PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سوالاتی درباره اریعین حسینی



خاتون عشق
۱۳۹۵/۰۸/۲۸, ۱۹:۳۰
مسافت کربلا تا شام چقدر است و آیا کاروان اسرا اربعین رسیدند یا 80 روز بعد از واقعه؟



http://www.andisheqom.com/public/media/news/792/thumb/farhangnews_102495-292029-1416750165.jpg
در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجري قمري آن واقعه هولناک رخ داد. اصحاب و ياران

يکي پس از ديگري عازم ميدان نبرد شده و در دفاع از امام خود جانشان را فدا کردند. نوبت

به بني هاشم رسيد. آنها نيز در راه امام جانبازي کردند از علي اکبر تا ابالفضل. آخرين و

خردسالترين سرباز امام و شهيد کربلا نيز در آغوش پدر بال و پر زد و صفحه اي از مظلوميت

پدر را ورق زد و حسين ـ عليه السلام ـ تنها شد....

امام پس از وداع با اهل بيت خود به صحنه نبرد وارد شد و پيوسته دشمنان دين خدا را مي

کشت و بر روي زمين مي انداخت. و افراد زيادي را نيز مجروح کرد.[1] عمر سعد که لشکر خود را بيچاره يافت فرياد زد: از همه طرف بر او حمله کنيد..... همه

تيراندازان و نيزه داران حسين ـ عليه السلام ـ تنها را محاصره کردند و گروهي نيز براي تضعيف روحيه و بر هم زدن تمرکز حضرت به طرف خيمه ها رفتند. امام

نيز همينطور که دشمن را مي شکافت و مثل برگ خزان روي زمين مي ريخت خود را به خيمه نزديک کرد و با صدايي رسا فرمود: اي پيروان آل ابوسفيان اگر

دين نداريد و از روز قيامت نمي ترسيد در دنيا جوانمرد باشيد....[2] حملات دشمن شديدتر شد و امام خسته و زخمي و بي حال و ناتوان شد و با ضربه نيزه

اي از روي اسب افتاد و از جانب راست صورت بر روي زمين قرار گرفت.... زينب از خيمه بيرون دويد و فريادکنان نزديک پيکر بي جان برادر رسيد. اطراف خود را

نگاه کرد و هيچ آشنايي نيافت لاجرم رو به عمر سعد کرد و فرمود: «آيا ابو عبدالله کشته مي شود و تو ايستاده اي و تماشا مي کني؟» امام متوجه خواهر

شد و فرمود به خيمه برگشته و مواظب اطفال باشد. زينب برگشت و دشمن حلقه محاصره را تنگ تر کرد و شد آنچه کاش نمي شد و زينب تنها ماند....

حضرت زينب و حضرت زين العابدين ـ عليه السلام ـ که با فداکاري بي نظير عمه اش زنده بود کاروانسالار کارواني شدند که تمام مردانش کشته شده و کشته

هاي آنها بر روي زمين داغ کربلا مانده بود. عصر روز يازدهم دشمن کشته هاي خود را دفن کرد و کاروان اسرا را به مقصد کوفه حرکت داد....[3]

خاتون عشق
۱۳۹۵/۰۸/۲۸, ۱۹:۳۲
مسير حرکت اسراء اهل بيت ـ عليهم السلام ـ :

1ـ از کربلا به کوفه: عصر روز يازدهم سرهاي شهداي کربلا را به روي نيزه زدند و بين قبايل مختلف تقسيم کردند. به دستور عمر بن سعد دختران و زنان را بر

شتران بي جهاز سوار کردند و غل و زنجير بر گردن امام سجاد نهادند و به درخواست اهل بيت آنها را از کنار شهدا عبور دادند و به هنگام عبور شيون آنها بلند

شد. سکينه خود را بر روي بدن پدر شهيدش انداخت ولي تعدادي از مأموران با خشونت و تازيانه سکينه را از روي بدن امام کنار کشيدند.[4]

