PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده چرا مسلمين اغلاط مصحف فعلي را اصلاح نميكنند ؟!



خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۴/۲۵, ۰۳:۳۳
سلام

در مصحف فعلي آياتي كه بصورت اشتباه كاتبان بوده اند وجود دارند مانند :

ينقصوكم : در 4 توبه كه در آيات سور ديگر بصورت : ينقضوكم : به معني نقض عهد است .

إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُواْ عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّواْ إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ {التوبة/4}


ودرستش در :

الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ {البقرة/27}


الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لاَ يَتَّقُونَ {الأنفال/56}


وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ {الرعد/25}

وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ {النحل/91}


وطلح منضود كه درستش وطلع منضود است بنابر : وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ {ق/10} ودستور ائمه هم بر قرائت طلع بوده است .

و رجس كه همان رجز بوده و.....

معین
۱۳۹۴/۰۴/۲۵, ۰۸:۵۳
با نام و یاد دوست






http://askdin.com/gallery/images/80/1_11.png








کارشناس بحث: استاد میقات

میقات
۱۳۹۴/۰۴/۲۶, ۲۲:۱۰
با سلام و درود

«نقص» مفهومی وسیعتر از «نقض» دارد. نقص به معنای کم کردن و کم شدن است(قاموس قرآن، ج ‏7، ص 104)، یعنی نقض پیمان که هیچ، حتی شرائط پیمان را هم نباید کم کنند، یعنی تغییر جزیی هم پذیرفته نیست. ولو در حد نقض نباشد.

در تفسیر اطیب البیان آمده: نقص به معناى كمى در شرائط معاهده است، يعنى هيچ گونه عملى ـ جزئى و كلى ـ بر خلاف معاهده از آن ها سر نزده باشد؛ و اين معنا اعم و انسب است یعنی حتی اگر قدمى بر خلاف معاهده بردارند از مورد آيه خارج می شوند. بخلاف نقض، كه ظاهر آن اين است كه به كلى معاهده را نقض كنند. (ر.ک: أطيب البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 176)

بنابر این خطایی رخ نداده است.

در مورد طلح منضود و رجس و رجز، قبلا در لینک ذیل گفتگو کرده ایم:
فرق رجس و رجز؟ (http://www.askquran.ir/thread25703.html)

بنابر این، این ها به یک معنا نیستند و ادعای خطای در نگارش به علت مشابهت آیات با هم، ادعایی غیر علمی و نادرست است.

مطلبی دیگر؛ قبول داریم در قرآن خطای کتابت وجود دارد ولی خطای در کتابت، منجر به خطای در قرائت و یا برداشت ناصحیح معنا از آیات، نمی شود؛ زیرا قرآن آن گونه که قرائت می شده کتابت شده است.

از طرفی چون قوانین نگارش سالیان بعد از کتابت قرآن تدوین شده است، طبیعی است که در کتابت زمان نزول قرآن، خطایی در کتابت وجود داشته است؛ و نمی توان بر اساس قوانینی که سالیان بعد تدوین شده است، در باره سالیان قبل، قضاوت نمود.

اصلاح نکردن خطاهای کتابتی در قرآن نیز به جهت حفظ احترام قرآن و مصون ماندن از تحریف است. اگر قرار باشد هر از گاهی و با قوانین جدید نگارشی، هر کسی به اصلاح کتابت قرآن اقدام کند، موجب تحریف می شود.

نکته: یکی از ادله عدم تحریف قرآن نیز وجود همین خطاهای کتابتی است، زیرا وقتی حتی این خطاهای کتابتی از آن زمان تاکنون باقی مانده، دلیلی است بر این که کسی در قرآن دست نبرده است، ولو برای اصلاح خطای کتابتی.

بنابر این:
در قرآن خطای کتابتی وجود دارد ولی ضرری به اصل قرآن وارد نمی کند زیرا کتابت بر اساس قرائت بوده است یعنی همان طور که قرائت می شده کتابت شده است؛ پس قرائت اصلی قرآن باقی و محفوظ است.

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۴/۲۷, ۰۵:۰۷
نکته: یکی از ادله عدم تحریف قرآن نیز وجود همین خطاهای کتابتی است، زیرا وقتی حتی این خطاهای کتابتی از آن زمان تاکنون باقی مانده، دلیلی است بر این که کسی در قرآن دست نبرده است، ولو برای اصلاح خطای کتابتی.

سلام

اما مستندات حدیث وتاریخ میگویند تغییراتی در قرون اولیه داده شده مانند عثمان وحجاج :


عثمان که یک هفتم قرآن را در مصحفش ضبط کرد !


حجاج یوسف عثمانی بروایت ابن ابی داود رسم 11 از حروف آیات را تغییر داد البته آیات مصحف عثمان نه آیات قران (چون قران غیر از مصحف است وقابل تغییر نیست) !

وجنایت عظمایی که عثمانیان به بشریت کردند همین تغییر در قران بود

قاضى ابوبكر باقلانى درباره روايت راجع به تغيير دادن حجاج يازده حرف در مصاحف اهل عراق آورده او مى گويد: روايت شده كه حجاج به عراق آمد و هيچ يك از اميران از لحاظ دقت در امر مصاحف مانند او نبودند و مردم در مصاحف خود چيزهايى را مى نوشتند; از جمله نوشته بودند: (الشيخ و الشيخة اذا زنيافارجموهما البتة) و نوشته بودند: (ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا من ربكم فى مواسم الحج) و چيزهايى مانند اينها. انتهی

یعنی چیزهایی مانند قرائت ابن مسعود از آیات 67 مائده و33 آل عمران با ذکر نام علی ع وآل محمد ص .... بهمین علت حجاج گفت اگر کسی بقرائت ابن مسعود قران بخواند گردنش را میزنم !!!!

میقات
۱۳۹۴/۰۴/۲۷, ۱۷:۴۰
سلام

اما مستندات حدیث وتاریخ میگویند تغییراتی در قرون اولیه داده شده مانند عثمان وحجاج :

عثمان که یک هفتم قرآن را در مصحفش ضبط کرد !

حجاج یوسف عثمانی بروایت ابن ابی داود رسم 11 از حروف آیات را تغییر داد البته آیات مصحف عثمان نه آیات قران (چون قران غیر از مصحف است وقابل تغییر نیست) !

وجنایت عظمایی که عثمانیان به بشریت کردند همین تغییر در قران بود

قاضى ابوبكر باقلانى درباره روايت راجع به تغيير دادن حجاج يازده حرف در مصاحف اهل عراق آورده او مى گويد: روايت شده كه حجاج به عراق آمد و هيچ يك از اميران از لحاظ دقت در امر مصاحف مانند او نبودند و مردم در مصاحف خود چيزهايى را مى نوشتند; از جمله نوشته بودند: (الشيخ و الشيخة اذا زنيافارجموهما البتة) و نوشته بودند: (ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا من ربكم فى مواسم الحج) و چيزهايى مانند اينها. انتهی

یعنی چیزهایی مانند قرائت ابن مسعود از آیات 67 مائده و33 آل عمران با ذکر نام علی ع وآل محمد ص .... بهمین علت حجاج گفت اگر کسی بقرائت ابن مسعود قران بخواند گردنش را میزنم !!!!




با سلام و درود

این که این قرآن موجود یک هفتم قرآن اصلی است، ادعایی واهی و بی اساس است. هیچ اندیشمندی چنین ادعایی ندارد. مگر این که تفسیرها و تاویل ها و شأن نزول ها و ... را هم جزو قرآن بدانید که این هم ادعایی نادرست است؛ زیرا سخن بر روی متن اصلی قرآن است.

تغییر حجاج در کتابت برخی کلمات نیز نیاز به اثبات دارد و با نقل یکی دو نفر، نمی توان اطمینان حاصل نمود و به وثوق رسید.

از طرفی خودتان در نقل باقلانی آورده اید که حجاج آن چه را تغییر داده که مخالف قرآن اصلی بوده است، مانند رجم شیخ و شیخه و ... .

در باره مصحف ابن مسعود نیز باید گفت نپذیرفتن آن دلیل بر وجود غیر قرآن در قرآن کنونی نیست؛ زیرا ملازمه ای وجود ندارد و قرآن در زمان نزول به دسترو و نظارت پیامبر صلی الله علیه وآله، کتابت و ثبت و ضبط شده است و نیازی به مصحف های دیگر نبوده است.

جمع قرآن در زمان ابوبکر و ... هم قابل اثبات نیست و رایاتش با هم بسیار تعارض و اختلاف دارند.

بنابر این با این نقل های نامعتبر و برخی ساختگی، نمی توان مدعی شد غیر قرآن در قرآن وارد شده است.

مطلب مهم:

واقع قرآن آن است كه خوانده می ‏شود، نه آن چه نوشته می ‏شود. كتابت ‏به‏ هر اسلوبی باشد، مادام كه قرائت صحيح و منطبق بر نحوه متداول در زمان ‏پيامبر و صحابه باشد، موجب هيچ ضرر و زيانی نخواهد شد؛ و ترديدی نيست كه مسلمانان از صدر اول تا امروز، نص قرآن را به گونه ‏صحيح، حفظ كرده ‏اند.

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۴/۲۸, ۰۵:۵۳
این که این قرآن موجود یک هفتم قرآن اصلی است، ادعایی واهی و بی اساس است. هیچ اندیشمندی چنین ادعایی ندارد. مگر این که تفسیرها و تاویل ها و شأن نزول ها و ... را هم جزو قرآن بدانید که این هم ادعایی نادرست است؛ زیرا سخن بر روی متن اصلی قرآن است.

با سلام وتشکر و تبریک عید سعید فطر وقبولی طاعات

اکابر علمای شیعه و سنی بر این امر متفقند مگر ندیده اید ؟!

از جمله محمد تقی مجلسی ره و ابن جریر طبری و ابن تیمیه ابن قیم و....


