PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سوالات متفرقه پیرامون وسواس



دوست-خدا
۱۳۸۷/۰۸/۲۶, ۱۷:۲۱
با سلام خدمت دستاندرکاران و کاربران و مشاوران سایت مفید و پرمحتوای کانون گفتمان قرآن و با عرض خسته نباشید.من جوانی هستم 24 ساله که مشکلاتی دارم و خواستم در اینجا مطرح کنم تا شما اگر امکان دارد مرا راهنمائی بفرمائید.

باید بگویم متاسفانه من مدتی است که دچار وسوای فکری شدید شده ام و البته دچار استرس و ترس هم هستم.من مدتی است که به همه چیز بدبین شده و شک دارم.البته به خداوند متعال و روز قیامت و پیامبران الهی و حضرت محمد ص و قرآن کریم اعتقاد لازمه را دارم ولی باید بگویم که مدت زیادی است که نماز خواندن را کنار گذاشته ام و اصلا نمیتوانم که با نماز مآنوس شوم و با آن انس بگیرم.البته چند باری سعی کردم ولی چون هنگام نماز تمرکز کافی نداشتم آن نماز به من نچسبید و با کمال تاسف باید بگویم که امسال یک روزه هم نگرفتم!نمیدانم چرا همش نسبت به نماز و روزه و مسائل اسلامی دچار سستی و شک و بی اشتیاقی پیدا کرده ام و فکر میکنم که همه چیز دروغ است.نعوذ بالله فکرهایی در ذهنم می آید که مثلا نماز خواندن مال عقب مانده هاست و یا اینکه همه این مسائل اسلامی مسائلی باز نعوذ بالله بی خود است و البته به مسئله امامت هم من شک و تردید دارم و اینکه من اصلا شوق و اشتیقاق نسبت به انجام فرایض دینی اسلامی ندارم و فکر میکنم که در صورت انجام ممکن است مورد تمسخر قرار بگیرم و این مسائل دیگر قدیمی است و از این فکرها.بعضی موقع ها میخواهم که به دنبال یک مرام و مسلک و دین جدید بروم ولی در مورد آنها هم اشتیقاقی در من بوحود نمی آید. البته غیر از این مشکلات وسواس ظاهر هم دارم و از خودم هم بدم می آید هم از ظاهرم بدم می آید و هم از خودم.پدر و ماردم البته فرایض دینی را بجا می آورند و مقید به ان هستند.من البته مشکل دیگرم هم اینست که از حضور در اجتماع غریبه ها ترس دارم و دچار تپش قلب و داغی میشوم.خلاصه اینکه اینها مشکلات مهم من است و من بسیار در تنگنا قرار گرفته ام.اگر امکان دارد مشاوران مرا یک راهنمائی بفرمایند.با تشکر

davoodgt
۱۳۸۷/۰۸/۲۶, ۱۸:۴۶
سلام
حرف یک داداش کوچیک: ببین داداش به نظر من این در اثر عدم شناخت تو هست از این مسائل. چرا که اگر بشناسی دیگه لازم نیست زورکی کاری را انجام بدی. خودت با اشتیاق و عشق انجام میدی. من هم مثل تو بودم الان خیلی بهترم .
من ضربه های زیادی از جهل خوردم. امان از غرور نادانی

مُدَبّر
۱۳۸۷/۰۸/۲۶, ۱۹:۵۱
بهتر این مسئله ریشه یابی بشه

می تونی کامل توضیح بدی از کی این مشکل برات پیش اومده و قبل چه اتفاق یا چه نوع فشاری روت اومده ؟

unas120
۱۳۸۷/۰۸/۲۶, ۲۱:۴۴
دوست گرامي خلاص شدن از وسواس از هر نوعي كه باشد بسيار ساده و راحت است فقط يك مقدار اراده مي خواهد در مورد وسواس فكري بايد بگويم بهترين راه مقابله توجه نكردن و بي اهميت شدن به آنست . خوب معمولا افرادي كه با وسواس فكري مواجه هستند در بيشتر اوقات بالاخص وقت نماز يك افكار خيلي پليد و زشت در مورد خد ا، اهل بيت و يا يك سري پريشاني هاي بيخود به سراغ آنها مي آيد كه اگر به اين افكار اهميت دهند و از آنها استقبال كنند در ذهن آنها جا باز مي كند شايد بگويي كه من اصلا به اين افكار اهميت نمي دهم ولي همينقدر كه سعي داري آن را از ذهن خودت دور كني اين خودش يك نوع اهميت دادن به اين مسئله است پيشنهاد خيلي از روانشناسان ديني اينست كه در چنين مواقعي نبايد با اين افكار كلنجار رفت هر چه به ذهنتان آمد بگذاريد تا بيايد و اصلا با آن كلنجار نرويد حتي اگر زشت ترين افكار در مورد خداوند ويا اهل بيت عليهم السلام باشد مطمئن باشيد بعد از مدتي كه اين عمل را انجام داديد اين افكار بطور كلي از شما دور خواهد شد ضمنا اگر وسواس جسمي هم داريد مي توانيد در پيام خصوصي با من مكاتبه كنيد تا شما را راهنمايي كنم .

دوست-خدا
۱۳۸۷/۰۸/۲۷, ۱۰:۲۹
با تشکر از مشاوران و دوستان گرامی.باید بگویم که یک 6 الا 7 سالی است که من به وسواس فکری و ظاهری گرفتار گشته ام و دیگر از این موضوع رها نشدم.من در حالی که نسبت به دین و فرائض دینی وسواس و شک و تردید پیدا کرده ام با خودم هم درگیر هستم و همانطور که گفتم دچار استرس و ترس از حضوز در اجتماع غریبه ها و همچنین وسواس نسبت به ظاهرم هم هستم.نمیدانم که به چه دلیل من اینطور شدم.

blue sky
۱۳۸۷/۰۸/۲۷, ۱۱:۴۳
سلام
دوست خدای عزیز اولا ازت ممنونم که مشکلتو مطرح کردی و دنبال درمانش هستی ولی یه خواهشی که ازت دارم اینه که با توجه به اینکه سالها درگیر این مشکل بودی بهتره دیگه وقت رو تلف نکنی و هر چه زودتر برای درمان اقدام کنی و به یه روانشناس و یه رواندرمانگر خوب مراجعه کنی.
عزیز از این نترس که درباره ی خداو پیغمبر و ... این فکرا تو سرت میاد.و از این بابت خودتو سرزنش نکن! خدا خودش مشکلتو میدونه و ته دلتو میدونه.این یه بیماریه و باید درمان بشه.و متاسفانه برخلاف اون چیزی که تو این سایت و امثال این سایت میگن فقط فکر نکردن بهش و انجام فرایض دینی و ... راه حلش نیست! اگه اینطوری بود هیچ کس غمی نداشت و این همه روانکاو و ... نبودن! اگه خیلی راحت میشد به چیزی فکر نکرد دیگه اسمش وسواس نبود!
اما درباره ی مشکلت تا اونجایی که میدونم بذار یه کم برات توضیح بدم
اول اینکه باید بدونی وسواس از هر نوعی چه فکری، چه عملی و چه جسمی و... همه از استرس میاد.یعنی همیشه به دنبال استرس (استرس شدید که به صورت مداوم و بدون علت موجهی باشه) و در صورتی که درمان نشه وسواس ایجاد میشه. حالا واسه هر کس فرق داره یه سری دچار وسواس فکری میشن یه سری جسمی و عملی! و اگه بازم برای درمان اقدام نکنن وسواسشون شدیدتر میشه و به افسردگی تبدیل میشه. و بعد از اون افسردگی شدید و ..! پس چیزی که مهمه اینه که نباید از کنارش راحت بگذری.اگه قرار بود با نماز خوندن حل بشه تا الان حل شده بود! ( طبق گفته ی خودت که میگی دیگه نماز بهت نمیچسبه و حالتو بدتر میکنه!) پس به جای اینکه مدام خودتو به خاطر افکار غیر ارادی که به ذهنت میاد و خودت دوست نداری سرزنش کنی اول از همه سعی کن با خودت دوست باشی و خودتو دوست داشته باشی.کمک گرفتن از یه روانکار و رواندرمانگر میتونه خیلی خیلی بهت کمک کنه.روانشناس افکار منفی رو بهت میشناسونه و بهت تکنیکهایی رو یاد میده که باهاشون مقابله کنی تا درمان کاملتری رو شروع کنه. و بعد از اون برای درمانت از ریشه اقدام میکنه.اول میگرده ببین این منبع و منشاء استرست چی بوده و اونو رفعش میکنه. وقتی استرس رفع شد خود به خود وسواس فکریت هم کمتر میشه و وقتی اون کمتر شد دیگه این افکار تو ذهنت نمیاد.یه روانشناس خوب و یه رواندرمانگر کمکت میکنه اعتماد به نفستو بالا ببره و این دیدت که از خودت بدت میاد رو برطرف میکنه و ...
اما تاکید میکنم حتما به یه روانشناس خوب مراجعه کنی نه روانپزشک! رواشناس دارو نمیده! اما اگه روانشناس خوبی باشه بعد از چند جلسه خودش تشخیص میده که احتیاج به دارو دری یا نه! و در صورتی که احتیاج بود تورو بهع یه روانپزشک معرفی میکنه.ولی در اینصورت بازم نترس! مصرف دارو برای درمانت کمک میکنه.س به فکر خود باش ه زودتر خوب بشی.اما بهتره در اینصورت باز هم کار رواندرمانی رو قطع نکنی. و اگه نیاز به درمان دارویی بود رواندرمانی و دارو درمانی رو همزمان پیش ببری تا نتیجه بگیری. چون خیلی ها هستن با استفاده از دارو چون موقتا به حالت تعادل میرسن بیخیال رواندرمانی میشن! اما اونها نمیدونن که اگه ریشه ای درمان نشن بعداز قطع دارو دوباره بیماریشون برمیگرده و حتی گاهی شدیدتر از قبل میشه! پس لطفا جدی بگیر!

