PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده دلایل عصمت انبیا بیان کنید؟



ندای حق ۷۲
۱۳۹۵/۱۲/۱۷, ۱۱:۱۰
اگر فردی بگوید پیامبران معصوم نیستند و میتوانند دین خدا را از پیش خود تغییر دهند و خلاف آنرا بر دین اضافه کنند چه طور آنرا رد میکنید?

معین
۱۳۹۵/۱۲/۱۸, ۱۷:۰۳
با نام و یاد دوست







http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث: استاد مشکور

مشکور
۱۳۹۵/۱۲/۱۹, ۱۳:۱۱
اگر فردی بگوید پیامبران معصوم نیستند و میتوانند دین خدا را از پیش خود تغییر دهند و خلاف آنرا بر دین اضافه کنند چه طور آنرا رد میکنید?
سلام و ادب@};-

در پاسخ به سؤال شما نکاتی را در دلایل عصمت انبیاء الهی بیان می کنیم:

الف- دلایل عقلی: در تبیین دلیل عقلی عصمت انبیاء الهی گفتنی است: کسی که اصل بعثت انبیاء الهی را پذیرفته لازم است که به لوازم بعثت انبیاء الهی که عبارتند از: دریافت وحی، معجزه و عصمت نیز اعتقاد و التزام یابد زیرا پذیرش اصل نبوت و نفی هر یک از لوازم پیامبری مستلزم عدم اعتقاد به حکمت الهی و حقانیت نبوت است. زیرا پیامبران الهی، حقانیت نبوت خود با ارائه معجزه اثبات می کنند و از آنجاییکه فلسفه بعثت انبیاء، هدایت بشر از طریق آورده های وحیانی در قالب دستورات و برنامه های انسان ساز دین است، دریافت وحی یک ضرورت قطعی است. همچنین از یکسو بدلیل اینکه باید دریافت های وحیانی بدون هیچ کم و کاست و نقصان و نسیانی بطور کامل و مصون از خطا بدست بشر برسد پیامبران باید واجد مقام عصمت باشند فلذا با عنایت خاص الهی پیامبران در مقام دریافت، حفظ و ابلاغ وحی دارای مقام عصمتند چنانکه خداوند در آیاتی به این مطلب اشاره می کند: «عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى غَیْبِهِ أَحَداً * إِلاّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً * لِیَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَیْهِمْ وَ أَحْصى کُلَّ شَیْء عَدَداً (1) داناى غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمى سازد، مگر رسولانى که آنان را برگزیده و مراقبینى از پیش رو و پشت سر براى آنها قرار مى دهد. تا بداند پیامبرانش رسالت هاى پروردگارشان را ابلاغ کرده اند; و او به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد و همه چیز را احصا کرده است»!

و از سوی دیگر چون پیامبران الهی علاوه بر تعلیم، رسالت تربیت بشر را نیز بر عهده دارند در مقام عمل نیز خود پیامبران باید دارای مقام عصمت باشند زیرا اگر انبیاء الهی آلوده به گناه و عصیان و خطا و نسیان و اشتباه (فردی و اجتماعی) باشند کلام ایشان در مردم تأثیر نخواهد کرد و مردم از اطراف ایشان پراکنده می شوند. اساساً نقش رفتار مربّی در تربیت دیگران بسی مهمتر از نقش گفتار اوست و کسی که از نظر رفتار، نقصها و کمبودهایی داشته باشد گفتارش هم تأثیر مطلوب را نمی بخشد. پس هنگامی هدف الهی از بعثت پیامبران بعنوان مربیّان جامعه، بطور کامل تحقق می یابد که ایشان از هر گونه لغزشی در گفتار و کردارشان مصون باشند. به همین دلیل باید انبیاء الهی حتی از برخی خصائص زشت و ناروا نظیر تندخویی و بداخلاقی و بیماری های صعب العلاج که موجب کراهت دیگران و گریزان شدن ایشان است مانند پیسی، خوره و زکام نیز مبرا باشند. بعلاوه پیامبران الهی باید حتی از آغاز تولدشان واجد مقام عصمت و پاکی باشند تا در هیچ مقطعی از زندگی شان تیرگی و آلودگی نباشد زیرا اگر در مقطعی از زندگی شان نظیر قبل از رسالت یا قبل از تکلیف، آلودگی به گناه و ناپاکی بوده باشد دشمنان و بدخواهان برای گمراه کردن مردم انگشت بر همان نقاط تاریک و تیره زندگی ایشان نهاده و آنها را برجسته می کنند و از این طریق نقش رسالت هدایتگری و تربیت ایشان را کمرنگ می سازند.

از اینرو بنا به نکاتی که بیان شد وجوب عصمت در انبیاء الهی در همه فقرات عمر شریف انبیاء الهی یک ضرورت است و بنا به حکمت الهی چنین وجوبی قطعیت می یابد زیرا از آنجاییکه غرض اصلی حکمت الهی در ارسال رسل و انزال کتب، هدایت و سعادت بشر است اگر پیامبران دارای مقام عصمت نباشند، شرایط برای تحقق غرض الهی فراهم نخواهد گشت و مردم به ایشان، اعتماد نمی کنند و در نتیجه نقض غرض می شود. با توجه به اینکه خداوند هم دارای علم و هم قدرت علی الاطلاق است، فراهم ساختن اسباب و شرایط غرض حکیمانه اش، سهل و آسان خواهد بود از اینرو وجوب عصمت انبیاء در راستای تحقق غرض حکیمانه ای که بیان شد ثابت می شود.

