PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده قرآن ما را بس است



elaf
۱۳۹۵/۱۱/۱۹, ۱۸:۱۲
وقتی خداوند می فرمایند قرآن بی تردید هدایت می کند چه کسی می گوید نمی کند؟!
آیا خداوند به تنهایی کفایت نمی کند؟!
در طول تاریخ همه اقوام پیامبران گفته اند کفایت نمی کند اما کسانی را که در کنارش قرار داده اند گفته اند خودش فرموده به آنها اعتصام کنید شما چه می گویید؟
آیا کسانی را که شما قرار داده اید (نیز) از طرف پروردگار منصوب شده اند؟
در این صورت چه دلیلی دارید که نشان می دهد کسان شما دست نشانده خداوند بوده اند اما کسان آنها نبوده اند؟

معین
۱۳۹۵/۱۱/۱۹, ۲۱:۲۵
با نام و یاد دوست







http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث: استاد عامل

عامل
۱۳۹۵/۱۱/۲۳, ۱۰:۳۹
بسم الله الرحمن الرحیم



با عرض سلام و احترام

بی تردید قرآن کتابی است هدایتگر و خداوند در این رابطه می فرماید: إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيراً؛ اين قرآن مردم را به راهى محكم تر هدايت مى‏ فرمايد و به اهل ايمان همان‏هايى كه اعمال شايسته به‏ جا مى‏ آورند، مژده مى‏ دهد كه براى آنها پاداش بزرگى خواهد بود.(1) اما همین قرآن در جای دیگر می فرماید: هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ؛ اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بعضى آيات آن محكم است كه پايه و اساس بقيّه آيات مى‏ باشند و بعضى ابهام دارند و آنهايى كه دلهايشان ميل به باطل دارد، از آيات مبهم پيروى مى‏ كنند تا در دين فتنه‏ انگيزى كنند و به دنبال تأويل هستند، در حالى كه تأويل آن را جز خدا و آنها كه در دانش ريشه دارند كسى نداند. مى‏ گويند: ما به آنها ايمان آورده ‏ايم و همه آنها از پيش پروردگار ماست و جز انديشمندان آگاه نگردند.(2) از این آیه روشن می شود که برخی آیات قرآن متشابه بوده و نیازمند توضیح اند. به همین دلیل در طول تاریخ اسلام برخی گروه ها به واسطه فهم غلط از قرآن گمراه شدند. از این رو شیعه امامیه با تمسک به برخی ایات قرآن و روایات معتقدند که قرآن نیازمند تبیین کننده است و این تبیین کننده یا امام، تمام سخنانش در راستای فهماندن معنای حقیقی و صحیح ایات است نه اینکه در مقابل قرآن چیزی بگویند. لذا کسانی که در گذشته و دیگر ادیان مورد مذمت خداوند متعال قرار گرفته اند، تنها به دلیل سودجویی و فروش دین و کتاب خود به دنیا بوده است: فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْديهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ؛ پس واى بر آنان كه پيش خود كتاب را مى‏ نويسند و بعد مى‏ گويند: اين كتاب از جانب پروردگار است. با اين انگيزه كه آن را به بهاى اندك بفروشند. پس واى بر آنان از آنچه پيش خود نوشته ‏اند و واى بر آنان از آنچه به دست مى‏ آورند!(3) در حالی که چنین چیزی در مورد مفسرین حقیقی قرآن نه امکان دارد و نه اتفاق افتاده است.

از طرفی شیعه و سنی به دلیل اجمال برخی ایات، نبود شان نزول آنها در خود قرآن و دیگر دلایل، سنت و روایات را در مورد کشف و فهم صحیح قرآن لازم و ضروری می دانند. با توجه به این نکته به برخی ایات و روایات که به لزوم همراهی مفسر و امام در کنار قرآن و در راستای آن، اشاره می شود:

1.حدیث ثقلین: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا» این حدیث که بر لزوم همراهی قرآن با اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) را می کند، در منابع متعدد شیعه و سنی نقل شده است. (4)
2.ام سلمه از پیامبر اسلام نقل می‌کند که حضرت فرمود: «علی با قرآن است و قرآن با علی است، آنها از هم جدا نمی‌شوند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند». این روایت نیز در منابع فریقین با سند های متعدد موجود است. (5)

3.یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ...(6) روایات زیادی از صحابه از جمله ابو سعید خدری، زید بن ارقم، جابر بن عبدالله انصاری، ابن عباس، براء بن عازب، حذیفه، ابو هریره، ابن مسعود، و عامر بن لیلی نقل شده، و در روایات آنها آمده است که این آیه در باره علی(علیه السلام) و داستان روز غدیر نازل شده است. (7)
4. إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون(8) در منابع متعددی از شیعه و سنی، شان نزول این آیه در مورد امیر المومنین(علیه السلام) بیان شده است.(9)
البته در این رابطه آیات و روایات دیگری نیز هست که برای رعایت اختصار به همین موارد اندک اکتفا می شود.

بنابراین اولا؛ ائمه(علیهم السلام) در مقابل قرآن نیستند بلکه مفسر و مبین آن هستند. ثانیا؛ این همراهی و نیاز قران به مفسر، از ایاتی مانند آیه هفتم سوره آل عمران و روایاتی که عرض شد، به روشنی قابل برداشت است.



1. سوره اسراء، آیه 9.
2. سوره آل عمران، آیه7.
3. سوره بقره، آیه79.
4. صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۶۶۳-۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب؛ مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج ۳، ص ۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این حدیث صحیح می‌باشد بر اساس نظر شیخین (بخاری و مسلم)؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۴۳۲؛ مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص ۳۶۶، ۳۷۲-۳۷۰؛ فضایل صحابه، احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۵۸۵، حدیث ۹۹۰؛ خصایص نسایی، ص ۲۱.
5. مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۲۴؛ صواعق المحرقه، ابن حجر، فصل ۹، بخش ۲، ص ۱۹۱، ۱۹۴؛ تاریخ الخلفا، جلال الدین سیوطی، ص ۱۷۳.
6. سوره مائده، آیه67.
7. ر.ک: الدر المنثور جلد2، صفحه298؛ تفسیر کبیر، جلد3،صفحه626؛ فتح القدیر، جلد3 صفحه57؛ روح المعانی جلد6 صفحه172؛ الینابیع الموده، صفحه120.
8. سوره مائده، آیه55.
9. تفسیر الدر المنثور، جلد2، صفخه 293؛ اسباب النزول، صفحه 148؛ تفسیر الکشاف، جلد1،صفحه 649؛ تفسیر فخر رازی، جلد12،صفحه26؛ الغدیر ،جلد2،صفحه52و53.

elaf
۱۳۹۵/۱۱/۲۳, ۱۳:۴۹
اما همین قرآن در جای دیگر می فرماید: هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ؛ اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بعضى آيات آن محكم است كه پايه و اساس بقيّه آيات مى‏ باشند و بعضى ابهام دارند و آنهايى كه دلهايشان ميل به باطل دارد، از آيات مبهم پيروى مى‏ كنند تا در دين فتنه‏ انگيزى كنند و به دنبال تأويل هستند، در حالى كه تأويل آن را جز خدا و آنها كه در دانش ريشه دارند كسى نداند. مى‏ گويند: ما به آنها ايمان آورده ‏ايم و همه آنها از پيش پروردگار ماست و جز انديشمندان آگاه نگردند.(2) از این آیه روشن می شود که برخی آیات قرآن متشابه بوده و نیازمند توضیح اند. به همین دلیل در طول تاریخ اسلام برخی گروه ها به واسطه فهم غلط از قرآن گمراه شدند. از این رو شیعه امامیه با تمسک به برخی ایات قرآن و روایات معتقدند که قرآن نیازمند تبیین کننده است و این تبیین کننده یا امام، تمام سخنانش در راستای فهماندن معنای حقیقی و صحیح ایات است نه اینکه در مقابل قرآن چیزی بگویند.


با سلام و احترام متقابل

اگر از حضور شریفتان سئوال کنم چه کسی امام را منصوب کرده است احتمالاً احادیث و روایات را شاهد قرار خواهید داد ، من احتجاج به غیر قرآن را قبول ندارم لذا از شما تقاضا می کنم از همین قرآنی که آن را مشتمل بر آیات محکم و متشابه می دانید ، چند آیه متشابه معرفی کنید که پیامبر و امام آن را تأویل یا تفسیر کرده باشند که اگر تفسر آنها نبود تبعیت از آن می توانست ما را به فتنه و خطا بیندازد.
تفسیر و تأویلی که معرفی می کنید صرفاً در یک نظر خلاصه نشود و قابل اثبات باشد. مثلاً اگر از نظر یک امام، منظور از الشمس در فلان آیه را علی معرفی کردید باید در مقابل کس دیگری که آن را عمر معرفی می کند دلیلی بیاورید که نشان دهد حق با چه کسی است.

عامل
۱۳۹۵/۱۱/۲۵, ۱۵:۰۵
سلام

چند آیه متشابه معرفی کنید که پیامبر و امام آن را تأویل یا تفسیر کرده باشند که اگر تفسر آنها نبود تبعیت از آن می توانست ما را به فتنه و خطا بیندازد.
از باب نمونه چند مورد را که در تاریخ باعث انحراف شده، بیان می کنم:
1.آیه شریفه: إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ که باعث انحراف خوارج شد و امیر المومنین(علیه السلام) در این رابطه فرمود: كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ.
2.آیاتی که اندام یا افعال انسانی را برای خدا بیان می کنند، مانند: يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ(فتح، 10)؛ وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِم(مائده، 64)؛ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْش(اعراف، 54). این دسته از آیات باعث پیدایش گروه هایی مانند حشویه و مجسمه شد که خداوند را مانند انسان دارای دست و پا می دانستند.
3.آیاتی که دلالت بر جبر می کرد و گروهی جبر گرا شدند و همه افعال را منتسب به خدا کردند، لذا انسان هر کاری کند معذور خواهد بود.
4.آیاتی که دلالت بر اختیار تام می کرد و گروهی قائل به اختیار تام انسان و بی کار شدن خدا در این دنیا شدند.
اینها نمونه هایی از برداشت های غلط مسلمانان از آیات متشابه قرآن است.
در مورد سوم و چهارم، ائمه(علیهم السلام) به پیروان خود امر بین الامرین را گوشزد کردند تا نه عدل خداوند زیر سوال رود و نه اراده و قدرت او محدود گردد. این همان تبیین ایات است که در پست گذشته اشاره شد.

elaf
۱۳۹۵/۱۱/۲۵, ۱۶:۱۱
سلام

از باب نمونه چند مورد را که در تاریخ باعث انحراف شده، بیان می کنم:
1.آیه شریفه: لا حکم الا لله که باعث انحراف خوارج شد و امیر المومنین(علیه السلام) در این رابطه فرمود: كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ.



با سلام خدمت جنابعالی

اگر اجازه دهید بحث را روی همین مطلبی که بیان کردید متمرکز کنیم و بعد به بقیه مطالب بپردازیم. اگرچه خود بهتر می دانید ولی خاطر نشان می کنم در قرآن آیه ای به شکل لا حکم الا لله نداریم و اصل آن به شکل إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ می باشد که در آیات 40 و 67 سوره یوسف و آیه 57 سوره اعراف آمده است.
مطابق تقاضای بنده شما می بایستی ابتدا تأویل یا تفسیر این آیات را دقیقاً با توجه به بستری که در آن قرار گرفته اند از نگاه پیامبر یا امام بیان کنید و بعد نشان دهید اگر تفسیر مذکور ( که البته جز خدا و پیامبر و امام آن را نمی داند) نبود چگونه باعث فتنه جویی می شد.
وقتی خداوند حکم را تنها از آن خود می داند و امر می کند جز حکم او را تعبد نکنیم (و ما نیز التزام داده ایم که جز حکم او را تعبد نکنیم ) آیا اگر کسی به تبع آیه قرآن جز حکم پروردگارش را گردن ننهد کار اشتباهی کرده و دنبال متشابهات را گرفته است؟!

عامل
۱۳۹۵/۱۱/۲۶, ۲۰:۱۰
سلام علیکم
ابتدا بابت اینکه شعار خوارج به جای آیه بیان شد، عذر خواهی میکنم. همانطور که میدانید کلمه «ان» در ابتدای آیه نافیه است و همان معنای لا را دارد و تقریبا یک معنا دارند.
اما در مورد:

مطابق تقاضای بنده شما می بایستی ابتدا تأویل یا تفسیر این آیات را دقیقاً با توجه به بستری که در آن قرار گرفته اند از نگاه پیامبر یا امام بیان کنید و بعد نشان دهید اگر تفسیر مذکور ( که البته جز خدا و پیامبر و امام آن را نمی داند) نبود چگونه باعث فتنه جویی می شد.
اولا چنین کاری برای بیان وجود متشابه و به تبع آن برداشتهای غلط از آیات قرآن لازم و ضروری نیست.
ثانیا اگر پیامبر و امام(علیهم السلام) در مورد آیه ای بیان و تفسیر داشته باشند که دیگر انحرافی نخواهد بود تا به عنوان مصداق ذکر شود و بحث در این صورت فرضی خواهد بود، در حالی که مصداق عینی و تحقق یافته آن(مانند خوارج) موجود است و این مصداق برای اثبات، قویتر از بحث فرضی است که ممکن است مخاطب اصلا چنین چیزی را قبول نکند. لذا تحقق انحراف بهترین دلیل بر برداشت نادرست از آیه است.
ثالثا خود قرآن پیامبر(صلی الله علیه و آله) را مبین آیات معرفی کرده است: «و أنزَلنا إلَیکَ الذِّکرَ لِتَبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إلَیهِم؛ به‌سوی تو قرآن را نازل کردیم تا آن را بر آن‌ها تفسیر و تبیین کنی»(نحل، 44)
از طرفی در قرآن، خداوند متعال در آیه 59 سوره نساء، اطاعت از پیامبر(صلی الله علیه و آله) را قرین اطاعت خویش شمرده و در سوره حشر، آیه هفتم فرموده که از امر و نهی او پیروی کنید. لذا به تصریح بسیاری از مفسرین قرآن، یکی از وظایف پیامبر(صلی الله علیه و آله)، تبیین و تفسیر قرآن است و بر مردم نیز واجب است در قول و عمل از او اطاعت کنند.
از نظر تاریخی نیز ثابت شده که صحابه‌ در تفسیر واژه‌های حج‌ و صلوة و زکوة به‌ پیامبر(صلی الله علیه و آله) رجوع‌ می کردند و پیامبر(صلی الله علیه و آله) نحوه انجام این امور را برای مسلمین توضیح می داد.
بنابراین شکی نیست که یکی از مهمترین وظایف پیامبر(صلی الله علیه و آله)، توضیح و تشریح آیات قرآن بوده است.


وقتی خداوند حکم را تنها از آن خود می داند و امر می کند جز حکم او را تعبد نکنیم (و ما نیز التزام داده ایم که جز حکم او را تعبد نکنیم ) آیا اگر کسی به تبع آیه قرآن جز حکم پروردگارش را گردن ننهد کار اشتباهی کرده و دنبال متشابهات را گرفته است؟!
منظور از وجود متشابه بودن برخی آیات، نعوذ بالله غلط بودن آنها نیست. بلکه منظور اینست که این آیات ظرفیت برداشتهای متفاوتی را دارند که ممکن است برخی از برداشتها صحیح نباشد و این وظیفه معصوم است که برداشت صحیح را بیان کند. لذا باید به آیه شریفه که می فرماید جز حکم الهی حکمی نیست ملتزم بود اما به کدام معنا؟ معنایی که خوارج کردند و منحرف شدند؟ یا معنایی که معصوم ارائه می دهد و مصون از خطاست؟ به عبارتی بحث بر سر معانی متعدد برخی آیات است نه صحت آنها.

elaf
۱۳۹۵/۱۱/۲۶, ۲۱:۲۲
اولا چنین کاری برای بیان وجود متشابه و به تبع آن برداشتهای غلط از آیات قرآن لازم و ضروری نیست.
ثانیا اگر پیامبر و امام(علیهم السلام) در مورد آیه ای بیان و تفسیر داشته باشند که دیگر انحرافی نخواهد بود تا به عنوان مصداق ذکر شود و بحث در این صورت فرضی خواهد بود


با سلام خدمت عامل گرامی

پرسیدم: وقتی خداوند می فرمایند قرآن بی تردید هدایت می کند چه کسی می گوید نمی کند؟!
نوشتید: بی تردید قرآن کتابی است هدایتگر ... سپس برای اینکه نشان دهید کلام الله به تنهایی برای هدایت کفایت نمی کند به آیه 7 آل عمران استناد کردید و گفتید : از این آیه روشن می شود که برخی آیات قرآن متشابه بوده و نیازمند توضیح اند. به همین دلیل در طول تاریخ اسلام برخی گروه ها به واسطه فهم غلط از قرآن گمراه شدند. از این رو شیعه امامیه با تمسک به برخی ایات قرآن و روایات معتقدند که قرآن نیازمند تبیین کننده است و این تبیین کننده یا امام، تمام سخنانش در راستای فهماندن معنای حقیقی و صحیح ایات است نه اینکه در مقابل قرآن چیزی بگویند.
نوشتم: چند آیه متشابه معرفی کنید که پیامبر و امام آن را تأویل یا تفسیر کرده باشند که اگر تفسر آنها نبود تبعیت از آن می توانست ما را به فتنه و خطا بیندازد.
و شما من باب نمونه به عبارت إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ اشاره کردید.
دوباره نوشتم : مطابق تقاضای بنده شما می بایستی ابتدا تأویل یا تفسیر این آیات را دقیقاً با توجه به بستری که در آن قرار گرفته اند از نگاه پیامبر یا امام بیان کنید و بعد نشان دهید اگر تفسیر مذکور ( که البته جز خدا و پیامبر و امام آن را نمی داند) نبود چگونه باعث فتنه جویی می شد.
اما جنابعالی نوشتید : ثانیا اگر پیامبر و امام(علیهم السلام) در مورد آیه ای بیان و تفسیر داشته باشند که دیگر انحرافی نخواهد بود تا به عنوان مصداق ذکر شود و بحث در این صورت فرضی خواهد بود،
حال که پیامبر یا امام در باره عبارتی که گفتید تفسیر ی نداشته اند شما چطور متوجه شدید آیه ای که عبارت در آن آمده جزء متشابهات است؟
یعنی هر آیه ای را آدم متوجه نشد یا اشتباهی برداشت کرد یا با قصد و غرض مفهوم آن را تغییر داد آن آیه جزء متشابهات است؟! در اینصوت کدام آیه قرآن متشابه نیست؟!
ادبیات تمام زبانهای بشری پر از تشبیهات و استعارات و کنایات است آیا می توان این صنایع ادبی را جزء متشابهات دانست؟!
دست خدا کنایه از قدرت او و عرش خدا کنایه از ملک و حکومت اوست، آیا وقتی گفته می شود فلان شاه از تخت به زیر کشیده شد هیچ آدم عاقلی تصور این را می کند که شاه را از روی تخت بردند زیر تخت؟!

عامل
۱۳۹۵/۱۱/۲۷, ۱۳:۱۸
سلام

حال که پیامبر یا امام در باره عبارتی که گفتید تفسیر ی نداشته اند شما چطور متوجه شدید آیه ای که عبارت در آن آمده جزء متشابهات است؟
اگر خاطر شما باشد در پست پنحم به بیان امیر المومنین(علیه السلام) درباره این جریان اشاره شد:

امیر المومنین(علیه السلام) در این رابطه فرمود: كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ.
گذشته از این، چند مسئله مطرح است:
اولا خود قرآن می فرماید بین آیات برخی محکم اند و برخی متشابه؛
ثانیا متشابه از آنجایی که دارای معانی متفاوت است، قابلیت بدفهمی یا سوء استفاده توسط برخی افراد را دارد.(این مطلب قابل انکار نیست، چون مصادیق عینی دارد و بهترین دلیل برای امکان چیزی، وقوع آن در خارج است)
بنابراین دو مطلب باید شخصی از جانب خداوند این معانی را توضیح دهد و از طرفی همین شخص مصون از خطا باشد تا تخلف از حکمت الهی صورت نگیرد.
اینکه پیامبر مفسر قرآن بیان شده، تنها از جانب امامیه نیست بلکه مفسران اهل سنت هم این حرف را زده اند. به عنوان نمونه مصادر زیر به این مطلب اشاره کرده اند:
ابن‌حنبل‌، مسند، ج‌ ۳، ص‌ ۳۱۸؛ بخاری، صحیح‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۵؛ طبری، جامع‌ طبری، ج‌ ۱، ص‌ ۲۸؛ حاکم ‌نیشابوری، المستدرک‌ علی الصحیحین‌، ج‌ ۲، ص‌ ۴۷۶؛ قرطبی، الجامع‌ لاحکام‌ القرآن‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۹.
از طرفی اگر قرآن نیاز به مفسر ندارد، شیوه نماز خواندن و احکام آن را شما از کجای قرآن متوجه می شوید؟
این سوال در مورد زکات، حج و دیگر موضوعاتی که بطور کلی و سر بسته در قرآن بیان شده، نیز مطرح است.
خود قرآن صراحتا پیامبر را مبین قرآن معرفی کرده:

ثالثا خود قرآن پیامبر(صلی الله علیه و آله) را مبین آیات معرفی کرده است: «و أنزَلنا إلَیکَ الذِّکرَ لِتَبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إلَیهِم؛ به‌سوی تو قرآن را نازل کردیم تا آن را بر آن‌ها تفسیر و تبیین کنی»(نحل، 44)
همچنین در مورد برداشت جبر یا تفویض نیز این بیان ائمه باعث عدم انحراف پیروان آنها شد:

در مورد سوم و چهارم، ائمه(علیهم السلام) به پیروان خود امر بین الامرین را گوشزد کردند تا نه عدل خداوند زیر سوال رود و نه اراده و قدرت او محدود گردد. این همان تبیین ایات است که در پست گذشته اشاره شد.

عامل
۱۳۹۵/۱۱/۲۷, ۱۳:۳۰
ادبیات تمام زبانهای بشری پر از تشبیهات و استعارات و کنایات است آیا می توان این صنایع ادبی را جزء متشابهات دانست؟!
دست خدا کنایه از قدرت او و عرش خدا کنایه از ملک و حکومت اوست، آیا وقتی گفته می شود فلان شاه از تخت به زیر کشیده شد هیچ آدم عاقلی تصور این را می کند که شاه را از روی تخت بردند زیر تخت؟!
در مورد ادبیات حق باشماست و اتفاقا وجود تشبیه و استعاره باعث زیبایی بیشتر آن می شود(البته این مطلب در مورد قرآن هم صحت دارد) اما در مورد متن دینی این مساله متفاوت است و اختلاف برداشت گاهی سبب پیدایش یک فرقه در دین می شود و بهتبع آن گروهی به جنگ با هم می پردازند. اینها وقایع تاریخی است که مثلا در مورد قدیم یا حادث بودن قرآن آنقدر کشتار صورت گرفت که آن دوران را ایام المحنة نامیدند.
پس در مورد دین باید کسی باشد تا معنای دقیق آیات را بیان کند و به تفسیر و تشریح آ« بپردازد و این تفسیر بهترین و دقیق ترین باشد.
در مورد همین مثال ساده که در پایان فرمایشتون زدید، دقیقا گروهی بنام حشویه و مجسمه چنین برداشتهایی کرده اند!
مثلا « ابن قيّم » مي نويسد :« خداوند روي عرش مي نشيند و رسول اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) نيز در كنار او مي نشيند و اين همان مقام محمود و شايسته اي است كه قرآن وعده داده است . » (بدايع الفوائد ، ج 4 ، ص 39 )

elaf
۱۳۹۵/۱۱/۲۸, ۰۵:۵۵
با سلام

بنده این تاپیک را باز کردم تا نشان دهم قرآن و کلام رب العالمین به تنهایی و بدون هیچ مکمل دیگری برای هدایت بشریت کفایت می کند . اعتقاد به این مهم قبول توحید و یکتاپرستی است که اصل اساسی و ستاره مرکزی منظومه قرآن بشمار می رود و تمام آیات این منظومه بی بدیل حول همین ستاره مرکزی می چرخند.
معمولاً وقتی کسی به باور توحید می رسد و به دفاع از آن بر می خیزد همواره با دو مانع مواجه می شود :



اولا خود قرآن می فرماید بین آیات برخی محکم اند و برخی متشابه؛
ثانیا متشابه از آنجایی که دارای معانی متفاوت است، قابلیت بدفهمی یا سوء استفاده توسط برخی افراد را دارد.(این مطلب قابل انکار نیست، چون مصادیق عینی دارد و بهترین دلیل برای امکان چیزی، وقوع آن در خارج است)
بنابراین دو مطلب باید شخصی از جانب خداوند این معانی را توضیح دهد و از طرفی همین شخص مصون از خطا باشد تا تخفل از حکمت الهی صورت نگیرد.





از طرفی اگر قرآن نیاز به مفسر ندارد، شیوه نماز خواندن و احکام آن را شما از کجای قرآن متوجه می شوید؟

من مطلب اول را در همین تاپیک و دومی را برای جلوگیری از تکرار ، در تاپیک زیر مورد بررسی قرار می دهم:



چرا اصرار هست که همه مسلمانان به یک شکل نماز بخوانن ؟
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=57732

ما در قرآن کریم محکم و متشابه نداریم و هرچه هست محکم است و متشابه سخن الله نیست بلکه شبهه و حدیث من دون او ست که بیان شده تا امر را بر کسانی که ایمان آورده اند مشتبه سازد و آنها را در تشخیص کلام حق از نا حق به اشتباه اندازد.
خداوند در آیه 79 سوره بقره می فرمایند:

فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ
پس وای بر آنها که نوشته‌ای با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این، از طرف خداست.» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می‌آورند!