کاروان با شتاب فاصله 12 فرسخي کربلا تا کوفه را طي کرد. مردم کوفه براي تماشا اجتماع کرده بودند. وقتي وارد کوفه شدند حضرت زينب اشاره اي کرد و با

اين اشاره نفسها به سينه ها برگشت و زنگ شتران از صدا افتاد و حضرت خطبه اش را آغاز نمودند خطبه اي که هر شنونده اي را به ياد اميرالمؤمنين ـ عليه

السلام ـ مي انداخت. مردم به شدت گريه مي کردند و انگشتانشان را با دندان مي گزيدند. سپس حضرت ام کلثوم و حضرت امام سجاد نيز سخنراني کردند،

سپس اسرا را وارد دار الاماره کردند و.... و پس از 4 روز بسرعت روانه شام شدند.[5]

2ـ از کوفه به شام: اسراي اهل بيت روز دوازدهم محرم وارد کوفه شدند و روز شانزدهم خارج شده و روانه شام گشتند. اين کاروان با سرعت زياد و تحت تدابير

شديد امنيتي در روز اول صفر وارد شام شدند و اين کاروان در راه شهرها و منزلگاهها را پشت سر گذاشتند که برخي شهرهاي آباد و مشهور است و برخي غير

مشهورند.[6]

نکته مهم اينست که برخي از مورخين گفته اند کاروان اسرا از شام به کربلا برگشته و سپس راهي مدينه شدند و دسته اي ديگر که اکثريت هستند در بيان

منازل و محلهاي مسير اسراي اهل بيت نامي از کربلا نبرده اند.

الف: دسته اوّل[7] مانند مرحوم سيد ابن طاووس در لهوف و مرحوم عباسقلي خان سپهر در ناسخ التواريخ و سيد ابراهيم موسوي در وسيلة الدارين في انصار

الحسين ـ عليه السلام ـ و علامه مجلسي در بحار الانوار جلد 45 و... .

اين دسته چنين نقل مي کنند که وقتي کاروان اهل بيت ـ عليهم السلام ـ از شام خارج شدند فضاي شهر عوض شده بود مردمي که براي ديدن اسيران جشن

گرفته بودند و با شادي به استقبال آنها رفتند پس از حدود 8 روز 4 اقامت همين اسيران مردم را از ظلم و جنايت تاريخي خاندان يزيد آگاه کرده و مظلوميت امام

حسين ـ عليه السلام ـ را به آنها فهماندند بنابر اين مردم با ديده گريان آنها را بدرقه کردند و کاروان اسيران با احترام ظاهري زيادي از شام به سوي مدينه روان

شدند. امّا همينکه از شام خارج شدند زنان و کودکان از راهنماي کاروان درخواست کردند براي حرکت به سوي مدينه راهي را انتخاب کند تا آنان بتوانند به کربلا

وارد شوند. راهنما هم پذيرفت و کاروان از روز هشتم صفر از دمشق راه افتاد و مسير خود را با سرعت ادامه داد تا اينکه توانست در بيستم صفر (اربعين) و

قولي سي ام صفر سال 61 به کربلا برسند.[8] به روايتي امام سجاد سر امام را که همراهش بود در همين ايام کنار بدن مقدس امام حسين ـ عليه السلام ـ

دفن کرد و به بدن ملحق کرد.[9]

اين نکته هم لازم به ذکر است که جابربن عبد الله انصاري در اربعين شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ يعني بيستم ماه صفر به زيارت امام شتافته است و اين

قطعي است و اگر اهل بيت با جابر در کربلا ملاقات کرده باشند پس حتماً در روز اربعين به کربلا رسيده اند کما اينکه همين مطلب را سيد بن طاووس و امثال او

گفته اند.[10]

بنابر اين اين دسته چنين مي گويند که اسراي اهل بيت عصر يازدهم محرم از کربلا به کوفه رفتند و پس از 4روز در شانزدهم محرم راهي شام شدند و روز اول

صفر به شام رسيدند و پس از 8 روز اقامت در شام به قصد مدينه از شام خارج شدند ولي قبل از رفتن به مدينه به کربلا مراجعت کردند و بيستم صفر (و يا سي

ام صفر)[11] به کربلا رسيدند.