فقط باید بگردی روانشاس خوب پیدا کنی.راستش این یه کم سخته چون خیلیها با وجود داشتن مدرک ولی توانایی لازم رو ندارن! اما اگه میخوای نتیجه بگیری ناامید نشو. حتی گاهی لازم میشه چندین و چند بار روانشناستو عوض کنی تا کسی رو پیدا کنی که میتونی ارتباط برقرار کنی و میتونه درمانت کنه.
نمیدونم کجا زندگی میکنی و ایا همچین کسی رو سراغ داری یا نه.اما من تو تهران یکیو میشناسم که از این نظر ازش مطمئنم(نمیگم فقط همین خوبه نه! ولی چون خودم از این مطمئنم میگم!) بنابراین اگه کسی رو پیدا نکردی میتونم ادرسشو بهت بدم.حداقلش اینه که یه بار میری و خوشت نیاد و دیگه نمیری! ;)

پيشنهاد خيلي از روانشناسان ديني اينست كه در چنين مواقعي نبايد با اين افكار كلنجار رفت هر چه به ذهنتان آمد بگذاريد تا بيايد و اصلا با آن كلنجار نرويد حتي اگر زشت ترين افكار در مورد خداوند ويا اهل بيت عليهم السلام باشد مطمئن باشيد بعد از مدتي كه اين عمل را انجام داديد اين افكار بطور كلي از شما دور خواهد شد ضمنا اگر وسواس جسمي هم داريد مي توانيد در پيام خصوصي با من مكاتبه كنيد تا شما را راهنمايي كنم .

ممنون ولی من چند تا سوال داشتم ازتون!
اول اینکه میشه لطف کنید بفرمایید منظورتون از رواشناسان دینی کیا هستن؟! و چه رشته ای تحصیل کردن که این مدرک بهشون داده شده؟! چون من بار اوله میشنوم!
و ممنون میشم بفرمایید مدرک تحصیلی خود شما چیه که درمان وسواس فکری رو خیلی راحت میدونید و در ضمن اینکه وسواس جسمی رو خودتون میتونید درمان کنید؟!
مرسی

سیب سرخ
۱۳۸۷/۰۸/۲۷, ۲۰:۰۴
یا مقلب القلوب و الابصار

دوست عزیز:

در مورد وسواس اخیرا اطلاعاتی جمع کردم که در اختیار شما قرار می دهم . البته من بجز 3_4 پست اول موفق به خواندن نظرات دیگر دوستان نشدم و اگر تکراری هست عذر می خوام .

1_مهمترین راهکار توسل به خداوند و ائمه اطهار هستالبته این به معنی در مان نکردن نیست .

2_از عالمی همین امروز شنیدم که برای انواع وسواس زیاد استغفار کنید .

3_بی اعتنایی به افکار وسواسی .

5_معرفت و علم خود را نسبت به اعتقادات، دین خدا و احکام دین بالا ببرید .

4_وسواس در اثر انباشته شدن نیروهای غیر فعال در انسان، به وجود می آید . .آنها را فعال کنید.ورزش کنید.کار علمی کنید یا هنری .

5_به سیره معصومین و به تبع آنها به سیره علما در این مورد دقت کنید .(به کتاب چهل حدیث امام خمینی حدیث وسواس مراجعه کنید مفید است .)

6_قرآن زیاد بخوانید با تدبر و تمرکز.

7_با مشاوران امین و مذهبی صحبت کنید .(می توانید در این مورد با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی به شماره پنج رقمی 09640 تماس بگیرید .در اونجا متخصصین علوم دینی که در حد فوق یا بالاتر دروس روانشناسی خوانده اند کمکتان می کنند .)

8_گناه نکردن و انجام وظایف الهی باعث آرامش خواهد شد .

هشدار

در این شرایط حساس روحی که دارید افراد بی رحم و سوء استفاده کننده زیادی ممکن است در کمین شما باشند . خیلی مراقب باشید . آنها ممکنه ظاهر بسیار مهربان و دلسوزی هم داشته باشند . احتیاط کنید .

از قرآن بپرس
۱۳۸۷/۰۹/۱۴, ۰۷:۴۳
من جوانی هستم 24 ساله که مشکلاتی دارم و خواستم در اینجا مطرح کنم تا شما اگر امکان دارد مرا راهنمائی بفرمائید.

باید بگویم متاسفانه من مدتی است که دچار وسوای فکری شدید شده ام و البته دچار استرس و ترس هم هستم.من مدتی است که به همه چیز بدبین شده و شک دارم.البته به خداوند متعال و روز قیامت و پیامبران الهی و حضرت محمد ص و قرآن کریم اعتقاد لازمه را دارم ولی باید بگویم که مدت زیادی است که نماز خواندن را کنار گذاشته ام و اصلا نمیتوانم که با نماز مآنوس شوم و با آن انس بگیرم.البته چند باری سعی کردم ولی چون هنگام نماز تمرکز کافی نداشتم آن نماز به من نچسبید و با کمال تاسف باید بگویم که امسال یک روزه هم نگرفتم!نمیدانم چرا همش نسبت به نماز و روزه و مسائل اسلامی دچار سستی و شک و بی اشتیاقی پیدا کرده ام و فکر میکنم که همه چیز دروغ است.نعوذ بالله فکرهایی در ذهنم می آید که مثلا نماز خواندن مال عقب مانده هاست و یا اینکه همه این مسائل اسلامی مسائلی باز نعوذ بالله بی خود است و البته به مسئله امامت هم من شک و تردید دارم و اینکه من اصلا شوق و اشتیقاق نسبت به انجام فرایض دینی اسلامی ندارم و فکر میکنم که در صورت انجام ممکن است مورد تمسخر قرار بگیرم و این مسائل دیگر قدیمی است و از این فکرها.بعضی موقع ها میخواهم که به دنبال یک مرام و مسلک و دین جدید بروم ولی در مورد آنها هم اشتیقاقی در من بوحود نمی آید. البته غیر از این مشکلات وسواس ظاهر هم دارم و از خودم هم بدم می آید هم از ظاهرم بدم می آید و هم از خودم.پدر و ماردم البته فرایض دینی را بجا می آورند و مقید به ان هستند.من البته مشکل دیگرم هم اینست که از حضور در اجتماع غریبه ها ترس دارم و دچار تپش قلب و داغی میشوم.خلاصه اینکه اینها مشکلات مهم من است و من بسیار در تنگنا قرار گرفته ام.اگر امکان دارد مشاوران مرا یک راهنمائی بفرمایند.با تشکرباسلام و آرزوي موفقيت
ازاين كه مشكل را با ما درميان گذاشتي متشكرم
تذكر نسبت به نكاتي چند قابل توجه است:
1. توضيحات شما كافي نيست چرا كه ممكن است مشكل شما چيز ديگري باشد و اطلاعات ما از شما بسيار ناقص است و با صرف نوشتن نمي توان چاره اي انديشيد.
2. اين كه شما تمام مشكل رو روي وسواس فكري بريد يك سوي قضيه است اصلا ممكن است مشكل وسواس فكري نباشد و اين تشخيص خودتان باشد با تاثير از اطرافتان كه بايد بيشتر بررسي شود كه آيا اصلا شما وسواس فكري داريد يا چيز ديگري.
3. مثال هايي كه مي زنيد خيلي گنگ هستند و چيزي نمي فهمانند شما حتما بايد حضوري مشكل خود را مطرح كنيد تا مشاور از حالات شما نكات مورد نظر را دريافت كند.
4. صرف اين كه فردي دچار اين مشكلات هست دليل نمي شود كه به روانشناس يا روان پزشك مراجعه كند خواهشم از كاربران گرامي اين است از سوي خود پيش داوري نكنند تا نتيجه بهتري گرفته شود و ذهن مراجعه از مشكلش منحرف نشود.
5. صرف اين كه شخصي نسبت به واجبات و محرماتش كم توجه شده و يا سست ايمان شده دلايل متعدد و متفاوتي مي تواند داشته باشد كه با نوشتن تنها نمي توان به پاسخ آن پرداخت مثلا ممكن است اين امر ناشي از افسردگي كه قبلا براي شخص براثر مشكلاتي ديگر ايجاد شده باشد كه خود آن افسردگي هم نمونه ها و انواع مختلف دارد و هم منشا هاي متفاوت .


