PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : برسی شبهات اهل سنت(اتحاد و برادری)



بی قرار
۱۳۸۷/۰۹/۰۲, ۰۹:۰۳
شيعه و سني ، اتحاد سياسي يا اعتقادي

اصل اعتقاد به امامت و ولايت علي عليه‌السلام و ديگر ائمه معصومين عليهم‌السلام پشتوانه و ارزش بخش به تمام اصول و فروع دين از عقايد و اخلاق و اعمال مي‌باشد و بدون آن ، تمام عناوين ديني چنانكه در ذيل از روايات استفاده خواهد شد ، از ارزش و اعتبار الهي ساقط است و هچون «صفر» است كه اگر صد هزار از آن، كنار هم چيده شوند، تا دنبال عددي قرار نگيرد اصلا به حساب نمي‌آيند! پس نظامات اعتقادي و عملي دين تا به دنبال «اصل امامت» قرار نگيرد و با سلك ولايت اهل بيت عليه‌السلام تنظيم نگردد در پيشگاه حضرت معبود –عزوعلا- اصلاً به حساب نمي‌آيند و ازرش و اعتبار پيدا نمي‌كنند. در تأیید اين مطلب به اين حديث عنايت فرماييد:
ضمن نامه‌اي كه امام صادق عليه‌السلام به مفضل بن عمر مرقوم فرموده‌اند آمده است:
« حقيقت آنكه، كسي كه نماز بخواند و زكات بدهد و حج و عمره به جا بياورد ، و تمام اين كارها را بدون معرفت و شناخت آن كسي كه خدا طاعت او را بر وي واجب كرده است انجام بدهد، (در واقع) هيچكدام از اين كارها را انجام نداده است! نماز نخوانده و روزه نگرفته و زكات نداده و حج و عمره به جاي نياورده و غسل جنابت نكرده و پاك نشده و هيچ حرامي را براي خدا حرام ندانسته و هيچ حلالي را براي خدا حلال ندانسته است. نه براي او نمازي حساب مي‌شود –در عين حالي كه ركوع كرده و سجده انجام داده است- و نه زكاتي و نه حجي- تمام اين اعمال آنگاه حساب مي‌شود كه براساس معرفت و شناخت مردي باشد كه خداوند –عزوجل- منت بر خلق خود نهاده و اطاعت او را بر آنان واجب كرده و امر به گرفتن دستور از او فرموده است[1].»
محدث عالي‌مقام،مرحوم شيخ ابراهيم نعماني اعلي الله مقام درباب چهارم «كتاب الغيبه» حديث زير را به سندش نقل مي‌كند كه قسمتي از آن چنين است:
«رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:خداوند عزوجل شبي كه مرا به معراج برد به من وحي نمود: اي محمد، بتحقيق كه علي و فاطمه و حسن و حسين و ساير امامان را از يك نور آفريدم، سپس ولايت ايشان را بر فرشتگان ارائه نمودم، هر كه پذيرفت از نزديكان شد و هر كس آن را انكار كرد، از كافران گرديد.
اي محمد، اگر بنده‌اي از بندگان من، آنقدر مرا عبادت كند كه خرد شود و اعضايش قطعه قطعه شود، آنگاه بميرد در حالي كه منكر ولايت آنان باشد، او را در آتش دوزخ افكنم [2] .»

تولي بايد توأم با تبري باشد
مطلب مهمي كه توجه دادن به آن بسيار لازم است، اين است كه مسئله تولي يعني اعتقاد به امامت و ولايت اهل بيت رسول عليهم‌السلام كه ركن اصيل ديانت است، تحقق آن، بر حسب استفاده از روايات فراوان،مشروط به يك امر بسيار عظيم و خطير مي‌باشد و آن مسئله «تبري» است. تبري يعني اعتقاد به ضلالت و گمراهي مخالفين اهل بيت داشتن و در دل با آنها دشمن و مبغض بودن و در گفتار، اظهار تنفر و انزجار از آنها نمودن و در عمل از راه و رسم و آئين و مذهبشان دوري و بيزاري جستن. بدون تبري، تولي محقق نخواهد شد و
بدون تولي همچنان كه مبين و واضح گرديد، تديني به وجود نخواهد آمد. روايت شده كه:
« كسي به امام صادق عليه‌السلام گفت: فلان آدم، معترف به ولايت شما هست ولي از جهت برائت از دشمنان سستي مي‌ورزد و كسري دارد. فرمود: هيهات! دروغ گفته كسي كه ادعاي محبت ما دارد در حالي كه از دشمن ما بيزاري نمي‌جويد.[3]»
از امام باقر عليه‌السلان ضمن روايتي رسيده است:
« هر كس مي‌خواهد از محبت ما آگاه شود قلب خود را بيازمايد اگر ديد در دل دوستي دشمن ما را با دوستي ما شريك قرار داده است او از ما نيست و ما هم از او نيستيم.[4] »
مرحوم شيخ صفواني كه از اجله علماء و از شاگردان مرحوم «شيخ كليني» است در اين باب مي‌گويد:
« بدانكه كه ولايت آل محمد در حد تمام و كمال حاصل نمي‌شود و محبتشان خالص نمي‌گردد و مودتشان ثبات و استقرار پيدا نمي‌كند مگر اينكه برائت از دشمنان تحقق يابد؛ اعم از دور و نزديك. ( از خو‌يشاوندان و غير خو‌يشاوندان ). بنابراين مبادا رأفت و محبتي از آنان در دلت به وجود آيد كه خداوند عزوجل مي‌فرمايد: « هيچ گروهي را نمي‌يابي كه ايمان به خدا و روز قيامت داشته باشند و در عين حال با دشمنان خدا و رسولش دوستي كنند هرچند پدران يا فرزندان يا خويشاوندانشان باشند.( سوره مجادله آيه 22 ) ».[5]»
و بر اساس همين معيار قرآني است كه طايفه شيعه اماميه براي هيچ عنواني از عناوين حسبي و نسبي كه قرين ايمان و تقوا نباشد، ارزش و اعتبار الهي قائل نمي‌باشد. هر چند آن عنوان از طريق ارتباط با پيامبركرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بدست آمده باشند از قبيل عنوان صحابي پيغمبر و همسر پيغمبر و عموي پيغمبر و شبیه اينها. كه متأسفانه همين عناوين به ظاهر گيرا دستاويزي براي اهل تسنن گرديده و آفتي براي اسلام و مسلمين شده و ميليونها جمعيت را به وادي ضلالت كشيده است. آري؛ اين پندار بي اساس در دل و مغز اهل تسنن جا گرفته كه هر كس صحابي پيغمبر بوده و چند صباحي درك مصاحبت آن حضرت نموده، محترم است و قديس است و كسي حق انتقاد از او ندارد!! و معتقدند كه انتقاد از اصحاب پيامبر، از گناهان بزرگ و معصيت كبيره و بلكه هم مرز با كفر و شرك است! و بر پايه اين اعتقاد موهوم است كه مطلق كارهاي اصحاب را هر چند تصدي جائرانه مقام خلافت، دخل و تصرف در احكام شريعت و هتك حريم خاندان وحي و نبوت باشد، توجيه نيكو نموده و حمل بر صحت مي‌نمايند!! و لذا ما هرگز با دشمنان خدا و ستيزه كنندگان با رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل بيت آن حضرت عليهم‌السلام دوست نخواهيم بود هر چند از اصحاب پيامبر باشند و پدر زن پيامبر و برادر زن پيامبر و همسر پيامبر و داماد پيامبر باشند! و نه تنها دوستشان نمي‌داريم بلكه برائت از آنها و اظهار بغض و عداوت و نفرت نسبت به آنها را كمال مرتبه ايمان و شرط مسلم تقرب به خداي سبحان مي‌دانيم و صبح و شام از صميم دل، لعنت دائم و عذاب ابدي را براي ارواح خبيثه آنها از خداوند قهار شديد العقاب مي‌خواهيم.

الحذر كه مشمول اين حديث شريف نباشيم.
ابن ابي يعفور از امام صادق عليه‌السلام نقل مي‌كند كه فرمود:
« سه كس و يا سه گروه است كه كه خدا در روز جزا با آنها سخن نمي‌گويد و (از آلودگيهاي عذاب انگيز) پاكشان نمي‌سازد و براي آنها دردناك مي‌باشد:
كسي كه مدعي مقام امامت از جانب خدا باشد در حالي كه چنان نيست؛ و كسي كه امامت امام منصوب از سوي خدا را انكار نمايد؛ و كسي كه معتقد به اين باشد كه آن دو نفر (مدعي امامت باطل و منكر امام حق) از اسلام بهره‌اي دارند و مسلمان مي‌باشند.»
مقصود از اينكه خدا با كسي سخن نمي‌گويد و يا به او نگاه نمي‌كند اين است كه نظر لطف و عنايت خود را از او برمي‌دارد و او را با نفرت تمام از در خانه خود طرد كرده، از رحمات و بركات بي پايان خويش محرومش مي‌گرداند. حال، شديدا بايد مراقب و هوشيار بود كه عناويني فريبنده از قبيل: ايجاد وحدت و اتحاد و احترام به اخوت اسلامي و اخذ مشتركات و چشم پوشي از متفردات و امثال اين امور بظاهر زيبا، خدشه در گوهرايمان ما، وارد نسازد و مخصوصاً پايه اعتقادات نسل جوان را متزلزل و احياناً منهدم نگرداند و مسئله «اتحاد سياسي» را مبدل به وحدت اعتقادي ننمايد، به گونه‌اي كه اسلام راستين را در اذهان ساده دلان نا آگاه، منشعب به دو شعبه شيعه و سني ارائه كرده، هر دو گروه را پويندگان راه حق و صراط مستقيم معرفي نمايد و سرانجام مسئله تولي و تبري كه دو ركن اصيل و اساسي اسلام ناب محمدي است از فضاي اعتقادي شيعه، خارج گشته و با آمال، اسلام عزيز، از پايه فرو ريزد و حيات ابدي عالم انسان، به بهاي بسيار ناچيز «فتح سياسي» و گسترش دامنه حكومت اسلامي – آن هم در عالم خيال! – مبادله گردد!! و ذلك هو الخسران المبين. نعوذ بالله من همزات الشياطين.

«اتحاد سياسي غير از صلح و سازش اعتقادي است.»
البته مي‌دانيم چون امت منتحل به اسلام و قرآن در مقابل دشمن مشتركي قرار گرفته كه طمع به هدم اساس دين بسته است طبعاً به حكم عقل، لازم است تمام امت – اعم از شيعه و سني- بصفٍ واحد در مقام دفاع از موجوديت خود برآيند و متحداً به مبارزه با آن دشمن مشترك بپردازند. ولي اين مستلزم اين نيست كه شيعه در مسئله تولي و تبري كه دو ركن اصيل مذهب وي مي‌باشد و او دقيقا مرگ و حيات اسلام و قرآن را بسته و به وجود و عدم آن دو اصل مسلم مي‌داند، تسالمي با فرقه مخالف از خود نشان داده و انعطافي پذيرد، و در مرحله بحث و تحقيق استدلالي يا در مقام ارشاد و تبليغ در محافل عمومي و رسانه‌هاي همگاني يا در روند فعاليت آموزشي در مراكز تعليم و تربيت اعتقادي كودكان و جوانان به عذر لزوم احترام به عقيده طرف مخالف و خوف از حصول شكاف در صف اتحاد، از اظهار عقايد حقه خويش استنكاف ورزد و از صراحت در بيان، خودداري نمايد و بالمآل، نسل آينده را در هاله‌اي از ابهام نسبت به عيده‌اش باقي گذارد!! لا ولله! كه اين خيانتي به اولاد و احفاد اين ملت خواهد بود و گناهي غير قابل غفران در پيشگاه حضرت خالق سبحان به حساب خواهد آمد.
به اين بيان بيدار كننده از امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام توجه فرماييد كه چگونه شناخت حق را جز از طريق شناخت ناقضين حق ، ممكن نمي‌داند:
«بدانيد كه شما هرگز صواب و صلاح را نخواهيد شناخت تا كسي را كه آن را
رهاكرده بشناسيد. و هرگز به عهد و پيمان قرآن وفادار نخواهيد شد تا كسي را كه
نقض عهد كرده و پيمان شكسته، بشناسد.»
و لذا بايد گفت: همانگونه كه در اصل «توحيد» و اعتقاد به وحدانيت «الله» - جل جلاله- ابتدا نفي معبودهاي باطل مي‌نماييم و سپس اثبات معبود حق و مي‌گوييم «لا اله الا لله» همچنين در اصل «امامت» و اعتقاد به ولايت ائمه معصومين عليهم السلام نيز ابتدا بايد تبري كنيم و نفي صلاحيت امامت از تمام مخالفين علي و آل علي عليه‌السلام بنماييم و سپس اثبات امامت آن پاكان نموده و اعتقاد به ولايت آن برگزيدگان حضرت حق – عزوجل- داشته باشيم.
به اين حديث نيز توجه داشته باشيد:
مرحوم علامه مجلسي رضوان الله عليه ضمن حديثي از امام صادق عليه‌السلام آورده است كه آن حضرت به نقل از آباء گراميش مي‌فرمايد كه حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به من فرمود:
«اي علي تو پس از من مولاي مؤمنان و حجت بر تمام مردم مي باشي. هر كس تن به ولايت تو در دهد، استحقاق بهشت مي‌يابد و هر كس با تو دشمني ورزد، مستوجب رفتن به آتش مي‌شود. اي علي! قسم به كسي كه مرا به پيامبري برانگيخته و از ميان جميع خلقم برگزيده است، اگر بنده‌اي خدا را هزار سال بندگي كند، از او پذيرفته نمي‌شود مگر آنكه ( آن عبادتش ) بر اساس ولايت تو و ولايت امامان از فرزندان تو انجام پذيرد. و حقيقت آنكه ولايت تو هم مقبول واقع نمي‌شود منگر آنكه با «برائت» از دشمنان تو همراه و قرين گردد! اين مطلبي است كه جبرئيل به من خبر داده است. حال هر كه مي‌خواهد آن را بپذيرد و ايمان بياورد. و هر كه مي‌خواهد آن را نپذيرد و كافر گردد.»
و در پايان به حديث زير نيز توجه فرماييد:
« رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله خطاب به اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمودند:
يا علي! هر گاه كسي از بندگان خدا به اندازه عمر نوح كه در ميان قومش قيام كرد ( نهصد و پنجاه سال ) به عبادت خدا بپردازد و به مقدار كوه احد طلا داشته باشد و آن را در راه خدا انفاق كند، و بر فرض عمرش آن قدر طولاني گردد كه بتواند هزار بار بيت خدا را با پاي پياده زيارت كند، سپس در بهترين مكان بين صفا و مروه بناحق كشته شود، چنانچه ولايت تو را قبول نداشته باشد بوي بهشت به مشام او نرسيده و داخل آن نمي‌گردد!!!» .

مقاله بالا برگرفته از كتاب « در جستجوي علم دين » نوشته سيد محمد ضياء آبادي و كتاب « پيام امام زمان » نوشته سيد جمال‌الدين حجازي است.

[1] - بحارالانوار، ج 27 ، ص 176 ، ضمن حديث 21

[2] - غيبت نعماني، ص 93

[3] - بحارالانوار، ج 27 ، ص 58 ، حديث 18

[4] - بحارالانوار، ج 27 ، ص 51 ، حديث 1

[5] - بحارالانوار ، ج 27 ، ص 58

مقداد
۱۳۹۰/۰۷/۱۸, ۱۹:۴۴
معنای وحدت در کلام مقام معظم رهبری (http://nofooz.org/blog/article/%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b9%d8%b8%d9%85-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c/)




یکی از شبهاتی که در بسياري از محافل مطرح مي شود،بحث وحدت اسلامی است و مشکل در نفهمیدن اصل معنای وحدت است .

مقام معظم رهبری در سخنان عید غدیر سال1388 معنای وحدت را بیان کردند :

دعوت ما از همه‌ى مسلمانان عالم این است که این حقائق را مورد تأمل قرار بدهند. ما در عالم وحدت امت اسلامى هیچ اصرارى نداریم که یک فرقه عقائد یک فرقه‌ى دیگر را حتماً قبول کنند؛ نه، وحدت به معناى این نیست. وحدت به معناى این است که با عقائد مختلف، شعب مختلف، مشترکات را بگیرند، موارد محل اختلاف را وسیله‌ى برادرکشى و جنگ و دشمنى قرار ندهند؛ مسئله‌ى وحدت این است.

اما به عنوان بیان حقیقت و طلب حقیقت، این یک درخواست منطقى است از همه‌ى مسلمانان: بروند تحقیق کنند، ملاحظه کنند، آنچه را که محققین شیعه نوشتند، علماى بزرگ شیعه در زمان خود ما جمع کردند، نوشتند، تحقیق کردند، در دنیاى اسلام آنها را عرضه کردند، نوشته‌ى آنها مورد تقدیر علماى اسلام، روشنفکران اسلام، برجستگان اسلام قرار گرفته است، اینها را ملاحظه کنند؛ خودشان را محصور نکنند، محروم نکنند. کتابهاى مرحوم سید شرف‌الدین عاملى (رضوان اللَّه علیه)، کتاب شریف الغدیر تألیف علامه‌ى امینى، اینها حقایقى است که جمع شده است. مسئله‌ى غدیر یک مسئله‌ى مسلّم تاریخى است. در ده‌ها کتاب، مرحوم امینى ده‌ها طریق از طرق اهل سنت را نقل میکند که ماجراى غدیر را به همین شکل که ما نقل میکنیم، نقل کرده‌اند. این چیزى نیست که فقط در کتابهاى ما باشد. حالا در معناى مولا، بعضى ممکن است خدشه کنند، بعضى خدشه هم نمیکنند. ماجرا یک ماجراى حقیقى، واقعى و بیان معیار است؛ مشخص است که امیرالمؤمنین على بن ابى‌طالب (علیه آلاف التّحیة و السّلام) یک قله‌ى مرتفع است؛ هم براى حاکم اسلامى و حکومت اسلامى، هم براى هر فرد مسلمان….

حادثه‌ى غدیر به نگاه مرحوم علامه‌ى امینى (رضوان اللَّه تعالى علیه) صاحب کتاب الغدیر و بعد در نگاه مرحوم شهید مطهرى (رضوان اللَّه علیه) وسیله‌ى وحدت امت اسلامى است. گمان نکنند بعضى که حادثه‌ى غدیر مایه‌ى اختلاف است؛ نه. امروز ببینید که بیش از همیشه – در گذشته هم بوده است – شیعه را متهم میکنند. ببینند مسئله‌ى تشیع برآمده‌ى از یک اعتقاد صحیحِ سالمِ خالصِ نسبت به وحى الهى است – این است معناى تشیع – اعتقاد به ارزشهاست، اعتقاد به معیارهاست، ملاک قرار دادن معیارهائى است که قرآن آنها را ملاک قرار داده است. حالا یک مشت یاوه‌گوى هرزه‌گو در گوشه و کنار دنیاى اسلام شیعه را متهم کنند به آن چیزى که شیعه فرسنگها از آنها دور است؛ مسئله‌ى ساختگى بودن و جعلى بودن و بعداً به وجود آمدن و سیاسى بودن و این حرفها را پیش بیاورند! نه، مسئله‌ى غدیر خط بطلان میکشد بر همه‌ى اینها.

