PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ☼☼ اثبات عصمت انبیاء ☼☼



حيدر کرار
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۱:۵۳
بسم الله الرحمن الرحیم


کامل و با دقت بخوانید

ما آيات متعددي داريم در مورد عصمت انبياء عليهم السلام كه تعبير اين است كه : انبياء از عباد مخلص خداوند

هستند . مثلاً‌ در رابطه با حضرت ابراهيم ، اسحق و يعقوب تعبير اين است كه :

إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ . وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ .
ما ابراهيم و اسحق و يعقوب را خالص گردانيديم به آن گونه‌اي كه اراده كرده‌ايم .
[ص 46و47]

در رابطه با حضرت يوسف عليه السلام مي‌فرمايد :

كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ .
اينچنين کرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم؛ چرا که او از بندگان مخلص ما بود!
[یوسف 24]

در حق حضرت موسي مي‌فرمايد :

وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا .
و در اين کتاب (آسمانى) از موسى ياد کن، که او مخلص بود، و رسول و پيامبرى والا مقام!
[مریم 51]

و مشابه اين آيات در رابطه با ديگر انبياء نيز داريم .

از طرف ديگر در سورۀ ص آيۀ 84 از قول شيطان كه از درگاه قرب ربوربي رانده مي‌شود ، قسم مي‌خورد :

فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ . إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ .
به عزتت سوگند همۀ بندگانت را گمراه مي‌‌كنم ؛ مگر بندگان مخلَص را .
[ص 82و83]

وقتي اين دو دسته آيات را كنار هم مي‌گذاريم ، نتيجه مي‌گيريم كه شيطان به عباد مخلص هيچ راهي ندارد .انبياء

عليهم السلام هم طبق آيات صريح جزء بندگان مخلص خدا هستند .

ما آيات متعددي داريم كه اطاعت انبياء را به صورت مطلق بر همگان لازم دانسته است . مثلاً‌ در سورۀ نساء ، آيۀ 64

مي‌فرمايد :

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ .
ما هيچ پيامبري را نفرستاديم ؛ مگر اين كه مورد اطاعت بي‌چون و چرا است .

و يا در سورۀ نساء آيۀ 80 مي‌فرمايد :

مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ .
اطاعت پيامبر ، مساوي است با اطاعت خداوند .

در سورۀ نساء آيۀ 59 مي‌فرمايد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ .
اطاعت خدا ، اطاعت پيامبر و اطاعت اولي الأمر به صورت امر وجوبي از ناحيه خداوند صادر شده است .

عبارتي دارد آقاي فخر رازي كه مي‌گويد :

ومن أمر الله بطاعته على سبيل الجزم والقطع لا بد وأن يكون معصوما عن الخطأ ، إذ لو لم يكن معصوما عن الخطأ كان

بتقدير إقدامه على الخطأ يكون قد أمر الله بمتابعته ، فيكون ذلك أمرا بفعل ذلك الخطأ والخطأ لكونه خطأ منهي عنه ،

فهذا يفضي إلى اجتماع الأمر والنهي في الفعل الواحد بالاعتبار الواحد ، وانه محال ، فثبت أن الله تعالى أمر بطاعة

أولي الأمر على سبيل الجزم ، وثبت أن كل من أمر الله بطاعته على سبيل الجزم وجب أن يكون معصوما عن الخطأ ،

فثبت قطعا أن أولي الأمر المذكور في هذه الآية لا بد وأن يكون معصوما .[4]

آن كسي كه خداي عالم به صورت قاطعانه دستور داده از او اطاعت كنيم ، حتماً‌ بايد از هر گونه خطاء (نه از هر گونه

گناه ) معصوم باشد . اگر چنانچه اين معصوم از خطاء نباشد ، دستور خطئي صادر كند و از روي اشتباه يك دستور

الهي را خلاف به مردم ابلاغ كند ، لازم مي‌آيد اجتماع امر و نهي در يك فعل واحد ؛ چون كار خطاء را خداي عالم از

امتثالش نهي كرده است . پيغمبر هم اگر از روي خطائي دستوري بدهد ، دستور به اطاعت داده است ؛ پس يك امر

خطئي از ناحيه ا«اطيعو الرسول» واجب است ، از ناحيه اين كه خداي نهي كرده از امتثال كار خلاف مورد نهي خداي

عالم است و چنين چيزي محال است .

پس كسي كه خداي عالم دستور اطاعت مطلق صادر كرده است ، حتماً‌ بايد معصوم باشد .

معصوم از خطاء و نسيان و از هر گونه اشتباه .

پيامبران الهي هادي بشر هستند به سوي خداي عالم . هدايت بشر به دستور شريعت صورت مي‌گيرد . اگر چنانچه

پيغبمري از روي خطاء و نيسان يك امر غير شرعي را به صورت يك امر شرعي بيان كند ، يا يك مطلب خلاف را در قالب

شرع بيان كند ، نستجير بالله آن پيامبران كه هادي امت هستند ، تبديل مي‌شوند به مضل امت و حالت هدايت پيامبر

به حالت ضلالت تبديل مي‌شود و اين اصلاً‌ با فلسفۀ ارسال رسل و بعث انبياء كاملاً‌ منافات دارد .

آيۀ سوم آيۀ 124 از سورۀ بقره است :

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ .

خداي عالم در اين جا مي‌فرمايد :

امامت من به كسي كه متلبس به ظلم شده باشد ، نمي‌رسد . «لا ينال عهدي الظالمين» مطلق است . پس اگر

كسي از اول عمرش يك لحظه متلبس به ظلم بشود و ظلمي از او سر بزند ، امامت به او نخواهد رسيد .

در قرآن هم داريم كه :

وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ .
هر كس حدود خدا را تجاوز كند‌ ، به نفسش ظلم كرده است .
[الطلاق 1]

حد اقل مرتبۀ گناه ظلم به نفس خويش است . يعني كسي اگر در تمام عمرش يك بار گناه بكند ، با اين گناه به خود

ظلم كرده است و مصداق ظالم مي‌شود و عهد الهي كه امامت باشد به متلبس به ظلم نمي‌رسد .

با اين كه در بارۀ انبياء ما داريم :

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا .
[الأنبياء 73 ]

اين را خداي عالم در رابطه با حضرت ابراهيم ، در رابطه با لوط ، در رابطه با اسحاق و يعقوب وقتي بيان مي‌‌كند ،

مي‌گويد :

وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ . وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا .

اين پيامبران را ما اماماني قرار داديم كه به امر ما هدايت مي‌كنند‌ ، از طرفي هم مي‌گويد :

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ .
عهد من كه امامت باشد ( به قرينه « إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا » ) به ظالمين نمي‌رسد .

پس مشخص است كه اين انبياء در تمام عمرشان يك لحظه متلبس به ظلم نشده‌اند .

در رابطه با حضرت موسي و پيامبران بعد از او هم مي‌فرمايد :

وَلَقَدْ آَتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ . وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا

صَبَرُوا وَكَانُوا بِآَيَاتِنَا يُوقِنُونَ .[7]

از مجموع اين آيات استفاده مي‌كنيم :

انبياء عليهم السلام يك لحظه از عمرشان نه متلبس به ظلم و گناه شده‌اند . نه خطائي از آن‌ها سر زده است و نه

دچار نسيان شده‌اند .

در صورتي كه اگر خداي نكرده خلاف اين باشد ، با فلسفۀ بعثت انبياء كاملاً منافات دارد .

از سایت www.valiasr-aj.com


خدايا چشمان ما را بر روي حقايق بگشاي تا آن ها را ببينيم و سپس انصاف و

شهامتي به ما عطا فرما تا آن ها را بپذيريم.

رمضان
۱۳۸۷/۰۶/۰۹, ۱۶:۳۲
برادر منطق اين نيز در عصمت رسول خدا يا ساير انبيا و يا خاندان پاك ومطهر رسول خدا قابل توجه است كه تا حالا كسي گزارش خطايي از آنها نداده است يعني اگر ما بعنوان يك انساني كه به دين نيز توجه ندارد به حالات اين بزرگواران نگاه كنيم عصمت تاريخي آنها را نيز مي توانيم دريابيم گذشته از دلايل عقلي ونقلي فراواني كه بر عصمت آنها وجود دارد. مثلا شما در تاريخ نمي تواني بيابي كه معاذالله رسول خدا يا علي بن ابي طالب يا ساير انبيا خطايي گزارش شده باشد.

Enerji
۱۳۸۹/۱۰/۲۴, ۱۹:۵۱
نگاهی به عصمت در قرآن :

سوره 66: التحريم
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿1﴾
اى پيامبر چرا براى خشنودى همسرانت آنچه را خدا براى تو حلال گردانيده حرام مى‏كنى خدا[ست كه] آمرزنده مهربان است (1)
حرام کردن حلال خداوند از انسان معصوم بعید است !
سوره 93: الضحى
أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى ﴿6﴾ وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى ﴿7﴾
مگر نه تو را يتيم يافت پس پناه داد (6) و تو را سرگشته يافت پس هدايت كرد (7)
سوره 9: التوبة
عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ ﴿43﴾
خدايت ببخشايد چرا پيش از آنكه [حال] راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان را بازشناسى به آنان اجازه دادى (43)
انجام دادن کاری بدون اجازه خدا !

سوره 11: هود
فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿12﴾
و مبادا تو برخى از آنچه را كه به سويت وحى مى‏شود ترك گويى و سينه‏ات بدان تنگ گردد كه مى‏گويند چرا گنجى بر او فرو فرستاده نشده يا فرشته‏اى با او نيامده است تو فقط هشداردهنده‏اى و خدا بر هر چيزى نگهبان است (12)
تذکر خدا در مورد سرپیچی از دستورات

سوره 17: الإسراء
وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ﴿73﴾
و چيزى نمانده بود كه تو را از آنچه به سوى تو وحى كرده‏ايم گمراه كنند تا غير از آن را بر ما ببندى و در آن صورت تو را به دوستى خود بگيرند (73)
وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً ﴿74﴾
و اگر تو را استوار نمى‏داشتيم قطعا نزديك بود كمى به سوى آنان متمايل شوى (74)
إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا ﴿75﴾
در آن صورت حتما تو را دو برابر [در] زندگى و دو برابر [پس از] مرگ [عذاب] مى‏چشانيديم آنگاه در برابر ما براى خود ياورى نمى‏يافتى (75)
لغزش !

سوره 26: الشعراء
فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ ﴿213﴾ وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ﴿214﴾
پس با خدا خداى ديگر مخوان كه از عذاب‏شدگان خواهى شد (213)
و خويشان نزديكت را هشدار ده (214)
سوره 48: الفتح
إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا ﴿1﴾
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿2﴾
ما تو را پيروزى بخشيديم [چه] پيروزى درخشانى (1)
تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت‏خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند (2)
سوره 33: الأحزاب
وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ﴿37﴾
و آنگاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نيز] به او نعمت داده بودى مى‏گفتى همسرت را پيش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار و آنچه را كه خدا آشكاركننده آن بود در دل خود نهان مى‏كردى و از مردم مى‏ترسيدى با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى پس چون زيد از آن [زن] كام برگرفت [و او را ترك گفت] وى را به نكاح تو درآورديم تا [در آينده] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان چون آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و فرمان خدا صورت اجرا پذيرد (37)

صالح
۱۳۸۹/۱۰/۲۴, ۲۰:۳۲
با سلام به شما دوست عزیز


وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ﴿73﴾
و چيزى نمانده بود كه تو را از آنچه به سوى تو وحى كرده‏ايم گمراه كنند تا غير از آن را بر ما ببندى و در آن صورت تو را به دوستى خود بگيرند (73)
وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً ﴿74﴾
و اگر تو را استوار نمى‏داشتيم قطعا نزديك بود كمى به سوى آنان متمايل شوى (74)
إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا ﴿75﴾
در آن صورت حتما تو را دو برابر [در] زندگى و دو برابر [پس از] مرگ [عذاب] مى‏چشانيديم آنگاه در برابر ما براى خود ياورى نمى‏يافتى (75)
لغزش !

از میان آیاتی که مطرح کردید به همین سه ایه اکتفا میکنم، زیرا سه ایه ای که مطرح کردید بهترین دلیل بر عصمت پیامبر است، خوب دقت کنید:
خداوند می فرماید چیزی نمانده بود آنها تو را تحت تأثیر قرار دهند، اما تو را استوار ساختیم.
یعنی بصورت عادی میل تو به آنها عادی است، چون بشر عادتا چنین کاری میکند اما نگذاشتیم چنین اتفاقی بیافتد و تو را استوار ساختیم.


استوار ساختیم یعنی چه؟
قطعا به معنای استواری ظاهری در قد و هیکل نیست، چون بحث میل و اعتماد به کفار مطرح است، استوار ساختن یعنی غیر قابل نفوذ بلحاظ اندیشه و محکم و استوار بر عقیده ثابت ماندن.

از طرفی دیگر چون استوار ماندن از ناحیه خداوند آمده است دو نکته همراه خود دارد:
1- در حد اعلی خود است، یعنی استواری به معنای کامل کلمه، که شامل هرگونه گناه و خطای عمدی و سهوی می شود.
2- تخلف بردار نیست، یعنی امکان ندارد خداوند چیزی را بخواهد و نشود، قدرت خداوند بدون قید و شرط است، بر خلاف قدرتهای دنیائی.

بنابراین بدون شک استواری پیامبر در حد اعلای خود محقق شده است.

با توجه به این آیه و نوع الفاظ به کار رفته تکلیف سائر آیات نیز روشن خواهد شد، لذا به شما توصیه می شود به تفسیر سائر آیاتی که آوردید دقت کنید، آنگاه اگر سؤالی بود بفرمائید.

موفق باشید.

Enerji
۱۳۸۹/۱۰/۲۴, ۲۰:۴۰
با سلام به شما دوست عزیز

از میان آیاتی که مطرح کردید به همین سه ایه اکتفا میکنم، زیرا سه ایه ای که مطرح کردید بهترین دلیل بر عصمت پیامبر است، خوب دقت کنید:
خداوند می فرماید چیزی نمانده بود آنها تو را تحت تأثیر قرار دهند، اما تو را استوار ساختیم.
یعنی بصورت عادی میل تو به آنها عادی است، چون بشر عادتا چنین کاری میکند اما نگذاشتیم چنین اتفاقی بیافتد و تو را استوار ساختیم.


استوار ساختیم یعنی چه؟
قطعا به معنای استواری ظاهری در قد و هیکل نیست، چون بحث میل و اعتماد به کفار مطرح است، استوار ساختن یعنی غیر قابل نفوذ بلحاظ اندیشه و محکم و استوار بر عقیده ثابت ماندن.

از طرفی دیگر چون استوار ماندن از ناحیه خداوند آمده است دو نکته همراه خود دارد:
1- در حد اعلی خود است، یعنی استواری به معنای کامل کلمه، که شامل هرگونه گناه و خطای عمدی و سهوی می شود.
2- تخلف بردار نیست، یعنی امکان ندارد خداوند چیزی را بخواهد و نشود، قدرت خداوند بدون قید و شرط است، بر خلاف قدرتهای دنیائی.

بنابراین بدون شک استواری پیامبر در حد اعلای خود محقق شده است.

با توجه به این آیه و نوع الفاظ به کار رفته تکلیف سائر آیات نیز روشن خواهد شد، لذا به شما توصیه می شود به تفسیر سائر آیاتی که آوردید دقت کنید، آنگاه اگر سؤالی بود بفرمائید.

موفق باشید.

نمیدونم چرا از بین این 8 آیه ای که مطرح کردم فقط 2 کلمه اون رو نقل قول کردید !!

صالح
۱۳۸۹/۱۰/۲۵, ۰۵:۲۱
نمیدونم چرا از بین این 8 آیه ای که مطرح کردم فقط 2 کلمه اون رو نقل قول کردید !!

واقعا نمی دانید؟!!

اولا
مطالبی که از شما نقل قول کردم 11 خط و 117 کلمه و 561 حرف و عدد بود، لذا دو کلمه را چگونه حساب کردید؟
بهتر است دوباره حساب کنید.
ثانیا
شما خواستید آیه ای بر رد عصمت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) بیاورید از قضا همان آیه بهترین دلیل بر عصمت ایشان شد، خوب است استدلال را بخوانید و جواب دهید، اگر جواب این استدلال را دادید آنگاه درباره بقیه آیات به گفتگو می نشینیم، به همین جهت عرض شد:



با توجه به این آیه و نوع الفاظ به کار رفته تکلیف سائر آیات نیز روشن خواهد شد، لذا به شما توصیه می شود به تفسیر سائر آیاتی که آوردید دقت کنید، آنگاه اگر سؤالی بود بفرمائید.
موفق باشید.

Enerji
۱۳۸۹/۱۰/۲۵, ۰۷:۵۸
واقعا نمی دانید؟!!

اولا
مطالبی که از شما نقل قول کردم 11 خط و 117 کلمه و 561 حرف و عدد بود، لذا دو کلمه را چگونه حساب کردید؟
بهتر است دوباره حساب کنید.
ثانیا
شما خواستید آیه ای بر رد عصمت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) بیاورید از قضا همان آیه بهترین دلیل بر عصمت ایشان شد، خوب است استدلال را بخوانید و جواب دهید، اگر جواب این استدلال را دادید آنگاه درباره بقیه آیات به گفتگو می نشینیم، به همین جهت عرض شد:

شما فقط "چیزی نمانده است" و "استوار ساختیم" رو توضیح دادید .. در ضمن به بقیه آیه دقت کنید : قطعا نزديك بود كمى به سوى آنان متمايل شوى

یعنی خدا شک داشته یا احتمال میداده به سوی غیرخدا متمایل بشه

صالح
۱۳۸۹/۱۰/۲۵, ۰۹:۱۰
با سلام و صبح بخیر به شما دوست عزیز:Rose:


شما فقط "چیزی نمانده است" و "استوار ساختیم" رو توضیح دادید

همین دو جمله اساس استدلال است، یعنی تو احتمالا در معرض اشتباه هستی با حمایت ما مصون از اشتباه خواهی شد.


نزديك بود كمى به سوى آنان متمايل شوى یعنی خدا شک داشته یا احتمال میداده به سوی غیرخدا متمایل بشه

قطعا همینطور است که می فرمائید، هیچ شک نکنید که اگر عنایت خاص خدا نباشد پیامبران نیز به سمت غیر خدا خواهند رفت، یعنی احتمال تمایل پیامبر به سمت کفار بوده اگر استوارش نمی ساخته، در واقع میل به کفار مشروط شده به استوار نبودن، پس معنا این شد:

اگر حمایت ما نبود احتمالا به کفار میل می کردی.

و این یعنی عصمت، یعنی حمایت از جانب حق، و الا اشتباه نشود ما هیچ وقت ادعا نمی کنیم انبیاء از جانب خودشان عصمت داشتند، دوری آنان از سهو و گناه با عنایات خاص إلهی صورت گرفته است و الا آنان نیز به مانند همه ما امکان اشتباه نیز داشتند چیزی که در این آیه بدان تصریح گشته است.

موفق باشید.

taslim
۱۳۸۹/۱۲/۱۲, ۱۸:۲۱
به نام يگانه مولايمان الله
پيامبر خدا را به رسول شيطان مبدل نكنيد
هيچ شكي در آن نيست كه پيامبران و رسولان از زمره شريف ترين و عزيز ترين مخلوقات پروردگار عظيم بشمار مي روند ، آنقدر عزيز كه مي بينيم پروردگار رحمان در معجزه جاويدانش به زندگي وجان محمد قسم مي خورد و به موسي مي گويد كه او را براي خودش پروريده و خلق كرده است . آنگونه از ابراهيم صحبت مي كند كه مو بر بدن انسان راست مي شود. اما در پايان همه اينها مي فرمايند :

تلك امة قد خلت لها ما كسبت ولكم ما كسبتم ولا تسءلون عما كانوا يعملون
آنها امتي بودند و رفتند و هرچه كردند براي خود كردند و شما نيز هرچه بكنيد براي خود مي كنيد شما از آنچه ايشان كردند بازخواست نخواهيد شد( كارهاي آنها به خودشان مربوط است و شما فقط از كتاب سئوال مي شويد).
خداوند عليم ، خط و مشي جنگي شيطان و نيرنگهاي او را از خودش بهتر مي داند. او خوب مي داند كه مهلكترين و خطرناكترين حربه شيطان اين است كه رسولان و پيامبرانش را بعد از مرگشان آنقدر شكوه و جلال و عظمت مي بخشد و آنقدر از صفات خداوندي برايشان جعل مي كند تا بتواند ايشان را جايگزين خداوند كرده و از آنها براي رساندن پيامها و ابلاغ احكام خويش استفاده كند.
به همين دليل مي بينيم كه در قرآن ، خداوند سبحان هزاران بار پيامبر را مورد خطاب قرار مي دهد اما فقط چهار بار به او محمد مي گويد. خداوند مهربان و عظيم مي فرمايند :
وما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افاين مات او قتل انقلبتم على اعقبكم ومن ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيءا وسيجزي الله الشكرين

محمد رسولي بيش نبود و قبل از او نيز رسولاني مانند او آمده اند و رفته اند. خداوند همين عبارت را در مورد عيسي نيز بكار مي برد و مي فرمايند :
ما المسيح ابن مريم الا رسول قد خلت من قبله الرسل وامه صديقة كانا ياكلان الطعام انظر كيف نبين لهم الاءيت ثم انظر انى يؤفكون
برويد در سوره مائده نظري به موضعي كه اين آيه در آن قرار گرفته بيندازيد تا ببينيد چرا خداوند اينگونه راجع به رسولش سخن مي گويد . شيطان آنقدر اين رسول الهي را براي مسيحيان زينت داده كه او را به مرتبه خدايي رسانده است و بدينوسيله خلقي را گمراه ساخته است.
خداوند مي فرمايند اي انسانها: ابراهيم و موسي و مسيح و محمد رسولي بيش نبودند و حتي سود و زياني به حال خود نيز نداشتند ، دست از سر آنها برداريد و به من توجه كنييد.
هيچيك از رسولان الهي از آن صفاتي كه ما امروز برايشان قائليم برخوردار نبودند ، اينها كه ما مي شناسيم رسولان الهي نيستند ، مواظب باشيد ! اينان پيامبران شيطانند .
كساني كه پيامبران را رب و اله گرفته اند دارند آشكارا به خدا و رسولانش توهين مي كنند و خود اين را نمي دانند . آنها عمله و خدمه شيطان شده اند و هنوز در خواب غفلتند. در همين تالار گفتمان ديني اگر جستجو كنيد مي بينيد كه هزاران بار خداوند فقط با نام خدا اسم برده شده است ، ، چون رب و اله اصلي آنها محمد( قلابي) است نه الله. اين موجودات بدترين افترا و دروغها را به خدا مي بندند و دائماً كلامش را تلبيس مي كنند و به سخره مي گيرند و آن را توهين نمي دانند اما اگر محمد را بدون تزئيناتش نام بردي فريادشان بالا مي گيرد و آن را توهين به ساحت مقدس اربابشان( كه با حساب مطلب گذشته كسي جز شيطان نيست) مي دانند.

در قرآن معظم محال است آيه اي بيابيد كه در آن شخصيت پيامبري را پاك و منزه يا مصون و معصوم از گناه و خطا معرفي كرده باشد. اما دهها آيه موجود است كه خداوند پيامبران را مورد باز خواست قرار ده و به خطا و گناهشان هشدار داده است ، چه در مورد پيامبر عزيز اسلام كه بيشتر از همه مورد تذكر قرار گرفته و چه ديگر پيامبران. صفت معصوميت ، يك صفت جعلي شيطاني است و تاكنون هيچ انسان معصوم و عاري از گناه و اشتباهي بر روي زمين پا نگذاشته و نخواهد گذاشت.
اگر قرآن را بگرديد خواهيد ديد كه يكي از گناهان بزرگ اين است كه انسان حرامي را حلال و يا حلالي را حرام كند. ديديم كه آدم فقط به خاطر حلال دانستن آنچه كه خدا برايش حرام كرده بود گرفتار چه مصيبتي شد. حال بگذار مزدوران و عمله و خدمه شيطان نام اين عمل او را ترك اولي يا گناه نسبي و يا تمرد ارشادي بنامند ، اين اصلاً اهميتي ندارد مهم نتيجه ايست كه بعد از ارتكاب اين عمل گريبان آدم را گرفته است. ممكن است بتوان عمل كسي را كه دارد شرب خمر مي كند با بيان اين جمله ساده كه :« او دارد آب مي خورد» توجيه كرد و سرپوش نهاد اما با حالت مستي بعد از آن چه مي توان كرد؟
سوره معظم تحريم با اين آيه آغاز مي شود :

[66:1] يايها النبي لم تحرم ما احل الله لك تبتغي مرضات ازوجك والله غفور رحيم

پيامبر چه چيز حلالي را حرام كرده است و هدفش از اين كار چه بوده ، آيا بدست آوردن دل هسرانش بوده يا براي تقرب به الله اين كار را كرده است؟
آيا كساني كه همه امور و شئون و گفته هاي پيامبر را وحي الهي مي دانند مي توانند پاسخ دهند؟ ما چه كار كنيم ؟ پيامبر كاري انجام داده كه مورد بازخواست اربابش قرار گرفته است ، آيا ما نيز بايد آن كار را بكنيم؟ اگر همه مواردي را كه قرآن از زندگي خصوصي پيامبر نقل مي كند جمع كنيم يك چند ميليونيم كل حوادث دوره حيات پيامبر نيست؟ آيا مطمئنيم كه پيامبر جز همين چند خطايي كه قرآن بيانشان كرده است ديگر مرتكب اشتباهي نشده است؟ چرا خداوند از بيان اين چند واقعه چشم پوشي نكرده است؟
تا ما بدانيم يك پيامبر نيز بشري معموليست و همه آن كارهايي كه از يك بشر معمولي سر مي زند ممكن است از او نيز سر بزند كه در غير اين صورت او ديگر يك بشر معمولي نخواهد بود و ادعاي قرآن نقض مي شود.

آيا ممكن است پيامبر خلاف فرمان و دستور خداوند عملي انجام دهد ؟ آري ممكن است :

[33:37] واذ تقول للذي انعم الله عليه وانعمت عليه امسك عليك زوجك واتق الله وتخفي في نفسك ما الله مبديه وتخشى الناس والله احق ان تخشه فلما قضى زيد منها وطرا زوجنكها لكي لا يكون على المؤمنين حرج في ازوج ادعيائهم اذا قضوا منهن وطرا وكان امر الله مفعولا
به ياد آور به كسي كه خدا به او نعمت داده بود و از سوي تو نعمت يافته بود، گفتي: "زنت را نگهدار و به هيبت و حرمت خدا ارج بنه،" و تو چيزي را در درون خود پنهان كردي كه خدا مي خواست اعلام كند. بنابراين، تو از مردم ترسيدي، در حالي كه مي بايست فقط از خدا مي ترسيدي. هنگامي كه همه چيز كاملا ميان زيد و زنش تمام شد، ما تو را به ازدواج او درآورديم، تا نمونه اي باشد كه يك مرد مي تواند با زن مطلقه پسرخوانده اش ازدواج كند. احكام خدا بايد اجرا شود.

اين آيات دارند به ما مي گويند پيامبر قرار بوده به دستور پروردگارش كاري كند ولي از ترس مردم تمرد نموده. مهم نيست آن كار چه بوده ، مهم اين است كه پيامبر آن را انجام نداده و بجاي ترس از خدا از مردم ترسيده است. اين مطلب نشان مي دهد تنها وحي مبين است كه خداوند حفظش را به عهده گرفته و براي ابلاغ كاملش محافظ مي فرستد اما وحي مخفي و پنهاني كه حفظه اي بدنبال آن نيست ممكن است اينچنين به مقصد نرسد و ابلاغ نشود. در هرصورت خداوند بر امر خود غالب است و چه شخص محمد( نه محمد به عنوان رسول) بخواهد و چه نخواهد خدا وند امرش را فعليت مي بخشد چرا كه : « كان امر الله مفعولا»
اگر محمد هيچ گناهي در درگاه پروردگارش مرتكب نشده و به عنوان يك فوق بشر معصوم بوده است چرا خداوند در قرآنش خطاب به او چنين مي گويد؟

[40:55] فاصبر ان وعد الله حق واستغفر لذنبك وسبح بحمد ربك بالعشي والابكر
بنابراين، صبر داشته باش، زيرا وعده خدا حق است، و براي گناهانت طلب آمرزش کن، و پروردگارت را شب و روز تجليل و ستايش نما.

[47:19] فاعلم انه لا اله الا الله واستغفر لذنبك وللمؤمنين والمؤمنت والله يعلم متقلبكم ومثوكم
بدان كه: "خداي ديگري در كنار خدا نيست،" و براي گناهانت و گناهان تمام مردان و زنان باايمان طلب آمزرش كن. خدا از تصميم ها و سرنوشت نهايي شما كاملا آگاه است.

[48:2] ليغفر لك الله ما تقدم من ذنبك وما تاخر ويتم نعمته عليك ويهديك صرطا مستقيما
كه با آن، خدا گناهان گذشته و نيز گناهان آينده تو را مي بخشد و نعمت هايش را بر تو كامل مي كند و تو را در راهي مستقيم هدايت مي نمايد.

محمد حقيقي يك انسان معمولي بود كه جز ابلاغ پيام پروردگارش هيچ وظيفه ديگري بر عهده نداشت و با رسولان قبل از خود نيز تفاوت نمي كرد. من اين انسان شايسته را بسيار عزيز مي دارم اما تنها مولايم الله را در خور عظمت و شكوه و جلال مي بينم. بردن نام محمد بدون تزئينات و قطار القاب بي فايده هيچ توهيني به اين پيامبر نازنين نيست . كساني كه اينگونه از پيامبر ياد مي كنند و مانند بادم جان دور قاب چينها ، چاپ لوسي او را مي كنند در اين توهم نا صوابند كه او در روز قيامت مانند امرا و رؤسا پاداششان را خواهد داد و خداوند چشم به چشمان او دوخته تا با يك چرخش و يك اشاره چشمان محمد و ديگر آلهه ، فرمانشان را اجرا كرده و اهل گنه را ببخشد( و اين توهين به ذات مقدس پروردگار نيست!) ، اما رب محمد و رها ساختن آنچه عمري برايش خون جگر خورد گناهيست نا بخشودني . آنقدر غم انگيز كه در روز قيامت شكايتش را به نزد پروردگار مي برد :

وقال الرسول يرب ان قومي اتخذوا هذا القرءان مهجورا

Lachini
۱۳۸۹/۱۲/۱۲, ۲۲:۵۶
سلام بر جناب پاسخگوی اعتقادی

1. الاعراف : وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوينَ (175) : اى رسول ما، بخوان بر اين مردم حكايت آن كس (بلعم باعورا) را كه ما آيات خود را به او عطا كرديم از آن آيات به عصيان سرپيچيد چنانكه شيطان او را تعقيب كرد و از گمراهان عالم گرديد. ( ترجمه بیان السعاده )

2. الحج : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ في‏ أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ (52) : پيش از تو رسولى يا پيغمبرى نفرستاديم مگر آنكه وقتى كتاب ما را قرائت كرد شيطان در قرائت وى مداخله كرد خدا چيزى را كه شيطان القاء كرده باطل مى‏كند و سپس آيه‏هاى خويش استوار مى‏سازد كه خدا دانا و حكيم است‏. ( ترجمه المیزان )

نظر جنابعالی در خصوص آیات فوق الذکر چیست؟

Partofar
۱۳۸۹/۱۲/۱۳, ۰۸:۳۷
سلام بر جناب پاسخگوی اعتقادی

1. الاعراف : وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوينَ (175) : اى رسول ما، بخوان بر اين مردم حكايت آن كس (بلعم باعورا) را كه ما آيات خود را به او عطا كرديم از آن آيات به عصيان سرپيچيد چنانكه شيطان او را تعقيب كرد و از گمراهان عالم گرديد. ( ترجمه بیان السعاده )

2. الحج : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ في‏ أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ (52) : پيش از تو رسولى يا پيغمبرى نفرستاديم مگر آنكه وقتى كتاب ما را قرائت كرد شيطان در قرائت وى مداخله كرد خدا چيزى را كه شيطان القاء كرده باطل مى‏كند و سپس آيه‏هاى خويش استوار مى‏سازد كه خدا دانا و حكيم است‏. ( ترجمه المیزان )

نظر جنابعالی در خصوص آیات فوق الذکر چیست؟
با سلا م و عرض ادب و احترام
دوست گرامي جناب لاچيني
خوب شد نه مرديم و ديديم كه در مورد آيات نيز نظر ميدهند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اين چكاري نا پسندي است كه در مباحثات ميكنيد!!!!!!!!!!!
قول و نقل قول خودتان را در بحثهايتان بياوريد!
سپاسگزارم

taslim
۱۳۸۹/۱۲/۱۷, ۰۹:۳۱
با سلا م و عرض ادب و احترام
دوست گرامي جناب لاچيني
خوب شد نه مرديم و ديديم كه در مورد آيات نيز نظر ميدهند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اين چكاري نا پسندي است كه در مباحثات ميكنيد!!!!!!!!!!!
قول و نقل قول خودتان را در بحثهايتان بياوريد!
سپاسگزارم

با سلام

دوست عزیز جناب لاچینی فقط خواسته اند نظر دوستان را به این دو آیه جلب کنند .؟؟

:Doaa:


نظر شما در مورد عصمت انبیا و ائمه چیست؟

:Doaa:
:Sham:
:Doaa: :Doaa: :Doaa: :Ameen: :Sham:

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۱۷, ۲۳:۵۲
سلام
حضرت پاسخگو جوابت در مورد این آیات چیست:
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ ﴿19﴾ محمد
پس بدان كه هيچ معبودى جز خدا نيست و براى گناه خويش آمرزش جوى و براى مردان و زنان با ايمان [طلب مغفرت كن] و خداست كه فرجام و مآل [هر يك از] شما را مى‏داند (19)

عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ ﴿43﴾ توبه
خدايت ببخشايد چرا پيش از آنكه [حال] راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان را بازشناسى به آنان اجازه دادى (43)

بازم سفسطه و مغلطه راه بندازید آقا معصوم نداریم و الله نداریم معصوم فقط خداست که سبحان است
و السلام علی من اتبع الهدی

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۱۷, ۲۳:۵۹
خطا نداشتن نبی فقط در ابلاغ وحی می باشد....
طبق این آیه
إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ﴿27﴾
لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا ﴿28﴾
جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در اين صورت] براى او از پيش رو و از پشت‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (27)
تا معلوم بدارد كه پيامهاى پروردگار خود را رسانيده‏اند و [خدا] بدانچه نزد ايشان است احاطه دارد و هر چيزى را به عدد شماره كرده است (28)

که مردم به خطا نروند و در بقیه موارد است پیغمبر اشتباه هم می تواند بکند چنانچه در موارد بالا اثبات نمودیم

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۱۸, ۰۴:۱۰
وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ
و، بار گرانت را از پشتت بر نداشتيم
با عرض سلام
سوالی دارم ایا میشود این ایه را به اینکونه تفسیر کرد

ما تو را از به دوش كشيدن بار گران گناه دور ساخته و به تو قدرت عصمت بخشيديم

و با توجه به دو ایه بعد که میفرماید وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ (آيا تو را بلند آوازه نساختيم)

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۱۸, ۲۲:۳۸
[با سلام خدمت جناب بیطرف منصف
quote=بیطرف منصف;417218]ما تو را از به دوش كشيدن بار گران گناه دور ساخته [/quote]
این قسمت از تفسیرتا حدودی صحیح است ،اما
quote=بیطرف منصف;417218] و به تو قدرت عصمت بخشيديم[/quote][
صحیح نیست!
زیرا در جای دیگری آمده است :
لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخرو یتم نعمته علیک و یهدیک صراطا مستقیما
یعنی گناهان آینده ایشان نیز بخشیده خواهد شد.
پس معصوم شدن ایشان پس از نزول آیه (و وضعنا عنک وزرک)منتفی میشود
باتشکر

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۱۸, ۲۳:۱۲
سلام
لطفا جواب دهید تا تاپیک مسکوت نماند زیرا:
عصمت ائمه از دیدگاه شیعة امامیه یکی از ضروریات دینی و جزو مسایل عقیدتی است، چون اصل عقیدة امامت بر پایة عصمت استوار است. و هرگاه پایه که عصمت است فرو ریزد امامت که بر آن مبتنی است نیز فرو خواهد ریخت. به خاطر این شیعیان در مورد آن بسیار سخت گرفته‌اند و منکران امامت را به شدت مورد اعتراض قرار داده تا جایی که منکر امامت را کافر و از دایرة دین اسلام خارج ساخته‌اند!!
والسلام

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۱۹, ۰۳:۵۹
کاسب
با سلام خدمت جناب بیطرف منصف
بیطرف منصف ما تو را از به دوش كشيدن بار گران گناه دور ساخته
این قسمت از تفسیرتا حدودی صحیح است ،اما
quote=بیطرف منصف و به تو قدرت عصمت بخشيديم
صحیح نیست!
زیرا در جای دیگری آمده است :
لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخرو یتم نعمته علیک و یهدیک صراطا مستقیما
یعنی گناهان آینده ایشان نیز بخشیده خواهد شد.
پس معصوم شدن ایشان پس از نزول آیه (و وضعنا عنک وزرک)منتفی میشود
باتشکر


سلام
لطفا جواب دهید تا تاپیک مسکوت نماند زیرا:
عصمت ائمه از دیدگاه شیعة امامیه یکی از ضروریات دینی و جزو مسایل عقیدتی است، چون اصل عقیدة امامت بر پایة عصمت استوار است. و هرگاه پایه که عصمت است فرو ریزد امامت که بر آن مبتنی است نیز فرو خواهد ریخت. به خاطر این شیعیان در مورد آن بسیار سخت گرفته‌اند و منکران امامت را به شدت مورد اعتراض قرار داده تا جایی که منکر امامت را کافر و از دایرة دین اسلام خارج ساخته‌اند!!
والسلام
با عرض سلام
دوست من دز صورت امکان این ایات را نیز برای تفسیر بفرماید
سوره نجم می­فرماید پیامبر (ص) جز به وحی و کلام الهی سخن نمی­گوید:*وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی *‏ إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْیٌ یُوحی و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‏گوید! * آنچه می‏گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست به آیات اول تا پانزدهم سوره نجم رجوع کنید

و اما به لحاظ عقلی: پیامبر و امام کسانی هستند که با ملکوت و باطن عالم در ارتباط هستند و کَذلِکَ نُری إِبْراهیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنینَ و این چنین ملکوت آسمانها و زمین (و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهیم نشان دادیم (تا به آن استدلال کند،) و اهل یقین گردد بنابر این هرگز دچار اشتباه نمی شوند (زیرا با حقایق ثابت عالم در ارتباط بوده و بر آنان سیطره دارند) و چون باطن گناه را دیده و زشتی و قباحت و مهلک بودن آن را می فهمند هرگز بدان آلوده نمی شوند مثلا همه ما نسبت به یک سم کشنده که علم به آن داریم معصوم هستیم چون هرگز حتی هوس خوردن آن را نخواهیم کرد.

سوره نسا،آیه59 یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلیِ الْأَمْرِ مِنکمُ‏ْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فیِ شیَ‏ْءٍ فَرُدُّوهُ إِلیَ اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَ خِرِ ذَالِکَ خَیرْ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیای پیامبر] را و هر گاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید این (کار) برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است.

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۱۹, ۰۵:۲۲
سلام بی طرف منصف
اینا که نشد دلیل شما لازم نیست مقام انبیا را بالا ببری اونها مقام خودشون رو پیش خدا دارند جواب درست بده مستقیما خدا به رسولش می گه برای گناهانت استغفار کن...
مقدس سازی انسانها بزرگترین فساد ادیان می باشد
یهود:عزیر همه جا هست و به ما کمک می کند
مسیح:پسر خدا!!!!
شیعه: عصمت
والسلام

taslim
۱۳۸۹/۱۲/۱۹, ۱۱:۳۵
وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ
و، بار گرانت را از پشتت بر نداشتيم
با عرض سلام
سوالی دارم ایا میشود این ایه را به اینکونه تفسیر کرد

ما تو را از به دوش كشيدن بار گران گناه دور ساخته و به تو قدرت عصمت بخشيديم

و با توجه به دو ایه بعد که میفرماید وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ (آيا تو را بلند آوازه نساختيم)



بسم الله
سلام
لطفا تفسیر نسازید
دو کلمه از قران را این همه طولانی ترجمه کردن یعنی چه ؟

وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ
مصباح زاده : وبرداشتیم از تو بار تورا

فولادوند: و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتيم

مکارم: و بار سنگين را از تو بر نداشتيم ؟

خرمشاهی: و بارت را [از دوشت‏] برنگرفتيم؟

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۱۹, ۱۴:۲۴
با سلام خدمت جناب بیطرف منصف

[quote=بیطرف منصف;417556]دوست من دز صورت امکان این ایات را نیز برای تفسیر بفرماید سوره نجم می­فرماید پیامبر (ص) جز به وحی و کلام الهی سخن نمی­گوید:*وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی *‏ إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْیٌ یُوحی و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‏گوید! * آنچه می‏گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست به آیات اول تا پانزدهم سوره نجم رجوع کنید[/quote
اگر منظورتان آیاتیست که به ایشان وحی می شده ،طبق آیه فوق فرمایش شما صحیح است و ایشان آیات را بدون کم وکاست ابلاغ میکردند.
اما اگر منظور تمام گفته هاییست که از ایشان صادر شده،همگی وحی است.پس در زندگی خصوصی و در خلوتهای خانوادگی به همراه همسر ویا غیره را نیز وحی میدانید؟
با تشکر

taslim
۱۳۸۹/۱۲/۱۹, ۱۹:۱۷
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


آيا براى تو سينه‏ات را نگشاده‏ايم (۱)
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ﴿۱﴾


و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتيم (۲)
وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ ﴿۲﴾


[بارى] كه [گويى] پشت تو را شكست (۳)
الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ ﴿۳﴾


و نامت را براى تو بلند گردانيديم (۴)
وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ ﴿۴﴾


پس [بدان كه] با دشوارى آسانى است (۵)
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿۵﴾


آرى با دشوارى آسانى است (۶)
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿۶﴾


پس چون فراغت‏يافتى به طاعت دركوش (۷)
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ ﴿۷﴾


و با اشتياق به سوى پروردگارت روى آور (۸)
وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ ﴿۸﴾

taslim
۱۳۸۹/۱۲/۱۹, ۱۹:۲۲
سوره نجم میفرماید پیامبر (ص) جز به وحی و کلام الهی سخن نمیگوید:*وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی *‏ إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْیٌ یُوحی و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‏گوید! * آنچه می‏گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست به آیات اول تا پانزدهم سوره نجم رجوع کنید

و اما به لحاظ عقلی: پیامبر و امام کسانی هستند که با ملکوت و باطن عالم در ارتباط هستند و کَذلِکَ نُری إِبْراهیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنینَ و این چنین ملکوت آسمانها و زمین (و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهیم نشان دادیم (تا به آن استدلال کند،) و اهل یقین گردد بنابر این هرگز دچار اشتباه نمی شوند (زیرا با حقایق ثابت عالم در ارتباط بوده و بر آنان سیطره دارند) و چون باطن گناه را دیده و زشتی و قباحت و مهلک بودن آن را می فهمند هرگز بدان آلوده نمی شوند مثلا همه ما نسبت به یک سم کشنده که علم به آن داریم معصوم هستیم چون هرگز حتی هوس خوردن آن را نخواهیم کرد.

سوره نسا،آیه59 یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلیِ الْأَمْرِ مِنکمُ‏ْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فیِ شیَ‏ْءٍ فَرُدُّوهُ إِلیَ اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَ خِرِ ذَالِکَ خَیرْ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیای پیامبر] را و هر گاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید این (کار) برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است.




آیا پیامبر همه حرفاش وحی بوده ؟ در منزل توی کوچه و بازار و ...
آیا پیامبر از روی هوای نفس سخن نمی گوید یعنی گناه و اشتباه نمی کند ؟
آیا این آیه که ما ملکوت آسمانها و زمین به پیامبران نشان می دهیم به معنی عصمت آنهاست ؟

آیا اطاعت از رسول یعنی هرچه گفت : حق است ؟
آیا سخنان بعد از مرگ رسول که به ایشان نسبت داده شده حق است که عصمت را اثبات کند؟

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۴:۲۳
با عرض سلام به دوستانان taslim و کاسب وفرید 1 خوبم که با رهنمای خود ایات را تفسیر فرمودید لطفا مرا در این راه کمک کنید تا به حقیقت برسم یا شاید با هم به حقیقت برسیم
چند سوال دارم
1هدف اصلى از بعثت راهنمايى بشر بسوى حقايق و وظايفى است كه خداى متعال براى انسانها تعيين فرموده است و ايشان در حقيقت, نمايندگان الهى در ميان بشر هستند كه بايد ديگران را به راه راست, هدايت كنند. حال اگر چنين نمايندگان و سفيرانى پاىبند به دستورات الهى نباشند و ارتكاب گناهان شوند مرد چگونه به گفتارشان اعتماد لازم را پيدا كنند ؟

2انها علاوه بر اينكه موظفند محتواى وحى و رسالت خود را به مردم ابلاغ كنند و راه راست را به ايشان نشان دهند همچنين وظيفه دارند كه به تزكيه و تربيت مردم بپردازند و افراد مستعد را تا آخرين مرحله كمال انسانى برسانند ایا نباید که خودشان به عاليترين مدارج كمال انسانى رسيده باشند تا الگو باشند؟

3قرآن كريم, گروهى از انسانها را مخلص (خالص شده براى خدا)ناميده است كه حتى ابليس هم طمعى در گمراه كردن ايشان نداشته ان گروه چه گسانی هستند؟

4قرآن كريم, اطاعت پيامبران را بطور مطلق, لازم دانسته ایا اگر ما اطاعت از گنکار بکنیم خداوند در حق ما ظلم ننموده که میگوید اطاعت پیامبر کنید؟

البته سوالهای دیگری هم دارم که بعد از اینها انجام میدهم

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۷:۱۷
با سلام خدمت جناب بیطرف منصف گرامی
قبل از طرح پرسشهای جدید و ورود به بحث عقلانی عصمت،لطف کنید و نظر و تفسیر خود را از آیات فراوانی که دوستان در پستهای متعدد این تاپیک آورده اند ،بیان کنید.
اثبات عصمت به لحاظ عقلانی هم مبحث جالبی خواهد شد که در ادامه با کمک سایر دوستان پیگیری خواهد شد.
با تشکر

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۱:۲۲
با سلام خدمت جناب بیطرف منصف گرامی
قبل از طرح پرسشهای جدید و ورود به بحث عقلانی عصمت،لطف کنید و نظر و تفسیر خود را از آیات فراوانی که دوستان در پستهای متعدد این تاپیک آورده اند ،بیان کنید.
اثبات عصمت به لحاظ عقلانی هم مبحث جالبی خواهد شد که در ادامه با کمک سایر دوستان پیگیری خواهد شد.
با تشکر
با عرض سلام
بنده نظری ندارم در حال حاضر فقط میخوام بدانم نظر دوستان مخالف بر چه اصاصی است و دلیل عقلانی و قرانی انان را بدانم و با مقایسه با نظر دوستان موفق به واقعیتی برای خودم برسم ساید از طریق همین سوالها حقایق روشن شود

paul
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۲:۱۲
با سلام
عصمت انبيا چه از گناه و چه از خطا يك امر كاملا غير منطقي است و با افرينش بشر در تضاد است - همه انسانها گناه كرده اند و هيچ انساني نيست كه مدعي عصمت باشد
عصمت انبيا يك بدعت در فرقه شيعه است و غالب مسلمين هم چنين اعتقادي ندارند - آياتي در قران هم حاكي از خطاي انبيا - خصوصا حضرت محمد دارد - اصولا شيعه در اموزه هاي دين راه اغراق در پيش گرفته و بيشتر اصول دين را وارونه كرده است مثلا مدعي هستند كه امامان مقام بالاتري از انبيا دارند - يا حضرت فاطمه مقام بالاتري از حضرت مريم دارد - يا موقع ظهور امام زمان مسيح در ركاب ايشان خواهد بود - در واقع شيعه كمپلكسي از اغراق و خرافه در اين زمينه است - كه نمونه آخر آن احداث چاه در جمكران است

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۲:۴۲
با عرض سلام
بنده نظری ندارم در حال حاضر فقط میخوام بدانم نظر دوستان مخالف بر چه اصاصی است و دلیل عقلانی و قرانی انان را بدانم و با مقایسه با نظر دوستان موفق به واقعیتی برای خودم برسم ساید از طریق همین سوالها حقایق روشن شود
با سلام
دلایل قرآنی بسیاری مطرح شده که معانی و تفاسیر روشنی دارند.
فکر کنم اگر نتوان آنها را رد کرد،دیگر نیازی به ورود به بحث عقلانی قضیه نیست.
اگر جزء موارذی بود که در قرآن اشاره ای به آن نشده بود ،امکان آن وجود داشت.
اما در این مورد آیات بسیاری وجود دارد و نادیده گرفتن آنها غیر ممکن است.پس لطفا از بررسی آیات متعدد یاد شده در این تاپیک شروع کنید.
با تشکر

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۴:۲۸
با سلام
دلایل قرآنی بسیاری مطرح شده که معانی و تفاسیر روشنی دارند.
فکر کنم اگر نتوان آنها را رد کرد،دیگر نیازی به ورود به بحث عقلانی قضیه نیست.
اگر جزء موارذی بود که در قرآن اشاره ای به آن نشده بود ،امکان آن وجود داشت.
اما در این مورد آیات بسیاری وجود دارد و نادیده گرفتن آنها غیر ممکن است.پس لطفا از بررسی آیات متعدد یاد شده در این تاپیک شروع کنید.
با تشکر
با عرض سلام این به این معنا است که توانای جواب این سوالها را ندارید

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۴:۳۴
با سلام
عصمت انبيا چه از گناه و چه از خطا يك امر كاملا غير منطقي است و با افرينش بشر در تضاد است - همه انسانها گناه كرده اند و هيچ انساني نيست كه مدعي عصمت باشد
عصمت انبيا يك بدعت در فرقه شيعه است و غالب مسلمين هم چنين اعتقادي ندارند - آياتي در قران هم حاكي از خطاي انبيا - خصوصا حضرت محمد دارد - اصولا شيعه در اموزه هاي دين راه اغراق در پيش گرفته و بيشتر اصول دين را وارونه كرده است مثلا مدعي هستند كه امامان مقام بالاتري از انبيا دارند - يا حضرت فاطمه مقام بالاتري از حضرت مريم دارد - يا موقع ظهور امام زمان مسيح در ركاب ايشان خواهد بود - در واقع شيعه كمپلكسي از اغراق و خرافه در اين زمينه است - كه نمونه آخر آن احداث چاه در جمكران است
با عرض سلام
حال که برشما مسلم است پس لطفا جواب پرسشهای بنده را نیز بدهید تا من هم از شک خارج شود چون این سوالها در مورد مسیح هست واقعا چگونه میشود کسی را الگو کرد که میگوید کناه نکنید وبعد خود کناه میکند نظر شما چیست

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۶:۲۳
با عرض سلام این به این معنا است که توانای جواب این سوالها را ندارید
با سلام
اتفاقا پاسخ تمام سوالات شما رو خواهیم داد. اما در آغاز باید تفسیر و برداشت شما را از آیات اشاره شده بدونیم.تعدادشون هم کم نیست.قرار نیست که با نادیده گرفتن اینهمه آیه صریح و روشن ،به سراغ تفسیر عقلانی لزوم وجود انسان کامل و معصوم برویم و نیاز بشریت را به آنها بررسی کنیم.
اگر به یاد داشته باشید در تاپیک (خلقت 14 معصوم قبل از خلقت عالم) یکی از استدلالهای شما معصوم بودن آنها بود.علاوه بر آن طبق فرمایش خودتان ،چون در قرآن مطلبی در تایید یا رد آن موضوع وجود نداشت به اثبات آن به شیوه خودتان پرداختید .
اما در این تاپیک موضوعی مورد بحث قرار گرفته که آیات بسیاری در مورد آن وجود دارد.پس بهتر است ابتدا در مورد آنها صحبت کنید و بعدا به بقیه سوالات شما خواهیم رسید.شاید در همان مرحله اول قضیه خاتمه پیدا کند و کار به اونجاها نرسد.
با تشکر

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۸:۰۲
با سلام
اتفاقا پاسخ تمام سوالات شما رو خواهیم داد. اما در آغاز باید تفسیر و برداشت شما را از آیات اشاره شده بدونیم.تعدادشون هم کم نیست.قرار نیست که با نادیده گرفتن اینهمه آیه صریح و روشن ،به سراغ تفسیر عقلانی لزوم وجود انسان کامل و معصوم برویم و نیاز بشریت را به آنها بررسی کنیم.
اگر به یاد داشته باشید در تاپیک (خلقت 14 معصوم قبل از خلقت عالم) یکی از استدلالهای شما معصوم بودن آنها بود.علاوه بر آن طبق فرمایش خودتان ،چون در قرآن مطلبی در تایید یا رد آن موضوع وجود نداشت به اثبات آن به شیوه خودتان پرداختید .
اما در این تاپیک موضوعی مورد بحث قرار گرفته که آیات بسیاری در مورد آن وجود دارد.پس بهتر است ابتدا در مورد آنها صحبت کنید و بعدا به بقیه سوالات شما خواهیم رسید.شاید در همان مرحله اول قضیه خاتمه پیدا کند و کار به اونجاها نرسد.
با تشکر
با عرض سلام
بنده ایاتی را که مخالفین اورده اند خواندم اوتاویل ان ایات با ایاتی که موافقین اوردن خواندم چون هر گروه تفسیر خود را از ایات دارند بنده میخواهم از طریق عقل بفهمم که کدام یک از گروها در تفسیر درست میگویند چون معتقد هستم که خداوند کار بیهوده انجام نمی دهد پس یک نفر درست میگوید در مورد مخالفت خود بر حسب چه دلیل عقلی مخالف هستید مگر این نیست که ایات قران مطابقت با عقل دارد پس در مورد ایات یا شما اشتباه میکنید یا موافقین چون از ایات از طریق تفسیر به نتیجه نرسیدید از لحاظ عقل میخواهم بدانم که چه دلیل عقلانی بر رد این ایات است برای همین این چند سوال ساده را دارم حال یا قابل جواب دادن است یا نیست اگر هست بفرماید و اگر نیست حاشیه نروید
1هدف اصلى از بعثت راهنمايى بشر بسوى حقايق و وظايفى است كه خداى متعال براى انسانها تعيين فرموده است و ايشان در حقيقت, نمايندگان الهى در ميان بشر هستند كه بايد ديگران را به راه راست, هدايت كنند. حال اگر چنين نمايندگان و سفيرانى پاىبند به دستورات الهى نباشند و ارتكاب گناهان شوند مرد چگونه به گفتارشان اعتماد لازم را پيدا كنند ؟

2انها علاوه بر اينكه موظفند محتواى وحى و رسالت خود را به مردم ابلاغ كنند و راه راست را به ايشان نشان دهند همچنين وظيفه دارند كه به تزكيه و تربيت مردم بپردازند و افراد مستعد را تا آخرين مرحله كمال انسانى برسانند ایا نباید که خودشان به عاليترين مدارج كمال انسانى رسيده باشند تا الگو باشند؟

3قرآن كريم, گروهى از انسانها را مخلص (خالص شده براى خدا)ناميده است كه حتى ابليس هم طمعى در گمراه كردن ايشان نداشته ان گروه چه گسانی هستند؟

4قرآن كريم, اطاعت پيامبران را بطور مطلق, لازم دانسته ایا اگر ما اطاعت از گنکار بکنیم خداوند در حق ما ظلم ننموده که میگوید اطاعت پیامبر کنید؟

paul
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۸:۴۰
با عرض سلام
حال که برشما مسلم است پس لطفا جواب پرسشهای بنده را نیز بدهید تا من هم از شک خارج شود چون این سوالها در مورد مسیح هست واقعا چگونه میشود کسی را الگو کرد که میگوید کناه نکنید وبعد خود کناه میکند نظر شما چیست

با سلام
الف) سوال شما در مورد مسيح:
1 - اولا عيساي مسيح به معناي كتابمقدسي گناه كار نيست - گناه در كتابمقدس معني دارد كه با گناه اولين آغاز و از ادم به فرزندانش منتقل ميشود - چون مسيح پدر جسماني ندارد - گناهكار نيست
2 - گناه عصيان انسان عليه خدا و شكستن فرامين خداست - بر طبق ايمان مسيحي - عيساي مسيح خداوند است و گناه فرد عليه خودش معنا ندارد چون واضع قانون خود خداوند است عصيان از آن معنا ندارد

ب ) چه كسي گفته است پيامبر الگوي ديگران است؟؟؟ پيامبر يك پيام رسان و نامه بر است - چه كسي كفته كه يك پيك بايد الگو باشد - وقتي يك نامه رسان براي شما نامه اي مياورد - امضا تحويل مرسوله را ميگيرد و زحمت را كم ميكند - اصل فرستنده و گيرنده پيام - بسته - نامه يا مرسوله است - نه پيك - پيك اجرت خود را از فرستنده ميگيرد و واسط است و نه چيز ديگر - اگر هم رسالتي بر عهده اوست در همان اندازه رسالتش اختيارات و مسئوليت دارد و نه بيش از آن - وظيفه پيك سالم رساندن پيام است - و فرستنده و گيرنده پيام - ساير رفتارها و اعمال او را تضمين نميكنند - لازم به ياداوري است كه در هيچ يك از كتب مقدسه انبيا به عنوان معصوم معرفي نشده اند و اين بدعت در دين شيعه منحصر به فرد است

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۹:۱۴
با عرض سلام
بنده ایاتی را که مخالفین اورده اند خواندم اوتاویل ان ایات با ایاتی که موافقین اوردن خواندم چون هر گروه تفسیر خود را از ایات دارند بنده میخواهم از طریق عقل بفهمم که کدام یک از گروها در تفسیر درست میگویند چون معتقد هستم که خداوند کار بیهوده انجام نمی دهد پس یک نفر درست میگوید در مورد مخالفت خود بر حسب چه دلیل عقلی مخالف هستید مگر این نیست که ایات قران مطابقت با عقل دارد پس در مورد ایات یا شما اشتباه میکنید یا موافقین چون از ایات از طریق تفسیر به نتیجه نرسیدید از لحاظ عقل میخواهم بدانم که چه دلیل عقلانی بر رد این ایات است برای همین این چند سوال ساده را دارم حال یا قابل جواب دادن است یا نیست اگر هست بفرماید و اگر نیست حاشیه نروید
1هدف اصلى از بعثت راهنمايى بشر بسوى حقايق و وظايفى است كه خداى متعال براى انسانها تعيين فرموده است و ايشان در حقيقت, نمايندگان الهى در ميان بشر هستند كه بايد ديگران را به راه راست, هدايت كنند. حال اگر چنين نمايندگان و سفيرانى پاىبند به دستورات الهى نباشند و ارتكاب گناهان شوند مرد چگونه به گفتارشان اعتماد لازم را پيدا كنند ؟

2انها علاوه بر اينكه موظفند محتواى وحى و رسالت خود را به مردم ابلاغ كنند و راه راست را به ايشان نشان دهند همچنين وظيفه دارند كه به تزكيه و تربيت مردم بپردازند و افراد مستعد را تا آخرين مرحله كمال انسانى برسانند ایا نباید که خودشان به عاليترين مدارج كمال انسانى رسيده باشند تا الگو باشند؟

3قرآن كريم, گروهى از انسانها را مخلص (خالص شده براى خدا)ناميده است كه حتى ابليس هم طمعى در گمراه كردن ايشان نداشته ان گروه چه گسانی هستند؟

4قرآن كريم, اطاعت پيامبران را بطور مطلق, لازم دانسته ایا اگر ما اطاعت از گنکار بکنیم خداوند در حق ما ظلم ننموده که میگوید اطاعت پیامبر کنید؟
با سلام
1)اگر با تعقل به تفاسیر طرفین نگاه میکردید متوجه می شدید کدامیک بر حق هستند.
2)بعضی از آیات آنقدر واضح و صریحند که نیاز به تفسیر ندارند و فقط با تفاسیر باطنی میتوان معانی آنها را به دلخواه تغییر داد.
3)اولین منبع مسلمانان قرآن است واگر مطلبی در آن نیامده باشد،میتوان به منابع دیگر مراجعه کرد.
4)اگر به آیات اشاره شده در این مبحث ،جواب درست و مستدل داده شده بود ،نیازی به اصرار بیجا وجود نداشت . اما خودتان قضاوت کنید که چه کسی به حاشیه میرود.

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۲۲:۵۲
سلام
1هدف اصلى از بعثت راهنمايى بشر بسوى حقايق و وظايفى است كه خداىمتعال براى انسانها تعيين فرموده است و ايشان در حقيقت, نمايندگان الهى در ميان بشرهستند كه بايد ديگران را به راه راست, هدايت كنند. حال اگر چنين نمايندگان وسفيرانى پاىبند به دستورات الهى نباشند و ارتكاب گناهان شوند مرد چگونه به گفتارشاناعتماد لازم را پيدا كنند ؟

جواب: شما چقدر از یک انسان انتظار دارید؟ پیغمبر فقط بشیر و نظیر بوده است پعنی فقط بشارت می داده و ترساننده بوده پس خواهشا زیادی از پیغمبر انتظار نداشته باش و عصمت فقط در تبلیغ وحی بوده تا قرآن به اشتباه به مردم نرسد (جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در اين صورت] براى او از پيش رو و از پشت‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (27) تا معلوم بدارد كه پيامهاى پروردگار خود را رسانيده‏اند و [خدا] بدانچه نزد ايشان است احاطه دارد و هر چيزى را به عدد شماره كرده است (28)و اگر بگویی چرا اطاعت اطاعت او واجب است این دلیل بر معصوم بودن نیست شاید خدا به حکمت خودش که مردم به دعوا نیفتند در آن زمان دستور داده که از پیامبر اطاعت کامل کنند و چونکه حود پیامبر هم در بوته آزمایش الهی می باشد و خود پیامبر هم در کارها از مردم مشورت می خواسته و آدمی نبوده که غیر منطقی باشد حداقل تاریخ به ما چنین می گوید.


2ا ....... همچنين وظيفه دارند كه به تزكيه و تربيت مردم بپردازند و افراد مستعد را تاآخرين مرحله كمال انسانى برسانند ایا نباید که خودشان به عاليترين مدارج كمالانسانى رسيده باشند تا الگو باشند؟
جواب:این چیز را خدا به پیغمبر نگفته و خود او برای این کارها تلاش نموده است و محمد برای ما الگو انسانی هست و از سنت او پیروی می کنیم.


3قرآن كريم, گروهى از انسانها را مخلص (خالص شده براى خدا)ناميده است كه حتى ابليس هم طمعى درگمراه كردن ايشان نداشته ان گروه چه گسانی هستند؟
جواب: نمی دانم !!خدا می داند و ما از دل بنده ها خبر نداریم شاید با جهد و اخلاص بتوانیم یکی از آنها بشویم


4قرآن كريم, اطاعت پيامبران را بطور مطلق, لازم دانسته ایا اگرما اطاعت از گنکار بکنیم خداوند در حق ما ظلم ننموده که میگوید اطاعت پیامبرکنید؟
جواب: خیلی جاها پیغمبر اشتباه کرده و خدا به او مواخذه نرم انجام داده است به خدا بدبین نباشید و اگر هم این اشتباه رخ بدهد خود خدا بر همه چیز گواه است.

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۰۴:۰۳
با سلام
الف) سوال شما در مورد مسيح:
1 - اولا عيساي مسيح به معناي كتابمقدسي گناه كار نيست - گناه در كتابمقدس معني دارد كه با گناه اولين آغاز و از ادم به فرزندانش منتقل ميشود - چون مسيح پدر جسماني ندارد - گناهكار نيست
2 - گناه عصيان انسان عليه خدا و شكستن فرامين خداست - بر طبق ايمان مسيحي - عيساي مسيح خداوند است و گناه فرد عليه خودش معنا ندارد چون واضع قانون خود خداوند است عصيان از آن معنا ندارد

ب ) چه كسي گفته است پيامبر الگوي ديگران است؟؟؟ پيامبر يك پيام رسان و نامه بر است - چه كسي كفته كه يك پيك بايد الگو باشد - وقتي يك نامه رسان براي شما نامه اي مياورد - امضا تحويل مرسوله را ميگيرد و زحمت را كم ميكند - اصل فرستنده و گيرنده پيام - بسته - نامه يا مرسوله است - نه پيك - پيك اجرت خود را از فرستنده ميگيرد و واسط است و نه چيز ديگر - اگر هم رسالتي بر عهده اوست در همان اندازه رسالتش اختيارات و مسئوليت دارد و نه بيش از آن - وظيفه پيك سالم رساندن پيام است - و فرستنده و گيرنده پيام - ساير رفتارها و اعمال او را تضمين نميكنند - لازم به ياداوري است كه در هيچ يك از كتب مقدسه انبيا به عنوان معصوم معرفي نشده اند و اين بدعت در دين شيعه منحصر به فرد است
جالب است شما حضرت عیسی را معصوم میدانید همین برای بنده کافی است چون در این مورد با یک دیگر هم عقیده هستیم مهم نیست که شما در مورد اسلام چه فکر میکنید چون وقتی شما اسلام را قبول ندارید طبعا پیامبر را قبول ندارید و قاعدتا عصمت انها را چه برای شما ثابت کنند یا نه فرقی ندارد فقط من میخواستم بدانم پیامبر دین خود را چگونه میبینید که به شکر خدا ایشان را معصوم میدانید ولی در مورد مسائل دیگری که فرمودید جای بحث اینجا نیست چون از موضوع اصلی خارج میشویم

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۰۴:۰۶
با سلام
1)اگر با تعقل به تفاسیر طرفین نگاه میکردید متوجه می شدید کدامیک بر حق هستند.
2)بعضی از آیات آنقدر واضح و صریحند که نیاز به تفسیر ندارند و فقط با تفاسیر باطنی میتوان معانی آنها را به دلخواه تغییر داد.
3)اولین منبع مسلمانان قرآن است واگر مطلبی در آن نیامده باشد،میتوان به منابع دیگر مراجعه کرد.
4)اگر به آیات اشاره شده در این مبحث ،جواب درست و مستدل داده شده بود ،نیازی به اصرار بیجا وجود نداشت . اما خودتان قضاوت کنید که چه کسی به حاشیه میرود.
با عرض سلام
دوست من بجای این حرفها این را بدانید اقرار به ناتوانی خود بزرگترین توانای است پس به دنبال بهانه برای جواب ندادن نباشید متشکرم

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۰۵:۴۳
[size=4][b]]جواب: شما چقدر از یک انسان انتظار دارید؟ پیغمبر فقط بشیر و نظیر بوده است پعنی فقط بشارت می داده و ترساننده بوده پس خواهشا زیادی از پیغمبر انتظار نداشته باش و عصمت فقط در تبلیغ وحی بوده تا قرآن به اشتباه به مردم نرسد ([font=times new roman]جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در اين صورت] براى او از پيش رو و از پشت‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (27)[color=#000000] تا معلوم بدارد كه پيامهاى پروردگار خود را رسانيده‏اند و [خدا] بدانچه نزد ايشان است احاطه دارد و هر چيزى را به عدد شماره كرده است]
با عرض سلام
از اینکه جواب بنده حقیر را دایدی متشکرم
شما فرمودید که چقدر از یک انسان انتظار دارید؟ انتظار بنده از هر انسانی بستگی به مقامی و مسولیتی که بر دوش دارد است طبعا بنده از یک خدمتکار مدرسه یک انتظاری دارم واز مدیر همان مدرسه انتظار بیشتری و این هم منطقی است حال انتظار از پیامبر چیست همان که خداوند در قران میفرماید نه بیشتر نه کمتر از ستمکاران نباشد خداوند متعال می فرماید: «وإذا ابتلی إبراهیم ربه بکلمات فأتمهن قال إنی جاعلک للناس إماما قال ومن ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین» یعنی یاد آور زمانی را که خداوند، ابراهیم را به امتحانی آزمامش نمود و او از عهده آن به خوبی برآمد و آنها را تام و تمام به جای آورد. پس خداوند فرمود: حال من تو را بر مردم امام قرار دادم. ابراهیم گفت: آیا امامت را در ذریه من نیز قرار دادی؟ خداوند فرمود عهد من به ستمکاران نخواهد رسید.(بقره/124) اگر ستمکار باشد پیامبر نیست و اگر ستمکار نباشد پس هیچ کونه ستمی انجام نداده چه به خود و چه به دیگری حال شما به من بگوید که پیامبر ستمکار است یا نه ایا این توقع زیاد است که خداوند به عهد خود عمل کنید و کسی را بیاورد که ستم نکند

و اگر بگویی چرا اطاعت اطاعت او واجب است این دلیل بر معصوم بودن نیست شاید خدا به حکمت خودش که مردم به دعوا نیفتند در آن زمان دستور داده که از پیامبر اطاعت کامل کنند و چونکه حود پیامبر هم در بوته آزمایش الهی می باشد و خود پیامبر هم در کارها از مردم مشورت می خواسته و آدمی نبوده که غیر منطقی باشد حداقل تاریخ به ما چنین می گوید.
البته این شاید شما را بنده جواب میدم اطاعت از پيامبر در دو دسته‌بندي کلي قابل جمع‌بندي است (یعنی اطاعت طريقى و موضوعى) گروهى كه بر اطاعت رسول فرمان مى‏دهند و قرائن گواهى مى‏دهد كه مقصود از اطاعت ایشان، همان انجام دستورات الهى است كه آن حضرت تبليغ مى‏كند، مانند: انجام واجبات و دورى از محرمات. روشن است که در اين صورت اطاعت رسول، راهى است براى اطاعت خدا و شخص رسول در حقيقت، اطاعت و عصيانى ندارد. از همين‌روست که قرآن درباره ايشان مى‏فرمايد: « پیامبر وظیفه‌ای جز رسانیدن پیام (الهی) ندارد (و مسئول اعمال شما نیست.) و خداوند آنچه را آشکار و آنچه را پنهان می‌دارید، می‌داند. » که در حقيقت، اطاعت فرمان خدا است و نه اطاعت شخص پيامبر برای همین است که قران مى‏فرمايد: «هر كس رسول را فرمان بَرد، خدا را فرمان برده است
نوع دیگر اطاعت از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را گروهى از آيات مشخص می کند كه ايشان را به عنوان «اولى الامر»، فرمانده، قاضى و داور معرفى مى‏نماید و دست آن حضرت را در تنظيم امور اجتماع باز نهاده و به ایشان حق امر و نهى مى‏دهد. بنابر این در چنين مواردى، اطاعت از شخص ایشان موضوعيت پيدا مى‏كند و داراى احكام و ویژگیهائی مى‏گردد. برخی از آیاتی دستور به انجام چنین اطاعتی از پیامبر را می‌دهند، عبارتند از سوره نساء، آیه 59": « خدا را اطاعت كنيد و رسول و صاحبان فرمان از خود را اطاعت كنيد. یا در سوره نساء، آیه 65": «به پروردگارت سوگند که آنان مومن نخواهند بود مگر اين كه تو را در اختلافات خود داور قرار دهند؛ (و) آنگاه از قضاوت تو در دل، احساس ناراحتى نكنند و كاملاً تسليم باشند.یا در سوره نور، آیه 62": «مؤمنان واقعى كسانى هستند كه به خدا و رسول ايمان دارند و اگر در امر مهمى با او باشند، بی‌اجازه‌ او جایی نمی‌روند. کسانی که از تو اجازه می‌گیرند، به راستی به خدا و رسولش ایمان آورده‌اند! در اين صورت هرگاه برای برخى کارهای مهم خود از تو اجازه بخواهند، به هر یک از آنان که می‌خواهی (صلاح می بینی) اجازه بده و برایشان از خدا آمرزش بخواه، که خداوند امرزنده و مهربان است.یا در سوره احزاب، آیه 6": «پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است...وووو
اگر توجه بفرماید خداوند در تمام زمینها در مورد اطاعت ایه اورده نه فقط یک مورد یا دو مورد یا سه مورد بلکه تمام زمینه ها ایا اگر این اجازه به قول شما به انسان عادی که معصوم نیست داده شود و او اشتباهی صورت دهد تباهی در دین خداوند ایجاد نمیشود شما فقط به خلیفه دوم نگاه کنید که با تعقیر بعضی از موارد کوچک و اطاعت مردم از او چه انشعابانی و پراکندگی در دین رخ داد حال شما تصور کنید این اشتباه از پیامبر باشد با این همه تاکید بر اطاعت چه میشود در ضمن اگر ما بگویم که خداوند این همه موضوع اطاعت را به یک شخص غیر معصوم داده باید به حکمت خداوند شک کنیم که چگونه میدانسته که این شخص خطا نمیکند

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۰۵:۴۴
جواب:این چیز را خدا به پیغمبر نگفته و خود او برای این کارها تلاش نموده است و محمد برای ما الگو انسانی هست و از سنت او پیروی می کنیم.
متشکرم از جواب خوبی که دادید وقتی ما میخواهیم از سنت پیامبر پیروی کنیم یعنی چه یعنی ایشان را الگو قرار میدهیم ایا میشود کل امت اسلام پیرو کسی باشند که گناه میکند خوب اگر گناه کرد همان گناه میشود سنت و یک جامعه از خدا دور میشود همانطور که اعمال شیخین سنت برای اهل تسنن شد

3قرآن كريم, گروهى از انسانها را مخلص (خالص شده براى خدا)ناميده است كه حتى ابليس هم طمعى درگمراه كردن ايشان نداشته ان گروه چه گسانی هستند؟
جواب: نمی دانم !!خدا می داند و ما از دل بنده ها خبر نداریم شاید با جهد و اخلاص بتوانیم یکی از آنها بشویم

بنده بجای شما جواب میدهم قرآن كريم, گروهى از انسانها را مخلص تعدادى از انبيا را از مخلصين شمرده و از جمله در آيه (45 و 46) از سوره ص مى فرمايد: ((و اذكر عبدنا ابراهيم و اسحق و يعقوب اولى الايدى و الابصار. انا اخلصناهم بخالصه ذكرى الدار)) و در آيه (51) از سوره مريم مى فرمايد: ((و اذكر فى الكتاب موسى انه كان مخلصاً و كان رسولا ً نبياً)) و نيز علت مصونيت حضرت يوسف (ع) را كه در سخت ترين شرايط لغزش, قرار گرفته بود مخلص بودن وى دانسته و در آيه (24) از سوره يوسف مى فرمايد: ((كذلك لنصرف عنه السو و الفحشا انه من عباد نا المخلصين)).از سوی دیگر خداوند میفرماید که ابلیس نمیتواند که مخلصان را گمراه کند قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين الاعبادك منهم المخلصين چرا نمیتواند بخاطر مصونيتى است که خداوند به انان داده وگرنه فرق انان با انسان عادی چیست وگرنه دشمنى وى شامل انها هم مى شد و در صورتى كه امكان مى داشت هرگز دست از گمراه كردن ايشان بر نمى داشت. بنابراين, عنوان ((مخلص)) مساوى با ((معصوم)) خواهد بود این یک منطق عقلی است

جواب: خیلی جاها پیغمبر اشتباه کرده و خدا به او مواخذه نرم انجام داده است به خدا بدبین نباشید و اگر هم این اشتباه رخ بدهد خود خدا بر همه چیز گواه است.
مى دانيم كه هر گناهى دست كم, ظلم به نفس مى باشد و هر گنهكارى در عرف قرآن كريم ((ظالم)) ناميده مى شود ولی در جای که ابراهیم از خدا درخواست کرد خداوند فرمود ((لا ينال عهدى الظالمين)) به ظالمین نمیرسد ایا خداوند دروغ میگوید حال میرویم بر سر ایاتی که در مورد اشتباهات که قرار بود پیامبر انجام دهد و خداوند عنایت کرد و پیامبر انجام نداد البته اشکال دوستان در این مورد این است که اول ایات قبل و بعد را در نظر نمیکیرند و دوم اینکه توجه به شان نزول ایایه نمیکنند تا مساله حل شود اشکال را بعضي از اهل سنت مطرح کرده و خواستند به ما شيعيان اشکال کنند و بگويند: شما که پيغمبر اکرم را معصوم مي دانيد سخت در اشتباهيد چون خداوند در اين آيه علناً پيغمبر را به خاطر اشتباهش مورد عتاب و سرزنش قرار داده است براي درک راحت تر جواب براي دوستان آيات مورد بحث را ذکر مي کنم.
عَبَسَ و تَولّي..... چهره درهم کشيد و روي گردانيد( 1 ) اَن جاءهُ الاَعمي..... چونکه نابينا نزد او آمده بود( 2 ) و ما يُدريک لعلّه يَزّکّي..... تو چه ميداني شايد او براي تزکيه خودش آمده باشد( 3 ) او يَذکّر فتنفعهُ الذِکري..... يا متذکر گردد و اين تذکر او را نفع دهد ( 4 ) و اما مَن ِ استغني..... اما آن کسي که توانگري خود را به رخ مردم مي کشد ( 5 ) فانت له تصدّي..... تو به او روي خوش نشان مي دهي ( 6 )
در تفاسير اهل سنت در مورد اين آيه نقل شده است از اين قرار است که: روزي پيغمبر اکرم با چند تن از بزرگان قريش در گفتگو بود تا انها را به اسلام دعوت کند ( که بسيار گفتگوي مهمي بود چون اگر آنها ايمان مي آوردند يقينا به تبع انان جمعيت بسياري به اسلام ايمان مي آوردند ). عبدالله ابن ام ايمن که نابينا و ظاهراً فقير بود وارد مجلس شد و تقاضا مي کرد تا پيغمبر براي او قرآن بخواند و به او تعليم دهد و سخن خود را مکرر تکرار مي کرد و آرام نمي گرفت، زيرا دقيقا متوجه نبود که پيغمبر با چه کساني مشغول صحبت است. او آنقدر کلام پيغمبر را قطع کرد تا اينکه حضرت ناراحت شدند و آثار نا خشنودي در چهره پيغمبر نمايان گشت و در دل گفت: اين سران عرب با خود مي گويند: پيروان محمّد فقط نابينايان و بردگان هستند. و لذا از عبدالله روي گرداند و به سخنانش با سران قريش ادامه داد که آيه نازل شد و پيغمبر را مورد سرزنش قرار داد. اول: اگر واقعا سه آيه اول سوره مبارکه عبس خطاب به پيغمبر باشد، با آيات بعدي ( يعني آيه 5 و 6 که مي فرمايد اما آن کسي که توانگري خود را به رخ مردم مي کشد پس تو به او روي خوش نشان مي دهي ) سازگار نيست چون بر هيچ کس پوشيده نيست که پيغمبر هرگز اينچنين برخوردي را با مال اندوزان متکبرنداشتند بلکه هميشه از آنها دوري مي جستند.
دوم: خداوند تبارک و تعالي در آيه 4 سوره مبارکه قلم به صورت مطلق پيغمبر اکرم را داراي ملکات اخلاقي دانسته و فرمود: انک لعلي خلق عظيم يعني تو داراي ملکات اخلاقي بس بزرگي هستي که بر آن مسلطي.خداوند در آيه 159 سوره مبارکه آل عمران مي فرمايد: لو کنت فظاً غليظ القلب لانفضوا من حولک يعني اگر سنگدل و خشن بودي هر آينه مردم از اطراف تو پراکنده مي شدند. دو نکته در اينجا قابل توجه است. اول اينکه غليظ القلب به کسي ميگويند که هيچ نوع محبتي نشان ندهد. نکته دوم اينکه کلمه لو دلالت بر منتفي بودن شرط دارد يعني شرط کلام ( عدم محبت از سوي پيغمبر ) کاملا منتفي است.خلاصه: از قرائن داخلي و خارجي سوره مبارکه عبس در مي يابيم که آن کسي که از عبد الله ابن ام ايمن روي گرداند پيغمبر اکرم نبوده بلکه فردي از بني اميه بود که نزد حضرت نشسته بود و خداوند در آيات ابتدائي سوره مبارکه عبس آن مرد را از اين عمل زشت و ناپسند باز داشت. به هر حال هر ایه از این دست باید شان نزول ان معلوم شود تا این چنین شبهاتی پیش نیاید در خلاصه باید گفت که ایات قران از طرف حکیمی امده که خود ان حکیم به ما عقل داده پس باید تاویل ایه با عقل همخوانی داشته باشد و طبق این منطق عقلی باید معصومیت باشد حال شما هر ایه که میدانید که منافات با معصومیت دارد مطرح بفرماید تا با کمک خود شما و دوستان پاسخگو تک تک بر حسب شان نزول و ایه قبل و بعد ان توضیح دهیم و اگر عزیزی از این جوابهای بنده قانع نشده لطفا به سوالها جواب بدهد تا خود لزوم معصومیت را درک کند
1هدف اصلى از بعثت راهنمايى بشر بسوى حقايق و وظايفى است كه خداى متعال براى انسانها تعيين فرموده است و ايشان در حقيقت, نمايندگان الهى در ميان بشر هستند كه بايد ديگران را به راه راست, هدايت كنند. حال اگر چنين نمايندگان و سفيرانى پاىبند به دستورات الهى نباشند و ارتكاب گناهان شوند مرد چگونه به گفتارشان اعتماد لازم را پيدا كنند ؟

2انها علاوه بر اينكه موظفند محتواى وحى و رسالت خود را به مردم ابلاغ كنند و راه راست را به ايشان نشان دهند همچنين وظيفه دارند كه به تزكيه و تربيت مردم بپردازند و افراد مستعد را تا آخرين مرحله كمال انسانى برسانند ایا نباید که خودشان به عاليترين مدارج كمال انسانى رسيده باشند تا الگو باشند؟

3قرآن كريم, گروهى از انسانها را مخلص (خالص شده براى خدا)ناميده است كه حتى ابليس هم طمعى در گمراه كردن ايشان نداشته ان گروه چه گسانی هستند؟

4قرآن كريم, اطاعت پيامبران را بطور مطلق, لازم دانسته ایا اگر ما اطاعت از گنکار بکنیم خداوند در حق ما ظلم ننموده که میگوید اطاعت پیامبر کنید؟

taslim
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۱:۲۵
بسم الله

آیه سوم : سوره انشراح آیات 1 تا 3 :

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ﴿1﴾ وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ ﴿2﴾ الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ ﴿3﴾

آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم، (1) و بار سنگين تو را از تو برنداشتيم؟! (2) همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگينى مى‏كرد! (3).

آیه چهارم : سوره نصر آیه 3 :

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا ﴿3﴾
پروردگارت را تسبيح و حمد كن و از او آمرزش بخواه كه او بسيار توبه‏پذير است! (3(.

آیه پنجم : سوره طه آیات 114 و 115 :

فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا ﴿114﴾ وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿115﴾

پس بلندمرتبه است خداوندى كه سلطان حق است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مكن، پيش از آنكه وحى آن بر تو تمام شود; و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون كن!» (114) پيش از اين، از آدم پيمان گرفته بوديم; اما او فراموش كرد; و عزم استوارى براى او نيافتيم! (115).

در این آیه خداوند به گونه ای نشان می دهد که از پیامبر هم خطا رخ می دهد همان طور که از حضرت آدم (ع) رخ داد و از بهشت رانده شد . خداوند در چندین جا به صراحت اعلام می کند پیامبر و پیامبران همه از نوع بشر هستند و هیچ فرقی با دیگر انسانها ندارند و فقط بر آنها وحی نازل می شده است.


آیه ششم : سوره شعرا آیات 20و 21 :

قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ﴿20﴾ فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿21﴾
موسى گفت: «من آن كار را انجام دادم در حالى كه از گمراهان بودم! (كشتن يك انسان) (20) پس هنگامى كه از شما ترسيدم فرار كردم; و پروردگارم به من حكمت و دانش بخشيد، و مرا از پيامبران قرار داد! (21).

آیه هفتم : سوره شعرا آیات 82 و 83 :

وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ﴿82﴾ رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ﴿83﴾

و كسى كه اميد دارم گناهم را در روز جزا ببخشد! (82) پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق كن! (83).

آیه فوق در مورد حضرت ابراهیم (ع) است که از خداوند متعال می خواهد از گناهانش در گذرد ، ابراهیمی که خداوند چقدر از او تعریف کرده و او را اسوه حسنه و خلیل الله خوانده است .

آیه هشتم : سوره ضحی آیات 6الی آخر:

أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى ﴿6﴾ وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى ﴿7﴾ وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى ﴿8﴾ فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ ﴿9﴾ وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ ﴿10﴾ وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ﴿11﴾

آیا نیافت تو را یتیم ، پس جایگاه داد (6) و یافت تو را گم ، پس هدایت نمود (7) و یافت تو را بی چیز عیالمند ، پس توانگر ساخت (8) پس اما یتیم را پس تحقیر مکن (9) و اما سوال کننده را زجر مکن (10) و اما به نعمت پروردگارت پس اخبار کن (بازگو کن ) (11).

خداوند در این آیه به صراحت بیان می کند که تو فقیر و یتیم و گمراه بودی ، تو را هدایت کردم و به تو جایگاه دادم و توانگرت کردم پس یتیم را تحقیر نکن و به نیازمند کمک کن و از نعمت های که به تو دادیم سخن بگو .

آیه نهم : سوره نجم آیات 36 تا 39 :

أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى ﴿36﴾ وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى ﴿37﴾ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴿38﴾ وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿39﴾
آيا از آنچه در كتب موسى نازل گرديده با خبر نشده است؟! (36) و در كتب ابراهيم، همان كسى كه وظيفه خود را بطور كامل ادا كرد، (37) كه هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمى‏گيرد، (38) و اينكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست، (39).

خداوند در این آیات می گوید: ایا از خبر ما در کتب موسی (ع) و ابراهیم (ع) به شما نرسیده که هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد به عبارتی هر کسی را در گور خودش می خوابانند و هر کس به اندازه سعی و عملی که انجام داده پاداش یا عذاب می گردد و پارتی بازی در کار نیست.

واضح تر بگوییم اینکه پیامبران هر چه خوبی کردند و عمل صالح انجام دادند برای خود کردند و خودشان اجرش را می گیرند و تو هرچه کنی نتیجه عمل خود را می بینی ؟!

آیه دهم : سوره قیامت ایات 16 تا19 :

لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿16﴾ إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿17﴾ فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿18﴾ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿19﴾
زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن ( قرآن) حركت مده، (16) چرا كه جمع‏كردن و خواندن آن بر عهده ماست! (17) پس هر گاه آن را خوانديم، از خواندن آن پيروى كن! (18) سپس بيان و (توضيح) آن (نيز) بر عهده ماست! (19).

در این سوره خداوند بیان می کند در به زبان آوردن آیات قرآن عجله نکن ، زیرا ما آن را بر تو می خوانیم و بیان می کنیم ، پس فقط از قرآن پیروی کن و بس.

با این همه دلیل از قرآن که نشان دهنده گاف دادن های پیامبر می باشد چگونه او را معصوم می دانید.

آیات دیگری نیز وجود دارد که خطاهای پیامبر را به او گوشزد می کند ولی باز شما بیایید بگویید پیامبران معصوم بوده اند و امکان گناه و خطا از آنها وجود نداشته است ، تنها ذات اقدس خداوند متعال است که پاک و معصوم از هر گونه گناه و خطا می باشد چرا که او خالق و همه ما مخلوق او هستیم .

taslim
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۱:۳۰
با سلام
الف) سوال شما در مورد مسيح:
1 - اولا عيساي مسيح به معناي كتابمقدسي گناه كار نيست - گناه در كتابمقدس معني دارد كه با گناه اولين آغاز و از ادم به فرزندانش منتقل ميشود - چون مسيح پدر جسماني ندارد - گناهكار نيست
2 - گناه عصيان انسان عليه خدا و شكستن فرامين خداست - بر طبق ايمان مسيحي - عيساي مسيح خداوند است و گناه فرد عليه خودش معنا ندارد چون واضع قانون خود خداوند است عصيان از آن معنا ندارد

ب ) چه كسي گفته است پيامبر الگوي ديگران است؟؟؟ پيامبر يك پيام رسان و نامه بر است - چه كسي كفته كه يك پيك بايد الگو باشد - وقتي يك نامه رسان براي شما نامه اي مياورد - امضا تحويل مرسوله را ميگيرد و زحمت را كم ميكند - اصل فرستنده و گيرنده پيام - بسته - نامه يا مرسوله است - نه پيك - پيك اجرت خود را از فرستنده ميگيرد و واسط است و نه چيز ديگر - اگر هم رسالتي بر عهده اوست در همان اندازه رسالتش اختيارات و مسئوليت دارد و نه بيش از آن - وظيفه پيك سالم رساندن پيام است - و فرستنده و گيرنده پيام - ساير رفتارها و اعمال او را تضمين نميكنند - لازم به ياداوري است كه در هيچ يك از كتب مقدسه انبيا به عنوان معصوم معرفي نشده اند و اين بدعت در دين شيعه منحصر به فرد است

بسم الله
با سلام
حاضری در مورد جمله آبی رنگ شده از شما در یک تایپیک بحث کنیم :
آیا عیسی خدا است یا رسول خدا یا پسر خدا ؟؟

.................................................. ......................
عیسی رسولی بود مانند دیگر رسولان و بنده خدا بود .

قران در چندین آیه به صراحت بیان می کند پیامبران مثل شما بشر (انسان) بوده اند و امکان گناه و خطا از آنها بوده ، همانطور که از زبان آن بزرگان در طلب بخشش گناهانشان به صورت دعا آورده است.

اما آیات مربوط به انسان بودن پیامبر مثل دیگر انسانها :

سوره اسراء آیات 93 و 94 :

أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿93﴾ وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿94﴾
يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد; يا به آسمان بالا روى; حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنكه كتابي بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟! (93) تنها چيزى كه بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود (كه از روى نادانى و بى‏خبرى) گفتند: «آيا خداوند بشرى را بعنوان رسول فرستاده است؟!» (94).



سوره احقاف آیه 9 :

قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿9﴾

بگو: «من پيامبر نوظهورى نيستم; و نمى‏دانم با من و شما چه خواهد شد; من تنها از آنچه بر من وحى مى‏شود پيروى مى‏كنم، و جز بيم‏دهنده آشكارى نيستم!» (9).

خداوند در این آیه به صراحت بیان می کند که ای پیامبر بگو : من پیامبر عجیب و غریبی نیستم ، مثل دیگر پیامبرانم که به آنها وحی می شده است و نمی دانم با من و شما چه خواهد شد و فقط از وحی (قرآن کریم ) پیروی می کنم وفقط شما را بیم می دهم .


فقط از قرآن پیروی کنید که سعادت هر دو جهان را یابید ، دوستان اگر کمی عاقلانه فکر کنید و مدتی خود را از دست احادیث و روایات راحت کنید و فقط به کلام وحی (قرآن مجید) تمسک جویید و فقط اگر از خدا بخواهید او چشمان شما را از طریق همین قران بینا می کند و پرده حجاب را از جلوی چشمانتان بر می دارد ؟؟ بیایید امتحان کنید ؟؟! و فقط کمی صادق باشید و پرهیزکاری کنید و دست از تعصب جاهلانه بردارید؟!!
به مدت 2 ماه قران را تنها با چند ترجمه خوب مطالعه کنید وتفکر.

سوره آل عمران آیه 144 :

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ ﴿144﴾
محمد (ص) فقط فرستاده خداست; و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند; آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمى‏گرديد؟ (و اسلام را رها كرده به دوران جاهليت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟) و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند; و خداوند بزودى شاكران (و استقامت‏كنندگان) را پاداش خواهد داد. (144).


سوره فرقان أيه 20 :
وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا ﴿20﴾
ما هيچ يك از رسولان را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند; و بعضى از شما را وسيله امتحان بعضى ديگر قرارداديم، آيا صبر و شكيبايى مى‏كنيد (و از عهده امتحان برمى‏آييد)؟! و پروردگار تو همواره بصير و بينا بوده است. (20).

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۴:۲۸
با عرض سلام دوست من بجای این حرفها این را بدانید اقرار به ناتوانی خود بزرگترین توانای است پس به دنبال بهانه برای جواب ندادن نباشید متشکرم
با سلام
منظور طفره رفتن از جواب نبود بلکه در مسیر درست قرار گرفتن بحث بود
1)هدف بعثت را مشخص کردید و پیامبران هم نمایندگان الهی در میان بشر به منظور تحقق این هدف. اما فراموش نکنیم که آنها نیز بشر میباشند باتمام خصلتهای یک بشر اما با درصد بالاتری از ایمان.
2)آنها الگویی برای پیروانشان هستند و به مدارج بالایی از کمال رسیده اند،اما نه به مرحله ای که فقط مختص پروردگار است .
3)آنها مخلص هستند اما یک انسان مخلص که به هر میزان که اخلاص داشته باشد از قالب انسان گونه خود خارج نمی شود.
4)تمامی پیروان آنها میدانند که آنها انسان هستند پس بهمعنی ظلم خداوند نمیباشد چون خداوند از جنس خودشان پیامبری فرستاده و نه از جنس دیگری .
با تشکر

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۴:۵۹
با عرض سلام خدمت جناب کاسب و تسلیم
از چناب کاسب متشکرم که جواب دادند لطفا اگر نقدی بر جوابهای که به جناب فرید کزدم دارید بفرماید و جناب تسلمی در ضمن برسی ایاتی که مطرح فرمودید در صورت امکان جواب سوالها و نقد جواب جناب فرید را بفرماید به ترتیب تک تک ایاتی را که اوریدی با یک دیگر برسی میگنیم تا موضوع روشن شود اول جواب جناب کاسب

1)هدف بعثت را مشخص کردید و پیامبران هم نمایندگان الهی در میان بشر به منظور تحقق این هدف. اما فراموش نکنیم که آنها نیز بشر میباشند باتمام خصلتهای یک بشر اما با درصد بالاتری از ایمان
البته که صحبت شما کاملا درست است و بنده با شما موفق هستم کسی هم منکر بشر بودن انان نشده و دقیقا به موضوع اصلی اشاره فرمودید درصد بالاتر از ایمان همین درصد در اول باعث منع گناه در انان میشود و در ادامه به درجاب بالاتر هم میرسند حرف ما هم همین است و با منطق اینکه خداوند وعده داده که ولایت به ستمکار نمیرسد مطابقت دارد

2)آنها الگویی برای پیروانشان هستند و به مدارج بالایی از کمال رسیده اند،اما نه به مرحله ای که فقط مختص پروردگار است
بازم هم با شما موفق هستم انها به درجه بالای کمال رسیده اند ولی خداوند واحد است و هیچ کس خداوند نمیشود

3)آنها مخلص هستند اما یک انسان مخلص که به هر میزان که اخلاص داشته باشد از قالب انسان گونه خود خارج نمی شود.
این حرف شما هم کاملا صحیح است برای اینکه مخلص بودند خداوند به انان ولایت داده ولی مانند همه انسان هستند

4)تمامی پیروان آنها میدانند که آنها انسان هستند پس بهمعنی ظلم خداوند نمیباشد چون خداوند از جنس خودشان پیامبری فرستاده و نه از جنس دیگری
دوست من از جواب شما بسیار سپاسگزارم چون بنده هم دقیقا مانند شما فکر میکنم و تمام حرفهای شما را قبول دارم با سپاس مجدد

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۵:۳۴
بسم الله

آیه سوم : سوره انشراح آیات 1 تا 3 :

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ﴿1﴾ وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ ﴿2﴾ الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ ﴿3﴾

آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم، (1) و بار سنگين تو را از تو برنداشتيم؟! (2) همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگينى مى‏كرد! (3).




با عرض سلام خدمت جناب تسلیم همان طور که در پست بالا گفتم که جناب تسلمی در ضمن برسی ایاتی که مطرح فرمودید در صورت امکان جواب سوالها و نقد جواب جناب فرید را بفرماید به ترتیب تک تک ایاتی را که اوریدی با یک دیگر برسی میگنیم تا موضوع روشن شود به یکی از ایه که شما مطرح فرمودید میپردازیم و بعد به سراغ ایات بعدی میرویم
خداوند نخست از پیامبر مى‏پرسد: أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ هان اى پيامبر! آيا سينه‏ات را براى تو نگشاده و گسترش بنخشيده‏ايم؟ از پيامبر آورده‏اند كه فرمود: من از پروردگار خويش تقاضايى نمودم كه اينك دلم مى‏خواست آن تقاضا را نمى‏كردم. گفتم: پروردگارا، پيامبرانى پيش از من بودند كه در برابر پاره‏اى از آنان «باد» را رام و فرانبردار فرمودى، و به پاره‏اى قدرت زنده ساختن مردگان با يك اشاره، و اين نعمت‏ها را سند صداقت آنان در دعوت و رسالت شان قرار دادى. پيام آمد كه: الم اجدك يتيماً فآويناك... آيا تو را يتيم نيافتم و پناه دادم؟ گفتم: چرا. فرمود: آيا تو را گمنام نيافتم و بلند آوازه ساختم؟ گفتم: چرا. فرمود: آيا سينه‏ات را براى تو نگشادم و گسترش نبخشيدم؟ گفتم: چرا، فرمود: آيا بار گرانت را از دوش تو بر نگرفتم؟ گفتم: چرا پروردگار من. با اين بيان آيه شريفه در مقام بيان يكى از نعمت‏هاى گران خدا به پيامبر است و مى‏پرسد: هان اى پيامبر! آيا سينه‏ات را براى تو نگشاده‏ايم؟ و آيا قلب و جان گرامى‏ات را به وسيله وحى و رسالت و دانش و قدرت تحمل و شكيبايى و مدارا گسترش نبخشيده‏ايم، تا بتوانى بار گران هدايت و ارشاد مردم را به دوش كشى و در برابر رنج‏ها و ناراحتى‏ها شكيبايى ورزى و با ايمان به هدف و پاداش پرشكوه كار سترگ خويش، همه گرفتارى‏ها و ناراحتى‏ها را در درياى ژرف مهر و مدارا و قدرت تحمل خويش براى خشنودى خدا و سعادت بشر هضم كنى؟
«ابن عباس» آورده است كه: گروهى از پيامبر پرسيدند، آيا گسترش يافتگى سينه و توسعه شخصيت ممكن است؟ أينشرح الصدر؟ پيامبرفرمود: آرى. پرسيدند آيا نشانه علامتى هم دارد؟ و هل لذلك علامة يعرف بها؟ فرمود: آرى، دورى گزيدن و روى بر تافتن از جاذبه‏هاى فريبنده اين جهان ناپايدار، روى آوردن به سراى آخرت و نعمت‏هاى ماندگار آن، و آماده شدن براى مرگ پيش از رسيدن آخرين لحظات از نشانه‏هاى رسيدن به نعمت «شرح صدر» و توسعه شخصيت و گسترش يافتن قلب و دل انسان‏هاى تربيت يافته و بزرگ است.التجافى عن دار الغرور، و الأنابة الى دار الخلود، و الاعداد للموت قبل نزول الموت. گفتنى است كه پرسش در آيه شريفه به مفهوم تقرير و بيان مى‏باشد و منظور اين است كه ما اين نعمت گران را به تو ارزانى داشتيم. آن‏گاه در بيان نعمت گران ديگر خدا به پيامبر مى‏فرمايد: وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ آيا ما بار گرانت را از دوش تو برنداشتيم؟ همان بار گرانى كه گويى پشت تو را مى‏شكست. الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ ا منظور اين است آسان ساختن كار سترگ رسالت و پيام رسانى بر آن حضرت است، كه اين كار را به عنوان نعمتى گران در حق آن حضرت مى‏شمارد. به باور «ابومسلم» منظور رفع نگرانى‏هايى است كه بر اثر شرارت و بيداد كفر و استبداد در آن حضرت پديد آمده و روح مقدس او را آزار مى‏داد، چرا كه در فرهنگ و ادبيات عرب از نگرانى به بارگران، و از رفع آن‏ها به برداشتن بار گران تعبير مى‏شود
منظور از واژه «وزر» در آيه، اندوه گرفتگى دل پيامبر از بيداد و فشار شرك و استبداد باشد؛
وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ و ياد و نامت را بلند آوازه ساختيم. منظور اين است كه: و ياد و نام تو را در كنار ياد و نام خود قرار داديم، به گونه‏اى كه در اذان، اقامه، تشّهد نماز و خطبه‏هاى منبرها و تريبون‏ها هماره نام تو پس از نام خدا به عظمت برده خواهد شد
در آيه بعد خداى آگاه نويد آسانى پس از سختى و آسايش پس از گرفتارى را به پيامبرش مى‏دهد، چراكه آن حضرت در مكّه به همراه يارانش سخت زير فشار استبداد بود. در نويد به فرارسيدن دوران توانايى و آسانى مى‏فرمايد: فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً پس يقين داشته باش كه با دشوارى، آسانى خواهد بود. به باور پاره‏اى منظور اين است كه: با فقر و تهيدستى، توانگرى و بى نيازى خواهد بود از پيامبر آورده‏اند كه پس از فرود اين آيات، روزى در حالى كه شاد و شادمان از خانه بيرون مى‏آمد، فرمود: هرگز رنج و دشوارى بر آسايش و آسانى چيره نخواهد شد، و آن‏گاه به تلاوت آيات مورد بحث پرداخت. فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً... «فراء
در هفتمين آيه مورد بحث مى‏فرمايد: فاذا فرغت، فانصب‏ پس هنگامى كه از كار حساسى فراغت يافتى به كار حساس ديگرى بپرداز. منظور اين است كه: هر گاه از نماز واجب فراغت يافتى، دست راز و نياز به بارگاه پروردگارت بگشاى و نيازمندى‏هايت را از او بخواه كه خواسته‏هايت را بر مى‏آورد. اين ديدگاه از امام باقر و صادق نيز روايت شده است. واژه «فانصب» از ماده «نصب» به معنى رنج و زحمت آمده و منظور آيه اين است كه: هان اى پيامبر! هنگامى كه فراغت يافتى به كار مهم ديگرى بكوش و به راحتى مپرداز. «زهرى» مى‏گويد: هرگاه از نمازهاى واجب فراغت يافتى به دعا و راز و نياز بپرداز.
خوب حال اگر شما بفرماید که طبق حرفهای بالا کدام یک ار ایات را در عدم عصمت پیامبر برداشت نموده اید در همان ایه دقت بیشتری کرده و ان را کاملا باز میکنیم البته به توضیحات عنایت فرماید و اگر سوالی یا ایرادی میبینید بفرماید البته لطفا جواب سوالهای بنده را نیز بدهید

paul
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۹:۵۵
بسم الله
با سلام
حاضری در مورد جمله آبی رنگ شده از شما در یک تایپیک بحث کنیم :
آیا عیسی خدا است یا رسول خدا یا پسر خدا ؟؟

.................................................. ......................
عیسی رسولی بود مانند دیگر رسولان و بنده خدا بود .

قران در چندین آیه به صراحت بیان می کند پیامبران مثل شما بشر (انسان) بوده اند و امکان گناه و خطا از آنها بوده ، همانطور که از زبان آن بزرگان در طلب بخشش گناهانشان به صورت دعا آورده است.

اما آیات مربوط به انسان بودن پیامبر مثل دیگر انسانها :

سوره اسراء آیات 93 و 94 :

أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿93﴾ وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿94﴾
يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد; يا به آسمان بالا روى; حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنكه كتابي بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟! (93) تنها چيزى كه بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود (كه از روى نادانى و بى‏خبرى) گفتند: «آيا خداوند بشرى را بعنوان رسول فرستاده است؟!» (94).



سوره احقاف آیه 9 :

قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿9﴾

بگو: «من پيامبر نوظهورى نيستم; و نمى‏دانم با من و شما چه خواهد شد; من تنها از آنچه بر من وحى مى‏شود پيروى مى‏كنم، و جز بيم‏دهنده آشكارى نيستم!» (9).

خداوند در این آیه به صراحت بیان می کند که ای پیامبر بگو : من پیامبر عجیب و غریبی نیستم ، مثل دیگر پیامبرانم که به آنها وحی می شده است و نمی دانم با من و شما چه خواهد شد و فقط از وحی (قرآن کریم ) پیروی می کنم وفقط شما را بیم می دهم .


فقط از قرآن پیروی کنید که سعادت هر دو جهان را یابید ، دوستان اگر کمی عاقلانه فکر کنید و مدتی خود را از دست احادیث و روایات راحت کنید و فقط به کلام وحی (قرآن مجید) تمسک جویید و فقط اگر از خدا بخواهید او چشمان شما را از طریق همین قران بینا می کند و پرده حجاب را از جلوی چشمانتان بر می دارد ؟؟ بیایید امتحان کنید ؟؟! و فقط کمی صادق باشید و پرهیزکاری کنید و دست از تعصب جاهلانه بردارید؟!!
به مدت 2 ماه قران را تنها با چند ترجمه خوب مطالعه کنید وتفکر.

سوره آل عمران آیه 144 :

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ ﴿144﴾
محمد (ص) فقط فرستاده خداست; و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند; آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمى‏گرديد؟ (و اسلام را رها كرده به دوران جاهليت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟) و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند; و خداوند بزودى شاكران (و استقامت‏كنندگان) را پاداش خواهد داد. (144).


سوره فرقان أيه 20 :
وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا ﴿20﴾
ما هيچ يك از رسولان را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند; و بعضى از شما را وسيله امتحان بعضى ديگر قرارداديم، آيا صبر و شكيبايى مى‏كنيد (و از عهده امتحان برمى‏آييد)؟! و پروردگار تو همواره بصير و بينا بوده است. (20).
با سلام
اينكه در باره خدا بودن مسيح بحث كنيم بحث تثليث باز است و مطالب زيادي نيز نوشته شده است
اما در بحث برون ديني - بيان اسناد درون ديني محلياز اعراب ندارد - در هر حال انبيا از نظر مسيحيت انسانهاي عادي بودند كه براي رسالت خاصي برگزيده شدند - و صداقت و امانت داري آنها نيز در همان محمدوده رسالتشان مي باشد و نه در همه امور
از سوي ديگر معصوميت انبيا و هر انساني نه عقلاني است و نوعي تبعيض در بين انسانها - كه اين تعليم بسيار خظرناك است - چون همه قصورات و گناهان آن فرد متوجه خدا ميشود

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۱:۴۲
با سلام خدمت جناب بیطرف منصف
در نقدشما به فرمایشات جناب فرید 1 نکاتیست که بطور مختصر بدان اشاره میکنم و اگر لازم شد،در زمان و مکانی دیگر بصورت مبسوط بدان میپردازیم.
به آیه 124 سوره بقره اشاره کردید که در آن آمده است که خداوند امامت را به ستمکاران نمیدهد.
امامت به عنوان رهبری جامعه و اداره امور آن ،مقامیست که مستقیما با زندگی و سرنوشت مردم آن جامعه سر و کار داردو اگر متصدی ان ستمکار باشد باعث فساد و تباهی در جامعه میگردد.اما نبوت که همان رساندن پیام پروردگار میباشد، نمیتواند الزاما مورد قبول تمام مردم قرار بگیرد و شاید عده ای از مردم آنرا قبول نکنند.
پس طبیعیست که مقام امامت به فرد ستمکار واگذار نشود. اما این بدان معنی نیست که پیامبران میتوانند ستمکار باشند که اگر بودند،به این مقام نمیرسیدند.
در مورد اطاعت از پیامبر به دو جنبه آن اشاره کردید .نوع اول آن را بطور کامل توضیح دادید .اما در مورد نوع دوم اطاعت،به نظر من با تفکیک دو مقوله انجام رسالت آسمانی واداره جامعه زمینی، نحوه اطاعت مشخص میشود ضمن آنکه در امر اداره جامعه پیامبر ملزم به مشورت با مردم میشود اما در امر نبوت و ابلاغ وحی الزامی به مشورت وجود ندارد .حال اگر ایندو یکسان بودند ، نحوه انجام آن نیز شبیه به هم بود.
قبلا هم عرض کردم که فرستادگان خدا از همان جنس بشر هستند با تمام خصلتهای بشری ،اما با درجه بالایی از ایمان و خلوص اما این نه به معنی عصمت آنهاست و نه به معنی ستمکار بودنشان که اگر همزمان دو مسئولیت را به عهده داشته باشند .در هر جامعه ای اطاعت از رهبر آن جامعه باعث ثبات در آن جامعه و عدم اطاعت باعث هرج و مرج میشود .جوامعی که قبل از اسلام زندگی را در قالب یک جامعه متمرکز و رهبری سیاسی واحدی تجربه کرده بودند ، نیازی به اینگونه توصیه نبودند.اما اعرابی که برای اولین بار چنین جامعه ای را تجربه میکردند ،قطعا نیازمند این توصیه ها بودند.
در مورد سوره عبس هم در صورت مطرح آن ،در موردش صحبت میکنیم.
با تشکر

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۱۱
سلام
به آقای بیطرف
شما فرمودید :که چقدر از یک انسان انتظار دارید؟ انتظار بنده از هر انسانی بستگی به مقامی و مسولیتی که بر دوش دارد است طبعا بنده از یک خدمتکار مدرسه یک انتظاری دارم واز مدیر همان مدرسه انتظار بیشتری و این هم منطقی است حال انتظار از پیامبر چیست همان که خداوند در قران میفرماید نه بیشتر نه کمتر از ستمکاران نباشد خداوند متعال می فرماید: «وإذا ابتلی إبراهیم ربه بکلمات فأتمهن قال إنی جاعلک للناس إماما قال ومن ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین» یعنی یاد آور زمانی را که خداوند، ابراهیم را به امتحانی آزمامش نمود و او از عهده آن به خوبی برآمد و آنها را تام و تمام به جای آورد. پس خداوند فرمود: حال من تو را بر مردم امام قرار دادم. ابراهیم گفت: آیا امامت را در ذریه من نیز قرار دادی؟ خداوند فرمود عهد من به ستمکاران نخواهد رسید.(بقره/124) اگر ستمکار باشد پیامبر نیست و اگر ستمکار نباشد پس هیچ کونه ستمی انجام نداده چه به خود و چه به دیگری حال شما به من بگوید که پیامبر ستمکار است یا نه ایا این توقع زیاد است که خداوند به عهد خود عمل کنید و کسی را بیاورد که ستم نکند
جواب: اولا خود خدا از پیامبر فقط انتظار بشارت دارد و شما بیشتر از آن از پیامبر انتظار نداشته باش و لازم نیست شما تعیین کنید که یک پیامبر چه خصوصیاتی باید داشته باشد همین مشکل زمان مشرکین بوجود آمد آنها می گفتند مگه آدم قحطی بود که محمد شده نبی ما اینهمه بزرگان داریم مثل ولید ابن مغیره چرا او پیامبر نشد که آیه نازل شد و به آنها جواب داد آیا خزائن الهی نزد شماست؟؟ پس خدا به علم و حکمت خود یک فرد را برای نبوت انتخاب می کنند و شما در مقامی نیستید که برای پیامبران خصوصیت لازم و کافی بتراشی.
در ادامه آن آیه سخن خدا با ابراهیم بود ابراهيم‌ گفت: و از دودمانم‌ نيز» يعني: پروردگارا! از دودمانم‌ نيز پيشواياني‌ رابرانگيز. «خداوندy فرمود: عهد من‌ به‌ ستمكاران‌ نمي‌رسد» يعني: در ميان‌دودمانت‌ عاصيان‌ و ستمكاران‌ نيز وجود دارند و بدان‌ كه‌ آنان‌ شايستگي‌ پيشوايي ‌را نداشته‌ و به‌ حق‌ آن‌ قيام‌ نمي‌ورزند، لذا اين‌ موهبت‌ من‌ به‌ آنان‌ نمي‌رسد. آري‌! امام‌ و پيشوا - چنان‌كه‌ در روايات‌ آمده‌ است‌ - ناگزير بايد از اهل‌ عدالت‌ و عمل ‌به‌ شرع‌ باشد و هرگاه‌ از جاده‌ عدل‌ و عمل‌ به‌ شرع‌ منحرف‌ شد؛ ستمگر مي‌شود.
و صحبت خدا با خود ابراهیم نیست و باذریه آن بود چنانچه در تاریخ هست فکر کنم دو تا از پسران ابراهیم مشرک شدند.

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۲۹
آقای بیطرف
شما گفتید:
البته این شاید شما را بنده جواب میدم اطاعت از پيامبر در دو دسته‌بندي کلي قابل جمع‌بندي است (یعنی اطاعت طريقى و موضوعى) گروهى كه بر اطاعت رسول فرمان مى‏دهند و قرائن گواهى مى‏دهد كه مقصود از اطاعت ایشان، همان انجام دستورات الهى است كه آن حضرت تبليغ مى‏كند، مانند: انجام واجبات و دورى از محرمات. روشن است که در اين صورت اطاعت رسول، راهى است براى اطاعت خدا و شخص رسول در حقيقت، اطاعت و عصيانى ندارد. از همين‌روست که قرآن درباره ايشان مى‏فرمايد: « پیامبر وظیفه‌ای جز رسانیدن پیام (الهی) ندارد (و مسئول اعمال شما نیست.) و خداوند آنچه را آشکار و آنچه را پنهان می‌دارید، می‌داند. » که در حقيقت، اطاعت فرمان خدا است و نه اطاعت شخص پيامبر برای همین است که قران مى‏فرمايد: «هر كس رسول را فرمان بَرد، خدا را فرمان برده است
نوع دیگر اطاعت از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را گروهى از آيات مشخص می کند كه ايشان را به عنوان «اولى الامر»، فرمانده، قاضى و داور معرفى مى‏نماید و دست آن حضرت را در تنظيم امور اجتماع باز نهاده و به ایشان حق امر و نهى مى‏دهد. بنابر این در چنين مواردى، اطاعت از شخص ایشان موضوعيت پيدا مى‏كند و داراى احكام و ویژگیهائی مى‏گردد. برخی از آیاتی دستور به انجام چنین اطاعتی از پیامبر را می‌دهند، عبارتند از سوره نساء، آیه 59": « خدا را اطاعت كنيد و رسول و صاحبان فرمان از خود را اطاعت كنيد.


اطاعت از رسول الله را خدا برای مردم واجب نموده ولی اطاعت از اولی الامر واجب مطلق نیست وقتی خدا می گوید اطیعو الله و اطیعو الرسول یعنی پیروی بی چون و چرا و این مساله در چند جای قرآن آمده ولی وقتی در آن آیه اولی الامر هم اضافه می شودنمی گوید اطیعو اولی الامر یعنی اطاعت محض معنی نمی دهد و این را هر عرب بیسوادی می فهمد و چنانچه در ادامه همان آیه می گوید يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ﴿59﴾ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است (59)
تفسیر انوار: آن‌گاه‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ قضات‌ و ولات‌ امر جامعه‌ اسلامي‌ را فرمان‌ داد كه‌ چون‌ ميان‌ مردم‌ حكومت‌ و داوري‌ مي‌كنند، بايد به‌ حق‌ و عدل‌ حكم‌ نمايند؛ دراينجا مردم‌ را به‌ اطاعت‌ از آنان‌ فرمان‌ مي‌دهد: «اي‌ مؤمنان‌! خدا را اطاعت‌ كنيد» با اطاعت‌ از كتاب‌ وي‌ «و پيامبر را اطاعت‌ كنيد» با اطاعت‌ از شخص‌ وي‌ در حياتش‌و اطاعت‌ از سنت‌ وي‌ بعد از وفاتش‌ «و» اطاعت‌ كنيد «اولي ‌الامر را از جنس‌خويش‌» يعني‌: اولي‌الامر مسلمان‌ را، اما حاكم‌ غير مسلمان‌ نه‌ بر مسلمان‌ ولايتي ‌دارد و نه‌ طاعتي‌. فرمان‌ اطاعت‌ از خدا و رسول‌ بر فرمان‌ اطاعت‌ از حكام‌ از آن‌ رو مقدم‌ است‌ كه‌ اگر حاكم‌ يا قاضي‌ يا غيرآنان‌، حكمي‌ مخالف‌ با حكم‌ خداو رسول‌ وي‌ صادر نمايند، حكمشان‌ مردود است‌. و (اولي‌الامر) عبارت‌ اند از: سلاطين‌ و قضات‌ و كليه‌ كساني‌ كه‌ داراي‌ ولايت‌ شرعي‌ مي‌باشند نه‌ ولايت‌ طاغوتي‌. البته‌ مراد آيه؛ اطاعت‌ آنان‌ در اوامر و نواهي‌ ايشان‌ تا آن‌گاه‌ است‌ كه‌اين‌ اوامر و نواهي‌ متضمن‌ معصيت‌ الهي‌ نباشد زيرا براي‌ هيچ‌ مخلوقي‌ در معصيت‌اللهy اطاعتي‌ نيست‌، چنان‌كه‌ اين‌ حكم‌ در احاديث‌ بسياري‌ از رسول‌ خداص نيز ثابت‌ شده‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند: اولي‌الامر؛ اهل‌ قرآن‌ و فقاهت‌ اند، يعني‌: آنان ‌كه‌ به‌ حق‌ امر مي‌كنند و به‌ حق‌ فتوي‌ مي‌دهند درحالي‌ كه‌ به‌ آن‌ علم‌ دارند.
و خود علی مرتضی در نامه اش به مالک اشتر او را اولی الامر خطاب کرده است.

همچنین اولی الامر در جای دیگر از قرآن آمده است: وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿83﴾ نسا
چون خبرى [حاكى] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏اند كه [مى‏توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏كرديد (83)

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۴۴
سلام آقای بیطرف
شما گفتید:
یا در سوره نساء، آیه 65": «به پروردگارت سوگند که آنان مومن نخواهند بود مگر اين كه تو را در اختلافات خود داور قرار دهند؛ (و) آنگاه از قضاوت تو در دل، احساس ناراحتى نكنند و كاملاً تسليم باشند.یا در سوره نور، آیه 62": «مؤمنان واقعى كسانى هستند كه به خدا و رسول ايمان دارند و اگر در امر مهمى با او باشند، بی‌اجازه‌ او جایی نمی‌روند. کسانی که از تو اجازه می‌گیرند، به راستی به خدا و رسولش ایمان آورده‌اند! در اين صورت هرگاه برای برخى کارهای مهم خود از تو اجازه بخواهند، به هر یک از آنان که می‌خواهی (صلاح می بینی) اجازه بده و برایشان از خدا آمرزش بخواه، که خداوند امرزنده و مهربان است.یا در سوره احزاب، آیه 6": «پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است...وووو

جواب:
در برخی از تفاسیر شان نزول این مربوط به نفراست که قضاوت محمد را قبول نکردند سپس به پیش ابوبکر رفتند و ابوبکرصدیق هم گفت که همان که رسول الله حکم کرده درسته و به پیش عمرفاروق رفتند و او نیز همین را گفت اگر نه اینهمه مومن در شهرهای مختلف بوده همه به پیش محمد نمی رفتند برای یک قضاوت.
ادامه آیات هم شان نزول خود را دارد و این ایات عام نیست و خاص است.
شما گفتید:اگر توجه بفرماید خداوند در تمام زمینها در مورد اطاعت ایه اورده نه فقط یک مورد یا دو مورد یا سه مورد بلکه تمام زمینه ها ایا اگر این اجازه به قول شما به انسان عادی که معصوم نیست داده شود و او اشتباهی صورت دهد تباهی در دین خداوند ایجاد نمیشود

جواب: خیر تباهی در دین خدا بوجود نمی آید دین خدا در قرآن وجود دارد وهر کس طالب آن باشد آنرا فرا می گیرد و همانطور که اثبات کردم فقط در تبلیغ وحی که این دین برای جهانیان سالم بماند پیامبر معصوم است و ممکن است در قضاوت هم خطا بکنددر زندگی اشتباه بکند اصولا اگر دقت کنید قضاوت کردند مساله خیلی سختی هست و هیچ فردی قضاوت صد در صد درستی نمی تواند بکند بلکه به اندازه توان خود آنرا می تواند انجام دهد چنانچه خداوند بعد از آنکه دستور به عدل می دهد می فرماید هیچکس را به اندازه توانایی هایش تکلیف نمی کنیم و چنانچه محمد اشتباه کند که در اینصورت گناهکار می باشد و خود پیغمبر هم در بوته آزمایش است.

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۵۶
شما گفتید:
متشکرم از جواب خوبی که دادید وقتی ما میخواهیم از سنت پیامبر پیرویکنیم یعنی چه یعنی ایشان را الگو قرار میدهیم ایا میشود کل امت اسلام پیرو کسیباشند که گناه میکند خوب اگر گناه کرد همان گناه میشود سنت و یک جامعه از خدا دورمیشود همانطور که اعمال شیخین سنت برای اهل تسنن شد
جواب: اطلاعات شما در مورد اهل تسنن بسیار کم می باشد پیشنهاد می کنم کتابهای ایشان را بدور از غرض بخوانید اتفاقا از شیخین من سختگیر تر توی این مساله ندیدم برای همین در تقسیم بندی به آنان سلف می گویند و خرد را پایین تر از رسم رسومات می دانند اما سنت پیغمبر در کتب هست آنرا مطالعه بفرمایید تا ببینید سنت چیست بعد در مورد آن اظهار نظر کنید سنت پیغمبر تعریفی که آنها دارند این است که هر کاری پیغمبر می کرده مثل مسواک زدن مثل نماز شب و ....را ما هم انجام دادیم که به قول اکثر علما ام المومنین عایشه از همه به سنت نزدیکتر بوده است در ثانی خداوند قول نداده که سنت پیغمبر را حفظ کند بلکه قرآن را حفظ کرده که اساس دین است چون کمال فوز و فلاح بر روی عقاید می باشد و عمل صالح رکن دوم است و همچنین در سنت هم در برخی از موارد بین علمای تسنن اختلافه مثلا یکسری از مالکی ها بمانند شیعه ها دست باز نماز می خوانند اما بی غرض بگویم اگر به دنبال کشف سنت پیغمبر هستی آنرا در کتب تشیع پیدا نمی کنی.

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۴:۴۵
قبلا هم عرض کردم که فرستادگان خدا از همان جنس بشر هستند با تمام خصلتهای بشری ،اما با درجه بالایی از ایمان و خلوص اما این نه به معنی عصمت آنهاست و نه به معنی ستمکار بودنشان که اگر همزمان دو مسئولیت را به عهده داشته باشند .
با عرض سلام
لطفا خلوص را برای بنده معنا کنید و بعد ستمکار را معنا کنید
خلوص . [ خ ُ ] (ع مص ) ساده و بی آمیغ گردیدن . || رسیدن و پیوستن به کسی . منه : خلص الیه خلوصاً. || رهایی یافتن آمیغی . صافی . پاکی. (از منتهی الار...
ستمکار. [ س ِ ت َ ] (ص مرکب )ظالم . (شرفنامه ). متعدی و ظالم . (ناظم الاطباء). ستمگر. ستمگار. غشوم . (منتهی الارب ) (ملخص اللغات ). جائ...

وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

و پروردگار ابراهيم او را به کاری چند بيازمود و ابراهيم آن کارها را به تمامی به انجام رسانيد خدا گفت : من تو را پيشوای مردم گردانيدم گفت : فرزندانم را هم ? گفت : پيمان من ستمکاران را در برنگيرد

یعنی چه هم خلوض دارند و هم ستمکار نیستند و هم ایمان دارند ولی عصمت ندارند مگر این نیست که شیطان میگوید بر انسانهای مخلص طمع ندارم پس چکونه مخلص معصوم نیست

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۴:۵۰
فرمود: عهد من‌ به‌ ستمكاران‌ نمي‌رسد» يعني: در ميان‌دودمانت‌ عاصيان‌ و ستمكاران‌ نيز وجود دارند و بدان‌ كه‌ آنان‌ شايستگي‌ پيشوايي ‌را نداشته‌ و به‌ حق‌ آن‌ قيام‌ نمي‌ورزند، لذا اين‌ موهبت‌ من‌ به‌ آنان‌ نمي‌رسد. آري‌! امام‌ و پيشوا - چنان‌كه‌ در روايات‌ آمده‌ است‌ - ناگزير بايد از اهل‌ عدالت‌ و عمل ‌به‌ شرع‌ باشد و هرگاه‌ از جاده‌ عدل‌ و عمل‌ به‌ شرع‌ منحرف‌ شد؛ ستمگر مي‌شود.[/color]
و صحبت خدا با خود ابراهیم نیست و باذریه آن بود چنانچه در تاریخ هست فکر کنم دو تا از پسران ابراهیم مشرک شدند.
ایا دو تا پسر ابراهیم پیامبر هم شدند
این چه منطقی است که شما دارید حرف از ذریه حصرت ابراهیم که پیامبر شدن است نه تمام ذزیه ایشان خوب فرزندان و نوه های علی (ع) هم زیاد هستند مگر ما میگویم که همه انها معصوم هستند شما واقعا به این منطق اعتقاد دارید



]اطاعت از رسول الله را خدا برای مردم واجب نموده ]
شما خود معترف هستید که خداوند گفته اطاعت ار رسول واجب است و بعدا میفرماید که رسول معصوم نیست خوب ایا این حرف معنای این را ندارد که خداوند از روی عدم حکمت این اطاعت را به رسول داده چون انسانی که معصوم نیست شاید مرتکب خطا شود و خطای او باعث بدعت در دین خدا که اگر خداوند به رسول همچین اجازه داده بود فرشته از عقب و جلو مواظب رسول نبودندیا نمی گفت که تو فقط پیام اور هستی پس به نظر شما خداوند حکیم نیست



[color=black][font=tahoma][size=2] خیر تباهی در دین خدا بوجود نمی آید دین خدا در قرآن وجود دارد وهر کس طالب آن باشد آنرا فرا می گیرد


جالب است شما متوجه شدید قران است خداوند متوجه نشد و این واجب اطاعت را به رسول داد اگر چنین بود خداوند که تعارف ندارد میگفت به قران مراجعه کنید نه به زسول که از دید شما ممکن است خطا هم بکند


اطلاعات شما در مورد اهل تسنن بسیار کم می باشد پیشنهاد می کنم کتابهای ایشان را بدور از غرض بخوانید اتفاقا از شیخین من سختگیر تر توی این مساله ندیدم
مگر دین برای سختگیری امده برای هدایت از روی محبت امده مشکل همینجا است که خداوند کلاه خواسته اقایان سر میاورند البته جای این بحثها در این تایپ نیست

سنت پیغمبر تعریفی که آنها دارند این است که هر کاری پیغمبر می کرده مثل مسواک زدن مثل نماز شب و ....را ما هم انجام دادیم
مگر ما غیر از این گفتیم ما هم گفتیم اگر پیامبر به دید شما کنهکار باشد و کناه انجام دهد وارد سنت شده چطور مسواک زدن در نظر گرفته میشود کناه میخواهید در سنت نیاید و به قول شما شیخینی که خرد را پایین تر از سنت میدانند ان کناه را باب میکنند چون طبق سنت عمل میکنند و این به ان معنا است که خداوند حکمت نداشته که پیامبری را الگو کند که کناه نکند تا مردم طبق سنت او کناه کنند این خیلی ساده است یا شما واقعا عناد دارید یا

سید مهدی
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۷:۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر همگی

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17681&page=44
پست شماره 438



http://www.askquran.ir/showthread.php?p=404973#post404973

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۲۱:۵۶
سلام
از دوستان تقاضامندم که خودشان در مورد پستهای من و آقای منصف بیطرف قضاوت کنند ایشان راه مغلطه و سفسطه را در پیش گرفتند و یا اصلا حرفهای من را متوجه نمی شوند.
و به تسلسل دچار شده اند عجیب است با اینکه در چندین جای قرآن به محمد درباره اشتباهاتش تذکر داده شده است و در مورد گناهانش اشاره شده و خدا از او خواسته که طلب مغفرت کند و همچنین تاریخ گواه است که محمد در چند جا اشتباه کرده و آیه مربوط به اشتباهش نازل شده باز آقای بیطرف سعی در اثبات مساله عصمت دارند.
در آخر باید بگویم که این روش یاد گیری غیر علمی است چونکه شما به دنبال حقایق نیستید و می خواهید حرف خودتان بر کرسی بشیند.
والسلام علی من اتبع الهدی

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۲۳:۵۰
با سلام خدمت جناب بیطرف منصف
یا من منظورم را درست بیان نکردم ویا اینکه شما درست متوجه نشدید.
عرض بنده این بود که هر پیامبری در جایگاه ادای رسالت خود مرتکب اشتباه نمیشود که همان دریافت وحی و ابلاغ آن میباشد . در این مرحله پیروان او اگر به پیامبر بودن او اطمینان پیدا کنند ،سخنان خدا را که از زبان آن شخص میشنوند قبول میکنند و خداوند خود حافظ و نگهدارنده آن سخنان است که سالم به مقصد برسد.و در این مرحله اشتباهی رخ نمیدهد.این همان مرحله ارتباط با وحی است.میزان بالای ایمان نیز دلیل انتخاب وی از جانب خداست و به همین دلیل به عنوان الگو و اسوه معرفی میشود اما فراموش نکنیم که وی ا نسان است و از میان همین مردم به جهت هدایت آنها انتخاب شده و ضرورتی ندارد که پیروانش تمام اعمال و رفتار او را عمل به وحی بدانند .مگر برای تمام جزئیات زندگی پیامبر که از بام تا شام برایش اتفاق می افتد ،وحی نازل میشود ؟ وقتی که پیروانش به پیامبر بودنش اطمینان داشتند ،سخنانی را که به عنوان سخن خدا به آنها عرضه میشود کامل و بی کم وکاست میدانند و همان دستورات اجتماعی که در آن آیات آمده را در اعمال و رفتار پیامبر می بینند ، آنرا الگوی خود قرار میدهند .
اما در جایگاه رهبری و پیشوایی مردم.
نخست باید مشخص شود که آیا تمام پیامبران ،رهبری و اداره امور جامعه خود را بر عهده داشته اندیا خیر؟
آیا همگی آنها همزمان دو مسئولیت پیامبری (ارتباط وحیانی)و رهبری(اداره جامعه زمینی )را بر عهده داشته اند یا خیر؟
تا جاییکه من متوجه شدم تنها اشاره به حضرت ابراهیم است که در عین پیامبر بودن ،از طرف خدا عهده دار پیشوایی مردم زمان خود شدند.طبیعیست که این مسئولیتی که از جانب خدا برای اولین بار به یک انسان واگذار میشود مستلزم ستمکار نبودن وی میباشد.همان توقعی که تمام مردم از رهبران و حاکمان خود دارند و کسی توقع معصوم بودن رهبر خود را ندارد انهم بدلیل زیر و بم مسائل دنیوی و مشکلات اداره یک جامعه و در صورت اشتباه کردن ، آنرا به حساب ظلم خداوند نمیگزارند.
پیامبر اسلام به مدت 13 سال در مکه وظیفه پیامبری را انجام دادند اما رهبری و اداره امور آن شهر را بر عهده نداشتند و دلیل آنهم عدم مقبولیت وی نزد مردم مکه بود .اما پس از هجرت به مدینه ،مردمی که پیامبری ایشان را قبول کردند ،رهبری و اداره امور خود را به وی سپردند .آیا به نظر شما در ان هنگام دستوری از طرف خدا مبنی بر بدست گرفتن حکومت توسط پیامبر نازل شده بود؟آیا مردمی که با اقبال عمومی خود زمینه رهبری سیاسی پیامبر را فراهم کرده بودند ،توقع عصمت را در اینگونه مسایل داشتند؟آیا دستور به مشورت کردن با مردم در امر نبوت است یا اداره جامعه؟اگر آنطور که برخی از متکلمین اذعان دارند که عصمت همان مرتبه کمال میباشد که آن شخص برتمام مسایل پیرامون خود احاطه دارد ،پس امر به مشورت را چگونه تفسیر میکنند؟آیا هنگامی که پیامبر با پیروانش مشورت میکرد، آنها این مسیله را ناقض نبوت وی میدانستند و یا به نبوت وی شک میکردند؟یا اینکه انرا امری طبیعی و در راستای عمل به خرد جمعی میدانستند؟اگر تصمیم اشتباهی اتخاذ میشد، آیا آنرا ظلم خدا میدانستند یا امری طبیعی که در هر جامعه ای ممکن است اتفاق بیفتد؟
با تفکیک دو مقوله نبوت الهی و اداره جامعه زمینی بهتر میتوان مراحل معصوم و غیر معصوم بودن پیامبر را درک کرد.
با تشکر

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۰۲:۵۵
سلام
از دوستان تقاضامندم که خودشان در مورد پستهای من و آقای منصف بیطرف قضاوت کنند ایشان راه مغلطه و سفسطه را در پیش گرفتند و یا اصلا حرفهای من را متوجه نمی شوند.
و به تسلسل دچار شده اند عجیب است با اینکه در چندین جای قرآن به محمد درباره اشتباهاتش تذکر داده شده است و در مورد گناهانش اشاره شده و خدا از او خواسته که طلب مغفرت کند و همچنین تاریخ گواه است که محمد در چند جا اشتباه کرده و آیه مربوط به اشتباهش نازل شده باز آقای بیطرف سعی در اثبات مساله عصمت دارند.
در آخر باید بگویم که این روش یاد گیری غیر علمی است چونکه شما به دنبال حقایق نیستید و می خواهید حرف خودتان بر کرسی بشیند.
والسلام علی من اتبع الهدی
با عرض سلام
این روش جدید بحث کردن است بنده که فقط جواب شما را دادم کجا سفسطه کردم اگر جوابی برای گفتن ندارید حرفی جدا است ان را مشکل سفسطه یا دور تسلسل نفرماید شما خود جوابها را بخوانید در پاسخهای که داده اید سعی میکردید که از جواب تفره بروید و موضوع را منحرف کنید ولی بنده فقط در جوابهایم شما را به اصل سوال برمیکرداندم و این مشهود است قبلا هم گفتم اقرار به نا توانی خود بزرگترین توانای است دوست من اگر حقییت میگوید ثابت کنید ولی اگر برخودتان حقیقت اشکار شد با خدای خود نجنگ اید دوست من حقیقت مانند اب پاک است که باید چشمها را در ان شست اگر شما شیعه هستید یا سنی یا هر دین دیگر فرقی ندارد فرار از حقیقت فرار از خود است دوستان حتما قضاوت خواهند کرد ولی شما برای من مهم هستید که خدای ناکرده


با اینکه در چندین جای قرآن به محمد درباره اشتباهاتش تذکر داده شده است و در مورد گناهانش اشاره شده و خدا از او خواسته که طلب مغفرت کند و همچنین تاریخ گواه است که محمد در چند جا اشتباه کرده و آیه مربوط به اشتباهش نازل شده باز آقای بیطرف سعی در اثبات مساله عصمت دارند.
:Ghamgin: برادر من به خدای که میپرستید قسم که در گمراهی بسر میبرید شما فقط یا گناه از پیامبر نام ببرید بنده همینجا مسلمانی را میبوسم و کنار میگذارم ایا خود میدانید دارید چه میکنید

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۰۳:۱۰
با سلام خدمت جناب بیطرف منصف
یا من منظورم را درست بیان نکردم ویا اینکه شما درست متوجه نشدید.
عرض بنده این بود که هر پیامبری در جایگاه ادای رسالت خود مرتکب اشتباه نمیشود که همان دریافت وحی و ابلاغ آن میباشد . در این مرحله پیروان او اگر به پیامبر بودن او اطمینان پیدا کنند ،سخنان خدا را که از زبان آن شخص میشنوند قبول میکنند و خداوند خود حافظ و نگهدارنده آن سخنان است که سالم به مقصد برسد.و در این مرحله اشتباهی رخ نمیدهد.این همان مرحله ارتباط با وحی است.میزان بالای ایمان نیز دلیل انتخاب وی از جانب خداست و به همین دلیل به عنوان الگو و اسوه معرفی میشود اما فراموش نکنیم که وی ا نسان است و از میان همین مردم به جهت هدایت آنها انتخاب شده و ضرورتی ندارد که پیروانش تمام اعمال و رفتار او را عمل به وحی بدانند .مگر برای تمام جزئیات زندگی پیامبر که از بام تا شام برایش اتفاق می افتد ،وحی نازل میشود ؟ وقتی که پیروانش به پیامبر بودنش اطمینان داشتند ،سخنانی را که به عنوان سخن خدا به آنها عرضه میشود کامل و بی کم وکاست میدانند و همان دستورات اجتماعی که در آن آیات آمده را در اعمال و رفتار پیامبر می بینند ، آنرا الگوی خود قرار میدهند .
اما در جایگاه رهبری و پیشوایی مردم.
نخست باید مشخص شود که آیا تمام پیامبران ،رهبری و اداره امور جامعه خود را بر عهده داشته اندیا خیر؟
آیا همگی آنها همزمان دو مسئولیت پیامبری (ارتباط وحیانی)و رهبری(اداره جامعه زمینی )را بر عهده داشته اند یا خیر؟
تا جاییکه من متوجه شدم تنها اشاره به حضرت ابراهیم است که در عین پیامبر بودن ،از طرف خدا عهده دار پیشوایی مردم زمان خود شدند.طبیعیست که این مسئولیتی که از جانب خدا برای اولین بار به یک انسان واگذار میشود مستلزم ستمکار نبودن وی میباشد.همان توقعی که تمام مردم از رهبران و حاکمان خود دارند و کسی توقع معصوم بودن رهبر خود را ندارد انهم بدلیل زیر و بم مسائل دنیوی و مشکلات اداره یک جامعه و در صورت اشتباه کردن ، آنرا به حساب ظلم خداوند نمیگزارند.
پیامبر اسلام به مدت 13 سال در مکه وظیفه پیامبری را انجام دادند اما رهبری و اداره امور آن شهر را بر عهده نداشتند و دلیل آنهم عدم مقبولیت وی نزد مردم مکه بود .اما پس از هجرت به مدینه ،مردمی که پیامبری ایشان را قبول کردند ،رهبری و اداره امور خود را به وی سپردند .آیا به نظر شما در ان هنگام دستوری از طرف خدا مبنی بر بدست گرفتن حکومت توسط پیامبر نازل شده بود؟آیا مردمی که با اقبال عمومی خود زمینه رهبری سیاسی پیامبر را فراهم کرده بودند ،توقع عصمت را در اینگونه مسایل داشتند؟آیا دستور به مشورت کردن با مردم در امر نبوت است یا اداره جامعه؟اگر آنطور که برخی از متکلمین اذعان دارند که عصمت همان مرتبه کمال میباشد که آن شخص برتمام مسایل پیرامون خود احاطه دارد ،پس امر به مشورت را چگونه تفسیر میکنند؟آیا هنگامی که پیامبر با پیروانش مشورت میکرد، آنها این مسیله را ناقض نبوت وی میدانستند و یا به نبوت وی شک میکردند؟یا اینکه انرا امری طبیعی و در راستای عمل به خرد جمعی میدانستند؟اگر تصمیم اشتباهی اتخاذ میشد، آیا آنرا ظلم خدا میدانستند یا امری طبیعی که در هر جامعه ای ممکن است اتفاق بیفتد؟
با تفکیک دو مقوله نبوت الهی و اداره جامعه زمینی بهتر میتوان مراحل معصوم و غیر معصوم بودن پیامبر را درک کرد.
با تشکر
با عرض سلام خدمت برادر عزیز کاسب

با تفکیک دو مقوله نبوت الهی و اداره جامعه زمینی بهتر میتوان مراحل معصوم و غیر معصوم بودن پیامبر را درک کرد.
برادر من این دو مقوله برای پیامبر یکی بوده چون هم ولایت داشتند و هم نبوت نمیشو بگویم در یکی معصوم بوده در دیگری نبوده که حتی خود شما نیز بر ان معترف هستید که میفرماید

تا جاییکه من متوجه شدم تنها اشاره به حضرت ابراهیم است که در عین پیامبر بودن ،از طرف خدا عهده دار پیشوایی مردم زمان خود شدند.طبیعیست که این مسئولیتی که از جانب خدا برای اولین بار به یک انسان واگذار میشود مستلزم ستمکار نبودن وی میباشد.همان توقعی که تمام مردم از رهبران و حاکمان خود دارند
برادر گرامی فرقی نمیکند که دیگران بگویند کاسب درست میگوید یا بیطرف اصل این است که حقیقت را بفهمیم و هر کدام که در انحراف هستیم نجات پیدا کنیم که خدای نا کرده مأخذ خدا نشویم

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۰۳:۲۵
آیا دستور به مشورت کردن با مردم در امر نبوت است یا اداره جامعه؟اگر آنطور که برخی از متکلمین اذعان دارند که عصمت همان مرتبه کمال میباشد که آن شخص برتمام مسایل پیرامون خود احاطه دارد ،پس امر به مشورت را چگونه تفسیر میکنند؟آیا هنگامی که پیامبر با پیروانش مشورت میکرد، آنها این مسیله را ناقض نبوت وی میدانستند و یا به نبوت وی شک میکردند؟یا اینکه انرا امری طبیعی و در راستای عمل به خرد جمعی میدانستند؟اگر تصمیم اشتباهی اتخاذ میشد، آیا آنرا ظلم خدا میدانستند یا امری طبیعی که در هر جامعه ای ممکن است اتفاق بیفتد؟
با تفکیک دو مقوله نبوت الهی و اداره جامعه زمینی بهتر میتوان مراحل معصوم و غیر معصوم بودن پیامبر را درک کرد.
با تشکر
دوست من پیامبر مشورت میگردند که این امر در جامعه اسلامی باب شود و سنت بشود و در مرحله بعد به دستور خداوند عمل میکردند که مومنان پراکنده نشوند

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ

پس [اى پيامبر!] تنها به [بركت مهر و] رحمتى ازجانب خداست كه [ اينچنين‏] با آنان نرمخو [و پرمهر] شده‏اى؛ و اگر خشن و سختدل بودى، بى‏ترديد [آنان‏] از گردت پراكنده مى‏شدند؛ بنابراين، از [ لغزشهاى ]آنان در گذر و برايشان [ از آفريدگارت‏] آمرزش بخواه، و در كار [تدبير امور و تنظيم شئون جامعه‏] با آنان مشورت نما؛ و هنگامى كه به [ انجام كارى ]تصميم گرفتى، بر خدا توكّل كن، چرا كه خداوند توكّل كنندگان را دوست مى‏دارد
مشورت»: اين واژه اسم است؛ و فعل آن عبارت است از: «شاور»، «يشاور» «مشاورة» و به‏معناى «پيونددادن نظر و ديدگاه خود به ديگرى و استوارساختن آن» آمده است. «عزمت عليك»: به تو سوگند ياد كردم. «توكّل»: آشكارساختن ناتوانى و تكيه به ديگرى؛ و توكّل بر خدا، به‏معناى واگذاردن كارها به خدا و اطمينان به تدبير شايسته اوست.
یعنی باز هم اگر پیامبر مشورت میکرد با توکل به خدا بود که او حافظ از لغزش پیامبر بود

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۰۴:۰۳
سلام
شما گفتید::Ghamgin: برادر من به خدای که میپرستید قسم که در گمراهی بسر میبرید شما فقط یا گناه از پیامبر نام ببرید بنده همینجا مسلمانی را میبوسم و کنار میگذارم ایا خود میدانید دارید چه میکنید

جواب: آگاه باش گه سرچشمه زلال آب این دین زمانی بود که محمد در هم ابتدا این دین را آورد به عقیده من تمام مذاهب از شیعه ، صوفی ، شیخی ، بابی و.... همه باطل و ساخته بشر است. و من شما و نه تنها شما را باکه تمام خادمین قرآنی این بخش را گمراه می دانم و جواب هم دارم ولی می دانم در آخر کار نه شما متقاعد خواهید شد و نه من
برای همین فقط به بازدیدکنندگان سپردم که خودشان قضاوت کنند و این بنده مدت زیادی است که در مذاهب تحقیق کرده ام و کتب بسیاری از فرقه های مختلف را خوانده ام بر عکس اکثر افراد که می ترسند کتاب با عقاید مخالف خود را بخوانند

مشکل شما شیعیان این است که پیغمبر و یا امام را از الله بالاتر می بینید برای همین در دسته بندی مذاهب به شما غلات (غالیان) گفته می شود و محمد بشر است و مانند من گناه می کند و او هم روز قیامت بازخواست می شود و الله با هیچیک از بندگامش پسر خالگی ندارد و الله از برخی گناهان همانطور که خود گفته بدون استغفار می گذرد شما اینقدر جوش گناه محمد را نزن و گناه نا بخشودنی شرک می باشد همانطور که در قرآن مثلا به عیسی خدا می گوید اگر بر من شرک بورزی تمام اعمالت نابود می شود...
والسلام علی من اتبع الهدی

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۰۴:۲۵
بسم الله

آیه سوم : سوره انشراح آیات 1 تا 3 :

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ﴿1﴾ وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ ﴿2﴾ الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ ﴿3﴾

آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم، (1) و بار سنگين تو را از تو برنداشتيم؟! (2) همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگينى مى‏كرد! (3).

آیه چهارم : سوره نصر آیه 3 :

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا ﴿3﴾
پروردگارت را تسبيح و حمد كن و از او آمرزش بخواه كه او بسيار توبه‏پذير است! (3(.



با عرض سلام در مورد سوره انشراح در پست 44 توضیح دادم که جواب شما را ندیدم پس با این برداشت که جواب شما را قانع کرده به سراغ ایه بعدی میروم
آيـه مـى فـرمـايـد: ((پـس (به شكرانه اين نعمت بزرگ واين پيروزى و نـصرت الهى) پروردگارت را تسبيح و حمد كن ، و از او آمرزش بخواه كه او بسيار توبه پذير است)) (فسبح بحمد ربك واستغفره انه كان توابا).

در اين سوره نخست از نصرت الهى ، و سپس فتح و پيروزى ، و بعد نفوذ وگسترش اسلام ، و ورود مردم دسته دسته در دين خدا سخن به ميان آمده ، و اين هرسه علت و معلول يكديگرند، تا نصرت و يـارى الـهى نباشد فتح و پيروزى نيست ،و تا فتح و پيروزى نرسد و موانع از سر راه برداشته نشود مـردم گروه گروه مسلمان نمى شوند، و البته به دنبال اين سه مرحله مرحله چهارم يعنى مرحله شكر و حمد وستايش خدا فرا مى رسد.

((تسبيح)) به معنى منزه شمردن خداوند از هرگونه عيب و نقص است ، و((حمد)) براى توصيف او به صفات كماليه و ((استغفار)) در برابر نقصانها و تقصيرهاى بندگان است.

ايـن فـتـح عـظيم سبب شد كه افراد گمان نكنند خداوند يارانش را تنهامى گذارد (پاكى از اين نـقـص) و نـيز بدانند كه خداوند بر انجام وعده هايش توانا است (موصوف بودن به اين كمال) و نيز بندگان به نقص خود در برابر عظمت او اعتراف كنند.
طبق تفسیر علامه
(انه كان توابا) - اين جمله دستور به استغفار را تعليل مى كند، و در عين حال تشويق و تاءكيد هم هست
در این قسمت میتوانید توضیحات بیشتر را بیابید http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24372

taslim
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۰۸:۴۰
با عرض سلام در مورد سوره انشراح در پست 44 توضیح دادم که جواب شما را ندیدم پس با این برداشت که جواب شما را قانع کرده به سراغ ایه بعدی میروم
آيـه مـى فـرمـايـد: ((پـس (به شكرانه اين نعمت بزرگ واين پيروزى و نـصرت الهى) پروردگارت را تسبيح و حمد كن ، و از او آمرزش بخواه كه او بسيار توبه پذير است)) (فسبح بحمد ربك واستغفره انه كان توابا).

در اين سوره نخست از نصرت الهى ، و سپس فتح و پيروزى ، و بعد نفوذ وگسترش اسلام ، و ورود مردم دسته دسته در دين خدا سخن به ميان آمده ، و اين هرسه علت و معلول يكديگرند، تا نصرت و يـارى الـهى نباشد فتح و پيروزى نيست ،و تا فتح و پيروزى نرسد و موانع از سر راه برداشته نشود مـردم گروه گروه مسلمان نمى شوند، و البته به دنبال اين سه مرحله مرحله چهارم يعنى مرحله شكر و حمد وستايش خدا فرا مى رسد.

((تسبيح)) به معنى منزه شمردن خداوند از هرگونه عيب و نقص است ، و((حمد)) براى توصيف او به صفات كماليه و ((استغفار)) در برابر نقصانها و تقصيرهاى بندگان است.

ايـن فـتـح عـظيم سبب شد كه افراد گمان نكنند خداوند يارانش را تنهامى گذارد (پاكى از اين نـقـص) و نـيز بدانند كه خداوند بر انجام وعده هايش توانا است (موصوف بودن به اين كمال) و نيز بندگان به نقص خود در برابر عظمت او اعتراف كنند.
طبق تفسیر علامه
(انه كان توابا) - اين جمله دستور به استغفار را تعليل مى كند، و در عين حال تشويق و تاءكيد هم هست
در این قسمت میتوانید توضیحات بیشتر را بیابید http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24372

بسم الله

با سلام
جناب بیطرف منصف
انصافتان کجاست؟
سوره انشراح چه ربطی به سوره فتح دارد ؟
:Doaa:

در سوره فتح مطالب چیزی دیگر است و در سوره انشراح بحث خود پیامبر است .
اگر منظورتان این آیه می باشد :
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿۲﴾
تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت‏خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند (۲)


در ضمن
عزیز بزگوار
بنده وقت نکرده ام مطالب را به طور کامل بخوانم اما بررسی می کنم و جواب شما را می دهم .
در ضمن چرا حاشیه می روید ؟
باید فرق گذاشت بین محمد رسول الله و محمد یک انسان گنهکار ؟
شما این دو را یکی می گیرید و می گوید محال است گناه کند او معصوم است ؟
و فریب شیطان را در همین جا می خورید و به معصوم شدن این رسول حالا شیطان تمام اعمال باطل مد نظر خود را در قالب این رسول به صورت حدیث و روایت مطرح می کند و کسی توانایی رد آنها را ندارد زیرا آنها منتصب به پیامبر معصوم است ؟

taslim
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۰۹:۰۱
با سلام خدمت جناب بیطرف منصف
یا من منظورم را درست بیان نکردم ویا اینکه شما درست متوجه نشدید.
عرض بنده این بود که هر پیامبری در جایگاه ادای رسالت خود مرتکب اشتباه نمیشود که همان دریافت وحی و ابلاغ آن میباشد . در این مرحله پیروان او اگر به پیامبر بودن او اطمینان پیدا کنند ،سخنان خدا را که از زبان آن شخص میشنوند قبول میکنند و خداوند خود حافظ و نگهدارنده آن سخنان است که سالم به مقصد برسد.و در این مرحله اشتباهی رخ نمیدهد.این همان مرحله ارتباط با وحی است.میزان بالای ایمان نیز دلیل انتخاب وی از جانب خداست و به همین دلیل به عنوان الگو و اسوه معرفی میشود اما فراموش نکنیم که وی ا نسان است و از میان همین مردم به جهت هدایت آنها انتخاب شده و ضرورتی ندارد که پیروانش تمام اعمال و رفتار او را عمل به وحی بدانند .مگر برای تمام جزئیات زندگی پیامبر که از بام تا شام برایش اتفاق می افتد ،وحی نازل میشود ؟ وقتی که پیروانش به پیامبر بودنش اطمینان داشتند ،سخنانی را که به عنوان سخن خدا به آنها عرضه میشود کامل و بی کم وکاست میدانند و همان دستورات اجتماعی که در آن آیات آمده را در اعمال و رفتار پیامبر می بینند ، آنرا الگوی خود قرار میدهند .
اما در جایگاه رهبری و پیشوایی مردم.
نخست باید مشخص شود که آیا تمام پیامبران ،رهبری و اداره امور جامعه خود را بر عهده داشته اندیا خیر؟
آیا همگی آنها همزمان دو مسئولیت پیامبری (ارتباط وحیانی)و رهبری(اداره جامعه زمینی )را بر عهده داشته اند یا خیر؟
تا جاییکه من متوجه شدم تنها اشاره به حضرت ابراهیم است که در عین پیامبر بودن ،از طرف خدا عهده دار پیشوایی مردم زمان خود شدند.طبیعیست که این مسئولیتی که از جانب خدا برای اولین بار به یک انسان واگذار میشود مستلزم ستمکار نبودن وی میباشد.همان توقعی که تمام مردم از رهبران و حاکمان خود دارند و کسی توقع معصوم بودن رهبر خود را ندارد انهم بدلیل زیر و بم مسائل دنیوی و مشکلات اداره یک جامعه و در صورت اشتباه کردن ، آنرا به حساب ظلم خداوند نمیگزارند.
پیامبر اسلام به مدت 13 سال در مکه وظیفه پیامبری را انجام دادند اما رهبری و اداره امور آن شهر را بر عهده نداشتند و دلیل آنهم عدم مقبولیت وی نزد مردم مکه بود .اما پس از هجرت به مدینه ،مردمی که پیامبری ایشان را قبول کردند ،رهبری و اداره امور خود را به وی سپردند .آیا به نظر شما در ان هنگام دستوری از طرف خدا مبنی بر بدست گرفتن حکومت توسط پیامبر نازل شده بود؟آیا مردمی که با اقبال عمومی خود زمینه رهبری سیاسی پیامبر را فراهم کرده بودند ،توقع عصمت را در اینگونه مسایل داشتند؟آیا دستور به مشورت کردن با مردم در امر نبوت است یا اداره جامعه؟اگر آنطور که برخی از متکلمین اذعان دارند که عصمت همان مرتبه کمال میباشد که آن شخص برتمام مسایل پیرامون خود احاطه دارد ،پس امر به مشورت را چگونه تفسیر میکنند؟آیا هنگامی که پیامبر با پیروانش مشورت میکرد، آنها این مسیله را ناقض نبوت وی میدانستند و یا به نبوت وی شک میکردند؟یا اینکه انرا امری طبیعی و در راستای عمل به خرد جمعی میدانستند؟اگر تصمیم اشتباهی اتخاذ میشد، آیا آنرا ظلم خدا میدانستند یا امری طبیعی که در هر جامعه ای ممکن است اتفاق بیفتد؟
با تفکیک دو مقوله نبوت الهی و اداره جامعه زمینی بهتر میتوان مراحل معصوم و غیر معصوم بودن پیامبر را درک کرد.
با تشکر
بسم الله
در واقع اطاعت از رسول همین جا معنا پیدا می کند و گفته شما بسیار به جا و درست است .
:Gol::Gol::Gol:

کاسب عزیز
اطاعت از رسولی که در قران مطرح می شود همیجا معنا پیدا می کند
تا زمانی پیامبر زنده بود از دستوات ایشان می بایست اطاعت شود و
پیامبر هم برای اداره حکومت با صحابه مشورت می کرد
برنامه های جنگ و صلح و زکات و داوری و غیره را انجام می دادند .
به همین خاطر آیه نازل شده بود :
که انچه از رسول اتخاذ می شود بگیرید ؟
اما شیطان بیکار نماند بعد از مرگ رسول حنجره ان رسول را اجاره کرد و او را معصوم ساخت .
تا بتواند سخن و حکم خود را وارد اسلام کند .

taslim
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۰۹:۱۱
سلام


جواب: آگاه باش گه سرچشمه زلال آب این دین زمانی بود که محمد در هم ابتدا این دین را آورد به عقیده من تمام مذاهب از شیعه ، صوفی ، شیخی ، بابی و.... همه باطل و ساخته بشر است. و من شما و نه تنها شما را باکه تمام خادمین قرآنی این بخش را گمراه می دانم و جواب هم دارم ولی می دانم در آخر کار نه شما متقاعد خواهید شد و نه من

والسلام علی من اتبع الهدی

ببسم الله
با سلام
جناب فرید
نظر شما در مورد اهل سنت چیست ؟
آنها گمراه هستند یا نیستند ؟
آیا برحق هستند یا نیستند؟

نظر شما در مورد این آیه چیست:
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ
کسانى که آيين خود را پراکنده ساختند، و به دسته‏هاى گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسيم شدند، تو هيچ گونه رابطه‏اى با آنها ندارى! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام مى‏دادند، با خبر مى‏کند.

