PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اهل بیت(ع) وعلم تفسیروتأویل قرآن



شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۱, ۰۹:۱۴
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام خدمت بازدید کنندگان علی الخصوص مدیران و محققان ارجمند علوم قرآنی و تفسیر...
در این تاپیک بنده قصد دارم با ارائه احادیثی از اهل بیت(ع) از کتب معتبر حدیثی شیعه،این حقیقت مسلم را به اطلاع عموم شیعیان برسانم که علم تفسیر و تأویل قرآن فقط نزد اهل بیت(ع) است وبس.
از همه محققین ومتخصصین گرامی در زمینه علوم قرآنی وتفسیرقرآن دعوت می کنم با نظرات سازنده خود بنده را در این مهم‌ یاری دهند...

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۵, ۱۳:۴۸
در بیان حرام بودن تفسیر به رأی واظهار نظر نمودن در قرآن و کتاب خدا:


روایت نموده ثقه الاسلام کلینی(ره) در کتاب کافی شریف به سند خود از حضرت صادق(ع) فرمود:تأویل نمی کند کسی قرآن یا بعضی از آیات آنرا،مگر آنکه تأویل او کفر است.و این حدیث را عیاشی به سند خود در تفسیرش روایت نموده.
در کافی به سند خود از زید شحام روایت کرده که زید گفت در حضور حضرت امام باقر(ع) بودم که دیدم قتادة بن دعامه وارد شد،حضرت امام باقر(ع) به او فرمود:ای قتادة،تو فقیه مفتی ایالت بصره هستی؟ گفت: بلی فرمود: به من خبر داد اند که تو تفسیر قرآن مینمایی،آیا از روی دانش تفسیر می کنی یا از روی نادانی؟عرض کرد: از روی علم و دانش تفسیر می کنم فرمود:اگر راست می گویی از تو سؤال می کنم تفسیر آیه ۱۸سوره سباء«...شبها و روزها در امن و امان در آنجا سیر و سفر می کنند.» قتاده گفت: منظور کسی است که با زاد و توشه و راحله حلال از خانه ودیار خویش خارج شده وقصد مکه معظمه را نموده.
چنین شخصی در امان است تا برگردد بسوی اهلش-آن حضرت فرمود: ای قتاده تو را به خدا سوگند می دهم انصاف بده کسی که با زاد و راحله حلال به قصد مکه معظمه از خانه خود خارج گردید چنانچه دزدان و راهزنان به او رسیده و نفقه او را بربایند و محتاج و سرگردان در بیابان بماند چنین شخصی در امان است؟ گفت : بلی فرمود:وای بر تو که قرآن را به رأی و هوای نفس خود تفسیر مینمایی البته هلاک شدی و دیگران را نیز هلاک می کنی، وای بر تو ای قتاده، مراا از آیه کسانی هستند که از دیارشان بیرون آمده اند و عارف به حق اهل بیت پیغمبرند و دل و هوای آن ما امامان می باشدوهر کس هوای ما در دل اوست قبول شود حج او و اگر دل او خالی باشد از هوای ما قبول نشود حج او.ای قتاده آگاه باش هرآنکه به هوای ما آمد ایمن باشد از آتش جهنم
قتاهده گفت: بخدا قسم تفسیر نکردم آن آیه را مگر به آنچه آنحضرت فرمود و فرمود وای بر تو ای قتاده، قرآن را فقط کسی می داند که مخاطب به قرآن است و بس. و ما اهل بیت پیغمبریم که مخاطب به قرآن می باشیم.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۵, ۱۴:۱۷
روایت کرده عیاشی بسند خود در تفسیرش از حضرت باقر(ع) که فرمود: هر که قرآن را برأی خود تفسیر نماید اگر به سبیل اتفاق راست گفته باشد اجر و پاداشی نخواهد داشت و اگر خطا کند آن مقدار از خداوند دور شود که آسمان از زمین دور است.
و روایت کرده در کافی بسند خود از حضرت باقر(ع) که فرمود: چیزی دورتر به عقلهای مردم از تفسیر قرآن نیست زیرا که یک آیه اولش در موضوعی است و آیه آخرش در موضوعی دیگر و قرآن کلام متصلی است که در آن معانی مختلف می باشد
و نیز به سند دیگر از آن حضرت روایت کرده که فرمود:کسی قدرت و توانایی ندارد که ادعا کند که تمام قرآن را از ظاهر و باطن می داند جز اوصیاء پیغمبر و امامان از آل محمد(ص)
و نیز در کافی از حضرت امام صادق(ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: ما ائمه هستیم که در سینه های ما دانش را نهاده اند
شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه بسند خود روایت کرده از پیامبر اکرم(ص) که فرمود: خداوند جدال کنندگان در دین و قرآن را به زبان هفتاد پیغمبرش لعنت نموده، وهر کس در آیات قرآن جدال کند کافر است.هر آنکه قرآن را به رأی خود تفسیر کند به خداوند افترا و دروغ بسته است و هرکس فتوی دهد بدون دانش اخبار و آیات،فرشتگان آسمان و زمین او را لعنت کند و هر بدعتی گمراهی است وهر گمراهی راه او به سوی جهنم استراوی که ابن سمره است گفت: پس راه نجات ما چیست؟ پیغمبر اکرم(ص) فرمود: هرگاه شما مردم در چیزی اختلاف نمودید رجوع کنید به علی بن ابیطالب(ع)،او پیشوای امت من است و خلیفه وجانشین من در میان امت می باشد. جداکننده حق و باطل است. هرچه از او سؤال کنید جواب دهد وهر که از او راهنمایی بطلبد هدایت شود و طالب حق نزد او رود و هر کس به او پناه برد ایمن شود و هر که به دامنش چنگ زند نجاتش بخشد.ای پسر سمره هر کس تسلیم او شود سالم بماند از عذاب دوزخ و هر که با علی(ع) عناد کند و سخنان او را رد کند هلاک شود
علی روح من خمیره او خمیره من و برادر من است و شوهر فاطمه بزرگ زنان هر دو جهان است،از او بوجود می آیند امامان امت حسن و حسین علیهم السلام که آقای جوانان اهل بهشت و نه فرزند از حسین(ع) که نهمین فرزندش قائم آل محمد(ص) باشد که دنیا را پر از عدل و داد نماید پس از آنکه مملؤ از جور و ستم شود

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۵, ۱۷:۰۲
شیخ صدوق(ره) بسند خود در کتاب علل الشرایع ازحضرت امام صادق(ع) روایت کرده که روزی ابوحنیفه-امام حنفی هادر فقه که یکی از چهار فرقه اهل سنت هستند- بر آنحضرت وارد شد. فرمود:ای ابوحنیفه تو مفتی ومرجع تقلید اهل عراق هستی عرض کرد: بلی فرمود:از روی چه مدرکی بر آنان فتوی می دهی؟ گفت: از روی قرآن خدا و احادیث نبوی
که صحابه روایت نموده اند
حضرت صادق(ع) فرمود:ای ابو حنیفه آیا قرآن را آنگونه که شایسته است می دانی تا از روی آن فتوی دهی؟
وآیا محکمات را از متشابهات میشناسی؟ وآیا آیات عام را از خاص تمیز می دهی و می فهمی؟ عرض کرد: بلی
فرمود:ای ابو حنیفه چه ادعای بزرگی نمودی؟ بدان که خداوند علم قرآن را قرار نداده مگر به اشخاصی که قرآن را بر آنها نازل فرمود وآنان ذریه پیغمبر(ص) وامامان از آل محمد(ص) می باشند و ای ابوحنیفه تو وامثال تو حرفی از قرآن را نمیفهمی
اگر راست می گویی به من بگو آیه که می گوید(سیروا فیها لیالی وایاما" آمنین) مراد کجای زمین است که سیر می کنند در آن شبها و روزها در حالتیکه ایمن می باشند؟
ابوحنیفه گفت:گمان می کنم میان مکه و مدینه مراد باشد.آن حضرت(ع) رو کرد به اصحاب خود و فرمود:می دانید میان مکه و‌مدینه کسانی هستند که اموال مردم را ربوده و آنان را به قتل می رسانند چطور مردم در این راه ایمن هستند؟اصحاب عرض کردند بلی مردم بین راه مکه و مدینه از شر دزدان وراهزنان ایمن نیستندابوحنیفه از خجالت سر به زیر افکند وجوابی نداشت بدهد
آن حضرت(ع) فرمود مراد از این آیه(و من دخله کان آمنا")چه مکانی است؟گفت:مراد خانه کعبه است فرمود:آیا می دانید حجاج بن یوسف عبدالله بن زبیر را درخانه کعبه به قتل رسانید؟چطور خانه کعبه محل امان است؟
ابوحنیفه چنان شرمنده شد که نتوانست توقف کند

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۵, ۱۷:۴۴
شیخ صدوق(ره)بسند خود از حضرت امام رضا(ع) که فرمود:خدای تعالی فرموده: ایمان نیاورده به من کسی که کلام و قرآن مرا به رأی خود تفسیر کند ونشناخته مرا هرآنکه تشبیه نماید مرا به مخلوقاتم و بر دین من نیست کسی که عمل به قیاس کندونیز بسند خود روایت کرده از پیامبر اکرم(ص) که فرمود:من بعد از خودم بر امتم بر سه چیز ترسناک هستم:
یکی آنکه تأویل کنند قرآن را برأی خودشان بغیر تأویل او
دوم آنکه پیروی کنند از عالمی که لغزش دارد
سوم آنکه هرگاه به آنها مالی برسد و ثروتمند شوند طغیان کنند
وخبر می دهم به سه چیز که شما را در این سه امر محفوظ و مصون بدارد:
قرآن را به محکماتش عمل نموده و به متشابهاتش ایمان بیاورید
عالم را نظر کنید ولی از لغزش هایش پیروی ننمایید
شکر مال را بجا آورید وحقوق آن را ادا کنید
ونیز روایت کرده شیخ صدوق بسند خود از امیرالمؤمنین(ع) که فرمود:ای مردم برشما باد به دوری کردن از تفسیر قرآن به رأی خودتان واینکه یاد بگیرید از اهلش،چه بسا تفسیری که شباهت دارد به کلام مخلوق وحال آنکه قرآن کلام خداست وکلام خدا تأویلش به کلام بشر شبیه نیست.کلام خدا صفت اوست و کلام بشر افعالش می باشد وتشبیه نکنید کلام خدا را به کلام بشر که گمراه و هلاک خواهید شد

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۷, ۰۸:۳۰
در بیان آنکه علم و دانش قرآن منحصرا" نزد ائمه معصومین(ع) می باشد وبس و دیگران را خداوند از این دانش بهره ای نداده است:


شیخ کلینی(ره) در کتاب شریف کافی بسند خود روایت کرده از حضرت امام محمد باقر(ع) که به جابر فرمود:هر کس ادعا کند که قرآن را همانطور که نازل شده تماما" جمع آوری کرده است، دروغگو و کذاب است وجمع و حفظ نکرده قرآن را به همان نحو که نازل شده مگر علی بن ابیطالب(ع) بتنهایی
ودر روایت دیگر فرموده هیچکس غیر از اوصیاء وامامان از آل پيغمبر(ص) توانایی ندارد که ادعا کند که تمام قرآن از ظاهر و باطن نزد اوست
ونیز در کافی بسند خود از حضرت امام صادق(ع) روایت نموده که فرمود: من از ذریه رسول اکرم(ص) هستم ومی دانم قرآن را و در قرآن است حوادث گذشته و آینده واخبار آسمان و زمین و بهشت و دوزخ و تنام آنها را مانند آنکه به کف دستم نگاه می کنم می دانم و خداوند میفرماید در قرآن بیان هر چیزی هست
وبسند خود در کافی نیز روایت نموده از حضرت امام صادق(ع) که فرمود: ما راسخون در علم می باشیم و ما اهل بیت پیغمبر(ص) تأویلات قرآن را می دانیم
و روایت کرده عیاشی در تفسیرش بسند خود از حضرت امام صادق(ع) که فرمود:همیشه خداوند یک نفر از ما اهل بیت را به امامت برگزیده واختیار می فرماید که می داند از اول تا به آخر قرآن خدا را و نزد ما از حلال و حرام آنقدر می باشد که توسعه دارد وبعضی از آنها را به واسطه مصلحت کتمان نموده وتمام آنها را نمیتوانیم حدیث کنیم
و بسند دیگر از آن حضرت(ع) باز روایت نموده که فرمود:از جمله علومی که خداوند به ما
اهل بیت عطا فرموده تفسیر قرآن و احکام آنست واگر دلی را که قابلیت و ظرفیت آنها را داشه باشد می یافتیم هر آینه بیان می کردیم آنها را به آن شخص

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۷, ۰۸:۵۹
و در کافی بسند خود روایت کرده از امیرالمؤمنین(ع) که فرمود: نازل نشد بر پیغمبر اکرم(ص) آیه ای از قرآن مگر آنکه قرائت فرمود آنحضرت برمن و من آن را نوشتم به خط خود و یاد داد برمن تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محمکات و متشابهات آنرا و دعا فرمود و از خداوند درخواست نمود که فهم و حفظ آنرا به من عطا فرماید و بعد از آن هرگزچیزی را فراموش نکردم وپیغمبر اکرم(ص) ترک نفرمود آنچه را که خداوند تعلیم او نموده بود از حلال و حرام و امر و نهی وحوادث گذشته و آینده از اطاعت و نافرمانی مردم وعصیان آنها مگر آنکه تمام آنها را به من تعلیم فرمود وهرگز فراموش نکردم کلمه ای از آنها را و هرگز فراموش نخواهم نمود حتی آن چیزهایی که ننوشته بودم
و فرمود:هرگز نمی ترسم برتو فراموشی را و دست مبارک را بر سینه من نهاد و از خداوند خواست که مملؤ گرداند قلبم را از دانش و فهم و حکمت و نور
واین حدیث را عیاشی و صدوق بسند خود روایت کرده اند

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۷, ۱۰:۲۴
در روایتی که شیخ صدوق(ره) در کتاب کمال الدین نقل کرده این جمله بر روایت کتاب کافی اضافه دارد(فرمود پیغمبر اکرم(ص) به امیر المؤمنین(ع) که پروردگارم مرا خبر داد که دعایم را در حقت به اجابت رسانیده است و نیز در حق شریکانت بعد از تو عرض کردم:فدایت شوم ای پیغمبر گرامی(ص) کدامند شریکان من؟ فرمود:آنان کسانی
هستند که خداوند آنها را متصل به اطاعت خویش و من قرار داده در این آیه شریفه که می فرماید:
«اطیعوالله و اطیعوالرسول واولی الامر منکم»عرض کردم آنها کیستند؟ فرمود اوصیای من می باشند تا وارد شوند بر من روز قیامت در کنار حوض کوثر.آنان راهنمایان مردمان بوده و دشمنانشان که به عقیده خودشان آنها را خوار و سبک میشمارند زیان نرسانند به آنها
ایشان با قرآن لازم و ملزوم می باشند و قرآن نیز با آنها مقرون می باشد. جدانشوند از قرآن و قرآن از آنها جدا نشود وبتوسط ایشان امت یاری شود و خداوند برای خاطر آنها باران رحمت از آسمان فرو ریزد و خداوند بواسطه آنها بلا و عذاب را از مردم دفع کند وبه وسیله ایشان دعاها به اجابت رسدامیرالمؤمنین(ع) می فرماید: عرض کردم: نام آنها را برایم بیان فرما ای رسول خدا(ص)
دیدم یکدست مبارک به سر حسن(ع) و دست دیگر به سر حسین(ع) گذاشت و فرمود:حسن و حسین(علیهم السلام) ونه تن از فرزندان حسین(ع) می باشد و یک به یک نام آنها را بیان فرمود تا رسید به حضرت حجة(ع) فرمود:این است مهدی امت محمد(ص)، دنیا را پر از عدل و داد کند پس از آنکه دنیا را ظلم و ستم فرا گرفته بود. به خدا قسم می شناسم اشخاصی که با او میان رکن و مقام[احتمال قریب به یقین منظور میان رکن یمانی ومقام حضرت ابراهیم(ع) در کعبه مشرفه می باشد:شیعه اهل بیت(ع)]بیعت می کنند و میدانم نام آنها و پدرانشان و اینکه از چه طایفه می باشند.)

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۱۳:۴۹
در کتاب شریف کافی شیخ کلینی بسند خود از حضرت صادق(ع) روایت کرده که فرمود:خداوند ولایت ما اهل بیت را مرکز و قطب قرآن قرار داده و قرآن را قطب تمام کتب آسمانی نموده وایمان مؤمنین بواسطه ولایت ما ظاهر وهویدا شود و محکمات (آیاتی که معنی آن واضح و روشن است)قرآن و کتابهای آسمانی بر ولایت ما دور می زندپیغمبر اکرم(ص) در موارد بسیار مخصوصا" در سال حجة الوداع(آخرین حج رسول اکرم(ص)) بمردمان امر فرمودند که به قرآن و عترت او تمسک جویند و فرمودند: من در بین شما دو چیز گرانبها و بزرگ که یکی قرآن و دیگری عترت و اهل بیتم می باشد در بین شما می گذارم.
احترام مرا درباره این دو چیز نگاهدارید اگر به این دو توسل جویید و اطاعت و فرمانبرداری و پیروی کنید هرگز گمراه نشوید واین روایت بسیار معتبر در بین عامه و خاصه(شیعه و سنی) است وکتابی از دو طرف از شیعه و اهل سنت نیست مگر آنکه این خبر را نقل نموده باشد

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۱۵:۲۵
در بیان آنکه در قرآن ذکر هر چیزی شده و از برای قرآن ظاهر و باطنهای متعدد می باشد و از برای هر ظاهری باطنی و از برای هر باطنی باطنهایی است تا هفتاد باطن:

عیاشی در تفسیرش از جابر بسند خود روایت نموده گفت از حضرت باقر(ع) از تفسیر آیه ای سؤال نمودم جوابی بیان فرمودند مرتبه دوم باز از همان آیه پرسش نمودم جواب دیگری فرمودند عرض کردم فدایت شوم یک آیه را چندین تفسیر و جواب بیان فرمودید
فرمود: از برای قرآن باطنی است و آن باطن را باطن دیگری می باشد و از برای قرآن ظاهری است و از برای آن باطنی است و آن باطن را نیز ظاهر دیگر است.ای جابر چیزی دورتربه عقل مردم از تفسیر قرآن نیست. یک آیه اولش در موضوعی است و آخر آیه در موضوعی دیگر و قرآن کلام متصلی است که تأویل شده و به معانی بسیار باز می گرددو در کتاب مزبور بسند خودداز فضیل بن یسار روایت کرده که فضیل گفت:در مورد حدیث مذکور از حضرت باقر(ع) سؤال نموده عرض کردم:مراد از آنکه آیه ای در قرآن نیست مگر آنکه برایش ظاهری و باطنی می باشد و هیچ حرفی از حروف قرآن نیست مگر آنکه برای آن حدی و برای هر حدی مطلعی هست چه می باشد؟فرمودند:باطل آن تأویل است وظاهر آیه تنزیل آیه است و بعضی از تأویلاتش گذشته وبعضی دیگر هنوز واقع نشده ووقت آن نرسیده و بعدها صورت پذیر می شود وتأویل خواهد شد و تأویلات قرآن مانند طلوع آفتاب و ماه است که پیوسته طلوع می نمایند. تأویلات قرآن هر روز جاری شده وواقع می گردد وهر قدر تأویلات واقع شده صورت پذیر گردد بازهم تأویلاتی از آن باقی است تا روز قیامت.ای فضیل تأویلات قرآن را جز راسخون در علم که بخداقسم ما ائمه هستیم هیچکس نمی داند
ودر آن کتاب بسند خود از حضرت صادق(ع) روایت کرده که عبدالله سنان گفت: معانی قرآن و فرقان را از آنحضرت سؤال کردم فرمود: قرآن تمام کتاب و کلیات حوادثی است که بعدا" واقع می شود وفرقان آنست که به آن عمل می شود وهر محکمی از محکمات قرآن نامش فرقان است
ونیز در همان کتاب از ابی بصیر از حضرت امام صادق(ع) که فرمود:قرآن دارای محکمات و متشابهات است
باید به محکمات ایمان آورده وبه آنها عمل نمود و به متشابهات ایمان آورده اما به آنها عمل نکند تا امام(ع) مقصود از آنرا بیان نماید

