PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده خدا منشأ گناه انسان



ابوحیان
۱۳۹۸/۱۰/۱۵, ۱۸:۳۱
سلام خدمت اساتید محترم
منشا گناه چیست؟ آیا خداست چون خودش فرموده که انسان را ضعیف آفریدم؟! و این که توحید فاعلی مگه غیر از اینه که خدا همه کاره جهان و خالق هر چیزی هست؟پس خداوند مسئول خطای من نیست؟ خودش آن را خلق نکرده؟!
لطفا منو به اوصاف خدا حواله ندید که خدا عالم و بی نیازه. منم میدونم. دوست دارم دقیقا به این اشکال جواب بدید.
ممنون

نور الثقلین
۱۳۹۸/۱۰/۱۸, ۱۶:۳۰
با نام و یاد دوست




http://askquran.ir/gallery/images/75940/1_erjae11.png



کارشناس بحث: استاد صدیق

صدیق
۱۳۹۸/۱۰/۱۹, ۱۳:۲۴
منشا گناه چیست؟ آیا خداست چون خودش فرموده که انسان را ضعیف آفریدم؟! و این که توحید فاعلی مگه غیر از اینه که خدا همه کاره جهان و خالق هر چیزی هست؟پس خداوند مسئول خطای من نیست؟ خودش آن را خلق نکرده؟!
لطفا منو به اوصاف خدا حواله ندید که خدا عالم و بی نیازه. منم میدونم. دوست دارم دقیقا به این اشکال جواب بدید.

باسلام و عرض ادب
سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را تسلیت عرض میکنم.

پاسخ به این سوال، منوط به فهم دقیق از توحید افعالی است.
بر اساس مبانی عقلی و دینی، قدرت و اراده خداوند حاکم بر تمام قدرتها و اراده هاست.
او اگر نخواهد برگی بر زمین نخواهد افتاد و هیچ جنبده ای کاری نمیتواند انجام دهد.
اما این خواست او به معنای مجبور بودن انسان در کارهایش نیست.
اینگونه نیست که انسانها مقهور اراده الهی باشند و از خود هیچ اراده ای نداشته باشند.
بلکه اتفاقا این نگاه کاملا از نظر عقلی و دینی نادرست است.
از نظر عقلی، این به مستلزم نقض حکمت الهی در آفرینش انسانها و فرستادن انبیاء برای هدایت ایشان است
و
از نظر دینی، نیز خداوند متعال مسئولیت تمامی کارهایشان را بر عهده خودشان قرار داده و آنان را مواخذه یا تشویق میکند.

بدین جهت گفته میشود که هم خداوند حقیقتا فاعل کارهای انسان است و هم خودش.
این بدان معناست که هر دو را حقیقتا میتوان فاعل کاری مشخص نامید.

صدیق
۱۳۹۸/۱۰/۱۹, ۱۳:۲۴
اما چگونه این تناقض را برطرف کنیم.
برطرف کردن این تناقض با فهم رابطه طولی بین اراده انسانها و اراده حق تعالی امکان پذیر است.
با این مسئله که اراده انسانها در طول اراده حق تعالی است نه در عرض آن.

در رابطه طولی بین اراده ها، هر اراده ای در هر مرتبه ای قرارداشته باشد، حقیقتا مستقل از اراده بالا دستی از خودش هست و واقعا خودش این اراده را دارد ولی به هر حال، اینکه بتواند اراده کند، زیر مجموعه اراده بالادستی خود هست. اگر فرد بالادستی و مرتبه بالا اجازه ندهد فرد مرتبه بعدی، اصلا نمیتواند اراده کند.
بنابراین، اراده فرد پائینی، با اجازه و به اراده فرد بالایی ایجاد و منشأ اثر میشود و تنها به همین جهت -که اگر او نمیخواست فرد پائینی هم نمیتوانست اراده کند- انجام این کار را به هر دو میتوان نسبت داد.
بدین معنا که
به بالادستی نسبت میدهیم چرا که اگر او میخواست میتوانست جلوی اراده وقدرت فرد پائین دستی را بگیرد و فعل محقق نشود ولی به هر جهت-که در مورد خداوند، به واسطه حکمت است- جلوی اراده او را نگرفته است.
به پائین دستی هم نسبت میدهیم چرا که اوست که بلاواسطه این کار را انجام داده است.

صدیق
۱۳۹۸/۱۰/۱۹, ۱۳:۲۴
بنابراین
خداوند متعال به صورت کلی، اراده کرده که انسانها کارهای خود را با اراده خود انجام دهند و به صورت مشخص نیز جلوی تحقق اراده انسان و قدرت او را در کارهایی که قصد انجامش رادارد، نمیگیرد.
بدین جهت همه کارها را به خداوند نسبت میدهیم چرا که هیچ کسی و هیچ کاری از ذیل قدرت و اراده حق تعالی خارج نیست و اراده او مقهور هیچ اراده ای نیست.

انسانها نیز فاعل شمرده میشوند به جهت اینکه به صورت مشخص اینها هستند که بلاواسطه کاری را انجام میدهند.

موفق باشید.

صدیق
۱۳۹۹/۰۱/۰۷, ۰۹:۴۴
پرسش: منشا گناه چیست؟ آیا خداست چون خودش فرموده که انسان را ضعیف آفریدم؟! و این که توحید فاعلی مگه غیر از اینه که خدا همه کاره جهان و خالق هر چیزی هست؟پس خداوند مسئول خطای من نیست؟ خودش آن را خلق نکرده؟!

پاسخ:
پاسخ به این سوال، منوط به فهم دقیق از توحید افعالی است. بر اساس مبانی عقلی و دینی، قدرت و اراده خداوند حاکم بر تمام قدرتها و اراده هاست. او اگر نخواهد برگی بر زمین نخواهد افتاد و هیچ جنبده ای کاری نمیتواند انجام دهد. اما این خواست او به معنای مجبور بودن انسان در کارهایش نیست. اینگونه نیست که انسانها مقهور اراده الهی باشند و از خود هیچ اراده ای نداشته باشند. بلکه اتفاقا این نگاه کاملا از نظر عقلی و دینی نادرست است. از نظر عقلی، این به مستلزم نقض حکمت الهی در آفرینش انسانها و فرستادن انبیاء برای هدایت ایشان است و از نظر دینی، نیز خداوند متعال مسئولیت تمامی کارهایشان را بر عهده خودشان قرار داده و آنان را مواخذه یا تشویق میکند.

بدین جهت گفته میشود که هم خداوند حقیقتا فاعل کارهای انسان است و هم خودش. این بدان معناست که هر دو را حقیقتا میتوان فاعل کاری مشخص نامید.

اما چگونه این تناقض را برطرف کنیم. برطرف کردن این تناقض با فهم رابطه طولی بین اراده انسانها و اراده حق تعالی امکان پذیر است. با این مسئله که اراده انسانها در طول اراده حق تعالی است نه در عرض آن. در رابطه طولی بین اراده ها، هر اراده ای در هر مرتبه ای قرارداشته باشد، حقیقتا مستقل از اراده بالا دستی از خودش هست و واقعا خودش این اراده را دارد ولی به هر حال، اینکه بتواند اراده کند، زیر مجموعه اراده بالادستی خود هست. اگر فرد بالادستی و مرتبه بالا اجازه ندهد فرد مرتبه بعدی، اصلا نمیتواند اراده کند. بنابراین، اراده فرد پائینی، با اجازه و به اراده فرد بالایی ایجاد و منشأ اثر میشود و تنها به همین جهت -که اگر او نمیخواست فرد پائینی هم نمیتوانست اراده کند- انجام این کار را به هر دو میتوان نسبت داد. بدین معنا که به بالادستی نسبت میدهیم چرا که اگر او میخواست میتوانست جلوی اراده وقدرت فرد پائین دستی را بگیرد و فعل محقق نشود ولی به هر جهت-که در مورد خداوند، به واسطه حکمت است- جلوی اراده او را نگرفته است. به پائین دستی هم نسبت میدهیم چرا که اوست که بلاواسطه این کار را انجام داده است.

بنابراین خداوند متعال به صورت کلی، اراده کرده که انسانها کارهای خود را با اراده خود انجام دهند و به صورت مشخص نیز جلوی تحقق اراده انسان و قدرت او را در کارهایی که قصد انجامش رادارد، نمیگیرد. بدین جهت همه کارها را به خداوند نسبت میدهیم چرا که هیچ کسی و هیچ کاری از ذیل قدرت و اراده حق تعالی خارج نیست و اراده او مقهور هیچ اراده ای نیست. انسانها نیز فاعل شمرده میشوند به جهت اینکه به صورت مشخص اینها هستند که بلاواسطه کاری را انجام میدهند.