PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : خصوصیات جامعه مطلوب قرآنی (لطفا همه شرکت کنید)



رحیل
۱۳۹۵/۱۱/۰۸, ۱۷:۱۶
بسم الله الرحمن الرحیم


عرض سلام خدمت دوستان عزیز و مسئولین محترم و کانونی های گرامی


این موضوع رو چند وقت پیش می خواستم ایجاد کنم، اما حالشو نداشتم. شما هم اگه الان حالشو ندارید، بذارید هر موقع حالشو داشتید شرکت کنید. ولی لطفا حتما شرکت کنید.


مساله ای که دوست داشتم بررسی کنیم اینه که خصوصیات یک جامعه مطلوب از نظر قرآن چیه. و با توجه به اینکه کانون هم نمونه ای از یک جامعه -هرچند مجازی- است، ایجاد اون خصوصیات در کانون میتونه کانون رو به یک جامعه مطلوب نزدیک کنه و برای خودمون هم تمرینی بشه که در دنیای واقعی دنبال پیاده کردن اون خصوصیات در جامعه باشیم.

نکته ای که در این میان مهمه، اینه که بررسی کنیم آیا خصوصیاتی که از نظر ما مطلوبه، از نظر قرآن هم مطلوبه؟ اون هم درباره یک اجتماع، نه فرد فرد آدم ها
مثلا ممکنه کاربری دوست داشته باشه هیچ زنی او را نبینه و او هم هیچ زنی رو نبینه. هیچ کاربری با جنسیت خانم در پروفایلشون چیزی ننویسه، در تاپیک هاشون شرکت نکنه، روی صحبت هاشون نقل قول نگیره یا ازشون تشکر نکنه. اما آیا واقعا مطلوب قرآن هم برای یک جامعه همینه که هیچ زنی هیچ مردی رو نبینه؟
یا مثلا ممکنه من دوست داشته باشم همه با هم دوست باشن، کسی از کسی دلخور نباشه، کسی با کسی دعوا نکنه، شکایت نکنه،... . اما آیا قرآن هم همین رو برای جامعه می پسنده؟


پس قدم اول اینکه ببینیم قرآن چه چیزی رو می پسنده، و قدم بعدی اینکه ببینیم کانون از اون نظر در چه وضعیتی قرار داره.

به خصوص از دوستانی که اعتقاد دارند محیط کانون ما از هر نظر خوب و قرآنی است، تقاضا دارم در این بحث شرکت کنند. مثلا بگن از نظر قرآن جامه باید این شکلی باشه، ما هم این شکلی هستیم، چقدر خوب!!




عنوان به نظرم یه جوریه. اگه کسی نظر بهتری برای عنوان داشت لطفا به جناب معین پیشنهاد بده تا عنوان رو عوض کنند.
با تشکر

یوسف
۱۳۹۵/۱۱/۰۸, ۲۰:۴۱
سلام
در ابتدا ی توضیح مختصری از متفکران غربی ارائه کنم خدمتتون!
جامعة آرمانی

آرمان‌شهر (utopia) برای نخستین بار توسّط توماس مور در سال ۱۵۱۶ میلادی در کتابی به همان عنوان به کار گرفته شد (ر.ک؛ مور، 1388: 7). پیشتر مفهوم‌های مشابهی از این واژه در آرای فلاسفة یونان باستان (همچون افلاطون و ارسطو) عرضه شده بود و در فلسفة اسلامی از آن به عنوان «مدینة فاضله» یاد شده است. اصل واژة utopia یونانی است و معنی آن «جایی که وجود ندارد» یا «ناکجاآباد» می‌باشد. اتوپیا Utopia واژه‌ای است مرکّب از OU (او) یونانی به‌ معنای «نفی» و کلمة TOPOS (توپوس) به‌معنای «مکان». بنابراین، از لحاظ لغوی به‌ معنای «لامکان» می‌باشد.

آرمان‌شهر نمادی از یک واقعیّت آرمانی و بدون کاستی است که متضمّن سعادت و خوشبختی مردم باشد. همچنین می‌تواند نمایانگر حقیقتی دست‌نیافتنی باشد. گاه به صورت اساطیر و عصر زرّین و حماسه‌های بشری جلوه‌گر شده است و گاه در محک آرمان‌های نظام حاکم از افلاطون، ارسطو و فارابی گرفته تا رابرت اوئن(Robert Owen)، شارل فوریه (Charles Fourier)، اتین کابه (Etienne Cabet) و ... همگی کوشیده‌اند به توصیف آرمانشهر مطلوب خود بپردازند.


جامعه مطلوب قرآنی:
گام اول


« اِنَّ هذِهِ ي اٌمَّتكُم اٌمةً واحدةً [1]»
جامعه مجموعه‌اي از افراد انساني است كه جهت مشتركي آنها را به هم پيوند دهد . در قرآن مجيد از آن به امت تعبير شده استو اين اشتراك مي‌تواند در دين يا آئين،باشد

« رهبر و جامعه » ـرهبر مومن متعهد عاقل و خداترس باشد.

يكي از لوازم لاينفك جامعه وجود رهبر براي آن است
« انّي جاعِلُكَ للنّاسِ اماماً[2]» البته خداوند براي هر عصر و زماني رهبري براي نجات و هدايت انسانها قرار داده است!


ولايت و رهبري در قرآن و اسلام مقام خلافت الهي است و رهبر به عنوان خليفه الله بايد بر اساس احكام الهي و بنابر مصالح جامعة اسلامي عمل كند در اينجا به خصوصيات اصلي رهبر جامعة اسلامي با توجه به قرآن و با اختصار اشاره مي‌كنيم .
« قُل هذِهِ سَبيلي اَدعُوا الي اللهِ علي بَصيرةٍ اَنا و مَنِ اتَّبَعني[3] آيه 108 سوره يوسف »
رهبر جامعة اسلامي بايد در درجة اول از بينشي وسيع و آگاهي كافي نسبت به اسلام برخوردار باشد!

ادامه دارد...

شقایق
۱۳۹۵/۱۱/۰۹, ۱۳:۲۴
ادامه دارد...

سلام

خب جاج یوسف ادامه شو بنویس ما هم بیاییم حرف بزنیم خب!! دم دریم بروبچ!!L-):-bd8-|

شقایق
۱۳۹۵/۱۱/۰۹, ۱۳:۲۵
اگه کسی نظر بهتری برای عنوان داشت

جامعه مطلوب بر و بچ کانون گفتگوی قرآنی

:x:x:x

یوسف
۱۳۹۵/۱۱/۰۹, ۱۷:۲۴
خب جاج یوسف ادامه شو بنویس ما هم بیاییم حرف بزنیم خب!! دم دریم بروبچ!!

سلام و خداقوت
دوستان مشارکت بفرمایند من بخواهم ادامه مطلب رو قرار بدهم مطلب اول رو نقل و قول میکنم که همه دوستان متوجه مطلب بشوند!
مشارکت بفرمایید

رحیل
۱۳۹۶/۰۷/۳۰, ۱۶:۵۸
جامعه مطلوب از دیدگاه قرآن کریم (http://www.morsalat.ir/Portal/home/?news/181408/205795/613697/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85--%D8%AD%D8%AC%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%AF%DB%8C--8-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87)

یوسف
۱۳۹۶/۰۸/۰۱, ۱۸:۰۸
يكي از لوازم لاينفك جامعه وجود رهبر براي آن است
« انّي جاعِلُكَ للنّاسِ اماماً[2]» البته خداوند براي هر عصر و زماني رهبري براي نجات و هدايت انسانها قرار داده است!


ولايت و رهبري در قرآن و اسلام مقام خلافت الهي است و رهبر به عنوان خليفه الله بايد بر اساس احكام الهي و بنابر مصالح جامعة اسلامي عمل كند در اينجا به خصوصيات اصلي رهبر جامعة اسلامي با توجه به قرآن و با اختصار اشاره مي‌كنيم .
« قُل هذِهِ سَبيلي اَدعُوا الي اللهِ علي بَصيرةٍ اَنا و مَنِ اتَّبَعني[3] آيه 108 سوره يوسف »
رهبر جامعة اسلامي بايد در درجة اول از بينشي وسيع و آگاهي كافي نسبت به اسلام برخوردار باشد!

