PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده ناگفته ای از واکنش امام به ترور آیت الله خامنه ای



J-AVAD
۱۳۹۷/۱۰/۱۵, ۰۷:۵۴
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

با سلام،عرض ادب و خدا قوت خدمت اساتید بزرگوار
دست اندرکاران محترم
و اعضا فهیم

اساتید بزرگوار مرحمت کنند اعتبار سند حدیث و صحت خبر (منبع این خبر قابل اتکا است؟ ) مورد ارزیابی قرار بدهند.

تسریع در ارسال پاسخ موجب کمال امتنان است.
پیشاپیش از بذل عنایت شما کمال تشکر و سپاس را دارم.

در اوايل رهبري آيت الله خامنه اي، شهيد سيد عباس موسوي (دبيرکل سابق حزب الله لبنان) براي ديدار با رهبري و عرض تسليت به پسر امام، مرحوم حجت الاسلام احمدآقا خميني به ايران مي آيد و با سيد احمد آقا ملاقات مي کند و به ايشان تسليت مي گويد.
شهيد موسوي در اين ديدار مي گويد: «يک روايت هست که مضمونش اين است که پيغمبر اسلام(س) به علي(ع) مي فرمايند که در آخرالزمان يکي از فرزندان من که همنام پيامبر بني اسرائيل است به حق قيام مي کند و ظالم را از کشورش بيرون مي کند و حکومت تشکيل مي دهد و بعد از او فرزند ديگر من از اهل خراسان که همنام علي است صاحب حکومت مي شود و در دست راستش خللي وارد مي شود و پرچم را به صاحب امر مي دهد.»
تا سيد عباس اين روايت را به سيد احمد آقا گفت، سيد احمد آقا جواب داد: «حالا شما اين را گفتيد من هم يک چيز به شما بگويم؛ وقتي روز ششم تير، آقاي خامنه اي ترور شد به من گفتند که اين خبر را به امام بدهيد؛ من ترسيدم که خبر را بگويم براي قلب امام مشکلي پيش بيايد لذا نگفتم. باز بعد از مدتي با ترس رفتم خدمت امام. تا امام مرا ديد فرمود: فکر مي کنيد که من خبر ندارم چه اتفاقي افتاده است. بعد امام به من فرمود:«دست راست آقاي خامنه اي چي شد؟» من هم گفتم که دست راست ايشان ديگر کار نمي کند و عصب دست شان از کار افتاده است.»
حاج احمد آقا افزود: «پس از اينکه اين حرف را زدم ناگهان ديدم امام رو به قبله ايستاد و سه بار فرمود: الحمدلله. من تعجب کردم که چرا امام اين را گفتند اما اظهار ناراحتي نکردند و چيزي نگفتند. من اين ماجرا را نمي دانستم تا موقعي که حديثي که شما (شهيد موسوي) گفتيد خواندم و فهميدم که منظور امام چه بود.

معین
۱۳۹۷/۱۰/۱۵, ۱۳:۱۷
با نام و یاد دوست




http://s8.picofile.com/file/8329322700/erjae13.png




کارشناس بحث: استاد واسع

واسع
۱۳۹۷/۱۰/۱۶, ۰۶:۵۹
بسمه تعالی

با سلام و احترام

در ارتباط با جریان فوق نکات زیر حائز اهمیت است:


روایتی که مضمون مذکور را در بر داشته باشد در منابع روایی وجود ندارد.
اصل جریان و دیدار سید عباس موسوی با مقام معظم رهبری و دیدار با حاج احمد آقا بعد از رحلت امام (رحمه الله علیه) در جایی نقل نشده است و حتی تصویری از چنین دیدار و متن و تاریخی که بتواند این دیدار را اثبات کند وجود ندارد در حالی که اگر چنین جریان واقعیت داشت اصل دیدار و تاریخ و تصاویر مربوط به آن قابل دست یابی بود.
تاریخ هایی که درباره سید عباس موسوی و حزب الله لبنان وجود دارد و حائز اهمیت است عبارت اند از:



اجازه نامه امام به سید عباس موسوی در امور حسبیه و شرعیه در تاریخ 20/11/1366
دیدار با رئیس جمهور وقت آیه الله خامنه ای(حدود یک ماه قبل از رحلت امام ره) در تاریخ 6/2/1368
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب درباره شهادت سید عباس موسوی(دو سال بعد از رحلت امام) در تاریخ 28/11/1370
دیدار با اعضای کادر مرکزی حزب الله لبنان و سید حسن نصرالله در تاریخ 13/12/1370


