PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : علت اختلاف یک حدیث با فتوای مجتهد



نور
۱۳۹۴/۰۲/۲۱, ۱۲:۱۹
سلام علیکم
فکر می کنم اگر یک بار این مساله تا حدی باز بشه مشکل خیلی از ما حل میشه. این تنها تاپیکی نیست که توش از علت مغایرت یک حدیث با فتوای مراجع پرسیده شده
لطفا کمی بیشتر توضیح بدید روی هر مثالی که فکر می کنید میشه کوتاه و مختصر توضیح داد. مثلا اگر روایتی سندا و دلالتا تام باشه چرا باید با نظر مشهور مخالف نباشه تا بر اساس اون فتوا داد
ممنون میشم اگر لطف کنید و توضیح بدید

با سلام و عرض ادب

برای اطلاع در این مورد از کارشناسان اعتقادی راهنمایی بگیرید.

موفق و موید باشید

معین
۱۳۹۴/۰۳/۰۶, ۰۶:۴۲
با نام و یاد دوست






http://askdin.com/gallery/images/80/1_11.png








کارشناس بحث: استاد محراب

محراب
۱۳۹۴/۰۳/۰۹, ۱۵:۵۲
سلام علیکم
فکر می کنم اگر یک بار این مساله تا حدی باز بشه مشکل خیلی از ما حل میشه. این تنها تاپیکی نیست که توش از علت مغایرت یک حدیث با فتوای مراجع پرسیده شده
لطفا کمی بیشتر توضیح بدید روی هر مثالی که فکر می کنید میشه کوتاه و مختصر توضیح داد. مثلا اگر روایتی سندا و دلالتا تام باشه چرا باید با نظر مشهور مخالف نباشه تا بر اساس اون فتوا داد
ممنون میشم اگر لطف کنید و توضیح بدید

با سلام
عرض ادب احترام
بنده همه پست ها را خواندم
اگر درست متوجه شده باشم سوال این است که چرا برخی روایات با فتاوای مراجع در تضاد اند ؟؟

دوستان عزیز توجه نمایند که تکلیف ما به عنوان مسلمان از دو حالت خارج نیست یا باید مرجع باشیم یا مقلد

مرجع کسی است که احکام دین را از قران و روایات و عقل و با توجه به اصول عملیه استنباط کرده و اجتهاد می کند وبا صدور فتوا تکلیف مقلدان را مشخص می کند.
ما به عنوان مقلد موظفیم در احکام شرعی از مرجع دینی خود تقلید نماییم و در صورت تضاد بین احکام دین و روایات حجت شرعی برای ما نظر مرجع دینی است نه روایات.

زیرا ما به عنوان مقلد علم اجتهاد و روش های استنباط احکام شرعی را نداریم ما علم تشخیص روایات صحیح از ناصحیح را نداریم ما علم تفسیر ایات الهی را نداریم ما خیلی از علوم مورد نیاز برای استباط احکام شرعی را نداریم
ولذا نمی توانیم با روایتی حکم شرعی صادر نماییم ولی مرجع این علم را دارد و می تواند با علم اجتهاد حکم شرعی صادر نماید و عندالله نیز پاسخگو باشد.

نتیجه این که مقلدان حق صدور حکم و فتوا در مقابل فتوای مراجع را ندارند و موظف به تقلید از فتوای مرجع دینی هستند

حق گو
۱۳۹۴/۰۳/۱۴, ۰۸:۵۶
با سلام
عرض ادب احترام
بنده همه پست ها را خواندم
اگر درست متوجه شده باشم سوال این است که چرا برخی روایات با فتاوای مراجع در تضاد اند ؟؟

دوستان عزیز توجه نمایند که تکلیف ما به عنوان مسلمان از دو حالت خارج نیست یا باید مرجع باشیم یا مقلد

مرجع کسی است که احکام دین را از قران و روایات و عقل و با توجه به اصول عملیه استنباط کرده و اجتهاد می کند وبا صدور فتوا تکلیف مقلدان را مشخص می کند.
ما به عنوان مقلد موظفیم در احکام شرعی از مرجع دینی خود تقلید نماییم و در صورت تضاد بین احکام دین و روایات حجت شرعی برای ما نظر مرجع دینی است نه روایات.

زیرا ما به عنوان مقلد علم اجتهاد و روش های استنباط احکام شرعی را نداریم ما علم تشخیص روایات صحیح از ناصحیح را نداریم ما علم تفسیر ایات الهی را نداریم ما خیلی از علوم مورد نیاز برای استباط احکام شرعی را نداریم
ولذا نمی توانیم با روایتی حکم شرعی صادر نماییم ولی مرجع این علم را دارد و می تواند با علم اجتهاد حکم شرعی صادر نماید و عندالله نیز پاسخگو باشد.

نتیجه این که مقلدان حق صدور حکم و فتوا در مقابل فتوای مراجع را ندارند و موظف به تقلید از فتوای مرجع دینی هستند


باسلام و احترام
من مقلد کسی هستم که نامگذاری را جایز ندانسته.پس لطفا همه مراجع را جمع نبندید که مطابق نظر خود فتوا داده اند و نظر امام جعفرصادق ع را تائید نکردند.
هر کس حق بنده ای را نادیده بگیرد، نباید انتظار داشته باشد خدا و بنده ای حقش را نادیده نگیرد.
یا جوّاد

محراب
۱۳۹۴/۰۳/۱۴, ۰۹:۰۵
من مقلد کسی هستم که نامگذاری را جایز ندانسته.پس لطفا همه مراجع را جمع نبندید که مطابق نظر خود فتوا داده اند و نظر امام جعفرصادق ع را تائید نکردند.
هر کس حق بنده ای را نادیده بگیرد، نباید انتظار داشته باشد خدا و بنده ای حقش را نادیده نگیرد.
یا جوّاد

با سلام
عرض ادب و احترام
می توانم بپرسم کدام مرجع؟؟؟

شما حق ندارید در مورد مراجعی که فتوا صادر می کنند بفرمایید نظر امام صادق(ع) را تایید نکرده اند؟؟

مراجع اعظام فقهای عصر ما هستند که شما دین و اسلام را از ایشان یاد گرفته اید
امام صادق(ع) را از طریق ایشان یادگرفته اید

حال چه شده است که ایشان حق شما را ضایع می کنند؟؟
چه کسی حق شما را نادیده گرفته است؟؟

حق گو
۱۳۹۴/۰۳/۱۴, ۰۹:۱۳
با سلام
عرض ادب و احترام
می توانم بپرسم کدام مرجع؟؟؟

شما حق ندارید در مورد مراجعی که فتوا صادر می کنند بفرمایید نظر امام صادق(ع) را تایید نکرده اند؟؟

مراجع اعظام فقهای عصر ما هستند که شما دین و اسلام را از ایشان یاد گرفته اید
امام صادق(ع) را از طریق ایشان یادگرفته اید

حال چه شده است که ایشان حق شما را ضایع می کنند؟؟
چه کسی حق شما را نادیده گرفته است؟؟



