PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است



Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۰۶:۵۴
http://www.montazer.ir/sites/default/files/uploaded/images/1409783659.jpg

پژوهش موسسه اسرائیلی: تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است/۱۳۰ هزار بسیجی آماده ورود به جولان هستند
تهدید ایران علیه اسرائیل عملی است (file:///D:/Ali/%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%DB%8C%D8%B 1%D8%A7%D9%86%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%20%D8%A7% D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84%20%D8%B9%D9%85 %D9%84%DB%8C%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA%20%20%20%D9%85%D 8%A4%D8%B3%D8%B3%D9%87%20%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86% DA%AF%DB%8C%20%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%D8%A7 %D9%86%20%D9%85%D9%86%D8%AC%DB%8C%20(%D8%B9%D8%AC) %20%20-%20%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%20%D8%B1%D8%B3%D9%85%D B%8C%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%20%D8%B4%D8% AC%D8%A7%D8%B9%DB%8C_files/%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%DB%8C%D8%B 1%D8%A7%D9%86%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%20%D8%A7% D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84%20%D8%B9%D9%85 %D9%84%DB%8C%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA%20%20%20%D9%85%D 8%A4%D8%B3%D8%B3%D9%87%20%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86% DA%AF%DB%8C%20%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%D8%A7 %D9%86%20%D9%85%D9%86%D8%AC%DB%8C%20(%D8%B9%D8%AC) %20%20-%20%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%20%D8%B1%D8%B3%D9%85%D B%8C%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%20%D8%B4%D8% AC%D8%A7%D8%B9%DB%8C.html)یک موسسه تحقیقاتی صهیونیستی مدعی شده است که ایران در مرز سوریه پست های فرماندهی ایجاد کرده که این پست‌ها فرماندهی ۱۳۰ هزار رزمنده بسیجی آموزش دیده ایرانی را که منتظر ورود به سوریه هستند، هدایت خواهند کرد.

به گزارش «سراج۲۴» بنابر یک تحقیقی که توسط «موسسه تحقیقات رسانه‌‌ای خاورمیانه» منتشر شده ایران در حال ساختن جبهه فعالی از دریای مدیترانه تا جولان است.ایران حضور فعال نظامی در مرزهای سرزمین‌های اشغالی برای بازدارندگی و انهدام رژیم صهیونیستی دارد.

این تحقیق صهیونیست‌ها اینگونه نتیجه گیری می‌کند که اسرائیل با یک بحران حیاتی مواجه می‌شود. اسرائیل هیچ وقت تصور نمی کرد که ایران در مرزهایش حاضر شود، حتی قبل از اینکه توافق هسته‌ای با آمریکایی‌ها تکمیل شود.

در این تحقیق آمده است:‌ «تهدید ایرانی‌ها علیه اسرائیل دیگر صرفا در نظریه نیست این تهدید به تهدید مستقیم، عملی و متعارف تبدیل شده است.»
موسسه تحقیقات رسانه‌‌ای خاورمیانه در تحقیق خود نوشته است که «ایران به همراه حزب‌الله لبنان حضور خود در سوریه را بر اساس ساخت یک سازمان جدید تحت عنوان حزب‌الله سوریه و همچنین حضور مستقیم نیروهای ایرانی در سوریه به ویژه در بلندی‌های جولان قرار داده است».




......

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۰۶:۵۶
.....


بنابر این تحقیق «استقرار ایران در سوریه بویژه حضور نیروهایش در بلندی‌های جولان که در مرحله اول با ایجاد پست‌های فرماندهی و تعدادی محدودی از نیروهای ویژه صورت گرفته است نشان از یک گرایش جدید در فعالیت‌های ایران در منطقه دارد که همان حضور مستقیم است. بنابر طرح ایرانی ها این پست‌های فرماندهی ۱۳۰ هزار رزمنده بسیجی آموزش دیده ایرانی را که منتظر ورود به سوریه هستند، هدایت خواهند کرد. این مسئله در اظهارات حسین همدانی، یک فرمانده ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز ثبت شده است». در این تحقیق با اشاره به اینکه «پس از نبرد اخیر در جنوب سوریه، حضور مستقیم ایران در جولان نشانه ایجاد جبهه جنگی واحدی علیه اسرائیل است که از راس الناقوره شروع می‌ شود و تا قنیطره امتداد می‌یابد» آمده است: «هدف ایران از حضور در بلندی‌های جولان فقط برای بازندارندگی اسرائیل از حلمه به برنامه‌ هسته‌ای خود نیست بلکه دفاع از سوریه به عنوان بخشی از محور مقاومت و همچنین ایجاد جبهه فعالی برای حملات علیه اسرائیل در جولان و حتی آزادی این منطقه از اشغال اسرائیل است.»

پایان در تحقیق موسسه تحقیقات رسانه‌‌ای خاورمیانه تاکید شده است که فعالیت‌های ایران در جولان «با فهم ایدئولوژیکی ایران که اسرائیل را به مثابه موجودی که باید منهدم شود، می‌شناسد همخوانی دارد همچنانکه در بیانات [آیت‌الله] سید علی خامنه‌ای رهبر ایران نیز بیان و ثبت شده است.»

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۱۴:۰۵
http://www.montazer.ir/sites/default/files/uploaded/images/504756729.jpg

به نقل از سپاه نیوز: سرلشکر جعفری با بیان اینکه هدف رزمایش پیامبر اعظم(ص) برقراری امنیت در منطقه خلیج فارس است، گفت: منطقه دریای عمان، تنگه

هرمز و خلیج فارس در تسلط کاملنیروی دریایی سپاه قرار دارد.

به گزارش خبرنگار اعزامی سپاه نیوز از منطقه رزمایش؛ سردار سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در رزمایش بزرگ

پیامبر اعظم (ص) ۹ پیرامون جزئیاتاین رزمایش، گفت: تا این لحظه این رزمایش که با قدرت ایمان و فناوری حاصل شده توسط نیروی دریایی و هوافضای سپاه برای

تمرکز بر روی شناورهای دشمن انجام گرفته، به تمامی اهداف خود رسیده است.


وی افزود: قسمت‌های بعدی این رزمایش را در بخش زمینی فردا خواهیم داشت که در عرصه‌‌های دیگر و با تاکتیک‌های دیگر انجام خواهد شد.


سرلشکر جعفری در ادامه با بیان اینکه در رزمایش بزرگ پیامبر اعظم (ص) ۹ به دشمن نشان دادیم این توانایی‌هایی که فراهم کردیم برای برقراری امنیت خلیج

فارس و تنگه هرمز است، گفت: این رزمایش بازدارنده است تا دشمنان ما قصدی برای اعمال قدرت یا ایجاد ناامنی نداشته باشند.


فرمانده کل سپاه با تأکید بر این موضوع که هدف ما برقراری امنیت برای شناورها در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز است، گفت: پیام این رزمایش به کشورهای

منطقه و متحدین ما، پیام اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران و پیام امنیت و صلح منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز است.



.....

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۱۴:۰۹
.....



وی افزود: ما در این باره برادری‌مان را ثابت کردیم که مشکل ما دشمنان فرامنطقه‌ای هستند و ان‌شاءالله روزی وحدت و همدلی کشورهای منطقه بیشتر شود تا

دشمن ما منطقه را ترک کند و منطقه امنیت کامل یابد.


سرلشکر جعفری در ادامه پیرامون استفاده از دانش بومی در فناوری‌ها در رزمایش بزرگ پیامبر اعظم (ص) ۹ گفت: سلاح‌ها و فناوری‌هایی که امروز به نمایش

گذاشته شد برگرفته از تجربیات بعد از جنگ تاکنون است. البته سلاح و امکاناتی که ما امروز در اختیار داریم قابل مقایسه با زمان جنگ نیست و دشمن ضربه‌ای که از

ما خورده است را فراموش نکرده است.


فرمانده کل سپاه تصریح کرد: این فناوری‌های پیشرفته امروز ما وقتی با نیروی ایمان ما تلفیق می شود ،قدرت بی‌نظیری را ایجاد می‌کند. البته ما دلمان نمی‌خواهد

این را به آزمون واقعی بگذاریم اما اگر چنین وضعی پیش بیاید قطعا منطقه دریای عمان، تنگه هرمز و خلیج فارس در تسلط کامل نیروی دریایی سپاه خواهد بود.


سرلشکر جعفری در پایان با بیان اینکه هدف این رزمایش تأمین امنیت منطقه در مواجهه با دشمن خارجی است، گفت: پیام این رزمایش بازدارندگی است از اینکه

دیگران حواسشان را جمع کنند و پیرامون حریم امنیتی جمهوری اسلامی اقدامی نکنند. ما خودمان را مدافع امنیت تنگه هرمز می‌دانیم و این را امروز در این رزمایش

به دنیا نشان دادیم.


پایان

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۲۳:۰۹
http://www.montazer.ir/sites/default/files/uploaded/images/940184771.jpg

نشانه هاي ظهور حضرت بقية الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از مباحث پرجاذبه و جنجال برانگيزي است که بيشتر نويسندگان را وادار کرده است تا به اين موضوع بپردازند و آن را بررسي و مطالب متنوعي را مطرح کنند، زيرا انتظار، از مباحث فطري است و انسان ها به آن حساسيت خاصي دارند و مي خواهند بدانند آيا نشانه ها انجام گرفته است و يا به زودي انجام خواهد گرفت و کدام يک از علائم، حتمي و يا غير حتمي است و نيازمند شرايط و مقدمات خاصي است. اين گونه پرسش ها در نزد امامان معصوم (عليه السلام) و شخص پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) مطرح گرديده و در روايات فراواني از آن ها ياد شده است که در اين جا آن ها را طرح مي کنيم:
۱. علائم حتمي (محتوم) ظهور
علائم حتمي ظهور [محتوم]، نشانه هايي است که پيدايش آن ها بدون هيچ قيد و شرطي به صورت قطعي و الزامي در زمان خودش انجام مي پذيرد و در آن ها « بداء » (۱) راه ندارد؛ به طوري که تا آن ها تحقق نيابد حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور نخواهد کرد و آن تحول اساسي جهان به وقوع نخواهد پيوست و مدينه فاضله انبيا و اوصيا به وجود خواهد آمد.
در روايات زيادي سخن از علائم حتمي ظهور به ميان آمده است که عدّه اي آن را قطعي و غير قابل ترديد دانسته اند. گاه با واژه « محتوم » آمده و گاه سياق حديث طوري است که افاده حتمي بودن را مي کند. به طور مثال امام معصوم (عليه السلام) کساني را که نشانه اي ذکر کرده اند و به وسيله آن خواسته اند زماني خاصي را تعيين کنند طرد مي کند و سپس علائمي را خود ذکر مي کند و يا جمله اي را با تأکيدات خاصي مطرح مي نمايد که حتمي بودن آن را مي رساند. اين گونه علائم، معدود و قابل توجه است. ما در اين بخش به اين گونه از علائم مي پردازيم؛ از جمله:
۱. عن عليّ بن أبي حمزة بن أبي بصير عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال : قلت له:
جُعِلتُ فِدَاکَ – مَتَي خُرُوجُ القَائِمِ (عليه السلام)؟ فَقَالَ (عليه السلام):
يَا أبَا محمّد إِنّا أَهلَ البَيتِ لا نُوَقِّتُ وَ قَد قَالَ محمّد (صلي الله عليه و آله و سلم) « کَذَبَ الوَقَّاتُونَ »، يَا أَبَا محمد إِنَّ قُدَّامَ هَذَا الأَمرِ خَمسُ عَلامَاتٍ: أَولاهُنَّ النِّدَاءُ فِي شَهرِ رَمَضَانَ و خُرُوجُ السُّفيَانِيِّ وَ خُرُوجُ الخُرَاسَانيِّ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِيِّةِ وَ خسفٌ بِالبَيدَاءِ.
ثُمَّ قَالَ يَا أبَا محمّد إِنَّهُ لا بُدَّ أَن يَکُونَ قُدَّامَ ذَلِکَ الطَّاعُونَانِ؛ الطَّاعُونُ الأَبيَضُ وَ الطّاعُونُ الأَحمَرُ. قُلتُ: جُعِلتُ فِدَاکَ وَ أَيُّ شَيءٍ هُما؟
فَقَالَ (عليه السلام): أَمّا الطَّاعُونُ الأَبيَضُ، فَالمُوتُ الجَارِفُ وَ أمّا الطَّاعُونُ الأَحمَرُ، فَالسَّيفُ وَ لا يَخرُجُ القَائِمُ حَتَّي يُنَادَي بِاسمِهِ مِن جَوفِ السَّمَاءِ فِي لَيلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشرِينَ فِي شَهرِ رَمَضَانَ لَيلَةَ جُمُعَةٍ. قُلتُ: بِمَ يُنَادَي؟ قَالَ (عليه السلام): بِاسمِهِ وَاسمِ أَبِيهِ؛ أَلا إِنَّ فُلانَ بنَ فُلانٍ قَائِمُ آلِ محمّد فَاسمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوهُ، فَلا يَبقَي شَيءٌ خَلَقَ اللهُ فِيهِ الرُّوحَ إِلّا يَسمَع الصَّيحَةَ فَتُوقِظُ النَّائِمَ وَ يَخرُجُ إِلَي صَحنِ دَارِهِ وَ تَخرُجُ العَذرَاءُ مِن خِدرِهَا وَ يَخرُجُ القائِمُ مِمَّا يَسمَعُ وَ هِيَ صَيحَةُ جَبرَئِيلَ (عليه السلام) (۲)؛ علي بن ابي حمزه [بطائني] از ابوبصير نقل کرده است که به امام صادق (عليه السلام) گفتم: فدايت شوم! چه زماني ظهور حضرت قائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهد بود؟

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۲۳:۱۰
....