با عنایت به فقدان شواهد و قرائن کافی درباره صحت جریان فوق باید دانست که نقل جریان های ساختگی و داستان سرایی های بدون سند و مدرک درباره بزرگان و شخصیت های شاخص نه تنها در بالابردن آنان سود و ثمری ندارد بلکه دستاویز و بهانه ای برای دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است که در رسانه ها و تریبون های حقیقی و مجازی به بحث و گفتگو بنشینند و در جهت تخریب چهره های انقلاب سخن سرایی کنند. علاوه بر اینکه شخصیت ممتاری چون مقام معظم رهبری و جایگاه ویژه ایشان در بعد معنوی ، علمی، و سیاسی و سایر امتیازاتشان بر همگان عیان و مبرهن بوده و نیازی به تشبث به جریان های ساختگی در بالابردن چنین شخصیت هایی نیست. زیرا سخن امام ره درباره مقام معظم رهبری در جریان ها و مقاطع متعدد هم اکنون موجود بوده و سند و گواه روشنی بر عظمت این شخصیت ممتاز است. یکی از این سخنان در جریان ترور نافرجام ایشان بیان شده است که در اینجا نقل می شود:

بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
جناب حجت الاسلام آقاى حاج سيد على خامنه ‏اى- دامت افاضاته
خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروهها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شكر كه از ابتداى انقلاب شكوهمند اسلامى هر نقشه كه كشيدند و هر توطئه كه چيدند و هر سخنرانى كه كردند ملت فداكار را منسجم ‏تر و پيوندها را مستحكم ‏تر نمود و مصداق «لازال يُؤيّدُ هذا الدّين بالرجل الفاجر» تحقق پيدا كرد. اينان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر كردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بيدارتر نمودند و هرچه شخصيتها را ترور نمودند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اكنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين بن على هستيد و جرمى جز خدمت به اسلام و كشور اسلامى نداريد و سربازى فداكار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطيبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمايى دلسوز در صحنه انقلاب مى‏باشيد، ميزان تفكر سياسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اينان با سوء قصد به شما عواطف ميليونها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان جريحه‏ دار نمودند. اينان آنقدر از بينش سياسى بى‏ نصيب اند كه بى‏ درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت به اين جنايات دست زدند، و به كسى سوء قصد كردند كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است. اينان در اين عمل غيرانسانى به جاى برانگيختن و رعب، عزم ميليونها مسلمان را مصمم ‏تر و صفوف آنان را فشرده ‏تر نمودند. آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز فريب خورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزيز خود را فداى اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايات آنان برحذر دارند؟ آيا نمى‏ دانند كه دست زدن به اين جنايات، جوانان آنان را به تباهى كشيده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهكار از دست مى ‏رود؟ ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقية اللَّه( ارواحنا فداه) افتخار مى‏كنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏ برند. من به شما خامنه‏ اى عزيز، تبريك مى‏گويم كه در جبهه ‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم. والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته(1)

پی نوشت ها:
1. خمینی، روح الله ، صحیفه امام ره ، ج 14 ص 504.

J-AVAD
۱۳۹۷/۱۰/۱۶, ۱۹:۲۴
این نکته مهم را به خاطر بسپاریم که برای بیان نکات مثبت لازم نیست اغراق کنیم یا به دروغ ویژگی مثبتی را به کسی نسبت دهیم، این کار اثر معکوس خواهد گذاشت. هر کسی ویژگی های مثبت فراوانی دارد که با کمی دقت متوجه آن ها خواهیم شد.

از حسن برخورد، پاسخگویی صحیح و سریع، مبسوط و مفید و دقیق شما تشکر و قدردانی می نمایم
امیدوارم در تمام مراحل زندگی و کارتان موفق و موید باشید.
بابت سایت سودمندتان سپاسگزارم.

واسع
۱۳۹۷/۱۱/۲۰, ۰۵:۱۰
پرسش: آیا جریان زیر صحت دارد:
«در اوايل رهبري آيت الله خامنه اي، شهيد سيد عباس موسوي (دبيرکل سابق حزب الله لبنان) براي ديدار با رهبري و عرض تسليت به پسر امام، مرحوم حجت الاسلام احمدآقا خميني به ايران مي آيد و با سيد احمد آقا ملاقات مي کند و به ايشان تسليت مي گويد.
شهيد موسوي در اين ديدار مي گويد: «يک روايت هست که مضمونش اين است که پيغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به علي(علیه السلام) مي فرمايند که در آخرالزمان يکي از فرزندان من که همنام پيامبر بني اسرائيل است به حق قيام مي کند و ظالم را از کشورش بيرون مي کند و حکومت تشکيل مي دهد و بعد از او فرزند ديگر من از اهل خراسان که همنام علي است صاحب حکومت مي شود و در دست راستش خللي وارد مي شود و پرچم را به صاحب امر مي دهد.»
تا سيد عباس اين روايت را به سيد احمد آقا گفت، سيد احمد آقا جواب داد: «حالا شما اين را گفتيد من هم يک چيز به شما بگويم؛ وقتي روز ششم تير، آقاي خامنه اي ترور شد به من گفتند که اين خبر را به امام بدهيد؛ من ترسيدم که خبر را بگويم براي قلب امام مشکلي پيش بيايد لذا نگفتم. باز بعد از مدتي با ترس رفتم خدمت امام. تا امام مرا ديد فرمود: فکر مي کنيد که من خبر ندارم چه اتفاقي افتاده است. بعد امام به من فرمود:«دست راست آقاي خامنه اي چي شد؟» من هم گفتم که دست راست ايشان ديگر کار نمي کند و عصب دست شان از کار افتاده است.»
حاج احمد آقا افزود: «پس از اينکه اين حرف را زدم ناگهان ديدم امام رو به قبله ايستاد و سه بار فرمود: الحمدلله. من تعجب کردم که چرا امام اين را گفتند اما اظهار ناراحتي نکردند و چيزي نگفتند. من اين ماجرا را نمي دانستم تا موقعي که حديثي که شما (شهيد موسوي) گفتيد خواندم و فهميدم که منظور امام چه بود.»