سلامی دوباره
من به آنچه حق بوده و فرمودند حرمت قائلم و مطیع، اما غیر حق باشد مخالفم.
دلیل بیاورد چرا امام جعفرصادق ع فرمود و اطاعت نکرد!؟
اگه هم گفته شد من دلیل بیاورم ، من که به فرموده امام ع قانع بودم و راضی.
اگه حدیث را بخواهند باطل یا ضعیف جلوه بدهند هیچ حدیثی از ایشان نمیپذیرم.
باید خدمت شما عرض کنم که ائمه فرمودند در زمان غیبت به راویان حدیث ما مراجعه کنید.
حرمتی هم برای عالم قائل شدند که از حق دفاع کنند.
حالا چهارتا پیرزن اومدن گفتن چه اشکالی داره نام یاسین رو فرزندانمون باشه، دلسوزی پیرزن میکنند اما حق پیغمبر اسلام را نادیده میگیرند؟!
عالمی عالم هست که حرمت قائل بشه
تعارفی نیست
بله حرف سنگینه، اما فتوا هم سنگین داده شده ولی حق شیرینه
راویان حدیث
حدیث هم فرموده شد و انتقال یافت

یوسف .
۱۳۹۴/۰۳/۱۴, ۱۳:۳۸
سلامی دوباره
من به آنچه حق بوده و فرمودند حرمت قائلم و مطیع، اما غیر حق باشد مخالفم.
دلیل بیاورد چرا امام جعفرصادق ع فرمود و اطاعت نکرد!؟
اگه هم گفته شد من دلیل بیاورم ، من که به فرموده امام ع قانع بودم و راضی.
اگه حدیث را بخواهند باطل یا ضعیف جلوه بدهند هیچ حدیثی از ایشان نمیپذیرم.
باید خدمت شما عرض کنم که ائمه فرمودند در زمان غیبت به راویان حدیث ما مراجعه کنید.
حرمتی هم برای عالم قائل شدند که از حق دفاع کنند.
حالا چهارتا پیرزن اومدن گفتن چه اشکالی داره نام یاسین رو فرزندانمون باشه، دلسوزی پیرزن میکنند اما حق پیغمبر اسلام را نادیده میگیرند؟!
عالمی عالم هست که حرمت قائل بشه
تعارفی نیست
بله حرف سنگینه، اما فتوا هم سنگین داده شده ولی حق شیرینه
راویان حدیث
حدیث هم فرموده شد و انتقال یافت
شما در مقامی نیستید که بتوانید مخالفت کنید البته میتوانید مخالفت کنید ولی مخالفت شما چیزی را عوض نخواهد کرد
شما یا باید مجتهد یا محتاط یا مقلد یا بی قید و شرط باشی
اگه مجتهدید که باید بدانید مجتهدین تنها از روی احادیث معتبر فتوا صادر میکنند
اگر محتاط هم باشید باز به همین نحو است
اگر مقلد باشید وظیفه شما تقلید در احکام هست و در مقامی نخواهید بود که مخالفت کنید
اگر بی قید وشرط هستید که حرفی با شما نیست

من مقلد کسی هستم که نامگذاری را جایز ندانسته.پس لطفا همه مراجع را جمع نبندید
اکثریت نود و نه و نیم درصدی علمای اعلام فرمودند نام نهادن به اسم یاسین یا الیاسین برای فرزندان اشکالی ندارد و ما هم به شما خورده نمیگیریم که چرا مقلد مجتهد معلوم الحال بودید و هستید خدا شما را با آن عالم محشور و همنشین بفرماید
ولی
جناب الطالب المعلم الاسلامی تیرتان با آن آیدی به سنگ خورد الان در صدد مخالفت با علمای عظام با این آیدی هستید ؟
تا کی از این شاخه به آن شاخه پریدن ؟؟؟ فکر کردید با عوض کردن آیدی عقیده هم عوض خواهد شد
حضرتعالی مقلد کسی بودید که بنده دو سال تمام در محضرش تلمذ کردم و جر مخالفت با علمای اعلام و فحش و ناسزا و تمسخر به مقام معظم رهبری و نظام مقدس جمهوری اسلامی چیزی ندیدم
بروید سفره تان را جای دیگری پهن بفرمائید که بتوانید عاشقان سینه چاگ آیه الله نماهایی مانند تهرانی ها رو جمع کنید که وقتی به مقام معظم رهبری مد ظله العالی فحش میدادن از سر خوشحالی و شعف برای متکلم صلوات بر روی نیزه ها هدیه می فرستادند

حق گو
۱۳۹۴/۰۳/۱۴, ۱۴:۱۲
شما در مقامی نیستید که بتوانید مخالفت کنید البته میتوانید مخالفت کنید ولی مخالفت شما چیزی را عوض نخواهد کرد
شما یا باید مجتهد یا محتاط یا مقلد یا بی قید و شرط باشی
اگه مجتهدید که باید بدانید مجتهدین تنها از روی احادیث معتبر فتوا صادر میکنند
اگر محتاط هم باشید باز به همین نحو است
اگر مقلد باشید وظیفه شما تقلید در احکام هست و در مقامی نخواهید بود که مخالفت کنید
اگر بی قید وشرط هستید که حرفی با شما نیست

اکثریت نود و نه و نیم درصدی علمای اعلام فرمودند نام نهادن به اسم یاسین یا الیاسین برای فرزندان اشکالی ندارد و ما هم به شما خورده نمیگیریم که چرا مقلد مجتهد معلوم الحال بودید و هستید خدا شما را با آن عالم محشور و همنشین بفرماید
ولی
جناب الطالب المعلم الاسلامی تیرتان با آن آیدی به سنگ خورد الان در صدد مخالفت با علمای عظام با این آیدی هستید ؟
تا کی از این شاخه به آن شاخه پریدن ؟؟؟ فکر کردید با عوض کردن آیدی عقیده هم عوض خواهد شد
حضرتعالی مقلد کسی بودید که بنده دو سال تمام در محضرش تلمذ کردم و جر مخالفت با علمای اعلام و فحش و ناسزا و تمسخر به مقام معظم رهبری و نظام مقدس جمهوری اسلامی چیزی ندیدم
بروید سفره تان را جای دیگری پهن بفرمائید که بتوانید عاشقان سینه چاگ آیه الله نماهایی مانند تهرانی ها رو جمع کنید که وقتی به مقام معظم رهبری مد ظله العالی فحش میدادن از سر خوشحالی و شعف برای متکلم صلوات بر روی نیزه ها هدیه می فرستادند

باسلام
من هم مثل شما کاربری دیگری دارم و نیاز نیست در این مورد بحث بشه!
بنده مقلدم اما نه مقلد هر فردی!
سنگ افرادی را که نام بردید را هم به سینه نمیزنم.اصلا این افراد را نمیشناسم!
خداوند به فتوای مراجع که حکم نمیکنه که بخواهم تابع بشم.
منم درسم را خواندم و بلدم با افراد چگونه تکلم کنم
قدرت در دست داشتن نشانه کامل بودن نیست!
من شیعه ام مثل 384 فرقه دیگر که گفتند ما شیعه ایم.
اما تفاوت من با آنها در دانشجو بودن است درحالی که آنها خود را عالم تر از خدا و اهل بیت دانستند.
اگر الان همدیگر را ندیدیم در وقت حسابرسی هستیم و من و شما از حق دفاع خواهیم کرد.
حق مان آموزشمان است و البته عقلی که خدا داده.
برایم مهم نیست که کل عالم با من مخالفت کنند و بی عیب هم نیستم.
کاش همه مثل من بودند تا بدونستند که متکبر کیست!
از حق پیغمبرم دفاع کردم نه فقط با شعار دادن بلکه با عمل. هم خدا میداند هم رسول و هم حجتش.
نیازی هم ندارم که مستمعی داشته باشم یا حتی قبول کنید اما گقتم تا حجتی باشم در کنار حجتان دیگر خداوند که فرمودند.
بنده هم 4 آیدی دارم و مدیریت هم اطلاع دارند و نیازی نبود که بخواهم با تغییر اسم چیزی القاء کنم.
تغییر آیدی برای مساله ای بود که شاید اشتباه کرده باشم.
اینجا شما فقط اختیار تغییر یا حذف نوشته هایم را دارید اما عقیده مرا درباره حق رسول الله نخواهید توانست تغییر یا حذف کنید.
من مراجع را دوست دارم و احترام گذاشتم تا جایی که حرمت حفظ شد.
اصلا من شخصیت های سیاسی را هم نمیشناسم و سعی در داشتن شخصیتی سیاسی هم ندارم ولی اگر حق رسول الله باشد بهترین سیاسیتگذارم چرا که صاحب حق با ماست.
دین داری سخت بود نخواستم شکی وارد کنم بلکه خواستم شکی برطرف کنم ولو با ذلیل شدن در نزد مردم(مردمی که خدا بهتر میشناسد)
آن پاسخگویی را هم که توهین کرد در یاهو مسنجر را به خدا واگذار کردم تا جواب توهینش را بگیرد و نمیگذرم مثل حق رسول الله و این حقم بود تا یاد بگیرد جوابی در شان خودش بدهد.
یا وکیل

حق گو
۱۳۹۴/۰۳/۱۴, ۱۴:۲۸
بروید سفره تان را جای دیگری پهن بفرمائید که بتوانید عاشقان سینه چاگ آیه الله نماهایی مانند تهرانی ها رو جمع کنید که وقتی به مقام معظم رهبری مد ظله العالی فحش میدادن از سر خوشحالی و شعف برای متکلم صلوات بر روی نیزه ها هدیه می فرستادند

ضمنا من صلواتی به شما ندادم که بخواهید حرفش را بزنی!
حسادت در فرستادن صلوات ها هم شده.
خب برو یاد بگیر خودت برای امواتت هم صلوات هدیه بده.
به من نیامده هدیه به کسی بدم که به من توهین کنه.
نخود نخود هر که رود خانه خود
واقعا که چقدر دوست کمه و دشمن زیاد
افتخارم این بود که صلوات را به یاسین بحق هدیه دادم تا حقش ادا کرده باشم.
برو تو هم حق بده تا بفهمید یک یاسین بود و بود و بود

یوسف .
۱۳۹۴/۰۳/۱۵, ۰۴:۱۴
سلامی دوباره
من به آنچه حق بوده و فرمودند حرمت قائلم و مطیع، اما غیر حق باشد مخالفم.
دلیل بیاورد چرا امام جعفرصادق ع فرمود و اطاعت نکرد!؟
اگه هم گفته شد من دلیل بیاورم ، من که به فرموده امام ع قانع بودم و راضی.
اگه حدیث را بخواهند باطل یا ضعیف جلوه بدهند هیچ حدیثی از ایشان نمیپذیرم.
باید خدمت شما عرض کنم که ائمه فرمودند در زمان غیبت به راویان حدیث ما مراجعه کنید.
حرمتی هم برای عالم قائل شدند که از حق دفاع کنند.
حالا چهارتا پیرزن اومدن گفتن چه اشکالی داره نام یاسین رو فرزندانمون باشه، دلسوزی پیرزن میکنند اما حق پیغمبر اسلام را نادیده میگیرند؟!
عالمی عالم هست که حرمت قائل بشه
تعارفی نیست
بله حرف سنگینه، اما فتوا هم سنگین داده شده ولی حق شیرینه
راویان حدیث
حدیث هم فرموده شد و انتقال یافت
طالب جان حواست به من باشه :cool:
شما یه چیزی شنیدی قیاس بر همه چی میکنی
به یارو گفتن سر سفره افطار دعای افطار باعث ثواب بیشتر هست
حالا رفته بود دستشویی موقع تخلی هم داشت دعای سر سفره افطار می خوند
عزیز من اون آقای بزرگواری که فرمود به راویان حدیث ما مراجعه کنید بعدشم اضافه کرد که دارای خصوصیاتی مانند صائنا لنفسه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه باشند
که همه اینها الان بر علمای اعلام سلمهم الله دلالت دارد بنا بر این میشود نتیجه گرفت مصداق بارز راویان حدیث مجتهدین هستند
برو مقبوله عمر بن حنظله رو خوب بخون تا مطلب دستگیرت بشه

ضمنا من صلواتی به شما ندادم که بخواهید حرفش را بزنی!
حسادت در فرستادن صلوات ها هم شده.
خب برو یاد بگیر خودت برای امواتت هم صلوات هدیه بده.
به من نیامده هدیه به کسی بدم که به من توهین کنه.
نخود نخود هر که رود خانه خود
واقعا که چقدر دوست کمه و دشمن زیاد
افتخارم این بود که صلوات را به یاسین بحق هدیه دادم تا حقش ادا کرده باشم.
برو تو هم حق بده تا بفهمید یک یاسین بود و بود و بود
طالب جان من کی به شما توهین کردم ؟؟ که اینقدر عصبانی میشی خواهشا روی اعصابت مسلط باش
من گفتم در درس فلانی بودم اون آیه الله کذایی وقتی به مقام معظم رهبری روحی فداه ناسزا میگفت
شاگردانش صلوات رو مثل زمان علی که خوارج قرآن بر سر نیزه کردند اینها هم صلوات رو بر سر نیزه کردن
بببین باز بیراهه رفتی و الکی عصبانی شدی
دوست عزیز به من تو نیامد که در شامخیت مقام عظام علمای اعلام خدشه و تشکیک کنیم مگر اینکه خودمان همطراز با آنها باشیم
طالب جان یه اصطلاحی بین طلبه هاست که میگه مخالفت با مشهور سخته و آدم شجاعی میخواد
خب عزیز من شما که چنین شجاعتی نداری که از ایده خودت دفاع کنی چرا الکی چوب لای چرخ فرمایشات کارشناس میذاری
عزیز من کارشناسای اینجا از فیلترهای سخت امتحان و مباحثه و مصاحبه رد شدن و با مدارک بالا به پاسخگویی می پردازن حالا شما اومدی حرف خودتو میزنی
بشین یه گوشه ایی ضرب ضربا رو صرف کن برو تا متکلم مع الغیر افعال استفهام :o

حق گو
۱۳۹۴/۰۳/۱۵, ۰۵:۵۷
سلام بر صاحب جمعه و دوستدارانش
من تسلیم حقم
چه امام جعفرصادق ع فرموده باشه چه مراجع و چه شما دوست گرامی!
امروز جمعه هست و من دلم از کینه خالیه (البته با محبان و ولایت پذیران) شما هم ولایت پذیرید و هم محب
اگر هم خدای ناکرده از خط مستقیم خواستیم منحرف شویم ببرکت محمد و آل محمد خارج نشدیم.
بله من طالب هستم اما طالب حق و نزدیکترین حق و شیرین ترین هم مرگ است.
دیگر در مورد یاسین و حرمت نام حضرت کلامی نمیزنم تا ان شاالله خود حضرت حکم کنه و بگویم که دوست ندارم شیعه خجل بشه.
من که نمیدانم چه فرمودی اما روز جمعه هست چیزی از عالم بگیرم و بر دانشم افزوده بشه پس
میرم یه گوشه ایی ضرب ضربا رو صرف میکنم تا متکلم مع الغیر افعال استفهام را هم بفهمم
دوستت دارم یک شیعه طالب

*عرفانی*
۱۳۹۴/۰۳/۱۸, ۰۵:۳۳
باسلام
آیا برای جواب دادن سئوال باید حتما مرجعی خاص داشت!؟
مگر چه فرقی بین مراجع و پاسخگویی هست!؟
دلایلی که مرجعی میآورد مغایر با مرجعی دیگر است!؟
اگر طالب نام مرجع من هستید مرجع من کسی است که بفرموده امام عصر ع انگشتری بدست چپ و انگشت کوچک میکند.
در کل مراجع حاضر و ناظر کدام مرجع را میبینید!؟


:Moshtagh:

مذل الظالمین
۱۳۹۴/۰۳/۱۸, ۰۷:۴۳
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم...

چرا فتواها برخلاف احادیث هستند؟

چون بزرگان اصولی ما , مثل شیخ مفید و سید مرتضی رحمة الله علیهما بخاطر اختلاط با سنی ها , اصول و قواعد اونها(مثل اجماع و شهرت فتوایی و ...) رو گرفتن و وارد تشیع کردن!
باور نمی کنید! ببنید مجتهد و مرجع تقلید اصولی "جناب کمال حیدری" چی می گه:
http://www.aparat.com/v/JIzw8

و این واردات فقط مختص احکام ظاهری نیست! در اعتقادات هم متاسفانه کم از متکلمین سنی و معتزلی استفاده نشده!

اما اینکه فرمودید منظور از راوی حدیث مجتهد هست ! باید حرف خودتون رو اثبات کنید!
اهل بیت علیهم السلام ما رو ارجاع دادند به روات احادیث و شما می گید مجتهدین راویان حدیثند؟؟؟

قابل توجه دوستان بزرگوار! در عالَم تشیع , کلمه ای منفور تر از اجتهاد وجود نداشته! دلیلش هم احایثی هستند که اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ما رو از اجتهاد نهی کردند!
واژه اجتهاد اون قدر نزد شیعیان منفور بوده که حتی اهل اجتهاد شیعه , مثل شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی و حتی علامه حلی(رحمة الله علیهم) در کتبشون اجتهاد رو رد می کردند!(اگر لازم باشه اسنادش رو میذاریم!) و اولین نفری از مجتهدین که جرئت کرد و گفت کار ما هم اجتهاده , جناب محقق حلی رحمه الله بود!

البته از یاد نبریم در کنار اهل اجتهاد , همواره اهل حدیثی بودند که شیعیان رو از اجتهاد باز می داشتند و تاکید می کردند : فقط و فقط باید از خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام تقلید کرد , نه از ظن و گمان مجتهدین!

توجه کنید به سخن شهرستانی در کتاب الملل و النحل :

«امامیه در مرحله اول بر مذهب ائمه خود بودند , ولی بعدها متاخرین آنها منشعب به "معتزله" و "اخباریه" شدند.»(الملل و النحل شهرستانی , ص 146 , باب 6)


________________________

دوستان ایام امتحانات و گرفتاری هاست! از پیش بابت تاخیر در جواب دادن عذرخواهی می کنم و از دوستان میخوام که به فحص و جست و جو ادامه بدند... ان شاء الله من هم در حد توانم اینجا خواهم بود...
این کلیپ هم بد نیست... تاسیس علم اصول در شیعه از جناب کمال حیدری : http://www.aparat.com/v/IapAK

یوسف .
۱۳۹۴/۰۳/۱۹, ۱۳:۴۵
ب
سم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم...
سلام علیکم و رحمه الله



چرا فتواها برخلاف احادیث هستند؟
همین حرف شما از اول اشتباه هست
برداشت این چنینی درباره فتاوای علمای عظام بسیار اشتباه است
چه اینکه تمام علمای بزرگوار بر چهار مبنا فتاوای خود را اخذ میکردند
1- کتاب
2- سنت
3- اجماع
4- عقل
که از سنت پیامبر عظیم الشان تعبیر به احادیث می شود
در حقیقت کسانی که این دیدگاه را دارند یکی از اصول چهار گانه اخذ فتوا را قبول ندارند و این خلاف مشهور علما می باشد


چون بزرگان اصولی ما , مثل شیخ مفید و سید مرتضی رحمة الله علیهما بخاطر اختلاط با سنی ها , اصول و قواعد اونها(مثل اجماع و شهرت فتوایی و ...) رو گرفتن و وارد تشیع کردن!
باور نمی کنید! ببنید مجتهد و مرجع تقلید اصولی "جناب کمال حیدری" چی می گه:
http://www.aparat.com/v/jizw8

و این واردات فقط مختص احکام ظاهری نیست! در اعتقادات هم متاسفانه کم از متکلمین سنی و معتزلی استفاده نشده!

در بطلان حرف این آقای حیدری معلوم الحال همین بس که

در ميان علماي رجال معروف و مشهور است كه اصحاب اجماع هيجده نفر هستند. 6 نفر از آنها از اصحاب مشترك امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مي باشند:
(طبقه اول): به نامهاي: 1ـ زرارة بن اعين, 2ـ معروف بن خربوذ, 3ـ بُريد بن معاوية, 4ـ ابوبصير الاسدي, 5ـ فُضيل بن يسار, 6ـ محمد بن مسلم الطائفي
و 6 نفر از اصحاب خاص امام صادق(عليه السلام) مي باشند:
(طبقه دوم): 1ـ جميل بن درّاج, 2ـ عبدالله بن مُسكان, 3ـ عبدالله بن بُكير, 4ـ حمّاد بن عثمان, 5ـ حمّاد بن عيسي, 6ـ ابان بن عُثمان
6 نفر هم از اصحاب مشترك امام كاظم و امام رضا(عليهما السلام) هستند:
(طبقه سوم): 1ـ يونس بن عبدالرحمن, 2ـ صفوان بن يحيي, 3ـ محمّد بن ابي عُمير, 4ـ عبدالله بن مُغيرة, 5ـ حسن بن محبوب, 6ـ احمد بن محمد بن ابي نصر.
اين 18 نفر از (اصحاب اجماع) هستند كه به نظر كشي و بنا به نقل او، تمام اين افراد، مورد اتفاق علماي علم رجال مي باشند و هر خبر و حديثي كه از اين هجده نفر نقل شده باشد آن حديث صحيح است و هيچ ايرادي از حيث سند ندارد, چون اجماع علماي رجال بر اين است كه هر حديثي به اصحاب اجماع منتهي شود از حيث سند صحيح است، يعني «قطعي الصدور» در نظر گرفته مي شود.
آیا این افراد هجده گانه از اهل سنت بودند یا از اصحاب شیعی حضرات معصومین علیهم السلام ؟؟؟
حال سوال ما از شما و هم از آن آقای معلوم الحالی که حتی مرحوم تهرانی با اون حال و روزش ایشان را طرد کرد
همین آقای مرحوم سید صادق تهرانی در روزنامه جام نیوز استفتائی دارند که در این استفتاء این آقای کمال حیدری را فردی مریض و جاهل معرفی کردند
توجه فرمائید
متن استفتاء و پاسخ معظم له به شرح زیر است :
حضور مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی خواهشمنداست نظرتان را درباره سخنان آقای کمال حیدری و جسارت او به مرحوم آیت الله العظمی خویی بفرمایید؟
پاسخ آیت الله سید محمد صادق روحانی:

باسمه جلت اسمائه
فقیه بزرگ شیعیان، استاد ما و استاد اکثر فقهاء و مجتهدان، بلکه استاد هر کسی که در این زمانه علم از او آموخته می‌شود؛ آیت الله ابوالقاسم خویی (اعلی الله فی الجنان درجته) در همه علوم حوزوی ـ مانند اصول، فقه، تفسیر، حدیث، رجال، حکمت، کلام و ادب ـ عالمی عظیم، و صاحب رأی و نظر بوده اند. بلکه ایشان از اعاظم محققین در این مباحث بوده اند.
علاوه بر آن، مرجعیت مبارکشان تنها به بیان حلال و حرام اکتفا نمی‌کرد، بلکه ایشان نقشی عظیم در ترویج علوم دینی و حوزوی و تربیت صدها بلکه هزاران فقیه و عالم و مجتهد و اندیشمند داشته اند، همچنین محافظت از حوزه علمیه نجف اشرف در سایه خشن‌ترین حکومت ظلم و جور و تأسیس مراکز اسلامی در نقاط مختلف جهان، به خصوص در کشورهای اروپایی از دیگر اقدامات بزرگ ایشان است . هر سخنی به جز این گفته شود ،سخنی نا آگاهانه است که تنها افراد جاهل یا مریض آن را بر زبان می‌آورند.
محمد صادق روحانی

و عناد و جهالت این آقا در خصومت با علمای اعلام سابق و لاحق بر کسی پوشیده نیست

[quote]اما اینکه فرمودید منظور از راوی حدیث مجتهد هست ! باید حرف خودتون رو اثبات کنید!
اهل بیت علیهم السلام ما رو ارجاع دادند به روات احادیث و شما می گید مجتهدین راویان حدیثند؟؟؟

روات حدیث در زمان فعلی چه کسانی هستند ؟؟
استاد رجال و درایه ما حجه الاسلام رضایی رئیس دفتر حضرت آیه الله العظمی شاهرودی حفظه الله اجازه حدیث از حضرت آقای شبیری زنجانی و از حضرت آقای شاهرودی و از حضرت آقای علامه طباطبایی اعلی الله مقامه الشریف و از چندین تن از علما و مجتهدین عصر دارند و حتی اجازه نامه را هم ما دیدیم اگر باور ندارید شماره استادم را به شما میدهم خودتان سوال بفرمائید
جناب مذل الظالمین کسی که خود اجازه حدیث نداشته باشد چطور میتواند به شاگردانش اجازه حدیث بدهد ؟؟
در زمان شیخ مفید و سید رضی و سید مرتضی و علمای سلف رحمهم الله رساله های عملیه به صورت امروزی نبود بلکه عالمان دینی احادیث متقن و محکم را بعنوان رساله عملیه اختیار مقلدین شان قرار میدادند بنا بر این این حرف شما هم مردود است

انشاالله بقیه فرمایشات حضرتعالی را در فرصتی دیگر پاسخ خواهم داد

مذل الظالمین
۱۳۹۴/۰۳/۱۹, ۱۵:۵۵
همین حرف شما از اول اشتباه هست

اگر حرف بنده اشتباه هست بفرمایید چرا فقیه بزرگواری فتوا داده به حرمت نماز جمعه و دیگری فتوا داده به واجب تخییری بودن!
و حتی سر همین قضیه خیلی ها هم دیگر رو تا سر حد تکفیر می کوبیدند!




برداشت این چنینی درباره فتاوای علمای عظام بسیار اشتباه است
چه اینکه تمام علمای بزرگوار بر چهار مبنا فتاوای خود را اخذ میکردند
1- کتاب
2- سنت
3- اجماع
4- عقل
که از سنت پیامبر عظیم الشان تعبیر به احادیث می شود
در حقیقت کسانی که این دیدگاه را دارند یکی از اصول چهار گانه اخذ فتوا را قبول ندارند و این خلاف مشهور علما می باشد

بفرمایید چه دلیلی مبنی بر حجیت اجماع و عقل در احکام وجود داره؟

اگر منظورتون از مشهور علما , اصولیین و اهل اجتهاد هستند حرفتون درسته , اما علمای بزرگواری مثل شیخ صدوق و شیخ کلینی و علامه شیخ حر عاملی و جناب فیض کاشانی و ... اعلی الله مقامهم فقط و فقط بنا به حدیث شریف ثقلین , دو ثقل و دو اصل رو بیشتر قبول نداشتند -یعنی کتاب الله و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام- بلکه به مخالفت با حجیت عقل و اجماع هم مطلب ها نوشتن!




در بطلان حرف این آقای حیدری معلوم الحال همین بس که


آقای مرحوم سید صادق تهرانی

برادر عزیز! من نمی دونم شما چرا فکر می کنید من آقای حیدری یا آقای صادقی تهرانی رو قبول دارم! در صورتی که اهل بیت علیهم السلام فرمودند : «ایاک ان تنصب رجلا دون الحجة و تصدقه فی کل ما قال!»
بنده با هر دوی این اشخاص اختلافات عقیدتی مبنایی دارم...
اگر از اقای حیدری فیلمی گذاشتم بخاطر باز کردن باب بحث و فحص بود نه اینکه آقای حیدری رو قبول دارم!

خواهشا بحث اشخاص نکنید!