امام صادق (عليه السلام) فرمود: اي ابا محمد! ما خاندان اهل بيت براي ظهور بقية الله زماني را مشخص و معين نکرده ايم. همانا محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: « دروغ مي گويند آناني که زمان خاصي را براي ظهور تعيين مي کنند ». سپس فرمود: ابا محمد! همانا قبل از ظهور [حضرت مهدي (عليه السلام)] پنج نشانه محقق خواهد شد:
الف. نداي آسماني در ماه رمضان
ب. خروج سفياني
ج. خروج مرد خراساني
د. شهادت نفس زکيّه
هـ. فرو رفتگي در فلات.
آن گاه فرمود: اي ابا محمد! همانا قبل از اين نشانه ها، دو طاعون مردم را گرفتار خواهد کرد: طاعون سفيد و طاعون سرخ.
ابوبصير گفت: فدايت گردم! دو طاعون چيست؟
امام (عليه السلام) فرمود: طاعون سفيد، مرگ هاي عمومي و دسته جمعي است که نابودي زيادي به همراه دارد (۳) و اما طاعون سرخ، مرگ هايي است که در اثر کشتار با اسلحه [کشتار جمعي همانند شيميايي، ميکروبي، هسته اي و ...] به وجود مي آيد.
بعد فرمود: قائم ما ظهور نخواهد کرد تا آن که منادي در وسط آسمان او را به نام صدا زند که اين امر در شب بيست و سوم ماه رمضان، شب جمعه اتّفاق مي افتد.
ابوبصير گفته است: عرض کردم: با چه نامي اسم [مبارک و زيباي] او در فضا پخش خواهد شد؟
فرمود: به نام او و اسم پدر [بزرگوارش] چنين خواهد بود: « آگاه باشيد! همانا فلان بن فلان، قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) است. او ظهور کرده است. پس کلام او را بشنويد و اوامر او را اطاعت کنيد ». پس نيست موجودي که خداوند او را خلق کرده باشد و جان در او دميده باشد مگر آن که آن فرياد آسماني را بشنود. پس خوابيده را بيدار مي کند و به حياط خانه اش مي آيد و دختر باکره از پرده بيرون آيد و حضرت مهدي از آن چه مي شنود خروج مي کند و آن صداي جبرئيل است.
امام صادق (عليه السلام) در پايان فرمود: اين پيام آسماني و اين فرياد، توسط جبرئيل (عليه السلام) انجام خواهد شد.
۲. عن ابي عبدالله (عليه السلام) قال: خَمسٌ قَبلَ قِيَامِ القَائِمِ (عليه السلام): اليَمَانِيُّ وَ السُّفيَانِيُّ وَ المُنَادِي يُنَادِي مِنَ السَّمَاءِ و خَسفٌ بِالبَيدَاءِ وَ قَتَلُ النَّفسِ الزَّکِيَّةِ (۴)؛ پيش از قيام قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) پنج حادثه بزرگ تحقق خواهد يافت: نهضت مردي انقلابي از يمن، حرکت ارتجاعي سفياني، فرياد آسماني که در همه جا شنيده خواهد شد، فرو رفتن زمين در بيداء، کشته شدن انساني پاک دامن [نفس زکيّه].
۳. عبدالله بن سنان عن أبي عبدالله (عليه السلام) أنّه قال: النِّدَاءُ مِنَ المَحتُومِ وَ السُّفيَانِيُّ مِنَ المَحتُومِ وَ اليَمَانِيُّ مِنَ المَحتُومِ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِيِّةِ مِنَ المَحتُومِ وَ کَفٌّ يَطلُعُ مِنَ السَّمَاءِ مِنَ المَحتُومِ. قَالَ (عليه السلام): وَ فَزعَةٌ فِي شَهرِ رَمَضَانَ تُوقِظُ النَّائِمَ وَ تُفزِعُ اليَقظَانَ وَ تُخرِجُ الفَتَاةَ مِن خِدرِهَا (۵)؛ امام صادق (عليه السلام) فرمود: شش علامت حتمي، قبل از ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) تحقق خواهد يافت: فرياد آسماني، خروج مرد سفياني، نهضت بزرگ مرد يمني، کشته شدن نفس زکيّه، ظاهر شدن کف دستي از آسمان و نيز فرمود در ماه رمضان وحشت و ترس عجيبي ايجاد مي شود که خوابيده را بيدار مي کند و هر بيداري را مي هراساند و دختران جوان را از پس پرده ها بيرون مي کند.
۴. عمربن حنظلة عن أبي عبدالله (عليه السلام) أنّه قال: لِلقَائِمِ خَمسُ عَلامَاتٍ: ظُهُورُ السُّفيَانِيّ وَ اليَمَانِيّ وَ الصَّيحَةُ مِنَ السَّمَاءَ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِيَّةِ وَ الخَسفُ بِالبَيدَاءِ؛ (۶) امام صادق (عليه السلام) فرمود: خروج سفياني، نهضت مرد يمني، فرياد و صيحه آسماني، کشته شدن نفس زکيّة و فرو رفتن زمين [بيابان].



.......

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۲۳:۱۴
......


۵. محمّد بن أبي عمير عن عمر بن حنظلة عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: قَبلَ قِيَامِ القَائِمِ خَمسُ عَلامَاتٍ مَحتُوماتٍ: اليَمَانِيُّ وَ السُّفيَانِيُّ وَ الصَّيحَةُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِيَّةِ وَ الخَسفُ بِالبَيدَاءِ؛ (۷) پيش از ظهور قائم، پنج علامت حتمي تحقّق پيدا خواهد کرد: نهضت يمني، حرکت و خروج سفياني، فرياد و صيحه آسماني، کشته شدن نفس زکيّه و فرو رفتن زمين در بيداء (فلات).
با نگاهي کوتاه به برخي روايات، پنج علامت مشترک ذيل ديده مي شود:
۱. حرکت اصلاح طلبانه و ترقّي خواه مرد يمني؛
۲. جنبش ارتجاعي سفياني؛
۳. فرياد روح بخش آسماني؛
۴. فرو رفتن نيروهاي نظامي سفياني در سرزمين بيداء؛
۵. کشته شدن نفس زکيّه.
حال با توجه به آمدن پنج علامت فوق در ميان ده ها و صدها روايت به صورت جداگانه و يا تنها، به توضيحي کوتاه درباره ي آنان مي پردازيم؛ گرچه بعضي از علامات ديگر هم چون وحشت بزرگ در ماه رمضان و طلوع خورشيد از مغرب و ... در روايت آمده و از علايم حتمي هم شمرده شده است.
الف) حرکت اصلاح طلبانه يماني
يکي از علائم حتمي که قبل از ظهور حضرت بقيّة الله (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به وقوع مي پيوندد و در بعضي از روايات، جزء اولين علائم ذکر شده، « اليماني » است. مردي از تبار پاکان از سرزمين يمن بر مي خيزد و نهضتي انساني و الهي راه مي اندازد. او به همراه ياران خويش بر ضد استکبار و استبداد مي خروشد. گرچه نام و نشان او به صورت شفاف و روش نيامده، لکن حرکت خداپسندانه او مورد تأييد اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) است.
امام محمد باقر (عليه السلام) فرمود: خُرُوجُ السُّفيَانِيِّ وَ اليَمَانِيِّ وَ الخُرَاسَانِيِّ فِي سَنَةٍ وَاحِدَةِ وَ فِي شَهرٍ وَاحِدٍ فِي يَومٍ وَاحِدٍ وَ نِظَامٍ کَنِظَامِ الخَرَزِ يَتبَعُ بَعضَهُ بَعضاً فَيَکُونُ البَأسُ مِن کُلِّ وَجهٍ وَيلٌ لِمَن نَاوَاهُم وَ لَيسَ فِي الرِّايَاتِ رَايَةٌ أَهدَي مِن رَايَةِ اليَمَانِيِّ؛ خروج سفياني [حرکت ارتجاعي از شام] و يماني [حرکت ترقي خواهانه از يمن] و خراساني، هر سه در يک سال و يک ماه و يک روز اتّفاق مي افتد و همانند دانه هاي تسبيح، يکي پس از ديگري به وقوع مي پيوندد و در هر سو خوف و وحشت خواهد بود. واي بر کسي که با آنان دشمني کند. سپس فرمود: در ميان همه اين پرچم ها، پرچمي هدايت گرتر از پرچم يماني نيست.
هِيَ رَايَةُ هُدًي لِأَنَّهُ يَدعُو إِلَي صَاحِبِکُم فَإِذَا خَرَجَ اليَمَانِيُّ حَرُمَ بَيعُ السِّلاحِ عَلَي النَّاسِ وَ کُلِّ مُسلِمٍ وَ إِذَا خَرَجَ اليَمَانِيُّ فَانهَض إِلَيهِ فَإِنَّ رَايَتَهُ رَايَةُ هُدًي وَلا يَحِلُّ لِمُسلِمٍ أَن يَلتَوِيَ عَلَيهِ فَمَن فَعَلَ ذلِکَ فَهُوَ مِن أَهلِ النَّارِ لأَنَّهُ يَدعُو إِلَي الحَقِّ وَ إِلي طَرِيقٍ مُستَقِيمٍ (۸)؛ پرچم يماني، پرچم هدايت و سعادت است، زيرا او شما را به سوي صاحبتان [بقية الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف)] مي خواند. پس هر وقت يماني خروج کرد، فروختن اسلحه بر مردم و بر هر مسلماني حرام است. پس آن گاه که او به پا خواست، با قيام او حرکت کنيد و در نهضتش شريک شويد، زيرا او پرچم دار هدايت است. روي گرداندن از آن براي مسلمانان جايز نخواهد بود و هر کس چنين کند و از پيوستن به او سرباز زند، اهل آتش خواهد شد؛ چون آن مرد يماني مردم را به حق دعوت مي کند و به راه راست مي خواند.
ب) جنبش ارتجاعي سفياني (عثمان بن عنبسة)
حرکت ارتجاعي و غير انساني سفياني از جمله علائمي است که در بسياري از احاديث عامه و خاصه مطرح شده است و همه او را چهره اي سفاک و خون آشام و مستبد معرفي کرده اند و مردم آن روز را از وضعيت حکومتي او برحذر داشته و از آن چه بر آن مردمان مي گذرد، تأسف خويش را ابراز داشته اند.
اميرمؤمنان، علي بن ابي طالب (عليه السلام) سفياني را چنين معرفي کرده است:
يَخرُجُ ابنُ آکِلَةِ الأَکبَادِ مِنَ الوَادِي اليَابِسِ وَ هُوَ رَجُلٌ رَبعَةٌ وَحشُ الوَجهِ ضَخمُ الهَامَةِ بِوَجهِهِ أَثَرٌ جُدَرِيٌّ، إِذَا رَأَيتَهُ حَسِبتَهُ أَعوَرَ، اسمُهُ عُثمَانُ وَ أّبُوهُ عَنبَسَةُ وَ هُوَ مِن وُلدِ أَبِيِ سُفيَانَ حَتِّي يَأتِيَ أَرضاً ذاتَ قَرَارٍ وَ مَعِينٍ فَيَستَوِيَ عَلَي مِنبَرِهَا (۹)؛ فرزند زن جگرخوار از صحراي خشک و سوزان خروج مي کند [وادي يابس]. او مردي چهار شانه است. داراي چهره اي وحشتناک و سري بزرگ و صورتي پرآبله مي باشد. وقتي که به قيافه و چهره او نگاه مي کني، او را يک چشم مي بيني. نامش « عثمان بن عنبسه » است. او از دودمان ابوسفيان است. خروجش ادامه دارد تا مسجد کوفه و کنار دجله را به تصرف خويش درمي آورد. [بعضي جمله ي « ذات قرار و معين » را، زمين سوريه، نزديکي دمشق دانسته اند.] سپس در آن جا بر تخت سلطنت مي نشيند.
امير بيان در جاي ديگر درباره « سفياني » گفته است:
ألا وإنّ السفيانيّ يَدخلُ البصرةَ ثَلاثَ دَخلات يُذِلُّ فيها العزيزَ و يُسبِي فيها الحريم ...؛ آگاه باشيد که سفياني سه بار به بصره يورش مي برد و داخل آن مي گردد. عزيزان آن سرزمين را به خواري مي کشاند و زنانش را به اسارت مي گيرد. نشانه خروج سفياني، اختلاف سه پرچم و علامت است که بين آنان اختلاف خواهد شد. پرچمي از مغرب که وارد مصر مي گردد و جنايات زيادي را مرتکب مي گردد و پرچمي از « بحرين »، از جزيره « أوال » از سرزمين فارس به اهتزاز در مي آيد و پرچمي از شام بر خواهد خاست.
اين فتنه و آشوب يک سال ادامه مي يابد و پس از آن مردي از فرزندان عباس خروج مي کند. اهل عراق مي گويند: گروه پابرهنگان و اصحاب آراي گوناگون آمدند. در آن هنگام اهل شام و فلسطين دچار دلهره مي گردند و به سوي سردمداران شام و مصر رو مي آورند. آنان مي گويند برويد « سفياني » را بياوريد. آنان هم سفياني را مي آورند و او با خواسته آنان موافقت مي کند و در نقطه اي از دمشق در « حرستا » فرود مي آيد و همه خويشاوندان خود [دايي ها و پسرعموها و ...] را مي خواند و در بياباني خشک در منطقه دمشق، گروه هاي طرف دار او جمع مي شوند و به او مي پيوندند. سپس در روز جمعه به همراهي همه آنان وارد مسجد جامع دمشق مي گردد و براي نخستين بار بر بالاي منبر آنان را به جهاد دعوت مي نمايد. شاميان و گروه هاي موجود دست بيعت مي دهند تا دستورهاي او را اجرا کنند؛ چه مطابق ميل آنان باشد يا نباشد. از آن جا به نقطه اي به نام « غوطه » مي رود و در اجتماع مردم، حرکت خود را آغاز مي کند و در آن جا سه پرچم با اختلاف شديد به پيکار با يک ديگر مي پردازند:
۱. پرچم سياه رنگ که عجم و ترک آن را پشتيباني مي کنند؛
۲. پرچم زرد رنگ که مربوط به فرزند عباس است؛
۳. پرچم ديگر مربوط به سفياني و سپاه اوست.
اوج درگيري در نقطه اي به نام « ازرق » خواهد بود. شصت هزار نفر کشته مي شوند. سفياني پيروز مي گردد. آن گاه افراد زيادي را قتل عام مي کند. بعد هم سرزمين هاي زيادي را تصرّف مي کند و بعد از آن به علامت ظاهري مي پردازد تا جايي که مردم همه ي جنايات او را به فراموشي مي سپارند و مي گويند آن چه را گفته اند بي اساس و دروغ است.



.....

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۲۳:۱۵
.....


سخن اميرمؤمنان (عليه السلام) وقتي بدين جا رسيد، با ناراحتي تمام فرمود:
به خدا سوگند! آنان دروغ مي گويند. نمي دانند بر امت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) از ناحيه سفياني چه سياه بختي ها و گرفتاري ها سراغ آن ها خواهد رفت. چنان چه بدانند، آن گونه سخن نمي گويند.
سفياني با گروه هاي همراهش به راه خويش ادامه مي دهد تا به اولين شهر يعني حُمص (۱۰) مي رسد و بدترين برخورد را با آنان خواهد نمود. سپس از فرات عبور مي کند و به دروازه هاي مصر مي رسد و در قريه « سبأ »، درگيري بزرگي رخ مي دهد. خشونت و شقاوت سفياني و يارانش در آن جا وحشتي را ايجاد مي کند که شهرها يکي پس از ديگري سقوط مي کند. او با غرور و تکبّر فراوان به دمشق باز مي گردد. مردم را گرد خود جمع مي کند و سپاهي سنگين جهت هجوم به مدينه [منورّة] تدارک مي بيند و آن ها را گسيل مي دهد و سپاهي جهت حمله به بغداد آماده مي نمايد.
سفياني در بغداد هفتاد هزار نفر را قتل عام مي کند و شکم سيصد زن باردار را پاره مي کند. بعد هم کوفه را مورد هجوم خويش قرار مي دهند که چشم ها گريان مي شود و دل ها را هراس بسيار زياد بر مي دارد. (۱۱)
هجوم سفيانيان به طرف حرمين شريفين [مکّه، مدينه] ادامه مي يابد.
اصبغ بن نباته گفته است در محضر مولايم، امير مؤمنان (عليه السلام) بودم. ايشان نشانه هاي ظهور را بر مي شمرد. آن گاه که به خروج سفياني و هجوم آنان به حرمين شرفين رسيد، فرمود:
لِذَلِکَ آيَاتٌ وَ عَلامَات ... خُرُوجُ السُّفيَانِيِّ بِرَايَةٍ حَمرَاءَ، أَمِيرُهَا رَجُلٌ مِن بَنِي کَلبٍ وَاثنَي عَشَرَ أَلفَ عَنَانٍ مِن خَيلِ السُّفيَانِيِّ يَتَوَجَّهُ إِلَي مَکَّةَ وَ المَدِينَةِ أَمِيرُهَا رَجُلٌ مِن بَنِي أُمَيَّةَ يُقَالُ لَهُ خُزَيمَةُ أَطمَسُ العَينِ الشِّمَالِ عَلَي عَينِهِ ظَفَرَةٌ غَلِيظَةٌ يَتَمَثَّلُ بِالرِّجَالِ لا تُرَدُّ لَهُ رَايَةٌ حَتِّي يَنزِلَ المَدِينَةَ فِي دَارٍ يُقَالُ لَهَا دَارُ أَبِي الحَسَنِ الأُمَوِيِّ يَ يَبعَثُ خَيلاً فِي طَلَبِ رَجُلٍ مِن آلِ محمد وَ قَدِ اجتَمَعَ إِلَيهِ نَاسٌ مِنَ الشِّيعَةِ يَعُودُ إِلَي مَکَّةَ أَميِرُهَا رَجُلٌ مِن عَطَفَانَ إِذَا تَوَسَّطَ القَاعَ الأبيَضَ خُسِفَ بِهِم فَلا يَنجُو إِلّا رَجُلٌ يُحَوِّلُ اللهُ وَجهَهُ إِلَي قَفَاهُ لِيِنذِرَهُم وَ يَکُونَ آيَةً لِمَن خَلفَهُم وَ يَومَئِذٍ تَأوِيلُ هَذِهِ الآيَة: (وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ)؛ (۱۲) براي ظهور [بقية الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف)] نشانه هاست؛ از جمله: خروج سفياني با پرچم سرخ است. فرمان دهي بخشي از آن را مردي از قبيله بني کلب بر دوش دارد. دوازده هزار نفر از نيروهاي سفياني به سوي مکّه و مدينه هجوم مي برند. فرمانده اين سپاه، مردي از بني اميّه به نام « خزيمه » مي باشد؛ فردي پليد و خشونت طلب که چشم چپ او کور است و پرده سفيدي روي چشمش را فرا گرفته است. خزيمه اجساد مردان زيادي را « مُثله » [اعضا و جوارح را جدا] مي کند. در بسياري از جاها غلبه مي کند تا وارد مدينه گردد. در آنجا در « خانه ي ابي الحسن اموي » استقرار مي يابد و سپس سپاهي را براي دستگيري مردي از خاندان رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرستد که جمعي از شيعيان گرد وجودش حلقه زده اند. آن گاه با سپاه خويش روانه مکّه مي گردد. فرمان دهي اين سپاه را مردي از قبيله عطفان به عهده دارد. هنگامي که اينان به نقطه اي خاص [القاع الابيض؛ صحراي سفيد] رسيدند [خداوند منّان دستور مي دهد] زمين همه آنان را در دل خود فرو مي برد و فقط يک نفر از آنان باقي مي ماند. خداوند بزرگ چهره او را دگرگون مي کند و به عقب بر مي گرداند تا درسي براي متجاوزان باشد و ديگران ببينند و عبرت گيرند. در آن هنگام آيه شريفه ذيل تأويل مي گردد: « چنان چه ببيني آنان را که سخت به هراس افتاده اند راهي جهت فرار و رهايي ندارند. آنان از نزديک ترين جهات، درگير و گرفتار خواهند بود. » (۱۳)
در روايتي ديگر، حذيفة بن يمان، صحابي بزرگ رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) از فتنه ها و درگيري هاي آخرالزّمان خبر داده است و عاقبت ننگين سُفياني خون آشام را از زبان پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) چنين حکايت نموده است:
وَ يَحُلُّ الجَيشُ النَّانِي بِالمَدِينَةِ فَيَنتَهِبُونَهَا ثَلاثَةَ أَيَّامٍ بِلَيَالِيهَا ثُمَّ يَخرُجُونَ مُتَوَجِّهِينَ إِلَي مَکَّةَ حَتِّي إِذَا کَانُوا بِالبَيدَاءِ بَعَثَ اللهُ جَبرَئيلَ فَيَقُولُ: يَا جَبرَئِيلُ اذهَب فَأَبِدهُم. فَيَضرِبُهَا [َأي يَضرِبُ الأرضَ] بِرِجلِهِ ضَربَةً يَخسِفُ اللهُ بِهِم عِندَهَا وَلا يَفلُتُ مِنهَا إِلّا رَجُلانِ مِن جُهَينَةَ (۱۴)؛ سپاه ديگر « سفياني » وارد مدينه مي گردد و آن جا را سه شبانه روز غارت مي کند. پس از آن از شهر مدينه به سوي مکّه روي مي آورد. آنان همين که به فلات بين مکه و مدينه رسيدند خداوند، جبرئيل را مأموريت مي دهد تا آنان را نابود نمايد. جبرئيل بر آن سرزمين فرود مي آيد و با پاي خويش ضربتي وارد مي سازد. زمين به فرمان خداوند همه ي آن ها را جز دو نفر از طايفه ي جهينه فرو مي برد. [که جهت اخبار به سفياني و اهل مکّه باقي خواهند ماند که وضعيت هر کدام از آنان، درس عبرتي براي آيندگان خواهد شد].
در پايان بايد گفت سفياني در مدّت حاکميت نُه ماهه اش (۱۵) پس از خرابي ها و تعدي ها و شکستن مرزهاي اعتقادي و تصرّف سرزمين هاي عراق، حجاز، سوريه، فلسطين، اردن و ... با شنيدن آمدن مصلحي بزرگ خود را آماده رزمي ديگر مي نمايد، اما ايجاد وحشت در دل او و پذيرش حق از سوي برخي از يارانش سبب تسليم شدن او مي گردد، ولي برخي ديگر او را وسوسه مي کنند. او پيمان و عهد خويش را مي شکند و با جبهه حَقّه ي بقية الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) درگير مي شود که در اندک زمان نيروهايش نابود مي گردند و حجّت خدا با سازمان دهي زيباي خويش و امدادهاي الهي، بر او و امثالش غلبه مي يابد و سپاه سفياني به صورت کامل منهدم و نابود مي گردد.
بنابر روايت ديگر، سفياني پس از نابودي لشکريانش به دست حضرت مهدي (عليه السلام) اسير مي شود. حضرت حجّت او را در جلوي دروازه بيت المقدّس در پيش چشمان مردم رنج کشيده آن منطقه اعدام مي نمايد تا بر جراحت دل مردم مرهمي گذاشته شود. (۱۶)
ادامه دارد...
پي‌نوشت‌ها:
۱. واژه « بداء » در پايان توضيح داده خواهد شد.
۲.نعماني کتاب الغيبة، ب ۱۲، ص ۲۸۹ – ۲۹۰، ح ۶.
۳.الموت الجارِف: مرگ عمومي؛ مرحوم علامه مجلسي آن را « جاذف » خوانده است که شامل مرگ هاي ناگهاني و سريع همانند سکته هاي مغزي و قلبي و تصادفات و غيره مي گردد.
۴.طبرسي، اعلام الوري، ص ۴۵۵؛ سيد علي نيلي نجفي، منتخب الأنوار المضيئة، ص ۱۷۷؛ منتخب الأثر، ص ۵۴۴، ح ۱و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۳.
۵.غيبت نعماني، ص ۲۵۲، ح ۱۱؛ ص ۲۵۲، ح ۹.
۶.همان.
۷.کمال الدين و تمام النعمة، ج۲،ص ۶۵۰، باب ۵۷، ما روي في علامات خروج القائم و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۴.
۸.بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳۰ و غيبة نعماني، ص ۲۵۳، ح ۱۳.
۹.کمال الدين و تمام النعمة، ج ۲، باب ۵۷، ص ۵۵۶، ح ۹.
۱۰.شهري که در فاصله ۱۶۰ کيلومتري شمال شرقي دمشق واقع شده است.
۱۱.الحائري، الزام الناصب، ج ۲، ص ۱۸۰.
۱۲.سبأ، آيه ۵۱.
۱۳.جلال الدين سيوطي، الدر المنثور في تفسير المأئور، ج ۶، ص ۱۱۴ – ۷۱۱ و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۷۳.
۱۴.بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۶. و معجم احاديث المهدي، ج ۱، ص ۴۸۱.
۱۵.الخرائج و الجرائح، ج ۳ ص ۱۱۵۹، ب ۲۰.
۱۶.معجم احاديث المهدي، ج ۳، ص ۳۱۳.
منبع مقاله :
زماني، احمد؛ (۱۳۹۳)، انديشه انتظار (شناخت امام عصر(عج) و چگونگي حکومت جهاني صالحان)، قم: بوستان کتاب، چاپ پنجم
نويسنده: دکتر احمد (رجبعلي) زماني

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۲۳:۱۸
http://www.montazer.ir/sites/default/files/uploaded/images/727597449.jpg

