PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : معرفي قرآن پژوهان



baquran
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۱۷:۵۶
دکتر مریم عبدالباقی ؛ حافظ کل قرآن



نقش مادري زن در تمام تاريخ مورد احترام بوده است. اما با وجود مقدس بودن اين نقش، زن عنصري جدايي ناپذير از اجتماع بشري است گر چه در نگاه خالق حكيم، زن و مرد در گوهر انساني و روح آسماني همتا و همسانند و سهم هر يك از حقيقت آدميت، به يك اندازه است. ولي حكمت الهي اين گوهر ملكوتي را در دو صدف زميني با پيكره هاي متفاوت و البته نيازمند به يكديگر جاي داده است. اما آنچه كه اسلا م از زن معرفي مي كند چيست؟ زنان جايگاه هاي مختلف مادر، دختر و همسر بودن را چگونه مي توانند حفظ كنند. مسئله حقوق زن و نقش زن در طول تاريخ يك مسئله علمي و فكري است اما اينكه تا چه حد اين حقوق انساني اسلا مي به زنان اعطا شده، بحث ديگري است.

مريم حاج عبدالباقي از جمله بانواني است كه توانسته است در مسير رشد و تعالي گام بردارد و براساس نگاه اسلا م به زن و نقش و جايگاه او، بين مسئوليت هاي مختلف خانوادگي و اجتماعي، توازن برقرار كند.
عبدالباقي چهره ناآشنايي براي شما نيست، چرا كه او پس از سال ها تحصيل در دانشگاه و اخذ مدرك دكتراي علوم قرآني از دانشگاه تهران، همراه حفظ قرآن، با اطلا عاتي كه داشت در رسانه ملي به آموزش و بازخواني همه آنچه كه آموخته بود پرداخت و به همين دليل اغلب خانواده ها، او را مي شناسند.

در يك بعدازظهر سرد زمستاني در دانشگاه الهيات با وي درباره آثار حفظ قرآن و رفتار فردي و زندگي اجتماعي به گفت و گو نشستيم:

چه انگيزه اي باعث گرايش شما به سمت حفظ قرآن شد.
در سال 71 آقاي ري شهري اعلا م كردند افرادي كه طي دو سال حافظ كل قرآن شوند، به سفر حج مشرف خواهند شد. من و دوستم خانم بشيري، شروع به حفظ قرآن كرديم.

از چند سالگي كار حفظ قرآن را آغاز كرديد. آيا با برنامه هاي كاري خانواده تداخلي ايجاد نشد؟
۲۹ ساله بودم و براي كارشناسي ارشد هم يك ماه بيشتر درس نخواندم. اما در طول دوره كارشناسي ارشد حفظ قرآن را ترك نكردم. يادم است كه يكي از دوستانم فال حافظ برايم گرفت كه اين بيت آمده بود.
مانعش قلقل چنگ است و شكر خواب صبوح.
بنابراين من حفظ قرآن را در ساعات صبحگاهي و يا آخر شب كه فرزندانم خواب بودند انجام مي دادم. به جرئت مي گويم كه خوش ترين ايام دوران زندگي من، همان چهار سال و نيم بود كه مشغول حفظ قرآن بودم. در آغاز دعا مي كرديم كه بتوانيم زودتر قرآن را حفظ كنيم تا به حج برويم اما پس از مدتي اين جايزه با همه عزيز بودنش در درجه دوم اهميت قرار گرفت و الا ن حسرت آن روزها را مي برم.

حفظ قرآن براي شما چه دستاوردهاي فردي و اجتماعي داشت؟
بهترين ثمره آن اين بود كه من به موضوعات قرآني تسلط يافتم. معمولا ً از زمان نوجواني قرآن زياد مي خواندم و با معاني آن بيگانه نبودم، و با وجود آنكه تسلط كافي به معاني آيات نداشتم اما كرامات پي در پي براي من به ارمغان آورد.

بالا خره به حج مشرف شديد؟
زمان مسابقه فرا رسيده بود اما هشت جزء آخر قرآن مانده بود. من با ترديد در مسابقه شركت كردم و واقعاً انتظار برنده شدن سفر حج را نداشتم. اما حج عمره قسمت من شد كه خاطرات بسيار لذتبخشي از آن دوره دارم. كاش تكرار شود!

خانواده شما چه نقشي در موفقيت شما داشته اند؟
مادرم خيلي مشوق من است. او زني بسيار بااستعداد است كه به علت شرايط زمانه نتوانسته تحصيلا ت خود را ادامه دهد و به گونه اي استعداد خودش را در آموزش و پرورش بچه هايش دنبال مي كند و زماني كه من پايان نامه دكتري را مي نوشتم خيلي كمك حال من شد در كنار او همسري داشتم كه هيچ گاه سد راه من قرار نگرفت.

چرا با وجود اينكه عضو هيئت علمي دانشگاه هستيد هنوز هم در مدارس راهنمايي و دبيرستان تدريس مي كنيد؟
چون با بچه هاي راهنمايي اصولي تر مي شود كار كرد و اينكه هميشه يادم باشد كه از كجا شروع كردم. البته فعاليت در اين مدارس انرژي زيادي از من نمي گيرد.

چگونه توانستيد با بچه هاي نسل سومي ارتباط برقرار كنيد؟
اول از همه بايد فضاي ذهني بچه ها را زير نظر بگيريم. بعضي از معلم ها يك هاله اي از قداست دور خودشان مي پيچند. نمي خواهند بگويند ما مقدس هستيم. بلكه فكر مي كنند كه بايد اين گونه باشند! در نتيجه دانش آموز راهي براي دستيابي پيدا نمي كند. من هماهنگ با بچه ها هستم. مقدس نيستم. هم با آنها گريه مي كنم، هم مي خندم.

فكر مي كنيد فرزندانتان در مورد شما چه قضاوتي مي كنند؟
شايد به نظر فرزندانم، من شخص خيلي مذهبي اي باشم. اما فكر مي كنم كه مثل بقيه، آدم هاي معمولي ام.

با توجه به اينكه شما در برخي از نشست هاي رسانه عمومي نيز شركت مي كنيد آيا راهكارهاي شما براي خانواده ها مناسب بوده است؟
من نمي دانم چرا همه از من توقع مسائل تربيتي دارند. در صورتي كه من هيچ ادعايي در اين زمينه ها ندارم. تخصص من علوم قرآني است.

ما معتقديم كه قرآن بهترين راهكار براي خانواده مي تواند باشد فكر نمي كنيد اين توقع بي جايي نيست!
من قرآن را بارها خوانده ام. حافظ آن نيز هستم. اما اينكه بتوانيم به آن عمل كنيم بسيار سخت است. به هر حال آن بخش از زندگي كه بايد اعتدال را رعايت بكنيم، ناديده گرفتيم و زماني كه فرزندانمان به سني مي رسند كه بايد مسائل ديني را دريافت كنند، پسزدگي ايجاد مي كنيم چون پايه اي و ريشه اي عمل نكرديم. من خودم يادم هست كه هروقت به كلا س هاي تربيتي در آن زمان مي رفتم. مدت ها مشكلا ت من بيشتر مي شد چون نمي توانستم به آن عمل كنم.

به نظر شما، روند حفظ قرآن در جامعه ما، چگونه مورد آسيب قرار مي گيرد.
در حال حاضر در بعضي از كلا س ها با استعدادترين بچه ها در مدت كوتاهي حافظ مي شوند بدون اينكه تثبيت شود و بعد از مدتي براي آنها دلزدگي ايجاد مي شود. من خودم در حفظ قرآن هيچ گاه تا جزئي را كاملا ًيادآوري نمي كردم، سراغ آيه ديگري نمي رفتم.

شما نسبت به فرزندانتان نيز توقع داشتيد كه مسير شما را طي كنند؟
اصولا ً انسان ها نسبت به فرزندان خود هم بسيار ايده ال گرا و هم سخت گير ترند. بنابراين توقع خيلي بيشتري از آنها دارند. من فضاي خانه را بسيار باز گذاشتم دختر بزرگ من دانشجوي هنر در رشته نقاشي است و دختر دوم من دانشجوي زيست شناسي است. آنچه براي من مهم بود اين است كه آنها گرايشات مذهبي داشته باشند. فرزند من روحيه هنري داشت و من فكر مي كردم او نيز مثل خود من است.

روحيه هنري به چه معناست؟
هنر با حس و خيال سر و كار دارد. خيال حد وسط نفس و عقل است به همين دليل خطرات زيادي هنرمندان را دنبال مي كند. ولي اگر تخيل هنرمند با عقل گره بخورد ارتقا مي يابد. من، خيلي روحيه هنري نداشتم در عين اينكه رابطه گرم و صميمي با اعضاي خانواده دارم.

عده اي معتقدند شما در بعضي سخنراني هايتان، گرايشات فمينيستي داريد! اين گونه است؟
هر كسي از ظن خود شد يار من! اما با توجه به چارچوب كه از دين فهميديم بازگو مي كنيم. من اصلا ً فمينيست نيستم. من معتقدم كه بايد براي آدم ها كار كرد.

نظر شما درباره فعاليت هاي اجتماعي - اقتصادي زنان در جامعه چيست؟
معتقدم كه در جامعه اسلا مي اگر شعار اسلا مي دهيم، بايد اسلا مي نيز عمل كنيم. خانم ها بايد تقليل كار داشته باشند. حقوقشان متناسب با تقليل كارشان كم باشد. به يك دليل كه هميشه به كار اصلي كه حفظ چارچوب خانواده است، بپردازند.
آسيب رساندن به حقوق خانم ها به حقوق خانواده و در نهايت، به جامعه آسيب مي رساند. متاسفانه گاهي كوركورانه راهي كه غرب رفته است، ادامه مي دهيم آنها سرشان به سنگ خورده و برگشته اند ولي ما ناآگاهانه در حركت هستيم. همين كه 69 درصد دانشجويان دخترند، فاجعه است. ما بايد هدف هاي جامعه را مشخص كنيم كه چه رشته هايي مناسب خانم ها است. اينكه يك كنكور 90 درصد حفظي است و با روحيه دختر خانم ها سازگار، غلط است.
در نهايت اينكه اگر خانمي درآمد بالا داشت بايد به آن درجه از آگاهي برسد كه اختيارات خود را اضافه نكند و درآمد بالا ي خود را به عنوان برگ برنده در دست نداشته باشد. درواقع بايد بپذيرد كه مرد سرپرست حقوقي خانواده است. زن مثل قلب خانواده و مرد به عنوان مغز خانواده عمل مي كند و وجود قلب مهم تر است از اين جهت كه خانه بدون مادر، ساختارش به هم مي ريزد.

*منبع


همشهری

baquran
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۱۷:۵۸
مصاحبه با استاد شهريار پرهيزگار
منبع : حافظان نور
با قرار دادن نوار ترتيل قرآن كريم در ضبط صوت و به كار افتادن آن، نواي دل‌انگيز تلاوت آواي وحي، انسان را ناخودآگاه به ياد ماه مبارك و پرفيض و بركت رمضان مي‌اندازد و او را در حال و هواي معنوي آن ماه عزيز قرار مي‌دهد، ماه نزول كتاب آسماني قرآن، ماه نزول بركات خاص درگاه ربوبي.
اين يادآوري، نشأت‌گرفته از انس بيشتر ما مسلمانان با قرآن و صوت دلنشين آن در ماه مبارك رمضان بوده و پخش همين دوره ترتيل در روزهاي ماه مبارك رمضان از راديو نيز مزيد بر علت است. آري دوره ترتيل قرآني با صداي يكي از قاريان و حافظان برتر ايران‌زمين كه هم‌اكنون در تمام مناطق مختلف سرزمين ايران اسلامي، حتي در دورترين نقاط و نيز در خارج از كشور مورد استفاده مأنوسان با كلام وحي قرار گرفته است. صداي او، و علاوه بر نوارهاي كاست بر روي ديسك‌هاي كامپيوتري ضبط شده و استقبال گسترده‌اي را از سوي عموم مردم در پي داشته است. چه بسيار افرادي كه زيربناي فراگيري و حفظ قرآن خود را با گوش فرا دادن به نوارهاي همين دوره ترتيل بنا نهاده‌اند.
اين دوره ترتيل، با صداي قاري و حافظ برجسته و مشهور كشورمان، آقاي شهريار پرهيزكار، تلاوت شده، كه نام او آشناي هر ايراني بوده و اغلب با صوت گيرا، جذاب و باطمأنينه او آشنا هستند.
وي، كه در سال 1371 با توسل به اهل‌بيت كرامت عليهم‌السلام، به عنوان سفير جهان تشيع، افتخاري را براي شيعيان در كشور عربستان سعودي، رقم زد كه تا كنون نصيب كسي غير از ايشان در ميان قراء و حفاظ ايراني نشده است، در عين تلاش هيأت داوران سعودي، جهت برتر نمودن حافظ كشور متبوعشان، شهريار پرهيزكار به قدري به سؤالات هيأت داوران در نهايت اتقان و قدرت جواب داد، كه آنان چاره‌اي جز اعلام رتبه اول براي او در رشته حفظ كل قرآن نداشتند و كوششي را كه هر ساله در اجحاف حق ساير متسابقين خصوصاً ايرانيان مبذول مي‌كردند، عقيم ماند. استاد پرهيزكار كه در خانواده‌اي مذهبي و مشتاق به قرآن و اهل‌بيت عليهم‌السلام رشد و نمو كرده بود، در سن نوجواني به جرگه قراء و حفاظ كشورمان پيوست و بارها در صحنه‌هاي مختلف بنابر عنايت خداوند و همت والاي خود، توانست رتبه‌هاي مختلفي را كسب نمايد. او چه قبل از ظهور انقلاب اسلامي و چه بعد از آن، حضور نماياني در برنامه‌ها، محافل و مسابقات قرآني داشته و سعي بليغي در رساندن رسالت قرآني خود به همگان نموده است. ايشان، قبل از انقلاب، در بحبوحه نوجواني با نظرات و ديدگاه‌هاي حضرت امام (ره) آشنا شد و به خيل عظيم مردم انقلابي پيوست و بعد از پيروزي نظام اسلامي، وارد سپاه شد و در طول سالهاي دفاع مقدس با حضور در صحنه‌هاي حماسه و خون، علاوه بر دفاع از كيان انقلاب به اجراي برنامه‌هاي قرآني در جبهه و آشنا نمودن رزمندگان پرتوان جبهه حق با كلام وحي، همت گمارد. وي، كتابي را به نام «چگونه قرآن را حفظ كنيم»، به خواست رزمندگان نوشت كه مقام معظم رهبري نيز تقريظي بدين مضمون بر آن مرقوم فرمودند: «يكي از تفضلات الهي بر اين ملت خداجوي و رشيد، آن است كه زمره‌اي از بهترين جوانانش ار مجذوب قرآن كرده است، اين، اگر قدر دانسته شود، كليد بسي درهاي بسته و راههاي ناگشوده است، آشنايي و انس و تدبر و حفظ و راهجويي از كتاب خدا، منازل پي‌درپي تمسك به كتاب‌الله است و اكنون كه يكي از اين جوانان موفق، پس از ورود در اين راه، بحمدالله، نوشته‌اي در كمك به ديگران فراهم آورده اينجانب خداي بزرگ را سپاس گفته، از اين جوان عزيز نيز صميمانه تشكر مي‌كنم. خداوند به وي و همه جوانان عزيز فضل و هدايت خود را نصيب فرمايد.»
براي او همين افتخار كافي است كه به بركت قرآن بارها مورد تفقد امام راحل (ره) و رهبر معظم انقلاب قرار گرفته و از محضر آنها به طور مستقيم كسب فيض نموده است. چرا اين گونه باشد، او كه خلوص و صفاي قلب خود را بارها در ميادين مختلف انقلاب نشان داده و به حق، خود را وقف قرآن مجيد نموده، در راه نشر مذهب مظلوم شيعه تلاش مستمري داشته است، سزاوار بهترين تشويق‌ها و تقديرها مي‌باشد: إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ . استاد شهريار پرهيزكار و ساير حفاظ برجسته و بزرگواري كه در اين كتاب از آنان ياد شده و كليه چهره‌هاي شاخص جامعه قرآني جهان تشيع، به حق وظيفه خود را انجام داده و در اين راه هر مشقتي را به جان خريده‌اند: وَلا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ . پس بر امت قدردان ماست كه وجود اين مناديان وحي و تفضلات الهي را مغتنم شمرده، مقام و ارجي كه شايسته آن هستند، در جامعه به آنان عطا نمايد تا خداي ناكرده اين بزرگان و بهترين‌هاي امت اسلام در اطراف و اكناف كشور ايران به وادي نسيان و فراموشي سپرده نشوند و حق حقيقي و جايگاه رفيع آنها مورد بي‌توجهي قرار نگيرد .
در اينجا ضمن تشكر از مسئولين دلسوز نشريه قرآني بشارت كه در تدوين اين مصاحبه تلاش نمودند، به متن مصاحبه استاد شهريار پرهيزكار مي‌پردازيم:
س1. لطفاً خودتان را معرفي نموده، شرحي از دوران زندگي خود، بيان بفرماييد.
ج: شهريار پرهيزكار هستم و برخي از دوستان به نام علي نيز بنده را مي‌شناسند. در سال 1343 در تهران متولد شدم. از دوران كودكي خاطره بخصوصي ندارم، مادرم نقل مي‌كند، در دوران طفوليت، قرآني پيدا كردم و در حين ورق زدن آن، صفحه‌اي از آن را پاره نمودم! برخلاف مادرم كه از اين مسأله ناراحت شده بود، مرحوم پدربزرگم (رحمه الله عليه) اين را به فال نيك گرفت و اظهار داشته بود اين بچه قرآن كريم را خواهد آموخت و الحمدلله به فضل الهي اين پيش‌بيني محقق شد. بنده بعد از اينكه ديپلم گرفتم، وارد سپاه شدم و تا سال 1366 در سپاه بودم و همان سال وارد دانشگاه شهيد بهشتي تهران شدم، در رشته مهندسي كامپيوتر درس خواندم و فارغ‌التحصيل شدم. الان با بعضي از دوستان جسته و گريخته كارهاي كامپيوتري انجام مي‌دهيم ولي عمده كارهاي ما قرآني است. در شوراهاي قرآني و جلسات طرح و برنامه‌هاي قرآني كه در سطح كشور فعاليت مي‌كنند، همكاري‌هايي داريم و بعضي مواقع مشورت‌هايي مي‌شود، كه ما هم نظر مي‌دهيم.
س2. از چه هنگام با كلام الهي آشنا شديد و از چه زمان شروع به حفظ آن نموديد؟
ج: از همان دوران طفوليت، چون مادرم قرآن و دعا را با صوت حزين در منزل قرائت مي‌فرمود و من پيش ايشان مي‌نشستم، علاقه خاصي به قرآن پيدا نموده بودم. همچنين گاهي كه نواي تلاوت قرآن به گوشم مي‌خورد، احساس خوبي پيدا مي‌كردم البته از همان زمان من از تلاوت‌هايي كه در بيشتر مساجد و مراسم ختم، توسط قاري‌نماهاي آوازه‌خوان و ناوارد، خوانده مي‌شد، خوشم نمي‌آمد، با اينكه آن زمان بنده با مباني قرائت قرآن آشنا نبودم. يكي از تفريحات من در اوقات بيكاري اين بود كه گوشه‌اي مي‌نشستم و فرض مي‌كردم، در صحنه يك مسابقه بزرگ بين‌المللي دارم تلاوت مي‌كنم، سپس با وسع خودم و درست و غلط، مثلاً تلاوت قرآن مي‌كردم! در اين وقت نه سالم بود و تقريباً چيزي از قرآن بلد نبودم. والدين من با ديدن چنين صحنه‌هايي و دقت در احوالات من پي بردند كه علاقه و شايد استعداد خوبي براي يادگيري قرآن در من وجود دارد، لذا تصميم گرفتند من را به جلسه قرآن در من وجود دارد، لذا تصميم گرفتند من را به جلسه قرآن هدايت كنند. اتفاقاً در آستانه ماه مبارك رمضان بوديم و يك جلسه قرآن در مسجد محل‌مان، مسجد توحيد در خيابان جمهوري، نزديك ميدان بهارستان، هرشب تا پايان ماه مبارك رمضان داير شد. پدرم مرا تشويق به شركت در اين جلسه نمود و بدين ترتيب وارد جرگه متعلمين و شاگردان محضر قرآن شريف شدم، در حالي كه هنوز ده‌سالگي را پشت‌سر نگذاشته بودم. به تدريج علاقه‌ام به شركت در جلسات قرآن فزوني يافت و من شب‌ها را به اميد فرارسيدن روزي ديگر و حضور در جلسه قرآن مي‌گذراندم. به لطف خدا پيشرفت خوبي داشتم و من كه در جلسه اول هنوز طرز استفاده از رحل چوبي قرآن و نحوه قرار دادن رحل روي زمين و قرار دادن قرآن روي رحل را بلد نبودم در اين يك ماه روخواني و نيز تا حدي تجويد مقدماتي و اندكي الحان قرآني را ياد گرفتم و در مسابقه آن مسجد كه در پايان ماه مبارك رمضان برگزار شد، توانستم مقام اول را به دست بياورم و يك ساعت مچي به عنوان جايزه بگيرم. من آن شب از مسجد تا منزل را تماماً دويدم تا اين موفقيت بزرگ را به همه اطلاع دهم، البته حتي همان موقع نيز، اينكه توانسته‌ام اين توفيق بزرگ را به دست آورم از كسب جايزه برايم زيباتر بود. استاد من در طول اين دوره جوان بزرگواري به نام آقاي اديب بود كه اكنون پزشكي متعهد مي‌باشند و من هيچ‌گاه آن مسجد و خدمتگزارانش را از ياد نخواهم برد. البته هدف من از بيان اين خاطرات، رساندن پيام‌هايي براي پدران، مادران، نوجوانان، مربيان، حتي خدمتگزاران به مساجد و هيأت‌هاست، بدون شك پدر و مادرم نقش اساسي را در تربيت قرآني من به عهده داشته‌اند و من هميشه مرهون زحمات ايشان مي‌باشم. پدر كه آدم خوش‌سليقه‌اي است، بعد از آن دوره يك ماهه، رفت و بهترين جلسات قرآني را در سطح شهر شناسايي كرد و بنده را از محضر اساتيدي ارزشمند مانند استاد مروت و استاد پورفرزيب، بهره‌مند نمود. فن شريف تلاوت را در جلسه اساتيد مذكور با علاقه و اشتياق وافر دنبال نمودم و به فرموده پدرم در تمام جلسات اين اساتيد در طول هفته كه 4 شب در هفته مي‌شد، شركت مي‌نمودم و هميشه به همراه پدرم، جزء اولين نفرات، وارد جلسه قرآني مي‌شديم و هميشه آخرين افرادي بوديم كه جلسه را ترك مي‌نموديم. يازده ساله بودم كه به پيشنهاد پدرم و تشويق استاد مروت به جمع حفاظ قرآن نيز پيوستم. در ابتدا علاقه زيادي به حفظ نداشتم و آن را يك كار سخت مي‌دانستم و سعي مي‌كردم پدرم را راضي كنم كه از مسأله حفظ بگذرد و به اصطلاح دست از سر من بردارد! مخصوصاً وقتي وارد سوره بقره شديم و يك جزء آن را پشت سر گذاشتيم، ديدم كار مشكل شده و علاوه بر حفظ آيات جديد بايد آيات قبلي را نيز نگهداري كنم و اين برايم سخت بود، ولي پدرم هنوز اصرار بر ادامه حفظ قرآن داشتند و من نيز با هر سختي كه بود سوره بقره را حفظ كردم و وقتي وارد سوره آل‌عمران شديم به تدريج حس كردم كه به حفظ قرآن علاقه و انس پيدا كرده‌ام و هرچه جلوتر مي‌رفتيم، اين علاقه بيشتر مي‌شد، به نحوي كه ديگر نمي‌توانستم حفظ را رها كنم و از اين كار لذت مي‌بردم. در ابتدا جلسه حفظي داشتيم كه از جزء سي شروع به حفظ كرديم و من با ساير حفاظ آغاز به حفظ نمودم. اين حفاظ را كه مي‌ديدم الهام مي‌گرفتم. وقتي جزء سي‌ام تمام شد، جزء اول را شروع كرديم. آن موقع، 40 نفر بوديم ولي كم‌كم تحليل رفتند. به آيه 50 سوره بقره كه رسيديم 4 نفر رفتند، به آيه 100 كه رسيديم باز 4 نفر رفتند و وقتي سوره بقره تمام شد ما 5 نفر مانديم و مسابقه داديم. بعدها نيز با همين تعداد به حفظ قرآن ادامه داديم. بعد از پايان هر جزء، مسئولين جلسه مسابقه مي‌گذاشتند و جوايز بزرگي هديه مي‌كردند كه در تشويق ما خيلي مؤثر بود. من از سال 54 حفظ را شروع نمودم. حافظ 10 جزء بودم كه انقلاب شد و به خاطر ايام پرشور انقلاب جلسات ما نيز تعطيل شد ولي بعد دوباره شروع كرديم. اگر بخواهيم فاصله‌هايي كه در حفظ براي ما پيش آمد، حذف كنيم كل دوره حفظ ما 3 سال طول كشيد.

baquran
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۱۷:۵۹
س3. اگر تاكنون در مسابقات قرآني شركت نموده‌ايد، لطفاً راجع به رتبه با رتبه‌هايي كه به دست آورده‌ايد، توضيح بفرماييد.
ج: اولين مسابقات رسمي كه بنده در آن شركت كردم، سال 56 در مسابقات مسجد لاله‌زار تهران بود كه، در مقابل مسابقاتي كه رژيم طاغوت برگزار نموده بود و مورد استقبال مجامع قرآني كشور قرار نگرفته بود، برگزار شد. مسابقات مسجد لاله‌زار با شركت قراء ممتاز، در دو مقطع زير هجده سال مقام اول را به دست آوردم و هداياي ارزنده‌اي از جمله تعداد زيادي كتاب‌هاي انقلابي و روشنگر مثل كتاب «ولايت فقيه» اثر حضرت امام (ره) كه در آن زمان ممنوع بود، به من اهدا شد. مسابقه ديگري در پايان همان سال برگزار شد كه تعداد بيست تا سي نفر از برترينهاي مسابقه، توسط بانيان خير براي يك سفر تبليغي به عربستان اعزام شدند و من نيز كه 12 سال داشتم با كسب رتبه بالا از جمله آنها بودم و نوروز سال 57 به همراه پدرم با كارواني از قراء و برخي از علماي بزرگوار عازم عربستان شديم. بعد از انقلاب نيز در مسابقات زير شركت نمودم: سال 1361 در اولين دوره مسابقات قرآن جهت انتخاب نفرات برتر و اعزام به حج تمتع، انتخاب شدم؛ سال 1362 در مسابقات جهاني حفظ و قرائت قرآن در تهران رتبه اول حفظ 15 جزء را كسب كردم؛ سال 1364 در مسابقات جهاني حفظ و قرائت قرآن عربستان مقام دوم حفظ 20 جزء را كسب نمودم؛ سال 1366 در مسابقات جهاني حفظ و قرائت قرآن تهران مقام اول حفظ كل را به دست آوردم كه همه اينها از تفضلات الهي به اين بنده بود. آخرين مسابقه‌اي كه در آن شركت نمودم، مسابقات بين‌المللي حفظ و قرائت قرآن كشور عربستان بود. در سال 71، در مكه، كه با توكل بر خداوند و استمداد از عنايات اهل‌بيت عليهم‌السلام علي‌رغم فشاري كه از سوي داوران سعودي براي اول كردن حافظ عربستاني وجود داشت مقام اول رشته حفظ كل اين مسابقات را به دست آوردم، الحمد لله 6 سفر تبليغي به مكه و مدينه داشتم و توفيق زيارت حرمين شريفين، شامل حال من شد و همچنين جهت تبليغ قرآن به كشورهاي سوريه، تانزانيا و اتريش در ماههاي رمضان، مسافرت نموده‌‌ام. در سال 1372 براي داوري در مسابقات بين‌المللي مالزي به اين كشور سفر كردم و هم‌اكنون چند دوره مسابقات كشوري و بين‌المللي جمهوري اسلامي در خدمت هيأت داوران هستم.
س4. لطفاً به صورت كامل، روشي را كه براي حفظ قرآن به كار برده‌ايد ـ شامل روش حفظ، مقدمات آن، نحوه مرور آيات، طريقه حفظ آيات مشابه و ... ـ بيان فرماييد.
ج: براي شروع به حفظ قرآن نكاتي وجود دارد كه جنبه مقدمات معنوي و روحي دارد و توجه به آنها اهميت زيادي دارد.
نيت: ارزش هر عمل صالحي را چگونگي نيت در آن عمل تعيين مي‌كند: «انما الأعمال بالنيات »، پس اهميتِ داشتن نيتي خالص و پاك، بدون هيچ‌گونه شرك و ريا كاملاً روشن و واضح است. البته بايد دقت نمود كه در اين رابطه، كار به وسواس نكشد و توجه به شبهات، انسان را از حفظ آيات نوراني كلام وحي بازندارد و همين كه توجه داشته باشد قرآن را جز براي تقرب به درگاه الهي حفظ نمي‌كند، كافي است.
انگيزه: آنچه آدمي را برمي‌انيگزد تا به سوي كاري رود و آن را به طور كامل انجام دهد، انگيزه است. وجود انگيزه در به سامان رسيدن تمام امور روزانه انسان‌ها لازم و ضروري است. در حفظ قرآن انگيزه‌هاي مادي، ناتوان‌اند كه انسان را به سرمنزل مقصود برسانند، بلكه فرد با توجه به فضيلت حفظ و حافظ قرآن كه در روايات مكرراً بيان گرديده و طلب رسيدن به گنجينه‌اي از نور و دريايي بيكرن از حقايق و لطايف و استلذاذ از انس و الفت هميشگي با كلام خدا استدراك مقامات عاليه اخروي كه در احاديث ائمه اطهار عليهم‌السلام براي حافظ واقعي قرآن پيش‌بيني گرديده مي‌تواند در ايجاد نيتي الهي و انگيزه‌اي پاك در اين مورد مؤثر باشد.
عزم و اراده: عزم به معني بسيج همه نيروها و توانايي‌هاي انساني در تحقق بخشيدن به امري است، لذا داشتن عزمي راسخ و اراده‌اي محكم در رسيدن به مقصود در وادي حفظ قرآن ضروري است.
توكل و دعا: موفقيت در هر امري منوط به لطف و تفضل الهي است پس بعد از آنكه فرد عزم خود را جزم نمود بايد بر خداوند متعال توكل نمايد: فاذا عزمت فتوكل علي‌الله . هرچند انجام امور انسان همه مشروط به عنايات خداوندي است اما او نصرت و فضل خود را مشروط به داشتن عزم و تصميم از سوي انسان فرموده است. در راه كسب عنايات ربوبي دعا بسيار مؤثر است. قرآن كريم مي‌فرمايد: قل ما يعبؤا بكم ربي لولا دعاؤكم . پس شايسته است هر روز قبل از شروع به امر مقدس حفظ قرآن دعاهاي مربوطه را بخواند، كه در اين زمينه يك باب در جلد چهارم كتاب اصول كافي به نام باب الدعاء في حفظ القرآن موجود است و علاقه‌مندان مي‌توانند به آن مراجعه نمايند.
تمركز حواس: تمركز حواس يعني ثابت نگاه داشتن توجه و دقت روي يك موضوع بخصوص (مثلاً حفظ آيات قرآن) و مانع شدن از اينكه اين دقت و توجه به سوي موضوعات ديگر منحرف شود. به عبارت ديگر جلوگيري از نفوذ افكار خارجي كه مي‌خواهد ذهن ما را اشغال كند: فرد در موقع حفظ قرآن بايد تمام هم و غمش حفظ آيات باشد نه چيز ديگر؛ يعني به هيچ چيز جز آياتي كه دارد حفظ مي‌كند، نينديشد. اين امر ممكن است در ابتدا كمي سخت باشد، اما با تمرين و ممارست و دقت و توجه، به دست خواهد آمد. طبيعي است كه عواملي در تشتت افكار مؤثر است كه بايد آنها را از بين برد مثل سرما، گرما، گرسنگي، خستگي، عصبانيت و ... در اين حالات فكر انسان به خوبي نمي‌تواند بر روي يك مسأله، حفظ قرآن، متمركز شود، مخصوصاً بعد از فعاليت سنگين ذهن كه ناشي از اشتغالات تحصيلي يا علمي است، نبايد سريعاً به حفظ پرداخت، بلكه ايجاد فرصتي براي سلول‌هاي مغز جهت بازيابي قدرت خود لازم است. محيطي كه فرد در آن به حفظ مي‌پردازد نيز بايد ساكت و ساكن باشد و داراي زرق وبرق، سر و صدا و آلودگي هوا و دودآلود نباشد، چراكه اكسيژن، نقش مهمي در فعاليت بهتر مغز دارد. براي زمان حفظ بهتر است ساعتي انتخاب شود كه ذهن آمادگي كامل براي جذب محفوظات را داشته باشد، فرد قبل از آغاز به امر حفظ، استراحت كافي نموده باشد، مثلاً صبح و سحرگاهان وقت بسيار مناسبي جهت حفظ است، هرچند نبايد شخص فقط ملزم به صبح‌گاه براي حفظ قرآن شود، بلكه از ساير اوقات شبانه‌روز نيز استفاده نمايد. مهم آن است كه در ساعات مشخص و معيني به حفظ بپردازد و اين ساعات نيز در شبانه‌روز تقسيم شود. مثلاً اگر قرار است دو ساعت براي حفظ وقت بگذارد بهتر است آن را به 3 وقت 40 دقيقه‌اي با فاصله مناسب بين آنها تقسيم كند، در اين صورت از نظر علمي‌ـ‌تجربي نتيجه بهتري عايد او خواهد شد. البته آنچه راجع به شرايط زمان و مكان گفتم حالت ايده‌آل است، بدين معنا كه اگر اين‌گونه باشد كيفيت و كميت حفظ بسيار بالا خواهد رفت، نه اينكه اگر چنين شرايطي نبود كار حفظ تعطيل شود.
وضو: قرآن كريم نور است: «وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً » و وضو نيز داراي نور است: «الوضوء نور » و اين دو نور با هم تجانس بسيار دارند. پس همان‌گونه كه داشتن وضو در تمامي اوقات مستحب و پسنديده است، رعايت آن در هنگام قرائت و حفظ قرآن از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و خود يكي از عوامل تمركز حواس مي‌باشد، كه باطن انسان را نوراني كرده و دل و جان را آماده پذيرش نور قرآن مي‌كند. رو به سوي قبله نشستن در هنگام حفظ، علاوه بر فضيلتي كه دارد، باعث ثابت بودن جهت نشستن مي‌گردد، كه اگر مكان حفظ نيز معين باشد، نقش مؤثري در آمادگي ذهن براي جذب محفوظات جديد و ارايه محفوظات قبلي دارد.
برنامه‌ريزي: يكي از مهمترين و ضروري‌ترين وظايف براي حافظ قرآن، تنظيم يك برنامه روزمره دقيق و حساب‌شده است، بدين معنا كه بايد با در نظر گرفتن ميزان توانايي و آمادگي و با توجه به مقدار وقتي كه براي اين كار در اختيار دارد، حد معيني از آيات را مشخص نموده و همه روزه آنها را حفظ كند. بايد به خاطر داشت كه وقت را انسان به وجود مي‌آورد، و نبايد در انتظار به وجود آمدن فرصت و وقت نشست، چنان‌كه اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرموده‌اند: الفرصه تمر مر السحاب فاتنهزوا فرص الخير . اما با توجه به مشاغل روزمره و آن كه شخص روزي فرصت بسياري در اختيار دارد و روز ديگر وقت كمتري را مي‌تواند به حفظ اختصاص دهد، بايد برنامه‌اش را طوري تنظيم نمايد كه حداقل داشته و حداكثر نداشته باشد، بدين صورت نه اوقات ارزشمندي را از دست خواهد داد و نه عدم التزام به وقت خاصي كه از نداشتن حداقل وقت به وجود مي‌آيد موجب بي‌نظمي او خواهد بود. مقدار حفظ را نيز، بايد بر طبق صفحات مشخص كرد، مثلاً روزي يك يا نيم صفحه را به طور مرتب حفظ نمود كه به تدريج منجر به حفظ تمامي قرآن خواهد شد، البته مهم، استمرار برنامه روزانه است كه در بين برنامه خللي ايجاد نگردد، زيرا بي‌نظمي باعث از هم گسستن اساس موضوع خواهد شد. بايد به اين نكته هم توجه داشت، فردي كه تازه پا به وادي پر فيض حفظ قرآن مي‌نهد، حافظه‌اش توان كمتري در حفظ آيات كريمه قرآن دارد، لذا نبايد از اول مقدار زيادي براي حفظ روزانه در نظر گرفت، بلكه از مقدار كم مثلاً روزي يك‌سوم صفحه يا نيم صفحه شروع كند و به مرور آن مقدار را افزايش دهد، زيرا با انس بيشتر با قرآن توان ذهن جهت جذب معلومات و محفوظات جديد بالا مي‌رود. شخص بايد در برنامه‌ريزي روزانه حفظ، ساعاتي را انتخاب كند كه روح او نشاط و اقبال داشته باشد، و با علاقه و شادابي قرآن را باز نموده، به حفظ آن بپردازد.
رسم‌الخط قرآن: بايد يك نوع قرآن معين با چاپ مرغوب، خط زيبا، كاملاً خوانا، كم زرق و برق، همراه با اعراب‌گذاري دقيق كه كلمات و حروفش درهم و برهم نگاشته نشده باشد، و همراه با ترجمه زيرنويس كلمه به كلمه سليس و روان انتخاب كرد. اين قرآن نبايد داراي زمينه سفيد كه باعث خستگي چشم مي‌گردد باشد، و شماره صفحات و آياتش معتبر باشند، دقت در انتخاب اين نوع از قرآن، عامل مؤثري در سهولت و افزايش سرعت حفظ كردن است. قطع و اندازه قرآن مي‌تواند متنوع باشد، يك قرآن قطع وزيري در منزل و يك قرآن قطع جيبي به همراه كه بتوان از حداكثر اوقات فراغت استفاده نمود، ولي حتماً مي‌بايد نوع خط هر دو قرآن يكي باشد (مثلاً هر دو خط عثمان طه باشد). زيرا اگر از چند نوع خط قرآن استفاده كنيد، باعث اختلاط آيات و صفحات در ذهن شده و ممكن است بعضي آيات جاي خود را در صفحه ذهن نيابند.
همراه حفظ (هم‌مباحثه): معمولاً اقدام به حفظ قرآن به تنهايي و بدون همراهي حداقل يك نفر يار مصمم و جدي، مشكل بوده و در اين صورت التزام محكمي براي ادامه مسير وجود نخواهد داشت. در حالي كه همراه بودن دست كم 2 نفر با يكديگر در حفظ قرآن باعث ايجاد ثبات و نظم در برنامه شده و خود يك تضمين مناسب براي استمرار و تداوم حفظ قرآن است. بدين منظور دو نفر مي‌توانند يك برنامه دقيق و منظم در طول هفته داشته باشند و آياتي را كه براي حفظ تعيين شده از يكديگر تحويل بگيرند.
جلسات حفظ قرآن: تشكيل يك مجمع چند نفري از كساني كه علاقه‌مند به حفظ قرآن هستند و داشتن يك محفل روزانه و يا حداكثر هفتگي بدين منظور و ارايه حفظ به استاد جلسه و استفاده از ارشادات و راهنمايي‌هاي استاد، براي تسريع و تسهيل حفظ قرآن بسيار مناسب و پرفايده است.
آشنايي با روخواني و روان‌خواني: آشنايي كامل با روخواني و روان‌خواني قرآن كريم، ابتدايي‌ترين شرط حفظ قرآن است. در صورت عدم آشنايي كافي با روخواني به صورت سليس و روان، زحمت حفظ آيات دوچندان خواهد شد و به علاوه برخي كلمات به صورت اشتباه به صورت اشتباه و غلط به حافظه سپرده مي‌شوند كه اين كار نامطلوب است و ضمناً در آينده باعث مشكلات زيادي در تصحيح آنها خواهد شد.

baquran
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۱۷:۵۹
شروع به حفظ: براي آغاز حفظ قرآن مي‌توان سوره‌هاي كوچك جزء سي‌ام را كه عموماً مردم با آن آشنا هستند، انتخاب نمود، كه علاوه بر سهولت در حفظ، انسان مي‌تواند آنها را در نمازهاي واجب و مستحب بخواند و لذت حفظ قرآن را بدين طريق تا حدي احساس نمايد و يا از آنجا كه معاني آيات نقش مؤثري در حفظ سريع و آسانتر قرآن دارند، لذا پيشنهاد مي‌شود براي شروع، حفظ قصص قرآن انتخاب گردد، زيرا آيات قصص همواره يك موضوع معين و در عين حال مطبوع و شيرين را تعقيب مي‌كند و بالاخره به نتيجه داستان منتهي مي‌شود، لذا حافظ ترغيب مي‌شود كه حفظ آيات را دنبال كند تا داستان به اتمام برسد و اين پيگيري خود عامل مهمي در حفظ قرآن مي‌باشد. البته بايد توجه داشت كه پراكنده حفظ نمودن اصولاً مطلوب نيست، بلكه اين فقط مقدمه‌اي براي حفظ منظم و حساب‌شده از اول قرآن است، چراكه هنگامي مي‌توان يك برنامه منظم براي حفظ قرآن در نظر گرفت كه از اول قرآن شروع شده و به آخر آن منتهي گردد. بعد از ذكر مقدمات لازم جهت حفظ قرآن به اصل روش حفظ مي‌پردازيم.
روش حفظ قرآن كريم: فرض مي‌كنيم برادر يا خواهري طبق يك برنامه تنظيمي و دقيق، مقرر كرده كه هر روز نيم صفحه از قرآن را حفظ نمايد. وي ابتدا بايد آيات مقرره (نيم صفحه) را چندين بار با دقت تمام و همراه با تأني تلاوت كند، خصوصاً آن افرادي كه با فن قرائت قرآن به روش تحقيق، با تجويد و لحن زيبا آشنايي دارند، مي‌توانند كل آيات نيم‌صفحه را چند بار با دقت و تعمق بر روي تك تك كلمات تلاوت نمايند، چرا كه اين كار علاوه بر آن كه مانع حفظ كردن كلمات و حركات به صورت غلط مي‌شود، باعث آشنايي اجمالي با آيات مورد نظر نيز خواهد شد. از آنجا كه حفظ كردن چيزي نيست جز دقت و تأمل قابل توجه بر روي تك تك كلمات و حروف و استقرار آنها در ذهن، پس براي حفظ هر آيه بايد آن را چندين و هر بار با توجه تمام به هر حرف و كلمه موجود در آن تلاوت كرد. تعداد تكرار هر آيه نيز بستگي به قدرت حافظه فرد و نيز سخت يا آسان بودن آيه دارد. بعضي با سه بار خواندن يك آيه متوسط آن را حفظ مي‌كنند و بعضي نياز به تكرار و تمرين بيشتر دارند. پس با چند بار خواندن آيه ـ به قصد حفظ كردن و همراه با توجه و تأمل كافي، نه فقط خواندن معمولي ـ مقدار زيادي از كلمات آن در ذهن جاي مي‌گيرد، اما هنوز آيه مزبور كاملاً در ذهن جاي نگرفته است. حال بايد آيه را بدون استفاده از قرآن و با كمك گرفتن از حافظه بخوانيد. احتمالاً در هنگام تلاوت از حفظ، به اشكالاتي بر خواهيد خورد كه مي‌توانيد براي رفع آنها به قرآن مراجعه نماييد و رفع اشكال كنيد. بعد از اين مرحله و پس از آنكه آيه به خوبي در حافظه شما جايگزين شد، حداقل پنج بار آيه را از حفظ تلاوت كنيد تا مطمئن شويد كه آن را خوب به خاطر سپرده‌ايد. ملاك نيز، تلاوت روان و راحت آيه محفوظه است بدون آن كه با اشكال يا دشواري مواجه باشيد. توجه داشته باشيد كه تا آيه‌اي را به صورت كامل و متقن حفظ نكرده‌ايد، هيچ‌گاه به سراغ آيه بعد برويد و آن را هم مثل آيه اول حفظ كنيد و آنگاه كه از حفظ مستحكم و متقن آيه دوم مطمئن شديد، يك بار آيه قبل را از حفظ بخوانيد تا ببينيد آيا همچنان مي‌توانيد آن را راحت و خوب تلاوت كنيد، اگر به اشكالي برخورديد آن را رفع نموده سپس آيه اول و دوم را با هم از حفظ تلاوت كنيد. آيه سوم را نيز طبق همين روش حفظ نموده سپس آيه اول، دوم و سوم را با هم از حفظ بخوانيد. همين طريقه را براي حفظ آيات بعدي به كار بريد تا تمام آيات مقرره روزانه شما حفظ گردد. توجه داشته باشيد كه پس از حفظ هر آيه، بازگشتن به آيات قبلي و با هم خواندن آن آيات از حفظ اثر مهمي در ارتباط و تسلسل بين آيات دارد و باعث مي‌شود بتوانيد آيات را به ترتيب، پشت سر هم بخوانيد. پس از اتمام برنامه حفظ، يك بار كليه آياتي را كه تازه حفظ نموده‌ايد از اول تا انتها بخوانيد و اگر به اشكالي برخورديد آن را رفع نماييد. شما مي‌توانيد آيات حفظ شده را به ترتيب عكس از حفظ بخوانيد (از آخر رو به اول). اگر توانستيد آيات را بدين ترتيب بخوانيد، اين نشانه دقت شما در حفظ و نمايانگر استواري محفوظات شماست. توضيح اينكه در مورد حفظ نمودن آيات متوسط و يا طولاني بايد هر چند كلمه از آيه، مثلاً هر سه يا چهار كلمه، را جدا از قسمت‌هاي ديگر حفظ كرد، سپس هر قسمت را به قسمت‌هاي قبل از آن وصل كرد تا آيه تمام شود. البته مي‌توانيد بعد از حفظ هر قسمت آن را فقط با يك قسمت ماقبل خود از حفظ بخوانيد، سپس با تمام قسمت‌هاي قبل از آن متصل نموده و تكرار نماييد. نكته‌اي كه در حفظ كل سوره بهتر است مراعات شود، تقسيم آن سوره به چند دسته آيات و حفظ جداگانه هر دسته، سپس اتصال همه آنها با هم است. البته لازم نيست آيات مربوط به يك دسته را در يك جلسه حفظ كنيد،مهم آن است كه در ذهن خودتان آن را يك دسته و مجموعه به حساب آوريد. با اين عمل، حافظ، تسلط و احاطه بيشتري بر آن سوره خواهد داشت و حجم سوره به نظر كمتر خواهد آمد.
اگر بتوان تقسيم دسته‌هاي آيات هر سوره را بر حسب معني قرار داد و از اين لحاظ آنها را به هم مرتبط كرد، بسيار خوب است. مثلاً سوره مباركه "نبأ" را مي‌توان به سه دسته كه هر دسته آياتش به هم مرتبط است، تقسيم نمود.
الف) از آيه اول تا شانزدهم كه غالباً به بيان پديده‌هاي طبيعي مي‌پردازد.
ب) آيات هفدهم تا سي‌ام كه در وصف قيامت و وضعيت اهل عذاب است.
ج) آيات سي و يكم تا آخر كه خود دسته سوم را تشكيل مي‌دهند .
روشي كه بيان شد، يك روش كلي در حفظ قرآن مي‌باشد كه مورد استفاده و تجربه من قرار گرفته است، البته به موازات پيشرفت در كار حفظ، خودبه‌خود شيوه‌هاي بخصوصي نيز كه در رابطه با هر شخص مختص به خود اوست به وجود مي‌آيد كه در حقيقت تجربه‌هاي شخصي و اختصاصي هر فرد بوده و ممكن است براي ديگران قابل استفاده نباشد.
روش مرور آيات: حفظ كردن آيات، مرحله اول كار است و سختي چنداني ندارد، ليكن مهمتر از آن نگه داشتن آيات محفوظه در خزينه ذهن و دور داشتن آنها از دسترس نسيان و فراموشي در طول زمان است كه اين امر مسئله مرور و تكرار آيات را ايجاب مي‌كند. حافظ قرآن علاوه بر اينكه هر روز ميزان محفوظات خود را از لحا‌ظ كميت افزايش مي‌دهد، بايد سعي كند در كيفيت محفوظات قبلي نيز خللي و ضعفي راه پيدا نكند. در ابتداي شروع به حفظ مقدار محفوظات كم بوده و هر روز مي‌توان تمام محفوظات را مرور كرد اما با زياد شدن محفوظات مرور هر روز تمام محفوظات ممكن نيست، پس بايد برنامه‌ريزي منظمي داشت كه هر چند وقت يك بار ـ مثلاً هر هفته يك بار ـ تمام محفوظات دوره شود. برنامه‌ريزي جهت دوره محفوظات نيز بسته به قدرت حافظه، حجم حفظيات و مقدار اشكالات بايد تنظيم شود، بنابراين برخي احتياج به تمرين و ممارست بسيار دارند و بعضي با اندك ممارست و استمراري موارد اشكال را برطرف نموده و هميشه آمادگي جوابگويي به محفوظاتشان را دارند. در ضمن هر روز قبل از شروع به حفظ مي‌بايد محفوظات روز قبل را مرور نمود.
بهترين روش مرور آيات: خواندن محفوظات، از حفظ و بدون استفاده از قرآن است. در صورت مواجهه با اشكال پس از كمي تأمل اگر اشكال مرتفع نشد، مي‌توانيد به قرآن مراجعه كرده، رفع اشكال نمايد. سپس قسمت داراي اشكال را چند مرتبه تكرار كنيد تا خوب در ذهن جاي بگيرد. مسأله مهمي كه وجود دارد، تلاوت آيات در موقع مرور است، زيرا از ذهن گذراندن آيات و عدم تلفظ كلمات و حروف باعث خستگي و ملامت زودرس ذهن مي‌گردد. لذا مي‌توانيد، در هنگام مرور آيات را با ترتيل بخوانيد تا از مرور ديرتر خسته شويد. در هنگام مرور مي‌توانيد از "همراه حفظ" ـ كه در قسمت مقدمات ذكر شد ـ استفاده كنيد، شما محفوظاتتان را براي او بخوانيد تا در صورت بروز اشكال او به شما تذكر دهد و شما نيز متقابلاً شنونده محفوظات او بوده، رفع اشكالاتشان را بنماييد و يا اينكه مي‌توانيد از كسي كه روخواني قرآن را مسلط است، درخواست كنيد تا آيات مورد نظر را از شما بپرسد و در صورت وجود اشكال، رفع اشكال نمايد. سؤال كردن شخص ديگر از محفوظات انسان، بهترين روش مرور بوده و فشار كمتري را بر ذهن انسان وارد مي‌سازد. اما براي بهره بردن چشم و نيز استقرار محل دقيق كلمات در ذهن، خوب است گاهي مروري دقيق هم از روي قرآن داشته باشيد. اگر زماني حس كرديد كه ذهن شما خسته بوده و توان بهره‌گيري مناسب و مستقيم از حافظه را نداريد، براي مرور مي‌توانيد از نوار ترتيل استفاده كنيد، بدين صورت كه نوار ترتيل آيات مورد نظر را به دقت استماع كنيد و همزمان با قاري، آيات را از ذهن بگذرانيد. بديهي است كه موارد اشتباه توسط نوار در همان لحظه برطرف مي‌گردد. به طور تجربي مي‌توان گفت اين كار فشار كمتري را بر حافظه وارد مي‌سازد، با اين تفاوت كه مرور كردن آيات مستقيماً با استفاده از قوه حافظه، به روشي كه قبلاً ذكر شد، به مراتب از كارايي بيشتر و اثر بهتري برخوردار است. لذا شيوه مرور با استفاده از نوار را به عنوان يك روش فرعي و كمكي نه يك شيوه هميشگي توصيه مي‌كنم. حال اگر كسي علاوه بر مرور آيات با تكيه بر نوار، روش حفظ خود را نيز با شنيدن زياد نوار ترتيل انجام دهد، كار صحيحي انجام نداده زيرا: اولاً با اين كار قوه حافظه تنبل و ضعيف مي‌شود؛ ثانياً خيلي ديرتر به نتيجه مطلوب مي‌رسد، يعني وقت زيادي صرف مي‌كند؛ و ثالثاً محفوظاتش از استحكام چنداني برخوردار نخواهد بود. روش اصولي، كار كشيدن از نيروي حافظه است زيرا حافظه هر قدر فعال‌تر شود، قدرت بيشتر و بهتري خواهد يافت، در حالي كه در روش استماع محض نوار، ذهن فعاليت چنداني ندارد و فقط در اثر زياد شنيدن، آيات به طور سطحي حفظ مي‌شود. هر چند به فعاليت واداشتن ذهن و فكر در ابتدا كمي دشوار است ليكن با كمي صبر و پشتكار روزبه‌روز بر توانايي و قدرت حافظه افزوده شده و پيمودن بقيه راه آسان و ميسر مي‌شود. ضمناً در صورت استفاده از نوار ترتيل سعي كنيد نوارهاي ترتيل كند را كه سرعت كمتري نسبت به ترتيل معمولي دارند مورد استفاده قرار دهيد.
اما چگونگي حفظ آيات مشابه: به تدريج كه بر حجم محفوظات افزوده مي‌گردد، هنگام حفظ نمودن برخي قسمت‌ها به علت تشابه زياد با قسمت‌هاي ديگر، اشكالاتي پديد خواهد آمد. در اينجاست كه حافظ قرآن بايد با ابتكاري از جانب خود و با در نظر گرفتن يك سري رموز و علامت‌هاي قراردادي در بين قسمت‌هاي مشابه، حفظ نمودن آنها را براي خود آسان گرداند. البته اين رموز ممكن است بي‌معني باشند، اما كمك بسياري در تلاوت صحيح آيات مشابه دارند. مثلاً در آخر سه آيه متوالي از سوره "آل‌عمران"، يعني آيات 176 تا 178، سه جمله شبيه به هم وجود دارد كه فقط در يك كلمه به ترتيب زير اختلاف دارند: آيه 176 و لهم عذاب عظيم، آيه 177 ولهم عذاب أليم، آيه 178 ولهم عذاب مهين. حفظ كردن اين سه جمله و توجه به ترتيب اختلافي آنها، قدري وقت‌گير است، اما با استخراج كلمه «عام» از سه حرف اول، سه كلمه فوق مي‌‍توانيم هنگام خواندن آن آيات با به ياد آوردن كلمه رمز، ترتيب آنها را متوجه شويم. اين دسته از آيات توجه بيشتري را مي‌طلبند، لذا شما مي‌توانيد با استفاده از كتاب «معجم‌المفهرس» كه غالباً آيات مشابه را تحت يك لغت مشترك ميان آنها گردآوري نموده، اين گونه آيات را يافته و با هم مقايسه كنيد، سپس وجوه افتراق آنان را كه در ارائه حفظ بهتر كمك مؤثري مي‌باشند، بيابيد.

baquran
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۱۷:۵۹
س5. به نظر شما چگونه مي‌توان قرآن را با شماره آيات و صفحات آن حفظ نمود؟
ج: براي حفظ قرآن با شماره آيات، مي‌توان همراه حفظ هر آيه، شماره آن را نيز به خاطر سپرد، به اين ترتيب كه وقتي آيه را به منظور حفظ كردن خوانده و تكرار مي‌نماييد، شماره آن را نيز ذكر كنيد. البته مي‌دانيد كه شماره هر آيه را در انتهاي آن قرار مي‌دهند نه در اول آن، حفظ نمودن شماره آيات گرچه اندك زحمت بيشتري دارد، لكن فوايدي را نيز داراست. مثلاً اگر حافظ در حين تلاوت، آيه‌اي را فراموش كند، معمولاً با به ياد آوردن شماره آن، آيه را نيز به خاطر خواهد آورد.
اما شماره صفحات اصلاً لازم نيست و اهميتي هم ندارد، حتي اگر كسي تسلط خوبي بر روي آيات داشته باشد، نيازي به حفظ شماره آيات هم ندارد.
س6. لطفاً چند خاطره زيباي قرآني خود را بيان بفرماييد.
ج: از ميان خاطرات مختلف، به گرانبهاترين و افتخارآميزترين قسمت از خاطره‌هايم كه هميشه در ذهن من مي‌درخشد، اشاره مي‌كنم و آن چند ديدار از نزديك با روح خدا، خميني عزيز است كه پس از موفقيت در مسابقات بين‌المللي در چند نوبت، به بركت قرآن، افتخار شرفيابي به محضر آن بزرگ‌مرد، بوسيدن دستان مباركش و ديدن تبسم شيرينش و استدعاي دعاي خير او نصيبم شد. اينها جايزه‌اي بس گرانقدر و ماندني براي من بود و نيز از لحظات به يادماندني من ديدارهاي مكرر با رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي مي‌باشد كه بي‌ترديد حمايت‌ها و تشويقات ايشان يكي از عمده‌ترين عوامل رشد و پويايي حركت قرآني كشور بوده است.
س7. به نظر جناب‌عالي رمز موفقيت در كار حفظ چيست و براي اينكه قرآن‌پژوه پس از مدتي حفظ را رها نكند چه بايد كرد؟
ج: به نظر من، نظم و برنامه‌ريزي در كار حفظ خيلي مهم است، اينكه انسان بداند در روز چه مقدار بايد حفظ كند، در چه مواقعي به حفظ بپردازد و استمرار اين برنامه به نحوي كه فاصله‌اي بين آن نيفتد، سهم بسزايي در موفقيت حافظ دارد. من مشاهده كرده‌ام كه كلاس‌هاي حفظ قرآن ريزش دارد و عده‌اي كه قصد نموده و به كلاس حفظ آمده‌اند، پس از مدتي كار حفظ قرآن را رها مي‌كنند. بنده براي اين عزيزان دو پيشنهاد دارم و گمان مي‌كنم، اگر عمل كنند نتيجه بهتري بگيرند. اول: عجله‌اي براي حفظ قرآن نداشته باشند. حتماً لازم نيست انسان طي يك يا دو يا سه سال حافظ قرآن شود. همين انس با قرآن براي حفظ آن ارزش است هر چند زياد طول بكشد. بعضي يك مرتبه به حفظ علاقه‌مند مي‌شوند و مي‌خواهند ظرف مدت كوتاهي حافظ قرآن شوند. اين تصور صحيح نيست. من هميشه توصيه مي‌كنم براي حفظ، برنامه‌هاي سنگين نگذاريم. دو، سه ماه اول، هر چند حافظه شخص قوي و وقت زياد داشته باشد، روزانه بيش از نيم يا يك ساعت كار نكند، يك آيه در هر روز حفظ كند. چه كسي گفته است روزي بايد يك صفحه حفظ كرد؟ كساني حفظ را رها مي‌كنند كه اول برنامه‌هاي سنگين مي‌گذارند، كمي كه پيش مي‌روند، مي‌بينند كه به زودي به پايان قرآن نمي‌رسند و تازه آنچه را حفظ كرده‌اند نيز از ياد برده‌اند. بعد به اين نتيجه مي‌رسند كه حفظ قرآن كار آنها نيست، پس آن را كنار مي‌گذارند. اگر انسان برنامه ملايمي بگذارد، مثلاً روزي يك آيه حفظ كند ولي به طور دقيق و اصولي كه به زودي فراموش نكند، بعد هم برنامه‌اي براي مرور آيات قبلي داشته باشد، بعد از دو يا سه ماه علاقه او به قرآن دو برابر شده و آمادگي حفظ بيشتر را به صورت صحيح خواهد داشت. دوم: نبايد احساس كند حفظ يك چيز تحميلي است. سخت كار كردن شوق را از بين مي‌برد. اگر انسان كم كار كند و در حالي كه هنوز مشتاق حفظ كردن است، بگويد براي امروز كافي است، آن وقت هر روز مشتاق حفظ كردن است، بگويد براي امروز كافي است، آن وقت هر روز مشتاق است كه روز بعد فرا برسد و مشغول حفظ شود. البته درك مفاهيم قرآن نيز، لذتي براي حافظ ايجاد مي‌كند كه كمتر از حفظ زده مي‌شود و هر گاه حافظ بتواند از اوقاتي كه به حفظ اختصاص مي‌دهد لذت ببرد، همين لذت بردن رمز موفقيت اوست.
س8. جناب‌عالي آموختن معاني و تفاسير آيات قرآن را تا چه اندازه در كار حفظ مؤثر مي‌دانيد؟
ج: توجه به مفاد و ترجمه هر آيه، علاوه بر اينكه به خاطر سپردن آن را براي ذهن آسان مي‌كند، توالي و ترتيب آيات را نيز در ذهن جاي مي‌دهد. اصولاً براي ذهن انسان، حفظ مطالبي كه داراي مفهوم باشد، بسيار راحت‌تر صورت مي‌گيرد تا الفاظ مبهم و نامفهوم و بي‌معني (البته بي‌معني براي فردي كه توجه به ترجمه ندارد). در قرآن كريم معمولاً هر آيه با آيه بعدش از نظر معني ارتباط دارد و راه به دست آوردن اين ارتباط درك مفهوم آيه است و توجه و فهم اين ارتباط خود تأثير مثبتي بر حفظ قرآن مي‌گذارد. براي دستيابي به ترجمه و درك معاني آيات دو راه وجود دارد:
استفاده از قرآن‌هايي كه داراي يك ترجمه روان و حتي‌الامكان تحت‌اللفظي (ترجمه لغت به لغت نه ترجمه آزاد يا تفسيري) باشد كه با بهره‌وري از اين ترجمه بتوان با در نظر گرفتن مقصود هر آيه و پي بردن به چگونگي ارتباط آن با آيه بعد، آنها را آسان‌تر به ذهن سپرد.
اين روش كه اصولي‌تر مي‌باشد، عبارت است از يادگيري مختصر و مفيد قواعد دستور زبان عربي (صرف و نحو) و نيز آشنايي با لغات قرآن تا بتوان مستقيماً به مفهوم ظاهر آيه پي برد. در اين صورت معناي آيات همواره در نزد شخص حاضر است و هر گاه مفهوم آيه را در نظر آورد يا شخصي از او بپرسد، الفاظ آيه در ذهن او تداعي مي‌شود. به علاوه آشنايي مختصر با قواعد زبان عربي باعث مي‌شود حافظ با مواردي چون اعراب در مثل حرف راء در كلمه امرَكم ـ امرُكم ـ امرِكم يا تفاوت در ساختار كلمات مثل «لَن‌يتمنوهُ» با «لايتمنونه» آشنا شده و از خطا در اين موارد مصون بماند، زيرا با دانستن قواعد صرف و نحو، لازم نيست بسياري از موارد اعراب و حركات حروف را به خاطر بسپاريم و اين خود باعث كاهش فشار بر حافظه مي‌شود، خصوصاً در آخر كلماتي كه در آخر آيات بوده يا در محل وقف قرار دارند و معمولاً توجهي به اعراب آنها نمي‌شود. قواعد ادبيات عرب به حافظه در احاطه پيدا كردن به اين گونه موارد كمك شايان توجهي مي‌كند. به دليل اهميت اين مسأله زماني كه بنده مشغول حفظ قرآن بودم، پدرم از من خواستند كه يك دوره دستور زبان عربي را آموزش ببينم و خودشان من را در كلاس آموزش زبان عربي مسجد المصطفي ثبت‌نام كردند و با جديت تمام مرا همراهي مي‌كردند. استاد ما در اين دوره جناب آقاي محمد رضايي مولف كتاب «گامي به سوي قرآن» بودند كه با شيوه‌اي جذاب و جالب تدريس مي‌نمودند. اين دوره در سال 1356 وقتي كه 12 سال داشتم برگزار شد و آموزش‌هاي آن در حفظ كردن من بسيار مؤثر و مفيد بود و كار حفظ را خيلي آسانتر نمود.
اما در مورد تفسير: به نظر من اگر شخص همت نموده تا تمام قرآن را حفظ كند، بايد فقط به معاني آيات توجه نمايد. البته معاني را نيز نبايد حفظ كند، بلكه بايد درك نموده و توجه نمايد و حداكثر شأن نزول آيات را بداند، اما اينكه وقتي را به خواندن و مطالعه تفسير اختصاص دهد، يا اينكه تا تفسير آيه‌اي را نفهميده به حفظ آيه بعد نپردازد، به هيچ عنوان لازم نيست، و نه تنها تأثيري در كيفيت حفظ او ندارد بلكه حركت او را كند نموده و بعضاً به همين خاطر باعث دلسردي او مي‌گردد، لذا شخص بايد پس از حفظ كامل قرآن لازم مي‌دانم، زيرا بر تمام آيات قرآن احاطه دارد و به خوبي، تفاسير آيات را درك مي‌كند، اما در هنگامي كه به حفظ مشغول است، نبايد به سراغ تفسير برود. حال اگر شخصي قصد دارد فقط قسمتي از قرآن حفظ كند يا به صورت موضوعي به حفظ قرآن بپردازد، نه‌تنها مطالعه تفاسير سبك يا حتي سنگين براي او اشكالي ندارد بلكه شخصي كه به حفظ موضوعي مي‌پردازد حتماً بايد تفسير آيات را هم بداند.
س9. براي تشويق اقشار مختلف جامعه به آموزش و حفظ قرآن، همچنين ساير علوم قرآني چه را مؤثر مي‌دانيد؟
ج: البته تشويق كودكان با بزرگسالان متفاوت است. براي خردسالان و كودكان مي‌توان با اعطاي جوايز و هداياي دلخواهشان آنان را نسبت به حفظ تشويق و ترغيب كرد. اما اگر بخواهيم كل اقشار جامعه به سوي قرآن متمايل شوند، بايد مسئولين، فضايي بر جامعه حاكم كنند كه آن فضا قرآني باشد، بايد اهتمام اصلي رسانه‌ها مخصوصاً صدا و سيما بر مسأله ترويج قرآن در جامعه قرار گيرد. اگر زماني تبليغات لازم بر روي قرآن در جامعه انجام گيرد و فضاسازي مناسب ايجاد شود و به اهل قرآن عنايت ويژه‌اي از طرف مسئولين باشد، حتماً جامعه‌اي با فرهنگ قرآني خواهيم داشت. شما ببينيد وقتي رسانه‌ها مسأله‌اي را علم مي‌كنند و اوج تبليغات خود را روي آن مي‌گذارند، همه جا از همان مسأله صحبت مي‌شود و معمولاً اكثريت جامعه تحت‌الشعاع آن قرار مي‌گيرند. مثلاً همين فوتبال كه در سال‌هال اخير همّ و غمّ متوليان امور بر ترويج آن بوده است، به حدي اين تبليغات در اجتماع تأثير نموده بود كه سال گذشته مسابقات استاني حفظ و قرائت قرآن را با تأخير برگزار نمودند، زيرا همزمان با مسابقات جام جهاني فوتبال بود و مسئولين برگزاري مسابقات قرآن، بيم آن داشتند كه به همين خاطر از مسابقات قرآن چندان استقبالي نشود. مشاهده كنيد، چه عاملي باعث شده كه تمام مسائل اجتماع حتي مسابقات قرآني، متأثر از فوتبال و مسابقات آن شده است، به جز تبليغات سنگين رسانه‌ها بر روي فوتبال؟ اگر كسي بگويد كه فوتبال براي مردم جذاب است اما قرآن خير، به او مي‌گوييم نگاهي به كشورهايي كه در زمينه ترويج قرآن در جامعه تا حدي موفق بوده‌اند بيندازد: در كشور پاكستان مردم اهتمام فراواني به قرآن ـ حداقل در ظواهر آن ـ دارند، ما شنيديم كه اين كشور صدها هزار حافظ كل دارد كه ما بسيار از آنها را نيز ديديم. عربستان و سودان نيز نمونه‌هاي ديگر هستند. چگونه است كه در اين كشورها قرآن تا اين حد جاي خود را باز نموده. در اين كشورها اصل فعاليت مسئولين بر مدار ترويج قرآن است. مثلاً در سودان محور كار تلويزيون قرآن است و ساير مسايل در حول و حوش مثلاً در سودان محور كار تلويزيون قرآن است و ساير مسايل در حول و حوش آن دور مي‌زند. در اين كشورها مدارسي تحت عنوان «دار التحفيظ» وجود دارد و حفاظ قرآن رسماً حقوق و مقرري دريافت مي‌كنند. اما در كشور ما فعاليت عمده و برنامه‌ريزي شده‌اي در رابطه با قرآن صورت نمي‌گيرد. گاهي خداوند متعال عنايت مي‌كند و يك پديده قرآني مثل سيدمحمدحسين طباطبايي يا جواد فروغي به وجود مي‌آورد و تا مدتي يك تأثيري در جامع دارد، ولي مقطعي است. حتي روي همين پديده‌ها نيز كار تبليغي مستمر و نتيجه‌بخشي صورت نمي‌گيرد. عده‌اي نيز تلاش و كوشش مي‌كنند ولي تمام اينها چون برنامه‌ريزي شده و مستمر نيست، آن اثري كه بايد داشته باشد، ندارد. بنده مشاهده كرده‌ام عده‌اي از مسئولين حتي روخواني قرآن را هم به طور صحيح نمي‌دانند. در اينجا بايد علاوه بر آنكه روخواني با قرآن را به آنها ياد داد، بايد آنها باور كنند كه قرآن از همه چيز براي مردم بهتر است، آنگاه به ترويج قرآن در بين مردم بپردازند. بنده به يكي از مسئولين كه قسمتي از كارهاي عمده قرآني كشور در دست او بود درددل اهل قرآن و معضلات آن را گفتم و همين مسأله فوتبال را مطرح كردم. ايشان جواب داد: شما چرا انتظار داريد قرآن مثل فوتبال مطرح شود، مردم فوتبال را بيشتر دوست دارند. ايشان حتي به ذهن خود اين مطلب را راه نداد كه پس مردم صدر اسلام كه انس با قرآن را حتي بر خوردن و خوابيدن خود ترجيح مي‌دادند چگونه بودند؟ به جز اينكه به اهميت قرآن پي برده بودند؟ الان حدود 80% مردم ما حتي به روخواني قرآن آشنا نيستند و به جز رهبر بزرگوار انقلاب كه مشوق حقيقي ترويج قرآن مي‌باشند و گفتار و رفتار ايشان حقيقتاً مؤثر هست، ساير مسئولين حتي 10% از راه ايشان در اين رابطه پيروي نمي‌كنند.

baquran
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۱۸:۰۰
س10. چه توصيه‌اي به آنان كه مي‌خواهند قرآن را حفظ كنند داريد؟
ج: توصيه‌ام اين است كه بدانند حفظ قرآن اختصاص به سن خاصي ندارد، بلكه در كشور اسلامي‌مان حفاظي داريم كه در كهولت سن با همتي پولادين به حفظ پرداخته و حافظ كلام نوراني وحي گشته‌اند، هر چند حفظ در دوران نوجواني و جواني از استحكام بيشتري برخوردار است و نيز كليه اشخاصي كه در شرايط معمولي و عادي از نظر حافظه و استعداد قرار دارند، خواهند توانست حافظ قرآن شوند، پس امكان حفظ براي هر فرد معمولي وجود دارد. روايتي نيز از امام صادق عليه‌السلام به اين مضمون وارد گرديده است كه: إنّ الّذي يَعالج القرآن و يحفظه بمشقة منه و قلة حفظٍ له اجران : كسي كه براي حفظ كردن قرآن خود را در زحمت مي‌اندازد و حافظه‌اش ضعيف است و با مشقت قرآن را حفظ مي‌كند، اجرش مضاعف است. اين حديث نشان مي‌دهد همه افراد علي‌رغم تفاوت آنها از لحاظ ميزان قدرت حافظه قادر به حفظ قرآن هستند و آنكه حافظه‌اش ضعيف‌تر است با زحمت بيشتر مي‌تواند به اين فيض مهم نائل آيد و اجري 2 برابر بگيرد.
مسأله حفظ قرآن را صرفاً يك فعاليت سنگين و شاق ذهني تصور نكنيد. هنر حفظ قرآن، هنري است به معني واقعي. به عنوان مثال: كسي كه بخواهد قرآن را طوري حفظ كند كه هم راحت‌تر اين كار را انجام دهد و هم محفوظاتش ماندگارتر و مستحكم‌تر باشد، بايد اين هنر را داشته باشد كه حتي‌الامكان بين آيات متوالي يك ارتباط برقرار نمايد، يا ارتباط حقيقي، در آياتي كه رابطه‌شان در معنا واضح است، و يا ارتباط قراردادي، در آياتي كه ظاهراً ارتباطي با هم ندارند. با اين عمل يك اتصال قوي بين محفوظاتش به وجود مي‌آيد، لذا كمتر نگران فراموش شدن محفوظاتش است، پس از هنر صحيح حفظ كردن، لذت خواهد برد و با كسب اين لذت به حفظ كردن قرآن ادامه مي‌دهد و استمرار در كار شرط نيل به هدف است. هنر ديگر، توانايي تمركز حواس است كه با همت درخور توجه مي‌توان به آن دست يافت و حافظ با متمركز كردن قواي فكري و ذهني حفظ سخت‌ترين آيات و سور مباركه را (كه با عدم تمركز وقت بسياري را بايد براي حفظ آنها اختصاص داد) با صرف وقتي نه چندان زياد و به راحتي در حافظه خود جاي مي‌دهد و رد واقع از اين هنر خود احساس لذت و خرسندي مي‌كند و ديگر براي او حفظ قرآن كاري شاق و دشوار نخواهد بود.
س11. به نظر شما زيباترين آيه قرآن يا حديث يا مطلبي كه در مورد قرآن شنيده‌ايد كدام است؟
ج: براي بنده آيه «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ » خيلي اميدوار كننده و جالب است.

منبع :‌http://forum.jameatulquran.com/postt40.html

baquran
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۱۸:۰۳
فضه ، خادمه ي حضرت زهرا (سلام الله عليها ) هم حافظ قرآن بود و به مدت بيست سال تمام جز آيات قرآن حرف ديگري بر زبانش جاري نشد و با مردم نيز به وسيله آيات قرآن سخن مي گفت .

امام صادق(ع) به نقل از اميرمؤمنان در باره ي فضه فرمود: رسول خدا براى دخترش فاطمه خادمى استخدام كرد كه اسمش فضه نوبيه بود و فاطمه(س) كارهاى خانه را بين خود و او تقسيم مى‏كرد

يكى از نويسندگان كه به معرفى فضه و كمالات وى مى‏پردازد ، مى‏نويسد: «آن چه كه باعث شد فضه با آيات قرآن با مردم صحبت كند اين بود كه وقتى ديد مردم روايات وارده در باب سفارش اهل بيت و ساير حقايق دين پشت‏سر انداخته‏اند، تصميم گرفت جز به آيات قرآن استشهاد نكند».

به اين ترتيب با استشهاد به قرآن جلوى هر گونه اعتراض حاكمان و عوامل آنان را گرفت و آزادانه به نشر فرهنگ اهل بيت(ع) همت گمارد.
حفظ قرآن و استفاده به جا از آن از ديدگاه ديگر مبين آگاهى فضه به معارف قرآن و طبيعتا آراء و افكار اهل بيت و خصوصا اميرمؤمنان مراجع به تفسير و تاويل آيات قرآنى نيز هست چه وى پرورش‏يافته در خاندان پاكان بود و تمام اعمالش حكايت از تاثيرپذيرى علمى و عملى از آنان داشت.

ابوالقاسم قشيرى خبرى مربوط به حفظ قرآن و تسلط وى به معارف قرآنى از فضه نقل مى‏كند. اين مطلب كه در منابع گوناگون شيعى و سنى از جمله «الدرالمنثور» و «بحارالانوار» مورد اشاره و استفاده قرار گرفته به اين صورت است.

در راه مكه از قافله بازمانده بودم زنى را ديدم كه تنها و سرگردان مى‏رود. پرسيدم كيستى؟
اين آيه را خواند «قل سلام فسوف تعلمون‏»
سلام كردم و سؤال خود را تكرار نمودم
خواند «من يهدى الله فلا مضل له‏» - آنكه را خدا هدايت كند گمراه‏كننده‏اى نخواهد داشت.
- از كجا مى‏آيى؟
- «ينادون من مكان بعيد» - از مكان دورى ندا مى‏شوند.
- قصد كجا دارى؟
- «ولله على الناس حج البيت‏»
- چند روز است‏سرگردانى؟
- «و لقد خلقنا السموات و الارض فى ستة ايام‏»
آيا گرسنه هستى؟
- «و ما جعلناهم جسدا لاياكلون الطعام‏»
به او طعام دادم و به راه افتاديم و چون آهسته مى‏آمد تقاضا كردم كه شتاب كند زودتر برسيم.
گفت : - «لا يكلف الله نفسا الا وسعها».
دانستم قدرت شتاب ندارد.
درخواست كردم بر تك مركب من سوار شود.
گفت: «لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا»
پياده شدم و او را سوار كردم.
گفت: «سبحان الذى سخر لنا هذا»شكر خدايى را كه اين مركب را مسخر ما كرد.
به قافله رسيديم
- آيا ميان اين كاروان كسى را دارى؟
- يا داود انا جعلناك خليفة فى الارض - يا يحيى خذا الكتاب بقوه - يا موسى انى «انا الله - و ما محمد الا رسول‏».
- اينها چه نسبتى با تو دارند؟
-«المال و البنون زينة الحيوة الدنيا»
اين چهار نفر را صدا زدم ، چهار تن رسيدند ، از من اظهار تشكر كردند.
اين آيه را خواند «يا ابت استاجره ان خير من استاجرت القوى الامين‏»
به من احسان كردند.
-و الله يضاعف لمن يشاء.
عطا را زيادتر كردند.
گفتم : اين زن كيست؟
- فضه خادمه دختر پيغمبر است كه امسال بيستمين سال است او لب به سخنى جز به آيات قرآن باز نكرده است.

*منبع
ماهنامه ي كوثر ، شماره ي 12

به نقل از سايت جامعه القرآن الكريم

baquran
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۱۸:۰۴
ابو علي حسين بن عبدالله معروف به ( ابوعلي سينا )

ابن سينا دانشمند نامى قرن پنجم هجرى ( كه در پزشكى ,فلسفه و... سرآمد عصر خود بود ) پيش از ده سالگى قرآن مجيد راحفظ كرد.

زندگینامه :
ابوعلي حسين بن عبدالله معروف به ابوعلي سينا در سال 370 هجري قمري درخرميشن ازتوابع بخارا متولد شد. او پزشك ، رياضيدان ، فيلسوف ومنجم بزرگ خراسان بود . پدرش عبدالله نام داشت كه در دستگاه سامانيان محصلي ماليات را عهده داربود و مادرش ستاره نام داشت . وي در بلخ پرورش يافت و قرآن وساير علوم را آموخت .استاد وي عبدالله ناتلي بود كه از رجال مشهور قرن چهارم هجري به شمار مي رفت. او در هجده سالگي، چنانچه خود نوشته است ، از تعلم همه علوم فارغ شد . دربيست ويك سالگي دست به تاليف وتصنيف زد .وي در بيست و دو سالگي پدرش را ازدست داد و او خود متصدي شغل پدر گرديد . اما به علت نابساماني اوضاع سياسي ، بخارا را ترك گفت و به گرگانج پايتخت امراي مامونيه خوارزم رفت و در نزد خوارزمشاه علي ابن مامون و وزيرش ابوالحسين احمدبن محمد سهيلي تقرب پيدا كرد . در اين هنگام سايه نفوذ محمود غزنوي بر خوارزم نيز فرو افتاد واز دانشمندان دربارخواسته شد كه به غزنين به خدمت سلطان محمود بروند . ابوعلي سينا كه از تعصب آن پادشاه خبردار بود ، به همراهي ابوسهيل مسيحي از خوارزم گريخت و از راه ابيورد و طوس به قصد گرگان حركت كرد تا به قابوس بن وشمگيركه به عنوان ياريگر وحامي دانشمندان شهرت يافته بود بپيوندد . اما وقتي كه پس از مشقات بسيار بدان شهر رسيد قابوس مرده بود .
ابوعلي سينا ناچار به قريه أي در خوارزم بازگشت . اما پس از اندك مدتي دوباره به گرگان رفت و اين بار ابو عبيد جوزجاني , يكي از با وفاترين شاگردانش به خدمت اوپيوست و در اين سفر بود كه كتاب " المختصرالاوسط" و كتاب "المبدا, و المعاد" و مقداري از كتاب معروف " قانون " و "نجات " را تاليف كرد .
ابوعلي سينا در حدود سال 405 هجري قمري به ري رفت. فخرالدوله ديلمي را كه بيماربود معالجه كرد ولي مدت زيادي در آن شهرباقي نماند و در اوايل سال بعد به قزوين و از آنجا به همدان رفت و در آن شهر نه سال به سر برد , در اين جا مورد توجه شمس - الدوله ديلمي قرار گرفت ، و در 406 هجري قمري به وزارت رسيد و تا سال 411هجري قمري در اين مقام باقي ماند .
در سال 412 هجري قمري شمس الدوله در گذشت و پسرش سماالدوله به جاي او نشست . سماالدوله مانند پدر ميخواست كه ابوعلي سينا وزارت را قبول كند ، اما شيخ نپذيرفت . در نتيجه بر اثر معاندان به زندان افتاد و چهار ماه در حبس به سر برد و در اين مدت تعدادي از كتب و رسالات مهم خود را تاليف نمود . شيخ الرئيس بعد از رهايي از حبس باز مدتي در همدان بود و آنگاه ناشناخته با شاگردش ابو عبيد ?جوزجاني به اصفهان نزد علا الدوله كاكويه رفت . آن پادشاه او را به گرمي و احترام بسيار پذيرفت . ابوعلي سينا از اين زمان تا آخر عمر در خدمت علا الدوله كاكويه بود، در نخستين جمعه ماه مبارك رمضان بود شيخ الرئيس را روي تخت رواني كه بادو اسب كرند حمل مي شد ، نهاده بودند . رفته رفته غروب افق را مي پوشاند . عصر بود و بانگ موذن مومنان را به نماز دعوت مي كرد.
همچنانكه ابوعلي سينا دست لرزانش را به سمت شاگردش دراز ميكرد سرفه هاي شديدو پي در پي , پيكرش را مي لرزاند و چند قطره خون در كنار لبايش پديدار شد .فقط قدرت يافت اين چند كلمه را ادا كند :
فرمانروايي كه طي اين سالها جسم مرا به اين خوبي اداره مي كرد , متاسفانه در وضعي نيست كه به كارش ادامه دهد .گمان كنم كه وقت آن رسيده است كه خيمه ام را بر چينم.
ابو عبيد با چهره خيس از اشك سعي كردچيزي بگويد ، ولي كلمه أي از دهانش خارج نشد . نمي فهميد و نمي خواست بفهمد . مگر از ديروز كه حال استادش بهبود يافته بود چه اتفاقي روي داده بود كه او پيش او هر وقت ضعيف و رنجور شده بود .
هر چه به دردت مي خورد بردار و بقيه اموالم را ميان فقرا تقسيم كن . صندوقچه محتوي سكه هاي طلا را خالي كن و چيزي در آن باقي نگذار .
شيخ الرئيس نفس نفس مي زد و بعد از مدتي مكث ، فرمود :
سعي كن نوشته هايم را جمع آوري كني . آنها را به تو مي سپارم . خداوند هر سرنوشتي را كه استحقاق دارد برايش تعيين مي كند .
ساكت شد . پلكهايش را بر هم گذاشت و در همان حال گفت :
ابو عبيد ، دوست من ، اكنون برايم قرآن بخوان . چند آيه از قرآن تلاوت كن .
آن روز اول ماه رمضان سال 428 هجري قمري بود . شيخ الرئيس ابو علي سينا در حالت بيماري در حاليكه تنها پنجاه و هفت سال از عمرش مي گذشت درهمدان دار فاني را وداع گفت و در همانجا مدفون شد . آرامگاه او اكنون در آن شهر است .
در مشرق زمين فلسفه يوناني هيچگاه مفسري با عمق و دقت ابوعلي سينا نداشته است .ابوعلي سينا فلسفه ارسطو را با آراي مفسران اسكندراني و فلسفه نو افلاطوني تلفيق كردو با نبوغ خاص خود آنها را با نظر يكتا پرستي اسلام آموخت و به اين طريق ، در فلسفه مشايي مباحث آورد كه در اصل يوناني آن سابقه نداشت .


منبع : سايت جامعه القرآن الكريم

saeed623
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۱۸:۱۱
دوستان !

از روز چهارشنبه به مدت سه روز در دانشگاه اصفهان همايشي براي يكي از قرآن پژوهان بزرگ به نام راغب اصفهاني برگزار مي شود (http://maarefquran.com/newsIn.php?id=100&PHPSESSID=07d2fbc3df8f2b1a1b95b590a1558482) آيا شما اطلاعاتي از راغب اصفهاني داريد؟

askari110
۱۳۸۵/۱۱/۱۳, ۲۱:۵۵
:p براي آشنايي با قرآن پژوهان پرسمان قرآني روي لينك زير كليك كنيد.

http://www.porsemanequran.com/fa/node/16943

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۲۱
تاريخچه پيدايش حفظ قرآن : پيامبر اسلام در چهل سالگي به مقام شامخ نبوت برگزيده شد و قرآن در 23 سال به مناسبت رويداد هاي مختلف بر قلب مبارك وي فرود آمد . در اين مدت صحابه به سفارش آن حضرت در نگهداري آيات الهي مي كوشيدند . آنها آيات الهي را بر پوست ، استخوانهاي شانه و دنده‌ حيوانات ، چوبهاي درخت خرما ، سنگهاي سفيد پهن ، كاغذ و پارچه مي‌نگاشتند و براي برخورداري از پاداش معنوي آيات را هم به خاطر مي‌سپردند . حفظ آيات الهي نخستين گام در راه نگاهباني از قرآن به شمار مي‌آمد ، زيرا از يك سو ،خط آن روز كوفي بود وبه سبب نداشتن نقطه و اعراب به شكلهاي مختلف خوانده مي شود و از سوي ديگر، تقريباً همه‌ مردم بي سواد بودند و تنها با حفظ قرآن مي توانستند عشق خود به كتاب خدا را آشكار سازند .
هنگامي كه پيامبر در غار حرا به سر مي برد ، فرشته اي در برابرش حضور يافت و گفت : بخوان . پيامبر فرمودخواندن نمي دانم) و آن گاه بي هوش شد. آن حضرت وقتي به هوش آمد، فرشته وحي چنين گفت:« اقْرَأْ بِسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بنا به فرموده امام صادق (عليه السلام)،«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إقرأ …» جزء اولين آياتي است كه بر نبي اكرم نازل شد.

اولين مرحله رسالت ، مرحله‌ قرائت و به خاطر‌سپاري بود و مرحله‌ كتابت بعد از آن تحقق يافت.از اين رو آيات آغازين قرآن از «إقرأ» سخن مي گويد و مراد از آن حفظ آيات در سينه است .


مهدي چهكندي نژاد

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۲۳
مصاحبه اول :


گفتگو با استاد شهريار پرهيزگار

مقدمه
در خدمت استاد «شهريار پرهيزگار» يكى از قاريان و حافظان بزرگوار كشورمان هستيم. ايشان به گرمى ما را پذيرا شدند و با حوصله به سئوالات ما جواب دادند و از خودشان، چگونگى حفظ و يادگيرى قرآن كريم، چگونگى پيوند نسل جوان با قرآن و از مشكلات آنها و ... سخن گفتند. نفسشان گرم، كلامشان دلنشين و رهنمودهايشان شيرين بود.

ضمن تقدير و تشكر از ايشان و با آرزوى توفيق و بهروزى براى شما، قسمت اول اين گفت و گو را در اين شماره مى‏آوريم.

بشارت: در ابتدا خودتان را معرفى نماييد و خلاصه‏اى از تحصيلات و زندگى خود را بيان بفرماييد.

- ابتدا بايد تشكر كنم از جنابعالى و دوستانى كه چنين نشريه خوب و پاكيزه‏اى را تهيه مى‏فرماييد. نشريه‏اى كه انصافا بوى معارف قرآنى از آن استشمام مى‏شود و مشخص است كه پشت اين تلاشها يك اخلاص و صداقتى هست و از تشريف فرمايى شما من تشكر مى‏كنم.

بنده شهريار پرهيزگار در سال 1343 در تهران متولد شدم و با پيشنهاد پدر و مادرم فعاليتهاى قرآن را شروع كردم. از سال 1352 كه نه ساله بودم، شروع به يادگيرى قرآن كريم كردم و چون مادرم قرآن و دعا را با صوت حزين در منزل قرائت مى‏فرمودند و من پيش ايشان مى‏نشستم، از همين جا علاقمند شدم. پدرم آدم خوش سليقه‏اى است، ايشان رفت و بهترين جلسات قرآنى را در سطح شهر شناسايى كرد و استاتيدى كه بنده در خدمتشان بودم، الآن از اساتيد مبرز و مطرح مى‏باشند و ما در خدمت آقايان قرائت را شروع كرديم و خداوند هم خيلى كمك كرد ، هفته‏اى 4 - 5 شب جلسه مى‏رفتم و خسته هم نمى‏شدم و پدرم هم من را همراهى مى كرد، مخصوصا ماه‏هاى رمضان كه خاطره خوشى از آن ماه‏ها دارم، در اين سى شب بعد از افطار مى‏رفتيم و وقتى كه برمى‏گشتيم، نزديك اذان صبح بود و هيچ احساس خستگى نمى‏كرديم و اين در اثر لطف خداوند و شوق و علاقه‏اى بود كه داشتم.

بشارت: براى ما بگوييد چطور با قرآن مانوس و به آن علاقمند شديد؟

- علت عمده‏اى كه باعث‏شد من به طرف قرآن بروم اين بود كه تلاوت‏هاى زيبا مى‏شنيدم. اگر صوت زيبا و دل‏نشين نبود، انگيزه نداشتم كه بروم به طرف قرآن - حداقل در آن سن كودكى انگيزه‏اى نداشتم - و من الآن دهها قارى قرآن را مى‏شناسم كه فقط با شنيدن يك نوار قرآن به سراغ قرائت قرآن رفته‏اند و براى اينها كسى سخنرانى نكرده است و منبرى هم نشنيده‏اند كه درباره فضيلت قرآن برايشان صحبت كرده باشند. فقط يك نوار - مثلا عبد الباسط - شنيده است و رفته سراغ قرآن و بعد وقتى وارد قرآن مى‏شود، ممكن است اهداف ديگرى پيدا كند و بعد وقتى وارد اين خط مى‏شود بايد مواظب باشد نيتها و اهدافش از قرآن تغيير نكند و ما هم اينطور بوديم.

بشارت: از تحصيلات غير قرآنى خودتان بگوييد، چه خوانده‏ايد و الان چه مى‏كنيد؟

- بعد از اينكه ديپلم گرفتم، وارد سپاه شدم و تا سال 1366 در سپاه بودم و همان سال وارد دانشگاه شدم، در رشته مهندسى كامپيوتر درس خواندم و فارغ التحصيل شدم، در طول اين دوران نيز من شايد 6 - 7 سفر خارجى داشتم، بعضى وقتها حتى از امتحانات عقب مى‏ماندم و مى‏رفتم و آن درس را حذف مى‏كردم ولى هر كدام را كه بودم خودم را مى‏رساندم و قبول مى‏شدم. الآن هم با بعضى دوستان كارهاى جسته و گريخته كامپيوترى انجام مى‏دهيم، ولى عمده كارهاى ما قرآنى است، در شوراهاى قرآنى و جلسات طرح و برنامه‏هاى قرآنى كه در سطح كشور فعاليت مى‏كنند، همكارى‏هايى داريم و بعضى وقتها مشورتهايى مى‏شود كه ما هم نظر مى‏دهيم.

بشارت: آقاى پرهيزگار! همه شما را به عنوان يكى از موفق‏ترين حفاظ كشورمان مى‏شناسند ما سؤالات زيادى پيرامون حفظ و نكات مهم آن داريم كه اكثرا از خوانندگان به دست ما رسيده است، ابتدا بفرماييد كه چطور حفظ قرآن را شروع كرديد؟

- بعد از 2 - 3 سالى كه قرائت را كار كرديم - باز به پيشنهاد پدر و مادرم حفظ قرآن را شروع كردم. جلسه حفظى كنار جلسات قرآن داشتم و من با حفاظ ديگر كار مى‏كردم و اين حافظان را كه مى ديدم، الهام مى‏گرفتم و تشويق مى‏شدم و 7 - 8 جزء نيز حفظ كردم. اول جزء سى‏ام را با آنها شروع و حفظ آن را تمام كردم و امتحان گرفتند. بعد اسم‏نويسى حفظ از اول قرآن شروع شد و حدود چهل نفر ثبت نام كردند، ولى كم كم تحليل رفتند. به آيه پنجاه كه رسيديم چهار نفر رفتند به آيه صد كه رسيديم باز چهار نفر و سوره بقره كه تمام شد، ما پنج نفر مانده بوديم و مسابقه داديم و استاد جلسه عادت داشتند كه جايزه‏هاى بزرگى را هديه مى‏كردند و خلاصه تا انتها ما چهار نفر بوديم و ادامه داديم.

بشارت: استادان شما چه كسانى بودند؟

- البته من به آن معنى در حفظ استاد نداشتم، البته استاد اولى ما آقاى «مروت‏» بودند كه آلان ايران نيستند. ايشان ابتدا در قرائت‏با ما كار كردند كه استاد بسيار مسلط و خوبى بودند، ايشان اول قرائت كار مى‏كردند ولى تشويق مى‏كردند كه در كنار قرائت‏حفظ كنيم.

بشارت: پس شما حفظ قرآن را تحت نظر استاد نبوديد و با روش منطم و خاصى عمل نمى‏كرديد؟

- بلى، در حقيقت ما روش خاصى در حفظ نداشتيم، بلكه بيشتر بر اساس تجربه‏هاى شخصى كار مى‏كرديم و گاهى روشى را پيش مى‏گرفتيم بعد مى‏ديديم مناسب نيست روش ديگرى را دنبال مى‏كرديم، كتاب و نوار آموزش و خلاصه هيچ چيزى در اين زمينه نبود و فقط هفته‏اى يك بار محفوظات خود را نزد استاد تحويل مى‏داديم، اما همين كه دو سه نفر بوديم و جلسه‏اى داشتيم خودش مؤثر بود و آدم يك الزامى پيدا مى‏كرد كه ادامه دهد و مخصوصا تشويقاتى كه ايشان مى‏كردند و ما چون سن‏مان كم بود، تشويق را خيلى دوست داشتيم - البته يك وقفه‏اى در حفظ ما افتاد - من در سال 54 يا 55 حفظ را شروع كردم، حدود ده جزء كه حفظ كردم انقلاب شد و جلسات ما متوقف شد، ولى بعد دوباره شروع كرديم و اگر بخواهيم اين فاصله‏ها را حذف كنيم حدود سه سال حفظ ما طول كشيد.

بشارت: شما چه تجربه خاصى براى حفظ داريد كه بدرد ديگران بخورد؟

- الآن كه از ما روش مى‏خواهند و مى‏پرسند، من روى نظم خيلى تكيه مى‏كنم، ولى خودم چون تجره نداشتم بر اساس روش منظمى كار نكردم و الآن متوجه مى‏شوم كه نظم و اينكه آدم بداند در هر روز چه مقدار حفظ كند، خيلى مهم است و من خودم اين تجربه را نداشتم. گاهى روزى 5 - 6 ساعت كار مى‏كردم، اما خسته نمى‏شدم و بعضى اوقات اصلا حفظ نمى‏كردم، ولى اگر به طور متوسط حساب كنيم روزى دو ساعت‏بيشتر نمى‏شد.

بشارت: يعنى مى‏فرمائيد كه اگر كسى به صورت منظم روزى دو ساعت در طول سه سال كار كند مى‏توان حافظ قرآن بشود؟

- بله دقيقا. با يك حافظه معمولى و لازم نيست كه شخص داراى هوش و حافظه خيلى قوى داشته باشد. البته من درسهايم خيلى خوب بود، ولى خودم را در حد متوسط ارزيابى مى‏كنم.

بشارت: به نظر شما چه ساعاتى به لحاظ فنى براى حفظ خوب است و - غير از جهت فنى - شما چه مواقعى از شبانه روز كه قرآن مى‏خوانيد بيشتر از قرآن بهره‏مند مى‏شويد؟

- معمولا براى حفظ قرآن ساعاتى را پيشنهاد مى‏كنند كه انسان يك استراحتى كافى داشته باشد و بعد از استراحت وقت‏خوبى است‏براى حفظ قرآن كه طبيعتا صبحها يا بعد از ظهرها كه يك كمى استراحت كرده است، مواقع خوبى براى حفظ است، ولى باز نمى‏شود حفظ را به ساعات مخصوصى مقيد كرد. براى قرائت قرآن افرادى كه اهل تلاوت و اهل حال هستند، تجربه كرده‏اند و ديده‏اند كه صبح‏ها و بين الطلوعين وقت‏خوبى است هم براى تلاوت و هم بهره معنوى بردن از قرآن.

بشارت: نوع مكان هم نقشى در بهتر حفظ كردن قرآن دارد؟

- بلى، مكان هم مهم است، علاوه بر اينكه زمان حفظ بايد وقتى باشد كه شخص نشاط دارد و خسته و عصبانى و خيلى گرسنه و سير و غيره نباشد، بايد در مكانى خلوت يا كم رفت و آمد و كم زرق و برق باشد يعنى، اطاقى باشد حد اقل ساده و الا اگر انسان در اطاقى بنشيند كه رفت و آمد هست - مثلا تلويزيون هم روشن است - اينها مانع تمركز حواس مى‏شوند و انسان، از آن بهره كافى را نمى‏برد.

در حديثى از امام صادق(ع) هست كه : «فقارى القرآن يحتاج الى ثلاثه: بدن فارغ و قلب خاشع و موضع خال; قارى قرآن به سه چيز احتياج دارد: «اول ناراحتى بدنى نداشته باشد دوم اينكه قلب او در مقابل قرآن خاشع باشد و سوم اينكه بايد مكان او خلوت باشد» .

قلب خاشع هم مطلب مهمى است و اين هم راههايى دارد، مثل اينكه گفته‏اند: انسان بى مقدمه شروع به قرائت قرآن نكند - مثلا دعايى را قبل از قرائت‏بخواند - اين دعايى كه براى تلاوت وارد شده فقط براى ثواب آن نيست، بلكه براى اين استكه ذهن انسان متركز شود و بداند چه انتظارى از تلاوت قرآن دارد و آن دعاها را بايد بخواند و خودش را آماده كند و بعد شروع كند آنهم در يك جاى آرام و با شرايط مهيا، تا بتواند بهره لازم را ببرد.

بشارت: تا بحال شده است كه نسبت‏به حفظ يا قرائت قرآن بى حوصله شده باشيد و احساس كنيد كه حال حفظ يا قرائت را نداريد؟

- بلى ; خيلى وقتها پيش آمده كه حال و حوصله قرائت را نداشته‏ام، در روايات هم هست كه انسان گاهى لحظات اقبال دارد و گاهى ادبار و فرموده‏اند: لحظاتى كه ادبار دارى به خودت فشار وارد نكن كه اقبال پيدا كنى، صبر كن زمانى كه نشاط حاصل شد، عبادت يا كارى كه در نظر دارى انجام بده. براى من هم گاهى پيش مى‏آمده كه بى حوصله بوده‏ام و فشار نمى‏آوردم بلكه با كتابهاى ديگر كه شايد قرآنى هم نباشد خودم را مشغول مى‏كنم و اگر حال مطالعه كتاب هم نداشته باشم، خودم را به چيز ديگرى مثل تلويزيون مشغول مى‏كنم.

بشارت: بعضى معتقدند كه: براى حفظ قرآن بايد بعضى ملاحظات غذايى را هم رعايت كرد به نظر شما حرف درستى است؟

- بلى، ملاحظت غذايى مؤثر است، در بعضى روايات خوانده بودم كه خوردن مويز، عسل و كندر را سفارش كرده بودند، من اينها را رعايت مى‏كردم و در واقع مطمئن هستم كه مؤثر بوده است، اما نه به عنوان عامل اول، حد اقل اگر آدم پايبند به مسايل غذايى نباشد و هر چيزى را كه پيش بيايد بخورد، اين مى‏تواند كمى كارايى او را كم كند.

بشارت: آيا حفظ قرآن مانع تحصيلات شما نمى‏شد و وقت درسهايى ديگر را نمى‏گرفت؟

- خير: بدون شعار و تعريف و تمجيد، عرض مى‏كنم كه انصافا و قطعا هيچ مانعى حتى كوچك در راه يادگيرى درسهاى ديگر ايجاد نكرد و حتى من فكر مى‏كنم يك مقدار حافظه من از بركت‏حفظ قرآن تقويت‏شد و در طول زمان دانشگاه هم از آن استفاده كردم. من در روايات خوانده بودم كه: چند چيز حافظه را زياد مى‏كند كه يكى از آنها قرآئت قرآن است.

بشارت: يك سؤالى كه در نامه‏هايى كه به دفتر بشارت: مى‏آيد، اين است كه خيلى از افراد مقدارى از قرآن را كه حفظ مى‏كنند زده مى‏شوند. پيشنهاد شما براى اين جوانها چيست؟

- بلى من ديده‏ام كه كلاسهاى حفظ قرآن ريزش دارد. من دو پينشهاد مى‏كنم و گمان مى‏كنم اگر عمل كنند نتيجه بهترى بگيرند اول اينكه عجله‏اى براى حفظ قرآن نداشته باشند. لازم نيست آدم يك ساله يا دو يا سله ساله قرآن را حفظ كند، بعضى ها يك مرتبه علاقمند به حفظ قرآن مى‏شوند، مى‏خواهند يك شب كه حفظ كل قرآن شوند و مى‏خواهند در عرض مدت كمى قرآن را حفظ كنند. اينطور نبايد باشد و همين انس با قرآن براى حفظ آن، ارزش است ولو زياد طول بكشد، بنابر اين من توصيه مى‏كنم براى حفظ برنامه‏هاى سنگين نگذاريم. من هميشه توصيه مى‏كنم كه دو سه ماه اول را ولو اينكه حافظه شخص قوى و وقت زياد داشته باشد، ولى روزانه بيش از يك ساعت‏يا نيم ساعت كار نكند. روزى يك آيه حفظ كند. چه كسى گفته كه بايد روزى يك صفحه از قرآن را حفظ كند. كسانى مى‏مانند كه از اول برنامه سنگين اجرا نكنند و الا خيلى ها حفظ را شروع مى‏كنند اما يك كمى كه پيش مى‏رود مى‏بيند حالا حالها به آخر قرآن نمى‏رسد و تازه مى‏بيند كه قبلى‏ها نيز از يادش رفته است و بعد مى‏بيند كه اين كار او نيست و مى‏گذارد كنار. ولى اگر آدم يك برنامه ملايم داشته باشد مثلا روزى يك آيه حفظ كند، ولى همين يك آيه را خيلى خوب و اصولى حفظ كند به شكلى كه زود يادش نرود و هر روز علاوه بر حفظ يك آيه جديد يك وقتى كه براى مرود آيات قبل بگذارد. تا دو سه ماه همين كار را بكند و بعد از دو سه ماه من فكر مى‏كنم كه علاقه اين شخص به قرآن دو چندان مى‏شود. در برنامه‏هاى دشوار اول علاقه شديد است، ولى بعد از مدتى زده مى‏شود. دوم اينكه نبايد احساس كند اين حفظ قرآن يك چيز تحميلى است و چيزى كه شوق را از بين مى‏برد سخت كار كردن است. اگر انسان كم كار كندو با اينكه هنوز شوق زيادى دارد بگويد: امروز كافى است. آن وقت هر روز مشتاق است كه روز بعد فرا برسد و مشغول حفظ شود و ما اين اشتياق را مى‏خواهيم. و يك برنامه ريزى منظم هم داشته باشد كه من در هر روز بايد اين مقدار را حفظ كنم. البته اگر يك مقدارى از مفاهيم قرآن اطلاع پيدا كنند لذت بيشتر از حفظ قرآن مى‏برند، ولى نبايد اين كارها سنگين شود و بخواهد همه اين كارها را با هم انجام دهد.

حفظ با نوار هم خوبى‏هايى دارد و كار را آسان مى‏كند. چون اگر انسان بخواهد مستقيم به قرآن مراجعه كند، زحمت مى‏برد و حوصله مى‏خواهد ولى شنيدن زياد حوصله نمى‏خواهد، مى‏تواند بشنود حفظ كند، گرچه حفظ از راه نوار آن عمق را ندارد، ولى به هر حال حوصله كمترى مى‏خواهد و چون نوار نغمه دارد و آهنگين است، بيشتر علاقمند مى‏شود و زود اين كار را رها نمى‏كند.

نشريه بشارت، شماره 9، ص 56

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۲۴
مصاحبه دوم :

مصاحبه با استاد شهريار پرهيزگار
منبع : حافظان نور
با قرار دادن نوار ترتيل قرآن كريم در ضبط صوت و به كار افتادن آن، نواي دل‌انگيز تلاوت آواي وحي، انسان را ناخودآگاه به ياد ماه مبارك و پرفيض و بركت رمضان مي‌اندازد و او را در حال و هواي معنوي آن ماه عزيز قرار مي‌دهد، ماه نزول كتاب آسماني قرآن، ماه نزول بركات خاص درگاه ربوبي.
اين يادآوري، نشأت‌گرفته از انس بيشتر ما مسلمانان با قرآن و صوت دلنشين آن در ماه مبارك رمضان بوده و پخش همين دوره ترتيل در روزهاي ماه مبارك رمضان از راديو نيز مزيد بر علت است. آري دوره ترتيل قرآني با صداي يكي از قاريان و حافظان برتر ايران‌زمين كه هم‌اكنون در تمام مناطق مختلف سرزمين ايران اسلامي، حتي در دورترين نقاط و نيز در خارج از كشور مورد استفاده مأنوسان با كلام وحي قرار گرفته است. صداي او، و علاوه بر نوارهاي كاست بر روي ديسك‌هاي كامپيوتري ضبط شده و استقبال گسترده‌اي را از سوي عموم مردم در پي داشته است. چه بسيار افرادي كه زيربناي فراگيري و حفظ قرآن خود را با گوش فرا دادن به نوارهاي همين دوره ترتيل بنا نهاده‌اند.
اين دوره ترتيل، با صداي قاري و حافظ برجسته و مشهور كشورمان، آقاي شهريار پرهيزكار، تلاوت شده، كه نام او آشناي هر ايراني بوده و اغلب با صوت گيرا، جذاب و باطمأنينه او آشنا هستند.
وي، كه در سال 1371 با توسل به اهل‌بيت كرامت عليهم‌السلام، به عنوان سفير جهان تشيع، افتخاري را براي شيعيان در كشور عربستان سعودي، رقم زد كه تا كنون نصيب كسي غير از ايشان در ميان قراء و حفاظ ايراني نشده است، در عين تلاش هيأت داوران سعودي، جهت برتر نمودن حافظ كشور متبوعشان، شهريار پرهيزكار به قدري به سؤالات هيأت داوران در نهايت اتقان و قدرت جواب داد، كه آنان چاره‌اي جز اعلام رتبه اول براي او در رشته حفظ كل قرآن نداشتند و كوششي را كه هر ساله در اجحاف حق ساير متسابقين خصوصاً ايرانيان مبذول مي‌كردند، عقيم ماند. استاد پرهيزكار كه در خانواده‌اي مذهبي و مشتاق به قرآن و اهل‌بيت عليهم‌السلام رشد و نمو كرده بود، در سن نوجواني به جرگه قراء و حفاظ كشورمان پيوست و بارها در صحنه‌هاي مختلف بنابر عنايت خداوند و همت والاي خود، توانست رتبه‌هاي مختلفي را كسب نمايد. او چه قبل از ظهور انقلاب اسلامي و چه بعد از آن، حضور نماياني در برنامه‌ها، محافل و مسابقات قرآني داشته و سعي بليغي در رساندن رسالت قرآني خود به همگان نموده است. ايشان، قبل از انقلاب، در بحبوحه نوجواني با نظرات و ديدگاه‌هاي حضرت امام (ره) آشنا شد و به خيل عظيم مردم انقلابي پيوست و بعد از پيروزي نظام اسلامي، وارد سپاه شد و در طول سالهاي دفاع مقدس با حضور در صحنه‌هاي حماسه و خون، علاوه بر دفاع از كيان انقلاب به اجراي برنامه‌هاي قرآني در جبهه و آشنا نمودن رزمندگان پرتوان جبهه حق با كلام وحي، همت گمارد. وي، كتابي را به نام «چگونه قرآن را حفظ كنيم»، به خواست رزمندگان نوشت كه مقام معظم رهبري نيز تقريظي بدين مضمون بر آن مرقوم فرمودند: «يكي از تفضلات الهي بر اين ملت خداجوي و رشيد، آن است كه زمره‌اي از بهترين جوانانش ار مجذوب قرآن كرده است، اين، اگر قدر دانسته شود، كليد بسي درهاي بسته و راههاي ناگشوده است، آشنايي و انس و تدبر و حفظ و راهجويي از كتاب خدا، منازل پي‌درپي تمسك به كتاب‌الله است و اكنون كه يكي از اين جوانان موفق، پس از ورود در اين راه، بحمدالله، نوشته‌اي در كمك به ديگران فراهم آورده اينجانب خداي بزرگ را سپاس گفته، از اين جوان عزيز نيز صميمانه تشكر مي‌كنم. خداوند به وي و همه جوانان عزيز فضل و هدايت خود را نصيب فرمايد.»
براي او همين افتخار كافي است كه به بركت قرآن بارها مورد تفقد امام راحل (ره) و رهبر معظم انقلاب قرار گرفته و از محضر آنها به طور مستقيم كسب فيض نموده است. چرا اين گونه باشد، او كه خلوص و صفاي قلب خود را بارها در ميادين مختلف انقلاب نشان داده و به حق، خود را وقف قرآن مجيد نموده، در راه نشر مذهب مظلوم شيعه تلاش مستمري داشته است، سزاوار بهترين تشويق‌ها و تقديرها مي‌باشد: إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ . استاد شهريار پرهيزكار و ساير حفاظ برجسته و بزرگواري كه در اين كتاب از آنان ياد شده و كليه چهره‌هاي شاخص جامعه قرآني جهان تشيع، به حق وظيفه خود را انجام داده و در اين راه هر مشقتي را به جان خريده‌اند: وَلا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ . پس بر امت قدردان ماست كه وجود اين مناديان وحي و تفضلات الهي را مغتنم شمرده، مقام و ارجي كه شايسته آن هستند، در جامعه به آنان عطا نمايد تا خداي ناكرده اين بزرگان و بهترين‌هاي امت اسلام در اطراف و اكناف كشور ايران به وادي نسيان و فراموشي سپرده نشوند و حق حقيقي و جايگاه رفيع آنها مورد بي‌توجهي قرار نگيرد .
در اينجا ضمن تشكر از مسئولين دلسوز نشريه قرآني بشارت كه در تدوين اين مصاحبه تلاش نمودند، به متن مصاحبه استاد شهريار پرهيزكار مي‌پردازيم:
س1. لطفاً خودتان را معرفي نموده، شرحي از دوران زندگي خود، بيان بفرماييد.
ج: شهريار پرهيزكار هستم و برخي از دوستان به نام علي نيز بنده را مي‌شناسند. در سال 1343 در تهران متولد شدم. از دوران كودكي خاطره بخصوصي ندارم، مادرم نقل مي‌كند، در دوران طفوليت، قرآني پيدا كردم و در حين ورق زدن آن، صفحه‌اي از آن را پاره نمودم! برخلاف مادرم كه از اين مسأله ناراحت شده بود، مرحوم پدربزرگم (رحمه الله عليه) اين را به فال نيك گرفت و اظهار داشته بود اين بچه قرآن كريم را خواهد آموخت و الحمدلله به فضل الهي اين پيش‌بيني محقق شد. بنده بعد از اينكه ديپلم گرفتم، وارد سپاه شدم و تا سال 1366 در سپاه بودم و همان سال وارد دانشگاه شهيد بهشتي تهران شدم، در رشته مهندسي كامپيوتر درس خواندم و فارغ‌التحصيل شدم. الان با بعضي از دوستان جسته و گريخته كارهاي كامپيوتري انجام مي‌دهيم ولي عمده كارهاي ما قرآني است. در شوراهاي قرآني و جلسات طرح و برنامه‌هاي قرآني كه در سطح كشور فعاليت مي‌كنند، همكاري‌هايي داريم و بعضي مواقع مشورت‌هايي مي‌شود، كه ما هم نظر مي‌دهيم.
س2. از چه هنگام با كلام الهي آشنا شديد و از چه زمان شروع به حفظ آن نموديد؟
ج: از همان دوران طفوليت، چون مادرم قرآن و دعا را با صوت حزين در منزل قرائت مي‌فرمود و من پيش ايشان مي‌نشستم، علاقه خاصي به قرآن پيدا نموده بودم. همچنين گاهي كه نواي تلاوت قرآن به گوشم مي‌خورد، احساس خوبي پيدا مي‌كردم البته از همان زمان من از تلاوت‌هايي كه در بيشتر مساجد و مراسم ختم، توسط قاري‌نماهاي آوازه‌خوان و ناوارد، خوانده مي‌شد، خوشم نمي‌آمد، با اينكه آن زمان بنده با مباني قرائت قرآن آشنا نبودم. يكي از تفريحات من در اوقات بيكاري اين بود كه گوشه‌اي مي‌نشستم و فرض مي‌كردم، در صحنه يك مسابقه بزرگ بين‌المللي دارم تلاوت مي‌كنم، سپس با وسع خودم و درست و غلط، مثلاً تلاوت قرآن مي‌كردم! در اين وقت نه سالم بود و تقريباً چيزي از قرآن بلد نبودم. والدين من با ديدن چنين صحنه‌هايي و دقت در احوالات من پي بردند كه علاقه و شايد استعداد خوبي براي يادگيري قرآن در من وجود دارد، لذا تصميم گرفتند من را به جلسه قرآن در من وجود دارد، لذا تصميم گرفتند من را به جلسه قرآن هدايت كنند. اتفاقاً در آستانه ماه مبارك رمضان بوديم و يك جلسه قرآن در مسجد محل‌مان، مسجد توحيد در خيابان جمهوري، نزديك ميدان بهارستان، هرشب تا پايان ماه مبارك رمضان داير شد. پدرم مرا تشويق به شركت در اين جلسه نمود و بدين ترتيب وارد جرگه متعلمين و شاگردان محضر قرآن شريف شدم، در حالي كه هنوز ده‌سالگي را پشت‌سر نگذاشته بودم. به تدريج علاقه‌ام به شركت در جلسات قرآن فزوني يافت و من شب‌ها را به اميد فرارسيدن روزي ديگر و حضور در جلسه قرآن مي‌گذراندم. به لطف خدا پيشرفت خوبي داشتم و من كه در جلسه اول هنوز طرز استفاده از رحل چوبي قرآن و نحوه قرار دادن رحل روي زمين و قرار دادن قرآن روي رحل را بلد نبودم در اين يك ماه روخواني و نيز تا حدي تجويد مقدماتي و اندكي الحان قرآني را ياد گرفتم و در مسابقه آن مسجد كه در پايان ماه مبارك رمضان برگزار شد، توانستم مقام اول را به دست بياورم و يك ساعت مچي به عنوان جايزه بگيرم. من آن شب از مسجد تا منزل را تماماً دويدم تا اين موفقيت بزرگ را به همه اطلاع دهم، البته حتي همان موقع نيز، اينكه توانسته‌ام اين توفيق بزرگ را به دست آورم از كسب جايزه برايم زيباتر بود. استاد من در طول اين دوره جوان بزرگواري به نام آقاي اديب بود كه اكنون پزشكي متعهد مي‌باشند و من هيچ‌گاه آن مسجد و خدمتگزارانش را از ياد نخواهم برد. البته هدف من از بيان اين خاطرات، رساندن پيام‌هايي براي پدران، مادران، نوجوانان، مربيان، حتي خدمتگزاران به مساجد و هيأت‌هاست، بدون شك پدر و مادرم نقش اساسي را در تربيت قرآني من به عهده داشته‌اند و من هميشه مرهون زحمات ايشان مي‌باشم. پدر كه آدم خوش‌سليقه‌اي است، بعد از آن دوره يك ماهه، رفت و بهترين جلسات قرآني را در سطح شهر شناسايي كرد و بنده را از محضر اساتيدي ارزشمند مانند استاد مروت و استاد پورفرزيب، بهره‌مند نمود. فن شريف تلاوت را در جلسه اساتيد مذكور با علاقه و اشتياق وافر دنبال نمودم و به فرموده پدرم در تمام جلسات اين اساتيد در طول هفته كه 4 شب در هفته مي‌شد، شركت مي‌نمودم و هميشه به همراه پدرم، جزء اولين نفرات، وارد جلسه قرآني مي‌شديم و هميشه آخرين افرادي بوديم كه جلسه را ترك مي‌نموديم. يازده ساله بودم كه به پيشنهاد پدرم و تشويق استاد مروت به جمع حفاظ قرآن نيز پيوستم. در ابتدا علاقه زيادي به حفظ نداشتم و آن را يك كار سخت مي‌دانستم و سعي مي‌كردم پدرم را راضي كنم كه از مسأله حفظ بگذرد و به اصطلاح دست از سر من بردارد! مخصوصاً وقتي وارد سوره بقره شديم و يك جزء آن را پشت سر گذاشتيم، ديدم كار مشكل شده و علاوه بر حفظ آيات جديد بايد آيات قبلي را نيز نگهداري كنم و اين برايم سخت بود، ولي پدرم هنوز اصرار بر ادامه حفظ قرآن داشتند و من نيز با هر سختي كه بود سوره بقره را حفظ كردم و وقتي وارد سوره آل‌عمران شديم به تدريج حس كردم كه به حفظ قرآن علاقه و انس پيدا كرده‌ام و هرچه جلوتر مي‌رفتيم، اين علاقه بيشتر مي‌شد، به نحوي كه ديگر نمي‌توانستم حفظ را رها كنم و از اين كار لذت مي‌بردم. در ابتدا جلسه حفظي داشتيم كه از جزء سي شروع به حفظ كرديم و من با ساير حفاظ آغاز به حفظ نمودم. اين حفاظ را كه مي‌ديدم الهام مي‌گرفتم. وقتي جزء سي‌ام تمام شد، جزء اول را شروع كرديم. آن موقع، 40 نفر بوديم ولي كم‌كم تحليل رفتند. به آيه 50 سوره بقره كه رسيديم 4 نفر رفتند، به آيه 100 كه رسيديم باز 4 نفر رفتند و وقتي سوره بقره تمام شد ما 5 نفر مانديم و مسابقه داديم. بعدها نيز با همين تعداد به حفظ قرآن ادامه داديم. بعد از پايان هر جزء، مسئولين جلسه مسابقه مي‌گذاشتند و جوايز بزرگي هديه مي‌كردند كه در تشويق ما خيلي مؤثر بود. من از سال 54 حفظ را شروع نمودم. حافظ 10 جزء بودم كه انقلاب شد و به خاطر ايام پرشور انقلاب جلسات ما نيز تعطيل شد ولي بعد دوباره شروع كرديم. اگر بخواهيم فاصله‌هايي كه در حفظ براي ما پيش آمد، حذف كنيم كل دوره حفظ ما 3 سال طول كشيد.
س3. اگر تاكنون در مسابقات قرآني شركت نموده‌ايد، لطفاً راجع به رتبه با رتبه‌هايي كه به دست آورده‌ايد، توضيح بفرماييد.
ج: اولين مسابقات رسمي كه بنده در آن شركت كردم، سال 56 در مسابقات مسجد لاله‌زار تهران بود كه، در مقابل مسابقاتي كه رژيم طاغوت برگزار نموده بود و مورد استقبال مجامع قرآني كشور قرار نگرفته بود، برگزار شد. مسابقات مسجد لاله‌زار با شركت قراء ممتاز، در دو مقطع زير هجده سال مقام اول را به دست آوردم و هداياي ارزنده‌اي از جمله تعداد زيادي كتاب‌هاي انقلابي و روشنگر مثل كتاب «ولايت فقيه» اثر حضرت امام (ره) كه در آن زمان ممنوع بود، به من اهدا شد. مسابقه ديگري در پايان همان سال برگزار شد كه تعداد بيست تا سي نفر از برترينهاي مسابقه، توسط بانيان خير براي يك سفر تبليغي به عربستان اعزام شدند و من نيز كه 12 سال داشتم با كسب رتبه بالا از جمله آنها بودم و نوروز سال 57 به همراه پدرم با كارواني از قراء و برخي از علماي بزرگوار عازم عربستان شديم. بعد از انقلاب نيز در مسابقات زير شركت نمودم: سال 1361 در اولين دوره مسابقات قرآن جهت انتخاب نفرات برتر و اعزام به حج تمتع، انتخاب شدم؛ سال 1362 در مسابقات جهاني حفظ و قرائت قرآن در تهران رتبه اول حفظ 15 جزء را كسب كردم؛ سال 1364 در مسابقات جهاني حفظ و قرائت قرآن عربستان مقام دوم حفظ 20 جزء را كسب نمودم؛ سال 1366 در مسابقات جهاني حفظ و قرائت قرآن تهران مقام اول حفظ كل را به دست آوردم كه همه اينها از تفضلات الهي به اين بنده بود. آخرين مسابقه‌اي كه در آن شركت نمودم، مسابقات بين‌المللي حفظ و قرائت قرآن كشور عربستان بود. در سال 71، در مكه، كه با توكل بر خداوند و استمداد از عنايات اهل‌بيت عليهم‌السلام علي‌رغم فشاري كه از سوي داوران سعودي براي اول كردن حافظ عربستاني وجود داشت مقام اول رشته حفظ كل اين مسابقات را به دست آوردم، الحمد لله 6 سفر تبليغي به مكه و مدينه داشتم و توفيق زيارت حرمين شريفين، شامل حال من شد و همچنين جهت تبليغ قرآن به كشورهاي سوريه، تانزانيا و اتريش در ماههاي رمضان، مسافرت نموده‌‌ام. در سال 1372 براي داوري در مسابقات بين‌المللي مالزي به اين كشور سفر كردم و هم‌اكنون چند دوره مسابقات كشوري و بين‌المللي جمهوري اسلامي در خدمت هيأت داوران هستم.
س4. لطفاً به صورت كامل، روشي را كه براي حفظ قرآن به كار برده‌ايد ـ شامل روش حفظ، مقدمات آن، نحوه مرور آيات، طريقه حفظ آيات مشابه و ... ـ بيان فرماييد.
ج: براي شروع به حفظ قرآن نكاتي وجود دارد كه جنبه مقدمات معنوي و روحي دارد و توجه به آنها اهميت زيادي دارد.
نيت: ارزش هر عمل صالحي را چگونگي نيت در آن عمل تعيين مي‌كند: «انما الأعمال بالنيات »، پس اهميتِ داشتن نيتي خالص و پاك، بدون هيچ‌گونه شرك و ريا كاملاً روشن و واضح است. البته بايد دقت نمود كه در اين رابطه، كار به وسواس نكشد و توجه به شبهات، انسان را از حفظ آيات نوراني كلام وحي بازندارد و همين كه توجه داشته باشد قرآن را جز براي تقرب به درگاه الهي حفظ نمي‌كند، كافي است.
انگيزه: آنچه آدمي را برمي‌انيگزد تا به سوي كاري رود و آن را به طور كامل انجام دهد، انگيزه است. وجود انگيزه در به سامان رسيدن تمام امور روزانه انسان‌ها لازم و ضروري است. در حفظ قرآن انگيزه‌هاي مادي، ناتوان‌اند كه انسان را به سرمنزل مقصود برسانند، بلكه فرد با توجه به فضيلت حفظ و حافظ قرآن كه در روايات مكرراً بيان گرديده و طلب رسيدن به گنجينه‌اي از نور و دريايي بيكرن از حقايق و لطايف و استلذاذ از انس و الفت هميشگي با كلام خدا استدراك مقامات عاليه اخروي كه در احاديث ائمه اطهار عليهم‌السلام براي حافظ واقعي قرآن پيش‌بيني گرديده مي‌تواند در ايجاد نيتي الهي و انگيزه‌اي پاك در اين مورد مؤثر باشد.
عزم و اراده: عزم به معني بسيج همه نيروها و توانايي‌هاي انساني در تحقق بخشيدن به امري است، لذا داشتن عزمي راسخ و اراده‌اي محكم در رسيدن به مقصود در وادي حفظ قرآن ضروري است.
توكل و دعا: موفقيت در هر امري منوط به لطف و تفضل الهي است پس بعد از آنكه فرد عزم خود را جزم نمود بايد بر خداوند متعال توكل نمايد: فاذا عزمت فتوكل علي‌الله . هرچند انجام امور انسان همه مشروط به عنايات خداوندي است اما او نصرت و فضل خود را مشروط به داشتن عزم و تصميم از سوي انسان فرموده است. در راه كسب عنايات ربوبي دعا بسيار مؤثر است. قرآن كريم مي‌فرمايد: قل ما يعبؤا بكم ربي لولا دعاؤكم . پس شايسته است هر روز قبل از شروع به امر مقدس حفظ قرآن دعاهاي مربوطه را بخواند، كه در اين زمينه يك باب در جلد چهارم كتاب اصول كافي به نام باب الدعاء في حفظ القرآن موجود است و علاقه‌مندان مي‌توانند به آن مراجعه نمايند.
تمركز حواس: تمركز حواس يعني ثابت نگاه داشتن توجه و دقت روي يك موضوع بخصوص (مثلاً حفظ آيات قرآن) و مانع شدن از اينكه اين دقت و توجه به سوي موضوعات ديگر منحرف شود. به عبارت ديگر جلوگيري از نفوذ افكار خارجي كه مي‌خواهد ذهن ما را اشغال كند: فرد در موقع حفظ قرآن بايد تمام هم و غمش حفظ آيات باشد نه چيز ديگر؛ يعني به هيچ چيز جز آياتي كه دارد حفظ مي‌كند، نينديشد. اين امر ممكن است در ابتدا كمي سخت باشد، اما با تمرين و ممارست و دقت و توجه، به دست خواهد آمد. طبيعي است كه عواملي در تشتت افكار مؤثر است كه بايد آنها را از بين برد مثل سرما، گرما، گرسنگي، خستگي، عصبانيت و ... در اين حالات فكر انسان به خوبي نمي‌تواند بر روي يك مسأله، حفظ قرآن، متمركز شود، مخصوصاً بعد از فعاليت سنگين ذهن كه ناشي از اشتغالات تحصيلي يا علمي است، نبايد سريعاً به حفظ پرداخت، بلكه ايجاد فرصتي براي سلول‌هاي مغز جهت بازيابي قدرت خود لازم است. محيطي كه فرد در آن به حفظ مي‌پردازد نيز بايد ساكت و ساكن باشد و داراي زرق وبرق، سر و صدا و آلودگي هوا و دودآلود نباشد، چراكه اكسيژن، نقش مهمي در فعاليت بهتر مغز دارد. براي زمان حفظ بهتر است ساعتي انتخاب شود كه ذهن آمادگي كامل براي جذب محفوظات را داشته باشد، فرد قبل از آغاز به امر حفظ، استراحت كافي نموده باشد، مثلاً صبح و سحرگاهان وقت بسيار مناسبي جهت حفظ است، هرچند نبايد شخص فقط ملزم به صبح‌گاه براي حفظ قرآن شود، بلكه از ساير اوقات شبانه‌روز نيز استفاده نمايد. مهم آن است كه در ساعات مشخص و معيني به حفظ بپردازد و اين ساعات نيز در شبانه‌روز تقسيم شود. مثلاً اگر قرار است دو ساعت براي حفظ وقت بگذارد بهتر است آن را به 3 وقت 40 دقيقه‌اي با فاصله مناسب بين آنها تقسيم كند، در اين صورت از نظر علمي‌ـ‌تجربي نتيجه بهتري عايد او خواهد شد. البته آنچه راجع به شرايط زمان و مكان گفتم حالت ايده‌آل است، بدين معنا كه اگر اين‌گونه باشد كيفيت و كميت حفظ بسيار بالا خواهد رفت، نه اينكه اگر چنين شرايطي نبود كار حفظ تعطيل شود.
وضو: قرآن كريم نور است: «وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً » و وضو نيز داراي نور است: «الوضوء نور » و اين دو نور با هم تجانس بسيار دارند. پس همان‌گونه كه داشتن وضو در تمامي اوقات مستحب و پسنديده است، رعايت آن در هنگام قرائت و حفظ قرآن از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و خود يكي از عوامل تمركز حواس مي‌باشد، كه باطن انسان را نوراني كرده و دل و جان را آماده پذيرش نور قرآن مي‌كند. رو به سوي قبله نشستن در هنگام حفظ، علاوه بر فضيلتي كه دارد، باعث ثابت بودن جهت نشستن مي‌گردد، كه اگر مكان حفظ نيز معين باشد، نقش مؤثري در آمادگي ذهن براي جذب محفوظات جديد و ارايه محفوظات قبلي دارد.
برنامه‌ريزي: يكي از مهمترين و ضروري‌ترين وظايف براي حافظ قرآن، تنظيم يك برنامه روزمره دقيق و حساب‌شده است، بدين معنا كه بايد با در نظر گرفتن ميزان توانايي و آمادگي و با توجه به مقدار وقتي كه براي اين كار در اختيار دارد، حد معيني از آيات را مشخص نموده و همه روزه آنها را حفظ كند. بايد به خاطر داشت كه وقت را انسان به وجود مي‌آورد، و نبايد در انتظار به وجود آمدن فرصت و وقت نشست، چنان‌كه اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرموده‌اند: الفرصه تمر مر السحاب فاتنهزوا فرص الخير . اما با توجه به مشاغل روزمره و آن كه شخص روزي فرصت بسياري در اختيار دارد و روز ديگر وقت كمتري را مي‌تواند به حفظ اختصاص دهد، بايد برنامه‌اش را طوري تنظيم نمايد كه حداقل داشته و حداكثر نداشته باشد، بدين صورت نه اوقات ارزشمندي را از دست خواهد داد و نه عدم التزام به وقت خاصي كه از نداشتن حداقل وقت به وجود مي‌آيد موجب بي‌نظمي او خواهد بود. مقدار حفظ را نيز، بايد بر طبق صفحات مشخص كرد، مثلاً روزي يك يا نيم صفحه را به طور مرتب حفظ نمود كه به تدريج منجر به حفظ تمامي قرآن خواهد شد، البته مهم، استمرار برنامه روزانه است كه در بين برنامه خللي ايجاد نگردد، زيرا بي‌نظمي باعث از هم گسستن اساس موضوع خواهد شد. بايد به اين نكته هم توجه داشت، فردي كه تازه پا به وادي پر فيض حفظ قرآن مي‌نهد، حافظه‌اش توان كمتري در حفظ آيات كريمه قرآن دارد، لذا نبايد از اول مقدار زيادي براي حفظ روزانه در نظر گرفت، بلكه از مقدار كم مثلاً روزي يك‌سوم صفحه يا نيم صفحه شروع كند و به مرور آن مقدار را افزايش دهد، زيرا با انس بيشتر با قرآن توان ذهن جهت جذب معلومات و محفوظات جديد بالا مي‌رود. شخص بايد در برنامه‌ريزي روزانه حفظ، ساعاتي را انتخاب كند كه روح او نشاط و اقبال داشته باشد، و با علاقه و شادابي قرآن را باز نموده، به حفظ آن بپردازد.
رسم‌الخط قرآن: بايد يك نوع قرآن معين با چاپ مرغوب، خط زيبا، كاملاً خوانا، كم زرق و برق، همراه با اعراب‌گذاري دقيق كه كلمات و حروفش درهم و برهم نگاشته نشده باشد، و همراه با ترجمه زيرنويس كلمه به كلمه سليس و روان انتخاب كرد. اين قرآن نبايد داراي زمينه سفيد كه باعث خستگي چشم مي‌گردد باشد، و شماره صفحات و آياتش معتبر باشند، دقت در انتخاب اين نوع از قرآن، عامل مؤثري در سهولت و افزايش سرعت حفظ كردن است. قطع و اندازه قرآن مي‌تواند متنوع باشد، يك قرآن قطع وزيري در منزل و يك قرآن قطع جيبي به همراه كه بتوان از حداكثر اوقات فراغت استفاده نمود، ولي حتماً مي‌بايد نوع خط هر دو قرآن يكي باشد (مثلاً هر دو خط عثمان طه باشد). زيرا اگر از چند نوع خط قرآن استفاده كنيد، باعث اختلاط آيات و صفحات در ذهن شده و ممكن است بعضي آيات جاي خود را در صفحه ذهن نيابند.
همراه حفظ (هم‌مباحثه): معمولاً اقدام به حفظ قرآن به تنهايي و بدون همراهي حداقل يك نفر يار مصمم و جدي، مشكل بوده و در اين صورت التزام محكمي براي ادامه مسير وجود نخواهد داشت. در حالي كه همراه بودن دست كم 2 نفر با يكديگر در حفظ قرآن باعث ايجاد ثبات و نظم در برنامه شده و خود يك تضمين مناسب براي استمرار و تداوم حفظ قرآن است. بدين منظور دو نفر مي‌توانند يك برنامه دقيق و منظم در طول هفته داشته باشند و آياتي را كه براي حفظ تعيين شده از يكديگر تحويل بگيرند.
جلسات حفظ قرآن: تشكيل يك مجمع چند نفري از كساني كه علاقه‌مند به حفظ قرآن هستند و داشتن يك محفل روزانه و يا حداكثر هفتگي بدين منظور و ارايه حفظ به استاد جلسه و استفاده از ارشادات و راهنمايي‌هاي استاد، براي تسريع و تسهيل حفظ قرآن بسيار مناسب و پرفايده است.
آشنايي با روخواني و روان‌خواني: آشنايي كامل با روخواني و روان‌خواني قرآن كريم، ابتدايي‌ترين شرط حفظ قرآن است. در صورت عدم آشنايي كافي با روخواني به صورت سليس و روان، زحمت حفظ آيات دوچندان خواهد شد و به علاوه برخي كلمات به صورت اشتباه به صورت اشتباه و غلط به حافظه سپرده مي‌شوند كه اين كار نامطلوب است و ضمناً در آينده باعث مشكلات زيادي در تصحيح آنها خواهد شد.
شروع به حفظ: براي آغاز حفظ قرآن مي‌توان سوره‌هاي كوچك جزء سي‌ام را كه عموماً مردم با آن آشنا هستند، انتخاب نمود، كه علاوه بر سهولت در حفظ، انسان مي‌تواند آنها را در نمازهاي واجب و مستحب بخواند و لذت حفظ قرآن را بدين طريق تا حدي احساس نمايد و يا از آنجا كه معاني آيات نقش مؤثري در حفظ سريع و آسانتر قرآن دارند، لذا پيشنهاد مي‌شود براي شروع، حفظ قصص قرآن انتخاب گردد، زيرا آيات قصص همواره يك موضوع معين و در عين حال مطبوع و شيرين را تعقيب مي‌كند و بالاخره به نتيجه داستان منتهي مي‌شود، لذا حافظ ترغيب مي‌شود كه حفظ آيات را دنبال كند تا داستان به اتمام برسد و اين پيگيري خود عامل مهمي در حفظ قرآن مي‌باشد. البته بايد توجه داشت كه پراكنده حفظ نمودن اصولاً مطلوب نيست، بلكه اين فقط مقدمه‌اي براي حفظ منظم و حساب‌شده از اول قرآن است، چراكه هنگامي مي‌توان يك برنامه منظم براي حفظ قرآن در نظر گرفت كه از اول قرآن شروع شده و به آخر آن منتهي گردد. بعد از ذكر مقدمات لازم جهت حفظ قرآن به اصل روش حفظ مي‌پردازيم.
روش حفظ قرآن كريم: فرض مي‌كنيم برادر يا خواهري طبق يك برنامه تنظيمي و دقيق، مقرر كرده كه هر روز نيم صفحه از قرآن را حفظ نمايد. وي ابتدا بايد آيات مقرره (نيم صفحه) را چندين بار با دقت تمام و همراه با تأني تلاوت كند، خصوصاً آن افرادي كه با فن قرائت قرآن به روش تحقيق، با تجويد و لحن زيبا آشنايي دارند، مي‌توانند كل آيات نيم‌صفحه را چند بار با دقت و تعمق بر روي تك تك كلمات تلاوت نمايند، چرا كه اين كار علاوه بر آن كه مانع حفظ كردن كلمات و حركات به صورت غلط مي‌شود، باعث آشنايي اجمالي با آيات مورد نظر نيز خواهد شد. از آنجا كه حفظ كردن چيزي نيست جز دقت و تأمل قابل توجه بر روي تك تك كلمات و حروف و استقرار آنها در ذهن، پس براي حفظ هر آيه بايد آن را چندين و هر بار با توجه تمام به هر حرف و كلمه موجود در آن تلاوت كرد. تعداد تكرار هر آيه نيز بستگي به قدرت حافظه فرد و نيز سخت يا آسان بودن آيه دارد. بعضي با سه بار خواندن يك آيه متوسط آن را حفظ مي‌كنند و بعضي نياز به تكرار و تمرين بيشتر دارند. پس با چند بار خواندن آيه ـ به قصد حفظ كردن و همراه با توجه و تأمل كافي، نه فقط خواندن معمولي ـ مقدار زيادي از كلمات آن در ذهن جاي مي‌گيرد، اما هنوز آيه مزبور كاملاً در ذهن جاي نگرفته است. حال بايد آيه را بدون استفاده از قرآن و با كمك گرفتن از حافظه بخوانيد. احتمالاً در هنگام تلاوت از حفظ، به اشكالاتي بر خواهيد خورد كه مي‌توانيد براي رفع آنها به قرآن مراجعه نماييد و رفع اشكال كنيد. بعد از اين مرحله و پس از آنكه آيه به خوبي در حافظه شما جايگزين شد، حداقل پنج بار آيه را از حفظ تلاوت كنيد تا مطمئن شويد كه آن را خوب به خاطر سپرده‌ايد. ملاك نيز، تلاوت روان و راحت آيه محفوظه است بدون آن كه با اشكال يا دشواري مواجه باشيد. توجه داشته باشيد كه تا آيه‌اي را به صورت كامل و متقن حفظ نكرده‌ايد، هيچ‌گاه به سراغ آيه بعد برويد و آن را هم مثل آيه اول حفظ كنيد و آنگاه كه از حفظ مستحكم و متقن آيه دوم مطمئن شديد، يك بار آيه قبل را از حفظ بخوانيد تا ببينيد آيا همچنان مي‌توانيد آن را راحت و خوب تلاوت كنيد، اگر به اشكالي برخورديد آن را رفع نموده سپس آيه اول و دوم را با هم از حفظ تلاوت كنيد. آيه سوم را نيز طبق همين روش حفظ نموده سپس آيه اول، دوم و سوم را با هم از حفظ بخوانيد. همين طريقه را براي حفظ آيات بعدي به كار بريد تا تمام آيات مقرره روزانه شما حفظ گردد. توجه داشته باشيد كه پس از حفظ هر آيه، بازگشتن به آيات قبلي و با هم خواندن آن آيات از حفظ اثر مهمي در ارتباط و تسلسل بين آيات دارد و باعث مي‌شود بتوانيد آيات را به ترتيب، پشت سر هم بخوانيد. پس از اتمام برنامه حفظ، يك بار كليه آياتي را كه تازه حفظ نموده‌ايد از اول تا انتها بخوانيد و اگر به اشكالي برخورديد آن را رفع نماييد. شما مي‌توانيد آيات حفظ شده را به ترتيب عكس از حفظ بخوانيد (از آخر رو به اول). اگر توانستيد آيات را بدين ترتيب بخوانيد، اين نشانه دقت شما در حفظ و نمايانگر استواري محفوظات شماست. توضيح اينكه در مورد حفظ نمودن آيات متوسط و يا طولاني بايد هر چند كلمه از آيه، مثلاً هر سه يا چهار كلمه، را جدا از قسمت‌هاي ديگر حفظ كرد، سپس هر قسمت را به قسمت‌هاي قبل از آن وصل كرد تا آيه تمام شود. البته مي‌توانيد بعد از حفظ هر قسمت آن را فقط با يك قسمت ماقبل خود از حفظ بخوانيد، سپس با تمام قسمت‌هاي قبل از آن متصل نموده و تكرار نماييد. نكته‌اي كه در حفظ كل سوره بهتر است مراعات شود، تقسيم آن سوره به چند دسته آيات و حفظ جداگانه هر دسته، سپس اتصال همه آنها با هم است. البته لازم نيست آيات مربوط به يك دسته را در يك جلسه حفظ كنيد،مهم آن است كه در ذهن خودتان آن را يك دسته و مجموعه به حساب آوريد. با اين عمل، حافظ، تسلط و احاطه بيشتري بر آن سوره خواهد داشت و حجم سوره به نظر كمتر خواهد آمد.
اگر بتوان تقسيم دسته‌هاي آيات هر سوره را بر حسب معني قرار داد و از اين لحاظ آنها را به هم مرتبط كرد، بسيار خوب است. مثلاً سوره مباركه "نبأ" را مي‌توان به سه دسته كه هر دسته آياتش به هم مرتبط است، تقسيم نمود.
الف) از آيه اول تا شانزدهم كه غالباً به بيان پديده‌هاي طبيعي مي‌پردازد.
ب) آيات هفدهم تا سي‌ام كه در وصف قيامت و وضعيت اهل عذاب است.
ج) آيات سي و يكم تا آخر كه خود دسته سوم را تشكيل مي‌دهند .
روشي كه بيان شد، يك روش كلي در حفظ قرآن مي‌باشد كه مورد استفاده و تجربه من قرار گرفته است، البته به موازات پيشرفت در كار حفظ، خودبه‌خود شيوه‌هاي بخصوصي نيز كه در رابطه با هر شخص مختص به خود اوست به وجود مي‌آيد كه در حقيقت تجربه‌هاي شخصي و اختصاصي هر فرد بوده و ممكن است براي ديگران قابل استفاده نباشد.
روش مرور آيات: حفظ كردن آيات، مرحله اول كار است و سختي چنداني ندارد، ليكن مهمتر از آن نگه داشتن آيات محفوظه در خزينه ذهن و دور داشتن آنها از دسترس نسيان و فراموشي در طول زمان است كه اين امر مسئله مرور و تكرار آيات را ايجاب مي‌كند. حافظ قرآن علاوه بر اينكه هر روز ميزان محفوظات خود را از لحا‌ظ كميت افزايش مي‌دهد، بايد سعي كند در كيفيت محفوظات قبلي نيز خللي و ضعفي راه پيدا نكند. در ابتداي شروع به حفظ مقدار محفوظات كم بوده و هر روز مي‌توان تمام محفوظات را مرور كرد اما با زياد شدن محفوظات مرور هر روز تمام محفوظات ممكن نيست، پس بايد برنامه‌ريزي منظمي داشت كه هر چند وقت يك بار ـ مثلاً هر هفته يك بار ـ تمام محفوظات دوره شود. برنامه‌ريزي جهت دوره محفوظات نيز بسته به قدرت حافظه، حجم حفظيات و مقدار اشكالات بايد تنظيم شود، بنابراين برخي احتياج به تمرين و ممارست بسيار دارند و بعضي با اندك ممارست و استمراري موارد اشكال را برطرف نموده و هميشه آمادگي جوابگويي به محفوظاتشان را دارند. در ضمن هر روز قبل از شروع به حفظ مي‌بايد محفوظات روز قبل را مرور نمود.
بهترين روش مرور آيات: خواندن محفوظات، از حفظ و بدون استفاده از قرآن است. در صورت مواجهه با اشكال پس از كمي تأمل اگر اشكال مرتفع نشد، مي‌توانيد به قرآن مراجعه كرده، رفع اشكال نمايد. سپس قسمت داراي اشكال را چند مرتبه تكرار كنيد تا خوب در ذهن جاي بگيرد. مسأله مهمي كه وجود دارد، تلاوت آيات در موقع مرور است، زيرا از ذهن گذراندن آيات و عدم تلفظ كلمات و حروف باعث خستگي و ملامت زودرس ذهن مي‌گردد. لذا مي‌توانيد، در هنگام مرور آيات را با ترتيل بخوانيد تا از مرور ديرتر خسته شويد. در هنگام مرور مي‌توانيد از "همراه حفظ" ـ كه در قسمت مقدمات ذكر شد ـ استفاده كنيد، شما محفوظاتتان را براي او بخوانيد تا در صورت بروز اشكال او به شما تذكر دهد و شما نيز متقابلاً شنونده محفوظات او بوده، رفع اشكالاتشان را بنماييد و يا اينكه مي‌توانيد از كسي كه روخواني قرآن را مسلط است، درخواست كنيد تا آيات مورد نظر را از شما بپرسد و در صورت وجود اشكال، رفع اشكال نمايد. سؤال كردن شخص ديگر از محفوظات انسان، بهترين روش مرور بوده و فشار كمتري را بر ذهن انسان وارد مي‌سازد. اما براي بهره بردن چشم و نيز استقرار محل دقيق كلمات در ذهن، خوب است گاهي مروري دقيق هم از روي قرآن داشته باشيد. اگر زماني حس كرديد كه ذهن شما خسته بوده و توان بهره‌گيري مناسب و مستقيم از حافظه را نداريد، براي مرور مي‌توانيد از نوار ترتيل استفاده كنيد، بدين صورت كه نوار ترتيل آيات مورد نظر را به دقت استماع كنيد و همزمان با قاري، آيات را از ذهن بگذرانيد. بديهي است كه موارد اشتباه توسط نوار در همان لحظه برطرف مي‌گردد. به طور تجربي مي‌توان گفت اين كار فشار كمتري را بر حافظه وارد مي‌سازد، با اين تفاوت كه مرور كردن آيات مستقيماً با استفاده از قوه حافظه، به روشي كه قبلاً ذكر شد، به مراتب از كارايي بيشتر و اثر بهتري برخوردار است. لذا شيوه مرور با استفاده از نوار را به عنوان يك روش فرعي و كمكي نه يك شيوه هميشگي توصيه مي‌كنم. حال اگر كسي علاوه بر مرور آيات با تكيه بر نوار، روش حفظ خود را نيز با شنيدن زياد نوار ترتيل انجام دهد، كار صحيحي انجام نداده زيرا: اولاً با اين كار قوه حافظه تنبل و ضعيف مي‌شود؛ ثانياً خيلي ديرتر به نتيجه مطلوب مي‌رسد، يعني وقت زيادي صرف مي‌كند؛ و ثالثاً محفوظاتش از استحكام چنداني برخوردار نخواهد بود. روش اصولي، كار كشيدن از نيروي حافظه است زيرا حافظه هر قدر فعال‌تر شود، قدرت بيشتر و بهتري خواهد يافت، در حالي كه در روش استماع محض نوار، ذهن فعاليت چنداني ندارد و فقط در اثر زياد شنيدن، آيات به طور سطحي حفظ مي‌شود. هر چند به فعاليت واداشتن ذهن و فكر در ابتدا كمي دشوار است ليكن با كمي صبر و پشتكار روزبه‌روز بر توانايي و قدرت حافظه افزوده شده و پيمودن بقيه راه آسان و ميسر مي‌شود. ضمناً در صورت استفاده از نوار ترتيل سعي كنيد نوارهاي ترتيل كند را كه سرعت كمتري نسبت به ترتيل معمولي دارند مورد استفاده قرار دهيد.
اما چگونگي حفظ آيات مشابه: به تدريج كه بر حجم محفوظات افزوده مي‌گردد، هنگام حفظ نمودن برخي قسمت‌ها به علت تشابه زياد با قسمت‌هاي ديگر، اشكالاتي پديد خواهد آمد. در اينجاست كه حافظ قرآن بايد با ابتكاري از جانب خود و با در نظر گرفتن يك سري رموز و علامت‌هاي قراردادي در بين قسمت‌هاي مشابه، حفظ نمودن آنها را براي خود آسان گرداند. البته اين رموز ممكن است بي‌معني باشند، اما كمك بسياري در تلاوت صحيح آيات مشابه دارند. مثلاً در آخر سه آيه متوالي از سوره "آل‌عمران"، يعني آيات 176 تا 178، سه جمله شبيه به هم وجود دارد كه فقط در يك كلمه به ترتيب زير اختلاف دارند: آيه 176 و لهم عذاب عظيم، آيه 177 ولهم عذاب أليم، آيه 178 ولهم عذاب مهين. حفظ كردن اين سه جمله و توجه به ترتيب اختلافي آنها، قدري وقت‌گير است، اما با استخراج كلمه «عام» از سه حرف اول، سه كلمه فوق مي‌‍توانيم هنگام خواندن آن آيات با به ياد آوردن كلمه رمز، ترتيب آنها را متوجه شويم. اين دسته از آيات توجه بيشتري را مي‌طلبند، لذا شما مي‌توانيد با استفاده از كتاب «معجم‌المفهرس» كه غالباً آيات مشابه را تحت يك لغت مشترك ميان آنها گردآوري نموده، اين گونه آيات را يافته و با هم مقايسه كنيد، سپس وجوه افتراق آنان را كه در ارائه حفظ بهتر كمك مؤثري مي‌باشند، بيابيد.
س5. به نظر شما چگونه مي‌توان قرآن را با شماره آيات و صفحات آن حفظ نمود؟
ج: براي حفظ قرآن با شماره آيات، مي‌توان همراه حفظ هر آيه، شماره آن را نيز به خاطر سپرد، به اين ترتيب كه وقتي آيه را به منظور حفظ كردن خوانده و تكرار مي‌نماييد، شماره آن را نيز ذكر كنيد. البته مي‌دانيد كه شماره هر آيه را در انتهاي آن قرار مي‌دهند نه در اول آن، حفظ نمودن شماره آيات گرچه اندك زحمت بيشتري دارد، لكن فوايدي را نيز داراست. مثلاً اگر حافظ در حين تلاوت، آيه‌اي را فراموش كند، معمولاً با به ياد آوردن شماره آن، آيه را نيز به خاطر خواهد آورد.
اما شماره صفحات اصلاً لازم نيست و اهميتي هم ندارد، حتي اگر كسي تسلط خوبي بر روي آيات داشته باشد، نيازي به حفظ شماره آيات هم ندارد.
س6. لطفاً چند خاطره زيباي قرآني خود را بيان بفرماييد.
ج: از ميان خاطرات مختلف، به گرانبهاترين و افتخارآميزترين قسمت از خاطره‌هايم كه هميشه در ذهن من مي‌درخشد، اشاره مي‌كنم و آن چند ديدار از نزديك با روح خدا، خميني عزيز است كه پس از موفقيت در مسابقات بين‌المللي در چند نوبت، به بركت قرآن، افتخار شرفيابي به محضر آن بزرگ‌مرد، بوسيدن دستان مباركش و ديدن تبسم شيرينش و استدعاي دعاي خير او نصيبم شد. اينها جايزه‌اي بس گرانقدر و ماندني براي من بود و نيز از لحظات به يادماندني من ديدارهاي مكرر با رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي مي‌باشد كه بي‌ترديد حمايت‌ها و تشويقات ايشان يكي از عمده‌ترين عوامل رشد و پويايي حركت قرآني كشور بوده است.
س7. به نظر جناب‌عالي رمز موفقيت در كار حفظ چيست و براي اينكه قرآن‌پژوه پس از مدتي حفظ را رها نكند چه بايد كرد؟
ج: به نظر من، نظم و برنامه‌ريزي در كار حفظ خيلي مهم است، اينكه انسان بداند در روز چه مقدار بايد حفظ كند، در چه مواقعي به حفظ بپردازد و استمرار اين برنامه به نحوي كه فاصله‌اي بين آن نيفتد، سهم بسزايي در موفقيت حافظ دارد. من مشاهده كرده‌ام كه كلاس‌هاي حفظ قرآن ريزش دارد و عده‌اي كه قصد نموده و به كلاس حفظ آمده‌اند، پس از مدتي كار حفظ قرآن را رها مي‌كنند. بنده براي اين عزيزان دو پيشنهاد دارم و گمان مي‌كنم، اگر عمل كنند نتيجه بهتري بگيرند. اول: عجله‌اي براي حفظ قرآن نداشته باشند. حتماً لازم نيست انسان طي يك يا دو يا سه سال حافظ قرآن شود. همين انس با قرآن براي حفظ آن ارزش است هر چند زياد طول بكشد. بعضي يك مرتبه به حفظ علاقه‌مند مي‌شوند و مي‌خواهند ظرف مدت كوتاهي حافظ قرآن شوند. اين تصور صحيح نيست. من هميشه توصيه مي‌كنم براي حفظ، برنامه‌هاي سنگين نگذاريم. دو، سه ماه اول، هر چند حافظه شخص قوي و وقت زياد داشته باشد، روزانه بيش از نيم يا يك ساعت كار نكند، يك آيه در هر روز حفظ كند. چه كسي گفته است روزي بايد يك صفحه حفظ كرد؟ كساني حفظ را رها مي‌كنند كه اول برنامه‌هاي سنگين مي‌گذارند، كمي كه پيش مي‌روند، مي‌بينند كه به زودي به پايان قرآن نمي‌رسند و تازه آنچه را حفظ كرده‌اند نيز از ياد برده‌اند. بعد به اين نتيجه مي‌رسند كه حفظ قرآن كار آنها نيست، پس آن را كنار مي‌گذارند. اگر انسان برنامه ملايمي بگذارد، مثلاً روزي يك آيه حفظ كند ولي به طور دقيق و اصولي كه به زودي فراموش نكند، بعد هم برنامه‌اي براي مرور آيات قبلي داشته باشد، بعد از دو يا سه ماه علاقه او به قرآن دو برابر شده و آمادگي حفظ بيشتر را به صورت صحيح خواهد داشت. دوم: نبايد احساس كند حفظ يك چيز تحميلي است. سخت كار كردن شوق را از بين مي‌برد. اگر انسان كم كار كند و در حالي كه هنوز مشتاق حفظ كردن است، بگويد براي امروز كافي است، آن وقت هر روز مشتاق حفظ كردن است، بگويد براي امروز كافي است، آن وقت هر روز مشتاق است كه روز بعد فرا برسد و مشغول حفظ شود. البته درك مفاهيم قرآن نيز، لذتي براي حافظ ايجاد مي‌كند كه كمتر از حفظ زده مي‌شود و هر گاه حافظ بتواند از اوقاتي كه به حفظ اختصاص مي‌دهد لذت ببرد، همين لذت بردن رمز موفقيت اوست.
س8. جناب‌عالي آموختن معاني و تفاسير آيات قرآن را تا چه اندازه در كار حفظ مؤثر مي‌دانيد؟
ج: توجه به مفاد و ترجمه هر آيه، علاوه بر اينكه به خاطر سپردن آن را براي ذهن آسان مي‌كند، توالي و ترتيب آيات را نيز در ذهن جاي مي‌دهد. اصولاً براي ذهن انسان، حفظ مطالبي كه داراي مفهوم باشد، بسيار راحت‌تر صورت مي‌گيرد تا الفاظ مبهم و نامفهوم و بي‌معني (البته بي‌معني براي فردي كه توجه به ترجمه ندارد). در قرآن كريم معمولاً هر آيه با آيه بعدش از نظر معني ارتباط دارد و راه به دست آوردن اين ارتباط درك مفهوم آيه است و توجه و فهم اين ارتباط خود تأثير مثبتي بر حفظ قرآن مي‌گذارد. براي دستيابي به ترجمه و درك معاني آيات دو راه وجود دارد:
استفاده از قرآن‌هايي كه داراي يك ترجمه روان و حتي‌الامكان تحت‌اللفظي (ترجمه لغت به لغت نه ترجمه آزاد يا تفسيري) باشد كه با بهره‌وري از اين ترجمه بتوان با در نظر گرفتن مقصود هر آيه و پي بردن به چگونگي ارتباط آن با آيه بعد، آنها را آسان‌تر به ذهن سپرد.
اين روش كه اصولي‌تر مي‌باشد، عبارت است از يادگيري مختصر و مفيد قواعد دستور زبان عربي (صرف و نحو) و نيز آشنايي با لغات قرآن تا بتوان مستقيماً به مفهوم ظاهر آيه پي برد. در اين صورت معناي آيات همواره در نزد شخص حاضر است و هر گاه مفهوم آيه را در نظر آورد يا شخصي از او بپرسد، الفاظ آيه در ذهن او تداعي مي‌شود. به علاوه آشنايي مختصر با قواعد زبان عربي باعث مي‌شود حافظ با مواردي چون اعراب در مثل حرف راء در كلمه امرَكم ـ امرُكم ـ امرِكم يا تفاوت در ساختار كلمات مثل «لَن‌يتمنوهُ» با «لايتمنونه» آشنا شده و از خطا در اين موارد مصون بماند، زيرا با دانستن قواعد صرف و نحو، لازم نيست بسياري از موارد اعراب و حركات حروف را به خاطر بسپاريم و اين خود باعث كاهش فشار بر حافظه مي‌شود، خصوصاً در آخر كلماتي كه در آخر آيات بوده يا در محل وقف قرار دارند و معمولاً توجهي به اعراب آنها نمي‌شود. قواعد ادبيات عرب به حافظه در احاطه پيدا كردن به اين گونه موارد كمك شايان توجهي مي‌كند. به دليل اهميت اين مسأله زماني كه بنده مشغول حفظ قرآن بودم، پدرم از من خواستند كه يك دوره دستور زبان عربي را آموزش ببينم و خودشان من را در كلاس آموزش زبان عربي مسجد المصطفي ثبت‌نام كردند و با جديت تمام مرا همراهي مي‌كردند. استاد ما در اين دوره جناب آقاي محمد رضايي مولف كتاب «گامي به سوي قرآن» بودند كه با شيوه‌اي جذاب و جالب تدريس مي‌نمودند. اين دوره در سال 1356 وقتي كه 12 سال داشتم برگزار شد و آموزش‌هاي آن در حفظ كردن من بسيار مؤثر و مفيد بود و كار حفظ را خيلي آسانتر نمود.
اما در مورد تفسير: به نظر من اگر شخص همت نموده تا تمام قرآن را حفظ كند، بايد فقط به معاني آيات توجه نمايد. البته معاني را نيز نبايد حفظ كند، بلكه بايد درك نموده و توجه نمايد و حداكثر شأن نزول آيات را بداند، اما اينكه وقتي را به خواندن و مطالعه تفسير اختصاص دهد، يا اينكه تا تفسير آيه‌اي را نفهميده به حفظ آيه بعد نپردازد، به هيچ عنوان لازم نيست، و نه تنها تأثيري در كيفيت حفظ او ندارد بلكه حركت او را كند نموده و بعضاً به همين خاطر باعث دلسردي او مي‌گردد، لذا شخص بايد پس از حفظ كامل قرآن لازم مي‌دانم، زيرا بر تمام آيات قرآن احاطه دارد و به خوبي، تفاسير آيات را درك مي‌كند، اما در هنگامي كه به حفظ مشغول است، نبايد به سراغ تفسير برود. حال اگر شخصي قصد دارد فقط قسمتي از قرآن حفظ كند يا به صورت موضوعي به حفظ قرآن بپردازد، نه‌تنها مطالعه تفاسير سبك يا حتي سنگين براي او اشكالي ندارد بلكه شخصي كه به حفظ موضوعي مي‌پردازد حتماً بايد تفسير آيات را هم بداند.
س9. براي تشويق اقشار مختلف جامعه به آموزش و حفظ قرآن، همچنين ساير علوم قرآني چه را مؤثر مي‌دانيد؟
ج: البته تشويق كودكان با بزرگسالان متفاوت است. براي خردسالان و كودكان مي‌توان با اعطاي جوايز و هداياي دلخواهشان آنان را نسبت به حفظ تشويق و ترغيب كرد. اما اگر بخواهيم كل اقشار جامعه به سوي قرآن متمايل شوند، بايد مسئولين، فضايي بر جامعه حاكم كنند كه آن فضا قرآني باشد، بايد اهتمام اصلي رسانه‌ها مخصوصاً صدا و سيما بر مسأله ترويج قرآن در جامعه قرار گيرد. اگر زماني تبليغات لازم بر روي قرآن در جامعه انجام گيرد و فضاسازي مناسب ايجاد شود و به اهل قرآن عنايت ويژه‌اي از طرف مسئولين باشد، حتماً جامعه‌اي با فرهنگ قرآني خواهيم داشت. شما ببينيد وقتي رسانه‌ها مسأله‌اي را علم مي‌كنند و اوج تبليغات خود را روي آن مي‌گذارند، همه جا از همان مسأله صحبت مي‌شود و معمولاً اكثريت جامعه تحت‌الشعاع آن قرار مي‌گيرند. مثلاً همين فوتبال كه در سال‌هال اخير همّ و غمّ متوليان امور بر ترويج آن بوده است، به حدي اين تبليغات در اجتماع تأثير نموده بود كه سال گذشته مسابقات استاني حفظ و قرائت قرآن را با تأخير برگزار نمودند، زيرا همزمان با مسابقات جام جهاني فوتبال بود و مسئولين برگزاري مسابقات قرآن، بيم آن داشتند كه به همين خاطر از مسابقات قرآن چندان استقبالي نشود. مشاهده كنيد، چه عاملي باعث شده كه تمام مسائل اجتماع حتي مسابقات قرآني، متأثر از فوتبال و مسابقات آن شده است، به جز تبليغات سنگين رسانه‌ها بر روي فوتبال؟ اگر كسي بگويد كه فوتبال براي مردم جذاب است اما قرآن خير، به او مي‌گوييم نگاهي به كشورهايي كه در زمينه ترويج قرآن در جامعه تا حدي موفق بوده‌اند بيندازد: در كشور پاكستان مردم اهتمام فراواني به قرآن ـ حداقل در ظواهر آن ـ دارند، ما شنيديم كه اين كشور صدها هزار حافظ كل دارد كه ما بسيار از آنها را نيز ديديم. عربستان و سودان نيز نمونه‌هاي ديگر هستند. چگونه است كه در اين كشورها قرآن تا اين حد جاي خود را باز نموده. در اين كشورها اصل فعاليت مسئولين بر مدار ترويج قرآن است. مثلاً در سودان محور كار تلويزيون قرآن است و ساير مسايل در حول و حوش مثلاً در سودان محور كار تلويزيون قرآن است و ساير مسايل در حول و حوش آن دور مي‌زند. در اين كشورها مدارسي تحت عنوان «دار التحفيظ» وجود دارد و حفاظ قرآن رسماً حقوق و مقرري دريافت مي‌كنند. اما در كشور ما فعاليت عمده و برنامه‌ريزي شده‌اي در رابطه با قرآن صورت نمي‌گيرد. گاهي خداوند متعال عنايت مي‌كند و يك پديده قرآني مثل سيدمحمدحسين طباطبايي يا جواد فروغي به وجود مي‌آورد و تا مدتي يك تأثيري در جامع دارد، ولي مقطعي است. حتي روي همين پديده‌ها نيز كار تبليغي مستمر و نتيجه‌بخشي صورت نمي‌گيرد. عده‌اي نيز تلاش و كوشش مي‌كنند ولي تمام اينها چون برنامه‌ريزي شده و مستمر نيست، آن اثري كه بايد داشته باشد، ندارد. بنده مشاهده كرده‌ام عده‌اي از مسئولين حتي روخواني قرآن را هم به طور صحيح نمي‌دانند. در اينجا بايد علاوه بر آنكه روخواني با قرآن را به آنها ياد داد، بايد آنها باور كنند كه قرآن از همه چيز براي مردم بهتر است، آنگاه به ترويج قرآن در بين مردم بپردازند. بنده به يكي از مسئولين كه قسمتي از كارهاي عمده قرآني كشور در دست او بود درددل اهل قرآن و معضلات آن را گفتم و همين مسأله فوتبال را مطرح كردم. ايشان جواب داد: شما چرا انتظار داريد قرآن مثل فوتبال مطرح شود، مردم فوتبال را بيشتر دوست دارند. ايشان حتي به ذهن خود اين مطلب را راه نداد كه پس مردم صدر اسلام كه انس با قرآن را حتي بر خوردن و خوابيدن خود ترجيح مي‌دادند چگونه بودند؟ به جز اينكه به اهميت قرآن پي برده بودند؟ الان حدود 80% مردم ما حتي به روخواني قرآن آشنا نيستند و به جز رهبر بزرگوار انقلاب كه مشوق حقيقي ترويج قرآن مي‌باشند و گفتار و رفتار ايشان حقيقتاً مؤثر هست، ساير مسئولين حتي 10% از راه ايشان در اين رابطه پيروي نمي‌كنند.
س10. چه توصيه‌اي به آنان كه مي‌خواهند قرآن را حفظ كنند داريد؟
ج: توصيه‌ام اين است كه بدانند حفظ قرآن اختصاص به سن خاصي ندارد، بلكه در كشور اسلامي‌مان حفاظي داريم كه در كهولت سن با همتي پولادين به حفظ پرداخته و حافظ كلام نوراني وحي گشته‌اند، هر چند حفظ در دوران نوجواني و جواني از استحكام بيشتري برخوردار است و نيز كليه اشخاصي كه در شرايط معمولي و عادي از نظر حافظه و استعداد قرار دارند، خواهند توانست حافظ قرآن شوند، پس امكان حفظ براي هر فرد معمولي وجود دارد. روايتي نيز از امام صادق عليه‌السلام به اين مضمون وارد گرديده است كه: إنّ الّذي يَعالج القرآن و يحفظه بمشقة منه و قلة حفظٍ له اجران : كسي كه براي حفظ كردن قرآن خود را در زحمت مي‌اندازد و حافظه‌اش ضعيف است و با مشقت قرآن را حفظ مي‌كند، اجرش مضاعف است. اين حديث نشان مي‌دهد همه افراد علي‌رغم تفاوت آنها از لحاظ ميزان قدرت حافظه قادر به حفظ قرآن هستند و آنكه حافظه‌اش ضعيف‌تر است با زحمت بيشتر مي‌تواند به اين فيض مهم نائل آيد و اجري 2 برابر بگيرد.
مسأله حفظ قرآن را صرفاً يك فعاليت سنگين و شاق ذهني تصور نكنيد. هنر حفظ قرآن، هنري است به معني واقعي. به عنوان مثال: كسي كه بخواهد قرآن را طوري حفظ كند كه هم راحت‌تر اين كار را انجام دهد و هم محفوظاتش ماندگارتر و مستحكم‌تر باشد، بايد اين هنر را داشته باشد كه حتي‌الامكان بين آيات متوالي يك ارتباط برقرار نمايد، يا ارتباط حقيقي، در آياتي كه رابطه‌شان در معنا واضح است، و يا ارتباط قراردادي، در آياتي كه ظاهراً ارتباطي با هم ندارند. با اين عمل يك اتصال قوي بين محفوظاتش به وجود مي‌آيد، لذا كمتر نگران فراموش شدن محفوظاتش است، پس از هنر صحيح حفظ كردن، لذت خواهد برد و با كسب اين لذت به حفظ كردن قرآن ادامه مي‌دهد و استمرار در كار شرط نيل به هدف است. هنر ديگر، توانايي تمركز حواس است كه با همت درخور توجه مي‌توان به آن دست يافت و حافظ با متمركز كردن قواي فكري و ذهني حفظ سخت‌ترين آيات و سور مباركه را (كه با عدم تمركز وقت بسياري را بايد براي حفظ آنها اختصاص داد) با صرف وقتي نه چندان زياد و به راحتي در حافظه خود جاي مي‌دهد و رد واقع از اين هنر خود احساس لذت و خرسندي مي‌كند و ديگر براي او حفظ قرآن كاري شاق و دشوار نخواهد بود.
س11. به نظر شما زيباترين آيه قرآن يا حديث يا مطلبي كه در مورد قرآن شنيده‌ايد كدام است؟
ج: براي بنده آيه «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ » خيلي اميدوار كننده و جالب است.

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۲۸
مصاحبه با هادي نگارش حافظ كل قرآن و دوست صميمي و هم مباحثه اي دكتر علم الهدي (سيد محمد حسين طباطبايي):

1. لطفاً خودتان را معرفي كنيد و بفرماييد از چه سني شروع به فراگيري قرآن كرديد و در چه مدتي موفق به حفظ كل قرآن كريم شديد ؟
هادي نگارش هستم و 15 سال دارم. مؤانست با قرآن را از نوزادي شروع كردم. طبق اظهار مادرم در گهواره چندين ختم قرآن استماع كرده‌ام . تا قبل از ورود به دبستان، روانخواني قرآن را فرا گرفتم و جزء 30 را به همراه ترجمه فارسي و انگليسي برخي از قصارالسور حفظ نمودم و سپس جزء 29 را نيز شروع كردم.
حفظ فشرده را از 9 سالگي، كه در پاية چهارم بودم، در مؤسسه جامعة القرآن شروع كردم و در عرض ده ماه و نيم موفق به حفظ كل قرآن به همراه ترجمه و مفاهيم شدم و حتي مباحث مهم تفسيري آيات را نيز مادرم برايم مي‌گفتند. اين در حالي بود كه از دروس مدرسه غافل نبودم و كلاس چهارم را مي‌خواندم و امتحانات هر ثلث را در مدرسه مي‌دادم.
2. چه چيزي موجب تشويق شما به حفظ قرآن كريم شد ؟ پدر و مادر شما در اين زمينه تا چه ميزان نقش داشتند ؟
مشوقان من پدر و مادرم بودند؛ به‌خصوص مادرم و قطعاً در شروع كار و ادامة آن تأثير به‌سزايي داشت.
3. شيوه شما در حفظ قرآن كريم چگونه است ؟
حفظ فشرده را از روزي نيم صفحه با مادرم شروع كرديم. ايشان جمله جملة آيات را مي‌خواندند و من تكرار مي‌كردم و نهايتاً آيه را به طور كامل مي‌خواندند و ترجمه و شأن نزول و نكات راجع به آن آيات را مي‌گفتند و هر چه جلوتر مي‌رفتم، ميزان حفظ بيشتر مي‌شد؛ به‌طوري‌كه در اواخر گاهي به نيم جزء در روز هم مي‌رسيد. با توجه به اينكه به ترجمة آيات واقف شده بودم، فراگيري و حفظ برايم خيلي آسان شده بود.
4. كل قرآن را تحت نظر كدام استاد و يا اساتيدي و در چه مؤسسه اي حفظ نموديد؟
حفظ فشرده را در جامعة القرآن با مديريت حاج آقاي طباطبايي شروع كردم كه صبحها‌ بچه‌هاي پيش دبستاني بودند و بعدازظهر ما چند نفر بوديم. برنامه من اين‌گونه بود كه در منزل با كمك مادرم حفظ مي‌كردم و در كلاس محفوظاتم را تحويل مي‌دادم.
5. هدف شما از حفظ قرآن كريم چه بوده است ؟
قرآن مجموعه‌اي از دستورالعملها و برنامه‌هاي زندگي بشر است كه خداوند سبحان توسط پيامبر عظيم الشأن به بشر ابلاغ كرده و لازمة اينكه ما بنده‌اي متعهد باشيم، اين است كه اين دستورالعملها را درك كنيم و بدانيم. لذا مؤانست با قرآن و حفظ آن مقدمه‌‌اي براي عمل به آن است. از خداوند سبحان خواسته‌ام با اشراف به آيات قرآن، توفيق درك آن و عمل به آن را به من بدهد و عامل قرآن باشم.
6. شيرين ترين خاطره خود در دوران حفظ را بيان كنيد ؟
شيرين‌ترين خاطره‌ام مربوط به آخرين آياتي بود كه حفظ كردم. آن لحظه در ساعت 2 نيمه شب در مشهد مقدس در جوار مرقد پاك حضرت رضا عليه السلام بودم.
7. به چه روشهايي مي‌توانيد قرآن را از حفظ ارائه دهيد ؟
اگر كلمه‌اي يا قسمتي از خود آيه يا ترجمة آن گفته شود، مي‌توانم به جزء ، سوره، صفحه، در ابتدا و انتهاي صفحه و سمت راست يا چپ بودن آن آيه اشاره بكنم و با توجه به اينكه ترجمه و تفسير آيات را هم كار كرده‌ام، مي‌توانم بعد از ترجمة آيات توضيحاتي هم راجع به آن آيه و آيات قبل و بعد آن بدهم.
8. آيا علاوه بر قرآن حفظيات ديگري نيز داريد ؟
بله ، 4 جلد اصول كافي را به صورت موضوعي حفظ كرده و تحقيقاتي هم در نهج البلاغه داشته‌ام و مقالاتي هم نوشته‌ام؛ از جمله: جوانان از ديدگاه امام علي عليه السلام، و حكومت از ديدگاه امام علي عليه السلام كه در همايشها و سمينار‌ها ارائه كردم و مقالاتم حائز رتبه شدند و در نتيجه، مؤانستي هم با نهج البلاغه دارم و برخي از عبارات و حِكَمْ و كلمات قصار آن را حفظ هستم.
9. تا كنون با چه شخصيتهاي مذهبي ، قرآني ديدار كرده ايد ؟
به علت شركت در مسابقات و همايشها، چه در داخل و چه در خارج ازكشور، با بسياري از شخصيتهاي قرآني ايراني و خارجي آشنا هستم.
10. آيا تا كنون جهت تبليغ و يا اجراي مسابقات سفر نموده ايد ؟
بله، در كشور خودمان به اكثر استانها و شهرها جهت اجراي برنامه و شركت در همايشها و سمينارها جهت ارائه مقاله و كتابهايم سفر كرده‌ام. همچنين به كشورهاي خارجي، از جمله به كشورهاي اروپايي مثل آلمان، فرانسه، بلژيك، انگليسو اسكاتلند، سفر كرده‌ام و در بسياري از شهرهاي آن، در مساجد و دانشگاهها و گاهي هم در كليساها اجراي برنامه داشته‌ام. و برنامه راديويي زندة مستقيم هم در راديو بيرمنگهام و راديو منچستر داشتم كه مردم از طريق ايميل سؤالات قرآني و تفسيري و شبهات اعتقادي را مطرح مي‌كردند و من هم پاسخ مي‌دادم و گاهي اين برنامه تا 3 ساعت هم طول كشيد.
در تمام اين برنامه‌ها سؤالاتي دربارة حفظ، آيات موضوعي و شبهات اعتقادي بسياري مطرح مي‌شد. با توجه به اينكه در اكثر كشورها و حتي عربستان، عزيزان اهل سنت در مجالس قرآني زياد شركت مي‌كنند، شبهاتي مثل شفاعت و ... را مي‌پرسيدند و برايشان بسيار جالب بود كه من پاسخ آنها را با آنچه كه مورد قبول خودشان است، يعني قرآن، مي‌دادم.
11. زيباترين خاطره‌اي كه از اين سفرها داشته‌ايد ، چه بوده است ؟
البته خاطره كه بسيار زياد است و لحظه لحظه‌هايي كه در حال سفريم، ماندگار و جاويدند؛ ولي بعضي از آنها آثاري دارد كه آن آثار براي ما مهم است؛ مثلاً در روز جمعه عيد فطر سال 81 در شهر پاريس، قبل از نماز من اجراي برنامه داشتم. درست يادم هست كه جمعيتي بالغ بر 10 هزار نفر ( طبق اظهارنظر مسئولين رايزني فرهنگي ايران در فرانسه) در مجلس شركت كرده بودند و مسجد مملو از جمعيت و حتي خيابانهاي اطراف هم نشسته بودند كه من را به ياد نماز جمعه‌ها و نمازهاي اعياد خودمان در ايران مي‌انداخت. بعد از سؤالات زيادي كه مردم كردند و بحمد الله همه را پاسخگو بودم، شور و هيجان خاصي در بين مردم افتاده بود و همه با الله اكبر، سبحان الله تشويق مي‌كردند و اشك از گوشة چشمان برخي از حاضران جاري بود. بعد از اجراي برنامه، خطيب جمعه پشت تريبون در كنار من قرار گرفت و ضمن تشكر و تقدير از من، خطاب به جمع حاضر مي‌گفت: و الله اين معجزه است. اين عنايت خداست، بچة 10 سالة ايراني كه زبانش عربي نيست، اين‌چنين حفظ است و با قرآن تكلم مي‌كند و جواب سؤالات را مي‌دهد. ما هم بايد بتوانيم تا سال آينده حداقل 10 حافظ را در اينجا تربيت كنيم و اشاره به بزهكاري و آمار بالاي آن در جوانان و نوجوانان در اروپا كرد و گفت كه علتش دور بودن از معارف اسلامي و قرآني است. ببينيد اين اثر معنوي و ملكوتي قرآن است كه در قلب اروپا، در پاريس خطيب جمعه و جماعت تصميم بر تربيت حافظ قرآن جهت كاهش بزهكاري و ترويج معارف ديني در نسل جوانان و نوجوانان مي‌گيرد.
12. تا كنون در چه مسابقات قرآني شركت داشته‌ايد و رتبه شما چه بوده است ؟
از همان سالهايي كه در مدرسه ابتدايي بودم، در مدرسه و اداره و استان ... در مسابقات مختلف شركت مي‌جستم و معمولاً رتبه‌هاي اول تا سوم را كسب مي‌كردم.
13. آيا علاوه بر فعاليت در زمينه‌هاي قرآني ، فعاليت خاص ديگري هم انجام مي‌دهيد ؟
من علاقة زيادي به تحقيق و تأليف داشتم و نتيجة اين تحقيقات هم 7 جلد كتاب است كه همگي به چاپ رسيدند و نيز تهيه و نگارش مقالات زيادي است كه برخي از آنها در روزنامه‌ها و جرايد به چاپ رسيده و در همايشها و سمينارها هم ارائه شده است. اولين كار تأليفي من گلي از گلشن نور است كه در سال 79 در 10 سالگي به چاپ رسيد و همان سال در همايش كتب برگزيدة سال حوزه، رتبه دوم را كسب كرد و خودم هم به‌عنوان جوان‌ترين نويسندة سال معرفي شدم. دومين كار تحقيقي من فهرست قصص قرآن است كه در سال 80 در 11 سالگي چاپ شد. سومين كار تحقيقي من قرآن در زندگي است كه شيوه‌اي جديد در كاربرد آيات قرآن است كه در 3000 صفحه و در 5 مجلد در سال 81 در سن 12 سالگي به چاپ رسيد. كار تحقيق و تأليف آن قريب به دو سال طول كشيد. اين كتاب به همراه فهرست قصص در سومين جشنوارة جوان خوارزمي رتبة سوم را كسب نمود.
و نيز در همايش دانشجويان و طلاب بسيجي در سال 81 به‌خاطر مقالات و كتب( و به طور كلي كارهاي تحقيقي و تأليفي) رتبة ويژة كشوري را كسب نمودم.
در زمينه‌هاي هنري اعم از خطاطي( نسخ و ثلث و نستعليق) و طراحي و گرافيك هم كار مي‌كنم و به كارهاي كامپيوتري هم علاقه‌مندم.
غير از اينها كه عرض شد، مشغول دروس حوزوي هم هستم و در مدرسه امام جواد عليه السلام، ويژة حافظان كل، در پاية پنجم حوزه درس مي‌خوانم . غير از دروس حوزوي، درسهاي كلاسيك را هم مي‌خوانم. برخي از دروس پاية دو را به صورت ارتقايي و جهشي خواندم و سال گذشته، با اخذ ديپلم و گذراندن پيش دانشگاهي موفق به پايان بردن دوران متوسطه تحصيلي شدم و هم اكنون هم در دانشگاه تهران مشغول به تحصيل هستم.
14. چه تصميمي براي آيندة خود داريد ؟
تحصيلاتم را در حوزه و دانشگاه ادامه مي‌دهم تا در هر دو زمينه صاحب‌نظر شوم و بتوانم براي جامعه‌ خود و مسلمانان مفيد باشم.
15. چه سفارشي براي همسالان و حافظان قرآن داريد ؟
توصية من به همسالان خودم اين است كه قدر فرصتها و قدر اوقات خوب جواني را بدانيد به وظيفه‌اي كه بر عهده‌ داريد، تعهد داشته باشيد. خوب درس بخوانيد كه آيندة مملكت در دست شماست.جامعه امروز ما بيش از قبل، به متخصصان متعهد نياز دارد. عزت و بالندگي اسلام در گرو حفظ شخصيت اسلامي شما نوجوانان و نوجوانان و كسب علم و دانش و به حركت در آوردن چرخهاي اقتصادي، علمي، صنعتي كشور به دست شماست. مسلمانان مستضعف دنيا همه چشم به ايمان و دستان پرتوان و مغز متفكر و متعالي شما دوخته‌اند.
اما صحبت دوستانه‌ام، با حافظان قرآن؛ اي سربازان امام زمان! بياييد كاري كنيم تا قرآن هم حافظ و نگهدار ما باشد، قرآني زندگي كنيم، اخلاق و عملي قرآني داشته باشيم تا عملاً مروج قرآن و فرهنگ متعالي قرآن باشيم. يادمان نرود كه هر چه داريم از بركت و عنايت قرآن است. پس با عمل صد در صد به آن، از مهجوريت و مظلوميت آن بكاهيم.

منبع : جامعه القرآن الكريم

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۲۹
بسم الله الرحمن الرحیم

رضا دیانت در سال 1353 به دنيا آمد. در 17 سالگى شور و عشق زيارت‏خانه خدا به دل داشت. حفظ قرآن برايش آرزو بود و ديدن خانه خدا آرزويى بزرگتر. پس چون شنيد كسانى كه در رشته‏ هاى مختلف قرائت، حفظ، تفسير و ديگر زمينه‏ هاى قرآنى رتبه بياورند از سوى سازمان حج و اوقاف به زيارت خانه خدا مشرف مى‏شوند، درنگ نكرد. در 19 سالگى حافظ كل قرآن شد. سرانجام در سال 74 به آرزويش رسيد و دوبار به زيارت خانه خدا نايل آمد.
رضا ديانت دانشجوى دكتراى مهندسى برق و مخابرات دانشگاه صنعتى شريف است. در حال حاضر در مركز تحقيقات مخابرات مشغول كار به روى پايان‏نامه دكتراى خويش است كه عنوان: »كدينگ توأم منبع و كانال براى ويدئوى ديجيتال« دارد.
ديانت در مسابقات سراسرى حفظ و قرائت قرآن كريم كه همه‏ ساله از سوى سازمان حج و اوقاف برگزار مى‏شود طى سالهاى 73 تا 80 يك بار رتبه اول )سال 76)، دو بار رتبه دوم و يك بار رتبه سوم را كسب كرد. وى در مسابقات بين‏المللى حفظ و قرائت قرآن كه در سال 73 در سوريه برگزار شد نفر اول شد. در سال 75 در مسابقات بين‏المللى حفظ و قرائت قرآن در كشور لبنان به ‏عنوان نفر اول برگزيده شد و رتبه دوم رشته حفظ را در سال 76 در مسابقات بين‏المللى در قاهره از آن خود كرد. وى در مسابقات بين‏المللى حفظ و قرائت قرآن كه سال 1383 در كشورمان برگزار گرديد نيز در رشته حفظ كل قرآن عنوان اول را يافت.

چگونه قرآن را حفظ كرديد و بهترين روش حفظ قرآن كدام است؟
روش معمول، حفظ آيه به آيه است و تكرار آنها تا اين كه يك صفحه از قرآن تكميل شود. معمولاً قرآن را از اول شروع مى‏كنند ولى برخى هم نخست، به حفظ جزء سى‏ام قرآن مى‏پردازند. من كار حفظ قرآن را به تنهايى شروع كردم ولى قبل از آن به كلاس تجويد و قرائت رفته بودم كه همين بسيار به من كمك كرد. يعنى قبل از اين‏كه حفظ را شروع كنم با متن قرآن كاملاً آشنا بودم. حفظ آيه به آيه خيلى مهم است ولى مهمتر از آن مرور و تكرار آيات است. تكرار است كه آيات را ملكه ذهن مى‏كند.

براى حفظ آيات قرآن چه پيش‏زمينه‏ هايى لازم است؟
آشنايى با قواعد زبان عربى كافى است. اگر زبان عربى را ندانيد مجبوريد حركات را هم حفظ كنيد. مرور آيات بهتر است كه از حفظ باشد نه از روى قرآن. گوش كردن به نوار تا حدى كمك مى‏كند اما مهمترين عامل، پشتكار و مرور آيات است.

آيا قصد داريد از حفظ به سوى درك مفاهيم حركت كنيد؟
قصد دارم در زمينه تفسير كار كنم و بعد از آن به كتابهاى ديگرى مثل نهج‏البلاغه، صحيفه سجاديه و... بپردازم و مطالعاتى هم در زمينه تاريخ اسلام داشته باشم.

براى اين‏كه جامعه ما با مفاهيم قرآنى آشنا شود چه بايد كرد؟
بايد با قرآن انس گرفت. در واقع انس با قرآن بايد به‏صورت فرهنگ درآيد. مثالى مى‏زنم: در هر خانواده، پدر و مادر واجب مى‏دانند كه فرزندانشان را 12 سال به مدرسه بفرستند و كسى در اين مسئله شك نمى‏كند. اگر پدر و مادر لازم بداند كه فرزندش قرآن را حفظ كند اين كار به‏راحتى طى 12 سال قابل برنامه‏ريزى است. حفظ قرآن بايد به‏صورت فرهنگ درآيد. نياز به اين فرهنگ را دولتمردان، جامعه‏شناسان، فرهنگشناسان و مردمشناسان بايد در عموم مردم و در جامعه ايجاد و القا كنند.

براى آشنايى با مفاهيم قرآن چه نيازى به حفظ داريم؟
براى آشنايى با مفاهيم قرآنى، حفظ، شرط كافى نيست بلكه شرط لازم است. براى كسى كه مى‏خواهد با قرآن انس بگيرد حفظ يكى از شروط اساسى است. كسى كه حافظ قرآن باشد و آشنايى مستمر با كلمات قرآن داشته باشد و قرآن نيز ملكه ذهنش باشد، بهتر مى‏تواند از كتاب‏هاى تفسير يا ساير كتابهاى موجود علوم قرآنى بهره ببرد.
جنبه ديگرى كه براى فرهنگسازى بايد مورد توجه قرار گيرد كه بسيار مهم نيز هست، بحث سرمايه‏گذارى روى اين مسئله است. در واقع روى بحث فرهنگ سرمايه‏گذارى لازم صورت نمى‏پذيرد. بحثها بيشتر سياسى شده‏اند. در حالى كه فرهنگ زيربناست و بايد به هر چيز به اندازه خودش بها داد. اهميتى كه در اين كشور به ورزش داده مى‏شود نسبت به ديگر حوزه‏ ها زياد است. گرچه هيچ‏كس منكر اهميت و ضرورت ورزش نمى‏شود اما مى‏بينيم كه در اين كشور به يك ورزشكار بسيار بيشتر از يك دانشمند ارزش مى‏دهند.

چه بهره‏هايى از قرآن برده‏ايد؟
علاوه بر سفرهاى زيارتى كه از اين طريق نصيب من شده- كه نعمت بزرگى است- در كارهاى روزمره كه انجام مى‏دهم معمولاً براى هر عملى آيه‏اى به نظرم مى‏رسد. قرآن برايم جهت شده است. به‏راحتى از قرآن دليل مى‏آورم و در بحثهايم مى‏توانم ديگران را به‏وسيله آيات قرآن مجاب كنم. به بحثهاى آقاى جوادى آملى يا سخنرانى ديگر علما كه گوش مى‏دهم مباحث را راحت‏تر مى‏فهمم. به‏علاوه، ما حافظان چون مجبور به مرور و دوره كردن قرآن هستيم هر روز با قرآن سر و كار داريم و بهره مستمر مى‏بريم.

چه توصيه‏ هايى براى حافظان قرآن داريد؟
بهتر است حفظ قرآن در جوانى صورت گيرد. به همه ثابت شده است كه قدرت حافظه به مرور كم مى‏شود. توصيه‏ام اين است كه جوانها وقت را تلف نكنند. حفظ قرآن سخت نيست اما زمانبر است. هر انسانى با هوشى متوسط هم مى‏تواند قرآن را حفظ كند. به‏ علاوه، حافظ قرآن بودن به‏طرز عميقى انسان را از گناهان حفظ مى‏كند. هر فرد مى‏تواند قرآن را طى 10 سال حفظ كند بدون آن كه فشارى به او بيايد. حفظ قرآن تأثيرهاى بسيارى خواهد داشت.
منبع : http://forum.jameatulquran.com/postt15.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۳۸
خانم فاطمه حسيني علائي از حافظان برتر روشندل است كه در مسابقات متعدد كشوري موفق به كسب رتبه هاي ممتاز شده است. اكنون سي سال دارد و در حال نوشتن پايان نامه خود در مقطع كارشناسي ارشد و آماده شدن براي شركت در آزمون دكترا در رشته علوم و معارف قرآني است و در عين حال در مركزآموزش قرآن كريم آستان مقدّس حضرت عبدالعظيم (ع) و فرهنگسراي بهمن به تدريس قرآن كريم اشتغال دارد.

همچنين از وي در همايش بانوان برگزيده رشته هاي مختلف قرآني در دوازدهمين نمايشگاه قرآن كريم به عنوان حافظ برتر كلّ قرآن كريم تقدير و تجليل بعمل آمد.

آقاي جواد فتحي جعفرآبادي (همسر خانم علائي) كه خود نيز روشندل مي باشد، حافظ 25 جزء از قرآن كريم و
فارغ التحصيل در رشته كارشناسي ارشد علوم و معارف قرآني است. او نيز همچون همسرش در حال آماده شدن شركت در آزمون دكترا مي باشد.
خانم علائي در پاسخ به اين سؤال كه چطور شد به حفظ قرآن كريم روي آورديد گفت: زمانيكه پنج سال بيشتر نداشتم برادرم قرآن تلاوت مي كرد با قرآن آشنا شدم و به دليل اُنسي كه با قرآن پيدا كرده بودم جزء سي ام قرآن را در همان سن حفظ كردم، پس از آن در مقاطع مختلف، بخش هايي از قرآن را با تشويق معلّمان و خانواده ام حفظ كردم امّا حفظ قران كريم را به طور جدّي از سال دوّم دانشگاه شروع و ظرف مدّت يكسال موفّق به حفظ كلّ قرآن شدم.
وي در ادامه با اشاره به تأثير قرآن در زندگي خود اظهار داشت: هر كس بنا به تخصّصي كه دارد ناچار است كتابهايي را دائماً با خود حمل كند. اين مانند تمثيل امام محمّد غزالي است، كه زماني كتاب هايش را دزد برد و گفت: علمي براي من نمانده است و در پاسخ شنيد: علمي كه در كتاب است همان بهتر كه نماند.
حافظان قرآن ، كتاب خود را در سينه دارند و همه جا قرآن با آنهاست. البته حفظ قرآن به معناي حفظ الفاظ نيست، بلكه بايد معاني و مفاهيم قرآن را همراه با حفظ آيات آموخت. قرآن در مورد همه چيز و براي همه افراد حرف دارد و مي توان به عنوان يك كتاب جامع از آن استفاده كرد. زيبايي هاي قرآن كريم را براي ما نشكافته اند، بايد قرآن را از جنبه هاي گوناگون شناخت تا زيبايي هايش آشكار شود.
خانم علايي در پايان صحبت هاي خود گفت: توصيه من به قشر معلول اين است كه معلوليت را به عنوان اصل و واقعيّت زندگي خود بپذيرند و با آن كنار بيايند. اگر اين اتّفاق بيافتد زندگي خوب و راحتي خواهند داشت.

http://www.abdulazim.com/persian/resource/news/131dsc1.jpg

* منبع
www.abdulazim.com

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۴۱
بسم الله الرحمن الرحیم
دکتر مریم عبدالباقی (حافظ کل قرآن )

نقش مادري زن در تمام تاريخ مورد احترام بوده است. اما با وجود مقدس بودن اين نقش، زن عنصري جدايي ناپذير از اجتماع بشري است گر چه در نگاه خالق حكيم، زن و مرد در گوهر انساني و روح آسماني همتا و همسانند و سهم هر يك از حقيقت آدميت، به يك اندازه است. ولي حكمت الهي اين گوهر ملكوتي را در دو صدف زميني با پيكره هاي متفاوت و البته نيازمند به يكديگر جاي داده است. اما آنچه كه اسلا م از زن معرفي مي كند چيست؟ زنان جايگاه هاي مختلف مادر، دختر و همسر بودن را چگونه مي توانند حفظ كنند. مسئله حقوق زن و نقش زن در طول تاريخ يك مسئله علمي و فكري است اما اينكه تا چه حد اين حقوق انساني اسلا مي به زنان اعطا شده، بحث ديگري است.

مريم حاج عبدالباقي از جمله بانواني است كه توانسته است در مسير رشد و تعالي گام بردارد و براساس نگاه اسلا م به زن و نقش و جايگاه او، بين مسئوليت هاي مختلف خانوادگي و اجتماعي، توازن برقرار كند.
عبدالباقي چهره ناآشنايي براي شما نيست، چرا كه او پس از سال ها تحصيل در دانشگاه و اخذ مدرك دكتراي علوم قرآني از دانشگاه تهران، همراه حفظ قرآن، با اطلا عاتي كه داشت در رسانه ملي به آموزش و بازخواني همه آنچه كه آموخته بود پرداخت و به همين دليل اغلب خانواده ها، او را مي شناسند.

در يك بعدازظهر سرد زمستاني در دانشگاه الهيات با وي درباره آثار حفظ قرآن و رفتار فردي و زندگي اجتماعي به گفت و گو نشستيم:

چه انگيزه اي باعث گرايش شما به سمت حفظ قرآن شد.
در سال 71 آقاي ري شهري اعلا م كردند افرادي كه طي دو سال حافظ كل قرآن شوند، به سفر حج مشرف خواهند شد. من و دوستم خانم بشيري، شروع به حفظ قرآن كرديم.

از چند سالگي كار حفظ قرآن را آغاز كرديد. آيا با برنامه هاي كاري خانواده تداخلي ايجاد نشد؟
۲۹ ساله بودم و براي كارشناسي ارشد هم يك ماه بيشتر درس نخواندم. اما در طول دوره كارشناسي ارشد حفظ قرآن را ترك نكردم. يادم است كه يكي از دوستانم فال حافظ برايم گرفت كه اين بيت آمده بود.
مانعش قلقل چنگ است و شكر خواب صبوح.
بنابراين من حفظ قرآن را در ساعات صبحگاهي و يا آخر شب كه فرزندانم خواب بودند انجام مي دادم. به جرئت مي گويم كه خوش ترين ايام دوران زندگي من، همان چهار سال و نيم بود كه مشغول حفظ قرآن بودم. در آغاز دعا مي كرديم كه بتوانيم زودتر قرآن را حفظ كنيم تا به حج برويم اما پس از مدتي اين جايزه با همه عزيز بودنش در درجه دوم اهميت قرار گرفت و الا ن حسرت آن روزها را مي برم.

حفظ قرآن براي شما چه دستاوردهاي فردي و اجتماعي داشت؟
بهترين ثمره آن اين بود كه من به موضوعات قرآني تسلط يافتم. معمولا ً از زمان نوجواني قرآن زياد مي خواندم و با معاني آن بيگانه نبودم، و با وجود آنكه تسلط كافي به معاني آيات نداشتم اما كرامات پي در پي براي من به ارمغان آورد.

بالا خره به حج مشرف شديد؟
زمان مسابقه فرا رسيده بود اما هشت جزء آخر قرآن مانده بود. من با ترديد در مسابقه شركت كردم و واقعاً انتظار برنده شدن سفر حج را نداشتم. اما حج عمره قسمت من شد كه خاطرات بسيار لذتبخشي از آن دوره دارم. كاش تكرار شود!

خانواده شما چه نقشي در موفقيت شما داشته اند؟
مادرم خيلي مشوق من است. او زني بسيار بااستعداد است كه به علت شرايط زمانه نتوانسته تحصيلا ت خود را ادامه دهد و به گونه اي استعداد خودش را در آموزش و پرورش بچه هايش دنبال مي كند و زماني كه من پايان نامه دكتري را مي نوشتم خيلي كمك حال من شد در كنار او همسري داشتم كه هيچ گاه سد راه من قرار نگرفت.

چرا با وجود اينكه عضو هيئت علمي دانشگاه هستيد هنوز هم در مدارس راهنمايي و دبيرستان تدريس مي كنيد؟
چون با بچه هاي راهنمايي اصولي تر مي شود كار كرد و اينكه هميشه يادم باشد كه از كجا شروع كردم. البته فعاليت در اين مدارس انرژي زيادي از من نمي گيرد.

چگونه توانستيد با بچه هاي نسل سومي ارتباط برقرار كنيد؟
اول از همه بايد فضاي ذهني بچه ها را زير نظر بگيريم. بعضي از معلم ها يك هاله اي از قداست دور خودشان مي پيچند. نمي خواهند بگويند ما مقدس هستيم. بلكه فكر مي كنند كه بايد اين گونه باشند! در نتيجه دانش آموز راهي براي دستيابي پيدا نمي كند. من هماهنگ با بچه ها هستم. مقدس نيستم. هم با آنها گريه مي كنم، هم مي خندم.

فكر مي كنيد فرزندانتان در مورد شما چه قضاوتي مي كنند؟
شايد به نظر فرزندانم، من شخص خيلي مذهبي اي باشم. اما فكر مي كنم كه مثل بقيه، آدم هاي معمولي ام.

با توجه به اينكه شما در برخي از نشست هاي رسانه عمومي نيز شركت مي كنيد آيا راهكارهاي شما براي خانواده ها مناسب بوده است؟
من نمي دانم چرا همه از من توقع مسائل تربيتي دارند. در صورتي كه من هيچ ادعايي در اين زمينه ها ندارم. تخصص من علوم قرآني است.

ما معتقديم كه قرآن بهترين راهكار براي خانواده مي تواند باشد فكر نمي كنيد اين توقع بي جايي نيست!
من قرآن را بارها خوانده ام. حافظ آن نيز هستم. اما اينكه بتوانيم به آن عمل كنيم بسيار سخت است. به هر حال آن بخش از زندگي كه بايد اعتدال را رعايت بكنيم، ناديده گرفتيم و زماني كه فرزندانمان به سني مي رسند كه بايد مسائل ديني را دريافت كنند، پسزدگي ايجاد مي كنيم چون پايه اي و ريشه اي عمل نكرديم. من خودم يادم هست كه هروقت به كلا س هاي تربيتي در آن زمان مي رفتم. مدت ها مشكلا ت من بيشتر مي شد چون نمي توانستم به آن عمل كنم.

به نظر شما، روند حفظ قرآن در جامعه ما، چگونه مورد آسيب قرار مي گيرد.
در حال حاضر در بعضي از كلا س ها با استعدادترين بچه ها در مدت كوتاهي حافظ مي شوند بدون اينكه تثبيت شود و بعد از مدتي براي آنها دلزدگي ايجاد مي شود. من خودم در حفظ قرآن هيچ گاه تا جزئي را كاملا ًيادآوري نمي كردم، سراغ آيه ديگري نمي رفتم.

شما نسبت به فرزندانتان نيز توقع داشتيد كه مسير شما را طي كنند؟
اصولا ً انسان ها نسبت به فرزندان خود هم بسيار ايده ال گرا و هم سخت گير ترند. بنابراين توقع خيلي بيشتري از آنها دارند. من فضاي خانه را بسيار باز گذاشتم دختر بزرگ من دانشجوي هنر در رشته نقاشي است و دختر دوم من دانشجوي زيست شناسي است. آنچه براي من مهم بود اين است كه آنها گرايشات مذهبي داشته باشند. فرزند من روحيه هنري داشت و من فكر مي كردم او نيز مثل خود من است.

روحيه هنري به چه معناست؟
هنر با حس و خيال سر و كار دارد. خيال حد وسط نفس و عقل است به همين دليل خطرات زيادي هنرمندان را دنبال مي كند. ولي اگر تخيل هنرمند با عقل گره بخورد ارتقا مي يابد. من، خيلي روحيه هنري نداشتم در عين اينكه رابطه گرم و صميمي با اعضاي خانواده دارم.

عده اي معتقدند شما در بعضي سخنراني هايتان، گرايشات فمينيستي داريد! اين گونه است؟
هر كسي از ظن خود شد يار من! اما با توجه به چارچوب كه از دين فهميديم بازگو مي كنيم. من اصلا ً فمينيست نيستم. من معتقدم كه بايد براي آدم ها كار كرد.

نظر شما درباره فعاليت هاي اجتماعي - اقتصادي زنان در جامعه چيست؟
معتقدم كه در جامعه اسلا مي اگر شعار اسلا مي دهيم، بايد اسلا مي نيز عمل كنيم. خانم ها بايد تقليل كار داشته باشند. حقوقشان متناسب با تقليل كارشان كم باشد. به يك دليل كه هميشه به كار اصلي كه حفظ چارچوب خانواده است، بپردازند.
آسيب رساندن به حقوق خانم ها به حقوق خانواده و در نهايت، به جامعه آسيب مي رساند. متاسفانه گاهي كوركورانه راهي كه غرب رفته است، ادامه مي دهيم آنها سرشان به سنگ خورده و برگشته اند ولي ما ناآگاهانه در حركت هستيم. همين كه 69 درصد دانشجويان دخترند، فاجعه است. ما بايد هدف هاي جامعه را مشخص كنيم كه چه رشته هايي مناسب خانم ها است. اينكه يك كنكور 90 درصد حفظي است و با روحيه دختر خانم ها سازگار، غلط است.
در نهايت اينكه اگر خانمي درآمد بالا داشت بايد به آن درجه از آگاهي برسد كه اختيارات خود را اضافه نكند و درآمد بالا ي خود را به عنوان برگ برنده در دست نداشته باشد. درواقع بايد بپذيرد كه مرد سرپرست حقوقي خانواده است. زن مثل قلب خانواده و مرد به عنوان مغز خانواده عمل مي كند و وجود قلب مهم تر است از اين جهت كه خانه بدون مادر، ساختارش به هم مي ريزد.

*منبع
همشهری

منبع : http://forum.jameatulquran.com/postt384.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۴۲
بسم الله الرحمن الرحيم

زينب عطارزاده حافظ كل قرآن مجيد و طلبه حوزه

زينب عطارزاده متولد 1364، طلبه حوزه و حافظ كل قرآن مجيد داراي رتبه اول مسابقات حفظ در سطح آموزش و پرورش استان تهران است.
وي مي گويد: «اگر ما با محبت اهل بيت(ع) زندگي كنيم، منتظر فرج امام زمان(عج) باشيم و در زمينه سازي براي ظهور امام زمان(عج) و جلب رضايت خداوند تلاش كنيم، خداوند به ما بيچارگان رحم خواهد كرد، زيرا لطف و مهرباني خداوند بر قهر و غضبش غلبه دارد و من از مرگ نمي ترسم».
عطارزاده بهترين زمان شروع حفظ قرآن مجيد را كودكي مي داند و مي گويد؛ «طبق فرمايش حضرت علي(ع) اگر در كودكي چيزي به حافظه سپرده شود، مانند حك كردن آن روي سنگ است. در حالي كه فرا گرفتن در سنين بالا، مانند نوشتن روي آب است».

گفت وگو :
¤ خود را معرفي كنيد؟
زينب عطارزاده، متولد 1364، سال دوم حوزه و حافظ كل قرآن كريم.

¤ چطور شد كه به فعاليت هاي قرآني رو آورديد؟
وقتي كوچك بودم، مادرم من را به كلاس مي فرستاد و با من كار مي كرد تا با قرآن انس بگيرم، اما چهار سال پيش به دليل عشق و علاقه به كلام خدا تصميم به حفظ گرفتم.

¤ مشوق شما؟
پدر و مادر و استادهايم به خصوص آقاي بحرالعلوم و آقاي پرهيزگار.

¤ اولين مقام قرآني در چه زماني و چه سطحي بود؟
وقتي حدود هشت- نه ساله بودم در سطح ناحيه، اما يادم نيست چه مقامي كسب كردم.

¤ آخرين مقام قرآني؟
نفر سوم در مسابقات ستاد مشترك سپاه پاسداران.

¤ مهمترين چيزي كه در انس با قرآن به دست آورديد؟
پيدا كردن يك همدم و سنگ صبور به نام قرآن.

¤ در زمينه درك مفاهيم آيات تا چه حد تلاش مي كني؟
در اوقات فراغتم تا جايي كه بتوانم سعي مي كنم معاني قرآن را بخوانم.

¤ چطور مي توان بچه هاي هم و سن و سال تو را به سمت فعاليت هاي قرآني گرايش داد؟
با جذابتر كردن فعاليت هاي قرآني.

¤ با كدام سوره و آيه قرآن بيشتر مأنوس هستي؟
سوره حمد و آيات 190 تا 194 سوره آل عمران.

¤ وقتي دل نگران مي شوي كدام آيه را زمزمه مي كني؟
الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكرالله الا بذكرالله تطمئن القلوب (آيه 28 سوره رعد).

¤ براي اين كه عامل به قرآن باشيم چه كنيم؟
هميشه اين را مدنظر داشته باشيم كه خدا و امام زمان(عج) تمام اعمال ما را مي بينند.

¤ اگر در روز ظهور امام زمان(عج) به خدمت ايشان برسي از او چه مي خواهي؟
از او مي خواهم كه اجازه دهد فدايش شوم و من را لايق اين بداند.

¤ چه چيزي تو را عصباني مي كند؟
وقتي كسي روي حرف ناحقش پافشاري كند و به هيچ صراطي هم مستقيم نباشد.

¤ در هنگام خشم چه كار مي كني؟
خيلي سعي مي كنم خشمم را بروز ندهم، اما متأسفانه گاهي اوقات نمي شود.

¤ دنيا چگونه جايگاهي است؟
در اصل جايگاه توشه برداري براي آخرت و معرفه الله است، گرچه اكثرهم لايعلمون هستيم و به متاع قليلي از آن اكتفا مي كنيم.

¤ آيا از مرگ مي ترسي؟
به نظر من اگر ما محبت اهل بيت(ع) را داشته باشيم، منتظر فرج امام زمان(عج) بوده باشيم و سعي خود را هم در زمينه سازي براي ظهور امام زمان(عج) و جلب رضايت خداوند كرده باشيم، خداوند به ما بيچارگان رحم خواهد كرد؛ زيرا من اعتقاد دارم لطف و مهرباني خداوند بر قهر و غضبش غلبه دارد و من از مرگ نمي ترسم.

¤ تعبير خود را از مرگ بيان كنيد؟
رهايي از غل و زنجيرها و پرواز كردن به سوي محبوب.

¤ انسان زيستن وظيفه دشواري است، نظر خود را راجع به اين جمله بيان كنيد؟
خيلي سخته، اما شيرين.

¤ فرض كنيد از كوچه تان مي گذري چند تا نوجوان هم سن خودت را مي بيني كه به آزار و اذيت عابران مشغولند، خطاب به آنها چه مي گويي؟
به آنها تذكر مي دهم، اما با چه زباني ديگر بستگي به موقعيت دارد.

¤ يك جمله خطاب به پدر و مادر؟
بهترين ها را برايتان آرزو دارم كه عمرتان را پاي من گذاشتيد.

¤ عاشق چه چيزي هستي؟
سير و سلوك.

¤ آخرين كتابي كه مطالعه كردي؟
آمريكا بدون نقاب.

¤ ميانه ات با ورزش چگونه است؟
ورزش را دوست دارم به خصوص شنا و ژيمناستيك.

¤ تيم فوتبال محبوب شما؟
تيم ملي.

¤ چرا كساني كه با قرآن مأنوسند، از آرامش بيشتري برخوردارند؟
چون با سرچشمه آرامش مأنوس هستند.

¤ چه جايي لازم است كه سكوت كنيم؟ د
ر مواجهه با ابلهان و بي منطقان.

¤ عزت انسان در چيست؟
پيرو اهل بيت(ع) باشد و زير بار ذلت نرود.

¤ دوست داري جاي چه كسي باشي؟
فضه (خادمه حضرت زهرا«س»).

¤ آخرين معدل تحصيلي ات؟
.19

¤ شب هاي امتحان چه كار مي كني؟
درس مي خوانم.

¤ سخت ترين درس؟
زبان.

¤ سرجلسه امتحان چه دعايي را زمزمه مي كني؟
آيه الكرسي.

¤ مي خواهي در آينده چه كاره شوي؟
ان شاءالله معلم عربي.

¤ در اوقات فراغت بيشتر به چه كاري مشغولي؟
گاهي تفكر در آيات قرآن، گاهي تفكر در اعمال و رفتارم و گاهي تماشاي تلويزيون.

¤ براي تولد دوستان چه چيزي تهيه مي كني؟
چيزي كه فكر مي كنم دوست دارند.

¤ اگر امروز آخرين روز زندگيت باشد براي آن چه برنامه اي داري؟
انسان بايد هميشه طوري زندگي كند كه گويا هر روز آخرين روز زندگيش است، اما اگر بدانم كه امروز آخرين روز زندگي ام است به خاطر تمام كوتاهي هايم از خداوند طلب مغفرت مي كنم و از همه حلاليت مي طلبم.

¤ آخرين باري كه به پدربزرگ و مادربزرگت سر زدي؟
عيد غديرخم.

¤ مهمترين آرزوي مادي تو؟
كشورمان با سرعت تمام پيشرفت كند و خيلي زود شاهد اين باشيم كه از نظر معنوي و علمي سرآمد جهان است.

¤ يك بيت شعر خطاب به بچه هاي مدرسه؟
روزي كه برآمدي زمادر عريان ... جمعي به تو خندان و تو بودي گريان ... كاري بكن اي دوست كه وقت رفتن ... جمعي به تو گريان و تو باشي خندان.

¤ تقاضاي شما از مسئولان عرصه قرآن؟
با تشكر از زحماتشان از ايشان مي خواهم كه فرهنگ قرآن را گسترش بيشتري بدهند.

¤ بهترين رتبه اي كه درمسابقات كسب كرده اي؟
رتبه اول مسابقات آموزش و پرورش دراستان تهران.

¤ موفقيت هاي ديگر شما به جز عرصه قرآن؟
موفقيت دردرس و رسيدن به چيزي كه از خدا مي خواستم، يعني قبول شدن درحوزه.

¤ قرآن از ديدگاه شما؟
يهدي للتي هي اقوم (آيه 9 سوره مباركه اسراء)

¤ تاثير قرآن درزندگي شما؟
باعث آرامش قلبي ام شده واحساس مي كنم نسبت به گذشته از امتحانات الهي سربلندتر بيرون مي آيم.

¤ شيوه شما براي حفظ؟
ابتدا يك بار آيه را از رو مي خواندم، سپس اگر آيه بزرگ بود به چند قسمت و اگر متوسط بود به دو قسمت تقسيم مي كردم و آن قسمت ها را يكي يكي حفظ مي كردم. ضمناً نوار آيات را چند بار گوش مي كردم تا آهنگ ولحن آنها را ياد بگيرم.

¤ دركجا قرآن را حفظ كرديد؟
موسسه جامعه القرآن الكريم.

¤ چگونه مي توان قرآن را بين نسل جوان نهادينه كرد؟
با نفوذ دادن فرهنگ قرآن دردل وجان آنها به وسيله شناساندن قرآن.

¤ بهترين زمان براي حفظ قرآن؟
كودكي و نوجواني چون طبق فرمايش حضرت علي (ع) اگر دركودكي چيزي به حافظه سپرده شود، مانند حك كردن آن روي سنگ است. درحالي كه فراگرفتن درسنين بالا مانند نوشتن روي آب است.

¤ از اعجاز قرآن بگوييد؟
معجزات قرآن را هر روز داريم مشاهده مي كنيم و دشمنان اسلام هم از همين حق بودن قرآن مي ترسند. براي آنها كاملاً روشن است كه دين اسلام و قرآن حق است، براي همين درصدد نابودي اين دين مقدس هستند، اما خداوند دين خود را حفظ خواهد كرد. (انانحن نزلنا الذكر واناله لحافظون سوره حجر آيه 97)

¤ خاطره اي از زمان حفظ قرآن؟
همه روزهاي همراه بچه هاي قرآني، شيرين و خاطره انگيز است. به خصوص روزهايي كه به اردو مي رفتيم.

¤ يك پيام قرآني به دوستان؟
هل ادلكم علي تجره تنجيكم من عذاب اليم. تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالكم و انفسكم ذالكم خير لكم ان كنتم تعلمون (آيه 10 و 11 سوره صف)

¤ الگوي شما در زندگي؟
مادرعزيزم حضرت فاطمه زهرا(س)

¤ بزرگي انسان را در چه مي دانيد؟
در بزرگي روحش.

¤ چه قدر با خدا حرف مي زني؟
خيلي زياد.

¤ شهرت را درچه مي بيني؟
عطوفت و مهرباني با مردم وساده زيستي و تواضع درعين قدرت و ثروت.

¤ روح شما چندساله است؟
ويسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربي و ما اوتيتم من العلم الا قليلا (آيه 85 سوره اسراء)

¤ زيباترين صدايي كه دوست داري بشنوي؟
آيه لو انزلنا هذاالقرآن علي جبل... (آيه 21 سوره حشر) با صداي استاد عبدالباسط

¤ راز جاودانگي؟
تمسك به قرآن و اهل بيت.

¤ سخت ترين بخش كارتان؟
من با نوار استاد پرهيزكار قرآن را حفظ مي كردم و گرفتن آهنگ بعضي آيات خيلي برايم مشكل بود.

¤ فرق امروز شما به زماني كه با قرآن مأنوس نبودي؟
آن موقع هميشه يك جوري احساس تنهايي و سردرگمي مي كردم، اما حالا چون به آنچه مي خواستم رسيده ام، آرام گرفته ام.

¤ تا به حال چند نفر را توانسته اي به اين وادي بكشاني؟
هرچند نفر را كه به اين وادي كشانده باشم وظيفه ام بوده و محبوبترين كار نيك نزد خدا محفوظ ترين آنهاست.

¤ مقدس ترين واژه به نظر شما؟
الله

¤ اولين گياهي كه به دست خود كاشتيد؟
نخود.

¤ چه قدر به آراستگي ظاهري اهميت مي دهي؟
زياد

¤ نظرتان در مورد عشق؟
عشق يعني با بدن خونين به دنبال مولا دويدن (عشق حضرت زهرا به امام علي عليه السلام) عشق يعني تابوت تيرباران شده از كين، عشق يعني عكس سه ساله تشنه را در آب ديدن (آب نخوردن حضرت ابوالفضل به خاطر عشق به مولايش)، عشق يعني قرآن خواندن سر بريده روي نيزه (عشق امام حسين عليه السلام به خداوند)....

¤ مهتاب؟
زيناها للناظرين (آن را براي بينندگان زينت داديم)

¤ صداي رعد و برق؟
بيم و اميد

¤ پول؟
حلالش را بخور.

¤ خدا؟
نورالسموات والارض، معشوق، معبود...

¤ اولين استاد شما؟
بعد از مادرم خانم نوري.

¤ از چه چيزي هراس داريد؟
ترس از عاقبت به خيرنشدن.

¤ معمولا پاسخ احوالپرسي را چگونه مي دهي؟
الحمدلله.

¤ جواب خداحافظي؟
خداحافظ به سلامت.

¤ آيا وسط كار حفظ چيزي بوده كه تو را دلسرد كند؟
نه

¤ فكر مي كني چكاره شوي؟
معلم عربي.

¤ لذت بخش ترين لحظه زندگي؟
جان دادن در راه خدا درحالي كه سر به دامن محبوبم امام زمان(عج) داشته باشم.

¤ سخت ترين لحظه؟
غروب روزهاي جمعه.ذوق جهان ندارد بي دوست زندگاني /بي دوست زندگاني ذوق جهان ندارد

¤ بهترين همدمتان؟
قرآن.

¤ ميانه شما با مطالعه؟
مطالعه را دوست دارم به خصوص كتاب هاي مذهبي و اخلاقي.

¤ بهترين شغل دنيا؟
مبلغ اسلام.

¤ يك آرزو براي مادرتان؟
به آرزوهايش برسد.

¤ يك پيام براي دوستانت؟
دوستتان دارم و براي من عزيز هستيد.

¤ بهترين جاي دنيا؟
سرزمين عشق، كربلا.

¤ چگونه مي توان با خدا حرف زد؟
نماز خواندن.

¤ يك ضرب المثل قشنگ؟
از محبت خارها گل مي شود.

¤ آينده را چگونه مي بيني؟
نمي دانم، روزگار مانند سيبي است كه به هوا پرتاب مي شود و هزار چرخ مي خورد تا به پايين مي رسد. نمي شود آن را پيش بيني كرد.

¤ پنج كتاب براي جزيره خلوت تنهايي خويش؟
كتاب هاي خاصي مدنظرم نيست. كلاً كتاب هاي مذهبي و اخلاقي را دوست دارم.

¤ دنياي شما چگونه است؟
مثل دريا گاهي خروشان و گاهي آرام.

¤ چيزي كه خوشحالتان مي كند؟
آقاي احمدي نژاد در رسيدن به هدف هايش (عدالت محوري، مهرورزي، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت مادي معنوي كشور) موفق شود.

¤ چيزي كه باعث آزارتان مي شود؟
ديدن ناراحتي كساني كه دوستشان دارم و كاري هم از دستم برنمي آيد.

¤ كتاب موردپسندتان در تنهايي؟
مقتل امام حسين(ع) و يا ديوان حافظ.

¤ چيزي كه دوست نداريد بپرسيم؟
مسائل خيلي خصوصي.

¤ چه كتاب هايي را هيچ گاه نمي خريد؟
هر كتابي را كه خوشم بيايد مي خرم، در هر زمينه اي كه باشد.

¤ مشهورترين حافظ قرآن؟
غريب ترين آنها امام زمان(عج).

¤ باب الحوائج شما؟
حضرت حجت بن الحسن(عج).

¤ رابطه شما با خدا؟
صميمانه همراه با شرمندگي از كوتاهي.... بودم پي گناه و تو چون سايه برسرم ... عمريست كز شرمندگي آه مي كشم.

¤ آرزوي شما؟
ظهور امام زمان(عج) و شهادت در ركاب آن حضرت.

¤ بهترين مكاني كه رفته اي؟
حرم امام رضا(ع).

¤ شادترين خبري كه شنيده اي؟
خبر رأي آوردن آقاي احمدي نژاد در انتخابات.

¤ بهترين كتابي كه خوانده اي؟
علم اخلاق.

¤ بهترين جاي زندگي ازنظر شما؟
شهرك شهيد محلاتي!

¤ يك دعا؟
اللهم اجعل محياي محيا محمد و آل محمد و مماتي وممات محمد و آل محمد.

*منبع
روزنامه كيهان

منبع : http://forum.jameatulquran.com/postt319.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۴۴
بسم الله الرحمن الرحیم

مرضيه محمدي پسند حافظ 17 ساله ی كل قرآن كريم به بيست زبان زنده دنيا

حافظ كل قرآن كريم و نهج البلاغه و بخشي از صحيفه سجاديه و آشنا به چندين زبان خارجي؛ مترجم بخش زيادي از آيات قرآن و فرمايشات ائمه اطهار(ع) و وصيت نامه حضرت امام خميني(قدس سره) و اشعار بعضي از شعراي معروف به 20 زبان زنده دنيا؛ آشنا به فن شعر و شاعري و مترجم بعضي از آيات قرآن به شعر فارسي، تركي، كردي، انگليسي و فرانسه؛ نفر ممتاز مسابقات دانش آموزي در رشته حفظ، قرائت و مفاهيم قرآن كريم؛ و حافظ معاني و ترجمه كل سور قرآني با ذكر اسم سوره ، تعداد آيات ، كلمات و حروف كل سور قرآني و حافظ بيش از 500 موضوع قرآني با ذكر اسم سوره و آيات مربوطه.

گفت و گو :
- از چه سني شروع به حفظ كردي و مشوقتان چه كسي بود؟
از سن 4سالگي به اتفاق برادرم شروع به حفظ قرآن كرديم و پدر و مادرم كه هر دو حافظ كل قرآن هستند خيلي دوست داشتند كه ما هم قاري و حافظ قرآن بشويم. ما از دانش پدرم كه به عنوان استاد قرآن صاحب تجربه هاي بسيار خوبي است و با روش هاي خاصي چون روش اشاره، قصه گوئي، ترجمه داستان هاي قرآن، استفاده از ضرب المثل ها و اشعار و تصاوير و... بسيار استفاده كرديم و روزبه روز علاقه مان افزونتر گشت.

- چه طور شد كه تصميم به حفظ قرآن كريم گرفتيد؟
الحمدلله من در محيطي چشم به جهان گشودم كه به قرآن و يادگيري قرآن و مطالعه اهميت زيادي داده مي شد و در روند رشد خود شاهد فعاليت هاي چشمگير پدر و مادرم در زمينه آموزش قرآن به علاقمندان بودم. بويژه پدرم كه حدود 26سال است علاوه بر تدريس قرآن در دانشگاه و حوزه هاي علميه و صدا و سيما در جلسات هفتگي در منزلمان به نوجوان و جوانان قرآن تدريس مي كند من و برادرم تحت تأثير اين فضاي روحاني از همان بچگي حفظ كردن قرآن را خيلي دوست داشتيم و الحمدلله توانستيم كل قرآن را حفظ كنيم.

- در آينده دوست داريد چه كاره بشويد؟
دوست دارم دندانپزشك بشوم تا از اين طريق خدمتي به جامعه و كشورم انجام بدهم و در حال حاضر تمام سعي خود را مي كنم تا از نظر علمي رشد كنم من حتي در اوقات فراغت و تابستان ها هم در كلاس هاي آموزشي و فوق برنامه شركت مي كنم تا به آساني به اهدافم دست پيدا كنم جوانان امروز به فرموده امام خميني(ره) اميدهاي آينده هستند و بايد با ذهن شكوفاي خود طرح هاي نوين و بهتري براي زندگي ترسيم كنند و با برنامه ريزي صحيح كار خود را بر مبناي درستي، صداقت و ايمان پيش ببرند چراكه هرقدر ايمان قويتر باشد بهتر مي توان با مشكلات دست و پنجه نرم كرد.

- مثل اينكه شما شاعر هم هستيد و ترجمه فارسي سوره اخلاص را به شعر سروده ايد، ممكن است آنرا برايمان بخوانيد.
اي محمد گو كه آن يكتا خداست
واحديت ذات پاكش را رواست
بي نياز از خلق آن رب الانام
بلكه محتاجند به او هر خاص و عام
نيست زاينده نزاده از كسي
عقل و درك عاجز ز توصيفش بسي
مثل و مانندي ندارد آن خدا
وصف ذاتش عاري از هر انتها

- چه كسي استعدادهاي شما را كشف و در شكوفا شدن آنها كمك كرد؟
خداوند متعال توانائي هايي در انسان ها بويژه در ايام جواني قرار داده كه مي تواند معجزه كند و كوه ها را جابه جا كند حقير هم به ياري خداوند بزرگ و با تمرين و ممارست زياد و تحمل سختي ها و با روش خاص آموزشي پدرم كه در استعداديابي جوانان تجربه ويژه اي دارد توانستم اين تجربيات ارزشمند را كسب نمايم و اين ميسر نمي شد مگر با برنامه ريزي صحيح و تكرار فراوان كه يكي از اصول مهم زيربنايي است و اين قاعده به معني الدرس حرف و التكرار الف (يكبار بخوانيد و هزار بار تكرار كنيد) بسياري پايه اي است.

- به نظر شما حفظ قرآن كريم به 20 زبان خارجي چه تأثير و فوايدي دارد.
همانطوريكه عنايت داريد خيلي از افرادي كه مسلمان شده اند از طريق آشنائي با آيات ترجمه شده قرآن كريم به زبانهاي خارجي به حقايق و مفاهيم والاي قرآن كريم پي برده اند و به اسلام گرويده اند و الحمدلله به بركت آيات بي نظير كلام الهي روز به روز نيز به آمار تازه مسلمانان اضافه مي شود و در اين راستا حضرت امام خميني(ره) درخصوص لزوم آشنائي به زبانهاي خارجي مي فرمايد: امروز احتياج است كه زبانهاي زنده دنيا در برنامه هاي تبليغات اسلامي بويژه مدارس و دانشگاه لحاظ شود امروز بايد در همه جاي دنيا اسلام و قرآن را به زبانهاي خارجي تبليغ كنيم بنابراين من هم اميدوارم به ياري خدا و به مصداق فرمايشات معمار كبير انقلاب در تبليغ فرهنگ مقدس قرآني به زبانهاي مختلف دنيا حضوري فعال و چشمگير داشته باشم چون شيواترين بيان براي معرفي واقعيتهاي دين مبين اسلام به جهانيان بيان رساي قرآن است.

- يادگيري و تكلم به 20 زبان خارجي چه مشكلات و سختي هايي داشت؟
البته ما هرگز فكر نمي كرديم كه روزي من و برادرم بتوانيم كه ترجمه آيات قرآن را به 20 زبان ياد بگيريم ليكن با عنايت خداوند متعال الحمدلله اين مشكل حل شد و به تدريج در طول چندين سال اين تجربيات را كسب نموديم به اين صورت كه پدرم ابتدا تلفظ زبانها را با حروف فارسي مي نوشت و از سنين 4 سالگي به من و برادرم ياد مي داد و ما هم با اشتياق فراوان و با تمرين و تكرار زياد بتدريج هم آيات مباركه قرآن را و هم برخي از فرمايشات ائمه اطهار(ع)، امام خميني(ره) و تعدادي از اشعار شعراي معروف را به زبانهاي مختلف ياد بگيريم. شايان ذكر است كه يادگيري تجربيات مذكور و ساير برنامه هاي فرهنگي- قرآني به نظر من كار خارق العاده اي نيست كه نيازمند ضريب هوشي بالا و استثنايي باشد بلكه مستلزم يك شيوه آموزشي متناسب با سطح يادگيري و تمرين و ممارست است.

- اوقات فراغت خود را چگونه مي گذرانيد؟
تلاوت قرآن به اتفاق خانواده، مطالعه كتب، مجلات و روزنامه هاي مختلف، تماشاي تلويزيون، كوه نوردي، تفريح، ورزش، نقاشي، خطاطي، ديد و بازديد اقوام و دوستان و...

- بهترين برنامه قرآني كه تاكنون اجرا كرده ايد؟
من به اتفاق برادرم در مسابقات مختلف قرآني و نيز محافل قرآني زيادي شركت نموديم كه بهترين آنها اجراي برنامه هاي قرآني در مكه معظمه و مدينه منوره و نيز در نزد مقام معظم رهبري و در مسابقات بين المللي قرآن در جمع چهره هاي مختلف از كشورهاي مسلمان بود.

- ميانه تان با ورزش چگونه است؟
ورزش زمينه ساز تندرستي و مهمترين داروي سلامتي انسانهاست. ورزش منظم سلامت جسمي و عقلي را تضمين مي كند و نقش مهمي را در جهت نشاط و شادابي ايجاد مي كند ورزش يكي از مهمترين عوامل وحدت و همبستگي ملي است و هيچ پديده اي مثل ورزش اين چنين افراد را با گرايش هاي مختلف به هم نزديك نمي كند.
دين مبين اسلام با عنايت به روايات و احاديثي كه درباره اهميت ورزش از ائمه اطهار(ع) آمده همواره به ضرورت و اهميت ورزش تأكيد فراوان دارد.

- زيباترين آرزوي شما چيست؟
«يارب هر آنچه مرا به ياد تو آورد زيباست» من چند آرزو دارم:
1- آرزوي من و همه كساني كه در دل آرزوي بهار حقيقي مي پرورند ظهور حضرت مهدي صاحب عصر و الزمان است.
2- اتحاد و انسجام مسلمين جهان براي رسيدن به اهداف اسلام ناب محمدي و نابودي دشمنان اسلام
3- حفظ سلامتي و آبروي پدر و مادرم و همه مسلمين
4- بتوانم فرهنگ مقدس قرآن را در سطح جهان تبليغ كنم
5- در رشته دندانپزشكي قبول بشوم.

- راز موفقيت خود را در چه چيز مي دانيد؟
توسل به خدا و ائمه اطهار(ع) ، نظم و برنامه داشتن و استفاده از لحظه لحظه هاي عمرم و عشق به قرآن كريم و انگيزه خدمت رساني كه با همين عشقها و انگيزه ها بسياري از شب ها بيدار مي مانم و تا پاسي از شب به مطالعه و تحقيق مشغول هستم. به نظر من اگر انسان كارهايش همه رنگ و بوي الهي داشته باشد موفق مي شود و ديگر حاضر نيست حتي يك لحظه شيرين آن را با يك دنيا پول و پست و مقام عوض كند اگر به چشم حقيقت نظر كني به جهان به هر چه مي نگري جز خدا نخواهي ديد.

http://forum.jameatulquran.com/postt121.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۴۶
بسم الله الرحمن الرحيم

مفتقرا متاب روي از در او به اين سوي زان كه مس وجود را فضه او طلا كند


فضه ، خادمه ي حضرت زهرا (سلام الله عليها ) هم حافظ قرآن بود و به مدت بيست سال تمام جز آيات قرآن حرف ديگري بر زبانش جاري نشد و با مردم نيز به وسيله آيات قرآن سخن مي گفت .

امام صادق(ع) به نقل از اميرمؤمنان در باره ي فضه فرمود: رسول خدا براى دخترش فاطمه خادمى استخدام كرد كه اسمش فضه نوبيه بود و فاطمه(س) كارهاى خانه را بين خود و او تقسيم مى‏كرد

يكى از نويسندگان كه به معرفى فضه و كمالات وى مى‏پردازد ، مى‏نويسد: «آن چه كه باعث شد فضه با آيات قرآن با مردم صحبت كند اين بود كه وقتى ديد مردم روايات وارده در باب سفارش اهل بيت و ساير حقايق دين پشت‏سر انداخته‏اند، تصميم گرفت جز به آيات قرآن استشهاد نكند».

به اين ترتيب با استشهاد به قرآن جلوى هر گونه اعتراض حاكمان و عوامل آنان را گرفت و آزادانه به نشر فرهنگ اهل بيت(ع) همت گمارد.
حفظ قرآن و استفاده به جا از آن از ديدگاه ديگر مبين آگاهى فضه به معارف قرآن و طبيعتا آراء و افكار اهل بيت و خصوصا اميرمؤمنان مراجع به تفسير و تاويل آيات قرآنى نيز هست چه وى پرورش‏يافته در خاندان پاكان بود و تمام اعمالش حكايت از تاثيرپذيرى علمى و عملى از آنان داشت.

ابوالقاسم قشيرى خبرى مربوط به حفظ قرآن و تسلط وى به معارف قرآنى از فضه نقل مى‏كند. اين مطلب كه در منابع گوناگون شيعى و سنى از جمله «الدرالمنثور» و «بحارالانوار» مورد اشاره و استفاده قرار گرفته به اين صورت است.

در راه مكه از قافله بازمانده بودم زنى را ديدم كه تنها و سرگردان مى‏رود. پرسيدم كيستى؟
اين آيه را خواند «قل سلام فسوف تعلمون‏»
سلام كردم و سؤال خود را تكرار نمودم
خواند «من يهدى الله فلا مضل له‏» - آنكه را خدا هدايت كند گمراه‏كننده‏اى نخواهد داشت.
- از كجا مى‏آيى؟
- «ينادون من مكان بعيد» - از مكان دورى ندا مى‏شوند.
- قصد كجا دارى؟
- «ولله على الناس حج البيت‏»
- چند روز است‏سرگردانى؟
- «و لقد خلقنا السموات و الارض فى ستة ايام‏»
آيا گرسنه هستى؟
- «و ما جعلناهم جسدا لاياكلون الطعام‏»
به او طعام دادم و به راه افتاديم و چون آهسته مى‏آمد تقاضا كردم كه شتاب كند زودتر برسيم.
گفت : - «لا يكلف الله نفسا الا وسعها».
دانستم قدرت شتاب ندارد.
درخواست كردم بر تك مركب من سوار شود.
گفت: «لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا»
پياده شدم و او را سوار كردم.
گفت: «سبحان الذى سخر لنا هذا»شكر خدايى را كه اين مركب را مسخر ما كرد.
به قافله رسيديم
- آيا ميان اين كاروان كسى را دارى؟
- يا داود انا جعلناك خليفة فى الارض - يا يحيى خذا الكتاب بقوه - يا موسى انى «انا الله - و ما محمد الا رسول‏».
- اينها چه نسبتى با تو دارند؟
-«المال و البنون زينة الحيوة الدنيا»
اين چهار نفر را صدا زدم ، چهار تن رسيدند ، از من اظهار تشكر كردند.
اين آيه را خواند «يا ابت استاجره ان خير من استاجرت القوى الامين‏»
به من احسان كردند.
-و الله يضاعف لمن يشاء.
عطا را زيادتر كردند.
گفتم : اين زن كيست؟
- فضه خادمه دختر پيغمبر است كه امسال بيستمين سال است او لب به سخنى جز به آيات قرآن باز نكرده است.

*منبع
ماهنامه ي كوثر ، شماره ي 12

http://forum.jameatulquran.com/postt320.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۴۷
بسم الله الرحمن الرحيم

فاطمه عارفي (حافظ كل قرآن مجيد)

فاطمه عارفي دانش آموز 17 ساله ي بسيجي با همت والاي خود علاوه بر توفيق در حفظ قرآن به مقام ها وافتخارهاي متعدد كشوري منطقه اي واستاني دست يافته است.

گفتگو :

* از چه سني با قرآن آشنا شديد؟
از سنين طفوليت با قرآن انس داشتم.در مسابقات ترتيل خواني ومفاهيم قرآني رتبه هايي را هم به دست آورده ام.ولي حفظ قرآن را به طور جدي ومستمر از سن 14 سالگي آغاز كردم ودر مدت يك سال موفق شدم كل قرآن را حفظ كنم.

*مشوقان اصلي شما در زمينه ي حفظ قرآن چه كساني بودند؟
مشوقان اصلي من كه كمك بسياري به من در اين زمينه كردند پدر ومادر عزيزم بودند.

*هنگام خواندن قرآن چه احساسي داريد؟
به نظر من قرآن مانند پلي بين انسان وخداوند و حفظ آن يكي از بهترين راه ها براي نزديكي به خداوند است.درباره ي خودم نيز بايد بگويم كه با خواندن قرآن به آرامش مي رسم واحساس مي كنم به خداي خودم نزديك تر شده ام.

* قرآن چه تاثيري بر روي احلاق و رفتار شما داشته است؟
حفظ قرآن ضمن تاثيري كه بر افزايش نورانيت وصفاي روح آدمي مي گذارد حافظان قرآن را از خطرات انحرافي دشمن بيمه وايمن مي كند وهمواره ياد خدا را در ذهن ودل انسان زنده نگه مي دارد.

*از بركات قران در زندگي خود بگوييد.
البته حفظ قرآن همه اش نور و بركت است و من هم بركات و تاثيرات اين كتاب عزيز را به طور مكرر در زندگي ام مشاهده كرده ام.به بركت حفظ قران توانستم به زيارت خانه خدا بروم.همچنين در زمينه تحصيلي مصمم و اميدوار تلاش مي كنم و هميشه از شاگردان ممتاز بوده ام

*آرزوي قرآني خود را براي ما بگوييد.
از خدا مي خواهم سينه ام را در راه قرآن گشاده كند و تا زمان حياتم من را در راه قرآن ياري كند.

*منبع
kalamenoor.mihanblog.com
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt305.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۴۹
بسم الله الرحمن الرحيم

دكتر رقيه محمدي

دكتر رقيه محمدي يكى از حافظان خردسال ايران اسلامى كه دكتراى افتخارى يكى از دانشگاه هاى معتبر انگلستان را به خود اختصاص داده است. حاجيه خانم رقيه محمدى, دخترى يازده ساله است كه در طول 4سال (از سن 4 سالگى تا 8 سالگى) توانسته كل قرآن را حفظ كند, به طورى كه احاطه كاملى بر تمام قرآن و نام سوره ها و شماره آيات دارد. وى از مفاخر كودكان شيعه است و بارها به كشورهاى خارجى دعوت شده و استعداد و توانايى خود را به معرض نمايش گذاشته است.
خانواده محمدى نمونه اى از اعجاز قرآن, اين معجزه جاويد رسول گرامى اسلام(ص) هستند كه موجب افتخار ايران و تشيع گرديده اند. براى آشنايى بيش تر خانواده ها و به ويژه نوجوانان و جوانان ميهن اسلامى با اين خانواده ارزش مند و نمونه, ابتدا اعضاى خانواده را معرفى مى كنيم و سپس گفت وگويى را كه با دكتر رقيه محمدى و پدر بزرگوارشان پس از بازگشت از لندن و زيارت خانه خدا انجام شده, از نظر مى گذرانيد.

* آقاى حسينعلى محمدى, پدر خانواده.
* خانم رقيه محمدى, 11ساله, حافظ كل قرآن.
* خانم عارفه محمدى, 19ساله, حافظ كل قرآن.
* آقاى على رضا محمدى, 16ساله, حافظ كل قرآن.
* آقاى غلامرضا محمدى, 17ساله, حافظ 24جزء قرآن.
* خانم صديقه محمدى, 12ساله, حافظ 12جزء قرآن.

* رقيه خانم! چگونه شد كه به انگلستان دعوت شديد؟
* من از طرف مركز اسلامى لندن دعوت شدم و دعوت نامه از طريق سفارت براى ما ارسال گرديد. پس از مراجعه به سفارت انگلستان در تهران, ترتيب برنامه اعزام ما داده شد و ويزايمان صادر گرديد. در ماه مبارك رمضان به لندن رفتيم و قبل از اين كه امتحان به عمل آورند, پنج شب در مراكز مختلف در اطراف لندن برنامه اجرا كردم كه با استقبال خوب مردم روبرو شد. دو برنامه از طريق راديو اجرا كردم كه مستقيم پخش شد و شنوندگان سؤال خود را مطرح مى كردند و من پاسخ مى دادم. مترجمى كه مطالب مرا ترجمه مى كرد, هم زمان به سه زبان انگليسى, اردو و فارسى تلاوت مرا ترجمه مى كرد.

*از نحوه سؤالات بگوييد و آيا تعداد سؤالاتى كه از شما به عمل آمد, تفاوتى با سؤالات دكتر محمدحسين طباطبائى داشت يا خير؟
ابتدا اين نكته را بگويم يك حافظ كل قرآن كه اهل مصر بود و در دانشگاه نيوكاسل تدريس مى كرد وقتى متوجه شد ما شيعه هستيم و از كشور ايران آمده ايم, بسيار خوشحال شد و از ما استقبال كرد. در روز بيست فوريه از من امتحان به عمل آمد. البته ابتدا يك امتحان در مركز اسلامى صورت گرفت, در برنامه امتحان نهايى هفت نفر حضور داشتند كه اعضاى كميته سؤالات را تشكيل مى دادند. از آن تعداد سه نفر حافظ كل قرآن از سه كشور مختلف بودند و مدت امتحان من چهار ساعت طول كشيد و بيش از صد سؤال در زمينه هاى مختلف علوم قرآنى به عمل آمد. برخورد مسئولين دانشگاه با ما خيلى خوب بود. هنگامى كه من به سؤالات آنان با خون سردى كامل پاسخ مى دادم, بعضى از مسئولين با تعجب به يك ديگر نگاه مى كردند. در پايان سؤالات, رئيس دانشگاه از من خواست كه براى او دعا كنم.

*خانم محمدى! برخورد مسئولين دانشگاه با شما چگونه بود؟
* برخورد آنان بسيار خوب بود. رئيس دانشگاه, مولانا فيض صديقى نام داشت و روز اهداى دكترا به من متنى را كه به زبان فارسى آماده كرده بود, خواند. در بخشى از متن از من تجليل كرده بود. من نيز متنى به زبان انگليسى تهيه كرده بودم, براى آنان خواندم و مورد تشويق حاضران قرار گرفتم.

*حاجيه خانم رقيه محمدى! آيا از حضورتان در لندن خاطرات و لحظاتى در ذهن خود به عنوان يادگارى داريد؟ اگر ممكن است يكى از آن خاطرات را تعريف كنيد؟
* در نيوكاسل برنامه اى اجرا كردم كه استقبال شديدى از آن به عمل آمد. لذا از آن جا ما را براى عروسى دعوت كردند. عروس و داماد شيعه بودند و مراسم آنان در حسينيه اى برگزار شده بود و عروس و داماد تأكيد داشتند عكسى به عنوان يادگارى با من داشته باشند.

*آيا تاكنون برنامه اى همراه با دكتر محمدحسين طباطبائى داشته ايد؟ نظر شما راجع به وى چيست؟
* چند برنامه به اتفاق ايشان اجرا كرده ام كه اين باعث خوشحالى من است. من هرگز خودم را با ايشان مقايسه نمى كنم, زيرا ايشان ضمن اين كه سيد هستند پدرشان نيز روحانى مى باشند, و من آرزو دارم محمد حسين روز به روز موفقيت هاى جديدى كسب كند.

*آيا از كلمه خانم دكتر خوشت مى آيد؟
* برايم فرقى ندارد, چون اين دكترا براى ساحت مقدس قرآن است و من وسيله بودم.

*به نظر شما براى يك حافظ قرآن, اين مدرك مهم و بزرگ است؟
* اجر قرآن را فقط خداوند مى تواند بدهد و اجر بزرگ و واقعى آن محفوظ است, همين كه بگويند حافظ قرآن, بهتر از هزار دكتر گفتن است.

*كدام درس ها برايت سخت تر است؟
* هيچ كدام سخت نيست ولى در رياضى بيش تر دقت مى كنم, چون قرآن به حافظه انسان كمك مى كند و در تمام كارهاى زندگى خصوصاً درس و اخلاق تأثير مى گذارد. لذا برادران و خواهرانم كه مدرسه مى رفتند وقتى شروع به حفظ قرآن كردند, وضعيت درس هايشان عوض شده بود و پيش رفت داشتند. و من هم چون از سه سالگى حفظ قرآن را شروع كردم و در كنار آن خواندن و نوشتن را ياد گرفتم و در سن سه سال و نيم به خواهرم ديكته مى گفتم, لذا در مدرسه حس كردم هيچ درسى برايم مشكل نيست.

*خاطره شما از امتحان در انگليس چيست؟
* در دانشگاه حجاز انگليس در مدت 4ساعت, بيش از يك صد سؤال از موضوعات و مفاهيم و اطلاعات قرآنى كردند كه با لطف خداوند متعال به 91% از سؤالات پاسخ مثبت دادم, قبل از شروع سؤالات رئيس دانشگاه مطالبى را درباره من به اساتيد گفت و شيوه كار ما را بيان كرد. وقتى آن ها از من سؤال مى كردند, من به زبان انگليسى آدرس آيات را به آن ها مى گفتم. و براى آن ها تعجب آور بود كه در مدت كوتاه توقف ما در انگليس توانسته بودم تمام شماره ها را به انگليسى ياد بگيرم. سؤالات آن ها كه همراه با برخورد خوب و خنده بود, آرامش خاصى به من مى داد.

*انگليسى را از چه كسى ياد گرفتيد؟
* در پنج شب اول كه در مركز اسلامى لندن برنامه داشتيم, تصميم گرفتيم شماره ها را ياد بگيريم و با كمك پدرم ياد گرفتيم.

*آيا برنامه هاى شما در انگليس تأثيرى بر افراد داشت؟
* برخى از خانم ها در جلسات, تلفن و آدرس ما را در مركز اسلامى مى خواستند تا بيايند و شيعه بشوند. يك دخترخانم 22ساله انگليسى در نيوكاسل هم كه مسلمان نبود, پس از شركت در جلسه از ما تقاضاى كمك براى مسلمان شدن مى كرد. در دانشگاه هم كه برنامه اجرا مى كرديم و در جلسه, يهودى ها و مسيحى ها هم حضور داشتند, وقتى آيات را مى خوانديم, خيلى تعجب مى كردند كه دخترى با اين سن و سال در حضور اساتيد برجسته دانشگاه اين گونه پاسخ مى دهد.

*از اين كه حافظ كل قرآن هستى, چه احساسى دارى؟
* احساس خيلى خوبى دارم كه توانستم كتاب آسمانى را در قلب خودم قرار دهم و به اين وسيله مردم را به سوى قرآن جذب كنم. و ما در اجراى برنامه ها اصلاً توقع جايزه نداريم و فقط براى تبليغ مى رويم.

*به عنوان آخرين سؤال بفرماييد برنامه آينده شما در خصوص قرآن چيست؟
* من تصميم دارم با عنايت خدا در آينده مفسر و معلم قرآن شوم, آرزو دارم هرساله بتوانم به خانه خدا مشرف شوم و ارتباطم با خدا روز به روز بيش تر شود و فرد مفيدى براى جامعه باشم. سال گذشته قبل از رفتن به حج عمره, ديدارى با مقام معظم رهبرى داشتم و از رهنمودهاى ايشان استفاده كردم. اميدوارم باز هم به زيارت ايشان نايل شوم.


گفت و گو با جناب آقاي حسينعلى محمدى, پدر رقيه محمدي :

*حاج آقا محمدى چرا دانشگاه ها و مراكز آموزش عالى داخل كشور به امثال آقاى محمدحسين طباطبائى و رقيه خانم توجه و عنايتى كه مراكز علمى ساير كشورها به خصوص اروپايى دارند, نمى كند؟ به نظر شما علت چيست؟
* اين مطلب براى ما نيز جاى تعجب دارد, چرا كشورها و دانشگاه هاى غربى به اين مسائل بيش تر از مراكز علمى و فرهنگى داخل كشور توجه مى كنند؟ محافل علمى و فرهنگى از رقيه خانم براى اجراى برنامه دعوت مى كنند ولى اين كافى نيست, اميد است كه دست اندركاران آموزش عالى كشور به اين نكته توجه كنند.

*حاج آقا محمدى سفر شما چه مدت طول كشيد و چگونه شد كه به حج مشرف شديد؟
* كل سفر ما كه به لندن رفتيم و از حج بازگشتيم, سه ماه طول كشيد. البته سفر حج جزء برنامه هاى ما نبود; ولى عنايت خدا بود تا خانه اش را زيارت كرديم. علت سفر حج اين بود كه مركز اسلامى لندن تصميم گرفت رقيه خانم را به عنوان مهمان به حج اعزام كند, لذا من و خواهرش نيز هزينه سفر خود را پرداخت كرديم; ولى چون سفر ما مستقيماً از لندن به جده بود, صدور ويزا با مشكلاتى روبرو گشت. اما از آن جا كه خواست خدا بود با پى گيرى مسئولين مركز اسلامى اين مشكل برطرف شد. نزديك به هجده روز در مكه و مدينه بوديم. در آن جا نيز رقيه خانم چند برنامه در كاروان هاى لبنان, بعثه مقام معظم رهبرى, كويت و… اجرا كرد كه مورد استقبال حجاج قرار گرفت.

*چه طور شد شما با اين كه تحصيلات نداشتيد, اين گونه به فكر فرزندان بوديد؟
* چون ما از نعمت سواد محروم بوديم, كوشش كرديم فرزندانمان بى سواد نباشند و با لطف خداوند متعال بچه ها را در جلسات قرآنى برديم و حافظ قرآن شدند.

*منبع
www.al-shia.com
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt272.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۵۰
بسم الله الرحمن الرحيم

سجاد واعظي

سجاد واعظي متولد 1361 ازاهالي خون گرم جنوب، حافظ كل قرآن مجيد مي باشد.
وي به جز فعاليتهاي قرآني درعرصه هاي ديگري چون ادبيات،فلسفه، تاريخ و ورزش نيز حرفهاي زيادي براي گفتن دارد. چاپ كتاب «خرما درخت زندگي» تلاش سازنده ديگري ست كه دركارنامه فعاليت هايش به ثبت رسيده است. وي هم اكنون به عنوان مدرس درجامعه القرآن الكريم تهران مشغول تدريس به شكوه هاي قرآني ست.

¤ حافظ چند جزء از قرآن هستيد؟
به لطف خداوند حافظ كل قرآن كريم مي باشم.

¤ رتبه اي كه درمسابقات كسب كرده ايد؟
نفراول مسابقات دانش آموزي (اراك- 79)،نفراول مسابقات منطقه اي (بندرعباس)، نفر سوم مسابقات سراسري اوقاف (گرگان، 83)، نفر اول مسابقات سراسري جامعه القرآن (قم - 82) و رتبه علمي نخست درآزمون كارشناسي ارشد سال 82 دربين حافظان كل قرآن، كه پس از آن مدرك كارشناسي علوم قرآني و حديث به اينجانب اعطاء گرديد.
همچنين رتبه هاي نخست استاني و منطقه اي دررشته هاي قرائت، تفسير، ترجمه، مطالعه و تحقيق.

¤ موفقيتهاي ديگر شما به جز عرصه قرآن؟
راهيابي به مرحله نهايي المپياد ادبي كشور در دو دوره پيايي،نويسندگي و نگارش كتاب، مقاله و نقد درنشريات و روزنامه ها، چاپ كتاب «خرما درخت زندگي» از اينجانب توسط نشر آذينه گل مهر، فعاليت دررشته ورزشي و هنر رزمي «كاراته» (دان يك) زير نظر استاد جواد صفرزاده، مطالعه و تحقيق دررشته هاي فلسفه، تاريخ، ادبيات و...

¤ قرآن از ديدگاه شما؟
قرآن درلغت به معني «خواندني» است، بهترين تعبيري كه مي توان دراين باره كرد همين است:«كتابي است خواندني.»

¤ تأثير قرآن درزندگي شما؟
تأثير شگرف وعميقي كه قرآن با نظماهنگ زيباي خود بر روح و روان و اخلاق هرانساني مي گذارد قابل انكار نيست و اين بنده هم در پرتو آيات الهي به موفقيت هاي فراواني درزندگي رسيده ام كه تمام آن را از دولت قرآن مي دانم.

¤ شيوه شما براي حفظ چيست؟
مرور و تكرار آيات، استفاده از نوار اساتيد قرآني، برنامه جمعي سؤال و جواب با دوستان حافظ و...

¤ دركجا قرآن را حفظ كرده ايد؟
دراستان بوشهر شروع به حفظ قرآن نمودم و درجوار كريمه اهل بيت شهر مقدس قم آن را به پايان رساندم.

¤ چقدر به مفاهيم آيات توجه مي كني؟
توجه به ترجمه، تفسيرو مفاهيم آيات تاثير زيادي در فهم عميق تر آيه هاي قرآني دارد و اينجانب از همان شروع كار حفظ به اين مهم توجه و عنايت ويژه داشتم و دراين راه مخصوصاً خود را وامدار استاد ابراهيم شمسي زاده مي دانم.

¤ چگونه مي توان قرآن را بين نسل جوان نهادينه كرد؟
درزمان حاضر توجه به مفاهيم هنري و ادبي قرآن و بيان آيات با زمينه هاي هنري تاثير ويژه اي در رويكرد جوانان خوش ذوق به قرآن و مفاهيم قرآني دارد، تشويق و تجليل از قرآن پژوهان و قاريان و حافظان نوجوان و جوان هم راه ديگر است و دركل ارزش گذاري به كار قرآني درجامعه مي تواند مهم ترين انگيزه براي روي آوري نسل جوان به قرآن باشد.

¤ با كدام آيه بيشتر مأنوس شده ايد؟
به قرآن به عنوان يك مجموعه واحد مي نگرم كه آيات آن درعين كثرت موضوعي و تنوع فوق العاده داراي يك وحدت پيوندي مي باشند.

¤ از اعجاز قرآن بگوييد
زيباييهاي بي شمار آيات قرآن و اعجاز آن در ابعاد لفظي و معنوي همه را به عجز وسرفرود آوردن دربرابر آيات آن وامي دارد.

¤ خاطره اي از زمان حفظ قرآن؟
آن شب كه حافظ كل قرآن شدم، احساس كردم بزرگترين ثروت معنوي از آن من شد.

¤ يك پيام قرآني به دوستان؟
خوشخويي و خوش رويي و نرمش و انعطاف در روابط زيباي دوستانه.

¤ الگوي شما در زندگي؟
لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه.

¤ بزرگي انسان را در چه مي دانيد؟
در افتادگي، فروتني و محبت.

¤ چقدر با خدا حرف مي زني؟
در همان حال كه به تلاوت قرآن مشغولم، احساس مي كنم خدا با من و من با او سخن مي گويم و درهمان حالت است كه روزنه هاي ديدار من با محبوبم گشوده شده است.

¤ زيباترين صدايي كه دوست داري بشنوي؟
صداي قرآن خواندن حافظان خردسال و صداي محبت مادرم.

¤ راز جاودانگي؟
انديشه اي بس عميق و فراگير است و آيا انديشمندي توانسته بدان پاسخي روشن دهد؟

¤ سخت ترين بخش كارتان؟
عبور از موانع و ديوارهايي كه در زندگي بر سر راه هر انساني قرار دارد.

¤ و آسان ترين؟
زماني كه اين موانع را پشت سر گذاشته ايم و در جاده اي هموار و بي مانع قرار گرفته ايم.

¤ اولين استاد شما؟
جناب آقاي شيخ عباس كاظمي كه نخستين بار در مكتب خانه، روخواني قرآن را از ايشان فراگرفتم.

¤ از چيزي كه هراس داري؟
عدم استفاده به موقع و صحيح از موقعيت هاي استثنايي.

¤ يك تعريف سريع و كامل از مرگ؟
جداشدن روح انساني و بدن مثالي از بدن مادي و انتقال به عالم ديگر.

¤ رابطه شما با خدا؟
رابطه اي فراتر از يك پدر مهربان و يك دوست باوفا، رابطه اي كه فراتر از قالب هاي اعتباري و دركل تعريف ناشدني است.

¤ باب الحوائج شما؟
قرآن و عترت.

¤ بهترين همدمتان؟
كتاب و به ويژه قرآن و سپس دوستاني كه نبايد آنها را از ياد برد.

¤ آرزوي شما چيست؟
طي كردن مدارج بالاي علمي- هنري و ورزشي و پيمودن طريق استكمال.

¤ بهترين مكاني كه رفته ايد؟
آثار و اماكن تاريخي و باستاني.

¤ بهترين جاي زندگي از منظر شما ؟
دره هاي سرسبز و جنگل هاي پردرختي كه جز آواي پرندگان چيزي به گوش نمي آيد و دشت هايي كه جز وزش نسيم صبحگاهي و بادهاي توفنده در شب نوايي نمي آيد. اينجا بهترين جاي زندگي است.

¤ بهترين كتابي كه خوانده ايد؟
كتاب هايي در موضوعات فلسفه، تاريخ، ادبيات و علوم قرآني.

¤ يك دعا بكنيد
اي خدا اين آتش كه بر جان من است سرد كن زانسان كه كردي بر خليل.

¤ چطور پيامتان را به پايان مي رسانيد؟
پايان راه دوستان هم چيزي جز سلام نيست. سلامي چوبوي خوش آشنايي
برآن مردم ديده روشنايي

*منبع
كيهان
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt270.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۵۱
بسم الله الرحمن الرحیم

( فاطمه رضایی )

لطفا خود را بطور كامل معرفى بفرماييد!
: فاطمه رضايى، دانشجوى رشته الهيات و معارف اسلامى، ورودى 76 هستم.

حافظ چند جزء از قرآن كريم و در چه مدت زمانى بوده‏ايد؟
: حافظ حدود دوازده جزء از قرآن كريم هستم كه به مدت دو سال به طول انجاميد.

نحوه حفظتان چگونه بوده است؟ پيوسته يا پراكنده؟ كدام روش را مؤثرتر مى‏دانيد؟
: به همراه حفظ آيات با قرآن، نوار ترتيل هم گوش مى‏كردم. روش حفظ پيوسته بود يعنى از جزء اول شروع كردم. اما به نظرم بهتر است كه تا جزء پانزده پيوسته و بعد بصورت پراكنده حفظ شود; يعنى از آخر قرآن يا حفظ سوره‏اى .

آيا شيوه خاصى براى حفظتان داشته‏ايد؟
: شيوه خاصى را براى حفظ دو جزء آخر قرآن داشتم كه به نظرم موفقيت‏آميز بود. و آن اينكه اگر شخصى قصد حفظ دو يا سه جزء آخر قرآن را دارد، به مدت يك تا دو ماه مداوم آن مقدار را قرائت كند. در اثر همين تكرار زياد، سوره‏ها را حفظ مى‏كند. نياز به تكرار اين مقدار حفظ شده حداقل يك بار در ماه است. اين روش در مورد ساير سوره‏ها نيز عملى‏است; البته سوره‏هاى كوتاه يا متوسط قرآن مثل سوره يس، واقعه و... .

آيا حفظ، نياز به كلاس و استاد دارد؟چرا؟
: نياز به آن معنا كه كمك استاد لزوم داشته باشد خير! البته وجود استاد به دليل تشويق شخص و پرسش از آيات مؤثر است ولى در نهايت‏به خود شخص بستگى دارد كه اراده كند و بخواهد تلاش كند.

چه زمانى از شبانه‏روز را به حفظ مى‏پرداختيد؟ آيا رعايت زمان در حفظ مؤثر است؟
: من هر ساعتى كه وقت كافى داشته باشم - جز مواقعى كه احساس خستگى مى‏كنم قرآن مى‏خوانم و حفظياتم را مرور مى‏كنم. براى حفظ آيات هم سعى مى‏كنم ساعتى از روز را كه فراغت كامل دارم، صرف حفظ كنم. خصوصا بعد از نماز وقت‏خوبى براى حفظ است. البته بعضى افراد زمانهاى خاصى را جهت‏حفظ قرار مى‏دهند.
هميشه با خودم فكر مى‏كنم واقعا چه افتخارى بالاتر از آنكه انسان حافظ كلام خدا باشد و كلام الهى هميشه در گوشش باشد و دايم متوجه و عامل به كلام و امر خداوند باشد. راستى چرا ما وقتى از شعرى، جمله‏اى، متنى و... خوشمان مى‏آيد، آن را حفظ مى‏كنيم ولى از كلام نورانى و آسمانى قرآن غافليم؟ چه زيباست كه نعمت‏حافظه را در خدمت والاترين آرمانها قرار دهيم.

آيا حفظ قرآن به مقدمات خاصى نياز دارد؟
: شخص حافظ، بايد در موقع حفظ آرامش روحى داشته باشد و تمامى حواس خود را متمركز آيات نمايد.

انگيزه اصلى شما از حفظ قرآن چه بوده است ؟
: هميشه با خودم فكر مى‏كنم واقعا چه افتخارى بالاتر از آنكه انسان حافظ كلام خدا باشد و كلام الهى هميشه در گوشش باشد و دايم متوجه و عامل به كلام و امر خداوند باشد. راستى چرا ما وقتى از شعرى، جمله‏اى، متنى و... خوشمان مى‏آيد، آن را حفظ مى‏كنيم ولى از كلام نورانى و آسمانى قرآن غافليم؟ چه زيباست كه نعمت‏حافظه را در خدمت والاترين آرمانها قرار دهيم.

مشوقان اصلى شما چه كسانى بودند؟
: البته پدر، مادر، دوستان، استادان همواره مشوق من بوده‏اند; ولى تصور مى‏كنم مشوق اصلى من همان هدفى است كه در اين راه دارم و از خدا مى‏خواهم ما را يارى كند به همراه حفظ كلام نورانيش عامل به آن هم باشيم.

آيا زمان و مكان خاصى را براى شروع حفظتان داشتيد؟
: بله! پس از نماز، برايم وقت‏بسيار خوبى براى حفظ قرآن يا مرور آيات حفظ شده بود. همچنين روزها و شبهاى مبارك و در اماكن مقدسى چون مسجد يا امامزاده.

تاثير اين مناسبات زمانى و مكانى را چقدر مى‏دانيد؟
: مكانهاى مقدس مثل مسجد يا امامزاده به انسان حالت روحانى و معنوى خاصى مى‏بخشد كه در جاى ديگر نمى‏يابد. همچنين حفظ در زمانهاى خاصى كه شخص احساس آرامش و معنويت مى‏كند، خيلى مؤثر است.

چه روشى را براى تثبيت آيات حفظ شده پيشنهاد مى‏كنيد؟
: فكر مى‏كنم راه تثبيت آيات، تكرار آنهاست. يك برنامه‏ريزى حساب شده و منسجم مى‏تواند اين هدف را تامين كند.

چند ساعت در روز را صرف تكرار و مرور مى‏كنيد؟
: سعى مى‏كنم اقلا نيم‏ساعت را روزانه صرف تكرار آيات حفظ شده نمايم.

تاثير حفظ قرآن در درس و زندگى و روحيه شما تا چه حد بوده است؟
: تاثير بسيار عميقى دارد. زمانى كه انسان فكر مى‏كند كه مى‏خواهد كلام الهى را حفظ كند احساس آرامش مى‏كند. همچنين حافظه شخص فعال شده و در ساير فعاليتهاى علمى وى نيز مؤثر خواهد بود.

*منبع
سایت حوزه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt263.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۵۳
بسم الله الرحمن الرحیم

مهدی ظریف ذاکریان ( حافظ قرآن کریم )

متولد: 1344- مشهد مقدس

تحصیلات : دکترای گوش و حلق و بینی

شغل : پزشک

نام اساتید : صفی آبادی و سادات فاطمی

شروع فعالیت :
وی از سال 63 با حضور در جلسات قرآن به حفظ قرآن کریم علاقمند شد و از همان سال حفظ قرآن کریم را آغاز کرد و با تمرین و ممارست و استفاده از نوارهای ترتیل مرحوم محمد صدیق منشاوی و استاد پرهیز گار در طول چند سال موفق به حفظ کل قرآن کریم شد .

مقام های داخلی :
نفر دوم مسابقات سراسری قرآن کریم دانش آموزان در رشته قرائت و مفاهیم( سال 64).
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانشجویان کشور در رشته حفظ 5 جزء (سال 70).
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ 20 جزء (سال 74).
نفر دوم مسابقات قرآن کریم نیروهای مسلح در رشته حفظ کل (سال 74).
نفر سوم مسابقات قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ کل(سال 75).
نفر دوم مسابقات قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ کل (سال 76).
نفرچهارم مسابقات قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ کل(سال 7.

مقام های بین المللی :
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران در رشته حفظ 20 جزء( سال 74).

ماموریت های قرآنی در داخل کشور :
داوری مسابقات استانی سازمان اوقاف وامور خیریه در استان خراسان .

ماموریت های قرآنی در خارج از کشور :
سفر به کشورهای عربستان سعودی ، ترکیه و سوریه به منظور اجرای برنامه های قرآنی .

*منبع
سازمان اوقاف و امور خیریه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt251.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۵۵
بسم الله الرحمن الرحیم

محمد حاج ابوالقاسم ( حافظ قرآن کریم )

متولد : 1354 _ مشهد مقدس

تحصیلات : حوزوی (مقطع خارج فقه و اصول )

نام اساتید : حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی طباطبائی

شروع فعالیت :
وی حفظ قرآن کریم را از شانزده سالگی شروع کرد.

مقام های داخلی :
نفر سوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ 10 جزء (سال 70).
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ 20 جزء (سال 71).
نفر دوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ 20 جزء (سال 73).
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ کل (سال 74).

مقام های بین المللی :
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم سوریه در رشته حفظ 20 جزء (سالهای 71 و 72 ).
نفر چهارم مسابقات بین المللی قران کریم عربستان سعودی در رشته حفظ 20 جزء (سال 73).
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران (سال 74).
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم سوریه (سال 74).
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم لبنان (سال 74).
نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم مصر (سال 7.
نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم عربستان سعودی (سال 79).

مأموریت های قرآنی در داخل کشور :
مشاوره در برنامه ریزی قرآنی.

مأموریت های قرآنی در خارج از کشور :
سفر به کشورهای عربستان سعودی ، سوریه ، لبنان ، موزامبیک و سودان جهت تبلیغ و تلاوت قرآن کریم .
تدریس شیوه ها ی حفظ قرآن کریم در مدارس حوزه های علمیه خارج کشور.

*منبع
سازمان اوقاف و امور خیریه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt250.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۵۶
بسم الله الرحمن الرحیم

محمد مهدی بحرالعلوم

متولد : 1350 _ تهران

تحصیلات : کارشناس علوم اقتصادی نظری

شغل : مدیر موسسه جامعه القرآن الکریم شعبه تهران

شروع فعالیت :
وی فعالیت خود را در زمینه حفظ قرآن از کودکی آغاز کرد ولی از سال 69 به طور جدی آن را پیگیری کرد.

مقام های داخلی :
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ 10 جزء (سال 73).
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ20 جزء (سال 75).
نفر اول مسابقات قرآن کریم بسیج در رشته حفظ 10 و 20 جزء.
نفر سوم مسابقات قرآن کریم دانشجویان در رشته حفظ کل (سال 80).

مقام های بین المللی :
نفر دوم مسابقات بین المللی قران کریم سوریه در رشته حفظ 10 جزء (سال 74).
نفر هفتم مسابقات بین المللی قرآن کریم عربستان (سال 74).
نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران در رشته حفظ 20 جزء (سال 75).

مأموریت قرآنی در خارج از کشور :
سفر به کشورهای عربستان سعودی و سوریه .

آثار ماندگار قرآنی :
راه اندازی طرح ملی مشاوره تلفنی حفظ قرآن کریم با عنوان (سروش وحی ) باهمکاری اساتید دیگر.

*منبع
سازمان اوقاف و امور خیریه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt249.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۱:۵۹
بسم الله الرحمن الرحیم

محمد کاظم بافتی گرامی

متولد : 1340- مشهد

تحصیلات: کارشناسی ارشد علوم قرآنی

شغل : کارمند

شروع فعالیت:
وی از دوران نوجوان به روخوانی و روان خوانی پرداخت. سپس تجوید، صوت و لحن را فرا گرفت و از سال 62 شروع به حفظ قرآن کریم کرد.

مقام های داخلی:
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال های 67،66 و 73).
نفر دوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال های 68 ، 69 و 71).
نفر سوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال های 70 و 72).

مقام های بین المللی:
نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران (سال6.
نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم سوریه ( سال 6.
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران ( سال 70).
نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران ( سال 73).

ماموریت های قرآنی در داخل کشور:
نشر فرهنگ قرآن و برگزاری کلاسهای حفظ و قرائت در حرم مطهر ثامن الحج.

مأموریت های قرآنی در خارج از کشور :
سفر به چند کشور جهت تبلیغات اسلامی و قرآنی.

آثار ماندگار قرآنی :
تألیف دو کتاب با عناوین ( روش حفظ قرآن ) و (اصول و کیفیت حفظ قرآن ) و عنوان پایان نامه اش (عوامل پیروزی و شکست مسلمانان از دیدگاه قرآن ) بوده است.

*منبع
سازمان اوقاف و امور خیریه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt248.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۰۰
بسم الله الرحمن الرحیم

امیر آقایی

متولد : 1347- تهران

شغل : کارشناس سالن دستگاه دیجیتال شرکت مخابرات

شروع فعالیت:
وی فعالیت قرآنی خود را از سال 62 ضمن آشنایی با هیئت مکتب الباقر (ع) شروع کرد که در آن زمان کار قرآنی او محدود به قرائت قرآن، تجوید و مقداری هم حفظ سوره های جز ء سی و به صورت پراکنده از جزءهای دیگر بود. از سال 68 ضمن آشنایی با مجمع فرهنگی آل یاسین زیر نظر اساتید آن جمع از جمله استاد سلیمی و مخصوصا استاد میر موسایی که استاد مستقیم وی در رابطه با حفظ قرآن بود، به صورت جدی فعالیت قرآنی خود را در زمینه حفظ قرآن آغاز کرد.

مقام های داخلی:
نفر سوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال 71).
نفر دوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال 72).
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال 75).

مقام های بین المللی:
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم سوریه ( سال 71).
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم سوریه ( سال 72).
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران (سال75).

ماموریت های قرآنی در داخل کشور:
فعالیت های قرآنی شامل تدریس در زمینه حفظ قرآن و همچنین همکاری با سازمان های مختلف در زمینه داوری مسابقات.

ماموریت های قرآنی در خارج از کشور:
سفر به کشورهای عربستان و سوریه جهت تبلیغ.

*منبع
سازمان اوقاف و امور خیریه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt247.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۰۱
بسم الله الرحمن الرحیم

مریم منصوری

مریم منصوری، هجده ساله، دانش آموز مدرسه نمونه دولتی فرهنگ شیراز، برنده مدال برنز المپیاد کشوری ادبیات و حافظ کل قرآن کریم است.
وی چهارمین فرزند یک خانواده مذهبی است که پدر و مادرش دارای تحصیلات سیکل، خواهر اول وی دیپلمه گرافیک، خواهر دوم لیسانس حقوق، برادرش دانشجوی عمران و خواهر کوچکش دانش آموز است.

گفت و گو :

در مورد ادبیات و المپیاد ادبی توضیح دهید. سطح سؤالات و رقابت چگونه بود؟
ادبیات متأسفانه در مملکت ما وضع زیاد متناسبی ندارد. البته این در مورد اکثر قریب به اتفاق علوم انسانی صادق است که البته مشکل بسیار بزرگی است برای مملکت و خوب از یک طرف به دلیل ارزش ندادن به عالمان علم ادبیات و یک سری مسائل دیگر هم شاید بتوان مسئله را ناخشنودتر دید که این در المپیاد ادبی کاملاً مشهود بود. بچه های المپیاد ادبی فقط بیست روز دوره المپیاد داشتند. مسئول و سرپرستی کاملاً منفک و جدا از مسئولین بچه های علمی داشتند. بچه های علمی دو ماه و نیم فقط در تابستان دوره دارند و بسیاری تفاوت های دیگر که حتی برای اختتامیه دوره به دلیل اینکه ما به شهرستان ها برگشته بودیم از هیچ کدام از ما دعوت نشد و صِرفِ تماس خود بچه ها با باشگاه اطلاع رسانی می شدیم. همه جا گفته ام که متاسفانه این قصه سر دراز دارد... که اغلب تضییع حقوق رخ می دهد و سر نقطه سوالات در مرحله اول آسان بود اما در مرحله دوم نه. نیاز به خواندن داشت. سؤال ها خوب بود. اما میزان نمره معیار خیلی بالا بود و تعداد کمی می خواستند.

اردوی کشوری چگونه بود؟ بعد از آزمون نهایی انتظار چه رتبه ای داشتید؟
زیاد راضی نبودیم، گفتم سطح تفاوت میان ما و علمی ها (زیست، کامپیوتر، شیمی، ریاضی، فیزیک و نجوم) خیلی بود. در این دوره با استادانی کلاس داشتیم که تا حدی هم مفید بود، به دلیل این که در شیراز برای قبول شده ها کلاس گذاشته بودند. شاید دوره تهران توقع ما را برآورده نمی کرد. محدودیت زیادی هم قائل می شدند. البته همه اینها برای ادبی ها بود نه علمی ها. اما در مورد رتبه، نمی شد سنجید. چون از نمرات کتبی بچه ها خبر نداشتیم. اما با توجه به سطح کلاس، طلا یا حداقل نقره. انتظار برنز نداشتم.

از کی تصمیم گرفتید برای المپیاد جدی درس بخوانید. در روز چند ساعت درس می خواندید. از کلاس خصوصی، تست و ... هم استفاده می کردید؟
جدی یک سالی می شد. اما 3ـ2 سال مطالعاتی داشتم که هدفمند بود. البته هر چیزی می خواندم، می توانست کمکی باشد. حتی قرآن و نهج البلاغه و مطالب سیاسی و ...
کلاس خصوصی و تست و ... که اصلاً این کار نیاز به چنین چیزهایی ندارد. فقط یکی دو دوره کلاس کوتاه مدت مباحث ادبی کاملاً آزاد. 6 ـ 5 ساعت در روز درس می خواندم، شاید هم کمی بیشتر.

مطالعه غیر درسی هم داشتید؟ فعالیت های غیر درسی چطور؟
بله، زیاد. المپیاد مطالعه غیر درسی زیاد می خواست. گرچه من نه به خاطر المپیاد، خودم کتاب های غیردرسی می خواندم. بیشتر موضوعات دینی و مذهبی که به جای خود. کتبی که به روز هستند را دوست دارم مثل مباحث آخرالزمان، مباحث اجتماعی به روز. داستان خوب. زیاد مجله می خواندم. مجلات دانشجویی و گهگاهی هم روزنامه.فعالیت های غیر درسی هم که اِلی ماشاءالله. من کارهای فوق برنامه خیلی داشتم. خوب صدای خیلی ها هم در می آمد که تو دانش آموزی و درست را بخوان. یک سری کلاس های مدیریت، جلساتی داشتیم که کارهای قرآنی می کردیم و وقتی را به آنها باید اختصاص می دادم. کلاس های قرآن و خیلی برنامه هایی که مدت دار بودند. البته خدا را شکر حافظه خوبی داشتم و این را برکت همین کارها می دانم. اما بعضی درس ها را که زیاد دوست نداشتم شب امتحانی می خواندم ولی کتاب هایی که باید می خواندم، هر جا می شد کتابی دست می گرفتم و می خواندم.

عوامل موفقیت خود را چه می دانید؟
خوب فکر می کنم بزرگ ترین عامل خدا و اتکال به اوست. این عامل همیشه عامل اصلی موفقیت است. کمک های خدا و ائمه (علیهم السلام) و دعاهای مادرم و اطرافیان خیلی کمک می کرد. حداقل چیزی که داشت پشت گرمی بود و در آخر هم حس وظیفه ای که نسبت به استعدادم داشتم و ایمان به کارم و محبت و تلاش استادانم.

در دانشگاه به ادامه تحصیل در چه رشته ای می پردازید؟
تمامی علوم انسانی را دوست دارم. احتمالاً روان شناسی (ان شاءالله).

انگیزه شما برای حفظ قرآن چه بود؟ از کجا شروع کردید؟ چه تأثیری در زندگی، اخلاق و رفتار شما داشت؟
فکر می کردم این مهم ترین کتابی است که باید بخوانم. مقدم بر تمامی کتب. گرچه درک بطون قرآن امری است هنوز نه درخور من. در طرح یک ساله جامعه القرآن شرکت کردم. از نیمه تابستان 81 تا اول تابستان 82 حدود 11 ماه.

یک سال ترک تحصیل به درستان لطمه نزد؟ آیا حافظان قرآن برای کنکور سهمیه دارند؟
نه. فکر می کردم که اگر هدف من تعالی باشد خوب قرآن اولویت دارد به درس مدرسه. هیچ گاه درس های کتب به تنهایی مرا ارضا نمی کردند. آن یک سال بهترین سال زندگی من بود. به هر چیزی می ارزید.

سهمیه ؟
نه، اصلاً فقط برای رشته های علوم قرآنی. آن هم با یک سری شرایط.

برای این مقامتان در المپیاد هم سهمیه ندارید؟
نه، فقط طلاهای المپیاد بدون کنکور دانشگاه میروند. آن هم رشته هایی مثل ادبیات و ادبیات زبان های دیگر. سهمیه هم می گویند برای مدال های نقره و برنز هست. اما نمی دانیم چگونه. فکر می کنم خواندن راحت تر از گرفت سهمیه باشد.

مسئولین چه جوایزی برای شما المپیادی ها در نظر گرفتند؟
تهران یک ساعت مچی داد. مسئولین شیراز از لحاظ امکاناتی می رسند. اما جایزه همین مدال و ساعت مچی بود به اضافه یک تقدیرنامه یک حتی قاب هم نداشت.

دیدار با مقام معظم رهبری چی؟
امسال هیچ یک از المپیادی های کشوری دیدار با رهبری نداشتند.

رابطه ادبیات با قرآن؟ قرآن را به زبان ادبیات و ادبیات را به زبان قرآن تعریف کنید؟
قرآن همان طور که در همه علوم کامل ترین است، ادبیات را هم به اوج رسانده. گرچه از درک واقعی آن عاجزیم. قرآن را ما نمی توانیم تعریف کنیم. به قول حافظ: «هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم.» قسمت دوم خیلی سخت است. ادبیات صرف خودش نمی تواند فایده زیادی داشته باشد. فقط بدانیم که به قول قرآن، هر چیز باطل مثل کف، بیرون افتاده از بین می رود ولی آنچه به مردم سود می رساند در زمین (باقی) می ماند. (آیه 17 سوره رعد)

رابطه شما با ائمه چطور است؟ بچه ها زمان کنکور و امتحان به ادعیه مختلف روی می آورند؟ شما چه دعایی را بیشتر از همه می خواندید؟
خوب تمام زندگی و دین و دنیای من، مال ائمه است. اما من با حضرت زهرا (س) بیشتر احساس نزدیکی می کنم. البته حساب امام زمان (عج) جداست. فکر می کنم بیشتر شرمنده آقا هستم. وظیفه ما خیلی سنگین است و می دانم که تلاشمان بیشتر باید باشد. اگر آقا تشریف بیاورند در عالم شعر و ادب و عاشقی حرف زیاد است اما حس می کنم بالاتر از سکوت، فریادی ندارم. حقیقتش در جریان المپیاد خیلی مدیون امام رضا (ع) هستم. خیلی. اما با دعای عهد انس بیشتری داشتم. دعای عهد روح و نشاط خاصی دارد.

چقدر حضور امام زمان (عج) را در زندگی تان احساس می کنید؟
آقا که همیشه هستند و هوای شیعه هایشان (اگر باشیم) را دارند. اما هرجا کاری کردم فقط طبق وظیفه ای که نسبت به آقا داشتم بوده و خوب بیشتر از آن شرمنده که کم کاری هایی هم همیشه هست... ان شاءالله زینتی برایشان بوده باشم.

دوست دارید بهترین جایزه به خاطر این مقامی که به دست می آوردید، چه باشد؟
من کار بزرگی نکردم. کار بزرگ را شهدا کرده اند و البته حالا هم آنهایی که حق شهداء را به جا می آورند. اما سفر حج را خیلی دوست دارم بروم.

بزرگ ترین آرزو؟
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به.
به عربی می شود: اللهم ارنی الطلعه الرشیده

مسافرت؟
مدینه ـ قبرستان بقیع.

انرژی هسته ای؟
این یک امر کاملاً روشن برای همه است. حتی خود دشمنان داخلی و خارجی ما می دانند. فقط به فرموده قرآن «اگر به شما خوبی برسد ناراحت می شوند و اگر بدی به شما برخورد کند از آن خوشحال می شوند.»(120/ آل عمران). حالا هم از این مسئله ناراحت و عصبانی هستند.
البته حرف ما هم این است «موتوا بغیظکم»( 119/ آل عمران). ما کار خودمان را می کنیم.

جهان بدون صهیونیزم؟
دنیای زیبایی ها.

فرار مغزها؟
خیلی چیزها زمینه این فرار است. گرچه نامش را نمی شود گذاشت فرار. آنها با پای خودشان می روند نه یواشکی. تازه چه بسا مفتخر هم هستند. از عوامل فردی گرفته تا عوامل اجتماعی و حتی عده ای که سعی دارند آنها را از این خاک جدا کنند. اگر کسی مدت دار، نه برای همیشه، آن هم در صورتیکه امکانات داخل کشور نباشد برود و تصمیم بازگشت و خدمت در همین جا را داشته باشد فَبِها. اگر من هم روزی لازم ببینم که نیاز هست برای پیشرفت کشور تجربیاتی از خارج کسب کنم حتماً میروم اما فکر نمی کنم فعلاً نیاز باشد.

تلخ ترین و شیرین ترین خاطره از دوران المپیاد؟
فکر می کنم شیرین ترین لحظه ای بود که در حال خداحافظی با مدیر دبیرستان و معلمین بودم (روز آخر امتحانات) که خبر قبولی در مرحله کشوری را دادند. یعنی همان ابتدای کار و تلخ ترین، لحظاتی که می دیدم وضعیت خیلی نامناسبی در دوره است. متأسفانه هیچ خبری از برنامه های فرهنگی و مذهبی نبود. کاش بچه ها در دوره کشوری که می آمدند مسئولین (به جز رهبری که همیشه عنایت خاص داشتند.) متوجه بودند که اگر در این دوره ها روی بچه ها کارهای فرهنگی خوبی هم شود فرار مغزها حداقل درصدی کاهش می یابد. اما...

تاکنون با چه ارگان هایی مصاحبه کرده اید؟
رسمی فقط صدا و سیما ـ کانون فرهنگی ره پویان وصال که خیلی مدیونشان هستم .

کلام آخر؟
طبق فرموده امام خمینی (ره) همیشه دو عامل موجد موفقیت می شوند: اعتماد به خدا. و اعتماد به نفس. کسی که خدا را تکیه گاه خودش می بیند و نگاه امام زمانش را همراه خودش. فکر می کنم می توان «کن فیکون» کند. یادمان باشد که وظیفه ما در این دوره به مراتب سنگین تر از وظیفه اصحاب دیگر امامان در دوره های قبلی است.

*منبع
خبرگزاری آینده ی روشن
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt198.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۰۲
بسم الله الرحمن الرحیم

کریم منصوری ( حافظ و قاری قرآن کریم )

متولد : 1347 _ آبادان
تحصیلات : دیپلم
شغل : کارمند وزارت امور خارجه
نام اساتید : سید صالح ، گروسی ، رکابی ، منصوری ، عبدالله زاده ، موسوی ، اربابی و خدام حسینی .
شروع فعالیت :
وی از 59 با شرکت در جلسات قرآنی آموزش قرآن کریم را به صورت فنی دنبال کرد و موفق شد در مدت زمان کوتاهی به فنون قرائت در حد مطلوبی تسلط یابد و با استفاده از نوار قرائت قاریان مشهور مصری سطح قرائت خود را ارتقا بخشد و توفیق یافت کل قرآن کریم را نیز حفظ کند.

مقام های داخلی :
نفر دوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سالهای 67 و 72 ).
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال 69 و 76).
نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف و امور خیریه استان تهران در رشته حفظ کل .

مقام های بین المللی :
نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم مالزی (سال 69).
نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم عرستان سعودی (سال 71).
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران (سال 76).

مأموریت های قرآنی در داخل کشور :
تلاوت قرآن کریم در محافل انس با قرآن و برنامه های متعدد قرآنی در سراسر کشور.
تلاوت قرآن کریم در مراسم افتتاحیه اجلاس سران کشورهای اسلامی در سال 76.

مأموریت های قرآنی در خارج از کشور :
سفر به حدود بیست کشور جهان از جمله کشورهای مغرب ، سوریه و عمان .
سفر به عربستان سعودی جهت تلاوت قرآن کریم در مراسم سیاسی عبادی حج تمتع .

*منبع
سازمان اوقاف و امور خیریه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt218.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۰۲
بسم الله الرحمن الرحیم

رضا عابدین زاده شهری ( قاری و حافظ قرآن کریم )

متولد : 1347 _ مشهد مقدس
تحصیلات : کارشناسی ادبیات فارسی
شغل : دبیر رسمی آموزش و پرورش ناحیه 3 مشهد مقدس
نام اساتید : هروی و گرامی
شروع فعالیت :
وی از هفت سالگی که صوت زیبای استاد مرحوم عبدالباسط را شنید به قرآن کریم علاقه مند شد . سپس در جلسات قرائت قرآن استاد حاج احمد هروی شرکت کرد و از محضر ایشان در زمینه صوت و لحن و به ویژه تجوید قرآن استفاده های زیادی برد. او از فروردین سال 68 به طور جدی زیر نظر استاد حاج کاظم گرامی شروع به حفظ قرآن کرد.

مقام های داخلی :
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانش آموزان مقطع دبیرستان کشور در رشته قرائت (سال 66).
نفر دوم مسابقات قرآن کریم دانشجو معلمان مراکز تربیت معلم کشور در رشته قرائت (سال 6.
نفر اول مسابقات قرآن کریم نیروهای بسیج در رشته حفظ 15 جزء (سال 70).
نفر اول مسابقات قرآن کریم نیروهای بسیج در رشته حفظ کل (سال 72).
نفر اول مسابقات قرآن کریم نیروهای بسیج و سپاه در رشته حفظ کل (سال 73).
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ 10 جزء (سال 69).
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ کل (سال 71).
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانشجویان کل کشور در رشته حفظ کل (سال 73).

مقام های بین المللی :
نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم عربستان در رشته حفظ 20 جزء (سال 70).
نفر سوم مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران در رشته حفظ کل (سال 71).

مأموریت های قرآنی در خارج از کشور :
اعزام به عربستان ، سوریه ، پاکستان ، ترکیه ، هندوستان ، امارات ، اتیوپی ، اوگاندا ، مالزی ، تایلند و کویت جهت تلاوت قرآن کریم.

*منبع
سازمان اوقاف و امور خیریه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt217.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم

محمد صادق زارعان ( قاری و حافظ قرآن کریم )

متولد : 1357 _ تبریز
تحصیلات : کاردانی عمران (نقشه بردار ) و کارشناسی علوم قرآن و حدیث
نام اساتید : وظیفه شعاع ، فخری و غیاث خواه.
شروع فعالیت :
وی فعالیت قرآنی خود را از سال 67 شروع کرد و در ابتدا به حفظ قرآن کریم روی آورد ولی به علت استعداد خوبی که در قرائت داشت به این رشته روی آورد و تقلید از نوارهای استاد منشاوی را با راهنمایی اساتیدی همچون فخری و وظیفه شعاع شروع کرد. سپس در جلسه قرائت استاد عباسی شرکت کرد.

مقام های داخلی :
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانشجویی در رشته های مختلف حفظ (سالهای 76 ، 77 و 7.
نفر اول مسابقات قرآن کریم در سطح کشور در رشته قرائت (سالهای 70 و 72).
نفر اول مسابقات قرائت قرآن کریم شکوفه های قرآن (سال 72).
نفر اول مسابقات کشوری قرآن کریم دانش آموزی در رشته حفظ (سال 75).
نفر دوم مسابقات کشوری قرآن کریم بسیج در رشته حفظ 10 جزء (سا ل 76).
نفر اول مسابقات کشوری قرآن کریم بسیج در رشته حفظ 20 جزء (سال 77).
نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف و امور خیریه قم در رشته حفظ 20 جزء (سال 7.
نفر دوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ 20 جزء (سال 79).
نفر چهارم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ کل (سال 80).
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در رشته حفظ 20 جزء (سال 81).
کسب مقام های اول و دوم مسابقات قرآن کریم تربیت بدنی ، بسیج و مهد قرآن در رشته حفظ کل .

مقام های بین المللی :
نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران در رشته حفظ 20 جزء (سال 7.
نفر سوم مسابقات بین المللی قرآن کریم اردن در رشته حفظ کل (سال 80).

مأموریت های قرآنی در داخل کشور :
قاری افتخاری در مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران (سال 72).

مأموریت های قرآنی در خارج از کشور :
سفر به کشورهای عربستان سعود و اردن .

*منبع
سازمان اوقاف و امور خیریه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt219.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم

استاد سید مهدی فاطمیان ( حافظ قرآن کریم ، داور بین المللی )

متولد : 1323-کرمانشاه

شروع فعالیت :
وی از سال 46 شروع به حفظ قرآن کریم کرد و برای حفظ از ترجمه مرحوم محمد کاظم معزی استفاده می کرد و اولین فردی است که قرآن را با شماره آیات با توجه به مفاهیم آن حفظ کرد و در طول سالیان متمادی به آموزش حفظ برای گروههای مختلف پرداخت و مربیان حفظ بسیاری را تربیت نمود .

مقام های بین المللی :
نفر سوم مسابقات بین المللی جمهوری اسلامی ایران در رشته حفظ کل(سال 63).

ماموریت های قرآنی در داخل کشور :
اداره کلاسهای آموزش و حفظ قرآن از دهه چهل تا کنون .
کارشناسی و اجرای حفظ موضوعات قرآنی در رادیو قرآن .
کارشناسی شرح و تفسیر موضوعات قرآنی در صدا و سیما .

ماموریت های قرآنی در خارج از کشور :
سفر به کشور های انگلیس ، عربستان سعودی ، سوریه ، لبنان ، امارات متحده عربی ، قطر ، هندوستان ، آفریقای جنوبی ، نیجریه ، مراکش و ... جهت تبلیغات قرآنی .
داوری در مسابقات بین المللی قرآن کریم عربستان سعودی ، سوریه ، لبنان و جمهوری اسلامی ایران .
اداره کلاسهای قرآن و بیان مفاهیم قرآنی در خارج از کشور .

آثار ماندگار قرآنی :
تالیف کتابهای آموزش قرآن در سه جلد برای آموزش و پرورش.
انتشار جزواتی پیرامون روش حفظ قرآن.

*منبع
سازمان اوقاف و امور خیریه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt220.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۰۷
هم نمونه، هم حافظ قرآن

«زهرا حاجي زاده» دانش آموز سال سوم دبيرستان در رشته علوم تجربي مدرسه شهيد هداوند تحصيل مي كند. مي خواهد جراح مغز اعصاب شود و رشته علوم تجربي را براي رسيدن به اين هدف انتخاب كرده است. در حال حاضر نيز با معدل ۸۹/۱۹ از دانش آموزان نمونه رشته تجربي است، او قرآن را در شانزده سالگي طي نه ماه حفظ كرده و در تمام مسابقات قرآني منطقه شركت مي كند و مقام هاي خوبي را در اين مسابقات به دست آورده. علاقه خاصي به شركت در المپيادهاي علمي دارد و در سال جاري نيز به مرحله دوم المپياد شيمي در سطح تهران راه پيدا كرده است، بيشتر وقتش در طول روز صرف درس خواندن مي شود و اگر هم احساس خستگي كند كتاب و دفترش را كنار نمي گذارد.
البته اگر فرصتي باشد به صفحات علمي و حوادث روزنامه ها نگاهي مي اندازد.
محل زندگي و مدرسه اش را دوست دارد اما از اداره آموزش و پرورش منطقه مي خواهد كه با اختصاص بودجه بيشتر ساعات حضور دانش آموزان را در مدارس افزايش دهد تا معلمان فرصت بيشتري براي تعليم دانش آموزان داشته باشند. نظرتان درباره اين پيشنهاد زهرا چيست؟!
دانش آموز نمونه مدرسه هداوند از ميان ورزش ها، بسكتبال را دوست دارد. اما فرصت چنداني براي تمرين و ورزش ندارد. معتقد است كه شركت در برخي آزمون هاي آزمايشي درس هاي مهم، براي آمادگي بيشتر شركت در كنكور لازم است اما هر فرد آنقدر توانايي دارد كه بدون شركت در كلاس هاي متعدد و با جديت در درس خواندن در كنكور و تحصيل موفق باشد.

_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt151.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۰۸
سيدمحسن شريفي دانش آموز سال اول راهنمايي حافظ كل قرآن مجيد است. وي علاوه بر اين كه درعرصه حفظ قرآن موفق بوده است، يكي از دانش آموزان ممتاز و تيزهوش مدرسه است و اعتقاد دارد كه قرآن راه هاي ناشناخته زندگي را برايش روشن مي كند. آن چه مي خوانيد حاصل گفت وگوي ما با اين شكوفه قرآني است.

¤ چند جزء از قرآن را حفظيد؟ هر 30جزء قرآن مجيد را حفظم.
¤ شيوه شما در حفظ قرآن چگونه بود؟ ازطريق نوار و تكرار زياد قرآن را حفظ كردم.
¤ كجا قرآن را فراگرفتيد؟ در مدرسه حافظان وحي و دارالقرآن منطقه 15تهران.
¤ چقدر به مفاهيم قرآن توجه داريد؟ با شركت در كلاس هاي زبان آموزي قرآن با معاني و مفاهيم قرآن خيلي بيشتر آشنا شده ام و در زندگي سعي مي كنم همه آنها را به كار ببرم.
¤ موفقيت هايي كه در عرصه هاي غيرقرآني كسب كرده ايد؟ در آزمون تيزهوشان قبول شدم. در مسابقات فوتبال و شنا رتبه اول را دارم.
¤ قرآن از ديدگاه شما؟ شاهراه رسيدن به موفقيت هاي بزرگ.
¤ يك تعريف حسي از قرآن؟ قرآن داروي فراموشي غم ها.
¤ تأثير قرآن در زندگي شخصي ات؟ راه هاي ناشناخته زندگي را برايم روشن كرده است.
¤ به نظر تواعجاز قرآن درچيست؟ قرآن جاذبه فوق العاده اي براي همه انسان ها دارد و اين خود اعجاز قرآن است.
¤ چگونه مي شود قرآن را بين نسل جوان نهادينه كرد؟ با به كارگيري روش هاي جديد براي ايجاد انگيزه در فراگيري قرآن بين جوانان.
¤ الگوي شما در زندگي: امام خميني(ره) چون ايشان شجاعت و ديانت و مديريت را باهم داشتند.
¤ بزرگي انسان در چيست؟ بزرگي در صادق بودن انسان است.
¤ شهرت را در چه مي داني؟ در به دست آوردن مقام هاي بزرگ(!)
¤ راز جاودانگي چيست؟ ايثار در زندگي و داشتن ايمان كامل.
¤ سخت ترين بخش كارتان؟ حفظ كردن آيات قرآن در اواخر كار.
¤ و راحت ترين؟ حفظ اوايل قرآن كريم.
¤ يك تعريف كامل از مرگ؟ مرگ پلي است كه انسان را از اين دنيابه دنياي ديگر مي برد.
¤ از چه چيز هراس داري؟ خشم خدا.
¤ بهترين دوست انسان؟ مادر و پدر.
¤ آرزوي شما؟ اين كه همه انسان ها آن چه براي خود مي پسندند، براي ديگران نيزبپسندند و آن چه براي خود نمي پسندند براي ديگران هم روا ندانند.
¤ بهترين مكاني كه رفته ايد؟ مرقد حضرت زينب(س).
¤ حرف آخر؟ براي تمامي دوستانم آرزوي موفقيت مي كنم و اميدوارم قرآن هميشه پشتيبان آنان باشد.
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt151.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۰۹
بسم الله الرحمن الرحیم

حبيب بن مظاهر اسدى

حبيب يكى از حافظان قرآن به شمار مى آيد.
شيخ طوسى در رجال خود ، او را از اصحاب اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين (عليهم السلام) به شمار آورده است .
طريحى در منتخب مى گويد : پيامبر اسلام با گروهى از ياران و اصحاب از راهى عبور مى كردند . جمعى از اطفال مشغول بازى بودند . پيامبر در آن ميان كودكى را گرفت و نزد خود نشانيد و ميان ديدگانش را پيوسته بوسه داد ، و نسبت به او كمال ملاطفت و مهربانى را روا داشت . ياران سبب اين همه لطف و محبت پيامبر را به آن كودك جويا شدند .
حضرت فرمود : ديدم اين كودك همراه حسين قدم برمى داشت ، هرگاه حسين بر خاك راه عبور مى كرد او خاك زير قدم حسين را برمى داشت و به صورت خود مى ماليد ، به اين خاطر او را دوست دارم و مورد محبت قرار مى دهم ، امين وحى به من خبر داد كه اين كودك در حادثه كربلا خواهد بود و به يارى حسين من خواهد شتافت ! !
و آن كودك به روايت تحفة الحسينيه حبيب بن مظاهر اسدى بود ، كه نشان مى دهد انسان از نظر معنويت و ارزش هاى باطنى مى تواند به جايى برسد كه امين وحى گزارش گر وضع مثبت او گردد .
كشى در رجال خود مى گويد : حبيب از هفتاد نفرى است كه حسين را يارى مى دادند و با كوه هاى آهن ملاقات كردند ، يعنى با سوارانى كه غرق آهن و فولاد بودند و به قصد كشتن حسين (عليه السلام) آمده بودند روبرو شدند . آنان با سينه ها و صورت هاى خود از تيرها و شمشيرها با كمال شجاعت استقبال كردند ، در حالى كه دشمن امانشان مى داد و با مال و ثروت به تطميع آنان دست مى يازيد ; ولى نه امان دشمن را پذيرفتند ، و نه به قبول مال و ثروت تن دادند ، و نه به وعده هاى دشمن رغبت نمودند . و مى گفتند : ما را در پيشگاه خدا در تنها گذاردن حسين (عليه السلام)عذرى نخواهد بود ، و اگر حسين (عليه السلام) را واگذاريم تا كشته شود و ما زنده بمانيم به رسول خدا در قيامت چه جواب دهيم ، به خدا سوگند تا مژگان چشم ما حركت مى كند دست از يارى حسين (عليه السلام) برنداريم . سپس جهاد كردند تا همگى شهيد شدند .
كشى مى گويد : چون حبيب از خيمه بيرون شد شادان و خندان بود . برير كه سيد قاريان قرآن بود گفت : اى حبيب ! اين زمان ساعت خنده زدن نيست . حبيب گفت : كدام وقت سزاوارتر از اين زمان به خوشحالى و خنده است ؟ به خدا سوگند ميان ما و معانقه حور همين است كه اين كافران بر ما حمله كنند .

آيت اللّه سيد محسن جبل عاملى در اعيان الشيعه در جلد بيستم در ترجمه حبيب مى گويد : او حافظ همه قرآن بود ، و هر شب پس از نماز عشا تا طلوع فجر يك ختم قرآن داشت !

حبيب در جنگ جمل و صفين و نهروان در ركاب اميرمؤمنان (عليه السلام) حاضر بود . و او را از خواص اصحاب آن حضرت و از حاملان علوم و اسرار شاه ولايت و اصفياى آن حضرت شمرده اند .
حضرت حسين (عليه السلام) هنگامى كه وارد كربلا شد ، نامه اى به اهل كوفه به طور عام و نامه اى ويژه به اين مضمون براى حبيب بن مظاهر نوشت :

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم مِنْ الحُسَيْنِ بْنِ عَلي اِلىَ الرَّجُل الفَقيه حَبيبِ بْنِ مَظَاهِرِ الأسَدي ، أمّا بَعْد فَقَدْ نَزَلْنا كَرْبَلاَ وَاَنْتَ تَعْلَمْ قرَابَتي مِنْ رَسُولِ اللّهِ فَاِنْ اَرَدْتَ نُصرَتَنا فَاقْدِمْ اِلَيْنَا عَاجِلاً .
بنام خداى بخشاينده مهرگستر . از حسين بن على به آن مرد فقيه فهيم حبيب بن مظاهر اسدى ، ما در كربلا اقامت گرفته ايم ، تو نزديكى مرا به رسول خدا مى دانى ، اگر قصد يارى ما را دارى به سرعت به سوى ما بشتاب .

حبيب پس از خواندن نامه با عبور از مقدماتى كه بيشتر جنبه حفظ اسرار و تقواى سياسى داشت به همسرش گفت : مطمئن باش كه اين محاسن سپيدم را در يارى و نصرت حسين به خون گلويم رنگين خواهم كرد . سپس از خانه بيرون شد كه راه فرار از كوفه را به دور از چشم دشمن ارزيابى كند . در مسير راه با مسلم بن عوسجه مصادف شد كه مى خواهد از مغازه عطارى جهت خضاب محاسن خود حنا بخرد .
حبيب گفت : اى مسلم ! مگر خبر ندارى كه مولايمان حسين (عليه السلام)به سرزمين كربلا وارد شده بيا به يارى او بشتابيم . مسلم بن عوسجه بى درنگ مهياى خارج شدن از كوفه شد !
حبيب غلام خود را طلبيد و اسبش را به او سپرد و گفت : اين اسلحه را زير لباس خود پنهان دار و از فلان راه عبور كن و در فلان منطقه منتظر من باشد ، و اگر كسى از تو احوال پرسيد بگو : بر سر فلان مزرعه مى روم .
غلام به فرمان حبيب عمل كرد . سپس حبيب خود را از راه و بى راه به طور ناشناس به غلام رسانيد . شنيد غلام با آن اسب به اين گونه سخن مى گويد : اى اسب ! اگر آقايم حبيب نيامد من خود بر تو سوار مى شوم و براى يارى حسين (عليه السلام)به كربلا مى روم .
اين سخن دل حبيب را لرزانيد و سيلاب اشك از ديدگانش جارى كرد و گفت : يا اباعبداللّه ! پدر و مادرم فدايت كنيززادگان براى تو غيرت به خرج مى دهند واى بر آزادگان كه دست از يارى تو باز دارند !
سپس سوار بر اسب شد و به غلام گفت : تو در راه خدا آزادى به هر كجا كه مى خواهى برو . غلام روى دست و پاى حبيب افتاد و گفت : اى سيد من ! مرا از اين فيض محروم مكن ، مرا هم همراه خود ببر كه دوست دارم جانم را فداى حسين كنم !
حبيب درخواست او را پذيرفت و با غلام روانه كربلا شد .
ياران حسين به استقبال حبيب شتافتند . زينب كبرى پرسيد : چه خبر است كه ياران به هم برآمده اند ؟ گفتند : حبيب بن مظاهر به يارى شما آمده است . حضرت فرمود : سلام مرا به حبيب برسانيد .
چون سلام زينب كبرى را به حبيب رسانيدند ، حبيب كفى از خاك برگرفت و بر فرق خود پاشيد و گفت : من كيستم كه دختر كبراى امير عرب به من سلام رساند ! !
از برنامه هاى بسيار مهم حبيب ، درخواست وصيت در آخرين لحظات عمر مسلم بن عوسجه از مسلم بود :
هنگامى كه حبيب با حضرت حسين (عليه السلام) بر سر مسلم بن عوسجه آمدند ، او را رمقى در بدن بود ، حبيب خطاب به مسلم گفت : اى مسلم ! بر من سخت است كه تو را اينگونه آغشته در خون ببينم ، تو را به بهشت بشارت باد .
مسلم با صدايى ضعيف گفت :

بَشَّرَكَ اللّه بِخَيْر .
خدا تو را به خير مژده دهد .

حبيب گفت : اگر نبود كه ساعت ديگر به تو ملحق مى شوم يقيناً دوست داشتم كه اگر وصيتى دارى با من در ميان بگذارى ! كه من با جان و دل در انجام آن كوشش لازم نمايم .
مسلم به سوى امام اشاره كرد و گفت : وصيت من با تو اين است كه از يارى اين غريب دست باز ندارى !
حبيب گفت : به پروردگار كعبه جز اين عمل نكنم و ديده ات را به اجراى اين وصيت روشن سازم .
و در كتاب مهيج الاحزان گويد : هنگامى كه حبيب آماده شهادت شد ، حضرت حسين (عليه السلام) به او فرمود : تو از جد و پدرم يادگارى ، پيرى تو را دريافته ، چگونه راضى شوم به ميدان بروى ؟
حبيب گريست و گفت : مى خواهم نزد جدت روسپيد باشم و پدر و برادرت مرا از يارى كنندگان شما به حساب آورند .
در مقتل ابو مخنف آمده :

لمّا قُتِلَ حبيب بَانَ الاِنْكِسَار فِي وَجهِ الْحُسَيْن وَقَالَ : لِلّهِ درك يَا حَبيب لَقَدْ كُنْتَ فَاضِلاً تَخْتِمُ الْقُرآنَ فِي لَيْلَة وَاحِدَة ! !
هنگامى كه حبيب شهيد شد ، در چهره حضرت حسين (عليه السلام) شكستگى نمايان گشت ، و گفت : حبيب خدا تو را پاداش نيك دهد ، تو مرد دانشمند و بافضلى بودى و در يك شب يك ختم قرآن مى نمودى !
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt154.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۱۰
بسم الله الرحمن الرحیم

حافظان قرآن کریم در صدر اسلام

عنايت ويژه و توجّه خاصّ پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله وسلم به حفظ قرآن، باعث شد كه گروه زيادى از اصحاب، حتّى بعضى از زنان‏ نيز در زمان حيات آن حضرت قرآن را حفظ كنند.

علاّمه بلاغى مى‏نويسد:
شعار اسلام و علامت مسلمان در صدر اسلام، مزيّن بودنش به حفظ قرآن بود. اعراب مسلمان با حافظه نيرومندى كه داشتند، به حفظ و تلاوت قرآن پرداختند تا اينكه عدد حافظان به هزارها، بلكه ده‏ها هزار و صدها هزار رسيد.

وى مى‏نويسد: چون وحى در زمان حيات پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم قطع نمى‏شد، ممكن نبود قرآن در يك كتاب، آماده و فراهم شود؛ بلكه آنچه وحى مى‏شد، در حافظه مسلمانان و نوشته‏ها جا مى‏گرفت.

علاّمه طباطبايى مى‏نويسد: قرآن مجيد كه سوره سوره و آيه آيه نازل مى‏شد، به سبب بلاغت و فصاحت خارق عادتى كه داشت، آوازه‏اش در ميان اعراب كه عنايت شگفت‏آورى به بلاغت و فصاحت كلام داشتند و شيفته آن بودند، روز به روز بلندتر مى‏شد و براى شنيدن چند آيه از آن، از راه‏هاى دور پيش پيغمبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم آمده و آياتى را فرا مى‏گرفتند.
مسلمانان به اين دليل كه قرآن مجيد را كلام خدا و يگانه مدرك دينى خود مى‏دانستند، و در فريضه نماز، سوره حمد و مقدارى از ساير قرآن را مى‏بايست بخوانند، و به دليل اينكه پيغمبر مأموريت داشت قرآن مجيد و احكام اسلام را به آنان ياد دهد، در يادگرفتن سوره و آيات قرآنى و حفظ و ضبط آنها نهايت جدّيّت را به خرج مى‏دادند.
اين روش پس از آنكه پيغمبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم به مدينه هجرت نمود و جامعه مستقل اسلامى تشكيل داد، منظّم‏تر و متشكّل‏تر گرديد. به دستور پيغمبراكرم جمعيت قابل توجّهى از ياران وى به قرائت قرآن و تعليم و تعلّم احكام اسلام، كه روز به روز نازل و تكميل مى‏شد، موظّف شدند. آنان حتّى طبق دستور صريح قرآن‏از شركت در جنگ و جهاد معذور گشتند.
از اين جماعت، به كسانى كه به قرائت قرآن و حفظ و ضبط سوره‏ها و آيات آن مشغول بودند، «قرّاء» مى‏گفتند.
سيوطى در الاتقان نام بعضى از اين قرّاء را كه در كتاب القراءات منسوب به ابى‏عبيد آمده، به اين ترتيب ذكر كرده است:
از مهاجرين :
خلفاى اربعه، طلحه، سعد بن عبيد، عبداللّه بن مسعود، حذيفه، سالم بن معقل، ابوهريره، عبداللّه بن سائب، عبداللّه بن عباس، عبد اللّه بن عمرو بن عاص، عبداللّه بن عمر، عبداللّه بن زبير، عايشه، حفصه و امّ‏سلمه.
از انصار:
عبّادة بن صامت، معاذ بن جبل (مكنّى به ابى‏حليمه)، مجمع بن جاريه، فضالة بن عبيدة، مسلمة بن مخلد.
بنا به تصريح ابوعبيد در كتاب القراءات اينها كسانى بودند كه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم موفّق به حفظ قرآن شدند و محفوظات قرآنى خود را بر رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم عرضه نمودند. به اصطلاح امروزى، خود آن حضرت، استاد قرائت اين عدّه بوده است، و الاّ تعداد اصحابى كه قرآن را حفظ كردند؛ ولى موفّق نشدند بر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم عرضه كنند، قابل شمارش نيست؛ بويژه با اضافه كردن آنهايى كه قسمتى از قرآن را در زمان حيات پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و بقيه را بعد از رحلت آن حضرت حفظ كردند.

ابن عساكر از محمد بن كعب قرضى، پنج تن حافظان قرآن را كه همگى از انصار بودند، نام مى‏برد:
معاذ بن جبل، عبّادة بن صامت، ابى‏بن كعب، ابوايّوب انصارى، ابودرداء. وى در روايتى نام على بن ابى‏طالب‏عليه السلام، زيد بن ثابت، سعد بن عبيد، ابوزيد، مجمع بن جاريه، عثمان بن عفّان و عبداللّه بن مسعود را نيز اضافه مى‏كند.
او در تاريخ دمشق آورده است: انس خبر داد كه در زمان پيامبر، تنها چهار نفر از انصار قرآن را حفظ كردند:
معاذ بن جبل، ابى‏بن كعب، زيد بن ثابت و ابوزيد (و در بعضى روايات، زيد).

آيةاللّه خويى مى‏نويسد: حافظان قرآن در زمان رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم بيشتر از آن بودند كه بشود نام آنان را شمارش كرد و آنچه انس نقل كرده كه پيامبر از دنيا رفت و غير از آن چهار نفر كسى حافظ قرآن نبود، مردود و مطروح است.
بعضى از اهل‏سنّت حديث انس را اين گونه توجيه كرده‏اند كه: معنى قول انس كه جز چهار نفر قرآن را حفظ نكردند، اين است كه آنها به صورت مستقيم از پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم قرآن را دريافت نموده‏اند.
در روايات ديگرى كه اهل‏سنّت آنها را تلقّى به قبول و صحّت نموده‏اند، آمده است:
بعضى از حافظان قرآن به درجه‏اى رسيده بودند كه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم مأمور تعليم ديگران شدند و پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم با صراحت، ديگران را امر مى‏نمود كه قرآن را از اين افراد فراگيرند.
از مسروق نقل شده كه وقتى نامى از عبداللّه بن مسعود و... به ميان آمد، گفت: من هميشه او را دوست دارم، چون از پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه مى‏فرمود:
قرآن را از چهار نفر فراگيريد:
عبداللّه بن مسعود، سالم، معاذ و ابى‏بن كعب.

*منبع
شبکه شارح
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt155.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم

مختصري از زندگي نامه استاد حاج عباس حزباوي(حافظ کل قرآن )


ولادت:
سال 1323 هجري شمسي در روستاي (ام الصخر ) يا (الحاي) در منطقه دورق (شهرستان شادگان) در زادگاه شاعر بزرگ (ابن سكيت دورقي) متولد شد .

خانواده:
از پدر ومادري مؤمن ومتدين متولد شد. پدر وي مرحوم “ملا علي بن راهي حزباوي” حافظ كل قرآن كريم واز مدرسين قرآن زمان خود بود كه به پرهيزكاري و ورع وخلق وخوي خوش ورفتار نيك شهره بود. مرحوم ملا علي حزباوي از مجاهدان واقعه جهاد بر ضد انگليس بشمار مي رود . اما مادر ايشان از خادمين امام حسين (ع) بود خانواده اين شاعر گرانقدر علاوه بر پدر ومادر از چهار برادر وپنج خواهر تشكيل مي شود كه در حادثه اي دلخراش در يك آن هفت تن از اعضاي خانواده اش را از دست داد مادر ، چهار خواهر ودو برادرش را.
اين حادثه اثر حزن انگيزي را در روحيه شاعر گرانقدرمان در طول زندگي گرانمايه اش بجاي گذاشت وعليرغم گذشت زمان زيادي بر اين حادثه هنوز هم اثر آن از بين نرفته است.

فعاليتهاي فرهنگي:
استاد حزباوي حفظ وقرائت قرآن كريم را قبل از تحصيل در دوره ابتدائي فرا گرفت وعلم قرائت وحفظ قرآن كريم را نزد پدر مرحومش فرا گرفت كه در آن هنگام كلاسهاي درس قرآن را در منزل خود براي فرزندان روستائي برگزار مي نمود. سپس بعد از پايان دوره راهنمائي در سن 18 سالگي به كشور كويت مهاجرت كرد.طي سالهائي كه در كويت سپري كرده بود به تحصيلات خود در آكادمي تحصيلات عاليه خاور ميانه پرداخت كه چهار سال بطول انجاميد. همزمان بازگشت استاد حزباوي به وطن خود مصادف با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي در ايران بود و بعد از پيروزي انقلاب تحصيلات ديني را نزد بزرگان علم ومعرفت ديني ادامه داد و هم اكنون ايشان مسئول ستاد عشاير عرب خوزستان مي باشند.

فعاليتهاي ادبي:
استاد حزباوي در زمينه شعر محلي عربي با همه انواع مختلف آن ديوانهاي زيادي را سروده است كه در اين زمينه بسيار حاذق و توانمند است.
روزنامه ها قصايد زيباي وي را منتشر مي ساختند ، راديو اشعارش را پخش مي نمود ودر داخل وخارج با استقبال پر شوري مواجه گرديد در مجله( اليقظة الكويتية ومرآة الامة الكويتية) قصايد بي شماري چاپ گرديد كه تا كنون بعضي از آنها نزد استاد نگهداري مي شود مجله (إخاء) وچند مجله وروزنامه ديگر نيز قصايد ايشان را چاپ نمودند وديوان شعري را تحت عنوان (ليالي الفنطاس) در آن زمان پديد آورد ،

پس از بازگشت به وطن همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي بعنوان دبير آموزش وپرورش مشغول به تدريس شد وتمام هنر و اندوخته هاي با ارزش خود را به خدمت اسلام ونظام بكار بست وجمعيت شعراي خوزستان را با همكاري مرحوم شيخ جعفر محمودي تشكيل داد و تا كنون ايشان مسئوليت جمعيت شعراي عرب خوزستان را عهده دارند . نيز سلسله درسهاي آموزش شعر و ادب ايشان تا كنون از راديو عربي كشورمان پخش مي گردد .

اشعار:
اين شاعر نامي علاوه بر اشعار محلي در سرودن شعر فصيح بسيار توانمند است واز جمله تواشيح مختلف با وزنهاي متعدد از تخصص ايشان به شمار مي رود كه مي توان گفت اغلب گروههاي ممتاز كشور را تغذيه شعري نموده اند از جمله گروه تواشيح ثقلين اهواز بي شك استاد حزباوي در اين زمينه يكه تاز ميدان شعر تواشيح در كشور است .

*منبع
سایت ثقلین
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt158.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۱۴
ما توضيح ندهيم بهتر است . شرح زندگي ايشان را از سايت تخصصي آن مرحوم مطالعه فرماييد . اميدوارم ما را درقيامت از شفاعت خويش بي بهره نسازد . خيلي مرد بزرگي بود . خدا رحمتش كند .
آدرس سايت :‌
http://www.bohloul.com/index.php

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۱۵
ابن سينا

ابن سينا دانشمند نامي قرن پنجم هجري كه در پزشكي، فلسفه و.... سرآمد عصر خود بود پيش از ده سالگي، قرآن مجيد را حفظ كرد.- ريحانة الادب، ج 7، ص 582.-

سيّد بن طاووس

سيّد بن طاووس، رحمة اللَّه عليه، يكي از دانشمندان شيعي، از شاگردان خواجه نصير طوسي و علاّمه ي حلّي است كه در يازده سالگي، تمامي قرآن را به خاطر سپرد.- ستاره‏هاي فضيلت، ج 3، ص 117.-

رودكي

اين شاعر پر آوازه ي سده ي چهارم ايران، در عصر سامانيان مي‏زيست، وي حدود يك ميليون و سيصد هزار بيت شعر، سروده است و شعر پارسي را به كمال خود رسانده است. رودكي از نعمت بينائي بي بهره بود، ولي در هشت سالگي ،تمام قرآن را حفظ كرد.-دانشوران روشندل، ص 73.

حافظ شيرازي

اين شاعر و دانشمند ايراني در نهايت فقر و تنگدستي به فراگيري دانش پرداخت، او تمامي قرآن را با چهارده قرائت، از حفظ بود.- ريحانة الادب، ج 2، ص 13.-

ناصر خسرو

ابومعين ناصر خسرو قبادياني، شاعر، عارف، حكيم و نويسنده ي زبردست بود، وي در نه سالگي، قرآن و بسياري از احاديث را حفظ كرد.- ريحانة الادب، ج 6، ص 101.-

آيت اللَّه خوئي

آيت اللَّه مكارم شيرازي در درس خارج فقه مي‏فرمود: -مرحوم آيت اللَّه خوئي، در دوران پيري به حفظ قرآن مشغول شدند.- سيّد مجتبي حسيني، سيماي حافظان نور، ص 123.-

ابوالعيناء

محمّد بن قاسم بن خلاد بن ياسر اهوازي مشهور به ابوالعيناء از اديبان بزرگ روزگار عبّاسي شمرده مي‏شد. او در كودكي قرآن را حفظ كرد.- دانشوران روشندل، ص 26.-

ابن اثير جزري

ابوالفتح ابن اثير جزري از دانشمندان مذهب شافعي بود كه در لغت، نحو بيان و نيز فنون انشاء و كتابت مهارت بسيار داشت. وي قرآن را در كودكي حفظ كرده بود.- ريحانة الادب، ج 7، ص 374.-

جبرتي

ابوالتهاني جبرتي از دانشمندان معروف حنفي شمرده مي‏شد. وي در اكثر علوم روز، سرآمد بود و در كنار دانش، به تجارت نيز مي‏پرداخت. ابوالتهاني در ده سالگي، قرآن مجيد را به خاطر سپرد.- ريحانة الادب، ج 1، ص 394.

ابواللبان

ابو محمّد عبداللَّه مشهور به ابن اللبان، از فقيهان و محدّثان معروف شافعي است. وي كه قرآن را به چندين روايت تلاوت مي‏كرد، در پنج سالگي به حافظان پيوست و در 446 هجري قمري در اصفهان در گذشت.- ريحانة الادب، ج 8، ص 178.-

ابوالحسنات

محمّد عبدالحي بن حافظ انصاري، از دانشمندان حنفي قرن چهاردهم است. او حفظ قرآن را از پنج سالگي آغاز كرد و در ده سالگي به پايان رساند و ابوالحسنات در يازده سالگي به تحصيل دانش پرداخت و همه ي علوم رايج و منقول را نزد پدر آموخت.- ريحانة الادب، ج 7، ص 62.-

شهاب الدّين

اين دانشمند شافعي كه به ادبيات، بسيار عشق مي‏ورزيد، در ده سالگي، قرآن را حفظ كرد.- ريحانة الادب، ج 3، ص 268.-

فخر الدّين

ابراهيم بن شهريار ملّقب به فخرالدّين،در شمار شاعران و عارفان پيرو شيخ شهاب الدّين سهروردي، جاي دارد. او در كودكي به جمع حافظان قرآن پيوست.- ريحانة الادب، ج 4، ص 117.-

فرزدق

اين شاعر شيعي عصر بني اميّه، از اصحاب امام سجاد، عليه السّلام، بود. پدرش او را در كودكي نزد علي، عليه السّلام، آورد و گفت: فرزندم شاعر است. امام علي فرمود: -او را قرآن بياموز كه بهتر از شعر است.-اين سخن چنان در فرزدق اثر كرد كه بر خود قيدهائي بست و سوگند خورد تا قرآن را حفظ نكند آن قيدها را نگشايد. به اين ترتيب، همه ي قرآن را به خاطر سپرد.- اعيان الشيّعه،ج 10، ص 267.-

ملك المحدّثين

محمّد بن طاهر ملقّب به ملك المحدّثين، از دانشمندان اواخر قرن دهم هجري‏است. او در كودكي قرآن را حفظ كرد و در بسياري از فنون، بر ديگران تقدّم داشت. محمّد بن طاهر، اموال بسيار به ارث برد و همه را به دانشجويان علوم ديني بخشيد.- ريحانة الادب، ج 5، ص 395.-

انتاكي

داود بن عمر انتاكي ملقّب به بصير از دانشمندان شيعي اوائل قرن يازدهم است. او در كودكي حافظ قرآن شد و توانست در پزشكي و فلسفه شهرتي چشم گير به دست آورد. انتاكي از نعمت چشم بي بهره بود، ولي به شهرهاي بسيار سفر كرد.- ريحانة الادب، ج 1، ص 194.-

اي كاش به حفظ قرآن مي‏پرداختم !

- حقيقت امر اين است كه از همان ابتدا عشق عجيبي به ديوان شعرا و نيز نظم شعر داشتم. روي اين ذوق، همان وقت، تمام دوبيتي‏هاي باباطاهر را حفظ بودم. و تمام رباعيّات خيّام را، و اكثر غزليّات خيّام را، همين طور ديگران را. اي كاش از همان وقت كسي به من مي‏گفت كه آقا به جاي اينكه اينها را حفظ كني، شروع كن به حفظ قرآن. و الان اين حسرت براي من به جاي مانده است كه اين عشق و علاقه‏اي كه به دواوين - ديوان‏هاي - شعر داشتم، كاش در حفظ قرآن به كار مي‏بردم!-.-مصاحبه با آيت اللَّه حسن زاده ي آملي، ميراث ماندگار، ص 563.-
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt173.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۱۶
بسم الله الرحمن الرحیم

محمد مهيار حسين پور ، نوجوان حافظ کل قرآن

محمد مهيار در سال 1992 میلادی در منطقه حسين پور چشم به جهان گشود. او فرزند ارجمند محسن حسين پور است .
بر اساس گفته پدرش، مهيار در پنج سالگي بر اثر تصادف موتور گنگ مي شود. پزشكان و بيمارستانها در درمان او نااميد مي شوند كه شايد اين بچه ديگر نتواند حرف بزند و يا پس از سالها قدرت تکلم خود را بازیابد. پدر و مادرش بجاي اينكه نااميد شوند بوسيله اهل بيت اطهار(ع) به سوي خدا رخ نموده و پدرش محسن حسين پور شبها توسط احاديث و آيات قرآن بر فرزندش مي دميد.
دقیقا صبح يك روز به هنگام دميدن فجر، تحول و معجزه قرآنی براي مهيار به وقوع پیوست كه اين كودك از خواب بلند شده و پدرش را مخاطب ساخته مي گويد: بابا هفتاد و دو حديثي را كه شما شبها برايم مي خوانديد حفظ كرده ام و مي توانم بخوانم.
پدر مهيار اعلام كرده بود اين حافظ نوجوان قبل از حفظ كل قرآن، پنج جزء از آن همراه با 72 حديث را حفظ كرد و سپس يك روز صبح گفت ميتواند كل قرآن را بخواند و اين قبل از رفتن به دبستان و گرفتن هر نوع آموزش روخواني بوده است. پدر و مادر مهيار با مشاهده معجزه قرآني از خوشحالي در پيراهن نمي گنجيدند. آنها كودك را به حفظ قرآن مشغول ساختند. در مدت كوتاهي پنج جزء قرآن را حفظ كرد. بعد از حفظ پنج جزء قرآن صبحگاهي مهيار به پدرش مي گويد كه كل قرآن را از حفظ دارد و مي تواند بنويسد. سبحان ا... پدر و مادر متحير شدند زيرا مهيار نوجوان هنوز به مدرسه نرفته بود و با الف و باء آشنایي نداشت.
به لطف و كرم ويژه ی پروردگار و معجزه قرآن در خصوص مهيار حسين پور اين حافظ نوجوان، زندگي پدرش محسن حسين پور كه در اصل خياط بود نيز تغيير كرد و بر اثر آن پدر نيز از قرآن استفاده كرد. خداوند متعال به مهيار حسين پور اطلاعات كامل و حفظ قرآن را اعطا كرده است. علاوه بر حفظ شماره سوره، شماره آيه، شماره صفحه، راست يا چپ، آيه چندم در صفحه، و... خداوند متعال قدرت پاسخ گویی به تمام امور روزمره زندگي را با آيات قرآن به او عنايت فرموده است.
در عصر حاضر حافظ مهيار حسين پور دليل عظمت قرآن است نه تنها اين، بلكه اين حافظ نوجوان در بیان احاديث نبوي، ثنا و وصف اهل بيت اطهار عليهم السلام و در تبليغ و خطبه و قصيده به زبانهاي فارسي و عربي مهارت كامل دارد. زماني كه در سن شش سالگي مهيار حسين پور، كل قرآن را حفظ كرد پدرش او را به مدرسه فرستاد. در اينجا نيز همه را به حيرت درآورد و چهار كلاس را در مدت كوتاه با موفقيت كامل به پايان رسانيد. كلاس اول در هفت روز، كلاس دوم را در يك روز و نيم، كلاس سوم را در سه روز و كلاس چهارم را در دو هفته بپايان رسانيد. قابل ذكر است كه در تمام امتحانات معدل 20 گرفته بود.
اين اعجاز از لطف ويژه خداوند متعال است كه در هر كجا در پاسخ به سوالات در خصوص قرآن قاصر نبوده است بلكه صد در صد موفق نشان داده است. در دانشكده اسلاميه زماني كه فردي در مقام سوال از وی آيه اي را تلاوت نمود، مهيار سكوت كرده و زماني كه دوباره حافظ تلاوت كرد مهيار به پدرش گفت به قاري بگويید قرآن را اشتباه نخواند گناه دارد. حضار در سالن به حيرت افتادند و زماني كه از قاري سوال كرديم وي گفت من عمداً اشتباه خواندم تا او را امتحان كنيم كه آيا آيه اشتباه را پاسخ مي دهد يا خير؟ همين گونه فردي آيه اي را تلاوت كرده و مهيار از او پرسيد اين آيه در دو سوره ي مختلف قرآن آمده است كدام را تلاوت كند؟ و به اين ترتيب حافظ و قاريانی كه از مهيار سوال كردند و نتوانستند او را مات سازند مجبور شدند از او قدرداني و وي را به گرمي تمجيد كنند.

ویژگیهای حفظ و تسلط مهیار به قرآن:

مشخصات کامل همه صفحات قرآن را قادر است بيان كند كه اين صفحه از كدامین سوره است و آيه آغاز و پایانی آن کدام است و اينكه اين آيه در كدام طرف واقع شده است.
با آيات مشابه در قرآن مجيد آشنائي كامل دارد.
خصوصيات جزءها اعم از شمار آیات، رکوع و تعداد سوره و آیه و سوره آغازین و پایان هر جزء را بیان می کند.
آغاز هر آيه اي را كه تلاوت كنيد ادامه آنرا با صوت خوش قرائت كرده؛ تمام اطلاعات آيه را اعم از نام سوره و شماره صفحه و اینکه طرف راست یا چپ صفحه است را بيان مي كند.

علاوه بر اينها اعجاز قرآن را مشاهده كنيد كه محسن حسين پور پدر مهيار با مشاهده معجزه قرآني 70 هزار اشاره ايجاد كرده است، اگر مي خواهيد مهيار را امتحان كنيد آيه اي را به پدرش نشان دهيد و پدرش با اشاره و رموز به فرزند مي فهماند، سپس مهيار آن آيه را تلاوت کرده و به سؤالات در اين خصوص نيز پاسخ مي دهد.

درباره زندگي روز مره و ديگر امور از او سوال شود بي اختيار از زبان مبارك او پاسخ با آيات قرآن بيرون مي آيد. براي مثال از وي سوال شد چگونه بدون استاد و آموزش كل قرآن را حفظ كرديد؟ در پاسخ آيه 249 سوره بقره را تلاوت كرد كه ترجمه آن اين است "خدا فيض حكمت و دانش را به هر كه خواهد عطا كند و هر كه را به حكمت و دانش رساند درباره او رحمت بسيار فرموده و اين حقيقت را جز خردمندان عالم متذكر نشوند".

درباره برنامه هاي روزمره و شركت در محافل مختلف و سفر طولاني به كشورها از او سوال شد در پاسخ آيه 57 سوره مائده را بيان كرد كه ترجمه آن اين است "اي پيغمبر آنچه از خدا بر تو نازل شد به خلق برسان كه اگر نرساني تبليغ رسالت و اداء وظيفه نكرده اي و خدا تو را از شر و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت. بيم مكن و دل قوي دار كه خدا گروه كافران را به هيچ موفقيتي راهنمائي نخواهد كرد. "

زماني كه از او سؤال شد حفظ قرآن مشكل است يا آسان؟ آيه 17 سوره قمر را تلاوت كرد كه ترجمه آن اين است "و ما قرآن را براي وعظ و اندرز به فهم آسان كرديم، كيست كه از آن پند گيرد."

در اسلام آباد كسي از او پرسيد خداوند جل و علا به شما اين همه مقام و عظمت عنايت فرموده آرزو و خواهشي داريد؟ در پاسخ فوراً آيه اي را تلاوت كرد كه مفهوم آن اين است "بار پروردگارا مرا و پدر و مادرم و تمام مؤمنين و مؤمنات را مغفرت عطا كن"

افتخارات و جوايز محمد مهيار حسين پور در سفر به كشورهاي مختلف:

در مسابقات حفظ و تفسیر قرآن به كشورهاي زيادي سفر كرده است از جمله كويت، روسيه، امارات متحده عربي، سوريه، لبنان، عربستان سعودي و پاكستان که در این خصوص قابل ذكر است:
1 – در سال 2002 در مسابقات حفظ در امارات متحده عربي از سراسر جهان 76 حافظ شركت كرده بودند كه در آن مهيار حسين پور لقب نجم الحفاظ و حافظ برجسته را گرفت.
2 – در سال 2003 در مسابقات حفظ در عربستان سعودي برجسته ترين حافظ خوانده شد. در اين مسابقات از 79 كشور 212 حافظ شركت كرده بودند.
3 – در سال 2003 در مسابقات حفظ در ايران مقام اول را بدست آورد.

*منبع
روزنامه جهاد30/9/82 پاکستان
نویسنده: آقای ساجد حسین
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt214.html

tabatabay
۱۳۸۵/۱۲/۱۴, ۱۲:۱۸
بسم الله الرحمن الرحیم

علی رضا زاده جویباری

http://awqaf.ir/images/joibari.jpg

متولد : 1370 _ قم

تحصیلات : دوره راهنمایی تحصیلی و دکترای افتخاری از کشور سوریه

شغل : دانش آموز

شروع فعالیت :
وی از سن چهار و نیم سالگی حفظ قرآن را آغاز کرد و در سن هفت سالگی موفق شد قران کریم را حفظ کند و پس از آن به حفظ خطبه حضرت زهرا (س) و نهج البلاغه حضرت امیر (ع) پرداخت. او ظاهرا اولین خردسالی است که در سن یازده سالگی رتبه سوم جهانی را به دست آورده و تنها حافظ نوجوان کل نهج البلاغه در کشور است که در نه سالگی نهج البلاغه را حفظ کرده است . وی در حال حاضر کلاس اول راهنمایی را به صورت متفرقه امتحان می دهد و مشغول تحصیل دروس حوزه نیز هست. او به زبان عربی فصیح می تواند صحبت کند و آشنایی مختصری با زبان فرانسه و انگلیسی دارد.

مقام های داخلی :
نفر دوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در کرمانشاه.
نفر سوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در اردبیل.
نفر دوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در شیراز.

مقام های بین المللی :
نفر سوم مسابقات بین المللی قرآن کریم عربستان سعودی(سال 81).

ماموریت های قرآنی در داخل کشور :
اجرای برنامه های قرآنی در اکثر نقاط کشور.

ماموریت های قرآنی در خارج از کشور :
سفر به کشورهای لبنان ، سوریه ، فرانسه ، بلژیک و عربستان سعودی جهت اجرای برنامه های قرآنی.

آثار ماندگار قرآنی :
ضبط بیش از صد برنامه آموزشی و پخش آن از شبکه های مختلف سیمای جمهوری اسلامی و شبکه برون مرزی از جمله پخش برنامه داستا نهایی از نهج البلاغه از شبکه های 2 و 4 سیمای جمهوری اسلامی ایران .

*منبع
سازمان اوقاف و امور خیریه
_________________
http://forum.jameatulquran.com/postt216.html

saeed623
۱۳۸۶/۰۳/۰۲, ۱۱:۰۷
قابل توجه قرآن پژوهان عزيز و گرامي
به منظور استفاده هر چه بيشتر اين عزيزان خواهشمند است اطلاعات خود را در فرم ذيل ثبت كنيد تا بتوانيم از وجود شما عزيزان در موضوعات مختلف بيشتر بهرمند شويم
اينجا ثبت نام كنيد (http://www.porsemanequran.com/fa/node/add/flexinode-7)

baquran
۱۳۸۶/۰۵/۰۹, ۱۲:۰۲
کربلایی کاظم ساروقی
مرد بی سوادی که در یک معجزه ی آشکار حافظ کل قرآن کریم شد.
شناخت بهتر و بیشتر این اعجوبه ی قرن در کنگره ی بین المللی بزرگداشت وی برای عموم میسر است.

محل برگزاری کنگره : اراک - میدان حافظیه - بلوار فاطمیه - استانداری مرکزی سالن همایش ها
و نیز زادگاهش ساروق امام زاده هفتاد و دو تن
زمان 31 مرداد 86

اميد
۱۳۸۶/۰۵/۲۱, ۱۰:۴۹
سلام بر دوستان ومديريت محترم سايت
مدير محترم ما هم در روستاي خودمان كه يكي از روستاهاي شمال كشور است يك جلسه قرآن داريم من دوست داشتم تبليغ جلسه قرآن خودمان را در صفحه اول سايت شما بگذارم ولي متاسفانه نمي دانم بايد چگونه در صفحه اول سايت ( كنار همان جايي كه از كنگره بين المللي كربلايي كاظم تبليغ كرده ايد) تبليغ كنم . لطفا مرا راهنمايي كنيد يا متن زير را به مثل همان كاري كه براي كربلايي كاظم انجام داده ايد براي روستاي ما هم بگذاريد .

جلسه قرائت قرآن بعد ازنماز جماعت مغرب و عشا
مكان :‌ روستاي گنو از استان گلستان
هر شب يك صفحه خوانده مي شود .

خدا به شما خير بدهد

بچه با حال
۱۳۸۶/۰۵/۲۱, ۱۱:۱۶
پيشنهاد به جناب مدير . بخشي از بالاي سايت را به تبليغات قرآني مانند آنچه اين دوست عزيز درخواست كرده اند اختصاص بدهيد. البته طوري كه حقوق همه رعايت شده و عدالت لحاظ گردد.

elham
۱۳۸۶/۰۵/۲۳, ۰۰:۵۲
ضمن عرض سلام خدمت تمامی دوستان
دیدم بحث اطلاع رسانی همایشی است گفتم شاید کسانی باشن که تمایل به تدوین مقاله داشته باشن و به همین دلیل این مطلب رو اینجا گذاشتم . دانشگاه فردوسی مشهد به همت جهاد دانشگاهی مشهد قصد دارن برای میلاد امام رضا (ع) همایشی برگزار بکنند که برای دانشجویان علاقه مند به خلق آثار علمی پژوهشی محورهایی رو برای تدوین مقاله معرفی کردند که عبارتند از :



بازخوانی و واکاوی اندیشه‌های امام رضا(علیه‌السلام)
انسان‌شناسی در اندیشه امام
هستی‌شناسی در اندیشه امام
خداشناسی در اندیشه امام
دین‌شناسی در اندیشه امام
امام‌شناسی در اندیشه امام
تحلیل محتوای مناظره‌های امام
نقش امام در تدوین آثار شیعی
ویژگی‌های جامعه رضوی (حاکمان، شهروندان و عالمان در اندیشه امام )
تعلیم و تربیت در آموزه‌های امام
شیوه‌های تبلیغ دینی توسط امام
حکومت، سیاست و قدرت در نگاه امام
امام رضا(علیه‌السلام) و ایران؛‌ دوازده قرن تعامل پایدار
ایران در دوره ولایتعهدی امام
موقعیت خراسان از نظر اجتماعی و فرهنگی در زمان امام
اقبال ایرانیان از حضور امام
تاثیرات سیاسی، فرهنگی امام در ایران معاصر
ناثیر وجود مرقد امام بر زندگی مردم ایران و مشهد
فرهنگ و آداب زیارت
امام رضا(علیه‌السلام) در نگره اندیشه وران
امام در نثر و شعر فارسی
امام در اشعار و متون عربی
دیدگاه اهل‌سنت نسبت به امام
امام در نگاه متفکران غیر مسلمان
تحلیل سیره امام رضا(علیه‌السلام)
بازخوانی زندگی امام
سیره اخلاقی امام
سیره اجتماعی و سیاسی امام
بررسی تعامل امام با مخالفان
ضرورت تبیین و چگونگی معرفی سیره امام
زمانه‌شناسی امام رضا(علیه السلام)
اوضاع سیاسی ،‌اجتماعی و فرهنگی زمانه امام
جریان‌های مذهبی ، کلامی و عرفانی در عصر امام
علوم و فرهنگ شیعه در دوره امام
پیدایش فرقه‌های شیعی در عصر امام
یاران و صحابه امام
موضوع ویژه:
امام رضا؛ اتحاد ملی و انسجام اسلامی

و مهلت ارسال آثار هم تا 30 مهر امسال هستش و مقاله هاتون رو هم می تونید به آدرس :
مشهد/ کوی دکترا/سه راه ادبیات/ مجتمع دکتر علی شریعتی جهاد دانشگاهی مشهد دبیرخانه همایش علمی دانشجویی امام رضا(علیه‌السلام)

شماره تماس : 8440120-0511
شماره نمابر:8403264-0511

برای کسب اطلاعات بیشتر هم می توانید به سایت
http://www.emam-reza.org/ مراجعه فرمایید . موفق باشید . در پناه قرآن

khoshnazar
۱۳۸۶/۰۶/۰۲, ۱۸:۵۸
به نام خدا
این کنگره صبح چهارشنبه 31 مرداد در سالن همایش های استانداری استان مرکزی (اراک) برگزار شد.
بنده به سخنرانی و بیان خاطرات آیة الله محسنی گرکانی که خود از ملاقات کنندگان مرحوم کربلایی کاظم است نرسیدم.
اما سخنرانی جناب آقای حداد عادل رئیس محترم مجلس شورای اسلامی را درک کردم که بسیار جالب بود.
برنامه پس از نماز و ناهار و استراحت مهمانان ساعت سه و نیم بعد از ظهر تا 6 با ارائه ی چند مقاله و سخنرانی چند تن از مهمانان خارجی ادامه یافت و سپس شرکت کنندگان برای زیارت امام زاده گان هفتاد و دو تن ساروق (محل وقوع کرامت) و برگزاری مراسم شبی با قرآن با اتوبوس های آماده راهی روستای ساروق شدند.

راستی اینم آدرس سایت کربلایی کاظم (http://www.sarooghi.ir/):
http://www.sarooghi.ir/

بچه با حال
۱۳۸۶/۰۶/۰۳, ۱۹:۴۶
متن سخنراني آقاي دكتر حداد عادل را به شدت نياز دارم . از كجا مي تونم به دست بيارم .
اگه امكان تهيه صدا يا فيلمش هم باشه خيلي عالي مي شه . خودم پيادش مي كنم.
ضمنا اگه تصاوير از مراسم داريد اينجا بذاريد استفاده ببريم.

saeed623
۱۳۸۶/۰۹/۱۹, ۰۸:۰۷
http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=434&stc=1&d=1197266782
آيت‌ الله‌ محمد هادي‌ معرفت‌ (ره) در سال‌ ‌1349‌ هجري‌ قمري‌ در شهرکربلاي‌ معلي‌ ديده به دنيا گشود.
وي‌ در سن‌ دوازده‌ سالگي‌ وارد حوزه‌ علميه‌کربلا شد و دروس‌ مقدماتي‌، سطح‌ و مقداري‌ از درس‌ خارج‌ فقه و اصول را در محضرمدرسان اين‌ حوزه‌ فراگرفت‌.
اين مفسر شيعي معاصر، در سن‌ سي سالگي‌ وارد حوزه‌علميه‌ نجف‌ اشرف‌ شد و از محضر آيات‌ عظام‌: سيد محسن‌ حکيم، سيد علي‌ فاني، شيخ‌حسين‌ حلي، ميرزا باقر زنجاني‌ و سيد ابوالقاسم‌ خويي‌ (ره) بهره‌ برد.
او باحضور بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت‌ امام‌ خميني (ره) در حوزه علميه نجف‌،در درس‌ ايشان‌ حاضر شد و در سال‌ ‌1391‌ هجري‌ قمري‌ به‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ هجرت ودر درس‌ خارج اصول حضرت آيت‌ الله‌ ميرزا هاشم‌ آملي‌ (ره) شرکت‌ کرد.
مرحوم‌آيت‌ الله‌ معرفت‌ همزمان‌ با ادامه تحصيل،‌ به‌ تدريس‌ دروس‌ سطح‌ و تحقيق‌ درمسائل‌ اسلامي‌ نيز اهتمام‌ داشت‌ و مقالات‌ فقهي‌ گوناگوني‌ در مجلات‌ وکنفرانس‌هاي‌ علمي‌ ارائه‌ کرد.
وي‌ با مشاهده‌ خلأ‌ تحقيقات‌ قراني‌ در حوزه‌هاي‌ علميه‌ شيعي، همزمان‌ با فقه‌، به تحقيق‌ و تاليف‌ در‌ علوم‌ قراني‌پرداخت‌.
از همان دوران مباحثه مباحث قرآني او داير بود و حاصل زحمات خود را در قالب كتاب هايي همچون التمهيد في علوم القرآن به جامعه محققان علوم قرآني عرضه كرد.کتابهاي:‌ التمهيد، صيانت‌ القران‌ و التفسير المفسرون‌ و تاريخ‌ قران‌از جمله‌ آثار مهم‌ آن عالم رباني است‌.
آيت الله محمد هادي معرفت (ره) پدر شهيدعلي معرفت است که در عمليات کربلاي 5 به شهادت رسيد.
آيت‌ الله‌ محمد هادي‌ معرفت‌ (ره) مقارن غروب جمعه، 29 دي ماه بر اثر عارضه‌قلبي‌ و در سن‌ ‌76‌ سالگي‌ در منزل‌ خود در قم‌ بدرود حيات‌ گفت

شهيدان
۱۳۸۶/۰۹/۱۹, ۰۸:۳۸
دوستان !
http://maarefquran.com/News/newsPic/93b.jpg



از روز چهارشنبه به مدت سه روز در دانشگاه اصفهان همايشي براي يكي از قرآن پژوهان بزرگ به نام راغب اصفهاني برگزار مي شود (http://maarefquran.com/newsIn.php?id=100&PHPSESSID=07d2fbc3df8f2b1a1b95b590a1558482) آيا شما اطلاعاتي از راغب اصفهاني داريد؟


راغب اصفهانی را بیشتر به لقبش می شناسند و در مورد نام واقعی اش اختلاف نظر وجود
دارد.معروفترین اسم برای او حسین است.بعضی او را حسین بن محمد بن المفضل و برخی:
حسین بن مفضل بن محمد و برخی نیز: حسین بن فضل و گروهی نیز: المفضل بن محمد می
دانند.در مورد اینکه او علوم و دانشش را از چه کسانی کسب کرده است و همچنین چه
کسانی شاگردش بوده اند؟ اطلاعاتی در دست نیست.گویا خودش گمنامی را دوست داشت و بی
نام و نشانی را می پسندیده است.به احتمال زیاد او زبان و ادبیات عربی را نزد ابی
منصور الجبان (محمد بن علی بن عمر) فرا گرفته است.چیزی که این احتمال را قوت می
بخشد این است که آنها معاصر بودند و در ضمن او: صاحب بن عباد را نیز درک کرده است
(عباد فرزند یکی از منشیان دولت ری بود که تا درجه وزارت نیز رفت و نیمه استقلالی
بدست آورد.هوش و استعداد او برای درک مباحث فلسفی فوق العاده قوی بود) در ثانی راغب
مطالبی را در کتاب مفردات از خود او نقل می کند و هر دو نیز در اصفهان بوده
اند.یاقوت حموی درباره او می گوید: او یکی از بهترینهای ری و علمای اعلام آن بوده و
شناخت خوبی از زبان عربی داشته و دانای عصر و فرید دهر و بحر علم و باغ و بوستانی
از ادب بود.او کتاب الشامل را در لغت تالیف نمود و در آن الفاظ لغوی بسیاری را با
ذکر شواهد فراوان آورد و به مقابله کردن با آنها پرداخت و به این ترتیب این کتاب از
لحاظ کثرت کلمه: کتابی فوق العاده مفید است.او کتابی نیز بنام لسان العرب دارد که
قبل از اتمامش وفات یافت.راغب اهل وعظ و تدریس و تالیف و مناظره و از استادان لغت
عربی و حدیث و شعر و نویسندگی و اخلاق و حکمت و کلام بود.به علوم اوایل نیز آگاهی
داشت و از مشایخ اهل طریقت بود

شهيدان
۱۳۸۶/۰۹/۱۹, ۰۸:۳۹
او در قرن چهارم هجری (عصر شکوفایی علمی اسلامی)
بوده است.در زیر فهرستی از آثار او آمده است:


۱- کتاب المفردات فی غریب القرآن یا مفردات الفاظ قرآن: این کتاب در ۲ جلد به زبان
فارسی هم ترجمه شده است.
۲- تفسیر قرآن کریم: برخی از شرح حال نویسان: آنرا جامع التفاسیر نامیده اند ولی
نام صحیحش جامع التفسیر است چون خود راغب در کتاب حل متشابهات القرآن: در آن قسمت
که از سوره الکافرون سخن می آورد می گوید: ما در مورد آن در کتاب جامع التفسیر
جوابهای فراوانی داده ایم.مولف کشف الظنون نیز می گوید: این کتاب تفسیر معتبری است
که در یک جلد تالیف شده است.آغاز آن هم عبارت الحمد لله علی آلائه... است.راغب در
آغاز کتاب" مقدمات مفید و سودمندی در مورد تفسیر" بیان می کند.روش او در این کتاب
اینگونه است که ابتدا چند آیه را می آورد و بعد آنها را به تفصیل تفسیر می کند و
این یکی از ماخذ و منابع انوار التنزیل بیضاوی است.
۳- درة التاویل فی متشابه التنزیل: احتمالا نام اصلی این کتاب درة التاویل فی حل
متشابهات القرآن است.برخی این دو را دو کتاب مجزا دانسته اند و برخی نیز گفته اند
که آنها در حقیقت یک کتاب هستند.
۴- تحقیق البیان فی تاویل القرآن: راغب این را در مقدمه الذریعة الی مکارم الشریعة
ذکر کرده است.بروکلمان در تاریخ الادب العربی و حاجی خلیفه نیز در کشف الظنون از
این اثر نام برده اند.بنظر بروکلمان این کتاب اثری ادبی است و یادآور شده است که
نسخه خطی آن در مشهد موجود است.اما بعد از تحقیقی که در کتابخانه آستان قدس رضوی
مشهد صورت گرفت معلوم شد که این کتاب: کتاب الاعتقاد راغب است نه کتاب مورد بحث.به
هر حال این کتاب فعلا مفقودالاثر است.
۵- احتجاج القراء: راغب آن را در مقدمه حل متشابهات القرآن نوشته و حاجی خلیفه نیز
از آن نام برده است.
۶- المعانی الاکبر: راغب آن را در مقدمه حل متشابهات قرآن نوشته و حاجی خلیفه نیز
از آن نام برده است.
۷- الرسالة المنبهة علی فوائد القرآن
۸- محاضرات الادباء و محاورات البلغاء و الشعراء: کتاب مشهوری در زمینه ادب: که
بخاطر اهمیتی که داشته به وزرا و امرا هدیه می شده است.این کتاب اختصارا المحاضرات
نامیده می شود و به ۲۵ حد تقسیم می شود که خود آنها نیز به فصول و ابواب متعددی
تقسیم می شوند و در مباحث ادبی به بحث می پردازد.کتاب با بحث: هوشیاری و غباوه آغاز
می شود و با بحث ملائکه و جن و حیوان پایان می یابد.نثرش آمیخته به نظم است.این اثر
را محمد صالح بن محمد باقر القزوینی با نام النوادر به فارسی ترجمه کرده است و در
تهران منتشر کرده است.این کتاب نیز حاوی پاره ای از نوادر حکیمانه و حکایات ظریف
است.
۹- مجمع البلاغة: که افانین البلاغة نیز نامیده می شود.این اثر بتازگی در عمان چاپ
شده است.
۱۰- ادب الشطرنج: بروکلمان از این اثر نام برده است.
۱۱- مختصر اصلاح المنطق
۱۲- رسالة فی آداب مخالطة الناس
۱۳- رسالة فی الاعتقاد
۱۴- الذریعة الی مکارم الشریعة: حاجی خلیفه می گوید: گفته اند که امام غزالی همیشه
این کتاب را با خود داشت.این کتاب در زمینه اخلاق و مواعظ حسنه و به سبک اخلاق
ناصری است.در این کتاب حکایاتی از کلیله و دمنه با آمیزه ای از اشعار زیبا آمده
است.
۱۵- الایمان و الکفر: مولف هدیة العارفین از این اثر نام برده است.
۱۶- رسالة فی مراتب العلوم
۱۷- رسالة فی کلمات الصحابة: بیهقی در تاریخ حکماء الاسلام از این اثر نام برده
است.
۱۸- اصول الاشتقاق: خود راغب در مفردات: در ذیل واژه جدر از این اثر نام برده است.
۱۹- رساله ای در شرح حدیث ستفترق امتی و تحلیل روایتهای گوناگون آن
۲۰- تحقیق الالفاظ المترادفعة علی المعنی الواحد: راغب از این اثر در مفردات و
تفسیر نام برده است.
۲۱- شرف التصوف: راغب از این اثر در تفسیر نام برده است.
۲۲- انسان و سعادت دو جهان

شهيدان
۱۳۸۶/۰۹/۱۹, ۰۸:۴۲
اخیرا در مدینه منوره کتابی بنام اطباق الذهب پیدا شده است که آنرا به راغب نسبت
داده اند.این کتاب به معارضه با کتاب اطواق الذهب زمخشری پرداخته است.کاملا مشخص
است که این کتاب اثر راغب نیست زیرا او یک قرن قبل از زمخشری فوت کرده است.این کتاب
اثر عبدالمومن بن هبة الله اصفهانی است.ذهبی در مورد راغب می گوید: راغب علامه ای
ماهر: محققی برجسته و از جمله متکلمین وارسته بشمار می رود.بیهقی و به پیروی از او:
شهرزوری نیز گفته اند: او از حکمای اسلامی و از جمله افرادی است که میان حکمت و
شریعت توازن و سازگاری برقرار می نمود و از علوم بهره ای وافر داشت.صلاح الصفدی نیز
می گوید: راغب یکی از علمای نامدار و از ناموران فضل و دانش بود که در فنون متعدد
علمی: دست داشت و تصانیف و تالیفاتش دال بر دایره وسیع تحقیقات و معلومات او در
علوم: و چیره دستی در آنهاست.روی یکی از نسخه های خطی کتاب الذریعة نیز نوشته شده
است که: راغب خوش قیافه و خوش برخورد بود.برخورد دست او با مردم: آنها را چون
خدمتکاری گوش به فرمان او نموده بود.خوانساری نیز می گوید: راغب: امام و ادیب و
استاد زبان عربی و حدیث و شعر و نگارش و اخلاق و حکمت و کلام و علوم فلسفی و...
بود.فضل او بیشتر از آنست که به وصف آید و وصف او برتر از آنست که تعریف شود.همین
مقدار منقبت برای او کافی است که در میان سنی و شیعه مقبول است و... راغب عقیده
داشت که هر کس خود را مدح و ستایش کند در حقیقت خود را ذم و معیوب کرده است.در کتاب
محاضرات خود می گوید: به خدا پناه می برم از اینکه از جمله افرادی باشم که به مدح و
ثنای خود می پردازند و از این طریق خود را معیوب و در واقع هجومی کنند.عده ای او را
معتزله و دسته ای او را شیعه و برخی نیز اهل سنت و جماعت می دانند ولی احتمالا نظر
درست در این است که او اهل سنت و جماعت و پیرو مذهب شافعی بوده است.چیزی که معتزلی
بودن او را زیر سوال می برد سخنی است که سیوطی نقل می کند: گمان نمی کنم راغب
معتزلی باشد.تا جایی که با چشم خودم نوشته شیخ بدرالدین زرکشی: بر پشت یک نسخه از
کتاب القواعد الصغری: اثر ابن عبدالسلام را دیدم که نوشته بود: امام فخرالدین رازی
در کتاب اساس التقدیس (که یک کتاب اصولی است) گفته است: ابا القاسم راغب از
پیشوایان و امامان اهل سنت است.و او را با غزالی همطراز دانسته است.البته خود راغب
هم در مفردات بر معتزله ایراد می گیرد و بویژه ذیل ماده ختم: نظر علی جبایی: شیخ
معتزله را خالی از اشکال نمی بیند و ذیل ماده خل: نظر بلخی را نمی پذیرد و همچنین
در کتاب الاعتقاد می گوید: اما مساله رویت خداوند توسط بندگان در قیامت را حکما و
اصحاب حدیث همچنانکه در کتاب و سنت آمده: اثبات کرده اند (معتزله نظری غیر از این
دارند)
علاوه بر این: در همین کتاب الاعتقاد: در چندین جای دیگر نیز به رد دیدگاهها و آراء
معتزله پرداخته است.شیعیان به دلیل کثرت علم و وسعت اطلاعات راغب" خواسته اند او را
شیعه بدانند و به نقل قولهای فراوانی از حضرت علی و آل البیت استدلال کرده اند.ولی
این دلیل محکمی نیست.زیرا علمایی سنی نظیر" علامه زمخشری در کتاب ربیع الابرار"
غزالی در احیاء علوم الدین" فیروزآبادی در بصائر ذوی التمیز و... از امامان شیعه
نقل قول کرده اند ولی کسی آنها را از محققین و علمای شیعه محسوب نکرده است.تازه خود
امام شافعی (بنیانگذار مکتب شافعی) در اشعار و ابیات و سخنانش نه تنها از ائمه
بزرگوار و آل پیامبر نقل قول می کند بلکه در مدح و ثنای آنها هم سخن می گوید.با
اینحال کسی او را شیعه ندانسته است.از سوی دیگر علامه خوانساری در کتاب روضات
الجنات می نویسد: شیعه و سنی" وی (راغب) را به فضل و کمال شناخته و تحقیقات لغوی او
را پذیرفته اند و بطوریکه از فقه محاضرات او استفاده می شود شافعی مذهب بوده
است.علامه خوانساری در ادامه و ضمن بحث در مورد آثار و تالیفات راغب" می افزاید: از
آثار دیگر او کتابی است در ایمان و کفر که بطرز بدیعی تالیف شده و مشتمل بر فواید
بیشماری است که از این کتاب بدست می آید.وی در اصول به آیین اشعری ها رفتار می کرده
است... همچنین حاج شیخ عباس قمی در هدیة الاحباب می نویسد: الراغب ابوالقاسم حسین
بن محمد بن المفضل الاصفهانی الشافعی... با اعتقاد این دو علامه بزرگ شیعه به شافعی
بودن راغب" شکی در سنی بودن و شافعی بودن راغب نمی ماند.همه اینها نشانگر این است
که راغب نه شیعه بوده و نه معتزله" بلکه از اهل سنت و جماعت بوده است.با این حال
دیده می شود که در مذهب فقهی خود نیز" مقلد صرف نبوده و سر سپرده و مدافع مذهب
مشخصی از مذاهب فقهی معروف اهل سنت" نیز نبوده است و به احتمال نزدیک به یقین در
امر فقه به اجتهاد رسیده بوده است.با وجودی نیز که برخی او را شافعی دانسته اند ولی
راغب در بسیاری موارد بر نظریات شافعیه اشکال می گیرد و از متون دینی" قرائتی غیر
از قرائت شافعیه دارد (مثلا در مساله طهر) از سوی دیگر در آثار او" اقوال و آراء
علما و فقهای مختلف دیده می شود و هر بار نظر و رای یکی از فقها را بر دیگران ترجیح
می دهد که این نیز حاکی از عدم التزام قطعی راغب به یک مذهب معین فقهی می
باشد.همچنین در کتاب محاضرات الادباء" ابوابی از فقه" مانند نماز و روزه و زکات و
حج را یادآور می شود و احکام آنها را از دیدگاه مذاهب شافعی" مالکی" حنبلی" حنفی"
شیعه و خوارج بیان می کند.با این وجود او گاهی به بعضی از گفته های امام شافعی
تمایل بیشتری نشان می دهد و در تفسیر خود از امام شافعی در برابر اعتراضات و
انتقادات علی بن داود ظاهری دفاع می کند

شهيدان
۱۳۸۶/۰۹/۱۹, ۰۸:۴۸
یکی از موضوعات رایج در اسلام بحث دین و فلسفه و یا همان علم و دین است.مسلمانان در
اوایل" عمدتا تابع تفکر دینی صرف (وحی) بودند.در اوایل ورود فلسفه به جهان اسلام از
طریق ترجمه آثار سریانی و ایرانی و هندی و... واکنشهایی صورت گرفته است.کسانی نظیر
محمد عبده (از سردمداران تجدد خواهی در جهان اسلام) به این راه ادامه داده و سعی
کرده تا میان علوم اسلامی و اعتقادات مسلمانان" با دستاوردهای علمی و تکنیکی غربیها
سازگاری ایجاد کند.اما از نظر سیر تاریخی" غزالی را از اولین کسانی قلمداد کرده اند
که این راه را پیموده و سعی در ایجاد سازگاری میان شریعت و علوم وارداتی کرده اند
تا جایی که از منطق به عنوان معیار العلم و محک النظر نام می برد.از جمله دیگر
کسانی که در این راه گام برداشته اند تاج الدین شهرستانی (متوفی ۵۴۸ هجری) بوده است
که با تصنیف یک تفسیر و تاویل آیات قرآنی" بر مبنای قواعد فلسفی و حکمت" سعی در جمع
میان شریعت و حکمت داشته است.ظهیرالدین بیهقی ضمن بی اعتبار خواندن اینکار" آنرا از
تلاش غزالی کم اهمیت تر جلوه می دهد.از دیگر تلاشگران این راه ابن رشد (فیلسوف) است
که کتابی را با نام فصل المقال فیما بین الشریعة و الحکمة من الاتصال (این کتاب
توسط انتشارات امیرکبیر تهران به فارسی منتشر شده است) نوشته و در آن سعی کرده است
میان حکمت یونانی و شریعت اسلامی آشتی و سازگاری ایجاد کند.شهرزوری در زندگینامه
راغب می نویسد: راغب در تصانیف خود میان شریعت و حکمت سازش ایجاد کرده بود.اگر این
استدلال پذیرفته شود در اینکه راغب پیش از غزالی در این راه قلم فرسایی کرده شکی
نمی ماند.روش راغب در این راه به این صورت بود که شریعت را اساس و میزان قرار داده
و بعد کلام حکما و فلاسفه را بر آن عرضه کرده است.پس از بررسی و بحث فراوان سرانجام
آن دسته از اقوال فلاسفه و حکما را که با امور شرعی و اعتقادی همخوانی داشته را
پذیرفته و باقی را رد نموده است به همین خاطر در کتاب الذریعه می گوید: حکیم
فرهیخته و دانشمند" باید پیرو پیامبر (ص) بوده و به او اقتدا نماید.البته به نظر او
تمام آنچه که حکما گفته اند با آراء شرعی همخوانی ندارد و نمی توان میان آنها
سازگاری ایجاد کرد.در مورد تاریخ وفات راغب نیز اختلاف نظر وجود دارد.سیوطی تاریخ
وفات را اوایل سده پنجم می داند" ذهبی نیز او را در طبقه چهل و دوم قرار می دهد که
در مابین سالهای ۴۴۰ هجری تا ۴۷۰ هجری قرار می گیرند.حاجی خلیفه آنرا در ۵۰۲ هجری
می داند.بروکلمان نیز از او پیروی کرده است.مولف هدیة العارفین نیز آنرا در سال ۵۰۰
هجری ذکر کرده است و در فهرستهای خزانه تیموریه نیز آمده که وفات راغب در سال ۵۰۳
هجری بوده است.خیرالدین زرکلی صاحب الاعلام هم تاریخ وفات را سال ۵۰۲ هجری ذکر کرده
است.عمر رضا کحاله نیز این نظر را پذیرفته است.محمد کرد علی هم در حاشیه زندگینامه
راغب در تاریخ الحکماء بیهقی" بر این باور است که راغب در سال ۴۰۲ هجری وفات کرده
است اما در تقریظی که برای کتاب مفردات در مجله المقتبس خود نوشته" وفات او را در
سال ۵۰۳ هجری می داند.عدنان جوهرچی هم با استناد به یک نسخه خطی نادر: تاریخ وفات
را سال ۴۱۲ هجری می داند.ولی رای راجح در اینباره این است که مرگ راغب در سال ۴۲۵
هجری روی داده است.گویا نیز در بغداد فوت کرده نه در اصفهان.
بحث کلی کتاب انسان و سعادت دو جهان در معرفت نفس و مبدا و معاد است.این کتاب را در
اصل برای وزیر" ابو العباس الضبی تالیف نموده است.به گفته محققان این کتاب در بر
گیرنده احوال دنیا و قیامت است و در تفصیل مراتب ترقیات انسانی بحث می کند و مطالب
آن در حکمت و روانشناسی اسلامی است.راغب در این کتاب در اقامه حجت و دلیل" بر کسانی
که معاد و زندگی پس از مرگ را انکار می کنند و یا با اهتمام افراطی به عقل" شرع و
امور شرعی را نادیده می گیرند و یا از مردم کناره گیری کرده و راه عزلت و گوشه
نشینی را در پیش می گیرند" روش کم نظیری را در پیش می گیرد.این کتاب یکبار در قاهره
منتشر شده است ولی از سال انتشار آن اطلاع چندانی در دست نیست ولی با نفقه مصطفی
افندی فهمی چاپ شده است.این کتاب را از روی یک نسخه خطی و مقابله آن با نسخه خطی
بیت المقدس (المکتبة الخالدیة به شماره ۷۲" س ۳) که ظاهرا با خط شیخ رضی الدین بن
ابوبکر حلبی در سال ۹۶۳ هجری نوشته شده" به چاپ رسیده است.بار دیگر در سال ۱۳۱۹ در
چاپخانه ثمرات الفنون چاپ شده است و بنظر می رسد که این چاپ از روی نسخه ای که در
قاهره چاپ شده بود انجام شده است.در چاپ دوم شیخ طاهر الجزائری" سرپرست و ناظر کار
بوده است.چاپ سوم در صیدا (لبنان) در اوایل دهه ۵۰ قرن بیستم در چاپخانه العرفان
انجام شده است.اینبار هم نسخه قاهره پایه کار قرار گرفته و به همت السید جواد شبر
صورت گرفته است.این کتاب را دکتر اسعد السحمرانی با مقدمه و حواشی خود آماده کرده و
انتشارات دارالنفائس آن را در سال ۱۹۸۸ در لبنان منتشر کرده است.

saeed623
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۰۸:۴۴
در يك بررسي حافظان قرآن در زمان رسول خدا(ص) لااقل 140 نفر بوده اند . ولى آنانكه بيش از همه مورد تأييد هستند عبارتند از: على بن ابيطالب(عليه السلام) ، عثمان ، اُبىّ بن كعب ، ابوالدّرداء ، زيدبن ثابت ، عبدالله بن مسعود ، و ابوموسى اشعرى .•

پرسشگر محترم !از آن جا كه تعداد حافظان قرآن در سراسر جهان بسيار فراوان است و ذكر نام و مشخصات آن ها ، مستلزم تدوين چند جلد كتاب مى باشد ، و چنين چيزى از حوصله اين پاسخ نامه خارج است .

پاورقي:
ر .ك: نمونه ، آيت اللّه مكارم شيرازى و ديگران ، ج 11 ، ص 241 ـ 246

khoshnazar
۱۳۸۶/۰۹/۲۵, ۲۰:۳۶
به نام خدا
این دختر حافظ کل قرآن در لبنان قرآن رو هم ترتیبی و هم موضوعی حفظه

اینجا ببینید (http://www.youtube.com/watch?v=TASpmnO0KcM&feature=related)

:salavat:

باران پویا
۱۳۸۶/۱۱/۰۳, ۱۲:۱۱
با سلام مدتی است که با وجود دوره قران باز ایات را فراموش می کنم چه کنم؟

از قرآن بپرس
۱۳۸۶/۱۱/۰۴, ۰۸:۱۱
با سلام مدتی است که با وجود دوره قران باز ایات را فراموش می کنم چه کنم؟


براى تقويت حافظه رعايت نكات ذيل مفيد است :
1 . خواندن دعاى «سبحان من لايعتدى على اهل مملكته .. .» بعد از هر نماز اين دعا در متن مفاتيح الجنان ، در تعقيبات مشترك آمده است ;
2 . خواندن دعاى «يا حىّ يا قيّوم فلايفوت شيئاً علمه و لايؤده » بعد از نماز صبح ، قبل از اينكه حرف ديگرى زده باشد ;
3 . روزه گرفتن ;
4 . خواندن آية الكرسى به طور مداوم ;
5 . خوردن كشمش سرخ (ناشتا) ، عسل ، عدس ، حلوا و گوشت نزديك گردن •
و از همه مهم تر : پرهيز از گناه كه نقش مؤثرى در تقويت حافظه دارد .



جهت اطلاع بيشتر ر .ك : مفاتيح الجنان ، شيخ عباس قمى ، باب 2 و 6 .

tasneem
۱۳۸۶/۱۱/۲۷, ۰۶:۱۵
1 - نقطه ى شروع

حـفـظ جـزء اول قرآن از حفظ جزء دوم مشكل تر است , و حفظجزء دوم از جزء سوم دشوارتر .
بدين سبب , يكى ازدانشمندان مى گويد: هركه پنج جزء قرآن را حفظ كند , بايد به حفظ كل قرآن اميدوار باشد . حـفـظ قـرآن در آغاز كار دشوارتر است و هر چه پيش تر رويم ,دشوارى ها كم تر مى شود .
از اين رو, شـايـسـته است براى جلوگيرى ازدلسردى حفظ رااز آسان ترين مكان آغاز كنيم .
موارد زير براى شروع حفظ مناسب ترين آيات شمرده مى شود: الف ) فهرست سوره هاى قرآن ب ) جزء سى ام ج ) داستان هاى قرآن در بسيارى از كشورها, جزء سى ام قرآن - كه سوره هايش كوچك و يادگيرى اش تا اندازه يى آسان تر است - با عنوان عم جزء جداگانه چاپ مى شود و متن درسى قرار مى گيرد .

2 - كيفيت حفظ

نـخـست بايد سوره يا جزءمورد نظر را تقسيم بندى كردو سپس به حفظ آن پرداخت .
با اين روش , حجم آيات سوره يا جزء كم تر و كارحافظ آسان تر مى نمايد پس از تقسيم بندى سوره يا جزء, نوبت به حفظ مى رسد .
براى حفظ دو راه وجود دارد: الف ) حفظ آيات بر اساس صفحه ب ) حفظ آيات بر اساس شماره در راه اول , به طور متوسط سهميه ى هر روز يك صفحه است .
اگر كسى اين شيوه را انتخاب كرد, بـايـد تا آخر قرآن بدان پاى بند ماندو بر اساس صفحه پيش رود . در شيوه ى دوم , مناسب ترين راه اين است كه آيات پنج تا پنج تا به خاطر سپرده شود, زيرا كسى كه شماره هاى 1 و 5 و 10 و ...
را حفظ كـنـد, شـماره هاى بين آن ها را ناخودآگاه به خاطر مى سپارد و براى اين كار به تمركز شديد فكر نـيـاز نـدارد . بـاايـن روش , خـوانـدن قرآن از آخر به اول نيز دشوارنيست و با اندكى تمرين امكان پذيراست .
بـايـد تـنـها پس از به خاطر سپردن دقيق يك آيه سراغ آيه ى ديگررفت , وقتى آيه ى دوم به خاطر سـپـرده شـد , بايد دو آيه با هم تكرارشود و پس از اطمينان كامل , حفظ آيه ى سوم آغاز گردد .
بر ايـن اسـاس , وقـتـى پـنـج آيه به خاطر سپرده شد, بايد آن قدر به تكرار شان ادامه داد كه در ذهن اسـتقرار يابد .
پس از اين مرحله , بايد آيات پنج گانه هر روز دست كم پنج بار با فاصله تكرار شود تا در ذهن اثر عميق نهد .
يك روان شناس مى گويد : به خاطر داشته باش كه نيمى از آنچه امروز مى خوانى پس ازنيم ساعت فراموش خواهى كرد , و 23 آن را پـس از 9 سـاعـت و 34 آن رادر مـدت 6 روز و 45 آن را نـيـز در عـرض يـك مـاه از يـاد خواهى برد .

بنابر اين , راه تثبيت آيات در ذهن تكرار روزانه ى آن ها درفاصله هاى مختلف و منظم است .
در روز بـعد, بايد ابتدا پنج آيه ى روز پيش را چندين بار از حفظ خواند و سپس به حفظ پنج آيه ى بعدروى آورد . به كارگيرى دقيق اين شيوه , حفظ قرآن كريم را آسان مى سازد .
در پـايـان ايـن بخش , بايد ياد آور شد كه براى حفظ آيه ى طولانى مى توان آن را به دو يا سه بخش تقسيم كرد و در مدت دو يا سه روز به خاطر سپرد .
] كميت يا كيفيت [

آنچه به حفظ قرآن كمك مى كند و محفوظات قرآنى را متقن ومستحكم مى سازد, كيفيت است نه كـمـيـت . خوب به خاطر سپردن ,بيش از حجم محفوظات اهميت دارد .
پس بايد به تكرار - حتى اگر به طولانى شدن بسيار زمان حفظ قرآن بينجامد - ارج نهاد, زيرا تكرارپيوسته ى محفوظات بر دوام و استحكام آن ها مى افزايد .

tasneem
۱۳۸۶/۱۱/۲۷, ۰۶:۱۷
3 - تثبيت محفوظات

نـگهدارى هر پديده يى از ايجاد آن دشوارتر است . اين قانون در[حفظ قرآن [ نيز جارى است .
پس از مـرحـلـه ى دشـوار حـفظ, بايد درانديشه ى مرحله ى دشوارتر تثبيت محفوظات بود .
تثبيت آيات درذهن به چند شكل زير انجام مى پذيرد: 1- تكرار 2- گوش سپردن به نوارهاى قرآنى 3- نوشتن آيات در اين ميان , نيرومندترين و مؤثرترين ابزار تكرار است كه در بحث آينده از آن , سخن گفته خواهد شد . شيوه ى تكرار تكرار خود به شكل هاى گوناگونى نيز تحقق مى يابد, براى مثال مى توان به سه شيوه ى زير اشاره كرد :
1 - قرائت در نماز

قـرائت قـرآن در نمازهاى واجب و مستحب , نوعى تكرار شمرده مى شود .
در نماز واجب بايد بعد از سـوره ى حـمـد يـك سـوره ى كـامل قرائت شود, ولى در نماز مستحبى بعد از حمد هر مقدار آيه خوانده شود, كافى است و نماز صحيح است .
بااجراى اين روش , مى توان به تكرار محفوظات قرآنى پرداخت و آن هارا در ذهن متقن و مستحكم ساخت .
2 - تكرار انفرادى

حافظ قرآن بايد روزانه بخشى از وقت خويش رابه تكرارمحفوظات اختصاص دهد . هركس با توجه بـه حـافظه و موقعيت خويش مى تواند زمان مورد نياز براى تكرار خود را در يابد, ولى تجربه نشان مى دهد كه بايد هر 10 روز يا حداكثر 30 روز به تدريج همه ى محفوظات قرآنى تكرار شود .
از آن جا كه قرائت هر جزء به طورمتوسط نيم ساعت وقت مى خواهد, مى توان جدول زير را, به عنوان روش مطمئن استقرار محفوظات در ذهن , به عاشقان قرآن ارائه داد: نوع حافظزمان لازم براى تكرار در روز كل قرآن يك ساعت و نيم 20 جزء يك ساعت 10 جزء نيم ساعت 5 جزء يك ربع نـاگـفـته نماند, مهم تلاوت قرآن است نه مرور آن در ذهن .
افزون براين , بايد زمان تكرار در تمام روز تـقـسـيـم شود, براى مثال بهتر است حافظ كل قرآن زمان يك ساعت و نيم تكرار را به 3 نيم سـاعـت تـقـسـيـم كند: نيم ساعت صبح , نيم ساعت ظهر و نيم ساعت پيش از خواب شبانه .
البته مطلوب آن است كه حافظ به زمان هاى ياد شده بسنده نكند و از هر فرصتى براى تكرار و استحكام محفوظاتش بهره گيرد . خداوند مى فرمايد: [فاقرؤا ما تيسر من القرآن [ .
(116) (http://quran.al-shia.com/fa/id/0/item/footnt01.htm#link116) هر قدر ممكن است قرآن تلاوت كنيد . در پـايـان ايـن بخش , ذكر روش استاد طبلاوى در تكرار آيات , به عنوان يك الگو, سودمند به نظر مـى رسـد .
او روز جـمعه تكرار رامى آغازد و سوره هاى بقره , آل عمران و نساء را به پايان مى رساند .
روزيـكشنبه از ابتداى سوره ى يونس تا آخر نحل مى خواند و بر اساس تقسيم بندى خويش , تا پايان هفته يك بار قرآن راختم مى كند . اومى گويد : اختصاص داده ام و آن را به سرعتى بيش من براى مرور قرآن هر روز دو ساعت و نيم وقت از ترتيل تلاوت مى كنم , چرا كه تلاوت با تجويد زمان بيش ترى مى طلبد .
سهم هر روز من اين است كه در هرنيم ساعت يك جزء بخوانم و اين دو ساعت ونيم را به اين طريق در روز تقسيم كرده ام كه صـبح يك ساعت يعنى دو جزء, عصر يك ساعت يعنى دو جزء و هنگام خوابيدن نيز نيم ساعت يعنى يك جزء كه روى هم رفته پنج جزء را قرائت مى كنم .


3 - عرضه بر ديگران

يـكـى از راه هاى تكرار محفوظات قرآنى , عرضه بر ديگران است .
حافظ قرآن هنگام عرضه به نقاط ابـهـام و ضـعـف خـود پـى مـى برد ومحفوظاتش متقن ومستحكم مى گردد . پيامبر اسلام (ص ) كـه فـصـيـح تـريـن مـردم اسـت و قـرآن را از جـبـرئيل دريافت مى كرد - در ماه رمضان هر سال محفوظاتش رابر جبرئيل عرضه مى داشت .
صحابه نيز محفوظات خويش را بر پيامبر عرضه مى كردند تا بردرستى اندوخته هاى قرآنى شان مهر تاييد زنند و اطمينان يابند .
حافظ قرآن مى تواند با شركت در محافل حفظ يا گزينش دوست به تكرار آيات بپردازد يا دست كم محفوظات خود را بر يكى از بستگان و آشنايانش عرضه كند .

tasneem
۱۳۸۶/۱۱/۲۷, ۰۶:۲۷
نکات مفیدی که استاد شهریار پرهیزگار برای افرادی که تصمیم به حفظ قرآن دارند مطرح کره اند:

http://files.myopera.com/farsi/blog/hefzqurparh%5B1%5D.pdf

کاوشگر
۱۳۸۶/۱۱/۲۷, ۰۹:۱۹
جناب تسنیم برای حفظ قرآن حداقل روزی چند ساعت باید وقت گذاشته بشه؟

آیا روشی هست که فقط با گوش دادن بشه قرآن رو حفظ کرد ؟

tasneem
۱۳۸۶/۱۱/۲۷, ۱۰:۱۷
برای حفظ قرآن حداقل روزی چند ساعت باید وقت گذاشته بشه؟


دوست عزیز نمیشه ساعت خاصی تعیین کرد بستگی به افراد داره از نظر میزان حافظه و آشنایی قبلی با قرآن و مخصوصا مقدار محفوظاتشون چون هر چه میزان محفوظات بالا تر بره باید وقت بیشتری برای دوره بذاری وگرنه هر چی حفظ کردی رو سریع فراموش می کنی و زحمتات به هدر میره فقط می تونم بگم اگه بخوای واقعا حافظ بشی باید وقت زیادی رو بذاری.

آیا روشی هست که فقط با گوش دادن بشه قرآن رو حفظ کرد ؟


یعنی چی فقط با گوش دادن؟ یعنی از روی قرآن نگاه نکنی؟البته گوش دادن به قران در حفظ خیلی لازم ومفیده اما اینکه فقط با نوار پیش بری فکر کنم بشه برای چند سوره این کار رو کرد ولی فکر نمی کنم برای مقدار زیادی از قران جوابگو باشه چون نگاه کردن از روی قرآن در حفظ خیلی موثر است و به خاطر سپردن جای آیه در قران باعث میشه بهتر بتونی حفظ کنی و آیه بعدی و قبلی رو بتونی طبق صفحات قران در ذهنت تجسم کنی. ولی اگر فقط با گوش دادن بخوای حفظ رو انجام بدی تبدیل به یک ضبط صوت میشی که فقط میتونه بخونه و بره جلو اگر ازش ایه قبلی رو بپرسند احتمال زیاد نمیتونه جواب بده و اگر هم اهنگ ترتیلی که باهاش حفظ می کنه رو یادش بره ایه بعدی هم یادش میره ولی باز هم بستگی به افراد داره شاید کسی باشه که بتونه این کار رو انجام بده !!!

tasneem
۱۳۸۶/۱۱/۲۷, ۱۰:۲۰
نكاتي در بارة مرور قرآن :


براي مرور ، هر حافظي بايد دو برنامه داشته باشد . يك برنامه ، مربوط به مرور آيات جديد است ؛ يعني آياتي كه در خلال 10 روز گذشته حفظ شده اند . اگر به ياد داشته باشيد ، گفتيم كه هر آيه اي كه حفظ مي كنيد ، تا 10 روز بايد آن را تكرار كنيد . برنامه و مقطع دوم مربوط به آيات گذشته است و منظور آياتي است كه از حفظ آنها بيش از 10 روز گذشته و به صورت 10 روز متوالي ، حافظ قرآن آن آيات را تكرار كرده . براي آن آيات هم بايد برنامه مستقل و ويژه اي قرار بدهد ؛ به گونه اي كه در طول مدت حد اكثر 10 روز ، كل محفوظات گذشته خود را يك بار مرور كند . به عنوان مثال اگر كسي 10 جزء قرآن را حفظ كرده و اكنون آغاز جزء يازدهم است ، بايد هر روز ، هر مقداري را كه در 10 روز گذشته حفظ كرده ، تكرار كند ؛ يعني اگر كسي هر روز نيم صفحه را حفظ مي كند ، بايد هر روز 5 صفحه از صفحات گذشته را هم تكرار كند و علاوه بر اين 5 صفحه ، از ده جزء گذشته هم هر روز يك جزء را تكرار كند تا بتواند بعد از 10 روز كل محفو ظات خود را يك دور مرور كند . بدين ترتيب ، حافظ 10 جزء ، حتماً بايد هر روز بك حزء از محفوظات گذشته خود را مرور كند و اگر كسي حافظ 20 جزء است ، لازم است كه هر روز حداقل 2 جزء از محفوظات خود را تكرار كند .
البته تصور نفرمائيد كه تكرار 3 جزء كار مشكلي است ، بلكه كار بسيار ساده و آساني است ؛ مخصو صا ً اگر حافظي تسلط خوبي داشته باشد ، مي تواند اين 3 جزء را در كمتر از يك ساعت با شيوه مباحثه تكرار كند .
در پايان بار ديگر اين نكته را ياد آوري مي كنيم كه بها ندادن به مرور قرآن ، موجب مي شود تا از زحمتي كه براي حفظ قرآن كشيده ايم ، لذت كافي نبريم و به دليل عدم تكرار ، از تسلط كافي بر محفوظاتمان بر خوردار نشويم .
با يك روايتي ، مبحث اين قسمت را به پايان مي رسانيم :
امام رضا عليه السلام فرمودند : « من در هر سه روز ، يك دور قرآن را ختم مي كنم و اگر بخواهم مي توانم زودتر هم آن را ختم كنم ؛ اما اين كار را نمي كنم ؛ چون در هر آيه اي كه ذكر بهشت شده ، از خداي متعال بهشت را طلب مي كنم ، و هرگاه به آيه اي مي رسم كه در آن يادي از جهنم شده ، به خداي متعال پناه مي برم ، و در آيه تفكر مي كنم و تأمل مي كنم .