ب: دسته ديگري هستند که يا منازل بين شام و مدينه را ذکر نکرده اند و يا معتقدند که اهل بيت از شام مستقيم بسوي مدينه حرکت کردند. مثلاً شيخ مفيد در

کتاب شريف الارشاد في معرفة حجج الله علي العباد و مرحوم طبرسي در کتاب شريف اعلام الوري باعلام الهدي هيچ اشاره اي به منازل بين شام و مدينه يا

ورود اهل بيت به کربلا در روز اربعين نکرده اند و برخي نيز مثل شيخ عباس قمي در کتاب شريف منتهي الامال و امثال او اين جريان را نقل کرده و سپس آن را

بعيد دانسته اند. [12]

نتيجه اينکه: در مورد اينکه آيا اهل بيت امام حسين ـ عليه السلام ـ در مسير شام به مدينه، به کربلا مراجعت کرده و روز اربعين کنار قبور شهدا رسيده اند يا نه؟

دو قول است. هيچ يک از اين دو قول را نمي شود بصورت صد در صد پذيرفت. زيرا هر کدام براي خود دلايلي دارند که نمي توان به راحتي آنها را درک کرد. مثلاً

دسته اول مي گويند اهل بيت با جابر در کربلا ملاقات کرده اند و از طرفي يقين داريم که جابر روز اربعين کنار مرقد منور سالار شهيدان بوده و همچنين روايت

جابر که گفته وقتي روز اربعين به زيارت حضرت سيد الشهداء رفته بودم صداي کارواني آمد و.....امّا از طرف ديگر مخالفان مي گويند به لحاظ عادي امکان ندارد

که در عرض 40 روز آنها به کوفه و پس به شام بروند و در هر کدام چند روز اقامت کنند و در روز اربعين به کربلا برسند. در حقيقت دسته اول دليل نقلي بر حضور

اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در کربلا دارند و دسته دوّم با دليل عقلي آن را بعيد مي دانند.

خاتون عشق
۱۳۹۵/۰۸/۲۸, ۱۹:۳۴
منازل کوفه تا شام:

در تعداد منازل اختلاف است. برخي 12 مورد و برخي 24 مورد و برخي تا 28 مورد نام برده اند که عبارتند از: [13]
1ـ حراب (خراب)
2ـ قادسيه
3ـ تکريت
4ـ وادي النخله
5ـ لواء (لبا، لينا)
6ـ کيهل (کحيل)
7ـ جهينه
8ـ موصل
9ـ نصيبين
10ـ دعوات
11ـ قنسرين
12ـ حلب
13ـ معرة النعمان
14ـ شيزر (شيرز)
15ـ کفر طاب
16ـ سيبور (سينور)
17ـ حماة
18ـ حمص
19ـ خندق الطعام (سوق الطعام)
20ـ جوسيه (حوسيه)
21ـ بعلبک
22ـ دير راهب
23ـ حرّان
24ـ عسقلان
25ـ مرزين
26ـ ميافارقين
27ـ شبذير... و پس شام (دمشق)
البته کتاب هاي مختلف اين منازل را به صورت هاي مختلف ذکر کرده اند که به علت اختصار از ذکر همه آنها صرف نظر مي شود.