«ثاقب» در زبان عربی، به معنای سوراخ کننده و شکافنده می‌باشد. «شهاب ثاقب» به سنگ آسمانی‌ای گفته می‌شود که به‌طور ناگهانی تاریکی شب را می‌شکافد. صفت بارز و شاخص آن همین است که در تاریکی مطلق ـ که هیچ روشنایی در آن نیست ـ به صورت ناگهانی نورافشانی می‌کند. پس ظهور امام عصر(عج) هم که به شهاب ثاقب تشبیه شده‌اند، به همین صورت خواهد بود. ایشان در تاریکی محض، ظهور می‌کنند و به صورت دفعی و ناگهانی آشکار می‌شوند.
••• ظهور به‌طور ناگهانی محقّق می‌شود
مطابق آنچه از ائمّه اطهار(ع) نقل شده است، ظهور امام زمان(عج) به صورت دفعی و بدون زمینه قبلی واقع خواهد شد. حضرت ولیّ‌عصر(عج) در توقیع مبارک به جناب شیخ مفید فرموده‌اند: «فإنَّ اَمرَنا یَبْعَثُه فَجْأَةً؛۱۰ (خداوند) کار ما را به‌طور ناگهانی برمی‌انگیزد.» در حدیث دیگری امام علیّ‌بن موسی‌الرضا(ع) نقل فرموده‌اند که وقتی از پیامبر اکرم(ص) پرسیدند که قیام کننده از فرزندان شما چه وقت ظهور می‌کند، حضرت در پاسخ فرمودند:
«مَثَلُه مَثَلُ الساعَةِ التی لا یُجَلّیها لِوَقْتِها إلّا هو... لا یأتیکُم إلّا بَغْتَةً؛۱
ظهور همچون قیامت است که آن را در زمان خاصّ خودش فقط خداوند ظاهر می‌سازد... جز این نیست که به‌طور ناگهانی برایتان رخ می‌دهد.»
تعبیر «فَجْأَه» و «بَغْتَه» این دو حدیث شریف بر یک معنای صریح دلالت می‌کنند و آن این است که ظهور حضرت هنگامی واقع می‌شود که به حساب ظاهری و روی قرینه‌ها مشهود، انتظار وقوع آن نمی‌رود و انسان‌ها عموماً آمادگی و انتظارش را ندارند. دفعی و ناگهانی بودن، نقطه مقابل تدریجی بودن است. چیزی که تدریجاً واقع می‌شود، ابتدا زمینه‌ها و مقدّماتش فراهم می‌گردد، بعد آرام آرام شرایط برای رسیدن به آن آماده‌تر می‌شود و افراد کم کم آمادگی وقوع آن را پیدا می‌کنند؛ ولی ظهور امام زمان(عج) این‌گونه نیست. ایشان بدون مقدّمه و زمینه قبلی خروج می‌فرمایند و جز افراد بسیار بسیار اندک که انتظار ظهور ایشان را دارند، وضعیت اکثر مردم و شرایط عمومی به گونه‌ای نیست که بتوان نزدیکی وقوع آن را از قبل پیش‌بینی کرد. این، معنای ناگهانی و دفعی بودن فرج امام عصر(عج) است. حال که چنین است، اگر عموم مردم و اوضاع و احوال عادی بشر در غفلت و یأس از فرج الهی باشند، آیا مؤمن واقعی انتظار فرجش را از دست می‌دهد؟ آیا در هیچ شرایطی مُجاز هستیم که از ظهور مولای غایب از دیدگانمان ناامید باشیم؟ این مطلب تأکید دیگری است بر همان قاعده کلّی «کن لما لا ترجو أرجی منک لما ترجو» که در ناامیدی بسی امید است. نکته دیگری که از ناگهانی بودن ظهور حضرت مهدی(عج) فهمیده می‌شود این است که: ما نمی‌توانیم به چیزی به نام «ظهور صغری» قائل شویم؛ آن چنان‌که اخیراً در بعضی از نوشته‌ها به چشم می‌خورد. می‌گویند: «لازمه تشبیه وجود مقدّس حضرت بقیّه‌الله (ارواحنا فداه) به خورشید که در روایات متعّددی آمده، این است که: چنان‌که، خورشید بعد از غروب تا یکی دو ساعت نورش باقی می‌ماند و یک‌دفعه جهان را تاریک نمی‌کند و نمی‌گذارد فسادهایی که ناشی از یک مرتبه تاریک شدن است، ایجاد شود، در موقع طلوع هم یک‌دفعه روشن نمی‌شود؛ بلکه با یکی دو ساعت طول کشیدن، کم کم نورش ظاهر می‌شود و نمی‌گذارد ضررهایی که ناشی از روشن شدن ناگهانی است، به وجود آید. همچنین حضرت بقیّه‌الله (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) هم وقتی می‌خواهد از میان مردم، غایب شود باید غیبت صغری داشته باشد، که داشته و باید ظهور صغری نیز داشته باشد که مدّعای ماست.۲
حضرت بقیّه‌الله، ارواحنا فداه، به خورشید تشبیه شده‌اند، پس باید همه خصوصیاتی که در طلوع و غروب خورشید هست، به ایشان نسبت بدهیم. این سخن هیچ دلیل و منطقی ندارد؛ زیرا در هر تشبیهی، گوینده یکی دو وجه شباهت را قصد می‌کند و هیچ‌گاه همه خصوصیات مشبَّهٌ‌به به مشبَّه سرایت داده نمی‌شود. اگر به وجه یا وجوه شباهت، تصریح شده باشد که روشن می‌شود، و اگر جهت تشبیه مشخّص نشده باشد، معمولاً صفات بارز و شاخص مشبّهٌ‌به را به عنوان وجه شباهت تلقّی می‌کنند؛ مثلاً اگر انسان شجاع را در زبان فارسی یا عربی به شیر تشبیه می‌کنند، هرگز تمام صفات شیرـ اعمّ از حیوانیّت، درنده بودن و...ـ مورد نظر تشبیه کننده نیست؛ بلکه وجه شباهت همان ویژگی شجاعت است که صفت بارز و شاخص در شیر درنده است. اگر کسی بخواهد ویژگی دیگری از مشبّه‌به را ـ که به آن تصریح نشده است ـ به مشبّه سرایت دهد، باید قرینه و دلیل روشن اقامه کند. حال در تشبیه امام(ع) به خورشید و امام غایب به خورشید پشت ابر، آن وجوهی از شباهت که در روایت‌ها به آن تصریح شده است، محلّ بحث و گفت‌وگو نیست، ولی به جز آنچه تصریح شده صرفاً می‌توانیم صفت بارز خورشید راـ که همان منبع نور و گرمی و حیات است ـ به وجود مقدّس امام(ع) نسبت بدهیم و حق نداریم بدون ارائه دلیل و قرینه قطعی، خصوصیات دیگر خورشید را با ذوق و سلیقه شخصی برای آن حضرت اثبات کنیم.



.....

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۲۳:۲۰
....


امام باقر(ع) فرمودند:
«یَظْهَرُ کالشِّهابِ الثّاقِبِ فی اللَّیْله الظَّلْماء؛۳
امام عصر (عج) همچون سنگ آسمانیِ شکافنده در شب تاریک ظاهر می‌شوند.»
«ثاقب» در زبان عربی، به معنای سوراخ کننده و شکافنده می‌باشد. «شهاب ثاقب» به سنگ آسمانی‌ای گفته می‌شود که به‌طور ناگهانی تاریکی شب را می‌شکافد. صفت بارز و شاخص آن همین است که در تاریکی مطلق ـ که هیچ روشنایی در آن نیست ـ به صورت ناگهانی نورافشانی می‌کند. پس ظهور امام عصر(عج) هم که به شهاب ثاقب تشبیه شده‌اند، به همین صورت خواهد بود. ایشان در تاریکی محض، ظهور می‌کنند و به صورت دفعی و ناگهانی آشکار می‌شوند. این تشبیه، به روشنی نظریّه‌هایی از قبیل «ظهور صغری» را رد می‌کند. اگر کسی به قصد ایجاد سوز انتظار فرج بخواهد خدمتی در حقّ دیگران انجام دهد، به جای طرح نظریّه‌های بی‌دلیل، بهتر است آنچه را خود اهل بیت(ع) به این منظور فرموده‌اند، به خوبی بیان و تشریح کند و لازم نیست سخنی بگوید که با مبانی صحیحِ دینی در تعارض باشد. علاوه بر همه اینها، چون وقت ظهور حضرت مهدی(عج) قابل بداء است، به فرض هم که چیزی تحت عنوان «ظهور صغری» تحقّق پیدا کند، هیچ ضرورتی بر اینکه پس از آن، ظهور کامل انجام شود، وجود ندارد. این موضوع را همان نویسنده‌ای که نظریّه «ظهور صغری» را مطرح کرده است، در انتهای سخنانش پذیرفته است: «شاید این تجلیّات و این علائم و این نور که از افق سرزده (خدای ناکرده) باز منتهی به تاریکی مطلق شود. زیرا اینها تمام تحت اراده الهی است و می‌دانیم که خدا دستش باز است و هرچه بخواهد می‌کند و کسی نمی‌تواند ایرادی داشته باشد یا از او سؤالی بکند.»۴
حال که چنین است، طرح این نظریّه بدون دلیل چه فایده و اثر مثبتی می‌تواند داشته باشد؟ تجلّیات نور مقدّس امام عصر(عج) در طول غیبت کبرای ایشان وجود داشته، گاهی کمتر و گاهی زیادتر بوده است. کثرت اینها را نمی‌توان به عنوان نشانه و مقدّمه‌ای قطعی برای ظهور حضرت دانست. در عین حال، ما اطّلاع دقیقی از وضعیت شیعیان گذشته در ارتباط با امام زمان(عج) نداریم و لذا نمی‌توانیم بگوییم که در مجموع، تجلّیات حضرت در زمان ما بر شیعیان بیشتر شده است؛ بلکه بعضی از قرینه‌ها نشان می‌دهد که در بعضی از زمان‌های پیشین ارتباط مؤمنان با حضرت ولیّ‌عصر(عج) بسیار قوی‌تر بوده است. در این خصوص، ماجرایی آموزنده را از طریق معتبر نقل می‌کنیم که از چند جهت می‌تواند برای منتظران فرج حضرت مفید باشد.
••• علائم حتمی ظهور چه می‌شود؟
در بحث از ناگهانی بودن ظهور، ممکن است این اشکال به نظر برسد که با وجود علائم حتمی برای ظهور، چگونه می‌توانیم به دفعی بودن آن قائل شویم؟ اگر آن علامت‌ها قطعاً واقع می‌شوند، پس ظهور نمی‌تواند ناگهانی باشد؛ بلکه ابتدا باید نشانه‌های آن ظاهر شود و تا وقتی آن نشانه‌ها واقع نشده‌اند، امید به ظهور نمی‌توان داشت. اگر هم نشانه‌های حتمی آشکار شوند، خود مقدّمه‌ای برای ظهور خواهند بود و دیگر نمی‌توان ظهور را یک امر ناگهانی دانست. این اشکال را نویسنده بزرگوار کتاب ارزشمند «مکیال المکارم» مطرح فرموده‌اند و در پاسخ به آن دو جواب داده‌اند.۵ ما با الهام از فرمایش‌های ایشان و با استفاده از بحث بداءپذیری علائم ظهور به پاسخ از اشکال می‌پردازیم. در این مورد دو احتمال می‌توان داد: احتمال اوّل: چه بسا در وقوع این علائم، بداء صورت پذیرد و محتوم نامیدن آنها، منافاتی با ظهور بداء در مورد آنها نداشته باشد.
احتمال دوم: بدون قائل شدن به بداء، در مورد آن علائم نیز می‌توانیم ناگهانی بودن ظهور حضرت را بپذیریم. راه‌حلّ مسئله این است که ظهور حضرت را همراه با وقوع علائم آن، دفعی و ناگهانی بدانیم؛ این احتمال را حتّی اگر قائل به بداء در مورد علائم ظهور بشویم، نمی‌توانیم مردود بداینم؛ زیرا وقتی چیزی بداءپذیر باشد، نمی‌توان گفت که لزوماً واقع نمی‌شود. امکان بداء غیر از وقوع بداء است. ما در بحث از علائم ظهور، امکان بداء را در مورد آن اثبات می‌کنیم نه ضرورت وقوع آن را. بنابراین چه بسا در برخی از علائم ـ چه حتمی و چه غیرحتمی ـ بداء صورت نگیرد؛ ولی در عین حال، ظهور حضرت دفعی و ناگهانی باشد. رمز مطلب این است که نشانه‌های ظهور را بسیار نزدیک و بلکه مقارن با خود ظهور بدانیم. در این‌صورت هم می‌توانیم قائل به وقوع بعضی از علائم ظهور بشویم و هم اصل ظهور را تدریجی ندانیم. ممکن است گفته شود که: در روایت‌ها برای بعضی علائم ظهور مدّت زمانی معیّن شده است که با وجود آن زمان، نمی‌توانیم وقوعش را نزدیک و بلکه مقارن با خود ظهور بدانیم. مثلاً در مورد خروج سفیانی، مدّتی که در بعضی روایت‌ها معیّن شده است، پانزده ماه می‌باشد و این زمان با نزدیکی و مقارنت آن با اصل ظهور سازگاری ندارد. به این سؤال می‌توان چنین پاسخ داد: بنا بر احتمالی که از مرحوم علّامه مجلسی در نقل شده است، چه بسا در اصل خروج سفیانی بداء نشود، ولی در مدّت زمان خروجش، بداء صورت بگیرد و اینکه در حدیث فرموده‌اند: در امر محتوم هم امکان بداء وجود دارد، می‌تواند اشاره به بداء در خصوصیات نشانه‌ای، مانند خروج سفیانی باشد. به هر حال اگر وقوع علامتی از علائم بسیار نزدیک به اصل ظهور باشد، به ناگهانی بودن آن لطمه وارد نمی‌سازد. مثلاً درباره کشته شدن «نفس زکیّه» که جزو علائم حتمی ظهور دانسته شده،۶ از امام صادق(ع) چنین نقل شده است:
«لَیس بینَ قیامِ قائم آل محمّدٍ(ص) و بینَ قَتْلِ النّفْسِ الزَّکیَّةِ اِلّا خَمْسَةَ عَشَرَ لَیْلَةً؛۷
فاصله میان قیام قائم آل‌محمّد(ص) و کشته شدن نفس زکیّه فقط پانزده شب است.»
این مقدار فاصله زمانی با ظهور حضرت، لطمه‌ای به ناگهانی بودن آن نمی‌زند. اگر واقعاً چنین شود، عرفاً این دو حادثه را مقارن یکدیگر می‌شمارند. علاوه بر اینکه چه بسا درباره این پانزده شب هم بداء صورت بگیرد، بدون آنکه در اصل کشته شدن نفس زکیّه بداء شود. همچنین است در مورد «ندا» یا «صیحه» که آن هم از علائم حتمی به شمار آمده،۸ ولی ممکن است در زمان وقوعش بداء شود. مثلاً اینکه فرموده‌اند ندا در شب بیست و سوم ماه رمضان است و قیام حضرت در روز عاشورا، که فاصله این دو با یکدیگر بیش از سه ماه می‌باشد، چه بسا در اصل، ندا و صیحه آسمانی بدائی صورت نگیرد؛ ولی در فاصله آن با ظهور بداء حاصل شود. پس می‌توان گفت: همه اینها امکان‌پذیر است و وقوع همه علائم یا بعضی از آنها با ناگهانی بودن ظهور قابل جمع می‌باشد. آنچه در این بحث باید به عنوان یک اصل مسلّم و قطعی تلقّی گردد، همین است که انتظار فرج امام زمان(عج) در هر سال و هر ماه و هر هفته و هر روز و بلکه هر ساعت و هر لحظه در دل و ذهن مؤمن زنده بماند؛ این اصلی است که به هیچ وجه نباید مخدوش گردد.

