PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده سوال : ایمان به کتابهای پیشین در آیه 4 سوره بقره



sir6
۱۳۹۵/۰۲/۲۳, ۰۹:۵۳
با سلام

خداوند در آیه 4 سوره ی بقره می فرماید :

وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَ‌ةِ هُمْ يُوقِنُونَ

یعنی :

و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پيش از تو نازل شده است ايمان مى آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند

ایمان آوردن به یک کتاب مستلزم خواندن آن کتاب است ولی طبق اعتقاد ما مسلمانان کتب آسمانی پیشین به همان شکل به دست ما نرسیده اند و تحریف شده اند , پس چگونه ما باید به کتابی که نمیدانیم متنش چیست ایمان بیاوریم؟

و مسئله ی دوم , وقتی ما به یک کتاب ایمان بیاوریم باید به متن آن عمل کنیم (مانند ایمان به قرآن و عمل کردن به تک تک دستوراتش ) ولی با توجه به اینکه ما از دستورات آن کتاب آگاهی نداریم چطور میتوانیم به دستورات آن عمل کنیم؟

معین
۱۳۹۵/۰۲/۲۴, ۰۹:۰۳
با نام و یاد دوست






http://askdin.com/gallery/images/80/1_11.png







کارشناس بحث: استاد میقات

میقات
۱۳۹۵/۰۲/۲۶, ۲۱:۰۶
با سلام و درود

دو مطلب خدمتتان عرض می شود:

مطلب اول:
ابزار شناخت انسان، محدود به حس و عقل نيست، بلكه وحى نيز يكى از راه هاى شناخت است كه متّقين به آن ايمان دارند.

به بیان دیگر؛ ایمان آوردن متوقف بر خواندن و دیدن نیست بلکه با اعتماد به قول دیگری هم می تواند محقق شود. وقتی پیامبر را به عنوان فرستاده خدا و فردی راستگو، قبول کرده و به ایمان آورده اند، علی القاعده گفتار او در باره پیامبران و کتب آسمانی گذشته را نیز قبول و باور دارند و به آن مؤمن هستند.

لازم به ذکر است کتاب های آسمانی و بطور کلی ادیان الهی، در اصول، متحد هستند؛ چرا که از سوی یک خدا، نازل شده اند.

از همه این ها گذشته، برخی معتقدند تورات اصلی تا زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) موجود بوده است و اعراب در مجاورت اهل کتاب زندگی می کرده و می توانستند از عالمان آن ها در باره مطالب تورات، پرسش کنند.

مطلب دوم:
ایمان و باور، با عمل و فعل، دو حوزه متفاوت دارند، مانند مسلمانی که در مقام عمل، عامل به همه تعالیم دینی نیست ولی در عین حال، به دین اسلام معتقد است و آن را باور دارد. البته ایمان دارای مراتب است و هر چه درجه ایمان بالتر و قوی تر باشد، عمل و فعل انسان نیز به آن معیارها و باورهای دینی اش نزدیکتر است.

از طرفی همان طور که عرض شد ادیان الهی در اصول، مشترک و متحد هستند.

افزون بر این که مسلمان موظف است بر طبق آداب و دستورات دینی خود عمل کند و با آمدن دین الهی جدید، دین سابق نسخ می شود؛ خصوصا دین اسلام که کاملترین و آخرین دین الهی است.

امیدوارم این مقدار برای شروع گفتگو کافی باشد.

sir6
۱۳۹۵/۰۲/۳۰, ۰۹:۳۷
به بیان دیگر؛ ایمان آوردن متوقف بر خواندن و دیدن نیست بلکه با اعتماد به قول دیگری هم می تواند محقق شود. وقتی پیامبر را به عنوان فرستاده خدا و فردی راستگو، قبول کرده و به ایمان آورده اند، علی القاعده گفتار او در باره پیامبران و کتب آسمانی گذشته را نیز قبول و باور دارند و به آن مؤمن هستند.

