PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده یدفعه عصبی میشم وحرفی میزنم بهشون که نباید بزنم



معین
۱۳۹۷/۰۶/۱۹, ۱۰:۰۵
یکی از کاربران سوالی داشتند وازکارشناسان درخواست راهنمائی داشتند
مطالب ایشون عینا نقل میشود



نماز میخونم وته قلبم خدا رو دوست دارم اما نمیفهمم چه مرگمه بعضی وقتا از عصبانیت
از چیه یدفعه عصبی میشم وحرفی میزنم بهشون که نباید بزنم واز خودم میپرسم الان این حرفو به کسی زده بودی که اینقدر بهت لطف داشته
میگم نهبا شیطانم درسته اولش سربی فکری باهاشون بودم اما بعدش میگم نمیتونم به کسی که میپرستم چنین حرفی بزنم
شما بگید من چکار کنم من با این گناه چکار کنم دارم دیونه میشم عمدی نیست این درون نفسمه
به زبون نمیاورم
به خدا ته قبلم نسبت به همشون احترام میزارم تو رو خدا کمک کنید زندگی من مختل شده
این مشکلمو کسی نمیدونه
خواهش میکنم از پیام دادنم پشیمونم نکنید
حالم اصلا خوب نیست
کافر نیستم

معین
۱۳۹۷/۰۶/۱۹, ۱۰:۰۶
با نام و یاد دوست




http://s8.picofile.com/file/8329322700/erjae13.png



کارشناس بحث: استاد امید

امید
۱۳۹۷/۰۶/۲۰, ۱۳:۱۷
یکی از کاربران سوالی داشتند وازکارشناسان درخواست راهنمائی داشتند
مطالب ایشون عینا نقل میشود

سلام

وقتی عصبانی می شوید، اختیار خود را از دست می دهید و ناسزا می گویید. این رفتار به دلیلِ ناتوانی در مهارکردنِ خشم است. وقتی عصبانی می شوید، سعی می کنید با ناسزاگفتن آن را خاموش کنید. اما آیا با ناسزاگویی مشکلی که شما را عصبانی کرده، حل می شود؟
عدم کنترل خشم موجب بیماری‌های قلبی، گوارشی و تنفسی می‌شود. از نظر بهداشت روانْ عصبانیّت های پِی در پِی قبل از آنکه برای دیگران مضرّ باشد، بیشترین آسیب را به خود فرد می‌رساند.
برای کنترل خشم، چند روش وجود دارد:
1) زیر سؤال بردنِ فکرِ زیربنایِ عصبانیّت:
طبق نظریه شناختی وقتی انسان خشمگین می شود، باید به این مساله دقت کند که به چه چیز فکر می کند. مشکلی که در حال حاضر عدّه زیادی از ما با آن روبه رو هستیم، این است که اندیشه ای غیرمنطقی داریم. انسان، حوادث و رویدادها را معنا می کند و براساس آن معنا، از آن رویدادها تاثیر می پذیرد. این احتمال وجود دارد که یک فرد در ارتباط با صحبت یک نفر خشمگین شود و دیگری بی تفاوت باشد و حتی یک نفر به آن حرف بخندد. بنابراین تفسیرهای متفاوت (فکرها) باعث می شود که در یک نفر خنده به وجود آید، در فردیْ بی تفاوتی و در دیگری پرخاشگری. پشت هر خشم هم یک فکر ناکارآمدِ منفی خوابیده است و آن فکر غیرمنطقی است. اگر زمانی که خشمگین می شوید، در این مساله تعمّق کنید که چه فکری باعثِ عصبانیتم شده، می توانید فکری که زیر بنای احساس خشمتان است را بیابید.