واقع قرآن آن است كه خوانده می ‏شود، نه آن چه نوشته می ‏شود. كتابت ‏به‏ هر اسلوبی باشد، مادام كه قرائت صحيح و منطبق بر نحوه متداول در زمان ‏پيامبر و صحابه باشد، موجب هيچ ضرر و زيانی نخواهد شد؛ و ترديدی نيست كه مسلمانان از صدر اول تا امروز، نص قرآن را به گونه ‏صحيح، حفظ كرده ‏اند.


سوال کردم قبلا که : چرا امروز من مجاز نیستم مثل قرن اول ودوم بقرائت امام علی ع و عمر و ابن مسعود وامام صادق ع وامام باقر ع آیه سوره جمعه را بخوانم : فامضوا الی ذکر الله : ؟!؟!!

ومتواتر از شیعه وسنی باسناد صحیح نقل شده که قرائت فاسعوا حرف منسوخ بوده .

چطور شد که از قرن چهارم ناگهان همه فتاوا عوض شد و سختگیریهایی در بین مسلمین پدید آمد که در زمان رسول خدا ص و اصحاب وتابعین نبود ؟!

میقات
۱۳۹۴/۰۴/۳۱, ۲۲:۲۳
اکابر علمای شیعه و سنی بر این امر متفقند مگر ندیده اید ؟!

از جمله محمد تقی مجلسی ره و ابن جریر طبری و ابن تیمیه ابن قیم و....



با سلام و درود

خیر، چنین اتفاقی که نیست هیچ، قول مطرحی هم نیست.



سوال کردم قبلا که : چرا امروز من مجاز نیستم مثل قرن اول ودوم بقرائت امام علی ع و عمر و ابن مسعود وامام صادق ع وامام باقر ع آیه سوره جمعه را بخوانم : فامضوا الی ذکر الله : ؟!؟!!

ومتواتر از شیعه وسنی باسناد صحیح نقل شده که قرائت فاسعوا حرف منسوخ بوده .


انتساب چنین قرائاتی (خلاف قرائت مشهور و رائج بین مسلمانان یعنی خلاف قرآن موجود) به معصومین علیهم السلام ثابت نشده است. البته غیر از قرائت های تفسیری و ... . سخن بر سر خود قرائت است یعنی موضوعیت داشتن قرائت.

اتفاقا این موردی هم که ذکر کرده اید از همان موارد قرائت تفسیری است.

در ضمن کجای این موضوع، متواتر است؟!!! اصلا چنین تواتری نداریم.



چطور شد که از قرن چهارم ناگهان همه فتاوا عوض شد و سختگیریهایی در بین مسلمین پدید آمد که در زمان رسول خدا ص و اصحاب وتابعین نبود ؟!


قرآن را باید از این موضوعات حاشیه ای جدا دانست. این ها پس از جمع و تدوین قرآن اتفاق افتاده است و ارتباطی با اصل قرآن ندارد.

قرآن در بین مسلمانان رواج داشته و نسل به نسل به دیگران منتقل شده است.

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۵/۰۱, ۰۷:۵۳
خیر، چنین اتفاقی که نیست هیچ، قول مطرحی هم نیست.

سلام


طبري وشاطبي وحارث محاسبي و ابن تيميه وابن قيم و محمد تقي مجلسي ره معتقدند كه :

عثمان، امام مسلمین و امیرالمؤمنین، مسلمین را به جهت نظر لطف و محبتى که نسبت به آنها داشت، بر حرف واحد متفق نمود… آنان را بر مصحف واحد و حرف واحد جمع نمود و بقیه مصاحف را از بین برد… و این کار را سبب رشد و موجب هدایت مسلمین مى‏دانست. لذا قراآت با حروف ستّه دیگر که امام مسلمین مصمّم بر ترک آنها بود، نزد مسلمین ترک شدند، تا آن که از شناخت آنها نزد امت خبرى نبود و آثار آنها محوشد. تفسير طبري

اگر متن ديگران را هم خواهانيد بگوييد تا بياورم .

وقال العلامة التقى المجلسى الأول فى شرحه –الفارسى – على – من لا يحضره الفقيه- فى باب ما يسجد عليه وما لا يسجد عليه ، ما تعريبه : أو كان فى قرآن القوم لأنهم لم يذكروا أكثر الآيات والعامة أيضاً معترفون فى أكثر كتبهم ، إلا أنهم يقولون بأنها منسوخة ، وروى الكلينى بسند صحيح عن الصادق (ع) :"بأن قرآناً نزله جبرائيل على سيد المرسلين كان سبعة عشر ألف.آية (كما فى الكافى :ج2 ص634 باب النوادر فى فضل القرآن ح28) ، وتواترت الأحاديث على أن علياً (ع) جمع القرآن بعد النبى (ص) وعرضه على الصحابة وقال : هذا قرآن أنزله الله على الترتيب الذى نزله ، فقال المنافقون : لا حاجة لنا إلى قرآنك نحن نجمع القرآن ، فاجتمع منهم جمع جمعوا قرائين سبعة بسبع لغات من قريش ، وأودعها عمر فى زمن خلافته الى حفصة ، ولم يلتفت الناس الى القرآن لابتلائهم بالحرب الى زمن عثمان حيث أرسل الى حفصة وأخذه منها واختار من السبعة لغة وكتب ستة أو سبعة قرائين وأرسلها إلى أطراف العالم وأمر بإحراق كل قرآن ليس بقرآنه ، وروى بأنه أحرق أربعين ألفاً من القرآن ، منها قرآن عبد الله بن مسعود حيث طلب منه فامتنع من اعطائه وقال بأنى قرأته على النبى (ص) مكرراً ، فضربوه الى أن عارضه الفتق ، فأخذوا منه القرآن وأحرقوه ، ولذا لما أحصى الصحابة مطاعنه وكتبوها ، كان من جملتها إحراقه للمصاحف ، ومنها مصحف ابن مسعود الذى نقلوا أحاديث كثيرة فى فضله فى الصحاح الستة فافتوا – بعد الاستفتاء عن حكم من أتى بهذه الجرائم –بقتله فقتلوه ، ومن جملتهم كانت عائشة وتقول :اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا، وبعد قتله ادعت أن قتله كان بأمر من أمير المؤمنين (ع) ، وصار ذلك سبباً لقتل ستة عشر ألفا من الصحابة انتهى


.


انتساب چنین قرائاتی (خلاف قرائت مشهور و رائج بین مسلمانان یعنی خلاف قرآن موجود) به معصومین علیهم السلام ثابت نشده است. البته غیر از قرائت های تفسیری و ... . سخن بر سر خود قرائت است یعنی موضوعیت داشتن قرائت.

اتفاقا این موردی هم که ذکر کرده اید از همان موارد قرائت تفسیری است.

در ضمن کجای این موضوع، متواتر است؟!!! اصلا چنین تواتری نداریم.

هنگاميكه امام صادق بروايت شيخ مفيد در اختصاص وطبرسي در مجمع وسعد بن عبد الله قمي در ناسخ القرآن ميفرمايد كه فاسعوا تحريف است چنين نخوان بلكه بخوان فامضوا الي ذكر الله ...

حتي عمر هم ميگفت اين كلمه فاسعوا منسوخ القرائة است !

وقرأ عبد الله بن مسعود "فامضوا إلى ذكر الله" . وروي ذلك عن علي بن أبي طالب عليه السلام ، وعمر بن الخطاب ، وأبي بن كعب ، وابن عباس ، وهو المروي عن أبي جعفر عليه السلام ، وأبي عبد الله عليه السلام .مجمع البيان

وبه اسنادي صحيح و بهتر وبيشتر از اهل سنت در صحيح بخاري از قول عمر و ابي وابن مسعود و...

حَدَّثَنَا يَحْيَى، قَالَ: ثنا أَبُو الرَّبِيعِ، قَالَ: ثنا حَمَّادٌ، قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ زَيْدٍ، يَقُولُ لِعَاصِمِ بْنِ الْبَدْرِ بْنِ الزُّبَيْرِ: " {إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللهِ} [الجمعة: 9] ، فَقَالَ: كَانَ عَمُّكَ عَبْدُ اللهِ بْنُ الزُّبَيْرِ يَقْرَؤُهَا: (فَامْضُوا إِلَى ذِكْرِ اللهِ) . قَالَ أَبُو بَكْرٍ: وَأَكْثَرُ الْقُرَّاءِ عَلَى الْقِرَاءَةِ الَّتِي فِي الْمَصَاحِفِ: {فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللهِ} [الجمعة: 9] . وَمِمَّنْ كَانَ يَقْرَأُ هَذِهِ الْآيَةَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ، وَعَوَامُّ الْقُرَّاءِ، وَهُمْ وَإِنِ اخْتَلَفُوا فِي قِرَاءَةِ الْآيَةِ، فَلَا أَحْسَبُهُمْ يَخْتَلِفُونَ فِي مَعْنَاهَا؛ لِأَنِّي لَا أَحْفَظُ عَنْ أَحَدٍ مِنْهُمْ أَنَّهُ قَالَ: مَعْنَاهُ السَّعْيُ عَلَى الْأَقْدَامِ وَالْعَدْوُ، وَالدَّلِيلُ عَلَى صِحَّةِ هَذَا الْمَعْنَى ثُبُوتُ الْأَخْبَارِ عَنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ نَهَى عَنِ السَّعْيِ عَلَى الْأَقْدَامِ إِلَى الصَّلَوَاتِ، وَدَخَلَتِ الْجُمُعَةُ فِي جُمَلِ الصَّلَوَاتِ وَعُمُومِهَا

الكتاب: الأوسط في السنن والإجماع والاختلاف
المؤلف: أبو بكر محمد بن إبراهيم بن المنذر النيسابوري (المتوفى: 319هـ)
تحقيق: أبو حماد صغير أحمد بن محمد حنيف
الناشر: دار طيبة - الرياض – السعودية

وجناب عمر هم تا آخر عمر قرائت ميكرد فامضوا الي ذكر الله !!!


وماله کش معروف ابوبکر ابن الانباری گفته عمر فراموشی داشت که چنین میخواند !!! :

قال أبو بكر : فاحتج عليه بأن الأمة أجمعت على {فَاسْعَوْا} برواية ذلك عن الله رب العالمين ورسوله صلى الله عليه وسلم . فأما عبد الله بن مسعود فما صح عنه ( فامضوا ) لان السند غير متصل ، إذ إبراهيم النخعي لم يسمع عن عبد الله بن مسعود شيئا ، وإنـما ورد ( فأمضوا ) عن عمر . فإذا انفرد أحد بـما يخالف الآية والجماعة كان ذلك نسيانا منه !!!


