PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شناسنامه یس یا طه آل یس ص



کربلائی
۱۳۹۵/۱۲/۱۴, ۲۰:۱۷
سلام

خیلی از ما مشتاقیم بدانیم چرا امام جعفرصادق ع فرمودند: به شما اجازه داده شد نام محمد را برای فرزند خود برگزینی ولی وه کسی اجازه داد نام یس را برای فرزندت برگزینی.

بله اشخاص صالح و سالمی در دوران زندگانی ائمه اطهار ع بودند که در انجام واجبات و مستحبات از هم سبقت میگرفتند.

نام محمد در زمان غیبت توسط برخی علما بسبب اینکه امام معصوم و مخفی ما در جهت برآوردن حاجات از بقیه مردم ممتازتر و ستوده تر بود ممنوع شد و روایت هم داریم که در جمع برده نشود چرا که ما نام حضرت میبریم ولی شخص دیگری خطاب میشود و سبب رنجش میگردد. حضرت از لقب اباصالح المهدی (پدر دینی صالحین هدایت شود) خشنود میشود.

اما یس ص
طه
کلا حروف مقطعه که در روایات داریم مخصوص پیامبر ص است، یک کلام جز انفال است و میتواند به هر که بخواهد ببخشد، قرض دهد.

این لقب ممتاز ، مردان رجال اسلامی هم متفق القولند که صاحب هیچ اولادی از آل یس ص نبود و مخصوص یک فرد که همان رسول الله ص بود،بود.

با اعتقاد به این موضوع، امام جعفر صادق ع فرمودند چه کسی اجازه این کار را به شما داد!؟
بمعنی نهی از این کار بود، اینقدر حرمت نام بالاست که وقتی صدا زده میشود مرسلین و ملائکه برای انجام وظیفه اعلام آمادگی میشوند، خداوند در دینش اختیار داد، کسانی که مجاز دانستند راه مستقیم را گم کردند.

مضررات برای اثبات حق

من در آخر شناسنامه موجود حضرت را قرار میدهم و قضاوت با عقل سلیم.

وقتی یک یس و طه باشد و قرار شد ذریه و نسبش معرفی شود اگر بحق باشد حق خالص باید سلسله مراتبی را که گذشت زمان صورت گرفته را حساب کرد تا به زمان ما رسید.

کسی از مردم، ضمن احترام متقابل به چنین فرزند نامهایی اجازه ندارد از حق دوستی مردم با خانواده او سو استفاده کند.

سو استفاده چگونه!؟

ما میگوییم پدرت کیست یاسین یا طه!؟ مادرت کیست!؟ اقوام نزدیکت را نام ببر

شما بعنوان یک حسابگر دوست داری خطاهای گذشته ات را افرادی بدانند درحالی که پوشیده یا بخشیده شده!

یا دوست دارید شما را دشمن اهل بیت ع خطاب کنند!؟

اصلا علم و دانش این نام ها با صفاتشان هماهنگی دارد!؟

پدر و مادر یس ص یک نام داشتند و کسانی که قرار است با این نام پیامبر ص و صفاتش را شناخته و با مرسل خود مقایسه کنند گرفتار ظلم میشوند در حالی که خداوند برایشان نخواسته بود.

حکومت جهانی یعنی فقط به کشور و یا شعر و محله خود فکر نکنی،جهانی فکر کنی.

ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم


شناسنامه

شناسنامه خانوادگی پیامبر اکرم(ص)
1- «پیامبر بهترین مخلوق خدا و سید فرزندان آدم است». «مسلم».
5- پنجمین پیامبر اولوالعزم که عبارتند از: (نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد).
25- بیست و پنجمین پیامبری است که در قرآن کریم نام ایشان آمده است.
313- «سیصد و سیزدهمین رسلی است که خداوند آنان را براى اهل زمین فرستاده است». «ابن حبان».
«به روایت ابن حبان در مسندش».
120000- «تعداد پیامبران خداست که پیامبر اکرمr آخرین نفر از ایشان می‌باشد». «ابن حبان».