اصحاب اجماع هيجده نفر هستند

برادر! شما که می دونید منظور از اجماع در اصول اربعه چیه برای چی بحث اصحاب اجماع رو مطرح می کنید!
اصحاب اجماع چه ارتباطی داره با اجماع مورد بحث؟

در ضمن همین اصحاب اجماع هم اصطلاح مستحدثی هست که بخاطر اجماع رجالیون بر ثقه بودن این افراد بکار برده می شه!

من واقعا متوجه نمی شم هدف شما از مطرح کردن بحث اصحاب اجماع چی هست؟




روات حدیث در زمان فعلی چه کسانی هستند ؟؟

راوی حدیث زمان و مکان نمیخواد... راوی حدیث واسطه ای است بین ما و معصوم علیه السلام , که کلام معصوم علیه السلام رو به ما برسونه!




ما دیدیم اگر باور ندارید شماره استادم را به شما میدهم خودتان سوال بفرمائید
جناب مذل الظالمین کسی که خود اجازه حدیث نداشته باشد چطور میتواند به شاگردانش اجازه حدیث بدهد ؟؟

بازهم نمی فهمم شما چی می گید؟؟

اگر بحث اشخاص من از این مسائل اطلاعی ندارم و به من هم مربوط نیست!

اما راجع به اجازه حدیث باید خدمتتون بگم این هم از امور احداثی هست و ما ندیدیم اهل بیت علیهم السلام از این اجازه نامه های مرسوم به کسی بدن! بلکه امر می فرمودن به روایت احادیث و کتابت احادیث بدون اینکه برای کسی محدودیتی ایجاد کنن!
به هر حال بحث ما سر این مسائل نیست!



در زمان شیخ مفید و سید رضی و سید مرتضی و علمای سلف رحمهم الله رساله های عملیه به صورت امروزی نبود بلکه عالمان دینی احادیث متقن و محکم را بعنوان رساله عملیه اختیار مقلدین شان قرار میدادند بنا بر این این حرف شما هم مردود است

من نمی دونم کدوم حرف من مردوده؟

با اغاز غیبت کبری , فقهای ما به دو گروه تقسیم می شدند , یکی محدثین که همونطور که فرمودید -به تعبیر شما- رساله های عملیه شون یا کتب فقهیشون فقط متن احادیث بودند.( مثل کتب شیخ اعظم صدوق رضوان الله علیه)
یکی هم اهل اجتهاد , که هم کتبشون رو بصورتی حدیثی می نوشتند(خصوصا برای اکثر شیعیان که اهل حدیث بودند) مثل کتب حدیثی شیخ طوسی یا المقنعه ی شیخ مفید که حدیثی هست و هم بصورت اجتهادی مثل کتاب النهایه شیخ طوسی...
اولین کتب اصول فقهی هم از همین زمان ها در شیعه نوشته شد.... مثل الذریعه سید مرتضی و المبسوط شیخ طوسی...

مکتب حدیثی اون زمان به مکتب قم مشهور بود و مکتب اجتهادی اون زمان به مکتب بغداد.

اینها که از مسلمات تاریخ فقه شیعه هست!

اما اینکه ما و شما گفتیم , کتاب های فقهی متن احادیث بودند , باید بگم زمان اهل بیت علیهم السلام هم همین بود و قرار بود تا ابد همین باشه! یعنی شیعیان باید فقط به اخبار اهل بیت علیهم السلام عمل کنند.
اما بحث ما همینجاست که چی شد که از این مسیر-یعنی مسیر تعبد و تمسک نسبت به احادیث- عده ی کثیری دور افتادند و به رای و اجتهاد و قیاس عمل کردند و فتوا دادند؟!

یوسف .
۱۳۹۴/۰۳/۱۹, ۱۶:۳۹
[QUOTE]قابل توجه دوستان بزرگوار! در عالَم تشیع , کلمه ای منفور تر از اجتهاد وجود نداشته! دلیلش هم احایثی هستند که اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ما رو از اجتهاد نهی کردند!

از خنده دا رترین و بی اساس ترین حرفی که تا به الان در حوزه های علمیه شنیدیم همین حرف است
اول اینکه آن اجتهادی که شما آن را به قول خودتان منفور میدانید مطلق اجتهاد نیست بلکه اجتهادی است که در مقابل نص روایت معصوم و یا کتاب خدا باشد
حال نظری بیاندازیم بر اینکه اجتهاد از نظر عالمان دینی چگونه است
در انديشة حضرت امام (ره)پاسخ به اين سؤال روشن است. امام(ره) در عين تأكيد بر حفظ فقه سنتي به كارآمدي و پويايي آن باور دارند به تعبير ديگر كارآمدي فقه در نظر ا يشان الزاماً به مفهوم خروج از سبك سنتي آن نيست ايشان مي گويند: «اينجانب معتقد به فقه سنتي و اجتهاد جواهري هستم و تخلف از آن را جايز نميدانم. اجتهاد به همان سبك صحيح است ولي اين بدين معنا نيست كه فقه اسلامي پويا نيست...»(1)
و نيز تأكيد دارند: «اگر از فقه سنتي منحرف شويم فقه از بين ميرود.»(2) همچنين ايشان در فرازي ديگر در عين اعتقاد به پويايي فقه سنتي، آن را عامل حفظ و بقاي اسلام ميدانند: «آن چيزي كه تا به حال اسلام را نگه داشته است همان فقه سنتي بوده است و همه همتها بايد مصروف اين شود كه فقه به همان وضعي كه بوده محفوظ باشد.»(3)
شهيد صدر اجتهاد و فقاهت را بر دو ركن اساسي استوار ميداند:
1. تعمق در استدلال براي حكمشناسي كه از آن با عنوان حركت عمودي در فقه ياد ميكند.
2. تلاش در جهت تبيين كامل موضوع كه از آن به حركت افقي در اجتهاد تعبير ميكند.(10)



واژه اجتهاد اون قدر نزد شیعیان منفور بوده که حتی اهل اجتهاد شیعه , مثل شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی و حتی علامه حلی(رحمة الله علیهم) در کتبشون اجتهاد رو رد می کردند!(اگر لازم باشه اسنادش رو میذاریم!) و اولین نفری از مجتهدین که جرئت کرد و گفت کار ما هم اجتهاده , جناب محقق حلی رحمه الله بود!
به جد از شما میخواهیم اسناد را بیاورید تا بررسی شود که آیا نظر علمای عظام مطلق اجتهاد بود یا با شرائط خاصی این مسئله را رد کردند چه اینکه در این باب مسائل فراوانی است و این بی شباهت به این نیست که بعضی علمای سلف نماز جمعه را حرام می دانستند


البته از یاد نبریم در کنار اهل اجتهاد , همواره اهل حدیثی بودند که شیعیان رو از اجتهاد باز می داشتند و تاکید می کردند : فقط و فقط باید از خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام تقلید کرد , نه از ظن و گمان مجتهدین!

با توجه به این فرمایش حضرتعالی بسیاری از روایات باب ولایت فقیه همه و همه را باید بزنیم به سینه دیوار چه اینکه بسیاری از احادیث مستدل و موثق دلالت بر حاکمیت و اجتهاد علمای و منصوبین از طرف امامان معصوم علیهم السلام می کنند

کلامی از حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در کتاب ولایت فقطه را جهت مزید اطلاع خوانندگان می آورم

على عن ابيه، عن النّوفلي، عن السكونى، عن ابى عبد اللَّه، عَلَيْهِ السّلام، قال قال رَسُولُ اللَّهِ (ص) الفُقَهاءُ أُمَناءُ الرّسُلِ ما لَمْ يَدْخُلوُا فى الدّنيا. قِيلَ يا رَسول اللَّه وَ ما دُخولهم فى الدّنيا؟ قالَ: اتّباعُ السّلْطَانِ. فَاذا فَعَلوُا ذلِكَ، فَاحذَرُوهُمْ عَلى ديِنِكُمْ
رسول اكرم (ص) مى‏فرمايد: فقها امين و مورد اعتماد پيامبرانند تا هنگامى كه وارد (مطامع و لذايذ و ثروتهاى نارواى) دنيا نشده باشند. گفته شد: اى پيغمبر خدا، وارد شدنشان به دنيا چيست. مى‏فرمايد: پيروى كردن قدرت حاكمه. بنا بر اين اگر چنان كردند، بايستى از آنها بر دينتان بترسيد و پرهيز كنيد.

فى كتاب إكْمال الدين و إتْمام النِعْمَةِ عَنْ محمد بن محمد بن عِصام، عن محمد بن يعقوب، عن إسحاقَ بن يعقوب، قال: سألت محمد بنَ عُثْمانَ العُمَري أن يوصل لي كتاباً قد سألتُ فيه عن مسائل اشكلَتْ علىَّ. فورد التوقيعُ بِخط مولانا صاحبِ الزمان (ع): امّا ما سَأَلْتَ عَنْهُ. أَرْشَدَكَ اللَّهُ و ثَبّتَكَ (الى ان قال) وَ أَمّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ، فَارْجِعُوا فيها الى رُواةِ حَديثِنا. فَإِنَّهُم حُجّتي عَلَيْكُم، و أَنا حُجَةُ اللَّه. و أَمّا مْحَمَّدُ بنُ عُثمان العُمَري، فَرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبيهِ، فَإِنَّهُ ثِقَتي وَ كِتابُهُ كِتابي.
اسحاق بن يعقوب‏ نامه ‏اى براى حضرت ولى عصر (عج) مى‏نويسد، و از مشكلاتى كه برايش رخ داده سؤال مى‏كند. و محمد بن عثمان عمرى، نماينده آن حضرت، نامه را مى‏ رساند. جواب نامه به خط مبارك صادر مى‏شود كه ... در حوادث و پيشامدها به راويان حديث ما رجوع كنيد، زيرا آنان حجت من بر شمايند، و من حجت خدايم ...


منظور از حوادث واقعه كه در اين روايت آمده مسائل و احكام شرعيه نيست. نويسنده نمى‏خواهد بپرسد درباره مسائل تازه‏اى كه براى ما رخ مى‏دهد چه كنيم. چون اين موضوع جزء واضحات مذهب شيعه بوده است و روايات متواتره دارد كه در مسائل بايد به فقها رجوع كنند .
در زمان ائمه (ع) هم به فقها رجوع مى‏كردند و از آنان مى‏پرسيدند. كسى كه در زمان حضرت صاحب، سلام اللَّه عليه، باشد و با نواب اربعه روابط داشته باشد و به حضرت نامه بنويسد و جواب دريافت كند، به اين موضوع توجه دارد كه در فراگرفتن مسائل به چه اشخاص بايد رجوع كرد.


توجه کنید به سخن شهرستانی در کتاب الملل و النحل :

«امامیه در مرحله اول بر مذهب ائمه خود بودند , ولی بعدها متاخرین آنها منشعب به "معتزله" و "اخباریه" شدند.»(الملل و النحل شهرستانی , ص 146 , باب 6)

مرحوم شهرستانی از علمای اسماعیلیه بود یعنی سنی مذهب بوده است و اینکه چنین اظهار نظری را بفرماید هیچ بعید نیست
در عصر شیخ محمد بن وهاب و ابن تیمییه هم کسانی بودند که و خود آنها هم معتقد بودند اساسا شیعه از عبد الله بن سباء میدانند
بنا بر این نمی شود بر قول یک عالم سنی آنهم با گرایش های مختلف مذهبی مختص به خود حقانیت مذهب دیگر را ثابت نمود

محراب
۱۳۹۴/۰۳/۱۹, ۱۷:۵۰
من به آنچه حق بوده و فرمودند حرمت قائلم و مطیع، اما غیر حق باشد مخالفم.
دلیل بیاورد چرا امام جعفرصادق ع فرمود و اطاعت نکرد!؟

با سلام
عرض ادب و احترام
بزرگوار
شما در مقام و جایگاهی نیستید که در مورد صحت و سقم روایات و راوی ها و این که این روایت درست است و نادرست است و راوی ان موثق است و موثق نیست صحبت بکنید و این امر برعهده علماست



اگه هم گفته شد من دلیل بیاورم ، من که به فرموده امام ع قانع بودم و راضی.
اگه حدیث را بخواهند باطل یا ضعیف جلوه بدهند هیچ حدیثی از ایشان نمیپذیرم.
باید خدمت شما عرض کنم که ائمه فرمودند در زمان غیبت به راویان حدیث ما مراجعه کنید.
حرمتی هم برای عالم قائل شدند که از حق دفاع کنند.

خب شما که قبول دارید باید به روات حدیث مراجعه نمایید چرا در مقابل اجتهاد ایشان ایستادگی می کنید؟؟؟


حالا چهارتا پیرزن اومدن گفتن چه اشکالی داره نام یاسین رو فرزندانمون باشه، دلسوزی پیرزن میکنند اما حق پیغمبر اسلام را نادیده میگیرند؟!
عالمی عالم هست که حرمت قائل بشه
تعارفی نیست
بله حرف سنگینه، اما فتوا هم سنگین داده شده ولی حق شیرینه
راویان حدیث
حدیث هم فرموده شد و انتقال یافت

اصلا ما به حرف های پیرزن و پیرمرد کاری نداریم
از مرجع سوال می پرسیم ایا اجازه داریم نام یاسین را بگذاریم یا نه؟؟
ایشان می فرمایند اشکال ندارند
بحث تمام شد

حالا اشکال به اجتهاد ایشان و منبع اجتهادی ایشان می گیرید این جای حرف دارد
بله یا خودتان مجتهد هستید و علم رجال و درایه می دانید که خب به فتوای خود عمل بکنید
ولی اکر اهل علم بودید هم می دانستید که احتمال رد و قبول برخی روایات توسط برخی مراجع هست.
پس در هر صورت اشکال شما عزیز وارد نیست

یوسف .
۱۳۹۴/۰۳/۲۰, ۱۵:۴۱
[QUOTE]اگر حرف بنده اشتباه هست بفرمایید چرا فقیه بزرگواری فتوا داده به حرمت نماز جمعه و دیگری فتوا داده به واجب تخییری بودن!
و حتی سر همین قضیه خیلی ها هم دیگر رو تا سر حد تکفیر می کوبیدند!

برادر من بار خود می بری و زحمت ما میداری
پاسخ به اشکالات حضرتعالی هر کدامش احتیاج به ده ها پست دارد و متاسفانه بخاطر نداشتن فرصت کافی دیر به دیر خدمتتان عرض ادب میکنم و از این بابت عذرخواهی میکنم
حرف ما بر سر فتوای حرمت نماز جمعه توسط بعضی مراجع سلف نیست این فقط یک مثال برای تقریب به ذهن بود



بفرمایید چه دلیلی مبنی بر حجیت اجماع و عقل در احکام وجود داره؟
اگر منظورتون از مشهور علما , اصولیین و اهل اجتهاد هستند حرفتون درسته , اما علمای بزرگواری مثل شیخ صدوق و شیخ کلینی و علامه شیخ حر عاملی و جناب فیض کاشانی و ... اعلی الله مقامهم فقط و فقط بنا به حدیث شریف ثقلین , دو ثقل و دو اصل رو بیشتر قبول نداشتند -یعنی کتاب الله و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام- بلکه به مخالفت با حجیت عقل و اجماع هم مطلب ها نوشتن!

موضوعات زیادی بعد از رسالت پیامبر عظیم الشان اسلام به وجود آمد که یکی از آنها اجماع و عقل هست

تاريخچه بحث:
«با اينكه از ديرباز حجيت و اعتبار عقل بعنوان يكي از پايه هاي شناخت احكام شرعي ميان فقهاء و انديشمندان شيعه و سني مطرح بوده است مع الوصف نميتوان زمان دقيقي را براي نخستين مراحل راه يافتن آن در امر استنباط تعيين نمود.

آنچه پس از تحقيق براي ما حاصل آمد اين است كه از كتابهايي چون «سرائر» و «مختلف» ميتوان حدس زد كه عقل در اواسط قرن چهارم در صحنه استنباط احكام شرعي به عنوان طريق معتبر دستيابي به وحي، وارد شده است و تاكنون نيز اين نظريه برجاي مانده است.»(1)
البته قبل از آن نيز در كلمات بسياري از فقهاء اشارهاي گذرا به موضوع حجيت شده است ولي تا آن زمان باب مخصوصي بعنوان «حجيت عقل» نگشوده اند.

نخستين كسي كه عقل را در رديف منابع اجتهاد مطرح كرده «ابن جنيد» (م381 هـ ق) و پس از او شاگردش، «شيخ مفيد» در رسالة اصولي خود به مبحث عقل اشاره كرده است، و آن را بعنوان يكي از منابع شناخت احكام شناخته و پس از او هم «شيخ طوسي» در كتاب «عدّة الاصول» به تبيين جايگاه عقل در شناخت مسائل و موضوعات و احكام پرداخته است.(2)

همچنین برای مزید اطلاع خوانندگان محترم توجه تان را به این مطالب نیز جلب میکنم

موضعگيريهاي متضاد دربارة عقل:

تاريخ تفكر فقهي (در اسلام) شاهد دو جهت گيري متضاد در قبال عقل است

1. جهتگيري افراطي كه به عقل به نحو مطلق بهاء ميدهد و ميگويد ادراكات عقل چه در قطعيات و چه در ظنيّات معتبر است و ابزاري براي بدست آوردن حكم شرعي است. اين جهتگيري در بين اهل سنت و د رمكتب «رأي و اجتهاد» بوجود آمد اولين كسي كه سلسله جنبان اين جهتگيري است «ابوحنيفه متوفاي 150 هـ ق) است.
بنابراين اصحاب اين مكتب هرگاه براي اثبات يك حكم بيان شرعي نمييافتند مسأله را بر طبق ذوق شخصي خود و آنچه در نظر آنان رحجان داشت حل ميكردند و بر طبق ظن و گمان خود فتوا ميدادند.
علت پيدايش اين گرايش انحصار بيان شرعي از ديدگاه آنان در كتاب و سنت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و پاسخگو نبودن اين دو نسبت به مسائل مستحدثه و روزمره بود زيرا تعداد روايات محدود بود و بسياري از سؤالات بدون پاسخ باقي ميماند.

2. جهتگيري تفريطي: اين جهتگيري تفريطي بر عكس جهتگيري افراطي كه فقط مذهب اهل سنت را در برگرفت، فراگير است يعني هم حوزه و تفكر شيعه متأثر از جريان تفريطي است و هم تفكر سني داراي تفكر تفريطي است. لذا خود دو شق پيدا ميكند.

الف. جهتگيري تفريطي در حوزة اهل سنت: گرايش افراطي اهل سنت در مورد عقل و وسعت بخشيدن به دائرة حجت عقل با عكس العمل از درون اين جامعه مواجه شد و اين عكس العمل نه تنها در فقه، كه در اخلاق و عقايد هم بروز كرد و به گرايش تفريطي در مورد عقل و انكار مطلق ادراكات عقلي (اعم از يقيني و ظني) منجر شد.
اين گرايش در فقه موجب پيدايش نهضت «ظاهري گري» شد. ظاهريون ادعا كردند كه تنها راه دستيابي به احكام الهي بيان شرعي است. آنها در اخذ احكام از بيان شرعي به ظاهر اوّلي نصوص اكتفا ميكردند و هيچگونه نقشي براي ادراكات عقلي در استنباط احكام قائل نبودند.

اما ديدگاه اعتدال كه نظر مشهور فقهاي شيعه است آنست كه عقل منبعي براي كشف حكم شرعي است و منبع بودن عقل براي احكام شرعي فقط بمعناي كاشفيت از حكم خداست و عقل هيچگاه مقنن و تشريع كننده نيست.(3) و به عبارت ديگر كساني كه حجيت عقل را پذيرفتهاند. حجيت آن را در طول كتاب و سنت و اجماع پذيرفتهاند نه در عرض كتاب و سنت و اجماع.
محمدبن ادريس ميگويد: «فاذا فقدات الثلاثة فالمعتمد في المسألة الشرعيه عند المحققين التمسك بدليل العقل»(4) بدين معنا كه در صورت فقدان كتاب، سنت و اجماع در يك مسأله شرعيه، تكيه گاه محققين و فقها تمسك به دليل عقل است.
فقيه متأله آيت الله جوادي آملي عقل را نسبت به برخي از معارف معيار، و نسبت به بعضي ديگر مصباح و در بعضي موارد مفتاح شرعيت ميدانند

-------------------------------
1. جناتي، محمد ابراهيم، منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي، ص224.
2. همان، ص226.
3. شيرواني، علي، منابع انديشه مذهبي شيعه.
4. منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي، همان، ص248.

پاسخ های این تاپیک از نرم افزار پاسخ تولید مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات
سايت انديشه قم: www.andisheqom.com (http://www.andisheqom.com)

ان شاء الله پاسخ به بقیه مطالب در فرصتی دیگر