در ابواب اين فقه مبين سير و كاوش شود و شرح وظايف پدر و مادر در رابطه با فرزند استخراج گردد.

در اين راستا خانه كودك) - كه تلاش خود را در زمينه تعليم و تربيت كودكان جهت بخشيده - به كاوش در رساله‏ هاى عمليه مراجع عظام و استخراج فتاوا در حوزه كودك پرداخته و نتيجه تلاشهايش را در كتابى با نام احكام ما و كودكان) گرد آورده و نشر داده است.

پس از اين گام، كه مخاطب آن، محققان و طلاب حوزه‏هاى علميه و مدرسان و معلمان بودند، از سوى آن موسسه فرهنگى پيشنهاد شد تا گامى ديگر به پيش نهيم و اين بار عموم مردم، به ويژ0 پدران و مادران جوانى را كه در آغاز زندگى نسبت به فرزندانشان حساسيت ويژه‏اى دارند، مخاطب خويش سازيم.

بر اين اساس اقدام به انتخاب برخى از مسائل آن كتاب و بازنويسى و تبيين وظيفه پدر و مادر نسبت به كودكان از تولد تا دوران بلوغ كرديم.
...



http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۷, ۱۰:۰۰
(1) تولد

1- شستشوى بدن (غسل)
2- نخستين غذا (كام برداشتن)
3- نخستين سخن (اذان و اقامه)
4- نامگذارى‏
5- تراشيدن سر
6- سوراخ كردن گوش‏
7- ختنه‏
8- عقيقه‏
9- وليمه‏

http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۷, ۱۰:۰۴
شستشوى بدن (غسل دادن)

1- غسل دادن نوازد، مستحب است‏

2- اگر غسل دادن براى نوزاد ضرر داشته باشد، مستحب نيست‏

3- اگر غسل دادن نوزاد و يا سه روز تأخير بيفتد مانعى ندارد، ولى اگر به حدى تأخير بيفتد كه به او نوازد نگويند. بهتر است، رجاءاًغسل دهند



نخستين غذا (كام برداشتن)


مستحب است - حتى پيش از خوردن شير مادر - با آب فرات و تربت سيدالشهداء (عليه السلام) كام طفل را بردارند


نخستين سخن (اذان و اقامه)

مستحب است در روز اول و تولد نوزاد، يا پيش از افتادن بند ناف او، در گوش راستش اذان، و در گوش چپش اقامه بگويند



نامگذارى‏


1- پس از تولد نوزاد، مستحب است نام نيكويى برايش بر گزينند

2- برگزيدن نام نيكو يكى از حقوق فرزند بر پدر خويش است‏

3- بهترين نامها براى فرزند نامهايى است كه بندگى خداوند را در بر

داشته باشد؛ مانند عبدالله، عبدالرحمن، عبدالرحيم؛ و در مرتبه دوم نامهاى پيامبران و امامان (عليهم السلام)

4- از ميان نامهاى پيامبران و امامان (عليهم السلام) نام محمد) بهترين نامهاست‏

5- كسى كه چهار فرزند پسر دارد، مكروه است، نام يكى از آنان را محمد) نگذارد

http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۷, ۱۰:۰۹
تراشيدن سر

1- در روز هفتم تولد نوزاد - دختر يا پسر - مستحب است موى سر او را تراشيده و به اندازه وزن موها طلا يا نقره، صدقه دهند

2- مكروه است قسمتى از موى سر نوزاد را تراشيده و قمستى را باقى گذارند



سوارخ كردن گوش‏


در روز هفتم تولد نوزاد - دختر يا پسر - مستحب است گوش او را سوراخ كنند



ختنه‏


1- واجب است فرزند پسر ختنه شود

2- مستحب است ختنه نوزاد را در روز هفتم انجام دهند

3- نوزادى كه به طور مادرزاد ختنه شده باشد، اگر ختنه‏اش كامل باشد، لازم نيست او را ختنه كنند

4- نوزادى كه به طور مادر زاد ختنه شده، مستحب است براى عمل كردن به سنت پيامبر بر محل ختنه او تيغ بگذارند

5- كسى كه كودك - مسلمان - را ختنه مى‏كند لازم نيست مسلمان باشد؛ زيرا كافر هم مى‏تواند كودك مسلمان را ختنه كند
6 - ...
7 - ...

http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۸, ۰۷:۵۳
عقيقه‏

1- عقيقه، گوسفند يا حيوان ديگرى است كه براى شخصى كشته مى‏شود.

2- گوسفند، گاو و يا شتر در عقيقه كافى است ولى قوچ از همه اينها بهتر است

3- مستحب است عقيقه سالم و چاق باشد

4- مستحب است عقيقه پسر، حيوان نر و عقيقه دختر، حيوان ماده باشد.

5- مستحب است عقيقه را روز هفتم تولد كودك بدهند و اگر از روز هفتم تأخير افتاد. همچنان مستحب است، حتى اگر فرزند بالغ شد، و برايش عقيقه نداشته باشند، مستحب است خودش عقيقه را بدهد

6- در عقيقه مى‏توانند گوشت خادم يا پخته شده را تقسيم كنند، يا بپزند و گروهى از مومنين - حداقل ده نفر - را دعوت كنند و به آنها غذا بدهند

7- مستحب است پا و ران عقيقه را به قابله (ماما) بدهند.

8- صدقه دادن قميمت عقيقه به جاى عقيقه كافى نيست‏

9- مكروه است كه پدر نوزاد يا يكى از عائله نخورد به احتياط نزديكتر است‏

10- در مورد آنچه در بعضى از روستاها رسم است كه استخوان عقيقه را در پارچه سفيدى پيچيده و دفن مى‏كنند مدركى نيافتيم‏


وليمه‏

1- وليمه دادن در تولد فرزند مستحب است‏

2- لازم نيست وليمه تولد فرزند در روز تولد وى باشد، بلكه اگر چند روزى هم بگذرد مانعى ندارد

3- وليمه دادن براى ختنه فرزند، نيز مستحب است‏

http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۸, ۰۷:۵۷
(2) تغذيه‏
1- شير مادر و تأثير آن‏
2- مدت شير دهى‏
3- شير دايه‏
4- اجرت شير دهى‏
5- نماز و روزه زن شيرده‏
6- شير دهى و خويشاوندى‏
7- خوردنى و نوشيدنى‏



شير مادر و تأثير آن‏


1- مستحب است نوزاد از شير ماد تغذيه كند، چون شير مادر بهترين شير است‏

2- براى شير دادن كودك، مادر او از هر دايه‏اى بهتر است‏

3- رواياتى كه از پيشوايان معصوم (عليهم السلام) رسيده و نيز تجربيات و آزمايشها، گوياى اين حقيقتند كه شير، تأثير كامل در نوزاد شيرخوار دارد

4- در موارد زير شير دادن كودك، بر مادرش واجب است:

* آغوز شير

* زمانى كه نگهدارى نوازد با غذايى غير از شير ممكن نبود يا غذاى ديگر برايش زيان داشته باشد

* زمانى كه شير دهنده‏اى غير از مادر موجود نباشد

5- در غير مواردى كه در مسأله قبل گفته شد. بر مادر واجب نيست فرزند خود را رايگان يا با گرفتن دستمزد شير دهد



مدت شير دهى‏


1- شير دهى كامل كودك، دو سال تمام است‏

2- در صورتى كه ممكن باشد، مستحب است كودك را دو سال تمام شير دهند

3- كودك را مى‏توانند بيش از دو سال شير دهند

4- هر چند به اندازه دو يا سه ماه كمتر از دو سال هم جايز است به كودك شير دهند ولى نسبت به او ستم كرده‏اند

5- در صورتى كه ممكن باشد و ضرورتى در ميان نباشد، جايز نيست كمتر از بيست و يك ماه كودك را شير دهند



شير دايه‏


1- مستحب است كه مرد، همسرش را از شير دادن به نوزادان متعدد باز دارد، چون ممكن است با گذشت زمان، فراموش شود كه به چه كسانى شير داده و در نتيجه افرادى كه با شير خوردن محرم شده‏اند با هم ازدواج كنند

2- زنى كه براى شير دان كودك انتخاب مى‏شود، مستحب است خصوصيات زير را دارا باشد:

*مسلمان، عاقل، عفيف و زيبا باشد

*شيعه دوازده امامى باشد

*داراى خصوصيات نيكو باشد

3- اجير كردن زن براى شير دادن كودك در مدت معين جايز است‏

4- اگر اجير كردن دايه براى شير دادن. منافاتى با حق شوهرش نداشته باشد، لازم نيست از شوهر او اجازه بگيرند. ولى اگر با حق او منافات داشته باشد، جايز نيست. مگر با اذن شوهرش‏

5- انتخاب چنين زنانى براى شير دهى كودك مكروه است:

*زن كم عقل و زشت.

*غير مسلمان.

*غير دوازده امامى.

*بد اخلاق.

*زنازاده.

*زنى كه شيرش از تولد نوزاد نامشروع به وجود آمده باشد.

*زنى كه داراى خصوصيات نيكو نيست‏

6- استفاده از شير زنان كافر بسيار كراهت دارد
http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

صادق
۱۳۹۳/۱۰/۰۸, ۱۰:۴۶
زندگی کودکانی که قبل از رسیدن به سن تکلیف از دنیا رفته اند ؟
در روایت معراج از رسول خدا نقل شده :
«در شب معراج عبورم به پیرمردی افتاد که در زیر درختی نشسته بود . در اطراف او کودکانی جمع بودند. از جبرئیل پرسیدم: او کیست و چه می‌کند؟ جبرئیل گفت: حضرت ابراهیم خلیل است و اطفال که گرداگرد او جمع شده‌اند، اطفال و کودکان مؤمنان هستند و حضرت به آن ها غذا می‌دهد».(1)
نیز در تفسیر علی بن ابراهیم قمی از امام صادق(ع) نقل شده:
«إنّ شیعتنا من المؤمنین تربیهم فاطمه؛(2) اطفال شیعیان ما را حضرت فاطمه زهرا(ع) تربیت می‌کند».
از این گونه روایات معلوم می‌شود اطفال نیز تکامل برزخی دارند، تکامل از طریق هدایت و تربیت حضرت ابراهیم خلیل و طبق روایت دیگر به وسیله حضرت زهرا نصیب آن ها می‌شود.
چون سیر تکامل در برزخ نیز ادامه دارد و آدمی نه از طریق تکالیف نظیر دنیا، بلکه از طریق آنچه بازماندگان برای آن ها و به نیت آنان انجام می‌دهند و یا دعای خیر صالحان و مؤمنان نصیب‌شان می‌شود، از قوه به فعلیت می‌رسند .چه بسا افرادی در برزخ بر اثر کیفرهای زنگارهای گناه از آنان زدوده می‌شود و در قیامت پاک محشور می‌شوند.
بر اساس این مبانی که خاستگاه روایی دارد، این تکامل برزخی برای اطفال نیز وجود دارد.خیرات پدر و مادر و دعای خیر آنان برای آن ها مفید و سبب تکامل‌شان خواهد شد، چه این که افاضات معنوی از طریق ارواح مطهره حضرت ابراهیم و حضرت زهرا(ع) نیز شامل آنان می‌شود، در نتیجه آن ها نیز مثل سایر مردگان نیازمند به خیرات و دعای خیر بازماندگان اند. کارهای نیک به نیت آن ها برای آنان مفید و کارساز و باعث تکامل‌شان خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها:
1. معادشناسی، سید محمدحسین طهرانی، ج 3، ص 96.
2. همان، ص 97.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۹, ۰۷:۵۹
اجرت شير دهى

‏ 1- شوهر، مالك شير زن نيست، به همين جهت است كه زن مى‏تواند بابت شير دادن كودك خود مزد بخواهد

2- سزاوار است مادر كودك، براى شير دادن فرزند خود مزدى نخواهد؛ و خوب است كه پدر كودك به او مزد بدهد.

3- اگر مادر كودك براى شير دادن فرزندش، مزد بخواهد بايد به او پرداخت شود.

4- در موارد زير مى‏توان كودك را از مادرش گرفته و براى شير دادن به دايه سپرد:

- دايه، بدون گرفتن دستمزد، او را شير دهد ولى مادر، دستمزد بخواهد.

- مادر كودك، دستمزدى بيش از دستمزد دايه بخواهد.


5 - در مواردى كه شير دادن بر مادر واجب است؛ مانند وقتى كه شير دهنده‏اى جز او نباشد، لازم نيست رايگان شير دهد. بلكه مى‏تواند براى شير دادن فرزند خود دستمزد بخواهد.

6 - اگر كودك مال و ثروتى داشته باشد مزد شير دهى، از مال خودش پرداخت مى‏شود.

7 - در صورتى كودك مال و ثروتى نداشته باشد، اجرت شير دهى بر عهده پدر است‏.

8 - اگر پدر هم نداشته باشد اجرت شير دهى بر عهده كسى است كه مخارج كودك بر او واجب است، مثلا جد پدرى‏.



http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۰, ۰۸:۴۹
نماز و روزه زن شيرده‏

1 - اگر ضرورت داشته باشد، مادر كودك مى‏تواند فرزندش را در حال نماز در آغوش گرفته و شير دهد.

2 - زنى كه كودكى را نگهدارى مى‏كند، با شرايطى مى‏تواند در لباس نجس نماز بخواند، كه تفصيل مساله در بحث طهارت، ص 125 خواهد آمد.

3 - زن شير دهى كه شير او كم است و روزه براى خودش يا كودكى كه شير مى‏دهد زيان دارد، روزه گرفتن بر او واجب نيست، خواه زن شيرده مادر كودك شيرخوار باشد يا دايه او.

4 - در واجب نبودن روزه فرقى ندارد كه زن مزد بگيرد يا رايگان شير دهد.

5 - اگر كسى پيدا شود كه كودك را شير دهد بايد كودك را به او سپرده و خودش روزه بگيرد.

6 - زن شير دهى كه به خاطر زيان روزه براى كودك شير خوارش روزه نگرفته:
قضاى روزه بر او واجب است‏.

علاوه بر قضاى روزه واجب است براى هر روز يك مدّ طعام به فقير بدهد واحتياط مستحب آن است كه دو مد طعام بدهد.

7 - زن شير دهى كه به خاطر زيان روزه براى خودش روزه نگرفته:
قضاى روزه بر او واجب است‏.

علاوه بر قضاى روزه بايد براى هر يك مد طعام بابت كفاره به فقير بدهد.

http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۱, ۰۴:۵۳
شير دهى و خويشاوندى

‏ با چند شرط اگر كودكى از زنى شير بخورد موجب محرميت برخى افراد مى‏شود:

شرايط شيرى كه سبب محرميت است:



كودك شير زن زنده را بخورد.



شير آن زن از نطفه حرام نباشد (شير مادرى كه از زنا حامله شده باشد تاثيرى در محرميت ندارد).



كودك شير را از پستان بمكد.(اگر شير را بدوشند و به او بدهند سبب محرميت نمى‏شود).



شير خالص باشد (با چيزى مخلوط نكرده باشند).



دو سال كودك تمام نشده باشد (يعنى 24 ماه قمرى).



شير از آميزش يك شوهر و از يك زن پديد آمده باشد - نه از يك شوهر و دو زن .




شير از يك شوهر باشد (زنى كه از شير خود كودكى را چند مرتبه شير دهد، بعد شوهر ديگرى اختيار كند و از آن شوهر نيز شيردار شود و شير دادن را تكميل كند، اينگونه شير دادن سبب محرميت نمى‏شود).



يك شبانه روز شير بخورد تا سير شود و در بين آن غذا يا شير زن ديگرى را نخورد: يا 15 مرتبه شير بخورد و در بين 15 مرتبه شير زن ديگرى را نخورد. يا مقدارى شير بخورد كه باعث رويش گوشت و محكم شدن استخوان كودك شود.


كودكى كه با همه شرايط گفته شده از دايه شير خورده باشد:



دايه مادر او و شوهر دايه كه صاحب شير است پدر او مى‏شود.



پدر و مادر دايه، و پدر و مادر شوهرش، و نيز پدر بزرگ و مادر بزرگشان، پدر بزرگها و مادر بزرگهاى آن شير خوار مى‏شوند.



برادران دايه و شوهرش، دايى و عموى شير خوار بوده، و خواهران آندو، عمه و خاله او مى‏شوند.



نوه‏هاى دايه و شوهرش برادر زاده و خواهر زاده‏هاى شير خوار مى‏شوند.



نوه‏هاى شير خوار نوه‏هاى دايه و شوهرش به شمار مى‏آيند.


افردى كه نام برده شد تنها با كودكى كه شير خورده است و فرزندان او در آينده محرم مى‏شوند نه با خويشاوندان او.

http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۲, ۰۷:۰۷
خوردنى و نوشيدنى‏

1. خوراندن هر چيز مست كننده به كودك حرام است‏.

2. خوراندن عين نجاسات به كودك حرام است‏.

3. احتياط واجب است كه آب نجس را به كودك ننوشانند و بقيه چيزهاى نجس نيز حكمشان مثل حكم آب نجس است‏.

4. خوراندن غذايى كه براى كودك ضرر دارد جايز نيست‏.


(3) حضانت‏

1 - تعريف حضانت‏

2 - مراتب حضانت‏

3 - اسقاط حق حضانت‏

4 - حضانت كودكان بى‏سرپرست‏

5 - جدا كردن فرزند از پدر و مادر

6 - پايان حضانت كودك‏

تعريف حضانت‏

حضانت به معناى پرورش دادن كودك و پرستارى اوست، كه در احكام دينى داراى مراتب و شرايط خاصى است.

http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۲, ۰۷:۱۰
مراتب حضانت‏
پسر

1. حضانت پسر در مدت دو سالى كه شير مى‏خورد با مادر اوست‏.