خاتون عشق
۱۳۹۵/۰۸/۲۸, ۱۹:۳۴
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

1ـ زينب قهرمان دختر علي، احمد صادقي اردستاني.
2ـ نگاهي کوتاه به زندگي زينب کبري.
3ـ لهوف، سيد بن طاووس.
4ـ حياة السيدة زينب، شيخ جعفر نقدي.
5ـ منتهي الامال، شيخ عباس قمي.
[1] . صادقي اردستاني، احمد، زينب قهرمان دختر علي ـ عليه السلام ـ، نشر مطهّر، تهران، 1372، ص188 به نقل از مناقب ابن شهر آشوب.
[2] . سيد بن طاووس، لهوف، ترجمه عقيقي بخشايشي، دفتر نشر نويد اسلام، قم، 1377، ص 145.
[3] . قمي، شيخ عباس، منتهي الامال، اعلام التقي، قم، 1382، ج1، ص 606.
[4] . سيد بن طاووس، همان، صص 207 ـ 170، شيخ عباس قمي، همان صص 625 ـ 615.
[5] . صادقي اردستاني، همان، ص 213؛ به نقل از بحارالانوار، علامه مجلسي، ج45، ص 59.
[6] . رسولي محلّاتي، سيد هاشم، نگاهي کوتاه به زندگاني زينب کبري، دفتر تبليغات اسلامي، قم، چاپ پنجم، ص 100.
[7] . سيد بن طاووس، همان، ص 233، ناسخ التواريخ، همان، ص 345 به بعد و.... .
[8] . صادقي اردستاني، همان، ص 348.
[9] . صادقي اردستاني، همان، ص 349.
[10] . سيد بن طاووس، همان، ص 233؛ ناسخ التواريخ، همان؛ صادقي اردستاني، همان، صص 350 ـ 347.
[11] . صادقي اردستاني، همان، ص 349، به نقل از وسيلة الدارين في انصار الحسين، ص 400.
[12] . منتهي الامال، همان، ص 669. البته ايشان معقتد است اگر در غير روز اربعين رسيده باشند بعيد نيست.
[13] . رسولي محلّاتي، همان، ص 100؛ صادقي اردستاني، همان، ص 270 به بعد؛ ناسخ التواريخ، همان، ص 345 همچنين بنگريد به کتاب رمز المصيبة آيت الله هاشمي دهسرخي.

خاتون عشق
۱۳۹۵/۰۸/۲۸, ۱۹:۳۸
ورود کاروان اسرای اهل بیت(علیهم) به کربلا در اربعین اول یا دوم
http://www.andisheqom.com/public/media/news/793/thumb/gafeleh-postpic.png
اربعين در لغت به معناي «چهل و چهلم» مي باشد. اين عدد در فرهنگ اسلامي و در معارف عرفاني،

جايگاه خاصي دارد. در فرهنگ عاشورا و موضوع بحث ما، اربعين به چهلمين روز شهادت حسين بن علي

ـ عليه السلام ـ گفته مي شود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. آن چه مورد اتفاق همه

نويسندگان و علماء مي باشد، ورود جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي به کربلا و زيارت قبر حضرت

سيد الشهداء ـ عليه السلام ـ است.

اما در مورد ورود کاروان اسراي اهلبيت ـ عليهم السلام ـ در بازگشت از شام به کربلا در همان سال و ديدار با جابر اختلاف نظر وجود دارد.[1]

عده اي از جمله شهيد مطهري(ره)،[2] دکتر محمد ابراهيم آيتي،[3] مرحوم شيخ عباس قمي،[4] و علامه محدث نوري[5] ورود اهلبيت به کربلا را در سال

نخست اربعين امام ـ عليه السلام ـ قبول ندارند و آن را محال و حتي افسانه مي دانند. و برخي از جمله مرحوم قاضي طباطبايي(ره) (شهيد محراب)[6] و

مرحوم سيد ابن طاووس[7] و... آن را قبول دارند.

همان طور که مرحوم قاضي طباطبايي(ره) در کتابش نوشته اند: «از علماء اماميه تا قرن هفتم هجري شبهه و اشکالي در اين موضوع ديده نشده است و اول

کسي که شبهه کرده غير از سيد اجل اعظم سيد رضي الدين علي بن طاووس حسني(ره) در کتاب اقبال سراغ نداريم».[8] بنابراين نظر شيخ صدوق(ره) گويا

تأييد ورود اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در سال نخست به کربلا مي باشد.

البته شيخ ابن بابويه (شيخ صدوق(ره)) در «أمالي» خود، اشاره صريح و آشکار نسبت به ورود اهلبيت ـ عليهم السلام ـ در سال اول به کربلا را ندارد. عين

عبارت او چنين است: «حارث بن کعب از فاطمه، دختر علي ـ عليه السلام ـ نقل مي کند که: يزيد دستور داد، خانواده حسين ـ عليه السلام ـ را با امام سجاد ـ

عليه السلام ـ زنداني کردند. زندان چنان بود که آنان را از گرما و سرما، نگاه نمي داشت تا آن جا که صورت هاي آنان پوست انداخت. در بيت المقدس، هر سنگي

که از روي زمين بر مي داشتند، خون تازه در زير آن ديده مي شد. و مردم آفتاب را روي ديوارها چنان سرخ رنگ مي ديدند که گويي بر آنها چادرهاي رنگين

کشيده شده بود. اين وضع ادامه داشت، تا زماني که امام سجاد ـ عليه السلام ـ با زنان از شام خارج شدند و سر امام حسين ـ عليه السلام ـ را به کربلا

بازگردانيدند».[9]

روشن است که سر امام حسين ـ عليه السلام ـ را تا يک سال به تأخير نينداختند. بنابراين نظر شيخ به سال اول اربعين يا پس از اربعين انصراف دارد.

خاتون عشق
۱۳۹۵/۰۸/۲۸, ۱۹:۴۰
اما درباره نظر شيخ مفيد(ره)، تقريباً عبارتي صريح وجود دارد که ورود اهلبيت ـ عليهم السلام ـ در سال نخست را تأييد نمي کند؛ شيخ در وقايع ماه صفر مي

نويسد: «در روز بيستم صفر، حرم حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ رجوع کردند از شام به مدينه، و در همان روز جابر بن عبدالله به جهت زيارت امام حسين ـ

عليه السلام ـ به کربلا آمد و اول کسي است که امام ـ عليه السلام ـ را زيارت کرد».[10]

بر اساس اين قرينه که جابر به کربلا رفته خاندان امام هم رفته اند چون در آن زمان شهري به نام کربلا نبود بلکه در مسير راه نام يک دشت بود که براي توقف

هيچ مانعي نبود.

نکته قابل توجه در عبارت فوق، کلمه «رجوع» است؛ يعني اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در روز بيستم صفر از شام خارج شدند. و ديگر اينکه از شام به طرف

مدينه، نه کربلا. بدين ترتيب حضور اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در سال اول اربعين در کربلا تأييد نمي شود.

از طرف ديگر در کتاب الارشاد، شيخ در حوادث شام و حضور اهلبيت ـ عليه السلام ـ در نزد يزيد مي نويسد: «يزيد از کار خود پشيمان و نعمان بن بشير را ملامت

و دستور داد که زنان را آماده حرکت کند به طرف مدينه».[11]

درباره نظر علامه مجلسي(ره) بايد گفت که ايشان نظر خاصي ارائه نداده و اقوال مختلف را در اين زمينه نقل نموده اند. در جلد 98 کتاب بحارالانوار در باب زيارت

اربعين، علامه مطالبي را از شيخ کفعمي(ره) و سيد ابن طاووس نقل نموده اند، ولي اظهار نظري نکرده اند.[12]

بنابراين در مورد ورود اهلبيت امام حسين ـ عليهم السلام ـ به کربلا در سال نخست اربعين اختلاف نظر وجود دارد؛ و نظر شيخ صدوق(ره) احتمالاً سال اول، نظر

شيخ مفيد(ره) سال دوم و علامه مجلسي سکوت نموده و چيزي نفرموده اند.


پی نوشت ها:
[1]. محدثي، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، 1374ش، ص41.
[2]. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، تهران، نشر صدرا، چاپ سوم، 1368، ج17، ص78 و ص586.
[3]. آيتي، محمد ابراهيم، بررسي تاريخ عاشورا، قم، نشر امام عصر(عج)، چاپ اول، 1381ش، ص178.
[4]. شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، قم، نشر هجرت، چاپ چهارم، 1411ق، ج1، ص818.
[5]. محدث نوري، لؤلؤ و مرجان (در آداب اهل منبر)، قم، نشر طباطبايي، چاپ سوم، 1375ش، ص154.
[6]. قاضي طباطبايي، محمدعلي، تحقيقي درباره اول اربعين حضرت سيد الشهداء، قم، بنياد علمي و فرهنگي شهيد آيت الله قاضي طباطبايي، چاپ سوم، 1368ش.
[7]. سيد ابن طاووس، لهوف، ترجمه ابوالحسن ميرابوطالبي، قم، دليل ما، چاپ اول، 1380ش، ص197.
[8]. تحقيقي درباره اول اربعين حضرت سيدالشهداء، همان، ص2.
[9]. شيخ صدوق، امالي الصدوق، بيروت، موسسه الاعلمي للمطبوعات، چاپ پنجم، 1400ق، ص142.
[10]. شيخ مفيد، مصنفات الشيخ المفيد، قم، کنگره جهاني هزاره شيخ مفيد، چاپ اول، 1413ق، ج7 (مسار الشيعه)، ص46.
[11]. شيخ مفيد(ره)، الارشاد، قم، کنگره جهاني هزاره شيخ مفيد، چاپ اول، 1413ق، ج2، ص122.
[12]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه وفا، چاپ دوم، 1403ق، ج98، ص334.

خاتون عشق
۱۳۹۵/۰۸/۲۸, ۱۹:۴۲
ابهام در حاضرین کربلا در اربعین حسینی از عطیه و جابر تا اسرای اهل بیت(علیهم)
http://www.andisheqom.com/public/media/news/794/thumb/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%86.jpg
حضور عطيه و جابر قطعي و محقق است كه به زيارت قبر شهداي كربلا شتافتند.

درباره زيارت كاروان اسراي اهل بيت ـ عليهم السلام ـ از مرقد شهيدان كربلا در اولين اربعين

سخنان بسياري گفته شده، برخي از محققين معتقدند كه كاروان اسيران در راه بازگشت به

مدينه از كربلا عبور كرده و به زيارت شهيدان رفتند ولي برخي معتقدند چنين چيزي امكان ندارد

بلكه اسراي اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در اولين اربعين به زيارت نرسيدند و ملاقات با جابر صحت

ندارد. اين مسئله نيز يكي از مسائل مورد اختلاف بين محققين است. مرحوم محدث نوري

صاحب مستدرك در كتاب لؤلؤ و مرجان اين قضيه را با دلايل و شواهدي بعيد دانسته و رد كرده

است.[1]و شهيد مطهري هم كه در نوشتن كتاب حماسه‌ي حسيني و برخي از آثارش مقداري از مرحوم محدث و كتابش تاثير پذير بوده است.[2]موافقا با

مرحوم محدث نوري آن را رد كرده است[3] (اين سخنراني ايشان در روز اربعين بوده است) شهيد مطهري مي‌فرمايد: «يك جريان ساختگي كه در هيچ كتاب

معتبري وجود ندارد و تنها در يك كتاب وجود دارد كه آن كتاب به اتفاق تمام ارباب مقاتل معتبر نيست ...[4] ولي هيچكدام از مورخين و محدثين و مقتل نويسان

اسلام اين را ننوشته‌اند بلكه تكذيب كرده‌اند و عقل هم (آنرا تكذيب مي‌كند) دين دو محقق بزرگ جهان تشيع بدين ترتيب وقوع اين اتفاق تاريخي را انكار

