PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده روز اکمال دین و اعلام دین اسلام به عنوان کاملترین دین در روایات



rasouli
۱۳۹۸/۰۵/۳۱, ۱۶:۳۳
باسلام
روز اکمال دین و اتمام نعمت الهی و اعلام دین اسلام به عنوان کامل ترین ادیان طبق ادله ها و روایات کدام روز است؟ چرا؟

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۸/۰۶/۰۵, ۰۵:۴۵
با نام و یاد دوست






http://s9.picofile.com/file/8329320292/1_erjae2.png





کارشناس بحث: استاد میقات

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۰۳
روز اکمال دین و اتمام نعمت الهی و اعلام دین اسلام به عنوان کامل ترین ادیان طبق ادله ها و روایات کدام روز است؟ چرا؟


«الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ‏ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً»
امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم‏.(مائده: 5/ 3)


با سلام و درود

ویژگی های این روز (الیوم) طبق آیه شریفه:

روز کامل شدن دین الهی
روز اکمال و اتمام نعمت
روز مأیوس شدن کافران
روز رضایتمندی خداوند از دین اسلام به عنوان دین نهایی و جهانی


در این که این روز چه روزی است، اقوال و احتمالات زیادی مطرح شده است. علامه طباطبایی(ره) در بیانی مفصل و طولانی، برخی از این احتمالات را مطرح و ایراد و اشکال آن ها رابیان کرده، تا این که فقط یک احتمال و قول را صحیح دانسته که آن هم روز غدیر و پس از انتصاب ولایت در ادامه رسالت است.

در ادامه به برخی از این موارد اشاره می شود.

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۰۵
مراد از «الیوم» دوره و ایام است، نه روز خاص


1. بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ظهور دین اسلام.

نقد: عرب قبل از ظهور اسلام، دينى نداشتند تا با بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به كمال رسيده باشند و نعمتى نداشتند تا با آمدن اسلام آن نعمت تمام شود.

2. روز بعد از فتح مکه است، كه خداى تعالى كيد مشركين قريش را باطل و شوكتشان را شكست و اميدشان را از اين كه يک روزی در مقابل اسلام بایستند، قطع کرد.

نقد: بعد از فتح مكه که دين خدا كامل و نعمتش تمام نشده بود، چون فتح مكه در سال هشتم هجرت اتفاق افتاد و بسيارى از واجبات دينى و حلال ها و حرام های اسلام بعد از اين سال نازل شد.

3. مراد، بعد از آيات سوره برائت (سوره توبه) است كه اسلام تقريبا بر شبه جزيره عرب گسترش يافته و آثار شرک از بين رفته است.

نقد: اين احتمال هم به هيچ وجه قابل قبول نيست زيرا مشركين عرب هر چند كه بعد از نزول سوره برائت و بر چيده شدن بساط شرک، از دين مسلمانان مأيوس شدند و رسوم جاهليت محو شد، ولی دين اسلام هنوز كامل نشده بود و بسيارى از احكام حلال و حرام و حدود و قصاص، در همین سوره مائده که نزولش بعد از سوره توبه است نازل شده است.

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۰۶
مراد از «الیوم»، روز معین و خاصی منظور است


4. این روز معین، روز فتح مکه بوده است.

5. روز نزول سوره توبه و روز اعلان برائت از مشرکین است.

نقد: ایراد این دو احتمال، همان موارد فوق است که نیاز به تکرار نیست.

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۰۷
6. مراد از اين روز معين، روز عرفه در حجة الوداع است، كه بسيارى از مفسرين اين را گفته‏ اند و بعضى از روايات هم بر طبق آن وارد شده است.

سؤال:
در اين صورت مى ‏پرسيم معناى مأيوس شدن كفار از دين مسلمانان در آن روز معين چيست؟

1/6. معنايش اين است كه مشركين قريش از اين كه بار ديگر زورشان برسد كه دين اسلام را از بين ببرند مأيوس شدند.

نقد: این بسيار احتمال بى پايه ‏اى است، زیرا مشركين عرب دو سال قبل يعنى در فتح مكه مأيوس شدند، كه سال هشتم هجرت بود، نه در روز عرفه از حجة الوداع كه سال دهم از هجرت بوده است.

2/6. معنايش اين است كه در روز نزول برائت، مأيوس شدند.

نقد: نزول سوره برائت در سال نهم بوده و قهرا آن روز معين هم در آن سال بوده است، نه سال دهم هجری.

3/6. منظور اين است كه همه كفار (مشرکین، یهود، نصارا، مجوس و...) از دين مسلمانان مأيوس شدند.