در اینصورت پس چه نیازی بود که بما انزل من قبلک بطور جداگانه مطرح شود؟ اگر اینطور بود یومنون بما انزل الیک کفایت می کرد چون همانطور که شما اشاره کردید کسانی که به رسول الله ایمان دارند گفتار او درباره کتب پیشین را نیز پذیرفته اند .یقینا خداوند از آوردن این عبارت بصورت جداگانه هدفی داشته است.حال این هدف چه بوده است؟ چرا خداوند ایمان به کتب آسمانی پیشین را با وجود اینکه خود میدانسته تحریف شده اند در کنار ایمان به قرآن قرار داده و آنرا از شرایط متقین خوانده است؟

میقات
۱۳۹۵/۰۲/۳۱, ۲۲:۲۷
در اینصورت پس چه نیازی بود که بما انزل من قبلک بطور جداگانه مطرح شود؟ اگر اینطور بود یومنون بما انزل الیک کفایت می کرد چون همانطور که شما اشاره کردید کسانی که به رسول الله ایمان دارند گفتار او درباره کتب پیشین را نیز پذیرفته اند .یقینا خداوند از آوردن این عبارت بصورت جداگانه هدفی داشته است.حال این هدف چه بوده است؟ چرا خداوند ایمان به کتب آسمانی پیشین را با وجود اینکه خود میدانسته تحریف شده اند در کنار ایمان به قرآن قرار داده و آنرا از شرایط متقین خوانده است؟



با سلام و درود

موارد و موضوعات متعددی را می توان در ذیل ایمان به پیامبر قرار داد، در عین حالی که بطور جداگانه و مستقل در قرآن مطرح شده است؛ مثل ایمان به غیب، ایمان به معاد، و ... .

موضوع ارسال رسل، نزول کتب آسمانی و نیز اقوام گذشته و سرگذشت آن ها، از اهمیت بسیاری برخودار بوده که خداوند در تعداد بسیاری از آیات قرآن به آن ها اشاره فرموده است.

شاید پیام اولیه آن این باشد که موضوع ارسال رسول و ایمان آوردن به پیامبر الهی و کتابی که بر او نازل شده است، موضوع تازه و عجیب و غریبی نیست که منکران با آن مخالفت نموده و آن را تکذیب می کنند و پیامبر الهی را ساحر و مجنون می دانند.

موضوع فرستاده شدن رسول و نزول کتاب آسمانی، موضوعی است که هر انسان حقیقت طلبی را به فکر و تامل و سپس به پیروی و اطاعت وا می دارد؛ لذا مخالفت منکران و تکذیب آیات الهی، فقط به جهت دنیاطلبی، غرور و تعصب جاهلانه است.

مطلب دیگر؛
قطعا در اشاره خداوند متعال به کتب آسمانی گذشته، کتب نازل شده بر پیامبران مراد است، نه کتب تحریف شده. کتاب تحریف و دستکاری شده که ارزشی ندارد تا معیار ایمان مؤمنان قرار بگیرد. موضوع ایمان مؤمنان، خداوند، نبوت و کتاب آسمانی است، و کتاب تحریف شده هیچ جایگاهی در ایمان ندارد.

میقات
۱۳۹۵/۱۱/۱۹, ۲۰:۱۵
پرسش:
خداوند در آیه 4 سوره بقره، از صفات متقین، ایمان آوردن به کتب پیشین را معرفی می کند و می فرماید: «وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ».
از آن جا که ایمان آوردن به یک کتاب، مستلزم خواندن آن کتاب است ولی طبق اعتقاد ما مسلمانان کتب آسمانی پیشین به همان شکل به دست ما نرسیده اند و تحریف شده اند، پس چگونه ما باید به کتابی که نمی دانیم متنش چیست ایمان بیاوریم؟
از طرفی وقتی ما به یک کتاب ایمان بیاوریم باید به متن آن عمل کنیم، ولی با توجه به اینکه ما از دستورات آن کتاب آگاهی نداریم چطور می توانیم به دستورات آن عمل کنیم؟

پاسخ:
مطلب اول؛ ابزار شناخت انسان، محدود به حس و عقل نيست، بلكه وحى نيز يكى از راه هاى شناخت است كه متّقين به آن ايمان دارند. به بیان دیگر؛ ایمان آوردن متوقف بر خواندن و دیدن نیست بلکه با اعتماد به قول دیگری هم می تواند محقق شود. وقتی پیامبر را به عنوان فرستاده خدا و فردی راستگو، قبول کرده و به او ایمان آورده اند، علی القاعده گفتار او در باره پیامبران و کتب آسمانی گذشته را نیز قبول و باور دارند و به آن مؤمن هستند.
لازم به ذکر است کتاب های آسمانی و بطور کلی ادیان الهی، در اصول، متحد هستند؛ چرا که از سوی یک خدا، نازل شده اند.
از همه این ها گذشته، برخی معتقدند تورات اصلی تا زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) موجود بوده است و اعراب در مجاورت اهل کتاب زندگی می کرده و می توانستند از عالمان آن ها در باره مطالب تورات، پرسش کنند.

مطلب دوم؛ ایمان و باور، با عمل و فعل، دو حوزه متفاوت دارند، مانند مسلمانی که در مقام عمل، عامل به همه تعالیم دینی نیست ولی در عین حال، به دین اسلام معتقد است و آن را باور دارد. البته ایمان دارای مراتب است و هر چه درجه ایمان بالاتر و قوی تر باشد، عمل و فعل انسان نیز به آن معیارها و باورهای دینی اش نزدیکتر است.
از طرفی همان طور که بیان شد ادیان الهی در اصول، مشترک و متحد هستند. افزون بر این که مسلمان موظف است بر طبق آداب و دستورات دینی خود عمل کند و با آمدن دین الهی جدید، دین سابق نسخ می شود؛ خصوصا دین اسلام که کاملترین و آخرین دین الهی است.

ممکن است گفته شود اگر با ایمان آوردن به پیامبر، گفتار او درباره کتب پیشین هم پذیرفته شده است، پس چه نیازی بود تا «ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ» بطور جداگانه مطرح شود و هدف از این چه بوده است؟ در جواب می توان گفت موارد و موضوعات متعددی را می توان در ذیل ایمان به پیامبر قرار داد، در عین حالی که بطور جداگانه و مستقل در قرآن مطرح شده است؛ مثل ایمان به غیب، ایمان به معاد، و... .
موضوع ارسال رسل، نزول کتب آسمانی و نیز اقوام گذشته و سرگذشت آن ها، از اهمیت بسیاری برخودار بوده که خداوند در تعداد بسیاری از آیات قرآن به آن ها اشاره فرموده است. شاید پیام اولیه آن این باشد که موضوع ارسال رسول و ایمان آوردن به پیامبر الهی و کتابی که بر او نازل شده است، موضوع تازه و عجیب و غریبی نیست که منکران با آن مخالفت نموده و آن را تکذیب می کنند و پیامبر الهی را ساحر و مجنون می دانند.

موضوع فرستاده شدن رسول و نزول کتاب آسمانی، موضوعی است که هر انسان حقیقت طلبی را به فکر و تامل و سپس به پیروی و اطاعت وا می دارد؛ لذا مخالفت منکران و تکذیب آیات الهی، فقط به جهت دنیاطلبی، غرور و تعصب جاهلانه است.
اگر هم گفته شود چرا خداوند ایمان به کتب آسمانی پیشین را با وجود این که می دانسته تحریف شده اند، در کنار ایمان به قرآن قرار داده و آن را از شرایط متقین خوانده است؟ باید گفت قطعا در اشاره خداوند متعال به کتب آسمانی گذشته، کتب نازل شده بر پیامبران مراد است، نه کتب تحریف شده. کتاب تحریف و دستکاری شده که ارزشی ندارد تا معیار ایمان مؤمنان قرار بگیرد. موضوع ایمان مؤمنان، خداوند، نبوت و کتاب آسمانی است، و کتاب تحریف شده هیچ جایگاهی در ایمان ندارد.