و نیز در آیه 78 سوره آل عمران می فرمایند:

وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
و از ميان ايشان گروهى هستند كه به شيوه ( شبیه) كتاب خدا سخن مى گويند، تا پنداريد كه آنچه مى‌گويند از كتاب خداست، در حالى كه از كتاب خدا نيست. و مى‌گويند كه از جانب خدا آمده و حال آنكه از جانب خدا نيامده است. و خود مى‌دانند كه بر خدا دروغ مى‌بندند.

و این دو آیه به ما خبر می دهند در روزگار پیامبر افرادی وجود داشته اند که مشابه کتاب آسمانی سخنی می گفتد و بعد ادعا می کردند آن سخن از طرف خداوند است . این احادیث و سخنان همان متشابهاتی هستند که آیه 7 آل عمران متذکر آنها شده است.
اما آنها چگونه مردم را مجاب می کردند که آن سخن جعلی از آن خداوند است؟ از طریق رسولانی که احادیث به آنها منسوب می شدند.
ادامه دارد

عامل
۱۳۹۵/۱۱/۲۹, ۱۳:۵۰
سلام

ما در قرآن کریم محکم و متشابه نداریم
خداوند متعال به صراحت می فرماید «منه آیات محکمات» یعنی برخی از آیات قرآن محکم و برخی دیگر متشابه اند.
با کلمه «من» این محکم و متشابه را به قرآن نسبت می دهد. پس راهی برای توجیه های بی مبنا وجود ندارد.
برای اطلاع بیشتر به تاپیک زیر مراجعه کنید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=56124
بحث هایی که با جناب شاهد صورت گرفته بسیار شبیه مباحث شماست.

elaf
۱۳۹۵/۱۱/۲۹, ۱۸:۵۳
سلام

خداوند متعال به صراحت می فرماید «منه آیات محکمات» یعنی برخی از آیات قرآن محکم و برخی دیگر متشابه اند.
با کلمه «من» این محکم و متشابه را به قرآن نسبت می دهد. پس راهی برای توجیه های بی مبنا وجود ندارد.
برای اطلاع بیشتر به تاپیک زیر مراجعه کنید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=56124
بحث هایی که با جناب شاهد صورت گرفته بسیار شبیه مباحث شماست.


با سلام خدمت جنابعالی

من از شما و بعضی کارشناسان محترم سایت اسک دین گله مندم ، تقریباً هیچیک از بحثهای بنده را نگذاشتید به نتیجه برسد و نصفه نیمه در تاپیکها را قفل کردید. حد اقل در دو تاپیک بحث صلات را طرح کردم ، نه کارشناسی در بحث شرکت کرد و نه به من اجازه داده شد که بحث خود را تمام کنم. خود شما برای اینکه نشان دهید حکم نماز در قرآن بصورت مجمل بیان شده مطلبی طرح کردید اما وقتی جواب شما را دادم به آن توجه نکردید و حتی بعضی پستهای بنده را حذف کردید و نهایتاً در تاپیک را بستید.
حالا دیگر گذشته ، اگر اجازه دهید بحث نا تمام آنجا را با این سئوالی که بی پاسخ ماند در همینجا پیگیری کنیم:
بنده ادعا می کنم حرف من در «منه آیات المحکمات» از نوع بیانیه است نه تبعیض و می خواهد بگوید آیات محکمات از جنس کتاب آسمانی هستند و به آن تعلق دارند شما با دلیل و مستند بگویید چرا حرف من در اینجا نمی تواند بیانیه باشد تا بعد بنده دلایل خود را بر بیانیه بودن آن ارائه کنم.

عامل
۱۳۹۵/۱۲/۰۱, ۱۶:۱۸
سلام بر شاهد قدیم و ایلاف جدید:">

بنده ادعا می کنم حرف من در «منه آیات المحکمات» از نوع بیانیه است نه تبعیض و می خواهد بگوید آیات محکمات از جنس کتاب آسمانی هستند و به آن تعلق دارند شما با دلیل و مستند بگویید چرا حرف من در اینجا نمی تواند بیانیه باشد تا بعد بنده دلایل خود را بر بیانیه بودن آن ارائه کنم.
اگر خاطر شما باشد در همان تاپیک گفته شد که «من» بیانیه شرایطی دارد:

«من» بیانیه پس از ما و مهما و برای زدودن ابهام ما قبل خود و بیان جنس آن ما قبل می آید مانند: ما يفتحِ اللهُ للنّاسِ من رحمةٍ فلا مُمسكَ لها. نکته اساسی در من بیانیه زدودن ابهام از ما قبل خود است که در عبارت شما ام الکتاب روشن است و معنا ندارد من بیانیه آن را روشن کند و نکته بعدی اینست که من بیانیه بر اسم ظاهر وارد می شود نه ضمیر، چرا که ضمیر خود محتاج به مرجع است در حالی که من بیانیه برای توضیح ما قبل می آید. اصل این حرف برای جدا کردن و اخراج چیزی از چیز دیگر است: أنّ الأصل الواحد في كلمة من: أنّها تدلّ على إخراج شي‏ء و فصله عن شي‏ء آخر. و هذا معنى كلّى و له مصاديق: كالإخراج عن مكان معيّن، أو عن زمان، أو عن جنس، أو عن مجموع.(التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏11، 178)
از طرفی من بیانیه بر کلمه مبهم مقدم نمیشود، در حالی که منه در ایه مذکور مقدم بر ام الکتاب است.
همچنین اگر بگویید منه بیان از الکتاب ما قبل است، باعث تکرار لغو خواهد بود که قرآن از چنین تکراری مبراست.(ترجمه: او[خداوند] کسی است که قرآن را که بیان باشد از قرآن! بر تو نازل کرد...)
شما هم گفتید:

بنده معمولاً در کل به قرآن می نگرم و خودم را زیاد وارد این جزئیات دستوری ، که هرکس در باره آنها نظری دارد ، نمی کنم چون آنقدر گسترده و بی حد و حصر هستند که ما را بکلی از اصل موضوع منحرف می سازند و بدجوری سر کار می گذارند .
یا فرمودید:

من بازهم معتقدم قواعد زبان (تازه اگر هم درست و اصولی باشند) نمی توانند هیچ مشکل و اختلافی را حل کنند بلکه خود قرآن بهترین مرجع حل اختلاف می باشد.
و زمانی که ادعاهای بی دلیل را تکرار کردید بنده پست های تکراری را حذف کردم...
البته به نظر می رسد که اگر قرار بود حرفها به نتیجه برسد، همان هفده صفحه! کافی بود. در نهایت هم شما ملاک را خودتان قرار دادید و ادبیات عرب را نپذیرفتید...
با این وجود اگر حرف جدیدی دارید بفرمایید
ضمنا برای حرف خود که «من» را بیانیه می دانید، لطفا شواهدی از تفاسیر معروف بیان کنید تا بحث ادامه پیدا کند.

elaf
۱۳۹۵/۱۲/۰۱, ۲۲:۳۹
سلام بر شاهد قدیم و ایلاف جدید:">
و زمانی که ادعاهای بی دلیل را تکرار کردید بنده پست های تکراری را حذف کردم...

سلام بر عامل قدیم و جدید@};-

البته علت حذف پستهای بنده تکراری بودن آنها نبود ، شما و سایر دوستان برای اینکه نشان دهید قرآن مجمل است و جزئیات را نگفته مرتب بحث نماز را پیش می کشیدید و آنچه جنابعالی حذف کردید در حقیقت پستهای بنده درباره نماز بودند و چون جوابی برای آنها نداشتید ترجیحاً اقدام به حذف آنها کردید. من در تالار اسک دین دوبار بحث نماز را شروع کردم اما نتنها هیچ کارشناسی خود را با این بحث درگیر نکرد بلکه تاپیکها مربوطه را نیز قفل کردند.



ضمنا برای حرف خود که «من» را بیانیه می دانید، لطفا شواهدی از تفاسیر معروف بیان کنید تا بحث ادامه پیدا کند.

اگر همه تفاسیر بر صحت مطلبی اتفاق نظر داشته باشند همواره امکان اینکه آن مطلب صحیح نباشد وجود دارد و بالعکس بنابر این از اینکه تفاسیر حرف من در منه آیات محکمات را برای تبعییض دانسته اند نمی توان به نتیجه خاصی رسید.
دوستان در تاپیکی که شما لینک دادید می گفتید من بیانیه نمی تواند قبل از ضمیر قرار گیرد و من از تفسیری نسبتاً معروف شاهدی می آورم که حرف من قبل از ضمیر را بیانیه دانسته است:


چون شما به احادیث و روایاتی که آیه 7 آل عمران را تلبیس نموده اند شدیداً معتقدید ، من هر چقدر هم که برایتان از قرآن (من) بیانیه بیاورم که قبلش ما و مهما نبوده ، آن را نخواهی پذیرفت . (من) بیانیه بیاورم که بعدش ضمیر آمده آن را انکار خواهید کرد یعنی انکار نمی کنی؟!

پس بیا این یکی :

وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ... دارد می گوید همسرش را از جنس او خلق کرد و حرف (من )دارد جنس همسر آدم را بیان می کند یعنی از نوع بیانیه است.

این هم یکی از تفاسیرش:

نقل از تفسیر نمونه:


سپس در جمله بعد مى گوید: (همسر آدم از او آفریده شد) (و خلق منها زوجها).
بعضى از مفسران از این تعبیر، چنین فهمیده اند که همسر آدم ، (حوا) از بدن آدم آفریده شده و پاره اى از روایات غیر معتبر را که مى گوید: (حوا از یکى از دنده هاى آدم آفریده شده ) را شاهد بر آن گرفته اند - در فصل دوم از سفر تکوین تورات نیز به این معنى تصریح شده است .
ولى با توجه به سایر آیات قرآن هر گونه ابهامى از تفسیر این آیه برداشته مى شود و معلوم مى شود که منظور از آن این است که خداوند همسر او را از جنس او (جنس بشر) آفرید.
در آیه 21 سوره روم مى خوانیم : (و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها؛ از نشانه هاى قدرت خدا این است که همسران شما را از جنس شما قرار داد تا به وسیله آنها آرامش یابید).
و در آیه 72 سوره نحل مى فرماید: (و الله جعل لکم من انفسکم ازواجا؛ خداوند همسران شما را از جنس شما قرار داد).
روشن است این که در این آیات مى خوانیم (همسران شما را از شما قرار داد) معنى آن این است که از جنس شما قرار داد نه از اعضاى بدن شما.


عده ای از مفسرین حرف (من) در این آیه را بیانیه نگرفته اند چون در احادیث و روایات آمده که همسر آدم از دنده او ( یعنی بعضی قسمتهای بدن او ) خلق شده است!




شما اگر معتقدید حرف من در منه آیات محکمات نمی تواند بیانیه باشد ، دلیل خود را اقامه کنید و اسناد خود را ارائه نمایید

عامل
۱۳۹۵/۱۲/۰۳, ۱۷:۲۸
سلام علیکم

من در تالار اسک دین دوبار بحث نماز را شروع کردم اما نتنها هیچ کارشناسی خود را با این بحث درگیر نکرد بلکه تاپیکها مربوطه را نیز قفل کردند.
اتفاقا درگیری زیادی رخ داد...
شما سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رو نعوذ بالله با سنت آباء اولین یکسان دانستید و عمل پیامبر(صلی الله علیه و آله) که 23 سال در انظار عمومی به اقامه نماز پرداخته بود را ساخته و پرداخته آباء اولین و من دون الله دانستید. در حالی که با این حرف، شما تمام امیدها برای صحیح رسیدن قرآن را هم زیر سوال می برید! چرا که قرآن با نقل همین مردم صدر اسلام و دیگر ازمان به دست ما رسید. به همین ترتیب شکل نماز و رکعات آن به ما منتقل شد و به همین دلیل نماز جزء ضروریات دین است. اگر هم اختلافی هست در مسائل جزئی مانند تکتف و غیره است نه در مورد تعداد رکعات یا حتی اذکار نماز.


اگر همه تفاسیر بر صحت مطلبی اتفاق نظر داشته باشند همواره امکان اینکه آن مطلب صحیح نباشد وجود دارد و بالعکس بنابر این از اینکه تفاسیر حرف من در منه آیات محکمات را برای تبعییض دانسته اند نمی توان به نتیجه خاصی رسید.
منظور من از نقل تفسیر یا کتاب ادبی معتبر، استعمال یا فهم عرب زبانان از این آیه بود.
لطف کنید برای صحت ادعای خود چند مورد از فهم عرب را از این آیه برای ما نقل کنید.
مگر اینکه بگویید در فهم عبارات عربی، نیازی به فهم عرب و استعمال آنها نیست!

با این وجود اگر حرف جدیدی دارید بفرمایید
ضمنا برای حرف خود که «من» را بیانیه می دانید، لطفا شواهدی از تفاسیر معروف بیان کنید تا بحث ادامه پیدا کند.


عده ای از مفسرین حرف (من) در این آیه را بیانیه نگرفته اند چون در احادیث و روایات آمده که همسر آدم از دنده او ( یعنی بعضی قسمتهای بدن او ) خلق شده است!
ضمنا این عبارت را بنده در ذیل این آیه در تفسیر نمونه پیدا نکردم...

elaf
۱۳۹۵/۱۲/۰۳, ۲۱:۲۲
سلام علیکم

اتفاقا درگیری زیادی رخ داد...
شما سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رو نعوذ بالله با سنت آباء اولین یکسان دانستید و عمل پیامبر(صلی الله علیه و آله) که 23 سال در انظار عمومی به اقامه نماز پرداخته بود را ساخته و پرداخته آباء اولین و من دون الله دانستید. در حالی که با این حرف، شما تمام امیدها برای صحیح رسیدن قرآن را هم زیر سوال می برید! چرا که قرآن با نقل همین مردم صدر اسلام و دیگر ازمان به دست ما رسید. به همین ترتیب شکل نماز و رکعات آن به ما منتقل شد و به همین دلیل نماز جزء ضروریات دین است. اگر هم اختلافی هست در مسائل جزئی مانند تکتف و غیره است نه در مورد تعداد رکعات یا حتی اذکار نماز.


با سلام

من بحث نماز را فعلاً دارم در تاپیک : http://www.askquran.ir/showthread.php?t=57732 پیگیری می کنم مطمئن باشید آنچه در این تاپیک می گذرد همان چیزی است که در اسک دین گذشت پس زیاد راه دور نمی رویم.
اما در مورد سنت آباء اولین خوب است بدانید همه کسانی کسانی که پیرو سنت آباء اولین بوده اند همگی گمان می کردند آن سنت متعلق به رسولان الهی است نه آباء اولین. توجه کنید:
وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا-و هنگامی که کار زشتی انجام می‌دهند می‌گویند: «پدران خود را بر این عمل یافتیم؛ و خداوند ما را به آن دستور داده است!» ....[7:28]



منظور من از نقل تفسیر یا کتاب ادبی معتبر، استعمال یا فهم عرب زبانان از این آیه بود.
لطف کنید برای صحت ادعای خود چند مورد از فهم عرب را از این آیه برای ما نقل کنید.
مگر اینکه بگویید در فهم عبارات عربی، نیازی به فهم عرب و استعمال آنها نیست!


وقتی عرب زبان و فارس زبان هر دو تحت تأثیر روایاتی که آیه 7 آل عمران را تحت الشعاع قرار داده اند بوده اند هیچ فرقی بین فهمشان نمی توان یافت چراکه رأی آنها ناشی از فهم و فکرشان نیست بلکه به آنچه شنیده اند و خوانده اند بستگی دارد.


ضمنا این عبارت را بنده در ذیل این آیه در تفسیر نمونه پیدا نکردم...[QUOTE]

آن عبارت مال من است ، بخاطر همین بود که با فاصله از متن تفسیر نمونه آوردمش.

من همچنان منتظر شنیدن پاسخ سئوال خود هستم، سئوالی که در تالار اسک دین کسی به آن پاسخ نداد:
اگر تصور می کنید حرف من در مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ نمی تواند بیانیه باشد دلیل خود را بیاورید . اگر دلیلتان این است که حرف من بیانیه قبل از ضمیر قرار نمی گیرد دوسه تا کتاب دستوری معرفی کنید که این قاعده در آن آمده باشد.

عامل
۱۳۹۵/۱۲/۰۵, ۰۹:۲۴
سلام

اما در مورد سنت آباء اولین خوب است بدانید همه کسانی کسانی که پیرو سنت آباء اولین بوده اند همگی گمان می کردند آن سنت متعلق به رسولان الهی است نه آباء اولین. توجه کنید: وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا-و هنگامی که کار زشتی انجام می‌دهند می‌گویند: «پدران خود را بر این عمل یافتیم؛ و خداوند ما را به آن دستور داده است!» ....[7:28]
برادر اعتذار آنها برای پیروی از عادات و رسوم غلط پدرانشان بود نه پیامبرانشان!!!
واقعا بین ایندو فرقی نیست؟!
شما یک آیه یا روایت پیدا نمیکنید که برای سنت غلطی به پیروی از پیامبران و رسولان الهی استناد شده باشد.
در هر حال برای روشن شدن بحث چندتا سوال مطرح است:
آیا پیروی از پیامبر حجت است؟ اگر نیست، آیاتی که به پیروی از ایشان دلالت می کند، اغراء به جهل از طرف خدا نیست؟
آیا قرآن نیاز به تبیین دارد یا نه؟ اگر نه، پس آیات دال بر ایت معنا را چه می کنید؟ از طرفی اگر آنقدر روشن است که نیاز به تبیین ندارد پس چرا در طول تاریخ فرقه های بسیاری بوجود آمده است؟


آن عبارت مال من است، بخاطر همین بود که با فاصله از متن تفسیر نمونه آوردمش.
پس بیانیه بودن «من» در این ایه تصریح نشده و صرفا برداشت شما بوده؟ در اینصورت شما دلیلی ارائه نکردید.

elaf
۱۳۹۵/۱۲/۰۵, ۱۶:۲۱
سلام

برادر اعتذار آنها برای پیروی از عادات و رسوم غلط پدرانشان بود نه پیامبرانشان!!!
واقعا بین ایندو فرقی نیست؟!
شما یک آیه یا روایت پیدا نمیکنید که برای سنت غلطی به پیروی از پیامبران و رسولان الهی استناد شده باشد.
در هر حال برای روشن شدن بحث چندتا سوال مطرح است:
آیا پیروی از پیامبر حجت است؟ اگر نیست، آیاتی که به پیروی از ایشان دلالت می کند، اغراء به جهل از طرف خدا نیست؟
آیا قرآن نیاز به تبیین دارد یا نه؟ اگر نه، پس آیات دال بر ایت معنا را چه می کنید؟ از طرفی اگر آنقدر روشن است که نیاز به تبیین ندارد پس چرا در طول تاریخ فرقه های بسیاری بوجود آمده است؟


باسلام
اگر امکان دارد اجازه دهید بحث فوق را بگذاریم برای بعد از بحث درباره آیه 7 آل عمران



پس بیانیه بودن «من» در این ایه تصریح نشده و صرفا برداشت شما بوده؟ در اینصورت شما دلیلی ارائه نکردید.


در مطلبی که بنده از تفسیر نمونه نقل کردم بخوبی دیده می شود که حرف من را از نوع بیان جنس دانسته است لطفاً یک بار دیگر مطلب قرمز رنگ را مطالعه بفرمایید تا انشاء الله متوجه شوید که تفسیر نمونه حرف من را از نوع بیان جنس می داند نه تبعیض


نقل از تفسیر نمونه:

سپس در جمله بعد مى گوید: (همسر آدم از او آفریده شد) (و خلق منها زوجها).
بعضى از مفسران از این تعبیر، چنین فهمیده اند که همسر آدم ، (حوا) از بدن آدم آفریده شده و پاره اى از روایات غیر معتبر را که مى گوید: (حوا از یکى از دنده هاى آدم آفریده شده ) را شاهد بر آن گرفته اند - در فصل دوم از سفر تکوین تورات نیز به این معنى تصریح شده است .
ولى با توجه به سایر آیات قرآن هر گونه ابهامى از تفسیر این آیه برداشته مى شود و معلوم مى شود که منظور از آن این است که خداوند همسر او را از جنس او (جنس بشر) آفرید.
در آیه 21 سوره روم مى خوانیم : (و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها؛ از نشانه هاى قدرت خدا این است که همسران شما را از جنس شما قرار داد تا به وسیله آنها آرامش یابید).
و در آیه 72 سوره نحل مى فرماید: (و الله جعل لکم من انفسکم ازواجا؛ خداوند همسران شما را از جنس شما قرار داد).
روشن است این که در این آیات مى خوانیم (همسران شما را از شما قرار داد) معنى آن این است که از جنس شما قرار داد نه از اعضاى بدن شما.

اگر در امکان بیانیه بودن حرف من در منه آیات محکمات اشکالی نمی بینید تا بحث را ادامه دهم در غیر اینصورت برای چندمین بار از شما علت را جویا می شوم و می خواهم دلیل اینکه حرف من در اینجا نمی تواند بیانیه باشد را بنویسید.

elaf
۱۳۹۵/۱۲/۰۷, ۱۸:۲۹
آیه 7 آل عمران یکی از آن آیات بسیار رهگشای قرآنی است که مومن حقیقی را از غیر حقیقی مشخص می کند و ایمان آورندگان واقعی را تنها کسانی معرفی می کند که به کتاب آسمانی اعتصام می کنند و هرآنچه را از جانب پروردگارشان در قالب کتابهای آسمانی نازل شده حق می دانند و نسبت به تبعیت از آن التزام دارند. در عوض مومنین غیر حقیقی کسانی هستند که بجای کتاب آسمانی ، به کتبی تمسک می جویند که اسمانی نیستند ولی از روی آن شبیه سازی شده اند و متشابه کتابهای آسمانی گردیده اند.

وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
و از ميان ايشان گروهى هستند كه به شيوه كتاب خدا سخن مى گويند، تا پنداريد كه آنچه مى‌گويند از كتاب خداست، در حالى كه از كتاب خدا نيست. و مى‌گويند كه از جانب خدا آمده و حال آنكه از جانب خدا نيامده است. و خود مى‌دانند كه بر خدا دروغ مى‌بندند.[3:78]

متأسفانه تبعیت و تعبد این متشابهات سبب گردیده کسی به درستی معنای آیه 7 را درک نکند و به غلط تصور کند تبعیت صرف از کتاب آسمانی موجب گمراهی می شود و بدین سان مقصود آیه را وارانه بفهمد و کتابهای منسوب به رسول را به عنوان یک منبع تفسیری در کنار کتاب خداوند قرار دهد .
عبارت منه آیات محکمات در آیه 7 نمی خواهد آیات قرآن را به دو دسته محکم و متشابه تقسیم کند بلکه می خواهد بگوید فقط آیات محکمات متعلق به کتاب آسمانی هستند و مأخذشان ام الکتاب ( مادر کتابهای آسمانی) می باشد. یکی از شواهدی که این دیدگاه را تایید می کند همین عبارت ام الکتاب است. در قرآن کریم سه بار این عبارت بکار رفته که مفسرین دوتای آنها را کتابی دانسته اند که کتابهای آسمانی از آن اخذ می شوند.
خداوند در مورد قرآن می فرمایند:

وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
و آن در «امّ‌الکتاب» [= لوح محفوظ] نزد ما بلندپایه و استوار است![43:4]
ادامه دارد

عامل
۱۳۹۵/۱۲/۰۷, ۲۱:۳۶
سلام

در مطلبی که بنده از تفسیر نمونه نقل کردم بخوبی دیده می شود که حرف من را از نوع بیان جنس دانسته است
ظاهر آيه اتفاقا من بعضيه را مي فهماند و مفسرين به دليل رواياتي كه در خلق آدم و حوا(عليهما السلام) امده اين آيه را خلاف ظاهر و مطابق با دلايل عقلي و نقلي تفسير كرده اند. به همين دليل كه آيه ظهور در بعضيت دارد برخي تفاسير اين قول را ترجيح داده اند.
اتفاقا همين مطلب دليل بر نياز قرآن به مبين و مفسر عالم به انست!!!
اما در مورد شناخت من بعضيه از بيانيه و روشن شدن بحث، توجه به مطلب زير مفيد است:
(من) بیانیة درای دو نشانه است:
۱_ بتوان واژه ی (الذی) را جايگزین آن کرد.
۲_ بتواند برای ماقبل خود(صفت) باشد.
به عنوان مثال واژه ی (من) را در سه آیه ی زیر بيانيه است: (نفحة من عذاب)، (نزل من حمیم) و (ظل من یحموم): (من) در تمامی این آیات من بیانیه است که برای بیان جنس نفحة، نزل و ظلّ آمده است و در واقع عذاب، حمیم و یحموم جنس تعین شده برای آنان است.
بنابر این آیات مذکور بدین شکل خواهد بود. (النفحة التی هی العذاب) (النزل الذی هو الحمیم) و (الظل الذی هو الیحموم)
باید توجه داشت که(من) بیانیه برخلاف (من) بعضیه است زیرا آنچه پیش از من بعضیه ذکر می شود جزئی از چیزی است که بعد از آن می آید مثلا در عبارت: أخذت درهما من دراهم، آن درهم جزئی از آن درهم ها است، اما من بیانیه عکس آن است یعنی آنچه به دنبال من بیانیه می آید جزئی از چیزی است که پیش از آن ذکر شده است.بنابر این عذاب بخشی از وزش، آتش بخشی از پذیرایی و دود سیاه و غلیظ بخشی از سایه است.(پژوهشی در ساختار معناشناسی قرآن؛ محمد العبد)



اگر در امکان بیانیه بودن حرف من در منه آیات محکمات اشکالی نمی بینید تا بحث را ادامه دهم در غیر اینصورت برای چندمین بار از شما علت را جویا می شوم و می خواهم دلیل اینکه حرف من در اینجا نمی تواند بیانیه باشد را بنویسید.
اين جمله شما من رو ياد شعر زير انداخت:
گنه كرد در بلخ آهنگري
به شوشتر زدند گردن مسگري
بر فرض كه شما با يك آيه ورود من بيانيه بر ضمير را ثابت كرديد، اين چه ربطي به آيه ديگر با شرايط ديگر دارد؟!!!!!
لطفا علمي بحث كنيد. شما ادعاي بيانيه بودن من در منه آيات محكمات را داريد و تا كنون هيچ دليل علمي و منبع معتبر لغوي يا تفسيري ارائه نكرديد.
در حالي مفسرين شيعه و سني من در اين ايه را تبعيضيه گرفته اند، بنابراين كلام شما مبناي علمي يا استعمال عرب را ندارد.
اگر صرفا مي خواهيد ادعاهاي قبلي را بدون دليل تكرار كنيد، دليلي براي ادامه بحث وجود ندارد.

elaf
۱۳۹۵/۱۲/۰۷, ۲۲:۴۴
بر فرض كه شما با يك آيه ورود من بيانيه بر ضمير را ثابت كرديد، اين چه ربطي به آيه ديگر با شرايط ديگر دارد؟!!!!!


