مشاهده RSS Feed

مزمل

پیش فرض خاتمیت پیامبران از کجا آمده است؟

به این مطلب امتیاز بدهید
یکی از پیش فرض های ساخت انسان ، تشخیص پیش فرض از قرآن است
انسان ها از آغاز پیدایش قرآن ، آیه 40 سوره احزاب را پیش فرض یا قانون لایتغیر قرآن تشخیص داده و این نتیجه را گرفته اند که دیگر خدا رسول و یا نبی ای را ارسال نخواهد کرد .

در جمله پایانی آیه 40 سوره احزاب می گوید خدا بر هر چیزی داناست یعنی فقط خداست که به هر چیزی داناست .
این آیه هم می خواهد اشاره به جهل انسان کند و خبر دهد که در آینده خدا برای امتهای بعدی رسولی می فرستد که دین مورد تایید خدا را در جهان نشر دهد و همه اختلافات بین ادیان را از بین ببرد و حکومت را به صالحین بدهد .

البته باید به این جمله هم دقت کنیم که حکومت کردن بر گرده دیگران لذتی ندارد مگر برای غیر صالحین

صالحین وقتی زمام امور را بدست می گیرند کارگری هستند که از خدا دستور می گیرند تا خرابی ها و عیوب فکری و فیزیکی در زمین را اصلاح نمایند و مردم را از ظلمات به نور بیاورند.

از گذشته تا حال مردم همه این توهم را پذیرفته اند که درجه و مقام اصل جدایی ناپذیر در بین مردم است .

کار پیامبر روشن ساختن این مطلب است که افراد انسانی با هر مرتبه ای نباید نابرابر انگاشته شوند تنها خدا ست که نابرابر با انسان هاست

برای اثبات اینکه نباید انسانها نابرابر انگاشته شوند استدلال خالق و مخلوق اثبات می کند که تنها خالق با مخلوق نابرابر است و مخلوقات از ان جهت که مخلوقند چیزی از برتری یا فروتری برای انها در نظر نباید گرفته شود.

استفاده از اصل برتر ی و فروتری و ترتیب اثر دادن در روابط انسانی به معنی این است که خدا وجود ندارد


مردم باید این را بدانند که هرگز نباید برتر بودن باعث شود فرد برتر به فرد فروتر بفروشد و در مقابل فرد فروتر فرد برتر را بپرستد. این اصل یعنی پرستش فرد برتر همان اصل شرک است. در آیه 73 سوره حج خدا از قول پیامبر می گوید این دانشمندان شما نمی توانند مگسی خلق کنند.

زیرافرد برتر دارای برتری هایی چون هوش اخلاق واندام زیبا صدای زیبا هست اما خودش در خلق خودش تاثیری نداشته است و خدا او را خلق کرده است. پس نمی توان او را برتر دانست و دیگری را فروتر

بنا براین اگر خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است این برتری طراحی خدا بوده و امتیازی برای برتر و یا نقصی برای فروتر محسوب نمی شود تا فروتر برتر را بپرستد و یا برتر بر فروتر فخر بفروشد.

اما مردم این را نمی فهمند و فکر می کنند آنها خودشان در برتری یا فروتری موثرند. خدا در سوره بلد فرد فخر فروش را تذکر میدهد که چشم و زبان و لب تو را ما دادیم .پس در گفتن جملات و در اعتقادات و تفکرات به این مطلب توجه کن.

آپدیت شده 2014/06/02 در 09:47 توسط مزمل

دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات

  1. رحیل آواتار ها
    یکی از پیش فرض های ساخت انسان ، تشخیص پیش فرض از قرآن است
    انسان ها از آغاز پیدایش قرآن ، آیه 40 سوره احزاب را پیش فرض یا قانون لایتغیر قرآن تشخیص داده و این نتیجه را گرفته اند که دیگر خدا رسول و یا نبی ای را ارسال نخواهد کرد .

    در جمله پایانی آیه 40 سوره احزاب می گوید خدا بر هر چیزی داناست یعنی فقط خداست که به هر چیزی داناست .
    این آیه هم می خواهد اشاره به جهل انسان کند و خبر دهد که در آینده خدا برای امتهای بعدی رسولی می فرستد که دین مورد تایید خدا را در جهان نشر دهد و همه اختلافات بین ادیان را از بین ببرد و حکومت را به صالحین بدهد .
    سلام علیکم
    خب اگر حضرت محمد (ص) خاتم پیامبران نباشند، قسمت « و خاتم النبیین» برای چه آمده و به چه معناست؟
  2. مزمل آواتار ها
    شما ابتدا باید به این مطلب دقت کنید و جواب دهید که
    1- ایا این حرف که پیامبر قبل از پیامبر اسلام یعنی عیسی بشارت داد که پیامبر بعد از من اسمش احمد است
    وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ ﴿۶﴾
    و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت اى فرزندان اسرائيل من فرستاده خدا به سوى شما هستم تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى ‏كنم و به فرستاده‏ اى كه پس از من مى ‏آيد و نام او احمد است بشارتگرم پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد گفتند اين سحرى آشكار است (۶)
    این حرف درست است چون در قران در سوره
    صف امده است بدیهی است وقتی پیامبر اسلام نامش محمد است دیگر نمی توان این دو را با هم جمع کرد
    2- قران هرگز نام محمد را مخاطب قرار نداده و نگفته یا محمد
    5. سوره 13, آیه 43
    وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ
    در این ایه نگفته یا محمد بلکه گفته می گویند تو رسول نیستی از ضمیر نامشخص استفاده کرده است
    پس نمی توان محمد را نام قرانی پیامبر اسلام بدانیم یعنی در حقیقت نام پیامبر اسلام از نظر خدا احمد است
    3- لذا احمد نمی تواند خاتم نبیین باشد زیرا نام پیامبر اسلام در قران محمد نیست تا خاتم باشد گر چه نام خانوادگی پیامبر اسلام محمد است در پیرامون ما افراد زیادی هستند که نام مشابه دارند اما معلوم نیست یک نام مشخصات واقعی چه کسی است مثلا اگر در یک کتاب نام بابک امده باشد در ایران تنها نام نمی تواند ما را به فرد مورد نظر برساند بلکه احتیاج به مشخصات دیگری می باشد
    4- اگر عیسی گفته بود پیامبر بعدی نامش محمد است و قران نیز مخاطبش را به جای ضمایر از یا محمد استفاده کرده بود شکی در ان نبود اما چنین نیست
    5- مثلا قران نوشته : ای مزمل یا ای مدثر شبها همه مزمل یا مدثر هستند اما مخاطب یک نفر خاصی است به همین جهت یک نام نمی تواند ما را به منظور برساند چنان که اگر در محلی باشید صداهایی از اطراف میاد که بچه ها داد می زنند بابا یا مامان اگر هر مردی یا زنی با شنیدن صدا بگوید بله آیا درست است؟ باید نگاه کرد و دید بچه چه کسی است .
    یا مثلا کلمه بلد به معنی مکه صد در صد می تواند باشد ؟
    مثلا اگر به شما گفته شود شهر ایا شما می توانی بگویی تهران باید مشخصاتی بدهند مثلا شهری که برج میلاد دارد حالا اگر بگوید
    لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۱﴾
    سوگند به اين شهر (۱)
    ایا می شود قطعا گفت مکه نمی شود؟
  3. رحیل آواتار ها
    درست متوجه شدم؟
    فرضیه شما این است که در آخر الزمان رسول دیگری خواهد آمد با نام «محمد» که خاتم پیامبران است و منظور این آیه آن رول است نه پیامبر ما(ص)؟
    اگر درست خاطرم مانده باشد، شما روایات را برای استناد معتبر نمی دانید.
    خب اگر همین آیه را بخواهیم مبنا قرار دهیم
    «مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا »
    طبق فرضیه شما، آیه درصدد بیان این مطلب است که پیامبری که در آخر الزمان خواهد آمد، پدر هیچکدام از مردان ما نیست ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است.
    سوال:
    چه لزومی دارد در قرآن بیان کند که پیامبری که هنوز نیامده، و از قرار متولد هم نشده، پدر هیچکدام از مردان ما نیست؟
  4. مزمل آواتار ها
    به این مفهومی که شما برداشت نموده اید نیست منظور خدا این نیست که رسول فرزند ندارد یا اگر رجل را به معنی مرد بگیریم پسر ندارد بلکه منظورش این است که این فرد هیچ یک از تعلقات و وابستگی های دنیایی که سایر مردم دارند را ندارد به همین خاطر می گوید او فقط رسول خداست
    در این دنیا ما انسانها دارای پیوند ها و وابستگی های مادی و معنوی هستیم که به روح ما چسبیده است که افکار ما را تشکیل می دهد مانند من پدر یا مادر هستم من این شغل را دارم و یا من از این طایفه و کشور و مذهب و یا زبان هستم
    اگر اینها باشد ولی برای ما نقش خنثی را داشته باشد دیگر ما پیوندی با ان ها نداریم
    این بدان معنی نیست که متاثر نشویم مثلا از ناراحتی یا موفقیت فرزند یا خودمان و غیره بلکه به این معنی است که این تعلقات از وجود ما رفته است نمی گوییم فلانی فرزند من است پس من یک پدر یا مادر هستم مالکیت ها را از دست میدهیم گر چه مالک هستیم
    اگر قران می گوید بگو من از شما اجری نمی خواهم الا مودت نزدیکان به این معنی است که راحتی رسول با رفتار خوب مردم به نزدیکانش شکل می گیرد
    اگر گفته او پدر مردان شما نیست یعنی او خود را پدر نمی داند ولی خود را فرزند دیگری می داند زیرا فرزند بودن دارایی نیست اما پدر بودن دارایی است
    یا پزشک بودن دارایی است اما بیمار یک پزشک بودن دارایی نست
    چنین فردی می گوید من شاگرد فلانی بودم اما نمی گوید من معلم فلانی بودم زیرا وقتی می گوید معلم هستم همان احساس پدر بودن یا سایر تعلقات فردی بدست میاد یا سایر مواردی که شخص صاحب دارایی است این دارایی ها در رسول از بین رفته است
    خاتم نبیین هم به این معنی نیست که او نبی است و بعد از او نبی ای نمی آید بلکه به این معنی است که نبی افرادی هستند که قران و دین را تبلیغ می کنند چون رسول مامور به از بین بردن تمام دارایی ها است لذا دیگر بعد از او کسی نمی تواند صاحب موقعیت نبوت شود زیرا نبوت یک دارایی است که مذموم است مانند همه ی دارایی های دیگر
^

ورود

ورود