PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : "مفسران نامدار قرآن"



بی ریا
۱۳۹۵/۰۹/۲۰, ۱۹:۰۱
به نام خدا




مفسران نامدار قرآن



عبدالرحیم عقیقی بخشایشی



از آغاز طلوع فجر قرآن، دوستداران هدایت و سعادت بر گرد هدایت آن جمع آمده‏اند و بر آستان ارجمندش اعتکاف ورزیده‏اند و گاه به منظور یافتن گوهر و دری خود را در این دریای ژرف غوطه‏ور ساخته‏اند.
نخستین مفسر واقعی قرآن خود رسول رحمت و پیام‏آور انسانیت بود، او به هنگام نزول وحی ناچار به شرح و توضیح مفهوم و هدف اصلی آن می‏پرداخت، و به مصداق‏«و انزلناه علیک القرآن لتبین للناس ما نزل الیهم»(قرآن را بر تو نازل کردیم تا آنچه را بر آنان نازل شده است بیان و روشن نمایی)، او مسئولیت توضیح و بیانگری و تفسیر قرآن را داشت.
پس از پیامر اسلام(ص)پیشوایان معصوم و مسلمانان در حفظ شئون قرآن و حراست از صورت و سیرت آن، کوشش فعالیت مستمر داشته‏اند. مفسران قرآن این کاوشگر همیشه جاوید آیات تشریعی و تکوینی و این غواصان اعماق آیات فطری و تکوینی، مدام در تلاش فهم و درک و توسعه و گسترش دادن مفاهیم الهی آیات بوده‏اند. این غواصان بحار معرفت و اندیشه ناب الهی، سرشار از معارف و آموزشها و حکمتها و تجارب پربار و آموزنده، در طول 15 قرن از حیات قرآن در تلاش و کوشش فهم آیات آن بوده‏اند، تا با اخذ توشه‏ای برای زندگی خویش، مشعلدار و روشنگر راه حق جویان دیگر نیز باشند.
حرکتهای اجتماعی جوامع اسلامی عموما، وابستگی تامی به حرکت تفسیر و شتاب و کندی آن داشته است مفسران عالیقدر قرآن در طول تاریخ با الهام گیری از دانش و بینش عصر، به سراغ قرآن رفته و با گشودن نقاب از چهره حقایق قرآن تجربیات و معلوماتی کسب کرده و در اختیار جامعه انسانی قرار داده‏اند.
مصطفی رافعی می‏گوید:»«از آن زمانی که تاریخ بوجود آمده است درهمه تاریخ عالم کتابی شناخته نشده است که به اندازه قرآن، یا نزدیک به آن، شرح و تفسیر بر آن نگاشته یا تألیف و تصنیف درباه‏اش نوشته شده باشد، مثلا ابو علی اسواری قرآن را به تواریخ و سیره‏ها و وجوه تأویلات تفسیر کرد، او از سوره بقره شروع نمود و 36 سال در این کار پی در پی کوشید تا از دنیا رفت و هنوز این سوره به آخر نرسید» (1) .
صاحب کشف الظنون برخی از تفاسیری را که تا زمان او نوشته شده است تا سیصد و چند تفسیر نام برده و گفته است بعضی از این تفسیرها در چندین مجلد است که گاهی تعداد مجلدات از صد تجاوزمی‏کند و از جمله ابو بکر ادخوی متوفای 388 ه- تفسیر«الأ ستغناء را در صد جلد نوشته است (2) و شعرانی در کتاب«المنن»تفسیری را در یکهزار جلد نامبرده است». (3)
یکی از نویسندگان معاصر حجازی تعداد کتابهائی را که پیرامون قرآن و علوم آن اعم از اهل سنت و امامیه نوشته‏اند بنام«معجم مصنفات القرآن الکریم»فراهم آورده در آن کتاب که در 4 جلد است تعداد 3281 جلد کتاب را پیرامون قرآن کریم گرد آورده و معرفی کرده است». (4)
محقق توانا و متتبع متضلع مرحوم حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعه تعداد 450 تفسیر از تفاسیر شیعه را با نام و مشخصات اجمالی یاد می‏کند». (5)
نگارنده با توجه به تتبع اجمالی که در مورد تفاسیر شیعه انجام داده است تعداد 1500 مورد از تفاسیر شیعه و مفسران نامدار آن را با نگرش به کتب در آیه و حدیث و بیوگرافی و تذکره‏ها و تراجم استخراج کرده و در اختیار دانشجویان و طلاب قرار داده است. (6)
دار القرآن الکریم در قم که هم اکنون سیمنار قرآن کریم از سوی آن مرکز به برگزار می‏گردد تعداد بیش از 3000 مجلد از تألیفات شیعه را تحت عنوان«معجم مصنفات الشیعه حول القرآن الکریم»را اعم از تفسیر و علوم قرآنی با کامپیوتر آماده چاپ و نشر دارد که در اختیار محافل علمی و قرآنی قرار خواهد داد. (7)
این آمار و ارقام مربوط به جهات کمی و سیر تاریخی توجه به قرآن کریم در طول قرون گذشته بود.یقینا این اعداد و ارقام بازگو کننده عشری از اعشار مجموع آنچه صورت پذیرفته است نمی‏تواند باشد چون هر عالم دینی، هر فقیه صمدانی، هر ادیث نکته سنج، هر مفسر قرآن‏شناس، هر تاریخنگار سنت گرا، هر فیلسوف متأله و هر عارف خداجو...سرچشمه معارف و مبنع علوم و دانشهای حقیقی را قرآن کریم می‏دانسته است و بس و معلومات خود را با آن کتاب آسمانی سنجیده و آزمایش می‏نمود.از اینرو به بعداد هر محقق، مفسر، فقیه، ادیب، مورخ، فیلسوف متأله، عالم خداشناس، کتاب تفسیر یا کنکاشی پیرامون قرآن کریم وجود خواهد داشت هر چند کتابخانه‏های فعلی جهان هم اکنون فاقد آن تحقیقات و بررسی‏های ارزشمند و مفید می‏باشد.
در این مقال تلاش بر آن است که بخشی از توجه به جنبه‏های کیفی و کمی قرآن مورد بحث و بررسی قرار گیرد و آن بازگویی و عنایت و دقت مفسران در طول 15 قرن به این کتاب کریم می‏باشد که ضمن مطرح ساختن 15 مفسر نامدار و 15 تفسیر مهم، گوشه‏ای از تلاشهای مسلمین را در این زمینه، بازگو می‏نماییم.