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۱۵:۴۱
در کافی بسند خود روایت کرده از حضرت صادق(ع) که فرمود:خداوند بیان هر چیزی را در قرآن نازل نموده وهر چیزی که مورد احتیاج مردم است بیان شده وترک نگردیده. وهیچکس نمیتواند و نباید بگوید که موضوع معینی در قرآن ذکر نشده استونیز در کافی بسند خود از حضرت صادق(ع) روایت کرده که فرمود: هیچ چیز مورد اختلاف بین دو نفر وجود ندارد مگر آنکه اصل و قانونی برای تشخیص حق و باطل آن در قرآن وجود دارد اما عقل های مردم به آن نمیرسد
ونیز در کافی از حضرت باقر(ع) روایت نموده که فرمود:هر گاه حدیثی برای شما گفتم بپرسید در کجای قرآن است
ودر همان کتاب از حضرت صادق(ع) روایت نموده که فرمودند: آیات قرآن بر چهار قسم است: یکی عبارات دیگری اشارات سوم لطایف چهارم حقایق
عبارات برای مردم عوام واشارات برای خواص ولطایف برای اولیاء و حقایق برای پیغمبران و ائمه(علیهم السلام) است

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۱۰, ۱۶:۲۵
در تکلم کردن ائمه(ع) با هر یک از مردم نسبت به فهم و عقل آنها:

و از این بیانات کاملا"ظاهر می شود که علت اختلاف ظاهر آیات و اخبار وارده در اصول دین چیست؟ زیرا آن اخبار به تفاوت اشخاص وعقلهای آنها وارد شده است و حضرات ائمه(ع) به اندازه استعداد و عقول آنها تکلم فرموده اند و تمام آن اخبار صحیح است و اختلافی با هم ندارند فهمیدن اخبار سخت و دشوار است و همه کس احادیث و اخبار را نمی فهمد چنانچه خود ائمه(ع) هم فرموده اند
و چون مردم فهم متشابهات قرآن و اخبار را ندارند آیات و روایات را حمل به ظاهر نموده و در نظر آنها متناقض می باشد
لذا بر مردم لازم است که برای فهم وتشخیص متشابهات قرآن بسوی ائمه اطهار(ع) توجه نموده وبه تفسیر و بیان ایشان نظر کنند نه از پیش خود تفسیر به رأی نمایند
و ازاین رو خداوند کریم اشخاصی که تأویل متشابهات به رأی خود می کنند واز ائمه(ع) یاد نمی گیرند ذم وسرزنش نموده و در قرآن مجید می فرماید:
«و اماالذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منهم ابتغا الفتنة وابتغاء تأويله و ما يعلم تأويله الا الله والراسخون في العلم.»

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۱۳, ۱۵:۲۹
در کیفیت و زمان جمع آوری قرآن و بیان تحریف و مراد از تحریف:


آنچه از اخبار عامه و خاصه( روایات شیعه و اهل سنت) ظاهر می شود قرآن در سه مرتبه و سه موقع جمع آوری و تألیف شده است
اول در زمان رسول گرامی اسلام(ص)، دوم در زمان خلافت ابوبکر، سوم در زمان خلافت عثمان
جای هیچ شک و شبهه نیست که تألیف قرآن و ترتیب آیات و سوره های آن، به همان ترتیب که در لوح محفوظ ثابت است و دستور آنرا جبرئیل امین از جانب خداوند متعال آورده است، از طرف خداوند سبحان می باشد و بر این مطلب روایات بسیاری از عامه و خاصه موجود است و مسلما" از طرف صحابه و یا خلفاء غاصب نبوده است.
خداوند در خود قرآن می فرماید:«ان علینا جمعه» و این دلیل است بر آنکه قرآن را رسول اکرم(ص) در آخر عمر خود بدستور جبرئیل جمع فرموده.شیخ کلینی(ره) در کافی بسند خود از حضرت امام باقر(ع) روایت کرده که پیغمبر اکرم(ص) فرمود:خداوند سوره های طویل را بجای تورات و سوره های مئین را بجای انجیل و سوره های مثانی را بجای زبور به من عطا نموده و مرا از سایر پیغمبران به سوره های مفصلی که عطا فرموده، برتری داده است و اگر ترتیب سوره ها در زمان پیغمبر اکرم(ص) وبه دستور آنجناب نبود این فرمایشات را نمی فرمود.
و در کافی از حضرت صادق(ع) روایت شده که فرمود: امیرالمؤمنین(ع) بعد از فراغت از جمع آوری و‌نوشتن قرآن رو به سوی مردم آورده و فرمود: این کتاب خداست همانگونه که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد و من به دستور آنجناب جمع نمودم. گفتند: قرآن نزد ما هست و به گردآورده شما محتاج نیستیم. به آنها فرمود: بعد از این روز هرگز آنرا نخواهید دید، برمن لازم بود همانطوری که نازل شده و جمع نموده ام شما را خبر کنم تا به آن عمل نموده و گمراه نشوید.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۱۳, ۱۵:۵۹
علی بن ابراهیم قمی از حضرت صادق(ع) در تفسیرش روایت نموده که رسول اکرم(ص) در اواخر عمر شریفش به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: یا علی قرآن نزد فراش من است در صحیفه و حریر و کاغذ، جمع کن آنرا تا امت من همانطوری که امت یهود تورات را ضایع نمودند، قرآن را ضایع نکنند. قرآن را آنحضرت در پارچه زردی بسته و مهر نمود و در خانه گذاشت بعد از دفن جسد مطهر رسول اکرم(ص)،فرمود: عبا به دوش نگیرم تا قرآن را تماما"جمع نمایم.عمرآمد وآنحضرت را بدون عبا کشید و به مسجد برد.
از طریق عامه در صحیح بخاری از عثمان بن ابی العاص روایت کرده که گفت: خدمت
پیامبر اکرم(ص) نشسته بودم ناگاه دیدم حضرت چشم خود را بهم زد و سپس فرمود جبرئیل نازل شد و دستور داد این آیه را(ان الله یأمر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذي القربا) تا آخر آیه
را در این سوره و این موضع بگذارم.
و نیز روایت کرده اند که چون جبرئیل آیه(واتقوا یوما"ترجعون فیه الی الله) را نازل نمود
فرمود: بگذارید آنرا میان آیه ربا و دین و در روایت دیگر بعد از آیه دویست و هشتاد از سوره بقره.
و در صحاح سته روایت کرده از عایشه و دیگران که پیغمبر اکرم(ص) سوره های بقره و آل عمران و نساء را در شب قرائت میفرمود.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۱۳, ۱۷:۲۳
بیان عقلي در جمع آوری قرآن:

و این مطلب روشن است که کتاب اسم است از برای مجموع مطالب مرتب و منظم
و اگر خداوند آنرا منظم و مرتب نمیفرمود نام آنرا کتاب نمی گذاشت و به خود نسبت نمیداد و هر گاه کسی احادیثی را جمع و مرتب کند در دفتری منظم، هرگز آنرا به پیغمبر و امام نسبت نمی دهند مانند کتاب کافی کلینی وفقیه ابن بابویه و کتابهای دیگربعلاوه این خبر متواتر است که هر گاه جبرئیل آیه یا سوره ای نازل مینمود رسول اکرم(ص) به نویسندگان وحی امر می نمود که آنرا در موضعی که جبرئیل از جانب خدا دستور داده بنویسند.چنانچه پیغمبر اکرم(ص) مأمور بوده به رسانیدن اصل آیات و سره ها از جانب خدا و نیز مأمور بود که آیات را با نظم و ترتیب برساند و ممکن نیست آنجناب در امر الهی کوتاهی نموده باشد وهر کس در زمان پیغمبر اکرم(ص) قرآن را می نوشته جمع و ترتیب او بدستوری بود که پیغمبر اکرم(ص) امر می فرمود واصحاب آنچه را که نوشته و جمع یا حفظ نموده بودند به عرض آنجناب می رسانیدند و چنانچه نا مرتب بود رسول اکرم(ص) دستور می فرمود تغییر دهند و به ترتیبی که از جانب خدا نازل شده تا با نظمی که در لوح محفوظ است مطابق باشد
وجماعتی از صحابه مانند ابن مسعود و ابی ابن کعب و دیگران مکررا" قرآن را در حضور پیغمبر اکرم(ص) قرائت و ختم می نمودند
و از کلیه این دلایل نقلی و عقلی یقین حاصل می شود که ترتیب آیات و سوره ها به هوای نفس و سلیقه اصحاب نبود بلکه به وحی خدا وامر پیغمبر اکرم(ص) بود وآنچه نادانان از عامه و خاصه می گویند که جمع و ترتیب قرآن در زمان ابوبکر و عمر و عثمان بوده نادرست است و ناشی از بی اطلاعی آنهاست به اخبار و تواریخ و آیات.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۱۴, ۱۵:۰۳
جمع آوری دوم قرآن در زمان ابوبکر:

در کتاب احتجاج طبرسی بسند خود از ابوذر غفاری روایت کرده گفت: زمانی که پیغمبر اکرم(ص) رحلت فرمود امیرالمؤمنین(ع) قرآن را جمع کرده وآنرا نزد مهاجر و انصار آورد بر طبق وصیتی که پیغمبر اکرم(ص) فرموده بود ابوبکر و عمر آن قرآن را باز کردند و در صفحه اول فضایح(زشتیهای) خود و رفقایشان را مشاهده نمودند عمر گفت:ای علی برگردان قرآنت را برای خودت ما به آن احتیاج نداریم
امیرالمؤمنین(ع) قرآن را برگردانید.سپس ابوبکر و عمر زید بن ثابت را که یکی از قاریان قرآن بود و دشمنی بسیاری با امیر المؤمنین(ع) داشت حاضر کردند.عمر به او گفت:علی قرآنی را نزد ما آورد که آنچه مهاجر و انصار از اعمال زشت بجا آورده بودند در آن موجود بود ما میخواهیم قرآنی را برای ما جمع آوری نموده و بنویسی که در آن اعمال زشت و هتک حرمت مهاجرین و انصار را از آن ساقط و کم کنی. زید قبول کرد اما گفت اگر من به جمع آوری قرآن مورد نظر شما مبادرت نمایم چنانچه بعد از فراغت و تمام شدن کار، علی قرآن خود را بیرون بیاورد زحمت من با حاصل و مقصود شما باطل می شود آن وقت چه خواهید کرد؟
عمر به او گفت:پس چاره و تدبیر چیست؟ زید به او گفت: شما به علاج و چاره داناتر هستیدعمر فکری نموده گفت:چاره ای جز قتل علی نیست تا او را کشته و راحت شویم.
فورا"خالد بن ولید را احضار کرده و دستور قتل علی(ع) را به او دادند. خالد برای قتل امیرالمؤمنین(ع) رفت ولی موفق به انجام قصد خائنانه خود نشد تا آنکه ابوبکر مرد و عمر جانشین او گردید خواست قرآن امیر المؤمنین(ع) را گرفته وآنچه مربوط به فضاحت مهاجرین و انصار بود کم و تحریف نماید. عمر گفت: ای ابوالحسن چه می شود اگر آن قرآنی که در زمان ابوبکر آورده بودی مجددا"بسوی ما بیاوری تا به آن عمل نماییم
علی(ع) فرمود: هیهات دیگر شما را به قرآن مزبور دسترسی نخواهد بود در زمان ابوبکر برای تمام حجت که نگوئید که ما غافل بودیم آنرا آوردم،نخواستید. ای عمر بدان قرآن مزبور که دست من است دیگر بدست کسی نمی رسد جز پاکیزگان و امامان از فرزندانمعمر گفت: ای ابوالحسن آیا وقتی میرسد که آن قرآن ظاهر شود؟ فرمود: بلی زمانیکه فرزند یازدهم من قیام نمود و از پس پرده غیب ظاهر شود آن قرآن را ظاهر کند و مردم را وادار می تماید که بر طبق آن عمل کنند و احکام اسلام بر طبق و روش آن قرآن جاری خواهد شد

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۱۴, ۱۵:۴۶
ونیز در کتاب احتجاج در باب احتجاجات امیرالمؤمنین(ع) بر مهاجر وانصار روایت نموده که طلحه به آن حضرت گفت: ای ابوالحسن میخواهم مطلبی از شما سؤال کنم: یاد دارم که در زمان ابوبکر پارچه بسته و مهر کرده ای آوردی و فرمودی: ای مردم، من پس از غسل و کفن و دفن پیغمبر اکرم(ص) مشغول به جمع آوری قرآن شدم و اینست کتاب خدا که حرفی از حروف آن ساقط نشدهما دیگر آن قرآن را ندیدیم، و باز به خاطر دارم و دیدم که عمر به حضورت فرستاد که آن قرآن را بفرست و حضرتت امتناع فرمودی
عمر مردم را فراخواند هر گاه دو نفر به آیه ای شهادت می دادند عمر دستور نوشتن آن آیه را می داد و اگر یک نفر شهادت می داد به قول او اعتنایی نمی کرد. و عمر گفت که در جنگ یمامه جماعتی که قرائت قرآنی می کردند کشته شدند به چه علت اکنون آن قرآن را نمیآوری؟ و بعد عثمان قرآنی که ابوبکر و عمر جمع کرده بود و خودش نیز جمع آوری و مرتب نمود گرفت و مردم را وادار نمود به عمل کردن به قرآن خودش و قرآنی که ابی بن کعب و ابن مسعود جمع و نوشته بودند بسوزانید.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:ای طلحه بدان هر آیه که خداوند بر پیغمبرش نازل نموده به املاء رسول اکرم(ص) و خط خودم نزد من است و هرحلال و حرام و حد و حکمی که تا روز قیامت امت بدان محتاج باشند حتی دیه خراشیدن پشت دست به املاء پیغمبر اکرم(ص) وخط من نوشته شده استطلحه گفت:آیا خبر همه چیز از بزرگ و کوچک و حوادث گذشته و آینده تا روز قیامت نزد شما نوشته شده است؟
آنحضرت(ع) فرمود: بلی،علاوه بر اینها پیغمبر اکرم(ص) در حین وفاتش هزار سر که کلید درهای هزار باب علم و دانش است به من سپرد که هر دری از آن هزار در دیگری از دانش را باز کند و اگر مردم پس از رحلت پیغمبر (ص) از من پیروی می کردند و فرمانبردارم میشدند همانا از وسعت روزی هم از آسمان و هم از زمین بهره مند می گشتندطلحه گفت:ای ابوالحسن جواب درخواست مرا نفرمودی که از حضرتت مسئلت کردیم آن قرآن را برای ما بیرون بیاوری فرمود:ای طلحه عمدا" جواب ترا نمیدهم طلحه عرض کرد:اینک که مصلحت نیست جواب مرا بفرمائی، پس جواب این سؤالم را بفرما، ای ابوالحسن آیا قرآنی که عمر و عثمان نوشته اند تمام آنها قرآن است یا در آن چیز دیگری غیر از قرآن موجود است؟فرمود: تمام آنها قرآن است اگر به آن عمل نمائید از آتش جهنم نجات یافته و داخل بهشت می شوید. همانا در آن قرآن است حجت ما وبیان حقوق ما بر مردم و وجوب اطاعت ما بر مردم و فرمانبرداری مردم از ماپس طلحه گفت: چون قرآن است برای ما کافی است
بعد عرض کرد: قرنی که در آن تأویل و علم حلال و حرام است و در نزد شما می باشد بعد از ن به چه کسی می دهید و صاحب آن که که می باشد؟
فرمود: پیغمبر اکرم(ص) به من امر فرموده بعد از خودم به وصی خودم و ولی و امام مردم بعد از خودم یعنی فرزندم حسن و او بعد از خودش به فرزندم حسین و او به فرزندش
علی زین العابدین و او به فرزندش تا امام دوازدهم برساند و بعد از آن پیغمبر اکرم(ص) کنار حوض کوثر در قیامت می رسد، فرزندانم با قرآن می باشند و قرآن هم با ایشان است و از ایشان جدا نشود.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۳/۱۲/۲۰, ۱۵:۱۶
در صحیح بخاری(معتبرترین کتاب نزد اهل سنت) از زید بن ثابت روایت شده که گفت: بعد از جنگ یمامه ابوبکر و عمر مرا احضار نموده و اظهار داشتند در این جنگ بیشتر قاریان قرآن کشته شده اند میخواهیم خودت برای ما قرآنی جمع کنی و چیزهایی که به فضاحت مهاجرین و انصار می باشد ساقط نمایی گفتم: چگونه این کار را انجام دهم در صورتیکه پیغمبر (ص) اینکار را نکرده عمر گفت: بخدا این کار خوبی است
وحاکم نیشابوری(از علمای بزرگ اهل سنت) در مستدرک علی الصحیحین گفته است: قرآن در سه مرتبه جمع شده،یکی در عصر و زمان پیغمبر(ص) دوم در زمان ابوبکر سوم در زمان عثمان

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۲/۲۶, ۱۷:۰۶
جمع سوم قرآن

جمع سوم قرآن در زمان عثمان واقع شده است، روايت كرده در صحيح بخارى از انس كه حذيفه يمانى نزد عثمان آمد و او در جنگ شام در فتح ارمنيه و آذربايجان بود بعثمان گفت پيش از آنكه مانند يهود و نصارى اختلاف روى دهد امت را درياب، عثمان كسى را نزد حفصه دختر عمر فرستاد كه قرآنى كه نزد تو ميباشد بسوى ما بفرست تا از آن استنساخ نموده و برگردانيم حفصه آن قرآن را فرستاد عثمان بزيد بن ثابت و عبد اللّه بن زبير و سعيد بن العاص و عبد الرحمن بن حارث بن هشام امر كرد آن قرآن را نوشتند عثمان به سه نفر آخرى گفت هرگاه در قرائت با زيد بن ثابت اختلاف نموديد آنرا بزبان قريش بنويسيد زيرا قرآن بزبان آنها نازل شده، آنها قرآن را نوشتند و عثمان به هر شهرى از شهرهاى اسلام از آن قرآن نسخۀ فرستاد و امر كرد غير از آن هر قرآنى در هر جا بيابند بگيرند و بسوزانند-ديگران از علماء عامه گفتند چون اختلاف قراءات زياد شد عثمان امر كرد كه تمام مردم بر يك قرائت باشند و اقتصار كرد بلغت قريش، و حارث محاسبى كه يكى از علماء آنها است گفت مشهور آنست كه جمع كننده قرآن عثمان است و اين غلط مشهورى است چه عثمان مردم را واداشت بر يك قرائت، و حاكم نيز در مستدرك گفت جمع سوم قرآن در زمان عثمان واقع شده است و آن جمع ترتيب سوره‌ها و واداشتن مردم بر يك قرائت بود، و ما بيان نموديم كه ترتيب سوره‌ها در زمان پيغمبر اكرم و بامر آن جناب واقع شده است خلاصه از بيانات گذشته فرق ميان اين سه جمع واضح شد، آنانيكه قرآن را بامر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جمع كرده بودند در زمان آن حضرت شأن نزول آيات را تا جائيكه نوشته بودند و در زمان أبو بكر و عمر زيد بن ثابت قرآن را با اسقاط شأن نزول جمع نمود لكن با اختلافات قراءات، اما آنها چون نتوانستند قرآن صحابه را جمع آورى نمايند هنوز قرآنهائى كه در زمان اول جمع شده بود نزد صحابه باقى بود زمان عثمان بيشتر از صحابه وفات يافتند و قاريان قرآن بسيار كم و ضعيف بودند لذا سبب جرأت عثمان شد به زيد دستور داد براى بار دوم قرآن را با يك قرائت جمع آورى نمايد و قرآنهاى ديگر را گرفت و آنها را سوزانيد.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۲/۲۶, ۱۷:۱۳
در تحريف

اما تحريف قرآن-ميان علماء اماميه اختلاف است و هر يك از آنها تمسك جسته‌اند باخبارى براى مقصود خود و بيشتر آنها در افراط و تفريط هستند و حقيقت امر را نفهميده‌اند و ما بيارى خداوند ادله و روايات دو طرف را بيان كنيم تا از نقل آنها مطلب كاملا روشن شود-بايد دانست كه از طرف علماى شيعه اخبار زيادى بر تحريف قرآن وارد شده و جاى هيچگونه ترديد نيست جمعى از علما كه اكثر آنها مخالف با كليه روايات ميباشند بكلى منكر اين روايات بوده و نسبت‌هائى هم بناقلين اخبار مزبور داده‌اند و چون ما اخبار تحريف را در ذيل هر آيه ذكر مينمائيم لذا اينجا از بيان آنها خوددارى ميشود، آنچه مسلم است اخبار تحريف از ناحيۀ مقدسه ائمه طاهرين صادر شده است و مانند ثقة الاسلام كلينى در كافى و استادش على بن ابراهيم قمى در تفسيرش و عياشى در تفسير خود و شيخ طبرسى در احتجاجات از طرق متقنه روايت نموده‌اند و در ميان عامه و خاصه يقينى است كه قرآن موجود در نزد امير المؤمنين عليه السّلام غير از قرآن موجود در دست ما است و همچنين قرآنى كه از بعضى از صحابه مانند ابن مسعود و ابى ابن كعب و ابن عباس و ديگران است و از آنطرف جاى هيچگونه شك و شبهه نيست كه اين قرآن موجود ميان ما همان قرآن است كه بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده بدلائلى چند دليل اول بشهادت امير المؤمنين در روايت طلحه كه فرمود تمام آن قرآنست و غير از قرآن در آن چيزى نيست و اگر بدان عمل نمائيد و توسل جوئيد نجات يابيد تا آخر روايت دليل دوم كه ثابت ميكند اين قرآن موجود همان قرآن منزل است روايت متواتره ثقلين است در ميان خاصه و عامه كه پيغمبر اكرم فرمود بعد از خود دو چيز پر بها ميان شما ميگذارم يكى قرآن و ديگر عترت، و اگر قرآن نبود پس امر بتمسك بآن از طرف پيغمبر بيفايده بود زيرا جايز نبود ما را امر به تمسك و چنگ زدن به قرآنى كه توانائى توسل بآنرا نداشتيم بفرمايد و چنانكه اهل بيت و كسى كه پيروى از او واجب است در هر وقت و زمانى موجود مى‌باشد پس قرآن هم موجود بوده زيرا هر دوى آنها ملازم يكديگرند. دليل سوم آيۀ شريفۀ نَحْنُ نَزَّلْنَا اَلذِّكْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ اين آيه دلالت دارد كه خداوند فرموده كه حفظ قرآن را تا روز قيامت ما تعهد كرديم و از بين رفتن و محو آن با تضمين حضرت حق منافات دارد بهمين ترتيب اسقاط و حذف آيه و سورۀ از قرآن منافات با تعهد خداوند دارد و تحريف بمعناى نقص و اسقاط خلاف اين آيه است وَ إِنَّهُ لَكِتٰابٌ عَزِيزٌ لاٰ يَأْتِيهِ اَلْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ كه صريحا مى فرمايد در اين قرآن نه تغيير و نه اسقاط چه در زمان تو اى پيغمبر و نه بعد از تو راه نيابد. دليل چهارم كه قرآن موجود همان قرآن منزل بوده و هيچ چيز از آن ساقط نشده اخبارى است كه از ائمه وارد است كه ميفرمايند احاديث ما را بقرآن عرضه كنيد چنانچه مخالف باشد آنها را رد و رها نمائيد و حال آنكه اگر قرآن تحريف شده بود براى تطبيق و عرضه با احاديث مفيد نبود. دليل پنجم بر صحت قرآن موجود ميان ما متواتر بودن آنست در ميان مسلمانان از صدر اسلام تاكنون چه اكثر مسلمين بويژه دانشمندان و علماء در حفظ و تلاوت آن اهتمام كافى مينمودند اين قرآن اساس اسلام و بزرگترين معجزۀ پيغمبر اكرم است و مأخذ احكام در ميان مسلمين است، محدث بزرگ شيخ صدوق ابن بابويه قدس سره در كتاب اعتقادات ميفرمايد اعتقاد ما شيعيان آنست كه قرآن فيما بين دو جلد موجود در نزد ما همان قرآنى است كه خداوند سبحان بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل فرموده و بيش از اين نيست و هر كس بما شيعيان نسبت دهد كه ما ميگوئيم قرآن بيشتر بوده و از آن اسقاط نموده‌اند آن شخص نسبت دروغ بما داده است، و شيخ طوسى فرمود:
اما گفتگو در زيادتى و نقصان قرآن از چيزهائى است كه لايق مذهب اماميه نميباشد زيرا زياد كردن در آن اجماع است بر باطل بودنش و هرگز زياد نشده و همچنين است نقصان آن. سيد مرتضى علم الهدى فرموده علم به صحيح بودن قرآن مانند علم افراد بشر است بشهرها و بلدان و مانند علم بحوادث بزرگ عالم است، و بتواتر رسيده است زيرا قرآن معجزۀ پيغمبر و مأخذ دانش شرعيه و احكام دينيه است و مسلمين در حفظ و حراست آن كوشش كرده‌اند و در رفع اختلاف قرائت و اعراب حروف اهتمام نموده‌اند چگونه تغيير و تبديل در آن جائز باشد با آن مراقبت و دقتى كه در ضبط قرآن شده است
و قرآن در زمان پيغمبر بر همين طريقى كه فعلا هست جمع و مرتب شده و درس داده و حفظ ميشد و جمعى از صحابه مانند ابن مسعود و ابى بن كعب و ديگران كرارا در حضور پيغمبر قرآن را ختم كردند، و هر كس بخلاف اين عقيده باشد از اماميه و حشويه بر او اعتنائى نشود، و كلمات بزرگان و اخبار در تأييد اين موضوع زياد است و اگر خواسته باشيم تمام آنها را ذكر كنيم بطول ميانجامد، آنچه از ادله طرفين مستفاد ميشود آنست كه محذوفات و آنچه از قرآن بوسيله منافقين ساقط شده از قبيل تفسير و بيان و تأويل و شأن نزول بوده و از اجزاء و متن قرآن نبوده پس تبديل و تحريف آن از لحاظ معنى ميباشد يعنى قرآن را در تفسير و تأويل تحريف و تغيير دادند و آيات را بر خلاف تنزيل و معنى و فرمودۀ ائمه حمل كرده‌اند و بيان آنان كه ميفرمودند كذا نزلت يعنى اين آيه اينطور نازل شده مراد تنزيل و شأن آنست نه آنكه با زيادتى نازل شده، مثلا در آيۀ يٰا أَيُّهَا اَلرَّسُولُ بَلِّغْ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ فرموده‌اند اين آيه اينطور نازل شده است ما انزل اليك من ربك فى على مراد آنست كه آنچه از جانب پروردگار در ولايت على عليه السّلام نازل شده و شأن نزول آن آيه در بارۀ على عليه السّلام است.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۲/۲۷, ۱۳:۵۷
مراد از تحریف

خلاصۀ، اخبار تحريف تماما نظر بتأويل و شأن نزول دارند و ميان آنها و ظاهر آيۀ شريفه و اخبار ديگر مباينتى وجود ندارد زيرا آيه و اخبار ميگويد از لفظ قران چيزى ساقط نشده و اخبار تحريف ميگويد شأن نزول قرآن را ساقط نموده‌اند پس هيچكدام مخالف با يكديگر نميباشند و ما از خود اخبار اين معناى تحريف و جمع اخبار را گرفته و اخذ نموده‌ايم نه از رأى خود و شاهد بر اين جمع دلائلى چند است كه بيان ميشود.
اول روايتى است كه در كافى از بزنطى نقل شده كه گفته است حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام قرآنى بمن مرحمت نموده و فرمود باين قرآن نگاه كن من او را باز نموده قرائت كردم در ضمن مطالعۀ آيۀ لَمْ يَكُنِ اَلَّذِينَ كَفَرُوا ديدم اسامى هفتاد نفر از مردمان قريش را با ذكر نام پدرانشان ذيل آن درج و ثبت شده پس از چندى آن حضرت كسى را فرستاد و قرآن مزبور را از من پس گرفت.
دليل دوم روايت ابى ذر غفارى است كه ذكر شد هنگاميكه قرآن را عمر باز كرد در صفحۀ اول آن فضاحت خود و رفقايش را مشاهده كرد.
دليل سوم روايتى است كه در كافى بسند خود از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل نموده گفت، فرمود حضرت باقر عليه السّلام در آيه أَ فَكُلَّمٰا جٰاءَكُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْوىٰ أَنْفُسُكُمُ اِسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ ، فرمود حضرت باقر ايجابر بخدا قسم اين آيه اينطور نازل شده افكلما جاءكم محمد بما لا تهوى انفسكم بولاية على فاستكبرتم ففريقا من آل محمد كذبتم و فريقا تقتلون، ايجابر مثل موسى و همچنين پيغمبران بعد از موسى و عيسى را خداوند مثل آورده براى امة محمد و فرموده بآنها اگر محمد آورد بسوى شما چيزيكه بر خلاف ميل نفسانى شما ميباشد از ولايت و دوستى على امير المؤمنين و اولادش شما تكبر ميكنيد و بعضى از آل محمد را تكذيب مينمائيد و بعضى ديگر از آل محمد را بقتل ميرسانيد، سپس فرمود آن حضرت ايجابر اين بيان تفسير و باطن آيه ميباشد و اينحديث را عياشى نيز بسند خود نقل كرده، و اين روايت صريح است كه مقصود از تحريف همان تحريف باطن و تاويل آيه ميباشد نه تحريف در لفظ.
دليل چهارم بيان أبو بكر و عمر است بزيد بن ثابت كه قرآنى براى ما جمع نما كه از آن فضاحت‌هاى مهاجرين و انصار را ساقط نموده باشى.
دليل پنجم رواياتى است از طرق عامه كه بعضى از صحابه بمنظور ايمنى از اشتباه چيزهائى از تفسير و تاويل را در قرآن‌هاى خود داخل نمودند مانند ابن عباس كه در اين آيه لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ جمله فى مواسم الحج را زياد كرده بود، و امثال اينها در قرآن ابن مسعود و ابى بن كعب بسيار بود، و ابن سيرين نقل كرده كه امير المؤمنين على عليه السّلام قرآن را با تمام تنزيل و شان نزول و جميع خصوصيات و علوم مربوط مرقوم داشته بود و اگر آن قرآن در دسترس مردم بود (چنانچه از فرمايشاتى كه آن حضرت در جواب سؤال طلحه نموده معلوم شد) هر آينه علوم زيادى از آن كشف ميشد
در كتاب استيعاب ابن عبد البر گويد زيد بن ثابت عثمانى بود و در هيچيك از جنگ‌ها با امير المؤمنين حاضر نشد و علت آنكه أبو بكر و عمر در جمع دوم قران و عثمان در جمع سوم او را انتخاب نمودند براى دشمنى او بود با آل پيغمبر و على، و همينكه زيد قرآن را با حذف شأن نزول و قراءات جمع آورى نمود عثمان امر كرد قرآن‌هاى صحابه ديگر را گرفته و بسوزانند، و وقتى نزد ابن مسعود فرستاد تا قرآن او را بگيرد امتناع نمود بقدرى او را زدند كه دنده‌هاى او را شكست و قرآنش را بزور گرفتند و ابن مسعود را بر اثر زدن بقتل رسانيدند و قرآن او و ديگران را سوزانيدند، و چون اين خبر بعايشه رسيد مردم را بعلت آنكه عثمان قرآن‌هاى زيادى را سوزانيد، بقتل او واداشت، و اعثم كوفى در كتاب تاريخش نقل كرده كه عايشه گفت دوست دارم عثمان را در ميان جوالى گذارده و در دريا افكنند تا هلاك شود. و ابن اثير در كتاب نهايه و ديگر از مورخين روايت نموده‌اند كه عايشه در باره عثمان ميگفت (اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا) يعنى بكشيد اين پير احمق را يا اين مرد يهودى مانند را خداوند او را بكشد. ابن ابى الحديد از ابو يعقوب معتزلى استادش روايت ميكند كه حريص‌ترين مردم بقتل عثمان عايشه بود

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۲/۲۸, ۱۶:۳۳
خلاصه کلام

جاى هيچگونه شبه و شك نيست كه اخبار وارده در تحريف نهايت قوت را دارد هم از حيث سند و هم از جهت دلالت، لكن مراد از تحريف بطوريكه در روايات مذكور مشاهده شد در شأن نزول و تأويل آنست و قرآن موجودۀ نزد ما همان قرآن منزل بر پيغمبر است
علاوه بر روايات و شواهد سابق الذكر، حضرت فاطمه عليها سلام در آن خطبۀ كه در مورد غصب فدك از آن بزرگوار نشده با أبو بكر و عمر احتجاج نموده ميفرمايد چقدر شما از تدبير امور دور هستيد و امور مردم را چگونه درست مينمائيد و شيطان شما را بكدام طرف ميبرد در صورتى كه كتاب خداوند در ميان شماست و اوامر آن ظاهر و احكامش هويدا و نشانه‌هاى آن واضح و نواهى آن پيداست، احكام قرآن را پشت سر انداخته‌ايد، آيا بقرآن رغبت نداريد و يا غير از قرآن حكم كننده‌اى ميخواهيد بد است بر ظالمان و ستمكاران حكمى كه بر خلاف قرآن ميكنند
خداوند در سورۀ آل عمران ميفرمايد: وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ اَلْإِسْلاٰمِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي اَلْآخِرَةِ مِنَ اَلْخٰاسِرِينَ هر كس غير از اسلام دين ديگرى براى خود بجويد از او پذيرفته نشود و در آخرت از زيانكاران خواهد بود
و از اين قبيل بيانات و شواهد از كلمات معصومين كه صراحت دارد قرآن همين است و مقصود از تحريف كه در آن شده تحريف معانى و شأن نزول است. اما با اين همه بيانات واضحه جمعى كه خود را از محدثين و اصحاب روايت ميشمارند اكتفا بظاهر روايات نموده و قاتل بتحريف الفاظ شده‌اند.
و بكلى از آيات و روايات ائمه و شواهد ديگر چشم پوشيده و نفهميده‌اند كه كلمات آن بزرگواران داراى راه‌ها و معانى زياد است.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۲/۲۸, ۱۶:۳۸
در بیان آنکه اخبار دو وجوه است
و همه کس نمی فهمد معانی آنها را

صاحب كتاب بصائر الدرجات بسند خود از ابى حمزه روايت كرده كه گفت من با ابا بصير بخدمت حضرت صادق عليه السّلام وارد شديم و ايشان در موضوعى سخنى بيان فرمودند كه آن قسم كلام را نشنيده بودم در دل خود گفتم اين فرمايش را بخدا قسم بشيعيان ميرسانم بمجرد اين خيال نظر بسويم نموده فرمود من تكلم ميكنم بر كلامى و از براى آن هفتاد وجه است اگر بخواهم اين يكى را و اگر خواستم آنديگرى را اخذ ميكنم، پس چگونه ميتوان اخبار تحريف را با آنكه آيات و روايات ديگر خلاف اين روايات است بظاهر حمل نمود.
و نيز در آن كتاب بسند خود از آن حضرت روايت نموده كه فرمود من بكلامى تكلم ميكنم كه آنرا به هفتاد وجه كه هر يك از آنها مايه نجات من است توجيه نموده و برگرداند. اينگونه اخبار فراوان است پس بمجرد آنكه روايتى ديده شد نبايد بظاهرش حمل نمود و بايد رعايت اخبار ديگر را هم كرد و فهميد
در كتاب معانى اخبار از ابى فرقد روايت كند كه گفت حضرت صادق عليه السّلام بمن فرمود شما زمانى كه معناى كلام ما را بدانيد داناترين مردمان هستيد، و در روايت ديگر فرمود حديثى كه آنرا بفهمى بهتر است از هزار روايت كه معانى آنها را ندانى و كسى از شما دانا نميشود مگر آنكه بر كنايات و تعارضات كلام ما معرفت برساند، و نبايد بسخنان بعضى كه خود را جزء محدثين بشمار مى‌آورند گوش داد و آنان خيال ميكنند كه بايد هر كس كه اخبارى شد و تابع آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گرديد بصرف اسم قناعت نموده تحصيل علوم نكرده و بهره‌اى از دانش نداشته باشد و بهر روايت كه رسيد بدون تأمل حمل بظاهر كرده و عمل نمايد و چشم از قرآن و آيات و اخبار ديگر پوشيده و بفهم قاصر خود اكتفا كند
آيا نشنيده‌ايد كه خود ائمه طاهرين فرموده‌اند احاديث ما سخت و دشوار است و همه كس تاب تحمل آنرا ندارد.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۳/۰۲, ۱۵:۰۳
دشوار بودن احادیث آل محمد(ص)


در كتاب خصال بسند خود از شعيب روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود حديث ما آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخت و دشوار است تاب آنرا ندارد مگر فرشته مقرب و يا نبى مرسل و يا بنده‌اى كه خداوند دل او را بنور ايمان امتحان نموده و در مدينه فاضله محصور شده باشد. شعيب گفت عرض كردم مدينه فاضله محصوره چيست فرمود قلبى كه به خاطر جمع از شك و شبهه باشد و اين قبيل اخبار چه در كافى و غير آن زياد است

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۳/۰۲, ۱۵:۰۸
مذمت اصحاب رأی و گمان

در قبال اين دسته طايفه ديگرى هستند كه اصحاب رأى و هوا و ظنى مسلكان ناميده شده‌اند كه بكلى منكر حديث و روايت هستند و بقرآن هم عمل نكنند و آنان احكام دين را از روى ظن و قياس گرفته‌اند و در حقيقت شيعيانى هستند كه ائمه و احاديث آنها را رها نموده و بدنبال سخنان ابو حنيفه و عضدى و امثال آنها رفته‌اند و پيروان ائمه را غالى دانسته و خودشان را برابر با معصومين ميدانند و در واقع نسبت بخويش غلو كرده‌اند و چون بحديث و روايت اعتقاد ندارند لذا گوش برواياتى كه در شأنشان وارد شده نميدهند.
در كافى بسند خود از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود حضرت امير المؤمنين در حديث مفصلى فرموده كه بعضى از مردم هستند كه نابينا ميباشند و آنها كسانى باشند كه قرآن را فراموش نموده و پيرو ظن و گمان شده‌اند و در امور دين بخدائيكه خالق آنهاست سبقت گرفته‌اند.
و در بصائر الدرجات از حضرت باقر عليه السّلام بسند خود روايت نموده كه فرمودند اگر ما حديثى كنيم برأى خود هر آينه گمراه ميشويم چنانكه جمعى از پيشينيان گمراه شده‌اند حديث ما با شاهد و بينه است كه از طرف پروردگار به پيغمبر بيان شده و آنحضرت براى ما بيان فرموده، و اين حديث در كافى نيز روايت شده، هرگاه اعتماد و تكيه كردن به رأى ائمه سبب گمراهى شود پس چگونه از غير امام گمراهى نياورد.
و در كافى از يونس بن عبد الرحمن روايت كرده كه گفت حضور حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام عرض كردم يگانگى خدا بچه چيز شناخته ميشود فرمود اى يونس از بدعت گذاران مباش هر كس برأى خود عمل نمايد هلاك شود و هر آنكه اهل بيت پيغمبرش را ترك كند گمراه ميگردد و كسيكه عمل بقرآن و گفتار پيغمبر نكند كافر است.
و در محاسن بسند خود از حضرت رضا عليه السّلام روايت نموده كه باصحابش ميفرمود هرگاه چيزى را يقين داريد بگوئيد و اگر يقين نداريد ساكت شويد و دست خود را بر دهن محمد بن حكيم كه راوى خبر بود نهاد، گفت بحضورش عرض نمودم براى چه، فرمود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر حكمى را كه تا روز قيامت مردم بآن احتياج دارند آورده و باقى نگذاشته حكمى را كه شما برأى خودتان آنرا بگوئيد و اينحديث در كافى نيز روايت شده.
و در كافى و محاسن برقى بسند خودشان از يحيى حلبى و ابن مسكان و حبيب روايت كرده‌اند گفتند حضرت صادق عليه السّلام بما فرمودند نزد من از شما اصحاب محبوبتر كسى نيست همانا مردم براه‌هاى مختلف سير مينمايند بعضى بهواى نفس خود عمل ميكنند و گروهى بآراء خود ميباشند ولى شما راهى را در پيش گرفته‌ايد كه براى آن اصل و حقيقتى است.
در روايت ديگر فرمود مردم اينطرف و آنطرف رفته‌اند طايفه‌اى پيرو هواى نفس و دسته‌اى برأى خود عمل كنند و بعضى عمل بروايات نمايند و خداوند شما را دوست داشته و هدايت فرموده براى دوستى خود و دوستى كسيكه شما را دوستى آنها نفع ميرساند كه مراد ائمه ميباشند.
و در تهذيب بسند خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود ما روز قيامت در پيشگاه پروردگار ايستاده و ميگوئيم پروردگارا ما بكتاب و قرآن خودت عمل نموديم و گروهى از مردم ميگويند ما برأى و هواى نفس خود عمل كرده‌ايم.
و اخبار در مذمت اين قبيل اشخاص زياد است و بيش از چند هزار روايت ميباشد و ما بعضى را در كتاب تكليف زمان غيبت كه نوشته‌ايم ذكر نموده‌ايم و چون موضوع تحريف قرآن اهميت بسزائى دارد كه اين مقدمه را قدرى بسط داديم تا موضوع كاملا روشن شود و بسخنان بيهوده ديگران توجه نكنند. و ما اخبار تحريف را در ضمن تفسير هر يك از آيات بيان ميكنيم تا مزيد بينائى خوانندگان گردد و ذكر خواهيم نمود كه اگر بعضى را بخواهيم بظاهرشان واگذاريم فصاحت قرآن نيز از بين ميرود.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۳/۰۵, ۱۵:۵۷
در بیان فضیلت قرآن و ثواب تلاوت آن

