PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : خارج از حکومت و قلمرو خداوند به چه معناست!؟



کربلائی
۱۳۹۶/۰۹/۱۷, ۲۰:۳۵
سلام
سبحان الله
یادمه عده ای هستند که در روایتی از معصوم آمده بدلیل کفران نعمت و سرکشی خداوند آنها را از حکومت و قلمرو خود خارج کرده و اعتنایی نمیکند، حتی شهادتشان را هم قبول ندارد چه برسد به قول و قرارهایشان....
محیط عالم، به فرمان او باقیست.

چه معنا و مفهومی دارد که نشانه قهر خداوند از بنده‌خود بود.


راهنمایی بفرمائید.








متشکریم

معین
۱۳۹۶/۰۹/۲۰, ۱۲:۵۱
با نام و یاد دوست







http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae1.jpg









کارشناس بحث: استاد عمار

عمار
۱۳۹۶/۰۹/۲۲, ۰۸:۱۷
با سلام و ادب
در مورد کفران نعمت و عواقب آن روایت های بیشماری داریم که همگی مذمت کرده اند. اما این روایتی که شماره اشاره کردید بنده با جستجو به این شکل چیزی پیدا نکردم که اگر متن روایت رو دارید یا دوستان دیگه پیدا کردند ذکر کنند.
اما برفرض صحت چنین مضمونی در روایت این بیان کنایه از قطع رحمت و نظر لطف خداست.

در حدیث آمده است مردى از امام صادق(ع) در مورد آیۀ «فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَینَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» سؤال کرد. امام(ع) در جواب فرمودند: «این جماعت، گروهى بودند که چند روستای به هم پیوسته داشتند و اهل آنها همدیگر را مى‏‌دیدند، و نهرهاى روان و مال‌‏هاى زیاد داشتند. اما نعمت‌‏هاى خداى عز و جل را ناسپاسى نمودند، پس خداوند متعال نعمت‌هایی که در اختیار آنها بود را تغییر داد و سیل عَرِم را به سوى ایشان فرستاد که به سبب آن روستاهایشان را غرق کرد و خانه‌‌‏ها را خراب نمود و مال‌‏هاى ایشان را از بین برد، و به جای آن باغ‌ها، دو باغ که حاصل آن میوۀ بدمزه اراک و کنّار بود، به آنها داد. بعد از آن فرموده است: «ذلِکَ جَزَیناهُمْ بِما کَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِی إِلَّا الْکَفُورَ»؛ یعنى این عذاب عاجل، پاداش دادیم ایشان را، به سبب آن‌که کفرانِ نعمت ورزیده، بر رسولان ما کافر شدند، و آیا جزا مى‌‏دهم، مگر کفور را»(1)

قلمرو و حکومت الهی هم منظور نفوذ خداوند بر مجموعه عالم ماده اعم از زمین و ستارگان و کهکشانها و سحابیها،عالم ارواح و فرشتگان و جهان ماورای طبیعت و... است.

1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 3، ص 678 – 679، دار الحدیث، قم، چاپ اول، ‏1429ق.