منبع : پژوهشکده ی فرهنگی معارف قرآنی

بی ریا
۱۳۹۵/۰۹/۲۰, ۱۹:۰۲
امیر المومنین علی(ع) امام المفسرین


محققان علوم قرآنی به اتفاق، وحدت نظر دارند که علی(ع)نخستین مفسر قرآن مجید است و جایگاه بلند و شامخ او در انس و آشنایی با حقایق و معارف قرآن انکارناپذیر است.
«سیوطی»می‏نویسد:«خلفای اربعه نخستین مفسران قرآن هستند ولی روایاتی که از سه تن از خلفای راشدین است بسیار اندک می‏باشد و اما آنچه ار علی نقل شده بسیار است و از ابن مسعود نقل می‏کند که قرآن ظاهری دارد و باطنی و باطن و ظاهر آن نزد علی است». (8)
محمد عبد العظیم زرقانی(مدرس علوم قرآن در دانشکده اصول دین مصر)در کتاب«مناهل العرفان»گوید:«امام علی که رضوان خدا بر او باد بیش از دیگر خلفاء زیستند و با وسعت و گسترش یافتن مناطق اسلامی در زمان او نیاز مسلمانان به فهم علوم صحابه بیشتر از پیش گردید، از اینرو منقولات از علی، بیشتر از دیگران است، افزون بر آن، غنای فکری و امتیاز علمی و اشراق و نورانیت قلبی آن حضرت را دیگران نداشتند، سایرین پیش از هر کاری به امور حکومتی پرداختند ولی او به علم و قرآن پرداخت...». (9)
او می‏افزاید:وهب بن عبد اللّه بن ابی الطفیل نقل می‏کند که به هنگام ایراد خطبه علی حضور داشتم که می‏فرمود:«سلونی فو اللّه لا تسألونی عن شئ الا اخبرتکم، و سلونی عن کتاب اللّه، فو اللّه ما من آیة الا و انا اعلم ابلیل نزلت ام بنهار؟افی سهل؟ ام فی جبل؟»و فی روایة عنه قال:«و اللّه ما نزلت آیة الا و قد علمت فیم انزلت؟و این انزلت؟ان-ربی وهب لی قلبا عقولا و لسانا سوولا». (10)
از من سئوال کنید، به خدا قسم که هر چیزی سئوال کنید پاسخ آن را می‏دهم، از من در مورد قرآن سئوال نمائید، به خدا قسم آیه‏ای در قرآن وجود ندارد که شأن نزول و وقت نزول آن را می‏دانم و می‏دانم که روز نازل شده است یا شب، در زمین هموار یا کوه و تپه؟و نیز در روایتی آمده است.به خدا سوگند آیه‏ای نازل نشده است مگر آنکه می‏دانم در چه موردی و در کجا نازل گشته است؟زیرا پروردگار به من دلی اندیشمند و زبانی پرسشگر عطا نموده است».
«ابو نعیم»در حلیة الاولیاء از ابن مسعود نقل کرده است:«قرآن بر اساس حرفو هفتگانه نازل گشته است، حرفی در آن وجود ندارد مگر آنکه ظاهر و باطنی دارد، و ظاهر و باطن حروف در پیشگاه علی بن ابی طالب(ع)حضور دارد». (11)
با توجه به اعترافات فوق و دهها نشان و شاهدی که وجود دارد نخستین کسی که پس از پیامبر خدا به تفسیر قرآن و گردآوری آن پرداخت و روایات فراوانی از او به یادگار ماند، علی(ع)بود. نویسندگان اهل سنت به او لقب«امام المفسرین» یا اعلم اصحاب پیامبر یا«کلام الله الناطق»را داده‏اند. (12)
مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار و مرحوم سید حسن صدر در«تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام»روایات متعددی را در شأن علی(ع) و احادیث تفسیر او آورده‏اند.که طالبان تفصیل به آن دو کتاب مراجعه نمایند. (13)

بی ریا
۱۳۹۵/۰۹/۲۰, ۱۹:۰۲
روش تفسیری امام(ع)




روش تفسیر آن حضرت با توجه به نزدیک بودن به سرچشمه زلال وحی و تغذیه از آن چشمه سار زلال، تفسیر مأثور و منقول بوده است.
در روزگار امیر المؤمنین(ع)تفسیرها از محدوده نقل روایت و تبیین مختصر لغت فراتر نمی رفته است و تفسیر در حقیقت شعبه‏ای از حدیث بمشار می‏آمد.و چون او یکی از مصادیق بارز «الراسخون فی العلم»بوده است علم ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، مطلق و مقید، مجمل و مبین، ظاهر و باطن، تفسیر و تأویل پیش او بوده است، چون او عالم‏ترین افراد به تفسیر و تأویل قرآن بود.

بی ریا
۱۳۹۵/۰۹/۲۰, ۱۹:۰۳
ابن عباس:صحابی مفسر


عبد الله بن عباس بن عبد المطلب بن هاشم پسر عم پیامبر اسلام سه سال قبل از هجرت متولد گردید، او هفت سال در دوران طفولیت عصر پیامر0ص)را درک کرده است، ولی بیشترین بهره و استفاده را از مکتب تفسیری امام علی بن ابی طالب(ع)برده و از رسول الله(ص)روایت کرده است.
عطاء بن ابی رباح نیز در تفسیر قمی، آیه «فهل ینظرون»را از او روایت کرده است.دانش وسیع و اندوخته‏های کامل ام م.جب گشته است که وی را«ترجمان القرآن»یا«حبر أمت»و اعلم الناس عصر خود یا«صدر المفسرین» بنامند.
اهل نظر و تحقیق او را وارث علوم پیامبر اسلام(ص)معرفی نموده‏اند و مشهور است که پیامبر اسلام(ص)در حق او با این لفظ دعا کرد که«اللهم فقهه فی الدین و علمه التأویل»خدایا او را فقیه در دین و عالم و آشنا به تأویل قرآن قرار بده.
پیداست که دعای پیامبر اسلام(ص)در حق او مستجاب و پذیرفته شد، چون تعداد کثیری از احادیث مربوط به معانی و تفاسیر قرآن از او منقول و او در حل معضلات قرآنی یکی از استوانه‏ها و محورها است.
علامه حلی در بخش او از خلاصه در باب حرف عین گفته است:«عبد الله بن عباس از اصحاب و یاران رسول الله(ص)محب و دوستدار و شاگرد علی(ع)بود، شأن او در جلالت و اخلاص نسبت به علی(ع)مشهورتر آن است که مخفی و ناپیدا شد.
«کشّ»در رجال خود احادیثی را که متضمن قدح او می‏باشد روایت کرده است، ولی شأن و عظمت او بالاتر از آن است (15) .
صاحب معجم رجال الحدیث در پایان نقل آراء و نظرات گوناگون، می‏نویسد:«او فردی جلیل القدر و مدافع علی(ع)و حسین(ع)بود و تمام مطالب مربوط به قدح و تضعیف او مخدوش است». (16)
«ابن ندیم»در الفهرست، تفسیر او را پس از تفسیر امام باقر(ع)نام می‏برد و گوید:در کتابهایی که در تفسیر قرآن تألیف شده است نخست کتاب الباقر محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام به روایت ابو الجارود زیاد بن منذر...و کتاب ابن عباس به روایت مجاهد و حمید بن قیس از مجاهد و عیسی بن میمون.از ابو نجیح از مجاهد آن را روایت کرده‏اند. (17)
مرحوم آقا بزرگ تهرانی در کتاب«الذرّیعه» گوید:دو تفسیر به ابن عباس نسبت داده شده است:
1-تفسیر ابن عباس عن الصحابه، تألیف ابو احمد عبد العزیز بن یحیی بن احمد بن عیسی جلودی متوفی 332 ه.
2-تفسیر تنویر المقیاس من تفسیر عبد الله بن عباس:این تفسیر نیز که در چهار جزء قرار دارد و در برگیرنده بخشی از آیات کریم است نه همه آیات و اخیرا در مصر به سال 1290 چاپ شده است و فرید وجدی و دیگران آن را از تألیفات ابن عباس شمرده‏اند. (18)
در این دو تفسیر می‏توان روایات منقول از ابن عباس را مشاهده کرد، اما اینکه تألیف مستقل یا اثر مستقیم او باشد بعید بنظر می‏رسد، چون در کتاب:«الضوء اللامع»تألیف حافظ شمس الدین محمد بن عبد الرحمان سخاوی آن را به محمد بن یعقوب فیروزآبادی صاحب قاموس متوفی 817 ه نسبت داده و از ابن عباس روایت کرده است با آنچه در این تفسیر در بولاق به سال 1290 ه ق یا آنچه در بمبئی هندوستان چاپ شده است تفاوت دارد در آندو چاپ سند رواست کتاب به عمار بن عبد الحمید هروی می‏رسد که روایتگر از علی بن اسحاق سمرقندی متوفی 237 بوده است و سمرقندی از محمد بن مروان(سدی صغیر) متوفی 186 ه روایت می‏کند و او از محمد بن سائب کلبی متوفی 146 ه و او نیز از ابو صالح میزان بصری و او نیز از ابن عباس روایت می‏نمود (19) .
چون سیوطی در کتاب«الاتقان»ضمن نقل دعای«اللهمعلمه الحکمة»یا«اللهم بارک فیه و انشر منه»راههای منتهی به ابن عباس را نقل می‏کند و می‏گوید سند کلبی از ابی صالح میزان بصری ضعیف‏ترین سندها است. (20)
ولی ابن عدی در الکامل می‏گوید:«کلبی احادیث شایسته و خاصی از ابو صالح میزان بصری دارد و آن معروف به«تفسیر»است و تفسیری طولانی و پرمایه‏تر از آن وجود ندارد و پس از او مقاتل بن سلیمان تفسیری دارد ولی تفسیر کلبی برتر از آن است چون در تفسیر مقاتل مسلکهای ردّی نیز وجود دارد». (21)
خلاصه آنکه در پیشگامی و صدر المفسرین بودن یا ترجمان القرآن بودن ابن عباس شک و تردیدی نیست و احادیث تفسیری متعددی از او در زمینه آیات قرآن و احکام فقهی نقل شده است ولی تفسیر«تنویر المقیاس»که منتسب به ابن عباس است و نوعا شرح لفظی و لغوی آیات می‏باشد و گاهی شأن نزول آیات را نقل می‏کند و این کتاب در 400 صفحه بزرگ قرار دارد که در چاپخانه الاستقامة مصر در سال 1380 تجدید چاپ شده و در آغاز سوره‏ها آمده است«و من السورة التی یذکر فیها البقره»یا یذکر فیها «النحل»نمی‏تواند اثر تألیفی ابن عباس باشد.
ابن عباس پس از عمری تلاش و کوشش در راه احیای مواریث رسالت در سال 68 ه در طائف درگذشت.

بی ریا
۱۳۹۵/۰۹/۲۰, ۱۹:۰۴
سدی مفسر قرن دوم


قرن دوم اسلامی علم تفسیر از توسعه و گسترش نسبتا بیشتری برخوردار بوده است، این قرن که دوره تابعان یا تابعان بمشار می‏آید، در تفسیر قرآن، علاوه بر اتکاء به قرآن و کلام پیامبر(ص)آراء و اقوال صحابیان نیز مد نظر قرار می‏گیرد.در این دوره با گسترش فتوحات اسلامی و مهاجرت برخی از محدثان به نواحی گوناگون، حوزه‏های اسلامی متنوعی، بوجود آمد.مانند حوزه مکه، مدینه، عراق و غیره.
ابو محمد اسماعیل بن عبد الرحمن کوفی معروف به«سدی»(متوفی 127)از مفسران عهد تابعین و از اصحاب امام سجاد و امام صادق(ع) می‏باشد او قرشی تابعی و کوفی و منتسب به «سدّه»مسجد کوفه می‏باشد و از نوادگان او، سدی صغیری محمد بن مروان بن عبد اللّه بن اسماعیل سدی است.او روایتگر تفسیر ابن عباس از محمد بن سائب کلبی می‏باشد.
سیوطی در الاتقان گوید:«اسماعیل سدی تفسیر خود را با اسناد به ابن مسعود و ابن عباس نقل می‏کند و از پیشوایان تفسیر مانند سفیان ثوری و شعبه روایت می‏نماید تفسیر سدی یکی از بهترین و کاملترین تفاسیر می‏باشد». (22)
او در پایان می‏افزاید:«محمد بن جریر طبری» اغلب از«تفسیر سدی، نقل می‏کند». (23)
مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانی در«الذریعه الی‏ تصانیف الشیعه»پیرامون تفسیر سدی چنین می‏نویسد:«مؤلف آن ابو محمد بن اسماعیل بن عبد الرحمن بن ابی کریمه القرشی الاتابعی الکوفی معروف به«سدی کبیر»منتسب به سده مسجد کوفه، مفسر معروفی است که در سال 12 از دنیا رفته است او از اصحاب و یاران امام علی بن الحسین محمد بن علی و جعفر بن محمد علیهم السلام بوده و از نوادگان او سدی صغیر محمد بن مروان بن عبد اللّه بن اسماعیل متوفی 186 می‏باشد همان فردی که روایتگر تفسیر این عباس از طریق محمد بن سائب کلبی است که در سال 146 از دنیا رفته است و گاهی به علت مصاحبت و مجاورت با کلبی او را محمد بن مروان کلبی نیز می‏گویند آنچنان که در تاریخ بغداد(ج 3، ص 293)آمده است...
آقا بزرگ تهرانی می‏افزاید:«علامه سید هاشم کتکانی در تصانیف خود از تفسیر سدی نقل می‏کند:«سدی مفسر معروف، معاصری نیز دارد که در اسم، لقب و مذهب با او اشتراکه دارد ولی او مفسر نیست بلکه اسماعیل بن موسی فزاری سدی کوفی است که در سال 145 فوبت کرده است و ابن حجر عسقلانی در کتاب«التقریب»شرح او را می‏نگارد آنچنان که شرح حال سدی مفسر را نیز آورده و تصریح به تشیع او نموده است». (24)

بی ریا
۱۳۹۵/۰۹/۲۲, ۱۰:۵۸
سبک تفسیری




سدی با توجه به دوره تدوین آن می‏بایست تفسیر به مأثور و منقول باشد.
طبری مورخ و مفسر معروف فراوان از او نقل می‏کند ولی کتابی با نام خاص او به نظر نگارنده نرسیده است.معلوم می‏شود که قبلا چنین تفسیری وجود نداشته، لیکن به دست ما نرسیده است.

بی ریا
۱۳۹۵/۰۹/۲۲, ۱۰:۵۸
طبری مفسر قرن سوم و چهارم



قرن چهارم نسبت به دو قرن پیش، از بالندگی و شکوفایی بیشتری برخودار است.در قرن چهارم مباحث متنوع کلامی وارد مباحث تفسیری گردیده است، آثار فکری اشاعره، معتزله صفاتیه، حشویه، کرامیه، امامیه در آنها پیداست.
مجادلات کلامی:مانند قدم و حدوث قرآن7 مخلوق بودن یا عدم خلقت آن، ندامت از گناهان کبیره و پذیرش توبه یا عدم پذیرش آن، احیانا با نتیجه گیریهای سیاسی و اجتماعی، به تفاسیر موجود آن قرن رنگ و جلای ویژه خود را داده است.
در قرن سوم و چهارم هجری روش تدبر تعمق در قرآن، گزینشهای عقلی همراه روش نقلی، شور و شوق در مردم ایجاد نموده و مقدمات یک رنساس و تحول فرهنگی را در جهان اسلام بوجود آورده است، خلفای عباسی که خود را حامی و مشوق فراگیری علوم قرآن معرفی می نمودند در برابر امواج خروشان اطلاح طلبان و اندیشمندان اسلامی نتوانسته‏اند مقاومت نمایند، آنان نیز هم رأی با مردم به ایجاد کتابخانه و روی آوردن به مفاهیم قرآنی و انس و آشنایی با تفسیر، جلسات بحث و مناظره تشکیل داده‏اند.
تفسیر«جامع البیان فی تفسیر القرآن»محمد بن جریر طبری(م 310)یکی از مهم‏ترین و ارزشمندترین تفاسیر قرن سوم و اوائل قرن چهارم می‏باشد که آن را«ام التفاسیر»نامیده‏اند.
«سیوطی»در الاتقان می‏گوید:«تفسیر طبری یکی از پر ارزشترین و بزرگترین تفاسیری است که به نقل اقوال و ترجیح برخی از آنها به برخی دیگر، و اعراب گزاری و استنباط اقوال، می‏پردازد از این نظر بالاتر از تفاسیر پیشینیان می‏باشد. تفسیر طبری گسترده‏ترین و کهن‏ترین تفسیر مدون می‏باشد که بسیاری از مفسران از سفره علم و فضل آن بهره جسته‏اند، ابو حامد اسفراینی گفته است اگر فردی در راه بدست آوردن تفسیر طبری به«چین»مسافر کند کار بزرگی انجام نداده است...» (25)
کتاب با خطبه‏ای در ستایش خداوند و درود بر پیامبر اسلام آغاز و سپس شرحی درباره ویژه‏گیهای قرآن مجید، بلاغت، فصاحت، اعجاز، ارائه کرده است، پس از آن در ضمن فصولی از مقدمات تفسیر قرآن سخن به میان آورده از قبیل وحدت معانی قرآن یا معانی زبانی عربی تبیین حدیث، نزول قرآن به هفت حرف، شیوه‏هائی که با آگاهی به آنها می‏توان به تأویل قرآن پراخت، اخبار منع تأویل به رأی و...» (26)
روش تفسیری تفسیر طبری را گر چه می‏توان از «تفاسیر مأثور»شمرد ولی نویسنده در عین حال از پراختن به علوم و معارف زمان خود هم غفلت نداشته است.طبری در تفسیر خود بیش از فراء(م 207 ه)و ابو عبیدة معمر بن مثنی(م 210 ه) مؤلف مجاز القرآن از بلاغت قرآن بحث کرده است. و به برخی از تفاوتهای کلمه‏ای قرآن اشاره دارد.
تفسیر طبری یکی از گسترده‏ترین و کهن‏ترین تفاسیر کامل روائی است که بسیاری از مفسران از محتوای غنی آن سود جسته‏اند.این تفسیر به زبان فارسی، فرانسه و انگلیسی نیز ترجمه شده است.
محمد بن جریر طبری از مورخان، محدثان و مفسران بزرگ اسلامی است او در سال 224 هجری در آمل مازندران(طبرستان)متولد گردید و در پایان روز شنبه 26 شوال 310 هجری در بغداد از دنیا رفت وی از خردسالی به قرآن و آموختن آن عشق می‏ورزید و به همین جهت قرآن را حفظ کرد، در اوان جوانی برای تحصیل به بغداد رفت و از آنجا به قصد توسعه معلومات خود و سیر در آفاق به جهانگردی پرداخت، او گرفتار مظالم و تعدیات حنبلیان شد و بالأخره در خانه خود در بغداد محبوس و پس از مرگ همانجا مدفون گردید. (27)

