PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تنبیه؟!



منیر87
۱۳۸۷/۰۹/۱۲, ۰۸:۱۲
بسم الله الرحمن الرحیم




آيا تنبيه يك روش تربيتى است؟
:Gig:
كارايى آن در چه‏ سطحى است؟
شرايط استفاده ازآن چيست؟
چه كسانى‏ اجازه اعمال آن را دارند؟
اسلام در اين زمينه چه‏مى‏گويد؟
روانشناسان و مربيان تربيتى چه مى‏گويند؟
اين هاو پرسش هايى از اين دست، پرسش هايى است كه در محافل‏تربيتى زياد مطرح است.
چنين مشهور و معروف شده كه‏تنبيه از نظرروانشناسان، به دليل اثرات منفى كه از خودبرجاى مى‏گذارد مطرود و ممنوع است و بايداز آن ‏اجتناب كرد. اما بيشتر دانشمندان و علماى اسلامى تنبيه را از نظر اسلام جايزدانسته و براى آن شرايط و حدودى را تعيين مى‏كنند.


http://dl.glitter-graphics.net/pub/2419/2419421jibvsok9bz.gif (http://www.glitter-graphics.com)

Hakim
۱۳۸۷/۱۱/۲۱, ۰۹:۴۳
يكى از مباحث مورد اختلاف در نظام تعليم و تربيت دنياى معاصر، مسأله «تنبيه » است كه نظريات افراطى و تفريطى درباره آن مطرح شده است . عده اى به طور كلى با تنبيه موافق نيستند; در مقابل عده اى تنبيه را لازمه رشد و بالندگى و ضامن بقاى نظام اجتماعى مى دانند و بر وجود آن پاى مى فشرند. ، اسلام در سيستم تربيتى خود، راهى ميانه و معتدل را ارائه داده و اصل تنبيه را به عنوان آخرين روش تربيتى ، پذيرفته است .
وجود جهنم و عذاب اخروى مجرمان ، در آيات قرآنى ، دليل روشنى بر قبول اصل تنبيه از سوى اسلام است .
البته اسلام ، با پذيرش اصل تنبيه ، آن را متناسب با مجرم و نوع جرم ، به صورت منطقى و تعديل شده ، تعريف كرده است ; براى مثال ، اسلام به تكليف در كنار مطرح ساختن تنبيه ، اهميت ويژه اى داده و بسيارى از تنبيه ها را از كودكان و كسانى كه به سن بلوغ نرسيده اند، برداشته است .
يادآور مى شويم كه در بسيارى موارد، در زندگى اجتماعى ، قبل از تنبيه بدنى ، تنبيه اخلاقى مطرح است چرا كه تنبيه بدنى آخرين راه و روش تربيتى است . در تنبيه اخلاقى مراحلى وجود دارد كه به صورت مختصر و فشرده ، عبارت است از: تذكر غير مستقيم ، تذكر و نصيحت ، ملامت و سرزنش ، محروم نمودن قهر كردن ، اخطار و... .
قرآن در كنار مطرح ساختن «تنبيه »، اصل هاى مهم اخلاقى ديگرى را كه در صورت اجراى صحيح ، ضرورت و زمينه تنبيه را از بين مى برد، بيان داشته و بر آن ها تأكيد كرده است . اصل هايى چون عفو، گذشت ، صبر، بردبارى ، فروخوردن خشم ، احسان ، محبت و... مانند آيه 134 آل عمران

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۰:۱۴
در مورد تنبيه در اسلام بحث هاى مختصرى‏از سوى برخى از دانشگاهيان صورت گرفته است كه‏ معمولا به ذكر نظرات و فتواى برخى از فقها اكتفا نموده وتفحص كمترى در روايت‏ شده است.

از سوى ديگر فقهاى اسلامى نيز معمولا به بيان حكم فقهى مساله اكتفا كرده و به جنبه‏هاى تربيتى و اخلاقى مساله و كم و كيف‏ تنبيه در روايات كمتر وارد شده‏اند.
از آنجايى كه روشن‏ شدن اين بحث،بويژه از نظر اسلام، در محافل تربيتى ازاهميت‏خاصى برخوردار است ‏برآنيم تا دررواياتى كه دراين زمينه وارد شده است جست‌وجوى بيشترى نموده و به ‏سؤالات بالا ازمنظر اسلام پاسخ گوئيم.

در پايان نيزاشاره‏اى به نظر برخى از روانشناسان و مربيان تربيتى ‏خواهيم داشت تا نشان دهيم كه نظر روانشناسان و مربيان‏تربيتى چه مقدار با نظر اسلام هماهنگ است.

http://dl.glitter-graphics.net/pub/2419/2419421jibvsok9bz.gif (http://www.glitter-graphics.com)

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۴:۰۹
تنبيه در لغت ‏به معناى آگاهانيدن، بيدار كردن، واقف‏ گردانيدن به چيزى و آگاه و هوشيار كردن آمده است. (1) ودر اصطلاح به عملى گفته مى‏شود كه لازمه آن آگاه وهوشيار كردن باشد و دست كم به سه معنا بكار رفته است :

1. حذف پاسخ مثبت از ارگانيسم و يا اضافه كردن ‏پاسخ منفى به آن . از نظر اسكينر تنبيه به اين معنا بكار رفته‏است . وى مى‏گويد: «تنبيه زمانى رخ مى‏دهد كه پاسخ‏ مثبتى را از موقعيت‏ حذف و يا چيزى منفى به آن‏ بيافزاييم. به زبان متداول مى‏توان گفت تنبيه دور ساختن ‏چيزى از ارگانيسم است كه خواستار آن است‏يا دادن‏ چيزى است ‏به او كه طالب آن نيست. » (2) (http://www.glitter-graphics.com)
جان ايانز و همكاران نيز مى‏گويند: «تنبيه عبارت است‏از ارائه محرك ناخوشايند يا حذف تقويت مثبت‏ بلافاصله‏ بعد از انجام يك رفتار.» (3)
تنبيه به اين معنا را تنبيه به معناى عام مى‏ گوييم.

http://dl.glitter-graphics.net/pub/2419/2419421jibvsok9bz.gif (http://www.glitter-graphics.com)


(http://www.glitter-graphics.com)

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۴:۱۲
2. ارائه پاسخ منفى به ارگانيسم. دكتر سيف مى ‏گويد:«تنبيه عبارتست از ارائهيك محرك آزارنده يا تنبيه كننده(تقويت كننده منفى) به دنبال يك رفتار نا مطلوببراى‏كاهش دادن احتمال آن رفتار. براى مثال اگر بعد از انجام‏ رفتارى نامطلوب از سوى كودك مثلا گفتن يك حرف‏زشت‏با ارائه يك محرك آزارنده مثل سيلى زدن به او خواسته باشيم كه احتمال بروز رفتار نامطلوب را در اوكاهش دهيم او را تنبيه كرده‏ايم.» (4)
تنبيه به اين معنا را تنبيه‏ به معناى خاص مى‏گوييم.

http://dl.glitter-graphics.net/pub/2419/2419421jibvsok9bz.gif (http://www.glitter-graphics.com)


(http://www.glitter-graphics.com)

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۵/۲۵, ۲۳:۲۸
3. تنبيه بدنى يا كتك زدن. گاهى مراد از تنبيه، به ‏همين معناست كه ما آن را تنبيه به معناى اخص مى‏گوييم.

روشن است كه بر طبق معناى اول - معناى عام - تنبيه ، طيف وسيعى را در برمى‏ گيرد كه عبارتست از تغافل ، بى اعتنايى، تهديد، تحقير، سرزنش، تمسخر، محروم سازى،جريمه، جبران، تغيير چهره، روى ‏برگرداندن و تنبيه بدنى . اما بر طبق معناى دوم- معناى‏ خاص - تنبيه ديگر شامل تغافل، بى اعتنايى محروم ‏سازى و به عبارت ديگر حذف تقويت مثبت نمى‏شود.