یک 6 الا 7 سالی است که من به وسواس فکری و ظاهری گرفتار گشته ام و دیگر از این موضوع رها نشدم.من در حالی که نسبت به دین و فرائض دینی وسواس و شک و تردید پیدا کرده ام با خودم هم درگیر هستم و همانطور که گفتم دچار استرس و ترس از حضوز در اجتماع غریبه ها و همچنین وسواس نسبت به ظاهرم هم هستم.نمیدانم که به چه دلیل من اینطور شدم.
از زماني كه مطرح كرديد يعني شما بايد حدود 18 سالگي دچار اين مشكل شده باشيد و اين باز پيچيدگي را بيشتر مي كند
حاصل اين كه تمام چيزهايي كه بنده مطرح كردم و يا ديگر كاربران هيچ كدام نمي تواند راه حل مشكل شما باشد و شما بايد حضوري مشكل خود را مطرح كنيد ضمنا هرگز سعي نكنيد با طرح اين ماجرا به اين سبك در ذهن مشاور پيشداوري ايجاد كنيد بنابراين اگر قم هستيد بنده در خدمت هستم و حاضرم حضوري جلسه اي را برگزار كنيم و باهم در اين زمينه گفتگو كنيم ولي در صورتي كه نمي توانيد قم بياييد مي توانم شما را به مراكز مشاوره ديني ارجاع بدهم تا مشكل را بررسي كنيد
از همه اين ها كه بگذريم بنده با اين توضيحاتي كه داديد احساس مي كنم شما هيچ مشكلي نداريد و همه آنچه بيان كرديد به راحتي قابل حل است

بینا
۱۳۸۸/۱۱/۰۹, ۰۱:۰۳
بسمه تعالی
با سلام
دوستی دارم كه به شدت به بیماری وسواس مبتلا شده است به شكلی كه هیچ جائی وجود ندارد مگر اینكه او آنجا را نجس می داند. به هیچ عنوان دستگیره های درها را با دست خیس باز نمی كند، تمام اطرافیان خود را نجس می داند و بعد از خوردن غذا با آنها، دست و دهان خود را تطهیر می كند.... . زندگی سختی برای خود و خانواده اش ایجاد كرده. علاوه بر آن در نماز نیز بسیار دچار شك و تردید می شود تا جائی كه گاهی الفاظ نماز را چندین بار تكرار می كند. خود او نیز از این وضعیت خسته شده است.
آیا راهی برای درمان او وجود دارد و من به عنوان نزدیك ترین دوست او، برای حل مشكل او چه باید انجام دهم؟ (لطفا توضیحی بیش از آنچه در كتب استفتا آورده شده است بفرمائید چون آنها را خوانده است و سود چندانی نبرده.)
با تشكر.

طارق
۱۳۸۸/۱۱/۰۹, ۰۱:۲۳
با او

سلام

دوست عزیز معمولا بهترین درمان وسواس رو عدم توجه معرفی می کنند.یعنی به وسواسش اهمیت نده.و توجه به این نکته که بداند وسواس از شگرد های شیطان است و توجه به وسواس اطاعت از شیطان.یوسوس فی صدور الناس کار شیطان است.باید به خدا پناه برد.می تونه همین سوره رو هم بخونه و به خدا پناه ببره.


اما جدای از این توصیه می کنم به سایت زیر برین ، سایت آیت الله امجد ، از شاگردان علامه طباطبایی و آیت الله بهاءالدینی و آیت الله بهجت هستند.در بخش ارتباط با ما سوالتون رو یعنی همین سوال بالا رو عینا بفرستید.به سوالات سایت خودشون جواب میدن. یعنی تا چند هفته پیش که مطلع بودم خودشون جواب میدادن.دلیلی نمیبینم که الان هم خودشون جواب ندن.چون ایشون از اول فرمودند از طریق سایت سوال بپرسید خودم جواب میدم.ببینین چه جوابی میاد.اگر این کار رو انجام دادین و پاسخ اومد اگر اشکالی نداشت جواب ایشون رو برای من هم بفرستید مطلع بشم.ممنون.


www.m-amjad.com (http://www.m-amjad.com)

زیاده عرضی نیست.
التماس دعا

طارق

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۱۰, ۱۰:۱۱
باسلام
آیا کسی که وسواسی هست و در انجام اعمال حج عمره وسواس به خرج داده و مثلا بارها و بارها به احتمال جنابت غسل انجام داده آیا اعمالش باطل شده و باید اعاده کنه؟لطفا جواب بدید من خیلی نگران این مساله هستم .نظر مراجع در این باره چی هست؟مرسی

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۱۱, ۰۶:۱۳
باسلام
آیا کسی که وسواسی هست و در انجام اعمال حج عمره وسواس به خرج داده و مثلا بارها و بارها به احتمال جنابت غسل انجام داده آیا اعمالش باطل شده و باید اعاده کنه؟لطفا جواب بدید من خیلی نگران این مساله هستم .نظر مراجع در این باره چی هست؟مرسی

با سلام و درود

انجام اعمال و مناسک حج، بر اساس احکام و شرائط آنها، کفایت می کند و صحیح است؛ و فرض مزبور (وسواس در انجام غسل) موجب ابطال و یا اشکال در صحت آنها نمی شود.

لذا اگر اعمال حج عمره را صحیح انجام داده اید، دیگر چیزی از این جهت بر عهده شما نیست.

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۱۱, ۱۷:۲۹
باسلام.ممنونم از پاسخگویی شما.یعنی اگر مثلا برای اطمینان خودم طوافها و کلا مناسک را چندین بار انجام داده باشم به خاطر وسواسم اعمالم قبول است و وسواس من باعث بطلانش نشده؟

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۱۲, ۰۸:۴۰
باسلام.ممنونم از پاسخگویی شما.یعنی اگر مثلا برای اطمینان خودم طوافها و کلا مناسک را چندین بار انجام داده باشم به خاطر وسواسم اعمالم قبول است و وسواس من باعث بطلانش نشده؟


با سلام و درود

بله، اعمال صحیح هستند و صرف تکرار، باعث ابطال نمی شود.

