PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تجلي قرآن در شعر و ادب فارسي سبوي عاشقان



valayat
۱۳۸۷/۰۸/۱۰, ۲۲:۰۰
اشعار امام همت بيت الغزل معرفت است. مجموعه‌اي الهام گرفته از آيات قرآن كريم و روايات ائمه معصومين(ع)، كه از روح بلند و آسماني امام تراويده و به كسوف الفاظ در آمده است. ما در اين بوستان نكهت‌زا و زلال جاري عرفان ناب، تفرجي گذرا داشته‌ايم و اشارات قرآني را چه به‌صورت تصريح يا تلويح يادداشت نموده‌ايم و به دوستاران و شيفتگان ادب و عرفان اسلامي پيشكش مي‌نمائيم، باشد كه با آن پرنده عاشق و سينه چاك، اديب اريب، عارف عريف، فيلسوف فصيح، رهبر راسخ و راشد و رئوف كه عمر پر بركت خود را در راه حق نثار كرد هم پرواز گرديم و خودمان را با او مقايسه نمائيم و ببينيم از آن همه شور و عشق و شهادت طلبي و عرفان و خدمت به خلق خدا، در خود چه نشانها داريم. آنگاه كمبودهاي خود را با پاي گذاشتن در جاي پاي آن عزيز جبران كنيم كه فرموده‌اند: هميشه و هماره «به بيد عاشق مجنون نياز بايد كرد».
1) در غزل محفل رندان

يوسفـم گر نزند بر سـر بالينم سـر همچو يعقوب دل آشفته بويش باشم
اشاره دارد به آيات 93 و 94 سوره يوسف كه مي‌فرمايد:
«اِذهَبُوا بقميصي هذا فَالقوهُ علي وجه ابي ياتِ بَصيراً وَأتوني بِاَهلِكُم اجمعين* ولَمّا فَصَلَت العير قالَ ابوهُم اِنّي لَاَجدُ ريح يوسُفَ لَولا اَن تُفَنِّدون؛ اكنون پيراهن مرا نزد پدرم يعقوب برده و به روي او افكنيد كه تا ديدگانش باز بينا شود؛ آنگاه او را با همه اهلبيت و خويشان، از كنعان به مصر آريد و چون كاروان از مصر بيرون آمد، يعقوب گفت: اگر مرا تخطئه نكنيد من بوي يوسفم را مي‌شنوم».
2) در غزل محفل رندان

سـاغـر روح فـزا از كف لطـفـش گيـرم
غافـل از هـر دو جهـان بسته مـويش باشـم
اشاره دارد به آيه 21 سوره دهر كه مي‌فرمايد:
«وسَقاهُم رَبُّهُم شَراباً طَهُوراً؛ وخدايشان شرابي پاك و گوارا بنوشاند».
وهمچنين ابيات
الا يا ايها الساقـي زمـي پـرسـاز جامـم ر كه از جانم فرو ريزد هواي ننگ و نامم ر
در غزل حسن ختام
جـرعه‌اي مي‌خواهـم از جام تو تا بيهوش گردم هوشمند از لذت اين جرعه مي بي‌نصيب است
در غزل مكتب عشق
ساغـي بيـار و باده بـريـز و كرشـمه كـن كاين غمزه روح پرور جان و روان ماست
در غزل ديدار يار
ساقـي بـريـز بـاده گلـگون به جـام مـن اين خـم پر ز مـي سبب آبـروي ماسـت
در غزل سبوي عاشقان
3) در غزل غمزه دوست

بر در ميـكـده و بتـكـده و مسجـد و ديـر سـجـده آرم كه تـو شايـد نظـري بنـمائـي
اشاره به آيه 115 سوره بقره دارد كه مي‌فرمايد:
«فَاَينما تَولّوا فَثَمَّ وَجهُ اللّه اِنّ اللّه واسع عليم؛ پس به هر طرف روي كنيد بسوي خدا روي آورده‌ايد خدا به همه جا محيط و به هر چيز داناست».
و همچنين در غزل شرح جلوه:
بـه كـجا روي نمـايد كه تواش قبـله‌نه‌اي آنكـه جـويد بحـرم منـزل و مأواي تـو ر
4) در غزل درياي فن

آنكـه بشكست همه قيد ظلوم است و جهول آنكه از خويش و همه كون و مكان غافل بود
اقتباس از آيه 72 سوره احزاب كه مي‌فرمايد:
«اِنّا عَرَضنا الاَمانَةَ عَلَي السمواتِ وَ الارضِ والجِبالِ فَاَبينَ اَن يحمِلنَها واَشفَقنَ منها وَحَمَلَها الانسان اِنّه كان ظلوماً جهولا؛ ما بر آسمانها و زمين و كوههاي عالم عرض امانت كرديم همه از تحمل آن امتناع ورزيده و انديشه كردند تا انسان بپذيرفت و انسان هم (در مقام آزمايش و اداء امانت) بسيار ستمكار و نادان بود».
وهمچنين در غزل فتواي من:
عـارفـان رخ تـو جمله ظـلومنـد و جهول اين ظلومي و جهولي سر و سوداي من است
5) در غزل شرح جلوه

بشكنـم ايـن قلـم و پـاره كنـم ايـن دفتر نتوان شـرح كنـم جلـوه والاي تـو ر
اشاره دارد به آيه 109 سوره كهف كه مي‌فرمايد:
«قُل لو كانَ البَحرُ مِداداً لِكلماتِ رَبّي لَنَفِد البَحرَ قَبلَ اَن تَنفدَ كَلِماتُ رَبّي…؛ [اي رسول ما به امت] بگو كه اگر دريا براي نوشتن كلمات پروردگار من مركب شود پيش از آنكه كلمات الهي به آخر رسد دريا خشك خواهد شد…».
همچنين اين بيت:
واي اگر پــرده زاســرار بـيفتد روزي فاش گردد كه چه در خرقه اين مهجور است
اشاره دارد به آيه 9 سوره طلاق كه مي‌فرمايد:
«يومَ تُبلَي السَرائِرُ؛ روزي كه اسرار باطن شخص آشكار شود».
6) در غزل سبوي عاشقان

