PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده آیاتی از قرآن درباره ولایت مطلقه فقیه



sazmus7
۱۳۹۷/۰۷/۱۸, ۱۰:۱۷
گاهی گمان می‏شود تنها مدرک اسلامی بودن یک مسأله، این است که: در قرآن کریم مطرح شود و چگونگی طرح آن کاملاً شفاف، روشن و بی نیاز از ژرف‏نگری و تأملات اجتهادی باشد. در حالی که:
یکم. عقل و سنت نیز هر یک منبع و مدرک معتبری در اسلام است و آموزه‏های اسلامی را می‏توان و بلکه باید از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت.
دوّم. طرح مسائل در قرآن، گونه‏های مختلفی دارد و در بسیاری از موارد استنباط یک مسأله از قرآن مجید، بدون آشنایی با متدلوژی فهم دین و فرایند استنباط امکان‏پذیر نیست. در عین حال یکی از ساده‏ترین روش‏ها برای اثبات ولایت فقیه از طریق قرآن، مراجعه به شرایط حاکم در قرآن است که پس از معصومین تنها بر ولی فقیه صدق می‏کند.
شرایط حاکم جامعه‏
. اسلام و ایمان‏
خداوند می‏فرماید: (لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً)؛نساء (4)، آیه 141.«خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان سلطه نمی‏دهد» و (لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ)؛آل عمران (3)، آیه 28.«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست و ولی خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بی بهره است».

. عدالت (در مقابل ظلم)
خداوند حکومت و ولایت ظالمان را نمی‏پذیرد؛ پس حاکم و ولی باید عادل باشد: (وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ)؛هود (11)، آیه 113.«به ستم پیشگان گرایش نیابید که آتش دوزخ به شما خواهد رسید». این رکون و گرایش در روایات به «دوستی و اطاعت» تفسیر شده است.تفسیر علی بن ابراهیم، ج 1، ص 338.همچنین خداوند در شرایط امامت به حضرت ابراهیم فرمود: (لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ)؛بقره (2)، آیه 124.
«عهد من به ستمکاران نمی‏رسد».

. فقاهت‏
حاکم اسلامی باید عالم به احکام اسلام باشد تا بتواند آنها را اجرا کند. در زمان پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) این علم از سوی خداوند به آنان داده شده است و در زمان غیبت امام معصوم(ع)، داناترین مردم به احکام؛ یعنی، فقها حاملان این علم‏اند. قرآن درباره شرط علم می‏فرماید: (أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدی‏ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ)؛یونس (10)، آیه 35.«آیا کسی که به راه حق هدایت می‏کند، سزاوارتر است که از او پیروی شود یا کسی که راه نمی‏یابد؛ مگر آنکه راه برده شود؛ شما را چه می‏شود؟ چگونه داوری می‏کنید؟»
فقیه با تخصصی که سال‏ها در تحصیل آن کوشش کرده، می‏تواند احکام اسلام را از قرآن، سنت، عقل و اجماع به دست آورد؛ اما غیر فقیه این تخصص را ندارد و باید احکام اسلام را از فقیه بیاموزد.
اشکال. غیر فقیه می‏تواند احکام اسلام را به صورت فتوا از فقیه بگیرد و حکومت کند، پس لازم نیست حاکم خودش فقیه باشد.
پاسخ. یکم. آگاهی‏های لازم از اسلام برای حکومت، اختصاص به فتوا ندارد تا گفته شود: غیر فقیه از فقیه تقلید می‏کند؛ بلکه در بسیاری از موارد، فقیه باید با توجه به ملاک‏های ترجیح در تزاحم احکام و یا تشخیص موارد مصلحت، حکم حکومتی صادر کند. «حکم حکومتی» خارج از دایره فتوا و تقلید است؛ در عین آنکه مسأله‏ای تخصصی و در حوزه تخصّص فقیه است.
دوّم. آیا غیر فقیه اطاعت از فقیه را در همه موارد بر خود لازم می‏داند؟ یا فقط در مواردی که خود تشخیص می‏دهد، از فقیه اطاعت می‏کند؟ در صورت دوم هیچ ضمانتی بر اجرای احکام الهی و دینی بودن حکومت وجود ندارد. در صورت اول، در واقع آن فقیه ولایت دارد و شخصی که به طور مستقیم امور اجرایی را به عهده دارد، مجری از سوی او به شمار می‏آید و این یکی از شیوه‏های اجرا و اعمال ولایت فقیه است.
اشکال. در این آیه اطاعت از (مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ)سزاوارتر از (مَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدی‏)معرفی شده است؛ یعنی، اطاعت از فقیه را سزاواتر از اطاعت غیر فقیه می‏داند. بنابراین اطاعت غیر فقیه نیز با وجود فقیه مقبول است؛ گرچه اطاعت از فقیه بهتر است!
پاسخ. مانند این سخن را ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه‏ج 9، ص 328.در مقایسه بین امام علی(ع) و خلفای پیش از او می‏گوید؛ یعنی، او اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) را بهتر از ولایت دیگران می‏انگارد؛ نه لازم و واجب!
سزاواتر بودن در آیه، سزاواری در حد الزام است؛ یعنی، فقط باید از او پیروی کرد؛ زیرا در ذیل آیه مردم را توبیخ می‏کند که چرا از (مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ)پیروی نمی‏کنید: (فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ)؟ بنابراین سزاواری در حد الزام است. مشابه این مسأله در موارد دیگری نیز در قرآن وجود دارد؛ مثلاً در آیه (وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی‏ بِبَعْضٍ)؛ احزاب (33)، آیه 6.که در بحث ارث است و وجود هر طبقه مانع از ارث طبقه دوم می‏شود. آیات بی‏شمار دیگری نیز وجود دارد که فضیلت عالمان را بر غیر عالمان بیان کرده است.زمر (39)، آیه 9.
از نظر عقل نیز با وجود شایسته‏تر، نباید به فروتر تن داد؛ به ویژه در امر رهبری که تعیین سرنوشت جامعه در گرو آن است.

. کفایت‏
توانایی و شایستگی اداره امور جامعه که از آن به مدیر و مدبّر بودن نیز تعبیر می‏شود. حضرت یوسف فرمود: (قالَ اجْعَلْنِی عَلی‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ)؛ «گفت: مرا بر خزاین این سرزمین بگمار که من نگهبانی امین و کاردانم». در داستان‏یوسف (12)، آیه 55.حضرت موسی و دختر شعیب نیز آمده است: (...إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ )؛ «بهترین کسی که می‏توانی به [کارگیری او است که‏] توانای درستکار است»قصص (28)، آیه 26.و ....
از مجموع این آیات، می‏توان تصویری کلی از سیمای حاکم از دیدگاه قرآن به دست آورد. در منطق قرآن حکومت و زمامداری، تنها شایسته کسانی است که از صلاحیت‏های علمی و اخلاقی و توانمندی‏های لازم برخودار باشند. به دست آوردن این تصویر در زمان غیبت امام معصوم(ع) بر «ولایت فقیه» تطبیق می‏کند. از طرف دیگر حکومت اسلامی حکومت قانون خداست: (مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ)؛ مائده (5)، آیه 44.و آن بدون حاکمیت دین‏شناس و متخصص مستعد در اجرای احکام الهی (فقیه عادل و جامع الشرایط) امکان‏پذیر نیست.الف. تفسیر پیام قرآن، ج 10 (قرآن مجید و حکومت‏اسلامی)؛
ب. ذوعلم، علی، نگاهی به مبانی قرآن ولایت فقیه؛
پ. مکارم شیرازی، آیت ‏الله ناصر، آیات ولایت در قرآن.

یوسف رضا
۱۳۹۷/۰۷/۱۸, ۱۶:۰۹
ولایت مطلقه فقیه

الان شما از این ایات چگونه ولایت مطلقه فقیه استباط کردی!؟


خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان سلطه نمی‏دهد
مثلا ایه گفته سلطه نمیده کافران را بر مومنان!
الان شما مومنان را چ افرادی میدونی!مرد فعلی جامعه ایران جز مومنان حساب میشند!؟ویژگیهای مومن چیه!


فقیه با تخصصی که سال‏ها در تحصیل آن کوشش کرده، می‏تواند احکام اسلام را از قرآن، سنت، عقل و اجماع به دست آورد؛
مگ داستان شیخ مفید و فتوایی اشتباهی ک درباره مادر و فرزند داد رو نخوندی استاددد!



از مجموع این آیات، می‏توان تصویری کلی از سیمای حاکم از دیدگاه قرآن به دست آورد. در منطق قرآن حکومت و زمامداری، تنها شایسته کسانی است که از صلاحیت‏های علمی و اخلاقی و توانمندی‏های لازم برخودار باشند. به دست آوردن این تصویر در زمان غیبت امام معصوم(ع) بر «ولایت فقیه» تطبیق می‏کند
پس شما میفرماید هلند و نروژ و سویس و سوئد و... بیان سیستم ما رو کپی کنند!و الان ما بهترین نوع کشور داری دنیا را داریم!؟
بنظر شما الان چند درصد اسلام و قران در اینجا درست اجرا میشه!

معین
۱۳۹۷/۰۷/۱۸, ۲۰:۱۰
با نام و یاد دوست




http://s8.picofile.com/file/8329322700/erjae13.png



کارشناس بحث: استاد شعیب

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۱۹, ۱۵:۲۱
گاهی گمان می‏شود تنها مدرک اسلامی بودن یک مسأله، این است که: در قرآن کریم مطرح شود و چگونگی طرح آن کاملاً شفاف، روشن و بی نیاز از ژرف‏نگری و تأملات اجتهادی باشد. در حالی که:
یکم. عقل و سنت نیز هر یک منبع و مدرک معتبری در اسلام است و آموزه‏های اسلامی را می‏توان و بلکه باید از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت.
دوّم. طرح مسائل در قرآن، گونه‏های مختلفی دارد و در بسیاری از موارد استنباط یک مسأله از قرآن مجید، بدون آشنایی با متدلوژی فهم دین و فرایند استنباط امکان‏پذیر نیست. در عین حال یکی از ساده‏ترین روش‏ها برای اثبات ولایت فقیه از طریق قرآن، مراجعه به شرایط حاکم در قرآن است که پس از معصومین تنها بر ولی فقیه صدق می‏کند.
شرایط حاکم جامعه‏
. اسلام و ایمان‏
خداوند می‏فرماید: (لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً)؛نساء (4)، آیه 141.«خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان سلطه نمی‏دهد» و (لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ)؛آل عمران (3)، آیه 28.«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست و ولی خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بی بهره است».

. عدالت (در مقابل ظلم)
خداوند حکومت و ولایت ظالمان را نمی‏پذیرد؛ پس حاکم و ولی باید عادل باشد: (وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ)؛هود (11)، آیه 113.«به ستم پیشگان گرایش نیابید که آتش دوزخ به شما خواهد رسید». این رکون و گرایش در روایات به «دوستی و اطاعت» تفسیر شده است.تفسیر علی بن ابراهیم، ج 1، ص 338.همچنین خداوند در شرایط امامت به حضرت ابراهیم فرمود: (لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ)؛بقره (2)، آیه 124.
«عهد من به ستمکاران نمی‏رسد».

. فقاهت‏
حاکم اسلامی باید عالم به احکام اسلام باشد تا بتواند آنها را اجرا کند. در زمان پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) این علم از سوی خداوند به آنان داده شده است و در زمان غیبت امام معصوم(ع)، داناترین مردم به احکام؛ یعنی، فقها حاملان این علم‏اند. قرآن درباره شرط علم می‏فرماید: (أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدی‏ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ)؛یونس (10)، آیه 35.«آیا کسی که به راه حق هدایت می‏کند، سزاوارتر است که از او پیروی شود یا کسی که راه نمی‏یابد؛ مگر آنکه راه برده شود؛ شما را چه می‏شود؟ چگونه داوری می‏کنید؟»
فقیه با تخصصی که سال‏ها در تحصیل آن کوشش کرده، می‏تواند احکام اسلام را از قرآن، سنت، عقل و اجماع به دست آورد؛ اما غیر فقیه این تخصص را ندارد و باید احکام اسلام را از فقیه بیاموزد.
اشکال. غیر فقیه می‏تواند احکام اسلام را به صورت فتوا از فقیه بگیرد و حکومت کند، پس لازم نیست حاکم خودش فقیه باشد.
پاسخ. یکم. آگاهی‏های لازم از اسلام برای حکومت، اختصاص به فتوا ندارد تا گفته شود: غیر فقیه از فقیه تقلید می‏کند؛ بلکه در بسیاری از موارد، فقیه باید با توجه به ملاک‏های ترجیح در تزاحم احکام و یا تشخیص موارد مصلحت، حکم حکومتی صادر کند. «حکم حکومتی» خارج از دایره فتوا و تقلید است؛ در عین آنکه مسأله‏ای تخصصی و در حوزه تخصّص فقیه است.
دوّم. آیا غیر فقیه اطاعت از فقیه را در همه موارد بر خود لازم می‏داند؟ یا فقط در مواردی که خود تشخیص می‏دهد، از فقیه اطاعت می‏کند؟ در صورت دوم هیچ ضمانتی بر اجرای احکام الهی و دینی بودن حکومت وجود ندارد. در صورت اول، در واقع آن فقیه ولایت دارد و شخصی که به طور مستقیم امور اجرایی را به عهده دارد، مجری از سوی او به شمار می‏آید و این یکی از شیوه‏های اجرا و اعمال ولایت فقیه است.
اشکال. در این آیه اطاعت از (مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ)سزاوارتر از (مَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدی‏)معرفی شده است؛ یعنی، اطاعت از فقیه را سزاواتر از اطاعت غیر فقیه می‏داند. بنابراین اطاعت غیر فقیه نیز با وجود فقیه مقبول است؛ گرچه اطاعت از فقیه بهتر است!
پاسخ. مانند این سخن را ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه‏ج 9، ص 328.در مقایسه بین امام علی(ع) و خلفای پیش از او می‏گوید؛ یعنی، او اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) را بهتر از ولایت دیگران می‏انگارد؛ نه لازم و واجب!
سزاواتر بودن در آیه، سزاواری در حد الزام است؛ یعنی، فقط باید از او پیروی کرد؛ زیرا در ذیل آیه مردم را توبیخ می‏کند که چرا از (مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ)پیروی نمی‏کنید: (فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ)؟ بنابراین سزاواری در حد الزام است. مشابه این مسأله در موارد دیگری نیز در قرآن وجود دارد؛ مثلاً در آیه (وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی‏ بِبَعْضٍ)؛ احزاب (33)، آیه 6.که در بحث ارث است و وجود هر طبقه مانع از ارث طبقه دوم می‏شود. آیات بی‏شمار دیگری نیز وجود دارد که فضیلت عالمان را بر غیر عالمان بیان کرده است.زمر (39)، آیه 9.
از نظر عقل نیز با وجود شایسته‏تر، نباید به فروتر تن داد؛ به ویژه در امر رهبری که تعیین سرنوشت جامعه در گرو آن است.

