PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده معجزه کار خداست یا انبیاء؟



سیمون
۱۳۹۸/۰۱/۲۷, ۰۸:۳۰
سلام عليکم.

معجزه کار خداست یا انبیاء و اولیای الهی؟

معین
۱۳۹۸/۰۱/۲۸, ۲۲:۱۵
با نام و یاد دوست




http://s8.picofile.com/file/8329322700/erjae13.png



کارشناس بحث: استاد عامل

عامل
۱۳۹۸/۰۱/۲۹, ۱۸:۴۹
پرسش:
معجزه منتسب به خداست یا پیامبران؟

پاسخ:
در این زمینه دیدگاه های متفاوتی وجود دارد؛ برخی معجزه را فعل مستقیم خداوند متعال دانسته اند و برخی دیگر اعجاز را به قدرت نفسانی پیامبران الهی منتسب کرده اند. بعضی دیگر نیز تفصیل قائل شده و برخی معجزات را فعل الهی و برخی دیگر را فعل پیامبران دانسته اند. گروه اول را متکلمان تشکیل می دهند و گروه دوم نیز فلاسفه هستند، دیدگاه سوم نیز متعلق به برخی متاخران است.

دلیل گروه اول برای استناد معجزه به خداوند متعال، توحید افعالی است؛ به این معنا که هر فعلی در عالم هستی شکل می گیرد، فاعل آن خداست و انسان یا هیچ نقشی در آن ندارد و یا تنها آن را کسب می کند. بنابراین معجزه نیز همانند باقی افعال، مستند به خداست و تفاوتی بین آنها نیست. اشاعره با قبول سلطه مطلق الهی، اصل سببیت و اختیار انسان را انکار کردند، در حالی که امامیه با توجه به روایاتی مانند: «لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین»؛ نه جبر است و نه تفویض بلکه امری بین آندوست(1) رابطه طولی اراده الهی و انسان را مطرح کرده و نه سلطه الهی را مقید کردند و نه به دام جبر و نفی اختیار انسان مبتلا شدند. بر این اساس، هم انسان فاعل فعل خود است و هم خدا فاعل همان فعل است، اما یکی در طول دیگری است و از سوی دیگر تاثیر اسباب نیز نفی نشده و ناسازگاری با توحید افعالی نیز ندارد. به عبارت دیگر انتساب معجزه با در نظر گرفتن فاعلیت طولی خداوند به پیامبر نه تنها تفویض نیست، بلکه دقیقا مصداق «امر بین الامرین» است.

اما بر اساس دیدگاه فلاسفه انسان دارای سه قوه حسی، خیالی و عقلانی است که قادر است با قوه عقل با عالم عقول ارتباط داشته و با قوه خیال خود از عالم مثال منفصل اطلاع پیدا کند و پیامبران با توجه به همین قواست که وحی را دریافت کرده و از اخبار غیبی عالم اطلاع پیدا می کنند. اما در صورت پیشرفت قوای حسی انسان، او قادر به تاثیر گذاری در عالم ماده خواهد بود، به طوری که کل عالم منقاد و مطیع او خواهند بود.(2) بنابراین پیامبر با توجه به پیشرفت قوای حسی خود قادر خواهد بود اموری که دیگران از آن عاجز هستند را ایجاد کند. البته منظور این گروه، مستقل بودن پیامبران در ایجاد معجزه نیست، بلکه اعجاز را به امر الهی دانسته و استقلالی برای پیامبر قائل نیستند. شهید «مطهری» در این رابطه می نویسد: «نزول ملائکه یا رؤیت پروردگار به آن معنا که پیغمبران ادعا می کردند که ما خدا را می بینیم - البته نه با چشم سر - شایسته فقط بعضی از افراد است، نه همه افراد. پس نفوس متساوی نیستند و نفوس خاص هستند که این شایستگی را پیدا می کنند و این هم باز دلالت می کند بر این که نفوس پیغمبران دارای یک درجه و مقام خاصی است که به موجب آن درجه و مقام خاص، هم وحی را تلقی می کنند و با ملائکه ارتباط پیدا می کنند و هم کارهای معجزه آسا را انجام می دهند.»(3)

البته هر دو گروه برای دیدگاه خود به قرآن استناد کرده اند و در این زمینه دو دسته آیات وجود دارد؛ گروهی از آیات، معجزه را به خداوند منسوب کرده و دسته دیگر پیامبر را فاعل آن معرفی کرده اند. برای گروه اول می توان این آیه شریفه را مثال زد: «أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في‏ بُيُوتِكُمْ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ»؛ من نشانه ‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده ‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى ‏سازم سپس در آن مى ‏دمم و به فرمان خدا، پرنده ‏اى مى‏ گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى ‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏ كنم و از آنچه مى ‏خوريد، و در خانه ‏هاى خود ذخيره مى‏ كنيد، به شما خبر مى ‏دهم مسلماً در اينها، نشانه ‏اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد!(4) در این آیه شریفه معجزات به خود حضرت عیسی(علیه السلام) نسبت داده شده است. برای گروه دوم نیز می توان به آیاتی مانند: «قُلْنا يا نارُ كُوني‏ بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهيمَ»؛ گفتيم: «اى آتش! بر ابراهيم سرد و سالم باش!»(5) استناد کرد.

گروه دوم علاوه بر ظاهر برخی آیات، به محال بودن تاثیر علت مجرد بر ماده و همچنین قاعده الواحد نیز استناد کرده اند. به طوری که علت مجرد محض نمی تواند به طور مستقیم در فعل و انفعالات مادی موثر باشد و اسباب برای تحقق این امر لازم است. البته کسانی که قاعده الواحد را نپذیرفته باشند یا برای سنخیت تاثیر علت مجرد برای مادی، توجیه دیگری ارائه کنند، می توانند تنها در مورد معجزات(نه تمام افعال انسان) قائل به فاعلیت خداوند متعال شوند و این امر را باید به صورت خارق عادت پذیرفت، وگرنه خداوند ابا دارد امور را به غیر از اسباب جاری کند.

بنابراین می توان نفس پیامبر را به عنوان یکی از اسباب و معدات تحقق معجزه دخیل دانست و این امر منافاتی با توحید افعالی ندارد و با اعتقاد به فاعلیت طولی انسان و خداوند متعال، می توان دخالت پیامبران در برخی معجزات را پذیرفت، در عین حالی که این کار به اذن الهی است و استقلال آن محال است.


پی نوشت ها:
1. مفيد، محمد بن محمد، (1413)، الإختصاص، علي اكبر غفاري، اول، قم، الموتمر العالمي للشيخ المفيد، ص376.
2. صدر المتالهین، محمد بن ابراهیم، (1360)، الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة، تصحیح سید جلال‌الدین آشتیانی، دوم، مشهد، المرکز الجامعی للنشر، ص341.
3. مطهری، مرتضی، (1385)، مجموعه آثار، نهم، تهران، انتشارات صدرا، ج4، ص469.
4. آل عمران: 49.
5. انبیاء: 69.