......

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۰۸, ۲۳:۲۱
......


••• یأس از ظهور یک لحظه هم پذیرفته نیست
نتیجه بسیار مهمّی که از اعتقاد به بداءپذیر بودن وقت ظهور و ناگهانی بودن آن به دست می‌آید این است که: امر فرج امام زمان(عج) متوقّف بر حصول زمینه و مقدّمه‌ای که با دفعی بودن آن منافات داشته باشد، نیست. بنابراین ناامیدی از امر فرج در هیچ مدّت زمانی، هر چند کوتاه روا نیست؛ بلکه حال انتظار فرج همیشه و در هر لحظه باید در مؤمن وجود داشته باشد. این معنا با تعابیر مختلف در احادیث ذکر شده است. امام هادی(ع) چنین فرموده‌اند:
«اِذا رُفِعَ عَلَمُکُم مِن بَینِ اَظْهُرِکم، فَتَوقَّعُوا الفَرَجَ مِنْ تَحتِ اَقدامِکم؛۹
هرگاه نشانه شما از میان شما برداشته شود، از زیر پاهایتان منتظر فرج باشید.»
«عَلَم» به معنای نشانه و پرچم است. و به امام(ع) عَلَم اطلاق می‌شود چون ایشان نشانه ایمان، توحید، تقوا و... هستند (اَعْلامُ التُّقی)۱۰ و مسیر هدایت به وسیله ایشان ـ و تنها به وسیله ایشان ـ شناخته می‌شود. برداشته شدن این عَلَم از میان مردم، می‌تواند به معنای پنهان شدن ایشان از دیدگان مردم باشد؛ البتّه با غیبت امام(ع) همه جنبه‌های نشانه بودن ایشان رفع نمی‌شود و تنها بخشی از آن برداشته می‌شود. انتظار فرج از زیر پاـ مطابق توضیح مرحوم علّامه مجلسی ـ ممکن است کنایه از ظهور ناگهانی باشد. چون وقتی می‌گویند از زیر پاها، یعنی همانجا که ایستاده‌ای منتظر فرج باش نه اینکه از آنجا بگذری تا فرج فرا برسد، همانجا که هستی بدون آنکه قدم برداری آماده ظهور باش. پس این حدیث شریف دلالت بر وجوب انتظار فرج در هر زمان و هر مکان می‌کند. حدیث دیگر از حضرت باقرالعلوم(ع) است که می‌فرمایند: «اِذا اشْتَدَّت الحاجَةُ و الفاقَةُ و اَنکَرَ الناسُ بعضُهم بعضاً فَعِندَ ذلکَ تَوقَّعُوا هذا الاَمرَ صَباحاً و مَساءً؛ وقتی که فقر و نیازمندی شدّت یابد و مردم یکدیگر را انکار کنند، در آن زمان صبح و شام منتظر ظهور باشید.»
انتظار شب و روز به این معناست که اگر در یک شب حضرت ظهور نفرمودند، فردای آن شب ـ در روزـ باید منتظر بود، و اگر در روز ظهور نکردند، همان شب احتمال فرج وجود دارد. این‌طور نیست که اگر شبی ظهور واقع نشد، دیگر تا شب بعد بتوان از آن ناامید بود و نیز اگر در روزی ظهور واقع نشد، نمی‌توان گفت که همان شب ـ یعنی قبل از آنکه روز بعد بیاید ـ احتمال فرج وجود ندارد. راوی می‌گوید: فقر و نیازمندی را فهمیدیم که چیست. اینکه مردم یکدیگر را انکار کنند، یعنی چه؟ حضرت فرمودند:
«یَأتِی الرجُلُ أخاه فی حاجةٍ فَیَلقاهُ بِغَیرِ الوَجْهِ الذی کانَ یَلْقاه فیه و یُکَلِّمُهُ بِغَیرِ الکَلامِ الذی کانَ یُکَلِّمُهُ؛۱۱
کسی برای رفع نیازی به برادر دینی‌اش مراجعه می‌کند ولی او آن‌طور که قبلاً با او برخورد می‌کرد (وقتی حاجتی نداشت) با او برخورد نمی‌کند و آن‌طور که قبلاً با او حرف می‌زد، حرف نمی‌زند.»
منظور این است که روابط بین مؤمنان طوری سرد می‌شود که وقتی یکی از آنها احتیاجی به دیگری پیدا می‌کند، او برخورد خوبی از خود نشان نمی‌دهد و آن‌طور که قبلاً او را تحویل می‌گرفت، تحویل نمی‌گیرد. این نشان می‌دهد که مسائل مادّی ارزش بیشتری از رابطه دینی و ایمانی پیدا می‌کند. در چنین شرایطی باید صبح و شام منتظر فرج بود. تعبیر صبح و شام هم نظیر تعبیر شب و روز، همیشگی بودن انتظار فرج را می‌رساند. خلاصه اینکه یأس از فرج الهی و ظهور امام زمان(عج) از بزرگترین گناهان کبیره است که نه به صورت دائمی و کلّی و نه به شکل موقّت و جزیی، حتّی برای یک ساعت و لحظه هم از مؤمن پذیرفته نیست. علاوه بر این ادلّه، احادیثی که تعیین کردنِ وقت برای ظهور را حرام دانسته‌اند نیز بر این مقصود دلالت می‌کنند؛ زیرا به تعبیر مرحوم صاحب مکیال:۱۲ اگر کسی ظهور حضرت را در مدّت زمان معیّنی نفی کند، مثلاً بگوید تا چند سال آینده یا چند ماه بعد، ظهور واقع نمی‌شود، در حقیقت به همین مقدار برای آن تعیین وقت کرده است و مقتضای ناامیدی از ظهور حضرت در یک زمان خاص، همین است.
پی‌نوشت‌ها:
۱. کمال‌الدین باب ۳۵، ح ۶.
۲. آیا ظهور نزدیک است، ص ۱۳۵ و ۱۳۶.
۳. بحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۷۸.
۴. آیا ظهور نزدیک است، ص ۱۴۲.
۵. مکیال المکارم، ج ۲، ص ۱۶۰ و ۱۶۱.
۶. اثبات الهداه، ج ۷، ص ۴۲۲، ح ۹۹، از امام صادق (ع): و النداء من المحتوم... و قتل النفس الزکیه من المحتوم.
۷. کمال الدین باب ۵۷، ح ۲.
۸. کمال الدین باب ۵۷، ح ۲.
۹. اصول کافی، کتاب الحجه، بابٌ فی الغیبه، ح ۲۴.
۱۰. زیارت جامعه کبیره (بحارالأنوار، ج ۱۰۲، ص ۱۲۸).
۱۱. بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۱۸۵، ح ۹.
۱۲. مکیال المکارم، ج ۲، ص ۱۵۸.
به نقل از نورپرتال

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۱۳, ۰۳:۱۲
http://www.montazer.ir/sites/default/files/uploaded/images/1962232993.jpg

فریاد روح بخش آسمانی از مشهورترین علائمی است که در روایات بر آن تصریح گردیده است.این فریاد توسط فرشته وحی ( جبرائیل امین ) در همه ی کره زمین پخش خواهد شد، به طوری که هر فردی آن را به زبان خویش می شنود و از آن آگاهی می یابد و هیچ گونه سرگرمی و اشتغال سبب غفلت از آن نمی شود.ابوحمزه ی ثمالی (رضی الله) در محضر امام صادق (علیه السلام) از صیحه ی آسمانی پرسید: « فکیف یکون النداء »؛ آن ندای آسمانی چگونه است؟! امام معصوم (علیه السلام) پاسخ داد:
ینَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَوَّلَ النَّهَارِ یسمَعُهُ کُلُّ قَومٍ بِأَلسِنَتِهِم... (۱)؛ فریاد گری در آغاز روز در آسمان، صیحه ای سر خواهد داد؛ به طوری که هر جامعه و ملتی به زبان خویش آن را می شنوند.
در حدیثی دیگر امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود:
ینَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسمِ القَائِمِ (علیه السلام) فَیسمَعُ مَن بِالمَشرِقِ وَ مَن بِالمَغرِبِ لا یبقَی رَاقِدٌ إلّا استَیقَظَ وَلا قَائمٌ إِلّا قَاعِدٌ إِلّا قَامَ عَلَی رِجلَیهِ، فَزَعاً مِن ذَلِکَ الصَّوتِ، فَرَحِمَ اللهُ مَنِ اعتَبَرَ بِذَلِکَ الصَّوتِ فَأَجَابَ فَإِنَّ الصَّوتَ الأَوَّلَ هُوَ صَوتُ جَبرَئِیلَ... (۲)؛ از آسمان ندا کننده ای با نام قائم [آل محمد] (علیه السلام) ندا می دهد؛ به طوری که هر فردی در شرق و غرب جهان صدای او را می شنود. [وحشت و اضطراب از ناحیه این فریاد طوری است که] خفته ای نمی ماند مگر این که بیدار می گردد و ایستاده ای نیست مگر آن که در جای خود می نشیند و نشسته ای باقی نمی ماند مگر این که به پا می خیزد. پس رحمت الهی سزاوار آنانی است که از آن ندای ملکوتی پند گیرند و پاسخ مثبت دهند، زیرا آن ندای اول، ندای جبرئیل امین است.

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۱۳, ۰۳:۱۴
.....


به طور مسلّم در پی پخش صوت آسمانی فرشته امین، سُرور مستضعفان و انسان های مؤمن را فرا می گیرد؛ به ویژه آنانی که در آوارگی و یا در بند به سر می برند و گرفتار سیستم جنایت کاران و زورگویان جهانند. از سوی دیگر اضطراب، ترس و دلهره، قلب ستم کاران عالم را فرا خواهد گرفت، زیرا احساس می کنند عمر ظالمانه و اقتدار پوشالیشان در هم می ریزد و از جنایات پنهان و آشکارشان پرده برداشته می شود و می فهمند که مُنتقم حقیقی حضرتِ حق، کار خویش را آغاز کرده است.
این صیحه ی آسمانی که آغازگر عدالت جهانی و ظلم ستیزی اوست سبب می شود همه ی آسمانیان پیش از مردم روی زمین و زمینیان به یاری اش بشتابند. معادن و گنجینه های طبیعت در برابر او سر تعظیم فرود آورند و در همراهی و یاری دادنش هیچ گونه بخل نورزند. آسمان بارش رحمت را آغاز می کند و ابرها در جای مناسب، خود را تخلیه می نمایند. کوه سارها، چشمه ها، دریاها و... مظهر صفت جواد بودن خالق هستی را به مرحله ظهور و بروز می گذارند.
به امید آن که شنونده آن صیحه ی الهی باشیم و در سایه پربرکت او چند صباحی، طعم زندگی و حیات طیبه را در مدینه فاضله مهدوی بچشیم.



.....

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۱۳, ۰۳:۱۶
.....



زمان و محتوای صیحه ی آسمانی

مجموعه روایات، حکایت از آن دارد که صیحه ی آسمانی یک سال پیش از ظهور مُصلح حقیقی، حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در ماه های رجب، رمضان و محرّم الحرام اتفاق می افتد. این ندا در مقاطع مختلف و با عبارت های گوناگون شنیده خواهد شد. در اینجا سه نمونه از آن احادیث را می آوریم:
۱. عن الحسن بن محبوب عن الرضا (علیه السلام) سأله و... ما ذلک النداء؟
قال: ثَلاثَةُ أٌصوَاتٍ فِی رَجَبٍ: أَوَّلُهَا: أَلا لَعنَةُ اللهِ عَلَی الظّالِمِینَ، وَ الثَّانِیة: أَزِفَتِ الآزِفَةُ یا مَعشَرَ المُؤمِنینَ، وَ الثَّالِثة: یرَونَ بَدَناً بَارزاً مَعَ قَرنِ الشَّمسِ ینَادِی أَلا إِنَّ اللهَ قَد بَعَثَ فُلاناً عَلی هَلاکِ الظّالِمِینَ فَعِندَ ذَلِکَ یأتِی المُؤمِنینَ الفَرَجُ وَ یشفِی اللهُ صُدُورَهُم وَ یذهِب غَیظِ قُلُوبِهِم؛ (۳) حسن به محبوب از محضر علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) پرسید: آن صیحه و ندای روح بخش چیست؟ امام (علیه السلام) فرمود: در ماه رجب سه فریاد و صیحه در آسمان، طنین انداز می شود.
۱. آگاه باشید نفرین خدا و دوری از رحمت او شامل ستم کاران است.
۲. ای مؤمنان! آن حادثه عظیم [ غافل گیر کننده ] نزدیک است.
۳. انسانی را با جسمی شفاف در نزدیکی و همزمان طلوع خورشید می بینند که فریاد می زند: آگاه باشید همانا خداوند فلانی [ محمد بن الحسن العسکری ] را برانگیخت تا ظالمان را نابود کند.
پس در آن هنگام همه ی مؤمنین گشایش و فرج الهی را می بینند. قلب هایشان آرامش بیشتر پیدا می کند و خشم و کینه های فرو رفته از بین خواهد رفت.
۲. قال الباقر (علیه السلام): یکونُ الصَّوتُ فِی شَهرِ رَمَضَانَ فِی لَیلَةِ جُمُعَةٍ لَیلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشرِینَ فَلا تَشُکُّوا فِی ذَلِکَ واسمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ فِی آخِرِ النَّهَارِ صَوتُ المَلعُونی إِبلِیسَ ینَادِی: أَلا إِنَّ فُلاناً قُتِلَ مَظلُوماً، لِیشَکِّکَ النَّاسَ وَ یفتِنَهُم فَکَم فی ذَلِکَ الیومَ مِن شَاکٍّ مُتَحَیرٍ قَد هَوَی فِی النَّارِ فَإِذَا سَمِعتُمُ الصَّوتَ فِی شَهرِ رَمَضَانَ فَلا تَشُکُّوا فِیهِ إِنَّهُ صَوتُ جَبرَئیلَ وَ عَلامَةُ ذَلِکَ أَنَّهُ فَإِذَا سَمِعتُمُ الصَّوتَ فِی شَهرِ رَمَضَانَ فَلا تَشُکُّوا فِیهِ أِنَّهُ صَوتُ جَبرَئِیلَ وَ عَلامَةُ ذَلِکَ أَنَّهُ ینَادِی بِاسمِ القَائِمِ وَاسمِ أَبِیهِ حَتَّی تَسمَعَهُ العَذرَاءُ فِی خِدرِهَا فَتُحَرِّصُ أَبَاها وَ أَخَاهَا عَلَی الخُرُوجِ، (۴) امام باقر (علیه السلام) فرمود: ندای آسمانی در ماه رمضان، در شب جمعه شب بیست و سوم خواهد بود. پس در آن تردید نکنید، بشنوید و اطاعت کنید. در پایان آن روز صدای ابلیس رانده شده به گوش می رسد او می گوید: « بدانید فلانی، مظلومانه کشته شده است » برای این که مردم را گرفتار حیرت و دودلی کند و در دام فتنه بیندازد پس چه بسا افراد بسیاری که در آن روز سرگردان شوند و به سوی آتش الهی سوق داده شوند. پس چنان چه در ماه رمضان ندایی شنیدید، در آن تردید نکنید که صدای جبرئیل امین خواهد بود و نشان آن این است که او به نام « قائم و اسم پدرش » ندا و فریاد خواهد زد تا آن جا که دختر باکره از پس پرده (حجاب) بشنود و پدر و برادر خویش را ترغیب به خروج کند.

.....

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۱۳, ۰۳:۱۸
.....


۳. عن أبی بصیر عن أبی عبدالله (علیه السلام): ینادی باسمِ القائمِ (علیه السلام) فی لیلةِ ثلاثٍ و عشرینَ و یقومُ فی یومِ عاشوراءَ و هو الیومُ الذی قُتِلَ فیه الحسینُ بنُ علی (علیهما السلام) لَکَأَنّی به فی یومِ السَبتِ العاشِر من المُحَرّمِ قائماً بینَ الرُکنِ والمقامِ جبرئیلُ (علیه السلام) عَن یمینه ینادی البیعةَ لِلهِ، فتَصیرُ إلیهِ شیعَتُه من أطراف الأرضی تُطوی لهم طیاً حتی یبایعُوه فیملَأُ اللهُ به الأرضَ عَدلاً کما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً (۵)؛ ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: در شب بست و سوم به نام قائم [آل محمد] (علیه السلام) فریاد آسمانی بلند می شود و در روز عاشورا (همان روزی که حسین بن علی (علیهما السلام) به شهادت رسید) گویا می بینم که روز شنبه، دهم محرّم الحرام، مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در بین رکن و مقام ابراهیم (علیه السلام) ایستاده، در حالی که جبرئیل در سمت راستش فریاد بر می آورد: « برای خدا بیعت کنید ». تا با بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیعت نمایند. پس خداوند به واسطه او زمین را پر از عدل و داد کند؛ همان طور که از ستم و تجاوز پر شده باشد.
در حدیث فوق گویا شب بیست و سوم متعلّق به رمضان باشد و فریاد و ندای روح بخش که اعلان بیعت در دهم محرّم الحرام با آن حضرت است، در شنبه روز عاشورا واقع شود. پس روایت فوق بیان گر دو صیحه در ماه رمضان و محرّم است.د) فرو رفتن سپاه سفیانی در سرزمین بَیداء (۶)عبارت « الخسف بالبیداء » که همان فرو بردن زمین است، در روایات زیادی به آن اشاره شده است و در دومین علامت [جنبش ارتجاعی سفیانی و عاقبت وخیم آنان] به تبیین اجمالی آن پرداختیم و چون این نشانه از نشانه های حتمی به شمار رفته است و نه تنها در بین سرزمین مکّه و مدینه بلکه در جاهای دیگر نیز واقع می شود، از این رو مقدار بیشتری به بررسی آن می پردازیم:
در واژه نامه ها آمده است: خَسَفَ المکان یعنی آن جایگاه بر زیر آب فرو رفت و غرق شد و نیز نسبت به خسوف ماه می گویند: ماه گرفت و بی نور شد، گویا محو گردید. خسوف الشمس یوم القیامة؛ محو شدن در فضا، گویا در سوراخی پنهان گشته است و یا گفته شده: خَسَفَتِ العینُ؛ یعنی چشم به کاسه فرو رفت و پنهان شد. (۷)
در قرآن کریم آمده است:
(فَكُلًّا أَخَذْنَا بِذَنبِهِ فَمِنْهُم مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَیهِ حَاصِبًا وَمِنْهُم مَّنْ أَخَذَتْهُ الصَّیحَةُ وَمِنْهُم مَّنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَمِنْهُم مَّنْ أَغْرَقْنَا وَمَا كَانَ اللَّهُ لِیظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ یظْلِمُونَ)؛ (۸)
ما هر یک از آنان [مستکبران و ستمکاران] را به نتایج گناهانشان کیفر دادیم. بر بعضی از آنان طوفانی از سنگریزه فرستادیم و برخی از آنان را با صیحه آسمانی نابود کردیم و بعضی دیگر را در زمین فرو بردیم و برخی دیگر را غرق نمودیم. خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، ولی آنان خود بر خویشتن ستم روا داشتند و کیفر اعمالشان را چشیدند.
در جای دیگر فرموده است:
(إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَیهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِیبٍ)؛ (۹)
اگر ما بخواهیم آنان را [ با یک زمین لرزه ] در زمین فرو می بریم و یا قطعه هایی از سنگ های آسمان را بر آن ها فرو می ریزیم. در این ها نشانه ای است (بر قدرت خدا) برای هر بنده ی توبه کار.
پس خسف، شکاف عمیق و عظیمی است که در زمین پدیدار می شود و بدان واسطه حفره و گودال های وسیعی که عرض و طول و ابعاد دیگر آن نامعلوم است ایجاد می گردد. آن گاه آن چه در ظاهر و پوسته روی زمین است، اعم از انسان، حیوان و اشجار و غیره را می بلعد و میلیون ها تُن خاک و گل و لای را نثار آنان می نماید و همگی را به کام مرگ می کشاند.
درباره سپاه سفیانی، آنان برای جست و جوی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و به قصد پیکار با آن نور الهی به مدینه منوّره می روند. قتل و کشتار فراوانی را مرتکب می شوند و سپس برای دست یابی به آن ذخیره الهی به سوی مکّه مکرّمه می شتابند. در بین راه به صحرای گشاده و وسیعی برخورد می کنند که ناگاه وعده الهی تحقق می یابد. به آن سرزمین مأموریت داده می شود تا نظامیان سفیانی را در آن منطقه ببلعد و همه نیروهای آنان را به همراه تجهیزاتشان نابود کند و در دل خود نگه دارد.

......

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۱۳, ۰۳:۲۰
......


قال رسولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): یخرجُ رجلٌ یقال له السفیانی فی عُمقِ دمشق و عامّةُ مَن یتبَعُه من کلبٍ فیقتلُ حتّی یبقِرَ بطونَ النساءِ و یقتلُ الصبیانَ فتَجمعُ لهم قَیسٌ فیقتُلُها حتّی لا یمنَع ذَنَبَ تَلعَةٍ وَ یخرجُ رجلٌ من أهلِ بیتی فی الحرم فیبلُغ السفیانی فیبعثُ إلیه جنداً من جُندِه فیهزمُهم فیسیرُ إلیه السفیانی بمن معه حتّی إذا ببیداءَ من الأرضِ خَسِفَ بهم فلا ینجو منهم إلّا المُخبِرَ عنهم؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مردی به نام سفیانی از داخل دمشق خروج می کند که پیروان او همگی از قبیله [ بنی ] کلب هستند. او و نیروهای نظامی همراهش دست به کشتار مردم زنند تا آن جا که شکم زنان را پاره کنند و کودکان داخل رحم را بیرون کشند و سپس سرشان را جدا سازند. طائفه و قبیله ی بنی قیس بر علیه آنان به پا خیزند که سفیانی همه ی آنان را می کشد و هیچ کس از آن ها را باقی نخواهد گذارد؛ حتّی کسانی که در کنار چشمه و آبراه کوچکی باقی مانده باشند. در آن هنگام مردی از اهل بیت من در حرم امن الهی حرکت می کند. آوازه نهضت او به گوش سفیانی می رسد. سفیانی یک سپاه از سپاهیان خود را به جنگ آن حضرت می فرستد که همگی از بین می روند.سپس سفیانی به همراه لشکریان باقی مانده ی خویش به عزم حرم مکّی حرکت می کند تا به سرزمین وسیع و گسترده می رسد. در آن جا او و همراهانش را زمین فرو می برد و هیچ فردی جز کسی که خبر فرو رفتن آنان را برساند از آن مهلکه رهایی نمی یابد. (۱۰)
در روایتی دیگر امام صادق (علیه السلام) فرمود: سیدنَا القَائِمُ (علیه السلام) مُسنِدٌ ظَهرَهُ إِلَی الکَعبَةِ... ثُمَّ یقبِلُ عَلَی القَائِمِ (علیه السلام) رَجُلٌ وَجهُهُ إِلَی قَفَاهُ وَ قَفَاهُ إِلَی صَدرِهِ وَ یقِفُ بَینَ یدَیهِ فَیقُولُ یا سیدی! أَنَا بَشِیرٌ أَمَرَنِی مَلَکٌ مِنَ المَلائِکَةِ أَن أَلحَقَ بِکَ وَ أُبَشِّرَکَ بِهَلاکِ جَیشِ السُّفیانِی بِالبَیدَاء؛ سرورما قائم (علیه السلام) بر کعبه تکیه می دهد... در آن هنگام مردی از راه دور می رسد؛ در حالی که چهره اش به عقب و پشت سر برگشته و پشت گردنش به طرف سینه اش متمایل می باشد. او در برابر امام عصر (علیه السلام) می ایستد و می گوید: ای سرور من! تو را مژده دهم یکی از فرشتگان به من دستور داده است که خودم را به تو برسانم و بشارت دهم که سپاهیان بد سیرت سفیانی در صحرای وسیعی میان مکّه و مدینه نابود گردیدند و زمین همگی را فرو برد.
آن مرد همه ی ماجرا را تعریف می کند و سپس به دست بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) توبه می نماید. امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با دست خویش چهره او را به حالت سلامت بر می گرداند و او نیز دست بیعت به اصلاح گر بزرگ جهانی می دهد و با یاران آن حضرت همراه می گردد. (۱۱)
در احادیث دیگر سخن از خسف و فرو رفتن زمین در غرب و شرق و نیز جزیرة العرب مطرح شده است که ما به همین مقدار بسنده می کنیم.هـ) کشته شدن نفس زکیهشهادت مظلومانه جوانی از سلاله ی پاک رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در بین رکن و مقام در حرم مکّی به دست دژخیمان حاکم بر آن سرزمین، از دیگر نشانه هایی است که آن را « محتوم » دانسته اند.
شهادت این پیام آور پاک دل، پانزده روز قبل از ظهور بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اتّفاق خواهد افتاد. این سید حسنی [ و یا حسینی ] تنها فرستاده امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که از سوی آن حضرت مأموریت پیدا می کند تا پیام حیات بخش آن فروغ آسمانی را به مردم مکّه برساند؛ پیامی که حاوی عدالت، عزّت، رهبری امام معصوم و حیات مجدّد برپاداران قسط و داد است. در این پیام بدون هیچ گونه اهانت و جسارتی، مردم مکّه را به یاری می طلبد و از آنان استمداد می جوید. لکن برخی از آنان بر او هجوم می آورند و او را بدون هیچ گناه و جرمی می کشند و سر از بدن او جدا می نمایند.
امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: وَ قُتِلَ غُلامٌ مِنَ آلِ محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بَینَ الرُّکنِ وَ المَقَامِ اسمُهُ محمّد بنُ الحَسَنِ النَّفسُ الزَّکِیة؛ و نیز از علائم مسلّم، کشته شدن جوانی از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در بین رکن حجر الاسود و مقام ابراهیم (علیه السلام) می باشد. نام این جوان « محمد بن الحسن » است. او انسان بی گناه و پاک باخته ای است [ که به شهادت می رسد ]. (۱۲)
در جای دیگر امام ششم، جعفر بن محمد الصادق (علیهما السلام) فرمود: لَیسَ بَینَ قِیامِ قَائِمِ آلِ محمّد وَ بَینَ قَتلِ النَّفسِ الزَّکِیةِ إِلّا خَمسَ عَشرَةَ لَیلَة؛ بین ظهور قائم آل محمد و شهادت نفس زکیه جز پانزده شب فاصله ای نخواهد شد. (۱۳)