. کفایت‏
توانایی و شایستگی اداره امور جامعه که از آن به مدیر و مدبّر بودن نیز تعبیر می‏شود. حضرت یوسف فرمود: (قالَ اجْعَلْنِی عَلی‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ)؛ «گفت: مرا بر خزاین این سرزمین بگمار که من نگهبانی امین و کاردانم». در داستان‏یوسف (12)، آیه 55.حضرت موسی و دختر شعیب نیز آمده است: (...إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ )؛ «بهترین کسی که می‏توانی به [کارگیری او است که‏] توانای درستکار است»قصص (28)، آیه 26.و ....
از مجموع این آیات، می‏توان تصویری کلی از سیمای حاکم از دیدگاه قرآن به دست آورد. در منطق قرآن حکومت و زمامداری، تنها شایسته کسانی است که از صلاحیت‏های علمی و اخلاقی و توانمندی‏های لازم برخودار باشند. به دست آوردن این تصویر در زمان غیبت امام معصوم(ع) بر «ولایت فقیه» تطبیق می‏کند. از طرف دیگر حکومت اسلامی حکومت قانون خداست: (مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ)؛ مائده (5)، آیه 44.و آن بدون حاکمیت دین‏شناس و متخصص مستعد در اجرای احکام الهی (فقیه عادل و جامع الشرایط) امکان‏پذیر نیست.الف. تفسیر پیام قرآن، ج 10 (قرآن مجید و حکومت‏اسلامی)؛
ب. ذوعلم، علی، نگاهی به مبانی قرآن ولایت فقیه؛
پ. مکارم شیرازی، آیت‏الله ناصر، آیات ولایت در قرآن.
با سلام
این مطالب که بیان فرمودید گوشه ای از آیات موید بحث ولایت فقیه است

البته همان طور که می دانید آیات قرآن توسط روایات اهلبیت توضیح داده شده و تفسیر و تبیین می شوند.

گاهی اصل یک امری از قرآن ثابت شده ولی جزئیات و شرایط آن را می توان از روایات ثابت کرد برای همین نباید به صورت مستقل بخواهیم همه چیز از قرآن ثابت شود اما این تلاش برای اثبات ولایت فقیه از قرآن قابل تقدیر است.

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۱۹, ۱۵:۴۴
الان شما از این ایات چگونه ولایت مطلقه فقیه استباط کردی!؟
برای این که بتوانید اثبات و یا عدم اثبات ولایت فقیه را از قرآن نتیجه بگیرد لازم است دو واژه ولایت فقیه و ولایت مطلقه فقیه را به صورت دقیق تعریف نماییم بعد ببینیم آیا این آیات و چینش آنها در کنار هم قدرت اثبات این موضوع را دارند و یا نه؟

تفاوت ولایت فقیه و ولایت مطلقه فقیه به صورت مختصر:
اختیارات ولی فقیه در دو محور قابل بررسی است:

1. در ناحیه افرادی که ولی فقیه بر آنان ولایت دارد.

2. در ناحیه اموری که ولیه فقیه شأنیت تصرف در آن امور را دارد.

اگر اختیارات ولی فقیه را محدود به افراد خاصی (مانند دیوانگان،‌ایتام و ...) ندانسته و تصرفات او را محدود به اموری مانند (قضاوت و فتوا) ندانیم، قائل به ولایت مطلقه فقیه شده ایم در غیر این صورت ولایت مطلقه برای فقیه ثابت نیست.

معنای ولایت: ولایت در زبان عربی از ماده «ولِِی» به معنای نزدیکی و قرب است (رازی، عبدالقادر، مختار الصحاح، (صحاح جوهری)، ماده ولی، ص 631، انتشارات الرسالة.)برای لفظ ولایت غیر از این معنا دو معنای: 1. سلطنت و چیرگی 2. رهبری و حکومت ذکر شده است(همان؛ معجم الوسیط، ص 1058، انتشارات دارالدعوة.)


ادامه دارد...

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۱۹, ۱۵:۵۰
ب. معنای ولایت فقیه:


همانطور که گفته شد ولایت به معنای والی بودن، مدیر بودن و اجرا کننده است و اگر گفته می شود: «که فقیه ولایت دارد؛ یعنی از سوی شارع مقدس، تبیین قوانین الاهی و اجرای احکام دین و مدیریت جامعه اسلامی در عصر غیبت بر عهده فقیه جامع الشرایط است».(جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ص 463، انتشارات اسراء.)




معنای مطلقه بودن ولایت فقیه:
در فقه؛ ولایت بر عده ای ثابت شده است مانند ولایت پدر و جد پدری بر فرزند کوچک (غیر رشید) یا دیوانه و یا کم عقل(نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج 22، ص 322، لوح فشرده جامع فقه اهل بیت(ع)) در این موارد امور فرزند (دختر یا پسر) بر عهده پدرش یا جد پدری او است، که پدر و جدی پدری با توجه به مصلحت فرزند امور او را اداره می کنند.


همچنین ولایت وکیل بر موکل تا زمانی که موکل زنده باشد. موارد دیگری نیز ثابت است که در کتاب های فقهی ذکر شده است. پس اصل ولایت بر دیگران از ضروریات فقه اسلام است یکی از این ولایت ها، ولایت فقیه است.


ولی بحث در این است که ولایت فقیه از باب ولایت پدر و جد پدری است یا از نوع ولایت به معنای سرپرستی و اداره شئون جامعه است؟


آن چه مسلم است این است که همه فقیهان در اصل ثبوت ولایت فقیه اتفاق نظر دارند و اختلاف آنها در سعه و ضیق اختیارات ولی فقیه است که اگر اختیارات او را از نوع ولایت به معنای اداره امور جامعه بگیریم به همان معنای ولایت مطلقه می رسیم.


ادامه دارد..

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۲۱, ۱۴:۳۹
ادامه...

ولایت مطلقه فقیه یک اصطلاح فقهی است که به حوزه اعمال ولایت و کسانی که تحت ولایت قرار دارند نظر دارد و محدودیت در این زمینه را انکار می کند. به عبارت دیگر این اصطلاح بیان می کند که، دامنه ولایت فقیه، محدود به عده خاصی مانند دیوانگان، سفیهان و ... نیست بلکه نسبت به همه افراد و همه احکام و مطلق است. مرحوم امام خمینی (ره) در این باره می فرمود: هر آنچه برای پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) از جهت ولایت و رهبری شان ثابت است،‌ عین همان امور برای فقیه هم ثابت است اما دیگر اختیارات آنها که از این جهت نیست برای فقیه هم ثابت نیست (إمام الخمینی، کتاب البیع، ج ‏2، ص 664.)


با این بیان روشن شد که مطلقه بودن ولایت فقیه یک اصطلاح فقهی است که در مقام بیان گستره فعالیت و وظایف ولی فقیه است و مقید به ولایت فقیه بر دیوانگان و ایتام و بی سرپرستان نیست.

حال که معنای ولایت مطلقه فقیه مشخص شد و بیان شد که ولایت مطلقه یعنی حق سرپرستی بر جامعه و حکومت توجه به این نکته مهم است که این مجموعه آیات در صدد اثبات شرایط و ویژگی های حاکم مورد پسند و سفارش قرآن برای جامعه اسلامی است و با احصاء این شرایط مصداق آن را در ولی فقیه در زمان خود متعین می بینیم.

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۲۱, ۱۴:۴۰
ادامه...

وقتی که قرآن می فرماید : (لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً)؛نساء (4)، آیه 141.«خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان سلطه نمی‏دهد» و (لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ)؛آل عمران (3)، آیه 28.«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست و ولی خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بی بهره است».
این بدان معنا است که در بالا ترین درجه تسلط، دوستی، ولایت که همان ولایت بر جامعه است نیز خدا راضی نیست غیر مومنین بر آنها حکومت کنند و ایمان شرط لازم برای حاکم اسلامی است.

وقتی قرآن می فرماید: (وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ)؛هود (11)، آیه 113.«به ستم پیشگان گرایش نیابید که آتش دوزخ به شما خواهد رسید» این یعنی بالاترین رکون و گرایش که همان گرایش به والی و حاکم است نباید ظالمانه باشد. پس شرط حاکم اسلامی عادل بودن است.

وقتی قرآن می فرماید : أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدی‏ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ)؛یونس (10)، آیه 35.«آیا کسی که به راه حق هدایت می‏کند، سزاوارتر است که از او پیروی شود یا کسی که راه نمی‏یابد؛ مگر آنکه راه برده شود؛ شما را چه می‏شود؟ چگونه داوری می‏کنید؟»
یعنی تبعیت باید از کسی صورت بگیرد که راه یافته به هدایت باشد نه انسان گمراه ، کسی که در هدایت مستقر باشد در همه زمینه ها ، علمی ، عملی, سیاسی و ...اگر افراد در جامعه می خواهند تبعیت کنند که بالاترین سطح آن تبیعیت از حاکم است باید از حاکمی تبعیت کنند که در این زمینه ها خود هدایت یافته باشد (فقاهت)

اگر قرآن می فرماید: .إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ باید انسان در امور اجتماعی به فردی اعتماد کند که هم قوی و هم امین باشد

و ده های آیه دیگر

در زمان غیبت چه فردی به این ملاک ها نزدیک تر است؟؟ فقیه عادل با کفایت (ولی فقیه)

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۲۱, ۱۴:۴۷
مگ داستان شیخ مفید و فتوایی اشتباهی ک درباره مادر و فرزند داد رو نخوندی استاددد!
در زمان غیبت معصوم که تمام گفتار و کردارش مطابق با واقع و معصومانه است برای به دست آوردن دین چاره ای جز اجتهاد در دین نداریم اجتهادی طبق مبانی و اصول اجتهاد . این مجتهد گاه به واقع می رسد و گاهی به خطا می رود . ولی این خطا رفتن (که اندک است) نیز چون طبق قواعد است توسط شارع مقدس تخطئه نمی شود.




پس شما میفرماید هلند و نروژ و سویس و سوئد و... بیان سیستم ما رو کپی کنند!و الان ما بهترین نوع کشور داری دنیا را داریم!؟
بنظر شما الان چند درصد اسلام و قران در اینجا درست اجرا میشه!

از لحاظ تئوری آن نظامی و حکومتی که مورد تایید خدا و قرآن است نظام تحت ولایت فقیه جامع الشرایط (در زمان غیبت) می باشد حال این که ما با وجود داشتن این نظام طبق مبانی دینی، چگونه عمل کردیم حرف دیگری است و باید فاکتور های مختلفی از جمله فرهنگ، پیشینه اجتماعی، فشارها و توطئه های داخلی و خارجی، موفقیت در اجرای سیستم و ... را بررسی کرد و بعد نظر داد اما آنچه که روشن است تنها نظامی که طبق دستور خدا و قرآن و اهلبیت و عقل سلیم است مدل حکومت دینی ولی فقیه است.

ایرانمهر
۱۳۹۷/۰۷/۲۳, ۰۷:۵۶
ولی این خطا رفتن (که اندک است)

به اختلاف فقها در احکام توجه کنین اینو نمیگین.

البته قبول دارم روش فقهی تنها راه رسیدن به دستور خداست.



تنها نظامی که طبق دستور خدا و قرآن و اهلبیت و عقل سلیم است مدل حکومت دینی ولی فقیه است.

مدل ولایت فقیه قبوله.


اما همین ولایت فقیه به صورتهای مختلفی متصوره؛ مثلا مجلس خبرگانی داشته باشیم که همه متخصصان رو در بر بگیره و فقط فقیهان نباشن. مثلا دکتر افروغ همین نظر رو داره با این که انقلابیه و طرفدار ولایت فقیه هم هست. به هر حال، باید اصلاحاتی انجام داد و از شما کارشناسان انتظار داریم پیشقدم در طرح این اصلاحات باشین@};-

شروحیل
۱۳۹۷/۰۷/۲۳, ۰۸:۲۷
از لحاظ تئوری آن نظامی و حکومتی که مورد تایید خدا و قرآن است نظام تحت ولایت فقیه جامع الشرایط (در زمان غیبت) می باشد



سلام و عرض ادب


اگر فقیهی در جامعه نباشد ، که تخصص کافی برای حکومت داشته باشد ، تکلیف چیست؟


مثلا همه فقها اشخاصی مانند ابوذر (عالم و صالح و متخصص در فقه) باشند ،

اما تخصص کافی برای حکومت داری نداشته باشند

( پیامبر با وجود تمام شایستگی ها او را از حکومت کردن حتی بر دو نفر منع کرد. )

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۲۳, ۱۵:۱۲
به اختلاف فقها در احکام توجه کنین اینو نمیگین.

البته قبول دارم روش فقهی تنها راه رسیدن به دستور خداست.

با سلام
اختلاف دوگونه داریم یک وقت اختلاف روی مبانی و شالوده هاست یک وقت اختلاف روی جزئیات است و گاها اختلاف روی مصادیق .
آنچه که بین فقها هست اختلاف در جزئیات است نه شالوده ها و مبانی . و همین مقدار اختلاف هم برخواسته از روش اجتهادی است که خود دین آن را برای دستیابی به احکامش تایید کرده است.




اما همین ولایت فقیه به صورتهای مختلفی متصوره؛ مثلا مجلس خبرگانی داشته باشیم که همه متخصصان رو در بر بگیره و فقط فقیهان نباشن. مثلا دکتر افروغ همین نظر رو داره با این که انقلابیه و طرفدار ولایت فقیه هم هست. به هر حال، باید اصلاحاتی انجام داد و از شما کارشناسان انتظار داریم پیشقدم در طرح این اصلاحات باشین

این جمله یعنی اصل ولایت فقیه را متوجه نشده ایم مگر امکان دارد یک مجلسی از همه متخصصان همه رشته ها بیایند و حاکمیت تشکیل دهند ؟؟
ولایت فقیه یعنی ولایت فقه ولایت احکام دینی بر جامعه.
بله یک موقع هست در امور جزئی جامعه نیاز به مشورت هست ولی فقیه باید در مورد و مصداق خاص با مشاورین خود مشورت کند (نه در باب احکام دینی بلکه در باب مصداق شناسی) که این کار را هم انجام می دهد(رهبر مشاورینی در حوزه های مختلف دارد)

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۲۳, ۱۵:۱۴
سلام و عرض ادب


اگر فقیهی در جامعه نباشد ، که تخصص کافی برای حکومت داشته باشد ، تکلیف چیست؟


مثلا همه فقها اشخاصی مانند ابوذر (عالم و صالح و متخصص در فقه) باشند ،

اما تخصص کافی برای حکومت داری نداشته باشند

( پیامبر با وجود تمام شایستگی ها او را از حکومت کردن حتی بر دو نفر منع کرد. )
با سلام
این فرض شما تحقق بیرونی نداشته است. در همه زمان ها فقیهانی شایسته برای اداره امور جامعه بوده اند و فقط نیاز به کشف آنها توسط مردم بوده است .
به عبارت دیگر فرض شما امکان ماهوی دارد اما واقع نمی شود

شروحیل
۱۳۹۷/۰۷/۲۳, ۱۷:۰۲
با سلام
این فرض شما تحقق بیرونی نداشته است. در همه زمان ها فقیهانی شایسته برای اداره امور جامعه بوده اند و فقط نیاز به کشف آنها توسط مردم بوده است .
به عبارت دیگر فرض شما امکان ماهوی دارد اما واقع نمی شود

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

شما فرض کنید چنین چیزی در آخر الزمان اتفاق افتاده

زمانی که زمین پر از ظلم و فساد شده

و امامی جز امام زمان برای اداره حکومت بر حق نیست





دقت کنید که فقهای عالم و صالح در اخرالزمان وجود دارند

اما چون مردم از مسیر حق منحرف شده اند

علما مقبولیت ندارند ،

چرا که نمی توانند به طور مثال تن به ربای آزاد در جامعه دهند!

و مردم و جامعه نیز حذف ربا را نمی پذیرند

در این صورت علما قدرت کافی برای اداره امور را نخواهند داشت




در این حالت که امام غایب است و فقیهی که قدرت کافی برای اداره امور را داشته باشد وجود ندارد ، چه باید کرد؟

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۲۴, ۱۳:۳۵
سلام و عرض ادب
برادر گرامی
شما فرض کنید چنین چیزی در آخر الزمان اتفاق افتاده

زمانی که زمین پر از ظلم و فساد شده

و امامی جز امام زمان برای اداره حکومت بر حق نیست
دقت کنید که فقهای عالم و صالح در اخرالزمان وجود دارند
اما چون مردم از مسیر حق منحرف شده اند
علما مقبولیت ندارند ،
چرا که نمی توانند به طور مثال تن به ربای آزاد در جامعه دهند!
و مردم و جامعه نیز حذف ربا را نمی پذیرند
در این صورت علما قدرت کافی برای اداره امور را نخواهند داشت
در این حالت که امام غایب است و فقیهی که قدرت کافی برای اداره امور را داشته باشد وجود ندارد ، چه باید کرد؟
با سلام و عرض ادب
همانطور که خودتان هم اشاره کردید همیشه علمای صالح وجود دارند اما گاهی مقبولیت نیست. پس مقتضی همیشه موجود است ولی گاهی اوقات با وجود مقتضی مانع هم موجود است خب این مشخص است جایی که ولی خدا (در سطوح مختلف ؛ از پیامبر گرفته تا امام و در رتبه آخر و غیبت امام ولی فقیه) باشد ولی مانعی هم برای تشکیل حکومت او نیز باشد ولی خدا حکومت تشکیل نمی دهد همان طور که در زمان برخی از ائمه اطهار این زمینه ها نبود امام بود ولی مقبولیت نداشت. امام صادق (ع) به آن فردی که زا خراسان آمده بودند فرمود اگر به تعداد این گوسفندان یار داشتیم قیام می کردیم. یعنی واقعا یار نداشتند و اگر یار می داشتند حتما قیام می کردند.
در زمان غیبت هم همین طور است علمای امت فقهای عظام در طول غیبت بوده اند اما در برخی اوقات این مقبولیت نبوده و در برخی اوقات مردم آماده بوده اند و اعمال ولایت فقیه شده است. مهم این است که مردم بستر را برای پذیرش ولایت الهی (در همه سطوح) فراهم کنند.
در زمان انقلاب 98 درصد مردم گتند ما نظام ولایت دینی را می خواهیم ما اسلام و حاکمیت آن را می خواهیم خون دادند اسارت رفتند شکنجه شدند 8 سال مقابل دشمنان خارجی ایستادند 40 سال تحریم را تحمل کردند که بگویند ما نظام دینی می خواهیم یعنی مقتضی موجود مانع هم مفقود در این صورت باید عمل محقق شود. نظام دینی تشکیل شود که شد.
حال چقدر موفق بوده یک بحث دیگری است که در درجه دوم است .
مهم این است که ولی فقیه زمینه را آماده دید مردم به سوی او رو آوردند و او قبول حاکمیت کرد و ادامه داد . حال آیا در این بستر می تواند صد در صد منویات دین را پیاده کند ؟؟ ولی فقیه تلاش خود را می کند .
مهم این است که اصل ولایت محقق شود باز در جزئیات احکام همان صحبت قبل پیش می آید آیا مقبولیت برای این کار هست یا نه(رفع کلی ربا از جامعه) اگر بود ولی فقیه اعمال می کند نبود چون خود در صدر است زمینه ها را برای توفیق این عمل فراهم می کند.
مثال این را می توانید در حکومت امام علی(ع) ببینید وقتی علی(ع) زمینه را فراهم دیدند قبول حاکمیت کردند (مشروعیت داشتند مقبولیت را قبول کردند) حکومت که تشکیل دادند دیدند برخی از احکام در این 25 سال بعد از پیامبر متحول شده و بدعت ها رشد کرده در صدد رفع آن بر آمدند و در بعضی از موارد موفق بودند و در برخی از موارد به خاطر مقاومت عمومی (عدم مقبولیت در آن کار) موفق نشدند اما هیچ وقت به بهانه این که من نمی توانم فلان حکم را جاری کنم و یا فلان بدعت را رفع کنم حکومت را ترک نگفتند. به این می گویند قاعده اولویت ، اهم و مهم کردن. وقتی امر دائر شد بین استمرار حکومت دینی در حالی که برخی از احکام امکان احیاء ان نیست و ترک حکومت و رفع این نسبت به حکومت ، امام بر قراری حکومت را بر می گزینند:

سلیم از علی(ع) نقل می‌کند: «به خدا سوگند! دستور دادم که مردم در ماه رمضان جز بر نمازهای واجب جماعتی را بر پا نسازند و به ایشان گفتم که ادای نافله‌ها به جماعت بدعت است. برخی از لشکریانم فریاد برآوردند که ای اهل اسلام! سنت عمر تغییر کرد. او ما را از نمازهای نافلهٔ ماه رمضان بازمی‌دارد. تا آن جا که ترسیدم در لشکرگاه سر به شورش نهند».

در کتب شیعی نیز این‌چنین روایت شده: «هنگامی‌که امیرمؤمنان (علیه السّلام) به کوفه آمد به فرزندش امام حسن (علیه السّلام) دستور داد تا میان مردم ندا دهد که در مساجد نماز تراویح نخوانند؛ امام مجتبی (علیه السّلام) نیز دستور را اجرا کرد، ولی چون مردم این صدا را شنیدند، فریادشان به هوا خاست که «وای عمر! وای عمر!» چون امام حسن (علیه السّلام) نزد پدر بازگشت و ماجرا را بازگو کرد، حضرت فرمود: بگذار بخوانند!.»

«عن أبی عبدالله (علیه السّلام) قال: سألته عن الصّلاة فی رمضان فی المساجد فقال: لمّا قدم أمیر المؤمنین (علیه السّلام) الکوفة أمر الحسن بن علیّ أن ینادی فی النّاس: لا صلاة فی شهر رمضان فی المساجد جماعة فنادی فی النّاس الحسن بن علیّ بما أمره به أمیرالمؤمنین (علیه السّلام) فلمّا سمع النّاس مقالة الحسن بن علیّ (علیهما السّلام) صاحوا: واعمراه واعمراه، فلمّا رجع الحسن إلی أمیرالمؤمنین (علیه السّلام) قال له: ما هذا الصّوت؟ قال: یا أمیرالمؤمنین! النّاس یصحیون: واعمراه واعمراه فقال أمیرالمؤمنین (علیه السّلام): قل لهم صلّوا.» وسائل الشیعة، شیخ الحر العاملی، مؤسسة آل البیت، قم، ج 5، ص 192.

شروحیل
۱۳۹۷/۰۷/۲۴, ۱۴:۵۳
با سلام و عرض ادب
همانطور که خودتان هم اشاره کردید همیشه علمای صالح وجود دارند اما گاهی مقبولیت نیست. پس مقتضی همیشه موجود است ولی گاهی اوقات با وجود مقتضی مانع هم موجود است خب این مشخص است جایی که ولی خدا (در سطوح مختلف ؛ از پیامبر گرفته تا امام و در رتبه آخر و غیبت امام ولی فقیه) باشد ولی مانعی هم برای تشکیل حکومت او نیز باشد ولی خدا حکومت تشکیل نمی دهد همان طور که در زمان برخی از ائمه اطهار این زمینه ها نبود امام بود ولی مقبولیت نداشت. امام صادق (ع) به آن فردی که زا خراسان آمده بودند فرمود اگر به تعداد این گوسفندان یار داشتیم قیام می کردیم. یعنی واقعا یار نداشتند و اگر یار می داشتند حتما قیام می کردند.
در زمان غیبت هم همین طور است علمای امت فقهای عظام در طول غیبت بوده اند اما در برخی اوقات این مقبولیت نبوده و در برخی اوقات مردم آماده بوده اند و اعمال ولایت فقیه شده است. مهم این است که مردم بستر را برای پذیرش ولایت الهی (در همه سطوح) فراهم کنند.
در زمان انقلاب 98 درصد مردم گتند ما نظام ولایت دینی را می خواهیم ما اسلام و حاکمیت آن را می خواهیم خون دادند اسارت رفتند شکنجه شدند 8 سال مقابل دشمنان خارجی ایستادند 40 سال تحریم را تحمل کردند که بگویند ما نظام دینی می خواهیم یعنی مقتضی موجود مانع هم مفقود در این صورت باید عمل محقق شود. نظام دینی تشکیل شود که شد.
حال چقدر موفق بوده یک بحث دیگری است که در درجه دوم است .
مهم این است که ولی فقیه زمینه را آماده دید مردم به سوی او رو آوردند و او قبول حاکمیت کرد و ادامه داد . حال آیا در این بستر می تواند صد در صد منویات دین را پیاده کند ؟؟ ولی فقیه تلاش خود را می کند .
مهم این است که اصل ولایت محقق شود باز در جزئیات احکام همان صحبت قبل پیش می آید آیا مقبولیت برای این کار هست یا نه(رفع کلی ربا از جامعه) اگر بود ولی فقیه اعمال می کند نبود چون خود در صدر است زمینه ها را برای توفیق این عمل فراهم می کند.
مثال این را می توانید در حکومت امام علی(ع) ببینید وقتی علی(ع) زمینه را فراهم دیدند قبول حاکمیت کردند (مشروعیت داشتند مقبولیت را قبول کردند) حکومت که تشکیل دادند دیدند برخی از احکام در این 25 سال بعد از پیامبر متحول شده و بدعت ها رشد کرده در صدد رفع آن بر آمدند و در بعضی از موارد موفق بودند و در برخی از موارد به خاطر مقاومت عمومی (عدم مقبولیت در آن کار) موفق نشدند اما هیچ وقت به بهانه این که من نمی توانم فلان حکم را جاری کنم و یا فلان بدعت را رفع کنم حکومت را ترک نگفتند. به این می گویند قاعده اولویت ، اهم و مهم کردن. وقتی امر دائر شد بین استمرار حکومت دینی در حالی که برخی از احکام امکان احیاء ان نیست و ترک حکومت و رفع این نسبت به حکومت ، امام بر قراری حکومت را بر می گزینند:

سلیم از علی(ع) نقل می‌کند: «به خدا سوگند! دستور دادم که مردم در ماه رمضان جز بر نمازهای واجب جماعتی را بر پا نسازند و به ایشان گفتم که ادای نافله‌ها به جماعت بدعت است. برخی از لشکریانم فریاد برآوردند که ای اهل اسلام! سنت عمر تغییر کرد. او ما را از نمازهای نافلهٔ ماه رمضان بازمی‌دارد. تا آن جا که ترسیدم در لشکرگاه سر به شورش نهند».

در کتب شیعی نیز این‌چنین روایت شده: «هنگامی‌که امیرمؤمنان (علیه السّلام) به کوفه آمد به فرزندش امام حسن (علیه السّلام) دستور داد تا میان مردم ندا دهد که در مساجد نماز تراویح نخوانند؛ امام مجتبی (علیه السّلام) نیز دستور را اجرا کرد، ولی چون مردم این صدا را شنیدند، فریادشان به هوا خاست که «وای عمر! وای عمر!» چون امام حسن (علیه السّلام) نزد پدر بازگشت و ماجرا را بازگو کرد، حضرت فرمود: بگذار بخوانند!.»

«عن أبی عبدالله (علیه السّلام) قال: سألته عن الصّلاة فی رمضان فی المساجد فقال: لمّا قدم أمیر المؤمنین (علیه السّلام) الکوفة أمر الحسن بن علیّ أن ینادی فی النّاس: لا صلاة فی شهر رمضان فی المساجد جماعة فنادی فی النّاس الحسن بن علیّ بما أمره به أمیرالمؤمنین (علیه السّلام) فلمّا سمع النّاس مقالة الحسن بن علیّ (علیهما السّلام) صاحوا: واعمراه واعمراه، فلمّا رجع الحسن إلی أمیرالمؤمنین (علیه السّلام) قال له: ما هذا الصّوت؟ قال: یا أمیرالمؤمنین! النّاس یصحیون: واعمراه واعمراه فقال أمیرالمؤمنین (علیه السّلام): قل لهم صلّوا.» وسائل الشیعة، شیخ الحر العاملی، مؤسسة آل البیت، قم، ج 5، ص 192.



سلام و عرض ادب

برادر گرامی

ممنون از قلم فرسایی شما !

کلی توضیح دادید

اما پاسخ سوال بنده را ندادید!!!!!


در ضمن توضیحات شما این را عرض کنم که کفار توانسته اند ربا را حذف کنند
چگونه یک حاکم مقتدر اسلامی با 20 میلیون لشکر آماده!!! جرات ایستادن در برابر اندک دشمنان خداوند را ندارد!!!






اگر پاسخ بنده را بدون طول و تفصیل بگویید ممنون می شوم

زمانی که همه فقها مثل ابوذر باشند ، راه حل چیست؟


آیا امثال ابوذر می توانند بر خلاف حکم رسول خدا(ص) برای حاکمیت آستین بالا بزنند؟

و ناکارآمد بودن خود و دیگر مسلمانان و اسلام را تداعی کنند!؟

و آبروی اسلام و مسلمین را ببرند؟


در پناه حق تعالی

یوسف رضا
۱۳۹۷/۰۷/۲۶, ۱۳:۲۱
در زمان غیبت معصوم که تمام گفتار و کردارش مطابق با واقع و معصومانه است برای به دست آوردن دین چاره ای جز اجتهاد در دین نداریم اجتهادی طبق مبانی و اصول اجتهاد . این مجتهد گاه به واقع می رسد و گاهی به خطا می رود . ولی این خطا رفتن (که اندک است) نیز چون طبق قواعد است توسط شارع مقدس تخطئه نمی شود.

اگر اندک بود خود امام عصر اروحنا فداه مستقیم ب شیخ مفید مشکل فتوا رو میگفتند و خود شیخ فتوایش رو اصلاح میکرد و لازم نبود کسی متوجه اشتباه شیخ شود!
پس دلیل اینک گذاشتن فتوا اشتباه عالمترین فرد زمان خودش (شیخ)اینگونه در تاریخ ثبت بشه چه بوده!؟

با تشکر از شما
در بین علمای شیعه هم در نوع و حیط اختیار ولی فقیه اختلاف است
حتی لفظ مطلقه یکی دوماه اخر حیات آیت الله خمینی اضافه شد و مقوله مرجعیت هم حذف شد!
متاسفانه چون وقتم کم نمیتونم وارد زیاد بحث رو بازم کنم لذا سوالات ذهن خودم رو میپرسم و از نقد کردن نظریات ولایت فقیه میگذرم

منابعی ک شما ازش مطلب اوردید همگی مال روحانیون (اخوندها است)انهم روحانیونی ک در همین چهل پنجاه سال ب جایگاهی رسیدن از یک فرد غیر روحانی منبعی دارید!
2.از شهادت پیامبر(ص) تا قبل از آیت الله خمینی منابعی دارید ک ب مقوله ولایت مطلقه فقیه تاکید کنه!؟
3.تنها امامی ک موفق ب ایجاد حکومت اسلامی شده امام علی(ع)است از ایشان حدیث و سندی درباره ولایت مطلقه فقیه دارید!
4.از اندیشمندان و فلاسفه هچون ملاصدرا.ابن سینا.میرداماد.شیخ بهایی.فارابی.حتی خود شیخ مفید چیزی درباره ولایت مطلقه فقیه دارید!
5.اینک شما از یک ایه قران نوع حکومتداری رو استنباط و ایجاد کردید مصداق تفسیر ب رای قرآن نمیشود!
6.در ادیان الهی دیگر و مدلهای جامعه سازی جهان چیزی شبیه ولایت مطلقه فقیه موجود است
7.طیق فرمایش شما و با استناد بر ایات الهی طبق دیدگاه شما
بهترین دین اسلام
بهترین حکومت حکومت اسلامی
و بهترین فرد برای حکومت ولی فقیه
در نتیجه بهترینها در ایران جمع شده اند
پس چگونه نتیجه این بهترینها اینگونه شده!الان ما باید امریکا و اروپا رو تحریم کنیم وانها باید محتاج ما باشند ن اینک زیر هر سندی رو امضا کنیم و زیر هر خفتی بریم و تورم دویست درصد داشته باشیم و....!