چه سودى میبرند آن کسانى که سعى میکنند این جمعیت و این جریان عظیم اسلامى را از محدوده‌ى اسلام بیرون نشان بدهند، که سیاستها امروز دنبال آنهایند. امروز سیاستها همین را ترویج میکنند؛ چرا؟ چون شیعه به برکت روح ولایت توانسته است کارى را بکند که همه‌ى مسلمانان آرزوى آن را داشته‌اند. همه‌ى مسلمانان خیرخواه و دلسوز و علاقه‌مند آرزو میکردند که یک روزى اسلام با همان تمامیت و حقانیت بر کرسى قدرت بنشیند. روشنفکران مسلمان در این یکى دو قرن اخیر در حسرت چنین روزى زندگى کردند و در حسرت او از دنیا رفتند. امروز این را شیعه به وجود آورده است؛ این حاکمیت اسلامى را، این عظمت اسلامى را، این عزت اسلامى را. این، به برکت روح ولایت است. دشمن این را مى‌بیند، میخواهد دوْر شیعه را، دوْر اهل ولایت را خالى کند. لذا امروز اتهامات علیه تشیع از همیشه بیشتر است. در طول تاریخ بوده‌اند افراد کج ‌فهم و کج‌ تابى که علیه شیعه حرف زدند، اتهامات وارد کردند، دروغهائى ساختند؛ اما امروز از همه‌ى آن اتهامات، حجمِ اتهامات بیشتر است و اینها دست سیاستهاست؛ چرا این را نمیفهمند؟

ما هم باید بفهمیم؛ ما شیعیان هم باید بفهمیم؛ بدانیم سیاست استکبار امروز، جدا کردن شیعه از غیر شیعه است، جدا کردن گروه‌هاى مسلمان از یکدیگر و به جان هم انداختن گروه‌هاى مسلمان است. ما باید کمک نکنیم به این هدف؛ ما بایستى نگذاریم دشمن به این هدف برسد؛ هم ما موظفیم، هم غیر شیعه؛ آن کسانى که شیعه نیستند؛ جمعیتها و مذاهب غیر شیعه در اسلام. همه این را بدانند: امروز شیعه است که در ایران اسلامى، این پرچم اقتدار اسلامى و عزت اسلامى را بلند کرده است و بر روى دست گرفته و استکبار احساس عجز میکند؛ این یک واقعیت است؛ این یک واقعیت است. این توطئه‌هائى که در این سى سال علیه نظام جمهورى اسلامى از سوى دشمنان گوناگون – البته در رأس آنها آمریکا و خبیث‌ترین آنها انگلیس – انجام دادند، به خاطر این است که اینها مرعوبند؛ از حرکت اسلامى، از بیدارى اسلامى، از به خود آمدن دنیاى اسلام میترسند؛ میدانند که اگر دنیاى اسلام به خود بیاید، توجه کند، احساس استقلال کند، احساس هویت کند، احساس عزت بکند، این منطقه‌ى حساس دنیا که در اختیار مسلمانان است – که حساس‌ترین مناطق دنیا، همین منطقه‌ى مسلمان‌نشین است – از تحت سیطره‌ى استکبار بیرون خواهد رفت؛ از این میترسند. چون میترسند، توطئه میکنند؛ ابزارهاى گوناگون را به کار میگیرند. امروز سردمداران سیاستهاى استکبارى – آمریکا و صهیونیستها و بقیه‌ى مستکبرین – همه‌ى توان خودشان را به کار گرفته‌اند، بلکه بتوانند ملت ایران را، نظام جمهورى اسلامى را منزوى کنند، بى‌اثر کنند؛ نتوانسته‌اند و به توفیق الهى، به فضل الهى، به حول و قوه‌ى الهى باز هم نخواهند توانست.

sunstar
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۰۷:۰۷
خیلی وقت پیش خبردار شدم که شیعه شدن در مردم فلسطین رواج بیشتری پیدا کرده که همه ی اینها از برکات امام وانقلاب است
امضای انقلاب امام خمینی بود که هنوزم که هنوزه این امضا خشک نشده

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۱۳:۰۶
شيعه و سني ، اتحاد سياسي يا اعتقادي
...
مرحوم علامه مجلسي رضوان الله عليه ضمن حديثي از امام صادق عليه‌السلام آورده است كه آن حضرت به نقل از آباء گراميش مي‌فرمايد كه حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به من فرمود:
«اي علي تو پس از من مولاي مؤمنان و حجت بر تمام مردم مي باشي.



رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿۱۶۵﴾
سوره نسا
پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است.
http://www.youtube.com/watch?v=_gp6YLA-tRU


محمد صلی الله علیه و اله پیامبر خاتم بود و بعد از وی حجتی نیست.
این فرموده قران است. و هر روایتی که با قران سازگاری ندارد باطل است.

مقداد
۱۳۹۰/۰۷/۲۲, ۲۰:۴۲
رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿۱۶۵﴾
سوره نسا
پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است.
http://www.youtube.com/watch?v=_gp6YLA-tRU


محمد صلی الله علیه و اله پیامبر خاتم بود و بعد از وی حجتی نیست.
این فرموده قران است. و هر روایتی که با قران سازگاری ندارد باطل است.

با عرض سلام و ادب

جناب saman.jamaly
اگر شما مقداري بيشتر به معنا و منظور آيه اي كه اشاره كرده ايد،توجه مي كرديد،قطعاً خوتان هم متوجه مي شديد كه نتيجه اي كه شما از آيه گرفته ايد،به هيچوجه درست نمي باشد،بعبارتي بهتر بايد گفت: شما بدون توجه به معناي آيه، خواسته خود را از آن برداشت كرده ايد.

اولاً:اگر به آیات قبل نظر كنیم متوجه خواهیم شد كه "رسلا مبشرین و منذرین" به پیامبران قبل از حضرت رسول مكرم اسلام صلی الله علیه و آله اطلاق میشود. و اگر بخواهیم اینطور به كلمه حجت نگاه كنیم پس نعود بالله حضرت رسول صلی الله علیه و آله داخل این حجت نمیشود!

ثانياً:دوست عزيز،خداوند در اين آيه،به اين واقعيت و سنت الهي اشاره مي كند كه خداوند هيچگاه براى انسانها مسئوليت و تکليف قائل نمي شود مگر اينكه براي آنها راهنما و رهبري فرستاده باشد،تا اينكه مردم بعد از اين عذر و بهانه اي نداشته باشند.
خداوند متعال در آيه مورد اشاره،به اين اصل مهم اشاره كرده و مي فرمايد:
«رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/165)
پيامبراني که بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتي براي مردم بر خدا باقي نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکيم است».

خداوند در اين آيه به اين نكته اشاره مي كند كه فلسفه‏ى بعثت پيامبران، اتمام حجّت خدا بر مردم است، تا نگويند اگر براى ما پيمبرانى ميفرستادى كه شريعتى براى ما بياورند و راه را از چاه بما نشان دهند و آنچه نميدانستيم بما بياموزند ما خير خود را از دست نمي داديم [نگويند ما نمی ‏دانستيم زيرا رهبر دينى نداشتيم‏]) .

در آيات ديگري از قرآن كريم هم به اين فلسفه و حكمت اشاره شده است،آنجا كه خداى سبحان در سوره مباركه «طه‏»آيه 134 مى‏ فرمايد: «ولو انا اهلكناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لولا ارسلنا الينا رسولا فنتبع اياتك من قبل ان نزل ونخزى‏ : يعنى اگر ما پيش از فرستادن پيامبر، كافران را به نزول عذاب هلاك مى ‏كرديم، بى ‏شك آنان مى ‏گفتند: چرا بر ما رسولى نفرستادى تا پيش از آنكه گرفتار اين خوارى و ذلت ‏شويم، از او پيروى كنيم.

بنابراين اين آيه به هيچوجه دلالت بر اين ندارد كه بعد از پيامبر خاتم(صلي الله عليه و آله)،امام و حجتي نخواهد بود.

براي اينكه بيشتر به برداشت اشتباه خود از آيه پي ببيريد،مطالبي خدمت شما عرض مي كنم:

حجت در لغت
(حجت) در لغت به معنى دليل، برهان و راهنما است. به عبارت ديگر (آن چه به آن دعوى يا مطلبى را ثابت كنند) حجت گويند.

مرحوم راغب اصفهانى نيز حجت را اينگونه معنا كرده است:
الدلالة المبينة للمحجة اى المقصد المستقيم والذى يقتضى صحة احد النقيضين : راهنمايى آشكار به راه مستقيم وآن چه كه به وسيله آن ميتوان به درستى يكى از دو مخالف پى برد.

حجت در قرآن
در آيات متعددى از قرآن كريم كلمه (حجت) به كار رفته كه آيه مورد بحث يكي از آن موارد است:
«رسلا مبشرين ومنذرين لئلا يكون للناس على الله حجة بعد الرسل وكان الله عزيزا حكيما».

در اين آيه خداوند هدف از فرستادن پيامبران را اتمام حجت به مردم و سد كردن راه استدلال وبهانه جويى بر آنها، دانسته است، بنابراين مى توان گفت كه انبيا (حجت) خدا بر مردم اند و با آمدن آنها ديگر كسى نمى تواند در درگاه خدا مدعى شود كه چرا راه مستقيم را به ما نشان ندادى.

نكته قابل توجه و مهمي كه از اين آيه استفاده مي شود اين است كه:

براي اينكه اين عذر و بهانه جويي از بين برود،لازم است بعد از ختم نبوت، كساني باشند كه همان وظيفه پيامبر را انجام دهند و راه درست و مستقيم را به مردم نشان دهند،تا مردم عذر وبهانه اي نداشته باشند.

بر خلاف برداشت شما از آيه مورد بحث بايد عرض كنم: حجت خدا وقتی بر ما تمام شده است که امامت معصوم و منصوص استمرار داشته باشد و در این صورت است که بشارت وانذار رسول خدا(صلي الله عليه و آله) توسط ائمه بما رسیده و حجت خدا بر ما تمام شده است.

محمد
۱۳۹۰/۰۷/۲۲, ۲۱:۳۳
رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿۱۶۵﴾
سوره نسا
پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است.
http://www.youtube.com/watch?v=_gp6yla-tru


محمد صلی الله علیه و اله پیامبر خاتم بود و بعد از وی حجتی نیست.
این فرموده قران است. و هر روایتی که با قران سازگاری ندارد باطل است.
سلام و درود خدا بر دوستانش و دوستان محمد و ال محمد
حضرت امیر المونین علی علیه السلام برای حضرت محمد (ص) مانند هارون بود برای موسی . همانطور که در ایات 31 و 32 سوره ی طه میخوانیم.
و همانطور که در ایه ی ((الیوم اکملت لکم دینکم ... ) میخوانیم
و همانطور که در اوایل رسالت حضرت محمد فرمودند و جانشین خود را انتخاب کردند و به عشیره ی مقربین معروف است.
و همانطور که در سوره ی مائده میخوانیم که ((انما ولیکم الله و رسوله والذینء امنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکوه و هم راکعون))
اگر حضرت محمد رحمت العالمین است پس در دوجهان است و نه فقط در هنگام حیات و در زمان پس از وفاتشان و در اخرت.حال این رحمت العالمینی نباید ادامه یابد؟
و همانطور که در سوره ی شوری امده ((قُل لاَّآ أَسْـءَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی وَ مَن یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ؛ بگو من هیچ پاداشی از شما نمی خواهم جز دوست داشتن نزدیکانم و هر کس عمل نیکی انجام دهد به نیکی اش می افزاییم چرا که خداوند آمرزنده و شکرگزار است.))
و ...
وقتی هرکسی هر قسمتی را از قران که به نفعش بود برداشت و باقی را رها کرد , هیچ نتیجه ای جز گمراهی از دین برایش ندارد.
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۹۰/۰۷/۲۲, ۲۲:۰۱
شورای افتاء اهل سنت در بعثه مقام معظم رهبری تشکیل شد
شورای افتاء اهل سنت از امروز جمعه 22 مهر ماه در بعثه مقام معظم رهبری در مدینه منوره مستقر می‌شود.





http://www.abna.ir/a/uploads/150/8/150887_s.jpg

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت‌الاسلام علی خراسانی مسئول امور فرهنگی مدیریت اهل سنت بعثه مقام معظم رهبری با بیان این خبر گفت: شورای افتاء اهل سنت به منظور پاسخگویی به سئوالات فقهی و مناسکی زائران اهل سنت اعم از حنفی و شافعی تشکیل می‌شود.

وی افزود: ریاست شورای افتاء اهل سنت بر عهده "مولوی محمد اسحاق مدنی" مشاور رئیس جمهور در امور اهل سنت است.
حجت‌الاسلام علی خراسانی درباره ترکیب شورای افتاء اهل سنت گفت: این شورا متشکل از روحانیون برجسته حنفی و شافعی است.
مسئول امور فرهنگی مدیریت اهل سنت بعثه مقام معظم رهبری افزود: شورای افتاء اهل سنت، پاسخگوی مسائل شرعی روحانیون کاروان‌ها و زائرینی است که به بعثه مقام معظم رهبری مراجعه می‌کنن

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۷/۲۴, ۱۲:۰۰
جناب پاسخگوی محترم
(( خداوند متعال در آيه مورد اشاره،به اين اصل مهم اشاره كرده و مي فرمايد:
«رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/165)
پيامبراني که بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتي براي مردم بر خدا باقي نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکيم است». ))
ایا محمد بن عبدالله صلی الله علیه واله از رسل نیست؟!!!
حضرت علی (رضی الله عنه) در خطبه 91 نهج البلاغه فرموده است: «تمت بنبینا محمد حجته». یعنی حجت خدا به آمدن محمد تمام شد. و نیز در نهج البلاغه حضرت امیر فرمود: «ختم به الوحی» یعنی وحی به حضرت محمد ختم شد. و نیز آن حضرت درباره قرآن و حجت كافی بودن قرآن فرموده: «أرسله بحجة كافیة».

پس
حضرت علی می فرمایند که حجت خدا به امدن محمد تمام شد و به وی ختم شد
و
شما می فرمایید که حجت خدا به امدن محمد تمام نشد و به وی ختم نشد

الله یارتان

مقداد
۱۳۹۰/۰۷/۲۴, ۲۲:۰۵
جناب پاسخگوی محترم
(( خداوند متعال در آيه مورد اشاره،به اين اصل مهم اشاره كرده و مي فرمايد:
«رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/165)
پيامبراني که بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتي براي مردم بر خدا باقي نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکيم است». ))
ایا محمد بن عبدالله صلی الله علیه واله از رسل نیست؟!!!
حضرت علی (رضی الله عنه) در خطبه 91 نهج البلاغه فرموده است: «تمت بنبینا محمد حجته». یعنی حجت خدا به آمدن محمد تمام شد. و نیز در نهج البلاغه حضرت امیر فرمود: «ختم به الوحی» یعنی وحی به حضرت محمد ختم شد. و نیز آن حضرت درباره قرآن و حجت كافی بودن قرآن فرموده: «أرسله بحجة كافیة».

پس
حضرت علی می فرمایند که حجت خدا به امدن محمد تمام شد و به وی ختم شد
و
شما می فرمایید که حجت خدا به امدن محمد تمام نشد و به وی ختم نشد

الله یارتان

با عرض سلام و ادب

در مورد آيه 165 سوره نساء ، همانگونه كه در پست قبلي عرض كردم :
این آیه اشاره به اثبات نیاز به ارسال رسول و بعثت انبیاء دارد.

در این آیه حكايت از يك امر طبيعى است و آن اين كه علم، شرط تكليف است. لازم بود خدا اول دستورهاى خود را ابلاغ كند سپس مسئوليت بخواهد.

اگر ارسال رسل نبود هر آينه براى انسانها حق اقامه حجت و دلیل بود كه نمي دانستيم و راهنما نداشتيم؛ خداوند ارسال رسل فرمود كه حجت بر آن ها باقى نباشد و حجت او بر خلق تمام شود.كه خداوند در آيا ديگري هم به اين اصل مهم اشاره كرده است كه خدمت شما عرض كرده بودم.

با این آیه عدم نیاز به ولی و وصی پس از رسول، ثابت نمی شود.

اگر خداوند پیامبری بفرستد و پس از گذشت سالیانی بعد از فوت آن پیامبر، آیین و دینی که او آورده دچار تحریف و دگرگونی شده و یا اصلا از بین برود، اگر در محکمه عدل الهی انسانهای بعدی مورد سؤال قرار گیرند که چرا به آیین آن پیامبر عمل نکردید؟ آیا این خلاف عدالت نیست؟

آیا آن انسانها نمی توانند احتجاج کنند که آن دین به ما نرسیده که بخواهیم بر اساس آن عمل کرده یا نکرده باشیم؟

قطعا حق آوردن چنین دلیل و احتجاجی را دارند.

لذا این که گفته شود پس از آمدن رسول، دیگر برای مردم حجتی باقی نمی‌ماند و نمی‌توانند اعتراض کنند و بگویند چرا پس از رسول حجت دیگری برای ما تعیین نکردی،صحیح نیست.

خلاصه اينكه:
منظور و مراد اين ايه اين است كه : انسان بر علیه خدا و در برابر بازخواست او، دلیل و برهانی نداشته باشد؛ به عبارت دیگر این که برای انسانها اتمام حجت شده و همه چیز برای آنها بیان شده باشد تا کسی نگوید من نمی دانستم و تو که خدا هستی باید به من می گفتی؛ و چرا به من نگفته بودی که از من چه می خواهی.

در رابطه با سخن امام علي(عليه السلام) كه فرموده باشند:«تمت بنبينا حجته»بايد عرض كنم:

اولاً نه در اين خطبه اي كه شما آدرس داده ايد چنين عبارتي آمده است،نه در خطبه هاي قبل و بعدش كه اتفاقاً پيرامون پيامبر اسلام هم مي باشد،چني عبارتي آمده است.

ثانياً بر فرض كه چنين سخني را اميرالمومنين علي بن ابيطالب(عليه السلام)فرموده باشد؛بايد عرض كنم:

حجت ظاهری فقط به معنای رسول نیست، بلکه شامل وصی و نبی و ... هم می شود.

