مشاهده RSS Feed

مسلمان ایرانی

71) دستور الله به محمد برای گسترش اسلام

به این مطلب امتیاز بدهید
شبهه: اسلامگرایان زیادی دیده شده اند که با نقل قول کردن از تازینامه ادعا میکنند که تازینامه هرگز به پذیرش اجباری دین توصیه نمیکند. معمولا سوره 2 آیه 256 را نقل قول میکنند که "در پذیرش دین اجباری نیست". در اینجا به دو توصیه متناقض الله در مورد قبولاندن دین به مردم اشاره میشود.
سوره 3 آیه 20
اگر با تو به داوری برخیزند بگوی: من و پیروانم در دین خویش به الله اخلاص ورزیدیم. به اهل کتاب و مشرکان بگو: آیا شما هم به الله اخلاص ورزیده اید؟ اگر اخلاص ورزیده اند پس هدایت یافته اند و اگر رویگردان شده اند، بر تو تبلیغ است و بس و الله بندگان را میبیند.
سوره 8 آیات 38 و 39
به ناباوران بگوی که اگر دست بردارند گناهان گذشته آنها آمرزیده شود و اگر بازگردند، دانند که با پیشینیان چه رفتاری شده است. با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه ای نباشد و دین همه دین الله گردد. پس اگر باز ایستادند، الله کردارشان را می بیند.

آیا سوره 8 آیه 38-39 ناسخ و سوره 3 آیه 20 منسوخ است؟ اگر اینگونه است آیا میتوان گفت که سوره 8 آیات 38-39 استراتژی محمد در برخورد با ناباوران و در نتیجه استراتژی اسلامگرایان با الله ناباوران است؟ یا اینکه آیه دوم در موقع جنگ نازل شده است؟ به نظر میرسد اینها تغییر رفتار محمد را با توجه به عکس العمل های مختلفی که از مردم دریافت میکرد نشان میدهد، ما در سوره 3 آیه 20 مفهومی آرام و صلح آمیز میبینیم اما در سوره 8 آیه 38-39 مفهومی خشونت آمیز و متوحش و البته مشخص است که رفتار محمد از مکه به مدینه بسیار متفاوت شد.

پاسخ:

اولاً ما نویسندۀ این شبهه و تمامی اسلامستیزان را به حفظ ادب دعوت می کنیم، و پیشنهاد می کنیم که به جای نسبت دادن تعابیری مثل توحش که بیشتر برازندۀ خودشان است، فضای نقد را با عقده گشائیهای خود، آلوده نکنند.

ثانیاً نویسنده مطابق شبهات قبل، در اوهام خویش غرق است و اینجا هم مدعی است که آیۀ دوم، آیۀ اول را منسوخ نموده است و این ناشی از تغییر رفتار حضرت محمد است و... ای کاش اسلامستیزان، به جای خیالبافی، حقایق اسلام را می خواندند.

ثالثاً آیه های 39 و 38 از سورۀ 8، دستور به جنگیدن برای از بین بردن فتنه و برقرار حکومت دینی است، ولی قرار نیست که در حکومت دینی، اهل کتاب به ترک دین خود مجبور بشوند، و مشرکین هم می توانند به مسیحیت یا یهودیت بگروند، و اجباری در مسلمان شدنشان نیست. پس روشن است که آیۀ اول در مورد اعتقادات شخصی است و آیۀ دوم در مورد از بین بردن فتنه و استقرار حکومت دینی. هیچ جای قرآن نگفته است که بجنگید و مسلمانشان کنید. اگر پیشفرضها نباشند، توهم تناقض هم ایجاد نمی شود.

رابعاً سورۀ 3(آل عمران) هم مثل سورۀ 8(الانفال)، سوره ای مدنی است، پس چگونه نویسندۀ این شبهه، از تفاوت رفتار حضرت محمّد از مکه به مدینه سخن می گوید؟
^

ورود

ورود