ظهور خورشید عالم تاب پس از شهادت نفس زکیه

کشته شدن جوانی از خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، آن هم فرستاده و پیام آور بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دست مردم مکّه (در جایی که برای همه جهانیان حرم امن الهی است) بسیار دشوار و سنگین است. از این رو فرج بقیة الله فرا می رسد و جهان، عطر و بوی عدالت و مدینه ی فاضله را استشمام می نماید.
در این جا به آن چه ابوبصیر از امام محمد باقر (علیه السلام) نقل کرده است اکتفا می کنیم:
ابوبصیر حدیثی طولانی از آن حضرت نقل کرده است تا به چگونگی فرستادن سید حسنی از سوی حضرت مهدی – صلوات الله علیه – رسیده است آن گاه فرموده است:
یقُولُ القَائِمُ (علیه السلام) لأَصحَابِهِ یا قَومِ! إِنَّ أَهلَ مَکَّةَ لا یرِیدُونَنی وَ لَکِنِّی مُرسلٌ إِلَیهِم لأَحتَجَّ عَلَیهِم بِمَا ینبَغِی لِمِثلِی أَن یحتَجَّ عَلَیهِم...؛ حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به یاران خویش می گوید: ای اصحاب من! مردم مکّه خواهان ما نیستند، اما ما برای اتمام حجّت و تبیین حق به نحوی شایسته سفیری را به سوی آنان روانه می کنیم.
از این جهت مردی از یاران خویش را فرا می خواند و فرمان می دهد تا به سوی مردم مکّه حرکت کند و به آنان بگوید: « هان ای مکّیان! من فرستاده [امام] مهدی (علیه السلام) هستم. آن حضرت به شما می گوید:
مردم! ما خاندان مهر و محبّت و رحمتیم. ما محور و مرکز رسالت و امامت و زعامتیم. ما نسل پاک محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلاله همه پیامبران الهی هستیم.
ما تا به حال مظلوم زیسته ایم. بر ما ستم گردیده است. فشار و بیداد را بر ما روا داشته اند. حقّ مسلّم ما از هنگام رحلت رسول گرامی اسلام تاکنون به غارت رفته و مقام و موقعیت و جایگاه ما نادیده گرفته شده است. اینک از شما می خواهیم که به یاری حق و عدالت بشتابید و ما را یاری کنید. »
آن گاه که این جوان پاک و شجاع این پیام الهی را می رساند، اهل باطل و شرارت پیشگان بر او حمله می کنند و سر او را در میان رکن حجرالاسود و مقام ابراهیم (علیه السلام) از تن جدا می نمایند. او همان نفس زکیه است. وقتی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از برخورد بی خردانه اهل مکّه باخبر می شود رو به یاران می کند و می گوید: مگر نگفتم اهل مکّه خواهان ما نیستند؟! سپس می فرماید: « نسبت به آنان ساکت باشید » تا این که خود به همراه ۳۱۳ نفر از یاران خویش از منطقه طُوی ظهور می کند. یاران او به تعداد یاران رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در غزوه ی بدر هستند. او وارد مسجدالحرام می گردد. در مقام ابراهیم (علیه السلام) چهار رکعت نماز می گزارد و بر حجرالاسود تکیه می زند. سپس قیام جهانی خویش را به امر الهی آغاز می کند. (۱۴)ادامه دارد...

......

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۱۳, ۰۳:۲۸
پی‌نوشت‌ها:

1.بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۸. در بعضی روایات آمده است: یسمع کل قوم بلسانهم (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۴.)
۲.غیبت نعمانی، ص ۲۵۴، ب ۱۴، ح ۱۳ و عقدالدّرر، ص ۱۰۵.
۳.لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، ص ۵۴۸.
۴.غیبت نعمانی، ب ۱۴، ح ۱۳، ص ۳۵۸ (مُترجَم) و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳۰.
۵.علامه حلّی، المستجاد من کتاب الارشاد، ص ۷ – ۵۰۶ و علامه اربلی، کشف الغمة، ج ۲، ص ۴۶۲.
۶.بَیداأ؛ در جنوب مدینه ی منوّره بعد از میقات آبارعلی (ذوالحلیفه) به طرف مکه مکرّمه واقع شده و صحرای وسیعی است که ده ها کیلومتر را شامل می شود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آبارعلی محرم گردید و در « بیداء » تلبیه گفته است (عاتق بن غیث البلادی، معجم معالم الحجاز، ج ۱، ص ۲۶۳).
۷.خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۴، ص ۲۰۱ و طریحی، مجمع البحرین، ج ۵، ص ۴۴.
۸.عنکبوت، آیه ۴۰.
۹.سبأ، آیه ۹.
۱۰.آثار الصادقین، ج ۲۹، ص ۳۷۲، شماره حدیث (م ۴۱۴۰۵ – ح ۱۵) به نقل از عقد الدرر، ص ۷۳.
۱۱.بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۰ و الزام الناصب، ج ۲، ص ۲۵۹.
۱۲.صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۳۰؛ الطبرسی، اعلام الوری، ص ۵۳۴ و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۱، علامات ظهوره (صلی الله علیه و آله و سلم).
۱۳.الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۶۲ و شیخ طوسی، الغیبة، ص ۴۴۵ [ ذکر طرف من العلامات الکائنه قبل خروج..]
۱۴.بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۷.منبع مقاله :
زمانی، احمد؛ (۱۳۹۳)، اندیشه انتظار (شناخت امام عصر(عج) و چگونگی حکومت جهانی صالحان)، قم: بوستان کتاب، چاپ پنجم

Partofar
۱۳۹۳/۱۲/۱۷, ۲۰:۳۰
نتانیاهو در کنگره آمریکا:

از همه زحمات اوباما برای اسرائیل‌سپاسگزارم/ اکنون ایران بر چهار پایتخت عربی و دو تنگه مهم سیطره دارد




نخست وزیر رژیم اسرائیل گفت: ایران بر صنعا، بغداد، دمشق و بیروت، سیطره یافته است.

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/12/12/930504_150.jpg

"بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر رژیم صهیونیستی در سخنرانی خود در کنگره گفت که سخنرانی من در کنگره با اهداف سیاسی نیست.

وی در ادامه سخنانش گفت: مهم نیست که کدام طرف قرار داریم چون شما در کنار اسرائیل ایستاده‌اید و روابط آمریکا و اسرائیل همواره فراتر از سیاست‌ها بوده است.

نخست وزیر اسرائیل اضافه کرد: ما از تمام کارهایی که اوباما برای اسرائیل انجام داده تشکر می‌کنم و اوباما هنگام حملات حماس و تهدید سفارت اسرائیل در قاهره از ما حمایت کرد.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی اضافه کرد: از حمایت کنگره از سپر دفاع موشکی گنبد آهنین قدردانی می‌کنیم.

نتانیاهو مدعی شد که رهبر ایران به زبان انگلیسی توئیت می‌کند که طی آن اعلام کرده که اسرائیل باید نابود شود.

وی در ادامه سخنرانی‌اش گفت: ایران نه تنها برای اسرائیل بلکه برای تمام جهان تهدید است.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی اضافه کرد: ایران بر چهار پایتخت بغداد، بیروت، صنعاء و دمشق سیطره یافته است.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی در ادامه سخنرانی خود در کنگره گفت: ایران سرگرم فریفتن ملت‌ها است و ما باید همه در کنار هم بایستیم تا مانع از حرکت ایران به سوی کشور گشایی و سیطره و تروریسم شویم.

وی افزود: ایران و داعش در حال رقابت برای دریافت تاج اسلام جهادی هستند و بدترین موضوعی که با آن مواجه هستیم خطر ترکیب تروریسم و سلاح هسته‌ای است.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت: توافق هسته‌ای پیشنهاد شده به ایران امتیازهایی را به تهران خواهد داد این در حالی است که رژیم ایران همچنان افراطی بوده و همچنان شعار "مرگ بر آمریکا" می‌دهد.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی اضافه کرد: رژیم کنونی در ایران همواره دشمن آمریکا خواهد بود.

وی افزود: زمانی که موضوع به ایران و داعش می‌رسد، دشمن دشمن شما همچنان دشمن شما است.

نتانیاهو گفت: شکست دادن داعش اما اجازه دادن به ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای به معنای برنده شدن در نبرد اما شکست خوردن در جنگ است.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت: آژانس بین المللی انرژی اتمی روز گذشته دوباره اعلام کرد که ایران همچنان در شفاف سازی درباره برنامه هسته‌ای نظامی امتناع می‌کند و ایران نه یک بار بلکه دوبار تاسیسات هسته‌ای مخفیانه در نطنز و قم ایجاد کرده، تاسیساتی که حتی کسی از ایجاد آن خبر نداشت.

وی افزود: ایران نه تنها بازرسان را شکست داد بلکه بازی بسیار خوبی برای مخفی کاری و فریب آنها انجام داد. ایران نیز همانند کره شمالی بازرسان بین المللی را شکست داد و این اقدام را در سال‌های 2005، 2006 و 2010 انجام داده بود. ایران همانند کره شمالی قفل‌ها را شکست و دوربین‌ها را خاموش کرد و الان نیز هشدار می‌دهیم که طی 5 سال کره شمالی زرادخانه‌ای با 100 بمب اتمی خواهد داشت.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی افزود: صحیح است که محدودیت‌های به خصوصی بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال خواهد شد و پایبندی ایران به محدودیت‌ها توسط بازرسان انرژی اتمی نیز بررسی خواهد شد اما یک مشکل وجود دارد. شما خواهید دید که بازرسان نقض تعهدات را مشاهده خواهند کرد اما آنها قادر به جلوگیری در متوقف کردن این نقض‌ها نیستند و در صورتی که ایران بر روی سانتریفیوژهای پیشرفته، سانتریفیوژهای سریعتر و سریعتر کار کند و متوقف نشود، زمان گریز هسته‌ای کوتاه تر و بسیار کوتاه تر خواهد شد و چون برنامه هسته‌ای ایران به صورت گسترده‌ای دست نخورده باقی خواهد ماند زمان گریز هسته‌ای بسیار کوتاه خواهد شد که بر اساس برآورد آمریکا یک سال خوادهد بود اما بر اساس برآورد اسرائیل کوتاهتر است.

نتانیاهو گفت: در غیاب یک تغییر دراماتیک، ما قاطعانه می‌دانیم که هر توافق با ایران به این کشور دو امتیاز بزرگ می‌دهد. اولین امتیاز بزرگی که به ایران داده خواهد شد این است که زیرساخت‌های وسیع هسته‌ای این کشور همچنان باقی خواهد ماند و زمان گریز هسته‌ای کوتاهی برای ساخت بمب به این کشور می‌دهد و بر اساس این توافق، حتی یک تاسیسات نظامی ایران نیز از بین نخواهد رفت و هزاران سانتریفیوژ که برای غنی سازی اورانیوم به کار گرفته می‌شد همچنان دست نخورده باقی خواهند ماند و هزاران سانتریفیوژ به صورت موقت غیر فعال می‌شوند اما نابود نخواهند شد.

