PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شرط حیات و اعلم بودن مرجع



ندای حق ۷۲
۱۳۹۵/۱۱/۱۹, ۲۰:۴۷
سلام امیدوارم موضوعی که مدتی پیش عده ای برایم، مطرح کردند را با علم و دانش خود جواب بدهید.
فردی که مرجع تقلید ندارد و قصد انتخاب آنرا دارد باید برای انتخاب آن ویژگی های مرجع تقلید را لحاظ کند و خود این ویژگی ها باید شرعا ثابت باشد مورد مناقشه نباشد. موضوعی که مورد مناقشه است وجوب یا حرمت تقلید ابتدایی از میت ولو اعلم است.برخی مراجع حرمت تقلید میت ولو اعلم و برخی وجوب تقلید میت اعلم را قایل اند
حال سوال این است فردی که هنوز مرجعی را انتخاب نکرده چگونه باید بداند که زنده بودن مرجع تقلید شرط است یا مطلق اعلم بودن او چه مرده چه زنده?
ممنون

معین
۱۳۹۵/۱۱/۲۰, ۰۸:۳۶
با نام و یاد دوست







http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث: استاد شفا

شفا
۱۳۹۵/۱۱/۲۵, ۰۵:۱۲
سلام امیدوارم موضوعی که مدتی پیش عده ای برایم، مطرح کردند را با علم و دانش خود جواب بدهید.
فردی که مرجع تقلید ندارد و قصد انتخاب آنرا دارد باید برای انتخاب آن ویژگی های مرجع تقلید را لحاظ کند و خود این ویژگی ها باید شرعا ثابت باشد مورد مناقشه نباشد. موضوعی که مورد مناقشه است وجوب یا حرمت تقلید ابتدایی از میت ولو اعلم است.برخی مراجع حرمت تقلید میت ولو اعلم و برخی وجوب تقلید میت اعلم را قایل اند
حال سوال این است فردی که هنوز مرجعی را انتخاب نکرده چگونه باید بداند که زنده بودن مرجع تقلید شرط است یا مطلق اعلم بودن او چه مرده چه زنده?
ممنون

سلام علیکم

شرط اینکه مرجع تقلید زنده باشد، اتفاقی است ، و آنچه که اختلافی است ، این است که بقای بر میت جایز است یا جایز نیست یا واجب است.
فلذا این مطلبی که فرمودید ، منافاتی ندارد.




پی نوشت:

رساله 13 مرجع، احکام تقلید ،مساله2

ندای حق ۷۲
۱۳۹۵/۱۱/۲۷, ۰۷:۵۳
تشکر ولی با آن چه من فهمیده ام اتفاقی هم نیست. بلکه شاید بین مراجعی که گفتید اتفاق باشد ولی نه بین همه. مثلا آیت الله فیاض_ صادقی تهرانی_
از در گذشتگان بزرگانی چون میرزا قمی و برخی دیگر. چرا حرف اینها نباید ملاک باشد. چون مرده اند? این که می‌شود دور.
و اگر حرف اینها هم ملاک باشد محذور سوال پیش میاید.

منتظرمهدی زهرا
۱۳۹۶/۱۱/۰۵, ۰۹:۱۴
تقلید در اصول و فروع دین)
مسأله 1) (عقيده مسلمانان به اصول دين بايد از روي دليل باشد 1، ولي در احكام غيرضروري دين 2) بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روي دليل به دست آورد، يا از مجتهد تقليد كند يعني3به دستور او رفتار نمايد، يا از راه احتياط طوري به وظيفه خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده اي از مجتهدين عملي را حرام مي دانند و عدّه ديگر مي گويند حرام نيست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملي را بعضي واجب و بعضي مستحبّ مي دانند، آن را به جا آورد؛پس كساني كه مجتهد نيستند و نمي توانند به احتياط عمل كنند، واجب است4 از مجتهد تقليد نمايند5.
1- گلپايگاني، صافي: عقيده مسلمانان به اصول دين بايد از روي دليل باشد و نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد، يعني بدون دليل گفته كسي را قبول كند. ولي اگر از گفته غير به عقايد ديني يقين پيدا کند در حكم به مسلمانان بودن او كافي است...
خوئي، تبريزي:شخص مسلمان بايد به اصول دين از روي دليل اعتقاد پيدا كند و نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد، يعني بدون سوال از دليل، گفته كسي را قبول كند...
سيستاني:شخص مسلمان بايد عقيده اش به اصول دين از روي بصيرت باشد، و نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد، يعني گفتۀ كسي را كه علم به آنها دارد به صرف اينكه او گفته است قبول كند، ولي چنانچه شخص به عقائد حقّۀ اسلام يقين داشته باشد و آنها را اظهار نمايد هر چند از روي بصيرت نباشد آن شخص مسلمان و مؤمن است و همۀ احكام اسلام و ايمان بر او جاري مي شود...
نوري: مسلمان بايد به اصول دين ايمان و يقين داشته باشد و اين ايمان بايد براي هر مسلماني به اندازه فكر ودرك او بر پايه دليل و برهان استوار باشد...
2- گلپايگاني، صافي: و در احكام دين...
خوئي، سيستاني: در احكام دين در غير ضروريات و قطعیات...
تبریزی: در احکام دین در غیر ضروریات...
اراکی: [در رساله آیت الله اراکی به جای قسمت داخل پرانتز آمده: «مکلف در احکام غیر ضروری دین »]
3-خوئي: بدون سوال از دليل...
4- تبريزي: لازم است...
5- نوري:به اين مطلب نيز بايد توجه كرد كه در بسياري از موارد در خود عمل به احتياط نيز بايد يا مجتهد بود و يا تقليد كرد.
* * * * *
فاضل: مسأله- در اصول دين انسان بايد يقين و اعتقاد جزمي داشته باشد و اين يقين از هر دليل و طريقي حاصل شود كفايت مي كند چه به واسطه استدلال و برهان باشد يا از گفته والدين و مبلغین؛ هر چند نتواند استدلال كند. و در احكام غير ضروري دين يا بايد مجتهد باشد و بر طبق اجتهاد خودش عمل نمايد و يا از مجتهد تقليد كند يعني به دستور او رفتار نمايد و يا در صورتي كه آشنا به كيفيّت احتياط است، عمل به احتياط كند بطوري كه يقين كند تكليف خويش را انجام داده است . مثلاً اگر عدّه اي از مجتهدين عملي را حرام مي دانند و عدّه اي ديگر مي گويند حرام نيست آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملي را بعضي واجب و بعضي مستحبّ مي دانند انجام دهد و همچنين واجب است در كيفيّت احتياط نيز احتياط كند، يعني چنانچه احتياط از چند طريق ممكن باشد بايد طريقي را اختيار نمايد كه مطابق با احتياط باشد.
بهجت: دين اسلام براساس اعتقادات صحيح و حق و همچنین اعمال و دستوراتي در زمينه هاي گوناگون بنا شده است. در اعتقادات تقليد جايز نيست همچنين در اعمال و دستورات غير اعتقادي كه ضروري دين باشد، تقليد در آن لازم نيست ولي در غير ضروريات اگر شخص مجتهد باشد، يعني بتواند از روي دلايل شرعي وظيفۀ خود را تشخيص دهد، بايد طبق نظريۀ خود عمل كند و در غير اين صورت عقل براي او دو راه معيّن خواهد كرد:
الف-«تقليد» يعني طبق فتاوي و نظريات مجتهدي كه واجد شرايط است عمل كند.
ب-« احتياط» يعني براساس نظریۀ تمامي و يا گروهي از مجتهدين وظيفۀ خود را انجام دهد. به اين معني كه اگر مجتهدي كاري را جايز و ديگري حرام مي داند، آن كار را ترك كند و اگر مجتهدي كاري را واجب و ديگري مباح مي داند، آن را بجا آورد.
وحید: مسأله- اعتقاد انسان به اصول دین اسلام باید برپایۀ علم باشد، و تقلید –یعنی پیروی از غیر- بدون حصول علم- در اصول دین باطل است، ولی در غیر اصول دین از احکامی که قطعی و ضروری نیست و همچنین موضوعاتی که محتاج به استنباط است باید یا مجتهد باشد که بتواند وظایف خود را از روی مدارک آنها بدست آورد، و یا به دستور مجتهدی که شرایط آن خواهد آمد رفتار نماید، و یا احتیاط کند، یعنی به گونه ای عمل نماید که یقین پیدا کند تکلیف را انجام داده، مثلاً اگر عده ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّۀ دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را ترک کند، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی جایز می دانند، به جا آورد، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، باید تقلید نمایند.
مكارم:مسأله-هيچ مسلماني نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد بلكه بايد آنها را از روي دليل- به فرا خور حال خويش- بداند ولي در فروع دين يعني احكام و دستورات عملي، اگر مجتهد باشد[1] به عقيدۀ خود عمل مي كند و اگر مجتهد نباشد بايد از مجتهدي تقليد كند، همانگونه كه مردم در تمام اموري كه تخصّص و اطّلاع ندارند به اهل اطّلاع مراجعه می كنند، و از آنها پيروي مي نمايند[2] (http://anhar.ir/fckeditor/editor/fckblank.html#_ftn1)و نيز مي تواند عمل به احتياط كند، يعني در اعمال خود طوري رفتار نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است، مثلاً اگر بعضي از مجتهدين كاري را حرام و بعضي مباح مي دانند، آن را ترك كند ويا اگر بعضي آن را مستحبّ و بعضي واجب مي دانند آن را حتماً بجا آورد، ولي چون عمل به احتياط مشكل است و احتياج به اطّلاعات نسبتاً وسيعي از مسائل فقهي دارد، راه براي تودۀ مردم غالباً همان مراجعه به مجتهدين و تقليد از آنها است.
زنجاني: مسأله- شخص مسلمان بايد به اصول دين يقين داشته باشد، اگر چه از گفته ديگري براي او يقين حاصل گردد، و در احكام دين كسي كه قطع ندارد، بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روي دليل بدست آورد، يا از مجتهد جامع شرايط تقليد كند، يعني بدون سوال از دليل، گفتار او را بپذيرد و به آن عمل كند، يا از راه احتياط طوري به وظيفۀ خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است، مثلاً اگر هيچ يك از مجتهدين عملي را واجب نمي دانند، ولي برخي آن را حرام دانسته و برخي حرام نمي دانند آن عمل را انجام ندهد.و اگر عملي را هيچ يك حرام نمي دانند، ولي برخي آن را واجب دانسته وبرخي واجب نمي دانند آن را به جا آورد، پس كساني كه مجتهد نيستند و نمي توانند به احتياط عمل كنند، واجب است از مجتهد تقليد كنند.
سبحانی: مسأله- مسلمان باید در مورد اصول دین – اگر یقین نداشته باشد – تحصیل یقین کند و در احکام اسلام می تواند یکی از سه راه را برگزیند:
1. مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد .
2. از مجتهد تقلید کند یعنی مطابق فتوای او عمل کند.
3. از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عدّه ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّۀ دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند، آن را بجا آورد؛ پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید نمایند.