كرده‌اند.[5] اما به نظر مي‌رسد كه دلايل چندان قطعي نيست، شهيد مطهري فرموده است«عقل هم تكذيب مي‌كند» در حاليكه چنين نيست، اتفاقا عقل تاييد و

تحسين مي‌كند كه اهل بيت امام حسين ـ عليه السلام ـ از كنار اين حادثه به اين سادگي نگذرند، از نظر عاطفي و عقلي بسيار بعيد است كه انسان بعد از از

دست دادن عزيزانش به هر نحوي كه ممكن باشد براي تسلي خاطر و تسكين آلام روحي بر سر مزار او برود و در آنجا عزاداري كند! عقل چگونه با چنين چيزي

مخالف بوده و آنرا تكذيب مي‌كند.[6]كه بانويي مثل زينب كه محبوبترين فرد خاندانش(برادرش حسين) و ساير برادران و فرزندان و برادر زادگان را از دست بدهد

و خودش به اسارت برده شود و در راه بازگشت به مزار آنها نرود، امام زين‌العابدين ـ عليه السلام ـ امام معصوم كه از هر لحاظ در كمال و در اوج عواطف انساني

و عظمت معنوي از مزار عزيزانش زيارت نكند و فرزندان و خاندان پدرش را براي وداع به كربلا نبرد! اتفاقا اگر نرفته باشد و جاي بسي تعجب است و از نظر عقلي

رحجان با رفتن اسراء به كربلاست و نرفتن مورد مذمت عقل است! چون مسيري را كه اسراء را از كربلا به سوي شام آوردند از همان مسير ممكن است اسراء از

شام به كربلا برگردند در هر صورت شهر مدينه بعد از سرزمين كربلاست و كربلا در بين راه سوريه كنوني(شام) كشور عراق واقع است و از نظر عقلي هيچ

استبعاد و مانعي وجود ندارد و از محالات نيست كه خاندان امام حسين ـ عليه السلام ـ در راه بازگشت به مدينه در اولين فرصت به زيارت قبور مطهر شهيدان

رفته باشند.

خاتون عشق
۱۳۹۵/۰۸/۲۸, ۱۹:۴۳
مرحوم نوري و شهيد مطهري يكي از دلايل ردشان آورده‌اند كه چون ابن طاوس صاحب لحوف در جواني اين كتاب را نوشته حرف او غير معتبر است، در حاليكه

جوان بودن ابن طاوس هيچ دليلي بر رد اين مطلب نمي‌تواند باشد اتفاقاً نيرويي كه در جواني براي پژوهش و تحقيق وجود دارد در كهن سالي نيست، اين دليل

آنها نيز دليل قابل قبولي نيست.

يكي از دليلهاي شهيد مطهري اين است كه نوشتن هيچ يك از مقتل نويسان و مورخان اسلامي اين واقعه را ذكر ننموده‌اند.

در جواب آنها بايد گفت كه: اولاً: چه كسي مدعي است كه مورخين تمام حوادث را دقيقا ضبط كرده‌اند و مسير كاروان اهل بيت از شام به مدينه را گزارش

داده‌اند.

ثانياً: صاحب لحوف مرحوم سيد بن طاوس خودش يكي از مقتل نويساني است كه آن مطلب را نقل كرده است. و علاوه بر او ابن نما نيز در مثيرالاحزان نقل

نموده است.

ثالثاً: مرحوم مطهري و نوري فقط در حد سخن مدعي شده‌اند كه هيچيك از مورخين اسلامي و مقتل نويسان اين واقعه را منعكس نكرده‌اند. چون آنها به تمام

مقاتل دسترسي نداشته‌اند و تمام منابع تاريخي را مراجعه نكرده‌اند.[7] كه بدون تحقيق و استفصاء اثبات چنين ادعايي مشكل است. چون هم سيد ابن طاوس

نقل كرده و هم بنابر نقل خود محدث نوري ابن نما در كتاب مثير‌الاحزان آنرا نقل كرده است.[8]