پس از شناساییِ افکار ناکارآمدِ منفی که باعث خشم شده، اولین قدم برای تغییر این وضعیت، چالش با این افکار و زیر سؤال بردن آنها و جایگزینیِ افکار واقع بینانه تر به جای آنها است. برای این کار، از یک سری سؤال ها استفاده کنید:
الف) چه شواهدی علیهِ این فکر وجود دارد؟
ب) آیا توضیحِ بهتری برای این اتفاق وجود ندارد؟
ج) آیا در این مورد این اتفاق، بزرگ نمایی نکرده ام؟
د) آیا می توانید به این موقعیت به صورت دیگری نگاه کنید؟
ه) مزایا و معایبِ این فکر کدامند؟ آیا معایبِ آن بیشتر از مزایایِ آن نیست؟
و) آیا معیارهای غیرواقع بینانه و دست نیافتنی برای خود انتخاب نکرده اید؟

2) مهارت کنترل خشم را تمرین کنید. به این منظور: «هر بار که عصبانی شدید، ۲۴ قدم بردارید؛ طوری که انگار مثل یک بندباز روی یک طناب راه می روید. سپس بنشینید. انگشت اشاره دست راست را بین دو ابرو بگذارید و تا ده بشمارید.‌ بعد کمی آب سرد بنوشید».

ادامه دارد ...

امید
۱۳۹۷/۰۶/۲۲, ۱۱:۳۳
کی از کاربران سوالی داشتند وازکارشناسان درخواست راهنمائی داشتند
مطالب ایشون عینا نقل میشود

در روانشناسی نظریه ای وجود دارد مبنی بر اینکه ناکامی پرخاشگری را به همراه دارد. یعنی وقتی انسان با ناکامی مواجه می شود، یکی از واکنش هایش پرخاشگری است و زمانی که پرخاشگری می کند، در آن لحظه دچار تخلیه هیجانی می شود و وقتی تخلیه هیجانی صورت می گیرد، استرسی که احساس می کند، کاهش می یابد. در نتیجه جوان شرطی می شود که هر وقت در وجود خود استرس و تنش احساس کرد و یا هر وقت با ناکامی مواجه شد، واکنش پرخاشگرانه نشان دهد. وقتی واکنش پرخاشگرانه از خود نشان داد، شدت استرسَش کاهش می یابد. در نتیجه جوان عادت می کند که هرگاه باب میلش صحبت نکردند و یا در مقابل خواسته هایش مقاومت نشان دادند، واکنش پرخاشگرانه نشان دهد.

- با یادگرفتن بیان عقاید و نظرات به صورتی قابل پذیرش، جرأت بیشتری پیدا می کنید و نیاز به پرخاشگری در شما کاهش می یابد. انتقاد یا مقصّر دانستن دیگران، تنها باعث می شود که استرس و فشار روانیِ بیشتری را احساس کنید. برای پیشگیری از مقصّر دانستنِ دیگران، جهتِ توضیح مشکل، جملات تان را با ضمیر «من» شروع کنید. با این کار، مسؤولیّتِ مشکلاتِ خود را به عهده می گیرید و کمتر احساس ناکامی می نمایید. البته پس از قبول مسؤولیّت در مشکلات، باید به دنبال راهی برای حلّ آنها بگردید. اگر مشکل تان را می دانستم، سعی می کردم راه هایی برای حلّ آنها به شما ارائه دهم.

- برای کم کردنِ فشار، شوخ طبعی را تمرین کنید:
شوخی و خنده به مقابله با فشارعصبی کمک می‌کند. از شوخ‌طبعی برای مقابله با چیزی که عصبانیتان کرده است و انتظارات و توقعات غیرواقع‌بینانه‌ای که داشته‌اید استفاده کنید. البته از طعنه و ریشخندْ دوری کنید؛ زیرا ممکن است موجب جریحه‌دار شدن احساسات دیگران شده و همه چیز را بدتر کند.
- سعی کنید به عنوان تمرین گاه گاهی با افرادی که سلیقه آنها را نمی پسندید، برخورد کوتاه مدت داشته باشید تا بتوانید تحمّل خود را بالا ببرید.
- بیشتر با افراد صبور و غیر عصبی معاشرت کنید و از دوستی و حرف شنوی از افراد تند مزاج پرهیز نمایید.
- ذکر (لا حول و لا قوه الا با الله) را زیاد بر زبان جاری سازید. اَذکار «استغفر الله ربّی وأتوب الیه و أعوذ بالله من الشیطان الرجیم» را هنگام عصبانیت تکرار کنید.