رسول، اصل شریعت و دین را می آورد، ولی مسلم و واضح است که این دین نیاز به تفسیر و تأویل و حفظ و ترویج دارد که این کار بر عهده وصی و ولی است.

مراد از "تمت بنبینا محمد (ص) حجته"،- بر فرض اينكه بيان آن حضرت باشد - یعنی پیامبر الهی است که صاحب شریعت بوده و به او وحی نازل می شود، و الا معلوم است که منظور امام علیه السلام این نیست که پس از پیامبر اسلام دیگر نیازی به حجت نیست.

كما این كه در روایتی از امام علی(عليه السلام) نقل شده است:

" اللَّهُمَّ بَلَی لَنْ تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ بِحُجَّةٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ " یعنی خدایا! آری خالی نماند زمین از كسی كه قائم باشد از برای خدا به حجت، یا ظاهر و آشكار، یا بیمناك و پنهان، تا حجت های خدا و بینات او از میان نرود. (نهج البلاغة، ترجمه محمد دشتی، حکمت 139)

این مضمون به صورت های متعددی در بیانات معصومین علیهم السلام نقل شده است.

روایاتی که جانشینان و خلفای پیامبر اسلام (ص) را دوازده نفر، و آنها را از بنی هاشم دانسته، در منابع شیعه و سنی نیز نقل شده است

اما در رابطه با اينكه امام علي(عليه السلام) فرموده اند:«ختم به الوحي» بايد عرض كنم:

موضوع ختم نبوت و خاتمیت پیامبر یکی از اصول ضروری دین اسلام به شمار میرود که بر اساس آن هر مسلمانی اعتقاد دارد که ماجرای پیامبری و نبوت با آمدن حضرت محمد پایان میگیرد و سلسله ای که از حضرت آدم آغاز شده بود به پایان میرسد و هیچ پیامبری از سوی خداوند به رسالت برانگیخته نگشته و نخواهد شد.

دلیل قرانی خاتمیت سوره احزاب آیه 40 است آنجا كه خداوند متعال با صراحت مي فرمايد:

مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمًا:
محمد (ص) پدر هيچ يک از مردان شما نبوده و نيست؛ ولي رسول خدا و ختم‌کننده و آخرين پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز آگاه است!

دلایل خاتمیت در احادیث

الف : موقعی که پیامبر این حدیث را به علی علیه السلام گفت : آیا نمیخواهی جانشین من باشی همان گونه که هارون نسبت به موسی چنین نقشی داشت؟البته با این تفاوت که پس از من هرگز پیامبری نخواهد آمد(شرف الدین عاملی،المراجعات ص 210 -212)

ب:ای مردم بدانید که پس از من پیامبر دیگری و آیین و سنت دیگری نخواهد آمد(بحار النوار ج37،باب 53،ص 254-289)

بنابر اين در ختم نبوت و قطع شدن وحي،بحثي وجود ندارد.

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۷/۲۵, ۱۴:۱۸
«رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/165)
پيامبراني که بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتي براي مردم بر خدا باقي نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکيم است»

جمله «تمت بنبینا محمد حجته» در خطبه 90 نهج البلاغه است که من سهوا ان را 91 نوشته بودم.
و باز این برداشت شما است که بعد از رسل حجت تمام نشده است اما (( لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ )) عکس سخن شماست و کلام علی رضی الله عنه هم عکس سخن شماست.

فرمودید نه در خطبه قبل و نه در خطبه بعدش این کلام وجود دارد. عرض می کنم یکبار دیگر خطبه قبل ان را مطالعه بفرمایید حتما خواهید یافت.
(( ...وَدَائِعِ رِسَالاَتِهِ قَرْنا فَقَرْنا حَتَّى تَمَّتْ بِنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِه حُجَّتُهُ، وَ بَلَغَ الْمَقْطَعَ عُذْرُهُ وَ نُذُرُهُ...)) آدرس: http://www.ghadeer.org/nahj/khotbe/n1000011.htm

موفق باشید.

مقداد
۱۳۹۰/۰۷/۲۹, ۲۳:۱۹
«رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/165)
پيامبراني که بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتي براي مردم بر خدا باقي نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکيم است»

جمله «تمت بنبینا محمد حجته» در خطبه 90 نهج البلاغه است که من سهوا ان را 91 نوشته بودم.
و باز این برداشت شما است که بعد از رسل حجت تمام نشده است اما (( لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ )) عکس سخن شماست و کلام علی رضی الله عنه هم عکس سخن شماست.

فرمودید نه در خطبه قبل و نه در خطبه بعدش این کلام وجود دارد. عرض می کنم یکبار دیگر خطبه قبل ان را مطالعه بفرمایید حتما خواهید یافت.
(( ...وَدَائِعِ رِسَالاَتِهِ قَرْنا فَقَرْنا حَتَّى تَمَّتْ بِنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِه حُجَّتُهُ، وَ بَلَغَ الْمَقْطَعَ عُذْرُهُ وَ نُذُرُهُ...)) آدرس: http://www.ghadeer.org/nahj/khotbe/n1000011.htm

موفق باشید.

با عرض سلام و ادب

جناب جمالي،همانگونه كه قبلاً هم عرض كردم، آيه 165سوره نساء به هيچ وجه بر عدم وجود امام و حجت الهي بعد از پيامبر خدا حضرت محمد(صلي الله عليه و آله) كه به نص قرآن كريم خاتم پيامبران است،دلالت ندارد،

بلكه بر خلاف برداشت شما اين آيه دلالت دارد بر اينكه اگر خداوند،حجت خود را بر مردم تمام نكند و راهنماياني براي راهنمايي آنان قرار ندهد،مردم بر عليه خدا حجت و بهانه خواهند داشت،كه خداوند در اياتي از قرآن به اين ضرورت اشاره كرده است كه در پستهاي قبل بدانها اشاره كردم.

براي روشن تر شدن موضوع،دلايل ضرورت وجود امام معصوم كه حجت خداست،بعد از پيامبر خاتم را خدمت شما عرض مي كنم:

ختم نبوت بدون نصب امام معصوم ، خلاف حکمت الهى است و کامل بودن دین جهانى

و جاودانى اسلام ، منوط بــه این است که بعد از پیامبر اکرم (ص) جانشینان شایسته

اى براى او تعیین گردند به گونه اى که به جز مقام نبوت و رسالت ، داراى همه

مناصب الهى وى باشند.

ضرورت وجود امام، همان ضرورت وجود و بعثت پیامبران است.

علامه حلی (ره) در توضیح کلام خواجه نصیرالدین طوسی به بعضی از این ضرورت ها اشاره کرده و می فرماید:

1. وجود پیامبر ضروری است تا شناخت عقلی بشر، به واسطه بیان نقلی تقویت شود؛

زیرا اگر چه انسان با نیروی عقل بسیاری از حقایق از اصول و فروع دین را درک می کند، ولی گاهی در اعماق وجودش وسوسه ها و تزلزل هایی وجود دارد که مانع از اعتماد بر آن و انجام آنها می گردد، اما هنگامی که این احکام عقلی با بیان پیشوای الاهی تقویت گردد، هر گونه تزلزل و شک و دودلی زدوده خواهد شد و انسان با قوت قلب به سوی یافته های عقلی خود خواهد رفت.

2. بسیاری از امور است که عقل، حسن و قبح آن را درک نمی کند و باید دست به دامان پیشوایان الاهی گردد تا بتواند خوبی و بدی آنها را دریابد.

3. بسیاری از اشیاء، مفید و برخی دیگر زیان بارند و انسان تنها با فکر خود قادر به درک سود و زیان همه آنها نیست. این جا است که احساس نیاز می کند تا سود و زیان اشیا را برای او بیان نمایند و این کار تنها از عهدۀ پیشوایان الاهی مرتبط با منبع وحی بر می آید.

4. انسان یک موجود اجتماعی است و اجتماع بدون داشتن قوانینی که حقوق همه افراد را حفظ کند و آنها را در مسیر صحیح پیش ببرد؛ سامان نخواهد یافت و به کمال مطلوب نخواهد رسید، تشخیص این قوانین به طور صحیح و اجرای آنها جز به وسیله رهبران آگاه و پاک و معصوم الاهی صورت نخواهد گرفت.

5. انسان ها در درک کمالات و تحصیل علوم و معارف و کسب فضائل متفاوت اند، بعضی از آنها توانایی حرکت در این مسیر را دارند و برخی عاجز و ناتوان هستند. رهبران الاهی گروه اول را تقویت و گروه دوم را مدد می دهند تا هر دو گروه به کمال ممکن برسند.

6. با توجه به تفاوت مراتب اخلاق در انسان ها، تنها راه برای پرورش این فضایل، رهبران پاک و معصوم الاهی هستند.

7. پیشوایان الاهی از ثواب و عقاب و پاداش و کیفر الاهی در برابر طاعت و گناه آگاهی کامل دارند و هنگامی که دیگران را از این امور آگاه کنند، انگیزه نیرومندی برای انجام وظیفه در آنان پیدا می شود.[۱]

با توجه به این که امامت چیزی جز استمرار خط نبوت نیست، غالب این فلسفه ها در مورد امامان معصوم نیز ثابت است.

به بیان دیگر: خداوندی که نوع بشر را برای پیمودن راه کمال و سعادت آفریده است

همان گونه که باید برای هدایت او پیامبرانی را که متکی بر نیروی وحی و دارای مقام

عصمت باشند مبعوث کند، لازم است برای تداوم این راه، بعد از رحلت پیامبران،

جانشینان معصومی قرار دهد تا جامعۀ انسانی را در رسیدن به سر منزل مقصود

کمک کند و به یقین بدون آن، این هدف ناتمام خواهد ماند؛

زیرا اولاً: عقول انسانی به تنهایی برای تشخیص تمام عوامل و اسباب پیشرفت و کمال، قطعاً کافی نیست و گاهی حتی یک دهم آن را نیز تشخیص نمی دهند.

ثانیاً: آئین انبیا بعد از رحلت آنان، ممکن است دستخوش انواع تحریفات قرار گیرد. برای جلوگیری از تحریف لازم است پاسدارانی معصوم و الاهی باشند تا از آن پاسداری کنند.

درست است که خداوند در بارۀ قرآن مجید فرمود: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»[۲] یعنی: «ما قرآن را فرستادیم و خود حافظ و نگهبان آن هستیم».

و لکن این حفظ دین باید از طریق علل و اسباب آن باشد که این اسباب همانا امامان معصوم (ع) هستند.

این همان چیزی است که در بیان نورانی حضرت امام صادق (ع) آمده است که فرمود:

«در میان ما اهلبیت در هر نسلی افراد عادلی هستند که تحریف غلوکنندگان را از اسلام نفی می کنند، و دست بدعت گذاران و دین سازان و اهل باطل را کوتاه می کنند و تأویل های نادرست جاهلان را کنار می گذارند».[۳]

نیز امام علی (ع) فرمود:

«هرگز روی زمین خالی نمی شود از کسی که به حجت الاهی قیام کند، خواه ظاهر و آشکار باشد و یا ترسان و پنهان تا دلایل الاهی و نشانه های او باطل نگردد”.[۴]

ثالثاً: تشکیل حکومت الاهی و برقراری عدل و قسط و رسانیدن انسان به اهدافی که برای آن آفریده شده است، جز از طریق معصومان ممکن نیست؛

زیرا حکومت های انسانی بنا بر شهادت تاریخ همیشه در مسیر منافع مادی افراد یا گروه های خاصی سیر کرده و تمام تلاش های آنها در همین راستا بوده است.

همان گونه که بارها آزموده ایم عناوینی مثل دموکراسی و حکومت مردم یا حقوق بشر و مانند آن پوششی است برای رسیدن به اهداف شیطانی قدرت ها و آنها با استفاده از همین ابزار مقاصدشان را به شکل مرموزی بر مردم تحمیل کرده اند.

امام علی (ع) در جمله ای کوتاه روح امامت را این گونه توصیف می کند:

«موقعیت امامی که عهده دار امور مسلمانان است، همانند موقعیت ریسمانی است

که مهره ها را به نظم می کشد و آنها را جمع کرده و در کنار یک دیگر قرار می دهد،

اگر ریسمان از هم بگسلد مهره ها پراکنده می شود و هر کدام به جایی خواهد افتاد

که هرگز نمی توان آنها را جمع کرد و به آنها نظام بخشید».[۵]

رابعاً: ادامه و استمرار دستورات دین در جوامع نیاز به وجود امامان خبیر و آگاه به تمام جزئیات و دقایق دین دارد، تا در هیچ لحظه ای کوچک ترین نقطه ابهامی برای کسی باقی نماند.

از آن چه گفتیم به خوبی ضرورت و فلسفه وجود امامان معصوم معلوم می گردد.

اینها دلایلی است که ضرورت اعتقاد به امامت و امامان را توجیه می کند و نتیجه آن

این شد که اگر ما به خاتمیت اسلام معتقد باشیم باید به امامت اعتقاد داشته باشیم.

بعضی گفته اند که ضرورتی برای نصب امام وجود ندارد و امر رهبری مسلمانان بعد از رحلت پیامبر (ص) به انتخاب مردم واگذار شده است، در پاسخ به این پرسش فقط به این نکته بسنده می کنیم که:

اگر شخصی کارخانه مهمّی بسازد که هدفش تولید گران قیمت ترین جواهرات باشد و استمرار این تولید را مدّ نظر داشته باشد و در حضور و غیبت او و حتی بعد از مرگ او هم این کارخانه تعطیل نشود و در این کارخانه دستگاه های دقیق و پیچیده ای باشد که شناخت آنها برای کسی ممکن نیست مگر این که خود مبتکر و مخترع کسی را بر ظرایف و خصایص کار آنها آگاه کرده باشد، آیا عقلانی و قابل قبول است که این مخترع اعلان کند که به زودی (همین امسال) خواهد مرد، ولی کسی را که عالم به تجهیزات و دستگاه ها و قادر در به کار گیری آنها باشد، برای اداره کارخانه اش تعیین نکند؟ هرگز!

آیا دقّت ها و پیچیدگی های علوم قرآن و سنّت و احکام الاهی و آیات محکم و متشابه قرآن و … که همگی برای اداره زندگی بشر در تمام زمینه ها آماده است از دستگاه های این کارخانه ساده تر است؟ هرگز!

و آیا ثمره و نتیجه دین که پرورش جواهر و کمال انسانیت است (رسیدن به معرفت ا… و عبادت او) و تبدیل شهوت انسان به عفت و غضب او به شجاعت و برپایی مدینه فاضله بر اساس هدایت الاهی، کمتر از ثمره و تولیدات آن کارخانه جواهر سازی است؟ هرگز!

پس چگونه می توان باور داشت دینی که می خواهد برنامه اش تا آخرین روز حیات جهان (قیامت) بر پا باشد و هدایت گری کند، برای بعد از پیامبر خود افرادی را تربیت و تعیین نکرده باشد تا وظایف (غیر از نبوت) او را انجام دهند؟

پي نوشتها:

[۱]. ر. ک. شرح تجرید، ص ۲۷۱ (با کمی تلخیص و اقتباس)، به نقل از پیام قرآن، ج ۹، ص ۳۸-۳۷٫

[۲]. حجر، ۹٫

[۳]. کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۳۲، باب صفة العلم، ح ۲٫

[۴]. نهج البلاغه کلمات قصار – کلمه ۱۴۷٫

[۵]. نهج البلاغه خطبه ۴۶٫

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۷/۳۰, ۰۹:۲۱
تشکر از شما جناب پاسخگوی محترم
شما تمام این مطالب را بیان فرمودید که به این نتیجه برسید که بعد از پیامبر حجت بر مردم تمام نیست و وجود امام لازمه اتمام حجت است.
اما کلام خدا و سخنان علی رضی الله عنه صراحتا چیز دیگری را بیان می کند.

نمی خواهم این بحث را طولانی ادامه دهم اما همین یک نکته را عرض می کنم که چنانچه به قول شما بعد از ختم رسل حجت بر مردم تمام نشده و امام لازمه ادامه این حجت می باشد , الان بیش از هزار سال است که مردم دسترسی به امام ندارند و لذا حجت بر انها تمام نشده !!!

بر می گردم به قران
محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است و خدا همواره بر هر چيزى داناست
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را ياد كنيد يادى بسيار
و صبح و شام او را به پاكى بستاييد
اوست كسى كه با فرشتگان خود بر شما درود مى‏فرستد تا شما را از تاريكيها به سوى روشنايى برآورد و به مؤمنان همواره مهربان است
درودشان روزى كه ديدارش كنند سلام خواهد بود و براى آنان پاداشى نيكو آماده كرده است
اى پيامبر ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم
و دعوت‏كننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناك
و مؤمنان را مژده ده كه براى آنان از جانب خدا بخشايشى فراوان خواهد بود.
سوره احزاب ایات 40 تا 47

الله معکم.

به سوی نور
۱۳۹۰/۰۷/۳۰, ۱۲:۰۸
نمی خواهم این بحث را طولانی ادامه دهم اما همین یک نکته را عرض می کنم که چنانچه به قول شما بعد از ختم رسل حجت بر مردم تمام نشده و امام لازمه ادامه این حجت می باشد , الان بیش از هزار سال است که مردم دسترسی به امام ندارند و لذا حجت بر انها تمام نشده !!!


سلام

چه کسی گفته امام نیست؟!!!

ما شیعها ها 12مین امامان زنده هستند

و به امور ما رسیدگی می کنند

اما چشم هر کس او را نمی بیند!!!

محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است و خدا همواره بر هر چيزى داناست
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را ياد كنيد يادى بسيار
و صبح و شام او را به پاكى بستاييد
اوست كسى كه با فرشتگان خود بر شما درود مى‏فرستد تا شما را از تاريكيها به سوى روشنايى برآورد و به مؤمنان همواره مهربان است
درودشان روزى كه ديدارش كنند سلام خواهد بود و براى آنان پاداشى نيكو آماده كرده است
اى پيامبر ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم
و دعوت‏كننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناك
و مؤمنان را مژده ده كه براى آنان از جانب خدا بخشايشى فراوان خواهد بود.
سوره احزاب ایات 40 تا 47

بله ختم رسالت اعلام شده

اما ختم وصایت خیر!!!

وصی با رسول فرق دارد

اما در طول و شباهتی هم به هم دارند
:Gol:

هر دو هم حجت اند

الان هممون به امام زمان که نجات بخش جهان است ایمان داریم

و او نیز حجتی است بر جهانیان تا انها را به ایین خدا پرستی فرا خواند

حال ما می گوییم زنده اند
و عده ایی می گویند خیر به دنیا می ایند؟(نمی توانم بگویم اهل سنت چرا که تا جایی که من می دانم برخی از علما اهل سنت نیز به زنده بودن ایشان شهادت داده اند)---------------> کارشناس محترم صحت این را بررسی می کنید؟:Gol:

cyrus59
۱۳۹۰/۰۷/۳۰, ۱۴:۳۰
سلام

چه کسی گفته امام نیست؟!!!

ما شیعها ها 12مین امامان زنده هستند

و به امور ما رسیدگی می کنند

اما چشم هر کس او را نمی بیند!!!

تا جایی که من می دانم برخی از علما اهل سنت نیز به زنده بودن ایشان شهادت داده اند)---------------> کارشناس محترم صحت این را بررسی می کنید؟:gol:

درود بر شما !
مانده ام حال که رسیدگی می کند وضعیت کشور این است ! وای به روزی که امور را رها کند ! چه شود !!! البته تا حالا فکر می کردم شما معتقد هستید که مدیریت و رسیدگی به امور انسان ها بر عهده خداست ! مثل اینکه اشتباه بوده !
ببخشید سوال می کنم کشور های مثل ژاپن با همچین مدیریتی امام زمان دارند ؟
اگر ندارند چگونه به امور مردمانشان می رسند ؟

در مورد علما سنی هم کافی است تحقیق کنید که آنها شیعه شدند یا نه اگر شده بودند میشه روش بحث کرد وگرنه شایعه بوده است برای ؟؟؟

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۷/۳۰, ۱۸:۰۱
سلام

چه کسی گفته امام نیست؟!!!

ما شیعها ها 12مین امامان زنده هستند

و به امور ما رسیدگی می کنند

اما چشم هر کس او را نمی بیند!!!


بله ختم رسالت اعلام شده

اما ختم وصایت خیر!!!

وصی با رسول فرق دارد

اما در طول و شباهتی هم به هم دارند
:gol:

هر دو هم حجت اند

الان هممون به امام زمان که نجات بخش جهان است ایمان داریم

و او نیز حجتی است بر جهانیان تا انها را به ایین خدا پرستی فرا خواند

حال ما می گوییم زنده اند
و عده ایی می گویند خیر به دنیا می ایند؟(نمی توانم بگویم اهل سنت چرا که تا جایی که من می دانم برخی از علما اهل سنت نیز به زنده بودن ایشان شهادت داده اند)---------------> کارشناس محترم صحت این را بررسی می کنید؟:gol:


اگر در این هزار سال امام بوده اند و هنوز هم هستند و خواهند بود پس چرا وظیفه خود را انجام نمی دهند؟!!!
مگر بجز این است که اولین وظیفه امام تشریح مسائل و شبهات دینی است؟
من از حجت زمان خودم این سوال را دارم که: ایه سئل سائل بعذاب واقع * یعنی چی؟ شرح ان چیست؟
از کجا میاد و جواب من و هزاران نفر مثل من رو می دهد؟

عجیب حجتی است که چشم هر کسی او را نمی بیند!!!!

برمی گردم به قرآن
رسلا مبشرين ومنذرين لئلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسل وكان الله عزيزا حكيما.

به سوی نور
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۰۸:۲۹
مانده ام حال که رسیدگی می کند وضعیت کشور این است ! وای به روزی که امور را رها کند ! چه شود !!! البته تا حالا فکر می کردم شما معتقد هستید که مدیریت و رسیدگی به امور انسان ها

سلام

اگر نبودند وضع بدتر بود

اگر نبودند ما الان با توجه به این همه مشکلات و فشارات کمر مان به کلی می شکست

ببینید همه می دانند که ایران در تحریم است!!! لازم نیست بگم اما الان داره پیشرفت می کنه

اگر واقع بین باشیم

کردم شما معتقد هستید که مدیریت و رسیدگی به امور انسان ها بر عهده خداست ! مثل اینکه اشتباه بوده !

هنوز هم هستیم

بازگشت تمامی امور به سوی خدا است

اما خداوند گاهی بدون واسطه امور را رسیذگی می کنند و گاهی به وسیله اسباب

گاهی بدون فرشته ایی وحی می رسانند و لی گاهی با وسیله فرشته

این بسته به خود خدا است!!!


کشور های مثل ژاپن با همچین مدیریتی امام زمان دارند ؟

چه ربطی دارد؟

ان ها عده ایی شون حتی به پیامبر ما هم ایمان ندارند!!!!


در مورد علما سنی هم کافی است تحقیق کنید که آنها شیعه شدند یا نه اگر شده بودند میشه روش بحث کرد وگرنه شایعه بوده است برای ؟؟؟

بازم ربطی به شیعه شدن یا نشدنون نداره

ببین بعضی ها میا یند چیزی را تایید می کنند اما خودشون به اون ایمان نمی اورند

مثلا به پیامبری پیامبر ما ایمان می اورند اما وارد دین نمی شوند

تازه امام زمان مربوط به همه مسلمانان است!!!!

همه هم قبول دارند که از فرزندان حضرت فاطمه اند

حال قبول حقانیت می ماند که مسئله دیگری است

که عده ایی شیعه می شوند و عده ایی نه

آیا ممکن نیست؟


منتظر کارشناسان محترم در ایم نورد و بیان شرح حال ها هستیم(در صورت صدق)

:Gol:

به سوی نور
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۰۸:۳۵
اگر در این هزار سال امام بوده اند و هنوز هم هستند و خواهند بود پس چرا وظیفه خود را انجام نمی دهند؟!!!

سلام

چه کسی گفته انجام نداده اند؟

وقتی خدا بخواهد انجام می دهند و وقتی هم نخواهد خیر!!!

او حجة خدا است و با فرمان او کار می کند

و در ضمن این که شما نمی توانید ببینیدشان دلیل بر عدم انجام امور نیست

در این زمینه رسیدگی های ایشان همچون خورشید پشت ابر است

که خورشید دیده نمی شود اما نورش همچنان پیدا است
و با با پنهان شدن و بارش باران نعمت به ما میرسد!!!

گزارشات زیادی رسیده

می توانید از کارشناسان بپرسید تا به محل درست راهنماییتان کنند

عجیب حجتی است که چشم هر کسی او را نمی بیند!!!!

قرار نیست همه ببینند

مگه ان 13 تنی که بودن مردم با ایشان چه کردند؟

مگر به همه حرف هایشان گوش دادند؟

آیا نباید مردم محیا دیدن ایشان شوند؟

کمی فکر کنید!!!


رسلا مبشرين ومنذرين لئلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسل وكان الله عزيزا حكيما.

در این ایه ختم رسالت است

نه ختم نبوت

می دانید که نبوت با رسالت تفاوت دارد؟

تازه شما دارید به یک آیه استناد می کنید که برای فهم کافی نیست

چون ایات متشابه هم داریم

اصول را باید رعایت کرد



از کارشناسان محترم تقضی دارم وارد بحث شوند و مطالب دقیق ارائه دهند تا مطالبمان پر بار شود:Gol:

sunstar
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۰:۵۳
نبوت با رسالت چه فرقی داره؟

cyrus59
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۳:۳۳
سلام

اگر نبودند وضع بدتر بود

اگر نبودند ما الان با توجه به این همه مشکلات و فشارات کمر مان به کلی می شکست

ببینید همه می دانند که ایران در تحریم است!!! لازم نیست بگم اما الان داره پیشرفت می کنه

اگر واقع بین باشیم


هنوز هم هستیم

بازگشت تمامی امور به سوی خدا است

اما خداوند گاهی بدون واسطه امور را رسیذگی می کنند و گاهی به وسیله اسباب

گاهی بدون فرشته ایی وحی می رسانند و لی گاهی با وسیله فرشته

این بسته به خود خدا است!!!



چه ربطی دارد؟

ان ها عده ایی شون حتی به پیامبر ما هم ایمان ندارند!!!!



بازم ربطی به شیعه شدن یا نشدنون نداره

ببین بعضی ها میا یند چیزی را تایید می کنند اما خودشون به اون ایمان نمی اورند

مثلا به پیامبری پیامبر ما ایمان می اورند اما وارد دین نمی شوند

تازه امام زمان مربوط به همه مسلمانان است!!!!

همه هم قبول دارند که از فرزندان حضرت فاطمه اند

حال قبول حقانیت می ماند که مسئله دیگری است

که عده ایی شیعه می شوند و عده ایی نه

آیا ممکن نیست؟


منتظر کارشناسان محترم در ایم نورد و بیان شرح حال ها هستیم(در صورت صدق)

:gol:

دیگه از این بدتر ؟! عجب ! می شدیم مثلا سومالی ! نه ؟

نه بابا ! شما ایران زندگی می کنید ؟ می دانید کشوری با همچین ثروت و موقعیتی باید کجا می بود ؟

تحریم که بله می دانم آثارش را هم همه جا (داروخانه ، بازار و...) می بینم !
اره اونم چه پیشرفتی ! بعد بیش از 30 سال دویدن یه نیروگاه هنوز راه نیانداخته ایم !
پیشرفت کشور از نظر شما یعنی ارسال موشک به فضا ؟
ما اگر بتوانیم انسان به فضا بفرسیم در خوشبینانه ترین حالت 30 سال عقبیم !
بگذریم بنده پیشرفت را در رفاه و آزادی مردم می بینم و کشورهایی مثل ترکیه را موفق می دانم ! خبر دارید که اونها هم با سیاست های و جنگ افروزی و کشتار
به وسیله اسراییل مخالف هستند ولی انها کجایند و ما کجا !!!
از نفت و ... که نداره و جمعیت جوان و ... هم صرف نظر کردم !

اگر واقع بین باشیم به شخصی که فقط بعضی ها می بینن و حمایتش شده این ، نیازی نداریم ! ما به مدیریت و واقع بینی و ... نیازمندیم !


===
چه ربطی دارد؟
ان ها عده ایی شون حتی به پیامبر ما هم ایمان ندارند!!!!
===

عده ایی ؟ از 6 میلیارد انسان فقط 1 میلیاردش مسلمان هستند و عده کسانی که امام زمان را قبول دارند کم تر از اینه !
با این جمله حرف خودتون را رد کردید یا تایید ؟!!!

اونها به تلاش و مدیریت و همت خودشون اطمینان دارند !

به قولی :

ژاپنی ها : ما می توانیم مگر اینکه حادثه ایی پیش آید

ما : ما نمی توانیم مگر فرجی شود !!!

من قبلا راجب این قضیه با پاسخگو ها بحث کردم انها نتوانستند وجودش را اثبات کنند و گفتند امام زمان از مسائل جزیی است باید اول شیعه باشید تا اثبات کنیم !
حالا بنده مانده ام ولایت و مسائل جزیی ؟!!!!



عجب !!! همه چیز اینجا بی ربط است جز گفته های شما !
انها اعتقاد دارند انسانی که ادعایی امامت دارد این همه مدت زنده است و غیب می شود به این ان کمک می کند و ... وجود دارد اما امامتش را نپذیرفته اند !
جدی خودتان به این چیزهایی که می گویید باور دارید؟






====
چه کسی گفته انجام نداده اند؟
وقتی خدا بخواهد انجام می دهند و وقتی هم نخواهد خیر!!!
او حجة خدا است و با فرمان او کار می کند
و در ضمن این که شما نمی توانید ببینیدشان دلیل بر عدم انجام امور نیست
در این زمینه رسیدگی های ایشان همچون خورشید پشت ابر است
که خورشید دیده نمی شود اما نورش همچنان پیدا است
و با با پنهان شدن و بارش باران نعمت به ما میرسد!!!
====


شما با خدا هم در ارتباط هستید احیانا ؟؟؟؟

یه شخصی هم حضور دارد که در کره مریخ زندگی می کند و امور را در کشور ژاپن سر و سامان می دهد ! شما که نمی بینید دلیل نبودش نیست ! منطقیه ؟!
بیایید راجب دانسته ها و دیده هایمان بحث کنیم !


این مثال خورشید پشت ابر هم داستانی شده !

یکی از نظریه هایی که برای انقراض دایناسورها وجود دارد چیست ؟
برخورد شهاب سنگ و ایجاد گرد و غبار و پنهان شدن خورشید به مدت زیاد و مرگ میر بسیار ! ایا ان خورشید پشت ابر فایده ایی داشته با اینکه وجود داشته ؟!!!!

تازه خورشید 1 ساعت پشت ابر می ماند نه 2 ساعت ! اصلا یک هفته ! قرار باشد زیاد پشت ابر بماند که زندگی تعطیل میشه !
یکی دوتا تا از نعمت های که می رسه به واسطه وجود ایشان نام ببرید که دیگر کشورها از وجودش محرومند !





===
قرار نیست همه ببینند
مگه ان 13 تنی که بودن مردم با ایشان چه کردند؟
مگر به همه حرف هایشان گوش دادند؟
آیا نباید مردم محیا دیدن ایشان شوند؟
کمی فکر کنید!!!
===

نه بابا ! مگر قرار نیست بر کل جهان حکومت کند ؟ بهتر نیست برای همان هایی که می بینندشون حکومت کنند ؟!!!

ایشون وظیفه اش را باید انجام دهد در صورت وجود ! اجرا نکردن راهنمایی دلیل نیست که نباشه !

محیا یعنی چی ؟

شما بهتر است قدری فکر کنید !

هدی
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۳:۴۹
به نام خدا
با سلام
با عذر خواهي از پاسخگوي محترم تاريخي
قصد دخالت در بحث را ندارم فقط نكته اي را متذكر ميشوم :

اگر در این هزار سال امام بوده اند و هنوز هم هستند و خواهند بود پس چرا وظیفه خود را انجام نمی دهند؟!!!
در روايات هم وارد شده كه امام عصر- ارواحنا فداه - در زمان غيبت مانند خورشيد پشت ابر هستند و مردم همانگونه كه از خورشيد پشت ابر بهره ميبرند از وجود پرفيض امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هم بهره ميبرند . ايشان - عليه السلام - واسطه فيض الهي هستند و بواسطه وجود ايشان فيوضات به بنده و شما ميرسد ، شما اگر در يك روز ابري ، خورشيد را نبينيد منكر وجود او مي شويد ؟ نور و حرارت و بركات وجودي اش را منكر مي شويد ؟ البته اين درست است كه بواسطه وجود ابر ، نميتوانيد از نور مستقيم او بهره مند شويد اما آيا به دليل نديدن مستقيم خورشيد ، ساير بركاتش را هم منكر مي شويد ؟ مثلا ميگوييد اگر خورشيد هست بايد فلان ميوه ي تابستاني برسد و اگر نرسيد بالكل منكر اصل وجود خورشيد مي شويد ؟ امام عصر (عج) هم دائما در حال رساندن فيوضات به بندگان خدا هستند سوالاتتان را هم اگر تفقهي باشد و تعنتي نباشد از راهش پاسخ ميدهند فكر هم نكنيد ايشان - ارواحنا فداه - فقط امام شيعيان هستند خير امام تمامي مردم هستند و در مواقع اضطرار و نياز ، به كمك و ياري آنها ميشتابند .

عجیب حجتی است که چشم هر کسی او را نمی بیند!!!!
شما خدا را ميخوانيد ، و از او ميخواهيد كه داد شما را از ظالمي بگيرد ، اما چون آمدن خدا را في الحال و ستاندن دادتان را با چشم نميبينيد ميگوييد : عجب خدايي كه هيچ كس او را با چشم نميبيند ؟ !!!! يا اگر باز ستاندن داد شما مستلزم گذشت زماني بود ، چون خدا آنرا في الحال نستانده ميگوييد پس خدا وجود ندارد چون في الحال داد مرا نستاند ؟ !!!
ياري امام عصر (عج) هم همينگونه است ، ياري ايشان ميرسد اما شما مستقيما خود ايشان را -در حالي كه آن حضرت را بشناسيد - نميبينيد يا ميبينيد و نميشناسيد مگر امام علي (ع) به درماندگان كمك نميكردند در حالي كه آن حضرت (ع) را نميشناختند و در حالي كه مستقيما رو در روي ايشان (ع) به علي ابن ابي طالب (ع)دشنام هم ميدادند ؟!
شما چون منكر وجود امام عصر (عج) هستيد ناخواسته و غير مستقيم سخنان و استدلالهايي ميآوريد كه به نوعي بسياري از باورهاي خودتان هم باز ميگردد .

به سوی نور
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۳:۴۹
من قبلا راجب این قضیه با پاسخگو ها بحث کردم انها نتوانستند وجودش را اثبات کنند و گفتند امام زمان از مسائل جزیی است باید اول شیعه باشید تا اثبات کنیم !
حالا بنده مانده ام ولایت و مسائل جزیی ؟!!!!


سلام

فعلا یک سوال تا بعدا پسستو جواب بدم

شما می توانید نوک بینتان را ببینید؟:Gol:

cyrus59
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۵:۳۲
به نام خدا
با سلام
با عذر خواهي از پاسخگوي محترم تاريخي
قصد دخالت در بحث را ندارم فقط نكته اي را متذكر ميشوم :

در روايات هم وارد شده كه امام عصر- ارواحنا فداه - در زمان غيبت مانند خورشيد پشت ابر هستند و مردم همانگونه كه از خورشيد پشت ابر بهره ميبرند از وجود پرفيض امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هم بهره ميبرند . ايشان - عليه السلام - واسطه فيض الهي هستند و بواسطه وجود ايشان فيوضات به بنده و شما ميرسد ، شما اگر در يك روز ابري ، خورشيد را نبينيد منكر وجود او مي شويد ؟ نور و حرارت و بركات وجودي اش را منكر مي شويد ؟ البته اين درست است كه بواسطه وجود ابر ، نميتوانيد از نور مستقيم او بهره مند شويد اما آيا به دليل نديدن مستقيم خورشيد ، ساير بركاتش را هم منكر مي شويد ؟ مثلا ميگوييد اگر خورشيد هست بايد فلان ميوه ي تابستاني برسد و اگر نرسيد بالكل منكر اصل وجود خورشيد مي شويد ؟ امام عصر (عج) هم دائما در حال رساندن فيوضات به بندگان خدا هستند سوالاتتان را هم اگر تفقهي باشد و تعنتي نباشد از راهش پاسخ ميدهند فكر هم نكنيد ايشان - ارواحنا فداه - فقط امام شيعيان هستند خير امام تمامي مردم هستند و در مواقع اضطرار و نياز ، به كمك و ياري آنها ميشتابند .




این مثال خورشید پشت ابر هم داستانی شده !

یکی از نظریه هایی که برای انقراض دایناسورها وجود دارد چیست ؟
برخورد شهاب سنگ و ایجاد گرد و غبار و پنهان شدن خورشید به مدت زیاد و مرگ میر بسیار ! ایا ان خورشید پشت ابر فایده ایی داشته با اینکه وجود داشته ؟!!!!

تازه خورشید 1 ساعت پشت ابر می ماند نه 2 ساعت ! اصلا یک هفته ! قرار باشد زیاد پشت ابر بماند که زندگی تعطیل میشه !
یکی دوتا تا از نعمت های که می رسه به واسطه وجود ایشان نام ببرید که دیگر کشورها از وجودش محرومند !