بی ریا
۱۳۹۵/۰۹/۲۲, ۱۰:۵۹
شیخ طوسی مفسر قرن پنجم



قرن پنجم هجری از نظر تفسیر و مفسران از قرون درخشان اسلامی است.در این قرن در اثر برخوردهای فکری ملل گوناگون و نیز به برکت توسعه زبان عربی، علوم مربوط به قرآن نیز پیشرفت شایان توجهی داشته است.
زبان عربی، زبان فرهنگ و معارف اسلامی، علوم ادبی:لغت، صرف، نحو، معانی و بیان با هدف و انگیزه تبیین مفاهمی اعجازی قرآن، توسعه و گسترش خاصی داشته است، چون میزان و معیار سخن بلیغ، قرآن مجید بود، شعراء و ادباء سعی و تلاش داشتد تا مفردات و ترکیبات قرآنی را در نوشته‏های خود به کار گیرند.
نظامی عروضی در سرآغاز خود تصریح‏ می‏کند:«دبیر باید نخست به کلا رب العزة عادت کند اگر آیتی از قرآن بداند از عهده ولایتی بر اید». (28)
در قرن پنجم ادبیات فارسی نیز دوران طلائی خود را داشته است و شاعرانی مانند ابو الحسن بهرایم سرخسی(م 500)، محمد بن محمود بدایعی بلخی، حکیم مجد الدین ابو الحسن اسحق کسائی، عنصری بلخی و فردوسی طوسی در آن دوره می‏زیستند.
در این قرن مرحوم شیخ طوسی، شیخ الطائفه پیشوای علمی و فقهی در نجف اشرف درخشید.و برمسند زعامت فقهی و بر کرسی تدریس تفسیر و علوم قرآنی قرار گرفت و تفسیر بزرگ و عظیم «التبیان»را بوجود آورد که سر منشأ آثار و برکات فراوان در عرصه علوم قرآنی گردید و هم زمان با آن تفسیر بود که علم الهدی کتاب«الشافی» و برادرش سید رضی حقائیق التأویل فی«متشابه التنزیل»را به رشته تحریر کشیدند.
شماره کتابهائی را که در نزدیکی‏های ولادت شیخ طوسی در تفسیر قرآن تألیف یافته بود بنا به نقل ابن ندیم در الفهرست بالغ بر 252 جلد بوده است اما تعداد رجالی که اقوالشان در تبیان درج شده است بیش از 360 نفر می‏باشد. (29)

بی ریا
۱۳۹۵/۰۹/۲۹, ۰۹:۱۶
تفسیر تبیان



ابو جعفر محمد بن الحسن بن علی الطوسی معروف به شیخ الطائفه(460-385)استاد مسلم فیه، اصول، تفسیر، حدیث و امام و پیشوای فقهی شیعه در قرن پنجم است، از او آثار فراوان فقهی، کلامی رجالی به یادگار مانده که آقا بزرگ تهرانی در مقدمه تبیان 47 اثر را نام می‏برد». (30)
مرحوم آقا بزرگ تهرانی که خود در احیاء و زنده کرده تفسیر تبیان همراه آیة الله العظمی حجت کوه کمری نقش ارزنده و مؤثری دارد، در مورد این اثر بزرگ می‏نویسد:
«تبیان این کتاب بزرگ و اثر نفسی و ارزشمند که اکنون در کسوت طبع پا به عرصه مطبوعات می‏نهد، نخستین تفسیری است که مؤلف آن، انواع علوم قرآنی را در آن جا داده و خود به فهرست این علوم، در دیباج کتاب اشاره نموده که تا آن روز همانند آن صورت نپذیرفته بود.پیشوای مفسران شعه امین الاسلام طبرسی نیز به این امر اعتراف کرده در مقدمه مجمع البیان، گفته است:«تبیان تفسیری است که از نور روشنائی حق اقتباس می‏کند و آثار صدق از آن لائح است، اسرار بدیع و شگفتی را در بردارد«علامه بزرگوار سید مهدی بحر العلوم در«الفوائد الرجالیه»در مورد آن گوید:«اما تفسیر تبیان یک کتاب بزرگ و بی‏نظیر در میان تفاسیر می‏باشد شیخ طبرسی در تفسیر خود به تبیان نزدیک می‏گردد و از اقیانوس آن بهره می‏گیرد»و در آغاز کتاب خود به آن اعتراف می‏ورزد، با اینکه ابن ادریس عجلی(م 598)با شیخ الطائفه در مقام ایستادگی و مقاومت ورد و عقاید و افکار فقهی برآمده و نخستین فردی است که با آراء و اقوال او مخالفت ورزیده است ولی در
برابر عظمت تفسیر التبیان خضوع می‏کند.و به جلالت آن اعتراف و به استحکام تبیان و اصول آن اقرار می‏ورزد (31) و خود به تلخیص آن به نام «مختصر التبیان»می‏پردازد که اخیرا در دو جلد انتشار یافته است. (32)

بی ریا
۱۳۹۵/۰۹/۲۹, ۰۹:۱۶
روش تفسیری



تفسیر تبیان جامع و دربرگیرنده علوم و فنون مربوط به قرآن می‏باشد، در آن تفسیر به قرائت، اعراب، محکم، متشابه، ناسخ و منسوخ و پاسخ به مطاعن ملحدین، مانند:مشبهه، مجبره، مجسمع... پرداخته است
در سرآغاز آن اینچینی نگاشته شده «الحمد لله اعترافا بتوحیده و اخلاصا بربوبیته و اقرار بجزیل نعمته...»
او خود در پیشگفتار در مورد روش تفسیری خویش می‏نویسد:«عاملی که مرا واداشت که این کتاب را تألیف نمایم این بود که تاکنون احدی از اصحاب و یاران قدیم و جدید را پیدا نکردم کتابی بنویسد که در برگیرنده محتوی تمام قرآن و مشتمل بر انواع معانی آن باشد آنان تنها به نقل روایت از کتابهای حدیث پرداخته‏اند و از میان علمای امت افرادی که به تفسیر پرداخته‏اند، یا اطاله داده‏اند مانند طبری و غیره، یا کوتاه و به اختصار پرداخته و تها به ذکر معانی غریب و شگفت آیات بسنده کرده‏اند.
افرادی مانند زجاج و فراء و امثال آنان از نحویان همت خود را به اعراف و صرف و نحو آن نهاده‏اند، مفضل بن سلمه و دیگران به لغت و اشتقاق آن پرداخته‏اند و متکلمان مانند:ابو علی جبائی و دیگران همت خود را به معانی کلامی آن مصروف داشته‏ااند و برخی به بسط فروغ فقهی و اختلاف فقهاء و غیره پرداخته‏اند، مانند بلخی و غیره، صالح‏ترین فردی که روش معتدلی را در این مورد پیموده است محمد بن بحر ابو مسلم اصفهانی، علی بن عیسی رمانی هستند که کتابهای آنان بهترین تصنیف در این مورد می‏باشد، فقط ایرادی که آنها دارن اطاله داده و چیزهایی را که مورد نیاز نیست در تفسیر دارد ساخته‏اند.از دوستان و اصحاب خود فراوان می‏شنیدم که درخواست داشتند کتاب متوسطی بوجود آید که در برگیرنده فنون علم قرآن، قرائت، معانی، اعراب، متشابه و پاسخ مطاعن ملحدین، مانند مجیره مشبهه و مجسمه می‏باشد، بر این اصول شروع به نوشتن این تفسیر نمودم.» (33)
شیخ طوسی در پایان کتاب به شمارش آیات قرآن و دیگر اطلاعات عمومی آن می‏پردازند و می‏گوید:«آیات قرآن بر اساس شمارش بصریان 6204 آیه و بر اساس شمارش اهل مدینه 6207 آیه و بر اساس شمارش اهل بصره 6236 آیه و تعداد کلمات آن 79277 و تمام حروف آن 3230015 حرف است»و تعداد نقطه‏های آن یکصد و شصت و پنچ هزار و هشتاد و یک نقطه می‏باشد.»{(34)

بی ریا
۱۳۹۵/۱۰/۰۸, ۱۴:۱۹
طبرسی مفسر قرن ششم



در قرن ششم تفاسیری بسیاری مانند کشاف زمخشری، تفسیر ابو الفتوح رازی، تفسیر قطب رواندی، تفسیر ضیاء فضل بن علی حسنی و تفاسیر متنوع دیگر درخشیده‏اند بطوری که می‏توان این قرن را«قرن قرآن»و تفسیر ان نام نهاد، عصری که توانسته است تفسیری مانند«مجمع البیان»را در خود بپروراند.
ابو علی فضل اللّه بن حسن طبرسی(548- 480/468)ملقب به امین الاسلام اصلا از اهل تفرش می‏باشد که در ذی قعده 53 از تألیف این
تفسیر فراغت یافته است.در مجموع تفاسیری که پیرامون قرآن کریم نگاشته شده است این تفسیر جایگاه یژه‏ای دارد.
مجمع البیان و عصر طبرسی:
تفسیر مجمع البیان به اتفاق آراء اهل سنت و شیعه، در جامعیت، اتقان، بی‏طرفی، ترتیب و تنظیم دقیق و تبیین مقاصد آیات منزلت خاصی دارد.
شیخ عبد الحمید(مفتی مصر و رئیس سابق دانشگاه الازهر)می‏گوید:«مجمع البیان کتابی‏است گرانقدر سرشار از دانش آکنده از فواید با ترتیبی نیکو، اگر بگویم این تفسیر سرآمد کتابهای تفسیری و مرجع دانشها و بحثهای قرآنی است، مبالغه نکرده‏ام.» (35)
شیخ محمود شتلوت(منادی وحدت جهان اسلامی)در مقدمه‏ای که بر چاپ مصری این تفسیر نوشته است می‏گوید:«مجمع البیان در میان کتابهای تفسیری بی‏همتا است، این تفسیر با گستردگی، ژرفایی و تنوع مباحث، تبویب، ترتیب، نظم و پیرایش مطالب، دارای خصوصیت و ویژگی خاصی است که در میان تفاسیر پیش از او بی‏نظیر و در میان آثار پس از آن کم نظیر است.» (36)
دکتر محمد حسین ذهبی در التفسیر و المفسرون می‏نویسد:«طبرسی در تمام مباحثی که در مجمع البیان وارد شده به زیبائی و نیکویی سخن رانده، آنگاه که از قرائتها و چگونگی آنها بحث کرده است.هنگامی که از اعراب و مباحث آن سخن گفته است یا هنگامی که از فقه و مباحث و اقوال فقهاء سخن به میان آورده سات و به دفاع از مذهب خویش پرداخته است و رأی خود را آشکار ساخته است، مؤلف آن اقوال پیشینیان را مطرح می‏کند و با نقد و بررسی اقول، سخن را بر می‏گزیند و از انصافی شایسته برخوردار است و در مرام خود غلّو و افراط نمی‏کند.» (37)
مرحوم شهید ثانی در اجازه روایتی که به ابن خازن حائری داده است از مجمع البیان به عنوان «بی‏نظیر»نام برده و می‏گوید«روایت کتاب مجمع البیان تألیف امین الاسلام ابو علی الفضل الطبرسی را اجازه دادم و آن کتابی است که نظیر آن تألیف نشده است». (38)
سید حسن صدرمی‏نویسد:«تفسیر مجمع البیان اسمی است هماهنگ با مسمی و لفظی است جامع معنی که در ده جزء قرار دارد، تفسیری است که در اسلام نظیر آن نگاشته نشده است تمام فنون قرآن را با کوتاهترین بیان به نیکوترین وجه عرضه کرده، و الحق راهنمای آثار تفسیری گذشتگان می‏باشد. (39)

بی ریا
۱۳۹۵/۱۰/۰۸, ۱۴:۲۰
مجمع البیان و عصر طبرسی:




تفسیر مجمع البیان به اتفاق آراء اهل سنت و شیعه، در جامعیت، اتقان، بی‏طرفی، ترتیب و تنظیم دقیق و تبیین مقاصد آیات منزلت خاصی دارد.
شیخ عبد الحمید(مفتی مصر و رئیس سابق دانشگاه الازهر)می‏گوید:«مجمع البیان کتابی‏است گرانقدر سرشار از دانش آکنده از فواید با ترتیبی نیکو، اگر بگویم این تفسیر سرآمد کتابهای تفسیری و مرجع دانشها و بحثهای قرآنی است، مبالغه نکرده‏ام.» (35)
شیخ محمود شتلوت(منادی وحدت جهان اسلامی)در مقدمه‏ای که بر چاپ مصری این تفسیر نوشته است می‏گوید:«مجمع البیان در میان کتابهای تفسیری بی‏همتا است، این تفسیر با گستردگی، ژرفایی و تنوع مباحث، تبویب، ترتیب، نظم و پیرایش مطالب، دارای خصوصیت و ویژگی خاصی است که در میان تفاسیر پیش از او بی‏نظیر و در میان آثار پس از آن کم نظیر است.» (36)
دکتر محمد حسین ذهبی در التفسیر و المفسرون می‏نویسد:«طبرسی در تمام مباحثی که در مجمع البیان وارد شده به زیبائی و نیکویی سخن رانده، آنگاه که از قرائتها و چگونگی آنها بحث کرده است.هنگامی که از اعراب و مباحث آن سخن گفته است یا هنگامی که از فقه و مباحث و اقوال فقهاء سخن به میان آورده سات و به دفاع از مذهب خویش پرداخته است و رأی خود را آشکار ساخته است، مؤلف آن اقوال پیشینیان را مطرح می‏کند و با نقد و بررسی اقول، سخن را بر می‏گزیند و از انصافی شایسته برخوردار است و در مرام خود غلّو و افراط نمی‏کند.» (37)
مرحوم شهید ثانی در اجازه روایتی که به ابن خازن حائری داده است از مجمع البیان به عنوان «بی‏نظیر»نام برده و می‏گوید«روایت کتاب مجمع البیان تألیف امین الاسلام ابو علی الفضل الطبرسی را اجازه دادم و آن کتابی است که نظیر آن تألیف نشده است». (38)
سید حسن صدرمی‏نویسد:«تفسیر مجمع البیان اسمی است هماهنگ با مسمی و لفظی است جامع معنی که در ده جزء قرار دارد، تفسیری است که در اسلام نظیر آن نگاشته نشده است تمام فنون قرآن را با کوتاهترین بیان به نیکوترین وجه عرضه کرده، و الحق راهنمای آثار تفسیری گذشتگان می‏باشد. (39)

بی ریا
۱۳۹۵/۱۰/۱۰, ۱۳:۴۱
روش تفسیری



صاحب کشف الحجب و الاستار ضمن معرفی آن در مورد روش تفسیری و ارزش تألیفی آن می نویسد:«مجمع البیان در مطلع تفسیر هر سوره می‏گوید این سوره مکی است یا مدنی؟سپس‏ اختلاف قرائتها را می‏شمرد، آنگاه علل و انگیزه‏های احتجاجات را مطرح می‏سازد پس از آن اعراب و مشکلات آن را می‏نویسد، پس از آن معانی نزول و اسباب آن می‏پردازد، پس از آن معانی احکام، تأویلات قصص و عوامل آنها رابیان می‏دارد، پس از آن انتظام آیات را بازگو می‏کند و در مطلع آن چنین آمده است:«الحمد لله الذی ارتفعت عن مطارح الفکر جلالته و جلت عن مطامح الهمم عزته...» (40) در پایان سخن فاضل نوری در مستدرک الوسائل را بعنوان«ختامه مسک»در معرفی تفسیر مجمع البیان و مؤلف عالیقدر او قرار می‏دهیم، جایی که می‏فرماید:«مجمع البیان تفسیری است که مفسران بر آستان با عظمت آن اعتکاف ورزیده‏اند» (41)

بی ریا
۱۳۹۵/۱۰/۱۱, ۱۱:۵۸
زمخشری مفسر قرن ششم


محمود بن عمر بن محمد بن عمر نحوی لغوی، ملقب به جار الله زمخشری(647-538) در یکی از قراء خوارزم به نام زمخشر به دنیا آمد، نحو و صرف، علوم معانی و بیان را در آن سرزمین در محضر پدر تحصیل کرد و در زمینه ادبیات عربی و شناخت انساب عرب معلوماتی کسب نمود سپس به مکتب فکری اعتزال گرائید و مردم را به سوی آن دعوت کرد.او به بیت اللّه الحرام هجرت کرد و مجاورت خانه خدا را اختیار نمود، به آن مناسبت«جار الله»لقب گرفت و تفسیرش را بنا به خواهش معتزلیان مکه در ایام اقامت در شهر در مدت دو سال و سه ماه نگاشت و آغاز آن در ماه رمضان 513 و فراغت از آن در محرم 515 ه صورت پذیرفت، او از یک پا عاجز بود و گفته‏اند به علت سرمازدگی و برف سنگین خوارزم به این عارضه دچار شد.وی با چوب حرکت می‏کرد بر این امر شهادتنامه‏ای با امضاء جمعی از مطلعین فراهم آورده بود که از حال او اطلاع داشتند تا حمل بر معانی دیگر نشود.او دوبار به مکه مهاجرت کرد و به وطن بازگشت تا اینکه در سال 538 در گرگانج زندگی را بدرود گفت، او یکی از برجستگان ادب و بلاغت و یکی از صاحب نظران تفسیر، حدیث، لغت و معانی و صاحب تألیفات گرانسنگ می‏باشد.
کشاف پس از ذکر نام خدا به این صورت آغاز می‏گردد:«الحمد للّه الذی انزل القرآن کلاما مؤلفا منظما و نزله بحسب المصالح منجما، و جعله بالتحمید مفتتحا و بالأستعاذه مختتما و اوحاه علی قسمین متشابها و محکما و فصله سورا و آیات و میزه بینهن بفصول و غایات».
در این خطبه افتتاحیه اشاره صریحی به موضع گیری معتزله در برابر خلقت قرآن و حدوث آن در برابر قدمت و غیر مخلوق بودن اشعریان و برخی از اهل حدیث، وجود دارد.

بی ریا
۱۳۹۵/۱۰/۱۶, ۱۷:۱۳
ویژگیهای و امتیازات تفسیر کشاف




از حشو و زوائد و اطاله بی‏فائده عاری است.
کشاف از نقل و بازگویی قصص و داستانهای‏ بی‏حقیقت خالی است و در جائی که تردید دارد با لفظ«روایت شده است»ضعف آن را نشان می‏دهد.
کشاف در بیان معانی بر لغت عرب و اسلوبهای ادبی تکیه دارد.
به علم معانی و بیان و توضیح نکات ادبی به عنوان یکی از ابزار اعجاز تکیه فراوان دارد.
راه و رسم توضیح مطلب را از طریق ایجاد پرسش و پاسخ عنوان می‏نماید.
مکتب اعتزال را پذیرفته است و و منطق منزلة بین المنزلتین را که مسلک اعتدالی معتزلیان است قبول دارد و افعال بندگان را مخلوق خود آنان می‏داند و رؤیت خدا در روز قیامت برخلاف نوع اشعریان، محال و ممتنع می‏داند و ایمان را اعتقاد به جنان و اقرار به لسان و عمل به ارکان معرفی می‏کند. (42)

بی ریا
۱۳۹۵/۱۱/۰۱, ۱۹:۲۹
گفتار بزرگان درباره کشاف



1-شیخ احمد هروی یکی از حاشیه‏نگاران کشاف گوید:«تفسیر کشاف از جایگاهی بلند و منزلتی عظیم برخودار است، تفسیری همانند آن در میان پیشینیان و متأخران دیده نشده است، آگاهان و چیره‏دستان فن، به متانت و استواری متن، تنظیم زیبا و ظریف مطالب و شیوه دلپسند و شگفت‏انگیز آن اتفاق نظر دارند...». (43)