به یاد داشته باشید تغییر رفتار یک شبه و یک ماهه صورت نمی گیرد؛ بلکه نیازمند زمان و صرف وقت می باشد. با یک یا دو بار یا چند ده بار شکست در کنترل خشم خود نااُمید نشوید. تغییر رفتار و جایگزینی رفتار مناسب زمان می برد. یک مثال می زنم: وقتی ساعت دیواری خانه خود را جا به جا می کنید، تا چند وقت برای فهمیدن زمان، به جای قبلیِ ساعت نگاه می کنید؟ مدت ها طول می کشد تا به جایِ جدید ساعت دیواری عادت کنید. یادگیری کنترل خشم نیز زمان لازم دارد. مهمّ این است که شروع کنید.

شما می توانید.

اتمقلی
۱۳۹۷/۰۶/۲۴, ۱۳:۲۷
سلام...از بُعد متافیزیکی این عوامل به ورود یک جنی در یکی از دخمه های دهکوره های ضمیر انسان خبر میده!....که با روح اون گمونم هم محل یا حتی هم خونه شده باشه که شعاع عقل شما زیر مجموعه شعاع وهم و اغوای اون قرار داره!....این برای خیلی از مردم عصبی که نمی تونن خودشون رو کنترل کنند صدق میکنه معمولا با رفتن در مراسمات مذهبی این عوارض کم کم از بین میره (که علت درمانش هم متافیزیکی هست)....تصویر درون شبیه این جور محیط ها هست (شاید میگم )


http://s8.picofile.com/file/8337325076/yuri_hill_mars71_5.jpg?spov=1537010614109

یا عزیز زهرا
۱۳۹۷/۰۶/۲۴, ۱۴:۲۹
یکی از کاربران سوالی داشتند وازکارشناسان درخواست راهنمائی داشتند
مطالب ایشون عینا نقل میشود

سلام
برداشت من از صحبتهای ایشون اینه که منظورشون خداست،یعنی وقتی عصبانی میشن به خدا چیزی میگن که نباید بگن،
و خودشون متوجه این نباید هستن و دنبال کنترل این موضوع هستن،البته شایدم درست متوجه نشده باشم.

یا عزیز زهرا
۱۳۹۷/۰۶/۲۴, ۱۴:۳۳
سلام...از بُعد متافیزیکی این عوامل به ورود یک جنی در یکی از دخمه های دهکوره های ضمیر انسان خبر میده!....که با روح اون گمونم هم محل یا حتی هم خونه شده باشه که شعاع عقل شما زیر مجموعه شعاع وهم و اغوای اون قرار داره!....این برای خیلی از مردم عصبی که نمی تونن خودشون رو کنترل کنند صدق میکنه معمولا با رفتن در مراسمات مذهبی این عوارض کم کم از بین میره (که علت درمانش هم متافیزیکی هست)....تصویر درون شبیه این جور محیط ها هست (شاید میگم )


http://s8.picofile.com/file/8337325076/yuri_hill_mars71_5.jpg?spov=1537010614109


سلام
اینکه شما برای هر موضوعی، یه داستان و یه توجیه دارید ،فارغ از صحت و سقم اون،خیلی جالبه؛ :o

