PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شما چگونه " محمد ص " را دوست دارید!؟



کربلائی
۱۳۹۸/۰۸/۲۳, ۱۳:۳۶
سلام

من محمد ص را دوست دارم
من محمد ع را دوست دارم

ما محمد ص و محمد ع را دوست داریم

اما چگونه این دوست داشتنمان را اعلام کردیم!؟

هر دوستی ، دوست دارد در این باره بفرماید چگونه محمد ص را دوست دارد!؟


سالروز ولادتش به خداوند و یکتاپرستان مبارک

کربلائی
۱۳۹۸/۰۸/۲۳, ۱۳:۴۱
من مطالعه کردم درباره شخصیت حضرت و آنچه خوشش می آمد و بدش می آمد را تا حدودی دانستم و سعی کردم آنچه خوشش می آید انجام دهم و آنچه او را ناراحت، غمگین و غضبناک میکند انجام ندهم.

مثلا دانستم که سلام کردن را دوست دارد خصوصا به کودکان و هرگز فراموش نکردم.

همنشینی با علما را دوست داشت و فراموش نکردم
از بدگویی و سخنان بیهوده بدش می آمد و دوری کردم.

همیشه دوست داشت، هر بنده ای لا اله الا الله بگوید و هر ذکرم را هدیه به او کردم.

نام شیره دلم را محمد گذاشتم
خرمای با هسته هم خوردم ؛)

سعی کردم با صدای بلند نخندم و تمرین کردم و خنده ام تبسم و لبخند شد و هرگاه بلند خندیدم گفتم خدایا بر ما خشم نگیر.

به سنتش ازدواج کردم و آداب دینش در حال آموختن و انجام دادنم.

همسر بزرگوارش، حضرت خدیجه س هم میدانست که حضرت محمد ص از رنگ زرد خوشش می آمد و لباس خود را به رنگ زرد انتخاب میکرد.

شقایق
۱۳۹۸/۰۸/۲۳, ۱۵:۵۲
https://www.shia-news.com/files/fa/news/1394/2/28/87228_863.jpg

عشق خودش در می زند!!*-:)

شقایق
۱۳۹۸/۰۸/۲۳, ۱۵:۵۳
حتی کتابش هم هست!!*-:)

من حضرت محمد (ص) را دوست دارم


غلامرضا حیدری ابهری، زینب نصرآبادی (گرافیست)

ناشر: جمال
تاریخ نشر: تیر، 1397
تعداد صفحه: 24
شابک: 978-964-202-254-0
قطع کتاب: رقعی
نوع جلد: شومیز
وزن: 45 گرم
موجودی: تهیه از مراکز پخش کتاب.

sistani
۱۳۹۸/۰۸/۲۳, ۲۰:۴۲
چون دانستی که جهان را خالقی و سرانجامی ست، و بی شک بازگشتی بسوی اوست و مسیر را منزلی است که فعل به ترازوی عدالت سنجند، پس همت فرادار به نجات، که حاصل نشود جز به بندگی، و چنین بندگی صورت نپذیرد جز به طاعتی که موجب رضایت بُوَد و رضایت و خشنودیش حاصل نگردد جز به مطابعت امرش با دل و جان.
پس شرط نجات، دل سپردن است و خلوص و مطابقت فکر و ذکر و عمل با پسند او و خوشا انکه بندگی به معرفت پذیرد و لذت در عبادت یابد، اوست که بگسلد و بپیوندد، دشمنی کند و محبت ورزد و بدان که ایمان نیست جز حب و بغض و خلوص حاصل نشود جز به تبری و تولی
دوری گزین از هر که مغضوب اوست و محبت ورز به انکه محبوب اوست و بدان که خدای حکیم بی سبب خشم نگیرد پس سبب دریاب و اعراض کن تا به آتش ان در نیفتی و اگر سینه از غیر نیالایی جایی برای ظهور محبتش نخواهی یافت و چون تبری جستی تولی پیشه گیر به انچه محبوب اوست
و بدان که محبوبترین خلق در نزد حقتعالی نیست مگر رسول مکرم حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلوات الله و سلامه علیه و علی اله پس محبت او در دل بپروران که اوست اسوه و الگوی بندگان و «المرء مع من احبّ» انسان با محبوب خویش همراه است و با او محشور، پس دوست بدار دوستان او را و دشمن بدار دشمنانش را و یقین دار در نزد او محبوب تر از علی و فاطمه و حسنین و باقی ائمه هدی سلام الله علیهم اجمعین نخواهی یافت که مودت و محبت و اطاعت انها رمز نجات و ملاک بندگی ست و این حاصل نشود مگر به برائت و دشمنی با دشمنانشان که خدای عز و وجل ما را دو دل نداده که بتوان محبت اضداد در ان بپروریم

J-AVAD
۱۳۹۸/۰۸/۲۴, ۱۰:۴۲
https://imgurl.ir/uploads/t290282_.jpg

یکی از انتقاداتی که معمولاً به دین اسلام می شود این است که به آن یک “اعتقاد کورکورانه” گفته می شود؛ اعتقادی که برمبنای واقعیت نیست، فقط اجتماعی از خرافات و افسانه ها ، مفاهیم و ایده های بی اساس است ؛ درنتیجه این دین خارج از زندگی امروزه و نامربوط است.

من کاملا با این دیدگاه مخالفم و می خواهم نشان دهم که آموزه های دینی با زندگی های امروز ما مرتبط هستند همانطور که در 1400 سال پیش بودند. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) خردمند ، هوشیار ، روشن فکر و مهم تر از همه دلسوز و مهربان بود. بنابراین ، آموزه های او خردمندانه ، تغییر دهنده ی سبک زندگی و سودمند برای همه جوانب زندگی بشر بوده است .

به طور خلاصه می توان گفت سه میراث گرانبهایی که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به بشریت داده است ، عبارتند از :
توصیف دیدگاه درست از واقعیت هستی
آموزش ارزش های اخلاقی و راه های گسترش روابط انسانی
ترویج و توسعه ی تعقل و تفکر

توصیف دیدگاه درست از واقعیت هستی


تصور رایجی که مردم در زمان حضرت محمد (ص) از زندگی داشتند این بود که زندگی تنها به معنای خوردن ،آشامیدن ،لذت بردن و سپس مرگ است.

تمایلات و شهوات به خدایان تبدیل شده بودند ، بت پرستی راهی برای ابراز این عقیده در مورد زندگی دنیوی بود ، ثروت مادی "تمام و کمال زندگی" بود و آنها متوجه نبودند که این تنها یک لحظه مختصر از تاریخ است.

آنها بت های جسمی را که بیانگر خواسته ها ، خیالات و هوی و هوسشان بود از سنگ یا خشت می ساختند . مردان ، خدایان خود را مطابق خیالات خود خلق می کردند ، خدایان جنگجو یا کبوتر مانند که به راحتی دستکاری می شدند و آرزوها و خواسته های آن ها را زایل می کردند.

امروزه ممکن است مردم چنین بتهای سنگی را پرستش نکنند اما دنیای فناوری ، ماشینهای سریع ، صفحه های هوشمند وخودخواهی و ارضای نفس ، بتهایی هستند که مشخصه بارز عصر ما ست.

نتیجه طبیعی که می شود از این عقیده گرفت، انکار نفس و جاودانگی انسان و واقعیت این امر که ما بعد از مرگ باید درمورد زندگی که در اینجا روی زمین داشتیم پاسخگو باشیم ، است. پیام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار ساده بود، اوبیان کرد که تنها به یک خدا ایمان داشته باشید و گفت: "او خداوند است. او والاترین است. هیچ کس مانند اونیست. و او به تنهایی شایسته ستایش است! "
این جریان یک هوای تازه بود. او به مردم آموخت که "هیچ مانندی برای او وجود ندارد" ، هیچ چیز شبیه او نیست ، او بی نظیر، بی همتا ، قادر متعال ، انتقامجو و دادگیر، و پروردگار بزرگ عالم است. او آموخت که باید از خدا بترسیم زیرا چنین ترسی سرآغاز همه خردها ست.

بله درست است كه بیشتر ترسها سالم و کمک کننده نیستند، اما ترس از خدا اینگونه نیست ؛ در انسان حس واقعیت را القا می كند و جنبه ی فریبکارانه ی زندگی را ازبین می‌برد وموجب حس پشیمانی از انجام گناه می شود ، توهمات باطل و فریب هایی که ممکن است داشته باشیم را از بین می برد ، در حقیقت هیچ چیز خاطر آزاری در مورد این ترس وجود ندارد، زیرا او موجودی است که باید تنها از او بترسیم ونباید از هیچ چیز دیگری غیر از او بهراسیم.