ب- دلایل نقلی: اما دلایلی نیز در آیات قرآن به وجوب مقام عصمت انبیاء اشاره دارند که به برخی اشاره می کنیم:

1- قرآن کریم، گروهی از انسانها را مخلَص (2)، (خالص شده برای خدا) نامیده است که حتی ابلیس هم طمعی در گمراه کردن ایشان نداشته و ندارد و در آنجا که سوگند یاد کرده که همه ی فرزندان آدم (ع) را گمراه کند مخلَصین را استثناء کرده است چنانکه می فرماید: «قَالَ فَبِعِزَّّتِکَ لَاُغوِیَنَّهُم اَجمَعیِن اِلَّا عِبَادِکَ مِنهُمُ المُخلَصیِن».(3) و بی شک، طمع نداشتن ابلیس در گمراهی ایشان بخاطر مصونیتی است که از گمراهی و آلودگی دارند وگرنه دشمنی وی شامل ایشان هم می شود و در صورتی که امکان می داشت هرگز دست از گمراه کردن ایشان برنمی داشت. بنابراین، عنوان «مخلَص» مساوی با «معصوم» خواهد بود و هرچند دلیلی بر اختصاص این صفت به انبیاء علیهم السلام نداریم ولی بدون تردید، شامل ایشان هم می شود، چنانکه قرآن کریم تعدادی از انبیاء را از مخلَصین شمرده و از جمله در آیه ای می فرماید: «وَاذْکُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْحَاقَ وَ یعْقُوبَ أُولِی الْأَیدِی وَالْأَبْصَارِ*إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَهٍ ذِکْرَی الدَّار»(4)«و به خاطر بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را، صاحبان دست‌ها(ی نیرومند) و چشم‌ها(ی بینا)!ما آن‌ها را با خلوص ویژه‌ای خالص کردیم، و آن یادآوری سرای آخرت بود!». و در جای دیگر می فرماید: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا»(5)و در اين كتاب از موسى ياد كن زيرا كه او پاكدل و فرستاده‏ اى پيامبر بود.» و نیز علت مصونیت حضرت یوسف (ع) را که در سخت ترین شرایط لغزش، قرار گرفته بود مخلَص بودن وی دانسته چنانکه می فرماید: «كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ».(6) چنين [كرديم] تا بدى و زشتكارى را از او بازگردانيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود.»

2- قرآن کریم، اطاعت پیامبران را بطور مطلق، لازم دانسته، چنانکه می فرماید: «وَما أَرسَلنا مِن رَسولٍ إِلّا لِيُطاعَ بِإِذنِ اللَّهِ»(7)ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود.» و اطاعت مطلق از ایشان در صورتی صحیح است که در راستای اطاعت خدا باشد و پیروی از آنان منافاتی با اطاعت از خدای متعال نداشته باشد وگرنه امر به اطاعت مطلق از خدای متعال و اطاعت مطلق از کسانی که در معرض خطا و انحراف باشند موجب تناقض خواهد بود.

3- قرآن کریم، مناصب الهی را اختصاص به کسانی داده است که آلوده ی به «ظلم» نباشند و در پاسخ حضرت ابراهیم (ع) که منصب امامت را برای فرزندانش درخواست کرده بود می فرماید: «لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ».(8) عهد من به ظالمان نمی رسد.» و می دانیم که هر گناهی دست کم، ظلم به نفس می باشد و هر گنهکاری در عرف قرآن کریم «ظالم» نامیده می شود پس پیامبران یعنی صاحبان منصب الهی نبوّت و رسالت هم منزّه از هر گونه ظلم و گناهی خواهند بود. (9)

از این رو، بنا به دلایل عقلی و نقلی که در باره واجدیت مقام عصمت الهی انبیاء الهی گفتیم، امکان هرگونه تغییر و تبدیل آیات وحی الهی که در سؤال از طرف پرسشگر محترم مطرح شد، بطور کلی منتفی است.

موفق باشید ...@};-

پی نوشتها______________________________________ ______
1. سوره جن، آیات 26 - 28.
2. باید توجه داشت که مخلص (به فتح لام) غیر از مخلص (به کسر لام) است و اولی دلالت دارد بر اینکه خدا شخص را خالص کرده است و معنای دومی این است که شخص اعمالش را با اخلاص انجام می دهد.
3. سوره صاد، آیات 82 و 83.
4. سوره صاد، آیات 45 و 46.
5. سوره ی مریم، آیه ی 51.
6. سوره ی یوسف، آیه ی 24.
7. سوره ی نساء، آیه ی 63.
8. سوره ی بقره، آیه ی 124.
9. مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقائد.