PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : + ازدواج دختران با پسران کوچکتر از خودشان باب شده!



سرباز اسلام
۱۳۸۷/۰۶/۱۹, ۲۱:۵۵
بر اساس آمار رسمي سازمان ثبت احوال کشور، در سه ماهه‌ اول سال 86، در 91/11 درصد از ازدواج‌هاي ثبت شده، اختلاف سني بين زوجه و زوج صفر بوده که اين رقم در سه ماهه سال 87 به 29/12 درصد افزايش يافته است که نرخ طلاق در اين گروه که اختلاف سني زوج و زوجه صفر است، در سه ماهه اول سال 86، 11/10 درصد بود که اين رقم در سه ماهه سال جاري به 29/12 درصد افزايش يافته است.
به گزارش خبرنگار «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، براساس گزارش رسمي منتشر شده از سوي سازمان ثبت احوال کل کشور، همچنين تعداد ازدواج‌هاي ثبت شده در سه ماهه سال 86 که زوجه يک سال از زوج بزرگ‌تر بوده، 57/3 درصد است که اين رقم در سه ماهه سال جاري به 68/3 درصد رسيده، همچنين ميزان طلاق ثبت شده همين گروه در سه ماهه اول سال 86، 22/3 درصد بوده است که در سه ماهه اول سال جاري به 68/3 درصد رسيده است.
همچنين در 08/2 درصد از ازدواج‌هاي ثبت شده در سه ماهه اول سال 86، سن زوجه دو سال بيشتر از زوج بوده که اين رقم در سه ماهه سال جاري به 17/2 درصد رسيده است و اين در حاليست که درصد طلاق همين گروه سني در سه ماهه اول امسال نسبت به سال گذشته 17صدم درصد افزايش داشته است.
به گزارش ايسنا، تعداد ازدواج‌ها و طلاق‌هايي که در آن‌ها سن زوجه سه، چهار و پنج سال و يا بيشتر از زوج بوده است و ‌در سه ماهه اول سال 87 به ثبت رسيده، نسبت به سه ماهه اول سال 86، اندکي کاهش داشته است.
نکته قابل ملاحظه ديگر در اين گزارش اين است که ميزان ازدواج‌هايي که در سه ماهه اول سال 86 ثبت شده‌اند و در آن، سن زوج يک سال بزرگ‌تر از زوجه بوده است، 25/8 درصد است که اين ميزان در مدت مشابه سال87 به 40/8 درصد رسيده است. از سوي ديگر، ميزان طلاق همين گروه در سه ماهه اول سال86 ،02/7 درصد بوده که در سه ماهه سال جاري به 40/8 درصد رسيده است.
همچنين آمار طلاق زوج‌هايي که دو سال بيشتر از زوجه خود سن دارند، در سه ماهه اول سال 86 ، 63/7 درصد بوده که اين رقم در سه ماهه اول سال 87 به 33/9 درصد افزايش يافته است.
در چند سال اخير، روند همسريابي و ازدواج جوانان تغييرات قابل توجهي داشته است که بالاتر بودن سن زوجه نسبت به زوج در ازدواج يکي از اين موارد است، به طوري که در حال حاضر تعداد ازدواج‌هايي که سن زوجه، 10 سال تا 20 سال بيشتر از زوج است، در سه ماهه اول سال 86، 1059 فقره بوده که اين رقم در مدت مشابه امسال به 1043 فقره رسيده است.
همچنين در سه ماهه اول سال گذشته132 مورد ازدواج در کشور ثبت شد که سن زوجه بيش از 20 سال بيشتر از زوج بوده که اين نوع ازدواج در مدت مشابه امسال به 208 فقره معادل 57/57 درصد افزايش يافته است که البته افزايش تعداد ازدواج‌هايي که سن زوج 20 سال بيشتر از زوجه هست نيز در حال افزايش است، به طوري که در بهار سال گذشته 2943 فقره ازدواج از اين دست در کشور ثبت شده که اين رقم در سه ‌ماهه اول امسال به 3019 فقره رسيده است.
به گزارش ايسنا، البته بر اساس آمار منتشر شده از سوي سازمان ثبت احوال، آمار طلاق ازدواج‌هايي که سن زوج يا زوجه بيش از 20 سال بيشتر از همسر خود است، نيز افزايش يافته است، ‌به طوري که تعداد وقوع طلاق در ازدواج‌هايي که سن مردان 20 سال بيشتر از همسرانشان بوده در سه ماهه اول سال 86 ، 553 مورد بوده که اين رقم در سال جاري به 588 مورد رسيده است.
همچنين تعداد طلاق در زناني که 20 سال از همسران خود بزرگترند، در سه ماهه اول امسال 47 فقره بوده، در حالي که اين رقم در مدت مشابه سال گذشته 35 مورد ثبت شده است.
http://groups.yahoo.com/group/miadgah

yeganeh
۱۳۸۷/۰۶/۱۹, ۲۲:۱۶
خیلی جالب بود
ننه دوره اخر زمونه هممون چپکی شدیم
با توجه به اینکه رسول خدا در هنگام ازدواج 25 سالشون بوده و همسرشون چهل سالشون نمیشه گفت این مطلب بده یا غلطه اما خوب خیلی مساله مهم و حساسیه به نظر من این که زوجه از زوج بزرگتر باشه و ازدواجی صورت بگیره چیزیه که کار هرکسی نیست فکر کنم خیلی باید اخلاق محمدی باشه تا اون زندگی دووم داشته باشه .محبت و اخلاق و گذشت سه خصلته که تو این ازدواجها وجودشون نمود بیشتری پیدا میکنه

سرباز اسلام
۱۳۸۷/۰۶/۱۹, ۲۲:۲۲
با توجه به اینکه رسول خدا در هنگام ازدواج 25 سالشون بوده و همسرشون چهل سالشون
من شنیدم حضرت خدیجه هنگام ازدواج با نبی مکرم 25 سال بیشتر نداشتندواین نظریه 40 ساله بودن حضرت خدیجه بی پایه واساس است ولی چون تحقیقاتم راجب این موضوع کامل نیست فعلا نظری نمیدم.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۱۹, ۲۲:۴۵
ازدواج مردان با زنانی که از خودشان بزرگتر هستند هم معایب دارد هم مزایا!
اما از همه مسائل گذشته به خود دو طرف ارتباز بسیار دارد و به اخلاقیاتشون...
ایرادات:
1.زن ممکنه وقتی اون عشق اولیش از بین رفت و زندگی براش یکنواخت شد دیگه همسرش برای ارضا> کننده نباشه.
2.ممکنه در تعاملات زن و شوهری حرف همسرش رو گوش نکنه چون قبولش نداره.
3.ممکنه شوهر از لحاظ روانی نتونه باری همسرش ارضاء کننده باشه.
4.ممکنه زن رفتاری کنه که مرد حس حقارت و کوچکی بهش دست بده.
5.مرد در این زندگی فوق العاده حساس خواهد بود و ممکن است با کوچکترین موضوعی برنجد.پس زن باید بیش از پیش مراعات نماید

ghanjaction
۱۳۸۷/۰۶/۲۸, ۱۲:۴۶
ازدواج مردان با زنانی که از خودشان بزرگتر هستند هم معایب دارد هم مزایا!و اما مزایا؟...

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۹, ۰۰:۴۸
بله!
هم معایب داره و هم مزایا:
و امامزایا...
1.زنی که از شوهر بزرگتره درک و فهم و تحمل سختیش بیشتره
2.زنی که از شوهرش بزرگتره روی مسائل زناشویی و زندگی اشراف بیشتری داره و برای شوهر ارضاء کننده است.
3.زن وقتی بزرگتر است درک و فهمش از مسائل اطراف و حواشی زندگی بیشتر است.
4.اشتباهات و کمبود های مرد رو بیشتر و بهتر پوشش می ده!

rana_
۱۳۸۷/۰۸/۱۳, ۰۹:۰۱
از بزرگي كه اسمش يادم نيست شنيدم كه :
مرد بايد موقع ازدواج در 4 چيز از همسرش بالاتر باشد
1-سن
2-قد
3-تحصيلات
4- ماديات

سپیدارسبز
۱۳۸۷/۰۸/۱۳, ۰۹:۱۸
سلام!
يادمه استاد روانشناسيمون هميشه بر اين موضوع تكيه داشتند كه مطابق آمار بهترين شرايط سني براي ازدواج اختلاف سني بين 3-5 ساله .علتش رو هم در اين امر قرار مي دادند كه مي گفتند:
اگر در شرايط به تكليف رسيدن دختران نسبت به پسران هم نگاه كنيم مي بينيم كه اختلاف سن تكليف پسران با دختران 5 ساله قمري هست.
بلوغ فكري آقايون نسبت به خانم ها هم همين اندازه ديرتر اتفاق مي افته .بلوغ احساسي دختر خانم ها هم همينطور .
پس عاقلانه تر بنظر مي رسه كه اين اختلاف در انتخاب در نظر گرفته بشه .تا درك متقابل امكان پذيرتر باشه .
در عين حال بنده با نظرات جناب منتظر در باب معايب و مزايا موافقم .و ديگه اونها رو تكرار نمي كنم .
اميدوارم همه ي دخترخانم ها وآقا پسر هاي گلم با انتخاب بهينه خوشبختي رو براي آينده شون تضمين كنند .:Gol::Labkhand:

rana_
۱۳۸۷/۰۸/۱۳, ۱۰:۲۵
درسته دخترها چند سال زودتر از پسرها به بلوغ احساسي مي رسند و همچنين بلوغ عقلي حتي مي بينيد كه در دين هم زوتر تكليف مي شوند و دليل ديگر اينكه زنان به علت زايمان زودتر شكسته مي شوند و ازدواج با همسراني كمسال تر از خودشان تبعات بعدي دارد

willyB19
۱۳۸۷/۰۸/۱۳, ۱۶:۲۵
منم هم همچین مشکلی را دارم درمورد دختر خانومی که یک سال ازمن بزرگتر است.
چون هم عاشقش هستم هم از من بزرگتر است یه جورایی 100 مرتبه بیشتر ازون که فکرشو بکنین به ایشون احترام میزارم

saharnaz
۱۳۸۷/۰۸/۱۳, ۱۸:۴۷
به نظر من سن عقلی مهمه نه سن شناسنامه ای !

چه بسا خیلی از مردها 10 سال هم از زنشون بزرگ ترن ولی از لحاظ عقلی تفاوت زیادی با زنشون ندارن !

بعضی ها خیلی بیشتر از سنشون می فهمن و ازدواج با این جور پسر ها حتی اگه همسن باشن یا کوچکتر از زن به نظرم اصلا" اشکالی نداره

و اما چو عشق بیاید....