__________
استفتاء تلفنی از دفتر برخی مراجع عظام.

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۱۳, ۰۵:۵۳
باسلام و عرض خسته نباشید و همچنین عرض تشکر از جوابگویی های ارزنده تان.
با عرض پوزش من یک سوال دیگر هم دارم ولی چون تازه به این کانون آشنا شده ام دقیقا نمی دانم کجا بایست عنوان کنم.لذا بهتر دانستم همینجا بنویسم و پیشاپیش اگر نوشتنم اینجا نا درست بود پوزش می طلبم.
اگر زن و شوهری به واسطه سفارش یا مثلا پارتی بازی به حج عمره مشرف شوند (یعنی با یک کاروان ارگانی که با تسهیلات خاص بی نوبت اعضایش را عمره می برد درحالیکه آن دو عضو آن ارگان نباشند همراه شوند)آیا جزء جزء اعمالشان باطل میشود؟یعنی مثلا طواف نساء و باقی اعمالشان یک به یک باطل و به هم حرام میشوند؟ممنون میشوم اگر راهنمایی فرمایید. مراجع (آیت ا...مکارم و آیت ا... خامنه ای)

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۱۳, ۰۶:۲۹
باسلام و عرض خسته نباشید و همچنین عرض تشکر از جوابگویی های ارزنده تان.
با عرض پوزش من یک سوال دیگر هم دارم ولی چون تازه به این کانون آشنا شده ام دقیقا نمی دانم کجا بایست عنوان کنم.لذا بهتر دانستم همینجا بنویسم و پیشاپیش اگر نوشتنم اینجا نا درست بود پوزش می طلبم.
اگر زن و شوهری به واسطه سفارش یا مثلا پارتی بازی به حج عمره مشرف شوند (یعنی با یک کاروان ارگانی که با تسهیلات خاص بی نوبت اعضایش را عمره می برد درحالیکه آن دو عضو آن ارگان نباشند همراه شوند)آیا جزء جزء اعمالشان باطل میشود؟یعنی مثلا طواف نساء و باقی اعمالشان یک به یک باطل و به هم حرام میشوند؟ممنون میشوم اگر راهنمایی فرمایید. مراجع (آیت ا...مکارم و آیت ا... خامنه ای)


با سلام و درود

اگر تخلف از قوانین و مقررات نموده اند جایز نبوده و مرتکب حرام شده اند و اگر حقی از دیگری ضایع شده است مدیون می باشند، ولی اعمال حج را اگر طبق احکام و مناسک آن صحیح انجام داده اند، اعمالی که انجام داده اند صحیح هستند.

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۱۴, ۰۶:۳۶
یعنی مراجع عظام میفرمایند دو مقوله جداست و ربطی به بطلان اجزای مناسک و پیرو آن حرمت زن و شوهر ندارد؟
ببخشید من دقیقا میخواهم شیر فهم شوم!

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۱۴, ۰۶:۴۳
یعنی مراجع عظام میفرمایند دو مقوله جداست و ربطی به بطلان اجزای مناسک و پیرو آن حرمت زن و شوهر ندارد؟
ببخشید من دقیقا میخواهم شیر فهم شوم!


با سلام و درود

بله، این جهت، موجب ابطال اعمال و مناسک حج نبوده و مشکلی برای محرمیت زن و شوهر ایجاد نمی شود.

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۱۵, ۱۳:۲۹
خیلی ممنون.واقعا از سعه صدرتان در جوابگویی ممنونم.

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۱۵, ۱۹:۳۲
با سلام.ببخشید این پرچانگی مرا حمل بر وسواس بدانید نه خدای نکرده توهین .که انشاا... سعی در ترک وسواسم دارم لذا این سوالات برای آرامشم پرسیده میشود اگر بی جاست به بزرگواری خود ببخشید.
سوالم این است :آیت ا... مکارم و آیت ا... خامنه ای هر دو در پاسخ سوال اخیرم مبنی بر پارتی بازی در حج و عدم اشکال در اجزای حج متفق القولند؟
و اینکه اگر شخصی این سوال را پرسیده و قبل از دریافت جواب و شنیدن صحت اعمال یا عدم آن با همسرش نزدیکی کرده باشد مرتکب حرام شده؟یا می بایست منتظر جواب استفتاء می بود.لطفا این حقیر را بابت سوالات گه گاه بیجایم ببخشید.ممنون

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۱۶, ۰۸:۵۵
با سلام.ببخشید این پرچانگی مرا حمل بر وسواس بدانید نه خدای نکرده توهین .که انشاا... سعی در ترک وسواسم دارم لذا این سوالات برای آرامشم پرسیده میشود اگر بی جاست به بزرگواری خود ببخشید.
سوالم این است :آیت ا... مکارم و آیت ا... خامنه ای هر دو در پاسخ سوال اخیرم مبنی بر پارتی بازی در حج و عدم اشکال در اجزای حج متفق القولند؟
و اینکه اگر شخصی این سوال را پرسیده و قبل از دریافت جواب و شنیدن صحت اعمال یا عدم آن با همسرش نزدیکی کرده باشد مرتکب حرام شده؟یا می بایست منتظر جواب استفتاء می بود.لطفا این حقیر را بابت سوالات گه گاه بیجایم ببخشید.ممنون


با سلام و درود

1. بله، هر دو بزرگوار، اعمال را صحیح می دانند.

2. خیر، اعمالش صحیح بوده و رابطه اش نیز جایز و حلال بوده است.

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۱۹, ۲۱:۱۳
خیلی ممنون.واقعا شما علمانعمات الهی هستید برای ما مسلمانان.

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۲۰, ۰۷:۴۷
با سلام و عرض خسته نباشید و ادب
اگر خانمی در هنگام طواف نسا سرش تکان بخورد به سمت بالا به طوری که قسمتی از بالای پشت سر را ببیند.بعد در ذهنش بگذرد که طوافش باطل شده و بعدا بایست یک طواف دیگر بجا بیاورد ولی طواف را تا پایان انجام دهدو بعد از پایان اعمالش بشنود که حرکت سر باعث بطلان طواف نمیشود.و دیگر دوباره یک طواف دیگر را که قصد داشته انجام ندهد آیا آن فکری که مبنی بر تجدید طواف بود باعث بطلان در نیت طواف و به تبع، آن طواف نشده است و طواف ایشان صحیح است؟نظر آیت الله مکارم و آیت الله خامنه ای را اگر بفرمایید لطف بزرگی در حق اینجانب کرده اید.ممنون
*اینکه حرکت سر باعث بطلان طواف نمی شود چطور؟ممنون

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۲۰, ۰۹:۵۹
بگذارید مفصل قضیه را برایتان شرح دهم.
من چند سال پیش به عمره مشرف شدم.همیشه از انجام طواف نسا به سبب نامحرم شدن با شوهر خوف داشتم(وسواسی هستم)در طواف نسا دقیقا یادم نیست دور چندم بود که سرم حرکت کرد(عمدا یا سهوا را یادم نیست)
بطوریکه قسمتی از پشت سرم را دیدم (سرم به بالا حرکت کرد)همان لحظه این نیت از ذهنم گذشت که طوافم اشتباه است و بعدا دوباره یکی دیگر انجام دهم.ولی با این حال طواف را به پایان رساندم.و به گمانم نمازش را هم خواندم.
همان شب یکی از روحانیون که آشنایمان بود مرا دید و من مطلب را برایش گفتم.ایشان نمی دانم بدون آگاهی از مسئله به من گفتند که من به نیابت شما انجام میدهم(در صورتیکه بعدها فهمیدم وقتی خود شخص میتواند انجام دهد نیابت باطل است)البته وقتی به ایران برگشتم فهمیدم و با همسرم هم نزدیکی داشته ام.حال که به ایران بازگشتم و بعد از گذشت سالی از این ماجرا آیا آن طوافی که من انجام داده بودم صحیح بوده(به فرض اینکه حرکت سر باعث بطلان طواف نشود و من از این مسئله ناآگاه بودم و در دلم گذشت که این باطل است و بایست یکی دیگر انجام دهم و ندادم آیا در نیت طواف من خطشه وارد شده است؟آیا نزدیکیهایی که در این مدت انجام دادیم باعث حرمت من و همسرم شده است؟نظر آیت الله مکارم و آیت الله خامنه ای را اگر بفرمایید بسیار بسیار ممنون میشوم.خیلی نگرانم