ادامه دارد...

رهبر بايد امين بر جان و مال مردم بوده و مجري احكام الهي باشد . همچنين بتواند عدالت اسلامي را در بين افراد پياده كند كه لازمة اين امر آن است كه او خود از آلودگي به گناه و ستم به دور بوده انسان وارسته و منزهي باشد . از خصوصيات ديگر او اين است كه بايد مديريت و تدبر لازم براي اداره جامعه را داشته باشد داراي شجاعت بوده هيچ گونه ترس و واهمه‌اي از دشمن نداشته باشد .
او بايد با صراحت برنامه‌ها و اهداف خود را اعلام كند تا هم خود و هم افراد جامعه از آن برنامه روشن پيروي كنند نه اينكه هاله‌اي از ابهام هدف وروش آنها را فرا گرفته باشد و هر كدام به سويي بروند .
از ديگر صفات رهبر جامعه اسلامي اين است كه هميشه فردي شناخته شده به نيكيها باشد كه اگر غير اين باشد بهانه‌اي به دست منافقان مي‌افتد كه دعوت شناخته شدة اسلام را به خاطر ناشناخته بودن رهبر ناديده بگيرند و انكار كنند.
ديگر اينكه او هرگز در مسير خود تسليم هوسهاي مردم نمي‌شود و بر تمايلات عمومي به طور مطلق صحه نمي‌گذارد او در ترويج مكتب حق اصرار مي‌ورزد هر چند ناخوش‌آيند گروه كثيري باشد .

یوسف
۱۳۹۶/۰۸/۰۱, ۱۸:۱۰
ـ « اصالت دادن به حق در جامعه نه به اكثريت » ـ
فطرت و شهوت به عنوان دو عامل ذاتي و غيراكتسابي در تمام انسانها وجود دارد با توجه به اينكه حاكميت فطرت تنها با انجام تكليف و دستورات الهي امكان پذير است اغلب مردم در اين مورد توفيق پيدا نمي‌كنند قرآن مجيد و ساير آموزشهاي اسلامي سعي دارند اين واقعيت را بازگو نمايند و از اينكه انسانها تطابق با اكثريت را به عنوان معيار زندگي عادي بپذيرند هشدار دهند.

در قرآن مجيد آمده است « اكثرهم يجعلون: اكثرت در جهل هستند[4]» ،
« ما يتبع اكثرهم الاظنا: جز از گمان خود پيروي نمي‌كنند[5]»
« اكثرهم لايعقلون : اكثريت تعقل نمي‌كنند[6] »
«‌ اكثرهم كاذبون : اكثريت دروغگو مي‌باشند[7]»
« اكثرهم لايعلمون : اكثريت علم و آگاهي ندارند[8]»
« اكثرهم لايؤمنون : اكثريت ايمان ندارند[9]» و …….

اين برداشت مي‌تواند به عنوان نوعي واكسيناسيون تلقي شود كه پيشاپيش افراد جامعه نسبت به اين واقعيت ناميمون هشدار داده شوند تا زمام فكر خود را بدون كنترل به دست اكثريت نسپارند بلكه به تعقل خويش اتكا نمايند و در صورتي كه در اين منجلاب غوطه‌ورند خود را از آن خارج نمايند و در قرآن مجيد هشدار داده شده است كه چنانچه انسان از اكثريت پيروي نمايد آنها او را از راه خدا منحرف مي‌سازند و ضمن آنكه در شرايط اختصاصي موجب اشاعة‌فساد مي‌شود،‌مانع بروز استقلال و خلاقيت نيز مي‌گردد بنابراين فرد ضمن انجام وظيفه در محيط اجتماعي براي اصلاح جامعه اقدام كند نه اينكه به رأي اكثريت قانع باشد .


ـ « برنامه‌ريزي و ثبات در اجراي آن » ـ