2. پس از آنكه دو سال پسر تمام شد حق حضانتش تا زمان بلوغ با پدر اوست‏.


دختر

1. حضانت دختر تا هفت سالگى با مادر اوست‏.


2. پس از آنكه دختر هفت ساله شد حضانتش با پدر اوست‏.


3. دخترى كه پدر ندارد حق حضانتش تا زمان بلوغ با مادر اوست‏.



حضانت مادر

1. مادر در صورتى مى‏تواند حضانت فرزند را بر عهده بگيرد كه داراى اين شرط باشد:
آزاد، مسلمان، عاقل، مورد اعتماد

2. بهتر است كودك را تا هفت سالگى در حضانت مادر باقى گذراند، هر چند پسر باشد.

3. در حضانت مادر نسبت به كودكى كه دو سالش تمام نشده، فرقى نيست كه مادر خودش كودك را شير دهد يا ديگرى او را شير دهد.

4. مادر كودك مجاز است كه حضانت او را بپذيرد يا نپذيرد


حضانت ديگران‏

1. پس از مرگ پدر و مادر، حضانت كودك به ترتيب اولويت بر عهده افراد زير است:
جد پدرى كودك‏

وصى پدر يا وصى جد پدرى‏

نزديكترين خويشان كودك بر مبناى مراتب ارث‏

2. افرادى كه حضانت كودك به آنها مى‏رسد اگر در مرتبه ارث با هم يكسان باشند و بر سر حضانت ميان آنها مشاجره شود، بايد به قيد قرعه يكى از ايشان انتخاب شود.
http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۳, ۰۵:۴۰
اسقاط حق حضانت‏

1. حضانت كننده مى‏تواند حق حضانت متعلق به خود را روز به روز ساقط كند.

2. اگر مادر براى شير دادن فرزندش مزدى بيش از مزد دايه بخواهد و پدر كودك او را به دايه بسپارد، حق حضانت مادر نسبت به كودك ساقط نمى‏شود.

3. در موارد زير حق حضانت مادر ساقط شده به پدر مى‏رسد:

مادر كودك از حضانت فرزندش خود دارى كند، كه در اين صورت حاكم شرع پدر را براى حضانت او مجبور مى‏كند.

مادر شيعه نبوده و پدر شيعه باشد

مادر كودك ديوانه شود

مادر حق حضانت خود را ساقط كند

مادر كه حق حضانت بر عهده اوست پس از طلاق با ديگرى ازدواج كند

مادر كودك در مدت حضانت بميرد.

4. حضانتى كه به پدر تعلق دارد پس از مرگ وى، به مادر مى‏رسد.

http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۴, ۰۷:۲۹
حضانت كودك بى‏سرپرست‏

1. تكفل مخارج و تربيت صحيح اسلامى كودكان بى‏سرپرست بسيار خوب است ولى اگر خطرى آنها را تهديد نكند واجب نيست‏.

2. كودكى كه پيدا مى‏شود:
اگر در معرض تلف بوده و نجاتش وابسته به گرفتن او باشد، بر يابنده واجب كفايى است كه او را گرفته و نگه دارد.

در گرفتن و نگه داشتن او فرقى نيست كه نوزاد باشد يا مميز.

در صورتى كه نجاتش وابسته به نگه داشتن او توسط شخص يابنده نباشد گرفتن كودك بر يابنده مستحب است.
3. پس از آنكه يابنده كودك را در اختيار خود گرفت:
واجب است يا خودش او را نگه دارى و تربيت كرده و به امورش رسيدگى كند، و يا شخص ديگرى را به اين كار بگمارد.

تا زمانى كه اولياى كودك پيدا نشده‏اند يابنده او براى حضانت و تربيتش از هر كسى سزاوارتر است‏.

تا زمانى كه كودك تحت حضانت و سرپرستى يابنده است هيچ كس حق ندارد بچه را از او بگيرد.

4. اگر همراه كودك پيدا شده اموالى باشد كه بيش از حد نياز اوست، يابنده مى‏تواند آن اموال را با اذن حاكم شرع يا وكيل او براى مخارج كودك هزينه كند.

اگر در هزينه كردن اموالى كه همراه كودك بوده اذن گرفتن از حاكم شرع يا وكيلش ممكن نباشد بايد از مؤمنان عادل اجازه بگيرد و در صورتى كه به ايشان نيز دسترسى نداشته باشد مى‏تواند اموال كودك را براى مخارج او هزينه كند و ضامن نيست‏.

در صورتى كه كودك مالى همراه نداشته باشد، يابنده مى‏تواند از اموال خود، يا با زكات يا كمك گرفتن از ديگران مخارج او را بدهد.

5. اگر همراه كودك مالى نباشد و كسى هم يافت نشود كه مخارج او را بدهد يابنده بايد مخارج او رابپردازد و در اين صورت اگر قصد پس گرفتن مخارج او را داشته باشد، مى‏تواند پس از بلوغ كودك آنها را پس بگيرد ولى اگر قصد پس گرفتن مخارج او را نداشته است نمى‏تواند پس بگيرد.

6. اگر راههايى براى فراهم كردن هزينه كودك وجود داشته باشد، و يابنده خودش نفقه او را بدهد، پس از بلوغ كودك نمى‏تواند آن هزينه‏ها را از او بخواهد هر چند از اول قصد گرفتن هزينه‏ها را داشته باشد.

7. اگر ولى كودك پيدا شود، حضانت او به وليش منتقل مى‏شود و در صورتى كه ولى كودك را از يابنده در خواست كند، بر يابنده واجب است كه كودك را به او تحويل دهد.

http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۵, ۰۵:۰۹
جداكردن فرزند از پدر و مادر 1. در دوران شير خوارگى، كه مادر، حضانت كودك را بر عهده دارد براى پدر جايز نيست كودك را از او بگيرد

2. بنابر احتياط واجب، اگر مادر، پيش از تمام شدن دو سال كودك را از شير بگيرد پدر حق ندارد بچه را از حضانت او خارج كند

3.كودكى كه مادر ندارد جدا كردن او از پدر يا جد يا برادر و خواهرش مكروه است .

4. تا هفت سال دختر تمام نشده پدر نمى‏تواند او را از مادرش جدا كند.


پايان حضانت كودك‏

كودك - دختر باشد يا پسر - پس از بلوغ و رشد، مدت حضانتش پايان يافته و كسى بر او حق حضانت ندارد، بلكه اختيارش به دست خود اوست‏






http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۶, ۱۴:۲۷
(4) ولايت‏ 1. صاحبان ولايت‏
2. شرايط ولى‏
3. حدود ولايت ولى‏
4. ولايت پدر و جد پدرى‏
5. ولايت حاكم‏
6. ولايت مؤمنان‏
7. قيم و وصى‏
8. شرايط قيم‏
9. شرايط وصى‏
10. ولايت بر ازدواج خردسالان‏

صاحب ولايت‏

1. ولايت بر كودك و نظارت بر مصالح او به تربيت اوليت بر عهده افراد زير است و در صورت نبودن يكى ولايت به ديگرى منتقل مى‏شود:
- پدر و جد پدرى.
- وصى پدر يا وصى جد پدرى كه به عنوان قيم كودك تعيين شده است.
- حاكم شرع.
- مؤمنان عادل‏.

2. افرادى مانند مادر، مادر بزرگ مادرى يا پدرى، پدر بزرگ مادرى، برادر، عمو و دايى و فرزندان آنان و نيز نامادرى، در زمان حيات اولياى شرعى - كسانى كه در مساله قبل گفته شد - يا پس از مرگ آنها، بر هيچ امرى از امور كودك از قبيل ازدواج و به كارگيرى و غير اينها، ولايت ندارند.


http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۷, ۰۸:۴۰
شرايط ولى‏ 1. ولى كودك بايد داراى شرايط زير باشد:
- بالغ و عاقل و آزاد.

- اگركودك، مسلمان است ولى او بايد مسلمان باشد.

2. ولايت كودكى كه پدرش مسلمان نيست به جد پدرى او اختصاص پيدا مى‏كند و اگر او نيز مسلمان نباشد، ولايت كودك با حاكم شرع است‏.


حدود ولايت ولى‏

ولى، بر جان و مال كودك ولايت دارد، و با شرايطى در هر دو مورد مى‏تواند نسبت به كودك اعمال ولايت كند. موارد هر يك به تفصيل خواهد آمد.

