PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نشانه های ظهور امام مهدی «عج»علیه السلام چیست؟؟؟؟؟



zeinab17325
۱۳۸۷/۰۷/۲۹, ۱۴:۲۴
وقت ظهور آن حضرت معلوم نيست ، و حتى مطابق روايات كسانى كه وقت ظهوررا تعيين كنند، دروغگو شمرده شده اند.

ولى نشانه هايىبه عنوان علائم در روايات بسيار آمده كه مربوط به مدت اندكى قبل از ظهور و مربوط بهآستانه و آغاز ظهور است ، اين نشانه ها بسيار زيادندكه معروفترين و جامعترين آنها اين است كه هرج ومرج در همه چيز دنيا مشهود مى گردد.
سراسر جهان پراز ظلم و جور و فساد گرددچنانكه در هرانقلابى معمولا، ظلم و فساد قبل از آن ، باعث انقلاب مى گردد، اين موضوع در ضمن يكروايت جامع بطور مشروح بيان شده و امام صادق عليه السلام آن را در 119 ماده بيانكرده است و اينك ترجمه روايت :
حضرت امام صادق عليه السلام به يكى از يارانشفرمود:
1- هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارنش نابود شوند.
2- و ديدى كه : ظلمهمه جا را گرفته .
3- و ديدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
4- وديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .
5- و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6- و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شدهو از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7- و ديدى كه : چنان فسق وفجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.
8-و ديدى كه : افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.
9- و ديدى كه : شخص بدكار،دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10- و ديدى بچه ها،بزرگان را تحقير كنند.
11-و ديدى كه : قطع پيوند خويشاوندى شود.
12- و ديدىكه : بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
13- و ديدىنوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.
14- و ديدى كه : زنان با زنان ازدواجنمايند.
15- و ديدى كه : مداحى دروغين از اشخاص ، زياد شود.
16- و ديدى كه : انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.
17- وديدى كه : افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤ منين ، به خدا پناه مى برند.
18- و ديدى كه : همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.
19- وديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤ من ، شاد است .
20- و ديدى كه : شراب را آشكارامى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.
21- و ديدى : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است .
22- و ديدى آدم بدكار درآنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است .
24- و ديدى راه نيك بستهو راه بد باز است .
25- و ديدى خانه كعبه تعطيل شده ، و به تعطيلى آن استوارداده مى شود.
26- و ديدى كه : انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند.
27- وديدى كه : مردان از مردان و زنان از زنان لذت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان، و زنان خود را زنان فربه مى كنند).
28- و ديدى كه : زندگى مرد از راه لواط وزندگى زن از راه زنا تاءمين مى شود.
29- و ديدى كه : زنان همچون مردان براى خودمجالس (نامشروع ) تشكيل مى دهند.
30- و ديدى كه : در ميان فرزندان ((عباس ))، كارهاى زنانگى به وجودآيد.
31- و ديدى كه : زن براى زنا با مردان ، با شوهر خود همكارى كمك مىكنند.
32- و ديدى كه : بيشترين مردم و بهترين خانه ها كه زنان را بر بدكارى كمكمى كنند.
33- و ديدى كه : مؤ من ، خوار و ذليل شمرده شود.
34-و ديدى كه : بدعت و زنا آشكار شود.
35- و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.
36- وديدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
37- و ديدى كه : دين براساس ميلاشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.
38- و ديدى كه : جرئت بر گناهآشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.
39- و ديدى مؤ مننتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش .
40- و ديدى كه : ثروت بسيار زياد در راهخشم خدا خرج گردد.
41- و ديدى كه : سردمداران به كافران نزديك شوند و ازنيكوكاران دور شوند.
42- و ديدى كه : واليان در قضاوت رشوه بگيرند.
43- وديدى كه : پستهاى مهم واليان براساس مزايده است نه براساس ‍ شايستگى .
44- وديدى كه : مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند.
45- و ديدى كه : مرد بخاطرهمبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد.
46- و ديدى كه : مرد از بدكارگىهمسرش نان مى خورد.
47- و ديدى كه : زن بر شوهر نيست انجام مى دهد، و به شوهرشخرجى مى دهد.
48- و ديدى كه : مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است .
49- و ديدى كه : سوگندهاى دروغ به خدابسيار گردد.
50- و ديدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود.
51- و ديدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش ‍ مى شود.
52- و ديدى كه : زنانمسلمان خود را به كافر مى بخشند.
53- و ديدى كه : كارهاى زشت آشكار شده و هر كساز كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.
54- و ديدى كه : مردم محترم ، توسط كسى كهمردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
55- و ديدى كه : نزديكترين مردم بهفرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت عليهم السلام ستايششوند.
56- و ديدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش ‍ راقبول نمى كنند.
57- و ديدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همديگر رقابتكنند.
58- و ديدى كه : شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشانآسان است .
59- و ديدى كه : همسايه از ترس زبان بد همسايه ، او را احترام مىكند.
60- و ديدى كه : حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.
61- وديدى كه : مسجدها طلاكارى (زينت داده ) شود.
62- و ديدى كه : راستگوترين مردمنزد آنها مفتريان دروغگو است .
63- و ديدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخنچينى كوشش مى شود.
64- و ديدى كه : ستم و تجاوز شايع شده .
65- و ديدى كه : غيبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند.
66- و ديدى كه : حج و جهاد براى خدا نيست .
67- و ديدى كه : سلطان به خاطر كافر، شخص مؤ من راخوار كند.
68- و ديدى كه : خرابى بيشتر از آبادى است .
69- و ديدى كه : معاشانسان از كم فروشى بدست مى آيد.
70- و ديدى كه : خونريزى آسان گردد.
71- وديدى كه : مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.
72- و ديدى كه : نماز را سبكشمارند.
73- و ديدى كه : انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش‍را نداده است .
74- و ديدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيتكنند.
75- و ديدى كه : هرج و مرج بسيار است .
76- و ديدى كه : مرد روز خود رامستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى بهبرنامه مردم ندهد.
77- و ديدى كه : با حيوانات آميزش مى شود.
78- و ديدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديدهاند).
79- و ديدى كه : حيوانات همديگر را بدرند.
80- و ديدى كه : دلهاى مردم، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است .
81- و ديدى كه : بر سركسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.
82- و ديدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نمازمى خواند.
83- و ديدى كه : فقيه براى دين ، فقه نمى آموزد و طالب حرام ، ستايش واحترام مى گردد.
84- و ديدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند.
85- و ديدى كه : طالب حلال ، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد.
86- وديدى كه : در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرىنمى كند، و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.
87- و ديدى كه : آلاتموسيقى و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد.
88- و ديدى كه : مرد سخن حق گويد و امربه معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار بر حذر مى دارند.
89- وديدى كه : مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و ازمردم بدكار پيروى نمايند.
90- و ديدى كه : راه نيك خالى و راه روندهندارد.
91- و ديدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود.
92- و ديدى كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود.
93- و ديدى كه : مردم و جمعيتهاجز از سرمايه داران پيروى نكنند.
94- و ديدى كه : به فقير چيزى دهند كه برايشبخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند.
95- و ديدى كه : علائم آسمانى آشكار شود وكسى از آن نگران نشود.
96- و ديدى كه : مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عملجنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.
97- و ديدى كه : انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.
98- و ديدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائلنيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
99- و ديدى كه : زنها بر مسند حكومتبنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.
100- و ديدى كه : پسر به پدرشنسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.
101- و ديدىكه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى ، كم فروشى، و زشتى انجام نداده ، ناراحت است .
102- و ديدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومىمردم را احتكار كنند.
103- و ديدى كه : اموال حق خويشان پيامبر صلى اللّه عليه وآله و سلم (خمس ) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارىشود.
104- و ديدى كه : به وسيله شراب ، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودىبيمار آن را تجويز نمايند.
105 و ديدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى ازمنكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند.
106- و ديدى كه : سر و صداى منافقان بر پااست ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است .
107- و ديدى كه : براى اذن و نماز مزدمى گيرند.
108- و ديدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت همنمايند.
109- و ديدى كه : شرابخوار مست ، پيش نماز مردم شود.
110- و ديدى كه : خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.
111-و ديدى كه : قاضيان برخلاف دستورخداوند قضاوت كنند.
112- و ديدى كه : استانداران از روى طمع ، خائنان را امينخود قرار دهند.
113- و ديدى كه : فرمانروايان ، ميراث (مستضعفان ) را در اختياربدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.
114- و ديدى كه : بر روى منبرها از پرهيزكارىسخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند.
115- و ديدى كه : صدقه را باوساطت ديگران بدون رضاى خدا و بخاطر درخواست مردم بدهند.
116- وقتى كه ديدى : وقت (اول ) نمازها را سبك بشمارند.
117- و ديدى كه : هم و هدف مردم ، شكم وشهوتشان است .
118- و ديدى كه : دنيا به آنها روى كرده .
119- و ديدى كه : نشانه هاى برجسته حق ، ويران شده است ، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كهاز خطرات گناه نجاتت بدهد...
البته بايد توجهداشت ، كه اين نشانه ها هم اكنون در دنياى غرب ، در اروپا و آمريكا و حتى بعضى ازكشورهاى آفريقا و آسيا وجود دارد، شكر خدا را كه به بركت انقلاب اسلامى در ايران ،از بسيارى از اين گناهان جلوگيرى شده و مى رود كه از همه جلوگيرى شود و زمينه سازىبراى ظهور امام قائم (عج ) گردد.






منبع : كتاب حضرت مهدى (ع) فروغ تابان ولايت اثر محمد محمدى اشتهاردى
(http://www.askquran.ir/member.php?u=56)

revenger
۱۳۹۳/۰۹/۲۵, ۱۷:۳۰
سید حسنی از نشانه های ظهور
بر اساس احادیث و روایات، خروج سید حسنی، ‌از نشانه‌های ظهور حضرت مهدی علیه السّلام است.
امام صادق علیه السّلام فرمودند: سید حسنی جوانی خوش سیماست که از سرزمین دیلم و قزوین برای نصرت و یاری آل محمد صلّی الله علیه و آله قیام می‌نماید و با بانگی رسا و بیانی شیوا فریاد بر می‌آورد که به یاری آل محمد صلّی الله علیه و آله برسید و از شما طلب یاری می‌کند. مردان از طالقان که شوق شدید به جهاد دارند به او پاسخ مثبت می‌دهند. [1]
شیخ عباس قمی (ره) می‌فرماید: سید حسنی از اولاد حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است. او دعوی باطل ندارد و ادعای مهدویت یا نیابت امام زمان بودن را ندارد و مردم را به نفس خود دعوت نمی‌کند و از شیعیان مخلص ائمه اثنی عشر و تابع دین حق است و در بین مردم مطاع و بزرگ است و در گفتار و کردار موافق با شریعت حقّه‌ی خاتم الانبیاء محمد صلّی الله علیه و آله است، در زمان او کفر و ظلم، عالم را فراگرفته است و مردم از دست ستمگران و فاسقان در اذیت و آزار به سر می‌برند. در چنین شرایطی سید حسنی برای نصرت دین استغاثه می‌کند و مردم او را اجابت نماید. [2]

سید حسنی، پس از دوران طولانی، زمام امور مناطقی را به دست می‌گیرد و اندکی پیش از ظهور به سوی عراق وکوفه می‌رود و از دیلم و قزوین تا کوفه زمین را از لوث وجود ظالمان پاک می‌کند و سرانجام کوفه را محل اقامت خویش قرار می‌دهد؛ مدتی در کوفه اقامت می‌نمایند و سپس خبر ظهور مهدی (عج) به ایشان می‌رسد، سید با یارانش به محضر حضرت مشرف می‌شوند و از آن حضرت مطالبه‌ی دلایل امامت و موارث انبیاء را می‌نماید.
امام صادق علیه السّلام می فرماید: به خدا سوگند که آن جوان، حضرت را می‌شناسد و می‌داند که او برحق است، لکن مقصودش این است که حقیقت او را بر مردم و یارانش روشن کند، سپس حضرت دلایل امامت و مواریث انبیاء را برای او ظاهر می‌نماید و معجزاتی از او صادر می‌شود.
در آن هنگام، سید حسنی و یارانش با آن حضرت بیعت می‌کنند، مگر چهل هزارنفر که قرآنها با خود دارند و معروف به «زیدیه» می‌باشند که از بیعت امتناع می‌ورزند. [3]

revenger
۱۳۹۳/۰۹/۲۵, ۱۷:۳۲
بیعت و میثاق سید حسنی، و یارانش بعد از قیام، با حضرت مهدی علیه السّلام در عراق و کوفه از مسلمات است، امام علی علیه السّلام فرمودند: حضرت مهدی (عج) بعد از قیام همراه لشکر خویش از مکه به طرف عراق حرکت می‌نماید. آن گاه سید حسنی با دوازده هزار نفر به آن حضرت ملحق می‌گردد و حضرت به سید حسنی می‌فرماید: من از تو به امر حکومت سزاوارترم، سید در جواب می‌گوید: دلیل و برهان تو چیست؟ حضرت به پرنده‌ای در آسمان اشاره می‌کند، پرنده به کتف مبارک حضرت فرود می‌آید و عصای خود را در زمین فرو می‌برد و عصا سبز می‌شود و شاخ و برگ می‌آورد، آن گاه سید حسنی لشکر خود را تسلیم حضرت می‌نماید و حسنی پرچمدار و فرمانده‌ی لشکر حضرت می‌گردد. [4]
امام باقر علیه السّلام نیز فرموده‌اند: «حضرت مهدی وارد کوفه می‌شود و سه پرچم آن جا به اهتزاز است و در برابر حضرت مهدی تسلیم می‌گردند، یکی از آن سه پرچم، پرچم سید حسنی است.» [5]

پی‌نوشت‌ها:
[1] محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، موسسه الوفاء بیروت، ج 53، ص 15.
[2] شیخ عباس قمی، منتهی الامال، انتشارات فراروی، 1381، ص 1317.
[3] محمد باقر مجلسی، پیشین.
[4] ابن طاووس، الملاحم و الفتن، منشورات الرضی، ص 164، باب 79.
[5] محمد باقر مجلسی، پیشین، ج 53، ص 15 ـ 16.