PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چه کسی مقصر است ؟ من یا همسرم



مکرمه123
۱۳۹۸/۰۹/۱۶, ۱۶:۱۴
عرض ادب و احترام خدمت مشاور بزرگوار کانون

فرزندم 20 سالشه از کلاس پنجم تا به الان برای پدرش کار میکنه در حقیقت میخوام بگم فرزندم کودکی نکرد و زود بزرگ شد.

تا امد دست راست و چپش رو بشناسه پدرش راه پول در اوردن رو بهش نشون داد. در واقع با انجام اینکارش اختیار بچه رو از دستم در اورد.
یه زمانی میگفتم بچه باید درس بخونه باید بره مدرسه گوش نداد پسرم الان دیپلم ردیه رشته تربیت بدنی رفت اما واحداشو پاس نکرد.

استاد بین فرزند و همسر گیر افتادم باباش چپ میره راست میاد به من میگه چرا میخوابه تا یازده نمیره.
به پسر میگم بابات میگه فلان کن بیسار کن فرزند میگه شما زندگیت بخاطر من خراب نکن بابام حرفی داره به خودم بزنه.

حدود یکسال پیش پسرم تصمیم گرفت بره برای دوست پدرش کار کنه من مخالف نبودم گفتم عیبی نداره بزار بره زیر دست
کار کنه تا قدر مغازه پدرش رو بفهمه اما همسر دعوا داد و بیداد که چرا باید بره جایی که کارکنانش زیر دست خودم بودن میخواد بره کارگری؟

اولا استاد چه عیبی داره؟پسر من 10 سالش بوده تو مغازه پدرش کار کرده بدون حقوق الان پسرم حقوق میخواد.
پسرم به پدرش گفته مغازه رو به من بده اجاره برای خودم کار کنم. منم میگم براش جدا مغازه بزن تا برای خودش کار کنه.

همسرم مخالفه میگه نمیتونه اداره کنه.
استاد پسر من 10 ساله داره کار میکنه کی باید استقلال پیدا کنه؟

وقتی پسرم میگه من تا اینماه در خدمتت هستم دیگه نمیام من چکار کنم؟
تهدید میکنه منشی و حسابدار زن میارم من چه گناهی دارم پسرش میخواد استقلال داشته باشه گوش به حرف من نمیده
گناه من چیه؟

رفته مسافرت زنگ زده میگه چرا نرفته میگم فلان ساعت بیدارش کردم حالا دو طبقه بچه باید بره تا برسه به مغازه
استاد تا ساعت دوازده هم کاری دست پسرم نیست میگه ساعت 11 باید بره خوب حالا وقتی بچه میدونه باباش

به من میگه ولی گوش نمیده گناه من این وسط چیه؟ چرا خودش با پسرش حرف نمیزنه که میخواد منو خراب کنه.
چرا منو از چشم پسرم میخواد بندازه .مگر غیر از اینکه پدر باید با پسر دوست و رفیق باشه چرا همسر من نمیخواد اینو متوجه بشه؟

بین پدر و پسر من گیر افتادم چکار کنم؟

نور الثقلین
۱۳۹۸/۰۹/۱۷, ۲۰:۴۶
با نام و یاد دوست




http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae11.png



کارشناس بحث: استاد امید

امید
۱۳۹۸/۰۹/۲۲, ۲۲:۱۰
گناه من این وسط چیه؟

سلام
شما خانم زحمت کش و متدیّنی هستید که در این سال ها با تلاش زیاد سعی کرده اید رابطه خوبی میان شوهرتان و فرزندتان وجود داشته باشد.
پدیده های شیمی و فیزیک، از «عِلیّتِ خطّی» تبعیّت می کنند. به عنوان مثال وقتی کُلر با سدیم ترکیب می شود، این ترکیبْ علّت برای تشکیلِ کُلُریدِ سدیم (نمک طعام) می گردد. پس ترکیبِ دو عنصر، علّت و تشکیلِ نمک طعامْ معلول می باشد. به این نوع علیّت، «علّیّتِ خطّی» می گویند. یعنی یک شیءْ باعثِ پیدایشِ یک شیءِ دیگر می شود. "الف" باعثِ "ب" و "ب" باعثِ "پ" می شود و "پ" باعثِ "ت" می شود. اگر فردی علّیتِ خطّی را در مورد مسائل خانواده داشته باشد، به دنبال مقصّر در مشکلات خانوادگی می گردد.
اما علّیت خطّی، الگویِ «توپِ بیلیارد» است که در آنْ «نیرو فقط در یک سمت حرکت می کند و در مسیر خودْ اشیاءِ دیگر را تحت تأثیر قرار می دهد».علّیّت خطّی در روابطِ بشری دیگر کاراییِ چندانی ندارد.