ولايت بر جان (نفس)

1. و لايت بر نفس ممكن است به شكلهاى مختلفى باشد، برخى از آنها عبارتند از:
- تعليم و تربيت و تأديت‏
- ازدواج‏
- اجير كردن و به كارگرى فرستادن‏
- حقوقى از قبيل: قصاص‏
- توليت وقف‏
- طلاق‏
- ختنه‏
- عبادت‏
- اذان و اطاعت‏
- نذر و عهد و قسم‏

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۸, ۰۷:۲۶
ولايت بر مال‏
1. ولايت بر مال نيز ممكن است به شكلهاى مختلفى باشد، برخى از آنها عبارتند از:
- خريد و فروش اموال كودك‏

- اجاره‏
- مضاربه‏
- پرداخت خمس و زكات‏
- بخشش به ديگران‏
- قرض‏
- صلح‏
يعنى ولى مى‏تواند اموال كودك را بفروشد تا چيزى براى او بخرد يا اموال او را به اجاره دهد يا چيزى را براى او اجاره كند، يا به مضاربه دهد و مقدارى از آن را به ديگران ببخشد يا هديه بر كودك را قبول كند و يا اموالش را به قرض دهد.
2. اگر كسى در امور مالى و جسمى و يا ساير امور كودكى تصرف كند، تصرفش صحيح نيست، مگر ولى كودك، آن تصرف را بپذيرد.
http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۹, ۰۴:۰۱
ولايت پدر و جد پدرى‏

1. ولايت پدر و جد پدرى (پدر پدر) هر يك به طور مستقل و در عرض هم مى‏باشد، پس اگر هر يك از ايشان به طور مستقيم در امرى از امور كودك تصرف كنند - مثلا هر يك از آنان ملك كودك را به كسى اجاره دهد - آنكه زودتر اقدام كرده تصرفش صحيح بوده و تصرف ديگرى لغو مى‏شود.

2 - اگر هر يك از پدر و جد پدرى، در يك زمان در امرى از امور كودك خود تصرف كنند، تصرف جد نافذ است‏.

3. در يكسان بودن ولايت جد، فرقى ميان جد نزديك و جد دور نيست، بنابراين پدر و جد و پدر جد همه به طور يكسان و مستقل بر كودك ولايت دارند.

4. براى تصرف پدر و جد پدرى در اموال كودك عدالت شرط نيست‏.

5. پدر و جد پدرى مى‏توانند براى اجراى امورى كه ولايت دارند وكيل بگيرند.

6. پدر و جد پدرى مى‏توانند كسى را وصى خويش كنند كه پس از مرگشان بر فرزندان نابالغ و قاصر آنها ولايت داشته باشد.

7. پدر و جد پدرى مى‏توانند در وصيت خود، نسبت به ولايت وصى بر فرزندانشان تجديد نظر كرده و يا وصيت را پس بگيرند.

8. اگر پدر مخارج فرزند كوچكش را ندهد، ولايت او بر فرزندش از بين نمى‏رود.

9. زمانى كه فرزند بالغ شده و به رشد عقلى برسد، پدر و مادر بر او ولايت ندارند و با اختيار خود مى‏تواند با هر كس بخواهد، زندگى كند.
http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۲۱, ۰۸:۰۶
ولايت حاكم‏

1. كودكى كه پدر يا جد پدرى و قيمى كه از طرف آنها مشخص شده باشد را ندارد ولى شرعى او مجتهد جامع الشرايط است، يا كسى كه مجتهد او را قيم قرار داده است.

2. اگر پدر يا جد پدرى براى كودك قيم تعيين كند، حاكم شرع ولايتى بر كودك ندارد

3. بر حاكم شرع واجب نيست در چگونگى ولايت پدر و جد پدرى تجسس كند

4. اگر خيانت پدر و جد پدرى براى حاكم شرع ظاهر شود، بايد آنها را عزل كرده و از تصرفشان در اموال كودك جلوگيرى كند

5. اگر وصيت كننده شخصى را در جهت خاصى قيم كودكان قرار دهد - مثلا در امور تحصيلى آنان - بقيه امور كودكان بايد به دست حاكم شرع انجام گيرد

6. اگر ميت داراى كودكان يتيمى باشد چنانچه براى اداى دين و تقسيم اموال باقيمانده او ولى شرعى موجود نباشد، بايد به حاكم شرع رجوع شود

7. اگر كسى بخواهد كودكى را كه ولى ندارد براى كارى اجير كند بايد از حاكم شرع اجازه بگيرد

8. پرداخت زكات غلات كودكى كه ولى ندارد بر عهده حاكم شرع است‏

9. جايز نيست حاكم شرع براى پس از مرگ خود جهت ولايت بر يتيمان وصى تعيين كند

10. پس از مرگ حاكم شرع ولايت كودك به حاكم شرع پس از او مى‏رسد

11. كسى كه از طرف مجتهد اذن تصرف در اموال و كارهاى كودكان را دارد يا به عنوان ولى و قيم آنان منصوب شده و يا از ناحيه او وكيل شده است با مرگ مجتهد تمام اختياراتش نسبت به كودك از او سلب مى‏شود

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۲۲, ۱۳:۲۹
ولايت مؤمنان

‏ 1. بنابر احتياط واجب مؤمنانى كه پس از حاكم شرع بر كودك ولايت دارند، بايد عادل باشند.

2. در صورتى كه مؤمن عادلى - كه بايد ولايت كودك را بر عهده بگيرد - وجود نداشته باشد، ولايت كودك بر عهده مؤمنان مورد اعتماد خواهدبود.

3. مؤمنان عادل مى‏توانند در اموال كودك تصرفى كنند كه به صلاح و سود او باشد.

4. بنابر بر احتياط واجب در صورتى مى‏توانند در اموال كودك تصرف كنند كه تصرف نكردنشان باعث مفسده‏اى براى كودك شود.

5. اگر به حاكم شرع دسترسى نباشد كودك را مى‏توان با اجازه چند نفر مؤمن عادل براى كارى اجير كرد.

http://askquran.ir/gallery/images//43506/1_15866.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۲۴, ۱۳:۲۹
قيم و وصى‏ قيم كسى است كه از طرف پدر يا جد پدرى يا حاكم شرع به عنوان سرپرست و عهده دار امور كودك مشخص شده است‏.

وصى كسى است كه از طرف شخصى براى انجام برخى كارها پس از مرگ وى مشخص شده است.
1. كسى كه نشانه‏هاى مرگ را در خود مى‏بيند، اگر بدون قيم اموال فرزندش از بين مى‏رود يا خودش ضايع مى‏شود، بايد براى او قيم امينى تعيين كند.

2. وصى پدر و جد پدرى كودك، كه به عنوان قيم او تعيين شده به عنوان ولى او بوده و تصرفشان - در مواردى كه مجاز است - صحيح و نافذ مى‏باشد.

3. قيم در صورتى مى‏تواند در اموال يتيم تصرف كند كه تصرفش نه تنها مفسده نداشته باشد، بلكه داراى مصلحت نيز باشد.

4. قيم نمى‏تواند اموال كودك را بفروشد مگر آنكه حفظ اموال او در گرو فروش آن باشد، يا فروختن آن مال، به مصلحت يتيم باشد.

5. مالى كه به يتيم بخشيده مى‏شود، اگر قيم يتيم آن را قبول كند، هبه تحقق مى‏پذيرد.

6. اگر وصيت كننده بگويد: فلان شخص قيم كودك من باشد) در اين صورت تمام اختياراتى كه وصيت كننده داشته قيم نيز بر كودكش دارد.

7. اگر وصيت كننده بگويد تو وصى من هستى) ولى موردش را تعيين نكند سرپرستى كودك ميت بر عهده وصى نيست ولى در صورتى مى‏تواند سرپرستى كودك ميت را عهده دار شود كه از حاكم شرع اجازه بگيرد

8. حاكم شرع يا كسى كه از طرف او اجازه دارد، چنانچه براى يتيم قيم تعيين كند، اگر اموال يتيم در معرض حيف و ميل باشد، لازم است آنها را در چند نسخه صورت بردارى كرده و نزد اشخاص مورد اعتماد بگذارد تا از حيف و ميل شدن محفوظ بماند.

9. وصى پدر جد پدرى اگر باغ يا زمين يتيم را با رعايت مصلحت بفروشد بنابر احتياط، در صورتى حاكم شرع مى‏تواند اين معامله را قطعى نموده و تاييد كند كه مصلحت بودن آن برايش ثابت شود، اما اگر پدر يا جد پدرى اين كار را انجام دهند، هر چند مصلحت بودنش براى حاكم شرع ثابت نشده باشد مى‏تواند آن را قطعى نموده و تاييد كند.

10. شخصى كه در وصيت خود مالى را به ماكيت كودكى در مى‏آورد، نمى‏تواند توليتش را به كسى غير از پدر و جد پدرى او بدهد؛ و اگر پدر و جد پدرى كودك موجود نباشد، بايد توليتش را به حاكم شرع واگذار نمايد.