امید
۱۳۹۷/۰۶/۲۴, ۲۰:۰۷
سلام...از بُعد متافیزیکی این عوامل به ورود یک جنی در یکی از دخمه های دهکوره های ضمیر انسان خبر میده!....که با روح اون گمونم هم محل یا حتی هم خونه شده باشه که شعاع عقل شما زیر مجموعه شعاع وهم و اغوای اون قرار داره!....این برای خیلی از مردم عصبی که نمی تونن خودشون رو کنترل کنند صدق میکنه معمولا با رفتن در مراسمات مذهبی این عوارض کم کم از بین میره (که علت درمانش هم متافیزیکی هست)....تصویر درون شبیه این جور محیط ها هست (شاید میگم )

عجب توجیه علمی و توصیه مفیدی!!!
کاش منبع آن را هم ذکر می نمودید.

ghorbanpour
۱۳۹۷/۰۶/۲۴, ۲۱:۲۲
منم دقیقا همین مشکلو دارم
البته نمیشه گفت که مشکل، بیشتر دست خود آدمه که به نظر من باید با یه خورده تمرین و کنار گذاشتن بچه بازی میشه درستش کرد.

امید
۱۳۹۷/۰۶/۲۴, ۲۲:۳۰
کنار گذاشتن بچه بازی میشه درستش کرد

خشم یکی از هیجان های اصلیِ هر انسانی است. هیجان ها احساس های ذهنی هستند که باعث می شوند موضوعی را به صورت خاصّی احساس کنیم. هیجان های اصلی ترس، خشم، نفرت، غم، شادی و علاقه هستند(کتاب انگیزش و هیجان، جان مارشال ریو، ترجمه:یحیی سیدمحمدی، نشر ویرایش، 1389، صفحه330). اگر فردی خشمگین نشود، انسان سالمی نیست. حتی پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز گاهی به خاطر خداوند متعال خشمگین می شدند. مسأله این نیست که انسان نباید خشمگین شود؛ بلکه مسأله اینجاست که فرد در هنگام خشمْ خود را کنترل کند، هر حرفی نزنَد و هر رفتارِ غیرعاقلانه ای را مرتکب نشود. من کلمه «بچه بازی» را برای خشم یا کارهایی که یک فردْ هنگام خشم ممکن است انجام دهد، قبول ندارم.
@};-:)@};-

امید
۱۳۹۷/۰۶/۲۵, ۱۶:۰۳
سلام...

سلام

داداش اتمقلی

این مطلبِ شما:

سلام این داستان تو رو خوندم یاد یک داستانی که در محل ما بوده افتادم....خنده داریه!

را در تاپیک زیر:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60836
خواندم و حسابی خندیدم. خدا امثال شما را زیاد کند و حاجات تان را به بهترین وجه برآورده نماید. نمی دانم چه حاجتی دارید. اگر می دانستم، همان را از خداوند متعال می خواستم.
واقعا اسم خوبی برای پروفایل تان انتخاب کرده اید.
@};-:)@};-

کربلائی
۱۳۹۷/۰۶/۲۵, ۲۱:۲۸
یکی از کاربران سوالی داشتند وازکارشناسان درخواست راهنمائی داشتند
مطالب ایشون عینا نقل میشود

سلام
قطعا باید مشاوره بشید و حالاتتون را توضیح بدید
وضعیت تأهلتون، خانوادگی، شغل، روابط شخصی....

قطعا با این نوشته ها ، فردی مجرد و متعهد به نماز هستید که نیازهای درونی خود را طلب میکنید که برای رسیدن به آن باید صبورتر باشید، خود را با هیچ کس مقایسه نکنید.

یادتون باشد، خداوند جواد است، به هر که بخواهد میبخشد و نمی بخشد، بخشش از روی بخیل نبودنش هست و عدم بخشش هم چون لایق آن بخشش نیستید ( رئوف بودن آن )

گاهی اوقات انسان و جن عصبانی میشوند ، امیرالمومنین ع هم گاهی تخلیه روانی فشارها را در درون چاه میکرد.

قطعا اگر همزبان و مونسی داشتید بهتر بود.

گاهی اتفاقاتی می افتد که شخص در آن دخیل نیست ولی به آن میرسه و موجب خشم، خنده، تعجب و ... میشه.