2-ابن خلدون در مقدمه دیوان العبر گوید: «کشاف در زمینه لغت، اعراب، بلاغت بهترین تفسیرها است ولی زمخشری پیرو عقاید معتزله می‏باشد و در نتیجه هر جا که در آیات قرآن به شیوه‏های بلاغت برخورد به مذاهب و معتقدات فاسد ایشان استدلال می‏کند و به همین سبب محققان مذهب سنت از آن دوری می‏جویند و عامه مردم را از آن بر حذر می‏دارند....ولی با این همه محققان مزبور به رسوخ قدم وی در مسائلی که به زبان و بلاغت متعلق است اعتراف دارند...» (44)

3-ذهبی در التفسیر والمفسرون، در بابی از کتابش به نام«معتزله و جایگاه آنان در تفسیر قرآن کریم»گوید؛:«زمخشری امام و پیشوای بزرگ در تفسیر، حدیث، لغت و ادب می‏باشد او دارای تألیفات بدیع در انواع علوم است، نظیر کتاب تفسیر او هرگز تألیف نیافته است، از تألیفات او المحاجاة در مسائل نحوی، المفرد و المرکب در علوم عربی الفائق در حدیث، اساس البلاغه در لغت«المفصل»در نحو، رؤوس المسائل در فقه و...می‏باشد». (45)

4-خود در مورد تفسیر خویش گوید:
ان التفاسیر فی الدنیا بلا عدد
و لیس فیها لعمری مثل کشافی
{
ان کنت تبغی الهدی فالزم قرائته
فالجهل کالداء و الکشاف کاالشافی.
46
«تعداد تفاسیر در دنیا بی‏شمار است، ولی سوگند به جانم در میان آنان همانند«کشاف»وجود ندارد، اگر طالب هدایت و جویاگر سعادت هستی پس مطالعه و قرائت آن را پیش گیر چون جهل و نادانی درد است و کتاب کشاف داروی شفابخش آن می‏باشد.»
تعلیقه‏ها و حواشی:به علت اهمیت و موقعیت ممتازی که تفسیر کشاف دارد از آن روزهای نخست انتشار، مورد توجه محققین، فضلا و دانشمندان جهان اسلام قرار گرفته است، تعلیقات، تذییلات و بررسیها و رد و نقد و تحلیلهای فراوانی براساس آن انجام داده‏اند که از آن میان می‏توان کتابهای زیر را نام برد:
1-الکاف الشاف، تألیف مرحوم امین الاسلام طبرسی و تفسیر جوامع الجامع که محور اصلی‏اش همان تفسیر کشاف بوده است.
2-انوار التنزیل و اسرار التأویل، تألیف عبد الله بن‏ عمر بیضاوی که آن را«سید المختصرات» نامیده‏اند.
3-تقریب التفسیر، از علامه قطب الدین محمد شیرازی.
4-فتوح الغیب فی الکشف عن قناع الریب، تألیف شرف الدین حسن ابن محمد طیبی.
5-شرح شواهد الکشاف، از قطب الدین محمد تحتانی رازی.
6-شرح شواهد الکشاف، از خضر بن محمد موصلی(در دو جلد که متضمن شرح اشعار و شواهد ادبی آن است).
7-آنموذج الکشاف، تألیف شمس الدین محمد کرمانی(از شاگردان قاضی عضد الدین یحجی از علمای شافعی).
نقدها و اعتراضها:1-«الانتصاب»تألیف احمد بن محمد المنیر اسکندری مالکی(همراه چاپ کشاف آمده است).
2-الکافی الشافی، در تخریج احادیث کشاف حافظ ابن حجر عسقلانی همراه چاپ کتاب آمده است.
3-حاشیه شیخ محمد علیان مرزوقی بر تفسیر کشاف، همراه چاپ کتاب آمده است.
4-مشاهد الانصاف علی شواهد الکشاف بر تفسیر، کشاف همراه چاپ کتاب آمده است.

این کتاب بارها در بلاد اسلامی به چاپ رسیده است از آن میان دو چاپ از شهرت بیشتری برخودار است:

1-چاپ چهار جلدی به قطع وزیری همراه با «الانتصاف منیر اسکندری، الکافی الشافی فی تخریج الاحادیث ابن حجر عسقلانی، حاشیه شیح محمد علیان مرزوقی و مشاهد الانصاف»این چاپ هم اکنون در قم افست گردیده است.
2-چاپ چهار جلدی به قطع رحلی همراه با حواشی سید شریف جرجانی و در پایان کتاب «تنزیل الایات علی شواهد البینات»محب الدین افندی و نیز در چاپ دیگر بدون حواشی سید شریف جرجانی است.

بی ریا
۱۳۹۵/۱۱/۰۱, ۱۹:۳۰
سبک و شیوه تفسیری:




تفسیر کشاف نخست بخشی از آیات را نقل می‏کند و توضیح و تفسیر ادبی در مورد آن انجام می‏دهد سپس بخش دیگر آیه را نقل می‏نماید و در پایان حدیث مربوط به آیه را ذکر می‏کند آنگونه که در سوره حمد انجام داده است.
تفسیر کشاف را می‏توان یک تفسیر ادبی و کلامی بشمار آورد که جنبه‏های ادبی و بلاغی آن بر دیگر ابعاد تفسیری آن غلبه دارد.خود سخن جا حظ را در این مورد نقل می‏کند جائی که گفته است:«فقیه هر چند که در علم فتاوی و احکام بر اقران و امثال خود تبرز یابد متکلم هر چند که بر اهل دنیا در صناعت کلام برتری جوید و حافظ قصص و اخبار هر چند پر حافظه‏تر از«ابن القریه» * باشد واعظ هر چند که از حسن بصری واعظتر باشد، نحوی هر چند نحوی‏تر از سیبوبه باشد، لغت‏دان هر چند تسلط کامل بر لغات داشته باشد، باز نمی‏تواند حقایق قرآن را دریابد، مگر فردی که در این دو علم مخصوص قرآن که عبارت از علم معانی و بیان باشد تبحر و مهارت داشته و مدتی در آن دو علم وقت صرف کند و زمانی رنج و تعب فراگیری آن دو را چشیده باشد تا راز معجزه پیامبر را دریابد و هم تحقیق داشته باشد و هم حفظ نگهداری، پر مطالعه، و پر مراجعه باشد.... (47) (*)القریه با کسر قاف و تشدید و راء مکسوره یکی از فصحای عرب است که نامش ایوب بود و قریه نام ما در اوست (ذهبی در التفسیرو المفرسون)