11. كسى كه از طرف مجتهد، اذن تصرف در اموال و كارهاى كودك را دارد و يا به عنوان ولى و قيم كودك منصوب شده، يا از ناحيه او وكيل شده است، با مرگ مجتهد تمام اختياراتش نسبت به كودك از او سلب مى‏شود.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۲۵, ۱۵:۴۴
شرايط قيم‏ قيم بايد داراى شرايط زير باشد:

- بالغ باشد

- عاقل و رشيد باشد

- امانتدار و مورد اعتماد باشد

- و بنابر احتياط عادل باشد


شرايطى وصى‏
وصى انسان بايد داراى شرايط زير باشد:
- مسلمان باشد.
- بالغ و عاقل باشد.
- مورد اطمينان باشد


ولايت بر ازدواج خردسالان‏

1. ازدواج كودك نابالغ - توسط اوليايش - مكروه است‏

2. ايجاد محروميت با عقد كردن دختر شير خوار در مدت يك يا دو ساعت محل اشكال است: و بايد احتياط مراعات شود

3. بنابر احتياط در صورتى عقد موقت دختر باعث محروميت است كه دختر به حدى رسيده باشد كه قابليت بهره بردن هر چند غير از آميزش را داشته باشد، مثلا شش ساله باشد، يا مدت عقد را تا زمان شش سالگى او تعيين كرده باشند

4. در صورتى مى‏توان دختر نابالغ را براى محرم شدن با مادرش به عقد خويش در آورد كه اولا پدر يا جد پدرى او اذن بدهند و ثانيا براى دختر مصلحت داشته باشد

5. پسر بچه‏اى كه نمى‏تواند از زن بهره‏اى ببرد، اگر وليش براى او زنى را عقد كند، بنابر احتياط واجب چنين عقدى صحيح نيست‏


(5) تعليم و تربيت‏

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۲۶, ۰۵:۲۱
(5) تعليم و تربيت‏ 1. تحصيل‏

2. مواد آموزشى‏
3. فضاى آموزشى‏
4. هزينه تحصيلى‏
5. تربيت‏
6. ارتباط پدر و مادر با فرزند
7. بازى و سرگرمى‏
8. مراقبتهاى تربيتى‏
9. تمرين عبادت‏
10. حفظ شخصيت و احترام كودك‏

تحصيل‏

1. تا آن جا كه ممكن است بايد تربيتى داده شود كه از تمام طبقات هر كس داراى استعداد بيشترى است بتواند به تحصيل ادامه دهد

2. دانش‏آموز و دانشجو در هر رشته‏اى از علوم مباح كه تحصيل مى‏كنند اگر هدف از تحصيل، خدمت به جامعه و زياد شدن عظمت اسلام و رفع نياز مسلمانان به بيگانگان باشد اجر و ثواب بسيار دارند

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۲۶, ۰۵:۲۴
مواد آموزشى‏ 1. خواندن، درس دادن، نوشتن، نگهدارى و حتى خريد و فروش كتابهاى گمراه كننده حرام است، مگر زمانى كه براى هدفى صحيح باشد؛ مثلا براى پاسخ دادن به اشكالهاى آن‏

2. ولى كودك مى‏تواند او را براى آموزش قرآن، به شخص امينى بسپارد

3. دادن قرآن به كودك براى آموزش جايز است، هر چند معلوم باشد كه بى‏وضو قرآن را مس مى‏كند

4. ساختن داستانهايى كه واقعيت ندارد هر چند براى آموزش مثبت باشد، ولى چون دروغ است بايد از آن خوددارى شود.


فضاى آموزشى‏

1. مسلمان در اين زمان بايد كاملا مراقب فرزند خود باشد و تا زمانى كه از وضع كودكستان و دبستان و دبيرستانها از هر جهت مطمئن نشده است، از فرستادن فرزند معصوم خود به اينگونه مراكز خوددارى كند، و وزر و وبال فساد عقيده فرزند، بلكه اولاد فرزند خود را تا روز قيامت به گردن نگيرد.

2. فرستادن فرزند به كودكستان، دبستان و دبيرستانى كه اسلاميت و امانت و علاقه‏مندى موسسان و معلمان آن به سنتهاى اسلامى معلوم نيست و در معرض خطر انحراف عقيده و فساد اخلاق قرار مى‏گيرد جايز نيست‏.

3. بر ولى دانش‏آموز حرام است فرزند خود را تحت تعليم معلمان فاسق و بى‏ايمانى كه باعث فساد عقيده و اخلاق او مى‏شوند قرار دهد.
4. حاضر شدن در كلاس درسى كه استاد آن فساد عقيده داشته و در ضمن درس عليه اسلام تبليغ مى‏كند، جايز نيست‏.

5. فرستادن كودك به مدرسه‏اى كه بانى آنها بهايى يا يكى از فرقه‏هاى گمراه است، چنانچه باعث تقويت آنان شود، حرام است‏.

6. اگر مدارس و دانشگاهها و دانشكده‏هاى علوم و صنايع مورد نياز مردم طبق آداب و سنتهاى اسلامى و رعايت احكام اسلام به تعداد كافى نباشد بر مسلمانان واجب است، كه خودشان مستقيما به تاسيس اينگونه مدارس و دانشگاهها بر اساس تعاليم مقدسه اسلام و اجراى برنامه‏هاى دينى اقدام نمايند.

7. كفار حق ندارند در كشورهاى اسلامى مدرسه داير كرده و تعليم و تربيت كودكان مسلمان را عهده دار شود، و بر مسلمانان جايز نيست فرزندان خود را به مراكز آموزش آنها بفرستند.

8. تاسيس مدارس مختلط ابتدايى و بالاتر از آن جايز نيست‏.

9. دانشجويان پسر مى‏توانند در دانشگاههاى مختلط تحصيل كنند ولى اگر رفتن به اين دانشگاهها باعث ارتكاب كار حرام و يا سبب تحريك شهوتشان شود، جايز نيست‏.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۲۷, ۱۴:۳۵
هزينه تحصيلى‏ 1. كتاب و نوار درسى جزو نفقه واجب فرزند بر پدر نيست‏

2. اگر پسر به كتابهاى علمى و دينى احتياج داشته باشد، پدرش مى‏تواند آنها را از زكات - سهم سبيل الله - خريده و در اختيارش قرار دهد، يا به او زكات بدهد تا خودش تهيه كند.

3. كسى كه توانايى كسب و كار دارد، اگر تحصيل علم او را از كار باز دارد:
- اگر تحصيل آن علم بر او واجب عينى يا كفايى باشد مى‏تواند زكات بگيرد.
- چنانچه تحصيل آن علم مستحب باشد گرفتن زكات جايز است.
- اگر نه مستحب باشد، نه واجب، بلكه مباح باشد، گرفتن زكات جايزنيست‏

4. اگر كسى يك نفر را براى آموزش قرآن به كودكان شيعه اجير كند، مى‏تواند دستمزد او را از زكات - سهم سبيل الله - بپردازد

5. اگر پدر بخواهد براى تامين كتب مورد نياز و نوار درسى فرزند خود به او سهم امام (عليه السلام) بپردازد بايد از حاكم شرع - فقيه جامع الشرايط - اذن بگيرد

6. پدر مى‏تواند براى خريد كتب مورد نياز فرزند سيدش به او سهم سادات بپردازد

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۲۷, ۱۴:۳۷
تربيت‏ از مهمترين مسائل اسلامى توجه به وضع تعليم و تربيت فرزندان و مراقبت در حسن ترقى و تكامل آنهاست‏.


ارتباط پدر و مادر با فرزند
1. برترى دادن فرزندى بر فرزند ديگر، در هديه دادن، كراهت دارد.

2. اگر يكى از فرزندان داراى خصوصيتى باشد كه سزاوار برترى است چنانچه باعث فساد نشود برترى دادن او در هديه خوب است‏.

3. اگر هديه دادن به فرزندى به جهت برترى او بر فرزندان ديگر، باعث تحريك حسادت و كينه سايرين شده و فتنه بر انگيزد حرام است‏.

4. فرزند نبايد بى‏اجازه وارد اتاقى شود كه پدرش با همسر خود در آن خلوت گزيده‏اند.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۲۹, ۱۷:۱۵
بازى و سرگرمى‏ 1. پاسورهايى كه با شكلهاى مختلف چاپ شده و در اختيار كودكان قرار مى‏گيرد اگر برد و باخت در آن باشد حرام است‏.

2. پاسورهاى ياد شده اگر معلوم نشود كه جزء ابزار قمار است، چنانچه برد و باخت در آن نباشد مانعى ندارد؛ ولى احتياط خوب است‏.

3. فوتبال دستى كه كودكان بازى مى‏كنند و براى آن مثلا نوشابه يا بستنى قرار مى‏دهند قمار محسوب مى‏شود و حرام است‏.

4. بنابر احتياط سازهاى كوچك كه بازيچه كودكان است نيز حكم ابزار لهو را دارد و خريد و فروش آن حرام است‏.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۰۱, ۰۸:۳۱
مراقبتهاى تربيتى‏ 1. احتياط واجب آن است كه مرد نامحرم دختر بچه شش ساله را در دامن نگيرد.

2. مرد مى‏تواند دختر بچه نامحرمى كه شش سالش تمام نشده را بر دامن خود بنشاند ولى از روى شهوت جايز نيست‏

3. بنابر احتياط واجب بوسيدن دختر بچه شش ساله بر مرد جايز نيست‏

4. بستر كودكان ده ساله بايد از يكديگر جدا شود

5. لمس كردن پسر بچه و دختر بچه غير مميز، توسط زن يا مرد، اگر تحريك شهوت را در پى نداشته باشد جايز است؛ و گرنه جايز نيست‏.