انسان یک فرد کنترل گر است که دوست دارد خدایی داشته باشد که بتواند به راحتی آن را کنترل کند. با این حال ، خدای واقعی ، خدای محمد (صلی الله علیه وآله) ، در حقیقت خدای همه پیامبران؛ ابراهیم ، موسی و عیسی، خدای متعال ، قدرتمند و کنترل کننده ای است که دوست داشتنی ، صبور و بی همتا است. این انقلابی بود که محمد (صلی الله علیه وآله) به وجود آورد.
این آزادی از خدایان دروغین نیز به انسان آزادی از گرسنگی ، آزادی از محرومیت ، آزادی از جهل، آزادی از سرکوب و آزادی از ترس می داد.

چنین اعتقادی زندگی را معنادار و هدفمند می کند ، انسان نماینده الهی برروی زمین می شود ، زندگی معنای مهمی به خود می گیرد ، این که پروردگار را بپرستیم و قدردان نعمت هایی باشیم که خدا به ما عطا کرده است. هدف غایی زندگی این است که به خوبی زندگی کنیم تا خدا راضی و خشنود باشد و بتوانیم در آخرت نزد او به بهشت برویم.

زندگی انسان سفری بر روی زمین است ، یک دوره موقتی برای انجام کار خیر که پس از آن ما را به قرب الهی در بهشت و و رؤیت خداوند در آخرت می‌رساند. این موضوع به زیبایی در قرآن مجید بیان شده است. "ما به آنچه که روی زمین است زیور دادیم تا بهترین شما را در عمل بیازماییم" (کهف: 7).ادامه می دهد " ثروت و فرزندان زینت های این زندگی هستند. اما ، اعمال نیک در نزد پروردگارت باقی می ماند و پاداش و امید به همراه خواهد داشت" . (کهف: 46)

.پیامبر (صلی الله علیه وآله) به ما نیاموخت که چگونه ثروت کسب کنیم یا چگونه می توان پول بدست آورد یا در تجارت موفق شد و یا چگونه می توانیم حساب های خود را بهتر مدیریت کنیم. او اصول و ارزشهای گران بهایی را که باعث ارزشمند شدن زندگی ما می شود ، به ما آموخت. اصولی که ما به راستی در پایان زندگی قدردان آن ها خواهیم شد، این تنها چیزی است که واقعاً با آنها دنیا را ترک می کنیم. "ثروت های روحانی و معنوی، همه ثروت های دیگر را پست می کنند ، زیرا آنها مانند هیچ نوع ثروت دیگری که می شناسیم نیستندو زایل نمی‌شوند."

ارزشهای اخلاقی و راههای توسعه روابط انسانی فردگرایی و خودمحوری دو ویژگی جامعه ما هستند؛ این امر باعث قرار گرفتن انسان در مرکزیت همه چیز می‌شود. هنگامی که مردم احساس می کنند نیازی به همدلی ، مهربانی ، بخشش و صبر نیست ، یک نگرش لیبرال به رفتار انسان به وجود
می آید.

یکی از نتایج این جامعه خودمحور و فردگرایانه این است که مردم آن جامعه تشنه ی روابط معتبر ، مهم و تکامل یافته هستند. از طرف دیگر ، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) توسعه شخصیت محکم و ارزشهای اخلاقی را ترویج کرد تا روابط انسانی شکوفا شود. هرچه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از دستورات خداوند به ما آموخت ، به نفع حداکثرمان بود ، در اسلام ارزشهای درونی، عشق ، مهربانی و نیکوکاری نسبت به صفات قدرت طلبانه و شهرت و ثروت، مهم است .

J-AVAD
۱۳۹۸/۰۸/۲۵, ۰۸:۴۲
گسترش شخصیت های قوی

هدف اصلی آموزه ها و موعظه های اسلامی (ترغیب مردم به پذیرش ایده های خوب) کمک به افراد است تا شخصیتی نیرومند پرورش دهند که چنین رفتارهایی در زندگی آن ها به صورت مهربانی ، سخاوت ، صبر ، بخشش منعکس می شود.

هدف این است که شهروندان خوبی تولید کنیم که بتوانند حق را از باطل تشخیص دهند و توان انجام کارهای درست را داشته باشند.در پایان ، رفتار ما عملی است که عملی از اعتقادات ما برخاسته است و یا اگراین را به گونه ای دیگر بیان کنیم باید بگوییم که اعتقادات ما ناچاراً در نگرش ها و اعمال مان آشکار می‌شوند.

سه ویژگی آموزه های اخلاقی اسلامی

اولین ویژگی آموزه های اخلاقی اسلامی این است که به تمام جنبه های فرد علاقه مند است و راه کار هایی برای مطالبات عاطفی ، توسعه هوش اخلاقی و مسئولیت های اجتماعی ارائه می دهد. به این ترتیب ،از طریق ترویج زندگی سالم و ایجاد روابط شخصی و اجتماعی و با شروع کردن ازخود، خانواده و جامعه، حوزه های مختلف زندگی را با هم ترغیب می‌کند.

دومین ویژگی آموزه های اخلاقی اسلامی این است که عقیده ی غیر علمی که بشریت صرفاً از یک بعد شناختی تشکیل شده است و ما موجودات روشنفکری هستیم و از نظرارسطو فقط حیوانات عقلانی هستیم یا مانند ستاره ی کاپیتان اسپاک هستیم را در هم می‌شکند. برخلاف این، اسلام تأکید می کند که تأملات فکری و اقدامات علمی به تنهایی نمی تواند ما را با هر بعد واقعیت در تماس قرار دهند و یا نمی‌تواند ما را به کشف هر جنبه از حقیقت خداوند راهنمایی کند ، در واقع ما باید هوش اخلاقی را توسعه دهیم.

رالف والدو امرسون با بیاناتی صریحاً گفت: "شخصیت از عقل بالاتر است ... یک روح بزرگ برای زندگی و همچنین فکر کردن قوی خواهد بود."

ویژگی سوم آموزه های اخلاقی اسلامی یک رکن اصلی برای ایجاد یک جامعه قوی می‌باشد. این امر بسیار مرتبط و به روز است به ویژه در زمان فروپاشی اجتماعی حیاتی ست.

امروز رسانه های اجتماعی؛ فیس بوک ، توییتر و یوتیوب تبدیل به جوامع جانشین شده اند. در چنین جایی فرد تصور می کند که خود جزئی از یک جامعه است، هر چقدر هم که مصنوعی یا از راه دور باشد ، تا حدودی از این واقعیت که مجازی است ، غفلت می کند ، اما به عنوان یک جامعه در نظر گرفته
می شود.

شاید این یک واکنش شدید در برابر اصل فردگرایی حاکم بر دوره مدرن باشد ، در حالی که مدرنیته با ایجاد یک جهان و جامعه فردگرایانه ، فردگرایی را بالا می برد. جامعه ای با انسانهای آزاد که حق و حقوقی دارند اما مسئولیتی ندارند.

از سوی دیگر ، اسلام همیشه ایده ی ساختن جامعه را تبلیغ کرده است و اصرار دارد که بر از خود گذشتگی ، مهربانی با دیگران ، مراقبت از دیگران و سخاوتمندی تکیه کنیم. بنابراین این سیر پسانوگرایی شبکه های اجتماعی به نوعی به عنوان واکنشی دربرابر زندگی ها، خانواده ها و جوامع از هم گسیخته به نظر می رسد ، زنگ های هشدار به صدا در می‌آیند تا ما را از خطرات یک زندگی پیله وار و مجازی آگاه سازند و بر نیاز به زندگی کردن در جوامع حقیقی انسانی تاکید می‌ورزند.

اجتماعات
از آنجا که جوامع در شکل گیری هویت شخصی حائز اهمیت هستند و تنها از طریق اجتماع است که اعضای آن داستان و مباحث افضل را میآموزند ، که این ها شامل فضایل اخلاقی ، خیر و هدف مشترک و معنای زندگی می شوند. اسلام همیشه تاکید می کرد که ساختن جوامع از طریق "امر به معروف و نهی از منکر" باشد، "برای اینکه مردم را به سمت منافع عمومی دعوت کنید ، در خوبی ها مشارکت کنید و از منکر دوری کنید" (آل عمران ، 104).