در تفسير امام است كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است اين قرآن نور روشن و ريسمان محكم و فضيلت بزرگ و مرتبۀ بلنديست و مايه شفا و سعادت است، هر كس از قرآن روشنائى طلب نمايد خداوند او را منور فرمايد، و اگر امورش را بآن واگذارد خداوند او را حفظ كند، و هر كه بقرآن توسل جويد خداوند نجاتش بخشد، و هر كس ملازم قرآن شود بلند مرتبه گردد، و هر كه از غير قرآن هدايت طلبد خداوند او را بحالت گمراهى واگذارد.
در كتاب امالى بسند خود از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه فرمود خداوند عذاب نكند هر دلى كه حافظ قرآن باشد. و نيز روايت نموده از آن جناب كه فرموده بهترين مردم كسانى هستند كه قرآن را ياد گرفته و بمردم ياد ميدهند.
و عياشى در تفسيرش از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده هرگاه فتنۀ روزگار شما مردم را فرا گرفت و روزتان چون شب تار شد بر شما باد توسل بقرآن كه شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته ميشود و اگر آنرا پيشواى خود كنيد شما را به بهشت برساند و چنانچه از آن اعراض و دورى نمائيد به جهنم رانده خواهيد شد.
و نيز از حارث اعور روايت كرده كه گفت حضور امير المؤمنين شرفياب شده و عرض نمودم هرگاه در محضر مبارك حاضر ميشوم دينم محكم ميشود و زمانى كه خارج ميشوم سخنان بيهوده‌اى ميشوم، فرمود بان چيزهائى كه منافقين ميگويند و عمل ميكنند؟ عرض كردم بلى فدايت شوم فرمود شنيدم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود جبرئيل نازل شد و گفت اى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باين زودى فتنه‌اى ميان امتت پديد آيد (مراد غصب خلافت و امامت بود) گفتم اى جبرئيل چاره و راه خلاص امت چيست؟ گفت قرآن خدا يگانه راه علاج و خلاص است و در آن بيان حوادث گذشته است كه وسيلۀ عبرت ديگران بوده و نيز اخبار آينده و وسيلۀ حكم ميان خلايق است، قرآن حق و حقيقت است نه مزاح و افسانه و هر ستمكار كه به قرآن پشت نموده و بآن عمل نكند خداوند سرنگونش گرداند، قرآن ريسمان محكم خداست و ذكر و راه راست اوست بهواى نفس مردمان باطل نشود و زبان آنها او را نپوشاند و كهنه نگرداند و عجايب آن بآخر نرسد و دانشمندان از آن سيراب نشوند، و هر كه گفتارش بر طبق آنست راستگو باشد و مورد تأييد مردم واقع گردد و بآنكه بقرآن عمل كند اجر داده خواهد شد، چنگ زدگان بقرآن راهنمائى ميشوند، قرآن كتاب با عظمت خداست و هرگز از بين نرود و باطل نگردد، و از مصدر عز ربوبى و از جانب خداوند ستودۀ دانا و توانا نازل شده است.
و نيز از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه فرمود غفلت نكنيد از قرائت قرآن در صبح و شبانگاه كه زنده كننده دلهاى مرده است، و انسان را از عمل زشت و منكر باز ميدارد.
در تهذيب بسند خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود سه چيز است كه بلغم را برطرف كند و حافظه را زياد گرداند: مسوأك كردن-روزه گرفتن، و قرآن تلاوت نمودن. و در كافى از آنحضرت روايت كرده كه نيست چيزى كه فيما بين دو نفر مورد اختلاف باشد مگر آنكه براى رسيدگى و رفع آن در قرآن اصل و قانونى وجود دارد لكن عقول مردم آنرا درك نمى‌نمايد. ابن عباس روايت كرده هر كه قرآن بخواند و تفسير آن را نداند نادانى باشد كه نميداند چه ميگويد.
اخبار در فضيلت قرآن بسيار است باين مقدار اكتفا شد.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۳/۰۵, ۱۶:۰۹
در نام های قرآن و چگونگی نزول آن


عامه و خاصه اتفاق دارند كه قرآن تماما يكدفعه در شب قدر از لوح محفوظ به بيت المعمور كه در آسمان چهارم است نازل شد و از آنجا جبرئيل در مدت بيست سال بتدريج بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل كرد، و اخبار در اين باره زياد است و قرآن هم بهمين معنى اشاره نموده ميفرمايد إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ و گفته‌اند سر نزول آن يكمرتبه به بيت المعمور براى عظمت آنست كه خداوند خواسته بفرشتگان خود اعلام بدارد قرآن آخرين كتابيست كه نازل ميشود بر پيغمبر آخر الزمان، اما حكمت آنكه متدرجا بزمين نازل شده است براى اين بود اگر مجموعا و دفعتا نازل ميشد بر مردم گران بود و شايد زير بار آن نمى‌رفتند مانند تورات كه بنى اسرائيل آنرا قبول نكردند تا خداوند كوه طور را بالاى سر آنها بلند نموده و فرمود اگر قبول نكنند بر سر آنها فرود آيد ناچار از ترس قبول كردند، حضرت باقر عليه السّلام فرمود از خداوند مهربان‌تر بمردم كسى نيست و از مهربانى اوست كه آنان را از خصلت و حكمى بحكم ديگر منتقل گرداند و اگر تمام احكام را دفعتا بآنها امر ميفرمود هلاك ميشدند، و در روايت ديگر فرمود هرگاه اراده و مشيت خداوند تعلق بگيرد كه بواجباتى امر بفرمايد آن واجبات را متدرجا نازل فرمايد تا آنكه مردم عادت كنند و نفس خود را وادارند بر عمل و تكيه بر امر و نهى خداوندى كنند و تدريج نزديكتر بعمل است و مردم كمتر نفرت و دورى مينمايند و زمانى كه در رحمت خداوند باز شد فرستاد پيغمبر اكرم را و نازل فرمود قرآن را در خانه عزت و در حد دنيا براى آنكه مساواتى بين پيغمبر گرامى با انبياء سلف چون حضرت موسى و عيسى برقرار شود جبرئيل قرآن را تماما و يك مرتبه مثل تورات و انجيل بر قلب مبارك پيغمبر نازل نمود چنانچه خداوند در قرآن ميفرمايد:نَزَلَ بِهِ اَلرُّوحُ اَلْأَمِينُ‌ عَلىٰ قَلْبِكَ ، و از جهتى ديگر چون آنحضرت بر پيغمبران گذشته برترى و فضيلت دارد براى مرتبه دوم در مدت بيست سال بتدريج و بمناسبات و خصوصيات وقايع آنرا نازل نمود.
در كافى از حفص بن غياث بسند خود روايت كرده گفت از حضرت صادق عليه السّلام معناى اين آيه را سؤال نمودم شَهْرُ رَمَضٰانَ اَلَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ اَلْقُرْآنُ كه آيه ميرساند قرآن را در ماه رمضان دفعتا نازل كرديم و حال آنكه قرآن در مدت بيست سال و بتدريج نازل شده است آن حضرت فرمود دفعتا در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شده و از آنجا در مدت بيست سال فرود آمد، و صحف حضرت ابراهيم در شب اول ماه رمضان و توراة در شب ششم و انجيل سيزدهم زبور شب هيجدهم و قرآن شب بيست و سوم رمضان نازل شده است.
در فقيه بسند خود از حمران روايت كرده كه از حضرت باقر عليه السّلام از اين آيه إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ سؤال نمودم فرمود شب قدر شب مباركى است و در دهه آخر رمضان هر سال ميباشد و در آن شب قرآن نازل شده است و در آن شب كليه وقايعى كه در آن سال ميشود از خير و شر و طاعت و معصيت و تولد و فوت و ارزاق و معيشت مردم تقدير و حتمى ميگردد.
و نيز از حضرت صادق عليه السّلام بسند خود روايت كرده كه آن حضرت فرمود اگر شب قدر برداشته شود قرآن را هم از ميان بردارند يعنى چون در شب قدر هر سال بيان و تفسير قرآن و هر آنچه بآن سال تعلق دارد بامام زمان نازل ميشود و زمانى كه امام زمان نبود قرآن و تفسير آن كه در شب قدر است نميباشد زيرا قرآن و امام ملازم يكديگرند تا روز قيامت كه با هم در كنار حوض كوثر بر پيغمبر وارد ميشود از يكديگر جدا نخواهند شد چنانكه در حديث ثقلين مشروحا بيان گرديد.
آنچه از اين اخبار و روايات ديگرى كه ما آنها را بجهت اقتصار ذكر ننموديم ظاهر ميشود آنست كه قرآن در شب بيست و سوم رمضان بصورت روحانى خود دفعتا به بيت المعمور و معنا بر قلب پيغمبر نازل و در مدت بيست سال از باطن قلب مباركش بسوى زبان آنحضرت جارى شد، موقعيكه جبرئيل وحى ميآورد بر آن جناب بالفاظ و كلمات قرائت فرمود، و در شب قدر هر سال بيان تفسير و تأويل از آنچه بآن سال متعلق است از محكم و متشابه و تقيه مطلق و بعبارت ديگر تتميم انزال قرآن بطورى كه راهنماى بشر باشد بر حضرت حجت و امام عصر عليه السّلام نازل ميشود چنانچه ميفرمايد: شَهْرُ رَمَضٰانَ اَلَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ اَلْقُرْآنُ هُدىً لِلنّٰاسِ وَ بَيِّنٰاتٍ مِنَ اَلْهُدىٰ وَ اَلْفُرْقٰانِ
ابن بابويه در كتاب فقيه فرمود شب قدر مكمل نزول قرآن است مراد او همان است كه كاملا بيان نموديم و واضح شد جمع ميان نزول آن بتدريج و دفعتا.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۳/۰۷, ۱۳:۳۸
نامها و اسامی قرآن