اما سلطان قرآء ابن شنبوذ مانند عمر و ساير اصحاب وتابعين قرائت میکرد برخلاف مصحف عثمان : (اذا نودى للصلوة من يوم الجمعه فامضوا الى ذكرالله بهمين جهت وي را حبس ووادار به توبه نمودند !!!!!درقرن چهار توسط ابوبكر مجاهد

قال الداني حدثت عن إسماعيل بن عبد الله الأشعري حدثنا أبو القاسم بن زنجي الكاتب الأنباري قال حضرت مجلس الوزير أبي علي بن مقلة وزير الراضي وقد أحضر ابن شنبوذ وجرت معه مناظرات في حروف حكي عنه أنه يقرأ بها وهي شواذ فاعترف منها بما عمل به محضر بحضرة أبي علي بن مقلة وأبي بكر بن مجاهد ومحمد بن موسى الهاشمي وأبي أيوب محمد بن أحمد وهما يومئذ شاهدان مقبولان
نسخه المحضر سئل محمد بن أحمد بن أيوب المعروف بابن شنبوذ عما حكي عنه أنه يقرؤه وهو فامضوا إلى ذكر الله فاعترف به وعن وتجعلون شكركم أنكم تكذبون وعن كل سفينة صالحة غصبا فاعترف به وعن كالصوف المنقوش فاعترف به وعن فاليوم ننجيك ببدنك فاعترف به وعن تبث يدا أبي لهب وتب فاعترف به وعن فلما خر تبينت الإنس أن الجن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا حولا في العذاب المهين فاعترف به وعن والذكر والأنثى فاعترف به وعن فقد كذب الكافرون فسوف يكون لزاما وعن وينهون عن المنكر ويستغيثون الله على ما أصابهم وولئك هم المفلحون وعن وفساد عريض فاعترف بذلك
وفيه اعترف ابن شنبوذ بما في هذه الرقعة بحضرتي وكتب ابن مجاهد بيده يوم السبت لست خلون بن ربيع الآخر سنة ثلاث وعشرين وثلاث مئة





قرآن را باید از این موضوعات حاشیه ای جدا دانست. این ها پس از جمع و تدوین قرآن اتفاق افتاده است و ارتباطی با اصل قرآن ندارد.

قرآن در بین مسلمانان رواج داشته و نسل به نسل به دیگران منتقل شده است.

اما مستندات و مدارك مويد ما هستند چرا كه تا قرن چهارم فتاواي ائمه اهل سنت مانند امام مالك بر قرائات مختلف بود حتي امام ابوحنيفه بقرائت فارسي در نماز هم فتوا داده بود و امام شافعي هم قرائت به معني را جائز ميدانست !!!!!

عن الإمام مالك رحمه الله أنه قيل له : أترى أن تقرأ بمثل ما قرأ عمر بن الخطاب رضي الله عنه :
«فامضوا إلى ذكر الله» ؟ فقال : ذلك جائز ، وأنه قال : لا أرى باختلافهم في مثل هذا بأسا ، قد كان الناس ولهم مصاحف ...

قَالَ ابْنُ وَهْبٍ سَأَلْتُ مَالِكًا عَنْ مُصْحَفِ عُثْمَانَ فَقَالَ لِي ذَهَبَ !!!(كجارفت ؟) وَأَخْبَرَنِي مَالِكٌ قَالَ أَقْرَأَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ رَجُلًا: {إن شجرت الزقوم طعام الأثيم} ، فَجَعَلَ الرَّجُلُ يَقُولُ طَعَامُ الْيَتِيمِ فَقَالَ طَعَامُ الْفَاجِرِ فَقُلْتُ لِمَالِكٍ أَتَرَى أَنْ يُقْرَأَ بِذَلِكَ قَالَ نَعَمْ أَرَى أَنَّ ذَلِكَ وَاسِعًا


قال ابن حجر في الفتاوى الحديثية : " وقد أخذ أبو حنيفة قوله بجواز قراءة القرآن بغير العربية من هذه الآية {وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الأَوَّلِينَ}(الشعراء/196) قال : لأن القرآن مضمن في الكتب السابقة وهي بغير العربية "

قال الإمام القرطبي : "فی تفسيره أجاز أبو حنيفة القراءة بالفارسية على شريطة وهي أن يؤدي القارئ المعاني على كمالها من غير أن يخرم منها شيئا ، قالوا وهذه الشريطة تشهد أنـها إجازة كلا إجازة لأن في العرب خصوصا في القرآن الذي هو معجز بفصاحته وغرابة نظمه وأساليبه من لطائف المعاني والأغراض مالا يستقل بأدائه لسان من فارسية وغيرها وما كان أبو حنيفة رحمه الله يحسن الفارسية فلم يكن ذلك منه عن تحقق وتبصر

وقال الشيباني في المبسوط : " وقال أبو حنيفة : إن افتتح الصلاة بالفارسية وقرأ بـها وهو يحسن العربية أجـزأه "


حال چطور شد كه ناگهان در قرون اخير حرام شد ؟؟؟!!!!

میقات
۱۳۹۴/۰۵/۰۱, ۰۹:۴۵
طبري وشاطبي وحارث محاسبي و ابن تيميه وابن قيم و محمد تقي مجلسي ره معتقدند كه :


با سلام و درود

اولا از کجای این مطالب، تواتر ثابت می شود؟! این ها همه خبرهای واحدند، البته ممکن است متعدد باشند ولی باز هم واحد محسوب می شوند، نه متواتر.

در ثانی، در جای خود ثابت شده که قرآن نه از جهت زیاده و نه از نقصان، هیچ تحریفی در آن صورت نگرفته و از تحریف مصون مانده است. چون این جا ارتباطی با موضوع تحریف ندارد، بدان نمی پردازیم.

سوم این که این نظرات و اقوال، چون با نقل متواتر قرآن مخالف است لذا اعتبار و ارزشی ندارند.



ميفرمايد كه فاسعوا تحريف است چنين نخوان بلكه بخوان فامضوا الي ذكر الله ...
حتي عمر هم ميگفت اين كلمه فاسعوا منسوخ القرائة است !

وجناب عمر هم تا آخر عمر قرائت ميكرد فامضوا الي ذكر الله !!!

اما سلطان قرآء ابن شنبوذ مانند عمر


همان طور که عرض شد این روایات در باب عدم تحریف قرآن آورده و پاسخ داده شده است.

از طرفی شما ابن شنبوذ را که معروف به قرائات شاذ است سلطان القراء می خوانید!! پس توبه نامه ایشان را هم مطالعه کنید:

ابن شنبوذ به همه آن ها (که یکی از آن قرائت ها همین فامضوا به جای فاسعوا بود) اعتراف كرد بعد از او خواستند توبه كند و بخط خود اين توبه نامه را نوشت، محمّد بن ايّوب (ابن شنبوذ) گويد: من حرفى را مخالف عثمان كه همگى آن را پذيرفته‏ اند و اصحاب رسول خدا- صلّى اللّه عليه و آله- بر قرائتش اتفّاق داشته‏ اند خوانده ‏ام، بعد بر من آشكار شد كه اشتباه بوده و من از آن كار توبه مى‏ كنم و خود را از آن ها دور مى‏سازم و به درگاه خداوند جلّ اسمه خود را از زير بار آن بيرون آوردم زيرا مصحف عثمان حق است و مخالفت با آن روا نمى ‏باشد، و جز آن خوانده نمى‏ شود.(ابن ندیم، الفهرست، مقاله اول، فن سوم)

از طرفی انتظار دارید نقل متواتر قرآن را کنار گذاشته و به نقل عمر و امثال آن اعتماد کنیم!!



فتاواي ائمه اهل سنت مانند امام مالك بر قرائات مختلف بود

حال چطور شد كه ناگهان در قرون اخير حرام شد ؟؟؟!


ما نه در قبل از قرن چهارم و نه بعد از آن، مقلد علمای اهل سنت نیستیم.

نکته:
به موضوع تاپیک عنایت داشته باشید و لطف کنید در این خصوص مطلب ارسال فرمایید.

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۵/۰۱, ۱۲:۱۳
از طرفی شما ابن شنبوذ را که معروف به قرائات شاذ است سلطان القراء می خوانید!! پس توبه نامه ایشان را هم مطالعه کنید:

ابن شنبوذ به همه آن ها (که یکی از آن قرائت ها همین فامضوا به جای فاسعوا بود) اعتراف كرد بعد از او خواستند توبه كند و بخط خود اين توبه نامه را نوشت، محمّد بن ايّوب (ابن شنبوذ) گويد: من حرفى را مخالف عثمان كه همگى آن را پذيرفته‏ اند و اصحاب رسول خدا- صلّى اللّه عليه و آله- بر قرائتش اتفّاق داشته‏ اند خوانده ‏ام، بعد بر من آشكار شد كه اشتباه بوده و من از آن كار توبه مى‏ كنم و خود را از آن ها دور مى‏سازم و به درگاه خداوند جلّ اسمه خود را از زير بار آن بيرون آوردم زيرا مصحف عثمان حق است و مخالفت با آن روا نمى ‏باشد، و جز آن خوانده نمى‏ شود.(ابن ندیم، الفهرست، مقاله اول، فن سوم)

همه عقلاء توبه تحت شكنجه را باطل ميدانند ! اين بيچاره اگر توبه صوري نميكرد كه كشته ميشد ! قدرت خليفه عباسي الراضي بالله را نديديد ؟!

حتي شاگردان وي (شنبوذيان) به انحاء مختلف بقتل رسيدند چون در قرائتشان نام امام علي ع وآل محمد ص بود .

حتي مصاحف ابن مسعود را فورا ميسوختند چرا ؟




به موضوع تاپیک عنایت داشته باشید و لطف کنید در این خصوص مطلب ارسال فرمایید.