و یا
نظرت در مورد این آیه چیست؟

مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
از کسانى که دين خود را پراکنده ساختند و به دسته‏ها و گروه‏ها تقسيم شدند! و (عجب اينکه) هر گروهى به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند!

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۱۶:۲۸
سلام
شما گفتید::ghamgin: برادر من به خدای که میپرستید قسم که در گمراهی بسر میبرید شما فقط یا گناه از پیامبر نام ببرید بنده همینجا مسلمانی را میبوسم و کنار میگذارم ایا خود میدانید دارید چه میکنید

جواب: آگاه باش گه سرچشمه زلال آب این دین زمانی بود که محمد در هم ابتدا این دین را آورد به عقیده من تمام مذاهب از شیعه ، صوفی ، شیخی ، بابی و.... همه باطل و ساخته بشر است. و من شما و نه تنها شما را باکه تمام خادمین قرآنی این بخش را گمراه می دانم و جواب هم دارم ولی می دانم در آخر کار نه شما متقاعد خواهید شد و نه من
برای همین فقط به بازدیدکنندگان سپردم که خودشان قضاوت کنند و این بنده مدت زیادی است که در مذاهب تحقیق کرده ام و کتب بسیاری از فرقه های مختلف را خوانده ام بر عکس اکثر افراد که می ترسند کتاب با عقاید مخالف خود را بخوانند

مشکل شما شیعیان این است که پیغمبر و یا امام را از الله بالاتر می بینید برای همین در دسته بندی مذاهب به شما غلات (غالیان) گفته می شود و محمد بشر است و مانند من گناه می کند و او هم روز قیامت بازخواست می شود و الله با هیچیک از بندگامش پسر خالگی ندارد و الله از برخی گناهان همانطور که خود گفته بدون استغفار می گذرد شما اینقدر جوش گناه محمد را نزن و گناه نا بخشودنی شرک می باشد همانطور که در قرآن مثلا به عیسی خدا می گوید اگر بر من شرک بورزی تمام اعمالت نابود می شود...
والسلام علی من اتبع الهدی
نَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْ‏آخِرَهِ » (نور / 19) كسانی كه دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكی برای آنان در دنیا و آخرت است.

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۱۶:۳۴
بسم الله

با سلام
جناب بیطرف منصف
انصافتان کجاست؟
سوره انشراح چه ربطی به سوره فتح دارد ؟
:doaa:

در سوره فتح مطالب چیزی دیگر است و در سوره انشراح بحث خود پیامبر است .
اگر منظورتان این آیه می باشد :
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿۲﴾
تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت‏خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند (۲)


در ضمن
عزیز بزگوار
بنده وقت نکرده ام مطالب را به طور کامل بخوانم اما بررسی می کنم و جواب شما را می دهم .
در ضمن چرا حاشیه می روید ؟
باید فرق گذاشت بین محمد رسول الله و محمد یک انسان گنهکار ؟
شما این دو را یکی می گیرید و می گوید محال است گناه کند او معصوم است ؟
و فریب شیطان را در همین جا می خورید و به معصوم شدن این رسول حالا شیطان تمام اعمال باطل مد نظر خود را در قالب این رسول به صورت حدیث و روایت مطرح می کند و کسی توانایی رد آنها را ندارد زیرا آنها منتصب به پیامبر معصوم است ؟

با عرض سلام دوست عزیز شما یک سری ایه اوردید مبنی بر اثبات عدم معصومیت که اولین ان سوره انشراح که توضیح دادم و دومی سوره فتح بود که در بالا توضیح دادم و قرار شد که ایاتی را که شما ردیف کردید تک تک برسی کنیم البته اگر شما موافق باشید اگر که نه هیچ
و دوست من در مورد گناه کردن گناه است حتی اگر ان گناه به نفس خود باشد هیچ منافاتی ندارد اگر پیامبر کوچکترین کناه را انجام دهد وارد سنت میشود و این به معنای ازاد بودن ان گناه میگردد این یک اصل مشخص است روز قیامت بنده به خدا میگویم چطور پیامبر تو این کار را کرد من نکنم بیشتر در این مورد تدبیر کنید

فرید 1
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۲۲:۰۹
سلام
آقای بیطرف
شما گفتید که خدا گفته: نَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْ‏آخِرَهِ » (نور / 19) كسانی كه دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكی برای آنان در دنیا و آخرت است.
جواب : آقای بی طرف منصف بی انصاف میشه بگید من چی فسادی به پا کردم؟؟؟!!
فقط ما این را می گوییم که خدایی که همه جا هست وکیل وصی نمی خواد، نماینده نمی خواد که شما بخواهید سیمتو بدی دست کسی که به اون وصل بشی
خدا فرموده من از رگ گردن به شما نزدیکترم و حدیثی که از پیغمبر هست گفته وسیله ایمان و عمل صالحه ، وسیله که اشخاص نیست این ادعاهای پوچ مال مشر کین هست وقتی شما با یک مرده صالح و یا یک وجود غایب که اعتقاد داری صداتو می شنود چیزی می خواهی در عربی می گویند به این عمل دعا می گویندو دعا عبادت محسوب می شود و دعا فقط از آن خداست که به آن توحید ربوبیت می گویند چرا صوفی ها به خدا عشق می گویند چونکه خدا ناراحت می شود سراغ کسی غیر از خودش بروی
رو از هرچه به غیر خدا کنی شرک محض است
توحید ناب آنکه همه رو در خدا کنی

تو رو خدا به این می گید گمراهی چقدر بی انصافید چقدر.....
آیا ارواح ائمه یا انبیا همه جا هستند وصداتونو می شنوند ؟؟؟ محیط بکل شی هستند ؟؟؟؟ بصیرند مثل خدا؟؟؟؟نخیر
مگر اینکه صفت خدا را داشته باشند
آقاجون آنها اله شما هستند نمی دونستی بدون شما فقط دوست داری برای آنها مقام بتراشی!
از گنبد و بارگاهها و یا امامان مرده چه سودی بر می خیزد که اینهمه شما به آن اصرار می کنی میدانی سر این اعمال بقیه مسلمانها به شما می گویند رافضی منم با هاشون موافقم.
کجای قرآن آمده که متوسل به مثلا حضرت رقیه بشید همه جا گفته فقط مرا بخوانید
قل انما ادعو ربی و لا اشرک به احد
بگو من فقط پروردگارم را می خوانم و احدی را با او شریک نمی کنم.
در آخر جواب اون آیه قرآنتو بدم

وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿81﴾
و راهبر كوران [و بازگرداننده] از گمراهى‏شان نيستى تو جز كسانى را كه به نشانه‏هاى ما ايمان آورده‏اند و مسلمانند نمى‏توانى بشنوانى (81)
هدایت از آن اهلش است
والسلام علی من اتبع الهدی

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۳, ۲۲:۳۰
با عرض سلام
واقعا نمیدانم چه بگویم این همه دلیل منطقی برای شما اوردم ولی جوابی ندادیدو فقط حرف خودتان را میزنید این همه عناد ... به هر حال دین شما برای شما و دین ما برای ما اخر الامر در قیامت روشن میشود

وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ

حق را بباطل میپوشانید تا حقیقت را پنهان سازید در حالی که واقف به انید

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۲۴, ۱۳:۰۳
با سلام خدمت جناب بیطرف منصف گرامی

مشورت»: اين واژه اسم است؛ و فعل آن عبارت است از: «شاور»، «يشاور» «مشاورة» و به‏معناى «پيونددادن نظر و ديدگاه خود به ديگرى و استوارساختن آن» آمده است. «عزمت عليك»: به تو سوگند ياد كردم. «توكّل»: آشكارساختن ناتوانى و تكيه به ديگرى؛ و توكّل بر خدا، به‏معناى واگذاردن كارها به خدا و اطمينان به تدبير شايسته اوست. یعنی باز هم اگر پیامبر مشورت میکرد با توکل به خدا بود که او حافظ از لغزش پیامبر بود
در قرآن دستور به مشورت با مردم داده شده و دلیل آنهم دوری از استبداد در رای میباشد. در اداره مسائل جامعه تکیه بر خرد جمعی بهتر است یا تک نظری؟پس خداوند دستور به مشورت داده و نه چیز دیگری .برای باب کردن چنین امر مهمی ،ابتدا از پیامبر خود شروع کرده.
در مورد توکل هم شما جواب خودتان را داده اید.آشکار ساختن ناتوانی و تکیه بر دیگری. حال این ناتوانی از طرف پیامبر باشد یا بقیه مردم. و توکل بر خدا باشد یا غیر خدا که البته توکل بر خدا بهتر است.
همچنین فرمودید:
در مورد گناه کردن گناه است حتی اگر ان گناه به نفس خود باشد هیچ منافاتی ندارد اگر پیامبر کوچکترین کناه را انجام دهد وارد سنت میشود و این به معنای ازاد بودن ان گناه میگردد این یک اصل مشخص است روز قیامت بنده به خدا میگویم چطور پیامبر تو این کار را کرد من نکنم بیشتر در این مورد تدبیر کنید
قسمت اول فرمایش شما صحیح است .گناه گناه است .از جانب هرکس که باشد.اما اگر کسی به خدا بگوید که چون پیامبرت آن کار اشتباه را کرده پس منهم چنان کردم ،جواب خدا هم از قبل آمده که :هرکس باید پاسخگوی عمل خویش باشد. خوه پیامبر باشد یا یک فرد عادی و خداوند به تناسب اعمال هرکس ،پاداش یا کیفر میدهد.
دیگر اینکه باید مردم را ساده قلمداد کنیم که رفتار و اعمال انسانگونه پیامبر را به حساب وحی و دستور خدا بدانند .توقع و باور آنها از پیامبر دریافت وحی و ابلاغ آن میباشد .آنهم بدون کم و کاست. آندسته از رفتار پیامبر را که در قرآن توصیه شده را عمل به دستورات خدا میدانند و مابقی را رفتارهای عادی یک انسان در طول شبانه روز که ممکنست در آنها اشتباهاتی رخ بدهد .
با تشکر

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۴, ۱۸:۱۴
با سلام خدمت جناب بیطرف منصف گرامی

در قرآن دستور به مشورت با مردم داده شده و دلیل آنهم دوری از استبداد در رای میباشد. در اداره مسائل جامعه تکیه بر خرد جمعی بهتر است یا تک نظری؟پس خداوند دستور به مشورت داده و نه چیز دیگری .برای باب کردن چنین امر مهمی ،ابتدا از پیامبر خود شروع کرده.
در مورد توکل هم شما جواب خودتان را داده اید.آشکار ساختن ناتوانی و تکیه بر دیگری. حال این ناتوانی از طرف پیامبر باشد یا بقیه مردم. و توکل بر خدا باشد یا غیر خدا که البته توکل بر خدا بهتر است.

[/color]
با عرض سلام ما که نگفتیم خداوند دستور دیگری داده البته که پیامبر در برابر خداوند قدرتی ندارد و باید به خداوند توکل کند تمام انسانها فقط باید به خدا توکل کنند ولاغیر حرف اینجا بود که شما فرمودید که اگر پیامبر معصوم است چرا مشورت میکرد بنده جواب دادم که چرا و خود شما ان را کامل تر گفتید پس قبول دارید مشورت دوری از استبداد در رای میباشد و اداره مسائل جامعه تکیه بر خرد جمعی است و منافاتی با معصومیت ندارد




همچنین فرمودید:
در مورد گناه کردن گناه است حتی اگر ان گناه به نفس خود باشد هیچ منافاتی ندارد اگر پیامبر کوچکترین کناه را انجام دهد وارد سنت میشود و این به معنای ازاد بودن ان گناه میگردد این یک اصل مشخص است روز قیامت بنده به خدا میگویم چطور پیامبر تو این کار را کرد من نکنم بیشتر در این مورد تدبیر کنید
قسمت اول فرمایش شما صحیح است .گناه گناه است .از جانب هرکس که باشد.اما اگر کسی به خدا بگوید که چون پیامبرت آن کار اشتباه را کرده پس منهم چنان کردم ،جواب خدا هم از قبل آمده که :هرکس باید پاسخگوی عمل خویش باشد. خوه پیامبر باشد یا یک فرد عادی و خداوند به تناسب اعمال هرکس ،پاداش یا کیفر میدهد.
دیگر اینکه باید مردم را ساده قلمداد کنیم که رفتار و اعمال انسانگونه پیامبر را به حساب وحی و دستور خدا بدانند .توقع و باور آنها از پیامبر دریافت وحی و ابلاغ آن میباشد .آنهم بدون کم و کاست. آندسته از رفتار پیامبر را که در قرآن توصیه شده را عمل به دستورات خدا میدانند و مابقی را رفتارهای عادی یک انسان در طول شبانه روز که ممکنست در آنها اشتباهاتی رخ بدهد .
با تشکر
و اما در مورد اینکه فرمودید هرکس باید پاسخگوی عمل خویش باشد البته که چنین است ولی این را فراموش نکید ما چگونه خدا را میشناسیم و چگونه باید از قوانین ان اگاه شویم البته قران و سنت ایا منکر این هستید پس اگر خللی در سنت وارد شود یعنی قانون خداوند عوض شده و من مقلد به دستور خداوند اشتباه گناه کردم ایا بنده مقصر هستم از کجا باید بفهمم این سنت رسول خدا درست بوده یا غلط

کاسب
۱۳۸۹/۱۲/۲۵, ۱۴:۰۰
با سلام خدمت بیطرف منصف گرامی
دوست بزرگوار اکر قبول دارید که توکل در نتیجه ضعف انسان است ،خود یکی از شرایط مهمی که در اثر آن عصمت حاصل میشود را منکر شده اید. فرقی نمیکند این توکل بر خدا باشد یا غیر خدا .مگر اینکه تعریف دیگری از شرایط حصول عصمت داشته باشید آنهم بر خلاف نظر متکلمین و فلاسفه شیعه.
در مورد مشورت نیز همینطور است.دستور مشورت نیز از طرف خدا و به جهت اتخاذ تصمیمات بهتر توسط مردم در امور دنیوی میباشد .پیلمبر نیز مانند بقیه مردم ،نیازمند مشورت در مسایل و امور دنیوی بوده و خداوند به منظور فتح باب این امر نیکو ،از پیامبر خود شروع کرده .حال بفرمایید این نیز ناقض حصول عصمت از نظر متکلمین و فلاسفه شیعه میباشد یا خیر

بیان فلسفی
چند مقدمه :



1. حکمت اقتضا میکند که نوعا هر استعدادی و لو با یک فرد به فعلیت برسد.
2. اگر فردی که تمام استعدادش به فعلیت رسیده؛ نباشد نیاز بشر بر اورده نمیشود، و خلق انسان بدون اینکه نیازش را براورده کنیم خلاف حکمت است.
3. کسی میتواند این نیاز را براورده کند که خود هدایت یافته باشد.
و چنین فردی سه ویژگی شاخص دارد :

الف ) قوه عاقله و مدرکه اش کمال یافته است.
ب ) قوه مخیله اش ( غیر از خیال است) کمال یافته است.
ج ) حس و حواس ( قوای محرکه) او کمال یافته است.
جمع شدن کمالات سه گانه در یک انسان منجر به عصمت او میشود*.
اینهم خلاصه ای از نظریات آقایان ملاصدرا ، آشتیانی ،و جوادی آملی
در مورد سنت هم دامنه آنرا بیش از حد گسترده کردید .به نظر شما آیا مردم زمان پیامبر ، آنقدر ساده بودند که برخورد اشتباه تازیانه پیامبر به آن مرد عرب را جزئی از سنت پیامبر بدانند؟ منکه گمان نمیکنم چنین بوده .بلکه آنرا نتیجه اشتباه یک انسنا میدانند که به منظور جبران ،حاضر است که با وی مقابله به مثل شود. آنان این رفتار پیامبر را به عنوان سنت قبول میکنند.
با تشکر

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۲۵, ۱۷:۳۹
با عرض سلام خدمت جناب کاسب
متاسفانه بنده متوجه سوال شما نمیشوم در صورت امکان ان را روان بیان فرماید
متشکرم

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۱/۰۵, ۱۹:۱۸
با عرض سلام خدمت جناب کاسب
متاسفانه بنده متوجه سوال شما نمیشوم در صورت امکان ان را روان بیان فرماید
متشکرم
با عرض سلام
با خواندن مجدد سوال شما فکر کنم منظور شما این است که کسی که مشورت میکند یا توکل میکند معصوم نیست قبلا در مورد مشورت توضیح دادم و در مورد توکل باید گفت که چیزی از دایره قدرت خداوند خارج نیست و همه باید به خداوند توکل کنند
توكل: «وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُــوَ حَسْــبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْــرِهِ قَدْ جَــعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَــیْ‏ءٍ قَـــدْراً » (طلاق / 3)
وهر كس بر خـــدا توكــــل كند، كفایت امـــرش رامی‌كند، خـــداوند فـرمان خود را به انجام مـی‌رسـاند، و خـــدا بـرای هرچیــــزی اندازه‌ای قــــرار داده است.
پس این امر هیچ منافاتی با معصومیت ندارد چون هر چیز که خداوند بخواهد همان میشود

صالح
۱۳۹۰/۰۱/۲۰, ۲۰:۳۵
با سلام خدمت همه دوستان و تشکر از همه عزیزانی که در بحث شرکت کردند.
بحث عصمت انبیاء قدمتی به تاریخ خود انبیاء دارد، از دیرباز این سؤال مطرح بوده محدوده عصمت چقدر است، آیا در حد ابلاغ وحی است، که اهل سنت به همین مقدار معقتدند، یا شامل هر سخن و رفتاری می شود، متکلمین شیعه اعتقاد دارند عصمت یعنی دور بودن از هر نوع گناه و لغزشی و برای این ادعای آیات و ادله عقلی فراوانی را مطرح ساختند، بعنوان نمونه به یکی از آن آیات اشاره می شود:
مرحوم مطهری بیان جالبی در این رابطه دارند:


پيغمبر كه پيام خدا را به مردم مى‏رساند نه فقط با زبان مى‏رساند، با عملش هم مى‏رساند ، خودش بَلاغاً مِنَ اللَّهِ است و لهذا قرآن مى‏گويد: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ ، احزاب/ 21.
قرآن نمى‏گويد شما فقط به سخن پيغمبر عمل كنيد ولى به خودش و كار و عملش و شخصيتش كار نداشته باشيد؛ قرآن مى‏گويد سخن پيغمبر پيام ما را مى‏رساند، عمل پيغمبر هم پيام ما را مى‏رساند.

در واقع مؤمنین مکلفند عمل خود را با عمل پیامبر تطبیق دهند، جا پای او گذارند حال اگر او اشتباه رفت و خطا کرد، آنها نیز باید چنین کنند، در واقع خداوند به مردم امر کرده که خطا روند و این قبیح است، و قبیح از خدا سر نمی زند پس پیامبر خطا نمی رود.

فعلا این آیه تا نظرات دوستان مطرح شود آنگاه سراغ سائر ادله عصمت انبیاء خواهیم رفت.
موفق باشید.