دیدگاهِ «علّیّتِ خطّی» مدّت هاست که جایگاهی در خانواده درمانیِ علمی ندارد. زیرا امروزه به خانواده به چشم یک سیستم نگاه می شود. در یک سیستمْ همه اعضا در پیدایشِ رویدادها نقش دارند. در یک سیستم، همه اعضا در یکدیگر تأثیر دارند و از یکدیگر تأثیر می پذیرند. به این نوع علّیّت، «علّیِتِ حَلقوی» می گویند. در این نوع علّیّت، هیچ فردی به تنهایی علّت برای یک موضوع نیست و هیچ رویدادیْ معلولِ رویدادِ قبل از خود نیست. در این دیدگاه، وقتی مشکلی در خانواده بُروز می کند،همه اعضای خانواده در بُروزِ آن نقش دارند. پس به دنبال مقصرگشتن بی فایده است. این مطالب را گفتم تا بگویم که به دنبال مقصّر گشتن در مشکلاتِ میان اعضای خانواده کاری بسیار اشتباه است. مسلّما شما مقصّر این مسائل در خانواده نیستید.

در مشاوره ها، گاهی فرزندان و پدر و مادرانی مراجعه می کنند که با یکدیگر اختلاف دارند و رابطه شان دچار دردسرهایی است. اختلاف نظر میان پدر و مادر و فرزندان، به ویژه میان پدر و پسر، از دوره نوجوانی شروع می شود. این اختلاف اگر شدید نباشد و سطحی باشد، در دوران جوانی حلّ می شود. زیرا فرزندان به تدریج تجربیاتِ بیشتری کسب می کنند و متوجه می شوند که پدر و مادرشان خیر و صلاح آنها را می خواسته است. اما گاهی در سنین جوانی، فرزند نمی تواند پدرش را به خاطر رفتارهایی که در گذشته داشته و اثرات منفی بر زندگیِ او برجای گذاشته ببخشد. این اختلافات باعث ایجاد تفکر منفی در مورد پدر در ذهن جوان می شوند که تا سنین بزرگسالی ادامه می یابد.

پدر محور و تکیه گاه خانواده است. پدران ایرانی معمولا دلسوز فرزندان شان هستند. اما عده ای از آنها نمی توانند با زبان نرم با فرزندشان صحبت کنند. عده ای هم، مانند شوهرتان، در مورد فرزندشان اشتباه می کنند و دست به کارهای اشتباه می زنند. اینکه همسرتان به پسر شما حقوق نمی داده است کاری اشتباه است. پسرتان اگر حقوق دریافت می کرد، به کار در مغازه پدرش علاقه مند می شد و کم کم احساس اعتماد به نفس در او رشد می کرد و به جوانی موفق در کار تبدیل می شد. من نمی گویم:«پسرتان حتمااا باید درس می خواند و نباید به دنبال کار می رفت». شاید همین کارکردن در مغازه باعث شد پسرتان کار را یاد بگیرد و به جای اینکه امروز تنها یک دیپلم داشته باشد و مهارتی بلد نباشد، امروز آن قدر کار را یادگرفته که می خواهد در مغازه فرد دیگری کار کند و یک شاگردِ بی تجربه در آن مغازه نخواهد بود. اما کارکردن بدونِ حقوق واقعا توجیهی ندارد. به نظر می رسد که با وجود یاددادنِ کار به پسرتان توسط شوهرتان که یک کار خوب بوده است، اکنون پسرتان حق دارد که مستقلّ باشد و در جایی کار کند که به او حقوق می دهند. مهم نیست که صاحب آن مغازه روزی برای شوهرتان کار می کرده است. مهم این است که او مغازه ای دارد که پسرتان می تواند در آن مشغول به کار شود و درآمدِ حلالی کسب کند.
باید در مورد این مسائل با شوهر و پسرتان صحبت کنید.