... همه ی فرمولها رو بهم میریزه! :Mosighi:

بسوزی ای عشق که چه ها نمی کنی! :Moshtagh:

.شهیده.
۱۳۸۷/۰۸/۱۳, ۲۰:۴۰
منم فکر میکنم سن عقلی مهمه اما یه چیزی رو هم نباید نادیده گرفت
و اونم تغییرات آدمهاست
هم خانم بعد از چند سال شکسته میشه و از آقا چندی پیرتر از اونچه هست جلوه میکنه
و هم اینه آقایون بعد از چهل سالگی تازه چلچلی شون شروع میشه ! این وسط چه بساطی به پا میشه ؛ الله اعلم !!

توصیه ی من به خواهرهای خوبم که میخوان با پسرانی که چند سال کوچکتر از خودشون هستن ازدواج کنن : به این فکر کنید که همیشه باید مراقب همسرتون باشید تا مبادا نظرشون به سمت دختری کوچکتر و جوان تر از خودشون جلب بشه و این خلاء رو احساس کنن که مردهای همسن خودشون همسرانی مطابق با سن شون دارن ولی او باید همسری رو که بزرگتر از خودشه تحمل کنه ! ( یک اصل کلی : آدمها بعد از ازدواج چیزی حدود 100 درصد تغییر میکنن !! )

و توصیه ی من به خواهر های خوبم که میخوان با پسرانی که همسن شون هستن و یا چند ماه یا یک سال از خودشون کوچکتر هستن ازدواج کنن : سن عقلی خودتون و طرف مقابل تون رو در نظر بگیرید و ... بسم الله .. :Gol:

hossein777
۱۳۸۷/۰۸/۱۳, ۲۰:۵۹
این حرفا کدومه ............هیچ مشکلی هم نداره .....اینا همش خرافات و رسوم غلط هست ......مهم اخلاق و طرز فکر آدما هست که با هم بسازن .......بقیه چیزا رو بریز دوررررررررررررررررررر

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۸/۱۴, ۰۰:۳۶
به نظر من سن عقلی مهمه نه سن شناسنامه ای !

چه بسا خیلی از مردها 10 سال هم از زنشون بزرگ ترن ولی از لحاظ عقلی تفاوت زیادی با زنشون ندارن !

بعضی ها خیلی بیشتر از سنشون می فهمن و ازدواج با این جور پسر ها حتی اگه همسن باشن یا کوچکتر از زن به نظرم اصلا" اشکالی نداره

و اما چو عشق بیاید....

... همه ی فرمولها رو بهم میریزه! :mosighi:

بسوزی ای عشق که چه ها نمی کنی! :moshtagh:

اتفاق اگر عشق بیاید بدبخت می شوند آن دختر و پسر که دارای سن آنرمال هستند.
منطق و عقل شاید بتونه جریان زندگی این دو نفر آنرمال رو تا یه جاهایی بکشونه اما عشق خونه خرابشون می کنه!

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۸/۱۴, ۰۰:۳۹
منم هم همچین مشکلی را دارم درمورد دختر خانومی که یک سال ازمن بزرگتر است.
چون هم عاشقش هستم هم از من بزرگتر است یه جورایی 100 مرتبه بیشتر ازون که فکرشو بکنین به ایشون احترام میزارم

خب!
ایشان از شما بزرگتر هستند!
وقتی خانمی از آقایی بزرگتر است به طور ذاتی حس برتری جویی نسبت به او دارد...دقت کنید!
ممکن است در شروع زندگی اصلا چنین چیزی نمود نداشته باشد اما بلافاصله بعد از شروع زندگی و در جریان آن کاملا نمود پیدا خواهد کرد چرا که زندگی در بطنش پر می شوداز خودخواهی و حس برتری جویی غریزی زنان، غرور مردان را جریحه دار می کند و درصد دعوا و اختلاف را بیشتر می کند.
مرد دائما در حل برتری حویی است و این اعصاب زن را به هم می ریزد.
در صد توهین ها در اختلافات از جاب زن بیشتر می شود-کاملا طبیعی است- چون بزرگتر است....
دوست من!
مصداق های بسیاری وجود دارد!:Rose:

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۸/۱۴, ۰۰:۴۰
یعنی اینقدر درصد خوشبخطی کمه

نه درصد خوشبختی کم نیست اما سخت تر از زنگی های عادیه و صبر زیاد می خواد و مسیرش طولانی تره!
البته به شرطی که همه موضوعات را مدنظر داشته باشید!

rana_
۱۳۸۷/۰۸/۱۴, ۰۹:۲۴
خب!
ایشان از شما بزرگتر هستند!
وقتی خانمی از آقایی بزرگتر است به طور ذاتی حس برتری جویی نسبت به او دارد...دقت کنید!
ممکن است در شروع زندگی اصلا چنین چیزی نمود نداشته باشد اما بلافاصله بعد از شروع زندگی و در جریان آن کاملا نمود پیدا خواهد کرد چرا که زندگی در بطنش پر می شوداز خودخواهی و حس برتری جویی غریزی زنان، غرور مردان را جریحه دار می کند و درصد دعوا و اختلاف را بیشتر می کند.
مرد دائما در حل برتری حویی است و این اعصاب زن را به هم می ریزد.
در صد توهین ها در اختلافات از جاب زن بیشتر می شود-کاملا طبیعی است- چون بزرگتر است....
دوست من!
مصداق های بسیاری وجود دارد!:rose:


جناب منتظر درست مي گن دوست عزيز مشكل الان نيست بعد از ازدواج است شايد شما جزء اقليت باشيد و خوشبختي ان شاء اله قرين زندگي شما باشد ولي احتياط شرط عقله دوست عزيز

saharnaz
۱۳۸۷/۰۸/۱۴, ۱۴:۰۳
اتفاق اگر عشق بیاید بدبخت می شوند آن دختر و پسر که دارای سن آنرمال هستند.
منطق و عقل شاید بتونه جریان زندگی این دو نفر آنرمال رو تا یه جاهایی بکشونه اما عشق خونه خرابشون می کنه!


نمی دونم مشکل شما با عشق چیه و چرا اینقدر توی همه ی پستها تاکید می کنید که عشق باعث بد بختی است!

البته شما رو نمی دونم ولی اطراف من پر است از زوج هایی که با عشق آتشین زندگیشون رو شروع کردند و تا آخرش هم خوشبخت موندن!

عمه ام و همسرشون 4 سال هم رو می خواستن و الان بعد از گذشت 30 سال از لیلی و مجنون هم عاشق ترن! و زبانزد فامیل!

عمو و زن عمو م هم به همین منوال به قول شما با شور و شوق شروع کردند ولی حتی تا لحظه ی مرگ عموم این عشق بین اونها بود ! و چقدر سخت و زیبا با هم وداع کردند!


برادر کوچکم از خانومش 9 ماه کوچکتره, اونها هم با عشق شروع کردند ولی زندگیشون اینقدر با معنی و با صفاست که همه حسرتشون رو می خورن . تازه یکسال اول برادرم دانشجو بود و همسرش خرج خونه رو می داد!! نه تنها با هم مشکل نداشتن روز به روزم قشنگ تر می شه زندگیشون

و....

زندگی با عشقه که معنا پیدا میکنه و لحظه ها با عشق بهاری میشه! :Moshtagh:

من امیدوارم هر کسی که این حس زیبا رو درک نکرده خیلی زود دلش پر از عشق بشه! و خدا رو همیشه به خاطر داشتن عشق شکر گذار!

rana_
۱۳۸۷/۰۸/۱۴, ۱۴:۱۸
نمی دونم مشکل شما با عشق چیه و چرا اینقدر توی همه ی پستها تاکید می کنید که عشق باعث بد بختی است!

البته شما رو نمی دونم ولی اطراف من پر است از زوج هایی که با عشق آتشین زندگیشون رو شروع کردند و تا آخرش هم خوشبخت موندن!

عمه ام و همسرشون 4 سال هم رو می خواستن و الان بعد از گذشت 30 سال از لیلی و مجنون هم عاشق ترن! و زبانزد فامیل!

عمو و زن عمو م هم به همین منوال به قول شما با شور و شوق شروع کردند ولی حتی تا لحظه ی مرگ عموم این عشق بین اونها بود ! و چقدر سخت و زیبا با هم وداع کردند!


برادر کوچکم از خانومش 9 ماه کوچکتره, اونها هم با عشق شروع کردند ولی زندگیشون اینقدر با معنی و با صفاست که همه حسرتشون رو می خورن . تازه یکسال اول برادرم دانشجو بود و همسرش خرج خونه رو می داد!! نه تنها با هم مشکل نداشتن روز به روزم قشنگ تر می شه زندگیشون

و....

زندگی با عشقه که معنا پیدا میکنه و لحظه ها با عشق بهاری میشه! :moshtagh:

من امیدوارم هر کسی که این حس زیبا رو درک نکرده خیلی زود دلش پر از عشق بشه! و خدا رو همیشه به خاطر داشتن عشق شکر گذار!



كسي با عشق مخالف نيست عشق باعث بدبختي نيست بلكه ترس از اينه كه عشق به هوس اشتباه گرفته بشه و اون باعث بدبختي است

yeganeh
۱۳۸۷/۰۸/۱۴, ۱۴:۳۸
نمی دونم مشکل شما با عشق چیه و چرا اینقدر توی همه ی پستها تاکید می کنید که عشق باعث بد بختی است!

البته شما رو نمی دونم ولی اطراف من پر است از زوج هایی که با عشق آتشین زندگیشون رو شروع کردند و تا آخرش هم خوشبخت موندن!

عمه ام و همسرشون 4 سال هم رو می خواستن و الان بعد از گذشت 30 سال از لیلی و مجنون هم عاشق ترن! و زبانزد فامیل!

عمو و زن عمو م هم به همین منوال به قول شما با شور و شوق شروع کردند ولی حتی تا لحظه ی مرگ عموم این عشق بین اونها بود ! و چقدر سخت و زیبا با هم وداع کردند!


برادر کوچکم از خانومش 9 ماه کوچکتره, اونها هم با عشق شروع کردند ولی زندگیشون اینقدر با معنی و با صفاست که همه حسرتشون رو می خورن . تازه یکسال اول برادرم دانشجو بود و همسرش خرج خونه رو می داد!! نه تنها با هم مشکل نداشتن روز به روزم قشنگ تر می شه زندگیشون

و....

