PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده چرا خداوند سنت خود را در اولین نور و آخرین نور قرار داد!؟



کربلائی
۱۳۹۶/۰۱/۱۹, ۲۰:۵۴
سلام
وقتی فهم، انا لله و انا الیه راجعون باشد مشخص میشود که مرسلین بهترین بندگان خدایند و خواست خود را مطابق خواست خداوند تنظیم و‌ رشد میدهند.

چرا خداوند سنت خود را در اولین نور ( اول ما خلق الله ... دعای نورپاک محمد ص) و آخرین نور ( روز مبعث ) قرار داد!؟

معین
۱۳۹۶/۰۱/۲۰, ۱۱:۳۳
با نام و یاد دوست







http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث: استاد شعیب

شعیب
۱۳۹۶/۰۱/۲۵, ۱۸:۱۹
با سلام خدمت شما دوست گرامي
اگر امكان دارد سوال خودتان را بيشتر توضيح بفرماييد
منظورتان از نور آخر چيست منظورتان از سنت چيست؟
با تشكر
منتظر توضيحتان هستم.

کربلائی
۱۳۹۶/۰۱/۲۸, ۱۷:۴۰
با سلام خدمت شما دوست گرامي
اگر امكان دارد سوال خودتان را بيشتر توضيح بفرماييد
منظورتان از نور آخر چيست منظورتان از سنت چيست؟
با تشكر
منتظر توضيحتان هستم.



سلام
انشاالله از منتظران حضرت قائم عج باشیم

نور آخر منظور همان نور اول بود، که حکمت خداوند گذشت زمان را شامل شد.و انتقال به وصی داده شد و همان رفتار که سنت باشد در آخرین نور اوصیاء هم‌ادغام شد.
میتوان نتیجه گرفت، خداوند با علم اول و آخر، جمع کرد نعمات خود را و به حضرت یس و طه ص اعطا شد.
باز شدن این اول و آخر ها،سرگذشت مرسلین گذشته را در جامعه بهمراه دارد ( وارد بطن های قرآن میشوند و اسامی،صفات را ندارد و بروز مشکل میکندو رنجش میآورد) و کسانی که بفرموده آیه الله بهجت ره از کتاب و سنت خداوند دور بمانند دچار گرفتاریهای اقوام دیگر میشوند و این موضوع با اعتقاد به داشتن حق خداوند نسبت به اختیار اینکه چه کسی یس و طه باشد، باز و بسته میشود.

از طرفی ما میگوئیم سالها قبل حضرت یس و طه ص به شهادت رسیده و در زمان غیبت امام عصریم، از طرف دیگر با بی حرمتی به مقام و اسامی خاص، افراد دیگر را یس و طه خطاب میکنیم. و کم خرد شیعه لقب میگیریم و باعث آزار و اذیت حضرت قائم عج
حال شما، نور اول و آخر را به چه شخص خاصی نسبت میدهید و سنت کدام یس و طه را قبول میکنید!؟

این چنین است که حضرت مهدی را میبینیم ولی بدلیل نشناختن حق، نمیشناسیم و حسرت میخوریم.
باز حضرت بزرگواری میکند و میفرماید، خدایا ما را بدلیل نشناختن حق حجتت و رسولت و خودت به مرگ جاهلیت نمیران.
اما ما مجاز میدانیم این حرمت نام مخصوص را و قرار بود انقلاب ما، زمینه ساز شناخت سنت پیامبر و اوصیااش باشد و شدیم فقط شیعه زبانی که هنوز برای بزرگتر از امیرالمومنین ع حرمت قائل نشدیم.

در روایات آمده چهل سال طول میکشد تا سنت فراموش شده،دوباره برگردد و آیا برای این افرادکه نام یس و طه دارند و یک دستشان قرآن بود باید مومن شناخته شوند!؟
آفات نام مخصوص، برای پندپذیران مشخص بود.
کودک قسم میخورد که یس و طه است، بزرگتر که شد برخی نمازخوان میشوند و برخی تارک الصلاه، پیامبر ما، یس و طه که شد علوم اول و آخر را میدانست و فرد مخصوص او را تعلیم داد.
پیامبر بزرگ اسلام را تمسخر نکنیم که جز تمسخر کنندگان از دنیا میرویم، خوش خلقی آل یس ص سبب نشد راضی شوند به این نام مخصوص که آنها به گذاشتن این نام لایق تر بودند تا ما.
آفات زیادی دارد، اینجا جایش نیست، سیاست انگلیسی است، تفرقه می اندازند با برتر بودن نام و قبول کردن بدبختهایی که حرمت نام یس ص نگذاشتند و خداوند اینگونه افراد را به سوی خود و پذیرش آن یس و طه ص فرامیخواند.

اجر از طرف امتهایی هم، گفته شود تهمت است، این تهمت را برای شناخت حق میپذیریم.

امام معصوم فرمود: ما را خدا کفایت میکند.خدایی که بحق است و خویشی با احدی نداشت.

روحنا لک الفدا یا رسول الله ص

در حالت عادی، بله یه فرد عادی است که آزاری هم نمیرساند ولی وقتی به افراد قبولاندیم که این فرد یس و طه است، در اختیار آنچه خداوند برایمان رقم زده بود به گمراهی وارد میشویم و تاریخ تکرار میشود درحالی که ما آن تاریخ را گذراندیم، شاهد بیماری اختلال دوقطبی بودم که متخصص اعصاب و روان بیشتر توضیح دهد و شیدایی فرد مبتلا به بیماری در عدم شناخت حق بود که اکثریت هم اشکال ندیدند.

شعیب
۱۳۹۶/۰۱/۳۰, ۰۷:۳۵
با سلام
آنچه بعنوان نهی در روایات آمده تنها در روایتی از نام گذاری به یس نهی شده است یس نیز همچون طه از حروف مقطعه قرآن است و به عنوان یکی از اسامی پیامبر مطرح است امام صادق در روایت مربوط به نام گذاری به یس میفرماید نام محمد به شما اذن داده شده که به ان نام گذاری کنید لکن چه کسی به شما اجازه داده که نام یس بگذارید بحار ج : 16 ص : 86
ممکن است از این روایت از باب مشابهت بتوان گفت خوب است به طه نیز کسی نام گذاری نشود ولی نهیی در این مورد به خصوصه در روایات کلمات فقها نیافتیم در مورد معنای طه , همان گونه که گفتیم طه از حروف مقطعه قرآن است که میتواند معانی مختلفی داشته باشد ولی به حسب آنچه در روایات آمده است با توجه به این که پس از طه خداوند میفرماید ما قران را بر تو نازل نکردیم که خود را به تعب ورنج بیاندازی مراد از آن پیامبر است وطه یکی از نام های مبارک ان حضرت است حروف مقطعه قران به صورت رمز است ومعنای لغوی نمیتوان برای آن ذکر کرد در حقیقت طه یعنی طاء وهاء که طاها خوانده میشود ولی مراد از آن به حسب روایتی که در معانی الاخبار آمده و متن آنرا ذیلا می اوریم یعنی طالب حق وهدایت کننده به سوی آن در حقیقت طاء اشاره به طالب الحق بودن حضرت است وهاء به الهادی بودن حضرت و یس یعنی شنونده وحی الهی .

[معاني الأخبار] عن الصادق(ع): أَمَّا طه فَاسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ النَّبِيِّ ص وَ مَعْنَاهُ يَا طَالِبَ الْحَقِّ الْهَادِيَ إِلَيْهِ وَ أَمَّا يس فَاسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ النَّبِيِّ ص مَعْنَاهُ يَا أَيُّهَا السَّامِعُ لِوَحْيِي وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ‏.
امام صادق(ع) فرمودند: طه از اسماء پیامبر اکرم است که معنایش «یا طالب الحق و الهادی به سوی حق است» یس نیز از اسماء پیامبر است به معنای « ای کسی که وحی و قرآن را می شنوی{بحارالأنوار ج : 16 ص : 86}

کربلائی
۱۳۹۶/۰۱/۳۰, ۲۱:۰۸
با سلام
آنچه بعنوان نهی در روایات آمده تنها در روایتی از نام گذاری به یس نهی شده است یس نیز همچون طه از حروف مقطعه قرآن است و به عنوان یکی از اسامی پیامبر مطرح است امام صادق در روایت مربوط به نام گذاری به یس میفرماید نام محمد به شما اذن داده شده که به ان نام گذاری کنید لکن چه کسی به شما اجازه داده که نام یس بگذارید بحار ج : 16 ص : 86
ممکن است از این روایت از باب مشابهت بتوان گفت خوب است به طه نیز کسی نام گذاری نشود ولی نهیی در این مورد به خصوصه در روایات کلمات فقها نیافتیم در مورد معنای طه , همان گونه که گفتیم طه از حروف مقطعه قرآن است که میتواند معانی مختلفی داشته باشد ولی به حسب آنچه در روایات آمده است با توجه به این که پس از طه خداوند میفرماید ما قران را بر تو نازل نکردیم که خود را به تعب ورنج بیاندازی مراد از آن پیامبر است وطه یکی از نام های مبارک ان حضرت است حروف مقطعه قران به صورت رمز است ومعنای لغوی نمیتوان برای آن ذکر کرد در حقیقت طه یعنی طاء وهاء که طاها خوانده میشود ولی مراد از آن به حسب روایتی که در معانی الاخبار آمده و متن آنرا ذیلا می اوریم یعنی طالب حق وهدایت کننده به سوی آن در حقیقت طاء اشاره به طالب الحق بودن حضرت است وهاء به الهادی بودن حضرت و یس یعنی شنونده وحی الهی .

[معاني الأخبار] عن الصادق(ع): أَمَّا طه فَاسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ النَّبِيِّ ص وَ مَعْنَاهُ يَا طَالِبَ الْحَقِّ الْهَادِيَ إِلَيْهِ وَ أَمَّا يس فَاسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ النَّبِيِّ ص مَعْنَاهُ يَا أَيُّهَا السَّامِعُ لِوَحْيِي وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ‏.
امام صادق(ع) فرمودند: طه از اسماء پیامبر اکرم است که معنایش «یا طالب الحق و الهادی به سوی حق است» یس نیز از اسماء پیامبر است به معنای « ای کسی که وحی و قرآن را می شنوی{بحارالأنوار ج : 16 ص : 86}


سلام مجدد
در مورد حرمت نام یس ص، تمام مراجع هم آن نیمه را که شاید مشکلی نباشد را در نظر گرفتند و در نظر معمولی هم شفاعت حضرت امامان در قیامت با قبول تغییر اسم، برای ورود به بهشت صورت میگیرد،البته در برزخ مشکلات خودش پابرجاست و منع این اسم بخاطر عدم ظرفیت افراد در انجام آنچه خداوند برای حرمت پیامبرش قرار داده است.

در مورد طه، بله حدیثی مستقیم در دسترس نیست، ولی حکم حرمت یس را دارد بدلیل آنچه‌در یس بود در طه هم بود، چرا که هر دو نام برای یک فرد بود و حکمت خداوند این دو اسم را در افراد دیگر ادغام نمیکند جهت اثبات حق و حرمت.

مع الوصف، هدف محبت به این افراد بود که اصلاح کنند نام را بعدا بیشتر در مورد مطلب آن و خسارتهایش میگویم، به آقای معین نوشتم ولی شخصی بود.

عاقل روزه شک دار نمیگیرد

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۰۳, ۱۱:۰۰
در مورد حرمت نام یس ص، تمام مراجع هم آن نیمه را که شاید مشکلی نباشد را در نظر گرفتند
با سلام درست است که مراجع تقلید نام گذاری به این اسم را جایز می دانند اما وجه استدلال آنها مشخص نیست می تواند به خاطر مرفوعه بودن حدیث باشد . با توجه به سند حدیث و منفرد بودن این حدیث از نظر معنایی می توان گفت که دلیل اعراض فقها برای فتوا دادن به جواز می تواند همین باشد البته همان طور که در فتوای برخی از فقها آمده است بهتر است از نام های دیگر استفاده شود.
حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
فى نفسه اشکال ندارد.
حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
اشکال ندارد.
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
بدون کلمه موعود مانعی ندارد.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
اشکال ندارد، ولی بهتر است که از اسامی دیگر استفاده کنند.




و در نظر معمولی هم شفاعت حضرت امامان در قیامت با قبول تغییر اسم، برای ورود به بهشت صورت میگیرد
متوجه منظورتان نمی شوم.




در مورد طه، بله حدیثی مستقیم در دسترس نیست، ولی حکم حرمت یس را دارد بدلیل آنچه‌در یس بود در طه هم بود، چرا که هر دو نام برای یک فرد بود و حکمت خداوند این دو اسم را در افراد دیگر ادغام نمیکند جهت اثبات حق و حرمت.
البته همان گونه که عرض کردیم حرمت نامگذاری به نام یاسین هم ثابت نیست چه برسد به طه که روایتی هم نداریم. البته این استدلال که طه هم نام پیامبر است مانند یس پس نمی شود به آن نام نام نهاد درست نیست چرا که نام یک بار نام اختصاصی یک فرد است که دیگر نمی شود آن را بر دیگران اطلاق کرد(مانند یاسین که احتمالش در حدیث مطرح شد) و گاه این نام مشترک است و می توان از باب تبرک بر دیگران نهاد مانند خود محمد و علی و زهرا و فاطمه و... با این که معنای این اسامی با این که در اوج هستند ولی باز بر دیگران گذاشته می شود و اشکالی هم ندارد مانند فاطمه که معنای بس ژرفی دارد ولی اشکال ندارد که بر دیگران بگذارند. و طه هم می تواند اینگونه باشد.



مع الوصف، هدف محبت به این افراد بود که اصلاح کنند نام را بعدا بیشتر در مورد مطلب آن و خسارتهایش میگویم، به آقای معین نوشتم ولی شخصی بود.
عاقل روزه شک دار نمیگیرد
البته رعایت احتیاط خوب است با وجود این همه اسامی و القاب پیامبر و ائمه یک اسم محتمل الممنوعیت را بر فرزندان خود نگذارند این اخلاقا خوب است ولی اگر بخواهیم کسی را منع کنیم با حکم اخلاقی نمی شود با احتمالات نمی شود بلکه حکم قطعی و یقینی در این موضوع بر منع وارد نشده است و همان طور که دیدید فتاوای فقها نیز جواز را می رساندند.

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۰۳, ۱۲:۱۰
با سلام درست است که مراجع تقلید نام گذاری به این اسم را جایز می دانند اما وجه استدلال آنها مشخص نیست می تواند به خاطر مرفوعه بودن حدیث باشد . با توجه به سند حدیث و منفرد بودن این حدیث از نظر معنایی می توان گفت که دلیل اعراض فقها برای فتوا دادن به جواز می تواند همین باشد البته همان طور که در فتوای برخی از فقها آمده است بهتر است از نام های دیگر استفاده شود.
حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
فى نفسه اشکال ندارد.
حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
اشکال ندارد.
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
بدون کلمه موعود مانعی ندارد.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
اشکال ندارد، ولی بهتر است که از اسامی دیگر استفاده کنند.




متوجه منظورتان نمی شوم.




البته همان گونه که عرض کردیم حرمت نامگذاری به نام یاسین هم ثابت نیست چه برسد به طه که روایتی هم نداریم. البته این استدلال که طه هم نام پیامبر است مانند یس پس نمی شود به آن نام نام نهاد درست نیست چرا که نام یک بار نام اختصاصی یک فرد است که دیگر نمی شود آن را بر دیگران اطلاق کرد(مانند یاسین که احتمالش در حدیث مطرح شد) و گاه این نام مشترک است و می توان از باب تبرک بر دیگران نهاد مانند خود محمد و علی و زهرا و فاطمه و... با این که معنای این اسامی با این که در اوج هستند ولی باز بر دیگران گذاشته می شود و اشکالی هم ندارد مانند فاطمه که معنای بس ژرفی دارد ولی اشکال ندارد که بر دیگران بگذارند. و طه هم می تواند اینگونه باشد.



البته رعایت احتیاط خوب است با وجود این همه اسامی و القاب پیامبر و ائمه یک اسم محتمل الممنوعیت را بر فرزندان خود نگذارند این اخلاقا خوب است ولی اگر بخواهیم کسی را منع کنیم با حکم اخلاقی نمی شود با احتمالات نمی شود بلکه حکم قطعی و یقینی در این موضوع بر منع وارد نشده است و همان طور که دیدید فتاوای فقها نیز جواز را می رساندند.

سلام مجدد
چندین مورد در این بحث ادغام شده و بنا به مصلحت شیعه نمیشود در غیاب امام عصرعج نظر قطعی داد.

ما چندین مورد در مورد لقب مخصوص حضرت امیرالمومنین ع بیان کردیم و اساتید محترم هم پاسخگو بودند و متفق القولیم.

سئوالی دیگر مطرح شد،چرا این لقب برای بهترین وصی مخصوص شد ولی خداوند الکریم برای بهترین مرسلش لقبی خاص اختصاص نداد!؟

چرا اگر کسی لقب امیرالمومنین ع را بگذارد کسی قبول نمیکند چپن که صفات مخصوص است، در هنگام شهادت پیامبر ص هزاران باب به وصی منتقل شد.

در حالی که یس های و طه نام ها دانشجویند ولی یس و طه ما عالم.

در متون اساتید کانون تامل فرمائید برخی اساتید حرمت را قائل شدند و قبول کردند و منتظریم که دلیل فتوا را بفهمیم.