نقد: يهود و نصارا در آن روز از غلبه بر مسلمين مأيوس نشده بودند و قوت و شوكت اسلام از چهار ديوارى‏ جزيرة العرب آن روز تجاوز نكرده بود.

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۰۷
سؤال دیگر:
چه رابطه ای بین روز عرفه سال دهم هجری و بین اکمال دین و اتمام نعمت است؟

4/6. در آن روز امور حج به حد كمال رسيد، چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به شخصه در آن مراسم شركت كرده بودند و تک، تک احكام حج را، هم مى‏گفتند و هم پياده مى ‏كردند.

نقد: ديديم يكى از مناسكى كه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن سال به مسلمانان تعليم دادند حج تمتع بود، كه چيزى نگذشت بعد از رحلت ایشان، متروک شد! آن وقت چطور ممكن است تعليم چنين حكمى را اكمال دين بناميم و تعليم نماز و روزه و حج و زكات و جهاد و ساير معارف را كه قبلا تشريع شده بود تكميل دين ندانيم؟!
از طرفی رابطه بین تعلیم حج تمتع و بین مأیوس شدن کافران از دین را چگونه می خواهید درست کنید؟

5/6. مراد اين آيه اين است كه در اين روز یعنى روز نزول سوره مائده، با نازل شدن بقيه حلال و حرام ها دين تكميل شد، چون بعد از آن روز ديگر حلال و حرامى نازل نشد.

نقد: روايات بسيارى وارد شده بر اين كه احكام و واجباتى بعد از آن روز نازل شد؛ آن قدر اين روايات بسيار است كه نمى ‏توان آن ها را نادیده گرفت.
از طرفی مراد از این کافرانی که مأیوس و ناامید شدند چه کسانی هستند؟ اگر منظور كفار عرب است، كه در آن روز اثرى از آن ها نمانده بود، چون اسلام در سال نهم هجرت بساط شرک را از ميان عرب بر چيده بود؛ اگر منظور، كفار غير عرب هستند، آن ها که از پيروز شدن بر اسلام مأيوس نشده بودند.

7. مراد از اكمال دين، خالص شدن خانه خدا از مشركين و كوچ كردن مشركين از مكه به بيرون شهر است تا مسلمانان داخل شوند و طورى حج كنند كه با مشركين مخلوط نشوند.

نقد: اولا: چنين وضعى در سال قبل از سال نزول سوره پيدا شد. ثانیا: چگونه مخلوط نشدن، اكمال دين است؟! دین مجموعه ای از عقائد و احکام است، کامل شدن دین که به تعداد افراد نیست. ثالثا: مختلط نشدن مسلمانان و مشرکان، چه ارتباطی با مأیوس شدن کافران دارد؟!

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۰۸
8. مراد از اكمال دين، بيان همين محرماتى است كه در آيه شريفه آمده تا مسلمانان به اين بيان تمسک كرده و ديگر از گوشت فلان و فلان حيوان نخورند، و در اين اجتناب خود، از كفار هم نترسند براى اينكه كفار ديگر از دين آنان مأيوس شدند و خدا آنان را عزت داده، دينشان را و خودشان را بر كفار غلبه داد.

توضیح:
برخی احکام، تدریجی نازل شده، مثل حرمت شراب و نیز در همین جا مثل حرمت خوردنی ها؛ ابتدا چهار چیز حرام شد: مردار، خون، گوشت خوک و گوشتی که برای غیر خدا ذبح شود.

این نزول تدریجی بر اساس حکمت و مصلحت اندیشی بود تا این که تازه مسلمان ها از دین اسلام نترسند و بر اثر برخی سختگیری ها در خوردن، فراری نشوند. به همين جهت همه محرمات از خوردنی ها را وقتى بيان كرد كه اسلام قوت و شوكت خود را يافت و تعداد مسلمانان نیز زیاد شده بود. لذا مشرکان، دیگر از این طریق نمی توانستند مسلمانان را از اسلام فراری بدهند و مأیوس شده بودند.

لذا روز عرفه از سال حجة الوداع، همان روزى است كه خداوند همه جزئيات و تفاصيل محرمات كه تاكنون بيان نكرده بود بيان کرد و بقيه رسوم جاهليت را باطل ساخت و مسلمین را غلبه داد تا مسلمين هيچ احتياجى به مدارا كردن با مشرکان و يا ترس از عواقب امور نداشته باشند.

لذا خداوند به مسلمانان خبر مى گوید من که ضعف شما را مبدل به قوت و خوف شما را به امنيت و فقرتان را مبدل به غنا کردم، ديگر نبايد از مشرکان بترسيد، بلكه‏ بايد از خدا ترسيده از تفاصيل و جزئيات آنچه خدا شما را نهى كرده اجتناب كنيد، كه در اين اجتناب كردنتان كمال دين شما است.

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۰۸
نقد:

اين شخص به خيال خود خواسته بين همه آن احتمالات كه ما ذكر كرديم و يا نكرديم جمع كند تا اشكال هر احتمالى را با اشكالى كه متوجه احتمال ديگر مى‏ شود رفع كند، اما نتیجه اش این شده که در همه اشكالات و محذورات قرار گرفته، و هم لفظ آيه را در هم و بر هم كرده، و هم معناى آن را.

1- اگر مراد از يأس، آن يأسى باشد كه مستند به غلبه و قوت اسلام است و در ايام فتح مكه و يا نزول آيات برائت تحقق يافته، ربطی به روز عرفه ندارد زیرا آن ها یک سال یا دو سال قبل، اتفاق افتاده و تعبیر «الیوم» نمی آورند.

2- مراد از تدریجی بودن باین تحریم ها چیست؟
اگر از حیث مصداق و تعداد است، که قبلا در سوره های بقره و انعام و نحل، موارد بیشتری بیان شده اند. اگر از حیث بیان است (یعنی اول اجمال بیان کرده و حالا تفصیل داده)، این هم صحیح نیست زیرا موارد قبلی (مردار، خون، خوک، ذبح برای غیر خدا) هم مصادیقش بیشتر است و هم بیشتر مورد ابتلای مردم است لذا اگر قرار است مردم از حرام شدن نترسند، آن قبلی ها بیشتر مهم هستند تا این جدیدی ها.

3- به فرض قبول حرف شما در تدریجی بودن تحریم ها؛ مگر این تحریم ها اکمال دین است؟ تشریع احکام را که نمی توان دین و اکمال دین نامید.
از طرفی، خداى تعالى تنها در امروز (روز عرفه) نبوده كه احكامى را بيان كرده، بلكه در طول بيست و سه سال احكام بسيارى را تشريع و بيان كرده بود. چطور شد كه تنها اين چند حكم كه امروز بيان شد عنوان اكمال دين و اتمام نعمت به خود گرفت؟!
و اگر هم منظورش از اكمال دين، تعطيل شدن تشريع دين و بسته شدن باب آن است، پس احكامى كه بعد از نزول سوره مائده و قبل از رحلت رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) نازل شد چه بوده؟ مگر آن ها جزء دين نبودند؟!

4- با وجود این که آن چند حكمى كه در عرفه آمده، مزیت و برتری خاصی نسبت به احکام قبلی ندارند، پس چرا خداوند منت گذاشته که اسلام را پسندیده و راضی به آن شده است؟

5- و اشکال های دیگر...

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۰۹
9. منظور روز معينى از روزهايى است كه بين عرفه دهم هجرت و بين ورود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به مدينه است.

نقد: در اين صورت نيز اشكال هاى سابق بر آن وارد مى ‏شود.

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۰۹
بیان مقدمی برای تبیین نظر علامه(ره)


كفار قبل از نزول اين آيه و روزى كه اين آيه مربوط به آن روز است اميد آن را داشته‏ اند كه بتوانند اسلام را از هر طريقى كه شده از بين ببرند.

آنچه در نظر كفار مورد نفرت و انزجار بود، دين مسلمانان بود نه خود آنان، با اهل دين، هيچ غرضى و عداوتى نداشتند، مگر از جهت دين حق آنان. آن ها نمى‏خواستند مسلمانان از بين بروند و چنين مردمى در دنيا نباشند، بلكه مى ‏خواستند نور خدا را خاموش سازند و اركان شرک را كه در حال تزلزل قرار گرفته و داشت فرو مى ‏ريخت تحكيم ببخشند و مؤمنين را به كفر قبلى خود بر گردانند.

آخرين اميد کافران برای زوال دين و نابودی آن، شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود. کافران تصور می کردند با توجه به این که پیامبر فرزند ذكورى هم كه اهدافش را تعقيب كند ندارد، پس اگر او بميرد يا كشته شود، اثرش منقطع و ياد و نامش از دل ها مى ‏رود؛ در نتيجه با مرگ او دين او نيز خواهد مرد.

نکته:
بديهى است كه هر دینی هر چقدر هم کامل باشد، خودش به خودى خود نمى ‏تواند خود را حفظ كند.

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۱۰
نظر نهایی و نظر صحیح


با نصب ولایت در ادامه رسالت، دين از قیام به حامل شخصى، به قيام به حامل نوعى، مبدل شد

توضیح:
ما دام كه امر دين قائم به شخص معينى باشد، دشمنان آن مى ‏توانند اين آرزو را در سر بپرورانند كه با از بين رفتن آن شخص، دين هم از بين برود، ولى وقتى قيام به حاملى شخصى، مبدل به قيام به حاملى نوعى شد، آن دين به حد كمال مى ‏رسد و از حالت حدوث به حالت بقاء متحول گشته، نعمت اين دين تمام مى ‏شود.

تنها عامل یأس و نااميدى كفار، اين است كه خداى سبحان براى اين دين، كسى را نصب كند كه قائم مقام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باشد و در حفظ دين و تدبير امر آن و ارشاد امت متدين، كار خود آن جناب را انجام دهد، به نحوى كه هیچ روزنه ای براى آرزوى شوم كفار باقى نماند و كفار براى هميشه از ضربه زدن به اسلام مأيوس شوند.

لذا روز مأیوس شدن کافران، روز غدیر، روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت است که در آن روز با نصب ولایت در ادامه رسالت، دين خدا از حالت قيام به شخص درآمد و قيامش به نوع مبدل گرديد و حالت حدوث و ظهورش به حالت بقاء و دوام مبدل شد.

نکته پایانی:
تقدم جمله «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا» بر جمله «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ»، معنایش این است که چون کافران از دین شما مأیوس شده اند، دین شما کامل شده است؛ نه این که چون دین شما کامل شده است، کافران مأیوس شده اند.

_______________
ر.ک: «ترجمه تفسير الميزان»، جلد ‏5، صفحات 273 تا 285.

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۶, ۱۲:۲۶
در ادامه به حیث روایی نزول این آیه در روز غدیر، نیز پرداخته می شود.

البته بطور اجمال باید گفت شیعه بدون هیچ اختلافی و بالاتفاق، همه قائلند این آیه مربوط به غدیر است و در همان روز غدیر هم نازل شده است.

اهل سنت، اختلافی هستند و در منابع تفسیری و روایی آن ها نیز می تواند مستندات روایی شاهد آورد که این آیه مربوط به غدیر است و در روز غدیر نازل شده است.

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۹, ۱۱:۳۳
روایات شیعه


شیعه، بالاتفاق معتقد است که این آیه شریفه در روز غدیر و پس از اعلام ولایت، وصایت و جانشینی حضرت علی (علیه السلام)، بر پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) نازل شده است.

در این زمینه روایت بسیار است که می توانید در تفاسیر روایی به تفسیر «البرهان في تفسير القرآن»، ج ‏2، ص 223 به بعد، و نیز تفسير «نور الثقلين»، ج ‏1، ص 587 به بعد مراجعه فرمایید.

در تفسیر «علی بن ابراهیم قمی» آمده که این آیه بعد از اعلام ولایت امیر مؤمنان (علیه السلام) نازل شد. ایشان از امام باقر (علیه السلام) روایت می آورد که آخرین فریضه و واجب الهی که نازل شد، فریضه ولایت بود و بعد از آن آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ‏» نازل شد و بعد از آن دیگر فریضه و واجبی نازل نشد.(تفسير القمي، ج ‏1، ص 162)

«مرحوم کلینی» به بیانی دیگر، همین روایت را آورده که امام باقر (علیه السلام) فرمودند: بعد از هر واجب و فریضه ای، واجبی و فریضه ای دیگر نازل می شد، تا این که فریضه و واجب ولایت نازل شد و دین کامل گردید و بعد از آن دیگر هیچ واجب و فریضه ای نازل نشد.(الكافي (ط - الإسلامية)، ج ‏1، ص 289)

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۰۹, ۱۱:۳۶
روایات اهل سنت


در این که مراد از آیه شریفه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ» چه روزی است، در بین اهل سنت، اختلاف است، برخی گفته اند روز فتح مکه، برخی حجة الوداع، و برخی هم گفته اند روز خاصی مراد نیست و به تمام دوران و عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره دارد.(التفسير الكبير: تفسير القرآن العظيم (الطبرانى)، ج ‏2، ص 351)

اما در باره آیه شریفه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُم»، مشهور در اهل سنت، این است که این آیه در روز عرفه و در حجة الوداع و پس از بیان احکام حلال و حرام، نازل شده است؛ روایات ایشان در همین خصوص است.