درست ميفرماييد اما الكلام يجر الكلام !


اگر ميشد براي هر يك تاپيكي مجزا بازكنيم خيلي خوب بود .


این مصحفی که در آن غلط وجود دارد چطور شده معیار وملا ک صحت قرائت ؟!





(اثم كبير) (بقره 2/219) حمزه و كسايى با ثاء مثلث خوانده اند، به اين صورت: (كثير) ولى بقيه قاريان با باء خوانده اند.


(وما كان استغفار ابراهيم لابيه الاّ عن موعدة وعدها ايّاه) با ياء است ولى حماد آن را (اباه) با باء خوانده است.

فتوبوا الى بارئكم فاقتلوا انفسكم) گفته شده كه آن را (فاقيلوا انفسكم) خوانده اند.

لتؤمنوا بالله و رسوله و تعزّ زوه و توقروه ..... ليكون لهم عدوا و حزناً یا حربا ؟

فاستغاثه یا فاستعانه ؟

چرا در اخبار ثواب خواندن قرآن از روی مصحف (نه حفظ) بیشر ذکر شده ؟!

میقات
۱۳۹۴/۰۵/۰۱, ۱۹:۳۷
همه عقلاء توبه تحت شكنجه را باطل ميدانند ! اين بيچاره اگر توبه صوري نميكرد كه كشته ميشد ! قدرت خليفه عباسي الراضي بالله را نديديد ؟!

حتي شاگردان وي (شنبوذيان) به انحاء مختلف بقتل رسيدند چون در قرائتشان نام امام علي ع وآل محمد ص بود .

حتي مصاحف ابن مسعود را فورا ميسوختند چرا ؟


با سلام و درود

بنده در مقام اثبات یا رد ابن شنبوذ یا ... نیستم. این مطلب را فقط برای این ذکر کردم تا روشن شود اقوال مختلف و متعددی مطرح است لذا نمی توان ادعای تواتر نمود؛ همین.



این مصحفی که در آن غلط وجود دارد چطور شده معیار وملا ک صحت قرائت ؟!

(اثم كبير) (بقره 2/219) حمزه و كسايى با ثاء مثلث خوانده اند، به اين صورت: (كثير) ولى بقيه قاريان با باء خوانده اند.

(وما كان استغفار ابراهيم لابيه الاّ عن موعدة وعدها ايّاه) با ياء است ولى حماد آن را (اباه) با باء خوانده است.

فتوبوا الى بارئكم فاقتلوا انفسكم) گفته شده كه آن را (فاقيلوا انفسكم) خوانده اند.

لتؤمنوا بالله و رسوله و تعزّ زوه و توقروه ..... ليكون لهم عدوا و حزناً یا حربا ؟

فاستغاثه یا فاستعانه ؟


قبلا هم عرض کردم، خطای در کتابت، مانع خواندن بر طبق قرائت نازل شده نیست؛ لذا موضوع کتابت، موضوعی جدا از قرائت است و خطای در کتابت، ضرری به اصل قرآن وارد نمی کند.

لذا قرآن موجود، با وجود داشتن خطای کتابتی، ذره ای از ارزش و اعتبارش کاسته نمی شود.

مطلب دیگر؛ این مواردی که مثال زده اید، بیشتر اختلاف در قرائت هستند نه خطای در کتابت.

موضوع قرائات، موضوعی جدا از اصل قرآن است. لذا نمی توان اختلاف در قرائات را معیار قرار داد و قرآن کنونی را بر اساس آن ها مورد سنجش و بررسی قرار داد. قرائات موضوعی است که سالیان بعد از نزول قرآن مطرح و ایجاد شده است و ارتباطی با اصل قرآن ندارد.

بنابر این:
ما به دنبال اثبات اعتبار قرائات نیستیم و قرائات مختلف نیز ارتباطی با قرآن نازل شده ندارد. لذا نمی توان ملازمه ای بین این دو قائل شد و وجود خطای در کتابت و نیز اختلاف در قرائت را معیار ارزش و اعتبار قرآن دانست.

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۵/۰۱, ۲۱:۱۹
با سلام و درود

بنده در مقام اثبات یا رد ابن شنبوذ یا ... نیستم. این مطلب را فقط برای این ذکر کردم تا روشن شود اقوال مختلف و متعددی مطرح است لذا نمی توان ادعای تواتر نمود؛ همین.





قبلا هم عرض کردم، خطای در کتابت، مانع خواندن بر طبق قرائت نازل شده نیست؛ لذا موضوع کتابت، موضوعی جدا از قرائت است و خطای در کتابت، ضرری به اصل قرآن وارد نمی کند.

لذا قرآن موجود، با وجود داشتن خطای کتابتی، ذره ای از ارزش و اعتبارش کاسته نمی شود.

مطلب دیگر؛ این مواردی که مثال زده اید، بیشتر اختلاف در قرائت هستند نه خطای در کتابت.

موضوع قرائات، موضوعی جدا از اصل قرآن است. لذا نمی توان اختلاف در قرائات را معیار قرار داد و قرآن کنونی را بر اساس آن ها مورد سنجش و بررسی قرار داد. قرائات موضوعی است که سالیان بعد از نزول قرآن مطرح و ایجاد شده است و ارتباطی با اصل قرآن ندارد.

بنابر این:
ما به دنبال اثبات اعتبار قرائات نیستیم و قرائات مختلف نیز ارتباطی با قرآن نازل شده ندارد. لذا نمی توان ملازمه ای بین این دو قائل شد و وجود خطای در کتابت و نیز اختلاف در قرائت را معیار ارزش و اعتبار قرآن دانست.


با سلام ودرود

اصل و محور بحث ما بر دو چیز است یکی اثبات اصالت قران یا مصحف ودیگری قرائات وروایات ، اگر گفته شود که ملاک ما همین مصحف وقرائات نزدیک و موافق با آن است اشکال کنیم و گوییم که قران چیست ؟ این قران یا مصحف وقرائات نزدیک به ان ، زائیده و نتیجه سرکوب وسیاست خلفای اموی و عباسی است که از زمان خلفاء شروع شد وتوسط عثمان به اجرا درآمد وتوسط قدرت و زور حجاج یوسف لعین به انجام رسید . بزبان دیگر هم از بعد مکتوب ومصاحف و هم از بعد قرائات و محفوظات ؛ قدرت و سلطه باعث تجرید وتحدید قران و مصاحف وقرائات گردید ونصوص جلی ودلایل و شواهد صحیح تاریخی موید ما هستند . ونتیجه این سرکوب وبرخورد با قرائات ومصاحف مخالف عثمان همین اختلاف قرائات واختلاف بین مسلمین در قرون بعدی گردید و ناگهان قرائاتی شاذ ودیگری متواتر شد بدون هیچ معیار وملاکی فقط سلیقه وقدرت عمر وعثمان وحجاج ومروان و ابوبکر مجاهد با حمایت و قدرت خلیفه عباسی الراضی بالله .

کلمات قرائات شاذ ومتواتر از چه قرنی ناگهان اختراع شدند ؟!

میقات
۱۳۹۴/۰۵/۰۲, ۱۸:۵۷
با سلام ودرود

اصل و محور بحث ما بر دو چیز است یکی اثبات اصالت قران یا مصحف ودیگری قرائات وروایات ، اگر گفته شود که ملاک ما همین مصحف وقرائات نزدیک و موافق با آن است اشکال کنیم و گوییم که قران چیست ؟ این قران یا مصحف وقرائات نزدیک به ان ، زائیده و نتیجه سرکوب وسیاست خلفای اموی و عباسی است که از زمان خلفاء شروع شد وتوسط عثمان به اجرا درآمد وتوسط قدرت و زور حجاج یوسف لعین به انجام رسید . بزبان دیگر هم از بعد مکتوب ومصاحف و هم از بعد قرائات و محفوظات ؛ قدرت و سلطه باعث تجرید وتحدید قران و مصاحف وقرائات گردید ونصوص جلی ودلایل و شواهد صحیح تاریخی موید ما هستند . ونتیجه این سرکوب وبرخورد با قرائات ومصاحف مخالف عثمان همین اختلاف قرائات واختلاف بین مسلمین در قرون بعدی گردید و ناگهان قرائاتی شاذ ودیگری متواتر شد بدون هیچ معیار وملاکی فقط سلیقه وقدرت عمر وعثمان وحجاج ومروان و ابوبکر مجاهد با حمایت و قدرت خلیفه عباسی الراضی بالله .

کلمات قرائات شاذ ومتواتر از چه قرنی ناگهان اختراع شدند ؟!




با سلام و درود

این قرآن به تواتر به ما رسیده است و مواردی که شما مطرح می فرمایید، به فرض صحت خبر، خبر واحد هستند و اصلا نمی توانند در مقابل تواتر بایستند.

از طرفی، قرائات، شاذ یا ...، پس از زمان پیامبر و بعد از جمع و کتابت قرآن در زمان حضرت، به وجود آمده اند؛ لذا ارتباطی با قرآن ندارد. البته فرقی نمی کند در چه زمانی اختراع شده اند بلکه همین که موضوعی جدا از قرآن است کفایت می کند.

همان طور که عرض کردم برخی علاوه بر تواتر قرآن، تواتر در قرائت را هم لازمه آن دانسته و بدان معتقدند؛ ولی برخی دیگر فقط تواتر خود قرآن را قبول دارند، نه تواتر در قرائت را.

البته بنابر این قول دوم نیز، در همان زمان قرائتی مشهور و رائج بوده است ولی این که آن کدام یک از قرائات است، معلوم نیست. اما با توجه به تطابق بیشتر قرائت حفص از عاصم، می توان نتیجه گرفته که همان قرائت باشد.

بنابر این:
بحث قرائات، موضوعی خارج از قرآن است و نمی تواند به قرآنِ موجود که به تواتر به ما رسیده است، ضرری وارد کند. مهم هم نیست که این اختلاف قرائات، چه زمانی به وجود آمده اند؛ مهم این است که با اصل قرآن ارتباطی ندارند.