مـا عاشـقـان زقله كوه هدايتيم روح الامين به «سدره» پي جستجوي ماست
اشاره دارد به آيه13و 14 سوره النجم كه مي‌فرمايد:
«ولَقَد رَءاهُ نَزلَةً اُخري* عِندَ سِدرةِ المُنتَهي؛ يك بار ديگر هم او را [جبرئيل را] رسول مشاهده كرد در نزد [مقام] سدرة المنتهي».
7) در غزل پرتو عشق

روزي از رخ بنمـايد زنـهانـخـانه خـويـش فاش گردد كه به پيدا و نهـان حاكم اوسـت
اشاره دارد به آيه 16 سوره غافر كه مي‌فرمايد:
«لِمَنِ المُلكُ اليومَ لِلّهِ الواحِدِ القَهار؛ در آن روز سلطنت عالم با كيست؟ با خداي قاهر مغتنم يكتاست».
8) درغزل سبوي دوست

بـا عـاقـلان بـگـو كـه رخ يـار ظـاهـر اسـت كاوش بس است اين همه در جستجوي دوست
اشاره دارد به آيه 16 سوره ق كه مي‌فرمايد:
«نَحنُ اَقرَبُ اِلَيه مِن حَبلُ الوَريدِ؛ ما از رگ گردن به انسان نزديكتريم».
9) در غزل سرّ جان

اين پريشـان حالي از جام بلـي نوشيـده‌ام
اين بلي تا وصل دلبر بي بلا دمساز نيست
اشاره دارد به آيه 172 سوره اعراف كه مي‌فرمايد:
«اَلَستُ بِرَبِكُم قالُوا بَلي شَهِدنا اَن تَقولُوا يومَ القِيامَة انّا كُنّا عَن هذا غافِلين؛ آيا من پروردگار شما نيستم؟ همه گفتند: بلي ما به خدايي تو گواهي مي‌دهيم كه ديگر در روز قيامت نگوييد ما ازاين واقعه غافل بوديم».
10) در غزل مژده وصل

آتشـي را كه زعـشقـش به دل و جانـم زد
جانم از خويش گذر كرد و خليل آسا شد
اشاره دارد به آيه 69 سوره انبيا كه مي‌فرمايد:
«يا نارُكُوني بَرداً وَ سَلاماً عَلي اِبراهيمَ؛ اي آتش سرد و سالم براي ابراهيم باش»
پدیدآورنده:ايوب هاشمي

مجیب
۱۳۸۸/۰۷/۱۹, ۱۴:۱۹
«منت خداي را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت» ( گلستان سعدي )
اين كلام اشاره به اين ايه دارد:
لئن شكرتم لازيدنكم ولئن كفرتم ان عذابي لشديد
؛اگر شكرگذار نعمت‌هاي من باشيد،بر عطاهايم مي افزايم و اگر ناسپاس باشيد، عذاب من سخت خواهد بود.(سوره مباركه ابراهيم،ايه 7)

مجیب
۱۳۸۸/۰۷/۱۹, ۱۴:۲۱
نيكوان را، هست ميراث از خوشاب
آن چه ميراث است اورثنا الكتاب
( مولوي )

اشاره به ايهثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا؛
سپس، بندگان برگزيده خود را وارث علم قرآن قرار داديم.
(سوره مباركه فاطر،ايه 32)

مجیب
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۰:۲۴
يكي را به سر برنهد تاج وتخت
يـكي را به خاك اندر آرد ز تخت
(بوستان سعدي )

بيت ياد شده،تفسير اين ايه شريفه است:
…تؤتي الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء…؛
حكومت و فرمانروايي را به هر كس بخواهد مي‌دهد واز هر كس بخواهد، مي‌گيرد
(سوره آل عمران،ايه 26)

مجیب
۱۳۹۱/۰۳/۲۲, ۲۱:۳۱
ناامید نشدن از رحمت خداشاعر توس، در شاهنامه می سراید:


چو نومید گردد ز یزدان کسی
از و نیک بختی نیاید بسی


ز یزدان نباشد کسی ناامیدوگر تیره بینند روز سپید
بریده نباید امید از خدکه تا جاودان او بود پادش
زنده داشتن روح امید به پروردگار جهان و پرهیز از ناامیدی، حقیقتی است که فردوسی، مردمان را بدان رهنمون می شود. وی انسان ناامید را نیک بخت نمی داند و آگاهانه سفارش می کند که حتی در تیره ترین دوران روزگار نیز ناامید نشوید. فردوسی در بیان حقیقتی که در این شعر او نهفته است، خود را وام دار این آیه شریف می داند که:
وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ. (یوسف: 87)
از رحمت خدا ناامید مباشد؛ که جز کافران، کسی از رحمت او ناامید نیست.

جنات
۱۳۹۱/۰۵/۱۳, ۱۷:۰۹
در غزل سبوی دوست آمده است:
http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/divider19/WebPageContent/2467628ria5jgxgx3.gif
با عاقلان بگو که رخ یار ظاهر است
کاوش بس است همه در جستجوی دوست
اشاره ای است به آیه 16 سوره ق : نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ ؛ ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم .



http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/divider19/WebPageContent/2467628ria5jgxgx3.gif