زندگی با عشقه که معنا پیدا میکنه و لحظه ها با عشق بهاری میشه! :moshtagh:

من امیدوارم هر کسی که این حس زیبا رو درک نکرده خیلی زود دلش پر از عشق بشه! و خدا رو همیشه به خاطر داشتن عشق شکر گذار!
سحرناز جان قبول داری که این افرادی که گفتی حتما یه صفاتی داشتند که باعث دوام عشقشون شده؟
شما که به اینا نزدیکی کاش از اخلاقیاتشون بیشتر برامون توضیح میدادی تا ما هم یاد بگیریم
چون من فکر میکنم که خصوصیات بد رفع شدنی و اخلاق خوب یاد گرفتنیه
پس برامون از صفات خوبی که باعث دوام عشق و زندگی اونها شده بگو

saharnaz
۱۳۸۷/۰۸/۱۴, ۱۹:۴۳
سحرناز جان قبول داری که این افرادی که گفتی حتما یه صفاتی داشتند که باعث دوام عشقشون شده؟
شما که به اینا نزدیکی کاش از اخلاقیاتشون بیشتر برامون توضیح میدادی تا ما هم یاد بگیریم
چون من فکر میکنم که خصوصیات بد رفع شدنی و اخلاق خوب یاد گرفتنیه
پس برامون از صفات خوبی که باعث دوام عشق و زندگی اونها شده بگو

بله قبول دارم که صفات خاصی دارن عزیزم . به نظر من اون دسته از آدمهایی که بعد از ازدواج عشق یادشون میره یا از روی تنهایی و ترس از تنها بودن و موندن عاشق میشن , یا بیشتر از خود طرف محاسن حاشیه ای اون براشون مهمه , یا اصلا" طرف مقابلشون رو هم برای خودشون دوست دارن ! یعنی تا جایی دوستش دارن که ذره ای اذییت نشن و به خواسته هاشون خدشه ای وارد نشه . این جور آدمها خیلی زود همه چیزو فراموش می کنن و طرف خودشون رو میگیرن!

ولی من توی زندگیه نزدیکام میبینم که با وجود اینکه هر دو طرف ایراد های زیادی دارن ولی چون همو دوست دارن خیلی گذشت میکنن. به خصوص توی زندگی برادرم میبینم که با وجود اینکه همه فکر می کردن عشق اونها بچه گانه اس و بی دوام ! به همه ثابت کردن که میشه دو تا جوون 20 ساله و کوچکتر , بی کار و دانشجو , فقط و فقط با یه عشق ساده و پاک به قول ما بچه گانه ازدواج کنن ولی از همه بهتر زندگی کنن و شاکر خدا باشن .:doosti:

دعوا هم می کنن ولی تا شب !:Labkhand: شب دیگه هر چی بینشون بوده باید تموم بشه و زود با هم آشتی می کنن. منظورم اینه که درسته خیلی مشکل دارن درسته مستاجرن برادرم دانشجو ست و از لحاظ مالی خیلی توی تنگنا هستن ولی خوشبختن!

برادرمن از اون سری آدمهایی ست که از سنش بیشتر می فهمه ! خیلی هم مهربونه و خیلی هم خوش زبون! به نوعی میشه گفت سه سوت دلتو می بره :Mohabbat: با همین ابراز عشق و حرفهای قشنگ زدن , صبور بودنش توی زندگی , مهربون بودنش اینقدر تو دل زن داداشم جا کرده که نه کم بودن سنش و نه دانشجو بودنش برای زن داداشم مهمه! با وجودیکه خودش مثل یه مرد کار می کنه و خرج زندگی میده ولی مثل یه زن هم مطیع و حرف گوش کنه! چون عاشق برادرمه ! روز به روزم وضعشون داره بهتر میشه و یه کار خیلی خوبم همین روزا داره برای برادرم جور میشه که زندگیشون احتمالا" از این رو به اون رو خواهد شد! :Labkhand::Ameen:
البته عزیزم اگه بخواهم از اخلاقیاتشون برات بگم خیلی طول میکشه ولی روی هم رفته دوست داشتن باعث میشه خیلی از عیبهای طرف مقابلت رو نبینی و حسن هاشو دو برابر ببینی . اون وقت اگه همه ی دنیا هم بگن فلان کار شوهرت یا زنت خوب نیست بلند میشی و میگی خوبه! چون دوستش داری....و خیلی راحتتر میتونی زندگی کنی !

نگه داشتن عشق خیلی مهم تر از خود عشقه* گذشت کردن دو طرف و ابراز کردن مدام علاقه شون باعث دوام میشه

saharnaz
۱۳۸۷/۰۸/۱۴, ۱۹:۵۴
كسي با عشق مخالف نيست عشق باعث بدبختي نيست بلكه ترس از اينه كه عشق به هوس اشتباه گرفته بشه و اون باعث بدبختي است

من هم موافقم که خیلی ها نمی دونن مفهوم عشق چیه و با هوس اشتباه میگیرن . با یک نگاه عاشق میشن و با یک نه شنیدن از طرف مقابل فارغ ! ولی میخوام به اونهایی که با عشق و علاقه های قبل از ازدواج مخالف هستن و علاقه ی واقعی رو بعد از خوندن عقد بین زن و شوهر میدونن بگم که بله ! درسته عشق بعد از ازدواج ممکنه پایدار باشه ولی کم نداریم از علاقه های قبل از ازدواج که بعدا" خیلی پایدارتره!

یه حدیثی خوندم که مفهومش این بود : اگه به خاطر زیبایی و ظاهر با همسرت ازدواج کردی خیلی زود اون ظاهر عوض میشه و از بین میره ولی اگه به خاطر ایمان زیبای همسرت با اون ازدواج کردی خیلی زود ظاهرش هم برات دلنشین خواهد شد.

امید وارم همه ی ما با تکیه به خدای مهربونمون بهترین تصمیم ها رو توی زندگی و عشقمون بگیریم*

yeganeh
۱۳۸۷/۰۸/۱۷, ۰۹:۴۸
عشق ورزیدن یه مهارته که خیلی چیزها توش دخیله

1.اخلاق

2.تفکر

3.گذشت

4.انصاف

5.از همه مهمتر تعادل


اگه کسی این موارد رو با هم رعایت کنه به مفهوم عشق نزدیک شده
خیلی مواقع ما فکر میکنیم که عاشقیم در حالیکه نیستیم و وقتی شکست میخوریم شکستمون رو پای عشق می اندازیم در حالیکه این شکست از نقطه ضعفهای خودمون ایجاد شده

zeynab
۱۳۸۸/۰۷/۰۵, ۱۵:۴۲
به نظر من سن اصلا ملاک برای ازدواج نیست بعضیها هستن سنشون بالاست ولی درکشون پایینه بعضیها هم هستن به نسبت سن کمشون بیشتر از بقیه میفهمن... اینو خود آدم میتونه تشخیص بده که درکش در چه حدیه...
البته اکثر کسانی که به من وقتی که دانشگاه بودم تا الان پیشنهاد ازدواج میدادن از خودم کوچکتر بودن و خودم از این بابت ناراحت بودم و دوست نداشتم همسر آینده ام از خودم کوچکتر باشه ولی به مرور زمان با برخوردی که با آدمای مختلف داشتم دیدم پسری که از خودم 3 سال بزرگتر بود و به قول معروف دکترا هم داشت درکش اندازه اونی که 4 سال از خودم کوچکتر بود نیست...

از قرآن بپرس
۱۳۸۸/۰۷/۰۵, ۱۶:۲۵
بسم الله الرحمن الرحيم
براي اين كه مطالب به نتايج خوبي برسه جاداره به حقايقي اعتراف كنم كه اينطور نيست كه من به آن ها رسيده باشم يا نظر شخصي من يا امثال من باشه تا بگوييم به نظر من يا به نظر تو يا به نظراو....
اين ها واقعياتي است كه در عالم وجود داره چه شما تاييد كنيد چه نكنيد
1. به طور طبيعي زن و مرد حداقل سه الي چهارسال باهم اختلاف سني دارند يعني يك دختر نه ساله برابري مي كند بايك پسردوازده سيزده الي چهارده ساله
به همين خاطر است كه بلوغ آن ها باهم متفاوت است
2. اگر فرض كنيد دختري 20 سال سنش باشد بايد همسري داشته باشد كه يك مرد در حد 23 الي 25 ساله تا در حد سن و سال همديگر باشند.
3. هم تجربه ثابت كرده است و هم في الواقع اتفاق مي افتد كه اين كاربراي اين است تا دختر و پسر بتوانند همديگر را بفهمند و درك كنند
4. شايد گاهي براي شما اتفاق افتاده باشد كه خواسته اي داريد يا ايده خاصي نسبت به موضوعي داريد ولي دوستتان آن را نمي فهمد و شما حتي ممكن است عصبي شويد بگوييد چرا فلاني منو درك نمي كنه :Motehayer: و مرتب از دستش عصبي مي شويد هرچقدر هم خودتان را به اين طرف و آنطرف مي زنيد تا حاليش كنيد ولي نمي توانيد علت اين امر اين است كه او به لحاظ سن وسال در حد شما نيست حال تصور كنيد زن وشوهري به لحاظ سني در چنين قالبي قرار گرفته باشند و مي بايست سال هاي متمادي باهم زيريك سقف زندگي كنند چه اتفاقي مي افتد؟!
5. البته آنچه اشاره كردم نوعي است ممكن است مواردي استثنايي يافت شود كه اينطورنباشند و به طور كلي ما درباره استثناء ها بحث نمي كنيم نوع موارد مقصودمان است.
6. ممكن است گاهي فرد به لحاظ فكري و رشد عقلاني ازسن خود جلوتر باشد مثلا پسري است 20 ساله ولي فهم ودرك و رشد عقلاني او در حد يك مرد 25 الي 27 ساله است حال يابراثر سختي هايي كه در طول زندگي تحمل كرده است ويا بخاطر موقعيت اجتماعي وارتباطاتش جلوتراز سن خود بسر مي برد ، روي سخن ما قطعا باچنين فردي نيست.
7. متاسفانه آنچه باب شده است شايد يك علتش اين باشد كه هردو عاطفي هستند و تصميم عاقلانه نمي گيرند چرا كه هم دختر به طور كلي عاطفي است و هم پسر در سنين پايين عاطفي است.
حاصل كلام اين كه :
به طور نوعي و طبيعي اگر پسري و دختري حتي هم سن و سال هم باشند صلاح نيست باهم ازدواج كنند چون درك و فهمشان باهم متفاوت است تاچه رسد به اين كه دختر بزرگترباشد مگر موارد خاص كه تشخيص آن هم دست خودشان نيست بلكه مشاور بايد نظر دهد چرا كه خودشان تحت تاثير احساسات و عواطف ممكن است نتوانند تصميم عاقلانه بگيرند.

