PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : &&&& ويژه نامه ميلاد فرخنده امام هادي عليه السلام &&&&



║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۵:۱۵
http://shiaupload.ir/images/ibnibprb637u0xu1g1k5.gifhttp://img01.picoodle.com/img/img01/8/4/22/f_2m34mwzm_95bf82a.gifhttp://shiaupload.ir/images/ibnibprb637u0xu1g1k5.gif


http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif



سالروز ولادت پيشوای دهم شيعيان حضرت علي النقي
الهادی (ع)، منبع فياض نور حق بر مسلمانان مبارك باد.



http://i38.tinypic.com/xlldua.jpghttp://i38.tinypic.com/xlldua.jpghttp://i38.tinypic.com/xlldua.jpg


http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif


http://alaviyyoon.ir/monasebat/zihajeh15/images/MA_26_FAZAEL_0.jpg



از سخنان گهربار امام هادي عليه السلام: "بهتر از نيکي، نيکوکار است، و زيباتر اززيبايي، گوينده آن است و برتر از علم، حامل آن و بدتر از بدي، عامل آن است وحشتناکتر از وحشت، آورنده آن است".



امامان و پيشوايان معصوم (ع) انسانهاي کامل وبرگزيده اي هستند که به عنوان الگوهاي رفتاري و مشعلهاي فروزان هدايت جامعه بشري ازسوي خدا تعيين شده اند. گفتار و رفتار و خوي و منش آنان ترسيم حيات طيبه انساني ووجودشان تبلور تمامي ارزشهاي الهي است.


بدون شک،ارتباط با چنين چهره هايي و پيروياز دستورها و رفتارشان، تنها راه دستيابي به کمال انسانيت و سعادت هر دو جهان است. پيشواي دهم (ع) يکي از پيشتازان دانش و تقوا و کمال است که وجودش مظهر فضائل اخلاقي و کمالات نفساني و الگوي حق جويان و ستم ستيزان است.






http://shiaupload.ir/images/rkdc36vf74detrcac182.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۶:۱۵
http://alaviyyoon.ir/monasebat/zihajeh15/images/MA_26_ELM-DANESH_0.jpg




زندگى ابو الحسن على الهادى ابن محمد الجواد ابن على الرضا ابن موسى الكاظم ابن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زين العابدين بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام.

میلاد فرخنده :

سحرگاه روز 15 ذی الحجه هنگامی که خورشید اشعه تابناک خود را بر روی زمین می گسترد مولود مسعود خاندان رسالت حضرت امام علی النقی (ع) دیده بر جهان بازگشود نوزادی که باعث سربلندی وافتخار اسلام گردید وعمر خود را در راه اعتلای تعالیم ارزنده اسلام مصروف داشت ودر پیشبرد هدفهای الهی از هیچ نو کوشش وفعالیت ومجاهده مضایقه ننمود .
او در تیره ترین دوران اختلافات خلفای عباسی همانند پدر بزرگوارش به توسعه وگسترش آئین اسلام پرداخت واصالت تعالیم اسلامی را از گزند حوادث وآفات محفوظ داشت .
او از همان دوران نوجوانی از آن هنگامی که در مکتب پدر بزرگوارش درس علم ومعرفت می اموخت به راهنمائی وارشاد مردم می پرداخت ودر مکتب عالی دانش وفضیلت خود ، گروههائی از علاقه مندان وارادت ورزان خاندان نبوت را می پروراند .
او در عصر خود در دانش وفضیلت وشرف انسانی ، مجاهدتهای اسلامی نظیر وهمتا نداشت وعلاقمندان همچون پروانه گرد شمع وجودش می گشتند واز خرمن علم ودانش وفضیلت او بهره ها می بردند .

سال ولادت :

دهمین ثمره باغ ولایت ودوازدهمین نهال خعصمت وطهارت ونخستین فرزند برومند پیشوای نهم در سال 212 هجری در یکی از محلات مدینه شهر نورانی پیامبر بزرگوار اسلام در محلی که موسوم به « صریا» بود دیده بر جهان گشود وبه زیباترین نامی مه در خاندان رسالت سابقه دیرین وخوش خاطره ای داشت موسوم گردید ؛ پدر ارجمندش برای وی نام « علی » را برگزید .
او که همانند جد بزرگوارش مأ موریت دفاع از اسلام واحیای حقوق مسلمانان را از جانب پروردگار عالم بعهده داشت همان کنیه ی جدش را بر خویشتن انتخاب کرد وبه ابوالحسن موسوم گردید .
لقب ابن رضا درخشان ترین عنوان وشهرت او ودیگر پیشوایان معصوم بعدی بود که آنروزها همچون ستاره درخشان در میان دهها القاب دیگر بر تارک وی می درخشید . از دیگر القاب آن حضرت می توان هادی ، ناصح ، عالم ، فقیه ، امین ، عسگری ، دلیل ، فاتح ، نقی و مرتضی را نام برد چنانچه امروز بیشتر دوستداران وشیعیان او را با لقب مشهور « هادی » میشناسند .
آن حضرت تحت تربیتهای الهی ومعنوی پدر ، هفت سال واندی زندگی کرد وبعد از وفات پدر درخشان ترین وشامخ ترین چهره ی اسلام بود که مشکلات فقهی وعلمی جهان اسلام را با دانش وبینش خود حل وفصل می نمود .

مادر :
مادر عزیز ومهربانش ، بانوی با فضیلت وتقوی ودانشمدندی یود در نهایت فداکاری ودلسوزی که یکی از بانوان صالح ودرستکار شایسته ی روزگار خود محسوب می گشت بحدی که خود امام 0ع) درباره ی او چنین میفرماید :
« مادرم عارف وآشنا به مقام امامت وولایت بود . او با عنایت ولطف پروردگار اهل رحمت وبهشت است . هرگز فریب شیطان ومکر و کید تجاوزکار وستکگر را بخود ندید واز نظر رتبه ومقام کمتر از مادر انبیاء ومردان شایسته ی الهی نبود ...» .
نام گرامی وی « سمانه » معروف به سیده وصاحب کنیه « ام الفضل مقربیه » از شاهزادگان رومی بود که به اسارت لشکر مسلمانان در آمده بود وبه عنوان « ام ولد » آزاد گردید وافتخارهمسری امام را پیدا نمود او یکی از آشنایان حقیقی به مقام ولایت کبری واز مدافعین سرسخت زعامت وخلافت الهی بود .

كنيه آن حضرت :

كنيه وى ابو الحسن بود. برخى نيز وى را ابو الحسن ثالث مى‏خواندند.

لقب آن حضرت :

ابن طلحه گويد: القاب آن حضرت عبارت بودند از: ناصح، متوكل، فتاح، نقى، مرتضى و مشهورترين القاب وى متوكل بود. اما آن حضرت اين لقب را مخفى مى‏كرد و به اصحابش مى‏فرمود از ياد كردن وى با اين لقب بپرهيزند. زيرا متوكل، لقب خليفه عباسى بود.
نگارنده: همچنين آن حضرت به دو لقب هادى و نقى نيز شهرت داشت.
در مناقب در اين باره آمده است: القاب آن حضرت عبارت بودند از: نجيب، مرتضى، هادى، نقى، عالم، فقيه، امين، مؤتمن، طيب و عسكرى. وى معروف به عسكرى بود و خود و فرزند بزرگوارش به عسكريين معروفيت دارند. شيخ صدوق در علل الشرايع و معانى الاخبار گويد: از استادان خود رضى الله عنهم، شنيدم كه مى‏گفتند: محله‏اى كه على بن محمد و حسن بن على عليهما السلام در آن در سر من راى ساكن بودند، عسكر ناميده مى‏شد از اين رو به هر يك از اين دو امام عسكرى گفته مى‏شود».

در نساب سمعانى است كه عسكرى منسوب به عسكر در سر من راى است. سر من راى را معتصم بنا نهاد. بدين ترتيب كه چون شمار سپاهيانش بسيار شد و بغداد براى آنها تنگ بود و مردم مورد آزار و اذيت قرار مى‏گرفتند، همراه با سپاهيانش بدين موضع نقل مكان كرد و در آنجا كاخى زيبا ساخت و آن را سر من راى ناميد كه بدان سامرة و سامرا گفته مى‏شود. و از آنجا كه پادگان نظامى معتصم در اين شهر جاى گير شد، آن را عسكر نيز مى‏خوانند. تاريخ اين واقعه در سال 221 هجرى بوده است.
گفته سمعانى حاكى از آن است كه عسكر نامى بوده كه بر تمام سامرا اطلاق مى ‏شده است.

نقش انگشترى آن حضرت :

بنا بر قولى گفته‏اند نقش انگشترى آن حضرت عبارت: «حفظ العهود من اخلاق المعبود» بوده است. همچنين طبق قولى ديگر نقش انگشترى وى عبارت: «الله ربى و هو عصمتى من خلقه‏» و مطابق نظر برخى ديگر عبارت: «من عصى هواه بلغ مناه‏» بوده است.

تعیین امامت آن حضرت :

پیشوای نهم جز علی وموسی فرزند دیگری نداشت واز آنجا که میان علی وموسی در دانش وتقوی وپرهیزکاری وفضایل معنوی از وجود تا عدم واز زمین تا آسمان فاصله وجود داشت برای هیچ انسانی این شبهه پدید نمی آمد که او پیشوائی رقیب امام هادی (ع) گردد بخصوص که بارها حضرت هادی از طرف پدر عالیقدرش امام جواد (ع9 تصریحاً به امامت تعیین گردیده بود .

در مرگ پدر :

هشت سال از عمر شریفش نگذشته بود که غبار یتیمی بر چهره اش نشست در سال 220 هجری در آخر ماه ذیقعده پدر بزرگوار وجوان خود را از دست داد ؛ پدری که نمونه بارز علم وتقوی وفضیلت وشجاعت مظهر مبارزه با ظلم وستم وپناه درماندگان وبیچارگان بود .
مدت عمر وزندگی اش از نظر زمان بسیار محدود بود چون فقط 25 سال در این جهان زندگی کرد که هفت سال وچند ماه دوران پدر ئهفده سال بعدی از وی دوران امامت وپیشوایی او بود که دخترش ام فضل را به عقد ازدواج او درآورد سپس دوران حکومت معتصم را دید که در اوایل حکومت او بود که امام جواد در بغداد به شهادت رسید و در کنار قبر جد بزرگوارش امام موسی بن جعفر (ع) مدفون گردید وامروز به نام کاظمین معروف ومشهور است .

سالهای امامت :

سالهاي امامت آن حضرت مصادف بوده است با قسمتي از خلافت معتصم و تمام خلافت متوكل و منتصر و مستعين و در زمان خلافت المعتز بالله وفات يافتند
امام هادی (ع) در مدينه اقامت داشتند تا اينكه متوكل در سال 232 ق به خلافت رسيد. چنانكه در تواريخ مذكور است متوكل به حضرت امير (ع) و اهل بيت كينه شديدي داشت و كساني كه دور و بر او بودند به بغض و عداوت با آل علي شهرت داشتند و از جمله آنها عبد الله بن محمد بن داود هاشمي معروف به «ابن اترجه» بود
متوکل از امام جهت مسافرت به بغداد دعوت نمود و يحيي بن هرثمه را مأمور اين كار كرد ، هرثمه آن حضرت را در سال 233 ق به سامرا برد
رفتار متوكل با امام به ظاهر محترمانه بود ولي پيوسته او را تحت نظر داشت و گاهي به حبس، توقيف و يا جستجوي منزل آن حضرت امر ميكرد .

فرزندان آن حضرت :

آن حضرت چهار پسر به نامهاى: ابو محمد حسن، حسين، محمد و جعفر داشت. از اين ميان حسن (ع) پس از وى به امامت رسيد و حسين و محمد در زمان حيات آن امام از دنيا رفتند و جعفر نيز همان كسى است كه بعد از وفات برادرش، امام عسكرى (ع) ، ادعاى امامت كرد و به جعفر كذاب شهرت يافت. همچنين يك دختر از آن حضرت بر جاى ماند كه نامش عايشه يا عليه بود.

آثار آن حضرت :

1 ) رساله اي در رد اهل جبر و تفويض و اثبات عدالت و منزلت بين المنزلتين .
2 ) مجموعه پاسخهايي كه به پرسشهاي يحيي بن اكثم قاضي القضات بغداد داده اند .
3 ) مجموعه اي از احكام دين كه ابن شهر آشوب در مناقب از خيبري و حميري و از كتاب مكاتبات الرجال از عسكريين نقل كرده است .




http://www.mo3afa.com/fasel/f42.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۶:۵۵
http://shiaupload.ir/images/0m2hnk2v5lxi6oot3b2i.jpg



عظمت شخصيت امام هادي (ع) به قدري زياد است که دوست و دشمن را به اعترافواداشته است. قسمتي از اين اعترافات مبني بر شخصيت آن امام به لحاظ اخلاقي و بخشيديگر ناشي از ابعاد علمي آن حضرت و شمه اي، نتيجه کراماتي است که از آن بزرگوارصادر شده است.
ابن صباغ مالکي در کتابي موسوم به فصولالمهمه خطوط واضحي از سيماي تابناک فضايل و ويژگي هاي اخلاقي امام هادي (ع) قهرمانشکست ناپذير عصر متوکل عباسي را ترسيم مي کند!



«فضل و دانش امام دهم شيعيان بر اوج قلل بلندپايه عالم بشريت نقش بسته بود و رشته هاي مشعشع آن بر اختران آسمان سر مي ساييد. نيکي ها و اخلاق پسنديده او را نمي توان در شمار عدد ذکر نمود. اما مي شود بهافتخارآميزترين آنها که موجب حيرت است بسنده کرد. او جميع صفات نيک و مفاخر معنويرا يک جا در وجود داشت. ابعاد وسيع و منبع فياض حکمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبتشده و بدين سبب او از ناشايسته ها و آلايش ها به دور و برکنار است.»



امام هادي (ع) داراي نفس زکيه و عزمي راسخ وهمتي عالي بود که هرگز احدي از مردم را نمي توان در مقايسه با او همتا و همساندانست.ابن شهر آشوب از رجال حديث نقل مي کند که او نيکسرشت ترين و پاک ترين روش را در ميان جامعه دارا بود، راستگوترين افراد جامعه محسوبمي شد، به هنگام سکوت، شکوه هيبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمي گرفت و چون لب بهسخن مي گشود، گزيده و نغز مي گفت به طوري که شعاع کلامش روح آدميان را سحر ميکرد.



در وجود مقدس امام هادي (ع) ويژگي هاي اخلاقيپسنديده مي درخشيد. امامت، کمال و دانش و فضيلت و سرشت و اخلاق نيک از فرازهاياخلاقي اين امام همام است.خداوند به قدرت بي منتها ودانش وسيع خود، گنجينه هايي از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده وايشان را به زيور دانش آراسته است، اين گنجينه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف استکه خداوند آن را دراختيار امامان شيعه که راهبران حقيقي بشر هستند، قرار دادهاست.



http://shiaupload.ir/images/0hspiey1bc1qvhto9i6b.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۷:۰۶
http://shiaupload.ir/images/2zoj77830iyt4ndj7az.jpg


امام دهم در حالي که هشت سال و پنج ماه ازعمر شريفشان مي گذشت، به مقام امامت نايل شدند و پس از سي و سه سال به شهادت رسيدندو در سامرا دفن شدند

(صلوات الله و سلامه عليه و علي آبائه و أبنائهالطاهرين)


http://img29.picoodle.com/img/img29/4/6/8/f_5yvvgnm_c970d6f.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۷:۱۲
http://shiaupload.ir/images/vn5siy4lgh1w9owg2wm.jpg



علم : امام


از آن حضرت درخصوص تنزيه آفريننده تعالى و يگانگى او و نيز پاسخهاى وى در مسايل و علوم مختلفروايات فراوانى نقل شده است.
از جمله رواياتىكه از آن حضرت درباره تنزيه خداوند نقل شده، روايتى است كه حسن بن على بن شعبه درتحف العقول آورده است. در آنجا امام هادى (ع) مى‏فرمايد: به راستى خداوند وصف نشودجز بدانچه خودش، خود را وصف كرده. كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجزند و اوهامبدو نرسند و تصورات به كنه او پى نبرند و در ديده‏ها نگنجد. در نزديكى‏اش دور است ودر دورى‏اش نزديك. چگونگى را پديد كرده بدون آن كه گفته شود خود او چگونه است ومكان را آفريده بدون آن كه خود مكانى داشته باشد، از چگونگى و از مكان بركنار است‏، يكتا و يگانه است. شكوه و ابهتش بزرگ و نامهايش پاك است.


حلم امام :


براى پى بردن بهحلم آن حضرت كافى است ‏به بردبارى و گذشت آن حضرت از بريحه، پس از آن كه دانست وىدر نزد متوكل از او بدگويى كرده و به او افترا بسته و وى را تهديد كرده، توجه كرد


كرمو سخاوتمندى :


ابن شهر آشوب درمناقب مى‏نويسد: ابو عمر و عثمان بن سعيد و احمد بن اسحاق اشعرى و على بن جعفرهمدانى به نزد على بن حسن عسكرى رفتند. احمد بن اسحاق از وامى كه بر گردنش بود نزدحضرت شكايت كرد. آنگاه امام به عمرو كه وكيلش بود، فرمود: به او سى هزار دينار و بهعلى بن جعفر نيز سى هزار دينار بپرداز و خود نيز سى هزار دينار برگير.
ابن شهر آشوب پساز نقل اين ماجرا گويد: اين معجزه‏اى بود كه جز ملوك و پادشاهان آن را نيارند و مااز كسى چنين بخششى نشنيده‏ايم. همچنين در مناقب گفته شده است: اسحاق جلاب گويد: براى ابو الحسن (ع) در روز ترويه گوسفندان بسيارى خريدم و آن را در ميان نزديكانشتقسيم كردم.


شكوه وعظمت در دل مردم :


طبرسى در اعلامالورى به سند خود از محمد بن حسن اشتر علوى نقل كرده است كه گفت: همراه با پدرم بردر سراى متوكل بوديم. من در آن هنگام كودكى بودم و در ميان گروهى از مردم از طالبىو عباسى و جعفرى ايستاده بوديم، كه ناگهان ابو الحسن (ع) وارد شد. مردم همگى ازمركبهاى خويش پايين آمدند تا آن حضرت به درون رفت. يكى از حاضران از ديگرى پرسيد: به خاطر چه كسى پايين آمديم؟به خاطر اين بچه؛ حال آن كه او از نظر سال از مابزرگ‏تر و شريف‏تر نبود. به خدا سوگند ديگر به احترام او از مركب خويش پايين نخواهمآمد. پس ابو هاشم جعفرى گفت: به خدا قسم كودكان چون او را مى‏بينند به احترام اوپياده مى‏شوند. هنوز ديرى نگذاشته بود كه آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون اورا ديدند باز به احترام وى پياده شدند؛ ابو هاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمى‏گفتيدديگر به احترام او پياده نمى‏شويد؟ پاسخ دادند: به خدا قسم اختيار خود را از دستداديم و از مركبهاى خود پياده شديم



http://shiaupload.ir/images/0hspiey1bc1qvhto9i6b.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۷:۲۲
http://alaviyyoon.ir/monasebat/zihajeh15/images/MA_26_FAALIAT_0.jpg


گرچه در متون تاريخى، به طور تفصيل و مشخص، به خدمات وفعاليتهاى فرهنگى، سياسى و اجتماعى امام هادى عليه السلام در «مدينه‏» تصريح نشده است، ولى از شواهد و قراين تاريخى و گفتگوهاى آن حضرت با افراد، مى‏توان به جلوه ونمودارى از تلاشهاى آن حضرت پى برد. اينك پاره‏اى از قراين و موضوعات روشنگر اين حقيقت:

1 - ارتباط مداوم دانش دوستان و علاقه‏مندان به خاندان پيامبر(ص) با امام(ع) و آمد و رفت چهره‏هاى سرشناس و نمايندگان مردم از راههاى دور و نزديك به خانه آن حضرت.

«داويت. م. رونلدسن‏» پس از بحث مفصلى درباره امام هادى عليه السلام مى ‏نويسد:
«گروه زيادى ازشهرهاى شيعه‏نشين همچون عراق، ايران و مصر، براى استفاده از محضر او به سوى مدينه ژمي شتافتند. » (1)

2 - گزارش مسؤول امور نظامى و نماز از امام عليه السلام نزد متوكل و اينكه وجود آن حضرت در «مدينه‏» موجب بيرون رفتن دو پايگاه مهم توحيد از ‏سيطره و حاكميت‏ حكومت عباسى خواهد گشت.

3 - ترتيب اثردادن متوكل به گزارشات رسيده و اقدام سريع وى جهت تبعيد امام(ع) به «سامرا» و تحتنظر گرفتن آن حضرت.

4 - شكل مكاتبهمتوكل با امام عليه السلام و نحوه برخورد او با آن حضرت در نامه و نيز انتخاب يكىاز فرماندهان نظامى همراه سيصد سرباز، براى انتقال امام(ع) به «سامرا».

5 - آگاه ساختنافراد از برخى جريانات سياسى.

«خيران اسباطى‏» مى ‏گويد:

«در مدينه خدمت على بن محمد عليه السلام رسيدم. پرسيد: از واثق چه خبر؟
- جانم به فدايت، در كمال سلامتى است، من به تازگى - يعنى ده روز است كه - از او جدا شده‏ام واو در سلامتى كامل بود.
- مردم مدينه مى‏گويند كه او مرده است.
- عرض كردم، م نتازه او را ديده‏ام.
- مردم مى‏گويندكه او در گذشته است.
وقتى امام فرمود: مردم مى‏گويند، فهميدم كه مقصود از مردم خود آن حضرت است.
سپس امام(ع) پرسيد: متوكل در چه وضعى بود؟
- وقتى من آمدماو در بدترين وضع در زندان بود.
- او هم اكنونزمامدار است، «ابن زيات‏» (محمد بن عبد الملك زيات وزير واثق) چه مى‏كرد؟
- مردم فرمانبراو هستند و فرمان، فرمان اوست.
- اين مقام براىاو شوم است و دچار نكبت‏ خواهد شد.
امام(ع) لحظاتى سكوت كرد، سپس فرمود:
اى خيران! ناگزير مقدرات و دستورات الهى بايد اجرا شود. «واثق‏» مرد و «متوكل‏» بر جاى او نشست و «ابن زيات‏» كشته شد.
عرض كردم: فدايت‏شوم، چه زمان؟
فرمود: شش روزپس از بيرون آمدن تو از «سامرا». (2)

نكاتى در مورد اين گفتگو:

الف - اين فرازتاريخى بيانگر نحوه برخورد و تاكتيكهاى سياسى امام عليه السلام در برابر جريانهاىسياسى روز است. سؤال آن حضرت از وضعيت ‏حكمران و وزير او و نيز خليفه آينده آن هماز شخصى كه با مسائل سياسى آشنايى كامل داشته و با افراد مورد سؤال ارتباط نزديكدارد، نشانگر اين است كه امام(ع) هر چند در «مدينه‏» و دور از پايتخت است، ولىاوضاع و جريانات سياسى حكومت را كاملا تحت نظر داشته و از آخرين تحولات مطلع است.
ب - امام عليهالسلام خبر مرگ «واثق‏» را در آغاز از قول مردم «مدينه‏» نقل كرد تا جلو هر گونه خطر احتمالى را بگيرد، ولى هنگامى كه در طرف، آمادگى لازم را به وجود آورد و اواحساس كرد اين خبر جز از ناحيه امام(ع) و علم امامت امكان ندارد با اين سرعت ‏به «مدينه‏» رسيده باشد، موضوع را به صورت قطعى تشريح كرد.
ج - امام عليهالسلام در اين گفتگو به صرف بازگو كردن حادثه به عنوان يك خبر بسنده نكرد، بلكه آنرا در چارچوب قدرت و علم و حاكميت و فرمان خداوند دانست و با بيان ظريف و جالبى بهيكى از سنتهاى تغيير ناپذير الهى اشاره كرد و در حقيقت، ذلت و نكبت متوجه بهسردمداران عباسى را معلول جنايات و ستمگريهاى آنان دانست. و اين بيان، هشدارى بهسردمداران آينده عباسى بود كه چنانچه آنان نيز روش نياكان خود را دنبال كنند بهسرنوشت ايشان دچار خواهند گشت.

6 - موقعيت امام عليه السلام با «بغاى بزرگ‏» يكى از افسران ارشد و متنفذ حكومت عباسى.
درباريان،فرماندهان و سرداران نظامى دستگاه خلافت عباسى همچون اربابانشان پايبند و دلبسته به حكومت و فرمانروايى بوده و نسبت‏ به علويان به ويژه امامان عليهم السلام دشمنى وكينه خاصى داشتند، از اين رو، پيشوايان دين به همان نسبت كه خود را از حكمرانان دورنگه داشته و در برخورد با آنان احتياط لازم را معمول مى‏داشتند، نسبت ‏به وابستگان حكومت نيز اين روش را پى مى‏گرفتند. ولى در مواردى كه زمينه را مساعد مى‏ديدند؛ سعى مى‏كردند به بهانه‏اى با ايشان تماس گرفته و آنان را به مسير حق رهنمون سازند و يادست كم از وجود آنها براى رفع مشكلات شيعيان استفاده كنند. برخورد امام هادى(ع) با «بغاى بزرگ‏» در مدينه نمونه‏اى از اين برخوردهاست.

پيش از بيان ديدار امام(ع) با «بغا» به پاره‏اى از اظهار نظر مورخان درباره اين سردار بزرگ تركاشاره مى‏كنيم تا به اهميت و موقعيت ‏برخورد امام(ع) با او پى ببريم. مسعودىمى‏نويسد:
«در ميان تركها، «بغا» پايبند به دين بود و نسبت ‏به علويان مهربانى و خوشرفتارى مى‏كرد. » (3)

سپس از قول خوداو داستانى راجع به مهربانى وى نسبت ‏به يكى از علويان نقل مى‏كند كه خلاصه آن چنين است:
«معتصم بر يكى از علويان خشم گرفت و به من دستور داد تا او را در ميان حيوانات درنده بياندازم تاطعمه درندگان گردد، ولى من تحت تاثير دعاها و سخنان او قرار گرفتم و از اين كارمنصرف شدم و او را آزاد كردم و تعهد گرفتم كه تا معتصم زنده است‏ خود را نشان ندهد. » (4)

سپس به خوابى كه ديده اشاره مى ‏كند و مى ‏گويد:
«در خواب به حضور پيامبر(ص) رسيدم، فرمود: اى بغا! تو نسبت‏ به فردى از امت من مهربانى كردى. اودرباره تو دعايى كرد كه به اجابت رسيد. . .
عرض كردم: اىرسول خدا! از پروردگارت بخواه كه عمر مرا تا 95 سال طولانى كند. پيامبر(ص) دعا كرد. مردى در كنار رسول خدا بود، او نيز براى من دعا كرد و گفت: خدايا او را از آفت وبلا حفظ كن.
به او گفتم: توكيستى؟ گفت: على بن ابيطالب. از خواب بيدار شدم در حالى كه نام على بن ابيطالب برزبانم جارى بود. » (5)

تاريخ بين امام هادى عليه السلام و چنين فردى كه از چنان زمينه و ويژگي هايى برخوردار است ديدارى راثبت كرده است: در سال 230 هجرى قمرى كه امام(ع) در مدينه بود، اطراف اين شهر موردهجوم و غارت اعراب «بنى سليم‏» قرار گرفت، به گونه‏اى كه گروه زيادى كشته شدند واموال و چارپايان آنان به غارت رفت.

كارگزار مدينه سپاهى را براى سركوبى شورشيان بسيج كرد ولى از آنان شكست‏خورد. «واثق‏» ناچار «بغاىكبير» را با نيروى انبوهى براى سركوب شورشگران فرستاد.
«بغا» واردمدينه شد و با شورشيان جنگيد، عده‏اى از آنان را كشت و گروهى را به اسارت گرفت،بقيه نيز پراكنده شدند. (6) ابوهاشم جعفرى مى‏گويد:
«هنگامى كه «بغا» با سپاهش وارد مدينه شد تا به نبرد اعراب شورشى برود امام هادى عليه السلامبه ما فرمود: با من بيرون آييد تا برويم و ببينيم اين سردار ترك چگونه نيروهاى خودرا براى سركوبى شورشگران آماده و مجهز كرده است. ما به بيرون رفتيم و بر سر راهايستاديم. سپاهيان «بغا» از جلو ما گذشتند، هنگامى كه «بغا» در برابر ما قرار گرفتامام(ع) با او به زبان تركى سخن گفت. او از اسب فرود آمد و بر پاى مركب امام(ع) بوسه زد.

من از اينمنظره شگفت زده شدم و بغا را سوگند دادم و به او گفتم: امام(ع) به تو چه فرمود؟بغا پرسيد: آيا اين فرد پيغمبر است؟
گفتم: نه. گفت: او مرا به اسمى خواند كه در كوچكى و در بلاد ترك بدان خوانده مى‏شدم و تا كنون كسى از آن آگاهى نداشت. » (7)

تاريخ ازگفتگوهايى كه ميان امام(ع) و بغا، همچنين ميان ياران آن حضرت و بغا به احتمالصورت گرفته سخنى به ميان نياورده است.
آنچه از اينگفتگو به دست مى ‏آيد دو نكته مهم است:

1 - روش عملى امام(ع) در برخورد با اين جريان. در شرايطى كه احساسات مردم بر اثر غارت و كشتارشورشيان جريحه‏دار شده بود و مردم از دفع فتنه آنان ناتوان مانده بودند، امام(ع) براى ديدار فرمانده مقتدر ترك و لشكريان او با يارانش به بيرون مدينه رفت و با اينكار هم بر دلهاى جريحه‏دار و داغ ديده مردم مرهم نهاد و هم به عنوان رهبر و پيشواىمردم مدينه فرمانده ترك را بر ماموريتش تشويق و ترغيب كرد.

2 - نتيجه مهم اين ديدار. بغا كه از پيش متمايل به خاندان پيامبر(ص) بود در اين ديدار آنچنان تحت تاثير رفتار و سخنان امام(ع) قرار گرفت و شيفته آن حضرت شد كه در محضر او به خاك افتاد و بر پاى مركبش بوسه زد.

پى‏نوشت‏ها:
(1) عقيدةالشيعة، ص 215، به نقل ائمتنا، ج 2، ص 257.
(2) اعلامالورى، ص 341، و الارشاد، ص 329.
(3) مروج الذهب،ج 4، ص 75.
4 - همان مدرك،ص 76.
(5) همان مدرك،ص 76.
(6) ر. ك. الكامل فى التاريخ، ابن اثير، ج 7، ص 12 - 13.
(7) اعلامالورى، ص 343.




http://pennyparker2.com/image358.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۷:۳۷
http://shiaupload.ir/images/3dvmy9gxwhovsz99d50.jpg



امام هادى عليه السلام پس از شهادت پدربزرگوار خود، در محيطى بسيار سخت ‏و در وضع بسيار دشوار مى‏زيست و هم عصر حكومت‏«متوكل‏» بود كه به دشمنى‏ با امام (ع) و تعقيب ياران وى و در هم شكستن پايگاه هاىاو زبانزد بود و هر روز در اينگونه اعمال پيشتر مى‏رفت و در دستگاه حاكم نيز اين بد رفتاري ها گسترش مى‏يافت تا آنجا كه متوكل خطر بحران حكومت‏ خويش را احساس ‏كردو بر آن شد تا با دو روش توأمان در يك اقدام،از بحرانى ‏تر شدن وضع ‏جلوگيرى كند.

1- حمله بردن به ياران امام(ع) و پايگاه هاى او و آزردن آنان و از ميان برداشتن آثارشيعيان، تا بيش از پيش دچار وحشت گردند و آنان را خوار گرداند. او به اين اعمال دستزد و به اندازه‏اى پيش رفت ‏كه قبر امام حسين(ع) را ويران ساخت و آثار آن را ازميان برد. (1)

2- امام(ع) را از پايگاه هاى او دور ساخت تا مقدمه آواره ساختن ‏و پراكندن پايگاه هاىايشان باشد، و سازماندهي آن را از بين ببرد و آنان را از پيروزى نا اميد گرداند. متوكل دريافت كه اگر امام هادى(ع) از مراقبت او دور باشد يعنى در مدينه بماند، براي دولت او خطر بسياري خواهد داشت. پس ‏دستور داد تا آن بزرگوار را به سامره آورند تاحركات و سكنات ايشان را تحت نظارت داشته باشند.

متوكل به امام(ع) نامه‏اى نوشت و او را دعوت كرد كه با هر كس از خانواده و دوستان خود كه بخواهد به سامره آيد. متوكل به نحوى به اين‏ اقدام دست زد كه امت بر عليه او شورش نکند. اين روش همان بود كه خليفه هايپيش‏ از او نيز عمل كردند. مامون با حضرت رضا(ع) همچنين كرد و با حضرت ‏جواد(ع) نيزبه اين روش اقدام نمود و كوشيده بود كه آنان در محيط دستگاه ‏دولت به سر برند تازير نظر نگاهبانان قصر باشند.

متوكل به وسيله يحيى بن هرثمه، يكى از فرماندهان ارتش خود، نامه‏اى ‏به امام فرستاد و گروهىسپاهى با يحيى همراه كرد تا به مدينه روند و فرمان‏ داد تا خانه امام را بازرسىكنند و در پى مدركى باشند كه امام را محكوم به ‏توطئه و اقدام عليه دولت او كند،سپس او را به سامره آوردند.

وقتى مردم مدينه از موضوع آگاه شدند، سر و صدا راه افتاد و عمل‏ «ابن هرثمه‏» را محكوم کردندتا جائي كه ابن هرثمه كوشيد آنان را خاموش ‏سازد و نزد آنان سوگند ياد كرد كه دستورى كه متضمن آسيب رسانيدن به ‏امام(ع) باشد، ندهد. (2)

اين امردليل آگاهى مردم مدينه از سوء نيت ‏حكمرانان نسبت به امام بود.
«ابن هرثمه‏» گويد:« سپس سراى او را بازرسى كردم و در آن جز قرآن و دعاها و كتب علمىچيزى نيافتم . (3)

امام هادى(ع) همراه فرزند خود«عسكرى‏» نوجوان، با ابن هرثمه، مدينه را به سوى سامره ترك كرد. يك روز پس از رسيدن به سامره، متوكل،امام (ع) را دعوت كرد و ياران متوكل به استقبال او رفتند و متوكل نيز شرايط تعظيم و تكريم به جاى آورد و احترامات خود رابه امام(ع) مرعى داشت. ‏سپس او را به منزلى فرستاد كه پيشاپيش براى وى آماده كرده بود.

متوكل بااين روش مزورانه، خواست برنامه سياسى و دشمنى ديرينه ‏خود را با امام(ع) زير پوششقرار دهد. متوكل با احضار امام(ع) وى را به اقامت اجبارى ملزم ساخت و واداشت تا زيرمراقبت ‏شديد كاخ زندگانى‏ كند. بارى همه حركات و سكنات امام(ع) با دقت تمام زيرنظر قرار گرفت.

امام(ع) تحت مراقبت شديد

هدف متوك لاز احضار يا دعوت امام(ع) به سامره نزد خود و نزد ياران خود، محو كردن او در حاشيه دربار خلافت‏ بود تا حتى الامكان گوش و چشم او را تحت نظر داشته باشد و هيچ نكته زندگانى او چه صادر، چه وارد، از نظر دور نماند.
امام باخويشتندارى در برابر آنان تظاهر مي كرد كه آنچه درباره ‏وى عمل مى‏كنند مورد قبول اوست و بهر حال با سياست دولت عباسيان ‏موافق است. دعوت به ضيافت را از طرف آنانمى‏پذيرفت و بر خوانشان ‏مى‏نشست و در مجالس و مراسم آنان شركت مى‏جست. (4)

اين موضع امام(ع) در برابر دولت، مسامحه يا چشم پوشى يا فروتنى ‏نبود. زيرا چنين چيزى باشخصيتى مانند شخصيت امام(ع) مطابقت نداشت.

هر گونه فروتنى امام هادي(ع) در برابر دستگاه به اين معنى بود كه بر ضد مصالح‏ عالى اسلام رفتار كرده است. اگر دولت احساس مي كردكه امام(ع) از مواضع خود چشم پوشيده است، بالاترين مقام و موقعيت و جاه و جلال راتقديم ‏وى مي كرد، بى آنكه وى را وادار به اقامت اجبارى و مراقبت ‏شديد كند.

امام(ع) توجه داشت كه سياست‏ ستمگرانه آنان نسبت به او روز بروز تندتر و بيشتر مى‏شود تاجائي كه متوكل در پايان حكومت‏ خود به علت‏ سعايتها و خبرچينى‏ها بر ضد امام(ع)، اورا زندانى كرد. آن اخبار، متوكل را هوشيارمي كرد و شك را در او بيدار مى‏ساخت ووادارش مى‏نمود تا خانه امام(ع) را در مراقبت ‏شديد قرار دهد تا از درستي اخبارآگاه شود.

افتراهاو خبر چينى‏ها با شكست روبرو گرديد

1- همه خبرها و افتراها هميشه با شكست روبرو مي گرديد، بى آنكه ‏از نظر كشف اطلاعات دربارهحقيقت كار و فعاليت هاى امام(ع) به نتيجه برسد.
جاسوسان خليفه، هميشه وقتى باز مي گشتند تاكيد مي كردند كه در سراى آن‏ بزرگوار(ع)، چيزى كه مايه شك باشد وجود نداشته است. (5) اين خبر به ‏متوكل آرامش مي داد و نسبت به حضرت امام(ع)، قدردانى و احترام خاصى ‏ابراز مي داشت.

امام هادى(ع) هر بار كه خانه‏اش مورد بازديد قرار مي گرفت، موفق ‏مى‏شد آنچه را كه مشكوك بود پنهان سازد زيرا پول ها و نوشته‏هائى به حضرتش‏ فرستاده مى‏شد كه لازم بود ازنظر دولت پنهان ماند. هر گاه مي خواست كارى‏ را كه آشكار شدن آن از نظر دولت براىاو(ع)، محظورى داشت، پنهان دارد، روش رمز به كار مى‏برد. (6)

2- هر وقت‏سراى امام(ع) مورد بازرسى قرار مي گرفت، با نهايت‏آرامش و سكون، خود را به بىاعتنائى مى‏زد و طورى وانمود مى‏فرمود كه‏ از بي گناهى خود اطمينان دارد. به پاسبانانى كه براى تجسس مى‏آمدند كمك ‏مي كرد تا ماموريت‏ خود را انجام دهند. براىآنان چراغ مى‏افروخت و اطاق هاى خانه را به آنان نشان مي داد تا براى دولتيان ايجادشبهه نشود كه او فعاليت‏غير عادى دارد.

اگرامام(ع) جز اين، موضعى اتخاذ مى‏فرمود، با رفتار خود شك ‏حكمرانان را در موردفعاليت هاى خويش بر مى‏انگيخت. بارها خانه امام را بازرسى مي كردند و آن در اثر سخنچيني هاى‏« بطحانى‏» نزد متوكل بود كه مى‏گفت امام داراى پول و اسلحه مى‏باشد ومتوكل بي درنگ به‏« سعيد» حاجب، فرمان مي داد به خانه امام(ع) حمله برد و هر چه پول و اسلحه به دست مى‏آورد نزد او آورد.

يكبار«سعيد» به وسيله نردبانى از خيابان وارد پشت بام خانه امام(ع) گرديد و در تاريكى از نردبان پائين آمد و نمى‏دانست چگونه وارد اتاق ها شود. امام هادي(ع) با كمال آرامش او را ندا در دادو فرمود:«اى سعيد بر جاى خود ‏باش تا شمعى برايت بياورم‏». سعيد گفت: بر جاى خودماندم تا شمع آوردند.
در نور شمع پائين رفتم. او را ديدم، عبائى پشمين بر تن و كلاهى از همان جنس‏ بر سر داشت وسجاده او به حصيرى در برابرش گسترده، روى به قبله دارد.

پس مراگفت:«اين هم اطاق ها ». وارد آن غرفه‏ها شدم ‏و بازرسى كردم و چيزى نيافتم‏.
سعيد كوشيداز امام پوزش طلبد و عذر مامور بودن خود را بخواهد اما امام(ع) اين آيه را تلاوت كرد:

و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون؛
( زود است كه ستمگران بدانند به چه گرفتارى دچارخواهند گشت.) (7)

در رويدادى ديگر به متوكل خبر رسيد كه از شهر قم كه يكى از مراكز طرفداران امام(ع) بود، اموالى به حضرت او فرستاده‏اند. متوكل به وزيرخود« فتح بن خاقان‏» دستور داد كه مراقب اوضاع باشد و نتيجه را به او خبردهد. وزير گماشته خود را كه ابو موسى نام داشت براين امر گماشت تا جريان را زير نظر گيرد و براي او خبر آورد. (8) .

نقش امام(ع) و موضع وى در حوادث

امام درسامره زير نظر جاسوسان متوكل شب و روز مورد مراقبت بود و مي كوشيد طبق آن وضع دشواررفتار كند و كارهاى خود را در آن محيط سخت‏ انجام دهد. فعاليت هاى ايشان در آن دايره پر تشويش محدود مي شد و حتى الامكان ‏مي كوشيد بر خوردى روى ندهد. امام باتوجه به فشار و مراقبت ‏شديدى كه ‏متوجه خود و ياران ايشان بود، حركت‏ خود را در دوزمينه آغاز كرد:

الف- آگاه ساختن امت و نشان دادن مواضع علمى خود به صورت پاسخ ‏گفتن به شبهه‏ها و جواب به پرسش هائى كه خليفه از او مي كرد، تا آن امام را در تنگنا قرار دهد و نتواند ازعهده حل آن بر آيد. مثلا متوكل از«ابن سكيت‏» خواست مساله‏اى پيچيده و دشوار درحضور او مطرح كند و از امام(ع) جواب ‏آن را بخواهد. «ابن سكيت‏»، برخى مسائل را كهخيلي دشوار مي دانست از امام پرسيد و امام در آن مبارزه و مباحثه پيروز گرديد.
«يحيى بناكثم‏»، به متوكل گفت:« دوست ندارم پس از پرسش هاى من‏ از اين مرد چيزى پرسيده شودزيرا وقتى آشكار گردد كه او دانشمند است رافضيان شيعيان-‏تقويت مي گردند.» (9)

امام(ع) پاسخ پرسندگان را مي داد و شبهه‏هاى كفر آميز را كه در اجتماع او رايج بود رد ميكرد. (10)

ب- پشتيبانى از پايگاه هاى خود و توجه داشتن به آنها تا در خور امكان، نيازشان رابرطرف سازد و كوشش در آموزش آنان و تقويت ايمانشان به شخص‏ امام(ع) به عنوان اين كه در همه كارها، فرمانده عالى آنان است.

امام باكوشش خستگى ناپذير و فراوان، هم خود را براى تجديد فعاليت ‏پيروان خود مصروف ميداشت. هر وقت فرصت اين كارها دست مي داد و امكان ‏فعاليت پيش مى‏آمد، پايگاه هاىخود را با هر روشى كه امكان داشت تقويت ‏مي كرد تا در برابر مشكلات، نيروهاى پايدارى به دست آورند و مجهز و آماده ‏باشند.« براى امام هادى(ع) از راه هاى پنهانى و آشكار، و در هر صورت‏ ممكن، پول هاى سرشار از قبيل خمس و زكات و خراج مى‏رسيد وآنها را در مصالح عمومى اسلام به مصرف مى‏رسانيد تا جنبش فرو ننشيند. اين فعاليت هاالبته دور از چشم حكمرانان و مركز حكومت عباسيان بود. (11)

موضع عباسيان در برنامه ريزى امام(ع)

اماحكمرانان عباسى براى به دست گرفتن كارهاى امام(ع) و عارى ‏كردن برنامه امام از هرگونه تاثير و لگام زدن بر معارضه او، با روش هاى زيرعمل مي كردند:
1- صفآرايى در برابر امام(ع) و به مبارزه طلبيدن او(ع) از نظرعلمى.
در اينمورد، نقشه‏هاى آنها با شكست روبرو گرديد زيرا چنان كه گفتيم، امام(ع) پاسخ پرسش هاو استفتائات آنان را مي داد.
2- كوشش درجلب امام و كشانيدن او به طرف خود و نزديك ساختن او به دربار تا افكار وى(ع) بى ثمرو بى تاثير گردد و از پايگاه هاى توده‏اى خود دور افتد. مى‏توان موضع امام(ع) را درپذيرفتن و اظهار موافقت براى حضور يافتن در سامره و همراهى با آنان چنين تفسير كرد:
الف: حملهو فشار و اجبار تا مرز مرگ پيش مى‏آمد و مخالفت و امتناع آشكار امام از حضور يافتندر مجلس متوكل به اين نتيجه مى‏رسيد كه ‏حكومت را بر ضد خود تحريك كند و خارج شدنخود را از مدينه، صورت‏ دشمنى با آنان دهد. چنان كارهائى، با سياست گام به گام ومرحله به مرحله‏اى ‏كه امام در مقابل دولت ترسيم كرده بود وفق نمي داد.
ب: امام(ع) مي خواست، سخن چين ها و افتراهاى بعضى از جاسوسان‏ را كه خواستار گرفتارى و آزردناو بودند، بداند.عبد الله بن محمد كه در مدينه مسئول سپاه و نماز بود، متوكل رامتوجه خطرى كرد كه از جانب امام ‏او را تهديد مى‏نمود. او معتقد بود كه فعاليت هاى امام(ع) در مدينه، عليه سلامت ‏و امنيت دولت است. او با سخن چينى و نشر خبر، شايعكرد كه در خانه امام(ع) علاوه بر اسلحه، نامه‏هائى نيز وجود دارد. از اين رو بود كه امام(ع) مى‏خواست در برابر حكام طورى حركت كند كه شك و بيمى در دل ها برنيانگيزد تاشايد بتواند فرصتى به دست آورد و در زمينه‏هاى لازم به فعاليت پردازد و تحرك و كوشش را دوباره آغاز كند.
ج: امام(ع) شايد با زيستن در محيط طبقات حاكم و با نفوذ دولت ‏مى‏خواست به اين امر توفيق يابدكه در ميان آنان سخن حق را رايج گرداند و از موضع عادلانه خود دفاع كند - که ايناحتمال درست نيست- زيرا آنان براى ‏شخصيت امام احترام قايل بودند و علم و نسب وشرافت او را بزرگ مي داشتند و مى‏ستودند. امام(ع)، به اين جهت مى‏توانست در سطوح بالا، محبت و احترام و توجه آنان را به خود جلب كند.

د- امام درآن هنگام اين مساله را مي دانست كه طبيعت ‏حكومت عباسى، سراپا بر اساس حسب و نسبمبتنى است و نسبت ها و پيوندهاى خانوادگى و مصالح شخصى و واسطه انگيزى، پايه آناست. امام انديشيد كه مى‏توان از اين‏ واقعيت به سود اسلام بهره جست و كوشيد تا ازفشار و ستم نسبت به مردم خود بكاهد و خطرهايى را كه به آنجا متوجه است براند.

قيام هاى علويان و دعوت براى رضا از آل محمد(ص)

يکي ديگراز نگراني ها و وحشت فرمانروايان، شورش علويان بود. از اين رو بود كه عباسيان دربرابر آن، موضعى قاطعانه مي گرفتند تا پيش از آن كه رشد يابد و گسترش پيدا كند، آنرا در نطفه خفه كنند و بقاياى آن را تعقيب نمايند تا از دست آن آشوب ها رهائى يابند. بديهى است كه اين چاره گرى و جلوگيرى، با همه وسايل قهرآميز و سركوبى وحشيانه صورت مي گرفت.
در ايننظرگاه كينه آميز نسبت به علويان، يعنى حركت ضد علوى، بين ‏خليفه و فرمانده و وزيرو ساير بندگان و تركان كه در آن اوقات در سامره ‏پايتخت عباسيان پر بودند، تفاوتىوجود نداشت. چنانكه طبقه ذي نفع و برخوردار از همه امتيازهاى طبقاتى و همه فرماندهان و متنفذان كه اعلام ‏صلح و جنگ در دست آنان بود نيز در آن حركت ضد علوىمانند ديگران ‏بودند.

در آن هنگام، دولت عباسيان به علت ‏سياست ظالمانه خود دچار ناتوانى ‏و پاشيدگى و گسيختگىشده بود و از اندك جنبش علويان به وحشت در مى‏افتاد و از سايه آنان نيز به هراس گرفتار مى‏آمد. از اين روى، در مقابل آنان روشى‏ خشن پيش مى‏گرفتند و شورشيان را بهبدترين عقوبت مى ‏آزردند.
شورشيان علوى اگر در خود احساس قدرتى مي كردند و پيروانى فراهم ‏مى‏آوردند، در مى‏يافتند كه بايد برنامه‏اى تهيه كنند و نقشه‏اى طرح نمايند تا بر ضد حكمرانان فاسد و منحرف خروج كنند. بيشتر شورش ها با شعار « رضا از آل محمد»مردم را فرا مي خواندند ومنظورشان از آن شعار، بهترين شخص‏از آل محمد(ص) بود و به اعتقاد آنان كسى بهتر ازحضرت امام هادى(ع) وجود نداشت.

شورشيان باآن شعار همه گير و گسترده، روش جنگى جالبى به كار مى ‏بردند تا بتوانند نام امام راپنهان دارند تا اگر انقلابيان شكست ‏خوردند، امام در برابر دستگاه حاكم، در موضع اتهام و گرفتارى قرار نگيرد. و خوب‏ مي دانستند كه امام(ع) زير نظر جاسوسان وخبرچينان دولتى قرار دارد و اگر بر ضد حكومت، به ايجاد عصيان و تمرد متهم گردد ممكناست به قتل برسد.

بارها به اين حقيقت اشاره كرده‏ايم و به تاكيد گفته‏ايم كه امامان(ع)، مبارزه مسلحانه ورويارويى مستقيم را با حكومت وقت به شورشيان علوى‏ محول مي كردند تا وجدان و اراده امت را برانگيزند و آنان را بر ضد انحراف ‏دولت به مقاومت آموخته كنند. آنان بافداكارى مستمر و پيوسته مى‏كوشيدند تا وجدان و اراده اسلامى را از سقوط نگاه دارند.
امامان(ع)،مخلصان ‏و طرفداران خود را پشتيبانى مي كردند اما به صورت مستقيم يا از گذرگاه‏تعليماتى كه در دل افراد پايگاه هاشان مؤثر واقع مي شد و آنان را وادار مي كرد تاعليه دولت دست به عصيان مسلحانه زنند.
اما به جهتتنگى مجال و مقال نمى‏توان وارد اين بحث‏ شد كه همه ‏شورشيان علوى بر اساس آگاهى اسلامى در تطبيق احكام اسلام و زير نظر رهبرى ‏امام معصوم دست به شورش مى‏زدند يانه. اما عقيده شايع اين بود كه هدف ‏بيشتر آنان همان بوده است. (12)

پى‏نوشت ها:
1- كامل،ج 5، ص 304.
2- مروجالذهب، مسعودى، ج 4، ص 84 .
3- تذكرهابن جوزى و موسوعه، ص 93.
4- تاريخغيبت، ص 142.
5- همان .
6- همان.
7- سورهشعرا/227، ارشاد، ص 310 / فصول مهمه، ص 296.
8- مناقب،ابن شهر آشوب، ج3، ص 515.
9- مناقب،ج 3، ص 507.
10- احتجاج، ج 2، صص 251-260.
11- مناقبج 3، ص 512.
12- براىتفصيل بيشتر به تاريخ غيبت، نوشته صدر و مقاتل الطالبين مراجعه شود.



http://img03.picoodle.com/img/img03/5/11/24/f_f45m_cf0e7cd.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۷:۵۱
http://shiaupload.ir/images/x5r19ytdw8m5nfbixsy0.jpg
http://shiaupload.ir/images/w5123jm273vxfiejmatz.gifلطف امام هادی http://shiaupload.ir/images/w5123jm273vxfiejmatz.gif


لطف امام هادى و نور ولايتش


ما را اسير كرده به دام محبتش


بر لطف بى كرانه اوبسته ‏ايم دل


امشب كه جلوه گر شد خورشيد طلعتش


منت خداى را كه به ما كرده مرحمت


توفيق برگزارى جشن ولادتش


تبريك باد بانوى كبرى سمانه را


كين غنچه بر دميد ز گلزار عصمتش


ماه تمام و نيمه ذى حجه مطلعش


خير كثير وكوثر قرآن بشارتش


اين است آن امام كه تقدير ايزدى


بعد از جواد داده مقام امامتش


اين است آن امام كه ذرات كائنات


اقرار كرده‏ اند به جود و كرامتش


اين است آن امام كه در بركة السّباع


شيران شوند رام و گذارند حرمتش


اين است آن امام كه از نقش پرده هم


ايجاد شير زنده كند حكم قدرتش


اين است آن امام كه دشمن به چند بار


رخسار عجز سوده به درگاه عزتش


سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى


دشمن به لرزه آمده از برق هيبتش


آن سومين ابوالحسن از خاندان وحى


چون سه على ديگر باشدعبادتش


افزون زريگهاى بيابان عطاى او


بيش از ستاره ‏هاى درخشان فضيلتش


مائيم و دست و دامن آن حجت خدا


چون نااميد كس نشود از عنايتش


گرديده‏ ايم جمع به ذيل لواى او


افكنده‏ ايم دست به دامان رحمتش


از آستان قدس رضا هديه مى‏ كنيم


آه دلى به غربت و اشكى به تربتش


يارب بحق فاطمه با فتح كربلا


بگشا بروى ما همه راه زيارتش


از لطف آن امام (مؤيد) مؤيد است


كو رانشان خدمت آل محمد است


http://shiaupload.ir/images/w5123jm273vxfiejmatz.gifhttp://shiaupload.ir/images/w5123jm273vxfiejmatz.gifhttp://shiaupload.ir/images/w5123jm273vxfiejmatz.gifhttp://shiaupload.ir/images/w5123jm273vxfiejmatz.gifhttp://shiaupload.ir/images/w5123jm273vxfiejmatz.gifhttp://shiaupload.ir/images/w5123jm273vxfiejmatz.gifhttp://shiaupload.ir/images/w5123jm273vxfiejmatz.gifhttp://shiaupload.ir/images/w5123jm273vxfiejmatz.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۸:۰۲
http://alaviyyoon.ir/monasebat/zihajeh15/images/MA_26_EHZAR_0.jpg


بدون شك بعد علمى و آگاهى گسترده ائمه عليهم السلام در همه زمينه‏ها از پايه‏هاى اساسى امامت در طول حيات آن به شمار رفته و به عنوان يكى از معيارهاى مطمئن و روشن - كه در دسترس همگان قرار داشت - براى تشخيص امام برگزيده از سوى خدا، از مدعى امامت، در جامعه اسلامى شناخته شده بود.

حاكمان ستمگر اموى و عباسى در رويارويى با پيشوايان حق به هر اقدامى - كه به گونه‏اى در تثبيت موقعيت آنان و تضعيف موقعيت امامان شيعه مؤثر بود - دست زدند، و حتى موفق شدند چهره‏هاى وابسته و مزدورى را در لباس عالمان دين و فقيهان شريعت‏ به مسلمانان تحميل كنند، ولى هيچ گاه نتوانستند در ميدان علم و دانش بر پيشوايان معصوم پيشى گيرند، و حتى نتوانستند در يك مورد و براى يك بار آنان را محكوم كنند، با آنكه برخى از آنان - مانند مامون - براى دستيابى به اين هدف تلاشهاى فراوانى كرده و سرمايه‏هاى زيادى صرف نمودند.

اساسى‏ترين ويژگى علوم ائمه عليهم السلام، خدادادى بودن آن است. آنان در هيچ مكتب و نزد هيچ فردى درس نخواندند، بلكه در پرتو شايستگى‏ها و لياقتهايى كه داشتند خداوند چشمه‏سارهاى زلال دانش و معرفت را در قلب پاكشان به جريان و جوشش انداخت و وجود مباركشان را - به تعبير امام هادى(ع) - گنجينه‏هاى علم و جايگاههاى معرفت‏خويش (1) قرار داد.

امام هادى عليه السلام در سخنى به اين دانش گسترده اشاره نموده مى ‏فرمايد:

«اسم اعظم خدا 73 حرف است و نزد آصف (بن برخيا) تنها يك حرف آن بود كه چون خدا را بدان خواند، زمين - حد فاصل بين او و (پادشاه) سبا - براى او درهم پيچيده شد. آصف تخت ‏بلقيس را برداشت و آن را نزد سليمان برد، سپس زمين كشيده (منبسط) شد (و به حال نخست ‏بازگشت). تمام اينها در كمتر از يك چشم بر هم زدن صورت گرفت.

ولى نزد ما از اسم اعظم الهى 72 حرف است و يك حرف آن نزد خداست كه آن را در (خزانه) علم غيب به خود اختصاص داده است‏». (2)

بزرگترين خيانت زمامداران غاصب اموى و عباسى معاصر ائمه عليهم السلام به بشريت ، ‏به ويژه مسلمانان؛ اين است كه با مشكلات و محدوديتهايى كه براى امامان عليهم السلام به وجود آوردند، مانع نشر و گسترش علوم آنان در جامعه شده و مردم را از آن فيض بزرگ محروم ساختند.

اين محدوديت درباره همه پيشوايان اعمال مى‏شد، ولى نسبت‏ به عسكريين (پيشواى دهم و يازدهم) عليهما السلام با شدت بيشتر، به گونه‏اى كه بخش اعظم دوران امامت امام هادى و تمامى دوران امامت امام عسكرى عليهما السلام در «سامرا» - كه عنوان پادگان نظامى را داشت - تحت نظارت دقيق نيروهاى امنيتى دستگاه سپرى شد و براى مردم امكان دسترسى به آنان و استفاده از محضرشان وجود نداشت.

با اين حال، امام هادى از هر فرصتى استفاده كرده و با افاضه شمه‏اى از علوم خدادادى خود به صورت كتبى يا شفاهى، در قالب سخن گفتن با افراد مختلف به زبان خود آنان، پيشگويى نسبت‏ به حوادث آينده، خبر دادن از نيت افراد و. . . انسانها را از فروغ دانش خود بهره‏مند کرده و بدين وسيله آنان را به شاهراه حق، رهنمون مى‏ساخت.

سلاح علم ويژه امامت و به كارگيرى آن در قالبها و پوششهاى ياد شده، كار سازترين، كوبنده‏ترين و در عين حال بى‏خطرترين سلاحى بود كه در شرايط حاكميت جو خفقان آن روز، در اختيار پيشواى دهم(ع) قرار داشت و حكومت، هيچ راه و بهانه‏اى براى مبارزه با آن نداشت.


پى ‏نوشت‏ها:
(1) السلام عليكم يا اهل بيت النبوة. . . و خزان العلم. . . السلام على محال معرفة الله. . . «زيارت جامعه‏».
(2) ر. ك. مناقب، ج 4، ص 406، الكافى، ج 1، ص 230، حديث 3 و دلائل الامامة، طبرى، ص 219.


http://www.mo3afa.com/fasel/f58.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۸:۲۰
http://shiaupload.ir/images/jo9sf8f3ykjazghassl.jpg


امام هادي(ع) وفرهنگ دعا وزيارت

اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت كه شيعه از فرهنگ ادعيه وزيارت بسيار غني برخوردار است ، به طوري كه هيچ يك از فرق اسلامي از اين مقدار ادعيه وزيارات بهره مند نيستند ، اين نشان از چهره معنوي تشيع وعرفاني شيعي است كه خلوص ديني وتزكيه نفس را در جامعه تشيع قوت مي بخشد.

دعا جايگاه والايي در ميان امامان (ع) داشته واز برخي از آنان ادعيه فراواني نقل شده است ، در كارنامه امام هادي (ع) نيز دعا وزيارت از نظر تربيت شيعيان وآشنا ساختن آنها با معارف شيعي ، نقش عمده اي ايفا كرده است .

اين دعا هابجز راز ونياز با خدا ، به صورتهاي مختلف ، به پاره اي از مسائل سياسي – اجتماعي نيز اشاراتي دارد ، اشاراتي كه در حيات سياسي شيعه بسيار مؤثر است وبه طور منظم ، مفاهيم خاصي را به جامعه تشيع القا كرد ه است ، اينك به چند نمونه از مسائل مطروحه در اين دعاها اشاره مي شود :

1- ايجاد پيوند ميان مردم واهل بيت (ع)

افزون بر صلواتهاي مكرر بر محمد وآل محمد كه در اين دعاها وتقريبا تمامي ادعيه ائمه اهل بيت (ع) وجود دارد نسبت به ارتباط محكم وناگسستني ميان امت وال محمد (ع) تاكيد خاصي شده است . به عنوان نمونه ، به اين قطعه اي از دعا اشاره مي گردد :

اللهم فصلِّ علي محمد وآله ولا تقطع بيني وبينهم في الدنيا والآخره واجعل عملي بهم متقبلا .
پروردگارا ! درود فرست بر محمد وآل محمد (ع) وارتباط ميان من وايشان را در دنيا وآخرت قطع مفرما واعمال مرا به خاطر ايشان قبول بفرما .

2- تاكيد بر مقام ولايت ورهبري اهل بيت (ع)

در زيارتي كه ازامام هادي (ع) روايت شده بطور مكرر بر اين معنا تاكيد شده واهل بيت رسول خدا (ص) به معناي خاص آن كه با تعبيرهائي همچون :

معدن الرحمة ، خُزّان العلم ، قادة الامم ، ساسة العباد ، أمناء الرحمان ، ائمة الهدي ، ورثة الانبياء ، وحجج الله علي اهل الدنيا والآخرة والاولي ، وصف شده اند ، همچنين در همين زيارت ، خطاب به ائمة هدي (ع) آمده .
اشهد انكم الائمة الراشدون ، المهديون ، المعصومون ، المكرمون ، المقربون ، المتقون ،الصادقون، المصطفون ، المطيعون لله ....

گواهي مي دهم كه شما امامان مرشد ،هادي ، معصوم ، بزرگوار ، مقرب نزد خدا ، پرهيزگار ، راستگو ، برگزيده ، مطيع خداوند ، هستيد . ادامه اين فقرات ، علاوه بر آن كه خصايصي ائمه طاهرين (ع) را بيان كرده ، شيعيان را با تعريف دقيق امام وخصوصياتي كه بايد دارا باشند اشنا مي سازد .

3- تاكيد بر مكتب اهل بيت (ع)

در بخشي ديگر به شيعيان مي اموزد كه امامان خود را در جايگاهي بدانند كه در شهادت نسبت به آنها مي گويد :
وجاهدتم في الله حق جهاده حتي اعلنتم دعوته وبينتم فرائضه واقمتم حدوده ونشرتم شرائع احكامه وسننتم سنته .... وفصلُ الخطاب عندكم وآيات الله لديكم وعزائمه فيكم ونوره وبرهانه عندكم وامره اليكم .

(شهادت مي دهم) كه شما آنگونه كه سزاوار بود جهاد كرديد ، تا آنجا كه دعوت خداوند را آشكار نموديد ، احكام الهي را روشن ساخته ، حدود الهي را اقامه كرديد ، شريعت الهي را نشر داديد وسنتهاي خداوندي را استوار نموديد .......فصل الخطاب وآيات الهي نزد شما است وامر خداوند به شما واگذار شده ، بدين ترتيب از ديد امام ، معارف حقه الهي را تنها در مكتب اهل بيت پيامبر (ص) مي توان ياد گرفت ، در اين صورت تنها كساني بر حقند كه پيروي از مكتب وتعليمات اين خاندان پاك كرد ه باشند وگر نه مارق واز جاده حق كنار افتاده ند . فالراغب عنكم مارق واللازم لك لاحق .

4- مبارزه باظلم وستم

از آشكارترين مفاهيم مقبول شيعه ، مبارزه با ستم است . اين مطلب به روشني در دعاهاي رسيده ازامام هادي (ع) به چشم مي خورد دعائي مانند (( دعاء المظلوم علي الظالم )) به طور مستقل دعائي است كه از خداوند بر ضد ستم ستمكاران وجباران استمداد شده است ، اين درست است كه در دعاي مذكور ، از ميان بردن ستم به خدا واگذار شده ، ولي در واقع ، مي تواند هدف از آن را ، آگاه كردن مردم ازوجود ستم ووجوه مختلفه آن در جامعه دانست كه اين خود قدم اساسي براي از ميان بردن آن است اين دعا به دنبال ستم واهانتي كه از طرف متوكل نسبت به امام هادي (ع)روا داشته شد از سوي آن حضرت انشا شد كه آشكار را جنبه سياسي دارد كه متن دعا چنين است:

فها انا ذا ياسيدي مستضعف في يديه مستضام تحت سلطانه مستذل بِعِنائهِ مغلوبٌ مبغى علىَّ مغضوبٌ وَجِلٌ خائفٌ مُرَّوَعٌ مقهور ... فاسئلك يا ناصر المظلوم المبغىِّ عليه إجابةَ دعوتي ، فصلِّ علي محمد وآلِ محمد وخُذهُ منْ مامِنهِ أخْذَ عزيزٍ مقتدر وأفجأهُ فى غفلته مفاجئة مليك منتصرٍ واسلبه نعمته وسلطانه وأفضض عنه جموعه وأعوانَهُ ومزِّق ملكه كلّ ممزق .... وأقصمهُ يا قاصمَ الجبابرة وأهلكه يا مهلك القرون وأبرهُ يا مبيرَ الامم الظالمةِ وأخذلهُ يا خاذلَ الفئات الباغية .


برگرفته از سایت امام هادی



http://images.bigoo.ws/content/glitter/dividers/dividers_92.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۸:۳۲
http://shiaupload.ir/images/0m2hnk2v5lxi6oot3b2i.jpg


خطبه از خطابهاي امام هادي عليه السلام :


اَحمَدُهُ حَمْداً مَمْدوداً مَداهُ وَ اُوَحِّدُهُ کَماوَحَّدَ الاَوّاهُ،
وَ هُوَ اللهُ لا اِلهَ لِلامَمِ سِواهُ وَ لا صادِعَ لِماعَدَّلَهُ وَ سَوّاهُ.
اَرْسَلَ مُحَمَّداً عَلَماً ا الاسْلامِ وَ اِمام اًلِلْحُکّامِ،
مُسَدِّداً لِلرَّعاعِ وَ مُعَطِّلَ اَحْکامِ
وَدٍّ وَ سُواعٍ، اَعْلَمَ وَ عَلَّمَ وَ حَکَمَ وَ اَحْکَمَ
وَ اَصَّلَ الْاُصولَ وَ مَهَّدَ وَاَکَّدَ الوُعودَ وَ اَوْعَدَ،
اَوْصَلَ اللهَ لَهَ الاِکْرامَ وَ اَوْدَعَ روحَهَالسَّلامَ
وَ رَحِمَ آلَهُ وَ اَهْلَهُ الْکِرامَ، مالَمَعَ رِئآلٌ
وَ مَلَعَ رالٌوَ طَلَعَ هِلالَ وَ سُمِعَ اِهْلالٌ.
اِعْمَلوا -رَعاکُمُ اللهُ- اَصْلَحَالْاَعْمالِ
وَ اسْلُکوا مَسالِکَ الْحَلالِ وَ اطرَحوا الْحَرامَ
وَ دَعوهُ وَاسمَعوا اَمرَ اللهِ
وَ عوهُ وَ صِلوا الْاَرْحامَ وَ راعوها وَ عاصوا الْاَهْواءَ
وَ اَردَعوها وَ صاهِروا اَهْلَ الصَّلاحِ
وَ الْوَرَعِ وَ صارِموا رَهْطَاللَّهْوِ وَ الطَّمَعِ
وَ مُصاهِرُکُمْ اَطْهَرُ الْاَحْرارِ مولِداً
وَاَسْراهُمْسؤدُداً وَ اَحْلاهُمْ مَورِداً وَ ها؛
هُوَ اَمَّکُمْ وَ حَلَّحَرَمَکُمْ مُملِکاً عَروسَکُم المُکَرَّمَةَ
وَ ماهَرَ لَها کَما مَهَرَرَسولُ اللهِ اُمَّ سَلَمَةَ وَ هُوَ اَکْرَمُ صِهْرٍ
اَوْدَعَ الْاَوْلادَ وَمَلَکَ ما اَرادَ وَ ما سَها مُمَلِّکُهُ
وَ لا وَهِمَ وَ لا وُکِسَ مُلاحِمُهُ وَلا وُصِمَ.
اَسْئَلُ اللهَ لَکُم اِحمادَ وِصالِهِ وَ دَوامَ اِسْعادِهِ
وَاَلْهَمَ کُلّاً اِصْلاحَ حالِهِ وَ الْاِعْدادَ لِمَآلِهِ وَ مَعادِهِ،
وَ لَهُالْحَمْدُ السَّرْمَدُ وَ الْمَدْحُ لِرَسولِهِ اَحْمَدَ.

سپاس از آنخداوندی است که پادشاهی ستوده و مالکی پر مهر، صورت گر هر مولود و پناهگاه هرمطرودی است. گستراننده بستر زمین و استوار کننده کوهها و فروفرستنده بارانها و آسانکننده نیازها (و آرزوها) است.

دانا و آگاه به همه رازها و درهم کوبندهپادشاهان و نابودکننده آنهاست. در هم پیچنده (:و پایان بخش) روزگاران و برگردانندهآنهاست. اوست که هر چیز را وارد دَور می نماید و از دور خارجش می گرداند. عطایش همهچیز را فراگرفته و ابرِ سخایش کمال یافته و فروباریده و خواسته ها و آرزو(هایبندگان) را برآورده است. و (به حکمتش) ریگزارها را گسترد و به ریگ آراست.
ستایشمی کنم او را، ستایشی که امتدادش بلند (:و بی انتها) است؛ و یگانه اش می شمارم بدانگونه که (پیامبرِ) پر تضرّع و ابتهال یگانه اش می شمرد. و اوست خداوندی که امّتهارا خدائی جز او نیست. آنچه که او استوار و مرتّب نمود کسی نیست که درهمریزد.
محمّد را – به عنوان نشانه هدایت اسلام و پیشوای زمام داران (:وپیشوایان)، و اصلاح گر توده ها و تعطیل کننده احکام (:و رسوم بتهایی چون) وَدّ وسُواع – فرستاد. او (نیز تعالیم رسالت را) ابلاغ نمود و تعلیم فرمود (هر حکمی کهلازم به بیان بود بدان) حکم نمود و (مبانی را) محکم ساخت؛ و اصول اساسی را پایهگذارد و زمینها(ی عملی اش را) مهیّا ساخت، و بر وعده ها(ی بشارت) تأکید ورزید وانذار و بیم داد.
خداوند اِکرام (خویش) را برای او پیوسته سازد و سلام (:و درود) را ملازم روانش گرداند، و آل و اهل بیت بزرگوارش را رحمت عطا کند، تا وقتی که کواکبمی درخشد و بچه شتر مرغ می دود و ماه طلوع می کند و بانگی به گوش می رسد.
خداوندحفظتان کند. شایسته ترین اعمال را انجام دهید، و به مسیرهای حلال روید، و حرام راکنار افکنید و ترک گویید، به فرمان خدا گوش فرا دهید آن را به خاطر بسپارید و پیوندبا خویشان را محکم نمایید، و مراعاتشان نمایید، و با هوسها مخالفت ورزید، و آنها رااز خود دور کنید.
با اهل درستی و تقوا وصلت نمایید و از اهل لهو و آز ببُرید. این کسی که در پی وصلت با شماست از پاکزاده ترین آزادگان و شریفترین آنان، و شیرین (:و محبوبترین) آنان در (تبار و) خواست گاه.
آگاه باشید؛ که او اینک آهنگ شما رانموده، به حریم شما وارد گشته تا عروس گرامی (از تبار) شما را بگیرد و مهریّه اش راهمان مهری قرار می دهد که رسول خدا، برای (همسرش) امّ سلمه قرار داده است، با اینکهاین بزرگوار یهترین دامادی بود که فرزندانی را به ودیعه نهاد و آنچه را که خواستبدست آورد (و کسی از وصلتش امتناع نمی کرد). و هر که به او همسر داد، دچار سهو واشتباه نشد و بر آن که با او پیوند نمود خرده ای گرفته نشد و خسارتی ندید.
ازخداوند برایتان مسئلت می کنم که پیوندتان را ستوده گرداند و امدادش را به شما مداومکند و به هر یک را آن چه مایه صلاح کار و آمادگی برای سرانجام و معادِ اوست الهامنماید.
و ستایش همیشگی مخصوص آن ذات (یکتا)ست و مدح و ثنا از آنِ رسول او احمد.



http://www.mo3afa.com/fasel/f63.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۸:۳۷
http://img37.picoodle.com/img/img37/3/12/13/f_hadim_fc08c35.jpg




دهمين حجت خدا هادى

دهمين مير و پيشوا هادى

دهمين جانشين پيغمبر
نهمين پور مرتضى هادى

دهمين دادرس به خلق جهان
دهمين شافع جزا هادى

دهمين گل ز گلشن زهرا
ثمر نخل طاوها هادى

مظهر جود و نور چشم جواد

جد مهدى مه لقا هادى





حاجت ما ظهور مهدى توست

حاجت ما روا نما هادى

جشن ميلاد تو مبارك باد
بر همه خلق ما سوا هادى





http://images.bigoo.ws/content/glitter/dividers/dividers_78.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۱۸:۵۶
http://img03.picoodle.com/img/img03/3/12/13/f_13841024011m_4f2ce8c.jpg





1. فروتنى‌ آن‌ است‌ كه‌ با مردم‌ چنان‌ كنى‌ كه‌ دوست‌ دارى‌ با تو چنان‌ باشند.



(المحجة‌ البيضاء ، ج‌ 5 ، ص‌ 225)




&&&&&&&&&




2. براى‌ خداوند بقعه‌هايى‌ است‌ كه‌ دوست‌ دارد در آنها به‌ درگاه‌ او دعا شود و دعاى‌ دعاكننده‌ را به‌ اجابت‌ رساند ، و حائر حسين‌ (ع‌) يكى‌ از آنهاست‌.



(تحف‌العقول‌ ، ص‌ 510)




&&&&&&&&&





3. هر كس‌ از خدا بترسد ، مردم‌ از او بترسند ، و هر كه‌ خدا را اطاعت‌ كند ، از او اطاعت‌ كنند ، و هر كه‌ مطيع‌ آفريدگار باشد ، باكى‌ از خشم‌ آفريدگان‌ ندارد ،



و هر كه‌ خالق‌ را به‌ خشم‌ آورد ، بايد يقين‌ كند كه‌ به‌ خشم‌ مخلوق‌ دچار مى‌شود.



(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 510)




&&&&&&&&&




4. كسى‌ كه‌ چهل‌ روز گوشت‌ نخورد بد خلقى‌ پيدا كند ، و كسى‌ كه‌ چهل‌ روز پى‌ در پى‌ نيز گوشت‌ بخورد اخلاقش‌ بد مى‌شود.



(بحار الانوار ج‌ 56 ، ص‌ 326)




&&&&&&&&&




5 . به‌ راستى‌ كه‌ خدا ، جز بدانچه‌ خودش‌ را وصف‌ كرده‌ ، وصف‌ نشود . كجا وصف‌ شود آنكه‌ حواس‌ از دركش‌ عاجز است‌ ، و تصورات‌ به‌ كنه‌ او پى‌ نبرد ، و در ديده‌ها نگنجد ؟ او با همه‌ نزديكيش‌ دور است‌ و با همه‌ دورى‌اش‌ نزديك‌ . كيفيت‌ و چگونگى‌ را پديد كرده‌ ، بدون‌ اينكه‌ خود كيفيت‌ و چگونگى‌ داشته‌ باشد . مكان‌ را آفريده‌ بدون‌ اينكه‌ خود مكانى‌ داشته‌ باشد . او از چگونگى‌ و مكان‌ بر كنار است‌ . يكتاى‌ يكتاست‌ ، شكوهش‌ بزرگ‌ و نامهايش‌ پاكيزه‌ است‌.



(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 510)




&&&&&&&&&





6. هر كه‌ بر طريق‌ خداپرستى‌ محكم‌ و استوار باشد ، مصائب‌ دنيا بر وى‌ سبك‌ آيد ، گر چه‌ تكه‌ تكه‌ شود.



(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 511)




&&&&&&&&&




7. اگر بگويم‌ كسى‌ كه‌ تقيه‌ را ترك‌ كند مانند كسى‌ است‌ كه‌ نماز را ترك‌ كرده‌ ، راست‌ گفته‌ام‌.



(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 511)




&&&&&&&&&




8. شخص‌ شكرگزار ، به‌ سبب‌ شكر ، سعادتمندتر است‌ تا به‌ سبب‌ نعمتى‌ كه‌ باعث‌ شكر شده‌ است‌ . زيرا نعمت‌ كالاى‌ دنياست‌ و شكرگزارى‌ ، نعمت‌ دنيا و آخرت‌ است‌ .



(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 512)




&&&&&&&&&





9. خداوند دنيا را سراى‌ امتحان‌ و آزمايش‌ ساخته‌ و آخرت‌ را سراى‌ رسيدگى‌ قرار داده‌ است‌ ، و بلاى‌ دنيا را وسيله‌ ثواب‌ آخرت‌ ، و ثواب‌ آخرت‌ را عوض‌ بلاى‌ دنيا قرار داده‌ است‌.



(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 512)




&&&&&&&&&





10. ستمكار بردبار ، بسا كه‌ به‌ وسيله‌ حلم‌ و بردبارى‌ خود از ستمش‌ گذشت‌ شود و حقدار نابخرد ، بسا كه‌ به‌ سفاهت‌ خود ، نور حق‌ خويش‌ را خاموش‌ كند.



(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 512)





&&&&&&&&&




11. كسى‌ كه‌ خود را سبك‌ مى‌شمارد ، از شر او در امان‌ مباش‌.



(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 512)





&&&&&&&&&




12. اگر همه‌ مردم‌ مسيرى‌ را انتخاب‌ كنند و در آن‌ گام‌ نهند ، من‌ به‌ راه‌ كسى‌ كه‌تنها خدا را خالصانه‌ مى‌پرستد خواهم‌ رفت‌.



(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 245)




&&&&&&&&&





13. حسد نيكوييها را نابود سازد.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 302)




&&&&&&&&&





14. تكبر و غرور ، دشمنى‌ آورد.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 302)




&&&&&&&&&




15. فقر يعنى‌ آزمندى‌ نفس‌ است‌ و نااميدى‌ بسيار.



(بحار الانوار ج‌ 78 ، ص‌368)




&&&&&&&&&




16. بخل‌ ناپسنده‌ترين‌ خلق‌ و خوى‌ است‌.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 302)




&&&&&&&&&




17. طمع‌ خصلتى‌ ناروا و ناشايست‌ است‌.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 302)





&&&&&&&&&




18. امام‌ هادى‌ (ع‌) به‌ كسى‌ كه‌ در ستايش‌ از ايشان‌ افراط كرده‌ بود فرمودند : از اين‌ كار خوددارى‌ كن‌ كه‌ تملق‌ بسيار ، بدگمانى‌ به‌ بار مى‌آورد ، و اگر برادر مؤمنت‌ مورد اعتماد تو واقع‌ شد ، از تملق‌ او دست‌ بردار و حسن‌ نيت‌ نشان‌ ده‌.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 302)




&&&&&&&&&




19. هر گاه‌ در زمانه‌اى‌ عدل‌ بيش‌ از ظ‌لم‌ رايج‌ باشد ، بدگمانى‌ به‌ ديگرى‌ حرام‌ است‌ ، مگر آنكه‌ آدمى‌ بدى‌ از كسى‌ ببيند ، و هرگاه‌ در زمانه‌اى‌ ظ‌لم‌ بيش‌ از عدل‌ باشد ، تا وقتى‌ كه‌ آدمى‌ خيرى‌ از كسى‌ نبيند ، نبايد به‌ او خوشبين‌ باشد.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)




&&&&&&&&&




20. بهتر از نيكى‌ نيكوكار است‌ ، و زيباترين‌ از زيبايى‌ ، گوينده‌ آن‌ است‌ ، و برتر از علم‌ حامل‌ آن‌ است‌ ، و بدتر از بدى‌ ، عامل‌ آن‌ است‌ ، و وحشتناكتر از وحشت‌ ، آورنده‌ آن‌ است‌.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)




http://img30.picoodle.com/img/img30/5/11/25/f_flower291m_d26905e.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۳, ۲۳:۳۱
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:v8y8-fbksKdEdM:http://tebyan.net/image/big/1386/10/152153777122293581646513520715731196114101.jpg





21. از كسى‌ كه‌ بر او خشم‌ گرفته‌اى‌ ، صفا و صميميت‌ مخواه‌ و از كسى‌ كه‌ به‌ وى‌ خيانت‌ كرده‌اى‌ ، وفا مطلب‌ ، و از كسى‌ كه‌ به‌ او بدبين‌ شده‌اى‌ ، انتظار خيرخواهى‌ نداشته‌ باش‌ ، كه‌ دل‌ ديگران‌ براى‌ تو همچون‌ دل‌ تو براى‌ آنهاست‌.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 305)


&&&&&&&&&




22. خشم‌ بر زير دستان‌ از پستى‌ است‌.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)


&&&&&&&&&




23. هر كه‌ از خود راضى‌ باشد ، خشمگيران‌ بر او زياد خواهند بود.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 303)


&&&&&&&&&




24. مقدرات‌ چيزهايى‌ را بر تو نمايان‌ مى‌سازد كه‌ به‌ فكرت‌ خطور نكرده‌ است‌.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 303)


&&&&&&&&&




25. نارضايتى‌ پدر و مادر ، كم‌ توانى‌ را به‌ دنبال‌ دارد و آدمى‌ را به‌ ذلت‌ مى‌كشاند.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 303)


&&&&&&&&&




26. مردم‌ در دنيا با اموالشان‌ و در آخرت‌ با اعمالشان‌ هستند.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)


&&&&&&&&&




27. مسخرگى‌ ، تفريح‌ سفيهان‌ و كار جاهلان‌ است‌.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)


&&&&&&&&&




28. وقت‌ جان‌ دادنت‌ نزد خانواده‌ات‌ را به‌ ياد آر كه‌ در آن‌ هنگام‌ طبيبى‌ جلوگير مرگت‌ و دوستى‌ نفع‌ رسانت‌ نباشد.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)


&&&&&&&&&




29. جدال‌ ، دوستى‌ قديمى‌ را تباه‌ مى‌كند و پيوند محكم‌ را مى‌گسلد و كمترين‌ چيزى‌كه‌ در آن‌ است‌ كوشش‌ براى‌ غلبه‌ بر ديگرى‌ است‌ ، كه‌ آن‌ هم‌ ريشه‌ علتهاى‌ جدايى‌ است‌.



( مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)


&&&&&&&&&




30. حكمت‌ ، اثرى‌ در دلهاى‌ فاسد نمى‌گذارد.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)


&&&&&&&&&




31. براى‌ نعمتها همسايه‌ خوبى‌ شويد و با شكرگزارى‌ به‌ افزودن‌ آن‌ اميدوار باشيد.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 305)


&&&&&&&&&




32. گلايه‌ كليد گرانبارى‌ است‌ ، ولى‌ گلايه‌ بهتر از كينه‌توزى‌ است‌.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)


&&&&&&&&&




33. نادان‌ ، اسير زبان‌ خويش‌ است‌.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)


&&&&&&&&&




34. افسوس‌ كوتاهى‌ كارهاى‌ گذشته‌ را با تلاش‌ در آينده‌ جبران‌ كنيد.



(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 304)


&&&&&&&&&




35. هر كه از خود راضى باشد بدگويان او زياد خواهند شد.



بحارالا نوار: ج 69، ص 316، ح 24.


&&&&&&&&&




36.هركس به خويشتن إ هانت كند و كنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در اءمان ندان .



تحف العقول : ص 383، بحارالا نوار: ج 75، ص 365.


&&&&&&&&&




37.تواضع و فروتنى چنان است كه با مردم چنان كنى كه دوست دارى با تو آن كنند.



محجّة البيضاء: ج 5، ص 225.


&&&&&&&&&




38.هركس مطيع و پيرو خدا باشد از قهر و كارشكنى ديگران باكى نخواهد داشت .



بحارالا نوار: ج 50، ص 177، ح 56، و ج 71، ص 182 ح 41.


&&&&&&&&&




39.شب زنده دارى ، خواب بعد از آن را لذيذ مى گرداند؛ و گرسنگى در خوشمزگى طعام مى افزايد يعنى هر چه انسان كمتر بخوابد بيشتر از خواب لذت مى برد و هر چه كم خوراك باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود .



بحارالانوار: ج 84 ص 172 به نقل از اءعلام الدين ديلمى .


&&&&&&&&&




40.مسخره كردن و شوخى هاى بى مورد از بى خردى است و كار انسان هاى نادان مى باشد.



الدرّة الباهرة : ص 42، س 5، بحارالا نوار: ج 75، ص 369، ح 20.



http://shiaupload.ir/images/5o5cep6vnic8e15akxn.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۴, ۰۱:۵۳
http://shiaupload.ir/images/l40x0mnc0kw9gkv741go.jpg





زيارتنامه حضرت امام علی النقی الهادی (ع)

آيا داخل شوم ای پيامبر خدا؟
آيا داخل شوم ای اميرالمؤمنين؟
آيا وارد شوم ای فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانيان؟
آيا داخل شوم ای سرورم حسن فرزند علی ؟
آيا داخل شوم ای سرورم حسين فرزند علی ؟
آيا داخل شوم ای سرورم علی فرزند حسين ؟
آيا داخل شوم ای سرورم محمد بن علي ؟
آيا وارد شوم ای مولای من جعفر بن محمد؟
آيا داخل شوم ای مولای من موسی بن جعفر؟
آيا داخل شوم ای سرورم علی بن موسي ؟
آيا وارد شوم ای مولای من محمد بن علي ؟
آيا داخل شوم ای سرورم ای اباالحسن علی بن محمد؟
آيا داخل شوم ای سرورم ای ابا محمد حسن بن علي ؟
آيا داخل شوم ای فرشتگان خدا و ای نگهبانان اين حريم شريف؟
خدا بزرگتر است.
درود بر تو ای اباالحسن علی بن محمد آن پاکيزه راهبر و روشنی
درخشان و رحمت خدا و برکات او
درود بر تو ای رشته محکم خدا
درود بر تو ای که در زمره خاندان خدايی
درود بر تو ای بهترين منتخب خدا
درود بر تو ای برگزيده خدا
درود بر تو ای امين خدا
درود بر تو ای شايسته خدا
درود بر تو ای دوست خدا
درود بر تو ای روشنی روشنيها
درود بر تو ای زيور نيکان
درود بر تو ای نژاد و فرزند خوبان
درود بر تو ای عنصر پاکان
درود بر تو ای حجت خدای رحمن
درود بر تو ای اصل و اساس ايمان
درود بر تو ای سرور مؤمنان
درود بر تو ای سرپرست شايستگان
درود بر تو ای پرچم و نشانه هدايت
درود بر تو ملازم با پرهيزکاری
درود بر تو ای استوانه دين
درود بر تو ای فرزند خاتم پيامبران
درود بر تو ای فرزند آقای جانشينان
درود بر تو ای فرزند فاطمه زهرا بانوی بانوان جهان
درود بر تو ای امانت دار باوفا
درود بر تو ای پرچم دار پسنديده
درود بر تو از پارسای پرهيزکار
درود بر تو ای حجت و دليل بر همه خلق
درود بر تو ای خواننده قرآن
درود بر تو ای بيان کننده حلال و حرام خدا
درود بر تو ای سرپرست خيرخواه
درود بر تو ای راه روشن خدا
درود بر تو ای ستاره درخشان



http://shiaupload.ir/images/s72zw9hzqx40c40cd2hr.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۴, ۰۲:۰۳
http://shiaupload.ir/images/mzw9xxohaq4qmspn6l4w.jpg





ادامه زيارتنامه حضرت امام علی النقی الهادی (ع)


گواهی مي دهم ای سرورم ای اباالحسن که توئی حجت خدا بر خلقش خليفه و جانشين او در ميان آفريدگانش و امين او در شهر هايش و گواه او بر بندگانش.

گواهم به اينکه تويی کلمه پرهيزگاری و درگاه هدايت و حلقه محکم و استوار و حجت بر بندگانش هر که در روی زمين است و هر که در زير خاک است .

و گواهم که تويی پاک و منزه از گناهان و مبرائی از هر نقص و عيبها و اختصاص يافته به کرم و بخشش خدا و بخشش هستی به حجت خدا و هبه شده به او کلمة الله و اساس آنچنانيکه پناهنده شوند به سوی او بندگان و زنده شود به وسيله او شهرها .

و گواهم ای سرورم و مولايم به اينکه من نسبت به تو و پدران تو و فرزندان تو يقين و اقرار دارم و پيرو شمايم در باطن امر و سرشت ذاتم و دستورات دينيم و سرانجام کردارم و محل برگشتم و جايگاهم و من دوستار آن کسم که شما را دوست بدارد و دشمنم آنکسم که شما را دشمن بدارد و مؤمنم به پنهان شما و عيان شما و اول شما و آخر شما پدرم و مادرم فدای شما باد و درود بر تو و رحمت خدا و برکات او .

خدايا درود فرست بر محمد و خاندان محمد و درود فرست بر حجت باوفايت و ولی و نماينده پاکت و امين پسنديده ات و برگزيده راهنمايت و راه راست تو و جاده بزرگتر و راه ميانه و طريقه معتدل تر و نور و روشنائی دل مؤمنان و نماينده پرهيزکاران و همدم مردمان با اخلاص .

خدايا درود فرست بر آقای ما محمد و خاندان محمد و درود فرست بر علی بن محمد آن رهبر معصوم از لغزش و پاک از هر عيب و خلل و بريده از خلق و دلداده به درگاه تو با آرزو و مبتلا به همه فتنه ها و آزموده به رنج محنتها و ابتلاهايی که با همه سختی او را نيکو بود و بردباری در شکايت و راهنمای به بندگانت و مايه برکت شهرهايت و جايگاه رحمتت و خزانه دار و گنجينه حکمتت و پيشرو به سوی بهشت تو دانشمند در ميان آفريده ات

و راهنمای در بين خلقت آنکه پسنديدی او را و انتخابش نمودی و اختيار کردی او را در مقام جانشينی رسولت و در ميان امت خودت و ملزم نمودی او را به نگهداری شريعت او و به تنهايی بار سنگين جانشينی را به دوش گرفت و بلند کرد او را و از روی توانايی بدوش کشيد آن را و نلغزيد در مشکلی و درنماند در هيچ امر پيچيده ای بلکه گشود گره هر غمی را و مسدود کرد هر رخنه ای را و ادا کرد هر وظيفه حتمی را

خدايا چنانچه روشن کردی ديدگان پيامبرت را بدو پس بالا ببر درجه او را و زياد کن در نزدت پاداش او را و درود فرست بر او و برسان به او از طرف ما تحيت و سلام و عطا کن بما از نزد خودت در دوستی او فضل و احسان و آمرزش و خوشنودی خود را زيرا تويی دارای بخشش بزرگ.

ای خدای صاحب قدرت همه جانبه و رحمت پهناور و صاحب عطاهايی پی در پی و دارای نعمتهای پياپی و دنبال هم و نعمتهای بزرگ و بخششهای شايان و زياد درود فرست بر محمد و خاندان محمد راستگويان و عطا کن بمن درخواستم را و گرد آور پراکندگيم را
و فراهم نما پريشانيم را و پاکيزه گردان کردارم را و منحرف مساز دلم را پس از آنکه هدايتم کردی.

و ملغزان گام مرا و وامگذار مرا به خودم به اندازه يک چشم بهم زدن و هرگز نااميد مساز طمع و آرزوی مرا و آشکار مکن عيوبم را و پرده زشتيهايم را پاره مکن به هراسم ميانداز و نوميدم مساز و بوده باش نسبت به من رؤوف و مهربان و هدايت نما مرا و پاک و پاکيزه گردان مرا و صفايم ده و برگزين مرا و نجات ده مرا و خالص کن .

مرا از عيوب و آراسته ام نما و به خودم اختصاص ده و نزديکم کن بدرگاه خودت و دورم مساز از نزد خودت و به من لطف و مهربانی کن و به من جفا روا مدار و گراميم بدار و خوارم مکن و از تو مي خواهم که دريغ مداری آنچه را از تو نخواسته ام فراهم آور برای من
با رحمت خودت ای مهربانترين مهربانان.

و از درگاهت مسألت دارم به حرمت آبروی کريمت و به حرمت پيامبرت حضرت محمد درودهايت بر او و بر خاندان او و به حرمت خاندان رسولت اميرمؤمنان علی و حسن و حسين و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و آن يادگار بازمانده درودهای تو و برکات تو بر آنان .

اينکه درود فرستی بر همه آنان و شتاب کنی فرج قائم آنها را به دستور خودت و ياری کن او را و ياری نما به او دينت را و قرار ده مرا در زمره نجات يافتگان بوسيله او و مخلصان در طاعتش فرما و از تو خواهم به حق آنها که اجابت کنی دعايم را و برآورده کنی حاجتم را و عطا کنی درخواستم را و کفايت کنی امر مهم مرا از امر دنيا و آخرت مرا .

ای مهربانترين مهربانان ای روشنی ای حجت قاطع ای تابنده ای بيان کننده ای پروردگار کفايت کن مرا شر شرها و آفت ها و بلاهای روزگار و از تو مي خواهم رستگاری را روزی که دميده شود در صور ای توشه و ذخيره ام در برابر ذخيره ها ای اميد من و مورد اعتمادم و ای پشت و پناه و تکيه گاهم ای يگانه ای يکتا و ای که گفتی بگو:

او خدای يگانه است از تو خواهم ای خدا به حق کسانيکه آفريدی از خلقت و قرار ندادی در بين خلقت مانند آنها احدی را درود فرست بر جماعت آنها و با من چنين و چنان کن.



http://shiaupload.ir/images/s72zw9hzqx40c40cd2hr.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۴, ۱۶:۳۳
http://shiaupload.ir/images/ouqhfvtnhpolhyt4f1co.jpg




خاطراتي از امام هادي عليه السلام :

تو نه، فرزندت شیعه می شود

از هبة الله بن ابی منصور موصلی نقل شده كه گفت: یك مرد نصرانی در دیار ربیعه بود كه اصلاً از اهالی «كَفَر توثا» (یكی از قریه های فلسطین ) بود. وی كاتب (نویسنده ) بود و به نام: (یوسف بن یعقوب) خوانده می شد، بین او و پدرم رابطه دوستی بود. روزی این كاتب نصرانی، نزد پدرم آمد، گفتم: برای چه به اینجا آمده ای؟ گفت: به حضور متوكل (خلیفه وقت ) دعوت شده‌ام، ولی نمی دانم برای چه احضار شده‌ام و او از من چه می خواهد؟ ومن سلامتی خود را از خداوند به صد دینار خریده‌ام، وآن صد دینار را برداشته‌ام تا به‌ امام هادی علیه السلام بدهم.

پدرم گفت: در این مورد، موفق شده‌ای.

آن مرد نصرانی نزد متوكل رفت و پس از اندك مدتی، نزد ما‌ آمد در حالی كه شاد و خوشحال بود، پدرم به او گفت:

ماجرای خود را به من بگو ، او گفت: به شهر سامراء رفتم، كه قبلاً هرگز به این شهر نرفته بودم، به خانه ای وارد شدم، با خود گفتم بهتر این است كه نخست قبل از آنكه كسی مرا بشناسد كه به سامراء ‌آمده‌ام، این صد دینار را به ‌امام هادی علیه السلام برسانم، بعد نزد متوكل بروم، در آنجا دانستم كه متوكل، ‌امام هادی علیه السلام را از سوار شدن او( به جائی رفتن) منع كرده، واو خانه نشین است،

با خود گفتم: چه كنم، من یك نفر نصرانی هستم، اگر خانه ابن الرضا (امام هادی علیه السلام ) را بپرسم، ایمن نیستم كه این خبر زودتر به گوش متوكل برسد، وبر بیچارگی كه در آن هستم، افزوده گردد.

ساعتی در این باره فكر كردم، به نظرم‌ آمد كه سوار برمركبم شوم، ودر شهر بروم، و از مركب خود جلوگیری نكنم، تا هر كجا كه خواست برود، شاید خانه آن حضرت را بشناسم، بی آنكه از كسی بپرسم، آن صد دینار را در كاغذی نهادم و در میان آستینم گذاشتم، وسوار برمركبم شدم، آن مركب از خیابانها و بازارها، خود به خود عبور می كرد، تا اینكه به در خانه ای رسید و در همان جا ایستاد، هر چه كوشیدم تا از آنجا حركت كند، حركت نكرد، به غلام خود گفتم: بپرس كه این خانه كیست؟

او پرسید، جواب دادند ؛ خانه ابن الرضا (امام هادی علیه السلام ) است. گفتم: الله اكبر، دلیلی است كافی، ناگاه خدمتكار سیاه چهره ای از آن خانه بیرون آمد، وگفت: تو یوسف بن یعقوب هستی؟

گفتم: آری.

گفت: وارد خانه شو، من وارد خانه شدم، او مرا در دالان خانه نشاند، وسپس به اندرون رفت، با خود گفتم این دلیل دیگری بر مقصود است، از كجا این غلام می دانست كه من یوسف بن یعقوب هستم ؛ با اینكه من هرگز به این شهر نیامده‌ام، وكسی مرا در این شهر نمی شناسد،

بار دیگر خدمتكار آمد و گفت: آن صد دینار را كه در كاغذ پیچیده ای و در آستین داری بده ، آن را دادم و با خود گفتم: این دلیل سوّم است بر مقصد.

سپس آن خدمتكار نزد من‌ آمد وگفت: وارد خانه شو!
من به خانه ابن الرضا (ع) وارد شدم، دیدم آن حضرت تنها در خانه خود نشسته است، تا مرا دید به من فرمود: ای یوسف آیا وقت آن نرسده تا رستگار شوی؟
گفتم: ای مولای من! دلیل ها ونشانه هائی (به صدق شما و اسلام) برای من آشكار گردید، كه برای هدایت و رستگاری من كفایت می كند.

فرمود: هیهات! تو اسلام را نمی پذیری، ولی بزودی پسرت فلانی مسلمان می شود، و از شیعیان ما است، ای یوسف! گروهی گمان می كنند كه دوستی ما سودی به حال ‌امثال شما ندارد، ولی آنها دروغ گفتند، سوگند به خدا دوستی ما، به حال‌ امثال تو كه نصرانی هستی نیز سود بخش است، برو دنبال آن كاری كه برای آن‌ آمده ای، زیرا آنچه را دوست داری، به زودی خواهی دید، و به زودی دارای پسری مبارك خواهی شد.
آن مرد نصرانی می گوید: نزد متوكل رفتم، و به تمام مقاصدم رسیدم، و باز گشتم.

هبة الله می گوید: من بعد از مرگ همین نصرانی با پسرش دیدار كردم، دیدم مسلمان است ودر مذهب تشیع، استوار ومحكم می باشد، او به من خبر داد كه پدرش بر همان دین نصرانیت مُرد، واو بعد از مرگ پدر، مسلمان شده است، و پیوسته می گفت:
أنا بشارةُ مولای
من بشارت مولای خود (امام هادی) هستم.


هرگز با وی همنشین نمی شوی

یعقوب بن یسارروایت می كند كه: متوكل می گفت: وای بر شما، كار ابن الرضا حضرت هادی (ع) مرا عاجز كرده، نه حاضر است با من شراب بخورد و نه در مجلس شراب من بنشیند ؛ و نه من در این ‌امور فرصتی می یابم كه او را به این كارها وارد كنم .

گفتند: اگر از او فرصتی نیابی در عوض این برادرش موسی است كه شراب خوار و نوازنده است، می خورد ومی نوشد وعشقبازی می كند، بفرستید او را بیاورند و مطلب را بر مردم مشتبه كنید، بگوئید این ابن الرضا است. نامه ای نوشتند و او را با تعظیم واحترام وارد كردند، وهمه بنی هاشم وسران لشكر و مردم استقبالش كردند، وغرض این بود كه وقتی می رسد‌ املاكی به او واگذار كند و دختری به او بدهد وساقیان شراب وكنیزكان نوازنده نزد او بفرستد، و با او مواصله و احسان كند، ومنزل عالی برایش قرار دهد كه خود در آنجا به دیدنش رود.

وقتی كه موسی وارد شد، حضرت هادی عليه السلام در پل وصیف (جایی است كه آنجا به استقال واردین می روند) حضرت با او ملاقات كرده و به او سلام نمود و حقش را ادا كرد، سپس فرمود:

این مرد تو را احضار كرده كه احترامت را هتك و پایمال كند ورتبه ات را پایین آورد، مبادا هرگز به شراب خواری اقرار كنی.

موسی گفت: اگر مرا برای اینكار خواسته پس چكنم؟

فرمود: رتبه خویش فرو میاور و چنین كاری نكن كه او هتك احترام تو را خواسته است.

موسی نپذیرفت و حضرت تكرار كرد، تا چون دید اجابت نمی كند، فرمود:

ولی بدان كه مجلس مورد نظر او مجلسی است كه هرگز تو با او در آن جمع نمی شوید.

همان شد كه حضرت فرمود، سه سال موسی آنجا اقامت كرد وهر روز صبح بر درب سرای او می رفت یك روز می گفتند: مست است فردا صبح بیا، روز دیگر می رفت، می گفتند: دوا خورده و روز دیگر می گفتند: كار دارد، و سه سال به همین منوال گذشت تا متوكل از دنیا رفت و در چنین مجلسی با هم جمع نشدند.

كافی، ج1،ص502،ح8


http://shiaupload.ir/images/y7pclpm9eoyqik4x1ck.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۹/۲۴, ۱۶:۴۴
http://shiaupload.ir/images/tw25bwxvkqllo478rccw.jpg



ز دل سرودِ مدحَتَت سر، عاشقانه مى‏كنم
مِنَ الاَزَل اِلَى الاَبَد تو را بهانه مى‏كنم
اگر نواى رب كنم خداى را طلب كنم
من از هدايت تو سر بَر آستانه مى‏كنم
شَها دَهُم ولى تويى چهارمين على تويى
بنام نامى على تو را ترانه مى‏كنم
نه ترك ذكر تو كنم نه حد شكر تو كنم
نداى اعتلاى تو به هر زمانه مى‏كنم
تويى كه بر هدايتت هزار خضر تشنه لب
منم كه آب زندگى طلب ز خانه مى‏كنم
نه راه گم شود ز تو كه چاه خُم شود ز تو
به يك نگاه چاره صد آب و دانه مى‏كنم
مدينه دل مرا ضريح طور كرده‏اى
چه سجده‏ها به مقدم گل سمانه مى‏كنم
بگو به شكر نعمت خداى حى لا مكان
سلام ما درود ما به جد صاحب الزمان

http://shiaupload.ir/images/04q0sry8g9uroqwsdtd.gif


دل رميده‏ام به يك نگاه، مايل آمده
به سايه حضور تو اسير و حايل آمده
تو آن يم كرامتى كه از خروش بخششت
طمع كنان و سركشان دلم به ساحل آمده
ز موج خوش نگاهى‏ات ز فوج خير خواهى‏ات
به اوج بى سپاهى‏ات هزار سائل آمده
خم دلم غدير تو جهانيان فقير تو
ملوك سر به زير تو كه مير عادل آمده
دلم گرفته بوى تو نشسته كنج به كوى تو
طلب كند سبوى تو كه ساقى دل آمده
به چشمك ستاره‏ها چه خيره شد نظاره‏ها
به يثرب است اشاره‏ها كه ماه كامل آمده
ز آيه‏ها بشارتى ز سوره‏ها اشارتى
مدينه شد زيارتى كه شمس نازل آمده
خدا على ديگرى به شيعه مى‏دهد نشان
سلام ما درود ما به جد صاحب الزمان

http://shiaupload.ir/images/04q0sry8g9uroqwsdtd.gif


اگر غدير وادى مدينهُ الْوِلاء بود
ولادت مباركت سفينة الهدى بود
اگر نبى است شهر علم اگر على است باب آن
علوم اولين و آخرين حق تو را بود
تو مدح اهل‏بيت را مؤلفى و مدعى
كه شعر نغز جامعه ز خامه‏ات به جا بود
تو مُظهرى به هل اتى تو مَظهرى به هر عطا
تمام كائنات بر سراى تو گدا بود
تويى امام مؤتمن تو سومين اباالحسن
تو دومين گل رضا كه جد تو رضا بود
تو احمدى تو حيدرى تو امتداد كوثرى
نواده حسينى و عموت مجتبى بود
تمام ملك دست تو سمات پاى بست بود
كه تخت و تاج سلطنت به حق تو را سزا بود
جواد آل جود را بشارت آمد از جنان
سلام ما درود ما به جد صاحب الزمان

http://shiaupload.ir/images/04q0sry8g9uroqwsdtd.gif


تو ناشر حقيقتى تو مظهر ولايتى
تو هادى طريقتى تو كشتى هدايتى
تو ميوه نبوتى تو شاخسار عترتى
تو نور چشم عصمتى تو را خدا عنايتى
تويى شراب ناب من حساب من كتاب من
شفاعتم به دست تو به حال ما رعايتى
وحوش رامِ رامِ تو طيور صيد دام تو
تو كيستى تو چيستى؟ خداى را چه آيتى
نه وصف توست كار من نه مدح تو شكار من
تو صيد وصف داورى ز بسكه خوش حكايتى
مرا به خويش بنده كن بيا و مرده زنده كن
مسيح جان خسته كن ز بى كسان حمايتى
ميان حصر دشمنان اميد قلب دوستان
طلايه دار شيعيان امير با درايتى
به روز غم مرا ببر به سوى خود كشان كشان
سلام ما درود ما به جد صاحب الزمان



http://shiaupload.ir/images/04q0sry8g9uroqwsdtd.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۹, ۰۵:۳۶
http://kkkkk03.persiangig.ir/125.gif (http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://sl.glitter-graphics.net/pub/1083/1083306h0hj6supq4.gif


مژده ز ميلاد ولى عشر

هادى دين زاده خير البشر

مژده ز ميلاد على النقى

هادى دين نوگل باغ تقى

سبط نبى مير همه متقى

شبل على بحر نقاوت نقى

شاه عشر هادى جن و بشر

هادى دين زاده خير البشر

مژده ز ميلاد ولى زمين

شبل على والد پاك حسن

ماه دهم بارقه ذوالمنن

زاده زهرا وصى بوالحسن

شمس هدى پادشه بحر و بر

هادى دين زاده خير البشر

مژده ز ميلاد شه ملك دين

نور خدا سرور اهل يقين

محور دين عروه اهل يقين

حجت حق مظهر جان آفرين



http://sl.glitter-graphics.net/pub/1083/1083306h0hj6supq4.gif

(http://ghalbe6ei.blogfa.com/cat-4.aspx)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۹, ۰۵:۳۸
طوبای فرخنده

http://i13.tinypic.com/8fzk748.gif



در سپیده دمان پانزدهم ذیحجه سال 212 هجری، شعر حیات بر لبان آفرینش جاری شد و زمین را جشن حضور فراگرفت. دهمین صدف دریای آفرینش شکافته شد و گوهر تابنده ای را بر صفحه فطرت به نمایش گذاشت تا چشم هر بیننده ای از فروغ فروزانش خیره گردد. گلی از عترت یاس در شهر رسالت در دامان موسای زمان و جوادآل محمد علیه السلام جوانه زد و سرای آن امام همام را از شمیم عِطر دل انگیزش پر ساخت. او راکه فقیه بود و پرهیزکار، هادی نامیدند تا نویدی باشد از صبح هدایت در دنیای قحط زده ایمان؛ او که با حضورش، جهانی را ریزه خوارِ خوان نعمت خود ساخت.



http://i13.tinypic.com/8fzk748.gif

شهدای گمنام
۱۳۸۸/۰۹/۰۹, ۰۵:۴۱
بسم الله الرحمن الرحیم
میلاد با سعادت حضرت امام هادی (ع) را به پیشگاه آقا صاحب الزمان (عج) و کلیه شیعیان جهان تبریک عرض می نمایم

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۹, ۰۷:۴۱
تبریک

http://i9.tinypic.com/6ex4708.gif

امام علی النقی پیشوای دهم شیعیان و دوازدهمین نور از انوار عصمت و طهارت، در نیمه ذی الحجه سال 212، در محلی در حوالی مدینه، چشم به جهان گشود و با نور وجودش جهان را غرق در سرور کرد و لطف خدا از دریچه پر فیض وجودش جاری شد. آسمان و زمین مدینه ازندای تبریک و تهنیت فرشتگان مقرب الهی پر شد و قلب آسمانیان به دمیدن خورشیدی دیگر در آسمان ولایت شادمان گشت. خجسته باد میلاد فرخنده و پر نورش.

http://i9.tinypic.com/6ex4708.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۰۹, ۰۷:۴۵
خورشید دهم

http://i13.tinypic.com/4ghcf4k.gifhttp://i13.tinypic.com/4ghcf4k.gifhttp://i13.tinypic.com/4ghcf4k.gif

سلام بر نور، بر روشنایی، بر دهمین خورشید!
سلام بر تابناک ترین ودیعه الهی در زمین، بر مجد و شرافت، بر پاکی و عزت!

سلام بر او که یادگار فضیلت و پارسایی، سخاوت و پاکیزگی بود!
نخل های هدایت از برکت دستانش ثمربخش بود و سَحَر از دیدن قامت زیبایش تبسم بر لب داشت.

دست های حاجتمندان، بی آنکه سرشار باشند، از درگاهش دور نمی شد و همگان در برابر شکوهش فروتن بودند.
باران رحمت آگاهی را بر سر و قلب مردمان جاری می کرد و مؤمنان از پیشگاه همتش نیرو می گرفتند.

آن گاه که ناباوران و دشمنان به شکستن قداست و شکوهش می اندیشیدند، خود، می شکستند و فرو می ریختند!
او خواب تاریک دلان را برمی آشفت و پرچم توحید را در بلندترین قله های حیات برمی افراشت.

او چراغ فروزان هدایت بود و یاور و راهنمای همیشه امت؛ کتاب دانایی و پارسایی و زهد را به هم درآمیخته بود و از مدینه تا سامرا، نور و روشنایی ریخته بود.

میلاد خجسته و پرفروغش مبارک باد!

http://i13.tinypic.com/4ghcf4k.gifhttp://i13.tinypic.com/4ghcf4k.gifhttp://i13.tinypic.com/4ghcf4k.gif
حمزه کریم خانی

مجیب
۱۳۸۸/۰۹/۰۹, ۰۷:۵۸
گرفته جان نفسم در ثناى حضرت هادى
دُر سخن بفشانم به پاى حضرت هادى

نداشت طوطى جانم هنوز لانه به جسمم
که بود مرغ دلم آشناى حضرت هادى

صفا و مروه کجا و حریم یوسف زهرا
صفاست در حرم با صفاى حضرت هادى

مقربان الهى فرشتگان بهشتى
کشند منت لطف و عطاى حضرت هادى


ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم
شود زیارت صحن و سراى حضرت هادى

درندگان زمین التجا برند به سویش
پرندگان هوا در هواى حضرت هادى

اگر به سامره‏ ام اوفتد گذر سرو جان را
کنم نثار به گنبد نماى حضرت هادى

دلم که درد گناهش به احتضار کشانده
پناه برده به دارالشفاى حضرت هادى

مرا چه قدر که گردم گداى خاک نشینش
که هست خازن جنت گداى حضرت هادى

دهد به روح لطیف ملک، صفا و طراوت
ملاحت سخن دلرباى حضرت هادى

به خاک عطر بهشتى پراکند اگر آید
نسیمى از طرف سامراى حضرت هادى

به عمر دهر مرا گر دهند عمر، نیرزد
به لحظه‏ اى که کنم جان فداى حضرت هادى

به تیرگى نبرى روى و راه خود نکنى گم
هدایت است به ظل لواى حضرت هادى

بخوان زیارت پر فیض جامعه که برى پى
به ارزش سخن دلرباى حضرت هادى

مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم
بود رضاى خدا در رضایت حضرت هادى

iranproud
۱۳۸۸/۰۹/۰۹, ۲۳:۱۴
http://img.tebyan.net/big/1387/04/13399124854920024765243148167713421413.jpg


متوكل كاتب و نویسنده‌ای نصرانی داشت كه به او بسیار احترام می‌گذاشت و به خاطر علاقه‌ای كه به او داشت او را با كنیه (ابو نوح) صدا می‌زد. عده‌ای از كاتبان و نویسندگان كاخ این عمل را نادرست خوانده و گفتند: "جایز نیست كافر را با كنیه صدا بزنیم." متوكل از فقها استفتاء كرد و نتیجه منجر به دو نظر شد: گروهی آن را جایز دانستند و گروهی منع كردند.
متوكل ناچار از امام هادی علیه السلام استفتاء نمود و ماجرا را نوشت.


امام در پاسخ نوشتند: "بسم الله الرحمن الرحیم. تَبّت یَدا اَبی لَهَبٍ و تَب"؛ نابود باد ابولهب و دو دستش بریده باد. (سوره مسد/1)
این پاسخ بدیع از بی‌نظیر‌ترین پاسخ‌های عالم فتوا بشمار می‌رود و امام هادی(علیه السلام) با استفاده از این آیه نه تنها جواز كنیه‌گذاری كافر را ثابت می‌كند بلكه وقوع آن را نیز در قرآن یعنی معتبرترین مدرك فتوا نشان می‌دهد. متوكل نیز از پاسخ امام هادی (علیه السلام) قانع شد و به آن عمل كرد.(1)


1- تاریخ بغداد، ج12، ص57 .
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_zdgmachn1nm0l3y6tlf.gif

iranproud
۱۳۸۸/۰۹/۰۹, ۲۳:۱۶
http://img.tebyan.net/big/1387/04/1193821014796137237159142282267315212743101.jpg




میزان كثیر چقدر است؟

متوكل بیمار شد و نذر كرد اگر بهبود یافت پول بسیاری را صدقه بدهد. پس از آن كه سلامتی را به دست آورد خواست نذر خود را ادا نماید. فقها را جمع نمود تا مقدار دقیق بسیار(كثیره) را تعیین كنند و آنان درباره تعیین واحد خاصی برای (بسیار) به جایی نرسیدند. ناچار متوكل از امام هادی علیه السلام سوال نمود و امام هادی(علیه السلام) پاسخ داد: "باید 83 دینار صدقه دهی."
‌فقها از این جواب تعجب كردند و به متوكل گفتند:
بپرس مبنا و مدرك این فتوا چیست؟
متوكل بر این اساس از حضرت دلیل فتوا را خواست .

حضرت جواب فرمودند: خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: "لقد نصركم الله فی مواطن كثیرة(توبه/ 25)؛ خداوند شما را در مواطن و جاهای بسیاری یاری كرد."
و همه خاندان ما روایت كرده‌اند كه مواطن و مواقفی كه در جنگ ها و غزوات، خداوند، پیامبرش را در آنها یاری كرد 83 موطن بوده است. در نتیجه عدد كثیر از دیگاه قرآن 83 می‌باشد .

http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_zdgmachn1nm0l3y6tlf.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۰:۵۳
محیط رشد

http://i13.tinypic.com/8fzk748.gif


امام دهم در خانه و محیطی چشم به جهان گشود که فضای آن آکنده از عطر دل انگیز دانش، معنویت، تقوا، اخلاص و بندگی خدا بود و هر لحظه و روزی از زندگی آن حضرت، در دامان مادر پاک دامن و مهربان و مکتب سازنده و تربیتیِ پدر بزرگوارش می گذشت. از این رو، دریچه هایی از دانش و معرفت و کمال بر رویش باز می شد و فضای خانه دلش را فروغی تازه می بخشید. محیط پرورشی امام هادی علیه السلام از نظر سیاسی و فرهنگی از ویژگی خاصی برخوردار بود. از یک سو، شاهد تلاش های مداوم علمی و فرهنگی پدر ارجمندش به منظور تثبیت پایه های امامت بود و از سوی دیگر، می دید که دستگاه خلافت می کوشد ارتباط امام نهم را با پایگاه های مردمی قطع کند.

http://i13.tinypic.com/8fzk748.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۰:۵۵
امامت و رهبری

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gif http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gif


امام هادی علیه السلام پس از شهادت پدر گرامی اش، حضرت جوادالائمه علیه السلام ، در هشت سالگی بر مسند امامت قرار گرفت. این، خود، از روشن ترین کرامت ها و معجزه ها است؛ زیرا که عهده دار شدن چنین مقام و مسئولیت مهمی در دوران کودکی مگر به خواست و تأیید خداوند متعالی ممکن نیست. پس در سایه ارتباط با عصمت و علم و قدرت ربوبی است که کودک خردسالی می تواند این مقام را به دست گیرد و به تمامی پرسش ها و شبهه ها پاسخ صحیح دهد و در مشکلات و مسیرهای پرفراز و نشیب دنیا، رهبر مردم باشد.

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gif http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۰:۵۶
ویژگی های اخلاقی

http://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gif

امام هادی علیه السلام ، نمونه انسان کامل و مجموعه سترگی از اخلاق اسلامی بود. ابن شهرآشوب درباره حضرت می نویسد: «امام هادی علیه السلام ، خوش خوترین و راست گوترینِ مردم بود. کسی که او را از نزدیک می دید، خوش برخوردترین انسان ها را دیده، و اگر آوازه اش را از دور می شنید، وصف کامل ترین فرد را شنیده بود. هرگاه در حضور او خاموش بودی، هیبت و شکوهش تو را فرا می گرفت و هرگاه اراده گفتار می کردی، بزرگی و بزرگواری اش بر تو پرده درمی انداخت. او از دودمان رسالت و امامت، میراث دار جانشینی و خلافت، شاخساری از درخت پربرگ و بار نبوت و میوه سرسبد درخت رسالت بود».

http://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gifhttp://tinypic.com/sm8s3b.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۰:۵۸
انس با معبود
http://i28.tinypic.com/jfhpfp.jpg
پیشوایان معصوم علیه السلام در بالاترین درجه مقام شناخت حق تعالی قرار داشتند و همین درک و بینش عمیق، موجب ارتباط و انس همیشگی آنان با خداوند می گردید. امام هادی علیه السلام همچون نیاکان پاکش، برتر از همگان بود و آن گونه که سزاوار مقامش بود، بیش از همه معاصران خود به عبادت و تهجّد می پرداخت. قطب راوندی در این زمینه می گوید: «حضرت علی بن محمد هادی علیه السلام مانند پدران بزرگوارش با فرا رسیدن شب، رو به قبله می کرد و به عبادت می پرداخت و لحظه ای از عبادت دست نمی کشید».
http://i28.tinypic.com/jfhpfp.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۱:۰۳
در مدح امام هادی علیه السلام

http://i35.tinypic.com/25jv586.jpg (http://boorghani.persianblog.ir/)

فتاده مرغ دلم ز آشیان در این وادی
که هر کجا رود افتد، به دام صیادی
دلا دل از همه برگیر و خلوتی بپذیر
مدار از همه عالم، امیدِ امدادی
مگر ز قبله ی حاجات و کعبه ی مقصود
ملاذ حاضر و بادی علیِّ الهادی

http://i35.tinypic.com/25jv586.jpg (http://boorghani.persianblog.ir/)

شَها! تو شاهد میقات «لی مع اللّهی»تو شمع جمع شبستان مُلک ایجادی
صیحفه ی ملکوتی و نسخه ی لاهوتیولیّ عرصه ی ناسوت و بحر ارشادی
نه ممکنی و نه واجب، چو واحدی به مَثَلکه هم برون ز عدد هم قوام اعدادی
مقام باطن ذات تو قاب قوسین استبه ظاهر ار چه در این خاکدان اجسادی
کشیدی از متوکل شدائدی که به دهرندیده دیده ی گردون ز هیچ شدّادی
ز سوز زهر و بلاهای دهر، جان تو سوختکه بر طریقه ی آباء و رسم اجدادی


http://i13.tinypic.com/677jqxk.gifhttp://i13.tinypic.com/677jqxk.gifhttp://i13.tinypic.com/677jqxk.gifhttp://i13.tinypic.com/677jqxk.gifhttp://i13.tinypic.com/677jqxk.gifhttp://i13.tinypic.com/677jqxk.gifhttp://i13.tinypic.com/677jqxk.gifhttp://i13.tinypic.com/677jqxk.gifhttp://i13.tinypic.com/677jqxk.gif

آیت اللّه غروی اصفهانی

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۵:۲۸
بخشش

http://sl.glitter-graphics.net/pub/439/439857hze1vgnqaz.gif

بخشندگی و سخاوتمندی با جان و روح اهل بیت علیهم السلام آمیخته است و آن بزرگواران همواره با بخشش های خود، موجب شگفتی دیگران می شدند. گاه سخاوتمندی آنان به قدری بود که شگفتی همگان را بر می انگیخت. در این زمینه،
در توصیف امام هادی علیه السلام آمده است:

«انفاق آن حضرت به قدری بود که جز پادشاهان، کسی توانایی انجام آن را نداشت و مقدار بخشش های ایشان تا آن زمان از کسی دیده نشده بود و در اندیشه ها جای نمی گرفت».

http://sl.glitter-graphics.net/pub/439/439857hze1vgnqaz.gif (http://ghalbe6ei.blogfa.com/cat-4.aspx)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۵:۲۹
سخت کوشی

http://sl.glitter-graphics.net/pub/439/439857hze1vgnqaz.gif

دهمین سپهر نورانی امامت، حضرت امام هادی علیه السلام ، با دوری از خود برتربینی و امیال نفسانی، برای تأمین نیازهای خود و خانواده اش سخت تلاش می کرد و به کشاورزی می پرداخت. علی بن حمزه می گوید: «امام هادی علیه السلام را دیدم که در زمین خود مشغول کار و تلاش است، به گونه ای که بدن مبارک ایشان غرق عرق شده بود. عرض کردم: فدایت شوم دیگران کجایند که به جای شما کار کنند و نگذارند شما زحمت بکشید؟ امام هادی علیه السلام فرمود: ای علی! آن کس که بهتر از من و پدرم بود، در زمین خود کار کرد. عرض کردم: آن کس که بود؟ فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علی علیه السلام و همه پدرانم با دست خود کار می کردند. کار کردن، شیوه پیامبران، رسولان و انسان های شایسته است».

http://sl.glitter-graphics.net/pub/439/439857hze1vgnqaz.gif

مجیب
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۶:۳۵
شكوه و عظمت امام در دل مردم
طبرسى در اعلام الورى به سند خود از محمد بن حسن اشتر علوى نقل كرده است كه گفت: همراه با پدرم بر در سراى متوكل بودیم. من در آن هنگام كودكى بودم و در میان گروهى از مردم از طالبى و عباسى و جعفرى ایستاده بودیم، كه ناگهان ابو الحسن (ع) وارد شد. مردم همگى از مركبهاى خویش پایین آمدند تا آن حضرت به درون رفت. یكى از حاضران از دیگرى پرسید: به خاطر چه كسى پایین آمدیم؟به خاطر این بچه؛ حال آن كه او از نظر سال از ما بزرگ‏تر و شریف‏تر نبود. به خدا سوگند دیگر به احترام او از مركب خویش پایین نخواهم آمد. پس ابو هاشم جعفرى گفت: به خدا قسم كودكان چون او را مى‏بینند به احترام او پیاده مى‏شوند. هنوز دیرى نگذاشته بود كه آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را دیدند باز به احترام وى پیاده شدند؛ ابو هاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمى‏گفتید دیگر به احترام او پیاده نمى‏شوید؟ پاسخ دادند: به خدا قسم اختیار خود را از دست دادیم و از مركبهاى خود پیاده شدیم.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۱, ۰۰:۰۷
حلم و بردبارى


http://dl8.glitter-graphics.net/pub/757/757788cgbl2n7fds.gif


حلم و بردبارى از ويژگيهاى مهمى است كه مردان بزرگ به ويژه رهبران الهى كه بيشترين برخورد و اصطكاك را با مردم نادان و نابخرد و گمراه داشتند، از آن برخوردار بوده و در پرتو اين خلق نيكو افراد بسيارى را به سوى خود جذب كردند.

امام هادى همچون نياكان خود در برابر ناملايمات بردبار بود و تا جايى كه مصلحت اسلام ايجاب مى‏كرد با دشمنان حق و ناسزاگويان و اهانت كنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردبارى برخورد مى‏كرد.

«بريحه‏» عباسى - كه از سوى دستگاه خلافت‏به سمت پيشنمازى مكه و مدينه منصوب شده بود - از امام هادى عليه السلام نزد متوكل سعايت كرد و براى او نوشت:
«اگر نيازى به مكه و مدينه دارى «على بن محمد» را از اين دو شهر بيرون كن، زيرا او مردم را به سوى خود خوانده و گروه زيادى از او پيروى كرده‏اند. »
بر اثر سعايتهاى پى‏درپى «بريحه‏» متوكل امام را از كنار حرم جد بزرگوارش رسول خدا(ص) تبعيد كرد. هنگامى كه امام(ع) از «مدينه‏» به سمت «سامرا» در حركت‏بود «بريحه‏» نيز او را همراهى كرد.

در بين راه «بريحه‏» رو به امام(ع) كرد و گفت:
«تو خود مى‏دانى كه عامل تبعيد تو من بودم. با سوگندهاى محكم و استوار سوگند مى‏خورم كه چنانچه شكايت مرا نزد اميرالمؤمنين يا يكى از درباريان و فرزندان او ببرى، تمامى درختانت را (در مدينه) آتش مى‏زنم و بردگان و خدمتكارانت را مى‏كشم و چشمه‏هاى مزرعه‏هايت را كور خواهم كرد و بدان كه اين كارها را خواهم كرد. »
امام عليه السلام متوجه او شد و فرمود:
«نزديك‏ترين راه براى شكايت از تو اين بود كه ديشب شكايت تو را نزد خدا بردم و من شكايت از تو را كه بر خدا عرضه كردم نزد غير او از بندگانش نخواهم برد. »

«بريحه‏» چون اين سخن را از امام(ع) شنيد، به دامن آن حضرت افتاد و تضرع و لابه كرد و از او تقاضاى بخشش نمود. امام(ع) فرمود: تو را بخشيدم

http://dl8.glitter-graphics.net/pub/757/757788cgbl2n7fds.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۱, ۰۰:۰۹
هيبت در دلها

http://www.2ql.net/uploads/1253656180.gifhttp://www.2ql.net/uploads/1253656180.gif

امامان عليهم السلام مظاهر قدرت و عظمت‏خداوند و معادن كلمات و حكمت ذات مقدس حق و منبع تجليات و انوار خاصه او هستند. بر اين اساس از يك قدرت معنوى فوق العاده و نفوذ و هيبت‏خاصى برخوردارند.

اين هيبت و عظمت‏خدادادى را در زيارت جامعه و از زبان امام هادى عليه السلام چنين مى‏خوانيم:
«طاطا كل شريف لشرفكم، و بخع كل متكبر لطاعتكم، و خضع كل جبار لفضلكم، و ذل كل شى‏ء لكم. »
هر بزرگ و شريفى در برابر بزرگوارى و شرافت‏شما سر فرود آورده و هر خود بزرگ بينى به اطاعت از شما گردن نهاده و هر زورگويى در برابر فضل و برترى شما فروتنى كرده و همه چيز براى شما خوار و ذليل گشته است.

روى اين جهت‏بارها اتفاق مى‏افتاد كه حاكمان جور در غياب امامان عليهم السلام تصميمهاى خطرناكى نسبت‏به آنان مى‏گرفتند، ولى به محض رويارو شدن با آنان و نگاه به رخسار پرفروغشان، كابوس ترس و وحشت‏بر دلهايشان سايه مى‏افكند، به گونه‏اى كه مجبور مى‏شدند از تصميم خود بر گردند.

در تاريخ اجمالى پيشوايان بخش زندگانى امام هادى عليه السلام پرتوى از اين هيبت و عظمت الهى را يادآور شديم، اينك نمونه‏اى ديگر.

زيد بن موسى چندين بار به «عمر بن فرج‏» گوشزد كرد و از او خواست كه وى را بر فرزند برادرش (امام هادى) مقدم بدارد و مى‏گفت: او جوان است و من عموى پدر او هستم.

«عمر» سخن او را براى امام هادى عليه السلام نقل كرد. امام فرمود:
«يك بار اين كار را بكن. فردا مرا پيش از او در مجلس بنشان، سپس ببين چه خواهد شد. »
روز بعد «عمر» امام هادى عليه السلام را دعوت كرد و آن حضرت در بالاى مجلس نشست. سپس به «زيد» اجازه ورود داد. «زيد» در برابر امام(ع) بر زمين نشست.

چون روز پنج‏شنبه شد ابتدا به زيد اجازه داد تا وارد شود و در صدر مجلس بنشيند، سپس از امام(ع) خواست تا وارد شود. امام(ع) داخل شد. هنگامى كه چشم زيد به امام(ع) افتاد و هيبت امامت را در رخسار حضرت مشاهده كرد از جايش برخاست و امام(ع) را بر جاى خود نشاند و خود در برابر او نشست

http://www.2ql.net/uploads/1253656180.gifhttp://www.2ql.net/uploads/1253656180.gif

iranproud
۱۳۸۸/۰۹/۱۱, ۱۲:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_main-imam-hadi-1.jpg






http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpg (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=15974&d=1258465122)امشب هر ستاره ای میگرده بر دور سر گل سمانه (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=16103&d=1259748626)

http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpg آمده هادی دلها دومین ابن الرضا (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=16104&d=1259748708)
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpg جرعه نور :"احادیث امام هادی عایه السلام" (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17250)
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpg کلیپ فلش احادیث امام هادی (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17249)
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpgکتاب به مناسبت میلاد امام هادی (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17244&p=216545)
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpgمنظومه احساس (اشعار در مدح امام هادی) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17251)
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpgتصاویر ویژه (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17233)
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpgنغمه شادی (مولودی میلاد) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17253)


http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpg (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17191)امام روشنایی ها ویژه میلاد امام هادی (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17234)




http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_kanoon_1.png

مجیب
۱۳۸۸/۰۹/۱۱, ۱۲:۴۷
امشب ای دل، مرا شب شادی است
در کف ما برات آزادی است
باب رحمت ز هر طرف شد باز
شب میلاد حضرت هادی(ع) است

طلوع ستاره ی تابناک ولایت، دهمین پیشوای پرهیزکاران برعاشقان سیره اش مبارک باد!


:fireworks::fireworks::fireworks:

ایلام سرابله
۱۳۸۸/۰۹/۱۱, ۱۲:۵۹
هدايت هاي حكيمانه





http://www.imamhadi.net/pic/fp_imamh_08.gif


1- آنحضرت (ع) به يكي از شيعيانش فرمود : فلاني را ملامت كن و بگو : اگر خدا خير بنده اي را بخواهد (در آن صورت ) هر گاه ملامت شود بپذيرد.


2- متوكل (يكي از خلفاي عباسي ) نذر نمود كه اگر از بيمايش عافيت يابد مال كثيري را صدقه دهد ، پس چون عافيت يافت از علما پرسيد : اندازه مال كثير چه مقدار است ، هر كدامشان چيزي گفت ولي به معناي آن نرسيدند ، سپس از امام هادي (ع) پرسيد ، حضرت (ع) فرمود : هشتاد درهم بدهد ، گفت : به چه دليل ؟ فرمود : خداوند به پيامبر خود وحي فرمود كه :" لقد نصركم الله في مواطن كثيرة " : " بي شك خداوند شما را در ميادين بسيار ياري كرد - توبه : 25 " ، وما ميادين نبرد آنحضرت را شمرديم وبه هشتاد رسيديم ، وخداوند آن تعداد را كثير وبسيار ناميده . پس متوكل از اين سخن خرسند شد وهشتاد درهم صدقه داد.

3- همانا خداوند را مكانهائي است كه دعا نمودن در آنها را دوست دارد ، ودعاي هر كس را در آنجا مستجاب مي فرمايد ، وموضع قبر سيد الشهداء از آن جمله است.

4- هر كس از خدا بترسد از او بترسند ، وچون خدا را فرمان برد از او فرمان برند ، هر كس كه از خالق اطاعت كند ديگر هيچ با كي از غضب وخشم مخلوق نداشته باشد ، وهر كس كه خدا را بخشم آرد مسلّما بداند كه دچار خشم مخلوقين خواهد گرديد.

5- خداوند نه وصف گردد و نه تعريف جز بدانچه خود خويش را وصف نموده ، وچگونه وصف شود آن خدائي كه حواس از در كش ناتوان ، وتصورات از دستيابيش در مانده ، وافكار از محدود ساختنش عاجز است ودر ديده نگنجد ، آن خدائي كه نزديكي او دوري است ودوريش نزديكي ، او خود كيفيت را آفريده بي آنكه گويند او چگونه است ، ومكان را خود پديد آورده بي آنكه گويند كجاست ، وساحتش بر كنار از كيفيت ومكان است ، او يكتا ويگانه است ، عظمت وجلالش با شكوه ، ونامهايش پاك ومنزه است.

6-حسن بن مسعود گويد : خدمت امام هادي (ع) رسيدم - در حالكه انگشتم خراش خورده ؛ و شانه ام در اثر بر خورد با راكبي صدمه ديده بود ، ونيز در اثر ورود به ازدحام مردم برخي از لباسهايم پاره شده بود - وگفتم : اي روز ، خدا مرا از شر تو نجات دهد ، چقدر تو شوم بودي !پس آنحضرت (ع) بمن فرمود : اي حسن ، تو هم با اينكه با ما آمد و شد داري گناهت را بگردن بي گناهان مي اندازي ؟! حسن گفت :(با شنيدن اين سخن ) حواسم جمع شد و عقلم به من باز آمد و به خطايم پي بردم ، عرض كردم : مولاي من! از خدا آمرزش مي طلبم ، امام فرمود : اي حسن ، مگر روزها چه گناهي دارند كه چون جزاي كردار خود را مي بينيد آنها را شوم پنداشته وبد مي گوئيد ؟! حسن گفت : تا آخر عمر استغفار خواهم كرد ، آيا آن توبه ام بحساب مي آيد اي زاده رسولخدا ؟ فرمود: بخدا سوگند آن (بد گوئيها ) شما را سودي نبخشد ، بلكه خداوند شما را به مذمت كردن بي گناهان مجازات مي كند ، اي حسن ، مگر نميداني آنكس كه در برابر اعمال و كردار در اين سرا وآن سرا ثواب دهد و كيفر نمايد وتلافي كند تنها خدا است ؟ گفتم: اينگونه است مولاي من ، فرمود : ديگر تكرار مكن ، وبراي روزها هيچ تاثيري در فرمان و حكم خدا قائل مشو ! حسن گفت : بروي چشم ؛ آقاي من .

7- هر كس خود را از مكر ومواخذه سخت خدا ايمن بداند ، مغرور گشته ، تا آنجا كه قضا وحكم حتمي خدا بر او جاري شود (يعني مرگ گريبانش را بگيرد )، وهر كس كه پروردگارش را بشناسد و بدو آگاه باشد ، مصيبت دنيا برايش سبك شود ، هر چند با قيچي بريده شود و با ارّه قطعه قطعه گردد!.

- داود صرمي گويد : آقايم (امام هادي "ع") مطالبي ضروري را به من فرمود ، سپس مرا گفت بگو ببينم آنها را چگونه مي گويي ، ولي من آنگونه كه فرموده بود بخاطر نداشتم ، پس آنحضرت (ع) قلم به مركب دان فرو برد و نوشت :" بسم الله الرحمن الرحيم ، بخواست خدا آنرا بخاطر خواهم آورد ، وهر كاري بدست خدا است "، من (با ديدن اين صحنه) خنديدم ، فرمود : تو را چه شد ؟ گفتم : خير است ، فرمود : بمن بگو ، گفتم : قربانت گردم بياد حديثي افتادم كه يكي از اصحاب از جد شما حضرت رضا (ع) برايم نقل كرده بود ، كه آنحضرت هر گاه دستور به كاري مي داد مي نوشت : "بسم الله الرحمن الرحيم ، بخواست خدا آنرا بخاطر خواهم آورد " ، بدين خاطر لبخند زدم ، آنگاه امام هادي (ع) بمن فرمود : اي داود اگر بگويم ترك كننده "بسم الله الرحمان الرحيم " همچون تارك نماز است در گفته ام صادق و راستگويم !.

10- فرد شكر گزار ، به خود آن شكر بيش از نعمتي كه موجب شكر شده سعادتمند و خوشبخت است ، زيرا نعمتها تنها كالا ومتاع دنيايند ، ولي شكر ، هم نعمت (دنيا ) است وهم پاداش (آخرت) .

11- براستي كه خداوند دنيا را سراي آزمون وامتحان ، و آخرت را سراي پاداش و جز اقرار داده ، و آزمون دنيا را سبب وموجب پاداش آخرت ساخته ، وپاداش آخرت را در عوض آزمون دنيا.

12- بتحقيق ستمكار فهميده ودانا ممكن است بخاطر همان فهمش از ستمش بگذرند،وبي شك صاحب حق نادان ممكن است همان حماقت او؛ نورحقش را خاموش كند.

13- هر كس دوستي و نظريه خود را برايت جمع كرد ، تو نيز بطور كامل مطيع او باش .

14-كسي كه خود را سبك شمارد و قدر خويش نداند ، از شر او در امان مباش.

15- سراي دنيا چونان بازاري است كه مردمي در آن سود برند وجماعتي ضرر كنند.

16- از حد خود تجاوز نكن و براي روزگار هيچ اثري در حكم خدا قرار نده .

17- اگر بگويم كسي تقيه را ترك كند مانند كسي است كه نماز را ترك كرده ، هر آينه راستگو باشم.

18- حسد نيكوئي ها را نابود سازد ، ودروغ ، دشمني آورد ، وخود پسندي مانع از طلب دانش و خواهندة خواري و جهل گردد ، و بخل ناپسنديده ترين خلق و خوي است ، وطمع خصلتي ناروا و ناشايست است.

19- امام هادي(ع) به كسي كه در ستايش از ايشان افراط كرده بود فرمودند : از اين كار خودداري كن كه تملق بسيار ، بدگماني به بار مي اورد و اگراعتماد برادر مومنت از تو سلب شد از تملق او دست بردار وحسن نيت نشان ده .

20- اگر در زمانه اي بوديد كه عدل بيش ازستم رايج بود ،حرام است كه به ديگران بد بين باشيد مگر آنكه بدي او بر شما محرز شده باشد.واگر در زمانه اي بوديد كه ستم بيش از عدل رواج داشت كسي حق ندارد به ديگران خوشبين باشد مگر آنكه مطمئن شده باشد.

21- بهتر از نيكي ، نيكو كار است ، وزيباتر از زيبائي ، گوينده آن است ، وبرتر از علم حامل آن است ، وبدتر از بدي ، عامل آن است ، ووحشتناك تر از وحشت ، آورنده آن است .

22- از كسي كه بر او خشم گرفته اي ، صفا وصميميت مخواه و از كسي كه به وي خيانت كرده اي وفا مطلب واز كسي كه نسبت به او بد بين شده اي ، انتظار خير خواهي نداشته باش كه دل ديگران براي تو همچون دل تو براي آنها است .

23- نعمت ها را با برداشت خوب از آنها به ديگران ارائه دهيد و با شكر گزاري افزون كنيد ، وبدانيد كه نفس آدمي رو آورنده ترين چيز است نسبت به آنچه به او بدهي و بازدار نده ترين چيز است كه از او بازداري .

24- خشم بر زير دستان از پستي است .

25- نا فرماني فرزند از پدر و مادر ، داغ داغ نا ديدگان است.

26- چه بسا شخصي كه مدت عمرش سي سال مقدر شده باشد ولي بخاطر صله رحم و پيوند با خويشاوندانش ،خداوند عمرش را به 33 سال برساند . و چه بسا كسي كه مدت عمرش 33 مقدر شده باشد ولي به خاطر آزردن خويشاوندان و قطع رحمش ، خداوند عمرش را به سه سال برساند.

27- نا رضايتي پدر و مادر كمي روزي را بدنبال دارد و آدمي را به ذلت مي كشاند .

28- مصيبت براي صابر يكي است ولي براي كسي كه بي طاقتي مي كند دو تا است .

29- مردم در دنيا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند .

30- مسخرگي تفريح سفيهان و كار جاهلان است.

31- وقت جان دادنت اهلبيت را به ياد آر كه در آن هنگام طبيبي جلوگير مرگت و دوستي نفع رسانت نباشد .

32- جدال ، دوستي قديمي را تباه مي كند وپيوند اعتماد را مي گشايد وكمترين چيزي كه در آنست غلبه بر ديگري است كه آنهم سبب جدايي مي شود .

33- حكمت اثري در دلهاي فاسد نمي گذارد.

34- شب بيداري ، سبب لذت بخشي خواب ، وگرسنگي سبب خوش خوراكي در طعام ناب است .

35- اسب سوار سر كش اسير هواي نفس خويش و نادان اسير زبان خويش است.

36- افسوس كوتاهي در انجام كار را با گرفتن تصميم قاطع جبران كنيد .

37- خشم وتندي ، كليد سنگيني و گرانباري است و خشم بهتر از كينه توزي است .

38- مقدرات چيزهايي را بر تو نمايان مي سازد كه به فكرت خطور نكرده است .

39- هر كه از خود راضي باشد ، خشمگيران بر او زياد خواهند بود .

40- فقر ، سر كشي نفس ونا اميدي شديد را سبب مي شود .

41- اگر مردم به راههاي گوناگوني روند ، من به راه كسي كه تنها خدا را خالصانه مي پرستد خواهم رفت .

42- كسي كه چهل روز گوشت نخورد بد خلقي پيدا كند ، وكسي كه چهل روز پي در پي نيز گوشت خورد اخلاقش بد شود .

43- خداوند از ازل تنها بود و چيزي با او نبود ، سپس اشياء را به صورت نو ظهور آفريد وبراي خودش بهترين نام ها را بر گزيد .
44- فروتني آن است كه با مردم چنان كني كه دوست داري با تو چنان باشند.

زهرا باباصفري
۱۳۸۸/۰۹/۱۱, ۱۶:۰۵
متشکرم استفاده کردیم اعیاد مذهبی مبارک باد

ماندانا
۱۳۸۸/۰۹/۱۱, ۱۸:۳۰
سلام علیکم
بنده هم این عید رو تبریک عرض میکنم ...
مطلب زیاده بطور آفلاین میخونمش .
یاعلی مدد:Rose:

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۱, ۲۳:۳۴
رسيدگى به مشكلات و گرفتارى مردم

http://i1.glitter-graphics.org/pub/193/193331uol2asze0g.gif
ائمه عليهم السلام نه تنها در زمينه عبادى و بندگى خدا پيشگام بودند و هيچ كس در اين ميدان گوى سبقت را از آنان نربود، بلكه در زمينه‏هاى اجتماعى و رسيدگى به كمبودها و مشكلات مردم و برطرف كردن گرفتاريهاى آنان نيز پيشگام بودند، به گونه‏اى كه كسى از در خانه آنان نااميد باز نمى‏گشت.


تاريخ، نام افراد زيادى را كه براى حل مشكل و رفع گرفتارى خود به پيشواى دهم عليه السلام مراجعه كرده و از محضر آن حضرت با خشنودى بازگشته‏اند، ثبت كرده است. براى رعايت اختصار تنها يك نمونه آن را ذكر مى‏كنيم.


«محمد بن طلحه‏» نقل مى‏كند:
«امام هادى(ع) روزى براى كار مهمى «سامرا» را به قصد دهكده‏اى در اطراف ترك كرد. در اين فاصله عربى سراغ آن حضرت را گرفت. به او گفته شد: امام(ع) به فلان روستا رفته است. مرد عرب به سمت دهكده حركت كرد. وقتى به محضر امام(ع) رسيد گفت: من اهل كوفه و از متمسكان به ولايت جدت اميرمؤمنان(ع) هستم، ولى بدهى سنگينى مرا احاطه كرده است، چندانكه قدرت تحمل آن را ندارم. و كسى را جز شما نمى‏شناسم كه حاجتم را برآورد.


امام(ع) پرسيد: بدهكارى‏ات چقدر است؟ عرض كرد: حدود ده هزار درهم.
امام(ع) او را دلدارى داد و فرمود ناراحت نباش مشكلت‏حل خواهد شد. دستورى به تو مى‏دهم عمل كن و از اجراى آن سر متاب: اين دستخط را بگير، هنگامى كه به «سامرا» آمدى، مبلغ نوشته شده در اين ورقه را از من مطالبه كن، هر چند در حضور مردم باشد. مبادا در اين باره كوتاهى كنى.


پس از بازگشت امام(ع) به «سامرا»، مرد عرب، در حالى كه عده‏اى از اطرافيان خليفه و مردم در محضر آن حضرت نشسته بودند - وارد شد و ضمن ارائه نوشته امام(ع) به آن حضرت، با اصرار، دين خود را مطالبه كرد.
امام(ع) با نرمى و ملايمت و عذرخواهى از تاخير آن، از وى مهلت‏خواست تا در وقت مناسب، آن را پرداخت كند، ولى مرد عرب همچنان اصرار مى‏كرد كه هم اكنون بايد بپردازى.


جريان به متوكل رسيد. دستور داد سى هزار دينار به امام(ع) بدهند. امام(ع) پولها را گرفت و همه را به آن مرد عرب داد. او پولها را گرفت و گفت: خدا بهتر مى‏داند كه رسالتش را در چه خاندانى قرار دهد

http://i1.glitter-graphics.org/pub/193/193331uol2asze0g.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۱, ۲۳:۳۷
http://i10.glitter-graphics.org/pub/619/619380a8c7yo5al4.gif
http://i10.glitter-graphics.org/pub/619/619380a8c7yo5al4.gif


ای نور خدا امام هادی


وی مکتب عشق را منادی


ای در کف تو لوای قرآن


وی مجری آیه های قرآن


در اوج طلوع روشنائی


آیینه ی پاک حق نمائی


http://i10.glitter-graphics.org/pub/619/619380a8c7yo5al4.gif


*ولادت جد برگوار امام زمان-عج، تبریک و تهنیت*


http://i10.glitter-graphics.org/pub/619/619380a8c7yo5al4.gif

شهدای گمنام
۱۳۸۸/۰۹/۱۱, ۲۳:۵۳
میلاد با سعادت امام هادی (ع) را به محضر حضرت بقیه الله (عج) و کلیه شیعیان تبریک عرض می کنم

مجیب
۱۳۸۸/۰۹/۱۲, ۰۰:۴۰
ای گوهر بحر آفرینش
وی چشم و چراغ اهل بینش
همنام علی مرتضایی
سرتا به قدم خدانمائی
امروز که دل قرین شادیست
میلاد تو ای امام هادی است
میلاد تو برهمه مبارک
بر مهدی فاطمه مبارک

:fireworks::fireworks::fireworks:

مجیب
۱۳۸۸/۰۹/۱۲, ۰۰:۴۶
دانش سرشار امام هادي (ع)



یحیی بن هرثمه می گوید: «در یکی از روزهای بهاری که آسمان صاف بود و خورشید می درخشید، امام هادی علیه السلام با پوشیدن لباس بارانی از خانه بیرون آمد، من و همراهان از کار او تعجب کردیم. چون به میان صحرا رسیدیم، ابری پرباران ظاهر شد و بارانی سخت باریدن گرفت، در آن حال هیچ کس جز امام هادی علیه السلام از باران و عواقب آن در امان نماند. آن حضرت به من رو کرده و فرمود: من می دانم که تو از آنچه که از من دیدی بسیار تعجب کردی و گمان کردی که من درباره باران چیزی می دانستم که تو نمی دانستی، ولی آن گونه نیست که تو گمان کردی (براساس علم امامت نیست)، بلکه من در صحرا زیسته ام و بادهای باران آور را می شناسم. امروز صبح بادی وزید، من بوی باران را از آن استشمام کردم، از این رو برای آن آماده شدم.» (انوار البهیه، ص 288 و 289. )
بدین وسیله بسیاری از مردم و کارگزاران حکومت به سوی دانش بی پایان حضرتش راهنمایی شدند. آن حضرت می کوشید تا به این وسیله در عصر خفقان خلفای عباسی از موقعیت مثبتی که در جهت مصلحت دعوت الهی برای او فراهم آمده بود بهره برداری کند. و این کار البته با حکمت و استقامت و بردباری در راه خدا امکان پذیر می شد.

.NOOR.
۱۳۸۸/۰۹/۱۲, ۱۷:۰۶
بسم الله الرحمن الرحيم


چهل حديث ديگر از امام هادي(ع) همراه با شعر



1- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
فروتني در آن است كه با مردم چنان باشي كه دوست داري با تو چنان باشند.(المحجه‌البيضاء/5/225)
جانا! به فروتني، گر ايمان داري
يا ميل، به رفتار كريمان داري
با مردم روزگار خود، همدل باش
آن‌گونه، كه انتظار از آنان داري


2- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
هر‌كه بر طريق خدا‌پرستي محكم و استوار باشد، مصائب دنيا بر وي سبك آيد، گر‌چه تكه تكه شود.(تحف‌العقول/511)
گر مرد ره خدا‌پرستي هستي
در بندگي خداي هستي، هستي
اندوه زمانه گر تو را، خرد كند
آسوده ز هر بلند و پستي هستي


3- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
شخص شكر‌گزار به سبب شكر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتي كه باعث شكر شده است، زيرا نعمت، كالاي دنياست و شكر‌گذاري، نعمت دنيا و آخرت است.(تحف‌العقول/512)
تا دل به«سپاس» مي‌سپاري اي دوست!
از نعمت و ناز، بهره داري اي دوست!
خواهي به سعادت برسي، در دو جهان
غفلت مكن از«شكرگزاري» اي دوست!


4- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
خداوند دنيا را سراي امتحان و آزمايش ساخته و آخرت را سراي رسيدگي قرار داده است، و بلاي دنيا را وسيله‌ي ثواب آخرت و ثواب آخرت را عوض بلاي دنيا قرار داده است.(تحف‌العقول/512)
بگذار، دعاي مستجابت بدهند
از كوثر عرفان، مِي نابت بدهند
«امروز» اگر، سهم تو شد رنج و بلا
ره توشه‌ي«فردا» و ثوابت بدهند


5- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
بخل، نكوهيده‌ترين خوي‌هاست.(مسند‌ الامام‌الهادي(ع)/302)
بر دامنت از«بخل» چو بنشيند گرد
سر سبزي باغ خاطرت، گردد زرد
بيماري بخل، بدترين بيماري‌ست
بايد، به خدا پناه برد از اين درد


6- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
خشم بر زيردستان، از پستي است.(مسند الامام‌الهادي(ع)/304)
«خشم» آينه‌ي شقاوت و بدمستي‌ست
انگيزه‌ي درگير شدن، با هستي‌ست
از شخص «زبر‌دست» مدارا نيكوست
چون خشم به‌ «زيرِ دستِ» خود از پستي‌ست


7- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
نارضايتي پدر و مادر، باعث ضعف و ذلت آدمي مي‌شود.(مسند الامام‌الهادي(ع)/303)
از غنچه‌ي بوستان، شكوفاتر باش
سرسبز بمان و باغبان باور باش
خواهي كه دچار ضعف و ذلت نشوي
راضي به رضاي «پدر و مادر» باش


8- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
مردم در دنيا با اموالشان هستند و در آخرت با اعمالشان.(مسند الامام‌الهادي(ع)/304)
چون موج، خروشان و پريشان حاليم
دنيا‌طلبانِ بي پر و، بي باليم
امروز، به«مال» اگر‌چه دل مي‌بنديم
فردا-‌به خدا- در گرو «اعماليم»


9- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
براي نعمت‌ها، همسايه‌ي خوبي باشيد و با شكر‌گزاري، خواستار افزايش آن باشيد.(مسند الامام‌الهادي(ع)/305)
از لطف نسيم، گل شود گلگون‌تر
زيباتر و، دلرباتر و، موزون تر
پاكيزه‌دلان، هميشه نعمت‌ها را
با «شكر و سپاس» مي‌كنند افزون‌تر


10- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
افسوس كوتاهي كارهاي گذشته را با تلاش در آينده جبران كنيد.(مسند الامام‌الهادي(ع)/304)
اي سايه‌ي عمر، بر سرت پاينده
پابند وفا باش و، خدا را بنده
افسوس گذشته‌هاي بي‌حاصل را
جبران سازد تلاش، در آينده


11- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
كسي كه از خويشتن راضي باشد، خشم‌گيرندگان بر او بسيار گردند.(بحارالانوار/69/316)
گفتند: بلاي جان «طاووس» پَر است
.وا فريادا! ز مردم نفس‌پرست
پيوسته دچار خشم مردم گردد
هر‌كس كه ز خود راضي و خود‌خواه‌تر است


12- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
بيهوده‌گويي، سخنان خنده‌آورِ كم‌خردان و كار نادانان است.(بحارالانوار/75/369)
حرفي كه در آن فروغي از حكمت هست
از سينه به سينه مي‌رود، دست به دست
فرمود امام: شيوه‌ي بي‌خردان
خنداندنِ خلق، از سخنِ بيهوده است


13- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
سرزنش و تندي‌كردن، كليد دشواري‌هاي سنگين است.(بحارالانوار/75/369)
اميد تو از مردم، اگر ياري‌هاست
در خلقِ خوش است و در كم‌آزاري‌هاست
پرهيز كن از سرزنش و بدخويي
كاين هر‌دو، كليد قفل دشواري‌هاست


14- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
هر‌گاه خداوند خير بنده‌اي را بخواهد هنگامي كه به او تذكر داده مي‌شود، مي‌پذيرد.(مستدرك‌الوسائل/8/329)
سبزي و طراوت، به كويرش بدهد
روشنگري و، نور ضميرش بدهد
با هر‌كه «خدا» اراده‌ي خير كند
از لطف، دلِ «نقد‌پذير»ش بدهد


15- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
ستيزه‌جويي و جدال لفظي، دوستي ديرين را تباه مي‌سازد.(بحارالانوار/78/370)
اي داده خدا، چشم و دل حق‌بين‌ات
اي لطف و مدارا و صفا، آيين‌ات
با دوست، اگر ستيزه‌جويي كردي
بر باد رود، دوستي ديرين‌ات


16- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
كلام حكيمانه در خوي فاسد اثر نمي‌گذارد.(بحارالانوار/75/370)
اي آن‌كه دلت، شوق هدايت دارد
چون آينه، نور از سخنت مي‌بارد
ترديد مكن، «كلام حكمت آميز»
در طينت نااهل، اثر نگذارد!


17- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
به‌ياد‌ آور هنگامي را كه در برابر خانواده‌ات در بستر مرگ افتاده‌اي در حالي‌كه نه طبيبي مرگ را مي‌تواند از تو باز‌دارد و نه دوستي مي‌تواند برايت سودمند باشد.(بحارالانوار/75/370)
ياد ‌آر زماني‌كه، ز بارانِ تگرگ
چون باغ خزان‌ديده شوي بي بر و برگ!
نه، «دوست» به ياري تو خيزد، نه «طبيب»
افتاده‌اي آن روز كه در بستر مرگ!


18- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
تقديرها، آنچه را كه به ذهنت خطور نمي‌كرده به تو نشان مي‌دهد.(بحارالانوار/75/369)
يك چند، خدا تو را زمان خواهد داد
در گردش روزگار، امان خواهد داد
چيزي كه به ذهن تو نكرده است خطور
آن را به تو «تقدير» نشان خواهد داد


19- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
همانا استاد و شاگرد هر دو در رشد و ترقي شريك‌اند.(بحارالانوار/75/366)
آنان‌ كه به شوق معرفت، ره سپرند
يا رهرو دانش‌اند، يا راهبر‌ند
«شاگرد»، اگر‌چه فيض از «استاد» برد
از نعمتِ «رشد» همزمان بهره‌ورند


20- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
خود‌پسندي بازدارنده‌ي از طلب علم و فراخواننده‌ي به سوي پستي و ناداني است.(بحارالانوار/72/199)
جانا! صدفي كه عاشق در باشد
افتادگي آموخته و حُر باشد
در مردم «خودپسند» آگاهي نيست
سدّ طلب علم،«تكبّر» باشد


21- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
طمع، سرشتي ناپسند است.(بحارالانوار/69/199)
سوهان دل نيازمند است، طمع
دام است و، فريب است و، كمند است، طمع
«خورشيد دهم» كه هادي امت ماست
فرمود: سرشت ناپسند است، طمع


22- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
از حسد بپرهيز زيرا در تو اثر بد مي‌گذارد و در دشمنت هم تاثيري ندارد.(مستدرك‌الوسائل/12/20)
در راه كمال ما «حسد» يعني سدّ
هرگز كسي از حسد، به مقصد نرسد
اي دوست! حذر كن از حسادت، زيرا
دشمن نخورد شكست، از تيغ حسد


23- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
از حسد بپرهيز، زيرا حسد بدترين و زشت‌ترين خلق است.(مستدرك‌الوسائل/12/23)
چون آينه باش، يك‌دل و روشن و راست
آيينه‌دلي، شيوه‌ي مردان خداست
از دشمن جانت- از حسادت- بگريز!
زيرا‌ كه حسد، زشت‌ترين عادت‌هاست


24- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
شب‌زنده‌داري، خواب را لذيذ‌تر مي‌كند و گرسنگي بر حلاوت طعام مي‌افزايد.(بحارالانوار/75/369)
شب‌زنده‌دلان كه خواب شيرين دارند
با مرغ سحر، الفت ديرين دارند
شيرين بشود طعام، از گرسنگي
در كام كساني كه دل و دين دارند


25- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
شايد ستمگر بردبار، روزي به خاطر بردباري‌اش بخشيده شود و چه بسا صاحب حق نادان، نور حق خود را به ناداني خاموش كند.(بحارالانوار/75/365)
گر صاحب حق، كم است عقل و رايش
خاموش شود شعله‌ي حق پيمايش
شايد كه، ستمگري كه صابر باشد
.بخشيده شود به بردباري‌هايش


26- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
اگر كسي براي تو دوستي و نظرش را به تمامه گذاشت (دوستانه تو را راهنمايي كرد) تو نيز با اطاعت، او را ياري نما.(بحار‌الانوار/75/365)
در دوستي تو، آن‌كه با حسن مرام
پيوسته گذاشت از وفا، سنگ تمام
در سايه‌ي او بگير كم‌كم آرام
در پيروي‌اش، تلاش كن گام به گام


27- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
دنيا بازاري‌ست كه مردماني در آن سود مي برند و گروهي زيان مي‌بينند.(بحارالانوار/75/366)
دنيا باز است، ولي چون گلزار
.دارد گل او صفا و خارش آزار
يك قوم، در اين ميان زيان مي‌بينند
يك طايفه سود مي‌برند از بازار


28- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
هر‌كه از خدا پروا كند، از او پروا كنند. و هر كه از خدا اطاعت كند، اطاعتش كنند.(بحارالانوار/78/366)
آنان كه مِي از چشمه‌ي تقوي نوشند
چشم و نظر از غير خدا مي‌پوشند
از هيبت‌شان، مردم، پروا دارند
در خدمتشان به جان و دل مي‌كوشند


29- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
نادان، در بند زبان خويش است.(بحارالانوار/75/370)
آن‌كس كه ز راه عقل، گم كرده مسير
دستش نرسد به دامن «خير كثير»
در ظاهر اگر چه هست آزاد، اما
در دامِ «زبان» خود، اسير است اسير


30- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
مصيبت براي بردبار يكي و براي نابردبار دوتاست.(بحارالانوار/75/370)
آن‌كس كه صبور است و مصيبت ديده است
«يك‌بار»، گل از گلشن حسرت، چيده است
وان‌كس كه شكيبا به مصيبت نشود
گويا «دو عزا» گردِ سرش، گرديده است


31- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
آفريدگارم! در برابرت خاكساريم و سرافكنده و فروتن.(بحارالانوار/75/368)
يا رب! به مقام بندگي، بنده من‌ام
در نزد تو، خاكسار و شرمنده من‌ام
تو حاكم مطلق جهاني، اما
مسكين و فروتن و سرافكنده من‌ام


32- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
متواضع‌ترين مردم، بردبارترين و گشاده‌روترين و پناه‌‌‌ده‌ترين آنهاست.(بحارالانوار/75/366)
هر يك از ما، تواضع‌اش بيشتر است
در صبر و شكيب، از دگران پيش‌تر است
وان‌كس كه گشاده‌روست، مانند بهار
آغوش محبت‌اش، گل‌انديش‌تر است


33- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
بي نيازي، كاستن از آرزوها و خشنودي به مقدار كفايت است.(بحارالانوار/75/366)
گفتند:«غنا» از آرزو كاستن است
خود را به غناي طبع، آراستن است
تسليم و رضا چيست؟ به مقدار كفاف
پيمانه‌ي روزي از خدا خواستن است


34- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
علماي پيروان ما كه به دوستداران و پيروان ناتوان ما رسيدگي كنند، روز قيامت در حالي وارد مي شوند كه از تاج‌هاي آنها نور‌افشاني مي‌شود.(بحارالانوار/2/7)
دانشمندي، كه ناتوان را يار است
در خدمت خلق، شيوه‌اش ايثار است
در پهنه‌ي رستخيز، تاج سر او
نورافشان است و مطلع‌الانوار است


35- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
از نشانه‌هاي غرور نسبت به خدا آن است كه بنده، استمرار و اصرار بر گناه داشته باشد و در همان حال، آرزومند بخشايش الهي باشد.(حياه‌الامام‌علي‌ال ادي(ع)/164)
هر‌كس دارد غرور! نسبت به خدا
اما ز كمند معصيت، نيست جدا
گر در دلش آرزوي بخشايش هست
حاشا كه برد فيض ز مصباح هدي


36- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
سوار بر مركب چموش و خيره‌سر، اسير جان خود و فرد نادان، اسير زبان خود است.(بحارالانوار/75/369)
از مركب سركش، تو سواري مطلب
يعني: ز هواي نفس، ياري مطلب
اي آن‌كه تو را«تيغ زبان» كرده اسير
از فصل خزان، گل بهاري مطلب


37- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
هر‌‌كس بيش از اندازه و حق خودش بخواهد، او به محروميت شايسته‌تر است.(حياه‌الامام‌علي‌اله دي(ع)/157)
آن‌كس كه زياده‌خواهي، آيينه‌ي اوست
محروم شود عاقبت از رحمت دوست
از حق خود، افزون طلبيدن عيب است
«اندازه نگه‌دار كه اندازه نكوست»


38- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
كسي كه از آفريدگار اطاعت كند، از خشم آفريده‌ها باكي ندارد.(تحف‌العقول/482)
آن‌كس كه به جز خدا تمنا نكند
انديشه به غير«لا و الّا» نكند
با پيروي از خالق هستي، هرگز
از خشم و خروش خلق، پروا نكند


39- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
كسي كه خود را سبك مي‌شمارد، از شرّ او در امان نباش.(تحف‌العقول/512)
فرمود امام راستان، «هادي» راه
مفهوم بلند، در حديثي كوتاه:
هركس، خود را خوار و سبك بشمارد
بايد به خدا ز شرّ او برد پناه


40- امام هادي(ع) مي‌فرمايند:
حسد، نابودكننده‌ي خوبي‌هاست.(مسند الامام‌الهادي(ع)/302)
اي آن‌كه تو را، چشم عنايت ز خداست
شيطان، به كمين نشسته است از چپ و راست
پرهيز كن از «حسد» كه گفتند: حسد
نابودكننده‌ي همه خوبي‌هاست

فاطیما*ع
۱۳۸۸/۰۹/۱۲, ۱۷:۱۹
بسم الله الرحمن الرحيم

http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=79&pictureid=3967 (http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=79&pictureid=3967)

خداوند دنیا را سرای امتحان و آزمایش ساخته و آخرت را سرای رسیدگی قرار داده است ، و بلای دنیا را وسیله ثواب آخرت ، و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است .

إن الله جعل الدنیا دار بلوی و الَخرة دار عقبی ، و جعل بلوی الدنیا لثواب الَخرة سببا ، و ثواب الَخرة من بلوی الدنیا عوضا
تحف العقول ، ص 512

jahangardkocholo
۱۳۸۸/۰۹/۱۲, ۱۸:۰۸
سلام منم به نوبه خودم عید را به شما تبریک میگم و از تمامی دوستان میخام در این اعیاد مبارک همدیگر را دعا کنند

amir-victor0511
۱۳۸۸/۰۹/۱۲, ۲۳:۴۰
ممنون جالب بودن

خادم الزهرا
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۵:۴۲
:Mohabbat:

http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_main-imam-hadi-1.jpg








http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpg (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=15974&d=1258465122)امشب هر ستاره ای میگرده بر دور سر گل سمانه (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=16103&d=1259748626)



http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpg آمده هادی دلها دومین ابن الرضا (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=16104&d=1259748708)


http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpg جرعه نور :"احادیث امام هادی عایه السلام" (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17250)

http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpg کلیپ فلش احادیث امام هادی (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17249)
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpgکتاب به مناسبت میلاد امام هادی (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17244&p=216545)
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpgمنظومه احساس (اشعار در مدح امام هادی) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17251)
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpgتصاویر ویژه (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17233)
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpgنغمه شادی (مولودی میلاد) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17253)











http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_namad-imam-hadi1.jpg (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17191)امام روشنایی ها ویژه میلاد امام هادی (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17234)





http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_kanoon_1.png

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۸, ۱۶:۴۵
http://www.shiaupload.ir/images/83667606126524425522.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_b_057a.pnghttp://www.shiaupload.ir/images/83667606126524425522.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1252935867_7614534_9787065_.gif

ويژه نامه ولادت با سعادت دهمين امير قافله امامت
و ولايت ٬ علي النقي ٬ امام هادي عليه السلام

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1252935867_7614534_9787065_.gif

http://www.askquran.ir/upload/files/10_askquran.ir.swf

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1252935867_7614534_9787065_.gif

امام هادی علیه السلام فرموده اند:

مَنِ اتَّقَی اللهَ یُتَّقی وَ مَن أطاعَ اللهَ یُطاعُ

کسی که از خدا بترسد از او می ترسند
و کسی که از خدا اطاعت کند از او اطاعت خواهند کرد.

(بحارالانوار، ج68، ص 182)

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1252935867_7614534_9787065_.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۸, ۱۶:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_87569483626411625435.gif

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669b.gif

سالروز ولادت پيشوای دهم شيعيان
حضرت علي النقي الهادی (ع)،
منبع فياض نور حق بر مسلمانان مبارك باد.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۸, ۱۹:۳۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_44520414006804858580.gif

سلام خدا بر تو ای دهمین پیشوای معصوم!

سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات

که خورشید را شرمگین تابش کرد

و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش.

در این روز خجسته كه دلها همه لبريز شوق ميلادتوست

دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل هامان بکش.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_gif__8_.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۸, ۱۹:۵۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-25.gif

ای آفتاب عالمیان هادیا (ع) سلام
ای نور چشم هاشمیان هادیا (ع) سلام

ای چارمین علی (ع) خدا یا علی (ع) مدد
ای مقتدای فاطمیان هادیا (ع) سلام

از بس که دُر به وقت سخن ریزد از لبت
هستی خدای نطق و بیان هادیا (ع) سلام

هر سائلی ز کوی خشنود می شود
ای سفره داری تو عیان هادیا (ع) سلام

رخساری از خداست جمال خدایی ات
سلطانی است ای گل زهرا (س) گدایی ات

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_gif__9_.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_gif__10_.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_gif__9_.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۸, ۲۰:۱۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_79066439798219455515.gif

سال تولد امام هادي (ع)

در باره سال وماه وروز تولد حضرت ، راويان وتاريخ نگاران اقوال مختلفي ذكر كرده اند كه به برخي اشاره مي گردد .

- اكثر مورخان ولادت حضرت را در سال212 هجري مي دانند . اصول كافي ج1 ص 497 ، الارشاد ج2 ص 297 ، اعيان الشيعة ج 4 ص 252 .

- بنا بر اقوال ضعيفي ولادت آن حضرت در سال 214 بوده است. الاتحاف بحب الاشراف ص67 ، جوهرة الكلام ص 151 ، مرآة الجنان ج2 ص 159

- مؤ لف تاريخ الخميس در جلد 2 صفحه 321 وصاحب مرآة الجنان در جلد 2 صفحه 159 تولد امام هادي (ع) را در روز سيزدهم رجب ذكر كرده اند

- برخي نيز تولد امام علي النقي (ع) را در روز دو شنبه سوّم رجب ذكر كرده اند.

- برخي منابع ، تصريح مي كنند كه تولد امام در ماه رجب بوده است ولي روز تولد را معين نكرده اند از جمله در بعضي از دعاها به اين مطلب تصريح شده است.

بارالها ! از تو مي خواهم ودرخواست دارم به حق دو مولود در ماه رجب محمد بن علي الثاني وعلي بن محمد منتجب (امام هادي ) .

نام مبارك

امام جواد (ع) پدر بزرگوار حضرت هادي (ع) نام جدبزرگوارش را (علي) كه نام امير المؤمنين وزين العابدين وسيد الساجدين علي بن الحسين بود بر فرزند خود نهاد وامام هادي (ع) به حكم وراثت ، خصوصيات اين دو بزرگوار را در خود داشت .

او بلاغت وسخنوري را از امير بيان منشأ بلاغت وخواستگاه فصاحت به ارث برده بود وتقوا عبادت را از سيد الساجدين.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_gif__1_.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۸, ۲۰:۲۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_47927334259141328898.gif


كنيه و القاب



كنيه گذاري بر افراد از جمله رسمهاي عرب بوده ونوعي احترام بشمار مي رفته است تا جايي كه مردمان آنروز با كنيه به تفاخر مي پرداختند .

ائمه (عليهم السلام) اين نكته را بخوبي رعايت مي كردند وحتي به اطفال خود كنيه گذاشتنه وآنان را با كنيه صدا مي زدند زيرا احترام نهادن در رشد رواني وبلوغ اجتماعي فرزند اثري مهم وژرف دارد كه امير مؤ منان در شعر ي كه به اين مضمون روايت شده مي فرمايد
امام جواد (ع) به تاسي از امامان سلف فرزند خود را ابو الحسن خواند ودر اين كنيه او را به امام موسي بن جعفر وامام رضا (ع) همانند ساخت.

محدثين وروات جهت تشخيص وتفكيك ، صفتي به ابو الحسن افزوده امام موسي بن جعفر (ع) را ابو الحسن الاول ، امام رضا (ع) را ابو الحسن الثاني وامام هادي (ع) را ابو الحسن الثالث مي خوانند

القاب امام گوشه هايي از فضائل ،مناقب وصفات والاي ايشان را به خوبي تصوير مي كنند

الامين - التقي - الناصح - المتوكل -المرتضي - الفقيه - الطيب - العسكري - الوضح - الرشيد - الشهيد - الوفي - الخالص - العالم - نقي - فتاح - هادي - نجيب - مؤتمن

با آنكه متوكل بارها در صدد بود تا به بهانه قيام مسلحانه امام دهم را از ميان بردارد، ولى هيچ گاه به اين بهانه دست نيافت. با اين حال، نتوانست حيات شريف آن حضرت را كه مانع خودكامگىهاى او به عنوان محور تفكر اسلامى بود و همچون مركزى كه شيعيان بر گرد آن پروانه ‏وار مىچرخيدند، تحمل كند، لذا ايشان را بنا به روايتى، در تاريخ سوم رجب سال 245هجرى به شهادت رساند.

امام دهم در حالى كه هشت سال و پنج ماه از عمر شريفشان مىگذشت، به مقام امامت نايل شدند و پس از سى و سه سال به شهادت رسيدند و در سامرا دفن شدند.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_gif__2_.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۸, ۲۰:۳۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_37035943627601784050.gif


شخصيت والاي امام هادي

عظمت شخصيت امام هادي (ع) به قدري زياد است که دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتي از اين اعترافات مبني بر شخصيت آن امام به لحاظ اخلاقي و بخشي ديگر ناشي از ابعاد علمي آن حضرت و شمه اي، نتيجه کراماتي است که از آن بزرگوارصادر شده است.

ابن صباغ مالکي در کتابي موسوم به فصولال مهمه خطوط واضحي از سيماي تابناک فضايل و ويژگي هاي اخلاقي امام هادي (ع) قهرمانشکست ناپذير عصر متوکل عباسي را ترسيم مي کند!

«فضل و دانش امام دهم شيعيان بر اوج قلل بلندپايه عالم بشريت نقش بسته بود و رشته هاي مشعشع آن بر اختران آسمان سر مي ساييد. نيکي ها و اخلاق پسنديده او را نمي توان در شمار عدد ذکر نمود. اما مي شود به افتخارآميزترين آنها که موجب حيرت است بسنده کرد.

او جميع صفات نيک و مفاخر معنويرا يک جا در وجود داشت. ابعاد وسيع و منبع فياض حکمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبتشده و بدين سبب او از ناشايسته ها و آلايش ها به دور و برکنار است.»

امام هادي (ع) داراي نفس زکيه و عزمي راسخ وهمتي عالي بود که هرگز احدي از مردم را نمي توان در مقايسه با او همتا و همسان دانست.

ابن شهر آشوب از رجال حديث نقل مي کند که او نيک سرشت ترين و پاک ترين روش را در ميان جامعه دارا بود، راستگوترين افراد جامعه محسوب مي شد، به هنگام سکوت، شکوه هيبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمي گرفت و چون لب به سخن مي گشود، گزيده و نغز مي گفت به طوري که شعاع کلامش روح آدميان را سحر ميکرد.

در وجود مقدس امام هادي (ع) ويژگي هاي اخلاقي پسنديده مي درخشيد. امامت، کمال و دانش و فضيلت و سرشت و اخلاق نيک از فرازهاي اخلاقي اين امام همام است.
خداوند به قدرت بي منتها ودانش وسيع خود، گنجينه هايي از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده وايشان را به زيور دانش آراسته است، اين گنجينه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف استکه خداوند آن را دراختيار امامان شيعه که راهبران حقيقي بشر هستند، قرار داده است.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62190273691728556140.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62190273691728556140.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۸, ۲۱:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_70050643720090374812.gif

فعاليتهاي امام هادي
گرچه در متون تاریخى، به طور تفصیل و مشخص، به خدمات و فعالیتهاى فرهنگى، سیاسى و اجتماعى امام هادى علیه السلام در «مدینه‏» تصریح نشده است، ولى از شواهد و قراین تاریخى و گفتگوهاى آن حضرت با افراد، مى‏توان به جلوه و نمودارى از تلاشهاى آن حضرت پى برد. اینك پاره‏اى از قراین و موضوعات روشنگر این حقیقت:

1 - ارتباط مداوم دانش دوستان و علاقه‏ مندان به خاندان پیامبر(ص) با امام(ع) و آمد و رفت چهره‏هاى سرشناس و نمایندگان مردم از راههاى دور و نزدیك به خانه آن حضرت.
«داویت. م. رونلدسن‏» پس از بحث مفصلى درباره امام هادى علیه السلام مى‏نویسد:
«گروه زیادى از شهرهاى شیعه‏نشین همچون عراق، ایران و مصر، براى استفاده از محضر او به سوى مدینه می شتافتند. » (1)
2 - گزارش مسؤول امور نظامى و نماز از امام علیه السلام نزد متوكل و اینكه وجود آن حضرت در «مدینه‏» موجب بیرون رفتن دو پایگاه مهم توحید از ‏سیطره و حاكمیت‏ حكومت عباسى خواهد گشت.

3 - ترتیب اثر دادن متوكل به گزارشات رسیده و اقدام سریع وى جهت تبعید امام(ع) به «سامرا» و تحت نظر گرفتن آن حضرت.

4 - شكل مكاتبه متوكل با امام علیه السلام و نحوه برخورد او با آن حضرت در نامه و نیز انتخاب یكى از فرماندهان نظامى همراه سیصد سرباز، براى انتقال امام(ع) به «سامرا».

5 - آگاه ساختن افراد از برخى جریانات سیاسى.
«خیران اسباطى‏» مى‏گوید:
«در مدینه خدمت على بن محمد علیه السلام رسیدم. پرسید: از واثق چه خبر؟
- جانم به فدایت، در كمال سلامتى است، من به تازگى - یعنى ده روز است كه - از او جدا شده‏ام و او در سلامتى كامل بود.

- مردم مدینه مى‏گویند كه او مرده است.
- عرض كردم، من تازه او را دیده‏ام.
- مردم مى ‏گویند كه او در گذشته است.
وقتى امام فرمود: مردم مى‏گویند، فهمیدم كه مقصود از مردم خود آن حضرت است.
سپس امام(ع) پرسید: متوكل در چه وضعى بود؟
- وقتى من آمدم او در بدترین وضع در زندان بود.
- او هم اكنون زمامدار است، «ابن زیات‏» (محمد بن عبد الملك زیات وزیر واثق) چه مى‏كرد؟

- مردم فرمانبر او هستند و فرمان، فرمان اوست.
- این مقام براى او شوم است و دچار نكبت‏ خواهد شد.

امام(ع) لحظاتى سكوت كرد، سپس فرمود: اى خیران! ناگزیر مقدرات و دستورات الهى باید اجرا شود. «واثق‏» مرد و «متوكل‏» بر جاى او نشست و «ابن زیات‏» كشته شد.

عرض كردم: فدایت‏شوم، چه زمان؟ فرمود: شش روز پس از بیرون آمدن تو از «سامرا». (2)



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_gif__4_.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۰۰:۱۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_11098868396318033694.gif
جاذبه سياسي امام

در مورد جاذبه اجتماعي و نفوذ سياسي امام هادي (ع) فقط مي توان همين را گفت که يکي از تجليات و تشعشعات پرشکوه خداوند و تابش منبع فياض نور حق در وجود امام هادي (ع) متجلي و منعکس شده و از وجود حضرت نيزمانند آينه اي که انوار گوناگون را در خود انعکاس مي دهد، ساطع بوده است.

کسي را درعصر پيشواي دهم، توان نگاهي ممتد و حتي لحظه اي کوتاه به چهره او نبود. به محض نظربه رخسار پرفروغش آثار ضعف و سستي و ترس بر قلب ها سايه مي افکند.

در کتاب هاي تاريخي آمده است که حضور امام در هر مجلسي مورد تجليل و احترام عميق بود و خواسته وناخواسته اطرافيان را تحت تأثير و نفوذ قرار مي داد و همنشينان وي همواره آرزويمجالست و مراودت او را در سر داشتند.


با آنکه متوکل بارها در صدد بود تا به بهانه قيام مسلحانه امام دهم را از ميان بردارد، ولي هيچ گاه به اين بهانه دست نيافت. بااين حال، نتوانست حيات شريف آن حضرت را که مانع خودکامگي هاي او به عنوان محور تفکراسلامي بود و همچون مرکزي که شيعيان بر گرد آن پروانه ‏وار مي چرخيدند، تحمل کند،لذا ايشان را بنا به روايتي، در تاريخ سوم رجب سال 245هجري به شهادت رساند.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07213393602286801224.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07213393602286801224.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۰۰:۱۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_81523726216086335651.gif

فضایل امام هادی (ع)

1. علم

از آن حضرت در خصوص تنزیه آفریننده تعالى و یگانگى او و نیز پاسخهاى وى در مسایل و علوم مختلف روایات فراوانى نقل شده است. امام هادى (ع) مى‏فرماید: به راستى خداوند وصف نشود جز بدانچه خودش، خود را وصف كرده. كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجزند و تصورات به كنه او پى نبرند و در دیده‏ها نگنجد. در نزدیكى‏اش دور است و در دورى‏اش نزدیك. چگونگى را پدید كرده بدون آن كه گفته شود خود او چگونه است و مكان را آفریده بدون آن كه خود مكانى داشته باشد، از چگونگى و از مكان بركنار است‏ ، یكتا و یگانه است. شكوه و ابهتش بزرگ و نامهایش پاك است.


2. حلم

براى پى بردن به حلم آن حضرت كافى است ‏به بردبارى و گذشت آن حضرت از بریحه، پس از آن كه دانست وى در نزد متوكل از او بدگویى كرده و به او افترا بسته و وى را تهدید كرده، توجه كرد.


3. كرم و سخاوتمندى

ابن شهر آشوب در مناقب مى‏نویسد: ابو عمر و عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعرى و على بن جعفر همدانى به نزد على بن حسن عسكرى رفتند. احمد بن اسحاق از وامى كه بر گردنش بود نزد حضرت شكایت كرد. آنگاه امام به عمرو كه وكیلش بود، فرمود: به او سى هزار دینار و به على بن جعفر نیز سى هزار دینار بپرداز و خود نیز سى هزار دینار برگیر.

ابن شهر آشوب پس از نقل این ماجرا گوید: این معجزه‏اى بود كه جز ملوك و پادشاهان آن را نیارند و ما از كسى چنین بخششى نشنیده‏ایم. همچنین در مناقب گفته شده است: اسحاق جلاب گوید: براى ابو الحسن (ع) در روز ترویه گوسفندان بسیارى خریدم و آن را در میان نزدیكانش تقسیم كردم.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_gif__6_.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۰۰:۴۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_20219116722613821166862072748209651833620.jpg



4. شكوه و عظمت در دل مردم:

طبرسى در اعلام الورى به سند خود از محمد بن حسن اشتر علوى نقل كرده است كه گفت:
همراه با پدرم بر در سراى متوكل بودیم. من در آن هنگام كودكى بودم و در میان گروهى از مردم از طالبى و عباسى و جعفرى ایستاده بودیم، كه ناگهان ابو الحسن (ع) وارد شد. مردم همگى از مركبهاى خویش پایین آمدند تا آن حضرت به درون رفت. یكى از حاضران از دیگرى پرسید:

به خاطر چه كسى پایین آمدیم؟به خاطر این بچه؛ حال آن كه او از نظر سال از ما بزرگ‏تر و شریف‏تر نبود. به خدا سوگند دیگر به احترام او از مركب خویش پایین نخواهم آمد. پس ابو هاشم جعفرى گفت:

به خدا قسم كودكان چون او را مى‏بینند به احترام او پیاده مى‏شوند.

هنوز دیرى نگذاشته بود كه آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را دیدند باز به احترام وى پیاده شدند؛ ابو هاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمى‏گفتید دیگر به احترام او پیاده نمى‏ شوید؟

پاسخ دادند: به خدا قسم اختیار خود را از دست دادیم و از مركبهاى خود پیاده شدیم.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_gif__7_.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۰۱:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_252553931891411152128902161537123190196.jpg
علم و آگاهي امام

بدون شك بعد علمى و آگاهى گسترده ائمه علیهم السلام در همه زمینه ‏ها از پایه‏هاى اساسى امامت در طول حیات آن به شمار رفته و به عنوان یكى از معیارهاى مطمئن و روشن - كه در دسترس همگان قرار داشت - براى تشخیص امام برگزیده از سوى خدا، از مدعى امامت، در جامعه اسلامى شناخته شده بود.

حاكمان ستمگر اموى و عباسى در رویارویى با پیشوایان حق به هر اقدامى - كه به گونه‏اى در تثبیت موقعیت آنان و تضعیف موقعیت امامان شیعه مؤثر بود - دست زدند، و حتى موفق شدند

چهره‏هاى وابسته و مزدورى را در لباس عالمان دین و فقیهان شریعت‏ به مسلمانان تحمیل كنند، ولى هیچ گاه نتوانستند در میدان علم و دانش بر پیشوایان معصوم پیشى گیرند، و حتى نتوانستند در یك مورد و براى یك بار آنان را محكوم كنند، با آنكه برخى از آنان - مانند مامون - براى دستیابى به این هدف تلاشهاى فراوانى كرده و سرمایه ‏هاى زیادى صرف نمودند.

اساسى‏ترین ویژگى علوم ائمه علیهم السلام، خدادادى بودن آن است. آنان در هیچ مكتب و نزد هیچ فردى درس نخواندند، بلكه در پرتو شایستگى‏ها و لیاقت هایى كه داشتند خداوند چشمه‏سارهاى زلال دانش و معرفت را در قلب پاكشان به جریان و جوشش انداخت و وجود مباركشان را - به تعبیر امام هادى(ع) - گنجینه ‏هاى علم و جایگاه هاى معرفت‏ خویش (1) قرار داد.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_eee.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۰۱:۲۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_200842073763817193141751925899255719690.jpg



امام هادى علیه السلام در سخنى به این دانش گسترده اشاره نموده مى‏فرماید:

«اسم اعظم خدا 73 حرف است و نزد آصف (بن برخیا) تنها یك حرف آن بود كه چون خدا را بدان خواند، زمین - حد فاصل بین او و (پادشاه) سبا - براى او درهم پیچیده شد. آصف تخت ‏بلقیس را برداشت و آن را نزد سلیمان برد، سپس زمین كشیده (منبسط) شد (و به حال نخست ‏بازگشت). تمام اینها در كمتر از یك چشم بر هم زدن صورت گرفت.

ولى نزد ما از اسم اعظم الهى 72 حرف است و یك حرف آن نزد خداست كه آن را در (خزانه) علم غیب به خود اختصاص داده است‏». (2)

بزرگترین خیانت زمامداران غاصب اموى و عباسى معاصر ائمه علیهم السلام به بشریت ، ‏به ویژه مسلمانان؛ این است كه با مشكلات و محدودیتهایى كه براى امامان علیهم السلام به وجود آوردند، مانع نشر و گسترش علوم آنان در جامعه شده و مردم را از آن فیض بزرگ محروم ساختند.

این محدودیت درباره همه پیشوایان اعمال مى‏شد، ولى نسبت‏ به عسكریین (پیشواى دهم و یازدهم) علیهما السلام با شدت بیشتر، به گونه‏اى كه بخش اعظم دوران امامت امام هادى و تمامى دوران امامت امام عسكرى علیهما السلام در «سامرا» - كه عنوان پادگان نظامى را داشت - تحت نظارت دقیق نیروهاى امنیتى دستگاه سپرى شد و براى مردم امكان دسترسى به آنان و استفاده از محضرشان وجود نداشت.

با این حال، امام هادى از هر فرصتى استفاده كرده و با افاضه شمه‏اى از علوم خدادادى خود به صورت كتبى یا شفاهى، در قالب سخن گفتن با افراد مختلف به زبان خود آنان، پیشگویى نسبت‏ به حوادث آینده، خبر دادن از نیت افراد و. . . انسانها را از فروغ دانش خود بهره‏مند کرده و بدین وسیله آنان را به شاهراه حق، رهنمون مى‏ساخت.

سلاح علم ویژه امامت و به كارگیرى آن در قالبها و پوششهاى یاد شده، كار سازترین، كوبنده‏ترین و در عین حال بى‏خطرترین سلاحى بود كه در شرایط حاكمیت جو خفقان آن روز، در اختیار پیشواى دهم(ع) قرار داشت و حكومت، هیچ راه و بهانه‏اى براى مبارزه با آن نداشت.

پى‏نوشت‏ها:
(1) السلام علیكم یا اهل بیت النبوة. . . و خزان العلم. . . السلام على محال معرفة الله. . . «زیارت جامعه‏».
(2) ر. ك. مناقب، ج 4، ص 406، الكافى، ج 1، ص 230، حدیث 3 و دلائل الامامة، طبرى، ص 219.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2824828ie9wc9p9za.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۰۱:۲۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_47200240444015516312362559836166462141.jpg

در محضر هادي الامم

مذهب اهل بیت (علیهم السلام ) در روزگار امام هادی به مرحله رشد و پختگی رسیده بود اما خطر تند روی كه از طریق فرهنگهای وارداتی از سوی شرق در عمق جان برخی از مسلمانان نفوذ یافته بود، نیازمند نیرویی ایمانی برای پاسخ به این خطر بود تا مبادا به خاطر تبلیغ دشمنان و به ویژه خلفای عباسی كه جایگاه ائمه را نمی شناختند و آنان و یا هواخواهانشان را متهم به غلو می كردند روح معنویت در مردم كاستی بگیرد.

نیاز دیگر مذهب اهل بیت این بود كه محتاج متون جامعی بود تا به منزله درسهای توجیهی باشد كه بدون افزونی و كاستی اصول عقاید را در برگیرد. از این روست كه زیارت جامعه از ناحیه امام هادی(ع) مطرح می شود. در این زیارت، ائمه (ع) به دور از هر گونه غلو و در همان جایگاه حقیقی خود، معرفی و بازشناخته شده اند.

حال در برخی از كلمات نورانی این زیارت كه می تواند بهترین وسیله برای تحكیم مهر و محبت ائمه در دل ما باشد، تدبر می كنیم. این محبت و مهر در واقع امتداد محبت مؤمن به پروردگارش محسوب می شود و به هیچ وجه جایگزین آن نیست.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_42jnbgpl0sav643bwnha.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۰۱:۲۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_72156157219719316817861728191683712877.jpg



امام شناسی در زیارت جامعه كبیره

" درود بر شما ای خاندان نبوت و جایگاه رسالت

و ( مركز) آمد و شد فرشتگان و محل فرود وحی و مكان رحمت

و گنجوران دانش و غایت خویشتنداری و حلم

و بنیانهای كرم و رهبران امتها و صاحبان نعمتها

و ریشه های نیكان و ستونهای گزیدگان و تربیت كنندگان بندگان

و اركان كشورها و دروازه های ایمان و امینان خدای رحمان

و تبار پیامبران و گزیده رسولان و عترتی منتخب پروردگار جهانیان،

و رحمت و بركات خدا بر شما باد!

درود بر پیشوایان هدایت و چراغهای (روشن) در ظلمت

و پرچمهای پرهیزگاری و صاحبان عقل و خرد و پناه مردمان

و وارثان پیامبران و نمونه های برتر و دعوت نكو

و حجتهای خداوند بر مردم دنیا و آخرت

و اولی و رحمت و بركات خدا بر شما باد!

درود بر جایگاههای معرفت خدا و خانه های بركت خدا

و معدنهای حكمت خدا و پاسداران سرّ خدا و حاملان كتاب خدا

و جانشینان پیامبران خدا و فرزندان رسول خدا(ص)

و رحمت و بركات خدا بر شما باد!

درود بر دعوت كنندگان به خدا و راهنمایان به خشنودیهای خدا

و پایداران در فرمان خدا و كاملان در محبت خدا

و مخلصان در توحید خدا و یاوران امر و نهی خدا

و بندگان گرامی كه در گفتار بر خدا پیشی نگرفتند

و به فرمان او كار می رانند و رحمت و بركات خدا بر شما باد"!


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_71.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۱۴:۵۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_28142556922821121627190153883829723817.jpg

اندرزهای درخشان

آن حضرت در اندرز به یكی از دوستان خود فرمود:

" ای فتح! آن كه فرمان آفریدگار را گردن نهاد از خشم آفریده به خود باك راه نداد و آن كه آفریدگار را به خشم آورد، یقین كن كه آفریدگار خشم آفریده را بر وی مستولی بدارد، و آفریدگار وصف نشود جز بدانچه خویشتن را بدان وصف كرده است

و كجا توصیف شود آفریدگاری كه حواس از یافتنش و گمانها از رسیدن به او و آنچه در دل می گذرد از توصیفش و دیدگان از احاطه به او، درمانند.

والاست از آنچه وصف كنندگان، توصیفش می كنند و برتر است از آنچه ستایندگان می ستایندش.

در نزدیكی اش دور، كیفیت( چگونگی) را او چگونگی بخشید پس گفته نشود خود او چگونه است؟

و مكان را او پدید فرمود پس گفته نشود خود او كجاست؟

چون او از چگونگی و كجایی( مكان) به دور است."(2)

و نیز فرمود:" هر كه خدای را بپرهیزد در امان نگاه داشته شود

و هر كه خدا را فرمان برد، مورد اطاعت قرار گیرد

و هر كه آفریدگار را اطاعت كند از خشم مخلوق نترسد،

هر كه از مكر خدا و دردناك گرفتنش ایمن شد گردن كشی كرد تا آنجا كه قضای خدا و امر نافذش بر وی فرود آمد

و هر كه دلیلی روشن از پروردگارش داشته باشد دشواریهای دنیا بر وی سبك آید و گرچه تكه تكه شود و پراكنده گردد.

سپاسگزار به خود سپاس ستعادتمندتر است از نعمتی كه باعث سپاس شده زیرا نعمت كالای این جهانی است و سپاس نعمت دنیا و آخرت است.

خداوند دنیا را سرای آزمایش و آخرت را خانه فرجام قرار داد و بلای دنیا را وسیله ثواب آخرت گرداند و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داد.

ستمگر بردبار بسا كه به وسیله حلم خود از ستمش گذشت شود و حق دار نابخرد بسا كه به سبكسری خود نور حق خویش را خاموش سازد.

هر كه از روی دوستی به تو نظری دهد همه جانبه اطاعت او كن.

هر كه قدر خود نداند از شر او خود را آسوده مدان.

دنیا بازاری است كه مردمی از آن سود برند و مردمی دیگر زیان بینند."(3)

" جدل ، دوستی قدیم را تباه سازد و گره استوار( در راه دوستی) پدید آرد، كمترین چیز در جدل برتری جستن است و همین برتری جستن از عوامل قطع رابطه است".

" نكوهش، كلید دشمنی است، با این حال از حقد و كینه بهتر است".

و نیز فرمود: شب زنده داری گواراتر از خواب است و گرسنگی در خوبی خوارك بیفزاید.( آن حضرت این سخن را در تشویق بر نماز شب و روزه گرفتن فرمود)

" یادآر مرگ خویش را در میان خانواده ات كه نه پزشكی تو را در آن هنگام از مرگ باز می دارد و نه دوستی تو را سود می رساند."

" خشم بر آن كه مالك اویی، پستی است."

" حكمت در سرشتهای فاسد، كامیاب نشود."

" بهتر از خیرو نیكی، كننده آن است و زیباتر از زیبا گوینده آن و برتر از دانش، حامل آن است و بدتر از شر، جلب كننده آن و خوفناك تر از ترس، آن كه بر آن سوار است."

" تو را از حسد پرهیز می دهم كه- آثار- آن در تو آشكار می گردد ولی در دشمنت كارگر نمی شود."

" اگر زمانی برسد كه عدل در آن بر ستم غلبه داشته باشد حرام است كسی به دیگری گمان بد ببرد مگر آن كه كاملاً آگاهی پیدا كند و اگر زمانی برسد كه ستم در آن بر عدل چیرگی داشته باشد كسی نمی تواند به دیگری گمان خوب ببرد تا زمانی كه به خوبی آن كس علم پیدا نكرده است." (4)

پی نوشت ها:
1- زیارت جامعه از كتاب " الانوار اللامعه فی شرح زیارة الجامعه"، عبدالله شبر، ص123.
2- بحارالانوار، ج50، صص177- 178.
3- فی رحاب ائمة اهل البیت(علیهم السلام )، ج4، ص180. 4- همان، ص 181.






http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1_38017006857880830705.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۱۹:۰۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_143198144219201183132051647223717056136186176.jp g


دعای مستجاب امام هادی (ع)

یکی از یاران امام هادی(ع) می گوید:
حقوق به امام عرض کردم:« ای آقای من، متوکل مرا متهم به ارتباط با شما کرده و روزی مرا بریده است؛ اما اگر شما از او درخواست کنید حتماً قبول می کند.»
امام فرمود:« اگر خدا بخواهد مشکلاتت حل می شود.»
همان شب فرستادگان متوکل در خانه را زدند. در را که باز کردم، فتح، وزیر متوکل، به من گفت:« در منزلت چه می کنی؟! متوکل سراغت را می گیرد.»
من نزد متوکل رفتم. متوکل با دیدن من گفت:« ای ابو موسی ما حواس‌مان به تو نیست، تو هم خودت را فراموش کرده ای!؟»
آن‌گاه سهمم از بیت المال و هدایا و اموال زیادی را به من بخشید.

در راه بازگشت، به فتح گفتم:« امام هادی علیه السلام اینجا آمده بود؟»
گفت:« نه.»
گفتم:« نامه‌ای نوشته بود؟»
گفت:« نه.»
آن‌گاه فتح به من گفت:« شک ندارم که تو از امام هادی دعایی خواسته بودی. بگو برای من هم دعا کند.»
خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم و گفتم:« به برکت شما مشکلم حل شد. اما اطرافیان متوکل می گفتند شما نزد متوکل نرفته و درخواستی نکرده بودید.»
فرمود:« ما در امور مهم فقط به خدا پناه می‌بریم و در مشکلات بر او توکل می کنیم. او ما را این گونه عادت داده است که اگر از او چیزی بخواهیم اجابت می فرماید؛ و می ترسیم که از وظایف بندگی عدول کنیم و او هم نظر لطفش را بردارد.»

پیغام فتح را به امام رساندم. فرمود:« او در ظاهر دوست ما ولی در باطن دشمن ماست. خداوند دعای کسی را مستجاب می‌کند که خالصانه مطیع او باشد و به رسول الله و حق ما اهل بیت ایمان داشته باشد. در این صورت اگر از خدا چیزی بخواهد محروم نخواهد شد.»

عرض کردم:« به من یک دعای اختصاصی بیاموزید، آقای من.»

فرمود:« این دعایی است که من زیاد می‌خوانم و از خدا خواسته ام هر کس بعد از من در کنار قبرم آن را خواند، خواسته‌اش را اجابت کند:

«یا عدّتی عندالعُدد و یا رجائی و المعتمد و یا کهفی و السند و یا واحد و یا واحد یا قل هوالله احد و اسألک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احداً ان تصلی علیهم و تفعل بی کذا و کذا »
(ای توشه من، و ای امید و پناهگاه و تکیه‌گاه من، ای خدای یگانه! تو را به حق کسانی می‌خوانم که هیچ‌کس را همانند آنها قرار ندادی، و از تو می‌خواهم بر آنان درود بفرستی و ...{در اینجا حاجت خود را بیان کن})



بحارالانوار، ج 50، ص 127، ح 5.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_91004809691401869387a.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۱۹:۳۸
http://img.tebyan.net/big/1387/09/20081210134650944_m_hadi87_01.jpghttp://img.tebyan.net/big/1387/09/20081210134650991_m_hadi87_02.jpghttp://img.tebyan.net/big/1387/09/200812101346516_m_hadi87_03.jpghttp://img.tebyan.net/big/1387/09/2008121013465137_m_hadi87_04.jpghttp://img.tebyan.net/big/1387/09/2008121013465169_m_hadi87_05.jpghttp://img.tebyan.net/big/1387/09/2008121013465184_m_hadi87_06.jpg


زيارتنامه حضرت امام علی النقی الهادی (ع)
آيا داخل شوم ای پيامبر خدا؟
آيا داخل شوم ای اميرالمؤمنين؟
آيا وارد شوم ای فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانيان؟
آيا داخل شوم ای سرورم حسن فرزند علی ؟
آيا داخل شوم ای سرورم حسين فرزند علی ؟
آيا داخل شوم ای سرورم علی فرزند حسين ؟
آيا داخل شوم ای سرورم محمد بن علي ؟
آيا وارد شوم ای مولای من جعفر بن محمد؟
آيا داخل شوم ای مولای من موسی بن جعفر؟
آيا داخل شوم ای سرورم علی بن موسي ؟
آيا وارد شوم ای مولای من محمد بن علي ؟
آيا داخل شوم ای سرورم ای اباالحسن علی بن محمد؟
آيا داخل شوم ای سرورم ای ابا محمد حسن بن علي ؟
آيا داخل شوم ای فرشتگان خدا
و ای نگهبانان اين حريم شريف؟
خدا بزرگتر است.
درود بر تو ای اباالحسن علی بن محمد
آن پاکيزه راهبر و روشنی
درخشان و رحمت خدا و برکات او
درود بر تو ای رشته محکم خدا
درود بر تو ای که در زمره خاندان خدايی
درود بر تو ای بهترين منتخب خدا
درود بر تو ای برگزيده خدا
درود بر تو ای امين خدا
درود بر تو ای شايسته خدا
درود بر تو ای دوست خدا
درود بر تو ای روشنی روشنيها
درود بر تو ای زيور نيکان
درود بر تو ای نژاد و فرزند خوبان
درود بر تو ای عنصر پاکان
درود بر تو ای حجت خدای رحمن
درود بر تو ای اصل و اساس ايمان
درود بر تو ای سرور مؤمنان
درود بر تو ای سرپرست شايستگان
درود بر تو ای پرچم و نشانه هدايت
درود بر تو ملازم با پرهيزکاری
درود بر تو ای استوانه دين
درود بر تو ای فرزند خاتم پيامبران
درود بر تو ای فرزند آقای جانشينان
درود بر تو ای فرزند فاطمه زهرا بانوی بانوان جهان
درود بر تو ای امانت دار باوفا
درود بر تو ای پرچم دار پسنديده
درود بر تو از پارسای پرهيزکار
درود بر تو ای حجت و دليل بر همه خلق
درود بر تو ای خواننده قرآن
درود بر تو ای بيان کننده حلال و حرام خدا
درود بر تو ای سرپرست خيرخواه
درود بر تو ای راه روشن خدا
درود بر تو ای ستاره درخشان
گواهی مي دهم ای سرورم ای اباالحسن
که توئی حجت خدا بر خلقش
خليفه و جانشين او در ميان آفريدگانش
و امين او در شهرهايش
و گواه او بر بندگانش
گواهم به اينکه تويی کلمه پرهيزگاری
و درگاه هدايت و حلقه محکم و استوار
و حجت بر بندگانش هر که در روی زمين است
و هر که در زير خاک است
و گواهم که تويی پاک و منزه از گناهان
و مبرائی از هر نقص و عيبها
و اختصاص يافته به کرم و بخشش خدا
و بخشش هستی به حجت خدا
و هبه شده به او کلمة الله
و اساس آنچنانيکه پناهنده شوند به سوی او بندگان
و زنده شود به وسيله او شهرها

http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif
(http://karrar.mihanblog.com/post/1448)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۱۹:۵۳
http://www.tbzmed.ac.ir/monasebat/mazhabi/HADI/1.jpg

و گواهم ای سرورم و مولايم به اينکه من نسبت به تو
و پدران تو و فرزندان تو يقين و اقرار دارم
و پيرو شمايم در باطن امر
و سرشت ذاتم و دستورات دينيم
و سرانجام کردارم و محل برگشتم و جايگاهم
و من دوستار آن کسم که شما را دوست بدارد
و دشمنم آنکسم که شما را دشمن بدارد
و مؤمنم به پنهان شما و عيان شما
و اول شما و آخر شما
پدرم و مادرم فدای شما باد
و درود بر تو و رحمت خدا و برکات او

خدايا درود فرست بر محمد و خاندان محمد
و درود فرست بر حجت باوفايت و ولی و نماينده پاکت
و امين پسنديده ات و برگزيده راهنمايت و راه راست تو
و جاده بزرگتر و راه ميانه و طريقه معتدل تر
و نور و روشنائی دل مؤمنان و نماينده پرهيزکاران
و همدم مردمان با اخلاص
خدايا درود فرست بر آقای ما محمد و خاندان محمد
و درود فرست بر علی بن محمد
آن رهبر معصوم از لغزش و پاک از هر عيب و خلل
و بريده از خلق و دلداده به درگاه تو با آرزو
و مبتلا به همه فتنه ها و آزموده به رنج محنتها
و ابتلاهايی که با همه سختی او را نيکو بود
و بردباری در شکايت
و راهنمای به بندگانت و مايه برکت شهرهايت
و جايگاه رحمتت و خزانه دار و گنجينه حکمتت
و پيشرو به سوی بهشت تو
دانشمند در ميان آفريده ات
و راهنمای در بين خلقت

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_miscellaneous_301a.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۲۰:۰۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/4_Untitled-9.gif

آنکه پسنديدی او را و انتخابش نمودی
و اختيار کردی او را در مقام جانشينی رسولت
و در ميان امت خودت
و ملزم نمودی او را به نگهداری شريعت او
و به تنهايی بار سنگين جانشينی را به دوش گرفت
و بلند کرد او را و از روی توانايی بدوش کشيد آن را
و نلغزيد در مشکلی و درنماند
در هيچ امر پيچيده ای بلکه گشود گره هر غمی را
و مسدود کرد هر رخنه ای را
و ادا کرد هر وظيفه حتمی را
خدايا چنانچه روشن کردی ديدگان پيامبرت را بدو
پس بالا ببر درجه او را
و زياد کن در نزدت پاداش او را
و درود فرست بر او و برسان به او
از طرف ما تحيت و سلام
و عطا کن بما از نزد خودت
در دوستی او فضل و احسان
و آمرزش و خوشنودی خود را
زيرا تويی دارای بخشش بزرگ
ای خدای صاحب قدرت همه جانبه
و رحمت پهناور و صاحب عطاهايی پی در پی
و دارای نعمتهای پياپی و دنبال هم
و نعمتهای بزرگ و بخششهای شايان و زياد
درود فرست بر محمد و خاندان محمد راستگويان
و عطا کن بمن درخواستم را و گرد آور پراکندگيم را
و فراهم نما پريشانيم را و پاکيزه گردان کردارم را
و منحرف مساز دلم را پس از آنکه هدايتم کردی
و ملغزان گام مرا و وامگذار مرا به خودم
به اندازه يک چشم بهم زدن
و هرگز نااميد مساز طمع و آرزوی مرا

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_flowers_247.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۲۰:۰۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/4_Untitled-5.gif

و آشکار مکن عيوبم را و پرده زشتيهايم را پاره مکن
به هراسم ميانداز و نوميدم مساز
و بوده باش نسبت به من رؤوف و مهربان
و هدايت نما مرا و پاک و پاکيزه گردان مرا
و صفايم ده و برگزين مرا و نجات ده مرا
و خالص کن مرا از عيوب و آراسته ام نما
و به خودم اختصاص ده و نزديکم کن بدرگاه خودت
و دورم مساز از نزد خودت
و به من لطف و مهربانی کن و به من جفا روا مدار
و گراميم بدار و خوارم مکن
و از تو مي خواهم که دريغ مداری
آنچه را از تو نخواسته ام
فراهم آور برای من با رحمت خودت
ای مهربانترين مهربانان
و از درگاهت مسألت دارم به حرمت آبروی کريمت
و به حرمت پيامبرت حضرت محمد
درودهايت بر او و بر خاندان او و
به حرمت خاندان رسولت اميرمؤمنان
علی و حسن و حسين
و علی و محمد و جعفر و موسی
و علی و محمد و علی و حسن
و آن يادگار بازمانده
درودهای تو و برکات تو بر آنان
اينکه درود فرستی بر همه آنان
و شتاب کنی فرج قائم آنها را به دستور خودت
و ياری کن او را و ياری نما به او دينت را
و قرار ده مرا در زمره نجات يافتگان بوسيله او
و مخلصان در طاعتش فرما
و از تو خواهم به حق آنها که اجابت کنی دعايم را
و برآورده کنی حاجتم را و عطا کنی درخواستم را
و کفايت کنی امر مهم مرا از امر دنيا و آخرت مرا
ای مهربانترين مهربانان
ای روشنی ای حجت قاطع
ای تابنده ای بيان کننده
ای پروردگار کفايت کن مرا از شرها
و آفت ها و بلاهای روزگار
و از تو مي خواهم رستگاری را
روزی که دميده شود در صور
ای توشه و ذخيره ام در برابر ذخيره ها ای اميد من
و مورد اعتمادم
و ای پشت و پناه و تکيه گاهم
ای يگانه ای يکتا
و ای که گفتی بگو:
او خدای يگانه است
از تو خواهم ای خدا
به حق کسانيکه آفريدی از خلقت
و قرار ندادی در بين خلقت مانند آنها احدی را
درود فرست بر جماعت آنها
و با من چنان كني كه توسزاوار آني .

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_193331uol2asze0g.gif

seyed yasin
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۲۱:۲۱
لينك كتاب فضائل امام هادي (ع) از كتابخانه سايت
http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=4035

كبوتر دل
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۲۱:۲۲
http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif



*معلمي كه شاگرد شد

حديثى درباره‌ى كودكى حضرت هادى است، كه نمى‌دانم شنيده‌ايد يا نه؛ وقتى معتصم در سال 218 هجرى، حضرت جواد را دو سال قبل از شهادت ايشان از مدينه به بغداد آورد، حضرت هادى كه در آن‌وقت شش ساله بود، به همراه خانواده‌اش در مدينه ماند.
پس از آن‌كه حضرت جواد به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس‌وجو كرد و وقتى شنيد پسر بزرگ حضرت جواد، على‌بن‌محمد، شش سال دارد، گفت اين خطرناك است؛ ما بايد به فكرش باشيم. معتصم شخصى را كه از نزديكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدينه برود و در آن‌جا كسى را كه دشمن اهل‌بيت است پيدا كند و اين بچه را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، اين بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بياورد.
اين شخص از بغداد به مدينه آمد و يكى از علماى مدينه را به نام "الجنيدى"، كه جزو مخالف‌ترين و دشمن‌ترينِ مردم با اهل‌بيت عليهم‌السّلام بود - در مدينه از اين قبيل علما آن‌وقت بودند - براى اين كار پيدا كرد و به او گفت من مأموريت دارم كه تو را مربى و مؤدبِ اين بچه كنم، تا نگذارى هيچ‌كس با او رفت و آمد كند و او را آن‌طور كه ما مى‌خواهيم، تربيت كن. اسم اين شخص - الجنيدى - در تاريخ ثبت است.
حضرت هادى هم - همان‌طور كه گفتم - در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسى مى‌توانست در مقابل آن مقاومت كند.
بعد از چند وقت يكى از وابستگان دستگاه خلافت، الجنيدى را ديد و از بچه‌يى كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد. الجنيدى گفت: بچه؟! اين بچه است؟! من يك مسأله از ادب براى او بيان مى‌كنم، او باب‌هايى از ادب را براى من بيان مى‌كند كه من استفاده مى‌كنم! اين‌ها كجا درس خوانده‌اند؟! گاهى به او، وقتى مى‌خواهد وارد حجره شود، مى‌گويم يك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مى‌خواسته اذيت كند - مى‌پرسد چه سوره‌يى بخوانم. من به او گفتم سوره‌ى بزرگى؛ مثلاً سوره‌ى آل‌عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاى مشكلش را هم براى من معنا كرده است! اين‌ها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأويل و تفسير قرآنند؛ بچه؟!
ارتباط اين كودك - كه على‌الظاهر كودك است، اما ولى‌اللَّه است؛ "وآتيناه الحكم صبيّا" با اين استاد مدتى ادامه پيدا كرد و استاد شد يكى از شيعيان مخلص اهل‌بيت!


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

كبوتر دل
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۲۱:۲۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2057398jhl6f0a9fq1.gif

*پادگاني به نام سامرا

حضرت هادى عليه‌السّلام 42 سال عمر كردند كه 20 سالش را در سامرا بودند؛ آن‌جا مزرعه داشتند و در آن شهر كار و زندگى مى‌كردند.
سامرا در واقع مثل يك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان كه از.. سمرقند و از همين منطقه‌ى مغولستان و آسياى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد.
اين عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‌شناختند و از اسلام سر در نمى‌آوردند. به همين دليل، مزاحم مردم مى‌شدند و با عرب‌ها - مردم بغداد - اختلاف پيدا كردند.
در همين شهر سامرا عده‌ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‌السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله‌ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام - با نامه‌نگارى و... - برساند.
اين شبكه‌هاى شيعه در قم، خراسان، رى، مدينه، يمن و در مناطق دوردست و در همه‌ى اقطار دنيا را همين عده توانستند رواج بدهند و روزبه‌روز تعداد افرادى را كه مؤمن به اين مكتب هستند، زيادتر كنند.
امام هادى همه‌ى اين كارها را در زير برق شمشير تيز و خون‌ريز همان شش خليفه و على‌رغم آنها انجام داده است. حديث معروفى درباره‌ى وفات حضرت هادى عليه‌السّلام هست كه از عبارت آن معلوم مى‌شود كه عده‌ى قابل توجهى از شيعيان در سامرا جمع شده بودند؛ به‌گونه‌يى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‌شناخت؛ چون اگر مى‌شناخت، همه‌ى‌شان را تارومار مى‌كرد؛ اما اين عده چون شبكه‌ى قوى‌يى به‌وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‌توانست به آنها دسترسى پيدا كند.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2057398jhl6f0a9fq1.gif

RUYA
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۲۱:۲۷
:fireworks::parvaneh::roz:
امشب اي دل، مرا شب شادي است
در کف ما برات آزادي است
باب رحمت ز هر طرف شد باز
شب ميلاد حضرت هادي(ع) است
...
ولادت دهمين پيشواي پرهيزکاران بر شما مبارکباد.

كبوتر دل
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۲۱:۲۹
http://shiaupload.ir/images/65677124725806000654.gif

عظمت شخصیت امام هادی (ع) به قدری زیاد است که دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتی از این اعترافات مبنی بر شخصیت آن امام به لحاظ اخلاقی و بخشی دیگر ناشی از ابعاد علمی آن حضرت و شمه ای، نتیجه کراماتی است که از آن بزرگوار صادر شده است.
ابن صباغ مالکی در کتابی موسوم به فصول المهمه خطوط واضحی از سیمای تابناک فضایل و ویژگی های اخلاقی امام هادی (ع) قهرمان شکست ناپذیر عصر متوکل عباسی را ترسیم می کند!
«فضل و دانش امام دهم شیعیان بر اوج قلل بلند پایه عالم بشریت نقش بسته بود و رشته های مشعشع آن بر اختران آسمان سر می سایید. نیکی ها و اخلاق پسندیده او را نمی توان در شمار عدد ذکر نمود. اما می شود به افتخارآمیزترین آنها که موجب حیرت است بسنده کرد. او جمیع صفات نیک و مفاخر معنوی را یک جا در وجود داشت. ابعاد وسیع و منبع فیاض حکمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبت شده و بدین سبب او از ناشایسته ها و آلایش ها به دور و برکنار است.»
امام هادی (ع) دارای نفس زکیه و عزمی راسخ و همتی عالی بود که هرگز احدی از مردم را نمی توان در مقایسه با او همتا و همسان دانست.
ابن شهر آشوب از رجال حدیث نقل می کند که او نیک سرشت ترین و پاک ترین روش را در میان جامعه دارا بود، راستگوترین افراد جامعه محسوب می شد، به هنگام سکوت، شکوه هیبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمی گرفت و چون لب به سخن می گشود، گزیده و نغز می گفت به طوری که شعاع کلامش روح آدمیان را سحر می کرد.
در وجود مقدس امام هادی (ع) ویژگی های اخلاقی پسندیده می درخشید. امامت، کمال و دانش و فضیلت و سرشت و اخلاق نیک از فرازهای اخلاقی این امام همام است.
خداوند به قدرت بی منتها و دانش وسیع خود، گنجینه هایی از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ایشان را به زیور دانش آراسته است، این گنجینه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف است که خداوند آن را دراختیار امامان شیعه که راهبران حقیقی بشر هستند، قرار داده است.

http://shiaupload.ir/images/65677124725806000654.gif

كبوتر دل
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۲۱:۳۴
http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif

داستان درباره ی امام هادی (ع) / آگاهى از درون اشخاص (http://www.rasekhoon.net/weblog/nn22/23391.aspx)


مرحوم شيخ طوسى ، راوندى و ديگر بزرگان به نقل از اسحاق بن عبداللّه علوى حكايت كند:

روزى از روزها پدرم با عمويم با يكديگر اختلاف كردند، درباره آن چهار روزى كه در طول سال براى روزه گرفتن ، نسبت به بقيّه روزها فضيلت و اهمّيتى بيشتر دارد.

لذا براى حلّ اختلاف و گرفتن جواب صحيح تصميم گرفتند تا به ملاقات و زيارت حضرت ابوالحسن ، امام هادى عليه السلام بروند.

و در آن روزها، حضرت در محلّى - به نام صريا - نزديك مدينه ساكن بود؛ و هنوز به شهر سامراء منتقل نشده بود.

به همين جهت ، به قصد زيارت و ملاقات آن حضرت حركت نمودند، هنگامى كه وارد منزل امام هادى عليه السلام شدند و در محضر شريفش نشستند، حضرت قبل از هر سخنى اظهار فرمود: نزد من آمده ايد تا از روزهائى كه در طول سال بهتر است ، در آن ها روزه گرفته شود، سؤ ال نمائيد؟

عرضه داشتند: بلى ، ياابن رسول اللّه ! ما از محلّ خود فقط براى همين موضوع ، آمده ايم .

حضرت فرمود: پس بدانيد كه آن ها چهار روز است :

روز هفدهم ربيع الاوّل سالروز ميلاد مسعود پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، روز بيست و هفتم رجب سالروز بعثت حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله ، روز بيست و پنجم ذى القعده سالروز دَحْو الاْ رض ؛ و آن روزى است كه زمين از زير كعبه الهى پهن و گسترده شد - .

و روز هيجدهم ذى الحجّه سالروز غدير خُمّ - كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله از طرف خداوند متعال ، حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السلام را به عنوان ((اميرالمؤ منين )) و خليفه بلافصل خويش ، منصوب و معرّفى نمود -.


http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif

كبوتر دل
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۲۱:۳۷
http://shiaupload.ir/images/uhr2aoxdc0pupm1kera.gif

زیارت در کلام امام هادی(ع)

زیارت انسانهای وارسته,موجب بقا و استمرار حیات علمی و معنوی آنان می گردد, آنچنان که در حدیتی از پیامبر اکرم (ص)1 اتر زیارت امامان و پیامبران بعد از مرگ همسان اتر زیارت ایشان در حیات است و همان آتار و سازندگی را برای انسان دارد.
یکی از برترین زیارات ائمه (ع) که با فقرات بلندش به اوج وجود ائمه اطهار وبلندای هستی آنان نظر دارد و زمینه معرفت و عرفان کاملتر انسان را فراهم می سازد, زیارت جامعه کبیره است که امام علی النقی(ع) آن را به شاگرد خویش2 آموخته است که در فصاحت و بلاغت احسن و اکمل زیارات است.
این منشور بلند,هر چند که در لباس شرح فضایل و کمالات انسانهای کامل و خلفای برجسته الهی بیان شده است, لیکن معارف عمیق توحیدی آن اساس شرک را بر می کند و وجود انسان را از حقیقت و نور ولایت و معرفت سیراب می کند.
امام هادی (ع) در این زیارت ائمه اطهار (ع) را با جلوه های گوناگون معرفی کرده تا زائر از دریچه های مختلف, ایشان را الگو و اسوه خویش قرار دهد و بر تعالی خود همت گمارد.زیارت جامعه در مقام امامت جایی خالی نمی گذارد تا دیگران آن را پر کنند.
ابتدای زیارت با بهترین تحیت و بزرگداشت,سلام, آغاز می شود و در ادامه بالاترین معارف اعتقادی انبیا و ائمه (ع) را ,که هر کدام در عین سادگی نیاز به تشریح و تبیین دارد, بر می شمارد ; باشد که به تاسی از این ذوات مقدسه وجودمان لبریز از ایمان شود:
السلام عليكم يا أهل بيت النبوة وموضع الرسالة ومختلف الملائكة ومهبط الوحي ومعدن الرحمة وخزان العلم ومنتهى الحلم وأصول الكرم وقادة الأمم وأولياء النعم وعناصر الأبرار ودعائم الأخيار وساسة العباد وأركان البلاد وأبواب الإيمان وأمناء الرحمن وسلالة النبيين وصفوة المرسلين وعترة خيرة رب العالمين ورحمة الله وبركاته السلام على أئمة الهدى ومصابيح الدجى وأعلام التقى وذوي النهى وأولي الحجى وكهف الورى وورثة الأنبياء والمثل الأعلى والدعوة الحسنى وحجج الله على أهل الدنيا والآخرة والأولى ورحمة الله وبركاته…..

http://tehranpic.net/images/0gqmprw6gk6n76remvdn.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۹, ۲۲:۳۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_13596217238158202514520385671241512917720.jpg

دانش امام هادی علیه‏ السلام

حضرت هادی علیه‏السلام فرزند دریای دانش و معرفت
و میوه درخت امامت و ولایت،
و همچون پدران خویش از فضل و دانش سرشار بهره‏مند بود
آن حضرت هفت سال و اندی تحت تربیت الهی و
معنویِ پدر زندگی کرد و بعد از وفات پدراز درخشان‏ترین و برجسته ‏ترین چهره‏های علمی اسلام بود و مشکلات فقهی
و علمی جهان اسلام را با دانش و بینش خود حل و فصل می‏فرمود.

http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/97750128811920701324.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۰:۱۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/4_Untitled-5.gif
*میلاد نور مبارک*
امام هادی(علیه السلام) :
" هرکس بذر خوبی بکارد، شادمانی درو می کند."
همیشه شادمان باشید.
http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gifhttp://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif

*عرفانی*
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۷:۳۹
پاسخ ‌هاى سيزده گانه جالب امام هادى (عليه السلام )
به سئوال يحيى بن اكثم
http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654 (http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654)




يحيى بن اكثم از علماى برجسته (دربارى ) و ازقاضيانى بود كه در عصر ماءمون به عنوان قاضى كهنه كار و زيرك شناخته مى شد سيزده سئوال مشكل را تنظيم كرد و توسط موسى مبرقع (برادر امام هادى (عليه السلام )) براى امام هادى (عليه السلام ) فرستاد تا آن حضرت جواب آن ها را بدهد.



موسى مبرقع نزد برادرش امام هادى (عليه السلام ) آمد و ماجرا را گفت امام هادى (عليه السلام ) لبخندى زد و به موسى فرمود: آيا پاسخش را دادى او عرض كرد من پاسخ آن سئوال ها را نمى دانم امام (عليه السلام ) فرمود: آن سئوال ها چيست ؟


موسى سيزده سئوال يحيى بن اكثم را به ترتيب شمرد:




سئوال اول : مطابق آيه 39 سوره نمل :
قال الذى عنده علم من الكتاب انا اتيك به قبل ان يرتد طرفك فلما رآه مستقرا عنده .
آن كسى كه علمى از كتاب داشت (يعنى وزير سليمان به نام آصف ) به سلمان گفت من تخت بلقيس را پيش از آن كه چشم بر هم نهى نزد تو حاضر مى كنم .
يحيى سئوال من اين است مگر حضرت سليمان (عليه السلام ) به علم آصف محتاج بود؟





سئوال دوم : خداوند در قرآن مى فرمايد: يوسف آيه 100:
ورفع ابويه على العرش وخزواله سجدا يوسف پدر و مادرش را بر فراز تخت برد و آن ها و فرزندانش در برابرش به سجده افتادند سئوال من اين است كه چگونه حضرت يعقوب پيغمبر (عليه السلام ) و فرزندانش براى يوسف سجده كردند؟



سئوال سوم يحى بن اكثم :
طبق آيه شريفه در سوره يونس آيه 93 يا 94
فان كنت فى شك مما انزلنا اليك فسئل الذين يقرؤ ن الكتاب من قبلك اگر از آن چه كه بر تو نازل كرديم در شك هستى از آن ها كه قبل از تو مى خوانند بپرس ؟
سئوال من اين است اين آيه خطاب به كيست ؟ اگر خطاب به پيغمبر است چگونه او شك دارد و اگر خطاب ديگرى است قرآن بر چه كسى جز پيامبر نازل شده است ؟



سئوال چهارم يحيى بن اكثم :
در قرآن كريم خداوند مى فرمايد:
ولو ما فى الارض من شجره اقلام و البحر يمده من بعده سبعه ابحر ما نفدت كلما الله ان الله عزيز حكيم ((لقمان 36)).

منتظر از اين كلمه (ابحر) يعنى درياها مراد چيست و در كجا قرار دارد؟
ترجمه و اگر همه درختان روى زمين قلم شود و دريا براى آن مركب گردد و هفت دريا به آن افزوده شود اين ها همه تمام مى شود ولى كلمات خدا پايان نمى گيرد مرا از ابحر چه چيز است ؟



سئوال پنجم يحيى بن اكثم :
خداوند در سوره زخرف در وصف بهشت مى فرمايد:
وفيها ما تشتهيه الانفس و تلذ الاعين و انتم فيها خالدون ((زخرف آيه 70)).
خداوند مى فرمايد: هر چه دل بخواهد و چشم از آن لذت برد در بهشت موجود است پس چرا خداوند آدم را كه تنها گندم خورد عذاب و كيفر نمود.



سئوال ششم يحيى ابن اكثم :
خداوند در سوره شورى مى خوانيم :
اويزوجهم ذكرانا و اناثا ويجعل من يشاء عقيما انه عليم قدير ((شورى آيه 49 يا 50)).
خداوند اگر بخواهد پسر و دختر را براى آنان جمع مى كند جايى كه خداوند مطابق اين آيه پسران را به بندگانش تزويج كندچگونه قومى را به خاطر اين عمل (لواط) كيفر داده است ؟







http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5650

*عرفانی*
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۷:۳۹
پاسخ ها
http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654 (http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654)



امام هادى (عليه السلام ) به موسى مبرقع فرمود: بنويس او عرض كرد چه بنويسم فرمود (در جوابش ) بنويس :





بسم الله الرحمن الرحيم



خدا تو را به راه راست هدايت كند نامه ات ريسد خواسته اى ما را با اين خرده گيرى ها امتحان كنى تا شايد نقطه ضعفى از ما بيابى و عيب جوئى كنى خدا تو را به خاطر سوء نيت جزا دهد همه سئوال هايت را پاسخ مى گوييم خوب گوش فرا ده و آماده فهم آن باش حواس خود را جمع كن كه حجت بر تو تمام شده است .




جواب امام در مورد سئوال اول :


آن كسى كه علمى از كتب داشت آصف بن برخيا بود و حضرت سليمان (عليه السلام ) از شناختن آن چه را كه آصف مى شناخت عاجز نبود بلكه مى خواست به امت خود از جن انس بفهماند كه حجت بعد از من آصف است و آن علم را سليمان (عليه السلام ) به امر خداوند به آصف سپرده و آموخته بود تا مردم در مورد امامت و راهنمايى هاى آصف اختلافى ننمايند چنان چه در زمان حضرت داود (عليه السلام ) نيز مسائلى به حضرت سليمان (عليه السلام ) تعليم داده شده بود تا پيامبرى و پيشواى سليمان بعد از پدر آشكار گردد و حجت بر مردم تمام شود.





پاسخ سئوال دوم :


در مورد سئوال دوم سجده يعقوب و فرزندانش در برابر يوسف (عليه السلام ) براى اطاعت از خدا و اظهار محبت به يوسف چنان چه سجده فرشتگان بر آدم (عليه السلام ) براى آدم (عليه السلام ) نبود بلكه اطاعت از خدا و اظهار علاقه به آدم (عليه السلام ) بود سجده يعقوب و فرزندانش در برابر يوسف سجده شكر بود.


به شكرانه اين كه خداوند آن ها را در كنار هم جمع نموده است آيا نمى بينى كه يوسف (عليه السلام ) در سوره يوسف آيه 100 پروردگارا بخشى (عظيم ) از حكومت به من بخشيدى و مرا از علم و تعبير خواب ها آگاه ساختى .



پاسخ سئوال سوم :


در مورد سئوال سوم مورد خطاب در آيه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است و او در آن چه خداوند به او نازل كرده شك نداشت .


ولى جاهلان گفتند چرا خداوند پيامبرى از فرشتگان را نفرستاده است و پيغمبرش را با ما فرقى نگذاشته چرا كه او هم مثل ما مى خورد و مى نوشد و در بازار راه مى رود خداوند وحى كرد كه در حضور اين جاهلان از آن ها كه پيش از تو به كتاب هاى آسمانى آشنا بوده اند

بپرس آيا خداوند تاكنون پيغمبرى براى بشر فرستاده كه نخورد نياشامد و در بازارها حركت نكند تو هم مثل آن ها و اين تعبير كه اگر شك دارى با اين كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شك نداشت از نظر مماشات و همراهى با طرف است

چنان چه خداوند در آيه مباهله دستور مى دهد بياييد تا فرزندان ما و فرزندان شما زنان ما و زنان شما خود ما و خود شما را دعوت كنيم سپس نفرين كنيم و لعنت خدا را بر دروغ گويان قرار دهيم (البته دروغ گويان مسيحيان بودند و در اين امر شكى نبود ولى )

اگر مى گفت لعنت خدا بر شما قرار دهيم مسيحيان براى مباهله حاضر نمى شدند و خداوند مى دانست كه پيامبرش ‍ رسالت هاى او را ابلاغ مى كند و دروغ گو نيست در اين جا نيز پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به راست گويى خود يقين داشت ولى مى خواست با مدعى به عنوان بى طرف گفت و گو كند.



پاسخ سئوال چهارم يحيى بن كثم :
اگر درخت هاى دنيا قلم شود و دريا را هفت دريا مدد كند و چشمه از زمين بجوشد آب ها تمام شود آن ها پيش از آن كه كلمات خدا پايان پذيرند تمام مى شوند. و هفت دريا عبارت است :

اول چشمه كبريت دوم چشمه يمن سوم چشمه برهوت چهارم چشمه طبريه پنجم آب گرم ماسبدان (محلى در خوزستان ) ششم آب گرم ا فريقيه معروف به لينان هفتم چشمه بحرون و كلما پايان ناپذير خداما هستيم كه فضائل ما بيرون از مرز درك بشر است .


پاسخ سئوال پنجم يحيى بن كثم :
مورد سئوال پنجم البته هرچه از خوراكى و پوشيدنى و سرگرمى كه دل بخواهد و لذت بخش باشد در بهشت وجود دارد و همه را خداوند براى آدم (عليه السلام ) حلال كرده بد اما آن درختى كه خداوند آدم و همسرش را از آن نهى كرده بود درخت حسد بود (كه به عنوان استعاره بر آن نامه درخت ناميده شده است )

خداوند به آن ها سفارش كرده بود كه به چشم حسد بر كسانى كه خدا بر مخلوقات ديگر فضيلتشان داده ننگرند آدم فراموش كرد و بر آن ها حسد برد و عزم و تصميمى نداشت .



پاسخ سئوال ششم :
در مورد سئوال ششم : منظور از جمع بين پسران و دختران اين است كه خداوند گاهى دو نوزاد (دو قلو) پسر و دختر عطا مى كند و دو عددى كه با هم قرين باشند به آن جفت گفته مى شود هر يكى جعفت ديگرى است نه آن كه منظور ازدواج باشد پناه بر خدا كه مرادش نيز نگهاى (از لواط) باشد كه تو ساخته اى كه مجوز زشت كارى تو باشد.






http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5650

*عرفانی*
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۷:۳۹
http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654 (http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654)




سئوال هفتم يحيى بن اكثم :
چگونه در بعضى از دعواها گواهى يك زن كافى است ؟ با اين كه خداوند در مورد مردان مى فرمايد:
واشهدوا ذوى عدل منكم و دومردان عادل از خودتان را گواه بگيريد.
((طلاق آيه 2)).




سئوال هشتم يحيى بن اكثم :
درباره خنثى حضرت (عليه السلام ) (براى تشخيص زن يا مرد بودن و وتعيين ارث ) دستور داد ببيند او در كدام مجرا ادرار مى كند.
سئوالم اين است كه چه كسى بايد اين تحقيق را انجام دهد زن يا مرد اگر زن نگاه كند شايد او مرد باشد و اگر مرد انجام دهد شايد او زن باشد و اين هر دو صورت جايز نيست .



سئوال نهم يحيى بن اكثم :
مردى ديد كه چوپانى با گوسفنده آميزش مى كند چون نگه به صاحب گله افتاد كنار رفت و آن گوسفند در ميان گوسفندان ديگر گم شد اين گوسفندها را چگونه سر ببرند آيا گوشت آن ها حلال است يا حرام ؟



سئوال دهم يحيى بن اكثم :
نماز صبح چرا بلند خوانده مى شود با اين كه از نمازهاى روزانه است و بلند خواند به نمازهاى شب مربوط است ؟



سئوال يازدهم يحيى بن اكثم :
على (عليه السلام ) به ابن رموز (قاتل زبير) آن گاه كه زبير دست از جنگ جمل كشيد و ابن جرموز او را در نماز غافل گير كرد و كشف فرمود ابن صفيه (زبير) را به آتش بشارت ده و با اين عبارت فهماند كه ابن جرموز اهل دوزخ است چرا على (عليه السلام ) كه امام بود اين قاتل را نكشت .



سئوال دوازدهم يحيى بن اكثم :
چرا على (عليه السلام ) در جنگ صفين (جنگ با معاويه ) همه افراد سپاه معاويه را مى كشت چه مهاجر و چه فرارى و چه زخمى ولى در جنگ جمل جنگ با سپاه طلحه و زبير به فرارى و مجروح كارى نداشت و اعلان كرد كه هر كس به خانه ام آيا ايمن است و هر كس اسلحه اش را بيفكند ايمن اس اين اختلاف روش براى چه بود اگر شيوه اول درست بوده ناجار شيوه دوم نادرس خواهد بود.



سئوال سيزدهم يحيى بن اكثم
هرگاه مردى اقرار كند كه لواط كرده آيا بايد حد بخورد يا نه ؟





http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5650

*عرفانی*
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۷:۴۰
http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654 (http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654)




پاسخ سئوال هفتم :
در مورد سئوال هفتم پذيرش گواهى يك زن تنها در مرود قابله (در موضوع زنده بودن يا مرده بودند نوزاد هنگام ولادت ) است كه اگر آن قابله مورد اطميان باشد گواهى او در اين مورد پذيرفته است و گرنه كم تر از دو زن كافى نيست.



و به حكم ضرورت به جاى دو مرد به حساب مى آيد چرا كه در اين جا مرد نمى تواند كار زن را بر عهده گيرد و اگر تنها كى زن وجود داشت گواهى او با سوگند پذيرفته خواهد شد.



پاسخ سئوال نهم يحيى بن كثم :
در مورد گوسفند و چوپان اگر گوسفند معلوم بود بايد آن را سر ببرند و بسوزانند و گرنه با قرعه تعيين مى كنند به ترتيب كه گله را دو نصف مى كنند و قرعه مى كشند به نام هر يك در آمد نصف ديگر آزاد است ،

باز همين نصف را دو نيمه مى كنند و قرعه مى كشند و اين كار را هم چنان ادامه مى دهند تا دو تا بيش تر نماند آن گاه بين آن دو قرعه مى زنند قرعه به نام هر كدام افتاد آنرا سر مى برند و مى سوزانند و بقيه آزاد مى شوند.



پاسخ به سئوال دهم يحيى بن اكثم :
(راجع به نماز است ) اما بلند خواند نماز صبح براى آن است كه پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) وقتى آن را مى خواند كه هوا تاريك بود از اين جهت بود كه در حكم قرائت هاى شبانه است .




پاسخ به سئوال يازدهم :
در مورد اين كه على (عليه السلام ) فرمود قاتل زبير را به دوزخ بشارت بده اين مژده اى بود كه قبلا پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) داده بود و قاتل از خوارج بود كه در جنگ نهروان شركت كرد و على (عليه السلام ) از اين جهت او را نكشت كه مى دانست او در جنگ نهروان كشته خواهد شد.




پاسخ به سئوال دوازدهم يحيى بن اكثم :
جواب از سئوال دوازدهم اين كه على (عليه السلام ) در جنگ صفين مهاجم و فرارى را مى كشت ولى در جنگ جمل فرارى و زخمى را نمى كشت و تعقيب نمى كرد و همچنين در جنگ جمل آن ها را كه اسلحه خود را مى افكندند يا به خانه ها پناه مى بردند امان مى داد


از اين رو بود كه فرمانده سپاه دشمن در جنگ جمل (طلحه و زبير) كشته شده بود ديگر پايگاه و جمعيتى نداشتند كه به آن باز گردند (فتنه را از سر گيرند) همه به خانه هاى خود برگشتند ديگر جنگ واو معارض نبود آن ها راضى بودند كه كسى به آن ها كارى نداشته باشد

در اين صورت ناگزير وظيفه در برابر آن ها كه در فكر جمع آورى لشگر و از سر گرفتن جنگ نبودند خوددارى از جنگ و آزار رسانى است ولى در جنگ صفين سپاه دشمن به پايگاه خود بازميگشت داراى فرمانده و تجهيزات بود و در فكر تجديد قوا و از سرگرفتن جنگ نبودند خوددارى از جنگ و آزار رسانى است

ولى در جنگ صفين سپاه دشمن به پايگاه خود باز مى گشت داراى فرمانده و تجهيزات بود و در فكر تجديد قوا و از سرگرفتن جنگ به سر مى برد.


سران دشمن شمشير در بين آن ها پخش مى كردند و جايزه به آن ها مى دادند و تجهيزات جنگ را فراهم مى ساختند بيماران را عبادت و دست و پاشكسته شدگان را مداوا مى نمودند به پياده ها مركب و به برهنگان لباس ‍ مى دادند و باز دوباره همه را به ميدان مى فرستاد


از اين رو على (عليه السلام ) اين دو گروه را يكسان نديده وظيفه جنگ با گويندگان لااله الا الله را خوب مى دانست حق را براى آن ها شرح مى داد هر كس حق را نمى پذيرفت شمشير بر رويش مى كشيد جز اين كه توبه كند.



پاسخ به سئوال سيزدهم يحيى بن اكثم :
در پاسخ سيزدهم در مورد مردى كه به لواط اقرار كرده اگر دو شاهد شهادت نداده و او به دلخواه خود اقرار نموده است در اين صورت حاكم شرع مى تواند به او منت نهاده و او را معاف دارد يا كيفر كند آيا سخن را نشنيده اى كه به حضرت سليمان مى فرمايد هذا عطاؤ نا فامنن او امسيك بغير حساب اين نعمت سلطنت و قدرت اعطاى ما است اينك بى حساب به هر كه خواهى ببخش و از هر كس مى خواهى امساك كن .



((سوره ص آيه 38)).







امام هادى (عليه السلام ) در پايان فرومد: به همه سئوال هاى تو (يحيى بن اكثم ) پاسخ داديم آن را فراگير و بدان .







http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5650



((تحف العقول ، ص 563)).

*عرفانی*
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۷:۴۰
مسلمان شدن قيصر روم از پاسخ امام هادى (عليه السلام )
http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654 (http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5654)



قيصر روم براى يك از خلفاى بنى عباس در ضمن نامه اى نوشت ما در كتاب انجيل ديده ايم كه هر كس از روى حقيقت سوره اى بخواند كه خالى از هفت حرف باشد خداوند جسدش را بر آتش دوزخ حرام مى كند و آن هفت حرف عبارت است از :

(ث ) (ج ) (خ ) (ز) (ش ) (ظ) (ف ) ما هر چه بررسى كرديم چنين سوره اى را در كتاب هاى تورات و زبور و انجيل نيافتيم آيا شما در كتاب آسمانى خود چنين سوره اى ديده ايد؟



خليفه عباسى دانشمندان را جمع كرد و اين مسئله را با آن ها در ميان گذاشت آن ها از جواب آن درماندند سرانجام اين سئوال را از امام هادى (عليه السلام ) پرسيدند

آن حضرت در پاسخ فرمود:

آن سوره سوره حمد است كه اين حروف هفت گانه در آن نيست

پرسيدند فلسفه نبودند اين هفت حرف در اين سوره چيست فرمود:

(ث ) به ثبور (هلاكت )

حرف (ج ) اشاره جحيم نام يكى از دركات دوزخ

و حرف (خ ) اشاره به خبيث ناپاك

و حرف (ز) اشاره به زقموم اغذاى بسيار تلخ دوزخ

و حرف (ش ) اشاره به شقاوت بدبختى

و حرف (ظ) اشاره به ظلمت تاريكى


و حرف (ف ) اشاره به افت است .



خليفه اين پاسخ را براى قيصر روم نوشت پس از دريافت نامه بسيار خوشحال شد و به اسلام گرويد و در حالى كه مسلمان بود از دنيا رفت .








http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=762&pictureid=5650
((سيره چهارده معصوم ، ص 888)).

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۷:۴۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-25.gif

1. علم

از آن حضرت در خصوص تنزیه آفریننده تعالى و یگانگى او و نیز پاسخهاى وى در مسایل و علوم مختلف روایات فراوانى نقل شده است. امام هادى (ع) مى‏فرماید: به راستى خداوند وصف نشود جز بدانچه خودش، خود را وصف كرده. كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجزند و تصورات به كنه او پى نبرند و در دیده‏ها نگنجد. در نزدیكى‏اش دور است و در دورى‏اش نزدیك. چگونگى را پدید كرده بدون آن كه گفته شود خود او چگونه است و مكان را آفریده بدون آن كه خود مكانى داشته باشد، از چگونگى و از مكان بركنار است‏ ، یكتا و یگانه است. شكوه و ابهتش بزرگ و نامهایش پاك است.


2. حلم

براى پى بردن به حلم آن حضرت كافى است ‏به بردبارى و گذشت آن حضرت از بریحه، پس از آن كه دانست وى در نزد متوكل از او بدگویى كرده و به او افترا بسته و وى را تهدید كرده، توجه كرد.


3. كرم و سخاوتمندى

ابن شهر آشوب در مناقب مى‏نویسد: ابو عمر و عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعرى و على بن جعفر همدانى به نزد على بن حسن عسكرى رفتند. احمد بن اسحاق از وامى كه بر گردنش بود نزد حضرت شكایت كرد. آنگاه امام به عمرو كه وكیلش بود، فرمود: به او سى هزار دینار و به على بن جعفر نیز سى هزار دینار بپرداز و خود نیز سى هزار دینار برگیر.

ابن شهر آشوب پس از نقل این ماجرا گوید: این معجزه‏اى بود كه جز ملوك و پادشاهان آن را نیارند و ما از كسى چنین بخششى نشنیده‏ایم. همچنین در مناقب گفته شده است: اسحاق جلاب گوید: براى ابو الحسن (ع) در روز ترویه گوسفندان بسیارى خریدم و آن را در میان نزدیكانش تقسیم كردم.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_lfiubf9wvml7mayig1a1.gif

seyed yasin
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۸:۰۵
صلوات بر "علي بن محمد عليهما السلام" :
اَلَلّهَُمّ صَلِّ عَلَي "عَلِيِّ بْنِ مُحََمّدٍ" وَصِيِّ اَلَأْوْصِيَاءِ وَ إِمَامِ اَلَأْتْقِيَاءِ وَ خَلَفِ أَئَِمّةِ اَلدِّينِ وَ اَلْحَُجّةِ عَلَي اَلْخَلاَئِقِ أَجْمَعِينَ
اَلَلّهَُمّ كَمَا جَعَلْتَهُ نُوراً يَسْتَضِي ءُ بِهِ اَلْمُؤْمِنُونَ فَبََشّرَ بِالْجَزِيلِ مِنْ ثَوَابِكَ
وَ أَنْذَرَ بِالَأْلِيمِ مِنْ عِقَابِكَ وَ حََذّرَ بَأْسَكَ وَ ذََكّرَ بِآيَاتِكَ وَ أَحََلّ حَلاَلَكَ وَ حََرّمَ حَرَامَكَ
وَ بََيّنَ شَرَائِعَكَ وَ فَرَائِضَكَ وَ حََضّ عَلَي عِبَادَتِكَ وَ أَمَرَ بِطَاعَتِكَ وَ نَهَي عَنْ مَعْصِيَتِكَ
فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صََلّيْتَ عَلَي أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ وَ ذُرَِّيّةِ أَنْبِيَائِكَ يَا إِلَهَ اَلْعَالَمِينَ

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۸:۰۶
http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gifhttp://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gif چهل حدیث هادویhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gif
http://askquran.ir/gallery/images//48783/1_145.gifhttp://img.tebyan.net/big/1386/10/1711871453719491148117562221483386170184.jpghttp://askquran.ir/gallery/images//48783/1_145.gif
1. یگانگی خدا


لَمْ یزَلَِ اللهَ وَحْدَهُ لاشیء معه ثُمَّ خَلَقَ الاشیاء بدیعاً و اختار لِنَفْسِهِ اَحْسَنَ الاَسماءِ؛ 1
خداوند از ازل تنها بود و چیزی با او نبود. سپس اشیا را به صورت نو ظهور آفرید و برای خودش بهترین نام‌ها را برگزید.

2. فروتنی


عن الامام الهادی(ع):
التواضع اَن تعطی الناس ما تُحِبُّ ان تُعطاهُ؛2
فروتنی آن است که با مردم چنان رفتار کنی که دوست داری با تو چنان باشند.

3. نقد پذیری


لبعض موالیه: عاتِبْ فلاناً و قل له ان الله اذا اراد بِعَبْدٍ خیراً اذا عُوتِبَ قَبِلَ 3
امام هادی(ع) به یکی از دوستانش فرمود: فلانی را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده‌ای خواهد، هر گاه توبیخ شود، بپذیرد (و در صد جبران نقص براید).

4. جایگاه اجابت دعا


اِنَّ للهِِ بقاعاً یحِبُّ اَن یدْعی فیها فَیستَجیبَ لِمَن دَعاهُ و الحَیرُ منها؛4
همانا برای خداوند بقعه‌های است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعای دعا کننده را به اجابت برساند، و حائر حسین(ع) یکی از آنهاست.

5. دنیا جایگاه آزمایش


ان الله جَعَلَ الدنیا دار بلوی و الآخره دار عقبی، و جَعَلَ بَلْوَی الدنیا لِثوابِ الاخرهِ سَبَباً و ثوابَ الاخرهِ مِنْ بَلْوی الدنیا عِوَضاً 5
همانا که خداوند دنیا را سرای امتحان و آزمایش، و آخرت را سرای رسیدگی، و بلای دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.

6. ستمکار بردبار


اِنَّ الظالِمَ الحالِِمَ یکادُ اَنْ یعضی علیه بِحِلْمِهِ، و انَّ المُحِقَّ السَّفیه یکادُ ان یطْفِیءَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفهِهِ 6
به راستی ستمکار بردبار، بسا که به وسیله حلم و بردباری خود از ستمش گذشت شود و حق‌دار نابخرد، بسا که به سفاهت خود نور حق خویش را خاموش کند.

7. انسان بی‌شخصیت


مَنْ هانَتْ علیه نَفْسَهُ فلاتَأمَنْ شَرَّهُ 7
کسی که خود را پس شمارد، از شر او در امان مباش.

8. حکمت ناپذیری دل فاسد


اَلْحِکْمَهُ لا تَنْجَعُ فی الطّباع الفاسِدَهِ 8
حکمت، اثری در دل‌های فاسد نمی‌گذارد.

9. خدا ترسی


مَنْ اتَّقی الله یتَّقی، وَ مَنْ اطاعَ لله یطاع، و من اطاعَ الخالق لم یبال سَخَطَ المَخْلُوقین، و مَنْ اَسْخَطَ الخالق
فَلییقَنَ ان یحِلَّ به سَخَطَ المَخلوقین؛9
هر کسی از خدا بترسد، مردم از او بترسند، هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هرکه مطیع آفریدگار باشد، باکی از خشم آفریدگار ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار می‌شود.

10. اطاعت خیرخواه


مَنْ جَمَعَ لَکَ وَدَّهُ وَ رایهُ فَاجْمَعْ له طاعَتَکَ؛10
هر که دوستی و نظر نهایی‌اش را برای تو همه جانبه گرداند، طاعتت را برای او همه جانبه گردان.

http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gifhttp://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۸:۰۷
http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gifhttp://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif
11. اوصاف پروردگار


اِنَّ اللهَ لا یوصَفُ اِلاَّ بِما وَصَفَ به نَفْسَهُ وَ اَنّی یوصَفُ الذَّی تَعجِزُ الحَواسُُّ اَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاَوْهامُ اَنْ تَنالُهُ وَ الخَطَراتِ اَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَبْصارُ عَنِ الاحاطَهِ بِه نَای فی قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِی نَایهِ، کَیفَ الکَیفَ بِغَیر اَنْ یقال: کَیفَ، وَ اینَ اْلاینَ بِلا أن یقالَ: اینَ هُو، مُنْقَطِعُ الکَیفِیهِ وَ الاینیهِ الواحِدُ الاَحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ و تَقَدَّسَتْ اسْماؤُهُ؛ 11
به راستی که خدا جز بدانچه خودش را وصف کرده است، وصف نشود. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورات به کنه او پی نبرند، و در دیده‌ها نگنجد، او با همه نزدیکی‌اش دور است و با همه دوری‌اش نزدیک، کیفیت و چگونگی را پدید آورده، بدون اینکه خود کیفیت و چگونگی داشته باشد. مکان را آفریده، بدون این که خود مکانی داشته باشد. او از چگونگی و مکان برکنار است، یکتای یکتاست، شکوهش بزرگ و نام‌هایش پاکیزه است.

12. رذایل اخلاقی


اَلْحَسَدُ ماحِقُ الحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ المَقتِ، وَالعُجْبُ صارِفُ عَنْ طَلَبَ الِْعِلْمِ داعٍ اِلی الغَمْطِ وَ الجَهْلِ، وَ البُخْلُ اَذَمُّ اْلاَخْلاقِ وَ الَّطَمَعُ سَجیهٌ سَیئَهٌ؛12
حسد نیکویی‌ها را نابود سازد، و فخر فروشی دشمنی آورد، و خودپسندی مانع از طلب دانش است و به سوی خواری و جهل فرامی‌خواند، و بخل ناپسندیده‌ترین خلق و خوی است، و طمع خصلتی ناروا و ناشایست است.

13. خدا، آری. روزگار، نه.


روزی یکی از یاران امام هادی(ع) که بر اثر تصادف با حیوانی صدمه دیده بود، بر آن حضرت وارد شد و با اشاره به زخم‌هایی که برداشته بود، به روزگار بد می‌گفت. آن حضرت، خطاب به او سخنی به این مضمون فرمودند: روزگار را ملامت نکن؛ زیرا همه حوادث عالم به دست خداوند است و روزگار هیچ نقشی در پیدایش امور ندارد و غیر خداوند به گونه مستقل در زندگی مردم مؤثر نیستند و نیز فرمودند: «لاتَعُدْ و لاتَجْعَل للایام صنعاً فی حکم الله؛ یعنی برای روزگار اثر و نقشی در حکم خداوند، به حساب نیاور و قرار مده.».
آن شخص با شنیدن سخنان امام?، به واقعیت امر، آگاه شد و توبه کرد.13

14. نتیجه بی اعتنایی به مکر خدا


من اَمِنَ مَکرَ الله و الْیمَ اَخْذِهِ، تَکَبَّرَ حَتی یحِلَّ به قضاؤه و نافَذَ اَمْرُهُ، وَ مَنْ کان علی بینَهِ مِنْ رَبَّهِ هانَتْ علیه مَصائِبُ الدنیا و لو قُرِضَ و نُشِرَ؛14
هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده باشد، تکبر پیشه کند تا قضای خدا و امر نافذش او را فراگیرد، و هر که بر طریق خدا پرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک اید؛ اگر چه (بدنش) قیچی شود و ریز ریز گردد.

15. تقیه

لو قلتُ اِنَّ تارِکَ التَّقیهِ کتارک الصَّلاهِ لَکُنْتُ صادقاً؛15
اگر بگویم: هر کس تقیه را ترک کند، مانند کسی است که نماز را ترک کرده، هر اینه راست گفته‌ام.

16. شکرگزار و شکر


اَلشَّاکِرُ اَسْعَدُ بِالشُّکْرِ مِنْهُ بِالنِّعْمَهِ الَّتِی اَوْجَبَتِ الشُّکْرَ لِاَنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ وَ الشُّکْرَ نِعَِمٌ وَ عُقْبی؛16
شخص شکرگزار به سبب شکر، سعادتمند‌تر است تا به سبب نعمتی که باعث شکر شده است؛ زیرا نعمت کالای دنیاست و شکرگزاری، نعمت دنیا و آخرت است.

17. دنیا جایگاه سود و زیان


اَلدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَروُنَ؛ 17
دنیا بازاری است که گروهی در آن سود برند و دسته‌ای زیان بینند.

18. پرهیز از تملق

http://askquran.ir/gallery/images//48783/1_145.gifhttp://img.tebyan.net/big/1386/10/8647146137871741941621372537517794194122247.jpghtt p://askquran.ir/gallery/images//48783/1_145.gif

قال ابوالحسن الثالثُ(ع) لِرَجُلٍ و قَدْ اَکْثَرَ مِنْ اِفْراطِ الثَّناءِ علیه اَقْبِلْ علی شَأنِکَ، فَاِنَّ کَثْرَهَ المَلَقِ یهْجُمُ علی الظِّنَّهِ و اذا حَلَلْتَ مِنْ اَخِیکَ فی مَحَلِّ الثَّقَهِ، فَاعْدِلْ عَنِ المَلَقِ الی حُسْنِ النِّیهِ؛18
امام هادی(ع) به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود، فرمودند: از این کار خودداری کن؛ زیرا تملّق بسیار، بدگمانی به بار می‌آورد هنگامی که در نزد برادر مؤمنت مورد اعتماد و وثوق هستی، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان بده.

19. جایگاه حسن ظن و سوءظن


اذا کان زَمانٌ العَدْلُ فیه اَغْلَبُ مِنَ الجَوْرِ فَحَرامٌ اَنْ تَظُنَّ بِاَحَدٍ سُوءاً حتی یعْلَمَ ذلک منه، و اذا کان زمانٌ الجَوْرُ اَغْلَبُ فیه من العدل فلیس لِاَحَدٍ اَنْ یظُنَّ بِاَحَدٍ خیراً مالم یعْلَمْ ذلِکَ مِنْهُ؛19
هر گاه در زمانه‌ای عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانی به دیگری حرام است، مگر آنکه (آدمی) بدی از کسی ببیند. و هر گاه در زمانی ظلم بیش از عدل باشد، نباید به کسی خوش‌بین باشد، مگر اینکه به نیکی او یقین کند.

20. زیباتر از زیبایی


خَیرٌ مِنْ الخیر فاعِلُهُ، و اَجْمَلُ من الجمیل قائِلُهُ، و اَرْجَحُ من العلم حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَرِّ جالِبُه، وَ اَهُوَلَ مِنَ الهَوْلِ راکِبُهُ؛20
بهتر از نیکی، نیکوکاری است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدی، عامل آن است، و وحشتناک‌تر از وحشت، آورنده آن است.
http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gifhttp://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۸:۰۸
http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gifhttp://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif
21. توقع بی‌جا


لاتَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنُ کَدَرْتَ علیه، وَلاَ الْوَفَاء لِمَنْ غَدَرْتَ به، و لا النُّصحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ الیه، فَاِنَّها قَلْبُ غَیرِکَ کَقَلْبِکَ له؛21
از کسی که بر او خشم گرفته‌ای، صفا و صمیمیت مخواه، و از کسی که به وی خیانت کرده‌ای، وفا طلب نکن، و از کسی که به او بدبین شده‌ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آنهاست.

22. برداشت خوب از نعمت‌ها


اَلْقُوا النِّعَمَ بِحُسْنِ مُجاوَرَتِها وَ التَمِسُوا الزِّیادَهَ فیها بِالشُّکْرِ علیها، وَاعْلَمُوا اَنَّ النَّفْسَ اَقْبَلُ شَیءٍ لِما اُعْطِِیتْ وَ اَمْنَعَ شَیءٍ لِما مُنِعَتْ؛22
نعمت‌ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزاری افزون کنید، و بدانید که نفس آدمی روآورنده‌ترین چیز است به آنچه به آن بدهی، و باز دارنده‌ترین چیز است، از آنچه آن را بازداری.

23. خشم بر زیردستان


اَلْغَضََبُ علی مَنْ تَمْلِکُ لَوْمٌ؛ 23
خشم به زیردستان از پستی است.

24. عاق والدین


اَلْعُقُوقُ ثُکْلُ مَنْ لَمْ یثْکَلْ؛ 24
نافرمانی(فرزند از پدر و مادر) مصیبت مصیبت نادیدگان است.

25. تأثیر صله رحم در طول عمر


اِنَّ الرَّجُلَ لَیکُونَ قَدْ بَقِی مِنْ ثَلاثون سَنَهً فَیکُونَ وُصُولاً لِقَرابَته وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَیجْعَلُها الله ثَلاثه و ثلاثین سَنَهً، وَ إنَّهُ لَیکُونَ قَد بَقِی مِنْ أََجْلِهِِ ثَلاثٌ و ثلاثون سَنَهً فیکون عاقّاً لِقَرابَتِهِ قاطِعاً لِرَحِمِهِ، فَیجْعَلُها الله ثلاثَ سنینَ؛25
چه بسا شخصی که مدت عمرش سی سال مقدّر شده باشد، اما به خاطر صله رحم و پیوند با خویشاوندانش، خداوند عمرش را به 33سال برساند، و چه بسا کسی که مدت عمرش 33سال مقدر شده باشد، ولی به سبب آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه سال برساند.

26. نتیجه عاق والدین


اَلعُقُوقُ یعَقِّبُ القِلَّهَ اِلَی الذِّلَّه؛26
نارضایتی پدر و مادر، کمی روزی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می‌کشاند.
http://askquran.ir/gallery/images//48783/1_145.gifhttp://img.tebyan.net/big/1386/10/2531711301173112817492472339515157223135199.jpghtt p://askquran.ir/gallery/images//48783/1_145.gif
27. بی‌طاقتی در مصیبت


اَلْمُصِِیبَهُ للِصّابِرِ واحِدَهٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتانِ؛27
مصیبت برای صابر یکی است و برای کسی که بی‌طاقتی می‌کند، دوتاست.

28. همراهان دنیا و آخرت


اَلَنَّاسُ فی الدنیا بالاموالِ و فی‌الاخره بالاعمال؛ 28
میزان ارزیابی مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان است.

29. شوخی بیهوده


اَلْهَزْلُ فُکاهَهُ السُّفَهاءِ وَصَناعَهُ الْجُهّالِ؛29
مسخرگی، تفریح سفیهان و هنر جاهلان است.

30. زمان جان دادن


اَذُکُرُ مَصْرَعَکَ بَینَ یدَی اَهْلِکَ و لا طَبِیبٌ یمْنَعُکَ و لا حَبیبٌ ینْفَعُکَ؛30
وقت جان دادنت را نزد خانواده‌ات یاد کن که در آن هنگام طبیبی نیست که جلوی مرگت را بگیرد و نه دوستی که به تو نفع رساند.
http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gifhttp://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۸:۰۸
http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gifhttp://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif
31. نتیجه جدال


اَلمِراءُ یفْسِدُ الصَّداقَهَ القَدِیمَهَ وَ یحِلِّلُ العُقْدَهَ الوَثیقَهَ وَ اَقَلُّ ما فیه اَنْ تَکُونَ فیها الْمُغالَبَهُُ وَ الْمُغالَبَهُ اُسُّ اَسْبابِ القَطِیعَهِ؛31
جدال، دوستی قدیمی را تباه می‌کند و پیوند اعتماد را می‌گشاید و کمترین چیزی که در آن است، غلبه بر دیگری است که آن هم سبب جدایی است.

32. درک لذت در کاستی


اَلسَّهَرُ اَلَذُّ لِلْمَنامِ وَ الجُوعُ یزِیدُ فی طِیبِ الطَّعامِ؛32
شب بیداری، خواب را لذت بخش‌تر، و گرسنگی گوارایی غذا را زیاد می‌کند.

33. اسیر زبان


راکِبُ الحَروُنِ اَسیرُ نَفْسِهِ، وَ الجاهِلُ اَسِیرُ لِسانِهِ؛33
کسی که بر اسب سرکش سوار است، اسیر هوای نفس خویش و نادان اسیر زبان خوش است.

34. تصمیم قاطع


اَذْکُرْ حَسَراتِ التَّفْرِیطِ بِاَخْذِ تَقْدیمِ الْحَزْمِ؛34
افسوس خوردن کوتاهی در انجام دادن کار را، با تصمیم‌گیری قاطع جبران کن.

35. خشم و کینه‌توزی


اَلْعِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ وَ العِتابُ خَیرٌ مِِنَ الحِقدِ؛35
سرزنش و تندی کلید کم مهری است، و سرزنش بهتر از کینه توزی است.
http://askquran.ir/gallery/images//48783/1_145.gifhttp://img.tebyan.net/big/1386/10/1892276291571591751291882081072077295183212.jpghtt p://askquran.ir/gallery/images//48783/1_145.gif
36. ظهور مقدّرات

المقادیرُ تُرِیکَ ما لم یخْطُرْ بِبالِکَ؛36
مقدرات چیزهایی را بر تو نمایان می‌سازد که به فکرت خطور نکرده است.

37. خودخواهان مغضوب


مَنْ رَضِی عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ علیه؛37
هر که از خود راضی باشد، خشم‌گیران بر او زیاد خواهند بود.

38. تباهی فقر


اَلْفَقْرُ شِِرَّهُ النَّفْسِ وَ شِدَّهُ الْقُنُوطِ؛38
فقر مایه آزمندی نفس و سبب ناامیدی زیاد است.

39. راه پرستش


لو سَلَکَ النّاسُ وادِیاً وسیعاً لَسَلَکْتُ وادِی رَجُلٍ عَبَدَ اللهَ وَحْدَهُ خالصاً؛ 39
اگر مردم به راه‌های گوناگون روند، من به راه کسی که تنها خدا را خالصانه می‌پرستد، خواهم رفت.

40. آشکار نکردن برنامه‌ها


اِظْهارُ الشی قبل اَنْ یسْتَحْکِمَ مُفْسِدَهٌ له؛ 40
آشکار کردن هر کاری پیش از آنکه به سامان برسد، آفت آن کار است.
http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gifhttp://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif

[۱] . بحارالانوار، ج۵۴، ص۸۳.
[۲] . الکافی، ج۲، ص۱۲۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۷۳، ح۲۰۴۹۷.
[۳] . وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۸؛ مستدرک، ج۴، ص۴۷۴، ح۹۵۷۷.
[۴] . بحارالانوار، ج۹۸، ص۱۱۳.
[۵] . همان، ج۷۵، ص۳۶۵.
[۶] . تحف العقول، ص۲۹۸.
[۷] . بحارالانوار، ج۷۲، ص۳۰۰.
[۸] . همان، ج۷۵، ص۳۷۰.
[۹] . بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۸۲.
[۱۰] . همان، ج۷۵، ص۳۶۵؛ تحف العقول، ص۴۸۳.
[۱۱] . بحارالانوار، ج۴، ص۳۰۳، باب ۴.
[۱۲] همان، ج۶۹، ص۱۹۹.
[۱۳] . وسائل الشیعه، ج۷، ص۵۰۹؛ بحارالانوار، ج۵۶، ص۳.
[۱۴] . تحف العقول، ص۴۸۳.
[۱۵] . وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۱۱.
[۱۶] . بحارالانوار، ج۷۱، ص۴۱۷.
[۱۷] . همان، ج۷۵، ص۳۶۶.
[۱۸] . همان، ج۷۰، ص۲۹۵.
[۱۹] . همان، ج۷۵، ص۳۷۰، باب ۲۸.
[۲۰] . همان.
[۲۱] . همان.
[۲۲] . همان، ج۷۵، ص۳۷۰، باب۲۸.
[۲۳] . همان.
[۲۴] . مستدرک، ج۱۵، ص۱۹۴؛ بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۹، باب۲۸.
[۲۵] . بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۰۳.
[۲۶] . همان، ج۷۵، ص۳۱۸، باب۲۸.
[۲۷] . مستدرک، ج۲، ص۴۴۵؛ بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۸، باب۲۸.
[۲۸] . بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۸.
[۲۹] . همان، ۳۶۹.
[۳۰] . همان، ص۳۷۰.
[۳۱] . همان، ص۳۶۹.
[۳۲] . همان، ص۳۷۹.
[۳۳] . همان، ص۳۶۹.
[۳۴] . همان، ص۳۷۰.
[۳۵] . همان، ص۳۶۹.
[۳۶] . همان، ص۳۷۹؛ اعلام الدین، ص۳۱۱.
[۳۷] . بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۸.
[۳۸] . همان، ص۳۶۸.
[۳۹] . همان، ج۶۷، ص۱۱۲.
[۴۰] . تحف العقول، ص۴۵۷.

seyed yasin
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۸:۱۴
نماز "حضرت هادي عليه السلام"
دو ركعت است در ركعت اول سوره "حمد" و "يس" و در ركعت دوم سوره "حمد" و "الرحمن" :
دعاي آن حضرت
يَا بَارُّ يَا وَصُولُ يَا شَاهِدَ كُلِّ غَائِبٍ وَ يَا قَرِيبُ غَيْرَ بَعِيدٍ وَ يَا غَالِبُ غَيْرَ مَغْلُوبٍ
وَ يَا مَنْ لاَ يَعْلَمُ كَيْفَ هُوَ إِلَاّ هُوَ يَا مَنْ لاَ تُبْلَغُ قُدْرَتُهُ
أَسْأَلُكَ اَلَلّهَُمّ بِاسْمِكَ اَلْمَكْنُونِ اَلْمَخْزُونِ اَلْمَكْتُومِ عََمّنْ شِئْتَ
اَلَطّاهِرِ اَلْمُطََهّرِ اَلْمُقََدّسِ اَلنُّورِ اَلَتّامِّ اَلْحَيِّ اَلْقَيُّومِ اَلْعَظِيمِ
نُورِ اَلَسّمَاوَاتِ وَ نُورِ اَلَأْرَضِينَ عَالِمِ اَلْغَيْبِ وَ اَلَشّهَادَةِ اَلْكَبِيرِ اَلْمُتَعَالِ اَلْعَظِيمِ
صَلِّ عَلَي "مُحََمّدٍ" وَ "آلِ مُحََمّدٍ"

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۸:۳۴
http://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gifhttp://shiaupload.ir/images/ozdv00705w0rdfg8o8o8.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_200887310574198747881071611401367021674162.jpg

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_4MiniDeco-1.gif
ميلاد با سعادت دهمين ناخداي کشتي
امامت و ولايت بر عاشقان مبارک
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_4MiniDeco-1.gif

seyed yasin
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۸:۴۸
لينك دانلود كتاب دانستنيهاي امام هادي (ع) از كتابخانه سايت
http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=4052
كتاب فوق شامل:
زندگینامه : شکوفه ای بر شاخسار درخت رسالت ، اولاد حضرت امام على نقى عليه السلام ، زندگینامه امام هادی علیه السلام ، نام های امام هادی علیه السلام
فضائل : شامل : فضايل ومناقب ومكارم اخلاق ، شکوه عظمت در دل مردم ، ويژگى‏هاى اخلاقى امام هادي عليه السلام ، حرمت حریم ولایت ، علم و دانش امام علیه السلام ، تمام هستی در خدمت امام معصوم ، امام به روایت اهل سنت ، پاسخ سوالات در قرآن کریم ، استفتائات متوكل از امام هادی علیه السلام ، تاثیر کلام امام و گریه متوکل ، نذر مادر خلیفه
سیره : شامل : تلاش‏ها و مبارزات فرهنگى امام هادى عليه‏السلام ، امنیت اخلاقی از نگاه امام هادی ، روشهای تربیتی از دیدگاه امام ، فعالیتهاى امام علی النقی علیه السلام در مدینه ، ولادت دهمین خورشید امامت ، اوضاع سياسي زمان امام هادي عليه السلام ، ولی خدا و توسل به حبیب خدا ،
اصحاب : شامل : ذكر چند نفر از اصحاب حضرت هادى عليه السلام ، شرح حال برخي از اصحاب حضرت هادي « ع »
معجزات : شامل : نگين گرانبها ، نعمت ايمان وعافيت ، تعليم معجزه آساى 73 زبان ، حيوان سريع السير ، آينده سامراء ، علت شيعه شدن يك اصفهانى ، حكايت زينب دروغگو ، واثق ، دعا براى رفع مشكلات ، نشانه هاى سه گانه امامت ، عمر سه روزه جوان خندان ، علت هدايت يك واقفيه ، نجات يافتن جوان
سخنان : شامل : چهل حدیث هادوی ، چهل مروارید از صدف وجود امام هادی علیه السلام ، جرعه نور ، پای درس امام هادی علیه السلام ، زيارت جامعه كبيره ، استوار در مصاف شبهه روشنفكري ، نامه های امام هادی ، امام هادی علیه السلام و فرهنگ دعا و زیارت ، هادی انسانیت راستین ، گوش بسپاریم به هادی دلها ، علم کتاب در نزد اوست ، هدایت‌های حكیمانه ، باورم این است ، فرق بین ایمان و اسلام و غیره..
داستان : شامل : چهل داستان
شعر : شامل : مدح و ثنا ، رثا ،
سامرا: شامل : پیشینه حرم سامرا ، امام هادی علیه السلام از مدینه تا سامرا ، عوامل تبعید امام هادی ، نحوه نفوذ تروریستها ، گنبد حرمين عسكريين در سامرا پرده برداري شد
شهادت : شامل : رنجهای امام هادی ، برخوردهاي متوكل با امام هادي عليه‌السلام ، ذكر شهادت حضرت امام على نقى عليه السلام ، اندوه امام عسگری علیه السلام در سوگ پدر
زیارت : شامل : زيارت جامعه كبيره ، زيارت امام هادي عليه السّلام ، صلوات بر امام هادی علیه السلام ، نماز حضرت هادى عليه السلام‏
کتابشناسی : شامل : کتاب‌های فارسی ، کتاب‌های عربی و غیره ..

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۱۲:۰۴
http://www.shiaupload.ir/images/44255030298698990926.gif
http://www.shiaupload.ir/images/18124240795256618858.jpg
http://www.shiaupload.ir/images/44255030298698990926.gif
پنج درس ارزشمند و آموزنده

۱ یکى از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه علیه به نام اسحاق بن ابراهیم حکایت کند:
روزى به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب شدم ، شخصى را دیدم که در مجلس حضرت اظهار داشت : مدّتى است که مبتلا به سردرد شدیدى گشته ام .

امام علیه السلام فرمود: ظرفى را با مقدارى آب بردار و این آیه شریفه قرآن را بر آن بخوان :

أ وَلَمْ یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا انَّ السَّمواتِ وَ الاْ رْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتّقْنا هُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیٍ حَیُّ أ فَلا یُؤْمِنُونَ.(۵۵)
و سپس آن را بیاشام ، که انشاءاللّه سردرد برطرف خواهد شد.(۵۶)

حضور داشتند، چنین فرمود: اسم اعظم خداوند متعال ، داراى هفتاد و سه حرف مى باشد که آصف بن برخیا - وصىّ حضرت سلیمان علیه السلام - یک حرف از مجموع آن ها را مى دانست و زمین برایش کوچک شد، به طورى که توانست در کمتر از یک لحظه عرش بلقیس را نزد حضرت سلیمان علیه السلام آورد.
ولیکن نزد ما اهل بیت رسالت هفتاد و دو حرف موجود است و یک حرف آن نزد خداوند متعال محفوظ مى باشد.(۵۷)

۳ هنگامى که خداوند متعال نوزادى به حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام عطا نمود، عدّه اى از اصحاب ، خدمت حضرت آمدند تا تهنیت و تبریک گویند.
وقتى بر حضرت وارد شدند، او را شادمان و مسرور نیافتند؛ علّت را جویا شدند؟
امام علیه السلام فرمود: به نوزاد امیدى ندارم ، چون که او عدّه بسیارى را گمراه مى گرداند.
پس پیش گوئى حضرت و علّت ناراحتى آن بزرگوار تحقّق یافت و این نوزاد همان جعفر کذّاب شد.(۵۸)

۴ ابوهاشم جعفرى حکایت کند:
روزى در محضر شریف امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم ، کودکى وارد شد و شاخه گلى را تقدیم آن حضرت کرد.
امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئید و بر چشم خود نهاد و بوسید؛ و سپس آن را به من اهداء نمود و اظهار داشت :
هر که شاخه گلى را ببوید و بر چشم خویش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمّد و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بى شمارى را در نامه اعمالش ثبت مى نماید؛ و نیز بسیارى از خطاها و لغزش هایش را مورد عفو قرار مى دهد.(۵۹)

۵ یکى از اهالى کوفه در شهر سامراء خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى علیه السلام شرفیاب شد و اظهار داشت :
یاابن رسول اللّه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مى باشم ، و داراى قرض سنگینى هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام .
امام هادى علیه السلام فرمود: همین جا بِایست تا چاره اى بیندیشم .
پس از گذشت لحظاتى ، مقدار سى هزار دینار از طرف متوکّل - خلیفه عبّاسى - براى حضرت آوردند.
حضرت سلام اللّه علیه آن پول ها را از ماءمور متوکّل گرفت و بى درنگ و بدون آن که محاسبه نماید، تمامى آن سى هزار دینار را تحویل آن شخص کوفى داد.
پس آن مرد کوفى مقدار ده هزار دینار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: یاابن رسول اللّه ! من بیش از ده هزار دینار نیاز ندارم ، چون به همان مقدار بدهکار هستم و براى من همین مقدار کافى است .
ولى امام علیه السلام از پس گرفتن آن بیست هزار دینار خوددارى و امتناع نمود.
لذا آن مرد کوفى تمامى آن هدیه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مى داند که چه کسانى را امام و حجّت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر کوفه شد.(۶۰)

**********************************************
۵۵- سوره انبیاء: آیه ۳۰.
۵۶- بحارالا نوار: ج ۹۲، ص ۵۱، ح ۷.
۵۷- بحارالا نوار: ج ۲۷، ص ۲۶، ح ۳.
۵۸- عیون المعجزات : ص ۱۳۵.
۵۹- کافى : ج ۶، ص ۵۲۵، ح ۵، حلیه الا برار: ج ۵، ص ۳۷، ح ۳.
۶۰- ینابیع المودّه : ج ۳، ص ۱۲۸.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۱۲:۵۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif
امام هادی علیه السلام دومین امامی بود که در خردسالی به امامت رسید. ایشان در هنگام شهادت پدر ارجمندشان حضرت جواد علیه السلام ، هشت سال بیشتر نداشت و همانند پدر گرامی شان، از همان اوان کودکی وارث امامت گردید. آن حضرت علیه السلام به حقیقت شایسته کلام جد بزرگوارش، حضرت رضا علیه السلام بود که: «ما اهل بیت پیامبر، از یکدیگر ارث می بریم و کودکانمان بدون هیچ تفاوتی مانند بزرگانمان هستند». شایستگی حضرت هادی علیه السلام در امامت به نحوی بود که همگان را در برابر وقار و هیبت چشم گیر ایشان به کرنش و فروتنی وا می داشت.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۱۶:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif
اى امام دهمین، اى همه معناى دین
آشنا با نام تو جمله اهل یقین
هر کس شد مست تو از شراب دست تو
شد به پا از هست تو، آسمانها و زمین
ما نبودیم و غمت در دل ما جا گرفت
عاشقى معنا گرفت، چون به یادت شد قرین
هر که دیده طلعتت مانده مات و حیرتت
دل کشیده منتت تا شود با تو عجین
جان فداى جان تو، یک جهان خواهان تو
ریزه خوار خوان تو، انبیاء و مرسلین
هادى دلها تویى، دلبر زهرا تویى
قبله گاه ما تویى اى بهشت دلنشین
مصحف جامعه ‏ات شرحى از ولایتت
دین ما محبتت تا به روز آخرین
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۲۰:۴۲
http://www.shiaupload.ir/images/17811243798276938959.jpg


امام هادی (علیه‌السلام) و زنان پاکدامن

زنان همواره دوشادوش مردان در موقعیت‌های مهم اجتماعی و تاریخی حضور پررنگ و مؤثر خویش را به اثبات رسانیده‌اند ایشان در کنار و پشتیبان مردان الهی کوشیده اند دین مبین اسلام را زنده نگهداشته و از آماج حوادث مصون دارند. از جمله ایشان همسران ائمه معصومین (علیهم‌السلام) است که برخی از ایشان از چنان شخصیت و عظمتی برخوردار بوده‌اند که در عصر خویش کوشیده‌اند امام زمان خود را یار و یاوری حقیقی باشند. گرچه برخی از ایشان همچون همسر امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) خائن به همسر و دین و اسلام بود امّا کم نیستند همسران پاک و معصوم ائمه (علیهم‌‌السلام) که خود مادران امامان بعدی می‌باشند.

امام هادی (علیه‌السلام)و همسر بزرگوارشان
امام هادی(علیه‌السلام) امام دهم شیعیان همسری دارند به نام «حُدَیث» و به قولی سلیل که مادر امام حسن عسکری(علیه‌السلام) هستند. ایشان به لقب «جدّه» معروف می‌باشند. زیرا جدّه(مادربزرگ) حضرت امام زمان(عج) بودند و در واقع شهرتشان بیشتر به اعتبار نوه گرانقدرشان است. البته تنها جدّه بودن ایشان سبب شهرت و اعتبارشان نیست بلکه ایشان صاحب مقام و عظمت و جلالتی است که بعد از امام حسن عسکری ایشان را مفزع الشیعه می‌نامیدند.(1) یعنی ملجأ شیعه این بانوی بزرگوار بود. ایشان در زمان شهادت امام حسن عسکری حدوداً 50-60 ساله بودند.
امام هادی(علیه‌السلام) امام دهم شیعیان همسری دارند به نام «حُدَیث» و به قولی سلیل که مادر امام حسن عسکری(علیه‌السلام) هستند. ایشان به لقب «جدّه» معروف می‌باشند. زیرا جدّه(مادربزرگ) حضرت امام زمان(عج) بودند و در واقع شهرتشان بیشتر به اعتبار نوه گرانقدرشان است.

مردی می‌گوید به خدمت عمه امام عسکری حکیمه خاتون دختر امام جواد رفتم با ایشان صحبت کردم و راجع به عقاید واعتقادات و مسأله امامت و غیره نظرات ایشان را شنیدم تا رسید به امام حسن عسکری که ایشان فرمودند فعلاً امام من فرزند اوست که الان مستور و مخفی است. گفتم حال که ایشان مخفی هستند اگر ما مشکلی داشته باشیم به چه کسی رجوع کنیم؟ گفتند به جدّه رجوع نمایید! و فرمودند امام حسن عسکری همان کاری را کردند که حسین بن علی(علیهما‌السلام) کردند.

وصی واقعی امام حسین(علیه‌السلام) علی بن الحسین امام زین العابدین(علیه‌السلام) بودند امّا وصایای خود را به خواهرشان زینب(علیهاالسلام) نمودند. وصی واقعی و در باطن امام حسن عسکری نیز فرزندی است که هم اکنون مخفی است ولی در ظاهر(برای حفظ حضرت حجت(عج)) وصی خود را این زن با جلالت قرار دادند. جایگاه و رتبه ایشان بسیار بالا بود و در نهایت صلاح و ورع و تقوا بودند.

بیان امام درباره همسرشان
امام هادی(علیه‌السلام) در مورد ایشان فرمودند: سلیل از هر آفت و هر پلیدی و نجاست بیرون کشیده شد و سپس فرمودند به زودی حق تعالی به تو حجت خود را بر خلق، عطا فرماید که زمین را از عدل پر کند همان طور که از جور پر شده باشد.(که منظور فرزند امام حسن عسکری و حضرت صاحب الزمان(عج) می‌باشد.) 2

امام هادی (علیه‌السلام) و مادر بزرگوارشان
مادر بزرگوار امام هادی(علیه‌السلام) سمانه مغربیه است که معروف به «سیده» می‌باشد. کنیه ایشان مخدوم الفضل بوده است و روایت شده که ایشان همواره روزه داشتند و در زهد و تقوا مثل و مانندی نداشتند.
مردی می‌گوید به خدمت عمه امام عسکری حکیمه خاتون دختر امام جواد رفتم با ایشان صحبت کردم و راجع به عقاید و اعتقادات و مسأله امامت و غیره نظرات ایشان را شنیدم تا رسید به امام حسن عسکری که ایشان فرمودند فعلاً امام من فرزند اوست که الان مستور و مخفی است. گفتم حال که ایشان مخفی هستند اگر ما مشکلی داشته باشیم به چه کسی رجوع کنیم؟ گفتند به جدّه رجوع نمایید!

بیان امام درباره مادرشان
محمدبن فرج و علی بن مهزیار روایت کرده‌اند از حضرت هادی (علیه‌السلام) که فرمودند: مادرم به حق من عالافه است و او از اهل بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نمی‌شود و مکر جبار عنید به او نمی‌رسد. خداوند نگهبان و حافظ اوست و از امهات صدیقین و صالحین تخلف نمی‌کند.

فرزندان دیگر
ایشان در نیمه ذی الحجه سال 212 در حوالی مدینه در موضعی که آن را حریا گویند امام هادی (علیه‌السلام) را به دنیا آوردند و جهان را از نور ایشان روشن کردند. دیگر فرزندانشان ابواحمد موسی مبرقع، ابواحمد حسین و ابوموسی عمران و دخترانشان فاطمه، خدیجه و ام‌کلثوم و حکیمه بودند. نسل امام جواد (علیه‌السلام) همسر بزرگوارشان از طریق اولاد ایشان است و از همسر دیگر ایشان که ام الفضل دختر مأمون و قاتل حضرت جواد (علیه‌السلام) است فرزندی نبوده است.3
این چنین زنان با تقوا و اهل ورع و پاکدامنی عهده‌دار پرورش نسل امامان معصوم (علیهم‌‌السلام) در دامان پر مهر خویش بودند که توانستند گوهرهای صدف آفرینش را به خوبی محافظت نمایند. ایشان زنان با جلالت و عظمتی بودند که به راستی کفو و همسرانی شایسته برای امامان معصوم(علیهم‌السلام) بودند.



رادفر، کارشناس ارشد فلسفه اسلامی
گروه دین و اندیشه تبیان

1- الانوار البهیّه- محدث قمی
2- اثبات الوصیه- مسعودی
3- منتهی الامال- شیخ عباس قمی
منابع و مآخذ
1- الانوار البهیه
2- اثبات الوصیه
3- منتهی الامال
4- سیری در سیره ائمه اطهار- شهید مطهری
5- گلچین احمدی- احمدی گورجی- ج2



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_miscellaneous_301a.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۰۰:۴۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/4_Untitled-5.gif

امام هادى علیه السلام:
۱ـ «مَنِ اتَّقىَ اللّه یُتَّقى، وَ مَن أطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَن أطاعَ الخالِقَ لَم یُبالِ سَخَطَ المَخلُوقینَ، وَ مَن أسخَط الخالِق فَقَمِن أن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقین»
(بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۸۲، ح ۴۱، أعیان الشیعه، ج ۲، ص ۳۹)
کسى که تقوى الهى را رعایت نماید و مطیع احکام و مقرّرات الهى باشد، دیگران مطیع او مى‏شوند و هر شخصى که اطاعت از خالق نماید، باکى از دشمنى و عداوت انسانها نخواهد داشت، و چنانچه خداى متعال را با معصیت و نافرمانى خود به غضب درآورد. پس سزاوار است که مورد خشم و دشمنى انسانها قرار گیرد.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_miscellaneous_301a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۰۷:۲۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif
«خدا را پیوسته برای هدایت مردم، حجت‌هاست. امام هادى(ع)، هادى امت و هدایت‌یافته غیب بود.


فروغی که از خورشید وجودش می‌تابید، روشن‌گر افکار و راهنمای مردم بیدار بود. ظلمت حاکم،
آن حق مظلوم را به زندان افکند و در حصر نهاد، ولی آن نور زندانى، پیوسته روشنایی می‌بخشید و بر دل‌های محبان حکومت داشت؛ نه با سلاح، که با فلاح؛ نه با قدرت نظامى، که با فضیلت اخلاقى.
سخن‌چینان از جاذبه معنوی و برتری علمی‌اش در آتش حسد می‌‌سوختند و حاکمان، او را رقیب حکومت می‌دانستند. او را از مدینه به سامرا بردند تا مدینه بی‌خورشید بماند و پروانه‌ها، سرگردان و شیعه، پریشان، ولی خلفای کوردل عباسى، کورتر از آن بودند که فروغ جهان‌تاب او را درک کنند.
آنچه او را محبوب دل‌ها ساخته بود، پیوند با خدا، تکیه بر خالق، غنای از مخلوق، وارستگی از دنیا، وابستگی به ابدیت و دلدادگی به عبادت بود.
سلام بر جان روشن و ضمیر فروزانش که با نیایش و نجوا با خدا مأنوس بود و سجاده و سحر، گواه یک عمر تهجد و شب‌زنده‌داری‌اش بود».
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif

مجیب
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۰۸:۴۶
السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا وَلِيَّيِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا حُجَّتَيِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا نُورَيِ اللَّهِ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا مَنْ بَدَا لِلَّهِ فِي شَأْنِكُمَا أَتَيْتُكُمَا زَائِرا عَارِفا بِحَقِّكُمَا مُعَادِيا لِأَعْدَائِكُمَا مُوَالِيا لِأَوْلِيَائِكُمَا مُؤْمِنا بِمَا آمَنْتُمَا بِهِ كَافِرا بِمَا كَفَرْتُمَا بِهِ مُحَقِّقا لِمَا حَقَّقْتُمَا مُبْطِلا لِمَا أَبْطَلْتُمَا أَسْأَلُ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمَا أَنْ يَجْعَلَ حَظِّي مِنْ زِيَارَتِكُمَا الصَّلاةَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ يَرْزُقَنِي مُرَافَقَتَكُمَا فِي الْجِنَانِ مَعَ آبَائِكُمَا الصَّالِحِينَ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُعْتِقَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ وَ يَرْزُقَنِي شَفَاعَتَكُمَا وَ مُصَاحَبَتَكُمَا وَ يُعَرِّفَ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمَا وَ لا يَسْلُبَنِي حُبَّكُمَا وَ حُبَّ آبَائِكُمَا الصَّالِحِينَ وَ أَنْ لا يَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِكُمَا وَ يَحْشُرَنِي مَعَكُمَا فِي الْجَنَّةِ بِرَحْمَتِهِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حُبَّهُمَا وَ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِهِمَا اللَّهُمَّ الْعَنْ ظَالِمِي آلِ مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ وَ انْتَقِمْ مِنْهُمْ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْأَوَّلِينَ مِنْهُمْ وَ الْآخِرِينَ وَ ضَاعِفْ عَلَيْهِمُ الْعَذَابَ وَ ابْلُغْ بِهِمْ وَ بِأَشْيَاعِهِمْ وَ مُحِبِّيهِمْ وَ مُتَّبِعِيهِمْ أَسْفَلَ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيمِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِيِّكَ وَ ابْنِ وَلِيِّكَ وَ اجْعَلْ فَرَجَنَا مَعَ فَرَجِهِمْ [فَرَجِهِ‏] يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ



http://www.mawtani.com/cocoon/iii/images/2009/03/10/samarra1AP.jpg


سلطان کرامت به فدای کرمت
یا حضرت هادی سر ما و قدمت
از حق طلبیدم که به کوری عدو
آباد شود به دست مهدی حرمت
:Rose::Rose::Rose:

neginsabz
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۰۹:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-25.gif
خورشید دهم، افق، مدینه، نور http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifآوای فرشتگان، دف و تنبور
امشب، دف ماه؛ در دو دست عشق http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif امشب، هستی؛ سیاهْ مستِ عشق
امشب، هستی؛ رکوع خواهد کرد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifخورشید دهم طلوع خواهد کرد
جدّ گل نرگس است این مولود http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifیاری ده مفلس است این مولود
نور ازلی‏ست این که می‏آید http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifاز نسل علی علیه‏السلام ست این که می‏آید
می‏آید تا امامِ جان باشد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifهادی علیه‏السلام هدایت جهان باشد
می‏آید آسمان شود دین را http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifپرواز دهد تُرَنگِ آمین را
او در دل جهل، نور خواهد کاشت http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifشب از دل او هراس خواهد داشت
جهلی که از آن جهان به زنجیر است http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifدر پرتو علم او زمین‏گیر است
نوری‏ست که ریشه‏کن کند ظلمت http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifمی‏آید تا کفن کند ظلمت
حیران شده خاندانِ عباسی http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifانگشت به لب، کسانِ عباسی:
ـ کاین نورِ شگفت، از کجا آمد؟ http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifانگار که از دلِ خدا آمد
کم مانده از او تَلَف شود ظلمت! http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifقربانیِ نور و دف شود ظلمت!
پاییز دلِ خلیفه شد ویران! http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifاز جلوه این بهارِ بی‏پایان
این کیست که نور مُطلقش یار است؟! http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifیاری بکنید! ظلم، بر دار است!
گفتند؛ ولی نور؛ تلاطم کرد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifظلمت، سر و جانِ خویش را گم کرد
شب، باطل شد، دلِ جهان آمد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifخورشیدِ دهم از آسمان آمد
او آمد و جانِ خانه روشن شد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifچشمِ پدر و «سمانه» روشن شد.
«امشب، شبِ تهنیت، شبِ شادی» http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif امشب، شبِ ارتقای آزادی

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۱۴:۳۴
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/26696650153676098407.jpg

روزگار را نباید فحش داد!http://ayehayeentezar.com/images/smilies/31.gif


گاهى این نكته به ذهن مى‏آید كه آیا واقعا برخى زمانها، مكانها و یا عوامل و حوادث طبیعى در زندگى انسان دخالت دارند؟ آیا بدى و خوبى و شوم بودن را مى‏توان به روزها و روزگاران نسبت داد؟

امام هادى علیه‏السلام پاسخ این پرسش را به یكى از یارانش توضیح داد.

حسن به مسعود مى‏گوید: به محضر مولایم حضرت ابوالحسن الهادى علیه‏السلام رسیدم. در آن روز چند حادثه ناگوار و تلخ برایم رخ داده بود؛ انگشتم زخمى شده و شانه‏ام در اثر تصادف با اسب سوارى صدمه دیده و در یك نزاع غیر مترقبه لباسهایم پاره شده بود. به این خاطر، با ناراحتى تمام در حضور آن گرامى گفتم: عجب روز شومى برایم بود! خدا شرّ این روز را از من باز دارد! امام هادى علیه‏السلام فرمود: «یَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِى بِذَنْبِكَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ؛ اى حسن! این [چه سخنى است كه مى‏گویى] با اینكه تو با ما هستى، گناهت را به گردن بى‏گناهى مى‏اندازى! [روزگار چه گناهى دارد!]»
حسن بن مسعود مى‏گوید: با شنیدن سخن امام علیه‏السلام به خود آمدم و به اشتباهم پى بردم. گفتم: آقاى من! اشتباه كردم و از خداوند طلب بخشش دارم. امام فرمود: اى حسن! روزها چه گناهى دارند كه شما هر وقت به خاطر خطاها و اعمال نادرست خود مجازات مى‏شوید، به ایام بدبین مى‏شوید و به روز بد و بیراه مى‏گویید! حسن گفت: اى پسر رسول خدا!، براى همیشه توبه مى‏كنم و دیگر عكس العمل رفتارهایم را به روزگار نسبت نمى‏دهم. امام در ادامه فرمود: «یَا حَسَنُ اِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُثِیبُ وَ الْمُعَاقِبُ وَ الْمُجَازِى بِالاْءَعْمَالِ عَاجِلاً وَ آجِلاً؛ اى حسن! به طور یقین خداوند متعال پاداش مى‏دهد و عقاب مى‏كند و در مقابل رفتارها در دنیا و آخرت مجازات مى‏كند.» 1
1. بحارالانوار، ج 56، ص 2.



http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/00824838807345326619.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/00824838807345326619.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/00824838807345326619.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۱۵:۱۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-25.gif
از فرش تا عرش، امتدادِ فرشته است و نور... .
...و مدینه، چشم به راهِ طلوعِ دهمین خورشید، لحظه‏ها را می‏شمارد.
امشب، دلِ شب، چلچراغی درخشان در آسمانِ مدینه است. امشب، حرم آسمان، چراغانی‏ست.
ستاره‏ها، فانوس‏هایی روشن در دستِ فرشتگان، و ماه، روشن‏ترین آیینه بر طاقچه آسمان است امشب.
امشب، فرشتگان بر خانه خورشید نُهُم، سبد سبد گلِ بهشتی می‏پاشند.
امشب، نوزادِ مبارکی به دنیا می‏آید تا خورشیدِ هدایتِ انسان به ملکوت شود.
او می‏آید تا پرچمدار علم مکتب جعفری باشد.
او می‏آید تا با نورِ دانش، ظُلمت «متوکل عباسی» را بشکافد.
او می‏آید تا خون خدا را در شریان جهان مرده جاری کند. او می‏آید تا آسمان را چون کوله‏باری سبز بر دوش گیرد و رسالت هزاران ساله دین را به مقصد برساند.
خورشید دهم، می‏آید تا پدر خورشید یازدهم و نیای گل نرگس باشد.
امشب، مدینه در باغی از عطر گُل محمدی جاری‏ست.
شانه‏های شهر، خیس باران گُل و ستاره است.
از هفت آسمان، صدای دَف می‏بارد.
و آوای تهنیت فرشتگان در ملکوت شب شنیدنی‏ست.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_4MiniDeco-1.gif

Naser
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۱۶:۵۰
تو نه، فرزندت شیعه می شود



http://img.tebyan.net/big/1385/10/12519488462545111122332041904699180186186.jpg




مردی نصرانی در دیار ربیعه بود كه اصلاً از اهالی «كَفَر توثا» (یكی از قریه های فلسطین ) بود. وی كاتب (نویسنده) بود و به نام: (یوسف بن یعقوب) خوانده می شد، بین او و پدرم رابطه دوستی بود.

روزی نزد پدرم آمد و گفت: به حضور متوكل دعوت شده‌ام، ولی نمی دانم برای چه احضار شده‌ام و او از من چه می خواهد؟ و من سلامتی خود را از خداوند به صد دینار خریده‌ام، و آن صد دینار را برداشته‌ام تا به‌ امام هادی علیه السلام بدهم.

آن مرد نزد متوكل رفت و پس از اندك مدتی، نزد ما‌ آمد در حالی كه شاد و خوشحال بود، پدرم به او گفت:ماجرای خود را به من بگو.

او گفت: به شهر سامراء رفتم، كه قبلاً هرگز به این شهر نرفته بودم، به خانه ای وارد شدم، با خود گفتم بهتر این است كه نخست قبل از آنكه كسی مرا بشناسد كه به سامراء ‌آمده‌ام، این صد دینار را به ‌امام هادی علیه السلام برسانم، بعد نزد متوكل بروم.

در آنجا دانستم كه متوكل، ‌امام هادی علیه السلام را از سوار شدن او (به جائی رفتن) منع كرده، واو خانه نشین است، با خود گفتم: چه كنم، من یك نفر نصرانی هستم، اگر خانه ابن الرضا (امام هادی علیه السلام ) را بپرسم، ایمن نیستم كه این خبر زودتر به گوش متوكل برسد.

به نظرم‌ آمد كه سوار بر مركبم شوم و در شهر بروم و از مركب خود جلوگیری نكنم تا هر كجا كه خواست برود، شاید خانه آن حضرت را بشناسم، بی آنكه از كسی بپرسم، آن صد دینار را در كاغذی نهادم و در میان آستینم گذاشتم و سوار بر مركبم شدم، آن مركب به در خانه ای رسید و ایستاد و حركت نكرد، پرسیدم این خانه كیست؟ جواب دادند ؛ خانه امام هادی علیه السلام است.

گفتم: الله اكبر، دلیلی است كافی، ناگاه خدمتكار بیرون آمد، و گفت: تو یوسف بن یعقوب هستی؟ گفتم: آری. گفت: وارد خانه شو، من وارد خانه شدم، با خود گفتم این دلیل دیگری بر مقصود است، از كجا این غلام می دانست كه من یوسف بن یعقوب هستم با اینكه من هرگز به این شهر نیامده‌ام و كسی مرا در این شهر نمی شناسد.

بار دیگر خدمتكار آمد و گفت: آن صد دینار را بده ، آن را دادم و با خود گفتم: این دلیل سوّم است بر مقصد. سپس آن خدمتكار نزد من‌ آمد وگفت: وارد خانه شو!

من به خانه ابن الرضا (ع) وارد شدم، دیدم آن حضرت تنها در خانه خود نشسته است، تا مرا دید به من فرمود: ای یوسف آیا وقت آن نرسده تا رستگار شوی؟ گفتم: ای مولای من! دلیل ها ونشانه هایی (به صدق شما و اسلام) برای من آشكار گردید، كه برای هدایت و رستگاری من كفایت می كند.

فرمود: تو اسلام را نمی پذیری، ولی بزودی پسرت مسلمان می شود و از شیعیان ماست، ای یوسف! گروهی گمان می كنند كه دوستی ما سودی به حال ‌امثال شما ندارد ولی سوگند به خدا دوستی ما، به حال‌ امثال تو كه نصرانی هستی نیز سودبخش است، برو دنبال آن كاری كه برای آن‌ آمده ای زیرا آنچه را دوست داری، به زودی خواهی دید و به زودی دارای پسری مبارك خواهی شد.

آن مرد نصرانی می گوید: نزد متوكل رفتم، و به تمام مقاصدم رسیدم و باز گشتم.

راوی می گوید: بعد از مرگ همین نصرانی با پسرش دیدار كردم، دیدم مسلمان است و در مذهب تشیع، استوار و محكم می باشد، او به من خبر داد كه بعد از مرگ پدر، مسلمان شده است و پیوسته می گفت:


أنا بشارةُ مولای

من بشارت مولای خود (امام هادی) هستم.

:Gol::Gol::Gol:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۱۶:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_10811158175123197532551041831242111512618338.jpg

اى امام اسرار پنهان!

امروز، وقتى آفتاب جمال تو طلوع كند، خورشیدِ زیارت جامعه كبیره از افقِ جانت سر خواهد زد. هادى، نامى است كه عصاره معناى توست.
اى امام اسرار پنهان عشق! وقتى در جاده عشق قدم مى‏گذارى، سرنوشتت را پل‏هاى پشت سر معلوم خواهند كرد كه تو، بقیه نور معصوم امامتى.

اى امام هدایت!
اىامام هدایت و روشنى! میلاد تو، جاده‏ها را بى‏طاقت مى‏كند تا با همهرگ‏هایشان، نبض قدم‏هاى تو را انتظار بكشند. تو سر مى‏رسى، تا قلب‏ها درسایه‏سار بلند نام تو آرام گیرند.
اگر چه شهر، در پیله تاریك خود فرورفته بود، اما شوق آمدن تو، كوچه‏هاى بنى‏هاشم را به تپش واداشت تا درمژده دیدار صبر مجسم، به ادامه ریسمان نجات چنگ بزنند.
گرچه یوسفِ جمالِ تو را در اسارتگاه‏ها پنهان كنند، وعده«اِنَّ اللّه تُعِّزُ مَنْ تشاء و تُذِّل مَنْ تشاء»، سرود زندگى تو خواهد بود، اى نور هدایت.

طراوت امامت
اىقتیل عشق! آن هنگام كه پا به جهان گذاشتى، گل‏ها ـ دسته‏جمعى سپیدى را ازروحت آموختند و سرخى را از پایانت و زردى را از رخسار شب‏زنده‏دارت. امروز،آسمان، شعر تازه‏اى سروده است: اى پنجره‏هاى بسته! با یاد ذریه زهرا روزهرا باز كنید تا آسمان، زمین را لمس كند.
هرچند مى‏خواهند طراوت‏بارانى امامتش را پنهان كنند؛ ولى این اقیانوس را سدّ سنگ‏ریزه‏هاى كفر، مسدود نخواهد كرد.

در آغوش سامرا
آمدى؛آن هنگام كه عباسیان، در اندیشه‏اى عبث غوطه مى‏خوردند و زنجیرهایى رابراى بریدن نفس، در خیال خود مى‏بافتند. ناگهان درهاى آسمان، به روى زمینگشوده شد و مژده رسیدنت، همچون زلال چشمه‏اى، در خانه‏اى محقر فوران كرد. تو از شكوه یقین آمده‏اى تا در تاریك‏ترین شب‏هاى تاریخ، تیرگى غبار اندوهرا از قلب‏هاى مؤمنان بزدایى. سامرا، آغوش گشود تا قدم‏هاى تو را بوسهبزند.
واحیرتا! كه در هر گوشه آسمان آل زهرا، صیادى به كمین نشستهاست تا كبوترى از شما را اسیر كند؛ اما معجزه عشق، فراگیرتر از آن است كهرؤیاى پر گشودن در هواى شما را از آسمان نگاهمان بگیرد.




السلام علیك یا على‏النّقى

با دلى از آینه و تن‏پوشى از نسیمِ علم و عرفان و آتشفشانى به لب، بر اهل زمین خوش آمدى.
اى بهشت سامرا! چه خوش است آرامشِ ماندن زیر چتر ولایت تو، در صبحى كه چون آفتاب سپیده دم، برآیى!


http://www.shiaupload.ir/images/56150781467075918122.gif

Naser
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۱۸:۱۲
هرگز با وی همنشین نمی شوی



http://img.tebyan.net/big/1386/10/1892276291571591751291882081072077295183212.jpg




یعقوب بن یسارروایت می كند كه: متوكل می گفت: وای بر شما، كار ابن الرضا حضرت هادی (ع) مرا عاجز كرده، نه حاضر است با من شراب بخورد و نه در مجلس شراب من بنشیند ؛ و نه من در این ‌امور فرصتی می یابم (كه او را به این كارها وارد كنم)

گفتند: اگر از او فرصتی نیابی در عوض این برادرش موسی است كه شراب خوار و نوازنده است، می خورد ومی نوشد وعشقبازی می كند، بفرستید او را بیاورند و مطلب را بر مردم مشتبه كنید، بگوئید این ابن الرضا است.

نامه ای نوشتند و او را با تعظیم واحترام وارد كردند، وهمه بنی هاشم وسران لشكر و مردم استقبالش كردند، وغرض این بود كه وقتی می رسد‌ املاكی به او واگذار كند و دختری به او بدهد وساقیان شراب وكنیزكان نوازنده نزد او بفرستد، و با او مواصله و احسان كند، ومنزل عالی برایش قرار دهد كه خود در آنجا به دیدنش رود.

وقتی كه موسی وارد شد، حضرت هادی (ع) در پل (وصیف) - جایی است كه آنجا به استقال واردین می روند - حضرت با او ملاقات كرده و به او سلام نمود و حقش را ادا كرد، سپس فرمود: این مرد تو را احضار كرده كه احترامت را هتك و پایمال كند ورتبه ات را پایین آورد، مبادا هرگز به شراب خواری اقرار كنی.

موسی گفت: اگر مرا برای اینكار خواسته پس چكنم؟ فرمود: رتبه خویش فرو میاور و چنین كاری نكن كه او هتك احترام تو را خواسته است. موسی نپذیرفت و حضرت تكرار كرد، تا چون دید اجابت نمی كند، فرمود: ولی بدان كه مجلس مورد نظر او مجلسی است كه هرگز تو با او در آن جمع نمی شوید.

همان شد كه حضرت فرمود، سه سال موسی آنجا اقامت كرد وهر روز صبح بر درب سرای او می رفت یك روز می گفتند: مست است فردا صبح بیا، روز دیگر می رفت، می گفتند: دوا خورده و روز دیگر می گفتند: كار دارد، و سه سال به همین منوال گذشت تا متوكل از دنیا رفت و در چنین مجلسی با هم جمع نشدند.

كافی، ج1،ص502،ح8



:Gol::Gol::Gol:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۱۹:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_16725217420611513532214137105166180199178254223. jpg


توحید در گفتار حضرت امام هادی علیه السلام

فتح بن یزید جوجانی نقل می کند که در مسیر بازگشتم از مکه به خراسان با امام هادی علیه السلام که به سمت عراق می رفت همسفر شدم شنیدم،
که حضرت می فرمود:
هر کس تقوای خدا را رعایت کند مصون می ماند و هر کس خدا را اطاعت کند از او اطاعت می کنند.

فتح می گوید:
به خدمت حضرت مشرف شدم و بر آن حضرت سلام کردم او هم جوابم را داد و دستور نشستن داد و گفتارش را این چنین آغاز کرد:
ای فتح هر کس خداوند خالق را اطاعت کند از خشم مخلوق باکی و هراسی ندارد و هر کس خالق را به خشم آورد، یقین داشته باشد که خداوند او را گرفتار خشم و غضب مخلوق می سازد، به درستی که خالق وصف نیست مگر همانگونه که او خود را وصف فرموده است و چگونه ممکن است خالقی که حواس از ادراکش عاجزند، و اندیشه ها از دستیابی به آن ناتوانند آنرا احاطه کنند، توصیف شود، خداوند برتر است از این که توصیف گران او را وصف کنند.

خداوند در نزدیکی هایش دور است و در دوری اش نزدیک است، خداوند به کیفیت هستی بخشیده است پس نمی توان درباره اش گفت چگونه است و به مکان هستی عنایت کرد پس نتوان گفت کجاست، او خدای واحد صمدی است که نزاده و زائیده نیست و همانند او احدی نیست و عظمت و جلالش بسیار بزرگ است




http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۲۱:۰۲
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/97956102070919619174.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/20745566815010014156.jpghttp://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/97956102070919619174.gif

http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/66237261727880252274.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/66237261727880252274.gif

يا اَبَا الْحَسَنِ يا عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ
اَيُّهَا الْهادِى النَّقِىُّ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ
يا حُجَّهَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا
اِنّا تَوَجَّهْنا
وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا
ياوَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ

http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/66237261727880252274.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/66237261727880252274.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۹/۰۲, ۰۰:۳۶
http://www.shiaupload.ir/images/56150781467075918122.gif
مولودى از نیمه ذى‏حجه مى‏آید و آسمان، رخت آبى‏اش را با پشته‏هاى سپید ابر مى‏آراید و صبحگاهان، خمیازه گل‏ها را که با لبان ظریف گلبرگ‏هاشان رو به روى جویبار زلال مى‏کشند، با بشارتى نو، به گلخنده‏اى شیرین مبدل مى‏کند.
گل سرخ، ده گلبرگ خوش‏رنگ را شبنم مى‏زند.
ماهى‏هاى قرمز، ده حباب طلایى در آب مى‏فرستند.
شب‏بوها، ده شب از عطر دل‏انگیزشان را به مهتاب مى‏دهند.
پرستوها بر ده شاخه بلوط، گل رُز مى‏آویزند.
و اقاقى‏ها، آرام مى‏شمارند؛ اولین، دومین... دهمین، آرى دهمین ستاره مى‏آید.
فرجام گریز از خویش
ما را بیاموز ورقى از درس استقامت خویش، در لحظه‏هاى تنهایى؛ زمانى که در محله عسکرها، شبت را به نماز و استغفار و روزت را به روزه و دست‏گیرى از دیگران مى‏گذرانیدى. راستى، متوکل چرا زبان از کام «ابن سکّیت» بیرون کشید؟
چرا همیشه شب از سیاهى خویش مى‏گریزد و خویش را به زور تدلیس، به رنگ روز و روشنىِ خورشید مى‏بیند؟
گویا این خودستایى براى سبکْ‏شأنان مرسوم است و مرض ناعلاج صاحبان کوشک‏هاى طاق بر آسمان چسبیده است، که زبان‏ها مى‏برند و پیکرها آتش مى‏زنند.
امام هادى علیه‏السلام : «اَلْعجبُ صارفٌ عَنْ طَلَبِ العِلْمِ، داعٍ إِلَى الغَمْطِ و الْجَهْل؛ خودپسندى، آدمى را از دانش‏جویى باز مى‏دارد و به ناسپاسى و انکار حق وامى‏دارد».
http://www.shiaupload.ir/images/56150781467075918122.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۱۹, ۱۷:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13802101514960271799.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13802101514960271799.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83978867120105903897.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83978867120105903897.gif)

ویژه نامه ولادت فرخنده دهمین نور خدای سرمد
حضرت علی النقی ،‌امام هادی علیه السلام

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83978867120105903897.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83978867120105903897.gif)

http://www.askquran.ir/upload/files/ImamHadi.ask_askquran.ir.swf

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83978867120105903897.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83978867120105903897.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۱۹, ۱۸:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70444529902132270774.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75745822443095868848.gif)

انگشتانه ای از بحر بیکران معرفت کلام امام

قالَ الامام الهادی علیه السلام :

الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ ، وَالْعُجْبُ صــارِفٌ عَنْ طَلَبِ

الْعِلْمِ داع إلَى الْغَمْطِ وَرالْجَهْلِ ، وَالبُخْلُ أذَمُّ الاْخْلاقِ ، وَالطَّمَعُ سَجيَّةٌ سَيِّئَةٌ.

امام هادی علیه السلام فرموده اند :

حسد موجب نابودى ارزش و ثواب حسنات مى گردد.

تكبّر و خودخواهى جذب كننده دشمنى و عداوت افراد مى باشد.

عُجب و خودبينى مانع تحصيل علم خواهد بود و در نتيجه شخص را در پَستى و نادانى نگه مى دارد.

بخيل بودن بدترين اخلاق است; و نيز طَمَع داشتن خصلتى ناپسند و زشت مى باشد.

بحارالأنوار: ج 69، ص 199، ح 27


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70444529902132270774.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۱۹, ۱۹:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_03456505612601215508.gif



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) ╬♥╬♥╬♥╬ ويژه نامه ولادت باسعادت علي النقي هادي الامم(ع) ╬♥╬♥╬♥╬ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24387)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) ◄*♥*►اشعاري درمدح دهمين امير قافله امامت٬امام هادي(ع)◄*♥*► (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=380193#post380193)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) (¯`•.*~.*._.*.~*پيامک هاي تبريک ولادت امام هادي عليه السلام*~.*._.*.~*.•´¯) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24388)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) ♥*•*♥ ولادت امام هادي عليه السلام در آئينه تصوير ♥*•*♥ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=380121#post380121)


http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif مقالات :

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) ▐ ◄* ♥ *►▐ دهمین لاله بوستان امامت و ولایت ▐ ◄* ♥ *►▐ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=496011#post496011)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) ▐▬♥▬ ▐شناخت مختصرى از زندگانى امام هادى علیه السلام (1) ▐▬♥▬ ▐ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=496018#post496018)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) ▐▬♥▬ ▐شناخت مختصرى از زندگانى امام هادى علیه السلام (2) ▐▬♥▬ ▐ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=496021#post496021)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) •``::``• ویژگی‏ های‏ اخلاقی‏ امام ‏هادی علیه السلام •``::``• (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=496031#post496031)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) * ♥ * گوشه ‏ای از کرامات امام هادی (علیه السلام) * ♥ * (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=496025#post496025)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) *◄*◄* روشهای تربیتی از دیدگاه امام هادی علیه السلام *►*►* (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=496032#post496032)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) •*ஐ*• فروغی از دانش امام هادی علیه السلام •*ஐ*• (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=496033#post496033)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90540107275369100294.gif) ولادت امام هادی (ع) (صوت ، تصویر ، فلش) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17253&p=496236)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25983433824658941509.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25983433824658941509.gif)

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۰۸/۱۹, ۲۰:۳۵
:fireworks::fireworks::fireworks:
من هم این میلاد فرخنده رو به همه ی عاشقان آقا تبریک عرض میکنم

انشاءالله که آقا روز قیامت شفیع هممون باشند

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۰۱:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22139450164087495588.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22139450164087495588.gif)

امام شناسی در زیارت جامعه كبیره

" درود بر شما ای خاندان نبوت و جایگاه رسالت

و مركزآمد و شد فرشتگان و محل فرود وحی و مكان رحمت

و گنجوران دانش و غایت خویشتنداری و حلم

و بنیانهای كرم و رهبران امتها و صاحبان نعمتها

و ریشه های نیكان و ستونهای گزیدگان و تربیت كنندگان بندگان

و اركان كشورها و دروازه های ایمان و امینان خدای رحمان

و تبار پیامبران و گزیده رسولان و عترتی منتخب پروردگار جهانیان،

و رحمت و بركات خدا بر شما باد!

درود بر پیشوایان هدایت و چراغهای (روشن) در ظلمت

و پرچمهای پرهیزگاری و صاحبان عقل و خرد و پناه مردمان

و وارثان پیامبران و نمونه های برتر و دعوت نكو

و حجتهای خداوند بر مردم دنیا و آخرت

و اولی و رحمت و بركات خدا بر شما باد!

درود بر جایگاههای معرفت خدا و خانه های بركت خدا

و معدنهای حكمت خدا و پاسداران سرّ خدا و حاملان كتاب خدا

و جانشینان پیامبران خدا و فرزندان رسول خدا(ص)

و رحمت و بركات خدا بر شما باد!

درود بر دعوت كنندگان به خدا و راهنمایان به خشنودیهای خدا

و پایداران در فرمان خدا و كاملان در محبت خدا

و مخلصان در توحید خدا و یاوران امر و نهی خدا

و بندگان گرامی كه در گفتار بر خدا پیشی نگرفتند

و به فرمان او كار می رانند و رحمت و بركات خدا بر شما باد"!


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66652597207467465819.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66652597207467465819.gif)

علیرضاحسن پور
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۰۶:۵۴
من نه ،این بنده خدا،که تنها دارایی اش خداوند وامامان معصوم است ولادت این پاک زاده ومعصوم زاده عزیز وهادی مردم به راه راست رابه تمام شیعیان راه جد بزرگوارش(حضرت علی(ع))تبریک وتهنیت می گویم والتماس زیاد دارم ازآنها که هنوز قلبهایشان در نور ایمان غرق است وسیاهی گناه بر دلهایشان ننشسته است...به امیدروزی که چهره فرزندزاده این امام همام،حضرت مهدی موعود(عج) بر همگان عیان شود وچشمانمان بانورآن چهره زیبا از این بی بصیرتی درآید.آمین یا رب العالمین

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۰۷:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70444529902132270774.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75745822443095868848.gif)
ز سوی عرش رحمن، نوید شادی آمد
بشارت ای محبان، امام هادی آمد
کجایی یابن زهرا بده عیدی مارا
که روح عشق و ایمان امام هادی آمد

http://www.rasekhoon.net/userfiles/Article/1389/09%20Azar/zz1980%20%282%29.JPGhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70444529902132270774.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75745822443095868848.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۰:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02585386293544335807.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02585386293544335807.gif)



زيارتنامه حضرت امام علی النقی الهادی (ع)
آيا داخل شوم ای پيامبر خدا؟
آيا داخل شوم ای اميرالمؤمنين؟
آيا وارد شوم ای فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانيان؟
آيا داخل شوم ای سرورم حسن فرزند علی ؟
آيا داخل شوم ای سرورم حسين فرزند علی ؟
آيا داخل شوم ای سرورم علی فرزند حسين ؟
آيا داخل شوم ای سرورم محمد بن علي ؟
آيا وارد شوم ای مولای من جعفر بن محمد؟
آيا داخل شوم ای مولای من موسی بن جعفر؟
آيا داخل شوم ای سرورم علی بن موسي ؟
آيا وارد شوم ای مولای من محمد بن علي ؟
آيا داخل شوم ای سرورم ای اباالحسن علی بن محمد؟
آيا داخل شوم ای سرورم ای ابا محمد حسن بن علي ؟
آيا داخل شوم ای فرشتگان خدا
و ای نگهبانان اين حريم شريف؟
خدا بزرگتر است.
درود بر تو ای اباالحسن علی بن محمد
آن پاکيزه راهبر و روشنی
درخشان و رحمت خدا و برکات او
درود بر تو ای رشته محکم خدا
درود بر تو ای که در زمره خاندان خدايی
درود بر تو ای بهترين منتخب خدا
درود بر تو ای برگزيده خدا
درود بر تو ای امين خدا
درود بر تو ای شايسته خدا
درود بر تو ای دوست خدا
درود بر تو ای روشنی روشنيها
درود بر تو ای زيور نيکان
درود بر تو ای نژاد و فرزند خوبان
درود بر تو ای عنصر پاکان
درود بر تو ای حجت خدای رحمن
درود بر تو ای اصل و اساس ايمان
درود بر تو ای سرور مؤمنان
درود بر تو ای سرپرست شايستگان
درود بر تو ای پرچم و نشانه هدايت
درود بر تو ملازم با پرهيزکاری
درود بر تو ای استوانه دين
درود بر تو ای فرزند خاتم پيامبران
درود بر تو ای فرزند آقای جانشينان
درود بر تو ای فرزند فاطمه زهرا بانوی بانوان جهان
درود بر تو ای امانت دار باوفا
درود بر تو ای پرچم دار پسنديده
درود بر تو از پارسای پرهيزکار
درود بر تو ای حجت و دليل بر همه خلق
درود بر تو ای خواننده قرآن
درود بر تو ای بيان کننده حلال و حرام خدا
درود بر تو ای سرپرست خيرخواه
درود بر تو ای راه روشن خدا
درود بر تو ای ستاره درخشان
گواهی مي دهم ای سرورم ای اباالحسن
که توئی حجت خدا بر خلقش
خليفه و جانشين او در ميان آفريدگانش
و امين او در شهرهايش
و گواه او بر بندگانش
گواهم به اينکه تويی کلمه پرهيزگاری
و درگاه هدايت و حلقه محکم و استوار
و حجت بر بندگانش هر که در روی زمين است
و هر که در زير خاک است
و گواهم که تويی پاک و منزه از گناهان
و مبرائی از هر نقص و عيبها
و اختصاص يافته به کرم و بخشش خدا
و بخشش هستی به حجت خدا
و هبه شده به او کلمة الله
و اساس آنچنانيکه پناهنده شوند به سوی او بندگان
و زنده شود به وسيله او شهرها

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26864159145609150782.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26864159145609150782.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۰:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64782864697539290519.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64782864697539290519.gif)

ادامه زيارتنامه حضرت امام علی النقی الهادی (ع)

و گواهم ای سرورم و مولايم به اينکه من نسبت به تو
و پدران تو و فرزندان تو يقين و اقرار دارم
و پيرو شمايم در باطن امر
و سرشت ذاتم و دستورات دينيم
و سرانجام کردارم و محل برگشتم و جايگاهم
و من دوستار آن کسم که شما را دوست بدارد
و دشمنم آنکسم که شما را دشمن بدارد
و مؤمنم به پنهان شما و عيان شما
و اول شما و آخر شما
پدرم و مادرم فدای شما باد
و درود بر تو و رحمت خدا و برکات او

خدايا درود فرست بر محمد و خاندان محمد
و درود فرست بر حجت باوفايت و ولی و نماينده پاکت
و امين پسنديده ات و برگزيده راهنمايت و راه راست تو
و جاده بزرگتر و راه ميانه و طريقه معتدل تر
و نور و روشنائی دل مؤمنان و نماينده پرهيزکاران
و همدم مردمان با اخلاص
خدايا درود فرست بر آقای ما محمد و خاندان محمد
و درود فرست بر علی بن محمد
آن رهبر معصوم از لغزش و پاک از هر عيب و خلل
و بريده از خلق و دلداده به درگاه تو با آرزو
و مبتلا به همه فتنه ها و آزموده به رنج محنتها
و ابتلاهايی که با همه سختی او را نيکو بود
و بردباری در شکايت
و راهنمای به بندگانت و مايه برکت شهرهايت
و جايگاه رحمتت و خزانه دار و گنجينه حکمتت
و پيشرو به سوی بهشت تو
دانشمند در ميان آفريده ات
و راهنمای در بين خلقت

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01896222193211090424.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26864159145609150782.gif)

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۱:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02585386293544335807.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02585386293544335807.gif)


تـو هادی آل محمّــدی مولا
علیّ الهادی خوش‌آمدی مولا

ابوالحسن چشم و چراغ پیغمبر
علی ز سرتا پا، رضـا ز پـا تا سر
رجب گرفت از تو شرافتی دیگر

تـو هادی آل محمّــدی مولا
علیّ الهادی خوش آمدی مولا

جمـال تو شاهد، جمال سرمد را
به حسن تو دیدند، فروغ احمد را
بـه یـک نگه بردی، دل محمّد را

تـو هادی آل محمّــدی مولا
علی الهادی خوش‌آمدی مولا

تویی تویی مولا مـراد اهل‌البیت
جمـال زیبایـت نمـاد اهل‌البیت
تویی همه هستِ جواد اهل‌البیت

تـو هادی آل محمّــدی مولا
علیّ الهادی خوش‌آمدی مولا

شفای چشم دل، زخاک پای تو
گـدا شــود آنکو نشد گدای تو
ســلام آل‌الله بــه سامـرای تو

تـو هادی آل محمّــدی مولا
علیّ الهادی خوش‌آمدی مولا

دعای هر روزم، عرض سلام تو
گرفتـه جـا مرغِ دلم به بام تو
به مصحف قلبم، نوشته نام تو

تـو هادی آل محمّــدی مولا
علیّ الهادی خوش‌آمدی مولا


:goleroz:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۱:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19449951748891572483.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19449951748891572483.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۲:۱۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_13596217238158202514520385671241512917720.jpg

دانش امام هادی علیه‏ السلام

حضرت هادی علیه‏السلام فرزند دریای دانش و معرفت
و میوه درخت امامت و ولایت،
و همچون پدران خویش از فضل و دانش سرشار بهره‏مند بود
آن حضرت هفت سال و اندی تحت تربیت الهی و
معنویِ پدر زندگی کرد و بعد از وفات پدراز درخشان‏ترین و برجسته ‏ترین چهره‏های علمی اسلام بود و مشکلات فقهی
و علمی جهان اسلام را با دانش و بینش خود حل و فصل می‏فرمود.

http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/97750128811920701324.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۲:۱۴
http://www.shiaupload.ir/images/44255030298698990926.gif
http://www.shiaupload.ir/images/18124240795256618858.jpg
http://www.shiaupload.ir/images/44255030298698990926.gif
پنج درس ارزشمند و آموزنده

۱ یکى از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه علیه به نام اسحاق بن ابراهیم حکایت کند:
روزى به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب شدم ، شخصى را دیدم که در مجلس حضرت اظهار داشت : مدّتى است که مبتلا به سردرد شدیدى گشته ام .

امام علیه السلام فرمود: ظرفى را با مقدارى آب بردار و این آیه شریفه قرآن را بر آن بخوان :

أ وَلَمْ یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا انَّ السَّمواتِ وَ الاْ رْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتّقْنا هُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیٍ حَیُّ أ فَلا یُؤْمِنُونَ.(۵۵)
و سپس آن را بیاشام ، که انشاءاللّه سردرد برطرف خواهد شد.(۵۶)

حضور داشتند، چنین فرمود: اسم اعظم خداوند متعال ، داراى هفتاد و سه حرف مى باشد که آصف بن برخیا - وصىّ حضرت سلیمان علیه السلام - یک حرف از مجموع آن ها را مى دانست و زمین برایش کوچک شد، به طورى که توانست در کمتر از یک لحظه عرش بلقیس را نزد حضرت سلیمان علیه السلام آورد.
ولیکن نزد ما اهل بیت رسالت هفتاد و دو حرف موجود است و یک حرف آن نزد خداوند متعال محفوظ مى باشد.(۵۷)

۳ هنگامى که خداوند متعال نوزادى به حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام عطا نمود، عدّه اى از اصحاب ، خدمت حضرت آمدند تا تهنیت و تبریک گویند.
وقتى بر حضرت وارد شدند، او را شادمان و مسرور نیافتند؛ علّت را جویا شدند؟
امام علیه السلام فرمود: به نوزاد امیدى ندارم ، چون که او عدّه بسیارى را گمراه مى گرداند.
پس پیش گوئى حضرت و علّت ناراحتى آن بزرگوار تحقّق یافت و این نوزاد همان جعفر کذّاب شد.(۵۸)

http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۲:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22139450164087495588.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22139450164087495588.gif)

۴ ابوهاشم جعفرى حکایت کند:
روزى در محضر شریف امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم ، کودکى وارد شد و شاخه گلى را تقدیم آن حضرت کرد.
امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئید و بر چشم خود نهاد و بوسید؛ و سپس آن را به من اهداء نمود و اظهار داشت :
هر که شاخه گلى را ببوید و بر چشم خویش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمّد و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بى شمارى را در نامه اعمالش ثبت مى نماید؛ و نیز بسیارى از خطاها و لغزش هایش را مورد عفو قرار مى دهد.(۵۹)

۵ یکى از اهالى کوفه در شهر سامراء خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى علیه السلام شرفیاب شد و اظهار داشت :
یاابن رسول اللّه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مى باشم ، و داراى قرض سنگینى هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام .
امام هادى علیه السلام فرمود: همین جا بِایست تا چاره اى بیندیشم .
پس از گذشت لحظاتى ، مقدار سى هزار دینار از طرف متوکّل - خلیفه عبّاسى - براى حضرت آوردند.
حضرت سلام اللّه علیه آن پول ها را از ماءمور متوکّل گرفت و بى درنگ و بدون آن که محاسبه نماید، تمامى آن سى هزار دینار را تحویل آن شخص کوفى داد.
پس آن مرد کوفى مقدار ده هزار دینار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: یاابن رسول اللّه ! من بیش از ده هزار دینار نیاز ندارم ، چون به همان مقدار بدهکار هستم و براى من همین مقدار کافى است .
ولى امام علیه السلام از پس گرفتن آن بیست هزار دینار خوددارى و امتناع نمود.
لذا آن مرد کوفى تمامى آن هدیه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مى داند که چه کسانى را امام و حجّت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر کوفه شد.(۶۰)

**********************************************
۵۵- سوره انبیاء: آیه ۳۰.
۵۶- بحارالا نوار: ج ۹۲، ص ۵۱، ح ۷.
۵۷- بحارالا نوار: ج ۲۷، ص ۲۶، ح ۳.
۵۸- عیون المعجزات : ص ۱۳۵.
۵۹- کافى : ج ۶، ص ۵۲۵، ح ۵، حلیه الا برار: ج ۵، ص ۳۷، ح ۳.
۶۰- ینابیع المودّه : ج ۳، ص ۱۲۸.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۲:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26864159145609150782.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26864159145609150782.gif)
متوكل در جمعى كه امام هادى (ع) نيز حضور داشت از «على بن جهم» از بهترين شاعران پرسيد . وى، برخى از شعراى دوران جاهليت و اسلام را بر شمرد، ولى متوكل توجهى نكرد. سپس متوجه امام هادى (ع) شد و همان پرسش را از حضرت كرد. امام (ع) فرمود: «حمانى» آنجا كه مى‏گويد:

لقد فاخرتنا من قريش عصابة

بمد خدود و امتداد أصابع

فلما تنازعنا المقال قضى لنا

عليهم بما نهوى نداء الصوامع

ترانا سكوتا و الشهيد بفضلنا

عليهم جهير الصوت فى كل جامع

فإن رسول الله أحمد جدنا

و نحن بنوه كالنجوم الطوالع
ـ گروهى از قريش به كشيده بودن گونه‏ ها و بلند بودن انگشتان خود، به تفاخر با ما برخاستند .
ـ زمانى كه كار به منازعه كشيد، فرياد عبادتگاهها به سود ما ـ آنگونه كه ما مى ‏خواستيم ـ داورى كرد.
ـ ما را گرچه ساكت مى‏بينى، ولى در هر محفلى با صداى رسا به فضل و برترى ما بر قريش، گواهى داده مى‏شود.
ـ همانا رسول خدا (ص) جد ماست و ما فرزندان او بسان ستارگان درخشانيم (و در آسمان انسانيت مى‏درخشيم) .
متوكل متوجه امام (ع) شد و گفت: اى ابوالحسن! «نداى صوامع» چيست؟
فرمود:
«أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد ان محمدا رسول الله»
سپس افزود: «اين محمد ( صلى الله عليه و آله) جد من است يا جد تو!؟» متوكل با لحنى كه حاكى از شكست او بود گفت: «آرى، او جد توست و ما منكر اين انتساب نيستيم» .

متوكل، در اقدامى ديگر، «ابن سكيت» دانشمند سرشناس آن دوره را وادار كرد كه مسأله مشكلى را آماده كند و در مجلس مهمى كه شخصيتهاى علمى و سياسى از جمله خود متوكل حضور داشته باشند از امام (ع) بپرسد شايد از اين طريق بتواند امام (ع) را شكست دهد.
«ابن سكيت» دست بكار شد و همه مقدمات را فراهم ساخت، سپس پرسش خود را مطرح كرد:
«چرا خداوند موسى را با عصا و «يد بيضا» ، و عيسى را با شفا دادن نابينايان مادرزاد و مبتلايان به پيسى و زنده كردن مردگان، و حضرت محمد (ص) را با قرآن و شمشير فرستاد؟»
امام (ع) به تفصيل، فلسفه و حكمت بعثت پيامبران با معجزات ياد شده را بيان كرد و در توضيح معجزات رسول خدا (ص) ـ قرآن و شمشير ـ و بيان نقش آنها در پيشرفت اسلام، شمشير را به شمشير برنده و پيروزمند على عليه السلام تفسير كرد و فرمود:
«با شمشير امام، اميرالمؤمنين عليه السلام بود كه سرهاى مشركان و بت‏ پرستان بريده شد و زورمندان عرب از ايستادگى در برابر آن بيمناك بودند و مى‏گفتند: گريز از ميدان نبرد ننگ است مگر از شمشير على عليه السلام كه همچون صاعقه بر دشمن فرود مى‏ آيد.»
امام (ع) در اين بيان، علاوه بر پاسخ كامل به «ابن سكيت» مسأله امامت و جانشينى پيامبر (ص) را نيز پيش كشيد و اميرالمؤمنين عليه السلام را به عنوان شمشير پيروزمند اسلام معرفى كرد كه گردن گردنكشان را زد و وحدت گروههاى شرك، كفر و نفاق را بر هم زد و اسلام را يارى كرد.
سخنان امام (ع) زمينه را براى طرح مسأله اصلى آماده كرد، از اين رو، «ابن سكيت» پرسيد :
«هم اكنون امام كيست؟» امام (ع) فرمود: «به وسيله عقل، آنكه بر خدا دروغ مى ‏بندد، شناخته شده و تكذيب مى‏گردد. در اين گونه صحنه‏ها، داور عقل است و اوست كه راستگو را از دروغگو تشخيص مى‏دهد، و حكم خرد نافذ و قاطع است.»
پيشواى دهم (ع) در اين سخن هر چند به ظاهر نامى از خود نبرد و بدين وسيله بهانه ‏اى به دست دشمن نداد، ولى براى تشخيص پيشواى واقعى از مدعى پيشوايى امت، معيارى ارائه داد كه با مراجعه به آن، پيشوايى غير خاندان عصمت و طهارت، بويژه حكمرانان ستمگر عباسى خود به خود نفى مى‏ شد. از اين رو، دانشمندان دربارى حاضر در مجلس در برابر منطق امام (ع) احساس ناتوانى و شكست كردند. «يحيى بن اكثم» با لحنى سرزنش آميز، بر سر «ابن سكيت» فرياد برآورد: «ابن سكيت» را چه كار به كار مناظره!؟ او فقط در زمينه نحو و شعر و لغت مهارت دارد.

متوكل، در اقدام زبونانه ديگرى بر ضد امام (ع) به وزير خود «فتح بن خاقان» دستور سب آن حضرت را داد. وقتى «فتح» اين دستور را به اطلاع امام (ع) رساند. امام (ع) فرمود: «به او بگو «تمتعوا فى داركم ثلاثة أيام..» . سه روز در خانه ‏تان (از زندگى) بهره بگيريد (سپس هلاك خواهيد شد) . وقتى «فتح» پيام امام (ع) را به آگاهى متوكل رساند: گفت: به (خاطر اين تهديدش) پس از سه روز او را بكشيد . ولى در روز سوم خود او همراه «فتح بن خاقان» به قتل رسيد.
وى، در اقدام ديگرى براى آنكه توان نظامى خود را به رخ امام (ع) بكشد و بدين وسيله رعب و وحشتى در دل مخالفان خود بيفكند، دستور داد نيروهاى نظامى‏اش ـ كه بالغ بر نود هزار نفر مى‏شدند ـ بر اسبهاى خويش سوار شوند و هر كدام توبره اسب خود را پر از خاك قرمز كرده و در يك نقطه خالى كنند، سپس لباس رزم بپوشند و سلاح برگيرند و به بهترين و با شكوهترين شكل نظامى و با استفاده از تمامى نيروها و امكانات، صف آرايى كنند.
هنگامى كه مأموريت انجام گرفت و كوه بزرگى از خاك توبره اسبان تشكيل شد و نيروها با نظم و صف آرايى ويژه در جايگاه خود قرار گرفتند، متوكل بر فراز تپه برآمد و امام هادى (ع) را نيز احضار كرد و گفت: هدف از فراخوانى شما اين است كه سپاهيان مرا تماشا كنيد .
امام (ع) كه به سوء نيت و انگيزه شيطانى متوكل از اين حركت نظامى كاملا واقف بود در صدد مقابله به مثل بر آمد و براى درهم شكستن غرور و قدرت ظاهرى او فرمود: «آيا مى‏ خواهى من هم سپاهيانم را بر تو عرضه كنم؟»
متوكل كه تا كنون سپاهى براى امام نمى ‏شناخت و انتظار چنين سخنى را از امام (ع) نداشت، با ناباورى و تعجب گفت: «بلى» .
در پرتو دعا و خواست امام (ع) يكباره بين آسمان و زمين و مشرق و مغرب پر از سپاهيان الهى (ملائكه) ـ كه همگى غرق در سلاح بودند ـ شد.
متوكل با ديدن اين همه نيروى نظامى از وحشت، مدهوش شد و چون به خود آمد، امام (ع) خطاب به او فرمود:
«ما در دنيا و مسائل مربوط به آن، با شما به ستيز بر نمى‏ خيزيم، ما به امور مربوط به آخرت مشغوليم، بنابراين از آنچه كه گمان مى ‏كنى، زيانى به تو نخواهد رسيد» .

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26864159145609150782.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26864159145609150782.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۲:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21326422106626620985.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21326422106626620985.gif)

دنیای گل نرگس

از فرش تا عرش، امتدادِ فرشته است و نور....
...و مدینه، چشم به راهِ طلوعِ دهمین خورشید، لحظه‌ها را می‌شمارد.

امشب، دلِ شب، چلچراغی درخشان در آسمانِ مدینه است.
امشب، حرم آسمان، چراغانی ست.

ستاره ها، فانوسهایی روشن در دستِ فرشتگان، و ماه،
روشن ترین آیینه بر طاقچه آسمان است امشب.

امشب، فرشتگان بر خانه خورشید نُهُم،
سبد سبد گلِ بهشتی می‌پاشند.
امشب، نوزادِ مبارکی به دنیا می‌آید
تا خورشیدِ هدایتِ انسان به ملکوت شود.

او می‌آید تا پرچمدار علم مکتب جعفری باشد.
او می‌آید تا با نورِ دانش، ظُلمت «متوکل عباسی» را بشکافد.

او می‌آید تا خون خدا را در شریان جهان مرده جاری کند.
او می‌آید تا آسمان را چون کوله باری سبز بر دوش گیرد
و رسالت هزاران ساله دین را به مقصد برساند.

خورشید دهم، می‌آید تا پدر خورشید یازدهم و دنیای گل نرگس باشد.
امشب، مدینه در باغی از عطر گُل محمدی جاری ست.
شانه‌های شهر، خیس باران گُل و ستاره است.
از هفت آسمان، صدای دَف می‌بارد.
و آوای تهنیت فرشتگان در ملکوت شب شنیدنی ست.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75346536788291657529.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75346536788291657529.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۵:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10963512043536201076.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10963512043536201076.gif)

ساقى امشب بسته با پیمانه پیمانى دگر
سفره رنگین کرده بهر تازه مهمانى دگر

باغبان را گو به پا شد بذر شادى در زمین
تا ببارد ابر رحمت باز بارانى دگر

باید آدم در جنان امشب گل افشانى کند
تا به تخت گل نشیند جان جانانى دگر

شهر یثرب سینه ‏ى سینا شده کز لطف حق
زد قدم در این جهان موسى بن عمرانى دگر

بر جواد ابن الرضا حق داده از دریاى جود
گوهر ارزنده و دُرّ درخشانى دگر

خیزران باید زند گلبوسه بر روى عروس
کز شرف آورده بهر دین نگهبانى دگر

فاطمه در باغ جنت بزم شادى چیده است
چون که دیده نهمین گل را به دامانى دگر

خاتم پیغمبران تبریک گوید بر على
چون على را آمده ماه فروزانى دگر

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80648121464361948411.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80648121464361948411.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۶:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31169940749099128168.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31169940749099128168.jpg)



نماز "حضرت هادي عليه السلام"
دو ركعت است در ركعت اول سوره "حمد" و "يس"
و در ركعت دوم سوره "حمد" و "الرحمن" :

دعاي آن حضرت

يَا بَارُّ يَا وَصُولُ يَا شَاهِدَ كُلِّ غَائِبٍ

وَ يَا قَرِيبُ غَيْرَ بَعِيدٍ وَ يَا غَالِبُ غَيْرَ مَغْلُوبٍ

وَ يَا مَنْ لاَ يَعْلَمُ كَيْفَ هُوَ إِلَاّ هُوَ يَا مَنْ لاَ تُبْلَغُ قُدْرَتُهُ

أَسْأَلُكَ اَلَلّهَُمّ بِاسْمِكَ اَلْمَكْنُونِ اَلْمَخْزُونِ اَلْمَكْتُومِ عََمّنْ شِئْتَ

اَلَطّاهِرِ اَلْمُطََهّرِ اَلْمُقََدّسِ اَلنُّورِ اَلَتّامِّ اَلْحَيِّ اَلْقَيُّومِ اَلْعَظِيمِ

نُورِ اَلَسّمَاوَاتِ وَ نُورِ اَلَأْرَضِينَ عَالِمِ اَلْغَيْبِ وَ اَلَشّهَادَةِ اَلْكَبِيرِ

اَلْمُتَعَالِ اَلْعَظِيمِ صَلِّ عَلَي "مُحََمّدٍ" وَ "آلِ مُحََمّدٍ"


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94324831367364177571.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94324831367364177571.gif)

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۸:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22139450164087495588.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22139450164087495588.gif)




شب ولادت تو باز، نـور یافت ولادت
سرور شیعه بوَد در ولادت تو عبادت


خدا گواست که مهر تو ای امام هدایت
سعادت است سعادت، سعادت است سعادت


مرا چه زهره که در وصف تو زبان بگشایم
پیمبران خدا راست بـر تو عرض ارادت


تو هادی همه‌ای، خلق را به سوی خداوند
بـه روز حشر همه هادیان دهند شهادت


قسم به «سامره» و آستان و صحن و سرایت
تـو را کرامت و ما را سؤال آمده عادت


اگر به راه تو فیض شهادتم بـه کف آید
خدا گواست که خوشتر بوَد ز روز ولادت


حریم توست همانا مطاف صبح و مسایم
تبلور نجف و کاظمین و کرب و بـلایم


:ghalb:

RUYA
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۸:۰۱
:fireworks::parvaneh::roz:
امشب اي دل، مرا شب شادي است
در کف ما برات آزادي است
باب رحمت ز هر طرف شد باز
شب ميلاد حضرت هادي(ع) است
...
ولادت دهمين پيشواي پرهيزکاران بر شما مبارکباد.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۱۸:۵۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-25.gif
خورشید دهم، افق، مدینه، نور http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifآوای فرشتگان، دف و تنبور
امشب، دف ماه؛ در دو دست عشق http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif امشب، هستی؛ سیاهْ مستِ عشق
امشب، هستی؛ رکوع خواهد کرد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifخورشید دهم طلوع خواهد کرد
جدّ گل نرگس است این مولود http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifیاری ده مفلس است این مولود
نور ازلی‏ست این که می‏آید http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifاز نسل علی علیه‏السلام ست این که می‏آید
می‏آید تا امامِ جان باشد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifهادی علیه‏السلام هدایت جهان باشد
می‏آید آسمان شود دین را http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifپرواز دهد تُرَنگِ آمین را
او در دل جهل، نور خواهد کاشت http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifشب از دل او هراس خواهد داشت
جهلی که از آن جهان به زنجیر است http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifدر پرتو علم او زمین‏گیر است
نوری‏ست که ریشه‏کن کند ظلمت http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifمی‏آید تا کفن کند ظلمت
حیران شده خاندانِ عباسی http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifانگشت به لب، کسانِ عباسی:
ـ کاین نورِ شگفت، از کجا آمد؟ http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifانگار که از دلِ خدا آمد
کم مانده از او تَلَف شود ظلمت! http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifقربانیِ نور و دف شود ظلمت!
پاییز دلِ خلیفه شد ویران! http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifاز جلوه این بهارِ بی‏پایان
این کیست که نور مُطلقش یار است؟! http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifیاری بکنید! ظلم، بر دار است!
گفتند؛ ولی نور؛ تلاطم کرد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifظلمت، سر و جانِ خویش را گم کرد
شب، باطل شد، دلِ جهان آمد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifخورشیدِ دهم از آسمان آمد
او آمد و جانِ خانه روشن شد http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifچشمِ پدر و «سمانه» روشن شد.
«امشب، شبِ تهنیت، شبِ شادی» http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif امشب، شبِ ارتقای آزادی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53858060605449903760.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53858060605449903760.gif)

آساره
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۲۲:۱۰
http://shiaupload.ir/images/tabqkzxmnt8l2khay5.gif



امشب ای دل، مرا شب شادی است
در کف ما برات آزادی است
باب رحمت ز هر طرف شد باز
شب (http://www.m0ri.com/) میلاد حضرت هادی است



http://shiaupload.ir/images/tabqkzxmnt8l2khay5.gif


امام هادی علیه السلام :


” هرکس بذر خوبی بکارد، شادمانی درو می کند.”


http://shiaupload.ir/images/tabqkzxmnt8l2khay5.gif



http://shiaupload.ir/images/0k95e2rj8ozq72bgnbi.gif *ولادت جد بزرگوار امام زمان-عج، تبریک و تهنیت* http://shiaupload.ir/images/3az23o9vu4owo6ht396h.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۰۶:۵۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/15134393539425280972.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/15134393539425280972.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04270368195140168066.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61688881266853970604.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08656010025855712983.gif)

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_4MiniDeco-1.gif

امام هادى آمد تبارک اللَّه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
مژده ز سوى خدا بر همه آمد
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
وجه خدا در زمین چهره گشوده
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
ماه امام جواد جلوه نموده
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
ولادت امام هادی(علیه السلام) مبارک باد

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_4MiniDeco-1.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۰۷:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19449951748891572483.jpg

رسول جعفریان
حضرت علی بن محمد ملقب به هادی علیه السلام دهمین امام شیعیان، در سال ۲۱۴ هجری به دنیا آمد و به سال ۲۵۴ هجری به شهادت رسید. آن حضرت تا سال ۲۳۳ هجری در مدینه بود و از آن سال به بعد، به سامرا برده شد و تا پایان عمر در آن شهر زیر نظر حکومت زندگی می‏کرد.
امامت امام هادی علیه السلام نیز، مانند پدرش، از دورانی که ایشان هنوز کودکی بیش نبود، آغاز شد. این بار جامعه شیعه به راحتی امامت آن حضرت را پذیرفت، زیرا که با توجه به تجربه پیشین، مشکل مزبور حل شده بود. افزون بر آن، تصریح امام جواد علیه السلام به امامت فرزندش در هنگام خروج از مدینه به بغداد، هر گونه شبهه‏ای را از میان برد.
امام هادی علیه السلام در دوران چندین خلیفه، امامت‏شیعیان را عهده‏دار بود. در بیشتر این دوران، متوکل عباسی(خلافت از ۲۳۲ تا ۲۴۷)در مسند خلافت‏بود.
نخستین برخورد متوکل با امام هادی علیه السلام آن بود که در همان آغاز دوران خلافتش، یعنی سال ۲۳۳ حضرت را از مدینه به سامرا آورد. آن زمان، سامرا، به جای بغداد، مرکز خلافت عباسی بود.
هدف وی، تحت نظر گرفتن امام و رفت و شد شیعیان با آن حضرت بود. متوکل مانند خلفای پیشین، خطر شورش‏های علویان را به خوبی احساس می‏کرد و با آوردن امام به سامرا، بنای جلوگیری از قیام شیعیان را داشت. البته متوکل، با حفظ ظاهر، کوشید تا محترمانه امام را به سامرا بیاورد.
در آن جا هم، با احترام به وی و نگاه‏داری او در مجموعه دربار، سیاستی را مانند آنچه مامون نسبت‏به امام رضا علیه السلام داشت، در حدی ضعیف‏تر، در پیش گرفت. متوکل و درباریان در ظاهر به امام احترام می‏گذاشتند، اما به واقع مراقب رفتار امام بودند به طوری که شیعیان نمی‏توانستند به آسانی با آن حضرت ارتباطی برقرار کنند.
به رغم احترام صوری، گاه و بی گاه متوکل دستور بازرسی منزل امام را می‏داد. در این میان، ارتباط شیعیان با امام به صورت مخفی برقرار بود و طبعا خبرهای تحریک کننده‏ای به متوکل می‏رسید. اما هر بار، در منزل امام، چیزی که شاهد فعالیت نظامی بر ضد حکومت‏باشد یافت نمی‏شد. یک بار، نیمه شب که به خانه امام ریختند، امام را بر سجاده و در حال خواندن قرآن دیدند.
در همان حال، حضرت را نزد متوکل که در مجلس بزمش بود آوردند. امام اشعاری را در برابر زمزمه کردند که متوکل را به اضطراب انداخت. این اشعار درباره عاقبت دنیامدارانی بود که گمان مرگ نمی‏برند و بر آنند که همیشه در این دنیا پایدارند:
بر بلندای کوهها شب را به سحر آوردند، در حالی که مردان چیره و نیرومندی از آنان پاس داری می‏کردند، ولی آن قله کوه‏ها برایشان سودی نبخشید.
از پناهگاه‏هایشان پایین کشیده شدند و در زیر خاک سیاه قرار گرفتند و چه بد جایی را برای رحل اقامت‏برگزیدند.
پس از آن که در قبرهای خود قرار گرفتند، فریاد زنی بر آنها بانک زد: کجا رفت آن بازوبندها، کو آن تاج‏ها، کجاست آن زر و زیورها.
کجا رفت آن چهره‏ها که با ناز و نعمت پرورش یافته و مقابل آنها پرده‏های گرانبهای نازک آویخته بودند.
هنگامی که این سؤال از آنها می‏شود، قبرهایشان از طرف آنها جواب می‏دهد: آن چهره‏ها هم اکنون محل آمد شد کرم‏های لاشخوار شده‏اند.
عمرهای دراز، خوردند و آشامیدند و اکنون پس از آن همه عیش و نوش، خود خوراک کرم‏ها شده‏اند.
متوکل چند روز پیش از آن که کشته شود، دستور قتل امام را صادر کرده بود.
اما پیش از آن که این دستور اجرا شود، خود در بسترش کشته شد و امام از توطئه او رهایی یافت.
در این دوران، مذهب تشیع سخت گسترده شده از نظر علمی، دانشمندان و راویان فراوانی در اختیار داشت. برخی از شیعیان، در دستگاه حکومت نفوذ کرده و در لحظه‏های دشوار به یاری شیعیان می‏پرداختند.
شمار راوایانی که احادیثی از امام هادی علیه السلام روایت کرده‏اند، به بیش از یک صد و هشتاد نفر می‏رسد. افزون بر آن، تحت نظر بودن امام، سبب شد تا بیشتر تماس‏ها از طریق نامه باشد.
مهم‏ترین نظام ارتباطی برای شیعیان، نظام وکالت‏بود. شیعیان برجسته و محدث و فقیه در هر شهر، از سوی امام به عنوان وکیل برگزیده می‏شدند و رسالت‏حل و فصل مسائل میان شیعیان با امام را به انجام می‏رساندند.
این امور در دو قسمت علمی و مالی بود. افراد به دستور امام حقوق مالی خود را به وکلا پرداخت می‏کردند و آنها، یا اموال مزبور را به وکلای اصلی امام در بغداد و سامرا تحویل می‏دادند و یا به اجازه ایشان به مصرف می‏رساندند. ارسال پرسش‏ها و گرفتن پاسخ هم بر عهده وکلا بود.
وکلای امامان در بغداد، کوفه، قم، نیشابور، یمن و مصر مستقر بودند. در این زمان، شیعیان فراوانی از مناطق مختلف ایران با ائمه در ارتباط بوده و وکلای آن حضرت در برخی از نقاط حضور داشته‏اند.
بخشی از میراث علمی امام هادی علیه السلام روایاتی است که در مسائل کلامی وارد شده و به ویژه در اصلاح اندیشه‏های کلامی شیعه است.
بخش دیگری از میراث علمی آن امام، در زمینه دعا و راز و نیاز با خداوند است.
ادعیه فراوانی از آن حضرت در کتاب های دعا وارد شده که افزون بر نیایش با خدا، مشتمل بر معارف الهی و شناخت‏حقیقت توحید نیز هست.
در واقع، دعاها، به نوعی متون دین شناسی عرفانی و اعتقادی شیعه نیز هستند.
از اهداف دیگر دعا، ایجاد پیوند میان مردم و اهل بیت علیه السلام است، شاهد این مطلب آن است که در دعاها صلوات بر محمد و آل محمد فراوان تکرار شده است.
همچنین در ضمن دعاها، به تبیین مقام والای اهل بیت علیه السلام نیز پرداخته شده و بر مکتب اهل بیت علیه السلام به عنوان مکتب ناب و اصیل تکیه شده است.
باید در زندگی آن امام، به این نکته هم تصریح کرد که دشواری افراطی‏ها، در این دوره هم چنان ادامه داشت و مبارزه امام با آنها بسیار جدی بود. در این باره، روایات و اخبار مختلفی بر جای مانده است.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25983433824658941509.gif

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۰۸:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22139450164087495588.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22139450164087495588.gif)


فیض مدام، سلسلۀ نورِ دائمی
پور جواد ابن رضا سبط کاظمی

در شأنت این بس است که جد شما رضاست
در فضلت این بس است که تو جدّ قائمی

تا پایۀ امامت و دین از تو قائم است
خود عرش فضل را به خدا از قوائمی

اینگونه گفت وصف تو را هر که با تو بود
هر شام در صلاتی و هر روز صائمی

یا حجّۀ الوفیّ، صفی هادی ای امام
ای حضرت کریم که عین المکارمی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام


:goleroz:

peiro
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۰۹:۴۵
امام هادی علیه السلام :
هرکس بذر خوبی بکارد ، شادمانی درو میکند

فرارسیدن میلاد معدت لطف و صفا
امام علی النقی (ع) بر شما شیعیان تهنیت باد:Gol:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۱۰:۰۲
http://zaban.iau-tnb.ac.ir/Portals/12/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%B9.jpg




چراغ فروزان هدایت

سلام بر نور، بر روشنایی، بر دهمین خورشید!
سلام بر تابناک‌ترین ودیعه الهی در زمین،
بر مجد و شرافت، بر پاکی و عزت!

سلام بر او که یادگار فضیلت و پارسایی،
سخاوت و پاکیزگی بود!

نخل‌های هدایت از برکت دستانش ثمربخش بود
و سَحَر از دیدن قامت زیبایش تبسم بر لب داشت.

دست‌های حاجتمندان، بی آنکه سرشار باشند، از درگاهش دور نمی‌شد
و همگان در برابر شکوهش فروتن بودند.

باران رحمت آگاهی را بر سر و قلب مردمان جاری می‌کرد
و مؤمنان از پیشگاه همتش نیرو می‌گرفتند.





آن گاه که ناباوران و دشمنان به شکستن قد است و شکوهش می‌اندیشیدند،
خود، می‌شکستند و فرو می‌ریختند!


او خواب تاریک دلان را برمی آشفت و پرچم توحید را
در بلندترین قله های حیات برمی افراشت

او خواب تاریک دلان را برمی آشفت و پرچم توحید را
در بلندترین قله های حیات برمی افراشت.

او چراغ فروزان هدایت بود و یاور و راهنمای همیشه امت؛
کتاب دانایی و پارسایی و زهد را به هم درآمیخته بود
و از مدینه تا سامرا، نور و روشنایی ریخته بود.

میلاد خجسته و پرفروغش مبارک باد!


http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_osi0wtmwxc3ri65sxun.gif

محمد جواد حیدری
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۱۱:۲۲
میلاد این امام همام پدربزرگ امام زمان(عج) را خدمت همه تبریک میگم:Rose:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۱۷:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/36676873593225808209.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/36676873593225808209.gif)



زیارت نامه حضرت هادی علیه السلام

السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا وَلِيَّيِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا حُجَّتَيِ اللَّهِ

السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا نُورَيِ اللَّهِ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ

السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا مَنْ بَدَا لِلَّهِ فِي شَأْنِكُمَا

أَتَيْتُكُمَا زَائِرا عَارِفا بِحَقِّكُمَا مُعَادِيا لِأَعْدَائِكُمَا

مُوَالِيا لِأَوْلِيَائِكُمَا مُؤْمِنا بِمَا آمَنْتُمَا بِهِ كَافِرا بِمَا كَفَرْتُمَا بِهِ

مُحَقِّقا لِمَا حَقَّقْتُمَا مُبْطِلا لِمَا أَبْطَلْتُمَا

أَسْأَلُ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمَا أَنْ يَجْعَلَ حَظِّي مِنْ زِيَارَتِكُمَا

الصَّلاةَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

وَ أَنْ يَرْزُقَنِي مُرَافَقَتَكُمَا فِي الْجِنَانِ مَعَ آبَائِكُمَا الصَّالِحِينَ

وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُعْتِقَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ وَ يَرْزُقَنِي شَفَاعَتَكُمَا وَ مُصَاحَبَتَكُمَا

وَ يُعَرِّفَ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمَا وَ لا يَسْلُبَنِي حُبَّكُمَا وَ حُبَّ آبَائِكُمَا الصَّالِحِينَ

وَ أَنْ لا يَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِكُمَا وَ يَحْشُرَنِي مَعَكُمَا فِي الْجَنَّةِ بِرَحْمَتِهِ

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حُبَّهُمَا وَ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِهِمَا

اللَّهُمَّ الْعَنْ ظَالِمِي آلِ مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ وَ انْتَقِمْ مِنْهُمْ

اللَّهُمَّ الْعَنِ الْأَوَّلِينَ مِنْهُمْ وَ الْآخِرِينَ وَ ضَاعِفْ عَلَيْهِمُ الْعَذَابَ

وَ ابْلُغْ بِهِمْ وَ بِأَشْيَاعِهِمْ وَ مُحِبِّيهِمْ وَ مُتَّبِعِيهِمْ

أَسْفَلَ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيمِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِيِّكَ وَ ابْنِ وَلِيِّكَ

وَ اجْعَلْ فَرَجَنَا مَعَ فَرَجِهِمْ [فَرَجِهِ‏] يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۰۸, ۱۶:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77196069639883997335.gif
╬◆☼◆╬ دهمین جلوه هستی ╬◆☼◆╬ (http://www.ayehayeentezar.com/thread25257.html)
ویژه نامه ولادت امام علی النقی الهادی علیه السلام
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81797644476370390188.gif
http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/v.e.hadi.ask91.swf
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81797644476370390188.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۰۸, ۱۶:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78337104231287861498.gif

قال الامام علی النقی علیه السلام:

مَن أطاعَ الخالِقَ فَلَم یُبالِ بِسَخَطِ المَخلُوقینَ
وَ مَن أسخَطَ الخالِقَ فَلیَیقَنَ أن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقینَ

امام علی النقی الهادی فرموده اند :

هر کس از خدا اطاعت کند از خشم مخلوق و مردم نمی ترسد
و آنکه خدا را به خشم آورد پروردگار، وی را دچار خشم مخلوق خود می نماید.

سفینة البحار، ج2، ص 343


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33082277638548024042.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۰۸, ۱۶:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73996543417247859349.gif

پرستوها برگشته‏ اند و ابرهای حجاز،
بارش آغاز کرده ‏اند در دهمین جشن شکوفایی زمین.

امروز، سکه دولت به نام تو می‏زنند که زبانت،
زبان «علی بن ابی‏طالب» است و امتداد رسالت آسمانی‏ات،
به خطبه ‏های غدیر ختم می‏شود.

تو از پشت سال‏ها رنج و خفقان آمده ‏ای؛
از پشت سال‏ها سکوت و تهدید،
از پشت سال‏های بی‏ پناهی شیعیان.

صدای سم اسب‏های کربلا،
در رنج‏نامه ‏های زندگی‏ ات هست
وحنجره ‏ات گواهی می‏دهد به زخم‏های هجرت.

شانه‏ هایت، پر از پشته ‏های عدالت استکه باید ببخشی
و در دست‏هایت نامه ‏های رسالت است که باید بخوانی.

تو را پیشاپیش صبح فرستاده‏ اند
تا چشم‏های خواب‏ آلود را بیدار کنی
و بشارت دهی به دولت عشق.
نوبت از آنِ توست

فصل، فصل آمایش بوستان‏هاست.
نوبت از آنِ توست که بتابی
و آفتاب‏گردان‏ ها همه به سوی تو برگردند.

نوبت از آنِ توست که بتابی با انوار دانش؛
تا سایه ‏های تردید، بگریزند،
تا تیرگی‏ های جهل فرو بمیرند،
تا یخ‏ های پندار آب شوند
و شعله‏ های یقین جان بگیرند.

فصل، فصل فرسایش اندیشه‏ هاست.
نوبت از آن توست
که توشه ‏های معرفت را به دوش بگیری
و در مزرعه عشق، بذرهای هدایت بکاری
تا خوشه ‏های حکمت بروید.

باغ دل‏ها آماده شده است برای شکوفان شدن؛
تنها تو باید بیایی و هرزه ‏های
وسوسه و آفت ‏های ضلالت را بزدایی.

قرآن، با منطق گویای تو به زبان خواهد آمد.
ایمان، در مکتب تو آموزش خواهد دید و اسلام،
حیاتی تازه خواهد گرفت در مدرسه تعلیم و تربیت تو!


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17793674120193921208.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۰۸, ۱۶:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65081670254015092044.gif


امشب فزوده‏ اند صفاى مدينه را
نور خدا گرفته فضاى مدينه را

با جلوه‏ هاى اشرقت الارض قدسيان
بستند چلچراغ سماى مدينه را

روح الامين بياد بهار نزول وحى
گلبوسه مى ‏زند سرو پاى مدينه را

بيت النبى و گنبد خضرا و مسجدش
بخشيده لطف صحن و سراى مدينه را

در وادى قبا به تماشا نشانده‏ اند
آن نخلهاى سبز قباى مدينه را

آن گونه خرم است كه گويى گشوده ‏اند
بر هشت خلد پنجره‏ هاى مدينه را

عطر و گلاب لاله بدين گونه دلپذير
تغيير داده حال و هواى مدينه را

نور جمال حضرت هادى است كه اينچنين
روشن چو روز كرده فضاى مدينه را

ماهى دگر به محور خورشيد عشق تافت
تا روشنى دهد همه جاى مدينه را

آنسان كه بود هجرت والاى احمدى
تاريخ ساز شهر و بناى مدينه را

اين وارث رسول هم از راز هجرتش
تا سامرا رساند صفاى مدينه را

گلبانگ شادى است بگوش فرشتگان
فرياد مكه را و نداى مدينه را

كاين ماه جلوه‏اى ز جمال محمد است
ابن الرضاى دوم آل محمد است


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08822561484753458400.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۰۸, ۲۲:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85170738016764388221.gif




تقدیم به ساحت مقدس دهمین پیشوای شیعیان جهان
حضرت علی النقی امام هادی علیه السلام




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85458819198599919538.gif




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gifبزرگداشت امام هادی(ع) واعلام انزجار از هتاکین به ساحت مقدس ائمه علیهم السلام (http://www.askquran.ir/thread31020.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gifویژهنامه میلاد با سعادت خورشید هدایت،‌ امام هادی علیه السلام( سال 90) (http://www.askquran.ir/thread29174.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread6286.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)ويژه نامه ولادت باسعادت علي النقي هادي الامم(ع) ( سال 89) (http://www.askquran.ir/thread24387.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread6286.html) (http://www.ayehayeentezar.com/thread18676.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)خورشید هدایت (مولودی های صوتی ویژه ولادت فرخنده امام هادی ع ) (http://www.askquran.ir/thread17253.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread25253.html?highlight=) (http://www.ayehayeentezar.com/thread25253.html?highlight=)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)مجموعه سخنرانی های صوتی پیرامون امام هادی (ع)
(http://www.askquran.ir/thread34196.html) (http://www.ayehayeentezar.com/thread8885.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)اشعاري درمدح دهمين امير قافله امامت٬امام هادي(ع (http://www.askquran.ir/thread17251.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread25233.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)دانلود کتاب همراه زندگی نامه امام هادی علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread31462.html)
(http://www.askquran.ir/thread31462.html) (http://www.ayehayeentezar.com/thread25234.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)دانلود نرم افزار دانستی های امام هادی علیه السلام
(http://www.askquran.ir/thread21882.html) (http://www.askquran.ir/thread21882.html) (http://www.ayehayeentezar.com/thread25231.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)گالری تصاویر ویژه ولادت امام هادي عليه السلام (http://www.askquran.ir/thread33497.html)
(http://www.askquran.ir/thread33497.html) (http://www.askquran.ir/thread33497.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)دانلود نرم افزار امام هادی (ع) برای کامپیوتر (http://www.askquran.ir/thread31636.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread6286.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)پيامک هاي تبريک ولادت امام هادي عليه السلام
(http://www.askquran.ir/thread24388.html)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85458819198599919538.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۰۸, ۲۲:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85458819198599919538.gif

مقالات:


(http://www.ayehayeentezar.com/thread25248.html?highlight=)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)نقش امام هادی (ع) در مدیریت تحولات فکری و فرهنگی (http://www.askquran.ir/thread34189.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)شناخت مختصرى از زندگانى امام هادى علیه السلام (1) (http://www.askquran.ir/thread29168.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)شناخت مختصرى از زندگانى امام هادى علیه السلام (2) (http://www.askquran.ir/thread29169.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)روشهای تربیتی از دیدگاه امام هادی علیه السلام
(http://www.askquran.ir/thread29172.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)گوشه ‏ای از کرامات امام هادی (علیه السلام) (http://www.askquran.ir/thread29170.html) (http://www.ayehayeentezar.com/thread7846.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread8667.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)پنج درس ارزشمند و آموزنده از امام هادی (http://www.askquran.ir/thread34182.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread25245.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)امام هادی(علیه السلام) و جلوه های غدیر (http://www.askquran.ir/thread34181.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)ویژگی‏ های‏ اخلاقی‏ امام ‏هادی علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread29171.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread6286.html) (http://www.ayehayeentezar.com/thread6286.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)چهل حدیث از امام علی النقی الهادی (ع) (http://www.askquran.ir/thread27194.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)فروغی از دانش امام هادی علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread29173.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)دهمین لاله بوستان امامت و ولایت (http://www.askquran.ir/thread29167.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread6286.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)حکایاتی خواندنی از امام هادی ع (http://www.askquran.ir/thread34190.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread6286.html) (http://www.ayehayeentezar.com/thread6286.html) (http://www.ayehayeentezar.com/thread25247.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58692208681816798043.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread8876.html)تفسیر قرآن در کلام امام هادی (http://www.askquran.ir/thread34183.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/thread25247.html)

(http://www.ayehayeentezar.com/thread2981.html)

(http://www.ayehayeentezar.com/thread2981.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85458819198599919538.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۰۸, ۲۳:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)


اتفاقی روشن در خانه جواد الائمه علیه ‏السلام


درست مثل ستاره در یک شب مهتابی! چه درخشش زلالی!
زلال می‏آید و شفاف می‏رود. رد می‏شود؛ مثل گذر باد بهار در گیسوان شاخه ‏ها!
ولی این نسیم آسمانی قصد توقف دارد؛ توقفی در لایه ‏های باور زمین.
این عزیزترین و گرانبهاترین هدیه خدا به جواد الائمه علیه‏السلام است.
فرشتگان از عالم بالا، به خاک ‏بوسی قدوم نوزادی می آیند که بی‏کرانگی ‏اش در اتصال به خانواده عصمت آشکار است. فوج فوج ملائکه؛ دسته دسته گل؛ باران باران، طراوت؛... اما مردم چه می‏دانند چه اتفاقی در خانه جواد الائمه علیه‏السلام در حال وقوع است؟!
مردم همین قدر می‏بینند و می‏دانند که امشب کودکی از آل علی علیه ‏السلام به جهان پا می‏گذارد.
همین قدر می‏فهمند که پدر در گوشش اذان و اقامه خوانده است. همین اندازه درک می‏کنند که نامش علی علیه‏ السلام است و لقبش هادی.
اما چه کسی شعف آسمانیان را لمس می‏کند؟ چه کسی اشتیاقی را که در سینه امام نهم علیه‏ السلام موج می‏زند، درک می‏کند؟!
چه کسی می‏فهمد که خدا بر زمین منّت نهاده و ارزشمندترین هدیه‏ های عالم امکان را به خاک ارزانی داشته است.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)

كبوتر دل
۱۳۹۱/۰۸/۰۹, ۰۵:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50639087184716941177.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50639087184716941177.gif)

«خدا را پیوسته برای هدایت مردم، حجت‌ هاست. امام هادى(ع)، هادى امت و هدایت‌یافته غیب بود.



فروغی که از خورشید وجودش می‌ تابید، روشن‌گر افکار و راهنمای مردم بیدار بود. ظلمت حاکم، آن حق مظلوم را به زندان افکند و در حصر نهاد، ولی آن نور زندانى، پیوسته روشنایی می‌ بخشید و بر دل‌ های محبان حکومت داشت؛ نه با سلاح، که با فلاح؛ نه با قدرت نظامى، که با فضیلت اخلاقى.
سخن‌چینان از جاذبه معنوی و برتری علمی‌ اش در آتش حسد می‌‌ سوختند و حاکمان، او را رقیب حکومت می‌ دانستند. او را از مدینه به سامرا بردند تا مدینه بی‌ خورشید بماند و پروانه‌ها، سرگردان و شیعه، پریشان، ولی خلفای کوردل عباسى، کورتر از آن بودند که فروغ جهان‌تاب او را درک کنند.
آنچه او را محبوب دل‌ ها ساخته بود، پیوند با خدا، تکیه بر خالق، غنای از مخلوق، وارستگی از دنیا، وابستگی به ابدیت و دلدادگی به عبادت بود.
سلام بر جان روشن و ضمیر فروزانش که با نیایش و نجوا با خدا مأنوس بود و سجاده و سحر، گواه یک عمر تهجد و شب‌زنده‌ داری‌ اش بود».
سید محمدصادق میرقیصرى

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۰۹, ۰۹:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)


جاذبه معنوی امام علی‏ النقی علیه ‏السلام

محمد بن حسن علوی می‏گوید من و پدرم بر درِ سرای متوکل، خلیفه عباسی، ایستاده بودیم.
من در آن هنگام کودکی بودم و در آن سرا جماعت بسیاری حضور داشتند در این هنگام حضرت امام هادی علیه‏السلام وارد شد.
تمام حضار به احترام حضرت پیاده شدند تا آن که امام وارد شدند.
بعضی از آن جماعت جاهل صفت به بعضی دیگر گفتند ما چرا برای این جوان پیاده شویم. نه شرافتش از ما بیشتر است و نه سنّش. به خدا سوگند که برای او پیاده نخواهیم شد.
ابوهاشم رو به جمعیت کرد و گفت به خدا سوگند که با دیدن هیبت و وقار سرشارش ناخود آگاه پیاده خواهید شد.
و حضرت امام هادی علیه‏السلام تشریف آوردند و جماعت چون نظرشان به جمال حضرت افتاد، همگی به احترام او پیاده شدند و از تاثیر معنوی امام بر خود و جلال و جذبه ایشان تعجّب کردند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۰۹, ۱۴:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)


مراسم نام‏گذارى امام هادی ع

از سنت‏هاى زيباى اسلامى هنگام تولد كودك، گزينش نامى نيكو، عقيقه كردن براى او، تراشيدن موى سر نوزاد و صدقه دادن هم‏وزن آن با طلا يا نقره، دعا و خواستن خير و بركت و سعادت براى اوست.
امام جواد عليه ‏السلام نيز چنين كرد:
نام فرزند خود را به نشانه علاقه ‏مندى به جد بزرگوارش و به پاس احترام به جايگاه او، على نهاد.
او چهارمين فرد از پيشوايان عصمت و طهارت بود كه به اين نام آراسته گرديد. آنان به پاس علاقه و احترام نسبت به اين نام و براى مبارزه با دشمنان دين‏ ستيز اين نام، فرزندان پسر خود را على و دختران خود را فاطمه عليه االسلام مى ‏ناميدند و خود نيز بر اين موضوع اذعان مى‏داشتند كه :
«اگر خدا به آنان هزار فرزند دهد، نام همه آنها را على خواهند گذاشت».



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۸/۰۹, ۱۷:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)








حضرت امام علي النقي، ملقب به هادي، فرزند امام جواد(عليه السلام) در 15 ذي حجه سال 212 هجري در مدينه به دنيا آمد.
نام مادر بزرگوارش، سمانه، معروف به سيده است.
آن حضرت پس از شهادت پدر بزرگوارش در محيط پر از خفقان و وحشتي كه متوكل عباسي به وجود آورده بود به سختي ميزيست.
خليفه غاصب با حمله به ياران امام(عليه السلام)و ويران ساختن قبر حضرت امام حسين(عليه السلام)، شيعيان را بيش از پيش، در اختناق قرار دارد و امام را از آنان دور ساخت و دستور داد تا آن بزرگوار را به سامرا آوردند.

متوكل به وسيله يحيي بن هرثمه، يكي از فرماندهان ارتش خود، نامهاي براي امام فرستاد و سپاهي را با يحيي همراه كرد تا به مدينه روند و خانه امام هادي را بازرسي كنند، بلكه مدركي بجويند تا آن حضرت را محكوم به توطئه و اقدام عليه دولت كند. هرثمه گويد: سراي امام را بازرسي كردم و در آن جز قرآن و دعا و كتب علمي چيزي نيافتم.

هدف متوكل از احضار امام(عليه السلام) به سامرا نزد خود و يارانش، محو كردن او در حاشيه دربار خلافت بود تا آن حضرت را زير نظر گيرد.
امام(عليه السلام) توجه داشت كه سياست ستمگرانه آنان به او، روز به روز، تندتر و بيش‌تر ميشود، تا جايي كه متوكل در پايان حكومت خود، به علت خبرچينيها بر ضد امام(عليه السلام)، او را زنداني كرد.
يحيي بن اكثم به متوكل گفت: دوست ندارم پس از پرسش هاي من از اين مرد چيزي پرسيده شود، زيرا وقتي آشكار گردد كه او دانشمند است رافضيان تقويت مي‌گردند.
امام(عليه السلام) با كوشش خستگي‌ناپذير و فراوان، پايگاه هاي مردمي خود را تا سر حد امكان تقويت مي‌كرد تا در برابر مشكلات، نيرويي پايدار به دست آورد و مجهز و آماده باشد.
براي امام هادي(عليه السلام) از راه هاي پنهاني و آشكار، مبالغي از بابت خمس و زكات و خراج مي‌رسيد كه آن‌ها را در مصالح عمومي اسلام به مصرف مي‌رسانيد تا جنبش فرو ننشيند.
آن حضرت پس از شهادت پدر، بيش از بيست سال در مدينه باقي ماند. مردم به امام علاقه فراوان نشان مي‌دادند و به دورش گرد مي‌آمدند و علما و دانش طلبان در محضر ايشان جمع مي‌شدند.

بريحه عباسي يكي از ياران متوكل به او نوشت: اگر ميخواهي حرمين را از دست ندهي، علي بن محمد (امام هادي) را از آن‌جا بيرون كن، چرا كه او مردم را به خود فرا ميخواند و خلق بسياري از او پيروي مي‌كنند.







http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۸/۰۹, ۱۷:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)




مسعودي در مروج الذهب مينويسد: گروهي از درباريان متوكل به سعايت امام هادي(عليه السلام) نزد متوكل پرداخته و به او گفتند كه در خانه اش اموال و سلاح و نامه هايي از شيعيان اوست كه وي را به قيام، دعوت كردهاند و او نيز در تدارك اين كار است.

متوكل عده اي را به سراغ حضرت فرستاد كه در دل شب به خانه اش يورش بردند، او را تنها در خانه يافتند، قبايي بافته از موي بز بر تن داشت و در خانهاش چيزي از اثاث و فرش يافت نميشد، ملافه اي پشمي بر سر داشت و آيات قرآني مربوط به وعد و وعيد الهي را زير لب تلاوت ميكرد.

حضرت را به همان سان كه ديده بودند نزد متوكل بردند و او در حالي به حضور متوكل رسيد كه خليفه مشغول مي‌گساري بود و جام مي به دست داشت. وقتي متوكل حضرت را ديد، گرامي اش داشت و كنار خود نشاند. در خانه امام هادي(عليه السلام)چيزي از آن‌چه به او گفته بودند يافت نشده بود و هيچ بهانه اي هم نميشد از امام گرفت. متوكل جامي را كه در دست داشت به حضرت داد! حضرت فرمود: به خدا قسم! گوشت و خون من هرگز با مي الوده نشده است، مرا از آن معاف دار.

متوكل ايشان را معاف داشت. آنگاه گفت: برايم شعر بخوان. حضرت فرمود:
من چندان گوينده شعر نيستم.
متوكل گفت: چاره اي جز اين نيست.

حضرت چون چنين ديد اشعاري را كه مشتمل بر ناپايداري دنيا، مرگ سلاطين و ذلت آنان در عالم برزخ است، در آن مجلس خواند. ترجمه روان اين اشعار چنين است:
بر قله هاي كوهسار شب را به روز آوردند و مردان نيرومند از آنان پاسداري كردند، ولي قله ها سودي به آنان نرساندند. پس از عزت، از جايگاههايي امن پايين كشيده شدند، و در گودالهاي گور جايشان دادند، وه! چه منزلگاه ناپسندي!
پس از آن كه به خاك سپرده شدند، فريادگري فرياد برآورد: كجاست آن دستبندها و تاج ها و لباس هاي فاخر؟!
كجاست آن چهره هاي به ناز و نعمت پرورده، كه به احترامشان پرده ها ميآويختند؟!
گور، به جاي ايشان پاسخ داد: بر آن چهره ها، هم اكنون كرمها راه ميروند!
روزگاري دراز، خوردند و نوشيدند! ولي اكنون خود، طعمه [جانوران قبر] شدهاند

تأثير كلام امام (عليه السلام) چنان بود كه متوكل به سختي گريست، و ديگر مجلسيان نيز گريستند! سپس دستور داد بساط شراب را جمع كنند و امام را با احترام به منزل باز گردانند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۰۹, ۱۷:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31623743315361209293.gif


از فرش تا عرش، امتدادِ فرشته است و نور... .
...و مدینه، چشم به راهِ طلوعِ دهمین خورشید، لحظه‏ ها را می‏شمارد.

امشب، دلِ شب، چلچراغی درخشان در آسمانِ مدینه است.
امشب، حرم آسمان، چراغانی ‏ست.

ستاره ‏ها، فانوس ‏هایی روشن در دستِ فرشتگان، و ماه،
روشن‏ترین آیینه بر طاقچه آسمان است امشب.

امشب، فرشتگان بر خانه خورشید نُهُم،
سبد سبد گلِ بهشتی می‏پاشند.
امشب، نوزادِ مبارکی به دنیا می‏آید
تا خورشیدِ هدایتِ انسان به ملکوت شود.

او می‏آید تا پرچمدار علم مکتب جعفری باشد.
او می‏آید تا با نورِ دانش، ظُلمت «متوکل عباسی» را بشکافد.

او می‏آید تا خون خدا را در شریان جهان مرده جاری کند.
او می‏آید تا آسمان را چون کوله ‏باری سبز بر دوش گیرد
و رسالت هزاران ساله دین را به مقصد برساند.

خورشید دهم، می‏آید تا پدر خورشید یازدهم و نیای گل نرگس باشد.
امشب، مدینه در باغی از عطر گُل محمدی جاری‏ست.

شانه‏ های شهر، خیس باران گُل و ستاره است.
از هفت آسمان، صدای دَف می‏بارد.
و آوای تهنیت فرشتگان در ملکوت شب شنیدنی ‏ست.
روزبه فروتن پی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24357683651992256650.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۱/۰۸/۰۹, ۱۸:۱۹
گلاب بارانِ طبیعت

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82739853714752303064.gif

مولودی از نیمه ذی حجه می آید و آسمان، رخت آبی اش را با پشته های سپید ابر می آراید
و صبحگاهان، خمیازه گل ها را که با لبان ظریف گلبرگ هاشان رو به روی جویبار زلال می کشند،
با بشارتی نو، به گلخنده ای شیرین مبدل می کند.

گل سرخ، ده گلبرگ خوش رنگ را شبنم می زند.
ماهی های قرمز، ده حباب طلایی در آب می فرستند.
شب بوها، ده شب از عطر دل انگیزشان را به مهتاب می دهند.

پرستوها بر ده شاخه بلوط، گل رُز می آویزند.
و اقاقی ها، آرام می شمارند؛ اولین، دومین... دهمین، آری دهمین ستاره می آید.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30749691576914993119.gif


منسیه علیمرادی

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۰۹, ۲۰:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)


كودكى و نوجوانى امام هادى عليه‏السلام

او نيز كودكى بود در ميان ديگر كودكان، با اين تفاوت كه دريايى از دانش و بينش درون سينه داشت.
خانه ‏اش در مدينه بود؛ شهرى كه مهد پرورش نيكان و زادگاه پيشوايان بود. مدينه شهرى بود بلندآوازه و هر از چندگاهى در خود كودكى را مى ‏يافت كه بر اثر پرورش در خانه وحى و طهارت، شگفتى همگان را برمى‏ انگيخت. هادى عليه‏السلام نيز از آن دسته بود.
همان‏گونه كه خداوند علم و حكمت را در كودكى به برخى از پيامبران خود ارزانى داشته بود، او نيز از اين موهبت يزدانى برخوردار بود. كودك بود، ولى در شمار بزرگان دودمان هاشم؛ خُرد بود، ولى خردمند و دانشمند شهر؛ فرزند بود، ولى پدر دانش و بينش و اين همه را از پدرى بزرگ چون محمدبن على عليه ‏السلام به ميراث داشت.
داستان او و آموزگار تحميلى ‏اش از سوى دستگاه حاكم، سند خوبى بر اين گفته است.
معتصم عباسى براى مردم فريبى و به نمايش گذاشتن خيرخواهى خود و كم‏ارج ساختن جايگاه علمى امامان، آموزگارى ناصبى و با گرايشى مخالف اهل‏بيت عليهم‏السلام براى امام هادى عليه‏السلام مى‏ فرستد.
جُنيدى ناصبى، آموزگار كودكى شش ساله میشود و آموزش خود را آغاز مى‏كند. پس از زمانى، از وضعيت درسى كودك می‏پرسند.
جنيدى زبردست كه تحت تأثير دانايى كودك قرار گرفته بود، از شيوه پرسش مى‏ آشوبد و مى‏ گويد:
«كودك؟! كدام كودك؟ بگو پيرِ خرد! به خدا سوگندتان مى‏ دهم آيا در اين شهر بزرگ دانشمندتر و اديب‏تر از او سراغ داريد؟»
با لحنى آميخته به احترام، در حالى كه كمترين گرايشى به خاندان پيامبر ندارد، مى ‏گويد:
«به خدا، هرجا كه من با تكيه بر پشتوانه ادبى ‏ام به نكته ‏اى اشاره مى‏ كنم كه به گمانم فقط خودم به آن دست يافته ‏ام و روزنه ‏اى را آشكار مى‏ سازم، او دروازه ‏هايى از آن را به رويم مى‏ گشايد كه حيرت ‏زده مى‏ شوم و من از او مى ‏آموزم. مردم مى ‏انگارند من آموزگار او هستم، اما به خدا قسم، او آموزگار من است و من دانش ‏آموز اويم!
او بهترين آفريدگان است و دانشمندترين مردم. گاهى براى آموزش و آزمايش، پيش از ورودش به اتاق درس از او مى‏ خواهم كه سوره ‏اى از قرآن را بخواند. مى‏ پرسد: كدام سوره؟
من سوره ‏اى طولانى را نام مى ‏برم. چنان با قرائتى درست و صوتى دلنوازتر از داود عليه ‏السلام برايم مى‏ خواند و تأويل و تفسير آيات را چنان به زيبايى مى ‏گويد كه شگفتى وجودم را در هم مى‏ پيچد. سبحان اللّه! در ميان اين ديوارهاى بلند و سياه مدينه او اين همه دانش را از كجا گرد آورده است؟!»
اين دانش ژرف و بينش شگرف، هم نقشه مكارانه معتصم را نقشى لرزان بر آب مى ‏سازد و هم آموزگار ناصبى را به دوستدارى از شيفتگان اهل‏بيت عليهم‏السلام پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله تبديل مى ‏كند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)


خاستگاه تربيتى امام هادی ع

امام هادى عليه ‏السلام در محيط علم، ادب، اخلاق و پرهيزكارى پرورش يافت؛
در خانه و دامان پيشوايى بزرگ و مادرى پاكدامن و مهرورز؛ در محيطى كه هر روز شاهد تلاش خستگى‏ ناپذير پدر مهربانش براى نجات بشريت از تاريكى نادانى و مبارزه با محدوديت‏ها، دين‏زدايى ‏ها و فتنه‏ گرى‏ هاى حاكمان جامعه آن روز بود.
او از همان اوان كودكى با چهره واقعى دستگاه حاكم آشنا شد و خط مشى سياسى آنان را شناسايى كرد. ترفندهاى ضد دينى و سياست‏بازى‏هاى دغل ‏كارانه آنان را شناخت و خود را براى مبارزه ‏اى گويا و شفاف و روشنگرانه آماده ساخت.
اين پرورش صحيح و ظلم ‏ستيزانه، آتشى از قهر و دشمنى با زورگويان و زرپرستان در دل او برافروخت؛ تا آنجا كه وقتى پدرش، امام جواد عليه ‏السلام ، از مدينه به عراق فراخوانده شد، وى را در دامان مهرگستر خود نشانيد و فرمود:
پسرم! دوست دارى از عراق چه برايت سوغات آورم؟
او كه انگيزه دشمن را از فراخوانى پدرش به عراق دريافته بود، با بغضى سنگين در گلو و دندان‏هايى به هم فشرده از خشم گفت: شمشيرى خفت ‏ناپذير بسان پاره ‏هاى آتش!؟ امام به فرزند ديگرش، موسى، رو كرد و از او پرسيد:
فرزندم! تو از سوغات عراق چه دوست دارى؟ موسى پاسخ داد: فرش اتاق!
امام دست نوازش بر سر جانشين خود كه شش يا هفت سال بيشتر نداشت، كشيد و در تحسين پيشواى پسين امت فرمود:
«ابوالحسن ميراث ‏دار و شبيه من است و موسى به مادرش همانند است».


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34053343569110109690.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۴۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81523726216086335651.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81523726216086335651.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63092104524398752319.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63092104524398752319.gif)
دانش امام هادی علیه‏ السلام

حضرت هادی علیه‏السلام فرزند دریای دانش و معرفت
و میوه درخت امامت و ولایت،
و همچون پدران خویش از فضل و دانش سرشار بهره‏مند بود
آن حضرت هفت سال و اندی تحت تربیت الهی و
معنویِ پدر زندگی کرد و بعد از وفات پدراز درخشان‏ترین و برجسته ‏ترین چهره‏های علمی اسلام بود و مشکلات فقهی
و علمی جهان اسلام را با دانش و بینش خود حل و فصل می‏فرمود.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63092104524398752319.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63092104524398752319.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03456505612601215508.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03456505612601215508.gif)

پنج درس ارزشمند و آموزنده

۱ یکى از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه علیه به نام اسحاق بن ابراهیم حکایت کند:
روزى به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب شدم ، شخصى را دیدم که در مجلس حضرت اظهار داشت : مدّتى است که مبتلا به سردرد شدیدى گشته ام .

امام علیه السلام فرمود: ظرفى را با مقدارى آب بردار و این آیه شریفه قرآن را بر آن بخوان :

أ وَلَمْ یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا انَّ السَّمواتِ وَ الاْ رْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتّقْنا هُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیٍ حَیُّ أ فَلا یُؤْمِنُونَ.(۵۵)
و سپس آن را بیاشام ، که انشاءاللّه سردرد برطرف خواهد شد.(۵۶)

حضور داشتند، چنین فرمود: اسم اعظم خداوند متعال ، داراى هفتاد و سه حرف مى باشد که آصف بن برخیا - وصىّ حضرت سلیمان علیه السلام - یک حرف از مجموع آن ها را مى دانست و زمین برایش کوچک شد، به طورى که توانست در کمتر از یک لحظه عرش بلقیس را نزد حضرت سلیمان علیه السلام آورد.
ولیکن نزد ما اهل بیت رسالت هفتاد و دو حرف موجود است و یک حرف آن نزد خداوند متعال محفوظ مى باشد.(۵۷)

۳ هنگامى که خداوند متعال نوزادى به حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام عطا نمود، عدّه اى از اصحاب ، خدمت حضرت آمدند تا تهنیت و تبریک گویند.
وقتى بر حضرت وارد شدند، او را شادمان و مسرور نیافتند؛ علّت را جویا شدند؟
امام علیه السلام فرمود: به نوزاد امیدى ندارم ، چون که او عدّه بسیارى را گمراه مى گرداند.
پس پیش گوئى حضرت و علّت ناراحتى آن بزرگوار تحقّق یافت و این نوزاد همان جعفر کذّاب شد.(۵۸)

۴ ابوهاشم جعفرى حکایت کند:
روزى در محضر شریف امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم ، کودکى وارد شد و شاخه گلى را تقدیم آن حضرت کرد.
امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئید و بر چشم خود نهاد و بوسید؛ و سپس آن را به من اهداء نمود و اظهار داشت :
هر که شاخه گلى را ببوید و بر چشم خویش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمّد و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بى شمارى را در نامه اعمالش ثبت مى نماید؛ و نیز بسیارى از خطاها و لغزش هایش را مورد عفو قرار مى دهد.(۵۹)

۵ یکى از اهالى کوفه در شهر سامراء خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى علیه السلام شرفیاب شد و اظهار داشت :
یاابن رسول اللّه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مى باشم ، و داراى قرض سنگینى هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام .
امام هادى علیه السلام فرمود: همین جا بِایست تا چاره اى بیندیشم .
پس از گذشت لحظاتى ، مقدار سى هزار دینار از طرف متوکّل - خلیفه عبّاسى - براى حضرت آوردند.
حضرت سلام اللّه علیه آن پول ها را از ماءمور متوکّل گرفت و بى درنگ و بدون آن که محاسبه نماید، تمامى آن سى هزار دینار را تحویل آن شخص کوفى داد.
پس آن مرد کوفى مقدار ده هزار دینار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: یاابن رسول اللّه ! من بیش از ده هزار دینار نیاز ندارم ، چون به همان مقدار بدهکار هستم و براى من همین مقدار کافى است .
ولى امام علیه السلام از پس گرفتن آن بیست هزار دینار خوددارى و امتناع نمود.
لذا آن مرد کوفى تمامى آن هدیه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مى داند که چه کسانى را امام و حجّت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر کوفه شد.(۶۰)

**********************************************
۵۵- سوره انبیاء: آیه ۳۰.
۵۶- بحارالا نوار: ج ۹۲، ص ۵۱، ح ۷.
۵۷- بحارالا نوار: ج ۲۷، ص ۲۶، ح ۳.
۵۸- عیون المعجزات : ص ۱۳۵.
۵۹- کافى : ج ۶، ص ۵۲۵، ح ۵، حلیه الا برار: ج ۵، ص ۳۷، ح ۳.
۶۰- ینابیع المودّه : ج ۳، ص ۱۲۸.



http://www.shiaupload.ir/images/52752596488774870122.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70050643720090374812.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70050643720090374812.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09501169365540339013.gif
«مدینه» آرام آرام می‏شکفد در خویش؛

طفل، سرشار از عطری نافراموش، در دست‏های مشتاق «سمانه» است، لبخندها بر لب‏ها می‏نشیند.

دهمین ستاره در جاده‏های نیمه شبان تاریخ، درخشیدن گرفته است.

ولادت دهمین خورشید آسمان ولایت مبارک باد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12880788756293425387.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12927056719943250537.gif



در سایه هادی امت

حضرت امام علی بن محمد الهادی علیه السلام در نیمه ذیحجه سال 212 هجری در "صریا "، منطقه ای واقع در 6 کیلومتری مدینه متولد شد. نام مبارک ایشان "علی"، کنیه اش "ابوالحسن" و القاب آن بزرگوار : نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مۆتمن، طیب و عسکری می باشد که مشهورتر از همه "هادی" و "نقی" است.

پدر گرامی آن حضرت، امام جواد علیه السلام و مادر ایشان بانوی گرانقدر و با فضیلتی به نام "سمانه مغربیه" است. محمد بن فرج می گوید:

ابوجعفر ، محمد بن علی علیه السلام مرا خواست و فرمود: کاروانی از راه می رسد که برده فروشی در میان آن است و کنیزانی همراه خود دارد.

سپس هفتاد دینار به من داد و امر کرد با آن کنیزی را با مشخصاتی که داد، بخرم. من ماموریت را انجام دادم. این کنیز همان مادر امام هادی علیه السلام است.

قدر و منزلت این بانوی گرامی تا آنجا بود که امام هادی علیه السلام درباره اش فرمود : «مادرم عارف به حق من و اهل بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نمی شود، خداوند حافظ و نگهبان اوست و او در زمره مادران صدیق و صالحان قرار دارد.» (دلایل الامامة، ص 216)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98523086175746593876.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۴۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/4_Untitled-12.gif



امامت امام دهم

پس از شهادت امام جواد - علیه السلام - در سال 220، فرزندش امام هادی - علیه السلام - كه هنوز بیش از شش سال نداشت، به امامت رسید.
از آنجا كه شیعیان به استثنای معدودی مشكل بلوغ امام را درباره امام جواد - علیه السلام - را پشت سر گذاشته بودند، در زمینه امامت امام هادی - علیه السلام - تردید خاصی برای بزرگان آنها به وجود نیامد.
به نوشته شیخ مفید و همچنین نوبختی، همه پیروان امام جواد - علیه السلام - به استثنای افراد معدودی، به امامت امام هادی - علیه السلام - گردن نهادند. آن عده معدود كه از قبول امامت حضرت هادی - علیه السلام - سرباز زدند، تنها برای مدت كوتاهی به امامت موسی بن محمد (296 م) معروف به «موسی مبرقع» مدفون در قم[1] معتقد گردیدند؛
لیكن پس از مدتی از امامت وی روی برتافتند و امامت امام هادی - علیه السلام - را پذیرفتند.[2] سعدبن عبدالله بازگشت این افراد به امام هادی - علیه السلام - را از آن روی می‌داند كه خود موسی مبرقع از آنان بیزاری جست و از خود راند.[3[

از نظر طبرسی و ابن آشوب، همین اجماع شیعیان به امامت امام هادی - علیه السلام - دلیل محكم و غیر قابل تردیدی است بر صحت امامت آن حضرت.[4] با این حال، مرحوم كلینی و دیگران نصوص مربوط به امامت حضرتش را بر شمرده‌اند و از پاره‌ای روایات چنین بر می‌آید كه امام جواد - علیه السلام - هنگامی كه از طرف معتصم عباسی به بغداد فرا خوانده شد ـ به دلیل آن كه این احضار را تهدیدی برای خود تلقی نموده و احساس خطر كرده بود ـ امام هادی - علیه السلام - را به جانشینی خود برگزید.[5] حتی نص مكتوبی درباره امامت ایشان به جای گذاشت تا پس از وی هیچ گونه تردیدی در این خصوص باقی نماند.[6[



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58983770240748837747.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58983770240748837747.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45868975236563473709.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45868975236563473709.gif)

خلفای عصر امام



در عصر امام دهم شش خلیفه عباسی جابجا شدند كه عبارتند از:

1- معتصم عباسی(220تا227)

2- واثق (227تا233)

3- متوكل (232تا248)

4-منتصر(6ماه)

5-مستعین(248تا252)

6- معتز (252تا254)



شاگردان امام

بنا براظهار شیخ طوسی، تعداد شاگردان امام هادی علیه السلام بالغ بر 185 نفر بوده است که در میان آنان چهره های برجسته علمی و فقهی فراوانی که دارای تالیفات گوناگونی بودند نیز دیده می شود. در اینجا از برخی شاگردان آن حضرت به طور اختصار یاد می شود:

1- ایوب بن نوح: مردی امین و مورد وثوق بود و درعبادت و تقوا رتبه والایی داشت، چندان که او را در زمره بندگان صالح خدا شمرده اند. او وکیل امام هادی و امام عسکری علیهما السلام بود. ایوب به هنگام وفات تنها یکصد و پنجاه دینار از خود به جای گذاشت، در حالی که مردم گمان می کردند او پول زیادی دارد.


2- حسن بن راشد: وی از اصحاب امام جواد و امام هادی علیهما السلام شمرده می شود و نزد آن دو بزرگوار از منزلت و مقام والایی برخوردار بوده است.

3- حسن بن علی ناصر : شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی علیه السلام شمرده است . وی پدر جد سید مرتضی از سوی مادر است . سید مرتضی در وصف او می گوید : مقام و برتری او در دانش و پارسایی ، و فقه روشنتر از خورشید درخشان است . او بود که اسلام را در "دیلم" نشر داد، بگونه ای که مردم آن سامان به وسیله او از گمراهی به هدایت راه یافته و با دعای او به حق بازگشتند . صفات پسندیده و اخلاق نیکوی او بیش از آن است که شمرده نشود و روشنتر از آن است که پنهان بماند .

4- عبد العظیم حسنی: وی که نسب شریفش با چهار واسطه به امام حسن مجتبی علیه السلام می رسد، از یاران امام هادی و امام عسکری علیهما السلام است. عبدالعظیم ، مردی پارسا ، وارسته ، دانشمند ، فقیه و مورد اعتماد و وثوق امام دهم بود . ابو حماد رازی می گوید : در سامراء بر امام هادی علیه السلام وارد شدم و درباره مسائلی از حلال و حرام از آن حضرت پرسیدم ، ایشان فرمود : ای حماد ! هر گاه در ناحیه ای که زندگی می کنی ، مشکلی در امر دین ، برایت پیش آمد از عبد العظیم حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان .

5- عثمان بن سعید : وی در سن جوانی و در حالی که یازده سال از عمرش می گذشت ، افتخار شاگردی امام را پیدا نمود. امام هادی علیه السلام در مورد او به احمد بن اسحاق قمی فرمود : عثمان بن سعید ، ثقه و امین من است ، هر چه به شما بگوید از سوی من گفته و هر چه به شما القا کند از ناحیه من القا کرده است.) الغیبة، شیخ طوسی، ص 215)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75346536788291657529.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89001971873210800028.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89001971873210800028.gif)


پی نوشتها:

[1] . رساله میرزا حسین نوری درباره موسی مبرقع تحت عنوان «البدر المشعشع فی احوال ذریه موسی المبرقع» كه در آن از موسی مبرقع به شدّت دفاع كرده است.

[2] . فرق الشیعه، ص 91؛ الفصول المختاره، ص 257.

[3] . المقالات والفرق، ص 99.

[4] . اعلام الوری، ص 333؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 443؛ مسند الامام الهادی _ علیه السلام _، ص 20.

[5] . الكافی، ج 1، ص 323؛ بحار الانوار، ج 50، ص 118.

[6] . الكافی، ج 1، ص 325؛ نك: مسند الامام الهادی _ علیه السلام _، صص 20ـ 18.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منابع:

رسول جعفریان ـ حیات فكری و سیاسی امامان شیعه.

سایت ولی عصر (عج).

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89001971873210800028.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89001971873210800028.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۵۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78337104231287861498.gif


شیوه‌های تربیتی امام علی النقی علیه السلام


تربیت فرایندی است که شامل مراحل قبل و بعد از تولد کودک می‌شود و از دیدگاه امام امام علی النقی علیه السلام ، چنانچه زمینه تربیتی مناسب فراهم شود، کودک سالمی متولّد می‌شود که توان و استعداد‌های فراوان و مطلوبی خواهد داشت.

داشتن الگو و سرمشق مناسب

از منظر امام هادی علیه السلام، وقتی کودک متولد می‌شود، استعداد فطری و آمادگی ذاتی برای یادگیری و تربیت را دارد و می‌بایست یک الگوی تربیتی صحیح را برای او ایجاد کرد تا از مشاهده رفتار آنان، به ویژه از والدین، الگو گیرد و از آنان تبعیت کند و اگر چنین الگویی فرا روی فرزند نباشد، مسلماً تربیت او دچار انحراف خواهد شد.

امام هادی علیه السلام در مرحله اول، قرآن و اهل بیت را به عنوان بالاترین الگوی تربیتی معرفی می‌کند و چنین می‌فرماید:

«نخستین خبری که حقانیت و صدق آن از قرآن به دست می‌اید و می‌توان کتاب خدا را بر آن گواه گرفت، حدیثی است که بر طبق کتاب خدا و پیامبر نقل شده است و اختلاف کلمه‌ای در آن نیست که فرمود: من در میان شما دو چیز گران بها می‌گذارم: کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم را که هر گاه به آن تمسّک جویید، گمراه نمی‌شوید و این دو هیچ گاه از هم جدا نشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، و ما چون شواهد صدق این حدیث را به صراحت در قرآن می‌یابیم که می‌فرماید: ولی و صاحب اختیار شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردند ؛ همان کسانی که نماز را به پا می‌دارند و زکات را در حال رکوع می‌پردازند و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی که به او ایمان آوردند(اهل بیت) را ولی خود بگیرد، پیروز است؛ زیرا حزب خدا پیروز و سعادتمند است».[1]

امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره، ائمه معصوم را به عنوان بهترین سرمشق‌های انسان‌های هدایت‌جو می‌داند و چنین می‌فرماید:

« السلام علی ائمة الهدی ... و المَثَل الاعَلی...؛[2]سلام بر پیشوایان هدایت ... و نمونه و سرمشق برتر ».
امام سرپیچی از الگوهای هدایت و نداشتن سرمشق جامع را موجب هلاکت و نابودی انسان معرفی می‌کند و چنین می‌فرماید:

«من اتاکم نجی ..وَ مَن یأتِکم هَلَکَ وَ ضَلَّ مَنْ فارَقَکُم و فاز مَنْ تَمسَّکَ بِکُم...؛[3] هر کس به سوی شما اهل بیت بیاید، نجات می‌یابد، هر کس از شما دوری کند، هلاک می‌شود...، و هر کس از شما جدا شود به ضلالت سوق داده شود، هر کس به شیوه و راه شما تمسّک جوید، به فلاح و رستگاری می‌رسد».



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33082277638548024042.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۵۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73996543417247859349.gif



روش تمرین، تکرار و عادت دادن عملی

از شیوه‌های دیگر تربیتی امام هادی علیه السلام این بود که آن حضرت سعی می‌کرد افراد را به رفتار پسندیده، ایجاد نظم و انضباط در زندگی تسلط بر نفس عادت دهد و با اجرای برنامه‌های مستمر همراه با تمرین و تکرار، رفتار‌های شایسته را به صورت ملکه در راه و رسم زندگی فردی و اجتماعی افراد به منصه ظهور درآورد.
به تعبیر دیگر، امام هادی علیه السلام ، با تکرار کارهای شایسته همچون: نماز، روزه، صدقه، امر به معروف و نهی از منکر و... ، قصد داشت چنین کردارهایی را جزء لاینفک زندگی افراد جامعه، قرار دهد؛ چنان که در مورد این شیوه تربیت آن حضرت چنین می‌خوانیم:

« یحیی بن عبدالرحمن می‌گوید: امام هادی علیه السلام را دیدم که سجده شکر انجام می‌داد و دو ساعد دست خود را پهن کرده و سینه و شکم خود را به زمین چسبانده بود. در این باره از او سۆال کردم، فرمود: این گونه دوست داریم».[4]

امام دهم، برای تربیت صحیح، افراد را به تکرار و مداومت بر اعمال خوب تشویق می‌کردند؛ چنان که در روایتی چنین آمده است که:

«محمد بن ریان می‌گوید: به امام هادی علیه السلام نامه نوشتم و از او خواستم که برای سختی‌ها و حوادث و حوایج مهم و برآوردن حاجات دنیا و آخرت، دعایی به من بیاموزد؛ همان گونه که پدران بزرگوار او به شیعیان خود می‌آموختند. امام در پاسخ نوشت: ملازم استغفار باش و بر آن مداومت کن».[5]

یا در مورد تربیت عملی آن حضرت چنین آمده است که:

«کافور خادم می‌گوید: امام هادی علیه السلام به من فرمود: فلان سطل را در فلان جا قرار بده تا با آن برای نماز وضو بگیرم و مرا از پی کاری فرستاد و فرمود: چون برگشتی این کار را انجام بده تا چون برای نماز برخاستم، آماده باشد، ولی من فراموش کردم. شب سردی بود، امام با ناراحتی مرا صدا زد، با خود گفتم: انّا لله، چگونه بگویم فراموش کردم... . با ترس خدمت حضرت رسیدم، فرمودند:

تو مگر عادت مرا نمی‌دانی که من جز با آب سرد وضو نمی‌گیرم؟ اما تو آب را برایم گرم کرده‌ای و در سطل ریخته‌ای. عرض کردم: سرورم! سوگند به خدا، نه سطل را آنجا گذاشتم و نه آب را. حضرت فرمودند: الحمدلله. سوگند به خدا، ما نه آسان گرفتنی را ترک کرده‌ایم و نه هدیه‌ای را پس داده‌ایم. سپاس خدا را که ما را از بندگان مطیع خود قرار داد و برای کمک به بندگانش، توفیق عطا کرد...».[6]



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52217968058592623874.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52217968058592623874.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۰۹:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85170738016764388221.gif


روش موعظه و نصیحت

چون که انسان فراموشکار است و گاهی از نتیجه و حاصل کار‌ها غافل می‌شود، باید با موعظه و نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر، او را متذکر وظایف خود کرد و و به او هشدار داد که نتیجه عمل او چه خواهد شد و این یکی از شیوه‌های تربیتی امام هادی علیه السلام برای تربیت افراد بود.

آن حضرت همیشه افراد جامعه را با بیان نورانی و الهی خویش موعظه و نصیحت می‌فرمود و آنان را متحوّل و متذکّر می‌ساخت؛ چنان که در روایت آمده است:

«بریحه عباسی، پیشنماز دستگاه خلافت در مکه و مدینه، در حضور متوکل عباسی، از شخصیت امام هادی علیه السلام و خطر او در میان شیعیان به شدت انتقاد کرد و از خلیفه خواست که او را از مدینه تبعید سازند و همین گونه هم شد. هنگامی که امام را از مدینه به سمت سامرا می‌بردند، بریحه با امام همراه بود و به حضرت چنین گفت: تو خود می‌دانی که عامل تبعید تو (به سامرا) من بودم. با سوگند‌های محکم و استوار قسم می‌خورم که اگر شکایت مرا نزد امیرالمۆمنین یا یکی از درباریان و فرزندان او ببری، تمامی درختانت را (در مدینه) آتش می‌زنم و بردگان و خدمتکارانت را می‌کشم و چشمه‌های مزرعه‌های تو را کور خواهم کرد و بدان که این کار‌ها را می‌کنم.

امام هادی علیه السلام متوجه او شد و در مقام موعظه و نصیحت به او چنین فرمود:

نزدیک‌ترین راه برای شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم و من شکایت تو را که بر خدا عرضه کردم، نزد بندگانش نخواهم برد.

بریحه چون این سخنان حکیمانة و موعظه ‌آمیز امام را شنید، به دامان حضرت افتاد و با تضرع و انابه تقاضای بخشودن کرد. امام نیز در جواب فرمود تو را بخشیدم».[7]



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12880788756293425387.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۱۰:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16561975582536428967.gif

پی‏نوشت‏ها:

[1] . بحارالانوار، ج50، ص20.

[2] . مفاتیح الجنان، دعای جامعة کبیره.

[3] . همان.

[4] . الاستبصار، ج1،ص347.

[5] . بحارالانوار، ج93،ص283.

[6] .همان، ج50، ص126، ح4.

[7] . ر.ک: اثبات الوصیة، مسعودی، ص 196 و 197 و454.

*************************
فرآوری: فاطمه زین الدینی
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منابع:
برگرفته از مقاله روشهای تربیتی از دیدگاه امام هادی علیه السلام، نویسنده: غلامرضا صالحی.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39656866836747370254.gif

گلپر
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۱۲:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30893944094492506284.gif

لطف امام هادى و نور ولایتش
ما را اسیر کرده به دام محبتش

بر لطف بى کرانه اوبسته ‏ایم دل
امشب که جلوه گر شد خورشید طلعتش

منت خداى را که به ما کرده مرحمت
توفیق برگزارى جشن ولادتش

تبریک باد بانوى کبرى سمانه را
کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش

ماه تمام و نیمه ذى حجه مطلعش
خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش

این است آن امام که تقدیر ایزدى
بعد از جواد داده مقام امامتش

این است آن امام که ذرات کائنات
اقرار کرده‏ اند به جود و کرامتش

این است آن امام که در برکة السّباع
شیران شوند رام و گذارند حرمتش

این است آن امام که از نقش پرده هم
ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش

این است آن امام که دشمن به چند بار
رخسار عجز سوده به درگاه عزتش

سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى
دشمن به لرزه آمده از برق هیبتش

آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى
چون سه على دیگر باشدعبادتش

افزون زریگهاى بیابان عطاى او
بیش از ستاره ‏هاى درخشان فضیلتش

مائیم و دست و دامن آن حجت خدا
چون ناامید کس نشود از عنایتش

گردیده‏ ایم جمع به ذیل لواى او
افکنده‏ ایم دست به دامان رحمتش

از آستان قدس رضا هدیه مى‏ کنیم
آه دلى به غربت و اشکى به تربتش

یارب بحق فاطمه با فتح کربلا
بگشا بروى ما همه راه زیارتش

از لطف آن امام (مؤید) مؤید است
کو رانشان خدمت آل محمد است

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25643147217965621034.gif

گلپر
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۱۲:۳۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30893944094492506284.gif





دهمین حجت خدا هادى

دهمین میر و پیشوا هادى

دهمین جانشین پیغمبر
نهمین پور مرتضى هادى

دهمین دادرس به خلق جهان
دهمین شافع جزا هادى

دهمین گل ز گلشن زهرا
ثمر نخل طاوها هادى

مظهر جود و نور چشم جواد
جد مهدى مه لقا هادى

حاجت ما ظهور مهدى توست
حاجت ما روا نما هادى

جشن میلاد تو مبارک باد
بر همه خلق ما سوا هادى

متوکل نمود مسمومت
کشته زهر اشقیا هادى

دستگیرى کن از هنرور خویش
تا نیفتاده او ز پا هادى

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25643147217965621034.gif

گلپر
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۱۲:۴۱
​http://askquran.ir/gallery/images//71903/medium/1_17.jpg (http://askquran.ir/gallery/images//71903/1_17.jpg)

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۱۴:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58983770240748837747.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58983770240748837747.gif)



صفای مدینه

امشب فزوده‏ اند صفاى مدينه را
نور خدا گرفته فضاى مدينه را

با جلوه‏ هاى اشرقت الارض قدسيان
بستند چلچراغ سماى مدينه را

روح الامين بياد بهار نزول وحى
گلبوسه مى ‏زند سرو پاى مدينه را

بيت النبى و گنبد خضرا و مسجدش
بخشيده لطف صحن و سراى مدينه را

در وادى قبا به تماشا نشانده‏ اند
آن نخلهاى سبز قباى مدينه را

آن گونه خرم است كه گويى گشوده ‏اند
بر هشت خلد پنجره‏ هاى مدينه را

عطر و گلاب لاله بدين گونه دلپذير
تغيير داده حال و هواى مدينه را

نور جمال حضرت هادى است كه اينچنين
روشن چو روز كرده فضاى مدينه را

ماهى دگر به محور خورشيد عشق تافت
تا روشنى دهد همه جاى مدينه را

آنسان كه بود هجرت والاى احمدى
تاريخ ساز شهر و بناى مدينه را

اين وارث رسول هم از راز هجرتش
تا سامرا رساند صفاى مدينه را

گلبانگ شادى است بگوش فرشتگان
فرياد مكه را و نداى مدينه را

كاين ماه جلوه‏اى ز جمال محمد است
ابن الرضاى دوم آل محمد است

شعر از : سید رضا موٌید





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58983770240748837747.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58983770240748837747.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۱۶:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48897017550596833100.gif

امروز، وقتى آفتاب جمال تو طلوع كند،
خورشيدِ زيارت جامعه كبيره از افقِ جانت سر خواهد زد.
هادى، نامى است كه عصاره معناى توست.

اى امام اسرار پنهان عشق!
وقتى در جاده عشق قدم مى ‏گذارى،
سرنوشتت را پل‏ هاى پشت سر معلوم خواهند كرد
كه تو، بقيه نور معصوم امامتى.

اى امام هدايت!
اى امام هدايت و روشنى!
ميلاد تو، جاده‏ها را بى‏ طاقت مى ‏كند تا با همه رگ‏هايشان
، نبض قدم‏هاى تو را انتظار بكشند.

تو سر مى ‏رسى،
تا قلب‏ها در سايه‏ سار بلند نام تو آرام گيرند.

اگر چه شهر، در پيله تاريك خود فرو رفته بود،
اما شوق آمدن تو،
كوچه‏ هاى بنى ‏هاشم را به تپش واداشت
تا در مژده ديدار صبر مجسم،
به ادامه ريسمان نجات چنگ بزنند.

گرچه يوسفِ جمالِ تو را در اسارتگاه ‏ها پنهان كنند،
وعده «اِنَّ اللّه تُعِّزُ مَنْ تشاء و تُذِّل مَنْ تشاء»،
سرود زندگى تو خواهد بود، اى نور هدايت.

طراوت امامت !اى قتيل عشق!
آن هنگام كه پا به جهان گذاشتى،
گل‏ها دسته‏ جمعى سپيدى را از روحت آموختند
و سرخى را از پايانت و زردى را از رخسار شب‏ زنده ‏دارت.

امروز، آسمان،
شعر تازه‏اى سروده است:
اى پنجره ‏هاى بسته!
با ياد ذريه زهرا روزه را باز كنيد
تا آسمان، زمين را لمس كند.

هرچند مى‏ خواهند
طراوت‏ بارانى امامتش را پنهان كنند؛
ولى اين اقيانوس را سدّ سنگ‏ريزه ‏هاى كفر،
مسدود نخواهد كرد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65487842337131595272.gif

*صافات*
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۱۷:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44706144014002489321.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44706144014002489321.jpg)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81797644476370390188.gif

« گل بباران طبیعت »


منسيه عليمرادى


مولودى از نيمه ذى‏ حجه مى ‏آيد و آسمان، رخت آبى ‏اش را با پشته ‏هاى سپيد ابر مى ‏آرايد و صبحگاهان، خميازه گل‏ها را كه با لبان ظريف گلبرگ‏هاشان رو به روى جويبار زلال مى ‏كشند، با بشارتى نو، به گلخنده‏ اى شيرين مبدل مى ‏كند.
گل سرخ، ده گلبرگ خوش‏رنگ را شبنم مى‏ زند.
ماهى ‏هاى قرمز، ده حباب طلايى در آب مى ‏فرستند.
شب‏بوها، ده شب از عطر دل ‏انگيزشان را به مهتاب مى ‏دهند.
پرستوها بر ده شاخه بلوط، گل رُز مى ‏آويزند.
و اقاقى ‏ها، آرام مى‏ شمارند؛ اولين، دومين... دهمين، آرى دهمين ستاره مى ‏آيد.
فرجام گريز از خويش
ما را بياموز ورقى از درس استقامت خويش، در لحظه‏ هاى تنهايى؛ زمانى كه در محله عسكرها، شبت را به نماز و استغفار و روزت را به روزه و دست‏گيرى از ديگران مى ‏گذرانيدى. راستى، متوكل چرا زبان از كام «ابن سكّيت» بيرون كشيد؟
چرا هميشه شب از سياهى خويش مى‏گريزد و خويش را به زور تدليس، به رنگ روز و روشنىِ خورشيد مى ‏بيند؟
گويا اين خودستايى براى سبكْ ‏شأنان مرسوم است و مرض ناعلاج صاحبان كوشك‏هاى طاق بر آسمان چسبيده است، كه زبان‏ها مى ‏برند و پيكرها آتش مى ‏زنند.
امام هادى عليه ‏السلام : «اَلْعجبُ صارفٌ عَنْ طَلَبِ العِلْمِ، داعٍ إِلَى الغَمْطِ و الْجَهْل؛ خودپسندى، آدمى را از دانش‏جويى باز مى ‏دارد و به ناسپاسى و انكار حق وامى‏ دارد».


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81797644476370390188.gif

*صافات*
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۱۷:۲۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27117223201850566861.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27117223201850566861.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81797644476370390188.gif





رزيتا نعمتى


امروز، وقتى آفتاب جمال تو طلوع كند، خورشيدِ زيارت جامعه كبيره از افقِ جانت سر خواهد زد. هادى، نامى است كه عصاره معناى توست.
اى امام اسرار پنهان عشق! وقتى در جاده عشق قدم مى ‏گذارى، سرنوشتت را پل‏ه اى پشت سر معلوم خواهند كرد كه تو، بقيه نور معصوم امامتى.
اى امام هدايت!
اى امام هدايت و روشنى! ميلاد تو، جاده‏ ها را بى ‏طاقت مى ‏كند تا با همه رگ‏هايشان، نبض قدم‏هاى تو را انتظار بكشند. تو سر مى‏ رسى، تا قلب‏ها در سايه‏ سار بلند نام تو آرام گيرند.
اگر چه شهر، در پيله تاريك خود فرو رفته بود، اما شوق آمدن تو، كوچه‏ هاى بنى‏ هاشم را به تپش واداشت تا در مژده ديدار صبر مجسم، به ادامه ريسمان نجات چنگ بزنند.
گرچه يوسفِ جمالِ تو را در اسارتگاه‏ها پنهان كنند، وعده «اِنَّ اللّه تُعِّزُ مَنْ تشاء و تُذِّل مَنْ تشاء»، سرود زندگى تو خواهد بود، اى نور هدايت.
طراوت امامت
اى قتيل عشق! آن هنگام كه پا به جهان گذاشتى، گل‏ها ـ دسته‏ جمعى سپيدى را از روحت آموختند و سرخى را از پايانت و زردى را از رخسارش ب‏زنده ‏دارت. امروز، آسمان، شعر تازه ‏اى سروده است: اى پنجره ‏هاى بسته! با ياد ذريه زهرا روزه را باز كنيد تا آسمان، زمين را لمس كند.
هرچند مى ‏خواهند طراوت ‏بارانى امامتش را پنهان كنند؛ ولى اين اقيانوس را سدّ سنگ‏ريزه ‏هاى كفر، مسدود نخواهد كرد.
در آغوش سامرا آمدى؛
آن هنگام كه عباسيان، در انديشه ‏اى عبث غوطه مى ‏خوردند و زنجيرهايى را براى بريدن نفس، در خيال خود مى‏ بافتند. ناگهان درهاى آسمان، به روى زمين گشوده شد و مژده رسيدنت، همچون زلال چشمه‏اى، در خانه‏ اى محقر فوران كرد. تو از شكوه يقين آمده ‏اى تا در تاريك‏ترين شب‏هاى تاريخ، تيرگى غبار اندوه را از قلب‏هاى مؤمنان بزدايى. سامرا، آغوش گشود تا قدم‏هاى تو را بوسه بزند.
واحيرتا! كه در هر گوشه آسمان آل زهرا، صيادى به كمين نشسته است تا كبوترى از شما را اسير كند؛ اما معجزه عشق، فراگيرتر از آن است كه رؤياى پر گشودن در هواى شما را از آسمان نگاهمان بگيرد.
السلام عليك يا على ‏النّقى
با دلى از آينه و تن‏پوشى از نسيمِ علم و عرفان و آتشفشانى به لب، بر اهل زمين خوش آمدى.
اى بهشت سامرا! چه خوش است آرامشِ ماندن زير چتر ولايت تو، در صبحى كه چون آفتاب سپيده دم، برآيى!


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81797644476370390188.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۱۰, ۱۷:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18415527511726782149.gif

آمدى؛ آن هنگام كه عباسيان،
در انديشه ‏اى عبث غوطه مى ‏خوردند
و زنجيرهايى را براى بريدن نفس،
در خيال خود مى ‏بافتند.

ناگهان درهاى آسمان،
به روى زمين گشوده شد
و مژده رسيدنت،
همچون زلال چشمه‏ اى،
در خانه ‏اى محقر فوران كرد.

تو از شكوه يقين آمده ‏اى
تا در تاريك‏ترين شب‏هاى تاريخ،
تيرگى غبار اندوه را از قلب‏هاى مؤمنان بزدايى.
سامرا، آغوش گشود
تا قدم‏هاى تو را بوسه بزند.


واحيرتا! كه در هر گوشه آسمان آل زهرا،
صيادى به كمين نشسته است
تا كبوترى از شما را اسير كند؛

اما معجزه عشق، فراگيرتر از آن است
كه رؤياى پر گشودن در هواى شما را
از آسمان نگاهمان بگيرد.

السلام عليك يا على‏ النّقى
با دلى از آينه و تن‏پوشى از
نسيمِ علم و عرفان و آتشفشانى به لب،
بر اهل زمين خوش آمدى.

اى بهشت سامرا!
چه خوش است آرامشِ ماندن زير چتر ولايت تو،
در صبحى كه چون آفتاب سپيده دم، برآيى






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64293900602839256283.gif

فاطمه جان
۱۳۹۲/۰۷/۲۸, ۰۹:۰۳
http://farmandari-sarvestan.ir/farmandari-sarvestan-91/pic/monasebat/91-8-10/Imam-hadi-al.jpg

فاطمه جان
۱۳۹۲/۰۷/۲۸, ۰۹:۱۶
http://zaerin.ir/days/imam_hadi_v90/heder.jpg

:Rose::Rose::Rose:دهمین جلوه هستی:Rose::Rose::Rose:




مدینه است و شادمانی‌های خانه حضرت جواد.


مدینه است و طلوع خورشیدی دیگر در خانه امامت.


مدینه است و شکوفایی دهمین بهار ولایت؛ بهاری که از شکوفه های آسمانی اش، «هدایت» می‌شکفد و «هادی» امت را به تماشاگران عالم لاهوت معرفی می‌کند.


تبارک الله از حضور دهمین حجت خداوند در زمین!


تبارک الله از حضور آسمانی فرزندی از فرزندان حضرت رسول صلی الله علیه و آله!

تبارک الله از حضور خورشید پرفروغ هدایت!

***برگرفته از سایت تبیان***
http://images.persianblog.ir/44268_8bVr0p9T.jpg

فاطمه جان
۱۳۹۲/۰۷/۲۸, ۰۹:۳۰
ز سوی عرش رحمن، نوید شادی آمد


بشارت ای محبان، امام هادی آمد


کجایی یابن زهرا بده عیدی مارا


که روح عشق و ایمان امام هادی آمد

http://aftab10.ir/uploads/509_2402_imamhadi009.jpg

فاطمه جان
۱۳۹۲/۰۷/۲۸, ۰۹:۳۵
ای گوهر بحر آفرینش
وی چشم و چراغ اهل بینش

همنام علی مرتضایی

سرتا به قدم خدانمائی


امروز که دل قرین شادیست
میلاد تو ای امام هادی است


میلاد تو برهمه مبارک

بر مهدی فاطمه مبارک

http://www.quranct.com/gallery/images/3/1_vehadi.jpg

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۲۸, ۱۶:۵۰
http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39180053500241066392.gif&imgrefurl=http://photobelog.persianblog.ir/tag/%25D8%25AA%25D8%25B5%25D8%25A7%25D9%2588%25DB%258C %25D8%25B1_%25D9%2585%25D8%25AA%25D8%25AD%25D8%25B 1%25DA%25A9_%25D9%2585%25DB%258C%25D9%2584%25D8%25 A7%25D8%25AF_%25D8%25A7%25D9%2585%25D8%25A7%25D9%2 585_%25D8%25B9%25D8%25B3%25DA%25A9%25D8%25B1%25DB% 258C%28%25D8%25B9%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587_%2 5D8%25A7%25D9%2584%25D8%25B3%25D9%2584%25D8%25A7%2 5D9%2585%29&h=420&w=400&sz=167&tbnid=apam--KatYmafM:&tbnh=141&tbnw=134&zoom=1&usg=__0v07dndqNzBKaFlkiTA0XZKvYSc=&docid=NqgOylWYStcmLM&sa=X&ei=JO1jUvi5KMWHrQfZjYDgDA&ved=0CDwQ9QEwBwhttp://www.yasgroup.ir/wp-content/uploads/2012/10/imam-hadi-www.yasgroup.ir-1.jpg (http://www.google.com/url?sa=i&source=images&cd=&cad=rja&docid=C_aUUK9TKK0ZWM&tbnid=LhXVHbSonPXSVM:&ved=&url=http%3A%2F%2Fwww.yasgroup.ir%2F18251%2F%25D8%2 5AA%25D8%25B5%25D8%25A7%25D9%2588%25DB%258C%25D8%2 5B1-%25DA%25A9%25D8%25A7%25D8%25B1%25D8%25AA-%25D9%25BE%25D8%25B3%25D8%25AA%25D8%25A7%25D9%2584-%25D9%2588%25D9%2584%25D8%25A7%25D8%25AF%25D8%25AA-%25D8%25A7%25D9%2585%25D8%25A7%25D9%2585-%25D9%2587%25D8%25A7%25D8%25AF%25DB%258C-1.html&ei=wO5jUuT1HsOOrQeavIHgDg&psig=AFQjCNFU-dU6oyFLJPt0DOGdW6vqXQROpA&ust=1382367296604397)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۲۸, ۱۶:۵۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59395852475037532023.gif (http://www.google.com/url?sa=i&source=images&cd=&cad=rja&docid=1foaqA9KsTRwLM&tbnid=J5sSrnWFxJ2FLM:&ved=&url=http%3A%2F%2Fphotobelog.persianblog.ir%2Fpost% 2F123&ei=hO5jUpKHHY2KrgfEi4GwCw&psig=AFQjCNE-cZ5CiIqDD0BhkLuNmvXqnQiDDQ&ust=1382367236566155)http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59395852475037532023.gif&imgrefurl=http://photobelog.persianblog.ir/post/123&h=350&w=450&sz=144&tbnid=J5sSrnWFxJ2FLM:&tbnh=156&tbnw=201&zoom=1&usg=__woQEYnUzIA-P719Y3bTi7puSuLs=&docid=1foaqA9KsTRwLM&sa=X&ei=JO1jUvi5KMWHrQfZjYDgDA&ved=0CC4Q9QEwAQ

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۷/۲۸, ۱۷:۴۹
الگوئی برای راه جویان کمال

امام علی النقی علیه السلام ، دهمین دریچه ای بود که خدا برای بندگان خویش به سوی رحمت و برکت گشود؛

چراغ هدایتی که خداوند در مسیر تکامل انسان نهاد؛
انسان کاملی که شیوه راه رفتن بسوی کمال را به در راه ماندگان می نمود.

سیره و منش زندگی او نیز الگویی برای راه جویان و کمال طلبان بود.
آن حضرت، رویی گشاده و چهره ای دل گشا داشت.
لب های مبارکش همواره در تبسم و در ذکر خدا بود.

در راه رفتن، گام ها را کوچک برمی داشت.
هماره به عبادت مشغول بود.
لباسی پشمینه و سجاده ای از حصیر داشت که تمام شب را بر آن رو به قبله به عبادت خدا می ایستاد.

خداوند، ما را از پیروان و دوست داران او و از راه یافتگان به مکتب هدایتش قرار دهد

میلاد دهمین اختر آسمان هدایت و ولایت «امام علی النقی الهادی» بر همه مسلمانان و شیفتگان هدایت و کمال، مبارک باد.

گلبرگ شماره 94




https://lh4.googleusercontent.com/-e6LD8fxZc3o/UmP6KyXWRFI/AAAAAAAAB-k/JNsvDNT3gfw/w346-h260/monasebat.com_image_gallery_image_1403.jpg (https://plus.google.com/b/101412351172730373851/photos/101412351172730373851/albums/5936863795333727537/5936863797029782610)

فاطمه جان
۱۳۹۲/۰۷/۲۹, ۰۸:۴۵
http://up.temkade.com/images/s2189_320.jpg

صلوات بر امام هادی(ع)

«بارالها! بر علی بن محمد (امام هادی) درود فرست.
او که جانشین اوصیای پیامبر(ص) و پیشوای پارسایان است.
و جایگزین رهبران دین و حجت بر تمام آفریدگان.
بارالها! همانگونه که او را نوری قرار دادی تا مؤمنان از او فروغ بگیرند. او به پاداش بزرگ تو بشارت داد و از کیفر تو مردم را بر حذر داشت و ایات تو را یادآور گردید، حلال تو را حلال دانست و حرام تو را حرام شمرد. آئین تو و واجبات تو را روشن کرد و مردم را به عبادت تو برانگیخت. و به طاعت تو فرمان داد و از معصیت تو بازداشت.
خدایا! بر او درود فرست برترین درودی که بر هر کدام از اولیای خودت و ذرّیه پیامبرانت می‌فرستی ای معبود جهانیان».

http://uploadtak.com/images/n8322_hadi2.jpg

مطهره111
۱۳۹۳/۰۷/۱۸, ۰۷:۳۹
:Gol:چشم و چراغ آل فاطمه آمد:Gol:
:Gol:دست گل جواد الائمه آمد:Gol:
:Gol:بانگ منادى آمد تبارک اللَّه:Gol:
:Gol:موسم شادى آمد تبارک اللَّه:Gol:
ولادت امام هادي(عليه السلام) مبارك باد