نکات زیر را در مورد صحبت با شوهرتان رعایت نمایید:
- قبل از انتقاد از برخورد شوهرتان با شما و فرزندتان، یکی دو مورد از خوبی هایش را بگویید. همین که شوهرتان به پسرتان کارهای مغازه را یاد داده کارِ پسندیده و خوبی است که شوهرتان در حقّ فرزندتان انجام داده است. به شوهرتان بگویید که می دانید او خیر و صلاح پسرتان را می خواهد.

- همچنين در گفت‌و‌گو‌هايتان بيان کنيد همانطور که شما از او انتقاد مي‌کنيد، او نيز مي‌تواند اشتباهات شما را بيان کند؛ چون بی عيب خداست. چنين رفتاری سبب مي‌شود همسرتان شما را آدم مُنصفی بداند و پذيرش بيشتری نسبت به حرف شما پيدا کند.

- به شوهرتان بگویید که او باید تکیه گاه پسرتان باشد و با پرداخت حقوق به او، اعتماد به نفسش را تقویت کند و الگویی برای پسرتان باشد تا یاد بگیرد که همیشه او هم حقّ شاگردانش را در آینده به صورت کامل بپردازد تا همیشه دعای خیرِ مردم پشت سرِ شوهرتان باشد که چنین پسری تربیت کرده است؛ نه اینکه با ندادن حقوق به پسرتان یاد دهد که بعضی وقت ها می شود از زیر بار پرداخت حقوق شانه خالی کرد. شوهرتان با پرداخت حقوق، به پسرتان می فهماند که همیشه حامیِ اوست و قدردانِ تلاش هایش خواهد بود و به این صورت پسرتان یاد می گیرد که در سنین پیری قدردانِ زحماتِ شما و پدرش باشد.

- از اصرار بر گرفتنِ یک مغازه برای پسرتان دست بردارید. طبق گفته خودتان، شوهر شما در این سال ها به پسرتان حقوق پرداخت نمی کرده، در صورتی که حقوق ماهیانه پسرتان مبلغ چندانی نبوده است؛ الان انتظار دارید که زیر بار خرج سنگینی برود و برایش مغازه ای دست و پا کند؟

ادامه دارد...

امید
۱۳۹۸/۰۹/۲۵, ۱۶:۰۴
چکار کنم؟

- شیوه هایی که زوج ها در واکنش به اختلاف نظر به کار می برند، تا حدود زیادی میزان رضایت آنها را از روابط زناشویی تعیین می کند. شیوه های سالم در برخورد با اختلاف نظر که بر پایه احترام به نیازهای هر یک از طرفین است، سبب می شود که میزان توافق و صمیمت زوج ها افزایش یابد. اما زوج هایی که از شیوه های ناکارآمد در مواجهه با اختلاف نظر بهره می گیرند، از دو احساس ناخوشایندِ «شرم و خجالت» و «ترس» برای مجبورکردنِ همسر یا فرزند به انجامِ خواسته هایشان استفاده می کنند. این شیوه های ناکارآمد و آزارنده ممکن است در کوتاه مدت نتیجه دهند و همسر خجالت بکشد یا از روی ترس به خواسته فرد تن در دهد؛ ولی به تدریج این شیوه های آزارنده اثربخشیِ خود را از دست می دهند. پس از آنْ دشمنی بین زن و شوهر حاکم می شود و خشم و بیزاری جای صحبت و اعتماد را می گیرد.

یکی از این شیوه های ناکارآمد و آزاردهنده برای کنترلِ رفتارِ همسر، «تهدیدکردن» است. در این شیوه، فرد همسرش را به صورت صریح به آسیب تهدید می کند. شوهر شما برای اینکه رفتار پسرش را کنترل کند و او را مجبور به کارکردن در مغازه اش نماید، شما را تهدید می کند که منشی و حسابدارِ زن می آورم. خب؟ مگر منشی و حسابدارِ زن برای مغازه چه آسیبی دارد؟ اصلا چرا پسرتان باید از منشی و حسابدارِ زن برای مغازه ناراحت شود؟ مسأله اینجاست که در گذشته، شوهرتان هر وقت خواسته رفتار پسرتان را کنترل کند، با شما صحبت کرده و شما را تهدیدکرده که اگر با پسرتان صحبت نکنید و او را راضی به انجام خواسته پدرش ننمایید، منشی و حسابدارِ زن برای مغازه می آورد و شما چون از این کار، متنفر هستید، هر بار که شوهرتان این تهدید را می کرد، با پسرتان حرف می زدید و او را راضی به اطاعت از پدرش می کردید. اما منشی و حسابدارِ زن برای شما چه ضرری دارد که او از آن به عنوان یک تهدید علیه شما استفاده می کند؟ شما در گذشته به شوهرتان فهمانده اید که منشی و حسابدارِ زن در چشم تان به منزله «هَوو» است. تصوّر می کنید وقتی شوهرتان منشی و حسابدارِ زن بیاورد، آن زن با شوهرتان رابطه برقرار می کند و شوهرتان با او ازدواج می کند و یک فروند هوو:d بر سرتان می آورد.

پرسیده اید:«گناه من چیه؟». شما گناهی ندارید. اما شما در این سال های زندگیِ مشترک، مرتکب اشتباهی شده اید و آن اینکه به خاطر افکار اشتباه، باعث شده اید شوهرتان با حربه «منشی و حسابدارِ زن» به خواسته های اشتباهش برسد و حرفش را به کرسی بنشاند.

خانم محترم
اولا هر خانمی که به عنوان منشی و حسابدار در یک مغازه مشغول به کار می شود، حاضر نیست دست به هر کاری بزند. ثانیا بر فرض که منشی و حسابدارِ زن حاضر به برقراریِ رابطه با شوهرتان شود. دود این مسأله، اول، به چشم شوهرتان می رود. فکرکرده اید که همه مثل شما حاضرند به تمام حرف های شوهرتان عمل کنند؟ من قبلا به شما گفته ام که تا به حال خانم هایی را دیده ام که حاضرشده اند از مادرشوهر یا پدرشوهرشان مراقبت کنند؛ اما زنی ندیده بودم که به اصرار شوهرش حاضر شود از پیرمردی نامحرم نگهداری نماید. به قول طلبه ها (ما سَمِعنا بِهذا فِی آبائِنَا الأَوَّلِین).
می پرسید:«من این وسط چه کار کنم؟».
به شما پاسخ می دهم.

ادامه دارد...

امید
۱۳۹۸/۰۹/۲۷, ۲۳:۰۲
چکار کنم؟

می پرسید:«من این وسط چه کار کنم؟».
به شما پاسخ می دهم.

تا زمانی که شوهرتان حسّاسیِت شما را در موردآوردنِ منشی و حسابدار خانم بداند، از همین شیوه برای به کرسی نشاندنِ حرفش استفاده می کند. دیدگاه تان نسبت به این مسأله را تغییر دهید. تجربه به من نشان داده اگر مردی که اهلِ رابطه با خانمِ دیگر است را در شیشه هم قرار دهید و روز و شب از او مراقبت نمایید که وارد رابطه با خانم دیگری نشود، بالاخره کاری که دوست دارد را انجام می دهد. تصور نکنید که قبول حرفِ غیرمنطقیِ شوهرتان در مورد حقوق ندادن به پسرتان و اجازه ندادن برای کار در مغازه ای دیگر باعث می شود او به زندگی دلگرم شود و از برقراریِ رابطه دست بردارد. همچنین از فاجعه سازیِ برقراریِ رابطه شوهرتان دست بردارید. خانم هایی دیده ام که شوهرشان بر سر آنها هوو آورده است؛ اما بعد از مدتی با تغییر روشِ زندگی توانسته اند بهتر از قبل زندگیِ خود را اداره کنند. اگر شما استعدادها و توانایی های نهفته در درون خود را کشف کنید و شروع به پرورش دادنِ آنها نمایید، می فهمید که چه کارهای زیادی می توانید انجام دهید. این یک شعار نیست. این حرف را برای خوش کردنِ دلتان نمی گویم. این یک واقعیت است که شما از آن غافل بوده اید.