شما یا کسانی هستند که ایشان را ببینند ؟ من چند جا را معرفی کنم ایشون کمک کنند !

بعدش متوجه نشدم ایشون واسطه رسیدن فیض به زمین هستند ؟!!! خدا خودش به تنهایی نمی تونه یعنی ؟ یا با ادمها قهره ؟ یه فاصله اش دوره ! ؟؟؟ یا ...





شما خدا را ميخوانيد ، و از او ميخواهيد كه داد شما را از ظالمي بگيرد ، اما چون آمدن خدا را في الحال و ستاندن دادتان را با چشم نميبينيد ميگوييد : عجب خدايي كه هيچ كس او را با چشم نميبيند ؟ !!!! يا اگر باز ستاندن داد شما مستلزم گذشت زماني بود ، چون خدا آنرا في الحال نستانده ميگوييد پس خدا وجود ندارد چون في الحال داد مرا نستاند ؟ !!!
ياري امام عصر (عج) هم همينگونه است ، ياري ايشان ميرسد اما شما مستقيما خود ايشان را -در حالي كه آن حضرت را بشناسيد - نميبينيد يا ميبينيد و نميشناسيد مگر امام علي (ع) به درماندگان كمك نميكردند در حالي كه آن حضرت (ع) را نميشناختند و در حالي كه مستقيما رو در روي ايشان (ع) به علي ابن ابي طالب (ع)دشنام هم ميدادند ؟!
شما چون منكر وجود امام عصر (عج) هستيد ناخواسته و غير مستقيم سخنان و استدلالهايي ميآوريد كه به نوعي بسياري از باورهاي خودتان هم باز ميگردد .




به به ! امام زمان را برابر خدا قرار دادید الان ؟!!!
او یک انسان است و بهتر است با انسان ها مقایسه شود !
در مورد قسمت قرمز رنگ هم ! عجب !!!
هیچ کدوم از اینها اثبات نیست !
اون شخصی که مثال زدم که تو مریخ زندگی می کنه زمین هم میاد به شما هم چند باری کمک کرده ! شما او را همانند اشخاص عادی می بینید و نمی شناسید ! باور می کنید ؟!!!!!

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۸:۴۴
موضوع بسیار ساده است و نیازی به این مثالهای خورشید و ابر و ماه و مریخ نیست!

تشیع مدعی است که بعد از ارسال پیامبران که خاتم انها محمد صلی الله علیه وآله است از طرف خدا حجت بر مردم تمام نشده و وجود امامان معصوم لازمه اتمام حجت بر مردم است.
اما قرآن کریم می فرماید بعد از رسل حجت بر مردم تمام شده است.
و حال بیش از هزار سال است که مردم به امام یا همان حجتی که لازمه هدایتشان است دسترسی ندارند.
جالب اینجاست که هزاران حجت الاسلام و المسلمین داریم!!!

بر می گردم به قرآن
پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است (۱۶۵) سوره نسا

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۲۱:۵۲
نبوت با رسالت چه فرقی داره؟



با سلام خدمت شما



حضرت علامه طباطبایی(ره) تفاوت نبی و رسول را اینگونه بیان می کنند:



نبى عبارت است از كسى كه براى مردم آنچه مايه صلاح معاش و معادشان است، يعنى اصول و فروع دين را بيان كند، البته اين مقتضاى عنايتى است كه خداى تعالى نسبت به هدايت مردم به سوى سعادتشان دارد، و اما رسول عبارت است از كسى كه حامل رسالت خاصى باشد، مشتمل بر اتمام حجتى كه به دنبال مخالفت با آن عذاب و هلاكت و امثال آن باشد.
رسول شرافت وساطت بين خدا و بندگان را دارد، و نبى شرافت علم به خدا و معارف خدايى را دارد.
(برای توضیح بیشتر رجوع کنیدبه: ترجمه الميزان، ج‏2، ص209-211.)

ایشان با استفاده از روایت امام محمد باقر علیه السلام در اصول كافى ج 1 ص 176 تفاوت دیگری برای نبی و رسول بیان می کنند:


اصول كافى ج 1 ص 176 :

بَابُ الْفَرْقِ بَيْنَ الرَّسُولِ وَ النَّبِيِّ وَ الْمُحَدَّثِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا مَا الرَّسُولُ وَ مَا النَّبِيُّ قَالَ النَّبِيُّ الَّذِي يَرَى فِي مَنَامِهِ وَ يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا يُعَايِنُ الْمَلَكَ وَ الرَّسُولُ الَّذِي يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ يَرَى فِي الْمَنَامِ وَ يُعَايِنُ الْمَلَكَ قُلْتُ الْإِمَامُ مَا مَنْزِلَتُهُ قَالَ يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا يَرَى وَ لَا يُعَايِنُ الْمَلَكَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ وَ لَا مُحَدَّثٍ

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ قَالَ كَتَبَ الْحَسَنُ بْنُ الْعَبَّاسِ الْمَعْرُوفِيُّ إِلَى الرِّضَا ع جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي مَا الْفَرْقُ بَيْنَ الرَّسُولِ وَ النَّبِيِّ وَ الْإِمَامِ قَالَ فَكَتَبَ أَوْ قَالَ الْفَرْقُ بَيْنَ الرَّسُولِ وَ النَّبِيِّ وَ الْإِمَامِ أَنَّ الرَّسُولَ الَّذِي يُنْزَلُ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ فَيَرَاهُ وَ يَسْمَعُ كَلَامَهُ وَ يُنْزَلُ عَلَيْهِ الْوَحْيُ وَ رُبَّمَا رَأَى فِي مَنَامِهِ نَحْوَ رُؤْيَا إِبْرَاهِيمَ ع وَ النَّبِيُّ رُبَّمَا سَمِعَ الْكَلَامَ وَ رُبَّمَا رَأَى الشَّخْصَ وَ لَمْ يَسْمَعْ وَ الْإِمَامُ هُوَ الَّذِي يَسْمَعُ الْكَلَامَ وَ لَا يَرَى الشَّخْصَ

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْأَحْوَلِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الرَّسُولِ وَ النَّبِيِّ وَ الْمُحَدَّثِ قَالَ الرَّسُولُ الَّذِي يَأْتِيهِ جَبْرَئِيلُ قُبُلًا فَيَرَاهُ وَ يُكَلِّمُهُ فَهَذَا الرَّسُولُ وَ أَمَّا النَّبِيُّ فَهُوَ الَّذِي يَرَى فِي مَنَامِهِ نَحْوَ رُؤْيَا إِبْرَاهِيمَ وَ نَحْوَ مَا كَانَ رَأَى رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ أَسْبَابِ النُّبُوَّةِ قَبْلَ الْوَحْيِ حَتَّى أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ ع مِنْ عِنْدِ اللَّهِ بِالرِّسَالَةِ وَ كَانَ مُحَمَّدٌ ص حِينَ جُمِعَ لَهُ النُّبُوَّةُ وَ جَاءَتْهُ الرِّسَالَةُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ يَجِيئُهُ بِهَا جَبْرَئِيلُ وَ يُكَلِّمُهُ بِهَا قُبُلًا وَ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ مَنْ جُمِعَ لَهُ النُّبُوَّةُ وَ يَرَى فِي مَنَامِهِ وَ يَأْتِيهِ الرُّوحُ وَ يُكَلِّمُهُ وَ يُحَدِّثُهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونَ يَرَى فِي الْيَقَظَةِ وَ أَمَّا الْمُحَدَّثُ فَهُوَ الَّذِي يُحَدَّثُ فَيَسْمَعُ وَ لَا يُعَايِنُ وَ لَا يَرَى فِي مَنَامِهِ





رسول آن كسى است كه ملك وحى بر او نازل مى شود و او ملك را مى بيند و با او سخن مى گويد، ولى نبى آن كسى است كه خواب مى بيند و در خواب به او وحى مى شود.(ترجمه تفسير الميزان ،ج 14 ،ص 553.)
نبوت و رسالت دو مقام مخصوصند كه خصوصيت يكى رؤيا و خصوصيت ديگرى ديدن فرشته وحى است.
و چه بسا هر دو مقام در يك نفر جمع شود، و او داراى هر دو خاصيت باشد، و چه بسا مى ‏شود كه نبوت باشد و رسالت نباشد، و در نتيجه معناى رسالت البته از نظر مصداق نه مفهوم اخص از معناى نبوت خواهد بود...پس روشن گرديد كه هر رسولى نبى هم هست ولى هر نبيى رسول نيست‏.(ترجمه الميزان، ج‏2، ص217.)


در ادامه ، ایشان اقوال دیگری که در مورد تفات رسول و نبی گفته شده را رد می کنند و می فرمایند :


و اما ساير حرفهايى كه در فرق ميان نبى و رسول زده اند مثل اينكه رسول كسى است كه مبعوث به شرعى جديد شده باشد و نبى اعم از او و از كسى است كه شرع سابق را تبليغ كند صحيح نيست ، زيرا ما در مباحث نبوت اثبات كرديم كه شرايع الهى بيش از پنج شريعت يعنى نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد:sallallah: نيست با اينكه قرآن تصريح كرده به رسالت عده بسيارى از پيغمبران . علاوه بر اينكه هيچ دليلى بر اين فرق در دست نيست . و نيز مانند گفته آن كسى كه گفته رسول كسى است كه داراى كتاب باشد و نبى آن كسى است كه كتاب نداشته باشد. يا قول كسى كه گفته رسول كسى است كه كتاب داشته باشد ولى فى الجمله نسخ شده باشد و نبى كسى است كه چنين نباشد. كه اشكال وجه قبلى بر اين دو قول نيز وارد است .

منبع : ترجمه تفسير الميزان ،ج 14 ،ص 553-554 و ج2،ص209-211.

به سوی نور
۱۳۹۰/۰۸/۰۲, ۰۶:۵۵
و حال بیش از هزار سال است که مردم به امام یا همان حجتی که لازمه هدایتشان است دسترسی ندارند.
جالب اینجاست که هزاران حجت الاسلام و المسلمین داریم!!!

سلام

از سخنان شما مشخص است که پاسخ کارشناسان را نمی خوانید و فقط خود را بر حق می دانید

بهتر است به من بگویید

شما می توانی بینیت را ببینی؟


و تازه با توه به تذکری که در مورد قران به شما دادم باز می گویم

اما ایندفعه با قران!!!

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيغٌ فَيتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ(آل عمران/7)
او کسي است که اين کتاب (آسماني) را بر تو نازل کرد، که قسمتي از آن، آيات «محکم» [= صريح و روشن‌] است؛ که اساس اين کتاب مي‌باشد؛ (و هر گونه پيچيدگي در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مي‌گردد.) و قسمتي از آن، «متشابه» است [= آياتي که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفي در آن مي‌رود؛ ولي با توجه به آيات محکم، تفسير آنها آشکار مي‌گردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگيزي کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسير (نادرستي) براي آن مي‌طلبند؛ در حالي که تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمي‌دانند. (آنها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهي) مي‌گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگار ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمي‌شوند (و اين حقيقت را درک نمي‌کنند).


پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد


جالبه که حتی این ایه را با توجه به این همه رنگی که بهش می دهید

درست نمی خوانید
بین کروشه چی نوشته؟!!!!

به سوی نور
۱۳۹۰/۰۸/۰۲, ۰۷:۰۱
پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است (۱۶۵) سوره نسا


اینم ترجمه ایه که من می گذارم

رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/165)
پيامبراني که بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتي براي مردم بر خدا باقي نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکيم است.


خوب نه در سته؟

من به شما می گم برو فلان کارو انجام بده اگر ندی من می دونم و تو!!!

و حجتو بر تو تمام کردم!!!!


حالا تفاوت را فهمیدید؟(توصیه می کنم کلمه توی کروشه را مطالعه نمایید:Gol:)

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۸/۰۲, ۱۱:۲۹
یک بار دیگر این موضوع را مرور می کنم
ادعا دارید که حجت پس از ختم رسل بر مردم تمام نشده است.
عرض کردم خداوند می فرماید: رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا.

می گویید این ایه از ایات متشابهات است ایاتی که بیش از یک معنی دارد و با ایات محکمات معنی می شود.
عرض میکنم بفرمایید بجز این معنی که من اوردم معنی دیگری بیاورید تا اولا مشخص شود این ایه از متشابهات است و دوما یک ایه از محکمات بیاورید دال بر اینکه حجت بعد از رسل بر مردم تمام نشده است.

عرض کردم امیر المومنین در نهج البلاغه می فرماید: بعد از محمد صلی الله علیه واله حجت بر ما تمام شد.

و باز هم به فرض اینکه حجت بعد از پیامبر تمام نشده باشد
عرض کردم ایا وظیفه امام یا به قول شما همان حجت بجز این است که به امور و مسائل مردم رسیدگی کند و سعی و تلاشش در راستای جلوگیری از گمراهی مردم داشته باشد و پاسخگوی شبهات مردم باشد تا راه راست را گم نکنند؟

و
عرض کردم الان بیش از هزار سال است که مردم به این امام و حجت دسترسی ندارند این حجت وظایفش را انجام نداده است. و لذا حجت بر مردم تمام نشده و کسانی که در طول این هزار سال به علت در دسترس نبودن امام و حجت گمراه شده اند و مرده اند در قیامت قابل مجازات نیستند.

می گویید: وظایفش را انجام می دهد. لطف کنید ابتدا وظایف کسی که امام و حجت همه مردم است را بیان کنید و بعد از ان روشن کنید که وی این وظایف را انجام داده اند؟و می دهند؟. و برای اثبات ادعای خود مبنی بر انجام وظایف وی دلیل روشن بیاورید.
اینکه ادعا کنید او انجام می دهد اما شما نمی فهمید به همان اندازه اعتبار دارد که ان شخص مریخی دارد.

برگردیم به قران
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا
ما راه را به او نشان داديم خواه شاكر باشد و پذيرا گردد يا ناسپاس.
سوره انسان ایه 3
:Gol::Gol:

به سوی نور
۱۳۹۰/۰۸/۰۳, ۰۶:۱۹
سلام


عرض کردم خداوند می فرماید: رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا.


و من ترجمه شما را قرار می دهم

پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است (۱۶۵) سوره نسا

شما اگر درست متوجه شده باشم

حجت را به پیامبر و رسول معنا کردید

و اما من به شما بیان کردم کلمه داخل کروشه را مطالعه کنید!!

بهانه

یا همان دلیل

ببینید من چه معنایی می توانم بکنم

وقتی خداوند بخواهد عذابی به قومی برساند
تمام دلایل را برای انان بیان می کند!!!

که به این کار اتمام حجت نیز می گویند!!
و بعد عذاب می دهد

و با جست و جو کلمه حجه به عربی در قران

به ایات زیر دست یافتیم

وَمِنْ حَيثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ(البقرة/150)
و از هر جا خارج شدي، روي خود را به جانب مسجد الحرام کن! و هر جا بوديد، روي خود را به سوي آن کنيد! تا مردم، جز ظالمان (که دست از لجاجت برنمي‌دارند،) دليلي بر ضد شما نداشته باشند؛ (زيرا از نشانه‌هاي پيامبر، که در کتب آسماني پيشين آمده، اين است که او، به سوي دو قبله، نماز مي‌خواند.) از آنها نترسيد! و (تنها) از من بترسيد! (اين تغيير قبله، به خاطر آن بود که) نعمت خود را بر شما تمام کنم، شايد هدايت شويد!

---------------------------------------------------------

قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ(الأنعام/149)
بگو: «دليل رسا (و قاطع) براي خداست (دليلي که براي هيچ کس بهانه‌اي باقي نمي‌گذارد). و اگر او بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدايت مي‌کند. (ولي چون هدايت اجباري بي‌ثمر است، اين کار را نمي‌کند.)»

-------------------------------------------------------

فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَينَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَينَنَا وَبَينَكُمُ اللَّهُ يجْمَعُ بَينَنَا وَإِلَيهِ الْمَصِيرُ(شوري/15)
پس به همين خاطر تو نيز آنان را به سوي اين آيين واحد الهي دعوت کن و آنچنان که مأمور شده‌اي استقامت نما، و از هوي و هوسهاي آنان پيروي مکن، و بگو: «به هر کتابي که خدا نازل کرده ايمان آورده‌ام و مأمورم در ميان شما عدالت کنم؛ خداوند پروردگار ما و شماست؛ نتيجه اعمال ما از آن ما است و نتيجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصي در ميان ما نيست؛ و خداوند ما و شما را در يکجا جمع مي‌کند، و بازگشت (همه) به سوي اوست!»

و همان آیه ذکر شده توسط شما با ترجمه از طرف آیت الله مکارم شیرازی و البته یک آیه قبل از ان

وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا(النساء/164)
و پيامبراني که سرگذشت آنها را پيش از اين، براي تو باز گفته‌ايم؛ و پيامبراني که سرگذشت آنها را بيان نکرده‌ايم؛ و خداوند با موسي سخن گفت. (و اين امتياز، از آن او بود.)
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/165)
پيامبراني که بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتي براي مردم بر خدا باقي نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکيم است.


خوب همان طور که در ایات مشاهده می کنید

حجة به معنای دلیل ترجمه شده است!!!


همان طور که مشاهده می کنید در ایه قبل از 165 نساء سخن از بیان سرگذشت پیامبران است
و بعد در این آیه می گوید پیامبرانی که انذار دهنده بودند
تا بعد از ان پیامبران(دقت کنید این جا پیامبر اسلام را معرفی نمی کند نمی گوید تو و پیامبران گذشته)
حجت یا بهانه(کروشه) نباشد!!

اگر بنا بود ختم حجه را ب طور کلی بیان کند نباید پیامبر(ص) را نیز مورد خطاب قرار دهد؟


مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمًا(الأحزاب/40)
محمد (ص) پدر هيچ يک از مردان شما نبوده و نيست؛ ولي رسول خدا و ختم‌کننده و آخرين پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز آگاه است!


در این آیه خداوند پیامبر را خاتم انبیا معرفی می کند

ولی سخن از حجة نمی زند.:Gol:




************************************************** *************************************




عرض کردم امیر المومنین در نهج البلاغه می فرماید: بعد از محمد صلی الله علیه واله حجت بر ما تمام شد.


