PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده برتری ادبی قرآن بر سایر آثار عربی



مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۷/۲۹, ۱۱:۵۶
سلام علیکم. قرآن کریم چه برتری ادبی بر آثار ادبی اعراب مثل معلقات و مقامات و حریری داشته است؟

معین
۱۳۹۶/۰۷/۳۰, ۰۳:۴۵
با نام و یاد دوست







http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث: استاد میقات

میقات
۱۳۹۶/۰۷/۳۰, ۱۸:۵۹
با سلام و درود

اعجاز ادبی قرآن به اثبات رسیده و با وجود نزول قرآن در زمانی که ادبیات عرب و شعر جاهلی در اوج خود بود، با این حال همه مدعیان و فحول عرب، از آوردن مثل آن عاجز و ناتوان بوده و در مقابل اعجاز قرآن، سر تعظیم فرود آوردند.

تاکنون نیز کسی نتوانسته به تحدی قرآن پاسخ دهد و هیچ کسی هم با وجود این آثار ادبی، چنین ادعایی در باره آن ها نداشته است.

شما چه ویژگی خاص ادبی در این آثار دیده اید که قرآن فاقد آن است و یا در این حد از کمال را ندارد؟ چرا تاکنون خود نویسنده و یا کارشناسان ادبیات عرب، با وجود اطلاع از قرآن و این کتب، به چنین نتیجه ای نرسیده اند؟

لذا شما بایستی لطف نموده و ثابت کنید که آن چه در این کتب آمده، از نظر ادبی، برتر یا همسان با قرآن است، و یا متخصصان زبان شناس، به این قضاوت رسیده و آن را تایید کرده اند.

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۰۱, ۱۶:۱۸
با سلام و درود

اعجاز ادبی قرآن به اثبات رسیده و با وجود نزول قرآن در زمانی که ادبیات عرب و شعر جاهلی در اوج خود بود، با این حال همه مدعیان و فحول عرب، از آوردن مثل آن عاجز و ناتوان بوده و در مقابل اعجاز قرآن، سر تعظیم فرود آوردند.

تاکنون نیز کسی نتوانسته به تحدی قرآن پاسخ دهد و هیچ کسی هم با وجود این آثار ادبی، چنین ادعایی در باره آن ها نداشته است.

شما چه ویژگی خاص ادبی در این آثار دیده اید که قرآن فاقد آن است و یا در این حد از کمال را ندارد؟ چرا تاکنون خود نویسنده و یا کارشناسان ادبیات عرب، با وجود اطلاع از قرآن و این کتب، به چنین نتیجه ای نرسیده اند؟

لذا شما بایستی لطف نموده و ثابت کنید که آن چه در این کتب آمده، از نظر ادبی، برتر یا همسان با قرآن است، و یا متخصصان زبان شناس، به این قضاوت رسیده و آن را تایید کرده اند.



سلام علیکم. بحث تحدی قرآن، محدود به زیبایی ادبی نیست، و عدم توانایی بر مثل آوری، مربوط به ابعاد دیگری مثل عدم اختلاف، راه نیافتن اختلاف و باطل، امی بودن آورنده، و غیره نیز می شود.

این نظر که ممکن است این آثار به خوبی قرآن باشند، نظر یک کشیش مسیحی است، ولی اگر متخصصین سخن او را تأیید نمی کنند، آیا عکس سخن او را گفته اند؟ آیا متحصصین زبان عربی، مستدلاً نشان داده اند که از نظر ادبی قرآن بهتر از این کتب است؟ اگر اینطور است، لطفاً شواهدی بیاورید، زیرا اگر دلیلی از سوی شما ارائه نشود، همچنان برتری ادبی قرآن بر این آثار اثبات نشده باقی می ماند.

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۰۰:۱۵
این نظر که ممکن است این آثار به خوبی قرآن باشند، نظر یک کشیش مسیحی است، ولی اگر متخصصین سخن او را تأیید نمی کنند، آیا عکس سخن او را گفته اند؟ آیا متحصصین زبان عربی، مستدلاً نشان داده اند که از نظر ادبی قرآن بهتر از این کتب است؟ اگر اینطور است، لطفاً شواهدی بیاورید، زیرا اگر دلیلی از سوی شما ارائه نشود، همچنان برتری ادبی قرآن بر این آثار اثبات نشده باقی می ماند.


با سلام و درود

کسی که مدعی است کتابی برتر از قرآن است ـ ولو فقط از یک بعد و از نظر ادبی ـ خودش باید این ادعا را اثبات کند.

تأیید نشدن چنین ادعایی توسط متخصصان و اهل فن، معنایش اثبات نشدن ادعای او و بی پاسخ ماندن تحدی قرآن است.

اما در باره اعجاز ادبی قرآن می توانید تاپیک ذیل را مطالعه فرمایید:

اعجاز بیانی قرآن (http://www.askdin.com/showthread.php?t=60755&p=950693&viewfull=1#post950693)

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۰۷:۳۸
با سلام و درود

در انتهای مقاله ذیل نیز نظر آیت الله معرفت در باب اعجاز بیانی قرآن آورده شده، که مطالعه آن سودمند است:


اعجازبیانی از نظر آیت الله معرفت (http://rasekhoon.net/article/show/1057803/%D8%A7%D8%B9%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A2%D9%8A%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA/)

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۱۰:۲۷
با سلام و درود

کسی که مدعی است کتابی برتر از قرآن است ـ ولو فقط از یک بعد و از نظر ادبی ـ خودش باید این ادعا را اثبات کند.

تأیید نشدن چنین ادعایی توسط متخصصان و اهل فن، معنایش اثبات نشدن ادعای او و بی پاسخ ماندن تحدی قرآن است.

اما در باره اعجاز ادبی قرآن می توانید تاپیک ذیل را مطالعه فرمایید:

اعجاز بیانی قرآن (http://www.askdin.com/showthread.php?t=60755&p=950693&viewfull=1#post950693)

سلام علیکم.

توجه داشته باشید که چیزی که شما در لینک فوق ارائه کرده اید، اثبات زیبایی ادبی قرآن است، نه اثبات معجزه (که لازمه اش تحدی است و قرآن هرگز نفرموده اگر شک دارید به زیبایی ادبی قرآن بیاورید، ضمن اینکه اگر هم چنین تحدی بود، شما باید ثابت می کردید معلقات و مقامات مثل یا برتر از قرآن نیستند)

بعلاوه شبهۀ مطروحه در پست اول ناظر به مراحل اثبات همین برتری ابدی قرآن بر آثار بشر است. اینکه قرآن زبیاست یک بحث است، اینکه کسی به زیبایی آن ننوشته یک بحث دیگر است.


الان بر اساس امور اثبات شده از سوی شما:

1.قرآن بسیار زیباست. (معلقات و مقامات هم زیبا هستند)

2.هیچ متخصصی رأی به برتری معلقات و مقامات، نداده است (البته هیچ متخصصی رأی برتری قرآن بر معلقات و مقامات هم نداده: اگر داده نشان دهید)


الان با امور اثبات شدۀ فوق، منطقیون نتیجه نمی گیرند که قرآن برتر از مقامات و معلقات است. ما سه حالت داریم:
الف)قرآن برتری معلقات و مقامات است.
ب)معلقات و مقامات برتر از قرآن هستند.
ج) نمی دانیم کدامیک از دیگری برتر است.

با توضیحات شما، حالت ب، رد نمی شود بلکه فقط اثبات نشده باقی می ماند، حالت (الف) هم اثبات نشده است، و لذا ما در حالت (ج) خواهیم بود. ولی برای اینکه مثل قرآن در آثار بشر وجود ندارد، باید حالت (الف) را اثبات کنید، که هنوز اثبات نکرده اید.


با تشکر

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۱۷:۳۹
الان بر اساس امور اثبات شده از سوی شما:

1.قرآن بسیار زیباست. (معلقات و مقامات هم زیبا هستند)

2.هیچ متخصصی رأی به برتری معلقات و مقامات، نداده است (البته هیچ متخصصی رأی برتری قرآن بر معلقات و مقامات هم نداده: اگر داده نشان دهید)

الان با امور اثبات شدۀ فوق، منطقیون نتیجه نمی گیرند که قرآن برتر از مقامات و معلقات است. ما سه حالت داریم:
الف)قرآن برتری معلقات و مقامات است.
ب)معلقات و مقامات برتر از قرآن هستند.
ج) نمی دانیم کدامیک از دیگری برتر است.

با توضیحات شما، حالت ب، رد نمی شود بلکه فقط اثبات نشده باقی می ماند، حالت (الف) هم اثبات نشده است، و لذا ما در حالت (ج) خواهیم بود. ولی برای اینکه مثل قرآن در آثار بشر وجود ندارد، باید حالت (الف) را اثبات کنید، که هنوز اثبات نکرده اید.

با تشکر


باسلام و درود

استدلال شما و مقدمات آن، صحیح نیست.

همین که کسی تاکنون نتوانسته است از جهات مختلف، مانندی برای قرآن بیاورد، این اثبات اعجاز قرآن است.

در زمان نزول قرآن، که اوج ادبی کلام عرب بود و فحول نامی عرب، قدرت نمایی می کردند، هیچ کدام نتوانستند به تحدی قرآن پاسخ دهند. پس از آن و تاکنون نیز چنین چیزی گزارش نشده است.

عدم تایید و عدم گزارش از طرف متخصصان و زبان شناسان، مبنی بر پاسخگویی به تحدی قرآن، دلیل و مدرک بر نبود آن است. مطمئن باشید اگر اثری قابلیت عرض اندام داشت، این همه مخالفان که مترصد کوچکترین فرصت هستند، تاکنون گوش عالَم را کر کرده بودند.

شما می فرمایید ممکن است کتب ادبی داشته باشیم که همطراز قرآن باشند، می گوییم نیاز به اثبات دارد و تا وقتی که اثبات نشده است، اعجاز قرآن و بی همتایی آن سر جای خودش باقی است.

بنابر این:
اعجاز قرآن، اثبات شده است و همطرازی دیگر آثار، اثبات نشده است. پس اگر کسی ادعای همطرازی دارد بایستی ادعایش را اثبات کند.

یوسف .
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۱۸:۳۵
سلام علیکم. قرآن کریم چه برتری ادبی بر آثار ادبی اعراب مثل معلقات و مقامات و حریری داشته است؟
به نظرم بزرگترین اشکالی که می شود به مدعیات تحدی بر قرآن گرفت این است که کلام وحی را با کلام مخلوق مقایسه می کنند
این صورت تنزّل یافته قرآن (برای فهم بشر) که در مقابلش اظهار عجز می کنند و قادر به همآورد نبودند چطور می توانند در مقابل آن صورت حقیقی قرآن که در عالم ملکوت هست محاجّه کنند؟؟؟
«یا أيها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذين تدعون من دون الله لن بخلقوا ذبابا و لو أجتمعوا له و ان يسلبهم الذباب شيئا لا يستنقذوه منه ضعف الطالب و المطلوب»

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۱۸:۵۰
باسلام و درود

استدلال شما و مقدمات آن، صحیح نیست.

همین که کسی تاکنون نتوانسته است از جهات مختلف، مانندی برای قرآن بیاورد، این اثبات اعجاز قرآن است.

در زمان نزول قرآن، که اوج ادبی کلام عرب بود و فحول نامی عرب، قدرت نمایی می کردند، هیچ کدام نتوانستند به تحدی قرآن پاسخ دهند. پس از آن و تاکنون نیز چنین چیزی گزارش نشده است.

عدم تایید و عدم گزارش از طرف متخصصان و زبان شناسان، مبنی بر پاسخگویی به تحدی قرآن، دلیل و مدرک بر نبود آن است. مطمئن باشید اگر اثری قابلیت عرض اندام داشت، این همه مخالفان که مترصد کوچکترین فرصت هستند، تاکنون گوش عالَم را کر کرده بودند.

شما می فرمایید ممکن است کتب ادبی داشته باشیم که همطراز قرآن باشند، می گوییم نیاز به اثبات دارد و تا وقتی که اثبات نشده است، اعجاز قرآن و بی همتایی آن سر جای خودش باقی است.

بنابر این:
اعجاز قرآن، اثبات شده است و همطرازی دیگر آثار، اثبات نشده است. پس اگر کسی ادعای همطرازی دارد بایستی ادعایش را اثبات کند.


سلام علیکم. گویا به دوری که در استدلالتان هست، دقت ندارید. اینکه «نتوانسته است از جهات مختلف، مانندی برای قرآن بیاورد» خودش مقدمه ای است که بناست در این تاپیک ثابت بشود. اینکه کسی نتوانسته مثل قرآن بیاورد، مقدمه ای است که شما برای اثبات آن باید ثابت کنید که قرآن از معلقات و مقامات برتر است.


به زبان ساده، غیر ممکن بودن مثل آوری قرآن، زمانی ثابت است که نشان بدهید که مقامات و معلقات از درجه پایینتری هستند، و تا این را ثابت نکنید، نمی توانید مدعی اثبات اعجاز قرآن بشوید.

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۱۹:۰۵
سلام علیکم. گویا به دوری که در استدلالتان هست، دقت ندارید. اینکه «نتوانسته است از جهات مختلف، مانندی برای قرآن بیاورد» خودش مقدمه ای است که بناست در این تاپیک ثابت بشود. اینکه کسی نتوانسته مثل قرآن بیاورد، مقدمه ای است که شما برای اثبات آن باید ثابت کنید که قرآن از معلقات و مقامات برتر است.

به زبان ساده، غیر ممکن بودن مثل آوری قرآن، زمانی ثابت است که نشان بدهید که مقامات و معلقات از درجه پایینتری هستند، و تا این را ثابت نکنید، نمی توانید مدعی اثبات اعجاز قرآن بشوید.


با سلام و درود

همین که کسی همطرازی این کتب با قرآن را ادعا نکرده و اگر هم کرده، کارشناسان و متخصصان زبان شناس، این ادعا را تایید نکرده اند؛ معنایش عدم اثبات است.

توجه داشته باشید که قرآن، اعجاز خودش را یکبار ثابت کرده زیرا مخاطبان او از آوردن مثل او عاجز بوده اند. پس اگر کسی مدعی شود، قبل یا بعد از قرآن، اثری داریم که همطراز است، باید ادعایش را ثابت کند. راه اثباتش این است که اهل فن، آن همطرازی را تایید کرده باشند.

