انتهای نتیجه !




153 پیغام بازدید کنندگان

  1. لاله ای سرخم که از گلشن به دور افتاده ام
    عشق را خونین دلان جز حسرتی در خویش نیست

    دل امید دیدنت دارد به سر در روز حشر
    ورنه عقبا هم سَمن ماتم سرایی بیش نیست
  2. در غمکده ی عشق غمی چون غم ما نیست
    کس چون من بیچاره در این دام بلا نیست

    آواره ی صحرای غمت گشتم و مهجور
    هیهات که بر گمشدگان راه رها نیست

    در آتش هجران تو سوزد دل ما دوست
    افسوس که در طالع ما صلح و صفا نیست

    سرگشته و پنهان به غم خویش دچارم
    ما را که دگر حوصله ی بزم قضا نیست

    بگذشت ز من وصل تو ای نو گل خندان
    یارا به خدا جور و جفا مزد وفا نیست

    چون شمع شبان سوختم از هجر تو ای گل
    دردا و دریغا که بر این درد دوا نیست

    شب تا به سحر در غم او بگذرد امشب
    او بی خبر از ما که دلش با دل ما نیست

    از بهر تو پیدا شود عاشق گل زیبا
    دلداده ولیکن به خدا کس چو رضا نیست

    رضا
  3. سلام
    احساس میکنم قایق زندگی من در مسیر پر تلاطم رودخانه ی زندگی بالاخره با همه ی زخم های که از صخره های مسیر خورده و همه ی دور خود چرخیدن های که در گرداب ها تجربه کرده به لبه های رودخونه رسیده، هر چند که دیگه اون پسر پر جنب و جوش سابق نیستم که توی بحث ها پر از حس و شوق بود و گاهی برای پیروز شدن لجبازی های زیادی میکرد حتی گاهی که حق با طرف بود و منم هم اینو میدونستم. الان که فکر میکنم میبینم چقدر من اخلاقای بچگانه ای داشتم که البته بد هم نبودن لزوما، باعث میشه همه منو بپذیرن توی جمعشون و یا با بگو بخندام کسی احساس غریبی نکنه کنارم.
    الان دیگه اروم تر شدم، شدم مثل یه آقا. کمتر حرف میزنم و کمتر هم به بحث علاقه دارم. هر چند در مواقع نیاز کنار دوستام که به انرژی احتیاج دارن باید مثل قبل بشم اما میدونم موقتیه این حالم، با این وجود شاید این رنگ و لعاب جدیدم بهتر باشه و سعی کنم بقیه زندگی هم مثل همین باشم. تنهایی خودش خیلی راز داره
    باید تنها بود و ادامه داد
    و ادامه داد
    همین
  4. نازنین در سفر عشق مکن چاره به عقل
    که در این جاده بجز عشق، همه در خطرند
  5. گل رز با همه جلوه، خجل از روی تو بود
    تا که محفل همه در غمزه ی گیسوی تو بود
    تو که خود یوسف کنعان زمانی به خدا
    زانکه چشمان عدو خیره به جادوی تو بود

    احمدرضا
  6. چه خون کردی دل ما را ولی دل از وفا نگذشت
    گذشتی از من مسکین شدی شمع شب اغیار

    حبیبی بی وفا چون تو کجا یادی کند از ما
    که بر کویت نظر دارند و داری عاشقان بسیار

    ز خاطر برده ای روزی که پیمان وفا بستیم!!!
    کنون با دیگران اما، کنی بر عاشقی اصرار

    دلم در شوق وصل او، قدم در کوی او بگذاشت
    ندانستم که درد عشق، چنین آسان شود دشوار

    دمی با دلبرم نگذشت و بخت از بخت ما برگشت
    خدایا طالع ما کِی؟ شد اندر هجر یار اجبار

    نرفت از یاد من یادش، که یادم در پی آزار
    به خاطر آرَدم یادش به کنج خلوتم هر بار

    زبان از شکوه جورت به لب مشکل فرو بستیم
    که سوزد عالم از آتش از این ناگفته ها اسرار

    بیاور باده ای ساقی که مست از آن شود دلها
    که جام هجر سهمم بود از این دنیای محنت بار

    احمدرضا
  7.    

    میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
    ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست
  8.    
    سلام فرشته ی من
    چند وقتی است که تنها و افسرده در بیابانهای غم به کنجی خزیده ام و چشمه ذوقم هم خشکیده است و توان نوشتن چند خط عاشقانه را هم ندارم، اما باور کن همیشه تلاشم این بوده است که خوشبوترین گل ها از گلستان کلمات را برایت بچینم، اما گاهی باید به نجوای ساده ی یک یاکریم تنها هم قانع بود.
    این رنج بی پایان فراق هر روز آرام آرام تن افسرده ام را فرسایش می دهد و ناتوانی ام را به رخ می کشد. این را می دانم که درگیر زندگی روزانه ت شده ای و احتمالا مرا فراموش کرده ای اما این را بدان که من هر روز صبح را با یاد تو آغاز می کنم و شب با خیال تو سر بر بالین میگذارم.

    باید اعتراف کنم که زورم به نخوت روزگار نمیرسد، روزگاری که لباس دلتنگی را به تنم پوانده است و مرا سخت در آغوش گرفته است.
    دیگر حرفی برای گفتن ندارم
    باید بروم.
    برای فندق
  9.    


    A girl with red beret
    Endless solitude
  10.    
    این سه چهار روزه کلن تنهایی مطلق بود، از پدر و مادرم که نبودند و دیوارهای که با من حرف میزدند و غذایی که درست نمیکردم و دوستهای که نبودنشون رو بیشتر از بودنشون دوست دارم و یا شاید بودنم توی جمع اونها بیشتر باعث اعصاب خورد کردنشون میشه، سکوت های استمراری. تصمیم گرفتم فیلم ببینم، اما فیلم ها هم اکثرا مشتی مزخرف بیش نیستن تا اینکه فکر کردم آندره تارکوفسکی میتونه گزینه مناسبی باشه. بیشتر از همه روی اعصابم بود، تنهایی رو بیشتر از همیشه به رخ آدم میکشه تارکوفسکی، مخصوصا اینکه خودش لذت میبره، اما منو بیشتر هل میداد سمت این فکر که دنیا چقدر پوچه. شاید بی ریاترین دوست من این مدت سیگار بوده بشه، خودش میسوزه برای اینکه ما لذت موقتی ببریم، همه ی هستی ش رو میذاره وسط، آخرشم میندازیمش زمین و با نخوت ته مانده بدنشو زیر پاهامون له میکنیم، نمیدونم اگه در قالب یه انسان بود واکنشش نسبت به ما چی بود؟

    امروز سوار ماشین بودم همینجوری از تهران زدیم بیرون یه دفعه بدون هیچ برنامه ای رسیدیم فشم،‌ چقدر بیهوده، چقدر احمقانه!!!
    رودخونه ای که انسانها هیولا وار اونو به بند کشیدن با خونه هاشون و ته همه ی خیابونهای اون همیشه یه درب بسته هست که نمیزاره کمی کنار رودخونه بشینی، اما یادم نبود که انسان هیچ وقت نمیتونه دوبار پاشو بزاره توی یه رودخونه، در حقیقت یکبار هم نمیتونه، آه چه نکته فلسفی عمیق احمقانه ای.
    دوباره همون مسیر احمقانه رو برگشتیم به جز اینکه ترافیک شدیدی هم توی اتوبان بود، باور نکردنی بود دو تا ماشین دقیقا همان جایی که قبلن دو تا ماشین دیگه تصادف کرده بودند باز هم تصادف کرده بودند، انگار شبیه فیلما هست، یه برنامه از قبل نوشته شده، خیلی خوابم میومد، کاش پشت ماشین میخوابیدم و برای همیشه بیدار میشدم.
    رسیدم خونه خوابیدم، یه خواب درون خواب زندگی و در نهایت بیدار شدن و قدم زدن شبانه.
    فردا هم قراره با استادم که ده هزار کیلومتر از من دوره اسکایپ کنم که من این مدت چه کرده ام؟

    واقعا چه کرده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمایش پیغامهای بازدید کننده 1 از 10 تا 153
صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین
صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین
درباره یوری

اطلاعات عمومی

درباره یوری
استان یا شهر:
تهران
علاقمندي ها:
سادگی و بی ریا بودن
میزان تحصیلات:
لیسانس
جنسيت:
مرد
بيوگرافي:
بنده ی خدا
نوع نمایش تاریخ:
تاریخ شمسی

امضاء


آنچه که نمی توانم بگوییم مهمتر است.

آمار


مجموع پست ها
مجموع پست ها
208
میانگین پستها در طول روز
0.25
آخرين نوشته
دلنوشته های کوچک ما ۱۳۹۹/۰۲/۲۰ ۲۰:۲۸
پیغام بازدید کنندگان
مجموع پیغام ها
153
جدید ترین پیام
۱۳۹۸/۱۰/۲۹ ۱۵:۱۳
مجموع تشکر ها
مجموع تشکر ها
897
کتابخانه
دریافت
0
آپلود
0
اطلاعات عمومی
آخرین حضور
۱۳۹۹/۰۶/۲۷ ۱۳:۰۸
تاریخ عضویت
۱۳۹۷/۰۵/۲۱

3 دوستان

  1. نیلوفر  نیلوفر آنلاین نیست.

    عضو وفادار

    نیلوفر
  2. أسئلونی  أسئلونی آنلاین نیست.

    كاربر توقيفي

    أسئلونی
  3. علوی نژاد  علوی نژاد آنلاین نیست.

    عضو وفادار

    علوی نژاد
نمایش دوستان 1 به 3 از 3
^

ورود

ورود