وقتی یک آیه نشان می دهد من بیانیه می تواند قبل از ضمیر بیاید پس اینکه بی دلیل و بی مدرک و سند ادعا می کنید من بیانیه نمی تواند قبل از ضمیر باشد قابل اعتناء نیست. من می توانم باز هم آیاتی معرفی کنم که حرف من قبل از ضمیر آمده و مفسرین با آن بصورت بیانیه برخورد کرده اند اما آیا شما خواهید پذیرفت و مانند آنچه از تفسیر نمونه نقل کردم انکارش نمی کنید؟



اگر صرفا مي خواهيد ادعاهاي قبلي را بدون دليل تكرار كنيد، دليلي براي ادامه بحث وجود ندارد.

سلام
از جمله آخرتان مشخص است مانند تاپیکی که لینکش را در صفحه قبل دادید عزم بستن این تاپیک را نیز کرده اید و می خواهید مانند مشکور در غیاب بنده و در حالی که دهنم و قلمم را بسته اید به پاسخهای من بپردازید.

عامل
۱۳۹۵/۱۲/۰۹, ۱۶:۱۸
سلام

وقتی یک آیه نشان می دهد من بیانیه می تواند قبل از ضمیر بیاید پس اینکه بی دلیل و بی مدرک و سند ادعا می کنید من بیانیه نمی تواند قبل از ضمیر باشد قابل اعتناء نیست
اولا تفسير نمونه تصريحي به بيانيه بودن من نكرده است و اتفاقا ظهور در بعضيه دارد و با دليل بر خلاف آن مفسرين عدول كرده اند.
ثانيا هيچ كدام از شرايط من بيانيه در آيه هفت آل عمران نيست و به همين دليل مفسرين آنرا بعضيه دانسته اند.
ثالثا قرار شد شما دليلي از كتب معتبر لغت يا تفسير در مورد اين آيه بياوريد كه تا الان چيزي ارائه نكرديد.
لذا تا دليل ارائه نكرديد از ادامه بحث خود داري كنيد.

elaf
۱۳۹۵/۱۲/۰۹, ۲۳:۴۷
سلام

اولا تفسير نمونه تصريحي به بيانيه بودن من نكرده است و اتفاقا ظهور در بعضيه دارد و با دليل بر خلاف آن مفسرين عدول كرده اند.



این عین عبارت تفسیر نمونه است که قبلاً بیان شد:



روشن است این که در این آیات مى خوانیم (همسران شما را از شما قرار داد) معنى آن این است که از جنس شما قرار داد نه از اعضاى بدن شما.


مگر بیانیه برای بیان جنس نیست؟!
از جنس شما قرار دادنه از اعضای بدن شما یعنی چه؟
یعنی از بعضی قسمتهای بدن شما( بعضیه) غلط است بلکه بیانیه درست است.
درست نیست؟
چرا؟



ثانيا هيچ كدام از شرايط من بيانيه در آيه هفت آل عمران نيست و به همين دليل مفسرين آنرا بعضيه دانسته اند.



چرا نیست؟! دارد می گوید آیات محکمات از جنس کتاب هستند و محکمترین دلیل بلاتردید آن این است که می گوید هن ام الکتاب یا هن(من)ام الکتاب. به عبارت دیگر آیات محکمات از ام الکتاب که مأخذ قرآن و سایر کتابهای آسمانی است زاده شده اند. قرآن در دو جا خودش ام الکتاب را معنا کرده ، کسانی که غیر این معنا را برای جای سوم( آیه 7) قائلند باید دلیل بیاورند در غیر این صورت هیچ نگویند.





ثالثا قرار شد شما دليلي از كتب معتبر لغت يا تفسير در مورد اين آيه بياوريد كه تا الان چيزي ارائه نكرديد.
لذا تا دليل ارائه نكرديد از ادامه بحث خود داري كنيد.

وقتی فرهنگ قرآن ام الکتاب را مادر و مأخذ کتابهای آسمانی معنا می کند شما به دنبال کدام فرهنگ لغت هستید


أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا ۚ
آيا داور ديگرى جز خدا طلب كنم و حال آنكه اوست كه اين كتاب روشن را بر شما نازل كرده است؟

ایرادی که شما می گیرید این است که حرف بنده در هیچ کتاب تفسیری مسبوق به سابقه نیست! خب نباشد این چه ایرادی دارد؟
حرف انبیاء و شهدا نیز برای اقوامشان مسبوق به هیچ سابقه ای نبود:

مَا سَمِعْنَا بِهَٰذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَٰذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ
ما هرگز چنین چیزی در آیین دیگری نشنیده‌ایم؛ این تنها یک آئین ساختگی است![38:7]

مَا سَمِعْنَا بِهَٰذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ
ما هرگز چنین چیزی را در نیاکان خود نشنیده ایم

شما ادعا می کنید من بیانیه به ضمیر اضافه نمی شود ، چندین بار از شما خواستم چند تا کتاب معتبر دستور زبان عربی معرفی کنید که به این قاعده که می گویید اشاره کرده باشد پس چرا معرفی نکردید؟

عامل
۱۳۹۵/۱۲/۱۱, ۱۱:۱۳
سلام

این عین عبارت تفسیر نمونه است که قبلاً بیان شد:
در پست هاي قبلي گفته شد كه اولا ظهور آيه در بعضيه است.
ثانيا به دليل روايات اين آيه اينچنين تفسير شده است.
شما ظاهرا فقط حرف خود را ميزنيد و به نقدها توجه نميكنيد...


شما ادعا می کنید من بیانیه به ضمیر اضافه نمی شود ، چندین بار از شما خواستم چند تا کتاب معتبر دستور زبان عربی معرفی کنید که به این قاعده که می گویید اشاره کرده باشد پس چرا معرفی نکردید؟
همين كه در شروط من بيانيه گفته مي شود براي ماقبل صفت قرار ميگيرد، صفت نكره است، در حالي كه ضمير معرفه است. و در زبان عربي ضمير صفت قرار نميگيرد. از طرفي بيانيه بودن مستلزم توصيف يك امر مبهم است، در حالي كه در اين آيه چنين نيست.

elaf
۱۳۹۵/۱۲/۱۱, ۲۰:۲۲
همين كه در شروط من بيانيه گفته مي شود براي ماقبل صفت قرار ميگيرد، صفت نكره است، در حالي كه ضمير معرفه است. و در زبان عربي ضمير صفت قرار نميگيرد. از طرفي بيانيه بودن مستلزم توصيف يك امر مبهم است، در حالي كه در اين آيه چنين نيست.

سلام عامل

شما بازهم درخواست بنده را بجا نیاوردید ، من اگر حرفی از قرآن می زنم اسناد آن را نیز ارائه می دهم . عرض کردم چند کتاب معتبر دستور زبان عربی معرفی کنید که قید کرده باشد به این دلیل به این دلیل و به این دلیل حرف من بیانیه نمی تواندبه ضمیر اضافه شود من همچنان منتظرم.

elaf
۱۳۹۵/۱۲/۱۱, ۲۰:۵۰
سلام

در پست هاي قبلي گفته شد كه اولا ظهور آيه در بعضيه است.
ثانيا به دليل روايات اين آيه اينچنين تفسير شده است.
شما ظاهرا فقط حرف خود را ميزنيد و به نقدها توجه نميكنيد...


من فقط حرف خود را می زنم یا شما؟!
شما می گویید ظهور آیه در بعضیه است که البته این ظهور ناشی از تلقین روایات است نه آنچه از قرآن فهمیده شود، من می گویم اینچنین نیست و در اینجا حرف من از نوع بیانیه است و شما می گوییدمن بیانیه قبل از ضمیر نمی آید و من متنی از تفسیر نمونه را نشانتان می دهم که ادعای شما را باطل می کند.
آیا در متن زیر که متعلق به تفسیر نمونه است ، نویسنده حرف من را بعضیه دانسته؟
اگر جوابتان مثبت است بگویید از کدام جمله این را برداشت کردید


نقل از تفسیر نمونه:

سپس در جمله بعد مى گوید: (همسر آدم از او آفریده شد) (و خلق منها زوجها).
بعضى از مفسران از این تعبیر، چنین فهمیده اند که همسر آدم ، (حوا) از بدن آدم آفریده شده و پاره اى از روایات غیر معتبر را که مى گوید: (حوا از یکى از دنده هاى آدم آفریده شده ) را شاهد بر آن گرفته اند - در فصل دوم از سفر تکوین تورات نیز به این معنى تصریح شده است .
ولى با توجه به سایر آیات قرآن هر گونه ابهامى از تفسیر این آیه برداشته مى شود و معلوم مى شود که منظور از آن این است که خداوند همسر او را از جنس او (جنس بشر) آفرید.
در آیه 21 سوره روم مى خوانیم : (و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها؛ از نشانه هاى قدرت خدا این است که همسران شما را از جنس شما قرار داد تا به وسیله آنها آرامش یابید).
و در آیه 72 سوره نحل مى فرماید: (و الله جعل لکم من انفسکم ازواجا؛ خداوند همسران شما را از جنس شما قرار داد).
روشن است این که در این آیات مى خوانیم (همسران شما را از شما قرار داد) معنى آن این است که از جنس شما قرار داد نه از اعضاى بدن شما.

elaf
۱۳۹۵/۱۲/۱۲, ۰۵:۲۲
لطفاً به این دو آیه توجه فرمایید:

إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
که ما آن را قرآنی به لسان فصیح عربی مقرر داشتیم تا مگر شما (بندگان در فهم آن) عقل و فکرت کار بندید.

وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
و همانا این کتاب نزد ما در لوح محفوظ که اصل مخزن کتب آسمانی است بسی بلند پایه و محکم اساس است. ( الهی قمشه ای)


نقل از تفسیر المیزان:

این جمله آنچه را که آیه قبلى بیان مى کرد تاءکید نموده و روشن مى سازد، و آن این بود که قرآن کریم در موطن اصلیش ما فوق تعقل عـقـول اسـت . ضـمـیر در (انه ) به کتاب بر مى گردد. و مراد از (ام الکتاب ) لوح محفوظ است ، همچنان که آیه (بل هو قرآن مجید فى لوح محفوظ) به آن تصریح دارد. و اگـر لوح مـحـفـوظ را (ام الکتاب ) نامیده ، بدین جهت است که لوح محفوظ ریشه تمامى کتب آسمانى است ، و هر کتابى آسمانى از آن استنساخ مى شود.

این هم یک آیه دیگر:

يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ ۖ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ
خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات می‌کند؛ و «امّ الکتاب» [= لوح محفوظ] نزد اوست![13:39] (مکارم شیرازی)

در آیات فوق ، بطوری که از آیات قبل و بعد آنها استنباط می شود ، مترجمین و مفسرین عبارت ام الکتاب را لوح محفوظ یا مادر کتابهای آسمانی معنا کرده اند .
سئوال: شما به چه دلیل عبارت ام الکتاب در آیه 7 آل عمران را لوح محفوظ و مادر کتابهای آسمانی نمی دانید؟
مخصوصاً اینکه در اینجا نیز صحبت از کتابهای آسمانی -الکتاب- در میان است .

عامل
۱۳۹۵/۱۲/۲۸, ۱۰:۵۰
پرسش:
آیا قرآن به تنهایی برای هدایت انسان کافی است یا نیاز به مفسر و مبیّن دارد؟

پاسخ:
بی تردید قرآن کتابی است هدایتگر و خداوند در این رابطه می فرماید: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيراً»؛ اين قرآن مردم را به راهى محكم تر هدايت مى‏ فرمايد و به اهل ايمان همان‏هايى كه اعمال شايسته به‏ جا مى‏ آورند، مژده مى‏ دهد كه براى آنها پاداش بزرگى خواهد بود.(1) اما همین قرآن در جای دیگر می فرماید: «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ»؛ اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بعضى آيات آن محكم است كه پايه و اساس بقيّه آيات مى‏ باشند و بعضى ابهام دارند و آنهايى كه دلهايشان ميل به باطل دارد، از آيات مبهم پيروى مى‏ كنند تا در دين فتنه‏ انگيزى كنند و به دنبال تأويل هستند، در حالى كه تأويل آن را جز خدا و آنها كه در دانش ريشه دارند كسى نداند. مى‏ گويند: ما به آنها ايمان آورده ‏ايم و همه آنها از پيش پروردگار ماست و جز انديشمندان آگاه نگردند.(2)

از این آیه روشن می شود که برخی آیات قرآن متشابه بوده و نیازمند توضیح اند. به همین دلیل در طول تاریخ اسلام برخی گروه ها به واسطه فهم غلط از قرآن گمراه شدند. از این رو شیعه امامیه با تمسک به برخی ایات قرآن و روایات معتقدند که قرآن نیازمند تبیین کننده است و این تبیین کننده یا امام، تمام سخنانش در راستای فهماندن معنای حقیقی و صحیح آیات است نه اینکه در مقابل قرآن چیزی بگویند. لذا کسانی که در گذشته و دیگر ادیان مورد مذمت خداوند متعال قرار گرفته اند، تنها به دلیل سودجویی و فروش دین و کتاب خود به دنیا بوده است: «فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْديهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ»؛ پس واى بر آنان كه پيش خود كتاب را مى‏ نويسند و بعد مى‏ گويند: اين كتاب از جانب پروردگار است. با اين انگيزه كه آن را به بهاى اندك بفروشند. پس واى بر آنان از آنچه پيش خود نوشته ‏اند و واى بر آنان از آنچه به دست مى‏ آورند!(3) در حالی که چنین چیزی در مورد مفسرین حقیقی قرآن نه امکان دارد و نه اتفاق افتاده است.

از طرفی شیعه و سنی به دلیل اجمال برخی ایات، نبود شان نزول آنها در خود قرآن و دیگر دلایل، سنت و روایات را در مورد کشف و فهم صحیح قرآن لازم و ضروری می دانند. با توجه به این نکته به برخی ایات و روایات که به لزوم همراهی مفسر و امام در کنار قرآن و در راستای آن، اشاره می شود:

1.حدیث ثقلین: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا» این حدیث که بر لزوم همراهی قرآن با اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) را می کند، در منابع متعدد شیعه و سنی نقل شده است.(4)

2. ام سلمه از پیامبر اسلام نقل می‌کند که حضرت فرمود: «علی با قرآن است و قرآن با علی است، آنها از هم جدا نمی‌شوند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند». این روایت نیز در منابع فریقین با سند های متعدد موجود است.(5)

3. «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ...»(6) روایات زیادی از صحابه از جمله ابو سعید خدری، زید بن ارقم، جابر بن عبدالله انصاری، ابن عباس، براء بن عازب، حذیفه، ابو هریره، ابن مسعود، و عامر بن لیلی نقل شده، و در روایات آنها آمده است که این آیه در باره علی (علیه السلام) و داستان روز غدیر نازل شده است. (7)

4. «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون»(8) در منابع متعددی از شیعه و سنی، شان نزول این آیه در مورد امیر المومنین(علیه السلام) بیان شده است.(9)

البته در این رابطه آیات و روایات دیگری نیز هست که برای رعایت اختصار به همین موارد اندک اکتفا می شود.

بنابراین اولا؛ ائمه (علیهم السلام) در مقابل قرآن نیستند بلکه مفسر و مبیّن آن هستند. ثانیا؛ این همراهی و نیاز قران به مفسر، از آیاتی مانند آیه هفتم سوره آل عمران و روایاتی که عرض شد، به روشنی قابل برداشت است.

___________
(1) اسراء/ 9.
(2) آل عمران/ 7.
(3) بقره/ 79.
(4) صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۶۶۳-۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب؛ مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج ۳، ص ۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این حدیث صحیح می‌باشد بر اساس نظر شیخین (بخاری و مسلم)؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۴۳۲؛ مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص ۳۶۶، ۳۷۲-۳۷۰؛ فضایل صحابه، احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۵۸۵، حدیث ۹۹۰؛ خصایص نسایی، ص ۲۱.
(5) مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۲۴؛ صواعق المحرقه، ابن حجر، فصل ۹، بخش ۲، ص ۱۹۱، ۱۹۴؛ تاریخ الخلفا، جلال الدین سیوطی، ص ۱۷۳.
(6) مائده/ 67.
(7) ر.ک: الدر المنثور جلد2، صفحه298؛ تفسیر کبیر، جلد3،صفحه626؛ فتح القدیر، جلد3 صفحه57؛ روح المعانی جلد6 صفحه172؛ الینابیع الموده، صفحه120.
(8) مائده/ 55.
(9) تفسیر الدر المنثور، جلد2، صفخه 293؛ اسباب النزول، صفحه 148؛ تفسیر الکشاف، جلد1،صفحه 649؛ تفسیر فخر رازی، جلد12،صفحه26؛ الغدیر ،جلد2، صفحه 52و53.