PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تفاوت ترجمه و تفسیر قرآن



بی ریا
۱۳۹۵/۱۰/۱۰, ۱۳:۲۳
به نام خدا



ترجمه و تفسیر به چه معنا است؟ و بین آنها چه فرقی وجود دارد؟

پاسخ اجمالی :



«ترجمه»؛ در لغت به معناى روشن کردن و توضیح دادن است و در اصطلاح، برگرداندن کلامی از زبانى به زبان دیگر است. شیوه‌های ترجمه عبارت‌اند از: ترجمه تحت اللفظى یا همگام، ترجمه آزاد و ترجمه تفسیرى.
تفسیر در لغت به معناى روشنى و روشنگرى، پرده برداشتن، کشف کردن، توضیح دادن و آشکار کردن است. برای معنای اصطلاحی تفسیر، تعاریف متعددی ارائه شده است؛ مانند این‌که علامه طباطبایى در تعریف تفسیر می‌گوید: «تفسیر، عبارت است از روشن کردن معانى آیات قرآن و کشف مراد و مدلول آنها».
ترجمه هرچه باشد، تحت اللفظى یا آزاد، یا تفسیری با تفسیر متفاوت است؛ از جمله تفاوت‌ها این است:
1. هیئت ترجمه، هیئتى مستقل است که جانشین متن اصلى شده و ما را از آن بی‌نیاز می‌سازد.
2. در ترجمه نباید از موضوعى به موضوع دیگر رفت. اما این کار در تفسیر نه تنها جایز، بلکه گاهی لازم است؛ زیرا اصل در در ترجمه این است که، عبارت مترجم باید مطابق با متن اصل و حاکى از آن باشد.
بنابراین، شرط امانت آن است که به دقت و بی‌کم و کاست مساوى متن اصلى باشد. حتى اگر به فرض خطایى در متن اصل وجود داشت، لازم است که‏ این خطا عیناً در ترجمه تکرار شود، و این برخلاف تفسیر است که در آن، اصل بر شرح و توضیح متن اصلى است. و این توضیح و روشنگرى ایجاب می‌کند که مفسّر براى شرح متن اصلى و یا تبیین موضوع براى مخاطب و به میزان حاجت و نیاز وى به ذکر مسائل مختلف بپردازد.

منبع: اسلام کوئست

بی ریا
۱۳۹۵/۱۰/۱۰, ۱۳:۲۶
پاسخ تفصیلی

«ترجمه»؛ مصدر فعل رباعى و به معناى روشن کردن و توضیح دادن است؛
1از این‌رو، نوشته‌هایى که شرح حال رجال را بیان می‌کند، کتب تراجم می‌نامند و شرح حال هریک از رجال را ترجمه او می‌گویند. 2
(http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23096#) ترجمه در اصطلاح، به معنای برگرداندن کلامی از زبانى به زبان دیگر است . 3 مثلاً از عربى به فارسى.
شرط ترجمه صحیح آن است که کاملاً به اصل معنا وفادار باشد؛ یعنى ترجمه همان را افاده کند که اصل، آن‌را می‌رساند، حتى دقایق و ظرایف متن اصلى به متن مترجم منتقل شود. مثلاً، گاه سخن براى افاده اصل معنا نیست، بلکه براى افاده معناى تحسّر (اظهار حسرت) یا تحزّن (اظهار اندوه) و مانند آن آمده است. اگر چنین متنى ترجمه شود باید ترجمه هم همین معانى را افاده کند؛ یعنى به گونه‌اى ترجمه شود که معناى تحسّر و تحزن را منتقل کند، نه صرفاً به انتقال اصل معناى حقیقى یا مجازى لفظ بپردازد. 4
خلاصه باید ترجمه، آیینه تمام‌نماى اصل باشد تا در انتقال مفاهیم کمترین خللى حاصل نشود. البته هرگاه متن اصلى مانند متون مذهبى و کتاب‌هاى آسمانى از ویژگی‌هاى خاصى برخوردار باشد، ترجمه نیز به همان‌سان حساسیت بیشترى خواهد داشت؛ بنابراین، ترجمه قرآن به دلیل معجزه بودن آن نسبت به متون دیگر بسیار دقیق و مشکل است.

بی ریا
۱۳۹۵/۱۰/۱۰, ۱۳:۲۷
شیوه‌های ترجمه‏

ترجمه ممکن است سه گونه انجام شود:
1. ترجمه تحت اللفظى یا همگام: در این ترجمه؛ مترجم بجاى هر کلمه از زبان مبدأ، کلمه‌اى از زبان مقصد را جایگزین می‌کند. جمله‌ها و ترکیب‌بندی‌هاى کلام را، یک به یک، کلمه به کلمه، تعویض و تبدیل می‌کند و تا پایان همین گونه ادامه می‌دهد؛ مانند این‌که جمله «اعوذ باللّه من الشیطان الرّجیم» بدین صورت ترجمه می‌شود: پناه می‌برم به خدا از شیطان رانده شده، یا «بسم الله الرحمان الرحیم»؛ یعنی به نام خداى بخشاینده مهربان. این‌گونه ترجمه بسیار دشوار است؛ زیرا یافتن کلمات همانند، با همان خصوصیّات، در دو زبان مبدأ و مقصد کار آسانى نیست. به‌علاوه در بیشتر موارد این چنین ترجمه‌ها نمی‌تواند کاملاً اصل معنا را افاده کند و این، معلول نارسایى برخى کلمات در زبان مقصد است که به طور کامل نمی‌تواند معناى کلمات زبان مبدأ را ایفاء کند. بگذریم از این‌که ترجمه همگام زیبایى سخن و جذابى آن‌را نمی‌تواند منتقل کند. لذا می‌توان ترجمه همگام را نارساترین اسلوب ترجمه دانست و مورد پسند محققین، مخصوصاً درباره کتب علمى نیست.5
همچنین این‌گونه ترجمه‌ها، در جمله‌هاى کوتاه امکان‌پذیر است؛ ولى اگر مطلب علمى باشد و سخن به درازا کشیده شود هرگز نمی‌تواند اصل مباحث و مسائل را بازگو کند. ترجمه همگام در کلامى مانند قرآن، که بیشتر تعابیر وارده در آن، با انواع استعاره‌ها و تشبیه‌ها و کنایه‌ها ایفاء شده است، یا اصلاً امکان‌پذیر نیست و یا به صورت زشتى نمودار می‌گردد؛ زیرا تشبیه و استعاره هر لغت مخصوص همان لغت است و نمی‌توان عین آن‌را در لغت دیگر به کار برد.6

بی ریا
۱۳۹۵/۱۰/۱۱, ۱۲:۰۰
ترجمه آزاد

در این روش مترجم سعى می‌کند معنایى را از قالبى به قالب دیگر بریزد تا معناى مقصود کاملاً ادا شود؛ یعنى بی‌کم و کاست مراد متکلم برگردانده شود و حتى المقدور الفاظ و کلمات متن اصلى و ترجمه مطابق هم و جایگزین هم باشد و در صورتى که امکان نداشته باشد، دست به تقدیم و تأخیر و کم و زیاد کردن برخى عبارات می‌زند. چه بسا یک یا چند کلمه بر عبارت می‌افزاید- نه چندان زیاد- تا معنا به خوبى روشن شود. این‌گونه ترجمه را ترجمه معنوى نیز گویند؛ زیرا بیشتر سعى بر انتقال کامل مفاهیم است نه تطابق لفظى؛ بنابراین در این ترجمه، تا زمانى که معنا آسیب نبیند، مترجم به نظم و ترتیب اصل التزامى ندارد . 7
در ترجمه بیشتر کتاب‌هاى علمى، این سبک و اسلوب رعایت شده است؛ این اسلوب پسندیده‌ترین اسلوب‌هاى ترجمه است و حق امانت را کاملاً رعایت کرده است؛ زیرا مقصود صاحب کتاب همان معانى و مطالبى است که براى استفاده‌کنندگان بیان داشته، خواه به زبان خود کتاب باشد یا زبان دیگر.
3. ترجمه تفسیرى: مترجم به شرح و بسط مطالب می‌پردازد، منتهى به زبان دیگر غیر از زبان اصل؛ مانند تفاسیر فارسى یا دیگر زبان‌ها نسبت به قرآن کریم. ترجمه تفسیرى محض نیز، که از حدّ ترجمه بیرون است، ترجمه خوبى تلقى نمی‌شود.8