6. پوشاندن عورت از پسر بچه‏ها و دختر بچه‏هاى مميز، به ويژه آنهايى كه در آستانه بلوغند بر مردان و زنان واجب است‏

7. نگاه كردن به عورت كودكان مميز جايز نيست، خواه نگاه كننده زن باشد يا مرد به پسر بچه نگاه كند يا به دختر بچه‏

8. زنان نامحرم در مقابل پسر بچه مميز اگر باعث تحريك شهوت پسر شود بايد خودش را از او بپوشاند و اگر باعث تحريك او نشود، پوشاندن واجب نيست‏

9. اگر عادتا امكان داشته باشد كه شهوت پسر در اثر نگاه كردن تحريك شود، احتياط واجب آن است كه زن بدن و موى خود را از او بپوشاند

10. زن مى‏تواند - بجز عورت - به ساير اعضاى بدن پسر بچه غير مميز نگاه كند البته به اين شرط كه كودك به حدى نباشد كه نگاه كردن به او باعث تحريك شهوت زن شده و يا امكان تحريك شهوت داشته باشد

11. نگاه كردن به بدن دختر بچه نابالغ: با قصد لذت حرام است‏ و بدون قصد اگر باعث تحريك شهوت نشود جايز است‏.

12. نگاه كردن به بدن دختر بچه نابالغ مميزى كه ديدن او معمولا باعث تحريك شهوت، مى‏شود چه با قصد لذت باشد چه بدن آن حرام است‏

13. مرد نامحرم بدون قصد لذت و وجود شهوت بنابر احتياط واجب فقط به جاهايى از بدن دختر نابالغ مى‏تواند نگاه كند كه رسم بر پوشاندن آن نيست. ولى جاهايى كه معمولا آن را مى‏پوشانند؛ مثل ران و باسن و پشت و سينه، احتياط واجب آن است كه نگاه نكند

14. بر ولى كودك لازم است او را از آنچه موجب فساد اخلاقش مى‏شود و به عقايدش ضرر مى‏زند حفظ كند

15. پدر و مادر مى‏توانند براى تربيت فرزندان خود آنها را به انجام كارهاى خانه از قبيل جارو كردن و لباس شستن و خريد نان و... امر كرده و بدون مزد آن را به اين كارها وادار كنند

16. مهاجرت به كشورهاى غير اسلامى در صورتى كه عمل به وظايف دينى ممكن باشد مانعى ندارد، هر چند انسان ظن قوى داشته باشد كه فرزندانش تحت تاثير جو آن كشورها قرار مى‏گيرند

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۱۱/۰۱, ۱۳:۴۲
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/OfYa6vrktuwIGup9Pao6EytQ_qKp74BVoyPETPgjHrNBkcprR8 CuXw/s/w535/

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۰۲, ۰۵:۳۸
تمرين عبادات

‏ 1. سزاوار است انسان، فرزند خود را پيش از تكليف و پس از آن براى نماز از خواب بيدار كند مگر به جهت بيمارى يا عذر ديگرى، بيدار كردنش باعث آزار يا زيان او شود

2. تمرين دادن كودك مميز به گرفتن روزه و ساير عبادات مستحب است‏

3. براى تمرين كودك هفت ساله - دختر يا پسر - به روزه و ساير عبادات مستحب است بر آنها سخت‏گيرى كنند




حفظ شخصيت و احترام كودكان‏


1. غيبت كودك مميز براى مكلفان جايز نيست‏

2. دشنام دادن به كودك موجب تعزير است‏

3. اگر كودك مميزى بر كسى سلام كند، بنابر احتياط بايد جواب سلامش را بدهد

4. جواب سلام، واجب كفايى است، پس اگر كسى به گروهى سلام كند و يكى از آنان جواب دهد كافى است، و اگر آن يك نفر كودك مميز باشد، جوابش كافى است‏

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۱۱/۰۲, ۱۲:۵۵
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/UgwH2RDbYdTxMJzrLvX3zon2c2AVv5kfA7ne_b3oxl68HnX-3F8I2A/s/w535/

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۰۴, ۱۶:۴۱
(6) هزينه زندگى‏ 1. كسسب و كار براى تامين زندگى‏
2. هزينه فرزندان و نوه‏ها

3. پرداخت خمس و زكات به فرزند
4. هزينه يتيمان‏

5. جهيزيه دختر
6. لباس و زيور

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۰۴, ۱۶:۴۱
كسب و كارى براى تامين هزينه زندگى‏ 1. در صورت امكان بر هر فردى واجب است كه براى فراهم كردن نيازمنديهاى خود و كسانى كه هزينه زندگى آنها بر عهده اوست - مانند فرزند - كسب و كار مى‏كند

2. كسى كه تأمين هزينه‏هايى مانند: مخارج زن و فرزند بر او واجب است و مالى ندارد، بايد براى فراهم كردن آن هزينه‏ها كسب و كار بپردازد

3. كسب و كار براى توسعه بخشيدن بر خانواده و دستگيرى از مستمندان و نيازمندان مستحب است‏

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۰۹:۲۲
هزينه فرزندان و نوه‏ها 1. مشهور آن است كه هزينه زندگى فرزند - در صورتى كه از خودش درآمدى ندارد و فقير است - دختر باشد يا پسر، به ترتيب اولويت بر عهده افراد زير است:

-پدر

- جد پدرى

-مادر


- والدين مادر - كه بايد هر يك نيمى از آن را بپردازند - و اگر مادر پدر هم داشته باشد بايد به اتفاق والدين مادرش نفقه او را بدهند، و اين قول مشهور موافق با احتياط است‏.

2. واجب است انسان - در صورتى كه بتواند - هزينه زندگى فرزندان و نوه‏ها و نتيجه‏هاى خود، و فرزندان آنها را كه فقير بوده و توانايى كسب و كار ندارند بدهد؛ خواه كوچك باشد يا برزگ، مسلمان باشند يا كافر

3. بر پدر و مادر واجب است كه هزينه زندگى فرزند فقير خود را بدهند و به صرف اينكه فرزند بتواند از وجوهات استفاده كند، وجوب نفقه‏اش از عهده پدر و مادر برداشته نمى‏شود، چه گرفتن وجوهات برايش اهانت باشد يا اهانت نباشد ولى اگر كسى هزينه زندگى او را بدهد، وجوب نفقه از والدينش ساقط مى‏شود

4. فقط هزينه زندگى فرزند و اولاد فرزند، بر پدر واجب است ولى هزينه زندگى همسر فرزندش بر او واجب نيست‏

5. پرداخت هزينه فرزندى كه فقيرى است و توانايى كسب ندارد بر پدر و مادر او واجب است. اما هزينه ازدواج او بر والدينش واجب نيست‏

6. پدرى كه هزينه زندگى فرزند فقير خود را نپرداخته ولايت او بر فرزند نابالغش از بين نمى‏رود

7. پدرى كه هزينه زندگى فرزند فقير خود را نپرداخته بدهكار نيست ولى چنانچه شخصى به در خواست پدر مبلغى را هزينه كرده است، پدر ضامن است اما اگر؛ درخواست او نبوده ضامن نيست‏

8. توسعه بخشيدن در پرداخت هزينه زندگى همسر و فرزند، ثوابش از صدقه دادن به ديگران برتر است‏

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۰۹:۲۵
پرداخت خمس و زكات به فرزند

1. چون مخارج فرزند بر عهده ولى اوست، بنابر احتياط واجب دادن زكات به فرزند براى توسعه در زندگى جايز نيست‏

2. بنابر احتياط واجب ولى كودك نمى‏تواند خمس مال خود را به فرزند خود براى مخارجى كه بر عهده اوست بدهد



هزينه يتيمان‏


1. قيم بايد مسائل زير را در رابطه با هزينه زندگى يتيمان مراعات كند:
بايد هزينه زندگى يتيمان را به طور معمول از اموال آنها بدهد و بر آنها سخت نگيرد

بايد عادت يتيم و كودكى همچون او را ملاحظه كند و خوراك و پوشاك را مطابق شان او تهيه نمايد

در دادن نفقه به يتيم نبايد اسراف كند و چنانچه اسراف كند، ضامن است‏

مى‏تواند در خوردنى و نوشيدنى يتيم را يكى از عائله خود حساب كرده و آنچه را كه به مصروف آنها رسانده بين تعداد نفرات تقسيم كند و سپس يتيم را از مال او بر دارد


نمى‏تواند يتيم را در لباس با عائله خود يك جا حساب كند بلكه اگر مى‏خواهد هزينه يتيم را از اموال او بپردازد بايد لباس او را جداگانه حساب كند



جهيزيه دختر



1. جهيزيه‏اى را كه پدر از درآمد ساليانه خود براى دخترش مى‏خرد،
- اگر به واسطه صلح يا بخشش به ملكيت دخترش در آورده باشد نمى‏تواند آن را پس بگيرد و اگر ملك او نكرده باشد، پس گرفتن آن اشكال ندارد

- ظاهرش اين است كه به عنوان بخشش به دختر داده مى‏شود، در نتيجه مال دختر بوده و پس از مرگ دختر به وارثانش مى‏رسد

