PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : *** اردشیر پاپکان موسس سلسله ساسانیان ***



mmj
۱۳۸۷/۰۷/۲۷, ۱۲:۱۴
ساسانیان حدود 429سال و 3 ماه و 18 روز در ایران حکومت کردند ودر دوران حکومت آنها 28 شاه بر تخت نشستند.


اردشیر پاپکان ،موسس سلسله ساسانیان ، فردی باهوش و شجاع و از اعقاب متولیان معابد زرتشتی بود.


پاپک پسر ساسان و پدر اردشیر در شهر "خیر " در کنار دریاچه بختگان فارس حکومت داشت . او برای پسرش شغل قلعه بیگی را گرفت . از این زمان ، ترقی این خاندان شروع شد. اردشیر فکر پادشاهی بزرگی را می پرورانید ودر سال 398 قبل از هجرت علم طغیان برافراشت و توانست پادشاهی اشکانی را براندازد و به نفوذ و تسلط پانصد ساله فرهنگ و تمدن یونانی ، که اسکندر و اعقابش آنرا بر ایران تحمیل کرده بودند پایان دهد وبر باورهای دینی ایرانیان تکیه زند و حکومتی را پایگذاری کند که نخستین دولت "مزداپرست "در تاریخ بود.
دین زرتشتی در زمان اردشیر پاپکان رسماً به قصرهای پادشاهی وارد شد و همدوش حکومتگران شد


اردشیر هوشمندانه دریافته بود که احیای هویت و فرهنگ ایرانی به ترسیم دینی مورد پذیرش نیاز دارد از اینرو تمام تلاش خود را بکار برد تا دین بهی را زنده کند و آتشکده ها و معابد را رونق بخشید .


او میدانست به پشتیبانی این آیین می تواند وحدتی دوباره در میان اقوام ایرانی ایجاد کند که سالها تحت نفوذ و هجوم افکار یونانی قرار گرفته بودند . به همین مناسبت منابع زرتشتی از اردشیر پاپکان به ستایش فراوان نام برده اند و او را فردی میدانند که اوستا را به کمک موبدانی همچون "تنسر" و "آذرباد مهراسپندان" جمع آوری کرد


از نام او نیز میتوان به خوبی به آمیختگی دین و دولت در ایران باستان پی برد : نام و واژه اردشیر متشکل از دو جز است : "ارته"(ارد اشه) به معنای مقدس و متدین ؛ و "خشتره " به معنای شهریاری است ، مجموع کلمات بهمعنای حکومت مقدس یا شهریاری دیندار می شود تعبیر کرد .


اردشیر کرمان و خوزستان و عمان را مطیع خود ساخت وتیسفون و خراسان و باختر و خوارزم و توران و مکران و پنجاب هند را هم تسخیر کرد . وی در سال 397 ق ه وارد تیسفون شد . نقوش برجسته چنین مینمایاند که با یک دست شمشیر و با دست دیگر آتش آتشکده را برهم میزند که نشان از در اختیار داشتن دو قدرت شاهی و روحانی در شخص وی بوده است ؛
او بنام خود سکه هایی را ضرب کرد که بر آن نوشته شده بود : نخست مزدا پرست ، خدایگان اردشیر شه ایران و بعدها شاهنشاه ایران .


اردشیر تلاش بسیاری برای احیای دین زرتشتی کرد اما هوشمندانه راه قدرت را را بر موبدان بست و اجازه نداد آنها صاحب قدرت و نفوذی مهار ناپذیر در دربار شوند . [1] بدین سبب میتوان درک کرد که چرا رعایای ایرانی مسیحی مانویی و مزدکی شدند و این ایین ها و نهضت ها با سرعت در سراسر ایران فراگیر میشد. اما مغان در زمان حیات اردشیر هرگز نتوانستند به اختیاراتی پیش از آنچه شاهنشاه برایشان در دربار تعیین میکرد دست یابند.
موبدان زرتشتی در زمان جانشینان وی توانستند که قدرت و تسلط بسیاری بر شاهان پیدا کردند .
اردشیر ، ازاینرو که خود را وارث هخامنشیان میدانست آهنگ نبر با رومیان را کرد . او در سال 393 ق ه از فرات گذشت و سفیرانی به دربار الکساندر ، امپراتور روم ، فرستاد وپیغام داد که هرآنچه رومیان در آسیا تصرف کرده اند متعلق به ایران است وباید به ایران برگرداند .
الکساندر سفیران ایران را زندانی کرد و عازم جنگ با سپاه ایران شد . رادشیر رومیان را شکست داد ونصیبین و حران را هم تصرف کرد و ارمنستان را نیز به زیر سلطه ایران برد.
ایجاد مرکزیت سیاسی ،جمع آوری اوستا ، رسمیت بخشیدن به آیین زر تشت ، ایجاد نیروی نیروی نظامی به سبک قشون جاویدان داریوش کبیر ، تقسیم جامعه و مردم به طبقات و درجه بندی کارمندان ادارات و تخفیف مجازاتها همگی از دستاوردهای دوران پادشاهی اوست .
_________________
1- عید مغ کشان: «با اینکه بی دینی و گریز از دین (زرتشتی) کیفر مرگ داشت، در عین حال رعایا از روحانیون و دین شان نفرت داشتند و در نهان به عقاید و آرا و ادیان دیگر روی می آوردند. رعایا در انتظار فرصتی بودند تار از روحانیون انتقام بگیرند. آنان یک بار در روزگار هخامنشی و توطئه روحانیون علیه دولت و مردم، دست به مُغ کشی گسترده ای در سراسر ایران بزرگ زدند و هر سال ان روز را عید مُغ کشان نامیده و جشن میگرفتند.[1] روحانیان که از خشم و نفرت رعایا خبر داشتند مُغ ازاری را یکی از گناهان مرگ بار قرار داده بودند. هرگونه اعتراض و اهانتی عنوان گناه مغ آزاری داشت و گناهکار محکوم به مرگ بود.[2]... روحانیون از یک سو هول و هراس گناه و عوارض و عواقب دنیوی و اخروی ان را در روح و روان رعایا خلانده و برای ارامش روان رعایای هزاران دعا و ذکر و ورد و حرکات عجیب و غریب تدارک دیده بودند و از دیگر سو بدلیل ولایت مطلقه ای که بر سرنوشت رعایا داشتند گاه گناه مقلدان شان را می بخشیدند و یا با گرفتن وجوه نقد و کالا و بیگاری بسیار بخشی از گناهان را می خریدند و گاه حدود شرعی سنگین که هزاران تازیانه و کشتن هزاران حیوان موذی ریز و درشت بود به پرداخت وجوه و نقد و کالاو... تبدیل میشد. [3] هول و هراس گناه و عوارض و عواقب آن ، رعایا را بسیار محتاط ساخته بود. رعایا باید مواظب گفتار و رفتار فردی و اجتماعی خود می بودند چرا که هر گناهی علاوه بر کفاره سنگین و پردردسر، تازیانه بسیار داشت..... روحانیون ثروتمندترین طبقه ممتاز کشور بودند. این ثروت هنگفت بیشتر از راه وجوه واجب دینی (نذرها ، کفاره ها، خیرات و..)به دست می امد. 1- وندیداد 1/ 72 : عید مغ کشان . 2و 3- احکام دینی.»ایران 218و 219

philsof2
۱۳۸۷/۰۷/۲۷, ۱۸:۵۵
من فکر میکنم اگر ساسانیان مذهب زرتشت رو گسترش نمیدادند الان شیعه یا نبود یا خیلی از اعتقاداتش وجود نداشت.
اردشیر بابکان=اسماعیل صفوی
هر دویشان شبیه یکدیگرند.

shapour
۱۳۸۷/۰۷/۲۷, ۲۰:۱۰
درود دوستان گرامی

یاد و خاطره این بزرگ مرد ایرانی اردشیر بزرگ و پسر بزرگوارش شاپور نخست ، همیشه زنده و جاوید باد. :Rose::Rose::Rose:

ممنونم

سپاس

یزدگرد 4
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۰۲:۰۱
یاد و خاطره این بزرگ مرد ایرانی اردشیر بزرگ و پسر بزرگوارش شاپور نخست ، همیشه زنده و جاوید باد. :rose::rose::rose:

آمین



چنان دین و دولت به یکدیگرند
تو گویی که این دو ز یک مادرند
چو دین را بود پادشه پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان