PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ویژه نامه شهادت حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)



صفحه ها : [1] 2

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۸/۱۱, ۰۲:۵۳
السلام علیک یا جعفر بن محمد الصادق

سه شنبه 15 آبان 1386 مصادف است با شهادت امام جعفر صادق(علیه السلام) رئیس مذهب تشیع...
احادیث،داستانها،دلنوشته های شما را می خوانیم

اللهم عجل لولیک الفرج

askari110
۱۳۸۶/۰۸/۱۱, ۰۸:۳۶
http://tabasy.persiangig.com/image/imam%20sadegh1.jpg

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۸/۱۲, ۲۲:۲۰
شهادت امام صادق(علیه السلام)

اي پرچمدار شيعه و رئيس مذهب جعفري، اي بلند اختر! در شب هجران تو، عالم دگرگون شده است. اي ششمين نور سرمدي، تاريخ از كدام مصيبت تو شكوه كند، آري تاريخ، شرمنده از حكايت غربت توست.


م:جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده)كنيه: ابو عبداللّهلقب:صادق پدر: حضرت محمد بن على (ع)مادر:معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

تاريخ ولادت:يكشنبه 17 ربيع الاول ، سال 83 هجرى مكان ولادت:مدينهمدت عمر مبارک : 65 سال
علت شهادت: مسموميت قاتل ملعون: منصور دوانيقى (خليفه عباسى) زمان شهادت: يكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى
مدفن مطهر:قـبـر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه منوره) در كنار قبر پدر و جدّ و عمويش امام حسن مجتبى (عليه السلام) مى باشد.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۸/۱۲, ۲۲:۲۱
زندگی نامه امام جعفر صادق(علیه السلام)امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود. اما بنا به گفته شيخ مفيد و كلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. ليكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح ‏تر ميداند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار ميآيد و نيز بقيه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.

كنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نيز كنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذكر كرده ‏اند. كنيه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و اين كنيه از ديگر كنيه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گويد: برخى كنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نيز در كتاب مناقب مي ‏گويد: آن حضرت مكنى به ابو عبد الله و ابو اسماعيل و كنيه خاص وى ابو موسى بوده است.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۸/۱۲, ۲۲:۲۲
لقب امام صادق (ع)
آن حضرت القاب چندى داشت كه مشهورترين آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا كه وى در بيان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۸/۱۲, ۲۲:۲۲
فضایل امام جعفر صادق(علیه السلام)


مناقب آن حضرت بسيار است كه به اختصار از آنها ياد مي ‏كنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است كه گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: كل شيء هالك الا وجهه، يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذي يوتي الله منهم» يعني «ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته مي شود.» بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.

شيخ مفيد در ارشاد مى‏نويسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده‏ اند به اندازه ‏اى است كه ره توشه كاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت كرده ‏اند. هيچ يك از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده ‏اند از ديگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع كرده ‏اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

بيشترين حجم روايات، احاديثي است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است كه شيعه به ايشان منسوب شده است: ”شيعه جعفري“. كمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:

يكي اينكه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 – 83 هجري)، و ديگري كه به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائدالوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبي تشيع” پرداخت. از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است كه ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالك خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع) كمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۸/۱۲, ۲۲:۲۳
امام و فقه اسلامی

ـ فقه شيعه اماميه كه به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احكام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هيچ يك از (ائمه) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامي راويان ثقه كه از او روايت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

ـ در نيمه اول قرن دوم هجري فقهاي طراز اولي مانند ابوحنيفه و امام مالك بن انس و اوزاعي و محدثان بزرگي مانند سفيان شوري و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور كردند. در اين دوره است كه فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شكوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث كلامي مهم در بصره و كوفه بوده است.

ـ حضرت صادق (ع) در اين دوره در محيط مدينه كه محل ظهور تابعين ومحدثان و راويان و فقهاي بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعيان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ي آن عصر بودند بلكه او تنها از يك طريق كه اعلاء و اوثق طرق بود نقل مي كرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علي بن الحسين (ع) و او از پدرش حسين بن علي (ع) و او از پدرش علي بن ابيطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردي كه روايتي از آباء طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احكام الهي هستند.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۸/۱۲, ۲۲:۲۴
آثار امام صادق (علیه السلام):

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، كتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املاي امام (ع) يا بازنوشت بعدي مجالس ايشان است. بعضي از آثار نيز منصوب است و قطعي الصدور نيست.

1- از آثار مكتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي) است. نجاشي صاحب رجال معتقد است كه تنها تصنيفي كه امام به دست خود نوشته اند همين اثر است.

2- رساله اي كه شيخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روايت كرده است شامل مباحث فقه و كلام.

3- كتاب معروف به توحيد مفضل، در مباحث خداشناسي و رد دهريه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفي است.

4- كتاب الاهليلجه كه آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

5- مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه كه منسوب به امام صادق (ع) و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي،‌ صاحب وسايل (حرعاملي) و صاحب رياض العلما، صدور آن را از ناحيه حضرت رد كرده اند.

6- رساله اي از امام (ع) خطاب به اصحاب كه كليني در اول روضه كافي به سندش از اسماعيل بن جابر ابي عبدالله نقل كرده است.

7- رساله اي در باب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.

8- بعضي رسائل كه جابربن حيان كوفي از امام (ع) نقل كرده است.

9- كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.

10- چندين فقره از وصاياي حضرت خطاب به فرزندش امام موسي كاظم (ع) سفيان شوري،‌ عبدالله بن جندب، ابي جعفر نعمان احول، عنوان بصري،‌ که در حليه الاولياء و تحف العقول ثبت گرديده است.

# همچنين ادعيه امام صادق (عليه السلام) (الصحيفة الصادقية و الصادصية الجامعة): مجموعه ادعيه معتبره اي است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (عليهماالسلام) در کتب روايي شيعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بيستمين سالگرد تأسيس دانشگاه همزمان با ميلاد مسعود نبي اکرم اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) منتشر کرده است.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۸/۱۲, ۲۲:۲۵
ديگر پايگاهها:

http://www.imam-sadiq.net/

شبکه امام صادق (ع) به زبان فارسی شامل مطالبي چون:

مشخصات حضرت - گوشه اي از حيات امام صادق ( عليه السلام ) – عصر امام صادق ( عليه السلام ) – شخصيت علمي امام صادق ( عليه السلام ) - ويژگى هاى عصر آن حضرت – اولويت ها در نهضت علمى تربيت راويان – تربيت مبلغان و مناظره كنندگان – برخورد با انحرافات ويژه و ...



http://www.imamalinet.net

سايت فوق شامل اطلاعاتی درمورد نگاهى به سيره امام صادق عليه السلام - قرآن در نگاه امام صادق(ع) - پيامبر اكرم(ص) از نگاه امام صادق(ع) - مذهب شيعه چرا مذهب جعفرى ناميده شد؟ - پيشواى صادق عليه السلام در انديشه مقام معظم رهبرى - شاگردان مكتب امام صادق (ع) - گزيده‏اى از احاديث اخلاقى امام صادق (عليه السلام) - حضرت امام صادق (عليه السلام) در آئينه شعرا و ...



http://www.almodarresi.com//

سايت فوق اطلاعاتی مفيدی چون: نژادى پاك و بزرگوار - جشن ولادت - رشد و پرورش امام‏ - سفر آن ‏حضرت به شام - روزگار امامت حضرت صادق (ع) - دانشگاه بزرگ‏ - اخلاق پسنديده‏ و دانش ژرف و گسترده امام‏ و ... نوشته حضرت آية الله حاج سيد محمد تقى مدرسى.

نقل از سایت
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۸/۱۲, ۲۲:۲۷
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/d/d0/emamsadeq.jpg

seyyed
۱۳۸۶/۰۸/۱۴, ۲۱:۵۱
صادق آل محمد(ص)، در باره حبل المتين قرآن و شيوه بهره‏گيرى ازآن و جايگاه كلام الهى، سخنان نغز بسيارى دارد كه در اين نوشته‏به اختصار به برخى از محورهاى تعاليم و توصيه‏هاى حضرتش اشاره‏مى‏كنيم، باشد كه جامعه قرآنى و ولايى ما، از حضرت صادق(ع) سرمشق‏بگيرد و از سرچشمه هدايت قرآنى، جان عطشناك خويش را سيراب‏سازد.
1- قرآن، تجلى‏گاه خدا
كلام الهى، جلوه‏اى از قدرت و علم و حكمت‏خداست و آيات قرآن،هريك نشانه‏اى از عظمت الهى است. امام صادق(ع) در زمينه جلوه‏گاه‏بودن قرآن براى ذات مقدس خدا البته براى چشم‏هاى بيدار ودلهاى آگاه مى‏فرمايد:
(لقد تجلى الله لخلقه فى كلامه و لكنهم لايبصرون) (1)
خداوند بر خلق خويش در كلام خودش تجلى كرده است، ولى آنان خدارا نمى‏بينند.
2- گنجينه كامل
معارف قرآن بى‏پايان است. به تعبير خود قرآن (تبيانا لكل شيى‏ء)است; بيانگر هرچيز. هر پند و حكمت، هر حكم و قانون، هر علم ودانش ريشه در قرآن دارد. حتى براى آگاهى از سرگذشت پيشينيان وسرنوشت آيندگان و دانشهاى آسمان و زمين بايد به قرآن نگريست وبه كمك اهل‏بيت عليهم السلام ، از اين منبع و گنجينه كامل بهره‏گرفت. امام صادق(ع) مى‏فرمايد:
«خداوند بى‏همتا و قدرتمند، كتاب خويش را بر شما نازل فرمود واو راستگو و نيكوكار است. در قرآن، خبر شما و خبر آنان كه پيش‏از شما بودند و آنان كه پس از شما خواهند آمد، همچنين خبرآسمان و زمين است...»
و در سخن (2) ديگرى به جنبه تبيان بودن قرآن چنين اشاره‏مى‏فرمايد:
(ان الله انزل فى‏القرآن تبيان كل شى‏ء، حتى و الله ما ترك شيئايحتاج العباد اليه الا بينه للناس...) (3)
خداوند در قرآن، بيان هرچيز را نازل كرده است. به خدا قسم هيچ‏چيزى را كه بندگان به آن نيازمندند، فروگذار نكرده و براى مردم‏بيان فرموده است.
3- عهدنامه الهى
قرآن، عهدى استوار ميان خدا و مردم است و آيات اين كتاب، متن‏اين عهدنامه را بيان مى‏كند. در عهد نامه بايد نگريست، به آن‏بايد پاى‏بند بود، مفاد آن را نبايد زير پاگذاشت. امام صادق(ع)درباره اين عهدنامه و لزوم تلاوت بخشى از آن در هرروز، چنين‏مى‏فرمايد:
«القرآن عهدالله الى خلقه، فقد ينبغى للمرء المسلم ان ينظرفى‏عهده و ان يقراء منه فى‏كل يوم خمسين آيه‏» (4)
قرآن عهد خداوند نسبت‏به بندگان اوست. سزاوار است كه يك انسان‏مسلمان در اين عهدنامه الهى بنگرد و هر روز پنجاه آيه از آن رابخواند.
روشن است كه مرور بر مفاد يك عهدنامه، براى يادآورى از آن قرارداد و رعايت آن در عمل است. ميثاق خدا با بندگان برشناختن‏احكام الهى و عبرت گرفتن از حكايات قرآن و عمل به اوامر او وتدبر در آيات است. جالب است كه امام صادق(ع) وقتى مى‏خواست قرآن‏تلاوت كند، قرآن را كه به دست راست‏خويش مى‏گرفت، دعايى مى‏خواندكه به عهد بودن قرآن و تعهدات انسان در قبال اين قرار داد،اشاره دارد. مضمون آن دعا چنين است:
«خداوندا! من عهد و كتاب تو را گشودم. خدايا! نگاهم را در اين‏كتاب، عبادت قرار بده و قرائتم را تفكر، و تفكرم را عبرت‏آموزى. خدايا! مرا از آنان قرار بده كه از مواعظ تو در اين‏كتاب، پند مى‏گيرند و از نافرمانى‏ات پرهيز مى‏كنند. وقتى كتاب تورا مى‏خوانم، بر دل و گوشم مهر مزن و بر ديدگانم پرده ميفكن وقرائت مرا خالى از تدبر مگردان، بلكه مرا چنان قرار بده كه درآيات و احكامش ژرف بنگرم، دستورهاى دين تو را بگيرم و عمل كنم‏و نگاه مرا در اين كتاب، غافلانه و قرائتم را بيهوده و بى‏ثمرمساز.» (5)
4-آينه عبرت
درخلال آيات قرآن، سرگذشت اقوامى از گذشته آمده است. چه نيكان وصالحان كه در سايه ايمان و عمل و پيروى از حق، سعادتمند شدند،چه عنودان و لجوجان كه با تكذيب انبيا و انكار خدا و طغيان وفساد، گرفتار عذاب الهى گشتند. قرآن، كتاب قصه و داستان نيست،ولى سرشار از قصص و حكايات افراد و امتهاست و همه بر اساس درس‏گرفتن و الهام و عبرت و پند.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد:
«عليكم بالقرآن! فما و جدتم آيه نجابها من كان قبلكم فاعملوابه، و ما وجدتموه هلك من كان قبلكم فاجتنبوه.» (6)
برشماباد قرآن! هر آيه‏اى را كه يافتيد كه گذشتگان، با عمل به‏محتواى آن آيه نجات يافتند، شماهم به آن عمل كنيد و هر آيه راديديد كه بيانگر هلاكت پيشينيان است، شماهم از آن (عامل هلاكت)بپرهيزيد.
اين شيوه برخورد با آيات قرآن، سودمندترين شيوه‏اى است كه درعمل فردى و اجتماعى مسلمانان اثر مى‏گذارد و قرآن هدايتگر قارى‏مى‏شود.
منيع:http://www.imamalinet.net

seyyed
۱۳۸۶/۰۸/۱۴, ۲۱:۵۵
5- احكام جاودانه
دين خدا و آيات قرآن، حاوى يك سلسله احكام الهى است كه تادامنه قيامت استمرار مى‏يابد. آنچه كه حلال الهى و حرام الهى‏است، مشمول مرور زمان نمى‏شود و حكم خدا در اثر «جو» يا«شرايط جديد» يا «تمايلات اين و آن‏» عوض نمى‏گردد. امام‏صادق(ع) در تشريح بعثت‏هاى سلسله نورانى انبيا، به دوره بعثت‏رسول خاتم(ص) مى‏رسد و مى‏فرمايد: «تا آن كه محمد(ص) آمد و قرآن‏را آورد و شريعت و راه و روش قرآن را. پس حلال آن تا روز قيامت‏حلال است و حرام آن تا روز قيامت‏حرام مى‏باشد.»
و در سخنى (7) ديگر، جريان قرآن را در عصرها و زمان‏ها، همچون‏جريان شب و روز و ماه و خورشيد مى‏داند. با بيان امام صادق(ع) راه‏برانديشه كسانى كه احكام خدا را مقطعى و دوره‏اى مى‏دانند و عصرحاضر را براى اجراى احكام قرآن مناسب نمى‏دانند و قوانين وحى رابراى تنظيم امور بشريت امروز و جامعه كنونى كافى نمى‏بينند،بسته مى‏شود.
6- هميشه زنده و شاداب
غير از احكام قرآن و حلال و حرام آن كه ابدى است، خود اين كتاب‏ژرف و فصيح و متين نيز با گذشت زمان كهنه نمى‏شود و پيوسته‏معارف آن براى همه اقشار در همه زمانها درخشندگى و آموزندگى‏دارد.
امام صادق(ع) در حديثى به رمز و راز اين جاودانگى و طراوت‏هميشگى در كلام خدا اشاره دارد. مردى از آن حضرت مى‏پرسد: چراقرآن با نشر و درس و بررسى، تازه‏تر و شاداب‏تر مى‏شود و هرگزكهنه نمى‏شود.؟
امام صادق(ع) در پاسخ مى‏فرمايد:
«لان الله تبارك و تعالى لم يجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون‏ناس فهو فى كل زمان جديد و عند كل قوم غض الى يوم القيامه.» (8)
براى اين كه خداى متعال آن را براى زمانى خاص يا مردمى خاص‏قرار نداده است. از اين رو قرآن در هر زمان تازه است و نزد هرقومى شاداب است تا روز قيامت.
طراوت و تازگى قرآن براى همه و هميشه، به خاطر آن است كه معجزه‏جاويد پيامبر(ص) و كلام الهى است و در هر عصرى پاسخگوى نيازهاى‏فكرى، هدايتى و اجتماعى مردم است.
7- حفظ، آموزش و عمل
گرچه تلاوت قرآن و حفظ كردن آيات آن ثواب دارد و ارزشمند است،ولى تكليف مسلمانان در اين حد خلاصه نمى‏شود. حفظ كردن بايدهمراه با عمل باشد و ياد دادن و يادگرفتن به قصد اجراى‏فرموده‏هاى خداى متعال. حضرت صادق(ع) فرموده است:
«الحافظ للقرآن، العامل به، مع السفره‏الكرام البرره‏» (9)
كسى كه حافظ قرآن و عمل كننده به آن باشد، همراه با سفيران‏والامقام و نيكوكار الهى (فرشتگان مقرب) خواهد بود.
ضرورت آموختن قرآن نيز در كلام آن حضرت مطرح است. مى‏فرمايد:
«ينبغى للمؤمن ان لايموت حتى يتعلم القرآن او يكون فى تعلمه‏» (10)
سزاوار است كه مؤمن نميرد، تا آن كه قرآن را آموخته باشد، يادر حال و مسير فراگرفتن قرآن باشد.
با اين حال، پاى بندى به احكام قرآن و عمل به آن در تعبير امام‏صادق(ع) چنين بيان شده است:«واحذر ان تقع من اقامتك حروفه فى‏اضاعه حدوده‏» (11)
بپرهيز از اين كه در مسير اقامه حروف، به اضاعه حدود بيفتى.
بسيارند آنان كه در شكل و ظاهر به قرآن مى‏پردازند و در وراى‏جلوه‏هاى ظاهرى قرآنى، عمل به قرآن مطرح نيست. اين گونه برخوردتشريفاتى و مراسمى و شكلى با قرآن، در شان كلام الهى و منشورآسمانى نيست.
8-ادب و آداب تلاوت
خواندن قرآن نيز آدابى دارد، هم آداب ظاهرى همچون مسواك، وضو،ترتيل، صوت خوش، رو به قبله بودن، حفظ احترام كلام الله و... وهم آداب باطنى و حالت‏هاى روحى و توجه قلبى و عنايت‏به كلام خداو پيداكردن حالت‏خشوع و تذكر و تاثير پذيرى ازتلاوت، اين نكات‏در كلمات امام صادق(ع) بسيار بيان شده است. به برخى از اين‏رهنمودها اشاره مى‏شود:
امام صادق(ع) مى‏فرمايد:
هرگاه نزد تو قرآن تلاوت مى‏شود، برتولازم است گوش بدهى و سكوت وتوجه داشته باشى:
«اذا قرى‏ء عندك القرآن وجب عليك الانصات و الاستماع‏» (12)
اين همان نكته قرآنى است كه در آيه 204 سوره اعراف آمده است:
(و اذا قرى‏ء القرآن فاستمعوا له و انصتوا).
و در سخن ديگرى به نقل ازحضرت رسول(ص) مى‏فرمايد كه: «راه‏قرآن‏» را نظيف و پاكيزه كنيد. مى‏پرسند: راه قرآن چيست؟
مى‏فرمايد: دهان‏دهان‏يتان. مى‏پرسند: چگونه؟ مى‏فرمايد: بامسواك. (13)
در حديث ديگر، امام صادق(ع) فرموده است:
كسى كه قرآن بخواند، ولى قلبش رقت پيدا نكند و در برابر خداوندخاضع نشود و در درون، حالت‏حزن و خشيت و هراس نيابد، شان وجايگاه والاى خدا را سبك شمرده است. بنگر كه كتاب پروردگارت راچگونه مى‏خوانى و با منشور لايت‏خويش چه برخوردى دارى و اوامر ونواهى آن را چگونه پاسخ مى‏دهى و حدود و تكاليف آن را چگونه‏امتثال و فرمان بردارى مى‏كنى؟! در آيه‏هاى وعد و وعيد، درنگ كن،در امثال و مواعظ قرآن انديشه كن. مبادا اقامه حروف و قرائت‏ظاهر، تو را در تباه ساختن حدود آن بيندازد!... (14)
تلاوت با حزن و حالتى اندوهناك كه نشان دهنده تاثر روحى قارى‏از آيات كلام خداست، ادب ديگرى از آداب تلاوت است. امام صادق(ع)فرموده است:
«ان القرآن نزل بالحزن فاقروه بالحزن‏»
قرآن با (15) حزن نازل شده است، شما هم، آن را حزين قرائت كنيد.
منيع:http://www.imamalinet.net

seyyed
۱۳۸۶/۰۸/۱۴, ۲۲:۰۹
9-جوانان و قرآن
موج مقدس و فراگير قرآنى كه در كشورمان وجود دارد و اين همه‏نوجوانان و جوانان را در جلسات ترتيل و قرائت و مسابقات حفظوخواندن و مفاهيم آيات، برگرد محور نورانى قرآن جذب كرده است،قابل ستايش و مايه شكر و سپاس است. انس با قرآن، دلهاى جوانان‏را روشن و زندگيهاشان را با صفا مى‏كند و عامل جذب آنان به پاكى‏و راه خدا مى‏شود.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: هرجوان مومنى كه قرآن بخواند، قرآن باگوشت و خون او در مى‏آميزد و خداوند او را با فرشتگان بزرگوارهمراه مى‏سازد و قرآن روز قيامت نگهدارنده او (از دوزخ) خواهدبود:
«من قرئى القرآن و هو شاب مؤمن، اختلط القرآن بلحمه و دمه، وجعله الله مع السفره‏الكرام البرره و كان القرآن حجيزا عنه يوم‏القيامه.» (16)
بخصوص، خانه هايى كه نواى خوش قرآن از حنجره‏هاى داوودى از آن‏هابه گوش مى‏رسد و صبح و شام، جوانان صاحبدل و روشن ضمير، همدم‏كتاب خدايى‏اند و لحظات خويش را با انس با قرآن سپرى مى‏كنند،مشمول رحمت‏خدا و هدايت قرآنى مى‏شوند. اين گونه خانه‏هاى نورانى‏از تلاوت، در آسمانها تابان و فروزان است. امام صادق(ع)مى‏فرمايد:
خانه‏اى كه يك فرد مسلمان در آن قرآن تلاوت مى‏كند، براى اهل‏آسمان نورانى ديده مى‏شود، همچنان كه مردم دنيا در آسمان ستاره‏درخشان را مى‏بينند. (17)
10- نكته‏هاى ديگر
همچنان كه ياد شد، در درياى كلمات حضرت صادق(ع) گهرهاى فراوانى‏وجود دارد كه در باره قرآن كريم است. نقل آن ها به طول‏مى‏انجامد. عصاره و خلاصه‏اى از آن مضامين را كه در برخى روايات‏ديگر آمده است، تقديم مى‏كنيم.
امام صادق(ع)، قرآن را داراى آيات ناسخ و منسوخ و محكم ومتشابه مى‏داند و بهره‏گيرى از قرآن را براى كسانى روا مى‏شمرد كه‏به اين نكات توجه داشته باشند و گرنه گمراه مى‏شوند و گمراه‏مى‏كنند. وى براى فراگيرى هر حرف از قرآن، پاداش ده حسنه بيان‏مى‏كند و مى‏فرمايد: قرآنى كه خوانده نمى‏شود و غبار بر آن‏مى‏نشيند، روز قيامت‏به درگاه خدا شكايت مى‏كند. تلاوت راستين راآن مى‏داند كه قرآن خوانان، وقتى به آيات بهشت و جهنم مى‏رسند،مى‏ايستند و تامل مى‏كنند. اهل‏بيت عليهم السلام را وارثان كتاب‏خدا و برگزيدگان خلق مى‏شمرد و از اين خاندان به عنوان وجه‏الله،آيات، بينات و حدودالله ياد مى‏كند و ولايت ائمه را قطب و محورقرآن و همه كتب آسمانى معرفى مى‏كند و قرآن را «ثقل اكبر»مى‏نامد و آن را چراغ هدايت و فروغ تاريكى و حيات بخش قلب بيناو گشاينده چشم و دل مى‏شمارد. از ديدگاه آن حضرت، قرآن‏«معيار» و ملاك درستى و حقانيت هر حرف و حديث است و مى‏فرمايد:
هر چه كه از ما براى شمانقل مى‏شود، در صورتى كه مخالف با قرآن‏باشد ما نگفته‏ايم و شما نپذيريد. او اهل‏بيت پيامبر(ص) را خزانه‏داران علم الهى و بازگوكنندكان وحى خدا مى‏داند و از تفسير به‏راى نهى مى‏كند و از آن قارى كه كه به خاطر خود نمايى يا كسب‏درآمد، به قرائت مى‏پردازد، نكوهش مى‏كند.
پايان بخش نوشته را حديثى از آن حضرت درباره فضيلت‏سوره فجر ودعوت به خواندن آن در نمازها تقديم امت‏شهيد پرور و فجرآفرينان مى‏شود. امام صادق(ع) مى‏فرمود:
«اقروا سوره الفجر فى فرائضكم و نوافلكم، فانها سوره‏الحسين بن‏على من قراءها كان مع الحسين فى درجته من الجنه‏»سوره فجر (18) را در نمازهاى واجب و مستحب خود بخوانيد، چرا كه‏آن، سوره حسين بن على(ع) است. هركس آن را بخواند، در بهشت‏همراه حسين(ع) و در رتبه و درجه او خواهد بود.
«والفجر» كه سوگند خداى ازلى است روشنگر حقى است كه با آل على‏است اين سوره به گفته امام صادق(ع) مشهور به سوره حسين بن على(ع) است. (19)
اميد است كه در سايه رهنمودهاى حضرت صادق(ع)، با چشمه وحى الهى‏آشناتر شويم و «قرآنى‏» بينديشيم و «قرآنى‏» زندگى كنيم. [/right]

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۰:۴۸
http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=6270&d=1224463553

http://www.aviny.com/archive/occasions/imamsadegh.jpg

http://shiaupload.com/images/dunugabdehdk7vwi6506.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۰:۵۶
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif
اي پرچمدار شيعه و رئيس مذهب جعفري، اي بلند اختر! در شب هجران تو، عالم دگرگون شده است. اي ششمين نور سرمدي، تاريخ از كدام مصيبت تو شكوه كند، آري تاريخ، شرمنده از حكايت غربت توست.


http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif


السلام عليک يا جعفر بن محمد الصادق، يابن رسول الله
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif



نام:جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده)
كنيه: ابو عبداللّه
لقب: صادق
پدر: حضرت محمد بن على (ع)
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر
تاريخ ولادت: يكشنبه ۱۷ربيع الاول ، سال ۸۳ هجرى
مكان ولادت:مدينه
مدت عمر مبارک : ۶۵ سال
علت شهادت: مسموميت
قاتل ملعون: منصور دوانيقى (خليفه عباسى)
زمان شهادت: يكشنبه ۲۵ شوال ، سال ۱۴۸ هجرى
مدفن مطهر: قـبـر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه منوره) در كنار قبر پدر و جدّ و عمويش امام حسن مجتبى (عليه السلام) مى باشد.

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۱:۰۲
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__61_.gifبنال ای دلhttp://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__61_.gif



بنال ای دل که در نای زمان فریاد را کشتند

بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوک علم بنشینند

که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند
به جرم پاسداری از حریم عترت و قرآن

رئیس مذهب و الگوی عدل و داد را کشتند
بجای اشک و خون دل، ببار ای آسمان زین غم

که نور دیدگان سید امجاد را کشتند
دریغ و درد کز بیداد منصور ستمگر

به جرم یاری دین مظهر امداد را کشتند
به جنّت مادرش زهرا پریشان کرده گیسو را

که بهر حفظ قرآن شافع میعاد را کشتند
من ژولیده می‎گویم ز نسل ساقی کوثر

امام جانشین و پنجمین اولاد را کشتند



"ژولیده نیشابوری"

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۱:۰۹
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__61_.gifزندگینامه امام صادق (ع) (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42771&BiogId=8)http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__61_.gif (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42771&BiogId=8)
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__80_.gif
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه ) در روز ۱۷ ربيع الاول سال ۸۳هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر مي باشد. کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق تا سن ۱۲سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چينی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت ۱۹سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی کرد و با اين ترتيب ۳۱سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد . بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار مي باشد ، بهره مندی از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد . پس از درگذشت پدر بزرگوارش ۳۴سال نيز دوره امامت او بود که در اين مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شريعت محمدی ( ص ) گرديد . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی اميه ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مي کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم بر امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در ۱۰سال آخر عمر شريفش درناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد . حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئه های منصور عباسی در سال ۱۴۸هجری مسموم و در قبرستان بقيع در مدينه مدفون شد . عمر شريفش در اين هنگام ۶۵ سال بود . از جهت اينکه عمر بيشتری نصيب ايشان شده است به "شيخ الائمه " موسوم است . حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت . پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسی کاظم ( ع ) منتقل گرديد . ديگر از فرزندان آن حضرت اسمعيل است که بزرگترين فرزند امام بوده و پيش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنيا رفته است . طايفه اسماعيليه به امامت وی قائلند .

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۱:۱۳
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__61_.gifعصر امام صادق (ع)http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__61_.gif (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42771&BiogId=8)


http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__80_.gif

عصر امام صادق ( ع ) يکی از طوفاني ترين ادوار تاريخ اسلام است که از يک سو اغتشاشها و انقلابهای پياپی گروههای مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين ( ع ) رخ مي داد ، که انقلاب "ابو سلمه " در کوفه و "ابو مسلم " در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است . و همين انقلاب سرانجام حکومت شوم بنی اميه را برانداخت و مردم را از يوغ ستم و بيدادشان رها ساخت . ليکن سرانجام بنی عباس با تردستی و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب کردند . دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی اميه به بنی عباس طوفاني ترين و پر هرج و مرج ترين دورانی بود که زندگی امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__80_.gif

و از ديگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مکتبها و ايده ئولوژيها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود ، که از برخورد ملتهای اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نيز روابط مراکز اسلامی با دنيای خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجانی برای فهميدن و پژوهش پديد آورده بود . عصری که کوچکترين کم کاری يا عدم بيداری و تحرک پاسدار راستين اسلام ، يعنی امام ( ع ) ، موجب نابودی دين و پوسيدگی تعليمات حيات بخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون مي شد . اينجا بود که امام ( ع ) دشواری فراوان در پيش و مسؤوليت عظيم بر دوش داشت .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__80_.gif

پيشوای ششم در گير و دار چنين بحرانی مي بايست از يک سو به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بي دينی و کفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسير راستين باشد ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين به وسيله خلفای وقت جلوگيری کند . علاوه بر اين ، با نقشه ای دقيق و ماهرانه ، شيعه را از اضمحلال و نابودی برهاند ، شيعه ای که در خفقان و شکنجه حکومت پيشين ، آخرين رمقها را مي گذراند ، و آخرين نفرات خويش را قربانی مي داد ، و رجال و مردان با ارزش شيعه يا مخفی بودند ، و يا در کر و فر و زرق و برق حکومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصيت نداشتند ، حکومت جديد هم در کشتار و بي عدالتی دست کمی از آنها نداشت و وضع به حدی خفقان آور و ناگوار و خطرناک بود که همگی ياران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانکه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__80_.gif

"جابر جعفي " يکی از ياران ويژه امام است که از طرف آن حضرت برای انجام دادن امری به سوی کوفه مي رفت . در بين راه قاصد تيز پای امام به او رسيد و گفت : امام ( ع ) مي گويد : خودت را به ديوانگی بزن ، همين دستور او را از مرگ نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خليفه داشت از قتلش به خاطر ديوانگی منصرف شد . جابر جعفی که از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نيز مي باشد مي گويد : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بيت حديث به من آموخت که به کسی نگفتم و نخواهم گفت ... او روزی به حضرت عرض کرد مطالبی از اسرار به من گفته ای که سينه ام تاب تحمل آن را ندارد و محرمی ندارم تا به او بگويم و نزديک است ديوانه شوم . امام فرمود : به کوه و صحرا برو و چاهی بکن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنی محمد بن علی بکذا وکذا ... ، ( يعنی امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، يا روايت کرد ) .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__80_.gif

آری ، شيعه مي رفت که نابود شود ، يعنی اسلام راستين به رنگ خلفا درآيد ، و به صورت اسلام بنی اميه ای يا بنی عباسی خودنمايی کند . در چنين شرايط دشواری ، امام دامن همت به کمر زد و به احيا و بازسازی معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظيمی به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و ... ) در رشته های گوناگون علوم بودند ، و اينان در سراسر کشور پهناور اسلامی آن روز پخش شدند . هر يک از اينان از طرفی خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام است و پاسدار ميراث دينی و علمی و نگهدارنده تشيع راستين بودند ، و از طرف ديگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامی و ويرانگر در ميان مسلمانان نيز بودند .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__80_.gif

تأسيس چنين مکتب فکری و اين سان نوسازی و احياگری تعليمات اسلامی ، سبب شد که امام صادق ( ع ) به عنوان رئيس مذهب جعفری ( تشيع ) مشهور گردد . ليکن طولی نکشيد که بنی عباس پس از تحکيم پايه های حکومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بنی اميه را پيش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند . امام صادق ( ع ) که همواره مبارزی نستوه و خستگي ناپذير و انقلابيی بنيادی در ميدان فکر و عمل بوده ، کاری که امام حسين ( ع ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وی قيام خود را در لباس تدريس و تأسيس مکتب و انسان سازی انجام داد و جهادی راستين کرد .

http://img31.picoodle.com/img/img31/4/6/1/f_xuiow70per7m_43a96ce.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۱:۲۸
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__61_.gifجنبش علمی (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42771&BiogId=8)http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__61_.gif
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif


اختلافات سياسی بين امويان و عباسيان و تقسيم شدن اسلام به فرقه های مختلف و ظهور عقايد مادی و نفوذ فلسفه يونان در کشورهای اسلامی ، موجب پيدايش يک نهضت علمی گرديد . نهضتی که پايه های آن بر حقايق مسلم استوار بود . چنين نهضتی لازم بود ، تا هم حقايق دينی را از ميان خرافات و موهومات و احاديث جعلی بيرون کشد و هم در برابر زنديقها و ماديها با نيروی منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و آرای سست آنها را محکوم سازد .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif

گفتگوهای علمی و مناظرات آن حضرت با افراد دهری و مادی مانند "ابن ابی العوجاء" و "ابو شاکر ديصاني " و حتی "ابن مقفع " معروف است . به وجود آمدن چنين نهضت علمی در محيط آشفته و تاريک آن عصر ، کار هر کسی نبود ، فقط کسی شايسته اين مقام بزرگ بود که مأموريت الهی داشته باشد و از جانب خداوند پشتيبانی شود ، تا بتواند به نيروی الهام و پاکی نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غيب ارتباطدهد ، حقايق علمی را از دريای بيکران علم الهی به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقيقت قرار دهد .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif

تنها وجود گرامی حضرت صادق ( ع ) مي توانست چنين مقامی داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود که با کناره گيری از سياست و جنجالهای سياسی از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانين و احاديث راستين دين مبين و تبليغ احکام و تعليم و تربيت مسلمانان کمر همت بر ميان بست . زمان امام صادق ( ع ) در حقيقت عصر طلايی دانش و ترويج احکام و تربيت شاگردانی بود که هر يک مشعل نورانی علم را به گوشه و کنار بردند و در "خودشناسي " و "خداشناسي " مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدايت مردم کوشيدند .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif

در همين دوران درخشان - در برابر فلسفه يونان - کلام و حکمت اسلامی رشد کرد و فلاسفه و حکمای بزرگی در اسلام پرورش يافتند . همزمان با نهضت علمی و پيشرفت دانش بوسيله حضرت صادق ( ع ) در مدينه ، منصور خليفه عباسی که از راه کينه و حسد ، به فکر ايجاد مکتب ديگری افتاد که هم بتواند در برابر مکتب جعفری استقلال علمی داشته باشد و هم مردم را سرگرم نمايد و از خوشه چينی از محضر امام ( ع ) بازدارد . بدين جهت منصور مدرسه ای در محله "کرخ " بغداد تأسيس نمود . منصور در اين مدرسه از وجود ابو حنيفه در مسائل فقهی استفاده نمود و کتب علمی و فلسفی را هم دستور داد از هند و يونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نيز مالک را - که رئيس فرقه مالکی است - بر مسند فقه نشاند ، ولی اين مکتبها نتوانستند وظيفه ارشاد خود را چنانکه بايد انجام دهند .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif

امام صادق ( ع ) مسائل فقهی و علمی و کلامی را که پراکنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زيادی تربيت فرمود که باعث گسترش معارف اسلامی در جهان گرديد . دانش گستری امام ( ع ) در رشته های مختلف فقه ، فلسفه و کلام ، علوم طبيعی و ... آغاز شد . فقه جعفری همان فقه محمدی يا دستورهای دينی است که از سوی خدا به پيغمبر بزرگوارش از طريق قرآن و وحی رسيده است . بر خلاف ساير فرقه ها که بر مبنای عقيده و رأی و نظر خود مطالبی را کم يا زياد مي کردند ، فقه جعفری توضيح و بيان همان اصول و فروعی بود که در مکتب اسلام از آغاز مطرح بوده است .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif

ابو حنيفه رئيس فرقه حنفی درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقيه تر از جعفرالصادق کسی را نديده ام و نمي شناسم . فتوای بزرگترين فقيه جهان تسنن شيخ محمد شلتوت رئيس دانشگاه الازهر مصر که با کمال صراحت عمل به فقه جعفری را مانند مذاهب ديگر اهل سنت جايز دانست - در روزگار ما - خود اعترافی است بر استواری فقه جعفری و حتی برتری آن بر مذاهب ديگر . و اينها نتيجه کار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است . در رشته فلسفه و حکمت حضرت صادق ( ع ) هميشه با اصحاب و حتی کسانی که از دين و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتی داشته است.

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif

نمونه ای از بيانات امام ( ع ) که در اثبات وجود خداوند حکيم است ، به يکی از شاگردان واصحاب خود به نام "مفضل بن عمر" فرمود که در کتابی به نام "توحيد مفضل " هم اکنون در دست است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبيب هندی که موضوع کتاب "اهليلجه " است نيز نکات حکمت آموز بسياری دارد که گوشه ای از دريای بيکران علم امام صادق ( ع ) است .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif

برای شناسايی استاد معمولا دو راه داريم ، يکی شناختن آثار و کلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربيت شدگان مکتبش . کلمات و آثار و احاديث زيادی از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است که ما حتی قطره ای از دريا را نمي توانيم به دست دهيم مگر "نمی از يمي " . اما شاگردان آن حضرت هم بيش از چهار هزار بوده اند ، يکی از آنها "جابر بن حيان " است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشی مشغول بود که به وسيله طرفداران بنی اميه به قتل رسيد . جابر بن حيان پس از قتل پدرش به مدينه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردی کرد . جابر يکی از افراد عجيب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است . در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شيمی تأليفات زيادی دارد ، و در رساله های خود همه جا نقل مي کند که ( جعفر بن محمد ) به من چنين گفت يا تعليم داد يا حديث کرد . از اکتشافات او اسيد ازتيک ( تيزآب ) و تيزاب سلطانی و الکل است . وی چند فلز و شبه فلز را در زمان خود کشف کرد . در دوران "رنسانس اروپا" در حدود ۳۰۰۰رساله از جابر به زبان آلمانی چاپ و ترجمه شده که در کتابخانه های برلين و پاريس ضبط است .

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__91_.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۱:۴۲
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieha__42_.gifغم صادق (علیه السلام)http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieha__42_.gif



http://img.tebyan.net/big/1385/08/1321491142073120718025421059807791249365.jpg


http://askquran.ir/gallery/images//499/large/1_Hashieh__242_.gif
دلم هواى بقیع دارد و غم صادق
عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

دوباره بیرق مشكى به دست دل گیرم
زنم به سینه كه آمد محرم صادق

سلام من به بقیع و به تربت صادق
سلام من به مدینه به غربت صادق

سلام من به مدینه به آستان بقیع
سلام من به بقیع و كبوتران بقیع

سلام من به مزار معطّر صادق
كه مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقیع
سلام من به گل یاس هاشمىّ بقیع
http://askquran.ir/gallery/images//499/large/1_Hashieh__242_.gif

hadimha
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۱:۴۵
مرکز رسیدگی به امور مساجد بر آشنایی جوانان با مکتب امام صادق تأکید کرد

مرکز رسیدگی به امور مساجد طی بیانیه‌ای‌ شهادت امام صادق (ع) را تسلیت گفت و از ائمه جماعات خواست در برگزاری باشکوه این مراسم و آگاه‌سازی جوانان با مکتب و سیره آن امام تلاش کنند.به گزارش خبرگزاری مهر مرکز رسیدگی به امور مساجد طی بیانیه‌ای اعلام کرد :در کشور امام صادق(ع) که در فرهنگ اهل بیت علیه‌السلام ساری و جاری است و هرچه داریم از قال الباقر(ع) و قال الصادق(ع) است در سالروز شهادت رئیس مکتب فقه جعفری عموم مردم و عاشقان اهل بیت در مراسم عزاداری شهادت امام حعفر صادق (ع) وارث علوم رسالت حضور پر شور خواهند داشت.
مرکز رسیدگی به امور مساجد شهادت امام صادق (ع) را به محضر حضرت ولی عصر (عج)، رهبر انقلاب اسلامی علما و مراجع عظام تقلید ، ائمه جمعه و جماعات، فعالان عرصه مسجد و عموم ملت ایران اسلامی و دوستداران اهل بیت در سراسر جهان تسلیت گفت.
دراین بیانیه آمده است: این مرکز انتظار دارد ائمه جماعات نسبت به برگزاری با شکوه مراسم عزاداری امام جعفر صادق(ع) در مساجد همت گمارده و در آگاه سازی و آشنایی بیش از پیش جوانان با مکتب و سیره آن امام تلاش کنند.
در بخشهایی از این بیانیه در توصیف امام صادق(ع) آمده است: دین به نام او زنده شد. درخت علم در بوستان کلام وی روئید و به برگ بارنشست. گلشن فضل و فقه و علم و کمال او می‌جوشید، حسودان و عنودان زبان به طعن می‌گشودند و تیغ دشمنی بر می‌کشیدند و پای حصومت پیش می‌گذاشتند. ولی کدام دانشور را می‌توان شناخت و نام برد که از گنج دانش حضرت صادق بهره نبرده باشد؟ و کدام معلم را می‌توان یافت که به اندازه او تربیت در مکتب عترت داشته باشد؟ حوزه‌های علمیه نقش شاگردی او را به سردرهای خویش نوشته‌اند. فقیهان دین مدار خوشه جین حدیث و حکمت صادقی‌اند.

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۱:۵۶
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__12_.gifخلق و خوی حضرت صادق (ع) http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__12_.gif

حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کليه صفات نيکو و سجايای اخلاقی سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نيازمندان مانند اجداد خود بود . دارای حکمت و علم وسيع و نفوذ کلام و قدرت بيان بود . با کمال تواضع و در عين حال با نهايت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام مي داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بيل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی مي کرد و مي فرمود : اگر در اين حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زيرا به کد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود و خانواده ام را تأمين مي نمايم . ابن خلکان مي نويسد : امام صادق ( ع ) يکی از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه و از سادات اهل بيت رسالت است . از اين جهت به وی صادق مي گفتند که هر چه مي گفت راست و درست بود و فضيلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک مي گويد : با حضرت صادق ( ع ) سفری به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسيد ، امام صادق ( ع ) حالش تغيير کرد ، نزديک بود از مرکب بيفتد و هر چه مي خواست لبيک بگويد ، صدا در گلويش گير مي کرد . به او گفتم : ای پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويی لبيک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگويم لبيک ، مي ترسم خداوند در جوابم بگويد : لا لبيک ولا سعديک .

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۲:۰۱
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__37_.gifغم صادق (علیه السلام)http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__37_.gif



http://img.tebyan.net/big/1387/08/27163108220827123062152165216208133123253117.jpg



سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقیع
سلام من به گل یاس هاشمىّ بقیع

ز غربتش چه بگویم كه سینه‏ها خون است
براى صادق زهرا مدینه محزون است

دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت
كه ذكر غربت لیلى حدیث مجنون است

همان كه غربتش از قبر خاكى‏اش پیداست
امام صادق شیعه سلاله زهراست

ز بس كه كینه و غربت به هم موافق شد
هدف به تیر جسارت امام صادق شد

همان كه فاطمه را بین كوچه زد گویا
ز كینه قاتل این پیرمرد عاشق شد

امام پیر و كهنسال شیعه را كشتند
امان كه روح سبكبال شیعه را كشتند

براى فاطمه از بى كسى سخن مى‏گفت
براى مادرش از غربت وطن مى‏گفت

به خاك حجره‏اش از سوز سینه مى‏غلطید
پسر به مادر خود از كتك زدن مى‏گفت

از آن شبى كه زد او را ز كینه اِبْن ‏ربیع
دوانده در پى‏اش اندر مدینه ابن ‏ربیع

فضاى شهر مدینه به یاد او تار است
هنوز سینه آن پیر عشق خونبار است

هنور مى‏كشد او را عدو به دنبالش
هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است

هنوز تلخى كامش به حسرت شهدى است
هنوز چشم دلش به رسیدن مهدى است

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۶:۰۵
شهادت ششمين اختر تابناک آسمان
امام جعفر صادق (ع)
برشعيان جهان تسليت باد



http://www.parsiblog.com/imgs/new/DefPhoto/hadafgroup.jpg

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۱۶:۱۱
یک مداحی فوق العاده از مداح مورد علاقه من!
اگر دانلود نکنید ضرر کردید!
من اهل شلوغ کاری نیستم و فایل هم خیلی کم می ذارم اما قطعا ضرر خواهید کرد!

واویلا واویلا واویلا یابن الزهرا:Rose:

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۲۳:۱۲
:Sham:وصایای امام صادق علیه السلام، هنگام شهادت:Sham:

http://askquran.ir/gallery/images//499/large/1_Hashieh__190_.gif

http://www.labbaik.ir/fa/occosions/Emam_Sadegh/vasaya1.JPG
http://askquran.ir/gallery/images//499/large/1_Hashieh__190_.gif



امام در لحظه مرگ وصایایی چندی می‌نماید که برخی در امر امامت، برخی در زمینه مسائل خانوادگی و بخشی در مورد عامه است.


- به فرزندان خود فرمود: فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَ اَنتُم مُسلِموُن؛ بکوشید که جز مسلمان نمی‌رید .



- به کسان و خویشان فرمود: اِنَّ شَفاعَتَنَا لاتَنالُ مَستَخِفّاَ بِالصَّلاةِ؛ شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد نمی‌رسد .



- به خانواده خود وصیت فرمود که پس از مرگش تا چند سال در موسم حج در منا برای ایشان مراسم عزاداری بر پا کنند.

- دستور دادند برای خویشان و کسان هدیه‌ای بفرستند، حتی هفتاد دینار برای حسن افطس از خویشان ایشان. حسن افطس همان کسی است که با خنجر به امام حمله کرده بود و می‌فرمود می‌خواهد آیه قرآن را در مورد صله رحم اجرا کند.

و بالاخره بخشی از وصیت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوزکار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و ... بود.

- درباره امام پس از خود، امام کاظم علیه السلام را برای چندمین بار منصوب کرد که ایشان در آن هنگام بر اساس سندی بیست سال داشتند.

- بخشی از سفارش‌های ایشان درباره غسل و کفن و قبر خود بود که احکام اسلامی در این زمینه وجود دارد.

- و بالاخره بخشی از وصیت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوزکار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و ... بود.

http://askquran.ir/gallery/images//499/large/1_Hashieh__190_.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۲۳:۱۷
لحظه آخر


امام صادق علیه السلام در آخرین لحظات حیات که مرگ را نزدیک دیدند، دستور دادند که تمام خانواده و خویشان نزدیکش بر سر بالینش جمع گردند و پس از آن که همه آنان در کنار امام حاضر شدند، چشم بگشود و به صورت یکایک آنها نظر افکند و فرمود: «انّ شِفاعتنا لاتنال مستخفاٌ بالصلوة.»

این وصیت امام، دلیل آن است که در آئین اسلام، نماز جایگاهی مهم دارد، طوری که امام در آخرین لحظه‌های زندگی از میان هزاران مسئله فقط نماز را سفارش می‌کند و این نیست جز برای این که امام صادق علیه السلام هادی امت و پاسدار دین است و نماز از این دیدگاه از اهمیت فراوانی برخوردار می‌باشد.

ای سالمه! خداوند بهشت را بیافرید و بوی آن را بسیار خوش و مطبوع گردانید که از فاصله‌ای به مسافت دو هزار ساله به مشام می‌رسد، لیکن عاق و کسی که قطع رحم کرده بوی آن را احساس نمی‌کند و درنمی‌یابد.

به نظر من راز این که امام خویشاوندان نزدیکش را به نماز سفارش می‌کنند، آن است که مردم از آنان انتظار ارشاد و راهنمائی دارند، پس تبلیغ و توصیه این فریضه از زبان آنان مؤثرتر است. نکته دوم آن که نزدیکان امام و منسویان عترت نپندارند که به علت قرابت و داشتن نسبت با پیامبر از شفاعت او و اوصیای گرامی‌اش بهره‌مند خواهند بود، اگرچه در عمل به برخی از احکام سهل انگار باشند.

امام صادق علیه السلام بدین وسیله خواستند بیان کنند که خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه و آله اگر توأم با انجام فرائض و تکالیف دینی نباشد، سودی به آنان نخواهد داشت، بلکه این نسبت مسؤولیت ایشان را سنگین‌تر خواهد ساخت.ام‌حمیده مادر امام موسی کاظم و همسر امام صادق علیهماالسلام از این حال امام در شگفت بوده که چگونه امام به هنگام وفات نیز از این فریضه بزرگ غفلت نداشته است و هرگاه این حال امام را به یاد می‌آورده می‌گریسته است.از کارهای عجیب امام در ساعت رحلتش آن که دستور دادند برای تمام خویشاوندان نزدیکش صله و تحفه‌ای فرستاده شود و حتی برای حسن افطس مبلغ هفتاد دینار فرستاد.

سالمه کنیز و خدمتکار آن حضرت پرسید: «چگونه به مردی که با دشنه و خنجر به شما حمله آورده و قصد قتل شما را داشته است، چنین مبلغی را عطا می‌فرمائید؟»

امام در پاسخ فرمود: «می‌خواهی مشمول این آیه قرآن نباشم که فرمود: «وَالَّذینَ یَصِلُونَ ما اَمُرَاللهُ بِهِ یُوصَلَ وَ یَخَشونَ رَبَّهُم وَ یَخافُونَ سُوءِ الحِسابِ»؛ و آنان که فرمان خدا را در مورد صله رحم و دلجوئی از خویشاوندان اجرا می‌کنند و از خدایشان می‌ترسند و از محاسبه بدفرجام بیمناکند.

ای سالمه! خداوند بهشت را بیافرید و بوی آن را بسیار خوش و مطبوع گردانید که از فاصله‌ای به مسافت دو هزار ساله به مشام می‌رسد، لیکن عاق و کسی که قطع رحم کرده بوی آن را احساس نمی‌کند و درنمی‌یابد.

این وصیت امام نیز بیانگر اهمیت صله رحم است و رفتار خود امام هم اینگونه بوده که با ارحامش پیوند داشته و حتی با آنان که با او بریده و به قصد کشتنش به طرف او حمله کرده بودند به طریق نیکو رفتار کرد و مبلغی صله فرستاد، و به راستی که این، خلق و خوی انبیاء و اولیاء است. (۲)

پی‌نوشت‌ها:
۱. به نقل از کتاب صفحاتی از زندگانی امام صادق علیه السلام.
۲. به نقل از کتاب احیاگر تشیع.


http://askquran.ir/gallery/images//499/large/1_Hashieh__244_.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۲۳:۲۳
http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__204_.gif

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__133_.gifالسّلامُ علیک یا جَعفَرِ بنِ مُحمّد اَیُّها الصَّادِقhttp://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__133_.gif (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamSadegh/Shahadat/87/Yadegari/yadegari.aspx)

http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__204_.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۲۳:۳۰
:Rose:اقسام ايمان در قرآن:Rose:



امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «ايمان‏» در قرآن چهارگونه مطرح گشته‏است:




۱- اقرار زبانى

خداوند مى‏فرمايد:«يا ايهاالذين آمنوا خذوا حذركم...» (اى‏كسانى كه «ايمان‏» آورده‏ايد با كمال دقت مراقب دشمن باشيد(تا غافلگيرنشويد) و در دسته‏هاى متعدد يا به صورت اجتماع،(براى مبارزه) به راه افتيد، در ميان شما افرادى (منافق) وجوددارند كه هم خودشان سست مى‏باشند و هم ديگران را به سستى‏مى‏كشانند، اگر مصيبتى به شما برسد مى‏گويند: خدا به ما نعمت‏داد كه با مجاهدان نبوديم تا شاهد صحنه‏هاى دلخراش گرديم. واگر با خبر شوند كه مومنان واقعى پيروز شده‏اند و طبعا به‏غنائمى نيز دست پيدا كرده‏اند، همچون افراد بيگانه‏اى كه هيچ‏ارتباطى ميان آنها و مومنان نبوده، از روى حسرت مى‏گويند: اى‏كاش ما هم با مجاهدان بوديم و سهم بزرگى نصيب ما مى‏شد. ) (۱)




امام مى‏فرمايد: اگر اهل شرق و غرب اين سخن را بر زبان جارى‏مى‏ساختند از دايره ايمان بيرون مى‏رفتند. اما با اين حال چون‏اقرار زبانى كرده بودند خداوند آنها را مومن ناميده و به همين‏جهت مومنان دعوت مى‏شوند كه ايمان آورند: «يا ايهاالذينآمنوا، آمنوا بالله و رسوله‏»(۲) كه خداوند به خاطراقرار زبانى آنها را مومن ناميده و به ايشان فرموده ايمان‏آوريد يعنى تصديق هم بنمائيد.



۲- تصديق قلبى



خداوندمى‏فرمايد: «الذين آمنوا و كانوا يتقون لهم البشرى فى‏الحياه الدنيا و فى الاخره‏» (آنها اولياى خدا كسانى هستندكه ايمان آورده و قلبا تصديق نمودند و بطور مداوم تقوا وپرهيزكارى را پيشه خود ساخته‏اند، براى ايشان در زندگى دنيا ودر آخرت بشارت است.) (۳)

و همچنين در آنجا كه خداوند از قول‏بنى اسرائيل چنين نقل مى‏كند كه: «يا موسى لن نومن لك...» (۴) يعنى اى موسى ما هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم (و تو راقلبا تصديق نمى‏كنيم) مگر آنكه خدا را (با چشم خود) آشكاراببينيم! و همچنين در آيه «يا ايهاالذين آمنوا» كه در قسمت‏اول گذشت.)



۳- انجام واجبات



خداوند مى‏فرمايد: «و ما كان الله ليضيع ايمانكم...» وقتى‏خداوند قبله پيامبرش را به طرف كعبه تغيير جهت داد، اصحاب‏رسول خدا(ص) گفتند: (واى برما) نمازهايى كه به سوى بيت المقدس‏اقامه كرديم باطل گشت! خداوند در پاسخ، آيه فوق را نازل كرد وفرمود: «خداوند ايمان (نمازهاى) شما را تباه نخواهدساخت.» (۵)



۴- تاييد و حمايت



خداوند مى‏فرمايد: «لا تجدقوما يومنون بالله و...» هيچ قوم و گروهى را كه ايمان به خداو روز قيامت دارد نمى‏يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى‏كنند، هرچند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان آنهاباشند، ايشان كسانى هستند كه خدا ايمان (يعنى تاييد و حمايت‏خود) را بر لوح و صفحه قلوبشان نوشته و با روحى از جانب خودش‏آنها را تقويت فرموده...» (۶)



----------------------------

۱-نساء، 71 تا73. ۲- همان، آيه‏136.
۳- يونس، آيات‏63 و 64.
۴- بقره، آيه 55.
۵- همان، آيه‏143.
۶- مجادله، آيه 22. تفسير قمى، ج 1، ص 30، چاپ نجف.




منبع (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamSadegh/Shahadat/87/DarSaieQoran.aspx)

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۲۳:۳۵
:Sham:يك جهان در يك جسم:Sham:



روزى يك نفر نصرانى به محضر مبارك امام جعفرصادق عليه السلام شرفياب شد و پيرامون تشكيلات و خصوصيّات بدن انسان سؤ ال هائى را مطرح كرد؟

امام جعفر صادق عليه السلام در جواب او اظهار داشت :
خداوند متعال بدن انسان را از دوازده قطعه تركيب كرده و آفريده است ، تمام بدن انسان داراى ۲۴۶ قطعه استخوان ، و ۳۶۰ رگ مى باشد.
رگ ها جسم انسان را سيراب و تازه نگه مى دارند، استخوان ها جسم را پايدار و ثابت مى دارند، گوشت ها نگه دارنده استخوان ها هستند، و عصب ها پى نگه دارنده گوشت ها مى باشند.

سپس امام عليه السلام افزود:
خداوند دست هاى انسان را با ۸۲ قطعه استخوان آفريده است ، كه در هر دست ۴۱41 قطعه استخوان وجود دارد و در كف دست ۳۵ قطعه ، در مچ دو قطعه ، در بازو يك قطعه ؛ و شانه نيز داراى سه قطعه استخوان مى باشد.
و همچنين هر يك از دو پا داراى ۴۳ قطعه استخوان است ، كه ۳۵ قطعه آن در قدم و دو قطعه در مچ و ساق پا؛ و يك قطعه در ران .
و نشيمن گاه نيز داراى دو قطعه استخوان مى باشد.
و در كمر انسان ۱۸ قطعه استخوان مهره وجود دارد.
و در هر يك از دو طرف پهلو، ۹ دنده استخوان است ، كه دو طرف ۱۸ عدد مى باشد.
و در گردن هشت قطعه استخوان مختلف هست .
و در سر تعداد ۳۶ قطعه استخوان وجود دارد.
و در دهان ۲۸ عدد تا ۳۲ قطعه استخوان غير از فكّ پائين و بالا، موجود است .
و معمولا انسان ها تا سنين بيست سالگى ، ۲۸عدد دندان دارند؛ ولى از سنين ۲۰ سالگى به بعد تعداد چهار دندان ديگر كه به نام دندان هاى عقل معروف است ، روئيده مى شود.***




***بحارالا نوار: ج 47، ص 218، به نقل از مناقب ابن شهرآشوب : ج 3، ص 379.


منبع (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamSadegh/Shahadat/86/Ghesar/14Dastan.aspx)

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۲۳:۳۸
:Gol:رنگ خدايى :Gol:


خداوند مى‏فرمايد: رنگ خدائى بپذيريد، و چه رنگى از رنگ خدايى‏بهتر؟! «صبغه الله و من احسن من الله صبغه‏» (۱)



امام‏صادق(ع) فرمودند: مراد از «رنگ خدايى‏» اسلام است. (۲)


ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ
۱- بقره، آيه ۱۳۸.
۲- تفسير قمى، ج ۱، ص ۶۲.

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۲۳:۴۶
:Sham:مرثيّه شاعر و اهميّت گريه :Sham:



يكى از اصحاب نزديك امام جعفر صادق عليه السلام به نام زيد شحّام حكايت كند:

روزى به همراه عدّه اى در محضر پربركت آن حضرت بوديم ، يكى از شعراء به نام جعفر بن عفّان وارد شد و حضرت او را نزد خود فرا خواند و كنار خود نشانيد و فرمود: اى جعفر! شنيده ام كه درباره جدّم ، حسين عليه السلام شعر گفته اى ؟
جعفر شاعر پاسخ داد: بلى ، فدايت گردم .
حضرت فرمود: چند بيتى از آن اشعار را برايم بخوان .
همين كه جعفر مشغول خواندن اشعار در رثاى امام حسين عليه السلام شد، امام صادق عليه السلام به قدرى گريست كه تمام محاسن شريفش خيس ‍ گرديد؛ و تمام اهل منزل نيز گريه اى بسيار كردند.
سپس حضرت فرمود: به خدا قسم ، ملائكه مقرّب الهى در اين مجلس ‍ حضور دارند و همانند ما مرثيّه جدّم حسين عليه السلام را مى شنوند؛ و بر مصيبت آن بزگوار مى گريند.
آن گاه خطاب به جعفر بن عفّان نمود و اظهار داشت : خداوند تو را به جهت آن كه بر مصائب حسين سلام اللّه عليه ، مرثيّه سرائى مى كنى اهل بهشت قرار داد و گناهان تو را نيز مورد مغفرت و آمرزش خود قرار داد.
بعد از آن ، امام عليه السلام فرمود: آيا مايل هستى بيش از اين درباره فضيلت مرثيّه خوانى و گريه براى جدّم ، حسين عليه السلام ، برايت بگويم ؟
جعفر بن عفّان شاعر گفت : بلى ، اى سرورم .

حضرت فرمود: هركس درباره حسين عليه السلام شعرى بگويد و بگريد و ديگران را نيز بگرياند، خداوند او را مى آمرزد و اهل بهشت قرارش ‍ مى دهد. ***


*** اختيار معرفة الرّجال : ص ۱۸۹، ح ۵۰۸.


منبع (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamSadegh/Shahadat/86/Ghesar/14Dastan.aspx)

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۸/۰۲, ۲۳:۵۳
یه مدینه، یه بقیعه، یه امامه، ولی حرم نداره
سینه زنها، کسی نیست تا بالا قبرش یدونه شمع بذاره:Graphic (59):
....
بچه ها من دارم دیووونه می شم....
به خدا یه چشمم اشکه یه چشمم خون...امسال به خاطر پام نمی تونم برم هئیت...دارم دیوونه می شم...ای خدا می خوام ناشکری کنم...می خوام شکایت کنم...مگه اشکای منو نمی بینی؟نمی بینی؟خدا جون...به خدا به خاطر خودم نیست...دنبال تفریح هم نمی خوام برم...چیکار کنم؟! دوسش دارم...دارم می سوزم....خدا....خدا....خدااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااا:Graphic (59):
الهی برات بمیرم آقا جان...من فدای تو بشم...الهی خودم به جات تیکه تیکه شم آقا جان...من فدای تو بشم...من قربون تو برم...من واست کفن شم....فرزند غریب فاطمه...آقای غریبم..آقای مطلومم....آقای مسمومم....من فدای ناله هات....من فدای رنجت...می گن یاد مادرت افتاده بودی، می گن مادر مادر می کردی وقتی توی کوچه می بردنت، آره؟!آخ، الهی من کفن شم...الهی من می مردم و غم شما رو نمی دیدم...آقا جان!آقا جان! آقا جانم!
یکی بیاد منو نجات بده....من حالم خرابه....وایییییی!
...
می برندش نیمه شب...به زیر لب می گه مادر!:Graphic (59):

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۰:۱۲
قالَ الا مامُ جَعْفَرُ بنُ محمّد الصّادقُ عليه السلام : (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamSadegh/Shahadat/86/40Hadith.aspx)
(http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamSadegh/Shahadat/86/40Hadith.aspx)
۱- حَديثي حَديثُ ابى ، وَ حَديثُ ابى حَديثُ جَدى ، وَ حَديثُ جَدّى حَديثُ الْحُسَيْنِ، وَ حَديثُ الْحُسَيْنِ حَديثُ الْحَسَنِ، وَ حَديثُ الْحَسَنِ حَديثُ اميرِالْمُؤْمِنينَ، وَ حَديثُ اميرَالْمُؤْمِنينَ حَديثُ رَسُولِ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، وَ حَديثُ رَسُولِ اللّهِ قَوْلُ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.(۱)
ترجمه :
فرمود: سخن و حديث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم ، و سخن جدّم نيز مانند سخن حسين و نيز سخن او با سخن حسن يكى است و سخن حسن همانند سخن اميرالمؤ منين علىّ و كلام او از كلام رسول خدا مى باشد، كه سخن رسول اللّه به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.

۲- قالَ عليه السلام : مَنْ حَفِظَ مِنْ شيعَتِنا ارْبَعينَ حَديثا بَعَثَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقيامَةِ عالِما فَقيها وَلَمْ يُعَذِّبْهُ.(۲)
ترجمه :
فرمود: هركس از شيعيان ما چهل حديث را حفظ كند و به آن ها عمل نمايد ، خداوند او را دانشمندى فقيه در قيامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.

۳- قالَ عليه السلام : قَضا حاجَةِالْمُؤْمِنِ افْضَلُ مِنْ الْفِ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلةٍ بِمَناسِكِها، وَ عِتْقِ الْفِ رَقَبَةٍ لِوَجْهِ اللّهِ، وَ حِمْلانِ الْفِ فَرَسٍ فى سَبيلِ اللّهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.(۳)
ترجمه :
فرمود: برآوردن حوائج و نيازمندى هاى مؤ من از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است .

۴- قالَ عليه السلام : اوَّلُ ما يُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُالصَّلاةُ، فَإ نْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إ ذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَيْهِ سائِرُ عَمَلِهِ.(۴)
ترجمه :
فرمود: اوّلين محاسبه انسان در پيشگاه خداوند پيرامون نماز است ، پس اگر نمازش ‍ قبول شود بقيه عبادات و اعمالش نيز پذيرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.

۵- قالَ عليه السلام : إ ذا فَشَتْ ارْبَعَةٌ ظَهَرَتْ ارْبَعَةٌ: إ ذا فَشا الزِّنا كَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إ ذا اُمْسِكَتِ الزَّكاةُ هَلَكَتِ الْماشِيَةُ، وَ إ ذا جارَ الْحُكّامُ فِى الْقَضا اُمْسِكَ الْمَطَرُ مِنَ السَّما، وَ إ ذا ظَفَرَتِ الذِّمَةُ نُصِرُ الْمُشْرِكُونَ عَلَى الْمُسْلِمينَ.(۵)
ترجمه :
فرمود: هنگامى كه چهار چيز در جامعه شايع و رايج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پديد آيد:
چنانچه زنا رايج گردد زلزله و مرگ ناگهانى فراوان شود.
چنانچه زكات و خمسِ اموال پرداخت نشود حيوانات اهلى نابود شود.
اگر حاكمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمايند باران رحمت خداوند نمى بارد.
و اگر اهل ذمّه تقويت شوند مشركين بر مسلمين پيروز آيند.

۶- قالَ عليه السلام : مَنْ عابَ اخاهُ بِعَيْبٍ فَهُوَ مِنْ اهْلِ النّارِ.(۶)
ترجمه :
فرمود: هركس برادر ايمانى خود را برچسبى بزند و او را متّهم كند از اهل آتش خواهد بود.

۷- قالَ عليه السلام : الصَّمْتُ كَنْزٌ وافِرٌ، وَ زَيْنُ الْحِلْمِ، وَ سَتْرُالْجاهِلِ.(۷)
ترجمه :
فرمود: سكوت همانند گنجى پربها، زينت بخش حلم و بردبارى است ؛ و نيز سكوت ، سرپوشى بر آبروى شخص نادان و جاهل مى باشد.

۸- قالَ عليه السلام : إ صْحَبْ مَنْ تَتَزَيَّنُ بِهِ، وَلاتَصْحَبْ مَنْ يَتَزَّيَنُ لَكَ.(۸)
ترجمه :
فرمود: با كسى دوستى و رفت و آمد كن كه موجب عزّت و سربلندى تو باشد، و با كسى كه مى خواهد از تو بهره ببرد و خودنمائى مى كند همدم مباش.

۹- قالَ عليه السلام : كَمالُ الْمُؤْمِنِ فى ثَلاثِ خِصالٍ: الْفِقْهُ فى دينِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَةِ، وَالتَّقْديرُ فِى الْمَعيشَةِ.(۹)
ترجمه :
فرمود: شخصيّت و كمال مؤ من در سه خصلت است : آشنا بودن به مسائل و احكام دين ، صبر در مقابل شدايد و ناملايمات ، زندگى او همراه با حساب و كتاب و برنامه ريزى دقيق باشد.

۱۰- قالَ عليه السلام : عَلَيْكُمْ بِإ تْيانِ الْمَساجِدِ، فَإ نَّها بُيُوتُ اللّهِ فِى الارْضِ، و مَنْ اتاها مُتَطِّهِرا طَهَّرَهُ اللّهُ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ كَتَبَ مِنْ زُوّارِهِ.(۱۰)
ترجمه :
فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون كه آن ها خانه خداوند بر روى زمين است ؛ و هر كسى كه با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهير مى نمايد و در زمره زيارت كنندگانش محسوب مى شوند.

------------
1-جامع الاحاديث الشيعه : ج 1 ص 127 ح 102، بحارالا نوار: ج 2، ص 178، ح 28.
2-امالى الصدوق : ص 253.
3-امالى الصدوق : ص 197.
4-وسائل الشيعه : ج 4 ص 34 ح 4442.
5-وسائل الشيعة : ج 8 ص 13.
6-اختصاص : ص 240، بحارالا نوار: ج 75، ص 260، ح 58.
7-مستدرك الوسائل : ج 9 ص 16 ح 4.
8-وسائل الشيعه : ج 11 ص 412.
9-امالى طوسى : ج 2 ص 279.
10-وسائل الشيعة : ج 1 ص 380 ح 2.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۰:۱۵
غم رو دلم می شینه
آرزوم همینه
برم از مدینه!


غم دل من قدر وسعت یه آسمونه
شکسته قلبم با دستای جور این زمونه
یه عدخ نامرد آتیش زدن...دل پر از ملالمو!


می برندش....نیمه شب....به زیر لب می گه مادر!

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۰:۱۵
۱۱- قالَ عليه السلام : مَن قالَ بَعْدَ صَلوةِالصُّبْحِ قَبْلَ انْ يَتَكَلَّمَ: ((بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، وَلا حَوْلَ وَلاقُوَّةَ إ لاّ بِاللّهِ الْعَلىٍّّ الْعَظيمِ)) يُعيدُها سَبْعَ مَرّاتٍ، دَفَعَ اللّهُ عَنْهُ سَبْعينَ نَوْعا مِنْ أ نْواعِ الْبَلا، اهْوَنُهَاالْجُذامُ وَالْبَرَصُ.(۱۱)
ترجمه :
فرمود: هر كسى بعد از نماز صبح پيش از آن كه سخنى مطرح كند، هفت مرتبه بگويد: ((بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، لا حول و لا قوّة إ لاّ باللّه العليّ العظيم )) خداوند متعال هفتاد نوع بلا از او دور گرداند كه ساده ترين آن ها مرض پيسى و جذام باشد.

۱۲- قالَ عليه السلام : مَنْ تَوَضَّا وَ تَمَنْدَلَ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ، وَ مَنْ تَوَضَّا وَلَمْ يَتَمَنْدَلْ حَتّى يَجُفَّ وُضُوئُهُ، كُتِبَ لَهُ ثَلاثُونَ حَسَنَةً.(۱۲)
ترجمه :
فرمود: هركس وضو بگيرد و با حوله خشك نمايد يك حسنه دارد و چنانچه خشك نكند سى حسنه خواهد داشت .


۱۳- قالَ عليه السلام : لاَ فْطارُكَ فى مَنْزِلِ اخيكَ افْضَلُ مِنْ صِيامِكَ سَبْعينَ ضِعْفا.(۱۳)
ترجمه :
فرمود: اگر افطارى روزه ات را در منزل برادر - مؤ منت - ، انجام بدهى ثوابش هفتاد برابر اصل روزه است .


۱۴- قالَ عليه السلام : إ ذا افْطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْما الْفاتِرِ نَقى كَبِدُهُ، وَ غَسَلَ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْبِ، وَ قَوىَّ الْبَصَرَ وَالْحَدَقَ.(۱۴)
ترجمه :
فرمود: چنانچه انسان روزه خود را با آب جوش افطار نمايد كبدش پاك و سالم باقى مى ماند، و قلبش از كدورت ها تميز و نور چشمش قوى و روشن مى گردد.


۱۵- قالَ عليه السلام : مَنْ قَرَءَالْقُرْآنَ فِى الْمُصْحَفِ مُتِّعَ بِبَصَرِهِ، وَ خُنِّفَ عَلى والِدَيْهِ وَ إ نْ كانا كافِرَيْنِ.(۱۵)
ترجمه :
فرمود: هر كه قرآن شريف را از روى آن قرائت نمايد بر روشنائى چشمش ‍ افزوده گردد؛ و نيز گناهان پدر و مادرش سبك شود گرچه كافر باشند.


۱۶- قالَ عليه السلام : مَنْ قَرَءَ قُلْ هُوَاللّهُ احَدٌ مَرَّةً واحِدَةً فَكَانَّما قَرَءَ ثُلْثَ الْقُرآنِ وَ ثُلْثَ التُّوراةِ وَ ثُلْثَ الاْ نْجيلِ وَ ثُلْثَ الزَّبُورِ.(۱۶)
ترجمه :
فرمود: هر كه يك مرتبه سوره توحيد را تلاوت نمايد، همانند كسى است كه يك سوّم قرآن و تورات و انجيل و زبور را خوانده باشد.


۱۷- قالَ عليه السلام : إ نَّ لِكُلِّ ثَمَرَةٍ سَمّا، فَإ ذا اتَيْتُمْ بِها فامسُّوهَ االْما، وَاغْمِسُوها فِى الْما.(۱۷)
ترجمه :
فرمود: هر نوع ميوه و ثمره اى ، مسموم و آغشته به ميكرب ها است ؛ هر گاه خواستيد از آن ها استفاده كنيد با آب بشوئيد.


۱۸- قالَ عليه السلام : عَلَيْكُمْ بِالشَّلْجَمِ، فَكُلُوهُ وَاديمُوا اكْلَهُ، وَاكْتُمُوهُ إ لاّعَنْ اهْلِهِ، فَما مِنْ احَدٍ إ لاّ وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذامِ، فَاذيبُوهُ بِاكْلِهِ.(۱۸)
ترجمه :
فرمود: شلغم را اهميّت دهيد و مرتّب آن را ميل نمائيد و آن را به مخالفين معرّفى نكنيد، شلغم رگ جذام را قطع و نابود مى سازد.


۱۹- قالَ عليه السلام : يُسْتَجابُ الدُّعا فى ارْبَعَةِ مَواطِنَ: فِى الْوِتْرِ، وَ بَعْدَ الْفَجْرِ، وَ بَعْدَالظُّهْرِ، وَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.(۱۹)
ترجمه :
فرمود: در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح ، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب .


۲۰- قالَ عليه السلام : مَنْ دَعا لِعَشْرَةٍ مِنْ إ خْوانِهِ الْمَوْتى لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ اوْجَبَ اللّهُ لَهُ الْجَنَّةَ.(۲۰)
ترجمه :
فرمود: هركس كه در شب جمعه براى ده نفر از دوستان مؤ من خود كه از دنيا رفته اند دعا و طلب مغفرت نمايد، از اهل بهشت قرار خواهد گرفت .


---------------------
11-امالى طوسى : ج 2 ص 343.
12-وسائل الشيعة : ج 1 ص 474 ح 5.
13-من لايَحضره الفقيه : ج 2 ص 51 ح 13.
14-وسائل الشيعه : ج 10 ص 157 ح 3.
15-وسائل الشيعه : ج 6 ص 204 ح 1.
16-وسائل الشيعه : ج 6 ص 225 ح 10.
17-وسائل الشيعه : ج 25 ص 147 ح 2.
18-وسائل الشيعه : ج 25 ص 208 ح 4.
19-جامع احاديث الشيعة : ج 5 ص 358 ح 12.
20-جامع احاديث الشيعة : ج 6 ص 178 ح 78.

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۰:۲۰
۲۱- قالَ عليه السلام : مِشْطُ الرَّاسِ يَذْهَبُ بِالْوَبا، وَ مِشْطُاللِّحْيَةِ يُشَدِّدُ الاْ ضْراسَ.(۲۱)
ترجمه :
فرمود: شانه كردن موى سر موجب نابودى وَبا و مانع ريزش مو مى گردد، و شانه كردن ريش و محاسن ريشه دندان ها را محكم مى نمايد.
۲۲- قالَ عليه السلام ايُّما مُؤْمِنٍ سَئَلَ اخاهُ الْمُؤْمِنَ حاجَةً وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلى قَض ائِها فَرَدَّهُ عَنْها، سَلَّطَ اللّهُ عَلَيْهِ شُجاعا فى قَبْرِهِ، يَنْهَشُ مِنْ اصابِعِهِ.(۲۲)
ترجمه :
فرمود: چنانچه مؤ منى از برادر ايمانيش حاجتى را طلب كند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش يك افعى بر او مسلّط گرداند كه هر لحظه او را آزار رساند.

۲۳- قالَ عليه السلام : وَلَدٌ واحِدٌ يَقْدِمُهُ الرَّجُلُ، افْضَلُ مِنْ سَبْعينَ يَبْقُونَ بَعْدَهُ، شاكينَ فِى السِّلاحِ مَعَ الْقائِمِ (عَجَّلَ اللّهُ تَعالى فَرَجَهُ الشَّريف ).(۲۳)
ترجمه :
فرمود: اگر انسانى يكى از فرزندانش را پيش از خود به عالم آخرت بفرستد بهتر از آن است كه چندين فرزند به جاى گذارد و در ركاب امام زمان عليه السلام با دشمن مبارزه كنند.

۲۴- قالَ عليه السلام : إ ذا بَلَغَكَ عَنْ اخيكَ شَيْى ءٌ فَقالَ لَمْ اقُلْهُ فَاقْبَلْ مِنْهُ، فَإ نَّ ذلِكَ تَوْبَةٌ لَهُ. وَ قالَ عليه السلام : إ ذا بَلَغَكَ عَنْ اخيكَ شَيْى ءٌ وَ شَهِدَ ارْبَعُونَ انَّهُمْ سَمِعُوهُ مِنْهُ فَقالَ: لَمْ اقُلْهُ، فَاقْبَلْ مِنْهُ.(۲۴)
ترجمه :
فرمود: چنانچه شنيدى كه برادرت يا دوستت چيزى بر عليه تو گفته است و او تكذيب كرد قبول كن . همچنين فرمود: اگر چيزى را از برادرت بر عليه خودت شنيدى و نيز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تكذيب كرد و گفت : من نگفته ام ، حرف او را بپذير.

۲۵- قالَ عليه السلام : لايَكْمُلُ إ يمانُ الْعَبْدِ حَتّى تَكُونَ فيهِ أ رْبَعُ خِصالٍ: يَحْسُنُ خُلْقُهُ، وَسَيْتَخِفُّ نَفْسَهُ، وَيُمْسِكُ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ، وَيُخْرِجَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ.(۲۵)
ترجمه :
فرمود: ايمان انسان كامل نمى گردد مگر آن كه چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نيكو باشد، نفس خود را سبك شمارد، كنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش حق الله ، حق الناس را بپردازد.

۲۶- قالَ عليه السلام : داوُوا مَرْضاكُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَادْفَعُوا ابْوابَ الْبَلايا بِالاْ سْتِغْفارِ.(۲۶)
ترجمه :
فرمود: مريضان خود را به وسيله پرداخت صدقه مداوا و معالجه نمائيد، و بلاها و مشكلات را با استغفار و توبه دفع كنيد.

۲۷- قالَ عليه السلام : إ نَّ اللّهَ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ فى افْضَلِ السّاعاتِ، فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعا فى إ دْبارِ الصَّلَواتِ.(۲۷)
ترجمه :
فرمود: خداوند متعال پنج نماز در بهترين اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى كنيد حوايج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست كنيد.

۲۸- قالَ عليه السلام : كُلُوا ما يَقَعُ مِنَ الْمائِدَةِ فِى الْحَضَرِ، فَإ نَّ فيهِ شِفا مِنْ كُلِّ دا، وَلا تَاكُلُوا مايَقَعُ مِنْها فِى الصَّحارى .(۲۸)
ترجمه :
فرمود: هنگام خوردن غذا در منزل ، آنچه كه اطراف سفره و ظرف مى ريزد جمع كنيد و ميل نمائيد كه در آن ها شفاى دردهاى درونى است ، ولى چنانچه در بيابان سفره انداختيد؛ اضافه هاى آن را رها كنيد براى جانوران .

۲۹- قالَ عليه السلام : ارْبَعَةٌ مِنْ اخْلاقِ الاْ نْبيا: الْبِرُّ، وَالسَّخا، وَالصَّبْرُ عَلَى النّائِبَةِ، وَالْقِيامُ بِحَقِّ الْمُؤمِنِ.(۲۹)
ترجمه :
فرمود: چهار چيز از اخلاق پسنديده پيغمبران الهى است : نيكى ، سخاوت ، صبر و شكيبائى در مصائب و مشكلات ، اجرا حقّ و عدالت بين مؤ منين .

۳۰- قالَ عليه السلام : إ مْتَحِنُوا شيعتَنا عِنْدَ ثَلاثٍ: عِنْدَ مَواقيتِ الصَّلاةِ كَيْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَيْها، وَ عِنْدَ أ سْرارِهِمْ كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ إ لى أ مْوالِهِمْ كَيْفَ مُواساتُهُمْ لاِ خْوانِهِمْ فيها.(۳۰)
ترجمه :
فرمود: شيعيان و دوستان ما را در سه مورد آزمايش نمائيد:
۱ مواقع نماز، چگونه رعايت آن را مى نمايند.
۲ اسرار يكديگر را چگونه فاش و يا نگهدارى مى كنند.
۳ نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به ديگران رسيدگى مى كنند و حقوق خود را مى پردازند.

------------
21-وسائل الشيعة : ج 2 ص 124 ح 1.
22-امالى طوسى : ج 2، ص 278، س 9، وسائل الشيعة : ج 16، ص ‍ 360، ح 10.
23-بحارالا نوار: ج 79 ص 116 ح 7 و ح 8، و ص 123 ح 16.
24-مصادقة الاخوان : ص 82.
25-امالي طوسى : ج 1 ص 125.
26-مستدرك الوسائل : ج 7 ص 163 ح 1.
27-مستدرك الوسائل : ج 6 ص 431 ح 6.
28-مستدرك الوسائل : ج 16 ص 288 ح 1.
29-اعيان الشّيعة : ج 1، ص 672، بحارالا نوار: ج 78، ص 260، ذيل ح 108 .
30-وسائل الشيعة : ج 4 ص 112.

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۰:۲۴
۳۱- قالَ عليه السلام : مَنْ مَلَكَ نَفْسَهُ إ ذا رَغِبَ، وَ إ ذا رَهِبَ، وَ إ ذَااشْتَهى ، وإ ذا غَضِبَ وَ إ ذا رَضِىَ، حَرَّمَ اللّهُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.(۳۱)
ترجمه :
فرمود: هر كه در چهار موقع ، مالك نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى ، هنگام سختى و تنگ دستى ، هنگام اشتها و آرزو و هنگام خشم و غضب ؛ خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.
۳۲- قالَ عليه السلام : إ نَّ النَّهارَ إ ذا جا قالَ: يَابْنَ آدَم ، اعْجِلْ فى يَوْمِكَ هذا خَيْرا، اشْهَدُ لَكَ بِهِ عِنْدَ رَبِّكَ يَوْمَ الْقيامَةِ، فَإ نّى لَمْ آتِكَ فيما مَضى وَلاآتيكَ فيما بَقِىَ، فَإ ذا جااللَّيْلُ قالَ مِثْلُ ذلِكَ.(۳۲)
ترجمه :
فرمود: هنگامى كه روز فرا رسد گويد: تا مى توانى در اين روز از كارهاى خير انجام بده كه من در قيامت در پيشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان كه من قبلا در اختيار تو نبودم و در آينده نيز پيش تو باقى نخواهم ماند. همچنين هنگامى كه شب فرارسد چنين زبان حالى را خواهد داشت .

۳۳- قالَ عليه السلام : يَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ انْ يَكُونَ فيهِ ثَمان خِصال :
وَقُورٌ عِنْدَ الْهَزاهِزِ، صَبُورٌ عِنْدَ الْبَلا، شَكُورٌ عِنْدَ الرَّخا، قانِعٌ بِما رَزَقَهُ اللّهُ، لا يَظْلِمُ الاْ عْدا، وَ لا يَتَحامَلُ لِلاْ صْدِقا، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعِبٌ، وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَةٍ.(۳۳)
ترجمه :
فرمود: سزاوار است كه هر شخص مؤ من در بردارنده هشت خصلت باشد:
هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام ، هنگام بلاها و آزمايش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسايش شكرگزار، به آنچه خداوند روزيش گردانده قانع باشد.
دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذيّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را تحميل ننمايد، جسمش خسته ؛ ولى ديگران از او راحت و از هر جهت در آسايش باشند

۳۴- قالَ عليه السلام : من ماتَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عارِفا بِحَقِّنا عُتِقَ مِنَ النّارِ وَ كُتِبَ لَهُ بَرائَةٌ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ.(۳۴)
ترجمه :
فرمود: هركس كه در روز جمعه فوت نمايد و از دنيا برود؛ و عارف به حقّ ما اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام باشد، از آتش سوزان دوزخ آزاد مى گردد؛ و نيز از عذاب شب اوّل قبر در امان خواهد بود.

۳۵- قالَ عليه السلام : إ نَّ الرَّجُلَ يَذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَحْرُمُ صَلاةَاللَّيْلِ، إ نَّ الْعَمَلَ السَّيِّى ءَ اسْرَعُ فى صاحِبِهِ مِنَ السِّكينِ فِى اللَّحْمِ.(۳۵)
ترجمه :
فرمود: چه بسا شخصى به وسيله انجام گناهى از نماز شب محروم گردد، همانا تاثير گناه در روان انسان سريع تر از تاثير چاقو در گوشت است .

۳۶- قالَ عليه السلام : لاتَتَخَلَّلُوا بِعُودِالرَّيْحانِ وَلابِقَضيْبِ الرُّمانِ، فَإ نَّهُما يُهَيِّجانِ عِرْقَ الْجُذامِ.(۳۶)
ترجمه :
فرمود: به وسيله چوب ريحان و چوب انار، دندان هاى خود را خلال نكنيد، براى اين كه تحريك كننده عوامل مرض جذام و پيسى مى باشد.

۳۷- قالَ عليه السلام : تَقْليمُ الا ظْفارِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ يُؤ مِنُ مِنَ الْجُذامِ وَالْبَرَصِ وَالْعَمى ، وَ إ نْ لَمْ تَحْتَجْ فَحَكِّها حَكّا. وَ قالَ عليه السلام : اخْذُ الشّارِبِ مِنَ الْجُمُعَةِ إ لَى الْجُمُعَةِ امانٌ مِنَ الْجُذامِ.(۳۷)
ترجمه :
فرمود: كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه موجب سلامتى از جذام و پيسى و ضعف بينائى چشم خواهد شد و اگر امكان كوتاه كردن آن نباشد سر آن ها را بتراش .
و فرمود: كوتاه كردن سبيل در هر جمعه سبب ايمنى از مرض جذام مى شود.

۳۸- قالَ عليه السلام : إ ذا اوَيْتَ إ لى فِراشِكَ فَانْظُرْ ماسَلَكْتَ فى بَطْنِكَ، وَ ما كَسَبْتَ فى يَوْمِكَ، وَاذْكُرْ انَّكَ مَيِّتٌ، وَ انَّ لَكَ مَعادا.(۳۸)
ترجمه :
فرمود: در آن هنگامى كه وارد رختخواب خود مى شوى ، با خود بينديش كه در آن روز چه نوع خوراكى ها و آشاميدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و ميل نموده اى .
و در آن روز چه چيزهائى را چگونه و از چه راهى كسب و تحصيل كرده اى .
و در هر حال متوجّه باش كه مرگ تو را مى ربايد؛ و سپس در صحراى محشر جهت بررسى گفتار و كردارت حاضر خواهى شد.

۳۹- قالَ عليه السلام : إ نَّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إ ثْنَيْ عَشَرَ الْفَ عالَم ، كُلُّ عالَمٍ مِنْهُمْ اكْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمواتٍ وَ سَبْعِ ارَضينَ، ما يُرى عالَمٌ مِنْهُمْ انّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عالَما غَيْرُهُمْ وَ انَاالْحُجَّةُ عَلَيْهِمْ.(۳۹)
ترجمه :
فرمود: همانا خداوند متعال ، دوازده هزار جهان آفريده است كه هر يك از آن ها نسبت به آسمان ها و زمين هاى هفت گانه بزرگ تر مى باشد؛ و من و ديگر ائمّه دوازده گانه از طرف خداوند بر همه آن ها حجّت و راهنما هستيم .

۴۰- قالَ عليه السلام : حَديثٌ فى حَلالٍ وَ حَرامٍ تَاخُذُهُ مِنْ صادِقٍ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيا وَ ما فيها مِنْ ذَهَبٍ وَفِضَّةٍ.(۴۰)
ترجمه :
فرمود: سخنى را درباره مسائل حلال و حرام و احكام دين خدا، از راست گوى مؤ منى دريافت كنى ؛ بهتر و ارزشمندتر است از تمام دنيا و ثروت هاى آن .

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۰:۴۰
وصيت امام به سفيان ثورى :Gol::Gol::Gol:


سفيان مى‏گويد: صادق، فرزند صادق يعنى جعفر بن محمد عليهما السلام را ديدار و عرض کردم: اى فرزند رسول الله! مرا توصيه و سفارش بفرمائيد.

امام: اى سفيان! شخص دروغگو مروت و مردانگى، و آدم بيحال دوستى و رفاقت، و انسان حسود راحتى ندارد، و شخص بد اخلاق، به سيادت و آقائى نمى‏رسد.

سفيان: باز بفرمائيد.

امام: اى سفيان! به خدا اطمينان داشته باش تا مؤمن راستين شوى و به قسمت خدا راضى باش تا بى نياز گردى و با همسايه‏ات به خوبى رفتار کن تا مسلمان شمرده شوى و هرگز با شخص فاجر و نابکار هم صحبت و رفيق مباش که او فجور و زشتکارى به تو ياد مى‏دهد و هميشه در مسائل زندگى با کسانى که از خدا خشيت دارند، م**** کن.

سفيان: باز بفرمائيد.

امام :اى سفيان! هر کس خواهان عزت باشد بدون قوم و خويش، و بى نيازى بخواهد بدون مال و دارائى، و طالب شکوه و عظمت باشد بدون سلطنت و حکومت، بايد از چهار چوب ذلت و خوارى معصيت بيرون آيد و به دايره عزت طاعت الهى قدم بگذارد .
يک روز سفيان به امام صادق (ع) عرض کرد: از حضورتان نمى‏روم مگر آنکه مرا حديث بفرمائيد.

امام فرمود: من براى تو حديث بازگو مى‏کنم، ولى زيادى حديث تو را سود نمى‏بخشد.

اى سفيان! هرگاه خداوند نعمتى به تو عطا کرد و تو دوست داشتى که آن نعمت براى تو پايدار بماند، پس فراوان حمد و سپاس خدا را به جاى آور که خداوند عزوجل در قرآن مى‏فرمايد: «لان شکرتم لازيدنّکم» (اگر سپاس گوئيد بر (نعمت) شما مى‏افزائيم). و{ ابراهيم 7}

اگر روزى تو اندک شد و دير به تو رسيد، زياد استغفار کن که در قرآن مى‏فرمايد: استغفروا ربکم انه کان غفاراً يرسل السماء عليکم مدراراً و يمددکم بأموال و بنين و يجعل لکم جنات و يجعل لکم أنهاراً . (از خداوند طلب مغفرت کنيد که او{ البقره 171} بسيار عفو کننده است. آسمان را براى شما مى‏باراند و شما را با دارائيها و فرزندان کمک و يارى مى‏کند و براى شما باغها و بهشتها قرار مى‏دهد و رودها و چشمه‏ها جارى مى‏سازد).

اى سفيان! هرگاه از دست سلطان و جبارى محزون و دلگير شدى زياد «لاحول ولا قوة الا بالله» بگو که آن کليد فرج و گشايش و گنجى از گنجهاى بهشتى است .

سفيان پس از شنيدن اين نصايح و وصيتها با حرکات دستش مى‏گفت سه سفارش و چه سفارشهائى !

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۰:۴۶
وصيت امام به معلى بن خنيس:Rose:


امام خطاب به معلى موقعى که عازم سفر بود فرمود: اى معلى! تنها از خداوند عزت بخواه که تو را عزيز خواهد کرد.

معلى پرسيد: چگونه‏اى فرزند رسول خدا ؟

امام فرمود: اى معلى! از خدا بترس، همه چيز از تو خواهد ترسيد. اى معلى! با عطا و بخشش، محبت دوستانت رإ؛صظ به سوى خود جلب کن که خدايتعالى عطا و بخشش را عامل محبت و خوددارى و منع را انگيزه عداوت و دشمنى قرار داده است.

پس اينکه از من چيزى بخواهيد و من آن را به شما بدهم نزد من دوست داشتنى‏تر از آن است که چيزى از من نخواهيد و من هم چيزى به شما ندهم و در نتيجه نسبت به من احساس کينه و عدوات کنيد. و هر چه خداوند عزوجل به دست من به شما مى‏رساند، در حقيقت، سپاس براى اوست. پس در برابر عطا و بخشش من، سپاسگزار خدا باشيد.

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۰:۴۷
وصيت امام به جميل بن دراج:Sham:


بهترين شما ،سخاوتمندان شماست و بدترين شما بخيلان و تنگ نظران شماست. و از عمده‏ترين کارهاى شايسته، نيکى و احسان به برادران دينى و کوشش در رفع نيازمنديهاى ايشان است که بدين وسيله دماغ شيطان به خاک ماليده مى‏شود و انسان از شعله آتش محفوظ مى‏ماند و وارد بهشت مى‏شود. اى جميل! اين سخن مرا به ياران و اصحاب نيکوکارت برسان.

جميل پرسيد: فدايت شوم، اصحاب نيکوکار من کيستند؟

امام فرمود: آنان که هم در سختى و هم در رفاه به برادران دينى خود نيکى و احسان مى‏کنند. اى جميل! انجام چنين کارى براى شخص دارا، آسان است.

خداوند عزوجل شخص نادار را در اين زمينه ستوده است آنجا که فرمود: «و يؤثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصة و من يوق شُحّ نفسه فأولئک هم المفلحون».

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۰:۵۷
راه بهشتى شدن :Hedye:



حضرت امام جعفر صادق(ع) سه راه را فراروى جويندگان بهشت قرارداده است:

۱- پيروى از ائمه عليهم السلام .

۲- برائت از دشمنان.

۳- سخن گفتن آگاهانه و سكوت هنگام نا آگاهى.

«فكل من قصدنا و تولانا و لم يوال عدونا و قال ما يعلم و سكت‏عما لايعلم او اشكل عليه فهو فى‏الجنه‏»

هر كس جويا و پيرو ما باشد و از دشمنان ما پيروى نكند و چيزى‏كه مى‏داند، بگويد و از آن‏چه كه نمى‏داند، يا بر او مشكل (مشتبه)است، سكوت كند، در بهشت است.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۰۳
دارد روی گونه اشک روضه کربلا
پر شده از غم
کاسه صبرش
پر کشد امشب سوی خدا


یابن الزهرا امام صادق
یابن الزهرا امام صادق


می برندش نیمه شب...به زیر لب می گه مادر!....وای ماااااااااااااااادر......:Black (7):

امام صادق!

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۰۴
وصيت امام به مؤمن الطاق::Rose:


اى پسر نعمان! از مراء و لجبازى دور باشد که عمل تو را تباه مى‏سازد و از جدال و کشمکش بپرهيز که تو را هلاک گرداند و از ستيزه جوئيهاى فراوان بپرهيز که تو را از خدا دور مى‏کند. مردمى در زمان گذشته وجود داشته‏اند که سکوت را تمرين مى‏کردند و شما سخن گفتن و حرف زدن را ياد مى‏گيريد.

جمعى از پيشينيان به قصد عبادت و بندگى، ده سال سکوت مى‏کردند و خود را بدين وسيله مى‏آزمودند که اگر دراين آزمايش سرافراز بيرون مى‏آمدند، خود را اهل تعبد وبندگى مى‏دانستند، والا مى‏گفتند: من کجا و بندگى خدا کجا؟ مى‏گفتند: کسى نجات پيدا مى‏کند که از گناه و لغزش و حرف زشت کاملاً بپرهيزد و سکوت نمايد و در دولت باطل، برآزار و اذيت، شکيبا باشد. اينان برگزيدگان، خالصان و دوستان واقعى خدايند و مؤمنان راستين همينانند. به خدا سوگند، اگر يکى از شما در راه خدا زمينى پر از طلا احسان کند اما به برادر ايمانى خود حسد ورزد، با همين طلاها بدنش داغ خواهد خورد و کيفر خواهد ديد.

اى پسر نعمان! هر کس از او چيزى سؤال شود و با اينکه (اجمالاً) مى‏داند ولى بگويد نمى‏دانم، بدون شک با مسائل علمى منصفانه برخورد کرده است. و مؤمن در جائى که نشسته است، دچار وسوسه حسد مى‏شود؛ ليکن وقتى بلند شد و رفت، حسد و کينه هم از بين مى‏رود.

اى پسر نعمان! اگر مى‏خواهى دوستى برادر دينى تو برايت خالص باشد با او مزاح نکن؛ لجبازى، فخر فروشى و ستيزه نيز منما. دوستت را از همه اسرار و رازهايت آگاه مساز، بلکه به همان اندازه که اگر دشمن تو آگاه گردد، نتواند ضرر و زيانى به تو بزند؛ چون دوست هم ممکن است روزى دشمن شود.

اى پسر نعمان! بلاغت نه با تيز زبانى و تندگوئى است و نه با پر حرفى بلکه فقط به معنى توجه داشتن و دليل محکم آوردن است.

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۰۶
وصيت امام به زيد شحام:Sham:



زيد شحام مى‏گويد: ابوعبدالله (ع) به من فرمود: به همه کسانى که به نظر تو، مطيع ما هستند و از ما حرف مى‏شنوند، سلام برسان.

من همه شما را به تقواى الهى و ورع دينى فرا مى‏خوانم، و اينکه براى خدا کوشش کنيد، راستگو باشيد، اداى امانت کنيد و سجده‏هاى طولانى داشته باشيد و براى همسايگان خوبى باشيد که محمد(ص) ، با اين تعاليم و آموزشها آمده است.

امانت و وديعه اشخاصى را که شما را امين شناخته‏اند و چيزى را به شما سپرده‏اند، چه نيکوکار باشند يا بدکار، به ايشان سالم پس دهيد؛ زيرا رسول الله صوات الله عليه دستور دادند که حتى نخ و سوزن هم تحويل شود.

و به خويشاوندان و اقوام خود صله و احسان کنيد و بر جنازه آنان و در تشييع شان شرکت نمائيد و بيمارانشان را عيادت کنيد و حقوق ايشان را ادا نمائيد؛ چون اگر يکى از شما (چنين رفتار کند و) در دين خويش ورع داشته باشد، راست بگويد، اداى امانت کند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته مى‏شود: اين جعفرى است و من خوشحال ميشوم و از اين وضع دلشاد مى‏گردم و گفته مى‏شود: اينگونه است ادب و تربيت جعفر، اما اگر جز اين باشيد، گرفتارى و ننگ و عار شما بر من است و گفته مى‏شود: اينگونه است تعليم و تربيت جعفر؟

به خدا سوگند، حديث کرد مرا پدرم که مردى در ميان قبيله‏ اى از شيعيان على (ع) شمرده مى‏شود که وارسته ‏ترين، امانت‏دارترين، راستگوترين، و درزمينه قضاوت، عادلترين آنان باشد و وقتى از افراد قبيله راجع به او سؤال شود که او چگونه مردى است، پاسخ دهند: چه کسى همانند اوست؟ راستى که او امين‏ترين و صادق‏ترين ماست.

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۱۱
اى مهر تو بهترين علايق ------ جان ها به زيارت تو شايق

ما را نبود به جز خيالت -------- يارى خوش و همدمى موافق

بيمارى روح را دوا نيست -------- جز مهر تو اى طبيب حاذق

اى نور جمال كبريائى ----------- اى نور تو زينت مشارق

روزى كه دميد نور خلقت -------- رخسار تو بود صبح صادق

از جلوه تو، تبارك اللّه ------------ فرمود به خلقت تو خالق

حسن تو خود از جمال زهرا ست ---------- اى زاده بهترين خلايق

بر تخت كمال و تاج عصمت ------------ آخر كه بود به جز تو لايق

تفسير كلام ايزدى بود-----------گفتار تو اى امام صادق

باشد سخن تو جاودانى-------------بوده است چو با عمل مطابق

افسوس شدى شهيد، آخر-------------از حيله ناكس منافق

از داغ تو شد جهان عزادار--------زيرا به تو عالمى است عاشق

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۱۲
مهمّترين سفارش در آخرين لحظات


مرحوم شيخ صدوق رضوان اللّه تعالى عليه و ديگر بزرگان آورده اند:

يكى از راويان حديث و از اصحاب و دوستان امام جعفر صادق عليه السلام به نام ابوبصير ليث مرادى حكايت كند:

پس از آن كه امام جعفر صادق عليه السلام به شهادت رسيد، روزى جهت اظهار هم دردى و عرض تسليت به اهل منزل حضرت ، رهسپار منزل آن امام مظلوم عليه السلام گرديدم .

همين كه وارد منزل حضرت شدم ، همسرش حميده را گريان ديدم ؛ و من نيز در غم و مصيبت از دست دادن آن امام همام عليه السلام بسيار گريستم .

و چون لحظاتى به اين منوال گذشت ، افراد آرامش خود را باز يافتند. آن گاه همسر آن حضرت به من خطاب كرد و اظهار داشت :

اى ابوبصير! چنانچه در آخرين لحظات عمر امام جعفر صادق عليه السلام در جمع ما و ديگر اعضاء خانواده مى بودى ، از كلامى بسيار مهمّ استفاده مى بردى .

ابوبصير گويد: از آن بانوى كريمه توضيح خواستم ؟

پاسخ داد: در آن هنگام ، كه ضعف شديدى بر امام عليه السلام وارد شده بود فرمود: تمام اعضاء خانواده و آشنايان و نزديكان را بگوئيد كه در كنار من حاضر و جمع شوند.

وقتى تمامى افراد حضور يافتند، حضرت به يكايك آنان نگاهى عميق انداخت و سپس خطاب به جمع حاضر فرمود:

كسانى كه نسبت به نماز بى اعتنا باشند، شفاعت ما اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام شامل حالشان نمى گردد.

قابل دقّت است كه حضرت نفرمود: شفاعت ما شامل افراد بى نماز نمى شود؛ بلكه فرمود: شفاعت ما شامل حال افراد بى اعتناء به نماز، نمى شود.

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۱۴
صفوان جمّال حكاين كند:

روزى در خدمت آن حضرت بودم ، كه فرمود: اى صفوان ! آيا تعداد سفيران و پيامبرانى را كه خداوند متعال براى هدايت بندگان ؛ مبعوث گردانيده است ، مى دانى ؟

عرض كردم : خير، نمى دانم .

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند يك صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بر انگيخت و به همان تعداد نيز وصىّ و جانشين منصوب و معرّفى كرده ، كه تمامى آن ها اهل صدق حديث و اداى امانت و زاهد در امور دنيا بوده اند.

سپس حضرت در ادامه فرمايش خود افزود: خداوند متعال پيغمبرى بهتر و با فضيلت تر از حضرت محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله نفرستاد.
و نيز جانشينى بهتر و با فضيلت تر از جانشين آن بزرگوار يعنى ؛ حضرت اميرالمؤ منين امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام معرّفى نكرده است .


بحارالا نوار: ج 16، ص 352، به نقل از اختصاص شيخ مفيد.

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۱۶
مرحوم قطب الدّين راوندى روايت كرده است :

روزى از امام جعفر صادق عليه السلام سؤ ال كردند: روزگار خود را چگونه سپرى مى فرمائى ؟

حضرت در جواب فرمود: عمر خويش را بر چهار پايه و ركن اساسى سپرى مى نمايم :

مى دانم آنچه كه روزى براى من مقدّر شده است ، به من خواهد رسيد و نصيب ديگرى نمى گردد.

مى دانم داراى وظائف و مسئوليّت هائى هستم ، كه غير از خودم كسى توان انجام آن ها را ندارد.

مى دانم مرا مرگ در مى يابد و ناگهان بدون خبر قبلى مرا مى ربايد؛ پس بايد هر لحظه آماده مرگ باشم .

و مى دانم خداى متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و بايد مواظب اعمال و حركات خود باشم .

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۲۴
چون امام صادق (ع) به شهادت رسيد و به سوى قبرستان بقيع برده شد، ابو هريره عجلى اين ابيات را سرود:


اقول و قدر احوا به يحملونه على كاهل من حامليه و عاتق

(مى‏گويم و حال آنكه او را مى‏بردند بر دوشهاى كسانى كه او را گرفته بودند.)

ا تدرون ماذا تحملون الى الثرى! ثبيرا ثوى من راس علياء شاهق

(آيا مى‏دانيد چه چيزى را به سوى خاك مى‏بريد!)

غداة حثا الحاثون فوق ضريحه ترابا و اولى كان فوق المفارق

(صبحگاهى خاك پاشندگان بر بالاى ضريحش خاك ريزند حالى كه و بهتر آن است كه خاك بر سر ريزند.)


شيخ كلينى و ديگران از ابو ايوب جوزى نقل مى‏كنند كه گفت: ابو جعفر منصور شبانه به سراغ من فرستاد. پس نزد او رفتم. منصور بر صندلى نشسته و روبه‏رويش شمعى قرار داشت و در دستش نامه‏اى بود. چون به او سلام گفتم نامه را به سويم افكند در حالى كه مى‏گريست گفت: اين نامه محمد بن سليمان، والى مدينه، است كه در آن ما را خبر داده كه جعفر بن محمد به‏درود حيات گفته است. آنگاه سه مرتبه گفت: «انا لله و انا اليه راجعون‏». ديگر مانند جعفر كجاست؟آنگاه به من گفت: بنويس. من در جاى كتابت نشستم منصور گفت: بنويس اگر جعفر به كسى بعد از خود وصيت كرد او را پيش آر و گردنش را به شمشير بزن. در پاسخ او نوشتند: جعفر بن محمد به پنج نفر وصيت كرده است: ابو جعفر منصور، محمد بن سليمان، عبد الله و موسى از فرزندانش و حميدة. منصور با ديدن نام اين افراد گفت: هيچ راهى براى كشتن اينها وجود ندارد.

ابن شهر آشوب در مناقب از داود بن كثير رقى، نقل كرده است كه گفت: يكى از اعراب نزد ابو حمزه ثمالى آمد. ابو حمزه از او پرسيد: چه خبرى دارد؟گفت: جعفر صادق (ع) از دنيا رفت. ابو حمزه فرياد بلندى كشيد و بى‏هوش افتاد. چون به حال آمد پرسيد: آيا به كسى وصيت كرده است؟پاسخ داد: آرى به عبد الله و موسى، فرزندانش، و به ابو جعفر منصور وصيت كرده است. پس ابو حمزه خنديد و گفت: سپاس خدايى را كه ما را به هدايت رهنمون شد و بيان كرد براى ما از كبير و راهنمايى كرد ما را بر صغير و امرى عظيم را پوشيده داشت. چون از منظور وى پرسش كردند گفت: مقصود بيان كرد عيوب كبير (بزرگ) را و بر صغير (كوچك) دلالت كرد و صغير (موسى) را به اوصيا اضافه كرد و او را از جمله آنان دانست و امر امامت را با وصيت‏به منصور نهان داشت‏براى آنكه اگر منصور از وصى پرسش كند به او گفته مى‏شود وصى امام، تو هستى. عبد الله، اگر چه بزرگ‏ترين فرزند امام صادق (ع) بود، اما عيبى جسمانى داشت او افطح بود حال آنكه امام نبايد نقصى و عيبى داشته باشد. معذلك وى نسبت‏به احكام دين هم آگاهى نداشت.

مسعودى در مروج الذهب نويسد: در سال ۱۴۸ هجرى ده سال از خلافت منصور گذشته بود كه ابو عبد الله جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب وفات يافت وى در قبرستان بقيع و در كنار پدر و جدش به خاك سپرده شد. به هنگام وفات ۶۵ سال داشت و گفته شده كه او را مسموم كرده بودند. در اين قسمت از بقيع بر قبور آنان سنگ مرمرى است كه بر روى آن نوشته شده:

«بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله مبيد الامم و محيى الرمم هذا قبر فاطمه بنت رسول الله (ص) و سيدة نساء العالمين و قبر الحسن بن على بن ابى طالب و على بن الحسين بن على بن ابى طالب و محمد بن على و جعفر بن محمد عليهم السلام‏».
در تذكرة الخواص حكايت نوشته روى اين مرمر از واقدى نقل شده است.


كتاب: سيره معصومان، ج 5، ص 110
نويسنده: سيد محسن امين
ترجمه: على حجتى كرمانى

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۳۰
آثار علمى امام صادق عليه السلام



۱- نامه امام به نجاشى والى اهواز كه به نام رساله عبد الله بن نجاشى شهرت دارد.
نجاشى نويسنده کتاب رجال مي گويد كه وى به جز اين رساله، نوشته ديگرى از امام صادق (ع) نديده است و اين تنها اثرى است كه به دست امام صادق (ع) تدوين شده و باقى آثار از جمله چيزهايى است كه توسط راويان آن حضرت جمع آورى شده است.


۲- رساله‏اى از آن حضرت كه صدوق در كتاب خصال آن را ذكر كرده.
سندش را از اعمش به امام صادق رسانيده است. اين نامه حاوى احكام اسلامى از قبيل وضو و غسل و انواع آنها و نماز و اقسام آن و زكات، زكات مال و زكات فطره و روزه و حج و جهاد و ازدواج و طلاق، صلوات بر پيامبر (ص) و دوستى اولياى خدا و ابراز بيزاري از دشمنان خدا و نيكى به پدر و مادر و حكم حج و احكام فرزندان و كردار بندگان و جبر و اختيار و حكم كودكان و عصمت پيامبران و ائمه و مخلوق بودن قرآن و وجوب امر به معروف و نهى از منكر و معناى ايمان و عذاب قبر و تكبير در عيد فطر و قربان و احكام زنى كه وضع حمل كرده و احكام خوردنيها و نوشيدنيها و صيد ماهى و قربانى و گناهان كبيره و مسايلى از اين قبيل، مى‏باشد.


۳ - كتابى در توحيد كه به خاطر نام روايتگر آن توحيد مفضل نام دارد.
اين كتاب در رد کساني که اعتقاد به خدا ندارند و اثبات وجود خداوند جزو بهترين كتابها به شمار مى‏رود و تمام آن در ضمن کتاب بحارالانوار موجود است. همچنين اين كتاب به صورت جداگانه به چاپ رسيده است.


۴ - كتاب اهليلجة،
اين كتاب هم به وسيله مفضل بن عمر روايت‏شده و در ضمن بحارالانوار موجود است. در مقدمه بحار آمده است كه سياق و شيوه كتابهاى توحيد (مفضل) و اهليلجة بر صحت آنها دلالت دارد.
سيد على بن طاوس در كشف المحجة لثمرة المهجه در آنجا كه فرزندش را سفارش مى‏كند، گويد: به كتاب مفضل بن عمر كه امام صادق (ع) آن را بر وى املا فرموده بنگر كه درباره آثار و پديده‏هايى است كه خداوند آفريده است. و نيز كتاب اهليلجة را بخوان كه كتاب بس پرارزشى است.


۵ - كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة كه منسوب به امام صادق (ع) است.
اين كتاب همراه با كتاب جامع الاخبار چاپ شده است. علامه مجلسى گفته است: در اين كتاب مطالبى آمده كه خواننده خردمند و مطلع را با ترديد مواجه مى‏كند. اسلوب اين كتاب شبيه ديگر سخنان و آثار ائمه (ع) نيست. شيخ حر عاملي گويد: از جمله كتابهايى كه بر ما ثابت است كه قابل اعتماد نيست و از آنها نقل نكرديم كتاب مصباح الشريعة منسوب به امام صادق (ع) است. زيرا سند آن ثابت‏شده نيست.
اما ابن طاوس بر اين كتاب اعتماد داشته است. زيرا مى‏گويد: از جمله كتابهايى كه بايد با مسافر همراه باشد اين كتاب است.كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة از امام صادق (ع) بايد با مسافر باشد. اين كتاب درباره سلوك به سوى خداوند و توجه به او و دستيابى به اسرارى كه در آن نهفته است، بس لطيف و گرانقدر است.


۶ - رساله آن حضرت خطاب به يارانش.
كلينى اين رساله را در آغاز روضة كافى از اسماعيل بن جابر از ابو عبد الله (ع) نقل كرده است: امام صادق (ع) اين رساله را براى اصحاب خود مرقوم داشت و به آنها دستور داد كه آن را به يكديگر درس دهند و در آن نظر كنند و آن را فراموش نكنند و بدان عمل كنند. اصحاب نيز اين رساله را در جايگاه عبادت خود در خانه‏هاشان گذارده بودند و چون از كار فراغ مى‏يافتند آن را مى‏خواندند.
كلينى در همان كتاب از اسماعيل بن مخلد سراج نقل كرده كه گفت: اين نامه از طرف امام صادق (ع) خطاب به اصحابش ابلاغ گرديد، آغاز اين نامه چنين است: «بسم الله الرحمن الرحيم. اما بعد، از پروردگارتان عافيت طلب كنيد». آنگاه تمام نامه را ذكر كرده است. همچنين قسمتى از آغاز اين نامه در تحف العقول تحت عنوان رساله امام به گروهى از پيروان و يارانش، ذكر شده است.


۷ - رساله امام به پيروان شيوه راى و قياس.
۸ - رساله آن حضرت درباره غنايم و وجوب خمس در آنها. در تحف العقول اين قسمت و تا بخش شانزدهم از اين رساله، نقل شده است.
۹ - سفارش امام صادق (ع) به عبد الله بن جندب.
۱۰ - سفارش آن حضرت به ابو جعفر محمد بن نعمان احول.
۱۱ - رساله‏اى كه برخى از شيعيان آن را نثر الدرر ناميده‏اند.
۱۲ - سخنان آن حضرت در وصف محبت اهل بيت و توحيد و ايمان و اسلام و كفر و فسق.
۱۳ - رساله آن حضرت درباره وجوه معيشت و كسب و كار بندگان و وجوه اخراج اموال.
امام (ع) اين نامه را در پاسخ كسى كه از وى درباره جهات معيشت‏بندگان كه در آنها كسب و كار و معامله بين يكديگر انجام مى‏دهند و نيز وجوه نفقات و خرج و مخارج زندگي پرسيده بود، نوشت.
۱۴ - رساله آن حضرت در جواب بر صوفيه كه آن حضرت را از طلب رزق و روزى نهى مى‏كردند.
۱۵ - گفتار آن حضرت درباره خلقت انسان و تركيب او.
۱۶ - كلمات قصار آن حضرت. ما برگزيده‏اى از اين سخنان را كه در تحف العقول نقل شده، در بخش حكم و آداب آن حضرت ذكر خواهيم كرد. در اين باره، كتابهاى ديگرى از امام صادق (ع) موجود است كه اصحاب آن حضرت بر اساس آنچه كه از وى روايت‏شده، گرد آورده‏اند.
آنچه گفته شد مربوط به كتابهايى بود كه تا كنون تدوين گرديده و به نامهاى خاصى شناخته شده است. وگرنه آنچه دانشمندان از آن حضرت در شاخه‏هاى گوناگون علمى همچون كلام و توحيد و ساير اصول دين و فقه و اصول فقه و طب و مناظره و حكمت و موعظه و آداب و غيره نقل كردند، آن چنان فراوان و بسيار است كه نمى‏توان آنها را برشمرد. و براى آگاهى از آنها بايد به كتابهاى حديثى كه متكفل جمع‏آورى سخنان آن حضرت شده‏اند، رجوع كرد.



منبع: كتاب سيره معصومان، نويسنده: سيد محسن امين ترجمه: على حجتى كرمانى



منبع : تبیان (http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/imamsadiq/2008/10/24/76980.html)

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۳۶
:Gol:نقشه‌ي ۲۵ گنج بزرگ دنيا:Gol:




امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است. پس آدرسهايش همه درست است.
با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي.
بسم الله:

امام صادق عليه‌السلام فرمودند:


۱- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.
۲- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گيري (مثبت و سازنده) يافتم.
۳- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) يافتم.
۴- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.
۵- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.
۶- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية: و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.
۷- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش: و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.
۸- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ: و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.
۹- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة: و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.
۱۰- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل:و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.
۱۱- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.
۱۲- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي:و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.
۱۳- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله: و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.
۱۴- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.
۱۵- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.
۱۶- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم: و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.
۱۷- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .
۱۸- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد:و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.
۱۹- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع: برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.
۲۰- و طلبت العز، فوجدته في الصدق: و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.
۲۱- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم: و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.
۲۲- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة: و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.
۲۳- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن: و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.
۲۴- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق: و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.
۲۵- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين: و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.



تبیان (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamSadiq/2008/10/24/77015.html)

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۱:۴۰
امام صادق:Rose:

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۳:۱۴
:Graphic (59):امام صادق:Rose::Graphic (59):

سیب سرخ
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۰۷:۲۴
یا حلیم :Sham:


حسرت گرفته باز حصار مدينه را

غم تيره كرده است ديار مدينه را



داغ عزاى حضرت صادق فكنده باز


با اشك و آه ما، سر و كار مدينه را

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۲:۰۵
http://shiaupload.ir/images/pm6ueli0z2ajzx79nbsc.gifبنام تو اي آرام حانhttp://shiaupload.ir/images/pm6ueli0z2ajzx79nbsc.gif


http://shiaupload.ir/images/r4r97ku2h125s190i1z.gif
شهادت جانگداز بنيان گذار فقه جعفري ؛
صادق آل طاها ؛امام جعفر صادق عليه السلام
بر عزادارن و شيفتگان خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام تسليت باد


http://shiaupload.ir/images/r4r97ku2h125s190i1z.gif


شـهــر مـديـنـه گـشـته سـيـه پوش
شــمـع ولايــت گـرديــده خـامـوش


کـشـتـه شـد صـادق آل مـحـمّـد(ص)
شـشـمـيـن اخـتـر سـپـهــر سـرمـد


شـد رهـبـر ديـن مـسـمـوم انـگور
از جــور و ظـــلم بـيـــداد مـنـصـور


يـثـرب از ماتـمش غـرق عـزا شد
مـحـــشر از قتـل جانـسوزش بپــا شد


موسي بن جعفر(ع) افســرده حالست
از داغ بـابـا شـکـــسـتـه بــال اسـت


در بـقـيع شد تن پاکــش چو مدفون
شـيـعـيـان جـهـان گـرديد دل خـون


جـان هــا فــداي امــام صـادق(ع)
سـلـطـان مــذهـب قــرآن نــاطـــق


قـلـب عـالـم ز قــتــل او شکـــسـته
گـــرد غــم بر دل شــيـــعــه نشسته


http://shiaupload.ir/images/r4r97ku2h125s190i1z.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۲:۰۹
http://merc22ir.webng.com/album/Pic/emamsadeq.jpg



مرحوم قطب الدّين راوندى روايت كرده است:
روزى از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردند: روزگار خود را چگونه سپرى مى‎فرمائيد؟
حضرت در جواب فرمودند: عمر خويش را بر چهار پايه و ركن اساسى سپرى مى‎نمايم:
مى‎دانم آنچه كه روزى براى من مقدّر شده است، به من خواهد رسيد و نصيب ديگرى نمى‎گردد.
مى‎دانم داراى وظائف و مسئوليت‎هائى هستم، كه غير از خودم كسى توان انجام آنها را ندارد.
مى‎دانم مرا مرگ در مى‎يابد و ناگهان بدون خبر قبلى مرا مى‎ربايد؛
پس بايد هر لحظه آماده مرگ باشم.
و مى‎دانم خداى متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است
و بايد مواظب اعمال و حركات خود باشم



http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۲:۱۶
نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده)
كنيه: ابو عبداللّه لقب: صادق
پدر: حضرت محمد بن على (ع)
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر
تاريخ ولادت: يكشنبه 17 ربيع الاول ، سال83 هجرى
مكان ولادت: مدينه
مدت عمر مبارك: 65 سال
علت شهادت: مسموميت قاتل ملعون: منصور دوانيقى (خليفه عباسي)
زمان شهادت: يكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى
مدفن مطهر: قـبـر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه منوره)
در كنار قبر پدر و جدّ و عمويش امام حسن مجتبى (عليه السلام) مى باشد.



http://entezarehojat.persiangig.com/image/monasebat/SH-ImamSadegh.jpg



زندگينامه امام جعفر صادق (ع)
امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود.
اما بنا به گفته شيخ مفيد و كلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. ليكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح ‏تر ميداند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد:
چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است.


وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است.
با اين حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار ميآيد و نيز بقيه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.


كنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نيز كنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذكر كرده ‏اند.
كنيه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و اين كنيه از ديگر كنيه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است.
محمد بن طلحه گويد: برخى كنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته ‏اند.
ابن شهر آشوب نيز در كتاب مناقب مي ‏گويد:
آن حضرت مكنى به ابو عبد الله و ابو اسماعيل و كنيه خاص وى ابو موسى بوده است.



http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۲:۱۹
https://www.sharemation.com/mahdia452004/sadiq.jpg


لقب امام صادق (ع)

آن حضرت القاب چندى داشت كه مشهورترين آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا كه وى در بيان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.

فضايل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسيار است كه به اختصار از آنها ياد مي ‏كنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است كه گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: كل شيء هالك الا وجهه، يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذي يوتي الله منهم» يعني «ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته مي شود.» بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.
شيخ مفيد در ارشاد مى‏نويسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده‏ اند به اندازه ‏اى است كه ره توشه كاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت كرده ‏اند. هيچ يك از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده ‏اند از ديگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع كرده ‏اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.


http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۲:۲۲
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/1881untitled.jpg




بيشترين حجم روايات، احاديثي است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است كه شيعه به ايشان منسوب شده است: ”شيعه جعفري“. كمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است: يكي اينكه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 – 83 هجري)، و ديگري كه به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائدالوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبي تشيع” پرداخت. از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است كه ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالك خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع) كمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.



http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۲:۲۷
http://i7.tinypic.com/24zvy9f.jpg

امام و فقه اسلامی
ـ فقه شيعه اماميه كه به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احكام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هيچ يك از (ائمه) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامي راويان ثقه كه از او روايت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.
ـ در نيمه اول قرن دوم هجري فقهاي طراز اولي مانند ابوحنيفه و امام مالك بن انس و اوزاعي و محدثان بزرگي مانند سفيان شوري و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور كردند. در اين دوره است كه فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شكوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث كلامي مهم در بصره و كوفه بوده است.
ـ حضرت صادق (ع) در اين دوره در محيط مدينه كه محل ظهور تابعين ومحدثان و راويان و فقهاي بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعيان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ي آن عصر بودند بلكه او تنها از يك طريق كه اعلاء و اوثق طرق بود نقل مي كرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علي بن الحسين (ع) و او از پدرش حسين بن علي (ع) و او از پدرش علي بن ابيطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردي كه روايتي از آباء طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احكام الهي هستند.

آثارامام صادق(ع) :

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر،كتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املاي امام (ع) يا بازنوشت بعدي مجالس ايشاناست. بعضي از آثار نيز منصوب است و قطعي الصدور نيست.

1- از آثار مكتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي) است. نجاشي صاحب رجال معتقد است كهتنها تصنيفي كه امام به دست خود نوشته اند همين اثر است.
2- رساله اي كه شيخ صدوق در خصالو به واسطه اعمش از حضرت روايت كرده است شامل مباحث فقه و كلام.
3- كتاب معروف به توحيد مفضل، درمباحث خداشناسي و رد دهريه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفياست.
4- كتاب الاهليلجه كه آن نيز روايتمفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماما دربحارالانوار مندرج است.
5- مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقهكه منسوب به امام صادق (ع) و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي،‌ صاحب وسايل (حرعاملي) و صاحب رياض العلما، صدور آن را از ناحيه حضرت رد كردهاند.
6- رساله اي از امام (ع) خطاب بهاصحاب كه كليني در اول روضه كافي به سندش از اسماعيل بن جابر ابي عبدالله نقل كردهاست.
7- رساله اي در باب غنائم و وجوبخمس كه در تحف العقول مندرج است.
8- ببعضي رسائل كه جابربن حيانكوفي از امام (ع) نقل كرده است.
9- كلمات القصار كه بعدها به آننثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.
10-چندين فقره از وصاياي حضرتخطاب به فرزندش امام موسي كاظم (ع) سفيان شوري،‌ عبدالله بن جندب، ابي جعفر نعماناحول، عنوان بصري،‌ که در حليه الاولياء و تحف العقول ثبت گرديده است. همچنين ادعيه امام صادق (عليه السلام) (الصحيفة الصادقية و الصادصية الجامعة): مجموعه ادعيه معتبره اي است که از دو امامبزرگوار پنجم و ششم (عليهماالسلام)در کتب روايي شيعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بيستمين سالگرد تأسيس دانشگاه همزمان با ميلاد مسعود نبي اکرماسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) منتشر کرده است.



http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۳:۱۰
http://www.maddahi.net/images/sitepics/BESM01.gif

السلام علیک یا جعفر بن محمد ایها الصادق یابن رسول الله
یا حجة الله علی خلقه
یا سیدنا مولانا
انّا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله
و قدمناک بین یدی حاجاتنا...
یا وجیها عندالله اشفع لنا عند الله

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۴:۱۲
http://www.maddahi.net/images/sitepics/rahila/000.gifدر مدح امام صادقhttp://www.maddahi.net/images/sitepics/rahila/000.gif



اى مهر تو بهترين علايق
جان ها به زيارت تو شايق
ما را نبود به جز خيالت
يارى خوش و همدمى موافق
بيمارى روح را دوا نيست
جز مهر تو اى طبيب حاذق
اى نور جمال كبريائى
اى نور تو زينت مشارق
روزى كه دميد نور خلقت
رخسار تو بود صبح صادق
از جلوه تو، تبارك اللّه
فرمود به خلقت تو خالق
حسن تو خود از جمال زهرا ست
اى زاده بهترين خلايق
بر تخت كمال و تاج عصمت
آخر كه بود به جز تو لايق
تفسير كلام ايزدى بود
گفتار تو اى امام صادق
باشد سخن تو جاودانى
بوده است چو با عمل مطابق
افسوس شدى شهيد، آخر
از حيله ناكس منافق
از داغ تو شد جهان عزادار
زيرا به تو عالمى است عاشق
http://www.maddahi.net/images/sitepics/rahila/groupictures/Deviders/13.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۴:۲۹
:Rose::Rose::Rose:عبادت و بندگى امام صادق (ع):Rose::Rose::Rose:


‏ آنچه از واژه «عبادت» به هنگام استعمال آن فهميده مى‏شود روزه، نماز و حج و ديگر عبادتهاى بدنى است كه انجام آنها احتياج به قصد قربت دارد و وجود امام صادق (ع) از اين حيث زينت بخش عبادت كنندگان مى‏باشد.

سبط ابن جوزى در «تذكره» مى‏نويسد: علماى سيره نويس گفته‏اند او به سبب اشتغال به عبادت و پرستش خدا از رياست‏طلبى و دنيا خواهى منصرف بوده است .

ابن‏طلحه در «مطالب السؤل» مى‏نويسد: امام جعفر بن محمد عليهما السلام صاحب دانشهاى فراوان بود و عبادتهاى زياد انجام مى‏داد و ذكرها و وردهاى پى در پى مى‏خواند. او اوقات خويش را به انواع عبادات و نيايشها تقسيم مى‏كرد.

ابو نعيم اصفهانى در «حيلة الاولياء» مى‏نويسد: او به عبادت و پرستش خدا رو آورده و در برابر خدا خاضع و خاشع و از رياست رويگردان بود.

مالك بن انس مى‏گويد: جعفر بن محمد عليهما السلام در يكى از سه حال بود: حالت روزه، نماز و ذكر. او از عابدان بزرگ و زاهد سترگ بود كه از خدا خشيت دارند. يك سال در سفر حج با او همراه بودم، هنگامى كه پس از بستن احرام بر مركب خويش قرار گرفت، تا مى‏خواست لبيك گويد، صدايش مى‏بريد و نزديك مى‏شد كه از مركب پائين افتد.
مالك در ادامه سخنش مى‏گويد: با فضيلت‏تر از جعفر بن محمد از جهت دانش، عبادت و نيايش، هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و از خاطر احدى نگذشته است .

پس هيچ جاى تعجب نيست كه امام ابو عبدالله (ع) با فضيلت‏ترين مردم باشد از جهت عبادت، زهد وتقوى ؛ زيرا حدود بندگى و عبادت هر كس بر پايه ميزان خداشناسى اوست و به مفاد آيه «انّما يخشى اللّه من عباده العلماءُ» ، امام صادق (ع) كه در مرحله بالائى از علم و عرفان به ساحت الهى بوده، حدود عبادت و بندگى‏اش نيز به همين تناسب بوده است .

اين بود عبادتهاى بدنى امام. اما عبادتهاى ديگر آن حضرت كه پر اثرتر و منشترتر بوده، يعنى عبادت نشر دانش، تعليم و تربيت و ارشاد و اصلاح جامعه، آنها هم بر احدى پنهان نيست و ما در فصل زندگى علمى امام، كوششهاى او را در زمينه تعليم و تربيت ،احسان و نيكوئى و عطوفت و مهربانى وسعى او را در گسترش خلقهاى والاى انسانى قلم زده‏ايم، كه مراجعه شود و در فصل سخنان برگزيده امام، باز به شمه‏اى از تلاشهاى آن حضرت درباره ترغيب و تشويق مردم به حركت در مسير راست زندگانى
و عمل به شريعت اسلامى و آراستگى به فضائل اخلاقى اشاره خواهيم كرد.



صفحاتى از زندگانى امام جعفر صادق (ع) ص 321 - 322. (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamSadegh/Shahadat/86/Akhlagh-Sefat/Ebadat.aspx)

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۴:۳۲
:Sham:قرآن در نگاه امام صادق علیه السلام:Sham:





روزى كه رسول خاتم(ص) دو وزنه سنگین و دو میراث گرانبها (قرآن ‏وعترت) را به مردم معرفى كرد و براى نجات از گمراهى، تمسك به‏«ثقلین‏» را توصیه فرمود، اهل ‏بیت‏ خویش را نیز به عنوان قرآن ‏شناسان خبیر معرفى كرد، تا پس از او، امت از ائمه الهام بگیرند و شاگردى عترت را با افتخار بپذیرند.




صادق آل محمد(ص)، در باره حبل المتین قرآن و شیوه بهره ‏گیرى ازآن و جایگاه كلام الهى، سخنان بسیارى دارد كه در این نوشته‏ به اختصار به برخى از محورهاى تعالیم و توصیه‏هاى حضرتش اشاره‏ مى‏كنیم، باشد كه جامعه قرآنى و ولایى ما، از حضرت صادق(ع) سرمشق ‏بگیرد و از سرچشمه هدایت قرآنى، جان عطشناك خویش را سیراب ‏سازد.




۱- قرآن، تجلى‏گاه خدا

كلام الهى، جلوه‏اى از قدرت و علم و حكمت‏ خداست و آیات قرآن،هریك نشانه‏اى از عظمت الهى است. امام صادق(ع) در زمینه جلوه ‏گاه ‏بودن قرآن براى ذات مقدس خدا البته براى چشم‏هاى بیدار و دلهاى آگاه مى‏فرماید:

"لقد تجلى الله لخلقه فى كلامه و لكنهم لایبصرون"(1)

خداوند بر خلق خویش در كلام خودش تجلى كرده است، ولى آنان خدا را نمى‏بینند.




۲- گنجینه كامل

معارف قرآن بى‏پایان است. به تعبیر خود قرآن (تبیانا لكل شي‏ء)است، بیانگر هرچیز. هر پند و حكمت، هر حكم و قانون، هر علم ودانش ریشه در قرآن دارد. حتى براى آگاهى از سرگذشت پیشینیان و سرنوشت آیندگان و دانشهاى آسمان و زمین باید به قرآن نگریست و به كمك اهل ‏بیت علیهم السلام ، از این منبع و گنجینه كامل بهره ‏گرفت. امام صادق(ع) مى‏فرماید:

«خداوند بى‏همتا و قدرتمند، كتاب خویش را بر شما نازل فرمود واو راستگو و نیكوكار است. در قرآن، خبر شما و خبر آنان كه پیش‏ از شما بودند و آنان كه پس از شما خواهند آمد، همچنین خبرآسمان و زمین است...»(2)

و در سخن دیگرى به جنبه تبیان بودن قرآن چنین اشاره‏ مى‏فرماید:

"ان الله انزل فى‏القرآن تبیان كل شى‏ء، حتى و الله ما ترك شیئا یحتاج العباد الیه الا بینه للناس..." (3)

خداوند در قرآن، بیان هرچیز را نازل كرده است. به خدا قسم هیچ ‏چیزى را كه بندگان به آن نیازمندند، فروگذار نكرده و براى مردم ‏بیان فرموده است.




۳ - عهدنامه الهى

قرآن، عهدى استوار میان خدا و مردم است و آیات این كتاب، متن‏این عهدنامه را بیان مى‏كند. در عهد نامه باید نگریست، به آن‏ باید پاى ‏بند بود، مفاد آن را نباید زیر پا گذاشت. امام صادق(ع) درباره این عهدنامه و لزوم تلاوت بخشى از آن در هرروز، چنین‏مى‏فرماید:

«القرآن عهدالله الى خلقه، فقد ینبغى للمرء المسلم ان ینظر فى‏عهده و ان یقراء منه فى ‏كل یوم خمسین آیه.‏» (4)

قرآن عهد خداوند نسبت ‏به بندگان اوست. سزاوار است كه یك انسان‏مسلمان در این عهدنامه الهى بنگرد و هر روز پنجاه آیه از آن رابخواند.

روشن است كه مرور بر مفاد یك عهدنامه، براى یادآورى از آن قرارداد و رعایت آن در عمل است. میثاق خدا با بندگان برشناختن ‏احكام الهى و عبرت گرفتن از حكایات قرآن و عمل به اوامر او وتدبر در آیات است. جالب است كه امام صادق(ع) وقتى مى‏خواست قرآن ‏تلاوت كند، قرآن را كه به دست راست‏ خویش مى‏گرفت، دعایى مى‏خواند كه به عهد بودن قرآن و تعهدات انسان در قبال این قرار داد،اشاره دارد. مضمون آن دعا چنین است:

«خداوندا! من عهد و كتاب تو را گشودم. خدایا! نگاهم را در این ‏كتاب، عبادت قرار بده و قرائتم را تفكر، و تفكرم را عبرت‏آموزى. خدایا! مرا از آنان قرار بده كه از مواعظ تو در این‏ كتاب، پند مى‏گیرند و از نافرمانى‏ات پرهیز مى‏كنند. وقتى كتاب تورا مى‏خوانم، بر دل و گوشم مهر مزن و بر دیدگانم پرده میفكن وقرائت مرا خالى از تدبر مگردان، بلكه مرا چنان قرار بده كه درآیات و احكامش ژرف بنگرم، دستورهاى دین تو را بگیرم و عمل كنم ‏و نگاه مرا در این كتاب، غافلانه و قرائتم را بیهوده و بى‏ثمرمساز.» (5)



۴-آینه عبرت

درخلال آیات قرآن، سرگذشت اقوامى از گذشته آمده است. چه نیكان وصالحان كه در سایه ایمان و عمل و پیروى از حق، سعادتمند شدند،چه عنودان و لجوجان كه با تكذیب انبیاء و انكار خدا و طغیان وفساد، گرفتار عذاب الهى گشتند. قرآن، كتاب قصه و داستان نیست،ولى سرشار از قصص و حكایات افراد و امتهاست و همه بر اساس درس ‏گرفتن و الهام و عبرت و پند.

امام صادق(ع) مى‏فرماید:

«علیكم بالقرآن! فما و جدتم آیه نجا بها من كان قبلكم فاعملوا به، و ما وجدتموه هلك من كان قبلكم فاجتنبوه.» (6)

برشما باد قرآن! هر آیه‏اى را كه یافتید كه گذشتگان، با عمل به‏ محتواى آن آیه نجات یافتند، شماهم به آن عمل كنید و هر آیه را دیدید كه بیانگر هلاكت پیشینیان است، شماهم از آن (عامل هلاكت) بپرهیزید.

این شیوه برخورد با آیات قرآن، سودمندترین شیوه‏اى است كه درعمل فردى و اجتماعى مسلمانان اثر مى‏گذارد و قرآن هدایتگر قارى‏ مى‏شود.




۵- احكام جاودانه

دین خدا و آیات قرآن، حاوى یك سلسله احكام الهى است كه تا دامنه قیامت استمرار مى‏یابد. آنچه كه حلال الهى و حرام الهى‏است، مشمول مرور زمان نمى‏شود و حكم خدا در اثر «جو» یا«شرایط جدید» یا «تمایلات این و آن‏» عوض نمى‏گردد. امام ‏صادق(ع) در تشریح بعثت‏هاى سلسله نورانى انبیا، به دوره بعثت ‏رسول خاتم(ص) مى‏رسد و مى‏فرماید: «تا آن كه محمد(ص) آمد و قرآن‏ و شریعت و راه و روش قرآن را آورد. پس حلال آن تا روز قیامت ‏حلال است و حرام آن تا روز قیامت ‏حرام مى‏باشد.»( 7)

و در سخنى دیگر، جریان قرآن را در عصرها و زمان‏ها، همچون‏ جریان شب و روز و ماه و خورشید مى‏داند. با بیان امام صادق(ع) راه‏ براندیشه كسانى كه احكام خدا را مقطعى و دوره‏اى مى‏دانند و عصر حاضر را براى اجراى احكام قرآن مناسب نمى‏دانند و قوانین وحى را براى تنظیم امور بشریت امروز و جامعه كنونى كافى نمى‏بینند، بسته مى‏شود.



------------------
1- بحارالانوار، ج‏89، (بیروت)، ص‏107.
2- كافى، ج 2، ص‏599.
3- بحارالانوار، ج‏89، ص 81.
4- وسایل الشیعه، ج 4، ص‏849.
5- بحارالانوار، ج 95، ص 5.
6- الحیاه، ج 2، ص‏116.
7- كافى، ج 2، ص 18.




ادامه دارد...

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۴:۳۵
۶- همیشه زنده و شاداب


غیر از احكام قرآن و حلال و حرام آن كه ابدى است، خود این كتاب ‏ژرف و فصیح و متین نیز با گذشت زمان كهنه نمى‏شود و پیوسته ‏معارف آن براى همه اقشار در همه زمانها درخشندگى و آموزندگى ‏دارد.
امام صادق(ع) در حدیثى به رمز و راز این جاودانگى و طراوت‏ همیشگى در كلام خدا اشاره دارد. مردى از آن حضرت مى‏پرسد: چرا قرآن با نشر و درس و بررسى، تازه ‏تر و شاداب ‏تر مى‏شود و هرگز كهنه نمى‏شود.؟
امام صادق(ع) در پاسخ مى‏فرماید:
«لان الله تبارك و تعالى لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ‏ناس فهو فى كل زمان جدید و عند كل قوم غض الى یوم القیامه.» (8)
براى این كه خداى متعال آن را براى زمانى خاص یا مردمى خاص‏ قرار نداده است. از این رو قرآن در هر زمان تازه است و نزد هرقومى شاداب است تا روز قیامت.
طراوت و تازگى قرآن براى همه و همیشه، به خاطر آن است كه معجزه ‏جاوید پیامبر(ص) و كلام الهى است و در هر عصرى پاسخگوى نیازهاى ‏فكرى، هدایتى و اجتماعى مردم است.



۷- حفظ، آموزش و عمل


گرچه تلاوت قرآن و حفظ كردن آیات آن ثواب دارد و ارزشمند است، ولى تكلیف مسلمانان در این حد خلاصه نمى‏شود. حفظ كردن باید همراه با عمل باشد و یاد دادن و یاد گرفتن به قصد اجراى‏ فرموده‏هاى خداى متعال. حضرت صادق(ع) فرموده است:
«الحافظ للقرآن، العامل به، مع السفره‏ الكرام البرره.‏» (9)
كسى كه حافظ قرآن و عمل كننده به آن باشد، همراه با سفیران ‏والامقام و نیكوكار الهى (فرشتگان مقرب) خواهد بود.
ضرورت آموختن قرآن نیز در كلام آن حضرت مطرح است. مى‏فرماید:
«ینبغى للمؤمن ان لایموت حتى یتعلم القرآن او یكون فى تعلمه‏.» (10)
سزاوار است كه مؤمن نمیرد، تا آن كه قرآن را آموخته باشد، یا در حال و مسیر فراگرفتن قرآن باشد.
با این حال، پاى بندى به احكام قرآن و عمل به آن در تعبیر امام‏ صادق(ع) چنین بیان شده است:«واحذر ان تقع من اقامتك حروفه فى‏اضاعه حدوده‏.» (11)
بپرهیز از این كه در مسیر اقامه حروف، به اضاعه حدود بیفتى.
بسیارند آنان كه در شكل و ظاهر به قرآن مى‏پردازند و در وراى ‏جلوه‏هاى ظاهرى قرآنى، عمل به قرآن مطرح نیست. این گونه برخورد تشریفاتى و مراسمى و شكلى با قرآن، در شان كلام الهى و منشورآسمانى نیست.



۸-ادب و آداب تلاوت

خواندن قرآن نیز آدابى دارد، هم آداب ظاهرى همچون مسواك، وضو، ترتیل، صوت خوش، رو به قبله بودن، حفظ احترام كلام الله و... وهم آداب باطنى و حالت‏هاى روحى و توجه قلبى و عنایت‏به كلام خداو پیداكردن حالت ‏خشوع و تذكر و تاثیر پذیرى ازتلاوت، این نكات ‏در كلمات امام صادق(ع) بسیار بیان شده است. به برخى از این‏رهنمودها اشاره مى‏شود:
امام صادق(ع) مى‏فرماید:
هرگاه نزد تو قرآن تلاوت مى‏شود، برتولازم است گوش بدهى و سكوت وتوجه داشته باشى:
«اذا قرى‏ء عندك القرآن وجب علیك الانصات و الاستماع.‏» (12)
این همان نكته قرآنى است كه در آیه 204 سوره اعراف آمده است: « و اذا قرى‏ء القرآن فاستمعوا له و انصتوا.»
و در سخن دیگرى به نقل ازحضرت رسول(ص) مى‏فرماید كه: «راه‏ قرآن‏» را نظیف و پاكیزه كنید. مى‏پرسند: راه قرآن چیست؟
مى‏فرماید: دهان مى‏پرسند: چگونه؟ مى‏فرماید: با مسواك. (13)
در حدیث دیگر، امام صادق(ع) فرموده است:
كسى كه قرآن بخواند، ولى قلبش رقت پیدا نكند و در برابر خداوند خاضع نشود و در درون، حالت‏ حزن و خشیت و هراس نیابد، شان وجایگاه والاى خدا را سبك شمرده است. بنگر كه كتاب پروردگارت را چگونه مى‏خوانى و با منشور‏خویش چه برخوردى دارى و اوامر ونواهى آن را چگونه پاسخ مى‏دهى و حدود و تكالیف آن را چگونه‏ امتثال و فرمان بردارى مى‏كنى؟! در آیه‏هاى وعد و وعید، درنگ كن، در امثال و مواعظ قرآن اندیشه كن. مبادا اقامه حروف و قرائت ‏ظاهر، تو را در تباه ساختن حدود آن بیندازد!... (14)
تلاوت با حزن و حالتى اندوهناك كه نشان دهنده تاثر روحى قارى ‏از آیات كلام خداست، ادب دیگرى از آداب تلاوت است. امام صادق(ع)فرموده است:
«ان القرآن نزل بالحزن فاقرؤه بالحزن‏.» (15)
قرآن با حزن نازل شده است، شما هم، آن را حزین قرائت كنید.



۹- جوانان و قرآن


انس با قرآن، دلهاى جوانان ‏را روشن و زندگیهاشان را با صفا مى‏كند و عامل جذب آنان به پاكى ‏و راه خدا مى‏شود.
امام صادق(ع) مى‏فرماید: هرجوان مومنى كه قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خون او در مى‏آمیزد و خداوند او را با فرشتگان بزرگوارهمراه مى‏سازد و قرآن روز قیامت نگهدارنده او (از دوزخ) خواهدبود:
«من قرئى القرآن و هو شاب مؤمن، اختلط القرآن بلحمه و دمه، وجعله الله مع السفره ‏الكرام البرره و كان القرآن حجیزا عنه یوم‏ القیامه.» (16)
بخصوص، خانه هایى كه نواى خوش قرآن از حنجره‏هاى داوودى از آن‏ها به گوش مى‏رسد و صبح و شام، جوانان صاحبدل و روشن ضمیر، همدم‏ كتاب خدایى‏اند و لحظات خویش را با انس با قرآن سپرى مى‏كنند، مشمول رحمت‏ خدا و هدایت قرآنى مى‏شوند. این گونه خانه‏هاى نورانى‏از تلاوت، در آسمانها تابان و فروزان است. امام صادق(ع)مى‏فرماید:
خانه‏اى كه یك فرد مسلمان در آن قرآن تلاوت مى‏كند، براى اهل‏ آسمان نورانى دیده مى‏شود، همچنان كه مردم دنیا در آسمان ستاره‏ درخشان را مى‏بینند. (17)



۱۰- نكته‏هاى دیگر


همچنان كه یاد شد، در دریاى كلمات حضرت صادق(ع) گهرهاى فراوانى ‏وجود دارد كه در باره قرآن كریم است. نقل آن ها به طول‏ مى‏انجامد. عصاره و خلاصه‏اى از آن مضامین را كه در برخى روایات‏ دیگر آمده است، تقدیم مى‏كنیم.



امام صادق(ع)، قرآن را داراى آیات ناسخ و منسوخ و محكم ومتشابه مى‏داند و بهره‏ گیرى از قرآن را براى كسانى روا مى‏شمرد كه‏به این نكات توجه داشته باشند و گرنه گمراه مى‏شوند و گمراه‏ مى‏كنند. وى براى فراگیرى هر حرف از قرآن، پاداش ده حسنه بیان ‏مى‏كند و مى‏فرماید: قرآنى كه خوانده نمى‏شود و غبار بر آن‏ مى‏نشیند، روز قیامت‏به درگاه خدا شكایت مى‏كند. تلاوت راستین را آن مى‏داند كه قرآن خوانان، وقتى به آیات بهشت و جهنم مى‏رسند، مى‏ایستند و تامل مى‏كنند. اهل ‏بیت علیهم السلام را وارثان كتاب‏ خدا و برگزیدگان خلق مى‏شمرد و از این خاندان به عنوان وجه‏الله،آیات، بینات و حدودالله یاد مى‏كند و ولایت ائمه را قطب و محورقرآن و همه كتب آسمانى معرفى مى‏كند و قرآن را «ثقل اكبر» مى‏نامد و آن را چراغ هدایت و فروغ تاریكى و حیات بخش قلب بینا و گشاینده چشم و دل مى‏شمارد. از دیدگاه آن حضرت، قرآن‏«معیار» و ملاك درستى و حقانیت هر حرف و حدیث است و مى‏فرماید:

هر چه كه از ما براى شما نقل مى‏شود، در صورتى كه مخالف با قرآن ‏باشد ما نگفته‏ایم و شما نپذیرید. امام اهل‏ بیت پیامبر(ص) را خزانه ‏داران علم الهى و بازگوكنندكان وحى خدا مى‏داند و از تفسیر به‏ راى نهى مى‏كند و از آن قارى كه به خاطر خود نمایى یا كسب‏ درآمد، به قرائت مى‏پردازد، نكوهش مى‏كند.



----------------
8- بحارالانوار، ج‏89، ص 15.
9- الحیاه، ج 2، ص ص 152.
10- همان، ص 155.
11- بحارالانوار، ج 82، ص‏43.
12- وسائل الشیعه، ج 4، ص 861.
13- الحیاه، ج 2، ص 158.
14- بحارالانوار، ج‏89، ص‏207.
15- وسائل الشیعه، ج 4، ص‏857.
16- الحیاه، ج 2، ص 164.
17- كافى، ج 2، ص 610.
18- تفسیر برهان، ج 4، ص‏457; مجمع البیان، ج، 5، ص 481.



منبع (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamSadegh/Shahadat/83/quran.aspx)

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۴:۴۰
سيماى شيعه در نگاه امام صادق(ع):Gol::Gol::Gol:



امام صادق(ع) در سفارش‏هاى خود به عبدالله بن جندب پس از هشدارشيعيان به دام‏هاى شيطان، ويژگى‏هاى برجسته دوستان حقيقى خود رابر مى‏شمرد و سپس خصلت‏هاى ديگر شيعيان را بيان مى‏كند. دو ويژگى‏ممتاز شيعيان از نگاه امام صادق(ع) عبارت است از:


۱- آخرت

«لقد جلت الاخره فى اعينهم حتى ما يريدون بها بدلا... و انماكانت الدنيا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم‏»; آخرت‏در نگاه آن ها بسيار بزرگ است، به اندازه‏اى كه چيزى را با آن‏عوض نمى‏كنند... و دنيا نزد آن‏ها همانند مارگزنده و دشمن بى‏زبان‏است.

پيروان حقيقى و دوستان واقعى خاندان نبوت عليهم السلام به چيزى‏جز آخرت نمى‏انديشند و تمام كردارها و رفتارهاى خود را با نگاه‏به آخرت مى‏سنجند. دنيا در نظر مؤمن وسيله‏اى است‏براى رسيدن به‏هدفى بزرگ كه همان زندگى جاودان آخرت است. دوستان حقيقى اهل‏بيت‏عليهم السلام از مواهب دنيوى بهره مى‏برند، اما هرگز زندگى‏جاودان را با زندگى گذراى دنيا عوض نمى‏كنند.


۲- انس با خدا

«انسوا بالله واستوحشوا مما به استاءنس المترفون‏»; آن‏ها باخدا انس گرفته‏اند و از آن‏چه كه مال اندوزان به آن انس‏گرفته‏اند، در هراسند.

مومنان از نعمت‏هاى الهى بهره مى‏برند اما به آن‏ها وابسته‏نمى‏شوند. وابستگى به مال دنيا موجب بندگى انسان در برابرماديات خواهد شد. زراندوزان هماره به ثروت خود وابسته‏اند.شيعيان واقعى با ياد خدا آرامش مى‏يابند نيستند.

حضرت صادق(ع) پس از برشمردن اين دو ويژگى مهم، فرمود: «اولئك‏اوليائى حقا بهم تكشف كل فتنه و ترفع كل بليه‏»; آن‏ها دوستان‏حقيقى من هستند. به وسيله آن‏ها فتنه شكست مى‏خورد و هرگرفتارى‏هابر طرف مى‏شود.


- حسابرسى خود

«حق على كل مسلم يعرفنا ان يعرف علمه فى كل يوم وليله على‏نفسه فيكون محاسب نفسه فان راى حسنه استزاد منها و ان راى‏سيئه استغفر منها، لئلايخزى يوم القيمه‏»; بر هرمسلمانى كه مارا مى‏شناسد، سزاوار است كه كردارش را در هر شبانه روز بر خودعرضه دارد و به محاسبه آن‏ها بپردازد، تا اگر كار نيكى در آن‏هاديد، برآن‏ها بيفزايد و اگر كردار بدى در اعمال خود مشاهده كرد،از آن‏ها توبه كند، تا دچار ذلت و خوارى روز قيامت نگردد.


- سخاوت

«يابن جندب! ان شيعتنا يعرفون بخصال شتى: بالسخاء و البذل‏للاخوان‏»; اى پسر جندب! همانا شيعيان ما به چند خصلت‏شناخته‏مى‏شوند: به سخاوت و بخشش به برادران.


- خواندن پنجاه ركعت نماز و رعايت وقت نماز

«وبان يصلوا الخمسين ليلا و نهارا... و يحافظون على‏الزوال‏»;شيعيان ما در شبانه روز پنجاه ركعت نماز مى‏خوانند و توجه به‏وقت نماز ظهر (خواندن نماز اول وقت) دارند.


- دورى از پرخاش و داد و فرياد

«لايهرون هريرالكلب‏»; شيعيان ما همانند سگ زوزه نمى‏كشند.


- دورى از طمع

«ولايطمعون طمع الغراب‏»; شيعيان ما همانند كلاغ طماع و حريص‏نيستند.


- دورى از دشمنان

«و لايجاورون لنا عدوا و لا يساءلون لنا مبغضاولوماتوا جوعا»;شيعيان ما با دشمنان همسايگى نمى‏كنند و اگر از گرسنگى بميرند،چيزى از آن‏ها نمى‏خواهند.


- دقت در خوراك
«شيعتنا لاياءكلون الجرى... و لا يشربون مسكرا»; شيعيان مامارماهى نمى‏خورند... و شراب نمى‏نوشند.




على محمدى . (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamSadegh/Shahadat/86/Shiee-Qoran/shiee.aspx)

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۵:۳۱
سالروز شهادت امام صادق به محضر امام زمان (عج)

ومقام معظم رهبری و تمامی شیعیان راستینش تسلیت باد




http://www.shegerdha.com/u/103/de7ept.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۵:۳۳
http://shiaupload.ir/images/h2xlj7455diieqs30fq2.gifبنام تو اي آرام جانhttp://shiaupload.ir/images/2xhv5axauibfjhg03qbr.gif



شهادت مظلومانه ششمين پيشواي شيعيان جهان ؛
بنيانگذار مكتب تشيع؛امام صادق عليه السلام را به محضر آقا
امام زمان و سوگواران آن امام همام تسليت عرض مي كنم



http://www.soog.ir/sound/sadiq/sadiq6.jpg
السلام عليک يا جعفر بن محمد الصادق، يابن رسول الله



اي پرچمدار شيعه و رئيس مذهب جعفري،
اي بلند اختر! در شب هجران تو،
عالم دگرگون شده است. اي ششمين نور سرمدي،
تاريخ از كدام مصيبت تو شكوه كند،
آري تاريخ، شرمنده از حكايت غربت توست.



http://www.mo3afa.com/fasel/f74.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۵:۳۹
كلام امام :


http://img01.picoodle.com/img/img01/5/11/26/f_kadrm_07b0eb5.gif


امام صادق (ع) فرمودند :


هرکس دوست دارد از اصحاب قائم (ع) باشد باید انتظار بکشد


باپرهیزکاری واخلاق نیک رفتار نماید درحالی که منتظر باشد.


مکیال جلد2صفحه 151


http://img01.picoodle.com/img/img01/5/11/26/f_kadrm_07b0eb5.gif



امام صادق عليه السلام فرمودند:
ان من اعظم الناس حسره يوم القيامه، من وصف عدلا ثم خالفه الى غيره.
پشيمان ترين شخص در روز قيامت، كسى است كه براى مردم از عدالت سخن بگويد،
اما خودش به ديگران عدالت روا ندارد
(وسائل الشيعه،ج15،ص295)


http://img01.picoodle.com/img/img01/5/11/26/f_kadrm_07b0eb5.gif


امام صادق عليه السلام فرمودند:
ما عذب الله امه الا عنداستهانتهم بحقوق فقرإ اخوانهم
خداوند امتى را عذاب نخواهد كرد، مگر در وقتى كه نسبت به حقوق
برادران نيازمند خود سستى نمايند
(مستدرک ،ج 12، ص413)


http://img01.picoodle.com/img/img01/5/11/26/f_kadrm_07b0eb5.gif



http://i20.tinypic.com/1oukpf.jpg

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۵:۴۴
مردي خدمت امام صادق - عليه السلام - عرض كرد ، الله اكبر ( خدا بزرگتر است ) فرمود ، خدا از چه بزرگتر است ؟ عرض كرد : از همه چيز ، فرمود : خدا را محدود ساختي ، عرض كرد : پس چه بگويم ؟ فرمود : بگو خدا بزرگتر از آن است كه وصف شود.قال رجل عنده : الله اكبر ، فقال : الله اكبر من أي شيء ؟ فقال : من كل شيء فقال ابو عبدالله - عليه السلام - حددته فقال الرجل : كيف أقول ؟ قال : قل : الله اكبر من أن يوصف. اصول كافي ، ج 1 ، ص 159

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۵:۴۶
امام صادق علیه السلام می فرمایند :


*از كسی كه می ترسی دست ردّ بر سینه ات بزند چیزی مخواه .

* هركس بزرگت داشت ، بزرگش بدار و هر كس كوچكت شمرد ، خود را از او بركنار دار .

* هر كه خوش دارد دعایش هنگام سختی مستجاب شود ، هنگام آسایش بسیار دعا كند .

* هر كس سه بار از تو خشمگین شد و درباره ات سخنی ناروا نگفت ، او را به دوستی بگیر .

* مطالعه بسیار و پی گیر در مسائل علمی ، باعث شكفتگی عقل و تقویت نیروی فكر و فهم می شود .

آسمانی
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۵:۵۳
السلام علیک یا جعفر ابن محمد الصادق :Sham:

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۶:۰۹
مسموم زهرِ کین شد
از غصه دل غمین شد
بنگر که آل زهرا
از داغ او حزین شد
* * *
ماتم گرفته سینه
از هر جفا و کینه
گوید امام صادق
وای از تو ای مدینه
* * *
شیخ الائمه بنگر
گشته تنش صنوبر
زهرِ عدو چه کرده
با جسم پاک و اطهر
* * *
کی دیده در زمانه
یک زاهدی شبانه
در لحظه‌ی عبادت
با زور و تازیانه
با دست بسته او را
دشمن بَرَد ز خانه
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/shamimevasl/gol.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۱۶:۱۱
http://tabasy.persiangig.com/image/emam%20sadegh.jpg

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۸/۰۳, ۲۳:۳۷
غم دل من قدر وسعت یه آسمونه
شکسته قلبم
با دستای جور این زمونه
یه عده نامرد آتیش زدن
دل پر از ملا لمو
جلوی چشمای بچه هام
طناب زدن دو بالمو
کمی نکردن بی غیرتا
رعایت سن و سالمو!

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۴, ۰۸:۴۶
http://tinypic.com/4hw3w2q.gif



شهادت رئیس مذهب تشیع و شیخ الائمه حضرت امام جعفر صادق(ع) را به حضرت بقیه الله حجت ابن الحسن(عج) وهمه شیعیان جهان تسلیت می گوییم.







امام صادق (ع) فرمودند:
ولایت ما همان ولایت خداست که هیچ پیامبری را جز به آن مبعوث نساخت .
کافی جلد ۱ صفحه ۳۱۹


امام صادق (ع) فرمودند :
هرکس دوست دارد از اصحاب قائم (ع) باشد باید انتظار بکشد باپرهیزکاری واخلاق نیک رفتار نماید درحالی که منتظر باشد.

مکیال جلد۲صفحه ۱۵۱


امام صادق (ع) فرمودند :
زمانی فرا می رسد که امام زمان (عج) از مردم غائب می شوند ؛ خوشا به حال آنان که در آن زمان بر برنامه ومسیر ما ثابت بمانند .
اثبات الهداء جلد۲ صفحه ۴۶۹


امام صادق (ع) فرمودند :
دوست ندارم جوانی از شما شیعیان را جز در دوحال بینم ؛ دانشمند یا دانشجو .
کافی جلد۱ صفحه ۳۰


امام صادق (ع) فرمودند :
وقتی حضرت قائم (عج) قیام فرماید هیچ نقطه ای از کره زمین باقی نمی ماند مگر آن که در آن لا اله الا الله ومحمد رسول الله شهادت داده خواهد شد.
منتخب الاثر صفحه ۲۹۳

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۴, ۰۹:۱۴
بسم الله الرحمن الرحيم

ندبه امام صادق(ع) درفراق امام عصـر(عح)



http://www.heyatemoheban.ir/site/images/048.gif

گروهي از اصحاب امام صادق(ع ) به خدمت آن حضرت شرفياب شدند وآن حضرت

را ديدند روي زمين نشسته درحالي که به شدت گريه ميکردند مي فرمودند :



" سيدي غيبتک نفت وضيعت علي مهادي وأبتزت منّي راحـة فؤادي!

سيدي غيبتک وصلت مصاوي بفجائع الابد! وفقدالواحد بعدالواحـــد
يفني الجمع والعدد! فما أُحّس ترقا في عيني و انين من صدري عن
دوارج الرزايا و صنوف البلايا الاّ لقيني غوائل اعظمها واقطعهــــا
وبوائق اشدّها وانکرها ونوائب مخلوطة بغضبک ونوازل مجبولــة
بسخطک ! "



« سرور من!غيبت توخواب از ديدگانم ربوده خاطرم را پريشان ساخته

آرامش دلم را ازمن سلب نموده است .سرورمن ! غيبت تو مصيبتي جانکاه

برسراسر هستي ام فرو ريخته که هرگزتسلي نمي يابم ازدســت دادن ياران

يکي بعد از ديگري اجتماعات را درهم مي ريزد بلاها وسختيها رنجها واندوهها

آنچنان بردلم سنگينـي ميکند که ديگراشک ديده وفريادهاي سينه ام رااحساس نمي کنم

که هرچه دراشک ديده و فريادهاي سينــــه ام مينگرم مصيبت شديد تر وجانکاهتري درنظرم مجسم ميگردد که ازمصائب قبلي دشوارتر وشکننده تراست .»

http://www.heyatemoheban.ir/site/images/048.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۴, ۰۹:۲۳
:Sham: گوشه ای از مصائب امام صادق :Sham:


امام جعفر صادق از سوی منصور دوانیقی بسیار مورد اذیت و آزار قرار گرفت. روزی منصور به حاکم مدینه دستور داد تا خانه امام را به آتش بکشد آتش از خانه آن حضرت زبانه میکشید امام میان آتش قدم میزدند و میفرمودند انا بن ابراهیم خلیل الله من فرزند ابراهیم خلیل الله هستم
یکی از شیعیان میگوید:یک روز بعد از آن واقعه به منزل حضرت رفتم دیدم حضرت اشک از دیده مبارکش جاریست.عرض کردم چرا دلگیرید؟ فرمود وقتی که روز قبل اتش از در خانه ام زبانه میکشید با اینکه من در کنار خانواده ام بودم آنان از ترس آتش به این سو و ان سومیدویدند.به یاد اهل بیت امام حسین علیه السلام افتادم که در روز عاشورا دشمن به خیمه آنها هجوم آورد. در حالی که فریاد میزدند خانه ظالمان را بسوزانید.



ماءساة الحسین ص۱۵۲

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۴, ۱۰:۱۶
:Sham:احادیث امام جعفر صادق :Sham:





یزید بن صائغ گوید: به امام جعفر صادق عرض کردم که : مردی هست که شیعه است ولی اگر سخن گوید دروغ می گوید و اگر وعده دهد به وعده اش وفا نمی کند و اگر امینش شمرند خیانت می کند؛ چنین کسی چه مقام و منزلتی دارد؟ حضرت فرمود:«منزلت او نزدیکترین منزلها به کفر است ولی کافر نیست.»

(جهاد با نفس، ح 479)

امام جعفر صادق فرمودند:
«از خدا بترسید و کسی از شما بر دیگری حسد نوَرزد»

(جهاد با نفس، ح 543)

امام جعفر صادق فرمودند:
«بردباری به عنوان یاری کننده کافی است و فرمودند: اگر بردبار نیستی خود را به برداباری واداری»
(جهاد با نفس، ح 261)

امام جعفر صادق فرمودند:
«همنشینی با صالحان، (انسان را) به سوی صلاح رهنمون می‌ کند»

(بحارالأنوار، ج78،ص 304)

امام جعفر صادق فرمودند:
« از نشانه‌های ایمان حقیقی آن است که حق را بر باطل ترجیح دهى، هر چند حق به زیان تو و باطل به سود تو باشد»

(بحار الأنوار، ج 70، ص 106)

a3emoon
۱۳۸۷/۰۸/۰۴, ۱۰:۲۲
زین ماتمی كه چشم ملایك ز خون، ترست



گویا عزای صادق آل پیمبرست

یا رب چه روی داده، كزین سوگ جانگداز

خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست

مُلك و مَلك به ناله و افغان و اشك و آه

چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست

خون می رود ز فرط غم از چشم شیعیان

زیرا كه قلب عالم امكان مكدرست

منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین

اما به خُلد، غمزده زهرای اطهرست

او گرچه كشت خسرو دین را ولی به دهر

نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست

تن در نداد بر ستم و، این كلام نغز

بر پیروان حق و عدالت مقررست

آزاد مرد، تن به زبونی نمی دهد

مرگ از حیات در نظر مرد خوشترست

تنها نه اشكبار چشم صفا زین عزا بود

دلهای شیعیان همه از غم مكدرست

التماس دعای فرج

hadimha
۱۳۸۷/۰۸/۰۴, ۱۳:۴۰
امام صادق(ع) ؛ احیاگر معارف اسلامی

امام صادق(ع) با کناره‌گیری از سیاست و جنجالهای سیاسی، از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانین و احادیث راستین دین مبین و تبلیغ احکام و تعلیم و تربیت مسلمانان کمر همت بست.امام جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابن ابی طالب با کنیه ابوعبدالله امام ششم از ائمه اثنی عشر و یکی از معصومان چهارده گانه است.
درباره تاریخ ولادت، وفات و عمر حضرت صادق شیخ مفید آورده است: تولد آن حضرت در مدینه در سال 83 و وفات وی شوال سال 148 هجری و مدفن آن حضرت در بقیع، کنار پدر و جد بزرگوار و امام حسن (ع) است.
لقب آن حضرت "صادق" است زیرا هرگز جز سخن درست نفرمود. او را فاضل ، طاهر و صابر نیز می خواندند ولی شناخته شده ترین لقب وی که در تاریخ نیز به ثبت رسیده همان صادق است.
امام صادق (ع) حدود 12 سال درکنار جدش امام زین العابدین (ع) و 19 سال بعد از رحلت آن حضرت با پدرش امام محمد باقر (ع) به سر برد و بعد از پدر بزرگوارش مدت 34 سال بر مسند امامت مسلمانان بود.
امام و فقه اسلامی
فقه شیعه امامیه که به فقه جعفری مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زیرا قسمت عمده احکام فقه اسلامی بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن حضرت است و آن اندازه که از آن حضرت نقل شده است از هیچ یک از اهل بیت نقل نشده است.
در این دوره است که فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولد یافت و رشد کرد، آن دوره عصر شکوفایی حدیث و ظهور مسائل و مباحث کلامی مهم در بصره و کوفه بود.
حضرت صادق در این دوره در محیط مدینه که محل ظهور تابعین، محدثان، راویان و فقهای بزرگ بوده، رشد کرد اما منبع علم او در فقه نه تابعیان، نه محدثان و نه فقهای آن عصر بودند، بلکه او تنها از یک طریق که اعلا، موثق و مطمئن‌ترین روشها بود نقل می کرد و آن همان از طریق پدر یعنی امام محمد باقر (ع) بود .
اهل سنت و جماعت در برتری علمی و روحانی حضرت صادق اتفاق نظر دارند چنانکه امام ابوحنیفه گفته است "جعفر بن محمد افقه اهل زمان بود".
عصر امام
عصر امام صادق ( ع ) یکی از طوفانی ترین ادوار تاریخ اسلام است که از یک سو اغتشاشها و انقلابهای پیاپی گروههای مختلف ، به ویژه از طرف خونخواهان امام حسین ( ع ) رخ می داد ، که انقلاب "ابو سلمه " در کوفه و "ابو مسلم " در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است و همین انقلاب سرانجام حکومت شوم بنی امیه را برانداخت و مردم را از یوغ ستم و بیدادشان رها ساخت .
سوی دیگر عصر آن حضرت ، عصر برخورد مکتبها و ایده ئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود ، که از برخورد ملتهای اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی با دنیای خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن و پژوهش پدید آورده بود .
اینجا بود که امام دشواری فراوان در پیش و مسئولیت عظیم بر دوش داشت . پیشوای ششم در گیر و دار چنین بحرانی می بایست از یک سو به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بی دینی و کفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین باشد و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین به وسیله خلفای وقت جلوگیری کند .
شیعه می رفت که نابود شود ، یعنی اسلام راستین به رنگ خلفا درآید و به صورت اسلام بنی امیه ای یا بنی عباسی خودنمایی کند .

در چنین شرایط دشواری ، امام به احیا و بازسازی معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظیمی به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص در رشته های مختلف علوم بود، اینان در سراسر کشور پهناور اسلامی آن روز پخش شدند .
اختلافات سیاسی بین امویان و عباسیان و تقسیم شدن اسلام به فرقه های مختلف و ظهور عقاید مادی و نفوذ فلسفه یونان در کشورهای اسلامی ، موجب پیدایش یک نهضت علمی گردید . نهضتی که پایه های آن بر حقایق مسلم استوار بود . چنین نهضتی
لازم بود ، تا هم حقایق دینی را از میان خرافات و موهومات و احادیث جعلی بیرون کشد و هم در برابر زندیقها و مادیها با نیروی منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و آرای سست آنها را محکوم سازد .
به وجود آمدن چنین نهضت علمی در محیط آشفته و تاریک آن عصر ، کار هر کسی نبود ، فقط کسی شایسته این مقام بزرگ بود که مأموریت الهی داشته و از جانب خداوند پشتیبانی شود ، تا بتواند به نیروی الهام و پاکی نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غیب ارتباط دهد، حقایق علمی را از دریای بیکران علم الهی به دست آورده و در دسترس گوهرشناسان حقیقت قرار دهد .
زمان امام صادق در حقیقت عصر طلایی دانش و ترویج احکام و تربیت شاگردانی بود که هر یک مشعل نورانی علم را به گوشه و کنار بردند

امام مسائل فقهی و علمی و کلامی را که پراکنده بود ، به صورت منظم درآورد و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زیادی تربیت کرد که باعث گسترش معارف اسلامی در جهان شد . دانش گستری امام در رشته های مختلف فقه ، فلسفه و کلام و علوم طبیعی آغاز شد .
فقه جعفری همان فقه محمدی یا دستورهای دینی است که از سوی خدا به پیغمبر بزرگوارش از طریق قرآن و وحی رسیده است . بر خلاف سایر فرقه ها که بر مبنای عقیده و رأی و نظر خود مطالبی را کم یا زیاد می کردند ، فقه جعفری توضیح و بیان همان اصول و فروعی بود که در مکتب اسلام از آغاز مطرح بوده است .
حضرت صادق (ع) بر اثر توطئه های منصور عباسی در سال 148هجری مسموم و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شد . عمر شریفش در این هنگام 65 سال بود . از جهت اینکه عمر بیشتری نصیب ایشان شده به "شیخ الائمه " موسوم است .

سفیر
۱۳۸۷/۰۸/۰۴, ۱۵:۰۹
http://tinypic.com/4hw3w2q.gif

السلام علیک یا شیخ الائمه
امروز هم دارد به پایان میرسد...
و فردا روز دیگری است!
باشد که در هر روز خدا از رهروان راهت باشیم!!!

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۱۷, ۲۰:۵۰
http://i36.tinypic.com/1z1wbnl.jpg (http://boorghani.persianblog.ir/)



http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif



سبز آمدى، سرخ رفتى، حال آنكه سپيد سپيد زيستى و صداقت، تنها واژه‏اى است كه برازنده نام توست. تو از زلالى آينه، هر آينه فراترى. در تو كرامت باران موج مى‏زند. با تلاوت قرآن هم آغوشى و دست‏هايت، مونس آسمان مدينه‏اند.
65 سال، عاشقانه زيستى و 34 سال را صادقانه امامت كردى تا پر پر دانه‏هاى نجابتت به انگور زهر آلود منصور آغشته شد.


اى سعادت سپيد! شب شهادتت اشك مى‏ريزيم و ستايش مى‏كنيم غربت ستودنى‏ات را.
از كدام بركه نوشيده‏اى كه دست در دست ملائكه، بال و پرت رهسپار بهشت جاودان شد؟


اى انيس مدام سجاده و هم نشين شبانه قرآن! آفتاب عظمتت هميشه بر فراز آسمان مسلمانان، روشنايى بخش است. تمام سپيده‏هامان را به صداقت نامت استواريم.
شب شهادتت غمنامه‏اى مى‏نويسيم به مظلوميت باران، آن زمان كه آسمان غربتت را گريست.



اى ششمين ستاره تابناك امامت و ولايت، صادق آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلّم)! نامت را با افتخار به دل‏هاى غريبمان مى‏سپاريم تا يادت آرام بخش سينه‏هاى بى‏تابمان باشد.



http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


برگرفته از ماهنامه اشارات به شماره 79.

iranproud
۱۳۸۸/۰۷/۱۸, ۰۵:۰۹
از امام جعفر صادق علیه السلام پرسیدند که بین علوم متعدد کدام یک از آنها بر دیگران ترجیح دارد . جواب داد از لحاظ کلی هیچ علمی بر علوم دیگر مرجع نیست لیکن موارد استفاده از علوم فرق می‌کند و در نتیجه آدمی بایستی از بعضی از علوم زودتر و بیشتر استفاده نماید و دو علم که در زندگی آدمی در این عصر (عصر جعفر صادق) بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد علم دین و علم پزشکی است.





http://img.tebyan.net/big/1386/01/222692411923432156255607574402576142.jpg

مجیب
۱۳۸۸/۰۷/۱۸, ۰۷:۲۵
پيربزرگ طايفه بود و كريم بود
در اعتلاي نهضت جدش سهيم بود

مسندنشين كرسي تدريس علم ها
شايسته ي صفات حكيم وعليم بود

نوح وخليل جمله مريدان مكتبش
استاد درس حكمت و پند كليم بود

بر مردمان تب زده ي شهر شرجي اش
عطر مبارك نفسش چون نسيم بود

زحمت كشيدو باغ تشيع شكوفه داد
مسئول باغباني باغي عظيم بود

قلبش شبيه شيشه ي تنگ بلور بود
عمری به فکر نان شب هر یتیم بود

از ابتداي كودكيش تا دم وفات
نزديكي محله ي زهرا مقيم بود

منت نهادو آمدو ما پيروش شديم
امروز اگر نبود، شرايط وخيم بود

تازه سروده ام غزل مدحتش ولي
يادش ميان قافيه ها از قديم بود

مجیب
۱۳۸۸/۰۷/۱۸, ۰۷:۲۶
http://i34.tinypic.com/33b2ywm.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۱۸, ۰۷:۴۲
خلاصه زندگانی

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

پیشوای ششم حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام در 17 ربیع الاول سال 83 قمری در خانه امام محمدباقر علیه‏السلام به دنیا آمد. حدود دوازده سال دوران پررنج جد بزرگوار خود امام سجاد علیه‏السلام را درک کرد و وجودش را با مناجات‏ها و دعاهای ایشان روح بخشید. پس از آن، نوزده سال از رهنمودهای پدرش بهره برد.

ایشان در سال 114 قمری بعد از شهادت امام باقر علیه‏السلام ، در 31 سالگی به امامت رسید و حجت زمان شد و عهده‏دار نجات مردم از تاریکی‏ها به نور و روشنایی گشت. دوران زندگانی آن امام با ده نفر از خلفای اموی سپری شد. ایشان با پنج نفر از آنان پیش از امامت، با پنج نفر در طول امامت، و در سال 132 قمری با شروع دولت عباسی با دو نفر از عباسیان به نام سفّاح و منصور دوانیقی هم زمان بود.

آن حضرت در نهایت در سال 148 قمری در 65 سالگی با دسیسه منصور دوانیقی به وسیله انگور زهرآلود به شهادت رسید و در قبرستان بقیع در کنار سه امام دیگر، امام حسن علیه‏السلام ، امام سجاد علیه‏السلام و امام باقر علیه‏السلام به خاک سپرده شد.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۱۸, ۱۴:۳۴
مادر

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

نام مادر امام صادق علیه‏السلام فاطمه بود و برای احترام به او ام‏فروه می‏گفتند. ابوالحسن مسعودی تاریخ نگار برجسته می‏نویسد: «ام فروه از تمامی زنان هم عصر خود باتقواتر بود». وی از امام سجاد علیه‏السلام نیز روایاتی نقل کرده است. آن بانو مراتب علمی والایی داشت که از منبع خاندان وحی و رسالت سرچشمه می‏گرفت. شخصی به نام عبدالاعلی می‏گوید: ام فروه را دیدم که به دور کعبه طواف می‏کرد و به گونه‏ای لباس پوشیده بود تا کسی او را نشناسد. هنگامی که خواست دست خود را روی حجرالاسود بگذارد، دست چپ را روی سنگ گذاشت. مردی به او گفت: دست چپ را روی حجرالاسود گذاشتن برخلاف سنت است و تو اشتباه کردی. ام فروه پاسخ داد: «ما از دانش تو بی‏نیازیم».

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۱۸, ۱۴:۳۵
جنبش فکری و فرهنگی

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

عصر امام صادق علیه‏السلام ، دوران جنبش فکری و فرهنگی بود، به طوری که هر کس متاع فکری داشت، به بازار دانش عرضه می‏کرد. استاد شهید مطهری برخی از عوامل پیدایش این جنبش علمی را چنین خلاصه می‏کند: 1. آزادی فکر و عقیده در اسلام راه را برای ایجاد یک نهضت علمی، هموار کرده بود؛ 2. محیط آن روز، کاملاً مذهبی بود و مردم تحت تأثیر انگیزه‏های مذهبی، تشویق‏های پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به دانش آموزی و دعوت قرآن به اندیشیدن، شور علمی فراوانی داشتند؛ 3. ملت‏هایی که اسلام را پذیرفته بودند، سابقه فکری و علمی داشتند و به منظور درک عمیق تعلیمات اسلام، به تحقیق و جست‏وجو و تبادل نظر می‏پرداختند؛ 4. هم‏زیستی مسالمت‏آمیز با غیر مسلمانان، به ویژه با اهل کتاب و برخورد علمی مسلمانان با آنان، بحث و بررسی و مناظره را به دنبال داشت.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۱۸, ۱۹:۲۷
مناظره‏های پرهیجان


http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

عصر امام صادق علیه‏السلام ، دوره برخورد اندیشه‏ها و پیدایش مذاهب مختلف بود. در اثر ارتباط مسلمانان با عقاید و آرای اهل کتاب و نیز دانشمندان یونان، شبهه‏ها و اشکال‏های گوناگونی پدید آمده بود. در آن زمان، فرقه‏هایی همچون معتزله، جبریّه، مرجئه، غالیان، زندیق‏ها، منکران توحید، مشبّهه و امثال آن پدید آمده بودند که هر کدام عقاید خود را ترویج می‏کردند. از این گذشته، در زمینه هر یک از علوم اسلامی نیز در میان دانشمندان آن علم اختلاف نظر پدید می‏آمد. برای مثال در علم قرائت قرآن، تفسیر، حدیث، فقه، کلام و عقاید، بحث‏های داغی در می‏گرفت و هر کس به نحوی نظر می‏داد و از عقیده‏ای طرفداری می‏کرد. از این‏رو، امام صادق علیه‏السلام برای معرفی اسلام و مبانی تشیع، مناظره‏های متعدد و پرهیجانی با سران و پیروان این فرقه‏ها و مسلک‏ها داشت و با استدلال‏های متین و منطق استوار، پوچی عقاید آنان و برتری مکتب اسلام را ثابت می‏کرد.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۱۹, ۰۸:۳۵
قناعت

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

انسان، با فضیلتِ قناعت به زندگی خویش زیبایی می‏بخشد. بسیاری از مشکلاتی که گریبانگیر خانواده‏های امروزی است، ناشی از چشم و هم‏چشمی و مصرف بی‏رویه و بی‏قاعده است. در حالی که انسان، اگر همیشه از نظرمادی به افراد پایین‏تر از خویش یا تهیدست بنگرد، پی به راحتی و آسایش زندگی خویش می‏برد. امام صادق(ع) در این باره می‏فرمایند: همواره از نظر ثروت و مال دنیا به کسی بنگرکه مالش از تو کمتر باشد و به کسی که ثروتش از تو بیشتر باشد، نگاه نکن. هرگاه چنین کردی، به آنچه خداوند روزی تو قرار داده است، قانع خواهی شد.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۳:۲۹
صبر در مشکلات

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

همواره به دنبال سختی‏ها و مشکلات راحتی و آسایش وجود دارد.
دنیا محل آزمایش است؛ خداوند گاهی انسان را باسختی‏ها و گاهی با خوشی‏ها می‏آزماید. انسان است که باید در مقابل سختی‏ها صبور باشد تا از آزمون سربلند بیرون آید و پس از سختی‏ها و مصیبت‏ها به آرامش و پاداش صبر دست یابد.

در این باره امام صادق(ع) می‏فرمایند:
هر گاه بلایی از پس بلای دیگر نازل شود،
همانا پس از آن عافیت و سلامت خواهد بود.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۳:۳۰
وصیت امام صادق(ع) درباره سبک شمردن نماز

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

امام جعفر صادق(ع) پیش از مرگ تمام خویشان و آشنایان را نزد خود خواند. هنگامی که جمع شدند، امام به آنها نگاه کردند و فرمودند:

به درستی که شفاعت ما به کسی که نماز را سبک

و کوچک بشمارد، نخواهد رسید.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۳:۳۲
صبر و بردباری

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

اساسا انسان در میان مشکلات و سختی‏ها زندگی می‏کند. در میان این سختی‏هاست که خوشی‏ها معنا می‏یابد. در صورتی که انسان در هنگام سختی صبر و حوصله کند و با درایت و عقل و تدبیر، مشکل خویش راحل کند، به آرامش خواهد رسید. در غیر این صورت بر اثر بی تابی، بر مشکل خویش مشکلات بزرگ‏تری می‏افزاید.
از این رو امام صادق(ع) می‏فرمایند: هر گاه انسان در مقابل مشکل یا سختی بی تابی کند، به سختی بزرگتری دچار می‏شود.

دوستی


از مسائل مهم در زندگی انسان، بر قرار کردن پیوند دوستی و صمیمیت با افراد شایسته است. دوستی و محبت بین انسان‏ها باعث نزدیک شدن قلب‏ها به یکدیگر می‏شود و آثار مثبت و سازنده‏ای در زندگی به جای می‏گذارد. دوستان خوب زندگی این دنیا و آخرت انسان راتضمین می‏کنند.
امام صادق(ع) در این مورد می‏فرمایند. شمار دوستان خود را افزون کنید که آنان در دنیا یار و یاور شما، و در آخرت شفاعت خواه شمایند.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۶:۴۷
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

تحصیل علم

شرط لازم برای تکامل روحی و معنوی انسان، داشتن روح علم جویی و حقیقت‏طلبی است. کسی که دارای این ویژگی باشد، در همه حال به دنبال تحصیل حقایق و آشنایی با علوم و معارف جدید است. مسلمان واقعی در تمام دوران عمر و در هر زمان باید در حال تحصیل علم باشد.

حضرت امام صادق(ع) در جمله کوتاهی حق مطلب را ادا کرده، می‏فرماید: تحصیل علم در همه حال واجب است.

قساوت قلب

هر چه انسان بر معصیت و گناه اصرار ورزد، به همان اندازه قساوت در اعماق قلبش ریشه می‏دواند. چنین شخصی از درک لذت‏های معنوی باز می‏ماند و در حقیقت خداوند او را از لذت قرب به خدا و مناجات با او محروم می‏سازد،

امام جعفر صادق(ع) در این باره می‏فرمایند: خداوند متعال می‏فرماید آسان‏ترین کاری که با بنده شهوت ران انجام می‏دهم، این است که او را از لذت مناجاتم محروم می‏سازم.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۶:۴۹
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


امر به معروف و نهی از منکر

امامان و اولیای خدا همواره به امر به معروف و نهی از منکر سفارش، و در ترویج و تثبیت این دو فریضه تلاش بسیار کرده‏اند. مسلمانی که تحت عبودیت خداوند قرار دارد، باید دیگران را به آنچه خداوند دستور داده هدایت کند و از آنچه خداوند منع کرده، دیگران را بر حذر دارد. لیکن در این میان، هستند کسانی که فقط با زبان مردم را نصحیت می‏کنند؛ در حالی که انسان مسلمان باید با انجام دادن اعمال شایسته دیگران را به حق و حقیقت هدایت کند.

همچنان که امام صادق(ع) می‏فرمایند: مردم را با چیزی جز زبانتان (یعنی با اعمال خود) به سوی حقیقت فرا خوانید.

خداترسی

معرفت به ذات خداوند آثار و ثمرات فراوانی دارد. اولین ثمره معرفت خدا، فضیلت خوف است. ثمره خداترسی توبه و بازگشت به سوی درگاه حق، زهد و بی رغبتی نسبت به دنیا و بردباری و شکیبایی در مخالفت با هوای نفس است.

امام صادق(ع) می‏فرمایند: هر که خدا را بشناسد، از او می‏هراسد و هر کس که از خدا هراسناک باشد، به آسانی از دنیا می‏گذرد.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۶:۵۱
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


عبادت

امام صادق(ع) با وجود داشتن دانش فراوان، در نهایت بندگی و خشوع قرار داشت. چنان بود که حضرت را همواره در یکی از این سه حالت می‏دیدند: یا روزه دار بود یا به نماز و عبادت مشغول بود، یا در حال ذکر و یاد خدا بود.

تواضع

امام جعفر صادق(ع) نمونه والای تمام کمالات و فضایل انسانی است. آن حضرت در نهایت فروتنی در مقابل خدا و خلق بود. ایشان درباره تواضع می‏فرمایند: از نشانه‏های تواضع و فروتنی این است که شخص به نشستن در پایین مجلس راضی می‏شود، و به کسی که با او روبرو می‏شود سلام کند. و ترک جدال کند، هر چند حق به جانب او باشد و دوست نداشته باشد که او را به سبب تقوا بستایند.


http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۶:۵۴
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


ترک تعلّقات

بالاترین مرتبه کمال و تقرب این است که تمامی تعلّقات از صفحه دل محو شود و شخصا یک تعلق بر جای ماند و آن تعلّق به خداست. بی شک این کمال تنها نصیب بندگان خاص خدا می‏شود.

چنان پر شد بر فضای سینه از دوست که نقش خویش گم شد از ضمیرم.

حضرت امام صادق(ع) در این باره می‏فرمایند: دل حَرَم خداست؛
در حرم خدا غیر خدا را راه ندهید.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

فاطیما*ع
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۷:۴۹
بسم الله الرحمن الرحیم


http://shiaupload.ir/images/rumfxvfyn9262trnij6.gif


استفاده از فرصت‏ها :

فرصت‏های بدست آمده در زندگی کم است و سریعا از دست انسان خارج می‏شود . انسان موفق کسی است که از هر فرصت‏بدست آمده - گرچه کوتاه مدت باشد - برای رسیدن به هدف خویش بهره گیرد .


پیشوای ششم در این زمینه به پیروان خود فرمود:



«من انتظر عاجلة الفرصة مؤاجلة الاستقصاء سلبته الایام فرصته، لان من شان الایام السلب وسبیل الزمن الفوت ;



هر کس [در فرصت‏های بدست آمده که کوتاه و گذرا هستند] به انتظار فرصت‏های کاملتری در آینده بنشیند، روزگار آن فرصت [کوتاه] را نیز ازاوخواهد گرفت; چرا که عادت
روزگار سلب [فرصت‏ها] و روش


زمانه از دست رفتن است .»

فاطیما*ع
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۸:۴۲
بسم الله الرحمن الرحیم




http://shiaupload.ir/images/rumfxvfyn9262trnij6.gif




تلاوت قرآن


قرآن کلام الهی، و جلوه‏ای از قدرت و علم و حکمت پروردگار است و آیات نورانی آن نشانگر عظمت‏خداوند متعال می‏باشد . قرآن برنامه زندگی یک مسلمان و معارف آن گنجینه‏ای بی‏پایان است . قرآن عهدنامه‏ای میان خداوند و مردم می‏باشد .

امام صادق علیه السلام با اشاره به این عهدنامه گرانبها، به مسلمانان سفارش می‏کند که هر روز پنجاه آیه از این کتاب را تلاوت کنند:

«القرآن عهد الله الی خلقه، فقد ینبغی للمرء المسلم ان ینظر فی عهده وان یقرء منه فی کل یوم خمسین آیة

قرآن عهدنامه خداوند متعال به انسان‏ها می‏باشد، برای مسلمان شایسته است که به این عهدنامه بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت کند .»

آن حضرت در سخن دیگری به کیفیت تلاوت و آداب قرائت قرآن پرداخته و فرمود:

«علیکم بالقرآن! فما وجدتم آیة نجابها من کان قبلکم فاعملوا به، وما وجدتموه هلک من کان قبلکم فاجتنبوه

بر شما باد تلاوت قرآن، پس هر آیه‏ای یافتید که کسانی قبل از شما [با عمل به آن ] نجات یافته‏اند، شما هم به آن عمل کنید و هر آیه‏ای را مشاهده کردید که بیانگر عوامل هلاکت [و نابودی ] پیشینیان است، شما هم از آن [عوامل ] پرهیز کنید .»

فاطیما*ع
۱۳۸۸/۰۷/۲۰, ۱۸:۵۱
بسم الله الرحمن الرحیم


http://shiaupload.ir/images/rumfxvfyn9262trnij6.gif


دوری از مجالس گناه

یکی از عوامل تاثیر گذار در روح و روان انسان محیط اطراف اوست . عوامل انحرافی از جمله محفل‏های آلوده و اجتماعات ضد ارزشی که افراد گنهکار و فاسد آن‏ها می‏گردانند، تاثیرات فراوانی را در افراد شرکت کننده باقی می‏گذارد و آنان خواهی نخواهی همرنگ با اهل فسق و فجور و معصیت می‏شوند .

بدین جهت امام صادق علیه السلام مؤمنین را از شرکت در این محافل نهی کرده و آنان را از رفتن به چنین مکان‏هایی برحذر می‏دارد، مگر اینکه برای تغییر وضعیت موجود باشد .

آن حضرت می‏فرماید: «لا ینبغی للمؤمن ان یجلس مجلسا یعصی الله فیه ولا یقدر علی تغییره

برای مؤمن شایسته نیست که در مجلسی بنشیند که در آن معصیت‏خداوند انجام می‏شود و او توانایی تغییر آن را ندارد .»

iranproud
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۰۵:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//16195/3_main.jpg



:Sham: سلام من به ماه هاشمی بقیع (کلیپ فلش) (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=15601&d=1255400154)

:Sham: صادق آل رسول (کلیپ فلش) (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=15602&d=1255404627)

:Sham: غروب خورشید دانایی (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15859)

:Sham: کتاب های شیخ الائمه امام جعفر صادق (ع) (ویژه موبایل و کامپیوتر) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15869)

:Sham: مذهب شیعه دگر صاحبش رفته ز دست (کلیپ تصویری) (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=15603&d=1255404647)

:Sham: ماتمکده امام صادق (نوای نوحه) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15876)

:Sham: تصاویر ویژه (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15851)

:Sham: شناختنامه امام صادق (سخنرانی صوتی) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15880)

:Sham: گنجینه پر گهر امام صادق (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=7294)

:Sham: کتابشناسی امام صادق (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15868)

:Sham: رهنموودهای امام صادق (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=12999)

:Sham: ویژه نامه گذشته شهادت امام صادق (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=7246)




http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_kanoon_1.png

مجیب
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۰۸:۰۳
زین ماتمى که چشم ملائک ز خون ترست
گویا عزاى صادق آل پیغمبرست

یا رب چه روى داده کزین سوگ جانگداز
خلقى پریش خاطر و دلها پر آذرست



مُلک و مَلَک به ناله و افغان و اشک و آه
چون داغدار، حضرت موسى بن جعفرست

خون مى‎رود ز فرط غم از چشم شیعیان
زیرا که قلب عالم امکان مکدرست

منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین
اما به خُلد، غمزده زهراى اطهرست

او گرچه کشت خسرو دین را ولى به دهر
نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست

تن در نداد بر ستم و این کلام نغز
بر پیروان حقّ و عدالت مقررست

آزادمرد تن به زبونى نمى‎دهد
مرگ از حیات در نظر مرد خوشترست

تنها نه اشکبار چشم «صفا» زین عزا بود
دلهاى شیعیان همه از غم مکدّرست

على سهرابى تویسرکانى «صفا»

مجیب
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۰۸:۱۱
چون امام صادق (ع) به شهادت رسید و به سوى قبرستان بقیع برده شد، ابو هریره عجلى این ابیات را سرود:

اقول و قدر احوا به یحملونه
على كاهل من حاملیه و عاتق
(مى‏گویم و حال آنكه او را مى‏بردند بر دوشهاى كسانى كه او را گرفته بودند.)

ا تدرون ماذا تحملون الى الثرى!
ثبیرا ثوى من راس علیاء شاهق
(آیا مى‏دانید چه چیزى را به سوى خاك مى‏برید!)

غداة حثا الحاثون فوق ضریحه
ترابا و اولى كان فوق المفارق
(صبحگاهى خاك پاشندگان بر بالاى ضریحش خاك ریزند حالى كه و بهتر آن است كه خاك بر سر ریزند.)
شیخ كلینى و دیگران از ابو ایوب جوزى نقل مى‏كنند كه گفت: ابو جعفر منصور شبانه به سراغ من فرستاد. پس نزد او رفتم. منصور بر صندلى نشسته و روبه‏رویش شمعى قرار داشت و در دستش نامه‏اى بود. چون به او سلام گفتم نامه را به سویم افكند در حالى كه مى‏گریست گفت: این نامه محمد بن سلیمان، والى مدینه، است كه در آن ما را خبر داده كه جعفر بن محمد به‏درود حیات گفته است. آنگاه سه مرتبه گفت: «انا لله و انا الیه راجعون‏». دیگر مانند جعفر كجاست؟آنگاه به من گفت: بنویس. من در جاى كتابت نشستم منصور گفت: بنویس اگر جعفر به كسى بعد از خود وصیت كرد او را پیش آر و گردنش را به شمشیر بزن. در پاسخ او نوشتند: جعفر بن محمد به پنج نفر وصیت كرده است: ابو جعفر منصور، محمد بن سلیمان، عبد الله و موسى از فرزندانش و حمیدة. منصور با دیدن نام این افراد گفت: هیچ راهى براى كشتن اینها وجود ندارد.
ابن شهر آشوب در مناقب از داود بن كثیر رقى، نقل كرده است كه گفت: یكى از اعراب نزد ابو حمزه ثمالى آمد. ابو حمزه از او پرسید: چه خبرى دارد؟گفت: جعفر صادق (ع) از دنیا رفت. ابو حمزه فریاد بلندى كشید و بى‏هوش افتاد. چون به حال آمد پرسید: آیا به كسى وصیت كرده است؟پاسخ داد: آرى به عبد الله و موسى، فرزندانش، و به ابو جعفر منصور وصیت كرده است. پس ابو حمزه خندید و گفت: سپاس خدایى را كه ما را به هدایت رهنمون شد و بیان كرد براى ما از كبیر و راهنمایى كرد ما را بر صغیر و امرى عظیم را پوشیده داشت. چون از منظور وى پرسش كردند گفت: مقصود بیان كرد عیوب كبیر (بزرگ) را و بر صغیر (كوچك) دلالت كرد و صغیر (موسى) را به اوصیا اضافه كرد و او را از جمله آنان دانست و امر امامت را با وصیت‏به منصور نهان داشت‏براى آنكه اگر منصور از وصى پرسش كند به او گفته مى‏شود وصى امام، تو هستى. عبد الله، اگر چه بزرگ‏ترین فرزند امام صادق (ع) بود، اما عیبى جسمانى داشت او افطح بود حال آنكه امام نباید نقصى و عیبى داشته باشد. معذلك وى نسبت‏به احكام دین هم آگاهى نداشت.
مسعودى در مروج الذهب نویسد: در سال 148 هجرى ده سال از خلافت منصور گذشته بود كه ابو عبد الله جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى طالب وفات یافت وى در قبرستان بقیع و در كنار پدر و جدش به خاك سپرده شد. به هنگام وفات 65 سال داشت و گفته شده كه او را مسموم كرده بودند. در این قسمت از بقیع بر قبور آنان سنگ مرمرى است كه بر روى آن نوشته شده:
«بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله مبید الامم و محیى الرمم هذا قبر فاطمه بنت رسول الله (ص) و سیدة نساء العالمین و قبر الحسن بن على بن ابى طالب و على بن الحسین بن على بن ابى طالب و محمد بن على و جعفر بن محمد علیهم السلام‏».
در تذكرة الخواص حكایت نوشته روى این مرمر از واقدى نقل شده است.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۰:۱۵
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


دلم هواى بقيع دارد و غم صادق

عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

دوباره بيرق مشكى به دست دل گيرم

زنم به سينه كه آمد محرم صادق

سلام من به بقيع و به تربت صادق

سلام من به مدينه به غربت صادق

سلام من به مدينه به آستان بقيع

سلام من به بقيع و كبوتران بقيع

سلام من به مزار معطّر صادق

كه مثل ماه درخشد به آسمان بقيع

سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقيع

سلام من به گل ياس هاشمىّ بقيع

ز غربتش چه بگويم كه سينه‏ها خون است

براى صادق زهرا مدينه محزون است

دلم دوباره به ياد رئيس مذهب سوخت

كه ذكر غربت ليلى حديث مجنون است

همانكه غربتش از قبر خاكى‏اش پيداست

امام صادق شيعه سلاله زهراست

ز بسكه كينه و غربت به هم موافق شد

هدف به تير جسارت امام صادق شد

همانكه فاطمه را بين كوچه زد گويا

ز كينه قاتل اين پيرمرد عاشق شد

امام پير و كهنسال شيعه را كشتند

امان كه روح سبكبال شيعه را كشتند

براى فاطمه از بى كسى سخن مى‏گفت

براى مادرش از غربت وطن مى‏گفت

بخاك حجره‏اش از سوز سينه مى‏غلطيد

پسر به مادر خود از كتك زدن مى‏گفت

از آن شبى كه زد او را ز كينه اِبْن‏ربيع

دوانده در پى‏اش اندر مدينه ابن‏ربيع

فضاى شهر مدينه بياد او تار است

هنوز سينه آن پير عشق خونبار است

هنور مى‏كشد او را عدو به دنبالش

هنوز هم ز عدويش دلش به آزار است

هنوز تلخى كامش به حسرت شهدى است

هنوز چشم دلش به رسيدن مهدى است



http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۰:۱۷
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد
جگری سوخته یاد از جگر سوخته کرد
جگری سوخته کز داغ بر افروخته بود
باز هم از اثر زهر جفا سوخته بود
بر جگر آنکه ولایت به موالی همه داشت
محنت کشتن اولاد بنی فاطمه داشت
آن امامی که لوای شرف افراخته بود
زهر منصور به جانش شرر انداخته بود
آه از آنروز که بگرفت زطاغوت زمان
آتش از چار طرف خانه او را به میان
وندر خرمن آتش ولی رب جلیل
راه می رفته و میگفت منم پور خلیل
شعله را چون به در خانه تماشا می کرد
یاد آتش زدن خانه زهرا می کرد
آنکه هم ظاهر رو هم باطن ما می داند
با دلش زهر چه کرده است خدا می داند
روح دین بود ولی بی تب و بی تابش کردند
شمع کانون وفا بود که آبش مردند
چارمین قبله عشق است به دامان بقیع
رونق دیگر از او یافت گلستان بقیع


http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif



سید رضامؤید

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۳:۱۱
وصیت

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

امام صادق(ع) به یکی از یاران و شاگردان خود وصیت فرمودند میزان خواب خود را در شب و کلام خود را در روز کاهش ده و به آنچه خداوند روزی تو کرده است، قناعت کن. چیزی که به آن خواهی رسید آرزو مکن. کسی که قناعت ورزید سیر می‏شود و کسی که قناعت نکرد، هرگز راضی نمی‏شود. در حال توانگری، تکبُّر و ناسپاسی و در حال تنگدستی، جزع و بی تابی مکن. آنقدر خشن و تندخو مباش که مردم از نزدیک شدن به تو کراهت دانسته باشند و آنقدر نیز نرم خو و سست مباش که تو را حقیر و کوچک شمارند. با کسی که از تو بزرگ مرتبه‏تر و والاتر است دشمنی مکن و کسی را که از تو کم‏تر و پائین‏تر است ریش‏خند مزن.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۳:۱۲
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

مزد کارگر

از ویژگی‏های دین اسلام که آن را از تمام ادیان متمایز ساخته، جامعیت آن است که به تمام ابعاد زندگی بشر توجه داشته است؛ به عنوان مثال شایسته است که مزد کارگر را پیش از خشک شدن عرق و رفع خشکی‏اش، به او بدهند روزی امام صادق(ع) تعدادی کارگر برای کار در باغ خود، استخدام کرده بود. هنگام عصر، چون از کار فارغ شدند، امام صادق(ع) روبه یکی از اطرافیان خویش کردند و فرمودند: دستمزد این کارگران را قبل از آنکه عرق پیشانی‏شان خشک شود، پرداخت کن.

کار و تلاش برای طلب معیشت

امام جعفر صادق(ع) با وجود مقام و منزلت بالای علمی و معنوی، برای امرار معاش خود، کار می‏کرد و عرق می‏ریخت. آن حضرت بیل به دست می‏گرفت و کشاورزی می‏کرد. روزی در حال کار کردن - که عرق از سرو روی مبارکشان فرو می‏ریخت - یکی از یاران از آن جا می‏گذرد و به ایشان عرض می‏کند: فدای‏تان شوم، بیل را به من دهید و اجازه بفرمایید تا به شما کمک کنم. حضرت به آن شخص فرموند: بسیار دوست می‏دارم که مرد برای طلب معیشت خویش در گرمای خورشید کار کند و خسته شود.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۳:۱۴
روایت امام جعفر صادق(ع)

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

- لازمه دوست داشتن دین، دوست داشتن برادر دینی است.
- هر که در عملی دیگری را شریک خدا قرار دهد، خدا آن عمل را از او نمی‏پذیرد.
- کسی که برای مردم عمل کند، پاداش او بر عهده مردم است و کسی که برای خدا کار کند، پاداش او بر عهده خداست.
- هر که حیا ندارد، ایمان ندارد.
- امید مدار جز به خدای خود و مترس مگر از گناه خود.
- کسی که گرفتار عجب و خودپسندی شود، هلاک می‏شود.
- کسی که گرفتار کبر شود، خداوند روز قیامت او را می‏شکند و خوار و ذلیل می‏کند.
- خشم کلید همه بدی‏هاست.
- خداوند از مؤمن هیچ عملی را نمی‏پذیرد، اگر کینه برادر ایمانی اش را درون دل داشته باشد.
- بپرهیزد از اینکه بعضی از شما بر بعضی دیگر حسد بورزید؛ چرا که اصل و ریشه حسد کفر است.
- بر مؤمن واجب است که در حضور و غیبت، خیرخواه مؤمن باشد.
- از شیعیان ما نیست کسی که به مردم ستم کند.
- مبغوض‏ترین خلق خدا کسی است که مردم از زبان او بیمناک باشند.
- حسن خلق آثار خطاها را از بین می‏برد، همچنان که آفتاب یخ را؛ بدرفتاری عمل را تباه می‏سازد، همچنان که سرکه عسل را.
- هرگاه فاسقی آشکارا گناه کند و حیا نکند، احترامی ندارد و غیبت او حرام نیست.
- کامل‏ترین بی نیاز کسی است که اسیر حرص و آز نباشد.
- بهترین شما بخشندگان شمایند و بدترین شما بخیلان شما.
- اساس و پایه عقل، بعد از ایمان به خدای متعال، مهرورزی و محبّت داشتن نسبت به مردم است.
- سخت‏ترین چیزی که خداوند آن را بر بندگانش واجب فرموده است، انصاف داشتن میان خود و مردم است.
- کسی که اهل جفا است و از بی وفایی دوری نمی‏کند، ناسپاس هم هست.
- مؤمنان خدمت‏گزار یکدیگرند.
- کسی که خدا را در به جاآوردن امر به معروف و نهی از منکر اطاعت نمی‏کند، دین ندارد.
- اگر مردم به آنچه در تحصیل علم و معرفت هست پی می‏بردند، آن را جستجو می‏کردند، هر چند به ریختن خونشان و فرو رفتن در اعماق دریاها باشد.

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

SAJED
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۳:۵۱
السلام علیک یا جعفر بن محمد یا صادقَ البارَّ الأمین ، یا ابن رسول الله

http://ma1348.jeeran.com/Hasan/bakea05.jpg

آن مدینه شهـر پیغمبـر بود شهر دختش بانوی اطهر بود

چهار تن از آن امامان شفیع خفتـه اندر خاک زیبـای بقیع

....
صادق آل محمد جعفر است عالــم دین وارث پیغمــبر است

طالبان علم و دانش گرد او عالمـانِ هـر زمـان شاگـرد او

نزد شیعه او رئیس مذهب است اختـر تابنـده ای انـدر شـب است

عماد المقاومه
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۴:۳۸
شهادت امام صادق (ع) حمید علیمی
http://i37.tinypic.com/fammmp.jpg
http://i10.tinypic.com/4cmzh1g.jpg




جهت شنیدن مداحی ها لطفا کلیک کنید (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=196880&postcount=33)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۹:۱۶
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif





زين ماتمى كه چشم ملايك ز خون، ترست


گويا عزاى صادق آل پيمبرست


يا رب چه روى داده، كزين سوگ جانگداز


خلقى پريش خاطر و دل ها پرآذرست


مُلك و مَلَك به ناله و افغان و اشك و آه


چون داغدار، حضرت موسى بن جعفرست


خون مى رود ز فرط غم از چشم شيعيان


زيرا كه قلب عالم امكان مكدَّرست


منصور، شاد گشت ز قتل خديو دين


امّا به خُلد، غمزده زهراى اطهرست


او گرچه كشت خسرو دين را ولى به دهر


نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست


تن درنداد بر ستم و اين كلام نغز


بر پيروان حقّ و عدالت مقرّرست:


آزادْمرد، تن به زبونى نمى دهد


مرگ از حيات در نظر مرد خوشترست


تنها نه اشكبارْ چشم «صفا» زين عزا بود


دل هاى شيعيان همه از غم مكدّرست





http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


(على سهرابى تويسركانى «صفا»)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۹:۱۷
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif





لبالب شد ز خون دل اياغ حضرت صادق


دلم چون لاله مى سوزد ز داغ حضرت صادق


چو در خاك مدينه زائرش منزل كند از جان


به هرجا اشك مى گيرد سراغ حضرت صادق


در اين شب ها بود روشن مزار بى رواق او


كه باشد اشك مهدى چلچراغ حضرت صادق


خزان هرگز نمى گردد بهار دانش و بينش


از آن گل ها كه بشكفته به باغ حضرت صادق


معطر مى كند بوى دل آويزش فضاى جان


همان گل هاى علم باغ و راغ حضرت صادق


نشسته در عزا موسى بن جعفر با دلى سوزان


زند آتش به جانش سوز داغ حضرت صادق


ز شعر جانگدازت شعله خيزد «حافظى» زيرا


شد از خون جگر لبريز اياغ حضرت صادق





http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif




(محسن حافظى)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۹:۲۰
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif




بنال ای دل که در نای زمان فریاد را کشتند
بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوک علم بنشینند
که در دانشگه هستی بزرگ استاد را کشتند
به جرم پاسداری از حریم عترت وقرآن
رئیس مذهب والگوی عدل وداد را کشتند
بجای اشک وخوندل ببار ای آسمان زین غم
که نور دیدگان سید امجاد را کشتند
دریغ ودرد کز بیداد منصور ستمگر
به جرم یاری دین مظهر امدادا را کشتند
به جنّت مادرش زهرا پریشان کرده گیسو را
که بهر حفظ قرآن شافع میعاد را کشتند
من ژولیده میگویم زنسل ساقی کوثر
امام جانشین وپنجمین اولاد را کشتند


http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

ژولیده نیشابوری

فالق الاصباح
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۱۹:۴۳
اى مهر تو بهترين علايق
جان ها به زيارت تو شايق
ما را نبود به جز خيالت
يارى خوش و همدمى موافق
بيمارى روح را دوا نيست
جز مهر تو اى طبيب حاذق
اى نور جمال كبريائى
اى نور تو زينت مشارق
روزى كه دميد نور خلقت
رخسار تو بود صبح صادق
از جلوه تو، تبارك اللّه
فرمود به خلقت تو خالق
حسن تو خود از جمال زهرا ست
اى زاده بهترين خلايق
بر تخت كمال و تاج عصمت
آخر كه بود به جز تو لايق
تفسير كلام ايزدى بود
گفتار تو اى امام صادق
باشد سخن تو جاودانى
بوده است چو با عمل مطابق
افسوس شدى شهيد، آخر
از حيله ناكس منافق
از داغ تو شد جهان عزادار
زيرا به تو عالمى است عاشق

***
شاعر:حسان

goleleila
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۲۱:۴۷
نظر امام جمعه اهل تسنن درباره امام صادق(علیه‎السلام)


http://img.tebyan.net/big/1388/07/202291822192381241965611118011012211215013448.jpg

امام صادق(علیه‎السلام) و ابوحنیفه



یكى از فقهایى كه از محضر امام صادق(علیه‎السلام) بهره وافرى برده و مذاكرات علمى او با امام صادق (علیه‎السلام) مشهور مى‎باشد، امام ابوحنیفه نعمان بن ثابت است كه وقتى از او پرسیده شد: فقیه‎ترین كسى كه دیده‎ای، کیست؟ در جواب فرمود: هیچ كس را فقیه‎تر از جعفر بن محمد ندیده‎ام. وقتى منصور خلیفه عباسى جعفر بن محمد را احضار كرده بود به من گفت كه مردم بشدت شیفته جعفربن محمد شده‎اند، پس براى محكوم ساختن وی، مشكلترین مسائلى را كه به نظرت مى‎رسد آماده كن، من چهل مسئله مشكل علمى را آماده نمودم و به حضور منصور رفتم و دیدم كه جعفر بن محمد سمت راست او نشسته است، با مشاهده او آنچنان تحت تأثیر ابهت و عظمت او قرار گرفتم كه چنین حالتى از دیدن منصور به من دست نداد.
سلام كردم و نشستم، منصور رو به جعفر بن محمد كرد و گفت: آیا او را مى‎شناسى؟ فرمود: آرى، سپس به من گفت: مسائل خود را مطرح كن تا از ابى عبدالله بپرسیم. پس شروع كردم به طرح مسائل و امام صادق(علیه‎السلام) در هر مورد مى‎فرمود: شما در این مسئله چنین مى‎گویید و اهل مدینه نظرشان چنان است و نظر ما هم این است، كه در برخى موارد با ما موافق بود و در برخى موارد با اهل مدینه، و در برخى مسائل نظرش با همه متفاوت بود، تا این كه هر چهل مسئله را بى كم و كاست مطرح نمودم. سپس امام ابوحنیفه فرمود: مگر نه این است كه داناترین مردم آن كسى است كه به اختلاف علما در فتاوا و مسائل فقهى آگاهتر باشد؟


این حكایت تاریخى اولاً بیانگر مقام و منزلت والاى علمى امام صادق(علیه‎السلام) است و ثانیاً تأثیر و نفوذ عمیق ایشان را در توده مردم و خوف و هراس حكام آن زمان را از این تأثیر و نفوذ به خوبى نشان مى‎دهد كه خود دلیل دیگرى بر شأن و منزلت وى مى‎باشد. امام صادق(علیه‎السلام) گاهى امام ابوحنیفه را در علم و فقه امتحان مى‎كرد و سؤالاتى را براى او مطرح مى‎كرد. چنانچه یكبار از او درباره حكم كسى كه در حالت احرام دندان رباعى آهویى را بشكند سؤال فرمود كه امام ابوحنیفه فرمود: جواب آن را نمى‎دانم. و امام صادق(علیه‎السلام) خطاب به او فرمود: مگر نمى‎دانى كه آهو دندان رباعى ندارد؟
این حكایت و امثال آن دلیل دیگرى است بر تسلط و برترى علمى امام جعفر صادق(علیه‎السلام) و تأثیر و نفوذ و ارتباط نزدیكى كه ایشان نسبت به علما و فقهاى زمان خود داشته است تا آنجائی كه امام ابوحنیفه به فضل و منت امام صادق(علیه‎السلام) بر خود اعتراف نموده و در آن عبارت مشهور مى‎فرماید: «لَولاَ السَّنتان لَهلَكَ النُّعمَان»؛ اگر آن دو سال نبود نعمان هلاك مى‎شد.(كه این دو سال ظاهرا مربوط به آن زمانیست كه امام ابوحنیفه از عراق هجرت نمود و مدتى را در سرزمین حجاز در ملازمت امام صادق(علیه‎السلام) بسر برده است.)

(امام جمعه اهل سنّت)
منبع : تبيان (http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/imamsadiq/2009/10/13/104605.html)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۷/۲۲, ۰۸:۲۹
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif



مردی غروب کرد وقتی افق شکست

خورشید دیگری جای پدر نشست

او یک امام بود هرچند بی قیام

اویک رسول بود جبریل شاهد است

در آخرین کلام حرفش نماز بود

اوجعفر خداست،پیری که بود و هست

از ترس بشکند دشمن نماز او

این یک نماز نیست تیغی است روی دست

از پای منبرش بستند دست او

قومی عبا به دوش جمعی قلم به دست

آتش چه م یکند با خانه خلیل

کاذب چه می برد از صادق الست

حرف از ثواب شد تشییع آمدند

ای دهر نابکار ای روزگار پست

زیر جنازه اش جمعند عده ای

فامیل بی نماز یا با نماز مست

کاش از ره ثواب جمعی به کربلا

تشییع شاه را بودند پای بست

وقتی افق شکست رأسی طلوع کرد

منبر سنان شد و واعظ بر آن نشست


http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif



محمد سهرابی

پاکی
۱۳۸۸/۰۷/۲۳, ۱۸:۰۶
باتشکر

طه
۱۳۸۸/۰۷/۲۶, ۱۶:۳۲
سلام
واسطه ی اجرتون مولا انشاءلله

parvaz
۱۳۸۸/۰۷/۲۷, ۰۸:۳۰
نقشه‌ي 25 گنج بزرگ دنيا



امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است. پس آدرسهايش همه درست است.



با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي.


بسم الله:


امام صادق عليه‌السلام فرمودند:


1- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ:
بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.

2- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:
و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گيري (مثبت و سازنده) يافتم.

3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»:
و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) يافتم.

4- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي:
سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.

5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله:
و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.





برگ عيشي به گور خويش فرست كس نيارد ز پس، تو پيش فرست





6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية:
و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش:
و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.

8- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ:
و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

9- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة:
و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

10- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل:
و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال:
و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.

12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي:
و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.

13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله:
و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.

14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال:
و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.

15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:
و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.

16- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم:
و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

17- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع:
و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

18- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد:
و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.

19- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع:
برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.

20- و طلبت العز، فوجدته في الصدق:
و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.

21- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم:
و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

22- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة:
و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.





قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حريص جهانگرد را





23- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن:
و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق:
و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.

25- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين:
و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.



منبع:tebyan.net

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۳:۵۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_33104626276272040161.gif http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_b_054_1.png (http://ayehayeentezar.com/gallery/images/79807638291574142414.gif) http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_80224602490580892169.gif


(http://ayehayeentezar.com/gallery/images/02494886426093610764.gif)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif


ويژه نامه شهادت صادق آل طاها ،
امام جعفرصادق عليه السلام


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_entezar3.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۴:۲۶
http://takpcir.persiangig.com/Neinava/Images/EmamSadegh01.jpg


http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

يا اَبا عَبْدِ اللّهِ يا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ اَيُّهَا الصّادِقُ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ
يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِياسَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا
وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِوَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا
يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ ...


http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

اى اباعبدالله اى جعفر بن محمد اى (امام) صادق
اى فرزند رسول خدا اى حجت خدا بر خلق
اى آقاى ما و سرور ما ما رو آورديم و شفيع گرفتيم
و توسل جستيم بوسيله تو به درگاه خدا و تورا پيش روى
حاجتهاى خويش قرار داديم اى آبرومند پيش خدا ...


http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
شهادت رئیس مذهب تشیع و شیخ الائمه حضرت امام جعفر صادق(ع) را به حضرت بقیه الله حجت ابن الحسن(عج) وهمه شیعیان جهان تسلیت می گوییم.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__4_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۴:۲۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/4_Untitled-23.png



شراره هاي زهر كين


صادق آلِ فاطمه، منم که خون جگر شدم
میانِ کوچه‌های غم، غریب و در به در شدم


خدا ببین عدو مرا به هر دمی صدا کند
دلِ غمینِ و خسته‌ام به غصه‌ مبتلا کند


کشد به آتش جفا گهی حریم خانه‌‌ام
تو خود بدانی ای خدا غریبِ این زمانه‌ام


به بزم عیش و نوش خود مرا شبانه برده‌اند
نماز من شکسته‌اند، با تازیانه برده‌اند


حالا که زهرِ مجلسِ حرامیان چشیده‌ام
ببین که خون روان شده ز گوشه‌های دیده‌ام


ببین به راه خانه‌ام نشسته‌ام چو مادرم
به مرگ خود رضا شدم، شکسته‌ام چو مادرم


شراره‌های زهرِ کین عطش به پیکرم نشاند
به یاد جد اطهرم مرا به کربلا کشاند


خدا ببین که چون حسین به سینه بر زمین شدم
ولی خوشم در این جهان که شیعه‎سازِ دین شدم




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__9_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۷:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2491471861231031885416921787997231589916.jpg


اندوهی جانکاه بر تار و پود مدینه چنگ می‏زند
و حُزنی غم‏انگیز، افلاک را می‏آشوبد.
آسمان سیاه‏پوش می‏شود
و فوج فوج، فرشته‏های عزدار،

در نقطه‏ای به نام بقیع، فرود می‏آیند!
و بقیع، با دیده گریان،
انتظار ورود عزیزی را به سوگ می‏نشیند!

در کوچه‎کوچه یثرب، بوی غربت و یتیمی می‏وزد!
از درها، دیوارها، پنجره‏ها، ملال و ماتم می‏بارد!

سینه‏ها، داغ بزرگی را به دفترش می‏کشند
و جان‏ها، در آتش مصیبتی عظیم می‏گدازند!
چشم‏ها به خون می‏نشینند
و دست‏ها، بی‏تابی‏شان را به سرها می‏کوبند!

شاید بلایی بزرگ نازل شده؟
شاید خورشید نقاب بر چهره افکنده؟

شاید ماه برای همیشه در محاق افتاده؟
یا عرش ترک برداشته،
که اینگونه آشوب در ذرّات عالم به پا شده است.

بقیع! ای گنجینه دردها و اندوه‏ها،
ای نهان‎خانه اسرار آسمانی!
لب باز کن! از ناگفتنی‏ها بگو!
از دردهای نهانت بگو!
امشب میزبان کدام عزیزی؟

امشب، کدام بهشت گمشده در تو پدیدار خواهد شد؟
کدام آفتاب، در خاکت طلوع خواهد کرد؟


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__35_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۷:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_174761272389720076609322224114216911215655.jpg



نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده)


كنيه: ابوعبداللّه


لقب: صادق


پدر: حضرت محمد بن على (ع)


مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

تاريخ ولادت: يكشنبه 17 ربيع الاول ، سال83 هجرى

مكان ولادت: مدينه

مدت عمر مبارك: 65 سال

علت شهادت: مسموميت

قاتل ملعون: منصور دوانيقى (خليفه عباسي)

زمان شهادت: يكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى

مدفن مطهر: قـبـر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه منوره)
دركنار قبر پدر و جدّ و عمويش امام حسن مجتبى (عليه السلام) مى باشد.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__39_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۷:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_95921112224791937519222221620917249150199.jpg

لب باز کن، مهبط فرشتگان! زیارتگاه قدسیان!
آرام جان افلاکیان!با من سخن بگو!
آن چه را که تو می‏دانی و ما نمی‏دانیم!

از اندوه‏های بی‏شماری که جگرت را به آتش می‏کشد!
از زخم‏های فراوانی که بر پیکرت نشسته است!

بقیع! ای سرزمین اندوه‏های آسمانی!
امشب، سر به دامان کدام عزیز خواهی گذاشت!
در ذهن لحظه‏هایت، حضور افلاکی کدام مهربان جاری است!

امشب، گویا میهمان عزیزی داری!
چشم به راهی امشب پایان می‏گیرد!
انتظارت به سر می‏آید!

امشب او حتما خواهد آمد!
صدای گریه را نمی‏شنوی؟
صدا از خانه ششمین خورشید زمین است!
صدا از خانه فرزند فاطمه است!

می‏آید ... ، با جگری سوخته از زهر کینه!
ساغر جان امام غریب و بزرگ،
لبریز از آتش زهر روزگار شده است!

می‏آید! معدن رسالت، دریای سخاوت،
کوه حلم، اقیانوس معرفت ... می‏آید! ...

دنیا همیشه برای درک وسعت آسمانیان
حقیر است، اندک است.

بقیع! آماده باش!
بزم پذیرایی بیارای! دیده را فرش راهش کن!

آغوش بگشا! و جسم بی‏جانِ جان عالم را، در برگیر!
آرام‏تر! که این پیکر مطهر، زخم فراوان دیده است!
زخم کینه‏توزی دنیا! زخمِ نامردمی‏ها!
زخم اسلام نمایان بی‏دین! زخم نابرابری‏ها! شقاوت‏ها!

صدای گریه می‏آید! ... صدای ضجه فرشتگان!
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید
و ستاره‏ای به آسمان خواهد شتافت!


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__33_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۷:۱۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_45.jpg


زندگينامه امام جعفر صادق (ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود.

اما بنا به گفته شيخ مفيد و كلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. ليكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح ‏تر ميداند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد:

چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است.

وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار ميآيد و نيز بقيه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.

كنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نيز كنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذكر كرده ‏اند.

كنيه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و اين كنيه از ديگر كنيه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گويد:

برخى كنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته ‏اند.

ابن شهر آشوب نيز در كتاب مناقب مي ‏گويد: آن حضرت مكنى به ابو عبد الله و ابو اسماعيل و كنيه خاص وى ابو موسى بوده است.

القاب امام صادق (ع)

آن حضرت القاب چندى داشت كه مشهورترين آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا كه وى در بيان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__13_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۷:۱۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1_imam-sadegh-8-askquran.jpg


عظمت علمي امام صادق عليه السلام

بيشترين حجم روايات، احاديثي است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است كه شيعه به ايشان منسوب شده است: ”شيعه جعفري“.

كمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:

يكي اينكه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 – 83 هجري)،

و ديگري كه به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است.

دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است.

امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائدالوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبي تشيع” پرداخت.

از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است كه ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالك خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع) كمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__6_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۷:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_147228254247159292004525371757422152225105.jpg

امام و فقه اسلامی

ـ فقه شيعه اماميه كه به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احكام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هيچ يك از (ائمه) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامي راويان ثقه كه از او روايت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

ـ در نيمه اول قرن دوم هجري فقهاي طراز اولي مانند ابوحنيفه و امام مالك بن انس و اوزاعي و محدثان بزرگي مانند سفيان شوري و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور كردند.

در اين دوره است كه فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شكوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث كلامي مهم در بصره و كوفه بوده است.

ـ حضرت صادق (ع) در اين دوره در محيط مدينه كه محل ظهور تابعين ومحدثان و راويان و فقهاي بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعيان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ي آن عصر بودند بلكه او تنها از يك طريق كه اعلاء و اوثق طرق بود نقل مي كرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علي بن الحسين (ع) و او از پدرش حسين بن علي (ع) و او از پدرش علي بن ابيطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردي كه روايتي از آباء طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احكام الهي هستند.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__5_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۷:۳۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_351293915914118344737246159251197239193.jpg



ايمان امام صادق (ع)

ما چند خبر از اخبار غيبي امام صادق (ع) را نقل مي كنيم كه خود دلالت بر ايمان شهودي امام صادق دارد.

1 ـ محمد بن عبدالله مي گويد: «عبدالحميد كه يكي از راويان فقه شيعه است در زندان بود. روز عرفه در مكه خدمت امام صادق رسيدم و از زندان و مضيقه عبدالحميد با ايشان صحبت كردم. امام صادق دعا كردند و بعد فرمودند: رفيقت از زندان آزاد شد. موقعي كه از مكه برگشتم و با عبدالحميد تماسم گرفتم، معلوم شد همان ساعت كه امام صادق دعا كرد و بعد خبر آزادي عبدالحميد را داد، او از زندان آزاد شد.»

2 ـ مهزم مي گويد: «براي ديدن امام صادق (ع) به مدينه رفتم و منزلي اجاره كردم. پس از مدتي تمايلي به كنيز صاحب خانه پيدا كردم و روزي دست او را با شهوت فشار دادم. همان روز به خدمت امام رسيدم و حضرت فرمودند: امروز كجا بودي؟ من به دروغ گفتم كه صبح را در مسجد به سر آوردم. حضرت فرمودند: اما تعلم ان هذا لاينال الا بالورع يعني: آيا نمي داني به مقام وايت، جز با ورع و پرهيزگاري نمي توان رسيد؟»

3 ـ ابي بصير مي گويد: «روزي من جنب بودم و چون ديدم كه عده اي به خدمت امام صادق مي روند، من هم با حالت جنابت رفتم. حضرت فرمودند: آيا نمي داني به خانه هاي ما جنب نبايد وارد شود؟»

4 ـ شقراني مي گويد: «روزي منصور دوانيقي به افرادي جايزه و عطا مي داد. من هم بر در خانة او ايستاده بودم كه امام صادق آمد. جلو رفتم و از ايشان خواستم كه از منصور براي من هم عطايي بگيرد. حضرت در مراجعت چيزي را كه برايم گرفته بود به من داد و فرمود:

الحسن لكل احد حسن ومنك احسن لمكانك منّا، القبيح لكل احد قبيحٌ ومنك اقبح لمكانك منا.

كار نيكو از هر كه سر زند خوب است و از تو بهتر چون منسوب به مايي، و كار زشت از هر كه سر زند بد است و از تو بدتر چون منسوب به مايي.» شقراني مي گويد: «اين كلام اشاره اي بود به كار زشت من، زيرا گاهي در خفا شراب مي خوردم.»

نقل از کتاب احیاگر تشیّع




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__22_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۸:۱۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_22162227200792381712066818180132282293223.jpg


ويژگى هاى عصر آن حضرت

عصر امام صادق(عليه السلام) همزمان با دو حكومت مروانى و عباسى بود كه انواع تضييق ها و فشارها بر آن حضرت وارد مى شد بارها او را بدون آن كه جرمى مرتكب شود, به تبعيد مى بردند .

ازجمله يكبار به همراه پدرش به شام و بار ديگر در عصر عباسى به عراق رفت.

يكبار در زمان سفاح به حيره و چند بار در زمان منصور به حيره, كوفه و بغداد رفت.

با اين بيان, اين تحليل كه حكومت گران به دليل نزاع هاى خود, فرصت آزار امام را نداشتند و حضرت در يك فضاى آرام به تاسيس نهضت علمى پرداخت, به صورت مطلق پذيرفتنى نيست , بلكه امام با وجود آزارهاى موسمى اموى و عباسى از هر نوع فرصتى استفاده مى كرد تا نهضت علمى خود را به راه اندازد و دليل عمده رويكرد حضرت, بسته بودن راه هاى ديگر بود.

چنان كه امام از ناچارى عمدا روبه تقيه مىآورد. زيرا خلفا درصدد بودند با كوچكترين بهانه اى حضرت رااز سرراه خود بردارند.

لذا منصورمى گفت: جعفربن محمد مثل استخوانى در گلو است كه نه مى توان فرو برد ونه مى توان بيرون افكند. برهمين اساس خلفا درصدد بودند ولو به صورت توطئه, حضرت را گرفتار و در نهايت شهيد كنند.

همانگونه كه درتاريخ نيز ثبت مي باشد ، منصورتا بدانجا پيش مي رود كه جاسوساني در لباس دوست براي فريب امام (عليه السلام) روانه مي گرداند تا شايد بتواند با نيرنگ روابط سياسي امام و شيعيانشان درخراسان را آشكار ساخته وامام رادركام توطئه اندازد، اماعلم لدني وعنايت پروردگار درايت و فراست امام رابرانگيخته وموجبات رسوائي هرچه بيشتر منصور را فراهم مي سازد .

آرى اين همه نشان از اختناق و فشارى دارد كه مانع از هر نوع اقدام عليه حكومت وقت مى شد, لذا امام به سوى تنها راه ممكن كه همان ادامه مسير پدر بزرگوارش امام باقر(عليه السلام) بود, روى آورد و از در دانش و علم وارد شد.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__24_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۰۷:۰۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_6027188141791558214510097871769320214040.jpg



شيوه‏ها و اهداف نهضت علمى و فرهنگى

تربيت راويان

از گذر ممنوعيت نقل احاديث در مدت زمان طولانى توسط حكام اموى , احساس نياز شديد به نقل روايات و سخن پيامبر(صلّي الله عليه وآله) , امير مومنان(عليه السلام)، امام(عليه السلام) را وامى داشت به تربيت راويان در ابعاد مختلف آن روى آورد .
لذا اينك از آن امام در هر زمينه اى روايت وجود دارد و اين است راز ناميده شدن مذهب به (جعفرى).
آرى, راويان با فراگرفتن هزاران حديث درعلومى چون تفسير , فقه, تاريخ , مواعظ , اخلاق , كلام , طب , شيمى و... سدى در برابر انحرافات ايجاد كردند.
امام صادق(عليه السلام) مى فرمود: ابان بن تغلب سى هزار حديث از من روايت كرده است. پس آن ها را از من روايت كنيد.
محمدبن مسلم هم شانزده هزار حديث از حضرت فرا گرفت.
و حسن بن على و شامى گفت : من در مسجد كوفه نهصد شيخ را ديدم كه همه مى گفتند: جعفر بن محمد (عليه السلام) برايم چنين گفت.

اين حجم گسترده از راويان در واقع, كمبود روايت از منبع بى پايان امامت را در طى دوره هاى مختلف توانست جبران كند و از اين حيث امام(عليه السلام) به موفقيت لازم دست يافت.

آرى, روايت از اين امام منحصر به شيعه نشد و اهل سنت نيز روايات فراوانى در كتب خود آوردند.

ابن عقده و شيخ طوسى در كتاب رجال و محقق حلى در المعتبر و ديگران آمارى داده اند كه مجموعا راويان از امام به چهار هزار نفر مى رسند و اكثر اصول اربعمإئه از امام صادق (عليه السلام) است و همچنين اصول چهار صدگانه اساسى كتب اربعه شيعه ( كافى , من لا يحضره الفقيه, التهذيب, الاستبصار) را تشكيل دادند



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__9_.jpg

boutimar
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۰۷:۱۶
در مصیبت امام صادق

سال‌ها آب شدم سوخت ز پا تا به سرم
آخر ای زهر جفا شعله زدی بر جگرم
کشت منصور ستم پیشه ز بیداد مرا
کاش می‌کرد دمی شرم ز جد و پدرم
دلِ شب بود که دشمن به سرایم آمد
برد از خانه برون وقت نماز سحرم
سال‌ها داغ بنی‌فاطمه را می‌دیدم
کس ندانست که یک عمر چه آمد به سرم
من جگرپارۀ زهرایم و باید به چه جرم
عوض گل جگر پاره برایش ببرم
بارها تیغ کشیدند پی کشتن من
بارها سیل بلا برد به موج خطرم
دشمن آن لحظه که بر خانۀ من آتش زد
یاد آمد ز غم مادر نیکو سیرَم

دل شب خصم مرا برد به قصر منصور
یاد از بزم یزید آمد و از طشت زرم
«میثم» از تربت بی‌شمع و چراغم پیداست
که چو جد و پدرم از همه مظلوم‌ترم

boutimar
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۰۷:۲۰
http://www.sobheomid.ir/picture/641320.jpg

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند:Graphic (61):

boutimar
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۰۷:۲۵
http://markazealamdar.blogfars.com/fotofiles/44300.jpg


انشالله مدینه قبرستان بقیع:Doaa:

سوگند
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۰۷:۲۵
شهادت امام صادق (علیه السلام)

در اصول كافى، ارشاد شيخ مفيد، كشف الغمه و برخى كتابهاى ديگر، از رحلت امام صادق (ع) به لفظ «مضى‏» «مات‏» و «قبض‏» تعبير شده است. ظاهر اين لفظها نشان مى‏دهد امام به مرگ طبيعى جهان را بدرود گفته است، اما در فصول المهمه و مصباح كفعمى (به نقل مجلسى در بحار) نيز در كتابهاى ديگرى آمده است: امام را زهر خوراندند. (1)
ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است ابو جعفر منصور او را زهر خورانيد (2) و بايست چنين باشد، زيرا با كينه‏اى كه منصور از او داشت و بيمى كه از روى آوردن مردم بدو در دل وى راه يافته بود، آسوده نمى‏نشست. آنان كه با تاريخ زندگى اين مرد آشنايند، مى‏دانند او به كسانى كه براى رساندنش به مسند خلافت هر كوشش را به كار بردند، رحم نكرد و از جمله آنان ابو مسلم بود كه برپايى دولت عباسيان مرهون رنجهايى است كه او در اين باره بر خود نهاد. گناه ابو مسلم-چنان كه ازاسناد تاريخى بر مى‏آيد، اين است كه هنگام خلافت‏سفاح، به منصور چنان كه بايد حرمت نمى‏نهاد، پس طبيعى است كسى را كه از او مى‏ترسد و از علاقه و احترام مردم بدو آگاه است آسوده نگذارد و تحمل نكند. ولى چنان كه خواهيم ديد، به ظاهر از رحلت آن امام بزرگوار دريغ مى‏خورد.
كلينى به اسناد خود از ابو ايوب روايت كند: نيم شبى منصور مرا خواست. چون بر او در آمدم، بر كرسى نشسته بود و شمعى پيش روى داشت و نامه‏اى مى‏خواند و مى‏گريست. بر او سلام كردم. نامه را به سوى من انداخت و گفت: از محمد بن سليمان است. از مرگ جعفر بن محمد خبر مى‏دهد و سه بار «انا لله و انا اليه راجعون‏» را بر زبان آورد و گفت: كجا مانند جعفر يافت مى‏شود؟ سپس گفت: بنويس! در بالاى نامه نوشتم اگر شخص معينى را وصى قرار داده گردن او را بزن. چون پاسخ نامه رسيد، معلوم شد پنج تن را وصى خود كرده است: منصور، محمد بن سليمان، عبد الله، موسى و حميده. و در روايت ديگرى به جاى محمد بن سليمان، محمد بن جعفر است و به جاى حميده، مولايى از موالى ابو عبد الله و اضافه دارد: منصور گفت اينان را نمى‏توان كشت. (3)
يعقوبى از اسماعيل بن على بن عبد الله بن عباس روايت كند: بر منصور در آمدم، ديدم ريش او از اشك چشمش نمناك است. سبب پرسيدم، گفت: نمى‏دانى به خاندان تو چه رسيده است.
-امير مؤمنان چه شده؟ -سيد و عالم و باقى مانده گزيدگان آنان درگذشت.
-امير مؤمنان چه كسى؟
-جعفر بن محمد!
-خدا امير مؤمنان را مزد دهد و او را براى ما باقى گذارد.
-جعفر از آنان بود كه خدا در باره‏شان گفته است: ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا (4) او از كسانى بود كه خدايش گزيد و از سابقان در خيرات بود. (5)
ابن فضال روايت كند: نزد ام حميده رفتم تا او را به رحلت امام تعزيت دهم. گريست و من از گريه او به گريه در آمدم. پس گفت: اگر ابو عبد الله را هنگام مرگ مى‏ديدى چيزى شگفت مشاهدت مى‏كردى. چشم خود را گشود و گفت: هر كس را با من خويشاوندى دارد گرد آوريد. همه را گرد آورديم. بدانها نگريست و گفت: شفاعت ما به كسى نمى‏رسد كه نماز را سبك بدارد. (6)
كلينى به روايت‏خود از امام موسى بن جعفر روايت كند: من پدرم را در دو جامه شطوى (7) كفن كردم كه آن دو، جامه احرام او بود و در جامه‏اى از جامه‏هايش و عمامه‏اى كه از على بن الحسين بود براى آنكه آن را به چهل دينار خريده بود. (8)
يكى از اصحاب آن حضرت گفته است: بر او در آمدم موسى بن جعفر پيش روى او نشسته بود و او وى را وصيت مى‏كرد. آنچه از آن وصيت‏به ياد دارم اين است: پسركم وصيت مرا بپذير و گفتارم را به خاطر سپار. اگر آن را به خاطر سپارى خوشبخت زندگى خواهى كرد و ستوده خواهى مرد.
پسركم! آنكه بدانچه خدا بدو داده قناعت كند بى‏نياز بود، و آنكه ديده به مال ديگرى دوزد مستمند مى‏ميرد. آنكه بدانچه خداى عز و جل بدو داده خرسند نباشد خدا را در قضاى او متهم كرده است. آنكه گناه خود را خرد داند گناه جز خود را بزرگ شمارد. و آنكه گناه ديگرى را خرد به حساب آرد، گناه خود را بزرگ انگارد. آنكه پرده از عيب ديگرى برگيرد، عيبهاى درون خانه‏اش آشكار شود. آنكه شمشير ستم كشد، بدان كشته شود. آنكه براى برادر خود چاهى كند، خود در آن بيفتد.
آنكه با سفيهان بياميزد حقير شود و آنكه با علما نشيند وقار يابد. آنكه در جاى‏هاى بد در آيد متهم شود. پسركم حق را بگو! به سودت باشد يا به زيانت. از سخن چينى بپرهيز كه آن كينه را در دلهاى مردم مى‏كارد. پسركم! اگر جستجوى بخشش مى‏كنى به معدنهاى آن روى آور. (9)
نويسنده: سيد جعفر شهيدى
منبع:كتاب«زندگانى امام صادق (ع)»
پى‏نوشتها:
1. ج 47، ص 2-1.
2. مناقب، ج 4، ص 280.
3. اصول كافى، ج 1، ص 310.
4. سپس ميراث داديم كتاب را به كسانى كه برگزيديم از بندگانمان (فاطر: 32) .
5. تاريخ يعقوبى، ج 3، ص 117.
6. ثواب الاعمال، ص 205، بحار، ج 47، ص 2.
7. دهى در مصر كه در آن چنان پارچه را مى‏بافتند.
8. اصول كافى، ج 1، ص 476.
9. حلية الاولياء، ج 3، ص 195، صفة الصفوه، ج 2، ص 170.

avaye_zohur
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۰۸:۰۸
http://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gif

زين ماتمى كه چشم ملائك ز خون تر است
گويا عزاى صادق آل پيغمبرست

شهادت جانسوز رئيس مذهب شيعه امام جعفر صادق (ع) تسليت باد

http://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۰۸:۵۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flower__550_.gif

به یاد بحر حقایق، حضرت صادق علیه السلام



http://img.tebyan.net/big/1385/08/1321491142073120718025421059807791249365.jpg

زبان رساى اسلام بود و مبین شریعت مصطفى(صلّی الله علیه و آله)با سخنانى حكیمانه، منطقى استوار، علمى سرشار، برگزیده روزگار به شمار می‌آمد و ... بنده شایسته پروردگار.در سال‌هاى سیاهى كه ابرهاى سلطه امویان، آسمان جهان اسلام را تاریك كرده بود و در سال‌هایى تیره‌تر، كه حكومت عباسیان، مسلمانان را به تیرگى نشانده بود. او خورشید مدینه‌ی دین و دانش بود.در میان این دو فصل سیاه و سرد و ابرآلود، چند صباحى كه خورشید وجودش از افق مكتب و مذهب تابید، اسلام و قرآن را جان بخشید.او آبیارى نهال حق كرد تا این بذر ایمان پا گرفت و در افق اندیشه‌ها تابان شد.دین، به نام او زنده گشت. درخت علم، در بوستان كلامش رویید و به برگ و بار نشست. گلشن فضل، از چشمه دانش او سیراب شد. كتاب فقه، با (الفباى صادقى) نگاشته گشت.وقتى چشمه فضل و فقه و علم و كمال او مى‌جوشید، حسودان و عنودان، زبان به طعن مى‌گشودند و تیغ دشمنى بر مى‌كشیدند و پاى خصومت پیش مى‌گذاشتند. ولى... كدام دانشور را مى‌توان شناخت و نام برد كه از گنج دانش حضرت صادق علیه السلام بهره نبرده باشد؟
و كدام معلم را مى‌توان یافت كه به اندازه او، تربیت یافته در مكتب عترت داشته باشد؟حوزه‌هاى علمیه، نقش شاگردى او را به سردرهاى خویش نوشته‌اند.فقیهان دین مدار، خوشه چین حدیث و حكمت صادقى‌اند.آن چهار هزار گوش حكمت نیوش، كه از زبان این حجت خدا حدیث مى‌شنیدند و آن چهار هزار زبان و قلم كه به گفتن و نوشتن و ثبت و نشر حقایق دین از زبان او مى‌پرداختند، هر كدام منشورى بودند كه آن نورهاى تابان را در رواق اندیشه‌هاى بشرى مى‌تاباندند و آن معارف ناب و والا را از عرش بلند (علم لدنى) حضرتش، بر فرش كتاب‌ها و دفترها فرود می‌آوردند.خوشا به حال آن چهار هزار حكمت آموز محضرش!آنان، همچون نسیمى خوشبوى، از كوى معارف او گذشته، در پهنه قلمرو اسلام، جوهره دین را پخش مى‌كردند و "قال الصادق" گویان، كام تشنگان معرفت را عطر آگین مى‌ساختند.عصرى بود كه بدعت گذاران و دین ستیزان، در قالب‌هاى مختلف به تحریف چهره آیین محمدى(صلّی الله علیه و آله) مى‌پرداختند.امام صادق (صلّی الله علیه و آله) بود كه خورشیدگون مى‌تابید و آن اوهام و خرافات و تحریفات را مى‌زدود.
درود بر سلسله نورانى راویان احادیث، آنان كه حلقه‌اى از (تعبد) و (اطاعت) بر گردن داشتند و بر گرد (آل الله)، پروانه‌وار مى‌چرخیدند و خوشه چین محضر آن انوار تابناك مى‌شدند، تا جهان در ظلمت نماند و بشریت از این كوثر ناب و زلال، محروم نباشد.
ابان بن تغلب‌ها، هشام‌ها، مومن طاق‌ها، جمیل بن دراج‌ها، ابوبصیرها، زراره‌ها، سماعه‌ها، عمار ساباطى‌ها، جابربن حیان‌ها، مفضل‌ها، صفوان‌ها و ... صدها ستاره فروزان، هر یك در فروغ گسترى مكتب امام صادق علیه السلام، نقشى عظیم داشتند و حاملان و وارثان و راویان و ناشران آن علوم بودند.سیراب شدگانى بودند از این زمزم جوشان!باده نوشانى بودند از این ساغر كوثرگون!آنان، كام دل را با حلاوت (مكتب عترت) آشنا ساخته بودند و از پیشوایان دین، به ویژه از صادق آل محمد، نه تنها علم، كه عمل هم می‌آموختند و نه تنها دانش، كه عصاره دین را از زبان او مى‌گرفتند. امروز، بام و در كشور ما، "صادقیه" است.
اینك، در كشور امام صادق (علیه السلام)، فرهنگ اهل‌بیت علیهم السلام، سارى و جارى است.
امروز، هر جا كه شیعه‌اى است، جعفرى است. و هر جا كه حوزه‌اى است، صادقى است! ...


"جواد محدثى"

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flower__550_.gif

habib12
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۱۱:۲۲
:Sham:
وصايای امام صادق (عليه السلام)هنگام وفات

به فرزندان خود فرمود: فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَاَنتُم مُسلِموُن
بکوشيد که جز مسلمان نميريد.

به کسان وخويشان فرمود: اِنَّ شَفاعَتَنَا لاتَنالُ مَستَخِفّاَ بِالصَّلاةِ.
شفاعت ما به کسي که نماز راکوچک بشمارد نمي رسد

- به خانواده خود وصيت کرد که پس ازمرگش تا چند سال درموسم حج درمني براي او مراسم عزاداري برپاکنند.

دستور داد براي خويشان وکسان هديه اي بفرستند، حتي هفتاد دينار براي حسن افطس از خويشان او. وحسن افطس همان کسي است که با خنجر به امام حمله کرده بود ومي فرمود مي خواهد آيه قرآن رادرمورد صله رحم اجرا کند.
- درباره امام پس ازخود، امام کاظم(عليه السلام) رابراي چندمين بار منصوب کرد که او درآن هنگام براساس سندي بیست سال داشت.

- بخشي از سفارشهاي او درباره غسل وکفن وقبر خود بود که احکام اسلامي دراين زمينه وجود دارد.
- وبالاخره بخشي از وصيت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار وآرامش، حفظ زبان، پرهيز ازدروغ وتهمت ودشمني، دوري ازتجاوز کاری، پرهيز ازحسادت وترک معاصي و... بود.

نقل از کتاب احیاگر تشیّع
:Sham:

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۱۴:۳۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flower__550_.gif

اندرزهاى دهگانه

مردى از امام صادق علیه السلام نصیحتی خواست! آن حضرت به او فرمودند:

1- اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!
2- اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!
3- و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!
4- و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!
5- و اگر كیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!
6- و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!
7- و اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه مى‏شود، پس فریب براى چیست؟!
8- و اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!
9- و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!
10- و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__25_.jpg

خصال صدوق، ج 2، ص 450. سخنان حكمت‏آمیز، ترجمه و تحقیق ولی فاطمی
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flower__550_.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۱۵:۳۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flower__550_.gif
نقشه‌ی 25 گنج بزرگ دنیا

http://img.tebyan.net/big/1387/07/2361662361265696235143191744256075175222.jpg

امام صادق كسی است كه خود به این گنجها دست یافته است. پس آدرسهایش همه درست است.
با دقت، پایت را جای پای امام بگذار و برو تا تو هم برسی.
بسم الله:
امام صادق علیه‌السلام فرمودند:
1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.
2- و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة:و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گیری (مثبت و سازنده) یافتم.
3- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) یافتم.
4- و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.
5- و طلبتُ حب الموت، فوجدته فی تقدیم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.

برگ عیشی به گور خویش فرست كس نیارد ز پس، تو پیش فرست

6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترك المعصیة: و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه یافتم.
7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش: و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.
8- و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفكر و البكأ: و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.
9- و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة: و (آسانی) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.
10- و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل:و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.
11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الكسب للعیال: و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.
12- و طلبت حب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی:و دوستی خدای تعالی را جستجو كردم، پس آن را در دشمنی با گنهكاران یافتم.
13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله: و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.
14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال: و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمی ثروت یافتم.
15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر:و كارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكیبایی یافتم.
16- و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم: و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.
17- و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزكار یافتم .
18- و طلبت الراحة، فوجدتها فی الزهد:و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.
19- و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع: برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم.
20- و طلبت العز، فوجدته فی الصدق: و عزت (ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.
21- و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم: و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.
22- و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة: و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.

قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حریص جهانگرد را

23- و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن: و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.
24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق: و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.
25- و طلبت رضی الله، فوجدته فی برّ الوالدین: و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیكی به پدر و مادر یافتم.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flower__550_.gif



مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۰, ۱۹:۵۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flower__550_.gif
امام صادق گفت به همه‌ی شما بگویم كه:...

http://img.tebyan.net/big/1387/07/23463801242525219214216422310619811213675147.jpg
امام صادق به من1 فرمود: به همه كسانی كه به نظر تو، مطیع ما هستند و از ما حرف می‏شنوند، سلام برسان. و بگو من همه شما را به تقوای الهی و ورع دینی فرا می‏خوانم، و اینكه برای خدا كوشش كنید، راستگو باشید، ادای امانت كنید و سجده‏های طولانی داشته باشید و برای همسایگان خوبی باشید كه محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، با این تعالیم و آموزشها آمده است. امانت و ودیعه اشخاصی را كه شما را امین شناخته‏اند و چیزی را به شما سپرده‏اند، چه نیكوكار باشند یا بدكار، به ایشان سالم پس دهید؛ زیرا رسول الله صوات الله علیه دستور دادند كه حتی نخ و سوزن هم تحویل شود. و به خویشاوندان و اقوام خود صله و احسان كنید و بر جنازه آنان و در تشییع‌شان شركت نمائید و بیمارانشان را عیادت كنید و حقوق ایشان را ادا نمائید؛ چون اگر یكی از شما (چنین رفتار كند و) در دین خویش ورع داشته باشد، راست بگوید، ادای امانت كند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته می‏شود: این جعفری است و من خوشحال میشوم و از این وضع دلشاد می‏گردم و گفته می‏شود: اینگونه است ادب و تربیت جعفر، اما اگر جز این باشید، گرفتاری و ننگ و عار شما بر من است و گفته می‏شود: اینگونه است تعلیم و تربیت جعفر؟

به خدا سوگند، حدیث كرد
مرا پدرم كه مردی در میان قبیله‏ای
از شیعیان علی (علیه‌السلام) شمرده می‏شود كه وارسته‏ترین،
امانت‏دارترین، راستگوترین، و درزمینه قضاوت، عادلترین آنان باشد و وقتی از افراد قبیله راجع به او سؤال شود كه او چگونه مردی است، پاسخ دهند: چه كسی همانند اوست؟ راستی كه او امین‏ترین و صادق‏ترین ماست.


1- زید شحام
صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق علیه‌السلام
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flower__550_.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۰۰:۱۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flower__550_.gif
خودم به سویت می آمدم

http://img.tebyan.net/big/1387/07/2292349816767857557252732181071916715233.jpg
پیشنهاد حكومت به امام صادق علیه السلام

وقتی که ابو العباس سفاح و خانواده‏اش، پنهانى بر ابو سلمه خلاد كوفى وارد شدند، تصمیم ایشان مبنی بر ایجاد حکومت را مخفى داشت و خواست آن را در بین فرزندان على و فرزندان عباس به مشورت گذارد تا آنان هر كسى را كه خود مایل هستند اختیار كنند. اما بعدا با خود اندیشید كه من از آن بیم دارم كه نظر آنان با یكدیگر هماهنگ نباشد، لذا تصمیم گرفت‏خلافت را به فرزندان على (ع) از نسل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) واگذار كند. پس به سه تن از آنان به نامهاى جعفر بن محمد بن على بن حسین و عمر بن على بن حسین و عبد الله بن حسن بن حسن نامه‏ نوشت. ابتدا پیك به سوى جعفر بن محمد رفت و او را خبر داد كه نامه‏اى از ابو سلمه با او است.
امام (ع) گفت: مرا با ابو سلمه چه كار؟ او پیرو كس دیگرى است.
فرستاده گفت: نامه را بخوان و عقیده خود را درباره آن بگو.
جعفر بن محمد (ع) به خدمتگزارش گفت: چراغ را نزدیك آر. خدمتكار چراغ را پیش آورد و امام (ع) نامه ابو سلمه را بر آن نهاد و نامه آتش گرفت.
فرستاده گفت: آیا آن را پاسخ نمى‏گویى؟
امام فرمود: پاسخ مرا دیدى.
فرستاده از خانه امام صادق (ع) بیرون آمد و به نزد عبد الله بن حسن مثنى رفت. عبد الله نامه او را پذیرفت و به سوى جعفر بن محمد روانه گشت.
امام به او فرمود: چه كارى روى داده كه نزد من آمدى؟ اگر مى‏گفتى من خود به سویت مى‏آمدم.
عبد الله گفت: امر مهمى است كه گفتن آن ساده نیست.
فرمود: چیست؟
گفت: این نامه ابو سلمه است مرا به كارى بزرگ فراخوانده و مى‏پندارد من سزاوارترین مردم به آنم و مى‏دانید كه پیروان ما از خراسان به نزد ابو سلمه آمده‏اند.
امام صادق (ع) پرسید: اینان از چه هنگام پیروان تو شده‏اند؟ آیا تو ابو مسلم را به خراسان فرستاده‏اى و او را به پوشیدن جامه سیاه دستور داده‏اى؟آیا یكى از آنان را به اسم و نسب مى‏شناسى؟ چگونه ایشان پیروان تواند در حالى كه تو آنها را نمى‏شناسى و آنها هم تو را نمى‏شناسند؟
عبد الله گفت: این پاسخ از شما چندان محكم نیست.
آنگاه امام صادق (ع) فرمود: خداوند به نیكى مى‏داند كه من بر خود واجب كرده‏ام كه از نصیحت هیچ مسلمانى فروگذار نكنم. پس چگونه مى‏توانم در حق تو كوتاهى كنم. پس در رؤیاهاى باطل فرو مرو. این حكومت فردا به نفع این جماعت تمام مى‏شود. و همین نامه كه براى تو آمده براى من نیز فرستاده شده است.
پس از این گفت‏وگو، عبد الله كه از سخن امام (ع) چندان قانع نشده بود، خانه او را ترك كرد.
عمر بن على بن حسین نیز نامه را رد كرد و گفت: من نویسنده آن را نمى‏شناسم تا پاسخش گویم.
موضعى كه امام (ع) در این مسئله اتخاذ كرد حاكى از عظمت ژرفنگرى آن حضرت در مقابل كوته‏نگرى عبد الله در فریفته شدن به این پیشنهاد و نپذیرفتن نصیحت امام صادق (ع) و ایراد اتهام به امام (ع) پس از شنیدن دلایل و براهین او است.
اما این سخن امام به عبد الله كه اگر مى‏گفتى من خود به نزدت مى‏آمدم، دلیل بر بزرگوارى اخلاقى و محافظت او بر حق رحم است. در حالى كه عبد الله اسباب مزاحمت و رنجش امام را فراهم كرد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flower__550_.gif


منبع: كتاب سیره معصومان، نویسنده: سید محسن امین، ترجمه: على حجتى كرمانى

آساره
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۰۰:۴۲
بخشندگى و جوانمردى امام‏ صادق(علیه‎السلام)

http://img.tebyan.net/big/1388/07/216162051016923715119982525619961158170126.jpg
1- سعید بن بیان گوید: روزى مفضل بن عمر به من و خواهرم برخورد كرد و ما در باره میراثى مشغول گفتگو و مشاجره بودیم. مفضل ساعتى ‏نزد ما درنگ كرد و آنگاه گفت: بیایید به خانه. ما به خانه او رفتیم و او با پرداخت 400 درهم میان ما سازش برقرار كرد. وى این مبلغ را از نزد خود پرداخت و آنگاه كه از هر یك از ما در مورد طرف مقابلش وثیقه ‏گرفت گفت: بدانید كه این مبلغ از مال من نبود بلكه ابوعبدالله الصادق ‏مرا فرمود كههرگاه دو تن از یاران ما با یكدیگر به نزاع پرداختند میان‏ آنان سازش برقرار كنم و از مال او فدیه دهم. این مبلغ از مال ابو عبدالله ‏بود.

2- مردى نزد امام صادق‏(علیه‎السلام) آمد و عرض كرد: شنیده‏ام كه تو در عین‏ زیاد "نام قریه امام صادق علیه‎السلام" كارى مى‏كنى كه دوست دارم از زبان خودت‏ شرح آن را بشنوم.
امام صادق(‏علیه‎السلام) فرمود:
"آرى من دستور داده‏ام هر گاه كه میوه مى‏رسد، دیوارها را خراب ‏كنند تا مردم بیایند و بخورند و فرمان داده‏ام كه ظرف‎هایى بگذارند و بر سر هر ظرف ده تن بنشینند.(1) هر گاه ده تن خوردند، ده تن دیگر بیایند(و بخورند) و براى هر یك از آنها یك مُدّ خرما گذارده مى‏شود. و همچنین دستور داده‏ام براى همسایگان این زمین از پیرمرد و پیرزن ‏و بیمار و كودك و هر كس كه نمى‏تواند بیاید، یك مُدّ وزن كنند و چون‏ مزد كارگران و وكلا را پرداخت كردم باقیمانده را به مدینه آورده آن را بر ساكنان بیوت و مستحقان، بر حسب استحقاقشان، تقسیم مى‏كنم و پس از این براى من 400 دینار باقى مى‏ماند حال آن كه غلّه این زمین 4000 دینار مى‏باشد.
این بیان نشانگر آن است كه امام‏ 910 از محصولات این زمین را در وجوه خیریه مصرف مى‏كرده و تنها 110 از آن را براى خود برمى‏داشته ‏است.

3 - هشام بن سالم یكى از یاران برجسته آن امام نقل مى‏كند: ابوعبدالله ‏را عادت بر این بود كه چون هوا تاریك مى‏شد و پاسى از شب مى‏گذشت ‏كیسه‏اى برمى‏گرفت كه در آن گوشت و نان و پول بود. آن را بر گردنش ‏مى‏افكند و به سوى نیازمندان مدینه مى‏رفت و محتویات كیسه را بین آنان ‏تقسیم مى‏كرد در حالى كه هیچ یك از آنها حضرت را نمى‏شناختند.
همین كه آن ‏حضرت از دنیا رفت و نیازمندان دیدند كه از پخش گوشت‏ و نان و پول شبانه خبرى نیست، دریافتند آن مرد ابو عبدالله الصادق بوده ‏است.(2)

4- هیاج بسطامى در باره بخشندگى امام صادق(‏علیه‎السلام) مى‏گوید:
ابو عبدالله آن قدر انفاق مى‏كرد كه براى خانواده‏اش چیزى باقى‏ نمى‏ماند.(3)
5- مصادف، دربان امام صادق(علیه‎السلام) مى‏گوید: در میان مكّه و مدینه با ابوعبدالله همراه بودم. به مردى كه در زیر یك درخت نشسته بود برخوردیم.
امام فرمود: راه خود را به طرف این مرد كج كن. من مى‏ترسم كه او تشنه باشد. ما به طرف آن مرد راه خود را كج كردیم. دیدیم كه او مسیحى ‏است و مویى بلند دارد. امام‏ از او پرسید: آیا تشنه هستى؟ مرد پاسخ‏داد: آرى. امام به من فرمود: فرود آى و سیرابش كن. پس من آمدم ‏و سیرابش كردم و مجدداً سوار شدیم و به راه افتادیم. به آن ‏حضرت عرض‏ كردم: آن مرد مسیحى بود آیا براى یك مسیحى كار مى‏كنى؟! فرمود: اگر در چنین حالتى باشند، بله.

6- امام صادق در آن روزى كه اشجع سلمى، شاعر ملهم، نزد وى آمد بیمار بود. اشجع در كنار امام نشست و از احوالش پرسید. حضرت به او فرمود: از بیماریم بگذر، بگو براى چه آمده‏اى؟
شاعر گفت:
ألبسك الله منه العافیه فى نومك المعترى وفى ارقك(4)
یخرج من جسمك السقام كما اخرج ذل السؤال من عنقك(5)
پس امام فرمود: اى غلام چقدر نزد توست؟
غلامش گفت: چهار صدتا. ایشان فرمودند: همه را به اشجع بده.

7- امام به وسیله ابوجعفر خشعمى - یكى از راویان مورد اعتمادش - كیسه پولى براى یكى از پسر عموهایش كه از بنى هاشم بود فرستاد و به ‏ابوجعفر فرمود: این راز را نزد خود نگهدار. چون ابوجعفر نزد آن ‏هاشمى رسید و پول را به وى داد، او گفت: خدا كسى را كه این پول را فرستاده جزاى نیكو دهد! هر ساله وى چنین مبلغى براى ما مى‏فرستد و ما تا سال آینده زندگى خود را با آن مى‏گذارنیم. امّا جعفر (امام صادق‏علیه‎السلام) با وجود فراوانى مالش حتّى یك درهم به من نمى‏رساند.
چون وفات آن ‏حضرت فرا رسید، فرمود هفتاد دینار به پسر عمویش‏ حسن بن على افطس بدهند. كسى از آن‏ حضرت پرسید:
آیا به مردى كه با تیغ بر تو حمله برد تا شما را به قتل رساند مال ‏مى‏بخشى؟!
امام در پاسخ او فرمود: "واى بر شما مگر نخوانده‏اید:«وَالَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخَافُونَ سُوءَالْحِسَابِ»(6)؛ "كسانى كه به پیوند آنچه خداوند فرموده مى‏كوشند و از پروردگارشان و از بدى حساب مى‏ترسند."
همانا خداوند بهشت را آفرید و خوشبویش ساخت و بوى آن را معطّر گردانید تا از هزار سال راه به مشام رسد، امّا این بو را نه افراد عاق شده ‏و نه كسانى كه با خویشان خود قطع رابطه كرده‏اند، استشمام نخواهند كرد."(7)

آساره
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۰۰:۴۳
داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد
جگرى سوخته یاد از جگر سوخته کرد
جگرى سوخته کز داغ بر افروخته بود
باز هم از اثر زهر جفا سوخته بود
بر جگر آنکه ولایت به موالى همه داشت
محنت کشتن اولاد بنى فاطمه داشت
آن امامى که لواى شرف افراخته بود
زهر منصور به جانش شرر انداخته بود
آه از آن روز که بگرفت زطاغوت زمان
آتش از چار طرف خانه او را به میان
وندرآن خرمن آتش، ولى رب جلیل
راه مى رفته و می گفت منم پور خلیل
شعله را چون به در خانه تماشا مى کرد
یاد آتش زدن خانه زهرا مى کرد
آنکه هم ظاهر و هم باطن ما مى داند
با دلش زهر چه کرده است خدا مى داند
چارمین قبله عشق است به دامان بقیع
رونق دیگر از او یافت گلستان بقیع

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۰۷:۳۴
http://hadithezendegi.persiangig.com/image/02/imam_hasam_33.jpg

باز تکه‏های ابر سیاه در دل آسمان، می‏خواهند حکایت تلخی را بسرایند، نوری بر دستان مدینه تشییع می‏شود.
اینک امام علم و دیانت و سراینده سرود زیبای خداپرستی، به سوی معبود می‏شتابد. اکنون فرزند دیگری از خاندان آل عبا و عالم دین خدا زهر تلخ دسیسه‏های پلیدان را می‏نوشد، او امام همه خوبی‏ها و خانه همه دانش‏ها، امام جعفر صادق(علیه‏السلام) است.
اندیشه تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم می‏خواند، ماتمِ چشمه جوشان کلام شیعه ماتم خزانه‏دار علم علی، فاتح قله‏های بلند دانش خداوندی، وارث بزرگ پدر، هنوز آخرین حرف‏های امام، در گوش‏های زمان پژواک می‏کند:

«اِنَّ شَفاعَتَنا لا یَنالُ مُسْتَخِفّا بالصَّلوةِ»؛ همانا شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد، نخواهد رسید. بقیع همیشه گریان، امروز خورشید را در خود جای می‏دهد. درود بر تو ای ششمین پیام خدا بر زمین!

امروز اشک‏های تمام عاشقان خاندان علی از ابرهای غمگین آسمان بقیع می‏بارد و هر بار به یاد آن لحظه که زهر خصم را نوشیدی، جگرهامان به خون می‏نشیند و با چشمانی نمناک فریاد می‏زنیم:


«اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی الله‏ ـ یا وَجیها عِنْدَالله‏، اشفع لنا عندالله»‏



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__4_.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۰۹:۵۶
http://img.tebyan.net/big/1383/09/1511811229542246227182179017540137692246.jpg

آتش در گلستان


تا گلستان نبی از جور اعدا، در گرفت
جسم و جان دوستان از شعله‌اش آذر گرفت
در سرای صادق آل نبی آتش زدند
چون خلیل آن شاه دین جا در دل آذر گرفت
نیمه شب در بزم منصورش ببردند از عناد
آنکه خورشید فروزان از رخش زیور گرفت
چون برون از خانه ی منصور شد دل پر ز خون
حضرت روح الامین دست عزا بر سر گرفت
ساخت چون منصور نا منصور مسمومش ز کین
رفت شادی از میان، غم ما سوی را بر گرفت
زد شرر بر جسم و جانش زهر کین با صد محن
شعله اش اندر جنان بر قلب پیغمبر گرفت
دین عزادارست و، مذهب شد یتیم و سوگوار
عالمی را ماتم نور دل حیدر گرفت
خون دل از دیده می افشاند با صد درد و داغ
تا سرِ او را بدامن موسی جعفر گرفت
افتخار مرثیت خوانی صفا روز نخست
در خصوص خاندان از حضرت داور گرفت

علی سهرابی تویسرکان

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__3_.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۰۹:۵۸
آخرین سفارش امام صادق (علیه السلام)

http://img.tebyan.net/big/1388/07/187254564718886239200831132156021017016171.jpg

مرحوم شیخ صدوق رضوان اللّه تعالى علیه و دیگر بزرگان آورده اند:

یكى از راویان حدیث و از اصحاب و دوستان امام جعفر صادق علیه السلام به نام ابوبصیر لیث مرادى حكایت كند:

پس از آن كه امام جعفر صادق علیه السلام به شهادت رسید، روزى جهت اظهار هم دردى و عرض تسلیت به اهل منزل حضرت ، رهسپار منزل آن امام مظلوم علیه السلام گردیدم .

همین كه وارد منزل حضرت شدم ، همسرش حمیده را گریان دیدم ؛ و من نیز در غم و مصیبت از دست دادن آن امام همام علیه السلام بسیار گریستم .

و چون لحظاتى به این منوال گذشت ، افراد آرامش خود را باز یافتند. آن گاه همسر آن حضرت به من خطاب كرد و اظهار داشت :

اى ابوبصیر! چنانچه در آخرین لحظات عمر امام جعفر صادق علیه السلام در جمع ما و دیگر اعضاء خانواده مى بودى ، از كلامى بسیار مهمّ استفاده مى بردى .

ابوبصیر گوید: از آن بانوى كریمه توضیح خواستم ؟

پاسخ داد: در آن هنگام ، كه ضعف شدیدى بر امام علیه السلام وارد شده بود فرمود:

تمام اعضاء خانواده و آشنایان و نزدیكان را بگوئید كه در كنار من حاضر و جمع شوند.

وقتى تمامى افراد حضور یافتند، حضرت به یكایك آنان نگاهى عمیق انداخت و سپس خطاب به جمع حاضر فرمود:

كسانى كه نسبت به نماز بى اعتنا باشند، شفاعت ما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام شامل حالشان نمى گردد.

قابل دقّت است كه حضرت نفرمود: شفاعت ما شامل افراد بى نماز نمى شود؛ بلكه فرمود: شفاعت ما شامل حال افراد بى اعتناء به نماز، نمى شود.

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

منبع: ثواب الا عمال : ص 205، بحارالا نوار: ج 47، ص 2، ح 5.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__24_.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۲:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifنگاهی به سیره زندگانی شیخ الائمهhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif



http://img.tebyan.net/big/1388/08/173881602450164975719122615120796210197.jpg


امام صادق علیه‏السلام شیخ الائمه است عمر بلندترى نسبت به سایر ائمه نصیب ایشان شد(65 سال). این عمر بلند و مسأله انتقال خلافت از امویان به عباسیان، فرصتى ایجاد كرد كه امام علیه‏السلام به تاسیس حوزه علمى عظیمى بپردازد.
از نظر شیعیان كه معتقد به امامت ائمه علیهم السلام بوده‏اند ایشان اوصیاى پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و مفسر حقایق قرآن و اسلام مى‏باشند؛
گویى كه تا 260 سال بعد از هجرت (سال شهادت امام حسن عسكرى علیه‏السلام)، خود شخص پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم زنده بوده‏اند، البته نه در لباس نبوت، بلكه در لباس یك فرد مسلمان عادى و عامل به وظایف كه در تمام این مدت على رغم همه تحولات و تغییرات و اختلاف شرایط و اوضاع و مقتضیات، وظیفه خود را متناسب با هر دوره‏اى بدون خطا و اشتباه انجام داده‏اند.
اما از آن جایى كه در سیره ائمه اطهار علیهم السلام امورى هست كه ظاهرا با یكدیگر تناقض و تعارض دارند، باید در پى علت این تعارض و اختلاف بر آمد، زیرا در غیر این صورت، نوعى هرج و مرج اخلاقى و اجتماعى ایجاد مى‏شود و هر كس خبر و حدیث دلخواه خود را متمسك قرار خواهد داد و عمل یكى از پیشوایان دین را كه در مورد معین و زمان معینى انجام شده، دلیل راه و روش خود قلمداد مى‏كند؛ مثلا كسى كه به زهد و قناعت افراطى میل دارد، سیره پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و شیوه زندگانى حضرت على علیه‏السلام را دلیل خود قرار مى‏دهد و كسى كه بیشتر اهل رفاه و تجمل است، نمونه‏هایى از زندگانى امام حسن مجتبى علیه‏السلام و امام صادق علیه‏السلام را به عنوان موید خود بر مى‏شمرد و....
اگر عصمت ائمه اطهار علیهم السلام را قبول كردیم و پذیرفتیم كه حقیقت آنها نور واحدى است كه در زمان‏هاى مختلف تجلى پیدا كرده، باید نتیجه بگیریم كه این تعارضات و اختلاف‏هاى ظاهرى، در واقع درس و تعلیمى است از سوى آن‏ها، بر ماست كه سر هر یك از تعلیمات آن‏ها را دریابیم. اكنون به چند مورد از این تعارضات ظاهرى و راه حل آن‏ها اشاره مى‏كنیم:


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__2_.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۲:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/shameee.gif زهد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/shameee.gif

http://img.tebyan.net/big/1388/08/1982552614902312411619471250100158403733.jpg


نباید چنین تصور كرد كه زهد از دنیا و پرهیز از توسعه رزق، به طور مطلق از انسان‏ها خواسته شده و در تمام زمان‏ها و شرایط، باید از نعمت‏هاى دنیا احتراز نمود.
باید دانست استفاده از نعمت‏هاى دنیا ذاتا زشت و ناپسند نیست و اگر در سیره پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و امام على علیه‏السلام در این موارد، سختگیرى فراوانى مشاهده مى‏شود، علل دیگرى داشته است، مانند فقر عمومى كه مردم گرفتار آن بودند و آن دو بزرگوار به عنوان پیشوا و زعیم بر خود واجب مى‏دانستند در حد فقیرترین مردم زندگى كنند. بنابراین باید اصول ثابت و متغیر را از هم جدا كرد.
در مورد زهد مى‏توان به دو اصل ثابت اشاره كرد: اول این كه یك نفر مسلمان باید زندگى و معیشت خود را با زندگى عموم افراد جامعه تطبیق دهد.
لذا امام صادق علیه‏السلام در عین این كه زندگى نسبتا راحتى داشتند و استفاده از نعمت‏هاى الهى را بر خود و خاندان خود توسعه داده بودند، هنگام قحطى، ذخیره گندم خانه را فروخته، مانند مردم به طور روزانه از نان جو و گندم استفاده مى‏نمودند.
اصل ثابت دیگر این است كه باید معنى زهد را عزت و مناعت طبع و بلندى نظر و بى اعتنایى به دنیا و فدا نكردن اخلاق و فضیلت در برابر امور عادى بدانیم، نه گوشه‏گیرى و فرار از مسؤولیت‏هاى اجتماعى.
با در نظر گرفتن این دو اصل ثابت و با توجه به شرایط خاص در زمان هر یك از معصومین علیهم السلام در مى‏یابیم كه هیچ تعارضى میان سیره و روش زندگانى ایشان وجود ندارد و اتفاقا خود همین اختلاف و تعارض ظاهرى سیره، به كمك بیاناتى كه از پیشوایان دین رسیده، براى ما روشن مى‏كند كه از نظر اسلام در باب معیشت و لوازم زندگى چیزهایى هست كه اصول ثابت و تغییرناپذیر به شمار مى‏رود و چیزهایى هست كه این طور نیست.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__9_.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۲:۴۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/4_Untitled-23.png



قیام و انقلاب یا سكوت و تقیه


ممكن است تعارض دیگرى به ذهن بیاید كه چرا امام حسین علیه‏السلام على رغم حكایت قراین از شهید شدن ایشان، دست به قیام زد، اما امام صادق علیه‏السلام با آن كه به سراغشان هم رفتند، اعتنا ننمود و قیام نكرد. آگاهى از اوضاع سیاسى و اجتماعى عصر امام صادق علیه‏السلام این تعارض را مرتفع مى‏كند. از نظر اوضاع سیاسى باید توجه كرد كه علویین دو دسته بودند:
بنى الحسین و در رأسشان امام صادق علیه‏السلام، و بنى الحسن كه در رأسشان محمد بن عبدالله (نفس زكیه) بود.
عباسیین هم كه دنیا طلب بودند و به دنبال مقام، دو مبلغ بزرگ داشتند:
یكى عرب به نام ابوسلمه خلال و دیگرى ایرانى به نام ابومسلم خراسانى. ابوسلمه دو نامه نوشت:
یكى به امام صادق علیه‏السلام و دیگرى به نفس زكیه. امام صادق علیه‏السلام دعوت او را نپذیرفت، اما نفس زكیه على رغم مخالفت امام علیه‏السلام، دعوت او را قبول كرد كه این امر در نهایت به كشته شدن ابوسلمه و نفس زكیه و فرزندانش به دست سفاح انجامید.
نكته دیگر، اوضاع خاص اجتماعى زمان امام صادق علیه‏السلام بود كه به علت پیچیدگى‏ها و ابهامات فكرى و روحى در جامعه اسلامى، چندین جبهه مبارزه به وجود آمده بود و یا زمان سیدالشهدا علیه‏السلام كه تنها جبهه، جبهه مبارزه با دستگاه فاسد خلافت بود، فرق داشت.
در زمان امام صادق علیه‏السلام یك نهضت علمى و فكرى و فرهنگى عظیمى نیز در میان مسلمین آغاز و مذاهب گوناگون در اصول و فروع دین پیدا شد و در این زمان، زد و خورد امویها و عباسیها هم فرصتى ایجاد كرد، تا امام صادق علیه‏السلام این جبهه علمى را رهبرى كند و به حل معضلات علمى و تربیت شاگرد بپردازد و شاهد هستیم بزرگان زنادقه و دهریین و سایر فرقه‏هاى كلامى و حتى امامان دیگر فرق فقهى، چون ابوحنیفه و مالك، به محضر امام علیه‏السلام آمده، پاسخ مى‏گرفتند.
بنابراین، این جریان‏هاى علمى در زمان آن حضرت ایجاب مى‏كرد كه امام علیه‏السلام بیشترین اهتمام خود را در این صحنه قرار دهد.
پس در مورد هر یك از ائمه اطهار علیهم السلام باید توجه كرد كه در هر زمانى، ایشان مصلحت اسلام و مسلمین را در نظر مى‏گرفتند و كارى را انجام مى‏دادند كه مفیدترین اثر را داشته باشد.(148)
**************************************************
مطهری، بیست گفتار، صص 185 - 163
تنظیم: جهرمی زاده- گروه دین و اندیشه تبیان



http://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__4_.jpg

http://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۳:۰۸
http://www.mums.ac.ir/shares/btom/btom1/tahavol/IMAM/2.jpg


دریایی از علوم


به مناسبت 25 شوال سال روز شهادت امام صادق


بغض هایمان را در کجای حرم نداشته ات مویه کنیم؟ نامت، علم افراشته بر بلندای علوم است و شب، پیراهن سوگی است که آسمان در عزایت به تن کرده است. سینه ها، داغ بزرگی را حمل می کنند و جان ها، در آتش مصیبتی عظیم می گدازند!
....
دنیا همیشه برای درک وسعت آسمانیان حقیر و اندک است. دوباره خورشیدی در خاک بقیع خواهد خفت که آفتاب صداقت از منزلگه اندیشه اش بر می تابید و کلامش حق را بالنده می کرد. کوهی از وقار بود، دریایی از علوم، اقیانوسی از حکمت و فضیلت، گستره ای از رحمت و عبادت.
امروز اندیشه ی تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم می خواند، ماتم چشمه ی جوشان کلام شیعه، ماتم خزانه دار علم علی ع، فاتح قله های بلند دانش خداوندی و ...
گویی امواج خروشان علم در ساحل ابدیت آرمیده است، گویی عشق با تمام وسعتش در دل خاک جای گرفته است. او کوثری بود که هر که از زلال حکمتش نوشید، حکیم شد و هرکه بر کرانه ی عرفانش قدم نهاد، مجنون گردید. خطیبان به بیان او خطبه خوان شدند. دانه های تسبیحش سرشار از حرمت اجابت دعاهایی بود که اهالی زمین را زیر دین دست هایش، زندگی بخشید. ... با این همه،‌ مظلومیت را چگونه می توان معنا کرد، وقتی که تن پاره ی خورشید ولایت، در غربت خود، چونان لاله ای سرخ روی زمین سراسر گناه بخشکد؟!!
ذهن کوتاه این جماعت را چه نسبت با بلندای علم و معرفت و کمال او؟!..
او که شمع هدایت خویش را به ضیافت اصحاب عقل برد تا قفل های بسته بر ذهن ها و ضمیرها بشکند و همگان بدانند که پیامبران آمده اند تا دفینه های عقل را از زیر آوار تعصب و تحجر بیرون کشند.
امروز این کاروان بلند علم است که از باغستان روشن معرفت او نور گرفته تا مرز تیرگی های جهل آدمی را در هم شکند و دانایی و حکمت را به بشریت بنمایاند. او که شکوه شرقی علوم گوناگون بی فروغ می شد، اگر فرا راهمان قرار نمی گرفت و راه را بر ما هموار نمی نمود.
یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ „ ارْجِعِی إلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً ؛1 و غمی سخت بر جان مدینه می نشیند و این ندا در آسمان می پیچد:
«خدایا! مرا به طاعت خود بیارای و به نافرمانی ات خوار مفرمای. خدایا! مرا روزی کن تا در گشایشی که از فضل خود نصیبم کرده ای، با آن که روزی خود را بر او تنگ فرموده ای، غم خوار و یار باشم». 2

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

[1]. الفجر89 : 28.
[2]. سید جعفر شهیدی، زندگی امام صادقع، ص 108.
زهرا رضاییان




http://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__4_.jpg

http://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۳:۱۵
http://img.tebyan.net/big/1386/08/44641382072431209515632397623918416018457.jpg


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif


یادمان خوبی ها





تو نماز را بر پای داشته ای، زکات را به جای آوردهای، فراخوانده ای به معروف و باز داشته ای از منکر.
به راستی و درستی، سیره ات سیره انبیا بوده است. اشاره هایت، بشارت به رهایی است؛ از خاکدان تیره جهل که بسیار قربانی گرفته است. فرموده ای: «دو کس اند که کمرم را شکسته اند: دانای هنجارشکن (عالم متهتِّک) و نادان راه گشا (جاهل متنسِّک).
شب مردان خدا را، عَلم الهدایِ علم تو، روز جهان افزور کرده است.
جویبار دانش «ابوحنیفه» از سایه سار تعلیم تو می گذرد. مِس وجود «جابربن حیان» از کیمیای استادی تو زر شده است. تنور «توحید مفضل» با شعله شکوه تو می سوزد. یک تنه بار غریب ارزش ها را در روزگار عسرت به دوش کشیده ای تا فتیله نیم سوز «اخلاقی زیستن» نمیرد.
در آستان دنیا، «حبل اللّه » را به دوش کشیده ای که یاد خدا در قلب های تشنه آرامش، کاستی نپذیرد. دست دین را در دست خرد گذاشته ای تا چون دو بال پریدن، افق های پرواز آدمی را بگشایند.
شمع هدایت خویش را به ضیافت اصحاب عقل برده ای تا قفل های بسته بر ذهن ها و ضمیرها را بشکنی، تا فرا بخوانی به اندیشیدن، تا بگویی که پیامبران آمده اند دفینه های عقل را از زیر آوار تعصب ها و تحجرها بیرون بشکند؛ تا بگویی که انسان ها، معادن اند؛ درست مثل معادن طلا و نقره.
گواهی می دهم به حقیقت، که حقیقت در نگاه نازنین توست.
تو کشتی بان کشتی خرد، در توفان های هراس انگیز جهل و ستم بوده ای.
الگوی انسان زیستن را از مرام تو می توان آموخت و نام تو یادمان همه خوبی هاست.

میثم امانی


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۸:۳۳
http://www.didebartar-print.com/images/273.jpg






وصيت امام صادق به زيد شحام

زيد شحام مى‏گويد: ابوعبدالله (ع) به من فرمود: به همه کسانى که به نظر تو، مطيع ما هستند و از ما حرف مى‏شنوند، سلام برسان.
من همه شما را به تقواى الهى و ورع دينى فرا مى‏خوانم، و اينکه براى خدا کوشش کنيد، راستگو باشيد، اداى امانت کنيد و سجده‏هاى طولانى داشته باشيد و براى همسايگان خوبى باشيد که محمد(ص) ، با اين تعاليم و آموزشها آمده است.

امانت و وديعه اشخاصى را که شما را امين شناخته‏اند و چيزى را به شما سپرده‏اند، چه نيکوکار باشند يا بدکار، به ايشان سالم پس دهيد؛ زيرا رسول الله صوات الله عليه دستور دادند که حتى نخ و سوزن هم تحويل شود.

و به خويشاوندان و اقوام خود صله و احسان کنيد و بر جنازه آنان و در تشييع شان شرکت نمائيد و بيمارانشان را عيادت کنيد و حقوق ايشان را ادا نمائيد؛ چون اگر يکى از شما (چنين رفتار کند و) در دين خويش ورع داشته باشد، راست بگويد، اداى امانت کند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته مى‏شود: اين جعفرى است و من خوشحال ميشوم و از اين وضع دلشاد مى‏گردم و گفته مى‏شود: اينگونه است ادب و تربيت جعفر، اما اگر جز اين باشيد، گرفتارى و ننگ و عار شما بر من است و گفته مى‏شود: اينگونه است تعليم و تربيت جعفر؟

به خدا سوگند، حديث کرد مرا پدرم که مردى در ميان قبيله‏ اى از شيعيان على (ع) شمرده مى‏شود که وارسته ‏ترين، امانت‏دارترين، راستگوترين، و درزمينه قضاوت، عادلترين آنان باشد و وقتى از افراد قبيله راجع به او سؤال شود که او چگونه مردى است، پاسخ دهند: چه کسى همانند اوست؟ راستى که او امين‏ترين و صادق‏ترين ماست.



http://www.balagh.net/persian/specific/vije_imam_sadeq/menu_img/pic.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۹:۲۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_L_18dd7bf3-0352-4637-896d-aaa0e74b957f.jpg





تربيت مبلغان و مناظره كنندگان

علاوه بر ايجاد خزأن اطلاعات (راويان) كه منابع خبرى موثق تلقى مى شدند, حضرت به ايجاد شبكه اى از شاگردان ويژه همت گمارد تا به دومين هدف خود يعنى زدودن اختلاط و التقاط همت گمارند وشبهات را ازچهره دين بزدايند.

هشام بن حكم, هشام بن سالم, قيس, مومن الطاق, محمد بن نعمان, حمران بن اعين و... از اين دست شاگردان مبلغ هستند.
تاجائي كه امام (عليه السلام) در ضمن برخي مناظراتشان شاگردان خودراتشويق مي نمايند تا در حضورامام در فني كه تخصص يافته و در آن متبحر شده اند با ديگران رودررو شده و اين جرات وقدرت بيان را به نمايش بگذارند.

جالب تر آنكه امام(عليه السلام) درهر فني از يكي از ايشان درخواست مطلب مي نمايد و توان تخصصي افراد را به صحنه مناظره كشيده تا همه بدانند مبلغ دين درفنون تخصصي و ويژه اي كه آموزش ديده مي بايست به پاسخ بپردازد.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__13_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۹:۲۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic10.jpg


برخورد با انحرافات ويژه

امام علاوه بر آن دو حركت اصولى، براى رفع انحرافات ويژه نيزمى‏كوشيد، مانند آنچه از مرام ابوحنيفه در عراق گريبان شيعيان‏را گرفته بود، يعنى مذهب قياس. چون در عراق تعداد زيادى از شيعيان نيز زندگى مى‏كردند و باسنى‏ها از حيث فرهنگى و اجتماعى تا حدودى در آميخته بودند، لذااحتمال تاثير پذيرى از قياس وجود داشت.

يعنى يك آفت درونى كه‏مى‏توانست‏شيعيان را تهديدكند، لذا امام در محو مبانى مذهب قياس‏و استحسان تلاش كرد. مبارزه با برداشت‏هاى جاهلانه و قرائتهاى سليقه‏اى از دين نيز درمكتب امام جايگاه ويژه‏اى داشت و حضرت علاوه بر حركت كلى و مسيراصلى، به صورت موردى با اين انحرافات مبارزه مى‏كرد. از جمله آن‏ها حكايت معروفى است كه باهم مى‏خوانيم:

حضرت مردى را ديد كه قيافه‏اى جذاب داشت و نزد مردم به تقوامشهور بود. او دو عدد نان از دكان نانوايى دزديد و به سرعت زيرجامه‏اش مخفى كرد و بعد هم دو عدد انار از ميوه فروشى سرقت كردو به راه افتاد. وقتى به مريضى مستمند رسيد، آن‏ها را به اوداد.

امام صادق(علیه السلام) شگفت زده نزد او رفت و گفت: چه مى‏كنى؟ اوپاسخ داد: دو عدد نان و دو عدد انار برداشتم. پس چهار خطا كردم‏و خدا مى‏فرمايد: (من جاء بالسيئه فلا يجزى الامثلها); هركس كاربدى بكند كيفر نمى‏بيند مگر مثل آن را. پس من چهار گناه دارم. از طرف ديگر چون خدا مى‏فرمايد: (من جاء بالحسنه فله عشرامثالها); هركس يك كار نيك انجام دهد، برايش ده برابر ثواب‏هست. و من چون آن چهار چيز (دو نان و دو انار) را به فقيردادم، پس چهل حسنه دارم كه اگر چهار گناه از آن كم كنم،36حسنه برايم مى‏ماند!

امام در برابر اين برداشت و قرائت ناصواب كه بر عدم درك واحاطه كامل به مبانى فهم آيات بنا شده بود، پاسخ داد كه (انمايتقبل الله من المتقين); خداوند كار نيك را از متقين قبول‏دارد. يعنى اگر اصل عمل نامشروع شد، ثوابى بر آن نمى‏تواندمترتب باشد.



آرى، دورى از منبع وحى و اخبار اهل‏بيت رسالت، سبب شد مردانى‏پاى به عرصه گذارند و ادعاى فضل كنند كه هرگز مبانى فكرى قرآن‏و دين را به خوبى نفهميده‏اند و از اين روى همواره، خود وپيروانشان را به راه خطا رهنمون مى‏شوند.





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__12_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۹:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19023219533125932231649815320711045134175192.jpg



صبر امام



اسماعيل كه پسر بزرگ امام صادق بود از دنيا رفت. امام صادق (ع) با كمال خوشرويي از مردمي كه براي تعزيت آمده بودند پذيرايي فرمود، به قدري كه مورد تعجّب شد. از حضرت در اين مورد سؤال نمودند. آن بزرگوار فرمودند بايد تسليم امر خداوند بود. و در مصيبت ديگري فرمودند: «ما اهلبيت قبل از مصيبت فعاليت خود را انجام مي دهيم ولي چون مصيبت آمد راضي و تسليم تقدير الهي هستيم.»



عفو امام



به امام صادق خبر رسيد كه پسر عموي شما در ميان مردم به شما ناسزاي بسيار گفت. حضرت بلند شد دو ركعت نماز خواند و بعد از نماز با رقّت شديد گفت: «خدايا من از حق خودم گذشتم، توا كرم الاكرميني از او در گذر و به كردارش گرفتار نكن.» گويا حضرت به اين مطلب توجه داشتند كه قطع رحم مؤاخذه شديد و با سرعت دارد، از اين جهت در نماز و دعا براي او سرعت نمودند.



سخاوت امام



هشام بن سالم مي گويد: «روية امام صادق اين بود كه چون پاسي از شب مي گذشت، كيسه اي را به دوش مي گرفت و محتويات آن را ميان فقراي مدينه تقسيم مي كرد. آنان از حضرت خبري نداشتند تا اينكه پس از مرگ امام صادق روشن شد كه چه كسي به آنان توجّه داشته است.» خثعمي مي گويد: «امام صادق كيسه اي دينار به من دادند كه به شخصي بدهم و تاكيد نمودند كه اسم ايشان را نبرم. چون كيسه را به آن شخص دادم تشكر كرد، ولي از امام صادق گه كرد كه با وصفي كه قدرت دارد به ما رسيدگي نمي كند.»



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__7_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۹:۳۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_14723017813319525220610611712247211124548210.jpg




حلم امام


نقل نموده اند كه امام صادق (ع) غلامش را دنبال كاري فرستاد و چون غلام دير كرد، خود حضرت به دنبال آن كار رفت و در وسط راه ديد غلام خفته است. حضرت او را باد زد» تا بيدار شد پس به او فرمود:
خوب است شبها بخوابي و روزها كار كني.



عبادت و خشيت امام صادق (ع)


ابان بن تغلب مي گويد امام صادق را ديدم در ركوع و سجده هستند و هفتاد تسبيح از ايشان در ركوع و سجود شنيدم.
در خرائج راوندي است كه راوي مي گويد: «امام صادق را در مسجد رسول الله ديدم به نماز است و سيصد مرتبه سبحان ربي العظيم و بحمده از ايشان شنيدم.» مالك بن انس مي گويد:

«بهتر از جعفر بن محمد، در علم و تقوا نديدم و هر وقت كه او را مي ديدم، يا در ذكر بود و يا روزه بود و يا مشغول نماز بود. او از اكابر زهاد و از بندگان شايسته اي بود كه از خدا مي ترسيد و در خانة خدا خاشع و گريان بود.

سالي در مكه با او بودم، چون موقع تلبيه شد نمي توانست تلبيه بگويد و مي گفت و مي گرييد كه: اگر بگويم لبيك و او بگويد لالبيك چه كنم؟



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__21_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۹:۳۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_169252156137751182381612271081071615112917543.jp g


امام صادق (علیه السلام) از ديدگاه مورخان و محدثان


شخصيت امام صادق (علیه السلام) همچون اجداد بزرگوارش اگر چه تنها متعلق به شيعه نبوده بلكه مربوط به كل جهان انسانيت است و خاورشناسان غير مسلمان نيز به مطالعه ابعاد مختلف زندگى و شخصيت اين امام بزرگوار پرداخته‏اند، ليكن با كمال تأسف آنان زندگانى امام را تنها از زاويه ديد محدود مادى نگريسته‏اند!


شناخت چهره واقعى امام و بررسى حيات پر بار و مملو از اسرار اين پيشواى بر حق در تمام ابعاد آن فقط در صلاحيت علما و دانشمندانى است كه از هرگونه تنگ نظرى و غرض ورزى و كوردلى بدورند، و ما در اين فصل شخصيت برجسته امام صادق (علیه السلام) را از ديدگاه بعضى مورخان، محدثان، تراجم نگاران مسلمان، حاكمان و سلطه گران وقت و حتى زنادقه و ملاحده عصر، نظاره مى‏كنيم .


هدف از گردآورى و ارائه اين اسناد آن است كه اجمالاً معلوم شود برخى نويسندگان مغرب زمين و همفكران شرقى شان چگونه وقتى امام و شخصيت ملكوتى او را با عينك ماديت صرف نگريسته‏اند دچار لغزشهاى غير قابل گذشت شده و آنجا كه نتوانسته‏اند آن همه معارف و دانشهاى امام را منكر شوند او را شاگرد مع الواسطه بطلميوس معرفى كرده‏اند. 1


اينك نظرات گوناگون برخى دانشمندان و نويسندگان جهان اسلام درباره شخصيت بى مثال ششمين پيشواى معصوم شيعه:
«حافظ محمد شمس الدين دمشقى» معروف به ذهبى 673 - 748 ق. در كتاب «ميزان الاعتدال»، ج 1، ص 192:


«ابو عبدالله جعفر بن محمد بن على بن الحسين هاشمى، امامى بزرگوار و نيك مردى صادق و داراى شأن و مقامى بس والا بوده است.»


«حافظ ابوزكريا محى الدين بن شرف الدين نووى» در گذشته به سال 676 ق. در كتاب «تهذيب الاسماء و الصفات»، ج 1، ص 149:
«روايان و محدثان مشهورى مانند محمد بن اسحاق، يحيى انصارى، مالك، ابن جريح، شعبه، يحيى قطان و سفيانها و ديگران از امام صادق (علیه السلام) روايت كرده‏اند و جملگى بر امامت، سياست و جلالت شأن او متفق القول بوده‏اند. عمروبن مقدام مى‏گفته: من هر وقت به جعفر بن محمد (علیه السلام) نظر مى‏انداختم مى‏دانستم كه او از نسل و ذريه پيغمبران است.»


«احمد بن محمد» مشهور به ابن خلكان متوفى به سال 681 ق. در «وفيات الاعيان»، ج 1، ص 327: «... او يكى از امامان دوازده گانه بر مذهب اماميه است و از سادات اهل بيت بوده و به صادق ملقب گشته است، چون هميشه راستگو بوده است و فضائل و مناقب او مشهورتر از آن است كه ذكر شود. از جمله شاگردان امام، جابربن حيان صوفى طرطوسى است.


او كتابى در يكهزار برگ و مشتمل بر پانصد رساله از رساله‏هاى علمى امام‏تأليف كرده است . امام صادق (علیه السلام) پس از وفات، در گورستان بقيع كنار قبر پدرش حضرت محمد باقر (علیه السلام) به خاك سپرده شد؛ همان مقبره‏اى كه جدش امام سجاد و عموى جدش سبط اكبر، حسن بن على عليهم السلام هم در آنجا مدفونند، چه آرامگاه مقدس و شريفى.»



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__20_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۹:۴۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2315766203212003011615618878223203251231125.jpg


«شبلنجى مؤمن مصرى» متولد 1250 ق. در «نورالابصار»، ص 131:
«فضائل و صفات پسنديده امام صادق (علیه السلام) آن اندازه فراوان است كه تحت هيچ محاسبه عادى در نمى‏آيد و نويسنده هر قدر هوشيار و چيره دست باشد از عهده بررسى و قلمفرسائى درباره آنها بر نمى‏آيد.»
«دميرى محمد بن موسى» 742 - 808 ق. در كتاب «حيوة الحيوان»، ج 1، ص 279:
«ابن قتيبه در ادب الكاتب مى‏نويسد: كتاب جفر كه جعفر بن محمد آن را نوشته، تمام مايحتاج انسانها و همه دانشهاى بشرى را تا روز قيامت در بر دارد، «ابوالعلاء» در اشاره به همين كتاب سروده است:
لقد عجبوا لآل البيت لما
اتاهم علمهم فى جلد جفر
فمرآة المنجم و هى صغرى‏
تريه كل عامرة وقفر
مردم در شگفتند كه چگونه دانشهاى اهل بيت
در جلد جفر گردآمده است !
آئينه منجم و ستاره‏شناس با آن حجم كوچكش‏
هر جاى خراب و آباد را به او نشان مى‏دهد.»
«محمد بن على صبان شافعى» در كتاب» «اسعاف الراغبين» چاپ شده در حاشيه «نورالابصار»، ص 208:
«امام جعفر بن محمد (علیه السلام) پيشوائى بوده بزرگوار و مستجاب الدعوه. هرگاه از خداوند چيزى درخواست مى‏كرد، تا سخنش پايان نيافته حاجتش را برآورده مى‏ديد.»
«ابوالمواهب عبدالوهاب شافعى مصرى» معروف به شعرانى در «لواقح الانوار»:
«امام صادق (علیه السلام) هر موقع به درگاه الهى دست بلند مى‏كرد و عرض حاجت مى‏نمود و مى‏گفت: خدايا! من نيازى چنين و چنان دارم، هنوز دعايش به پايان نرسيده، خداوند حاجت او را بر مى‏آورد.»
«سبط ابن جوزى ابومظفر شمس الدين »واعظ مشهور حنفى 582 - 654 ق. در كتاب «تذكرة خواص الامة»:
«علماى تاريخ و اهل سيره نوشته‏اند: امام صادق (علیه السلام) هميشه به عبادت و بندگى خدا و نيايش به درگاه الهى روزگار مى‏گذرانيد و از جاه‏طلبى و دنيادارى رويگردان بود و از جمله مكارم اخلاق او چيزى است كه «زمخشرى» در كتاب «ربيع الابرار» از «شقراوى» نقل كرده است. وى مى‏گويد: به روزگار منصور عباسى به همه مردم از بيت المال سهم و عطائى مى‏دادند و من به علت نداشتن واسطه و معرف در كنار خانه امام صادق (علیه السلام) نوميدانه ايستاده بودم. وقتى امام از خانه بيرون آمد حاجت خويش به او باز گفتم. امام به خانه برگشت و براى من هديه و عطائى آورد و فرمود: اى شقراوى! كار نيك و عمل نيكو از هر كس سر زند خوب و پسنديده است، ولى از توبهتر؛ چون با ما نسبت و خويشى دارى. و كار قبيح و عمل زشت از همه كس زشت و ناپسند است ؛ليكن از تو زشت‏تر و ناپسندتر، زيرا به ما منسوبى.
شقراوى از بستگان امام بوده و متأسفانه اعتياد به مى‏خوارگى و بدمستى داشته است و ازنشانه‏هاى بزرگوارى امام آنكه او را از صله و احسان خويش محروم نساخت و با كنايه به پند و اندرزش پرداخت و راستى كه اين از اخلاق انبيا است.»
«محمد بن طلحه شافعى كمال الدين» متوفى به سال 654 ق. در كتاب «مطالب السؤل»، ص 81:
«امام صادق (علیه السلام) از بزرگان و سروران اهل بيت و داراى دانشهاى بسيار بوده است. هميشه با عبادت ونيايش روزگار مى‏گذارند و براى اوقات فراغتش اوراد و اذكارى ويژه داشت. او مردى زاهد بود و قرآن بسيار تلاوت مى‏كرد و به هنگام خواندن قرآن در آيه‏هاى آن دقت و تفكر مى‏نمود و از اقيانوس بيكران دانشهاى آن، گوهرهاى گرانبها و ارزنده بيرون مى‏كشيد و رازهاى نهان كشف مى‏نمود. امام اوقات خود را تقسيم مى‏كرد و نفس خود را به محاسبه مى‏كشيد. رؤيت او انسان را به ياد آخرت مى‏انداخت و سخنان دلنوازش شنونده را نسبت به دنيا بى رغبت مى‏كرد. پيروى از راه و روش او آدمى را به بهشت رهنمون مى‏شد و سيماى نورانى‏اش نشانگر آن بود كه او از ذريه رسول خدا است. كردار و رفتارش با صراحت تمام، دليل بر آن بود كه او از خاندان رسالت است. فضائل و مناقبش فوق العاده و بيش از حد و حصر بوده است و نويسندگان تيزهوش و زبردست هم ازشمارش همه آنها عاجز و ناتوان هستند.»






http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__18_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۹:۴۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2161522825491329011118813313514822017319622.jpg


«شهاب الدين احمد هيثمى مكى» معروف به «ابن حجر» در «الصواعق المحرقه»:

«مردم آن اندازه از جعفر بن محمد (علیه السلام) علم و دانش اندوخته و نقل كرده‏اند كه آوازه آنها شهرها را پر كرده و محموله كاروانهارا تشكيل مى‏داده است و محدثان همچون بازرگانان، آن علوم و دانشها را به اينجا و آنجا به ارمغان مى‏برده‏اند.»

«سليمان قندوزى» در كتاب «ينابيع الموده»، ص 380:
«ابو عبدالله جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) از ائمه اهل بيت و از سادات و بزرگان ايشان بوده و در «طبقات صوفيه» آمده است: جعفر صادق (علیه السلام) در عصر خود بر همه سادات اهل بيت تقدم و پيشى داشته و داراى علم و دانش بيكران بوده است. او نسبت به دنيا بى رغبت و از شهوات و هوى‏ها به طور جدى به دور و مردى حكيم و انسانى كامل بوده است.»

«حافظ ابونعيم احمد بن عبدالله اصفهانى» متوفى به سال 430 ق. در كتاب «حلية الاولياء»:

«... و از آن جمله است امام بحق، ناطق و پيشواى برجسته ولايق ابوعبدالله جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) كه همواره به عبادت و بندگى خدا روزگار مى‏گذرانيده و داراى مقام خشيت از پروردگار خويش بوده است. او بر كنار از هرگونه قيل و قال بى ثمر و رويگردان از رياست‏طلبى وجاه پرستى، زندگى مى‏كرده است...»
«نورالدين على بن محمد» معروف به «ابن صباغ مالكى» 786 - 855 ق. در كتاب «الفصول المهمه»:

«امام در ميان برادرانش تنها وصى و جانشين پدر گرديد و به امامت و پيشوائى شيعه رسيد و بر تمام سادات اهل بيت تقدم و پيشى جست. او شرافت نسب و جلالت حسب را يكجا داشت و دانشهاى گوناگوى از وى منقول است و حتى سالهاى سال كالاى (برخى) قافله‏ها را علوم جعفرى تشكيل مى‏داده و آوازه شهرتش همه نقاط جهان آن روز را فرا گرفته بود و به طور خلاصه فضائل و مناقب ابى عبدالله (علیه السلام) فراوان و شكوه و جلالش در حد كمال بوده است و سيل منقبتهايش به هر سو روان و مجالس بزرگان وسرشناسان با ذكر نام و بزرگى وبزرگواريهاى او عطرآگين بوده است».

«محمد امين بغدادى سويدى» در «سبائك الذهب»، ص 72:
«از امام صادق (علیه السلام) وصى و جانشين پدرش امام محمد باقر (علیه السلام) علوم و دانشهائى منقول است كه نظير آنها از ديگران نقل نشده است. او در دانش حديث از پيشوايان و امامان مى‏باشد.»

«نسابه» مشهور به «جمال الدين احمد بن على داودى حسنى» متوفى به سال 828 ق. در كتاب «عمدة الطالب»، ص 184:
«... او را كانون شرف و منبع فضيلت دانسته‏اند. مناقب او زبانزد همگان بوده و عوام و خواص به جلالت شأن و ارجمندى مقام او معترف بوده‏اند منصور دوانيقى چندين بار قصد ريختن خون او كرد، ليكن خداوند امام را از گزند و آسيب آن شخص پست و سفاك نگه داشت.»

«ابو الفتح محمد بن ابى القاسم شهرستانى» متوفى به سال 548 ق. در «ملل و نحل»، ج 1، ص 166:

«او در حكمت و علوم ادبى و دينى تبحر داشته و فوق‏العاده زاهد و پرهيزگار بوده است.در مدينه سكونت داشت وشيعيان و هوا دارانش و ديگران از وجود پر فيض او بهره مى‏بردند و توشه علمى بر مى‏ گرفتند. امام صادق (علیه السلام) شاگردان ممتاز و برجسته‏اى تربيت كرده و علوم و اسرارى به آنها تعليم داده است.

او بعداً به عراق آمد و مدتها در آنجا بسر برد و هرگز به فكر رياست و حكومت از آنگونه كه طالبان دنيا و شيفتگان مظاهر فريباى جهان گذرا براى رسيدن به آن دست و پا مى‏شكنند، نيفتاد و در موضوع خلافت و براى به دست آوردن آن (كه به صورت سلطنت و حكومت طاغوتى درآمده بود) با احدى به نبرد برنخاست؛ زيرا آن كس كه در اقيانوس زلال معرفت شناور است كى به جويبارى كثيف و گنديده رغبت و علاقه نشان مى‏دهد؟!

و آنكه بر بلنداى قله حقيقت دست يافته چگونه ممكن است به پستى تن در دهد، و كسى كه با پروردگار خويش مأنوس گردد، بى شك از اهل دنيا مى‏گريزد؛اما آن كس كه با غير خدا انس گيرد و به جز او دل بيندد، نگرانيهاى خاطر، او را از پاى درآورد.»

«يافعى ابو محمد عبدالله بن سعد يمانى» متوفى به سال 767 ق. در «مرآة الجنان»، ج 1، ص 304:

«در اين سال (سنه 148 ق.) مولى و سرور جليل القدر، ذريه پيامبر اطهر، چكيده جوانمردى و خلاصه انسانيت، ابوعبدالله جعفر صادق (علیه السلام) رخت از اين جهان بر بست و در آرامگاه بقيع كنار مراقد پدرش، باقرالعلوم و نيايش امام سجاد و عموى جدش حسن مجتبى عليهم السلام به خاك سپرده شد؛ چه آرامگاه مقدس و چه مزار و بارگاه شكوهمندى! او لقب صادق يافت چون هرگز لب به دروغ و خلاف حقيقت نگشود و در دانشهاى توحيدى و غير آن سخنانى بس والا و گرانقدر فرمود و از شاگردان بزرگ و معروف او جابربن حيان است. او كتابى هزار برگى نوشته كه محتوى پانصد رساله از رساله‏هاى علمى امام مى‏باشد.»

«محمد بن على بن بابويه قمى» مشهور به «شيخ صدوق» متوفى به سال 381 ق. در كتاب «امالى»:

«محمد بن زياد گويد: شنيدم كه مالك بن انس مى‏گفت: من، جعفر بن محمد (علیه السلام) را هميشه روزه‏دار و در حال ذكر خدا مى‏ديدم. براستى كه او از عابدان بزرگ و از زاهدان با حقيقت و با عظمت بود. مدام در خشيت الهى بسر مى‏برد و حديث فراوان مى‏دانست و مردى بود خوش مجلس و جلساتش، پر فايده و سودمند.

هرگاه از رسول خدا مطلبى نقل مى‏كرد، رنگ رخسارش گاهى سبز و گاهى زرد مى‏شد، طوريكه آن كس كه او را نمى‏شناخت از اين وضع وحشتزده مى‏شد. من يك سال در خدمت او حج گزاردم؛ هنگامى كه پس از پوشيدن لباس احرام مى‏خواست تلبيه (لبيك) گويد صدا در گلويش قطع مى‏شد و حالى پيدا مى‏كرد كه نزديك مى‏شد از مركبش پائين افتد.

مالك بن انس 2: اى فرزند رسول خدا! چرا لبيك نمى‏فرمائيد؟
امام صادق (علیه السلام): اى ابن عامر (مالك)! چگونه جسارت كنم و بگويم «لبيك اللهم لبيك» و بيم آن دارم كه در پاسخ بشنوم كه نه لبيك و نه سعديك.»

باز شيخ صدوق 3 از سليمان بن داود معروف به «ابن شاذكونى»، و او از «حفص بن غياث» نقل كرده كه به هنگام روايت مى‏گفته است: حديث كرد مرا بهترين جعفرها و على بن غراب نيز مى‏گفته است: حديث كرد مرا جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) كه از سوى خدا سخن مى‏گويد و جز راست و صدق بر زبان نمى‏آورد.

«رشيدالدين محمد بن على مازندرانى» معروف به «ابن شهر آشوب»، شيخ الشيعه و فقيه برجسته طايفه جعفريه، شاعر و سخنور و نويسنده در كتاب«مناقب»:

«از انس نقل شده كه وى مى‏گفته است: شخصيتى با فضيلت‏تر از جعفربن محمد (علیه السلام) را هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و از خاطره احدى نگذشته است. او دانش بسيار داشت و فوق العاده عابد و پرستشگر و پرهيزگار و خداترس بود.»

شيخ صدوق در مجلس هشتاد و يك از «امالى» چنين اضافه مى‏كند:
«... به خدا سوگند، او هر موقع لب به سخن مى‏گشود جز راست نمى‏گفت و ابوحنيفه 4 در پاسخ اينكه فقيه‏ترين مردم كيست؟، پاسخ داد: جعفر بن محمد (علیه السلام). و مى‏گفت: هنگامى كه منصور عباسى او را به عراق احضار كرد كسى را نزد من فرستاد و پيغام داد كه ما گرفتار جعفر بن محمد (علیه السلام) شده‏ايم؛ چندين مسئله مشكل از مسائل فقهى آماده كن تا او را بيازمائى. و من چهل مسئله از سخت‏ترين مسائل را فراهم كردم و در حيره نزد منصور رفتم. سپس جعفر صادق (علیه السلام) را به مجلس آوردند، منصور مرا به او معرفى كرد.

امام: او را مى‏شناسم.
منصور خطاب به ابوحنيفه: مسائل خود را مطرح كن و هر چه مى‏خواهى از ابى عبدالله سؤال كن.

ابو حنيفه گويد: من مسئله‏ها را يكى يكى عنوان مى‏كردم و امام پاسخ هر يك را بيدرنگ مى‏فرمود و شرح مى‏داد كه نظر شما چنين است، نظر فقهاى مدينه چنان است و نظر ما هم اين است؛ گاهى با شما موافقيم و گاهى با فقهاى مدينه و گاهى هم نظر ما مخالف نظر هر دو است .

آيا آن كس كه به همه آراء و نظرات فقهى مسلط و از موارد اختلاف كاملاً آگاه است، فقيه‏ترين و دانشمندترين نيست؟!» منصور عباسى اين دشمن سرسخت امام صادق (علیه السلام) كه از تمايل و علاقه مردم نسبت به اهل بيت رنج مى‏برده و از توجه و گرايش مسلمين به خاندان عصمت و به شخص امام به سبب علم و تقوايش، ناراحت بوده و اين علاقه و توجه را آشوب نام مى‏گذاشته است، گاهى با اينهمه بغض و كين، حق را به زبان مى‏آورده و مى‏گفته است: اين شخصيت بزرگ كه همچون استخوانى در گلوى من گير كرده داناترين مردم زمان خويش است .




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__14_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۱۹:۴۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_6823423618810979218155178254120141183811105.jpg




و در مورد يگر گفته است: هميشه در ميان اهل بيت آگاهانى از اسرار و رازهاى غيبى وجود داشته‏اند و جعفر بن محمد (عليه السلام) در عصر ما يگانه شخصيتى است از اهل بيت كه از اسرار نهان جهان و رازهاى الهى مطلع و به اصطلاح محدث است .

روزى در حضور خود امام و درباره شخصيت او چنين اظهار داشت: ما از درياى فضل و دانش لايزال شما جرعه مى‏نوشيم و به مقام والايتان تقرب مى‏جوئيم و شما چيزهائى را در جهان مشاهد مى‏كنيد كه ما از ديدن آنها عاجزيم. نور وجود شما تاريكيها و تيرگيها را روشن ساخته و دست و اراده گره گشاى شما، مشكلات را از سر راه انسانها بر مى‏دارد. ما زير سايه پر بركت شما زنده‏ايم و از اقيانوس ژرف جود و كرم و سخاى شما بهره‏ور.

يك روز خطاب به پيشكار خود ربيع گفت: حق بنى فاطمه را جز نادانان و بى خردان كسى منكر نمى‏شود و نسبت به مقام و منزلت ايشان جز اشخاص پست وبى مقدار كسى بى احترامى نمى‏كند.5

اسماعيل نواده ابن عباس مى‏گويد: «روزى نزد ابوجعفر منصور آمد، ديدم آنقدر گريسته كه موى ريش از سرشك چشمش خيس شده است و پيش از آنكه من لب به سخن بگشايم گفت: مى‏دانى چه مصيبتى عظيم بر شما خاندان وارد گرديده است؟

گفت: چه مصيبتى ؟
گفت: سرور آنان و دانشمندترينشان و بازمانده نيكانشان از دنيا رفت.
گفتم: آن كيست؟
گفت: جعفر بن محمد (علیه السلام) را مى‏گويم.
گفتم: خداوند به شما صبر عطا كند و بر عمر شما بيفزايد.

آنگاه منصور گفت: جعفر صادق (علیه السلام) در حقيقت از مصاديق بارز و بر حق اين آيه است: «ثم أَورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا». 7
راستى كه او برگزيده خدا بود و در اعمال خير پيشقدم.» 8

ملاحده و زنادقه عصر امام صادق (علیه السلام) نيز با اينكه با اسلام و مسلمين و به طور كلى با دين، دشمنى و خصومت آشكار داشته‏اند، ولى گاهى در بزرگداشت امام و اقرار به فضل و دانش آن حضرت، ره انصاف پيش مى‏گرفتند و او را با ملكات قدسى و صفات برجسته روحانى ممتاز دانسته و زبان به ستايش او مى‏گشودند.

روزى «ابن مقفع» با گروهى از همكيشانش در مسجد الحرام دور هم نشسته بودند و امام هم در مسجد حضور داشت. ابن مقفع ضمن اشاره به مردمى كه دور كعبه طواف مى‏كردند، گفت:

«در ميان اين جمعيت، تنها كسى كه شايسته عنوان انسان است همين پير مرد مى‏باشد(يعنى جعفر بن محمد (علیه السلام).»

«ابن ابى العوجاء»: «او اصلا از سنخ بشر عادى نيست و اگر يك روحانى در دنيا باشد كه هرگاه بخواهد به صورت آدمى در مى‏آيد و هر موقع كه بخواهد به شكل فرشتگان ظاهر مى‏گردد، همين مرد است، (يعنى جعفر بن محمد (علیه السلام).»

گاهى ابن ابى العوجاء به عنوان آزمايش و يا ايجاد شك و ترديد در دل مسلمانان ساده و كم اطلاع، سؤالاتى از شيعيان مى‏پرسيد و آنان از وى مهلت مى‏خواستند كه پاسخهاى خود را بعداً به او بدهند و وقتى كه جواب تهيه كرده و به او مى‏گفتند، و او هم پاسخها را مى‏پسنديد مى‏گفت:

اين جواب از حجاز آمده (يعنى از سوى جعفربن محمد (علیه السلام).8 اين بود شمه‏اى از نقطه نظرهاى برخى مورخان، محدثان، اهل سيره، تراجم نگاران و حتى برخى حاكمان و زنادقه عصر كه به منزله قطره‏اى است از درياى بيكران فضائل امام صادق (علیه السلام).



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__30_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۰:۱۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_3816719816513723623851143101492311614322487.jpg


آثارامام صادق(ع) :

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر،كتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املاي امام (ع) يا بازنوشت بعدي مجالس ايشاناست. بعضي از آثار نيز منصوب است و قطعي الصدور نيست.

1- از آثار مكتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي) است. نجاشي صاحب رجال معتقد است كهتنها تصنيفي كه امام به دست خود نوشته اند همين اثر است.

2- رساله اي كه شيخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روايت كرده است شامل مباحث فقه و كلام.

3- كتاب معروف به توحيد مفضل، درمباحث خداشناسي و رد دهريه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفي است.

4- كتاب الاهل يلجه كه آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماما دربحارالانوار مندرج است.

5- مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه كه منسوب به امام صادق (ع) و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي،‌ صاحب وسايل (حرعاملي) و صاحب رياض العلما، صدور آن را از ناحيه حضرت رد كرده اند.

6- رساله اي از امام (ع) خطاب به اصحاب كه كليني در اول روضه كافي به سندش از اسماعيل بن جابر ابي عبدالله نقل كرده است.

7- رساله اي در باب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.

8- ببعضي رسائل كه جابربن حيانكوفي از امام (ع) نقل كرده است.

9- كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.

10-چندين فقره از وصاياي حضرتخطاب به فرزندش امام موسي كاظم (ع) سفيان شوري،‌ عبدالله بن جندب، ابي جعفر نعماناحول، عنوان بصري،‌ که در حليه الاولياء و تحف العقول ثبت گرديده است.

همچنين ادعيه امام صادق (عليه السلام) (الصحيفة الصادقية و الصادصية الجامعة): مجموعه ادعيه معتبره اي است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (عليهما السلام)در کتب روايي شيعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بيستمين سالگرد تأسيس دانشگاه همزمان با ميلاد مسعود نبي مکرم اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) منتشر کرده است




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__29_.jpg

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۱:۱۷
كلمات گهربار امام صادق (ع)

گذر عمر
جوانى (فرصت نيكو ) و (نسيم رحمت) است كه بايد به خوبى از آن بهره جست و با زيركى , ذكاوت و تيز بينى آن نعمت خداداد را پاس كه اين فرصت, (ربودنى) و (رفتنى) است وضايع ساختن آن, چيزى جزغم, اندوه و پشيمانى را براى دوران پس ازآن به ارث نمى گذارد.
زندگى كوتاه است و راه كار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمايه گرانبهاى ما وقت است كه بازگشتى ندارد, از اين رو بزرگترين فن بهتر زيستن, بهره جستن از فرصتهاى بى نظيرى است كه برما مى گذرد; اين سخن امام صادق(عليه السلام) را بايد جدى گرفت: (من انتظر عاجله الفرصه مواجله الاستقصإ سلبته الايام فرصته, لان من شإن الايام السلب و سبيل الزمن الفوت)
به هركس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت كامل آن را تإخير اندازد, روزگار همان فرصت را نيز از او بربايد, زيرا كار ايام, بردن است و روش زمان, از دست رفتن.

محاسبه روزانه نفس
حق على كل مسلم يعرفناان يعرض عمله فى كل يوم و ليله على نفسه فيكون محاسب نفسه, فـان راى حسنـه استزاد منها, وان راى سيئـه استغفـر منها لئلا يخزى يوم القيمه.
بر هر مسلمانى كه ما را بشناسد سزوار است كه در هر شبانه روز عملش را برخود عرضه کرده,بازنگري کند و خود حسابگر خـويـش باشـد, اگر نيک بود بر آن بيفزايد و اگر گناه ديـد از آن آمـرزش خـواهـد تـا ايـن كه روز قيـامت رسـوا نشـود.

استقامت
لو ان شيعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكه و لاظلـهم الغمام و لاشـرقوا نهارا و لاكلـوا مـن فـوقهم و مـن تحت ارجلهم و لما سـئلوا الله شيئا الا اعطاهـم.
اگر شيعيان ما استقامت مى ورزيدند, هرآينه فـرشتگان با آنها دست مى دادند وابر بر آنها سايه مى انداخت و در روزمـى درخشيدنـد و از فـراسر و زير پاى خـود روزى مى خـوردنـد و چيزى از خـدا نمـى خـواستنـد, مگـر ايـن كه به آنها مـى داد.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۱:۱۸
عاقبت نيرنگ و حسادت
مـن غش اخاه و حقره و ناواه جعل الله النار ماواه. و مـن حسد مـومنا انماث الايمان فى قلبه كما ينماث الملح. هر كه با برادرش نيرنگ ورزد و او را كوچك شمارد و با اوبستيزد,خداوندآتش را جايگاهش گرداند, وهر كه برمومنى حسد ورزد, ايمان در دلـش آب شود, چنان كه نمك در آب حل شود.

پارسايى, كوشش و كمك به مومنان
لا تذهبـن بكم المذاهب فوالله لاتنال ولايتنا الا بالورع والاجهاد فى الدنيا ومـواسـاه الاخـوان فـى الله , وليـس مـن شيعتنـا مـن يظلـم الناس.
مسلكها و مذهبها شما را نبرند , به خدا سـوگند به ولايت ما نتوان رسيد جز با پارسايـى وكـوشـش در دنيا , و يارى دادن برادران براى خدا. و كسى كه به مردم ستم كند, شيعه مانيست.

نتيجه اعتماد به خدا
من يثق بالله يكفه ما اهمه مـن امر دنياه و آخرته و يحفظ له ما غاب عنه , و قد عجز مـن لـم يعد لكل بلاء صبـرا ولكل نعمه شكـرا و لكل عسـر يسرا.
هركه به خدا اعتماد ورزد, خدا مهم دنيا وآخرتش را كفايت كند و هرچه از او غايب است برايـش حفظ كند. درمانـده وناتـوان است هركه براى هـر بلا صبرى , و بـراى هـر نعمت شكـرى و بـراى هـر دشـوارى آسـانـى اى ندارد.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۱:۱۸
با ديگران چگونه باشيم
صل من قطعك,واعط من حرمك,واحسن الى من اساء اليك وسلم على من سبك.وانصف من خاصمك , واعف عمن ظلمك كما انك تحب ان يعفى عنك, فاعتبر بعفو الله عنك.الا تـرى ان شمسه اشـرقت علـى الابـرار و الفجـار. و ان مطـره ينزل علـى الصالحيـن والخاطئيـن.
با كسـى كه ازتو بريده بپيـوند, وبه آن كـه از تـو دريغ كرده بخشش كن, وبا كسى كه به تو بدى كرده نيكى كـن. و به كسى كه به تو دشنام داده سلام كـن. و باكسى كه به تـو دشمنـى ورزيـده انصاف ورز. و كسـى كه تـو را ستـم ورزيده عفو كـن, همچنان كه دوست دارى كه از تـو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گير, آيا نمي بيني كه آفتابـش بر نيكان و بدان هر دومـى تابـد و بارانـش بر شايستگان و ناشايستگان مى بارد؟

خدا را چگونه بخوانيم
واخفض الصوت ,ان ربك الذى يعلم مـا تسـرون و ما تعلنون , قد علم مـا تريدون قبل ان تسالوه.
صـدايت را فـرود آر, زيرا خـدايى كه نهان و آشكار را مى داند سـوال ناكـرده مى داند كه شما چه مى خواهيد.

بهشت و جهنم , خير و شر واقعى
الخيـر كله امامك , و ان الشـر كله امامك ,ولن تـرى الخير والشـرالا بعد الاخـره, لان الله جل وعزجعل الخيـر كله فى الجنه والشـر كله فـى النار لانهما الباقيان.
تمام خير در برابرتوو تمام شر نيز دربرابر توست. و خيروشر را نبينـى, مگربعد از آخرت, زيرا كه خداوند عزوجل تمام خير را در بهشت و تمام شـر را در دوزخ قـرارداده , زيـرا كه ايـن دوانـد كه بـاقـى انـد.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۱:۱۹
جلوه و چهره اسلام
الاسلام عريان فلباسه الحياء و زينته الـوقـار و مـروته العمل الصالح و عماده الـورع و لكل شـىء اسـاس و اسـاس الاسلام حبنا اهل البيت.
اسلام برهنه است, لباسش حيا و زيورش وقار و جوانمـردىاش عمـل صالـح و ستونـش پارسايى مى باشد , وبراى هر چيزى پايه اى است و پايه اسلام دوستى , ما اهل بـيت است .

عمل بـراى آخرت
اعمل اليـوم الـدنيا بما ترجـوا به الفـوز فـى الاخره.
امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميـد كـاميـابـى در آخـرت را دارى.

پاداش يارى دوستان اهل بيت
لايبقـى احـد ممـن اعان مـومنـا مـن اوليـائنا بكلمه الا ادخله الله الجنه بغير الحساب.
در روزقيامت كسى نماند كه يك كلمه به مومنى ازدوستان ما كمك كرده بـاشد, جزاين كه خـداونـد او را بـى حسـاب به بهشت داخل گـرداند.

پرهيز از ريا و جدال و دشمنى
اياك و المراء فانه يحبط عملك و اياك و الجدال فانه يوبقك و ايـاك و كثـره الخصومات فانهاتبعدك من الله.
از ريا كارى بپرهيز كه عملت را از بين برد واز جدال بپرهيز كه هلاكت گرداند وازخصـومتها و دشمنيها بپـرهيز كه تـو را از خـدا دوركنـد.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۱:۲۰
پاكيزگى روح , ابزار تشخيص مومن
اذا ارادالله بعبد خيرا طيب روحه فلايسمع معروفا الا عرفه و لامنكرا الا انكره ثـم قذف الله فـى قلبه كلمه يجمع بها امره.
چون خدا خير بنده اى را خواهد روحش راپاك گرداند, به طورى كه هيچ معروفى به گوشش نرسد, مگر آن كه آن را بفهمد و هيچ منكرى را نشنود, جز آن كه زشتـش داند و سپـس كلمه اى به دلـش الهام كنـد كه كـارش را بـدان فـراهـم آرد.

درخواست عافيت از خدا
فسئلـوا ربكـم العافيه و عليكـم بـالـدعه والوقار و السكينه و الحياء.
از پـروردگارتان عافيت بخـواهيد و نرمش و وقار و آرامـش حيا را حفظ كنيـد.

دعا ، خودعمل است
اكثـروا من الدعاء, فان الله يحب مـن عباده الذين يدعونه, وقد وعد عباده المومنين الاستجابه والله مصير دعاء المـومنين يوم القيامه لهم عملا يزيدهـم به فى الجنه.
زياد دعا كنيد, زيرا خداوند بندگان دعا كـن خود را دوست دارد و به بندگان مومنـش وعده اجابت داده است, وخداوند در روز قيامت دعاى مـومنان رااز كردارشان محسـوب دارد و ثـوابـش را بـا بهشت فزايد.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۱:۲۰
بينوايان مسلمان رادوست بداريم
وعليكم بحب المساكين المسلمين فان من حقرهم و تكبر عليهم فقد زل عن ديـن الله و الله له حاقـر ماقت وقد قال ابـونا رسـول الله ( ص) (( امرنـى ربـى بحب المساكين المسلمين منهم)).
برشما باد به دوستـى مستمندان مسلمان, زيرا هر كس آنان را كوچك بدارد و بر آنها تكبر ورزد, به راستـى كه از ديـ ن خدا لغزيده و خـدا كـوچك كننده و زبـون كننده اوست, و پدر ما رسـول خد(صلّي الله عليه وآله) فرمـوده: (( پروردگارم به مـن دستـور داده است كه مستمنـدان مسلمـان را دوست بـدارم. ))

رابطه حسد و كفر
ايـاكـم ان يحسـد بعضكـم بعضـا فـان الكفـر اصله الحسـد.
از حسـد ورزى به يكـديگـر بپـرهيزيـد, زيـرا ريشه كفـر, حسـد است.

اعمال محبت آور
ثلاث تـورث المحبه: الـديـن و التـواضع والبذل.
سه چيز است كه محبت آورد: قـرض دادن وفـروتنـى و بخشـش.

اعمال دشمنىآور
ثلاثه مكسبه للبغصـاء: النفـاق والظلم و العجب.
سه چيز است كه دشمنـى مـىآورد: دو رويـى , ستـم و خـودبينـى .

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۱:۲۱
نشانه هاى صبر شجاعت دوستي
ثلاثه لا تعرف الا فـى ثلاثه مـواطن : لايـعرف الحليـم الا عنـد الغضب و لاشجاع الا عندالحرب, ولا اخ الا عند الحاجه.
سه كس اند كه شناخته نشوند جز در سه جا: بـردبار شناخته نشـود جز به هنگام خشـم , وشجاع شناخته نشـود جز به وقت نبـرد , وبـرادر و دوست شنـاخته نشـود جز به وقت نياز.

نشانه هاى نفاق
ثلاث من كن فيه فهو منافق و ان صام و صلى: من اذا حـدث كذب و اذا وعد اخلف. و اذا ائتمن خان.
سه چيز است در هر كه باشد منافق است, اگر چه روزه بدارد ونماز بخواند: آن كه چون سخن گويد دروغ گويد , و چون وعده كند خلاف ورزد و چون امنيش دانند خيانت نمايد.

از سه كس پرهيز کن !
لاتشـاور احمق, و لاتستعن بكذاب و لاتثق بمـوده ملوك.
با احمق مشورت نكن, واز دروغگو يارى مجو,و به دوستى زمامداران اعتماد مكن.

نشانه هاى بزرگواري
ثلاث مـن كـن فيه كـان سيـدا: كظم الغيظ والعفـو عن المسيىء والصله بـالنفـس والمـال.
سه چيز است كه در هـر كه بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ,گذشت از بدكـردار, كمك و صله رحـم بـا جـان و مـال.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۱:۲۲
ديگر نشانه هاى بزرگوارى
ثلاثه تـدل علـى كـرم المـرء : حسن الخلق , و كظم الغيظ و غض الطـرف.
سه چيز است كه دليل بزرگوارى شخص است : خوشخويى, فرو بردن خشم , و فرو هشتن چشم

نشانه هاى بلاغت
ثلاثه فيهن البلاغه: التقـرب من معنى البغيه, والتبعد من حشوالكلام , والدلاله بالقليل على الكثير.
سه چيز است كه در آن بلاغت و شيـوايـى است: معنى مقصود را رساندن, و از سخـن بيهوده دورى جستـن , و بـا لفظ كم, معنـى بسيـار را رسـانـدن.

نجات در سه چيز است
النجـاه فـى ثلاث: تمسك عليك لسـانك, ويسعك بيتك و تنـدم على خطيئتك.
نجات در سه چيز است , زبانت را نگهدارى و در خانه ات بمانى ! و بـر خطايت پشيمان شوى.

انس وصفا در سه چيز است
الانـس فـى ثلاث: فـى الزوجه المـوافقه والـولد البار والصـديق المصافى.
انـس در سه چيز است: زن مـوافق و فـرزنـد نيكوكار و دوست خالص و بـا صفـا.

سه چيز , تباهى مىآورند
ثـلاثه تكدر العيش : السلطان الجائر, والجار السـوء و المراه البذيه.
سه كس زندگى را تيره كنند: زمامدار ستمگر , وهمسايه بد وزن بى شرم و بدزبان

سه چيز محروميت ساز
من طلب ثلاثه بغير حق حرم ثلاثه بحق: من طلب الدنيا بغير حق حرم الاخره بحق, و مـن طلب الرياسه بغيـر حقحرم الطاعه له بحق و مـن طلب المال بغيـر حق حـرم بقائه له بحق.
هـر كه سه چيز را به ناحق خـواهـد از سه چيز به حق محـروم گردد:
1ـ هـر كه دنيـا را به نـاحق خـواهـد از آخـرت به حق محـروم گردد
2ـ هـر كه به نـاحق ريـاست طلبـد از طـاعت به حق محـروم گردد
3ـ هـر كه به نـاحق مـالـى را طلبـد از مـانـدگـارى به حق آن محـروم گردد.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۱:۲۲
سه چيز محروميت ساز
من طلب ثلاثه بغير حق حرم ثلاثه بحق: من طلب الدنيا بغير حق حرم الاخره بحق, و مـن طلب الرياسه بغيـر حقحرم الطاعه له بحق و مـن طلب المال بغيـر حق حـرم بقائه له بحق.
هـر كه سه چيز را به ناحق خـواهـد از سه چيز به حق محـروم گردد:
1ـ هـر كه دنيـا را به نـاحق خـواهـد از آخـرت به حق محـروم گردد
2ـ هـر كه به نـاحق ريـاست طلبـد از طـاعت به حق محـروم گردد
3ـ هـر كه به نـاحق مـالـى را طلبـد از مـانـدگـارى به حق آن محـروم گردد.

سلامتي در گريز از سه چيز است
ان يسلـم الناس مـن ثلاثه اشياء كانت سلامه شـامله: لسان السوء و يد السوء و فعل السوء.
اگـر مـردم از سه چيز در سلامت بـاشنـد, سلامت كـامل خـواهنـد داشت: زبان بد ودست بد و كاربد.

كمال احسان به سه چيز است
لايتـم المعروف الا بثلاث خصـال: تعجيله و تقليل كثيره و ترك الامتنان به.
احسان و نيكى كامل نباشد, مگر با سه خصلت: شتاب در آن , كم شمردن بسيار آن و منت ننهادن بر آن.
منبع: شبکه امام صادق (ع)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۱, ۲۱:۳۱
غروب خورشید مدینه دانش!


http://img.tebyan.net/big/1386/08/1321512542042391831113627157148136357497159.jpg



ای صادق آل پیامبر!
با بیانی بلیغ و كلامی فصیح، زبان رسای اسلام بودی.
با سخنانی حكیمانه، منطقی استوار و علمی سرشار، برگزیده روزگار بودی و... بنده شایسته پروردگار! تجسّم صبر و اخلاص بودی، چشمه جود و سخاوت بودی، و كوه حلم و بردباری، و نام‏آور فراست و شجاعت، و جلوه هیبت و جلالت.
چهره فروزان اهل بیت بودی، و وارث علوم رسالت.

از سلاله پیامبران بودی، عطر و بوی پیامبر را می‏دادی و مهابت و شكوه او را داشتی!
ای خورشید مدینه دانش!

كدام معلّمی را می‏توان نام برد كه به اندازه تو، تربیت یافته مكتب عترت داشته باشد؟ كدام حوزه است كه شاگردی تو، برسر درِ آن نقش نبسته است؟

كدام فقیه است كه خوشه‏چین خرمن حدیث تو نیست؟
ای امام صادق! تو، ناصرحقایق، دچار منصوردوانقی بودی،آن باطلی‏كه لباس حق‏پوشیده و جامه خدمت و خلافت به بركرده بود، تا رعیت را در هیئت شبانی بفریبد و گرگ ایمان و جان آنان شود.
شهادت تو، نشانی از مظلومیت خطّ اهل‏بیت بود.

نویسنده: جواد محدثی



http://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__4_.jpg

http://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gifhttp://www.fileden.com/files/2010/8/12/2940302/Shame.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۰۲:۴۴
http://faran.persiangig.com/image/1/Imam-sadegh-03.jpg




رخدادهای پس از شهادت امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام را به شهادت رساندند و چراغی را که روشنی‌بخش محافل و مجامع دنیای اسلام بود خاموش نمودند.
منصور او را کشت و در عین حال می‌گفت: مثل جعفر بن محمد کجا پیدا می‌شود؟ و فریبکارانه و حیله‌گرانه در عین این که با تمام وجود از این مسأله شادان بود، ابراز تأسف می‌کرد.
آری، دور داشتن حضرت علی علیه السلام از خلافت در غوغای سقیفه اگر بگوئیم ناشی از توطئه‌ای پیش‌بینانه نبود، لااقل خیانتی بارز و آشکار علیه اسلام و مسلمین بود و آثار زیانباری از خود بر جای گذاشت که یکی از آنها به شهادت رساندن فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله بود.
ابوهریره عجلی که از شعرای اهل بیت و از علاقمندان آنان بوده در رثای امام آن هنگام که بدن مطهرش را روی تخت روان به سوی بقیع می‌برده‌اند، چنین سروده است:«به آنان که رفتند امام را روی دوش‌هایشان حمل کنند گفتم: آیا می‌دانید که چه شخصیتی را به گورستان می‌برید؟ کوهی را که چه مرتفع و بلند است! اینک مردمانی را می‌بینم که هر یک مشتی خاک روی بدن مقدسش می‌ریزند. چقدر شایسته است که بر سر خویش بریزند.

اینان همه عمر و هستی و امکانات خود را در راه نشر و تبیین احکام اسلام و دفاع از شرف و قداست آن و حمایت از انسان‌ها و برقراری عدالت صرف کردند. از جان خویش مایه گذاشتند تا بشریت سروری و آقایی پیدا کند.
چرا دشمنان بشریت باید تا این حد گستاخ باشند که اینان را به شهادت برسانند؟ سنگ اول این ستم از کجا بنیان نهاده شد؟ جز از سقیفه؟ و آیا سزاوار نیست این عبارت ذکر همگان باشد که:

اَللّهُمَّ العَن اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخَرَتابِعٍ لَهُ علی ذلک.



(http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__6_.jpg)http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__6_.jpg

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۰۷:۱۵
نگاهی به کتاب رهبرانقلاب درباره امام صادق(ع)

کتاب «پیشوای صادق(ع)» در بین سال‌های 58 تا 60 شمسی منتشر شده است. در هر حال، محتوای کتاب هر چند مختصر است اما یکی از بهترین تحلیل‌های سیاسی درباره عملکرد امام صادق(ع) شمرده می شود.
مقام معظم رهبری درباره امام صادق (ع) می‌فرماید: تبلیغ و تبیین مسئله امامت شیعی، بیان و تبلیغ احکام دین و تفسیر قرآن به روش اهل‌بیت (ع)، ایجاد تشکیلات سیاسی ایدئولوژیک به صورت مخفی، هدایت پنهانی جنبش‌های نظامی علویان و فعالیت سیاسی خطوط اصلی زندگی امام صادق(ع) را تشکیل می‌دهد.
در دوران مبارزه با رژیم ستم‌شاهی و در زمانی که رهبری جامعه، مهم‌ترین مسئله نهضت اسلامی بود، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای چند سخنرانی درباره تحلیل زندگانی امام ششم (ع) ایراد کردند که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، تحت عنوان «پیشوای صادق (ع)» توسط انتشارات سیدجمال و باهمکاری واحد ایدئولوژی روزنامه جمهوری اسلامی تنظیم و منتشر شد.
تاریخ دقیق انجام سخنرانی معلوم نیست اما بین سال‌های 45 تا50 شمسی بوده است. کتاب «پیشوای صادق(ع)» در بین سال‌های 58 تا 60 شمسی منتشر شده است. در هر حال، محتوای کتاب هر چند مختصر است اما یکی از بهترین تحلیل‌های سیاسی درباره عملکرد امام صادق(ع) شمرده می شود.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۰۷:۱۶
مباحث این اثر وزین، با رعایت امانت و بر اساس ترتیب و نظم کتاب به طور خلاصه عبارت از چند نکته ذیل است:
1- دو قضاوت درباره امام صادق(ع) دربین مردم وجود دارد که هر دو محل تأمل است. قضاوت اول حمایت آمیز است، آن امام بزرگ، فرصتی طلایی برای تعلیم و تربیت به دست آورد و چنان غرق در نشر علم و دین شد که نتوانست به فریضه امر به معروف و نهی از منکر عمل کند و ناچار شد در مقابل حکام ظلم و جور به مدح و ستایش و تملق بپردازد! قضاوت دوم اعتراض‌آمیز است: او در زمانی که ظلم و جنایت از در و دیوار می‌بارید، ره عافیت در پیش گرفت و از رسالت انسانی یک رهبر غفلت ورزید و به درس و بحث دل خوش کرد! در حالی که شیعیانش گرفتار تعقیب و زندان و شکنجه و تبعید و قتل و غارت بودند!
2- هیچ یک از آن دو قضاوت، پایه و مایه استوار و صحیحی ندارد. هر دو قضاوت بر اساس چند روایت مجعول شکل گرفته است که دقت در محتوای آن ساختگی بودن آن را آشکار می‌سازد، زیرا ساحت رفیع امامت بسی پاک‌تر و والاتر از آن است که آلوده به تملق و ستایش بی‌جا آن هم نسبت به طاغوت‌ها و ستمگران شود، علاوه بر آن که برخی از این روایات، اساسا سند ندارد.
3- در برخی از روایات مذکور که سندی برای آن ذکر شده، راوی شخصی است به نام ربیع حاجب. ربیع کیست؟ ربیع آجودان مخصوص منصور خلیفه عباسی و به تعبیر آن روز حاجب او بود. او نزدیک‌ترین و مورد اعتمادترین شخص در دستگاه منصور بود و در سال 153 هجری به مقام وزارت نیز رسید و تا آخر زندگی منصور (سال 158 هجری) در پست وزارت باقی ماند. شگفت آور است که عاقلی، سخن نزدیک‌ترین یار خلیفه را درباره ذلت و تضرع دشمن خلیفه، بی هیچ تحقیق و جستجویی بپذیرد!
4- قضاوت دوم (قضاوت اعتراض آمیز) سخنی است شبیه داوری‌های شرق شناسان که غالبا آلوده به غرض یا برخاسته از جهل و بی خبری است و مبتنی بر بینش مادی و الحادی، مانند قضاوت خاورشناس یهودی، «فیلیپ»، حتی درباره صلح امام حسن (ع) و قضاوت خاورشناس مارکسیست;«پطروشفسکی» بعثت رسول اکرم(ص).

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۰۷:۱۷
- نظریه و داوری صحیح درباره امام صادق(ع) و سایر امامان (ع)، قضاوت سومی است که با تحقیق در منابع و مآخذ و دقت در آن به دست می‌آید و آن این است:
امامان شیعه، همانند خود پیامبر (ص) هدفی جز این نداشتند که نظام عادلانه اسلامی را با همان ویژگی‌ها و اهدافی که قرآن روشن کرده ایجاد کنند و یا استمرار بخشند. زیرا امامت، تداوم نبوت است، بر این اساس، برنامه عمومی امامان (ع) دو بخش اساسی و انفکاک ناپذیر داشت: الف) تبیین ایدئولوژی اسلام.
ب) تامین قدرت اجرایی و اجتماعی.
6- امامت از نظر تاریخی چهار دوره را پیمود:
الف) سکوت.
ب) قدرت.
ج) شهادت.
د) جهادی دیگر.
دوره اول از رحلت رسول اکرم (ص) شروع شد و با آغاز حکومت امیرالمؤمنین (ع) پایان یافت.
دوره دوم، دوره حکومت امام علی (ع) و امام مجتبی (ع) است. دوره سوم عبارت از بیست سال میانه صلح امام حسن (ع) (سال 41 هجری) و شهادت امام حسین(ع) (سال 61 هجری) است. دوره چهارم، بعد از شهادت سیدالشهداء (ع) تا دو قرن بعد و آغاز غیبت است.
7- امام امیرالمؤمنین علی (ع) در دوره اول که بیست و پنج سال به طول انجامید، برای حفظ اسلام و جلوگیری از اختلاف، دست به قیام مسلحانه نزد و در برابر غاصبان حکومت سکوت کرد و بلکه از روی کمال علاقه و دلسوزی نسبت به اسلام و جامعه اسلامی، آنان را یاری کرد و در مسائل سیاسی، نظامی و غیره راهنمایی کرد، چنانچه این مطلب از نهج‌البلاغه و کتب تاریخ استفاده می‌شود.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۰۷:۱۷
8- در دوره دوم، هر چند بسیار کوتاه بود؛ حدود پنج سال، اما یک حکومت 100 درصد اسلامی ارائه و حاکم شد و عدالت استقرار یافت و ارزش‌های جاهلی رخت بر بست.
9- در دوره سوم، تلاش برای بازگرداندن قدرت به خاندان پیامبر (ص) در فرصت مناسب، شروع شد و شیعه، عملا به کار نیمه مخفی اهتمام ورزید.
10- دوره چهارم، ادامه دوره سوم و با همان روش و البته به صورت برنامه دراز مدت بود. این دوره، هر چند پیروزی‌ها و شکست‌هایی در مراحل مختلف داشت اما در زمینه کار ایدئولوژیک، به پیروزی قطعی رسید. برای آشنایی با زندگی امام صادق(ع) باید این دوره را بیشتر بررسی کنیم.
11- در دوره چهارم، امامان شیعه (ع) تلاشی مستمر داشتند تا با فعالیت ایدئولوژیک و مبارزه با تحریف، زمینه احیای حکومت اسلامی و حضور قرآن و سنت را در جامعه فراهم آورند و این انقلابی بزرگ و اساسی بود، شبیه انقلابی که رسول الله (ص) در جامعه جاهلی پدید آورد و شاید از آن هم مشکل‌تر، زیرا تجدید یک انقلاب، گاه از ایجاد آن دشوارتر است.
12- در آغاز دوره چهارم، وضعیت شیعه بنا بر روایت امام صادق (ع) چنین بود: «ارتدالناس بعدالحسین(ع) الا ثلاثه ابوخالدالکابلی و یحیی بن ام‌الطویل و جبیربن معطم ثم ان‌الناس لحقوا و کثروا و کان یحیی بن ام‌الطویل یدخل مسجد رسول الله(ص) و یقول: کفرنا بکم و بدا بیننا و بینکم العداوه و البغضاء؛ پس از شهادت امام حسین(ع) همه منحرف شدند جز سه نفر: ابوخالدکابلی، یحیی بن ام طویل و جبیربن معطم. بعدها دیگران محلق شدند و شیعیان زیاد شدند. یحیی بن ام طویل به مسجد پیامبر(ص) در مدینه وارد می‌شد و خطاب به مردم می‌گفت: ما به شما کافریم و میان ما و شما خصومت و کینه است. 13- امام سجاد(ع) نمی‌توانست به صراحت خود را مستحق خلافت و حکومت اعلام کند. زیرا در آن صورت، خلیفه مقتدری چون عبدالملک بن مروان آن حضرت را پیش از آنکه موفق به انجام رسالتش شود به شهادت می‌رساند و تشکیلات نوپای شیعه ویران می‌شد.
14- البته در موارد نادری امام سجاد(ع) موضع حقیقی خود را در برابر حاکمان جور آشکار ساخت. اما نه آنچنان که خود را رویاروی آنان قرار دهد، بلکه تنها برای ثبت در تاریخ، مانند نامه‌ای که امام (ع) برای یکی از رجال دینی وابسته به حکومت بنی امیه به نام محمد بن شهاب زهری نوشته‌اند. نامه روشنگر امام زین العابدین(ع) در تحف العقول ذکر شده است.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۰۷:۱۸
15- امام سجاد(ع) می‌فرمود: در همه حجاز، دوستداران و علاقه‌مندان ما به بیست نفر نمی‌رسد. هر چند آن حضرت فعالیتی آرام و مخفی داشت اما گاه گاه، خود و یارانش مورد آزار و اذیت حکومت وقت قرار می‌گرفتند و خود آن بزرگوار حداقل یک مرتبه با وضعی تاثرانگیز و بسته به غل و زنجیر تحت نظر ماموران بسیار از مدینه به شام برده شد و بارها مورد تعرض و شکنجه قرار گرفت و سرانجام در سال 95 هجری به وسیله ولید بن عبدالملک خلیفه اموی به شهادت رسید.
16- امام باقر (ع) در مراسم حج به حاجیان اشاره کرد و به یار رازدارش، «فضیل بن یسار» گفت: در جاهلیت نیز بدین گونه می‌گرویدند! فرمان آن است که به سوی ما کوچ کنند و پیوستگی و دوستی خود را به ما بگویند و یاری خویش را برما عرضه کنند. قرآن از قول ابراهیم (ع) می‌گوید: (بارالها!) دلهایی از مردم را مشتاق ایشان کن!
17- یکی از یاران نزدیک امام باقر(ع) به نام جابرجعفی به دستور آن حضرت، کوفی بودن خود را کتمان می‌کند و وانمود می‌کند که از مردم مدینه است و نیز به فرمان آن بزرگوار، خود را به دیوانگی زد و حاکم کوفه که این وضع را مشاهده کرد، گفت: خدا را شکر که از قتل او معافم ساخت!
18- امام باقر (ع) در برابر حاکم اموی (هشام بن عبدالملک) خطاب به مردم کرد و فرمود: «ایهاالناس! این تذهبون؟ و این یرادبکم؟ بناهدی الله اولکم و بنا یختم آخرکم، فان کان لکم ملک معجل فان لنا ملکا موجلا و لیس بعد ملکنا ملک، لانا اهل العاقبه یقول الله عزوجل و العاقبه للمتقین»؛ به کجا می‌روید؟ ای مردم! و چه سرانجامی برای شما درنظرگرفته‌اند؟ به وسیله ما بود که خدا گذشتگان شما را هدایت کرد و به واسطه ما است که خدا مهر پایان برکار شما می‌زند. اگر شما را دولتی مستعجل است، ما را دولتی پاینده خواهد بود و پس از دولت ما کسی را دولتی نخواهد بود. چون ما اهل عاقبتیم که خدا فرمود: عاقبت برای اهل تقواست».
19- «ابوحمزه ثمالی» گوید: از امام باقر(ع) شنیدم که می‌گفت: خدا برای این امر (تشکیل حکومت علوی) سال 70 را معین کرده بود. چون حسین(ع) کشته شد خدا بر خاکیان خشم گرفت. پس آن را تا سال 140به تاخیر افکند، ما این موعد را برای شما (شیعیان) گفتیم و شما آن را افشا کردید. پس خدا دیگر موعدی را معین نکرد

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۰۷:۱۹
ابوحمزه این سخن را برای امام صادق(ع) بیان کرد. آن حضرت فرمود: آری، این چنین بود.
20- امام باقر (ع) به فرزندش امام صادق (ع) دستور داد که بعد ازشهادت، بخشی از دارائی آن حضرت (800 درهم) را در مدت 10 سال، صرف عزاداری و گریستن بر ایشان در صحرای منی و در موسم حج کنند.
21- خطوط اصلی زندگی امام صادق(ع) چنین است:
1- تبلیغ و تبیین مساله امامت شیعی.
2- بیان و تبلیغ احکام دین و تفسیر قرآن به روش اهل‌بیت (ع).
3- ایجاد تشکیلات سیاسی ایدئولوژیک به صورت مخفی.
4- هدایت پنهانی جنبش‌های نظامی علویان.
5- فعالیت سیاسی به صورت بیان توصیه‌ها، گفتارها و نگارش نامه‌ها و ذکر شعرهایی خاص.
22- آمیختگی سه مفهوم «رهبری سیاسی» و «آموزش دینی» و «تهذیب روحی » در امامت، ناشی از آن است که اسلام در اصل، این سه جنبه را از یکدیگر تفکیک نکرده و به عنوان برنامه‌ای چند بعدی بر انسان عرضه کرده است و به این جهت شیعه عقیده دارد که امام باید از جانب خدا تعیین شود.
23- «کمیت»، شاعر نامدار و بسیار هنرمند و یکی از معروف‌ترین چهره‌های شیعی و شهید گرایش‌های تند علوی، در یکی از چندین قصیده معروف خود در توصیف ائمه، اهل‌بیت (ع) آنان را سیاست‌مدارانی می‌داند که برخلاف حاکمان مسلط زمان، سرپرستی و زمامداری انسان‌ها را با چوپانی گوسفندان و چارپایان، یکسان نمی‌سازند.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۰۷:۲۰
24- سخن اصلی امام صادق(ع) مانند دیگر امامان شیعه، عبارت از امامت بود و برای اثبات این واقعیت تاریخی، قاطع‌ترین مدرک، روایات فراوانی است که در آن، امام صادق(ع) ادعای امامت را به روشنی و صراحت بیان کرده است.


25- مردی از اهل کوفه به خراسان رفت و مردم را به ولایت جعفر بن محمد(ع) دعوت کرد. جمعی پاسخ مثبت گفتند و اطاعت کردند و گروهی سرباز زدند و منکر شدند و فرقه‌ای احتیاط کردند و دست نگه داشتند، یکی از احتیاط کنندگان به مدینه و ملاقات امام صادق(ع) رفت. آن حضرت با لحنی اعتراض آمیز فرمود: اگر تو اهل ورع و احتیاط بودی چرا در فلان مکان که فلان عمل هوس بازانه و شهوانی را انجام می‌دادی احتیاط نکردی؟!
26- فقه جعفری در برابر فقه رسمی آن روزگار، فقط یک اختلاف عقیده ساده نبود، بلکه دو مفهوم انتقاد آمیز نیز داشت:
نخست آن که اثبات می‌کرد دستگاه حکومت از آگاهی دینی بی بهره است و نمی‌تواند امور فکری مردم را اداره کند و دیگر آنکه نشان می‌داد تحریف‌های بسیاری در فقه رسمی برای جلب نظر حکام جور نفوذ کرده است و نیز امام صادق(ع) با تفسیر قرآن به روشی غیر از روش عالمان درباری، عملا به معارضه با حکومت برخاست و تمام تشکیلات مذهبی و فقاهت رسمی را تخطئه کرد.
27- وجود تعابیری چون «باب»، «وکیل»، «صاحب سر»، «مستودع سر» در روایات امام صادق(ع) و نیز در تاریخ، نشان می‌دهد که آن حضرت تشکیلاتی سیاسی، ایدئولوژیک را به صورت پنهانی هدایت می‌کرد. مثلا محمد بن سنان «باب » امام صادق(ع) و زراره و برید و محمد بن مسلم و ابوبصیر، «مستودع سر» آن حضرت و معلی بن خنیس، وکیل آن بزرگوار بود.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۰۸:۴۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__3_.jpg
وصایای امام صادق علیه السلام، هنگام شهادت
http://img.tebyan.net/big/1385/08/2496496114424893483250992247418816429.jpg

امام در لحظه مرگ وصایایی چندی می‌نماید که برخی در امر امامت، برخی در زمینه مسائل خانوادگی و بخشی در مورد عامه است.
- به فرزندان خود فرمود: فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَ اَنتُم مُسلِموُن؛ بکوشید که جز مسلمان نمی‌رید .
- به کسان و خویشان فرمود: اِنَّ شَفاعَتَنَا لاتَنالُ مَستَخِفّاَ بِالصَّلاةِ؛ شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد نمی‌رسد .
- به خانواده خود وصیت فرمود که پس از مرگش تا چند سال در موسم حج در منا برای ایشان مراسم عزاداری بر پا کنند.

- دستور دادند برای خویشان و کسان هدیه‌ای بفرستند، حتی هفتاد دینار برای حسن افطس از خویشان ایشان. حسن افطس همان کسی است که با خنجر به امام حمله کرده بود و می‌فرمود می‌خواهد آیه قرآن را در مورد صله رحم اجرا کند.
و بالاخره بخشی از وصیت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوزکار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و ... بود.


- درباره امام پس از خود، امام کاظم علیه السلام را برای چندمین بار منصوب کرد که ایشان در آن هنگام بر اساس سندی بیست سال داشتند.
- بخشی از سفارش‌های ایشان درباره غسل و کفن و قبر خود بود که احکام اسلامی در این زمینه وجود دارد.
- و بالاخره بخشی از وصیت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوزکار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و ... بود. (1)

لحظه مرگ
امام صادق علیه السلام در آخرین لحظات حیات که مرگ را نزدیک دیدند، دستور دادند که تمام خانواده و خویشان نزدیکش بر سر بالینش جمع گردند و پس از آن که همه آنان در کنار امام حاضر شدند، چشم بگشود و به صورت یکایک آنها نظر افکند و فرمود: «انّ شِفاعتنا لاتنال مستخفاٌ بالصلوة.»

این وصیت امام، دلیل آن است که در آئین اسلام، نماز جایگاهی مهم دارد، طوری که امام در آخرین لحظه‌های زندگی از میان هزاران مسئله فقط نماز را سفارش می‌کند و این نیست جز برای این که امام صادق علیه السلام هادی امت و پاسدار دین است و نماز از این دیدگاه از اهمیت فراوانی برخوردار می‌باشد.
ای سالمه! خداوند بهشت را بیافرید و بوی آن را بسیار خوش و مطبوع گردانید که از فاصله‌ای به مسافت دو هزار ساله به مشام می‌رسد، لیکن عاق و کسی که قطع رحم کرده بوی آن را احساس نمی‌کند و درنمی‌یابد.


به نظر من راز این که امام خویشاوندان نزدیکش را به نماز سفارش می‌کنند، آن است که مردم از آنان انتظار ارشاد و راهنمائی دارند، پس تبلیغ و توصیه این فریضه از زبان آنان مؤثرتر است. نکته دوم آن که نزدیکان امام و منسویان عترت نپندارند که به علت قرابت و داشتن نسبت با پیامبر از شفاعت او و اوصیای گرامی‌اش بهره‌مند خواهند بود، اگرچه در عمل به برخی از احکام سهل انگار باشند.
امام صادق علیه السلام بدین وسیله خواستند بیان کنند که خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه و آله اگر توأم با انجام فرائض و تکالیف دینی نباشد، سودی به آنان نخواهد داشت، بلکه این نسبت مسؤولیت ایشان را سنگین‌تر خواهد ساخت.ام‌حمیده مادر امام موسی کاظم و همسر امام صادق علیهماالسلام از این حال امام در شگفت بوده که چگونه امام به هنگام وفات نیز از این فریضه بزرگ غفلت نداشته است و هرگاه این حال امام را به یاد می‌آورده می‌گریسته است.از کارهای عجیب امام در ساعت رحلتش آن که دستور دادند برای تمام خویشاوندان نزدیکش صله و تحفه‌ای فرستاده شود و حتی برای حسن افطس مبلغ هفتاد دینار فرستاد.
سالمه کنیز و خدمتکار آن حضرت پرسید: «چگونه به مردی که با دشنه و خنجر به شما حمله آورده و قصد قتل شما را داشته است، چنین مبلغی را عطا می‌فرمائید؟»
امام در پاسخ فرمود: «می‌خواهی مشمول این آیه قرآن نباشم که فرمود: «وَالَّذینَ یَصِلُونَ ما اَمُرَاللهُ بِهِ یُوصَلَ وَ یَخَشونَ رَبَّهُم وَ یَخافُونَ سُوءِ الحِسابِ»؛ و آنان که فرمان خدا را در مورد صله رحم و دلجوئی از خویشاوندان اجرا می‌کنند و از خدایشان می‌ترسند و از محاسبه بدفرجام بیمناکند.
ای سالمه! خداوند بهشت را بیافرید و بوی آن را بسیار خوش و مطبوع گردانید که از فاصله‌ای به مسافت دو هزار ساله به مشام می‌رسد، لیکن عاق و کسی که قطع رحم کرده بوی آن را احساس نمی‌کند و درنمی‌یابد.
این وصیت امام نیز بیانگر اهمیت صله رحم است و رفتار خود امام هم اینگونه بوده که با ارحامش پیوند داشته و حتی با آنان که با او بریده و به قصد کشتنش به طرف او حمله کرده بودند به طریق نیکو رفتار کرد و مبلغی صله فرستاد، و به راستی که این، خلق و خوی انبیاء و اولیاء است. (2)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__13_.jpg

پی‌نوشت‌ها:



1- به نقل از کتاب صفحاتی از زندگانی امام صادق علیه السلام.
2- به نقل از کتاب احیاگر تشیع.

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۰۹:۲۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-35.png


روایت امام جعفر صادق(ع)


- لازمه دوست داشتن دین، دوست داشتن برادر دینی است.

- هر که در عملی دیگری را شریک خدا قرار دهد، خدا آن عمل را از او نمی پذیرد.

- کسی که برای مردم عمل کند، پاداش او بر عهده مردم است و کسی که برای خدا کار کند، پاداش او بر عهده خداست.

- هر که حیا ندارد، ایمان ندارد.

- امید مدار جز به خدای خود و مترس مگر از گناه خود.

- کسی که گرفتار عجب و خودپسندی شود، هلاک می شود.

- کسی که گرفتار کبر شود، خداوند روز قیامت او را می شکند و خوار و ذلیل می کند.

- خشم کلید همه بدی هاست.

- خداوند از مؤمن هیچ عملی را نمی پذیرد، اگر کینه برادر ایمانی اش را درون دل داشته باشد.

- بپرهیزد از اینکه بعضی از شما بر بعضی دیگر حسد بورزید؛ چرا که اصل و ریشه حسد کفر است.

- بر مؤمن واجب است که در حضور و غیبت، خیرخواه مؤمن باشد.

- از شیعیان ما نیست کسی که به مردم ستم کند.

- مبغوض ترین خلق خدا کسی است که مردم از زبان او بیمناک باشند.

- حسن خلق آثار خطاها را از بین می برد، همچنان که آفتاب یخ را؛ بدرفتاری عمل را تباه می سازد، همچنان که سرکه عسل را.

- هرگاه فاسقی آشکارا گناه کند و حیا نکند، احترامی ندارد و غیبت او حرام نیست.

- کامل ترین بی نیاز کسی است که اسیر حرص و آز نباشد.

- بهترین شما بخشندگان شمایند و بدترین شما بخیلان شما.

- اساس و پایه عقل، بعد از ایمان به خدای متعال، مهرورزی و محبّت داشتن نسبت به مردم است.- سخت ترین چیزی که خداوند آن را بر بندگانش واجب فرموده است، انصاف داشتن میان خود و مردم است.

- کسی که اهل جفا است و از بی وفایی دوری نمی کند، ناسپاس هم هست.

- مؤمنان خدمت گزار یکدیگرند.

- کسی که خدا را در به جاآوردن امر به معروف و نهی از منکر اطاعت نمی کند، دین ندارد.

- اگر مردم به آنچه در تحصیل علم و معرفت هست پی می بردند، آن را جستجو می کردند، هر چند به ریختن خونشان و فرو رفتن در اعماق دریاها باشد.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__3_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۲:۵۲
كلام نوراني امام


http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif (http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif)


امام صادق عليه السلام :


«لست احب ان ارى الشاب منكم الا غادیا فى حالین: اما عالما اومتعلما.»
دوست ندارم یكى از شما جوانان را ببینم؛ مگر دریكى از دو حال: یا دانا یا در حال یادگیرى و دانش اندوزى.
بحارالانوار، ج 1، ص‏17


http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif (http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif)


امام صادق عليه السلام :
«اول ما یحاسب به العبد الصلاه فاءن قبلت قبل سائر عمله ‏و ان ردت رد سائر عمله.‏»
اولین عملى كه در قیامت مورد محاسبه قرار مى‏گیرد نماز است. اگر نماز قبول شود سایر اعمال‏ قبول مى‏شود و اگر نماز رد شود سایر اعمال نیز رد خواهد شد.
وسایل الشیعه، ج‏3، ص 22


http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif (http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif)


امام صادق عليه السلام :
اثقل مايوضع في الميزان يوم القيامة الصلاة على محمد و اهل بيته.
سنگين ترين چيزي که روز قيامت در ترازوي اعمال قرار داده مي شود صلوات بر محمد و اهل بيت اوست
وسائل الشيعة ج7 ص 197
http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif (http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif)


امام صادق عليه السلام :
لاخیر فى من لا یتفقه من اصحابنا یا بشیر ان الرجل منكم اذا لم‏ یستغن بفقهه احتاج الیهم فاذا احتاج الیهم ادخلوه فى باب ‏ضلالتهم و هو یعلم.
خیرى نیست در آن گروه از اصحاب ما كه ‏تفقه در دین نمى‏كنند.اى بشیر! اگر یكى از شما به مسایل دینى‏اش ‏آشنا نباشد به دیگران محتاج مى‏شود و زمانى كه به آن‏ها نیازمند شد آن‏ها ناخواسته او را در وادى گمراهى خود وارد مى‏سازند
كافى، ج 1، ص‏33


http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif (http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif)


امام صادق عليه السلام :
العامل على غیر بصیره كالسائر على غیرالطریق و لا یزیده سرعه السیر من الطریق الا بعدا.»
كسى كه بدون آگاهى ‏و بینش به دین عمل مى‏كند همانند كسى است كه از بیراهه مى‏رود وتند روى او جز دورى از راه نمى‏افزاید.
كافى، ج 1، ص‏43؛ تحف العقول، ص‏269
http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif (http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif)


امام صادق عليه السلام :
انظر لكل من لا یفیدك منفعه فى دینك فلا تعتدن به ولا ترغبن فى صحبته فان كل ماسوى الله تبارك و تعالى مضمحل وخیم ‏عاقبته.‏»
هركسى كه مفید به حال دین تو نیست ‏به او اعتنا مكن وعلاقه‏اى به رقابت ‏با او نشان مده. هر آن‏ چه غیرالهى است نابود شدنى است و عاقبت ناخوشایندى خواهد داشت.
میزان الحكمه، ج 5، ص‏306



http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif (http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۳:۰۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_167603217492024811624224219156185495474.jpg


درجه خوف و خشیت امام صادق علیه السلام

در کتاب خصال شیخ صدوق است که مالک بن انس می گوید:

نزد صادق ، جعفر بن محمد علیه السلام می رفتم و ایشان برایم ارزش زیادی قایل بود و می فرمود:


«ای مالک ! من تو را دوست دارم»


من نیز از این موضوع خوشحال بودم و خدای را شکر می کردم .


آن بزرگوار همواره از سه حالت خارج نبود:


یا روزه بود، یا در حال قیام (به عبادت ) و یا در حال ذکر خداوند.


او از عظیم ترین عابدان و بزرگترین زاهدان بود، کسانی که در مقابل خداوند عزوجل در حالتی از خشیّت به سر می برند. حدیثش بسیار و همنشینی با او خوب و فوایدش فراوان بود.


وقتی از پیامبر صلی الله علیه و آله حدیثی نقل می کرد و می فرمود: قال رسول الله ، چهره اش به زردی می گرایید و دگرگون می گشت؛ به طوری که دوست و آشنا نمی توانست او را بشناسد.


سالی ، همراه ایشان به حج مشرف شدم. چون زمان احرام فرا رسید، هر چه می خواست لبیک بگوید، صدایی از گلویش خارج نمی شد و چیزی نمانده بود که خود را از مرکبش به زمین افکند


به ایشان عرض کردم : ای پسر رسول خدا! بگو! چاره ای نیست؛ باید بگویی!


ایشان فرمود:


«چگونه جسارت کنم و بگویم : لبیک اللهم لبیک ؟! در حالی که می ترسم خداوند عزوجل جوابم دهد: لا لبیک و لا سعدیک!»



به نقل از کتاب داستانهای حکیمانه در آثار استاد حسن زاده آملی.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__40_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۳:۰۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_744024114072338923418618746204496511377.jpg


نظريه امام صادق عليه السلام در باره نور

يكي از بدايع علمي حضرت امام جعفر صادق عليه السلام نظريه او راجع به نور مي باشد . او گفته است كه نور از طرف اشياء بسوي چشم ما مي آيد و از آن نور كه از طرف هر شيء بسوي چشم ما مي آيد فقط قسمتي به چشم ما مي تابد و بهمين جهت ما اشياء دور را بخوبي نمي بينيم و اگر تمام نوري كه از يك شيء دور بسوي چشم مي آيد بديده برسد ما شيء دور را نزديك خواهيم ديد و اگر بتوان چيزي ساخت كه بدان وسيله تمام نوري را كه از يک شيء دور مي آيد به چشم تابانيد ، در صحرا شتري را كه در فاصله سه هزار ذرع مي چرد در فاصله شصت ذرعي خواهيم ديد يعني پنجاه بار آن را نزديكتر مشاهده خواهيم كرد .


اين تئوري بوسيله شاگردان حضرت امام جعفر صادق عليه السلام باطارف رفت و بعد از اينكه در جنگهاي صليبي تماس بين شرق و اروپا زياد شد به اروپا منتقل گرديد و در دانشگاههاي اروپا تدريس شد و يكي از مدرسين شناخته شده اين تئوري ( راجر - بيكون ) انگليسي استاد دانشگاه ( اوكسفورد ) در انگلستان بود .


تئوري او راجع به نور همان است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام گفت و مثل حضرت امام جعفر صادق عليه السلام اظهار کرد اگر چيزي بسازيم كه تمام نور اشياي دوردست را به چشم ما برساند ما آنها را پنچاه برابر نزديكتر خواهيم ديد .

همين نظريه بود كه سبب گرديد در سال 1608 ميلادي ( ليپرشي ) فلاماندي اولين دوربين را اختراع كرد . و همان دوربين است كه نمونه اي شد براي اينكه ( گاليله ) معروف ، بتواند دوربين فلكي خود را بسازد و او دوربين فلكي خود را در اولين ماه سال 1601 ميلادي بكار انداخت و در شب هفتم ژانويه با آن ستارگان آسمان را از نظر گذرانيد

بطوري كه مي بينيم بين تاريخ ساختن دوربين از طرف مخترع فلاماندي و گاليله بيش از دو سال فاصله وجود ندارد و چون گاليله دوربين خود را در اولين ماه سال 1610 مورد استفاده قرار داد مي توان گفت كه از دو سال هم كمتر مي باشد . و لذا بعيد نيست كه فكر ساختن دوربين فلكي در يك موقع بخاطر هر دو رسيده باشد .

ولي نمي توان انكار كرد كه گاليله از دوربين مخترع فلاماندي پند گرفت و نقصي كه در آن دوربين بود در حدود امكان تكنيكي آن زمان رفع كرد و در شب هفتم ژانويه سال 1610 ميلادي باآن دوربين بنظاره آسمان مشغول شد .


گاليله پرورش يافته دانشگاه مشهور ( پادو ) واقع در كشور( پاتاويوم ) بود كه بعد ، موسوم به ( و ني تي ) شد و امروز كرسي آن را ( ونيز ) مي خوانند و در شرق كشور پاتاويوم يا و ني تي موسوم به ( بندقيه ) بود .


گاليله پرورش يافته دانشگاه مشهور ( پادو ) واقع در كشور ( پاتاويوم ) بود استاد رياضي شد و شب اول ، دوربين خود را متوجه ماه كرد و با حيرتي زياد ، مشاهده نمود كه ماه مثل زمين داراي سلسله جبال است و ديد كه كوههاي ماه بر دشت هاي قمر ، سايه مي اندازد و متوجه شد كه دنيا منحصر به زمين نيست بكله قمر هم دنيائي است

اگر تئوري نور از طرف حضرت امام جعفر صادق عليه السلام ابراز نمي شد آيا ( ليپرشي ) فلاماندي و گاليله مي توانستند دوربين فلكي بسازند و گاليله اجرام دنياي خورشيدي را مورد ترصيد قرار بدهد ؟ و با مشاهدات خود نظريه ( كوپرنيك ) و ( كپلر ) را مشعر بر اين كه اجرام دنياي خورشيدي از جمله زمين بدور خورشيد مي گردند تأييد نمايد ؟




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__24_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۳:۰۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_712141041441091247255288861401423082237.jpg


اختراع دوربين فلكي از طرف گاليله طوري مردم را بوجد آورد كه سناتورهاي ونيز و حتي ( دوج ) يعني رئيس جمهور ونيز ، شائق شدند كه با آن اجرام دنياي خورشيدي را ببينند و گاليله دوربين خود را از پادو ، شهري كه دانشگاه معروف در آن بود ( و هست ) به ونيز آورد و آن را بر بالاي برج يكي از كليساها جا داد و سناتورهاي سالخورده در حالي كه زير بغلشان را گرفته بودند بر برج كليسا صعود مي كردند تا اين كه بتوانند در شب با آن دوربين ماه و ستارگان را ببينند.

وقتي از گاليله مي پرسيدند كه چه ميشود كه دوربين او اجرام آسماني را نزديك مي كند و مي توان با آن كوههاي قمر را ديد ، تئوري نور را كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام گفته بود تكرار مي كرد و مي گفت اين دوربين تمام نوري را كه از اجرام سماوي بسوي چشم مي تابد جمع آوري مي نمايد و در نتيجه آنچه در فاصله سه هزار قدمي است طوري نزديك به چشم مي رسد كه پنداري در فاصله شصت قدمي مي باشد .

ميدانيم كه بعد از اختراع گاليله چون مراحل عطارد و زهره و قمرهاي مشتري به چشم ديده شد ، چه تاثيري براي تأييد نظريه كوپر نيك و كپلر كرد .

نكته ديگري كه در تئوري حضرت امام جعفر صادق عليه السلام راجع به نور جلب توجه مي نمايد اين است كه وي گفت نور از طرف اشياء بسوي چشم انسان مي آيد در صورتي كه قبل از او مي گفتند كه روشنائي از طرف چشم بسوي اشياء مي رود .

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در اسلام اولين كسي است كه اين نظريه را رد كرد و گفت : نور از چشم بسوي اشياء نمي رود اين است كه ما در تاريكي چيزي را نمي بينيم در صورتي كه اگر نور از طرف چشم ما بسوي اشياء مي رفت در تاريكي همه چيز را ميديديم .

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام گفت : براي اينكه بتوان چيزي را ديد بايد آن شيء روشن باشد و اگر خود روشن نيست بايد يك شيء نوراني بر آن بتابد و آن را روشن كند تا اينكه بتوان آنرا ديد .





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__27_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۳:۱۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1212111272628134343179218627517416143165.jpg


کرامات امام صادق (ع)

در ذیل برخی از کرامات امام صادق علیه السلام بیان می‏گردد.

باطل کردن سحر ساحران

محمد بن سنان می‏گوید: منصور دوانیقی هفتاد مرد از شهر کابل را فراخواند و به آن‏ها گفت: وای بر شما که ادعای ساحر بودن دارید و
بین زن و شوهر او فاصله می‏اندازید ... .

او با وعده‏های بسیار آن‏ها را تحریک کرد تا با انجام سحرهای خود ابا عبدالله را مبهوت و مقهور خود سازند. ساحران به مجلسی که منصور فراهم کرده بود رفتند و انواع صورت‏ها از جمله صورت‏های شیر را به تصویر کشیدند تا هر بیننده‏ای را سحر کنند. منصور بر تخت‏ خود نشست و تاج خود را بر سرگذاشت و به دربان دستور داد که امام صادق علیه السلام را وارد سازند.

وقتی امام ششم وارد شد، نگاهی به آن‏ها کرد و دست‏به دعا برداشت و دعایی خواند که برخی از الفاظ آن شنیده می‏شد و قسمتی را هم به طور آهسته خواند، سپس فرمود:

وای بر شما به خدا قسم سحر شما را باطل خواهم نمود. سپس با صدای بلند فرمود: ای شیرها آن‏ها را ببلعید، پس هر شیری به ساحری که او را درست کرده بود حمله کرد و او را بلعید. منصور بهت‏زده از تخت‏خود بر زمین افتاد و با ترس می‏گفت: ای ابا عبدالله! مرا ببخش دیگر چنین کاری نخواهم کرد، حضرت هم به او مهلت داد.

بعد منصور دوانیقی از امام علیه السلام درخواست کرد، شیرها ساحرانی را که خورده بودند برگردانند. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر عصای موسی آنچه را بلعیده بود برمی‏گرداند، این شیرها نیز چنین می‏کردند.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__30_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۳:۱۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1162101222341031885244123571291571595145.jpg


زنده کردن یکی از یاران

محمد بن راشد از جد خود که یکی از مسلمانان هم عصر امام صادق علیه السلام است نقل می‏کند که روزی به قصد دیدار امام علیه السلام حرکت کردم تا از او سؤالی بپرسم، در میان راه مطلع شدم که آن حضرت به تشییع جنازه سید حمیری رفته است، پس به طرف قبرستان رفتم و بعد از ملاقات با امام علیه السلام سؤال خود را از ایشان پرسیدم و جواب آن را دریافت کردم.

هنگامی که خواستم برگردم، مرا به نزد خود خواند و فرمود: شما مردم سرچشمه علم و دانش را رها کرده‏اید. عرض کردم: آیا شما امام و پیشوای امت در این زمان هستید؟ امام فرمود:

آری. عرضه داشتم: دلیل و آیتی می‏خواهم تا یقین پیدا کنم.

آن حضرت فرمود: هرچه می‏خواهی بپرس، من با اراده الهی جواب تو را خواهم گفت.

عرض کردم: برادری داشتم که از دنیا رفته و او را در این قبرستان دفن کردیم، از شما می‏خواهم او را زنده کنید.

امام فرمود: برادرت انسان خوبی بود و به خاطر او خواسته تو را برآورده می‏کنم، گرچه تو سزاوار چنین کاری نیستی، سپس نزدیک قبر او شد و او را صدا زد، در این هنگام قبر شکافته شد و برادرم از آن خارج شد.

به خدا قسم که چنین شد و به من گفت: ای برادر از او (امام صادق علیه السلام) پیروی کن و او را رها مکن. آن گاه به قبر خویش بازگشت. امام علیه السلام از من عهد گرفت و مرا قسم داد تا کسی را از این موضوع مطلع نسازم.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__31_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۳:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_186507625117860111315622858245922090141.jpg


خبر از شهادت برخی یاران

از ابوبصیر نقل شده است: روزی در محضر امام صادق علیه السلام نشسته بودم که صحبت از «معلی بن خنیس‏» به میان آمد، ایشان فرمودند:

«ابا محمد! مطلب مهمی را در مورد او به تو می‏گویم، آن را از دیگران مخفی نگه‏دار; او به مقام واقعی خود نمی‏رسد مگر زمانی که از طرف «داود بن علی‏» مورد تعرض قرار خواهد گرفت.»

پرسیدم: داود با او چه خواهد کرد؟

فرمودند: «او را دعوت کرده، گردنش را می‏زند و بدن او را به دار می‏آویزد.»

عرض کردم: این حادثه در چه زمانی واقع خواهد شد؟ امام فرمودند: «در سال آینده‏» .

ابوبصیر می‏گوید: سال بعد داود والی مدینه شد و معلی را به پیش خود فراخواند و از او خواست که اسامی یاران امام صادق علیه السلام را برایش بنویسد، معلی از این کار امتناع ورزید، داود عصبانی شد و گفت:

اگر اسامی آن‏ها را کتمان کنی تو را خواهم کشت، معلی بن خنیس گفت: آیا مرا به کشته شدن تهدید می‏کنی!؟ به خدا قسم هرگز چنین کاری نخواهم کرد. داود خشمگین شد و او را به شهادت رساند و جسد مطهرش را به دار آویخت.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__15_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۳:۲۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_182206200178151771886125221381251476122.jpg


آگاهی از غیب

موارد متعددی در تاریخ نقل شده است که بیانگر آگاهی و اشراف کامل امام صادق علیه السلام بر امور غیبی است و کلامی را که ایشان فرموده:

«نحن ولاة الامر و خزنة علم الله ;

ما والیان امر و خازنان علم خداوند هستیم.» در عمل نشان داده و به اثبات رسانده است. در این نوشتار به ذکر یک نمونه اکتفا می‏کنیم:

ابراهیم بن مهزم می‏گوید: از محضر امام صادق علیه السلام جدا شدم و به منزل رفتم، شب هنگام بین من و مادرم مشاجره‏ای رخ داد، بر سر او فریاد زدم و با تندی با او سخن گفتم، صبح شد، نماز را خواندم و بلافاصله نزد امام آمدم، همین که داخل شدم فرمود:

ای پس مهزم! چرا بر سر مادر خود فریاد زدی؟ آیا نمی‏دانی که او تو را در شکم خود نگهداری کرد و در دامان خود پروراند و با شیر خود تو را تغذیه نمود؟

عرض کردم: آری. ایشان فرمودند: پس هیچ وقت‏با تندی با او سخن مگو.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__17_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۳:۲۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_171187112158246190200389439221913014506.jpg


آتش در اطاعت امام

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام بنام مامون رقی نقل کرده است که: در محضر سرور و مولایم امام صادق علیه السلام بودم، سهل بن حسن از شیعیان خراسان وارد شد و سلام کرد و نشست، عرض کرد:

ای فرزند رسول خدا کرامت و بزرگی از آن شماست، شما خاندان امامت، چرا بر این حق خود سکوت کرده و قیام نمی‏کنید و حال آن که هزاران نفر از شیعیان شما آماده شمشیر زدن در رکاب شما هستند.


امام علیه السلام فرمود: ای خراسانی! لحظه‏ ای درنگ کن. پس امر فرمود که تنور را روشن کنند، هنگامی که آتش شعله‏ور شد، به سهل فرمود:

داخل تنور شو، سهل گفت: ای پسر رسول خدا مرا از این کار معاف بدار، در این هنگام هارون مکی یکی از اصحاب با وفای امام علیه السلام وارد شد در حالی که کفش‏های خود را در دست گرفته بود، سلام کرد و جواب شنید، امام به او فرمود:

کفش‏های خود را بر زمین بگذار و داخل تنور شو، او بدون هیچ درنگی وارد تنور شد و در میان شعله‏ های آتش نشست.

امام صادق علیه السلام رو به خراسانی کرد و از حوادث خراسان برای او گفت، انگار امام علیه السلام در آن جا حاضر بوده است، سپس فرمود:

داخل تنور را نگاه کن. مامون رقی می‏گوید: من هم جلو رفتم و داخل تنور را مشاهده کردم، هارون مکی در میان آتش نشسته بود و برخاست و از تنور خارج شد.

امام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر مانند او می‏شناسی؟

عرض کرد: به خدا قسم احدی را نمی‏شناسم.

امام علیه السلام حرف او را تایید نمود و فرمود: در زمانی که ما حتی پنج نفر از این گونه یاران نداریم چگونه قیام کنیم؟





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__18_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۳:۴۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_2.gif

شفا یافتن به دعای امام
عمار سه فرزند به نام‏های «اسحاق‏» ، «اسماعیل‏» و «یونس‏» داشت، آن‏ها نقل کرده‏اند که «یونس‏» به مرض بدی مبتلا شده بود، به محضر امام صادق علیه السلام رفتیم، امام با مشاهده وضع یونس، دو رکعت نماز خواند و خدا را حمد کرد و بر نبی اکرم صلی الله علیه و آله و آل او درود فرستاد و ذکرهایی بر زبان جاری ساخت و از خداوند چنین خواست:

«واصرف عنه شر الدنیا والاخرة واصرف عنه ما به فقد غاظنی ذلک واحزننی; شر دینا و آخرت را از او دور نما و این مرض را از او بر طرف ساز که عارضه او مرا ناراحت و غمگین کرده است.»

آن سه نفر نقل می‏کنند که: به خدا قسم از شهر خارج نشده بودیم که بیماری او برطرف شد و شفا یافت. (14)


پی‏نوشت‏ها:
1) ارشاد شیخ مفید، انتشارات علمیه اسلامیه، ج 2، باب 12 و اصول کافی، کلینی، دارالاضواء، ج 1، ص 472.
2) الوافی بالوفیات، صلاح الدین الصفدی، ج 11، ص 127; تهذیب الکمال، جمال الدین مزی، مؤسسة الرسالة، ج 5، ص 79; الکامل فی الضعفاء، جرجانی، دارالفکر، ج 2، ص 132.
3) ارشاد مفید، همان، ص 173.
4) رجال طوسی، فصل شاگردان امام جعفر علیه السلام.
5) آل عمران/ 37.
6) نمل/ 40.
7) شرح المقاصد، تفتازانی، شریف رضی، ج 5، ص 76.
8) مدیند المعاجز، بحرانی، مؤسسه معارف اسلامی، ج 5، ص 246; دلائل الامامة، ابن جریر طبری، مؤسسة البعثة، ص 298; اختصاص، شیخ مفید، جامعه مدرسین، ص 246.
9) الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندی، مؤسسه امام مهدی، ج 2، ص 742; مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 78; اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج 3، ص 121; بحارالانوار، همان، ج 47، ص 118.
10) بحار الانوار، همان، ص 109; الخرائج و الجرائح، همان، ص 647; مدینة المعاجز، همان، ج 5، ص 226; مناقب ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، ج 4، ص 225.
11) اصول کافی، همان، ص 192.
12) بصائر الدرجات، صفار قمی، منشورات مکتبة آیت الله النجفی، ص 243; مدینة المعاجز، همان، ج 5، ص 314; اثبات الهداة، همان، ج 3، ص 102; الخرائج و الجرائح، همان، ج 2، ص 729.
13) مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 237; بحارالانوار، همان، ص 123; مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 114.
14) مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 232 و مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 109 و بحارالانوار، همان، ص 134.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__21_.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۴:۲۹
http://www.mums.ac.ir/shares/btom/btom1/tahavol/IMAM/2.jpg




درسی از امام صادق(علیه السلام) وعمل از استاد موسی کلیم الله صاحب عهد قدیم مسیحیان




محمّد بن مروان مى‏گويد:


امام صادق (ع) فرمود:
هر چيزى حدّ و اندازه‏اى دارد، بجز اشكهايى كه از ترس خدا ريخته مى‏شود، زيرا يك قطره آن درياهايى از آتش دوزخ را خاموش مى‏كند.

و چون اشك ديدگان را فراگيرد، گرد خوارى و ذلّت بر آن چهره نخواهد نشست، و اگر اشك سرازير شود خداوند آن چهره را بر آتش دوزخ حرام خواهد ساخت. و اگر يك تن از ميان امّتى از خوف خدا بگريد همه آن امّت مورد رحمت خدا قرار خواهند گرفت.[1]
گريه شعيب از خوف خدا


در روايت وارد شده كه حضرت شعيب عليه السّلام آنقدر از خوف حق گريست كه بينايى‏اش را از دست داد، سپس خدا او را بينا كرد، دوباره گريه كرد تا نابينا شد و دوباره بينا گشت، تا خدا به او وحى كرد:


اى شعيب عليه السّلام!


اگر اين گريه براى بهشت است، من آن را بر تو مباح كردم و اگر از ترس دوزخ است، آن را بر تو حرام نمودم؟
گفت: خير، بلكه براى شوقى است كه به ديدار تو دارم؟


خطاب رسيد: به اين جهت موسى پيامبر و كليم را به خدمتكارى تو برگزيدم، كه تا ده سال در خدمت تو باشد، و هر كس به خدا مشتاق باشد، خداوند همه چيز را مشتاق او گرداند.



در برخى از كتابهاى آسمانى آمده كه خدا مى‏فرمايد: بنده‏ام به حقى كه بر گردن تو دارم، من تو را دوست دارم، پس تو هم دوست من باش.[2]




http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifشهادت مظلومانه امام معصوم مدفون در بقیع غریب امام صادق(علیه السلام) تسلیت بادhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif






http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__40_.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۵:۱۳
http://faran.persiangig.com/image/1/Imam-sadegh-03.jpg
«وقتی تو رفتی...»

ک روز، وقتی کبوتران و سروها بیدار شدند، کسی به دیدن‏شان نیامد و احوال تنهایی دل‏شان را نپرسید.
یک روز، وقتی کوه‏ها با آمدن خورشید پلک گشودند، نسیم، عطر تو را برای‏شان به ارمغان نبرد.
یک روز، وقتی زمین نفس کشید، عطر لبخند تو را حس نکرد و سوز زمستان، تا مغز استخوانش را لرزاند.
تو که نیامدی، دنیا مثل همه دیوارهای گلی، زیر برف‏های فراموشی لرزید.
باران مهربان امامت
هنوز صدای هق‏هق شب‏بوها در کوچه‏های بعد از تو سرگردانند.
منصور دوانیقی، لبخند می‏زند به آینه‏های وحشت‏زده روبه رویش. منصور، عطر امامت پیوسته تو را حس می‏کرد. گمان می‏کرد بعد از تو، باران رحمت امامت، تشنگی زمین را درنیابد؛ اما باران مهربان امامت، تشنگی زمین را فراموش نمی‏کند. این باران، ادامه توست؛ همان‏گونه که تو ادامه عدالت علی علیه‏السلام بودی.
ترویج طعم فقه
حس کردی مهم‏ترین وظیفه امامت امروز تو ترویج فقه است. ولایت و امامت و اطاعت از امامت را به شاگردانت آموختی تا دنیا، طعم امامت تو را بچشد.
هنوز دنیا، عطر کلام تو را حس می‏کند. هنوز هر صبح، عطر سلام تو را از سطرسطر پیشانی خورشید می‏خوانیم.
تو هنوز زنده‏ای، تو هنوز ادامه داری و تا روزی که عطر امامت جاری باشد، ما عطر تو را احساس خواهیم کرد.
منادی اتحاد و انسجام اسلامی
وحدت اسلامی، ریشه در درس‏های تو دارد، انسجام اسلامی، با کلام تو گره خورده است.
عطر تو در جان وحدت و روح انسجام، دویده است. درس‏های تو، دست‏های اتحاد و یک‏پارچگی ملت‏های مسلمان‏اند.
تو، چشمه هنوز جاری و همیشه جاری اسلامی.

عباس محمدی


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__6_.jpg

http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۵:۱۷
«اشک بقیع»
باز تکه ‏های ابر سیاه در دل آسمان، می‏خواهند حکایت تلخی را بسرایند، نوری بر دستان مدینه تشییع می‏شود. اینک امام علم و دیانت و سراینده سرود زیبای خدا پرستی، به سوی معبود می‏شتابد. اکنون فرزند دیگری از خاندان آل عبا و عالم دین خدا زهر تلخ دسیسه‏های پلیدان را می‏نوشد، او امام همه خوبی‏ها و خانه همه دانش‏ها، امام جعفر صادق علیه‏السلام است.
اندیشه تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم می‏خواند، ماتمِ چشمه جوشان کلام شیعه ماتم خزانه‏دار علم علی، فاتح قله‏های بلند دانش خداوندی، وارث بزرگ پدر، هنوز آخرین حرف‏های امام، در گوش‏های زمان پژواک می‏کند:
«اِنَّ شَفاعَتَنا لا یَنالُ مُسْتَخِفّا بالصَّلوهِ»؛ همانا شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد، نخواهد رسید. بقیع همیشه گریان، امروز خورشید را در خود جای می‏دهد. درود بر تو ای ششمین پیام خدا بر زمین!
امروز اشک‏های تمام عاشقان خاندان علی از ابرهای غمگین آسمان بقیع می‏بارد و هر باربه یاد آن لحظه که زهر خصم را نوشیدی، جگرهامان به خون می‏نشیند و با چشمانی نمناک فریاد می‏زنیم:
اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللّه‏ ـ یا وَجیها عِنْدَ اللّه‏، اشفع لنا عند اللّه‏

حبیب مقیمی


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__9_.jpg

http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۵:۲۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_171187112158246190200389439221913014506.jpg



امشب غریب آباد دل سیه‏پوش عزای توست.
امشب بر گلوی آسمان بغضی سخت بر جای مانده، امشب ابرها صیحه می‏زنند، زمین بر خود می‏لرزد و ضجه‏هایی غریب بنیان مدینه را از هم می‏پاشد.
مدینه در تب غم می‏سوزد، آه سردی بر چهره شهر نقش بسته است، مردی از کنخ خانه‏ای ساده چشم از جهان فرو می‏بندد.
گویی امواج خروشان علم در ساحل ابدیت آرمیده است، گویی عشق با تمام وسعتش در دل خاک جای گرفته است. همه جا سخن از اوست، نامش به صداقت آسمان می‏ماند، مدینه روزهای با او بودن را خوب به یاد دارد، لطافت روحش مدینه را بهشتی می‏کرد، و سوز مناجاتش به خاک بها می‏داد.
کرسی درسش اندیشه‏ها را بارور، عقل‏ها را متحیر و دل‏ها را مبهوت می‏کرد.
او از سلاله لو کشف الغطا است.
می‏دانی از چه کسی می‏گویم و در ماتم که می‏سوزم، هم او که نامش بر سر در ابواب جنت نوشته شده است.
مردی که به نور او بهشت را آفریدند آسمان برای او می‏بارد، و زمین برای او می‏بالد و گل‏ها برای او می‏خندند.
نامش جعفر است و لقبش صادق، که به صدقش ملائک گواه بودند.
او کوثری بود که هر که از زلال حکمتش نرسید حکیم شد و هر که بر کرانه عرفاتش قدم نهاد، مجنون شد، خطیبان، به بیان او خطبه‏خوان شدند؛
هم او که به فرداها روشنی داد، و انسان‏ها را از جهل رهانید، امشب در سکوت شب، بر صادق آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م می‏گریم و بر غربت او اشک می‏ریزم.
امشب تا سپیده‏دمان، هق هق گریه‏ام و فریادم را با پیک اشک و عشق به بقیع خواهم رساند.


حسن رضایی


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__4_.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۵:۵۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif
دانش پزشكى امام صادق علیه السلام و طبیب هندی


http://img.tebyan.net/big/1386/08/2241151241971369699211119959620721819518967.jpg
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif
بدون تردید، علوم حضرات معصومین علیهم السلام اكتسابى نیست و آنچه از ذهن شفاف و نورانى آن بزرگواران انعكاس مى‏یابد، اشعه‏هایى از انوار الهى است كه از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله تا معصوم ‏چهاردهم امام زمان(عج) نسلى بعد از نسل، به یادگار مانده و زمینیان را بهره‏مند ساخته است. اگر غیر از این بود، مى‏بایست علوم آنها مقطعى و زودگذر باشد و جز در عصر خویش، كاربردى آن هم در همه ‏زمینه‏ها، بدون كمترین تخلف نداشته باشد و در برخورد با شخصیت‏هاى علمى هم عصر خود و عالمان قرون بعد، منفعل گردد.
جستجوى مفصل این نكته را به عهده خوانندگان محترم گذاشته و تنها مناظره زیر را كه به علم پزشكى امام صادق علیه السلام اشاره‏ دارد. نقل به مضمون مى‏كنیم.
روزى امام صادق علیه السلام به مجلس منصور دوانیقى وارد شد. طبیب هندى ‏كنار خلیفه نشسته بود. او كتاب‎هایى كه در موضوع «علم طب‏» نگاشته شده بود را براى خلیفه مى‏خواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خلیفه بیفزاید.
امام صادق علیه السلام در گوشه‏ى مجلس نشست. بارانى از هیبت و ابهت از چهره حضرت مى‏بارید. مدتى گذشت. هنگامى كه طبیب از خواندن كتاب‎ها فارغ شد، نگاه‏اش به امام صادق علیه السلام دوخته شد. لحظاتى مشغول‏ تماشاى سیماى حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاه‏اش‏ را به سوى خلیفه برگرداند و با این سؤال سكوت را شكست:

- این مرد كیست؟
- او عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.
- آیا میل دارد از اندوخته‏هاى علمى من بهره‏مند گردد؟
- نگاه خلیفه روى امام قرار گرفت. قبل از این كه چیزى بگوید،امام لب به سخن گشود:
- نه!
- طبیب كه از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسید:
- چرا؟
- چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختیار دارم.
- چه چیز در اختیار دارى؟
- گرمى را با سردى معالجه مى‏كنم و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى درمان مى‏كنم و خشكى را با رطوبت و آنچه را كه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده به كار مى‏بندم و نتیجه كار را به خداوند وامى‏گذارم.
سپس به سخن جدش رسول الله اشاره كرده، افزود: «معده خانه ‏هر بیمارى و پرهیز، سر هر درمان است.»



طبیب هندى براى این كه سخنان امام را سبك جلوه دهد، پرسید:


- مگر طب غیر از این‏ها است كه گفتى؟!
- امام فرمود:
- گمان مى‏كنى من مثل تو این‏ها را از كتاب‎هاى طبى آموخته‏ام؟!
- حتما، غیر از این، راهى براى فراگیرى علم طب وجود ندارد.
- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگرى نیاموخته‏ام. اكنون ‏بگو كدام یك از من و تو در علم طب داناتریم؟
- كار من طبابت است و حتما در طب از شما عالم‏ترم.
- پس لطفا به سوال‎هایم پاسخ گویید.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۵:۵۳
ادامه...
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

- بپرسید.
- چرا سر آدمى یك پارچه نیست و از قطعات مختلف به وجود آمده ‏است؟
- نمى‏دانم.
- چرا پیشانى مانند سر انسان از مو پوشیده نیست؟
- نمى‏دانم.
- چرا بر روى پیشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟
- نمى‏دانم.
- چرا ابروها در بالاى دیدگان انسان قرار گرفته است؟
- نمى‏دانم.
- چرا چشم‎هاى انسان به شكل لوزى ساخته شده است؟
- نمى‏دانم.
- چرا بینى میان دو چشم قرار گرفته است؟
- نمى‏دانم.
- چرا سوراخ‎هاى بینى در زیر آن خلق شده است؟
- نمى‏دانم.
- چرا لب فوقانى و سبیل در قسمت ‏بالاى دهان آفریده شده است؟
- نمى‏دانم.
- چرا دندان‎هاى جلو، تیز و دندان‎هاى آسیاب، پهن و دندان‎هاى ‏انیاب (نیش)، دراز آفریده شده است؟
- نمى‏دانم.
- چرا كف دست و پا، مو ندارد؟
- نمى‏دانم.
- چرا مرد ریش دارد ولى زن فاقد ریش است؟
- نمى‏دانم.
- چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟
- نمى‏دانم.
- چرا قلب، صنوبرى شكل آفریده شده است؟
- نمى‏دانم.
- چرا ریه در دو قسمت آفریده شده و در جاى خود متحرك است؟
- نمى‏دانم.
- چرا كلیه‏ها مانند لوبیا خلق شده‏اند؟
- نمى‏دانم.
- چرا كاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟
- نمى‏دانم.
- چرا میان كف پا، گود است و با زمین تماس ندارد؟
- نمى‏دانم.
- اى طبیب هندى! ولى من به فضل خداوند، به حكمت و پاسخ این ‏سوال‎ها آگاه‏ام.
طبیب كه چاره‏اى جز تسلیم شدن نداشت، گفت:
- پاسخ‎ها را بگویید تا بهره‏مند گردم.
آن‏گاه امام به ترتیب به یكایك سوال‎هاى مطرح شده، چنین پاسخ‏ گفتند:
- به این جهت ‏سر از قطعات مختلف تشكیل شده و شكاف‎هایى برایش ‏قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نیازارد.
- خداوند مو را بالاى سر رویانده تا به وسیله آن روغن لازم به ‏مغز برسد و بخار مغز از طریق موها خارج شود. همین طور، پوششى ‏براى سرما و گرما باشد. ولى در پیشانى مو نیافریده تا چشم‏ها مزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگیرند.
- ابروها را بالاى چشم قرار داد تا به اندازه كافى به چشم‏ها نور برسد و نیز از رسیدن نور زیاد جلوگیرى كند. چون زیادى نور، چشم‏ را آزار داده و زمینه معیوب شدن آن را فراهم مى‏سازد.
- چشم‏ها به شكل لوزى آفریده شده تا داروهایى كه با سرمه ‏استعمال مى‏شود، به آسانى وارد چشم شده، چرك و مرض به آسانى از آن به وسیله اشك خارج شود.
- به این جهت ‏بینى را میان دو چشم قرار داده است كه بینى نور را به دو قسمت مساوى تقسیم مى‏كند تا نور به طور اعتدال به ‏چشم‏ها برسد.
- سوراخ‎هاى بینى را در پایین آن آفریده تا چرك‏هاى انباشته شده‏ در مغز از این سوراخ‎ها بیرون شده و بوهاى معطر كه به وسیله هوا متصاعد مى‏گردد، از آن، بالا رود.
- لب و سبیل را به این جهت روى دهان قرار داده است تا از ورود كثافات دماغ به داخل دهان جلوگیرى كند. و نیز مانع آلوده شدن ‏خوراكى‏ها گردد.
- دندان‎هاى جلو را تیزتر آفریده تا غذا را قطعه قطعه سازند.
- دندان‎هاى آسیاب را پهن خلق كرده تا غذا به‏ وسیله آنها كوبیده و نرم گردند. دندان‎هاى انیاب را درازتر آفریده تا میان دندان‎هاى ‏آسیاب و دندان‎هاى پیشین، چون ستونى استوار باشند.
- كف دست و پاها مو ندارند تا بتوانیم اشیاء را به ‏وسیله آنها لمس نموده، از قوه لامسه به اندازه كافى استفاده نماییم.
- براى مرد ریش قرار داده تا به پوشاندن صورت محتاج نباشد و نیز از زن بازشناخته گردد.
- به مو و ناخن‏هاى تن انسان روح نداده تا چیدن و بریدن آنها دردآور و ناراحت كننده نباشد.
- قلب، صنوبرى شكل آفریده شده است تا هنگام آویختگى، نوك‏ باریكش وارد ریه شده و از نسیم آن خنك گردد و نیز مغز سر از حرارت آن آسیب نبیند.
- ریه را در دو قسمت آفریده تا قلب میان فشارهاى آن دو (هنگام ‏باز و بسته شدن) داخل شده و هوا بگیرد.
- كلیه‏ها مانند لوبیا ساخته شده‏اند، براى این كه «منى‏» از كلیه‏ها قطره قطره به سمت مثانه مى‏چكد. اگر كلیه‏ها كروى و یا به ‏شكل چهارگوش بودند، قطرات منى كه همواره در حال انبساط و انقباضند، به یكدیگر برخورد كرده و در نتیجه هنگام خروج، موجب‏ التذاذ نمى‏شدند.
- این كه كاسه زانوها به سمت جلو قرار گرفته، به این جهت است‏ كه انسان رو به جلو حركت مى‏كند. سنگینى بدن انسان رو به جلو است. وقتى زانوها به عقب خم شوند، تعادل انسان حفظ شده، راه‏ رفتن و حركات انسان ناموزون و لرزان نمى‏شود.
- این كه كف پاها را گود و قوسى‏مانند، خلق كرده به این جهت است‏ كه تمام كف ‏پاها با زمین تماس پیدا نكند. زیرا اگر تمام كف پاها به زمین تماس پیدا كند، پا، چشم و اعصاب صدمه مى‏بینند.
طبیب كه تاكنون سكوت كرده و به سخنان امام گوش مى‏داد، با تعجب ‏پرسید:
- این‏ها را از كجا مى‏دانى؟!
- از پدرانم فراگرفته‏ام؛ پدرانم از رسول‏ خدا(صلی الله علیه و آله) آموخته‏اند؛ رسول ‏خدا از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال فرا گرفته است.
طبیب هندى كه چنین شخصیت علمى را در عمرش ندیده بود، به فكر فرو رفت. آنگاه در حالى كه محو تماشاى سیماى امام بود، چنین لب ‏به سخن گشود:
- تصدیق مى‏كنم و شهادت مى‏دهم كه جز خداى یگانه، خدایى نیست و محمد(ص) فرستاده اوست. به خدا سوگند، تاكنون كسى را در طب، عالم‏تر از تو ندیده‏ام.(1)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

پى‏نوشت:
1- طب الصادق، تحقیق علامه عسكرى، ص 21، به نقل از بحارالانوار، ج 14، ص 478/ مناظرات علمى بین شیعه و سنى، ص 98، به نقل از طب‏الصادق، محمدعلى خلیلى، ص 64.

منبع:
ماهنامه كوثر، ش 40 ، میثم سنگچاركى .

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۷:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif
چاره ای نیست؛ باید بگویی!

http://img.tebyan.net/big/1387/07/122562122520420624420810712615353011215177.jpg
درجه خوف و خشیت امام صادق علیه السلام

در کتاب خصال شیخ صدوق است که مالک بن انس می گوید:
نزد صادق ، جعفر بن محمد علیه السلام می رفتم و ایشان برایم ارزش زیادی قایل بود و می فرمود:
«ای مالک ! من تو را دوست دارم»

من نیز از این موضوع خوشحال بودم و خدای را شکر می کردم .
آن بزرگوار همواره از سه حالت خارج نبود:
یا روزه بود، یا در حال قیام (به عبادت ) و یا در حال ذکر خداوند.
او از عظیم ترین عابدان و بزرگترین زاهدان بود، کسانی که در مقابل خداوند عزوجل در حالتی از خشیّت به سر می برند. حدیثش بسیار و همنشینی با او خوب و فوایدش فراوان بود.
وقتی از پیامبر صلی الله علیه و آله حدیثی نقل می کرد و می فرمود: قال رسول الله ، چهره اش به زردی می گرایید و دگرگون می گشت؛ به طوری که دوست و آشنا نمی توانست او را بشناسد.
سالی ، همراه ایشان به حج مشرف شدم. چون زمان احرام فرا رسید، هر چه می خواست لبیک بگوید، صدایی از گلویش خارج نمی شد و چیزی نمانده بود که خود را از مرکبش به زمین افکند!
به ایشان عرض کردم : ای پسر رسول خدا! بگو! چاره ای نیست؛ باید بگویی!
ایشان فرمود:
«چگونه جسارت کنم و بگویم : لبیک اللهم لبیک ؟! در حالی که می ترسم خداوند عزوجل جوابم دهد: لا لبیک و لا سعدیک!»

http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

به نقل از کتاب داستانهای حکیمانه در آثار استاد حسن زاده آملی.

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۸:۲۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_3816719816513723623851143101492311614322487.jpg


بغض‏های ریشه‏دار در بقیع روح انسان خیمه زده است.
دقایق غم را اشک‏های ما قطره قطره دنبال می‏کند.
چه فصل متروکی است پاییز اندوه؛ اما تا روزگار دنیا هست، گریزی از مرور سطور این فصل نیست.
امروز، کتاب دانش، مرثیه ‏هایی در دل دارد که هر کدام جگرسوز است و پر خراش. خاک بقیع، بوی آسمانی دانش را می‏پراکند.
نام بقیع که می‏آید، یادی کبود در آغوش غزل‏های ما می‏ماند.
نام بقیع که می‏آید، چشمه‏های بی‏اختیار اشک، از صفحات تاریخ جاری می‏شود.
امروز، گاه سفر به مکتب احادیث «صدق» با چشمان اشکبار فراق است.
قطعه ‏های غمزده
امروز، اشک‏های قلم، نماینده قطعه‏های غمزدگی است.
در وادی پر از اشتیاق دانایی، ضجه و شیون منتشر است.
موج موج شانه‏ها می‏آیند، روبه روی دریا تباری که نامش «صادق» است تا ترجیع‏بندهای تلاطم را بسرایند. امروز دوبیتی‏های «وا اماما»، زمزمه بقیعستان دل است.
محمدکاظم بدرالدین





http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__6_.jpg

http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۸:۲۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_6823423618810979218155178254120141183811105.jpg



سلام بر امامی که صدق و راستی‏اش، به «صادق» ملقب‏اش کرد!
سلام بر شکوفایی گل باغ ایمان که قیامی جهل‏شکن، آغاز کرد؛
قیامی نه با خون و شمشیرآخته، بلکه با لباس تدریس و دانش!
بیش از چهارهزار شاگرد زبده چون «جابربن حیان» و «جابر جعفی» پرورید که نه فقط شیعه، بلکه همه مسلمانان را از نابودی برهاند.
سلام بر صبح صادق!
روزی که زیر آفتاب سوزان حجاز، بیل به دست می‏گرفتی و کشاورزی می‏کردی.
این زمین تفتیده، تا آن روز، جز گام‏های سنگین توقع، تکبر، کشمکش و تصاحب هر آنچه در روی زمین است، از سوی صاحبان قصرها و مسندهای خلافت و نوایی جز عربده‏های شیطانی خلفای جور و ستم، نشنیده بود.
سلام بر امام صادق علیه‏السلام و مکتب نشر معارف دینی‏اش!
سلام بر سینه پر از دانش او که مأخذ عالی‏ترین و ناب‏ترین احادیث و اندیشه‏های دینی و علمی است!
منسیه علیمرادی



http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__29_.jpg

http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۸:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19023219533125932231649815320711045134175192.jpg


... باز هم، بغضی پریشان می‏کند اندیشه‏ام را؛
باز هم، غربت سرای چامه‏های جانگدازم!
باز هم، آیینه چشمان من ابریِ ابری‏ست!
باز هم، در غربت تاریخ می‏پویم؛ شکوهِ مصرعی از اشک‏هایم را!
بخوان سمتِ غمت، حالا که در لذّت اشکی، به عشقِ جاودان خویش می‏بالم! بخوان سمتِ غمت، مولا!
بخوان! با یاد تو؛ زیباترین پاسخ به احساسم، فقط اندوه است!
تو را من دوست می‏دارم؛ به قدر آسمان‏هایی که چتر نور خود را بر مزارت؛ باز می‏سازند روز و شب!
مولاجان!
مولاجان، امام مهربان! گیتی فروز علم الهی! ای منبع صداقت انوار مُتّقین!
جاری‏ترین زلال ازل تا ابد، تویی نامیده کردگار جهان، چون که «جعفرت علیه‏السلام »
ماییم و داغ حسرتِ عُمری سفر، که دل آید کنار تربت پاک و معطّرت
ماییم و زخم غربت لختی نگاه گرم! تا جان فدا کنیم ز غیرت، برابرت!
مولاجان، یا اباعبداللّه‏، یا جعفر بن محمد علیهماالسلام !
ای «ضمیر پاک صداقت» از وجود تو گشسته پیدا!
ای نهایت ایمان و عشق و علم و عالمِ تقوا!
ای افتخار کوثر و یاسین و فجر و طاها!
دین از توانِ علم تو محکم، مذهب. به نام پاک تو زیبا!
مولاجان، یا صادق آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس �م ! چگونه مویه نکنم؟! در سوگ مولایی که عظمت نامش، آسمان را به تواضع وامی‏دارد! چگونه به این اشک‏های ناقابل بسنده کنم، که وسعت مصیبتت، فراتر از ادراک خاکیِ ما ناسوتیان است!
مولاجان به روزهایی می‏اندیشم؛ که مردمان در حق تو کوتاهی کردند! تا جایی که نااهلانِ حکومت «عباسی» حریم حرمتت را شکستند!
مولاجان! شرمنده! کسانی که آن روز، قدر تو را نفهمیدند و شرمنده؛ امروز، کسانی که از حسادت، توان دیدنِ این همه شکوهِ تربتت را ندارند!
مولاجان! قسم به بقیع! قسم به فجر! قسم به اولین سپیده عدالت، که معجزه مهدوی علیه‏السلام ، به وقوع خواهد پیوست و آستان کبریایی تو برای همیشه؛ در آغوش آرزومندان خواهد بود!
ما را بگیر دست، که از پا افتاده‏ایم
آقا! به حق تربت پنهان مادرت علیهاالسلام !

سید علی‏ اصغر موسوی





http://www.shiaupload.ir/images/66698827011762216326.jpeg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۱۸:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_744024114072338923418618746204496511377.jpg



چون امام (ع) وفات یافت و به سوی قبرستان بقیع برده شد، ابو هریره عجلی این ابیات را سرود:

اقول و قدر احوا به یحملونه

علی کاهل من حاملیه و عاتق (1)

ا تدرون ماذا تحملون الی الثری!

ثبیرا ثوی من راس علیاء شاهق( (2

غداة حثا الحاثون فوق ضریحه

ترابا و اولی کان فوق المفارق (3)

شیخ کلینی و دیگران از ابو ایوب جوزی نقل می کنند که گفت: ابو جعفر منصور شبانه به سراغ من فرستاد. پس نزد او رفتم.
منصور بر صندلی نشسته و روبه رویش شمعی قرار داشت و در دستش نامه ای بود.
چون به او سلام گفتم نامه را به سویم افکند در حالی که می گریست گفت:
این نامه محمد بن سلیمان، والی مدینه، است که در آن ما را خبر داده که جعفر بن محمد به درود حیات گفته است.
آنگاه سه مرتبه گفت: «انا لله و انا الیه راجعون ». دیگر مانند جعفر کجاست؟
آنگاه به من گفت: بنویس.
من در جای کتابت نشستم منصور گفت: بنویس اگر جعفر به کسی بعد از خود وصیت کرد او را پیش آر و گردنش را به شمشیر بزن.
در پاسخ او نوشتند: جعفر بن محمد به پنج نفر وصیت کرده است: ابو جعفر منصور، محمد بن سلیمان، عبد الله و موسی از فرزندانش و حمیدة. منصور با دیدن نام این افراد گفت: هیچ راهی برای کشتن اینها وجود ندارد.
ابن شهر آشوب در مناقب از داود بن کثیر رقی، نقل کرده است که گفت: یکی از اعراب نزد ابو حمزه ثمالی آمد.
ابو حمزه از او پرسید: چه خبری دارد؟
گفت: جعفر صادق (ع) از دنیا رفت. ابو حمزه فریاد بلندی کشید و بی هوش افتاد.
چون به حال آمد پرسید: آیا به کسی وصیت کرده است؟
پاسخ داد: آری به عبد الله و موسی، فرزندانش، و به ابو جعفر منصور وصیت کرده است.
پس ابو حمزه خندید و گفت:
سپاس خدایی را که ما را به هدایت رهنمون شد و بیان کرد برای ما از کبیر و راهنمایی کرد ما را بر صغیر و امری عظیم را پوشیده داشت.
چون از منظور وی پرسش کردند گفت:
مقصود بیان کرد عیوب کبیر (بزرگ) را و بر صغیر (کوچک) دلالت کرد و صغیر (موسی) را به اوصیا اضافه کرد و او را از جمله آنان دانست و امر امامت را با وصیت به منصور نهان داشت برای آنکه اگر منصور از وصی پرسش کند به او گفته می شود وصی امام، تو هستی.
عبد الله، اگر چه بزرگ ترین فرزند امام صادق (ع) بود، اما عیبی جسمانی داشت او افطح بود حال آنکه امام نباید نقصی و عیبی داشته باشد.
معذلک وی نسبت به احکام دین هم آگاهی نداشت.

مسعودی در مروج الذهب نویسد: در سال 148 هجری ده سال از خلافت منصور گذشته بود که ابو عبد الله جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب وفات یافت وی در قبرستان بقیع و در کنار پدر و جدش به خاک سپرده شد.
به هنگام وفات 65 سال داشت و گفته شده که او را مسموم کرده بودند.
در این قسمت از بقیع بر قبور آنان سنگ مرمری است که بر روی آن نوشته شده:

«بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله مبید الامم و محیی الرمم هذا قبر فاطمه بنت رسول الله (ع) و سیدة نساء العالمین و قبر الحسن بن علی بن ابی طالب و علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب و محمد بن علی و جعفر بن محمد علیهم السلام ».

در تذکرة الخواص حکایت نوشته روی این مرمر از واقدی نقل شده است.

*****************************
پی نوشتها:
1 - می گویم و حال آنکه او را می بردند بر دوشهای کسانی که او را گرفته بودند.
2 - آیا می دانید چه چیزی را به سوی خاک می برید!
3 - صبحگاهی خاک پاشندگان بر بالای ضریحش خاک ریزند حالی که و بهتر آن است که خاک بر سر ریزند
سیره معصومان، ج 5، سید محسن امین





http://www.shiaupload.ir/images/66698827011762216326.jpeg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۲۰:۱۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_Untitled-38.png


هنوز کوچه‏های مدینه از خاطره گام‏های آهسته تو سرشار است.

هنوز سایه‏های آرام شب، از وزش نسیم حضور تو بیدارند.

هنوز خانه‏های بی‏نور و تهی از عطر مهر مادر و پدر، به لحن دلگشای تو مشتاق مانده است. کسی چه می‏دانست که آن شعر شبانه نان و طعام، از قلب غزل سرای نوازش توست که می‏تراود؟!

دریغا که تا بودی و هرم حضورت را به گمنامی اما به عشق، به خلق خدا پیشکش می‏کردی، از ادراک تو محروم ماندند!

حالا پس از رفتن تو، یک شهر به اندازه همه آن چشیدگان جرعه‏های تو، تنهایی خویش را مرثیه می‏خواند و مویه می‏کند.

آن دلگرمی که در یأس فروتن دل‏ها از جانب تو می‏دمید و شفافیت آب را به روان خشک و خسته آنها می‏بخشید، حالا از دست رفته است و تو پرواز کرده‏ای به آشیانه مرغان بهشت.
وقتی زبان می‏گشودی، گره فرو بسته صدها هزار پرسش بی‏امان می‏گشود و دفتر پربرگ ندانسته‏های اندیشه انسان، سطر به سطر، از واژه‏های معرفت و بلوغ، هستی می‏گرفت.

این کاروان بلند علم است که از باغستان روشن دریافت‏های تو آغاز شده و تا مرز تیرگی‏های جهل آدمی، توشه‏های دانایی و حکمت را روانه کرده است.

آن امیر ایمان‏آوردگان و معرفت‏شناسان بود که سرود و اینک تو که با صلابت و یقین، «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» را باز می‏خوانی و می‏خوانی.

ای امیر فضل و بزرگی و هنر!

تاریخِ پُرحجم روایت و نقل، به آن ده‏ها هزار جست‏وجوگر و راوی سخن‏های جانانه تو که در خویش دارد، به خود می‏بالد؛ به آن مرواریدهای نهفته کلامت که در حافظه دیرینه خویش، عزیزانه محفوظ داشته است.

ای صادق آل نبی! اکنون ماییم و میراث فاخر سخن‏های تو که بسان گنجینه رشد و آسمانی شدن، ما را و همه را و همیشه را فرا می‏خواند.

مصطفی پورنجاتی


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__9_.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۲۰:۲۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/10_Untitled-2.png


«مرد بزرگ جنبش عقلانی»


«... لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ»
... بنای بی‏اساس قیاس مرد کم‏کم فرو می‏ریخت و او در برابر سؤال‏های منطقی امام علیه‏السلام درمانده بود. نوبت به سؤالی متفاوت می‏رسید. امام پرسید: شنیده‏ام که این آیه را که «در روز قیامت به طور حتم درباره نعمت‏ها از شما سؤال می‏شود»، چنین تفسیر می‏کنی که: خداوند مردم را در مورد غذاهای لذیذ و آب‏های خنک که در فصل تابستان می‏خورند مؤاخذه می‏کند!
ـ درست است من این آیه را این طور معنی کرده‏ام.
ـ اگر شخصی تو را به خانه‏اش دعوت کند و با غذای لذیذ و آب خنکی از تو پذیرایی کند و بعد به خاطر این پذیرایی به تو منت گذارد، درباره چنین کسی چگونه قضاوت می‏کنی؟
ـ می‏گویم آدم بخیلی است!
ـ آیا خداوند بخیل است؟
ـ پس مقصود از نعمت‏هایی که قرآن می‏گوید انسان درباره آن مؤاخذه می‏شود، چیست؟
آن‏گاه دریچه‏ای دیگر بر اتاق تاریک ذهن بشر گشوده می‏شود و نور بر ظلمات هجوم می‏برد. امام لب می‏گشاید و هوا معطر به واژگان مطهرش می‏شود:
- مقصود نعمت دوستی ما خاندان رسالت است.
دریغا که حاکمان غاصب خاک، بی‏باک از آینده تنگدست خود، یازده بار کفر نعمت کردند و در هر بار با جنایتی سهمگین، قطار زمانه خود را بر روی ریل‏های خطر راندند.
آن روز شما، ای جعفرابن محمد، ای ابوعبدالله، فرصت ششم زمین بودید؛ مرد بزرگ جنبش عقلانی، دریایی که تمام تشنگی‏ها را پاسخ می‏گفت؛ مگر ابن‏حیان از زلال آموزه‏هایتان ننوشیده بود که تا آخر عمر، تشنه آموختن بود؟! مگر بیش از دویست جلد کتاب‏های گوناگون او، برآمده از همان فیض متعالی نبود؟! شمایید که آسمان‏وار، بر بیش از چهارهزار کویر تشنه باریدید و به جهان، جهانی را از معماهای حل شده هدیه کردید؛ گلستانی که تا امروز، گوشه گوشه زمین، مست از گل‏های جعفری آنند.
هدیه پایان‏ناپذیر
آتش به دامان درختان پوسیده اموی افتاده بود و انبوه کرم خورده دوران، در آتش خشم می‏سوخت. در آن گیرودار، چهره نورانی مردی از تبار خورشید که کمتر فرصت تابیدن بر نهال‏های پژمرده را داشت، چشم سیاهی را کور کرد. ریشه‏هایی سمی هر چند دوباره جان می‏گرفتند، ولی این بار به اصرار، جوانه‏هایی دست بر گردن آفتاب انداخته بودند و از روی زمین بلند می‏شدند.
پس جعفربن محمد، مهره‏های به هم ریخته دانسته‏ها را به شیوه‏ای جدید، کنار هم می‏چید. قلم، در میان انگشتان دقیق او جان می‏گرفت و علم انگار برای اولین بار متولد می‏شد. جاده زمان چه خرسند بود که کسی در آن حجم تاریک، چراغ آورده است.
... و امشب
شب غریبی است؛ شب بی‏کسی‏ها و درماندگی‏ها؛ شبی که مثل ده شب همانند خود در طول سال، زانو به بغل گرفته است و در خاطره مه‏آلود خود، خاطره تیغ و سم، خرما و انگور و انار زهرآلود دارد؛ خاطره زندان‏های تاریک و سلول‏های کوچک برای رهبرانی بزرگ.
شب غریبی است؛ شبی شرمسار از چهره خاک گرفته مزار جعفرابن محمد علیه‏السلام ؛ دانشمندی بی‏نظیر که زمین، صیقلی‏ترین و زیباترین سنگ‏های خود را به احترام، بر خاک مزار او ندارد!
خاکی که چونان صدف، مروارید در آغوش گرفته است و فقط خدا می‏داند چه گنج عظیمی در دل این مروارید بود که خود او می‏فرمود: «واللّهِ انّی لَأعْلمْ کِتابَ اللّهِ مِنْ أَوّلِه الی آخِرِهِ کَأَنَّه فِیّ کَفی فِیه خَبَرُ السَّماءِ وَ خَبَرُ الْأرْضِ وَ خَبَرُ ما کانَ وَ خَبَرُ ما هُوَ کائنُ، قال اللّهُ عَزَّوَجَّل لافِیه تبْیانُ کُلِّ شَی‏ءُ؛ به خداوند سوگند که من آگاه به کتاب خداوند از آغاز تا پایانم. گویی که آن در کف دست من است. خبر آسمان در آن است و خبر زمین و خبر آنچه بوده است و آنچه خواهد بود. خداوند عزوجل می‏فرماید: بیان هر چیزی در آن است.»
حالا مروارید، در بستر غربت خود پنهان است؛ مرواریدی که دریایی بی‏کران در سینه دارد. از زمینیان، روزی درباره اهل‏بیت علیهم‏السلام سؤال خواهد شد.

محمدعلی کعبی

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__4_.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۲, ۲۲:۳۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
غروب خورشید مدینه دانش!

http://img.tebyan.net/big/1386/08/1321512542042391831113627157148136357497159.jpg
ای صادق آل پیامبر!
با بیانی بلیغ و كلامی فصیح، زبان رسای اسلام بودی.
با سخنانی حكیمانه، منطقی استوار و علمی سرشار، برگزیده روزگار بودی و... بنده شایسته پروردگار! تجسّم صبر و اخلاص بودی، چشمه جود و سخاوت بودی، و كوه حلم و بردباری، و نام‏آور فراست و شجاعت، و جلوه هیبت و جلالت.
چهره فروزان اهل بیت بودی، و وارث علوم رسالت. از سلاله پیامبران بودی، عطر و بوی پیامبر را می‏دادی و مهابت و شكوه او را داشتی!
ای خورشید مدینه دانش! كدام معلّمی را می‏توان نام برد كه به اندازه تو، تربیت یافته مكتب عترت داشته باشد؟ كدام حوزه است كه شاگردی تو، برسر درِ آن نقش نبسته است؟ كدام فقیه است كه خوشه‏چین خرمن حدیث تو نیست؟
ای امام صادق! تو، ناصرحقایق، دچار منصوردوانقی بودی،آن باطلی‏كه لباس حق‏پوشیده و جامه خدمت و خلافت به بركرده بود، تا رعیت را در هیئت شبانی بفریبد و گرگ ایمان و جان آنان شود.
شهادت تو، نشانی از مظلومیت خطّ اهل‏بیت بود.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۳, ۰۰:۳۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/8_Untitled-7.png

«بوی غربت و یتیمی»


اندوهی جانکاه بر تار و پود مدینه چنگ می‏زند و حُزنی غم‏انگیز، افلاک را می‏آشوبد. آسمان سیاه‏پوش می‏شود و فوج فوج، فرشته‏های عزدار، در نقطه‏ای به نام بقیع، فرود می‏آیند! و بقیع، با دیده گریان، انتظار ورود عزیزی را به سوگ می‏نشیند!
در کوچه کوچه یثرب، بوی غربت و یتیمی می‏وزد! از درها، دیوارها، پنجره‏ها، ملال و ماتم می‏بارد! سینه‏ها، داغ بزرگی را به دفترش می‏کشند و جان‏ها، در آتش مصیبتی عظیم می‏گدازند! چشم‏ها به خون می‏نشینند و دست‏ها، بی‏تابی‏شان را به سرها می‏کوبند! شاید بلایی بزرگ نازل شده؟ شاید خورشید نقاب بر چهره افکنده؟
شاید ماه برای همیشه در محاق افتاده؟ یا عرش ترک برداشته، که این گونه آشوب در ذرّات عالم به پا شده است.
بقیع! ای گنجینه دردها و اندوه‏ها، ای نهان خانه اسرار آسمانی!
لب باز کن! از ناگفتنی‏ها بگو! از دردهای نهانت بگو! امشب میزبان کدام عزیزی؟
امشب، کدام بهشت گمشده در تو پدیدار خواهد شد؟ کدام آفتاب، در خاکت طلوع خواهد کرد؟
لب باز کن، مهبط فرشتگان! زیارتگاه قدسیان! آرام جان افلاکیان!
با من سخن بگو! آن چه را که تو می‏دانی و ما نمی‏دانیم! از اندوه‏های بی‏شماری که جگرت را به آتش می‏کشد! از زخم‏های فراوانی که بر پیکرت نشسته است! بقیع!
ای سرزمین اندوه‏های آسمانی! امشب، سر به دامان کدام عزیز خواهی گذاشت!
در ذهن لحظه‏هایت، حضور افلاکی کدام مهربان جاری است!
امشب، گویا میهمان عزیزی داری!
چشم به راهی امشب پایان می‏گیرد! انتظارت به سر می‏آید! امشب او حتما خواهد آمد!
صدای گریه را نمی‏شنوی؟
صدا از خانه ششمین خورشید زمین است! صدا از خانه فرزند فاطمه است!
می‏آید ... ، با جگری سوخته از زهر کینه!
ساغر جان امام غریب و بزرگ، لبریز از آتش زهر روزگار شده است!
می‏آید! معدن رسالت، دریای سخاوت، کوه حلم، اقیانوس معرفت... می‏آید!...
دنیا همیشه برای درک وسعت آسمانیان حقیر است، اندک است.
بقیع! آماده باش! بزم پذیرایی بیارای! دیده را فرش راهش کن!
آغوش بگشا! و جسم بی‏جانِ جان عالم را، در برگیر! آرام‏تر! که این پیکر مطهر، زخم فراوان دیده است! زخم کینه‏توزی دنیا! زخمِ نامردمی‏ها! زخم اسلام نمایان بی‏دین!
زخم نابرابری‏ها! شقاوت‏ها!
صدای گریه می‏آید!... صدای ضجه فرشتگان!
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید و ستاره‏ای به آسمان خواهد شتافت!
خدیجه پنجی



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__9_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۳, ۰۷:۵۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/6_Untitled-24.png

ای صداقت سجده آورده به خاک پای تو
صدق در گفتار و در کردار و در سیمای تو

فضل و دانش ذره‌ای در پیش خورشید کمال
عقل و ایمان سایه‌ای از قامت رعنای تو

هر چه گیرد اوج فضل و دانش و علم و کمال
کرسی تدریس باشد تا قیامت جای تو

کوه طاعت بی ولایت کمتر است از پّرِ کاه
نامۀ اعمال مردود است، بی امضای تو

فضل و توحید و کمال و منطق و علم و اصول
زنده‌تر هر روز از گفتار روح‌افزای تو

هست چون ذات خداوند تعالی بی‌مثل
در کمال بندگی شخصیت والای تو

کعبۀ جان هستی و پیراهن انوار حق
چون لباس کعبه زیبد بر قد و بالای تو

بو بصیر و جابر و حمران و هارون و هشام
قطره‌های کوچکی هستند در دریای تو

با وجود آن که چون خورشید می‌تابی به دل
همچنان مجهول مانده قدر ناپیدای تو

آید از هارون مکّیِ تو اعجاز خلیل
ای خلیل الله از آغاز، رهپیمای تو

تا قیامت هر چه گل می‌روید از بستان وحی
بر روی هر برگ آن نقشی است از سیمای تو

چشمۀ عرفان تویی، عرفان ز فیضت چشمه‌ای
معنی ایمان تویی، ایمان بوَد معنای تو

مهر هر پروندۀ طاعت همان مُهر شماست
حق‌پرستی بت‌پرستی می‌شود منهای تو

آفرینش تشنۀ علم است و می‌بینم مدام
کوثر دانش سرازیر است از صهبای تو

نخل سبز نهضت سرخ حسینی میوه داد
از زلال دانش و از منطق گویای تو

در عبادت، در تضرع، در مناجات و دعا
لحظه‌ها بودند هر شب لیلۀ الاحیای تو

با چه جرأت دوزخی‌ها در سرایت ریختند
ای دل اهل تولا جنۀ الماوای تو

دست بسته، سر برهنه، جسم خسته، لب خموش
ریخت بین ره عرق از طلعت زیبای تو

با وجود آنکه عمری سوختی و ساختی
آب شد از آتش زهر ستم اعضای تو

مرغ شب می‌نالد و می‌گوید از سوز جگر:
حیف مولا عاقبت خاموش شد آوای تو

کاش یک شب در دل تاریک شب‌های بقیع
می‌نهادم رو به روی تربت تنهای تو

ماه شوال المکرم را محرم کرده‌ای
ای مدینه کربلا در ماتم عظمای تو!

آسمان هنگام دفن پیکرت با گریه گفت
ای چراغ عرشیان در خاک نَبوَد جای تو

سوز تو از نظم «میثم» سرکشد بر آسمان
قبر تـو یـادآور غم‌های جانفرسای تـو

صيام تا قيام 2- غلامرضا سازگار


http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower349.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۷/۱۳, ۰۷:۵۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_Untitled-38.png



هنوز کوچه‏های مدینه از خاطره گام‏های آهسته تو سرشار است.

هنوز سایه‏های آرام شب، از وزش نسیم حضور تو بیدارند.

هنوز خانه‏های بی‏نور و تهی از عطر مهر مادر و پدر، به لحن دلگشای تو مشتاق مانده است. کسی چه می‏دانست که آن شعر شبانه نان و طعام، از قلب غزل سرای نوازش توست که می‏تراود؟!

دریغا که تا بودی و هرم حضورت را به گمنامی اما به عشق، به خلق خدا پیشکش می‏کردی، از ادراک تو محروم ماندند!

حالا پس از رفتن تو، یک شهر به اندازه همه آن چشیدگان جرعه‏های تو، تنهایی خویش را مرثیه می‏خواند و مویه می‏کند.

آن دلگرمی که در یأس فروتن دل‏ها از جانب تو می‏دمید و شفافیت آب را به روان خشک و خسته آنها می‏بخشید، حالا از دست رفته است و تو پرواز کرده‏ای به آشیانه مرغان بهشت.
وقتی زبان می‏گشودی، گره فرو بسته صدها هزار پرسش بی‏امان می‏گشود و دفتر پربرگ ندانسته‏های اندیشه انسان، سطر به سطر، از واژه‏های معرفت و بلوغ، هستی می‏گرفت.

این کاروان بلند علم است که از باغستان روشن دریافت‏های تو آغاز شده و تا مرز تیرگی‏های جهل آدمی، توشه‏های دانایی و حکمت را روانه کرده است.

آن امیر ایمان‏آوردگان و معرفت‏شناسان بود که سرود و اینک تو که با صلابت و یقین، «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» را باز می‏خوانی و می‏خوانی.

ای امیر فضل و بزرگی و هنر!

تاریخِ پُرحجم روایت و نقل، به آن ده‏ها هزار جست‏وجوگر و راوی سخن‏های جانانه تو که در خویش دارد، به خود می‏بالد؛ به آن مرواریدهای نهفته کلامت که در حافظه دیرینه خویش، عزیزانه محفوظ داشته است.

ای صادق آل نبی! اکنون ماییم و میراث فاخر سخن‏های تو که بسان گنجینه رشد و آسمانی شدن، ما را و همه را و همیشه را فرا می‏خواند.

مصطفی پورنجاتی



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__4_.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۳, ۰۹:۴۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__13_.jpg
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_59931400741489398061a.gif

پنج درس آموزنده و ارزشمند

‏1. مرحوم قطب الدّين راوندى روايت كرده است :

روزى از امام جعفر صادق عليه السلام سؤ ال كردند: روزگار خود را چگونه سپرى مى فرمائى ؟

حضرد در جواب فرمود: عمر خويش را بر چهار پايه و ركن اساسى سپرى مى نمايم :

مى دانم آنچه كه روزى براى من مقدّر شده است ، به من خواهد رسيد و نصيب ديگرى نمى گردد.

مى دانم داراى وظائف و مسئوليّت هائى هستم ، كه غير از خودم كسى توان انجام آن ها را ندارد.

مى دانم مرا مرگ در مى يابد و ناگهان بدون خبر قبلى مرا مى ربايد؛ پس بايد هر لحظه آماده مرگ باشم .

و مى دانم خداى متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و بايد مواظب اعمال و حركات خود باشم .(631)

2. در روايات متعدّدى وارد شده است :

هرگاه كه امام جعفر صادق عليه السلام در باغستان و مزرعه ، بيل در دست داشته و مشغول كشاورزى و كارگرى مى بود؛ و اصحاب و دوستان ، حضرت را با آن حالت مشاهده مى كردند، عرضه مى داشتند: ياابن رسول اللّه ! چرا در اين موقعيت خود را به زحمت انداخته ايد؟!

اجازه فرمائيد تا ما كمك كنيم و شما استراحت نمائيد؟

حضرت در جواب مى فرمود: مرا به حال خود وا گذاريد، من علاقه مندم كه خداوند مرا در حالتى مشاهده نمايد كه با دست خود زحمت مى كشم و كار مى كنم و جسم خود را براى بدست آوردن روزى حلال به زحمت و مشقّت انداخته ام .(2)

3. بعضى از بزرگان همانند مرحوم إ ربلى حكايت كرده اند:

روزى مگسى بر صورت منصور دوانيقى نشست و منصور با دست خود آن را دور ساخت ، مگس بار ديگر برگشت و بر همان جاى اوّل نشست و باز منصور آن را دور كرد.

و اين كار چند مرتبه تكرار شد تا آن كه منصور به خشم آمد، در همان حال ، امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد.

منصور گفت : ياابن رسول اللّه ! خداوند متعال براى چه مگس را آفريده است ؟

حضرت در پاسخ فرمود: براى آن كه به وسيله آن ، جبّاران را ذليل و متواضع گرداند.(3)

4. مرحوم نراقى در كتاب ارزشمند خود آورده است :

شخصى نزد امام جعفر صادق عليه السلام حضور يافت ؛ و عرضه داشت : ياابن رسول اللّه ! پدرم پير و ضعيف گشته است به طورى كه همانند بچّه كوچك بايد در خدمت او باشم ؛ و نيز او را براى قضاء حاجت بغل مى كنم .

حضرت فرمود: چنانچه توان داشته باشى بايد اين كار را ادامه دهى ؛ و نيز بايد با كمال ملاطفت و مهربانى برايش لقمه بگيرى و دهانش بگذارى .

و انجام اين امور فرداى قيامت ، راه ورود به بهشت را برايت آسان مى گرداند.(4)

5. صفوان جمّال حكاين كند:

روزى در خدمت آن حضرت بودم ، كه فرمود: اى صفوان ! آيا تعداد سفيران و پيامبرانى را كه خداوند متعال براى هدايت بندگان ؛ مبعوث گردانيده است ، مى دانى ؟

عرض كردم : خير، نمى دانم .

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند يك صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بر انگيخت و به همان تعداد نيز وصىّ و جانشين منصوب و معرّفى كرده ، كه تمامى آن ها اهل صدق حديث و اداى امانت و زاهد در امور دنيا بوده اند.

سپس حضرت در ادامه فرمايش خود افزود: خداوند متعال پيغمبرى بهتر و با فضيلت تر از حضرت محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله نفرستاد.
و نيز جانشينى بهتر و با فضيلت تر از جانشين آن بزرگوار يعنى ؛ حضرت اميرالمؤ منين امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام معرّفى نكرده است .(5)

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_59931400741489398061a.gif
1- مستدرك الوسائل : ج 12، ص 172، ح 15.
2- كافى : ج 5، ص 76، بحارالا نوار: ج 47، ص 57، وافى : ج 17، ص 30 و 36.
3- كشف الغمّة : ج 2، ص 373.
4- جامع السّعادات : ج 2، ص 265.
5- بحارالا نوار: ج 16، ص 352، به نقل از اختصاص شيخ مفيد.

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۷/۱۳, ۱۰:۳۳
http://img.tebyan.net/big/1386/08/2301945617118615139351569823314023523637107.jpg

انتظار دیگری كه امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیانش دارد، رسیدگی به اعمال و داشتن محاسبه در طول شبانه روز است. لازم است انسان در ابتدای هر روز نسبت به اعمال نیك و دوری از گناه خود «مشارطه» و قراردادی داشته باشد، و در طول روز مواظبت و «مراقبه» داشته باشد و در پایان روز «محاسبه» و حسابرسی کند. در این زمینه امام صادق(علیه‎السلام) سخنان ارزشمندی دارد كه به برخی از آنها اشاره می‎شود، در ادامه حدیث موجود در تحف العقول می‎فرماید:
«ای پسر جندب لازم است هر مسلمانی كه ما را می‎شناسد (یعنی شیعه ما هستند) در هر شب و روز به ارزیابی اعمال خود بپردازد و محاسبه نفس نماید، اگر (بعد از محاسبه) در كارنامه خود كردار نیكی دید بر آن بیفزاید و اگر گناهی مشاهده كرد از آن آمرزش بخواهد تا روز قیامت رسوا نگردد.»
خوشا به حال کسی كه بر خطاكارانی كه از نعمت‎ها و خوشی‎های دنیا برخوردار شده‎اند، غبطه نبرد. خوشا به حال بنده‎ای كه دنبال آخرت باشد و برای به دست آوردن آن بكوشد.»(1) امام صادق علیه السلام فرمود: كسی كه دو روزش مساوی باشد ضرر كرده و كسی كه آخرین روزش بدتر از روز قبل باشد، ملعون(و از رحمت خدا به دور) می‎باشد و كسی كه فزونی در جان خود نمی‎یابد رو به كاستی است، و هر كسی كه رو به كاستی باشد مرگ برای او بهتر است (چرا كه جلو ضرر و زیان بیشتر او گرفته می‎شود.

در جای دیگر فرمود: «بیدار باشید سپس محاسبه كنید نفستان را قبل از آن كه مورد محاسبه قرار گیرید. براستی در قیامت پنجاه موقف(برای حسابرسی) وجود دارد كه در هر موقفی هزار سال توقف لازم است. سپس آیه را تلاوت كرد كه «در روزی كه مقدار پنجاه هزار سال» (2) حسابرسی برای آن است كه انسان گذشته را جبران، و در مقابل عمر این سرمایه گرانبها كه از دست داده چیزی بدست آورده باشد، وای بحال آن كسی كه سرمایه را از دست بدهد و سودی نبرد و بدا بحال آن كس كه سرمایه را بدون هیچ نتیجه‎ای از دست بدهد. امام صادق(علیه‎السلام) در این زمینه می‎فرماید:
كسی كه دو روزش مساوی باشد ضرر كرده (چرا كه سرمایه را از دست داده و سودی نبرده) و كسی كه آخرین روزش بدتر از روز قبل باشد، ملعون(و از رحمت خدا به دور) می‎باشد و كسی كه (از نظر روحی و معنوی) فزونی در جان خود نمی‎یابد رو به كاستی است، و هر كسی كه رو به كاستی باشد مرگ برای او بهتر است (چرا كه جلو ضرر و زیان بیشتر او گرفته می‎شود.)»(3)
پی‎نوشت‎ها:
1- تحف العقول، ص 536 .
2- تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 413 .
3- شیخ صدوق، امالی، ص531 .



http://s8.aks98.com/images/70884360287983500266.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۷/۱۳, ۱۴:۴۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_59931400741489398061a.gif
مهمّترين سفارش در آخرين لحظات

مرحوم شيخ صدوق رضوان اللّه تعالى عليه و ديگر بزرگان آورده اند:

يكى از راويان حديث و از اصحاب و دوستان امام جعفر صادق عليه السلام به نام ابوبصير ليث مرادى حكايت كند:

پس از آن كه امام جعفر صادق عليه السلام به شهادت رسيد، روزى جهت اظهار هم دردى و عرض تسليت به اهل منزل حضرت ، رهسپار منزل آن امام مظلوم عليه السلام گرديدم .

همين كه وارد منزل حضرت شدم ، همسرش حميده را گريان ديدم ؛ و من نيز در غم و مصيبت از دست دادن آن امام همام عليه السلام بسيار گريستم .

و چون لحظاتى به اين منوال گذشت ، افراد آرامش خود را باز يافتند. آن گاه همسر آن حضرت به من خطاب كرد و اظهار داشت :

اى ابوبصير! چنانچه در آخرين لحظات عمر امام جعفر صادق عليه السلام در جمع ما و ديگر اعضاء خانواده مى بودى ، از كلامى بسيار مهمّ استفاده مى بردى .

ابوبصير گويد: از آن بانوى كريمه توضيح خواستم ؟

پاسخ داد: در آن هنگام ، كه ضعف شديدى بر امام عليه السلام وارد شده بود فرمود: تمام اعضاء خانواده و آشنايان و نزديكان را بگوئيد كه در كنار من حاضر و جمع شوند.

وقتى تمامى افراد حضور يافتند، حضرت به يكايك آنان نگاهى عميق انداخت و سپس خطاب به جمع حاضر فرمود:

كسانى كه نسبت به نماز بى اعتنا باشند، شفاعت ما اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام شامل حالشان نمى گردد.(7)

قابل دقّت است كه حضرت نفرمود: شفاعت ما شامل افراد بى نماز نمى شود؛ بلكه فرمود: شفاعت ما شامل حال افراد بى اعتناء به نماز، نمى شود.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_59931400741489398061a.gif

7- ثواب الا عمال : ص 205، بحارالا نوار: ج 47، ص 2، ح 5.

محمودسبطالشيخ انصاري
۱۳۸۹/۰۷/۱۷, ۱۹:۰۵
با سلام و آرزوی موفقیت

بلکه امام علیه السلام فرموده :

شفاعت ما شامل کم اعتنا به نماز هم نمی شود.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۰۰:۲۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14162701358216412443.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87248990632418974024.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14162701358216412443.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41046259943788873946.gif


ويژه نامه شهادت جانسوز صادق آل طاها
امام جعفر صادق عليه السلام


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45569651027316158412.gif


http://www.askquran.ir/upload/files/imam_sadegh_ask1_askquran.ir.swf


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45569651027316158412.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۰:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41046259943788873946.gif

جرعه اي ازجام معرفت کلام امام


قال الصادق عليه السلام

اِنَّ القَلبَ لَیـتَجَلجَلُ فِى الجَوفِ یطلُبُ الحَقَّ فَاِذا اَصابَهُ اطمَاَنَّ وَ قَرَّ

امام صادق عليه السلام فرموده اند :

به راستى که دل در درون سینه بى قرار است و به دنبال حق مى ‏گردد
و چون به آن رسید، آرام و قرار مى ‏گیرد.

(کافى، ج 2، ص 421)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45569651027316158412.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۰:۴۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_sh.emam.sadegh__16_.jpg



سلام بر امامی که صدق و راستی‏اش، به «صادق» ملقب‏ش کرد!
سلام بر شکوفایی گل باغ ایمان که قیامی جهل‏ شکن، آغاز کرد؛
قیامی نه با خون و شمشیرآخته، بلکه با لباس تدریس و دانش!
بیش از چهارهزار شاگرد زبده چون
«جابربن حیان» و «جابر جعفی» پرورید
که نه فقط شیعه، بلکه همه مسلمانان را از نابودی برهاند.

سلام بر صبح صادق!
روزی که زیر آفتاب سوزان حجاز، ب
یل به دست می‏گرفتی و کشاورزی می‏کردی.
این زمین تفتیده، تا آن روز، جز گام‏های سنگین توقع، تکبر،
کشمکش و تصاحب هر آنچه در روی زمین است،
از سوی صاحبان قصرها و مسندهای خلافت
و نوایی جز عربده ‏های شیطانی خلفای جور و ستم، نشنیده بود.

سلام بر امام صادق علیه ‏السلام و مکتب نشر معارف دینی‏ اش!
سلام بر سینه پر از دانش او که مأخذ عالی‏ترین
و ناب‏ترین احادیث و اندیشه‏ های دینی و علمی است!




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__29_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۰:۴۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06701295457658026290.png

بنال ای دل که در نای زمان فریاد را کشتند
بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند

اساتید جهان باید به سوک علم بنشینند
که در دانشگه هستی بزرگ استاد را کشتند

به جرم پاسداری از حریم عترت وقرآن
رئیس مذهب والگوی عدل وداد را کشتند

بجای اشک وخوندل ببار ای آسمان زین غم
که نور دیدگان سید امجاد را کشتند

دریغ ودرد کز بیداد منصور ستمگر
به جرم یاری دین مظهر امدادا را کشتند

به جنّت مادرش زهرا پریشان کرده گیسو را
که بهر حفظ قرآن شافع میعاد را کشتند

من ژولیده میگویم زنسل ساقی کوثر
امام جانشین وپنجمین اولاد را کشتند


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14825976900375304770.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۰:۵۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_sh.emam.sadegh__49_.jpg

السلام عليک يا مولاي يا جعفر بن محمد٬ ايها الصادق
يابن رسول الله يا حجت الله علي خلقه يا سيدنا و مولانا

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

شهادت مرد آسمانی مدینه، بنيان گذار فقه جعفري ٬‌ رهبر مکتب تشيع ٬‌
مظهر مهر و رافت ٬‌چشمه جود و سخاوت، کوه صبر و صلابت ،
تجسم اخلاص و ايمان و بحرعمیق علوم لدنی ٬ حضرت امام
جعفر صادق عليه السلام را به محضر مولا صاحب الزمان
عج الله تعالي ظهوره و همه شيعيانو رهروان راهش
و سوگواران حضرتش تسليت عرض مي کنيم


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19087807970988331260.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۰:۵۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_sh.emam.sadegh__13_.jpg

طلوع خورشيد هدايت در مدينه

تولد اين‌ امام‌ در روز دوشنبه‌ هفدهم‌ ربيع‌ الاولي‌ سال‌ هشتاد وسه‌هجري‌ در مدينه‌ واقع‌ شد.مادرش‌ اُم‌ّ فروه‌ وپدرش‌ امام‌ باقر(علیه السلام‌) بوده‌است‌.

نام‌ مباركش‌،جعفر والقابش‌،صادق‌،صابر،فاضل ‌وطاهر بوده‌ وكنيه‌ اش‌ابوعبدالله است‌.

در سن‌ سي‌ ودوسالگي‌ به‌ مقام‌ امامت‌ رسيد وسي‌ وسه‌سال‌ مقام‌ امامت‌ را به‌ عهده‌ داشت‌.

عاقبت‌ در سن‌ شصت‌ وپنج‌ سالگي‌بدست‌ منصور دوانقي‌ بشهادت‌ رسيد.مرقد شريفش‌ در قبرستان‌ بقيع‌است‌.

مذهب‌ شيعيان‌ ومذهب‌ اهل‌ بيت‌(علیهم السلام‌) به‌ نام‌ جعفري‌ مزيّن‌ شده‌ است‌زيرا آن‌ حضرت‌ از فرصتها استفاده‌ كرد وعلم‌ اهل‌ بيت‌(علیهم السلام‌‌) را كه‌ از زمان‌رحلت‌ پيامبر،مورد ظلم‌ قرار گرفته‌ بود،منتشر كرد وشاگردان‌ زيادي‌تربيت‌ نمود و در محضرش‌ چهارهزار نفر حاضر مي‌ شدند.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25319670785803960351.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۰:۵۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_sh.emam.sadegh__14_.jpg

فرزندان‌ امام :


1-امام‌ موسي‌ كاظم‌(علیه السلام‌‌)

2-اسماعيل‌ كه‌ درزمان‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌) رحلت‌كرد ولي‌ بعد از مرگش‌ عده‌ اي‌ معتقد شدند كه‌ او نمرده‌ واو همان‌ امام‌عصر(علیه السلام‌‌) مي‌ باشد.وفرقه‌ اسماعيليه‌ را تشكيل‌ دادند.

3-عبدالله افطح‌ كه‌ادعاي‌ امامت‌ مي‌ كرد ومي‌ گفت‌ بعد از امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)او امام‌است‌.
روزي‌ امام‌ كاظم‌(علیه السلام‌‌) اورا دعوت‌ كرد ودستور داد تنور را روشن‌كردند.آنگاه‌ وارد تنور شد.واز همانجا با مردم‌ حرف‌ مي‌ زد.سپس‌ بيرون‌آمد وبه‌ عبدالله فرمود:اگر گمان‌ مي‌ كني‌ تو امام‌ هستي‌،وارد تنور شو! اما عبدالله با عصبانيت‌ از خانه‌ حضرت‌ خارج‌ شد وامام‌ فرمود:عبدالله اراد ان‌ لا يعبدالله! عبدالله مي‌ خواهد خدا عبادت‌ نشود.

4-اسحاق‌ شوهرسيده‌ نفيسه‌ كه‌ قبر اين‌ بانو در مصر به‌ عنوان‌ زيارتگاه‌ است‌.

5-محمدمعروف‌ به‌ محمد ديباج‌

6-عباس‌

7-علي‌ كه‌ مرقدش‌ در قم‌ است‌ وازفقهاء بزرگ‌ مي‌ باشد.

8-اسماء

9-فاطمه‌

10-ام‌ فروه‌




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66151776421087188212.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۰:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_sh.emam.sadegh__30_.jpg

اصحاب‌ و شاگردان امام :


1-زرارة‌ بن‌ اعين‌ كه‌ ابتدا مسيحي‌ بود وسپس‌ مسلمان‌ شد ودر مكتب‌امام‌ صادق(علیه السلام‌‌)از بزرگان‌ فقهاء مي‌ باشد.

2-بريد عجلي‌

3-محمدبن‌مسلم‌ كه‌ او هم‌ از بزرگان‌ فقيه‌ است‌.

4-ليث‌ بن‌ بختري‌

5-ابابصير كه‌بسيار از امام‌ باقر(علیه السلام‌‌) وامام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌) روايت‌ كرده‌ است‌.

6-صفوان‌ بن‌مهران‌

7-مؤمن‌ الطاق‌ كه‌ دشمنان‌ به‌ او شيطان‌ مي‌ گفتند.

8-هشام‌ بن‌حكم‌ كه‌ هنوز مو بر صورتش‌ نروئيده‌ بود ولي‌ در مباحثات‌ عقيدتي‌بسيار ماهر بود وامام‌ به‌ او احترام‌ ويژه‌ اي‌ مي‌ گذاشت‌.

9-هشام‌ بن‌ سالم‌

10-ابوحمزه‌ ثمالي‌ كه‌ وقتي‌ شنيد امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌) رحلت‌ كرده‌است‌،فريادي‌ كشيد وبيهوش‌ شد.

11-معاوية‌ بن‌ عمار

12-عبدالله بن‌يعفور

13-ابوجعفر احول‌

14-جابربن‌ يزيد جعفي‌ كه‌ هفتادهزار روايت‌در سينه‌ داشت‌.

15-مفضل‌ بن‌ عمرو

16-مفضل‌ بن‌ قيس‌

17-عبداللهبن‌ عجلان‌

18-ابراهيم‌ بن‌ مهزم‌

19-ابوبكر حضرمي‌

20-ابان‌ بن‌ تغلب‌

21-حمران‌ بن‌ اعين‌ و..

ضمنا ابوحنيفه‌ رئيس‌ حنفي‌ ها وشافعي‌ ومالك‌رؤساي‌ شافعي‌ ها ومالكي‌ ها در نزدآن‌ حضرت‌ درس‌ خواند ه‌ اند.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93363934970714584715.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۰:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_sh.emam.sadegh__25_.jpg


عبادت‌ ومكارم‌ اخلاق‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)


مالك‌ بن‌ انس‌ گفت‌: حضرت‌ از سه‌ حال‌ بيرون‌ نبود.يا روزه‌ بود ويا مشغول‌ عبادت‌ بود ويابذكر خدا مشغول‌ بود.او از بزرگان‌ عابد واز عظيم‌ترين‌ زاهدان‌ بود.
ابان‌ بن‌ تغلب‌گويد: خدمت‌ امام‌ درحاليكه‌ مشغول‌ نماز بود،رسيدم‌.ذكرهاي‌ ركوع‌ وسجده‌اورا شمردم‌، از شصت‌ بار بيشتربود.

«عبدالله بن‌ سنان‌ مي‌ گويد:به‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌) عرضكردم‌:پسرعموئي‌دارم‌ كه‌ هرچه‌ با او مي‌ پيوندم‌ او از من‌ مي‌ بُرد! لذا من‌ تصميم‌ گرفته‌ ام‌ كه‌اگر از من‌ بُريد منهم‌ از او ببُرم‌.بمن‌ اجازه‌ مي‌ فرمائيد كه‌ منهم‌ با او قطع‌رابطه‌ كنم‌؟ فرمود:اگر با او ارتباط‌ داشته‌ باشي‌ واو از تو ببُرد،خداي‌عزّوجل‌ شمارا باهم‌ مي‌ پيوندد.واگر تو از او ببُري‌ واو هم‌ از تو ببُرد،خدااز هر دوي‌ شما ببُرد.» بحارج‌74

«شخصي‌ به‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)گفت‌:همسايه‌اي � دارم‌ كه‌ اهل‌ غنااست‌.وقتي‌ من‌ براي‌ قضاء حاجت‌ به‌ دستشوئي‌ مي‌روم ‌، براي‌ شنيدن‌ ازصداهاي‌ غناي‌ همسايه‌،بيشتر مي‌مانم‌!آيا اين‌ اشكال‌ دارد؟

امام‌ فرمود: نبايد بيشتر بماني‌ كه‌ خدا فرموده‌ است‌:همانا گوش‌ وچشم‌ودل‌ مورد سؤال‌ واقع‌ مي‌شوند.«اسراء36»

او گفت‌:گويا تاكنون‌ اين‌ آيه‌ را نشنيده‌ بودم‌ وانشاءالله توبه‌ مي‌كنم‌!
امام‌ فرمود:حال‌ بلند شو ونماز بخوان‌ كه‌ گناهت‌ بزرگ‌ است‌ واگر درچنين‌ حالي‌ اجلت‌ رسيده‌ بود،خيلي‌ برايت‌ بد بود»9-

علم‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌)محقق‌ حلي‌ دركتاب‌ معتبر نوشته‌ است‌ كه‌:
از امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)در زمينه‌ علوم‌ آنقدر منتشر شده‌ است‌ كه‌ عقلها به‌حيرت‌ مي‌افتد. فقط‌ يك‌ نفر راوي‌ ازحضرت ‌، سي‌ هزار روايت‌ از امام‌نقل‌ كرده‌ است‌.همچنان‌ كه‌ خود امام‌ فرمود: ابان‌ بن‌ تغلب‌ از من‌ سي‌هزار حديث‌ نقل‌ كرده‌ است‌.

معلّي‌ بن‌ خنيس‌ مي‌گويد: ديدم‌ كه‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌) با كيسه‌اي‌ بردوش‌ به‌ جائي‌ مي‌رود.اجازه‌ گرفتم‌كه‌ ايشان‌ را همراهي‌ كنم‌.

با حضرت‌ به‌ محله‌ فقراء رفتيم‌ وامام‌ بربالاي‌سرآنان‌ كه‌ همگي‌ درخواب‌ بودند ، مقداري‌ غذا مي‌گذاشت‌. من‌ پرسيدم‌كه‌ اينها شيعه‌ هستند؟امام‌ فرمود: اگر شيعه‌ بودند كه‌ ما هرچه‌ داشتيم‌حتي‌ نمكمان‌ را با آنها نصف‌ مي‌نموديم‌.«منتهي‌ الامال‌ ج‌2 ص‌244»

ابوجعفر خثعمي‌ گويد: امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)كيسه‌اي‌ پول‌ بمن‌ داد و فرمود: اين‌ را به‌ فلان‌ سيد بده‌ ولي‌ نگو چه‌ كسي‌ آن‌ را داده‌ است‌.

منهم‌ آن‌ را به‌ شخصيكه‌ امام‌ معرفي‌ كرده‌ بود دادم‌. اوگفت‌:خدا جزاي‌خير به‌ اين‌ كسيكه‌ هميشه‌ بمن‌ كمك‌ كند، بدهد ولي‌ جعفربن‌ محمدحتي‌ يك‌ درهم‌ هم‌ بمن‌ كمك‌ نمي‌كند! «منتهي‌ الامال‌ ج‌2ص‌244»

«امام‌ ششم‌(علیه السلام‌‌):عده‌اي‌ به‌ محضر پيامبر آمدند وگفتند: ما عازم‌ مسافرت‌به‌ شام‌ هستيم‌. بما سخني‌ بياموز!حضرت‌ فرمود: شب‌ هنگام‌،هركجابراي‌ استراحت‌ توقف‌ نموديد ، وقتي‌ به‌ بستر رفتيد،قبل‌ ازخواب‌،تسبيح‌ فاطمه‌(علیها السلام‌‌) وآية‌ الكرسي‌ را بخوانيد كه‌ شمارا از هر چيزي‌حفظ‌ مي‌كند.

آنها رفتند وهنگام‌ خواب‌ دستور حضرت‌ را بكار بستند.در آن‌ حوالي‌راهزناني‌ بودند كه‌ اين‌ عده‌ را زير نظر گرفته‌ ومنتظر بودند كه‌ شب‌ بشودوبه‌ اينها دستبرد بزنند.

وقتي‌ شب‌ شد يكي‌ از راهزنان‌ براي‌ آگاهي‌ ازموقعيت‌ مسافرين‌، به‌ محل‌ استراحت‌ آنان‌ آمد ولي‌ غير از ديوار بلندي‌كه‌ دور تا دور آن‌ محل‌ را فرا گرفته‌ بود،چيزي‌ نديد!

برگشت‌ واين‌ قضيه‌رابه‌ راهزنان‌ خبر داد.راهزنان‌ سخن‌ اورا قبول‌ نكرده‌ وگفتند:تو آدم‌ضعيفي‌ هستي‌ واز ترس‌ اين‌ حرف‌ را مي‌زني‌! امّا وقتي‌ خود به‌ محل‌آمدند وآن‌ ديوار بلند را ديدند،بناچار برگشتند.

فردا صبح‌ باز به‌ آن‌ محل‌ رفتند وازديوارخبري‌ نبود ومسافرين‌ آنجابودند.راهزنان‌ از مسافرين‌ پرسيدند:شما ديشب‌ كجابوديد؟

گفتند:همين‌ جا!راهزنان‌ گفتند:ديشب‌ ما آمديم‌ ولي‌ جز ديواربلندي‌ چيزي‌ نديديم‌!قصة‌ شما چيست‌؟

آنان‌ گفتند:پيامبر بما سفارش‌كرده‌ است‌ كه‌ شب‌ قبل‌ از خواب‌، تسبيح‌ فاطمه‌(علیها السلام‌‌) وآية‌ الكرسي‌ را بخوانيم‌ وماهم‌ همينكار را كرديم‌.

راهزنان‌ گفتند:شما آزاديد وبه‌ هركجاكه‌ مي‌خواهيد برويد كه‌ بخدا سوگند!ما هرگز شمارا تعقيب‌ نمي‌كنيم ‌و بدانيد كه‌ تازمانيكه‌ بدستور پيامبرتان‌ عمل‌ مي‌كنيد ، هيچ‌ راهزني‌نمي‌تواند بشما آسيب‌ برساند!»ص336

«روايت‌ شده‌ كه‌ در وقت‌ سوار شدن‌ به‌ كشتي‌ اين‌ دعا را بخوانند:
بسم‌اللّه‌ المَلِك‌ الحق‌ وماقدروا اللّه‌ حق‌ّ قدره‌ والارض‌ جميعاً قبضته‌ يوم‌القيلمة‌ والسماوات‌ مطويات‌ بيمينه‌ .سبحانه‌ وتعالي‌ عما يشركون‌.بسم‌اللّه‌ مجراها ومُرساها.ان‌ ربّي‌ لغفورٌ رحيم‌.»

«عده‌اي‌ مهمان‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)شدند.حضرت‌ از آنها خوب‌ پذيرائي‌ نمود وموقعي‌ كه‌ مي‌خواستند بروند،امام‌ براي‌ آنها توشه‌ سفر تهيه‌ديد.ولي‌ وقت‌ خارج‌ شدن‌ آنها،به‌ غلامانش‌ فرمود:موقع‌ رفتن‌ در بردن‌ِ بارهايشان‌ كمك‌ نكنيد!

آنها در هنگام‌ خداحافظي‌ به‌ امام‌ گفتند:يا بن‌رسول‌ اللّه‌!تو خوب‌ از ماپذيرائي‌ نمودي‌ واموالي‌ بما بخشيدي‌ ! ولي‌ چرابه‌ غلامانت‌ دستور دادي‌ كه‌ در بردن‌ بارها مارا كمك‌ نكنند؟
امام ‌فرمود:ما خانداني‌ هستيم‌ كه‌ به‌ رفتن‌ مهمان‌ كمك‌ نمي‌ كنيم‌.»




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92603262443987775444.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۲:۱۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_sh.emam.sadegh__29_.jpg

در توان ما نیست که براى دانش امام صادق و یا هر کدام دیگر ازائمه ‏علیهم السلام حد و مرزى قرار دهیم، زیرا معتقدیم که دانش ایشان تصویرى ‏است آشکار از اتصال و ارتباط آنان با خداوند متعال و همین امر این باوررا در ضمیر ما جان مى ‏دهد که خداوند به آنها الهام مى‏ کند.

همچنین ما نمى ‏توانیم صفتى کلّى براى دانش آنان پیدا کنیم چرا که ما مى ‏دانیم مفاهیم معمولى که انسان در حیات روزمرّه خود با آنها سر و کاردارد نمى ‏تواند تمام دانش و بینش و شناخت آنها را در خود جاى دهد،زیرا امام وپیامبر و برخى از صالحان ملهم، از نیرویى برخوردارند که ‏خداوندِ توانا این نیرو را بدیشان ارزانى داشته است.

این نیرو همچون یک دستگاه گیرنده که امواج گوناگون را جذب‏ مى‏ کند عمل مى ‏نماید و اطلاعات و معلومات را از جهان و هستى ‏مى ‏گیرد، مثل چشم واعصاب گوش که زیبایى حیات و صداى زندگان راضبط مى ‏کند و بدین وسیله فرد اشیاء زیبا و فرد سخنگو را مى ‏شناسد.

باز متذکر مى ‏شوم که دانش امام صادق محدود بدانچه گفته یا بدانچه ‏در آثار مختلف علمى از او بر جاى مانده، نیست بلکه گسترده و وسیع‏تراز اینهاست. چون دانش آن ‏حضرت مستقیماً به موجودات مرتبط است‏چنان که ابر به دریا و نور به خورشید و عطر به گل.

چرا که افکاروگرایشها و دانشهاى آن‏حضرت از جانب خداى آفریننده دریا و خورشیدو شکوفا کننده گل است. پس وحى از آن خداست و در مرتبه بعد از آن ‏پیامبر و در سوّمین مرحله از آن امام. الهام نیز چنین است ابتدا از خداست و در انتها از امام.

حقیقتى که زبان امام بازگو کننده آن است، همان حقیقتى است که‏ قلبش آن را شناخته و اندیشه ‏اش آن را در برگرفته و جانش آن را لمس ‏کرده و همان است که آفریننده حقیقت آن را در جان آن‏ حضرت دمیده ‏است.

پس از تمام این موارد، یک بُعد از دانش امام صادق وجود دارد که درحقیقت معجزه آن‏ حضرت محسوب مى ‏شود چنان که معجزه پیامبرصلى الله علیه وآله ‏نیز قرآنش بود.

معجزه امام صادق ‏علیه السلام آن بود که وى تمام نیازمندیهاى ‏انسان را مى‏ دانست، این بُعد خود به تنهایى شیعه جعفریه را وامى ‏دارد تامکتب فکرى آن‏حضرت را در هر دوره‏اى دنبال کند.

در اینجا سزاوار است اعترافات برخى از زعما و اندیشمندان را در باره ‏آفاق گسترده دانش و جایگاه ارجمند علمى آن‏حضرت، که حتّى دشمنان ‏را به مدح و ستایش از ایشان وا داشته، نقل کنیم.

ابوحنیفه در باره آن‏حضرت مى‏گوید:
"فقیه‏تر از جعفر بن محمّد ندیدم".
و نیز گفته است:
"جعفر بن محمّد فقیه‏ترین کسى است که دیدم".
"او )امام صادق‏علیه السلام( در دین داراى دانشى سرشار و در حکمت‏صاحب ادبى کامل است".
شهرستانى در باره آن‏حضرت مى ‏گوید:ابن حجر هیثمى در باره آن امام مى‏ گوید:
"مردم از جعفر بن محمّد الصادق علومى نقل کرده‏ اند و آوازه او درتمام شهرها پیچیده و پشیوایان بزرگ از او روایت نقل کرده ‏اند".

سید امیر على، نویسنده کتاب مختصر تاریخ العرب و التمدن ‏الاسلامى، در باره آن‏حضرت مى ‏گوید:

"این اشاره را از یاد نباید برد که کسى که زعیم این جنبش بود، یکى ازنوادگان على بن ابى ‏طالب موسوم به امام جعفر، ملقّب به صادق بود.

وى ‏مردى بود با افق هاى باز فکرى و خردى بس دوراندیش. به علوم عصرخویش بسیار اهتمام مى ‏ورزید. در واقع او به عنوان نخستین پایه ‏گذارمدارس فلسفى در اسلام محسوب مى ‏شود.

در اجتماعات و جلسات علمى ‏آن‏حضرت، تنها کسانى که بعداً به عنوان بنیان‏گذاران مذاهب فقهى معرفى ‏شدند، شرکت نمى ‏کردند بلکه دانش‏ پژوهان علاقه‏ مند به فلسفه و فلاسفه ‏از نقاط دوردست نیز در این جلسات شرکت مى ‏جستند".

پروفسور هولمیادر، نویسنده انگلیسى، در این باره مى ‏نویسد:
"جابر بن حیان، شاگرد و یار جعفر صادق بود. او در پیشواى ‏ارجمندش تکیه‏ گاه و یاور و رهبر و امین و فرد موجهى را م ى‏دید که هیچ‏گاه نمى‏ توانست از او بى ‏نیاز شود.

جابر با راهنمایى استادش کوشید تا علم ‏شیمى را از خرافاتى که از اسکندریه گریبانگیر آن شده بود، پیراسته ورهاسازد و البته در این راه تا حدّ فراوانى هم کامیاب شد بدین سبب باید نام‏جابر را در کنار اسم دیگر نام ‏آوران این دانش در جهان امثال "بویله"و"لاوازیه" و... قرار داد".(۱)

دهها و بلکه هزاران اعتراف دیگر از سوى نویسندگان مسلمان‏ ومحدثان و قدما و بویژه معاصران آن امام در این باره موجود است تاآنجا که باید گفت جهان از فضل و دانش سرشار و آگاهى گسترده و فزون‏از حد آن‏ حضرت، آکنده گشته است.

پي نوشت :
۱) این اعترافات و دهها نمونه دیگر از آنها را مى‏توانید در کتاب الامام الصادق نوشته‏استاد الدخیل، فصل امام در چشم بزرگان و دانشمندان، ص‏۱۱۱ - ۸۶ بخوانید.
نویسنده: آیت الله حاج سید محمد تقى مدرسى
مترجم: محمد صادق شریعت




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06943534782824488028.jpg

RUYA
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۳:۳۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
هرزمان رنگ جفا را می دید
کوچه و کرب و بلا را می دید



خانه اش چونکه در آتش می سوخت
خیمه ی آل عبا را می دید . . .







شهادت مظلومانه قرآن ناطق ، امام صادق-ع بر شما تسلیت باد






http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif

seyed yasin
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۱۱
امام صادق (سلام الله علیه) :
لَو أدرَكتُهُ لَخَدَمتُهُ أيّامَ حَياتي.
اگر او [امام زمان] را بيابم، تمام عمر به او خدمت مى‏كنم.
الغيبة نعمانى - ص 245
باسلام و عرض ادب
شهادت امام صادق (ع) را خدمت دوستان تسليت عرض مي كنم
اگر لايق باشم نائب الزياره دوستان در مشهد هستم
ياحق

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۱۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31371777194656428276.jpg



شهادت‌ امام‌ جعفرصادق‌(علیه السلام‌‌)


درايام‌ شهادت‌ حضرت‌،شخصي‌ خدمت‌ امام‌ مشرّف‌ شد ومشاهده‌ كرد كه‌ آن‌ حضرت‌ چنان‌ لاغر وضعيف‌ شده‌ است‌ كه‌گويا جز سر نازنينش‌،هيچ‌ از آن‌ بزرگوار باقي‌ نمانده‌ است‌!

او باديدن‌ اين‌ صحنه‌ به‌ گريه‌ افتاد.امام‌ به‌ او فرمود:چرا گريه‌ مي‌كني‌؟گفت‌:چگونه‌ نگريم‌ درحاليكه‌ شمارا به‌ اين‌ حال‌ مي‌ بينم‌!

فرمود:چنين‌ مكن‌!همانا هرچه‌ براي‌ مؤمن‌ پيش‌ بيايد،خيراست‌ واگر اعضاي‌ او بريده‌ شوند،بازهم‌ براي‌ او خيراست‌!واگر مالك‌ شرق‌ وغرب‌ شود، براي‌ او خير است‌.

از كنيز امام‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌:درحال‌ احتضار حضرت‌، نزدش ‌بودم‌ كه‌ حال‌ اغماء به‌ امام‌ دست‌ داد وبيهوش‌ شد.وقتي‌ بهوش‌آمد، فرمود:به‌ حسن‌ بن‌ علي‌ افطس‌، هفتاد اشرفي‌ بدهيد ! به ‌فلان‌ وفلان‌ هم‌ همين‌ مقدار بدهيد!

من‌ گفتم‌:مي‌ فرمائيد به‌ شخصي‌ پول‌ بدهند كه‌ با كارد بشماحمله‌ كرد ومي‌ خواست‌ شمارا بكشد؟
امام‌ فرمود:مي‌ خواهي‌از كساني‌ نباشم‌ كه‌ خدا بخاطر صلة‌ رَحِم‌،آنان‌ را مدح‌ كرده‌ودروصف‌ آنان‌ فرموده‌ است‌:والّذين‌ يَصِلون‌ مااَمرَاللّه‌ بِه‌اَن‌ يُوصَل‌وَيَخْشون‌ رَبَّهَم‌ وَيَخافُون‌ سُوءَالحِساب‌«رعد21»
يعني‌:
«مؤمنين‌ آناني‌ هستند كه‌ به‌ آنچه‌ خدا امر به‌ صلة‌ آن‌نموده‌ است‌،صله‌ مي‌ كنندوبخاطر سختي‌ حساب‌ روز جزاء،از خدا مي‌ ترسند.»

سپس‌ فرمود:اي‌ سالمه‌!بدرستيكه‌ خداوند بهشت‌ را خلق‌ كردوآنرا خوشبو گردانيد، بطوريكه‌ بوي‌ آن‌ از مسير دوهزار سال‌ ، بمشام‌ مي‌ رسد! ولي‌ عاق‌ والدين‌ وقطع‌ كنندة‌ رحم‌، بوي‌ بهشت‌ را احساس‌ نمي‌ كنند!

ابوبصير مي‌ گويد:بعد از شهادت‌ امام‌ جعفرصادق‌(علیه السلام‌‌) ، نزد ام‌ حميده‌ رفتم‌.ديدم‌ او مي‌ گريد.منهم‌ به‌ گريه‌ افتادم‌.

او گفت‌:درهنگام‌ شهادت‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)امر عجيبي‌ پيش‌ آمد!امام‌چشمهاي‌ خودرا گشود وگفت‌: هركسيكه‌ بين‌ من‌ واو ،خويشي‌وقرابتي‌ است‌،را نزد من‌ جمع‌ كنيد!

همه‌ جمع‌ شدند.آن‌ جناب ‌نگاهي‌ به‌ آنان‌ انداخت‌ وفرمود :
اِن‌ شفاعتنا لاتنال‌ مستخفاًبالصلوة‌!
يعني‌:
شفاعت‌ ما به‌ كسيكه‌ نماز را سبك‌ بشمارد، نمي‌رسد!

«منتهي‌ الامال‌»
منبع: زندگی الگوهای نورانی




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24612312660472934425.jpg

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۰
امام صادق(علیه السلام):
مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما.
http://www.askdin.com/gallery/images/3889/1_12.gif

صدای گریه می‏آید! ... صدای ضجه فرشتگان!
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید
و ستاره‏ای به آسمان خواهد شتافت!
شهادت صادق آل طاها تسليت باد

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۰
دنياى علم زنده ز آثار صادقست
http://www.askdin.com/gallery/images/378/1_askdin2.gif
علم و هنر چكيده افكار صادقست
آفاق روزگار كه از علم روشنست
اين روشنى ز تابش انوار صادقست
باغ كمال و دانش و فرهنگ و معرفت
يك شاخه از درخت پربار صادقست
گلهاى رنگ‏رنگ علوم و فنون دهر
از بوستان و گلشن و گلزار صادقست
هرجا كه چشمه‏ايست روان از فنون و علم
يك قطره و نمونه ز آثار صادقست
هرجا كه از كمال و هنر گفتگو بود
برهان آن كلام ز گفتار صادقست
در هر كجا كه بحث و جدل باشد از علوم
معيار در مناظره معيار صادقست
آن چهره‏اى كه بود درخشان چو آفتاب
در چرخ علم چهره و رخسار صادقست
با اين همه كمال، بشر باز در شگفت
از گفته‏هاى نغز و پر اسرار صادقست
با اين كه عصر، عصر كمال و هنر بود
حيران هنوز عقل ز پندار صادقست
فقه غنى، به مكتب پربار جعفرى
مديون آن كلام درربار صادقست
در اجتهاد و فقه كه باز است دست ما
از فيض آن فضيلت‏سرشار صادقست
مبناى بحث و درس فقيهان روزگار
در هر زمان معانى اخبار صادقست
زيباترين كلام ز گنجينه سخن
بهر نثار، گوهر شهوار صادقست
سقراط و هم فلاطن و بقراط و بوعلى
سايه‏نشين سايه ديوار صادقست
جابر كه در جهان پدر علم شيمياست
شاگرد درس مكتب پربار صادقست
اسحاق صيرفى و ابوحمزه و هشام
از طوطيان شهد و شكرخوار صادقست
عمران و هم زراره و حمران و بوبصير
شاگرد بافضيلت و بيدار صادقست
فيض و فصيل و يونس و هم عيسى و معاذ
تلميذ با ذكاوت و هشيار صادقست
صفوان و هم محمد كوفى و هم ابان
از جمله صحابه اخيار صادقست
گرچه ابوحنيفه نمك‏ناشناس بود
آن هم گداى سفره و دربار صادقست
الگوى هر كمال و سعادت براى ما
خلق نكو و خصلت و رفتار صادقست
مبهوت و مات گشته ملك از عبادتش
جبريل در شگفت ز اذكار صادقست
نازم به آن پدر كه چنين يادگار داشت
آن حجتى كه والد كبار صادقست
صد آفرين به مادر شايسته‏اى كه او
مام بزرگوار و وفادار صادقست
در شان آن وجود (رسولى) چنين سرود
دنياى علم زنده ز آثار صادقست
چشم اميد دارد از آن حجت‏خداى
چون جان‏نثار و عبد فداكار صادقست

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۱
بررسی شهادت امام صادق (علیه السلام)


http://www.askdin.com/gallery/images/378/1_askdin.gif

در اصول کافی، ارشاد شیخ مفید، کشف الغمه و برخی کتابهای دیگر، از رحلت امام صادق (علیه السلام) به لفظ «مضی‏» «مات‏» و «قبض‏» تعبیر شده است.
ظاهر این لفظها نشان می‏دهد امام به مرگ طبیعی جهان را بدرود گفته است، اما در فصول المهمه و مصباح کفعمی (به نقل مجلسی در بحار) نیز در کتابهای دیگری آمده است: امام را زهر خوراندند. (1)
ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است ابو جعفر منصور او را زهر خورانید (2) و بایست چنین باشد، زیرا با کینه‏ای که منصور از او داشت و بیمی که از روی آوردن مردم بدو در دل وی راه یافته بود، آسوده نمی‏نشست. آنان که با تاریخ زندگی این مرد آشنایند، می‏دانند او به کسانی که برای رساندنش به مسند خلافت هر کوشش را به کار بردند، رحم نکرد و از جمله آنان ابو مسلم بود که برپایی دولت عباسیان مرهون رنجهایی است که او در این باره بر خود نهاد. گناه ابو مسلم-چنان که ازاسناد تاریخی بر می‏آید، این است که هنگام خلافت‏سفاح، به منصور چنان که باید حرمت نمی‏نهاد، پس طبیعی است کسی را که از او می‏ترسد و از علاقه و احترام مردم بدو آگاه است آسوده نگذارد و تحمل نکند. ولی چنان که خواهیم دید، به ظاهر از رحلت آن امام بزرگوار دریغ می‏خورد.
کلینی به اسناد خود از ابو ایوب روایت کند: نیم شبی منصور مرا خواست. چون بر او در آمدم، بر کرسی نشسته بود و شمعی پیش روی داشت و نامه‏ای می‏خواند و می‏گریست. بر او سلام کردم. نامه را به سوی من انداخت و گفت: از محمد بن سلیمان است. از مرگ جعفر بن محمد خبر می‏دهد و سه بار «انا لله و انا الیه راجعون‏» را بر زبان آورد و گفت: کجا مانند جعفر یافت می‏شود؟ سپس گفت: بنویس! در بالای نامه نوشتم اگر شخص معینی را وصی قرار داده گردن او را بزن. چون پاسخ نامه رسید، معلوم شد پنج تن را وصی خود کرده است: منصور، محمد بن سلیمان، عبد الله، موسی و حمیده. و در روایت دیگری به جای محمد بن سلیمان، محمد بن جعفر است و به جای حمیده، مولایی از موالی ابو عبد الله و اضافه دارد: منصور گفت اینان را نمی‏توان کشت. (3)
یعقوبی از اسماعیل بن علی بن عبد الله بن عباس روایت کند: بر منصور در آمدم، دیدم ریش او از اشک چشمش نمناک است. سبب پرسیدم، گفت: نمی‏دانی به خاندان تو چه رسیده است.
-امیر مؤمنان چه شده؟ -سید و عالم و باقی مانده گزیدگان آنان درگذشت.
-امیر مؤمنان چه کسی؟
-جعفر بن محمد!
-خدا امیر مؤمنان را مزد دهد و او را برای ما باقی گذارد.
-جعفر از آنان بود که خدا در باره‏شان گفته است: ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا (4) او از کسانی بود که خدایش گزید و از سابقان در خیرات بود. (5)
ابن فضال روایت کند: نزد ام حمیده رفتم تا او را به رحلت امام تعزیت دهم. گریست و من از گریه او به گریه در آمدم. پس گفت: اگر ابو عبد الله را هنگام مرگ می‏دیدی چیزی شگفت مشاهدت می‏کردی. چشم خود را گشود و گفت: هر کس را با من خویشاوندی دارد گرد آورید. همه را گرد آوردیم. بدانها نگریست و گفت: شفاعت ما به کسی نمی‏رسد که نماز را سبک بدارد. (6)
کلینی به روایت‏خود از امام موسی بن جعفر روایت کند: من پدرم را در دو جامه شطوی (7) کفن کردم که آن دو، جامه احرام او بود و در جامه‏ای از جامه‏هایش و عمامه‏ای که از علی بن الحسین بود برای آنکه آن را به چهل دینار خریده بود. (8)
یکی از اصحاب آن حضرت گفته است: بر او در آمدم موسی بن جعفر پیش روی او نشسته بود و او وی را وصیت می‏کرد. آنچه از آن وصیت‏به یاد دارم این است:
پسرکم وصیت مرا بپذیر و گفتارم را به خاطر سپار. اگر آن را به خاطر سپاری خوشبخت زندگی خواهی کرد و ستوده خواهی مرد.
پسرکم! آنکه بدانچه خدا بدو داده قناعت کند بی‏نیاز بود، و آنکه دیده به مال دیگری دوزد مستمند می‏میرد. آنکه بدانچه خدای عز و جل بدو داده خرسند نباشد خدا را در قضای او متهم کرده است. آنکه گناه خود را خرد داند گناه جز خود را بزرگ شمارد. و آنکه گناه دیگری را خرد به حساب آرد، گناه خود را بزرگ انگارد. آنکه پرده از عیب دیگری برگیرد، عیبهای درون خانه‏اش آشکار شود. آنکه شمشیر ستم کشد، بدان کشته شود. آنکه برای برادر خود چاهی کند، خود در آن بیفتد.
آنکه با سفیهان بیامیزد حقیر شود و آنکه با علما نشیند وقار یابد. آنکه در جای‏های بد در آید متهم شود. پسرکم حق را بگو! به سودت باشد یا به زیانت. از سخن چینی بپرهیز که آن کینه را در دلهای مردم می‏کارد. پسرکم! اگر جستجوی بخشش می‏کنی به معدنهای آن روی آور. (9) چون امام (علیه السلام) وفات یافت و به سوی قبرستان بقیع برده شد، ابو هریره عجلی این ابیات را سرود:
اقول و قدر احوا به یحملونه
علی کاهل من حاملیه و عاتق (10)
ا تدرون ماذا تحملون الی الثری!
ثبیرا ثوی من راس علیاء شاهق(11)
غداة حثا الحاثون فوق ضریحه
ترابا و اولی کان فوق المفارق(12)
شیخ کلینی و دیگران از ابو ایوب جوزی نقل می‏کنند که گفت: ابو جعفر منصور شبانه به سراغ من فرستاد. پس نزد او رفتم. منصور بر صندلی نشسته و روبه‏رویش شمعی قرار داشت و در دستش نامه‏ای بود. چون به او سلام گفتم نامه را به سویم افکند در حالی که می‏گریست گفت: این نامه محمد بن سلیمان، والی مدینه، است که در آن ما را خبر داده که جعفر بن محمد به‏درود حیات گفته است. آنگاه سه مرتبه گفت: «انا لله و انا الیه راجعون‏». دیگر مانند جعفر کجاست؟آنگاه به من گفت: بنویس. من در جای کتابت نشستم منصور گفت: بنویس اگر جعفر به کسی بعد از خود وصیت کرد او را پیش آر و گردنش را به شمشیر بزن. در پاسخ او نوشتند: جعفر بن محمد به پنج نفر وصیت کرده است: ابو جعفر منصور، محمد بن سلیمان، عبد الله و موسی از فرزندانش و حمیدة. منصور با دیدن نام این افراد گفت: هیچ راهی برای کشتن اینها وجود ندارد.
ابن شهر آشوب در مناقب از داود بن کثیر رقی، نقل کرده است که گفت: یکی از اعراب نزد ابو حمزه ثمالی آمد. ابو حمزه از او پرسید: چه خبری دارد؟گفت: جعفر صادق (علیه السلام) از دنیا رفت. ابو حمزه فریاد بلندی کشید و بی‏هوش افتاد. چون به حال آمد پرسید: آیا به کسی وصیت کرده است؟پاسخ داد: آری به عبد الله و موسی، فرزندانش، و به ابو جعفر منصور وصیت کرده است. پس ابو حمزه خندید و گفت: سپاس خدایی را که ما را به هدایت رهنمون شد و بیان کرد برای ما از کبیر و راهنمایی کرد ما را بر صغیر و امری عظیم را پوشیده داشت. چون از منظور وی پرسش کردند گفت: مقصود بیان کرد عیوب کبیر (بزرگ) را و بر صغیر (کوچک) دلالت کرد و صغیر (موسی) را به اوصیا اضافه کرد و او را از جمله آنان دانست و امر امامت را با وصیت‏به منصور نهان داشت‏برای آنکه اگر منصور از وصی پرسش کند به او گفته می‏شود وصی امام، تو هستی. عبد الله، اگر چه بزرگ‏ترین فرزند امام صادق (علیه السلام) بود، اما عیبی جسمانی داشت او افطح بود حال آنکه امام نباید نقصی و عیبی داشته باشد. معذلک وی نسبت‏به احکام دین هم آگاهی نداشت.
مسعودی در مروج الذهب نویسد: در سال 148 هجری ده سال از خلافت منصور گذشته بود که ابو عبد الله جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب وفات یافت وی در قبرستان بقیع و در کنار پدر و جدش به خاک سپرده شد. به هنگام وفات 65 سال داشت و گفته شده که او را مسموم کرده بودند. در این قسمت از بقیع بر قبور آنان سنگ مرمری است که بر روی آن نوشته شده:
« بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله مبید الامم و محیی الرمم هذا قبر فاطمه بنت رسول الله (صلی الله علیه واله) و سیدة نساء العالمین و قبر الحسن بن علی بن ابی طالب و علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب و محمد بن علی و جعفر بن محمد علیهم السلام‏».
در تذکرة الخواص حکایت نوشته روی این مرمر از واقدی نقل شده است.
http://www.askdin.com/gallery/images/378/1_askdin.gif

پي‌نوشت‌ها:

1. ج 47، ص 2-1.
2. مناقب، ج 4، ص 280.
3. اصول کافی، ج 1، ص 310.
4. سپس میراث دادیم کتاب را به کسانی که برگزیدیم از بندگانمان (فاطر: 32) .
5. تاریخ یعقوبی، ج 3، ص 117.
6. ثواب الاعمال، ص 205، بحار، ج 47، ص 2.
7. دهی در مصر که در آن چنان پارچه را می‏بافتند.
8. اصول کافی، ج 1، ص 476.
9. حلیة الاولیاء، ج 3، ص 195، صفة الصفوه، ج 2، ص 170.
10- می‏گویم و حال آنکه او را می‏بردند بر دوشهای کسانی که او را گرفته بودند.
11- دانید چه چیزی را به سوی خاک می‏برید!
12-گاهی خاک پاشندگان بر بالای ضریحش خاک ریزند حالی که و بهتر آن است که خاک بر سر ریزند
نويسنده: سید جعفر شهیدی

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۱
برخى وصيتهاى امام صادق علیه السلام براى شيعيان



زيد شحام مى‏گويد: ابوعبدالله (ع) به من فرمود: به همه كسانى كه به نظر تو، مطيع ما هستند و از ما حرف مى‏شنوند، سلام برسان. من همه شما را به تقواى الهى و ورع دينى فرا مى‏خوانم، و اينكه براى خدا كوشش كنيد، راستگو باشيد، اداى امانت كنيد و سجده‏هاى طولانى داشته باشيد و براى همسايگان خوبى باشيد كه محمد (ص)، با اين تعاليم و آموزشها آمده است. امانت و وديعه اشخاصى را كه شما را امين شناخته‏اند و چيزى را به شما سپرده‏اند، چه نيكوكار باشند يا بدكار، به ايشان سالم پس دهيد؛ زيرا رسول الله صوات الله عليه دستور دادند كه حتى نخ و سوزن هم تحويل شود. و به خويشاوندان و اقوام خود صله و احسان كنيد و بر جنازه آنان و در تشييع شان شركت نمائيد و بيمارانشان را عيادت كنيد و حقوق ايشان را ادا نمائيد؛ چون اگر يكى از شما (چنين رفتار كند و) در دين خويش ورع داشته باشد، راست بگويد، اداى امانت كند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته مى‏شود: اين جعفرى است و من خوشحال ميشوم و از اين وضع دلشاد مى‏گردم و گفته مى‏شود: اينگونه است ادب و تربيت جعفر، اما اگر جز اين باشيد، گرفتارى و ننگ و عار شما بر من است و گفته مى‏شود: اينگونه است تعليم و تربيت جعفر؟
به خدا سوگند، حديث كرد مرا پدرم كه مردى در ميان قبيله‏اى از شيعيان على (ع) شمرده مى‏شود كه وارسته‏ترين، امانت‏دارترين، راستگوترين، و درزمينه قضاوت، عادلترين آنان باشد و وقتى از افراد قبيله راجع به او سؤال شود كه او چگونه مردى است، پاسخ دهند: چه كسى همانند اوست؟ راستى كه او امين‏ترين و صادق‏ترين ماست .


http://www.askdin.com/gallery/images/594/1_20110302104554333_rose_027.gif

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۱
وصيت امام به مؤمن الطاق:

اى پسر نعمان! از مراء و لجبازى دور باشد كه عمل تو را تباه مى‏سازد و از جدال و كشمكش بپرهيز كه تو را هلاك گرداند و از ستيزه جوئيهاى فراوان بپرهيز كه تو را از خدا دور مى‏كند. مردمى در زمان گذشته وجود داشته‏اند كه سكوت را تمرين مى‏كردند و شما سخن گفتن و حرف زدن را ياد مى‏گيريد. جمعى از پيشينيان به قصد عبادت و بندگى، ده سال سكوت مى‏كردند و خود را بدين وسيله مى‏آزمودند كه اگر دراين آزمايش سرافراز بيرون مى‏آمدند، خود را اهل تعبد وبندگى مى‏دانستند، والا مى‏گفتند: من كجا و بندگى خدا كجا؟ مى‏گفتند: كسى نجات پيدا مى‏كند كه از گناه و لغزش و حرف زشت كاملاً بپرهيزد و سكوت نمايد و در دولت باطل، برآزار و اذيت، شكيبا باشد. اينان برگزيدگان، خالصان و دوستان واقعى خدايند و مؤمنان راستين همينانند. به خدا سوگند، اگر يكى از شما در راه خدا زمينى پر از طلا احسان كند اما به برادر ايمانى خود حسد ورزد، با همين طلاها بدنش داغ خواهد خورد و كيفر خواهد ديد.
اى پسر نعمان! هر كس از او چيزى سؤال شود و با اينكه (اجمالاً) مى‏داند ولى بگويد نمى‏دانم، بدون شك با مسائل علمى منصفانه برخورد كرده است. و مؤمن در جائى كه نشسته است، دچار وسوسه حسد مى‏شود؛ ليكن وقتى بلند شد و رفت، حسد و كينه هم از بين مى‏رود.
اى پسر نعمان! اگر مى‏خواهى دوستى برادر دينى تو برايت خالص باشد با او مزاح نكن؛ لجبازى، فخر فروشى و ستيزه نيز منما. دوستت را از همه اسرار و رازهايت آگاه مساز، بلكه به همان اندازه كه اگر دشمن تو آگاه گردد، نتواند ضرر و زيانى به تو بزند؛ چون دوست هم ممكن است روزى دشمن شود.
اى پسر نعمان! بلاغت نه با تيز زبانى و تندگوئى است و نه با پر حرفى بلكه فقط به معنى توجه داشتن و دليل محكم آوردن است.


http://www.askdin.com/gallery/images/3889/1_12.gif

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۲
وصيت امام به حمران بن اعين:

اى حمران! در زندگى خود، به اشخاص پائين‏تر از خود (در مكنت و دارائى) نظر كن و به مردمى كه در توانائى مالى از تو بالاترند نگاه نكن؛ چون در اين صورت است كه به قسمت و بهره خود قانع و راضى خواهى بود و بدين وسيله، به بهره بيشترى از سوى پروردگارت دست خواهى يافت. و بدان كه عمل و عبادت اندك ولى دائم و پيوسته كه بر مبناى يقين باشد نزد خداوند با ارزشتر از عمل و عبادت زيادى است كه براساس يقين نباشد. و بدان كه هيچ ورع و تقوائى، برتر از اجتناب از حرامهاى الهى و خوددارى از آزار مؤمنان و غيبت ايشان نيست. و هيچ زندگى اى گواراتر از خوش اخلاقى و هيچ مالى سودمندتر از قناعت به كفاف، و هيچ جهلى مضرتر از عجب و خودپسندى نمى‏باشد.


http://www.askdin.com/gallery/images/3889/1_12.gif

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۲
وصيت امام به مفضل بن عمر:

تو را و خودم را به تقواى الهى و اطاعت از فرمان او سفارش مى‏كنم؛ زيرا طاعت، ورع، تواضع براى خدا، آرامش، كوشش، عمل به فرمان الهى، خير خواهى براى رسولان او، تلاش در تحصيل رضاى خداوند، و اجتناب از محرمات الهى همگى از آثار و نتايج تقوى است. بدون ترديد آن كس كه تقوى پيشه مى‏سازد، خود را به خواست خدا از آتش بركنار نگاه داشته و به تمام خير دنيا و آخرت دست يافته است. و هر كس ديگران را به رعايت تقوى و داشتن پروا دعوت و توصيه كند، بهترين موعظه و نصيحت را انجام داده است. خداوند در پرتو لطف و مرحمتش ما را از متقيان و پرواپيشگان قرار دهد.


http://www.askdin.com/gallery/images/3889/1_12.gif

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۲
وصيت امام به جميل بن دراج:

بهترين شما ،سخاوتمندان شماست و بدترين شما بخيلان و تنگ نظران شماست. و از عمده‏ترين كارهاى شايسته،
نيكى و احسان به برادران دينى و كوشش در رفع نيازمنديهاى ايشان است كه بدين وسيله دماغ شيطان به خاك ماليده مى‏شود و انسان از شعله آتش محفوظ مى‏ماند ووارد بهشت مى‏شود. اى جميل! اين سخن مرا به ياران و اصحاب نيكوكارت برسان.
جميل پرسيد: فدايت شوم، اصحاب نيكوكار من كيستند؟
امام فرمود: آنان كه هم در سختى و هم در رفاه به برادران دينى خود نيكى و احسان مى‏كنند. اى جميل! انجام چنين كارى براى شخص دارا، آسان است. خداوند عزوجل شخص نادار را در اين زمينه ستوده است آنجا كه فرمود: «و يؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة و من يوق شُحّ نفسه فأولئك هم المفلحون».


http://www.askdin.com/gallery/images/3889/1_12.gif

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۲
وصيت امام به معلى بن خنيس:

امام خطاب به معلى موقعى كه عازم سفر بود فرمود: اى معلى! تنها از خداوند عزت بخواه كه تو را عزيز خواهد كرد.
معلى پرسيد: چگونه‏اى فرزند رسول خدا ؟
امام فرمود: اى معلى! از خدا بترس، همه چيز از تو خواهد ترسيد. اى معلى! با عطا و بخشش، محبت دوستانت رإ؛صظ به سوى خود جلب كن كه خدايتعالى عطا و بخشش را عامل محبت و خوددارى و منع را انگيزه عداوت و دشمنى قرار داده است. پس اينكه از من چيزى بخواهيد و من آن را به شما بدهم نزد من دوست داشتنى‏تر از آن است كه چيزى از من نخواهيد و من هم چيزى به شما ندهم و در نتيجه نسبت به من احساس كينه و عدوات كنيد. و هر چه خداوند عزوجل به دست من به شما مى‏رساند، در حقيقت، سپاس براى اوست. پس در برابر عطا و بخشش من، سپاسگزار خدا باشيد.


http://www.askdin.com/gallery/images/3889/1_12.gif

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۳
وصيت امام به سفيان ثورى :

سفيان مى‏گويد: صادق، فرزند صادق يعنى جعفر بن محمد عليهما السلام را ديدار و عرض كردم: اى فرزند رسول الله! مرا توصيه و سفارش بفرمائيد.
امام: اى سفيان! شخص دروغگو مروت و مردانگى، و آدم بيحال دوستى و رفاقت، و انسان حسود راحتى ندارد، و شخص بد اخلاق، به سيادت و آقائى نمى‏رسد.
سفيان: باز بفرمائيد.
امام: اى سفيان! به خدا اطمينان داشته باش تا مؤمن راستين شوى و به قسمت خدا راضى باش تا بى نياز گردى و با همسايه‏ات به خوبى رفتار كن تا مسلمان شمرده شوى و هرگز با شخص فاجر و نابكار هم صحبت و رفيق مباش كه او فجور و زشتكارى به تو ياد مى‏دهد و هميشه در مسائل زندگى با كسانى كه از خدا خشيت دارند، مشورت كن.
سفيان: باز بفرمائيد.
امام :اى سفيان! هر كس خواهان عزت باشد بدون قوم و خويش، و بى نيازى بخواهد بدون مال و دارائى، و طالب شكوه و عظمت باشد بدون سلطنت و حكومت، بايد از چهار چوب ذلت و خوارى معصيت بيرون آيد و به دايره عزت طاعت الهى قدم بگذارد .
يك روز سفيان به امام صادق (ع) عرض كرد: از حضورتان نمى‏روم مگر آنكه مرا حديث بفرمائيد.
امام فرمود: من براى تو حديث بازگو مى‏كنم، ولى زيادى حديث تو را سود نمى‏بخشد. اى سفيان! هرگاه خداوند نعمتى به تو عطا كرد و تو دوست داشتى كه آن نعمت براى تو پايدار بماند، پس فراوان حمد و سپاس خدا را به جاى آور كه خداوند عزوجل در قرآن مى‏فرمايد: «لان شكرتم لازيدنّكم» (اگر سپاس گوئيد بر (نعمت) شما مى‏افزائيم). و{ - ابراهيم /.7} اگر روزى تو اندك شد و دير به تو رسيد، زياد استغفار كن كه در قرآن مى‏فرمايد: استغفروا ربكم انه كان غفاراً يرسل السماء عليكم مدراراً و يمددكم بأموال و بنين و يجعل لكم جنات و يجعل لكم أنهاراً . (از خداوند طلب مغفرت كنيد كه او{ - البقره /P .171} بسيار عفو كننده است. آسمان را براى شما مى‏باراند و شما را با دارائيها و فرزندان كمك و يارى مى‏كند و براى شما باغها و بهشتها قرار مى‏دهد و رودها و چشمه‏ها جارى مى‏سازد). اى سفيان! هرگاه از دست سلطان و جبارى محزون و دلگير شدى زياد «لاحول ولا قوة الا بالله» بگو كه آن كليد فرج و گشايش و گنجى از گنجهاى بهشتى است .
سفيان پس از شنيدن اين نصايح و وصيتها با حركات دستش مى‏گفت سه سفارش و چه سفارشهائى ! (9)


http://www.askdin.com/gallery/images/3889/1_12.gif
پی نوشت

1- اصول كافى، ج 2، ص .636
2- روضه كافى، ص .288
3- روضه كافى، ص .244
4- بصائر الدرجات،ص .526
5- الحشر /.9 خصال، ص .96
6- مجالس شيخ طوسى، مجلس .11
7- بحار الانوار، ج 78، ص .192
8- همان كتاب، ص 226، حديث .96

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۳
صداقت ناب
همه شيعيان با شنيدن نامش ، احساس غرور و عزت مي كنند؛ نامي كه يادآور شاگردان ومريدان فراوان است ، و جلسه هاي بحث و مناظره هاي علمي ؛ جلسه هايي كه آوازه جهاني داشت و شاگرداني كه هر كدام براي خود استادي بودند و همچون نگين هايي درخشان در ظلمت ناداني جوامع خودنمايي مي كردند.
چنان كه هشام بن سالم از حضرت صادق (عليه السلام) روايت كرده است : هنگامي كه رحلت پدر بزرگوارم فرا رسيد ، فرمود: اي جعفر به تو وصيت مي كنم با ياران من به نيكي معامله كني. عرض كردم : خدا مرا فداي شما گرداند؛ سوگند به حضرت كردگار به قدري دانش در ميان اصحاب پراكنده بسازم كه به هيچ فاضل و دانشمندي نيازمند نشوند.
منصور به ربيع دستور داد امام صادق (عليه السلام) را حاضر كند؛ چون حضور يافت وچشم منصور به آن جناب افتاد گفت : خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم . امروز كار تو به جايي رسيده كه با سلطنت من بازي مي كني و از همه طرف ، اسباب شورش را فراهم مي سازي!
حضرت فرمود: سوگند به خدا آنچه را به من نسبت دادي من انجام نداده و آهنگ آنها را هم نداشته ام و هرگاه خبري در اين خصوص شنيده اي دروغ بوده و بر فرض كه آنچه مي گويي راست بوده درگذر؛زيرا حضرت يوسف ستم ديد و بخشيد ،و ايوب به بلا مبتلا شد و صبر كرد ، و به سليمان نعمت بي سابقه اعطا گرديد ، سپاس گزاري كرد . اينان همه پيمبران خدايند و نسبت تو هم كه بديشان مي پيوندد!
منصور شرمنده شد و تصديق كرد. سپس آن حضرت را روي تخت خود كه مقام الهي آن حضرت بود و آن روز غاصب بي باكي بر فراز آن نشسته بود ، فرا خواند.
منصور دستور داد فردي را كه از حضرت نزد او شكايت كرده بود ، حاضر كنند. چون او را حاضر كردند ، وي نخست از سوگند خوردن امتناع کرد،ولي اندکي بعد به همان صورتي که حضرت فرموده بود سوگند خورد. فاصله اي نشد كه همان جا جان به مالك دوزخ سپرد.
امشب همه دوستدارانت زانوي غم به بغل گرفته اند تا با قطره قطره اشك هايشان جاي خالي ات را شست و شو دهند ، اما صد افسوس كه قرن ها هم كه بگذرد ، محال است زمين ،كسي چون تو را به خود ببيند.


http://www.askdin.com/gallery/images/594/1_20110302104554333_rose_027.gif

سوگند
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۳
سبز آمدى، سرخ رفتى، حال آنكه سپيد سپيد زيستى و صداقت، تنها واژه‏اى است كه برازنده نام توست. تو از زلالى آينه، هر آينه فراترى.
در تو كرامت باران موج مى‏زند. با تلاوت قرآن هم آغوشى و دست‏هايت، مونس آسمان مدينه‏اند
http://www.askdin.com/gallery/images/3889/1_1319649481.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۹:۳۲
http://img.tebyan.net/big/1390/06/18319242006611177172107271656125313988241.gif


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifمقتل الصادقhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif




سید بن طاووس (ره) در کتاب شریف «مهج الدعوات» فصل «ادعیه امام صادق علیه السلام » چنین مى‏نویسد: منصور در دوران حکومتش هفت بار امام صادق علیه السلام را نزد خود احضار کرده است؛ گاهى در مدینه و در ربذه به هنگام عزیمت حج و دیگر بار در کوفه و بغداد ، و در همه این جریانات تصمیم بر قتل امام داشت و در تمام این جریانات با امام بدرفتارى کرده و با وى سخن ناروا گفته است.
در اینجا یکی از این وقایع تأسف برانگیز را از کتاب شریف «منتهی الآمال» اثر مرحوم شیخ عباس قمی (ره) نقل می کنیم.


روزى منصور در قصر خود نشست و هر روز كه در آن قـصـر شـوم مى نشست آن روز را «روز ذبح» مى گفتند؛ زیرا كه نمى نشست در آن عـمـارت مـگـر براى قتل و سیاست.
و در آن ایام حضرت صادق علیه السلام را از مـدیـنه طلبیده بود و آن حضرت داخل شده بود. چون شب شد و مقداری از شب گذشت ربیع را طـلبـیـد و گـفت: ... بـرو و جـعـفـر بن محمّد را در هر حالتى كه یافتی بیاور و نگذار كه هیئت و حالت خود را تغییر دهد. ربیع گفت: بیرون آمدم و گفتم «اِنّا للّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راَجِعُونَ» هلاك شدم ؛ زیرا كه اگـر آن حـضـرت را در ایـن وقـت بـه نزد منصور بیاورم با این شدت و غضبى كه او دارد البته آن حضرت را هلاك مى كند و آخرت از دستم مى رود و اگر نیاورم مرا مى كشد و نسل مرا بر مى اندازد و مالهاى مرا مى گیرد، پس مردد شدم میان دنیا و آخرت و نفسم بـه دنـیـا مـایـل شد و دنیا را بر آخرت اختیار كردم.

محمّد پسر ربیع گفت كه چون پدرم بـه خـانـه آمـد مـرا طـلبـیـد و مـن از هـمـه پـسـرهـاى او سـنـگـیـن دل تـر بـودم پس گفت برو به نزد جعفر بن محمّد و از دیوار خانه او بالا برو و بى خبر بـه سـراى او داخـل شـو، بـه هـر حـالى كـه او را یـافتى بـیـاور. پـس آخـر شـب بـه مـنـزل آن حـضـرت رسـیـدم و نـردبـانـى گـذاشـتـم و به خانه او بى خبر درآمدم دیدم كه پـیـراهـنـى پـوشـیـده و دسـتـمـالى بـر كـمـر بـسـتـه و مـشـغـول نـمـاز اسـت، چـون از نـمـاز فـارغ شد گفتم بیا كه خلیفه تو را مى طلبد، فرمود: بـگذار كه دعا بخوانم و جامه بپوشم ، گفتم نمى گذارم فرمود كه بگذار بروم و غسلى بكنم و مهیاى مرگ گردم، گفتم اجازه ندارم و نمى گذارم، پس آن مرد پیر ضعیف را كه بیشتر از هـفـتـاد سـال از عـمـرش گـذشته بود با یك پیراهن و سر و پاى برهنه از خانه بیرون آوردم، چون پاره اى راه آمد ضعف بر او غالب شد و من رحم كردم بر او و بر اسب خـود سـوار كـردم و چـون به در قصر خلیفه رسیدم شنیدم كه با پدرم مى گفت: واى بر تو اى ربیع ! دیر كرد و نیامد.
پس ربیع بیرون آمد و چون نظرش بر امام علیه السلام افـتـاد و او را با این حالت مشاهده كرد گریست! زیرا ربیع اخلاص زیادی خدمت حضرت داشت و آن بزرگوار را امام زمان مى دانست.
حضرت فرمود: كه اى ربیع! مى دانم كه تو به جانب ما میل دارى این قدر مهلت بده كه دو ركعت نماز به جا بیاورم و بـا پـروردگـار خـود مـنـاجـات نـمـایم، ربیع گفت: آنچه خواهى بكن، پس دو ركعت نـمـاز كـرد و زمـانی طولانی را بـا دانـاى راز عرض نیاز كرد و چون فارغ شد ربیع دست آن حضرت را گرفت و داخل ایوان برد، پس در میان ایوان نیز دعایى خواند،





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92603262443987775444.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۱۹:۳۲
http://img.tebyan.net/big/1387/07/5613923638322319024177241191180113218255.jpg


و چون امام عصر را بـه درون قصر برد و نگاه منصور بر آن حضرت افتاد از روى خشم گفت : اى جعفر! تـو تـرك نـمـى كـنـى حـسـد و سرکشی خود را بر بنی عباس و هر چند سعى مى كنى در خـرابـى حکومت ایـشـان فـایـده نـمـى بـخشد، حضرت فرمود: به خدا سوگند! اینها كه مى گـویـى هـیـچ یك را نكرده ام ، و تو مى دانى كه من در زمان بنى امیه كه دشمن ترین خلق خـدا بـودنـد بـراى مـا و شـمـا، بـه آن آزارهـا كـه از ایـشـان بـر مـا و اهل بیت ما رسید چنین اراده ای نكردم و از من به ایشان بدى نرسید و نسبت به شما نیز این چنین اراده نکرده ام ... ، پس منصور ساعتى سر در زیـر افكند و در آن وقت بر بالشى تكیه كرده بود، او همیشه در زیر تخت خـود شمشیر مى گذاشت ، سپس گفت: دروغ مى گویى و دست در زیر تخت كـرد و نـامـه هـاى بـسیار بیرون آورد و به نزدیك آن حضرت انداخت و گفت: این نامه هاى تـو اسـت كـه بـه اهل خراسان نوشته اى كه بیعت مرا بشكنند و با تو بیعت كنند، حضرت فـرمـود: بـه خـدا سـوگـنـد كه اینها به من افترا است و من اینها را ننوشته ام و چنین اراده ای نـكـرده ام ...، ناگهان منصور شمشیر را به قدری از غلاف بیرون كشید، ربیع گفت: چون دیـدم كـه منصور دست به شمشیر برده است بر خود لرزیدم و یقین كردم كه آن حضرت را شـهـیـد خـواهـد كـرد، ولی ‍ شـمشیر را در غلاف كرد و گفت : شرم ندارى كه در این سن مى خـواهـى فتنه به پا كنى كه خونها ریخته شود؟
حضرت فرمود: نه به خدا سوگند كه ایـن نـامـه هـا را مـن نـنـوشـته ام و خط و مهر من در اینها نیست و بر من افترا بسته اند . پس منصور باز آتش غضبش مشتعل گردید و شمشیر را تمام از غلاف كشید، در حالی که آن حضرت نزد او ایستاده بود و مترصد شهادت بود ولی ناگهان منصور بار دیگر شـمشیر را در غلاف كرد و ساعتی سر به زیر افكند و سر برداشت و گفت: راست می گویی، سپس آن حضرت را نزدیك خود طلبید و بر کنار خود نشاند و پس از اکرام بسیار ایشان را راهی منزل نمود.
ربـیـع گـفـت كـه مـن شـاد بـیـرون آمـدم و مـتـعـجـب بـودم از آنـچـه مـنـصـور اول در بـاب حـضـرت اراده داشـت و آنـچـه آخـر بـه عـمـل آورد، چـون بـه صـحـن قـصـر رسـیـدم گـفـتـم: یـابـن رسـول اللّه! مـن مـتـعـجـبـم از آنـچـه او اول بـراى شـمـا در خـاطـر داشـت و آنـچـه آخـر در حـق شـمـا بـه عمل آورد ....،و هر چه منصور اظهار خشم مـى نـمود هیچ اثر ترس و اضطرابی در شما مشاهده نمى كردم ، حـضـرت فـرمـود: كـسـى كـه جـلالت و عـظـمـت خـداونـد ذوالجلال در دل او جلوه گر شده است ابهت و شوكت مخلوق در نظر او مى نماید، و كسى كه از خدا مى ترسد از بندگان پروا ندارد.
.... ربـیـع گـفـت به نزد خلیفه برگشتم و هنگامی که خلوت شد سبب آن رفتار عجیب را از منصور پرسیدم. گفت: اى ربیع ! در وقتى كه او را طلبیدم بر قتل او مصرّ بودم و بر آنكه از او عذرى قبول نكنم زیرا بودن او برای من، هر چند قیام به شمشیر نكند، گرانتر است از آنها كه قیام مى كنند؛ زیرا كه مى دانم او و پـدران او را مـردم امـام مـى دانـنـد و ایـشان را واجب الاطاعه مى شمارند و از همه خلق، عـالمـتـر و زاهـدتـر و خـوش اخـلاق تـرنـد و در زمـان بـنـى امـیـه مـن بـر احـوال ایـشـان مـطـلع بـودم ، هنگامی که در مـرتـبـه اول قـصـد قتل او كردم و شمشیر را مقداری از غلاف بیرون كشیدم دیدم كه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله براى من متمثّل شد و میان من و او قرار گرفت و دستهایش را گشوده بود و آستینهاى خود را بالا زده بـود و رویش را تـرش كـرده بـود و از روى خـشم به سوى من نظر مى كرد من به آن سـبـب شـمـشـیـر را در غـلاف كردم.

در مـرتـبـه دوم دیـدم كـه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله بار دیگر نـزد مـن مـتـمـثـّل شـد، نـزدیـكـتـر از اول و خـشـمـش بسیار بـود و چـنـان بـر مـن حـمـله كـرد كـه اگـر مـن قـصـد قـتـل جـعـفـر مـى كردم او قصد قتل من مى كرد....، به این جهت از آن اراده برگشتم و او را اكرام كردم. ایشان فرزندان فاطمه اند و به حق ایشان جاهل نمى باشد مگر كسى كه بهره از دین نـداشـتـه بـاشـد.




همچنین از «مشكاة الانوار» نـقـل شـده است كه در آخرین لحظات عمر مبارک امام صادق علیه السلام یکی از اصحاب ایشان خدمت آن حضرت رسید، ولی آن حضرت را به سبب زهری که منصور دوانیقی به ایشان خورانیده بود، چندان لاغر و باریك دید كه گویا هیچ چیز از آن بزرگوار نمانده جز سر نازنینش. پس آن مرد به گریه درآمد. حضرت فرمود: براى چه گریه مى كنى؟
گـفـت: گـریـه نـكـنم با آنكه شما را به این حال مى بینم ؟ فرمود: چنین مكن ، همانا مؤمن چـنـان است كه هرچه عارض او شود خیر او است، اگر بریده شود اعضاى او براى او خیر است و اگر مشرق و مغرب را مالك شود براى او خیر است ... امام موسى كاظم علیه السلام پدرش را پس از شهادت در میان دو تكه پارچه سفید كه لباس احرام او بود به اضافه پیراهن و دستارى كه یادگار جدش حضرت على بن الحسین علیه السلام بود، پیچید و در قبرستان بقیع در كنار اجداد طاهرینش به خاك سپرد؛ امام كاظم علیه السلام ضمناً دستور داد، چراغ اطاقى را كه پدرش در آن مى زیست همچنان روشن نگاه دارند و این چراغ تا زمانی که امام كاظم در مدینه بود، همه شب روشن بود تا اینكه او به عراق احضار شد.


ابوالفضل صالح صدر


بخش عترت و سیره تبیان






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92603262443987775444.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۲۰:۱۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83528067049200156649.jpg

اندوهی جانکاه بر تار و پود مدینه چنگ می‏زند
و حُزنی غم ‏انگیز، افلاک را می ‏آشوبد.
آسمان سیاه‏پوش می‏شود
و فوج فوج، فرشته ‏های عزدار،

در نقطه‏ای به نام بقیع، فرود می‏آیند!
و بقیع، با دیده گریان،
انتظار ورود عزیزی را به سوگ می‏نشیند!

در کوچه‎کوچه یثرب، بوی غربت و یتیمی می‏وزد!
از درها، دیوارها، پنجره‏ها، ملال و ماتم می‏بارد!

سینه‏ ها، داغ بزرگی را به دفترش می‏کشند
و جان‏ها، در آتش مصیبتی عظیم می‏گدازند!
چشم‏ها به خون می‏نشینند
و دست‏ها، بی‏تابی‏شان را به سرها می‏کوبند!

شاید بلایی بزرگ نازل شده؟
شاید خورشید نقاب بر چهره افکنده؟

شاید ماه برای همیشه در محاق افتاده؟
یا عرش ترک برداشته،
که اینگونه آشوب در ذرّات عالم به پا شده است.

بقیع! ای گنجینه دردها و اندوه‏ها،
ای نهان‎خانه اسرار آسمانی!
لب باز کن! از ناگفتنی‏ ها بگو!
از دردهای نهانت بگو!
امشب میزبان کدام عزیزی؟

امشب، کدام بهشت گمشده در تو پدیدار خواهد شد؟
کدام آفتاب، در خاکت طلوع خواهد کرد؟


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92603262443987775444.jpg

yekta
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۲۲:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93945137671928385358.jpg

اى مهر تو بهترین علایق

جان‎ها به زیارت تو شایق
ما را نبود به جز خیالت
یارى خوش و همدمى موافق

بیمارى روح را دوا نیست
جز مهر تو اى طبیب حاذق
اى نور جمال كبریائى
اى نور تو زینت مشارق
روزی كه دمید نور خلقت

رخسار تو بود صبح صادق
از جلوه تو تبارك الله
فرمود به خلقت تو خالق
حسن تو خود از جمال زهراست
اى زاده بهترین خلایق
بر تخت كمال و تاج عصمت
آخر كه بود به جز تو لایق
تفسیر كمال ایزدى بود
گفتار تو اى امام صادق
باشد سخن تو جاودانى
بوده است چو با عمل مطابق
افسوس شدى شهید، آخر
از حیله ناکسی منافق
از داغ تو شد جهان عزادار
زیرا به تو عالمى است عاشق
ماتم زده‎ایم و غم چو دریاست
دل‎ها همه چون شكسته قایق
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45569651027316158412.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۲, ۰۲:۳۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45569651027316158412.gif

لحظاتي چند در مکتب صادق آل طاها به ادب زانو بزنيم و بياموزيم





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45569651027316158412.gif


امام صادق عليه السلام فرمودند:
ان من اعظم الناس حسره يوم القيامه،
من وصف عدلا ثم خالفه الى غيره.
پشيمان ترين شخص در روز قيامت، كسى است كه براى مردم
از عدالت سخن بگويد، اما خودش به ديگران عدالت روا ندارد
(وسائل الشيعه،ج15،ص295)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45569651027316158412.gif

امام صادق عليه السلام فرمودند:
ما عذب الله امه الا عنداستهانتهم بحقوق فقرإ اخوانهم
خداوند امتى را عذاب نخواهد كرد، مگر در وقتى كه نسبت
به حقوق برادران نيازمند خود سستى نمايند
(مستدرک ،ج 12، ص413)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45569651027316158412.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۰۲, ۰۳:۰۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19023219533125932231649815320711045134175192.jpg



صبر امام



اسماعيل كه پسر بزرگ امام صادق بود از دنيا رفت. امام صادق (ع) با كمال خوشرويي از مردمي كه براي تعزيت آمده بودند پذيرايي فرمود، به قدري كه مورد تعجّب شد. از حضرت در اين مورد سؤال نمودند. آن بزرگوار فرمودند بايد تسليم امر خداوند بود. و در مصيبت ديگري فرمودند: «ما اهلبيت قبل از مصيبت فعاليت خود را انجام مي دهيم ولي چون مصيبت آمد راضي و تسليم تقدير الهي هستيم.»



عفو امام



به امام صادق خبر رسيد كه پسر عموي شما در ميان مردم به شما ناسزاي بسيار گفت. حضرت بلند شد دو ركعت نماز خواند و بعد از نماز با رقّت شديد گفت: «خدايا من از حق خودم گذشتم، توا كرم الاكرميني از او در گذر و به كردارش گرفتار نكن.» گويا حضرت به اين مطلب توجه داشتند كه قطع رحم مؤاخذه شديد و با سرعت دارد، از اين جهت در نماز و دعا براي او سرعت نمودند.



سخاوت امام



هشام بن سالم مي گويد: «روية امام صادق اين بود كه چون پاسي از شب مي گذشت، كيسه اي را به دوش مي گرفت و محتويات آن را ميان فقراي مدينه تقسيم مي كرد. آنان از حضرت خبري نداشتند تا اينكه پس از مرگ امام صادق روشن شد كه چه كسي به آنان توجّه داشته است.» خثعمي مي گويد: «امام صادق كيسه اي دينار به من دادند كه به شخصي بدهم و تاكيد نمودند كه اسم ايشان را نبرم. چون كيسه را به آن شخص دادم تشكر كرد، ولي از امام صادق گه كرد كه با وصفي كه قدرت دارد به ما رسيدگي نمي كند.»



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__7_.jpg

مجیب
۱۳۹۰/۰۷/۰۲, ۰۸:۴۰
دین از تو پدیدار شده حضرت صادق
شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق


از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند
انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق

دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است
از توست، گوهر بار شده حضرت صادق

تا یاد کنم ظلم پر از کینه‌ی منصور
آن جا بصرم تار شده حضرت صادق

یک لحظه نیاسود مطهر گلِ جسمت
چون دم به دم آزار شده حضرت صادق

آن شب که در راز نشستی بَرِ معبود
دشمن ز تو بیزار شده حضرت صادق

آمد که تو را زخم زند بین امارت
جدّت که تو را یار شده حضرت صادق

لیکن چه گریز از غم همدردی مادر
در کوچه گرفتار شده حضرت صادق

چون فاطمه بنشست به خاک غم و غربت
افتاده به دیوار شده حضرت صادق

آمد نظرش مادر خود گفت سؤالی
او را که مددکار شده حضرت صادق؟

فطرش چو شنیدش غم تو ای گلِ زهرا
عمریست عزادار شده حضرت صادق

:Sham::Sham::Sham:

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۷/۰۲, ۰۹:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14162701358216412443.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14162701358216412443.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14162701358216412443.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14162701358216412443.gif

مرثیه مجسم



http://img.tebyan.net/big/1390/06/4016613917262551260125111240137952274944.gif


بغضِ غریبی گلوی عالم را می فشارد و سنگینی داغی جان‌سوز بر قلب زمین زخم میزند. ملائک، کوچه پس کوچه های مدینه را در پیِ مرد بی نظیری میگردند که محضرِ مبارکش، منبع فیض آسمانی بود؛ اما چه سود که اینک خوشه های زهرآگینِ کینه منصور، ‌قلب سپیدش را هزارپاره کرده است.
به ستاره ها بگویید دیگر ماه صادقانه شان طلوع نخواهد کرد!
شب های تیره عراق آرام بگیرند که دیگر مأمورین سیاهدلِ عباسی، از دیوارهای خانه ولایت بالا نمی روند و جانشینِ خدا را از سجاده نماز، با سروپای برهنه به دربارِ جور نمی برند!
امشب کوچه های مدینه داغدارند و بقیع، چشم‌انتظار آخرین مسافر خویش است. بقیع، بقعه ای خاموش و تاریک؛ بقیع، آشنایی غریب؛ بقیع، مزار بی چراغ و فانوسی که مظهر مظلومیت هزار و اندی ساله است. در بقیع، روضه لازم نیست، خودش مرثیه مجسم است...

فرآوری: ابوالفضل صالح صدر

بخش عترت و سیره تبیان


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__29_.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۷/۰۲, ۰۹:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47207352728232071661.png




به یاد بحر حقایق، حضرت صادق علیه السلام

زبان رسای اسلام بود و مبین شریعت مصطفی (ص).
با سخنانی حکیمانه، منطقی استوار، علمی سرشار، برگزیده روزگاربه شمار می‏آمد و... بنده شایسته پروردگار.
در سالهای سیاهی که ابرهای سلطه امویان، آسمان جهان اسلام راتاریک کرده بود و در سالهایی تیره‏تر، که حکومت عباسیان،مسلمانان را به تیرگی نشانده بود.
او خورشید مدینه دین و دانش بود.
در میان این دو فصل سیاه و سرد و ابرآلود، چند صباحی که خورشید وجودش از افق مکتب و مذهب تابید، اسلام و قرآن را جان بخشید.
او آبیاری نهال حق کرد تا این بذر ایمان پاگرفت و در افق‏اندیشه‏ها تابان شد.
دین به نام او زنده گشت.
درخت علم، در بوستان کلامش رویید و به برگ و بارنشست.
گلشن فضل، از چشمه دانش او سیراب شد.

کتاب فقه، با «الفبای صادقی‏» نگاشته گشت.

وقتی چشمه فضل و فقه و علم و کمال او می‏جوشید، حسودان و عنودان ‏زبان به طعن می‏گشودند و تیغ دشمنی بر می‏کشیدند و پای خصومت پیش ‏می‏گذاشتند.
ولی... کدام دانشور را می‏توان شناخت و نام برد که از گنج دانش ‏حضرت صادق(ع) بهره نبرده باشد؟
و کدام معلم را می‏توان یافت که به اندازه او، تربیت ‏یافته درمکتب عترت داشته باشد؟
حوزه‏های علمیه، نقش شاگردی او را به سر درهای خویش نوشته‏اند.
فقیهان دین مدار، خوشه چین حدیث و حکمت صادقی‏اند.
آن چهار هزار گوش حکمت نیوش، که از زبان این حجت‏ خدا حدیث‏ می‏شنیدند و آن چهار هزار زبان و قلم که به گفتن و نوشتن و ثبت‏و نشر حقایق دین از زبان او می‏پرداختند، هرکدام منشوری بودندکه آن نورهای تابان را در رواق اندیشه‏های بشری می‏تاباندند و آن‏ معارف ناب و والا را از عرش بلند «علم لدنی‏» حضرتش، بر فرش ‏کتابها و دفترها فرود می‏آوردند.
خوشا به حال آن چهار هزار حکمت‏آموز محضرش!
آنان، همچون نسیمی خوشبوی، از کوی معارف او گذشته، در پهنه ‏قلمرو اسلام، جوهره دین را پخش می‏کردند و «قال الصادق‏» گویان،کام تشنگان معرفت را عطر آگین می‏ساختند.
عصری بود که بدعت گذاران و دین ستیزان، در قالبهای مختلف به‏ تحریف چهره آیین محمدی(ص) می‏پرداختند.
امام صادق(ص) بود که خورشید گون می‏تابید و خرافات و تحریفات را می‏زدود.

درود بر سلسله نورانی راویان احادیث،
آنان که حلقه‏ای از «تعبد» و «اطاعت‏» برگردن داشتند و برگرد«آل الله‏»، پروانه وار می‏چرخیدند و خوشه چین محضر آن انوار تابناک می‏شدند، تا جهان در ظلمت نماند و بشریت از این کوثر ناب ‏و زلال، محروم نباشد.
ابان بن تغلب‏ها، هشام‏ها، مؤمن طاق‏ها، جمیل بن دراج‏ها، ابوبصیرها، زراره‏ها، سماعه‏ها، عمارساباطی‏ها، جابربن حیان‏ها، مفضل‏ها، صفوان‏ها و... صدها ستاره فروزان، هریک در فروغ گستری‏مکتب امام صادق(ع)، نقشی عظیم داشتند و حاملان و وارثان وراویان و ناشران آن علوم بودند.


سیراب شدگانی بودند از این زمزم جوشان!
باده نوشانی بودند از این ساغر کوثر گون!


آنان، کام دل را با حلاوت «مکتب عترت‏» آشنا ساخته بودند و ازپیشوایان دین، بویژه از صادق آل محمد، نه تنها علم، که عمل هم‏ می‏آموختند و نه تنها دانش، که عصاره دین را از زبان او می‏گرفتند.
امروز، بام و در کشورما، «صادقیه‏» است.
اینک، در کشور امام صادق(ع)، فرهنگ اهل‏بیت علیهم السلام ، ساری‏ و جاری است.

امروز، هرجا که شیعه ‏ای است، جعفری است.
و هرجا که حوزه‏ای است، صادقی است!...


جواد محدثی، مجله کوثر، شماره 40، بااندکی تصرف



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47207352728232071661.png

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۷/۰۲, ۱۰:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64350615948715449950.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24113799905595671553.jpghttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64350615948715449950.gif




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__7_.jpg



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/15116813777782603421.gif

امام صادق علیه‎السلام فرمود:
سه چیز .....

...محبت می‎آورد:
قـرض دادن
فـروتنـى
بخشـش.

... دشمنـى مـى‎آورد :
دو رویـى
ستـم
خـودبینـى.

...موجب بزرگوارى شخص است:
خوشخویى
فرو بردن خشم
فرو بستن چشم .



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/15116813777782603421.gif



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_e__7_.jpg