PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چرا به قران علیم نمیگویند حکیم میگویند



معین
۱۳۹۵/۱۱/۲۴, ۱۱:۳۶
با نام و یاد دوست

سلام
یکی از کاربران کانال کانون سوالی داشتند که مطالب ایشون عینا نقل میشود



سلام
چرا به قران علیم نمیگویند حکیم میگویند




با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید http://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gif

معین
۱۳۹۵/۱۱/۲۴, ۱۱:۳۶
با نام و یاد دوست







http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث:استاد پیام

پیام
۱۳۹۵/۱۱/۲۴, ۱۱:۵۵
صفت حکیم، صفتی است که قرآن آنرا در چند مورد برای این کتاب نورانی بکار برده است، و از آن جمله اند:

تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكيمِ (لقمان2)
اينها آيه ‏هاى كتاب حكمت ‏آميز است‏
وَ الْقُرْآنِ الْحَكيمِ (يس 2)
و قسم به قرآن حکمت آمیز

از دیگر صفاتی که در قرآن برای این کتاب نورانی آمده است عبارتند از:

با شکوه: «وَ الْقُرْءَانِ الْمَجِیدِ»[ق/۱]

کریم به معنای ارجمند: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَریمٌ»[واقعه/۷۷]

عظیم به معنای بزرگ: «وَ الْقُرْءَانَ الْعَظِیمَ»[حجر۸۷]

عزیز به معنای قوی و محکم: «وَ إِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِیزٌ»[فصلت/۴۱]

مبارک به معنای خجسته: «وَ هَاذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ»[انبیاء/۵۰]

مبین به معنای روشن‌گر: «وَ قُرْءَانٍ مُّبِینٍ»[حجر/۱]

متشابه به معنای همانند "کتابی که آیاتش در لطف‌، زیبایی‌، عمق و محتوا همانند یک دیگر است" و مثانی به معنای مکرر: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الحْدِیثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانىِ» [سورة زمر/۲۳]

عربی به معنای زبان روشن‌، گویا و فصیح. «قُرْءَانًا عَرَبِیًّا»[یوسف‌/۲]

غیر ذی عوج به معنای کژ نبودن. «قُرْءَانًا عَرَبِیًّا غَیرْ ذِى عِوَجٍ»[زمر/۲۸]

ذی الذکر به معنای پراندرز. «الْقُرْءَانِ ذِى الذِّكْرِ»[ص‌/۱]

بشیر به معنای بشارت‌گر و نذیر به معنای هشدار دهنده. «بَشِیرًا وَ نَذِیرًا»[فصلت‌/۴]

قیم به معنای راست و درست. «قَیِّمًا»[کهف‌/۲]

از بین این اوصاف، دو وصف مشهورتر شده و غالبا همراه ذکر قرآن، بیان می شوند. که دو واژه کریم و مجید هستند اما در این توصیفات، صفت علیم برای این کتاب آسمانی مشاهده نمی شود.

پیام
۱۳۹۵/۱۱/۲۴, ۱۲:۰۶
توصيف" كتاب" به" حكيم" يا به خاطر استحكام محتواى آن است، چرا كه هرگز باطل به آن راه نمى‏يابد، و هر گونه خرافه را از خود دور مى‏سازد جز حق نمى‏گويد، و جز به راه حق دعوت نمى‏كند، درست در مقابل" لهو الحديث" (سخنان بيهوده) كه در آيات بعد مى‏آيد قرار دارد.
و يا به معنى آن است كه اين قرآن همچون دانشمند حكيمى است كه در عين خاموشى با هزار زبان سخن مى‏گويد، تعليم مى‏دهد، اندرز مى‏گويد، تشويق مى‏كند، انذار مى‏نمايد، داستانهاى عبرت‏انگيز بيان مى‏كند، و خلاصه به تمام معنى داراى حكمت است.
تفسیر نمونه ج17ص9