البته روایت هم دارند که در روز غدیر و پس از نصب علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده است، مانند این دو روایت:

"عن أبى سعيد الخدري قال:‏ لَمَّا نَصَبَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليهِ و سلّم عَلِيّاً يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ فَنادَى‏ لَهُ بِالولايَةِ هَبَطَ جَبْرَئيلُ بِهذِهِ الآيَة «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ‏»"(سیوطی، الدر المنثور فى التفسير بالماثور، ج ‏2، ص 259)

"عن أبى هريرة قال:‏ لَمّا كان يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ وَ هُوَ يَوْمُ ثَماني عَشَرَ مِنْ ذِي الْحَجَّةِ قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و سلم مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ فَأَنْزَلَ اللَّه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُم‏»"(همان)

‏توجه:
البته اهل سنت، این دو روایت را ضعیف می دانند زیرا راوی روایتی که می گوید نزول این آیه در روز عرفه بوده است، «عمر بن خطاب» است و چون این دو روایت با روایت او مخالف هستند، لذا از نظر اهل سنت ضعیف شمرده می شوند.


در «مجمع البیان» از «ابو سعيد خدرى» (صحابى معروف) آمده كه وقتی آيه‏ «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ‏...» نازل شد، پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:
«اللَّهُ‏ أَكْبَرُ عَلى‏ اكْمالِ‏ الدّينِ‏ و اتْمامِ النّعْمَةِ وَ رِضَا الرَّبِّ بِرِسالَتي وَ وِلايَةِ عَلِيِ بن أبی طالب مِنْ بَعْدي ثُمَّ قال مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعِليٌّ مَوْلاهُ اللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عادَاهُ و انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه‏‏»(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏3، ص 246)

در تفسیر «نمونه» آمده:

در روايات فراوانى كه از طرق معروف اهل تسنن و شيعه نقل شده صريحا اين مطلب آمده است كه آيه شريفه فوق در روز غدير خم و به دنبال ابلاغ ولايت على (علیه السلام) نازل گرديد، از جمله اين كه:

دانشمند معروف سنى «ابن جرير طبرى» در كتاب "ولايت" از «زيد بن ارقم» صحابى معروف نقل مى ‏كند كه اين آيه در روز غدير خم در باره على (علیه السلام) نازل گرديد.

«خطيب بغدادى» در تاريخ خود از «ابو هريره» از پيامبر (صلی الله علیه و آله) چنين نقل كرده كه بعد از جريان غدير خم و پيمان ولايت على (علیه السلام) و گفتار عمر بن خطاب "بخ بخ يا بن ابى طالب اصبحت مولاى و مولا كل مسلم" آيه‏ «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ‏» نازل گرديد.

مرحوم علامه «سيد شرف الدين» در كتاب «المراجعات» چنين مى ‏گويد: "اهل سنت، شش حديث با اسناد مختلف از پيامبر ص در اين زمينه نقل كرده ‏اند كه صراحت در نزول آيه در اين جريان [غدیر] دارد."

... از آنچه در بالا گفتيم روشن مى ‏شود: اخبارى كه نزول آيه فوق را در جريان غدير بيان كرده در رديف خبر واحد نيست كه بتوان با تضعيف بعضى‏ اسناد آن، آن ها را ناديده گرفت بلكه اخبارى است كه اگر متواتر نباشد لا اقل مستفيض است.(ر.ک: تفسير نمونه، ج ‏4، ص 266 - 268)

میقات
۱۳۹۸/۰۶/۲۰, ۲۰:۲۷
پرسش:
روز اکمال دین و اتمام نعمت الهی و اعلام دین اسلام به عنوان کامل ترین ادیان، طبق ادله ها و روایات کدام روز است؟ چرا؟

پاسخ:
«الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ‏ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً»؛ امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم‏.(1)

ویژگی های این روز (الیوم) طبق آیه شریفه:
روز کامل شدن دین الهی
روز اکمال و اتمام نعمت
روز مأیوس شدن کافران
روز رضایتمندی خداوند از دین اسلام به عنوان دین نهایی و جهانی

در این که این روز چه روزی است، اقوال و احتمالات زیادی مطرح شده است. علامه طباطبایی(ره) در بیانی مفصل و طولانی، این احتمالات را مطرح و ایراد و اشکال آن ها را بیان کرده، تا این که فقط یک قول را صحیح دانسته که آن هم روز غدیر و پس از انتصاب ولایت در ادامه رسالت است.(2)

در ادامه به عمده ترین این اقوال از نظر اهل سنت و شیعه، اشاره می شود.

نظر مشهور اهل سنت
مراد از اين روز معين، روز عرفه در حجة الوداع است، كه بسيارى از مفسرين اين را گفته‏ اند و بعضى از روايات هم بر طبق آن وارد شده است.

علامه طباطبایی(ره) چون این نظریه را ناقص و نادرست می داند، دو سؤال می پرسد و سپس با رد جواب هایی که به این سؤال ها داده می شود، ثابت می کند این نظریه نادرست و ناصحیح است.

سؤال اول:
در اين صورت مى ‏پرسيم معناى مأيوس شدن كفار از دين مسلمانان در آن روز معين چيست؟

1. معنايش اين است كه مشركين قريش از اين كه بار ديگر زورشان برسد كه دين اسلام را از بين ببرند مأيوس شدند.
نقد: این بسيار احتمال بى پايه ‏اى است، زیرا مشركين عرب دو سال قبل يعنى در فتح مكه مأيوس شدند، كه سال هشتم هجرت بود، نه در روز عرفه از حجة الوداع كه سال دهم از هجرت بوده است.

2. معنايش اين است كه در روز نزول برائت، مأيوس شدند.
نقد: نزول سوره برائت در سال نهم بوده و قهرا آن روز معين هم در آن سال بوده است، نه سال دهم هجری.

3. منظور اين است كه همه كفار (مشرکین، یهود، نصارا، مجوس و...) از دين مسلمانان مأيوس شدند.
نقد: يهود و نصارا در آن روز از غلبه بر مسلمين مأيوس نشده بودند و قوت و شوكت اسلام از چهار ديوارى‏ جزيرة العرب آن روز تجاوز نكرده بود.

سؤال دیگر:
چه رابطه ای بین روز عرفه سال دهم هجری و بین اکمال دین و اتمام نعمت است؟

1. در آن روز امور حج به حد كمال رسيد، چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به شخصه در آن مراسم شركت كرده بودند و تک، تک احكام حج را، هم مى‏گفتند و هم پياده مى ‏كردند.
نقد: ديديم يكى از مناسكى كه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن سال به مسلمانان تعليم دادند حج تمتع بود، كه چيزى نگذشت بعد از رحلت ایشان، متروک شد! آن وقت چطور ممكن است تعليم چنين حكمى را اكمال دين بناميم و تعليم نماز و روزه و حج و زكات و جهاد و ساير معارف را كه قبلا تشريع شده بود تكميل دين ندانيم؟!
از طرفی رابطه بین تعلیم حج تمتع و بین مأیوس شدن کافران از دین را چگونه می خواهید درست کنید؟

2. مراد اين آيه اين است كه در اين روز یعنى روز نزول سوره مائده، با نازل شدن بقيه حلال و حرام ها دين تكميل شد، چون بعد از آن روز ديگر حلال و حرامى نازل نشد.
نقد: روايات بسيارى وارد شده بر اين كه احكام و واجباتى بعد از آن روز نازل شد؛ آن قدر اين روايات بسيار است كه نمى ‏توان آن ها را نادیده گرفت.
از طرفی مراد از این کافرانی که مأیوس و ناامید شدند چه کسانی هستند؟ اگر منظور كفار عرب است، كه در آن روز اثرى از آن ها نمانده بود، چون اسلام در سال نهم هجرت بساط شرک را از ميان عرب بر چيده بود؛ اگر منظور، كفار غير عرب هستند، آن ها که از پيروز شدن بر اسلام مأيوس نشده بودند.

نظر عالمان شیعه

مقدمه
كفار قبل از نزول اين آيه و روزى كه اين آيه مربوط به آن روز است اميد آن را داشته‏ اند كه بتوانند اسلام را از هر طريقى كه شده از بين ببرند.
آنچه در نظر كفار مورد نفرت و انزجار بود، دين مسلمانان بود نه خود آنان، با اهل دين، هيچ غرضى و عداوتى نداشتند، مگر از جهت دين حق آنان. آن ها نمى‏خواستند مسلمانان از بين بروند و چنين مردمى در دنيا نباشند، بلكه مى ‏خواستند نور خدا را خاموش سازند و اركان شرک را كه در حال تزلزل قرار گرفته و داشت فرو مى ‏ريخت تحكيم ببخشند و مؤمنين را به كفر قبلى خود بر گردانند.
آخرين اميد کافران برای زوال دين و نابودی آن، شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود. کافران تصور می کردند با توجه به این که پیامبر فرزند ذكورى هم كه اهدافش را تعقيب كند ندارد، پس اگر او بميرد يا كشته شود، اثرش منقطع و ياد و نامش از دل ها مى ‏رود؛ در نتيجه با مرگ او دين او نيز خواهد مرد.
نکته: بديهى است كه هر دینی هر چقدر هم کامل باشد، خودش به خودى خود نمى ‏تواند خود را حفظ كند.

نظر نهایی و صحیح
با نصب ولایت در ادامه رسالت، دين از قیام به حامل شخصى، به قيام به حامل نوعى، مبدل شد
توضیح:
ما دام كه امر دين قائم به شخص معينى باشد، دشمنان آن مى ‏توانند اين آرزو را در سر بپرورانند كه با از بين رفتن آن شخص، دين هم از بين برود، ولى وقتى قيام به حاملى شخصى، مبدل به قيام به حاملى نوعى شد، آن دين به حد كمال مى ‏رسد و از حالت حدوث به حالت بقاء متحول گشته، نعمت اين دين تمام مى ‏شود.
تنها عامل یأس و نااميدى كفار، اين است كه خداى سبحان براى اين دين، كسى را نصب كند كه قائم مقام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باشد و در حفظ دين و تدبير امر آن و ارشاد امت متدين، كار خود آن جناب را انجام دهد، به نحوى كه هیچ روزنه ای براى آرزوى شوم كفار باقى نماند و كفار براى هميشه از ضربه زدن به اسلام مأيوس شوند.
لذا روز مأیوس شدن کافران، روز غدیر، روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت است که در آن روز با نصب ولایت در ادامه رسالت، دين خدا از حالت قيام به شخص درآمد و قيامش به نوع مبدل گرديد و حالت حدوث و ظهورش به حالت بقاء و دوام مبدل شد.

نکته: تقدم جمله «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا» بر جمله «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ»، معنایش این است که چون کافران از دین شما مأیوس شده اند، دین شما کامل شده است؛ نه این که چون دین شما کامل شده است، کافران مأیوس شده اند.
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به «ترجمه تفسير الميزان»، جلد ‏5، صفحات 273 تا 285.

نتیجه گیری:
شیعیان بر اساس ادله متعدد و نیز روایات بسیاری که از ائمه معصومین (علیهم السلام) وارد شده است، معتقدند روز اکمال دین، همان روز غدیر است و آیه اکمال دین هم پس از اعلام ولایت و وصایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شده است.
در بین اهل سنت، اقوال و احتمال های مختلفی مطرح است ولی معروف و مشهور در ین آن ها این است که روز نزول آیه اکمال، روز عرفه سال دهم هجری (حجة الوداع) است. این نظریه به ادله مختلف (نقلی و غیر نقلی) مردود و نادرست است که برخی در بالا اشاره شد.

بررسی روایات آیه اکمال دین
ابتدا و بطور اجمال می توان گفت روایات شیعه بدون هیچ اختلافی و بالاتفاق، همه قائلند این آیه مربوط به غدیر است و در همان روز غدیر هم نازل شده است.
اهل سنت، اختلافی هستند و اکثر روایات آن ها، نزول آیه اکمال دین را مربوط به روز عرفه دانسته است؛ البته در منابع تفسیری و روایی آن ها نیز می توان مستندات روایی شاهد آورد که این آیه مربوط به غدیر است و در روز غدیر نازل شده است.

روایات شیعه
شیعه، بالاتفاق معتقد است که این آیه شریفه در روز غدیر و پس از اعلام ولایت، وصایت و جانشینی حضرت علی (علیه السلام)، بر پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) نازل شده است.
در این زمینه روایت بسیار است که می توانید در تفاسیر روایی به تفسیر «البرهان في تفسير القرآن»، ج ‏2، ص 223 به بعد، و نیز تفسير «نور الثقلين»، ج ‏1، ص 587 به بعد مراجعه فرمایید.
در تفسیر «علی بن ابراهیم قمی» آمده که این آیه بعد از اعلام ولایت امیر مؤمنان (علیه السلام) نازل شد. ایشان از امام باقر (علیه السلام) روایت می آورد که آخرین فریضه و واجب الهی که نازل شد، فریضه ولایت بود و بعد از آن آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ‏» نازل شد و بعد از آن دیگر فریضه و واجبی نازل نشد.(3)
«مرحوم کلینی» به بیانی دیگر، همین روایت را آورده که امام باقر (علیه السلام) فرمودند: بعد از هر واجب و فریضه ای، واجبی و فریضه ای دیگر نازل می شد، تا این که فریضه و واجب ولایت نازل شد و دین کامل گردید و بعد از آن دیگر هیچ واجب و فریضه ای نازل نشد.(4)

روایات اهل سنت
در این که مراد از آیه شریفه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ» چه روزی است، در بین اهل سنت، اختلاف است، برخی گفته اند روز فتح مکه، برخی حجة الوداع، و برخی هم گفته اند روز خاصی مراد نیست و به تمام دوران و عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره دارد.(5)

اما در باره آیه شریفه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُم»، مشهور در اهل سنت، این است که این آیه در روز عرفه و در حجة الوداع و پس از بیان احکام حلال و حرام، نازل شده است؛ روایات ایشان در همین خصوص است.

البته روایت هم دارند که در روز غدیر و پس از نصب علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده است، مانند این دو روایت:
"عن أبى سعيد الخدري قال:‏ لَمَّا نَصَبَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليهِ و سلّم عَلِيّاً يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ فَنادَى‏ لَهُ بِالولايَةِ هَبَطَ جَبْرَئيلُ بِهذِهِ الآيَة «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ‏»"(6)
"عن أبى هريرة قال:‏ لَمّا كان يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ وَ هُوَ يَوْمُ ثَماني عَشَرَ مِنْ ذِي الْحَجَّةِ قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و سلم مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ فَأَنْزَلَ اللَّه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُم‏»"(7)
‏توجه:
البته اهل سنت، این دو روایت را ضعیف می دانند زیرا راوی روایتی که می گوید نزول این آیه در روز عرفه بوده است، «عمر بن خطاب» است و چون این دو روایت با روایت او مخالف هستند، لذا از نظر اهل سنت ضعیف شمرده می شوند.
در «مجمع البیان» از «ابو سعيد خدرى» (صحابى معروف) آمده كه وقتی آيه‏ «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ‏...» نازل شد، پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:
«اللَّهُ‏ أَكْبَرُ عَلى‏ اكْمالِ‏ الدّينِ‏ و اتْمامِ النّعْمَةِ وَ رِضَا الرَّبِّ بِرِسالَتي وَ وِلايَةِ عَلِيِ بن أبی طالب مِنْ بَعْدي ثُمَّ قال مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعِليٌّ مَوْلاهُ اللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عادَاهُ و انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه‏‏»(8)
در تفسیر «نمونه» آمده:
در روايات فراوانى كه از طرق معروف اهل تسنن و شيعه نقل شده صريحا اين مطلب آمده است كه آيه شريفه فوق در روز غدير خم و به دنبال ابلاغ ولايت على (علیه السلام) نازل گرديد، از جمله اين كه:
دانشمند معروف سنى «ابن جرير طبرى» در كتاب "ولايت" از «زيد بن ارقم» صحابى معروف نقل مى ‏كند كه اين آيه در روز غدير خم در باره على (علیه السلام) نازل گرديد.
«خطيب بغدادى» در تاريخ خود از «ابو هريره» از پيامبر (صلی الله علیه و آله) چنين نقل كرده كه بعد از جريان غدير خم و پيمان ولايت على (علیه السلام) و گفتار عمر بن خطاب "بخ بخ يا بن ابى طالب اصبحت مولاى و مولا كل مسلم" آيه‏ «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ‏» نازل گرديد.
مرحوم علامه «سيد شرف الدين» در كتاب «المراجعات» چنين مى ‏گويد: "اهل سنت، شش حديث با اسناد مختلف از پيامبر ص در اين زمينه نقل كرده ‏اند كه صراحت در نزول آيه در اين جريان [غدیر] دارد."
... از آنچه در بالا گفتيم روشن مى ‏شود: اخبارى كه نزول آيه فوق را در جريان غدير بيان كرده در رديف خبر واحد نيست كه بتوان با تضعيف بعضى‏ اسناد آن، آن ها را ناديده گرفت بلكه اخبارى است كه اگر متواتر نباشد لا اقل مستفيض است.(9)

پی نوشت ها:
1. مائده: 5/ 3.
2. ر.ک: طباطبایی، محمد حسین، تفسير الميزان، ترجمه موسوی همدانی، انتشارات: جامعه مدرسین، دفتر انتشارات اسلامی ـ قم، ج ‏5، ص 273 تا 285.
3. قمى، على بن ابراهيم‏، تفسير القمي‏، محقق: موسوى جزايرى، ناشر: دار الكتاب‏- قم‏، ج ‏1، ص 162.
4. کلینی، الكافي، محقق/مصحح: غفاری و آخوندی، انتشارات دارالکتب اسلامیه ـ تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج ‏1، ص 289.
5. طبرانى، التفسير الكبير: تفسير القرآن العظيم، ناشر: دار الكتاب الثقافي‏ ـ اردن- اربد، 2008 م‏، چاپ اول، ج ‏2، ص 351.
6. سیوطی، الدر المنثور فى التفسير بالماثور، ناشر: كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى(ره)- قم‏، 1404 ه. ق‏، چاپ: اول، ج ‏2، ص 259.
7. همان.
8. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات: ناصر خسرو ـ تهران، ج ‏3، ص 246.
9. ر.ک: مکارم شیرازی و همکاران، تفسير نمونه، انتشارات: دار الکتب الاسلامیه ـ تهران، ج ‏4، ص 266 – 268.