انتهای نتیجه !




48 پیغام بازدید کنندگان

  1. سلام. ديروز به دنبال تو به همه جا سر زدم. هم از نسيم سراغت را گرفتم ، هم از گل سرخي كه كنار چشمه عشق روييده بود. حتي از پرنده هايي كه در شعرهايم بال ميزدند نشاني ات را پرسيدم. اما پيدايت نكردم. اين را ولي خوب مي دانم كه اگر چشمانم را ببندم و با دهان بسته صدايت كنم فورا جوابم را خواهي داد.


    راستي كه عجب صفايي دارد اين بي قراري ها و اين دلتنگي ها!... مانده ام كه اين فاصله ها اگر نبود آيا باز هم اينقدر مشتاق شنيدن صدايت از درخت و صندلي و ستاره بودم؟


    هميشه فاصله ها باعث ميشوند تا بيشتر قدر همديگر را بدانيم و بيشتر به دنبال هم بگرديم. مثل همين امروز كه همه جا را به دنبالت گشتم. حتي همه خوابهايم را يكي يكي جستجو كردم . همه جا رد پايت بود . حتي موج صدايت به نرمي از تپه هاي خيالم بالا ميرفت . اما خودت نبودي...


    حق با آفتابگردان هاست
  2. درد دارد همیشه دل کندن، درد دارد تمام پایان ها
    گم شدن در مسیر تنهایی،گریه کردن به حال باران ها


    عشق با روح من گلاویزست، شهر تا بی نهایت افسرده
    من چه کردم که باید اینگونه، له شوم از هجوم تاوان ها


    آه ای سرگذشت غمگینم، آه ای انتهای رویاها
    زخمهایی زدی که می ترسم، از تو و از تمام انسانها


    از دل خاطرات وهم آلود، نکند که دوباره برگردی
    اتفاقی ببینمت یک روز، باز هم در همین خیابانها


    آخرین لحظه های عمرت را، نکند که به یاد من باشی
    جان بگیرم دوباره در ذهنت، در میان عذاب وجدان ها


    دردها می کشم، نمی میرم ،فال می گیرم و تو می آیی
    وحشتی از نگاهت افتاده، توی قلب تمام فنجانها
  3. از آن روزی که رفتی خانه ام ساکت تر از قبل است
    کسی در من خودش را حبس کرده کُنج پستو ها
  4. مردم چه می کنند که لبخند می زنند؟
    غم را نمی شود، به رویم نیاورم !
  5. قبلا ها فکر میکردم رفتن، رسیدن است، اما الان
    .
    .
    .
  6. قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
    ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
  7. ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان
    جان به غم هایش سپردم نیست آرامم هنوز
  8. علیکم السلام برادر عزیز
    خواهش می کنم ممنونم که بنده رو قابل دونستید و درخواست حقیر رو پذیرفتید
  9. من سکوت خویش را گم کرده ام !
    لاجرم در این هیاهو گم شدم
    من که خود افسانه می پرداختم
    عاقبت افسانه مردم شدم !
    ای سکوت ای مادر فریادها
    ساز جانم ازتو پر آوازه بود
    تا در آغوش تو راهی داشتم
    چون شراب کهنه شعرم تازه بود.
    در پناهت برگ وبار من شکفت
    تومرابردی به شهر یادها
    من ندیدم خوش تر از جادوی تو
    ای سکوت ای مادر فریادها!
    گم شدم در این هیاهو گم شدم
    توکجائی تا بگیری داد من؟
    گرسکوت خویش را می داشتم
    زندگی پر بود از فریاد من !

    فریدون مشیری
نمایش پیغامهای بازدید کننده 1 از 10 تا 48
صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
درباره غمگین

اطلاعات عمومی

درباره غمگین
استان یا شهر:
Tehran
علاقمندي ها:
ویالون غمگین
شغل:
دانشجو
جنسيت:
مرد

امضاء


دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

آمار


مجموع پست ها
مجموع پست ها
62
میانگین پستها در طول روز
0.04
آخرين نوشته
بهترین شعرهایی که خوانده ام ۱۳۹۷/۰۴/۰۸ ۱۳:۱۰
پیغام بازدید کنندگان
مجموع پیغام ها
48
جدید ترین پیام
۱۳۹۷/۰۴/۱۵ ۲۳:۴۱
مجموع تشکر ها
مجموع تشکر ها
105
کتابخانه
دریافت
0
آپلود
0
اطلاعات عمومی
آخرین حضور
۱۳۹۷/۰۴/۱۵ ۲۳:۵۰
تاریخ عضویت
۱۳۹۲/۱۱/۳۰

3 دوستان

نمایش دوستان 1 به 3 از 3

تعداد دلنوشته صلوات ساعت تاریخ
^

ورود

ورود