گمان میکنیم قرآن کم میخوانید، یک سوره ( انشراح ) یا آیه رب الشرح لی صدری .... را بخوانید.

خدا دعای امیرالمومنین ع درباره شیعیان و محبان خود مستجاب کرده.

او بی همتا بود، شیرینی حکومت او در دلها وجود دارد، هیچ حاکمی منکرش نیست، و ما در دوران غیبت باید سهم خودمان را تقویت کنیم با شناخت واجب و محرمات.


یاعلی

امید
۱۳۹۸/۰۲/۱۰, ۲۰:۰۸
پرسش:

من نماز می خوانم و از صمیم قلب خدا را دوست دارم. ولی بعضی اوقات عصبانی می شوم و به خدا حرفی می زنم که نباید بگویم. چه کار کنم که این گناه را ترک کنم؟

پاسخ:

وقتی عصبانی می شوید، اختیار خود را از دست می دهید و ناسزا می گویید. این رفتار به دلیلِ ناتوانی در مهارکردنِ خشم است. وقتی عصبانی می شوید، سعی می کنید با ناسزاگفتن آن را خاموش کنید. اما آیا با ناسزاگویی مشکلی که شما را عصبانی کرده، حل می شود؟
عدم کنترل خشم موجب بیماری‌های قلبی، گوارشی و تنفسی می‌شود. از نظر بهداشت روانْ عصبانیّت های پِی در پِی قبل از آنکه برای دیگران مضرّ باشد، بیشترین آسیب را به خود فرد می‌رساند.
برای کنترل خشم، راهکارهای زیر را انجام دهید:

- زیر سؤال بردنِ فکرِ زیربنایِ عصبانیّت:
طبق نظریه شناختی وقتی انسان خشمگین می شود، باید به این مساله دقت کند که به چه چیز فکر می کند. مشکلی که در حال حاضر عدّه زیادی از ما با آن روبه رو هستیم، این است که اندیشه ای غیرمنطقی داریم. انسان، حوادث و رویدادها را معنا می کند و براساس آن معنا، از آن رویدادها تاثیر می پذیرد. این احتمال وجود دارد که یک فرد در ارتباط با صحبت یک نفر خشمگین شود و دیگری بی تفاوت باشد و حتی یک نفر به آن حرف بخندد. بنابراین تفسیرهای متفاوت (فکرها) باعث می شود که در یک نفر خنده به وجود آید، در فردیْ بی تفاوتی و در دیگری پرخاشگری. پشت هر خشم هم یک فکر ناکارآمدِ منفی خوابیده است و آن فکر غیرمنطقی است. اگر زمانی که خشمگین می شوید، در این مساله تعمّق کنید که چه فکری باعثِ عصبانیتم شده، می توانید فکری که زیر بنای احساس خشمتان است را بیابید.

پس از شناساییِ افکار ناکارآمدِ منفی که باعث خشم شده، اولین قدم برای تغییر این وضعیت، چالش با این افکار و زیر سؤال بردن آنها و جایگزینیِ افکار واقع بینانه تر به جای آنها است. برای این کار، از یک سری سؤال ها استفاده کنید:
الف) چه شواهدی علیهِ این فکر وجود دارد؟
ب) آیا توضیحِ بهتری برای این اتفاق وجود ندارد؟
ج) آیا در این مورد این اتفاق، بزرگ نمایی نکرده ام؟
د) آیا می توانید به این موقعیت به صورت دیگری نگاه کنید؟
ه) مزایا و معایبِ این فکر کدامند؟ آیا معایبِ آن بیشتر از مزایایِ آن نیست؟
و) آیا معیارهای غیرواقع بینانه و دست نیافتنی برای خود انتخاب نکرده اید؟

- مهارت کنترل خشم را تمرین کنید. به این منظور: «هر بار که عصبانی شدید، ۲۴ قدم بردارید؛ طوری که انگار مانند یک بندباز روی یک طناب راه می روید. سپس بنشینید. انگشت اشاره دست راست را بین دو ابرو بگذارید و تا ده بشمارید.‌ بعد کمی آب سرد بنوشید».

- در روانشناسی نظریه ای وجود دارد مبنی بر اینکه ناکامی پرخاشگری را به همراه دارد. یعنی وقتی انسان با ناکامی مواجه می شود، یکی از واکنش هایش پرخاشگری است و زمانی که پرخاشگری می کند، در آن لحظه دچار تخلیه هیجانی می شود و وقتی تخلیه هیجانی صورت می گیرد، استرسی که احساس می کند، کاهش می یابد. در نتیجه فرد شرطی می شود که هر وقت در وجود خود استرس و تنش احساس کرد و یا هر وقت با ناکامی مواجه شد، واکنش پرخاشگرانه نشان دهد. وقتی واکنش پرخاشگرانه از خود نشان داد، شدت استرسَش کاهش می یابد. در نتیجه فرد عادت می کند که هرگاه باب میلش صحبت نکردند و یا در مقابل خواسته هایش مقاومت نشان دادند، واکنش پرخاشگرانه نشان دهد. اگر یادبگیرید عقاید و نظرات تان را به صورتی قابل پذیرش بیان نمایید، جرأت بیشتری پیدا می کنید و نیاز به پرخاشگری در شما کاهش می یابد. انتقاد یا مقصّر دانستن دیگران، تنها باعث می شود که استرس و فشار روانیِ بیشتری را احساس کنید. برای پیشگیری از مقصّر دانستنِ دیگران، جهتِ توضیح مشکل، جملات تان را با ضمیر «من» شروع کنید. با این کار، مسؤولیّتِ مشکلاتِ خود را به عهده می گیرید و کمتر احساس ناکامی می نمایید. البته پس از قبول مسؤولیّت در مشکلات، باید به دنبال راهی برای حلّ آنها بگردید.

- برای کم کردنِ فشار، شوخ طبعی را تمرین کنید:
شوخی و خنده به مقابله با فشارعصبی کمک می‌کند. از شوخ‌طبعی برای مقابله با چیزی که عصبانیتان کرده است و انتظارات و توقعات غیرواقع‌بینانه‌ای که داشته‌اید استفاده کنید. البته از طعنه و ریشخندْ دوری کنید؛ زیرا ممکن است موجب جریحه‌دار شدن احساسات دیگران شده و همه چیز را بدتر کند.
- سعی کنید به عنوان تمرین گاه گاهی با افرادی که سلیقه آنها را نمی پسندید، برخورد کوتاه مدت داشته باشید تا بتوانید تحمّل خود را بالا ببرید.
- بیشتر با افراد صبور و غیر عصبی معاشرت کنید و از دوستی و حرف شنوی از افراد تند مزاج پرهیز نمایید.
- ذکر (لا حول و لا قوةَ الا بالله) را زیاد بر زبان جاری سازید. اَذکار «استغفر الله ربّی وأتوب الیه و أعوذ بالله من الشیطان الرجیم» را هنگام عصبانیت تکرار کنید.

به یاد داشته باشید تغییر رفتار یک شبه و یک ماهه صورت نمی گیرد؛ بلکه نیازمند زمان و صرف وقت می باشد. با یک یا دو بار یا چند ده بار شکست در کنترل خشم خود نااُمید نشوید. تغییر رفتار و جایگزینی رفتار مناسب زمان می برد. یک مثال می زنم: وقتی ساعت دیواری خانه خود را جا به جا می کنید، تا چند وقت برای فهمیدن زمان، به جای قبلیِ ساعت نگاه می کنید؟ مدت ها طول می کشد تا به جایِ جدید ساعت دیواری عادت کنید. یادگیری کنترل خشم نیز زمان لازم دارد. مهمّ این است که شروع کنید.

شما می توانید.