ما دوست نداریم که دشمنان داخلی و خارجی ما را تمسخر کنند و ما زنبور وار از ملکه خود دفاع میکنیم. اما شایسته است که حرمت را بدلیل اهمیت آموزش به امت بهتر درک کنیم و به مسائل دیگر بعد از اهمیت آن بپردازیم.

من هم یک تکه از پازل بزرگ شیعه هستم.
نمیشود کسی را حذف کرد، اما باید اشتباه خود را بشناسیم و قبل از ضرر و زیان اصلاح کنیم.


چطور میشود باور کرد افرادی با القاب مخصوص ائمه وارد بهشت شوند، در مورد سیدالشهدا هم وقتی حضرت امام حسین ع شد، این مقام از حضرت حمزه ع گرفته شد.

استفاده از این نام، امام معصوم را هم به روایت واداشته و در دین اجباری نباشد قرار نیست اذیتی هم شود، سنتهایی که بدعت میشوند از همین بیخیالیهاست.

خدابیامرزد یک پاسخگویی این کانال که در اثر تصادف از بین رفت، او هم فهمید و دوست ندارد ما باعث اذیت افرادی شویم که قراره از اینجا حجتی باشد.

وقتی فردی، قبول نکند ، سخت است فهماندن موضوع

این لقب است یس و طه که عجم آن را اسم قرار داده

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۰۳, ۱۲:۳۰
اگر چهار مرجع محترم با قطعیت و شناخت کامل این فتوا را داده اند و امام العصر عج هم حلال بدانند و خالی از اشکال برای افراد یا حتی احد و فردی غیر رسول الله ص، من حاضرم اگر هم فوت کرده باشم، مرا از قبر بیرون بیاورند و در حضور تمام مراجع و مقلدین ایشان فلک کنند و هشتاد تازیانه بزنند. ( کمر و پاهایم را خوب روغن مالی کنند که خود بچسبد )
ولی اگر مخصوص یک فرد بود من تابع امر ولی فقیه ام.

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۰۴, ۱۷:۵۴
چندین مورد در این بحث ادغام شده و بنا به مصلحت شیعه نمیشود در غیاب امام عصرعج نظر قطعی داد.
با سلام در کدام بحث ادغام شده است؟؟ و چه مصلحتی بالا تر از حکم الله واقعی؟
به نظر می رسد بحث بدون ادغام و خلط صورت گرفته است اگر برای فقهای عظام دلیلی بر حرمت می بود بدون هیچ ملاحظه ای عنوان می کردند اما همان گونه که فتوا ها را هم خدمتتان ارائه کردم این 4 فقیه عالی قدر بالاتفاق فتوای به جواز داده اند. که آیه الله خامنه ای هم از آن جمله اند.



ما چندین مورد در مورد لقب مخصوص حضرت امیرالمومنین ع بیان کردیم و اساتید محترم هم پاسخگو بودند و متفق القولیم.
درباره اختصاص و انحصار امیر المومنین در علی(ع) روایات متعدد و متکثر و اکثرا هم صیحه هستند. پس جایی برای شک در حرمت نامگذاری دیگران به این نام نیست. و فتوا هم داده اند.



سئوالی دیگر مطرح شد،چرا این لقب برای بهترین وصی مخصوص شد ولی خداوند الکریم برای بهترین مرسلش لقبی خاص اختصاص نداد!؟

چرا اگر کسی لقب امیرالمومنین ع را بگذارد کسی قبول نمیکند چپن که صفات مخصوص است، در هنگام شهادت پیامبر ص هزاران باب به وصی منتقل شد.
ما در باب احکام(حلال و حرام) نیاز به دلیل (آیه و روایت ) داریم و نمی توان اینگونه استحسان کرد و بر فرض چنین استحسانی نمی توانیم یک نام را از پیش خود مشخص کرده و آن را اختصاصی پیامبر بدانیم مگر این که روایتی داشته باشد که البته باید این روایت صحیح السند باشد.



در متون اساتید کانون تامل فرمائید برخی اساتید حرمت را قائل شدند و قبول کردند و منتظریم که دلیل فتوا را بفهمیم.
اساتید سایت احتمالا که صرف رویت این روایت (بدون در نظر گرفتن سندش) این استنباط را کرده اند و الا حجت شرعی برای ما در این مقام فتوای مجتهد است نه استنباط مقلد.



ما دوست نداریم که دشمنان داخلی و خارجی ما را تمسخر کنند و ما زنبور وار از ملکه خود دفاع میکنیم. اما شایسته است که حرمت را بدلیل اهمیت آموزش به امت بهتر درک کنیم و به مسائل دیگر بعد از اهمیت آن بپردازیم.

من هم یک تکه از پازل بزرگ شیعه هستم.
نمیشود کسی را حذف کرد، اما باید اشتباه خود را بشناسیم و قبل از ضرر و زیان اصلاح کنیم.
در هر صورت ما دلیلی بر حرمت نام گذاری افراد به طه و یاسین نداریم که بخواهیم دیگران را از نام گذاری فرزندانشان به این نامها منع کنیم حجت شرعی نداریم برای این کار.



چطور میشود باور کرد افرادی با القاب مخصوص ائمه وارد بهشت شوند، در مورد سیدالشهدا هم وقتی حضرت امام حسین ع شد، این مقام از حضرت حمزه ع گرفته شد.

استفاده از این نام، امام معصوم را هم به روایت واداشته و در دین اجباری نباشد قرار نیست اذیتی هم شود، سنتهایی که بدعت میشوند از همین بیخیالیهاست.

خدابیامرزد یک پاسخگویی این کانال که در اثر تصادف از بین رفت، او هم فهمید و دوست ندارد ما باعث اذیت افرادی شویم که قراره از اینجا حجتی باشد.

وقتی فردی، قبول نکند ، سخت است فهماندن موضوع

این لقب است یس و طه که عجم آن را اسم قرار داده
در هر صورت ما که دلیلی برای حرمت نیافتیم و فتوای مراجع نیز جواز را می رساند پس دیگر جای نگرانی نیست .



اگر چهار مرجع محترم با قطعیت و شناخت کامل این فتوا را داده اند و امام العصر عج هم حلال بدانند و خالی از اشکال برای افراد یا حتی احد و فردی غیر رسول الله ص، من حاضرم اگر هم فوت کرده باشم، مرا از قبر بیرون بیاورند و در حضور تمام مراجع و مقلدین ایشان فلک کنند و هشتاد تازیانه بزنند. ( کمر و پاهایم را خوب روغن مالی کنند که خود بچسبد )
ولی اگر مخصوص یک فرد بود من تابع امر ولی فقیه ام.
خود امام زمان تکلیف را در این امر بر ما روشن فرموده اند : «فاما الحوادث الواقعه فالرجعوا الی روات احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم» راه مشخص است اگر بخواهیم تبعیت کنیم دیگر نیازی به تازیانه نیست اگر ما کسی را به عنوان مرجع تقلید پذیرفتیم دیگر نیازی به این مداقه ها نیست او می فرماید جایز است من هم می گویم چشم.
از این گذشته ولی فقیه هم حکم به جواز داده اند.

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۰۴, ۲۰:۰۱
با سلام در کدام بحث ادغام شده است؟؟ و چه مصلحتی بالا تر از حکم الله واقعی؟
به نظر می رسد بحث بدون ادغام و خلط صورت گرفته است اگر برای فقهای عظام دلیلی بر حرمت می بود بدون هیچ ملاحظه ای عنوان می کردند اما همان گونه که فتوا ها را هم خدمتتان ارائه کردم این 4 فقیه عالی قدر بالاتفاق فتوای به جواز داده اند. که آیه الله خامنه ای هم از آن جمله اند.



درباره اختصاص و انحصار امیر المومنین در علی(ع) روایات متعدد و متکثر و اکثرا هم صیحه هستند. پس جایی برای شک در حرمت نامگذاری دیگران به این نام نیست. و فتوا هم داده اند.



ما در باب احکام(حلال و حرام) نیاز به دلیل (آیه و روایت ) داریم و نمی توان اینگونه استحسان کرد و بر فرض چنین استحسانی نمی توانیم یک نام را از پیش خود مشخص کرده و آن را اختصاصی پیامبر بدانیم مگر این که روایتی داشته باشد که البته باید این روایت صحیح السند باشد.



اساتید سایت احتمالا که صرف رویت این روایت (بدون در نظر گرفتن سندش) این استنباط را کرده اند و الا حجت شرعی برای ما در این مقام فتوای مجتهد است نه استنباط مقلد.



در هر صورت ما دلیلی بر حرمت نام گذاری افراد به طه و یاسین نداریم که بخواهیم دیگران را از نام گذاری فرزندانشان به این نامها منع کنیم حجت شرعی نداریم برای این کار.



در هر صورت ما که دلیلی برای حرمت نیافتیم و فتوای مراجع نیز جواز را می رساند پس دیگر جای نگرانی نیست .