این بخش از بیاناتتان را قرار دهید تا ببینیم کجای نهج البلاغه است؟

و اما من یک قسمتی از خطبه 1 را قرار می دهم


خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد و از آنان پيمان گرفت که هر چه را که به آنها وحى مى‏شود ، به مردم برسانند و در امر رسالت او امانت نگه دارند ، به هنگامى که بيشتر مردم ، پيمانى را که با خدا بسته بودند ، شکسته بودند و حق پرستش او ادا نکرده بودند و براى او در عبادت شريکانى قرار داده بودند و شيطانها از شناخت خداوند ، منحرفشان کرده بودند و پيوندشان را از پرستش خداوندى بريده بودند . پس پيامبران را به ميانشان بفرستاد . پيامبران از پى يکديگر بيامدند تا از مردم بخواهند که آن عهد را که خلقتشان بر آن سرشته شده ، به جاى آرند و نعمت او را که از ياد برده‏اند ، فرا ياد آورند و از آنان حجّت گيرند که رسالت حق به آنان رسيده است و خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگيزند . و نشانه‏هاى قدرتش را که بر سقف بلند آسمان آشکار است به آنها بنمايانند و هم آنچه را که بر روى زمين است و آنچه را که سبب حياتشان يا موجب مرگشان مى‏شود به آنان بشناسانند و از سختيها و مرارتهايى که پيرشان مى‏کند يا حوادثى که بر سرشان مى‏تازد ، آگاهشان سازند . خداوند بندگان خود را از رسالت پيامبران ، بى‏نصيب نساخت بلکه همواره بر آنان ، کتاب فرو فرستاد و برهان و دليل راستى و درستى آيين خويش را بر ايشان آشکار ساخت و راه راست و روشن را خود در پيش پايشان بگشود . پيامبران را اندک بودن ياران ، در کار سست نکرد و فراوانى تکذيب کنندگان و دروغ انگاران ، از عزم جزم خود باز نداشت . براى برخى که پيشين بودند ، نام پيامبرانى را که زان سپس خواهند آمد ، گفته بود و برخى را که پسين بودند ، به پيامبران پيشين شناسانده بود .

قرنها بدين منوال گذشت و روزگاران سپرى شد . پدران به ديار نيستى رفتند و فرزندان جاى ايشان بگرفتند و خداوند سبحان ، محمد رسول اللّه ( صلى اللّه عليه و آله ) را فرستاد تا وعده خود برآورد و دور نبوّت به پايان برد . در حالى که از پيامبران برايش پيمان گرفته شده بود . نشانه‏هاى پيامبرى‏اش آشکار شد و روز ولادتش با کرامتى عظيم همراه بود . در اين هنگام مردم روى زمين به کيش و آيين پراکنده بودند

و هر کس را باور و عقيدت و آيين و رسمى ديگر بود : پاره‏اى خدا را به آفريدگانش تشبيه مى‏کردند . پاره‏اى او را به نامهايى منحرف مى‏خواندند و جماعتى مى‏گفتند که اين جهان هستى ، آفريده ديگرى است . خداوند به رسالت محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) آنان را از گمراهى برهانيد و ننگ جهالت از آنان بزدود .

************************************************** *************************************

عرض کردم الان بیش از هزار سال است که مردم به این امام و حجت دسترسی ندارند این حجت وظایفش را انجام نداده است.

این وظایف را خدا تعیین می کند اگر خدا بگوید انجام نده انجام نمی دهند

لذا حجت بر مردم تمام نشده و کسانی که در طول این هزار سال به علت در دسترس نبودن امام و حجت گمراه شده اند و مرده اند در قیامت قابل مجازات نیستند.

امام گرچه غایب اند اما حاضر هستند و به مردم کمک می کنند
یک سوال دارم

رسول خدا (ص) هنگامی که به سفر می رفتند

آیا مسئولیتشان را خودشان انجام می دادند؟(در شهر )
آیا پیامبر (ص) خودشان به طور مستقیم به همه شهر ها می رفتند و تک تک مردم را به اسلام فرا می خواندند؟
و خود حجت را تمام می کردند؟
آیا همه مردم پیامبر (ص) را دیده بودند؟


می گویید: وظایفش را انجام می دهد. لطف کنید ابتدا وظایف کسی که امام و حجت همه مردم است را بیان کنید و بعد از ان روشن کنید که وی این وظایف را انجام داده اند؟و می دهند؟. و برای اثبات ادعای خود مبنی بر انجام وظایف وی دلیل روشن بیاورید.

شما بگویید ببینم بینیتان را می توانید ببینید؟

هدی
۱۳۹۰/۰۸/۰۳, ۰۷:۱۷
به نام خدا
با سلام

موضوع بسیار ساده است و نیازی به این مثالهای خورشید و ابر و ماه و مریخ نیست!
من تشبيهي كه در روايات از امام زمان - ارواحنا فداه - آمده بود را آوردم از ماه و مريخ براي شما مثال نياوردم اميدوارم مفهوم باشد .

تشیع مدعی است که بعد از ارسال پیامبران که خاتم انها محمد صلی الله علیه وآله است از طرف خدا حجت بر مردم تمام نشده و وجود امامان معصوم لازمه اتمام حجت بر مردم است.
اما قرآن کریم می فرماید بعد از رسل حجت بر مردم تمام شده است.
اما بزرگوار قرآن كريم تنها همين يك آيه را ندارد ، آيات ديگري هم دارد و به فرمايش و سفارش قرآن عزيز ، نبايد نومن ببعض و نكفر ببعض باشيم . حال كه شما مصريد با قرآن و ايات مباركش بحث را ادامه دهيم بنده هم در خدمتم . لطفا نظرتان را در مورد اين آيه شريفه بفرماييد :
«إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ»؛ «همانا تو بیم دهنده‏اى وبراى هر قومى هدایت‏گرى است.»( سوره رعد، آیه 7)
هدايتگري كه در آيه ذكر شده است و آنرا براي هر قومي جداگانه معرفي مينمايد كيست ؟
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصّادِقِینَ»
صادقين چه كساني هستند كه اهل تقوا دعوت به معيت و تبعيت از آنان شده اند ؟
«أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الأَمْرِ مِنْکُمْ»
خدا وند تبارك و تعالي و نبي مكرمش حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آْله كه مشخصند ، اولي الامر چه كساني اند ؟ كه ما به اطاعت از آنان امر شده ايم ؟
همچنين لطفا بفرماييد مراد از " شهيد " در اين سه آيه چه كساني هستند ؟
«فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنا بِکَ عَلى هؤُلآءِ شَهِیداً»؛ «چگونه است حال «در روز محشر» آن گاه که از هر طایفه‏اى گواهى آوریم وتو را «اى پیامبر» بر آنان گواه خواهیم.»( سوره نساء، آیه 41)
«وَیَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً ثُمَّ لایُؤْذَنُ لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَلا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ»؛ «وآن روز را که ما از هر امّتى شاهدى برانگیزیم، آن گاه به کافران اجازه سخن داده نشود وتوبه آنان نیز پذیرفته نگردد.»( سوره نحل، آیه 84)
«وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِى کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنا بِکَ شَهِیداً عَلى هؤُلآءِ»؛ «روزى که ما در هر امّتى از میان خودشان گواهى بر آنان برانگیزیم وتو را «اى محمّد» بر این امت گواه آوریم.»( نحل، آیه 89)
البته آيات ديگري هم وجود دارد فعلا با همين آيات شروع كنيم تا بعد .

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۸/۰۳, ۰۹:۴۲
ایا سوالات من واضح نیست که بجای جواب دادن به انها باز به شاخه دیگر می روید.
بسوی نور.
ایا معنای ایه 165 سوره نسا بجز این است که می فرماید بعد از رسل حجت بر مردم تمام شده است؟
لطفا جواب دهید .
مراجعه کنید به چندین معانی از علمای مختلف ببینید ایا در معنی این ایه اختلافی است؟!!! که نیست
ادعا کردید که این ایه از متشابهات است. لطفا این را اثبات کنید تا به ادامه بحث برسیم!
شاخه به شاخه پریدن باعث بی نتیجه ماندن بحث و تبادل نظر است لذا قدم به قدم لطفا

دوما پرسیدم ایه ای از محکمات بیاوردید مبنی بر اینکه بعد از خاتم رسل حضرت محمد صلی الله علیه و اله حجت تمام نشده است. یعنی به زبان ساده تر برای عقیده خودت از قران دلیل محکم ارائه کن لطفا. که گویا اصلا شما سوال من را ندیدید!
سخن حضرت امیر (( تمت بنبینا محمد صلی الله علیه واله حجته )) در خطبه 90 نهج البلاغه است .
این هم آدرس ان ( البته قبلا هم عرض کردم و لی مثل اینکه توجه نفرمودید )

(( ...وَدَائِعِ رِسَالاَتِهِ قَرْنا فَقَرْنا حَتَّى تَمَّتْ بِنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِه حُجَّتُهُ، وَ بَلَغَ الْمَقْطَعَ عُذْرُهُ وَ نُذُرُهُ...)) آدرس: http://www.ghadeer.org/nahj/khotbe/n1000011.htm

عرض کردم به فرض اینکه بعد از رسل حجت تمام نشده باشد الان بیش از هزار سال است که ان امامی که به عقیده شما حجت است در دسترس مردم نیست.
و عرض کردم که از مهمترین وظایفش رسیدگی به امور مردم و سعی و تلاش در راستای هدایت مردم است و جلوگیری از کج روی مردم و ....
اما چنین وظایفی را انجام نداده اند
لذا حجت بر مردم تمام نشده و مجازات گمراهان عادلانه نیست.

ادعا می کنید : ((امام گرچه غایب اند اما حاضر هستند و به مردم کمک می کنند))
دلیل؟!!!

به سوی نور
۱۳۹۰/۰۸/۰۳, ۱۰:۲۱
یا سوالات من واضح نیست که بجای جواب دادن به انها باز به شاخه دیگر می روید.
بسوی نور.
ایا معنای ایه 165 سوره نسا بجز این است که می فرماید بعد از رسل حجت بر مردم تمام شده است؟
لطفا جواب دهید .
مراجعه کنید به چندین معانی از علمای مختلف ببینید ایا در معنی این ایه اختلافی است؟!!! که نیست
ادعا کردید که این ایه از متشابهات است. لطفا این را اثبات کنید تا به ادامه بحث برسیم!

سلام

بر طبق این ایات که اوردید به روشنی بیان می کند که اتمام حجت کردیم نه انکه ختم نبوت یا وصایت

نگاه کنید چند ایه هم اوردم که حجه را دلیل معنا کرده اند

اگر کمی تفکر کنید اتمام حجه منظور عدم دلیل اوردنه

عدم بهانه اوردن

یعنی پس فردا نگویند که برای ما پیامبر نفرستادی تا ما را هدایت کنند!!!!
از این دست جملات زیاد استفاده می شه

از کجا معلوم منظور این نباشه؟ خود مترجمین نیز قرارداند(بهانه،اتمام حجت)



مراجعه کنید به چندین معانی از علمای مختلف ببینید ایا در معنی این ایه اختلافی است؟!!! که نیست

منم از آیت الله مکارم شیرازی ترجمه قرار دادم

می بینید در داخل پرانتز به معنای اتمام حجت معنا کرده اند

رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/165)
پيامبراني که بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتي براي مردم بر خدا باقي نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکيم است.

-----------------------------------------------------------


دوما پرسیدم ایه ای از محکمات بیاوردید مبنی بر اینکه بعد از خاتم رسل حضرت محمد صلی الله علیه و اله حجت تمام نشده است. یعنی به زبان ساده تر برای عقیده خودت از قران دلیل محکم ارائه کن لطفا. که گویا اصلا شما سوال من را ندیدید!

چرا دیدم

پیامبر با بیان آیات قران و احادیث حجه را تمام کردند
و با تفسیر اولیا امر در این آیه

شما را به پیروی از 12 خلیفه فرا خواندند با بیان حدیث ثقلین باز بیان کرده اند
و ایات ولایت و...

وتمامی امور را به درستی به ما آموزش دادند



يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا(النساء/59)
اي کساني که ايمان آورده‌ايد! اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را! و هرگاه در چيزي نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داوري بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (کار) براي شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيکوتر است.


وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيطَانَ إِلَّا قَلِيلًا(النساء/83)
و هنگامي که خبري از پيروزي يا شکست به آنها برسد، (بدون تحقيق،) آن را شايع مي‌سازند؛ در حالي که اگر آن را به پيامبر و پيشوايان -که قدرت تشخيص کافي دارند- بازگردانند، از ريشه‌هاي مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده کمي، همگي از شيطان پيروي مي‌کرديد (و گمراه مي‌شديد).

----------------------------

اول خطبه را بخوانید در خواهید یافت

اي پرسش‏کننده، درست بنگر، آنچه را که قرآن از صفات خدا بيان مي‏دارد، به آن اعتماد کن، و از نور هدايتش بهره گير، و آنچه را که شيطان تو را به دانستن آن واميدارد، که کتاب خدا آن را بر تو واجب نکرده، و در سنت پيامبر (ص) و امامان هدايتگر (ع) نيامده، رها کن و علم آن را به خدا واگذار، که اين نهايت حق پروردگار بر تو است. بدان، آنها که در علم دين استوارند، خدا آنها را از فرو رفتن در آنچه که بر آنها پوشيده است و تفسير آن را نمي‏دانند، و از فرو رفتن در اسرار نهان بي‏نياز ساخته است، و آنان را از اين رو که به عجز و ناتواني خود در برابر غيب و آنچه که تفسير آن را نمي‏دانند اعتراف مي‏کنند، ستايش فرمود، و ترک ژرف‏نگري آنان در آنچه که خدا بر آنان واجب نساخته را راسخ بودن در علم شناسانده است. پس به همين مقدار بسنده کن! و خدا را با ميزان عقل خود ارزيابي مکن، تا از تباه‏شدگان نباشي.


----------------------------------------------------------

هنگامي که خدا زمين را آماده زندگي انسان ساخت و فرمان خود را صادر فرمود، آدم (ع) را از ميان مخلوقاتش برگزيد، و او را نخستين و برترين مخلوق خود در زمين قرار داد، ابتدا آدم را در بهشت جاي داده و خوراکيهاي گوارا بدو بخشيد، و از آنچه که او را منع کرد پرهيز داد، و آگاهش ساخت که اقدام بر آن نافرماني بوده و مقام و ارزش او را به خطر خواهد افکند. اما آدم (ع) از آنچه نهي شد، اقدام کرد و علم خداوند درباره او تحقق يافت، تا آنکه پس از توبه، او را از بهشت به سوي زمين فرستاد، تا با نسل خود زمين را آباد کند، و بدين وسيله حجت را بر بندگان تمام کرد، و پس از وفات آدم (ع) زمين را از حجت خالي نگذاشت و ميان فرزندان آدم (ع) و خود، پيوند شناسايي برقرار فرمود، و قرن به قرن، حجتها و دليلها را بر زبان پيامبران آسماني برگزيده و حاملان رسالت خويش جاري ساخت، تا اينکه سلسله انبيا توسط پيامبر اسلام، حضرت محمد (ص) به اتمام رسيد و بيان احکام و انذار و بشارت الهي به سرمنزل نهايي راه يافت. آفرينش امکانات زندگي روزي انسانها را اندازه‏گيري و مقدر فرمود، گاهي کم و زماني زياد، و به تنگي و وسعت، به گونه‏اي عادلانه تقسيم کرد تا هر کس را که بخواهد با تنگي روزي يا وسعت آن بيازمايد، و با شکر و صبر، غني و فقير را مورد آزمايش قرار دهد. سپس روزي گسترده را با فقر و بيچارگي درآميخت، و تندرستي را با حوادث دردناک پيوند داد، دوران شادي و سرور را با غصه و اندوه نزديک ساخت، اجل و سرآمد زندگي را مشخص کرد، آن را گاهي طولاني و زماني کوتاه قرار داد، مقدم يا موخر داشت، و براي مرگ، اسباب و وسائلي فراهم ساخت، و با مرگ، رشته‏هاي زندگي را در هم پيچيد و پيوندهاي خويشاوندي را از هم گسست تا آزمايش گردند.



ادعا می کنید : ((امام گرچه غایب اند اما حاضر هستند و به مردم کمک می کنند))
دلیل؟!!!


و من به شما گفتم شما بینیتان را می توانید ببینید؟


عرض کردم به فرض اینکه بعد از رسل حجت تمام نشده باشد الان بیش از هزار سال است که ان امامی که به عقیده شما حجت است در دسترس مردم نیست.
و عرض کردم که از مهمترین وظایفش رسیدگی به امور مردم و سعی و تلاش در راستای هدایت مردم است و جلوگیری از کج روی مردم و ....
اما چنین وظایفی را انجام نداده اند
لذا حجت بر مردم تمام نشده و مجازات گمراهان عادلانه نیست.

و من از شما سوالات ی پرسیدم

امام گرچه غایب اند اما حاضر هستند و به مردم کمک می کنند
یک سوال دارم

رسول خدا (ص) هنگامی که به سفر می رفتند

آیا مسئولیتشان را خودشان انجام می دادند؟(در شهر )
آیا پیامبر (ص) خودشان به طور مستقیم به همه شهر ها می رفتند و تک تک مردم را به اسلام فرا می خواندند؟
و خود حجت را تمام می کردند؟
آیا همه مردم پیامبر (ص) را دیده بودند؟

جواب؟:Gol:

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۸/۰۳, ۱۲:۰۷
پاسخگوی محترم
سوره رعد
وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ ۗ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ ۖ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ ﴿٧﴾

کافران می‌گویند: کاش! معجزه‌ای (از معجزات پیشنهادی ما) از سوی پروردگارش بر او (که خویشتن را خاتم‌الانبیاء می‌خواند) نازل می‌شد، (و پیغمبریِ محمّد را برای ما ثابت می‌کرد. آخر قرآن و کارهای دیگری که از او دیده می‌شود، ما را قانع نمی‌کند. تازه اگر ما را قانع هم بکند، ما تنها چیزهائی را می‌پسندیم که خودمان پیشنهاد می‌کنیم. ای محمّد!) تو تنها بیم‌دهنده‌ای (و پیغمبری، و بر رسولان پیام باشد و بس،) و هر ملّتی راهنمائی (از میان سائر پیغمبران) دارد (و تو چیز نوظهور و بی‌سابقه‌ای نمی‌باشی).*خرمدل
و آنان كه كافر شده‌اند مى‌گويند: «چرا نشانه‌اى آشكار از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است؟» [اى پيامبر،] تو فقط هشداردهنده‌اى، و براى هر قومى رهبرى است.* فولادوند

علما با مراجعه به قران وسنت به هدایت مردم می پردازند.
وچیزی که بعد از خاتم انبیا انجام شده و الان هم بدون حضور امام انجام میدهند میلیونها انسان هدایت یافته اند و هزاران انسان بدست همین علما مسلمان می شود وهدایت می یابند. و بعد حال که امام نیست این مردم در اروپا وامریکا چگونه هدایت می یابند؟ پس ان امام هادی کجاست وچرا وطیفه هدایت خودش را انجام نمی دهد؟!! توصیه می کنم در مورد گروه جماعت تبلیغ کمی تحقیق کنید. ( جسارت نشود استاد بزرگوار اما این پیشنهاد من است که برای تحقیق در مورد گروه جماعت تبلیغ سفری چند روزه به زاهدان * مرکز جماعت تبلیغ* یا سراون داشته باشید)


سوره توبه
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ ﴿١١٩﴾
ای مؤمنان! از خدا بترسید و همگام با راستان باشید.* خرمدل

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد.* فولادوند

داستان نزول آیه چنین است، جنگ تبوک یکی از جنگهای مهم و سخت مسلمانان بود، گروهی از جنگ تخلف کردند، و بعد از بررگشت مسلمانان از جهاد رسول الله آنان را تنبیه کرد و در نهایت آنها بخشیده شدند. و این آیات از 117 تا 121 بعد برگشت مسلمانان نازل شد، و خداوند در آیه اولی از مجاهدان راستین تمجید کرد، و در آیه بعد متخلفین را بعد از تنبیه بخشید، و در آیه سوم، ( آیه مورد نظر) دستور داد به مؤمنین که همگام با صادقین باشند، و در آیه بعد، دستور به عدم تخلف از دستور رسول الله داد در مواقع جنگ و سختی و جهاد،
حال باید دانست منظور از " صادقین" در آیات چه کسانی هستند؟
خداوند در چند جا از آیات قرآن صادقین را معرفی کرده است.
الف: در سوره بقره مى خوانيم :
«لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا***** ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ » (بقره - 177).
ايمان به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتب آسمانى و پيامبران ، سپس انفاق در راه خدا به نيازمندان و محرومان ، و بر پا داشتن نماز، و پرداختن زكات ، و وفاى به عهد، و استقامت در برابر مشكلات به هنگام جهاد، و پس از ذكر همه اينها مى گويد: كسانى كه اين صفات را دارا باشند، صادقان و پرهيزگارانند.
ب: و در آيه 15 سوره حجرات مى خوانيم :
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿١٥﴾»
(یقینا مؤ منان كسانى هستند كه ايمان به خدا و پيامبرش آورده ، سپس شك و ترديدى به خود راه نداده اند (و علاوه بر اين ) با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند، اينها صادقان هستند.)****
اين آيه نيز (صدق )**** را مجموعه اى از ايمان و عمل كه در آن هيچگونه ترديد و تخلفى نباشد معرفى مى كند.
ج: و در آيه 8 سوره حشر مى خوانيم :
«لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ***** ﴿٨﴾»
از مجموع اين آيات نتيجه مى گيريم كه (صادقين ) آنهائى هستند كه تعهدات خود را در برابر ايمان به پروردگار به خوبى انجام مى دهند، نه ترديدى به خود راه مى دهند، نه عقب نشينى مى كنند، نه از انبوه مشكلات مى هراسند بلكه با انواع فداكاريها، صدق ايمان خود را ثابت مى كنند.
اینگونه است که معنی صادقین در آیه با توجه به آیات دیگر مشخص می شود. خداوند به مؤمنین دستور می دهد، از کسانی باشید که در دین شکی ندارند، در راه خدا جهاد می کنند، و مال و جانشان را نثار دین و عقیده خود می کنند، اوصافشان عبارت است از، اقامه نماز، ادای روزه، پرداخت زکات، توجه به محرومان و ... ( آیات سوره بقره و حجرات ناظر بر این معناست) این گروه در دوره رسول الله وجود داشتند، که عبارت بودند از مهاجرین، و انصار ( آیه سوره حشر، و آیه 117سوره توبه) آن کسانی که با وجود سختی جهاد با رسول الله در جنگ تبوک حاضر شدند. لذا خداوند سایر مؤمنین ( کسانی که تخلف ورزید و کسانی که در این راه کوتاهی می کنند) را به همگامی با آنان دستور می دهد.

سوره نسا
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ ۖ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّـهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿٥٩﴾
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا (با پیروی از قرآن) و از پیغمبر (خدا محمّد مصطفی با تمسّک به سنّت او) اطاعت کنید، و از کارداران و فرماندهان مسلمان خود فرمانبرداری نمائید (مادام که دادگر و حقّگرا بوده و مجری احکام شریعت اسلام باشند) و اگر در چیزی اختلاف داشتید (و در امری از امور کشمکش پیدا کردید) آن را به خدا (با عرضه‌ی به قرآن) و پیغمبر او (با رجوع به سنّت نبوی) برگردانید (تا در پرتو قرآن و سنّت، حکم آن را بدانید. چرا که خدا قرآن را نازل، و پیغمبر آن را بیان و روشن داشته است. باید چنین عمل کنید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این کار (یعنی رجوع به قرآن و سنّت) برای شما بهتر و خوش فرجام‌تر است.* خرمدل

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد؛ پس هر گاه در امرى [دينى‌] اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، آن را به [كتاب‌] خدا و [سنت‌] پيامبر [او] عرضه بداريد، اين بهتر و نيك‌فرجام‌تر است.* فولادوند

اولی الامر صاحبان اختیار مردم مانند حاکمان و علمایی که به نوعی رهبری مردم را دارند هستند و اطاعت از انها تا زمانی لازم است که در محدوده شریعت باشند و در غیر این صورت اطاعت از انها گمراهی است.
قرائنی که در این آیه و آیات دیگر موجود است می‌رساند که اولوالأمر در زمان رسول خدا صلی الله علیه وسلم بوده و فرمانداران لشکری و کشوری اولوالأمر بودند که از طرف رسول خدا صلی الله علیه وسلم اعزام شده بودند، به دلائل بسیاری :
خود قرآن در آیات دیگر اولوالامر را تفسیر کرده، و در آیة 83 سورة نساء فرموده :
وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾
یعنی: و چون آمد ایشان را امری از أمن و خوف نشر دادند آن را، و اگر به رسول و اولوالأمر از خود ارجاع می‌کردند هر آینه دانسته بودند آن را آنانکه استخراج می‌کردند آن امر را از ایشان، و اگر فضل خدا و رحمت او نبود هر آینه پیروی شیطان کرده بودید مگر عدة قلیلی. در این آیه «جاء و أذاعوا و ردوا و علم» تماما به صغیة ماضی آمده که خدا مذمت کرده آنانکه اخبار ترس‌آور و یا طمأنینه و آرامش‌آور را نشر داده بودند بدون آنکه مراجعه به اولوالامر کرده باشند. پس معلوم می‌شود در زمان رسول خدا صلی الله علیه وسلم اولوالأمری بوده و أولوالأمر زمان رسول خدا صلی الله علیه وسلم همان فرمانداران لشکری و کشوری حضرت بودند، و این آیة 83 راجع به غزوة موته است که زید بن حارثه والی بود.

در نهج‌البلاغه در کتاب 53 که امیرالمؤمنین مالک اشتر را والی مصر کرده می‌فرماید: «حین ولاه مصر» و خطاب می‌کند به او مکرر بعنوان والی یکجا می‌فرماید : «تنظر فیه من أمور الولاه قبلک»، و در جمله‌ای می‌فرماید: «واشعر قلبک الرحمه للرعیة، والمحبه لهم، و اللطف بهم، ولاتکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم أکلهم ... فإنک فوقهم»، و در جمله‌ای می‌فرماید : «و إذا أحدث لک ما أنت فیه من سلطانک .. ». و مردم مصر را رعیت او شمرده مکررا و او را یکی از افراد اولوالامر شمرده، و با این حال به او می‌نویسد : «واردد إلی الله و رسوله ما یضلعک من الخطوب و یشتبه علیک من الأمور فقد قال تعالی لقوم أحب ارشاهم :* يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ....& » تا آخر که در اینجا آن حضرت مالک را که از افراد اولوالأمر است مصداق «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ... » شمرده و او را موظف کرده که در أمور مراجعه به خدا و رسول کند در حالیکه مالک اشتر نه امام معصوم است و نه سلطان و خلیفه است و او فرماندار است، پس أولوا الأمر فرمانداران رسول خدا صلی الله علیه وسلم وفرمانداران زمامداران مسلمین می‌باشند.

درخطبة 123 نهج‌البلاغه در باب تحکیم حکمین در صفین خود را مرجع تنازع قرار نداده بلکه طرف تنازع قرار داده و می‌فرماید: «ولما دعانا القوم إلی أن نحکم بیننا القرآن لم نکن الفریق المتولی عن کتاب الله تعالی و قد قال الله سبحانه : «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ... » فرده إلی الله أن نحکم بکتابه و رده إلی الرسول أن نأخذ بسنته».

پس بنابراین تنازعتم شامل اولوالأمر نیز می‌شود، یعنی: اگر مردم یا اولوالأمر در چیزی نزاع کردند، طرفین نزاع بایدبه کتاب خدا و سنت رسول صلی الله علیه وسلم مراجعه کنند، و اگر مقصود امام معصوم بود می‌باید قول او را قبول کنند و با او نزاع نکنند.
در این آیه فرموده : «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ... » و نفرموده : فردوه إلی الله و الرسول واولی الأمر! واگر مقصود از اولوالأمر امام معصوم بود باید او را مرجع نزاع قرار دهد نه طرفین نزاع. به هر حال بسیار روشن است از کتاب الله و سنت رسول الله که اولوالأمر همان فرمانداران اعزامی از طرف رسول خدا صلی الله علیه وسلم بوده‌اند.

بهرحال اگر اولوالأمر عبارت باشد از 12 نفر امام معصوم معینی با اصل اسلام و ابدی‌بودن آن منافی است، زیرا اولا دین اسلام که حلال محمد حلال إلی یوم القیامه، وحرامه حرام إلی یوم القیامه می‌باشد مجری و زمامدار لازم دارد در هر دوره و زمانی، و عمر آن دوازده نفر و یا حکومت آنان محدود به سیصد سال است و این منافات با لزوم زمامدار در تمام ادوار است.
اگر امام دوازدهم اولوالامر بوده اند و هستند باز هم این مسئله مطرح است که در طول این هزار و اندی سال وظایف خود را انجام نداده اند.

سوره نسا
فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَىٰ هَـٰؤُلَاءِ شَهِيدًا ﴿٤١﴾
(ای محمّد! حال اینان) چگونه خواهد بود بدان گاه که از هر ملّتی گواهی (از پیغمبران برای شهادت بر قوم خود) بیاوریم و تو را (نیز به عنوان) شاهدی بر (قوم خود، از جمله) اینان (یعنی تنگچشمان و نافرمایان) بیاوریم؟.* خرمدل

پس چگونه است [حالشان‌] آنگاه كه از هر امتى گواهى آوريم، و تو را بر آنان گواه آوريم؟.* فولادوند


سوره نحل
وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لَا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ﴿٨٤﴾
روزی (که قیامت فرا می‌رسد) از هر ملّتی گواهی را (که در دنیا پیغمبرشان بوده است) برمی‌انگیزیم (تا علاوه بر آگاهی خدا از احوال ایشان، و شهادت همه‌ی اندامشان، بر آنان شهادت دهد و موجب شرمساری و رسوائی بیشترشان گردد. در آن دادگاه پس از شهادت شهود و قرار گرفتن در برابر عذاب الهی) دیگر به کافران اجازه داده نمی‌شود (لب از لب بگشایند و معذرت‌خواهی نمایند) و (از سوی پیغمبران) از ایشان خواسته نمی‌شود که جلب رضایت و تقاضای گذشت نمایند (چرا که فرصت جلب رضایت خدا با گفتار و کردار گذشته است، و هنگام رویاروئی با نتائج اقوال و اعمال و بازتاب پندار و رفتار دنیوی فرا رسیده است).* خرمدل

و [ياد كن‌] روزى را كه از هر امّتى گواهى برمى‌انگيزيم، سپس به كسانى كه كافر شده‌اند رخصت داده نمى‌شود و آنان مورد بخشش قرار نخواهند گرفت.* فولادوند

سوره نحل
وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ ۖ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَىٰ هَـٰؤُلَاءِ ۚ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَ ﴿٨٩﴾
روزی در میان هر ملّتی گواهی از خودشان بر آنان می‌گماریم (که در دنیا پیغمبر ایشان بوده است)، و تو را (ای محمّد!) بر اینان (که هم اینک در جهان هستند و یا این که بعدها به وجود می‌آیند) گواه می‌گیریم، (و از تو درباره‌ی عملکرد مسلمانان به قرآن و دوری گزیدنشان از آن می‌پرسیم. قرآنی که برنامه‌ی کامل و جامعی در بر دارد) و ما این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرده‌ایم که بیانگر همه‌چیز (امور دین مورد نیاز مردم) و وسیله‌ی هدایت و مایه‌ی رحمت و مژده‌رسان مسلمانان (به نعمت جاویدان یزدان) است.* خرمدل

و [به ياد آور] روزى را كه در هر امتى گواهى از خودشان برايشان برانگيزيم، و تو را [هم‌] بر اين [امت‌] گواه آوريم، و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است، بر تو نازل كرديم.* فولادوند


پیامبر صلی الله علیه واله گواه بر تبیین و تشریح دین است به طور کافی و وافی . خطبه رسول الله صلی الله علیه واله در روز عرفه در حجه الوداع را بخوانید.

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۸/۰۳, ۱۳:۳۶
به سوی نور
سلام و خسته نباشید
فرمودید: (( بر طبق این ایات که اوردید به روشنی بیان می کند که اتمام حجت کردیم نه انکه ختم نبوت یا وصایت ))
احسنت مطلب من هم بجز این نیست
چگونه است که قران می فرماید حجت را تمام کردیم بعد از رسل. و حضرت علی رضی الله عنه هم می فرمایند حجت تمام شد با محمد صلی الله علیه واله که خاتم رسل است اما باز مدعی هستید که بعد از پیامبر حجت تمام نشده و ادامه دارد؟!!!

((و من به شما گفتم شما بینیتان را می توانید ببینید؟))
بله میتوانم بینیم راببینم
اگر منظور شما نوک بینی است که با چشم صورت مستقیما قابل دیدن نیست عرض میکنم که :
دلایل وجود بینی من این است :
به راحتی از راه بینی تنفس میکنم . به راحتی بوسیله بینی بویایی را حس میکنم .و دلایلی از این دست... یعنی چون بینی من تمام وظایفش را انجام می دهد پس وجود دارد حال هر شکل و رنگی که داشته باشد مهم نیست.
اما امامی که به ادعای شما حجت است برای همه مردم و اولین وظیفه اش تلاش و کوشش در راستای هدایت مردم و پاسخگویی به مسائل مردم است الان بیش از هزار سال است که در دسترس مردم نیست و وظایفش را انجام نمی دهد.
قبلا هم عرض کردم برای روشنتر شدن موضوع ابتدا وظایف امام یا همان حجت بر مردم را بیان کنید و بعد مورد به مورد با دلیل اثبات کنید که این امام وظایفش را انجام داده و می دهد.

رسول الله صلی الله علیه واله در راه ابلاغ کلمه توحید رنجها و مشقتها کشیدند
با مشکلاتی مانند تمسخر . تهمت . ترور . فقر . ضرب و شتم . و.... روبرو شدند و تاریخ گواه این است که یارانی تربیت کردند که در راستای اهداف شریعت با وی همکاری کردند. و با جان و مال خود این راه را رفتند تا اینکه رسول الله صلی الله علیه واله توانستند دین را ابلاغ کنند و حجت را بر مردم تمام کنند و خطبه روز عرفه رسول الله صلی الله علیه واله معروف است که سه بار خدا را شاهد میگیرد که دین را رساندم.
اما این امام غایب در این هزار سال چه مشقتی را در راه وظایفش انجام داده است؟!!
خواهشا این قیاس را کنار بگذارید.

به سوی نور
۱۳۹۰/۰۸/۰۴, ۱۰:۰۵
سلام

احسنت مطلب من هم بجز این نیست
چگونه است که قران می فرماید حجت را تمام کردیم بعد از رسل. و حضرت علی رضی الله عنه هم می فرمایند حجت تمام شد با محمد صلی الله علیه واله که خاتم رسل است اما باز مدعی هستید که بعد از پیامبر حجت تمام نشده و ادامه دارد؟!!!

حجه تمام کرده اند!!!

در مورد سخن امام علی(ع) اول خطبه را برای شما قرار دادم دقت کنید سخن از ائمه هدایتگر زده اند


کارشناس محترم پاسخی به شما داده اند

لینک را مشاهده کنید
http://www.askquran.ir/showpost.php?p=491594&postcount=34


بله میتوانم بینیم راببینم

بینی به خودی خود مشاهده نمی شود(اگر توجه تان به اطراف باشد و به ان توجه نکنید )

و اگر به ان توجه کنید متوجه حضورش می شوید به یک وسیله درست است؟

شما می گویید چون وظایف اش را انجام می دهد پس وجود دارد

حال اگر شما نتوانید بو حس کنید یا راحت نفس بکشید وجود ندارد؟


اما امامی که به ادعای شما حجت است برای همه مردم و اولین وظیفه اش تلاش و کوشش در راستای هدایت مردم و پاسخگویی به مسائل مردم است الان بیش از هزار سال است که در دسترس مردم نیست و وظایفش را انجام نمی دهد.

سوالات من را در مورد پیامبر(ص) بود را نخواندید؟

مگر پیامبر(ص) افرادی را به جای خود تعیین نمی کردند؟

یا به سوی قبایل نمی فرستادند؟

آیا پیامبر(ص) به طور مستقیم همه را به اسلام دعوت کردند یا با همان مباشران که به سمت قبیله شان می رفتند وظیفشونو انجام می دادند؟
فکر کنید و حتما به این دلایل پاسخ دهید:Gol:


دین را رساندم.

بله دین را کامل رساندند
و ما هم می گوییم

اما نگفتند که دیگر نیازی به وصی نیست
گفته اند؟



اما این امام غایب در این هزار سال چه مشقتی را در راه وظایفش انجام داده است؟!!

1.از کجا معلوم مشقت نکشیده باشند؟(شما مطمئنید)

2.وظیفه رو چه کسی تعیین می کنه؟ خدا یا بنده خدا؟

اگر خدا تصمیم بگیره فعلا امام کاری نکند و پنهان باشد
آیا می توانید بگویید امام در انجام وظایف خود کوتاهی کرده است؟
اولین وظیفه همه ما اطاعت از فرمان خدا است
این یک وظیفه !!:Gol:

saman.jamaly
۱۳۹۰/۰۸/۰۴, ۱۲:۱۹
بلی حجت تمام شد بر مردم بعد از رسل و این کلام قران و کلام امیر المومنین است
به همان معنایی که خودتان از ایه 165 سوره نسا نوشته اید دقت کنید تا صراحت این مطلب را ببینید
در مورد کلام علی رضی الله عنه که می فرمایند حجت با محمد صلی الله علیه واله تمام شد هم از این صریحتر چگونه می توان بیان کرد؟

اگر بینی ام را نبینم و اثرات وجودی ان مانند بویایی و تنفس را هم نداشته باشم , بلی می گویم بینی ندارم
و یا اسم ان را بینی نگذارم و بجای بینی بگویم تکه گوشت اضافه و بی فایده.
( امیدوارم مطالبم باعث جسارت نشود فقط چون بحث و تبادل نظر است مجبورم برای روشنتر شدن موضوع اینگونه بیان کنم )
رسول خدا صلی الله عیه وآله سفیران بسیاری داشتند و زحمات و تلاش و انجام وظایف خود پیامبر و سفریان و همچنین نتایج تلاش انجام وظایفشان کاملا موجود و روشن است
شما بفرمایید اثبات کنید که امام غایب چگونه حاضر است؟!
و چگونه وظایفشان را انجام می دهد؟!
من برای اطمینان یافتن از سعی وتلاش این امام غایب و به قول شما حجت , احتیاج به دلیل اشکار و محکم دارم . و هیچ دلیلی هم در این راستا نمی بینم. شما اگر دلیل دارید بفرمایید ما را هم روشن کنید.
می توانم بگویم این امام غایب هیچ کاری نکرده و انجام وظیفه نفرموده. چون دلیلی برای انجام ان نمی بینم.

اولین وظیفه ما اطاعت از فرمان خداست
الله تعالی همه ما و شما را توفیق عبودیت عطا فرماید. آمین
:Gol:

به سوی نور
۱۳۹۰/۰۸/۰۵, ۰۶:۴۹
بلی حجت تمام شد بر مردم بعد از رسل و این کلام قران و کلام امیر المومنین است
به همان معنایی که خودتان از ایه 165 سوره نسا نوشته اید دقت کنید تا صراحت این مطلب را ببینید
در مورد کلام علی رضی الله عنه که می فرمایند حجت با محمد صلی الله علیه واله تمام شد هم از این صریحتر چگونه می توان بیان کرد؟

سلام

امیدوارم ان مطلب را مطالعه کرده باشید



اگر بینی ام را نبینم و اثرات وجودی ان مانند بویایی و تنفس را هم نداشته باشم , بلی می گویم بینی ندارم
و یا اسم ان را بینی نگذارم و بجای بینی بگویم تکه گوشت اضافه و بی فایده.

کمتر شدن وظیفه بینی دلیل بر عدم وجود ان نیست
و ان کار خود را انجام می دهد ولی به حقیقت امر آگاه نیستیم
ما برای مشاهده ان نیاز مندیم که یا چشمانمان را کمی دقیق تر کنیم و یا با اینه


رسول خدا صلی الله عیه وآله سفیران بسیاری داشتند و زحمات و تلاش و انجام وظایف خود پیامبر و سفریان و همچنین نتایج تلاش انجام وظایفشان کاملا موجود و روشن است

و وقتی حضرت(ص) سفیری می فرستادند به ایشان سمتی عطا می کردند

درست است؟

و امام ما نیز همین گونه به وظایف خود عمل می کنند

اگر در روایات ما به جست و جو بپردازید

در خواهید یافت که امام ما 4 نایب خاص داشتند که به واسته انها وظایفشان را انجام می دادند

و تعالیم را به گوش ما می رساندند

و زمانی که به فرمان خدا غیب کبری(دقت کنید به فرمان خدا و به خواست او) آغاز گشت با بیان شرایطی نواب عام را به انتخاب خود شیعیان سپرد که می توانید ادله را از کارشناسان بخواهید


اولین وظیفه ما اطاعت از فرمان خداست

و این امور به خواست خدا روی اورد و به طوری که امامان ما در طی زمانی که در راه خدا کشته نشده بودند برنامه ی ویژه ایی برای این دوران ریخته بودند

و امام ما نیز گرچه ما او را نمی بینیم اما او به خواست خدا ما را می بیند و از احوال ما آگاه است

و به امور ما رسیدگی می کند می توانید گزارشاتی را در این زمینه پیدا کنید

با آرزوی توفیق روز افزون تمامی مسلمانان و پیروزی انان بر کفار


از کارشناسان محترم تقاضی دارم گزارشات رسیده از رویت امام و کمک ایشان را بیان نمایند
و همچنید احادیث وارده در مورد نواب عام را ارائه نمایند:Gol:

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۲۲:۲۲
این مثال خورشید پشت ابر هم داستانی شده !

یکی از نظریه هایی که برای انقراض دایناسورها وجود دارد چیست ؟
برخورد شهاب سنگ و ایجاد گرد و غبار و پنهان شدن خورشید به مدت زیاد و مرگ میر بسیار ! ایا ان خورشید پشت ابر فایده ایی داشته با اینکه وجود داشته ؟!!!!

تازه خورشید 1 ساعت پشت ابر می ماند نه 2 ساعت ! اصلا یک هفته ! قرار باشد زیاد پشت ابر بماند که زندگی تعطیل میشه !
یکی دوتا تا از نعمت های که می رسه به واسطه وجود ایشان نام ببرید که دیگر کشورها از وجودش محرومند !


شما یا کسانی هستند که ایشان را ببینند ؟ من چند جا را معرفی کنم ایشون کمک کنند !

بعدش متوجه نشدم ایشون واسطه رسیدن فیض به زمین هستند ؟!!! خدا خودش به تنهایی نمی تونه یعنی ؟ یا با ادمها قهره ؟ یه فاصله اش دوره ! ؟؟؟ یا ...





با سلام و عرض ادب

مسلما براي شخصي كه مقام و منزلت امام را نشناخته چنين سوالاتي به ذهنش مي رسد و اين كاملا طبيعي چون جاهل بودن نسبت به برخي قضايا موجب بروز سوالات عديده مي شود ، حضرت عالي هم با توجه به عدم شناختتان خطور اينگونه سوالات بر ذهن شما طبيعي است .

1- این اشکالات از زبان کسانی مطرح می گردد که در واقع نه امام را شناخته اند و نه به معنای حقیقی امامت پی برده اند. و امام را مانند رهبری عادی که کارش مسئله گویی و حداکثر، اجرای حدود و احکام است می دانند، در حالی‌که مقام امامت و ولایت به مراتب از این مقامات ظاهری شامخ تر و والاتر است و باید دانست که مفهوم غایب بودن امام مهدی(عج) این نیست که وجودی نامرئی دارد و به یک وجود پنداری شبیه تر است، بلکه او نیز از یک زندگی طبیعی عینی خارجی برخوردار است و تنها استثنایی که در زندگی او وجود دارد، عمر طولانی اوست و الاّ آن وجود نازنین، در جامعه انسانی به طور ناشناس زندگی می کند.

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۲۲:۲۳
2- باید گفت، اگر چه حضور شخصی امام غایب در بین مردم سبب می شود که مسلمانان از برکات بیشتر و در سطح وسیع تری بهره مند شوند، ولی این چنین نیست که اگر شخص امام غایب بود هیچ گونه فایده و ثمره ای برای امت اسلام و مردم نداشته باشد، بلکه مردم را تحت نفوذ شخصیتی خود می گیرد زیرا آثار امام که بقیة الله در زمین است، بر دو قسم می باشد:

الف : آثار حضور؛
ب: آثار ظهور؛

و غیبت امام به معنای عدم ظهور اوست، نه عدم حضور.

3- مسئله فوائد وجودی امام غایب از طرق ذیل قابل بررسی و محل بحث است:
الف : از طریق محاسبات اجتماعی؛

ب: از طریق قرآن و نهج البلاغه؛

ج: از طریق روایات متعدد معصومین(ع).

تا هر فردی به فراخور فکر خود، یکی از این طرق یا هر سه را بپذیرد؛ به گونه ای که شخص غیر معتقد، به اصالت قرآن و نهج البلاغه، از طریق اول می تواند فایده وجود امام غایب را به خوبی درک کند.

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۲۲:۲۵
اینک؛ بیان این راه‌ها و پاسخ به سؤال موردنظر به کمک آنها:

الف :ازطریق محاسبات اجتماعی (وجود رهبر موجب بقای مکتب):

محاسبات عقلی و اجتماعی ثابت می کند که اعتقاد به وجود چنین امامی، در طول مدت، اثر عمیقی در اجتماع شیعه داشته است که اکنون به آن اشاره می کنیم:

اصولاً هر جامعه ای برای خود تشکیلات و سازمانی دارد، و برای بقا و ادامه کار سازمان‌ها و به منظور تعقیب هدف، وجود رهبری لازم است. هرگاه این رهبر در دل اجتماع باشد، وجود و مداخله اش در رهبری و گردش تشکیلات و سازمان‌ها لازم و ضروری خواهد بود، ولی هرگاه که رهبر به عللی محبوس، یا تبعید و دور افتاده، یا مریض و بیمار باشد، وجود او برای پیگیری امور اجتماع و افراد، کافی خواهد بود؛ زیرا باز مردم به امید آن رهبر، دست به دست هم داده، کارها را ادامه می دهند. در طول تاریخ، در میان ملل زنده که قیام و نهضت‌هایی داشتند، برای این مطلب گواهی‌های فراوانی وجود دارد که نشان می دهد تا آن رهبر از حیات و زندگی برخوردار بوده، هر چند از نزدیک موفق به رهبری نمی شده، اما تشکیلات آن گروه، باقی و پایدار می مانده‌است؛ اما لحظه ای که حیات و زندگی او به پایان می رسید، تفرقه و دو دستگی، تشتّت قوا و پراکندگی و نابسامانی در میان جمعیت حکم فرما می گردید.

بهترین شاهد بر اینکه وجود رهبر، حافظ نظام و نگاه‌دارنده مکتب و مایه تشکّل پیروان اوست، ماجرای نبرد احد است. در جنگ احد، به طور اشتباه، و یا از روی غرض ورزی، ندایی در قلب لشکر بلند شد:

ألا قد قُتل محمّد، محمد کشته شد.

این خبر ناگوار، زمانی در میان مسلمانان منتشر شد که آنان مشغول دفاع از تجاوز و تعدّی مهاجمان بودند. وقتی شایعه مرگ رهبر قوت گرفت، نظام و پیوستگی آنان چنان گسسته گردید که هر کدام به گوشه ای فرار کرده و دست از نبرد کشیدند و گروهی به فکر پیوستن به لشکر دشمن افتادند، اما هنگامی که خبر قتل پیامبر تکذیب شد، لشکر از هم پاشیده، بار دیگر به دلگرمی وجود رهبر از نقاط مختلف دور پیامبر گرد آمده و نبرد و دفاع را از سر گرفتند. خداوند، در قرآن کریم، این حقیقت را به خوبی بیان فرموده:

و ما محمّد، الاّ رسول قد خلت من قبله الرّسل أفإن مات أو قتل انقلبتم. علی أعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرّالله شیئاً و سیجزی الله الشّاکرین.( سوره آل عمران (3)، آیه 138)
با این توضیح، درباره امام زمان(عج) باید گفت: آیا اعتقاد به وجود امام حی و حاضر، ناظر، مستعد و آماده برای نهضت، هر موقعی که خدا بخواهد، در حفظ وحدت جمعیت و تشکیلات، بالأخص آماده کردن افراد برای نهضت و قیام بر ضدّ جور، استبداد و خودکامگی، و افسانه پرستی و تفرقه اندازی مؤثر نیست؟

هرگاه جمعیتی معتقد شود که رهبر آنان در قید حیات و زندگی بوده و پیوسته مترقب فرمان الهی است که از پس پرده غیبت بیرون آید، به طور مسلم ناامید نمی شود، وحدت کلمه خود را از دست نمی دهد و در حفظ مکتب خویش می کوشد.

بنابراین اگر رهبر یک جنبش در میان مردم هم نباشد، وجود واقعی او می تواند الهام بخش معنوی و مایه امید، تحرّک و یادآوری گردد و اما در مورد اینکه چرا خداوند امام را در موقع ظهور خلق نکرد، باید گفت: اگر چنین بود، اصولاً عنوان انتظار ظهور مصلح، واقعیت خارجی پیدا نمی کرد، زیرا انسان‌ها در انتظار فردی می توانند باشند که به زنده بودنش معتقدند والاّ نمی توان بشریت را به این دلخوش داشت که چند سال بعد ممکن است کسی به دنیا آید که قرار است نقش منجی را ایفا کند. پس آدمیان در شناخت دقایق و ظرایف حیات و برای آنکه در مسیر تکاملی به پیکار برخیزند، لازم است که از وجود رهبری، حتی اگر غایب باشد، الهام گرفته و بهره مند گردند.

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۲۲:۲۷
ب:از طریق قرآن و نهج البلاغه(امام؛ حجت آشکار خدا):

امیرمؤمنان(ع) در نهج البلاغه برای خدا دو نوع حجت معرفی می نمایند: یکی حاضر و آشکار و دیگری غایب و ناپیدا. آنجا که می فرماید:

پروردگارا، روی زمین هیچ گاه از حجت‌های تو خالی نمی ماند، حجت‌هایی که گاهی مرئی و آشکار، و گاهی از بیم مردم پنهان است، تا دلایل آئین الهی محو و نابود نشود.( نهج البلاغه، کلمات حکمت، شماره 139. نهج البلاغه فیض الإسلام، ص1148)

مقصود امام علی(ع) از «حجت خائف و مغمور» کیست؟ آیا جز آن پیشوای معصوم است که بر اثر نبودن شرایط مساعد، در پس پرده غیبت به سر می برد تا روزی که جهان برای قیام و نهضت او آماده گردد؟

پس از آگاهی از این دو نوع حجت به ذکر نام گروهی از اولیای الهی که آنان یا غایب و پنهان بوده و با این حال هدایت می کردند یا به صورت مستتر به سازندگی افراد اشتغال داشتند و یا اینکه نبی و ولی بودند ولی منتظر آن بودند که فرمان حق رسیده و سپس انجام وظیفه کنند، می پردازیمکه نام آنها در قرآن بیان شده :

الف) معلم موسی که در اخبار به نام «خضر» معرفی شده است؛

ب) پیامبر گرامی اسلام(ص) که سه سال از طریق فردسازی هدایت می کرد؛

ج) حضرت موسی(ع) در مدت غیبت چهل روزه؛

د) حضرت یونس(ع) که مدت‌ها در شکم نهنگ، پنهان از دیدگان به سر می برد.

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۲۲:۲۷
ج: از طریق روایات متعدد معصومین(ع):

تشبیه امام زمان به خورشید پشت ابر :

گفتیم که غافلان سئوالات بیشماری رابرای استفاده از امام غایب عنوان میکرده اند ومیکنند جالب است بدانیم که ازصدها سال پیش جوابشان پیشاپیش داده شده است !!!در سخنان پیشوایان معصوم: دربارة فواید امام غایب، طی تشبیه زیبایی، حضرت مهدی4 در دوران غیبت، به آفتاب پشت ابر تشبیه شده است. نخست، در بیان نورانی رسول گرامی اسلام(ص)، آن گاه پیشوای چهارم امام سجاد (ع)وسپس ششمین پیشوای شیعیان، امام صادق(ع) و سرانجام در بیانی نورانی از واپسین حجت الهی حضرت مهدی(عج) به این تشبیه زیبا، اشاره شده است که به آن‌ها می‌پردازیم:

الف : زمانی که بر لبان مبارک آخرین پیامبر الهی صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم نام مقدس آخرین جانشین و غیبت او علیه السّلام جاری می شد. سوالی اذهان و افکار مردم را فرا گرفته بود. لذا جابر از پیامبر صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم سوال کرد: هل ینتفع الشیعة بالقائم فی غیبة؟ آیا شیعه در زمان غیبت از امام غایب نفعی می برد؟ پیامبر فرمودند:« ای والذی بعثنی بالنبوّة انهم لینتفعون به و یستضیئون بنور ولایته فی غیبة کانتفاع الناس بالشمس و ان جلّلها الحساب»
آری، قسم به پروردگاری که مرا به نبوت برگزید، در زمان غیبت از او بهره می برند و از نور هدایتش روشنایی می گیرند، مانند بهره گیری مردم از خورشید، اگر چه ابرها آن را پوشانده باشد. ‌ای جابر! این از اسرار پوشیده خداوند" و از علوم ذخیره شده او است. آن را مخفی کن، مگر از اهلش(- بحارالانوارعلامه مجلسی ، ج52، ص93 ،و ج36، ص250).

امام زمان علیه السّلام آیتی از حق و شمس عالم هستی است، که تمام تیرگی ها و ظلمت ها را کنار زده و جهان را به نور علم و معرفت و عدل منور می فرماید، منتهی در خفا بودن او در پشت ابر غیبت نیز آیتی از حق است و انتفاع جهان از این نیّر اعظم با توجه به روایات امری مسلّم و قطعی است

این موضوع را حتی امامان دیگر هم عنوان میکنند

ب) از امام چهارم، حضرت سجاد(ع) پرسیدند:
شیعیان در زمان غیبت از وجود حضرت ولی عصر(ع) چگونه استفاده می کنند؟
فرمود: آن چنان که از خورشید استفاده می شود هنگامی که در پشت ابرها پنهان گردد.( دکتر احمد محمود صبحی، نظریه الإمامة ص413)

ج) حضرت امام صادق(ع) فرمود:

از روزی که خداوند متعال، حضرت آدم را آفریده تا روز رستاخیز، زمین خالی از حجت نبوده و نخواهد بود، یا حجت ظاهر و روشن و یا غایب و پنهان.

راوی پرسید:

از امام غایب چگونه استفاده می شود؟

امام صادق علیه السّلام فرمودند: « کما ینتفعون بالشمس اذا سترها السحاب»! همان طور که از خورشید پوشیده به ابر منتفع می شوند. (اصول کافی ج1ص200 ، أمالى، صدوق، ص 186. 6. و بحارالانوار، ج52، ص92)

امام چون خورشید فروزان است که با نور خود جهان را شکوه و جلال می بخشد و خود در افقی است که دست ها به او نرسد و دیده ها او را نتوان دید.

عمق و شیرینی و جذابیت این تشبیه و تعبیر هنگامی بیش تر می شود که صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف خود نیز چنین تشبیهی به کار می برند.

د: ایشان در توقیعی به اسحاق بن یعقوب می فرماید: « و اما وجه الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذا غیبها عن الابصار السحاب» ؛ نحوه ی بهره بردن از من در روزگار غیبتم، مانند بهره گرفتن از خورشید است ، آن گاه که ابرها آن را از دیدگان بپوشاند(بحارالانوار، ج52، ص92و ج53ص181)

مانند آفتاب فروزنده زیر ابر
پنهان و آشکار امام زمان ماست
در گلشن هدایت و گلزار معرفت
جان بخش چون بهار امام زمان ماست(مرحوم عارفچه اصفهانی ، اشک فراق، ص10)