پاسخ:

در ارتباط با جریان فوق نکات زیر حائز اهمیت است:



روایتی که مضمون مذکور را در بر داشته باشد در منابع روایی وجود ندارد.
اصل جریان و دیدار سید عباس موسوی با مقام معظم رهبری و دیدار با حاج احمد آقا بعد از رحلت امام (رحمه الله علیه) در جایی نقل نشده است و حتی تصویری از چنین دیدار و متن و تاریخی که بتواند این دیدار را اثبات کند وجود ندارد در حالی که اگر چنین جریان واقعیت داشت اصل دیدار و تاریخ و تصاویر مربوط به آن قابل دست یابی بود.
تاریخ هایی که درباره سید عباس موسوی و حزب الله لبنان وجود دارد و حائز اهمیت است عبارت اند از:



اجازه نامه امام به سید عباس موسوی در امور حسبیه و شرعیه در تاریخ 20/11/1366
دیدار با رئیس جمهور وقت آیه الله خامنه ای(حدود یک ماه قبل از رحلت امام ره) در تاریخ 6/2/1368
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب درباره شهادت سید عباس موسوی(دو سال بعد از رحلت امام) در تاریخ 28/11/1370
دیدار با اعضای کادر مرکزی حزب الله لبنان و سید حسن نصرالله در تاریخ 13/12/1370

با عنایت به فقدان شواهد و قرائن کافی درباره صحت جریان فوق باید دانست که نقل جریان های ساختگی و داستان سرایی های بدون سند و مدرک درباره بزرگان و شخصیت های شاخص نه تنها در بالابردن آنان سود و ثمری ندارد بلکه دستاویز و بهانه ای برای دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است که در رسانه ها و تریبون های حقیقی و مجازی به بحث و گفتگو بنشینند و در جهت تخریب چهره های انقلاب سخن سرایی کنند. علاوه بر اینکه شخصیت ممتازی چون مقام معظم رهبری و جایگاه ویژه ایشان در بعد معنوی، علمی، و سیاسی و سایر امتیازاتشان بر همگان عیان و مبرهن بوده و نیازی به تشبث به جریان های ساختگی در بالابردن چنین شخصیت هایی نیست. زیرا سخن امام ره درباره مقام معظم رهبری در جریان ها و مقاطع متعدد هم اکنون موجود بوده و سند و گواه روشنی بر عظمت این شخصیت ممتاز است. یکی از این سخنان در جریان ترور نافرجام ایشان بیان شده است که در اینجا نقل می شود:

بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
جناب حجت الاسلام آقاى حاج سيد على خامنه ‏اى(دامت افاضاته )
خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروهها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شكر كه از ابتداى انقلاب شكوهمند اسلامى هر نقشه كه كشيدند و هر توطئه كه چيدند و هر سخنرانى كه كردند ملت فداكار را منسجم ‏تر و پيوندها را مستحكم ‏تر نمود و مصداق «لازال يُؤيّدُ هذا الدّين بالرجل الفاجر» تحقق پيدا كرد. اينان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر كردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بيدارتر نمودند و هرچه شخصيتها را ترور نمودند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اكنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين بن على هستيد و جرمى جز خدمت به اسلام و كشور اسلامى نداريد و سربازى فداكار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطيبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمايى دلسوز در صحنه انقلاب مى‏باشيد، ميزان تفكر سياسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اينان با سوء قصد به شما عواطف ميليونها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان جريحه‏ دار نمودند. اينان آنقدر از بينش سياسى بى‏ نصيب اند كه بى‏ درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت به اين جنايات دست زدند، و به كسى سوء قصد كردند كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است. اينان در اين عمل غيرانسانى به جاى برانگيختن و رعب، عزم ميليونها مسلمان را مصمم ‏تر و صفوف آنان را فشرده ‏تر نمودند. آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز فريب خورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزيز خود را فداى اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايات آنان برحذر دارند؟ آيا نمى‏ دانند كه دست زدن به اين جنايات، جوانان آنان را به تباهى كشيده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهكار از دست مى ‏رود؟ ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقية اللَّه( ارواحنا فداه) افتخار مى‏كنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏ برند. من به شما خامنه‏ اى عزيز، تبريك مى‏گويم كه در جبهه ‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم. والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته(1)

پی نوشت ها:
1. خمینی، روح الله ، صحیفه امام (رحمه الله علیه)، ناشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، چاپ چهارم، تهران، ج 14 ص 504.