مظاهری: مسأله- مسلمان باید به اصول دین اطمینان داشته باشد، و در احکام غیر ضروری یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد ، یا از مجتهد تقلید کند، یا از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که اطمینان پیدا کند تکلیف خود را انجام داده است.
مسأله اختصاصي
فاضل: مسأله 3- مكلفي كه مجتهد نباشد واعمال خود را بدون تقليد انجام دهد و تقليد هم نكند، اعمال او باطل است يعني نمي تواند به آن اكتفا كند و بايد طبق مسأله [14] عمل كند.
(معنای تقلید- شرایط مرجع تقلید)
(مسأله2) تقليد در احکام، عمل كردن به دستور مجتهد است1، و از مجتهدی بايد تقليد كرد كه مرد و بالغ و عاقل و شيعۀ دوازده امامي و حلال زاده و زنده و عادل باشد2.(و نيز بنابر احتياط واجب بايد از مجتهدی تقليد كرد كه حريص به دنيا نباشد 3) و از مجتهدين ديگر اعلم باشد4 ، يعني در فهميدن حكم خدا از تمام مجتهدين زمان خود استادتر باشد5.
1- گلپايگاني، صافي: تقليد در احكام ، ياد گرفتن فتواي مجتهد است با التزام به عمل به آن...
تبريزي:تقليد در احكام، اعتماد كردن به دستور مجتهد درهنگام عمل یا بعد از آن است...[3]
2- گلپايگاني، صافي: و عادل كسي است كه با ملكۀ عدالت كارهائي را كه بر او واجب است بجا آورد و كارهائي را كه بر او حرام است ترك كند، و ملكۀ عدالت عبارتست از حالتي كه وادار كند انسان را به اطاعت و ترك معصيت و نشانۀ آن اين است كه اگر از اهل محلّ يا از همسايگان او يا كساني كه با او معاشرت دارند حال او را بپرسند، خوبي او را تصديق نمايند...
خوئي، سيستاني، تبريزي: (تبريزي: و نيز معتبراست سابقۀ فسق معروفي بين مردم نداشته باشد و از مجتهدي كه تقليد مي شود، غير از اوصاف ذكر شده امر ديگري معتبر نيست ) وعادل كسي است كه كارهائي را كه بر او واجب است، بجا آورد و كارهائي را كه بر او حرام است ترك كند، و نشانۀ عدالت اين است كه در ظاهر شخص خوبي باشد، كه اگر از اهل محلّ يا همسايگان او يا كساني كه با او معاشرت دارند حال او را بپرسند، خوبي او را تصديق نمايند...
فاضل:ومقصودازعدالت آن است كه قدرت نفسانيه اي بر انجام واجبات وترك گناهان كبيره داشته باشد...
3- [قسمت داخل پرانتز در رساله آيات عظام:خوئي ، گلپايگاني ، صافي، تبريزي و سيستاني نيست]
4- گلپايگاني، صافي: مجتهدي كه انسان از او تقليد مي كند- در صورت علم به مخالفت فتواي او با فتواي غير- بنابر احتياط واجب بايد غير، اعلم از او نباشد مگر آنكه فتواي غير اعلم موافق با احتياط باشد (صافي:يا فتواي اعلم شاذ ونادر باشد كه دراين صورت بايد به قولي كه احوط است عمل نمايد) واعلم...
خوئي، تبريزي، سيستاني: در صورتي كه اختلاف فتوي بين مجتهدين در مسائل محلّ ابتلاء ولو اجمالاً معلوم باشد لازم است مجتهدي كه انسان از او تقليد مي كند، اعلم باشد ...
فاضل: لازم است از مجتهدين ديگر اعلم باشد ...
نوري: بنابرأقوي در صورت علم به مخالفت فتواي او با فتواي غير در مسائل مورد احتياج، او بايد اعلم باشد مگر آنكه فتواي غير اعلم موافق با احتياط باشد و اعلم ...
5-خوئي ،تبريزي:بهترباشد.
سيستاني:تواناتر باشد.
فاضل: در فهميدن حكم خدا از همۀ مجتهدين عصر خودش عالمتر باشد [و] يكي از راههاي شناخت عدالت، حسن ظاهر است يعني با او رفت و آمد و معاشرت داشته باشد و در شرايط مختلف او را ديده باشد كه مسائل شرعي را رعايت مي كند و يا همسايگان و اهل محل خوبي او را تصديق كنند.
* * * * *
اراکی: مسأله- تقلید در احکام، عمل نمودن به دستور مجتهد است، یعنی عملش را به استناد فتوای او انجام دهد و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی و حلال زاده و زنده و عادل باشد و نیز باید از مجتهدی تقلید کرد که حریص به دنیا نباشد و بنابر احتياط واجب، در مسائلي كه مي داند فتواي اعلم با غير اعلم اختلاف دارد و همچنين در مسائل محدودي كه مي داند در يكي يا بعضي از آنها اختلاف فتوي دارند ( شبهۀ محصوره ) بايد از اعلم تقليد كرد.