آنچه از ميان اين معانى سه گانه تنبيه مورد ترديد وبحث واقع شده است قسم سوم يا تنبيه به معناى اخص‏است، گرچه برخى از مصاديق تنبيه به‏معناى دوم - خاص - نظيرتهديد، تحقير، سرزنش و تمسخر نيز كما بيش موردرد و انكار واقع شده است. بنابراين،ما بيشترين كوشش‏خود را بر اين مصروف مى‏داريم كه ببينيم روايات ‏معصومين «عليهم السلام‏» درباره تنبيه بدنى كودك چه‏مى‏گويند. انحصار بحث‏به تنبيه كودك نيز به دليل اهميت‏ تربيتى آن در اين دوران مى‏باشد.

http://dl.glitter-graphics.net/pub/2419/2419421jibvsok9bz.gif (http://www.glitter-graphics.com)

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۰۶, ۱۴:۲۳
تنبيه كودك در روايات

قبل از ورود به بحث روايات تذكر اين نكته اهميت داردكه قطع نظر از روايات، تنبيه كودك جايز نيست چون‏ خداى تعالى انسان را آزاد آفريده است و كسى را برديگرى تسلط نيست مگر آنكه او اجازه كند بعلاوه تنبيه وزدن ديگرى ايذاء، اذيت و ظلم به اوست و اين اعمال درشرع نهى شده است‏به طورى كه برخىروايات آن راحرب با خدا و كفر مى‏دانند.

ابن ابى عمير از معاويه نقل‏مى‏كند كه از امام صادق(ع) درباره قول خداى سبحان «ومن يرد فيه بالحاد» سؤال كردم امام فرمود:
«هر ظلمى الحاد است و زدن خادمى كه گناه نكرده‏ است از اين الحاد است.» (5)

بنابراين اگر نتوانيم از روايات باب تنبيه جواز آن رااستفاده كنيم اصل عدم جواز بجاى خود باقى است.همينطور در مواردى كه شك در جواز داريم بايد به اصل‏عدم جواز تمسك كرد. در مورد تنبيه كودك، روايات‏متعددى از پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) وارد شده‏است كه از مجموع آنها مى‏ توان استفاده كرد كه اصل تنبيه‏ كودك به منظور تربيت و تاديب او جايز است.
http://dl.glitter-graphics.net/pub/2419/2419421jibvsok9bz.gif

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۰۶, ۱۴:۲۶
از اين‏ روست كه تقريبا تمام فقهاء به جواز تنبيه كودك فتوا داده‏اند. اما در كم و كيف آن و اينكه چه كسى چنين‏ اجازه‏اى را دارد اختلاف كرده‏اند. در اينجا نظر برخى ازفقهاء را به اختصار ذكر مى‏ كنيم:
همراه ما باشید

قضاوت
۱۳۸۹/۰۶/۰۶, ۱۸:۰۰
از اين‏ روست كه تقريبا تمام فقهاء به جواز تنبيه كودك فتوا داده‏اند. اما در كم و كيف آن و اينكه چه كسى چنين‏ اجازه‏اى را دارد اختلاف كرده‏اند. در اينجا نظر برخى ازفقهاء را به اختصار ذكر مى‏ كنيم:



سلام و درود:Rose:

وقتی حکم فقها در موسسات دولتی (آموزش و پرورش) اجرا نمیشه . انتظار دارید مردم اجراش کنند.

دولت چرا اجرا نمیکنه ؟ چرا به اموزش پرورش دستور نمیده که به فتوای مراجع عمل کنه.

آخه پس کی قوانین اسلامی در جمهوری اسلامی می خواد اجرا بشه؟

یا علی

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۲:۳۸
وقتی حکم فقها در موسسات دولتی (آموزش و پرورش) اجرا نمیشه . انتظار دارید مردم اجراش کنند.
سلام عرض می کنم خدمتتون
عمل به دستورات هم فردی باید باشه همه اجتماعی
دلیل نمیشه که وقتی جایی حکمی رو اجرا نمی کنه ما هم بخوایم از عمل به اون سر باز بزنیم
اینکه میگید در آموزش و پرورش اجرا نمیشه میشه مثال بزنید؟

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۲:۴۰
آية‏الله العظمى اراكى (ره)

سؤال: هرگاه، پدر، فرزند خود را به قصد تاديب موردضرب قرار دهد آيا ديه دارد يا نه؟
جواب:هرگاه تاديب طفل متوقف باشد بر ضرب‏جائز است ولى بايد سرخ و كبودنشود... (6)

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۲:۴۳
آية ‏الله العظمى بروجردى:

جواب: اگر بچه يكى از گناهان ‏كبيره را انجام دهد، ولى يامعلم او مى‏تواند به قدرى كه‏ ادب شود و ديه واجب نشود او را بزند. (7)

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۲:۴۷
آية‏الله العظمى گلپايگانى:

جواب: اگر بچه يكى از گناهان كبيره‏ را انجام دهد ولى يا ديگرى با اذن ولى او مى‏تواند به ‏قدرى كه ادب شود و ديه وارد نشود او را بزند.(8)

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۲:۴۹
آية‏الله العظمى امام خمينى (ره):

جواب: گفته شده است كه درادب كودك زدن بيش از ده شلاق كراهت دارد. ولى‏ ظاهر اين است كه ادب كودك بايد با توجه به نظر ادب‏كننده و ولى كودك باشد گاهى مصلحت كودك اقتضا مى‏كند كه كمتر از ده شلاق به او زد و گاهى اقتضاى بيشتراز ده شلاق مى‏كند ولى در هر حال نبايد از تعزير فرد بالغ‏ بيشتر شود بلكه احتياط اين است كه از تعزير فرد بالغ هم‏ كمتر باشد و احوط از آن اين است كه به پنج و شش ‏شلاق اكتفا شود. (9 )

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۲:۵۳
در زمينه تنبيه سه دسته روايت از ائمه معصومين(ع) وارد شده است:

دسته اول رواياتى است كه اجازه تنبيه كودك را به‏ حاكم مى ‏دهد تا در برابر گناهانى كه كودك انجام مى‏دهد مانند سرقت، زنا، لواط و... او را تنبيه و يا تعزيركند . به‏ دليل اينكه اين دسته از روايات در مورد حقوق كيفرى ‏است و تحقق آن به دست قاضى است و با بحث ما كه ‏تنبيه كودك در ارتباط با معلم و والدين است ‏بيگانه است ، ازبحث درباره آنها صرف نظر مى‏ كنيم.

دسته دوم رواياتى است كه تنبيه كودك را در جهت‏ تربيت و تاديب او براى پدر ومعلم جايز مى ‏شمارند.

دسته سوم رواياتى است كه تنبيه كودك را بر ترك ‏نماز جايز مى‏ شمارند.

روايات دسته دوم و سوم به بحث ما مربوط مى‏ باشند ، بنابراين به بررسى برخى ازآنها در اين جا مى‏ پردازيم.

قضاوت
۱۳۸۹/۰۶/۱۲, ۰۴:۰۲
عمل به دستورات هم فردی باید باشه همه اجتماعی
دلیل نمیشه که وقتی جایی حکمی رو اجرا نمی کنه ما هم بخوایم از عمل به اون سر باز بزنیم
اینکه میگید در آموزش و پرورش اجرا نمیشه میشه مثال بزنید؟

سلام و درود:Gol:


عرض بنده این است که در آموزش و پروش چند سالی که تنبیه در تمامی اشکال آن ممنوع شده است.


حال جنابعالی بفرمایید که این مسئله با آموزه های دینی ما منافات دارد یا خیر ؟



((الهم اجعل عواقب امورنا خیرا))

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۱۲, ۲۲:۱۶
سلام و درود:gol:


عرض بنده این است که در آموزش و پروش چند سالی که تنبیه در تمامی اشکال آن ممنوع شده است.


حال جنابعالی بفرمایید که این مسئله با آموزه های دینی ما منافات دارد یا خیر ؟



((الهم اجعل عواقب امورنا خیرا))


سلام علیکم
بنده در آموزش و پرورش فعالیت نمی کنم ولی گمان میکنم تنبیه بدنی ممنوع شده باشه!!!؟
گاهی معلمان و مربیان آموزشی به اسم تنبیه آموزشی(غیربدنی)
برای دانش آموزان نوشتن مطالب نصف کتاب درسی اونم با تکرار بیش از 5 بار از هر کدام مشخص می کنند ؟!
به نظر شما این کمتر از تنبیه بدنی محسوب می شه؟
حالا حق با آموزش پرورش نیست که همه نوع تنبیه رو ممنوع کنه تا جلوی این رفتار ها گرفته بشه؟
در عوض به معلمان روانشناسی برخورد با کودک آموزش داده بشه تا در مواقع مناسب برخورد مناسب صورت بگیره

قضاوت
۱۳۸۹/۰۶/۱۳, ۱۲:۱۲
سلام علیکم
بنده در آموزش و پرورش فعالیت نمی کنم ولی گمان میکنم تنبیه بدنی ممنوع شده باشه!!!؟
گاهی معلمان و مربیان آموزشی به اسم تنبیه آموزشی(غیربدنی)
برای دانش آموزان نوشتن مطالب نصف کتاب درسی اونم با تکرار بیش از 5 بار از هر کدام مشخص می کنند ؟!
به نظر شما این کمتر از تنبیه بدنی محسوب می شه؟
حالا حق با آموزش پرورش نیست که همه نوع تنبیه رو ممنوع کنه تا جلوی این رفتار ها گرفته بشه؟
در عوض به معلمان روانشناسی برخورد با کودک آموزش داده بشه تا در مواقع مناسب برخورد مناسب صورت بگیره
سلام و درود:Rose:

ببینید بزرگوار گاهی اوقات تنبیه بدنی لازمه التبه نباید زیاده روی کنیم .

اینکه تنبیه بدنی کاملاً حذف بشه نظر دین هستش یعنی با آموزه های دینی ما منافاتی نداره.

جالب بدانید که تنبیهات مشقی هم حذف شده !!!!

شما مشخصه که بچه ی مدرسه ای هم ندارید !!

ولی خوب مهم این هستش که از نظر دینی مسئله رو توضیح بدهید اطلاعات آموزشی رو حقیر نوشتم .


یا علی:Rose:

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۱۳, ۱۷:۵۰
با برخی حرف های شما موافق هستم هر چند با تنبیه بدنی در مدارس بالکل مخالفم.
ولی اگر موافقید بنده به ادامه مطالب بپردازم
ما بقی بحث باشه برای آخر مطالب
خب فعلا به ادامه مطالب می پردازیم.

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۱۳, ۱۹:۲۳
1. اسحاق بن عمار مى‏گويد به امام صادق(ع) گفتم ‏گاهى ‏من غلام خود را به خاطر خلافى كه مرتكب مى‏شود مى‏زنم ، امام پرسيد چقدر او را مى‏زنى ؟
گفتم : چه بسا صد تا اورا مى‏ زنم
امام فرمود : صدتا! صد تا ! و اين را دو بار تكرار كرد سپس فرمود: حد زنا را مى‏ زنى ؟ از خدا بترس‏
به او گفتم جانم بقربانت پس چقدر جايز است‏ بزنم؟
امام‏ فرمود : يكى،
گفتم : به خدا قسم اگر او بداند كه بيش از يكى‏ او را نمى‏ زنم همه چيز را از بين مى‏ برد.
امام فرمود: پس ‏دو تا بزن،
گفتم : اگر چنين باشد هلاك خواهم شد ،اسحاق‏ مى‏گويد باز هم با امام چانه زدم تا او به پنج تا راضى شد .
سپس ناراحت ‏شد و فرمود: اى اسحاق اگر حد جرم رامى ‏دانى آن را اقامه كن و از حدود خدا تجاوز نكن. (10)

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۱۴:۳۳
2. حماد بن عثمان مى‏گويد از امام صادق(ع) در موردادب كودك و عبد پرسيدم امام فرمود:
پنج ‏يا شش ضرب‏ و تا مى ‏توانى مدارا كن. (11)


3. امام صادق (ع) مى‏گويد:

كودكان مكتبى نوشته‏ هاى‏ خود را نزد اميرالمؤمنين آوردند تا بهترين آنها را انتخاب‏ كند امام فرمود اين كار قضاوت است و جور در آن مثل‏ جور در قضاوت است. به معلم تان بگوييد اگر بيشتر از سه‏ ضربه براى تاديب به شما بزند قصاص خواهد شد. (12)

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۱۴:۴۲
4. از پيامبر اكرم(ص) نيز نقل شده است
كه ادب‏ كودك سه ضربه است و افزون برآن روز قيامت قصاص‏ مى‏ شود. (13)

5. زراره مى‏گويد از امام صادق(ع) پرسيدم در موردزدن مملوك چه مى‏گوييد؟امام فرمود

هر كارى كه‏ خودش انجام داد چيزى بر او نيست اما اگر تو را عصيان ‏كرد زدن او اشكالى ندارد. گفتم چند تا؟ امام فرمود:
سه تايا چهارتا و يا پنج تا. (14)



پ.ن: در اين جا تذكر اين نكته لازم است كه در روايات‏ حكم عبد و كودك دست كم ازحيث تنبيه و تاديب يكى‏ است در روايت دوم نيز از امام راجع به ادب كودك و عبدسؤال شد امام تفاوتى قائل نشدند و براى هر دو يك ‏پاسخ فرمودند.

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۱۴:۴۵
6. حضرت رسول (ص) فرمودند:
نماز را در هفت‏سالگى به كودك ياد دهيد و در ده سالگى او را بر ترك‏ نماز تنبيه كنيد. (15)


روايات ديگرى هم در اين مورد هست كه جهت ‏اختصار آنها را ذكر نمى‏ كنيم.
اكنون با توجه به اين دو دسته از روايات بايد جواب ‏سؤالات طرح شده در صدربحث را بيابيم

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۱۴:۵۲
1. آيا از نظر اسلام تنبيه كودك جايز است؟
با توجه به روايات ذكر شده كاملا روشن است كه ‏اصل زدن كودك براى تاديب و تربيت او جايز است، و ازاين روست كه عموم فقهاى شيعه و حتى اهل سنت‏ به‏ جواز تنبيه كودك فتوا داده‏اند ، به طورى كه كركى در جامع المقاصد در شرح قول علامه مى‏گويد:
«اما ان له‏ الضرب المعتاد فلا بحثفيه...» (16)
و نيز عاملى در مفتاح‏ الكرامه مى‏ گويد:
«اما ان له الضرب المعتاد فلابحث فيه‏ كما فى جامع المقاصد و هو كذلك اذا كان الصبى ذا عقل ‏و تمييز كما نبد عليه فى التذكره و التحرير و الحواشى لانه‏ ياخذونه مسلما فى الباب [الاجاره] و بابالديات... »(17)
روشن است كه دليل عدم بحث، رواياتى است كه ذكرشد . علاوه بر اينها از رواياتى كه امر و توصيه به تاديب ‏كودك مى‏كنند نيز چنين استشمامى را مى‏توان كرد چرا كه ‏گاهى انسان در تربيت كودك ناچار از تنبيه اوست و اگرتنبيه جايز نباشد تربيت ميسر نشود.

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۱۵:۰۰
2. چه كسانى اجازه تنبيه كودك را دارند؟
همه فقها اين اجازه را براى پدر،پدر بزرگ و جد پدرى و حاكم شرع اثبات كرده‏اند، اما در مورد معلم ومؤدب كودك برخى اين اجازه را مطلق دانسته و برخى‏ديگر آن را مشروط به اذن پدر يا حاكم شرع دانسته ‏اند.
ظاهر روايات اول و دوم نيز اين اجازه را براى پدر اثبات‏ مى‏كند و چون پدر بزرگ و جد پدرى حكم پدر را دارند براى آنها نيز ثابت است.
شاهد اين مطلب هم دوروايتى‏است كه در آنها از ادب يتيم سؤال مى‏شود امام‏مى‏فرمايند در مواردى كه فرزندخود را تاديب مى‏كنى‏يتيم را نيز تاديب كن. (18)
همچنين اميرالمؤمنين در روايت‏ سوم اين اجازه را به معلم مى‏ دهد . بنابراين در اين دومورد بحثى نيست .
اما آيا مادر همچنين اجازه‏اى را دارد؟
شايد بتوان به اين سؤال جواب مثبت داد، زيرا هدف ازتنبيه تاديب و تربيت كودك است و كسى كه امر تربيت رابر عهده دارد بايد چنين اجازه‏اى راداشته باشد.
شاهد اين ‏مدعا اين است كه حضرت على عليه‏السلام اين اجازه را به‏معلم مى‏دهد و آن را مشروط به اذن پدر نمى‏كند (رويات‏سوم) و اين از آن جهت است كه معلم تربيت كودك را برعهده دارد پس ما در نيز بايد چنين اجازه‏اى را داشته باشد چون تربيت كودك بر عهده او نيز هست.

هدی
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۲۰:۵۸
در رساله حقوق امام سجاد (ع) در زمينه حق خردسالان و كودكان آمده است :
"خردسالان را بايد مورد رحمت قرار دهى و در تربيت و تعليمشان بكوشى ، از لغزشها آنها چشم پوشى و بر خطاهاى آنان پرده تغافل افكنى ، با ايشان سازگار باشى و ياريشان دهى .
پوشش خطاهاى كودكانه خردسالان ، زمينه اصلاح رفتار آنان است و انگشت نهادن بر نقاط ضعف ايشان وجب تجرى و بى باكى و تحقير مى شود.
بايد با كودك مدارا كرد و این روش براى رشد و هدایت كودكان مناسبتر است ."1
بايد توجه داشت كه اگر روايات وارده در باب تنبيه كوك ، روايات صحيح و معتبري هم باشد ، بايد پس از لحاظ نمودن حقوقي باشد كه امام الساجدين براي كوكان تبيين نمودند ، لذا والدين به صرف كم طاقتي و بي حوصلگي در تربيت كودكان و خردسالان عزيز ، به صرف اطلاع از اينكه رواياتي در جواز تنبيه كودك وجوددارد ، اولا آغاز به تنبيه ننمايند و در ثاني حدود الهي را رعايت نمايند .
گذشته از اين ، علاوه بر حقوق خردسالان ، حقوقي نيز براي فرزندان - بطور كلي - بيان نموده اند ، اين حقوق ، وظايف و تكاليفي براي والدين تشريح مينمايد كه متاسفانه عموما تنبيهاتي كه از سوي برخي والدين اعمال ميشود با اهمال از تكاليف و مسئوليتهايي است كه متوجه آنان است و در واقع بصورت شرعي و قانون حقيقي اسلام - كه امام سجاد (ع) در مقام تبيين آن هستند - چنين والديني از بابت اين حقوق در دين فرزندان خويشند اما بدون ملاحظه حقوق و تكاليف ، تنها با استناد به جواز تنبيه كودك در اسلام ، مصداق ، نومن ببعض و نكفر ببعض در قران كريم هستند .


___________

1- ر. ك :رساله حقوق امام سجاد ، حق خردسالان

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۸/۰۵, ۲۱:۳۵
3. تا چه مقدار مى‏توان كودك را تنبيه كرد؟
به اين پرسش از دو جهت‏ بايد پاسخ گفت‏ يكى ازجهت كميت و ديگرى از جهت كيفيت. اما از حيث‏ كميت ‏بايد گفت روايات،جواب هاى مختلف داده‏اند . برخى سه تا، برخى چهارتا، برخى ، پنج و برخى ديگرشش تا را مطرح كرده‏ اند ولى در جمع بين اين روايات ‏مى‏توان گفت ‏براى معلم زدن بيش از سه تا جايز نيست‏چون در معتبره سكونى امام، بيش از سه تا را براى معلم ‏جايز ندانسته‏ اند وفرمودند قصاص خواهد شد.
اما براى ‏پدر، پدر بزرگ، جد پدرى و شايد مادر بيش از شش تازدن جايز نيست كه البته بحسب تفاوت موارد، تعداد ضرب هم متفاوت مى‏شود ولى در هرحال بيش از شش ‏تا جايز يست‏بزنند و اختلاف در روايات و يا ترديد بين‏سه و شش در يكروايت را به اختلاف موارد بر حسب‏سن كودك، قوت و ضعف، مقدار تخلف و مصلحت او حمل مى‏ كنيم .

اما در مورد كيفيت تنبيه كودك آنچه ازروايات استفاده مى‏شود چند نكته است:

1. بايد خلاف كودك را نا ديده انگاشت و در صورتى‏ كه كودك عمل خلاف را تكرار نكند و بر آن اصرار نداشته باشد، اين عمل را به رخ نياورد . پيامبر اكرم (ص) در پاسخ به سؤال جزى نسبت ‏به عصيان اهل و خانواده اوتا سه مرتبه مى‏فرمايد آنها را ببخش وعفو كن و در مرتبه‏ چهارم مى‏گويد اگر تنبيه كردى به اندازه جرم و گناه آنها راتنبيه كن. (19)

2. همواره بايد با كودك حتى در تنبيه او با نرمى ومدارا برخورد كرد. امام صادق (ع) به حماد بن عثمان ‏فرمود پنج تا شش تا بزن و با او مدارا كن كه مسلما مداراى در كيفيت مراد است اگر نگوييم كه مداراى دركميت هم مراد است. (20)

3. بايد از زدن به جاهاى حساس بدن كودك پرهيز كرد. رسول اكرم (ص) در روايتى فرمود از زدن به سر وصورت بپرهيز. (21)

4. تنبيه كودك نبايد آنقدر شديد باشد كه موجب ‏سرخ شدن يا كبود شدن بدن او شود، چه در اين صورت ‏موجب پرداخت ديه توسط تنبيه كننده مى‏شود حتى اگرتنبيه كننده پدر باشد. (22)

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۸/۱۰, ۱۷:۳۶
4. در چه سنى مى ‏توان كودك را تنبيه كرد؟

آنچه از رواياتى كه تنبيه كودك را بر ترك نماز جايزمى‏دانند استفاده مى‏شود اين است كه وقتى كودك خوب‏و بد را درك كند و بتواند بين خوب و بد تمييز دهد و عقل‏خود را در اين زمينه بكار گيرد، مى‏تواناو را تنبيه كرد.زيرا برخى از اين روايات تنبيه بر ترك نماز را در7 سالگى جايز مى ‏دانند، (23) برخى در 9 سالگى (24) و برخى‏در 10 سالگى. (25)

از اين رو، مى ‏توان گفت اين سنين سنينى است‏ كه كودكان بر حسب تفاوتهاى فردى مى‏ توانند بين ‏خوب و بد تمييز دهند و مسائل را درك كنند. شاهد اين جمع روايتى است كه مى‏گويد كودك هرگاه نماز را درك كرد بايد نماز بخواند بعد سؤال مى‏شود چه موقع ‏كودك مى‏تواند نماز را درك كند، امام مى‏ فرمايد در نه‏ سالگى. (26)
و در روايتى ديگر امام كاظم(ع) مى‏ فرمايد:«هنگامى كه كودك نزديك به احتلام رسيد و نماز و روزه‏را شناخت.» (27)

بنابراين، مى‏ توان گفت گر چه اين روايات در مورد تنبيه كودك بر ترك نماز است ولى در موارد ديگر هم‏ جارى است، زيرا هدف از تنبيه كودك تاديب و تربيت‏ اوست و وقتى كودك نتواند بدى و خوبى امور را تشخيص دهد و علت تنبيه را درك كند ، اگر او را تنبيه‏ كنيم به هدف نخواهيم رسيد.

همچنين در روايتى امام‏ صادق(ع) در مورد كودكى كه دزدى كرده بود فرمود:
از او بپرسيد آيا مى‏ داند كه دزدى عقوبت دارد،
اگر مى‏ دانست ‏بپرسيد عقوبت آن چقدر است، اگرنمى‏ دانست رهايش كنيد. (28)
حال اگر علم به عقوبت داشتن‏ در تنبيه دخالت دارد آيا درك خوبى و بدى عمل و شناخت علت تنبيه دخالت ندارد؟

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۸/۱۰, ۱۸:۵۳
5. بر چه اعمالى مى‏توان كودك را تنبيه كرد؟

آيا بر هر عمل خلافى كه از كودك سر زد مى‏ توان او را تنبيه كرد يا فقط بر گناهان مى‏ توان او را تنبيه كرد؟
كسانى گفته ‏اند كه روايات باب تنبيه از گناهانى كه كودك ‏ممكن است انجام دهد منصرف است،چرا كه براى آنها تعزير معين شده است و يا به دليل وحدت پاسخ امام ‏نسبت‏ به تنبيه كودك و عبد (29) به اين بيان كه چون در آن‏ روايت جواب امام نمى ‏تواند شامل عبدى كه يكى از گناهان را انجام داده است‏ بشود، زيرا در اين صورت براى‏او حد يا تعزير معين شده است پس تنبيه كودك نيز در اين‏ روايت و نظائر آن بايد منصرف به غير گناهان باشد. ولى‏اين استدلال چندان صحيح نيست چرا كه:
اولا در اين روايات سؤال از تعداد ضرب شده است ‏نه مواردى كه تنبيه جايز است.
ثانيا مانعى ندارد كه ادب عبد در امور عادى باشد ولى‏ ادب كودك در اعم ازامور عادى و محرم چه اينكه براى‏عبد در امور محرم حد و تعزير است ولى براى كودك ‏نيست ‏بلكه براى او تاديب است.

علاوه بر اين، بعضى ازاين روايات در امور محرم صريح هستند مانند رواياتى كه ‏تنبيه كودك را بر ترك نماز جايز مى‏دانند و يا روايت ‏اولى كه ما در صدر بحث ذكر كرديم (روايت اسحاق بن‏عمار).
در نسخه كافى از اين روايت‏ به جاى عبارت‏ «فى بعض ما يجرم‏»، عبارت «فى بعض ما يحرم‏» آمده‏است و اينكه راوى مى‏گويد من غلام خود را تا صدتازيانه زده‏ام خود حاكى از اين است كه مرتكب گناه بوده‏و او بخيال خودش حد جارى مى‏كرده است و امام نيز درپايان مى‏گويد اگر حد جرم را مى‏دانى آن را جارى كن.

بنابراين نمى ‏توان روايات باب تنبيه را از گناهان منصرف‏ دانست اما آيا شامل امور عادى، اخلاقى و اجتماعى هم‏ مى ‏شود يا تنها شامل امور محرم مى‏شود؟ آنچه از روايات ‏استفاده مى‏شود اين است كه در مواردى كه به تاديب وتربيت كودك مربوط مى‏شود مى ‏توان او را تنبيه كرد خواه‏ اين خلاف، از خلاف هاى اخلاقى، عرفى يا اجتماعى باشد كه از نظر شرع گناه محسوب نمى‏شود و يا خلافى باشد كه ‏از نظر شرعى گناه محسوب مى‏شود.

زيرا در غالب اين ‏روايات سؤال از ادب كودك است كه تقريبا معادل تربيت ‏امروزى است و اگر نگوييم مراد آنها تنها امورى است كه ‏ازلحاظ شرعى گناه محسوب نمى‏شوند، دست كم آنها رانيز شامل مى‏شود. البته نسبت ‏به برخى از گناهانى كه بيشتر جنبه اجتماعى دارند حاكم شرعى مى‏تواند بر حسب‏ مصلحت كودك راتنبيه كند.

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۸/۱۰, ۱۹:۲۸
بحث اخلاقى


تا اينجا ما جواز فقهى مساله را اثبات كرديم. تنها جواز فقهى كافى نيست ‏بلكه بايد ديد آيا اين امر از لحاظ‏ اخلاقى و تربيتى نيز مطلوبيت دارد؟
دراين باره بايد دودسته ديگر از روايات را مد نظر قرار داد:
* يك دسته ‏رواياتى است كه به رحم، رفق، مدارا و عفو نسبت ‏به ‏كودك امر مى‏كنند
مثل:
احبوا الصبيان و ارحموهم(×1) ... (30) ،
لينوا لمن تعلمون و لمن تتعلمون منه (×2) ، (31)
اعف عنهم (×3) (32) ،
ونظائر اين روايات كه در منابع روايى ما فراوان است.

* دسته دوم رواياتى است كه از تندى، غضب و عتاب‏و خطاب نسبت‏به كودك منع مى‏كنند
مانند:
ان الله ليس‏ يغضب (×6) (35)

با توجه به اين دو دسته از روايات مى ‏توان گفت ‏محبت، رحمت، احترام، عفو وبخشش هميشه مطلوب ‏است و تندى و عتاب و خطاب و غضب نسبت‏ به كودك ‏نه تنها مطلوب نيست ‏بلكه نهى هم شده است.
اما اگر برخى از روايات تنبيه كودك را جايز مى ‏دانند در مواردى است كه راه ديگرى جز تنبيه براى اصلاح ‏و تربيت كودك در كار نباشد و يا كارايى خود را نسبت ‏به افرادى از دست داده باشد و گرنه با توجه به اين دودسته از روايات تا وقتى راه اصلاح و تاديب كودك ‏منحصر به تنبيه نباشد و يا دست كم كارايىروش تنبيه درمواردى خاص بيشتر و يا بهتر از روش هاى ديگر نباشد،استفاده از تنبيه جايز نخواهد بود.
به علاوه، اگر راه هاى‏ديگرى در كار باشد كه كارايى بهترى از روش تنبيه داشته ‏باشند به موجب آيه «ادفع بالتى هى احسن‏» (36) بايد از آن‏روش هااستفاده كرد.

پس راه اصلى تربيت راه رفق، مدارا، محبت، رحمت‏و عفو است و استفاده از تنبيه در مواردى جايز است كه ازراه اصلى نتوان راه به منزل برد. پزشك وقتى كاردجراحى رابدست مى‏گيرد كه از درمان بيمار يا دارومايوس شده باشد.
شاهد اين مدعا اين است كه در سيره‏ معصومين(ع) مشاهده نشده است كه آنها فرزندان خود را و يا كودكان ديگرى راتنبيه كرده باشند، البته در موارد نادرى برخى از ائمه عبد خود را تنبيه كرده‏اند و بلافاصله‏ پس از آن پشيمان شده و حتى طلب قصاص از عبد خود نموده‏اند (37)
ولى تا آنجا كه - بنده تحقيق كردم - مشاهده ‏نشده است كه امامى فرزند خود را تنبيه بدنى كرده باشد واين مطلب مى‏تواند شاهد بر اين باشد كه راه اصلى غير ازتنبيه است و ائمه ازآن راه اصلى استفاده مى‏كرده‏اند ونيازى به تنبيه بدنى پيدا نمى‏كرده‏اند.

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۸/۱۰, ۲۱:۲۴
آيا تنبيه اثر تربيتى دارد؟

برخى معتقدند كه تنبيه تنها اثرى كه ممكن است داشته ‏باشد اين است كه كودك را از دست زدن به عمل خلاف‏مادامى كه بداند تنبيهى دركار است ‏باز مى ‏دارد و همين ‏كه مطمئن شد كه ديگر تنبيهى در كار نيست دوباره به آن‏ كار دست ‏خواهد زد.
كسان ديگرى گفته‏ اند اگر تنبيه به جاو به موقع و در حد مطلوب اجرا شود مى ‏تواند رفتارنامطلوب را براى هميشه از بين ببرد. اما بايد ديد روايات‏دراين زمينه چه مى‏گويند.

ما در اينجا دست كم دو روايت را نقل مى‏كنيم كه مى‏ توان از آنها استفاده كرد كه ‏تنبيه اثر اصلاحى دارد:

1. حضرت على(ع) مى‏ فرمايد: «من لم يصلحه حسن‏المداراة يصلحه حسن المكافاة‏» (38)
كسى كه خوشرفتارى اورا اصلاح نكند خوب كيفر دادن او را اصلاح خواهد كرد.

2. و نيز آن حضرت مى‏ فرمايد: «استصلاح الاخيار باكرامهم و الاشرار بتاديبهم.» (39)
راه و روش اصلاح خوبان‏به بزرگداشت آنهاست و اصلاح بدان به تنبيه وعقاب‏ آنهاست.

با توجه به اين دو روايت روشن است كه تنبيه اثراصلاحى دارد و در مواردى كه اثر اصلاحى هم نداشته‏باشد دست كم اثر بازدارندگى خواهد داشت كه اين نيزدر امرتربيت مطلوب است گرچه مطلوب اصلى اصلاح وجايگزينى رفتار مطلوب بجاى نامطلوب مى‏باشد.

The Praises to God
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۳:۲۶
نكاتى در باب تنبيه


1. تنبيه نبايد بيش از مقدار جرم و گناه باشد. حضرت ‏رسول(ص) در روايت اسد بن وداعه پس از آن كه سه‏ مرتبه از تنبيه نهى كرد فرمود: اگر تنبيه كردى باندازه گناه‏ تنبيه كن. (40)

2. در تنبيه بايد قوت بدنى، سن و شخصيت افراد را در نظر داشت در روايت‏ حمادبن عثمان امام صادق(ع) فرمود: هر مقدار كه حاكم مصلحت ‏بداند بر حسب مقدار گناه و ياقدرت بدنى شخص تعزير كند. (41)
و نيز از حضرت على(ع) نقل شده است كه گاهى نصف يا ثلث‏ شلاق را مى‏ گرفت و بر حسب سن كودكان آنها را حد مى‏ زد.
در مورد شخصيت افراد نيز حضرت على(ع)مى ‏فرمايد: «كيفر عقلاء با اشاره است و كيفر جهال با تصريح و صراحت‏» ويا مى ‏فرمايد: « كنايه و تعريض براى‏عاقل شديدترين عقاب است.» (42)

3. از تنبيه در حال غضب بايد اجتناب كرد چرا كه ‏پيامبر اكرم(ص) واميرالمؤنين(ع) از ادب كردن در حال ‏غضب نهى كرده‏اند. (43)

4. اگر كودك قبل از اينكه تنبيه شود، متنبه شد نبايد اورا تنبيه كرد، زيراهدف از تنبيه آگاهى و اصلاح كودك‏است و وقتى هدف حاصل شد ديگر تنبيه معنى ندارد. همين طور اگر پس از تنبيه كودك رفتار او اصلاح شد ديگر نبايد رفتار خلاف او رابه رخ كشيد و آن را بهانه‏ اى ‏براى تنبيه و سرزنش او قرار دهيم.
قرآن كريم مى‏ فرمايد: «زنانى را كه به وظا ئف همسرى عمل نمى‏ كنند، موعظه ‏كنيد و از همبسترى با آنها بپرهيزيد و آنها را بزنيد، اگراطاعت كردند ديگر بهانه‏ اى براى ستم و آزار آنها مجوييد» (44) اين آيه گرچه در مورد تنبيه زنان است اما با تنقيح مناط مى‏توان آنرا به تنبيه كودك نيز سرايت داد.

5. در صورتى مى‏ توان كودك را تنبيه كرد كه علم به ‏خلاف و بد بودن عمل و كيفر داشتن آن داشته باشد محمد بن خالد مى‏ گويد در مدينه بودم غلامى را آوردند كه مرتكب دزدى شده بود از امام صادق(ع) در مورد اوپرسيدم، حضرت فرمود: از او مى‏ پرسى اگر مى ‏دانست كه ‏دزدى كيفر دارد و كيفر آن چقدر است او را عقاب‏ مى‏كنى و اگر نمى‏دانست رهايش مى‏كنى. (45)

6. نبايد كودك را به خاطر تشفى خاطر خود تنبيه كرد بلكه هموراه بايد صلاح كودك مد نظر باشد.
حضرت‏على(ع) عمر بن عبدالعزيز را امر كرد تا بر شخصى اجراى ‏حد كند، عمر موقع اجراى حد آن را ترك كرد، علت را از او پرسيدند در جواب گفت «وجدت فىنفسى غضبا» بعد امام على(ع) فرمود: كذا ينبغى لمعلم الاطفال ان‏ يراعى منهم حتى يخلص ادبهم لمنا فعهم و ليس لمعلمهم ‏فى ذلك شفاء من غضبه و لا يريح قلبه من غيضه فان ‏ذلكان اصابه فانما ضرب اولاء المسلمين لراحة نفسها وهو ليس من العدل (×7) (46) .

7. در تنبيه بايد مراحل و مراتب آن را رعايت كرد و بايد از مرحله ضعيف شروع كرد چرا كه شايد با اجراى ‏مرحله ‏اى ضعيف از تنبيه مثلا يك تغيير چهره كودك به ‏اشتباه خود پى ‏ببرد و اصلاح شود كه در اين صورت ديگر نيازى به تنبيه بدنى نخواهد بود.
قرآن كريم نيز نيست ‏به‏ تنبيه زنانى كه به وظايف خود عمل نمى ‏كنند مى‏ گويد: فعظوهن واهجروهن فى المضاجع و اضربوهن... (47)
مفسرين گفته ‏اند در اينجا تربيت مراد است ‏يعنى ابتدا موعظه مى ‏كنى اگر اطاعات نكرد از همبسترى با اوپرهيز مى‏كنى و اگر باز اطاعت نكرد او را مى‏ زنى. بنابراين يعنى ‏از مرحله ضعيف شروع مى ‏كنى و فورا سراغ تنبيه بدنى‏ نمى‏ روى.

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۱/۲۵, ۲۳:۴۴
تنبيه از نظر روانشناسان

استفاده از تنبيه در امر تربيت همواره مخالفان وموافقانى‏را بر انگيخته است‏با اين تفاوت كه در گذشته موافقان‏بيشترى داشته ولى اكنون مخالفان بيشترى دارد.
معروف‏است كه روانشناسان تنبيه را (دست كم تنبيه بدنى را) جايزنمى‏دانند و عدم كارايى و يا اثرات و مضرات جانبى آن رادليل بر اين امورمى‏دانند.
ولى بايد گفت اولا چنين نيست‏كه تنبيه كارايى نداشته باشد. در بسيارى ازموارد، تنبيه‏ اصلاحگر است‏ به طورى كه عموم كسانى كه در اصلاح‏رفتار كتابى نوشته‏ اند تنبيه را به عنوان يكى از روش هاى‏ اصلاح و تغيير رفتار ذكر كرده‏اند و ثانيا درمواردى كه‏ تنبيه اصلاحگر نباشد دست كم اثر بازدارندگى و عبرت‏ آموزى براى ديگران را دارد كه اين خود اثرى كمى‏ نيست چه اينكه مواردى وجود دارد كه رفتار نامطلوب‏ بايد فورا متوقف شود به طورى كه اگر متوقف نشود اثرات جبران ناپذيرى را ببار خواهد آورد.
در اين صورت‏ است كه تنبيه، خصوصا تنبيه بدنى تنها راه ممكن است‏ زيرا ساير روشها زمان زيادى را براى اصلاح و يا توقف‏ رفتار نامطلوب لازم دارند و از اين روست كه يكى ازمزيت هاى روش تنبيه بر ساير روش ها را فوريت تاثير آن‏ مى‏دانند بدين جهت معمول روانشناسان، حتى كسانى كه‏ بشدت با تنبيه مخالف هستند در مواردى تنبيه را، حتى‏تنبيه بدنى را، جايز مى‏دانند. بنابراين چنين نيست كه ازنظر روانشناسان تنبيه بدنى بكلى مطرود و ممنوع باشد.

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۱/۲۵, ۲۳:۵۷
مادر اينجا نظر برخى از روانشناسان و يا فلاسفه‏اى كه درباب تربيت ‏بحث كرده‏اند نقل مى‏كنيم تا شاهدى بر اين‏مدعا باشد.
گيج و برلاينى در روانشناسى تربيتى مى‏گويند: «روش‏ديگر براى از بين بردن يك پاسخ اين است كه دانش‏ آموز را هنگامى كه آن پاسخ روى مى‏دهد تنبيه كنيم‏»
سپس درادامه مى‏گويند: «آيا تنبيه مؤثر است؟ آيا تنبيه‏ چيز خوبى است؟
به اين سؤالات دردهه‏ هاى اخير پاسخ هاى متفاوتى داده شده است. تحقيقات بسيار اخيرنشان مى‏دهد كه دراوضاعى خاص بويژه زمانى كه تنبيه‏ شديد مورد استفاده قرار گيرد رفتار مى‏تواند براى هميشه‏ از بين برود (ماتون و ويلورنزو 1966 ص 426).
آيا تنبيه‏رفتار را كاهش مى‏دهد؟
پاسخ اين سؤال قطعا مثبت است(آذرين و هولز 1966 ص 426). بر طبق شواهدى كه‏ جانستون (1972) خلاصه‏اى از آن فراهم آورده است‏ طرق ديگر كاهش بسامد رفتار (مثل خاموشى سازى، و (drl در مقايسه با تنبيه در صورتى كه بطورصحيح مورد استفاده قرار گيردتاثيرى ديرتر، كم دوام تر وغير مؤثرتر دارند.»
آنها در ادامه مى‏افزايند: «آيا تنبيه با آنكه مى‏تواند مؤثر باشد چيز خوبى است؟ پاسخ به اين‏سؤال به عوامل گوناگونى بستگى دارد. اگر رفتارى را كه‏ مى‏خواهيد مانع از آن شويد بسيار خطرناك يا ناخوشايند باشد در آن صورت تنبيه به عنوان راهى براى دفع آن‏ رفتار چيز خوبى است.» (48)

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۱/۲۶, ۱۹:۵۸
گاترى كه نظريه یادگيرى خود را بر اصل مجاورت‏استوار ساخته است تنبيه را درامر تربيت و يادگيرى مؤثرمى‏داند. وى مى‏گويد: «تنبيه نه به سبب ناراحتى‏ اى كه‏ توليد مى‏كند، بلكه به سبب اينكه نحوه پاسخ دهى فرد به‏ محرك هاى معين را تغييرمى‏دهد مؤثر است... تنبيه به اين‏ علت در تغيير دادن رفتار نامطلوب مؤثر است كه رفتار ناهمساز با رفتار تنبيه شده را ايجاد مى‏كند.» (49)
وى‏ همچنين مى‏گويد: ماهنگام بحث درباره راه هاى ترك‏عادت سه تدبير ميكانيكى را بررسى كرديم كه مى‏توانند درتغيير تداعى بين محرك ها و پاسخ ها بكار روند.
تنبيه‏ يكى ديگر از اين تدابير است. تنبيه وقتى كه به طور مؤثر بكار رود سبب مى‏شود محرك هايى كه قبلا پاسخ نامطلوبى‏ را فرا مى‏خواندند، پاسخ مطلوبى را ايجاد كنند». (50)

جان ليانز و همكاران (1988) مى‏ گويند: «بسيارى ازمطالعات بيانگر تاثير تنبيه بر رفتار هستند. اين يافته‏ ها مى‏گويند ميزان تاثير تنبيه در فرو نشاندن رفتارنامطلوب‏وابسته‏است به:

الف)شدت،مدت،فراوانى‏وتوزي ع پيامدهاى‏ناخوشايند تنبيه
ب) فواصل زمانى اجراى تنبيه،
ج)شدت‏رفتارى كه بخاطر آن تنبيه صورت مى‏گيرد
د) وجودپاسخ هاى جانشين
ه) محدوده‏اى كه در آن رفتار متضاد يا مطلوب پاداش داده مى‏شود...

تنبيه مى‏تواند براى‏سركوب. با حذف تقريبا هرگونه رفتار نامطلوب از كودكى‏ اوليه به بعد بكار رود... در روان درمانى تنبيه در اصلاح‏رفتارهايى كه براى كودكان يا ديگران خطرفورى دارد ياجاهايى‏كه نتيجه‏فورى‏لازم‏است‏بهت رين كاربرد را دارد.» (51)

موريس در اصلاح رفتار كودكان مى‏گويد: «درست‏ همانطور كه با پاداش دادن به كودك در هر زمان كه رفتارمطلوب را انجام مى‏دهد مى‏توان آن رفتار را نيرومند كرد با پاداش ندادن قاطعانه به كودك هنگام اجراى رفتارنامطلوب نيز مى‏توان اين رفتار را در او كاهش داد... به هرحال در مواقع نادرى از تنبيه بدنى (مثل يك سيلى‏دردناك، يا يك فرياد) بايد استفاده شود.» (52)

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۲/۰۶, ۲۳:۵۸
سيف در كتاب تغيير رفتار و رفتار درمانى در پايان‏بحث تنبيه چنين مى‏گويد:
«با توجه به زيان هاى متعدد ناشى‏از تنبيه و ساير روش هاى تنبيهى بهتر است هرگز از آن به‏ عنوان روش هاى تربيتى و اصلاحى استفاده نشود و به جاى‏ آنها از روش هاى ديگرى كه دراين فصل مورد بحث قرار گرفت استفاده شود. با اين حال ممكن است رفتار فردچنان وخيم و خطرناك باشد كه هيچ روش ديگرى‏ باصطلاح جواب ندهد و ناچار كاربرد روش تنبيه تنها روش ممكن باشد مثل وقتى كه رفتار نامطلوب فرد،سلامت و بقاى خود او يا افراد ديگر راتهديد مى‏كند.» (53)

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۲/۰۷, ۰۰:۰۲
سال آكسلرد مى‏گويد:
«على رغم بعضى از نواقصى‏كه به اين روش [تنبيه] نسبت داده‏ اند من معتقدم كه‏ تكنيك هاى تنبيه مى‏توانند ابزار مفيد براى آموزگار باشند.يك دليل اين است كه تنبيه احتمالا در شرايطى مؤثر واقع‏مى‏شود كه تكنيك هاى ديگرى مانندتقويت ‏يك رفتارناهم ساز و خاموشى كارگر نيستند، همين طور روش هاى تنبيه‏ اغلب رفتارهاى نامطلوب را سريعتر از تكنيك هاى ديگركاهش مى‏دهند.» (54)

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۲/۰۷, ۲۲:۴۴
والترچين و بنكس (1972) معتقدند:

«هر كودكى بايدبفهمد كه در صورت نافرمانى وسرپيچى از اطاعت‏ بزرگسالان با او برخورد نا مطلوبى خواهند داشت. اگركودك به خاطرعمل اشتباه خود تنبيه نشود تصور مى‏كندكه عمل او بطور ضمنى تاييد شده است.» (55)

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۲/۰۷, ۲۳:۲۸
رونالدس. ايلنگورث مى‏گويد:

«بسيارى از والدين براين باورند كه تنبيه بدنى نادرست و نامطلوب است و به‏ جاى آن اغلب از تنبيه ذهنى و روانى كه به مراتب‏ خطرناك تر است، استفاده مى‏كنند.
هيچ پدر و مادرى هرگز نبايد از سلاح تهديد به ترك كودك، يادوست نداشتن اوو يا فرستادن كودك به شبانه روزي ها استفاده كند.
در تمام‏مواقع، چه در خانه و چه در مدرسه، سلاح تمسخر، انتقاد و تحقير كودك بد و نامطلوب است ونتيجه‏ اى جز اين كه‏ كودك را غمگين و دچار نا امنى سازد نخواهد داشت.
درمورد كودكان سنين پيش از دبستان كه به اندازه كافى‏ مى‏فهمند زدن ضربه‏اى آرام به پشت او بدون خطر است.
همين تنبيه نيز پس از آن سن، غالبا غير ضرورى ونامطلوب است.
بهر حال بايدتوجه داشت كه تنبيه بدنى به هيچ عنوان نبايد آسيب برساند.
همچنين كودك نبايد درحضورخواهران و برادران خود تنبيه بدنى شود احيانا اگرتنبيه شد، پس از آن ديگر نبايد با او حرف زد.» (56)

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۲/۰۷, ۲۳:۳۰
با توجه به آنچه كه از برخى از روانشناسان و مربيان‏ نقل شد روشن است كه در روانشناسى نيز تنبيه، حتى تنبيه‏بدنى، بكلى مطرود و ممنوع نيست‏ بلكه در مواردى آنرا جايز و حتى لازم مى‏دانند.

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۲/۰۷, ۲۳:۳۹
http://dl8.glitter-graphics.net/pub/2826/2826518o59b68x5vo.png (http://www.glitter-graphics.com)

نتيجه اينكه به نظر ما روايات معصومين «عليهم‏السلام‏»تنبيه كودك را در جهتتربيت او جايز مى‏دانند. گرچه‏اين روش مطلوبيت اولى را ندارد. يعنى مادام كه براى‏تربيت كودك از روش هاى ديگرى بتوان استفاده كرد بهتراست از اين روش استفاده نشود و چه بسا اگر از روش هاى‏ديگر به نحو صحيح استفاده شود هيچگاه نيازى به تنبيه‏كودك حاصل نشود ولى در هر حال اگر در امر تربيت‏كودك از نظر مربى به تنبيه اونياز شد تنبيه او جايز است ومضرات فرضى در برابر اصل هدايت و تربيت كودك ازاهميت چندانى برخوردار نيستند خصوصا اگر بتوان بااستفاده از روش هايى مضرات فرضى را كاهش داد و ياحتى آنها را از بين برد كه در صورت توفيق به برخى ازآنها كه معصومين(ع) بكار مى‏برده‏اند خواهيم پرداخت.
در پايان اشاره به اين مطلب را لازم مى‏دانم كه اين‏مقاله خلاصه‏اى است ازاصل مقاله كه توسط نويسنده دردفتر همكارى حوزه و دانشگاه موجود مى‏باشد لذاكسانى‏كه خواهان مطالعه بيشتر در اين زمينه هستند مى‏توانند به‏اصل مقاله مراجعه كنند.


http://dl8.glitter-graphics.net/pub/2826/2826518o59b68x5vo.png (http://www.glitter-graphics.com)

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۲/۰۷, ۲۳:۴۹
http://dl8.glitter-graphics.net/pub/2826/2826518o59b68x5vo.png
پى‏نوشت‏ها:
1×) كودكان را دوست‏بداريد و به آنها ترحم كنيد...
2×) با كسى كه به او آموزش مى‏دهيد و با كسى كه از او مى‏آموزيد نرمى كنيد.
3×) كودكان را مورد عفو قرار بده.
4×) خداوند براى هيچ چيز مانند غضب نسبت‏به زنان و كودكان ناراحت‏نمى‏شود.
5×) بياموزيد و تندى نكنيد چرا كه معلم عالم بهتر از معلم سخت‏گير است.
6×) هنگام غضب كسى را تاديب (تنبيه) نكنيد.
7×) براى معلم كودكان هم سزاوار است كه اين چنين آنها را پرورش دهد تااينكهاگر ان‏ها را تنبيه كردن به خاطر مصلحت آنها باشد و جايز نيست كه‏معلم به خاطر تشفى خاطر خود و يا راحتى قلب خود از غضب نيست‏به‏آنها كودكان را تنبيه كند زيرا اگرچنين كند بچه‏هاى مسلمانان را به خاطرهواى نفس خود زده است و اين از عدل وعدالت‏خارج است.
1. لغت نامه دهخدا، ذيل ماده تنبيه
2. هرگنهان، بى.آر، مقدمه‏اى بر نظريه‏هاى يادگيرى، ترجمه على‏اكبر سيف، ص 138.
3. Lyons, john4 Treating Problem children، Andrew*Muekley And michael Swainston، P.122.
4. سيف، على‏اكبر، روانشناسى‏پرورشى، چاپ‏پنجم(1370)، ص‏246.
5. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، چاپ پنجم (1363) ج 4،ص 227، روايت 2.
6. عطائى، على، آراءالفقها و المراجع فى حكم تاديب الصبيان‏و ضربهم، ص 37.
7. همان.
8. همان.
9. همان، ص 29
10. وسائل الشيعة، ج 18، ص 339، روايت‏1.
11. همان، ص 581، روايت 1.
12. همان، ص 582، روايت 3.
13. عبدالغنى، عارف، نظم التعليم عند المسلمين، چاپ اول(1414)، ص 116 به نقلاز آداب المعلمين، ص 91.
14. وسائل الشيعة، ج 18، ص 582، روايت‏3.
15. كنزالعمال، ج‏16، ص 440، رويات 45327.
16. محقق كركى، على بن الحسين، جامع المقاصد، ج‏7، ص 280.
17. آراء الفقها و المراجع فى حكم تاديب الصبيان و ضربهم، ص‏15، نقل ازمفتاح الكرامه، ج 4، ص 273.
18. مستدرك الوسائل، ج 15، ص 167.
19. الميثمى، حافظ نورالدين، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بيروت(1408)،ج‏8، ص 106.
20. وسائل الشيعة، ج‏18، ص 581، روايت‏1.
21. وسائل الشيعة، ج‏19، ص 581، روايت‏1.
22. در اين مورد به رساله‏هاى عمليه رجوع شود.
23. مستدرك الوسائل، ج‏3، ص 18، روايت 2906.
24. همان، ص 19، روايت 1.
25. كنزالعمال، ج 16، ص 440، روايت 45327.
26. وسائل الشيعة، ج‏3، ص 12، روايت‏2.
27. همان، روايت‏3.
28. همان، ج 18، ص 525، روايت 11.
29. 20.
30. كافى، ج 6، ص 49، روايت 3.
31. شهيد ثانى، زين الدين بن على العاملى، منية‏المريد فى ادب‏المريد والمستفيد، ص 193.
32. مستدرك الوسائل، ج‏9، ص 7، روايت 10041.
33. كافى ج‏6، ص 50، روايت 8.
34. بحارالانوار، ج‏77، ص 175، روايت 3.
35. غررالحكم، ج‏2 ص 833، ش‏96.
36. قرآن كريم، فصلت، آيه 34.
37. امين، سيد محسن، سيره معصومان، ترجمه حسين وجدانى،چاپ سوم (76)، ج‏4، ص 238.
38. غررالحكم، ج‏2، ص 640، ش 457.
39. بحارالانوار، ج 78، ص 82، روايت 81.
40. 19
41. وسائل الشيعة، ج‏18، ص 584، روايت 3.
42. غررالحكم، ج 2، ص 501، ش‏44 و 45
43. بحارالانوار، ج 79، ص 102، روايت 2 و غررالحكم ج‏2،ص 833، ش‏96.
44. قرآن كريم، نساء، آيه 34.
45. 28
46. ابن عبدالحفيظ، سويدى، محمد نور، منهج التربية للطفل،ص 371.
47. 44
48. گيج، نت، ل، روانشناسى تربيتى، و ديويد سى برلاينر، ترجمه‏غلامرضا خوئىنژاد و همكاران، چاپ اول (1374)، ص 344و 345.
50 و 49. مقدمه‏اى بر نظريه‏هاى يادگيرى، ص 289 و 291.
51. Treating Problem children, P.122,123.
52. موريس، ريچارد جى، اصلاح رفتار كودكان، ترجمه ناهيدكسائيان، ص 73 و 88.
53. سيف، على‏اكبر، تغيير رفتار و رفتار درمانى، چاپ اول (1373)،ص 397.
54. سال آكسلرد، تغيير رفتار در كلاس درس، منيجه شهنى ييلاق،تهران (1368)، ص 47.
55. ايلينگورس، رونالدس، كودك و مدرسه، ترجمه شكوه نوابى نژاد،تهران (1368)،ص 63.
56. همان، ص 66.
منبع: فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره 14



http://dl8.glitter-graphics.net/pub/2826/2826518o59b68x5vo.png

The Praises to God
۱۳۸۹/۱۲/۰۷, ۲۳:۵۴
به حول و قوه الهی این متن به پایان رسید
اگر کاربران گرامی در این باره بحثی دارند می تونن در ادامه مطرح کنند تا به صورت پرسش و پاسخ بحث ادامه پیدا کند.

nekuee
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۲۳:۱۹
تنبيه بدني؟ هرگز!

http://www.lawyersweekly.ca/images/Crying_Child.jpg