وقتی کارشناسان و متخصصان زبان شناس، چنین تایید و قضاوتی را نسبت به هیچ اثری (قبل یا بعد از قرآن) نداشته اند، چگونه می توان این ادعا را پذیرفت؟!

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۱۹:۱۶
با سلام و درود

همین که کسی همطرازی این کتب با قرآن را ادعا نکرده و اگر هم کرده، کارشناسان و متخصصان زبان شناس، این ادعا را تایید نکرده اند؛ معنایش عدم اثبات است.

توجه داشته باشید که قرآن، اعجاز خودش را یکبار ثابت کرده زیرا مخاطبان او از آوردن مثل او عاجز بوده اند. پس اگر کسی مدعی شود، قبل یا بعد از قرآن، اثری داریم که همطراز است، باید ادعایش را ثابت کند. راه اثباتش این است که اهل فن، آن همطرازی را تایید کرده باشند.

وقتی کارشناسان و متخصصان زبان شناس، چنین تایید و قضاوتی را نسبت به هیچ اثری (قبل یا بعد از قرآن) نداشته اند، چگونه می توان این ادعا را پذیرفت؟!

سلام علیکم. خب بنده هم همین رو میگم! شما مدعی هستید که هیچ کارشناسی و متخصص زبان شناسی، نگفته اثری قبل و بعد از قرآن مثل قرآن، بوده؛ من هم می پرسم: متخصصین و کارشناسان، در مقایسه قرآن و معلقات و مقامات، چه گفته اند؟ از سکوت کارشناسان که نمی شود استدلال کرد. اگر کارشناسان چیزی نگفته باشند، باید بگوییم مطمئن نیستیم قرآن برتر از معلقات و مقامات است.

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۲۰:۳۶
سلام علیکم. خب بنده هم همین رو میگم! شما مدعی هستید که هیچ کارشناسی و متخصص زبان شناسی، نگفته اثری قبل و بعد از قرآن مثل قرآن، بوده؛ من هم می پرسم: متخصصین و کارشناسان، در مقایسه قرآن و معلقات و مقامات، چه گفته اند؟ از سکوت کارشناسان که نمی شود استدلال کرد. اگر کارشناسان چیزی نگفته باشند، باید بگوییم مطمئن نیستیم قرآن برتر از معلقات و مقامات است.


با سلام و درود

قرار نیست کارشناسان و متخصصان، راجع به هر اثری حتما نظر نفی یا اثبات داشته باشند و در صورتی که نظری اعلام نکرده اند پس معنایش این باشد که آن اثر با قرآن همطرازی می کند؛ اگر این گونه است کارشناسان راجع به آثار مختلفی مثلا عربی اول دبیرستان (فقط مثال است)، هنوز نظر نداده اند، پس باید بگوییم این اثر ممکن است همطراز قرآن باشد.

چنین استدلالی صحیح و منطقی نیست. لازمه این استدلال این است که از یک واقعیت و حقیقتی مثل اعجاز قرآن، دست بکشیم، چرا، چون ممکن است در این عالَم اثری باشد که همطراز قرآن باشد؛ این معقول و منطقی نیست.

معقول و منطقی آن است که چیزی که اثبات شده است را بپذیریم، تا وقتی که برتری یا همطرازی اثر دیگری به اثبات برسد. پس تا موقعی که اثبات نشده، نمی تواند اثبات شده قبلی را رد کرد.

بطور معمول، عقلاء روششان همین است. بله، هر کسی ادعای پاسخدهی به تحدی قرآن و همانندآوری آن را دارد می تواند ادعایش را به متخصصان و زبان شناسان عالَم معرفی کند، اگر اکثریت آن ها رأی به برتری یا همانندی آن دادند، قبول می کنیم ولی تا موقعی که چنین قضاوتی از سوی آنان صادر نشده است، این ادعا در حد ادعا باقی می ماند.

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۲۰:۳۹
با سلام و درود

قرار نیست کارشناسان و متخصصان، راجع به هر اثری حتما نظر نفی یا اثبات داشته باشند و در صورتی که نظری اعلام نکرده اند پس معنایش این باشد که آن اثر با قرآن همطرازی می کند؛ اگر این گونه است کارشناسان راجع به آثار مختلفی مثلا عربی اول دبیرستان (فقط مثال است)، هنوز نظر نداده اند، پس باید بگوییم این اثر ممکن است همطراز قرآن باشد.

چنین استدلالی صحیح و منطقی نیست. لازمه این استدلال این است که از یک واقعیت و حقیقتی مثل اعجاز قرآن، دست بکشیم، چرا، چون ممکن است در این عالَم اثری باشد که همطراز قرآن باشد؛ این معقول و منطقی نیست.

معقول و منطقی آن است که چیزی که اثبات شده است را بپذیریم، تا وقتی که برتری یا همطرازی اثر دیگری به اثبات برسد. پس تا موقعی که اثبات نشده، نمی تواند اثبات شده قبلی را رد کرد.

بطور معمول، عقلاء روششان همین است. بله، هر کسی ادعای پاسخدهی به تحدی قرآن و همانندآوری آن را دارد می تواند ادعایش را به متخصصان و زبان شناسان عالَم معرفی کند، اگر اکثریت آن ها رأی به برتری یا همانندی آن دادند، قبول می کنیم ولی تا موقعی که چنین قضاوتی از سوی آنان صادر نشده است، این ادعا در حد ادعا باقی می ماند.

سلام علیکم. آثار مختلف فرق دارد با برترین آثار عربی موجود. معلقات و مقامات هم اثار کمی نیستند. اگر متخصصان زبان عربی، آنرا برتر از قرآن می دانند، آیا عجیب نیست که هیچ اشاره ای به این امر نکرده باشند؟

البته روش عقلا هم این نیست که از سکوت کارشناس، نتیجه بگیرند.

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۲۱:۰۱
سلام علیکم. آثار مختلف فرق دارد با برترین آثار عربی موجود. معلقات و مقامات هم اثار کمی نیستند. اگر متخصصان زبان عربی، آنرا برتر از قرآن می دانند، آیا عجیب نیست که هیچ اشاره ای به این امر نکرده باشند؟

البته روش عقلا هم این نیست که از سکوت کارشناس، نتیجه بگیرند.


با سلام و درود

بله روش عقلاء این نیست که از سکوت کارشناسان و یا به عبارتی از هر سکوتی نتیجه بگیرند، منطور بنده هم این نبود. عرضم این است وقتی کارشناسان از وجود این آثار اطلاع دارند، از طرفی از قرآن و ادعای تحدی آن را نیز مطلع هستند، با این وجود، رأی بر همطرازی آن آثار با قرآن نداده اند، این معنایش عدم تایید و همطراز نبودن است. لذا این سکوت، دیگر سکوت صرف نیست.

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۲۱:۳۱
با سلام و درود

بله روش عقلاء این نیست که از سکوت کارشناسان و یا به عبارتی از هر سکوتی نتیجه بگیرند، منطور بنده هم این نبود. عرضم این است وقتی کارشناسان از وجود این آثار اطلاع دارند، از طرفی از قرآن و ادعای تحدی آن را نیز مطلع هستند، با این وجود، رأی بر همطرازی آن آثار با قرآن نداده اند، این معنایش عدم تایید و همطراز نبودن است. لذا این سکوت، دیگر سکوت صرف نیست.

سلام علیکم. آیا شما مطمئنید که از سوی کارشناسان هیچ مقایسه ای بین این آثار و قرآن صورت نگرفته است؟

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۲۲:۴۷
سلام علیکم. آیا شما مطمئنید که از سوی کارشناسان هیچ مقایسه ای بین این آثار و قرآن صورت نگرفته است؟


با سلام و درود

ببینید. این موضوع مانند یک مطلب علمی است که از سوی دانشمندی مطرح می شود و سایر اندیشمندان آن علم، در رد یا اثبات آن از سراسر جهان، نظرشان را بیان می کنند. اگر اغلب آن ها این فرضیه یا مطلب علمی را تایید کنند، می توان گفت آن به اثبات رسیده است.

در همانندآوری نیز همین طور است. اگر قضاوت جمعی متخصصان یعنی اغلب متخصصان و اهل فن، از سراسر جهان، بر این باشد که فلان اثر عربی، همطراز قرآن است، آن ادعا ثابت می شود. واضح است تا موقعی که چنین قضاوت جمعی را نداشته باشیم نمی توانیم ادعای همطرازی کنیم.

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۰۲, ۲۳:۱۳
با سلام و درود

ببینید. این موضوع مانند یک مطلب علمی است که از سوی دانشمندی مطرح می شود و سایر اندیشمندان آن علم، در رد یا اثبات آن از سراسر جهان، نظرشان را بیان می کنند. اگر اغلب آن ها این فرضیه یا مطلب علمی را تایید کنند، می توان گفت آن به اثبات رسیده است.

در همانندآوری نیز همین طور است. اگر قضاوت جمعی متخصصان یعنی اغلب متخصصان و اهل فن، از سراسر جهان، بر این باشد که فلان اثر عربی، همطراز قرآن است، آن ادعا ثابت می شود. واضح است تا موقعی که چنین قضاوت جمعی را نداشته باشیم نمی توانیم ادعای همطرازی کنیم.

سلام علیکم. کاملاً قبول دارم که نمی شود ادعای همطرازی کرد، ولی دقت دارید که سه حالت وجود دارد که در پستهای قبل به آنها اشاره کردم. اگر متخصصین تصریح نداشته باشند در اینکه ادبیات قرآن، برتر از معلقات و مقامات است، آیا این احتمال باقی نمی ماند که شاید هم معلقات یا مقامات همطراز قرآن باشند؟ به هر حال با توجه به اینکه «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» وجود چنین احتمالی، می تواند برای بحث اعجاز ادبی قرآن، ایجاد اخلال کند.

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۰۳, ۲۰:۳۶
سلام علیکم. کاملاً قبول دارم که نمی شود ادعای همطرازی کرد، ولی دقت دارید که سه حالت وجود دارد که در پستهای قبل به آنها اشاره کردم. اگر متخصصین تصریح نداشته باشند در اینکه ادبیات قرآن، برتر از معلقات و مقامات است، آیا این احتمال باقی نمی ماند که شاید هم معلقات یا مقامات همطراز قرآن باشند؟ به هر حال با توجه به اینکه «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» وجود چنین احتمالی، می تواند برای بحث اعجاز ادبی قرآن، ایجاد اخلال کند.


با سلام و درود

نسبت به این آثار عربی و بطور کلی نسبت به همه آثار تا الآن، هیچ شکی نیست که قرآن بدون مثل و مانند است؛ زیرا کارشناسان و متخصصان، قطعا از وجود این آثار اطلاع دارشته اند و هیچ موردی را تایید نکرده اند و مخالفان قرآن هم هر لحظه مترصد بوده اند تا موردی (ولو خیالی یا احتمالی) پیدا کنند و با آن، اعجاز قرآن را زیر سؤال ببرند؛ و چون تاکنون چنین نشده، پس اعجاز و بی همتایی قرآن، بدون خدشه و باقی و ثابت است.

اما نسبت به آینده، تا موقعی که چیزی ثابت نشده، اعجاز قرآن به قوّت خود باقی است و احتمال آمدن اثری همطراز قرآن، خللی در ایمان فعلی ما ایجاد نمی کند.

توضیح:
قاعده «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» برای اقامه برهان است و ما که نمی خواهیم برهان اقامه کنیم. ما می خواهیم به وثوق و اطمینان برسیم، یعنی با وجود این ویژگی های ادبی قرآن (اعجاز ادبی)، پی ببریم که نبوت و متصل بودن به عالَم ماوراء و وحی، که پیامبر(صلی الله علیه و آله) ادعا فرموده اند، ادعای درستی است.

این اطمینان و وثوق حاصل می شود. لذا در بحث اعجاز قرآن و نیز اعجاز ادبی قرآن، هیچ خللی وارد نیست.

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۰۳, ۲۱:۱۳
با سلام و درود

نسبت به این آثار عربی و بطور کلی نسبت به همه آثار تا الآن، هیچ شکی نیست که قرآن بدون مثل و مانند است؛ زیرا کارشناسان و متخصصان، قطعا از وجود این آثار اطلاع دارشته اند و هیچ موردی را تایید نکرده اند و مخالفان قرآن هم هر لحظه مترصد بوده اند تا موردی (ولو خیالی یا احتمالی) پیدا کنند و با آن، اعجاز قرآن را زیر سؤال ببرند؛ و چون تاکنون چنین نشده، پس اعجاز و بی همتایی قرآن، بدون خدشه و باقی و ثابت است.

اما نسبت به آینده، تا موقعی که چیزی ثابت نشده، اعجاز قرآن به قوّت خود باقی است و احتمال آمدن اثری همطراز قرآن، خللی در ایمان فعلی ما ایجاد نمی کند.

توضیح:
قاعده «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» برای اقامه برهان است و ما که نمی خواهیم برهان اقامه کنیم. ما می خواهیم به وثوق و اطمینان برسیم، یعنی با وجود این ویژگی های ادبی قرآن (اعجاز ادبی)، پی ببریم که نبوت و متصل بودن به عالَم ماوراء و وحی، که پیامبر(صلی الله علیه و آله) ادعا فرموده اند، ادعای درستی است.

این اطمینان و وثوق حاصل می شود. لذا در بحث اعجاز قرآن و نیز اعجاز ادبی قرآن، هیچ خللی وارد نیست.

سلام علیکم. متشکرم. خسته نباشید.

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۱۰, ۱۷:۲۵
با سلام و درود



سلام علیکم. مسئله دیگری که در مورد تحدی مطرح است، این می باشد که اگر برتری ادبی و زیبایی متن و عدم توان دیگران، دلیل بر الهامی بودن باشد، بسیاری از آثار ادبیات کلاسیک دنیا نیز همین خاصیت را دارند که بسیار زیبا هستند و کسی نتوانسته مثلشان بیاورد.

با تشکر

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۱۰, ۱۹:۴۰
سلام علیکم. مسئله دیگری که در مورد تحدی مطرح است، این می باشد که اگر برتری ادبی و زیبایی متن و عدم توان دیگران، دلیل بر الهامی بودن باشد، بسیاری از آثار ادبیات کلاسیک دنیا نیز همین خاصیت را دارند که بسیار زیبا هستند و کسی نتوانسته مثلشان بیاورد.

با تشکر


با سلام و درود

همان طور که می دانید در تعریف معجزه، ادعای نبوت داشتن نیز ملاک است و آوردن معجزه، برای اثبات آن ادعای نبوت است.

وقتی خود نویسنده ادعای اعجاز نداشته و نوشته اش را در این حد نمی دیده، چه دلیلی دارد که دیگران چنین ادعایی نمایند.

مطلب دیگر؛ اگر کسی سبک نوشتارش به گونه ای باشد که کسی نتواند مانند او بنگارد، این تنها می تواند آن را از نظر سبک نوشتاری، منحصر به فرد و خاص کند؛ ولی تا موقعی که دیگران بتوانند مشابه آن را در محتوا، مفاهیم، حکمت ها و ... بیاورند، باز هم ادعای معجزه بودن درست نیست و دیگر آن کتاب، در آن اوج نمی ماند.

بنابر این:
چنین آثاری می توانند از نظر ادبی و سبک نوشتاری، خاص و منحصر به فرد باشند ولی نمی توانند معجزه محسوب شده و یا مرتبط با عالَم ماوراء و وحی شمرده شوند.

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۱۲, ۲۱:۱۵
با سلام و درود

همان طور که می دانید در تعریف معجزه، ادعای نبوت داشتن نیز ملاک است و آوردن معجزه، برای اثبات آن ادعای نبوت است.

وقتی خود نویسنده ادعای اعجاز نداشته و نوشته اش را در این حد نمی دیده، چه دلیلی دارد که دیگران چنین ادعایی نمایند.

مطلب دیگر؛ اگر کسی سبک نوشتارش به گونه ای باشد که کسی نتواند مانند او بنگارد، این تنها می تواند آن را از نظر سبک نوشتاری، منحصر به فرد و خاص کند؛ ولی تا موقعی که دیگران بتوانند مشابه آن را در محتوا، مفاهیم، حکمت ها و ... بیاورند، باز هم ادعای معجزه بودن درست نیست و دیگر آن کتاب، در آن اوج نمی ماند.

بنابر این:
چنین آثاری می توانند از نظر ادبی و سبک نوشتاری، خاص و منحصر به فرد باشند ولی نمی توانند معجزه محسوب شده و یا مرتبط با عالَم ماوراء و وحی شمرده شوند.

سلام علیکم. نظر به اینکه این تاپیک مربوط به برتری ادبی قرآن بر سایر آثار عربی است، می خواستم خواهش کنم در مورد فرقان الحق هم توضیح بدهید. البته شما قبلاً در تاپیک دیگری (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=51980&p=760017&viewfull=1#post760017) به این بحث پرداخته اید، ولی چنانکه از پاسخ شما مشخص است، فرض سؤال این است که این کتاب نیز ادعای از طرف خدا بودن را دارد.

ولی ادعای دو نویسنده فرقان الحق، اصلاً این نیست که کتابشان از سوی خداست، آنها ادعا دارند که کتابی مثل قرآن آورده اند.

چطور می توانیم ثابت کنیم که این کتاب مثل قرآن نیست؟

با تشکر

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۱۳, ۲۱:۴۹
ولی ادعای دو نویسنده فرقان الحق، اصلاً این نیست که کتابشان از سوی خداست، آنها ادعا دارند که کتابی مثل قرآن آورده اند.

چطور می توانیم ثابت کنیم که این کتاب مثل قرآن نیست؟


با سلام و درود

همانطور که در آن جا عرض کرده ام، برخی معتقدند نویسندگان این کتاب، ادعا دارند این کتاب، وحی مبین است و این با فرمایش شما متفاوت است.

در هر حال، همین که مورد تأیید غالب کارشناسان و متخصصان واقع نشده است، بهترین دلیل بر بطلان ادعای همانندآوری برای قرآن است.

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۱۳, ۲۲:۱۶
با سلام و درود

همانطور که در آن جا عرض کرده ام، برخی معتقدند نویسندگان این کتاب، ادعا دارند این کتاب، وحی مبین است و این با فرمایش شما متفاوت است.

در هر حال، همین که مورد تأیید غالب کارشناسان و متخصصان واقع نشده است، بهترین دلیل بر بطلان ادعای همانندآوری برای قرآن است.

سلام علیکم. در مورد ادعای نویسندگان، مسلم بدانید که این افراد چنین ادعایی ندارند، زیرا هر دو نویسنده مسیحی بوده، و این از متن کتاب فرقان الحق نیز روشن است، در نتیجه ادعایی خلاف الهیات خود طرح نمی کنند و نکرده اند.

در مورد عدم تأیید فرمایش شما درست است، ولی می خواستم خواهش کنم که توضیح بدهید که کارشناسان و متخصصان، چه مشکلی در این کتاب دیده اند که تأییدی نکرده اند که مثل قرآن است؟ خود شما به عنوان یک کارشناس قرآن، چه مشکلی در این کتاب سراغ دارید؟

با تشکر

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۱۴, ۱۷:۵۴
سلام علیکم. در مورد ادعای نویسندگان، مسلم بدانید که این افراد چنین ادعایی ندارند، زیرا هر دو نویسنده مسیحی بوده، و این از متن کتاب فرقان الحق نیز روشن است، در نتیجه ادعایی خلاف الهیات خود طرح نمی کنند و نکرده اند.

با سلام و درود

صریح متن کتاب، خلاف نظر شما را ثابت می کند، زیرا ایشان در پاسخگویی به تحدی قرآن، کتاب خود را وحی تلقی کرده است:

«و انّ الفرقان الحق هی کلمتنا و هو الحق الیقین و لو کره الکافرون»(الشهید/ 8)

«فرقان حق أنزلناه لنخرج الظالین من الظلمات الی النور»(المسیح/ 6)

«إنّا أنزلناه نورا علی قلب صفینا فخطّه کلما بأعیننا...»(النور/ 7)




در مورد عدم تأیید فرمایش شما درست است، ولی می خواستم خواهش کنم که توضیح بدهید که کارشناسان و متخصصان، چه مشکلی در این کتاب دیده اند که تأییدی نکرده اند که مثل قرآن است؟ خود شما به عنوان یک کارشناس قرآن، چه مشکلی در این کتاب سراغ دارید؟


بنده صاحب نظر نیستم، لذا در نقد این کتاب، برخی نظرات و پژوهش های دیگران را اشاره می کنم:

1. این که کسی از قالب آیات و سوره های قرآن استفاده کند و تعابیر مشابه بیاورد، که همانند آوری نیست؛ این تقلید از قرآن است.

2. کسی که ادعای پیامبری و وحی دارد باید شناخته شده باشد؛ در حالی «انیس سرش» ناشناس است و وی ادعا دارد که نویسنده این کتاب نیست و نمی گوید که چه کسی این کتاب را نوشته است. لذا اصلا مشخص نیست به چه کسی وحی شده، از کجا وحی شده، نویسنده کتاب کیست و... .

3. این کتاب باید مانند قرآن وجه اعجازی داشته و مانند قرآن دارای اعجازهای بیانی و علمی و... باشد؛ که نیست.

4. عربی آن باید عاری از خطا و غلط باشد و غلط های نگارشی و اعرابی نداشته باشد؛ که نیست. غلط های صرفی و نحوی آن زیاد است.

5. باید بدون تناقض گویی باشد؛ که نیست؛ مثلا در همه سوره ها در اول سوره می گوید «بسم الاب الکلمه الواحد الاوحدی» اما در جای دیگر در این کتاب می گوید «موحد التثلیث مثلث التوحید؛ یعنی یگانه سه گانه، سه گانه یگانه!! اول حرف از وحدت می زند بعد می گوید سه گانه یگانه و یگانه سه گانه!! خدا یا سه گانه است و یا یگانه و نمی تواند هم یگانه باشد و هم سه گانه.

مثال دیگر از تناقضات کتاب این است که از سویی می گوید آخرین پیغمبر حضرت عیسی است و آخرین کتاب انجیل است و از سوی دیگر می گوید آخرین پیغمبر منم و آخرین کتاب فرقان الحق است.


برای مطالعه تفصیلی:

مقاله ای با عنوان «حق الفرقان ردا علی الفرقان الحق» توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره) در نقد کتاب «الفرقان الحق» و بیان ایرادات مختلف آن، تدوین شده که می توانید مطالعه کنید.

هم چنین در دوفصلنامه علمی ـ پژوهشی پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، شماره دهم، بهار و تابستان 96، مقاله ای در نقد کتاب «الفرقان الحق» توسط آقایان ناجی، زمانی و آغازی، به فارسی تدوین شده که مطالعه آن نیز مفید است.

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۱۴, ۱۷:۵۵
مطلبی دیگر؛


یکی از مهمترین ادله اعجاز قرآن، موضوع تحدی و مبارزه طلبی برای همانندآوری است. موضوعی که از ابتدا تاکنون (بیش از 1400 سال)، کسی نتوانسته به آن پاسخ دهد؛ که این نشان از عجز و ناتوانی انسان ها از همانندآوری و نشان از الهی و معجزه بودن قرآن است.

ممکن است گفته شود چرا انسان ها نمی توانند مانندی برای قرآن بیاورند؟ باید گفت:

قرآن كلامی است كه از جهات و ابعاد گوناگون معجزه است؛ قرآن كتابی است با الفاظ محدود و معانی بسيار و عالی؛ قرآن كتابی است با الفاظ عربی معمولی اما در اوج فصاحت و بلاغت كه مثل آن وجود ندارد.

قرآن مثل هر كتاب ديگر از سه عنصر «لفظ، معنا و نظم» تشكيل شده است پس اگر كسی بخواهد كتابی مثل قرآن بياورد بايد حداقل سه شرط داشته باشد:

1. به تمام الفاظ، اسم ها، فعل ها و ... علم داشته باشد بطوری كه بتواند بهترين و مناسب ترين آن ها در هر جمله به كار بندد.

2. به تمام معانی الفاظ، اسم ها ، فعل ها و ... علم داشته باشد تا بتواند در موقع سخن گفتن، بهترين و مناسب ترين معنا را در مورد مقصود خود ارائه دهد.

3. به تمام وجوه نظم كلمات و معانی، علم داشته باشد تا بتواند در مواقع لزوم بهترين و مناسب ‌ترين آن ها را برای كلام خويش انتخاب كند.

از آن جا كه اين (الفاظ، معانی، نظم آن ها) هنگامی كه در همديگر ضرب شوند يک مجموعه بی ‌نهايت (به اصطلاح رياضی) را تشكيل می ‌دهند؛ لذا تسلط و احاطه بر آن ها و حضور ذهن در مورد همه اين امور برای يک انسان مقدور نيست. علاوه بر آن كه مطالب و محتوای عالی قرآن و اسرار علمی و جهات ديگر آن، خود، علومی ديگر را می ‌طلبد كه در دسترس بشر نيست.

پس تنها خداست كه بر همه چيز احاطه دارد و علم او نامحدود است و می ‌تواند اين مجموعه را يكجا در نظر گيرد و كتابی بوجود آورد كه فصيح ترين الفاظ، صحيح ترين معانی و بهترين نظم را استفاده كند: «إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ»

آری به نظر می ‌رسد كه سرّ عجز انسان در آوردن مثل قرآن و راز اعجاز اين كتاب الهی در محدوديت علم و عقل بشر و نامحدود بودن علم و عقل خدا نهفته است: «وَ ما أُوتيتُمْ‏ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلا»(اسراء/ 85)

و از اين روست كه هر چه علم بشر بيشتر رشد كند و عقل و تفكر او قوی ‌تر و عميق گردد، بهتر می ‌تواند، اسرار الفاظ، معانی و نظم قرآن را دريابد و بر اعجاب او نسبت به اين كتاب آسمانی افزوده می ‌شود، ولی هيچگاه قادر نخواهد بود، مثل آن را بياورد.

«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ‏ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيرا»؛ بگو: اگر انسان [ها] و جن [ها] جمع شوند، بر اين كه همانند اين قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد؛ و اگر چه برخى آنان، پشتيبان برخى [ديگر] باشند.(اسراء/ 88).(رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 80 و 81)

مسلمان ایرانی
۱۳۹۶/۰۸/۲۴, ۲۱:۲۸
با سلام و درود

صریح متن کتاب، خلاف نظر شما را ثابت می کند، زیرا ایشان در پاسخگویی به تحدی قرآن، کتاب خود را وحی تلقی کرده است:

«و انّ الفرقان الحق هی کلمتنا و هو الحق الیقین و لو کره الکافرون»(الشهید/ 8)

«فرقان حق أنزلناه لنخرج الظالین من الظلمات الی النور»(المسیح/ 6)

«إنّا أنزلناه نورا علی قلب صفینا فخطّه کلما بأعیننا...»(النور/ 7)

سلام علیکم. ضمن تشکر، منظور از این آیات، از قرار معلوم این است که مثلیت با قرآن را حفظ کنند. اگر سعی کنند کتابی مثل قرآن بیاورند ولی در آن ادعای از سوی خدا بودن نباشد، یک جهت مثلیت را از دست داده اند.

سؤال دیگری داشتم: بر اساس نظر مورخین، مانی نیز، که از مدعیان نبوت می باشد، مدعی بوده است کتاب ارژنگ را خدا به او داده و کسی نمی تواند مثلش بیاورد، و از قرار معلوم نقاشیهای کتاب ارژنگ، شگفت آور و زیبا بوده اند. بر چه اساسی ادعای مانی در مورد کتاب ارژنگ را نمی پذیریم؟

با تشکر

میقات
۱۳۹۶/۰۸/۲۶, ۱۲:۴۵
سلام علیکم. ضمن تشکر، منظور از این آیات، از قرار معلوم این است که مثلیت با قرآن را حفظ کنند. اگر سعی کنند کتابی مثل قرآن بیاورند ولی در آن ادعای از سوی خدا بودن نباشد، یک جهت مثلیت را از دست داده اند.


با سلام و درود

مواردی که ذکر شده، نزول را مطرح می کند یعنی وحی شده است. لذا نمی توان بر خلاف صریح و ظاهر عبارت، بگوییم گوینده قصد دیگری داشته است.




سؤال دیگری داشتم: بر اساس نظر مورخین، مانی نیز، که از مدعیان نبوت می باشد، مدعی بوده است کتاب ارژنگ را خدا به او داده و کسی نمی تواند مثلش بیاورد، و از قرار معلوم نقاشیهای کتاب ارژنگ، شگفت آور و زیبا بوده اند. بر چه اساسی ادعای مانی در مورد کتاب ارژنگ را نمی پذیریم؟


اما در مورد مانی و کتاب ارژنگ:

اولا باید نظر صاحب نظران و کارشناسان را دید که آیا به نظر آن ها، این کتاب منحصر به فرد است و دیگران توان آوردن مانند آن را ندارند؟!

در ثانی، این که کسی بگوید کتاب من از طرف خداست، این ادعا است و ادعا به اثبات نیاز دارد، لذا او برای اثبات ادعایش باید معجزه بیاورد تا روشن شود او با ماوراء و وحی در ارتباط است؛ و چنین چیزی در مورد ایشان نداریم.

سوم، به فرض این که قبول کنیم ایشان پیغمبر بوده، الآن که دیگر مورد ندارد؛ زیرا ایشان قبل از اسلام بوده و با وجود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نبوت خاتمه پیدا کرده و انبیاء سلف، نبوتشان تمام شده است، مانند نبوت حضرت موسی و حضرت عیسی.

میقات
۱۳۹۶/۱۰/۰۷, ۲۳:۰۷
پرسش:
قرآن کریم چه برتری ادبی بر آثار ادبی اعراب، مثل معلقات و مقامات و حریری و... داشته است؟

پاسخ:
اعجاز ادبی قرآن به اثبات رسیده و با وجود نزول قرآن در زمانی که ادبیات عرب و شعر جاهلی در اوج خود بود، با این حال همه مدعیان و فحول عرب، از آوردن مثل آن عاجز و ناتوان بوده و در مقابل اعجاز قرآن، سر تعظیم فرود آوردند.
تاکنون نیز کسی نتوانسته به تحدی قرآن پاسخ دهد و هیچ کسی هم با وجود این آثار ادبی، چنین ادعایی در باره آن ها نداشته است؛ حتی خود نویسندگان آن ها. از طرفی تأیید نشدن چنین ادعایی توسط متخصصان و اهل فن، معنایش اثبات نشدن ادعای او و بی پاسخ ماندن تحدی قرآن است.
شما می فرمایید ممکن است کتب ادبی داشته باشیم که همطراز قرآن باشند، می گوییم نیاز به اثبات دارد و تا وقتی که اثبات نشده است، اعجاز قرآن و بی همتایی آن سر جای خودش باقی است.
توجه داشته باشید که قرآن، اعجاز خودش را یکبار ثابت کرده، زیرا مخاطبان او از آوردن مثل او عاجز بوده اند. پس اگر کسی مدعی شود، قبل یا بعد از قرآن، اثری داریم که همطراز است، باید ادعایش را ثابت کند. راه اثباتش این است که متخصصان و اهل فن، آن همطرازی را تایید کرده باشند.
به بیان دیگر؛ اگر قضاوت جمعی متخصصان، یعنی اغلب متخصصان و اهل فن، از سراسر جهان، بر این باشد که فلان اثر عربی، همطراز قرآن است، آن ادعا ثابت می شود. واضح است تا موقعی که چنین قضاوت جمعی را نداشته باشیم نمی توانیم ادعای همطرازی کنیم.
وقتی کارشناسان و متخصصان زبان شناس، چنین تایید و قضاوتی را نسبت به هیچ اثری (قبل یا بعد از قرآن) نداشته اند، نمی توان ادعای پاسخگویی به تحدی را پذیرفت.

ممکن است گفته شود، تا زمانی که متخصصین تصریح نداشته باشند که ادبیات قرآن، برتر از معلقات و مقامات و... است، آیا این احتمال باقی نمی ماند که شاید آن ها همطراز قرآن باشند؟ زیرا با توجه به قاعده «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» وجود چنین احتمالی، می تواند برای بحث اعجاز ادبی قرآن، ایجاد اخلال کند؟
در جواب باید گفت نسبت به این آثار عربی و بطور کلی نسبت به همه آثار تا الآن، هیچ شکی نیست که قرآن بدون مثل و مانند است؛ زیرا کارشناسان و متخصصان، قطعا از وجود این آثار اطلاع داشته اند و هیچ موردی را تایید نکرده اند و مخالفان قرآن هم هر لحظه مترصد بوده اند تا موردی (ولو خیالی یا احتمالی) پیدا کنند و با آن، اعجاز قرآن را زیر سؤال ببرند؛ و چون تاکنون چنین نشده، پس اعجاز و بی همتایی قرآن، بدون خدشه و باقی و ثابت است.
اما نسبت به آینده، تا موقعی که چیزی ثابت نشده، اعجاز قرآن به قوّت خود باقی است و احتمال آمدن اثری همطراز قرآن، خللی در ایمان فعلی ما ایجاد نمی کند.
توضیح: قاعده «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» برای اقامه برهان است و ما که نمی خواهیم برهان اقامه کنیم. ما می خواهیم به وثوق و اطمینان برسیم، یعنی با وجود این ویژگی های ادبی قرآن (اعجاز ادبی)، پی ببریم که نبوت و متصل بودن به عالَم ماوراء و وحی، که پیامبر(صلی الله علیه و آله) ادعا فرموده اند، ادعای درستی است.
این اطمینان و وثوق حاصل می شود. لذا در بحث اعجاز قرآن و نیز اعجاز ادبی قرآن، هیچ خللی وارد نیست.

ممکن است پرسیده شود اگر برتری ادبی و زیبایی متن و عدم توان دیگران، دلیل بر الهامی بودن باشد، بسیاری از آثار ادبیات کلاسیک دنیا نیز همین خاصیت را دارند که بسیار زیبا هستند و کسی نتوانسته مثلشان بیاورد؛ آیا معجزه بودن آن ها ثابت می شود؟
در جواب باید گفت همان طور که می دانید در تعریف معجزه، ادعای نبوت داشتن نیز ملاک است و آوردن معجزه، برای اثبات آن ادعای نبوت است. وقتی خود نویسنده، ادعای اعجاز نداشته و نوشته اش را در این حد نمی دیده، چه دلیلی دارد که دیگران چنین ادعایی نمایند.
مطلب دیگر؛ اگر کسی سبک نوشتارش به گونه ای باشد که کسی نتواند مانند او بنگارد، این تنها می تواند آن را از نظر سبک نوشتاری، منحصر به فرد و خاص کند؛ ولی تا موقعی که دیگران بتوانند مشابه آن را در محتوا، مفاهیم، حکمت ها و... بیاورند، باز هم ادعای معجزه بودن درست نیست و دیگر آن کتاب، در آن اوج نمی ماند.
بنابر این؛ چنین آثاری می توانند از نظر ادبی و سبک نوشتاری، خاص و منحصر به فرد باشند ولی نمی توانند معجزه محسوب شده و یا مرتبط با عالَم ماوراء و وحی شمرده شوند.

ممکن است پرسیده شود کارشناسان و متخصصان، چه مشکلی در کتاب «فرقان الحق» دیده اند که آن را به عنوان همطراز قرآن، تایید نکرده اند؟
در جواب باید گفت به این کتاب، ایرادها و نقدهای زیادی وارد است که به برخی اشاره می شود:
1. این که کسی از قالب آیات و سوره های قرآن استفاده کند و تعابیر مشابه بیاورد، که همانند آوری نیست؛ این تقلید از قرآن است.
2. کسی که ادعای پیامبری و وحی دارد باید شناخته شده باشد؛ در حالی «انیس سرش» ناشناس است و وی ادعا دارد که نویسنده این کتاب نیست و نمی گوید که چه کسی این کتاب را نوشته است. لذا اصلا مشخص نیست به چه کسی وحی شده، از کجا وحی شده، نویسنده کتاب کیست و... .
3. این کتاب باید مانند قرآن وجه اعجازی داشته و مانند قرآن دارای اعجازهای بیانی و علمی و... باشد؛ که نیست.
4. عربیِ آن باید عاری از خطا و غلط باشد و غلط های نگارشی و اعرابی نداشته باشد؛ که نیست. غلط های صرفی و نحوی آن زیاد است.
5. باید بدون تناقض گویی باشد؛ که نیست؛ مثلا در همه سوره ها در اول سوره می گوید «بسم الاب الکلمه الواحد الاوحدی» اما در جای دیگر در این کتاب می گوید «موحد التثلیث مثلث التوحید؛ یعنی یگانه سه گانه، سه گانه یگانه!! اول حرف از وحدت می زند بعد می گوید سه گانه یگانه و یگانه سه گانه!! خدا یا سه گانه است و یا یگانه و نمی تواند هم یگانه باشد و هم سه گانه.
مثال دیگر از تناقضات کتاب این است که از سویی می گوید آخرین پیغمبر حضرت عیسی است و آخرین کتاب انجیل است و از سوی دیگر می گوید آخرین پیغمبر منم و آخرین کتاب فرقان الحق است.(1)

ممکن است گفته شود، بر اساس نظر مورخین، مانی، مدعی بوده است کتاب ارژنگ را خدا به او داده و کسی نمی تواند مثلش بیاورد، و از قرار معلوم نقاشی های کتاب ارژنگ، شگفت آور و زیبا بوده اند؛ بر چه اساسی ادعای مانی در مورد کتاب ارژنگ را نمی پذیریم؟
در جواب باید گفت اولا باید نظر صاحب نظران و کارشناسان را دید که آیا به نظر آن ها، این کتاب منحصر به فرد است و دیگران توان آوردن مانند آن را ندارند؟!
در ثانی، این که کسی بگوید کتاب من از طرف خداست، این ادعا است و ادعا به اثبات نیاز دارد، لذا او برای اثبات ادعایش باید معجزه بیاورد تا روشن شود او با ماوراء و وحی در ارتباط است؛ و چنین چیزی در مورد ایشان نداریم.
سوم، به فرض این که قبول کنیم ایشان پیغمبر بوده، الآن که دیگر مورد ندارد؛ زیرا ایشان قبل از اسلام بوده و با وجود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نبوت خاتمه پیدا کرده و انبیاء سلف، نبوتشان تمام شده است، مانند نبوت حضرت موسی و حضرت عیسی.

مطلبی دیگر؛
یکی از مهمترین ادله اعجاز قرآن، موضوع تحدی و مبارزه طلبی برای همانندآوری است. موضوعی که از ابتدا تاکنون (بیش از 1400 سال)، کسی نتوانسته به آن پاسخ دهد؛ که این نشان از عجز و ناتوانی انسان ها از همانندآوری و نشان از الهی و معجزه بودن قرآن است.
ممکن است گفته شود چرا انسان ها نمی توانند مانندی برای قرآن بیاورند؟ باید گفت: قرآن كلامی است كه از جهات و ابعاد گوناگون معجزه است؛ قرآن كتابی است با الفاظ محدود و معانی بسيار و عالی؛ قرآن كتابی است با الفاظ عربی معمولی اما در اوج فصاحت و بلاغت كه مثل آن وجود ندارد.
قرآن مثل هر كتاب ديگر از سه عنصر «لفظ، معنا و نظم» تشكيل شده است پس اگر كسی بخواهد كتابی مثل قرآن بياورد بايد حداقل سه شرط داشته باشد:
1. به تمام الفاظ، اسم ها، فعل ها و ... علم داشته باشد بطوری كه بتواند بهترين و مناسب ترين آن ها در هر جمله به كار بندد.
2. به تمام معانی الفاظ، اسم ها ، فعل ها و ... علم داشته باشد تا بتواند در موقع سخن گفتن، بهترين و مناسب ترين معنا را در مورد مقصود خود ارائه دهد.
3. به تمام وجوه نظم كلمات و معانی، علم داشته باشد تا بتواند در مواقع لزوم بهترين و مناسب ‌ترين آن ها را برای كلام خويش انتخاب كند.
از آن جا كه اين (الفاظ، معانی، نظم آن ها) هنگامی كه در همديگر ضرب شوند يک مجموعه بی ‌نهايت (به اصطلاح رياضی) را تشكيل می ‌دهند؛ لذا تسلط و احاطه بر آن ها و حضور ذهن در مورد همه اين امور برای يک انسان مقدور نيست. علاوه بر آن كه مطالب و محتوای عالی قرآن و اسرار علمی و جهات ديگر آن، خود، علومی ديگر را می ‌طلبد كه در دسترس بشر نيست.
پس تنها خداست كه بر همه چيز احاطه دارد و علم او نامحدود است و می ‌تواند اين مجموعه را يكجا در نظر گيرد و كتابی بوجود آورد كه فصيح ترين الفاظ، صحيح ترين معانی و بهترين نظم را استفاده كند: «إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ»
آری به نظر می ‌رسد كه سرّ عجز انسان در آوردن مثل قرآن و راز اعجاز اين كتاب الهی در محدوديت علم و عقل بشر و نامحدود بودن علم و عقل خدا نهفته است: «وَ ما أُوتيتُمْ‏ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلا»(2)
و از اين روست كه هر چه علم بشر بيشتر رشد كند و عقل و تفكر او قوی ‌تر و عميق گردد، بهتر می ‌تواند، اسرار الفاظ، معانی و نظم قرآن را دريابد و بر اعجاب او نسبت به اين كتاب آسمانی افزوده می ‌شود، ولی هيچگاه قادر نخواهد بود، مثل آن را بياورد.
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ‏ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيرا»؛ بگو: اگر انسان [ها] و جن [ها] جمع شوند، بر اين كه همانند اين قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد؛ و اگر چه برخى آنان، پشتيبان برخى [ديگر] باشند.(3).(4)

_____________
(1) برای مطالعه تفصیلی می توان به مقاله ای با عنوان «حق الفرقان ردا علی الفرقان الحق» که توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره) در نقد کتاب «الفرقان الحق» و بیان ایرادات مختلف آن، تدوین شده مراجعه کرد.
هم چنین در دوفصلنامه علمی ـ پژوهشی پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، شماره دهم، بهار و تابستان 96، مقاله ای در نقد کتاب «الفرقان الحق» توسط آقایان ناجی، زمانی و آغازی، به فارسی تدوین شده که مطالعه آن نیز مفید است.
(2) اسراء/ 85.
(3) اسراء/ 88.
(4) رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 80 و 81.