لطفا ب سوالات ب صورت واضح و موردی جواب بدید
برای هر سوالی هم ک جواب ندارید جسارتا صغری کبری نچینید!
با تشکر

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۲۶, ۱۴:۰۷
سلام و عرض ادب
برادر گرامی
ممنون از قلم فرسایی شما !
با سلام
آری گاهی انسان مجبور می شود برای بیان یک مطلب کوتاه شاهد مثال های متعدد بیاورد البته به مقتضای مخاطب این متفاوت است.

و شاهد علت این قلم فرسایی بنده این کلام شماست:

کلی توضیح دادید
اما پاسخ سوال بنده را ندادید!!!!!
دوباره مجبور هستم برای این که بگویم که پست قبل جواب شما بوده توضیح دهم !!

شما یک فرض را بیان کردید بنده گفتم فرضتان غلط است و اگر می بینید در طول ایام علما قیام نمی کنند نه از باب نبود مقتضی است بلکه از جهت وجود مانع است.


در ضمن توضیحات شما این را عرض کنم که کفار توانسته اند ربا را حذف کنند
چگونه یک حاکم مقتدر اسلامی با 20 میلیون لشکر آماده!!! جرات ایستادن در برابر اندک دشمنان خداوند را ندارد!!!
ربا به صورت اسمی در کشور ما حذف شده است و این نشان می دهد که حاکمیت در این جهت تلاش کرده است الآن در بانک ها مگر عنوان ربا وجود دارد ؟؟ هر چه هست در قالب عقود مطرح است حال طرفین این مفاد عقد را رعایت نمی کنند دیگر بحث دیگری است.
توضیح: آیا در جامعه صدر اسلام بین هیچ دو نفری ربا صورت نمی گرفت؟؟ چرا در بین برخی افراد این کار صورت می گرفته اما حکومت سالامی ربا را به صورت سیستمی حذف کرده بود .
در زمان ما هم حاکمیت سعی در رفع ربا به صورت سیستمس کرده است گر چه در برخی از جاها انجام شود
از این گذشته ما تازه در میانه راه هستیم و باید رد یان دنیای وانفسای آخر الزمان بیشتر تلاش کنیم تا اسلام در جامعه پیاده شود مگر امام علی توانست تمام اسلام را در جامعه اجرا سازد که شما توقع دارید امروزه اینگونه شود(مثال نماز تروایح را یادتان باشد)


زمانی که همه فقها مثل ابوذر باشند ، راه حل چیست؟
آیا امثال ابوذر می توانند بر خلاف حکم رسول خدا(ص) برای حاکمیت آستین بالا بزنند؟
و ناکارآمد بودن خود و دیگر مسلمانان و اسلام را تداعی کنند!؟
و آبروی اسلام و مسلمین را ببرند؟
باز هم می گویم فرض شما اشتباه است (در زمان ابوذر ، سلمان فارسی هم بود )
اما حال که می خواهید با فرض اشتباه پیش بروید : اگر به فرض محال زمانی بیاید که علمی مستعد حکومتداری نباشد و مانعی هم نباشد کار به دست با ایمان ترین افراد متخصص می افتد .
ببینید این ها همه از باب اضطرار است اصل ایناست که معصوم و حجت خدا حکومت را به دست بگیرد اگر نبود ولی فقیه جامع الشرایط ، اگر ولی فقیه جامع الشرایط نبود ولی فقیه با داشتن اقل نصابات حکومت ، اگر این هم نبود فرد عادل متخصص حکومت مومن ، اگر این هم نبود فرد متخصص به امور حکومت با اقل نصاب عدالت و ایمان، اگر این هم نبود : لابد للناس من امير بر او فاجر.

یوسف رضا
۱۳۹۷/۰۷/۲۶, ۱۴:۱۵
ربا به صورت اسمی در کشور ما حذف شده است و این نشان می دهد که حاکمیت در این جهت تلاش کرده است الآن در بانک ها مگر عنوان ربا وجود دارد ؟؟ هر چه هست در قالب عقود مطرح است حال طرفین این مفاد عقد را رعایت نمی کنند دیگر بحث دیگری است.
توضیح: آیا در جامعه صدر اسلام بین هیچ دو نفری ربا صورت نمی گرفت؟؟ چرا در بین برخی افراد این کار صورت می گرفته اما حکومت سالامی ربا را به صورت سیستمی حذف کرده بود .
در زمان ما هم حاکمیت سعی در رفع ربا به صورت سیستمس کرده است گر چه در برخی از جاها انجام شود
از این گذشته ما تازه در میانه راه هستیم و باید رد یان دنیای وانفسای آخر الزمان بیشتر تلاش کنیم تا اسلام در جامعه پیاده شود مگر امام علی توانست تمام اسلام را در جامعه اجرا سازد که شما توقع دارید امروزه اینگونه شود(مثال نماز تروایح را یادتان باشد)

استاد چرا مغلطه میکنی
دو نفر با کل سیستم بانکی فرق نداره!
ربا یعنی پول با بهره
این کجا حذف شده
ربا که تقریباً معادل واژه انگلیسی "usury" است اصطلاحی در قرآن است که به معنی سود ظالمانه در معامله یا تجارت است. ربا چندین بار در قرآن در سوره‌های بقره، آل عمران، نساء و روم به شدت مورد انتقاد قرار گرفته‌است و تنها گناهی است که از آن به عنوان "جنگ با خداً نام برده شده‌است.

هر روز وقت داشتی بگو بریم تو همون ایالت قم ببینم بهره بانکی روی یک وام قرض الحسنه با باز پرداخت معقول چقدره!
نمیدونم چرا از گفتن اشکالات موجود و حق گویی ترس دارید

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۲۶, ۱۴:۲۵
اگر اندک بود خود امام عصر اروحنا فداه مستقیم ب شیخ مفید مشکل فتوا رو میگفتند و خود شیخ فتوایش رو اصلاح میکرد و لازم نبود کسی متوجه اشتباه شیخ شود!
پس دلیل اینک گذاشتن فتوا اشتباه عالمترین فرد زمان اینگونه در تاریخ ثبت بشه چه بوده!؟
علت این بوده که مردم بدانند ولایت فقیه از باب نبود معصوم است و گر چه ولی فقیه (عالم) گفتارش حجت است امام می تواند مطابق واقع هم نبوده واین اثر تربیتی را دراد که مردم آمدن ولی خدا را را از یاد نمی برند.


حتی لفظ مطلقه یکی دوماه اخر حیات آیت الله خمینی اضافه شد و مقوله مرجعیت هم حذف شد!
آن حذفی که شما نام می برید حذف قید مرجعیت در قانون اساسی است و الا حکم ولایت فقیه از ابتدا هم منوط به مرجعیت نبوده است بلکه فقهات کفایت می کند.
ثانیا آن چه که فرمودید مطلقه در پایان حیات امام اضافه شده این گونه نیست بلکه در درس هایی که امام در نجف در ابتدای تبعیدشان می فرمودند این بیان را داشته اند.




منابعی ک شما ازش مطلب اوردید همگی مال روحانیون (اخوندها است)انهم روحانیونی ک در همین چهل پنجاه سال ب جایگاهی رسیدن از یک فرد غیر روحانی منبعی دارید!
کتاب های شیعه آخوند و غیر آخوند ندارد کتاب های حدیثی ما، کتاب های تفسیری ما و .. این ها بر متد و روش های علمی بحث کرده اندو از قدیم اینگونه بودهاست که به کسی که رد علم دین کار می کرده آخوند می گفته اند پس این تقسیم بندی جایی ندارد.
کتاب زیر را یک استاد دانشگاه نوشته که غیر روحانی است:
«ولایت فقیه مقبول عقل منظور شرع» نوشته احمد رضا بسیج.

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۲۶, ۱۴:۴۵
استاد چرا مغلطه میکنی
دو نفر با کل سیستم بانکی فرق نداره!
ربا یعنی پول با بهره
این کجا حذف شده
ربا که تقریباً معادل واژه انگلیسی "usury" است اصطلاحی در قرآن است که به معنی سود ظالمانه در معامله یا تجارت است. ربا چندین بار در قرآن در سوره‌های بقره، آل عمران، نساء و روم به شدت مورد انتقاد قرار گرفته‌است و تنها گناهی است که از آن به عنوان "جنگ با خداً نام برده شده‌است.
شما گمان می کنید هر پولی که بهره بیاورد رباست!! نه اینگونه نیست بلکه ما انواع عقود و معاملات اسلامی داریم که خود شرع مقدس آنها را تشریع فرموده است مضاربه یکی از آنهاست . دو نفر با هم قرارداد می بندند که یک نفر پول دهد و دیگری کار کند و سودش را تقسیم کنند .
امروزه شما در بانک ها هر چه می بینید مضاربه است هر چند که افراد در اجرا آن را خراب کنند ولی شکل کار مضاربه است شما یک بانک برای من مثال بیاورید که قرار داد ربایی ببندد (کاری به اجرا ندارم صورت را نظر دارم) یک نمونه بیان کنید .
هر چه که در بانک ها هست یک قرار داد است با ده ها بند و ماده و تبصره که دو طرف باید ان را امضا کنند خب این صورت درست است این را قبول دارید؟؟




هر روز وقت داشتی بگو بریم تو همون ایالت قم ببینم بهره بانکی روی یک وام قرض الحسنه با باز پرداخت معقول چقدره!
نمیدونم چرا از گفتن اشکالات موجود و حق گویی ترس دارید
ما اشکالات را می بینیم و قبول هم داریم و در همین جامعه ای که همه مردم زندگی می کنند زندگی می کنیم و هر جا حق باشد می گوییم حق است و هر جا باطل می گوییم باطل.
شما هم آنجا که حق است را بپذیرید .
بله متاسفانه مردم وقتی می خواهند بروند بانک وام بگبرند به هیچ چیز توجه نمی کنند وام 21 درصد مضاربه را می گیرد و میرود کار دیگر انجام می دهد یا فکر می کند قرض الحسنه است!!

شروحیل
۱۳۹۷/۰۷/۲۶, ۱۸:۲۳
شما گمان می کنید هر پولی که بهره بیاورد رباست!! نه اینگونه نیست بلکه ما انواع عقود و معاملات اسلامی داریم که خود شرع مقدس آنها را تشریع فرموده است مضاربه یکی از آنهاست . دو نفر با هم قرارداد می بندند که یک نفر پول دهد و دیگری کار کند و سودش را تقسیم کنند .
امروزه شما در بانک ها هر چه می بینید مضاربه است هر چند که افراد در اجرا آن را خراب کنند ولی شکل کار مضاربه است شما یک بانک برای من مثال بیاورید که قرار داد ربایی ببندد (کاری به اجرا ندارم صورت را نظر دارم) یک نمونه بیان کنید .
هر چه که در بانک ها هست یک قرار داد است با ده ها بند و ماده و تبصره که دو طرف باید ان را امضا کنند خب این صورت درست است این را قبول دارید؟؟




ما اشکالات را می بینیم و قبول هم داریم و در همین جامعه ای که همه مردم زندگی می کنند زندگی می کنیم و هر جا حق باشد می گوییم حق است و هر جا باطل می گوییم باطل.
شما هم آنجا که حق است را بپذیرید .
بله متاسفانه مردم وقتی می خواهند بروند بانک وام بگبرند به هیچ چیز توجه نمی کنند وام 21 درصد مضاربه را می گیرد و میرود کار دیگر انجام می دهد یا فکر می کند قرض الحسنه است!!



سلام و عرض ادب

برادر گرامی

شما یا معنی ربا را درک نمی کنید

یا نمی دانید مضاربه چیست!



ربا هر پولی است که بهره بیاورد

بیع معامله ای است که سود کار در آن تقسیم می شود

نه سود پول!




هر گاه معامله ای بر اساس پول باشد ، نه کار ، آن معامله رباست


در معامله سرمایه گذار نمی تواند در صورت زیان ، عامل را به خاک سیاه بنشاند!

در معامله سرمایه گذار نمی تواند سود ثابت به نسبت پول مورد معامله تعیین کند!

بلکه سود به صورت نسبی بر اساس کار انجام شده تعیین می شود !




مضاربه قراردادی است که میان عامل و صاحب مال بسته شده و به این صورت است که عامل با سرمایه صاحب مال به داد و ستد پرداخته و در برابر آن به نسبت درصدی در سود کار با وی شریک می‌شود

که البته اگر سودی بدست آید
آن را با دارنده مال برپایه قرارداد تقسیم می‌کند.
اما آن سرمایه گذاری منجر به زیان گردد تنها دارنده مال است که خسارت را تحمل می‌کند
و تنها ضرری که متوجه کارپرداز می‌گردد، همان کوشش و اقدامات بی‌نتیجه‌است



کدام بانک چنین قرار دادی می بندد؟؟؟؟


بانک می گوید من به تو فلان مبلغ پول می دهم
تو باید فلان مقدار به من پس دهی!!!!!

کدام بانک در ضرر مضاربه شریک می شود؟؟؟؟؟؟؟

کدام بانک قبول می کند در صورت ضرر فقط اصل پول را بگیرد و سودش را نگیرد؟؟؟؟؟؟؟



به والله آن دنیا باید جواب پس دهید که روی ربا خوری های بانک نام بیع و معامله می گذارید!!!!



اینها دشمن خدا هستند

به جنگ با خدا آمده اند

صدای علما از رباخوری این ها درآمده


دلیل دفاع شمااز این ها چیست؟؟؟؟؟




این اوضاع بد اقتصادی که حاصل جنگ با خداست را نمی بینید؟؟؟؟؟؟

تا کجا می خواهید از این دشمنان خدا دفاع کنید؟؟؟؟


این هم نظر علامه حلی (https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AD%D9%84%DB%8C) در کتاب «شرایع» :

هر گاه عامل سرمایه‌ای را به عنوان مضاربه در اختیار دیگری قرار دهد،
اگر این عمل با اجازه صاحب اصلی سرمایه انجام شده باشد
و تقسیم سود بین صاحب سرمایه
و عامل دوم(وام گیرنده) انجام شود اشکال ندارد.
ولی اگر به صورتی باشد که سهمی از سود به عامل اول (بانک) برسد صحیح نیست.






لابد للناس من امير بر او فاجر.



برادر گرامی

مساله همین است


فاجر بودن این نیست که شخص علنا گناه کند

یک شخص می تواند پاکدست باشد
ساده زیست باشد

اما با بی کفایتی و عدم تخصص خود موجب فقر بیش از نیمی از جامعه گردد

که همین فقر موجب ایجاد انواع گناهان در جامعه خواهد شد



به موجب همین فقر است که نیمی از جامعه رضایت به توافق با کفار می دهند و به کسی رای میدهند که کفایت ندارد
به امید رهایی از فقر!


