مشاهده RSS Feed

مسلمان ایرانی

67) خیر و شر از کجا ریشه میگیرند؟

به این مطلب امتیاز بدهید
شبهه: در حالی که آیه ای میگوید هم خیر و هم شر از طرف الله می آیند، دقیقا در آیه بعدی میگوید تنها خیر از الله ریشه میگیرد.
سوره 4 آیه 78
هرجا که باشید ولو در حصارهای سخت استوار، مرگ شما را در میابد. و اگر خیری به آنها رسد میگویند از جانب الله بود و اگر شری به آنها رسد میگویند از جانب تو بود. بگو همه از جانب اللهست. چه بر سر این قوم آمده است که هیچ سخنی را نمیفهمند؟
سوره 4 آیه 79
هر خیری که به تو رسد از جانب الله ست و هر شری که به تو رسد از جانب خود تو است. تو را به رسالت به سوی مردم فرستادیم و الله به شهادت کافی است.

بسیار جالب است که در انتهای آیه اول میگوید چه بر سر این قوم آمده است که هیچ سخن را نمیفهمد. آیا واقعا میتوان این کلام متناقض را فهمید؟ بالاخره خوب و بد هردو از طرف الله هستند یا نه؟

پاسخ:

پیش از پاسخ مجدّد به این ادعای تکراری تناقض، باید یادآوری کنیم که این سخنِ نویسندۀ شبهه که نوشته است: «بسیار جالب است که در انتهای آیه اول میگوید چه بر سر این قوم آمده است که هیچ سخن را نمیفهمد» صرفاً یک یاوه گویی، به دور از فضای نقد و نوعی تلاش برای تحقیر مسلمین است، اتفاقاً کسانی هیچ سخن نمی فهمند، که چنین شبهات سخیفی را علیه اسلام طرح می کنند و هر چه جواب می دهیم، باز هم بر سر مواضع باطل خود باقی می مانند، و وقتی از نقد علمی باز می مانند، دست به تحقیر مسلمین می زنند.

و اما جواب ادعای تناقض که پیش از این نیز ذکر شده است:

اولاً هیچ یک از این آیات از واژۀ «شر» نامى برده نشده است هر چند معنا مختلفى که در مفهوم «شر» وجود دارد، ممکن است بعضى از این شامل «سیئه» و یا شامل نصب عذاب شود و لذا بحث در مورد آیات مربوط به شرور بحث جداگانه مى باشد ولى سیئه و حسنه در آیات بالا با سیاقى که دارد منظور اعمال بد و خوب نیست بلکه حوادث و پیش آمدى خوب.

ثانیاً در مورد تعارض آیه 78 و 79 سورۀ 4، در ظاهر و در نگاه اول تصور آن احتمال مى رود، زیرا دو آیه از نظر پشت سر هم قرار گرفتن، در آیۀ نخست مى گوید به آنها بگو همۀ اینها چه حسنه و چه سیئه و چه پیروزى و چه شکست از ناحیۀ خداست ولى در آیۀ دوم مى گوید فقط حسنه و نیکى ها از ناحیه خدا و سیئه و بدیها از ناحیه فرد است.
با مطالعه و دقت در مضمون دو آیه و معارف دیگر که در مورد بدى ها و خوبى ها در قرآن کریم داریم به نکات و پاسخ هاى روشنى برخورد مى کنیم، که هر کدام پاسخ جداگانه به این سؤال مى باشد.

1. اگر سیئات و بدى ها را تجزیه و تحلیل کنیم داراى دو جنبه هستند یک جنبه ى مثبت و دیگر جنبه ى منفى و به خاطر همین جنبه منفى که قیافۀ سیئه به آن مى دهد و به شکل «زیان و ضرر نسبى» در مى آید. براى مثال انسانى براى دفاع از خود در مقابل دشمنان خطرناک و یا حیوانات اسلحه اى را فراهم مى کنند و از آن محافظت مى کنند و براى حفظ خودش همیشه همراه خود نگاه مى دارد. این عمل از نظر عقل و این کارى نیک و حسن است گناهى در آن وجود ندارد ولى در اثر اشتباه و خطا میزند یک بى گناه را مى کشد و از این طریق مرتکب سیئه مى شود. اگر بخواهیم عوامل وجودى این کار را بررسى کنیم در اینجا براى ایجاد این سیئه و بدى عواملى وجود داشت از عوامل جسمى و فکرى و مالى قاتل که خواست آن اسلحه را آماده کند و آن را به کار ببرد. دوم قدرت تاثیرگذارى یک اسلحه و گلوله آن و نشانه گیرى صحیح آن. سوم استفاده از یک فرصت مناسب. تمام اینها جنبه مثبت قضیه است زیرا همه این عوامل مى توانست مفید و سودمند واقع شود و اگر در جاى خود به کار مى رفت مى توانست مشکلات زیادى را حل کند (مثل دفع دشمنان جنایتکار که به یک ملت مظلوم هجوم مى آورند) ولى جنبه ى منفى آن این بود که در مورد انسان بى گناهى به کار رفته است و همین سبب شد که به صورت سیئه در آمده است و الا آن عوامل قبلى همه مفید و حسنه بودند. به همین دلیل در آیه اول از این که شما حسنات و سیئات به خداوند نسبت داده شده است به خاطر آن است که تمام منابع قدرت حسنى قدرتهایى که از آن سوء استفاده مى شود از ناحیه خداست و سرچشمه سازنده و مثبت از اوست. و اگر در آیه ى دوم سیئات به مردم نسبت داده شده است، شاید همان «جنبه هاى منفى» قضیه سوء استفاده از مواهب و قدرتهاى خدادادى است و این درست به آن مى ماند که پدرى سرمایه اى به فرزند خود براى ساختن خانه ى خوبى بدهد ولى او آن را در راه مواد مخدر و فساد و تبهکارى و یا دایر کردن خانه و مرکز فساد به کار اندازد شکى نیست که او از نظر اصل سرمایه که هم در خوبى به کار مى رود و هم در بدى مدیون پدر است و از ناحیه اوست ولى از نظر سوء استفاده مستند به خود او است.

چون آیه درباره منافقین هر گاه پیروز مى شدند مى گفتند از ناحیه خداست و هر گاه شکست مى خوردند مى گفتند از سوء تدبیر و عدم کفایت نقشه نظامى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) است و یهودى ها هم خیلى بودند هنگام ظهور پیامبر حوادث خوب را به خدا نسبت مى دادند و حوادث بد را از قدم پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) نسبت مى دادند. خداوند در آیه ى اول پاسخ مى دهد همه این پیروزى و شکست ها از ناحیه خداست «قل کلٌ من عندالله» زیرا از نظر یک موحد و خداپرست همه خوبى سرور و فرصت و عوامل مثبت از ناحیه خداست و خوب از آن استفاده کنند و یا بد و تمام منابع قدرت و پیروزى از ناحیه خداست چه از آن خوب استفاده شده و چه از آن بد استفاده شده باشد و این که در آیه دوم سیئات را به مردم نسبت مى دهد اشاره به آن جنبه منفى استفاده از سرمایه خدادادى در اثر عدم لیاقت آنها بوده است و خوب از آن استفاده نکرده اند.


2. این دو آیه میتواند اشاره به مسئله (الامر بین الامرین) و جمع بین توحید افعالى خدا و عدالت خدا باشد. بیان مسئله: ما در توحید افعالى معتقد هستیم همه ى حوادث جهان حتى اعمال و افعال ما خواه حسنه باشد یا سیئه، خوب باشد یا بد از یک نظر مربوط به خداست زیرا اوست که به ما قدرت داده و نیرو و توان و ادامه ى وجودى ما آنها به آن از ناحیه ى او مى رسد و حتى قدرت بهره مندى از اختیار و آزادى را او بخشیده است بنابراین آنچه ما اختیار مى کنیم و یا آزادى اراده اکتساب مى نمائیم برخلاف خداست خدا نیست ولى در عین حال اعمال ما به دارد و از وجود ما سرچشمه مى گیرد و ما مسئول اعمال خود هستیم زیرا عامل تعیین کننده عمل اراده و اختیار ماست به همین دلیل ما در برابر اعمالمان مسئولیم و استناد اعمال ما به خدا آن چنان که اشاره شد از ما سلب مسئولیت نمى کند.