پس شروع به گردگیری از استعدادهای خدادادیِ نهفته در وجودتان کنید. در زمینه ای که فکرمی کنید استعداد دارید فعالیت نمایید. شاید ابتدا برایتان سخت باشد؛ اما بعد از مدتی برایتان آسان و آسان تر می شود. وقتی در زمینه ای که استعداد دارید فعالیت کنید، پس از مدتی اعتماد به نفس شما افزایش می یابد و دیگر شوهرتان شما را دست کم نمی گیرد و بیشتر از گذشته روی حرف تان حساب می کند.

- در مورد رابطه شوهر و پسرتان قاطعانه برخورد نمایید. در گذشته رفتار قاطعانه را برای تان توضیح داده ام. دوباره آن را با مثال جدید توضیح می دهم:
هنگامی که بین زن و شوهر اختلاف نظر و سلیقه بُروز می کند، هر یک ممکن است یکی از سه واکنش زیر را نشان دهد:

1) واکنش پرخاشگرانه: زیربنای واکنش پرخاشگرانه این است که نیازهای فرد همیشه بر حقّ و مهمّ تر از نیازها و خواسته های دیگران است. هنگامی که خشمگین می شود، معتقد است که حقّ دارد به آن چه می خواهد برسد و کار را که دوست دارد انجام دهد. در این حالت ممکن است صدایش را بلند کند، به شکلی تحقیرآمیز یا تهدیدکننده حرف بزند. امّا مسلّماً این کار، صمیمیّت را از بین می برد. رفتار شوهرتان با شما، پرخاشگرانه است.

2) واکنش انفعالی: زیر بنای واکنش انفعالی این است که نیازهای فرد از نیازها و خواسته های دیگران بی اهمّیت تر است. در این حالت فرد معتقد است که شایسته آن چه می خواهد نیست. به جای آن همه تلاشش را بر این می گذارد که خواسته دیگران را محقّق کند تا به هدف هایش برسد. در صورتی که این وضعیت ادامه یابد، به فردی بی اراده و منفعل تبدیل می شود که همیشه منتظر است دیگران برای او تصمیم بگیرند. اینکه شما در برابر رفتار اشتباه شوهرتان گریه می کنید، نوعی رفتار انفعالی است. می دانم که شما یک خانم هستید و وقتی احساسات تان جریحه دار می شود، دوست دارید گریه کنید. ولی باید بدانید که گریه مشکل شما را حلّ نمی کند.

3) واکنش قاطعانه: زیر بنای واکنش قاطعانه این است که فرد حق دارد نیازهایش را دنبال کند و دیگران هم مُتقابلا این حق را دارند که دنبال تحقّق نیازهای خود باشند. فرد در جریان تحقّق بخشیدن به نیازها و خواسته های خود، حق و حقوق دیگران را رعایت می کند و به خواسته ها و احساسات آنها ارزش می نهد. شما باید در برابر رفتارهای اشتباه همسرتان از واکنش قاطعانه استفاده کنید. این سه نوع رفتار را با مثال توضیح می دهم:

مثال اول: شوهرتان به مسافرت رفته و زنگ زده و با داد و بیداد به پسرتان فحش می دهد که چرا مغازه را ساعت یازده باز نکرده؟

واکنش پرخاشگرانه شما:
[با داد و فریاد] به من چه؟ تو می دونی و پسرت؟ مگه اونو از خونه بابام آوردم؟ پسر خودته.

واکنش منفعلانه شما:
[دلخور می شوید و با صدایی نرم می گویید] ساعت ده بیدارش کردم. چه کار کنم؟ گناه من چیه؟

واکنش قاطعانه شما:
[بدون داد و فریاد و با صدایی قاطع] ببین. اگر انتظار داری من و بچه هات به حرفت گوش بدیم، باید به من و بچه هات احترام بذاری. با داد و بیداد مشکلی حلّ نمیشه.

مثال دوم: شوهرتان به پسرتان جقوقی نمی دهد و پسرتان به شما می گوید:"تا آخر این ماه در خدمتت هستم. دیگه نمایم". شوهرتان این مسأله را می فهمد و تهدید می کند که منشی و جسابدار زن می آروم.

واکنش پرخاشگرانه شما:
[با داد و فریاد به شوهرتان]: هر غلطی دوست داری بکن. الهی یه زنِ بی آبرو گیرت بیاد که اذیّتت کنه.

واکنش منفعلانه شما:
[با صدای آهسته] آخه تقصیر من چیه؟ [بعد هم گریه و قهر می کنید]

واکنش قاطعانه شما:
[با صدایی محکم و لحنی قاطع]» ببین. منو از منشی و حسابدارِ زن نترسون. مردی که اهل این حرفا باشه، توی شیشه هم زندانیش کنند، آخرش کار خودشو می کنه. چند ساله به پسرمون حقوق ندادی، اون هم جَوونه و پول لازم داره. اگر می خواستی نَره برای شاگردت کار کنه، باید بهش پول و حقوق می دادی تا دلش گرم بشه. حالا هم پای من رو وسط نکش و منو تهدید نکن. بشین با پسرت حرف بزن و باهاش به توافق برس.

واکنش قاطعانه را باااارها تمرین کنید. باور کنید شما می توانید خانمی قاطع باشید تا همسرتان روی حرف تان حساب کند. فقط باید ترس را از خود دور کنید.

najva_
۱۳۹۸/۰۹/۳۰, ۱۷:۵۸
سلام
به به. واقعا تشکر از استاد امید گرامی.
چقدر زیبا مساله رو باز کردین و پاسخ دادین.
از رشته مشاوره به همین دلیل خوشم میاد. به نظر من پاسخ خیلی عالی بود.

اما بنده هم جسارت میکنم یه مطلبی بگم:
خانم مکرمه اول اینکه جونا بندگان خدا دنبال شغل میگردند و به قول استاد امید هر خانمی که حسابدار یا منشی شد که با قصد و غرض تخریب زندگی دیگران نمیخواد این شغل رو بگیره دنبال کار میگرده. شما با این حساسیتتون کاملا راحت دارید بهانه دست همسرتون میدید.
بعدشم توجه به این نکته ظریف بکنید که کار بدون مزد پسرتون به دهن همسرتون احتمالا مزه کرده به همین دلیل نمیخواد بهش حقوق بده بعد میاد یه خانم یا هر کس دیگری رو میاره و بهش حقوق متعارف میده ؟؟؟؟

امید
۱۳۹۸/۰۹/۳۰, ۱۸:۵۶
سلام
به به. واقعا تشکر از استاد امید گرامی.
چقدر زیبا مساله رو باز کردین و پاسخ دادین.
از رشته مشاوره به همین دلیل خوشم میاد. به نظر من پاسخ خیلی عالی بود.

سلام

از حضورتان در این سایت و مشارکت در این موضوع صمیمانه تشکر می کنم.
از لطفتان نسبت به بنده و تعریف از پاسخ نیز سپاسگزاری می نمایم.
ان شاءالله اگر توانایی دارید، در رشته مشاوره تحصیل کنید تا بتوانید به دیگران خدمت نمایید.
@};-

Shiny Star
۱۳۹۸/۰۹/۳۰, ۲۲:۴۵
عرض ادب و احترام خدمت مشاور بزرگوار کانون

فرزندم 20 سالشه از کلاس پنجم تا به الان برای پدرش کار میکنه در حقیقت میخوام بگم فرزندم کودکی نکرد و زود بزرگ شد.

تا امد دست راست و چپش رو بشناسه پدرش راه پول در اوردن رو بهش نشون داد. در واقع با انجام اینکارش اختیار بچه رو از دستم در اورد.
یه زمانی میگفتم بچه باید درس بخونه باید بره مدرسه گوش نداد پسرم الان دیپلم ردیه رشته تربیت بدنی رفت اما واحداشو پاس نکرد.

استاد بین فرزند و همسر گیر افتادم باباش چپ میره راست میاد به من میگه چرا میخوابه تا یازده نمیره.
به پسر میگم بابات میگه فلان کن بیسار کن فرزند میگه شما زندگیت بخاطر من خراب نکن بابام حرفی داره به خودم بزنه.

حدود یکسال پیش پسرم تصمیم گرفت بره برای دوست پدرش کار کنه من مخالف نبودم گفتم عیبی نداره بزار بره زیر دست
کار کنه تا قدر مغازه پدرش رو بفهمه اما همسر دعوا داد و بیداد که چرا باید بره جایی که کارکنانش زیر دست خودم بودن میخواد بره کارگری؟

اولا استاد چه عیبی داره؟پسر من 10 سالش بوده تو مغازه پدرش کار کرده بدون حقوق الان پسرم حقوق میخواد.
پسرم به پدرش گفته مغازه رو به من بده اجاره برای خودم کار کنم. منم میگم براش جدا مغازه بزن تا برای خودش کار کنه.

همسرم مخالفه میگه نمیتونه اداره کنه.
استاد پسر من 10 ساله داره کار میکنه کی باید استقلال پیدا کنه؟

وقتی پسرم میگه من تا اینماه در خدمتت هستم دیگه نمیام من چکار کنم؟
تهدید میکنه منشی و حسابدار زن میارم من چه گناهی دارم پسرش میخواد استقلال داشته باشه گوش به حرف من نمیده
گناه من چیه؟

رفته مسافرت زنگ زده میگه چرا نرفته میگم فلان ساعت بیدارش کردم حالا دو طبقه بچه باید بره تا برسه به مغازه
استاد تا ساعت دوازده هم کاری دست پسرم نیست میگه ساعت 11 باید بره خوب حالا وقتی بچه میدونه باباش

به من میگه ولی گوش نمیده گناه من این وسط چیه؟ چرا خودش با پسرش حرف نمیزنه که میخواد منو خراب کنه.
چرا منو از چشم پسرم میخواد بندازه .مگر غیر از اینکه پدر باید با پسر دوست و رفیق باشه چرا همسر من نمیخواد اینو متوجه بشه؟

بین پدر و پسر من گیر افتادم چکار کنم؟





عزیزم چون سوال را صریح پرسیدید بهتر است جواب شما هم صریح باشد
متاسفانه شما مقصرترید
همسرتان که البته مقصر است اما به باور من انسانهایی که مظلوم هستند، کوتاه میایند و در برابر حربه تهدید و ازار، عقب نشینی میکنند و تسلیم میشوند به مراتب از شخص ظالم مقصرترند

حالا بهرحال گذشته گذشته و زمان را نمیشود به عقب برگرداند

کاری که الان میتوانید بکنید زمام امور را به دست بگیرید و از تهدیدهای همسرتان نترسید و حساسیت به خرج ندهید
اگر فرضا کار ایشان به رابطه با منشی یا حسابدار زن کشید و خواست صیغه کند و.. اونوقت برخورد قاطع انجام دهید
هنوز که حتی دورنمای چنین مساله ای وجود ندارد و به صرف استخدام منشی زن، نمیشود چنین پیش بینی هایی کرد

پس شما زمام امور به دست بگیرید و از حق پسرتان دفاع کنید

اگر امکان دارد پسرتان را تشویق کنید دیپلم بگیرد و به دانشگاه برود
این حق اوست که با علم و دانش اشنا شود
کودکی از دست رفته را برایش جبران کنید
بگذارید با دوستانش کوه برود تفریح کند شاد باشد
در عین حال درس بخواند و پیشرفت علمی کند

من کسی را سراغ دارم که در پنجاه سالگی لیسانس گرفت
کسی را سراغ دارم که تا دوازده سالگی خواندن نوشتن نمیدانست و الان لیسانس دارد
کسی را سراغ دارم که تا سی سالگی دیپلم داشت و الان کارشناسی ارشدش را تمام کرده است
و از همه جالب تر کسی را سراغ دارم که تا نوجوانی اش سواد نداشت و الان یکی از پروفسورهای برجسته ایرانی است

مطمئن باشید اگر خودش بخواهد و شما هم زمینه را فراهم کنید امکان پذیر خواهد بود