خود امام زمان تکلیف را در این امر بر ما روشن فرموده اند : «فاما الحوادث الواقعه فالرجعوا الی روات احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم» راه مشخص است اگر بخواهیم تبعیت کنیم دیگر نیازی به تازیانه نیست اگر ما کسی را به عنوان مرجع تقلید پذیرفتیم دیگر نیازی به این مداقه ها نیست او می فرماید جایز است من هم می گویم چشم.
از این گذشته ولی فقیه هم حکم به جواز داده اند.


با تمام احترام
من وقتی قبول کردم لقب امیرالمومنین ع مخصوص یک فرد بود، قطعا لقب یس و طه هم مخصوص یک فرد بود.

در پذیرش دین خدا اجبار نیست و منم آن دینی را میپذیرم که یک یس و طه برای امت باشد.

گذشت زمان همه چیز را مشخص میکند، بله نمیشود جلو کارها و ضررها را گرفت و اتفاقی که باید بیفتد می افتد.

لکم دینکم و لی الدین

موفق باشید

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۰۶, ۱۸:۳۴
من وقتی قبول کردم لقب امیرالمومنین ع مخصوص یک فرد بود، قطعا لقب یس و طه هم مخصوص یک فرد بود.
با سلام
چه مشابهتی بین اسم امیر المومنین و طه و یاسین است که همچنین برداشتی کرده اید ؟ وجه شبه استنباط شما چیست؟
آیا فاطمه نام یک فرد خاص نیست چرا آن را بر فرزندان خود می نهیم آیا فاطمه به معنای «بریده شد از آتش » نیست آیا دیگران لیاقت این اسم را دارند؟؟؟ پس جرا این را جایز می دانید و آن را نه؟

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۰۶, ۲۰:۳۱
با سلام
چه مشابهتی بین اسم امیر المومنین و طه و یاسین است که همچنین برداشتی کرده اید ؟ وجه شبه استنباط شما چیست؟
آیا فاطمه نام یک فرد خاص نیست چرا آن را بر فرزندان خود می نهیم آیا فاطمه به معنای «بریده شد از آتش » نیست آیا دیگران لیاقت این اسم را دارند؟؟؟ پس جرا این را جایز می دانید و آن را نه؟

سلام
شما تفاوت های آنها را بفرمائید به شباهت ها میرسید.

نام فاطمه اجازه داده شده و خود ائمه هم روی دختران خود قرار میدادند.

اما اولین سیدی که نام فرزندش را یس و طه گذاشت را برای ما مشخص کنید که چه صفاتی دارد و آیا وارد طایفه بنی هاشم شده یا نه!؟

خداوند ممکن است قسم خوردن در مجازات بنده خود را با تنبیه او و ضمانت صالح یا صالحینی قبول کند و پس از اتمام ضرر به او ببخشد ( ضار بودن خداوند) ولی در حکمت نام مخصوص آنچه خواسته کوتاه نمی آید و گر نه خلقت زیر سئول میرود، مثل اینکه شما بگید اگر خدا بخواهد شتر را از سوراخ سوزن رد میکند، یا دو جو را به هم پیوند میزند، بله قادر بود ولی نخواست.

همه قبول داریم مراجع معصوم نیستند و قصد و هدف ما احترام بود.

ما با دشمنان مراجع دوست نیستیم ولی در تولی و تبری هم متعجبیم

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۰۹, ۱۰:۱۷
سلام
شما تفاوت های آنها را بفرمائید به شباهت ها میرسید.
با سلام
بزرگترین تفاوت این دو نام این است که امیر الومنین در چند حدیث صحیح ممنوع شده که بر کسی جز علی بن ابی طالب اطلاق شود ولی طه و یس این گونه نیستند یس در یک حدیث مرسل نهی شده (که به خاطر ارسالش از آن رفع ید می کنیم) و طه که اصلا منعی بر آن نیامده است.



نام فاطمه اجازه داده شده و خود ائمه هم روی دختران خود قرار میدادند.

اما اولین سیدی که نام فرزندش را یس و طه گذاشت را برای ما مشخص کنید که چه صفاتی دارد و آیا وارد طایفه بنی هاشم شده یا نه!؟
اگر ملاک شما اجازه دادن و استفاده از آن نام در بین اهلبت است که جز فاطمه هیچ کدام از لقب های فاطمه(س) مثل زهرا بتول زهره طاهره طیبه و ... نیز نه دلیل بر تجویز آنها داریم و نه ائمه این نام ها را بر دخترانشان گذاشتند آیا می توان گفت که آنها ممنوع هستند؟؟؟ یعنی صرف این که نامی در تجویزش حدیث نیامده و یا ائمه آن را بر فرزندان خود نگذاشته اند دلیل بر منع می شود ؟ با این اعتقاد و استدلال شما تمام نامها و القاب ائمه که مسبوق به سابقه نام گذارسی در بین فرزندان اهلبیت نیست استفاده شان ممنوع می شود!! نام ها و صفاتی مثل حیدر ، امین، مجتبی، حسن، سجاد، صادق، کاظم، رضا ، هادی، جواد، تقی، نقی،مهدی و زهرا زهره طاهره مرضیه طیبه صدیقه محدثه حدیثه و... باید همه این ها را بگویید ممنوع است استفاده و نام گذاری بر آنها!!!!
بزرگوار ملاک شما در منع و تجویز اشتباه است برای تجویز یک چیز نیاز به بیان تجویز نداریم صرف عدم منع کفایت می کند (اصالة الاباحه)



خداوند ممکن است قسم خوردن در مجازات بنده خود را با تنبیه او و ضمانت صالح یا صالحینی قبول کند و پس از اتمام ضرر به او ببخشد ( ضار بودن خداوند)
این جمله یعنی چی؟؟ مفهوم نیست.



و گر نه خلقت زیر سئول میرود
با یک نام گذاری برفرض اشتباه خلقت زیر سوال می رود؟؟؟!!!!



ولی در تولی و تبری هم متعجبیم
این جمله نیز نا مفهوم است.


همه قبول داریم مراجع معصوم نیستند و قصد و هدف ما احترام بود.
برای تبعیت از قول آنها عصمت نیاز نیست قول آنها برای ما حجت و واجب الاطاعه است .
امام زمان که معصوم است می فرماید از آنها تبعیت کنید قول آنها برای شما حجت است و مخالفت با حرف آنها در احکام دین مخالفت با امام زمان است.

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۰۹, ۱۲:۲۴
سلام
شما قصد دارید تمام علوم مراجع را با علوم من، در باب مقایسه و قضاوت قرار دهید.
قبول دارم آنها‌ بیشتر از من یا برخی از ماها، تلاش کردند ولی در شناخت حرمت نام گذاری یس ص اشتباه کردند.

حالا ما داریم درباره حرمت نام یس صحبت میکنیم که روایات را دیدیم و این روایات کافی نیست، یس ص فقط نام نبود، بلکه صفت یا صفات خالصه بود که‌مخصوص یک فرد بود، مانند امیرالمومنین ع، بله در فیلم بازی کردن و سریالها هم افرادی این شخصیت ها را بازی میکنند ولی هیچیک معصوم نمیشوند.

فکر کنم‌درمورد نام گذاری نام های اهل بیت بحثی نباشد و خوب میدانیم که در هر زمانی، معصومین اسامی جدید را برای فرزندان خود متناسب با دوره تعیین میکردند و شیعیان هم اطاعت.

اما جواب سئوال داده نشد که چرا نام مخصوص رسول الله ص بر روی فرزندان ائمه نیست!؟

چرا آنها هم محمد و علی گذاشتند ولی امیرالمومنین و یس نگذاشتند!؟ بله محمد و علی اسمند و یس و امیرالمومنین ع لقب، چرا ما القاب را اسم کردیم!؟

اسم یعنی یک فرد ولی لقب و کنیه شامل دو نفر به کثرت بیشتر هست و شامل امت هم میشه، مثلا ابوالحسن یا ابوالقاسم و ...

برخی کلمات مربوط به حق خودم تنها بود نه دیگران که برای شما مفهوم نبود و باید حساب کتاب میشد با افرادی که سوار بر اسامی بودند و شد.

بله اگر دو امیرالمومنین ع بود خلقت زیر سئوال میرفت، اگر دو الله بود همینطور و قطعا اگر دو یس و طه هم باشد همینطور.

برخی کفاره ها قیمت جان هست و بیماری، کفاره پرداخت میشه در کج فهمی مردم و آنهایی که بیمارند کسانی هستند که اشکالی ندیدند و همه در آخر میفهمند.

من امام زمان نیستم و ادعا هم نکردم ولی اگر این سخنان از معصوم بود و امر به اطاعت باز مخالفت میکردید!؟

ضمن احترام به مراجع، امام معصوم فرمود در زمان غیبت به راویان حدیث ما مراجعه کنید و صحبت از فرد و قشر خاصی نشد.

در تمام موارد حرمت استاد از شاگرد بالاتر است مگر اینکه جایشان عوض شود. و کسی متضرر نمیشود و پشتیبانی میشود و نباید لجاجت کرد.
کمی تفکر در خلقت، مشکل را حل میکنه، خلقت اینکه برایمان فرقی دارد یا نه که چه کسی سیدمان باشد.

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۰۹:۲۸
شما قصد دارید تمام علوم مراجع را با علوم من، در باب مقایسه و قضاوت قرار دهید.
قبول دارم آنها‌ بیشتر از من یا برخی از ماها، تلاش کردند ولی در شناخت حرمت نام گذاری یس ص اشتباه کردند.
بحث مقایسه علوم مراجع با شما مطرح نیست بحث این است که آیا شما مجتهدید یا مقلد ؟
اگر مجتهدید در این مساله حتما ادله خاص خودتان را دارید که ما می توانیم از آن استفاده کنیم.
و اگر مقلد هستید چگونه می توانید بگویید مراجع در این مساله اشتباه کرده اند ؟؟!!!!
مگر این که بخواهید با حرف امام زمان مخالفت کنید (نعوذ بالله) مگر امام زمان در آخرین توقیع شریفشان نفرمودند که « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم » و اما در رخدادهايي كه پيش مي آيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد ؛ زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم»(الحر العاملي , محمد بن الحسن , وسائل الشيعه , تهران : مكتبه الاسلاميه ,ج18, ص 101)
آیا این مساله ای که درباره آن بحث می کنیم از حوادث واقعه نیست ؟ چرا به مجتهدین رجوع نمی کنید مگر آنها حجت امام زمان بر شما نیستند؟
مگر امام عسکری نفرمودند که در مسائل دینی خود به علمای دین مراجعه کنید: فَأمّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ
چرا باز حرف خودمان را میزنیم .
این سرپیچی جزئی کم کم به جاهای بزرگتری ختم می شود.



چرا آنها هم محمد و علی گذاشتند ولی امیرالمومنین و یس نگذاشتند!؟
خب من از شما سوال می کنم چرا آنها محمد و علی گذاشتند ولی زهرا و طاهره و صدیقه و زهره و طیبه و محدثه و ... حیدر و امین و صادق و کاظم و رضا و نقی و تقی و هادی و مهدی و ..... نگذاشتند ؟؟
آیا صرف این که این القاب را ائمه بر فرزندانشان نگذاشتند این القاب استفاده شان می شود ممنوع و حرام؟؟
لطفا به صراحت به این سوال جواب دهید.



اگر دو الله بود همینطور و قطعا اگر دو یس و طه هم باشد همینطور.
الله معنایش یعنی خدایی که واحد و احد و بایسته پرستش است
خب این معنای خدا . با این تعبیر نمی شود نام الله را بر کسی گذاشت
خب شما ادعا دارید نام طه و یس را به همین دلیل نمی شود بر کسی گذاشت
خب معنای طه چیست ؟
معنای یس چیست؟
که باعث منع شده است و باعث می شود که خلقت زیر سوال برود؟؟
لطفا به این سوال هم صریحا پاسخ دهید.



من امام زمان نیستم و ادعا هم نکردم ولی اگر این سخنان از معصوم بود و امر به اطاعت باز مخالفت میکردید!؟
فعلا که نیست.
نه از معصوم نه از کسانی که معصوم به آنها اجازه داده است و آنها را حجت خود بر مردم معرفی کرده است «فقهای شیعه»
حال این حرف های شما که نه دلیل از روایات دارند و نه دلیل عقلی آنها را تایید می کند و نه تاییدی از معصوم دارند به چه کار می آید ؟؟



ضمن احترام به مراجع، امام معصوم فرمود در زمان غیبت به راویان حدیث ما مراجعه کنید و صحبت از فرد و قشر خاصی نشد.
اتفاقا صحبت از فرد خاصی شده است :فَأمّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم .
آیا به صرف خواندن یک یا چند حدیث می توان ادعای "روات احادیث" را داشت صرف خواندن حدیث کفایت نمی کند باید راوی بود و صرف راوی بودن نیز کفایت نمی کند باید فقیه بود و صرف فقیه بودن کفایت نمی کند باید صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ بود تا بتوان گفت حرف او برای خودش و دیگران حجت است و آنگاه فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ.



کمی تفکر در خلقت، مشکل را حل میکنه، خلقت اینکه برایمان فرقی دارد یا نه که چه کسی سیدمان باشد.
؟؟؟!!!

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۰:۴۲
سلامبه توصیه دوستان خود شما در تماس تلفنی، در ارجحیت مرجع، مقلد آقای سیستانی شدم و از او هم دلیل خواستم و منتظرم و برخلاف حضرت آقا، پاسخگو هستند و تنها پاسخگوی مسائل عام فقهی نیستند.ما که نام فرزندمان را یس و طه نگذاشتیم، تازه والدین رسول الله ص هم نگذاشتند که بخواهید معنی آن را در زمان غیبت از ما بپرسید.ما گفتیم بفرموده همان حدیث ضعیف شما، چه حقی داشتید که اینکار را کردید!؟حال شما ما را در مقام پایخگو قرار میدهید!در مورد اسامی و القاب ائمه که معتقدیم این نام ها را معصومین از خداوند گرفته اند و اگر غیر این بود دلیل چرای این که این نیست بود.شما تحقیق کنید، کسی نام فرزندش را یس و طه گذاشته!؟جالبه از حق و حقوق شما، برداشته میشه و فرزندان شما را تحت تاثیر میگذاره اما شما حمایت میکنید.ما دلسوز تر شدیم به فرزندان مردم!؟ما دوست نداریم، غیر یک یس و طه که از طرف خدا بوده، اسامی شون نشر پیدا کنه که بخواهد دین جدیدی بیاید.فعلا که از خارج شدن نطفه ها،اسپرم و تخمک ها، جنب و پرید شدن ها هم استفاده میکنند.خدا آن روز را نیاورد که اهل تسنن قرار دهند چرا که فعلا شیعه برای شیعه بود واگر جامع شد افکار ها را بوسیله ادعیه کنترل میکنند، چیزی که مال ما نبود و اگر حجتی نبود و ما مطیع به فلاکت و هلاکت رسیده بودیم.اما عقل سلیم نداده و ادب سلیم هم مطیع هست.در خدمتم

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۱۱, ۱۳:۰۵
آقا خیلی الکی بحث شد

حساب چهار انگشتی

یس و طه نام مخصوص هست یا نه!؟

اگه هست چرا اجازه داده شد بر روی افراد دیگه گذاشته باشه!؟

اولین نور و آخرین نور الهی، یعنی ورود به بهشت با دین خدا و اتمام ورود به بهشت با دین خدا، که شامل تمام مرسلین و دیگر امتها.
اگه همه ما، هم نام یس و طه داشتیم باز فرقی برای خداوند و ائمه نمیکرد چرا که آنها صاحب بهترین سنتند.

سنت یعنی روشی که جسم و روح را به آرامش برساند.

....

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۱۲, ۰۶:۰۷
آقا خیلی الکی بحث شد

حساب چهار انگشتی

یس و طه نام مخصوص هست یا نه!؟
با سلام خدمت شما بزرگوار
نه اسم مخصوص نیست.
اگر ادعا می کنید اسم مخصوص هست ثابت کنید.



اگه هست چرا اجازه داده شد بر روی افراد دیگه گذاشته باشه!؟
نیست . و چون دلیلی بر مختص بودن این اسم برای آن حضرت نداریم اجازه داده شد.



اولین نور و آخرین نور الهی، یعنی ورود به بهشت با دین خدا و اتمام ورود به بهشت با دین خدا، که شامل تمام مرسلین و دیگر امتها.
بزرگوار این جمله شما هم نا مفهوم است.

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۱۲, ۲۰:۵۳
با سلام خدمت شما بزرگوار
نه اسم مخصوص نیست.
اگر ادعا می کنید اسم مخصوص هست ثابت کنید.



نیست . و چون دلیلی بر مختص بودن این اسم برای آن حضرت نداریم اجازه داده شد.



بزرگوار این جمله شما هم نا مفهوم است.

چون قبول ندارید که لقب مخصوص رسول الله ص هست، حرف هم را نمیفهمیم چون در دو مرتبه ایم ( اگر شما بالاترید ما پائینتریم و از پائینترید ما بالاتریم ، بخاطر آن شیرینی ایمانی که مشترک هست و خواسته و ناخواسته شفاعت میکنیم البته در قیامت نه در دنیا و برزخ) و همین موضوع کم کم متوجه میشوید.

از طرف ما، بعنوان نمازگذار و نامی غیر این القاب و قبول آن جایگاهی عظیم خالی هست تا برسید.

اگر با این ذهنیت از دنیا روید، به مرگ جاهلیت هست.
پیشنهاد میکنم بر صاحب الزمان منت گذارید اعمالی را که برای او انجام دادید تا به حقیقت برسید.

کمی خجالت دارد ولی برای یافتن حقیقت ارزشش را دارد و سالها منتظر ماست تا با توجه به ظرفیت مسئولیت دهد.

باز هم مختارید.

اگر یس یی که قبول کردید همان اصلی باشد، چه بهتر وگر نه باید مراحل را طی کنید تا قدر دان باشید و یکی را بیشتر نخواهید.

امیدوارم جامعه روحانیت زودتر از مردم بدانند، چرا که اولاترند و مسئول تر.

با تمام احترام

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۱۲, ۲۱:۰۶
یکبار دیگر صورت موضوع را بخوانیم و اولین نور و آخرین نور را بهتر بشناسیم.

ما نوشتیم اولین نور یعنی، اول ما خلق الله
ما نوشتیم آخرین نور خدا، یعنی کامل ترین دین و آخرین پیامبر خدا

حال

واقعا فکر میکنید خداوند برای پیامبر خود تفاوتی با مردم قرار نداده!؟

حرمت نام یس و طه، جز انفال بود و بهمین دلیل هیچ امام یا امامزاده ای روی فرزند خود قرار نداد.

دخل تصرف در انفال، حق خود رسول الله ص بود و مانند فدک میتوانست ببخشد ولی این نام را به دستور چه کسی اجازه دادند بر روی مردم باشد!؟

ما فقط حجتی داریم که از ما حمایت میکند بسبب حرمت یس و آل یس و کافیست.

از شیعه بعید است، ما هم نان و نمک خورده ایم که دلسوزیم نه معاند و همان نان و نمک از یک یس و آل یس بود.

حرمت حریم ها , نهفته شده و اگر برداشته شود، قابل تحمل نیست مانند بازی شطرنج که در برزخ گرفتارند...

ملائکه هم روی یس حساسند، کمتر از ملائکه نباشیم

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۱۷, ۰۸:۴۰
چون قبول ندارید که لقب مخصوص رسول الله ص هست، حرف هم را نمیفهمیم چون در دو مرتبه ایم ( اگر شما بالاترید ما پائینتریم و از پائینترید ما بالاتریم ، بخاطر آن شیرینی ایمانی که مشترک هست و خواسته و ناخواسته شفاعت میکنیم البته در قیامت نه در دنیا و برزخ) و همین موضوع کم کم متوجه میشوید.

از طرف ما، بعنوان نمازگذار و نامی غیر این القاب و قبول آن جایگاهی عظیم خالی هست تا برسید.

اگر با این ذهنیت از دنیا روید، به مرگ جاهلیت هست.
پیشنهاد میکنم بر صاحب الزمان منت گذارید اعمالی را که برای او انجام دادید تا به حقیقت برسید.

کمی خجالت دارد ولی برای یافتن حقیقت ارزشش را دارد و سالها منتظر ماست تا با توجه به ظرفیت مسئولیت دهد.

باز هم مختارید.

اگر یس یی که قبول کردید همان اصلی باشد، چه بهتر وگر نه باید مراحل را طی کنید تا قدر دان باشید و یکی را بیشتر نخواهید.

امیدوارم جامعه روحانیت زودتر از مردم بدانند، چرا که اولاترند و مسئول تر.

با تمام احترام
با سلام
بزرگوار این ها که جواب سوال من نشد من یک سوال از شما کردم شما جواب آن را بدهید من دستور العمل سیر و سلوک نخواستم بلکه برای این که بحث صحیح پیش برود عرض کردم:


با سلام خدمت شما بزرگوار
نه اسم مخصوص نیست.(طه و یس)
اگر ادعا می کنید اسم مخصوص هست ثابت کنید.
اصلا شما بیایید بگویید این یس و طه به چه معنا هست که بعد بیایید بگویید اسم مختص هست یا نه؟



چون قبول ندارید که لقب مخصوص رسول الله ص هست، حرف هم را نمیفهمیم چون در دو مرتبه ایم
خب برای این که قبول کنیم که لقب مختص هستند نیاز به دلیل دارند لطفا دلیل بیاورید .
این ادعای بدون دلیل شما مثل این است که من بیاییم بگویم اسم های "زهرا" "طاهره" " طیبه" " محدثه " " حیدر" "رضا" "تقی" "نقی" اسم های مختص ائمه و حضرت فاطمه هستند پس جایز نیست روی کسی گذاشته شود!!! و هیچ دلیل نیاورم و فقط ادعای خود را تکرار کنم!!
پس لطفا به جای تکرار ادعا یا مدعای خود را ثابت کنید و یا به حرف دیگران گوش دهید.

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۱۷, ۱۰:۵۸
با سلام
بزرگوار این ها که جواب سوال من نشد من یک سوال از شما کردم شما جواب آن را بدهید من دستور العمل سیر و سلوک نخواستم بلکه برای این که بحث صحیح پیش برود عرض کردم:


اصلا شما بیایید بگویید این یس و طه به چه معنا هست که بعد بیایید بگویید اسم مختص هست یا نه؟



خب برای این که قبول کنیم که لقب مختص هستند نیاز به دلیل دارند لطفا دلیل بیاورید .
این ادعای بدون دلیل شما مثل این است که من بیاییم بگویم اسم های "زهرا" "طاهره" " طیبه" " محدثه " " حیدر" "رضا" "تقی" "نقی" اسم های مختص ائمه و حضرت فاطمه هستند پس جایز نیست روی کسی گذاشته شود!!! و هیچ دلیل نیاورم و فقط ادعای خود را تکرار کنم!!
پس لطفا به جای تکرار ادعا یا مدعای خود را ثابت کنید و یا به حرف دیگران گوش دهید.



سلام بر شما

ما دو بحث داریم!
اول این اسم هست یا لقب یا کنیه!؟
چرا برای این موضوع حرمتی قائل نشدیم تا تفاوت را بهتر بفهمیم!؟

ما روایت داریم که اجازه داده شده، نام ها و القاب و کنیه های ائمه روی افراد گذاشته بشه، اما در مورد نام یا لقب یا کنیه مخصوص پیامبر و وصی اجازه داده نشده.

منبع همان روایتی که شما ضعیف میپندارید، اگر ملاک روایت باشد

عقلی هم بررسی بشه، میپذیرد که صفات متمایز از اسامی هست.

من کتاب مکیال المکارم را مطالعه میکردم درباره برخی حروف مقطعه من جمله کهیعص معنی آن آمده و مفهموم شد و شما از من یا ما معنی حروف مقطعی را میخواهید که معصومین از فرزندان خود هم مخفی کردند، سبحان الله

بحث حرمت بود

سئوال شد چرا خداوند سنتش را در اولین و آخرین نور قرار داد!؟
آیا این افراد اولین و آخرین نورند!؟ و صاحب سنتند!؟
چرا باید به فرزندانمان بقبولانیم این نام برای این افراد هست!؟
چرا خودمان باور کردیم!؟

بپرسید از مراجع، با علم یقین نمیگویند که اشکال ندارد، شک دارند و مرجعی که حرمت رسول الله را واجب است بداند خب دلیل او برای پیامبری حضرت رسول ص با استناد به اسامی چه بود!؟

اینها را منم در مقام دانشجو میپرسم، باید جواب دهد، یا این دنیا یا برزخ

اگر ما محب هستیم و قبول داریم افرادی توسط فرد واحد، ما را شفاعت میکنند پس خواست خداوند همان خواست افراد نبوده مگر معصوم باشند، بلکه خواست افراد خواست خداوند بوده و اینگونه شفاعت پذیر میشویم.

من یا ما سئوال کردیم از شما کارشناسان!


شما دسترسی به علم مردم شناسی در زمان های گذشته دارید حال علم رجال باشه یا کلمه ای دیگر

کدام معصوم یا امامزاده روی فرزندخود گذاشته!؟
لیست امامزاده ها که هست!؟
این نشانه هست برای خردمندان
اسامی دیگه که باشه یعنی مجاز بوده

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۲۱, ۱۴:۲۶
سلام بر شما
علیکم السلام و رحمة الله


اول این اسم هست یا لقب یا کنیه!؟
چرا برای این موضوع حرمتی قائل نشدیم تا تفاوت را بهتر بفهمیم!؟
چه دخلی در بحث ما دارد؟
چه اسم و چه لقب و چه کنیه بعد از گذشت اسم محسوب می شود و از باب تبرک افراد به عنوان اسم آن را برای خود و فرزندانشان انتخاب می کنند و تا جایی که منعی نباشد اشکالی پیش نمی آید . مثلا کسی که اسم پسر خود را ابو محمد می گذارد یا ابالقاسم و یا محدثه و یا سجاد و یا ... به عنوان اسم آن را انتخاب می کند و کاری به لقب یا کنیه بودن آن ندارد و هیچ اشکالی ندارد.


ما روایت داریم که اجازه داده شده، نام ها و القاب و کنیه های ائمه روی افراد گذاشته بشه، اما در مورد نام یا لقب یا کنیه مخصوص پیامبر و وصی اجازه داده نشده.

منبع همان روایتی که شما ضعیف میپندارید، اگر ملاک روایت باشد
ما برای حرمت یک چیز دلیل می خواهیم آن دلیل یا آیه قرآن است یا روایت معتبر یا اجماع کاشف از قول معصوم یا حکم عقل قطعی . در ما نحن فیه هیچ کدام از این ها نیست روایتی هم که درباره منع اسم یاسین آمده روایت معتبری نیست پس نمی توان بدون دلیل چیزی را حرام دانست. مگر این که بخواهیم بدون مبنا و از روی احساس حرفی بزنیم که آن عقوبت الهی دارد.


عقلی هم بررسی بشه، میپذیرد که صفات متمایز از اسامی هست.
تمایز صفات از اسامی در بحث شما مشکلی را حل نمی کند چه بسا صفاتی که امروزه به جای اسم به کار می روند و هیچ مشکلی ندارد مثل کاظم رضا و محدثه زکیه طاهره و ...


من کتاب مکیال المکارم را مطالعه میکردم درباره برخی حروف مقطعه من جمله کهیعص معنی آن آمده و مفهموم شد و شما از من یا ما معنی حروف مقطعی را میخواهید که معصومین از فرزندان خود هم مخفی کردند، سبحان الله
اگر معنای آن را نمی دانید و ائمه آن را به شما نیاموختند پس به چه دلیل آن را اسم مختص پیامبر می دانید و از آن بالا تر آن را منحصر در پیامبر دانسته و اسم گذاری دیگران به این نام را ممنوع می دانید مگر این که بگویید روایت داریم که آن را هم بنده رد کردم که روایتی که هست سند درستی ندارد و نمی تواند مبنای عمل واقع گردد.


بپرسید از مراجع، با علم یقین نمیگویند که اشکال ندارد، شک دارند
برای حکم به حرمت یقین نیاز است و شک نمی تواند منشا عمل واقع شود و فوق آن این است که در مقام شک رجوع می کنند به اصول عملیه که اصالة اباحه جاری می گردد.
پس از نظر متد علمی فقاهتی بحث روشن است مگر این که بخواهید بحث ذوقی و سلیقه ای بکنید که آن هم جز وزر و وبال دنیایی و آخروی چیزی را به همراه ندارد.



کدام معصوم یا امامزاده روی فرزندخود گذاشته!؟
لیست امامزاده ها که هست!؟
این نشانه هست برای خردمندان
اسامی دیگه که باشه یعنی مجاز بوده
شما پیدا کنید کدام امام روی فرزند خود اسم مصطفی را گذاشته کدام یک اسم مرتضی را گذاشته کدام یک اسم رضا و تقی و نقی و کاظم و محدثه راضیه و مرضیه و ... را گذاشته ؟؟؟ حال که آنها نگذاشته اند یعنی ماهم نمی توانیم بگذاریم؟؟؟ این چه نحو استدلالی است ؟
فعل ائمه جواز را می رساند اما عدم انجام آنها حرمت را که نمی رساند . این کاملا واضح است .

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۲۱, ۱۴:۳۸
سلام
اگر شما، کاملید و در خود نقصی نمیبینید پس خدائید

اگر نیازمند راهنما نیستید پس یا خدائید یا مرسل یا حجت

خب عزیز اگر حرمت نداشت پرسیدم چراذاین نام روی فرزندان ائمه قرار داده نشد!؟

شما میگید مگه نام مصطفی و مرتضی و .... روی ائمه قرار داده شده!؟
جوابتون نامفهومه، منم بگم کو سند شما

عزیز

خداوند خواسته، الله باشد و بدون شریک، ادعا کردند که خدایند

خداوند خواست افراد خاصی پیامبر بشوند و شدند، عده زیادی هم ادعای پیامبری کردند.

خداوند خواست یک فرد امیرالمومنین باشد، اما امیر دیگر هم به این نام خواندند و قبول کردند.

برای خداوند الله الصمد تفاوتی کرد!؟

ما باید خواست خودمان را طبق خواست او تنظیم کنیم.

اگر فرزندان ائمه این نام را میگذاشتند الان شما فردی به ما نشان میدادید که بله این فرد فرزند ائمه بود و نامش یس.

اما نیست.

حرمت دارد
حرمت دارد
حرمت دارد

سرمان بالای دار هم برود باز میگوئیم حرمت دارد.

نام گذاری باعث گمراهی مردم میشه در شناخت حق از باطل

چرا امام مخفی هست!؟
چرا اینقدر خرابی پیش آمده و چرا کم خرد خطاب شدیم!؟
دینداری از دیدگاه امام معصوم یعنی چی!؟

تمسخر عقیده، مال تارک الصلاه هاست که شهادتشان هم قبول نیست.

کمی بیشتر تفکر کنید.

احد احد

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۲۱, ۱۵:۲۴
علیکم السلام و رحمة الله


چه دخلی در بحث ما دارد؟
چه اسم و چه لقب و چه کنیه بعد از گذشت اسم محسوب می شود و از باب تبرک افراد به عنوان اسم آن را برای خود و فرزندانشان انتخاب می کنند و تا جایی که منعی نباشد اشکالی پیش نمی آید . مثلا کسی که اسم پسر خود را ابو محمد می گذارد یا ابالقاسم و یا محدثه و یا سجاد و یا ... به عنوان اسم آن را انتخاب می کند و کاری به لقب یا کنیه بودن آن ندارد و هیچ اشکالی ندارد.


ما برای حرمت یک چیز دلیل می خواهیم آن دلیل یا آیه قرآن است یا روایت معتبر یا اجماع کاشف از قول معصوم یا حکم عقل قطعی . در ما نحن فیه هیچ کدام از این ها نیست روایتی هم که درباره منع اسم یاسین آمده روایت معتبری نیست پس نمی توان بدون دلیل چیزی را حرام دانست. مگر این که بخواهیم بدون مبنا و از روی احساس حرفی بزنیم که آن عقوبت الهی دارد.


تمایز صفات از اسامی در بحث شما مشکلی را حل نمی کند چه بسا صفاتی که امروزه به جای اسم به کار می روند و هیچ مشکلی ندارد مثل کاظم رضا و محدثه زکیه طاهره و ...


اگر معنای آن را نمی دانید و ائمه آن را به شما نیاموختند پس به چه دلیل آن را اسم مختص پیامبر می دانید و از آن بالا تر آن را منحصر در پیامبر دانسته و اسم گذاری دیگران به این نام را ممنوع می دانید مگر این که بگویید روایت داریم که آن را هم بنده رد کردم که روایتی که هست سند درستی ندارد و نمی تواند مبنای عمل واقع گردد.


برای حکم به حرمت یقین نیاز است و شک نمی تواند منشا عمل واقع شود و فوق آن این است که در مقام شک رجوع می کنند به اصول عملیه که اصالة اباحه جاری می گردد.
پس از نظر متد علمی فقاهتی بحث روشن است مگر این که بخواهید بحث ذوقی و سلیقه ای بکنید که آن هم جز وزر و وبال دنیایی و آخروی چیزی را به همراه ندارد.



شما پیدا کنید کدام امام روی فرزند خود اسم مصطفی را گذاشته کدام یک اسم مرتضی را گذاشته کدام یک اسم رضا و تقی و نقی و کاظم و محدثه راضیه و مرضیه و ... را گذاشته ؟؟؟ حال که آنها نگذاشته اند یعنی ماهم نمی توانیم بگذاریم؟؟؟ این چه نحو استدلالی است ؟
فعل ائمه جواز را می رساند اما عدم انجام آنها حرمت را که نمی رساند . این کاملا واضح است .


صریحا خداوند در قرآن فرموده: یس و القرآن الحکیم .... در ادامه آمده به حقیقت تو از مرسلینی و صفات او را فرمودع و حمایت کرده و در سنت هم نقلی روایت را ضعیف دانستید و عقلی هم کسی پیدا نشد که از ائمه نام بر روی فرزندش باشد.

ما دلیل دیگری در زمان غیبت فعلا نداریم و اگر قرار باشد دلیلی باشد قطعا باید زودتر به ما برسد، چون ما حرمت قائل شدیم.

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۲۵, ۰۹:۴۲
سلام
اگر شما، کاملید و در خود نقصی نمیبینید پس خدائید
اگر نیازمند راهنما نیستید پس یا خدائید یا مرسل یا حجت
افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع ام من لا یهدی الا ان یهدی
بحث کامل دبدن و بی نقص بودن نیست بحث این است که کسی که می خواهد راهنمایی کند نباید خودش گمشده باشد و به راه اشتباه برود.
ما تابع دلیل هستیم کسی که ادعا می کند که فلان حرف درست نیست باید دلیل بیاورد و کسی که می گوید درست است نیز باید دلیل بیاورد صرف ادعا را نمی توان قبول کرد.
شما می خواهید بگویید اسم طه و یس مخصوص پیامبر اند و گذاشتن آن بر روی فرزندان ممنوع است ؟(بر خلاف فتوای همه مجتهدین) بنده می گویم دلیلیتان چیست؟ شما می گویید چون ائمه آن را بر روی فرزندان خود نگذاشته اند. بنده هم می گویم دلیلتان تام نیست. چرا که صرف نام نگذاشتن اهلبیت روی فرزندانشان دلیل بر منع نیست. چرا که فعل اهلبیت حجت بر جواز هست ولی عدم فعل آنها دلیل بر منع نیست مثلا اگر اهلبیت سیب خورده باشند هیمن کار دلیل بر جواز آن می دهد ولی بر فرض اگر موز نخورده باشند دلیل بر منع از خوردن این میوه نیست. این خیلی واضح است و نا مفهوم هم نیست.
دلیل دوم شما هم ناقص است روایتی آوردید که آن را هم از لحاظ سندی رد کردیم
پس شما ادعای بلا دلیل کرده اید.



خب عزیز اگر حرمت نداشت پرسیدم چراذاین نام روی فرزندان ائمه قرار داده نشد!؟
شما میگید مگه نام مصطفی و مرتضی و .... روی ائمه قرار داده شده!؟
جوابتون نامفهومه، منم بگم کو سند شما
این که این اسم را نگذاشته اند دلیل نمی خواهد بلکه اثبات آن دلیل می خواهد که بر عهده شماست.
حرف هم واضح است و مفهوم : در بالا هم گذشت که این که اهلبیت این نام را بر فرزندان خود نگذاشته اند دلیل بر منع نمی شود (مثال در بالا) تا رد فعلی یا قولی از اهلبیت نیاید دلیل بر منع نمی شود.
این که اهلبیت بر فرزندان خود نام زهرا نگذاشته اند یعینی نام زهرا ممنوع است؟؟ (همان گونه که یس و طه نگذاشته اند زهرا هم نگذاشته اند)



اگر فرزندان ائمه این نام را میگذاشتند الان شما فردی به ما نشان میدادید که بله این فرد فرزند ائمه بود و نامش یس.
اما نیست.
اگر فرزندی از اهلبیت نام زهرا داشت شما الآن نشان من می دادید اما نیست پس با این اعتقاد شما نام زهرا هم گذاشتن بر فرزندان مان حرام است حرام است حرام!!!!؟؟؟
استدلاللتان اشتباه است و راه به بیراهه می روید.


حرمت دارد
حرمت دارد
حرمت دارد
سرمان بالای دار هم برود باز میگوئیم حرمت دارد.
حرمت ندارد و ادعای شما بلا دلیل است و از روی بی اطلاعی به مبانی دینی و اصول فقه حرف می زنید و کسی که این کار را بکند فردای قیامت باید جوابگو باشد.
شما دارید حکم می دهید بدون این که مجتهد باشید و این کاری است حرام.


احد احد
صمد صمد

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۲۵, ۱۶:۲۰
سلام

بحث در این مورد برای نمازگذاران، تا قبل از خروج‌حضرت، فایده ای ندارد و ما قصد نداریم که حرمت نماز را کم کنیم.

همین مورد اکتفا میکند تا حاکم، بین مراجع و ما مقلدین هم حکم کند.

همه ما به همان عقیده خود هستیم تا حق از باطل جدا شود. و همه میپسندند.

دوست نداریم عده ای تارک الصلاه از اختلاف ما سودی ببرند و ما سکوت میکنیم از این پس.


محبت کنید دلیل اینکه خداوند دین خود را در اولین نور و آخرین نور قرار داد را بیان فرمایید، چرا باید همه مرسلین بیایند و بعد در آخرین مرحله دین اسلام پدید بیاد و بعد در برزخ یا امر رجعت، همه مردم با قبول دین اسلام وارد بهشت شوند!؟

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۲۶, ۰۰:۱۵
همین مورد اکتفا میکند تا حاکم، بین مراجع و ما مقلدین هم حکم کند.
با سلام
اتفاقا حاکم تکلیف مقلدین و مراجع را مشخص کرده است : و اما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا علی هواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه
راه تقلید است تقلید.




محبت کنید دلیل اینکه خداوند دین خود را در اولین نور و آخرین نور قرار داد را بیان فرمایید، چرا باید همه مرسلین بیایند و بعد در آخرین مرحله دین اسلام پدید بیاد و بعد در برزخ یا امر رجعت، همه مردم با قبول دین اسلام وارد بهشت شوند!؟
این طبیعی است که خدا در طول آفرینش سیری تکاملی را برای هدایت بشر در نظر بگیرد انسان ها با پذیرش ادیان مختلف در طول تاریخ ظرفیتشان برای پذیرش دین جامع و کامل و جاویدان یعنی اسلام افزوده شده و خدا دین خود را کامل کرده و در زمان پیامبر خاتم آن را برای بشر نازل فرموده است و اكمال دین و اتمام نعمت خود را به وصایت بعد نبی معرفی فرمود و این دین در زمان دولت حقه امام زمان که فراگیر می شود کامل می گردد.
اما این که فقط مردم با رجعت و قبول دین اسلام به بهشت بروند را قبول ندارم.

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۲۶, ۰۹:۴۷
بله یک مقلد عاقلیم
تا آنجا که عقل و ادب یاری میکند مقلدیم و بقیه محتاط
از راهنمایی شما استاد گرامی هم ممنونیم

شعیب
۱۳۹۶/۰۲/۲۷, ۱۰:۰۹
بله یک مقلد عاقلیم
تا آنجا که عقل و ادب یاری میکند مقلدیم و بقیه محتاط
از راهنمایی شما استاد گرامی هم ممنونیم
والسلام علی من التبع الهدی و رحمة الله و برکاته

مسلم
۱۳۹۷/۰۸/۰۳, ۱۱:۵۴
پرسش:
چرا خداوند آخرین سنت و کامل ترین دین خود را در وجود پیامبر(صلی الله علیه و آله) که نور اول و آخر بود قرار داد؟

پاسخ:
قطعا خداوند که حکمتش بی انتهاست کسی را بی دلیل بر کسی ترجیح نخواهد داد، آنچه که در نگاه او ملاک افضلیت است، قطعا رتبه های معنوی و فضائل وجودی انسان است، همان طور که می فرماید:
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»؛ همانا گرامی ترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست.(1)

و فقط خداوند است که به جمیع خلائق احاطه علمی داشته و از درجه وجودی همه آگاه است، پس تنها اوست که می داند چه کسی برترین بوده و لایق بر عهده گرفتن رسالت الهی است:
«اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ»؛ خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد.(2)

بنابراین اعطای کامل ترین دین و رسالت نهایی به پیامبر(صلی الله علیه و آله) گویای این است که او از تمام انبیاء گذشته افضل است(3)، بلکه از آنجا که انسان اشرف مخلوقات است، و پیامبر(صلی الله علیه و آله) اشرف اشرف مخلوقات است، پس مخلوقی افضل از ایشان وجود ندارد، و حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) بر تمام انسان ها و غیر انسان ها اشرفیت دارد.

روایات متعددی هم در این خصوص وجود دارد، به عنوان نمونه امام رضا(علیه السلام) در توصیف پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، ایشان را سید و آقای تمام انبیاء، و برترین در تمام عالم توصیف کرده اند:
«أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَمِينُهُ وَ صَفِيُّهُ وَ صَفْوَتُهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ سَيِّدُ الْمُرْسَلِينَ وَ خَاتَمُ النَّبِيِّينَ وَ أَفْضَلُ الْعَالَمِين‏»؛ به درستی که محمد(صلی الله علیه و آله) بنده ی خدا، و رسول او، و مورد اعتماد او، خالص برای او، و برگزیده او از میان خلق است، و آقای رسولان، و خاتم انبیاء، و برترین عالمین است.(4)

و امام صادق(علیه السلام) در روایت دیگری می فرمایند:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يُعْطِ الْأَنْبِيَاءَ شَيْئاً إِلَّا وَ قَدْ أَعْطَاهُ مُحَمَّداً ص قَالَ وَ قَدْ أَعْطَى مُحَمَّداً جَمِيعَ مَا أَعْطَى الْأَنْبِيَاء»؛ به درستی که خداوند عزوجل به انبیا چیزی اعطاء نکرد مگر آنکه آن را به محمد(صلی الله علیه و آله) نیز اعطاء نمود، و فرمود: خداوند جمیع آنچه که به انبیا اعطاء کرده بود را به محمد(صلی الله علیه و آله) اعطاء نمود.(5)

پی نوشت ها:
1. حجرات:13/49.
2. انعام:124/6.
3. خرازی، سید محسن، بدایة المعارف الالهیة، مؤسسة النشر الإسلامي‏، قم، چاپ چهارم، 1417ق، ج1، ص282.
4. صدوق، محمد بن علی بابویه، عیون اخبارالرضا(علیه السلام)، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق ، ج2، ص122.
5. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج1، ص225.