PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : &&& ويژه نامه شهادت امام باقر عليه السلام&&&



helen
۱۳۸۶/۰۹/۲۶, ۲۲:۱۰
۩ احادیثی از امام محمد باقر علیه السلام
1 - همانا خداوند عز و جل نگاه دارد بوسيله تقوي بنده را از آنچه عقلش بدان دسترسي ندارد.
2 - بردباري جامه شخص دانا و عالم است مبادا خود را از آن برهنه كني.
3 - خدا بر خويش مهرورزي را لازم كرده و رحمت او بر خشمش پيشي جسته و از روي راستي و درستي به انجام رسيده، پس چنان نيست كه خداوند به بندگان خشم آغاز كند پيش از آنكه آنان او را به خشم آورند...

4 - هر ملتي كه كتاب خدا را به پشت سر انداخته خدا نيز علم كتاب را از آنها بگيرد …

5- حريص بر دنيا، همچون کرم ابريشم است که هر چه پيله را بر خود بيشتر بپيچد، بيرون آمدنش مشکل تر مي شود.

شهيدان
۱۳۸۶/۰۹/۲۶, ۲۲:۲۷
باسلام وعرض تسليت شهادت امام باقر(ع)
احاديث زيادي را امشب از اين امام همام در بخش حديثهاي اس ام اس گذاشته ام .دوست داشتيد مراجعه كنيد...

http://askquran.ir/showthread.php?p=5487#post5487 (http://askquran.ir/showthread.php?p=5487#post5487)

http://askquran.ir/showthread.php?t=1227&page=35 (http://askquran.ir/showthread.php?t=1227&page=35)

http://askquran.ir/showthread.php?t=1227&page=36 (http://askquran.ir/showthread.php?t=1227&page=36)

التماس دعا -شهيدان

meshkaat
۱۳۸۶/۰۹/۲۷, ۰۹:۱۹
تو مدینه یه بقیعه یه امامه ولی حرم نداره

بررسي و پاسخگويي به شبهات فرقه‌هاي کلامي گمراه، هيچ‌گاه به معناي رويارويي با ورود فكر و نظر جديد به فضاي فکري جامعه نيست و واكنش امامان معصوم(ع)اقدام حذفي در برابر اين شبهه‌ها نبوده است. بررسي مناظره‌هاي آن بزرگواران، اثباتي عمل کردن ايشان در برابر اين شبهه‌ها و شبهه افکنان را به ما ثابت مي‌كند.
در دوران امامت باقرالعلوم(ع)، رقابت افكار کلامي گمراه با مکتب اهل بيت(ع) به شدت زياد بود.اين رقابت در خارج از مرزهاي معرفتي اسلام شکل گرفته بود و مقابله با آن، در جهت پاسخگويي به شبهه‌هاي وارده، به يک انسجام فکري دروني و رهبري مقتدرانه فرهنگي نياز داشت که وجود پنجمين امام شيعه،توانست خلأ فکري ـ فرهنگي جامعه را پر کند.
از طرف ديگر جريان‌هاي انحرافي، که در حوزه تشيع رخ مي داد، آسيب و مانعي جدي به شمار مي‌آمد. هرچندكه برخي از اين جريان‌ها با تدبير امامان معصوم(ع) در همان ابتداي راه در جا زدند؛ اما شيطنتهاي آنها در مقابله با تشيع راستين،در همان زمان‌هاي کوتاه، باعث ايجاد ضربه‌هايي به بدنه فکري جامعه شيعه شد. حضور به‌موقع امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مانع گسترش و استحکام پايه هاي فکري و اجتماعي آن فرقه‌ها شد.همچنين بني اميه نيز با دامن زدن به انحرافات عقيدتي و سختگيري‌هاي سياسي عليه امام باقر (ع) عرصه را براي انجام فعاليت‌هاي ايشان تنگ کرده بود.

meshkaat
۱۳۸۶/۰۹/۲۷, ۰۹:۲۰
بررسي و پاسخگويي به شبهات فرقه‌هاي کلامي گمراه، هيچ‌گاه به معناي رويارويي با ورود فكر و نظر جديد به فضاي فکري جامعه نيست و واكنش امامان معصوم(ع)اقدام حذفي در برابر اين شبهه‌ها نبوده است. بررسي مناظره‌هاي آن بزرگواران، اثباتي عمل کردن ايشان در برابر اين شبهه‌ها و شبهه افکنان را به ما ثابت مي‌كند.
در دوران امامت باقرالعلوم(ع)، رقابت افكار کلامي گمراه با مکتب اهل بيت(ع) به شدت زياد بود.اين رقابت در خارج از مرزهاي معرفتي اسلام شکل گرفته بود و مقابله با آن، در جهت پاسخگويي به شبهه‌هاي وارده، به يک انسجام فکري دروني و رهبري مقتدرانه فرهنگي نياز داشت که وجود پنجمين امام شيعه،توانست خلأ فکري ـ فرهنگي جامعه را پر کند.
از طرف ديگر جريان‌هاي انحرافي، که در حوزه تشيع رخ مي داد، آسيب و مانعي جدي به شمار مي‌آمد. هرچندكه برخي از اين جريان‌ها با تدبير امامان معصوم(ع) در همان ابتداي راه در جا زدند؛ اما شيطنتهاي آنها در مقابله با تشيع راستين،در همان زمان‌هاي کوتاه، باعث ايجاد ضربه‌هايي به بدنه فکري جامعه شيعه شد. حضور به‌موقع امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مانع گسترش و استحکام پايه هاي فکري و اجتماعي آن فرقه‌ها شد.همچنين بني اميه نيز با دامن زدن به انحرافات عقيدتي و سختگيري‌هاي سياسي عليه امام باقر (ع) عرصه را براي انجام فعاليت‌هاي ايشان تنگ کرده بود.
امامت باقرالعلوم(ع) و اقدامات بي نظير ايشان در آن شرايط زماني، نقطه عطفي در تحول تاريخ تشيع است. اين امام همام، علاوه بر مبارزه فکري با انحراف‌ها، منشأ بسياري از علوم و سرآغاز بسياري از حرکت‌هاي مؤثر علمي در جامعه شيعي پس از خود بودند.يكي از نكات مهم در اين زمان ،استفاده مناسب از گسست سياسي به وجود آمده در آستانه انتقال قدرت و تبديل جريان سياسي در کشور اسلامي است.
امام باقر (ع) با بهره‌گيري از فرصت به وجود آمده، توانستند فضاي تشکيل اولين هسته‌هاي علمي شيعه را ترسيم و زمينه تأسيس اولين دانشگاه شيعي را فراهم آورند. اين حركت در دوره امام صادق(ع) به اوج خود رسيد و ثمرات بي شماري براي جهان اسلام بر جاي گذاشت.
آن‌چه به عنوان فترت سياسي در دوره امامت اين دو امام عزيزعنوان مي شود، به معناي آسودگي مطلق ايشان از خفقان سياسي عصر خويش نبوده است. امام باقر(ع) براي سپردن ميراث غني مکتب اهل بيت(ع) به نسل‌هاي پس از خود، با دو رويکرد به مبارزه پرداختند؛
1: مقاومت در برابر موج خزنده افکار وارداتي و عقايد منحط داخلي و اثبات حقانيت تفکر ناب شيعي و تثبيت آن در جامعه
2: ايستادگي در برابر مروجان اصلي اين تفکرات بود که از طرف جريان‌هاي سياسي و فکري هدايت مي‌شد.

meshkaat
۱۳۸۶/۰۹/۲۷, ۰۹:۲۱
امامت باقرالعلوم(ع) و اقدامات بي نظير ايشان در آن شرايط زماني، نقطه عطفي در تحول تاريخ تشيع است. اين امام همام، علاوه بر مبارزه فکري با انحراف‌ها، منشأ بسياري از علوم و سرآغاز بسياري از حرکت‌هاي مؤثر علمي در جامعه شيعي پس از خود بودند.يكي از نكات مهم در اين زمان ،استفاده مناسب از گسست سياسي به وجود آمده در آستانه انتقال قدرت و تبديل جريان سياسي در کشور اسلامي است.
امام باقر (ع) با بهره‌گيري از فرصت به وجود آمده، توانستند فضاي تشکيل اولين هسته‌هاي علمي شيعه را ترسيم و زمينه تأسيس اولين دانشگاه شيعي را فراهم آورند. اين حركت در دوره امام صادق(ع) به اوج خود رسيد و ثمرات بي شماري براي جهان اسلام بر جاي گذاشت.
آن‌چه به عنوان فترت سياسي در دوره امامت اين دو امام عزيزعنوان مي شود، به معناي آسودگي مطلق ايشان از خفقان سياسي عصر خويش نبوده است. امام باقر(ع) براي سپردن ميراث غني مکتب اهل بيت(ع) به نسل‌هاي پس از خود، با دو رويکرد به مبارزه پرداختند؛
1: مقاومت در برابر موج خزنده افکار وارداتي و عقايد منحط داخلي و اثبات حقانيت تفکر ناب شيعي و تثبيت آن در جامعه
2: ايستادگي در برابر مروجان اصلي اين تفکرات بود که از طرف جريان‌هاي سياسي و فکري هدايت مي‌شد.
مقاومت در برابر دستگاه خلافت به صورتي عالمانه و انديشمندانه به خوبي در آن زمان انجام شد.فراهم كردن زمينه پي‌ريزي اولين دانشگاه بزرگ اسلامي، تشکيل اولين کرسي‌هاي نظريه پردازي، تربيت شاگرداني که هر كدام از چهره‌هاي علمي جهان اسلام به شمار مي روند، نقل بيشترين روايت و حديث از ايشان توسط راويان حديث، تشکيل جلسه‌هاي مناظره کلامي با صاحبان فکر و اصحاب معرفت و تدريس علوم جديد به همراه علوم اسلامي از اقدام‌هاي علمي ـ فرهنگي و سياسي امام باقر(ع) است.
وجود نوراني امام باقر(ع) و حرکت ايشان در به تصوير کشيدن چهره واقعي اسلام در برابر تهاجم فرهنگي و سياسي دشمنان، زمينه ساز شهادت ايشان شد. جريان نويني که ايشان در حوزه فکر و معرفت اسلامي به روي جهانيان گشود، مانند چشمه اي جوشان همچنان ادامه داشته و هر روز نياز ما به بهره‌گيري از سيره باقرالعلوم (ع) در مبارزه با تهاجم گسترده فرهنگي غرب عليه اسلام و شبهه افکني‌هاي دشمنان و مخالفان افزوده مي شود.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۹/۲۷, ۰۹:۳۱
http://tabasy.persiangig.com/image/imam%20bagher.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۳:۱۱
http://img28.picoodle.com/img/img28/5/11/25/f_dovec1m_6315218.gifhttp://img40.picoodle.com/img/img40/9/10/7/f_i3771094766m_0ae3169.gifhttp://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_dove2m_08bd1f2.gif




السلام عليک يا محمد بن علي، ايها الامام الباقر، يابن رسول الله


http://www.soog.ir/sound/bagher/bagher4.jpg



اى زمین و آسمان سوگوار غربتت
آفتاب صبحدم، سنگ مزار غربتت


بر جبین فصل‏ها هر یك نشان داغ توست
اى گریبان خزان، چاك از بهار غربتت


یك بقیع اندوه و ماتم یك مدینه اشك و خون
سینه‏‎هامان یك به یك آیینه دار غربتت


پاك شد آیینه از زنگ، اى تماشایى‏‎ترین
شستشو دادیم دل را، با غبار غربتت


شب سیه پوش از غم و اندوه بى‎پایان توست
شرمگین خورشید، از شب‎هاى تار غربتت


اى بقیعت عاشقان را كعبه عشق و امید
سینه چاكیم از غم تو، بى قرار غربتت


شهر یثرب داغدار خاطرات رنج توست
خم شده پشت مدینه زیر بار غربتت


مى‎‏تپد دل‎هاى عاشق در هواى نام تو
با غمى خو كرده هر یك در كنار غربتت


كاش مى‎‏شد روشناى تربت پاك تو بود
چلچراغ اشك ما در شام تار غربتت


دایره در دایره پژواكى از اندوه توست
هیچ داغى نیست بیرون از مدار غربتت


دامن اشكى فراهم داشتم یك سینه آه
ریختم در پاى تو كردم نثار غربتت


آشناى زخم دل‎ها، غربت معصوم توست
من دلى دارم پریشان، از تبار غربتت


http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif




هفتم ذی الحجه سالروز شهادت



امام مومنان و پنجمین پیشوای عطوف شیعیان،



امام محمد بن علی الباقر(علیهما السلام)



را به محضر آقا امام زمان عجل الله تعالي ظهوره
و شما دوستان قرآني تسلیت عرض می کنيم.


http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۳:۲۴
http://www.soog.ir/sound/bagher/bagher3.jpg



ولادت

حـضـرت امـام مـحـمـّدبـاقـر عـليـه السـلام ، پـنـجـمـيـن پـيـشـواى ما بنابر روايتي روز ، اول ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى .1 در شهر مدينه چشم به جهان گشود. او اولين فـرزنـدى بـود كـه از پـدر و مـادر فـاطمى ، علوى وهاشمى متولد مى شد زيرا پدرش على بن الحـسين عليه السلام و مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه السلام بود و به همين جهت او را هاشمّى من هاشميين و فاطمى من فاطميين و علوّى من علويين مى خواندند. در حادثه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سیدالشهداء كودكىبود كه به چهارمین بهار زندگیش نزدیك می‌شد.


پدر امام


پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین على بن الحسین علیه‌السلام است


مادر امام

فـاطـمـه بـا كنيه ام عبدالله دخترامام حسن مجتبى عليه السلام بود. امام حسين عليه السلام كه بـعـد از شـهـادت امـام حـسـن علیه السلام سـيـّد خـانـدان و كـفـيـل و سـرپـرسـت اهـل بـيـت امـام حـسـن علیه السلام هـم بود، فاطمه را به عقد فرزندش امام سجاد درآورد و دخترش فاطمه حـورالعـيـن را نـيـز بـه عـقـد بـرادر زاده اش حسن فرزند امام حسن درآورد.امام باقر ثمره ازدواج اول و عبدالله محض نيز ثمره ازدواج دوم بود.
بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرتامام حسن (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=453)علیه‌السلام و ازسوى پدر بهامام حسین (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=454)علیه‌السلام می‌رسید. ام عبدالله از بانوان فاضل ، با عفّت ومعظّم اهل بيت عليهم السلام بود. امام صادق عليه السلام درحق او مى فرمايد:جـدّه ام صـدّيقه اى بود كه درميان اولاد امام حسن مجتبى عليه السلام هيچ زنى به پايه او نمى رسيد.
عـظـمـت شـاءن ايـن بـانـو بـه حـدى بـود كـه كـرامـات عـجـيـبـى از او ظـاهـر شـد.

امـام بـاقـر نقل مى كند:
روزى مـادرم كـنـار ديـوارى نـشـسته بود كه ناگاه ديوار شكاف برداشت و صداى ريزش و از جاكنده شدن سختى شنيديم . مادرم با اشاره دست گفت : نه ، قسم به حق پيامبر كه خدا به تو اجـازه فـرو ريـخـتـن نـداده اسـت . پـس ديـوار درهـوا مـعـلق مـانـد تـا مادرم از آنجا گذشت و پدرم صددينار از جانب او صدقه داد.


دوران امامت

دوران امامت امام محمد باقرعلیه‌ السلام از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام سجاد علیه‌السلام است آغاز شد و تاسال 114 هجری یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .
در دوره امامت امام محمد باقر علیه‌السلام وفرزندش امام جعفرصادق (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=457) علیه‌السلام مسایلى مانند انقراض امویان و بر سر كار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى و ظهور سرداران و مدعیانى مانند ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است،
ترجمه كتاب‌هاى فلسفى و مجادلات كلامى در این دوره پیش می‌آید , و عده‌اى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می‌شوند .
قاضی‌ها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدید می‌آیند و فقه و عقاید وكلام (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42239) و اخلاق را بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسیر می‌نماید و تعلیمات قرآنى - به ویژه مساله امامت و ولایت را، كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا، افكار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت آلعلى (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=452) علیه‌السلام متوجه كرده بود و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف می‌كشاندند و احادیث نبوى را در بوته فراموشى قرارمی‌دادند.
برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاكم ساخته و یا مشغول جعل بودند و یاآنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون می‌نمودند .اینها عواملى بود بسیارخطرناك كه باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند.
بدین جهت امام محمدباقر علیه‌السلام و پس از وى امام جعفر صادق علیه‌السلام از موقعیت مساعد روزگارسیاسى، براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى بهره جستند و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى راپایه‌ریزى نمودند .
زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر صلی‌الله‌علیه ‌وآله و قانون عدالت بودند و می‌بایست به تربیت شاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداكار دست یازند و فقه آل محمد (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42559) علیهم‌السلام راجمع و تدوین و تدریس كنند .به همین جهت محضر امام باقر علیه‌السلام مركز علماءودانشمندان و راویان حدیث (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=18392) و خطیبان و شاعران بنام بود.
در مكتب تربیتى امام باقر علیه‌السلام علم و فضیلت به مردم آموخته می‌شد. ایشان متولى صدقات پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنى هاشم و مساكین ونیازمندان تقسیم می‌كرد و اداره آنها را از جهت مالى به عهده داشت .




http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۳:۳۲
http://www.soog.ir/sound/bagher/bagher2.jpg

كنيه والقاب امام

امـام پـنـجـم ، نـامـش مـحـمـد و كـنـيـه اش ابـوجـعفر. و به چند لقب معروف بود كه مـشهورترين آنها لقب باقر و باقرالعلوم مى باشد پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله آن بـزرگوار را بدين لقب خواند يا به تعبير دقيقتر خداوند او را در تورات با اين لقب معرفى فـرمـود. او را بدين لقب خواندند چون علم را شكافت و در گستره پهناور آن وارد شد.
آن امـام بـزرگـوار را بـه خـاطـر شـبـاهـت بـسـيـار بـه رسول خدا، شبيه هم مى خواندند.
ديگر القاب امام باقرعلیه السالم عبارت بوداز: امين ، شاكر، هادى ، صابر و شاهد.

دوران زندگی امام محمد باقر علیه السلام

امام باقر (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=456)علیه‌السلام داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می ‌پوشید.
در كمال وقار و شكوه حركت می‌فرمود. از آن حضرت می ‌پرسیدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش می‌پوشید، تو چرا لباس فاخر بر تن می‌كنى؟
پاسخ می‌داد: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز، كه محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افكار، نمی‌توانم تعظیم شعائر دین كنم.
بسیار گشاده‌رو و با مؤمنان و دوستان، خوش برخورد بود. دربخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب وآداب و سنن دینى، كمال مواظبت را داشت.
در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى ازنیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى،كمال مواظبت را داشت. می‌خواست سنت‌هاى جدشرسول الله (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=451) را عملا در بین مردم زنده كند و مكارم اخلاق (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=434)ى را به مردم تعلیم نماید.

در روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستان‌ها بیرون می‌ رفت و با كارگران و كشاورزان بیل می‌زد و زمین را براى كشت آماده می‌ساخت. آنچه ازمحصول كشاورزى - كهبا عرق جبین و كد یمین به دست می‌آورد در راه خدا انفاق می‌فرمود. بامداد كه براى اداى نماز (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Hadith/NamazHadith/2007/9/5/45276.html) به مسجد می‌رفت، پس از گزاردن نماز، مردم گرداگردش جمع می‌شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره‌مند می‌گشتند.




http://www.mo3afa.com/fasel/f56.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۳:۴۱
http://www.soog.ir/sound/bagher/bagher1.jpg

شخصیت اخلاقی (http://www.tebyan.com/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamBaqir/2006/3/4/16138.html#01#01)


در گفتار راستگوترین و در دیدار گشاده رو ترین و در بذل جان در راه خدا، بخشنده ترین و در اخلاق متواضع‌ترین مردمان بود.

از خوف خدا بسیار می‌گریست و هنگام مشكلات اهل بیت را جمع می‌كرد و با هم به ذكر و استغفار می‌پرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق می‌فرمود و خود مانند غلامانش در مزرعه كار می‌كرد.

در زهد و فضل و تقوا و آشنایی با رموز قرآن و سنت و تفسیر و احكام شرع سرآمد همگان بود… علی بن عیسی اربلی در كتاب كشف الغمه و انب طلحه در مطالب السوول و سبط ابن جوزی در تذكرة الائمه و سایر محدثین اهل سنت از عبدالله بن عطاء مكی روایت كرده‌اند كه گفته است: علما را نزد هیچ‌ كس حقیرتر از آن ندیدم كه در محضر ابوجعفر محمد بن علی دیدم… امام محمد باقرعلیه السلام .

در مورد نمونه‌ای از اخلاق امام باقر روایت است که مردى از اهل شام در مدینه ساكن بود و به خانه ‏امام بسیار مى‏آمد و به آن گرامى مى‏گفت: «... در روى زمین بغض و كینه‌ كسى را بیش از تو در دل ندارم و با هیچ كس بیش از تو و خاندانت دشمن نیستم! و عقیده‌‏ام آنست كه اطاعت‏ خدا و پیامبر و امیرمؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى ‏بینى به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردى سخنور و ادیب و خوش بیان هستى!»
در عین حال امام علیه السلام با او مدارا مى فرمود و به نرمى سخن می گفت. چندى بر نیامد كه شامى بیمار شد و مرگ را رویا روى خویش دید و از زندگى نومید شد، پس وصیت كرد كه چون درگذرد ابو جعفر «امام باقر» بر او نماز گزارد.

شب به نیمه رسید و بستگانش او را تمام شده یافتند. بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر علیه السلام را دید كه نماز صبح به پایان برده و به تعقیب نشسته است، و آن گرامى همواره چنین بود كه پس از نماز به ذكر و تعقیب مى ‏پرداخت.
عرض كرد: آن مرد شامى به دیگر سراى شتافته و خود چنین خواسته كه شما بر او نماز گزارید.
فرمود: او نمرده است... شتاب مكنید تا من بیایم.

پس برخاست و وضو و طهارت را تجدید فرمود و دو ركعت نماز خواند و دست‌ها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آنگاه به خانه‏ شامى آمد و بر بالین او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد.

امام او را برنشانید و پشتش را به دیوار تكیه داد و شربتى طلبید و به كام او ریخت و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت. دیرى بر نیامد كه شامى شفا یافت و به نزد امام آمد و عرض كرد: «گواهى مى ‏دهم كه تو حجت ‏خدا بر مردمانى.»

شخصیت علمی (http://www.tebyan.com/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamBaqir/2006/3/4/16138.html#01#01)

بی تردید چنان که بسیاری از علمای اهل سنت نیز گفته اند، امام باقر علیه السلام در زمان حیات خویش شهرت فراوانی داشته و همواره محضر او از دوستدارانش، از تمامی بلاد و سرزمین‌های اسلامی، پر بوده است.

موقعیت علمی ایشان، به مثابه شخصیتی عالم و فقیه، به ویژه به عنوان نماینده علوم اهل بیت، بسیاری را وا می‌داشت تا از محضر او بهره گیرند و حل اشکالات علمی و فقهی خود را از او بطلبند. در این میان، اهل عراق که بسیاری از آنان شیعه بودند بیش از دیگران مفتون شخصیت آن حضرت شده بودند.

مراجعه کنندگان، خضوعی خاص نسبت به شخصیت علمی امام داشتند چنان که عبدالله بن عطای مکی گوید: علما را در محضر هیچ کسی کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر علیه السلام ندیدم.

حکم بن عتیبه با تمام عظمت علمی اش در میان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزی در مقابل معلم خود به نظر می رسید. امام از موقعیت مساعد روزگار سیاسى، براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى بهره جسته و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایه‌ریزى نمودند.

شهرت علمی امام، در حد تعبیر ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسی بخواهد آن را بیان کند. این شهرت در زمان خود ایشان، نه تنها در حجاز که «کان سید فقهاء الحجاز» بلکه حتی در عراق و خراسان نیز به طور گسترده فراگیر شده بود. چنان که راوی می گوید: دیدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمی خود را از ایشان می پرسیدند.

ذهبی درباره امام باقر علیه السلام می نویسد:
ایشان از کسانی است که بین علم و عمل، سیادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و برای خلافت اهلیت داشت.

ابرش کلبی از هشام بن عبدالملک پرسید: این کیست که مردم عراق او را در میان گرفته و مشکلات علمی خود را از وی می پرسند؟
هشام گفت: این پیامبر کوفه است، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن می‌داند.


http://www.mo3afa.com/fasel/f17.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۳:۴۸
http://shiaupload.ir/images/zuzj9u58xqaezmxkqzon.jpg


دوران زندگی و شهادت ایشان (http://www.tebyan.com/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamBaqir/2006/3/4/16138.html#01#01)

امام باقر علیه السلام با پنج خلیفه از خلفاى بنى امیه معاصر بود كه عبارتند از: ولید بن عبدالملك (96 ق) و سلیمان بن عبدالملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزیز (101 ق) و یزید بن عبدالملك (107ق) و هشام بن عبدالملك ( 125 ق) و همه آنان جز عمر بن عبدالعزیز در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نیاكان خود نداشتند و پیوسته براى امام باقرعلیه السلام مشكلاتى فراهم مى نمودند.
ولى در عین حال، او از طریق تعلیم و تربیت، جنبشى علمى به وجود آورد و مقدمات تأسیس یك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ریزى كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق علیه السلام به نتیجه كامل رسید.

روش كار پیشوایان ما به ویژه امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شیوه مخفى و زیرزمینى بود، شیوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطلع نشود. همین كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود در نتیجه، وسایل تبعید و زندانى شدن آنها فراهم مى شد.

سرانجام، امام باقر علیه السلام كه پیوسته مورد خشم و غضب خلیفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسیله ایادى او مسموم شد و در روز دوشنبه 7 ذیحجه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسید.

بدن مطهر آن دریای بیکران دانش خدایی در قبرستان بقیع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبی و امام سجاد علیهماالسلام به خاک سپرده شده است.

اصحاب امام باقر علیه السلام (http://www.tebyan.com/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamBaqir/2006/3/4/16138.html#01#01)

آوازه علوم و دانش امام باقر(ع) چنان اطراف و اكناف پیچیده بود كه ملقب به باقرالعلوم؛ یعنى شكافنده دانش‌ها گردید.

در مكتب امام ابوجعفر باقرالعلوم كه درود فرشتگان بر او شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش یافتند كه اینك به نام برخى از آنان اشاره مى ‏شود:

1-ابان بن تغلب: او محضر سه امام - امام زین العابدین، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام - را درک نمود . ابان از شخصیت‌های علمی عصر خود بود و در تفسیر، حدیث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسیاری داشت.

والایی دانش ابان چنان بود که امام باقر علیه السلام به او فرمود:
در مسجد مدینه بنشین و به رای مردم فتوا بده، زیرا دوست دارم، مردم فردی چون تو را در میان شیعیان ما ببینند.

2-زراره: دانشمندان شیعه از میان شاگردان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، شش تن را فقیه تر می شمرند که زراره یکی از آنها است.
از امام صادق نقل است که فرمود:
اگر "برید بن معاویه"، "ابوبصیر"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پیامبر(معارف شیعه) از میان می رفت؛ آنان بر حلال و حرام خدا امین هستند. باز فرمود: برید، زراره، محمد بن مسلم و احول در زندگی و مرگ، نزد من محبوب‌ترین مردمان هستند.

3-کمیت اسدی: شاعری سر آمد بود و زبان گویایش در دفاع از اهل بیت، اشعاری پر مغز می سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسواگر بود که پیوسته از طرف خلفای اموی تهدید به مرگ می شد.

4-محمد بن مسلم: فقیه اهل بیت و از یاران راستین امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بود. چنان که گفته شد، امام صادق او را یکی از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پیامبر به وجودشان پا برجا و باقی است.




http://www.mo3afa.com/fasel/f91.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۳:۵۶
http://shiaupload.ir/images/v3cxxlenuh77q4tstbkj.jpg




مسموم شدن امام باقرعليه السلام


آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن به روشني مشخص نيست .
بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد
وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .
آن حضرت ساعات آخر عمر خود را با کفنهايي که که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود



ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبين منيرش عرق نشست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش




امام باقر عليه السلام در بستر بيماري


کليني به سند صحيح اززراره روايت کرده است که گفت روزي از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) شنيدم که فرمود :
درخواب ديدم که برسرکوهي ايستاده ام ومردم ازهرطرف آن کوه به سوي من بالا مي آمدند چون مردم بسياري دراطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد ومردم ازهرطرف آن فرو مي ريختند ، تا آنکه جماعتي برآن کوه باقي ماندند واين اتفاق پنج مرتبه تکرارشد ،


گويا آن حضرت اين خواب رابه وفات خود تعبير فرموده بود ، که بعد از گذشت پنج شب ازاين خواب به رحمت ايزدي پيوستند .


درکافي و بصائر الدَّرجات و سايرکتابهاي معتبر روايت کرده اند که حضرت امام صادق عليه السلام فرمود :
که پدرم بيماري سختي گرفته بود وبيشتر مردم ازبيماري حضرت ترسيدند واهل بيت آن حضرت را به گريه درآمدند که امام باقرعليه السلام فرمود :
من دراين بيماري ازدنيا نخواهم رفت زيرا دو نفر نزد من آمدند وبه من چنين خبردادند پس ازآن بيماري صحت يافت ومدتي وسالم بود .
وبرای من زمين را بشکاف وگود کن زيرا که من فربه هستم ودرزمين مدينه براي من نمي توان لحد ساخت .


علت فرمايش حضرت آن است که زمينهاي مدينه سخت بودند به جاي آنکه قبر را به اندازه قد متوسط انسان گود کنند ، معمولاً براي قبر درآن زمينها لحد درمي آوردند يعني حفره اي به اندازه جسد درديوار قبردرسمت قبله درست مي کردند وچون امام صادق عليه السلام فربه وچاق بودند ودرديوار قبربه سختي جاي مي گرفتند ، لذا وصيت کردند که زمين را براي اين امر گود نمايند تا ايشان به آساني وبدون مشکل درقبر شريفشان جاي گيرند .


پس گفتم : اي پدر بزرگوار من امروز تورا ازهمه وقت سالم تر مي بينم وناراحتي درتو مشاهده نمي کنم حضرت فرمود : آن دونفر که درآن بيماري صحت وسلامت من راخبر دادند دراين بيماري به نزد من آمدند وگفتند : دراين مريضي به عالم آخرت رحلت مي نمايي وبه روايت ديگري فرمود :


که اي فرزند ، مگر نشنيدي حضرت علي بن الحسين عليهما السلام من را ازپس ديوار ندا کرد که اي محمد بيا وزود باش که ما انتظار تورا مي کشيم .


کليني به سند حسن روايت کرده است که حضرت امام محمد باقرعليه السلام هشتصد درهم براي تعزيه وماتم خود وصيت فرمود .
وبه سند موثق ازحضرت امام صادق عليه السلام روايت کرده است که پدرم گفت :
اي جعفر ازمال من براي ندبه کنندگان وقف کن که ده سال درمني درموسم حج برمن ندبه وگريه کنند ورسم ماتم راتجديد نمايند وبرمظلوميت من زاري کنند .


کليني به سند معتبر نيزروايت کرده است که چون امام محمد باقرعليه السلام به جهان باقي رحلت نمود ، حضرت امام صادقعليه السلام فرمود : که هرشب درحجره اي که آن حضرت درآن وفات يافته بود ، چراغ مي افروختند .


شيخ عباس قمي ميگويند : که درتاريخ وفات آن حضرت اختلافست و وفات ايشان درروز دوشنبه هفتم ذيحجه سال صدو چهاردهم به سن پنجاه وهفت سالگي درمدينه مشرفه اتفاق افتاد .


وفات ايشان درايام خلافت هشام بن عبدالملک بود وگفته شده که آن حضرت راابراهيم بن وليد بن عبدالملک بن مروان به زهر شهيد کرده وشايد به امر هشام بوده است .


قبر مقدس آن حضرت به اتفاق همگي دربقيع ، كنار قبر پدر وعم بزرگوار خود ، حضرت امام حسن عليه السلام قرار دارد .


شهادت امام باقر عليه السلام

حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگی کرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت ، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامی ، تعليم شاگردان ، رهبری اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در ميان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحيح رهبری و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم ، که تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است ، پرداخت و لحظه ای از اين وظيفه غفلت نفرمود .

سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114هجری در سن 57سالگی در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پيکر مقدسش را در قبرستان بقيع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند.


http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۴:۰۲
http://ma1348.jeeran.com/bagher/v2.jpg


نقش خاتم امام

از آنـجـا كـه هـمـگـى امامان عليهم السلام در شرايط خفقانى باشدت و ضعف زندگى مى كردند وراهـهـاى اظـهـار نـظـر صـريح براى آنان مهيّا نبود، روشهاى گوناگونى براى اظهار نظر و بيان عقايد ومعارف ومنويات خويش پيش مى گرفتند. يكى از اين روشها، به دست كردن انگشتر و حـكّ عـباراتى خاص بر آن بود. هر كدام از امامان به اقتضاى شرايط و حوادث دوران زندگى يـك يـا چـنـد انگشتر داشت وگاهى نيز ازانگشتر امامان قبلى استفاده مى كرد.
عباراتى هم كه بر نگين انگشترها حكّ مى شد بيانگر موضعى سياسى ، مفهومى اعتقادى يا شاخصه اى اخلاقى بود كه بيان و ثبت آن حداقل درهمين سطح لازم بود.

اين مطلب از نوع و تفاوت نقش خاتم امامان عليهم السلام كاملا آشكار مى گردد. به عنوان مثال نقش خاتم امام حسين عليه السلام اين جمله بود:
(ان الله بالغ امره ) خداوند امر واراده خود را به انجام مى رساند.

امـام بـا ايـن شـعـار اين مطلب را اعلام مى كند كه گرچه حكومت ظالمانه اموى زمينه هاى سلطه را بـه طور كامل فراهم كرده وگرچه دستهاى يارى مسلمانان از او دريغ مى شود واو را در غربت و تـنـهـايى وامى گذارند ولى او به وظيفه خودقيام مى كند و مى داند كه خداوند اراده خود را ـ هر چه باشد ـ محقق مى گرداند و تا خداوند با او و او در طريق رضاى خداوند است از هيچ چيز باك ندارد.

واما بعد از امام حسين علیه السلام نوبت به امام سجادعلیه السلام مى رسد و ايشان بر انگشتر خود حك مى كند:
خَزِىَ وَ شَقِىَ قاتِلُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِي
قاتل حسين بن على علیه السلام خوار و بدبخت شد

و بـا ايـن روش بـر زنـده نـگـه داشـتـن يـاد حماسه عاشورا و ايجاد نفرت نسبت به ظالمان به خاندان پيامبر اقدام مى كند.

امـــام بـــاقـــر عـليـه السـلام نـيـز ايـن روش اعلام راءى ، نظر، مبارزه وتبليغ را ادامه داد و با تـوجـهبـه شـرايـط مختلف دوران امامت خويش انگشترهايى با عبارات متفاوت داشت .

گاهى بـراى يـادآورىياد امام حسين وتاكيد براستمرار مبارزه اى كه آن بزرگوار با ظالمان در پيش ‍ گرفت و تاكيدبـر نـقـش هـدايـتـگرانه امام حسين عليه السلام ، خاتم جدش امام حسين عـليـه السـلام را در دسـت مـىكـــرد و بـراى ايـنـكـه عـزت و اقتدار بنى اميه را پوشالى وتـهـى مـعـرفـى كند همانند عمويش امام حـسـن علیه السلام ، بر انگشترى خود حك كرده بود: "اَلْعِزَّةُ لِلّهِ" هـمـه عـزت از آن خـداسـت و يـا "اَلْعـِزَّةُ لِلّهِ جـَمـيـعاً"ودر انگشترى ديگر حك كرده بود: اَلْقُوَّةُ لِلّهِ جَميعاً.

سلام خاص پيامبرصلوات الله علیه

از ويـژگـيـهـاى امـام بـاقـر عـليـه السـلام ، ايـن اسـت كـه رسـول خـدا صـلى الله عليه وآله ، توسط جابربن عبدالله انصارى به وى سلام رساند. امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
اِنَّ لاَِبـى مـَنـاقـِبَ ماهِىَ لاِ بائى اِنَّ رَسُولَ اللّهِ قالَ لِجابِرٍ اِنَّكَ تُدْرِكُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ فَاقْرَاءْهُ مِنِّى السَّلامُ.
پـدرم مـنـاقـبـى دارد كـه بـراى اجـدادم ، آن مـنـاقـب نـبـوده اسـت ، ازجـمـله ايـن كـه رسـول خـدا صلى الله عليه وآله به جابر فرمود:
همانا تو محمدبن على را درك مى كنى ، پس سلام مرا به او برسان .
جـابـر عمرى دراز يافت وخدمت امام باقر رسيد و سلام حضرت پيامبر را به وى ابلاغ كرد و از محضر پر فيضش استفاده ها برد.



http://www.mo3afa.com/fasel/f87.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۴:۱۴
http://shiaupload.ir/images/er4c84suupdf7h36jm5.jpg





شیعیان از چیست دل‎ها در غم است


هر كجا بینى عزا و ماتم است




عرشیان را از سر افتاده ست تاج


گوئیا ماتم به عرش اعظم است




مصطفى را در جنان حزنى عجیب


انبیا را سر به زانوى غم است




آسمان در نوحه و سوگ و عزاست


گوئیا محزون تمام عالم است




گوش كن تا بشنوى صوت ملك


نوحه‏ عرش الهى این دم است




باقر آل نبى مسموم شد


قامت صادق از این ماتم خم است




شیعیان در ماتم آن مقتدا


خون اگر ریزند از چشمان كم است




از جفاهاى هشام بى حیا


اشك غم در دیده‎‏هاى آدم است




تربت باقر ز رفعت در بقیع


دردمندان را شفا و مرهم است




در رثاء و سوگ باقر اى "قدیر"


خامه دركش چون بیانت اَبْكم است





http://img26.picoodle.com/img/img26/5/11/24/f_flower394m_ce26d3b.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۴:۱۷
http://shiaupload.ir/images/wh0ice5i1fn8j3tmju7.jpg


كلماتی از آن بزرگوار (http://www.tebyan.com/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamBaqir/2006/3/4/16138.html#01#01)

1-همانا خداوند عزوجل نگاه دارد به وسیله تقوا بنده را از آنچه عقلش بدان دسترسی ندارد.

2-بردباری جامه شخص دانا و عالم است مبادا خود را از آن برهنه كنی.

3-خدا بر خویش مهرورزی را لازم كرده و رحمت او بر خشمش پیشی جسته و از روی راستی و درستی به انجام رسیده، پس چنان نیست كه خداوند به بندگان خشم آغاز كند پیش از آن كه آنان او را به خشم آورند...

4-هر ملتی كه كتاب خدا را به پشت سر انداخته خدا نیز علم كتاب را از آنها بگیرد…

5-حریص بر دنیا، همچون کرم ابریشم است که هر چه پیله را بر خود بیشتر بپیچد، بیرون آمدنش مشکل تر می‌شود.




پي نوشت ها:
15 - بحارالانوار، ج 46، ص 213 به نقل از اعلام الورى ، ص 259 و مصباح المتهجد، ص 557وارشـاد ص 279. البـتـه بـعـضـى ولادت او را در سـوم صـفـر سال پنجاه و هفت دانسته اند (بحارالانوار به نقل از روضة الواعظين ، ص 248 و مصباح كفعمى ، ص ‍ 521 و دروس شهيد، ص 154 و كشف الغمه ، ج 2، ص 329).
- بـحـارالانـوار، ج 46، ص 215 واعـلام الورى ، ص 259 واعـيـان الشـيـعه ، ج 8، ص 390.
- كـافـى ، ج 1، ص 469 (كـانـت صـدّيـقـةً لم تـدرك فـى آل الحسن (ع ) امراةٌ مثلُها)
- همان مدرك .
- ر.ك بـحـارالانـوار، ج 46، ص 223 و 225 واصول كافى ، ج 1، ص 390. 22 - حياة الامام الباقر، باقر شريف القرشى ، ج 1، ص 22.
- مناقب ، ج 4، ص 210.
- حياة الامام الباقر، ج 1، ص 22.
–نقش الخواتيم لدى الائمـه ...)
تنقيح المقال ، ج 1، ص 199.
رساله امام محمد باقر علیه السلام، سعد الخیر / روضه كافی ج اول (ص 79 – 75 )


http://www.mo3afa.com/fasel/f34.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۴:۲۱
http://www.soog.ir/sound/bagher/bagher2.jpg





در راه دوست، از ستم دشمن پلید



شد باقرالعلوم، ز زهر جفا شهید




بیداد و ظلم بین، كه هشام از ره عناد



خاموش كرد، مشعل روشنگر امید




پنجم امام ما، ز جفاى ستمگران



بسیار ظلم دید و ستم دید و جور دید




آن پیشواى عالم اسلام، دم به دم


بس رنج‎ها كشید و بس طعنه‎‏ها شنید




مسموم گشت، از ستم و كینّه‏ هشام


آن هادى هدایت و آن رهبر رشید




شد موسم عزاى جگر گوشه‏ رسول


در ماتمش، ز دیده‏ ما اشك غم چكید




كرسى علم گشت، سیه‎پوش «حافظى»


چون باقرالعلوم، شد از زهر كین شهید






http://img29.picoodle.com/img/img29/4/6/8/f_5yvvgnm_c970d6f.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۴:۴۶
http://shiaupload.ir/images/fc49lc27a5ctdgp8gw.jpg



« محبت به برادر دينی »


يكى از دوستان امام باقرعليه السلام به نام ابى عبيده مى‏گويد:
در سفر، رفيق و همراه، امام باقر عليه السلام بودم.در طول سفر هميشه نخست من سوار بر مركب مى‏شدم و سپس آن حضرت بر مركب خويش سوار مى‏شد. و اين نهايت احترام و رعايت حرمت بود .

زمانى كه بر مركب مى‏نشستيم و در كنار يكديگر قرار مى‏گرفتيم، آن چنان با من گرم مى‏گرفت و از حالم جويا مى‏شد كه گويى لحظاتى قبل در كنار هم نبوده‏ايم ودوستى را پس از روزگار دورى جسته است.

به آن حضرت عرض كردم:
اى فرزند رسول خدا! شما در معاشرت و لطف و محبت به همراهان و رفيقان به گونه‏اى رفتار مى‏كنيد كه از ديگران سراغ ندارم، و براستى اگر ديگران دست كم در اولين برخورد و مواجهه، چنين برخورد خوشى با دوستانشان داشته باشند، ارزنده و قابل تقدير خواهد بود.

امام باقر علیه السلام فرمود:
آيا نمى‏دانى كه مصافحه نهادن دست محبت در دست دوستان و مؤمنان چه ارزشى دارد؟

مؤمنان هر گاه با يكديگر مصافحه كنند و دست دوستى بفشارند، گناهانشان همانند برگهاى درخت فرو مى‏ريزد و در منظر لطف خدايند تا از يكديگر جدا شوند.

علاوه بر اين، محبت به دوستان و برادران دينی مظاهر مختلفی در سخنان حضرت داشته است، زمانی که فرمود:

دعايى كه بيشتر اميد اجابت آن مى رود و زودتر به اجابت مى رسد، دعا براى برادر دينى است در پشت سرِ او.

و چنين بیان داشت که: مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمي دهد ، از او دريغ نمي کند ، و به او گمان بد نمي برد .

و به دوستانش توصیه فرمود که :
با منافق با زبانت مدارا کن ، و مؤمن را از دل دوست بدار ، و اگر با يهودی نيزهمنشين شدی ، خوشرفتاری کن .

و در نهایت یکی از مهمترین کارهای مومن را هميارى مالى با برادر دينى بر شمرد.



( برگرفته از کتاب " زندگى سياسى امام باقر(عليه السلام)" ، تألیف : احمد ترابى )



http://img03.picoodle.com/img/img03/5/11/24/f_f11m_083d5f3.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۴:۴۷
http://shiaupload.ir/images/2cf0rx4mcysnygzs1gh0.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۴:۵۲
http://shiaupload.ir/images/k6le06zkv4dpu4kinnu.jpg




اى دل حق‎پرستان مطیعت
وعده‎گاه ولایت بقیعت



پنجمین پرتو نور كوثر
باقر علم آل پیمبر



ای كه تو نسل صل و قیامى
تو اباجعفرى تو امامى



پرتو مشعل علم و ایمان
سرّ یاسین تویى جان قرآن



اى شكافنده علم و تقوا
نام پیغمبرى جان زهرا



شاهد عرصه‏‎ى كربلایى
خود شهید شرنگ جفایى



دیده‎اى وقعه‎ى كربلا را
قصه عشق خون خدا را



بوده‎اى در تمام اسارت
روضه خوان حدیث شهادت



اى ولاى تو ایمان مردم
مهر تو در دل و جان مردم



جان تو اى فروغ مدینه
آمده بر لب از زهر كینه



گفته‎اى تا پس از تو به عالم
حج یاران شود بزم ماتم



خانه كعبه بیت العزایت
جان اهل دو عالم فدایت



جان پاكت چو بیرون ز تن شد
پیرهن بر تن گل كفن شد



سیدى اى كه داغت به دل‏هاست
بوسه بر تربتت حسرت ماست




http://img40.picoodle.com/img/img40/5/11/24/f_4dcyc80m_622754b.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۵:۰۲
http://shiaupload.ir/images/n11z6f86zhlmv7ek8loy.jpg


كلام نور..........




http://img01.picoodle.com/img/img01/5/11/26/f_kadrm_07b0eb5.gif





قال الباقر علیه السلام



«اما علمت ما فی المصافحة، ان المؤمنین یلتقیان فیصافحاحدهما صاحبه فما تزال الذنوب تتحات عنهما كما یتحات الورق عن الشجر و الله ینظرالیهما حتی یفترقان ؛ آیا نمی‏دانی كه مصافحه



امام باقر علیه‌السلام فرمود:



نهادن دست محبت در دست دوستان ومؤمنان چه ارزشی دارد؟ مؤمنان هر گاه با یكدیگر مصافحه كنند و دست دوستی بفشارند،گناهانشان همانند برگ‌های درخت فرو می‏ریزد و در منظر لطف خدایند تا از یكدیگر جداشوند.»



اصول کافی، ج 2، ص




http://img01.picoodle.com/img/img01/5/11/26/f_kadrm_07b0eb5.gif







قال الباقر علیه السلام



فرمود:« أَوْشَكُ دَعْوَةٍ وَ أَسْرَعُإِجَابَةٍ دُعَأ الْمَرْءِ لِأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ



امام باقر علیه‌السلام فرمود:



؛دعا (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42453)ییكه بیشتر امید اجابت آن می‌رود و زودتر به اجابت می‌رسد،دعا (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42453) برای برادر دینی است در پشت سرِ او»



اصول كافی، ج 2 ص 507)


http://img01.picoodle.com/img/img01/5/11/26/f_kadrm_07b0eb5.gif




قال الباقر علیه السلام



«إن المؤمن أخ المؤمن لا یشتمه و لایحرمه و لا یسی‏ء به الظن ؛



امام باقر علیه‌السلام فرمود:



مؤمن برادر مؤمن است، او را دشنام نمی‌دهد، از او دریغنمی‌کند، و به او گمان بد نمی‌برد.»



تحف‏العقول، ص 296


http://img01.picoodle.com/img/img01/5/11/26/f_kadrm_07b0eb5.gif




قال الباقر علیه السلام



:«صانع المنافق بلسانك و أخلص ودك للمؤمن و إن جالسك یهودی فأحسن مجالسته ؛



امام باقر علیه‌السلام فرمود:



بامنافق با زبانت مدارا کن و مؤمن را از دل دوست بدار و اگر با یهودی نیز همنشین شدی،خوشرفتاریکن»



امالی مفید (http://www.tebyan.net/NonContemporary/2007/11/28/54624.html)،ص 185


http://img01.picoodle.com/img/img01/5/11/26/f_kadrm_07b0eb5.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۵:۳۱
http://www.aftab.ir/articles/religion/religion/images/d3c4ed23db28fa862bf194ed266dffb6.jpg

نقشه نافع علیه امام باقر عليه السلام

سالی که هشام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%87%D8%B4%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D9% 86+%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A 9) بهحج (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA+%D8% AD%D8%AC) آمده بود،نافعبن ازرق (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9+%D8%A8%D9% 86+%D8%A7%D8%B2%D8%B1%D9%82) غلام عمربن خطاب (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8 %AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8) همراه هشام بود که چشمش به حضرت امام محمد باقر علیه السلام افتاد. امام در کنار کعبه نشسته بود و عدّه ای گرداگرد ایشان بودند.
نافع از هشام پرسید: « این شخص کیست؟»
هشام گفت: « امام اهل کوفه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87)، «محمد بن علی بنالحسن بن علی بن ابیطالب» است.»
نافع گفت: « اکنون از او سؤالاتی می پرسم که جزپیامبر (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D9%85%D8% AD%D9%85%D8%AF+%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C+%D8% B5%D9%84%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D9%88+%D8%A2%D9%84%D9%87) و وصیّ او نمی توانند جواب دهند. »
هشام گفت: « برو و بپرس! شاید بتوانی او راخجالت زده کنی. »

پرسش نافع از امام

نافع پیش آمد و گفت: « ای محمد بن علی! منتورات (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AA) وانجیل (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D9%84) وزبوروقرآن (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8+%D9%82%D8% B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA+%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86) را خوانده ام، آمده ام سؤالاتی کنم که جز پیامبر و یا وصی او آنها را جواب نمیدهند. »
حضرت باقر علیه السلام فرمود: « بپرس!»
نافع پرسید: « بین حضرت عیسی (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%B9%DB% 8C%D8%B3%DB%8C+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9% 84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) و رسول اکرم چند سال فاصله بوده است؟»
حضرت فرمود : «عقیده خودم رابگویم، یا عقیده تو را؟»
گفت: « هر دو را بگو!»

پاسخ روشن امام

امام فرمود: « به قول من پانصد سال و به قول تو ششصدسال.»
گفت: « پس این قول خداوند چه معنا دارد که می فرماید: « ای پیامبر! ازآنان که قبل از تو فرستاده ایم بپرس که آیا ما غیر از خدای رحمان برای آنها خدایانی قرار داده بودیم تا آنها را عبادت کنند؟»

بین رسول اکرم و حضرت عیسی که پانصد سال فاصله بود! « حضرت باقر علیه السلام این آیه را خواند: « پاک و منزه استخدایی که بنده اش محمد صلی والله علیه و اله و سلم را شبانه ازمسجدالحرام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A8%DB%8C%D8%AA+%D8%A7%D9%84%D9% 84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85+-+%DA%A9%D8%B9%D8%A8%D9%87%D8%8C+%D8%AE%D8%A7%D9%86 %D9%87+%D8%AE%D8%AF%D8%A7) به مسجدالاقصی (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF+%D8%A7%D9% 84%D8%A7%D9%82%D8%B5%DB%8C) برد؛ آنجا که ما اطرافش را مبارک گردانده بودیم تا آیاتش را به او نشاندهیم. » (سوره اسراء آیه. 1)

و سپس فرمود: « یکی از آیات و نشانه هایی که خداوند درشب معراج به پیامبر گرامیش نشان داد،این بودکه جمیع پیامبران و مرسلین را محشور کرد و به جبرئیل (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D9%8 4) امرفرموداذان و اقامه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%85%D9%87) بگوید.
جبرئیل در اقامه خود گفت : «حی علی خیرالعمل» پس حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جلو ایستاد و همه پیامبران پشت سر او نماز گزاردند و سپس این آیه نازل شد که:
« از پیامبران بپرس. . .» رسول خدا هم از آنها پرسش کرد.

همگی انبیاءالهی گفتند: « شهادت میدهیم که معبودی جز الله نیست و او شریکی ندارد و شهادت میدهیم که تو رسول خدایی و ما بر این شهادت پیمان بسته ایم.»

اعتراف نافع به امامت امام

نافع گفت: « ای ابوجعفر و ای فرزند رسول خدا! راست گفتی! به خدا قسم شما وارثان رسول خدایید و شمایید خلفاء تورات و اسامی شما در انجیل و زبور و قرآن هست و شما به امر خلافت و ولایت از دیگران سزاوارترید.»

نافع سؤالات دیگری در همین مجلس یا مجلس دیگر پرسیده و امام باقر علیه السلام به همگی پاسخ فرموده است. سپس امام به نافع فرمود: « ای نافع! به این خوارج (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B 4+%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AC) بگو چگونه جدا شدن ازامیرالمؤمنین (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%8 4%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86%DB%8C%D9%86) را جایز دانستید؟»

خواهند گفت : «چون علی علیه السلام در دین خدا، حَکَم قرارداد. »
پس به آنها بگو اوّلاً خداوند خودش حَکَم قرار داده و فرموده است: « درموقع اختلاف مرد با زن، حَکَمی از طرف مرد و حَکَمی از طرف زن بیایند و اگر اراده سازش و اصلاح داشته باشند، خداوند بین آنها را توفیق و موافقت می دهد. » (سوره اعراف آیه 35)

ثانیاًرسول خداسعدبن معاذ (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B3%D8%B9%D8%AF+%D8%A8%D9%86+%D9 %85%D8%B9%D8%A7%D8%B0+%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8% B1%DB%8C) را در جنگ با یهودیان بنی قریظه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A8%D9%86%DB%8C+%D9%82%D8%B1%DB% 8C%D8%B8%D9%87) حَکَم قرار داد و خداوند هم حکمیت او را امضاء فرمود. مگر اینان نمیدانند که امیرالمؤمنین که حکم قرار داد، به معنای آن بود که به حُکم قرآن، حُکم کنند و شرط کرد که اگر بر خلاف قرآن حُکم کردند، حُکمشان مردود است؟ پس این خوارج به امیرالمؤمنین بُهتان و افترا می زنند. »
نافع گفت: « به خدا قسم این سخنیاست که هرگز نشنیده بودم و به ذهنم خطور نکرده بود و این حرف حق است.»

منابع:
بحار الانوار، ج 10، ص 161، ح 13.
ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 162، ح 6.



http://img26.picoodle.com/img/img26/5/11/24/f_easterbaskem_3eaa5f3.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۵:۴۱
http://shiaupload.ir/images/w9tvryv1hkm8xf03v3za.jpg


مناظره امام باقر با عبدالله بن نافع

»عبد الله بن نافع‏»از دشمنان امير مؤمنان حضرت على عليه السلام بود و مى‏گفت:
اگر در روى زمين كسى بتواند مرا قانع سازد كه دركشتن‏«خوارج نهروان‏»حق با على بوده است من بدو روى خواهم آورد.اگر چه در مشرق يامغرب بوده باشد.

به عبد الله گفتند:آيا مى‏پندارى فرزندان على (ع) نيزنمى‏توانند به تو ثابت كنند؟گفت مگر در ميان فرزندان او دانشمندى هست؟

گفتند:اين خود سند نادانى توست!مگر ممكن است در دودمان حضرت على (ع) دانشمندى نباشد؟!
پرسيد:در اين زمان دانشمندشان كيست،امام باقر عليه السلام را به اومعرفى كردند و او با ياران خويش به مدينه آمد و از امام تقاضاى ملاقات كرد.

امام به يكى از غلامان خويش فرمان داد بار و بنه‏ى او را فرود آورد و به او بگويد فردانزد امام حاضر شود.

بامداد ديگر عبد الله با ياران خويش به مجلس امام آمد وآن گرامى نيز فرزندان و بازماندگان مهاجران و انصار را فرا خواند و چون همه گرد آمدند امام در حاليكه جامه‏اى سرخ فام بر تن داشت و ديدارش چون ماه فريبنده و زيبابود فرمود:
سپاس ويژه خدايى است كه آفريننده‏ى زمان و مكان و چگونگى‏ها ست‏حمد خدايى را كه نه چرت دارد و نه خواب آنچه در آسمانها و زمين است ملك اوست.
گواهم كه جز«الله‏»خدايى نيست و«محمد»بنده‏ى برگزيده و پيامبر اوست،
سپاس خدايى را كه به نبوتش ما را گرامى داشت و به ولايتش ما را مخصوص گردانيد.
اى گروه فرزندان مهاجر و انصار!هر كدامتان فضيلتى از على بن ابي طالب به خاطر داريد بگوييد.
حاضران هر يك فضيلتى بيان كردند تا سخن به‏«حديث‏خيبر» رسيد، گفتند:پيامبر در نبرد با يهودان خيبر،فرمود.
لاعطينالراية غدا رجلا يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله،كرارا غير فرار لا يرجع حتى يفتح الله على يديه‏»
«فردا پرچم را به مردى مى‏سپارم كه دوستدار خدا و پيامبر است وخدا و پيامبر نيز او را دوست مى‏دارند،رزم آورى است كه هرگز فرار نمى‏كند و از نبرد فردا باز نمى‏گردد تا خداوند به دست او حصار يهودان را فتح فرمايد».
وديگر روز پرچم را به امير مؤمنان سپرد و آن گرامى بانبردى شگفتى آفرين يهودان رامنهزم ساخت و قلعه‏ى عظيم آنان را گشود.

امام باقر (ع) به عبد الله بن نافع فرمود:در باره‏ى اين حديث چه مى‏گويى؟
گفت:حديث درستى است اما على بعدهاكافر شد و خوارج را به ناحق كشت!

فرمود:مادرت در سوگ تو بنشيند،آيا خدا آنگاه كه على را دوست مى‏داشت مى‏دانست كه او«خوارج‏»را مى‏كشد يا نمى‏دانست؟ اگربگويى خدا نمى‏دانست كافر خواهى بود.

گفت:مى‏دانست.

فرمود:خدا اورا بدان جهت كه فرمانبردار اوست دوست مى‏داشت‏يا به جهت نافرمانى و گناه.

گفت:چون فرمانبردار خدا بود خداوند او را دوست مى‏داشت

فرمود:يعنى اگر در آينده نيز گناهكار مى‏بود خداوند مى‏دانست و هرگز دوستدار او نمى‏بود پس معلوم مى‏شودكشتن خوارج طاعت‏خدا بوده است

گفت : آري

فرمود:برخيز كه محكوم شدى و جوابى ندارى.

عبدالله برخاست و اين آيه را تلاوت كرد:

«حتى يتبين لكم الخيط الابيض من الخيط الاسودمن الفجر»

اشاره به آنكه حقيقت چون سپيده صبح آشكار شد

و گفت:«خدا بهتر مى‏داندرسالت‏خويش را در چه خاندانى قراردهد»


http://img32.picoodle.com/img/img32/5/12/7/f_wioej4m_5725da4.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۶:۲۲
http://shiaupload.ir/images/qn1h2ph2imirvqr6u10t.jpg


احاديث نوراني



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif





قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر عَلَيْه السلام :


إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فيكَ خَيْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِكَ فَإنْ كانَ يُحِبُّ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفيكَ خَيْرٌ; وَاللّهُ يُحِبُّك، وَ إذا كانَ يُبْغِضُ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُحِبّ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فيكَ خَيْرٌ; وَ اللّهُ يُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.


حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) فرمودند:


اگر خواستى بدانى كه در وجودت خير و خوشبختى هست يا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصيت و گناه ناخوشايندى، پس در وجودت خير و سعادت وجود دارد، و خداوند تو را دوست مى دارد. ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشايند باشى و به اهل معصيت عشق و علاقه ورزيدى، پس خير و خوبى در تو نباشد، و خداوند تو را دشمن دارد.


(اصول كافى: ج 2، ص 103، ح 11، وسائل الشّيعة: ج 16، ص 183، ح 1. )



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif


قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر عَلَيْه السلام :


لَوْ أنَّ الاْمامَ رُفِعَ مِنَ الاْرْضِ ساعَةً، لَماجَتْ بِأهْلِها كَما يَمُوجُ الْبَحْرُ


حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) فرمودند:


اگر امام و حجّت خدا لحظه اى از روى زمين و از بين افراد جامعه برداشته شود، زمين اهل خود را در خود مى بلعد و فرو مى برد همان طورى كه دريا چيزهاى خود را در خود متلاطم و آشفته مى سازد.

بِأهْلِهِ.(اصول كافي: ج 1، ص 179، ح 12.)


http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif


قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر عَلَيْه السلام :


إنَّ جَميعَ دَوابِّ الاْرْضِ لَتُصَلّي عَلى طالِبِ الْعِلْمِ حَتّى الْحيتانِ في الْبَحْرِ.


حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) فرمودند:


به درستى كه تمام موجودات و جانوراان زمين و بلكه ماهيان دريا براى تحصيل كنندگان علوم ـ اسلامى و معارف الهى ـ تحيّت و درود مى فرستند.


(بحارالأنوار: ج 1، ص 137، ح 31.)



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif


قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر عَلَيْه السلام:


مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلايَتِنا فِي غِيْبَةِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهيد مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَيْنه


حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:

كسى كه در زمان غيبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّريف) بر ايمان و ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهيد از شهداى جنگ بدر و حنين به او عطا مى فرمايد.


(إثبات الهداة: ج 3، ص 467.)



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif


الامام محمد ابن علی الباقرعلیه السلام:


ان لله عقوبات فی القلوب و الابدان ضنک فی المعیشة و وهن فی العبادة و ما ضرب عبد بعقوبة اعظم من قسوة القلوب .


حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) فرمودند:


خداوند برای دلها و بدنها کیفرهایی دارد : تنگی در معیشت سستی در عبادت و به هیچ بنده ای کیفری بزرگتر از قساوت قلب چشانده نشده است.


(بحارج75ص176)



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif


الامام باقر العلوم عليه السلام:


اذا هممت بخير فبادر فانک لا تدري ما يحدث


حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) فرمودند:


هر گاه اهنگ کار خيري کردي شتاب کن چرا که نميداني چه پيش خواهد امد .


(کافي ج 2 ص 142)



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif

الامام باقر العلوم عليه السلام:


خُذُوا الکلِمَةَ اطَّیبَةَ مِمَّن قالَها و إن لَم یعمَل بِها


حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:


سخن طیب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید،‌ اگر چه او خود،‌


بدان عمل نکند.


(تحف العقول، ص391)



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif


الامام باقر العلوم عليه السلام:


قُولُوا لِلنّاسِ‌ أحسَنَ ما تُحِبُّونَ أن یقالَ لَکم.


حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:


به مردم بگویید بهتر از آن چیزی که می خواهید به شما بگویند.


(محاضرات ج 1 ص 251)



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif

الامام باقر العلوم عليه السلام:


افضل العبادة عفة البطن و الفرج


حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:

بالاترین عبادت، عفت شکم و شهوت است


(تحف العقول، ص 296)



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif


الامام باقر العلوم عليه السلام:


ما عَرَفَ اَللهَ مَن عَصاهُ.


حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:


خدا را نشناخته آن که نافرمانی اش کند


(تحف العقول ص294)



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif


الامام باقر العلوم عليه السلام:


لا یکونُ اَلعَبدُ عالِماً حَتّی لا یکونَ حاسِداً لِمَن فَوقَهُ و لا مُحَقِّراً لِمَن دُونَهُ.

حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:


هیچ بنده ای عالم نباشد تا اینکه به بالا دست خود حسد نبرد و زیر دست خود را خوار نشمارد.


(تحف العقول ص293)



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif




الامام باقر العلوم عليه السلام:



لا فَضیلَةَ کالجِهادِ ، ولا جِهادَ کمُجاهَدَةِ اَلهَوی



حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:



فضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست



(تحف العقول ص 286)



http://shiaupload.ir/images/p9pbxontivkel9lgbqqn.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۶:۳۲
http://shiaupload.ir/images/qhzapolrxq3v7g0tq0.jpg


هشام آخر مرا مسموم از زهر جفا كردى



دلم را راحت از فكر و خیال كربلا كردى



به روى زین زهر آلوده‎‏ام بنشاندى و از كین



بر آن عهدى كه بستى با یزید دون وفا كردى



یزید از روز عاشورا به دامم كرده زندانى به



رحم آمد دل سنگست كه از بندم رها كردى



ز فرط درد مى‎‎گردم از این پهلو به آن پهلو



كه در من زنده یاد پهلوى خیرالنساء كردى



چنان آتش زدى بر تار و پودم اى ستم گستر



كه بند از بند اعضایم ز زهر كین جدا كردى



هنوز از تشنگى كربلا فارغ نگردیدم



كه با سوز جگر سوزى دلم را آشنا كردى



از آن بغضى كه با آل على بودت مرا از كین



جگر سوزاندى و خون قلب ختم الانبیاء كردى



پسر را بى پدر كردى پدر را خون جگر كردى



از این كارى كه كردى عرش را ماتم سرا كردى



چو شمعى از شرار زهر آبم كردى و كشتى



كه جارى اشك از چشم على مرتضى كردى



دلم از روز عاشورا شده از داغ، داغستان



مرا راحت ز داغستان داغ كربلا كردى




"ژولیده نیشابورى


http://www.mo3afa.com/fasel/f123.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۷:۰۵
http://blog.hadith.ac.ir/modir/imam-bagher.jpg



روش زندگي(درسهايي از زندگاني امام محمد باقر عليه السلام )


عبادت


هميشه به ياد خدا بود، در همه حال نام خدا بر لبداشت، نماز زيادمى‏خواند و چون سر از سجده بر مى‏داشت. سجده گاهش از اشك چشمش‏ترشده بود.

امام صادق فرمود:پدرم در مناجات شبانه‏اش مى‏گفت:«خدايا، فرمانمدادى نبردم،نهيم كردى، اطاعت نكردم، اكنون بنده‏ات، نزد تو آمده و عذرى ندارم‏».

آنگاه كه به سفر حج مى‏رفت، چون به حرم مى‏رسيد، غسل مى‏كرد، كفشهايش را دردست‏مى‏گرفت و مسافتى را پياده مى‏رفت. و چون وارد مسجد الحرام مى‏شد به كعبه نگاه‏مى‏كرد و با صداى بلند مى‏گريست،

غلامش افلح مى‏گويد:با امام باقر حج گزاردم،چون‏وارد مسجدالحرام شد، به «بيت‏» نگاه كرد و گريست تا آنكه صدايش بلند شد،

گفتم: «فدايت‏شوم، مردم به شما نگاه مى‏كنند، آهسته‏تر گريه كنيد»
،فرمود:«واى بر تو اى افلح، چرا گريه نكنم، شايد خداوند از رحمت‏به من نگاه‏كند، و فرداى قيامت ‏بدين سبب،نزدش رستگار شوم‏».

حتى در شب وفاتش، مناجات‏شبانه‏اش را ترك نكرد. چون غمگينمى‏شد، زنان و كودكان را جمع مى‏كرد، او دعامى‏كرد و آنها آمين مى‏گفتند.

مهابت و شجاعت


علم و تقوايش، زهد و پارسايى‏اش،چنان عظمت، جلالت و ابهتىبه وى داده بود كه كسى نمى‏توانست او را سير نگاه كند.

و دانشمندان بزرگ ازجمله‏«حكم بن عتيبه‏» با همه عظمت و بزرگى‏اش، در نزد او،كودكى دانش‏آموز مى‏نمود،

يكى از همراهان هشام بن عبدالملك خليفه اموى، به هنگام‏حج، چون توجه و احترام مردمبه آن حضرت را ديد، تصميم گرفت‏با طرح سوالى او راشرمنده كند، و چون به نزد آن گرامى رسيد و چشمش به او افتاد، تنش لرزيد، رنگش‏پريد و زبانش بند آمد.

يا آنكه درميان مردم چون يكى از آنها بود، و ازمتواضع‏ترين مردم به شمار مى‏آمد، ولى در مقاب لستمكاران، شجاعانه مى‏ايستاد و ازحق و حقيقت دفاع مى‏كرد.

آنگاه كه خليفه اموى هشام بن عبدالملك، آن حضرت را به ‏دمشق احضار كرده بود، در مجلسى كه تمام سران اموى گردآمده بودند ابتدا هشام وسپس ديگر بزرگان بنى‏اميه آن حضرت را سرزنش كردند. مردانه به پاخاست و از اسلام و اهل بيت پيامبر دفاع كرد،

چنانكه هشام ازسخن‏آن حضرت، كه امويان را غاصب حقوق اهل بيت معرفى مى‏كرد، به اندازه‏اى خشمگين شدكه فرمان داد امام را زندانى كنند.

در مجلسى ديگر در نزد هشام در حالى كه دركناراو و بر تخت وى نشسته بود، در پاسخ هشام، حقانيت‏خانواده خود را اثبات ‏كرد، هشام ازپاسخ امام چنان به خشم آمد، كه صورتش سرخ شد و چشمانش برگشت.

رفتار باياران و ديگر مردم


آن بزرگوار، يارانش را به همدردى و برادرى و نيزيارىمسلمانان سفارش مى‏كرد و مى‏فرمود: «دوست داشتنى‏ترين كارها نزد خدا اين‏است كهمسلمانى، شكم مسلمانى را سير كند، غمش را بزدايد و دينش را ادا كند».

باهمه مهربان بود. حتى با كسانى كه نسبت‏به او رفتار بدى داشتند، از بد كاران ‏در مى‏گذشت، اگر نيمه شب مهمانى مى‏رسيد با مهربانى در برويش باز مى‏كرد و در بازكردن بار و بنه‏اش به او كمك مى‏كرد،

در تشييع جنازه مردم عادى شركت مى‏كرد،لغزشهاىياران را ناديده مى‏گرفت و مى‏فرمود:«اصلاح امور زندگى و روش برخورد بامردم چونپيمانه پرى است كه دو سوم آن زيركى و يك سوم آن گذشت است‏».

از تحقيرمسلمانان نهى مى‏كرد و به غلامان و كنيزانش مى‏فرمود: «گدايان را گدانناميد و آنهارا با اين نام نخوانيد، بلكه آنان را به بهترين نامهايشان صدابزنيد».

درامر اصلاح جامعه و جلوگيرى از فساد و تنبيه بدكاران، تلاش مى‏كرد آنگاه كه‏از دزدىافرادى آگاه شد، به غلامانش دستور داد. آنها را گرفتند و به والى مدينه‏تحويل دادندو اموال دزديده شده را خود به صاحبان آنها برگرداند.

ياران و همراهان راغذا مى‏داد و چون كمى از آنان فاصله مى‏گرفت در برخورد مجددبا آنان چنان احوال پرسىمى‏كرد كه گويا مدتها است آنها را نديده است.

آراستگى ظاهر


موى سرشتميز و مرتب بود و مى‏فرمود:«هركس موى نگه مى‏دارد، آنرامرتب كند و فرق بگذارد» وبه دو طرف سرشانه كند، ريش خود را كوتاه مى‏كرد و خط مى‏گرفت و موهاى دو طرف صورت وزير چانه‏اش را مى‏سترد، حجامت مى‏كرد.
دستها وناخنهايش را حنا مى‏گرفت. دندانهايش را كه سست‏شده بود، با طلا محكم كرده بودانگشترى در دست مى‏كرد، نقش انگشترى‏اش «العزه لله‏» بود.

غذا خوردن


غذا را با «بسم الله‏» آغاز و با «الحمدلله‏» ختم مى‏كرد، و آنچه‏را در اطراف سفره ريخته بود، اگر در خانه بود، بر مى‏داشتو اگر در بيابان بودبراى پرندگان وا مى‏نهاد.

ميهمانى دادن


غذا دادن بهمومنين بويژه شيعيان را بسيار مهم مى‏شمرد و به‏ياران خود سفارش مى‏كرد، كه دوستانو هم كيشان خود را ميهمان كنند و غذا بدهندمى‏فرمود:

«كمك به خانواده يك مسلمان وسير كردن شكمشان و بى‏نياز كردن آنها ازمردم، برايم از هفتاد حج‏بهتر است‏» به سيركردن شكم خيلى اهميت مى‏داد. و سيركردن يك نفر نزد وى از آزاد كردن يك بنده بهتربود.

خانه‏اش منزلگاه شيعيان، مسلمانان، غريبان و رهگذران بود، ميهمان زيادبه خانه‏مى‏برد. به ميهمانان غذاى لذيذ مى‏داد، اجازه نمى‏داد ميهمانش كارى انجامدهد.

تجارت و كار


يارانش را به كار و كسب تشويق مى‏كرد، از شغل آنهامى‏پرسيد. اگربيكار بودند، سفارش اءكيد مى‏كرد كه به كارى مشغول شوند ومى‏فرمود:

«من كسى راكه كار و كاسبى را رها كرده و به پشت ‏بخوابد و بگويد; خداياروزيم ده، دشمن‏دارم‏» .

به يكى از يارانش كه بيكار بود فرمود:«مغازه‏اى بگير، جلويش را جاروب‏ كن و آب بپاش، بساطى در آن بگستر، چون چنين كنى وظيفه‏ات را انجامداده‏اى!»

به‏يارانش سفارش مى‏كرد كه اگر آب يا زمينى را مى‏فروشند حتما با پول آن آب و زمين‏ بخرند.

آن گرامى تنها سفارش به كار نمى‏كرد، بلكه خود نيز به باغ و مزرعه خويش‏مى‏رفت و حتى در هواى گرم تابستان، عرق ريزان كار مى‏كرد.

آنحضرت‏مى‏فرمود:
«دنيا چه ياور خوبى براى طلب آخرت است‏»

و غلامان خويش را به كارىوامى‏داشت‏بر آنها سخت نمى‏گرفت و آنها را در انجام كار آزاد مى‏گذاشت، اگركارشان‏سنگين و مشكل بود خود نيز به آنها كمك مى‏كرد ومى ‏فرمود:
«هرگاه غلامان خودرابه كار مى‏گيريد، و كار بر آنان سخت است‏خودتان نيز با آنان كار كنيد».

سخاوت و بخشش


امام باقربا آنكه درآمدش كم،خرجش بسيار و عيال وار بود، درعين حال بخشندگى‏اش بين خاص و عام آشكار وبزرگوارى‏اش - مشهور، و فضل و نيكى‏اش‏معروف بود،

افراد زيادى به اميد بهره‏مندى ازجود و كرمش به سويش مى‏شتافتند وهيچ يك نااميد بر نمى‏گشتند. هركس به خانه‏اش واردمى‏شد، از آنجا بيرون نمى‏رفت،مگر آنكه غذايش مى‏داد، لباس نيكويش مى‏پوشاند ومبلغى پول به او مى‏بخشيد بخشش‏او به حدى بود كه مورد اعتراض نزديكان قرار گرفت.

آنحضرت ياور بيچارگان، ياردرماندگان و دستگير در راه ماندگان بود.

هرگاه شيعيانش از شهرهاى ديگر به ديدارش مى‏رفتند. زاد و توشه راه، لباس وجايزه‏شانمى‏داد، و مى‏فرمود:«پيش از آنكه ملاقاتم كنيد اينها برايتان آماده شده‏بود».

جايزه‏هايش بين پانصد تا هزار درهم بود. هم خود مى‏بخشيد و هم به ياران وخويشانش سفارش مى‏كرد كه بخشنده باشند،
در يك روز هشت هزار دينار به مستمندان‏مدينه بخشيد و خانواده‏اى را كه يازده نفر بودند و همه غلام و كنيز بودندآزادكرد.

به سبب بخشش هايش نيازمندان زيادى به منزلش مراجعه مى‏كردند و آن حضرت به‏غلامان و كنيزانش سفارش مى‏كرد كه آنها را تحقير نكنند و گدا ننامند بلكهآنان‏را به بهترين نامهايشان صدا بزنند.

هر روز جمعه يك دينار صدقه مى‏دادومى‏فرمود: «نيك و زشت و صدقه روز جمعه دو چندان مى‏شود» و نيز مى‏فرمود

:«نيكى،فقررا مى‏زدايد و بر عمر مى‏افزايد و از مرگ بد پيشگيرى مى‏كند».

پيوسته يارانش‏را به همدرى و دستگيرى يكديگر سفارش مى‏كرد و مى‏فرمود:
«چه بد برادرى است،برادرى كه چونغنى باشى همراهت‏باشد و چون فقير شوى تو را تنها بگذارد».

ومى‏فرمود: «برادرى آنگاهكامل است كه يكى از شما دست در جيب رفيقش كند و هرچه مى‏خواهد برگيرد».



http://images.bigoo.ws/content/glitter/dividers/dividers_88.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۳, ۱۷:۱۰
http://shamlou.persiangig.ir/namaz.blogfa/Imam-bagher2.jpg




امام باقر به شهادت رسید


ارث شهادتش به امت رسید



اى قبر تو در آفتاب مولا


سلام ما را ده جواب مولا



سلام ما به درد تو به داغ تو


سلام ما به قبر بى چراغ تو



خورشید چرخ دین افول كرده


قلب پیمبر را ملول كرده



نور دل فاطمه بى تاب شد


پیكرش از زهر جفا آب شد



پنجم ولى كبریا شد شهید


آن یادگار كربلا شد شهید



داغ مدینه در دل است ما را سفر


به آن جا مشكل است ما را



وقتى كنار مادرش نشیند


وقتى كنار مادرش نشیند




"مؤید "



http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۴, ۲۱:۵۴
:Sham:بنام خداوند حي سبحان :Sham:




السلام عليک يا محمد بن علي، ايها الامام الباقر، يابن رسول الله






اى با خبر از رموز داناى علوم






سيماى تو روشنگر دنياى علوم



اى عصمت هفتم اى امام پنجم

هستى تو شكافنده درياى علوم




http://www.soog.ir/sound/bagher/bagher4.jpg





هفتم ذی الحجه سالروز شهادت
امام مومنان و پنجمین پیشوای عطوف شیعیان،
امام محمد بن علی الباقر(علیهما السلام)
را به محضر آقا امام زمان عجل الله تعالي ظهوره
و شما دوستان قرآني تسلیت عرض می کنيم.



http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif

خ-ترکمنی
۱۳۸۷/۰۹/۱۴, ۲۲:۱۱
امام محمدباقر(ع):خیرمحض باش وبرگ بی خار.خاربی برگ وشر بی خیرمباش:Gol:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۱۵, ۱۱:۳۹
http://shiaupload.ir/images/qhzapolrxq3v7g0tq0.jpg


غريب يعني تو
که حتي کلمات
غريبگي مي­کنند
با نامت
ذهن­هاي شفاف
هنوز به دخرشش تو نرسيده اند
شاعران امروز
در رثاي تو مانده اند
يا باقرالعلوم
و من شعر گفتن نمي­دانم
که تاريک خانه انديشه ام
تصوير تو را کم مي­آورد
کم مي­آورم
کلام را
گم مي­کنم
و گنگ مي­شوم



http://img32.picoodle.com/img/img32/5/12/7/f_wioej4m_5725da4.gif

bahrani
۱۳۸۷/۰۹/۱۵, ۱۲:۴۷
شهادت امام باقر (ع)

كتاب: زندگى سياسى امام باقر (ع)، ص 22

نويسنده: احمد ترابى

امام باقر (ع) پس از عمرى تلاش در ميدان بندگى خدا و احياى دين و ترويج‏علم و خدمات اجتماعى به جامعه اسلامى، در روز هفتم ماه ذو الحجه سال 114 (1) رحلت كرد.
در سال رحلت و شهادت آن حضرت آراى ديگرى نيز وجود دارد.دسته‏اى از مورخان سال 117 (2) و بعضى سال 118 (3) و گروه اندكى سالهاى 116 (4) و 113 (5) و 115 (6) و 111 (7) را ياد كرده‏اند، اما بيشترين منابع تاريخى سال 114 (8) را متذكر شده‏اند.
منابع روايى و تاريخى علت وفات آن حضرت را مسموميت دانسته‏اند، مسموميتى كه دستهاى حكومت امويان در آن دخيل بوده است. (9)
از برخى روايات استفاده مى‏شود كه مسموميت امام باقر (ع) به وسيله زين آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه‏اى كه بدن آن گرامى از شدت تأثير سم‏بسرعت متورم گرديد و سبب شهادت آن حضرت شد. (10)
در اين كه چه فرد يا افرادى در اين ماجراى خائنانه دست داشته‏اند، نقلهاى روايى و تاريخى از اشخاص مختلفى نام برده‏اند.
بعضى از منابع، شخص هشام بن عبد الملك را عامل شهادت آن حضرت دانسته‏اند. (11)
بخشى ديگر، ابراهيم بن وليد را وسيله مسموميت معرفى كرده‏اند. (12)
برخى از روايات نيز زيد بن حسن را كه از دير زمان كينه‏هاى عميق نسبت به امام باقر (ع) داشت، مجرى اين توطئه به شمار آورده‏اند. (13)
به طور مسلم وفات امام باقر (ع) در دوران خلافت هشام بن عبد الملك رخ داده است، (14) زيرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125 هجرى استمرار داشته، و آخرين سالى كه مورخان در وفات امام باقر (ع) نقل كرده‏اند 118 هجرى مى‏باشد. (15)
با اين كه نقلها بظاهر مختلف است، اما با اندكى تأمل در منابع روايى و تاريخ، بعيد نمى‏نمايد كه همه آنها به گونه‏اى صحيح باشد زيرا عامل شهادت آن حضرت لازم نيست يك نفر باشد بلكه ممكن است افراد متعددى در شهادت امام باقر (ع) دست داشته‏اند كه هر روايت و نقل، به يكى از آنان اشاره كرده است.
با توجه به برخوردهاى خشن و قهر آميز هشام با امام باقر (ع) و عداوت انكار ناپذير بنى اميه با خاندان على (ع) شك نيست كه او در از ميان بردن امام‏باقر (ع) ـ اما بشكلى غير علنى ـ انگيزه‏اى قوى داشته است.
بديهى است كه هشام براى عملى ساختن توطئه خود، از نيروهاى مورد اطمينان خويش بهره جويد، از اين رو ابراهيم بن وليد (16) را كه عنصرى اموى و دشمن اهل بيت (ع) است به استخدام مى‏گيرد و او امكانات لازم را در اختيار فردى كه از اعضاى داخلى خاندان على (ع) بشمار مى‏آيد و مى‏تواند در محيط زندگى امام باقر (ع) بدون مانع راه يابد و كسى مانع او نشود، قرار دهد، تا به وسيله او برنامه خائنانه هشام عملى گردد و امام به شهادت رسد.
امام باقر (ع) اين چنين به شهادت رسيد و به ملاقات الهى شتافت و در بقيع، كنار مرقد پدر بزرگوارش امام سجاد (ع) و عموى پدرش حسن بن على (ع) مدفون گشت. (17)
پى‏نوشت‏ها:
1 ـ فرق الشيعة 61، اعلام الورى به جاى ماه ذو الحجة، ماه ربيع الاول را ياد كرده است .ر ك: ص .259
2 ـ تاريخ يعقوبى 2/320، تذكرة الخواص 306، الفصول المهمة 220، اخبار الدول و آثار الاول 11، اسعاف الراغبين 195، نور الابصار، مازندرانى 66 و...در بسيارى از اين منابع، مطلب به صورت «قيل» ياد شده است.
3 ـ كشف الغمة 2/322، وفيات الاعيان 4/174، تاريخ ابى الفداء 1/248، تتمة المختصر 1/248، اعيان الشيعة 1/ .650
4 ـ المختصر فى اخبار البشر 1/203، تتمة المختصر 1/ .248
5 ـ مرآة الجنان 1/ .247
6 ـ كامل ابن اثير 5/ .180
7 ـ مآثر الانافة فى معالم الخلافة 1/ .152
8 ـ طبقات الكبير 5/238، اصول كافى 2/372، تاريخ قم 197، ارشاد مفيد 2/156، دلائل الامامة 94، تاج المواليد 118، مناقب 4/210، سير اعلام النبلاء 4/409، الانوار البهية 126، تاريخ ابن خلدون 2/23، عمدة الطالب 137، شذرات الذهب 1/149، و...
9 ـ الصواعق المحرقة 210، احقاق الحق 12/154، اسعاف الراغبين بهامش نور الابصار 254، مثير الاحزان، جواهرى .244
10 ـ الخرائج و الجرائح، راوندى 2/604، مدينة المعاجز 349، بحار 46/329، مستدرك الوسائل 2/ .211
11 ـ مآثر الانافة فى معالم الخلافة 1/152، مصباح كفعمى .522
12 ـ سبائك الذهب 74، دلائل الامامة 94، مناقب ابن شهر آشوب 4/210، الفصول المهمة 220، الانوار البهية .126
13 ـ منابع ياد شده در پاورقى شماره .1
14 ـ تاريخ يعقوبى 2/320، مروج الذهب 3/219، الانوار البهية 126، اعيان الشيعة 1/ .650
15 ـ در كتاب اخبار الدول و آثار الاول ص 111 شهادت امام باقر (ع) در خلافت ابراهيم بن وليد دانسته شده است، ولى چنان كه توضيح داده شد وفات آن حضرت در خلافت هشام بوده و ابراهيم بن وليد مى‏توانسته است از مجريان نقشه هشام به شمار آيد.
16 ـ ابراهيم بن وليد بن عبد الملك، بعدها در سال 129، به خلافت رسيد، ولى خلافتش ديرى نپاييد و پس از هفتاد روز كشته شد.ر ك: تاريخ الخلفاء، سيوطى .254
17 ـ فرق الشيعة 61، اصول كافى 2/372، ارشاد مفيد 2/156، دلائل الامامة 94، اعلام الورى 259، كشف الغمة 2/327، تذكرة الخواص 306، مصباح كفعمى 522، شذرات الذهب 1/149 و...
از برخى منابع استفاده مى‏شود كه آن حضرت، هنگام رحلت در شهر مدينه نبوده است، بلكه در محلى به نام حميمه از روستاهاى نواحى مكه يا شام بوده، پس از شهادت، آن گرامى را به مدينه منتقل كرده‏اند.
ر ك: وفيات الاعيان 4/174، المختصر فى اخبار البشر 1/203، احقاق الحق 12/ .152

bahrani
۱۳۸۷/۰۹/۱۵, ۱۳:۳۷
پرسش و پاسخ امام محمد باقر(ع)

پرسش و پاسخ یکی از راههای دست یابی به اطلاعات مورد نیاز در زمینه های مختلف است که همواره در قرآن مجید و روایات معصومین (ع) مورد تأکید قرار گرفته است . قرآن مجید در این رابطه می فرماید: «اگر چیزی نمی دانید از اهل ذکر سؤال کنید »[1] (http://hawzah.net/Hawzah/Subjects/Subjects.aspx?id=44628&#_edn1)رسول گرامی اسلام فرمودند: «خوب پرسیدن نصف علم است.»[2] (http://hawzah.net/Hawzah/Subjects/Subjects.aspx?id=44628&#_edn2)حضرت علی (ع) بارها خطاب مردم می فرمودند: «از من بپرسید قبل از آن که از دستم دهید زیرا من به راه های آسمان داناترم از راههای زمین.»[3] (http://hawzah.net/Hawzah/Subjects/Subjects.aspx?id=44628&#_edn3)از آن جایی که فرد سؤال کننده گاه با یک یا چند مجهول فعلی و حاضر روبرو شده و ذهن خود را آماده دریافت پاسخ کرده است، جواب صحیح به آن مجهول می تواند به صورت یک معرفت ماندگار در آید و کمتر دچار فراموشی شود.
ائمه معصومین (ع) همواره پاسخگوی سؤالات و مجهولات همه ی مردم بودند و به بعضی از اصحاب خود نظیر "هشام بن حکم" که توانایی پاسخگویی به سؤالات را داشتند دستور می دادند تا در مسجد بنشینند و به سؤالات مردم پاسخ دهند.
علما و اندیشمندان شیعه نیز همواره از این فرصت استفاده کرده و با پاسخ های به موقع، متین و استدلالات منطقی به پرسشهای پرسشگران حقایق بسیاری را روشن کرده اند.

[1] (http://hawzah.net/Hawzah/Subjects/Subjects.aspx?id=44628&#_ednref1)نحل،43.

[2] (http://hawzah.net/Hawzah/Subjects/Subjects.aspx?id=44628&#_ednref2)کنزالعمال،29262.

[3] (http://hawzah.net/Hawzah/Subjects/Subjects.aspx?id=44628&#_ednref3)نهج البلاغه ،خطبه189.

1111
۱۳۸۷/۰۹/۱۵, ۱۶:۳۰
امام محمد باقر(ع):Sham::Sham::Sham::Sham::Sham:
ابو جعفر محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم‏السلام، امام پنجم از ائمه اثنى عشر و يكى از چهارده معصوم(ع)است.
راويان و محدثان شيعه غالبا با كنيه ابو جعفر از آن حضرت ياد كرده‏اند.براى تمايز احاديث منقول از امام نهم، حضرت محمد بن على الجواد عليه‏السلام، كه او نيز كنيه ابو جعفر داشته است، از روايات امام باقر عليه‏السلام، لفظ«ثانى»را به كنيه امام نهم افزوده‏اند(مامقانى، ج 1، ص 188).لقب مشهورشان«باقر»است، اما القاب ديگرى چون«هادى»و«شاكر»هم داشته‏اند(اربلى، ج 2، ص 329).نقش انگشترى ايشان نيز، به روايت ابن عساكر(ص 141)، «القوة لله جميعا»بوده است.
نسب‏
حضرت باقر عليه‏السلام از سوى پدر، نوه امام حسين عليه‏السلام و از سوى مادر، نوه امام حسن عليه‏السلام است.مادرشان فاطمه دختر امام حسن عليه‏السلام بود، از اين رو در حق او گفته‏اند: علويى بود كه از دو سوى علوى بود و فاطميى بود كه از دو سوى فاطمى بود.(ابن شهر آشوب، ج 4، ص 208)
فاطمه بنت الحسن، كه به ام عبد الله(يا ام عبد، يا ام حسن)شهرت داشت، بانويى جليل القدر بود و از حضرت صادق عليه‏السلام درباره او نقل شده است كه«او صديقه بود و در آل حسن زنى چون او نبوده است».(كلينى، ج 1، ص 469)
برخى از متأخران چون سبط ابن جوزى(متوفى 645، ص 302)و ابن خلكان(متوفى 681، ج 3، ص 314)مادر امام پنجم را دختر حسن مثنى و نوه امام مجتبى عليه‏السلام دانسته‏اند.اين قول صحيح نيست، زيرا مورخان قرن سوم و از جمله يعقوبى(ج 2، ص 305، بلاذرى، ج 1، ص 147)و نيز علوى عمرى، نسب شناس قرن پنجم(ص 20)، تصريح كرده‏اند كه او دختر امام مجتبى عليه‏السلام بوده است.اِرْبِلى(ج 2، ص 332)نيز به نقل از حافظ عبد العزيز جنابذى(متوفى 611)، مادر ام عبد الله را ام فَرْوه دختر قاسم بن محمد ابى بكر(متولد 37)دانسته، كه اشتباه است.زيرا به تصريح علما، از جمله شيخ مفيد(ج 2، ص 176، ذهبى 1402-1409، ج 4، ص 406)ام فروه همسر امام باقر عليه‏السلام بوده است.منشأ اين اشتباه خطايى است كه در كتابت و نقل رخ داده و بر اثر حذف شدن قسمتى از روايت، عبارت راجع به فرزندان امام باقر عليه‏السلام(يعنى امام صادق عليه‏السلام و عبد الله بن محمد)بخطا به خود آن حضرت نسبت داده شده است.اين اشتباه عينا در بحار الانوار(ج 46، ص 218)تكرار شده است، ولى عبارت درست و كامل را ابن سعد(ج 5، ص 235)و ابن جوزى(ج 2، ص 108)آورده‏اند.اربلى، نيز عبارت ابن جوزى را در صفحات بعد(ج 2، ص 359)نقل كرده است.
تولد و وفات‏:
همه منابع محل تولد آن حضرت را مدينه نوشته، ولى در سال ولادتشان اختلاف دارند.بيشتر منابع شيعى تولد آن حضرت را در 57 هجرى دانسته‏اند(كلينى، ج 1، ص 469، اربلى، ج 2، ص 329، مفيد ج 2، ص 158، مجلسى، 1403، ج 46، ص 212-219، بيشتر اقوال را آورده است)، و برخى از مورخان اهل سنت نيز بر اين قولند(ابن خلكان، ج 3، ص 314)، اما عده‏اى سال 56 را ذكر كرده‏اند(ابن عماد، ج 1، ص 149، ذهبى، 1402-1409، ج 4، ص 401، صفدى، ج 4، ص 102).در روز تولد ايشان نيز اختلاف است.شيخ طوسى(1411، ص 801)، فضل بن حسن طبرسى(ص 259)و ديگران(مجلسى، همانجا)روز ولادت آن حضرت را روز جمعه اول ماه رجب و به گفته طبرسى بعضى تولد ايشان را در سوم صفر مى‏دانند.از معاصران نيز، سيد محسن امين(ج 1، ص 650)و حاج شيخ عباس قمى(ج 72 ص 96)آن را سوم صفر يا اول رجب، و از اهل سنت، ابن خلكان(همانجا)سوم صفر ضبط كرده‏اند.تاريخ رحلت امام باقر عليه‏السلام را با اختلاف پنج سال، از 113 تا 118، ذكر كرده‏اند.ابن سعد(ج 5، ص 238)نخست با نقل خبرى از استاد خود واقدى تاريخ رحلت آن حضرت را سال 117 و مدت عمرشان را 73 سال ذكر مى‏كند، سپس مى‏گويد كه رحلت ايشان را در 118 و 114 هم دانسته‏اند.ابن اثير(ج 5، ص 180)نيز عمر حضرت باقر عليه‏السلام را 73 سال ثبت كرده و 58 سال را نيز نسبت داده است.اما بيشتر مورخان شيعى و سنى وفات آن حضرت را در 114 و اكثر سيره نويسان شيعه عمر وى را 57 سال دانسته‏اند.(ابن عماد، همانجا، ذهبى، همانجا، مجلسى، 1403، ج 46، ص 212-219 و منابع ديگر)
به هر حال، 73 سال يقينا نادرست است، زيرا در آن صورت بايد در سال 44 متولد شده باشند.اما چون عموم مورخان تولد پدرش على بن الحسين عليه‏السلام را در سال 38 نوشته‏اند و بنابراين در سال 44 آن حضرت بيش از شش سال نداشته است، امكان تولد حضرت باقر عليه‏السلام در سال 44 منتفى است.يعقوبى(ج 2، ص 320)هر چند وفات حضرت باقر عليه‏السلام را به سال 117 مى‏داند، مى‏گويد كه وى 58 سال عمر كرده و در واقعه عاشورا چهار ساله بوده است.اما چون واقعه عاشورا در سال 61 هجرى بوده، وفات آن حضرت سال 114 مى‏شود نه 117.به نظر مى‏رسد كه چون مورخان اهل سنت، ولادت را سال 56 و وفات را 114 ثبت كرده‏اند، بايد عمر امام باقر عليه‏السلام را 58 سال بدانند، در حالى كه ابن عماد، صفدى و ذهبى 56 نوشته‏اند.
در ماه و روز رحلت آن حضرت نيز اختلاف است و آن را در ربيع الاول و هفتم ذى الحجه و ربيع الآخر گفته‏اند(مجلسى، همانجا، امين، ج 1، ص 650، قمى، ج 2، ص 135).برخى از مورخان، از جمله ابن خلكان(ج 3، ص 314)و صفدى(ج 4، ص 103)محل وفات او را دهكده‏اى به نام حميمة واقع در منطقه شراة بين راه مدينه به دمشق(ابن خلكان، ج 2، ص 440)دانسته‏اند.درباره محل دفن آن حضرت، گورستان بقيع در مدينه، اختلافى ديده نمى‏شود.
در روايت ابو بصير از حضرت صادق عليه‏السلام كه كلينى(ج 1، ص 472)و به نقل از او مجلسى(1453، ج 46، ص 217)آورده است، آن حضرت مى‏فرمايد كه پدرم به سال 114 وفات يافت و پس از پدر نوزده سال و دو ماه زنده بود.چون رحلت امام سجاد عليه‏السلام را بيشتر مورخان در محرم نوشته‏اند، ظاهرا رحلت امام باقر عليه‏السلام در ربيع الاول بوده است.ولى از ظاهر تعبير بيشتر مورخان و صريح عبارت شهيد اول(مجلسى، همانجا، به نقل از الدروس)و قمى(همانجا)برمى‏آيد كه هفتم ذى الحجه را برگزيده‏اند.
سوانح حيات‏
بنابر اشهر اقوال، تولد امام باقر عليه‏السلام در سال 57 و وفات آن حضرت در 114 است و مدت عمر او 57 سال و مدت امامتش 19 يا 20 سال(محرم 94 تا ربيع الاول يا ذى الحجه 114)است.چهار سال از حيات جد خود امام حسين عليه‏السلام و 37 سال از زندگى پدر خود حضرت على بن الحسين عليه‏السلام را درك كرد و دوران زندگيش با حكومت ده تن از خلفاى اموى(از معاوية بن ابى سفيان تا هشام بن عبد الملك)و ايام امامتش با حكومت پنج تن از ايشان-وليد بن عبد الملك(متوفى 96)و سليمان بن عبد الملك(متوفى 99)و عمر بن عبد العزيز(متوفى 101)و يزيد بن عبد الملك(متوفى 105)و هشام بن عبد الملك(متوفى 125)مقارن بود.پس اينكه بعضى از جمله ابن شهر آشوب(ج 4، ص 210)و مجلسى به نقل از او در بحار الانوار(ج 46، ص 216)، سالهاى امامت او را تا زمان خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك(مقتول 126)و يزيد بن وليد بن عبد الملك(متوفى 126)و برادرش ابراهيم بن وليد(مخلوع در 127)بسط داده‏اند، اشتباه كرده‏اند(امين، همانجا).مسعودى(ج 3، ص 232)ضمن آنكه وفات امام باقر عليه‏السلام را به دوران حكومت وليد بن يزيد نسبت داده، گفته است كه بعضى وفات ايشان را در روزگار يزيد بن عبد الملك دانسته‏اند.
بنابر آنچه از منابع معتبر به دست مى‏آيد، دوران زندگى امام پنجم بيشتر در شهر مدينه به نشر معارف دينى و ارشاد شيعيان و تربيت شاگردان گذشت.به روايت كلينى(ج 1، ص 471-472 و به نقل از او مجلسى، 1403، ج 46، ص 306-320)، يك بار در دوران هشام بن عبد الملك(حك: 105-125)آن حضرت و فرزندش امام صادق عليه‏السلام از مدينه به شام احضار شدند.اين ماجرا بعد از مراسم حج، كه هشام و امام باقر عليه‏السلام هر دو در آن حضور داشتند، روى داده و ظاهرا قصد هشام از اين كار ارعاب امام بوده است.بيهقى(ج 2، ص 232-236)به نقل از كسايى و نقل او از هارون خليفه عباسى، سفر ديگر آن حضرت را به شام به دعوت عبد الملك مروان(حك: 65-86)گزارش كرده كه البته پيش از دوران امامت او بوده است.(درباره اين دو سفر و آنچه ميان امام و خلفاى اموى گذشت-دنباله مقاله)ابن عساكر(ص 127-128)نيز دعوت عمر بن عبد العزيز(حك: 99-101)از ايشان را به شام، به منظور رايزنى برخى از مسايل دانسته است.به گفته او، عمر بن عبد العزيز به فقها علاقه فراوان داشت و آنان را نزد خود دعوت مى‏كرد كه از جمله ايشان امام باقر عليه‏السلام بود.
فرزندان‏
ابن سعد(ج 5، ص 235-236)فرزندان حضرت باقر عليه‏السلام را چهار پسر و دو دختر نوشته است.مفيد و طبرسى پنج پسر و دو دختر به اين شرح نوشته‏اند: ابو عبد الله جعفر(امام صادق عليه‏السلام)و عبد الله(ابن شهر آشوب، ج 4، ص 210، به اشتباه او را عبد الله افطح خوانده است)كه مادر اين دو أم فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود، ابراهيم و عبيد الله كه در كودكى درگذشتند و مادرشان ام حكيم دختر اُسيد(اسد و سيد هم ثبت شده است)بن مغيرة الثقفى بود، على و زينب و ام سلمه كه مادرهايشان كنيز بوده‏اند.اربلى ضمن نقل كامل سخن مفيد، از ابن طلحه شافعى روايت كرده است كه او فرزندان امام را سه پسر و يك دختر دانسته است(ج 2، ص 331).علوى عمرى(ص 94)فرزندان امام را سه دختر و شش پسر ذكر كرده، اما سومين دختر را نام نبرده و نام پسر ششم را، كه با ابراهيم و عبيد الله از يك مادر بوده، زيد نوشته است.نسل ايشان، همچنانكه علوى عمرى(ص 94)نيز يادآورى كرده، فقط از فرزند برومندش امام صادق عليه‏السلام باقى ماند.
شمايل و سيره‏:
امام باقر عليه‏السلام ميانه بالا و گندمگون و لاغرميان بود.پوستى شاداب و نرم و مويى مجعد داشت.صدايش نيكو بود و بر گونه‏اش خالى ديده مى‏شد(ابن شهر آشوب، ج 4، ص 210)محمد بن منكدر ايشان را تنومند وصف كرده است(مفيد، ج 2، ص 161)در منابع شيعى رواياتى نقل شده است كه بر طبق آنها امام باقر عليه‏السلام از پوشيدن لباس خوب و پاكيزه و تهيه غذاهاى خوب در خانه دريغ نداشت و خصوصا براى رعايت حال برخى از افراد خانه اين كار را لازم مى‏ديد(كلينى، ج 6، ص 280، 446، 448)اين نكته از آن جهت حائز اهميت است كه در روزگار ايشان برخى گرايشهاى ترك دنيا پيدا شده بود.و شايد به همين دليل است كه اين موضوع در منابع نقل شده است.امام با آنكه از مرتبت بلند اجتماعى برخوردار بود و به گفته ذهبى(1402-1409، ج 4، ص 402)سرورى و دانش و رفتار صحيح را يكجا جمع كرده بود، شخصا در گرماى حجاز در مزرعه كار مى‏كرد و انگيزه اين كار را اطاعت خدا و بى‏نياز شدن خود و خانواده‏اش از مردم مى‏دانست(مفيد، ج 2، ص 162)از امام صادق عليه‏السلام روايت شده است كه فرمود پدرم از ساير افراد خاندان خود درآمد كمترى داشت، ولى هزينه زندگى او از همه بيشتر بود(مجلسى 1403، ج 46، ص 294)آمد و شد خويشانش او را دلگير نمى‏كرد و از آنان با خوراكهاى خوب پذيرايى مى‏كرد و جامه‏هاى نيكو و مال نقد مى‏بخشيد(همان، ج 46، ص 290-291)اين روش را با ديگران نيز به كار مى‏گرفت و هرگز از بخشش به برادران و متقاضيان و كسانى كه به اميدى نزد وى آمده بودند، دريغ نمى‏كرد(همان، ج 46، ص 288)همچنين خدمتكاران خود را در كارهاى دشوار، يارى مى‏كرد(همان، ج 46، ص 303)هر گاه مى‏خواست به سائلى كمك مالى كند او را«يا سائل»نمى‏خواند، بلكه«يا عبد الله»(اى بنده خدا)مى‏گفت(ابن قتيبه، ج 2، ص 208)
امام باقر عليه‏السلام را از زاهدان بزرگ عالم اسلام خوانده‏اند.ابو نعيم با عبارت«الحاضر الذاكر، الخاشع الصابر»از ايشان ياد كرده است(ج 3، ص 180)عطار كتاب تذكرة الاولياء(ج 2، ص 339)خود را با ياد اين امام خاتمه داده و، به پيروى از هجويرى(ص 92-93)از آن حضرت به«برهان ارباب مشاهدت»و«امام اولاد نبى»و«گزيده نسل على»تعبير كرده است.علاوه بر زهد عملى، بيانات آن حضرت در تفسير الفاظى چون عبادت، محبت، غنا، تقوا، توكل و دنيا راهگشاى كسانى بوده كه دين را از وجهه معنوى و عرفانى مى‏نگريسته‏اند.به گفته ابن حجر هيتمى(ص 201)امام باقر عليه‏السلام در ترسيم مقامات عارفان و بيان حقايق عرفانى سخنانى دارد كه زبان از وصف آن عاجز است.كلينى از امام صادق عليه‏السلام نقل كرده است كه فرمود پدرم همواره ذكر خدا مى‏گفت و افراد خانواده خود را هم به اين كار سفارش مى‏كرد(كلينى، ج 2، ص 499، مجلسى 1403، ج 46، ص 297 به نقل از كلينى)در سفر حج او را ديدند كه غسل كرد و با پاى برهنه وارد منطقه حرم شد، چون به مسجد الحرام رسيد، به كعبه نگريست و با صداى بلند گريه كرد.آنگاه طواف كرد و بعد از نماز سر به سجده نهاد، هنگامى كه سر از زمين برداشت محل سجده از بسيارى اشك مرطوب شده بود(اربلى، ج 2، ص 329، مجلسى 1403، ج 46، ص 299-300).در برابر مصائب تسليم بود و همواره مى‏ترسيد كه مبادا نعمتهاى خدا را ناسپاسى كرده باشد.زمانى يكى از افراد خانواده او بيمار شد و سپس درگذشت.امام كه از بيمارى او ناراحت بود، بعد از مرگ وى هرگز اظهار جزع نكرد و!629 فرمود: آنچه را دوست مى‏داريم از خدا مى‏خواهيم، اما وقتى آنچه براى ما ناگوار است روى دهد، نسبت به آنچه خدا براى ما پسنديده است، مخالفت نمى‏كنيم(ابن عساكر، ص 161، ابن قتيبه، ج 3، ص 57).
آن حضرت در برابر دوستان فروتنى مى‏كرد و بد زبانى افراد را ناديده مى‏انگاشت(ابن شهر آشوب، ج 4، ص 207).ذهبى(1402-1409، ج 4، ص 403)نقل كرده است كه امام باقر عليه‏السلام در شبانه روز صد و پنجاه ركعت نماز مى‏گزارد، و از امام صادق عليه‏السلام روايت شده است كه پدرش را بنابر وصيت خود او، در جامه‏اى كه هنگام نماز بر تن مى‏كرد به خاك سپردند(ابن سعد، ج 5، ص 237-238، مجلسى 1403، ج 46، ص 220 به نقل از الكافى).


مقام علمى:
همه مؤلفان در اديان شيعه و سنى سبب ملقب شدن آن حضرت را به «باقر»دانش فراوان او دانسته‏اند، و غالبا اين نامگذارى را از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم مى‏دانند كه جابر بن عبد الله انصارى از آن حضرت نقل كرده است.ابن قتيبه(ج 1، ص 212)به مناسبت نقل ديدار زيد بن على بن حسين با هشام بن عبد الملك و اعتراض او به هشام به سبب تعبير توهين آميز وى نسبت به امام باقر عليه‏السلام، از زيد نقل مى‏كند كه لقب باقر را پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم بر محمد بن على نهاد.سپس زيد از جابر بن عبد الله نقل كرده كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم از عمر طولانى جابر تا نايل شدن به ديدار فرزندشان«باقر»خبر داده و از او خواسته بود كه چون آن فرزند را ديد سلام پيامبر را به او برساند.در اين روايت از زبان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم وجه اين نامگذارى نقل شده است: يبقر العلم بقرا(علم را به كمال و تمام مى‏شكافد).ابن بابويه(ج 1، ص 233)نيز همين روايت جابر را با اندكى تفاوت با سند از جابر بن يزيد جعفى آورده كه جابر بن يزيد اين توضيح را افزوده بوده است: لأنه بقر العلم، أى شقه شقا(زيرا او علم را شكافت).شيخ مفيد نيز اين روايت را آورده است.
ابن عماد(ج 1، ص 149)آن حضرت را از فقهاى مدينه برشمرده كه به سبب دانش فراوان و شناختن ريشه و درون آن، او را باقر خوانده‏اند.ابن خلكان(ج 3، ص 314)، صفدى(ج 4، ص 102)و ذهبى(1402-1409، ج 4، ص 402)نيز همين توضيح را آورده‏اند.ابن منظور نيز ذيل ماده«بقر»گفته است كه به محمد بن على بن حسين، رضوان الله عليهم، از آنرو باقر گفته مى‏شد كه علم را مى‏شكافت و ريشه آن را شناخته بود و فروع آن را استنباط مى‏كرد و در دانش«تبقر»مى‏نمود.سپس مى‏گويد: «تبقر»به معناى توسعه در دانش و مال آمده است.مرتضى زبيدى نيز ذيل ماده«بقر»روايت جابر را از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم درباره آن حضرت نقل كرده است.
زمان امام باقر عليه‏السلام، يعنى دهه‏هاى آخر قرن اول و دهه‏هاى اول و دوم قرن دوم هجرى، زمان ظهور فقهاى بزرگ مخصوصا در مدينه بود.در اين دوران، مسلمانان كه از فتوحات خارجى و جنگهاى داخلى تا حدودى فراغت يافته بودند(و فقط خوارج و برخى شورشيان، خراسان و مناطقى ديگر را در ناآرامى نگاه داشته بودند-خوارج )از اطراف و اكناف سرزمينهاى اسلامى براى فرا گرفتن احكام الهى و فقه اسلامى به مدينه، كه شهر حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم و اصحاب و تابعان ايشان بود، روى مى‏نهادند.فقها و محدثان بزرگى از جمله سعيد بن مسيب(متوفى 94)، عروة بن زبير(متوفى 94)، خارجة بن زيد بن ثابت(متوفى 99)، ربيعة الرأى(متوفى 136)، سفيان بن عيينه و محمد بن شهاب زهرى(متوفى 124)در اين شهر جمع بودند.بخصوص كه منع كتابت حديث در زمان عمر بن عبد العزيز لغو شده بود(عسكرى، ج 2، ص 44).
در اين دوران شكوفايى فقه و حديث بود كه دانش و معرفت امام باقر عليه‏السلام و نيز فرزند او امام صادق عليه‏السلام، بر همگان آشكار شد و اصول و مبانى كلام و فقه و ساير معارف دينى شيعه، كه اين دو امام بيش از همه مبين آن بودند، تدوين و توسط راويان و شاگردان ايشان به عالم پراكنده شد.بسيارى از مجتهدان و مؤسسان مذاهب فقهى ديگر از اين دو امام فيض برده‏اند و به همين جهت، رايج شدن لقب«باقر»براى امام پنجم، كه لقبى كاملا علمى است، بسيار پر معنى است.نسايى از محدثان بزرگ اهل سنت آن حضرت را از«فقهاى بزرگ تابعين»در مدينه شمرده است(ذهبى، ج 4، 1402-1409، ص 403)و به گفته او، همه حافظان حديث در استناد و احتجاج به قول آن حضرت اتفاق دارند.ذهبى(همان، ج 4، ص 402)او را جامع مقام علم و عمل و بزرگى و شايسته مقام خلافت دانسته است.شيخ مفيد(ج 2، ص 157)درباره جايگاه علمى آن حضرت مى‏نويسد كه بازماندگان صحابه و بزرگان تابعان و رؤساى فقهاى مسلمانان از آن حضرت در مسايل دينى روايت كرده‏اند.به نوشته او، امام اخبار پيشينيان و پيامبران را روايت مى‏كرد.مردم از او در باب مغازى و سيرت و سنت رسول صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم حديث مى‏آموختند و در مناسك حج، كه از پيامبر نقل مى‏كرد، بر او اعتماد داشتند و از ايشان تفسير قرآن بر مى‏نوشتند.از عبد الله بن عطاء مكى نقل شده است كه دانشمندان را در هيچ مجلسى كوچكتر از آن نديده‏ام كه در محضر ابو جعفر ديده‏ام، حكم بن عتيبه(از فقهاى بزرگ كوفه، متوفى 115-ذهبى، 1402-1409، ج 5، ص 208-213)را در پيشگاه او به سان شاگردى نزد استاد ديدم(ابو نعيم، ج 3، ص 186، ابن عساكر، ص 142، مفيد، ج 2، ص 106).سبط ابن جوزى(ص 302)اين مطلب را به عطا نسبت داده كه ظاهرا!630 خطا در نقل يا در كتابت است.سيد محسن امين(ج 1، ص 651)نيز اين اختلاف را يادآورى كرده است.
ابو نعيم، ذهبى و ابن شهر آشوب شمارى از محدثان و فقها را به عنوان راويان امام باقر عليه‏السلام نام برده‏اند، كه از آن جمله‏اند: اوزاعى (متوفى 151)، أعمش (متوفى 144)، ابن جريج(متوفى حدود 150)، عطاء بن ابى رباح(متوفى 114 يا 115)، حجاج بن أرطاة، ربيعة الرأى، عمرو بن دينار(متوفى 126)، محمد بن شهاب زهرى ، جابر بن عبد الله انصارى(متوفى 78)، ابو اسحاق سبيعى (متوفى 127)، عبد الرحمن بن كيسان الاعرج، ابو بكر ليث بن سليم كوفى(متوفى 138 يا 143)و ابو حنيفه نعمان بن ثابت(متوفى 150).بنابر اين، عبارت ابن سعد(ج 5، ص 238)كه ضمن اذعان به مقام علمى امام باقر عليه‏السلام(و كان ثقة كثير العلم)، گفته است: راويان آن حضرت كسانى نيستند كه مقبوليت داشته باشند(ليس يروى عنه من يحتج به)، قابل تأمل و شگفت انگيز است.
در كتابهاى رجالى شيعه نامهاى راويان امام باقر عليه‏السلام ثبت شده و از جمله شيخ طوسى(1380، ص 102-142)آنها را بر اساس حروف تهجى ذكر كرده كه بالغ بر 466 تن مى‏شود.البته با تتبع در اسانيد روايات، ممكن است بر شمارى بيش از اين دست يافت، همچنانكه احتمال دارد برخى از اين نامها به اصحاب امام جواد عليه‏السلام برمى‏گردد.برخى از راويان آن حضرت، مانند جابر بن يزيد جعفى، عبد الله بن عطاء مكى و ابان بن تغلب از نظر محدثان اهل سنت نيز محترم بوده‏اند.در اين ميان، ياران و پروردگان خاص مكتب امام باقر عليه‏السلام كه ناشر و مبين آراء و اقوال آن حضرت بوده‏اند، جايگاه ويژه‏اى دارند.از معروفترين آنان علاوه بر جابر بن يزيد و ابان بن تغلب، مى‏توان از كسانى چون ابو حمزه ثمالى، حمران بن اعين، محمد بن مسلم ثقفى، زرارة بن اعين، معروف بن خربوذ، بريد العجلى، ابو بصير اسدى و فضيل بن يسار نيز نام برد.به ابو حمزة ثمالى كتابهايى در حديث و تفسير نسبت داده شده و گروهى از بزرگان اهل سنت از او اخذ حديث كرده‏اند.جابر بن يزيد كه به گفته خود فقط 70000 حديث از امام باقر عليه‏السلام فرا گرفته بود(مجلسى، 1403، ج 46، ص 340)از آن حضرت غالبا با عنوان«وصى الاوصياء و وارث علم الانبياء»ياد مى‏كرد(اربلى، ج 2، ص 337، به نقل از مفيد).همچنين از محمد بن مسلم روايت شده كه از امام باقر عليه‏السلام درباره 30000 مطلب سؤال كردم(كشى، ص 163 و 167، مجلسى، 1403، ج 46، ص 328).در ميان عالمان شيعه شش نفر اخير از داناترين دست پروردگان امام باقر عليه‏السلام و فرزندش، حضرت صادق عليه‏السلام شناخته شده‏اند و زراره برترين آنهاست(كشى، ص 238).از آنها و دوازده تن ديگر اصطلاحا به عنوان اصحاب اجماع ياد مى‏شود.
مطالب منقول از امام باقر عليه‏السلام در صحاح و سنن اهل سنت اندك است(ذهبى، 1402-1409، ج 4، ص 402)، مثلا بخارى فقط سه حديث در باب غسل را از آن حضرت نقل كرده كه از جابر بن عبد الله روايت كرده بوده‏اند(بخارى، ج 1، ص 68 و 69).اما در متون حديثى و فقهى شيعه، اعم از اماميه و اسماعيليه(مثلا دعائم الاسلام قاضى نعمان).بالاترين رقم حديث به اين امام و فرزندش اختصاص دارد.علت اصلى كم بودن احاديث امام باقر عليه‏السلام، و به طور كلى امامان شيعه در كتابهاى اهل سنت، چند چيز است.از جمله بيشتر راويان اين احاديث، شيعيان، و به تعبير اهل سنت رافضيان، بوده‏اند، و حال آنكه به نقل روايت از قول رافضه، اعتراض و آن را منع كرده‏اند(ابن حجر عسقلانى، ج 1، ص 10-12).ديگر اينكه امام باقر عليه‏السلام بسيارى از مطالب دينى و احكام فقهى را بى‏آنكه به صورت حديث به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم نسبت دهد، بيان مى‏كرده است، و اين از نظر شيعيان كاملا پذيرفته است.زيرا امام باقر عليه‏السلام را امام معصوم و جانشين پيامبر مى‏دانند كه دانش او به واسطه پدرانش به پيامبر مى‏رسيده است.حتى بنابر يك روايت(مفيد، ج 2، ص 167، مجلسى، 1403، ج 46، ص 288)آن حضرت گفته است كه من همه آنچه را كه مى‏گويم به واسطه پدرانم از حضرت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم روايت مى‏كنم كه ايشان آن را از فرشته وحى و او آن را از خدا دريافت كرده است.اما نويسندگان كتب حديث اهل سنت فقط منقولات از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم صحابه را نقل مى‏كرده‏اند و بالتبع منقولاتشان از امامان شيعه بسيار اندك بوده است.
گفتنى است كه تعداد زيادى روايت نيز از امام باقر عليه‏السلام نقل شده كه ايشان به واسطه پدرانش از پيامبر نقل كرده است.روايات منقول از امام باقر عليه‏السلام در كتب اهل سنت غالبا از اين دست است.مثلا احمد بن حنبل در، قسمت راجع به على بن ابيطالب(ج 1، ص 75-160)، هفت حديث نقل كرده كه امام پنج تاى آنها را از پدران خود و دو تا را از محمد بن حنفيه روايت مى‏كند(ج 1، ص 77-80، 90، 101 و 103).همچنين حاكم نيشابورى از ايشان ده حديث نقل كرده كه هفت مورد آن را به واسطه پدران خود روايت كرده است(ج 2، ص 22، 428، 588، ج 3، ص 144، 163، 173، 516، 568، ج 4، ص 22، 345).البته در برخى از كتابهاى اهل سنت نام كسانى چون ابن عباس، ابو سعيد خدرى، سعيد بن مسيب و جابر بن عبد الله انصارى(از جمله-ابو نعيم، ج 3، ص 188)به عنوان مشايخ حديثى امام باقر عليه‏السلام ذكر شده و نشان مى‏دهد كه امام از آنها نقل حديث كرده است، اما محققان اماميه بر اساس اين اعتقاد كه امامان شيعه علوم خود را فقط از طريق منابع وحيانى كسب مى‏كرده‏اند، توضيح داده‏اند كه نقل امام از اين افراد، بر فرض صحت، بنابر مصالحى بوده است(امين، ج 1، ص 656). بنابر بررسى ذهبى(1392، ج 3، ص 79-80)در صحاح سته، امام باقر عليه‏السلام بجز پدرش امام سجاد عليه‏السلام فقط از عبد الله بن عمر و جابر انصارى روايت كرده است. با اينهمه به كم نقل شدن احاديث روايت شده از امام باقر عليه‏السلام و ديگر امامان اهل بيت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم در كتب صحاح و سنن اهل سنت انتقاد شده است.


سلامو درود پروردگار و ملائکه و تمامي اولياء خدا و همهمؤمنين و مؤمنات بر تو اي سلاله زهرا و بر تربت پاکت، سلام بر تو وبقيع خاموشت، تو خود از خدا بخواه که فرزندتمنتقمآل محمد عليهم السلام بيايد و انتقام دشمنان شما و همه مظلومين جهان را گرفته ودنيا را پر از عدل و داد نمايد . به اميد آنروز
ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار

دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
زضعف برجبين منيرش عرق شست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش :Sham::Sham::Sham:

*سجاد*
۱۳۸۷/۰۹/۱۵, ۱۷:۵۵
اى با خبر از رموز داناى علوم



سيماى تو روشنگر دنياى علوم




اى عصمت هفتم اى امام پنجم


هستى تو شكافنده درياى علوم






شهادت امام محمد باقر رو بر همه ی مسلمانان جهان تسلیت عرض میکنم

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۹/۱۵, ۲۰:۲۵
http://img.tebyan.net/big/1387/09/1492361321582781739225425412253239117213172.gif


در فکر این بودم که بعد از امامان زین العابدین (علیه السلام)، چه کسی شایستگی دارد تا جانشین او شود؛ تا این که روزی به محمد بن علی (علیهما السلام) برخورد کردم و او مرا پند و اندرزی داد که فهمیدم جانشین به حق اوست.

اطرافیان که از شنیدن این سخن تعجب کرده بودند، به محمد بن منکدر گفتند: امام باقر (علیه السلام) چه پند و اندرزی به تو داد؟

محمد بن منکدر گفت:" در یکى از ساعت هاى بسیار گرم روز به یکى از نواحى مدینه رفته بودم. در آن جا محمد بن على (علیهما السلام) را دیدم که مشغول کار در مزرعه بود. به خودم گفتم: بزرگى از بزرگان قریش در این ساعت و با این حالت در طلب دنیا مى کوشد؟! خدا را گواه گرفتم که او را نصیحت کنم. پس نزدیک او شدم و بر وى سلام کردم. او که بسیار عرق کرده بود، با گشاده رویى سلام مرا پاسخ داد. به او گفتم: خداوند شما را اصلاح کند! بزرگى از بزرگان قریش در این ساعت و با این حالت در طلب دنیا مى کوشد؟ شاید در این حالت مرگ شما فرا رسد!

امام باقر (علیه السلام) فرمود:" به خدا قسم اگر مرگ در این حالت مرا دریابد، در حالى نزد من آمده است که به طاعت خداوند مشغولم و بدین وسیله خود را از تو و دیگران بى نیاز ساخته ام؛ امّا من از این مى ترسم که مرگم زمانى فرا رسد که به نا فرمانى خداوند مشغول باشم."
من با شنیدن این سخن عرض کردم: خدایت رحمت کند! من مى خواستم شما را نصیحت کنم، امّا شما مرا اندرز دادید."

در واقع امام باقر (علیه السلام) مى توانست از دیگران در کار سر و سامان دادن به کشتزار خویش استفاده کند، امّا او دوست مى داشت تا براى تحصیل معاش خانواده اش، خود کوشش کند و در این زمینه به کسی متکی نباشد. از این رو خود را به سختی می انداخت و در مزرعه ی خویش به کشاورزی می پرداخت و از این کار به عنوان کاری در راستای اطاعت پروردگار نام می برد.

بنابراین فرق است بین کار دنیا برای دنیا و مال اندوزی و کار دنیا برای به دست آوردن روزی حلال و کسب رضایت خداوند.

برگرفته از: هدایتگران راه نور (زندگانی امام محمد باقر(علیه السلام))، آیت الله مدرسی، با اندکی تصرف

n-iris
۱۳۸۷/۰۹/۱۵, ۲۱:۱۲
شهادت امام محمد باقر برآقا امام زمان و وهمه پیروان بر حق ایشان تسلیت باد.
امام محمد باقر (ع): هیچ مصیبتی چون این نیست که گناهت را کوچک شماری وبه حالتی که در آن هستی خرسند باشی.

Moamma
۱۳۸۷/۰۹/۱۵, ۲۱:۱۹
تعليم فقه و شيوه صحيح اجتهاد



http://usera.imagecave.com/m2u118/imam-bagher.jpg


تعليم مسايل فقهى و پاسخگويى به پرسشها در زمينه احكام شرعى، يكى از زمينه‏هاى مهم زندگى ائمه (ع) بويژه امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بوده است.


عصر امام باقر (ع)، آغاز پيدايش فرصتى بود تا حاملان واقعى علوم قرآن، بتوانند به تعليم شاگردان و ترويج احكام و تحكيم مبانى فقهى بپردازند.البته اين زمينه‏ها در عصر امام صادق (ع) هموارتر گشت و از آن پس دوره سختگيرى فزونتر حاكمان نسبت به ائمه ادامه يافت و اين زجر و شكنجه تداوم داشت تا عصر امامت به غيبت انجاميد.


امام باقر (ع) در تصحيح انديشه‏ها و زدايش انحرافها، تنها به مبارزه و رويارويى اكتفا نكرد، بلكه با بيان احكام و گاه تبيين شيوه استنباط احكام از قرآن و سنت پيامبر، پايه‏هاى فقاهت و اجتهاد صحيح را استحكام بخشيد.


روايات فقهى نقل شده از امام باقر (ع)، بيش از آن است كه بتوان در اين مجموعه گرد آورد، زيرا كمتر بابى از ابواب فقهى را مى‏توان يافت كه در فروع مختلف آن، سخنى از امام باقر (ع) وارد نشده باشد.مجموعه‏هاى روايى ـ فقهى خود گواه اين سخن است.


محمد ابو زهره از پژوهشگران اهل سنت در كتاب تفصيلى خويش الامام الصادق در تبيين جايگاه علمى و معنوى امام باقر (ع) مى‏گويد:
امام محمد باقر (ع) وارث پدر خويش در پيشوايى علمى و مقام شريف هدايتگرى بود.از اين جهت عالمان از شهرها و سرزمينهاى اسلامى به جانب وى‏رهسپار مى‏شدند، هيچ فردى ـ از عالمان ـ به مدينه وارد نمى‏شد، مگر اين كه براى كسب معرفت و دانش به خانه امام محمد باقر (ع) مراجعه مى‏كرد.


در ميان كسانى كه به خدمت وى مى‏رسيدند، هم چهره‏هاى شيعى و هم سنى ديده مى‏شوند و گاه منحرفان افراطگر نيز خود را به وى نزديك مى‏كردند ولى امام در برابر آنان موضعى قاطع گرفته و ايشان را طرد مى‏كرد.


بسيارى از پيشوايان فقه و حديث به حضور وى رسيده‏اند، از آن جمله:
سفيان ثورى، سفيان بن عيينه ـ محدث مكه ـ و ابو حنيفه ـ فقيه اهل عراق.


مرام امام باقر (ع) چنين بود كه هر گاه فردى به حضورش مى‏رسيد، حقايق ناب را براى او تبيين مى‏كرد.

http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=8013&stc=1&d=1228500678

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۹/۱۵, ۲۱:۵۲
تو مدینه یه بقیعه
یه امامه
ولی حرف نداره
سینه زن ها کسی نیست تا
روی قبرش
یه دونه شمع بذاره

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۹/۱۶, ۱۰:۱۸
http://img.tebyan.net/big/1387/09/237204180301624784349125163111241574429.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/15913317473641812051327722961147321742949.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/2451872692618969143461442351251804317413.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/22510222127179152031371999227137244226155213.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/13022425512414261171233505146110166933945.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/875103132372153234121271341711744518216.jpg)
http://img.tebyan.net/big/1387/09/85235681048737721882551020111184253132112.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/46282224213205249151196196127189221138124239.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/1231231009982245582222112066411221224735160.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/521217161164082021323924538128433186.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/932433747124321001392161910845113221185.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/1522441016722312320951061691056521614696165.jpg)

http://img.tebyan.net/big/1387/09/20497154252180391892211011081495623524247215.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/95160172237202213230187371901002121327624462.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/120182111269214267134892473923916357933.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/2301307583099612385818824653910310149.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/181152751333811872874523618689153217184219.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/90281177129204200731852551802531295118106.jpg)

http://img.tebyan.net/big/1387/09/2325322888232512232132391286444132187191.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/1239959251111112511122343701008521178219.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/371120522517111399667381981510113913158.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/6319197732299111120311822831171168224236163.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/172231151211038221418510020221209203339948.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/21214644886516615487142171123141249217255.jpg)

http://img.tebyan.net/big/1387/09/3812619611817611936132106412265819524275145.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/173711636714512142437152071173422589245.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/14718423991254195441586234185168249214190235.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/2181112391511632484585214212148196523241133.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/882465791146320423013431701032441772239.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/9420725423021014013828200100132421823920812.jpg)

http://img.tebyan.net/big/1387/09/23836322940761951647020612823013524915089.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/13218571868396171064325111619836179136.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/662051396151160149401051289137513387.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/1009020936151646325191236414416853177142.jpg) http://img.tebyan.net/big/1387/09/1141192819313682134562222622025248331741.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/242221261441712889331271671488072880144.jpg)

http://img.tebyan.net/big/1387/09/1771151731852491676228162491881637913340173.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/09/16661871144161132104128117301717234196236.jpg)

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۹/۱۶, ۱۰:۲۹
http://img.tebyan.net/big/1387/09/1509211113601321192241699212022363451433.gif

شیخ كلینى در كتاب كافى به سند خود از امام رضا (ع) روایت كرده است كه امام باقر (ع) به هنگام احتضار فرمود: هنگامى كه به‏درود حیات گفتم زمین را برایم بشكافید و قبرى مهیا كنید پس اگر به شما گفتند براى رسول خدا (ص) لحد بوده است، تصدیق كنید.

نگارنده: این فرمایش بدان دلیل بوده است كه امام باقر (ع) شكافتن زمین را از برخى جهات بهتر مى‏دانسته اگر چه فضیلت لحد بالاتر بوده است.

كلینى به سند خود از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: پدرم هر آنچه از كتب و سلاح و آثار و امانات انبیاء در نزد خود داشت، به من به ودیعت‏سپرد. پس چون لحظه وفاتش فرارسید به من گفت: چهار شاهد فرابخوان. من چهار تن از قریش را دعوت كردم كه یكى از آنان نافع مولاى عبد الله بن عمر بود.

پس به من فرمود: «بنویس این چیزى است كه یعقوب فرزندانش را بدان وصیت كرد كه اى فرزندانم خداوند دین را براى شما برگزید، پس نمیرید مگر آنكه تسلیم رضاى خداوند باشید. »و وصیت كرد محمد بن على به جعفر بن محمد و به وى فرمان مى‏دهد كه او را به جامه بردى كه هر جمعه در آن نماز مى‏خواند كفن كند و عمامه‏اش را بر سرش بندد و قبر او را چهار گوش و با فاصله چهار انگشت از زمین بلندتر قرار دهد و در موقع دفن بندهاى كفن او را باز كند.

سپس به شهود فرمود: بازگردید خداوند شما را رحمت كند!امام صادق (ع) گفت: به پدرم گفتم: اى پدر!در این وصیت چه بود كه بر آن شاهد طلب كردى؟فرمود: پسرم!خوش نداشتم پس از من با تو به نزاع برخیزند به این بهانه كه به تو وصیت نكرده‏ام و مى‏خواستم بدین وسیله حجت و دلیلى براى تو قرار داده باشم. در حقیقت امام (ع) مى‏خواست به این وسیله همگان بدانند كه جعفر بن محمد (ع) ، وصى و جانشین و امام بعد از اوست.

كلینى در كافى به سند خود از امام صادق (ع) روایت كرده است كه فرمود: پدرم روزى در ایام بیماریش به من گفت: پسرم گروهى از قریشیان ساكن مدینه را بدینجا فراخوان تا آنها را گواه بگیرم. من نیز چنین كردم. پس امام در حضور آنان به من فرمود: اى جعفر هنگامى كه من دنیا را وداع گفتم مرا بشوى و كفن كن و قبرم را چهار انگشت‏بالاتر از زمین قرار ده و بر آن آب بپاش. چون گواهان رفتند به پدرم عرض كردم: اگر مرا (در خلوت هم) به این كارها امر مى‏كردى، انجام مى‏دادم. چرا درخواستى تا عده‏اى را به عنوان شاهد به نزدت بیاورم؟ فرمود: پسرم مى‏خواستم با تو نزاع نكنند. (یعنى در امامت و خلافت از پس من با تو نزاع نكنند و بدانند كه تو وصى منى) .

كلینى در كافى به سند خود از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: پدرم در وصیتش نوشته بود كه وى را در سه جامه كفن كنم. یكى رداى جمره‏اى او بود كه در روز جمعه با آن نماز مى‏خواند و دو پیراهن دیگر. پس به وى عرض كردم: چرا اینها را مى‏نویسى؟فرمود: مى‏ترسم مردم با تو از در نزاع وارد شوند و بگویند او را در چهار یا پنج جامه كفن كن اما تو به گفتار آنان راه مرو. عمامه خودم را بر سرم بند و البته عمامه را جزو كفن محسوب مكن بلكه عمامه از چیزهایى است كه بدن را به آن مى‏پوشانند.

شیخ كلینى در كافى به سند خود نقل كرده است كه امام باقر (ع) وصیت كرد كه هشتصد درهم براى برگزارى مراسم سوگوارى او اختصاص دهند و این كار را از سنت مى‏دانست. زیرا پیامبر مى‏فرمود: براى خاندان جعفر طعامى فراهم آرید، آنان نیز به وصیتش عمل كردند.

برگرفته از: سیره معصومان، ج 5، ص 45، سید محسن امین، ترجمه: على حجتى كرمانى

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۹/۱۶, ۱۰:۳۵
http://img.tebyan.net/big/1387/09/634510419021368522812921233261977110111.jpg



كسی كه بود شكافنده‌ی تمام علوم
هزار حیف كه از زهر كینه شد مسموم

سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله
وصّی پنجم تو كشته شد، ولی مظلوم

گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند
گهی به خانه‌اش از كینه خصم برد هجوم

بسان مادر و آباء رنج دیده‌ی خویش
همیشه بود ز حقّ و حقوق خود محروم

به غربت علی و خاندان او سوگند
امام ما ز جهان رفت با دلی مغموم

هماره قصه مظلومی‌اش به خاك بقیع
بود ز غربت قبرش برای ما معلوم

ز دردهای نهانی كه بود در دل او
كسی نداشت خبر غیر خالق قیّوم

حیات او همه با درد و رنج و غصه گذشت
كه بود ظلم به اولاد مصطفی مرسوم

نه طاقت است زبان را به وصف غم‌هایش
نه قدرت است قلم را كه تا كند مرقوم

بگو به امت اسلام، این سخن (میثم)
به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم

غلامرضا سازگار

سوگند
۱۳۸۷/۰۹/۱۶, ۱۰:۴۵
گنج های نیکویی

امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند:

اربع من کنوز البر: کتمان الحاجة، و کتمان الصدقة و کتمان الوجع و کتمان المصیبة

چهار چیز از گنج های نیکوییست: کتمان حاجت و کتمان صدقه و کتمان درد و کتمان مصیبت



منتهی الامال ج 2 ص 142

reza007
۱۳۸۷/۰۹/۱۶, ۱۲:۴۸
ائمه طاهرین (علیهم السلام) همانند رسول الله «صلی الله علیه وآله وسلم» (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D9%85%D8% AD%D9%85%D8%AF+%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C+%D8% B5%D9%84%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D9%88+%D8%A2%D9%84%D9%87)افرا ی الهی و خدای اند و از اعمال و رفتار و سخن و رفت و آمد و بالاخره هر فعل آنها باید درس گرفت و ما در این قسمت به نمونه های به ظاهر کوچک و در واقع عظیم، اشاره می کنیم.

جود و بخشش:

1- امام باقر (علیه السلام) بخششهای زیادی داشتند. بعضی از اصحاب می گفتند، خدمت آن حضرت نمی رسید یم مگر آنکه آن معدن جود و کرم به ماعطای وافری می کردند؛ و جالب آنکه هرگز از صله رحم (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B5%D9%84%D9%87+%D8%B1%D8%AD%D9% 85)و صله برادران و محتاجان و امیدواران روبرگردان نبودند و از نیکی به آنها خسته و ملول نمی شدند.

حلم و بردباری:

2- یک شخص مسیحی به حضرت باقر (علیه السلام) جسارت کرد و گفت: « تو بقری!» (بقر به معنای گاو است.) حضرت با کمال ملایمت فرمودند: « نه من باقر هستم.» آن مرد که ملاطفت حضرت را دید دوباره گفت: « تو پسر زن آشپزی!»

حضرت فرمود : «آشپزی از هنرهای مادر من بود.» برای بار سوم آن مرد گفت: « تو پسر زنی سیاه چهره و بد دهنی هستی.» حضرت باز با کمال آرامش فرمود: « اگر راست می گویی خداوند او را بیامرزد و اگر دروغ می گویی، خدا تو را بیامرزد!» در این وقت آن مرد مسیحی که با یک دنیا نرمش و لطف روبرو شده بود و حضرت مسیح (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%B9%DB% 8C%D8%B3%DB%8C+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9% 84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) را در سیمای حضرت باقر (علیه السلام دید) مسلمان شد.

صدقه در روز جمعه:

3- امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « پدرم از همه اقوام خود کم ثروت تر و پرخرجتر بودند. در عین حال هر روز جمعه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%8 7+%D8%B1%D9%88%D8%B2+%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87)یک دینار طلا صدقه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B5%D8%AF%D9%82%D9%87)می دادند و می فرمودند: « صدقه در روز جمعه دو چندان ثواب دارد زیرا که جمعه از سایر روزها برتر است.»

دعا:

4- امام صادق (علیه السلام) میفرماید: « هرگاه مسأله ای پدرم امام باقر (علیه السلام) را محزون میکرد، زنها و بچه ها را جمع میفرمود و سپس خودشان دعا میکردند تا آنها آمین بگویند. »

تعظیم حرم:

5- ابوعبیده می گوید: « من با حضرت باقر (علیه السلام )هم کجاوه بودم در راه مدینه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%8 C+%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%8 6%D8%A8%DB%8C%D8%8C+%DB%8C%D8%AB%D8%B1%D8%A8)و مکه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%DA%A9%D9%87)ما وقتی که به محدوده حرم رسیدیم، حضرت غسل کردند و سپس کفشهای خود را به دست گرفتند و ساعتی در حرم با پای برهنه راه پیمودند.

تشییع جنازه :

6- امام باقر (علیه السلام) جنازه ای را تشییع کردند و بر آن نماز خواندند، ولی آن میّت از حضرت تشکّر کرد و خواهش نمود که دیگر برگردند، حضرت قبول نکردند و فرمودند ما طالب اجر و ثوابیم و به اندازه ای که تشییع می کنیم ثواب می بریم.

صدقات فراوان :

7- امام صادق (علیه السلام) فرمود: « خدمت پدرم رسیدم. آن حضرت مشغول صدقه دادن به فقرا بود و هشت هزار دینار طلا به آنها صدقه داد و خانواده ای یازده نفری را خرید و آزاد کرد.

خنده و یاد خدا:

8- افلح، غلام امام باقر (علیه السلام)می گوید: « هر گاه آن حضرت می خندید، عرض می کرد: « خداوند بر من خشم مکن!»

تکریم فقرا :

9- اگر فقیری به خانه آن حضرت مراجعه می کرد، هرگز به او از روی خفّت و حقارت خطاب «ای سائل! یا ای فقیر!» گفته نمی شد. زیرا آن حضرت فرموده بود که آنها را با اسمهای نیکو صدا بزنید .

reza007
۱۳۸۷/۰۹/۱۶, ۱۳:۲۶
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/8/89/imam_baqer_01.jpg


ولادت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%a7%d9% 85%d8%a7%d9%85+%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af+%d8%a8%d8% a7%d9%82%d8%b1+%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87+%d8%a7%d9% 84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0#ولادت)
فضائل (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%a7%d9% 85%d8%a7%d9%85+%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af+%d8%a8%d8% a7%d9%82%d8%b1+%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87+%d8%a7%d9% 84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0#فضائل)
علم (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%a7%d9% 85%d8%a7%d9%85+%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af+%d8%a8%d8% a7%d9%82%d8%b1+%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87+%d8%a7%d9% 84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0#علم)
حوادث دوران امامت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%a7%d9% 85%d8%a7%d9%85+%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af+%d8%a8%d8% a7%d9%82%d8%b1+%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87+%d8%a7%d9% 84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0#حوادث دوران امامت)
حاکمان دوران امامت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%a7%d9% 85%d8%a7%d9%85+%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af+%d8%a8%d8% a7%d9%82%d8%b1+%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87+%d8%a7%d9% 84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0#حاکمان دوران امامت)




ولادت

حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام پنجمین امام شیعیان است که در سال 57 هجری قمری در مدینه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%8 C+%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%8 6%D8%A8%DB%8C%D8%8C+%DB%8C%D8%AB%D8%B1%D8%A8)مت لد شد. پدر بزرگوارش امام سجاد علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%8 5)و مادر والامقامش ام عبدالله (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%8 5)است.
وی اولین شخصی است که نسب پدر و مادرش به حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D9%81%D8% A7%D8%B7%D9%85%D9%87+%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7+%D8% B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85 ) می رسد.


فضائل

پیشوایی امام باقر علیه السلام از صدر اسلام روشن و مسلم بود و نص بر امامت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AA%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%AD+%D9% 85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86+%D8%A8%D8%B 1+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA+%D8%A7%D9%85%D8%A 7%D9%85+%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1+%D8%B9%D9%84%DB%8 C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) آن امام همراه با تعاریف رسول خدا، فراوان به ما رسیده است.
از آن امام معجزات و کرامات (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D8%A A+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B 1+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%8 4%D8%A7%D9%85)بسیار و نیز امور غریبه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1+%D8%BA%D8% B1%DB%8C%D8%A8%D9%87+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8% A8%D8%A7%D9%82%D8%B1+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8% A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) فراوانی در کتب معتبر ثبت شده و جنّ (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AC%D9%86+%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8% AA%D8%9F)و ملائکه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1+%D9%85%D9% 84%D8%A7%D8%A6%DA%A9%D9%87+%D8%AF%D8%B1+%D8%AE%D8% AF%D9%85%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA)و حتّی جبرئیل (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D9%8 4)خدمت او می‌رسیده‌اند.

مکارم اخلاق (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1+%D9% 86%DB%8C%DA%A9%D9%88%DB%8C+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%8 5+%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%8 7+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)امام، زبانزد خاص و عام است و علوم و معارف (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85+%D9%88+%D9 %85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9% 85+%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9% 87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)فراوا نی از وجود او سرچشمه گرفته . وی همچنین توجه خاصّی به عبادت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D8% A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1+%D8% B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A 7%D9%85)و ذکر و مناجات داشته است.
در زمان این امام، عده‌ای متمایل به رهبانیّت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8 C%D9%91%D8%AA+%D9%88+%D8%AA%D8%B1%DA%A9+%D8%AF%D9% 86%DB%8C%D8%A7)و ترک دنیا بودند که با مخالفت امام مواجه می‌شدند.


علم

امام باقرعلیه السلام چون در اواخر دوران حکومت بنی‌ امیه به‌سر می‌برد، از ضعف قدرت حاکمه استفاده نمود و در نشر معارف اسلامی، تلاش گسترده‌ای کرد و با مخالفین و صاحبان عقاید مختلف، مناظرات (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%D8%A 7%D8%AA+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D8%A7%D9%8 2%D8%B1+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B 3%D9%84%D8%A7%D9%85)مفصّلی داشت و به سؤالات شیعیان و مخالفین (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DA%AF%D9%8 8%DB%8C%DB%8C+%D8%A8%D9%87+%D8%B3%D8%A4%D8%A7%D9%8 4%D8%A7%D8%AA+%D8%B4%DB%8C%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86 +%D9%88+%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%DB%8C%D9%86 ) پاسخ داد. لذا از آن امام در تمام مسائل فقهی و اجتماعی و حکومتی روایات فراوانی نقل شده است، به‌طوری‌که تقریباً هیچ کتاب روایی نیست مگر این که از امام باقر علیه السلام در موارد مختلف روایتی ذکر شده است.

امام باقر علیه السلام با صحابی بزرگ رسول خدا، جابر بن عبدالله انصاری (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%B1+%D8%A8%D9% 86+%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8% A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C) روابط صمیمانه‌ای داشت و برای او احترام خاصی قائل بود.
برای آن امام، غیر از جابر، اصحاب و راویان زیادی نام می‌برند که در بین آنها جابر بن یزید جعفی (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%B1+%D8%A8%D9% 86+%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D8%AF+%D8%AC%D8%B9%D9%81%DB% 8C) و محمّد بن مسلم (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF+%D8%A8%D9% 86+%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85+%D8%AB%D9%82%D9%81%DB% 8C) و زراره (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B2%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D9%87) و حمران، بسیار معروفند. شاعر معروف امام نیز کمیت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA+%D8%B4%D8% A7%D8%B9%D8%B1) نام دارد.


حوادث دوران امامت

برادر امام باقر علیه السلام زید بن علی بن الحسین (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B2%DB%8C%D8%AF+%D9%81%D8%B1%D8% B2%D9%86%D8%AF+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%B3%D8% AC%D8%A7%D8%AF+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9% 84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)پس از شهادت امام سجاد علیه السلام پرچم مخالفت با بنی‌امیه را برافراشت و افراد زیادی را به دور خود جمع کرد. ولی امام باقر او را از قیام مسلّحانه منع کرد و فرمود: « هنوز وقتش نرسیده است، و قیام تو در انتها به ضرر مسلمین می انجامد.» اما زید که خون حسینی در رگ‌های او می‌جوشید، زیر بار نرفت و قیام کرد و عاقبت در اثر اعلان مخالفت با بنی‌امیه به شهادت رسید.


حاکمان دوران امامت

امام باقر علیه السلام در زمان حکومت ولید بن عبدالملک به امامت رسیدند که پس از او سلیمان بن عبدالملک (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%8 6+%D8%A8%D9%86+%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%8 5%D9%84%DA%A9) و سپس عمربن عبدالعزیز (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8 %B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B 2)و سپس یزید بن عبدالملک (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D8%AF+%D8%A8%D9% 86+%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A 9)و پس از او هشام بن عبدالملک (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%87%D8%B4%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D9% 86+%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A 9)، یکی پس از دیگری حاکم مَمالک اسلامی شدند.
امام با هر یک از آنها به نحو خاصّی برخورد می‌کرد، ولی متأسّفانه بعضی از بستگان وی، از جمله زید بن حسن بن علی به بدگویی او دست زدند تا سرانجام هشام ، امام را مسموم کرد و به شهادت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D8% A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1+%D8% B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A 7%D9%85)رساند.

امام باقر علیه السلام به فرزند ارجمندش امام صادق علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1+%D8%B5%D8% A7%D8%AF%D9%82+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9% 84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)وصیت فرمود و به لقاء پرورگار شتافت.
آن حضرت دارای سه همسر و هفت فرزند (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A 7%D9%86+%D9%88+%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%8 6+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B 1+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%8 4%D8%A7%D9%85)بود.

از امام باقر علیه السلام مواعظ (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87+%D8% A7%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB% 8C%D8%AB+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D8%A7%D9% 82%D8%B1+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8% B3%D9%84%D8%A7%D9%85)بسیار ارزشمندی به یادگار مانده است که تمام نسل‌ها تا قیامت از آن بهره‌مند خواهند بود.

سفیر
۱۳۸۷/۰۹/۱۶, ۱۳:۳۵
http://images6.theimagehosting.com/bismallah.ebf.th.gif

شهادت وارث انبيا، شکافنده علوم، حضرت امام محمد باقر عليه السلام را تسلیت عرض میکنم.

http://shamlou.persiangig.com/namaz.blogfa/Imam-bagher2.jpg


سلام و درود پروردگار و ملائکه و تمامي اولياء خدا و همه مؤمنين و مؤمنات بر تو اي سلاله زهرا و بر تربت پاکت، سلام بر تو و بقيع خاموشت، تو خود از خدا بخواه که فرزندت منتقم آل محمد عليهم السلام بيايد و انتقام دشمنان شما و همه مظلومين جهان را گرفته و دنيا را پر از عدل و داد نمايد .

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۱, ۰۷:۳۷
http://kkkkk03.persiangig.ir/125.gif (http://zibasazi.bahar-20.com/)


http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif



جگر گوشه رسول اکرم


http://img.tebyan.net/big/1386/09/176248252193199871432071582241408711261213205.jpg

در راه دوست، از ستم دشمن پلید
شد باقرالعلوم، ز زهر جفا شهید
بیداد و ظلم بین، كه هشام از ره عناد
خاموش كرد، مشعل روشنگر امید
پنجم امام ما، ز جفاى ستمگران
بسیار ظلم دید و ستم دید و جور دید
آن پیشواى عالم اسلام، دم به دم
بس رنج‎ها كشید و بس طعنه‎‏ها شنید
مسموم گشت، از ستم و كینّه‏ هشام
آن هادى هدایت و آن رهبر رشید
شد موسم عزاى جگر گوشه‏ رسول
در ماتمش، ز دیده‏ ما اشك غم چكید
كرسى علم گشت، سیه‎پوش «حافظى»
چون باقرالعلوم، شد از زهر كین شهید


http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

تا صبح ظهور
۱۳۸۸/۰۹/۰۱, ۰۷:۴۰
اگر به عنوان یه محب کوچک حضرت امام باقر علیه السلام قبولم کنند، من هم شهادت وجود مقدس آقا رو به امام زمان علیه السلام، مقام معظم رهبری و همه دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تسلیت میگم؛

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۱, ۰۷:۴۳
موعظه‎ای از امام باقر علیه السلام

http://img.tebyan.net/big/1386/09/177392198622052529118210196139215194168202.jpg

محمد بن منکدر، از دانشمندان اهل تسنن می‎گوید: روزی در هوای بسیار گرم به حومه شهر مدینه رفتم، در بین راه به محمد بن علی (امام باقر علیه السلام) برخوردم (که برای سرکشی به املاک خود بیرون آمده بود). دو تن از کارگرانش، وی را همراهی می‎کردند. با خود گفتم: یکی از بزرگان قریش در این هوای گرم برای به دست آوردن دنیا بیرون آمده! می‎روم و او را موعظه می‎کنم!
نزدیک رفتم و سلام کردم، نفس زنان و عرق‎ریزان پاسخ داد. به او گفتم: خداوند امورتان را اصلاح کند، شما، یکی از بزرگان قریش، در این هوای گرم برای طلب دنیا بیرون آمده‎اید، اگر هم اکنون مرگ شما فرا رسد چه خواهید کرد؟!
آن جناب دست از دوش کارگرانش برداشت، روی پا ایستاد و فرمود: به خدا! اگر در همین حال مرگم فرا رسد، در حال فرمانبرداری خداوند به سویش شتافته‎ام. من کار می‎کنم تا در زندگی نیازمند امثال تو نباشم! زمانی باید از مرگ بترسم که در حال معصیت و نافرمانی خداوند، بر من درآید.
(محمد بن منکدر می‎گوید) بعد از شنیدن این پاسخ (متین و قانع کننده) از حضرت، گفتم: خدایت رحمت کند! می‎خواستم شما را موعظه کنم اما شما مرا موعظه کردید.

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

شهدای گمنام
۱۳۸۸/۰۹/۰۱, ۰۷:۵۴
شهادت امام محمد باقر (علیه السلام ) را به پیشگاه آقا امام زمان (عج) و کلیه شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۲, ۰۶:۴۴
http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamBagher/Shahadat/87/Yadegari/e-bagher_S.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۲, ۰۶:۴۶
http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

حضرت امام محمّد باقر(عليه السلام) اوّل ماه رجب، يا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى در مدينه متولّد گرديد.
پدر بزرگوارش، حضرت على بن الحسين ، زين العابدين(عليه السلام)، و مادر مكرّمه اش ، فاطمه معروف به «امّ عبدالله» دختر امام حسن مجتبى مىباشد.
از اين رو، آن حضرت از ناحيه پدر و مادر به بنىهاشم منسوب است.


شهادت امام باقر(عليه السلام) در روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى، به دستور هشام بن عبدالملك خليفه اموى، به وسيله خوراندن سمّ، اتّفاق افتاد و مزار شريفش در مدينه در قبرستان بقيع مىباشد.


آن حضرت يكى از اطفال اسير فاجعه كربلا مىباشد كه در آن وقت سه سال و شش ماه و ده روز از سنّ مباركش گذشته بود.
حضرت باقر(عليه السلام) به علم و دانش و فضيلت و تقوا معروف بود و پيوسته مرجع حلّ مشكلات علمى مسلمانان به شمار مىرفت.
وجود امام محمّد باقر(عليه السلام) مقدّمه اى بود براى اقدام به وظايف دگرگون سازى امّت.

زيرا مردم، او را نشانه هاى فرزند كسانى مىشناختند كه جان خود را فدا كردند تا موج انحراف ـ كه نزديك بود نشانه هاى اسلام را از ميان ببرد ـ متوقّف گردد.
آنان از اين رو قربانى شدند تا مسلمانان بدانند كه حكّامى كه به نام اسلام حكومت مىكنند، از تطبيق اسلام با واقعيت آن به اندازه اى دوراند كه مفاهيم كتاب خدا و سنّت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در يك طرف قرار دارد و آن حاكمان منحرف در طرف ديگر.
امام باقر(عليه السلام) بر آن شد تا انحراف حاكمان و دورى آنان از حقايق اسلام را به مردم بفهماند و براى مسلمانان آشكار سازد كه چنان امورى تحقّق يافته است.
هشام بن عبدالملك خليفه نابكار اموى وقتى به امام(عليه السلام) اشارت مىكند و مىپرسد كه اين شخص كيست؟ به او مىگويند او كسى است كه مردم كوفه شيفته و مفتون اويند.
اين شخص، امام عراق است.
در موسم حجّ، از عراق و خراسان و ديگر شهرها، هزاران مسلمان از او فتوا مىخواستند و از هرباب از معارف اسلام از او مىپرسيدند.
اين امر اندازه نفوذ وسيع او را در قلوب توده هاى مردم نشان مىداد.
از سوى فقيهان بزرگ كه وابسته به حوزه هاى فكرى و علمى بودند، مسائل دشوار در محضر او مطرح مىشد و گفتگوهاى بسيار با امام به عمل مىآمد، از او پاسخ مىخواستند تا امام را در تنگنا قرار دهند و در مقابل مردم او را به خاموشى وادارند، ولى آن حضرت با پاسخ هاى قانع كننده و مستدلّ و محكم خود آنان را به اعجاب وامىداشت.
حوزه علمى او براى صدها دانشمند و محدّث كه تربيت كرده بود پايگاهى مهّم به شمار مىآمد.
جابر جعفى گويد: «ابوجعفر هفتاد هزار حديث براى من روايت كرد.» و محمّد بن مسلم گويد: «هر مسئله كه در نظرم دشوار مىنمود از ابوجعفر(عليه السلام)مىپرسيدم تا جايى كه سى هزار حديث از او سؤال كردم.»امام باقر(عليه السلام) شيعيان خود را چنين وصف مىكند:«همانا شيعه ما، شيعه على، با دست و دل گشاده و از سر گشاده دستى و بىريايى از ما طرفدارى مىكنند و براى زنده نگاه داشتن دين، متّحد و پشتيبان ما هستند. اگر خشمگين گردند، ستم نمىكنند و اگر خرسند باشند از اندازه نمىگذرند. براى آن كس كه همسايه آنان باشد بركت دارند و با هر كس كه با آنان مخالف باشد طريق مسالمت پيش مىگيرند. و شيعه ما اطاعت خدا مىكند.»

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۲, ۰۶:۴۸
فضل و دانش امام باقر(عليه السلام)

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

امام محمّدباقر(عليه السلام) در دوران امامت خود، به نشر و پخش معارف دين به ويژه فقه و احكام اسلامى پرداخت و ضمن حلّ مشكلات علمى به تعليم و تربيت شاگردانى فاضل و آگاه مانند: محمّدبن مسلم، زرارةبن اعين، ابونصير، هشام بن سالم و جابربن يزيد و حمران بن اعين و بُريدبن معاويه عجلى، همّت گماشت.

آن حضرت در فضل و فضيلت، زهد و تقوا، اخلاف و معاشرت، سر آمد بزرگان بنى هاشم در عصر خود بود.
آوازه علوم و دانش او چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعنى شكافنده دانش ها گرديد.

يكى از علماى بزرگ سنّى به نام ابن حجر هيتمى درباره او مىنويسد:«محمّد باقر به اندازه اى گنج هاى پنهان معارف و دانش ها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمت ها و لطايف دانشها را بيان نموده كه جز بر عناصر بى بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همين جاست كه وى را شكافنده دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده اند .»عبدالله بن عطا يكى از شخصيّت هاى علمى زمان امام، مىگويد:«من هرگز دانشمندان اسلام را در هيچ محفل و مجمعى به اندازه محفل محمّد بن على(عليه السلام) از نظر علمى حقير و كوچك نديدم.»امام باقر(عليه السلام) در سخنان خود، اغلب به آيات قرآن كريم استناد مىنموده و از كلام خدا شاهد مىآورده و فرموده است: «هر مطلبى را گفتم، از من بپرسيد كه در كجاى قرآن است تا آيه مربوط به آن موضوع را معرّفى كنم.»

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۲, ۰۶:۵۰
گفتار آن حضرت درباره توحيد

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

بنابر نقل مدائنى، روزى يكى از اعراب باديه به خدمت ابو جعفر محمد بن على آمد و از وى پرسيد: آيا به هنگام عبادت خداوند هيچ او را ديده‏اى؟ امام پاسخ داد: من چيزى را كه نديده باشم عبادت نمى‏كنم.اعرابى پرسيد: چگونه او را ديده‏اى؟ فرمود: ديدگان نتوانند او را ديد اما دلها با نور حقايق ايمان او را مى‏بينند.با حواس به درك نمى‏آيد و با مردمان قياس نمى‏شود.با نشانه‏ها شناخته شود و با علامتها موصوف گردد.در كار خود هرگز ستم روا نمى‏دارد.او خداوندى است كه جز او معبودى نيست.اعرابى با شنيدن پاسخ امام باقر (ع) گفت: خداوند خود آگاه‏تر است كه رسالتش را كجا قرار دهد.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

iranproud
۱۳۸۸/۰۹/۰۲, ۰۷:۰۷
http://img.tebyan.net/big/1386/09/14210156114215232989317618824110817712952.jpg






نگاهى به اوضاع فرهنگى ـ اجتماعى جامعه
امام باقر علیه السلام در دوره‏اى امامت خویش را آغاز كرد كه جامعه اسلامى در وضع فرهنگى نابسامانى به سر مى‏برد و عرصه فرهنگى جامعه گرفتار چالش‏هاى عمیق عقیدتى و درگیرى‏هاى مختلف فقهى میان فرق اسلامى شده بود. فروكش كردن تنش‏هاى سیاسى پس از واقعه عاشوراى سال 61 هجرى، همچنین شكست برخى احزاب سیاسى مانند «عبدالله‏ بن زبیر» سبب یكپارچگى حاكمیت بنى امیه شده بود و ناگزیر، بسیارى از دانشمندان از صحنه سیاسى دور شده بودند و حركت گسترده‏اى در زمینه‏هاى مختلف علمى با بحث و بررسى درباره مسایل گوناگون آغاز شده بود. این رویكرد گسترده به مسایل فقهى و بحث تبادل نظرهاى علمى در این برهه و پیدایش مكتب‏ها و سبك‏هاى مختلف علمى پس از مدت‏ها ركود، رونق فراوانى به بازار علم بخشید و به واقع نقش درخشان امام در این دوره در روشن سازى افكار عمومى دانشمندان اسلامى و به ویژه خردورزان شیعه بسیار داراى اهمیت و برترى است. با ظهور امام باقر علیه السلام، گام مهم و بسزایى در راستاى تبیین آراء شیعه برداشته شد و جنبش تحسین برانگیزى در میان دانشمندان شیعى پدید آمد.از سوى دیگر، خطر افكار آلوده یهود و سیطره نظریات فرقه مرجئه، جبریه، قدریه، غلات و ... حیات فكرى شیعه را با خطر رو به ‏رو كرده بود كه به راستى مرجعیت علمى شایسته‏اى چون امام باقر علیه السلام، تفكرات خطرناك این فرقه‏ها را تا حد قابل توجهى منزوى ساخت كه آراء و نظرات آنها و نیز موضع‏گیرى امام در برابر هر یك، به گونه‏اى گسترده‏تر بررسى خواهد شد.

goleleila
۱۳۸۸/۰۹/۰۲, ۰۹:۲۰
سفری کوتاه اما آموزنده

http://img.tebyan.net/big/1386/09/1218614011920664110325097251240252131210175.jpg


مرحوم کلینی از عبدالله بن عطا نقل کرده است که روزی امام باقر علیه السلام به من فرمود:

دو مرکب را زین کن. من یک استر و یک الاغ آماده کردم و با این اعتقاد که استر برای آن بزرگوار مناسبتر است آن را به ایشان پیشنهاد کردم.
حضرت فرمود: من الاغ را برای سوار شدن خودم ترجیح می‎دهم. الاغ را به نزدیک امام بردم، رکابش را گرفتم و حضرت سوار شد.

روی مرکب که قرار گرفت فرمود: حمد خدای را که ما را به اسلام هدایت کرد، قرآن را به ما آموخت و با (برگزیدن) محمد صلی الله علیه و آله بر ما منت نهاد، اَلحَمدُلله الّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنّا لَهُ مُقرِنین؛ «حمد خدایی را که این (مرکب) را مسخّر ما گردانید در حالی که ما خود توان مهار کردنش را نداشتیم.»

همین طور به سفر خود ادامه دادیم تا این که به سرزمینی رسیدیم. به حضرت عرض کردم: فدایت گردم، نماز! فرمود: این جا وادی مورچگان است و نماز در آن سزاوار نیست. از آن جا حرکت کردیم، به زمین دیگری رسیدیم باز به نماز اشاره کردم، فرمود: این جا هم نمکزار است و نماز در آن نیز سزاوار نیست. از آن جا نیز گذشتیم، همچنان می‎رفتیم تا این که حضرت در زمینی پیاده شد و در آن جا نمازمان را خواندیم . بعد از نماز رکاب الاغ را گرفتم، آن بزرگوار سوار شد و همان دعاها و اذکار را خواند و سپس فرمود: خدایا! مُرجئه(خوارج) را لعن فرما! زیرا آنان در دنیا و آخرت دشمنان ما هستند. عرض کردم: چه شد به یاد مرجئه افتادید؟ فرمود: به ذهنم خطور کرد.


اَلرَّفیقُ ثُمَّ السَّفر.
برای مسافرت ابتدا رفیق راه بجویید آنگاه سفر کنید.
حضرت محمد صلی الله علیه و آله

iranproud
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۰۳:۰۰
http://img.tebyan.net/big/1386/09/82438524124751292122022441505811313172128.jpg


وجود مقدس امام باقر علیه السلام و روش و حرکات ایشان در مدینه، گرچه مبارزه رو در رو و علنی با دستگاه طاغوتی هشام نبود، ولی همه آن برنامه‎ها نشانه یک نوع مخالفت با آن دستگاه بود، سرانجام هشام تصمیم گرفت تا آن حضرت را از مدینه به شام تبعید کند .
مأمورین، آن حضرت را با پسرش امام صادق علیه السلام از مدینه به شام آوردند، و برای اهانت به مقام آن حضرت سه روز به ایشان اجازه ورود به نزد هشام را ندادند، و حتی آنها را در اردوگاه غلامان جای دادند.
هشام به درباریان خود گفت: وقتی که محمد بن علی (امام باقر علیه السلام) وارد مجلس شد نخست من او را سرزنش می‎کنم، وقتی که سکوت کردم شما به اتفاق او را سرزنش کنید.
به دستور هشام، به امام باقر علیه السلام اذن ورود دادند، حضرت وارد مجلس شاهانه شد، و با دست به اهل مجلس اشاره کرد و فرمود: اَلسَّلامُ عَلَیکُم، سلام عمومی به همه حاضران کرد و نشست .
هشام دید امام باقر علیه السلام سلام خصوصی به او نکرد، به علاوه بی اجازه او نشست، خشمش بیشتر شد و گفت: ای محمد بن علی (علیه السلام)! همواره یک نفر از شما میان مسلمین اختلاف انداخته و مردم را به بیعت خود می‎خواند و خود را امام می‎داند، و همین طور به سرزنش امام پرداخت .
وقتی که ساکت شد، اهل مجلس طبق توطئه قبل به سرزنش آن حضرت پرداختند؛ پس از آن که همه ساکت شدند، امام باقر علیه السلام بر پا ایستاد و فرمود:
ای مردم کجا می‎روید و شما را کجا می‎برند؟ خداوند اولین افراد شما را به وسیله ما راهنمایی کرد و هدایت آخرین افراد شما نیز با ما خواهد بود، اگر شما به پادشاهی چند روزه دل بسته‎اید، پادشاهی ابدی با ما است، چنان که خداوند می‎فرماید: وَ العاقبَة لِلمتَّقین؛ «عاقبت برای پرهیزکاران است.»( قصص/ 83)
پس از این واقعه هشام دستور داد آن حضرت را به زندان افکندند. ولی طولی نکشید که روش آن حضرت در زندان همه زندانیان را به سوی ایشان جلب کرد. زندانبانان جریان را به هشام گزارش دادند، سرانجام هشام دستور داد آن حضرت را تحت نظر به سوی مدینه بازگرداندند .

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۰۴:۰۴
مغز دانش

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif



از همان کودکی، مغز دانش ها را می گشودی به اعجاز و عطش های ناتمام و سرگردانِ پرسش را التیام می بخشیدی.
عزت را به نام محتاجان و ناداران گره می زدی، آنجا که امر می کردی آنان را با نیکوترین نام ها خطاب کنند.

پیش از تو، نان از عملِ خویش خوردن برای عابدان سزاوار نبود؛ اما عرق ریزانِ پیشانی تو در گرمای مدینه، حجت قاطعی شد که جست وجوی روزی و رفاه، عابد و زاهد نمی شناسد.

ده ها هزار روایت گلبرگ از بوستان خوشرنگ و خوش بوی جان تو دمید و هدایت و روشنی را به دست های مشتاقمان، پیش کش کرد.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


مصطفی پورنجاتی

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۰۴:۰۵
مرثیه رفتن تو...

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif
اینک، سرزمین بی نور، بی ساقه و بی جلای دل ها، پس از رفتن تو مرثیه خوان تنهایی شیعیان شده است.
در این سوگِ سترگ و جانکاه، خویشتن را قرار می بخشیم به رشته های مروارید اندیشه های تو و می گشاییم دفتر پر برگ و بَرِ درس هایی را که از تو آموخته ایم:

«سه چیز از مکارم دنیا و آخرتند؛ گذشت از کسی که به تو ستم کرده، پیوند با آن کس که از تو بریده و بردباری به هنگامی که نسبت به تو نادانی می شود».

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۰۴:۰۶
داغدیده

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

داغدیده امروز، نخل های مدینه اند که نماز روزانه شان را با «قد قامت» گام های تو می خواندند.

داغدیده امروز، ابرهای حجازند که سحرها در آستانه خالی گلی ات، می باریدند.

داغدیده امروز، تراشه های قلم اند و صفحه های کتاب که رایحه مسیحایی ات، لابه لای سطرهایشان جا مانده است.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

میثم امانی

Hakim
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۰۹:۱۶
ویژگیهای شیعه

ابو اسماعیل گوید: به امام باقر علیه السلام عرض كردم فدایت شوم

شیعه در محیطی كه ما زندگی می كنیم بسیار زیاد است . امام علیه السلام فرمود: آیا

توانگر به فقیر توجه دارد؟ آیا نیكوكار از خطا كار در می گذرد؟ و آیا نسبت به یكدیگر

همكاری و برادری دارند؟ عرض كردم : نه .

حضرت فرمود: آنها شیعه نیستند شیعه كسی است كه این كارها را انجام دهد.


قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليه السلام) / محمد رضا اکبري

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۰۹:۲۶
فرصت طلایی گنبد

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

پهنه تلخِ فراق، چشمانِ ناشکیبِ دنیا را پُر کرده است.
لب ها می لرزند تا مگر گوشه ای از کلمات سوزان درون را بیرون بریزند.

چشم ها می گریند؛ بلکه از دریای غم های سینه، کاسته شود.
... و حقیقتِ بهشت، چقدر به اشک های ما نزدیک شده است!
مدینه هم با بقیع هایی که از شعرهایِ ماه می تراود، هم ناله شده است.

تمامِ دو بیتی هایِ بر زبان نیامده، مهمانِ این فراقِ جانسوزند.
فرازهایِ غنیِ مفاتیح، داغدارِ این غیابِ جانْکاهند.
غروب، گویا سوگند یاد کرده که ما را تا همیشه به یادِ این هجرِ گلگون بیندازد.

و فرصت ها از بقیع می گویند و طلایی می شوند؛ مثل گنبدی که آنجا نیست. خاک بقیع، همیشه در رنگِ مظلومیتِ خود مستور بوده است.

شگفتی های خلقت، متعجبند که سینه این خاک، چگونه توانسته است، سینه شکافنده دانش را در بر بگیرد.
آری! گنبدی بزرگ تر از آسمان نیست که رویِ این خاک گذاشته شود. آسمان، مستقیم از صفایِ این خاک توشه برمی دارد.
آسمانِ بقیع می بیند که تسلای خاطر ما، دستانِ عادل خدا و چشمان آینده نگرِ اوست.

مصیبت زدگی اما تا آنجاست که افراشتگی پرچم های عزا در قله هایِ رفیع بندگی، طبع شاعران را به خون نشانده است و کور باد چشمِ فرومایگان که این سیاه جامگی، روشن از پویایی و تعالی ست.

و زیر پوستِ این کلماتِ سیاه پوش، نشانه های ارادت و شفاعت رفته است.
http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

محمد کاظم بدرالدین

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۰۹:۲۸
محل تلاقی توفان های اشک

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

ای وارث لوح، وارث قلم، ای علم!
ای شکافنده علوم و فروزان تر از نجوم!
مساجد شیعیان امروز در غم فراقت کربلاست و دل های پیروانت محرم محرم عزا.
چه کنیم با این همه غم، این همه عزا، این همه بغض؟

امروز، دیدگان عالمان علوم محمدی، محل تلاقی توفان های اشکند.
اشک ها گروه گروه، چون دسته های عزادار از دیدگان شیعیانت به جنبش می آیند و مانند کبوتران بی آشیانه، سراغ حرم تو را می گیرند.

ای پنجمین راهنما، ای هما!
امروز از چشم مجلسیانت، دریا دریا اشک تلاطم می کند.
امروز مأذنه ها پر از بغض اند و هر چه اذان، اندوهگین.
نمازگزاران، هوای گریه در سر دارند.
امروز نمازگزاران، نماز باران می خوانند.
امروز نمازگزاران، سجده غم به جا می آورند.
امروز نمازگزاران به خاک می افتند تا از فقدان امامی، شِکوه سر دهند که وارث علم نبی بود؛ امامی که وارث علم علی بود، امامی که از وحی می نوشت، امامی که در واژه واژه، فرهنگ نبوت را گسترش می داد.

امامی که صد سینه آفتاب داشت و برای هر نقطه ای سیاه، هزار سپیده جواب.
او شکافنده علوم بود.
ازاین روست که امروز «قال الباقر»، شکافنده ظلمات است.
ازاین روست که «قال الباقر»، سوزاننده شبهات است.
هر جا که پرتوی از «قال الباقر» باشد، آنجا سیاهی ضلالت، توان مقاومت نخواهد داشت.
هر جا که زمزمه «قال الباقر» باشد؛ آنجا زمزم هدایت، همیشه جوشان خواهد بود.

قال الباقر هست؛ پس زمزم هست.
قال الباقر هست؛ پس کوثر هست.
قال الباقر هست؛ پس بهشت هست.
السلام علیک یا باقرالعلم بعد النبی!
http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

قنبر علی تابش

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۰۹:۳۱
ساکن خانه وحی


http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif


نامش محمّد بود، کنیه اش ابوجعفر و لقبش باقر.
اهل مدینه بود و ساکن خانه وحی. از کودکی، هم بازی علی اصغر بود و ستون خیمه گاهِ زین العابدین. شاهد عشق بود و در آغوش شکفتن. دلش یادگاری بود از عاشقانه های کربلا. کوچه کوچه، غم در دلش بود و با زخم و غربت، الفتی دیرینه داشت.

امام لاله ها بود و شقایق ها. پیشوای شکوفه های عشق بود و مقتدای مهربانی ها.
از گوشه عبایش آسمان می چکید و در زیر گام هایش تمام ادّعاهای بزرگ به خاک می افتادند.
در پای درسِ چشم هایش، آفتاب اوّلین شاگرد سحرخیز مکتب مهربانی بود.

ستاره های سالخورده علم و دانش، در حضور پر فروغش رنگ می باختند و خویش را به زیر گام هایش می افکندند. اینک در آستانه غروب غربت زای خویش، شور فراگیر کربلا را با رایحه لبخندش، در لحظه های تاول زده مدینه می پراکند.

سر تا سرِ مدینه کربلا شده بود؛ سیاه و سفید، «هشام بن عبدالملک» آخرین تیر خویش را از ترکش عناد و کینه ورزی بیرون آورد و روشنی فزاینده امام را نشانه گرفت.

یا محمّد! کمان را بگیر و تیری روانه کن. امام امتناع کرد و روی از چهره ناهمگون هشام برگرفت. امّا لجاجت هشام چونان مگس های موذی امام را به انجام آن چه خداوند می خواست، وا می داشت.
هشام چونان خفّاشی در چشم های تیره خویش این سو و آن سو را می نگریست. انتظاری سیاه، سایه بر سر هشام انداخته بود.

شاید، این بار امام را مغلوب دسیسه خویش سازد. امام کمان را برگرفت و تیری بر چلّه آن نهاد تا چلّه نشین سیاهی را بر جای خود میخکوب کند. تیر را رها کرد، درست به جایی که هشام خیره بود.
این بار خیره سریِ چشم های هشام، هدف تیر امام قرار گرفت. نُه تیر را یکی پس از دیگری بر طاق تیرهای نخستین نواخت تا بار دیگر هشام انگشت حیرت و تحسین بر زبان بگیرد و در انزوای خفّت بار خویش فرو رود.

خشم و کینه سر تا سر قلبِ سیاه هشام و خاندان او را فرا گرفته بود. او می دانست که حقیقت، زندگانی آنان را به باد خواهد داد، آن چنان که روشنایی، خفّاش صفتان را کور می کند.

امام آرام آرام، در کوچه های مدینه رها می شد، درست مثل گریه های علی در بین کوچه ها. می رفت تا زهرِ کینه ظالمان را چونان آتشفشانی از سینه بیرون اندازد. امام می رفت تا حقارت، برازنده همیشه نام بنی امیه و بنی عباس بماند.

غروب بود و پیشوای عالمان و عاشقان به پیشواز لحظه های سبزتر از بهار می رفت، و زمزمه «اللّهم لا تَمْقُتْنی» در گوش دشمنانش می پیچید، چونان گردبادی شعله ور در بیابانی مهجور.
http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

محمد کامرانی اقدام

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۱۲:۳۶
عبادت

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif
هميشه به ياد خدا بود، در همه حال نام خدا بر لب داشت، نماز زياد مى ‏خواند و چون سر از سجده بر مى‏ داشت. سجده گاهش از اشك چشمش ‏تر شده بود.

امام صادق فرمود:پدرم در مناجات شبانه ‏اش مى ‏گفت:«خدايا، فرمانم دادى نبردم، نهيم كردى، اطاعت نكردم، اكنون بنده‏ ات، نزد تو آمده و عذرى ندارم‏».

آنگاه كه به سفر حج مى ‏رفت، چون به حرم مى ‏رسيد، غسل مى ‏كرد، كفش هايش را در دست‏ مى ‏گرفت و مسافتى را پياده مى ‏رفت. و چون وارد مسجد الحرام مى ‏شد به كعبه نگاه‏ مى ‏كرد و با صداى بلند مى‏ گريست، غلامش افلح مى‏ گويد:با امام باقر حج گزاردم، چون‏ وارد مسجدالحرام شد، به «بيت‏» نگاه كرد و گريست تا آن كه صدايش بلند شد.

گفتم: «فدايت ‏شوم، مردم به شما نگاه مى‏ كنند، آهسته‏ تر گريه كنيد»، فرمود:«واى بر تو اى افلح، چرا گريه نكنم، شايد خداوند از رحمت‏ به من نگاه‏ كند، و فرداى قيامت‏ بدين سبب، نزدش رستگار شوم‏». حتى در شب وفاتش، مناجات‏ شبانه ‏اش را ترك نكرد. چون غمگين مى ‏شد، زنان و كودكان را جمع مى ‏كرد، او دعا مى ‏كرد و آن ها آمين مى ‏گفتند.

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۱۳:۰۴
زندگینامه امام محمد باقر(ع)


نام مبارك امام پنجم محمد بود .
لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ،بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .
القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
كنيه امام ابوجعفر بود .
مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .
بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد .
پدرش حضرت سيدالساجدين ، امام زين العابدين ، على بن الحسين ( ع ) است .
تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدينه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد .
دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .
در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است ، ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش ميآيد ، و عدهاى از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا ميشوند .
قاضيها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پديدميآيند و فقه و قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مينمايد ، و تعليمات قرآنى - به ويژه مسأ له امامت و ولايت را ، كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا ، افكار بسيارى از حق طلبان را به حقانيت آل على ( ع ) متوجه كرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى ودين به دنيا فروشان برگرفته بود ، به انحراف ميكشاندند و احاديث نبوى را دربوته فراموشى قرار ميدادند .
برخى نيز احاديثى به نفع دستگاه حاكم جعل كرده ويا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مينمودند .
اينها عواملى بود بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنهابايستند .
بدين جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع )از موقعيت مساعد روزگار سياسى ، براى نشر تعليمات اصيل اسلامى و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشيع و علوم اسلامى را پايهريزى نمودند .
زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقى تعليمات پيامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و ميبايست به تربيت شاگردانى عالم و عامل و يارانى شايسته و فداكار دست يازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوين و تدريس كنند .
به همين جهت محضر امام باقر ( ع ) مركز علماء ودانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود .
در مكتب تربيتى امام باقر ( ع ) علم و فضيلت به مردم آموخته ميشد .
ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) و پدر و جد خود بود واين صدقات را بر بنى هاشم و مساكين و نيازمندان تقسيم ميكرد ، و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت .
امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود .
سيرت و صورتش ستوده بود .
پيوسته لباس تميز و نوميپوشيد .
در كمال وقار و شكوه حركت ميفرمود .
از آن حضرت ميپرسيدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش ميپوشيد ، تو چرا لباس فاخر بر تن ميكنى ؟ پاسخ ميداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز ، كه محرومان و فقرا و تهيدستان زيادبودند ، چنان بود .
من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افكار ، نميتوانم تعظيم شعائر دين كنم .
امام پنجم ( ع ) بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خويش برخورد بود .
با همه اصحاب مصافحه ميكرد و ديگران را نيز بدين كار تشويق ميفرمود .
در ضمن سخنانش ميفرمود : مصافحه كردن كدورتهاى درونى را از بين ميبرد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - ميريزد .
امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگيرى از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين وعيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينى ، كمال مواظبت را داشت .
ميخواست سنتهاى جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بين مردم زنده كند و مكارم اخلاقى را به مردم تعليم نمايد .
در روزهاى گرم براى رسيدگى به مزارع و نخلستانها بيرون ميرفت ، و باكارگران و كشاورزان بيل ميزد و زمين را براى كشت آماده ميساخت .
آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبين و كد يمين - به دست ميآورد در راه خدا انفاق ميفرمود .
بامداد كه براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) ميرفت ، پس از گزاردن فريضه ، مردم گرداگردش جمع ميشدند و از انوار دانش و فضيلت اوبهرهمند ميگشتند .
مدت بيست سال معاويه در شام و كارگزارانش در مرزهاى ديگر اسلامى درواژگون جلوه دادن حقايق اسلامى - با زور و زر و تزوير و اجير كردن عالمان خودفروخته - كوشش بسيار كردند .
ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز كربلا و ستمهاى بيسابقه آل ابوسفيان ، كه مردم به حقانيت اهل بيت عصمت ( ع ) توجه كردند ، در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مسأ له امامت و رهبرى ، كه تنها شايسته امام معصوم است ، سعى بليغ كردندو معارف حقه اسلامى را - در جهات مختلف - به مردم تعليم دادند ; تا كار نشر فقه و احكام اسلام به جايى رسيد كه فرزند گرامى آن امام ، حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پايهگذارى نمود ، و احاديث و تعليمات اسلامى را در اكناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد .
امام سجاد ( ع )با زبان دعا و مناجات و يادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منكرو امام باقر ( ع ) با تشكيل حلقههاى درس ، زمينه اين امر مهم را فراهم نمود ومسائل لازم دينى را براى مردم روشن فرمود .
رسول اكرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بين و با روشن بينى وحى الهى وظايفى را كه فرزندان و اهل بيت گرامياش در آينده انجام خواهند داد و نقشى را كه در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت ، ضمن احاديثى كه از آن حضرت روايت شده ، تعيين فرموده است .
چنان كه در اين حديث آمده است : روزى جابر بن عبدالله انصارى كه در آخر عمر دو چشم جهان بينش تاريك شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفياب شد .
صداى كودكى را شنيد ، پرسيد كيستى ؟ گفت من محمد بن على بن الحسينم ، جابر گفت : نزديك بيا ، سپس دست او راگرفت و بوسيد و عرض كرد : روزى خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم .
فرمود : شايد زنده بمانى و محمدبن على بن الحسين كه يكى از اولاد من است ملاقات كنى .سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حكمت دهد .علم و دين را نشر بده .
امام پنجم هم به امر جدش قيام كرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دينى و تعليم حقايق قرآنى و احاديث نبوى ( ص ) پرداخت .
اين جابر بن عبدالله انصارى همان كسى است كه در نخستين سال بعد از شهادت حضرت امام حسين ( ع ) به همراهى عطيه كه مانند جابر از بزرگان و عالمان باتقوا و از مفسران بود ، در اربعين حسينى به كربلا آمد و غسل كرد ، و در حالى كه عطيه دستش را گرفته بود در كنار قبر مطهر حضرت سيدالشهداء آمد و زيارت آن سرور شهيدان را انجام داد .
بارى ، امام باقر عليه السلام منبع انوار حكمت و معدن احكام الهى بود .
نام نامى آن حضرت با دهها و صدها حديث و روايت وكلمات قصار و اندرزهايى همراه است ، كه به ويژه در 19 سال امامت براى ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شايسته خود بيان فرموده است .
بنا به رواياتى كه نقل شده است ، در هيچ مكتب و محضرى دانشمندان خاضعتر و خاشعتر ازمحضر محمد بن على ( ع ) نبودهاند .
در زمان اميرالمؤمنين على ( ع ) گوئيا ، مقام علم و ارزش دانش هنوز -چنان كه بايد - بر مردم روشن نبود ، گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حيات مادى بيرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشيده بودند ، و در كنار درياى بيكران وجود على ( ع ) تشنه لب بودند و جز عدهاى معدود قدر چونان گوهرى رانميدانستند .
بي جهت نبود كه مولاى متقيان بارها ميفرمود : سلونى قبل از تفقدونى پيش از آنكه من را از دست بدهيد از من بپرسيد .
و بارها ميگفت : من به راههاى آسمان از راههاى زمين آشناترم .
ولى كو آن گوهرشناسى كه قدر گوهر وجودعلى را بداند ؟ اما به تدريج ، به ويژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم كم كم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامى را درك ميكردند ، و مانند تشنه لبى كه سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گواراى دانش امام باقر ( ع ) را دريافتند و تسليم مقام علمى امام ( ع ) شدند ، و به قول يكى از مورخان : مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشكر كشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند .
امام باقر ( ع ) نيز چون زمينه قيام بالسيف ( قيام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و كمبودحماسه آفرينان - فراهم نبود ، از اين رو ، نشر معارف اسلام و فعاليت علمى راو هم مبارزه عقيدتى و معنوى با سازمان حكومت اموى را ، از اين طريق مناسبترميديد ، و چون حقوق اسلام هنوز يك دوره كامل و مفصل تدريس نشده بود ، به فعاليتهاى ثمر بخش علمى در اين زمينه پرداخت .
اما بدين خاطر كه نفس شخصيت امام و سير تعليمات او - در ابعاد و مرزهاى مختلف - بر ضرر حكومت بود ، مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار ميگرفت .
در عين حال امام هيچگاه از اهميت تكليفى شورش ( عليه دستگاه ) غافل نبود ، و از راه ديگرى نيز آن را دامن ميزد : و آن راه ، تجليل و تأ ييد برادر شورشياش زيد بن على بن الحسين بود .
رواياتى در دست است كه وضع امام محمد باقر ( ع ) كه خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فكرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصيل اسلامى و جهان بينى خاص قرآن ، و تنظيم مبانى فقهى و تربيت شاگردانى مانند امام شافعى و تدوين مكتب داشته ، موضع انقلابى برادرش زيد را نيز تأ ييدميكرده است چنانكه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) ميفرمود : خداوندا پشت من را به زيد محكم كن .
و نيز نقل شده است كه روزى زيد بر امام باقر ( ع ) وارد شد ، چون امام ( ع ) زيد بن على را ديد ، اين آيه را تلاوت كرد : يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله .
يعنى : اى مؤمنان ، بر پاى دارندگان عدالت باشيد و گواهان ، خداى را .
آنگاه فرمود : انت و الله يا زيد من اهل ذلك ، اى زيد ، به خدا سوگندتو نمونه عمل به اين آيهاى .
ميدانيم كه زيد برادر امام محمد باقر ( ع ) كه تحت تأ ثير تعليمات ائمه ( ع ) براى اقامه عدل و دين قيام كرد .
سرانجام عليه هشام به عبدالملك اموى ،در سال ( 120 يا 122 ) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج كرد و دستگاه جبار ، ناجوانمردانه او را به قتل رساند .
بدن مقدس زيد را سالها بر دار كردند و سپس سوزانيدند .
و چنانكه تاريخ مينويسد : گرچه نهضت زيد نيز به نتيجهاى نينجاميد و قيامهاى ديگرى نيز كه در اين دوره به وجود آمد ، از جهت ظاهرى به نتايجى نرسيد ، ولى اين قيامها و اقدامها در تاريخ تشيع موجب تحرك و بيدارى و بروز فرهنگ شهادت عليه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاك شيعه را درجوشش و غليان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاريخ شيعه ادامه داده است .
امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به اين قيامها دست نيازيدند ، كه زمينه را مساعد نميديدند ، ولى در هر فرصت و موقعيت به تصحيح نظر جامعه درباره حكومت و تعليم و نشر اصول اسلام و روشن كردن افكار ، كه نوعى ديگر از مبارزه است ، دست زدند .
چه در اين دوره ، حكومت اموى رو به زوال بود و فتنه عباسيان دامنگير آنان شده بود ، از اين رو بهترين فرصت براى نشرافكار زنده و تربيت شاگردان و آزادگان و ترسيم خط درست حكومت ، پيش آمده بود و در حقيقت مبارزه سياسى به شكل پايهريزى و تدوين اصول مكتب - كه امرى بسيار ضرورى بود - پيش آمد .
اما چنان كه اشاره شد ، دستگاه خلافت آنجا كه پاى مصالح حكومتى پيش ميآمدو احساس ميكردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برميگيرد و خط صحيح را در شناخت امام معصوم ( ع ) و امامت كه دنباله خط رسالت و بالاخره حكومت الله است تعليم ميدهد ، تكان ميخوردند و دست به ايذاء و آزار وشكنجه امام ( ع ) ميزدند و گاه به زجر و حبس و تبعيد ... براى شناخت اين امر ، به بيان اين واقعه كه در تاريخ ياد شده است ميپردازيم : در يكى از سالها كه هشام بن عبدالملك ، خليفه اموى ، به حج ميآيد ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ، نيز به حج ميرفتند .
روزى در مكه ، حضرت صادق ، در مجمع عمومى سخنرانى ميكند و در آن سخنرانى تأ كيد بر سر مسأ له پيشوايى و امامت و اينكه پيشوايان بر حق و خليفههاى خدا در زمين ايشانند نه ديگران ، و اينكه سعادت اجتماعى و رستگارى در پيروى از ايشان است و بيعت با ايشان و ... نه ديگران .
اين سخنان كه در بحبوحه قدرت هشام گفته ميشود ، آن هم در مكه در موسم حج ، طنينى بزرگ مييابد و به گوش هشام ميرسد .
هشام در مكه جرأ ت نميكند و به مصلحت خود نميبيند كه متعرض آنان شود .
اما چون به دمشق ميرسد ، مأ مور به مدينه ميفرستد و از فرماندارمدينه ميخواهد كه امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه كرد ، و چنين ميشود .
حضرت صادق ( ع ) ميفرمايد : چون وارد دمشق شديم ، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبيد .
هنگامى كه به مجلس او درآمديم ، هشام بر تخت پادشاهى خويش نشسته و لشكر و سپاهيان خود را در سلاح كامل غرق ساخته بود ، و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود .
نيز دستور داده بود تا آماج خانهاى (جاهايى كه درآن نشانه براى تيراندازى ميگذارند) در برابر او نصب كرده بودند ، و بزرگان اطرافيان او مشغول مسابقه تيراندازى بودند .
هنگامى كه وارد حياط قصر او شديم ، پدرم در پيش ميرفت و من از عقب او ميرفتم ، چون نزديك رسيديم ، به پدرم گفته : شما هم همراه اينان تير بيندازيد پدرم گفت : من پير شدهام .
اكنون اين كار از من ساخته نيست اگر من را معاف دارى بهتر است .
هشام قسم ياد كرد : به حق خداوندى كه ما را به دين خود و پيغمبر خود گرامى داشت ، تورا معاف نميدارم .
آنگاه به يكى از بزرگان بنى اميه امر كرد كه تير و كمان خود را به او ( يعنى امام باقر - ع - ) بده تا او نيز در مسابقه شركت كند .
پدرم كمان را از آن مرد بگرفت و يك تير نير بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بكشيد و بر ميان نشانه زد .
سپس تير ديگر بگرفت و بر فاق تير اول زد ... تاآنكه نه تير پياپى افكند .
هشام از ديدن اين چگونگى خشمگين گشت و گفت : نيك تير انداختى اى ابوجعفر ، تو ماهرترين عرب و عجمى در تيراندازى .
چراميگفتى من بر اين كار قادر نيستم ؟ ...
بگو : اين تيراندازى را چه كسى به توياد داده است .
پدرم فرمود : ميدانى كه در ميان اهل مدينه ، اين فن شايع است .
من در جوانى چندى تمرين اين كار كردهام .
سپس امام صادق ( ع ) اشاره ميفرمايد كه : هشام از مجموع ماجرا غضبناك گشت و عازم قتل پدرم شد .
در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر ( ع ) سخن ميگويد .
امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اينكه رهبر يك اجتماع اسلامى بايد چگونه باشد ، سخن ميگويد .
اينها همه هشام را - كه فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام -بيش از پيش ناراحت ميكند .
بعضى نوشتهاند كه : امام باقر را در دمشق به زندان افكند .
و چون به او خبر ميدهند كه زندانيان دمشق مريد و معتقد به امام ( ع ) شدهاند ، امام را رها ميكند و به شتاب روانه مدينه مينمايد .
و پيكى سريع ، پيش از حركت امام از دمشق ، ميفرستد تا در آباديها و شهرهاى سر راه همه جا عليه آنان ( امام باقر و امام صادق ع ) تبليغ كنند تا بدين گونه ،مردم با آنان تماس نگيرند و تحت تأ ثير گفتار و رفتارشان واقع نشوند .
با اين وصف امام ( ع ) در اين سفر ، از تماس با مردم - حتى مسيحيان - و روشن كردن آنان غفلت نميورزد .
جالب توجه و قابل دقت و يادگيرى است كه امام محمد باقر ( ع ) وصيت ميكند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) كه مقدارى از مال او را وقف كند ، تاپس از مرگش ، تا ده سال در ايام حج و در منى محل اجتماع حاجيها براى سنگ انداختن به شيطان ( رمى جمرات ) و قربانى كردن براى او محفل عزا اقامه كنند .
توجه به موضوع و تعيين مكان ، اهميت بسيار دارد .
به گفته صاحب الغدير - زنده ياد علامه امينى - اين وصيت براى آن است كه اجتماع بزرگ اسلامى ، در آن مكان مقدس با پيشواى حق و رهبر دين آشنا شود و راه ارشاد در پيش گيرد ، واز ديگران ببرد و به اين پيشوايان بپيوندد ، و اين نهايت حرص بر هدايت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى .

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۱۳:۰۵
شهادت امام باقر ( ع )

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif
حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگى كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامى ، تعليم شاگردان ، رهبرى اصحاب و مردم ، اجرا كردن سنتهاى جد بزرگوارش در ميان خلق ، متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم، كه تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است ، پرداخت و لحظهاى از اين وظيفه غفلت نفرمود .
سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست .
پيكر مقدسش را در قبرستان بقيع - كنارپدر بزرگوارش - به خاك سپردند

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

goleleila
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۱۳:۱۰
چه غربتی داری امروز بقیع...


http://img.tebyan.net/big/1388/09/177931809224250105167831181881125343220165.jpg

گفت: هر سال شهادت باقرالعلوم(علیه السلام) که می شه آتیش می گیرم
حجاج دیگه روز شهادت مدینه رو ترک کردن و راهی عرفاتن
چه غربتی داره بقیع
آتیش گرفتم....
یادم افتاد مگه بقیع هیچ وقت زائری هم داره؟...
مگه بقیع کم غریب بوده؟
مگه بقیع بجز غربت سهمی هم داره؟
امروز هم غریب تر از همیشه
پسر فاطمه... مگه میشه که سهمی از غربت نبره....
دلم هوای بقیع کرده... هوای غربت... هوای فاطمه... هوای ...


:Sham:

Hakim
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۱۳:۱۳
مباحثه با عالم یهودی
محدّثین و مورّخین به نقل از امام جعفر علیه السلام آورده اند:

روزی هشام بن عبدالملك ، پدرم امام محمّد باقر علیه السلام را نزد خود احضار كرد. و چون

حضرت به مجلس هشام وارد شد، پس از مذاكراتی در مسائل مختلف ، هشام ما را به همراه

چند ماءمور مرخّص ‍ كرد. از مجلس هشام بن عبدالملك خارج و راهی منزل شدیم ، در بین راه به میدان شهر برخوردیم كه عدّه بسیاری در آن میدان تجمّع كرده بودند، پدرم از مامورین هشام - كه همراه ما بودند - سؤ ال نمود: این ها چه كسانی هستند؟ و برای چه این جا جمع شده اند؟ یكی از مأ مورین گفت : این ها علماء و رُهبانان یهود هستند، كه سالی یك بار در همین مكان تجمّع می كنند و پرسش و پاسخ دارند؛ و آن كه در وسط جمعیّت نشسته ، از همه بزرگ تر و عالم تر می باشد. آن گاه پدرم حضرت باقرالعلوم علیه السلام صورت خود را پوشاند و در میان آن جمعیّت نشست ؛ و من هم نیز صورت خود را پوشاندم و كنار پدرم نشستم . مأ مورین نیز در اطراف ما شاهد كارهای ما بودند، در همین بین عالم یهودی از جایش بلند شد و نگاهی به اطراف انداخت و سپس به پدرم حضرت باقرالعلوم علیه السلام خطاب كرد و گفت : آیا تو از ما هستی ، یا از امتّ مرحومه ؟ پدرم اظهار داشت : از امّت مرحومه هستم . پرسید: از علماء هستی یا از جاهلان ؟
پدرم فرمود: از جاهلان نیستم . عالم یهودی مضطرب شد و گفت : سؤ الی دارم ؟ امام فرمود: سؤ الت را مطرح كن ، گفت : دلیل شما چیست كه می گوئید: اهل بهشت می خورند و می آشامند بدون آن كه موادّ زائدی از آنها خارج گردد؟ فرمود: شاهد و دلیل آن ، جنین در شكم و رحم مادر است ، آنچه را تناول نماید جذب بدنش می شود و موادّ زائدی خارج نمی شود. عالم یهودی گفت : مگر نگفتی كه من از علماء نیستم ؟ پدرم فرمود: گفتم كه من از جاهلان نیستم . سپس آن عالم یهودی گفت: كدام ساعتی است كه نه از ساعات شب محسوب می شود و نه از ساعات روز؟ فرمود: آن ساعت ، بین طلوع فجر و طلوع خورشید است . عالم یهودی اظهار داشت : سؤ ال دیگری باقیمانده است كه بر جواب آن قادر نخواهی بود؛ و آن این كه كدام دو برادر دوقلو بودند كه هم زمان به دنیا آمدند و همزمان هلاك شدند، در حالتی كه یكی از آن دو، پنجاه سال و دیگری صد و پنجاه سال عُمْر داشت ؟ پدرم فرمود: آن دو برادر دوقلو به نام عزیز و عُزیر بودند، كه در یك روز به دنیا آمدند؛ و چون عمر آنها به بیست و پنج سال رسید، عُزَیر سوار الاغی بود و از روستائی به نام أ نطاكیه گذر كرد، در حالتی كه تمامی درخت ها خشكیده و ساختمان ها خراب و اهالی آن در زمین مدفون بودند، گفت : خدایا! چگونه آن ها را زنده می نمائی ؟ در همان لحظه خداوند جانش را گرفت و الاغ هم مُرد و اجسادشان مدّت یك صد سال در همان مكان ماند و سپس ‍ زنده شد و الاغ هم زنده شد و به منزل خود بازگشت ولی برادرش عزیز او را نمی شناخت و به عنوان میهمان او را به منزل راه داد و خاطره های برادرش را تعریف كرد و سپس افزود: بر این كه او صد سال قبل از منزل بیرون رفت و برنگشت . سپس عُزیر كه جوانی بیست و پنج ساله بود خود را به برادرش عزیز كه پیرمردی

صد و بیست و پنج ساله بود معرّفی كرد و با یكدیگر بیست پنج سال دیگر زندگی كرده و یكی

در سنّ پنجاه سالگی و دیگری در سنّ صد و پنجاه سالگی وفات یافت . عالم یهودی ناراحت

و غضبناك شد و از جای خود برخاست و گفت : تا این شخص در میان شما باشد من با

شماها سخن نمی گویم ، مأ مورین هشام این خبر را برای هشام گزارش دادند و هشام

دستور داد كه هر چه سریع تر ما را به سوی مدینه منوّره حركت دهند.



چهل داستان و چهل حديث از امام محمد باقر(ع)/ عبدالله صالحي


http://www.andisheqom.com/Files/dastan.php?idVeiw=3059&&level=4&subid=3059

goleleila
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۱۳:۱۸
گریه می کنی ...




http://img.tebyan.net/big/1387/09/68169621791011292171601351361879725221963.jpg


بین نماز ، وقت دعا گریه می کنی
با هر بهانه در همه جا گریه می کنی
در التهاب آهِ خودت آب می شوی
می سوزی و بدون صدا گریه می کنی
هر چند زهر قلب تو را پاره پاره کرد
اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی
اصلاً خود تو کرب و بلای مجسّمی
وقتی برای خون خدا گریه می کنی
آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود
با ناله های وا عطشا گریه می کنی
با یاد روزهای اسارت چه می کشی ؟
هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی
با یاد زلفِ خونی سرهای نی سوار
هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی


« السلام علیک یا باقر العلوم (ع) »

شهدای گمنام
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۱۳:۲۰
دلم از این مظلومیت می سوزد اینروزها بقیع زائری دل خون دارد که بر گرد تربت پاک جد خود طواف می کند چشم بر آسمان دوخته و منتظر فرج خویش است

این المنتقم

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۱۳:۲۳
وصيت امام باقر(ع)

شيخ كلينى در كتاب كافى به سند خود از امام رضا (ع) روايت كرده است كه امام باقر (ع) به هنگام احتضار فرمود: هنگامى كه به‏درود حيات گفتم زمين را برايم بشكافيد و قبرى مهيا كنيد پس اگر به شما گفتند براى رسول خدا (ص) لحد بوده است، تصديق كنيد.
نگارنده: اين فرمايش بدان دليل بوده است كه امام باقر (ع) شكافتن زمين را از برخى جهات بهتر مى‏دانسته اگر چه فضيلت لحد بالاتر بوده است.
كلينى به سند خود از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: پدرم هر آنچه از كتب و سلاح و آثار و امانات انبياء در نزد خود داشت، به من به وديعت‏سپرد. پس چون لحظه وفاتش فرارسيد به من گفت: چهار شاهد فرابخوان. من چهار تن از قريش را دعوت كردم كه يكى از آنان نافع مولاى عبد الله بن عمر بود.
پس به من فرمود: «بنويس اين چيزى است كه يعقوب فرزندانش را بدان وصيت كرد كه اى فرزندانم خداوند دين را براى شما برگزيد، پس نميريد مگر آنكه تسليم رضاى خداوند باشيد. »و وصيت كرد محمد بن على به جعفر بن محمد و به وى فرمان مى‏دهد كه او را به جامه بردى كه هر جمعه در آن نماز مى‏خواند كفن كند و عمامه‏اش را بر سرش بندد و قبر او را چهار گوش و با فاصله چهار انگشت از زمين بلندتر قرار دهد و در موقع دفن بندهاى كفن او را باز كند.
سپس به شهود فرمود: بازگرديد خداوند شما را رحمت كند!امام صادق (ع) گفت: به پدرم گفتم: اى پدر!در اين وصيت چه بود كه بر آن شاهد طلب كردى؟فرمود: پسرم!خوش نداشتم پس از من با تو به نزاع برخيزند به اين بهانه كه به تو وصيت نكرده‏ام و مى‏خواستم بدين وسيله حجت و دليلى براى تو قرار داده باشم. در حقيقت امام (ع) مى‏خواست به اين وسيله همگان بدانند كه جعفر بن محمد (ع) ، وصى و جانشين و امام بعد از اوست.
كلينى در كافى به سند خود از امام صادق (ع) روايت كرده است كه فرمود: پدرم روزى در ايام بيماريش به من گفت: پسرم گروهى از قريشيان ساكن مدينه را بدينجا فراخوان تا آنها را گواه بگيرم. من نيز چنين كردم. پس امام در حضور آنان به من فرمود: اى جعفر هنگامى كه من دنيا را وداع گفتم مرا بشوى و كفن كن و قبرم را چهار انگشت‏بالاتر از زمين قرار ده و بر آن آب بپاش. چون گواهان رفتند به پدرم عرض كردم: اگر مرا (در خلوت هم) به اين كارها امر مى‏كردى، انجام مى‏دادم. چرا درخواستى تا عده‏اى را به عنوان شاهد به نزدت بياورم؟ فرمود: پسرم مى‏خواستم با تو نزاع نكنند. (يعنى در امامت و خلافت از پس من با تو نزاع نكنند و بدانند كه تو وصى منى) .
كلينى در كافى به سند خود از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: پدرم در وصيتش نوشته بود كه وى را در سه جامه كفن كنم. يكى رداى جمره‏اى او بود كه در روز جمعه با آن نماز مى‏خواند و دو پيراهن ديگر. پس به وى عرض كردم: چرا اينها را مى‏نويسى؟فرمود: مى‏ترسم مردم با تو از در نزاع وارد شوند و بگويند او را در چهار يا پنج جامه كفن كن اما تو به گفتار آنان راه مرو. عمامه خودم را بر سرم بند و البته عمامه را جزو كفن محسوب مكن بلكه عمامه از چيزهايى است كه بدن را به آن مى‏پوشانند.
شيخ كلينى در كافى به سند خود نقل كرده است كه امام باقر (ع) وصيت كرد كه هشتصد درهم براى برگزارى مراسم سوگوارى او اختصاص دهند و اين كار را از سنت مى‏دانست. زيرا پيامبر مى‏فرمود: براى خاندان جعفر طعامى فراهم آريد، آنان نيز به وصيتش عمل كردند.


كتاب: سيره معصومان، ج 5، ص 45


نويسنده: سيد محسن امين


ترجمه: على حجتى كرمانى

iranproud
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۱۳:۲۹
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_main_imam_bagher_.jpg












http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_107241246181.jpg (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=15974&d=1258465122) عالمی ماتم سرا شد (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=16034&d=1259057630)


http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_107241246181.jpg ویژه شهادت امام باقر علیه السلام (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=16035&d=1259057691)

http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_107241246181.jpg کتاب های ویژه باقر العلوم (ویژه موبایل و کامپیوتر) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17115)

http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_107241246181.jpg مثنوی غم (مرثیه شهادت) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17101)

http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_107241246181.jpg پند هایی از امام باقر علیه السلام (فلش) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17116&p=213701)

http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_107241246181.jpg تصاویر ویژه (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17097)

http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_107241246181.jpg زندگینامه امام باقر (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17052)



http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_107241246181.jpg توصیه هایی از امام باقر علیه السلام به شیعیان (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=13341)












http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_kanoon_1.png

valayat
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۱۶:۱۳
با تشکر از زحمات سرکار ایران پرود وهمه کاربران اسک قرآن
ویژه نامه اسک دین هم آماده گردید.
ببینید

ویژه نامه در سوگ ***رایت دانشها ***امام باقر علیه السلام(3)

http://askdin.com/showthread.php?p=3722#post3722

بی نقطه
۱۳۸۸/۰۹/۰۳, ۲۱:۴۶
مظلومیت هرکدوم از امام هایه جوره!
هیچ کس الان بقیع نیست
نه زا یری نه شمعی!!!!!!
:Sham:

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۴, ۰۴:۲۷
http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif
پنجاه و هفت سال بیشتراز دمیدن پنجمین ستاره تابان و پرتو درخشان

آسمان اهل بیت عصمت علیه السلام نگذشته بود که نور وجود مبارکشان

به دست شب پرستان وتاریکی پسندان خاموش شد و روح بلند و بهشتی

امام محمد باقر علیه السلام به اجداد طاهرینش پیوست و عالم خاک را در

عزای خود به سوگ نشاند. این اندوه عظیم و حرمان جانسوز، بر همه

پیروان و دوستداران آن امام همام تسلیت باد.

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۴, ۰۴:۲۷
باقر العلوم

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif
امام محمد بن علی بن الحسین علیه السلام ، پنجمین نور درخشان آسمان

امامت و هدایت، ملقب به « باقر العلوم» بود. این لقب از آن جهت بود که

امام محمد باقر علیهالسلام ، مجهولات و نادانسته های علم را می شکافت،

تاریکی جهل را می درید،در دریای علم غوطه ور می شد، نور علم

می پراکند و گهرهای فراوان از دریای جوشان علم به شیفتگان و

پیروان خود می بخشید. بدین جهت او را «باقر العلوم»،

یعنی شکافنده دریچه های علم می خواندند.

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۴, ۰۴:۳۰
حدیث جابر


http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif
جابر بن عبدالله انصاری از صحابه وفادار حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود که خداوند تعالی او را عمری طولانی بخشیده بود. روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمودند: « ای جابر تو زنده خواهی ماند تا فرزندی از تبار مرا دیدار کنی که از فرزندان حسین علیه السلام است. نام او محمد است و او علم دین را از هم می شکافد؛ سپس او را باقر لقب می دهند. هر گاه او را دیدی، سلام مرا به او برسان.» جابر زنده ماند.
تا امام محمد باقر علیه السلام را در کودکی ملاقات نمود. پس سلام رسول خدا صلی الله علیه و آله رابه ایشان رسانیدوگفت:«سوگندبه خدای کعبه که این شمایل وخصال رسول خدا صلی الله علیه و آله است که در تومی بینم». و به راستی امام محمد باقر علیه السلام در صورت و سیرت و در مکارمِ اخلاق بسیار به جد بزرگوارش شباهت داشت.


http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

مجیب
۱۳۸۸/۰۹/۰۴, ۰۴:۴۹
امام باقر علیه السلام با بیشتر حاکمان زمان خود مناظره کرد و در همه آنها ولایت امیرالمؤمنین (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86 %DB%8C%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C+%D8%B9%D9%84%DB%8C %D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) را اثبات فرمود؛ از جمله با هشام بن عبدالملک (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%87%D8%B4%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D9% 86+%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A 9) که در بعضی از آن مجالس، رنگ صورت هشام تغییر می‌کرد. هشام کینه امام را به دل گرفته بود تا بالاخره به ابراهیم بن ولید دستور داد به امام سم کشنده‌ای بدهد.
امام باقر علیه السلام با خوردن آن سم به بستر بیماری افتاد و طولی نکشید که به عالم بقاء شتافت.
امام صادق علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1+%D8%B5%D8% A7%D8%AF%D9%82+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9% 84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) فرمود:« روزی که پدرم امام باقر از دنیا رفت، من در کنارش بودم. پدرم وصایای خود را در مورد غسل و کفن و تدفین به من فرمود. من گفتم: « پدرجان! به خدا امروز حال شما بهتر از روزهای بیماری شماست و من اثری از وفات در شما نمی‌بینم.»
پدرم فرمود:« پسرم! مگر نشنیدی که پدرم، امام سجاد (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%8 5)، هم‌اکنون مرا از پشت دیوار صدا کرد و فرمود: « ای محمد! بیا و عجله کن!» سپس شربتی به من داد و فرمود:« آن را بخور!» وقتی آن را نوشیدم، مرا بشارت داد به لقای حق تعالی.»

هشام بن سالم می گوید:« امام باقر علیه السلام در شب شهادتش فرمود:« امشب همان شبی است که به من وعده داده شده.» سپس به ظرف آب وضو که کنار دستش بود، اشاره کرد و فرمود:« آن را به دور بریزید.» ما گمان کردیم این سخن از روی شدت تب است ولی بعد دیدیم موشی در آن آب افتاده است.»

بعد از شهادت امام باقر علیه السلام هر شب در اتاقی که در آن وفات یافته بود، چراغ می‌افروختند.

امام صادق علیه السلام فرمود:« شخصی که فرسنگ‌ها از مدینه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%8 C+%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%8 6%D8%A8%DB%8C%D8%8C+%DB%8C%D8%AB%D8%B1%D8%A8) دور بود، در خواب دید که به او می‌گویند:« برخیز و برو بر امام باقر علیه السلام نماز بخوان! ملائکه الهی او را در بقیع (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A8%D9%82%DB%8C%D8%B9) غسل می‌دهند.» و آن مرد بلند شد و آمد دید امام باقر علیه السلام وفات یافته است.



بحار الانوار، ج 46، صفحات 213 و 214.

مجیب
۱۳۸۸/۰۹/۰۴, ۰۴:۵۱
چه غربتی داری امروز بقیع...






http://i1.tinypic.com/sgols3.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۴, ۰۴:۵۹
گستره علمی امام

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif
در توصیف گستره دانش و مقام علمی امام محمد باقر علیه السلام ، همواره همه تاریخ نویسان و راویان اظهار عجز و ناتوانی کرده اند. در تاریخ آمده است: وقتی داناترین و دانشمندترین افراد نزد آن حضرت حاضر می شدند، همواره در کنار گستره علم امام، چونان قطره ای در کنار دریا بودند .او همانند جد بزرگوارش رسول خدا و حضرت امیر المؤمنین علی بن ابیطالب ـ که درود خدا بر آنان بادـ چشمه حکمتی بود که یکسره تشنگان علم و آگاهی را سیراب می نمود و هرگز لبی را تشنه و محروم وا نمی نهاد.

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۴, ۰۵:۰۱
مکارم اخلاق امام

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif
امام محمد باقر علیه السلام چونان اجداد بزرگوار خود، معدن مکارم اخلاق و صفات بسیار نیکو بود. او بسیار متواضع و فروتن بود .با این که خود برای امرار معاش خود، مشقت بسیار متحمل می شد، اما آنچه به دست می آورد ،بی حساب می بخشید و احسان می کرد. آن امام معصوم، گاهِ عبادت بسیار می گریست و به درگاه خدا بسیار خاضع و هراسان بود. لبان مبارکش یکسره به ذکر مشغول بود و خانواده خود رابسیار به خواندن قرآن و گفتن ذکرترغیب می نمود.

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۰, ۱۹:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_71645489545152666095.jpghttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_b_054_1.pnghttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_01226247421219907923.jpg


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_52147079156037262712.gif


ويژه نامه شهادت جانسوز امام محمد باقر عليه السلام


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_52147079156037262712.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_askquran.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_52147079156037262712.gif


امام باقر (علیه‌ السلام) فرمودند:


«شَرِّقا و غَرِّبا فَلا تَجِدان عِلماً صَحيحاً إلَّا شَيئاً خَرَجَ مِن عِندِنا أهلَ البَيتِ.»


اگر به شرق یا غرب عالم بروید، دانش صحیحی نمی‌یابید
مگر آنچه از نزد ما اهل‌بیت بیرون می‌آید.


(كافی، ج 1، ص 399)


http://www.shiaupload.ir/images/52147079156037262712.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۰۱:۴۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_png__26_.png

شد باقر العلوم شهيد ...



در راه دوست، از ستم دشمن پلید
شد باقرالعلوم، ز زهر جفا شهید


بیداد و ظلم بین، كه هشام از ره عناد
خاموش كرد، مشعل روشنگر امید


پنجم امام ما، ز جفاى ستمگران
بسیار ظلم دید و ستم دید و جور دید


آن پیشواى عالم اسلام، دم به دم
بس رنج‎ها كشید و بس طعنه‎‏ها شنید


مسموم گشت، از ستم و كینّه‏ هشام
آن هادى هدایت و آن رهبر رشید


شد موسم عزاى جگر گوشه‏ رسول
در ماتمش، ز دیده‏ ما اشك غم چكید


كرسى علم گشت، سیه‎پوش «حافظى»
چون باقرالعلوم، شد از زهر كین شهید



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__8_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۰۱:۵۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__14_.jpg

شهادت تندیس خورشید،

معلّم سجایا و مکارم اخلاقی،

شکافنده ی دریای علوم اسلامی،

پایه گذار انقلاب بزرگ فرهنگی،

شاهد قيام عاشورا در کربلا ٬

پنجمين ناخداي کشتي ايمان

حضرت محمدبن علي ٬

امام باقر علیه السلام

بر شیعیان علوی تسلیت باد!

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__9_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۰۲:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__12_.jpg


تاريخ ولادت با سعادت امام باقر عليه السلام

حـضـرت امـام مـحـمـّدبـاقـر عـليـه السـلام ، پـنـجـمـيـن پـيـشـواى مابنابر روايتي روز ، اول ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى .1 در شهر مدينه چشم به جهان گشود.

او اولين فـرزنـدى بـود كـه از پـدر و مـادر فـاطمى ، علوى وهاشمى متولد مى شد زيرا پدرش على بن الحـسين عليه السلام و مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه السلام بود و به همين جهت او را هاشمّى من هاشميين و فاطمى من فاطميين و علوّى من علويين مى خواندند.

در حادثه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سیدالشهداء كودكى بود كه به چهارمین بهارزندگیش نزدیك می‌شد.

پدر بزرگوارامام

پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین على بن الحسین علیه‌السلام است


مادر گرامي امام

فـاطـمـه بـا كنيه ام عبدالله دخترامام حسن مجتبى عليه السلام بود. امام حسين عليه السلام كه بـعـد از شـهـادت امـام حـسـن علیه السلام سـيـّدخـانـدان و كـفـيـل و سـرپـرسـت اهـل بـيـت امـام حـسـن علیه السلام هـم بود، فاطمه را به عقد فرزندش امام سجاد درآورد و دخترش فاطمه حـورالعـيـن را نـيـز بـه عـقـدبـرادر زاده اش حسن فرزند امام حسن درآورد.امام باقر ثمره ازدواج اول و عبدالله محض نيز ثمره ازدواج دوم بود.

بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبرحضرت امام حسن علیه‌السلام و ازسوى پدربه امام حسین علیه‌السلام می‌رسید.

ام عبدالله از بانوان فاضل ، با عفّت ومعظّم اهل بيت عليهم السلام بود. امام صادق عليه السلام درحق او مى فرمايد:
جـدّه ام صـدّيقه اى بود كه درميان اولاد امام حسن مجتبى عليه السلام هيچ زنى به پايه اونمى رسيد.
عـظـمـت شـاءن ايـن بـانـو بـه حـدى بـود كـه كـرامـات عـجـيـبـى از او ظـاهـر شـد.

امـام بـاقـرنقل مى كند:
روزى مـادرم كـنـار ديـوارى نـشـسته بود كه ناگاه ديوار شكاف برداشت و صداى ريزش و از جاكنده شدن سختى شنيديم . مادرم با اشاره دست گفت : نه ،قسم به حق پيامبر كه خدا به تو اجـازه فـرو ريـخـتـن نـداده اسـت . پـس ديـواردرهـوا مـعـلق مـانـد تـا مادرم از آنجا گذشت و پدرم صددينار از جانب او صدقه داد.

كنيه والقاب امام

امـام پـنـجـم ، نـامـش مـحـمـد و كـنـيـه اش ابـوجـعفر. وبه چند لقب معروف بود كه مـشهورترين آنها لقب باقر و باقرالعلوم مى باشد .

پيامبراسلام صلى الله عليه وآله آن بـزرگوار را بدين لقب خواند يا به تعبير دقيقتر خداونداو را در تورات با اين لقب معرفى فـرمـود. او را بدين لقب خواندند چون علم را شكافت و در گستره پهناور آن وارد شد.
آن امـام بـزرگـوار را بـه خـاطـر شـبـاهـت بـسـيـار بـه رسول خدا، شبيه هم مى خواندند.
ديگر القاب امام باقرعلیه السالم عبارت بوداز: امين ،شاكر، هادى ، صابر وشاهد .




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__13_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۰۲:۲۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__13_.jpg


دوران امامت

دوران امامت امام محمد باقرعلیه‌ السلام از سال95 هجرى كه سال درگذشت امام سجاد علیه‌السلام است آغاز شد و تاسال 114 هجری یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است
.
در دوره امامت امام محمد باقر علیه‌السلام وفرزندشان امام جعفر صادق علیه‌السلام مسایلى مانند انقراض امویان و بر سر كار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى وظهورسرداران و مدعیانى مانند ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است،

ترجمه كتاب‌هاى فلسفى و مجادلات كلامى دراین دوره پیش می‌آید , و عده‌اى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می‌شوند .

قاضی‌ها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدید می‌آیند و فقه و عقایدوكلام واخلاق را بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسیر می‌نماید و تعلیمات قرآنى - به ویژه مساله امامت و ولایت را، كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا، افكار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت على علیه‌السلام متوجه كرده بود و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف می‌كشاندند و احادیث نبوى را در بوته فراموشى قرارمی‌دادند.

برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاكم ساخته و یا مشغول جعل بودند و یاآنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون می ‌نمودند .اینها عواملى بود بسیارخطرناك كه باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند.

بدین جهت امام محمدباقر علیه‌السلام و پس از وى امام جعفر صادق علیه‌السلام از موقعیت مساعد روزگارسیاسى، براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى بهره جستند و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى راپایه‌ریزى نمودند .

زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان ونگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر صلی‌الله‌علیه ‌وآله و قانون عدالت بودند ومی‌بایست به تربیتشاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداكار دست یازندو فقه آلمحمد علیهم‌السلام راجمع و تدوین و تدریس كنند .به همین جهت محضر امام باقرعلیه‌السلام مركز علماءودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعرانبنام بود.

در مكتب تربیتى امام باقر علیه‌السلام علم و فضیلت بهمردم آموخته می‌شد. ایشان متولى صدقات پدرو جد خود بود و این صدقاترا بر بنى هاشم و مساكین ونیازمندان تقسیم می‌كرد و اداره آنها را از جهت مالى به عهده داشت.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__41_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۲:۰۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__3_.jpg


دوران زندگی امام محمد باقر علیه السلام

امام باقرعلیه‌السلام داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می ‌پوشید.

دركمال وقار و شكوه حركت می‌فرمود. از آن حضرت می ‌پرسیدند : جدت لباس كهنه و كم ارزشمی‌پوشید، تو چرا لباس فاخر بر تن می‌كنى؟

پاسخ می‌داد: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز، كه محرومان و فقرا وتهیدستان زیاد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افكار،نمی‌توانم تعظیم شعائر دین كنم.

بسیار گشاده‌رو و با مؤمنان و دوستان، خوش برخورد بود. دربخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران ورعایت ادب وآداب و سنن دینى، كمال مواظبت را داشت.

در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى ازنیازمندانو تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى، كمالمواظبت را داشت. می‌خواست سنت‌هاى جدش رسول الله را عملا در بین مردم زنده كند ومكارم اخلاقى را به مردمتعلیم نماید.

در روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستان‌ها بیرون می‌ رفت و با كارگران و كشاورزان بیلمی‌زد و زمین را براى كشت آماده می‌ساخت.

آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبین وكد یمین به دست می‌آورد در راه خدا انفاق می ‌فرمود.
بامداد كه براى اداى نماز به مسجد می‌رفت،پس از گزاردن نماز، مردم گرداگردش جمع می‌شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره‌مندمی ‌گشتند.





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__5_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۲:۰۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__17_.jpg


شخصيت اخلاقي امام

درگفتار راستگوترین و در دیدار گشاده رو ترین و در بذل جان در راه خدا، بخشنده ترین ودر اخلاق متواضع‌ترین مردمان بود.

از خوف خدا بسیار می‌گریست و هنگام مشكلات اهل بیت را جمع می‌كرد و با هم بهذكر و استغفار می‌پرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق می‌فرمود وخود مانند غلامانش در مزرعه كار می‌كرد.

در زهد و فضل و تقوا و آشنایی با رموز قرآن و سنت و تفسیرو احكام شرع سرآمد همگان بود.
علی بن عیسی اربلی در كتاب كشف الغمه و انب طلحه درمطالب السوول و سبط ابن جوزی در تذكرة الائمه و سایر محدثین اهل سنت از عبدالله بن عطاء مكی روایت كرده‌اند كه گفته است: علما را نزد هیچ‌ كس حقیرتر از آن ندیدم كه در محضر ابوجعفر محمد بن علی دیدم… امام محمدباقرعلیه السلام .

در مورد نمونه‌ای از اخلاق امام باقر روایت است که مردىاز اهل شام در مدینه ساكن بود و به خانه ‏امام بسیار مى ‏آمد و به آن گرامى مى‏گفت: «... در روى زمین بغض و كینه‌ كسى را بیش از تو در دل ندارم و با هیچ كس بیش از توو خاندانت دشمن نیستم! و عقیده‌‏ام آنست كه اطاعت‏ خدا و پیامبر و امیرمؤمنان دردشمنى با توست، اگر مى ‏بینى به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردىسخنور و ادیب و خوش بیان هستى!»

در عین حال امام علیه السلام با او مدارا مى فرمود و به نرمى سخن می گفت. چندى بر نیامد كه شامى بیمار شد و مرگ را رویا روى خویش دید و از زندگى نومید شد،پس وصیت كرد كه چون درگذرد ابو جعفر «امام باقر» بر او نماز گزارد.

شب به نیمه رسید و بستگانش او را تمام شده یافتند. بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر علیه السلام را دیدكه نماز صبح به پایان برده و به تعقیب نشسته است، و آن گرامى همواره چنین بود كه پساز نماز به ذكر و تعقیب مى ‏پرداخت.

عرض كرد: آن مرد شامى به دیگر سراى شتافته و خود چنین خواسته كه شما بر اونماز گزارید.

فرمود: او نمرده است... شتاب مكنید تا من بیایم.

پس برخاست و وضو و طهارت را تجدید فرمود و دو ركعت نماز خواند و دست‌ها رابه دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آنگاه به خانه‏ شامى آمد و بر بالین او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد.

امام او را برنشانید و پشتشرا به دیوار تكیه داد و شربتى طلبید و به كام او ریخت و به بستگانش فرمود غذاهاىسرد به او بدهند و خود بازگشت. دیرى بر نیامد كه شامى شفا یافت و به نزد امام آمد وعرض كرد: «گواهى مى ‏دهم كه تو حجت ‏خدا بر مردمانى.»




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__19_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۲:۰۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__23_.jpg


شخصيت علمي امام



بی تردید چنان که بسیاری از علمای اهل سنت نیز گفته اند،امام باقر علیه السلام در زمان حیات خویش شهرت فراوانی داشته و همواره محضر او ازدوستدارانش، از تمامی بلاد و سرزمین‌های اسلامی، پر بوده است.


موقعیت علمی ایشان، به مثابه شخصیتی عالم و فقیه، به ویژه به عنوان نماینده علوم اهل بیت، بسیاری را وا می‌داشت تا از محضر او بهره گیرند و حل اشکالات علمی و فقهی خود را از او بطلبند. در اینمیان، اهل عراق که بسیاری از آنان شیعه بودند بیش از دیگران مفتون شخصیت آن حضرت شده بودند.


مراجعه کنندگان،خضوعی خاص نسبت به شخصیت علمی امام داشتند چنان که عبدالله بن عطای مکی گوید: علمارا در محضر هیچ کسی کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر علیه السلام ندیدم.


حکم بن عتیبه با تمام عظم تعلمی اش در میان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزی در مقابل معلم خود به نظرمی رسید. امام از موقعیت مساعد روزگار سیاسى، براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى بهره جسته و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایه‌ریزى نمودند.


شهرت علمی امام، در حد تعبیر ابن عنبة، مشهورتر از آن استکه کسی بخواهد آن را بیان کند. این شهرت در زمان خود ایشان، نه تنها در حجاز که«کان سید فقهاء الحجاز» بلکه حتی در عراق و خراسان نیز به طور گسترده فراگیر شدهبود. چنان که راوی می گوید: دیدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمی خود را از ایشان می پرسیدند.


ذهبی درباره امام باقر علیه السلام می نویسد:
ایشان از کسانی است که بین علم و عمل، سیادت و شرف ووثاقت و متانت جمع کرده و برای خلافت اهلیت داشت.


ابرش کلبی از هشام بن عبدالملک پرسید: این کیست که مردمعراق او را در میان گرفته و مشکلات علمی خود را از وی می پرسند؟
هشام گفت: این پیامبر کوفه است،خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن می‌داند.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__33_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۲:۱۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__21_.jpg


علت و کيفيت شهادت امام



امام باقر علیه السلام با پنج خلیفه از خلفاى بنى امیه معاصر بود كه عبارتند از: ولید بن عبدالملك (96 ق) و سلیمان بن عبدالملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزیز (101 ق) و یزیدبن عبدالملك (107ق) و هشام بن عبدالملك ( 125 ق) و همه آنان جز عمر بن عبدالعزیز درستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نیاكان خود نداشتند و پیوسته براى امام باقرعلیه السلام مشكلاتى فراهم مى نمودند.

ولى در عین حال، او از طریق تعلیم و تربیت، جنبشى علمى بهوجود آورد و مقدمات تأسیس یك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ریزى كردكه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق علیه السلام به نتیجه كامل رسید.

روش كار پیشوایانما به ویژه امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شیوه مخفى و زیرزمینى بود، شیوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطلع نشود. همین كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود درنتیجه، وسایل تبعید و زندانى شدن آنها فراهم مى شد.

سرانجام، امام باقر علیه السلام كه پیوسته موردخشم و غضب خلیفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسیله ایادى او مسموم شد و در روزدوشنبه 7 ذیحجه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسید.

بدن مطهر آن دریای بیکران دانش خدایی در قبرستان بقیع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبی وامام سجاد علیهماالسلام به خاک سپرده شده است.






http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__15_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۲:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__6_.jpg




از همان لحظه شروع شد
روزگار توأم با اندوه و رنج تو؛

از همان لحظه که کودکی ات را
با هفتاد و دو پروانه سرخ، بدرقه کردی،

از همان لحظه که مصیبت را در بالاترین درجه
در پنج سالگی، به نظاره ایستادی،

از همان لحظه که پا به پای غل و زنجیرهای
بسته بر دست و پای پدر، خون گریستی.

از همان لحظه، تو در مصیبت کربلا بزرگ شدی
و رنج هایت همیشگی شد تا راوی دردهای بهترین بندگان خدا باشی.
تا قصه عشق، فراموش نشود.
تو را که «محمد» نام داشتی و شکافنده علوم نبوی بودی،
تمام خانه های مدینه خشت خشت
و کوچه به کوچه می شناسند!

تو را می شناسند؛ از عطر قدم هایت
که نسیم وار از کوچه ها می گذرد
و بوی عرش را می پراکند در رگه های شهر؛
از طنین صدایت که به گفت وگوی فرشته ها می ماند؛

از عطر شناورت که بی دریغ می پراکنی در شریان های زمین،
تا خاک، اجازه یابد که یک بار دیگر نفس بکشد رایحه بهشت را؛
از چشم هایت که عاشقانه ترین واگویه کربلا بود.

شهر تو را خوب می شناسد؛
تو را که معرفت، گوشه نشین درگاهت بود و علم،
خوشه چین علم «لدنی»ات.

من جامه سیاه خود را هرگز از تن بیرون نخواهم آورد؛
که بعد از غروب غم انگیز ستاره روشن چشمانت،
تا همیشه، سرزمین دلم، میهمان اندوه و درد است.

تاب نیاوردند شور خطابه هایت را که لرزه می افکند
بر ارکان قدرت های پوشالی شان.

تاب نیاوردند وجودت را که هر لحظه ات،
رستاخیزی به پا می کرد در جان های آشفته.

هشام، نتوانست تو را بفهمد. سنگ دلی و تیره بختی هشام،
تو را تاب نیاورد؛ تو را که پژواک رسایی بودی
از فریادی که از خنجر بریده خون خدا،
بر خاک تفتیده نینوا جاری شد، تو را که تفسیری بودی
از اشک های سی ساله «زین العابدین»،
تو را که غم نامه ای بودی از سرگذشت جان گداز
دختری سه ساله در کنج خرابه های شام.

تیره گی هشام، عظمت تو را تاب نیاورد.
حلقه های شاگردانت، طناب داری بود بر گلوی هشام.
روایت سرفراز علم الهی ات،
خوارکننده شوکت «هشام»های روزگار بود.

نقشه ها کشیده شد. توطئه ها چیده شد.
اگر «محمد» بماند، حقیقت همیشه زندگی می ماند.
اگر حقیقت زنده بماند، دروغ «هشام»، برملا می شود.

هنگام غروب غربتت فرا رسیده؛
اما من هرگز جامه سیاهم را از تن بیرون نخواهم آورد.

بعد از تو، داغ، سهم همیشگی من است و اشک،
میهمان دائمیِ چشمانم. بعد از تو، اندوه و غربت من پایانی ندارد.





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__39_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۳:۳۲
http://shiaupload.ir/images/v3cxxlenuh77q4tstbkj.jpg



اصحاب امام باقر عليه السلام


آوازه علوم و دانش امام باقر(ع) چنان اطراف و اكناف پیچیده بود كه ملقب به باقرالعلوم؛ یعنى شكافنده دانش‌هاگردید.

در مكتب امام ابوجعفر باقرالعلوم كه درود فرشتگان بر او شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش یافتند كه اینك به نام برخى از آنان اشاره مى ‏شود:

1-ابان بن تغلب: او محضر سه امام- امام زین العابدین، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام را درک نمود. ابان از شخصیت‌ های علمی عصر خود بود و در تفسیر، حدیث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسیاری داشت.

والایی دانش ابان چنان بود که امام باقر علیه السلام به اوفرمود:
در مسجد مدینه بنشین و به رای مردم فتوا بده، زیرا دوست دارم، مردم فردی چون تو را در میان شیعیان ما ببینند.

2-زراره: دانشمندان شیعه از میان شاگردان امام باقر و امام صادق علیهم االسلام، شش تن را فقیه تر می شمرند که زراره یکی از آنها است.
از امام صادق نقل است که فرمود:
اگر "برید بنمعاویه"، "ابوبصیر"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پیامبر(معارف شیعه) ازمیان می رفت؛ آنان بر حلال و حرام خدا امین هستند. باز فرمود: برید، زراره، محمد بنمسلم و احول در زندگی و مرگ، نزد من محبوب‌ترین مردمان هستند.

3-کمیت اسدی: شاعری سر آمد بود و زبان گویایش در دفاع از اهلبیت، اشعاری پر مغز می سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسواگر بود که پیوسته از طرف خلفای اموی تهدید به مرگ می شد.

4-محمد بن مسلم: فقیه اهل بیت واز یاران راستین امام باقر و امام صادق علیهم االسلام بود. چنان که گفته شد، اما م صادق او را یکی از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پیامبر به وجودشان پا برحا و باقی است.



http://www.shiaupload.ir/images/99004338833237268316.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۳:۳۷
http://www.shiaupload.ir/images/81475340101119611997.jpg


مناظرات امام محمد باقر(ع)

پانزده جواب از امام باقر ـ عليه السلام


طاووس يماني، يكي از شخصيت‎ها و پارسايان و عارف مسلكان معروف عصر امام سجّاد ـ عليه السلام ـ و امام باقر ـ عليه السلام ـ بود كه براي خود شاگرداني داشت كه به اصحاب طاووس معروف بودند.

ابوبصير مي‎گويد: با جمعي از دوستان، در محضر امام باقر ـ عليه السلام ـ ، در كنار كعبه نشسته بوديم، در اين هنگام طاووس يماني با جمعي از اصحابش به محضرامام باقر ـ عليه السلام ـ آمد و عرض كرد: «آيا اجازه مي‎دهي چند سؤال كنم»؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : بپرس.

طاووس: به من خبر بده در چه زمان يك سوم انسانها مردند؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : اي شيخ! اشتباه كردي. به جاي اين كه بگويي در چه زماني يك چهارم انسانها مردند، گفتي يك سوم.
اما پاسخ سؤال اين است: در آن هنگام كه قابيل برادرش را كشت، چهار نفر در زمين وجود داشتند كه عبارتند از: آدم و حوّا و هابيل و قابيل. با كشته شدن هابيل، به دست قابيل، يك چهارم آنها نابود شدند.

طاووس: آري من اشتباه كردم و تو درست فرمودي. اينك بفرما از آن دو نفر (قابيل و هابيل) كدام يك پدر انسانهاي بعد شدند. قاتل يا مقتول؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : هيچ كدام؛ پدر انسانهاي بعد، شيث بن آدم ـ عليه السلام ـ بود.

طاووس: چرا آدم آدم ناميده شد؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : زيرا طينت او از أديم (روي) زمين برداشته شد.

طاووس: چرا حوا را حوا ناميدند؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : زيرا او از دندة حيّ (انسان زنده) يعني دندة آدم آفريده شد.

طاووس: چرا ابليس را ابليس ناميدند؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : زيرا او از رحمت خدا مأيوس شد و قطع اميد كرد. واژة ابليس از «بَلَسْ» به معناي نااميدي از رحمت خداست.

طاووس: چرا به جنّ، جنّ مي‎گويند؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : زيرا جنيان پوشيده‎اند و ديده نمي‎شوند. (واژة جن به معناي مخفي و پوشيده است.)

طاووس: مرا از اول دروغي كه از صاحبش سر زد خبر بدهيد.

امام باقر ـ عليه السلام ـ : آن دروغ از ابليس بود كه (در برابر فرمان خدا به سجده كردن آدم سركشي كرد و) گفت: من بهتر از آدم هستم، زيرا مرا از آتش (درخشنده) آفريده‌اي و آدم را از گِل (تيره).

طاووس: آن قوم كه گواهي به حق دادند ولي دروغگو بودند چه كساني هستند؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : آن قوم منافقانند كه به رسول گرامي ـ صلّي الله عليه و آله ـ گفتند: «گواهي مي‎دهيم كه تو رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ هستي، ولي خداوند گواهي مي‎دهد كه منافقان دروغگو هستند، (و به گفتة خود اعتقاد ندارند.)[1]

طاووس: آن پرنده‎اي كه يك بار پريد، ولي قبل از آن و بعد از آن ديگر نپريد، و خداوند آن را در قرآنش ياد كرده چه بود؟
طاووس: آن رسولي كه نه از انسانها بود و نه از جنيان و نه از فرشتگان بود، و خداوند در قرآنش از آن ياد كرده چه بود؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : آن، كلاغ بود كه خداوند او را نزد قابيل فرستاد تا به او بفهماند كه چگونه جنازة برادرش هابيل را دفن كند.[3]

طاووس: آن موجودي كه نه از جن و نه از انس و نه از فرشتگان بود و قوم خود را ترسانيد و خداوند در قرآنش از او ياد كرده، چه بوده است؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : آن موجود، مورچه بود كه به قوم خود گفت:
«وارد لانه‎هاي خود شويد. تا سليمان و لشگريانش از روي ناآگاهي، شما را پايمان نكنند».[4]

طاووس: به من خبر بده از آن موجودي كه از انسان و جن و فرشتگان نبود و به او نسبت دروغ دادند، و خداوند در قرآن از او ياد كرده است.

امام باقر ـ عليه السلام ـ : آن حيوان، گرگي بود كه برادران يوسف ـ عليه السلام ـ به او نسبت دروغ دادند و گفتند «گرگ يوسف را خورد».[5]

طاووس: به من خبر بده از چيزي كه اندكش حلال و بسيارش حرام است و خداوند از آن در قرآن ياد كرده است.

امام باقر ـ عليه السلام ـ : آن چيز، نهي حضرت طالوت (نماينده حضرت موسي ـ عليه السلام ـ) بوده كه به لشگر خود گفت:
«از آب اين نهر جز اندكي (به اندازة يك كف دست) نياشاميد».[6]

طاووس: صلاتي كه نداشتن وضو، و روزه‎اي كه خوردن و نوشيدن به آن صدمه نمي‎زند كدام است؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ : صلات بي‎وضو، صلوات بر پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله ـ است، و روزه‎اي كه خوردن و نوشيدن به آن صدمه نمي‎زند، روزة سكوت حضرت مريم ـ سلام الله عليها ـ است كه گفت:
«من براي خداوند نذر كرده‎ام كه روزه بگيرم بدين ترتيب كه با كسي سخن نگويم».[7]

طاووس: آن چيزي كه كم و زياد مي‎شود؟ آن چيزي كه زياد مي‎شود ولي كم نمي‎گردد، و آن چيزي كه كم مي‎شود ولي زياد نمي‎شود چيست؟

اما باقر ـ عليه السلام ـ : آن موجودي كه كم و زياد مي‎شود، ماه است.
و آن چيزي كه زياد مي‎شود و كم نمي‎شود، آب دريا است. و آن چيزي كه كم مي‎شود و زياد نمي‎گردد عمر است.[8]

به اين ترتيب امام باقر ـ عليه السلام ـ به پانزده سؤال پيچيده و معنا گونة طاووس يماني پاسخ فرمود و حاضران را از جواب خود مات و مبهوت ساخت.


پی نوشت
[1] . سورة منافقون، آيه 1.
[2] . ر.ك سورة اعراف، آيه 171.
[3] . سورة مائده: آيه 31.
[4] . سورة نحل، آيه 18.
[5] . سورة يوسف، آيه 17.
[6] . سورة بقره، آيه 249.
[7] . سورة مريم، آية 26.
[8] . احتجاج طبرسي، ج 2، ص 64 تا 66.




http://www.shiaupload.ir/images/29601513797808687313.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۳:۵۰
http://www.shiaupload.ir/images/25746934709359887834.jpg


مناظره امام باقر(ع) با قتاده (از بني اميه)


درماندگی فقیه بنی‌امیه در برابر امام باقر (ع)

ابوحمزه ثمالی (از یاران با وفای امام باقر ـ علیه‌السّلام ـ) گوید: در مسجد النبی نشسته بودم، كه دیدم مردی به طرفم می‌آید، نزدیك رسید سلام كردم.

گفت: بنده خدا، كیستی؟

گفتم: مردی از اهل كوفه، چه كار داری؟

گفت: ابو جعفر محمد بن علی را می‌شناسی؟

گفتم: آری، چه كارش داری؟

ـ : چیزی نیست چهل سؤال آماده كرده‌ام كه از او بپرسم، هر كدام درست بود بپذیرم،. و هر كدام نادرست بود رها كنم.

ابوحمزه: آیا خودت قدرت تشخیص درست یا نادرست بودن پاسخ آن سؤال‌ها را داری؟

ـ : آری.

ابوحمزه: در این صورت دیگر چه نیازی به او داری؟

ـ شما مردم كوفه آدم‌های پر‌‌حرفی هستید، خواهشمندم هر وقت او را دیدی مرا خبر كن.

در همین حال بود كه امام باقر ـ علیه‌السّلام ـ در میان جمعی از مردم خراسان، و دیگران وارد مسجد شد، امام نشست و مردم اطرافش را گرفتند، ومسائل مربوط به حج را از او می‌پرسیدند. آن مرد نیز به آنها پیوست و در آن جمع، نزدیك امام نشست.

ابوحمزه گوید: من نزدیكتر رفتم تا بهتر گفتگوی آنها را بشنوم، پس از اینكه امام پاسخ مسائل آن جمعیت را فرمود و آنها رفتند،

امام نگاهی به مرد تازه وارد كرد و فرمود: شما كه هستید؟

قتاده: نام من قتاده، فرزند دعامه، اهل بصره. [1] (http://www.andisheqom.com/Files/monazerat.php?level=4&scid=5388#_ftn1)

امام: فقیه بصره تو هستی؟

قتاده: آری.

امام: وای برتو، ای دانشمند گمراه، و آگاه بی‌مسؤلیت مزدور، خداوند كسانی را آفرید، و آنها را حجت بر آفرید‌ه‌‌های خود قرار داده كه آنها میخ‌های زمین اوهستند، وحدت و یكپارچگی جامعه وابسته به رهبری آنها است، در علم خدا پاك و ستوده‌اند، و پیش از آفرینش، آنها را برگزیده در حالیكه شبح‌هائی در طرف راست عرش بودند.

امام با این سخنان، مسؤلیت‌های بزرگی كه در آن زمان تاریك متوجه این دانشمند خود فروخته بود را بازگو می‌نماید، كه چگونه حقیقت را به بهای ناچیزی می‌فروشد، و به جای معرفی كردن رهبر واقعی منتخب خدا، با چهره مذهبی خود، مردم را به سوی دستگاه جنایتكار بنی امیه متمایل می‌سازد. پس از تمام شدن سخنان امام، قتاده مدتی طولانی سكوت كرد،

و سپس گفت: به خدا من در برابر فقهاء بزرگ، و حتی دانشمند بزرگی مانند ابن عباس نشسته‌ام، ولی در هیچ مجلسی مانند این مجلس، مرا اضطراب نگرفته است.

امام: می‌دانی كجا هستی؟ در برابر چه كسی؟ اكنون تو در برابر خانه‌هایی هستی... كه خداوند فرمان داده آنها را گرامی دارند،

و هر بامداد و پسین در آنها یاد او كنند. [2] (http://www.andisheqom.com/Files/monazerat.php?level=4&scid=5388#_ftn2)
قتاده: به خدا راست گفتی، خدا مرا فدای تو كند، به خدا مقصود از خانه‌ها (كه در آیه ذكر شده) ساختما‌نهای معمولی كه از سنگ و گل بنا می‌شوند نیست.

قتاده از شدّت درماندگی، ناگهان صحبت را تغییر داد و گفت: خوردن پنیر به عقیده شما شرعی است؟

امام لبخندی زد و فرمود: مسائل مشكلی را كه برای پرسش آماده كرده بودی به این مسئله ساده بازگشت؟

قتاده: چه كنم همه را فراموش كردم؟
امام باقر ـ علیه‌السّلام ـ فرمود: خوردن پنیر اشكالی ندارد. [3] (http://www.andisheqom.com/Files/monazerat.php?level=4&scid=5388#_ftn3)


پی نوشت

[1] (http://www.andisheqom.com/Files/monazerat.php?level=4&scid=5388#_ftnref1) . از فقهاء و دانشمندان بزرگ زمان بنی امیه، كه با حكومت بنی‌امیه روابط نیكو داشت.
[2] (http://www.andisheqom.com/Files/monazerat.php?level=4&scid=5388#_ftnref2). اشاره به آیه 36، سوره نور است: فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذكر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال.
[3] (http://www.andisheqom.com/Files/monazerat.php?level=4&scid=5388#_ftnref3) . بحارالانوار ج 46 ص 357 به نقل از كافی ج 6 ص 256.



http://www.shiaupload.ir/images/85940087339650489627.jpg

seyed yasin
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۴:۱۳
نماز "حضرت باقر عليه السلام"
دو ركعت است در هر ركعت "حمد" يك مرتبه و
سُبْحَانَ اَلَلّهِ وَ اَلْحَمْدُ لَِلّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلَاّ اَلَلّهُ وَ اَلَلّهُ أَكْبَرُ
صد مرتبه
دعاي آن حضرت
اَلَلّهَُمّ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا حَلِيمُ ذُو ذَا أَنَاةٍ غَفُورٌ وَدُودٌ أَنْ تَتَجَاوَزَ عَنْ سَيِّئَاتِي وَ مَا عِنْدِي بِحُسْنِ مَا عِنْدَكَ
وَ أَنْ تُعْطِيَنِي مِنْ عَطَائِكَ مَا يَسَعُنِي وَ تُلْهِمَنِي فِيمَا أَعْطَيْتَنِي اَلْعَمَلَ فِيهِ بِطَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِكَ
وَ أَنْ تُعْطِيَنِي مِنْ عَفْوِكَ مَا أَسْتَوْجِبُ بِهِ كَرَامَتَكَ
اَلَلّهَُمّ أَعْطِنِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لاَ تَفْعَلْ بِي مَا أَنَا أَهْلُهُ
فَإَِنّمَا أَنَا بِكَ وَ لَمْ أُصِبْ خَيْراً قَطُّ إِلَاّ مِنْكَ
يَا أَبْصَرَ اَلَأْبْصَرِينَ وَ يَا أَسْمَعَ اَلَسّامِعِينَ وَ يَا أَحْكَمَ اَلْحَاكِمِينَ
وَ يَا جَارَ اَلْمُسْتَجِيرِينَ وَ يَا مُجِيبَ دَعْوَةِ اَلْمُضْطَرِّينَ
صَلِّ عَلَي "مُحََمّدٍ" وَ "آلِ مُحََمّدٍ"

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۴:۳۱
http://www.dweb.ir/pic/emambagher8.jpg

امام باقر علیه السلام با بیشتر حاکمان زمان خود مناظره کرد و در همه آنها ولایت امیر المومنین را اثبات فرمود؛ از جمله با هشام بن عبد الملک که در بعضی از آن مجالس، رنگ صورت هشام تغییر می‌کرد. هشام کینه امام را به دل گرفته بود تا بالاخره به ابراهیم بن ولید دستور داد به امام سم کشنده‌ای بدهد.
امام باقر علیه السلام با خوردن آن سم به بستر بیماری افتاد و طولی نکشید که به عالم بقاء شتافت.
امام صادق علیه السلام فرمود : « روزی که پدرم امام باقر از دنیا رفت، من در کنارش بودم. پدرم وصایای خود را در مورد غسل و کفن و تدفین به من فرمود. من گفتم: « پدرجان! به خدا امروز حال شما بهتر از روزهای بیماری شماست و من اثری از وفات در شما نمی‌بینم.»
پدرم فرمود:« پسرم! مگر نشنیدی که پدرم، امام سجاد هم‌اکنون مرا از پشت دیوار صدا کرد و فرمود: « ای محمد! بیا و عجله کن!» سپس شربتی به من داد و فرمود:« آن را بخور!» وقتی آن را نوشیدم، مرا بشارت داد به لقای حق تعالی.»

هشام بن سالم می گوید:« امام باقر علیه السلام در شب شهادتش فرمود:« امشب همان شبی است که به من وعده داده شده.» سپس به ظرف آب وضو که کنار دستش بود، اشاره کرد و فرمود:« آن را به دور بریزید.» ما گمان کردیم این سخن از روی شدت تب است ولی بعد دیدیم موشی در آن آب افتاده است.»

بعد از شهادت امام باقر علیه السلام هر شب در اتاقی که در آن وفات یافته بود، چراغ می‌افروختند.

امام صادق علیه السلام فرمود:« شخصی که فرسنگ‌ها از مدینه دور بود، در خواب دید که به او می‌گویند:« برخیز و برو بر امام باقر علیه السلام نماز بخوان! ملائکه الهی او را در بقیع غسل می‌دهند.» و آن مرد بلند شد و آمد دید امام باقر علیه السلام وفات یافته است.


منابع:
بحار الانوار، ج 46، صفحات 213 و 214.

http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif


(http://dweb.ir/?p=13761)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۴:۳۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__14_.jpg


لقب باقر برای امام پنجم (علیه السلام)


در فصول المهمه آمده است: آن حضرت را بدین لقب (باقر) می‏خواندند زیرا علوم را می‏شکافت و باز می‏کرد.در صحاح آمده است: «تبقر، یعنی توسع در علم» .

و در قاموس گفته شده است : محمد بن علی بن حسین را باقر می‏خواندند چون در علم تبحر داشت.در لسان العرب نیز ذکر شده است: آن حضرت را باقر می‏خواندند چرا که علم را می‏شکافت و به اصل آن پی می‏برد و فروع علم را از آن استنباط می‏کرد و دامنه علوم را می‏شکافت و وسعت می‏داد.ابن حجر در صواعق می‏نویسد: «او را باقر می‏خواندند و این کلمه از «بقر الارض» اخذ شده است، یعنی آنکه زمین را می‏شکافد و مکنونات آن را آشکار می‏کند.
زیرا او نیز گنجینه‏های نهانی معارف و حقایق احکام و حکمتها و لطایف را که جز از دید کوته نظران و ناپاکان پنهان نبود، آشکار می‏کرد.» از این رو درباره وی گفته می‏شد که آن حضرت شکافنده علم و جامع آن و نیز آشکار کننده و بالا برنده علم و دانش است.در تذکره الخواص نیز آمده است:
او را باقر لقب داده بودند زیرا در اثر سجده‏های فراوان، پیشانی‏اش شکاف برداشته بود.برخی هم گویند چون آن حضرت از دانش بسیار برخوردار بود او را باقر می‏خواندند.آنگاه به نقل سخن جوهری در صحاح می‏پردازد.
شیخ صدوق در علل الشرایع به نقل از عمرو بن شمر آورده است: از حابر جعفی پرسیدم چرا به امام پنجم، باقر می‏گفتند؟ گفت: «چون علم را می‏شکافت و اسرار آن را آشکار می‏کرد» .
در مناقب ابن شهر آشوب نوشته شده است: گفته‏اند برای هیچ یک از فرزندان حسن و حسین (ع) این اندازه از علوم، از قبیل تفسیر و کلام و فتوا و احکام و حلال و حرام فراهم نشد که برای امام باقر (ع) .محمد بن مسلم نقل کرده است که از آن حضرت سی هزار حدیث پرسش کردم.
چرا لقب باقر(ع) فقط برای او؟
مطلبی که لازم است بدان بپردازیم، این است که چگونه امام پنجم علیه‏السلام به باقر لقب یافت با این که همه‏ی معصومین شکافنده‏ی دانش و علم بوده‏اند؟
برای بررسی و تحلیل آن لازم است که به موقعیّت و زمان ویژه‏ی امام باقر علیه‏السلام توجّه نمائیم.
بعد از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حوادث تلخ و ناگواری برای جهان اسلام و اهل بیت علیهم‏السلام پیش آمد که موجب شد امام علی علیه‏السلام به مدّت بیست و پنج سال خانه نشین گردد و مردم نتوانند از دانش آن امام بهره‏ی لازم را ببرند.
در دوره‏ی پنج ساله‏ی حکومت آن حضرت ناکثان (عهدشکنان)، قاسطین (معاویه و اصحاب او) و مارقین (خوارج نهروان) نیز با جنگ‏های خود فرصت تعلیم گسترده را از آن امام سلب نمودند.
امام مجتبی علیه‏السلام نیز پس از دوره‏ی حکومت کوتاه خود، همین مشکلات و تنگناها را داشته و خفقان حاکم اموی و تبلیغات مسموم آنان راه‏های روی آوری مردم بسوی آن حضرت را سد نموده بود.
این خفقان در دوران امام حسین علیه‏السلام به اوج خویش رسید. به طوری که هر گونه امکان تبلیغ و بیان فروعات احکام را از ابی عبداللّه علیه‏السلام سلب نمودند.
اگر روایات فقهی را مورد مطالعه و دقّت قرار دهیم مشاهده می‏کنیم که روایات امام حسین علیه‏السلام در این زمینه اندک است، تازه همان روایات نیز از طریق فرزندان معصومش علیهم‏السلام به ما رسیده است.
این خفقان در کربلا به اوج خود رسید و پس از شهادت آن حضرت تا پایان عمر امام زین العابدین علیه‏السلام نیز سایه سنگین و شوم استبداد بر امّت اسلامی گسترده بود امّا در زمان امام باقر علیه‏السلام وضعیّت به گونه‏ای دیگر شده بود.
از یک سو فرقه‏های مختلف و مکتب‏های گوناگون سؤالات زیادی را در ذهن‏ها پدیدار ساخته بود که جواب و تحقیق درباره‏ی آن را دنبال می‏کردند که مناظرات امام علیه‏السلام گواه آن است و از سویی دیگر مظلومیّت اهل بیت علیهم‏السلام برای جامعه‏ی اسلامی به صورت روشن‏تری پدیدار شده بود و موجب توجّه و جذب دل‏های مستعدّ بسوی آن بزرگواران شده بود و این در حالی بود که ضعف حکومت اموی و قیام‏های مختلفی که در مملکت اسلامی علیه آنان انجام می‏گرفت فرصت پرداختن و ایجاد حسّاسیّت نسبت به اهل بیت را از آنان گرفته بود.
در این زمان بود که امام باقر علیه‏السلام در صحنه‏ی علمی ظهور یافت و علوم دینی و الهی را فرا راه حقّ جویان قرارداد و با تبیین درست و اصیل دیدگاه دین، جلوه‏ی زیبایی از دانش و آگاهی و معرفت را ترسیم نمود و انسان‏های دور افتاده از ساحل را به آب‏های زلال حقیقت رهنمون شد. او بار دیگر اعجاز علمی نسل کوثر را متجلّی ساخت و گل‏واژه‏های علم و آگاهی را از بوستان قرآن و سنّت به دل‏های حق‏جو هدیه نموده تا همچنان به عنوان باقرالعلوم آل محمّد بر تارک قرون و اعصار هرچه شکوهمندتر بدرخشد[۱].
________________________________________
[۱]عباس کوثری


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__8_.jpg

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۴:۳۸
http://usera.imagecave.com/m2u118/imam-bagher.jpg

وصایای امام باقر علیه السلام

امام باقر علیه السلام فرزندش ، امام صادقعلیه السلام را وصی خود قرار داد و به او فرمود:« وقتی از دنیا رفتم، مرا غسل و کفن کن و قبرم را چهار انگشت بلندتر از زمین قرار بده و بر آن آب بپاش!»
و در کاغذی نوشت:« بر من سه قطعه کفن بپوشان که یکی از آنها همان عبایی است که روزهای جمعه با آن به نماز می‌روم؛ بر سرم عمامه‌ای ببند، ولی آن را از تکه‌های کفن محسوب نکن.»
در روایتی امام صادق چنین فرمود:« پدرم به من وصیت کرد که مقداری از مالش (800 درهم) را وقف ده سال عزارداری برای او در سرزمین منی (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D9%86%DB%8C+%C2%AB+%D9%85%D9 %86%D8%A7+%C2%BB) کنم.»

و در روایت دیگری چنین آمده است:
روزی یکی از دندان های امام باقر کنده شد. امام آن را در کف دستش گذاشت و گفت:«الحمدالله» بعد به فرزندش فرمود:« ای جعفر! وقتی مرا دفن کردی این دندان را هم با من دفن کن.» و این اتفاق یک بار دیگر هم تکرار شد.

منابع:
بحارالانوار، ج 46، صفحات 214 و 215 و 220.

http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۴:۴۲
http://tjs87.files.wordpress.com/2009/11/mohammadebagher.jpg
شهادت امام باقر (ع)


کتاب: زندگى سياسى امام باقر (ع)، ص 22

نويسنده: احمد ترابى

امام باقر (ع) پس از عمرى تلاش در ميدان بندگى خدا و احياى دين و ترويج‏علم و خدمات اجتماعى به جامعه اسلامى، در روز هفتم ماه ذو الحجه سال 114 (1) رحلت كرد.
در سال رحلت و شهادت آن حضرت آراى ديگرى نيز وجود دارد.دسته‏اى از مورخان سال 117 (2) و بعضى سال 118 (3) و گروه اندكى سالهاى 116 (4) و 113 (5) و 115 (6) و 111 (7) را ياد كرده‏اند، اما بيشترين منابع تاريخى سال 114 (8) را متذكر شده‏اند.
منابع روايى و تاريخى علت وفات آن حضرت را مسموميت دانسته‏اند، مسموميتى كه دستهاى حكومت امويان در آن دخيل بوده است. (9)
از برخى روايات استفاده مى‏شود كه مسموميت امام باقر (ع) به وسيله زين آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه‏اى كه بدن آن گرامى از شدت تأثير سم‏بسرعت متورم گرديد و سبب شهادت آن حضرت شد. (10)
در اين كه چه فرد يا افرادى در اين ماجراى خائنانه دست داشته‏اند، نقلهاى روايى و تاريخى از اشخاص مختلفى نام برده‏اند.
بعضى از منابع، شخص هشام بن عبد الملك را عامل شهادت آن حضرت دانسته‏اند. (11)
بخشى ديگر، ابراهيم بن وليد را وسيله مسموميت معرفى كرده‏اند. (12)
برخى از روايات نيز زيد بن حسن را كه از دير زمان كينه‏هاى عميق نسبت به امام باقر (ع) داشت، مجرى اين توطئه به شمار آورده‏اند. (13)
به طور مسلم وفات امام باقر (ع) در دوران خلافت هشام بن عبد الملك رخ داده است، (14) زيرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125 هجرى استمرار داشته، و آخرين سالى كه مورخان در وفات امام باقر (ع) نقل كرده‏اند 118 هجرى مى‏باشد. (15)
با اين كه نقلها بظاهر مختلف است، اما با اندكى تأمل در منابع روايى و تاريخ، بعيد نمى‏نمايد كه همه آنها به گونه‏اى صحيح باشد زيرا عامل شهادت آن حضرت لازم نيست يك نفر باشد بلكه ممكن است افراد متعددى در شهادت امام باقر (ع) دست داشته‏اند كه هر روايت و نقل، به يكى از آنان اشاره كرده است.
با توجه به برخوردهاى خشن و قهر آميز هشام با امام باقر (ع) و عداوت انكار ناپذير بنى اميه با خاندان على (ع) شك نيست كه او در از ميان بردن امام‏باقر (ع) ـ اما بشكلى غير علنى ـ انگيزه‏اى قوى داشته است.
بديهى است كه هشام براى عملى ساختن توطئه خود، از نيروهاى مورد اطمينان خويش بهره جويد، از اين رو ابراهيم بن وليد (16) را كه عنصرى اموى و دشمن اهل بيت (ع) است به استخدام مى‏گيرد و او امكانات لازم را در اختيار فردى كه از اعضاى داخلى خاندان على (ع) بشمار مى‏آيد و مى‏تواند در محيط زندگى امام باقر (ع) بدون مانع راه يابد و كسى مانع او نشود، قرار دهد، تا به وسيله او برنامه خائنانه هشام عملى گردد و امام به شهادت رسد.
امام باقر (ع) اين چنين به شهادت رسيد و به ملاقات الهى شتافت و در بقيع، كنار مرقد پدر بزرگوارش امام سجاد (ع) و عموى پدرش حسن بن على (ع) مدفون گشت. (17)



پى‏نوشت‏ها:

1 ـ فرق الشيعة 61، اعلام الورى به جاى ماه ذو الحجة، ماه ربيع الاول را ياد كرده است .ر ك: ص .259
2 ـ تاريخ يعقوبى 2/320، تذكرة الخواص 306، الفصول المهمة 220، اخبار الدول و آثار الاول 11، اسعاف الراغبين 195، نور الابصار، مازندرانى 66 و...در بسيارى از اين منابع، مطلب به صورت «قيل» ياد شده است.
3 ـ كشف الغمة 2/322، وفيات الاعيان 4/174، تاريخ ابى الفداء 1/248، تتمة المختصر 1/248، اعيان الشيعة 1/ .650
4 ـ المختصر فى اخبار البشر 1/203، تتمة المختصر 1/ .248
5 ـ مرآة الجنان 1/ .247
6 ـ كامل ابن اثير 5/ .180
7 ـ مآثر الانافة فى معالم الخلافة 1/ .152
8 ـ طبقات الكبير 5/238، اصول كافى 2/372، تاريخ قم 197، ارشاد مفيد 2/156، دلائل الامامة 94، تاج المواليد 118، مناقب 4/210، سير اعلام النبلاء 4/409، الانوار البهية 126، تاريخ ابن خلدون 2/23، عمدة الطالب 137، شذرات الذهب 1/149، و...
9 ـ الصواعق المحرقة 210، احقاق الحق 12/154، اسعاف الراغبين بهامش نور الابصار 254، مثير الاحزان، جواهرى .244
10 ـ الخرائج و الجرائح، راوندى 2/604، مدينة المعاجز 349، بحار 46/329، مستدرك الوسائل 2/ .211
11 ـ مآثر الانافة فى معالم الخلافة 1/152، مصباح كفعمى .522
12 ـ سبائك الذهب 74، دلائل الامامة 94، مناقب ابن شهر آشوب 4/210، الفصول المهمة 220، الانوار البهية .126
13 ـ منابع ياد شده در پاورقى شماره .1
14 ـ تاريخ يعقوبى 2/320، مروج الذهب 3/219، الانوار البهية 126، اعيان الشيعة 1/ .650
15 ـ در كتاب اخبار الدول و آثار الاول ص 111 شهادت امام باقر (ع) در خلافت ابراهيم بن وليد دانسته شده است، ولى چنان كه توضيح داده شد وفات آن حضرت در خلافت هشام بوده و ابراهيم بن وليد مى‏توانسته است از مجريان نقشه هشام به شمار آيد.
16 ـ ابراهيم بن وليد بن عبد الملك، بعدها در سال 129، به خلافت رسيد، ولى خلافتش ديرى نپاييد و پس از هفتاد روز كشته شد.ر ك: تاريخ الخلفاء، سيوطى .254
17 ـ فرق الشيعة 61، اصول كافى 2/372، ارشاد مفيد 2/156، دلائل الامامة 94، اعلام الورى 259، كشف الغمة 2/327، تذكرة الخواص 306، مصباح كفعمى 522، شذرات الذهب 1/149 و...
از برخى منابع استفاده مى‏شود كه آن حضرت، هنگام رحلت در شهر مدينه نبوده است، بلكه در محلى به نام حميمه از روستاهاى نواحى مكه يا شام بوده، پس از شهادت، آن گرامى را به مدينه منتقل كرده‏اند.
ر ك: وفيات الاعيان 4/174، المختصر فى اخبار البشر 1/203، احقاق الحق 12/ .152


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۴:۴۷
http://img.tebyan.net/big/1387/09/95160172237202213230187371901002121327624462.jpg

فضایل امام محمد باقرعلیه السلام


اول، علم و دانش: در کشف الغمه از حافظ عبد العزیز بن اخضر جنابذى در کتابش موسوم به معالم العتره الطاهره از حکم بن عتیبه نقل شده است که در مورد آیه ان فى ذلک لایات للمتوسمین (۱) گفت: «به خدا سوگند محمد بن على در ردیف همین هوشمندان است» .در صفحات بعد سخن ابو زرعه را نقل خواهیم کرد که گفته است: به جان خودم ابو جعفر از بزرگ‏ترین دانشمندان است.
ابو نعیم در حلیه الاولیاء نوشته است: مردى از ابن عمر درباره مسئله‏اى پرسش کرد.ابن عمر نتوانست او را پاسخ گوید.پس به سوى امام باقر (ع) اشاره کرد و به پرسش کننده گفت : نزد این کودک برو و این مسئله را از او بپرس و جواب او را هم به من بازگوى.آن مرد به سوى امام باقر (ع) رفت و مشکل خود را مطرح کرد.امام نیز پاسخ او را گفت.مرد به نزد ابن عمر بازگشت و وى را از جواب امام باقر (ع) آگاه کرد.آنگاه ابن عمر گفت: اینان اهل بیتى هستند که از همه علوم آگاهى دارند.
در حلیه الاولیاء آمده است: محمد بن احمد بن حسین از محمد بن عثمان بن ابى شیبه، از ابراهیم بن محمد بن ابى میمون، از ابو مالک جهنى، از عبد الله بن عطاء، نقل کرده است که گفت: من هیچ یک از دانشمندان را ندیدم که نسبت به دانشمندى دیگر کم دانش‏تر باشند مگر نسبت به ابو جعفر.من حکم را مى‏دیدم که در نزد او چون شاگردى مى‏کرد.
شیخ مفید در کتاب ارشاد مى‏نویسد: شریف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از محمد بن قاسم شیبانى، از عبد الرحمن بن صالح ازدى، از ابو مالک جهنى، از عبد الله بن عطاء مکى، روایت کرده است که گفت: هرگز دانشمندى را ندیدم که نسبت به دانشمندى دیگر آگاهیهایش کمتر باشد مگر نسبت به ابو جعفر محمد بن على بن حسین.من حکم بن عتیبه را با آن آوازه‏اى که در میان پیروانش داشت مى‏دیدم که در مقابل آن حضرت چونان طفلى مى‏نمود که در برابر آموزگارش قرار گرفته است.
ابن جوزى در تذکره الخواص، مى‏نویسد: عطاء مى‏گفت هیچ یک از دانشمندان را ندیدم که دامنه دانایى‏اش نسبت به دانشمندى دیگر کمتر باشد مگر نسبت به ابو جعفر.من حکم را دیدم که در نزد آن حضرت چونان پرنده‏اى ناتوان بود.ابن جوزى مى‏گوید: «منظور وى از حکم همان حکم بن عتیبه بود که در روزگار خود دانشمندى بزرگ به شمار مى‏آمد» .
این سخن، چنان که ملاحظه گردید، از عطاء نقل شده و باز به همان گونه که شنیدید ابو نعیم اصفهانى و شیخ مفید آن را از عبد الله بن عطاء روایت کرده‏اند.محمد بن طلحه نیز در کتاب مطالب السؤول، این روایت را به همین نحو نقل کرده است.البته در این باره ملقب شدن آن حضرت به لقب باقر العلم و شهرت وى در میان خاص و عام و در هر عصر و زمان بدین لقب کفایت مى‏کند.
ابن شهر آشوب در کتاب مناقب از محمد بن مسلم نقل کرده است که گفت: من سى هزار حدیث از آن حضرت پرسیدم.شیخ مفید نیز در کتاب اختصاص، به نقل از جابر جعفى آورده است: ابو جعفر امام باقر (ع) هفتاد هزار حدیث برایم گفت که هرگز از کسى نشنیده بودم.
شیخ مفید مى‏نویسد: از هیچ کدام از فرزندان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) این اندازه از علم دین و آثار و سنت و علم قرآن و سیره و فنون ادب که از امام باقر (ع) صادر شده، ظاهر نشده است.
ما در صفحات آینده از بزرگان مسلمان از صحابه، تابعان و فقیهان و نویسندگان و بسیارى دیگر که از علم و دانش آن حضرت بهره‏مند گشته‏اند، یاد خواهیم کرد.تحقیقا بسیارى از دانشمندان از آن حضرت کسب علم کرده و بدو اقتدا نموده بودند و گفتار آن حضرت را پیروى مى‏کردند و از فقه و دلایل روشنى بخش حضرتش در توحید و فقه و کلام کمال استفاده را به عمل مى‏آوردند.
گفتار آن حضرت درباره توحید
بنابر نقل مدائنى، روزى یکى از اعراب بادیه به خدمت ابو جعفر محمد بن على آمد و از وى پرسید: آیا به هنگام عبادت خداوند هیچ او را دیده‏اى؟ امام پاسخ داد: من چیزى را که ندیده باشم عبادت نمى‏کنم.اعرابى پرسید: چگونه او را دیده‏اى؟ فرمود: دیدگان نتوانند او را دید اما دلها با نور حقایق ایمان او را مى‏بینند.با حواس به درک نمى‏آید و با مردمان قیاس نمى‏شود.با نشانه‏ها شناخته شود و با علامتها موصوف گردد.در کار خود هرگز ستم روا نمى‏دارد.او خداوندى است که جز او معبودى نیست.اعرابى با شنیدن پاسخ امام باقر (ع) گفت: خداوند خود آگاه‏تر است که رسالتش را کجا قرار دهد.
احتجاج آن حضرت با محمد بن منکدر از زاهدان و عابدان بلند آوازه عصر خویش
شیخ مفید در ارشاد، نویسد: شریف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از یعقوب بن یزید از محمد بن ابى عمیر، از عبد الرحمن بن حجاج، از ابو عبد الله امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود: محمد بن منکدر مى‏گفت: گمان نمى‏کردم کسى مانند على بن حسین، خلفى از خود باقى گذارد که فضل او را داشته باشد، تا اینکه پسرش محمد بن على را دیدم.
مى‏خواستم او را اندرزى گفته باشم اما او به من پند داد.ماجرا چنین بود که من به اطراف مدینه رفته بودم ساعت بسیار گرم مى‏بود.در آن هنگام با محمد بن على مواجه شدم.او هیکل‏مند بود و به دو نفر از غلامانش تکیه داده بود.من با خودم گفتم: یکى از شیوخ قریش در این گرما و با این حال در طلب دنیا کوشش مى‏کند.به خدا او را اندرز خواهم گفت.پس نزدیک او شدم و سلامش دادم او نیز در حالى که عرق مى‏ریخت با گشاده‏رویى جوابم گفت.به وى عرض کردم: خداوند کار ترا اصلاح کناد! یکى از شیوخ قریش در این ساعت و با این حال براى دنیا کوشش مى‏کند! به راستى اگر مرگ فرا رسد و تو در این حال باشى چه مى‏کنى؟ او دستان خود را از غلامانش برگرفت و به خود تکیه کرد و گفت: به خدا سوگند اگر مرگ من در این حالت فرا رسد مرگم فرا رسیده در حالى که من به طاعتى از طاعات الهى مشغولم.در حقیقت من با این طاعت مى‏خواهم خود را از تو و از دیگران بى‏نیاز کنم.بلکه من هنگامى از مرگ باک دارم که از راه برسد در حالى که من مشغول به یکى از معاصى الهى باشم.
محمد بن مکندر گوید: گفتم: «خدا ترا رحمت کند! مى‏خواستم اندرزت گفته باشم اما تو به من اندرز دادى» .
کلینى در کافى، مانند همین روایت را از على بن ابراهیم، از پدرش و محمد بن اسماعیل، از فضل بن شاذان و هم او، از ابن ابى عمیر، از عبد الرحمن بن حجاج، از امام صادق (ع) نقل کرده‏اند.
نگارنده: معناى سخن محمد بن منکدر که گفته بود: «مى‏خواستم اندرزت گفته باشم ولى تو به من اندرز دادى» این است که وى همچون طاووس یمانى و ابراهیم ادهم و...از متصوفه بود و اوقات خود را به عبادت سپرى مى‏کرد و دست از کسب و کار شسته بود و بدین سبب خود را سربار مردم کرده بود.و بار زندگى خود را بر دوش مردم نهاده بود او مى‏خواست امام باقر (ع) را نصیحت کند که مثلا شایسته نیست آن حضرت در آن گرماى روز به طلب دنیا برود.امام (ع) نیز بدو پاسخ مى‏دهد که: بیرون آمدن وى براى یافتن رزق و روزى است تا احتیاج خود را از مردمان ببرد که این خود از برترین عبادات است.اندرزى که این سخن براى ابن منکدر داشت این بود که وى در ترک کسب و کار و انداختن بار زندگیش بر دوش مردم و اشتغالش به عبادت راهى خطا در پیش گرفته است.به همین جهت بود که ابن منکدر گفت: «مى‏خواستم اندرزت گفته باشم...»
بنابر همین اصل است که از صادقین (ع) دستور اشتغال به کسب و کار و نهى از افکندن بار زندگى بر دوش دیگران صادر شده است.از آنان همچنین روایت شده است که اگر کسى به عبادت خداى پردازد و شخص دیگرى در پى کسب و کار روانه شود، عبادت این شخص اخیر بالاتر و برتر از آن دیگرى است.امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل کرده است که فرمود: «ملعون است ملعون است کسى که خود را سربار مردمان قرار دهد» .
-------------------------------------------------
۱ ـ حجر/۷۵: و در این (عذاب) هوشمندان را عبرت و بصیرت بسیار است.
منبع:
کتاب: سیره معصومان، ج ۵، ص ۱۸، سید محسن امین، ترجمه: على حجتى کرمانى


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۴:۵۰
http://maktabolhosein.persiangig.com/image/Mazhabi/e-Bagher%20%282%29.jpg

عصر ظهور در کلام امام باقر علیه‏السلام



این آگاهیها و اطلاع‏رسانی آن ستارگان هدایت موجب شده است که اهل ایمان و منتظران حکومت عدل حضرت مهدی علیه‏السلام بیش از پیش امیدوار و دلبسته آن عصر گشته، نسلهای بعدی را نیز با این فرهنگ مأنوس کنند.

http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/mahdaviyat/mahd-1.jpg

دلدادگان فرهنگ انتظار با همه مشکلات و گرفتاریهایی که دشمنان برایشان فراهم می‏آورند، هرگز امید به رسیدن آن روز دیدنی و لذتبخش را از دست نمی‏دهند، بلکه شوق و عشقشان بیشتر می‏شود و زیر لب زمزمه می‏کنند:
چه خوش باشد که بعد از انتظاری به امیدی رسد امیدواری
سخن از خصوصیات انقلاب جهانی آن یار سفر کرده، زمانی شیرین‏تر می‏شود که امامان معصوم علیهم‏السلام ویژگیها و نشانه‏های عصر ظهور حضرت قائم آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را برایمان توصیف کنند و بذر امید و آرزوی استقرار دولت کریمه امام زمان علیه‏السلام را در دلهای به انتظار نشسته‏مان شکوفا گردانند تا رایحه دل‏انگیز دوران ظهور در روح و جسم انسانهایِ خسته از ظلم و ناعدالتی و فتنه و فساد، حیاتی تازه ببخشد.
اگر آن نائب رحمان ز درم بازآید *** عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید
دارم امید خدایا که کنی تأخیری *** در اجل تا به سرم تاج سرم بازآید
گر نثار قدم مهدی هادی نکنم *** گوهر جان به چه کار دگرم بازآید
آن‏که فرق سر من خاک کف پای وی است *** پادشاهی کنم ار او به سرم بازآید
کوس نو دولتی از بام سعادت بزنم *** گر ببینم که شه دین ز درم بازآید
می‏روم در طلبش کوی به کو دشت به دشت *** شخصم ار باز نیاید خبرم بازآید
«فیض» نومید مشو در غم هجران و منال *** شاید ار بشنود آه سحرم، بازآید
منتظران مژده باد
امام باقر علیه‏السلام در گفتاری امیدآفرین و نشاط‏بخش به منتظران حقیقی آن حضرت مژده می‏دهد که «یَأْتِی عَلَی النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبی لِلثّابِتِینَ عَلی اَمْرِنا فِی ذلِکَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنی ما یَکُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِی‏ءُ عَزَّ وَجَلَّ عِبادِی آمَنْتُمْ بِسِرّی وَصَدَّقْتُمْ بِغَیْبی فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّی؛(۱) بر مردم زمانی می‏آید که امامشان از منظر آنان غایب می‏شود. خوشا به حال آنان‏که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! کمترین پاداشی که به آنان می‏رسد، این است که خدای متعال خطابشان می‏کند و می‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است.»
آن‏گاه امام باقر علیه‏السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج‏گذاری از چنین منتظران راستینی به آنان می‏فرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقی من هستید. رفتار نیک و شایسته‏تان را می‏پذیرم و از کردار ناپسندتان عفو می‏کنم و به خاطر شما سایر گنهکاران را می‏آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع می‏کنم. ای عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناک خود را به مردم نافرمان نازل می‏کردم.»(۲)
یاران وفادار
پیشوای پنجم علیه‏السلام در توصیف یاران حضرت مهدی علیه‏السلام که در زمان غیبت، خود را برای شرکت در قیام جهانی آن حضرت آماده می‏کنند، به ابو خالد کابلی فرمود: «من به گروهی می‏نگرم که در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا می‏خیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حکومت الهی تلاش می‏کنند. بارها از متولیان حکومت اجراء حق را خواستار می‏شوند، امّا با بی‏اعتنایی مسئولین مواجه می‏شوند. وقتی که وضع را چنین ببینند، شمشیرهای خود را به دوش می‏نهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواسته‏شان اصرار می‏ورزند تا اینکه سردمداران حکومت نمی‏پذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب می‏گردند و کسی نمی‏تواند جلوگیرشان شود. این حق‏جویان وقتی که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیه‏السلام به کس دیگری نمی‏سپارند. کشته‏های اینها همه از شهیدان راه حق محسوب می‏شوند.»
در اینجا امام باقر علیه‏السلام به ابو خالد کابلی جمله‏ای زیبا فرمود که می‏تواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.
آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّی لَوْ اَدْرَکْتُ ذلِکَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسی لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ؛(۳) مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را برای فداکاری در رکاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم می‏دارم.»
امام پنجم علیه‏السلام در مورد استقامت و استواری یاران حضرت مهدی علیه‏السلام به آیه‏ای از قرآن استناد کرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمَ عِبادا لَنا اُولی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَکانَ وَعْدا مَفْعُولاً»؛(۴) «هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجویِ خود را بر ضد شما برمی‏انگیزیم [تا شما را سخت درهم کوبند و برای به دست آوردن مجرمان [خانه‏ها را جستجو می‏کنند و این وعده‏ای است قطعی.» فرمود: «این بندگان پیکارجو و مقاوم که به طرفداری از حق به پا می‏خیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»(۵)
چشم به راه ظهور
از منظر امام باقر علیه‏السلام در عصر غیبت، چشم به راه ظهور حضرت مهدی علیه‏السلام بودن و انتظار حکومت آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را کشیدن از عبادات شایسته و برتر محسوب می‏شود. آن گرامی به نقل از وجود مقدس رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «اَفْضَلُ الْعِبادَهِ انْتِظارُ الْفَرَجِ؛(۶) انتظار [پیروزی و] فرج [آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ] از برترین عبادات محسوب می‏شود.»



http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif
ادامه دارد .....

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۴:۵۱
احتجاج امام باقر (ع) با قتادة بن دعامه بصرى


http://img.tebyan.net/big/1388/03/403344176221212791341563512022617119497.jpg

. شیخ كلینى در كافى به نقل از ابو حمزه ثمالى روایت كرده است كه: در مسجد رسول خدا (ص) نشسته بودم كه مردى به سویم آمد و سلام داد و پرسید اى بنده خدا كیستى؟گفتم: از اهالى كوفه هستم، با من چكار دارى؟پرسید: آیا محمد بن على (امام باقر (ع) ) را مى‏شناسى؟ گفتم: آرى، اگر حق و باطل را مى‏دانى با او چكار دارى؟ گفت: اى كوفیان شما طاقت ندارید، اگر ابو جعفر را دیدى به من خبر ده. هنوز كلامش تمام نشده بود كه ابو جعفر آمد. عده‏اى از مردم خراسان و نیز گروهى دیگر اطراف آن حضرت را گرفته بودند و درباره مناسك حج از وى سؤال مى‏كردند. امام (ع) آمد و در جایگاه خود نشست. آن مرد نیز در نزدیك آن حضرت جاى گرفت. من در جایى نشستم كه سخنان آنان را بشنوم. اطراف امام عده‏اى نشسته بودند. وقتى هر یك كار خود را انجام دادند و رفتند، امام رو به آن مرد كرد و پرسید: تو كیستى؟ پاسخ داد: من قتادة بن دعامه بصرى هستم. امام پرسید: تو فقیه بصریان هستى؟ گفت: آرى. امام گفت: واى بر تو اى قتاده!خداوند مردمى را آفرید و براى آنان حجتهایى قرار داد. آنان ستونهایى در زمینش هستند و به اجراى فرمانهاى خداوند قائمند. آنان در علم خداوند برگزیدگانند. پیش از خلقت آنان را برگزید و ایشان از جانب راست عرش او سایه‏بانند. قتاده مدتی خاموش ماند. سپس گفت: خداوند ترا نیكو گرداند! به خدا سوگند من رویاروى فقها و ابن عباس نشستم اما قلبم در برابر هیچ یك از آنان چنان كه در برابر تو به اضطراب افتاده است، به ناآرامى و اضطراب دچار نگشته بود.
امام (ع) به او گفت: مگر نمى‏دانى كجایى؟ تو اینك در برابر خانه‏هایى هستى كه خداوند اجازه داده در آنها نام مقدسش بلندى گیرد و یاد شود، در این خانه‏ها مردانى شامگاهان و صبحگاهان او را تسبیح مى‏كنند. كسانى كه هیچ سوداگرى و داد و ستدى آنان را از یاد خدا و اقامه نماز و دادن زكات غافل نمى‏سازد. تو چنینى و ما همان كسانیم كه خداوند چنین توصیفشان كرده است.
قتاده بر آن حضرت گفت: به خدا راست گفتى. خدا مرا قربانت كند آن خانه‏ها سنگى و گلین نیستند. سپس گفت: درباره حكم ‏«پنیر» مرا آگاه كن. امام تبسمى كرد و فرمود: آیا پرسشهایت درباره این مسائل است؟ قتاده پاسخ داد: حكم آن را فراموش كرده‏ام. امام پاسخ داد: اشكالى در آن نیست. قتاده گفت: اگر از آن بوى مرده احساس شده باشد؟ امام گفت: اشكالى در آن نیست. زیرا هیچ رگ و استخوانى ندارد و خونى در آن نیست. بلكه از میان سرگین و خون بیرون مى‏آید. سپس فرمود: بو و نسیم به منزله مرغى مرده است كه از آن تخمى بیرون آمده باشد، آیا آن تخم را مى‏خورى؟ قتاده گفت: نه مى‏خورم و نه به كسى مى‏گویم بخورد. امام (ع) پرسید: چرا؟ گفت: چون این تخم از جوجه مرده‏اى به دست آمده است. امام (ع) گفت: اگر این تخم را مراقبت كنى و از آن جوجه‏اى به دست آید آیا آن جوجه را مى‏خورى؟گفت: آرى. امام پرسید: پس چه چیز آن تخم را بر تو حرام كرده بود و این جوجه را حلال؟ سپس فرمود: بوى مرده هم مانند تخم است، پنیر را از بازار مسلمانان و از نمازگزاران بخر و درباره آن تحقیق مكن، مگر آن كه كسى درباره آن چیزى به تو بگوید.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__7_.jpg

برگرفته از کتاب: سیره معصومان

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۴:۵۱
http://maktabolhosein.persiangig.com/image/Mazhabi/e-Bagher%20%283%29.jpg


جهان در آستانه ظهور
در آستانه ظهور حضرت مهدی علیه‏السلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود می‏رسد و ظلم و ناعدالتی، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر کس و حکومتی ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و ندای عدالتی می‏گردند که آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستکبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنه‏انگیز و فرصت طلب به تنگ می‏آیند که شب و روز آرزوی قیام منادی عدالت را در سر می‏پرورانند. حضرت امام باقر علیه‏السلام فضای تاریک جهان قبل از ظهور را این‏گونه بیان می‏کند: «لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلی خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَزَلازِلَ وَفِتْنَهٍ وَبَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَطاعُونٍ قَبْلَ ذلِکَ وَسَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَتشْتیتٍ فی دینِهِمْ وَتَغْییرٍ فی حالِهِمْ حَتّی یَتَمَنَّی الْمُتَمَنّی الْمَوْتَ صَباحا وَمَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَری مِنْ کَلْبِ النّاسِ وَاَکْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا؛(۷) حضرت قائم علیه‏السلام قیام نمی‏کند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزله‏ها و فتنه و بلایی که بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون می‏شوند. آن‏گاه شمشیر برنده میان اعراب حاکم می‏شود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونی احوالشان به اوج می‏رسد؛ به‏گونه‏ای که هر کس بر اثر مشاهده درنده‏خویی و گزندگی‏ای که در میان برخی از مردم نسبت به بعضی دیگر به وجود می‏آید، صبح و شام آرزوی مرگ می‏کند.» امام آن‏گاه افزود: «وقتی که یأس و ناامیدی تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بن‏بست احساس کردند، امام غائب علیه‏السلام قیام می‏کند.»
اقتدار حضرت مهدی علیه‏السلام
برای اجراء عدالت و گسترش مساوات در جامعه اسلامی لازم است که موانع عدالت را از میان برداشت و راه آن را هموار کرد؛ زیرا اصحاب زر و زور و تزویر و کسانی که از درهم ریختگی جامعه در راه ترویج فساد و انحراف بهره می‏برند، هرگز از عدالت و برنامه‏های عادلانه راضی نخواهند بود و با توسل به هر شیوه‏ای در مسیر احقاق حقوق مردم سنگ‏اندازی خواهند کرد. بنابراین، یکی از مهم‏ترین ویژگیهای زمامداران عادل قاطعیت و صلابت در مقابله با دشمنان داخلی و خارجی است. امام زمان علیه‏السلام نیز با اقتدار کامل مخالفین اسلام و دشمنان عدالت را سرکوب خواهد کرد. امام باقر علیه‏السلام می‏فرماید: «لَیْسَ شَأْنُهُ اِلاّ بِالسَّیْفِ؛(۸) آن حضرت [در سرکوب دشمنان قسم خورده‏اش[ فقط شمشیر را می‏شناسد.»
او در قاطعیت همانند جدّش رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عمل خواهد کرد و به خیانتکاران، کافران و عوامل داخلی دشمن اجازه هیچ‏گونه توطئه‏ای نخواهد داد.
حضرت باقر علیه‏السلام درباره شباهت حضرت مهدی علیه‏السلام به پیامبران الهی مطالبی فرموده و درباره تشابه حضرت خاتم الاوصیاء به حضرت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده است: «وَاَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فَالْقِیامُ بِالسَّیْفِ وَتَبْیینُ آثارِهِ ثُمَّ یَضَعُ سَیْفَهُ عَلی عاتِقِهِ ثَمانِیَهَ اَشْهُرٍ فَلا یَزالُ یَقْتُلُ اَعْداءَ اللّهِ حَتّی یَرْضَی اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ؛(۹) و امّا [شباهت حضرت مهدی علیه‏السلام ] به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قیام با شمشیر است [که دشمنان لجوج را از میان برمی‏دارد] و آثار آن حضرت را آشکار می‏کند. آن‏گاه هشت ماه به صورت مسلّح و آماده به سر می‏برد و همواره با دشمنان خدا مبارزه می‏کند تا اینکه خداوند راضی شود.»
بانوان در دولت مهدوی
بدون تردید بانوانِ شایسته و متعهد در دولت آن حضرت جایگاه ارزشمندی دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعیت ویژه‏شان خواهد بود؛ یعنی همان رسالتی که یک زن مسلمان طبق آیین اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نیز به آن پای‏بند خواهد بود. آنچه از روایات برمی‏آید، آن است که عده‏ای از کارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن یزید جعفی از یاران نزدیک امام محمد باقر علیه‏السلام به نقل از آن حضرت فرمود: «وَیَجِی‏ءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَهٍ وَبِضْعَهَ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَهً یَجْتَمِعُونَ بِمَکَّهَ عَلی غَیْرِ میعادٍ؛(۱۰) به خدا سوگند! ۳۱۳ نفر یاران مهدی علیه‏السلام می‏آیند که پنجاه نفر از آنان زن می‏باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلی در شهر مکه گرد هم جمع می‏شوند.»
روایت دیگری در این زمینه از ام سلمه، همسر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از طریق اهل سنت نقل شده است که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در آن گفتار با اشاره به عصر ظهور و اجتماع یاران حضرت مهدی علیه‏السلام در اطراف آن حضرت می‏فرماید: «یَعُوذُ عائِذٌ فِی الْحَرَمِ فَیَجْتَمِعُ النّاسُ اِلَیْهِ کَالطَیْرِ الْوارِدِ الْمُتَفَرِّقَهِ حَتّی یَجْتَمِعَ اِلَیْهِ ثَلاثُ مِائَهٍ وَاَرْبَعَهَ عَشَرَ رَجُلاً فِیهِ نِسْوَهٌ...؛ [در زمان ظهور[ پناه‏خواهی به حرم خداوند در مکه پناهنده می‏شود. مردم همانند کبوتران از هر سو به جانب ا و رو می‏آورند تا اینکه سیصد و چهارده نفر که عده‏ای از آنان زن هستند، دور او را می‏گیرند.» و ادامه داد: «و از همان‏جا خروج می‏کنند و بر تمام ستمگران و اعوان و انصارشان پیروز می‏گردند و عدل را آن‏چنان در روی زمین برقرار می‏سازند که زندگان آرزو می‏کنند که ای کاش مرده‏هایشان نیز از طعم آن عدالت می‏چشیدند!»(۱۱)
مخالفین دولت مهدوی
سران جبهه باطل معمولاً افرادی خودخواه، متکبر، صاحب صفات ناپسند انسانی هستند که در مقابل حق خودنمایی می‏کنند. آنان چنان در منجلاب فساد و گناه غوطه‏ورند که انسانهای حق‏طلب و جلوه‏های فضیلت را خطرناک‏ترین دشمنان خویش قلمداد می‏کنند. به همین جهت، تمام تلاشهای خود را برای نابودی آیین حق و رهبران الهی به کار می‏گیرند. امّا خداوند طبق سنت پایدار خود همواره حق را پیروز گردانیده و دشمنانش را مأیوس و مغلوب کرده است.
قرآن می‏فرماید: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفِئُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَ هِهِمْ وَیَأْبَی اللَّهُ إِلآَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَـفِرُونَ »؛(۱۲) «[مخالفین حق [می‏خواهند نور خدا را با دهانهای خود خاموش کنند، ولی خدا جز این نمی‏خواهد که نورش را کامل کند؛ هر چند کافران را خوش نیاید.»
در عصر ظهور، تلاشهای زیادی صورت می‏گیرد تا از استقرار حکومت قائم آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله جلوگیری شود، امّا آن حضرت به لطف و مدد الهی، تمام موانع را از میان برمی‏دارد. سفیانی یکی از دشمنان سرسخت حضرت مهدی علیه‏السلام است.
امیر مؤمنان علی علیه‏السلام در مورد جنایات وی به کوفیان فرمود: «بدا به حال کوفه! سفیانی چه جنایاتی در آنجا انجام می‏دهد! به حریم شما تجاوز می‏کند، کودکان را سر می‏برد و ناموس شما را هتک می‏کند.»(۱۳)
امام باقر علیه‏السلام درباره ویژگیهای این دشمن سرسخت حضرت مهدی علیه‏السلام فرمود: «اگر سفیانی را مشاهده کنی، در واقع پلیدترین مردم را دیده‏ای. وی دارای رنگی بور و سرخ و کبود است. هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده و مکه و مدینه را ندیده است.»(۱۴)
امام باقر علیه‏السلام می‏فرماید: «گویا من سفیانی (سرکرده دشمنان حضرت امام عصر علیه‏السلام ) را می‏بینم که در زمینهای سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده، ندا می‏دهد که هر کس سر یک تن از شیعیان علی علیه‏السلام را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست. در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله می‏کند و می‏گوید: این شخص از شیعیان است. او را می‏کشد و هزار درهم جایزه می‏گیرد.»(۱۵)
شیصبانی نیز یکی دیگر از سران جبهه باطل در عصر ظهور است. او از دشمنان کینه‏توز اهل بیت علیهم‏السلام و حضرت مهدی علیه‏السلام می‏باشد. ریشه‏اش به بنی‏عباس می‏رسد و شخصی بدکردار، شیطان صفت و گمنام است. امام باقر علیه‏السلام به جابر جعفی فرمود: «سفیانی خروج نمی‏کند، مگر آنکه قبل از او شیصبانی در سرزمین عراق خروج می‏کند. او همانند جوشیدن آب از زمین، یکباره پیدا می‏شود و فرستادگان شما را به قتل می‏رساند. بعد از آن در انتظار خروج سفیانی و ظهور قائم علیه‏السلام باشید.»(۱۶)
دجّال نیز فتنه‏گری کذّاب و فریبنده است که موجی از آشوب و فتنه به پا می‏کند و بسیاری را با دسیسه‏های شیطانی‏اش می‏فریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلی‏اش صیف بن عائد است. او ادّعای خدایی می‏کند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبی دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد می‏آیند.
امّا طبق مشیت الهی و سنت تغییرناپذیرش همچنان که در طول تاریخ همواره به اثبات رسیده است، اهل باطل همچون کف روی آب نابود شدنی هستند و حضرت مهدی علیه‏السلام نیز با غلبه بر سران کفر و فتنه و نفاق طومار زندگانی دشمنان فضیلت و کمال را درهم می‏پیچد و بساط عدل و داد و انسانیت را در روی زمین می‏گسترد.
________________________________________
۱. کمال الدین، ج ۱، ص ۳۳۰.
۲. همان.
۳. غیبت نعمانی، ص ۲۷۳.
۴. اسراء / ۵.
۵. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۲۸۱.
۶. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۵.
۷. همان، ص ۲۳۰.
۸. همان، ص ۳۵۴.
۹. کمال الدین، ص ۳۲۹.
۱۰. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۲۲.
۱۱. معجم احادیث المهدی علیه‏السلام ، ج ۱، ص ۵۰۱؛ المعجم الاوسط، ج ۵، ص ۳۳۴.
۱۲. توبه / ۳۲.
۱۳. یوم الخلاص، ص ۹۳.
۱۴. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۴.
۱۵. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵.
۱۶. غیبت نعمانی، ص ۳۰۲.


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۴:۵۸
http://img.tebyan.net/big/1387/11/1812011622181632749502312751222617314967.jpg

امام باقر علیه‏السلام از نگاه دانشمندان اهل سنّت


ابن حجر هَیْثَمی از متعصّبان اهل سنّت درباره امام باقر علیه‏السلام می‏نویسد:
«ابو جعفر محمّدٌ الباقر سُمِّی بذالک مِنْ بَقَرَ الاَْرضَ ای شَقَّها وَ آثارَ مُخْبَئاتِها وَ مَکامِنها فلذالک هُوَ اَظْهَرَ مِنْ مُخْبَئاتِ کُنُوزِ المعارِف و حقائق الاحکام ما لایخفی الاّ علی مُنْطَمِسِ الْبَصیره اَو فاسِدِ الطّویّه وَ مِنْ ثمّ قیل فیه هو باقِرُ العلم وَ جامعه و شاهِرُ علمِه وَ رافِعُهُ؛ لقب باقر برای ابو جعفر محمّد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنج‏های پنهان آن است، بدین جهت که او از گنج‏های پنهان معارف و حقایق احکام آن قدر آشکار ساخت که جز بر افراد بی‏بصیرت و دل‏های ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازنده‏ی علم خویش نامیده‏اند.
وی سپس به شخصیّت امام در بعد عرفان اشاره می‏کند و می‏گوید:
«و لَهُ من الرّسوخ فی مقامات العارفین ما یکلُّ عنه اَلْسِنَهُ الواصفین و له کلماتٌ کثیرهٌ فی السلوک و المعارف لا تَحتَمِلُها هذه الْعِجاله؛ و برای او از استواری و ثبات در مراحل سلوک عرفانی منزلتی است که وصف کنندگان از بیان آن عاجزند و در زمینه‏ی این سلوک و معارف دارای کلمات فراوانی است که فرصت، مجال طرح آن را نمی‏دهد.»[۱]
عبدالله عطاء مکّی از دانشمندان عصر امام می‏گوید: «هیچ گاه دانشمندان را از نظر علمی بدان سان که نزد امام محمد باقر علیه‏السلام بودند کوچک و حقیر نیافتم. دیدم حکم ابن عُتَیبَه را با همه‏ی زیادی علم و منزلتی که در نزد مردم داشت، در مقابل آن حضرت همانند کودکی بود که در مقابل معلّم خویش نشسته باشد.»[۲]
«جاحظ» دیگر دانشمند برجسته‏ی اهل سنّت آفاق زیبا و بلندای کلام حکیمانه‏ی امام باقر علیه‏السلام را این گونه ترسیم می‏کند: «قد جَمَع محمّد ابن علی ابن الحسین علیهم‏السلام صلاح حال الدّنیا بِحذافیرها فی کلمتین فقال: ,صلاح جمیع المعایش وَ التّعاشر مِلاُْ مکیال: ثلثان فِطْنَه و ثُلُثُه تغافلٌ،؛ محمّد ابن علیّ ابن الحسین مصلحت تمامی زندگی دنیا را در دو کلمه جمع نموده و فرموده است: ,صلاح همه‏ی زندگی‏ها و روابط و معاشرت «با دیگران» در پر نمودن پیمانه‏ای است که دو سوّم آن هوش و فراست و زیرکی و یک سوّم آن تغافل (و خود را به غفلت زدن در بعضی از امور) است.»،[۳](۱۷)
قتاده فقیه بصره به امام باقر علیه‏السلام گفت: «بخدا سوگند من در نزد فقیهان و ابن عبّاس نشسته‏ام امّا اضطراربی که در نزد شما دارم، در نزد هیچ یک از آنان نداشته‏ام.
فقال له ابو جعفر علیه‏السلام اَتَدْری این اَنت، انت بین یدی بیوتٍ اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها اسمه...؛
فرمود: آیا می‏دانی که در کدامین مکان قرار گرفته‏ای؟ تو اکنون در مقابل خانه‏هایی هستی که خداوند به رفعت و بلند مرتبه‏ای آن رخصت داده است و نام خدا در آن برده می‏شود و صبح و شام خدای را در آن خانه‏ها تسبیح می‏کنند و آنان مردانی هستند که تجارت و خرید و فروش آنان را از یاد خدا و اقامه‏ی نماز و پرداخت زکات باز نمی‏دارد.
تو در این گونه مکانی و ما دارای این خانه‏ها.»[۴]
نظیر همین سؤال را عکرمه دیگر دانشمند اهل سنّت از امام علیه‏السلام نمود و پاسخی نظیر پاسخ قتاده دریافت داشت.[۵]
فخر رازی از علمای اهل سنّت در تفسیر خود در بیان نظرهای مختلف راجع به معنای کوثر می‏نویسد:
«سومین نظر در معنای کوثر این است که منظور از آن، فرزندان پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است و این به آن جهت است که این سوره در ردّ کسانی نازل شده است که از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزند عیبجویی می‏کردند که در این صورت معنای آن این است که خداوند تو را فرزندان و نسلی عطا می‏کند که در طول تاریخ برقرار خواهند ماند. سپس می‏گوید: ,ببین که چقدر انسان‏ها از اهل بیت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به شهادت رسیده‏اند اما جهان همچنان شاهد رونق فزاینده‏ی آنان است. آن گاه بنگر که چه تعداد از بزرگان اندیشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا علیهم‏السلام و محمّد نفس زکیّه در میان آن‏ها جلوه‏گر شده است.»،[۶]
________________________________________
[۱] - الصّواعق المحرقه، ص ۲۰۱
[۲] - حلیه الاولیاء، ج ۳، ص ۱۸۶؛ ارشاد مفید، ص ۲۸۰، به نقل از بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۶ و تذکره الخواصّ، ص ۳۳۷ و البدایه والنّهایه «ابن کثیر»، ج ۹، ص ۳۱۱، به نقل از سیره‏ی پیشوایان، ص ۳۰۸
[۳] البیان و التّبیین، ج ۱، ص ۸۴، نقل از بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۹.
[۴] - بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۵۷
[۵] - همان، ص ۲۵۸.
[۶] ـ تفسیر فخر رازی، ج ۳۲، ص ۱۲۴.


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۵:۰۵
http://img.tebyan.net/big/1383/05/23389122079119248188010416911532119158204.jpg

کرامات امام باقر (علیه السلام)



حضرت ابو جعفر، محمد بن علی علیه السلام در سوم صفر سال ۵۷ هجری قمری در مدینه منوره متولد شد. پدر آن بزرگوار حضرت علی بن الحسین، امام سجاد علیه السلام و مادر گرامی‏اش فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است.

http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/akhbar/maghale/imam%20bagher%205.jpg
به این ترتیب آن حضرت از طرف پدر و مادرش هاشمی و علوی می‏باشد. امام باقر علیه السلام سه سال و شش ماه با جدش امام حسین علیه السلام و ۳۴ سال با پدرش امام زین العابدین علیه السلام زندگی کرده و ۱۹ سال و ده ماه نیز مدت امامت آن حجت الهی به طول انجامید.
پیشوای پنجم در دوران زندگی خویش با ۱۰ تن از خلفای ستمگر اموی (از معاویه ابن ابی سفیان تا هشام بن عبدالملک) معاصر بود و سال‏های امامت آن حضرت با ۵ تن از همین خلفاء مقارن شد.
این ۵ حاکم عبارتند از:
۱- ولید بن عبدالملک (متوفی ۹۶، ششمین خلیفه اموی)
۲- سلیمان بن عبدالملک (متوفی ۹۹)
۳- عمر بن عبدالعزیز (متوفی ۱۰۱)
۴- یزید بن عبدالملک (متوفی ۱۰۵)
۵- هشام بن عبدالملک (متوفی ۱۲۵)
امام باقر علیه السلام د ر دوره امامت‏خویش فرصت‏های مناسبی را برای گسترش فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، استحکام معارف شیعی و ترویج آن در میان اقشار مختلف مسلمانان به دست آورد.
در آن دوران حساس و بحرانی، امام پنجم نهضت فکری و فرهنگی گسترده‏ای را آغاز نمود و شاگردان مهمی را تربیت کرد. از مهم‏ترین شاگردان و یاران آن حضرت می‏توان به: زراره بن اعین، حمران بن اعین، حسن بن حسن بن حسن علیه السلام، زید بن علی بن الحسین علیهما السلام، سلیم بن قیس هلالی، جابر بن عبدالله انصاری، جابر بن یزید جعفی، بکیر بن اعین، ابان بن تغلب، فضیل بن سار، لیث‏بن بختری معروف به ابو بصیر، محمد بن مسلم ثقفی، ابو حمزه ثمالی و ... اشاره کرد. شیخ طوسی معروف‏ترین شخصیت نگار شیعی نام ۴۶۸ نفر از شاگردان امام باقر علیه السلام را فهرست کرده است.
حضرت باقر علیه السلام در روز دوشنبه، هفتم ذی الحجه سال ۱۱۴ ه . ق در سن ۵۷ سالگی به فرمان هشام بن عبدالملک، دهمین خلیفه بنی‏امیه مسموم و در مدینه به شهادت رسید و در کنار مرقد پدر گرامی‏اش حضرت سجاد علیه السلام در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
در مورد مقام و عظمت امام باقر علیه السلام به گفتاری حکیمانه از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بسنده می‏کنیم: آن حضرت روزی از امام باقر علیه السلام یاد کرده و به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: «انک ستدرک رجلا منی اسمه اسمی و شمائله شمائلی، یبقر العلم بقرا ای جابر! تو مردی از خاندان مرا درک خواهی کرد که همنام و هم شمایل من است. او سرچشمه‏های علم و دانش را می‏شکافد و به دیگران توضیح داده و تفسیر می‏کند.»
در این مجال برآنیم که گوشه‏ای از کرامات و فضائل آن یادگار نبوت و ستاره فروزان علم و تقوی را بیان کنیم.
کرامت و معجزه
کارهای خارق العاده‏ای که مقرون به دعوی نبوت باشد معجزه و بدون ادعای نبوت، کرامت نامیده می‏شود. بنابراین کرامت‏به کارهای خارق العاده‏ای اطلاق می‏شود که به وسیله بنده صالح خدا و بدون ادعا ظاهر می‏شود و دلیل و برهانی الهی است که با اذن خداوند بر عموم مردم یا بعضی از خواص ظاهر می‏شود و توسط آن، مقام امامت اثبات شده و در دل‏ها استقرار یافته و اندیشه‏ها و نقشه‏های مخالفین و منکرین تحت الشعاع قرار گرفته و حجت الهی بر مردم شناخته می‏شود.
چنانکه خداوند فرموده است: «لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینه‏»«تا آن‏ها که هلاک [و گمراه می‏شوند، از روی اتمام حجت‏باشد; و آن‏ها که زنده [و هدایت] می‏شوند از روی دلیل روشن باشد.»
البته در اصطلاح حدیث‏به کارهای خارق العاده ائمه علیهم السلام معجزه نیز گفته می‏شود. ابوبصیر در این رابطه می‏گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: «لای عله اعطی الله عزوجل انبیاءه و رسله واعطاکم المعجزه فقال: لیکون دلیلا علی صدق من اتی به والمعجزه علامه لله لایعطیها الا انبیاءه و رسله و حججه لیعرف به صدق الصادق من کذب الکاذب به چه علتی خداوند بزرگ پیامبران، رسولان و شما را معجزه عطا کرده است؟ امام علیه السلام فرمود: تا اینکه دلیل روشنی برای راستگویی باشد. معجزه نشانه‏ای از سوی پروردگار جهانیان است و آن را به غیر از پیامبران و رسولان و امامان عطا نمی‏کند و این به خاطر آن است که راستی راستگو از دروغ دروغگو شناخته شود.»
از این رو امور خارق العاده‏ای که توسط ائمه علیهم السلام انجام می‏شود گاهی به عنوان معجزه و گاهی به عنوان کرامت مطرح می‏شود و دلیلی قاطع برای حقانیت ائمه اطهار علیهم السلام است.
در قرآن از معجزه به نام آیت‏یاد می‏شود. آیت‏به معنی نشانه است و چون معجزه نشانه راستگویی پیامبر و امام می‏باشد، آن را آیت می‏نامند و چون این امور خارق العاده ناتوانی دیگران را آشکار می‏کند، بر آن معجز یا معجزه اطلاق می‏شود.
استاد مطهری رحمه الله در مورد فرق معجزه و کرامت می‏گوید: «معجزه یعنی بینه و آیت الهی که برای اثبات یک ماموریت الهی صورت می‏گیرد و به اصطلاح، مقرون به تحدی است، منظوری الهی از او در کار است. این است که محدود به شرایط خاصی، است اما کرامت‏یک امر خارق العاده است که صرفا اثر قوت روحی و قداست نفسانی یک انسان کامل یا نیمه کامل است و برای اثبات منظور الهی خاصی نیست. این چنین امری فراوان رخ می‏دهد و حتی می‏توان گفت: یک امر عادی است و مشروط به شرطی نیست. معجزه زبان خداست که شخصی را تایید می‏کند، ولی کرامت چنین زبانی نیست.»
ممکن است گفته شود: کارهای خارق العاده ائمه اطهار علیهم السلام، دو قسم است. گاهی در مقام اثبات حقانیت‏خویش در برابر مخالفین بوده‏اند و گاهی در مقام تقویت ایمان در قلوب مؤمنین. می‏توان بر اولی نام معجزه گذاشت و دومی را کرامت نامید.
دانشمندان بزرگ امامیه همچون قطب الدین راوندی در الخرائج و الجرائح و شیخ حر عاملی در اثبات الهداه و سید هاشم بحرانی در مدینه المعاجز و مقدس اردبیلی در حدیقه الشیعه و... بر تمام کارهای خارق العاده‏ای که توسط ائمه اطهار انجام شده است، نام معجزه را اطلاق کرده‏اند. البته در بعضی از کتاب‏ها نیز این امور با عنوان کرامت مطرح شده است.
در هر صورت این دو لفظ در مورد ائمه اطهار علیهم السلام گاهی مترادف و زمانی مختلف استعمال شده است. بعد از توضیح کوتاهی در مورد معنی معجزه و کرامت، به نمونه‏هایی از معجزات و کرامات امام باقر علیه السلام می‏پردازیم.
خبر از حکومت‏بنی‏عباس
امام باقر علیه السلام سال‏ها قبل از روی کار آمدن بنی‏عباس، خبر خلافت آنان و چگونگی آن را به منصور دوانقی داد.
ابو بصیر واقعه را چنین گزارش می‏کند: در حضور امام باقر علیه السلام در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودیم و این در روزهایی بود که حضرت سجاد علیه السلام تازه به شهادت رسیده و قبل از زمانی بود که حکومت‏به دست فرزندان عباس بیفتد.
در این هنگام دوانیقی و داود بن سلیمان به مسجد داخل شدند. با دیدن حضرت باقر علیه السلام، داود تنها به نزد امام باقر علیه السلام آمد، آن حضرت از او پرسید: چرا دوانیقی این جا نیامد؟ داود گفت: او جفا می‏کند و سخت تنگدست و پریشان است.
امام باقر علیه السلام فرمود: روزها می‏گذرد تا آن گاه که وی بر مردم حکومت می‏کند. او بر گرده مردم سوار می‏شود و شرق و غرب این دیار را تصاحب می‏کند و طول عمر نیز خواهد داشت.او آن چنان گنجینه‏ها را از اموال انباشته می‏کند که قبل از او کسی چنین نکرده است. داود بن سلیمان این خبر را به منصور دوانیقی رسانید. دوانیقی با دستپاچگی تمام به نزد امام آمد و عرضه داشت: جلال و عظمت‏شما مانع شد که در محضر شما بنشینیم! و بعد با اشتیاق تمام از امام باقر علیه السلام پرسید: این چه خبری است که داود به من داد؟
امام باقر علیه السلام، فرمود: آنچه گفتیم پیش خواهد آمد.
دوانیقی: آیا حکومت ما پیش از حکومت‏شماست؟
امام علیه السلام: بلی.
دوانیقی: آیا پس از من یکی دیگر از فرزندانم حکومت می‏کند؟
امام علیه السلام: بلی.
دوانیقی: آیا مدت حکومت‏بنی‏امیه بیشتر است‏یا مدت حکومت ما؟
امام علیه السلام: مدت حکومت‏شما. امام باقر علیه السلام در ادامه فرمود: فرزندان شما این حکومت را به دست می‏گیرند و چنان با حکومت‏بازی می‏کنند که بچه‏ها با توپ بازی می‏کنند. این خبری است که پدرم به من داده است.
هنگامی که منصور دوانیقی به حکومت رسید از پیشگویی امام باقر علیه السلام در شگفت ماند.
شفای نابینا
ابوبصیر از شاگردان برجسته امام باقر علیه السلام بود. او از بینایی محروم بود و از این جهت‏شدیدا رنج می‏برد. روزی به حضور امام باقر علیه السلام شتافته و از آن حضرت پرسید: آیا شما وارث پیامبر هستید؟
امام: بلی.
- آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله وارث تمام پیامبران و وارث علوم و دانش‏های آنان بود؟
امام: بلی.
- شما می‏توانید مرده را زنده کنید و کور مادرزاد را معالجه نمایید و از آنچه که مردم در خانه‏هایشان می‏خورند، خبر دهید؟
امام: بلی. ما همه این‏ها را به اذن خداوند انجام می‏دهیم.
او می‏گوید: در این هنگام امام باقر علیه السلام فرمود: ای ابابصیر! نزدیک بیا. من نزدیک حضرت رفتم. آن حضرت با دست مبارک خود روی چشمان مرا مسح نمود. در این حال من خورشید و آسمان و زمین و خانه‏ها و هرچه در شهر بود همه را دیدم.
آن گاه به من فرمود: آیا می‏خواهی که این چنین باشی و در روز قیامت‏حساب تو مانند بقیه مردم باشد و خداوند هرچه را اراده فرمود، همان شود یا می‏خواهی به حال اول برگردی و بدون حساب به بهشت‏بروی؟! ابوبصیر گفت: می‏خواهم به حال اول برگردم.
پیشوای پنجم بار دیگر دست‏بر چشمان ابوبصیر کشید و چشمان او به حال اول برگشت.


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif
ادامه دارد .....

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۵:۰۷
http://img.tebyan.net/big/1387/09/875103132372153234121271341711744518216.jpg


سیری در ملکوت
جابر بن یزید جعفی می‏گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: مراد از ملکوت آسمان و زمین که به حضرت ابراهیم خلیل الله علیه السلام، ارائه نمودند چیست؟ همان واقعه‏ای که خداوند متعال در قرآن شریف آن را یادآور شده و می‏فرماید: «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات والارض‏» «و این چنین ملکوت آسمان‏ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم.» پس دیدم که دست مبارک خود را به جانب آسمان برداشت و به من فرمود: نگاه کن تا چه می‏بینی؟ من نوری دیدم که از دست آن حضرت به آسمان متصل شده بود، چنانکه چشم‏ها خیره می‏شد. آنگاه به من فرمود: ابراهیم علیه السلام ملکوت آسمان و زمین را چنین دید. امام باقر علیه السلام در این لحظه دست مرا گرفته و به درون خانه برد. لباس خود را عوض کرده و فرمود: چشم برهم بگذار! بعد از لحظاتی گفت: می‏دانی در کجا هستیم؟ گفتم: خیر. فرمود: در آن ظلماتی هستیم که ذوالقرنین به آن جا گذر کرده بود. گفتم: اجازه می‏دهید که چشم‏هایم را باز کنم. فرمود: باز کن اما هیچ نخواهی دید. چون چشم گشودم در چنان تاریکی بودم که زیر پایم را نمی‏دیدم.
اندکی رفتیم باز هم فرمود: جابر! می‏دانی در کجائی؟ گفتم: خیر. امام فرمود: بر سر چشمه‏ای که خضر از آن آب حیات خورده بود، قرار داری.
آن حضرت همچنان مرا از عالمی به عالم دیگر می‏برد تا به پنج عالم رسیدیم. فرمود: ابراهیم علیه السلام ملکوت آسمان‏ها را این چنین [که تو ملکوت زمین] را دیدی مشاهده کرد. ... او ملکوت آسمان‏ها را دید که دوازده عالم است و هر امامی که از ما از دنیا برود، در یکی از این عالم‏ها ساکن می‏شود تا آنکه وقت ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله فرا رسد. امام باقر علیه السلام دوباره فرمود: چشم بر هم بگذار و بعد از لحظه‏ای فرمود: چشم بگشا! چون چشم گشودم خود را در خانه آن حضرت دیدم. آن بزرگوار لباس قبلی خود را پوشید و به مجلس قبلی برگشتیم. من عرض کردم: فدایت‏شوم چه قدر از روز گذشته؟ فرمود: سه ساعت.
در اندیشه یاران
پرورش یافتگان مکتب امام باقر علیه السلام آن چنان هوشمندانه عمل می‏کردند که هر کدام در هر منطقه‏ای که حضور داشتند، تمام مخالفین و دشمنان اسلام و اهل بیت علیهم السلام از نفوذ و عظمت آنان در هراس بودند. آنان با فعالیت‏های فرهنگی و سیاسی خود طرح‏ها و نقشه‏های شیطانی حکومت‏های ستمگر را افشا نموده و با سخنان روشنگرانه، حقانیت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله را به گوش مردم می‏رساندند. این فعالیت‏ها آنچنان مؤثر بود که طاغوت‏های زمان، وجود آنان را تحمل نکرده و دستور قتلشان را صادر می‏کردند.
امام باقر علیه السلام در این میان از راه‏های مختلفی به یاران خویش کمک نموده و در حفظ جان آنان می‏کوشید. داستان زیر در عین اینکه یکی از کرامت‏های مهم حضرت به شمار می‏رود از شیوه‏های مختلف آن حضرت در یاری رساندن به دوستانش نیز حکایت دارد:
جابر جعفی یکی از مهم‏ترین یاران و شاگردان امام باقر علیه السلام است. او ۱۸ سال در مدینه از محضر امام باقر علیه السلام بهره برد و هزاران حدیث نورانی را در سینه خود جای داده بود. وی داستانی شنیدنی دارد که در این جا می‏خوانیم:
نعمان بن بشیر در سفر به مدینه جابر را همراهی می‏نمود. او می‏گوید: هنگامی که به شهر رسیدیم مستقیما به زیارت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدیم. موقع برگشت، وی با خوشحالی تمام از امام علیه السلام خداحافظی کرده و با هم به سوی عراق رهسپار شدیم. روز جمعه بود که به نزدیک چاه «اخیرجه‏» رسیدیم. در آن جا نماز ظهر را خوانده و بعد از اندکی استراحت‏به راه افتادیم. در این هنگام ناگاه مرد بلند قامت و گندمگونی نزد جابر آمد و نامه‏ای به او داد. جابر آن را گرفت و بوسید و بر چشمانش نهاد. در آن نامه نوشته شده بود: «از جانب محمد بن علی به سوی جابر بن یزید.» جای مهر در آن نامه تر و تازه بود، به همین جهت، جابر به آن مرد بلندقامت گفت: از پیش امام باقر علیه السلام چه ساعتی حرکت کرده‏ای؟
مرد ناشناس : همین لحظه!
جابر: قبل از نماز یا بعد از نماز؟
مرد ناشناس: بعد از نماز.
جابر به خواندن نامه مشغول شد، اما با خواندن آن هر لحظه چهره‏اش دگرگون می‏شد و نشانه‏های ناراحتی در رخسارش نمایان می‏گردید، تا اینکه به آخر نامه رسید، او نامه را با خود داشت و ما همچنان به حرکت‏خود ادامه دادیم. از وقتی که جابر نامه را خوانده بود دیگر او را شادمان ندیدم تا اینکه شب به کوفه رسیدیم و من در منزل خود به استراحت پرداختم.
چون صبح شد، به خاطر احترام و بزرگداشت جابر به نزدش رفتم. با شگفتی تمام دیدم از خانه‏اش بیرون آمده و به سوی من می‏آید اما مانند کودکان تعدادی مهره استخوانی و قاب که با آن بازی می‏کنند به گردن انداخته و بر یک چوب نی سوار شده و دیوانه‏وار می‏گوید:
اجد منصور بن جمهور
امیرا غیر مامور
«منصور بن جمهور را فرماندهی می‏بینم که فرمانبردار نیست.»
و اشعاری از این قبیل می‏خواند. او به من نگاه کرد و من هم به او. او به من چیزی نگفت و من هم با او حرفی نزدم. هنگامی که این شاگرد بزرگ امام باقر و دانشمند برجسته را در چنین حالی دیدم، دلم به حالش سوخت و گریه کردم. کودکان و سایر مردم به اطراف ما جمع شدند. جابر به همراه کودکان جست و خیز می‏کرد و به میدان بزرگ کوفه (رحبه) آمد. مردم به همدیگر می‏گفتند:
«جن جابر; جابر دیوانه شده است.»
به خدا سوگند چند روزی نگذشت که از جانب هشام بن عبدالملک نامه‏ای به والی کوفه رسید. او در آن نامه به حاکم کوفه دستور داده بود که: «مردی در کوفه به نام جابر بن یزید جعفی است، او را یافته و گردنش را بزن و سرش را نزد ما بفرست.» حاکم کوفه بعد از خواندن نامه متوجه اهل مجلس شد و گفت: جابر بن یزید جعفی کیست؟ گفتند: خدا تو را اصلاح کند. او مردی دانشمند و فاضل و محدث بود که بعد از انجام مراسم حج و برگشتن از خانه خدا دیوانه شد و هم اکنون روزها در میدان بزرگ شهر بر نی سوار شده و با کودکان بازی می‏کند.
حاکم به اتفاق جمعی آمد و از بالای بلندی، میدان را نگریست. او را دید که بر نی سوار است و به همراه بچه‏ها بازی می‏کند. گفت: «خدا را شکر که مرا از کشتن او بازداشت!» نعمان بن بشیر در ادامه می‏گوید: از این ماجرا چندی نگذشته بود که منصور بن جمهور وارد کوفه شد و گفته‏های جابر به حقیقت پیوست.
جنیان در حضور امام باقر علیه السلام
امامان معصوم علیهم السلام حجت‏های خدایی و پیشوایان هدایت و چراغ‏های فروزان در تاریکی‏ها برای تمام اهل دنیا و آخرت هستند. همچنانکه در زیارت جامعه کبیره می‏خوانیم: «السلام علی ائمه الهدی، و مصابیح الدجی، و اعلام التقی و ذوی النهی و اولی الحجی، و کهف الوری، و ورثه الانبیاء، والمثل الاعلی، والدعوه الحسنی و حجج الله علی اهل الدنیا والاخره والاولی سلام بر امامان هدایت و چراغ‏های شب تار و پرچم‏های تقوی و صاحبان خرد و دارندگان عقل و پناه مردم و وارثان پیغمبران و مثل اعلا [ی الهی] و [صاحب] دعوت نیکوتر و حجت‏های الهی بر اهل دنیا و آخرت و اولی.»
بر این اساس امامان معصوم علیهم السلام برای تمام اهل دنیا از جن و انس و تمام گروه‏ها و ملت‏های جهان، حجت الهی و رهبر حقیقی شمرده می‏شوند.
همچنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله بر جن و انس مبعوث شده بود و در آیات ۲۹ تا ۳۱ سوره احقاف این نکته بیان گردیده است، اوصیای او نیز چنین بودند.
با توجه به این نکات فشرده، در این رابطه ۲ داستان زیر را می‏خوانیم:
الف) سعد اسکاف می‏گوید: روزی با حضرت باقر علیه السلام کار ضروری داشتم. به صحن منزل آن حضرت وارد شده و خواستم به داخل اتاق بروم. امام فرمود: «عجله نکن!» من در حیاط منزل امام علیه السلام مدتی جلو آفتاب ماندم... تا اینکه بعد از مدتی با کمال شگفتی دیدم که اشخاصی از اتاق خارج شده و به سوی من آمدند. آنان از کثرت عبادت لاغر شده بودند. به خدا سوگند! سیمای زیبا و معنوی آنان مرا آن چنان شیفته نمود که وضع خود را (ناراحتی در هوای گرم) فراموش کردم. وقتی به محضر حضرت مشرف شدم به من فرمود: «گویا تو را ناراحت کردم.» عرض کردم: آری! به خدا قسم من وضع خود را فراموش کردم. اشخاصی از نزد من گذشتند که همه یکنواخت‏بودند و من مردمی خوش قیافه‏تر از این‏ها ندیده بودم.
فرمود: ای سعد! آن‏ها را دیدی؟ گفتم: آری. فرمود: ایشان برادران تو از طایفه جن هستند. عرض کردم: خدمت‏شما می‏آیند؟ فرمود: آری می‏آیند و مسائل دینی و حلال و حرام خود را از ما می‏پرسند.
ب) ابو حمزه ثمالی می‏گوید: روزی جهت‏شرفیابی به حضور امام باقر علیه السلام اجازه خواستم، گفتند: عده‏ای خدمت آن حضرت هستند. به همین جهت اندکی صبر کردم تا آن‏ها خارج شوند. پس کسانی خارج شدند که آن‏ها را نمی‏شناختم و به نظرم غریب و ناآشنا می‏آمدند. اجازه شرفیابی گرفتم، داخل شدم و به حضرت عرض کردم: فدایت‏شوم، الآن زمان حکومت‏بنی امیه است و از شمشیرهای آن‏ها خون می‏چکد. (یعنی ورود افراد ناشناس برای شما خطر آفرین است). امام فرمود: ای ابا حمزه! اینان گروهی از شیعیان از طایفه جن بودند و آمده بودند تا از مسائل دینی خود سؤال کنند. آیا نمی‏دانی که امام حجت‏خداوند برجن و انس می‏باشد؟
سیمای حقیقت
ابوبصیر از دوستان روشن دل اما باقر علیه السلام در یکی از سال‏ها در مراسم حج‏به همراه آن امام طواف می‏کرد. او می‏گوید: از زیادی صداها و تکبیرهای حجاج به شگفت آمدم و به امام عرضه داشتم: «ما اکثر الحجیج و اکثر الضجیج چه قدر حاجی زیاد شده است و سر و صداها چه قدر بیشتر شده.»
در این موقع امام علیه السلام فرمود: «یا ابا بصیر! ما اقل الحجیج و اکثر الضجیج; ای ابابصیر! چه قدر حاجی کم است اما سر و صدا زیاد است.» آیا می‏خواهی راستی گفته‏ام را ثابت کنم و خودت با چشم خویش حقیقت گفتار مرا ببینی؟
عرض کردم: چه طور ممکن است ای مولای من؟!
فرمود: «جلوتر بیا!» من به امام باقر علیه السلام نزدیک شدم. دست مبارک را بر چشم‏هایم کشید و چند جمله دعا کرد. در این حال من بینایی خود را باز یافتم. امام باقر علیه السلام فرمود: ای ابا بصیر! حالا به حاجیان طواف کننده بنگر. هنگامی که به جمعیت نگاه کردم، بسیاری از مردم را به صورت میمون و خوک‏هایی دیدم که در گرد کعبه در حالت‏حرکت‏بودند و افراد با ایمان و حاجیان حقیقی در میان آنان مانند نوری در ظلمات می‏درخشیدند. عرض کردم: «ای مولای من! درست فرمودی و حقیقت گفتار شما بر من ثابت‏شد، «ما اقل الحجیج و اکثر الضجیج; چه قدر حاجی کم و سر و صدا زیاد است.» آن گاه حضرت لب‏های مبارک را به حرکت در آورد و با خواندن دعائی، چشم‏های من به حالت اول برگشت.


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۵:۱۲
http://img.tebyan.net/big/1387/11/1812011622181632749502312751222617314967.jpg


فروش دین به دنیا
در موارد متعددی از قرآن به آیاتی برمی خوریم که یهود را به پیروی از قرآن فرا می خواند، در یکی از این آیات می خوانیم: «به آنچه نازل کرده ام (قرآن) ایمان آورید که تأیید و تصدیق کننده کتابی است که شما با آن سروکار دارید (توارت) و نخستین کافر به آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید و تنها در برابر من تقوا پیشه سازید.»(۳)
امام باقر علیه السلام در مورد شأن نزول آیه فوق می فرماید:
برای حُیّی بن اخطب و کعب بن اشرف و گروهی دیگر از عالمان یهود، هر ساله مجلس میهمانی بسیار مجللی از طرف یهودیان ترتیب داده می شد. این افراد راضی نبودند، با تصدیق و تأیید قرآن، آن منافع را از دست بدهند. به همین جهت تورات را تحریف کرده، آیاتی از آن را، که در زمینه اوصاف پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود، به بهای ناچیز (مجالس و یا پولهایی که به جیب آنها سرازیر می شد) فروختند.(۴)


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۵:۱۴
http://www.iricap.com/images/other/EMAM-BAGHER.jpg



لقب باقر برای امام پنجم (علیه السلام)



در فصول المهمه آمده است: آن حضرت را بدین لقب (باقر) می‏خواندند زیرا علوم را می‏شکافت و باز می‏کرد.در صحاح آمده است: «تبقر، یعنی توسع در علم» .
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/akhbar/maghale/imam%20bagher%203.jpg
و در قاموس گفته شده است : محمد بن علی بن حسین را باقر می‏خواندند چون در علم تبحر داشت.در لسان العرب نیز ذکر شده است: آن حضرت را باقر می‏خواندند چرا که علم را می‏شکافت و به اصل آن پی می‏برد و فروع علم را از آن استنباط می‏کرد و دامنه علوم را می‏شکافت و وسعت می‏داد.ابن حجر در صواعق می‏نویسد: «او را باقر می‏خواندند و این کلمه از «بقر الارض» اخذ شده است، یعنی آنکه زمین را می‏شکافد و مکنونات آن را آشکار می‏کند.زیرا او نیز گنجینه‏های نهانی معارف و حقایق احکام و حکمتها و لطایف را که جز از دید کوته نظران و ناپاکان پنهان نبود، آشکار می‏کرد.» از این رو درباره وی گفته می‏شد که آن حضرت شکافنده علم و جامع آن و نیز آشکار کننده و بالا برنده علم و دانش است.در تذکره الخواص نیز آمده است: او را باقر لقب داده بودند زیرا در اثر سجده‏های فراوان، پیشانی‏اش شکاف برداشته بود.برخی هم گویند چون آن حضرت از دانش بسیار برخوردار بود او را باقر می‏خواندند.آنگاه به نقل سخن جوهری در صحاح می‏پردازد.
شیخ صدوق در علل الشرایع به نقل از عمرو بن شمر آورده است: از حابر جعفی پرسیدم چرا به امام پنجم، باقر می‏گفتند؟ گفت: «چون علم را می‏شکافت و اسرار آن را آشکار می‏کرد» .در مناقب ابن شهر آشوب نوشته شده است: گفته‏اند برای هیچ یک از فرزندان حسن و حسین (ع) این اندازه از علوم، از قبیل تفسیر و کلام و فتوا و احکام و حلال و حرام فراهم نشد که برای امام باقر (ع) .محمد بن مسلم نقل کرده است که از آن حضرت سی هزار حدیث پرسش کردم.
چرا لقب باقر(ع) فقط برای او؟
مطلبی که لازم است بدان بپردازیم، این است که چگونه امام پنجم علیه‏السلام به باقر لقب یافت با این که همه‏ی معصومین شکافنده‏ی دانش و علم بوده‏اند؟
برای بررسی و تحلیل آن لازم است که به موقعیّت و زمان ویژه‏ی امام باقر علیه‏السلام توجّه نمائیم.
بعد از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حوادث تلخ و ناگواری برای جهان اسلام و اهل بیت علیهم‏السلام پیش آمد که موجب شد امام علی علیه‏السلام به مدّت بیست و پنج سال خانه نشین گردد و مردم نتوانند از دانش آن امام بهره‏ی لازم را ببرند. در دوره‏ی پنج ساله‏ی حکومت آن حضرت ناکثان (عهدشکنان)، قاسطین (معاویه و اصحاب او) و مارقین (خوارج نهروان) نیز با جنگ‏های خود فرصت تعلیم گسترده را از آن امام سلب نمودند.
امام مجتبی علیه‏السلام نیز پس از دوره‏ی حکومت کوتاه خود، همین مشکلات و تنگناها را داشته و خفقان حاکم اموی و تبلیغات مسموم آنان راه‏های روی آوری مردم بسوی آن حضرت را سد نموده بود. این خفقان در دوران امام حسین علیه‏السلام به اوج خویش رسید. به طوری که هر گونه امکان تبلیغ و بیان فروعات احکام را از ابی عبداللّه علیه‏السلام سلب نمودند.
اگر روایات فقهی را مورد مطالعه و دقّت قرار دهیم مشاهده می‏کنیم که روایات امام حسین علیه‏السلام در این زمینه اندک است، تازه همان روایات نیز از طریق فرزندان معصومش علیهم‏السلام به ما رسیده است.
این خفقان در کربلا به اوج خود رسید و پس از شهادت آن حضرت تا پایان عمر امام زین العابدین علیه‏السلام نیز سایه سنگین و شوم استبداد بر امّت اسلامی گسترده بود امّا در زمان امام باقر علیه‏السلام وضعیّت به گونه‏ای دیگر شده بود. از یک سو فرقه‏های مختلف و مکتب‏های گوناگون سؤالات زیادی را در ذهن‏ها پدیدار ساخته بود که جواب و تحقیق درباره‏ی آن را دنبال می‏کردند که مناظرات امام علیه‏السلام گواه آن است و از سویی دیگر مظلومیّت اهل بیت علیهم‏السلام برای جامعه‏ی اسلامی به صورت روشن‏تری پدیدار شده بود و موجب توجّه و جذب دل‏های مستعدّ بسوی آن بزرگواران شده بود و این در حالی بود که ضعف حکومت اموی و قیام‏های مختلفی که در مملکت اسلامی علیه آنان انجام می‏گرفت فرصت پرداختن و ایجاد حسّاسیّت نسبت به اهل بیت را از آنان گرفته بود.
در این زمان بود که امام باقر علیه‏السلام در صحنه‏ی علمی ظهور یافت و علوم دینی و الهی را فرا راه حقّ جویان قرارداد و با تبیین درست و اصیل دیدگاه دین، جلوه‏ی زیبایی از دانش و آگاهی و معرفت را ترسیم نمود و انسان‏های دور افتاده از ساحل را به آب‏های زلال حقیقت رهنمون شد. او بار دیگر اعجاز علمی نسل کوثر را متجلّی ساخت و گل‏واژه‏های علم و آگاهی را از بوستان قرآن و سنّت به دل‏های حق‏جو هدیه نموده تا همچنان به عنوان باقرالعلوم آل محمّد بر تارک قرون و اعصار هرچه شکوهمندتر بدرخشد[۱].
________________________________________
[۱]عباس کوثری


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۵:۱۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__13_.jpg
هوای گریه دارم؛
بگذار فرو شکنم،
بگذار کاروان دل را در این غربتِ جانکاه،
همراه سازم با اشک و نغمه‏های سوزناکم را در گوشِ افلاکیان بخوانم.
به هر سو می‏نگرم، آخرین روزشمار خاموشی شمع است و پروانگان، در حالِ طوافند.
آقاجان! تازه چشم‏هایم تو را باور کرده بودند؛
چشم‏هایِ نابینایی که جز جمالِ دل‏آرای تو، هیچ نمی‏دید.
پیشوای پنجم! شمع‏ها را به یادِ تو هر غروب روشن می‏کردم و گُل‏ها را سحر به عشق تو آب می‏دادم.
ای زیباترین واژه‏ی من! آمدی و پرده‏ی نادانی را کنار زدی و اینک با رفتنت، مرا در غم نشاندی.
بی تو، پرنده‏ها نمی‏خوانند و نسترن‏ها به طراوت نمی‏نشینند. بی‏تو، دریاها توفانی‏ترین لحظات را سپری می‏کنند و موج‏ها بهانه‏ای برای رقصیدن ندارند.
ای امام مظلوم وای پیشوایِ معصوم!
در این فضایِ تیره،
روحِ پر اندوهم را، امیدوارانه راهی حریم پاکت نموده‏ام؛ تا شاید در این لحظات،
پیوندِ دست‏های متبرکت را با نور به نظاره بنشینم. مرا لبریز از صفا کن، که صفای نورانی‏ات،
هرگز از خاطرم نمی‏رود. تو امشب به خوابِ ابدی می‏روی، شهادت را بوسه می‏زنی، در آغوش می‏فشاری؛ بگذار گریه کنم، بگذار بغضم را بشکنم و در دلتنگ‏ترین لحظه‏ام بگریم! پروانه‏ی دلم را آورده‏ام تا به دور شمعِ جمالت بسوزانم و گُل امیدم را با تو زیباتر نمایم؛ ای فانوس شب‏های ظلمانی!
رفتنت چه دلگیر بود! تو همواره زنده‏ای؛ مگر می‏شود خورشید بمیرد!
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__31_.jpg

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۵:۲۴
http://img.tebyan.net/big/1387/11/61120156214174381161548718465481003730171.jpg

از تبار نور


دیگر بار چشمه سار کوثر محمد صلی الله علیه و آله در جویباران فضیلت و عفاف به یکدیگر رسیدند تا مرجان‏های معرفت و مرواریدهای درخشان امامت را به چشمان منتظر و دل‏های آرزومند هدیه کنند. امام حسین علیه السلام جشنی شکوهمند و معنوی را تدارک دیده تا شاهد پیوند زیبا و مقدّس فاطمه دختر برادرش امام مجتبی علیه السلام و زیباترین روح پرستنده؛ یعنی، فرزندش علیّ باشد.
خدایا، این نام‏ها چقدر برای اهل بیت عصمت زیبا و خاطره آفرین است! فاطمه همنام مامشان زهرا علیهماالسلام که همواره خاطره‏های مهر و عفاف و عصمت را در یادها زنده می‏کند و نام علی همان که سجّاد آل محمّد علیهم‏السلام فرمود از شدّت علاقه‏ای که پدرم به امام علی علیه السلام داشت همواره برای فرزندانش نام علی را بر می‏گزید.(۱)
حریف مجلس ما خود همیشه دل می‏برد علی الخصوص که پیرایه‏ای بر او بستند
و این خود فرهنگی زیبا و عشقی متعالی بود که همچنان خاندان فاطمه علیها السلام با آن زندگی می‏کردند و با نسیم و عطر دل انگیز این نام، خود را شادابی و معنویّت می‏بخشیدند که حدیث فاطمیّات نیز جلوه‏ای از همین فرهنگ و عظمت را فرا راه دیدگان قرار می‏دهد. پنج نفر از راویان حدیث به نام فاطمه است که هر یک از عمّه‏های خویش آن را روایت می‏کنند. فاطمه دختر امام موسی ابن جعفر علیهماالسلام از فاطمه دختر امام صادق علیه‏السلام از فاطمه دختر امام باقر علیه‏السلام از فاطمه دختر امام سجّاد علیه‏السلام از فاطمه دختر امام حسین علیه‏السلام و او از امّ کلثوم دختر فاطمه‏ی زهرا علیهاالسلام و او از مادرش فاطمه‏ی زهرا علیهاالسلام که فرمود: «آیا فراموش نمودید سخن پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را در روز غدیر خم که فرمود:,هر کس من مولای اویم علی مولای اوست.»،(۲)
صادق علیه‏السلام درباره‏اش می‏فرماید:
«کانت صدّیقهً لم تُدْرَک فی آل الحسن اِمْرَاَهٌ مثلُها؛ او بسیار راستگو بود که در خاندان امام مجتبی هیچ زنی به همتایی او نمی‏رسید.»(۳) او در سایه سار نخل بالنده‏ی امامت به مقامی رسیده که امام باقر علیه‏السلام می‏فرماید:
«روزی مادرم در زیر دیواری نشسته بود که ناگاه صدایی از دیوار برخاست و از جا کنده شد. در حال فرود آمدن بود که مادرم با دست خود به دیوار اشاره نمود و فرمود: «لا وَ حقِّ المصطفی ما اَذِن اللّه لک فی السّقوط فَبَقِیَ مُعَلّقا فی الجوّ؛ سوگند به حق مصطفی تو نباید فرود آیی که حق تعالی تو را به افتادن رخصت نمی‏دهد پس آن دیوار در فضا معلّق باقی ماند، تا مادرم از آن جا بگذشت.»(۴)
می‏گیرد.
نوه‏ی امام علی ابن ابی‏طالب علیه‏السلام ، دختر امام حسن، عروس عمویش امام حسین، همسر امام زین العابدین، و مادر امام محمد باقر علیه‏السلام عظمت و نوری که فقط بیانگر آن این کلام الهی است که فرمود: «فتبارک اللّه احسن الخالقین»(۵)
بخشید.


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif
ادامه دارد ....

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۵:۲۷
http://www.sibtayn.com/swf/gallery/images/monasebat/shahadat/bagher/pic3/pic7.jpg


«باقِر آل محمّد صلی ‏الله‏علیه‏و‏آله »
نشانه‏های صدق بشارت پیامبر گرامی اسلام صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله ظهور یافته و لحظه‏های دیدار جابر با امام باقر علیه‏السلام نزدیک شده او مشتاق است تا شاهد اعجاز عینی و خارجی سوره‏ی کوثر باشد زیرا پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از پیش به جابر ابن عبداللّه انصاری بشارت داده بود که تو زنده میمانی و فرزندی از من را ملاقات خواهی نمود که همنام من است و سیمایش همانند سیمای من و به صورتی عمیق و شگفت علم را می‏شکافد و از او خواسته بود که سلامش را به او برساند. لحظه‏ی موعود فرا می‏رسد. در یکی از کوچه‏های مدینه به او برخورد می‏کند. در او به دقّت می‏نگرد و می‏گوید: «این همان سیمای رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است.» بر سرش بوسه می‏زند و می‏گوید: «پدر و مادرم فدایت، جدّت رسول گرامی اسلام به تو سلام رسانده است.»
حضرت پاسخ می‏دهد که بر رسول گرامی اسلام سلام باد. پس از آن بود که جابر به دیدار حضرت می‏شتافت و شاید رمز و راز بعضی از اختلافاتی که در روایات مرتبط با آن دیده می‏شود، به خاطر همین دیدارهای مختلف است.
سلیمان ابن ابراهیم قنْدوزی از دانشمندان اهل سنّت در کتاب خود «ینابیع المودّه» فصلی را در بیان نام‏های ائمه‏ی دوازده‏گانه گشوده و در آن روایاتی را نقل می‏کند که پیامبر گرامی اسلام اوصیای خویش را از امام علی علیه‏السلام تا حضرت مهدی علیهم‏السلام نام برده و از امام پنجم با لقب باقر یاد می‏کند و می‏فرماید: «فاذا انقضت مدّه الحسین فالامام ابنه علی و یلّقّب بزین العابدین فبعده ابنه یلقّب بالباقر.»(۶)
(۷)(۸)(۹)(۱۰)
می‏کند.»(۱۱)
نمودم.»(۱۲)
(۱۳)
قدرش در میان مردم ناشناخته مانده است.
عدّه‏ای گفتند: این فرد کیست، در پاسخ بدانان گفته شد: «محمّد ابن علی الباقر عَلَم العلم و النّاطق عن الفهم؛ او محمد ابن علی شکافنده‏ی دانش، نشانه و پرچم علم و گوینده‏ی سخن از روی آگاهی و فهم است.»(۱۴)
نخواهد داشت.
در پاسخ می‏توان گفت: اگر فرض کنیم، جواب سؤالات صحیح بودن و باطل بودن یا بله و خیر باشد از جهت تناسب زمان مشکلی نخواهد داشت.
ثانیا ممکن است تعبیر به هزار سؤال نشانه‏ی کثرت و زیادی سؤال‏ها بوده باشد نه این که دقیقا هزار سؤال باشد علاوه بر این ممکن است، افراد زیادی سؤالات مشترک داشته‏اند و زمانی‏که سؤال یک فرد پاسخ داده می‏شد، دیگران نیز جواب خود را دریافت می‏داشته‏اند و بدین جهت تعبیر به پاسخگویی به هزار سؤال شده است.
امام باقر علیه‏السلام از نگاه دانشمندان اهل سنّت
ابن حجر هَیْثَمی از متعصّبان اهل سنّت درباره امام باقر علیه‏السلام می‏نویسد:
«ابو جعفر محمّدٌ الباقر سُمِّی بذالک مِنْ بَقَرَ الاَْرضَ ای شَقَّها وَ آثارَ مُخْبَئاتِها وَ مَکامِنها فلذالک هُوَ اَظْهَرَ مِنْ مُخْبَئاتِ کُنُوزِ المعارِف و حقائق الاحکام ما لایخفی الاّ علی مُنْطَمِسِ الْبَصیره اَو فاسِدِ الطّویّه وَ مِنْ ثمّ قیل فیه هو باقِرُ العلم وَ جامعه و شاهِرُ علمِه وَ رافِعُهُ؛ لقب باقر برای ابو جعفر محمّد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنج‏های پنهان آن است، بدین جهت که او از گنج‏های پنهان معارف و حقایق احکام آن قدر آشکار ساخت که جز بر افراد بی‏بصیرت و دل‏های ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازنده‏ی علم خویش نامیده‏اند.
وی سپس به شخصیّت امام در بعد عرفان اشاره می‏کند و می‏گوید:
«و لَهُ من الرّسوخ فی مقامات العارفین ما یکلُّ عنه اَلْسِنَهُ الواصفین و له کلماتٌ کثیرهٌ فی السلوک و المعارف لا تَحتَمِلُها هذه الْعِجاله؛ و برای او از استواری و ثبات در مراحل سلوک عرفانی منزلتی است که وصف کنندگان از بیان آن عاجزند و در زمینه‏ی این سلوک و معارف دارای کلمات فراوانی است که فرصت، مجال طرح آن را نمی‏دهد.»(۱۵)
که در مقابل معلّم خویش نشسته باشد.»(۱۶)
امور) است.»،(۱۷)
نداشته‏ام.
فقال له ابو جعفر علیه‏السلام اَتَدْری این اَنت، انت بین یدی بیوتٍ اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها اسمه...؛
فرمود: آیا می‏دانی که در کدامین مکان قرار گرفته‏ای؟ تو اکنون در مقابل خانه‏هایی هستی که خداوند به رفعت و بلند مرتبه‏ای آن رخصت داده است و نام خدا در آن برده می‏شود و صبح و شام خدای را در آن خانه‏ها تسبیح می‏کنند و آنان مردانی هستند که تجارت و خرید و فروش آنان را از یاد خدا و اقامه‏ی نماز و پرداخت زکات باز نمی‏دارد.
تو در این گونه مکانی و ما دارای این خانه‏ها.»(۱۸)
داشت.(۱۹)
نظرهای مختلف راجع به معنای کوثر می‏نویسد:
«سومین نظر در معنای کوثر این است که منظور از آن، فرزندان پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است و این به آن جهت است که این سوره در ردّ کسانی نازل شده است که از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزند عیبجویی می‏کردند که در این صورت معنای آن این است که خداوند تو را فرزندان و نسلی عطا می‏کند که در طول تاریخ برقرار خواهند ماند. سپس می‏گوید: ,ببین که چقدر انسان‏ها از اهل بیت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به شهادت رسیده‏اند اما جهان همچنان شاهد رونق فزاینده‏ی آنان است. آن گاه بنگر که چه تعداد از بزرگان اندیشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا علیهم‏السلام و محمّد نفس زکیّه در میان آن‏ها جلوه‏گر شده است.»،(۲۰)
چرا او؟
مطلبی که لازم است بدان بپردازیم، این است که چگونه امام پنجم علیه‏السلام به باقر لقب یافت با این که همه‏ی معصومین شکافنده‏ی دانش و علم بوده‏اند؟
برای بررسی و تحلیل آن لازم است که به موقعیّت و زمان ویژه‏ی امام باقر علیه‏السلام توجّه نمائیم.
بعد از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حوادث تلخ و ناگواری برای جهان اسلام و اهل بیت علیهم‏السلام پیش آمد که موجب شد امام علی علیه‏السلام به مدّت بیست و پنج سال خانه نشین گردد و مردم نتوانند از دانش آن امام بهره‏ی لازم را ببرند. در دوره‏ی پنج ساله‏ی حکومت آن حضرت ناکثان (عهدشکنان)، قاسطین (معاویه و اصحاب او) و مارقین (خوارج نهروان) نیز با جنگ‏های خود فرصت تعلیم گسترده را از آن امام سلب نمودند.
امام مجتبی علیه‏السلام نیز پس از دوره‏ی حکومت کوتاه خود، همین مشکلات و تنگناها را داشته و خفقان حاکم اموی و تبلیغات مسموم آنان راه‏های روی آوری مردم بسوی آن حضرت را سد نموده بود. این خفقان در دوران امام حسین علیه‏السلام به اوج خویش رسید. به طوری که هر گونه امکان تبلیغ و بیان فروعات احکام را از ابی عبداللّه علیه‏السلام سلب نمودند.
اگر روایات فقهی را مورد مطالعه و دقّت قرار دهیم مشاهده می‏کنیم که روایات امام حسین علیه‏السلام در این زمینه اندک است، تازه همان روایات نیز از طریق فرزندان معصومش علیهم‏السلام به ما رسیده است.
این خفقان در کربلا به اوج خود رسید و پس از شهادت آن حضرت تا پایان عمر امام زین العابدین علیه‏السلام نیز سایه سنگین و شوم استبداد بر امّت اسلامی گسترده بود امّا در زمان امام باقر علیه‏السلام وضعیّت به گونه‏ای دیگر شده بود. از یک سو فرقه‏های مختلف و مکتب‏های گوناگون سؤالات زیادی را در ذهن‏ها پدیدار ساخته بود که جواب و تحقیق درباره‏ی آن را دنبال می‏کردند که مناظرات امام علیه‏السلام گواه آن است و از سویی دیگر مظلومیّت اهل بیت علیهم‏السلام برای جامعه‏ی اسلامی به صورت روشن‏تری پدیدار شده بود و موجب توجّه و جذب دل‏های مستعدّ بسوی آن بزرگواران شده بود و این در حالی بود که ضعف حکومت اموی و قیام‏های مختلفی که در مملکت اسلامی علیه آنان انجام می‏گرفت فرصت پرداختن و ایجاد حسّاسیّت نسبت به اهل بیت را از آنان گرفته بود.
در این زمان بود که امام باقر علیه‏السلام در صحنه‏ی علمی ظهور یافت و علوم دینی و الهی را فرا راه حقّ جویان قرارداد و با تبیین درست و اصیل دیدگاه دین، جلوه‏ی زیبایی از دانش و آگاهی و معرفت را ترسیم نمود و انسان‏های دور افتاده از ساحل را به آب‏های زلال حقیقت رهنمون شد. او بار دیگر اعجاز علمی نسل کوثر را متجلّی ساخت و گل‏واژه‏های علم و آگاهی را از بوستان قرآن و سنّت به دل‏های حق‏جو هدیه نموده تا همچنان به عنوان باقرالعلوم آل محمّد بر تارک قرون و اعصار هرچه شکوهمندتر بدرخشد.
________________________________________
۱ ـ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۷۵.
۲ ـ الغدیر، ج ۱، ص ۱۹۷.
۳ ـ اصول کافی، باب مولد ابی جعفر علیه‏السلام ، ج ۱، ص ۳۹۰.
۴ ـ همان.
۵ ـ مؤمنون/ ۱۴.
۶ ـ ینابیع المودّه، ج ۳، باب ۷۶ ـ فی بیان الأئمه الاثنا عشر ـ ص ۲۸۴.
۷ ـ بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۳۵.
۸ ـ همان.
۹ ـ نساء/ ۱۱۴.
۱۰ ـ همان/ ۵.
۱۱ ـ مائده/ ۱۰۱.
۱۲ ـ اختیار معرفه الرجال (کشّی)، صص ۱۶۳ و ۱۶۷.
۱۳ ـ سفینه البحار، حرف حاء.
۱۴ ـ بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۵۹؛ مناقب، ج ۳، ص ۳۱۷.
۱۵ ـ الصّواعق المحرقه، ص ۲۰۱.
۱۶ ـ حلیه الاولیاء، ج ۳، ص ۱۸۶؛ ارشاد مفید، ص ۲۸۰، به نقل از بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۶ و تذکره الخواصّ، ص ۳۳۷ و البدایه والنّهایه «ابن کثیر»، ج ۹، ص ۳۱۱، به نقل از سیره‏ی پیشوایان، ص ۳۰۸.
۱۷ ـ البیان و التّبیین، ج ۱، ص ۸۴، نقل از بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۹.
۱۸ ـ بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۵۷.
۱۹ ـ همان، ص ۲۵۸.
۲۰ ـ تفسیر فخر رازی، ج ۳۲، ص ۱۲۴.


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۵:۳۰
http://www.sibtayn.com/swf/gallery/images/monasebat/shahadat/bagher/pic3/pic17.jpg

مسموم شدن امام باقر(عليه السلام)


آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن به روشني مشخص نيست .
بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد
وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .
آن حضرت ساعات آخر عمر خود را با کفنهايي که که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود


ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبين منيرش عرق نشست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش

http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۵:۳۲
http://www.sibtayn.com/swf/gallery/images/monasebat/shahadat/bagher/pic3/pic28.jpg




امام باقر (عليه السلام) در بستر بيماري


کليني به سند صحيح اززراره روايت کرده است که گفت روزي از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) شنيدم که فرمود :
درخواب ديدم که برسرکوهي ايستاده ام ومردم ازهرطرف آن کوه به سوي من بالا مي آمدند چون مردم بسياري دراطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد ومردم ازهرطرف آن فرو مي ريختند ، تا آنکه جماعتي برآن کوه باقي ماندند واين اتفاق پنج مرتبه تکرارشد ، گويا آن حضرت اين خواب رابه وفات خود تعبير فرموده بود ، که بعدازگذشت پنج شب ازاين خواب به رحمت ايزدي پيوستند .
درکافي وبصائر الدَّرجات وسايرکتابهاي معتبرروايت کرده اند که حضرت امام صادق(عليه السلام) فرمود :
که پدرم بيماري سختي گرفته بود وبيشتر مردم ازبيماري حضرت ترسيدند واهل بيت آن حضرت را به گريه درآمدند که امام باقر(عليه السلام) فرمود :
من دراين بيماري ازدنيا نخواهم رفت زيرا دو نفر نزد من آمدند وبه من چنين خبردادند پس ازآن بيماري صحت يافت ومدتي وسالم بود .
وبرای من زمين را بشکاف وگود کن زيرا که من فربه هستم ودرزمين مدينه براي من نمي توان لحد ساخت .
علت فرمايش حضرت آن است که زمينهاي مدينه سخت بودند به جاي آنکه قبر را به اندازه قد متوسط انسان گود کنند ، معمولاً براي قبر درآن زمينها لحد درمي آوردند يعني حفره اي به اندازه جسد درديوار قبردرسمت قبله درست مي کردند وچون امام صادق(عليه السلام) فربه وچاق بودند ودرديوار قبربه سختي جاي مي گرفتند ، لذا وصيت کردند که زمين را براي اين امر گود نمايند تا ايشان به آساني وبدون مشکل درقبر شريفشان جاي گيرند .
پس گفتم : اي پدر بزرگوار من امروز تورا ازهمه وقت سالم تر مي بينم وناراحتي درتو مشاهده نمي کنم حضرت فرمود : آن دونفر که درآن بيماري صحت وسلامت من راخبر دادند دراين بيماري به نزد من آمدند وگفتند : دراين مريضي به عالم آخرت رحلت مي نمايي وبه روايت ديگري فرمود :
که اي فرزند ، مگر نشنيدي حضرت علي بن الحسين (عليهما السلام) من را ازپس ديوار ندا کرد که اي محمد بيا وزود باش که ما انتظار تورا مي کشيم .
کليني به سند حسن روايت کرده است که حضرت امام محمد باقر(عليه السلام) هشتصد درهم براي تعزيه وماتم خود وصيت فرمود .
وبه سند موثق ازحضرت امام صادق(عليه السلام) روايت کرده است که پدرم گفت :
اي جعفر ازمال من براي ندبه کنندگان وقف کن که ده سال درمني درموسم حج برمن ندبه وگريه کنند ورسم ماتم راتجديد نمايند وبرمظلوميت من زاري کنند .
کليني به سند معتبر نيزروايت کرده است که چون امام محمد باقر(عليه السلام) به جهان باقي رحلت نمود ، حضرت امام صادق(عليه السلام) فرمود : که هرشب درحجره اي که آن حضرت درآن وفات يافته بود ، چراغ مي افروختند .
شيخ عباس قمي ميگويند : که درتاريخ وفات آن حضرت اختلافست و وفات ايشان درروز دوشنبه هفتم ذيحجه سال صدو چهاردهم به سن پنجاه وهفت سالگي درمدينه مشرفه اتفاق افتاد .
وفات ايشان درايام خلافت هشام بن عبدالملک بود وگفته شده که آن حضرت راابراهيم بن وليد بن عبدالملک بن مروان به زهر شهيد کرده وشايد به امر هشام بوده است .
قبر مقدس آن حضرت به اتفاق همگي دربقيع ، كنار قبر پدر وعم بزرگوار خود ، حضرت امام حسن (عليه السلام) قرار دارد .




http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۶:۰۳
زیارت امام باقر علیه السلام در پیوست

محمودسبطالشيخ انصاري
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۷:۵۷
بسم الله

باسلام و عرض تسلیت

از خداوند جهان خواستار توفیق پیروی از آن امام - علیه السلام - در چگونه زیستی و درک و عمل به وظایف تاریخ و جغرافیائی .

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۸:۲۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_png__38_.png
این روزها، آسمان مدینه دیگر بار، در پس غروب غم، کز کرده است. بقیع، دوباره سیاه پوشیده است. و باز زخمی عمیق بر جگر شیعه.
این بار، پنجمین ناخدای کشتی ایمان، او که دریا دریا علم، از سینه‏اش جاری بود و واژه واژه عشق، از نگاهش سرازیر، او که از کلامش وحی می‏جوشید و از زبانش باران حدیث می‏بارید، چهره در خاک کشیده است؛ مظلوم و غریب.
نمی‏دانم چرا سرنوشت اهل‏بیت‏رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م را با اشک و خون گره زده‏اند؟
کوچک بودی که عطش و آتش کربلای بزرگ جدت را دیدی و با آن نگاه کودکانه گریستی؛ آن هنگام که پدرانت را تشنه کام به خاک و خون کشیدند.
سر حسین علیه‏السلام را بر فراز نیزه‏ها به تماشا نشستی، تا به وقتش مراسم مرثیه خوانی صحرای عرفات را برای افشاگری بنی امیه وصیت کنی. ماندی تا دردها را روایت کنی و حدیث زخم بگویی.
فقه، تا همیشه وام‏دار روایت توست. دین، تا هماره مدیون مجاهدت توست.
و حالا، این تویی که در آغوش پدر سجاده نشینت در گوشه‏ی بقیع، آرام گرفته‏ای.
دیگر مدینه صدای نافذ تو را نخواهد شنید.
از این پس، مردم، آرزوی شنیدن فریاد فتوای تو را به گور خواهند برد.
از این پس، هیچ اشکی نخواهد ریخت؛ مگر در پای مظلومیت تو.
از این پس، هیچ آهی از دل بر نخواهد خاست؛ مگر در نفرین آنان که جانت را به زهر کینه ستاندند.
از این پس، همه‏ی مرثیه‏ها، اندوه تو را به سوگ می‏نشینند.
اینک با این چشم گریان، با این دل آتشین و بی‏کران اندوه، با این جان سوخته و این جهان ماتم، چه کنیم؟! با این روزهای تیره‏تر از شب چه بگوییم؟!
ای شب! کاش آن فاجعه را در سیاهی دل خود پنهان می‏کردی و بر دل‏هامان، داغی دیگر به امانت نمی‏گذاشتی! کاش آن حادثه را به چشم نمی‏دیدیم!
اینک مرا به حال دلم واگذارید! بگذارید اندوه این سال‏های غربت را پشت دیوار غریب و سوخته‏ی بقیع بگریم.
بگذارید مزار با خاک یکسان امام باقر علیه‏السلام را، با نم‏نم باران چشم‏هایم، به طواف بنشینم. رهایم کنید تا زیارت نامه‏ی سراسر خون فرزندان رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م را، با آه آتشین، ترجیع‏وار زمزمه کنم و در التهاب خاکستری رنگ فراق امام بسوزم.
دیگر هیچ مرهمی، زخم‏های دلم را درمان نمی‏کند و با هیچ نوازشی آرام نمی‏شوم.
در مصیبتی چنین جانسوز، تنها راه چاره اشک است؛ اشک، این چراغ روشن دل، که در تاریکی‏ها راه را می‏نمایاند و درد را به صبوری می‏خواند. آری! اشک، این یگانه دسته گلی که مزارهای بی‏شمع و چراغ بقیع را آذین بسته است.
آری! بقیع، این نماد مظلومیت شیعه در همیشه‏ی تاریخ، زیارتگاه دل‏های عاشقی است که قرار خود را در پس دیوار آن جستجو می‏کنند؛ آن جا که اشک، اجتناب‏ناپذیر است و سوختن ناگزیر.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__47_.jpg

seyed yasin
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۱۹:۴۳
از سخنان گهربار امام باقر (ع):
اَلكادُّ عَلي عِيالِهِ كَا المُجاهِدِ فِي سَبيلِ الله.
كسي كه براي گذران زندگي (خود و) عيالش تلاش مي‎كند همانند مجاهد در راه خداست.
وسائل الشيعه، ج 12، ص43

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۲۰:۵۸
http://www.shiaupload.ir/images/81475340101119611997.jpg


زنگار دلها


قرآن درباره مجرمان و گناهکاران جسور که به بهانه های واهی از اجابت دعوت الهی سرباز می زنند، می فرماید:
«کلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهم ما کانُوا یکسبون»(۱)
چنین نیست که آنها گمان می کنند، بلکه کارهایشان همچون زنگاری بر دلهایشان نشسته است. (و از درک حقیقت محروم گشته اند.)
امام باقر علیه السلام درباره این آیه می فرماید:
هیچ بنده مؤمنی نیست مگر آنکه در قلبش یک نقطه سفید (و نورانی) وجود دارد، پس آنگاه که از وی گناهی سرزند، در میان آن نقطه سفید، نقطه سیاهی ایجاد می گردد. پس اگر توبه کند، آن سیاهی رخت بر می بندد؛ و اگر در گناهان غوطه ور گردد، بر سیاهی افزوده می شود تا آنکه تمام سفیدی را می پوشاند. وقتی سفیدی پوشانده شد، دارنده چنین دلی دیگر هرگز روی سعادت را نخواهد دید و این است معنای سخن خداوند که می فرماید: «کلاّ بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون»(۲)
_______________________________________
- مطفّفین، آیه ۱۴.
۲- اصول کافی، ج ۲، باب الذنوب، ح ۲۰.


http://www.shiaupload.ir/images/99004338833237268316.jpg

آساره
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۰۹:۱۳
شهادت پنجمین خورشید امامت رو تسلیت عرض میکنم

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۰۹:۱۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_png__38_.png
زمین، سوگوار است.
پروانه‏ها به کوچه آمده‏اند تا در آتش فراغش بعد از این خاکستر شوند.
سینه‏ها تاب حجم سنگین اندوهش را ندارند و پشت آسمان از این داغ،
شکسته است.
این بوی بهشت است که در فضای مدینه شناور است.
خداحافظ،
خورشید پنجم،
یا محمّدبن علی علیه‏السلام !

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__47_.jpg

seyed yasin
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۱:۳۲
امام باقر(ع) فرمود : دو مرد داخل مسجد شدند كه يكى عابد و ديگرى فاسق باشد ، و از مسجد خارج شدند ، در حاليكه مرد فاسق ؛ صديق (مؤمن واقعى) شده بود و مرد عابد ؛ فاسق شده بود ، و اين براى آن است كه عابد داخل مسجد شد ، در حالتي كه به عبادتش ببالد و به آن بنازد و فكرش در آن باره باشد ؛ ولى فكر فاسق درباره ندامت و پشيمانى از فسقش ( گناهش ) ‍باشد و از خداى عزوجل راجع به گناهانى كه كرده آمرزش خواهد. اصول كافى جلد 3 صفحه 428

*عرفانی*
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۲:۰۴
داستان هاى عبرت انگيزاز امام باقر (عليه السلام )


http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654 (http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654)


درروايت آمده هشام همراه (نافع ) غلام آزاد شده عمر بن خطاب در سنه 106 هجرى واردمسجد الحرام شد نگاه نافع به امام باقر (عليه السلام ) افتاد در كنار ركن كعبهجمعيت بسيار اطرافش را گرفته بود و از او سئوال مى كردند و او پاسخ مى داد به هشامگفت اين مرد كيست كه مردم اين گونه مجذوب او شده اند.




هشام گفت اين شخص محمد بنعلى (عليه السلام ) امام باقر (عليه السلام ) است نافع گفت من هم اكنون نزد او مىروم و پرسش هايى از او خواهم كرد كه هيچ كس جز پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) يا وصى آن حضرت به پاسخ دادن آن قادر نيست .



هشام گفت برو شيد او را شرمندهسازى



نافع در ميان فشار جمعيت - خود را نزد امام باقر (عليه السلام ) رسانيد وگفت اى محمد بن على من تورات انجيل زبور و قرآن را خوانده ام و حلال و احرام مذكوردر آن ها را مى دانم نزد شما آمده ام تا مسائلى را بپرسم كه جز پيامبر (صلى اللهعليه و آله و سلم ) يا وصى پيامبر و يا پسر پيامبر هيچ كس ‍ به جواب آن پرسش هاقادر نيست .



امام باقر (عليه السلام ) سر مباركش را بلند كرد و فرمود هر چه مىخواهى بپرس نافع گفت بين عيسى (عليه السلام ) و محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) چند سال فاصله بود

امام باقر (عليه السلام ) فرمود مطابق راءى تو پاسخ دهم يا مطابقراءى خودم نافع گفت مطابق هر دو راءى پاسخ بده ، امام باقر (عليه السلام ) فرمود بهنظر من پانصد سال فاصله بود ولى به نظر شما ششصد سال .


سئوال دوم نافع گفت در قرآنخطاب به پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين مى خوانيم :



وسئل من ارسلنا من قبلك من رسلنا اجعلنا من دون الرحمن الههيعبدون؛



از رسولان كه پيش از تو فرستاديم بپرس آيا غير از خداوند رحمانمعبودانى براى پرستش قرار داديم .







http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5650



((سوره 14 زخرف آيه 44)).

*عرفانی*
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۲:۱۷
ادمه داستان:
http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654 (http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654)



پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از كدام پيامبرىپرسيد با اين كه بين او و عيسى پانصد سال فاصله بود.
امام باقر (عليه السلام ) در اين وقت اين آيه را (كه مربوط به معراج ) پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود خواند:



سبحان الذى اسرنى بعيده ليلا من المسجد الحرامالى المسجد الاقصى الذى باركنا حوله لتريه من آياتنا؛




((سوره اسراء آيه 1)).




پاك و منزه استخداى كه بنده اش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى كه گردا گردش را پربركت ساخته ايم برد تا برخى از آيات و نشانه هايى كه خداوند به محمد (صلى الله عليهو آله و سلم ) نشان داد


اين بود كه هنگام كه او را (در شب معراج ) به بيت المقدسآورد پيامبران پيشين و پسين رانزد آن حضرت حاضر كرد در آن جا نماز جماعت بر پا شد وهمه آن پيامبران به محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) اقتدا كردند.


بعد از نماز به محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود از رسولان ما بپرس ‍ آيا غير از خداوند رحمانمعبودانى براى خويش قرار داديم پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از آن ها پرسيدبر چه چيز گواهى مى دهيد و كه را مى پرستيد

رسولان و پيامبران پاسخ دادند گواهى مىدهيم كه معبودى جز خداى يكتا و بى همتا نيست و تو رسولخدا هستى و ما عهد و پيمانخود را بر اين اساس با تو برقرار مى سازيم .



نافع گفت درست فرمودى اى ابوجعفر




آن گاه امام باقر (عليه السلام ) به او روكرد و فرمود: اينكه من سئوالى از تو دارم مرا به آن خبر بده ؟





نافع گفت آن چيست؟



امام باقر (عليه السلام ) فرمود نظر تو درباره خوارج نهروان (كه على (عليه السلام ) آنها را در جنگ نهروان كشت ) چيست



با توجه به اين كه نافع با خوارج هم عقيده بوداگر بگوئى امير مؤ منان على (عليه السلام ) آن ها را به حق كشت از مذهب خودت مرتدشده اى - اگر بگويى امير مؤ منان ناحق آن ها را كشت با چنين نسبتى به على (عليهالسلام ) كافر گشته اى .





نافع خود را در بن بست ديد در حالى كه سخت درمانده شدهبود از آن دور شد در اين هنگام به امام باقر (عليه السلام ) خطاب رسيدانت و الله اعلم الناس حقا حقاتو به حق و راستى سوگند به خداآگاه ترين انسان ها هستى .





سپس نافع نزد شام آمد هشام پرسيد چه كردى نافع گفتسخنت را كوتاه كن به خدا قسم به راستى كه اين شخص (امام باقر (عليه السلام )) اعلممردم است و به حق پسر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است و بر اصحابشسزاوار است كه او را به عنوان پيامبر خود بدانند.







http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5650



((روضه كافى ، ج 1، ص 174 و 175 - 176)).

*عرفانی*
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۲:۱۹
مقام علمى حضرت امام باقر (عليه السلام )
http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654 (http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654)




جابربن يزيد جعفى شخصيتي است كه خود مى گويد امام باقر (عليه السلام ) هفتاد هزار حديث به من آموخت كه آن همه حديث را به هيچكس ‍ نياموخت .



به آن حضرت عرض كردم بار سنگين و عظيمى ازاسرارتان بر دوش من نهاده ايد به گونه اى كه چه بسا سينه ام تاب تحمل آن را ندارد وظرفيتش ‍ لبريز شده و حالتى روانى به من دست مى دهد.



امام باقر (عليه السلام ) فرمود هر گاه چنين حالتى به تو دست داد به صحرا برو و گودالى حفر كن و سرت را در آن قراربده و آن گاه بگو امام باقر (عليه السلام ) برايم اين گونه و آن گونه نقل حديث كرد.








http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5650


((بحار، ج 46، ص 340)).

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۶:۰۴
http://www.shiaupload.ir/images/49374096587553640028.jpg


پنج درس آموزنده

1 - امام جعفر صادق علیه السلام حكایت نماید:
روزى پدرم - امام محمّد باقر علیه السلام - فرمود: به خدا سوگند، بعضى روش هائى را چون : در آغوش گرفتن ، روى زانو نشاندن ، بوسیدن و اظهار محبّت و مهربانى كردن ، كه نسبت به بعضى از فرزندانم انجام مى دهم .
با این كه مى دانم شایسته آن محبّت ها نیستند؛ بلكه دیگرى شایسته و مستحقّ آن مهربانى ها و محبّت ها است .
این برخورد یكسان من با آن ها به خاطر آن است كه آنچه برادران حضرت یوسف علیه السلام با وى انجام دادند، در بین فرزندان من واقع نشود.
و خداوند حكیم داستان حضرت یوسف علیه السلام را به عنوان درس و تنبیه بیان كرده است تا آن كه حسادت و كینه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر یوسف علیه السلام آمد، بر فرزندان و برادران ما نیاید.(1)
2 - همچنین حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم حكایت فرمود: روزى شخصى نزد پدرم ، امام محمّد باقر علیه السلام آمد، پدرم از او سؤال نمود: آیا ازدواج كرده اى؟
آن شخص گفت : خیر.
پدرم فرمود: من دنیا و آنچه را كه در آن است ، دوست ندارم اگر یك شب را بدون همسر باشم ؛ بدان كه عظمت و فضیلت آن به قدرى است كه دو ركعت نماز شخص متأهّل افضل است از یك شبانه روز عبادت و روزه یك فرد مجرّد.
و پس از آن پدرم ، مبلغ هفتصد دینار به آن شخص داد و فرمود: با این پول ازدواج نما و توجّه داشته باش كه رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: همسرى انتخاب كنید كه هم شأن خودتان باشد كه در توسعه روزى مفید مى باشد.(2)
3 - روزى برادر امام محمّد باقر علیه السلام به همراه بعضى از دوستانش وارد منزل آن حضرت شدند، همین كه نشستند، امام علیه السلام فرمود: براى هر چیزى حدّ و مرزى هست و سپس سفره غذا چیده شد.
یكى از افراد گفت : یا ابن رسول اللّه ! براى این سفره هم حدّ و حدودى وجود دارد؟
حضرت فرمود: بلى .
افراد سؤال كردند: آن چیست ؟
حضرت فرمود: آن كه هنگام شروع (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ) بگوئى ؛ و چون خواستند سفره را جمع كنند (الحمدللّه) بگوئى ؛ و دیگر آن كه هركس از آنچه جلویش نهاده اند استفاده كند و چشم به جلوى دیگران نیندازد.(3)


4 - یكى از اصحاب امام محمّد باقر علیه السلام كه در كوفه ، مكتبِ قرآن داشت و زنان را نیز آموزش مى داد، روزى با یكى از زنان شاگرد خود شوخى لفظى كرد.
پس از گذشت چند روزى از این جریان ، در مدینه منوّره به ملاقات آن حضرت آمد.
و چون وارد منزل حضرت گردید، امام علیه السلام با تندى و خشم با او مواجه شد و فرمود: هر كه در خلوت مرتكب گناهى شود، از عقاب و قهر خداوند متعال در امان نخواهد بود؛ و سپس افزود: به آن زن چه گفتى ؟
آن شخص از روى شرمسارى و خجالت در حالت سكوت ، با دست هایش ، صورت خود را پوشاند؛ و آن گاه حضرت به او فرمود: دیگر چنین نكن و از كردار خویش توبه نما.(4)

5 - امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:
از پدرم ، حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم علیه السلام شنیدم ، كه مى فرمود: من در منزل از غلامان خود و نیز از اهل منزل مشكلات و سختى هایى را تحمّل مى كنم كه از حَنظَل - هندوانه ابوجهل - تلخ ‌تر و بدتر مى باشد.
و سپس حضرت فرمود: هر كه در مقابل ناملایمات و حرف هاى نابجاى اهل منزل صبر و تحمّل كند، ثواب روزه دار و شب زنده دار نصیبش مى گردد و هم نشین با شهدایى مى شود، كه در ركاب حضرت رسول صلى الله علیه و آله شهید شده باشند.(5)

پی نوشت ها:
1- مستدرك الوسائل : ج 15، ص 171، تفسیر عیّاشى : ج 2، ص 166.
2- -عوالى اللئالى : ج 3، ص 282، ح 6.
3- محاسن برقى : ص 431، ح 255.
4- خرایج راوندى : ج 2، ص 594، ح 5 اختیار معرفة الرجال : ص 173، ح 295.
5- ثواب الا عمال : ص 235، ح 1.
منبع:
چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر (ع )، عبداللّه صالحى



http://www.shiaupload.ir/images/45805434249859864369.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۶:۳۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_b_005.png
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__15_.jpg
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_59931400741489398061a.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_anyaflower199.gif
ابوالصّبّاح کِنانی آیینه حقیقت
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_anyaflower199.gif



از شیوه‏های مطلوب، در راستای شکوفا ساختنِ فرهنگ دینی و عُمق بخشیدن به باورهای مذهبی، بازشناسی چهره‏های شکوهمند تاریخ تشیّع است؛ آنانی که در مکتب امامان بزرگوار، به جایگاه رفیع از عظمت‏ها و برتری‏ها، دست یازیدند.
در این نوشتار، کوشش می‏شود با سیمای یکی دیگر از شاگردان امامان علیهم‏السلام بیشتر آشنا شویم.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_lin.gif
شناختی گذرا
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_lin.gif
در آغاز سده دوم هجری قمری در شهر محدّث‏پرور کوفه و در قبیله عبدقیس، در خانه نُعَیم که خود یکی از رهپویان راه ولایت اهل‏بیت علیهم‏السلام بود، کودکی به نام ابراهیم چشم به جهان گشود.
ابراهیم بن نُعَیم در کتابهای تراجم، و کتابهای روایت، بیشتر با کنیه ابوالصّبّاح مشهور است. وی به علّت منسوب بودن به قبیله عبد قیس، «عبدی» هم خوانده می‏شود. نیز چون محلّ زندگی خاندان او در شهر کوفه و در میان طائفه کِنانه بود، «کِنانی» هم به او گفته می‏شود، که با گذشت زمان به «ابوالصّبّاح کِنانی» معروف شد.۱
یکی دیگر از لقب‏های این محدّث فرزانه، «میزان» است که در ادامه این نوشتار با راز و رمز این لقب ارزشمند و پر افتخار آگاه خواهیم شد.۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_lin.gif
صحابی امامان علیهم‏السلام
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_lin.gif


ابوالصّبّاح کِنانی از چنان شایستگی برخوردار بود که محضر سه تن از حجّت‏های خدا را درک نمود و با آنان پیوند عمیق و ژرفی برقرار کرد. در این راستا است که اصحابِ ترجمه گفته‏اند که ابوالصّبّاح کِنانی در گروه اصحابِ امام باقر، امام صادق و امام موسی بن جعفر علیهم‏السلام قرار داشت. البته کنانی، بیشترین بهره را از اقیانوس موّاج و بی‏کران دانش رئیس مذهب شیعه، حضرت امام صادق علیه‏السلام برده است.۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_lin.gif
از منظر حجّت خدا
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_lin.gif


بهترین شیوه پی بردن به شخصیّت یک صحابی و ارزیابی ابعاد وجودی او، ستایش امام و حجّت خدا از اوست. در همین راستاست که ما، در ترجمه‏ها می‏خوانیم: حضرت صادق علیه‏السلام روزی به ابوالصّبّاح فرمود: «ای ابوالصّباح! تو همانند ترازو هستی.» ابوالصّبّاح به امام می‏گوید:
جانم فدایت! بعضی از ترازوها، اندکی انحراف دارند و بیشتر به یک سو، متمایل‏اند از استقامت و اعتدال برخوردار نیستند، نکند من هم از دسته افرادی باشم که شاید اندک کجی و انحراف در بینش و رفتارشان وجود دارد!
حضرت به وی فرمود: «خیر، تو همانند میزان و ترازویی هستی که هیچ‏گونه کجی و انحراف در آن پیدا نمی‏شود.»۴


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__7_.jpg


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_59931400741489398061a.gif

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۶:۴۰
امامت در نگاه امام محمد باقر (ع)

امام باقر(ع)، مؤمن را كسى مى داند كه به فرايض الهى عمل كند. ايشان اين فرايض را هفت عدد مى داند كه مهمترين آن امامت است و ديگر فرايض (اركان) برگرد آن مى چرخند. از ديدگاه ايشان، ايمان واقعى مستقيماً به ولايت امامان مربوط مى شود، يعنى ايمان از اعتقاد به امام پديد مى آيد. به فرموده ايشان، ايمان يعنى اعتقاد داشتن به پيامبران، امامان و اطاعت كامل از امام زمان.
امام باقر(ع) براى تبيين مسأله امامت، به تعدادى از آيات قرآن استناد مى جويند. از جمله به آيه ۵۵ سوره مائده (آيه ولايت) كه مى فرمايد: «همانا سرپرست شما، خدا و رسولش و مؤمنان اند؛ همانانى كه نماز را به پا مى دارند و به هنگام نماز زكات مى دهند». امام باقر(ع) به هنگام تفسير اين آيه قاطعانه بيان مى كنند كه آيه در شأن حضرت على(ع) نازل شد؛ آن هنگام كه در مسجد به هنگام نماز انگشتر خويش را به مردى فقير عطا كرد.
از ديگر آياتى كه امام باقر(ع) در تبيين و توضيح ولايت امام على(ع) بيان مى فرمايند، آيه ۶۷ سوره مائده است كه قرآن خطاب به پيامبر(ص) مى فرمايد: «اى پيامبر(ص) آنچه را كه از جانب پروردگارت برتو نازل شده است به مردم برسان و اگر چنين نكنى رسالت خداوند را به انجام نرسانده اى و خداوند تو را از شر مردم حفظ خواهد كرد و خداوند كافران را هدايت نخواهد كرد.»
امام باقر(ع) در توضيح و تبيين اين آيه مى فرمايد: همان گونه كه پيامبر(ص) جزئيات مربوط به آياتى درباره نماز، زكات و حج را مى شكافت و توضيح مى داد، همين طور مردم از او انتظار داشتند كه آيه ولايت را هم توضيح دهد و معناى آن را آشكار كند. ولى چون عملاً اين تقاضا را كردند، پيامبر(ص) فوق العاده احساس ناراحتى كرد و ترسيد مبادا مردم مرتد شوند. چون بى ميلى ايشان در تبيين آيه ادامه يافت، آيه ۱۶۷ سوره مائده نازل شد. پيامبر(ص) چون اين آيه را دريافت داشت، فرمان خداوند را به جاى آورد و ولايت يعنى امامت على بن ابى طالب(ع) را درغدير خم تأييد كرد. پس از اين ماجرا بود كه آيه ۳ سوره مائده نازل شد و در آن كامل شدن دين اسلام و تمام و كامل شدن نعمت خداوند بر امت اعلام شد.
آيه ديگرى كه امام محمدباقر(ع) در تأييد ولايت ائمه بيان مى كند آيه ۵۹ سوره نساء است: «اى مؤمنان از خدا و رسولش و اولو الامر از ميان خودتان، فرمانبردارى كنيد». در تفسير امام باقر(ع) از اولو الامر، چنين آمده است كه مراد از اولوالامر، امامان اهل بيتند.
امام باقر (ع) نه تنها اطاعت از امام را بر مؤمنان واجب مى شمرد، بلكه دوستى ايشان را وظيفه اى مى داند كه طبق آيه ۲۳ سوره شورى به بندگان خدا سفارش شده است: «اى پيامبر! بگو كه من از شما اجر و مزدى در قبال رسالتم نمى خواهم، جز مهربانى كردن با نزديكانم». ايشان مى افزايند گروهى اصرار دارند كه اين آيه با آيه ۴۷ سوره سبأ كه در زير مى آيد، نسخ شده است: «بگو هر اجرى كه از شما خواستم، براى خودتان است. اجر من بر عهده خداست و او بر هر چيزى گواه است.» امام باقر (ع) با رد اين عقيده بيان مى دارند كه اگر اين آيه قبل از آيه مودت نازل شده باشد كه نمى تواند ناسخ آن باشد و اگر هم بعد از آيه مودت نازل شده باشد، مفاد آيه مودت را مؤكدتر مى سازد؛ زيرا دوستى خويشاوندان كه پيامبر (ص) خواهان آن است نه تنها به پيامبر (ص) سود مى رساند بلكه به سود مؤمنان نيز هست. از اين روست كه مى گويد: «هر مزدى كه من از شما خواستم، براى خود شماست...»
امام باقر (ع) در اثبات مسأله عصمت به آيه ۳۳ سوره احزاب كه به آيه تطهير معروف است، استناد مى جويند كه خداوند مى فرمايد: «همانا خداوند اراده كرده است كه رجس و ناپاكى را از ميان شما اهل بيت پيامبر (ص) ببرد و شما را پاك كند.»
به طول كل، در باب مفهوم و وظايف امام در جامعه، امام باقر (ع) با استناد به آيات قرآن، امامت را يكى از فرايضى بر مى شمرد كه خداوند بر دوش مؤمنان نهاده است. در واقع ولايت يا امامت مهمترين وظيفه و فريضه است. ايشان امامت را يكى از ستون هاى عمده اسلام و محورى مى داند كه ستون هاى ديگر بر گرد آن در گردشند. به فرموده امام باقر (ع)، امامان، حافظان و هدايت كنندگان مؤمنانند و اطاعت از آنها واجب است. آنها اهل الذكرند و كتاب يعنى قرآن به آنها ميراث داده شده است. به اين ترتيب، آنها مفسران و تأويل كنندگان وحى اند و چون آنها راسخان در علم اند، از آنها بايد تفسير و تأويل قرآن را پرسيد. امامان پاك و معصوم و از گناه و لغزش مصون اند و نورالله هستند كه مردم مى توانند راه خود را بجويند و به صراط مستقيم هدايت شوند؛ از اين رو دوست داشتن آنها بر مؤمنان واجب شده است.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۶:۴۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__45_.jpg

http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifهوای گریه دارم؛ http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
بگذار فرو شکنم،
بگذار کاروان دل را در این غربتِ جانکاه،
همراه سازم با اشک و نغمه‏های سوزناکم را در گوشِ افلاکیان بخوانم.
به هر سو می‏نگرم، آخرین روزشمار خاموشی شمع است و پروانگان، در حالِ طوافند.
آقاجان! تازه چشم‏هایم تو را باور کرده بودند؛ چشم‏هایِ نابینایی که جز جمالِ دل‏آرای تو، هیچ نمی‏دید.
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifپیشوای پنجم! http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
شمع‏ها را به یادِ تو هر غروب روشن می‏کردم
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
و گُل‏ها را سحر به عشق تو آب می‏دادم.
ای زیباترین واژه‏ی من!
آمدی و پرده‏ی نادانی را کنار زدی و اینک با رفتنت، مرا در غم نشاندی.
بی تو، پرنده‏ها نمی‏خوانند و نسترن‏ها به طراوت نمی‏نشینند. بی‏تو، دریاها توفانی‏ترین لحظات را سپری می‏کنند و موج‏ها بهانه‏ای برای رقصیدن ندارند.
ای امام مظلوم وای پیشوایِ معصوم! در این فضایِ تیره، روحِ پر اندوهم را، امیدوارانه راهی حریم پاکت نموده‏ام؛ تا شاید در این لحظات، پیوندِ دست‏های متبرکت را با نور به نظاره بنشینم. مرا لبریز از صفا کن، که صفای نورانی‏ات، هرگز از خاطرم نمی‏رود. تو امشب به خوابِ ابدی می‏روی، شهادت را بوسه می‏زنی، در آغوش می‏فشاری؛ بگذار گریه کنم، بگذار بغضم را بشکنم و در دلتنگ‏ترین لحظه‏ام بگریم!
پروانه‏ی دلم را آورده‏ام تا به دور شمعِ جمالت بسوزانم و گُل امیدم را با تو زیباتر نمایم؛ ای فانوس شب‏های ظلمانی!
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
رفتنت چه دلگیر بود!
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifتو همواره زنده‏ای؛ مگر می‏شود خورشید بمیرد!http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__7_.jpg

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۶:۵۵
کلید استواری

امام باقر علیه السلام می فرمود: «اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت». زُراره، از یاران حضرت پرسید: کدام یک برتر است؟ امام فرمود: «ولایت برتر است؛ زیرا ولایت، کلید بقیه است و صاحب ولایت (امام) کسی است که مردم را به سوی این اصول چهارگانه رهبری می کند». اگر به استدلال امام باقر علیه السلام توجه کافی نشود، ممکن است ناآگاهان به جای اهتمام به واجبات و محرمات شریعت، گمان کنند که محبت اهل بیت کافی است؛ ولی برتری ولایت از آن نظر است که رهبریِ رهبران الهی، تضمین کننده دیگر اصول به شمار می آید. امام باقر علیه السلام در روایتی دیگر فرمود: «از میان تکالیف اصولی اسلام، هیچ تکلیفی به اندازه ولایت مورد دعوت و تأکید قرار نگرفته است». نیز از آن حضرت است که: «امامت، مکمّل نهایی همه فریضه ها، قوانین و دستورات دین است».

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۸:۰۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__18_.jpg


محرم اسرار، خدا یا دشمنان خدا

در مرحله عمل روشن می شود هر فرد چه کاره است و تنها ادعای ایمان کافی نیست. آیا می توان باور کرد: کسی ایمان به خدا داشته باشد اما با دشمنان خدا دست دوستی دهد و آنها را محرم اسرار خویش سازد؟ در قرآن می خوانیم: آیا گمان کرده اید به خود واگذار می شوید و خداوند کسانی را که جهاد کرده و غیر از خدا و فرستاده او و مؤمنان محرم اسراری نگرفته اند، معلوم نمی دارد؟ و خداوند بدانچه انجام می دهید آگاه است.(۸)
امام باقر علیه السلام درباره آیه فوق فرمود:
جز خدا محرم اسراری نگیرید که در این صورت مؤمن نخواهید بود. هماناهر سبب و نسب (قرابت) و محرم اسرار گرفتن و بدعت و شبهه ای بریده خواهد شد مگر آن چیزی که قرآن آن را اثبات کرده است. (یعنی تقوا)(۹)
گمان مى ‏نمایید آیا شما بگردید بى ‏آزمایش رها؟ نکرده خدا تا به امروز فاش مقام شما را به سعى و تلاش ؛ کدامینتان هست مومن درست که از غیر یزدان خود دست ‏شست نگیرد دگر دوست غیر از خدا بجز مومنان و بجز مصطفى به هرکارتان هست‏ یزدان خبیر بود آگه از رازهاى ضمیر نور نبوت و ولایت
در قرآن می خوانیم: او خدایی است که خورشید را مایه روشنایی و ماه را نوربخش قرار داد؛ هوالذی جعل الشمس ضیاء والقمر نوراً.(۱۱)
امام باقر علیه السلام درباره آیه فوق چنین می فرماید:
خداوند زمین را به نور محمد صلی الله علیه و آله روشن ساخت، همان گونه که با نور خورشید آن را روشن گرداند. به همین جهت، محمد صلی الله علیه و آله را به خورشید و وصی اش علی علیه السلام را به ماه تشبیه کرده است.(۱۲)


پي نوشت
۸- توبه، آیه ۱۶.
۹- اصول کافی، ج ۱، ص ۵۹.
۱۰- مجد
۱۱- یونس، آیه ۵.
۱۲- نورالثقلین، ج ۱،ص ۳۶.




http://www.shiaupload.ir/images/85940087339650489627.jpg

habib12
۱۳۸۹/۰۸/۲۲, ۱۸:۴۹
« السلام علیک یا باقر العلوم (ع) »

بین نماز ، وقت دعا گریه می کنی
با هر بهانه در همه جا گریه می کنی

در التهاب آهِ خودت آب می شوی
می سوزی و بدون صدا گریه می کنی

هر چند زهر قلب تو را پاره پاره کرد
اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی

اصلاً خود تو کرب و بلای مجسّمی
وقتی برای خون خدا گریه می کنی

آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود
با ناله های وا عطشا گریه می کنی

با یاد روزهای اسارت چه می کشی ؟
هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی
با یاد زلفِ خونی سرهای نی سوار
هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۰۰:۲۸
http://www.sibtayn.com/swf/gallery/images/monasebat/shahadat/bagher/pic3/pic12.jpg

السلام علیک یا محمد بن علی،
ایها الامام الباقر، یابن رسول الله
هفتم ذی الحجه سالروز شهادت امام مومنان
و پنجمین پیشوای عطوف شیعیان،
امام محمد بن علی الباقرعلیهم السلام را
به محضر آقا امام زمان عجل الله تعالی ظهوره
و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_44332177615258292230.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۰۹:۱۲
http://www.shiaupload.ir/images/94679673445166740735.jpg


نویدهاى امام باقر(علیه السلام) در مورد ظهور



1- ابوحمزه ثمالى آورده است كه: در یكى از روزها در محضر درس امام محمدباقر علیه السلام بودم، هنگامى كه حاضران ‏رفتند، امام باقر علیه السلام فرمود:
اباحمزه! از رخدادهایى كه خداوند آن را قطعى ساخته است قیام قائم ماست. هر كس در آنچه مى‏گویم ‏تردید كند با حال كفر به خدا، او را ملاقات خواهد كرد. آنگاه افزود: پدر و مادرم فداى وجود گرانمایه او باد كه همنام و هم‏كنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فداى كسى باد كه زمین را لبریز از عدل و داد مى‏كند همان گونه كه به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است .
یا اباحمزه! هر كس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه كه به پیامبر صلی الله علیه و آله و على علیه‌السلام سلام و درود مى‏گوید بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت‏ بر او واجب مى‏گردد و هر كس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جاى خواهد داد و چه بدجایى است جایگاه ستمكاران!
2- بانوى دانش پژوهى كه به (ام‏هانى) شهرت داشت آورده است كه بامدادى بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیه‏اى از قرآن شریف، ذهن و فكرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است .
فرمود: كدام آیه ام‏هانى؟ بپرس!
گفتم: این آیه شریفه كه مى‏فرماید: فلا اقسم بالخنس. الجوار الكنس.
فرمود: به! به! چه مسئله خوبى پرسیدى، این مولود گرانمایه‏اى است در آخرالزمان. او (مهدى) این عترت پاك ‏است. مهدى خاندان وحى و رسالت، براى او غیبت و حیرتى است كه گروهى در آن گمراه مى‏گردند و گروه‌هایى راه حق و هدایت را مى‏یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درك كنى ... و خوشا به حال آنان ‏كه او را درك خواهند نمود.




http://www.shiaupload.ir/images/40916851652346183985.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۰:۱۱
چه غربتی داری امروز بقیع...

http://img.tebyan.net/big/1388/09/177931809224250105167831181881125343220165.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/09/1231122331911479391055815521248134235174206.jpg)

گفت: هر سال شهادت باقرالعلوم(علیه السلام) که می شه آتیش می گیرم
حجاج دیگه روز شهادت مدینه رو ترک کردن و راهی عرفاتن
چه غربتی داره بقیع
آتیش گرفتم....
یادم افتاد مگه بقیع هیچ وقت زائری هم داره؟...
مگه بقیع کم غریب بوده؟
مگه بقیع بجز غربت سهمی هم داره؟
امروز هم غریب تر از همیشه
پسر فاطمه... مگه میشه که سهمی از غربت نبره....
دلم هوای بقیع کرده... هوای غربت... هوای فاطمه... هوای
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__9_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۲:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_png__40_.png



غريب يعني تو
که حتي کلمات
غريبگي مي­کنند
با نامت
ذهن­هاي شفاف
هنوز به دخرشش تو نرسيده اند
شاعران امروز
در رثاي تو مانده اند
يا باقرالعلوم
و من شعر گفتن نمي­دانم
که تاريک خانه انديشه ام
تصوير تو را کم مي­آورد
کم مي­آورم
کلام را
گم مي­کنم
و گنگ مي­شوم
.......

http://www.shiaupload.ir/images/53520908449703124210.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۳:۱۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_png__33_.png

گلهایی معطر از بوستان احادیث امام باقر(ع)

http://img.tebyan.net/big/1387/09/13310275155853116819410517813202154193137177.gif

1- چه بسا شخص حریص بر امری از امور دنیا ، که بدان دست یافته و باعث نافرجامی و بدبختی او گردیده است ، و چه بسا کسی که برای امری از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسیده ، ولی به وسیله آن سعادتمند گردیده است . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (166)
--------------------------------------------------------------------------------
2- تو را به پنج چیز سفارش می کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن ، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بیتابی مکن .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (167)

--------------------------------------------------------------------------------
3- سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (170)

--------------------------------------------------------------------------------
4- چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص(172)

--------------------------------------------------------------------------------
5- نهایت کمال ، فهم در دین و صبر بر مصیبت ، و اندازه گیری در خرج زندگانی است .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص(172)

--------------------------------------------------------------------------------
6- سه چیز از خصلتهای نیک دنیا و آخرت است : از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی ، به کسی که از تو بریده است بپیوندی ، و هنگامی که با تو به ندانی رفتار شود ، بردباری کنی .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------
7- خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند ، ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------
8- دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------
9- هیچ بنده ای عالم نیست ، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زیردست خود را خوار نشمارد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------
10- هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

--------------------------------------------------------------------------------
11- هر کس با خانواده اش خوشرفتار باشد ، بر عمرش افزوده می گردد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

--------------------------------------------------------------------------------
12- از سستی و بی قراری بپرهیز ، که این دو ، کلید هر بدی می باشند ، کسی که سستی کند ، حقی را ادا نکند ، و کسی که بی قرار شود ، بر حق صبر نکند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

--------------------------------------------------------------------------------
13- پیوند با خویشان ، عملها را پاکیزه می نماید ، اموال را افزایش می دهد ، بلا را دور می کند ، حسا آخرت را آسان می نماید ، و مرگ را به تاخیر می اندازد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 71، ص (111)

--------------------------------------------------------------------------------
14- بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 65، ص (152)

--------------------------------------------------------------------------------
15- خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار می دهد ، چنانکه سفر کرده ای برای خانواده خود هدیه می فرستد ، و او را از دنیا پرهیز می دهد ، چنانکه طبیب مریض را پرهیز می دهد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (180)

--------------------------------------------------------------------------------
16- بر شما باد به پرهیزکاری و کوشش و راستگویی ، و پرداخت امانت به کسی که شما را بر آن امین دانسته است ، چه آن شخص ، نیک باشد یا بد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (179)

--------------------------------------------------------------------------------
17- غیبت آن است که درباره برادرت چیزی را بگویی که خداوند بر او پوشیده و مستور داشته است . و بهتان آن است که عیبی را که در برادرت نیست ، به او ببندی .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (178)

--------------------------------------------------------------------------------
18- خداوند ، دشنام گوی بی آبرو را دشمن دارد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

--------------------------------------------------------------------------------
19- تواضع ، راضی بودن به نشستن در جایی است که کمتر از شانش باشد ، و اینکه به هر کس رسیدی سلام کنی ، و جدال را هر چند حق با تو باشد ، ترک کنی .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

--------------------------------------------------------------------------------
20- برترین عبادت ، پاکی شکم و پاکدامنی است .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__1_.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۳:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__29_.jpg
--------------------------------------------------------------------------------
21- خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش ، به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است ، دقت و باریک بینی می کند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 7 ، ص (267)

--------------------------------------------------------------------------------
22- آن که از شما به دیگری علم بیاموزد ، پاداش او ( نزد خدای تعالی ) به مقدار پاداش دانشجوست ، و از او هم بیشتر می باشد . کافی ، ج 1 ، ص (35)

--------------------------------------------------------------------------------
23- هر که علم و دانش را جوید برای آنکه به علما فخر فروشی کند ، یا با نابخردان بستیزد ، و یا مردم را متوجه خود نماید ، باید آتش را جای نشستن خود گیرد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، 2 ، ص (38)

--------------------------------------------------------------------------------
24- خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی کند ، دوست دارد .
کافی ، ج 2 ، ص (663)

--------------------------------------------------------------------------------
25- سه خصلت است که دارنده اش نمی میرد تا عاقبت شوم آن را ببیند : ستمکاری ، ازخویشان بریدن ، و قسم دروغ که نبرد با خداست .
کافی ، ج 75، ص (174)

--------------------------------------------------------------------------------
26- به خدا سوگند هیچ بنده ای در دعا ، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند ، جز اینکه حاجتش را بر آورد . کافی ، ج 2 ، ص (475)

--------------------------------------------------------------------------------
27- خداوند عزوجل از میان بندگان مؤمنش آن بنده ای را دوست دارد که بسیار دعا کند ، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب ، زیرا آن ، ساعتی است که درهای آسمان در آن هنگام باز گردد و روزیها در آن تقسیم گردد و حاجتهای بزرگ بر آورده شود .
کافی ، ج 2 ، ص (478)

--------------------------------------------------------------------------------
28- دعای انسان پشت سر برادر دینی اش ، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است . کافی ، ج 2 ، ص (507)

--------------------------------------------------------------------------------
29- هر چشمی روز قیامت گریان است ، جز سه چشم : چشمی که در راه خدا شب را بیدار باشد ، چشمی که از ترس خدا گریان شود ، و چشمی که از محرمات الهی و گناهان بسته شود .
کافی ، ج 2 ، ص (80)

--------------------------------------------------------------------------------
30- شخص حریص به دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم به دور خود می تند ، راه بیرون شدنش را دورتر و مشکل تر می کند ، تا اینکه از غم و اندوه بمیرد .
کافی ، ج 2 ، ص (316)

--------------------------------------------------------------------------------
31- چه بسیار خوب است نیکی ها پس از بدی ها ، و چه بسیار بد است بدی ها پس از نیکی ها . کافی ، ج 2 ، ص (458)

--------------------------------------------------------------------------------
32- چون مؤمن با مؤمنی دست دهد ، پاک و بی گناه از یکدیگر جدا می شوند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 73، ص (20)

--------------------------------------------------------------------------------
33- از دشمنی بپرهیزید ، زیرا فکر را مشغول کرده و مایه نفاق می گردد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 2 ، ص (301)

--------------------------------------------------------------------------------
34- هیچ قطره ای نزد خداوند ، محبوبتر از قطره اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا و برای او ریخته شود ، نیست . کافی ، ج 2 ، ص (482)

--------------------------------------------------------------------------------
35- هر که بر خدا توکل کند ، مغلوب نمی شود ، و هر که از گناه به خدا پناه برد ، شکست نمی خورد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 68، ص (151)

--------------------------------------------------------------------------------
36- افزایش نعمت از جانب خداوند قطع نمی شود ، مگر اینکه شکر از جانب بندگان قطع گردد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 68، ص (54)

--------------------------------------------------------------------------------
37- خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد ، اما دینش را فقط به دوست خود می بخشد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 2 ، ص (215)

--------------------------------------------------------------------------------
38- مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمی دهد ، از او دریغ نمی کند ، و به او گمان بد نمی برد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

--------------------------------------------------------------------------------
39- هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند ، مگر اینکه زبانش را نگه دارد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (178)

--------------------------------------------------------------------------------
40- سه چیز پشت انسان را می شکند : مردی که عمل خویش را زیاد شمارد ، گناهانش را فراموش کند ، و به رای خویش ، خوشنود باشد .
بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 69، ص (314)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__35_.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۵:۱۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_png__33_.png
ای آسمان،
ای همسفر با اشک‏هایم!
سر می‏گذارم روی زانو
سرشار از مرثیه‏هایم!
با من بگو از غربت شهر مدینه
از عطر تربت‏های آذین گشته با اشک
از داغ‏های گرم روییده به هامون
از کهکشان‏هایی که امشب داغدارند
از سینه‏هایی که در آن پیچیده ناله.
امشب هوای بقیع دارم؛
هوای غریبانه غربت؛
تا تصویر اندوهم را، در اشک ریزانِ ستاره‏ها نظاره کنم.
امشب دلم سرشار اندوه است؛
گویی شام غریبان است و من،
غریبانه در نگاهِ خیمه‏ها، آب می‏شوم.
مولاجان، ای معلم عطوفت،
مهر، جهاد و شهادت وای شکافنده‏ی هسته‏ی علوم!
چقدر سخت است، یادآوری رنج‏هایت؛ از مدینه تا کربلا، از کربلا تا مدینه!
آه! از مردمانی که طاقتِ شکوهمندی‏ات را نداشتند و به آفتاب جمالت، رشک می‏بردند.
اگر نبود وجودِ نازنین تو،
ابرهای تیره‏ی انحراف، آسمان اسلام را می‏پوشاندند و گلستان شریعت نبوی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ،
به کویری سترون مبدل می‏شد.
مولاجان!
اگر نبود جویبار غایتت،
جهل و خرافات، بر گستره‏ی سبز زمین ریشه می‏دوانید.
تو بودی، که چلچراغ تمدن اسلامی را،
بر شاهراه حقیقت آویختی و از سر ریز انوار الهیِ علومت،
دل‏های مصفّا، به آفتاب رسیدند.
تو بودی، مولاجان!
که آیینه‏ی تمام نمای شریعت شدی؛
تا پویندگان معرفت، نظاره‏گر قامت حقیقت باشند؛
حقیقتی که سرچشمه از کوثرعلوی گرفته و تا بی‏نهایت،
تا آن‏سوی ابدیت، جاری است.
مولای من، ای باقر علوم آسمانی،
ای حجت خداوند وای مظلوم‏ترین فریاد تاریخ!
کاش، شمعی بر مزار غربت و تنهایی‏تان می‏شدم؛
شامگاهانی که خورشید، از سر مزارتان می‏گذرد و با شفق دیدگانش،
به غبارروبی می‏پردازد.
چقدر غروب‏های بقیع دلگیر است! با آن غربت و تنهایی که از بیت الاحزان زهرایی‏ات می‏تراود.
مولاجان!
امشب دل شکسته‏ی ما را،به عنایتی بنواز ...
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__35_.jpg

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۷:۲۳
به نام خدا و سلام بر همکاران و دوستان گرامی

بنده هم سالروز شهادت مظلومانه آقا امام محمد باقر علیه السلام را خدمت همگی تسلیت عرض می کنم. و از خداوند متعال مسئلت دارم توفیق زیارت قبر شریف این بزرگوار در قبرستان بقیع، و قبور مطهر ائمه معصومین علیهم السلام را روزی این جمع بگرداند.


استاد امام ابوحنیفه

دركتاب طبقات الحنفیه هنگامی كه مشایخ امام ابوحنیفه را ذكر می كنند دربین مشایخ او از امام باقر وامام صادق علیهماالسلام نام برده می شود.[1]


در مورد شاگردی امام ابوحنیفه در مدرسه اهل بیت نوشته اند: «ان الشیعه واهل السنه اعترفوا بان دقائق العلوم بل كلها حصلت لابی حنیفه من اهل البیت علیهم السلام خصوصا من الامامین الشریفین !! الباقر علیه السلام وابنه جعفر علیها السلام ، بل المشهور ان ابا حنیفه یقول لولا السنتان ( ای اللتین كنت اكون فی خدمت الامام جعفر ) لهلك النعمان.»[2]

شیعه و اهل سنت اعتراف دارند كه دقائق علوم بلكه همه علوم را ابو حنیفه از ناحیه اهل بیت اخذ نموده است ومشهور است كه ایشان گفته است اگر آن دو سالی كه خدمت امام صادق بودم نبود، هلاك می شدم.


آقای مولوی محبی از علمای بلوچستان گفته است:

«امام ابوحنیفه (ره) مصاحبت با امام باقر علیه السلام و امام صادق (ع) رااز بیشترین قربات دانسته و مرتب ازاین موهبت بهره می بردند. این امام ابو حنیفه بود كه به نفع حضرت زید علیه منصور خلیفه وقت فتوا صادر كرد و از مال شخصی خود به زید كمن شایانی كرد و در اثر همین حمایت بود كه مورد غضب منصور قرار گرفت وبه زندان انداخته شد ودر نتیجه در همان زندان مسموم و شهید ازدنیا رفت.»[3]

----------------------------------------------

[1] طبقات الحنفیة ج1/ص454
[2] نبراس ص519 . مولاناحافظ عبد العزیز فرهاری، كتب خانه اكرمیه،پیشاور، پاكستان1318ق
[3] اخبارتقریب، ماهنامه مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ، شماره 3

.

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۸:۲۷
http://ma1348.jeeran.com/bagher/v2.jpg



نقش خاتم امام

از آنـجـا كـه هـمـگـى امامان عليهم السلام در شرايط خفقانى باشدت و ضعف زندگى مى كردند وراهـهـاى اظـهـار نـظـر صـريحبراى آنان مهيّا نبود، روشهاى گوناگونى براى اظهار نظر و بيان عقايد ومعارف ومنويات خويش پيش مى گرفتند. يكى از اين روشها، به دست كردن انگشتر و حـكّ عـباراتى خاص برآن بود. هر كدام از امامان به اقتضاى شرايط و حوادث دوران زندگى يـك يـا چـنـدانگشتر داشت وگاهى نيز ازانگشتر امامان قبلى استفاده مى كرد.


عباراتى هم كه بر نگين انگشترها حكّ مى شد بيانگر موضعى سياسى ، مفهومى اعتقادى يا شاخصه اى اخلاقى بود كه بيان و ثبت آن حداقل درهمين سطح لازم بود.

اين مطلب از نوع و تفاوت نقش خاتم امامان عليهم السلام كاملا آشكار مىگردد. به عنوان مثال نقش خاتم امام حسين عليه السلام اين جمله بود:
(ان الله بالغ امره ) خداوند امر واراده خود را بهانجام مى رساند.

امـام بـا ايـن شـعـار اين مطلب را اعلام مى كندكه گرچه حكومت ظالمانه اموى زمينه هاى سلطه را بـه طور كامل فراهم كرده وگرچه دستهاى يارى مسلمانان از او دريغ مى شود واو را در غربت و تـنـهـايى وامى گذارندولى او به وظيفه خودقيام مى كند و مى داند كه خداوند اراده خود را ـ هر چه باشد ـمحقق مى گرداند و تا خداوند با او و او در طريق رضاى خداوند است از هيچ چيز باك ندارد.

واما بعد از امام حسين علیه السلام نوبت به امام سجادعلیه السلام مى رسد و ايشان بر انگشتر خود حك مى كند:
خَزِىَ وَ شَقِىَ قاتِلُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِي
قاتل حسين بن على علیه السلام خوار وبدبخت شد

و بـا ايـن روش بـر زنـده نـگـه داشـتـن يـاد حماسه عاشورا و ايجاد نفرتنسبت به ظالمان به خاندان پيامبر اقدام مى كند.

امـــام بـــاقـــر عـليـه السـلام نـيـز ايـن روشاعلام راءى ، نظر، مبارزه وتبليغ را ادامه داد و با تـوجـه بـه شـرايـط مختلف دورانامامت خويش انگشترهايى با عبارات متفاوت داشت .

گاهى بـراى يـادآورى ياد امام حسين وتاكيد براستمرار مبارزه اى كه آنبزرگوار با ظالمان در پيش ‍ گرفت و تاكيدبـر نـقـش هـدايـتـگرانه امام حسين عليهالسلام ، خاتم جدش امام حسين عـليـه السـلام را در دسـت مـىكـــرد و بـراى ايـنـكـهعـزت و اقتدار بنى اميه را پوشالى وتـهـى مـعـرفـى كند همانند عمويش امام حـسـنعلیه السلام ، بر انگشترى خود حك كرده بود: "اَلْعِزَّةُلِلّهِ" هـمـه عـزت از آن خـداسـت و يـا "اَلْعـِزَّةُلِلّهِ جـَمـيـعاً"ودر انگشترى ديگر حك كرده بود: اَلْقُوَّةُ لِلّهِ جَميعاً.


سلام خاص پيامبر صلوات الله عليه


از ويـژگـيـهـاى امـام بـاقـر عـليـه السـلام ، ايـن اسـت كـه رسـول خـدا صـلى الله عليه وآله ، توسط جابربن عبدالله انصارى به وى سلام رساند. امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

اِنَّ لاَِبـى مـَنـاقـِبَ ماهِىَ لاِ بائى اِنَّرَسُولَ اللّهِ قالَ لِجابِرٍ اِنَّكَ تُدْرِكُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ فَاقْرَاءْهُ مِنِّى السَّلامُ.

پـدرم مـنـاقـبـى دارد كـه بـراىاجـدادم ، آن مـنـاقـب نـبـوده اسـت ، ازجـمـله ايـن كـه رسـول خـدا صلى الله عليه وآله به جابر فرمود:
همانا تو محمدبن على را درك مى كنى ، پس سلام مرابه او برسان .
جـابـر عمرى دراز يافت وخدمت امام باقر رسيد و سلام حضرت پيامبر را به وى ابلاغ كرد و از محضر پر فيضش استفاده هابرد.



http://www.shiaupload.ir/images/99004338833237268316.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۸:۲۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_png__16_.png

قال الباقر علیه السلام

«إن المؤمن أخ المؤمن لا یشتمه ولایحرمه و لا یسی‏ء به الظن ؛

امام باقر علیه‌السلام فرمود:

مؤمن برادر مؤمن است، اورا دشنام نمی‌دهد، از او دریغ نمی‌کند،
و به او گمان بدنمی‌برد.»


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__9_.jpg


قال الباقر علیه السلام

:«صانعالمنافق بلسانك و أخلص ودك للمؤمن و إن جالسك یهودی
فأحسن مجالسته ؛

امام باقر علیه‌السلام فرمود:

بامنافق با زبانت مدارا کن و مؤمن را از دل دوست بدار
و اگر با یهودی نیز هم نشین شدی،خوشرفتاری کن»
امال
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__9_.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۲۱:۲۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_png__33_.png


وصف دلبران در حدیث دیگران‏


سیدمنصور طبیبیان
ابن حجر از علماى اهل تسنّن درباره امام (ع) مى‏گوید: او را از این حیث باقر گفتند که هم‏چنان که زمین را مى‏شکافند تا گنج و معادن و منابع و جواهر ارزش‏مند آن را کشف و استخراج کنند، او نیز زمین علم را شکافت و دقایق و حقایق احکام را آشکار ساخت، لذا او را باقر علم و جامع و ناشر علم و بلند گرداننده آن گفتند، و این نکته‏اى است واضح که جز بر کور دلان مخفى نماند.
محمد بن طلحه شافعى درباره امام (ع) مى‏گوید: محمد بن على، ابو جعفر، باقرالعلوم، شکافنده دانش و جامع و ناشر علم بود. قلبش پاکیزه، علمش بالنده، نفسش طاهر و اخلاقش شریف بود. عمرش را در اطاعت خداوند سپرى کرد و به عالى‏ترین درجات تقوا راه یافت.
ذهبى مى‏گوید: محمد بن على از کسانى بود که بین علم و عمل، آقایى و شرف و نیز بین وثاقت و وزانت، جمع کرد و صلاحیت براى خلافت داشت.
پاک‏سازى اسلام از غبار تحریفات و احیاى فقه‏
پس از آن‏که امام محمد باقر (ع) امر امامت را عهده‏دار شدند، زمانى بود که نارضایتى مردم باعث قیام‏هایى در گوشه و کنار کشور پهناور اسلامى شده بود و این موقعیت براى احیاى سنّت فراموش شده نبوى فرصت مناسبى بود. حضرت از این مجال بیشترین و بهترین استفاده را بردند و پاک‏سازى اسلام از غبار تحریفات بنى امیّه و هم‏چنین خرافات ی
هود و اسرائیلیات را در صدر فعالیت‏هاى خویش قرار دادند.
سال‏هاى (۹۴ تا ۱۱۴) زمان پیدایش مشرب‏هاى فقهى و اوج‏گیرى نقل حدیث درباره تفسیر بود. از علماى اهل سنّت کسانى مانند ابن شهاب زهرى، مکحول، قتاده، هشام بن عروه و...
در زمینه نقل حدیث و ارائه فتوا فعالیت مى‏کردند. وابستگى عالمانى مانند زهرى، ابراهیم نخعى، ابوالزناد، رجاء بن حیاه که همگى کم و بیش به دستگاه حاکمیت اموى وابستگى داشتند، ضرورت احیاى سنّت واقعى پیامبر (ص) را به دور از شائبه ‏هاى تحریف عمده خلفا و علماى وابسته به آنان مطرح مى‏کرد.
از این‏رو امام احساس نمود که مى‏بایست با ابراز و اشاعه نظریه‏هاى فقهى اهل بیت در برابر انحرافاتى که به دلایل مختلفى در احادیث رسوخ کرده بود، موضع‏گیرى نماید.
نظریه‏هاى فقه شیعه گرچه تا آن زمان به طور محدود و در حدّ اذان و تقیّه، نماز میت و... روشن شده بود، اما با ظهور امام باقر (ع) قدم مهمى در این راستا برداشته شد و یک جنبش فرهنگى تحسین برانگیزى در میان شیعه به وجود آمد. در این عصر بود که شیعه تدوین فرهنگ خود را که شامل فقه و تفسیر و اخلاق مى‏شد، آغاز کرد.
پیش از این در جامعه اسلامى، فقه و احادیث فقهى در حدّ گسترده و به طور کامل مورد بى‏اعتنایى قرار گرفته بود. درگیرى‏هاى سیاسى و اندیشه‏هاى مادى‏گرایانه شدیدى که دامن‏گیر دستگاه حکومت شده بود، باعث غفلت از اصل دین و به خصوص فقه در میان مردم گشته بود.
جلوگیرى از تدوین حدیث که به دستور خلفا انجام گرفت، از عوامل عمده انزواى فقه بود؛ فقهى که حداقل هشتاد درصد آن متکى به احادیث روایت شده از پیامبر (ص) بود.
ذهبى از خلیفه اول نقل مى‏کند که گفت: «فلا تحدّثوا عن رسول اللّه (ص) شیئاً، فمن سألکم فقولوا: بیننا و بینکم کتاب اللّه فاستحلوا حلاله و حرّموا حرامه؛ از رسول خدا (ص) چیزى نقل نکنید و در جواب کسانى که از شما درباره حکم مسئله‏اى پرس و جو مى‏کنند بگویید: کتاب خدا (قرآن) میان ما و شماست، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمارید.»
در این زمینه از خلیفه دوم نیز چنین نقل شده است: «أقلّوا الرّوایه عن رسول اللّه و أنا شریککم؛ از رسول الله (ص) کمتر حدیث نقل کنید که در این کار من هم شما را همراهى مى‏کنم.»


http://www.shiaupload.ir/images/99004338833237268316.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۱:۵۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_png__33_.png

زمین، سوگوار است.
پروانه‏ها به کوچه آمده‏اند تا در آتش فراغش بعد از این خاکستر شوند.
سینه‏ها تاب حجم سنگین اندوهش را ندارند و پشت آسمان از این داغ، شکسته است.
این بوی بهشت است که در فضای مدینه شناور است.
خداحافظ، خورشید پنجم، یا محمّدبن علی علیه‏السلام !

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__35_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۱۱, ۲۰:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91684187775288747976.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18516273000189302421.gif
ویژه نامه شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان
امامت و ولایت ، امام محمد باقر علیه السلام
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18516273000189302421.gif
http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/shahdat_imam_bagher.ask.swf
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18516273000189302421.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۱۱, ۲۱:۱۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40581825156795701201.gif

لجه ای از اقیانوس معرفت :

قالَ الباقِرُ ( عَلَيه السَّلام ) :

" الكَمال كُلُ الكَمال التَّفَقهُ فِي الدِّينِ وَ الصَبرُ عَلي النائِبَه وَ تَقدِيرُ المَعيشَةِ "

حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) فرمودند :

« نهايت كمال ، فهم در دين و صبر بر مصيبت ، و اندازه گيري در خرج زندگاني است »

(اصول کافی ، ج 1 ، ص 39


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81903674806807127617.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۱۰:۳۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77533481479071764295.gif




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00020902420978256163.gif ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت پنجمين تنديس عشق٬ امام محمدباقر(ع)۩ ۞ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24287) (ویژه نامه سال گذشته ) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24287)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00020902420978256163.gif ۞|*|۩|*|۞ سرشگ غم۞اشعاري درسوگ غروب غم انگيز پنجمين خورشيد۞|*|۩|*|۞ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24291)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00020902420978256163.gif۩ *۞*۩ پيامک هاي تسليت شهادت امام باقرعليه السلام ۩ *۞* (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24289)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00020902420978256163.gif‍ (http://www.ayehayeentezar.com/showthread.php?8745-%E2%80%8D%DB%A9-*-%DB%A9-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%8A-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85%D9%AC-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%A8%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A-%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%DB%A9-*-%DB%A9)۩~*~۩ گالري تصاوير باموضوع شهادت باقر العلوم٬ محمدبن علي عليه السلام ۩~*~۩ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=377619)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00020902420978256163.gif آوای غم ( مجموعه مداحی و روضه خوانی در سوگ باقرالعلوم) (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=494072#post494072)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tavajoh.gif مقالات :

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00020902420978256163.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=29085) نگاهی گذرا بر زندگی نورانی امام باقر علیه السلام (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=29085)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00020902420978256163.gif محاجّه امام باقر با دشمن امیرالمؤمنین علیه السلام (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=494076#post494076)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00020902420978256163.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=494077#post494077)وصیت امام باقر علیه السلام در آخرین لحظات (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=494077#post494077)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00020902420978256163.gif (http://www.ayehayeentezar.com/showthread.php?18387-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%8A%28%D8%B9%D8%AC%29-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)حضرت مهدي(عج) در کلام امام باقر علیه السلام (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=494079#post494079)







http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71077483286375487148.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۱۱:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61609076779381145518.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61609076779381145518.jpg)


شهادت تندیس خورشید، معلّم سجایا و مکارم اخلاقی،

شکافنده ی دریای علوم اسلامی، پایه گذار انقلاب بزرگ فرهنگی،

شاهد قيام عاشورا در کربلا ٬پنجمين ناخداي کشتي ايمان

حضرت محمدبن علي ٬ امام باقر علیه السلام

بر شیعیان علوی تسلیت باد!

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__9_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۱۲:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51392559028490811810.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51392559028490811810.jpg)


ای آسمان،
ای همسفر با اشک‏هایم!
سر می‏گذارم روی زانو
سرشار از مرثیه ‏هایم!
با من بگو از غربت شهر مدینه
از عطر تربت‏ های آذین گشته با اشک
از داغ ‏های گرم روییده به هامون
از کهکشان‏ هایی که امشب داغدارند
از سینه‏هایی که در آن پیچیده ناله.
امشب هوای بقیع دارم؛
هوای غریبانه غربت؛
تا تصویر اندوهم را، در اشک ریزانِ ستاره‏ها نظاره کنم.
امشب دلم سرشار اندوه است؛
گویی شام غریبان است و من،
غریبانه در نگاهِ خیمه‏ ها، آب می‏شوم.
مولاجان، ای معلم عطوفت،
مهر، جهاد و شهادت وای شکافنده‏ ی هسته ‏ی علوم!
چقدر سخت است، یادآوری رنج‏ هایت؛
از مدینه تا کربلا، از کربلا تا مدینه!
آه! از مردمانی که طاقتِ شکوهمندی‏ ات را نداشتند
و به آفتاب جمالت، رشک می‏بردند.
اگر نبود وجودِ نازنین تو،
ابرهای تیره‏ی انحراف، آسمان اسلام را می‏ پوشاندند
و گلستان شریعت نبوی صلی‏ الله ‏علی ه‏و‏آله‏ وسلم ،
به کویری سترون مبدل می‏شد.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69616143035203355994.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69616143035203355994.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۱۵:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84276999782510915081.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84276999782510915081.jpg)



مولاجان!
اگر نبود جویبار غایتت،
جهل و خرافات، بر گستره ‏ی سبز زمین ریشه می‏دوانید.
تو بودی، که چلچراغ تمدن اسلامی را،
بر شاهراه حقیقت آویختی
و از سر ریز انوار الهیِ علومت،
دل‏های مصفّا، به آفتاب رسیدند.

تو بودی، مولاجان!
که آیینه ‏ی تمام نمای شریعت شدی؛
تا پویندگان معرفت، نظاره‏گر قامت حقیقت باشند؛
حقیقتی که سرچشمه از کوثرعلوی گرفته و تا بی‏نهایت،
تا آن‏سوی ابدیت، جاری است.

مولای من، ای باقر علوم آسمانی،
ای حجت خداوند وای مظلوم‏ترین فریاد تاریخ!
کاش، شمعی بر مزار غربت و تنهایی‏تان می‏شدم؛
شامگاهانی که خورشید، از سر مزارتان می‏گذرد
و با شفق دیدگانش،به غبارروبی می‏پردازد.

چقدر غروب‏های بقیع دلگیر است!
با آن غربت و تنهایی
که از بیت الاحزان زهرایی‏ات می‏تراود.

مولاجان!
امشب دل شکسته‏ ی ما را،به عنایتی بنواز ...


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32967837326439187563.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32967837326439187563.jpg)

faez114
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۱۵:۴۰
به مناسبت هفتم ذی الحجه روز شهادت امام باقر علیه السلام


رو سـوی بقیـــع، اولیـا را صلوات
گنجینـــۀ عـلــمِ انبـیـــا را صلوات
بر باقر و شاکر و به هادی و امین
آن گوهــر نابِ کبـــریا را صلوات



:Sham:باقر و شاکر و هادی و امین از القاب
آن حضرت است و مشهورترین آنها باقر است .

:Sham:امام محمد باقر علیه السلام را باقر العلوم می گفتند،
یعنی شکافندۀ دانش ها.

:Sham:آن امام بزرگوار به دستور هشام بن عبدالملک؛ لعنة الله علیه با زهر مسموم
و مانند بسیاری از امامان پاک به شهادت رسیدند.





خدا نشناس، هر اهل گناهیست.

امام باقر علیه السلام فرمودند:

"ما عَرَفَ اللهَ مَن عَصاهُ "

خدای را نشناخت آنکه گناه کرد.

خادمة الحجة
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۱۵:۴۵
به همه تسليت عرض مي كنم
التماس دعاءدارم

مطهره
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۱۵:۵۱
خود تو مظلومى و قبر تو خراب
ديده دهر ازين غصه پر آب
شيعه را دل ز عزايت شده داغ
كه بود قبر تو بى شمع و چراغ
شهادت امام محمد باقر(ع) تسلیت باد (http://www.rasekhoon.net/sms/show-16422.aspx)

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۱۶:۵۰
به همه تسليت عرض مي كنم
التماس دعاءدارم
می دانم ازبحرین مجروح
مظلومانه نوشتی
اما فکر نکن فقط شما مظلومید

تنها امامی که روز شهادتش زائر ندارد
امام مظلوم
امام محمد بافر علیه السلام است

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۱۷:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91779576605030304634.jpg




قصه غربت

حضرت امام محمد باقر علیه السلام، در هفتم ذیحجه ى سال 114 هجرى در سن پنجاه و هفت سالگى به دست خلیفه ستمگر اموى «هشام بن عبد الملک » مسموم و به شهادت رسید.
مرحوم علامه مجلسی (ره) به نقل از كتاب شریف «کافی» نقل می نماید که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:
در آن روزهائى كه پدرم حضرت باقرالعلوم علیه السلام در بستر بیماری بود، روزى مرا نزد خود فراخواند و فرمود :
پسرم! عدّه اى از مردم قریش را دعوت نما تا امروز آن ها را بر مطلبى شاهد و گواه بگیرم .
من نیز چنین کردم. وقتی همگى به محضر پدرم حاضر شدند، ایشان خطاب به من فرمود:
اى جعفر! هنگامى كه من از این دنیا رحلت كردم، خودت مرا غسل بده و كفن نما و بر من نماز بخوان، و پس از آن كه مرا به خاك سپردى، قبر مرا به اندازه چهار انگشت از زمین بلندتر گردان و در پایان مقدارى آب روى خاك قبرم بپاش .

امام صادق علیه السلام در ادامه می فرماید: بعد از اینکه جمعیّت از منزل خارج شدند، به پدرم گفتم: پدرجان! نیازى به شاهد گرفتن این افراد نبود و اگر مرا به تنهائى نیز وصیّت مى فرمودى به آن عمل مى كردم . پدرم در پاسخ فرمود: خواستم آن افراد را شاهد و گواه قرار دهم تا بدانند که تو وصی من هستی و بعد از من درباره امامت تو منازعه و مشاجره اى نکنند. (1)
همچنین حضرت صادق علیه السلام می فرماید:

پدرم به من وصیّت نمود تا بدن مطهّرش را در سه نوع پارچه كفن نمایم، یكى از آن ها، رداء و پارچه اى بود كه روزهاى جمعه با آن نماز مى خواند؛ و یكى نیز پیراهنى بود كه خود مى پوشید. همچنین فرمود: عمامه بر سرم ببند ولی عمامه را از جامه هاى كفن حساب مكن.(2)
در کتاب شریف منتهی الآمال آمده است که مرحوم کلینی به سند موثق از امام صادق علیه السلام نقل نموده است که پدرم فرمود:
اى جعفر! از مال من وقفى بكن براى گریه کنندگان كه ده سال در موسم حج در منى بر مظلومیت من گریه و زارى نمایند.(3)
مرحوم صفار در کتاب «بصائرالدرجات» از امام صادق علیه السلام نقل می نماید که در آخرین لحظات عمر مبارک پدرم امام باقر علیه السلام، نزدیك او رفتم، دیدم مشغول راز و نیاز با پروردگار متعال است، وقتی مناجات و زمزمه اش پایان یافت به من فرمود:
فرزندم! امشب وعده الهى فرا مى رسد و من لحظاتى دیگر به سوى او خواهم رفت... ، و در همان شب به درجات أعلى علّیین عروج نمود. (4)
ابن شهرآشوب، کفعمی، إربلى و دیگر مورّخین نوشته اند:
امام محمّد باقر علیه السلام در اثر زهری كه ابراهیم بن ولید به دستور هشام بن عبدالملك ملعون به آن حضرت خورانیده بود، مسموم و به شهادت رسید و پس از انجام غسل و كفن و اقامه نماز بر جنازه پاکش، توسّط فرزندش امام جعفر صادق علیه السلام، در قبرستان بقیع، در جوار قبر مطهر عموی بزرگوارش، امام حسن مجتبى علیه السلام و پدرگرامی خود، امام زین العابدین علیه السلام، به خاك سپرده شد. (5)
پس از شهادت آن امام مظلوم، امام صادق علیه السلام دستور دادند تا چراغ اتاقى را كه پدر بزرگوارشان در آن مى زیست روشن نگاه دارند و این چراغ تا زمانی که فرزند ایشان امام كاظم علیه السلام در مدینه بود، همه شب روشن بود تا اینكه او به عراق احضار شد. (6)


پی نوشتها:
1. بحارالانوار، ج 46، ص214؛ كافى، ج3، ص166.
2. تهذیب شیخ طوسى، ج1، ص293؛ كافى، ج3، ص144.
3. كافى، ج5، ص117.
4. بصائرالدّرجات، جزء10، باب 9، ح 7؛ بحارالانوار، ج 46، ص 213..

5. مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص340؛ مصباح كفعمى، ص521؛ كشف الغمّة، ج2، ص 322.
6. كافى، ج3، ص251؛ من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص160؛ وسائل الشیعة، ج‏2، ص469.


ابوالفضل صالح صدر
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif

belher2
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۱۷:۳۹
شهادت مظومانه امام باقر علیه السلام را تسلیت عرض میکنم

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۲۱:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63274031033595574798.jpg



از همان لحظه شروع شد
روزگار توأم با اندوه و رنج تو؛

از همان لحظه که کودکی ات را
با هفتاد و دو پروانه سرخ، بدرقه کردی،

از همان لحظه که مصیبت را در بالاترین درجه
در پنج سالگی، به نظاره ایستادی،

از همان لحظه که پا به پای غل و زنجیرهای
بسته بر دست و پای پدر، خون گریستی.

از همان لحظه، تو در مصیبت کربلا بزرگ شدی
و رنج هایت همیشگی شد تا راوی دردهای بهترین بندگان خدا باشی.
تا قصه عشق، فراموش نشود.
تو را که «محمد» نام داشتی و شکافنده علوم نبوی بودی،
تمام خانه های مدینه خشت خشت
و کوچه به کوچه می شناسند!

تو را می شناسند؛ از عطر قدم هایت
که نسیم وار از کوچه ها می گذرد
و بوی عرش را می پراکند در رگه های شهر؛
از طنین صدایت که به گفت وگوی فرشته ها می ماند؛

از عطر شناورت که بی دریغ می پراکنی در شریان های زمین،
تا خاک، اجازه یابد که یک بار دیگر نفس بکشد رایحه بهشت را؛
از چشم هایت که عاشقانه ترین واگویه کربلا بود.

شهر تو را خوب می شناسد؛
تو را که معرفت، گوشه نشین درگاهت بود و علم،
خوشه چین علم «لدنی»ات.

من جامه سیاه خود را هرگز از تن بیرون نخواهم آورد؛
که بعد از غروب غم انگیز ستاره روشن چشمانت،
تا همیشه، سرزمین دلم، میهمان اندوه و درد است.

تاب نیاوردند شور خطابه هایت را که لرزه می افکند
بر ارکان قدرت های پوشالی شان.

تاب نیاوردند وجودت را که هر لحظه ات،
رستاخیزی به پا می کرد در جان های آشفته.

هشام، نتوانست تو را بفهمد. سنگ دلی و تیره بختی هشام،
تو را تاب نیاورد؛ تو را که پژواک رسایی بودی
از فریادی که از خنجر بریده خون خدا،
بر خاک تفتیده نینوا جاری شد، تو را که تفسیری بودی
از اشک های سی ساله «زین العابدین»،
تو را که غم نامه ای بودی از سرگذشت جان گداز
دختری سه ساله در کنج خرابه های شام.

تیره گی هشام، عظمت تو را تاب نیاورد.
حلقه های شاگردانت، طناب داری بود بر گلوی هشام.
روایت سرفراز علم الهی ات،
خوارکننده شوکت «هشام»های روزگار بود.

نقشه ها کشیده شد. توطئه ها چیده شد.
اگر «محمد» بماند، حقیقت همیشه زندگی می ماند.
اگر حقیقت زنده بماند، دروغ «هشام»، برملا می شود.

هنگام غروب غربتت فرا رسیده؛
اما من هرگز جامه سیاهم را از تن بیرون نخواهم آورد.

بعد از تو، داغ، سهم همیشگی من است و اشک،
میهمان دائمیِ چشمانم. بعد از تو، اندوه و غربت من پایانی ندارد.





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__39_.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۲۳:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_besm_003.gif




http://img.tebyan.net/big/1390/08/16417719810423218016914124111622505922474110.jpg



كلید بدبختى ها


روزى امام محمّد باقر علیه السلام جهت زیارت خانه ی خدا، وارد مسجدالحرام گردید، در هنگام طواف حرم الهى، عدّه اى از قریش - كه در گوشه اى نشسته بودند - چون نگاهشان به حضرت افتاد، به یكدیگر گفتند: این كیست كه با این كیفیّت عبادت مى نماید؟
شخصى به آن ها گفت : او محمّد بن علىّ علیهماالسلام امام و پیشواى مردم عراق است .
یكى از آنان گفت : یك نفر را به نزد او بفرستیم تا از او مسئله اى پرسش نماید.
پس جوانى از آن میان داوطلب شد، و همین كه نزد حضرت رسید، خطاب به ایشان گفت : بزرگ ترین گناه كدام است ؟
امام علیه السلام فرمود: نوشیدن شراب.
جوان بازگشت ، و جواب حضرت را براى دوستان خود بیان كرد.
آنان به او گفتند: نزد او باز گَرد، و همین سؤال را دو مرتبه مطرح نما.
جوان دوباره به خدمت امام علیه السلام رسید، و همان سؤ ال را تكرار كرد، كه بزرگ ترین گناه چیست؟
حضرت فرمود: نوشیدن شراب بزرگ ترین گناه است؛
و سپس افزود: شراب، عقل و اراده انسان را ضعیف و بلكه نابود مى كند و پس از آن كه عقل زائل گشت، شخص مرتكب اعمالى چون زنا، دزدى ، آدم كشى ، شرك به خدا و ... مى شود.
و خلاصله آن كه نوشیدن شراب، كلید تمام بدبختى ها و شرارت ها است و مفاسد آن از هر گناهى بالاتر مى باشد، همانطور كه درخت انگور سعى مى كند از هر درختى بلندتر باشد و بالاتر رود.

فرآوری: امین

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منبع:
فروع كافى، ج 6، ص 429؛ بحارالا نوار، ج 46، ص 358؛ وسائل الشّیعة، ج 25، ص 316.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_118t.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۲۳:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51392559028490811810.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51392559028490811810.jpg)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gif
السلام علیک یا ابا جعفر
یا محمد بن علی
ایها الباقر یابن رسول الله
انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله
و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69616143035203355994.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69616143035203355994.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۲۳:۴۷
گوهر یكدانه



http://img.tebyan.net/big/1390/08/9842481602051042011591571362262748214846.jpg



آسمان اشك غم از دیده ما بیرون كرد

دل ما را ز غم و غصّه لبالب خون كرد
هر دلى رسته ز غم بود، به غم كرد دچار
هر سرى لاف زد از عقل و خرد مجنون كرد
هر كه در دایره عشق و وفا گام نهاد
چرخش از دایره عشق و وفا بیرون كرد
پنچمین حجت حق حضرت باقر كه خدا
بهر او خلقت این دایره ی گردون كرد
گشت مسموم جفا از اثر زهر ولید
شیعیان را به جهان غمزده و محزون كرد
چه دهم شرح غمش را كه ندانم به خدا
با دل خسته او زهر هلاهل چون كرد
گویم آن قدر كه تا بر سر زین جاى گرفت
آسمان زین فلك از داغ عمش وارون كرد
قدر این گوهر یكدانه ندانست فلك
كه غریبانه به زیر لحدش مدفون كرد
مى رود اشگ غم از چشم ملائك «خسرو»
شعر جانسوز تو چون چشم ملك جیحون كرد


بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان




محمّد خسرو نژاد



http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69616143035203355994.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69616143035203355994.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۲۳:۵۰
از خُم علم تو...


http://img.tebyan.net/big/1390/08/1751952204312313910267127895595652145194.jpg


ای روشنای کلام نورانی‏ات تا همیشه در جهان جاری!

ای فرزند بلند بالای زین‏العابدین که امیر و سرور دانش‏اندوزانی!

از چهار گوهر منور دیگر که نشان می‏جویم، به در خانه تو می‏رسم؛ آنجا که بزرگان دین و
تشنگان دانش در رواق لبریز سادگی آن، از خُم مستی‏آور علم تو می‏نوشند و در فراگیری ذره‏ای از کمال تو می‏کوشند.



ای والاترین پیام‏دار مظلومیت شیعه!
بعد از تو، سینه سوخته مردم را چه کسی مرهم باشد و مخزن دانش الهی را جز چشم‏های نافذ تو، که بگشاید؟...

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان






سعیده خلیل‏ نژاد



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71077483286375487148.jpg

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۲۳:۵۶
http://www.iricap.com/images/other/EMAM-BAGHER.jpg


تفسیر دشت کربلا در سینه توست
دلها گرفتار غم دیرینه توست

با رفتنت دیگر تو آسوده ز دردى
داغ یتیمى را به صادق هدیه کردى

:Graphic (59):

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۰۰:۰۲
http://www.shiaupload.ir/images/74240905606805666696.gif

تنها تر ین غر یب دیار مد ینه بود
او مرد علم و زهد و وقار و سکینه بود

صد باب علم از کلماتش گشوده شد
در بین عالمان به خدا بی قرینه بود

این خا نواده نسل نجات و هدایتند
او نا خدای پنجمی این سفینه بود

نا ن آور همیشة هر کو دک یتیم
بر شانه های خستة او جای پینه بود

آتش گرفته باغ دلش از شراره ای
سهم امام خستة ما زهر کینه بود

همواره آسمان دلش رنگ لاله داشت
هفتاد و چند داغ شقایق به سینه بود

دشت نگاه او پُرِ گلهای اشک بود
یاد آور حکایت سقا و مشک بود

http://www.shiaupload.ir/images/51987152311514407859.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۰۰:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00052376327811961848.gif



مام باقرعلیه السلام ، علاوه بر «شاکر» و « هادی » به ویژه به «باقر» به معنای شکافنده ملقب است ، و جابرن یزید جعفی در توضیح لقب اخیر گوید : آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت . یعقوبی نیز می نویسد : بدان سبب باقر نامیده شد که علم را شکافت . راغب اصفهانی هم مانند این عبارت را گفته است .ابن منظور در مورد کلمه «باقر» می گوید : «تبقر» ، داشتن علم و مال زیاد را گویند و به محمد بن علی بن حسین بن علی علیه السلام بدان جهت باقر گفته می شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بیان فرمود .
موقعیت علمی امام

بی تردید چنان که بسیاری از علمای اهل سنت ، نیز گفته اند ، امام باقرعلیه السلام در زمان حیات خویش شهرت فروانی داشته و همواره محضر او از دوست دارانش ، از تمامی بلاد و سرزمینهای اسلامی ، پر بوده است . موقعیت علمی ایشان ، به مثابه شخصیتی عالم و فقیه ، به ویژه به عنوان نماینده علوم اهل بیت ، بسیاری را وا می داشت تا از محضر او بهره گیرند و حل اشکالات علمی و فقهی خود را از او بطلبند . در این میان ، اهل عراق که بسیاری از آنان شیعه بودند بیش از دیگران مفتون شخصیت آن حضرت شده بودند . مراجعه کنندگان ، خضوعی خاص نسبت به شخصیت علمی امام داشتند چنان که عبدالله بن عطای مکی گوید : علما را در محضر هیچ کسی کوچکتر از زمان حضوردر محضر امام باقرعلیه السلام ندیدم . حکم بن عینیه با تمام عظمت علمی اش در میان مردم ، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزی در مقابل معلم خود به نظر می رسید . شهرت علمی امام، در حد تعبیر ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسی بخواهد آن را بیان کند . این شهرت در زمان خود ایشان ، نه تنها در حجاز که «کان سید فقهاء الحجاز » بلکه حتی در عراق و خراسان نیز به طور گسترده فراگیرشده بود . چنانکه راوی می گوید : دیدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمی خود را از ایشان می پرسیدند. ذهبی درباره امام باقر علیه السلام می نویسد : ایشان از کسانی است که بین علم و عمل ، سیادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و برای خلافت اهلیت داشت . ابرش کلبی از هشام بن عبدالملک پرسید: این کیست که مردم عراق او را در میان گرفته و مشکلات علمی خود را از وی می پرسیدند ؟ هشام گفت: این پیامبر کوفه است ، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن می داند.

مورد کلمه «باقر» می گوید : «تبقر» ، داشتن علم و مال زیاد را گویند و به محمد بن علی بن حسین بن علی علیه السلام بدان جهت باقر گفته می شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بیان فرمود.

در مکارم اخلاق حضرت :

مردی از اهل شام در مدینه ساکن بود که به خانه امام بسیار می آمد و به امام می گفت: « … در روی زمین بغض و کینه کسی را بیش از تو در دل ندارم و با هیچ کس بیش از تو و خاندانت دشمن نیستم . و عقده ام آن است که اطاعت خدا و پیامبر و امیر مؤمنان در دشمنی با تو است ، اگر به خانه ات رفت و آمد دارم ، بدان جهت است که تو مردی سخنور ، ادیب و خوش بیان هستی . »

درعین حال امام باقر علیها السلام با او مدارا می فرمود و به نرمی سخن می گفت . چندی گذشت که مرد شامی بیمار شد و مرگ را رویاروی خویش دید پس از زندگی ناامید شد . وصیت کرد که چون در گذرد « امام باقر» بر او نماز گزارد .

شب به نیمه رسید و بستگانش او را مرده ، یافتند . بامداد وصی او به مسجد آمد و امام را دید که نماز صبح به پایان برده و به تعقیبات نماز نشسته است .
عرض کرد : آن مرد شامی به دیگر سرای شتافته و وصیت نموده که شما بر او نماز گزارید .
امام فرمود : او نمرده است… شتاب مکنید تا من بیایم.
پس برخاست ، دو رکعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت ، سپس به سجده رفت و تا طلوع خورشید ، در سجده ماند
، آنگاه به خانه شامی آمد ، بربالین او نشست ، او را صدا زد و پاسخ داد ، امام او را نشانید ، پشتش را بر دیوار تکیه داد و
شربتی طلبیده ، به کام او ریخت و به بستگانش فرمود : غذاهای سرد به او بدهند و خود بازگشت .
پس از مدتی کوتاه ، مرد شامی شفا یافت ، به نزد امام آمد و عرض کرد : گواهی می دهم که تو حجت خدا بر مردمانی .



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23470320082609549991.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۰۰:۰۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_png__30_.png


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_44332177615258292230.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifشهادت امام محمد باقر (ع) تسليت بادhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gif

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_44332177615258292230.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۰۰:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91779576605030304634.jpg



یاران ایرانی باقرالعلوم علیه السلام

ورود اسلام به ایران و گرایش ایرانیان به این دین مبین، یکی از مهم ترین حوادث تاریخی، برای ملت ایران است. گرچه اسلام با شتاب خیره کننده ای در ایران پیش رفت؛ ولی حاکمیت عقیدتی اسلام بسیار آرام و ریشه دار صورت پذیرفت و توجه اسلام به حق و عدالت اجتماعی از مهم ترین عوامل گرایش ایرانیان به اسلام بود.
ایرانیان پس از گرایش به اسلام، روح و معنی اسلام را در خاندان اهل بیت علیهم السلام یافتند و با خاطره شیرینی که از حکومت عدل حضرت علی علیه السلام داشتند، تحققّ عدالتِ اجتماعی را در مکتب فرزندان او یافتند.
آنان با مشاهده سجایای اخلاقی، علمی، دینی، سادگی و بی آلایشی اهل بیت علیهم السلام و شیعیان آنان،
به مکتب تشیّع گرایش پیدا کردند و برخی جزء اصحاب ائمّه اطهارعلیهم السلام شدند که به مرور زمان بر تعداد آنان افزوده شد.(1)

امام محمدباقر علیه السلام با تأسیس اوّلین دانشگاه اهل بیت علیهم السلام، شاگردان و اصحاب بسیاری را تربیت کرد و صدها فارغ التّحصیل در موضوعات گوناگون به جامعه عرضه نمود. شیخ طوسی (ره) در رجال خود، اصحاب و شاگردان امام محمد باقرعلیه السلام را 462 مرد و دو زن دانسته که در میان آنان برخی از نظر اعتبار و وثاقت مورد اتّفاق اهل سنّت و امامیّه اند و برخی از فقیه ترین فقیهان صدر اسلام محسوب می شوند.
در این میان عدّه ای از ایرانیان افتخار شاگردی و ملازمت با ایشان را داشتند. گرچه نمی توان نام تمامی اصحاب ایرانی امام باقر علیه السلام را از منابع رجالی و روایی استخراج نمود؛ ولی سعی شده چند تن از یاران ایرانی امام پنجم را به طور مختصر معرّفی و خدمات آنها را ذکر نماییم.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71077483286375487148.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۰۰:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif


حمّاد بن ابی سلیمان

ابو اسماعیل حمّاد بن ابی سلیمان از ایرانیان مقیم کوفه است. پدرش فرمانروای اصفهان بود که در جریان فتح آن شهر در زمان خلیفه دوم به دست ابو موسی اشعری به همراه خانواده اسیر شد و سپس در حضور خلیفه دوم، اسلام آورد. وی از جمله ده موالی بود که معاویه در جریان جنگ صفّین به ابوموسی اشعری بخشید و ابوموسی او را به پسرش ابراهیم داد و ابراهیم او را آزاد کرد و سپس پدر حمّاد در کوفه ساکن گشت. (2)

ابوسلیمان در کوفه به زندگی جدید خود پرداخت و فرزندش را به تحصیل علم و دانش گمارد؛
به طوری که حمّاد در زمره دانش آموختگان مشهور کوفه قرار گرفت.

حمّاد پس از کسب علوم مقدّماتی وارد دانشگاه امام باقر و امام جعفر صادق علیهما السلام شد و به حدّی در کسب دانش پیش رفت که دانشمندان اسلامی از وی به عنوان امام، مجتهد و فقیه یاد کرده اند و او را به کثرت حدیث توصیف نموده اند.
حمّاد پس از خدمات زیادی که در طول عمر خود انجام داد، در سال 120 ق. و در کهولت سن وفات یافت.(3)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۰۰:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif


داوود بن ابی هند سرخسی




داوود بن ابی عذافر قشیری سرخسی، اصالتاً خراسانی و اهل سرخس است. داوود از طریق خیّاطی یا فروش خز، گذران زندگی می کرد و در کنار آن به تحصیل علم و دانش نیز می پرداخت.
او از اصحاب ایرانی امام محمد باقرعلیه السلام است.
(4) داوود در علم تفسیر از علمای مشهور عصر بود.
او تفسیری داشت معروف به تفسیر ابن ابی هند(5) که اثری از آن نمانده است.
علاوه بر آن، او فقیهی کامل بود که از دوران جوانی در زمان حسن بصری فتوا می داد.
حماد بن زید می گوید: در فقه احدی را برتر از داوود ندیدم.(6)
علمای اهل سنّت داوود را از راویان موثّق به شمار می آورند و علاّمه امینی وی را فردی دانسته است که همگان در ثقه بودنش اتّفاق نظر دارند.(7)
داوود علاوه بر شهرت علمی، در زهد و تقوا نیز شهره بود.
او چهل سال پنهان از دیگران، روزه گرفت؛ بدین ترتیب که به هنگام خروج از خانه، با تظاهر به نداشتن روزه، غذای خود را بر می داشت و به دنبال کسب روزی بیرون می رفت؛ ولی در بین راه، آن را به فقرا می داد و شب هنگام به خانه برمی گشت و افطار می کرد.

مرگ داوود در سال 140 ق. در راه مکّه اتّفاق افتاد.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۰۰:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif

محمّد بن اسحاق

محمّد بن اسحاق بن یسار بن خیار (ابوعبدالله) از موالیانی است که پدرانش از مسیحیانی بودند که در «نُفیره»، روستایی در حوالی عین التّمر زندگی می کردند و این منطقه، جزء ایران و از نواحی تابعه عصر ساسانی بود.
خالد بن ولید پس از فتح این نواحی، یسار جدّ محمّد را همراه چهل تن دیگر به اسارت گرفت و به مدینه برد.
در سال 80 یا 85 ق. محمد در مدینه متولّد شد(8) و دوران کودکی و نوجوانی را در این شهر که مرکز عمده حدیثی بود، گذراند.
وی سپس در 30 سالگی برای بهره گیری از اخبار سیره نویسان، به مصر رفت و پس از پیروزی عباسیان بر امویان، به عراق آمد و مدتی در کوفه و ری اقامت گزید.
در زمان خلافت منصور، کتاب معروف خود مغازی را تألیف کرد و در میان مردم کوفه و سایر مناطق منتشر ساخت.
کتاب سیره او اوّلین سیره نسبتاً جامعی است که به دلیل نظمِ منطقی موجود در آن، به عنوان نخستین کار اصیل در این زمینه شناخته شده است.

محمد بن اسحاق، محدّث و اوّلین سیره نویسی است که زندگانی پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم را به رشته نگارش در آورده است.
شیخ طوسی و برقی او را در شمار اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام نام برده اند(9) و برقی پدرش اسحاق را نیز از اصحاب امام باقرعلیه السلام دانسته است. (10)

شیخ طوسی و کشّی او را از دوستداران و عاشقان اهل بیت علیهم السلام می دانند که در کتابش نیز احادیث بسیاری را در اثبات خلافت علی علیه السلام نقل نموده است؛ از جمله حدیث بلند «الجنان و النوق» را از امام باقرعلیه السلام.
ابن اسحاق، حافظه بسیار قوی داشته و احادیث زیادی را حفظ بوده است و به خاطر حافظه بی مانند، او را «امیرالمحدّثین» خوانده اند.
او با نوشتن سیره یا مغازی، سنّت و احادیث پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را حفظ و در اختیار مسلمانان قرار داد.
وی برای جمع آوری اخبار، به بصره، کوفه، مصر، بغداد، و ری سفرهای طولانی نمود.
به جز کتاب مغازی یا سیره، چند کتاب به او منسوب است.
از جمله: الفتوح، سیرالعرب، اخبار صفّین و حدیث المعراج و الاسراء.(11)

محمد بن اسحاق عاقبت در سال 151 ق. در بغداد در گذشت و در مقابر خیزران دفن گردید.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۰۰:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif

پی نوشت ها:

1. خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 112.

2. راویان مشترک، ج 1،ص 262.

3. تاریخ خلیفه، ص 275.

4. رجال طوسی، ص 120.

5. فهرست ابن ندیم، ص 36.

6. راویان مشترک، ج 1، ص 300.

7. الغدیر، ج 8،ص 318.

8. سیر الاعلام النبلاء، ج 3، ص 5.

9. رجال طوسی، ص 281 و 311.

10. رجال برقی، ص10 و 20.

11. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 3، ص 9.

فرآوری: امین

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منبع: برگرفته از مجله کوثر، شماره 62.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۰۰:۰۵
باز هم بقیع...


http://img.tebyan.net/big/1390/08/22917823350235771474510421426207130215205.jpg


امروز چه قدر مدینه بوی غربت و بی‏کسی می‏دهد! انگار خاک بی‏پدری بر سرش ریخته‏اند. از هر نقطه، صدای ناله می‏آید. کوچه‏ها، خانه‏ها، دیوارها، پنجره‏ها همه و همه آرام آرام، مظلومیت کسی را می‏گریند.
صدای لا اله الا اللّه فرشتگان بلند می‏شود. صدای قدسیان که هم‏ناله با زمینیان، تابوت خورشید پنجم را به سوی بقیع به دوش می کشند.
باز هم بقیع، چه قدر این خاک قداست دارد! چه قدر این نقطه از زمین، مطهّر است! آرامگاه آسمانیان زمینی، مأمن افلاکیان خاک نشین.
وای اگر لب باز کند، چه عقده‏ها که می‏گشاید، چه رازها که فاش می‏کند و چه گنج‏های پنهانی که آشکار می‏سازد!
مولا جان!
در تابوت، آرام خفته‏ای، و هیچ کس نمی‏داند که زهر با جگرت چه کرده است!
لب فرو بسته‏ای و کسی از داغ جگر سوزت خبر ندارد.
چشم از زشتی‏ها بستی و اینک می‏روی، در حالی که دل نگران قرآنی.
می‏روی و هنوز دلواپس اسلامی که زنده ماندنش را مدیون دلسوزی‏های معلّمی چون تو بوده است.
می‏روی و می‏دانی که شیعه، هنوز تشنه آموختن است.
ای کاشف قلمروهای نامکشوف معرفت! شاگردانت، این نوآموزان مکتب آسمانی‏ات را به که می‏سپاری؟
ای شکافنده بی‏نظیر دانش‏ها! تنها سر انگشتان دانش تو، گره از اسرار حقیقت می‏گشاید.
بمان و درد نادانی بشر را، به کلمه‏ای از دانش الهی‏ات، شفا ده، و طومار نافهمی انسان را مچاله کن که بی‏حضور تو، انسان در تاریکزار جهل به عصیان می‏رسد.
صدای لا اله الا اللّه در سکوت تیغ می‏پیچد، و پیکری مطهر، سوخته از نازیبایی‏ها، میهمان بهشت می‏شود، و هنوز بعد از گذشت سال‏ها، هم‏نوا با عرفات، ضجه می‏زنیم مظلومیت امام غریب شیعه را...

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

خدیجه پنجی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34621513942632800994.gif

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۰۰:۱۳
http://www.shiaupload.ir/images/74240905606805666696.gif



امام محمد باقر (ع)، جمعه‏ی نخستین روز ماه رجب سال ۵۷ هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. نام او «محمد» و کنیه اش «ابو جعفر»، و «باقر العلوم‏» یعنی‏ «شکافنده‏ی دانشها» لقب آن گرامی است.

نسب امام محمد باقر (ع) هم از جانب پدر و هم از جانب مادر ‏به پیامبر (ص) و حضرت علی و زهرا (ع) می‏رسد، زیرا پدر او امام زین العابدین(ع) فرزند امام حسین(ع)، و مادر او بانوی گرامی ‏«ام عبد الله‏» دختر امام مجتبی (ع) است.

پیامبر (ص) به «جابر بن عبد الله انصاری‏» فرمود: ای جابر! تو زنده می‏مانی و فرزندم‏«محمد‏» را که نامش در تورات ‏«باقر» است در می‏یابی، بدان هنگام سلام مرا بدو برسان.

دانش امام محمد باقر (ع) نیز همانند دیگر امامان از سر چشمه‏ی وحی بود.

«جابر بن عبد الله‏» نزد امام محمد باقر (ع) می‏آمد و از آنحضرت دانش فرا می‏گرفت و به آن گرامی مکرر عرض می‏کرد: ای شکافنده‏ی علوم! گواهی می‏دهم تو در کودکی از دانشی خدا داد برخورداری.


شخصیت علمی امام محمد باقر (ع) چنان خیره کننده بود که‏ «جابر بن یزید جعفی‏» به هنگام روایت از آن گرامی می‏گفت: «وصی اوصیاء و وارث علوم انبیاء محمد بن علی بن الحسین مرا چنین روایت کرد ... »

امام محمد باقر (ع)، هفتم ذیحجه‏ی سال ۱۱۴ هجری در۵۷ ‏سالگی در زمان ستمگر اموی ‏«هشام بن عبد الملک‏» مسموم و شهید شد. جسم مطهرش را در بقیع کنار آرامگاه امام مجتبی(ع) و امام سجاد (ع) به خاک سپردند، سلام خدا بر او باد.

سید جواد رفیعی
۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۱۱:۵۹
من غصه دار غصه های بی قرینم من کربلا را یادگار آخرینم
من یادگار روزهای خاک و خونم من یادگار چهره های لاله گونم
من تشنگی در خیمه را احساس کردم یاد از دو دست حضرت عباس(ع) کردم
من کودکی بودم که آهم را شنیدند دیدم سر جد غریبم را بریدند
من دیده ام در وقت تشیع جنازه اسبان دشمن را که خورده نعل تازه
سوغات من از کربلا درد و محن بود پژمردگی لاله های آن چمن بود
گرچه کنون مسموم از زهر هشامم من کشته ویرانه ای در شهر شامم
ایکاش منهم مهر داغش خورده بودم ایکاش منهم با رقیه مرده بودم

ایام شهادتش بر همگان تسلیت باد

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۷/۳۰, ۱۵:۲۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02439502443662015471.gif
۩~*~۩ پژواک غم۩~*~۩
{ ویژه نامه شهادت امام محمدباقر علیه السلام}
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79310295521648492907.gif
http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/sh.e.bagher.ask91.swf
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79310295521648492907.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۷/۳۰, ۱۵:۲۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83865711454213736855.gif
انگشتانه ای از اقیانوس کلام امام :

قالَ الباقِرُ ( عَلَيه السَّلام ) :

" قُولُوا لِلنّاسِ اَحسَن ما تُحِبُّون اَن یقال لَکم "

حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) فرمودند :

« بهترين چيزي را كه دوست داريد درباره شما بگويند ، درباره مردم بگوييد »

(بحارالانوار ، ج 65 ، ص 152)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92388730153067743119.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۷/۳۰, ۱۵:۲۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11184023674753568364.gif

شهادت مظلومانه پنجمین پیشوای شیعیان جهان

امام رئوف ، معدن دانایی و شکافنده ی دریای علوم اسلامی

پنجمين ناخداي کشتي ايمان و سفینه هدایت

حضرت محمدبن علي ٬ امام باقر علیه السلام

بر سوگواران حضرتش تسلیت باد!


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86418010675903316086.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۷/۳۰, ۱۵:۲۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28095614668833242725.gif

هوای گریه دارم؛بگذار فرو شکنم،
بگذار کاروان دل را در این غربتِ جانکاه،
همراه سازم با اشک و نغمه‏ های سوزناکم را در گوشِ افلاکیان بخوانم.

به هر سو می‏نگرم، آخرین روزشمار خاموشی شمع است
و پروانگان، در حالِ طوافند.

آقاجان! تازه چشم‏هایم تو را باور کرده بودند؛
چشم‏هایِ نابینایی که جز جمالِ دل‏آرای تو، هیچ نمی‏دید.

پیشوای پنجم! شمع‏ها را به یادِ تو هر غروب روشن می‏کردم
و گُل‏ها را سحر به عشق تو آب می‏دادم.

ای زیباترین واژه‏ ی من!
آمدی و پرده‏ ی نادانی را کنار زدی
و اینک با رفتنت، مرا در غم نشاندی.

بی تو، پرنده‏ ها نمی‏ خوانند
و نسترن‏ها به طراوت نمی‏ نشینند.

بی‏ تو، دریاها طوفانی‏ ترین لحظات را سپری می‏کنند
و موج‏ها بهانه‏ ای برای رقصیدن ندارند.

ای امام مظلوم وای پیشوایِ معصوم!
در این فضایِ تیره،روحِ پر اندوهم را،
امیدوارانه راهی حریم پاکت نموده ‏ام؛
تا شاید در این لحظات،پیوندِ دست‏های متبرکت را
با نور به نظاره بنشینم.

مرا لبریز از صفا کن، که صفای نورانی‏ات،
هرگز از خاطرم نمی‏رود.
تو امشب به خوابِ ابدی می‏روی،
شهادت را بوسه می‏زنی، در آغوش می‏فشاری؛

بگذار گریه کنم، بگذار بغضم را بشکنم
و در دلتنگ‏ترین لحظه‏ ام بگریم!

پروانه‏ ی دلم را آورده ‏ام تا به دور شمعِ جمالت بسوزانم
و گُل امیدم را با تو زیباتر نمایم؛ ای فانوس شب‏های ظلمانی!
رفتنت چه دلگیر بود! تو همواره زنده ‏ای؛
مگر می‏شود خورشید بمیرد؟!!


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70324403414835752312.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۷/۳۰, ۱۵:۲۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42231399552221025188.gif


شد باقر العلوم شهيد ...



در راه دوست، از ستم دشمن پلید



شد باقرالعلوم، ز زهر جفا شهید





بیداد و ظلم بین، كه هشام از ره عناد



خاموش كرد، مشعل روشنگر امید





پنجم امام ما، ز جفاى ستمگران



بسیار ظلم دید و ستم دید و جور دید





آن پیشواى عالم اسلام، دم به دم



بس رنج‎ها كشید و بس طعنه‎‏ها شنید





مسموم گشت، از ستم و كینّه‏ هشام



آن هادى هدایت و آن رهبر رشید





شد موسم عزاى جگر گوشه‏ رسول



در ماتمش، ز دیده‏ ما اشك غم چكید





كرسى علم گشت، سیه‎پوش «حافظى»


چون باقرالعلوم، شد از زهر كین شهید


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52044923215060761899.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۷/۳۰, ۱۶:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90404635286301395494.gif

تقدیم به ساحت مقدس تندیس خورشید ،
آقا امام محمد باقر علیه السلام

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifیادگار روزهای عطش-ویژه نامه شهادت امام باقرعلیه السلام(ویژه نامه سال 90) (http://www.askquran.ir/thread29079.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread242 87.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifويژه نامه شهادت جانسوز شاهدکربلا٬ امام محمدباقر(ع)(ویژه نامه سال 89) (http://www.askquran.ir/thread24287.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread242 87.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gif (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread242 91.html)غروب یادگار کربلا ( مجموعه مداحی و روضه خوانی در سوگ باقرالعلوم ع) (http://www.askquran.ir/thread29084.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifسرشگ غم۞اشعاري درسوگ غروب غم انگيز پنجمين خورشيد (http://www.askquran.ir/thread24291.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifمجموعه سخنرانی های صوتی پیرامون امام محمد باقر (ع) (http://www.askquran.ir/thread34077.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gif (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread242 89.html)دانلود نمایشنامه صوتی پیرامون امام محمدباقر(ع) (http://www.askquran.ir/thread34075.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifگالري تصاوير ویژه شهادت امام بافر علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread33499.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifپيامک هاي تسليت شهادت امام باقرعليه السلام (http://www.askquran.ir/thread24289.html)


مقالات :

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifراهکارهاي کنترل خشم از ديدگاه امام باقر عليه السلام (http://www.askquran.ir/thread24074.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread290 85.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifنگاهی گذرا بر زندگی نورانی امام باقر علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread29085.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread290 88.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifحضرت مهدي(عج) در کلام امام باقر علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread29088.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread313 80.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gif (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread269 95.html)بيست نصيحت كوتاه و ارزشمند از امام باقر(ع) (http://www.askquran.ir/thread26995.html)
(http://www.askquran.ir/thread34067.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gif (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread313 80.html)امام محمد باقر (ع) و فرقه های منحرف عقیدتی (http://www.askquran.ir/thread34067.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread290 88.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifگذری بر زندگی اجتماعی امام باقر علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread31376.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread290 88.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gif چهل حدیث نورانی از امام باقر علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread20530.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifسیمای درخشان پیشوای پنجم، امام باقر (ع) (http://www.askquran.ir/thread31378.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifتربیت فرزند در سیره امام باقر علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread31380.html)
(http://www.askquran.ir/thread34067.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifسيماي اخلاقي امام باقر عليه السلام (http://www.askquran.ir/thread19207.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread205 05.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gif (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread205 05.html)معارفی از امام باقر (ع) (http://www.askquran.ir/thread34083.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66027886806484338389.gifامام باقر علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread20505.html)










http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87044431591056367778.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۷/۳۰, ۲۰:۵۶
تربيت قرآني امام محمدباقر ع


آن حضرت در مقام عمل به شيوه آموزشي و تربيتي قرآني، به آموزش و تربيت عالمان رباني پرداخت تا در عالم به مسئوليت تربيتي اقدام كنند.
در تربيت فرزندان نيز براساس الگوهاي قرآني عمل مي كرد و آن را تجسم مي بخشيد.
محمدبن مسلم از اصحاب بزرگ آن حضرت نقل مي كند كه من در خدمت امام باقر(علیه السلام) بودم. در اين هنگام فرزند خردسالش، جعفر(علیه السلام) وارد شد و در دستش عصايي بود كه با آن بازي مي كرد. امام باقر(علیه السلام) او را به گرمي در آغوش گرفت و به سينه خود فشرد و خطاب به او فرمود:
« با اين چوب كار لهو انجام مده و بازي مكن »
سپس فرمود:
«اي محمد، پس از من او امام توست. از او پيروي كن و از دانش او استفاده نما، به خدا سوگند او همان صادقي است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) او را توصيف نمود كه شيعيان او در دنيا و آخرت پيروزند و دشمنانش در زمان هر پيامبري ملعون هستند. در (اين هنگام) جعفر(علیه السلام) خنديد و صورتش قرمز شد، آنگاه امام باقر(علیه السلام) به من فرمود:
از او سؤال كن، من از او پرسيدم اي پسر رسول خدا، خنده از كدام عضو بدن منشأ مي گيرد. جعفر(ع) فرمود:
اي محمد، عقل از قلب، اندوه از كبد و نفس از ريه و خنده از طحال منشأ مي گيرد. (وقتي اين پاسخ را از او شنيدم) از جايم برخاستم و او را بوسيدم.»
(بحارالانوار، ج47، ص15، ح12؛ به نقل از كفايه الاثر، ص.321)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۷/۳۰, ۲۲:۱۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__14_.jpg


لقب باقر برای امام پنجم (علیه السلام)


در فصول المهمه آمده است: آن حضرت را بدین لقب (باقر) می‏خواندند زیرا علوم را می‏شکافت و باز می‏کرد.در صحاح آمده است: «تبقر، یعنی توسع در علم» .

و در قاموس گفته شده است : محمد بن علی بن حسین را باقر می‏خواندند چون در علم تبحر داشت.در لسان العرب نیز ذکر شده است: آن حضرت را باقر می‏خواندند چرا که علم را می‏شکافت و به اصل آن پی می‏برد و فروع علم را از آن استنباط می‏کرد و دامنه علوم را می‏شکافت و وسعت می‏داد.ابن حجر در صواعق می‏نویسد: «او را باقر می‏خواندند و این کلمه از «بقر الارض» اخذ شده است، یعنی آنکه زمین را می‏شکافد و مکنونات آن را آشکار می‏کند.
زیرا او نیز گنجینه‏های نهانی معارف و حقایق احکام و حکمتها و لطایف را که جز از دید کوته نظران و ناپاکان پنهان نبود، آشکار می‏کرد.» از این رو درباره وی گفته می‏شد که آن حضرت شکافنده علم و جامع آن و نیز آشکار کننده و بالا برنده علم و دانش است.در تذکره الخواص نیز آمده است:
او را باقر لقب داده بودند زیرا در اثر سجده‏های فراوان، پیشانی‏اش شکاف برداشته بود.برخی هم گویند چون آن حضرت از دانش بسیار برخوردار بود او را باقر می‏خواندند.آنگاه به نقل سخن جوهری در صحاح می‏پردازد.
شیخ صدوق در علل الشرایع به نقل از عمرو بن شمر آورده است: از حابر جعفی پرسیدم چرا به امام پنجم، باقر می‏گفتند؟ گفت: «چون علم را می‏شکافت و اسرار آن را آشکار می‏کرد» .
در مناقب ابن شهر آشوب نوشته شده است: گفته‏اند برای هیچ یک از فرزندان حسن و حسین (ع) این اندازه از علوم، از قبیل تفسیر و کلام و فتوا و احکام و حلال و حرام فراهم نشد که برای امام باقر (ع) .محمد بن مسلم نقل کرده است که از آن حضرت سی هزار حدیث پرسش کردم.
چرا لقب باقر(ع) فقط برای او؟
مطلبی که لازم است بدان بپردازیم، این است که چگونه امام پنجم علیه‏السلام به باقر لقب یافت با این که همه‏ی معصومین شکافنده‏ی دانش و علم بوده‏اند؟
برای بررسی و تحلیل آن لازم است که به موقعیّت و زمان ویژه‏ی امام باقر علیه‏السلام توجّه نمائیم.
بعد از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حوادث تلخ و ناگواری برای جهان اسلام و اهل بیت علیهم‏السلام پیش آمد که موجب شد امام علی علیه‏السلام به مدّت بیست و پنج سال خانه نشین گردد و مردم نتوانند از دانش آن امام بهره‏ی لازم را ببرند.
در دوره‏ی پنج ساله‏ی حکومت آن حضرت ناکثان (عهدشکنان)، قاسطین (معاویه و اصحاب او) و مارقین (خوارج نهروان) نیز با جنگ‏های خود فرصت تعلیم گسترده را از آن امام سلب نمودند.
امام مجتبی علیه‏السلام نیز پس از دوره‏ی حکومت کوتاه خود، همین مشکلات و تنگناها را داشته و خفقان حاکم اموی و تبلیغات مسموم آنان راه‏های روی آوری مردم بسوی آن حضرت را سد نموده بود.
این خفقان در دوران امام حسین علیه‏السلام به اوج خویش رسید. به طوری که هر گونه امکان تبلیغ و بیان فروعات احکام را از ابی عبداللّه علیه‏السلام سلب نمودند.
اگر روایات فقهی را مورد مطالعه و دقّت قرار دهیم مشاهده می‏کنیم که روایات امام حسین علیه‏السلام در این زمینه اندک است، تازه همان روایات نیز از طریق فرزندان معصومش علیهم‏السلام به ما رسیده است.
این خفقان در کربلا به اوج خود رسید و پس از شهادت آن حضرت تا پایان عمر امام زین العابدین علیه‏السلام نیز سایه سنگین و شوم استبداد بر امّت اسلامی گسترده بود امّا در زمان امام باقر علیه‏السلام وضعیّت به گونه‏ای دیگر شده بود.
از یک سو فرقه‏های مختلف و مکتب‏های گوناگون سؤالات زیادی را در ذهن‏ها پدیدار ساخته بود که جواب و تحقیق درباره‏ی آن را دنبال می‏کردند که مناظرات امام علیه‏السلام گواه آن است و از سویی دیگر مظلومیّت اهل بیت علیهم‏السلام برای جامعه‏ی اسلامی به صورت روشن‏تری پدیدار شده بود و موجب توجّه و جذب دل‏های مستعدّ بسوی آن بزرگواران شده بود و این در حالی بود که ضعف حکومت اموی و قیام‏های مختلفی که در مملکت اسلامی علیه آنان انجام می‏گرفت فرصت پرداختن و ایجاد حسّاسیّت نسبت به اهل بیت را از آنان گرفته بود.
در این زمان بود که امام باقر علیه‏السلام در صحنه‏ی علمی ظهور یافت و علوم دینی و الهی را فرا راه حقّ جویان قرارداد و با تبیین درست و اصیل دیدگاه دین، جلوه‏ی زیبایی از دانش و آگاهی و معرفت را ترسیم نمود و انسان‏های دور افتاده از ساحل را به آب‏های زلال حقیقت رهنمون شد. او بار دیگر اعجاز علمی نسل کوثر را متجلّی ساخت و گل‏واژه‏های علم و آگاهی را از بوستان قرآن و سنّت به دل‏های حق‏جو هدیه نموده تا همچنان به عنوان باقرالعلوم آل محمّد بر تارک قرون و اعصار هرچه شکوهمندتر بدرخشد[۱].
________________________________________
[۱]عباس کوثری


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_emza__8_.jpg

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۰۹:۰۴
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif





سیره و سیماى امام محمّد باقر(علیه السلام)

http://img.tebyan.net/big/1386/09/17421927187711091106110723682211663212126.jpg

حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام) اوّل ماه رجب، یا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى در مدینه متولّد گردید.


پدر بزرگوارش، حضرت على بن الحسین ، زین العابدین(علیه السلام)، و مادر مكرّمه اش ، فاطمه معروف به «امّ عبدالله» دختر امام حسن مجتبى می باشد.


از این رو، آن حضرت از ناحیه پدر و مادر به بنی هاشم منسوب است. شهادت امام باقر (علیه السلام) در روز دوشنبه 7 ذیحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى، به دستور هشام بن عبدالملك خلیفه اموى، به وسیله خوراندن سمّ، اتّفاق افتاد و مزار شریفش در مدینه در قبرستان بقیع می باشد. آن حضرت یكى از اطفال اسیر فاجعه كربلا می باشد كه در آن وقت سه سال و شش ماه و ده روز از سنّ مباركش گذشته بود.

حضرت باقر (علیه السلام) به علم و دانش و فضیلت و تقوا معروف بود و پیوسته مرجع حلّ مشكلات علمى مسلمانان به شمار می رفت. وجود امام محمّد باقر(علیه السلام) مقدّمه اى بود براى اقدام به وظایف دگرگون سازى امّت. زیرا مردم، او را نشانه هاى فرزند كسانى می شناختند كه جان خود را فدا كردند تا موج انحراف ـ كه نزدیك بود نشانه هاى اسلام را از میان ببرد ـ متوقّف گردد.


آن حضرت از ناحیه پدر و مادر به بنی هاشم منسوب است. شهادت امام باقر (علیه السلام) در روز دوشنبه 7 ذیحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى، به دستور هشام بن عبدالملك خلیفه اموى، به وسیله خوراندن سمّ، اتّفاق افتاد و مزار شریفش در مدینه در قبرستان بقیع می باشد.

آنان از این رو قربانى شدند تا مسلمانان بدانند كه حكّامى كه به نام اسلام حكومت می كنند، از تطبیق اسلام با واقعیت آن به اندازه اى دوراند كه مفاهیم كتاب خدا و سنّت رسول اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در یك طرف قرار دارد و آن حاكمان منحرف در طرف دیگر. امام باقر(علیه السلام) بر آن شد تا انحراف حاكمان و دورى آنان از حقایق اسلام را به مردم بفهماند و براى مسلمانان آشكار سازد كه چنان امورى تحقّق یافته است. هشام بن عبدالملك خلیفه نابكار اموى وقتى به امام(علیه السلام) اشارت می كند و می پرسد كه این شخص كیست؟ به او می گویند او كسى است كه مردم كوفه شیفته و مفتون اویند.


http://img.tebyan.net/big/1385/10/7732197121139363730282351901711274855.jpg


این شخص، امام عراق است. در موسم حجّ، از عراق و خراسان و دیگر شهرها، هزاران مسلمان از او فتوا می خواستند و از هرباب از معارف اسلام از او می پرسیدند. این امر اندازه نفوذ وسیع او را در قلوب توده هاى مردم نشان می داد.


از سوى فقیهان بزرگ كه وابسته به حوزه هاى فكرى و علمى بودند، مسائل دشوار در محضر او مطرح می شد و گفتگوهاى بسیار با امام به عمل می آمد، از او پاسخ می خواستند تا امام را در تنگنا قرار دهند و در مقابل مردم او را به خاموشى وادارند، ولى آن حضرت با پاسخ هاى قانع كننده و مستدلّ و محكم خود آنان را به اعجاب وا می داشت.


حوزه علمى او براى صدها دانشمند و محدّث كه تربیت كرده بود پایگاهى مهّم به شمار می آمد. جابر جعفى گوید: «ابوجعفر هفتاد هزار حدیث براى من روایت كرد.» و محمّد بن مسلم گوید: «هر مسئله كه در نظرم دشوار می نمود از ابوجعفر(علیه السلام)می پرسیدم تا جایى كه سى هزار حدیث از او سؤال كردم.»امام باقر (علیه السلام) شیعیان خود را چنین وصف می كند: «همانا شیعه ما، شیعه على، با دست و دل گشاده و از سر گشاده دستى و بی ریایى از ما طرفدارى می كنند و براى زنده نگاه داشتن دین، متّحد و پشتیبان ما هستند. اگر خشمگین گردند، ستم نمی كنند و اگر خرسند باشند از اندازه نمی گذرند. براى آن كس كه همسایه آنان باشد بركت دارند و با هر كس كه با آنان مخالف باشد طریق مسالمت پیش می گیرند. و شیعه ما اطاعت خدا می كند.»

برگرفته از کتاب سیره معصومان



http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۰۹:۰۶
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif





امام باقر عليه السلام شکافنده علوم


http://img.tebyan.net/big/1386/09/25425122723919511156263297211581984014102.jpg

امام باقرعليه السلام ، علاوه بر «شاکر» و « هادي » به ويژه به «باقر» به معناي شکافنده ملقب است ، و جابرن يزيد جعفي در توضيح لقب اخير گويد : آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت . يعقوبي نيز مي نويسد : بدان سبب باقر ناميده شد که علم را شکافت . راغب اصفهاني هم مانند اين عبارت را گفته است .ابن منظور در مورد کلمه «باقر» مي گويد : «تبقر» ، داشتن علم و مال زياد را گويند و به محمد بن علي بن حسين بن علي عليه السلام بدان جهت باقر گفته مي شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بيان فرمود .


http://img.tebyan.net/big/1386/09/14210156114215232989317618824110817712952.jpg


موقعيت علمي امام

بي ترديد چنان که بسياري از علماي اهل سنت ، نيز گفته اند ، امام باقرعليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فرواني داشته و همواره محضر او از دوست دارانش ، از تمامي بلاد و سرزمينهاي اسلامي ، پر بوده است . موقعيت علمي ايشان ، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه ، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت ، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند . در اين ميان ، اهل عراق که بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند . مراجعه کنندگان ، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد : علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضوردر محضر امام باقرعليه السلام نديدم . حکم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم ، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد . شهرت علمي امام، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسي بخواهد آن را بيان کند . اين شهرت در زمان خود ايشان ، نه تنها در حجاز که «کان سيد فقهاء الحجاز » بلکه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگيرشده بود . چنانکه راوي مي گويد : ديدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند. ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد : ايشان از کساني است که بين علم و عمل ، سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و براي خلافت اهليت داشت . ابرش کلبي از هشام بن عبدالملک پرسيد: اين کيست که مردم عراق او را در ميان گرفته و مشکلات علمي خود را از وي مي پرسيدند ؟ هشام گفت: اين پيامبر کوفه است ، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن مي داند.

مورد کلمه «باقر» مي گويد : «تبقر» ، داشتن علم و مال زياد را گويند و به محمد بن علي بن حسين بن علي عليه السلام بدان جهت باقر گفته مي شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بيان فرمود.

در مکارم اخلاق حضرت :

مردي از اهل شام در مدينه ساکن بود که به خانه امام بسيار مي آمد و به امام مي گفت: « ... در روي زمين بغض و کينه کسي را بيش از تو در دل ندارم و با هيچ کس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم . و عقده ام آن است که اطاعت خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمني با تو است ، اگر به خانه ات رفت و آمد دارم ، بدان جهت است که تو مردي سخنور ، اديب و خوش بيان هستي . »درعين حال امام باقر عليها السلام با او مدارا مي فرمود و به نرمي سخن مي گفت . چندي گذشت که مرد شامي بيمار شد و مرگ را روياروي خويش ديد پس از زندگي نااميد شد . وصيت کرد که چون در گذرد « امام باقر» بر او نماز گزارد .

شب به نيمه رسيد و بستگانش او را مرده ، يافتند . بامداد وصي او به مسجد آمد و امام را ديد که نماز صبح به پايان برده و به تعقيبات نماز نشسته است .

عرض کرد : آن مرد شامي به ديگر سراي شتافته و وصيت نموده که شما بر او نماز گزاريد .

امام فرمود : او نمرده است... شتاب مکنيد تا من بيايم.

پس برخاست ، دو رکعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت ، سپس به سجده رفت و تا طلوع خورشيد ، در سجده ماند
، آنگاه به خانه شامي آمد ، بربالين او نشست ، او را صدا زد و پاسخ داد ، امام او را نشانيد ، پشتش را بر ديوار تکيه داد و


شربتي طلبيده ، به کام او ريخت و به بستگانش فرمود : غذاهاي سرد به او بدهند و خود بازگشت .
پس از مدتي کوتاه ، مرد شامي شفا يافت ، به نزد امام آمد و عرض کرد : گواهي مي دهم که تو حجت خدا بر مردماني .



http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۰۹:۰۸
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

امام باقر عليه السلام دانش بيکران
http://img.tebyan.net/big/1386/09/177392198622052529118210196139215194168202.jpg

السلام عليک يا محمد بن علي، ايها الامام الباقر، يابن رسول الله



يكى از علماى بزرگ سنّى به نام ابن حجر هيتمى درباره ايشان مى نويسد: «محمّد باقر به اندازه اى گنج هاى پنهان معارف و دانش ها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمت ها و لطايف دانشها را بيان نموده كه جز بر عناصر بى بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همين جاست كه وى راشكافنده دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده اند.»

سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علي (ع) امام پنجم از ائمه اثني عشر (ع) و هفتمين معصوم از چهارده معصوم (ع)، که در سال 114 ق. در مدينه رخ داد …


مادر او حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبي (ع) است كه مكني به ام عبد الله يا ام الحسن بود و با اين ترتيب آن حضرت هم از جانب مادر و هم از جانب پدر فاطمي و علوي بوده است، لقب ايشان به دليل دانش بيكران باقر يا باقر العلوم بوده است … صدوق و طوسي در امالي خود روايت كرده اند كه رسول الله (ص) آن حضرت را باقر ناميد و به جابر بن عبد الله انصاري فرمود: «اي جابر زمان يكي از اولاد مرا كه از فرزندان حسين است درك خواهي كرد، او هم نام من است و علم را با مهارت بسط ميدهد و ميشكافد، وقتي او را ديدي سلام مرا به او برسان».

شخصيت اخلاقي:


در گفتار راستگو ترين و در ديدار گشاده رو ترين و در بذل جان در راه خدا بخشنده ترين و در اخلاق متواضع ترين مردمان بود.از خوف خدا بسيار مي گريست و هنگام مشكلات اهل بيت را جمع ميكرد و با هم به ذكر و استغفار ميپرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق مي فرمود و خود مانند غلامانش در مزرعه كار ميكرد. در زهد و فضل و تقوي و آشنايي با رموز قرآن و سنت و تفسير و احكام شرع سرآمد همگان بود … علي بن عيسي اربلي در كتاب كشف الغمه و انب طلحه در مطالب السوول و سبط ابن جوزي در تذكره الائمه و ساير محدثين اهل سنت از عبد الله بن عطاء مكي روايت كرده اند كه گفته است: علماء را نزد هيچكس حقير تر از آن نديدم كه در محضر ابو جعفر محمد بن علي ديدم … امام محمد باقر (ع) در مورد نمونه اي از اخلاق امام باقر روايت است که مردى از اهل شام در مدينه ساكن بود و به خانه ‏امام بسيار مى‏آمد و به آن گرامى مى ‏گفت: «...در روى زمين بغض و كينه ا‏ى كسى را بيش از تو در دل ندارم و با هيچكس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم! و عقيده ‏ام آنست كه اطاعت‏ خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى ‏بينى به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردى سخنور و اديب و خوش بيان هستى!»


در عين حال امام عليه السلام با او مدارا مى‏ فرمود و به نرمى سخن مى ‏گفت. چندى بر نيامد كه شامى بيمار شد و مرگ را رويا روى خويش ديد و از زندگى نوميد شد، پس وصيت كرد كه چون در گذرد ابو جعفر «امام باقر» بر او نماز گزارد. شب به نيمه رسيد و بستگانش او را تمام شده يافتند، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر عليه السلام را ديد كه نماز صبح به پايان برده و به تعقيب نشسته است، و آن گرامى همواره چنين بود كه پس از نماز به ذكر و تعقيب مى ‏پرداخت. عرض كرد: آن مرد شامى به ديگر سراى شتافته و خود چنين خواسته كه شما بر او نماز گزاريد. فرمود: او نمرده است... شتاب مكنيد تا من بيايم.


پس برخاست و وضو و طهارت را تجديد فرمود و دو ركعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آنگاه به خانه‏ شامى آمد و بر بالين او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را برنشانيد و پشتش را به ديوار تكيه داد و شربتى طلبيد و به كام او ريخت و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت. ديرى بر نيامد كه شامى شفا يافت و به نزد امام آمد و عرض كرد: «گواهى مى ‏دهم كه تو حجت ‏خدا بر مردمانى.»




http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۰۹:۱۶
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif



http://img.tebyan.net/big/1387/01/22722154314777351181291961392262246296151.jpg

اصحاب امام باقر (ع)

آوازه علوم و دانش امام باقر (ع) چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعنى شكافنده دانش ها گرديد. در مكتب امام ابوجعفر باقر العلوم -كه درود فرشتگان بر او- شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش يافتند كه اينك به نام برخى از آنان اشاره مى ‏شود:1- ابان بن تغلب: او محضر سه امام - امام زين العابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام - را درک نمود . ابان از شخصيتهاي علمي عصر خود بود و در تفسير، حديث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسياري داشت. والايي دانش ابان چنان بود که امام باقر عليه السلام به او فرمود: در مسجد مدينه بنشين و به راي مردم فتوا بده، زيرا دوست دارم، مردم فردي چون تو را در ميان شيعيان ما ببينند.

2- زراره: دانشمندان شيعه از ميان شاگردان امام باقر و امام صادق عليهما السلام، شش تن را فقيه تر مي شمرند که زراره يکي از آنها است. از امام صادق نقل است که فرمود: اگر "بريد بن معويه"، "ابوبصير"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پيامبر (معارف شيعه) از ميان مي رفت، آنان بر حلال و حرام خدا امين هستند. باز فرمود: بريد، زراره، محمد بن مسلم و احول در زندگي و مرگ نزد من محبوبترين مردمان هستند.

3- کميت اسدي: شاعري سر آمد بود و زبان گويايش در دفاع از اهل بيت، اشعاري پر مغز مي سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسواگر بود که پيوسته از طرف خلفاي اموي تهديد به مرگ مي شد.

4- محمد بن مسلم: فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر و امام صادق عليه السلام بود. چنان که گفته شد، امام صادق او را يکي از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پيامبر به وجودشان پا برجا و باقي است.
ابان بن تغلب؛ او محضر سه امام - امام زين العابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام - را درک نمود . ابان از شخصيتهاي علمي عصر خود بود و در تفسير، حديث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسياري داشت.

شخصيت علمي:

بي ترديد چنان که بسياري از علماي اهل سنت، نيز گفته اند، امام باقر عليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فراواني داشته و همواره محضر او از دوست دارانش، از تمامي بلاد و سرزمينهاي اسلامي، پر بوده است. موقعيت علمي ايشان، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند. در اين ميان، اهل عراق که بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند.مراجعه کنندگان، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد: علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر عليه السلام نديدم. حکم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد.

شهرت علمي امام، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسي بخواهد آن را بيان کند. اين شهرت در زمان خود ايشان، نه تنها در حجاز که «کان سيد فقهاء الحجاز» بلکه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگير شده بود. چنانکه راوي مي گويد: ديدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند.

ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد: ايشان از کساني است که بين علم و عمل، سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و براي خلافت اهليت داشت.

ابرش کلبي از هشام بن عبدالملک پرسيد: اين کيست که مردم عراق او را در ميان گرفته و مشکلات علمي خود را از وي مي پرسيدند؟ هشام گفت: اين پيامبر کوفه است، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن مي داند.


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۰۹:۲۱
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


http://img.tebyan.net/big/1386/09/20460253720186162188190132117188105973548.jpg

دوران زندگي و شهادت ايشان:

امام باقر (عليه السلام) با پنج خليفه از خلفاى بنى اميّه معاصر بود كه عبارتند از: وليد بن عبد الملك (96 ق) و سليمان بن عبد الملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزيز (101 ق) و يزيد بن عبد الملك (107ق) و هشام بن عبد الملك ( 125 ق) معاصر بوده است. و همه آنان جز عمر بن عبدالعزيز در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نياكان خود نداشتند و پيوسته براى امام باقر (عليه السلام) مشكلاتى فراهم مى نمودند.ولى در عين حال، او از طريق تعليم و تربيت، جنبشى علمى به وجود آورد و مقدّمات تأسيس يك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ريزى كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق (عليه السلام) به نتيجه كامل رسيد.

روش كار پيشوايان ما به ويژه امام سجّاد و امام باقر (عليهم السلام) كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شيوه مخفى و زيرزمينى بود، شيوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطّلع نشود. همين كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود در نتيجه، وسايل تبعيد و زندانى آنها فراهم مى شد.

سرانجام، امام باقر (عليه السلام) كه پيوسته مورد خشم و غضب خليفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسيله ايادى او مسموم شد و در روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسيد. بدن مطهر آن درياي بيکران دانش خدايي در خاک بقيع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبي و امام سجاد عليهما السلام به خاک سپرده شده است.

كلماتي از آن بزرگوار:

1 - همانا خداوند عز وجل نگاه دارد بوسيله تقوي بنده را از آنچه عقلش بدان دسترسي ندارد.

2 - بردباري جامه شخص دانا و عالم است مبادا خود را از آن برهنه كني.

3 - خدا بر خويش مهرورزي را لازم كرده و رحمت او بر خشمش پيشي جسته و از روي راستي و درستي به انجام رسيده، پس چنان نيست كه خداوند به بندگان خشم آغاز كند پيش از آنكه آنان او را به خشم آورند...

4 - هر ملتي كه كتاب خدا را به پشت سر انداخته خدا نيز علم كتاب را از آنها بگيرد …

5- حريص بر دنيا، همچون کرم ابريشم است که هر چه پيله را بر خود بيشتر بپيچد، بيرون آمدنش مشکل تر مي شود.

از رساله امام محمد باقر عليه السلام، سعد الخير / روضه كافي ج اول (ص 79 – 75 )




http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۰:۴۴
نحوه برخورد امام باقر (ع) با فلسفه ايراني و يوناني


تفكر پيچيده فلسفي درباره اصول اعتقادي و بينشي كه ناظر به هستي شناسي بود، عرب هاي مؤمن را سرگردان مي كرد.
از اينرو علم كلام اسلامي در برابر تهديد اصول فلسفي ايراني و يوناني ايجاد مي شود و امام باقر (ع) مي كوشد تا مباني فلسفي ايراني و يوناني را كه به هستي شناسي و وجودشناسي مي پردازد مورد نقد و تحليل قرار دهد.
وي با همان ادبيات فلسفي به مقابله با فلسفه ايراني و يوناني مي رود. با اين تفاوت كه عناصر مثبت آن را مي پذيرد و عناصر منفي را كنار گذاشته و با نقد علمي، نخبگان فرهنگي آنان را به زانو درمي آورد.
شاگرداني بزرگ تربيت مي كند كه هر يك در برابر چند عالم فيلسوف ايراني و يوناني و مسيحي و يهودي مي تواند به دفاع از آموزه هاي فلسفي اسلام بپردازد.
هشام بن حكم كلامي شيعي و ديگراني مي توانند در برابر تهاجم فرهنگي به مقابله بپردازند و هويت كلامي شيعي و اسلامي را حفظ كنند.

اگر دشمن مي كوشيد تا با نظام فلسفي، جبرگرايي را در جامعه حاكم كند و جريان جبرگرايي را به شكل گفتمان غالب درآورد و انديشه هاي رواقيون را به عنوان بخش فرهنگي غالب بر جامعه تحميل نمايد تا در استبدادگرايي و خلافت سلطنتي تبعيض گرايانه از آن سود برد، امام باقر (ع) نيز كوشيد تا با بهره گيري از همان نظام و ادبيات فرهنگي فلسفي به مقابله با جبرگرايي برخيزد از سوي ديگر مي بايست با انديشه فلسفي پهلوياني كه اختيارگرايي افراطي را دامن مي زدند و اصول عقلي و عقلايي را به عنوان اصول كامل كه جامعه را از اصول وحياني بي نياز مي كند بشناساند به مبارزه برمي خاست.
پهلوي هاي ايراني براساس مجوسيت تحريف شده، بر اين باور بودند كه انسان به طور كامل مختار آفريده شده است و هيچ گونه قانون و سنتي آدمي را به امري وادار نمي سازد.
اين انديشه با خداوند و آفريدگاري سازگار بود كه آفريده هائي را خلق و آنان را رها ساخته است و نظام طبيعي جهان را به گونه اي آفريده است كه انسان به تنهايي مي تواند آن را با عقل، مديريت كند.
هر دو انديشه فلسفي يوناني با عناصر جبرگرايي آن و انديشه فلسفي ايراني پهلوي با عناصر اختيارگرايي آن، داراي عناصر مثبت فلسفي بودند ولي هيچ يك از جامعيتي كه اسلام بيان مي داشت همراه نبودند.
عقل گرايي در ميان بخشي از امت به نام معتزليان نفوذ كرد كه به نوعي در مقابل جريان سياسي اموي قرار داشتند. در حقيقت گرايش به اعتزال و عقل گرايي فلسفي را مي بايست در گروهي از امت يافت كه مخالف سياست هاي اموي بودند. بنابراين ريشه گرايش فلسفي اعتزال كه به شكل فرهنگي خود را نشان مي دهد عناصر سياسي و ظلم و بيدادهاي اموي بود كه براساس جبرگرايي فلسفي رواقي شكل يافته بود.
آن چه جنگ فرهنگي را دامن مي زد جنگ سياسي و قدرت بود.
دولت مردان در نهايت، انديشه فلسفي اشعري را كه جبرگرايي را تقويت مي كرد مورد حمايت قرار دادند و در مقابل، معتزليان را در تنگنا گذاشته و وجوهات و كمك هاي نقدي را از آنان دريغ داشته و حتي برخي را كشته و برخي را به زندان افكندند.

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۰:۴۸
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


امام باقر (علیه السلام) و علم هیات

http://img.tebyan.net/big/1388/09/210168693061817813822054218167691864780.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/09/187101102174201614015513124419111681361999.jpg)


یکی از رشته‏های دانش که امام باقر(ع) پیرامون آن به‏مناسبتهای مختلف به ایراد حدیث پرداخته، دانش فضا و علم هیات و نجوم است. خدای‏عالمیان در سراسر قرآن 13 بار از نجوم و احکام و آثار آن آیاتی نازل فرموده وامامان معصوم: آیات را تفسیر، تاویل و بیان مصداق کرده‏اند. از جمله امام‏باقر(ع) ذیل (و علامات و بالنجم هم یهتدون). «آنان به وسیله ستاره راه‏می‏یابند»،(نحل:16 ) فرمود: نجم عبارت است از ستاره «جدی‏» زیرا جدی ستاره‏ای‏است که از میان نمی‏رود [غروب نمی‏کند] و بر پایه آن «قبله‏» بنا شده و به وسیله‏آن اهل خشکی و دریا راهنمائی می‏شوند[1].


شایان ذکر است که امام باقر(ع) در مدینه می‏زیسته‏اند و بنا به قواعد هیات،قبله مدینه تقریبا به جانب جنوب است. و به سخن دقیق‏تر طبق جدول دانشمند بزرگ‏«عبدالرزاق بغائری‏» طول مدینه سی و نه درجه و پنجاه و نه دقیقه (59، 39)


فلکی، و طول مکه سی و نه درجه و پنجاه دقیقه (50 ، 39) فلکی است که اختلاف طول‏آنها تنها 9 دقیقه فلکی برابر با 36 سی و شش ثانیه زمانی و ساعتی است. و طبق‏جدول «سردار کابلی‏» نیز اختلاف طول و نصف‏النهار مکه و مدینه 10 دقیقه فلکی‏برابر با چهل(40) ثانیه زمانی و ساعتی است (3). از اینرو می‏بینیم با این که درآن زمان وسائل سنجش دقیق وجود نداشته و مردم کوچه و بازار عرب نیز از آن علم‏بهره چندانی نداشته‏اند، امام باقر(ع) در یک فرمول تقریبا فراگیر قبله را برپایه «جدی‏» و دانستن این ستاره دانسته و در توضیح آن افزوده است‏به وسیله آن‏اهل خشکی و دریا راهنممائی می‏شوند، و این نیست مگر این که ستاره جدی (به ضم جیم‏و فتح دال) نزدیک قطب شمال قرار دارد و تقریبا ثابت است، از اینرو می‏توان در شب‏از آن به عنوان شاخص استفاده کرد و در خشکی و دریا راه و مسیر حرکت را جهت‏بخشید.



گفتنی است: این ستاره از دیرباز بر عرب شناخته شده بوده است لذا امام باقر(ع) توضیح نداد در چه نقطه‏ای از آسمان قرار دارد، راوی هم سوال نکرد، اما راهیابی‏به وسیله‏ستارگان در قرآن مجید نیز مورد اشاره قرار گرفته است. (هو الذی جعل لکم‏النجوم لتشهدوا بها فی ظلمات البر والبحر)(انعام: 97). که در این میان ستاره‏جدی از جایگاه ویژه‏ای برخوردار است جدی ستاره کوچکی است از مجموعه «دب اصغر» خرس کوچک، ملاقه کوچک، بنات‏النعش صغری، جنب قطب حقیقی و تقریبا یک درجه(1)باقطب فاصله دارد، این ستاره در هر شبانه روز یک دایره بسیار کوچک به قطر دودرجه(2) رسم می‏کند بنابراین هر شبانه‏روز یک مرتبه با خط دایره نیم‏روز(نصف‏النهار) و یک مرتبه با دایره و خط نیم‏شب (نصف اللیل) هر شهر و دیار منطبق، وسپس از آن می‏گذرد، جدی با این که از جمله ثوابت‏به شمار می‏رود، از حرکت کندی‏برخوردار و به قطب عالم درحال نزدیک شدن است، چنان که در سال 2100 میلادی‏فاصله‏اش از قطب عالم نزدیک به نیم درجه(5/0) خواهد رسید، و این کمترین فاصله بین‏جدی و قطب عالم خواهد بود.


قطب عالم هم به نوبه خود ثابت نخواهد بود و با یک حرکت گردنایی پس از 5300 سال به ستاره «دارمین‏» خواهد رسید (ستاره دارمین، ستاره اصلی صورت کیکاوس ودر. میان کهکشان است، فاصله‏اش از زمین 49سال نوری و نور آن هفده برابر خورشیداست). اما فاصله ستاره قطبی (جدی) تا زمین 650 سال نوری و روشنائی آن 5000 برابر خورشید و قطر آن یکصد برابر آفتاب است. درباره جدی این گونه هم نوشته‏اندکه فاصله آن 470 سال نوری (10× 62/444 کیلومتر)، جرم آن هشت‏برابر خورشید وروشنائی آن 2000 برابر آفتاب است[2].


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۰:۴۹
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


http://img.tebyan.net/big/1386/09/19719411322123082208235832511318421720111235.jpg


حرکت گردنایی(قهقرایی)


ستاره جدی از زمان امام باقر(ع) تا عصر حاضر و تا مدت‏طولانی آینده، همچنان به عنوان ستاره قطبی به شمار می‏رود، لیکن در درازمدت ثابت‏نخواهد ماند، زیرا محور فرضی زمین (قطب) که اکنون نزدیکی ستاره جدی را نشان‏می‏دهد، دارای حرکتی است که این حرکت مانند حرکت دوم گردنا (فرفره کوچک چوبی که‏کودکان به آن نخ بسته و با شدت حرکت داده و برای چرخش آزاد می‏کنند) است و به‏حرکت قهقرائی نیز شهرت دارد، قطب عالم مداری را طی می‏کند که از ستاره جدی تاستاره «لورا» (چنگ) می‏باشد، و طی این دوره قوسی از ستاره جدی تا ستاره لورادر حدود 12 هزار سال، و قوسی از لورا تا جدی حدود 14 هزار سال طول می‏کشد که برروی هم حدود 26 هزار سال (25800) سال می‏شود، اگر یک دوره این سال بزرگ را بر360 درجه تقسیم کنیم سهم هر درجه 6666/71 سال خواهد بود، و این همان حرکتی است‏که در زمان قدیم به اختلاف بین 66 تا هفتاد (70) سال بر یک درجه حساب می‏کردند،این دوره را 25700 و یا 25850 و یا 26000 هزار سال هم به نگارش آورده‏اند.

این حرکت نخست توسط «هیپارک‏» (ابرخس)، (زاده، 190، ق،م) کشف شد و در زمان‏او نقطه اعتدال بهاری در برج حمل برابر اول فروردین بوده است و از زمان اوتاکنون نقطه اعتدال بهاری با یک سیر قهقرائی یک ساعت و 45 دقیقه تغییر مکان‏داده است (یعنی تقریبا 25 درجه)[3].

تاویل


امام باقر(ع) بنا به تفسیر ظاهر قرآن فرمود: مراد از نجم در آیه 16سوره نحل ستاره جدی می‏باشد، و از آنجا که قرآن مجید، باطن، بلکه بطونی دارد،پیامبر و پیشوایان معصوم علیهم السلام فرموده‏اند: مراد از نجم، رسول خدا(ص) و مقصود از «علامات‏»(نحل:16) پیشوایان‏طاهرین‏اند.


امام باقر(ع) در حدیثی می‏فرماید: نجم عبارت است از ما اهل بیت، چنان که امام‏صادق(ع) در تاویل آیه (فنظر نظره فی‏النجوم فقال انی سقیم) ابراهیم به ستاره‏نظر افکند و فرمود: من بیمارم(صافات: 88) می‏فرماید: وقتی حضرت ابراهیم(ع) درنجوم نظر افکند در محاسبه خویش به این نتیجه رسید که چه مصائبی بر امام حسین(ع)وارد می‏شود از اینرو فرمود: من بیمارم یعنی از آنچه به حسین(ع) خواهد رسید[4].

منبع: رساله امام باقر علیه السلام

[1] تفسر نورالثقلین، ذیل آیه 16 سوره نحل.
[2] معرفه‏الوقت و القبله، حضرت استاد حسن زاده مد ظله ص 542 و بعد، نشر جامعه‏مدرسین قم.
[3] شهمردان رازی، روضه‏المنجمین، ص بیست و هفت و سی چهار، به کوشش جلیل اخوان‏زنجانی، طهران، 1409 ه ق ، 1368 ش.
[4] تفسیر نورالثقلین، ذیل صافات 4 406، و ذیل نحل 16

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۰:۵۰
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif




کرامات امام محمد باقر علیه السلام




http://img.tebyan.net/big/1386/09/2361235615667122539188147118238134164182236.jpg

جنیان در حضور امام باقر علیه السلام

امامان معصوم علیهم السلام حجت های خدایی و پیشوایان هدایت و چراغ های فروزان در تاریکی ها برای تمام اهل دنیا و آخرت هستند. همچنانکه در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «السلام علی ائمة الهدی، و مصابیح الدجی، و اعلام التقی و ذوی النهی و اولی الحجی، و کهف الوری، و ورثة الانبیاء، والمثل الاعلی، والدعوة الحسنی و حجج الله علی اهل الدنیا والاخرة والاولی; سلام بر امامان هدایت و چراغ های شب تار و پرچم های تقوی و صاحبان خرد و دارندگان عقل و پناه مردم و وارثان پیغمبران و مثل اعلا [ی الهی] و [صاحب] دعوت نیکوتر و حجت های الهی بر اهل دنیا و آخرت و اولی.»
بر این اساس امامان معصوم علیهم السلام برای تمام اهل دنیا از جن و انس و تمام گروه ها و ملت های جهان، حجت الهی و رهبر حقیقی شمرده می شوند.
همچنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله بر جن و انس مبعوث شده بود و در آیات 29 تا 31 سوره احقاف این نکته بیان گردیده است، اوصیای او نیز چنین بودند.
با توجه به این نکات فشرده، در این رابطه 2 داستان زیر را می خوانیم:
الف) سعد اسکاف می گوید: روزی با حضرت باقر علیه السلام کار ضروری داشتم. به صحن منزل آن حضرت وارد شده و خواستم به داخل اتاق بروم. امام فرمود: «عجله نکن!» من در حیاط منزل امام علیه السلام مدتی جلو آفتاب ماندم... تا اینکه بعد از مدتی با کمال شگفتی دیدم که اشخاصی از اتاق خارج شده و به سوی من آمدند. آنان از کثرت عبادت لاغر شده بودند. به خدا سوگند! سیمای زیبا و معنوی آنان مرا آن چنان شیفته نمود که وضع خود را (ناراحتی در هوای گرم) فراموش کردم. وقتی به محضر حضرت مشرف شدم به من فرمود: «گویا تو را ناراحت کردم.» عرض کردم: آری! به خدا قسم من وضع خود را فراموش کردم. اشخاصی از نزد من گذشتند که همه یکنواخت بودند و من مردمی خوش قیافه تر از این ها ندیده بودم.
فرمود: ای سعد! آن ها را دیدی؟ گفتم: آری. فرمود: ایشان برادران تو از طایفه جن هستند. عرض کردم: خدمت شما می آیند؟ فرمود: آری می آیند و مسائل دینی و حلال و حرام خود را از ما می پرسند.
ب) ابو حمزه ثمالی می گوید: روزی جهت شرفیابی به حضور امام باقر علیه السلام اجازه خواستم، گفتند: عده ای خدمت آن حضرت هستند. به همین جهت اندکی صبر کردم تا آن ها خارج شوند. پس کسانی خارج شدند که آن ها را نمی شناختم و به نظرم غریب و ناآشنا می آمدند. اجازه شرفیابی گرفتم، داخل شدم و به حضرت عرض کردم: فدایت شوم، الآن زمان حکومت بنی امیه است و از شمشیرهای آن ها خون می چکد. (یعنی ورود افراد ناشناس برای شما خطر آفرین است). امام فرمود: ای ابا حمزه! اینان گروهی از شیعیان از طایفه جن بودند و آمده بودند تا از مسائل دینی خود سؤال کنند. آیا نمی دانی که امام حجت خداوند برجن و انس می باشد؟



http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۰:۵۳
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif








کرامات امام باقر علیه السلام






http://img.tebyan.net/big/1386/09/177392198622052529118210196139215194168202.jpg

سیری در ملکوت




جابر بن یزید جعفی می گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: مراد از ملکوت آسمان و زمین که به حضرت ابراهیم خلیل الله علیه السلام، ارائه نمودند چیست؟ همان واقعه ای که خداوند متعال در قرآن شریف آن را یادآور شده و می فرماید: «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات والارض »; «و این چنین ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم.» پس دیدم که دست مبارک خود را به جانب آسمان برداشت و به من فرمود: نگاه کن تا چه می بینی؟ من نوری دیدم که از دست آن حضرت به آسمان متصل شده بود، چنانکه چشم ها خیره می شد. آنگاه به من فرمود: ابراهیم علیه السلام ملکوت آسمان و زمین را چنین دید. امام باقر علیه السلام در این لحظه دست مرا گرفته و به درون خانه برد. لباس خود را عوض کرده و فرمود: چشم برهم بگذار! بعد از لحظاتی گفت: می دانی در کجا هستیم؟ گفتم: خیر. فرمود: در آن ظلماتی هستیم که ذوالقرنین به آن جا گذر کرده بود. گفتم: اجازه می دهید که چشم هایم را باز کنم. فرمود: باز کن اما هیچ نخواهی دید. چون چشم گشودم در چنان تاریکی بودم که زیر پایم را نمی دیدم.
اندکی رفتیم باز هم فرمود: جابر! می دانی در کجائی؟ گفتم: خیر. امام فرمود: بر سر چشمه ای که خضر از آن آب حیات خورده بود، قرار داری.
آن حضرت همچنان مرا از عالمی به عالم دیگر می برد تا به پنج عالم رسیدیم. فرمود: ابراهیم علیه السلام ملکوت آسمان ها را این چنین [که تو ملکوت زمین] را دیدی مشاهده کرد. ... او ملکوت آسمان ها را دید که دوازده عالم است و هر امامی که از ما از دنیا برود، در یکی از این عالم ها ساکن می شود تا آنکه وقت ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله فرا رسد. امام باقر علیه السلام دوباره فرمود: چشم بر هم بگذار و بعد از لحظه ای فرمود: چشم بگشا! چون چشم گشودم خود را در خانه آن حضرت دیدم. آن بزرگوار لباس قبلی خود را پوشید و به مجلس قبلی برگشتیم. من عرض کردم: فدایت شوم چه قدر از روز گذشته؟ فرمود: سه ساعت.

برگفته از کتاب سیره امام باقر علیه السلام




http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

دايي حسن
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۱:۳۴
http://www.askdin.com/gallery/images/8087/1_bagher3.jpg

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۲:۳۸
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif



فضل و دانش امام باقر (عليه السلام)

http://img.tebyan.net/big/1383/06/1022711694220131191501821902251172027190237.jpg

امام محمّدباقر(عليه السلام) در دوران امامت خود، به نشر و پخش معارف دين به ويژه فقه و احكام اسلامي پرداخت و ضمن حلّ مشكلات علمي به تعليم و تربيت شاگرداني فاضل و آگاه مانند: محمّدبن مسلم، زرارةبن اعين، ابونصير، هشام بن سالم و جابربن يزيد و حمران بن اعين و بُريدبن معاويه عجلي، همّت گماشت.


آن حضرت در فضل و فضيلت، زهد و تقوا، اخلاف و معاشرت، سر آمد بزرگان بني هاشم در عصر خود بود.
آوازه علوم و دانش او چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعني شكافنده دانش ها گرديد.
يكي از علماي بزرگ سنّي به نام ابن حجر هيتمي درباره او مينويسد: «محمّد باقر به اندازه اي گنج هاي پنهان معارف و دانش ها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمت ها و لطايف دانشها را بيان نموده كه جز بر عناصر بي بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همين جاست كه وي را شكافنده دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده اند. «عبدالله بن عطا يكي از شخصيّت هاي علمي زمان امام، ميگويد: «من هرگز دانشمندان اسلام را در هيچ محفل و مجمعي به اندازه محفل محمّد بن علي(عليه السلام) از نظر علمي حقير و كوچك نديدم.» امام باقر (عليه السلام) در سخنان خود، اغلب به آيات قرآن كريم استناد مينموده و از كلام خدا شاهد ميآورده و فرموده است: «هر مطلبي را گفتم، از من بپرسيد كه در كجاي قرآن است تا آيه مربوط به آن موضوع را معرّفي كنم.»

علم بي نهايت


اول، علم و دانش: در كشف الغمة از حافظ عبد العزيز بن اخضر جنابذي در كتابش موسوم به معالم العترة الطاهرة از حكم بن عتيبه نقل شده است كه در مورد آيه إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ 1 گفت: «به خدا سوگند محمد بن علي در رديف همين هوشمندان است». ابو زرعه در مورد امام باقر عليه السلام گفته است: به جان خودم ابو جعفر از بزرگ‏ترين دانشمندان است.

ابو نعيم در حلية الاولياء نوشته است: مردي از ابن عمر درباره مسئله‏اي پرسش كرد.ابن عمر نتوانست او را پاسخ گويد.پس به سوي امام باقر (ع) اشاره كرد و به پرسش كننده گفت : نزد اين كودك برو و اين مسئله را از او بپرس و جواب او را هم به من بازگوي.آن مرد به سوي امام باقر (ع) رفت و مشكل خود را مطرح كرد.امام نيز پاسخ او را گفت.مرد به نزد ابن عمر بازگشت و وي را از جواب امام باقر (ع) آگاه كرد.آنگاه ابن عمر گفت: اينان اهل بيتي هستند كه از همه علوم آگاهي دارند.


در حلية الاولياء آمده است: محمد بن احمد بن حسين از محمد بن عثمان بن ابي شيبه، از ابراهيم بن محمد بن ابي ميمون، از ابو مالك جهني، از عبد الله بن عطاء، نقل كرده است كه گفت: من هيچ يك از دانشمندان را نديدم كه نسبت به دانشمندي ديگر كم دانش‏تر باشند مگر نسبت به ابو جعفر.من حكم را مي‏ديدم كه در نزد او چون شاگردي مي‏كرد.


شيخ مفيد در كتاب ارشاد مي‏نويسد: شريف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از محمد بن قاسم شيباني، از عبد الرحمن بن صالح ازدي، از ابو مالك جهني، از عبد الله بن عطاء مكي، روايت كرده است كه گفت: هرگز دانشمندي را نديدم كه نسبت به دانشمندي ديگر آگاهيهايش كمتر باشد مگر نسبت به ابو جعفر محمد بن علي بن حسين.من حكم بن عتيبة را با آن آوازه‏اي كه در ميان پيروانش داشت مي‏ديدم كه در مقابل آن حضرت چونان طفلي مي‏نمود كه در برابر آموزگارش قرار گرفته است.


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۲:۳۹
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif



http://img.tebyan.net/big/1385/10/2111393776178152099375171841111097721789.jpg


ابن جوزي در تذكرة الخواص، مي‏نويسد: عطاء مي‏گفت هيچ يك از دانشمندان را نديدم كه دامنه دانايي‏اش نسبت به دانشمندي ديگر كمتر باشد مگر نسبت به ابو جعفر.من حكم را ديدم كه در نزد آن حضرت چونان پرنده‏اي ناتوان بود.ابن جوزي مي‏گويد: «منظور وي از حكم همان حكم بن عتيبه بود كه در روزگار خود دانشمندي بزرگ به شمار مي‏آمد» .


اين سخن، چنان كه ملاحظه گرديد، از عطاء نقل شده و باز به همان گونه كه شنيديد ابو نعيم اصفهاني و شيخ مفيد آن را از عبد الله بن عطاء روايت كرده‏اند.محمد بن طلحه نيز در كتاب مطالب السؤول، اين روايت را به همين نحو نقل كرده است.البته در اين باره ملقب شدن آن حضرت به لقب باقر العلم و شهرت وي در ميان خاص و عام و در هر عصر و زمان بدين لقب كفايت مي‏كند.


ابن شهر آشوب در كتاب مناقب از محمد بن مسلم نقل كرده است كه گفت: من سي هزار حديث از آن حضرت پرسيدم.شيخ مفيد نيز در كتاب اختصاص، به نقل از جابر جعفي آورده است: ابو جعفر امام باقر (ع) هفتاد هزار حديث برايم گفت كه هرگز از كسي نشنيده بودم.
شيخ مفيد مي‏نويسد: از هيچ كدام از فرزندان امام حسن (ع) و امام حسين (ع) اين اندازه از علم دين و آثار و سنت و علم قرآن و سيره و فنون ادب كه از امام باقر (ع) صادر شده، ظاهر نشده است.


ما در صفحات آينده از بزرگان مسلمان از صحابه، تابعان و فقيهان و نويسندگان و بسياري ديگر كه از علم و دانش آن حضرت بهره‏مند گشته‏اند، ياد خواهيم كرد.تحقيقا بسياري از دانشمندان از آن حضرت كسب علم كرده و بدو اقتدا نموده بودند و گفتار آن حضرت را پيروي مي‏كردند و از فقه و دلايل روشني بخش حضرتش در توحيد و فقه و كلام كمال استفاده را به عمل مي‏آوردند.

منبع: کتاب سيره معصومان جلد 5




1 ـ حجر/75: و در اين (عذاب) هوشمندان را عبرت و بصيرت بسيار است.

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۳:۵۶
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


http://img.tebyan.net/big/1383/06/135155862042071078749742153619892242112233.jpg

تعلیم فقه و شیوه صحیح اجتهاد


تعلیم مسایل فقهى و پاسخگویى به پرسشها در زمینه احكام شرعى، یكى از زمینه‏هاى مهم زندگى ائمه (ع) بویژه امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بوده است.

عصر امام باقر (ع)، آغاز پیدایش فرصتى بود تا حاملان واقعى علوم قرآن، بتوانند به تعلیم شاگردان و ترویج احكام و تحكیم مبانى فقهى بپردازند. البته این زمینه‏ها در عصر امام صادق (ع) هموارتر گشت و از آن پس دوره سختگیرى فزونتر حاكمان نسبت به ائمه ادامه یافت و این زجر و شكنجه تداوم داشت تا عصر امامت به غیبت انجامید.
امام باقر (ع) در تصحیح اندیشه‏ها و زدایش انحرافها، تنها به مبارزه و رویارویى اكتفا نكرد، بلكه با بیان احكام و گاه تبیین شیوه استنباط احكام از قرآن و سنت پیامبر، پایه‏هاى فقاهت و اجتهاد صحیح را استحكام بخشید.
روایات فقهى نقل شده از امام باقر (ع)، بیش از آن است كه بتوان در این مجموعه گرد آورد، زیرا كمتر بابى از ابواب فقهى را مى‏توان یافت كه در فروع مختلف آن، سخنى از امام باقر (ع) وارد نشده باشد.مجموعه‏هاى روایى ـ فقهى خود گواه این سخن است.
محمد ابو زهره از پژوهشگران اهل سنت در كتاب تفصیلى خویش الامام الصادق در تبیین جایگاه علمى و معنوى امام باقر (ع) مى‏گوید: امام محمد باقر (ع) وارث پدر خویش در پیشوایى علمى و مقام شریف هدایتگرى بود.از این جهت عالمان از شهرها و سرزمینهاى اسلامى به جانب وى‏رهسپار مى‏شدند، هیچ فردى ـ از عالمان ـ به مدینه وارد نمى‏شد، مگر این كه براى كسب معرفت و دانش به خانه امام محمد باقر (ع) مراجعه مى‏كرد.
در میان كسانى كه به خدمت وى مى‏رسیدند، هم چهره‏هاى شیعى و هم سنى دیده مى‏شوند و گاه منحرفان افراطگر نیز خود را به وى نزدیك مى‏كردند ولى امام در برابر آنان موضعى قاطع گرفته و ایشان را طرد مى‏كرد.


بسیارى از پیشوایان فقه و حدیث به حضور وى رسیده‏اند، از آن جمله: سفیان ثورى، سفیان بن عیینه ـ محدث مكه ـ و ابو حنیفه ـ فقیه اهل عراق.
مرام امام باقر (ع) چنین بود كه هر گاه فردى به حضورش مى‏رسید، حقایق ناب را براى او تبیین مى‏كرد.1
ابو زهره سپس به نقل گفتگویى كه میان امام باقر (ع) و ابو حنیفه در زمینه رد قیاس و نقش آن در تحریف دین صورت گرفته، پرداخته است و در پى آن مى‏گوید: از این گفتگو ـ كه امام باقر در موضع ارشاد و بازجویى از روش ابو حنیفه قرار گرفته ـ استفاده مى‏شود كه امام باقر (ع) براى علماى عصر خود، عنوان پیشوایى داشته است، زیرا عالمان به حضور وى مى‏رسیده‏اند و او بر اساس گزارشها و اطلاعاتى كه از آنان در اختیار داشته به نقد و محاسبه ایشان مى‏پرداخته است.چونان رئیسى كه بر نیروهاى تحت سرپرستى خود حكم مى‏كند تا بر راه حق گام نهند و آنان نیز با كمال میل و رغبت این ریاست و پیشوایى را پذیرفته باشند.2




http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۳:۵۷
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


http://img.tebyan.net/big/1383/10/272012482031346817917422224189252039621010.jpg


دلایل و قراینى كه صحت نظریه ابو زهره را در این زمینه تأیید مى‏كند، فراوان است.از آن جمله روایتى را مى‏توان نام برد كه ابو حمزه ثمالى نقل كرده است:
ابو حمزه ثمالى مى‏گوید: در مسجد الرسول (ص) نشسته بودم كه مردى پیش آمد، سلام كرد و گفت: تو كیستى؟ گفتم: از مردم كوفه‏ام.
به او گفتم: در جستجوى چه هستى؟
مرد گفت: آیا ابو جعفر محمد بن على (ع) را مى‏شناسى؟
گفتم: آرى مى‏شناسم، به ایشان چه كار دارى؟ مرد گفت: چهل مسأله آماده كرده‏ام تا از او سؤال كنم.آن چه پاسخ داد، حقش را بگیرم و باطلش را وا نهم.
ابو حمزه گوید: به او گفتم: آیا فرق حق و باطل را مى‏دانى و ملاك تشخیص آن را مى‏شناسى !
مرد گفت: آرى مى‏شناسم.
گفتم: اگر حق و باطل را مى‏شناسى و ملاك آن را در دست دارى، پس چه نیازى به امام باقر (ع) خواهى داشت؟!
مرد گفت: شما كوفیان كم ظرفیت و ناشكیبایید!
در این میان، امام باقر (ع) وارد مسجد شد، در حالى كه جمعى از مردم خراسان و افراد دیگر اطراف او را گرفته، درباره مسایل حج از آن حضرت سؤال مى‏كردند.مدتى گذشت تا امام باقر (ع) در جایگاه خود نشست و آن مرد هم نزدیك امام، جایى براى خود جستجو كرد.

ابو حمزه مى‏گوید: من سعى كردم جایى بنشینم كه گفتگوى امام با انبوه اطرافیانش را بشنوم، مردم یكى پس از دیگرى مطالب خود را سؤال كردند و پاسخ گرفتند و رفتند، آن گاه امام (ع) رو به جانب آن مرد كرده، پرسیدند، تو كیستى؟

مرد گفت: من قتادة بن دعامه بصرى هستم.
امام فرمود: تو فقیه اهل بصره هستى؟
مرد گفت: آرى.
امام فرمود: واى بر تو، اى قتادة! خداوند بندگان شایسته‏اى را آفریده است تا حجت بر دیگران باشند، آنان «اوتاد» زمین و بر پا دارنده امر الهى و نخبگان علم خدایند و خداوند آنان را قبل از آفرینش دیگر بندگان برگزیده است.

قتادة پس از سكوتى طولانى گفت: به خدا سوگند، من تا كنون، در برابر فقیهان بسیار و نیز پیش روى ابن عباس نشسته‏ام، ولى آن گونه كه اكنون در برابر شما مضطرب شده‏ام، در مقابل هیچ كدامشان احساس نگرانى و اضطراب نداشته‏ام.
امام باقر (ع) فرمود: تو مى‏دانى كجا نشسته‏اى؟ تو در مقابل خاندانى هستى كه خداوند درباره آن فرموده است:
فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ 3 و نیز فرموده است:
«رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِیتَاء الزَّكَاةِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ»4
پس جایگاه تو آن جاست ـ كه خود مى‏دانى ـ و ما آن خاندانیم كه خدا توصیف كرده است.در این هنگام قتاده گفت: به خدا سوگند، راست گفتى، فدایت شوم، آن خانه‏ها كه خدا اجازه داده است نام و یاد و تسبیح او در آنها برده شود، نه خانه‏هاى ساخته شده از سنگ و خاك است، كه شما خاندانید.
قتاده گفت: پس اكنون بفرمایید كه پنیر چه حكمى دارد؟ !
امام باقر (ع) لبخندى زد و فرمود: آیا آن همه پرسش تو به همین سؤال خلاصه شده است!
قتاده گفت: همه را اكنون فراموش كرده و بیاد نمى‏آورم!
امام فرمود: اشكالى ندارد.5
سپس قتاده به پرسش ادامه داد، و امام (ع) پاسخهایى مستدل در جواب وى ارائه داد.

1 ـ الامام الصادق، حیاته و عصره ـ آراؤه و فقهه .222 ـ همان، .24
3 ـ نور/ .36
4 ـ همان/ .37
5 ـ اصول كافى 6/256، بحار 46/358، الانوار البهیة 118، اعیان الشیعة 1/ .652






http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۴:۴۶
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif




گفتار آن حضرت درباره توحید

http://img.tebyan.net/big/1385/05/23193291795161401491543286143472494644.jpg



بنابر نقل مدائنی، روزی یكی از اعراب صحرا گرد به خدمت ابو جعفر محمد بن علی آمد و از وی پرسید: آیا به هنگام عبادت خداوند هیچ او را دیده‏ای؟ امام پاسخ داد: من چیزی را كه ندیده باشم عبادت نمی‏كنم.اعرابی پرسید: چگونه او را دیده‏ای؟ فرمود:دیدگان نتوانند او را دید اما دلها با نور حقایق ایمان او را می‏بینند. با حواس به درك نمی‏آید و با مردمان قیاس نمی‏شود. با نشانه‏ها شناخته شود و با علامتها موصوف گردد. در كار خود هرگز ستم روا نمی‏دارد. او خداوندی است كه جز او معبودی نیست. اعرابی با شنیدن پاسخ امام باقر (ع) گفت: خداوند خود آگاه‏تر است كه رسالتش را كجا قرار دهد.


منبع: برگرفته از کتاب سیره معصومان، ج 5





http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۴:۵۴
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif



رویارویى با بدعت و بدعت گزاران



http://img.tebyan.net/big/1383/10/3469225146343813217654023019111316812326.jpg

بدعت در نظام عقیدتى و دستورى دین، یكى از نمودهاى بارز انحراف از مسیر وحى مى‏باشد، كه عوامل و انگیزه‏هاى مختلفى در پیدایش و شكلگیرى آن مؤثر است، از آن جمله:

الف ـ غرض ورزى و تدابیر حیله گرانه عناصر ضد دین
كسانى كه در باطن و اعماق ضمیر خویش با پیام وحى بیگانه‏اند، و با شریعت تضاد دارند، زمانى كه قادر به مبارزه صریح و علنى با آن نباشند، مى‏كوشند تا با نفوذ دادن ایده‏هاى غیر دینى و برنامه‏هاى غیر الهى در مجموعه باورها و دستورهاى‏مكتبى، به گونه‏اى خزنده، ماهیت و خاصیت اصلى دین را تضعیف كرده، آن را به انحراف بكشانند.
این حركت، حركتى منافقانه است كه نسبت به ادیان قبل از اسلام نیز از سوى عناصر مغرض و نا سالم اعمال مى‏شده است، تا راه ایمان را بر رهروان دین مخدوش سازند.
خداوند در افشاى چهره این گروه و نیز تهدید آنان فرموده است:
فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ یَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَـذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِیَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَوَیْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا یَكْسِبُونَ 1
واى بر آنان كه با دست خویش مطالبى را نوشته و به دروغ مى‏گویند: این از نزد خداست.هدفشان از این كار دستیابى به پولى اندك است.واى بر آنان از آنچه نوشتند و واى بر آنان از آنچه به دست آوردند!
ب ـ جهل و نارسایى علمى نسبت به مبانى و معارف اصیل دین
پیرایه‏ها و باورهاى خرافى كه گاه در محیطهاى مذهبى رخ مى‏نماید و به عنوان دین و باور دینى تلقى مى‏شود، معمولا ناشى از بى‏اطلاعى توده‏ها از مبانى اصیل مكتبى است.
زمانى كه نا آگاهان در مصدر قانونگذارى و یا اجرا قرار گیرند، چون از یك سو ناگزیرند كارها را سامان داده، پاسخى براى حل مشكلات و رخدادها بیابند، و از سوى دیگر آشنایى عمیق با روح دین ندارند، با صلاحدید و تشخیص بشرى خویش یا بر اساس منافع مورد نظر خود، به وضع قوانین و ترویج اندیشه‏هاى غیر دینى پرداخته، آنها را به نام دین قلمداد مى‏كنند .
این گونه بدعتها به هر دو انگیزه، پس از رحلت رسول خدا (ص) در اسلام رخ نمود، و یكى از رسالتهاى عمده اهل بیت (ع) پیراستن پیرایه‏ها از دامان معرفت اسلامى و مبارزه با بدعتهایى بود كه با انگیزه‏هاى مختلف صورت مى‏گرفت.

على (ع) به وجود این بدعتها هشدار مى‏داد و مردم را از پیروى آنها نهى مى‏كردو مى‏فرمود :
ما احدثت بدعة الا ترك بها سنة، فاتقوا البدع و الزموا المهیع 2
هیچ بدعتى گذاشته نشده، مگر آن كه به وسیله آن سنت و روشى از پیامبر (ص) به فراموشى گراییده است، از بدعتها بپرهیزید و به راه روشن و نداى رساى ارزشهاى اصیل دین پایبند باشید.


امام باقر (ع) در ارائه این مسؤولیت الهى به تبیین مبانى اصیل و سنتهاى محمدى (ص) پرداخته، نفى و طرد بدعتها را در محدوده رسالت علمى و عملى خود قرار داده بود.

براى دور داشتن مردم و عالمان و قضات از بدعت در دین، گاه خود به استدلال مى‏پرداخت و زمانى به روایات معصومان قبل از خود استشهاد مى‏كرد و این خطبه را از على بن ابى طالب (ع) یادآور مى‏شد:
ایها الناس إنما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع، و احكام تبتدع، یخالف فیها كتاب الله، یقلد فیها رجال رجالا... 3
هان اى مردم، سرآغاز شكلگیرى فتنه‏ها و انحرافها، هواها و هوسهایى است كه مورد پیروى قرار مى‏گیرد و احكامى است كه در شریعت بدعت گذارده مى‏شود.در این هوا پرستیها و بدعتگذاریها، با كتاب خدا مخالفت مى‏شود و مردم (به جاى تبعیت از وحى) از یكدیگر پیروى مى‏كنند! امام باقر (ع) مى‏فرمود: كسى كه به فرمان انسان گنهكار گردن نهد دین ندارد. كسى كه به بدعت و سخنان باطلى كه به دروغ بر خدا بسته شده گردن نهد و پایبند باشد، دین ندارد. كسى كه چیزى از آیات الهى را انكار نماید، بى‏بهره از دین است.4


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۴:۵۵
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif



http://img.tebyan.net/big/1383/05/83202201322151921482133551962072241248110.jpg



در حقیقت این هر سه عنوان بر كسى كه بدعتى را بپذیرد، منطبق شده و صدق‏ مى‏كند، زیرا بدعتگذار، معصیتكار و افترا زننده به خداست و كسى كه سخنان او را بپذیرد بى‏شك با حكم واقعى الهى كه در قرآن و سنت یاد شده، مخالفت كرده است.

امام باقر (ع) در تفسیر آیه: هل ننبئكم بالاخسرین اعمالا...
مى‏فرمود: این گروه كه زیانكارترین مردمند و سعى و تلاش خویش را در زندگى دنیا به هدر داده و گم كرده‏اند و جاهلانه مى‏پندارند كه راه درستى را در پیش گرفته‏اند، نصارا، كشیشان، رهبانان و نیز آن دسته از مسلمانانند كه در شبهات و هواهاى نفسانى فرو رفته‏اند و گروههایى چون خوارج و اهل بدعت، در زمره ایشان جاى دارند.5
امام باقر (ع) در بیانى دیگر فرموده است: كسى كه با گناه و ارتكاب كبائر، به مبارزه با خدا برخاسته و از خود جرأت نشان دهد، كافر است.كسى كه روش و دینى غیر از دین خدا پى نهد، مشرك است. 6
كسى كه با گناه و ارتكاب كبائر، به مبارزه با خدا برخاسته و از خود جرأت نشان دهد، كافر است.كسى كه روش و دینى غیر از دین خدا پى نهد، مشرك است.

گرایش مردم به بدعتها، داراى عوامل و انگیزه‏هاى متفاوتى است.گاه بدعتها به منظور تحریف دین صورت مى‏گیرد، و گاه ناشى از جهل به مبانى و معارف مكتب است، و زمانى هم معلول تعصبها و رسوم غلط اجتماعى و یا محاسبه‏هاى شخصى است.
یكى از مسایلى كه در عصر پیامبر اسلام (ص) مشروع بوده، ولى در عصر عمر بن خطاب ممنوع و حرام اعلام گردید، متعه (ازدواج موقت) است.
عمر بن خطاب بر اساس باورها و صلاح اندیشى شخصى خود، اعلام كرد:
متعتان كانا على عهد رسول الله (ص) آنهى عنهما و اعاقب علیهما: متعة النساء و متعة الحج . 7
دو تمتع در روزگار رسول خدا (ص) وجود داشت و جایز بود، ولى من آن دو را ممنوع كرده، كسانى را كه مرتكب آن شوند مجازات مى‏كنم.آن دو عبارتند از: متعه زنان و متعه حج.بى‏شك، عمر در صدور این حكم، از نظر خود دلایلى داشته است، ولى آیا دلایل او و قدرت فهم و تشخیص او مى‏توانسته با حكم الهى و سنت پیامبر (ص) همسطح قرار گیرد، و آیا او چنین حقى را داشته یا خیر؟ موضوعى است كه در كتب فقهى بتفصیل مورد بررسى قرار گرفته است.
از نظر شیعه، این دستور مخالف قرآن و سنت پیامبر (ص) است، و بر فرض كه شرایط خاص جامعه در مقطعى از زمان، سبب صدور چنین حكمى شده باشد، با تغییر شرایط، باز حكم اولى الهى جارى است.شیعه كه خود را بر اساس منابع متقن دینى، موظف به تبعیت از على (ع) و ائمه معصومین (ع) پس از رسول خدا (ص) مى‏داند به پیروى از معصومین (ع) این حكم را مخالف مصالح جامعه اسلامى مى‏شمارد.
در همان منبع حدیثى كه سخن فوق از عمر بن خطاب نقل شده، این روایت نیز آمده است كه على (ع) فرمود: «لو لا ما سبق من رأى عمر بن الخطاب لامرت بالمتعة، ثم ما زنى الا شقى» 8
اگر نبود كه عمر بن خطاب ازدواج موقت را ممنوع ساخته است، من فرمان مى‏دادم كه ازدواج موقت صورت گیرد و جایز باشد، زیرا با تجویز ازدواج موقت، گرایش به زنا و فحشاء كاهش مى‏یافت و جز انسانهاى شقى و دونمایه به زنا روى نمى‏آورند. 9



http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۴:۵۶
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

http://img.tebyan.net/big/1383/06/1392261171365622118520650291142182924224.jpg



در این روایت، فلسفه جواز ازدواج موقت مطرح شده، با بیان آن، اندیشه و باور عمر و نیز حكم او به ممنوعیت ازدواج موقت، از اساس زیر سؤال رفته است، و چون عمر به عنوان خلیفه و حاكم مسلمانان چنین دستورى را داده است و مخالفت رسمى على (ع) در چنین مسأله‏اى، مشكلات بزرگترى را در آن عصربحرانى براى جامعه اسلامى پدید مى‏آورده، آن حضرت سخن خود را با بیانى كه نقل شده به توده‏ها رسانده است.
این گونه احكام كه توسط شخص عمر بنیان نهاده شد، در نسلهاى بعد به عنوان سنت قطعى و احكام تلقى شد و استمرار یافت.چنان كه در زمان امام باقر (ع) برخى از رهروان راه خلفا بر امام (ع) خرده مى‏گرفتند كه چرا فرمان عمر را قبول ندارد و مشروع نمى‏داند.
عبد الله معمر لیثى از جمله كسانى است كه در این زمینه، با امام باقر (ع) به بحث نشسته است. او به امام باقر (ع) عرض كرد: شنیده‏ام شما در مورد ازدواج موقت (متعه) فتوا به جواز داده‏اید!
امام فرمود: بلى، خداوند آن را جایز شمرده و سنت رسول خدا بر آن بوده و اصحاب پیامبر (ص) به آن عمل كرده‏اند.
عبد الله معمر گفت: ولى عمر بن خطاب آن را ممنوع ساخته است!
امام فرمود: بنابر این تو بر سخن رفیقت پایدار باش و من هم بر سخن و رأى رسول خدا استوار خواهم بود!

(عبد الله كه خود را در میدان بحث به بن بست رسیده یافت، سعى كرد تا با فلسفه بافى و استحسانهاى شخصى و تمسك به ذهنیتها و تعصبهاى قومى راهى بجوید، از این رو) عبد الله گفت: آیا شما خشنود مى‏شوى كه ببینى شخصى با زنى از بستگان و خانواده شما چنین عملى را انجام دهد!
امام فرمود: اى بى‏خرد! چرا سخن از زنان به میان مى‏آورى (ما درباره حكم خدا سخن مى‏گوییم) آن خدایى كه ازدواج موقت را حلال ساخته از تو و از همه كسانى كه به تكلف و اجبار متعه را حرام شمرده‏اند، غیرتمندتر است.
آن گاه امام (ع) براى این كه به او بفهماند، شیوه شناخت حلال و حرام الهى، اتكا به ذوق و سلیقه و تعصبهاى شخصى نیست، فرمود: آیا تو دوست دارى كه زنى از خانواده تو به همسرى مردى درآید كه جولا و تهیدست است، و در جامعه جایگاهى بس پایین دارد.
عبد الله معمر گفت: خیر.
امام فرمود: چرا تو حلال خدا را حرام مى‏شمارى! (خداوند ازدواج با تهیدستان را ممنوع نكرده است) .
عبد الله گفت: من حلال خدا را حرام نمى‏دانم، بلكه معتقدم مرد جولا و بافنده تهیدست كفو و هم سطح ما نیست، از این رو خویشاوندى او را دوست ندارم.
امام فرمود: ولى برنامه خدا جز این است، زیرا خداوند، اعمال نیك همین مرد جولاى تهیدست را مى‏پذیرد، و حوران بهشتى را به ازدواج او در مى‏آورد، اما تو از روى كبر و نخوت، از خویشاوندى با مؤمنى كه شایسته همسرى حوران بهشتى است ناخشنود و ناراحتى.
عبد الله از سر تسلیم خندید و گفت: براستى كه سینه‏هاى شما رویشگاه درختان تناور دانش است، میوه‏هاى درخت دانش از آن شماست و برگهاى آن در اختیار مردم. 10
با این بیان، امام باقر (ع) به عبد الله معمر تفهیم كرد كه: درستى و نادرستى احكام دین و حلال بودن و حرام بودن امور، با ذوق و سلیقه شخصى مردم و یا آداب و رسوم و تعصبهاى قومى قابل سنجش و محاسبه نیست.

برگرفته از کتاب سیره معصومان جلد 5





1 ـ بقره/ .79
2 ـ نهج البلاغه، خطبه .145
3 ـ بحار 2/ .315
4 ـ بحار 2/ .310
5 ـ همان 2/ .298
6 ـ محاسن 209، بحار 72/ .222
7 ـ كنز العمال 16/519، حدیث .45715
8 ـ همان 16/522، حدیث .45728
9 ـ این بیان به معناى پذیرش رأى عمر از سوى على (ع) نیست، بلكه دقیقا ذیل روایت مى‏رساند كه على (ع) فرمان عمر را باعث فساد جامعه و جواز متعه را مایه مصونیت جامعه از ابتلا به فحشا مى‏دانسته است، ولى آن حضرت چون قدرت اجرایى براى لغو فرمان عمر نداشته، مطلب را با این بیان یاد كرده است، و ظاهرا این سخن در دوران حكومت عثمان صادر شده است.
10 ـ كشف الغمة 2/362، بحار 46/356، اعیان الشیعة 1/ .653




http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۱۶:۲۴
موعظه ي امام محمد باقر عليه السلام


جابر گويد: امام محمد باقر عليه السلام به من فرمودند:

اي جابر آيا کسي که ادعاي تشيع کرده و اعتراف به محبت ما اهل بيت (عليهم السلام) دارد به همين مقدار از ادعا اکتفا کند؟ (و خود را بي نياز از عمل و تکليف بداند) در صورتيکه به خدا قسم از شيعه ي ما محسوب نمي شود مگر کسي که تقواي الهي را پيشه کند و اطاعت فرمان خدا نمايد.
و آنان نيز شناخته نشوند - اي جابر - مگر به:
تواضع، افتادگي، امانت، زياد به ياد خدا بودن، روزه، نماز، احسان به والدين، رسيدگي به حال همسايگان از فقيران و مستمندان و بدهکاران و يتيمان، راستگويي، تلاوت قرآن، نگه داشتن زبان از گفتار درباره مردم مگر به نکوگويي
و آنان چنانند که در ميان قبيله و فاميل خود نسبت به تمام امور، امين شناخته مي شوند.

جابر گفت: يابن رسول الله (عليه السلام) ما که امروز احدي را با چنين صفات که فرموديد نمي شناسيم.
فرمودند:
اي جابر مبادا مذهبها و روشها تو را به اين عقيده کشاند که براي مردم همين بس است که گويد من علي (عليه السلام) را دوست دارم و پيرو هستم سپس با اين گفتار زباني اهل عمل [در انجام وظايف] نباشد، اگر گويد من رسول خدا (صلي الله عليه و اله وسلم) را دوست دارم ولي پيروي از سيره و رفتار او ننمايد و سنت و احکام شريعت او را بکار نبندد، تنها محبت او نافع به حال وي نخواهد بود [و به او مصونيت از عذاب خدا نخواهد داد].
بنابراين تقواي خدا را پيشه خود سازيد و براي رسيدن به پاداش هاي الهي کار کنيد [و اين را بدانيد که] بين خدا و احدي از بندگان رابطه خويشاوندي نيست؛ محبوب ترين بندگان نزد خداوند عز و جل و گرامي ترين آنان نزد او پرهيزگارترين و کوشاترين آنها در انجام وظايف بندگي است.
اي جابر به خدا قسم براي تقرب جستن به خداوند تبارک و تعالي، هيچ وسيله اي جز اطاعت و عمل به دستورات شريعت در کار نيست و ما [از جانب خدا] فرمان تبرئه و امان دادن از آتش [مخصوص مدعيان تشيع را خالي از عمل باشند] در دست نداريم و احدي را بر خدا حجتي نيست؛ هر کس مطيع فرمان خدا باشد او ولي و دوستدار ما است و هر کس متخلف از فرمان خدا باشد او دشمن ماست و راهي براي رسيدن به ولايت و محبت ما نيست جز راه عمل [به کار بستن امر ونهي خدا] و ورع [پرهيز از گناه و دوري جستن از محرمات خدا].

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۲۱:۱۵
وصیت امام محمدباقر ع

شيخ كلينى در كتاب كافى به سند خود از امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه امام باقر عليه ‎السلام به هنگام احتضار فرمود: هنگامى كه بدرود حيات گفتم زمين را برايم بشكافيد و قبرى مهيا كنيد پس اگر به شما گفتند براى رسول خدا لحد بوده است، تصديق كنيد.
نگارنده:
اين فرمايش بدان دليل بوده است كه امام باقر عليه السلام شكافتن زمين را از برخى جهات بهتر مى‏دانسته اگر چه فضيلت لحد بالاتر بوده است.

كلينى به سند خود از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود:
پدرم هر آنچه از كتب و سلاح و آثار و امانات انبياء در نزد خود داشت، به من به وديعت ‏سپرد.
پس چون لحظه وفاتش فرا رسيد به من گفت:
چهار شاهد فرا بخوان. من چهار تن از قريش را دعوت كردم كه يكى از آنان نافع مولاى عبدالله بن عمر بود. پس به من فرمود:
«بنويس اين چيزى است كه يعقوب فرزندانش را بدان وصيت كرد كه اى فرزندانم، خداوند دين را براى شما برگزيد، پس نميريد مگر آن كه تسليم رضاى خداوند باشيد.»
و وصيت كرد محمد بن على به جعفر بن محمد و به وى فرمان مى‏دهد كه او را به جامه بردى كه هر جمعه در آن نماز مى‏خواند كفن كند و عمامه اش را بر سرش بندد و قبر او را چهار گوشه و با فاصله چهار انگشت از زمين بلندتر قرار دهد و در موقع دفن بندهاى كفن او را باز كند.
سپس به شهود فرمود:
بازگرديد خداوند شما را رحمت كند!
امام صادق عليه السلام گفت:
به پدرم گفتم: اى پدر! در اين وصيت چه بود كه بر آن شاهد طلب كردى؟ فرمود:
پسرم! خوش نداشتم پس از من با تو به نزاع برخيزند به اين بهانه كه به تو وصيت نكرده ام و مى‏خواستم بدين وسيله حجت و دليلى براى تو قرار داده باشم.
در حقيقت امام مى‏خواست به اين وسيله همگان بدانند كه جعفر بن محمد عليهماالسلام، وصى و جانشين و امام بعد از اوست.

كلينى در كافى به سند خود از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
پدرم روزى در ايام بيماريش به من گفت: پسرم گروهى از قريشيان ساكن مدينه را بدين جا فراخوان تا آنها را گواه بگيرم. من نيز چنين كردم. پس امام در حضور آنان به من فرمود: اى جعفر هنگامى كه من دنيا را وداع گفتم مرا بشوى و كفن كن و قبرم را چهار انگشت ‏بالاتر از زمين قرار ده و بر آن آب بپاش. چون گواهان رفتند به پدرم عرض كردم:
اگر مرا (در خلوت هم) به اين كارها امر مى‏كردى، انجام مى‏دادم. چرا خواستى تا عده اى را به عنوان شاهد به نزدت بياورم؟ فرمود: پسرم مى‏خواستم با تو نزاع نكنند. (يعنى در امامت و خلافت از پس من با تو نزاع نكنند و بدانند كه تو وصى منى).
كلينى در كافى به سند خود از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود:
پدرم در وصيتش نوشته بود كه وى را در سه جامه كفن كنم. يكى رداى جمره اى او بود كه در روز جمعه با آن نماز مى‏خواند و دو پيراهن ديگر. پس به وى عرض كردم: چرا اينها را مى‏نويسى؟ فرمود:
مى‏ترسم مردم با تو از در نزاع وارد شوند و بگويند او را در چهار يا پنج جامه كفن كن اما تو به گفتار آنان راه مرو. عمامه خودم را بر سرم قرار بده و البته عمامه را جزو كفن محسوب مكن بلكه عمامه از چيزهايى است كه بدن را به آن مى‏پوشانند.
شيخ كلينى در كافى به سند خود نقل كرده است كه امام باقر عليه السلام وصيت كرد كه هشتصد درهم براى برگزارى مراسم سوگوارى او اختصاص دهند و اين كار را از سنت مى‏دانست. زيرا پيامبر مى‏فرمود:
براى خاندان جعفر طعامى فراهم آريد، آنان نيز به وصيتش عمل كردند.

RUYA
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۲۱:۳۹
http://s3.picofile.com/file/7531829137/babol2011_15.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۰۲, ۱۰:۳۰
مباحثه با عالم يهودي


محدّثين و مورّخين به نقل از امام جعفر عليه السلام آورده اند:

روزي هشام بن عبدالملك ، پدرم امام محمّد باقر عليه السلام را نزد خود احضار كرد. و چون حضرت به مجلس هشام وارد شد، پس از مذاكراتي در مسائل مختلف ، هشام ما را به همراه چند ماءمور مرخّص ‍ كرد.
از مجلس هشام بن عبدالملك خارج و راهي منزل شديم ، در بين راه به ميدان شهر برخورديم كه عدّه بسياري در آن ميدان تجمّع كرده بودند، پدرم از مامورين هشام - كه همراه ما بودند - سؤ ال نمود:
اين ها چه كساني هستند؟ و براي چه اين جا جمع شده اند؟
يكي از مأ مورين گفت :
اين ها علماء و رُهبانان يهود هستند، كه سالي يك بار در همين مكان تجمّع مي كنند و پرسش و پاسخ دارند؛ و آن كه در وسط جمعيّت نشسته ، از همه بزرگ تر و عالم تر مي باشد.
آن گاه پدرم حضرت باقرالعلوم عليه السلام صورت خود را پوشاند و در ميان آن جمعيّت نشست ؛ و من هم نيز صورت خود را پوشاندم و كنار پدرم نشستم . مأ مورين نيز در اطراف ما شاهد كارهاي ما بودند، در همين بين عالم يهودي از جايش بلند شد و نگاهي به اطراف انداخت و سپس به پدرم حضرت باقرالعلوم عليه السلام خطاب كرد و گفت :
آيا تو از ما هستي ، يا از امتّ مرحومه ؟
پدرم اظهار داشت :
از امّت مرحومه هستم .
پرسيد:
از علماء هستي يا از جاهلان ؟
پدرم فرمود: از جاهلان نيستم .
عالم يهودي مضطرب شد و گفت : سؤ الي دارم ؟
امام فرمود: سؤ الت را مطرح كن ، گفت :
دليل شما چيست كه مي گوئيد: اهل بهشت مي خورند و مي آشامند بدون آن كه موادّ زائدي از آنها خارج گردد؟
فرمود:
شاهد و دليل آن ، جنين در شكم و رحم مادر است ، آنچه را تناول نمايد جذب بدنش مي شود و موادّ زائدي خارج نمي شود.
عالم يهودي گفت :
مگر نگفتي كه من از علماء نيستم ؟ پدرم فرمود: گفتم كه من از جاهلان نيستم .
سپس آن عالم يهودي گفت: كدام ساعتي است كه نه از ساعات شب محسوب مي شود و نه از ساعات روز؟
فرمود:
آن ساعت ، بين طلوع فجر و طلوع خورشيد است .
عالم يهودي اظهار داشت :
سؤ ال ديگري باقيمانده است كه بر جواب آن قادر نخواهي بود؛ و آن اين كه كدام دو برادر دوقلو بودند كه هم زمان به دنيا آمدند و همزمان هلاك شدند، در حالتي كه يكي از آن دو، پنجاه سال و ديگري صد و پنجاه سال عُمْر داشت ؟
پدرم فرمود:
آن دو برادر دوقلو به نام عزيز و عُزير بودند، كه در يك روز به دنيا آمدند؛ و چون عمر آنها به بيست و پنج سال رسيد، عُزَير سوار الاغي بود و از روستائي به نام أ نطاكيه گذر كرد، در حالتي كه تمامي درخت ها خشكيده و ساختمان ها خراب و اهالي آن در زمين مدفون بودند، گفت : خدايا! چگونه آن ها را زنده مي نمائي ؟ در همان لحظه خداوند جانش را گرفت و الاغ هم مُرد و اجسادشان مدّت يك صد سال در همان مكان ماند و سپس ‍ زنده شد و الاغ هم زنده شد و به منزل خود بازگشت ولي برادرش عزيز او را نمي شناخت و به عنوان ميهمان او را به منزل راه داد و خاطره هاي برادرش را تعريف كرد و سپس افزود: بر اين كه او صد سال قبل از منزل بيرون رفت و برنگشت . سپس عُزير كه جواني بيست و پنج ساله بود خود را به برادرش عزيز كه پيرمردي صد و بيست و پنج ساله بود معرّفي كرد و با يكديگر بيست پنج سال ديگر زندگي كرده و يكي در سنّ پنجاه سالگي و ديگري در سنّ صد و پنجاه سالگي وفات يافت .

عالم يهودي ناراحت و غضبناك شد و از جاي خود برخاست و گفت :
تا اين شخص در ميان شما باشد من با شماها سخن نمي گويم ، مأ مورين هشام اين خبر را براي هشام گزارش دادند و هشام دستور داد كه هر چه سريع تر ما را به سوي مدينه منوّره حركت دهند.

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۰۲, ۱۶:۰۶
آسايش دنيا و يا سعادت آخرت

ابوبصير آن راوي حديث و از اصحاب صادقَيْن عليهماالسلام ، نابينا شده بود؛
روزي محضر مبارك مولايش امام محمّد باقر عليه السلام وارد شد و اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! آيا شما وارثان و جانشنان پيامبر خدا هستيد؟
حضرت در پاسخ فرمود: بلي .
سؤ ال كرد:
آيا پيامبر خدا صلي الله عليه و آله وارث علوم همه انبياء عظام عليهم السلام بوده است ؟
حضرت فرمود:
بلي ، او در تمام علوم و فنون وارث تمامي پيامبران الهي عليهم السلام مي باشد.
گفت : آيا شما اهل بيت عصمت و طهارت ، نيز در تمام علوم و فنون وارث پيامبر هستيد؟
فرمود: بلي ، ما وارث تمامي علوم و فنون او مي باشيم .
سپس افزود:
آيا شما توان آن را داريد كه مرده را زنده و مريض را شفا دهيد؟ و آيا از آنچه انسان ها انجام مي دهند و يا در درون خود پنهان دارند، آگاه هستيد؟
امام عليه السلام فرمود:
بلي ، وليكن تمامي آنچه را كه ما انجام مي دهيم ، با إ ذن و اراده خداوند متعال است . پس از آن فرمود: اي ابوبصير! نزديك بيا.
چون كنار حضرت قرار گرفت ، دست مبارك خود را بر صورت و چشم او كشيد كه تمام فضاء برايش نوراني شد و همه چيز را به خوبي مشاهده كرد. سپس فرمود:
آيا اين حالت را دوست داري كه بينا باشي و در قيامت همانند ديگر افراد گرفتار حساب و بررسي اعمال گردي ؟ و يا آن كه همان حالت نابينائي را دوست داري و اين كه در قيامت بدون دردسر وارد بهشت گردي ؟
ابو بصير عرض كرد:
مي خواهم همانند قبل نابينا باشم . پس امام محمّد باقر عليه السلام دستي بر چشم هاي ابوبصير كشيد و به حالت اوّل بازگشت .

yanoor
۱۳۹۲/۰۷/۲۰, ۱۶:۴۱
السلام علیک یا امام محمدباقرع

yanoor
۱۳۹۲/۰۷/۲۰, ۱۶:۴۹
والپیپرهای شهادت امام محمد باقر (ع)
در آدرس http://www.aviny.com/album/mazhabi/ahlbeit/bagher/shahadat/page01.aspx

*عرفانی*
۱۳۹۳/۰۷/۰۹, ۲۱:۱۰
كسی كه بود شكافنده‌ی تمام علوم

هزار حیف كه از زهر كینه شد مسموم


سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله
وصّی پنجم تو كشته شد، ولی مظلوم

گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند
گهی به خانه‌اش از كینه خصم برد هجوم

بسان مادر و آباء رنج دیده‌ی خویش
همیشه بود ز حقّ و حقوق خود محروم

به غربت علی و خاندان او سوگند
امام ما ز جهان رفت با دلی مغموم

هماره قصه مظلومی‌اش به خاك بقیع
بود ز غربت قبرش برای ما معلوم

ز دردهای نهانی كه بود در دل او
كسی نداشت خبر غیر خالق قیّوم

حیات او همه با درد و رنج و غصه گذشت
كه بود ظلم به اولاد مصطفی مرسوم

نه طاقت است زبان را به وصف غم‌هایش
نه قدرت است قلم را كه تا كند مرقوم

بگو به امت اسلام، این سخن (میثم)
به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم




غلامرضا سازگار

یوسف
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۰۰:۲۰
تصاویر/ بقيع زائر ندارد

زائران همگي مدينه را به سوي مكه ترك كرده اند تا در مناسك حج شركت كنند. قبرستان شريف بقيع از زائران خالي است و فقط ملائك در سوگ پنجمين امام همام در سوگ اند.


(http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1393/7/9/126245_996.jpg)




http://www.seratnews.ir/files/fa/news_albums/200675/893/resized/resized_126245_996.jpg (http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1393/7/9/126245_996.jpg)



(http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1393/7/9/126246_872.jpg)




http://www.seratnews.ir/files/fa/news_albums/200675/893/resized/resized_126246_872.jpg (http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1393/7/9/126246_872.jpg)

(http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1393/7/9/126247_935.jpg)




http://www.seratnews.ir/files/fa/news_albums/200675/893/resized/resized_126247_935.jpg (http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1393/7/9/126247_935.jpg)

(http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1393/7/9/126248_281.jpg)




http://www.seratnews.ir/files/fa/news_albums/200675/893/resized/resized_126248_281.jpg (http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1393/7/9/126248_281.jpg)

(http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1393/7/9/126249_397.jpg)




http://www.seratnews.ir/files/fa/news_albums/200675/893/resized/resized_126249_397.jpg (http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1393/7/9/126249_397.jpg)

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۰۷:۱۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imambagher_jpg__13_.jpg

حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم حكایت فرمود: روزى شخصى نزد پدرم ، امام محمّد باقر علیه السلام آمد، پدرم از او سؤال نمود: آیا ازدواج كرده اى؟
آن شخص گفت : خیر.
پدرم فرمود: من دنیا و آنچه را كه در آن است ، دوست ندارم اگر یك شب را بدون همسر باشم ؛ بدان كه عظمت و فضیلت آن به قدرى است كه دو ركعت نماز شخص متأهّل افضل است از یك شبانه روز عبادت و روزه یك فرد مجرّد.
و پس از آن پدرم ، مبلغ هفتصد دینار به آن شخص داد و فرمود: با این پول ازدواج نما و توجّه داشته باش كه رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: همسرى انتخاب كنید كه هم شأن خودتان باشد كه در توسعه روزى مفید مى باشد.

جانان
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۱:۰۱
"بااصحاب ايراني امام محمد باقر عليه السلام آشنا شويد"

مرحوم شیخ طوسی(ره) در کتاب «رجال» خود، اصحاب و شاگردان امام محمدباقر(ع) را ۴۶۲ نفر مرد و دو زن ذکر می‌کند که در این میان، نام سه ایرانی نیز مشاهده می‌‌شود.


امام محمد باقر(ع) در نخستین روز ماه رجب سال ۵۷ هجری در مدینه متولد شد و پس از ۵۷ سال عمر شریف و پربرکت، در هفتم ذی‌الحجه سال ۱۱۴ هجری مسموم شد و به شهادت رسید.


آن حضرت با تأسیس نخستین دانشگاه اهل بیت شاگردان و اصحاب بسیاری را تربیت کرد که در این میان عده‌ای از ایرانیان نیز افتخار شاگردی و ملازمت با امام محمدباقر(ع) را داشتند:


۱ـ حمّاد بن ابی سلیمان
ابو اسماعیل حمّاد بن ابی سلیمان از ایرانیان مقیم کوفه و پدرش فرمانروای اصفهان بود که در جریان فتح آن شهر در زمان خلیفه دوم به دست ابوموسی اشعری به همراه خانواده اسیر شد و سپس در حضور خلیفه دوم، اسلام آورد.


حمّاد پس از کسب علوم مقدماتی پای درس صادقین(ع) نشست و به حدی در کسب دانش پیش رفت که دانشمندان اسلامی از وی به عنوان امام، مجتهد، فقیه، جواد و کریم یاد کرده‌اند و او را به کثرت حدیث توصیف کرده‌‌اند. اکثراً او را شیعه دانسته‌اند که در سال ۱۲۰ قمری به رحمت ایزدی پیوست.


۲ـ داوود بن ابی‌هند سرخسی
داوود بن ابی عذافر قشیری سرخسی، اصالتاً خراسانی و اهل سرخس بود. زادگاه او مرو بود اما به دلیل اقامت در بصره به بصری نیز شهرت یافت. لقب قشیری هم به این دلیل است که پدر داوود، مولای زنی از قشیری‌ها بود.


او را امامی‌مذهب و ثقه دانسته‌اند که در علم تفسیر در عصر خود شهره بوده است. نقل است داوود ۴۰ سال پنهان از دیگران روزه گرفت؛ بدین ترتیب که به هنگام خروج از خانه با تظاهر می‌کرد روزه ندارد، غذای خود را بر می‌داشت و به دنبال کسب روزی بیرون می‌رفت؛ ولی در بین راه آن را به فقرا می‌داد و شب هنگام به خانه بر می‌گشت و افطار می‌کرد. وفات داوود در سال ۱۴۰ قمری در راه مکه اتفاق افتاد.


۳ـ محمد بن اسحاق
محمد بن اسحاق بن یسار بن خیار، اصالتی مسیحی داشت و اجداد او اهل عین‌التّمر (منطقه‌ای در ایران عصر ساسانی) بودند. پدربزرگ او در عصر خالد بن ولید اسیر شد، به مدینه رفت و مسلمان شد.


محمد بن اسحاق دوران کودکی و نوجوانی را در مدینه گذراند، سپس در ۳۰ سالگی برای بهره‌گیری از اخبار سیره‌نویسان به مصر رفت و پس از پیروزی عباسیان بر امویان، به عراق سفر کرد و مدتی در کوفه و ری اقامت گزید. در زمان خلافت منصور، کتاب معروف خود «مغازی» را تألیف کرد که نخستین سیره نسبتاً جامع درباره پیامبر(ص) به شمار می‌رود.


او حافظه‌ای بسیار قوی داشت و احادیث زیادی را حفظ بود،به همین دلیل برخی او را «امیر المحدثین» خوانده‌اند. ابن اسحاق در سال ۱۵۱ قمری در بغداد درگذشت.

بی ریا
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۴:۴۱
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/Bh2IJ98RuuuBqtlY6rYvCBxDU5ZUInrLDtsU4GS8ThUslWAfBx PawQ/s/w429/

یوسف
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۵:۵۱
بين نماز ، وقت دعا گريه می كني
با هر بهانه در همه جا گريه می كني



در التهاب آهِ خودت آب می شوی
میسوزی و بدون صدا گريه می كنی



هر چند زهر قلب تو را پاره پاره كرد
اما به ياد كرب و بلا گريه می كنی



اصلاً خود تو كرب و بلای مجسّمی
وقتی برای خون خدا گريه می كنی



آب خوش از گلوی تو پايين نمی رود
با ناله های وا عطشا گريه می كنی


با ياد روزهای اسارت چه می كشی ؟
هر شب بدون چون و چرا گريه می كنی


با ياد زلفِ خونی مردان نی سوار
هر صبح با نسيم صبا گريه می كنی


هم پای نيزه ها همه جا گريه كرده ای
هم با تمام مرثيه ها گريه می كنی


ديگر بس است « چشم ترت درد می كند ! »
از بس كه غرق اشك عزا گريه می كنی


یوسف رحیمی

mohaddese18
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۶:۴۳
http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcT83wl1cZu1peFrHJyavB3AueXF2wkh6 wnDre2JhARi5RKohyUCbg

mohaddese18
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۶:۴۳
http://images.persianblog.ir/637308_bdCRDKkB.jpg

mohaddese18
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۶:۴۴
http://gsia.tums.ac.ir/Images/UserFiles/86/image/emam%2520bagher1.jpg

mohaddese18
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۶:۴۴
http://tavab.ir/wp-content/uploads/2014/04/ibaghersh_1.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۶:۵۰
http://dark-resist.com/picture/monasebatha/shahadat-imam-mohammad-bagher.jpg

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۷/۱۰, ۱۶:۵۱
http://mp313.ir/i/upload/1/1412274483.jpg

امام خمینی رضوان الله تعالی علیه :::

ما مفتخریم‌ كه‌ «باقرالعلوم‌» بالاترین‌ شخصیت‌ تاریخ‌ است‌

و كسی‌ جز خدای‌ تعالی‌ و رسول‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ

و ائمة‌ معصومین‌ علیهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درك‌ نكرده‌ و نتوانند درك‌ كرد، از ما است‌.