PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده علل و عوامل پیشرفت اسلام



SHAHINN
۱۳۹۶/۰۲/۰۸, ۱۰:۳۶
سلام
برای پیشرفت یک عقیده یا مکتب یا نظریه ، چند راه وجود داره:
1- بحث و استدلال علمی
2- قدرت نظامی و اقتصادی

با توجه به اینکه مردم زمان و مکان بعثت پیامبر اکرم (ص) ، از نظر سطح علمی در حدی نبودند که پیامبر (ص) مباحث توحیدی و معاد و ... را با برهان برایشان اثبات نمایند ( و حتی در زمان ما هم اکثریت مردم از نظر علمی در سطح مناسب این بحث ها که پیچیدگی فراوانی نیز دارد ، نیستند) و از سوی دیگر ، پیامبر (ص) در آغاز یاران زیادی نداشتند و تنها بودند پس راه دوم هم منتفی است.
پس اسلام در آغاز ، چگونه رشد کرد؟

معین
۱۳۹۶/۰۲/۰۸, ۲۲:۳۴
با نام و یاد دوست







http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث:استاد عماد

عماد
۱۳۹۶/۰۲/۱۸, ۱۲:۰۶
برای پیشرفت یک عقیده یا مکتب یا نظریه ، چند راه وجود داره:
1- بحث و استدلال علمی
2- قدرت نظامی و اقتصادی

با توجه به اینکه مردم زمان و مکان بعثت پیامبر اکرم (ص) ، از نظر سطح علمی در حدی نبودند که پیامبر (ص) مباحث توحیدی و معاد و ... را با برهان برایشان اثبات نمایند ( و حتی در زمان ما هم اکثریت مردم از نظر علمی در سطح مناسب این بحث ها که پیچیدگی فراوانی نیز دارد ، نیستند) و از سوی دیگر ، پیامبر (ص) در آغاز یاران زیادی نداشتند و تنها بودند پس راه دوم هم منتفی است.
پس اسلام در آغاز ، چگونه رشد کرد؟
سلام علیکم
در پاسخ به این پرسش شما عرض می شود که
اولا: انحصار در این دو مورد کامل نیست. موارد دیگری نیز در تبلیغ اسلام نقش داشتند

ثانیا: بحث استدلال علمی نسبی است بنا نیست در حد مسائل کلان فلسفی امروزی بحث شود که مردم آن زمان از آن بی بهره باشند بلکه تطبیق آموزه های اسلامی با آنچه در آن روز به نام دین به خورد مردم داده می شد بر کمترین سطح جامعه از نظر فکری قابل فهم بود
مثلا اینکه زنده به گور کردن دختران کار بدی است نیاز به مباحث عمیق فلسفی ندارد بلکه برانگیخته کردن فطرت همان انسانهای جاهلیت نیز کافی است

ثالثا: قدرت اقتصادی نیز نسبی است بنا نیست در حد پادشاهان زمان قدرت اقتصادی باشد. حضرت خدیجه سلام الله علیها که در خدمت پیامبر صلی الله قرار گرفت به اندازه بود که احتیاج به این مقوله را در سالهای اولیه اسلام برطرف کند

رابعا: قدرت نظامی نیز اگر چه پیامبر صلی الله علیه واله از آن برای تبلیغ استفاده نکردند بلکه برای جنگهای دفاعی و از بین بردن تهدیدات استفاده نموده اند نیز به اندازه ای بوده است که قبایل مختلف عرب در شبهه جزیره عربستان را رام نموده باشد و موانعی که آنان در مسیر تبلیغ اسلام انجام می دادند مرتفع نماید

SHAHINN
۱۳۹۶/۰۲/۱۹, ۱۶:۲۹
اولا: انحصار در این دو مورد کامل نیست. موارد دیگری نیز در تبلیغ اسلام نقش داشتند

سلام
منظور حقیر ، همه دوران اسلام نیست. بلکه ایام آغازین آن است. مهمترین عامل در پیشرفت اسلام در ایام اولیه آن چه بود؟

عماد
۱۳۹۶/۰۲/۲۰, ۱۷:۲۶
منظور حقیر ، همه دوران اسلام نیست. بلکه ایام آغازین آن است. مهمترین عامل در پیشرفت اسلام در ایام اولیه آن چه بود؟

هر سه مورد بنده ناظر به صدر اسلام بود نه تمام دورانهای اسلامی چرا که بحث سرمایه حضرت خدیجه سلام الله علیها، بحث جنگ های صدر اسلام و بحث گروه های تبلیغی پیامبر صلی الله علیه واله به دوران صدر اسلام بر می گردد

SHAHINN
۱۳۹۶/۰۲/۲۰, ۱۷:۵۳
بحث جنگ های صدر اسلام و بحث گروه های تبلیغی پیامبر صلی الله علیه واله به دوران صدر اسلام بر می گردد
استاد عزیز ، بحث جنگ به زمانی برمیگردد که لااقل پیامبر (ص) تعدادی یار داشتند که بتوانند با لشکر کفار بجنگند. پس این عامل مربوط به روزهای آغازین نمی شود. شاید ناظر به سالهای آغازین باشد.
عرض بنده مربوط به کل صدر اسلام (با اصطلاح متداول) نیست. بلکه مربوط به روزهای آغازین (مثلا دو سه سال اول یا نهایتاً پنج سال اول) است. یعنی رشد اسلام از نقطه صفر مطلق چگونه صورت گرفت و عامل آن چه بود؟

کربلائی
۱۳۹۶/۰۲/۲۰, ۱۸:۰۴
استاد عزیز ، بحث جنگ به زمانی برمیگردد که لااقل پیامبر (ص) تعدادی یار داشتند که بتوانند با لشکر کفار بجنگند. پس این عامل مربوط به روزهای آغازین نمی شود. شاید ناظر به سالهای آغازین باشد.
عرض بنده مربوط به کل صدر اسلام (با اصطلاح متداول) نیست. بلکه مربوط به روزهای آغازین (مثلا دو سه سال اول یا نهایتاً پنج سال اول) است. یعنی رشد اسلام از نقطه صفر مطلق چگونه صورت گرفت و عامل آن چه بود؟

سلام
همراه با اراده خداوند و نحوه رفتاری با دشمنان سبب شد تفاوت رفتاری را مشاهده کنند و خلق و‌خوی انسان فرهیخته، در هر عصری او را به قبول واقعیت سوق میدهد.

تشابه رفتاری در جهت آرامش و نحوه بهتر اجرا سبب رشد دین اسلام و گسترش هدف بین اعضا شد....

عماد
۱۳۹۶/۰۲/۲۲, ۱۳:۳۴
استاد عزیز ، بحث جنگ به زمانی برمیگردد که لااقل پیامبر (ص) تعدادی یار داشتند که بتوانند با لشکر کفار بجنگند. پس این عامل مربوط به روزهای آغازین نمی شود. شاید ناظر به سالهای آغازین باشد.
عرض بنده مربوط به کل صدر اسلام (با اصطلاح متداول) نیست. بلکه مربوط به روزهای آغازین (مثلا دو سه سال اول یا نهایتاً پنج سال اول) است. یعنی رشد اسلام از نقطه صفر مطلق چگونه صورت گرفت و عامل آن چه بود؟

اگر منظورتان سالهای اولیه بعثت است عوامل مختلفی در آن نقش داشتند
از جمله:
یک:آموزه های متعالی اسلام برای برخی از افراد جامعه جاهلیت آن زمان جاذبه داشت. از جمله دعوت به توحید، عدالت، و ... که توانست اقشار ضعیف جامعه را به خود جلب کنید
دو: برخی از این آموزه ها حتی مذاق بعضی از سرمایه دار ها نیز خوش امد زیرا از فطرت پاک نشئت می گرفت و اگر چه نه در همه اما در برخی افراد تاثیر خود را گذاشت.
سه:استفامت شخص پیامبر صلی الله علیه و آله در پیشبرد اهداف خودشان بسیار موثر بود این استقامت، استقامت مسلمانان را نیز به دنبال داشت و انان الگو گیری کردند
چهار: بلاغت آیات قرآن معجزه بودن آن را بر برخی از افراد روشن کرد تا جائیکه دشمنان سر سخت نیز آن را کلمات سخر امیز خواندند
پنج: حمایت های بنی هاشم در راس آنان ابوطالب باعث تقویت اسلام شد. توضیح اینکه در سال سوم بعثت حضرت علی علیه السلام پانزده سال بودند اما باز نهایت حمایت از پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم را داشتند
شش: سرمایه حضرت خدیجه سلام الله علیها
و عوامل دیگر
اگر تمایل داشتید هر کدام از این عوامل با توضیح و سند خدمتتان تشریح داده می شود

SHAHINN
۱۳۹۶/۰۲/۲۲, ۱۵:۱۷
اگر منظورتان سالهای اولیه بعثت است عوامل مختلفی در آن نقش داشتند
از جمله:
یک:آموزه های متعالی اسلام برای برخی از افراد جامعه جاهلیت آن زمان جاذبه داشت. از جمله دعوت به توحید، عدالت، و ... که توانست اقشار ضعیف جامعه را به خود جلب کنید
دو: برخی از این آموزه ها حتی مذاق بعضی از سرمایه دار ها نیز خوش امد زیرا از فطرت پاک نشئت می گرفت و اگر چه نه در همه اما در برخی افراد تاثیر خود را گذاشت.
سه:استفامت شخص پیامبر صلی الله علیه و آله در پیشبرد اهداف خودشان بسیار موثر بود این استقامت، استقامت مسلمانان را نیز به دنبال داشت و انان الگو گیری کردند
چهار: بلاغت آیات قرآن معجزه بودن آن را بر برخی از افراد روشن کرد تا جائیکه دشمنان سر سخت نیز آن را کلمات سخر امیز خواندند
پنج: حمایت های بنی هاشم در راس آنان ابوطالب باعث تقویت اسلام شد. توضیح اینکه در سال سوم بعثت حضرت علی علیه السلام پانزده سال بودند اما باز نهایت حمایت از پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم را داشتند
شش: سرمایه حضرت خدیجه سلام الله علیها
و عوامل دیگر
اگر تمایل داشتید هر کدام از این عوامل با توضیح و سند خدمتتان تشریح داده می شود


استاد ، هدف بنده از این سئوال این بود که عوامل پیشرفت اسلام از نقطه صفر را بدانیم ، تا در کارهای فرهنگی و فعالیت های دینی - اجتماعی که یک نفره یا با تعداد قلیل و از نقطه صفر می خواهیم شروع کنیم ، از همان عوامل استفاده کنیم.
حال ، با توجه به این نکته ، مزید امتنان است که از راهنمایی های حضرتعالی بهرهمند شویم.

نسیم رحمت
۱۳۹۶/۰۳/۱۲, ۱۳:۵۹
هدف بنده از این سئوال این بود که عوامل پیشرفت اسلام از نقطه صفر را بدانیم ، تا در کارهای فرهنگی و فعالیت های دینی - اجتماعی که یک نفره یا با تعداد قلیل و از نقطه صفر می خواهیم شروع کنیم ، از همان عوامل استفاده کنیم.

کاربر گرامی؛
به نظر من سوالی که در این پست مطرح کردین با آن چه در پست استارت تاپیک مطرح کردین متفاوته. اگر در همون پست اول سوالتون رو شفاف و مستقیم مطرح می کردین. به هر حال، پاسخ سوال در پست اول تون رو همکارم فرمودند. اما در پاسخ به این پست تون در پست های بعدی به چند نکته از سیره رسول خدا اشاره می کنم امیدوارم مفید باشد.

نسیم رحمت
۱۳۹۶/۰۳/۱۲, ۱۴:۰۷
1. خلق و خوي شخص پيامبر صلي الله عليه و آله؛

آیه شریه خطاب به پیامبر می فرماید:
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ؛(1)؛ اي پيامبر گرامي! به موجب رحمت الهي به تو، در پرتو لطف خدا، تو نسبت به مسلمين اخلاق لين و نرم و بسيار ملايمي داري، نرمش داري، ملايم هستي، روحيه ي تو روحيه اي است که با مسلمين هميشه در حال ملايمت و حلم و بردباري و حسن و خلق و حسن رفتار و تحمل و عفو و امثال اينها هستي.
اگر اين خلق و خوي تو نبود، اگر به جاي اين اخلاق نرم و ملايم، اخلاق خشن و درشتي داشتي مسلمانان از دور تو پراکنده مي شدند.

يعني :
اين اخلاق تو يک عاملي است براي جذب مسلمين. اين آیه نشان مي دهد که رهبر، مدير و آنکه مردم را به اسلام دعوت مي کند و مي خواند يکي از شرائطش اين است که در اخلاق شخصي و فردي نرم و ملايم باشد.

پی نوشت :
1. آل عمران، (2) آيه ي 159

نسیم رحمت
۱۳۹۶/۰۳/۱۲, ۱۴:۱۰
2. نرمي در عين صلابت

پیامبر در مسائل فردي و شخصي و آنچه مربوط به شخص خودش بود، نرم و ملايم و با گذشت بود؛ گذشت هاي بزرگ و تاريخي اش يکي از علل پيشرفتش بود؛ اما در مسائل اصولي و عمومي، آنجا که حريم قانون بود، سختي و صلابت نشان مي داد و ديگر جاي جاي گذشت نمي دانست.(1)
پس از فتح مکه و پيروزي بر قريش، تمام بديهايي که قريش در طول بيست سال نسبت به خود او مرتکب شده بودند ناديده گرفت و همه را يک جا بخشيد؛ توبه ي قاتل عموي محبوبش حمزه را پذيرفت. اما در همان فتح مکه، زني از بني مخزوم مرتکب سرقت شده بود و جرمش محرز گرديد. خاندان آن زن که از اشراف قريش بودند و اجراي حد سرقت را توهيني به خود تلقي مي کردند، سخت به تکاپو افتادند که رسول خدا از اجراي حد صرف نظر کند. بعضي از محترمين، صحابه را به شفاعت برانگيختند، ولي رنگ رسول خدا از خشم برافروخته شد و گفت: چه جاي شفاعت است؟! مگر قانون خدا را مي توان به خاطر افراد تعطيل کرد؟
هنگام عصر آن روز در ميان جمع سخنراني کرد و گفت:
اقوام و ملل پيشين از آن جهت سقوط کردند و منقرض شدند که در اجراي قانون خدا تبعيض مي کردند؛ هر گاه يکي از اقويا و زبردستان مرتکب جرم مي شد معاف مي شد و اگر ضعيف و زيردستي مرتکب مي شد مجازات مي گشت. سوگند به خدايي که جانم در دست اوست، در اجراي عدل درباره ي هيچ کس سستي نمي کنم، هر چند از نزديکترين خويشاوندان خودم باشد.

پی نوشت :
1. براي اطلاعات بيشتر ر.ک. به: سيري در سيره ي نبوي اثر شهید مطهری

نسیم رحمت
۱۳۹۶/۰۳/۱۲, ۱۴:۱۳
3. دعوت و تبليغ اسلام

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در کار تبليغ اسلام تحرک داشت. به طائف سفر کرد، در ايام حج در ميان قبايل مي گشت و تبليغ مي کرد، يک بار علي عليه السلام و بار ديگر معاذ بن جبل را به يمن براي تبليغ فرستاد، مصعب ببن عمير را پيش از آمدن خودش براي تبليغ مردم مدينه به مدينه فرستاد، گروه فراواني از يارانش را به حبشه فرستاد. آنها ضمن نجات از آزار مکيان، اسلام را تبليغ کردند و زمينه ي اسلام نجاشي، پادشاه حبشه و نيمي از مردم حبشه را فراهم کردند.

نسیم رحمت
۱۳۹۶/۰۳/۱۲, ۱۸:۱۴
4. پرهيز از خشونت در دعوت:

دعوت نبايد توأم با خشونت باشد، و به عبارت ديگر دعوت و تبليغ نمي تواند توأم با اکراه و اجبار باشد. شیوه قرآن دعوت است آن هم به زبان حکمت و موعظه و پرهیز از جدال های مخرب؛ قرآن می فرماید:
ادْعُ إِلى‌ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة(1)؛ (اى پيامبر! مردم را) با حكمت (و گفتار استوار و منطقى) و پند نيكو، به راه پروردگارت بخوان


پی نوشت:
1. نحل، آيه 125

نسیم رحمت
۱۳۹۶/۰۳/۱۲, ۱۸:۲۵
5. پایداری و استقامت :

از جمله اسباب رشد اسلام در صدر اسلام، استقامت پیامبر بزرگوار اسلام و فداكاری آن گرامی در راه تبلیغ احكام اسلام بود.

قرآن می فرماید:

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ (1) در حقيقت كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس ايستادگى كردند فرشتگان بر آنان فرود مى ‏آيند [و مى‏ گويند] هان بيم مداريد و غمين مباشيد و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد.

پی نوشت :
1. فصلت (41) آیه 30 .

نسیم رحمت
۱۳۹۶/۰۳/۱۲, ۱۸:۵۷
حال با توجه به این چند پست در پاسخ به سوالتان، در تبیین عوامل پیشرفت در کارهای فرهنگی و فعالیت های دینی - اجتماعی به چند مورد اساسی اشاره می کنم :

1_ حُسن برخورد:
قرآن مجيد خطاب به پيامبر اکرم(ص) مى فرمايد:
«اى پيغمبر! به بندگانم بگو که با مردم با نيکوترين وجه صحبت نمايند».(1)
خداوند از حضرت موسى (ع) مى خواهد با فرعونى که ادعاى خدايى دارد ،با نرمى و ملاطفت تکلم کند و به ايشان بگويد: آيا ميل دارى که پاکيزه شوي؟ آيا مى خواهى تو را به راه خداوند هدايت کنم تا به درگاه او خاشع شوي؟(2)
هرگز نمى توان با خشم و خشونت جوانى را از گناه باز داشت. روح جوان بسيار آسيب پذير است و در برابر برخورد قهر آميز واکنش نشان مى دهد ؛ از اين رو بايد مواظب بود تا لطمه اى به شخصيت افراد وارد نشود.
استفاده از جملاتى مانند «اين عمل در شأن شما نيست» و «شأن شما بالاتر از اين ها است»، «سرمايه هاى اين مملکت هستيد و جامعه و تاريخ به شما اميد دارد» بسيار مؤثر است.

2_ جلب اعتماد:
‌امر به معروف و نهى از منکر در صورتى با موفقيت انجام مى گيرد که اعتماد طرف مقابل جلب شود. بدون جلب اعتماد نمى توان در شخصى نفوذ کرد،
از اين رو امام علي(ع) مى فرمايد:‌«دل هاى مردم وحشى است، پس هر کسى بتواند با آن ها الفت برقرار کند، به او روى خواهند آورد».(4) براى اين کار بايد به خطاکار شخصيت داد و از به کار بردن الفاظ تحقير آميز خوددارى کرد.

3_ در نظر گرفتن وضع روحى و رواني:
در اجراى صحيح امر به معروف و نهى از منکر بايد شرايط مخاطب را در نظر گرفت. اگر عصبانى است، نمى توان نصيحت کرد. امام علي(ع) مى فرمايد:‌«براى دل هاى آدميان، علاقه و اقبال و گاهى تنفر و ادبار است. هنگامى که مى خواهيد کارى را انجام دهيد ،از طريق علاقه ‌اشخاص وارد شويد، زيرا هنگامى که کسى را مجبور بر کارى کنيد ،نابينا مى شود».(5) يعنى خود را به کورى و کرى مى زند.

4_ محترم شمردن عقايد افراد:
‌دختر خانمى که لباس مبتذل پوشيده و يا جوانى که سر و وضع خاصى دارد و يا دختر و پسري که با يکديگر روابطي دارند ، ‌اين ها را ارزش تلقى مى کنند .نشانه شخصيت مى دانند. اگر چه از ديد ما اين نظريه باطل است اما بايد توجه داشت که توهين کردن به عقيده و نظر آن ها توهين به همة وجودشان خواهد بود.

پي‌نوشت‌ها:
1. اسراء (17) آيه ‌53.
2. نازعات (79) آيه 18 و 19.
3. نهج البلاغه،‌قصار 47.
4. همان، قصار 193.

عماد
۱۳۹۶/۱۲/۱۳, ۱۱:۵۳
پرسش:
برای پیشرفت یک عقیده لازم است با بحث علمی و یا شیوه نظامی پیش رفت، با توجه به اینکه مردم صدر اسلام از نطر علمی ظرفیت بحث علمی را نداشته و نیز اسلام از نظامی ضعیف بودند چگونه اسلام رشد و گسترش یافت؟

پاسخ: در پاسخ به این پرسش شما، عرض می شود که
اولا: انحصار در دو مورد بحث علمی و نظامی کامل نیست. موارد دیگری نیز در پیشبرد یک عقیده نقش دارند.

ثانیا: استدلال علمی نسبی است. بنا نیست در حد مسائل کلان فلسفی امروزی بحث شود که مردم آن زمان از آن بی بهره باشند، بلکه تطبیق آموزه های اسلامی با آنچه در آن روز به نام دین به خورد مردم داده می شد، بر کمترین سطح جامعه از نظر فکری قابل فهم بود.
مثلا اینکه زنده به گور کردن دختران کار بدی است نیاز به مباحث عمیق فلسفی ندارد بلکه برانگیخته کردن فطرت همان انسانهای جاهلیت نیز کافی است.

ثالثا: قدرت اقتصادی نیز نسبی است. بنا نیست در حد پادشاهان زمان قدرت اقتصادی باشد. مال التجاره حضرت خدیجه (سلام الله علیها) که در خدمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) قرار گرفت به اندازه ای بود که احتیاج به این مقوله را در سالهای اولیه اسلام برطرف کند.

رابعا: قدرت نظامی نیز اگر چه پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آن برای تبلیغ استفاده نکردند بلکه برای جنگهای دفاعی و از بین بردن تهدیدات استفاده نموده اند، نیز به اندازه ای بوده است که قبایل مختلف عرب در شبهه جزیره عربستان را رام نموده باشد و موانعی که آنان در مسیر تبلیغ اسلام انجام می دادند مرتفع نماید.

اگر منظورتان سالهای اولیه بعثت است عوامل مختلفی در آن نقش داشتند.
از جمله:
یک: پیامبر (صلی الله علیه وآله) تا سه سال پس از بعثت تنها به دعوت مخفیانه پرداختند.(1) و تعدادی کمی در این مدت به اسلام گرایش پیدا کردند. این افراد با تبلیغ چهره به چهره سوق به اسلام پیدا کردند. بدیهی است عوامل مختلفی از جمله همان برهان علمی و اخلاق پسندیده و نیز شخصیت شناخته شده پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این گرایش سهم اصلی را داشتند.
پس از آنکه دستور دعوت عمومی صادر شد، پیامبر(صلی الله علیه وآله) همچنان به دعوت ادامه دانند و همان عوامل قبلی در جذب مشرکین به سوی اسلام موثر بود.

مخصوصا سیره شخصی حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)، خلق و خو و سیره و طرز رفتار، نوع مدیریت و رهبری حضرت، یکی از عوامل اصلی نفوذ و توسعه اسلام است.(2)
در اینجا تنها به بعد اخلاقی و نوع طرز معاشرت ایشان اشاره می‎کنیم که عامل مهم نفوذ و گسترش اسلام بوده است. به این مهم خداوند نیز در قرآن اشاره نموده آنجا که می فرماید:
«به موجب رحمت الهی، تو نسبت به اطرافیان خویش، بسیار ملایم هستی و اگر اخلاق درشتی داشتی از اطراف تو پراکنده می‎شدند.»(3)
نمونه ای از اخلاق حسنه پیامبر(صلی الله علیه وآله) این بود که ایشان در مواجهه با ارباب رجوع عبای خود به زمین انداخت تا شخص تازه وارد بر روی آن بشیند و یا با بردگان غذا می‎خورد. (4)
دو: بیان آموزه های اسلامی و همان بحث علمی در حد مردم آن زمان بود. پیامبر در ایّام حج که مردم از قبیله‎های مختلف برای زیارت خانه خدا، جمع می‎شدند، با گفتار خویش آنان را به سوی خدا و اسلام دعوت می‎کرد و اسلام را به آنان عرضه می‎فرمود.(5)
پس اسلام با اخلاق نیک پیامبر (صلی الله علیه وآله) و نیز بیان آموزه های اسلام به صورت مستدل و در حد فهم مردم آن زمان توسط پیام آور آسمانی رشد، گسترش و توسعه یافت و پس از اینکه بستر تبلیغ در مدینه بیشتر فراهم شد علاوه بر آن امور، قدرت نظامی دولت جدید التاسیس مدینه باعث شد تا دشمنان در صورت جنگ، با برخورد دفاعی و متقدرانه دولت مدینه مواجه شوند.

منابع:
1. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)، قم، علامه، چاپ اول، 1379ق،ج ‏1، ص 43،؛ مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق، داغر، اسعد، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، 1409، ج ‏2، ص 275 – 276.
2. مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، قم، انتشارات صدرا، 1381، چاپ5، ج 16، ص 173.
3. آل عمران: آیه 159.
4. طباطبایی، سید محمد‎حسین؛ سنن‎النبی، تحقیق: حسین استاد ولی، تهران، انتشارات پیام آزادی، 1385، چاپ 3، ص‎49،
5. طبری؛ تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک)، بیروت - لبنان، دارالفکر، 1407، چاپ اول، ج 2، ص 431.