زوج
نام: محمدr.
نام پدر: عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم ‌بن عبد مناف بن قصی ‌بن کلاب بن مره.
نام مادر: آمنه دختر وهب بن عبدمناف بن زهره ‌بن‌ کلاب بن مره.
مادربزرگ مادری: فاطمه دختر عمر مخزومیه.
مادربزرگ پدری: بُره دختر عبدالعزی بن عثمان‌ بن عبدالدار بن قصی ‌بن کلاب بن مره.
محل و تاریخ ولادت: مکة مکرمه ـ نزدیک صفا ـ منزل ابوطالب ـ (که تا به امروز وجود دارد و در جای آن کتابخانه‌ای مکه دایر است).
دوشنبه 12 ربیع‌الاول 53 ق. ه‍، 20 آوریل 570م.
محل و تاریخ بعثت: مکة مکرمه ـ غار حراء ـ 27 رمضان ـ 13 ق. ه‍ / 17 اوت 609م.
محل و تاریخ وفات: مدینه منوره ـ دوشنبه 12 ربیع‌الاول ـ 11 ه‍/6 ژوئن 632م.
جنسیت: سید مردان.
دین: سید و رهبر مسلمانان.
آدرس برگزیده: مکه سپس مدینه. مسجد نبوی.
شغل: گوسفند می‌چراند و سپس مشغول به کار تجارت شد تا سن چهل سالگی و از آن پس خاتم پیامبران شد.
ویژگی کار: رحمتی کافی و شافی بر انسان‌ها.

نشانه‌های شاخص: خاتم نبوت بین دو شانه اوست، هر کجا برود ابری بر او سایه می‌گستراند.
اوصاف:
رنگ صورت: سفید مایل به سرخ.
رنگ چشمان: سیاه.
رنگ مو: سیاه.
قد: متوسط چهارشانه.
قابله: شفاء دختر عوف [ام‌ عبدالرحمان].
دایه: أم أیمن.
مادران رضاعی: ثوبیه أسلمیه (کنیز ابولهب بود)، سپس حلیمه دختر ابوذوئیب سعدیه که حارث بن عبدالعزی همسرش بود.
برادران رضاعی:
1- از ثوبیه: عبدالله بن جحش و حمزه بن عبدالمطلب و أبوسلمه بن عبدالاسد و مسروح ابن ثوبیه.
2- از حلیمه سعدیه: عبدالله و أنیسه و حذافه (شیماء) فرزندان حارث.
مکان ولادت پیامبر اکرمr که (اکنون) کتابخانة مکه در جای آن قرار گرفته است.

همسران: خدیجه دختر خویلد ـ سوده دختر زمعه ـ عایشه دختر ابوبکر ـ حفصه دختر عمر ـ زینب دختر خزیمه ـ [ام‌سلمه] هند دختر حذیفه ـ زینب دختر جحش ـ جویریه دختر حارث ـ صفیه دختر حیی ـ رمله دختر ابوسفیان ـ میمونه دختر حارث ـ ماریه دختر شمعون.
فرزندان: 1- پسران: قاسم ـ عبدالله (الطیب یا الطاهر) ـ ابراهیم.
2- دختران: زینب ـ رقیه ـ ام‌کلثوم ـ فاطمه.
نوه‌ها: 1- پسران: علی ـ عبدالله ـ حسن ـ حسین ـ محسن.
2- دختران: امامه ـ ام‌کلثوم ـ زینب.
عموها: زبیر [ابوطاهر] ابوطالب [عبدمناف] ـ عباس ـ ضرار ـ حمزه ـ مقوم ـ حجل ـ حارث ـ ابولهب [عبدالعزی] ـ غیدق [عبدالکعبه] ـ قثم.
عمه‌ها: ام حکیم بیضاء ـ عاتکه ـ امیمه ـ اروی ـ بره ـ صفیه.
دایی‌ها: اسودبن یغوث ـ عبدالله بن الارقم بن یغوث.
ملیت: مسلمان عرب قریشی.
مسئول ثبت مدینه: مسئول سرشماری: حذیفه‌بن یمان.
خاتم: مهری که پیامبر بدان نامه‌‌هایش را که به نزد پادشاهان می‌فرستاد مهر می‌زد.
صاحب خاتم: معیقیب بن ابوفاطمه.

فرزند اول
نام: زینب.
نام پدر: محمد بن عبداللهr.
نام مادر: خدیجه دختر خویلد.
محل و تاریخ ولادت: مکه مکرمه 23 ق. ه‍.
جنسیت: زن.
محل و تاریخ ازدواج: مکه مکرمه.
نام همسر: ابوالعاص بن ربیع (و او پسر خاله‌اش هاله دختر خویلد بود).
فرزندان: علی، که در بچگی فوت کرد.
امامه، که علی‌بن ابوطالب بعد از مرگ فاطمه با او ازدواج کرد سپس بعد از او با مغیره بن نوفل بن حارث ازدواج کرد، فرزندى نداشت.
محل و تاریخ وفات: مدینه منوره 8 ه‍ و پیامبرr قبل از تدفینش به داخل قبرش رفت.
طول عمر: 31 سال.

ویژگی‌ها
پیامبرr در موردش که به هنگام هجرتش مشرکان او را اذیت کرده بود فرمود (هی خیر بناتی أصیبت فیَّ) «این بهترین دخترانم است که به خاطر من گرفتار مصیبت شده است».
بعد از جنگ بدر مهاجرت کرد سپس همسرش مسلمان شد و در سال 8 ه‍ به او پیوست پس پیامبرr او را به نزد همسرش برگرداند.

فرزند دوم
نام: قاسم.
نام پدر: محمد بن عبداللهr.
نام مادر: خدیجه دختر خویلد.
محل و تاریخ ولادت: مکه مکرمه.
جنسیت: مرد.
محل و تاریخ وفات: مکه مکرمه [در کودکی فوت کرد].
طول عمر: کمتر از یک سال.

فرزند سوم
نام: رقیه.
نام پدر: محمد بن عبداللهr.
نام مادر: خدیجه دختر خویلد.
محل و تاریخ ولادت: مکه مکرمه 22 ق. ه‍.
جنسیت: زن.
محل و تاریخ ازدواج: مکه مکرمه [دو بار].
نام همسر: عتبه ‌بن ابولهب [عام‌الفتح اسلام آورد].
سپس عثمان بن عفان و با او به حبشه مهاجرت کرد.
فرزندان: فرزندی از عثمان به اسم عبدالله داشت [که در کودکی فوت کرد].
محل و تاریخ وفات: مدینه منوره 2 ه‍.
طول عمر: 24 سال.
ویژگی‌ها
بعد از مهاجرتش به حبشه پیامبرr فرمود (صحبهما الله إنَّ عثمان أول من هاجر بأهله بعد لوطu) «خداوند آنان را یار و یاور یکدیگر قرار دهد همانا عثمان بعد از لوطu اولین کسی بود که با خانواده‌اش مهاجرت کرد».

فرزند چهارم
نام: ام‌کلثوم
نام پدر: محمد بن عبداللهr.
محل و تاریخ ولادت: مکه مکرمه 19 ق. ه‍.
جنسیت: زن.
محل و تاریخ ازدواج: دو بار؛ مکه، سپس مدینه 3 ه‍.
نام همسر: عتیبه بن ابولهب [در حالت شرک مُرد].
سپس عثمان ‌بن عفان بعد از مرگ رقیه با او ازدواج کرد و مشهور به اسم ذوالنورین [صاحب دو نور] گشت.
فرزندان: نداشت.
محل و تاریخ وفات: مدینه منوره 9 ه‍.
طول عمر: 28 سال.

ویژگی‌ها
پیامبرr فرمود: (إنَّ الله أمرنی أن أزوج کریمتی من عثمان) «خداوند به من امر کرده که دختر گرامی خود را به عقد عثمان دربیاورم».

فرزند پنجم
نام: فاطمه [زهرا].
نام پدر: محمد بن عبداللهr.
نام مادر: خدیجه دختر خویلد.
محل و تاریخ ولادت: مکه مکرمه 18 ق. ه‍.
جنسیت: زن.
محل و تاریخ ازدواج: مدینه منوره 2 ه‍.
نام همسر: علی‌بن ابیطالب.
فرزندان: حسن و حسین [سروران جوانان بهشت].
محسن [در کودکی فوت کرد] ام‌کلثوم ـ زینب.
محل و تاریخ وفات: مدینه منوره 3 رمضان 11 ه‍.
طول عمر: 29 سال.
ویژگی‌ها
پیامبرr فرمود (فاطمة بضعة منی یؤذینی ما آذاها ویریبنی ما أرابها) «فاطمه پارة تن من است هر که او را بیازارد مرا آزرده است و کسی که او را نگران کند مرا نگران کرده است» و شب عروسیش پیامبرr درخواست آب کرد و از آن وضو گرفت آن را بر فاطمه و علیt ریخت و فرمود (اللهم بارک فیهما وبارک علیهما وبارک لهما فی نسلهما) «خداوند ازدواجشان را مبارک گردان و بر آنان و نسلشان برکت ده».
و پیامبرr تنها نسلی که از فرزندش مانده از نسل فرزندان فاطمه است، عایشه (ک) فرمود «در اسلام با فضیلت‌تر از فاطمه ندیدم مگر پدرش». و پیامبرr فرمود (فاطمة سیدة نسائهم ـ فی الجنة ـ إلاَّ ما کان لمریم بنت عمران) «فاطمه سرور زنان بهشتی است بجز اینکه مکانتى بزرگى براى مریم دختر عمران است».

فرزند ششم
نام: عبدالله (الطیب یا الطاهر).
نام پدر: محمد بن عبداللهr.
نام مادر: خدیجه دختر خویلد.
محل و تاریخ ولادت: مکه مکرمه قبل بعثت.
جنسیت: مرد.
محل و تاریخ وفات: مکه مکرمه قبل بعثت [در کودکی فوت کرد].
طول عمر: کمتر از یک سال.

فرزند هفتم
نام: ابراهیم.
نام پدر: محمد بن عبداللهr.
نام مادر: ماریه دختر شمعون.
نام مادر شیری: أم‌سیف زن قَیْن (حداد).
محل و تاریخ ولادت: مدینه منوره ذی‌الحجه 8 ه‍.
جنسیت: مرد.
محل و تاریخ وفات: مدینه منوره 10 ه‍ [در کودکی فوت کرد].
طول عمر: 3 سال.
ویژگی‌ها
پیامبرr فرمود: (ولد اللیلة غلام فسمیته باسم أبی إبراهیم).
«دیشب پسرى به دنیا آمد که او را به اسم پدرم ابراهیم نام گذاشتم».

معین
۱۳۹۵/۱۲/۱۵, ۱۴:۴۸
با نام و یاد دوست







http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث: استاد عماد

عماد
۱۳۹۵/۱۲/۱۵, ۱۶:۱۶
در متن بالا مطالب صحیح و غیر صحیح با هم مخلوط شده است برخی از فرمایشات صحیح است و برخی نیز با توجه به احادیث و گزارشهای تاریخی نمی تواند درست باشد لذا متن را نه می توان به طور کلی رد کرد و نه می توان به طور کلی قبول نمود.


خیلی از ما مشتاقیم بدانیم چرا امام جعفرصادق ع فرمودند: به شما اجازه داده شد نام محمد را برای فرزند خود برگزینی ولی وه کسی اجازه داد نام یس را برای فرزندت برگزینی.

بله اشخاص صالح و سالمی در دوران زندگانی ائمه اطهار ع بودند که در انجام واجبات و مستحبات از هم سبقت میگرفتند.

نام محمد در زمان غیبت توسط برخی علما بسبب اینکه امام معصوم و مخفی ما در جهت برآوردن حاجات از بقیه مردم ممتازتر و ستوده تر بود ممنوع شد و روایت هم داریم که در جمع برده نشود چرا که ما نام حضرت میبریم ولی شخص دیگری خطاب میشود و سبب رنجش میگردد. حضرت از لقب اباصالح المهدی (پدر دینی صالحین هدایت شود) خشنود میشود.
ای کاش سند این احادیث را نیز نقل می کردید. بنده متوجه نشدم که
کی تو توسط چه کسی نام محمد ممنوع شد
نیز متوجه نشدم که بردن نام محمد سبب رنجش خاطر چه کسی می شود
و نیز برایم سوال شد سند این فرمایش که حضرت از لقب اباصلاح المهدی خشنود می شوند کجاست؟

کربلائی
۱۳۹۵/۱۲/۱۵, ۱۶:۳۵
در متن بالا مطالب صحیح و غیر صحیح با هم مخلوط شده است برخی از فرمایشات صحیح است و برخی نیز با توجه به احادیث و گزارشهای تاریخی نمی تواند درست باشد لذا متن را نه می توان به طور کلی رد کرد و نه می توان به طور کلی قبول نمود.


ای کاش سند این احادیث را نیز نقل می کردید. بنده متوجه نشدم که
کی تو توسط چه کسی نام محمد ممنوع شد
نیز متوجه نشدم که بردن نام محمد سبب رنجش خاطر چه کسی می شود
و نیز برایم سوال شد سند این فرمایش که حضرت از لقب اباصلاح المهدی خشنود می شوند کجاست؟

بله مخلوط شده، اعتقاد شیعه با اهل تسنن
چرا که حق ها مخلوط شده
همه اسناد هست، طبق روایت شیعه، معتبر اما در دسترس همه نیست
خدا به هر که بخواهد میدهد، به یکی حکومت به دیگری روایت به دیگری حمایت و به منکرش هم خیانت.

بردن نام محمد در جمع ممنوع شده بود، حق امام عصر هست و من اگر بگویم نه میتواند بفرماید بله و اگر بگویم بله میتواند بفرماید نه، و یا اینکه کلا از من حمایت کند.

اگر خدای نکرده این عمل بین اهل تسنن شایع بشه، بدلیل نشناختن حق رسول الله ص و اختیار در دینداری، نگه داشتن ایمان بسیار سخت خواهد بود.

در کشور عربستان حساسیت روی لغت سید بود که برداشته شد.

ما نماز اول وقت را واجب دانستیم بر مستحب دانان برتری یافتیم.هر چند در آسانی دین مستحب نوشته باشد.

ما شیعه را دوست داریم اما برخی صفات اهل تسنن را داریم تا وقتش حق ادا کنیم و حرمت یاسین نگه داشته باشیم.
ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

کربلائی
۱۳۹۵/۱۲/۱۵, ۱۶:۴۱
ما شیعیان اگر شیعه روایتی باشیم متضرر گشتیم.

ما شیعه اعتقادیم، و اعتقادمان توکل به بالاتر از نوشته هاست، جایی که قلم و لوح کم می آورند در بیان عقیده.

عماد
۱۳۹۵/۱۲/۱۵, ۱۷:۰۲
فرزند سوم
نام: رقیه.
نام پدر: محمد بن عبداللهr.
نام مادر: خدیجه دختر خویلد.
محل و تاریخ ولادت: مکه مکرمه 22 ق. ه‍.
جنسیت: زن.
محل و تاریخ ازدواج: مکه مکرمه [دو بار].
نام همسر: عتبه ‌بن ابولهب [عام‌الفتح اسلام آورد].
سپس عثمان بن عفان و با او به حبشه مهاجرت کرد.
فرزندان: فرزندی از عثمان به اسم عبدالله داشت [که در کودکی فوت کرد].
محل و تاریخ وفات: مدینه منوره 2 ه‍.
طول عمر: 24 سال.
ویژگی‌ها
بعد از مهاجرتش به حبشه پیامبرr فرمود (صحبهما الله إنَّ عثمان أول من هاجر بأهله بعد لوطu) «خداوند آنان را یار و یاور یکدیگر قرار دهد همانا عثمان بعد از لوطu اولین کسی بود که با خانواده‌اش مهاجرت کرد».
در این مطلب نیز ملاحظاتی هست
علاوه بر آنکه اما و اگرهایی در مورد رقیه وجود دارد که آیا دختر پیامبر یا دختر خوانده پیامبرصلی الله علیه واله بوده است، عثمان اولین مهاجر به حبشه نیست تا پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم چنین فرمایشی داشته باشند زیرا بنا بر منابع خود اهل سنت اولین مهاجر با همسرش به حبشه ابوسلمه است
ابن عبدالبردر الاستیعاب در ترجمه ام سلمه می گوید او و ابوسلمه اولین مهاجرین به حبشه بودند (1)
ابن اثیر نیز در اسدالغابه در مورد ام سلمه بیان می دارد« و كانت قبل أن يتزوجها رسول الله صلى الله عليه و سلم تحت أبى سلمة بن عبد الأسد المخزومي، و كانت هي و زوجها أول من هاجر إلى الحبشة.»(2)
او قبل از پیامبرصلی الله علیه واله با بی سلمه بن عبدلاسد مخزومی ازدواج کرد و او همسرش اولین کسانی بودند که به حبشه هجرت کردند
این حجر نیز در مورد هجرت عثمان به حبشه و این فضیلت تراشی به نقل از اسماء دختر ابوبکر نقل می کند که گفت هنگامی که پدرم با پیامبرصلی الله علیه واله در غار بود من باریشان غذا بردم. عثمان اجازه هجرت به حبشه را گرفت و پیامبرصلی الله علیه واله اجازه دادند ... سپس حضرت رو به ابوبکر کرده و گفتند :«و الّذي نفسي بيده، إنّه أوّل من هاجر بعد إبراهيم و لوط». قسم به کسی که جان من در دست اوست همانا اولین کسی که پس از ابراهیم و لوط هجرت کرد عثمان است.
خود ابن اثیر این قول را تعجب برانیگیز می دانسته زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله در سال 13 بعثت هجرت کردند ور حالیکه در آن سال بسیاری از مسلمانان به حبشه هجرت کرده بودند. سپس می گوید مگر آنکه پیامبر صلی الله علیه واله وسلم یکبار دیگر نیز در غار گرفتار شده باشند!!!!!!!!!!!!!!!!!!(3)