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۲۰, ۱۶:۳۰
با سلام و عرض خسته نباشید و ادب
اگر خانمی در هنگام طواف نسا سرش تکان بخورد به سمت بالا به طوری که قسمتی از بالای پشت سر را ببیند.بعد در ذهنش بگذرد که طوافش باطل شده و بعدا بایست یک طواف دیگر بجا بیاورد ولی طواف را تا پایان انجام دهدو بعد از پایان اعمالش بشنود که حرکت سر باعث بطلان طواف نمیشود.و دیگر دوباره یک طواف دیگر را که قصد داشته انجام ندهد آیا آن فکری که مبنی بر تجدید طواف بود باعث بطلان در نیت طواف و به تبع، آن طواف نشده است و طواف ایشان صحیح است؟نظر آیت الله مکارم و آیت الله خامنه ای را اگر بفرمایید لطف بزرگی در حق اینجانب کرده اید.ممنون
*اینکه حرکت سر باعث بطلان طواف نمی شود چطور؟ممنون




بگذارید مفصل قضیه را برایتان شرح دهم.
من چند سال پیش به عمره مشرف شدم.همیشه از انجام طواف نسا به سبب نامحرم شدن با شوهر خوف داشتم(وسواسی هستم)در طواف نسا دقیقا یادم نیست دور چندم بود که سرم حرکت کرد(عمدا یا سهوا را یادم نیست)
بطوریکه قسمتی از پشت سرم را دیدم (سرم به بالا حرکت کرد)همان لحظه این نیت از ذهنم گذشت که طوافم اشتباه است و بعدا دوباره یکی دیگر انجام دهم.ولی با این حال طواف را به پایان رساندم.و به گمانم نمازش را هم خواندم.
همان شب یکی از روحانیون که آشنایمان بود مرا دید و من مطلب را برایش گفتم.ایشان نمی دانم بدون آگاهی از مسئله به من گفتند که من به نیابت شما انجام میدهم(در صورتیکه بعدها فهمیدم وقتی خود شخص میتواند انجام دهد نیابت باطل است)البته وقتی به ایران برگشتم فهمیدم و با همسرم هم نزدیکی داشته ام.حال که به ایران بازگشتم و بعد از گذشت سالی از این ماجرا آیا آن طوافی که من انجام داده بودم صحیح بوده(به فرض اینکه حرکت سر باعث بطلان طواف نشود و من از این مسئله ناآگاه بودم و در دلم گذشت که این باطل است و بایست یکی دیگر انجام دهم و ندادم آیا در نیت طواف من خطشه وارد شده است؟آیا نزدیکیهایی که در این مدت انجام دادیم باعث حرمت من و همسرم شده است؟نظر آیت الله مکارم و آیت الله خامنه ای را اگر بفرمایید بسیار بسیار ممنون میشوم.خیلی نگرانم



با سلام و درود

در استفتاء تلفنی که از دفتر هر دو مرجع بزرگوار انجام شد، فرمودند:

حرکت سر به سمت بالا، موجب بطلان طواف نیست، و ادامه آن طواف هم (ولو گمان می کرده اید این کار ممکن است باعث بطلان شده باشد و قصد طواف جدید داشته اید) صحیح بوده است. لذا طواف انجام شده صحیح است و اشکالی ندارد.

ارتباط زناشویی بعد از آن نیز جایز و حلال است.

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۲۰, ۲۱:۰۲
وای خیلی ممنون.واقعا از صمیمانه تشکر میکنم

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۲۱, ۲۰:۰۹
با سلام خدمت شماو عرض تشکر از وقتی که برای پاسخ به سوالاتم با سعه صدر میگذارید.چند سوال :
1-اگر زنی در مسجد الحرام غسل کند و لباسهای احرامش را بپوشد و سر پوشش فقط یک لایه چادر جلو بسته باشد.اگر بعد از اعمال حجش شک کند که آیا به سبب موی خیس چادر نازکتر و به تبع مویش پیدا شده یا نه.که به احتمال شدید نمایان شده آیا طوافش اشکال داشته؟یعنی آن شخص به گردنش نبوده خود را وارسی کند و بعد طواف را انجام دهد؟در کل آیا پیدا شدن مو در طواف باعث بطلان آن است؟در نماز طواف چه؟
2- اگر فردی اشتباها احرامی کس دیگری را بپوشد و اعمال را انجام دهد و پس از رجعت و مدتی متوجه شود آیا حجش باطل است؟
3-اگر شخصی احرامی از مادرش قرض کند و عمدا بنا به دلایلی گوشه ای از احرامی را سوراخ یا پاره کند و به نحوی صحیح امانتداری نکند آیا خطشه ای در اعمالش بوجود میاید؟
لطفا نظر آیات عظام خامنه ای و مکارم شیرازی را در خصوص مطالب بازگو بفرمایید.
اگر سوالاتم باعث آزار و خستگی شما شده عفو بفرمایید.ممنون از شما که باعث آرامش نفوس مومنانید

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۲۶, ۰۹:۵۶
با سلام و درود بر شما اساتید محترم.اگر کسی به واسطه حمام رفتن مویش خیس باشد و روسرس اش به واسطه خیسی نازک شده باشد و در آن حین طواف کند طوافش چه حکمی دارد؟اگر سهواً بوده آیا بررسی و تفتیش خویش قبل از طواف به گردنش نبوده؟(نظر آیات عظام خامنه ای و مکارم)
2-اگر کسی بعد از مراجعت به وطن متوجه شود احرام شخص دیگر را پوشیده تکلیفش چیست؟آیا حجش صحیح است؟
3-اگر احرامی کسی را به امانت گرفته باشیم و به عمد بنابه دلایلی گوشه ای از آن را پاره کنیم احراممان باطل است(به سبب خیانت در امانت)
نظر آیت الله خامنه ای و مکارم لطفا.ببخشید اگر سوالات زیادی دارم

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۲۶, ۱۰:۰۴
با سلام و عرض ادب
من در مسجد شجره به نیت خودم محرم شدم ولی اعمالم را به نیت ائمه معصومین انجام دادم بعد از تقصیر و پایان اعمال متوجه شدم که بایست اعمال را هم به نیت خودم انجام میدادم لذا تا فردا صبح احرام را رعایت کردم(ولی حمام رفتم)و مجددا فردا طواف و سعی و مجددا تقصیر و طواف نسا را انجام دادم آیا اعمالم صحیح بوده؟
آیا احتیاج نبوده دوباره تنعیم بروم و محرم شوم؟
(نظر آیات عظام خامنه ای و مکارم لطفا مرقوم فرمایید.)

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۲۶, ۱۰:۰۶
و اگر کسی دیروز این سوال برایش پیش آمده باشد که آیا حجی که پارسال انجام داده با این شرایط صحیح بوده یا نه ولی قبل از اینکه دنبال جوابش برود و مطمئن شود به صحت حجش،با همسرش نزدیکی کند آیا خطایی مرتکب شده است؟(نظر مراجع عظام خامنه ای و مکارم لطفا مرقوم فرمایید)

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۲۶, ۱۷:۱۶
با سلام خدمت شماو عرض تشکر از وقتی که برای پاسخ به سوالاتم با سعه صدر میگذارید.چند سوال :
1-اگر زنی در مسجد الحرام غسل کند و لباسهای احرامش را بپوشد و سر پوشش فقط یک لایه چادر جلو بسته باشد.اگر بعد از اعمال حجش شک کند که آیا به سبب موی خیس چادر نازکتر و به تبع مویش پیدا شده یا نه.که به احتمال شدید نمایان شده آیا طوافش اشکال داشته؟یعنی آن شخص به گردنش نبوده خود را وارسی کند و بعد طواف را انجام دهد؟در کل آیا پیدا شدن مو در طواف باعث بطلان آن است؟در نماز طواف چه؟
2- اگر فردی اشتباها احرامی کس دیگری را بپوشد و اعمال را انجام دهد و پس از رجعت و مدتی متوجه شود آیا حجش باطل است؟
3-اگر شخصی احرامی از مادرش قرض کند و عمدا بنا به دلایلی گوشه ای از احرامی را سوراخ یا پاره کند و به نحوی صحیح امانتداری نکند آیا خطشه ای در اعمالش بوجود میاید؟
لطفا نظر آیات عظام خامنه ای و مکارم شیرازی را در خصوص مطالب بازگو بفرمایید.
اگر سوالاتم باعث آزار و خستگی شما شده عفو بفرمایید.ممنون از شما که باعث آرامش نفوس مومنانید




با سلام و درود بر شما اساتید محترم.اگر کسی به واسطه حمام رفتن مویش خیس باشد و روسرس اش به واسطه خیسی نازک شده باشد و در آن حین طواف کند طوافش چه حکمی دارد؟اگر سهواً بوده آیا بررسی و تفتیش خویش قبل از طواف به گردنش نبوده؟(نظر آیات عظام خامنه ای و مکارم)
2-اگر کسی بعد از مراجعت به وطن متوجه شود احرام شخص دیگر را پوشیده تکلیفش چیست؟آیا حجش صحیح است؟
3-اگر احرامی کسی را به امانت گرفته باشیم و به عمد بنابه دلایلی گوشه ای از آن را پاره کنیم احراممان باطل است(به سبب خیانت در امانت)
نظر آیت الله خامنه ای و مکارم لطفا.ببخشید اگر سوالات زیادی دارم


با سلام و درود

1. اعمال شما و نیز طواف و نماز طواف صحیح هستند.

پیدا بودن مو در حال طواف و نماز طواف، تنها در صورتی که عمدی بوده باشد باطل است و الا اگر سهوی باشد اشکالی ندارد و طواف و نماز طواف صحیح هستند. شک بعد از آن نیز چون شک بعد از محل است اصلا اعتبار ندارد.

2. اعمال او اشکالی ندارند و صحیح هستند.

3. اگر امانت دهنده راضی به آن تغییرات نباشد، او باید جبران خسارت نماید ولی اعمالش صحیح هستند.

بنابر این، فروض مزبور ضرری به صحت اعمال ندارند و اعمال صحیح هستند.

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۲۶, ۱۷:۱۷
با سلام و عرض ادب
من در مسجد شجره به نیت خودم محرم شدم ولی اعمالم را به نیت ائمه معصومین انجام دادم بعد از تقصیر و پایان اعمال متوجه شدم که بایست اعمال را هم به نیت خودم انجام میدادم لذا تا فردا صبح احرام را رعایت کردم(ولی حمام رفتم)و مجددا فردا طواف و سعی و مجددا تقصیر و طواف نسا را انجام دادم آیا اعمالم صحیح بوده؟
آیا احتیاج نبوده دوباره تنعیم بروم و محرم شوم؟
(نظر آیات عظام خامنه ای و مکارم لطفا مرقوم فرمایید.)


نیاز به احرام مجدد نبوده و تکرار اعمال به نیت خودش، کفایت می کند و صحیح است.

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۲۶, ۱۷:۱۷
و اگر کسی دیروز این سوال برایش پیش آمده باشد که آیا حجی که پارسال انجام داده با این شرایط صحیح بوده یا نه ولی قبل از اینکه دنبال جوابش برود و مطمئن شود به صحت حجش،با همسرش نزدیکی کند آیا خطایی مرتکب شده است؟(نظر مراجع عظام خامنه ای و مکارم لطفا مرقوم فرمایید)


خیر، گناهی مرتکب نشده است.

اعمالش هم صحیح بوده اند.

این شکها هم اعتبار و ارزشی ندارند لذا به آنها توجه نکند.

termeh
۱۳۹۰/۰۹/۲۷, ۱۸:۱۷
بسیار ممنونم از شما فقط چون من خیلی در این امور حساسم آیا این جوابها بنا بر نظر هر دو بزرگوار بوده است؟(آیت ا... خامنه ای و آیت ا... مکارم)چون این سوالات مربوط به مقلدین این بزرگواران می باشد .می پرسم

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۲۸, ۱۷:۰۸
بسیار ممنونم از شما فقط چون من خیلی در این امور حساسم آیا این جوابها بنا بر نظر هر دو بزرگوار بوده است؟(آیت ا... خامنه ای و آیت ا... مکارم)چون این سوالات مربوط به مقلدین این بزرگواران می باشد .می پرسم


با سلام و درود

آری، این فتاوا مطابق با نظرات این دو بزرگوار است.

ضمنا توصیه ایشان نیز این است که این شکها و تردیدها اعتبار ندارند لذا نباید به آنها توجه نمود، خصوصا عملی که انجام شده و اکنون شک نمودن در مورد آن شک بعد از محل محسوب شده و اعتباری ندارد.

افزون بر این که، کسی که زیاد شک و تردید دارد و بیش از اندازه معمول و متعارف، حساسیت به خرج می دهد نباید به این شکهای خود اعتنا کند.

termeh
۱۳۹۰/۱۰/۱۳, ۲۱:۲۳
با سلام خدمت شما سوالی در رابطه ی این شک و وسواسم داشتم که تقدیم حضورتان میکنم:
چند سال است که از رجعت من از حج میگذرد ولی به عناوین مختلف یک شک در من ایجاد میشود که مثلا چون در اثنای طواف نساء سرم به بالا(عمدا یا سهوا)حرکت کرده و در همان لحظه از ذهنم گذشت که دوباره یک طواف دیگر را بجا آورم ولی بعد موفق به دوباره انجام دادن طواف نشدم،آیا طوافی که انجام دادم اشکال داشته؟و این شک که من با توجه به اینکه چنین تصمیمی داشتم آیا طواف را به پایان رساندم؟!یا اینکه آیا نماز طوافم را خواندم؟!نمی دانید واقعا این فکر و شکها مثل خوره به جانم افتاده.اگر لطف کنید و حکم هر سه سوال مرا بفرمایید ممنون میشوم از شما.حکم این سه شک در مناسک چیست؟(لطفا مرا عفو کنید که اینجا سوال کردم.امیدوارم که با سعه صدر راهنماییم کنید.)(اگر نظر سه بزرگوار آیات عظام مکارم و خامنه ای و سیستانی را بفرمایید برای همیشه ممنونتان می شوم.

termeh
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۲۳:۰۸
با سلام خدمت شما سوالی در رابطه ی این شک و وسواسم داشتم که تقدیم حضورتان میکنم:
چند سال است که از رجعت من از حج میگذرد ولی به عناوین مختلف یک شک در من ایجاد میشود که مثلا چون در اثنای طواف نساء سرم به بالا(عمدا یا سهوا)حرکت کرده و در همان لحظه از ذهنم گذشت که دوباره یک طواف دیگر را بجا آورم ولی بعد موفق به دوباره انجام دادن طواف نشدم،آیا طوافی که انجام دادم اشکال داشته؟و این شک که من با توجه به اینکه چنین تصمیمی داشتم آیا طواف را به پایان رساندم؟!یا اینکه آیا نماز طوافم را خواندم؟!نمی دانید واقعا این فکر و شکها مثل خوره به جانم افتاده.اگر لطف کنید و حکم هر سه سوال مرا بفرمایید ممنون میشوم از شما.حکم این سه شک در مناسک چیست؟(لطفا مرا عفو کنید که اینجا سوال کردم.امیدوارم که با سعه صدر راهنماییم کنید.)(اگر نظر سه بزرگوار آیات عظام مکارم و خامنه ای و سیستانی را بفرمایید برای همیشه ممنونتان می شوم.

میقات
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۰:۰۶
با سلام خدمت شما سوالی در رابطه ی این شک و وسواسم داشتم که تقدیم حضورتان میکنم:
چند سال است که از رجعت من از حج میگذرد ولی به عناوین مختلف یک شک در من ایجاد میشود که مثلا چون در اثنای طواف نساء سرم به بالا(عمدا یا سهوا)حرکت کرده و در همان لحظه از ذهنم گذشت که دوباره یک طواف دیگر را بجا آورم ولی بعد موفق به دوباره انجام دادن طواف نشدم،آیا طوافی که انجام دادم اشکال داشته؟و این شک که من با توجه به اینکه چنین تصمیمی داشتم آیا طواف را به پایان رساندم؟!یا اینکه آیا نماز طوافم را خواندم؟!نمی دانید واقعا این فکر و شکها مثل خوره به جانم افتاده.اگر لطف کنید و حکم هر سه سوال مرا بفرمایید ممنون میشوم از شما.حکم این سه شک در مناسک چیست؟(لطفا مرا عفو کنید که اینجا سوال کردم.امیدوارم که با سعه صدر راهنماییم کنید.)(اگر نظر سه بزرگوار آیات عظام مکارم و خامنه ای و سیستانی را بفرمایید برای همیشه ممنونتان می شوم.


با سلام و درود

سر را به سمت بالا حرکت دادن در حین طواف و یا چنین نیتی در ذهن داشتن، اشکالی برای صحت طواف ایجاد نمی کند، و همین که طواف را صحیح انجام داده اید کفایت می کند.
این حکم، مورد اتفاق نظر بین مراجع عظام است.
شک در انجام نماز طواف، پس از اعمال، شک بعد از محل است و اعتبار ندارد.
بنابر این، اعمالتان صحیح هستند و این شکها هم بی ارزش می باشند.

توجه داشته باشید که چون اعمال حج مهم هستند، تا حدودی طبیعی است که شخص اضطراب و نگرانی داشته باشد ولی نه تا این حد. این حساسیت بیش از حد متعارف است و نباید به آن توجه نمود.

در وسواس و حساسیت بیش از حد داشتن، شیطان است که انسان را وسوسه می کند، و در روایات به همین مطلب اشاره شده و توصیه شده که از این شک و تردیدها دوری شود.

حکم الهی که توسط معصومین علیهم السلام به ما رسیده است، همان حکم صحت اعمال است که خدمتتان بیان شد. لذا تلاش کنید تا با بی توجهی به این شک و تردیدهای بی مورد، نظر معصومین علیهم السلام را بر وسوسه های شیطان ترجیح دهید و همان را انتخاب نمایید. نیاز به سعی و تلاش دارد ولی حتما شدنی است.

mostafa272
۱۳۹۰/۱۲/۱۲, ۲۰:۲۹
با سلام
از چند سال قبل دچار وسواس فکری شدم که رهایم نمی کردم و زندگی را برایم سخت کرده بود.بعد از مدتی که پیش مشاور رفتم او یک سری توصیه هایی به من کرد که خیلی موثر نبود جز اینکه "هیچ کس جز خودت نمی تواند بهت کمک کنه" واقعا هم همین طور بوده و هست. کم کم به این افکار تکراری عادت کردم و برای آن دسته که سوالی بودند به دنبال جواب گشتم (طوری که بتوانم خود را قانع کنم). حال همین رویه ادامه دارد و هر وقت چیزی تکراری از جنس همان سوالها به ذهنم می رسد با همان جوابها از شرشان راحت می شوم. اما آیا خود این وضعیتی که دارم وسواس فکری است؟و اینکه آیا صرف داشتن وسواس فکری (نه عملی ) گناه است؟

با تشکر

میقات
۱۳۹۰/۱۲/۱۶, ۱۹:۳۴
با سلام
از چند سال قبل دچار وسواس فکری شدم که رهایم نمی کردم و زندگی را برایم سخت کرده بود.بعد از مدتی که پیش مشاور رفتم او یک سری توصیه هایی به من کرد که خیلی موثر نبود جز اینکه "هیچ کس جز خودت نمی تواند بهت کمک کنه" واقعا هم همین طور بوده و هست. کم کم به این افکار تکراری عادت کردم و برای آن دسته که سوالی بودند به دنبال جواب گشتم (طوری که بتوانم خود را قانع کنم). حال همین رویه ادامه دارد و هر وقت چیزی تکراری از جنس همان سوالها به ذهنم می رسد با همان جوابها از شرشان راحت می شوم. اما آیا خود این وضعیتی که دارم وسواس فکری است؟و اینکه آیا صرف داشتن وسواس فکری (نه عملی ) گناه است؟

با تشکر


با سلام و درود

وسواس معمولا به حساسیت بیش از حد معمول، نسبت به موضوعات و مسائل گفته می شود، لذا باید با تمرین و تکرار، سعی نمود تا روحیه حساسیت نداشتن، در انسان تقویت شود. این شدنی است و نیاز به تلاش دارد.

این شیوه برخورد شما با مسائل، وسواس محسوب نمی شود و بدانید که راه رهایی از این حالت، همین است که یا به گونه ای خود را قانع نموده و از آن شک و تردیدها بگذرید و یا از ابتدا اصلا توجهی به آنها نکرده و اعتنایی نکنید.

ضمنا داشتن وسواس فکری، گناه محسوب نمی شود.

Arian12
۱۳۹۲/۰۴/۰۸, ۰۹:۱۶
من در محلي ديگر نيز اين موضوع را مطرح كردم ميخواستم بدانم كه اگر در ذهن من براي خداوند متعال فحش بيايد و من آن را به زبان نگويم و اعتقاد قلبي هم به آن نداشته باشم آيا كافر ميشوم؟آيا اين گناه كبيره ميشود؟آيا اين افكار در هنگام نماز نماز من را باطل ميكند؟و همچنين اين در من در هر ثانيه وجود دارد و تبديل به وسواس فكري نيز شده است.و اگر من اين فحش ها را دائماً در ذهنم بياورم و بعد از آن نبايد گفت بگويم گناه كبيره است؟خواهشا سريعاً جواب همه ي سوال هاي من را بدهيد.


/////////////////////////////////

حالا چرا نعوذبالله در مورد خدا اگر نمی توانید آنها را از ذهنتان پاک کنید

آنها را بچرخانید به سوی یزید و شمر و امثالهم ..........

نور
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۱:۰۴
من در محلي ديگر نيز اين موضوع را مطرح كردم ميخواستم بدانم كه اگر در ذهن من براي خداوند متعال فحش بيايد و من آن را به زبان نگويم و اعتقاد قلبي هم به آن نداشته باشم آيا كافر ميشوم؟آيا اين گناه كبيره ميشود؟آيا اين افكار در هنگام نماز نماز من را باطل ميكند؟و همچنين اين در من در هر ثانيه وجود دارد و تبديل به وسواس فكري نيز شده است.و اگر من اين فحش ها را دائماً در ذهنم بياورم و بعد از آن نبايد گفت بگويم گناه كبيره است؟خواهشا سريعاً جواب همه ي سوال هاي من را بدهيد.

با سلام و عرض ادب

درفرض سوال،باتوجه به اینکه سهوا این افکار می آید گناه کبیره نیست و کافر نمی شود.

موفق و موید باشید.

Arian12
۱۳۹۲/۰۴/۱۵, ۱۴:۱۵
خب اگر به گفتن اين جملات عادت كرده باشم و آن ها را عمداً بگويم چه؟مثلاً بگويم خداوند نادان را نبايد گفت.يا شيطان پرستان خوب رانبايد گفت.اگر اين جمله ها را عمدي ولي بدون اعتقاد قلبي بگويم و به زبان هم نياورم و به عادت هم تبديل شده باشد و اين عادت را ترك نكنم گناه ميشود؟و اگر گناه است گناه كبيره است؟اگر با گفتن اين عبارات نماز بخوانم و روزه بگيرم نماز و روزه ام باطل است و آيا در قرائت قرآن براي من مشكل ايجاد ميشود؟خواهشاً سريعاً جواب دهيد.

نور
۱۳۹۲/۰۴/۱۸, ۱۳:۵۸
خب اگر به گفتن اين جملات عادت كرده باشم و آن ها را عمداً بگويم چه؟مثلاً بگويم خداوند نادان را نبايد گفت.يا شيطان پرستان خوب رانبايد گفت.اگر اين جمله ها را عمدي ولي بدون اعتقاد قلبي بگويم و به زبان هم نياورم و به عادت هم تبديل شده باشد و اين عادت را ترك نكنم گناه ميشود؟و اگر گناه است گناه كبيره است؟اگر با گفتن اين عبارات نماز بخوانم و روزه بگيرم نماز و روزه ام باطل است و آيا در قرائت قرآن براي من مشكل ايجاد ميشود؟خواهشاً سريعاً جواب دهيد.

با سلام و احترام

اگر کسی عمدا بر زبان آورد مرتکب گناه می شود ولی فردی که به وسواس مبتلا شده و از روی عادت این کلمات را تکرار می کند عمدی محسوب نمی شود البته باید تلاش در ترک عادت و وسواس نماید و درهرحال نماز و روزه و قرائت قرآن صحیح است.

استفتا از دفتر آیه الله خامنه ای در قم

Arian12
۱۳۹۲/۰۴/۱۹, ۱۴:۳۶
ممنون.فقط ميخواستم اين را هم بپرسم كه آيا اين نيز نوعي وسواس است كه در گذشته براي من رخ داد و به همين علت عادت كردم.آن هم اين بود كه به ذهنم چيزي آمد و من ميترسيدم كه دارم مرتكب گناه ميشوم اما من ميترسيدم و به همين علت حتي گاهي عمدي آن ها را ميگفتم و بعد اعصابم خورد ميشد.منظورم را نميتوانم كامل و به خوبي بيان كنم.شما فرض كنيد كه من بدون اعتقاد دروني و بدون به زبان آوردن اما به طور عمدي به گفتن آن عادت كرده ام منظورم اين است كه براي اينكه ديگر نترسم و مرا اذيت نكند به گفتن اين عبارات روي آوردم ولي به طور عمدي.ميدانيد با عرض معذرت نميتوانم به طور كامل بگويم اما بدترين حالتش اين است كه من افكاري به سراغم آمد و شروع كردم به طور عمد دائماً آن افكار را به ذهنم بياورم و بعد از آنها نبايد گفت را بگويم و بعد هم عادت كردم براي مثال بگويم خداوند بد را نبايد گفت ولي براي مثال اعتقاد نداشتم كه خداوند بد است.به زبان هم فقط خيلي كم آورده ام كه البته ديگر قرار نيست به زبان آنها را بگويم.آيا در چيزي كه شما گفتيد كه نماز و روزه وقرآن خواندن من مشكلي ندارد و گناه نيست فرقي ايجاد ميكند؟اين را هم بگويم كه طبق معمول در سن من كه من چهارده ساله هستم شك هايي ايجاد ميشود و اين را ميدانيد كه اين شك ها طبيعي هستند و به احتمالي هم شايد برخي شك ها به خاطر اين عبارات آغاز شده اند ولي اين را هم بگويم كه منظورم اين نيست كه به يقين رسيده است و فقط شك هستند ميخواستم بدانم كه اگر اين شك ها ايجاد شوند چه؟آنوقت فرقي در حكم ميكند؟

نور
۱۳۹۲/۰۴/۱۹, ۱۸:۴۱
ممنون.فقط ميخواستم اين را هم بپرسم كه آيا اين نيز نوعي وسواس است كه در گذشته براي من رخ داد و به همين علت عادت كردم.آن هم اين بود كه به ذهنم چيزي آمد و من ميترسيدم كه دارم مرتكب گناه ميشوم اما من ميترسيدم و به همين علت حتي گاهي عمدي آن ها را ميگفتم و بعد اعصابم خورد ميشد.منظورم را نميتوانم كامل و به خوبي بيان كنم.شما فرض كنيد كه من بدون اعتقاد دروني و بدون به زبان آوردن اما به طور عمدي به گفتن آن عادت كرده ام منظورم اين است كه براي اينكه ديگر نترسم و مرا اذيت نكند به گفتن اين عبارات روي آوردم ولي به طور عمدي.ميدانيد با عرض معذرت نميتوانم به طور كامل بگويم اما بدترين حالتش اين است كه من افكاري به سراغم آمد و شروع كردم به طور عمد دائماً آن افكار را به ذهنم بياورم و بعد از آنها نبايد گفت را بگويم و بعد هم عادت كردم براي مثال بگويم خداوند بد را نبايد گفت ولي براي مثال اعتقاد نداشتم كه خداوند بد است.به زبان هم فقط خيلي كم آورده ام كه البته ديگر قرار نيست به زبان آنها را بگويم.آيا در چيزي كه شما گفتيد كه نماز و روزه وقرآن خواندن من مشكلي ندارد و گناه نيست فرقي ايجاد ميكند؟اين را هم بگويم كه طبق معمول در سن من كه من چهارده ساله هستم شك هايي ايجاد ميشود و اين را ميدانيد كه اين شك ها طبيعي هستند و به احتمالي هم شايد برخي شك ها به خاطر اين عبارات آغاز شده اند ولي اين را هم بگويم كه منظورم اين نيست كه به يقين رسيده است و فقط شك هستند ميخواستم بدانم كه اگر اين شك ها ايجاد شوند چه؟آنوقت فرقي در حكم ميكند؟

با سلام و احترام

درفرض سوال هم همان حکم قبلی است درصورت تمایل،برای دریافت مشاوره وسواس با شماره09640 تماس بگیرید.

همواره به سلامت باشید.

Arian12
۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۱:۳۸
بسيار بسيار متشكر.خيالم راحت شد.فقط اينكه اگر ترك نكنم چه؟و اينكه كمي بيشتر توضيح دهيد كه چرا گناه نميشود؟محض افزايش اطلاعات ميخواهم.يعني در آن بدترين حالت هم گناه نميشود؟چرا؟و اگر ترك نكنم چه؟و اينكه شما در جايي ديگر گفتيد كه بايد مراقب باشم كه به وسواس فكري تبديل نشود ولي حالا ميگوييد كه عيبي ندارد،ميشود به طور كامل توضيح دهيد.متشكرم.واينكه ممكن است اين نوعي وسواس فكري نباشد.آيا وسواس فكري محسوب ميشود؟خواهشا همه ي سوالاتي كه پرسيدم را جواب دهيد.

Arian12
۱۳۹۲/۰۴/۲۵, ۱۶:۵۲
و اين را هم بگويم كه من اين عادت را اگر ترك كرده باشم اما باز هم اين عبارات را در ذهن خود و به صورت عمدي و بدون اعتقاد قلبي بگويم بگويم هم گناه ميشود؟خواهشا زودتر جواب دهيد.متشكرم.من هنوز هم كمي خيالم ناراحت است.پس خواهشا سريعتر جواب من را بدهيد.

نور
۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۰۷:۳۴
بسيار بسيار متشكر.خيالم راحت شد.فقط اينكه اگر ترك نكنم چه؟و اينكه كمي بيشتر توضيح دهيد كه چرا گناه نميشود؟محض افزايش اطلاعات ميخواهم.يعني در آن بدترين حالت هم گناه نميشود؟چرا؟و اگر ترك نكنم چه؟و اينكه شما در جايي ديگر گفتيد كه بايد مراقب باشم كه به وسواس فكري تبديل نشود ولي حالا ميگوييد كه عيبي ندارد،ميشود به طور كامل توضيح دهيد.متشكرم.واينكه ممكن است اين نوعي وسواس فكري نباشد.آيا وسواس فكري محسوب ميشود؟خواهشا همه ي سوالاتي كه پرسيدم را جواب دهيد.


و اين را هم بگويم كه من اين عادت را اگر ترك كرده باشم اما باز هم اين عبارات را در ذهن خود و به صورت عمدي و بدون اعتقاد قلبي بگويم بگويم هم گناه ميشود؟خواهشا زودتر جواب دهيد.متشكرم.من هنوز هم كمي خيالم ناراحت است.پس خواهشا سريعتر جواب من را بدهيد.

با سلام و عرض ادب


با سلام و احترام

درفرض سوال هم همان حکم قبلی است درصورت تمایل،برای دریافت مشاوره وسواس با شماره09640 تماس بگیرید.

همواره به سلامت باشید.

Arian12
۱۳۹۲/۰۵/۰۹, ۱۵:۴۶
سلام.كارشناس نور از نظر كدام مرجع تقليد جواب من را ميدهيد؟منظورم اين است كه نظر كدام مرجع تقليد است اين جواب ها؟

نور
۱۳۹۲/۰۵/۰۹, ۲۰:۲۲
سلام.كارشناس نور از نظر كدام مرجع تقليد جواب من را ميدهيد؟منظورم اين است كه نظر كدام مرجع تقليد است اين جواب ها؟

با سلام و عرض ادب

آنچه بیان شد مطابق با نظرمشهور فقها می باشد.

موفق و موید باشید

Arian12
۱۳۹۲/۰۵/۱۱, ۱۰:۴۰
راستي شما در جايي گفتيد كه بايد مواظب باشم كه به وسواس تبديل نشود ولي حالا ميگوييد ايرادي ندارد.ميشود بيشتر توضيح دهيد؟

Arian12
۱۳۹۲/۰۵/۱۸, ۲۰:۳۳
سلام.من در زماني كه اين افكار به سراغم آمدند،براي اينكه مرا اذيت نكنند شروع كردم آن ها را تكرار كردم،آيا ايرادي دارد؟