- اگر معلوم باشد كه پدر، جهيزيه را به دختر نبخشيده، جهيزيه متعلق به پدر است‏

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۰۹:۲۸
لباس و زيور

1. بنابر احتياط واجب بايد پسر بچه‏ها را از زينت كردن به طلا باز دارند

2. احتياط واجب است كه مكلفين امكان پوشيدن طلا را در اختيار پسر بچه‏هاى مميز قرار ندهند

3. قرار دادن امكانات زينت كردن به طلا در اختيار پسر بچه‏هاى غير مميزى كه در نوع لباس تشخيصى ندارند جايز است‏

4. بنابر احتياط واجب بايد پسر بچه‏ها را از پوشيدن لباس حرير باز دارند

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۱, ۱۶:۵۹
7) مالكيت و تصرفات اقتصادى

‏ 1. مالكيت كودك‏
2. تصرفات و اختيارات مالى‏
3. قراردادهاى اقتصادى‏
4. اولياى امور مالى كودك‏
5. تصرف در مال يتيم‏
6. وقف بر اولاد

مالكيت كودك‏
1. اگر كودك، چيز مباحى را به نيت مالك شدن، به دست آورد، مثلا حيوانى را شكار كند يا از دريا ماهى بگيرد از جنگل آزاد ميوه بچيند، مالك آن مى‏شود

2. در مالك شدن چيز مباحى كه كودك بدست آورده، اذن وليش شرط نيست: پس از آنكه به دست آورد از آن خودش مى‏باشد، هر چند از ولى خود اجازه نگيرد

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۱, ۱۶:۵۹
تصرفات و اختيارات مالى

‏ 1. كودك اگر چه مميز و رشيد ومالك چيزى باشد، ولى شرعا نمى‏تواند در مال خود تصرف كرده يا عقد و قرار دادى را در ملكش جارى سازد، مثلا آن را بفروشد يا اجاره دهد، هرچند در نهايت به سود و مصلحت او باشد.

2. همان طور كه كودك نمى‏تواند در مال خود تصرف كند در ذمه خود نيز نمى‏تواند تصرف كند، مثلا و خريد و فروش نسيه‏اى يا قرض گرفتن و... از ناحيه او صحيح نيست‏

3. در صحيح نبودن قرض و نسيه از ناحيه كودك فرقى نيست كه زمان مقرر براى اداى قرضش پيش از بلوغ پايان پذيرد يا در زمان بلوغ واقع شود

4. در تصرفاتى كه براى كودك ممنوع است، فرقى نيست كه وليش پيش از تصرف به او اذن داده باشد يا پس از تصرف آن را مجاز بداند

5. در تصرفاتى كه براى كودك ممنوع است مواردى استثناء شده كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:
- خريد و فروش چيزهاى كم ارزش‏

- وصيت پسر ده ساله در كارهاى خير؛ مثل: ساختن مسجد و پل و...

- وكيل گرفتن در تصرفاتى كه برايش مجاز است؛ يعنى همان گونه كه مثلا چيزهاى كم ارزش را خريد و فروش مى‏كند در همان كارها وكيل نيز مى‏تواند بگيرد

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۱, ۱۷:۰۱
- دريافت كرايه ماشين از كودك، در صورتى جايز است كه اجازه ولى او معلوم شده، و يا با وجود قرينه‏هايى، رضايت ولى آشكار شود

6. در صورتى ولى كودك مى‏تواند اموال او را در اختيارش بگذارد كه كودك بالغ شده و به رشد عقلى رسيده باشد

7. اگر ولى كودك احتمال دهد كه كودكش پيش از بلوغ به رشد عقلى رسيده است بايد او را آزمايش كند تا به محض بلوغ در صورت رشيد بودن اموال او را در اختيارش قرار دهد

8. غير از ولى اگر شخص ديگرى پيش از بلوغ كودك ادعاى رشد او را داشته باشد - مثلا معلم يا استاد كار او - چنانچه وليش نيز اين احتمال را بدهد بايد او را آزمايش كند

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۲, ۱۷:۱۸
قراردادهاى اقتصادى‏


خريد و فروش‏



1. داد و ستد كودك اگر به طور مستقل - نه از سوى ولى - باشد باطل است، خواه هر دو طرف معامله كودك باشند يا يك طرف آن‏

2. داد و ستد كودك مميز در چيزهاى كم‏ارزشى كه رسم مردم در آنها بر معامله با كودكان است، باطل نيست‏

3. در باطل بودن داد و ستد فرقى نيست كه پدر يا جد پدرى كودك به او اذن داده باشد يا بدون اذن آنها داد و ستد كند

4. در صورتى كه انسان از طرف ولى كودك وكيل باشد كه جنس را به دست بچه داده و پول را از او بگيرد، چون معامله در واقع بين دو نفر بالغ صورت گرفته و كودك فقط وسيله‏اى براى رساندن پول يا جنس بوده، معامله صحيح است‏

5. داد و ستدى كه به وسيله كودك، پول و جنس آن رد و بدل مى‏شود، در صورتى درست است كه دو طرف معامله براى گرفتن پول و جنس، به كودك اجازه داده و يقين داشته باشند كه كودك جنس و پول را به طرف مقابل مى‏رساند

6. در مواردى كه داد و ستد با كودك صحيح نيست اگر كسى با او معامله كند:
در صورتى كه كودك مميز باشد، اگر جنس يا پولى كه به او داده از بين برود مى‏تواند از وليش درخواست كند، و يا پس از آنكه كودك بالغ شد از خود او بخواهد

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۲, ۱۷:۱۹
اگر كودك مميز نباشد و با او معامله كند، حق درخواست ندارد

چنانچه پول يا جنسى كه از كودك گرفته متعلق به خود بچه بوده:
بايد به ولى او پس داده يا از او اجازه بگيرد

اگر به ولى او دسترسى ندارد بايد به حاكم شرع تحويل دهد

اگر پس از بلوغ كودك از او اجازه بگيرد همان اجازه براى تصرفش در آن اموال كافى است‏

چنانچه جنس يا پولى كه از كودك گرفته متعلق به شخص ديگرى باشد:
بايد آن را به صاحبش رسانده يا از او رضايت بگيرد

در صورتى كه به صاحب آن پول يا جنس دسترسى ندارد، بايد آن را از طرف صاحبش بابت مظالم بپردازد

اگر بخواهد بابت مظالم بپردازد احتياط آن است كه از حاكم شرع نيز اجازه بگيرد

7. كودك مميز در آسيبى كه بر اموال كسى وارد كند ضامن است‏

حقیقت طلب
۱۳۹۳/۱۱/۱۳, ۰۳:۰۰
بسم الله الرحمن الرحیم


http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/UgwH2RDbYdTxMJzrLvX3zon2c2AVv5kfA7ne_b3oxl68HnX-3F8I2A/s/w535/



سلام علیکم

از بزرگوار خوبی مثل شما انتظار این است که تصویری که قرار می دهید مورد رضایت امام زمان علیه السلام باشد؛

لطفا کمی دقت.

برخی چیزها به ظاهر کوچکند؛ اما خیلی مهمند....


التماس دعا.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۷, ۰۷:۴۵
اجاره و استخدام‏ 1. پدر و جد پدرى و يا قيم مى‏توانند اموال كودك را اجاره دهند

2. در صحيح بودن اجاره اموال كودك توسط پدر يا جد پدرى، لازم نيست آن اجاره مصلحتى براى كودك داشته باشد بلكه همين كه مفسده‏اى نداشته باشد كافى است‏

3. اگر ولى كودك اموال او را براى مدتى اجاره دهد كه مقدارى از آن مدت در زمان بلوغ كودك واقع شود اجاره صحيح است اما كودك مى‏تواند پس از بلوغ بقيه مدت اجاره را به هم بزند

4. پدر و جد پدرى و يا قيم مى‏توانند كودك را براى كارى اجير كسى كنند يعنى به كارگرى بفرستند

5. اگر ولى كودك او را براى مدتى اجير كسى كند حتى اگر ضرورت هم داشته باشد و بخشى از اين مدت در زمان بلوغ كودك واقع شود مشكل است كه اجاره صحيح باشد.