احتمالا مرحوم نوري اولين كسي است كه در اين مسئله با آوردن دلايلي ترديد نموده است، او از شيخ مفيد نقل كرده است كه فرموده است روز بيستم صفر كه

مصادف با اربعين است اهل بيت امام حسين(ع) از شام حركت كردند نه اينكه اربعين به كربلا رسيدند.[9]

در هر صورت مرحوم نوري و بعد از او شهيد مطهري اين قضيه را انكار كرده‌اند و از لحاظ عقلي به ملاحظه برخي از امور همچون مسير طولاني بين كربلا و شام

و مدت زمان طي اين مسافت محال مي‌دانسته‌اند.

در عين حال عده‌اي از علماي شيعه چون ابن طاوس در لحوف و ابن نما در كتابش اين واقعه را نقل كرده‌اند و مجلسي نيز از سيد نقل نموده است.[10]

علاوه بر آنها مرحوم قاضي طباطبائي پژوهشي مفصل در اين باره انجام داده و معتقد است كه روايت جابر تا آخر نقل نشده است بلكه بخش پاياني آن قطع

شده وگرنه حضور اهل بيت در كربلا و ديدارشان با جابر در زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ منعكس مي‌شد.[11]

آن مرحوم گفته است كه علم الهدي و شيخ طوسي گفته‌اند كه سر مبارك امام حسين(ع) در روز اربعين به پيكر پاك امام حسين ملحق شد.[12]

مرحوم قاضي تمام دلايل محدث نوري را جواب داده و مردود شمرده است و ادعاي خود را كه حضور اهل بيت در اربعين اول بر سر قبور شهداست ثابت

مي‌كند.[13] با توجه به اينكه تحقيق آن مرحوم مفصل است و كاملا مخالف با گفتار نوري و شهيد مطهري، لذا نمي‌توان با احتمالاتي كه مرحوم نوري اقامه

نموده حضور اهل بيت را منكر شد بلكه عواطف شديد اهل بيت(عليهم) و بي قراري آنها از عراق امام شهيدان و عزيزان حكم مي‌كند كه در اولين فرصت به

زيارت شتافته باشند. براي مطالعه بيشتر به كتاب مرحوم قاضي مراجعه كنيد. (تحقيق در اولين اربعين)

خاتون عشق
۱۳۹۵/۰۸/۲۸, ۱۹:۴۴
پی نوشت ها:
[1] . محدث نوري، لؤلؤ و مرجان، ج سوم، قم، انتشارات طباطبائي، 71، ص 149
[2] . شهيد مطهري درباره وقوع چنين اتفاق و يا عدم وقوع آن تحقيق ويژه نموده است احتمالا با اتكاء به اثر مرحوم محدث نوري اين واقعه را بعيد دانسته است.
[3] . شهيد مطهري، حق و باطل، چاپ دهم، تهران، صدرا 69، ص 89
[4] . همان ص 90
[5] . منظور شهيد از اين كتاب ظاهرا كتاب لهوف سيد بن طاووس است.
[6] . مگر اينكه از جهت مدت زماني محاسبه شود و مسير بين شام و كربلا را بيش از مدت معلوم شده براي طي مسافت تعيين كند كه در اين مدت رفتن كاروان از شام به كربلا محال باشد.
[7] . در حاليكه خود مرحوم نوري فرموده است كه طبري والكامل نقل نكرده‌اند از دو تا منبع را نمي‌توان به تمام مقاتل تعبير كرد.
[8] . محدث نوري«پيشين» ص 150
[9] . همان ص 154
[10] . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 45، ج سوم، تهران، اسلاميه، 63، ص 146
[11] . شهيد قاضي طباطبائي، تحقيق در اول اربعين سيدالشهداء چاپ سوم، قم، بنياد علمي و فرهنگي شهيد قاضي، 1368، ص 217
[12] . همان ص 220
[13] . همان از ص 6 تا ص 304