بگفتۀ بعضى از علما براى قرآن پنجاه و پنج نام ذكر شده: قرآن-ذكر-كتاب-تنزيل-حديث-موعظه-تذكره حكم-ذكرى-حكمت-حكيم-مهيمن-شافى-هدى-هادى-صراط-مستقيم نور-رحمت-حبل-روح-قصص-حق-بيان-بصاير-فصل-عصمت-مبارك نجوم-مجيد-عزيز-كريم-عظيم-سراج-منير-بشير-نذير-عجب-قيم مبين-نعمت-على-احسن الحديث و فرقان و غير اينها كه تمام آنها در قرآن ذكر شده لكن حق آنست كه بيشتر آنها القاب و اوصاف است و فقط قرآن اسمى است كه علم شده براى آن بوضع خدائى و مناسبت آن هم ظاهر ميباشد و صحيح آن هم با همزه است كه مشتق از كلمۀ قراء (از قرء) بمعنى جمع و از اين باب است قرأت الماء فى الحوض يعنى جمع كردم آب را در حوض، و چون ثمرات كليه كتب آسمانى در اين قرآن جمع شده لذا آن را قرآن ناميده‌اند، و مؤيد اين بيان روايتى است كه در تفسير مجمع البيان نقل شده كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده بجاى تورات سوره‌هاى طولانى و بجاى انجيل سوره‌هاى مثانى و بجاى زبور سوره‌هاى مئين بمن عطا شده و با اعطاى سوره‌هاى مفصل خداوند مرا بر پيغمبران ديگر برترى و سر افراز داشته است. و مناسبت ديگر آنست كه چون قرآن جامع انواع علم و اقسام دانش است لذا آنرا قرآن ناميده‌اند چنانكه ميفرمايد: وَ نَزَّلْنٰا عَلَيْكَ اَلْكِتٰابَ تِبْيٰاناً لِكُلِّ شَيْءٍ و باز ميفرمايد مٰا فَرَّطْنٰا فِي اَلْكِتٰابِ مِنْ شَيْءٍ .

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۳/۰۷, ۱۳:۳۸
در آداب تلاوت و صحیح ترین قرائت و ثواب آن

در كافى بسند خود از اسحق بن عمار روايت كرده كه گفت حضور حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم قرآن را از حفظ دارم آيا از حفظ بخوانم بهتر است يا از روى قرآن فرمود از روى خواندن بهتر است آيا نميدانى كه نظر كردن بقرآن عبادت است.
و نيز در آن كتاب از محمد بن عبد اللّه روايت كرده گفت خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم من قرآن را در يكشب قرائت كنم فرمود عجب دارم كه از يك ماه كمتر قرائت نمائى. و در روايت ديگر ابى بصير گفت حضورش عرض نمودم فدايت شوم آيا در ماه رمضان قرآن را در يكشب قرائت و ختم نمايم فرمود خير، گفتم در دو شب فرمود خير گفتم در سه شب فرمود بلى اى ابا بصير براى ماه رمضان حق و حرمتى است و شباهت بماه‌هاى ديگر ندارد اصحاب پيغمبر هم قرائت مينمودند قرآن را بعضى در يك ماه و بعضى ديگر كمتر از يك ماه، بدانكه قرآن بايد بشتاب قرائت نشود و بايد با تأنى باشد هرگاه بآيۀ رسيدى كه در آن بيان بهشت شده توقف كن و از خداوند طلب بهشت نما و چون بذكر جهنم رسيدى درخواست عفو و بيزارى از آتش جهنم را كن.
در كافى باز بسند خود از عبد اللّه بن سنان روايت نموده كه گفت از حضور حضرت صادق عليه السّلام تقاضا نمودم كه آيه وَ رَتِّلِ اَلْقُرْآنَ تَرْتِيلاً را معنى بفرمائيد فرمودند امير المؤمنين فرموده كلمات قرآن را آشكار نمائيد و مانند شعر نخوانيد و نيز مانند پراكندن سنگ ريزه‌ها نخوانيد، يعنى آن اندازه ميان كلمات فاصله دهيد كه جمع كردن آن مانند جمع سنگ ريزۀ متفرق شده مشگل نباشد و دلهاى سختتان را براى قرائت قرآن فارغ كنيد و همتان اين نباشد كه زود بآخر سوره برسيد.
و در محاسن بسند خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه در بعضى نامه‌هائى كه باصحاب خود مينوشتند مرقوم ميداشتند بر شما باد دورى از قرائت قرآن برأى خودتان همانا مردم در دانش قرآن مانند ساير امور دنيا مشترك نيستند و در قرآن و تفسير و تأويل آن توانائى ندارند مگر در حدودى كه خداوند آنرا براى مردم قرار داده، و بدان و بفهم و آنرا از محلش طلب كن تا بيابى يعنى عالم بقرآن و تأويل آن ما ائمه هستيم به تنهائى.
و روايت نموده بسند خود در كافى از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده براى هر چيزى زينتى است و زينت قرآن صوت نيكو است، و نيز از ابن سنان روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود قرآن را به لحن عرب قرائت كنيد و از لحن اهل فسق و معصيت دورى بجوئيد.

شیعه اهل بیت(ع)
۱۳۹۴/۰۳/۰۸, ۱۳:۵۶
ثواب قرائت قرآن

در كافى بسند خود از جابر روايت كرده كه گفت حضرت باقر عليه السّلام فرمود روز قيامت قرآن به نيكوترين صورتى از جلوى مردم عبور كند مسلمانان گويند مردى است از ما و پيغمبران گويند شخصى است مانند ما و فرشتگان مقرب گويند فرشتۀ است مثل ما، سير ميكند از ميان همه آنها تا نزد عرش پروردگار برسد و گويد خداوندا فلان فرزند فلان با حنجر خود شب‌ها بتلاوت من مشغول بوده به بهشت داخل كن و جمعى از مردم به پيروى او داخل بهشت شوند و بآنها گويد قرائت نموده و بالا برويد. با هر آيۀ كه تلاوت كنند يكدرجه بالا روند تا بجايگاه معين خود ميرسند.
و نيز بسند خود روايت نموده از حضرت صادق عليه السّلام كه بحريز فرمود قرآن عهد خداست در ميان بندگانش و سزاوار است مردم به عهد خداوند نظر نموده و هر روز پنجاه آيه از آن را قرائت نمايند.
و ايضا بسند خود از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت بمحمد بن بشير فرمود هر كس حرفى از قرآن بشنود و گوش بدهد بدون آنكه قرائت نمايد خداوند در نامۀ عمل او يك حسنه بنويسد و يك گناه او را محو نمايد و يكدرجه او را بلند كند و هر كس بقرآن نظر كند بدون قرائت و اظهار صوت او نيز مانند مستمع است، و هر كه حرف ظاهرى از قران ياد بگيرد ده حسنه در نامه عملش نوشته شود و ده گناه از او محو گردد و بلند نمايد او را بده درجه، نميگويم بهر آيه بلكه بحرفى از آيۀ و هر كه ختم قرآن نمايد از براى اوست دعائى كه باجابت برسد.
و نيز بسند خود از ليث بن ابى سليم روايت نموده كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده خانه‌هاى خود را بتلاوت قرآن روشن و منور نمائيد و مثل قبرستان وانگذاريد همانطور كه يهود و نصارى نماز را در كليسا ميخوانند و خانه‌هاى خود را معطل ميگذارند و بدانيد هرگاه در خانه‌ها قرآن زياد تلاوت نمائيد خير و وسعت اهل خانۀ زياد شود و روشنى دهد براى اهل آسمانها مانند ستارگانى كه باهل زمين نور افشانى ميكنند و ايضا بسند خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه بفضيل بن يسار فرمود حافظ قرآن كه بآن عمل هم نمايد با پيغمبران گرامى همنشين باشد.
اخبار در ثواب و فضيلت قرائت قرآن زياد است و ما بقدر كفايت ذكر نموديم اما صحيح‌ترين قراءات قرائت كوفيين است زيرا آنان قرائت و عدد آيات را از امير المؤمنين عليه السّلام گرفته‌اند و مشهورترين آنها سه نفر مى‌باشند
يكى عاصم كه قرائت كرده قرآن را در حضور ابى عبد الرحمن سلمى و او در محضر مقدس امير المؤمنين عليه السّلام تلاوت كرده است
دوم حمزه است كه در حضور حضرت صادق عليه السّلام قرائت نموده و نزد حمران بن اعين و او حضور ابى اسود دوئلى كه حضور مقدس امير المؤمنين قرائت نموده
و سوم كسائى است كه نزد حمزه قرائت كرده است.