بنابراین آن چه که در آیه اول که مى فرماید حسنات و سیئات از خداست اشاره دارد به فاعلیت خدا نسبت به همه چیز و توحید افعالى که هیچ حول و قوه اى در جهان نیست مگر از آن اوست و آن جا که مى گوید سیئات از شماست اشاره به فاعلیت و اختیار و آزادى ما مى کند که چگونه انتخاب و اختیار مى کنیم این موضوع درست به آن مى ماند که ما سوار یک قطار برقى شده باشیم که انرژى لازم براى حرکت را از سیم مخصوص که در سرتاسر جاده کشیده شده و با حلقه اى به آن مربوط است دریافت مى دارد از نظر تکوینى ما آزادى داریم که این قطار را بر هر راه که مى خواهیم ببریم به سوى مراکز پاک و در راه اهداف مقدس و یا به سوى مراکز آلوده و در راه هاى نامشروع ولى در عین حال از نظر مقررات قانونى به ما دستور داده اند که مسیر اول را بپیمائیم نه مسیر دوم را.

بدیهى است آن کسى که سرپرست مرکز مولد برق است از ماهواره دارد نگاه مى کند از تمام برنامه کار من خبردار است هر لحظه مى تواند اراده کند جریان برق را قطع نماید و قطار ما در جاى خود در همن لحظه میخکوب خواهد شد و در عین حال به ما مهلت مى دهد تا مسیر خود را انتخاب کنیم در اینجا رفتن ما به یکى از این دو مسیر مسلماً هم به او استناد دارد هم به ما ولى استناد به او هیچ گاه سلب مسئولیت از ما نمى کند و آثار ندارد بلکه با احساس آزادى به ما تحرک مى بخشد و مقصود از جمله ى «امر بین الامرین» نیز و به تفسیر فلسفى در افعال انسان دو فاعل در طول هم قرار دارند نه در عرض هم و به همین دلیل تضادى با یکدیگر ندارند. به همین دلیل مى شود کلیه ى حرکتهاى مثبت و منفى را به خدا نسبت داد چون نیرو و توان از اوست ولى شدو حرکت منفى را به نیرو نسبت داد چون با سوء اختیار خد از نیروى خود استفاده منفى کرده است.


3. پاسخ سوم که در تعبیرى که براى این دو آیه وجود دارد استفاده از اخبار اهل بیت(علیهم السلام) مى باشد که اهل بیت فرموده اند: منظور از حسنات و سیئات پاداش و مزد اعمال حسنه و کیفرهاى اعمال و مجازات و عفویات معاصى است شکى نیست که این پاداش و کیفرها از ناحیه ى خداوند است ولى چون نتیجه ى اعمال و افعال بندگان مى باشد از این جهت گاهى به بندگان نسبت داده مى شود و گاهى به خداوند و هر دو صحیح است. مثلاً صحیح است گفته شود حاکم و سلطان است که پاداش خوبى داده و دست دزد را قطع مى کند و نیز صحیح است که گفته شود این خود پاداش خوبى گرفت و یا خود دزد است که دست خود را قطع مى نماید و لذا مى شود گفت: حسنات و سیئات دست خداست و مى شود گفت سیئات مال بنده است و هیچ اختلاف تضادى بین آیات وجود ندارد. (استفاده از تفسیر نمونه و المیزان ذیل آیه شریفه)
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
علوم قرآن
^

ورود

ورود