6. اجير كردن كودك مميز از ولى او براى قرائت قرآن و عزادارى و زيارت جايز است‏

7. فرزندان بابت كارهايى كه در خانه و براى امرار معاش بدون دستور پدر يا به طور رايگان انجام مى‏دهند چه در زمان بلوغ باشد يا پيش از بلوغ استحقاق دستمزد ندارند

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۷, ۰۷:۴۶
وقف و بخشش‏

1. كودك نمى‏تواند اموال خود را وقف كند، هر چند پسر بچه‏اى ده ساله باشد مگر آن كه با اذن ولى و داراى مصلحتى باشد
اگر در دست ديگرى است بايد آن مال را از او بگيرد تا تحويل گرفتن مال وقفى از طرف ولى كودك تحقق پذيرد

چنانچه مال وقفى در اختيار خودش باشد نيازى به تحويل گرفتن مجدد نيست. ولى بهتر است كه از ناحيه كودك، قصد تحويل گرفتن نيز بنمايد

3. براى وقف كننده جايز نيست كودكى هر چند مميز را متولى كند كه خودش مستقيما كارهاى مربوط به موقوفه از قبيل اجاره و امثال آن را انجام دهد

4. اگر وقف كننده كودكى را متولى موقوفه كند اما نظرش اين باشد كه قيم كودك كارهاى مربوطه به موقوفه را انجام دهد - نه خود كودك - ظاهر اين است كه اين توليت جايز است، هر چند كودك مميز نباشد

5. كودك نمى‏تواند مالى را ببخشد و يا مالى را به او مى‏بخشند قبول كند

6. غير از ولى كودك اگر كسى ديگر چيزى را به كودك ببخشد، براى صحيح بودن هبه بايد وليش از طرف او، هبه را قبول كرده و مال را تحويل بگيرد

7. اگر ولى كودك چيزى را كه در دست خودش مى‏باشد به كودك ببخشد، احتياط مستحب است كه قصد تحويل گرفتن از طرف كودك نيز داشته باشد

8. اگر قيم يتيم، مالى به يتيم ببخشيده مى‏شود تحويل بگيرد، هبه صحيح است‏

9. مالى را كه انسان به فرزندش مى‏بخشيد در صورتى كه فرزند، آن مال را تحويل گرفته باشد، پدر نمى‏تواند آن را از او پس بگيرد

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۷, ۰۷:۴۷
قرض، عاريه و امانت‏

1. كودك نمى‏تواند چيزى را مال خود را به كسى قرض دهد. زيرا تصرف او در مالش جايز نيست‏

2. قرض گرفتن كودك، صحيح نيست، حتى اگر مدت باز پرداخت قرضش با زمان بلوغ او مصادف شود

3. اگر دو شاهد عادل بر بدهكارى كودكى گواهى دهند، نيازى به قسم دادن طلبكار نيست‏

4. كودك نمى‏تواند چيزى را به كسى عاريه دهد

5. كودك مى‏تواند با اجازه وليش مال خود را عاريه دهد

6. اگر ولى كودك مصلحت بداند مى‏تواند مال او را عاريه دهد

7. امانت دادن به كودك صحيح نيست‏

8. كودك مميزى كه صلاحيت گرفتن را دارد، اگر امانتى بگيرد و آن را از بين ببرد، ضامن است؛ و در صورتى كه خودش آن را از بين نبرد بلكه در حفظ آن كوتاهى كرده و از دست برود، بعيد نيست كه باز هم ضامن باشد

9. اگر كودك غير مميز امانتى را كه به او سپرده‏اند از بين ببرد ضامن نيست‏

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۷, ۰۷:۴۸
10. كودك مميز مى‏تواند با اذن ولى خود، مالش را نزد كسى امانت بگذارد

11. امانت گرفتن از كودك صحيح نيست‏

12. شخص مكلف نبايد مالى را كه كودك به او امانت مى‏دهد قبول كند

13. چنانچه بيم آن مى‏رود كه اگر مال از كودك نگيرد از دست برود نمى‏تواند به نيت حفظ و نگهدارى مال، آن را از كودك بگيرد

14. اگر كسى چيزى را از كودك به امانت بگيرد ضامن آن بوده و:
- بايد آن را به ولى كودك برگرداند و با بازگرداندن به خود كودك، ضامن بودنش بر طرف نمى‏شود

- اگر آن چيز، متعلق به كسى ديگر است، بايد به صاحبش برساند

- اگر در رساندن مال به صاحبش كوتاهى كند بايد عوض آن را بپردازد

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۷, ۰۷:۴۹
15. اموالى كه به جهت ترس از تلف شدن از دست كودك گرفته مى‏شود. امانت شرعى است و بر گيرنده آن واجب است كه از آن محافظت ند و در اولين فرصت ممكن به صاحبش برساند، هر چند صاحبش آن را طلب نكرده باشد و يا بايد اعلام كند كه آن مال نزد اوست در اين صورت اگر مال از بين برود ضامن نيست، مگر آنكه در نگهدارى آن كوتاهى كرده باشد

16. اگر شخصى مكلفى مالى را به عنوان امانت به وسيله كودكى نزد مكلف ديگرى بفرستد و او نيز مال را از كودك تحويل بگيرد امانت صحيح است چون بين دو نفر مكلف صورت گرفته است‏

17. اگر كسى چيزى را متعلق به كودك است غضب كند، بايد آن را به ولى او بدهد و اگر از بين رفته بايد عوض آن را بدهد

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۷, ۰۷:۵۰
جعاله، وكالت، ضمانت و بيمه‏

1. كودك نمى‏تواند به عنوان قرار دهنده جعاله، با كسى قرار جعاله ببندد

2. كودك مى‏تواند به عنوان عامل در جعاله كارى را انجام دهد و دستمزد آن را بگيرد و فرقى در اين مساله بين كودك مميز و غير مميز نيست‏

3. كودك مى‏تواند در خريدن يا فروختن كالا از طرف شخصى وكيل شود

4. ضامن شدن كودك صحيح نيست هر چند بلوغش نزديك بوده و وليش نيز به او اجاره داده باشد

5. اگر كسى ضامن شود كه بدهى كودك را بپردازد، ضامنتش صحيح است‏

6. اگر انسان ضامن پرداخت بدهى كودك شود، نمى‏تواند آنچه را كه پرداخته از كودك بخواهد و اذن كودك نيز در اين ضمانت، تاثيرى در مطالبه آنچه را كه ضامن پرداخته نخواهد داشت‏

7. بستن قرار داد بيمه يا قبول آن از ناحيه كودك معتبر نيست‏

شفعه‏

1. اگر كودك ملكى را با كسى شريك باشد و شريك سهم خود را بفروشد كودك، حق شفعه دارد و ولى او بايد آن حق را بگيرد

2. اگر كودك با اجازه وليش حق شفعه خود را بگيرد بنابر احتمال قوى صحيح است‏

3. اگر ولى كودك در ملكى كه مشمول حق شفعه مى‏شود با او شريك باشد چنانچه ولى سهم خود را به ديگرى بفروشد حق شفعه براى كودك وجود ندارد

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۷, ۰۷:۵۲
اشياء پيدا شده‏

1. اگر كودك مالى را پيدا كند، وليش نمى‏تواند او را وادار كند كه آن را به جاى خود بر گرداند بلكه وظيفه او به شرح زير است:
* چنانچه آن مال، كمتر از يك درهم باشد ، ارزش داشته ولى كودك مى‏تواند آن را براى كودك بردارد

* اگر ارزش آن كمتر از يك درهم باشد، و ولى او قصد كند كه آن چيز را براى كودك بردارد، كودك مالك آن مى‏شود. اما اگر ولى او اين قصد را نكند، قصد تملك توسط كودك معتبر نيست‏

* اگر ارزش آن مال، يك درهم يا بيشتر باشد، ولى او بايد آن را به مدت يك سال اعلان كند، و پس از يك سال مى‏تواند يكى از كارهاى زير را از انجام دهد:
- براى كودك تملك كند.
- از طرف صاحبش صدقه دهد.
- به عنوان امانت نزد خود نگه دارد تا صاحبش پيدا شود

2. چيزى را كه دانش‏آموزان در مدرسه پيدا مى‏كنند، نمى‏توان از آنها گرفته و استفاده كرد بلكه بايد صاحبش را پيدا كرده و به او بدهند، و اگر از شناسايى صاحبش نااميد شدند بايد از طرف او به فقير صدقه بدهند

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۱/۱۷, ۰۷:۵۳
اولياء امور مالى كودك‏

1. ولى كودك مى‏تواند در اموال كودك خود، تصرفاتى از قبيل خريد و فروش و مضاربه و... داشته باشد به شرط آنكه براى كودك مفسده نداشته باشد

2. ولى كودك مى‏تواند بااموال او مضاربه كند، به شرط اين كه عامل مضاربه فردى مورد اعتماد باشد. پس اگر مال كودك را به فرد غير امين بدهد ضامن است‏

3. ولى كودك مى‏تواند در صورت نياز و مصلحت ملك كودك را بفروشد، در اين صورت حاكم شرع نيز بايد معامله را امضاء كند، هر چند مصلحت بودن معامله براى او ثابت نشود

4. تجارت ولى كودك با آنچه كه كودك به دست آورده مكروه است

5. ولى كودك مى‏تواند، با مراعات مصلحت كودك براى او چيزى را گرو (رهن) بگيرد

6. ولى مى‏تواند با رعايت مصلحت كودك، مال او را به جهت قرضى كه با توجه به مصلحت او گرفته گرو دهد

7. مستحب است كه قاضى بر اموال كودكان نظارت داشته باشد، تا هر كودكى بالغ و رشيد شد، اموالش را به او تحويل دهد و ملاحظه كند كه اگر ولى ايشان صلاحيت ولايت ندارد، ولايتش را ساقط نمايد