آن کسی که این وضعیت را ایجاد کرده فاجر است


آن کسی که دهانش را بی موقع باز کرده

آن کسی که دم از شرق دوستی میزند و مردم مظلوم را بازیچه جبهه شرق علیه غرب قرار داده






همین که شخصی می داند کسی به حرف او گوش نمی دهد

اما منصبی را می پذیرد که دیگران خود را پشت او پنهان کنند

و خون مردم را بمکند


این هم نمونه ای از فجور است


ابوذر صالح و عادل بود



اما اگر حکومت را می پذیرفت در حالی که تخصص آن را نداشت ، فاجر بود!


حاکم و امیر باید متخصص در امر حکومت باشد

فقیه باشد یا نباشد


ضرر فقیه ناکارآمد ، بیشتر از امیر کافر غیر فقیه است!


چرا که دومی به ضرر اسلام تمام نمی شود و آبروی اسلام را نمی برد!!!!!


الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم



وظیفه فقهایی که علم حکومت ندارند ، نظارت است

هر چند که در همین نظارت هم درمانده اند!



فقیهی که قوانین ربوی بانک و وجه التزام را نمی تواند تشخیص دهد
و جلوی تصویب ان را بگیرد

با عرض پوزش به درد ..... می خورد










در پناه حق تعالی

یوسف رضا
۱۳۹۷/۰۷/۲۶, ۱۸:۴۵
شما گمان می کنید هر پولی که بهره بیاورد رباست

اگ ی دختری اسمشو از مینا بزاره محمد رضا شما بعنوان پسر قبولش میکنی؟
مضاربه یا هر اسم دیگ همانطور شروحیل گرامی گفت ماهیت عمل مهمه ن اسم
ماهیتش سیستم بانکی بر پایه ربا است من نمیگم اقای املی میگ
اقای مکارم شیرازی میگ
اخذ دیر کرد از مردم میگ
. نمیدونم چ اصراری دارید ک همه چیز این مملکت عین نص صریح قران و هیچ اشکالی نداره!
استاد این بحث رو ارجاع میدیم ب یک تاپیک دیگ چون من بخوام در این باره بحث کنم خودش قصه حسین کرد میشه
شما سوالات ولایت رو جواب بدید

ایرانمهر
۱۳۹۷/۰۷/۲۷, ۱۷:۱۴
این جمله یعنی اصل ولایت فقیه را متوجه نشده ایم مگر امکان دارد یک مجلسی از همه متخصصان همه رشته ها بیایند و حاکمیت تشکیل دهند ؟؟
ولایت فقیه یعنی ولایت فقه ولایت احکام دینی بر جامعه.
بله یک موقع هست در امور جزئی جامعه نیاز به مشورت هست ولی فقیه باید در مورد و مصداق خاص با مشاورین خود مشورت کند (نه در باب احکام دینی بلکه در باب مصداق شناسی) که این کار را هم انجام می دهد(رهبر مشاورینی در حوزه های مختلف دارد)

یکی از شرایط رهبری تدبیر هستش. مجلس خبرگان موظفه به شرایط رهبر نظارت کنه. مجلسی میتونه تدبیر رهبری رو مورد نظارت قرار بده که به تمامی حوزه های تدبیری اشراف داشته باشه.

روشنه که فقه کافی نیست و برای احراز تدبیر و یا کمک به رهبری برای تدبیر بهتر، نیازمند مجلس خبرگان کارآمدتری هستیم که از تخصص سایر دانشمندان نیز استفاده میکنه.

به نظرم بهتره نظر دکتر افروغ رو مطالعه کنید. باور کنید ما هم ولایت فقیه رو قبول داریم.

شعیب
۱۳۹۷/۰۷/۲۹, ۰۶:۴۷
السلام علیک یا اباعبدالله
با سلام خدمت همه دوستان گرامی
به علت سفر زیارتی اربعین حسینی تا اطلاع ثانوی قادر به پاسخگویی نمی باشم

شعیب
۱۳۹۷/۰۸/۲۰, ۱۳:۱۶
سلام و عرض ادب
برادر گرامی
شما یا معنی ربا را درک نمی کنید
یا نمی دانید مضاربه چیست!
ربا هر پولی است که بهره بیاورد
بیع معامله ای است که سود کار در آن تقسیم می شود
نه سود پول!
....
با سلام
هم مضاربه را مب دانیم که چیست و هم ربا را می شناسیم و هم قیود و شرایط مضاربه را می دانیم.
این که می بینید سود مضاربه از طرف بانک مشخص می شود به خاطر این است که عامل (مشتری) در ضمن عقد الوکاله بانک را وکیل در تعیین و تقسیم سود می کند و یان هم از نظر شرعی اشکال ندارد
یعنی از نظر شکلی و ظاهری در بانک ها قرار داد ها به صورت اسلامی و تحت عقود اسلامی امضا می شود اما از نظر اجرای این عقود چگونه است آیا واقعا اجرا می شود یا نه بحث دیگری است که ما در این قسمت دوم اشکال جدی داریم که بیشتر بانک ها و حتی افراد وام گیرنده این شرایط را رعایت نمی کنند.

البته تمام قرار دادها و سودهایی که در بانک دیده می شود تحت مضاربه نیست بلکه برخی از تسهیلات بانک ها تحت فروش اقساطی است یعنی بانک در کل و یا قسمتی از کالایی که شمامی خواهی بخری شریک می شود و آن را به شما به صورت قسطی می فروشد مثلا شما می خواهید خانه 120 ملیونی بخرید از بانک 60 ملیون وام می گیرید در واقع بانک 3 دانگ از 6 دانگ خانه شما را خریداری می کند و به شما به صورت قسطی با قیمت بالا تر می فروشد که این هم از نظر شرعی اشکال ندارد.

بنا بر این از لحاظ صوری و شکلی اکثر قرار دادها اشکالی ندارد ولی در مرحله اجرا آنچیزی که به نظر می آید چیز دیگری است.

شعیب
۱۳۹۷/۰۸/۲۰, ۱۳:۲۶
برادر گرامی
مساله همین است
فاجر بودن این نیست که شخص علنا گناه کند
یک شخص می تواند پاکدست باشد
ساده زیست باشد
اما با بی کفایتی و عدم تخصص خود موجب فقر بیش از نیمی از جامعه گردد
که همین فقر موجب ایجاد انواع گناهان در جامعه خواهد شد
به موجب همین فقر است که نیمی از جامعه رضایت به توافق با کفار می دهند و به کسی رای میدهند که کفایت ندارد
به امید رهایی از فقر!
استفاده نقل قولی که شما کرده اید درست نیست بنده چند مرحله گفتم تا رسیدمن به این حدیث امیر المومنین :

باز هم می گویم فرض شما اشتباه است (در زمان ابوذر ، سلمان فارسی هم بود )
اما حال که می خواهید با فرض اشتباه پیش بروید : اگر به فرض محال زمانی بیاید که علمی مستعد حکومتداری نباشد و مانعی هم نباشد کار به دست با ایمان ترین افراد متخصص می افتد .
ببینید این ها همه از باب اضطرار است اصل ایناست که معصوم و حجت خدا حکومت را به دست بگیرد اگر نبود ولی فقیه جامع الشرایط ، اگر ولی فقیه جامع الشرایط نبود ولی فقیه با داشتن اقل نصابات حکومت ، اگر این هم نبود فرد عادل متخصص حکومت مومن ، اگر این هم نبود فرد متخصص به امور حکومت با اقل نصاب عدالت و ایمان، اگر این هم نبود : لابد للناس من امير بر او فاجر.

از این گذشته این مطالبی که شما بر این نقل قول از حدیث شریف مبتنی کرده اید مخالف خود حدیث است دیث می فرماید حتی اگر یک فاجر هم بر کشور حکومت کند بهتر از نداشتن حاکم است.
بقیه موارد هم که درباره ناکارآمدی فقیه و حرفهایی که زده اید و غیره همه بحث های مصداقی است که به صورت تک تک قابل رد و نقض است.
دوست و دشمن انقلاب اسلامی ایران را ستوده اند درست است که مشکلاتی سر راه هست امام کلیت نظام موفقیت آمیز بوده است مشکلات اقتصادی و تحریم ها و .. همه درست اما کلیت امر قابل قبول و امیوار کننده است.

شعیب
۱۳۹۷/۰۸/۲۰, ۱۳:۲۹
فقیهی که قوانین ربوی بانک و وجه التزام را نمی تواند تشخیص دهد
و جلوی تصویب ان را بگیرد
الناس اعداء بما جهلوه

شما گمان مرده اید با چند صفحه مطلب ویکی پدیا درباره مسائل بانکی و مضاربه و سود و ضرر مطلب خوانده اید بقیه چیزی نمی دانند و شما فقط آنها را می فهمید!! ولی فقیه جامع الشرایط آن را نمی داند و حدود و صغورش را و ... را ولی شما آن را می فهمید ؟؟!! عجیب است این همه....

شعیب
۱۳۹۷/۰۸/۲۰, ۱۳:۵۰
اگ ی دختری اسمشو از مینا بزاره محمد رضا شما بعنوان پسر قبولش میکنی؟
مضاربه یا هر اسم دیگ همانطور شروحیل گرامی گفت ماهیت عمل مهمه ن اسم
با سلام
یک وقتی اسلام به شما می گوید اگر بین یک زن و مرد مجرد صیغه عقد ازدواج خوانده شود این دو ه هم حلال می شوند اگر عده ای بیایند و در پوشش عقد ازدواج قرار بگیرند و صیغه را نخوانند و سر زندگی شان بروند می توانید به اسلام ایراد بگیرید که تو باعث شدی که مردم به گناه بیافتند ؟!!
راه شرعی ، عقود اسلامی و .. در بانک ها امضا می شود حال طرف عقد می آید و خلاف عقد عمل می کند چه کسی مقصر است؟؟


ماهیتش سیستم بانکی بر پایه ربا است من نمیگم اقای املی میگ
اقای مکارم شیرازی میگ
اخذ دیر کرد از مردم میگ
. نمیدونم چ اصراری دارید ک همه چیز این مملکت عین نص صریح قران و هیچ اشکالی نداره!
استاد این بحث رو ارجاع میدیم ب یک تاپیک دیگ چون من بخوام در این باره بحث کنم خودش قصه حسین کرد میشه
شما سوالات ولایت رو جواب بدید
ما هم قبلا گفتیم که در نحوه اجرای این عقود و آنچه در بانک ها رخ می دهد اعتراض داریم و اگر آیه الله جوادی و یا آیه الله مکارم هم اعتراض می کنند به همین مرحله دوم(یعنی اجراست) نه شکل عقودی که در بانک ها هست. شما فتاوای مراجع را ببینید همین آیه الله مکارم شیرازی خودشان در جواب استفتاء عملکرد بانک را تحت عقود جایز می داند:
سوال:مقداری پول دارم که در بانک گذاشته ام و از سود سرمایه گذاری بانکهای ایران (با شرایطی که مرسوم هست ) استفاده می کنم . با توجه به اینکه سود قطعی را بانکها در پایان سال محاسبه و اعلام می کنند آیا این کار اشکال دارد ؟
جواب: چنانچه رعایت عقود شرعیه را بنمایند یا اینکه وکالت مطلقه به مسئولین بانک داده شود که رعایت این عقود را بنمایند حلال است.

سوال: بهره 13 درصدى که بانکها در ازاى وام مى گیرند، یا بهره 10 درصدى که در برابر سپرده هاى دراز مدّت مى دهند و از اوّل چنین شرطى مى کنند، آیا ربا محسوب مى شود؟
جواب: اگر آیین نامه هاى بانک که در زمینه عقود شرعیّه و راههاى نجات از رباست عملى شود اشکالى ندارد.

سوال: شخصى علم و اطّلاع دارد که بانک به سپرده ها مبلغى بهره مى دهد، به این منظور پولى به بانک مى سپارد، ولى هیچ گونه قرارداد لفظى یا کتبى نمى بندد. آیا بهره مذکور حرام است؟
جواب:با توجّه به این که سپرده ها به عنوان مضاربه گذارده مى شود، سود مضاربه اشکالى ندارد.

همان طور که می بینید آقایان به شکل کاری که در بانک ها انجام می شود اشکالی ندارند ولی به عملکرد بعد از قرار داد اشکال دارند.
ببینید فتوای آقایان همه همین است:
مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره):
سود سپرده ربا و حرام است؛ مگر با معامله شرعیه در قبال سود معین. به این صورت که با سود یک معامله شرعیه انجام دهد، مثلاً یک خودکار را از بانک بخرند به مبلغ سود، به شرط آن که بانک فلان مبلغ وام به او پرداخت کند، مانعی ندارد.


حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):
عملیات بانکی که به تصویب مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای محترم نگهبان رسیده، اشکال ندارد.


مرحوم حضرت آیت الله العظمی خویی (ره):
گذاشتن پول در بانک دولتی یا غیردولتی به شرط انتفاع چه به عنوان بهره باشد یا غیر آن حرام است ولی بدون شرط و قرار به طوری که اگر به او ندهند مطالبه نخواهد کرد جایز است ولو بداند که نفعی عاید او خواهد شد بلکه به امید نفع هم باشد حرام نیست و اگر بانک دولتی باشد آن نفعی که به هر طور به او داده می شود باید برای جواز تصرّف و اصلاح آن رجوع به حاکم شرع یا وکیل او نماید بلکه اصل پول خود را هم که پس می گیرد چون حکم مجهول المالک را دارد باید در آن هم رجوع به حاکم شرع یا وکیل آن کند که ما اجازه داده ایم به شرط آنکه در حرام صرف نکند و زیادی آن را در آخر سال تخمیس کند.


حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):
اگر پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد و احتمال عمل به آن معاملات در حق بانک ها داده شود، اشکال ندارد و تصرف در کلّ ارباح حاصله مجاز است مثل سائر معاملات مشروعی که با اموال دولتی صورت می گیرد.


حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مدظله العالی):
اگر پرداخت سود تحت عنوان یکی از معاملات شرعی با مراعات شرایط شرعی آن باشد، مانعی ندارد والا جایز نیست.


مرحوم حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره):
اگر کاملاً طبق ضوابط و مقرّرات بانکی عمل شود، اشکال ندارد.


حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):
با توجه به اینکه سپرده ها به عنوان مضاربه گذارده می شود، سود مضاربه اشکالی ندارد.


حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی (مد ظله العالی):
اگر متصدیان بانک ها را وکیل کنند که از آن پول ها در فعالیت های اقتصادی به کار گرفته شود و مبلغی از منافع را به صاحبان پول بدهند، مانعی ندارد.

پس حکومت اسلامی آن قسمتی که مخصوص به صورت کار بوده را اصلاح کرده و نظارت را برای اجرای این صورت باید بیشتر کند.

شعیب
۱۳۹۷/۰۸/۲۰, ۱۴:۰۳
یکی از شرایط رهبری تدبیر هستش. مجلس خبرگان موظفه به شرایط رهبر نظارت کنه. مجلسی میتونه تدبیر رهبری رو مورد نظارت قرار بده که به تمامی حوزه های تدبیری اشراف داشته باشه.
روشنه که فقه کافی نیست و برای احراز تدبیر و یا کمک به رهبری برای تدبیر بهتر، نیازمند مجلس خبرگان کارآمدتری هستیم که از تخصص سایر دانشمندان نیز استفاده میکنه.
به نظرم بهتره نظر دکتر افروغ رو مطالعه کنید. باور کنید ما هم ولایت فقیه رو قبول داریم.
این همان اسلام سکولاری است که برخی به دنبال آن هستند.
اسلامی که فقط در حوزه فردی حرف دارد نماز و روزه را چگونه بگیریمو بخوانیم و والسلام.
این اسلام دیگر حقوق ندارد اقتصاد ندارد سیاست ندارد یک اسلام در حد دین شخصی است نه دین قابل اجرا در اجتماع.
با این تعبیر دیگر حکومت اسلامی چه معنایی خواهد داشت اصلا ولی فقیه دیگر به چه معناست.
اسلامی که ما می شناسیم هم ابعاد شخصی را در بر می گیرد هم اجتماعی را هم اقتصاد دارد هم فرهنگ هم سیاست . فقیه کسی که به همه این حوزه ها آگاه است . فقیه جامع الشرایط کسی اسنت که تمام منویات اسلام را در این حوزه ها هم آگاه است هم قابیلت اجرایی آن را دارد .
مجلسی که می خواهد بر این ولی فقیه نظارت کند نیاز به فقهی دارد که واقعا فقیه به اسلام باشد آگاه باشد اگر آگاه به اسلام بود اسلام را شناخت اجرای آن را هم درک می کند مجری آن را در همه زمینه ها می تواند تحت نظر داشته باشد.
بنا بر این دیگر نیازی به ناظر کمکی نخواهد داشت گر چه می توانند در مصادیق با کارشناسان این حوزه مشورت کنند.

شروحیل
۱۳۹۷/۰۸/۲۱, ۱۷:۳۴
الناس اعداء بما جهلوه

شما گمان مرده اید با چند صفحه مطلب ویکی پدیا درباره مسائل بانکی و مضاربه و سود و ضرر مطلب خوانده اید بقیه چیزی نمی دانند و شما فقط آنها را می فهمید!! ولی فقیه جامع الشرایط آن را نمی داند و حدود و صغورش را و ... را ولی شما آن را می فهمید ؟؟!! عجیب است این همه....

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

این که فلان شخص خیلی بزرگ است و عده ی کثیری قبولش دارند دلیلی بر بی عیب و نقص بودن او نیست

این ربوی بودن نیز فقط حرف بنده نیست که با بی سواد خطاب کردن بنده قضیه ماست مالی شود !

تعدادی از مراجع بارها به ربوی بودن عمل بانک ها اشاره کرده اند و اتفاقا امثال شما آیت الله جوادی آملی را نیز بی سواد خطاب کرده اند

ان شاء الله خداوند بین ما قضاوت خواهد کرد

والسلام علی من اتبع الهدی

شروحیل
۱۳۹۷/۰۸/۲۱, ۱۷:۳۹
با سلام
هم مضاربه را مب دانیم که چیست و هم ربا را می شناسیم و هم قیود و شرایط مضاربه را می دانیم.
این که می بینید سود مضاربه از طرف بانک مشخص می شود به خاطر این است که عامل (مشتری) در ضمن عقد الوکاله بانک را وکیل در تعیین و تقسیم سود می کند و یان هم از نظر شرعی اشکال ندارد
یعنی از نظر شکلی و ظاهری در بانک ها قرار داد ها به صورت اسلامی و تحت عقود اسلامی امضا می شود اما از نظر اجرای این عقود چگونه است آیا واقعا اجرا می شود یا نه بحث دیگری است که ما در این قسمت دوم اشکال جدی داریم که بیشتر بانک ها و حتی افراد وام گیرنده این شرایط را رعایت نمی کنند.

البته تمام قرار دادها و سودهایی که در بانک دیده می شود تحت مضاربه نیست بلکه برخی از تسهیلات بانک ها تحت فروش اقساطی است یعنی بانک در کل و یا قسمتی از کالایی که شمامی خواهی بخری شریک می شود و آن را به شما به صورت قسطی می فروشد مثلا شما می خواهید خانه 120 ملیونی بخرید از بانک 60 ملیون وام می گیرید در واقع بانک 3 دانگ از 6 دانگ خانه شما را خریداری می کند و به شما به صورت قسطی با قیمت بالا تر می فروشد که این هم از نظر شرعی اشکال ندارد.

بنا بر این از لحاظ صوری و شکلی اکثر قرار دادها اشکالی ندارد ولی در مرحله اجرا آنچیزی که به نظر می آید چیز دیگری است.


سلام و عرض ادب

برادر گرامی

تمام جوانب مساله طوری چیده شده است ، که در ظاهر بیع است ، اما در عمل رباست


خداوند از پیدا و پنهان آگاه است


وقتی اصل معامله روی پول بنا شده ، نه کاری که قرار است انجام شود ، معامله رباست


با ماست مالی و ایجاد معامله کاذب نیز اصل قضیه تغییری نمی کند



واقعا شما این وضعیت بازار را نمی بینید ؟؟؟


یک درصد احتمال بدهید همین رباست که موجب تورم افسار گسیخته و نابودی اقتصاد ایران شده است

شروحیل
۱۳۹۷/۰۸/۲۱, ۱۷:۴۲
استفاده نقل قولی که شما کرده اید درست نیست بنده چند مرحله گفتم تا رسیدمن به این حدیث امیر المومنین :


از این گذشته این مطالبی که شما بر این نقل قول از حدیث شریف مبتنی کرده اید مخالف خود حدیث است دیث می فرماید حتی اگر یک فاجر هم بر کشور حکومت کند بهتر از نداشتن حاکم است.
بقیه موارد هم که درباره ناکارآمدی فقیه و حرفهایی که زده اید و غیره همه بحث های مصداقی است که به صورت تک تک قابل رد و نقض است.
دوست و دشمن انقلاب اسلامی ایران را ستوده اند درست است که مشکلاتی سر راه هست امام کلیت نظام موفقیت آمیز بوده است مشکلات اقتصادی و تحریم ها و .. همه درست اما کلیت امر قابل قبول و امیوار کننده است.


اگر از دیدگاه شما بخواهیم نگاه کنیم

کلیت حکومت عباسی نیز امیدوار کننده بوده است !

کلیت حکومت پهلوی هم امیدوار کننده بوده است

و...


بالاخره هر حکومتی یک سری کار صحیح انجام داده است

اگر با وجود این همه پشتیبانی مردم و امکانات و منابع و معادن ، همین مقدار را هم انجام نمی داد ، که دیگر واویلا بود !

شعیب
۱۳۹۷/۰۸/۲۳, ۱۴:۵۸
سلام و عرض ادب
برادر گرامی
این که فلان شخص خیلی بزرگ است و عده ی کثیری قبولش دارند دلیلی بر بی عیب و نقص بودن او نیست
این ربوی بودن نیز فقط حرف بنده نیست که با بی سواد خطاب کردن بنده قضیه ماست مالی شود !
تعدادی از مراجع بارها به ربوی بودن عمل بانک ها اشاره کرده اند و اتفاقا امثال شما آیت الله جوادی آملی را نیز بی سواد خطاب کرده اند
ان شاء الله خداوند بین ما قضاوت خواهد کرد
والسلام علی من اتبع الهدی

با سلام
بیانی که درمورد بی اطلاعی شما از احکام داشتم در مقابل این مطلب به دور از انصاف شما بود که گفتید:

فقیهی که قوانین ربوی بانک و وجه التزام را نمی تواند تشخیص دهد
و جلوی تصویب ان را بگیرد
با عرض پوزش به درد ..... می خورد

چطر شما به خودتان اجازه می دهید به فقیهی همچین نسبتی بدهید مگر شما مبانی فقهی و درس ایشان را دیده اید که نظر می دهید
یا گمان برده اید که ایشان ربا و از غیر ربا را تشخیص نمی دهد و شرایط و ضوابط آن را از هم باز نمی شناسد؟؟!! خیلی عجیب است
چطور شما که چهار صفحه مطلب درباره شرایط ربا و معنای ربا خوانده اید تشخیص می دهید و او که عمرش را در این راه گذاشته تشخیص نمی دهد؟؟
بله آگاهانه انتقاد علمی کردن هم پذیرفته است و هم بایسته.
این که ایه الله جوادی آملی بعد از 60 سال درس فقه گفتن نقد علمی می کند خیلی تفاوت دارد با این که شما یک حرفی بزنید!! این را متوجه باشید.

از طرفی ما منکر این نیستیم در عمل گاهی خلاف ظاهر عمل می کنند اما همین مراجع محترمی که به وجود ربا در عملکرد بانک ها اعتراض میب کنند به صحیح بودن شکل و صورت قراردادهای بانکی اذعان و اعتراف کرده و حکم داده اند و حتی هم اکنون هم می گویند اگر قاعد و قوانین مندرج در آن قراردادها رعایت بشود ربا نیست.
چند حکم از استفتاءات آیه الله جوادی درباره سود بانکی در زیر می آورم تا بحث واضح شود:
نظر حضرتعالی درباره ی سودی که بانکها میدهند، چیست؟
پاسخ: اگر به عنوان مضاربه یا جایزه باشد، اشکالی ندارد.

حکم سپردههای بلندمدت یا کوتاه مدت در بانک و سود آن چیست؟
پاسخ: اگر برابر عقود اسلامی، مانند مضاربه باشد، جایز است و سود آن حلال است.

:پرداخت سود توسط بانک بابت سپرده‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت چه حُکمی دارد؟ ضمناً تشخیص صوری بودن قراردادهای موجود در بانکها چگونه است با توجه به اینکه بین اهل فن اختلاف است که آیا قراردادها جنبه کاغذبازی دارد یا قرارداد واقعی می‌باشد.
پاسخ:در صورتی که برابر عقود اسلامی باشد حلال است

شعیب
۱۳۹۷/۰۸/۲۳, ۱۵:۱۸
اگر از دیدگاه شما بخواهیم نگاه کنیم

کلیت حکومت عباسی نیز امیدوار کننده بوده است !

کلیت حکومت پهلوی هم امیدوار کننده بوده است

و...
هرگز

بالاخره هر حکومتی یک سری کار صحیح انجام داده است
اتفاقا بر عکس
ما معتقدیم جهت حکومت باید صحیح باشد و بر فرض یک اگر حکومت با جهت غیر الهی دستاوردهایی داشت مثل انچه در حکومت های غربی موجود است این حکومت از نظر ما یک حکومت قابل قبول نیست و بر عکس اگر یک حکومت با پایه های حکومت الهی(جهت الهی) اگر کارآمدی اش پایین تر هم بود به خاطر جهتش آن را می پسندیم.


اگر با وجود این همه پشتیبانی مردم و امکانات و منابع و معادن ، همین مقدار را هم انجام نمی داد ، که دیگر واویلا بود !
واویلا مال زمانی است که جوان کشور ما نتواند درست وقایع اطرافش را ببیند درست است که ما کم و کاستی هایی داریم اما باید مقایسه کنید تا حقیقت را ببینید فقط یک آمار رشد علمی را قبل و بعد از انقلاب مقایسه کنید ببینید چه خدمتی این انقلاب به این کشور کرده است من نمی خواهم اینجا به دستاورد های نظام اسلامی بپردازم که از شماره بیرون است اما می خواهم که همه ما در نقد هایمان انصاف داشته باشیم درست ببینیم و درست تحلیل کنیم که خدای ناکرده دشمن نتوانداز این جهل به داشته ها سوء استفاده کرده و ما را به قهقرا ببرد.

فقط چند نمونه:
1-بر اساس گزارش موسسه بین المللی اطلاعات علمی (isi)، تعداد مقالات علمی چاپ شده از محققان ایرانی در مجلات معتبر بین المللی در سال 1357، 450 مقاله و در سال 1391، 34.155 مقاله بوده است که نشان دهنده رشد 3 برابری متوسط جهانی در این حوزه است.

2- کشور ایران در سال 56 با 33 میلیون جمعیت، نیازمند ورود پزشک خارجی از سایر کشورها بوده است، اما هم اکنون با جمعیتی بیش از دو برابر و به تبع آن با نیازی بیشتر به پزشک، با مازاد پزشک روبه روهستیم؛ همچنین در زمینه پزشک متخصص نیز از جمعیت 7000 نفر در سال 57 به جمعیت 72.792 پزشک متخصص در حال حاضر رسیده ایم و همچنین باید گفت که مردم بسیاری از کشورها به منظور درمان به کشورمان سفر می کنند تا تحت نظر پزشکان ایرانی به درمان خود بپردازند.

فقط از باب نمونه عرض کردم

یوسف رضا
۱۳۹۷/۰۸/۲۶, ۰۷:۲۵
الناس اعداء بما جهلوه

شما گمان مرده اید با چند صفحه مطلب ویکی پدیا درباره مسائل بانکی و مضاربه و سود و ضرر مطلب خوانده اید بقیه چیزی نمی دانند و شما فقط آنها را می فهمید!! ولی فقیه جامع الشرایط آن را نمی داند و حدود و صغورش را و ... را ولی شما آن را می فهمید ؟؟!! عجیب است این همه...

درود
زیارت قبول
بحث فهمیدن نیست
بحث عمل کردن است

نا بر این از لحاظ صوری و شکلی اکثر قرار دادها اشکالی ندارد ولی در مرحله اجرا آنچیزی که به نظر می آید چیز دیگری است.
ما هم همینو میگیم چیزی دیگ داره عمل میشه و چرا کسی جهادی وارد نمیشه من ک نمیتونم با بانک و سیستم مالی در بیوفتم ولی مقامات عالی میتونند و چرا فقط حرف میزنند الله اعلم
یک زمانی فتوا داده میشود توتون و تنباکو حرام است و در دربار شاه هم قلیان ها رو دور میندازنند
حالا ریس و رهبر کشور مجتهد
ریس قوه قضایی ایت الله
ریس مجمع مصلحت ایت الله
ریس جمهور حوزوی و روحانی
چطور میشود همچنان بانکها سود میگیرند!؟؟دیر کرد میگیرند؟؟؟ و اخیرا در قبض برق و گاز در صورت بدهی قبلی دیر کرد اخذ میشود!
اسلام حرف نیست عمل است
دیروز در تربون نماز جمعه میگن در کشور شیعه ایی اینهمه احتکار و سود طلبی جای تاسف داره(مگ با تاسف خوردن کار درست میشه)
ب هر حال بحث ما ربا و ... نیست
و من معتقدم در مدیریت کلان کشور بعلت وجود اقا زاده ها و خانوم زاده ها خیلی از مسائل نادیده گرفته میشود!من خودم تو مدرسه کار میکنم کلا اکثرا میخان بزن برویی کار کنند بره وجدان کاری کجاست و چی شده خدا میدونه!
درباره ولی فقیه و اختیاراتش و...بعلت نبود حضرتعالی و طولانی شدن وقف در این مبحث رشته کلام از دست من خارج شده
در خلاصه میتونم بگم نوع دید ما در مقوله ربا و ولی فقیه(ن در کلیات بلکه در جزییات و نحوه نظارت بر امور) باهم فرق داره همانند دو خط موازی هستیم!

یک نصیحت ز سر صدق جهانی ارزد

مشنو ار در سخنم فایده دو جهانی نیست



حاصل عمر تلف کرده و ایام به لغو

گذرانیده، به جز حیف و پشیمانی نیست


سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی

به عمل کار برآید به سخندانی نیست

شعیب
۱۳۹۷/۰۸/۲۸, ۱۳:۵۵
درود
زیارت قبول
بحث فهمیدن نیست
بحث عمل کردن است
با سلام
انشا الله قسمت همه دوستان بشود
سخن ما با دوست گرامی شروحیل بود که فرمودند که برخی از مجتهید قواعد ربا را نمی دانند که بنده عرض کردم آنها خوب این مطالب را می دانند .
پس اتفاقا بحث ما با کاربر مذکور فهمیدن است نه عمل کردن.


ما هم همینو میگیم چیزی دیگ داره عمل میشه و چرا کسی جهادی وارد نمیشه من ک نمیتونم با بانک و سیستم مالی در بیوفتم ولی مقامات عالی میتونند و چرا فقط حرف میزنند الله اعلم
بله اگر بیان شما همین باشد با هم هم نظر هستیم
ولی این با آنچه که برخی دستان می گویند متفاوت است . برخی می خواهند القا کنند که حکومت اسلامی ربا را در بانک ها نهادینه کرده است این اوج بی انصافی است . حکومت تلاش کرده است در این بلبشوی اقتصادی جهان سرمایه داری طرحی را به عنوان بانک بدون ربا ارائه دهد که ما عرض کردیم به لحاظ صوری و شکلی این کار را کرده و در ان موفق بوده است اما به لحاظ اجرایی نتوانسته آن را کنترل کند

شروحیل
۱۳۹۷/۰۸/۳۰, ۱۱:۳۶
هرگز

اتفاقا بر عکس
ما معتقدیم جهت حکومت باید صحیح باشد و بر فرض یک اگر حکومت با جهت غیر الهی دستاوردهایی داشت مثل انچه در حکومت های غربی موجود است این حکومت از نظر ما یک حکومت قابل قبول نیست و بر عکس اگر یک حکومت با پایه های حکومت الهی(جهت الهی) اگر کارآمدی اش پایین تر هم بود به خاطر جهتش آن را می پسندیم.


واویلا مال زمانی است که جوان کشور ما نتواند درست وقایع اطرافش را ببیند درست است که ما کم و کاستی هایی داریم اما باید مقایسه کنید تا حقیقت را ببینید فقط یک آمار رشد علمی را قبل و بعد از انقلاب مقایسه کنید ببینید چه خدمتی این انقلاب به این کشور کرده است من نمی خواهم اینجا به دستاورد های نظام اسلامی بپردازم که از شماره بیرون است اما می خواهم که همه ما در نقد هایمان انصاف داشته باشیم درست ببینیم و درست تحلیل کنیم که خدای ناکرده دشمن نتوانداز این جهل به داشته ها سوء استفاده کرده و ما را به قهقرا ببرد.

فقط چند نمونه:
1-بر اساس گزارش موسسه بین المللی اطلاعات علمی (isi)، تعداد مقالات علمی چاپ شده از محققان ایرانی در مجلات معتبر بین المللی در سال 1357، 450 مقاله و در سال 1391، 34.155 مقاله بوده است که نشان دهنده رشد 3 برابری متوسط جهانی در این حوزه است.

2- کشور ایران در سال 56 با 33 میلیون جمعیت، نیازمند ورود پزشک خارجی از سایر کشورها بوده است، اما هم اکنون با جمعیتی بیش از دو برابر و به تبع آن با نیازی بیشتر به پزشک، با مازاد پزشک روبه روهستیم؛ همچنین در زمینه پزشک متخصص نیز از جمعیت 7000 نفر در سال 57 به جمعیت 72.792 پزشک متخصص در حال حاضر رسیده ایم و همچنین باید گفت که مردم بسیاری از کشورها به منظور درمان به کشورمان سفر می کنند تا تحت نظر پزشکان ایرانی به درمان خود بپردازند.

فقط از باب نمونه عرض کردم





سلام و عرض ادب و احترام

برادر گرامی

شما پیشرفت عمومی جهان را به پای این حکومت می نویسید !

از نظر شما اگر حکومت قبل در حال حاضر و در طی این 40 سال ادامه می یافت ، هیچ دستاوردی نداشت !

هر چیزی را باید با واقعیت های روز سنجید


انرژی هسته ای ، علم نانو و .... همه این ها وارداتی از طریق مهندسی معکوس است!

واقع بین باشید برادر من

همین هواپیمای کوثر زمانی که سقوط می کند اسمش میشود f5 آمریکایی !!!



رشد آموزش ، تحصیلات دانشگاهی و ... مساله ای است که با پیشرفت علم و ارتباطات ، وسعت فوق العاده ای پیدا کرده

و محدود به انقلاب ایران نیست!

شما همین دبی کنونی را با دبی 40 سال پیش مقایسه کنید!

آن جا که جمهوری اسلامی نبوده ! که به زعم شما عامل چنین پیشرفتی باشد !


در ضمن حکومت عباسی نیز هدفش به ظاهر الهی بود !!!!


در پناه حق تعالی

شروحیل
۱۳۹۷/۰۸/۳۰, ۱۱:۴۶
با سلام
بیانی که درمورد بی اطلاعی شما از احکام داشتم در مقابل این مطلب به دور از انصاف شما بود که گفتید:


چطر شما به خودتان اجازه می دهید به فقیهی همچین نسبتی بدهید مگر شما مبانی فقهی و درس ایشان را دیده اید که نظر می دهید
یا گمان برده اید که ایشان ربا و از غیر ربا را تشخیص نمی دهد و شرایط و ضوابط آن را از هم باز نمی شناسد؟؟!! خیلی عجیب است
چطور شما که چهار صفحه مطلب درباره شرایط ربا و معنای ربا خوانده اید تشخیص می دهید و او که عمرش را در این راه گذاشته تشخیص نمی دهد؟؟
بله آگاهانه انتقاد علمی کردن هم پذیرفته است و هم بایسته.
این که ایه الله جوادی آملی بعد از 60 سال درس فقه گفتن نقد علمی می کند خیلی تفاوت دارد با این که شما یک حرفی بزنید!! این را متوجه باشید.

از طرفی ما منکر این نیستیم در عمل گاهی خلاف ظاهر عمل می کنند اما همین مراجع محترمی که به وجود ربا در عملکرد بانک ها اعتراض میب کنند به صحیح بودن شکل و صورت قراردادهای بانکی اذعان و اعتراف کرده و حکم داده اند و حتی هم اکنون هم می گویند اگر قاعد و قوانین مندرج در آن قراردادها رعایت بشود ربا نیست.
چند حکم از استفتاءات آیه الله جوادی درباره سود بانکی در زیر می آورم تا بحث واضح شود:
نظر حضرتعالی درباره ی سودی که بانکها میدهند، چیست؟
پاسخ: اگر به عنوان مضاربه یا جایزه باشد، اشکالی ندارد.

حکم سپردههای بلندمدت یا کوتاه مدت در بانک و سود آن چیست؟
پاسخ: اگر برابر عقود اسلامی، مانند مضاربه باشد، جایز است و سود آن حلال است.

:پرداخت سود توسط بانک بابت سپرده‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت چه حُکمی دارد؟ ضمناً تشخیص صوری بودن قراردادهای موجود در بانکها چگونه است با توجه به اینکه بین اهل فن اختلاف است که آیا قراردادها جنبه کاغذبازی دارد یا قرارداد واقعی می‌باشد.
پاسخ:در صورتی که برابر عقود اسلامی باشد حلال است





سلام و عرض ادب

برادر گرامی

مشکل شما این است که به جای این که حقیقت سخن را ببینید

به کسی که سخن را نقل می کند نگاه می کنید !

اگر بنده همان سخن آقای آملی را بگویم ارزشی در ذهن شما ندارد ، اما اگر نقل از ایشان باشد ارزش پیدا میکند !


بهتر است مبانی فکری خود را کمی تغییر دهید !


مساله یکی است

چه از زبان این حقیر باشد

چه از زبان عالمی بزرگ باشد!



شما اصل سخن را رها کرده اید ، به گوینده توجه می کنید !



برادر عزیز

در همین سوالاتی که شما مطرح کردید

ایشان پاسخ دادند اگر طبق عقود اسلامی باشد

نه طبق عقود بانک مرکزی جمهوری ایران!!!!!!



شما که سواد کافی دارید!!!

عقود بانک مرکزی ایران را با عقود اسلامی مقایسه کنید!!!!!

ببینید آیا عقود بانک مرکزی بر پایه کار است ، یا پول دریافت شده از مشتری !!!!!!



باور بفرمایید تشخیص ربوی بودن اقتصاد ایران چشم بصیرت نمی خواهد !!!!!!

یک فرد معمول و غیر متعصب ، با حساب دو دو تا چهار تا هم می تواند آن را تشخیص دهد!!!!!

شعیب
۱۳۹۷/۰۹/۰۱, ۱۰:۲۶
سلام و عرض ادب و احترام
برادر گرامی
شما پیشرفت عمومی جهان را به پای این حکومت می نویسید !
از نظر شما اگر حکومت قبل در حال حاضر و در طی این 40 سال ادامه می یافت ، هیچ دستاوردی نداشت !
هر چیزی را باید با واقعیت های روز سنجید
با سلام
من نمی خواهم روی دستاورد ها با شما در این تاپیک بحث کنم ولی یک نکته را یاد آور می شوم که بتوانید یک معیاری برای قبل و بعد از انقلاب به دست بیاورید
شما ببینید روند یک امر در قبل از انقلاب در بازه زمانی مثلا 10 سال و یا 20 سال و یا 40 سال چقدر بوده است و آن روند و جهتگیری را با همان بازه در انقلاب هم مقایسه کنید ما نمی گوییم در قبل انقلاب مثلا سال 5 20 مقاله داشته اند و ما در امروز چند مقاله داریم بلکه رشد علمی را در نظر می گیریم . رشد علمی در قبل از انقلاب چند بوده و امروز چند است؟؟
امیدوارم نرخ رشد را متوجه شده باشید و الا دوباره اشکال می کنید که چطور زمان را در نظر نمی گیرید؟؟
نرخ سواد از 47% در سال 55 به 93% در سال 90 رسیده است.
پوشش متقاضیان تحصیل در دوره متوسطه از 23% به 85% افزایش یافته است.ایران در سال 55 در هیچ عرصه‌ای قطب علمی نبوده؛ در حالیکه تا سال 90 در 142 حوزه به قطب علمی رسیده است.
در سال 55 رشد رتبه علمی ایران 52 جهان بوده و در سال 90 به رتبه 17 جهان رسیده است.


و باز هم امیدوارم رتبه بندی جهانی را متوجه باشید که باز نگویید زمان را در نظر بگیرید؟؟



انرژی هسته ای ، علم نانو و .... همه این ها وارداتی از طریق مهندسی معکوس است!
واقع بین باشید برادر من
اگر هم که ادعای شما را قبول کنیم باز از شما سوال می کنیم آیا این مهندسی معکوس را در قبل از انقلاب چرا نکرده اند؟؟
شما آمارها را هم نمی بینید ایران قبل از انقلاب اصلا بحث نانو را نمی شناخت امروز بنا بر آمار معتبر جزء 12 کشور برتر جهان هستیم.
آیا این کار کوچکی است
حتما می خواهید بگویید که اگر نظام پهلوی با آن کندی که در بحث علم و فن آوری داشت تا کنون ادامه پیدا می کرد الآن رتبه ...بودیم!!
کمی واقع بین باشیم و تعصب را کنار بگذاریم

اصلا شما می دانید ایران اکنون در رتبه اول جهان در رشد علمی است (دقت کنید رشد علمی نه علم ، امیدوارم فرق این دو را هم متوجه باشید)

شما حکومت پهلوی را با چه کشوری باید مقایسه کنید (اگر ادامه پیدا می کرد) با افغانستان و عربستان و لیبی و مصر و ... این ها که پادشاهی اند

شروحیل
۱۳۹۷/۰۹/۰۱, ۱۸:۴۲
با سلام
من نمی خواهم روی دستاورد ها با شما در این تاپیک بحث کنم ولی یک نکته را یاد آور می شوم که بتوانید یک معیاری برای قبل و بعد از انقلاب به دست بیاورید
شما ببینید روند یک امر در قبل از انقلاب در بازه زمانی مثلا 10 سال و یا 20 سال و یا 40 سال چقدر بوده است و آن روند و جهتگیری را با همان بازه در انقلاب هم مقایسه کنید ما نمی گوییم در قبل انقلاب مثلا سال 5 20 مقاله داشته اند و ما در امروز چند مقاله داریم بلکه رشد علمی را در نظر می گیریم . رشد علمی در قبل از انقلاب چند بوده و امروز چند است؟؟
امیدوارم نرخ رشد را متوجه شده باشید و الا دوباره اشکال می کنید که چطور زمان را در نظر نمی گیرید؟؟
نرخ سواد از 47% در سال 55 به 93% در سال 90 رسیده است.
پوشش متقاضیان تحصیل در دوره متوسطه از 23% به 85% افزایش یافته است.ایران در سال 55 در هیچ عرصه‌ای قطب علمی نبوده؛ در حالیکه تا سال 90 در 142 حوزه به قطب علمی رسیده است.
در سال 55 رشد رتبه علمی ایران 52 جهان بوده و در سال 90 به رتبه 17 جهان رسیده است.


و باز هم امیدوارم رتبه بندی جهانی را متوجه باشید که باز نگویید زمان را در نظر بگیرید؟؟



اگر هم که ادعای شما را قبول کنیم باز از شما سوال می کنیم آیا این مهندسی معکوس را در قبل از انقلاب چرا نکرده اند؟؟
شما آمارها را هم نمی بینید ایران قبل از انقلاب اصلا بحث نانو را نمی شناخت امروز بنا بر آمار معتبر جزء 12 کشور برتر جهان هستیم.
آیا این کار کوچکی است
حتما می خواهید بگویید که اگر نظام پهلوی با آن کندی که در بحث علم و فن آوری داشت تا کنون ادامه پیدا می کرد الآن رتبه ...بودیم!!
کمی واقع بین باشیم و تعصب را کنار بگذاریم

اصلا شما می دانید ایران اکنون در رتبه اول جهان در رشد علمی است (دقت کنید رشد علمی نه علم ، امیدوارم فرق این دو را هم متوجه باشید)

شما حکومت پهلوی را با چه کشوری باید مقایسه کنید (اگر ادامه پیدا می کرد) با افغانستان و عربستان و لیبی و مصر و ... این ها که پادشاهی اند




سلام و عرض ادب

برادر عزیز و بزرگوار

در آن سال ها کسی دسترسی به اینترنت یا اخبار و معلومات و آموزش های جهانی به صورتی که در 20-30 سال اخیر هست نداشت

کمی فکر کنید

آموزش که در حکومت خلاصه نمی شود!

آیا تمام این مسائل از بودجه دولتی و با دستور حکومتی حاصل شده است؟


مساله عملی شدن این علوم است


بنده از آن حکومت سابق دفاعی نمی کنم


اما این که چون ان حکومت فلان اشتباه را داشت ، پس ما اشتباه نکرده ایم ، استدلال درستی نیست!


حکومت قبل وابسته به امریکا بود

این حکومت وابسته به روسیه و چین و کره و پاکستان و افغانستان و...

واقع نگر باشید برادر من

عوض کردن اسم موشک های وارداتی پیشرفت نیست

پیشرفت زمانی حاصل خواهد شد که با تحریم خط تولید پراید نخوابد!