از قرآن بپرس
۱۳۸۸/۰۷/۰۵, ۱۶:۲۷
به نظر من سن اصلا ملاک برای ازدواج نیست بعضیها هستن سنشون بالاست ولی درکشون پایینه بعضیها هم هستن به نسبت سن کمشون بیشتر از بقیه میفهمن... اینو خود آدم میتونه تشخیص بده که درکش در چه حدیه...
البته اکثر کسانی که به من وقتی که دانشگاه بودم تا الان پیشنهاد ازدواج میدادن از خودم کوچکتر بودن و خودم از این بابت ناراحت بودم و دوست نداشتم همسر آینده ام از خودم کوچکتر باشه ولی به مرور زمان با برخوردی که با آدمای مختلف داشتم دیدم پسری که از خودم 3 سال بزرگتر بود و به قول معروف دکترا هم داشت درکش اندازه اونی که 4 سال از خودم کوچکتر بود نیست...
خوبه كه خودتون مي گين بعضي ها در حالي كه اين بحث به اين مهمي نمي تونه داير مدار بعض و افراد خاص و استثنايي باشه
بحث برسر نوع خانم ها و آقايان هست دقت كنيد

از قرآن بپرس
۱۳۸۸/۰۷/۰۵, ۱۶:۳۳
http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/viw.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=67223#post67223)
نوشته اصلی توسط : شهیدهhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right-10.gifهم خانم بعد از چند سال شکسته میشه و از آقا چندی پیرتر از اونچه هست جلوه میکنه
و هم اینه آقایون بعد از چهل سالگی تازه چلچلی شون شروع میشه ! این وسط چه بساطی به پا میشه ؛ الله اعلم !!

اين هم يكي از مشكلات ديگر موضوع است كه به طور طبيعي زن همانطور كه زود تر از مرد به سن بلوغ مي رسد به طور طبيعي زود تر هم افول مي كند و خواسته ها ونيازهاي خصوصا جنسي اش فروكش مي كند لذا زن به سن يائسه گي كه مي رسد تقريبا مثل يك بازنشسته مي ماند كه قرآن از آن به قواعد من النساء تعبير مي كند همان ها كه حتي اگه كمي روسريشون كنار رفت هم اشكال نداره
اما مردها خير تاآخر عمر نيازشان همراهشان هست
بنده به عنوان يك مشاور بارها مشاهده كردم مرداني كه كمي شكستگي و چين و چروك در چهره همسرشان مشاهده كردند فوري به فكر تجديد فراش مي افتند فعلا در اين مقام نيستم كه اين كارشان صحيح است يا غلط فقط مي خواهم بگويم به طور طبيعي چنين اتفاقي مي افتد

یاقوت
۱۳۸۸/۰۷/۱۰, ۱۳:۴۸
خب!
ایشان از شما بزرگتر هستند!
وقتی خانمی از آقایی بزرگتر است به طور ذاتی حس برتری جویی نسبت به او دارد...دقت کنید!
ممکن است در شروع زندگی اصلا چنین چیزی نمود نداشته باشد اما بلافاصله بعد از شروع زندگی و در جریان آن کاملا نمود پیدا خواهد کرد چرا که زندگی در بطنش پر می شوداز خودخواهی و حس برتری جویی غریزی زنان، غرور مردان را جریحه دار می کند و درصد دعوا و اختلاف را بیشتر می کند.
مرد دائما در حل برتری حویی است و این اعصاب زن را به هم می ریزد.
در صد توهین ها در اختلافات از جاب زن بیشتر می شود-کاملا طبیعی است- چون بزرگتر است....
دوست من!
مصداق های بسیاری وجود دارد!:rose:
برتری جویی چه ربطی به بزرگ وکوچکی دارد کسی درک و فهم درستی از زندگی مشترک ندارد به دنبال برتری جویی است

سمیره
۱۳۸۸/۰۷/۱۰, ۱۶:۴۵
به نظر من اختلاف سنّی زن و مرد اگر بیش از سه سال باشد ممکن است مشکل ساز شود. منظورم زنی است که بیش از سه سال از همسرش بزرگتر باشه. و امّا اگر چنین اتفاقی افتاد و زن با مردی ازدواج کرد که چند سال از خودش کوچکتره، واقعا دور از اخلاق انسانیه که مرد بعد از سالها زندگی مشترک فقط به خاطر میل جنسی اش به فکر تجدید فراش بیافتد امّا اگر دلایل دیگه ای داشته باشه قابل تأمّل خواهد بود.

بنده به عنوان يك مشاور بارها مشاهده كردم مرداني كه كمي شكستگي و چين و چروك در چهره همسرشان مشاهده كردند فوري به فكر تجديد فراش مي افتند فعلا در اين مقام نيستم كه اين كارشان صحيح است يا غلط فقط مي خواهم بگويم به طور طبيعي چنين اتفاقي مي افتد
واقعا متأسفم برای همچین مردانی که از زندگی فقط مسائل جنسی اش را می بینند که بعد از پنجاه شصت سال تا چین و چروکی در صورت همسرشون می بینند به فکر تجدید فراش میافتند.
این جور مردان حتی ذره ای فکر نمی کنند که چرا خانمی که مجرّد میمونه دیرتر از خانم متأهل شکسته و فرتوت میشه ( در اکثر مواقع چنین است ). هیچ وقت به فکرشون هم نمیرسه که خود این آقایون باعث شدند خانمشون زودتر از موعد پیر بشه. حتما خودتون ملاحظه می فرمایید که خیلی از خانم ها بعد از زایمان چه بر سرشون میاد. شب بیداری ها و سختی هایی که برای بزرگ کردن فرزندان تحمّل می کنند همه و همه در شکستگی چهره هایشان تاثیر دارد. و شوهر بدون توجه به فداکاری های همسر خود بعد از سی چهل سال زندگی به فکر تجدید فراش میافتد. آیا این دور از اخلاق انسانی نیست؟
مطئنن مردانی که وجدان داشته باشند چین و چروک صورت همسر برایشان دلیلی برای ازدواج مجدّد نیست بلکه قدر همسرشان را بیشتر از قبل می دانند. و کم نیستند چنین مردان با معرفتی.

راستی یک سؤال ذهنم را مشغول کرده کاش پاسخ بدید : این آقایونی که بعد از فوت همسرشون دیگه ازدواج نمی کنند چطور میتونند بر غریزه ی جنسی شون غلبه کنند؟! یا آقایونی که تا آخر عمر مجرّد می مونند چطور؟! با این اوصافی که شما بزرگان فرمودید مطمئنن این غریزه آنچنان شدّت دارد که مرد توان تحمّلش را ندارد و با وجود داشتن همسر به فکر تجدید فراش میافتد. پس اون آقایونی که ذکر کردم چطور ازدواج نمی کنند؟!

niloofar
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۴:۴۵
از بزرگي كه اسمش يادم نيست شنيدم كه :
مرد بايد موقع ازدواج در 4 چيز از همسرش بالاتر باشد
1-سن
2-قد
3-تحصيلات
4- ماديات


نميدونم كدوم بزرگ رو ميگيد. اما اينها بدعتهاي غلطيست كه متاسفانه رواج پيدا كرده. در دوران پيدايش اسلام حضرت محمد(ص) براي از بين بردن سنت هاي غلط آن روزگار آزار فراواني ديد. از جمله ازدواجش با همسر پسرخوانده خود زيد كه براي از بين بردن سنت جاهليت بود و مردم به حساب استغفرا... هوي و هوس گذاشتند.
اصل سطح شعور و درك دو نفر از زندگيست كه بايد متناسب باشد و هرچند سن و تحصيلات در اين امر بي تاثير نيست اما نميتوان گفت هر كه سن بالا يا تحصيلات بالا دارد شعور و درك بالايي هم از زندگي دارد و بالعكس.
اصل فرهنگ و تربيتي است كه دو نفر در آن رشد و نمو پيدا كرده اند.
بياييد كمي بازتر به زندگي نگاه كنيم:Moshtagh:

niloofar
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۵:۱۸
اگر بخوايم اينطوري بگيم كه چون خانمها زود شكسته ميشن كاملاً اشتباهه. فكر كنيد زن و شوهر 45 و 50 ساله(مرد بزرگتر است. ده سال بعد زن 55 ساله و مرد 60 ساله است و طبيعتاً زن از نظر جنسي افت پيدا كرده. 10 سال بعد زن 65 و مرد 70 ساله است. زن ديگر نميتواند رابطه جنسي داشته باشد . در حاليكه مردهايي را ديديم كه حتي تا 90 سالگي هم توانايي برقراري رابطه جنسي و توليد نسل را دارند. بنابراين مردها بايد بعد از سن يايسگس همسرانشان هي هر سال تجديد فراش كنن ماشالا. تو رو خدا بس كنيد اين رابطه جنسي رو. درسته كه مهمه ولي همه چي رو داريد با اين معيار ميسنجيد. در 90 درصد مواقع بهتر است كه مرد از زن بزرگتر باشد چون تجربه ديد و بلوغ برتري داشته باشد اما اگر دو نفر در بستر فرهنگي مناسبي رشد كرده باشند و عقده اي نباشند(در مورد مردان و زنان با حس برتري جويي) و درك بالايي از زندگي داشته باشند و در ضمن از لحاظ جنسي هم با هم مچ باشند هيچ مشكلي پيش نخواهد آمد. چون طبيعتاً در مورد انسانهاي نرمال سن كه بالا ميرود غرايز نفساني بهتر قابل مهار شدن هستند و هيچ مرد نرمالي در سن 50 سالگي بدليل د. تا چروك در چهره همسري كه سالها آرامش بخش او بوده به فكر گرفتن همسر ديگري نمي افتد مگر آنكه از نظر اخلاقي مشكل داشته باشد. بعبارتي بايد فكر كند كه الان ديگر وقت روي كردن بيشتر به معنويات است نه به يك زن جوان

یاقوت
۱۳۸۸/۰۸/۱۷, ۲۰:۲۲
اگر بخوايم اينطوري بگيم كه چون خانمها زود شكسته ميشن كاملاً اشتباهه. فكر كنيد زن و شوهر 45 و 50 ساله(مرد بزرگتر است. ده سال بعد زن 55 ساله و مرد 60 ساله است و طبيعتاً زن از نظر جنسي افت پيدا كرده. 10 سال بعد زن 65 و مرد 70 ساله است. زن ديگر نميتواند رابطه جنسي داشته باشد . در حاليكه مردهايي را ديديم كه حتي تا 90 سالگي هم توانايي برقراري رابطه جنسي و توليد نسل را دارند. بنابراين مردها بايد بعد از سن يايسگس همسرانشان هي هر سال تجديد فراش كنن ماشالا. تو رو خدا بس كنيد اين رابطه جنسي رو. درسته كه مهمه ولي همه چي رو داريد با اين معيار ميسنجيد. در 90 درصد مواقع بهتر است كه مرد از زن بزرگتر باشد چون تجربه ديد و بلوغ برتري داشته باشد اما اگر دو نفر در بستر فرهنگي مناسبي رشد كرده باشند و عقده اي نباشند(در مورد مردان و زنان با حس برتري جويي) و درك بالايي از زندگي داشته باشند و در ضمن از لحاظ جنسي هم با هم مچ باشند هيچ مشكلي پيش نخواهد آمد. چون طبيعتاً در مورد انسانهاي نرمال سن كه بالا ميرود غرايز نفساني بهتر قابل مهار شدن هستند و هيچ مرد نرمالي در سن 50 سالگي بدليل د. تا چروك در چهره همسري كه سالها آرامش بخش او بوده به فكر گرفتن همسر ديگري نمي افتد مگر آنكه از نظر اخلاقي مشكل داشته باشد. بعبارتي بايد فكر كند كه الان ديگر وقت روي كردن بيشتر به معنويات است نه به يك زن جوان
با تشکر از شما از این تذکر ، باطرز فکری که بعضی ها دارند باید خانم 40 سال جوانتر باشد تا زندگی زناشویی حفظ شود وقتی زندگی را بر اساس انسانیت و تدین برقرار شود سن و سال در مرتبه بعد قرار می گیرد

hossein2454
۱۳۸۸/۱۰/۳۰, ۱۲:۳۸
اگه به مقاله اول که دوستمون سرباز اسلام فرستادن توجه کنین میبینین که درصد طلاق تو مواردی که خانوم از آقا بزرگتره خیلی کمتره پس نمیشه گفت که همیشه این امر بده
هرچند به طور مطلق خوب نیست ولی به نظر من تا 2 سال مشکلی نداره و بیشتر به درک و فهم طرفین برمیگرده
اگه دو طرف به بلوغ فکری و اجتماعی و ....... رسیده باشن چه فرقی میکنه آقا دیرتر به بلوغ رسیده باشه مهم اینه که رسیده

تكرو
۱۳۸۸/۱۰/۳۰, ۱۹:۴۵
حالا به نظرتون اگه هر دو همسن باشن چي؟بازم مشكلي پيش مياد؟

خالد بن ولید
۱۳۸۸/۱۱/۰۱, ۰۶:۱۲
اگر زن بزرگتر از مرد باشد احتمالاً می تواند چند مزیت داشته باشد :

1- عقل زن زودتر از مرد بالغ می شود پس در ناپختگیهای اولیه مرد بدرد می خورد .

2- احتمالا زن پولدارتر از مرد است و باز بدرد می خورد .

3- مرد از موضع بالاتر و منت گذار بر خورد می کند !!

4- از آنجائیکه سن زن چند سالی بیشتر است احتمال مرگ اوزودتر از مرد و تجدید فراش مرد بیشتر است پس باز بدرد

می خورد !! حتی می توان با شادمانی بعد از مرگ او ؛ چندین زن جوان و نوجوان در سایز های مختلف گرفت و تجربه های جدیدی داشت !!



این است هوس های بی انتها و سیری ناپذیر بشر در طول تاریخ !

مونس
۱۳۸۸/۱۱/۰۱, ۰۷:۲۹
سخن کوتاهی با سیف الاسلام

جناب سیف الاسلام بیشتر توجه کنید به سوال ، سوال کننده مساله ای را مطرح کرده و به دنبال پاسخ سوال هست نه شوخی و مزاح.
دوست عزیز بحث علمی است ، اگر در این زمینه تخصصی دارید بفرمائید ، با گوش جان می شنویم، اما اگر تخصص و تجربه ای ندارید ، به دو سه نمونه دور و بر خودتون نگاه نکنید. بحث را به شوخی و مزاح و یا تحقیر فرد یا افرادی نکشانید، سعی نکنید آنچه که در ذهن شما به غلط جا افتاده را به عنوان یک اصل مطرح کنید.
اگر به این موضوع علاقه مندید بیشتر تحقیق کنید ؛ کتابهای زیادی در این زمینه نوشته شده، تحقیقات زیادی انجام شده که می تونه کمکتون کنه تا به درستی و به دور از مزاح و بد اندیشی قضاوت کنید.

سیاوش عشق
۱۳۸۸/۱۱/۰۱, ۱۰:۲۱
اگر بخوايم اينطوري بگيم كه چون خانمها زود شكسته ميشن كاملاً اشتباهه. فكر كنيد زن و شوهر 45 و 50 ساله(مرد بزرگتر است. ده سال بعد زن 55 ساله و مرد 60 ساله است و طبيعتاً زن از نظر جنسي افت پيدا كرده. 10 سال بعد زن 65 و مرد 70 ساله است. زن ديگر نميتواند رابطه جنسي داشته باشد . در حاليكه مردهايي را ديديم كه حتي تا 90 سالگي هم توانايي برقراري رابطه جنسي و توليد نسل را دارند. بنابراين مردها بايد بعد از سن يايسگس همسرانشان هي هر سال تجديد فراش كنن ماشالا. تو رو خدا بس كنيد اين رابطه جنسي رو. درسته كه مهمه ولي همه چي رو داريد با اين معيار ميسنجيد. در 90 درصد مواقع بهتر است كه مرد از زن بزرگتر باشد چون تجربه ديد و بلوغ برتري داشته باشد اما اگر دو نفر در بستر فرهنگي مناسبي رشد كرده باشند و عقده اي نباشند(در مورد مردان و زنان با حس برتري جويي) و درك بالايي از زندگي داشته باشند و در ضمن از لحاظ جنسي هم با هم مچ باشند هيچ مشكلي پيش نخواهد آمد. چون طبيعتاً در مورد انسانهاي نرمال سن كه بالا ميرود غرايز نفساني بهتر قابل مهار شدن هستند و هيچ مرد نرمالي در سن 50 سالگي بدليل د. تا چروك در چهره همسري كه سالها آرامش بخش او بوده به فكر گرفتن همسر ديگري نمي افتد مگر آنكه از نظر اخلاقي مشكل داشته باشد. بعبارتي بايد فكر كند كه الان ديگر وقت روي كردن بيشتر به معنويات است نه به يك زن جوان

بسم ایزد یکتا
بنده تا حد زیادی با شما موافقم.
اصولا در ازدواج حسی وجود داره به نام عشق...عشق چیزیه که انسان به طور ظاهری نمی تونه اونو لمس کنه.یعنی نمی تونه بگه زیبایی یعنی عشق،پول یعنی عشق،هوس یعنی عشق و...
یا به عبارتی دیگر اگر کسی با عشق ازدواج کنه دیگه هوس و ...براش عادی و معمولی میشه یعنی یه مرد یا زن وقتی ازدواج کنند،پس از مدتی هوس و ظاهرشون جزئی از زندگی زناشویی و روزمرشون میشه در نتیجه پایداری زندگی بر پایه ی عشقه نه ظاهر...
یا به قول خودتون اگه یه مردی که در سن بالا باز هم قدرت تولید نسل رو داره بخواد بخاطر هوس تجدید فراش کنه،این وسط تکلیف عشق چی میشه؟
پس این زندگی رو نمیشه گفت که با عشق شروع میشه،میشه گفت این زندگی بر پایه ی هوسهای زود گذر مادی و نفسانی بنا شده که همون بهتر که بنا نشه.

سیاوش عشق
۱۳۸۸/۱۱/۰۱, ۱۰:۲۴
اگر زن بزرگتر از مرد باشد احتمالاً می تواند چند مزیت داشته باشد :

1- عقل زن زودتر از مرد بالغ می شود پس در ناپختگیهای اولیه مرد بدرد می خورد .

2- احتمالا زن پولدارتر از مرد است و باز بدرد می خورد .

3- مرد از موضع بالاتر و منت گذار بر خورد می کند !!

4- از آنجائیکه سن زن چند سالی بیشتر است احتمال مرگ اوزودتر از مرد و تجدید فراش مرد بیشتر است پس باز بدرد

می خورد !! حتی می توان با شادمانی بعد از مرگ او ؛ چندین زن جوان و نوجوان در سایز های مختلف گرفت و تجربه های جدیدی داشت !!



این است هوس های بی انتها و سیری ناپذیر بشر در طول تاریخ !


اتفاقا بنده فکر می کنم نکات جالبی بود.
هرچند به طنز اما بهدرد بخور بود.
به هر حال ممکنه همچین چیزایی باشه که البته هست
ممنون

سیاوش عشق
۱۳۸۸/۱۱/۰۱, ۱۱:۰۰
ازدواج دو نفر که زوجه از زوج بزرگتر باشه یا فارسی بگیم زن از مرد بزرگتر باشه،مزایا و مشکلاتی رو در بر داره که باید بررسی بشه.
اول اینکه باید انگیزه مشخص بشه.اینکه مرد چه انگیزه و اهدافی از این ازدواج داره یا خانوم چه انگیزه و اهدافی از شروع این زندگی داره.
دوم نگرش بعد از ازدواج هست که ممکنه با نگرشی که قبل از ازدواج پیش میاد متفاوت باشه.
به طور مثال:یه پسر که از نظر سنی از دختر مورد نظرش کوچیکتر هست،با این دید به زندگی آینده اش نگاه میکنه که...مثلا میگه این خانومی که من میخوام باهاش ازدواج کنم درسته از لحاظ سنی از من بزرگتره اما چیزایی داره که می تونه سنش رو برام بی اهمیت کنه.چیزایی مثل نجابت،حیا،ایمان،حجاب،عشق و...
اما بعد از ازدواج ممکنه عادی شدن این موضوعات مشکلاتی رو سر راهش قرار بده که نتونه درست تصمیم بگیره و یا از تصمیمی که گرفته پشیمون شده باشه.
اون موقع می بینیم که فرد دچار دوگانگی میشه...دائم بهونه میاره و یا سن زوجه رو به رخش میکشه که این کار اوضاع رو وخیم می کنه و منجر به اختلافات زیاد و درنتیجه طلاق میشه.
در این نوع اعمال می تونیم بگیم که فرد هدف خودش رو از شروع این زندگی نتونسته به درستی درک کنه.
سوم نگاه اطرافیان به این ازدواج است یا نگاه کردن مرد مورد نظر به زندگی مشترک از دیدگاه دیگران است.
بی شک ما توی جامعه هستیم و می دونیم باید با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم کنیم.
طعنه ها و جملات معنی دار دوستان و اطرافیان گاها به افراد ضعیف النفسه فشارهای زیادی میاره که اگر مرد مورد نظر نتونه این حرفها رو به خوبی تفکیک و تحلیل کنه ،مشکلاتی به زندگیش وارد میشه که می تونیم بگیم مشکلات بی پایه و اساسیست.در این صورت خانم این آقا تحقیرات زیادی رو متحمل میشه که گاها منجر به اختلالات روانی و در نتیجه طلاق و... میشه.
و یا عکس قضیه.یعنی ممکنه همین مشکلات برای خانم پیش بیاد که بازم پایه ی زندگی رو سست می کنه و اونو از روال عادی دور می کنه.
....
اینایی که گفته شد شکل ظاهری قضیه است.
.................................................. ..............
اما ممکنه پسری از دختر مورد نظرش کوچیکتر باشه ،اما دارای درک بالا و طرز فکر متفاوت تری از سنش باشه،بی شک می تونه زندگی رو از نگاه فردی نگاه کنه که شاید ده سال از خودش بزرگتر باشه.یه کم واضح تر بگم.:ممکنه طرز فکر این آقا بیشتر از سنش باشه در نتیجه می تونه با یک انتخاب درست،اهداف و انگیزه های ازدواج با دختر مورد نظرش رو شناسایی کنه و یک زندگی مطلوب و بی دغدغه رو بوجود بیاره،یک زندگی که ممکنه هیچ کدام از مشکلات بالا درش وجود نداشته باشه.
از این رو می تونیم نتیجه بگیریم که سن مطلقا نمی تونه بیانگر طرز فکر یا شیوه ی زندگی یه نفر باشه بلکه درک انسان می تونه زمینه ی رشد و تکامل یک زندگی رو فراهم کنه.
...........
با توجه به اینکه اینا برداشت های من هستش اگه مشکلی در این افکار هست از کسانی که در این زمینه اطلاعات بیشتری دارند تقاضا می کنم برای اصلاح یا تایید این مطالب ،به من و دیگر دوستان کمک کنند.

leilajan
۱۳۸۸/۱۱/۰۱, ۱۱:۲۲
جالب اینجاست که بیشتر اوقات این آقایون هستن که سر ناسازگاری دارن(بعد از ازدواج)و بهونه تراشی میکنن.خوب بگو آقا شما خودت موافق ازدواج با کسی بودی که از خودت بزرگتره حالا چرا بهونه میاری .

خالد بن ولید
۱۳۸۸/۱۱/۰۲, ۰۵:۰۳
سخن کوتاهی با سیف الاسلام

جناب سیف الاسلام بیشتر توجه کنید به سوال ، سوال کننده مساله ای را مطرح کرده و به دنبال پاسخ سوال هست نه شوخی و مزاح.
دوست عزیز بحث علمی است ، اگر در این زمینه تخصصی دارید بفرمائید ، با گوش جان می شنویم، اما اگر تخصص و تجربه ای ندارید ، به دو سه نمونه دور و بر خودتون نگاه نکنید. بحث را به شوخی و مزاح و یا تحقیر فرد یا افرادی نکشانید، سعی نکنید آنچه که در ذهن شما به غلط جا افتاده را به عنوان یک اصل مطرح کنید.
اگر به این موضوع علاقه مندید بیشتر تحقیق کنید ؛ کتابهای زیادی در این زمینه نوشته شده، تحقیقات زیادی انجام شده که می تونه کمکتون کنه تا به درستی و به دور از مزاح و بد اندیشی قضاوت کنید.


سخنی با آقا یا خانم قریب یا غریب :

1- تشکر از تذکر شما

2-سایت علمی نیز گاهی نیاز به مطایبه دارد تا بحث از حالت خشک خودش کمی خارج و مقداری تلطیف گردد.

3-آیا فکر می کنید که بهلول دیوانه بوده است ؟ یا بر اثر جبر زمانه و بظاهر " راز مگو" رادر قالب طنز و دیوانگی می زده است ؟

4- همانطور که در آخر پست مذکور گفته ام این موضوع بظاهر طنز؛ سبقه تاریخی داشته است کمی روی مصداقهایش به تفکیک فکر کنید ! من ازروی دو سه نمونه دور و برم نگاه نکرده ام بلکه به نمونه هایی تاریخی نگاه کرده ام که اسوه بوده اند و نتوانسته اند الگوی مناسبی برایم باشند !!

5- یاد آوری می کنم ، این سایت ؛ یک سایت تخصصی دینی است و نه اجتماعی یا روانشناسی پس از منظر دین به آن توجه باید بشود و سخنان تخصصی من و شما تنها می تواند به عنوان نظر مطرح باشد و نه ملاک .


و درآخر :

زندگی بسیار مهمتر از آن است که به آن جدی فکر کنیم !!

saraaaa
۱۳۸۸/۱۱/۰۶, ۰۱:۳۸
من به پسری که 5 سال از خودم کوچیکتره خیلی علاقهمندشدمو هیچ مشکلی از نظرعاطفی واخلاقی نداریم .فقطکارو مدرکشه که اونم حاظرم منتظربمونم تا جور بشه اما باز میترسم اینده واسمون توزندگی مشکل بوجود بیاد.دارم دیوونه میشم نمیدونم باکی حرف بزنم واز کی کمک بگیرم.کاش یکی به من کمک کنه خیلی مستاسل ونیازمندراهمنماییو همدلی ام ممنون.کاش جوابو به ایمیلم بفرستید.اخه من زیادرو نت نمیامو خیلی اطفاقی باسایتتون اشناشدم امیدوارم کمکی بشه متشکرم ازلطفتون:Motehayer::Motehayer::Motehayer:

ابو محمد
۱۳۸۸/۱۱/۰۶, ۰۱:۵۸
سلام به شما
طبق قوانین کانون،موارد خصوصی در مشاوره ها باید بصورت پیام خصوصی پرسیده بشه نه در تاپیک عمومی
در ضمن توجه داشته باشید که پسری که 5سال از شما جوانتر هست،به احتمال زیاد درآینده نخواهد توانست به پای شما صبر کند.
در مورد ازدواج،عاقلانه باید تصمیم گرفت نه با احساسات.

مونس
۱۳۸۸/۱۱/۰۶, ۰۶:۵۴
من به پسری که 5 سال از خودم کوچیکتره خیلی علاقهمندشدمو هیچ مشکلی از نظرعاطفی واخلاقی نداریم .فقطکارو مدرکشه که اونم حاظرم منتظربمونم تا جور بشه اما باز میترسم اینده واسمون توزندگی مشکل بوجود بیاد.دارم دیوونه میشم نمیدونم باکی حرف بزنم واز کی کمک بگیرم.کاش یکی به من کمک کنه خیلی مستاسل ونیازمندراهمنماییو همدلی ام ممنون.کاش جوابو به ایمیلم بفرستید.اخه من زیادرو نت نمیامو خیلی اطفاقی باسایتتون اشناشدم امیدوارم کمکی بشه متشکرم ازلطفتون:Motehayer::Motehayer::Motehayer:
الهی به امید تو
چشم سارای عزیز
براتون پاسخم را ایمیل می کنم ولی قبل از اون اجازه بده پاسخ را در این تاپیک بزنیم تا اگر مشکل مشابهی بود به جواب رسیده باشد.
دوست خوبم به دلایل زیر و بنا به تحقیقات انجام شده ازدواج با این شرایط سنی توصیه نمی شود.
1. قبل از ازدواج نباید اجازه بدهیم احساسات بر عقل ما غلبه کند، چرا که اگر بخواهیم با احساس و با شور و هیجان جوانی قبل از ازدواج تصمیم بگیریم ؛باعث بسته شدن چشم ما به روی عیب و نقصهای طرف مقابل می شود. شما مجاز به عشق ورزیدن هستی ؛ اما به همسرت، و بعد از ازدواج ؛ بهتر است عاقلانه ازدواج کنی تا عاشقانه زندگی کنی.
2. در طول زندگی، بارداری و زایمان کمی بر جسم و روح زن اثر گذاشته و تا حدودی او را شکسته تر می کند؛ و این موضوع را نمی توان انکار کرد که اگر هم از ابتدا از لحاظ ظاهر این تفاوت سنی مشخص نباشد چند سال بعد از ازدواج به تدریج این تفاوت آشکار سنی نمایان می شود. از کجا معلوم این آقا بعد از چند سال که از زندگی مشترک گذشت از این وضعیت راضی باشد؟
3. مردها غالبا علاقمندند که همسرشان از اونها از لحاظ سنی کوچکتر باشد ؛ و خانم ها هم تمایل دارند که همسرشون که تکیه گاه اونها در زندگی محسوب می شود از اونها بزرگتر باشد.
4. الان که شما و اون آقا به هم علاقه مند هستید را نمی گم ؛ فردا روز که وارد زندگی شدی و خواستی نظری و یا پیشنهادی به اقا ارائه بدهی ؛ ممکن است همسرت که از تو کوچکتر است تصور کند که به خاطر بزرگتر بودنت به خودت اجازه می دهی که اظهار نظر کنی ، شاید رفته رفته به این موضوع حساس شود و تو حتی از اظهار نظرهای کوچک هم به دلیل این سوئ برداشت واهمه داشته باشی.
5. نگرش ما به خانواده به گونه ایست که مرد را تکیه گاه روحی و جسمی خانواده می دونیم ، بنابراین تکیه گاه قوی کانون گرم خانواده بهتر است از لحاظ سنی نیز بزرگترین فرد خانواده باشد .
البته با توجه به شرایط جامعه و دانشگاهها معمولا ازدواجهای دانشجویی با تفاوت سنی خانم بزرگتر از آقا صورت می گیرد و این مساله این روزها موارد زیادی دارد ، اما روانشناسانی نظیر دکتر افروز نیز پیشنهاد می کند این تفاوت بیشتر از دو یا سه سال نباشد.
اما تفاوت سنی 5 سال قابل تامل است و بنده پیشنهاد میکنم قبل از تصمیم گیری در مورد ازدواج حتما به همراه همان آقا به یک مشاور خانواده با تجربه مراجعه کنید و شرایط خودتون را کاملا برای ایشون توضیح بدین و انشاله از روی عقل و نه احساس تصمیم بگیرید.
چند نکته دیگر را هم یادآوری می کنم:
:Gol:با توجه به تفاوت طول دوره فعالیت جنسی در زن و مرد ، اگر شما کمی در این زمینه مطالعه و تحقیق انجام بدی ، به این نتیجه می رسی که این هم می تواند یکی از موانع این چنین ازدواجهایی باشد.
:Gol:نکته بعد اینکه طبق دستورات دینی ما قوام در زندگی مشترک مرد است. همانطور که می دونی زن باید برای خروج از منزل و برخی فعالیتهایی که در محیط بیرون از منزل انجام می دهد از همسرش اجازه بگیرد، با این تفادت سنی که وجود داره قوام بودن مرد زیر سوال می رود و همین مساله ممکن است بعد از مدتی باعث بروز اختلافاتی در زندگی زناشویی بشود.
:Gol:از طرف دیگر زنان از لحاظ بلوغ زودتر از مردان به بلوغ عقلی خود می رسند ، این اختلاف سنی باز هم در اینجا مشکل ساز خواهد بود.
:Gol:نکته دیگر اینکه زن نیاز داره که به مردی تکیه کنه که او را به معنای واقعی تکیه گاه خودش بدونه ، وقتی احساس کنی همسرت از تو کوچکتره و نمی تونه آنطور که باید تکیه گاه محکی در زندگی زناشویی باشه ، بعد از مدتی که از زندگی شما می گذره شاید دوباره این احساس در تو شکل بگیره و از کجا معلوم از این انتخاب خودت پشیمون نشی؟!
:Gol:باز هم تاکید می کنم اگر دلایل بنده برای شما قانع کننده نبود به همرا این آقا به یک مشاور خانواده مراجعه کنید تا با راهنمایی ایشون بتونید بهترین تصمیم را بگیرید.
تحت عنایات حضرت ولی عصر (عج) موفق و پیروز باشید ...

جان بركف
۱۳۸۸/۱۱/۰۶, ۰۸:۵۸
من متوجه نیستم بعضی از دوستان ظاهرا نه تجربه زندگی زناشویی دارن و نه تخصصی در بعضی زمینه ها با این حال مطالبی رو اون هم به مقدار فراوان مطرح می کنند که باعث سرگیجه و سردرد و گمراهی میشه تا هدایت و راهنمایی.
از دوستان خواهش میکنم اگه واقعا تخصص دارند یا تجربه ای دارند بیان کنند تا ما بتونیم استفاده بهتری داسته باشیم.

سیاوش عشق
۱۳۸۸/۱۱/۰۶, ۰۹:۵۳
ازدواج دو نفر که زوجه از زوج بزرگتر باشه یا فارسی بگیم زن از مرد بزرگتر باشه،مزایا و مشکلاتی رو در بر داره که باید بررسی بشه.
اول اینکه باید انگیزه مشخص بشه.اینکه مرد چه انگیزه و اهدافی از این ازدواج داره یا خانوم چه انگیزه و اهدافی از شروع این زندگی داره.
دوم نگرش بعد از ازدواج هست که ممکنه با نگرشی که قبل از ازدواج پیش میاد متفاوت باشه.
به طور مثال:یه پسر که از نظر سنی از دختر مورد نظرش کوچیکتر هست،با این دید به زندگی آینده اش نگاه میکنه که...مثلا میگه این خانومی که من میخوام باهاش ازدواج کنم درسته از لحاظ سنی از من بزرگتره اما چیزایی داره که می تونه سنش رو برام بی اهمیت کنه.چیزایی مثل نجابت،حیا،ایمان،حجاب،عشق و...
اما بعد از ازدواج ممکنه عادی شدن این موضوعات مشکلاتی رو سر راهش قرار بده که نتونه درست تصمیم بگیره و یا از تصمیمی که گرفته پشیمون شده باشه.
اون موقع می بینیم که فرد دچار دوگانگی میشه...دائم بهونه میاره و یا سن زوجه رو به رخش میکشه که این کار اوضاع رو وخیم می کنه و منجر به اختلافات زیاد و درنتیجه طلاق میشه.
در این نوع اعمال می تونیم بگیم که فرد هدف خودش رو از شروع این زندگی نتونسته به درستی درک کنه.
سوم نگاه اطرافیان به این ازدواج است یا نگاه کردن مرد مورد نظر به زندگی مشترک از دیدگاه دیگران است.
بی شک ما توی جامعه هستیم و می دونیم باید با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم کنیم.
طعنه ها و جملات معنی دار دوستان و اطرافیان گاها به افراد ضعیف النفسه فشارهای زیادی میاره که اگر مرد مورد نظر نتونه این حرفها رو به خوبی تفکیک و تحلیل کنه ،مشکلاتی به زندگیش وارد میشه که می تونیم بگیم مشکلات بی پایه و اساسیست.در این صورت خانم این آقا تحقیرات زیادی رو متحمل میشه که گاها منجر به اختلالات روانی و در نتیجه طلاق و... میشه.
و یا عکس قضیه.یعنی ممکنه همین مشکلات برای خانم پیش بیاد که بازم پایه ی زندگی رو سست می کنه و اونو از روال عادی دور می کنه.
....
اینایی که گفته شد شکل ظاهری قضیه است.
.................................................. ..............
اما ممکنه پسری از دختر مورد نظرش کوچیکتر باشه ،اما دارای درک بالا و طرز فکر متفاوت تری از سنش باشه،بی شک می تونه زندگی رو از نگاه فردی نگاه کنه که شاید ده سال از خودش بزرگتر باشه.یه کم واضح تر بگم.:ممکنه طرز فکر این آقا بیشتر از سنش باشه در نتیجه می تونه با یک انتخاب درست،اهداف و انگیزه های ازدواج با دختر مورد نظرش رو شناسایی کنه و یک زندگی مطلوب و بی دغدغه رو بوجود بیاره،یک زندگی که ممکنه هیچ کدام از مشکلات بالا درش وجود نداشته باشه.
از این رو می تونیم نتیجه بگیریم که سن مطلقا نمی تونه بیانگر طرز فکر یا شیوه ی زندگی یه نفر باشه بلکه درک انسان می تونه زمینه ی رشد و تکامل یک زندگی رو فراهم کنه.
...........
با توجه به اینکه اینا برداشت های من هستش اگه مشکلی در این افکار هست از کسانی که در این زمینه اطلاعات بیشتری دارند تقاضا می کنم برای اصلاح یا تایید این مطالب ،به من و دیگر دوستان کمک کنند.




من متوجه نیستم بعضی از دوستان ظاهرا نه تجربه زندگی زناشویی دارن و نه تخصصی در بعضی زمینه ها با این حال مطالبی رو اون هم به مقدار فراوان مطرح می کنند که باعث سرگیجه و سردرد و گمراهی میشه تا هدایت و راهنمایی.
از دوستان خواهش میکنم اگه واقعا تخصص دارند یا تجربه ای دارند بیان کنند تا ما بتونیم استفاده بهتری داسته باشیم.

اگه منظورتون با بنده است...در انتهای عرایضم عرض کرده بودم که اینها برداشتهای منه و یحتمل چندان کارشناسانه نیست و از متخصصان هم خواسته بودم که بنده رو کمک کنند.

جان بركف
۱۳۸۸/۱۱/۰۶, ۱۱:۴۰
من رسما از دوستان به خصوص سرکار قریب عذر خواهی می کنم
منو ببخشید لطفا
اشکال از گیرنده های خودم بود
و سرکار مطمئن باشند با ایشون نبودم بنده از راهنمائیهای ایشون واقعا استفاده کردم

بارها گفته ام و بار دگر می گویم که من از روی شما شرمسارم

سیاوش عشق
۱۳۸۸/۱۱/۰۶, ۱۹:۱۹
سلام به شما
طبق قوانین کانون،موارد خصوصی در مشاوره ها باید بصورت پیام خصوصی پرسیده بشه نه در تاپیک عمومی
در ضمن توجه داشته باشید که پسری که 5سال از شما جوانتر هست،به احتمال زیاد درآینده نخواهد توانست به پای شما صبر کند.
در مورد ازدواج،عاقلانه باید تصمیم گرفت نه با احساسات.

بنده با این طرز فکر مخالفم.
عقاید آدما فرق میکنه
شاید کارشناس نباشم اما دلایل عقلانی رو هم باید در نظر بگیریم.
یعنی عقلی که بر پایه ی ایمان باشه همیشه به اینگونه مسائل منفی نگاه میکنه؟؟؟؟
یادمه وقتی خیلی کوچیک بودم یه پسر 16 ساله با یه دختر 15 ساله ازدواج کرد.
ببینید اختلاف رو................
الان بعد از چندین سال با بچه هاشون دارن به خوبی زندگی می کنند.
یه زندگی دارن که هر کسی آرزوشو داره.
..............
پس نمیشه گفت که مطلقا اینگونه ازدواجها خوب نیستند.
............
بقیه ی دلایل هم باشه واسه فردا
الان فکرم نمیاد:Gol:

یاقوت
۱۳۸۸/۱۱/۱۵, ۲۲:۴۹
خب!
ایشان از شما بزرگتر هستند!
وقتی خانمی از آقایی بزرگتر است به طور ذاتی حس برتری جویی نسبت به او دارد...دقت کنید!
ممکن است در شروع زندگی اصلا چنین چیزی نمود نداشته باشد اما بلافاصله بعد از شروع زندگی و در جریان آن کاملا نمود پیدا خواهد کرد چرا که زندگی در بطنش پر می شوداز خودخواهی و حس برتری جویی غریزی زنان، غرور مردان را جریحه دار می کند و درصد دعوا و اختلاف را بیشتر می کند.
مرد دائما در حل برتری حویی است و این اعصاب زن را به هم می ریزد.
در صد توهین ها در اختلافات از جاب زن بیشتر می شود-کاملا طبیعی است- چون بزرگتر است....
دوست من!
مصداق های بسیاری وجود دارد!:rose:
حس برتری جویی زمانی ایجاد می شود که زن چند سال بزرگتر باشد نه چند ماه

سیمای دل
۱۳۸۸/۱۱/۱۶, ۱۹:۵۵
اين كه زن بزرگ تر از مرد باشد ممكن است در دراز مدت و هنگامي كه مسائل تنش زا بروز كند تأثير خود را نشان دهد و مرد را به واكنش وادار كند خصوصا اگر تفاوت سنّي زياد باشد. در عين حال هيچ چيز جاي تفاهم و عشق عاقلانه را نمي گيرد زوجي كه از جهت اخلاقي، ريشة خانوادگي و اصالت و ديني بيشتر به هم نزديك باشند، به راحتي با شرايط سخت كنار مي آيند.
البته از نظر شرعي و عرفي اشكالي ندارد كه هنگام ازدواج زن بزرگ تر از مرد باشد.
تمايلات جنسي زن و مرد بايد به طور طبيعي به وسيلة ازدواج متعادل انجام گيرد و اين وقتي حاصل مي گردد كه زن و مرد از نظر سني با يكديگر اختلاف سني زيادي نداشته باشند.

jahangardkocholo
۱۳۸۸/۱۱/۱۶, ۲۰:۲۶
با سلام
در مرحله اول عشق عقل را نادیده میگیره.از لحاظ علمی شما چند سال زودتر به بلوغ و پختگی میرسید که همین باعث میشه در برداشت در زندگی نوع نگرش شما با کسی که 5 سال از شما کوچکتره فرق داشته باشه.البته شاید جمعا بشه 10 سال.باز هم با بزرگترها مشورت نمایید
در پناه حق

جان بركف
۱۳۸۸/۱۱/۱۷, ۰۷:۴۲
یکی از دوستان بنده تازگیها می خواد با خانومی از دواج کنه که 2 سال از خودش بزرگتره و تازه خانومه فوق لیسانسه و پسره دیپلم. حالا هرچی بهش بگی که بابا اینطوریه و اونطوری نیست فایده نداره. تازه بنده خدا در کارش فروشندگی مواد غذاییه.حالا خر بیار و باقلی رو بار کن. هرچی هم که بهش بگی از بس که داغ متوجه نمیشه.

آخه شما بگین اینا واقعا می تونن با هم زندگی کنن من که بعید می دونم

مونس
۱۳۸۸/۱۱/۱۷, ۰۸:۵۵
یکی از دوستان بنده تازگیها می خواد با خانومی از دواج کنه که 2 سال از خودش بزرگتره و تازه خانومه فوق لیسانسه و پسره دیپلم. حالا هرچی بهش بگی که بابا اینطوریه و اونطوری نیست فایده نداره. تازه بنده خدا در کارش فروشندگی مواد غذاییه.حالا خر بیار و باقلی رو بار کن. هرچی هم که بهش بگی از بس که داغ متوجه نمیشه.

آخه شما بگین اینا واقعا می تونن با هم زندگی کنن من که بعید می دونم
با سلام
دوست عزیز در اینگونه موارد به هیچ عنوان نمی شه نسخه واحدی را تجویز کرد، حتی اگر موارد مشابهی وجود داشته باشه که منجر به شکست شده باشه.
چند نکته:
1. بنده قبلا هم عرض کردم ازدواج با فاصله سنی 2 الی سه سال خانم بزرگتر از آقا در صورتیکه طرفین از شخصیت سالمی برخوردار باشند و این مساله را کاملا پذیرفته باشند ، ایرادی ندارد بلکه گاهی به دوام زندگی هم کمک می کند.
2. نمونه هایی داشته ایم که تحصیلات خانم بیشتر از آقا بوده ، این موضوع هم برمیگرده به میزان درک و فهم طرفین ، صرفا برابری مدرک مهم نیست ، گاهی ممکن است فردی با مدرک دیپلم باشد ، اما سطح آگاهی خودش را در حد یک دکترا ارتقاء داده باشد. ممکنه فردی با تحصیلات دکترا ، اما در حد یک دیپلمه هم مهارتهای زندگی را بلد نباشه!!!!!
3. یه نکته دیگه که خیلی مهم هستش اینه که ، شما سعی کن به جای اینکه اونها را از این ازدواج منع کنید ، اونها راترغیب کنید تا قبل از اینکه تصمیم نهاییشون را بگیرند حتما به یک مشاور خانواده مراجعه کنند، و در مورد مسائلی که ممکنه در آینده براشون مساله بوجود بیاره با مشاور صحبت کنند.

morteza sh313
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۰۷:۰۳
سلام
طبق مطالعاتی که داشتم بهترین فاصله سنی بین 3تا5 سال به دلایلی که اگر رعایت نشه در آینده مشکلات زیادی پیش میاد ازجمله:
1- بلوغ فکری زن زود تر از مرد است که با رعایت فاصله سنی گفته شده تقریبا به یک سطح فکری میرسند
2-در رابطه زناشویی درخواست مرد وقتی که به اوج میرسد درخواست زن رو به افول است که این موضوع خیلی مهم است
3 . . . . .

:salavat10:

Behrooz_313
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۱۱:۳۴
تو سنین بالاتر شاید بدون اشکال باشه این اختلاف سنی کم
ولی تو سنین زیر 30 سال تجربیات خوبی گرفته نشده

engage
۱۳۹۱/۰۲/۲۵, ۲۰:۴۱
ازدواج با دختر کوچک اونم زیر 20 یا 22 با بچه داری فرقی نمیکنه بچه رو چه به شریک دونستن تو زندگی و مسائل و فکرای یه آقا باید بره عروسک بازی یه دختر تو این سن

whisper
۱۳۹۱/۰۲/۲۵, ۲۲:۲۴
درسته خانوما زودتر بالغ میشن . ولی خب اون یک حالت ظرف داره . برای رشد فکری باید در اون ظرف هم محتوای مناسبی ریخته بشه . شما دقدقه های یک خانوم 22 ساله رو با یک آقای 22 ساله ( کلی نه . موردی نه . جمعیت بالا ) مقایسه کنید . به نظر من که تغذیه فکری مناسبی دختر خانوما نمیشن که بخواد بلوغ فکری سریعترشون شکوفا بشه . در صورتی که آقایون تحت شرایط و برخورد و ارتباط بیشتر با اطراف مواد خام فکری بهتر و بیشتر دریافت میکنن و طبیعتا ظرفشون پربار تر میشه .

ناجی دلها
۱۳۹۱/۰۲/۲۶, ۰۹:۱۳
این موضوع دیگه داره خیلی همه گیر میشه ومتاسفانه اصلا فرهنگ درستی نیست که جا افتاده به اسم عشق همه معقولات منطقی زیر پا گذاشته میشه وبعد از چند مدت طلاق عاطفی،نا امیدی ومتاسفانه انفجارطلاق:Motehayer:

خط شکن
۱۳۹۱/۰۲/۲۷, ۰۷:۴۰
وقتی دختر از پسر هنگام ازدواج بزرگتر باشه و با عشق تمام هم زندگی را شروع کنند.
چند نکته دیگه هم است:
1- اصولا پدر و مادر ها راضی نیستند پسرهایشان با دختر بزرگتر از خودش ازدواج کند. و این آقا پسر با کلی زحمت باید رضایت پدر و به خصوص مادر را جلب کند.

2- این زوج جوان هر قدر با عشق زندگی را شروع کنند ولی دنیای متاهلی با دنیای مجردی تفاوت بسیاری دارد و این زوج جوان درک درستی از آن ندارند مگر اینکه قبلا تجربه یک زندگی دیگر را داشته باشند و یا با یک مشاور خوب و با خدا در اتباط باشند.

3- دخترها از این ازدواج ها چندان مورد طعنه قرار نمی گیرند ولی این پسر است که بعد از ازدواج چشم و گوشش به درستی باز می شود و تازه می فهمد اشتباه کرده یا اشتباه نکرده و تازه آن عشق کور کننده اول زندگی که کم کم فرو کش می کند می تواند طعنه های آزار دهنده خاله ، عمه ، دوستان محل کار و... را ببیند

4- تا قبلا هر چیز خانم برایش حسن بود ولی کم کم نظرش عکس می شود و زندگی را برای خود و خانمش جهنمی تمام عیار می کند و یا باید بسوزد و بساز یا بعد از مدتی به این فکر بیفتد که جدایی بهترین راه است
.
.
.
.

eshtad
۱۳۹۱/۱۲/۲۵, ۱۶:۰۲
یکی از دوستان بنده تازگیها می خواد با خانومی از دواج کنه که 2 سال از خودش بزرگتره و تازه خانومه فوق لیسانسه و پسره دیپلم. حالا هرچی بهش بگی که بابا اینطوریه و اونطوری نیست فایده نداره. تازه بنده خدا در کارش فروشندگی مواد غذاییه.حالا خر بیار و باقلی رو بار کن. هرچی هم که بهش بگی از بس که داغ متوجه نمیشه.

آخه شما بگین اینا واقعا می تونن با هم زندگی کنن من که بعید می دونم
همانطورکه قبلا هم خدمت دوستان عزیز گفتم واقعا نمی شود اینگونه نسبت به افراد قضاوت کرد ولی اصل کلی که اشاره شد این بود که واقعا این که دختر دوسال از پسربزرگتر باشد درواقع یعنی 4 الی 5 سال از پسر بزرگتره فکرشو بکنین پنج سال اختلاف سنی توی سنین پایین مثلا زیر 30 سال چه مشکلاتی رو برای پسرایجاد می کنه ! در فهماندن خود به یکدیگر دچار مشکل می شوند. و هرکدوم اعصاب اون یکی رو خورد می کنه تا بتونه حالیش کنه. این زندگی ممکنه اوایلش خوب باشه ولی به مرور زمان رنج آوره خصوصا برای خانم
بنابراین اجمالا این ازدواج دچار مشکل است لکن ممکن است وقتی این دو به مشاوره مراجعه می کنند و گفتگو می کنند مشاور متوجه شود که این پسر درست است سنش مثلا 26 سال است ولی درحد یک مرد 30 ساله رشد داشته است بنابراین می تواند با دختری که دوسال ازخودش بزرگتر است زندگی کند و یکدیگر را می فهمند
درمورد تحصیلات هم همینطور گاهی تحصیلات بالا ممکن است برای تفاهم زن و شوهر دردسر ساز شود البته بازهم کلیت ندارد یعنی ممکن است یک مرد دیپلمه فهم و درکش از یک خانم دکتر هم بالاترباشه ویا ممکن است درک و فهم یک خانم دیپلمه از اقای دکتر بالاترباشه اینجا دیگه باید موردی مورد بررسی قرار داد و نیاز به مراجعه به مشاورهست.

Behrooz_313
۱۳۹۱/۱۲/۲۵, ۱۷:۴۷
خانم ها دوس دارن با ازدواج به مردی برسن که تکیه گاهشون باشه و تو مشکلات بتونن بهش اعتمااد کنن و پناه ببرن و...
ولی وقتی پسر کوچیکتر باشه
دیگه اون اقتدار و ابهت لازم و پختگی رو نداره
و خانم باید گاهی نقش خواهر بزرگتر و یا مادر رو بازی کنه که تو این شرایط نه خانم حس آرامش داره نه غرور آقا قدرت تحمل

تو اکثر موارد خانما زود شکسته میشن و کم کم پسر از اجتماع رفتن با این همسر ترس پیدا میکنه که نکنه همه متوجه این اختلاف سنی و نیش و کنایه ها بیوفتن


مهمتر از همه خانواده ها
خانواده پسر تو اکثر موارد خانواده پسر ناراضی هستن و گاهی پسر بدون رضایت خانواده ازدواج میکنه و یا نهایتا با بی میلی قبول میکنن
تو این شرایط خود خانم در مقابل خانواده پسر در معرض نیش وکنایه هست و خدا نکنه اشتباه کوچیکی مرتکب بشه تا نیش و کنایه ها بهش حوم ببره

یه نکته دیگه هم هست
از اونجایی که الان تعداد دختران مجرد بیشتر هست
ممکنه دختراز ترس مجرد موندنو بالتر رفتن سن دست به ازدواج با پسر کوچیکتر از خودش بزنه که تو دل خودش زیاد راضی هم نیست ولی از رو مجبوریه
و ممکنه کلی ملاکهای خودشم زیر پا بزاره
در هر صورت ازدواج نکردن بهتر از ازدواج غلط و طلاقه...
یا علی ع

خادمة المهدی
۱۳۹۱/۱۲/۲۶, ۱۱:۵۰
باسلام

اینکه درچنین ازدواج هایی دختروپسرخوشبخت می شوندیانه به نظرمن نسبی است

خانواده هایی رادیدم که دخترچندسال ازپسربزرگتربودوخوشبخت شدندبعضیهاهم باچنین شرایطی خوشبخت نشدند.

فهم ودرک هم ربطی به سوادوتحصیلات نداره

انسانهای بیسوادی رادیدم که ازصدتاتحصیلکرده بهترمی فهمندوافرادتحصیلکرده بی فرهنگ هم دیده ام.

درسته که درجامعه مادختران بیشترازپسران تحصیل میکنند

اماهمان شغل پسران مساوی تحصیلات دختران است

اگردخترسالهادرس میخونه پسرهم سالهاکارمیکنه وسرمایه جمع میکنه.وشغلش مساوی مدرک دختره

انسانیت به لیسانس وفوق لیسانس نیست.