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۵/۰۳, ۰۸:۴۷
این قرآن به تواتر به ما رسیده است و مواردی که شما مطرح می فرمایید، به فرض صحت خبر، خبر واحد هستند و اصلا نمی توانند در مقابل تواتر بایستند.

با سلام ودرود

من آخرش متوجه نشدم مقصود شما از اين قران اين مصحفي است كه ما در خانه ها و مساجد داريم و از رويش قرائت ميكنيم يا قرائاتيكه ارتباط چنداني به اين مصحف ندارند وبه موازات جمع كتابتي مصاحف از همان روز اول سينه به سينه منقل شده اند ؟

میقات
۱۳۹۴/۰۵/۰۴, ۱۷:۳۲
با سلام ودرود

من آخرش متوجه نشدم مقصود شما از اين قران اين مصحفي است كه ما در خانه ها و مساجد داريم و از رويش قرائت ميكنيم يا قرائاتيكه ارتباط چنداني به اين مصحف ندارند وبه موازات جمع كتابتي مصاحف از همان روز اول سينه به سينه منقل شده اند ؟




با سلام و درود

بله، همین قرآن موجود منظور است. این همان قرآنی است که به دستور پیامبر صلی الله علیه وآله کتابت و ثبت و ضبط شد.

کاری به قرائات مختلف نداریم زیرا اعتباری ندارند و ارتباطی هم با اصل قرآن ندارند، چرا که سالیان پس از قرآن ایجاد شده اند.

آن قرائتی که از ابتدای نزول رواج داشته و همراه قرآن، نسل به نسل منتقل شده و به ما رسیده است، اعتبار لازم را دارد. اکنون می بینیم قرائت حفص از عاصم از عبدالرحمن از امام علی علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله، نسبت به سایر قرائت ها تطابق بیشتری با قرآن دارد؛ لذا می توان گفت همین قرائت در زمان صدر اسلام نیز رواج بیشتری داشته است.

نکته:
«عاصم» که این قرائت قرآن کنونی از طریق «حفص» از او نقل شده است، از اصحاب امام صادق علیه السلام بوده (رجال الطوسی، طوسی، تحقیق: قیومی، چاپ اول، 1415 ق، نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، ص 150 و 189)؛ و امام صادق علیه السلام این قرآن مکتوب را تأیید فرموده اند: "اقْرَأْ كَمَا يَقْرَأُ النَّاس‏"؛ قرآن را آن گونه که مردم قرائت می کنند قرائت کن.(کافی، ج ‏2، ص 633، ح 23)

لذا سایر نقل ها و قرائت ها هر چه باشند، باز هم قدر متیقن آن قرائت ها، قرائت قرآن کنونی است و این قرائت از اعتبار لازم برخوردار است، زیرا امام معصوم این قرآن مکتوب را تایید کرده است.

بنابر این:
اگر بخواهیم به موضوع تاپیک برگردیم باید گفت از نظر عالمان شیعی، رسم المصحف یا رسم الخط عثمانی، توقیفی (از طرف خدا و پیامبر) نیست لذا اصلاح خطاهای کتابتی جایز است و منع شرعی ندارد ولی باید مراقب بود تا منجر به دستبرد در قرآن نشده و زمینه تحریف فراهم نشود. لذا گر هم در این زمینه اقدامی نمی شود برای جلوگیری از تحریف و به جهت حفظ جایگاه قرآن است.

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۵/۰۴, ۲۱:۰۳
سلام


«عاصم» که این قرائت قرآن کنونی از طریق «حفص» از او نقل شده است، از اصحاب امام صادق علیه السلام بوده (رجال الطوسی، طوسی، تحقیق: قیومی، چاپ اول، 1415 ق، نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، ص 150 و 189)؛ و امام صادق علیه السلام این قرآن مکتوب را تأیید فرموده اند: "اقْرَأْ كَمَا يَقْرَأُ النَّاس‏"؛ قرآن را آن گونه که مردم قرائت می کنند قرائت کن.(کافی، ج ‏2، ص 633، ح 23)

كامل حدیث چنین است :

3 2 محمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين، عن عبدالرحمن بن أبي هاشم، عن سالم بن سلمة قال: قرأ رجل على أبي عبدالله عليه السلام وأنا أستمع حروفا من القرآن ليس على ما يقرؤها الناس، فقال أبوعبدالله عليه السلام: كف عن هذه القراء ة اقرأ كما يقرأ الناس حتى يقوم القائم فإذا قام القائم عليه السلام قرأ كتاب الله عزو جل على حده وأخرج المصحف الذي كتبه علي عليه السلام وقال: أخرجه علي عليه السلام إلى الناس حين فرغ منه وكتبه فقال لهم: هذا كتاب الله عزوجل كما أنزله [الله] على محمد صلى الله عليه وآله وقد جمعته من اللوحين فقالوا: هو ذا عندنا مصحف جامع فيه القرآن لا حاجة لنا فيه (به قرآن تو نیازی نداریم )، فقال أما والله ما ترونه بعد يومكم هذا أبدا، إنما كان علي أن اخبركم حين جمعته لتقرؤوه. صحیح کافی

سالم بن سلمة گويد: مردى براى حضرت صادق عليه السّلام قرآن ميخواند (و آن حضرت گوش ميداد) و من شنيدم كه حروفى از آن كه ميخواند آن طور كه مردم ميخوانند نبود (و از نظر حروف و قرائت تفاوت‏ داشت با آنچه مردم ميخوانند) حضرت صادق عليه السّلام فرمود: از اين قرائت خوددارى كن (و اين گونه نخوان بلكه) همانسان كه مردم قرائت ميكنند (و ميخوانند) تو نيز بخوان تا آنگاه كه حضرت قائم عليه السّلام بيايد و چون حضرت قائم عليه السّلام آيد كتاب خداى عز و جل را بر حد خودش خواهد خواند و آن مصحفى كه على عليه السلام نوشته است بيرون آورد، و فرمود: كه على عليه السلام پس از فراغت از آن براى مردم آورد و بآنها فرمود: اين است كتاب خدا آنچنان كه خدا بر محمد ص ]نازل كرده است و من از دو لوح آن را فراهم كرده‏ ام، مردم گفتند: نزد ما مصحفى است كه قرآن در آن گرد آمده و ما باين (قرآن تو) نيازى نداريم، على عليه السلام فرمود: هان بخدا سوگند كه هرگز پس از امروز آن را نخواهيد ديد، و فقط بر من (لازم) بود كه پس از فراهم كردن و جمع كردنش شما را بدان آگاه كنم تا آن را بخوانيد

همچنین :

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السِّمْطِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ تَنْزِيلِ الْقُرْآنِ قَالَ اقْرَءُوا كَمَا عُلِّمْتُمْ .متن صحيح

هرچند كه سند بدرجه صحيح نميرسد اما خودمتن صحیح است و شواهدي از سنیان هم دارد مثل آيه 49 سوره عنكبوت :

بل هو ايات بينات في صدور الذين اوتوا العلم وما يجحد باياتنا الا الظالمون


واز اهل سنت هم :

من حديث بن مسعود أقرأني رسول الله صلى الله عليه و سلم سورة من آل حم فرحت إلى المسجد فقلت لرجل أقرأها فإذا هو يقرأ حروفا ما أقرؤها فقال أقرانيها رسول الله صلى الله عليه و سلم فانطلقنا إلى رسول الله صلى الله عليه و سلم فأخبرناه فتغير وجهه وقال إنما أهلك من كان قبلكم الاختلاف ثم أسر إلى على شيئا فقال على أن رسول الله صلى الله عليه و سلم يأمركم أن يقرأ كل رجل منكم كما علم قال فانطلقنا وكل رجل منا يقرأ حروفا لا يقرؤها صاحبه

این حدیث که با اسناد صحیح روایت شده گویای واقعیتی تلخ از آغاز اختلاف در قرآن در حضور نبی مکرم ص است مخصوصا گستاخی اصحاب که بعد از امر امام علی ع بدستور پیامبر ص]هم اعتنایی نکردند وگفتند : فانطلقنا وكل رجل منا يقرأ حروفا لا يقرؤها صاحبه : ! یعنی هر کدام از ما اصحاب حروفی از قران را میخواند که دیگری نمیخواند !!!! واین شامل هم قرائت وهم معنی وتفسیر میشده است یعنی همان حروف هفتگانه .

میقات
۱۳۹۴/۰۵/۰۵, ۲۱:۲۱
كامل حدیث چنین است :


با سلام و درود

اگر مطلب خاصی مد نطرتان بفرمایید. در حدمتم.



واز اهل سنت هم :

من حديث بن مسعود أقرأني رسول الله صلى الله عليه و سلم سورة من آل حم فرحت إلى المسجد فقلت لرجل أقرأها فإذا هو يقرأ حروفا ما أقرؤها فقال أقرانيها رسول الله صلى الله عليه و سلم فانطلقنا إلى رسول الله صلى الله عليه و سلم فأخبرناه فتغير وجهه وقال إنما أهلك من كان قبلكم الاختلاف ثم أسر إلى على شيئا فقال على أن رسول الله صلى الله عليه و سلم يأمركم أن يقرأ كل رجل منكم كما علم قال فانطلقنا وكل رجل منا يقرأ حروفا لا يقرؤها صاحبه

این حدیث که با اسناد صحیح روایت شده گویای واقعیتی تلخ از آغاز اختلاف در قرآن در حضور نبی مکرم ص است مخصوصا گستاخی اصحاب که بعد از امر امام علی ع بدستور پیامبر ص]هم اعتنایی نکردند وگفتند : فانطلقنا وكل رجل منا يقرأ حروفا لا يقرؤها صاحبه : ! یعنی هر کدام از ما اصحاب حروفی از قران را میخواند که دیگری نمیخواند !!!! واین شامل هم قرائت وهم معنی وتفسیر میشده است یعنی همان حروف هفتگانه .


روایات احرف سبعه، از نظر سند و نیز مدلول، مخدوش و نامعتبر هستند.

خصوصا این که با روایات صحیحه صادر شده از معصوم، مخالفند، مانند روایت صحیحه زراره از امام باقر علیه السلام:

«إِنَّ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَكِنَّ الِاخْتِلَافَ يَجِي‏ءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاة»؛ قرآن واحد است و از پيش‏گاه خداى يگانه و واحد فرود آمده است؛ و اختلاف [در قرائت] از ناحیه روایان (قاریان) است.(الكافي، ج ‏2، ص 630، ح 12)

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۵/۰۶, ۰۹:۲۸
با سلام و درود

اگر مطلب خاصی مد نطرتان بفرمایید. در حدمتم.

با سلام وادب

سخن امام ع كاملا روشن است ديگر من چه بگويم ؟!






روایات احرف سبعه، از نظر سند و نیز مدلول، مخدوش و نامعتبر هستند.

خصوصا این که با روایات صحیحه صادر شده از معصوم، مخالفند، مانند روایت صحیحه زراره از امام باقر علیه السلام:

«إِنَّ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَكِنَّ الِاخْتِلَافَ يَجِي‏ءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاة»؛ قرآن واحد است و از پيش‏گاه خداى يگانه و واحد فرود آمده است؛ و اختلاف [در قرائت] از ناحیه روایان (قاریان) است.(الكافي، ج ‏2، ص 630، ح 12)



درست دقيق شويد : امام ع قران را واحد از نزد واحد ميداند نه مصحف عثمان را كه براساس حروف سبعه جمع و منتشر وبه امصار فرستاده شد و درزمان امام ع بقرائات مختلفي ميخواندند كه امام در ردشان چنين سخني فرمود .

وبا دقت در همين مصحف واحاديث متفق بين الفريقين به همان مقصود ما ميرسيد كه غلط وتحريف در مصحف وجود دارد كه ناسخ ومنسوخش مخلوط شده ، نه در قران مجيد كه در كتاب مكنون ودر لوح محفوظ و في صدور الذين اوتوا العلم محفوظ است !

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۵/۰۶, ۱۰:۱۴
سلام

ذكر يك نكته ضروريست كه اخيرا آيت الله مكارم شيرازي نسبت به ادعاهاي اسلام ستيزان در مورد اغلاط واشتباهات قرآن واكنش نشان داده اند در حاليكه ما قبلا اين خطر را گوشزد نموده بوديم !

اما بايد بررسي كرد وديد كه اساس مشكل كجاست ؟ ملحدين با ديدن اين مصحف و وجود اغلاط آن ، كل اسلام وقرآن را زير سوال ميبرند درحاليكه بايد اين موضوع روشن شود كه قرآن مصطلح و قرائات غير از مصحف هستند .

اما چرا مسلمين اين اشتباهات مصحف را اصلاح نميكنند ؟!

از شدت تعصب وخشونتي كه از روز شهادت رسول خدا ص شروع شد وبا شمشير و قدرت قصد اعمال اهداف خلفا را كرد و قراني براي خودشان جمع نمودند و با سركوب قرائات مخالف باعث اين اختلافات وبدبختي بشريت شدند حتي عثمان وعائشه بوجود خطا در مصحف معتقد بودند !

همانطور كه كارشناس محترم هم گفتند قرائات ملاك بوده نه مكتوب مصاحف ... واين امر يعني رواج وانتشار قرائات مختلف خارج مصحف تا قرون 8 هجري هم ادامه داشته اما همواره با قدرت وزور خلفاي مختلف سركوب گرديده اند .

وعامه هم از امام علي ع هم نقل كرده اند كه اين قران ديگر دست نبايد بخورد ؟!

مورد اصلاح کلمه طلع و طلح خود حضرت فرمود :

وأخرج ابن الأنباري في المصاحف وابن جرير عن قيس بن عباد قال: قرأت على علي كرم الله تعالى وجهه وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ فقال: ما بال الطلح؟ أما تقرأ وطلع، ثم قرأ قوله تعالى: لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ [ق: 10] فقيل له: يا أمير المؤمنين أنحكها من المصحف؟ فقال: لا يهاج القرآن اليوم ؟!

اما جالبست خود امام ع وفرزندان معصومشان بخلاف مصحف ميخواندند وقرائت ميكردند ؟! اما آنرا اصلاح نميتوانستند بكنند ؟؟!؟!!



وَقَوْلُهُ : {وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ} أَمَّا الْقَرَأة فَعَلَى قِرَاءَةِ ذَلِكَ بِالْحَاءِ {وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ}. وَكَذَا هُوَ فِي مَصَاحِفِ أَهْلِ الأَمْصَارِ ، وَرُوِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّهُ كَانَ يَقْرَأُ وَطَلْعٍ مَنْضُودٍ بِالْعَيْنِ.

33658- حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الزُّهْرِيُّ قَالَ : حَدَّثَنَا سُفْيَانُ قَالَ : حَدَّثَنَا زَكَرِيَّا ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعْدٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ عَلِيٍّ ، قَرَأَهَا : وَطَلْعٍ مَنْضُودٍ.طبري(224 - 310)



... قرأ رجل عليه أي الصادق (ع) وطلح منضود فقال لا وطلع منضود.فصل الخطاب

میقات
۱۳۹۴/۰۵/۰۶, ۱۱:۲۰
با سلام وادب

سخن امام ع كاملا روشن است ديگر من چه بگويم ؟!


با سلام و درود

بنده روایت را آورده بودم دیگر نیازی به ذکر مجدد آن نبود. به همین خاطر پرسیدم نظر حضرتعالی چیست؛ زیرا تصور کردم منظوری دیگری مد نظرتان بوده است.



درست دقيق شويد : امام ع قران را واحد از نزد واحد ميداند نه مصحف عثمان را كه براساس حروف سبعه جمع و منتشر وبه امصار فرستاده شد و درزمان امام ع بقرائات مختلفي ميخواندند كه امام در ردشان چنين سخني فرمود .

خیر، چنین نیست. اتفاقا امام معصوم به همین قرآن موجود نظر دارند، زیرا سؤال راوی نیز از همین قرآن است. نمی توان قرائن موجود در روایت را نادیده گرفت و چیزی خلاف آن برداشت نمود.

افزون بر این که قرآن موجود، غیر از قرائت های هفتگانه و ... است، زیرا در زمان پیامبر و با نظارت آن حضرت، کتابت و ثبت و ضبط شده است.

به کتب علوم قرآنی مراجعه فرمایید. به زمان عثمان، جمع قرآن گفته نمی شود بلکه یکسان سازی مصحف ها است.

نکته:
نمی توان روایات صحیحه معصومین علیهم السلام را نادیده گرفت و چشم بست و بر خلاف آنان موضع گرفت. روایات معصومین، همین قرآن موجود را تایید کرده و همگان را به همین قرآن ارجاع داده اند.



وبا دقت در همين مصحف واحاديث متفق بين الفريقين به همان مقصود ما ميرسيد كه غلط وتحريف در مصحف وجود دارد كه ناسخ ومنسوخش مخلوط شده ، نه در قران مجيد كه در كتاب مكنون ودر لوح محفوظ و في صدور الذين اوتوا العلم محفوظ است !


این ادعاها نسبت به قرآن موجود، ادعایی بدون پشتوانه علمی و چشم بستن بر حقیقت است. معقول و منطقی نیست که خداوند دینی به عنوان کاملترین و آخرین ادیان بیاورد و ارسال رسل و انزال کتاب داشته باشد ولی پیامبرش هیچ اقدامی برای ثبت و ضبط کتاب آسمانی نکند و پس از آن نیز حفظ نشود و به تحریف و ... مبتلا بشود.

دیگر چه معیاری برای انسان باقی می ماند تا بواسطه آن هدایت شود؟! آیا این ارسال رسل و انزال کتاب آسمانی و ... بیهوده نیست و نقض غرض الهی محسوب نمی شود؟!! اگر این دین قرار است تا قیامت باشد، آیا همان 23 سال نبوت و نزول قرآن، کافی است و دیگر نیازی به حفظ کتاب آسمانی و ... نیست؟!!

توجه نداشتن به ادله و شواهد عقلی، تاریخی و روایی و ... این می شود که بدون دلیل، جمع قرآن توسط پیامبر را نادیده بگیریم و به نقل اخبار آحاد و غیر معتبر اکتفا نموده و برخلاف نظر معصومین علیهم السلام، نظری دیگر انتخاب کنیم.

میقات
۱۳۹۴/۰۵/۰۶, ۱۱:۳۵
سلام

ذكر يك نكته ضروريست كه اخيرا آيت الله مكارم شيرازي نسبت به ادعاهاي اسلام ستيزان در مورد اغلاط واشتباهات قرآن واكنش نشان داده اند در حاليكه ما قبلا اين خطر را گوشزد نموده بوديم !

اما بايد بررسي كرد وديد كه اساس مشكل كجاست ؟ ملحدين با ديدن اين مصحف و وجود اغلاط آن ، كل اسلام وقرآن را زير سوال ميبرند درحاليكه بايد اين موضوع روشن شود كه قرآن مصطلح و قرائات غير از مصحف هستند .

اما چرا مسلمين اين اشتباهات مصحف را اصلاح نميكنند ؟!

از شدت تعصب وخشونتي كه از روز شهادت رسول خدا ص شروع شد وبا شمشير و قدرت قصد اعمال اهداف خلفا را كرد و قراني براي خودشان جمع نمودند و با سركوب قرائات مخالف باعث اين اختلافات وبدبختي بشريت شدند حتي عثمان وعائشه بوجود خطا در مصحف معتقد بودند !

همانطور كه كارشناس محترم هم گفتند قرائات ملاك بوده نه مكتوب مصاحف ... واين امر يعني رواج وانتشار قرائات مختلف خارج مصحف تا قرون 8 هجري هم ادامه داشته اما همواره با قدرت وزور خلفاي مختلف سركوب گرديده اند .

وعامه هم از امام علي ع هم نقل كرده اند كه اين قران ديگر دست نبايد بخورد ؟!

مورد اصلاح کلمه طلع و طلح خود حضرت فرمود :

وأخرج ابن الأنباري في المصاحف وابن جرير عن قيس بن عباد قال: قرأت على علي كرم الله تعالى وجهه وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ فقال: ما بال الطلح؟ أما تقرأ وطلع، ثم قرأ قوله تعالى: لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ [ق: 10] فقيل له: يا أمير المؤمنين أنحكها من المصحف؟ فقال: لا يهاج القرآن اليوم ؟!

اما جالبست خود امام ع وفرزندان معصومشان بخلاف مصحف ميخواندند وقرائت ميكردند ؟! اما آنرا اصلاح نميتوانستند بكنند ؟؟!؟!!



وَقَوْلُهُ : {وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ} أَمَّا الْقَرَأة فَعَلَى قِرَاءَةِ ذَلِكَ بِالْحَاءِ {وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ}. وَكَذَا هُوَ فِي مَصَاحِفِ أَهْلِ الأَمْصَارِ ، وَرُوِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّهُ كَانَ يَقْرَأُ وَطَلْعٍ مَنْضُودٍ بِالْعَيْنِ.

33658- حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الزُّهْرِيُّ قَالَ : حَدَّثَنَا سُفْيَانُ قَالَ : حَدَّثَنَا زَكَرِيَّا ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعْدٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ عَلِيٍّ ، قَرَأَهَا : وَطَلْعٍ مَنْضُودٍ.طبري(224 - 310)

... قرأ رجل عليه أي الصادق (ع) وطلح منضود فقال لا وطلع منضود.فصل الخطاب




با سلام و درود

موضع اسلام ستیزان، دلیل بر حقانیت آنان و بی اعتباری قرآن نیست. باید به شبهات آنان پاسخ صحیح داد.

موضع آیت الله مکارم نیز هیچگاه به معنای بی اعتباری قرآن نیست بلکه ایشان این قرآن موجود را همان قرآن نازل شده بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می دانند.

لذا وجود خطای کتابتی دلیل نمی شود تا قرآن و کتاب الهی را زیر سؤال ببریم؛ زیرا قرآن همان طور که قرائت می شده کتابت شده است لذا کتابت موجود مطابق با قرائت زمان نزول است و خطای کتابتی، موجب تغییر قرائت نازل شده نیست.

در باره قرائت های مختلف و نسبت دادن آن ها به معصومین، به دفعات پاسخ داده شده است و به تکرار نیاز نیست.

روایات معصومین علیهم السلام نیز همین قرآن موجود را تایید نموده و همگان را به همین قرآن ارجاع داده اند.

حاشا و کلّا که معصومین علیهم السلام که جانشین پیامبر و منصوب برای هدایت و رهبری انسان ها هستند، مردم را به کتابی ارجاع دهند که کلام خدا نباشد، و ادعا کنند که این کلام الهی است.

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۵/۰۶, ۲۰:۲۱
نمی توان روایات صحیحه معصومین علیهم السلام را نادیده گرفت و چشم بست و بر خلاف آنان موضع گرفت. روایات معصومین، همین قرآن موجود را تایید کرده و همگان را به همین قرآن ارجاع داده اند.

با سلام وتشکر

چند روایت در این زمینه می آوردید .




توجه نداشتن به ادله و شواهد عقلی، تاریخی و روایی و ... این می شود که بدون دلیل، جمع قرآن توسط پیامبر را نادیده بگیریم و به نقل اخبار آحاد و غیر معتبر اکتفا نموده و برخلاف نظر معصومین علیهم السلام، نظری دیگر انتخاب کنیم.

اتفاقا اساس استدلالات ما همین است که رسول الله ص قرانی کامل جمع نمودند اما چرا ابوبکر و عمر دوباره برای خودشات قرانی جمع وتجرید نمودند ؟

مگر قران رسول الله ص کامل نبود ؟

میقات
۱۳۹۴/۰۵/۰۸, ۰۹:۳۲
با سلام وتشکر

چند روایت در این زمینه می آوردید .


با سلام و درود

«إِنَّ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ»؛ قرآن واحد است و از پيش‏گاه خداى يگانه و واحد فرود آمده است.(الكافي، ج ‏2، ص 630، ح 12)

«وَ لَكِنَّهُ نَزَلَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ مِنْ عِنْدِ الْوَاحِد»؛ قرآن واحد است و از پيش‏گاه خداى يگانه و واحد فرود آمده است.(همان، ح 13)

امام صادق علیه السلام این قرآن مکتوب را تایید کرده اند: «اقْرَأْ كَمَا يَقْرَأُ النَّاس‏»؛ قرآن را آن گونه که مردم قرائت می کنند قرائت کن.(کافی، ج ‏2، ص 633، ح 23)

و ........

نکته: این روایات با توجه به سؤال راوی از همین قرآن، ناظر به همین قرآن مکتوب بین دو جلد است؛ نه لوح محفوظ و ... .




اتفاقا اساس استدلالات ما همین است که رسول الله ص قرانی کامل جمع نمودند اما چرا ابوبکر و عمر دوباره برای خودشات قرانی جمع وتجرید نمودند ؟

مگر قران رسول الله ص کامل نبود ؟


کسانی که معتقدند جمع قرآن توسط پیامبر صلی الله علیه و آله انجام شده است، می گویند دیگر جمعی توسط دیگران انجام نشده و این نقل ها اعتبار ندارد و با هم در تضاد است، لذا ارزش و اعتباری ندارند.

یا این که قرآن توسط پیامبر مکتوب و ثبت و ضبط شده است ولی پس از ایشان و با اطمینان از پایان یافتن نزول وحی، قرآن های مکتوب و مجموعه سوره ها، بین دو جلد قرار گرفته اند. لذا اصل کتابت قرآن و جمع آیات در سوره ها، در زمان خود پیامبر بوده است.

لذا تعبیر از جمع قرآن توسط ابوبکر و ...، در واقع جمع قرآن (جمع آیات و سوره ها) نبوده بلکه قرار دادن در یک مجموعه و بین دو جلد بوده است.

خیرالبریه
۱۳۹۴/۰۵/۰۹, ۱۹:۰۲
امام صادق علیه السلام این قرآن مکتوب را تایید کرده اند: «اقْرَأْ كَمَا يَقْرَأُ النَّاس‏»؛ قرآن را آن گونه که مردم قرائت می کنند قرائت کن.(کافی، ج ‏2، ص 633، ح 23)

با سلام

اين قيبل اخبار ناظر بهمان تقیه است چرا که خطر کشته شدن شیعیان بود وگرنه چرا امام به ابوبصیر میفرمایند چنین مخوان :

الكليني عن محمد بن يحيى عن أحمد بن محد عن علي بن الحكم عن علي بن أبي حمزة عن أبي بصير عن أبي جعفر عليه السلام قال تلوت التائبون العابدون فقال لا أقرأ التائبين العابدين إلى آخرها فسأل عن العلة في ذلك فقال (ع) اشترى من المؤمنين التائبين العابدين




یا این که قرآن توسط پیامبر مکتوب و ثبت و ضبط شده است ولی پس از ایشان و با اطمینان از پایان یافتن نزول وحی، قرآن های مکتوب و مجموعه سوره ها، بین دو جلد قرار گرفته اند. لذا اصل کتابت قرآن و جمع آیات در سوره ها، در زمان خود پیامبر بوده است.

لذا تعبیر از جمع قرآن توسط ابوبکر و ...، در واقع جمع قرآن (جمع آیات و سوره ها) نبوده بلکه قرار دادن در یک مجموعه و بین دو جلد بوده است.

اما مستندات صحاح سنت غیر از این را میگویند :

وَأَخْبَرَنِي ابْنُ أَبِي الزِّنَادِ ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ ، عَنْ أَبِيهِ ، قَالَ : قَالَ : وَأَخْبَرَنِي ابْنُ أَبِي الزِّنَادِ ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ ، عَنْ أَبِيهِ ، قَالَ : لَمَّا اسْتَحَرَّ الْقَتْلُ بِالْقُرَّاءِ يَوْمَئِذٍ فَرِقَ أَبُو بَكْرٍ (http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=4945)عَلَى الْقُرْآنِ أَنْ يَضِيعَ ، فَقَالَ لِعُمَرَ بْنِ الْخَطَّاب وَلِزَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ : اقْعُدُوا عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ فَمَنْ جَاءَكُمَا بِشَاهِدَيْنِ عَلَى شَيْءٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ فَاكْتُبَاهُ المصاحف.

ابوبکر بعمر وزید گفت : درب مسجد بنشینید و قران بنویسید وجمع کنید ای عمر وای زید !!!!!


یعنی قرآني كه عمر وزيد وعثمان از كوچه وبازار ودرب مسجد التماس و جمع كردند داراي اختلافاتي شد كه خود ائمه نحو زبان عربي بدان تصريح كرده اند كه اشعار جاهلي چنين نبود .

مثلا : در آیه :

مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ {فاطر/2}

طبق نحو عرب باید له مثل لها باشد چرا که رحمة مونث است اما چر ا این غلط نوشته شده ؟!

ویا در آیه :

وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ {النحل/58} يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ {النحل/59}

چرا ایمسکها و یدسها ننوشته اند بعلت تانیث مثل قرائت :وَقَرَأَ عِيسَى بن عمرالعَلاَّمَةُ، إِمَامُ النَّحْوِ، أَبُو عُمَرَ الثَّقَفِيُّ، البَصْرِيُّ.: " أم يدسها فِي التُّرَاب "


وَقَرَأَ الْجَحْدَرِيُّ: أَيُمْسِكُهَا عَلَى هَوَانٍ، أَمْ يَدُسُّهَا بِالتَّأْنِيثِ عَوْدًا عَلَى قَوْلِهِ: بِالْأُنْثَى، أَوْ عَلَى مَعْنَى مَا بُشِّرَ بِهِ، وَافَقَهُ عِيسَى عَلَى قِرَاءَةِ هَوَانٍ عَلَى وَزْنٍ فَعَالٍ. وَقَرَأَتْ فِرْقَةٌ: أَيُمْسِكُهُ بِضَمِيرِ التَّذْكِيرِ، أَمْ يَدُسُّهَا بِضَمِيرِ التَّأْنِيثِ. وَقَرَأَتْ فِرْقَةٌ: عَلَى هَوْنٍ بِفَتْحِ الْهَاءِ. وَقَرَأَ الْأَعْمَشُ: عَلَى سُوءٍ .

همه این شواهد نشانگر جمع عجولانه وناشیانه خلفا از مصاحف مختلف اصحاب است که چنین اشتباهاتی را در مصحف وارد ساختند چرا که هر یک از اصحاب بزبان قبیله ای و مادری خویش قران را در مصاحفشان مینوشتند یکی انعام را مذکر میدانست ومینوشت ومیخواند بطونه و قبیله دیگر آنرا مونث میدانست ومینوشت بطونها و....


وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ ...{النحل/66}
وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا...{المؤمنون/21}

میقات
۱۳۹۴/۰۵/۰۹, ۲۲:۲۰
با سلام

اين قيبل اخبار ناظر بهمان تقیه است چرا که خطر کشته شدن شیعیان بود وگرنه چرا امام به ابوبصیر میفرمایند چنین مخوان :

الكليني عن محمد بن يحيى عن أحمد بن محد عن علي بن الحكم عن علي بن أبي حمزة عن أبي بصير عن أبي جعفر عليه السلام قال تلوت التائبون العابدون فقال لا أقرأ التائبين العابدين إلى آخرها فسأل عن العلة في ذلك فقال (ع) اشترى من المؤمنين التائبين العابدين


با سلام و درود

اولا باید بررسی سندی شود.
ثانیا به فرض صحت سند، این روایات تفسیری است.
ثالثا این روایات، معارض هستند با روایات صحیحه ای که به قرائت بر اساس قرائت موجود، توصیه دارند.
رابعا این روایات خلاف قرائت قرآنی است که به تواتر به ما رسیده است.



اما مستندات صحاح سنت غیر از این را میگویند :

یعنی قرآني كه عمر وزيد وعثمان از كوچه وبازار ودرب مسجد التماس و جمع كردند


همان طور که به دفعات عرض شده این اقوال مخالف با قرآنی است که به تواتر به ما رسیده است، و خبر واحد نمی تواند در مقابل متواتر، ایستادگی کند.

این مطلب در کتب علوم قرآنی و در موضوع جمع قرآن، به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. آیت الله خویی از جمله کسانی هستند که روایات جمع قرآن بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله را به صورت دسته بندی مطرح نموده و همه را پاسخ داده و مردود دانسته اند. از طرفی با ادله متعدد، ثابت نموده اند که جمع قرآن توسط پیامبر صلی الله علیه وآله و در زمان حیات ایشان انجام شده است.

لذا قول به جمع قرآن در بعد از رحلت پیامبر، به نظر ایشان کذب، مردود و موهوم و خیالی است و با قرآن و سنت و عقل و اجماع مخالف است.

چون این جا مجال آن نیست، بهتر است به این آدرس مراجعه شود.(البیان فی تفسیر القرآن، خویی، ص 237 تا 258)

البته این کتاب ارزشمند به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.(بیان در علوم و مسائل قرآنی، ترجمه هاشم زاده هریسی، ص 300 تا 327)

میقات
۱۳۹۴/۰۵/۱۸, ۲۱:۴۷
پرسش:
چرا مسلمين اغلاط مصحف فعلی را اصلاح نمی كنند؟! در مصحف فعلی آياتی كه بصورت اشتباه كاتبان بوده اند وجود دارد، مانند «ينقصوكم» در آیه 4 سوره توبه كه در آيات سور ديگر بصورت «ينقضوكم» به معني نقض عهد است .و نیز «فاسعوا» در سوره جمعه به جای «فامضوا» کتابت شده و ...؛ و یا حتی در نقل های حدیث و تاریخی اهل سنت آمده که قرآن موجود، یک هفتم قرآن اصلی است.
این مصحفی که در آن غلط وجود دارد چطور معیار و ملا ک صحت قرائت شده است؟!

پاسخ:
«نقص» مفهومی وسیعتر از «نقض» دارد. نقص به معنای کم کردن و کم شدن است(1)، یعنی نقض پیمان که هیچ، حتی شرائط پیمان را هم نباید کم کنند، یعنی تغییر جزیی هم پذیرفته نیست. ولو در حد نقض نباشد.
در تفسیر اطیب البیان آمده: نقص به معناى كمى در شرائط معاهده است، يعنى هيچ گونه عملى ـ جزئى و كلى ـ بر خلاف معاهده از آن ها سر نزده باشد؛ و اين معنا اعم و انسب است یعنی حتی اگر قدمى بر خلاف معاهده بردارند از مورد آيه خارج می شوند. بخلاف نقض، كه ظاهر آن اين است كه به كلى معاهده را نقض كنند.(2)
بنابر این، خطایی رخ نداده و این ها به یک معنا نیستند و ادعای خطای در نگارش به علت مشابهت آیات با هم، ادعایی غیر علمی و نادرست است.
مطلبی دیگر؛ قبول داریم در قرآن خطای کتابت وجود دارد ولی خطای در کتابت، منجر به خطای در قرائت و یا برداشت ناصحیح معنا از آیات، نمی شود؛ زیرا قرآن آن گونه که قرائت می شده کتابت شده است.

از طرفی چون قوانین نگارش سالیان بعد از کتابت قرآن تدوین شده است، طبیعی است که در کتابت زمان نزول قرآن، خطایی در کتابت وجود داشته است؛ و نمی توان بر اساس قوانینی که سالیان بعد تدوین شده است، در باره سالیان قبل، قضاوت نمود.
اصلاح نکردن خطاهای کتابتی در قرآن نیز به جهت حفظ احترام قرآن و مصون ماندن از تحریف است. اگر قرار باشد هر از گاهی و با قوانین جدید نگارشی، هر کسی به اصلاح کتابت قرآن اقدام کند، موجب تحریف می شود.
نکته: یکی از ادله عدم تحریف قرآن نیز وجود همین خطاهای کتابتی است، زیرا وقتی حتی این خطاهای کتابتی از آن زمان تاکنون باقی مانده، دلیلی است بر این که کسی در قرآن دست نبرده است، ولو برای اصلاح خطای کتابتی.
بنابر این، در قرآن خطای کتابتی وجود دارد ولی ضرری به اصل قرآن وارد نمی کند زیرا کتابت بر اساس قرائت بوده است یعنی همان طور که قرائت می شده کتابت شده است؛ پس قرائت اصلی قرآن باقی و محفوظ است.

اما این ادعا که این قرآن موجود یک هفتم قرآن اصلی است، ادعایی واهی و بی اساس است. هیچ اندیشمندی چنین ادعایی ندارد. مگر این که تفسیرها و تاویل ها و شأن نزول ها و ... را هم جزو قرآن بدانید که این هم ادعایی نادرست است؛ زیرا سخن بر روی متن اصلی قرآن است.
مطلب مهم: واقع قرآن آن است كه خوانده می ‏شود، نه آن چه نوشته می ‏شود. كتابت ‏به‏ هر اسلوبی باشد، مادام كه قرائت صحيح و منطبق بر نحوه متداول در زمان ‏پيامبر و صحابه باشد، موجب هيچ ضرر و زيانی نخواهد شد؛ و ترديدی نيست كه مسلمانان از صدر اول تا امروز، نص قرآن را به گونه ‏صحيح، حفظ كرده ‏اند.
لازم به ذکر است آن قرائتی که از ابتدای نزول رواج داشته و همراه قرآن، نسل به نسل منتقل شده و به ما رسیده است، اعتبار لازم را دارد. اکنون می بینیم قرائت حفص از عاصم از عبدالرحمن از امام علی علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله، نسبت به سایر قرائت ها تطابق بیشتری با قرآن دارد؛ لذا می توان گفت همین قرائت در زمان صدر اسلام نیز رواج بیشتری داشته است. لذا سایر نقل ها و قرائت ها هر چه باشند، باز هم قدر متیقن آن قرائت ها، قرائت قرآن کنونی است و این قرائت از اعتبار لازم برخوردار است، زیرا امام معصوم این قرآن مکتوب را تایید کرده است.(3)
فراموش نشود خطای در کتابت، مانع خواندن بر طبق قرائت نازل شده نیست؛ و موضوع کتابت، موضوعی جدا از قرائت است و خطای در کتابت، ضرری به اصل قرآن وارد نمی کند. از اینرو قرآن موجود، با وجود داشتن خطای کتابتی، ذره ای از ارزش و اعتبارش کاسته نمی شود.

مطلب دیگر؛ غالب مواردی که در این زمینه مثال زده می شود، بیشتر اختلاف در قرائت هستند نه خطای در کتابت. موضوع قرائات، موضوعی جدا از اصل قرآن است. لذا نمی توان اختلاف در قرائات را معیار قرار داد و قرآن کنونی را بر اساس آن ها مورد سنجش و بررسی قرار داد. قرائات موضوعی است که سالیان بعد از نزول قرآن مطرح و ایجاد شده است و ارتباطی با اصل قرآن ندارد.
روایات معصومین علیهم السلام نیز اختلاف قرائات را مردود می داند: «إِنَّ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ»؛ قرآن واحد است و از پيش‏گاه خداى يگانه و واحد فرود آمده است(4)؛ روایتی دیگر: «وَ لَكِنَّهُ نَزَلَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ مِنْ عِنْدِ الْوَاحِد»؛ قرآن واحد است و از پيش‏گاه خداى يگانه و واحد فرود آمده است.(5)

نکته: از نظر عالمان شیعی، رسم المصحف یا رسم الخط عثمانی، توقیفی (از طرف خدا و پیامبر) نیست لذا اصلاح خطاهای کتابتی جایز است و منع شرعی ندارد ولی باید مراقب بود تا منجر به دستبرد در قرآن نشده و زمینه تحریف فراهم نشود. لذا گر هم در این زمینه اقدامی نمی شود برای جلوگیری از تحریف و به جهت حفظ جایگاه قرآن است.

___________
(1) قاموس قرآن، قرشی، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏7، ص 104.
(2) ر.ک: أطيب البيان في تفسير القرآن، طیب، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏6، ص 176.
(3) کافی، کلینی، نرم افزار جامع الاحادیث نور، ج ‏2، ص 633، ح 23.
(4) الكافي، ج ‏2، ص 630، ح 12.
(5) همان، ح 13.