وی در ادامه سخنانش گفت: هم اکنون نیز ایران می‌تواند تاسیسات هسته‌ای را که آمریکا و اسرائیل از آن خبر ندارند مخفی کند. همانطور که رئیس سابق بازرسان انرژی اتمی در سال 2013 گفت در صورتی که امروز هیچگونه تاسیسات اعلام نشده‌ای در ایران وجود نداشته باشد این برای اولین بار طی 20 سال است که این اتفاق می‌افتد. ایران بارها ثابت کرده که غیر قابل اعتماد است و به همین دلیل است که اولین امتیازی که بر اساس توافق هسته‌ای به ایران داده می‌شود باعث نگرانی شدید است. این امتیاز به ایران زیرساخت‌های هسته‌ای گسترده‌ای می‌دهد و این امتیاز خطر واقعی را ایجاد می‌کند که به ایران این امکان را می‌دهد که با نقض توافق به ساخت بمب بپردازد.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی در ادامه سخنرانی خود در کنگره گفت: اما امتیاز دوم بزرگی که به ایران داده می شود بسیار خطرناک تر بوده چون ایران با پایبند بودن به توافق می‌تواند بمب بسازد چون به صورت مجازی تمامی محدودیت‌ها بر برنامه هسته‌ای ایران پس از ده سال برداشته می‌شود. امروز شاید 10 سال زمان زیادی به نظر می‌رسد اما برای زندگی یک ملت یک چشم زدن به شمار می‌آید. این یک چشم به هم زدن برای زندگی کودکان ما است. ما همگی این مسئولیت را داریم که ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد زمانی که توانایی هسته‌ای ایران به صورت مجازی بدون محدودیت خواهد بود و تمامی تحریم‌ها برداشته خواهد شد. ایران در آن صورت برای ساخت توانایی هسته‌ای گسترده که بر اساس آن بتواند بمب‌های هسته‌ای فراوانی تولید کند آزاد خواهد بود.
نتانیاهو گفت: رهبر ایران آشکارا این موضوع را گفته است. وی گفته که ایران برنامه دارد که 190 هزار سانتریفیوژ داشته باشد نه فقط 6 هزار سانتریفیوژ و نه 19 هزار سانتریفیوژی که هم اکنون دارد بلکه 10 برابر این تعداد، 190 هزار سانتریفیوژ برای غنی سازی اورانیوم. با این ظرفیت وسیع، ایران می‌تواند سوخت مورد نیاز برای یک زرادخانه گسترده را تولید کند و زمانی که این تصمیم را بگیرد این فقط چند هفته زمان خواهد گرفت.
وی افزود: دوست قدیمی من، "جان کری" هفته پیش تایید کرد که ایران مشروعیت داشتن سانتریفیوژهای گسترده پس از پایان توافق را خواهد داشت. من الان می‌خواهم که شما درباره آن فکر کنید. حامی پیشروی تروریسم در جهان تنها چند هفته برای غنی سازی اورانیوم برای یک زرادخانه سلاح هسته‌ای زمان نیاز دارد و این با مشروعیت کامل بین المللی خواهد بود. در ضمن، در صورتی که برنامه موشک‌های بالستیک ایران بخشی از این توافق نباشد و تا کنون نیز ایران از قرار داده شدن این موضوع بر روی میز مذاکرات نیز امتناع کرده، ایران می‌تواند این زرادخانه هسته‌ای را به گوشه‌های دور دست زمین از جمله تمام بخش‌های آمریکا برساند.
نتانیاهو گفت: بنابراین دوستان من این توافق دو امتیاز بزرگ برای ایران خواهد داشت یکی رها کردن ایران با برنامه هسته‌ای وسیع و دومی برداشته شدن محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران طی یک دهه. این دلیل بد بودن توافق با ایران است. این مانع مسیر ایران به سوی بمب نخواهد شد بلکه مسیر ایران به سوی بمب را هموار خواهد کرد. بنابراین چرا باید این توافق بسته شود؟ چون آنها امیدوار هستند که ایران در سال‌های آینده به سوی تغییرات بهتر حرکت کند یا آنکه آنها معتقدند که جایگزین این توافق بدتر خواهد بود؟
وی افزود: من مخالف این صحبت هستم. من اعتقاد ندارم که رژیم افراطی ایران پس از این توافق به سوی تغییرات بهتر خواهد رفت. این رژیم 36 سال است که در قدرت است و میل فزاینده تجاوز این کشور با گذشت هر سال افزایش می‌یابد. این توافق تنها اشتهای ایران را بیشتر خواهد کرد.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت: آیا ایران پس از برداشته شدن تحریم‌ها و قدرتمند شدن اقتصادش کمتر تهاجم خواهد کرد؟ اگر ایران هم اکنون و تحت تحریم‌ها چهار کشور را به کنترل خود در آورده پس از برداشته شدن تحریم‌ها چند کشور تحت سلطه آن خواهند رفت؟ آیا زمانی که ایران کوهی از نقدینگی را خواهد داشت کمتر به تامین مالی تروریسم خواهد پرداخت؟ چرا باید رژیم افراطی ایران به سوی بهتر شدن تغییر کند در حالی که در دو زمینه بهترین شرایط را خواهد داشت: افزایش خشونت گری و موفقیت در داخل.
نتانیاهو اضافه کرد: این سوالی است که همه در منطقه ما آن را می پرسند. همسایگان اسرائیل و همسایگان ایران می‌دانند که زمانی که اقتصاد ایران از قید و بند رها شود و مسیر واضحی به سوی بمب پیدا کند، تهاجمی‌تر خواهد شد و بیشتر از تروریسم حمایت خواهد کرد و بسیاری از این همسایگان نیز گفته‌اند به این اقدام با حرکت به سوی دستیابی به بمب اتمی پاسخ خواهند داد. بنابراین این توافق باعث نخواهد شد که ایران به سوی تغییرات بهتر حرکت کند بلکه فقط باعث حرکت خاورمیانه به شرایط وخیم تر خواهد شد. توافقی که با هدف جلوگیری از انتشار هسته‌ای است به جرقه زدن رقابت تسلیحات هسته‌ای در خطرناک ترین بخش از کره زمین منتهی خواهد شد.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی در ادامه سخنرانی خود در کنگره گفت: این توافق به خداحافظی با تسلیحات منتهی نخواهد شد. بلکه با این توافق با کنترل تسلیحات خداحافظی خواهد شد و خاورمیانه به زودی به تقاطعی برای تسلیحات هسته‌ای تبدیل می‌شود. منطقه‌ای که درگیری کوچکی می‌تواند جنگ بزرگی را جرقه بزند و می‌تواند به یک درگیری هسته‌ای تبدیل شود.
وی افزود: اگر هر کسی فکر می‌کند که این توافق می‌تواند مسیر را برعکس کند دوباره فکر کند. این توافق باعث می شود با ایران بسیار خطرناک‌تر، خاورمیانه‌ای با سلاح اتمی و کابوس هسته‌ای بالقوه مواجه شویم.
نتانیاهو اضافه کرد: خانم‌ها و آقایان، من امروز اینجا آمدم تا به شما بگویم که نباید درباره امنیت جهان به این امید که ایران تغییر بهتری خواهد کرد، شرط بندی کنیم. ما نباید درباره آینده‌مان و آینده فرزندانمان قمار کنیم. ما می‌توانیم اصرار کنیم که محدودیت‌ها بر برنامه هسته‌ای ایران تا زمانی که این کشور همچنان به تجاوزهای خود در منطقه و جهان ادامه می‌دهد باقی می‌ماند.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت: پیش از برداشته شدن این محدودیت‌ها، جهان باید از ایران سه چیز را بخواهد. نحست باید تجاوزها به همسایگانش در خاورمیانه را متوقف کند. دوم باید حمایت از تروریسم در جهان را متوقف کند و تهدید به نابودی کشورم، اسرائیل، تنها کشور یهودیان را متوقف کند.
وی افزود: در صورتی که قدرت‌های جهانی آمادگی اصرار بر ایران برای تغییر رفتارش پیش از امضا شدن توافق را ندارند باید دست کم بر این موضوع اصرار کنند که رفتار ایران پیش از انقضای توافق تغییر کند. در صورتی که رفتار ایران تغییر کند، محدودیت‌ها برداشته خواهد شد. در صورتی که رفتار ایران تغییر نکند محدودیت‌ها برداشته نخواهد شد. اگر ایران بخواهد که همانند یک کشور عادی رفتار کند، اجازه دهیم همانند یک کشور عادی باشد.
نتانیاهو در ادامه سخنان خود در کنگره که همواره با تشویق سناتورها همراه بود، گفت: دوستان من، نظر شما درباره این استدلال که جایگزینی برای توافق وجود ندارد، توافقی که دانش هسته‌ای ایران را نمی‌توان پاک کرد و برنامه هسته‌ای ایران آنقدر پیشرفته است که بهترین کاری که می‌توان انجام داد تاخیر در موضوعی اجتناب ناپذیر است که این در واقع همان چیزی است که توافق پیشنهادی به دنبال آن است؟
وی افزود: خوب، دانش هسته‌ای بدون زیرساخت هسته‌ای کار بسیار زیادی نمی‌تواند انجام دهد. یک راننده خودرو بدون خودرو نمی‌تواند رانندگی کند. یک خلبان بدون هواپیما نمی‌تواند پرواز کند. بدون هزاران سانتریفیوژ و چندین تن اورانیوم غنی شده یا تاسیسات آب سنگین، ایران نمی‌تواند بمب هسته‌ای بسازد.
نتانیاهو گفت: برنامه هسته‌ای ایران را می‌توان به خوبی به پیش از پیشنهاد کنونی بازگرداند که این اقدام را می‌توان با اصرار بر توافق بهتر و نگه داشتن فشارها بر رژیمی که بسیار آسیب پذیر است به خصوص اخیرا که قیمت نفت کاهش یافته انجام داد.
نتانیاهو اضافه کرد: هم اکنون اگر ایران تهدید کند که از میز مذاکرات کنار می‌رود که این بیشتر در بازار پارس‌ها اتفاق می‌افتد، این یک بلوف است. آنها باز خواهند گشت چون آنها بیش از شما به این توافق نیاز دارند. با حفط کردن فشارها بر ایران و کسانی که با ایران تعامل می‌کنند، شما قدرت انجام کارهای بیشتری را خواهید داشت.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت:دوستان من، بیش از یک سال است که می‌گویم عدم توافق بهتر از توافق بد است. خوب، این یک توافق بد است. این یک توافق خیلی بد است. هم اکنون ما می‌گوییم که تنها جایگزین این توافق بد، جنگ است. این صحیح نیست. جایگزین این توافق بد، توافق بسیار بهتر است.
وی گفت: توافق خوب آن است که ایران را با زیرساخت‌های وسیع هسته‌ای و زمان گریز هسته‌ای کوتاه رها نمی‌کند. توافق بهتر آن است که محدودیت‌ها بر ایران را تا زمانی که تجاوزهای این کشور به پایان برسد، حفظ کند. توافق بهتر آن است که مسیر دستیابی ایران به بمب را آسان نسازد.
نتانیاهو اضافه کرد: هیچ کشوری بیش از اسرائیل سهم بیشتری از حصول توافق خوب با ایران که به صورت مسالمت‌آمیز این تهدید را حذف کند، ندارد.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی افزود: خانم‌ها و آقایان، تاریخ هم اکنون ما را بر روی تقاطع سرنوشت سازی قرار داده است. ما هم اکنون باید میان دو مسیر انتخاب کنیم. یک مسیر به سوی توافق بد منتهی می شود که در بهترین حالت بلندپروازی‌های هسته‌ای ایران را برای مدتی متوقف می‌کند اما سرانجام به ایران هسته‌ای ختم می شود که تجاوزهای آن سرانجام به جنگ منتهی خواهد شد. مسیر دوم اگر چه سخت است اما می تواند به توافق بهتری منتهی شود و مانع از ایران مجهز به سلاح هسته‌ای و خاورمیانه هسته‌ای و پیامدهای خطرناک برای بشریت خواهد شد.
وی گفت: دوستان من، ایستادن در برابر ایران ساده نیست. ایستادن در برابر رژیم سیاه و قاتل هرگز ساده نیست. نباید آینده را برای حال قربانی کرد. نباید برای دستیابی به صلح توهمی، تجاوز به امید را نادیده گرفت. اما من به شما تضمین می‌دهم زمانی که مردم یهود در برابر نسل کشی دشمنان منفعل بودند گذشته است.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت: ما دیگر در میان ملت‌ها پراکنده و بدون قدرت برای دفاع از خود نیستیم. ما حاکمیتمان را در خانه قدیمی خود بازیابی کرده‌ایم و سربازانی که از خانه‌مان دفاع می‌کنند شجاعت بی حدی دارند. برای نخستین بار طی 100 نسل، ما، مردم یهود، می‌توانیم از خود دفاع کنیم.
نتانیاهو در ادامه سخنانش گفت: این به دلیل آن است که من به عنوان نخست وزیر اسرائیل، می‌توانم به شما یک قول بدهم: حتی اگر اسرائیل مجبور شود که به تنهایی بایستد، اسرائیل خواهد ایستاد. اما من می‌دانم که اسرائیل تنها نخواهد بود. من می‌دانم که آمریکا در کنار اسرائیل خواهد ایستاد. من می‌دانم که شما در کنار اسرائیل خواهید ایستاد. شما در کنار اسرائیل خواهید ایستاد چون شما می دانید که داستان اسرائیل تنها داستان مردم یهود نیست بلکه روح بشریت است که بار دیگر با تسلیم تاریخ به وحشت مخالفت خواهد کرد.