پیشرفت حقیقی تکریم و استفاده از نوابغ و تولید حقیقی علم است

نه مهندسی معکوس! ( بخوانید سرقت علمی )

شعیب
۱۳۹۷/۰۹/۰۶, ۱۷:۳۵
سلام و عرض ادب

برادر عزیز و بزرگوار
در آن سال ها کسی دسترسی به اینترنت یا اخبار و معلومات و آموزش های جهانی به صورتی که در 20-30 سال اخیر هست نداشت
کمی فکر کنید
آموزش که در حکومت خلاصه نمی شود!
آیا تمام این مسائل از بودجه دولتی و با دستور حکومتی حاصل شده است؟
بله همه این امور از سوی حکومت بوده است
مهم سیاست گذاری ها و ریل گذاری های عمومی در یک کشور است.
یک حکومت می تواند با ریل گذاری مردم را به سوی علم و دانش پیش ببرد یک حکومت می تواند با ریل گذاری مردم را از علم و دانش دور کند.
یک حکومت می تواند به نخبه پروری روی بیاورد و در علوم پایه و نانو روی بیاورد و سرمایه گذاری کند یک حکومت هم می تواند با روی آوردن به امور دیگر علم را سرکوب و دانشمندان را نا امید کند.
این خیلی واضح است که حکومت ها نقش اصلی در رشد علمی و یا افول علمی دارند و نیازی به توضیح ندارد!!

شعیب
۱۳۹۷/۰۹/۰۶, ۱۷:۳۶
حکومت قبل وابسته به امریکا بود
این حکومت وابسته به روسیه و چین و کره و پاکستان و افغانستان و...
شما بحث تعامل را با وابستگی اشتباه گرفته اید اگر آمریکا هم دست از خوی استکباری اش بردارد ما با آمریکا نیز تعامل می کنیم مهم این است که کسی نتواند برای تعین تکلیف کند کجای انقلاب سراغ دارید که مثلا روسیه و یا پاکستان بتوانند برای ما تعیین تکلیف کنند یک نمونه بیاورید؟؟
بله یک وقت هست ما در مثلا نیروگاه هسته ای نیاز داریم کشوری به ما کمک کند برای ساخت نیروگاه ، می گوییم فلان کشور که فناوری اش را دارد بیاید بسازد درصد خودش را هم بگیرد و برود این با وابستگی متفاوت است.
ما منکر نواقص نیستسم صد در صد و در همه زمینه ها هم استقلال نداریم ولی مهم این است در ام المسائل حکومت که همان مسائل سیاسی است استقلال داریم و مهنوز هم بعد از 40 سال می گوییم نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی.
وابستگی آن است که آمریکا به عربستان می وید اگر حق حساب مرا ندهی تورا رها می کنم تو گاو شیر ده هستی اگر اسلحه نخری امنیت تو را تامین نمی کنم !! تا آنجا که بگوید اگر یک هفته از عربستان حمایت نکنیم ایران عربستان را می گیرد!! به این می گویند وابستگی!
اما کجای این 40 سال سراغ دارید که مثلا روسیه برای تامین ایران حق حساب بخواهد با ایران قرار داد امنیتی دو طرفه می بندند این یعنی استقلال این یعنی اقتدار.
واقعا حیف است که جوان ما به صرف دو کلمه حرفی که از این طرف آن طرف می شنود حقایق و دستاورد های انقلاب را نبیند.
استقلال یعنی این که شما بتوانی برای منطقه ای که در آن زندگی می کنی حرف داشته باشی منفعل نباشی.
بله ما قبول داریم در بحث اقتصادی آسیب پذیر هستیم در بحث علمی هنوز باید تلاش بیشتری بکنیم مگر آقا بارها این حدیث را برای جوانان نفرمود : "العلم سلطان" علم باعث اقتدار می شود باید تلاش کرد که این عامل اقتدار را بیش از پیش به دست آوریم.
مهم این است که رهبری و سکان دار این نظام علم گرا است نخبگان را حمایت می کند آقا بارها فرمودند " من تا نفس دارم از نخبگان حمایت می کنم"
در همان جلسه اتفاقا درباره وابستگی سخنانی فرمودند که لازم است به آنها توجه کنیم:
"بایستی وابستگی را از بین ببریم. البتّه وابستگی، وابستگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی ــ همه‌جور ــ است؛ [امّا] اساسش، وابستگی سیاسی است. در درجه‌ی اوّل، وابستگی‌های سیاسی است که بقیّه‌ی چیزها را فراهم میکند. خب وابستگی سیاسی موجب میشود که طبعاً فرهنگ هم نفوذ کند، اقتصاد هم نفوذ کند و در همه‌ی بخشها وابستگی به‌ وجود بیاید، حتّی در بخش امنیّت؛ کمااینکه در دوران طاغوت این‌جوری بود. در بخش امنیّت هم وابسته بودیم، در بخش اقتصاد که به‌طریق‌‌اولیٰ، در بخش فرهنگ همین‌جور. خب وابستگی سیاسی به برکت انقلاب از بین رفت؛ [امّا رهایی از] وابستگی‌های دیگر دشوار و سخت است؛ تلاش میخواهد. این حرفی نیست که من امروز بزنم، من زمان ریاست جمهوری در خطبه‌ی نمازجمعه این حرف را زدم، که وابستگی سیاسی‌ ما از بین رفت، الحمدللّه نجات پیدا کردیم امّا وابسته‌ایم؛ ازلحاظ اقتصادی وابسته‌ایم، از لحاظ فرهنگی وابسته‌ایم؛ باید فکر کنیم روی این زمینه. وابستگی بیچارگی می‌آورد."

شعیب
۱۳۹۷/۰۹/۰۶, ۱۷:۳۷
پیشرفت حقیقی تکریم و استفاده از نوابغ و تولید حقیقی علم است
نه مهندسی معکوس! ( بخوانید سرقت علمی )
ما در بین 9 کشور اول جهان در علم نانو هستیم این علم نانو مهندسی معکوس است
ما جزء 6 کشور اول جهان هستیم که توان ساخت سانتریفیوژ نسل 5 را داریم آیا این مهندسی معکوس است ؟؟
ما در آب سنگین (توان دستیابی ) جزء 6 کشور اول جهان هستیم آیا این مهندسی معکوس است.
در بحث نظامی که شما آن را مهندسی معکوس می خوانید(و هیچ سندی برای اثبات مدعای خود ندارید) ایران با همه تحریم های جهانی در رتبه 13 دنیا در بین 136 کشور جهان از نظر قدرت نظامی قرار دارد و بالاتر از کشورهای پاکستان و عربستان و ... قرار دارد (عربستانی که بیشترین افزایش هزینه های تسلیحاتی در جهان را از آن خود کرده است که طی سالهای 2010 و2015 به بیش از 17 درصد رسیده است. که یک رقم آن 110 میلیارد دلار بوده است.)
حتما می گویید با مهندسی معکوس!! خب اگر اینگونه است چرا کشورهای دیگر این کار را نمی کنند؟؟
آیامی دانستید ایران جزء 4 کشور دارنده سیلوهای زیر زمینی موشکی است
آیامی دانستید ایران در موشک های نقطه زن بالستیکی جزء 5 کشور اول دنیا است
آیامی دانستید ایران با پرتاب سفینه فضایی به فضا جزء 10 کشور دارنده این صنعت در دنیا شده است
خوب است که بدانید.
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

شعیب
۱۳۹۷/۱۰/۰۸, ۱۰:۳۸
سوال
آیا ولایت مطلقه فقیه از قرآن قابل اثبات است؟ لطفا آیات آن را بیان فرمایید.

جواب:
همان طور که می دانید آیات قرآن توسط روایات اهلبیت توضیح داده شده و تفسیر و تبیین می شوند.
قرآن کریم تبیین هدایت خود را بر عهده پیامبر می گذارد «وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ » و این قرآن را به سوی تو فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده است توضیح دهی (1) و نیز فرمود «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» آنچه را رسول خدا برای شما آورد بگیرید و آنچه را نهی کرد خودداری کنید. (2) از این آیات به دست می آید که خداوند متعال فرامین رسول خود را نازل منزل و قائم مقام خود کرده است پس هر چه فرمایش پیامبر خدا باشد می توان با استناد به این آیات، سخن غیر مستقیم قرآن دانست .

گاهی اصل یک امری از قرآن ثابت شده ولی جزئیات و شرایط و حدود آن را باید از روایات دریافت کرد مثلا بحث نماز در قرآن بارها امر به آن شده است اما این که این نماز چگونه خوانده شود و چند رکعت باشد و ... در قرآن نیامده است و احادیث پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) آن را بیان می کنند.

برای این که بتوانید اثبات و یا عدم اثبات ولایت فقیه را از قرآن نتیجه بگیرد لازم است دو واژه ولایت فقیه و ولایت مطلقه فقیه را به صورت دقیق تعریف نماییم بعد ببینیم آیا این آیات و چینش آنها در کنار هم قدرت اثبات این موضوع را دارند و یا نه؟

تفاوت ولایت فقیه و ولایت مطلقه فقیه به صورت مختصر:
اختیارات ولی فقیه در دو محور قابل بررسی است:

1. در ناحیه افرادی که ولی فقیه بر آنان ولایت دارد.
2. در ناحیه اموری که ولیه فقیه شأنیت تصرف در آن امور را دارد.

اگر اختیارات ولی فقیه را محدود به افراد خاصی (مانند دیوانگان،‌ایتام و ...) ندانسته و تصرفات او را محدود به اموری مانند (قضاوت و فتوا) ندانیم، قائل به ولایت مطلقه فقیه شده ایم در غیر این صورت ولایت مطلقه برای فقیه ثابت نیست.

معنای ولایت: ولایت در زبان عربی از ماده «ولِِی» به معنای نزدیکی و قرب است (3) برای لفظ ولایت غیر از این معنا دو معنای: 1. سلطنت و چیرگی 2. رهبری و حکومت ذکر شده است(4)

ب. معنای ولایت فقیه:
ولایت به معنای والی بودن، مدیر بودن و اجرا کننده است و اگر گفته می شود: «که فقیه ولایت دارد؛ یعنی از سوی شارع مقدس، تبیین قوانین الاهی و اجرای احکام دین و مدیریت جامعه اسلامی در عصر غیبت بر عهده فقیه جامع الشرایط است».(5)

معنای مطلقه بودن ولایت فقیه:
در فقه؛ ولایت بر عده ای ثابت شده است مانند ولایت پدر و جد پدری بر فرزند کوچک (غیر رشید) یا دیوانه و یا کم عقل(6) در این موارد امور فرزند (دختر یا پسر) بر عهده پدرش یا جد پدری او است، که پدر و جد پدری با توجه به مصلحت فرزند امور او را اداره می کنند.
همچنین ولایت وکیل بر موکل تا زمانی که موکل زنده باشد. موارد دیگری نیز ثابت است که در کتاب های فقهی ذکر شده است. پس اصل ولایت بر دیگران از ضروریات فقه اسلام است یکی از این ولایت ها، ولایت فقیه است.

ولی بحث در این است که ولایت فقیه از باب ولایت پدر و جد پدری است یا از نوع ولایت به معنای سرپرستی و اداره شئون جامعه است؟
آن چه مسلم است این است که همه فقیهان در اصل ثبوت ولایت فقیه اتفاق نظر دارند و اختلاف آنها در سعه و ضیق اختیارات ولی فقیه است که اگر اختیارات او را از نوع ولایت به معنای اداره امور جامعه بگیریم به همان معنای ولایت مطلقه می رسیم.

ولایت مطلقه فقیه یک اصطلاح فقهی است که به حوزه اعمال ولایت و کسانی که تحت ولایت قرار دارند نظر دارد و محدودیت در این زمینه را انکار می کند. به عبارت دیگر این اصطلاح بیان می کند که، دامنه ولایت فقیه، محدود به عده خاصی مانند دیوانگان، سفیهان و ... نیست بلکه نسبت به همه افراد و همه احکام و مطلق است. مرحوم امام خمینی (رحمه الله علیه) در این باره می فرمود: هر آنچه برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) از جهت ولایت و رهبری شان ثابت است،‌ عین همان امور برای فقیه هم ثابت است اما دیگر اختیارات آنها که از این جهت نیست برای فقیه هم ثابت نیست (7)


با این بیان روشن شد که مطلقه بودن ولایت فقیه یک اصطلاح فقهی است که در مقام بیان گستره فعالیت و وظایف ولی فقیه است و مقید به ولایت فقیه بر دیوانگان و ایتام و بی سرپرستان نیست.

حال که معنای ولایت مطلقه فقیه مشخص شد و بیان شد که ولایت مطلقه یعنی حق سرپرستی بر جامعه و حکومت توجه به این نکته مهم است که این مجموعه آیات در صدد اثبات شرایط و ویژگی های حاکم مورد پسند و سفارش قرآن برای جامعه اسلامی است و با احصاء این شرایط مصداق آن را در ولی فقیه در زمان خود متعین می بینیم.


وقتی که قرآن می فرماید : «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان سلطه نمی‏دهد. (8) و «لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ» مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست و ولی خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بی بهره است.(9)
این بدان معنا است که در بالا ترین درجه تسلط، دوستی، ولایت که همان ولایت بر جامعه است نیز خدا راضی نیست غیر مومنین بر آنها حکومت کنند و ایمان شرط لازم برای حاکم اسلامی است.

وقتی قرآن می فرماید: «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ» به ستم پیشگان گرایش نیابید که آتش دوزخ به شما خواهد رسید.(10) این یعنی بالاترین رکون و گرایش که همان گرایش به والی و حاکم است نباید ظالمانه باشد. پس شرط حاکم اسلامی عادل بودن است.

وقتی قرآن می فرماید : «أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدی‏ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ» آیا کسی که به راه حق هدایت می‏کند، سزاوارتر است که از او پیروی شود یا کسی که راه نمی‏ یابد؛ مگر آنکه راه برده شود؛ شما را چه می‏شود؟ چگونه داوری می‏کنید؟.(11)
یعنی تبعیت باید از کسی صورت بگیرد که راه یافته به هدایت باشد نه انسان گمراه ، کسی که در هدایت مستقر باشد در همه زمینه ها ، علمی ، عملی, سیاسی و ...اگر افراد در جامعه می خواهند تبعیت کنند که بالاترین سطح آن تبیعیت از حاکم است باید از حاکمی تبعیت کنند که در این زمینه ها خود هدایت یافته باشد (فقاهت)
اگر قرآن می فرماید: «إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ» همانا بهترین کسی که می توان به کار گرفت فرد قوی امین است.(12) باید انسان در امور اجتماعی به فردی اعتماد کند که هم قوی و هم امین باشد.
از طرف دیگر حکومت اسلامی حکومت قانون خداست «وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ » و هر کس بدان چه خدا نازل کرده حکم نکند آنها از کافران هستند(13) و آن بدون حاکمیت دین شناسی و متخصص مستعد در اجرای احکام الهی ( فقیه عادل و جامع الشرایط) امکان پذیر نیست.

در زمان غیبت چه فردی به این ملاک ها نزدیک تر است؟؟ فقیه عادل با کفایت (ولی فقیه) کسی که بتواند بر اساس دین ، جامعه اسلامی را راهبری کند.


پی نوشت:
1- نحل: 44.
2- حشر: 7
3- رازی، عبدالقادر، مختار الصحاح، (صحاح جوهری)، ماده ولی، ص 631، انتشارات الرسالة.
4- مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، ص 1058، انتشارات دارالدعوة، مصر، 1989م.
5- جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ص 463، انتشارات اسراء.
6- نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج 22، ص 322، لوح فشرده جامع فقه اهل بیت(علیهم السلام).
7- إمام الخمینی، کتاب البیع،انتشارات تنظیم آثار امام خمینی ج ‏2، ص 664.
8- نساء: 141 .
9- آل عمران: 28.
10- هود: 113.
11- یونس :35.
12-قصص 26
13- مائده: 44.