PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سند عرفان، سیره علمی و عملی عارف واصل آیة الله سید احمد کربلایی(تهرانی)



کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۳, ۱۱:۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم
رساله شریفه سند عرفان، به معرفی شخصیتی می پردازد که سخن گفتن درباره وی در توان حقیر نیست. شخصیتی که در محضر نورانی و قدسی یگانه دوران و قهرمان بی مانند وادی سلوک الی الله مرحوم آیت الله العظمی مولی حسینقلی همدانی (ره) رشد و تعالی یافت و رنگ خدایی گرفت.
کسی که در میان سیصد تن از استوانه های عظیم اخلاقی و عرفانی همچون آیت الله بهاری (ره) و آیت الله آقا میرزاجوادآقا ملکی تبریزی (ره) و.....گوی سبقت را ربود و استاد مسلم و دارنده کرسی عرفان در حوزه هزارساله نجف اشرف گردید.
کسی که به جرات می توان او را از اعاظم فقهاء شیعه امامیه و اساطین حکمت و عرفان در قرن اخیر به حساب آورد. کسی که پس از استاد خویش یگانه عالم اخلاق و مربی نفوس و راهنمای طالبان حقیقت در طی راه مقصود و ورود در سبل اسلام و ارائه طریق لقای حضرت احدیت و سیر در معارج و مدارج کمال نفس انسانی و ایصال به کعبه مقصودو حرم معبود بوده است.
آری؛ کلام در شرح حال و ترجمه مولانا الاعظم حضرت آیت الله العظمی آقا سید احمد کربلایی (ره) است.
انشاء الله این اثر باعث وزیدن نسیم رحمت الهی در قلب ما گردد تا بیداری و آگاهی را برایمان به ارمغان آورد.

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۳, ۲۰:۱۷
علامه حاج شیخ آقا بزرگ طهرانی قدس سره در «اعلام الشیعه» می نویسد: سیداحمد طهرانی که وفاتش در سنه یک هزار و سیصد و سی و دو هجری قمری واقع شد، فرزند سید ابراهیم موسوی طهرانی است. که در کربلا متولد شد و در خانواده ای که معنویت و دین داری محوریت داشت رشد و تعالی یافت.
با توجه به اینکه در آن زمان در کربلا نیز حوزه بزرگی موجود بوده است مراحل تحصیلات را از همان کربلا شروع نموده است.
«او از شاگردان مجدد شیرازی (حاج میرزا محمد حسن ) و علامه میرزا حبیب الله رشتی و علامه میرزا حسین خلیلی طهرانی و از خواص مربی اخلاق بزرگ مرتبه علامه مولی حسینقلی همدانی است.»

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۳, ۲۰:۲۴
رشد و تعالی ایشان در سیره علمی و عملی به حدی رسید که به مراتب عالیه اجتهاد و مرجعیت رسید هر چند که در تمام عمر از مقام مرجعیت دوری گزید اما در بین علما دارای مقامی ارجمند گردید بطوری که جناب علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی در توصیف این عارف واصل چنین می نویسد:
عالمی است جلیل و فقیهی کبیر و اخلاقی معروف و مرد متقی و دارای ورع و زاهد و عابدی عظیم است. من در مدت دو سالی که به همسایگی او فائز و بهره مند شدم ؛ زیرا منزل من نزدیک منزل او بود؛ در این مدت از او چیزهایی را مشاهده نمودم که بیانش به طول می انجامد.[1]
پی نوشت:
[1].توحید علمی و عینی، ص18 و 19

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۳, ۲۰:۳۶
شاید نقل مهاجرت انسان ملکوتی بزرگی همچون آقا سید احمد برای ما ثقیل و گران آید ولی آنچه پیداست این سفر نورانی برای کسی چون آیت العظمی آقا سید احمد کربلایی که یک عمر در وصل یار خویش نالید و آه سوزان یار دیرینه اش بود این مسافرت شیرین و دل انگیز می باشد تا چه رسد که این سفر شروع اش در حال معاشقه و درد و دل با دوست باشد.
لذا باید گفت در این گونه مهاجرت ها نیز باید به حال این فرزانه ناشناخته که شاگرد معظم اش مرحوم آیت الله العظمی آقا میرزا علی آقا قاضی طباطبایی تبریزی در مورد ایشان لفظ سند عرفان را بکار برده است، غبطه خورد که بهترین و زیباترین مقام یعنی در عبادت راز و نیاز بود که عزم مهاجرت نمود و به لقای دوست دل بست.
او که با مادرش بسیار مهربان بود قبل از مادرش در آخرین تشهد نماز عصر در روز جمعه 27 شوال 1332 رحلت نمودند. و جنازه او را شاگردان او، و جمعی از مخلصین و اصدقای او تشیع کردند و در صحن حضرت امیرالمومنین علیه السلام در قسمت شمالی مقابل ایوانی که در پشت مرقد مطهر واقع است دفن نموده اند.

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۳, ۲۰:۵۵
استاد سلوکی
استادی که در محضر نورانی ایشان مرحوم سید (ره) تربیت یافت. یگانه عصر مرحوم آخوند مولی حسینقلی همدانی (ره) است.
ایشان از اعاظم علما و اکابر فقهاء شیعه و خاتمه علماء اخلاق در عصر خود بوده است.
او در قریه شوند در جزین همدان در سنه 1239 هجری قمری متولد شده و مقدمات را در طهران فرا گرفته و بالاخره در دروس عالی حوزه درس عالم اکبر شیخ عبدالحسین طهرانی (ره) مشهور به شیخ العراقین شرکت نموده است. سپس به سبزوار سفر کرده و مدت ها در آنجا اقامت گزیده و از درس فیلسوف معروف حاج مولی هادی سبزواری (ره) بهره یافته و پس از آن مهاجرت به نجف اشرف نموده و سال های طولانی از درس شیخ مرتضی انصاری استفاده کرده است.
در قسمت اخلاق و عرفان از آقا سید علی شوشتری (ره) استفاده نموده و شاگرد او بوده است. و بعد از وفات استادش متصدی فتوا نشد و دنبال ریاست نرفت بلکه در منزل نشست و طلاب فهیم بدو روی آوردند و منزل او محل اجتماع زبدگان علم و عمل شد و شاگردان عجیبی در علم الهی و عرفان تربیت نمود.
شاگرد او سید صدر در تکمله گوید:
«او جمال السّالکین، و نخبه الفقهاء الرّبانیّین، و عمده الحکماء و المتألّهین، و زبده المحقّقین و الاصولیّین بود؛ کان من العلماء بالله و بأحکام الله، جالساً على کرسىّ الاستقامه، تشرق علیه أنوار الملکوت، تا آنکه گوید: و کان على منهاج السیّد جمال الدین ابن طاوس فى القول و العمل حتّى فى عدم الإفتاء و عدم التصدى لشى‏ء من أمور الریاسه الشّرعیّه، حتى صلوه الجماعه بارزاً.»
و أمّا فقه و اصول را از تقریراتى که خودش از بحث علّامه انصارى نوشته بود تدریس مى‏ کرد. و در منزل نماز جماعت مى‏ خواند براى خواصّ از مؤمنین و پیروانى که آنها را تربیت نمود، و از ظلمات جهل به نور معرفت کشانید، و ایشان را با رضایت شرعیّه و مجاهدات عملیّه از هر پستى طاهر و مطهّر گردانید، تا آنها از عباد الله الصّالحین، و از سالکین در راه خداوند شدند.
کتبى بسیار در تقریرات دروس شیخ و غیر آن از جمله قضاء و شهادات و رهن و غیرها نوشته که در کتابخانه حسینیه شوشترى ‏ها در نجف اشرف و کتابخانه آقا میرزا حسین نورى موجود است. و بالاخره در زیارت سیّد الشّهداء در کربلاى معلّى در ۲۸ شعبان سنه ۱۳۱۱ رحلت نمود.[1]
...............................
پی نوشت:
[!].توحید علمی و عینی(به نقل از نقباء البشر، ج2، ص 674 الی 678) ص14

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۳, ۲۱:۰۳
دوستان سلوکی
برای اینکه به ویژگی های ارزشمند و نورانی مرحوم آقا سید احمد آشنایی پیدا کنیم به طور خلاصه به معرفی و ویژگی های اخلاقی و عرفانی بعضی از اعاظم شاگردان اخلاقی آخوند ملا حسینقلی همدانی (ره) می پردازیم که به همراه مرحوم آقا سید احمد توانستند بر اساس روش تربیتی مرحوم آخوند پرورش یابند.
مسلما شناخت آنها ره آوردهای مختلفی همانند موارد زیر را به همراه خواهد داشت:
1-عظمت و روحانیت مرحوم آخوند (ره)
2-روحانیت حاکم بر مکتب اخلاقی آخوند(ره)
3-معرفی سیره تربیتی ایشان
4-تلاش و ممارست شاگردان
5-ثمرات اخلاقی و عرفانی مکتب
6-ویژگی های انحصاری مکتب آخوند
و......
و امتیاز دیگر این بحث در آن خواهد بود که با معرفی این عزیزان و قهرمانان عرصه اخلاق و عرفان بیشتر به مقام و منزلت روحانی و عرفانی مرحوم سید آشنا خواهیم شد.

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۵, ۱۸:۵۴
1-میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(ره)
جمال السالکین آقا میرزا جواد اقا بن المیرزا شفیع الملکی التبریزی متوفای عید اضحای 1343 هجری قمری به قم المحیمه، مدفون به قبر شیخان، از اعاظم اهل سلوک بوده است و پس از طی مراحل سلوک در سنه 1320 به ایران مراجعت کرد و در دار الایمان قم توطن نمود و به وظایف شرع و ترویج دین و تربیت مومنین همت گماشت.
از بعضی از اهل سلوک منقول است که آقا میرزا جواد آقا بعد از دو سال خدمت آقا (سرکار آخوند) عرض می کند من در سیر خود به جایی نرسیدم. آقا در جواب از اسم و رسمش سوال می کنداو تعجب کرده و می گوید: مرا نمی شناسید من جواد تبریزی ملکی هستم.
ایشان می گویند: شما با فلان ملکی ها بستگی دارید؟
آقا میرزا جواد آقا چون آنها را خوب و شایسته نمی دانسته، از آنان انتقاد می کند، آخوند ملا حسینقلی در جواب می فرمایند هر وقت توانستی کفش آنها را که بد می دانی پیش پایشان جفت کنی من خود به سراغ تو خواهم آمد
آقا میرزا جواد آقا فردا که به درس می رود خود را حاضر می کند که در محلی پایین تر از بقیه شاگردان بنشیند تا رفته رفته طلبه هایی که از فامیل در نجف بودند و ایشان آنها را خوب نمی دانسته مورد محبت خود قرار می دهد تا جائیکه کفششان را پیش پای آنها جفت می کند. چون این خبر به آن طایفه که در تبریز ساکن هستند می رسد رفع کدورت فامیلی می شود. بعد آخوند او را ملاقات می کند و می فرماید:
دستور تازه ای نیست تو باید حالت اصلاح شود تا از همین دستورات شرعی بهره مند شوی.
ضمن یادآوری می کند که کتاب مفتاح الفلاح شیخ بهایی برای عمل کردن خوب است.[1]
................................
پی نوشت:
[1].تاریخ حکما و عرفا، ص133 و 134

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۶, ۱۲:۱۸
کتب وی عبارتند از «لقاء الله، اسرار الصلوة، المراقبات(اعمال السنة) که الحق مستغنی از تعریف است، بالاخص کتاب لقاء الله ایشان آتشی مخصوص دارد و برای فتح باب سالکین الی الله کلید و رمز موفقیت است. ما در اینجا به ذکر یک دستور از کتاب اسرار الصلاة وی و یک دستورالعمل دیگر که برای مرحوم شیخ محمدحسین اصفهانی که بنا به درخواست خود شیخ تقریر گردیده است اکتفاء می نماییم.
اما دستور اول:
«من از بعضی اجلاء مشایخ خودم که همانند او حکیم عارفی و معلم حاذقی را در راه خیر و طبیب کاملی را ندیده ام پرسیده ام: کدامیک از اعمال جوارح را که شما تجربه نموده اید اثرش در قلب بیشتر است؟ فرمود: سجده طویله در هر روزی که آن را ادامه دهد و طول بدهد جدا تا اینکه یک ساعت یا سه ربع ساعت به طول انجامد و در آن بگوید:
لا الها لا انت سبحانک انی کنت من الظالمین.؛ هیچ معبودی نیست جز تو ای خداوند؛ تو پاکی و منزه و مقدس می باشی، من هستم که رویه و دأبم این بوده است که از ستمگران بوده ام.
بطوری که نفس خود را گرفتار و محبوس در حبس عالم طبیعت مشاهده نماید و مقید و مغلول به قیدها و غل های اخلاق رذیله بنگرد و خداوند را تنزیه کند که تو این کار را از روی ظلم و ستم به من ننمودی؛ و من بودم که به نفس خودم ستم نمودم و آن را در این مهلکه عظیمه وارد ساختم.

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۶, ۱۲:۲۳
و دیگر خواندن سوره قدر را در شب های جمعه و عصرهای جمعه، یکصد بار.
مرحوم استاد قدس سره می فرمود: من در میان اعمال مستحبه عملی را نیافته ام که مانند این سه چیز موثر باشد. و در روایات مطالبی وارد است که حاصلش این است: در روز جمعه صد نفحه یا صد رحمت نازل می شود، نود و نه تای آن برای کسی است که سوره قدر را در عصر جمعه یکصد بار قرائت کند و برای او هیچ نصیبی در آن یک نفحه و یا یک رحمت دیگر نیز هست. انتهی[1]
.......................
پی نوشت:
[1].روح مجرد، علامه تهرانی، ص285 و 286

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۶, ۱۳:۰۶
ما در این جا برای استفاده بیشتر قطعه ای از نامه را که آیت الحق عارف کامل آیت الله آقای حاج میرزا جواد آقا قدس الله سره الشریف به مرحوم آیت الله حاج شیخ محمحسین اصفهانی در جواب نامه ای که نوشتند و تقاضای مقدمه موصله نموده بودند، نوشته اند، می آوریم.
بسم الله الرحمن الرحیم
فدایت شوم............در باب اعراض از جد و جهد رسمیات و عدم وصول به واقعیات که مرقوم شده و از این مفلس استعلام مقدمه موصله فرموده اید.
بی رسمیت، بنده حقیقت آنچه را که برای سیر این عوالم یاد گرفته و بعضی نتایجش را مفصلا خدمت شریف در ابتداء خود صحبت کرده ام و از کثرت شوق اینکه با رفقاء در همه عوالم هم رنگ بشوم؛ آنچه از لوازم این سیر می دانسته ام بی مضایقه عرضه داشته ام.
حالا هم اجمال آن را به طریقه ای که یاد گرفته ام مجددا اظهار می دارم.
طریق مطلوب را برای این راه معرفت نفس گفتند چون نفس انسانی تا از عالم مثال خود نگذشته به عالم عقلی نخواهد رسید و تا به عالم عقلی نرسیده حقیقت معرفت حاصل نبوده، و به مطلوب نخواهد رسید.
لذا به جهت اتمام این مقصود مرحوم مغفور(مرحوم آخوند ملا حسینقلب همدانی رضوان الله تعالی) جزاء الله تعالی عنا خیر جزاء المعلمین می فرمودند: که باید انسان یک مقدار زیاده بر معمول تقلیل غذا و استراحت بکند تا جنبه حیوانیت کمتر و روحانیت قوت بگیرد.
و میزان آن را هم چنین می فرمودند: که انسان اولا روز و شب زیاده از دو مرتبه غذا نخورد حتی تنقل ما بین الغذائین نکند.
ثانیا هر وقت غذا می خورد باید مثلا یک ساعت بعد از گرسنگی بخورد و آنقدر بخورد که تمام سیر نشود. این در کم غذا و اما کیفیتش، باید غیر از آداب معروفه گوشت زیاد نخورد. به این معنی که شب و روز هر دو نخورد. و در هر هفته دو سه دفعه هر دو را یعنی هم روز و هم شب را ترک کند. و یکی هم اگر بتواند للتکلیف نخورد، و لا محاله آجیل خور نباشد. اگر احیانا وقتی نفسش زیاد مطالبه آجیل کرد استخاره کند و اگر بتواند روزه های سه روز هر ماه را ترک نکند.

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۶, ۱۳:۱۱
و اما تقلیل خواب: می فرمودند: شبانه روزی شش ساعت بخوابد و البته در حفظ لسان و مجانست اهل غفلت اهتمام زیاد نماید، اینها در تقلیل حیوانیت کفایت می کند.
و اما تقویت روحانیت: اولا دائما باید هم و حزن قلبی به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد، ثانیا می تواند ذکر و فکر را ترک نکند که این دو جناح سیر آسمان معرفت است.
در ذکر عمده سفارش اذکار صبح و شام ، اهم آنهاست که در اخبار وارد شده استو اهم آنها تعقیبات صلوات و همده تر ذکر وقت خواب که در اخبار ماثور است، لا سیما متطهرا در حال ذکر خواب برود.

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۶, ۱۳:۱۵
و شب خیزی: می فرمودند: زمستان ها سه ساعت و تابستان ها یک ساعت و نیم و می فرمودند که من در ذکر یونسیه، یعنی در مداومت آن که شبانه روزی ترک نشود، هر چه زیادتر توانست کردن اثرش زیادتر، اقل اقل آن چهارصد مرتبه است، خیلی اثرها دیده ام. بنده خودم هم تجربه کرده ام چند نفر هم مدعی تجربه اند.
یکی هم قرآن که خوانده می شود به قصد هدیه حضرت ختمی مرتبت صلوات الله علیه و آله خوانده شود.

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۶, ۱۳:۲۶
و اما فکر: برای مبتدی می فرمودند در مرگ فکر بکن تا آن وقتی که از حالش می فهمیدند که از مداومت این مراتب گیج شده فی الجمله استعدادی پیدا کرده، آن وقت به عالم خیالش ملتفت می کردند یا آنکه خود ملتفت می شد.
چند روزی همه روز و شب فکر در این می کند که بفهمد هر چه خیال می کند و می بیند خودش است و از خودش خارج نیست. اگر این را ملکه می کرد خودش را در عالم مثال می دید یعنی حقیقت عالم مثال را می فهمید.
و این معنی را ملکه می کرد. آن وقت می فرمودند: باید فکر را تغییر داد و همه صورت ها و موهومات را محو کرد و فکر در عدم کرد و اگر انسان این را ملکه نماید لابد تجلی سلطان معرفت خواهد شد.
یعنی تجلی حقیقت خود را به نورانیت و بی صورت و حد و کمال بهاء فائز آید و اگر در حال جذبه ببیند بهتر است.
بعد از آنکه راه ترقیات عوالم عالیه را پیدا کرده هر قدر که سیر بکند اثرش را حاضر خواهد یافت.
و به جهت ترتیب این عوالم که باید انسان از این عوالم طبیعت اول ترقی به عالم مثال نماید؛ بعد به عالم ارواح و انوار حقیقیه البته براهین علمیه را خودتان احضر هستید.
عجب است که: تصریحی به این مراتب در سجده دعای شب نیمه شعبان که اوان وصول مراسله است؛ شده است که می فرماید: سجد لک سوادی و خیالی و بیاضی.

کافی
۱۳۹۵/۱۱/۲۶, ۱۳:۳۳
اصل معرفت آن وقت است که هر سه فانی بشود که حقیقت سجده عبارت از فناء است که: عندالفناء عن النفس بمراتبها یحصل البقاء بالله.
رزقنا الله تعالی و جمیع اخواننا بمحمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم .
باری بنده فی الجمله از عوالم دعاگویی اخوان الحمدلله بی بهره نیستم و دعای وجود شریف و جمعی از اخوان را برای خود ورد شبانه قرار داده ام.
حد تکمیل فکر عالم مثال که بعد از آن وقت محو صورت است آن است که باید خود به خود ملتفت شده عیانا حقیقت مطلب را ببیند یا آن قدر فکر کند که از علمیت گذشته عیان بشود. آن وقت محو موهومات کرده در عدم فکر بکند تا آنکه از طرف خودش تجلی بکند.[1]
.......................
پی نوشت:
[1].توحید علمی و عینی، ص31 الی 34

کافی
۱۳۹۵/۱۲/۰۲, ۱۹:۴۰
2- اقا سیدمحمدسعید حبوبی(ره)
از دیگر شاگردان گرامی و بزرگوار مرحوم آخوند و از دوستان مرحوم سید (ره) آیت الله آقا سیدمحمدسعید حبوبی (ره) بوده است: اقای صدوقی سها به نقل از الامام الحکیم (ص 46 و 47) آورده است که: «رئیس مدرسه معنویه در اخلاق و سیر و سلوک و معارف الهی و ملازم عارف بالله .....آخوند.....»[1]
آقا سیدمحمدسعید حبوبی (ره) علاوه بر مقام شامخ در عرفان با استعمار پیر انگلیس مبارزه نمود و رهبری نودهزار مسلمان را در بصره در جنگ علیه انگلیس ها به عهده داشت.
مرحوم حبوبی شاعری زبردست نیز بود و اشعار غرایی به عربی سروده است. دیوان اشعارش در نجف و قم به چاپ رسیده است. وفات وی در سال 1333ق اتفاق افتاده است.»[2]
آقا محمدحسین مجاهد نوه دختری آخوندملاحسینقلی همدانی از جد خود چنین یاد می کند:«یک روز آخوند سر کلاس درس چندبار پشت سرهم تکرار می کند آفرین سیدمحمدسعید، آفرین سیدمحمدسعید.
به طوری که حاضران تعجب می کنند که این چه حرفی بود بعدا که از سیدمحمدسعیدحبوبی سوال می کنند که تو در آن روز کجا بودی؟ او جواب می دهد: «که در قایق نشسته بودم و از کوفه به کربلا می آمدم در کنار من مرد عربی خوابیده بود و سرش را به کتف من گذاشته بود و خرخرکنان اب دهانش را روی من می ریخت ولی من دلم نیامد که او را بیدار کنم.
آن وضع را تا کربلا تحمل کردم ولی او را بیدار نکردم و تحسین آخوند نسبت به سیدمحمدسعید به خاطر همین امر بود.»[3]
........................
پی نوشت:
[1].تاریخ حکماء و عرفا، ص136
[2].مقدمه آقای صدرای نیا بر تذکرة المتقین، چاپ انتشارات نهاوندی
[3].روزنامه جمهوری اسلامی، ش4406، مورخه 27/ 5/ 73، ص14

کافی
۱۳۹۵/۱۲/۰۲, ۱۹:۵۱
3-شیخ محمدبهاری(ره)
آیت الله حاج شیخ محمدبهاری قدس الله تربته الشریف از اعاظم تلامذه و شاگردان آخوند مولی حسینقلی همدانی است، که سالیان متمادی درک حضور او را نموده است. و به درجات کمال فائز امده است.
مرقد شریفش در بهار همدان، موطن و زادگاه اصلی او مزاری است مشهور و معروف و مورد توجه تمام اهالی محل همدان می باشد.
و معروف است که آن مرحوم از میهمانان خود پذیرایی می کند.[1]
مرحوم بهاری در نجف از ملازمان درس آخوند ملاحسینقلی همدانی گردید و پیوسته ملازم وی بود به طوری که آن مرحوم در حق این شاگرد زبده خود می فرمود:
«حاج شیخ محمدبهاری حکیم اصحاب من است.»
ورود مرحوم بهاری به نجف در حدود سال 1298ق صورت گرفته و او از این سال تا پایان عمر آخوند ملازم ایشان بود.
در مورد شدت و ارتباطش و علاقه ایشان با استادش دوست و همراه سلوکی ایشان عارف کامل سند عرفان آقا سیداحمدکربلایی مطلب زیر نقل شده است:
علامه تهرانی (ره) نقل نمودند که ایت الله علامه طباطبایی قدس سره برای ایشان فرمودند: که استاد ایشان مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقای قاضی رضوان الله تعالی علیه می فرمودند: استاد ما مرحوم آقا حاج سیداحمدکربلایی قدس الله نفسه می فرمود:
«ما پیوسته در خدمت مرحوم آیت الحق آخوندمولی حسینقلی همدانی بودیم و آخوند صد در صد برای ما بود. ولی همین که آقای حاج شیخ محمدبهاری با آخوند روابط آشنایی و ارادت را پیدا نمود و دائما در خدمت او تردد داشت آخوند را از ما دزدید.»[2]
...............
پی نوشت:
[1].توحیدعلمی و عینی، ص17
[2].توحیدعلمی و عینی، ص17

کافی
۱۳۹۵/۱۲/۰۲, ۱۹:۵۷
مرحوم ایت الله العظمی آخوند ملاعلی معصومی همدانی از یکی از شاگردان ایشان نقل کرده اند که گفت:
«نزد مرحوم بهاری درس اخلاق می خواندیم پس از چند جلسه یک روز به محل درس مراجعه کردیم. مرحوم بهاری فرمود: دیگر درس نیست، عرض کردیم چرا؟ فرمود: آیا در طی این مدت تغییر حال در خود مشاهده کرده اید؟ اگر نکرده اید؟ طبیب را عوض کنید؟»
مرحوم شیخ جواد انصاری همدانی که خود از اهل سلوک و معرفت بودند و در همدان سکونت داشتند پیوسته برای زیارت و استمداد از روح مرحوم بهاری به بهار می رفتند و چه بسا این مسافت را که حدود 19 کیلومتر است را پیاده طی می کردند.»[2]
...............
پی نوشت:
[1].دائرة المعارف تشیع، ج3، ص512
[2].مقدمه تذکرة المتقین، چاپ انتشارات نهاوندی، ص26

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۳۰
عارف بزرگ شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در مورد مرحوم بهاری می نویسند:
«این حقیر فقیر کثیر التقصیر را با مرحوم آقا شیخ محمدبهاری قدس سره مودت و ارادتی بود، به این معنی که چند روزی در نجف به خدمتشان رسیدم و خیلی اظهار مرحمت فرمودند و پس از چند روز که حقیر عازم اصفهان شدم تعلیقه ای به حقیر مرقوم فرمودند که در آن نوشته بودند:
«اگر وصیت به تو نویسم، زیره به کرمان فرستادن است و اگر وصیت از تو بخواهم فالوده پیش هالو نهادن است و پس از اندکی فوت نمودند.
...............
پی نوشت:

[1].نشان از بی نشان ها، علی مقدادی اصفهانی، ص 530

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۳۱
4-آقا سیدعلی همدانی
ایشان نیز از بزرگانی بوده است که با عمر طولانی محضر مرحوم آخوند را زیاد درک کرده است و از دوستان سلوکی مرحوم سید بشمار می آیند.
مرحوم علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی در مورد ایشان می نویسند:
«ادرک العلامه الخلاقی الشهیرجمال السالکین المولی حسینقلی ......و عمر طویلا و کان من اصدقاء الشیخ محمدالبهاری و السید احمد الکربلائی»[1]
ایشان در سال 1379 هجری قمری پس از یک همر طولانی و پربرکت وفات یافتند.
......
پی نوشت:
[1].تاریخ حکماء و عرفاء، ص134

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۳۲
5-آقاشیخ علی قمی(ره)[1283-1371ق]
از دیگر دوستان سلوکی مرحوم سید(ره) آقا شیخ علی قمی (ره) می باشند که علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی در مورد ایشان می فرمایند:
«حضر فی الاخلاق علی المولی حسینقلی.... و بعده علی السید مرتضی الکشمیری فکان من خواص اصحابه و ملازمیه الی ان توفی .....و له تقریرات درس استاذه الهمدانی فی الاخلاق»
از ایشان سوال شد که استاد شما جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی شاگردان خود را به چه چیز تربیت می کرد؟
فرمود: به ذکر موت و به بعضی از ارادتمندان خود فرموده بوده است.چنانچه شخصی یکسال شب ها در مسجد چهارصد بار بگوید: «لا اله انت سبحانک انی کنت من الظالمین» از عالم طبیعت خارج می شود.
........
پینوشت:
[1]. ].تاریخ حکماء و عرفاء، ص135

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۳۴
6-حاج میرزاباقر آقای قاضی طباطبایی تبریزی(ره)
این میرزامحمدعلی قاضی ابن حاج میرزا محسن قاضی تبریزی طباطبایی از اکابر علمای امامیه تبریز عصر حاضر می باشند.
که مراتب سامیه علمیه را با محاسن عمل توام داشت، در اخلاق فاضله طاق و صفات حمیده و مکارم پسندیده اجداد طاهرین خود را وارث بالاستقلال و گوی سبقت از دیگران ربوده بود.
خلاصه حال سعادت منوال آن جوهره فضل و کمال به طور اجمال آنکه در سال 1285 هجرت در تبریز متولد شد. مقدمات و مبادی فقه و اصول و کلام و علوم غریبه را در بلده خود از آمیرزا فتاح سرابی و میرزامحمود اصولی و میرزامحمدعلی انصاری قراچه داغی و سیدعلی یزدی صاحب رسائل مظفری و دیگر اکابر وقت تحصیل نمود.
در سال هزار و سیصد و هشتم هجرت برای ادامه تحصیلات علمیه عزیمت عتبات نمود.

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۳۵
در اخلاق، حاضر حوزه قطب العارفین ملاحسینقلی همدانی در فقه و اصول و دیگر علوم متداوله هم حاضر درس حاج میرزا حبیب الله رشتی و فاضل شرابیانی و صاحب الکرامات ملا اسماعیل قره باغی گردید تا به مناسبت پیش آمدها به تبریز مراجعت و به فاصله دو سال دیگر به توفیقات خداوندی عازم نجف شد و در حوزه آخوند خراسانی و سیدکاظم یزدی و شریعت اصفهانی و شیخ حسن مامقانی و دیگر اجلای وقت و مراجع علمیه حاضر گردید.
از هر بلبلی نوائی شنید و از هر باغی گلی چیده و از هر خرمنی توشه ای برداشت، رنجها کشید و گنج ها برد. در مراتب علمیه و اخلاق فاضله مشاور بالبنان و مغبوط اقران و به اجازات کثیره اجتهادی و روایی اساتید معظم نایل آمد.
و در سال 1324هجری با کمال موفقیت به موطن خود تبریز مراجعت کرد. از نزد طبقات مردم بسیار محترم و در حدود چهل سال با کمال احترام و عزت و ورع و تقوی و شهامت مشغول انجام همه گونه وظایف علمیه دینیه تدریس و رفع مکروهات معصومین علیهم السلام بود.

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۳۶
در انجام حوائج مردم با همه گونه وسائل مقتضیه اهتمام بکار برد تا آخرین لحظه زندگی خویش حبه و دیناری از وجوهات شرعیه صرف نکرد. و با آن همه مراتب سامیه بسیار حلیم و متواضع بود.
از خودآرائی و خودستائی امتناع اکید داشت و اصلا حرفی راجع به فضل و کمال و تالیفات خود به زبان نمی آورد و از تالیفات اوست:
1-حاشیه رسائل شیخ مرتضی انصاری (ره)
2-حاشیه ریاض المسائل
3-حاشیه فصول الاصول
4-حاشیه مکاسب و رسائل متفرقه تفسیری و اخلاقی
ایشان در دهم رجب هزار و سیصد و شصت و ششم هجرت در تبریز وفات یافت و پیش از دفن به بلده طیبیه قم نقل داده شد که در تشییع جنازه ایشان ازدحام عام بوده و در آن ارض اقدس دفن گردید.[1]
..............
پی نوشت:
[1].ریحانة الادب، ج3و 4، ص404-405

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۳۶
مراحل تحصیل و سلوک اخلاقی
استاد علامه طباطبایی نقل نمودند که مرحوم سید بعد از ادراک و رشد به تحصیل ادبیات پرداخته و چنانچه از انواع مراسلاتی که به شاگردان و ارادت کیشان خویش نگاشته؛ پیداست قلمی شیوا و بیانی معجزه آسا داشته و پس از تکمیل ادبیات وارد علوم دینیه گردیده و سرانجام به حوزه درس مرحوم آخوند ملاکاظم خراسانی رضوان الله تعالی علیه ملحق شده اند.
و دوره تعلم علوم ظاهری را در تحت تربیت ایشان انجام داده اند. اخیرا در بوته تربیت و تهذیب مرحوم آیت الحق و استاد وقت شیخ بزرگوار آخوند ملاحسینقلی همدانی قدس الله سره العزیز قرار گرفته است.
و سالیان دراز در ملازمت مرحوم آخوند بوده و از همگنان گوی سبقت ربوده و بالاخره در صف اول و طبقه نخستین تلامذه و تربیت یافتگان ایشان مستقر گردید.

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۳۷
در علوم ظاهری و باطنی مکانی مکین و مقامی امین را اشغال نمودو بعد از درگذشت مرحوم آخوند در عتبه مقدسه نجف اشرف اقامت گزیده و به درس فقه اشتغال ورزیده و در معارف الهیه و تربیت و تکمیل مردم ید بیضا نشان می داد.
جمعی کثیر از بزرگان و وارستگان به یمن تربیت و تکمیل آن بزرگوار قدم در دایره کمال گذاشته و پشت پای به بساط طبیعت زده و از سکان دار خلد، و محرمان حریم قرب شدند.
از آن جمله است، سید اجل آیت حق و نادره دهر عالم عابد، فقیه محدث شاعر مفلق، سیدالعلماء والربانیین مرحوم حاج میرزاعلی قاضی طباطبایی تبریزی متولد سال هزار و دویست و هشتاد و پنج هجری قمری و متوفای سال هزار و سیصد و شصت و شش هجری قمری که در معارف الهیه و فقه و حدیث و اخلاق استاد این ناچیز می باشند. رفع الله درجاته السامیه و افاض علینا من برکاته[1]
.......
پی نوشت:
[1].توحید علمی و عینی ، ص 162-163

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۳۸
شاگردان
آیت الله سید احمد موسوی کربلایی(ره) ازبزرگان و اجله علمای عصر بوده است و از اکابر عرفا و ارباب معرفت عصر بوده است. و به نقل تاریخ پس از استادش مرحوم آیت الله العظمی ملا حسینقلی همدانی (ره) حوزه تدریس اخلاق و سیر و سلوک بزرگی در نجف داشت.
مقام عالی ایشان در فقه و اصول و تفسیر و حدیث نیز باعث شد تا توجه مراجع وقت را نیز به خود جلب نماید.
این ویژگی ها به همراه بعد اخلاقی ممتاز ایشان باعث شد تا از یمن وجود این مرد الهی افراد بسیاری بهره مند شوند. و مراتب عالیه را طی نمایند. که اسامی بعضی از این بزرگان به شرح زیر می باشند:
1-آیت الله آقا سیدعلی آقای قاضی طباطبایی
2-آیت الله سیدابوالقاسم لواسانی
3-آیت الله سیدکاظم عصار
4- آیت الله شیخ آقا بزرگ تهرانی
5- آیت الله آقا سیدجمال الدین گلپایگانی
6- آیت الله شیخ محمدحسین بن میرزا خلیل الله شیرازی
7- آیت الله آقا سیدمحسن صاحب اعیان الشیعه

و....

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۳۹
آیت الله آقامیرزا علی آقا قاضی
با توجه به اینکه مبرزترین شاگردان مرحوم سید که پس از رحلت ایشان دارای کرسی استادی اخلاق و عرفان و ادامه دهنده طریقه ایشان مرحوم قاضی (ره) بوده اند ما نیز بطور گذرا و اجمال در این رساله شریفه به زندگی ایشان می پردازیم:
حاج میرزا سیدعلی آقا قاضی فرزند حاج سیدحسین قاضی در سیزدهم ماه ذی الحجه الحرام سال 1282 ه.ق. نوه دختری حاج میرزامحسن قاضی که در تبریز متولد شده و بعد از گذراندن مراحل اولیه در مکتب خانه به درس های حوزوی روی می آورد.
و در حوزه علمیه تبریز به خوشه چینی می پردازد و در محضر پدر بزرگوارش آقا سیدحسین قاضی طباطبایی گام های نخست را برمی دارد و پس از آن در مجلس درس مرحوم میرزا موسی تبریزی صاحب کتاب اوثق الوسایل که یکی از معروف ترین حواشی کتاب رسائل شیخ انصاری (ره) می باشد و مرحوم میرزا محمد علی قراجه داغی حاضر می شود.
پدرش به علم تفسیر علاقه و رغبت خاص و ید طولانی داشت. چنانکه میرزاعلی آقا خودش تصریح کرده است که تفسیر کشاف را خدمت پدرش خوانده است.

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۴۰
همچنین علی آقای قاضی ادبیات عربی و فارسی را پیش شاعر نامی و دانشمند معروف میرزامحمدتقی تبریزی معروف به حجة الاسلام و متخلص به نیر خوانده و از ایشان اشعار زیادی به فارسی و عربی نقل می کرد.
اما فراگیری این علوم دریای متلاطم روح او را آرام نمی کند و این جوان مستعد دوباره به پدر روی می آورد تا عرفان نظری و عملی را از او فرا گیرد.
این کام تشنه با این جرعه های آب نیز سیراب نمی شود و سرانجام برای مهاجرت به نجف اشرف از پدر کسب اجازه می کند.

آن گاه در سال 1308 ه. ق در سن 26 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و زمانی در خدمت مرحوم فاضل شرابیانی و شیخ محمدحسن مامقانی و آقای شریعت و آخوند خراسانی و میرزاحسین تهرانی و سیدمحمدکاظم یزدی صاحب عروة الوثقی و شیخ محمدبهاری و آقا سید احمدکربلایی و حاجی میرزاحسین خلیلی درس خواند و مخصوصا از اجله تلامذه این استاد اخیر به شمار آمد که در خدمت وی تهذیب اخلاق را تحصیل کرد.
در اینجا نیاز است تا به شرح کوتاهی بر زندگی بعضی از اساتید ایشان و بخصوص پدر بزرگوارشان بپردازیم.

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۰۷, ۱۵:۴۱
1-آیت الله میرزاحسین قاضی
استاد علامه حسن زاده آملی ذکر کردند که پدر بزرگوار آیت الله میرزاعلی آقا قاضی، مرحوم حاج میرزاحسین قاضی صاحب تفسیر سوره فاتحه و سوره انعام از شاگردان مرحوم میرزای شیرازی بود.
و چون از نزد میرزا خواست خداحافظی کندو به تبریز برود مرحوم میرزا به او گفت: حالا که می روی شب و روزی یک ساعت به خود بپرداز. بعد از چندی که مرحوم میرزا از دیگران درباره مرحوم حاج میرزاحسین قاضی حال پرسید در جواب گفتند آقا آن یک ساعت تبدیل به 24 ساعت شده که همواره در مراقبت و حضور و عزلت بود. اما عزلتی که:
هرگز میان حاضر و غایب شنیده ای / من در میان جمع و دلم جای دیگر است.[1]و [2]
پی نوشت:
[1].حافظ
[2]در آسمان معرفت، آیت الله حسن زاده آملی، ص27

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۴:۳۶
2- آیت الله شیخ محمد بهاری (ره)
عارف سالک و عالم عامل آیت الله بهاری در سال 1265 ق در شهر بهار همدان دیده به جهان گشود و پس از رسیدن به سن رشد وارد مکتب شد و پس از آن در حلقه درس آیت الله حاج میرزا محمود بروجردی حاضر شد و در سال 1297ق با اخذ درجه اجتهاد عازم نجف اشرف شدند و در حلقه درس عارف بی بدیل آخوند ملا حسینقلی همدانی وارد شد.[1]
به دلیل رابطه پانزده ساله ای که بین استاد و شاگرد به وجود آمد آخوند قبل از وفاتش وی را وصی خویش قرار داد و شیخ محمد بهاری طریق استاد را ادامه داد و افراد بسیارب را تربیت نمود و جاذبه وی آنچنان بود که درباره وی گفته اند: «فی المثل اگر شتربانی ده قدم با او راه می رفت فدایش می شد.»[2]
........................
پی نوشت:
[1].توحید علمی و عینی، علامه سیدمحمدحسین حسینی طهرانی، ص17
[2].دائرة المعارف تشیع، زیر نظر حاج سیدجوادی و دیگران، ج2، ص514

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۴:۳۷
3- آیت الله سید احمد کربلایی(ره)
ایشان متولد کربلا بوده و در سال 1332ق در نجف اشرف لقای حق را لبیک گفت، ایشان در فقه و اصول از اساتیدی چون میرزای شیرازی و میرزاحبیب الله رشتی و میرزاحسین خلیلی تهرانی استفاده برده و از شاگردان زبده مکتب عرفانی و اخلاقی مرحوم آخوند بودند که این رساله در معرفی آن جناب تالیف شده است.

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۴:۳۷
مظهر جامعیت
کوشش های خستگی ناپذیر مرحوم آیت الله قاضی در راه کسب کمال و دانش در سن 27 سالگی به بار نشست و در عنفوان جوانی به درجه اجتهاد نایل آمد. مرحوم آیت الله سیدمحمدحسین همدانی که مدت کوتاهی از محضر آن بزرگ بهره بردند در مورد همت ایشان گفتند:
«مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی طباطبایی علاوه بر اینکه بسیار مرد جلیل، نورانی و زاهدی بود از نظر مقام علمی هم بسیار برجسته بود یک وقت در میان صحبت، ایشان فرمودند: من هفت دوره درس خارج کتاب طهارت را دیدم.»[1]
........................
پی نوشت:
[1].مصاحبه با آیت الله سیدمحمدحسین همدانی، حوزه، ش69، ص45

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۴:۳۸
و علامه طباطبایی درباره مقام علمی و عملی استاد خویش می گویند:
«من در نجف اشرف پس از اتمام تحصیلاتم در مسائل عقلی و بررسی کامل حکمت متعالیه فکر کردم که اگر مرحوم ملاصدرا حضور داشتند بیش از اینکه من استفاده کردم افاده نخواهد کرد تا اینکه با شخص بزرگواری مانند مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی استاد اخلاق آشنا شدم پس از مدتی که با ایشان مانوس شدم فهمیدم حتی یک کلمه از معقول و حقایق حکمت متعالیه را نفهمیده ام.[1]
پی نوشت:

[1].جمهوری اسلامی، آبان 1370، ص7

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۴:۳۹
ویژگی های اخلاقی
1-فقر و زندگی زاهدانه: چنانکه از سخنان آشنایان با زندگی مرحوم قاضی برمی آید ایشان زندگی بسیار ساده و در نهایت فقر و تنگدستی داشته اند.
مرحوم قاضی (ره) در نجف اشرف با وجود عائله سنگین چنان در ضیق معیشت زندگی می نمود که داستان های او برای ما ضرب المثل است. در خانه او غیر از حصیر خرمایی چیزی نبود و چه بسا برای روشن کردن چراغ نفتی در شب به جهت نبودن لامپا و یا نفت در خاموشی به سر می بردند.»[1]
.........................
پی نوشت:
[1].مهرتابان، علامه تهرانی، ص58

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۴:۴۰
2-عشق به عبادت و قرائت قرآن
عبادت مظهر بندگی و قرآن همچون دستورالعملی را می ماند که راه را به رهروان کوی دوست می نمایاند سلوک و رازو نیاز همه از این سفره گسترده الهی استفاده می برند. وآیت الله قاضی (ره) از رهگذر پالایش جانش از این دو گوهر گرامی نهال جانش را آبیاری می نمود.
علامه طباطبایی در این باره می فرماید: «مرحوم قاضی چنین می فرمودند:من به جایی رسیده باشم از دو چیز است: قرآن کریم و زیارت سیدالشهداء علیه السلام»

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۴:۴۰
3- عشق به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام: محبت و شیفتگی ایشان به اهل بیت علیهم السلام زبانزد بود و شیداییش در مراسم عزا و جشن به اوج خودش می رسیدبه ویژه عشق به سالار شهیدان در او شوری عجیب ایجاد کرده بود.
4- تواضع و فروتنی: بزرگترین آفت سر راه عالمان ربانی خودبینی و برتری جویی می باشد در نتیجه رهروان این راه باید مراقبت ویژه ایی در این رابطه از خود نشان بدهند مرحوم آیت الله قاضی در این رابطه بسیار کوشا بوده و تواضع و فروتنی اش مثال زدنی بود.
و در خدمت به خلق و پرهیز از شهرت طلبی یگانه بود. ایشان برای اینکه کسی او را در زمان زیارت نبیند در ساعاتی از روز که مردم بخاطر شدت گرما به سرداب ها پناه می بردند به بارگاه امیرالمومنین علیه السلام تشرف حاصل می نمود در نتیجه کمتر کسی بود که او را در زمان زیارت مشاهده بنماید.[1]
...................
پی نوشت:
[1].دریای عرفان، ص45

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۴:۴۱
5-رعایت پاکیزگی و آراستگی ظاهر: با توجه به اینکه مرحوم قاضی در انجام مستحبات و دوری از مکروهات بسیار کوشا بود در رعایت آداب ظاهری و رعایت پاکیزگی ظاهری نیز دقت بسیار می کرد.
به طوری که شیخ مسلم جابری ادیب و شاعر و واعظ مشهور نجف در وصف ایشان می گوید:
«......سیدی خوش قامت با انگشتهایی حنایی.....عمامه کوچکی بر سر بسته بود و لباس های سفید بر تن داشته ....در حین راه رفتن سرش را فقط به زمین انداخته و لبهایش حرکت می کرد؛ گویا مشغول ذکر بود، عربی به آسانی تکلم می کرد ولی لهجه اش ترکی بود؛ خلاف عادت علما و طلاب نجف لباس های نظیف و تمیز پوشیده بود؛ همراه به کفش های مرتب»[1]
پی نوشت:
[1].به نقل از یادداشت های استاد سیدمحمدحسن طباطبایی

کافی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۴:۴۱
6- تجلی ایمان و اطمینان نفس:در زندگی آیت الله قاضی طباطبایی به صحنه هایی برمی خوریم که تجلی روح والا و نفس مطمئن و آرامش درونی است و از این روست که شخصیت ایشان مورد تمجید بزرگانی مثل حضرت امام قرار گرفته که در مورد ایشان می گوید: «قاضی کوهی بود از عظمت و مقام توحید.»[1]
................
پی نوشت:
[1].روح مجرد، علامه تهرانی، ص273

کافی
۱۳۹۶/۰۴/۰۸, ۱۱:۴۷
شاگردان
مرحوم آیت الله قاضی طی سه دوره درسهای اخلاقی و عرفانیش شاگردانی را پرورش داده اند که هر کدام وزنه های سنگین اخلاق و عرفان معاصر بودند که برخی از این بزرگان عبارتند از:
«آیت الله شیخ محمدتقی آملی، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، آیت الله سیدمحمدحسن طباطبایی، آیت الله محمدتقی بهجت فومنی، حاج سیدهاشم حداد، آیت الله سید یوسف حکیم، آیت الله سیدمحمدحسینی همدانی، آیت الله سیدعبدالحسین دستغیب شیرازی، آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی، آیت الله حاج سید عبدالاعلی سبزواری، آیت الله حاج میرزا علی غروی علیای، آیت الله خویی، آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی، و....»

کافی
۱۳۹۶/۰۴/۰۸, ۱۱:۵۸
چند نکته از محضر آیت الله میرزا علی آقا قاضی(ره)
الف: آیت الله شیخ محمدتقی آملی می فرمود: «من در بحث فقه آیت الله سیدعلی قاضی شرکت می کردم، روزی از ایشان سوال کردم آن روز هوا بسیار سرد بود، که ما می خوانیم و می شنویم که عده ای موقع قرائت قرآن کریم جلویشان آفاق باز می شود و غیب و اسرار برای آنها تجلی می کند... در حالی که ما قرآن می خوانیم و چنین اثری نمی بینیم؟
مرحوم قاضی مدت کوتاهی به چهره من نظر کرد سپس فرمود: بلی؛ آنها قرآن را تلاوت می کنندو با شرایط ویژه رو به قبله می ایستند.....سرشان پوشیده نیست، کلام الله را با هر دو دستشان بلند میکنند و با تمام وجودشان به آنچه تلاوت می کنند توجه دارند و میفهمند جلوی چه کسی ایستاده اند اما تو قرآن را قرائت می کنی در حالی که تا چانه ات زیر کرسی رفته ای؟ و قرآن را روی زمین می گذاری در آن می نگری.....؟
آیت الله شیخ محمدتقی آملی می گفت بلی من همین طور قرآن می خواندم و زیاد به قرائت آن می پرداختم، مثل اینکه قاضی با من بود و مراقب و ناظر وقت قرائتم بوده است، بعد از این ماجرا با تمام وجودم به سویش رفتم و ملازم جلسه هایش شدم....»[1]
......................
پی نوشت:
[1].روح مجرد، علامه تهرانی، ص273

کافی
۱۳۹۶/۰۴/۰۸, ۱۸:۳۵
ب: آیت الله مصباح فرمودند: «مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی(ره) نقل می کردند که ایشان فرمودند: اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.»[1]
........................
پی نوشت:
[1].صفات من تاریخ الاعلام.....، ص245

کافی
۱۳۹۶/۰۴/۱۷, ۲۰:۱۰
ج: سفارش به خواندن روایت بصری: برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالبا از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد(مرحوم قاضی) روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک الی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند یعنی یک دستور اساسی و مهم عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این می فرمودند: باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی دوبار آن را مطالعه نمایند.[1]
....................................
پی نوشت:
[1].روح مجرد،ص176

کافی
۱۳۹۶/۰۴/۱۷, ۲۰:۱۸
غروب آفتاب
ماه ربیع الاول سال 1366 ق شاهد پرواز حکیمی یگانه که ذوب در ولایت اهل بیت علیهم السلام بود و جسم رنجورش دیگر تحمل روح مشتاقش را نداشت لحظه لحظه این ایام چشم بر گنبد طلایی امام العارفین دوخته بود تا که شاید با اشاره ایی دوران فرقت را به پایان رساند.
و این سرشک خون آلود انبوه شیفتگان استاد بزرگ حوزه علمیه نجف بود که در بدرقه آن اعجوبه دهر آیت الله العظمی، عارف عظیم الشان، فقیه مجتهد عالی مقام، شاعر مفلق و صاحب مکاشفات و کرامات جناب آقای سید میرزا علی آقای قاضی طباطبایی جاری بود.
پیکر مطهر ایشان بوسیله عارف پرهیزگار مرحوم آقا سیدمحمدتقی طالقانی غسل داده شد و پس از طواف بر گرد مزار مولایش امیرالمومنین علی علیه السلام در میان حزن و اندوه فراوان در کنار اجدادش در وادی السلام نجف اشرف به خاک سپرده شد.

کافی
۱۳۹۶/۰۴/۱۷, ۲۰:۲۸
سید احمد کربلایی (طهرانی) استاد قاضی(ره) و سیداحمد کربلایی(کشمیری) شاگرد قاضی(ره)
استاد علامه حسن زاده آملی در کتاب شریف در آسمان معرفت می نویسند:
«برای آنکه در مورد این دو بزرگوار دچار اشتباه نشویم باید بدانیم که وفات آقا سیداحمد کربلایی طهرانی (رضوان الله تعالی علیه) در 1330 هجری قمری اتفاق افتاد و استاد علامه طباطبایی در 1340 درست 9 سال پس از وفات ایشان به نجف اشرف تشریف بردند و در واقع استاد استاد ایشان بودند.
در حالی که بنا به فرموده آیت الله حاج شیخ محمدتقی آملی در میان شاگردان مرحوم آقای قاضی علامه طباطبایی و مرحوم سید احمد کربلایی کشمیری از همه بهتر بودند.
و بنده به حضور استاد آملی عرض کرده ام که آقا آیا این سید احمد کربلایی کشمیری همان سیداحمد کربلایی معروف است؟
فرمودند: ایشان غیر از آن آقا بود. آن آقا سیداحمد کربلایی را اصلا ما ندیده ایم که شاگرد مرحوم ملا حسینقلی همدانی و از اساتید حاج سیدعلی قاضی بود. اما این آقا سیداحمد کربلایی کشمیری است و از شاگردان مرحوم قاضی بود و جوان مرگ شد و ان آقا سیداحمدکربلایی استاد قاضی اصلا اصفهانی (طهرانی) بود.[1].
.....................................
پی نوشت:
[1].در آسمان معرفت، علامه حسن زاده آملی، ص34، 35

کافی
۱۳۹۶/۰۴/۱۷, ۲۰:۳۲
معرفت نفس
با توجه به این که طریقه مرحوم سید (ره) در سیر و سلوک بر مبنای معرفت نفس بوده است ما در اینجا سعی بر این خواهیم نمود که به طور مختصر به آن بپردازیم:
«"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ .....»[1]؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید بر شما باد رعایت نفس خودتان چه آنان که گمراه شده اند، گمراهی شان به شما ضرر نمی رساند، اگر شما خود راه را از دست ندهید.»
......................
پی نوشت:
[1].مائده، 105

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۷, ۱۳:۵۷
لفظ «علیکم» در اینجا اسم فعل است و در فارسی به معنای بر شما باد و کلمه «انفسکم» مفعول آن است و خود معلوم است که گمراهی و هدایت (که در دو معنای متقابلند) معنایی هستند که در سلوک طریق محقق می شوند و در غیر آن معنا ندارند، کسی که همواره مراقب است از وسط جاده حرکت کند به نقطه ای که جاده به آن منتهی می شود می رسد و آن نقطه همان غایت مطلوبی است که هر انسان سالکی غرضش رسیدن به آن است. چنین کسی را می گویند هدایت شده و بر عکس اگر در این طرف راه سهل انگاری کند و از وسط جاده به این طرف و آن طرف متمایل شود به تدریج گمراه شده و نتیجه مطلوب از او فوت می شود چنین کسی را گمراه شده می گویند.
پس در حقیقت آیه شریفه برای انسان راهی و هدفی فرض کرده که هر کس به سوی آن هدف حرکت می کند و چنین فرض کرده که بعضی کمال مراقبت را در گم نشدن و راه را از دست ندادن بکار برده و به هدف می رسند و بعضی دیگر از راه منحرف شده و گمراه می گردند.
و از اینکه با جمله «علیکم انفسکم» مومنین را امر به پرداختن نفس خود نموده به خوبی فهمیده می شود که راهی که به سلوک آن امر فرموده همان نفس مومن است، زیرا وقتی گفته می شود: زنهار راه را گم مکن معنایش نگهداری خود راه است نه جدا نشدن از رهروان، پس در اینجا هم که می فرماید: زنهار که نفس هایتان را از دست دهید معلوم می شود نفس ها همان راه هستند نه راهرو.
پس اگر فرمود:بر شما باد نفس تان، مقصود این است که شما ملازمت کنید نفس خود را از جهت اینکه نفس شما راه هدایت شما است، نه از جهت اینکه نفس یکی از رهروان راه هدایت است.

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۷, ۱۴:۰۰
و چون مرحوم قاضی (ره) به نجف آمدند در تحت تربیت مرحوم ایت الحق آقای سیداحمد کربلایی طهرانی قرار گرفتند و با مراقبه ایشان طی طریق می نمودند.
اما طریقه تربیت آیت الحق آقای سید احمد کربلایی طبق رویه استاد ایشان مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی معرفت نفس بوده و برای وصول به این مرام مراقبه را از اهم امور می شمرده اند.[1]
......................
پی نوشت:
[!].مهر تابان، علامه تهرانی، ص16

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۷, ۱۴:۳۲
برای آشنایی با جلوه های وجودی عارف واصل مرحوم آقا سیداحمد کربلایی باید به سراغ عالمانی که به طریقی از ویژگی های مختلف وجودی ایشان باخبرند رفته و در محضر نورانی آنها زانو زده و کسب فیض نمود.
علامه تهرانی (ره)
مرحوم آیت الله حاج سیداحمد کربلایی از اعاظم فقها شیعه امامیه از اساطین حکمت و عرفان الهی بوده است. اما در حکمت و عرفان همین بس که پس از رحلت عارف بی بدیل و حکیم و مربی و مدرس وحید، و فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی آخوند مولی حسینقلی همدانی رضوان الله تعالی در نجف اشرف با عدیل و هم ردیف خود مرحوم حاج شیخ محمدبهاری در میان سیصد تن از شاگردان آن مرحوم از مبرزترین شاگردان و از اساتید وحید این فن بودند.
و پس از مهاجرت آیت الله بهاری به همدان یگانه عالم اخلاق و مربی نفوس و راهنمای طالبان حقیقت در طی راه مقصود و ورود در سبل سلام و ارائه طریق لقای حضرت احدیت و سیر در معارج و مدارج کمال نفس انسانی و ایصال به کعبه مقصود و حرم معبود بوده است.
شرح فضائل او از وصف خارج است چه در میان علمای نجف اشرف و خواصی که با وی رفت و آمد داشته اند؛ این مطلب معلوم و از مسلمات اهل فن به شمار می آید.

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۷, ۱۴:۳۳
علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی (ره) در کتاب شریف نقباء البشر در توصیف عالم واصل آیت الله آسیداحمدکربلایی می نویسد:
«سیداحمد یگانه فرد زمان و در مراتب علم و عمل و سلوک و زهد و ورع و تقوی و معرفت بالله و خوف و خشیت از اوحدی عصر خود بود. نمازهای خود را در مکان های خلوت به جای می آورد.
و از اقتدا کردن مردم به وی در نمازها خودداری می نمود و بسیار گریه می کرد و کثیر البکاء بود.
به طوری که نمی توانست از گریه در نمازها خویشتن داری نماید، بخصوص در نماز شب.[1]
.....................
پی نوشت:
[!].نقباء البشر، ج1، ص87

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۸, ۱۵:۰۶
مرحوم آیت الله آقا سیدجمال الدین گلپایگانی قدس سره نیز شاگرد مرحوم آقا سید احمد بوده است و سیر و مراتب کمال و درجات روحیه آن ایت الهی بدست او صورت گرفته است.
مرحوم آقا سیدجمال الدین نقل می کردند که در ایام جوانی که تحصیلات ایشان در اصفهان بوده است استاد و مربی اخلاق ایشان مرحوم آخوند کاشی و مرحوم جهانگیرخان قشقائی بودند.
و چون به نجف اشرف مشرف می شوند استادشان مرحوم آقا سیدجواد بوده است؛ وی می فرمودند:
او مرد سریع و پرمایه و پرمحتوی بود و می گفت اگر از عالم بالا به من اجازه دهند در سر چهارراه ها چهارپایه می گذارم و بر روی آن می ایستم و مردم را به توحید و عرفان خداوندی می خوانم و دیری نپائید که به رحمت حق پیوست و من به مرحوم آیت الله و مربی اخلاق آقای شیخ علی محمد نجف آبادی رجوع کردم و از او دستور می گرفتم؛ مدت ها از این موضوع گذشت و من در تحت تعالیم و تربیت او بودم.
تا یک شب که برحسب معمول به مسجد سهله آمدم برای عبادت؛ و عادت من این بود که به دستور استاد هر وقت شب ها به مسجد سهله می رفتم اولا نماز مغرب و عشاء را به جای می آوردم و سپس اعمال وارده در مقامات مسجد را انجام می دادم و پس از آن دستمالی که در آن نان و چیزی بود به عنوان غذا باز می کردم و مقداری می خوردم و آن گاه استراحت می کردم و می خوابیدم و سپس چندین ساعت مانده به اذان صبح برمی خاستم و مشغول نماز و دعا و ذکر و فکر می شدم و در موقع اذان صبح نماز صبح را می گزاردم و تا اول طلوع آفتاب به بقیه وظایف و اعمال خود ادامه می دادم آنگاه به نجف مراجعت می کردم.

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۸, ۱۵:۱۵
در آن شب که نماز مغرب و عشاء و اعمال مسجد را به جای آوردم و تقریبا دو ساعت از شب می گذشت همین که نشستم و دستمال خود را باز کردم تا چیزی بخورم هنوز مشغول خوردن نشده بودم که صدای مناجات و ناله ای به گوش من رسید و غیر از من هم در این مسجد تاریک احدی نبود.
این صدا از ضلع شمالی وسط دیوار مسجد درست در مقابل و روبروی مقام مطهر حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه شروع شد و به طوری جذاب و گیرا و توام با سوز و ناله و اشعار عربی و فارسی و مناجات ها و دعاهای عالیة المضامین بود که بکلی حال ما را و ذهن ما را متوجه خود نمود.
من نتوانستم یک لقمه از نان را بخورم و دستمال همین طور باز مانده بود و نتوانستم بخوابم و استراحت کنم و نتوانستم به نمازشب و دعا و ذکر و فکر خود بپردازم و همین طور متوجه و منصرف به سوی او بودم.
صاحب صدا ساعتی گریه و مناجات داشت و سپس ساکت می شد. قدری می گذشت دوباره مشغول خواندن و درد و دل کردن می شد و باز آرام می گرفت و سپس ساعتی مشغول می شد و آرام می گرفت و هر بار که شروع می کرد به خواندن چند قدمی جلوتر می آمد به طوری که قریب به اذان صبح که رسید در مقابل مقام مطهر امام زمان ارواحنا فداه رسید.
در این حال خطاب به حضرت نموده و پس از گریه طولانی و سوز و ناله شدید و دلخراشی این اشعار را با تخاطب و گفتگو با آن حضرت خواند:
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم / از بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم
رهرو منزل عشقیم و ز سرحد عدم / تا به اقلیم وجود این همه راه آمده‌ایم
سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت / به طلبکاری این مهرگیاه آمده‌ایم
با چنین گنج که شد خازن او روح امین / به گدایی به در خانه شاه آمده‌ایم
لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست / که در این بحر کرم غرق گناه آمده‌ایم
آبرو می‌رود ای ابر خطاپوش ببار / که به دیوان عمل نامه سیاه آمده‌ایم
حافظ این خرقه پشمینه بینداز که ما / از پی قافله با آتش آه آمده‌ایم

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۸, ۱۵:۲۳
و دیگر ساکت شد و هیچ نگفت و در تاریکی چندین رکعت نماز گزارد تا سپیده صبح دمید آنگاه نماز را به جای آورده و مشغول به خود در تعقیبات و ذکر و فکر بود تا آفتاب دمید.
آن وقت برخاست و از مسجد خارج شد و من تمام آن شب را بیدار بودم و از همه کار و بار خود واماندم و مات و مبهوت وی بودم.
چون خواستم از مسجد بیرون شوم از سرخدمه آنجا که اطاقش خارج از مسجد و در ضلع شرقی بود پرسیدم این شخص که بود؟ آیا شما او را می شناسید؟
گفتند آری ؛ این مردی است به نام سیداحمد کربلایی که بعضی از شب های خلوت که در مسجد کسی نیست می آید و حال و وضعش هم همین طور است که دیدید.
من به نجف آمدم و خدمت استاد آقا شیخ علی محمد رسیدم و مطالب را مو به مو بر ایشان بیان کردم، ایشان برخاست و گفت با من بیا، من در خدمت استاد رفتم.
استاد در منزل آقا سیداحمد وارد شد و دست مرا در دست او گذارد و گفت ازاین به بعد مربی اخلاق و استاد عرفانی تو ایشان است باید از او دستور بگیری و از او متابعت بنمایی.
باری این روش و رویه سیداحمد در سلوک راه خدا و تربیت و ارشاد طالبان حقیقت و پویندگان سبیل معرفت بود.[1]
..............................
پی نوشت:
[1].توحید علمی و عینی، ص20-23

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۹, ۱۲:۲۸
عدم قبول مقام مرجعیت
راجع به علم و فقاهت و تضلع در علوم رسمی همین بس که در سن حدود چهل سالگی ایشان را نامزد برای مرجعیت شیعیان نمودند و همه علما متفقا او را به نبوغ علمی و تقوای روحی قبول داشتند ولی معذلک خود او حاضر نشد نه فتوی دهد و نه رساله بنویسد.
حتی از نماز جماعت دز ملا عام همچون استاد قاضی و استاد علامه طباطبایی رشوان الله تعالی علیهم اجمعین خودداری کرد.

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۹, ۱۲:۴۱
در اینجا داستان غریب و عجیبی را از ایشان ذکر می کنیم که حقا باید موجب عبرت و بیدار باش و تعهد و صعوبت امر ریاست و مرجعیت و برای سلسله جلیله طلاب علوم دینیه قرار گیرد.
علامه تهرانی (ره) نقل می کند: در روز جمعه بیست و یکم شهر جمادی الاولی 1401 هجریه در شهر مقدس مشهد به بازدید جناب مستطاب حضرت صدیق ارجمند و سرور گرامی آیت الله حاج سیدعلی لواسانی فرزند برومند مرحوم آیت الله آقای حاج سید محمد لواسانی فرزند مرحوم آیت الله آقای سید ابراهیم لواسانی رحمت الله علیهم اجمعین به منزلشان شرفیاب شدم.
در ضمن مذاکرات شرحی راجع به حالات مرحوم آیت الله عارف عابد و فقیه نبیه آقای حاج سیداحمد طهرانی کربلایی بیان داشتند از جمله آن که فرمودند:
«پدر من مرحوم آقای حاج سید ابوالقاسم از شاگردان مرحوم آیت الحق عارف بی بدیل آخوند مولی حسینقلی همدانی و پس ازایشان شاگرد مرحوم آیت الله آقای حاج سیداحمد طهرانی بوده اند و نیز وصی مرحوم آقای حاج سیداحمد بوده است و مرحوم آقای حاج سیداحمد در حالی که سرش در دامان ایشان بوده است رحلت نموده است.
پدر من مرحوم حاج سیدابوالقاسم می گفتند:
روزی از روزها که درس تمام شد و شاگردان شروع به رفتن کردند من هم برخاستم که بروم مرحوم استاد حاج سید احمد فرمودند: آقای سیدابوالقاسم اگر کاری نداری قدری بنشین.
من دانستم که ایشان کار خصوصی دارند عرض کردم نه کاری ندارم و نشستم و پس از آنکه همه رفتند فرمودند: برای آقا میرزامحمدتقی بنویس و سپس حالشان منقلب شد و گفتند آه، آه خودش گفته است، خودش گفته است، مسلم است، مسلم است و چنان انقلاب حال پیدا کردند که بی حال شدند.

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۹, ۱۲:۵۲
ما پنداشتیم که شاید آقای میرزامحمدتقی درباره ایشان جمله ای زننده گفته و یا نسبتی داده است که به ایشان رسیده که بالنتیجه ایشان را تا این سرحد ملول و ناراحت نموده است.
ازطرفی دیگر می دانستیم که آقای میرزامحمد تقی شیرازی شخص عادل و باورع و متقی است و هیچ گاه کلمه ای که در آن غیبت و خلاف واقع باشد نمی زنند.
و نیز می دانستیم که ایشان هم کسی نیستند که ازنسبت های ناروا که به او داده شود ملول و خسته شوند و لذا همین طور متحیر شدیم و به حال سکوت و بهت در آمدیم.
در این حال من برای ایشان سبیلی چاق کردم (چون مرحوم حاج سیداحمد استعمال دخانیات می نمودند.) و به ایشان دادم و عرض کردم حالا این شطب را بکشید و این قدر ناراحت نباشید.مرحوم استاد شطب را کشیدند و قدری که سرحال آمدند فرمودند:
این مرد (یعنی آقای میرزامحمدتقی شیرازی) احتیاطات خود را به من ارجاع داده است و افرادی به او مراجعه کرده اند و از او پرسیدند که اگر خدای ناکرده برای شما واقعه ای اتفاق بیافتد ما بعد از شما از چه کسی تقلید کنیم؟ و اینک در احتیاطات شما به که مراجعه نماییم؟
آقای میرزامحمدتقی در جواب گفته است به سیداحمد؛ من غیر از او کسی را سراغ ندارم. آقا سیدابوالقاسم برای او بنویس که میرزامحمدتقی شما در امور دنیا حکومت دارید؛ اگر دیگر از این کارها بکنید و کسی را ارجاع دهید فردای قیامت در محضر جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که حکومت در دست ما است ازشما شکایت خواهم کرد و از شما راضی نخواهم شد.[1]
.......................
پی نوشت:
[1].توحید علمی و عینی، ص23-25

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۰۹, ۱۳:۱۷
داستان دیگری از ایشان نقل شده است که در موقع رحلت مرجعی از مراجع تقلید، اگر تهرانی ها یعنی علما و تجار تهران به کسی رجوع می نمودند و از او تقلید می کردند او مرجع تقلید همه شیعیان می شد و همه بلاد و شهرها به تبع تهرانی ها از او تقلید می کردند.
و چون تهرانی ها به حاج سیداحمد رجوع کردند تا از او تقلید کنند نپذیرفت و در جواب گفت:
اگر جهنم رفتن واجب کفایی باشد من به الکفایه موجود است.
باری اتفاقا وفات مرحوم آیت الله میرزامحمدتقی شیرازی در شب سیزدهم ذی الحجه 1338 در کربلای معلی واقع شد که شش سال بعد از وفات آقا حاج سیداحمد در نجف اشرف بوده است.[1]
..........................
پی نوشت:
[1].توحید علمی و عینی، ص25-26

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۰:۱۴
مرحوم آقای عصار (ره) نسبت به مرحوم عارف و فقیه یگانه آقا سیداحمدطهرانی واحد العین معروف به کربلایی عشق می ورزید و مدتی به درس و مجلس ذکر او حاضر شده بود.
روزی فرمود دربین اعاظمی که محضرشان را درک کرده ام تنها شخصی که از پرده های ضخیم طبیعت و حجب ظلمانی عبور کرده بود او بود، احدی را نظیر او ندیدم.
می فرمود مرحوم آقا سیداحمد در فقه جزء اکابر زمان بود احاطه حیرت آور در فقه داشت و در علم اخلاق و سلوک طریق باطن به سبک ائمه اطهار و طریقه آخوند حسینقلی و آخوند ملافتحعلی عراقی سلطان آبادی فرید عصر خود بوده اند او چند کرامت حیرت اورعبرت آمیز نقل می کرد و خود از او تعلیم ذکر داشت و دائما در حال ذکر بود.[1]
................................
پی نوشت:
[1].شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، استاد سیدجلال الدین آشتیانی، ج2، ص37

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۰:۲۱
آقا سیداحمد فقیه، حکیم اخلاقی و عارف ایرانی نیاکانش از مردم تهران بودند اما در کربلا زاده شده و در همانجا برآمد.
ایشان تالیفاتی در فقه و اصول دارد و نامه هایی به فارسی از او مانده است که شیخ اسماعیل تائب تبریزی (م1374ق) آنها را با نامه های شیخ محمد بهاری همدانی و ملاحسینقلی همدانی در یک کتاب در سال 1329ق به نام تذکرة المتقین به چاپ رسانده است.[1]
تائب همان کسی است که سلسله نامه های عرفانی در مورد یک بیت از شعر عطار را بین مرحوم آیت الله غروی و آیت الله سیداحمدکربلایی رد و بدل شده است تهیه نموده است.
............................
پی نوشت:
[1].دایرة المعارف تشیع، ج5، ص182

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۲:۰۵
نماز از جمله اذکاری است که به هیچ وجه سالک از ان بی نیاز نمی شود و بلکه هر چه مقامات عالی تر می شود این نیاز بیشتر و کیفیت آن نیز بهتر می شود زیرا نماز بارزترین جلوه راز و نیاز و عاشقی بین عاشق و معشوق بوده و بی آن راهی برای ارتباط نخواهد بود لذا هر چه درجات عالی تر می شود و ارتباط معنوی قوی تر می گردد نماز نیز اوج بیشتری می یابد.
آقا سیداحمد نیز از جمله عرفایی بود که به کثیرالبکاء در نوافل معروق و مشهور بوده است. این ویزگی ان چنان بوده است که اخرین لحظه های حیاتشان در عالم فانی به نماز عصر اختصاص یافت و در واقع ندبه های دلتنگی اش پایان یافت و به وصل و التیام انجامید.

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۲:۰۹
مرحوم آیت الله العظمی قاضی (ره) می فرمود:
«مرحوم آقا سیداحمدکربلایی می گفت: در سفری با یک درویش روشن ضمیر برخورد کردم او به من گفت: من ماموریت دارم شما را از دو چیز مطلع کنم: اول کیمیا، دوم آنکه من فردا می میرم و شما مرا تجهیز نموده و دفن نمایید.
مرحوم اقا سیداحمد در جواب فرموده بود اما من به کیمیا نیازی دارم و اما تجهیزات شما را حاضرم، فردا آن درویش فوت کرد و مرحوم آقا سید متکفل تجهیزات و کفن و دفن او می شوند.[1]
......................
پی نوشت:
[1].مهر تابان، علامه حسینی تهرانی، ج1، ص220

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۳:۵۹
یکی از روش های نفی خواطر حربه ذکر است یعنی برای آنکه خاطری در ذهنش خطور نکند متذکر به ذکر خدا و توجه به خداد یا اسمی از اسماء الله کند و بدین وسیله با وجود این ذکر دیگر مجالی برای خاطر نخواهد بود.
بنابراین نفی خواطر خود به خود به تبع ذکر خواهد بود و سالک همیشه ذاکر است و به تبع ذکر ذهنش را از خواطر خالی است.
طریقه مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی و شاگردان او از جمله آقاسید احمدکربلایی و شاگرد ایشان مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی رضوان الله علیهم همین طریق بوده است.[1]
........................
پی نوشت:
[1].رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص147

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۴:۰۵
حضرت آیت الله سیدعبدالکریم کشمیری (ره) فرمودند: که در طریق اساتید ما سجده یکی از ارکان بندگی و توحید است معمولا سفارش به ذکر سجده بود و می فرمودند:
ائمه سجده ها داشتند یکی سجده حضرت موسی بن جعفر علیه السلام (عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک ) بسیار عالی است و و دیگر ذکر یونسیه آن هم بعد از نماز عشاء تا به آخر شب که اگر با شرایطش همراه باشد تجرد برزخی نصیب می شود.
چون شیطان بر آدم سجده نکرد و بدبخت شد از سجده خوشش نمی آید و سالک لازم است ان را ترک نکند.
از عیال آخوند ملاحسینقلی همدانی بعد از فوتش سوال کردند شما از آخوند چه چیز دیدید؟ گفتند ایشان همیشه در سجده بود.
وقتی آقا سیداحمدکربلایی استاد آقای قاضی فرزند جوانش فوت کرد ایشان در سرداب منزل در سجده بودند بعد سر از سجده برداشت و سر قبر پسرش آمد.[1]
................................
پی نوشت:
[1].آتاب خوبان، سید علی اکبر صداقت، ص53

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۴:۲۳
مرحوم آقا سیداحمدکربلایی رضوان الله علیه که از شاگردان معروف و مبرز مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی (ره) بودند نقل است که فرموده اند:
روزی در جایی استراحت کرده بودم کسی مرا بیدار کرد و گفت اگر می خواهی نور اسفهبدیه را تماشا کنی از جای برخیز.
چشم گشودم دیدم نوری بی حد و اندازه مشرق و مغرب عالم را فرا گرفته است.
«اللهم الرزقنا» این همان مرحله تجلی نفس است که بدین صورت و به کیفیت نور غیرمحدود مشاهده می شود.[1]
........................
پی نوشت:
[1].رساله لب اللباب در سیر و سلوک اولی اللباب، علامه تهرانی، ص34

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۴:۲۸
تنها راه هدایت قرآن است و البته قران مفسر لازم دارد. ائمه فرمودند: اگر شما کتاب هدایت بهتری سراغ دارید بیاورید؟
در بازار کائنات عالم یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد.
حضرت علامه طباطبایی فرمودند: «که استادم آیت الله العظمی آقا سیدعلی قاضی فرمودند که استادم سیداحمدکربلایی از استادشان آخوند ملاحسینقلی همدانی و ایشان از آقا سیدعلی شوشتری و آن جناب از ملاقلی جولا نقل نموده اند که ما راهی جز ولایت نداریم.»
اگر می خواهی با ما همسفر شوی راه همین است اما برای آنکه درخت عمل شما به ثمر برسد، تخم لازم دارد و آن مراقبت و حضور است. خودت را فراموش نکنی آنگاه بقیه اعمال آن را آبیاری می کند.

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۵:۲۴
از جلوه های بارز رحمت الهی مادر است. مادر است که در امر محبت به ایشان و کسب وی رضایت وی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به یکی از اصحاب در جواب سوالش در امر محبت به پدر و مادر تا سه مرتبه توصیه به دوست داشتن مادر فرمود و در مرتبه چهارم به پدر ارجاع نمود و یا بارها برای عظمت دعای مادر برای طلب عفو فرزند فرمودند: که دعای مادر به سرعت به مقام استجابت می رسد.
از ویژگی هایی که علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی همسایه و شاگرد ایشان در توصیف آن بزرگ مرد عرصه عرفان بر قلم جاری نمودند انس و علاقه سند عرفان آقا سیداحمد طهرانی کربلایی به مادرشان بوده است.
«او به مادرش بسیار مهربان بود و در خدمت او بود و قبل از مادرش ...رحلت کرد.»[1]
در میان ویژگی های مرحوم سید این ویژگی آن قدر مقام داشت که برای معرفی بزرگ ترین عارف و حکیم ربانی وقت خویش وی را با این صفت تعریف می نمایند.»
.......................
پی نوشت:
[1].نقباء البشر، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج1، ص88

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۵:۴۷
آری، سیداحمد کربلایی طهرانی از نادر مردانی است که کلام حق را از مأذنه الهی شنیدند و با جان اجابت گفتند.آن ها در نرد عشق آن قدر از خود مایه گذاشتند و در این راه پایداری نمودند که ذره ذره وجودشان را به عشق باخته اند.

کافی
۱۳۹۶/۰۹/۱۱, ۱۵:۴۷
بسم الله الرحمن الرحیم
با تشکر از کسانی که این مطالب را مطالعه فرمودند، و امیدوارم آموزنده و مثمر ثمر واقع شده باشد.
با اجازه همه بزرگواران، این تاپیک به پایان رسید.
اجرکم عند الله.