1. الاستيعاب،ج‏4،ص:1921
2.أسدالغابة،ج‏6،ص:289
3. الإصابة،ج‏8،ص:139

عماد
۱۳۹۵/۱۲/۱۵, ۱۷:۱۰
پیامبرr فرمود: (إنَّ الله أمرنی أن أزوج کریمتی من عثمان) «خداوند به من امر کرده که دختر گرامی خود را به عقد عثمان دربیاورم».

سند این روایت راه اگر بفرمائید کجاست ممنون می شوم

ما شیعیان اگر شیعه روایتی باشیم متضرر گشتیم.

ما شیعه اعتقادیم، و اعتقادمان توکل به بالاتر از نوشته هاست، جایی که قلم و لوح کم می آورند در بیان عقیده.
به هر حال اگر سخنی می گوئیم، حدیثی را به پیامبرصلی الله علیه واله وسلم و ائمه معصومین نسبت می دهیم یا اینکه گزارش تاریخی را نقل می کنیم باید سند آن راه م بیان نمائیم

کربلائی
۱۳۹۵/۱۲/۱۵, ۱۷:۲۸
سند این روایت راه اگر بفرمائید کجاست ممنون می شوم

به هر حال اگر سخنی می گوئیم، حدیثی را به پیامبرصلی الله علیه واله وسلم و ائمه معصومین نسبت می دهیم یا اینکه گزارش تاریخی را نقل می کنیم باید سند آن راه م بیان نمائیم

بله چون من روایت را گذاشتم حق دارید منبع را بپرسید.

ما نیز دنبال مجاز دانستن منبع ایم.
به حقوق شخصی و خانوادگی بدلیل فتوا دادن اشکالی ندارد تجاوز شده و از ما خواسته شده با اهل تسنن پیوند برادری داشته باشیم.

ما نیز به تقلید از آل یس ص بحق که ظلم در حق ایشان بیشتر شد میگوییم همه ما فدای رسول الله ص.

ما نیز روایت برادران اهل تسنن را تقدیم کردیم.
روایت حق روایت تا حق ثابت بشه و ما حلال نکردیم حرام خدا را و حرام نکردیم حلال خدا را.

در مجاز دانستن این حلال و حرام مخفی شده و ما قادر به تشخیص نیستیم و مجاز نمیدانیم و به روایتی هر چند ضعیف بسنده میکنیم تا حق الناس به گردن نگیریم.

آل یس ص به گرفتن حق یس ص سزاوارترند و ما گوش بفرمانیم.

فقط میدانیم فتنه ای بالاتر از نشناختن حق نبود

اگر بخواهیم با قبول اینکه نام گذاری اشکالی ندارد حق را بشناسیم، بسیار در اشتباهیم و حق نام غلبه میکند و میرباید آنچه برای دانستن عیب اوست و عیب میبیند تا برتری بدهد خود را بر ما.
آزموده را آزمودن خطاست
قادر نیستیم که همه یس ها و طه نام ها را حق بدهیم آن هم حق رسولی تا به حق خود برسیم.
راه بیرون آمدن از فتنه نام های مخصوص هم به اهلش داده شده یا گرفته شده.

یاسین ما سیدالمرسلین بود و توان ما در برتری تا غیرسیدی بود، باید سید همت کند و بر غیر سید نام های یاسین تکبر نکند.

خدا لعنت کند امام خانه خدا را، بحق لایق گردن زدن بود.

ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم