جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%




    این تاپیک مخصوص مباحث نوین و نظریات جدید در مورد تکامل است....

    نظرات دکتر داوکینز پیرامون علت بوجود آمدن...شرم...خداگرایی و وجدان و منطق های

    نوین برای توجیه تکامل مورد بحث قرار می گیرد....

    1.سوال نخست اینکه آیا می توان تکامل را با تئوری حرکت و کمال جوهری ماده ی ملاصدرا
    توجیه کرد...؟

    2.آیا تکامل بکلی در اسلام(مانند دیگر مذاهب) رد می شود...؟

    3.منظور جعفر صادق(غ) از اینکه هزاران انسان قبل آدم وجود داشتند چه بوده است؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    آدم و تکامل (ایات قران و نظریه تکامل)
    قرآن صریحأ تاکید میکند که آفرینش «انسان» از خاک آغاز شده است و طی مراحل و تطورات گوناگون تبدیل به انسان ، عالیترین موجود زنده در آخرین مرحله تکاملی میشود.

    « کسی که آفرینش همه چیز را نیکو کرد و آفرینش انسان را از گل آغاز نمود » سجده 7

    و نیز قرآن آفرینش هر موجود زنده را از آب میداند :

    « و هر موجود زنده ای را از آب آفریدیم » انبیا 30
    « و خداوند تمام جنبندگان را از آب افرید برخی از آنها بر شکم میروند برخی بر دوپا و برخی برچهارپا حرکت میکند خداوند هر چه بخواهد می آفریند که خدا بر هرکاری توانا است» نور45

    قرآن در عموم آیات مربوط به آفرینش آدم روی این محور تاکید میکند که در افرینش او کاری خاص و برجسته صورت گرفته و آن حلول روح الهی در پیکر مادی است که آنرا از سایر موجودات که پیش از او آفریده شده اند ، متمایز میکند و این خود متاسیون و جهشی است در روند آفرینش .
    بدین ترتیب موجودی بر این کره خاکی بوجود آمده است که از آن پس یکه تاز کره زمین میشود؛ یکه تازی بی معارض که هیچ موجودی از موجودات قبل از او توانایی ندارد او را محدود کند.
    ماجرای آفرینش آدم در قرآن چنین ترسیم شده است ، که انسان در جریان تحول مادی و دگرگونیهای فیزیولوژیک [1] به مرحله ای از مراحل آفرینش میرسد که به « نفخۀ روح الهی » نام میگیرد [2] و آفرینشی دیگر می یابد [3] و در مسیر عادی طبیعی خود به یک جهش الهی و ملکوتی دست می یابد و موجودی برتر میشود [4] بدانگونه که حتی فرشتگان در برابر او خضوع میکنند [5] و نیروهای معنوی جهان هم منحصرأ رام او شدند .[6]

    آفرینش آدم و اعتراض گونه ملائکه

    « هنگامیکه خدایت به فرشتگان فرمود : من جایگزینی را در زمین قرار خواهم داد...» بقره 30
    جانشین یا جایگزینی آدم به چه معنی است و آدم در زمین بجای کیست ؟
    برخی گفته اند : او خلیفه الله ، بجای خداوند است که به حق حکمرانی میکند ؛ اما این معنی بعید است ، زیرا خداوند در شئون خداوندیش جای خالی ندارد تا دیگری بجای او بنشیند ، خداوند پیامبران می فرستد و کتب مشتمل بر احکام و تکالیف نازل میکند ، پیامبران و هر که در خط آنها است احکام و وحی دریافتی را به دیگر مکلفین میرسانند ، عنوان منطبق بر اینها سفارت ، رسالت و نبوت است نه خلافت .
    قول دوم آنست که ادم و نسل او جانشینان فرشتگان شده اند که آنها پیش از آدمیان سکنه زمین بوده اند . این قول نیز مخدوش است ، زیرا کیفیت خلقت زمین با خلقت ملائکه متناسب و سازوار نیست و چنین کاری از حکیم صادر نشود.
    قول سوم انست که آدم و فرزندانش جایگزین جننیان هستند که براین زمین میزیسته و عامل تبهکاری و خونریزی بوده اند این قول نیز به قول دوم شبیه است و مخدوش است.
    قول چهارم که صحیح است آنست که ادم و نسلش جایگزین آفریده ای مکلف و صفاتی مشابه حالات و صفات آدمیان که براین زمین زندگی میکرده اند چنان که آفرینش این نسل نیز چون دوران خود را سپری کند جای خود را به نسلی مشابه به این نسل که آفرینش آنها سازوار آفرینش دگرگون شده ی زمین باشد بسپارد و طبق احادیث عدیده پیش از آفرینش آدم و این عالم و نسل حاضر ، عالمهایی و نیز نسلهایی از همین نوع بر این زمین میزیسته اند .
    حتی برخی از آیات قرآن این معنا را میرسانند :
    « آیا ما به آفرینش نخست خسته شده ایم ؟! خیر بلکه این افریدگان هم اکنون در حال تبدیل به آفرینشی نویین می باشند» ق 15
    « آیا روزگارانی دراز بر انسان نگذشت که چیز قابل بیانی هیچ نبود ؟!» انسان 1
    « چرا به خداوند شکوهمندانه نگاه نمیکنید در حالی که شما را در مراحل و خلقتهای گوناگون آفرید » نوح13و14
    «پروردگار تو (از خلق) بی نیاز و به همه مهربان است. اگر بخواهد شما را (از روی زمین) ببرد و همه را فانی کند .آنگاه پس از شما هر که را خواهد جانشین شما کند . چنان که شما را از ذریه گروهی دیگر پدید آورد.»انعام ۱۳۳

    در برخی روایات که در اینباره آمده تعبیراتی مانند « الف الف عالم و الف الف ادم» بکار برده شده که مراد از این لفظ میلیون نیست بلکه منظور از این تعبیر مبالغه و بیان کثرت است ؛ یعنی چه بسیار ؟!
    امام علی (ع) : « بنی آدم هفتاد جنس بوند همه انها از نسل آدمند جز یاجوج و ماجوج ( اقوام یوچانگ و مانچو) »[7]
    باز از امیر المونین روایات شده که حضرت در پاسخ به کسی که پرسید قبل از ادم ابوالبشر که بوده ؟ فرمود : آدم ، وی سئوال خودرا تکرار کرد ، فرمود : اگر صد بار هم بپرسی خواهم گفت ادم.[8]
    ابو حمزه ثمالی گوید : امام سجاد – ضمن حدیثی مفصل ــ به من فرمود : تو گمان داری که خداوند آفریده ای را پیش از شما نیافریده ؟ آری بخدا سوگند هزار هزار ادم و هزار هزار عالم افریده که تو در اخرین آن عالمهایی [9]
    نیز از امام باقر روایات شده : خداوند پس از فنای این خلق و این عالم ،خلق و عالمی دیگر پدید می آورد که او را به یگانگی پرستش کنند با زمین و آسمانی دیگر (دگرگون شده ) ، انگاه فرمود : آیا میپنداری جز شما بشری نیافریده ؟ چنین نیست بلکه هزار هزار عالم و هزار هزار ادم آفریده که تو آخر آن عالمهاو اخر آن ادمهایی .[10]
    و بسا سخن گونه ملائکه :« آبا کسی (یا کسانی) در زمین جای میدهی که در آن تبهکاری کند و کشتار و نماید ؟! در حالی که ما تو را تسبیح و تقدیس میکنیم و هرگز سر از بندگیت برنتابیم ..» اشاره به همان افریده های مشابه باشد.
    آدم و بهشت
    « و گفتیم ای آدم تو وهمسرت در این باغ سر سبز و پر نعمت سکنی گزینید و از نعمتهای ان هرچه خواهید بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که در اینصورت از ستمکاران به خویش خواهید بود»
    «اما این بهشت که قرآن انرا به «جنه» ( باغ سرسبز) تعبیر کرده آن بهشت جاوید نیست که خداوند در غیب به مومنان وعده داده است .
    حسین بن بشار از یاران نزدیک امام صادق گوید : از امام راجع به بهشت ادم – که بر اثر ترک اولی از ان بیرون شد ــ پرسیدم . فرمود : آن بهشتی در این دنیا بوده که ماه و خورشید در آن طلوع میکرده و اگر بهشت جاوید بود از آن بیرون نمیشد. [11]
    و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو...» یعنی : آنها ( ادم و حوا و ابلیس یا ادم و حوا به لحاظ نسل و ذریه آنها) را گفتیم : ( از منزلت خویش یا از خوشی و تنعم ) فرود آیید ( و ازاین پس ) دشمن یکدیگر باشید ( ابلیس با ادم و نسل او یا فرزندان ادم با یکدیگر به مقتضای سرشت ). بقره ۳۶
    _____________________________
    1- حج22
    2- سجده 9
    3- حج22
    4- اسرا70
    5- ص73
    6- در میان آیات قران تنها یک آیه است که روی آفرینش معجزه آسای ادم نکیه دارد که آن آیه 59 سوره آل عمران است . شناخت اسلام : « همانا مثل سرگذشت عیسی پیش خدا نظیر سرگذشت ادم است او را از خاک بپداخت سپس(ثم = میتواند به معنای بعد از مدت طولانی باشد) بدان گفت باش پس چنان شد» این ایه بدنبال آیاتی آمده است که مربوط به حضرت عیسی است و همواره تاکید میکند که عیس مخلوق خداست نه فرزند خدا و انچه در سرگذشت عیسی امده که وی از مریم به دنیا آمده ، بی آنکه پای انسان دیگری به عنوان پدر در کار باشد دلیل نمیشود که عیسی پسر خدا خوانده شود ، زیرا پیدایش این فرزند از مادر ، بدون دخالت پدر ، یک رویداد خارق العاده بود که به ارادۀ خداوند رخ داده است ، همچنانکه پیدایش ادم یعنی جاندار دارای روح الهی که باعث شده از همه موجودات برتر و متمایز شود نیز یک رویداد خارق العاده و اعجاز گونه بوده است که به اراده خداوند بوده است. ملاحضه میشودکه در این آیه این نکته نهفته است که آفرینش ادم و افرینش عیسی همسانند. ایا کسی میتواند ادعا کند که قرانبا انچه دربارۀ آفرینش حضرت عیسی گفته روند طبیعی و علمی و عمومی انسانها و تمام موجودات را در طول زمان و تولد انها را از پدر و مادر نفی کرده است ؟ مسامأ خیر زیرا قرآن در دهها ایه نظام توالد و تناسل را از نشانه های قدرت و حکمت آفریدگار جهانیان شمرده است.» (اندکی تصرف در تلخیص)
    در اينجا توجه به دو نکته لازم بنظرمي‌رسد:

    الف ـ به نظر مي‌رسد که در آيه 59 سوره آل عمران « مثل عيسى عندالله کمثل آدم» مي‌توان وجه شبه را به چند گونه تصور کرد:

    1ـ تشبيه از جهت پدر نداشتن آدم و عيسي(ع). تشبيه از جهت خلقت هر دو از خاک با واسطه (يعنى مواد غذائى تبديل به نطفه، علقه ... تا انسان شد ) و در عيسي(ع) اين کار از طريق حضرت مريم (ع) صورت گرفت و در آدم(ع) از طريق انسانها يا انسانهای نسل قبل از او و بالاخره میمنونها. 3ـ‌تشبيه از جهت نبوت هر دو باشد. 4-تشبيه از جهت علم و عقل هر دو باشد. 5ـ تشبيه از جهت اصل خلقت از خاک (در مقابل مسيحيان که عيسى (ع) را خاکى نمي‌دانستد )

    وجه شبه‌هاي شماره سه و چهار در آيه مورد بحث از جمله «کن» (ادامه آيه) برداشت مي‌شود. ولى به نظر مي‌رسد جمله « ثم قال له کن فيکون» در مقام بيان وجه شبه نباشد بلکه مرحله دوم خلقت را بيان مي‌کند که ايجاد روح است و در تمام افراد انسان وجود دارد که در آيات ديگر تحت عنوان « نفخت فيه من روحي» به آن اشاره شده بود. وجه شبه اول با توجه به شأن نزول، نزديک‌تر از وجه شبه سوم و چهارم است. اما به هر حال فقط وجه شبه دوم يا پنجم در خود آيه تصريح شده است. چرا که جمله (خلقه من تراب) بيان وجه شبه عيسي(ع) و آدم(ع) است. که فقط به خاک اشاره کرده است.

    ب : در مورد خلقت عيسى (ع) از خاک دو احتمال وجود دارد: 1ـ‌خلقت بلا واسطه از خاک 2ـ خلقت باواسطه سلسله موجود از خاک(و همين دو احتمال در مورد آدم نيز وجود دارد.»

    اما خلقت بلاواسطه از خاک در اينجا صحيح نيست چرا که حضرت عيسي(ع) بلا واسطه از خاک آفريده نشده است بلکه از جسم مريم(ع) بود که مريم (ع) با واسطه مواد غذائى او را از خاک بوجود آورد. پس فقط وجه شبه دوم (خلقت با واسطه از خاک) باقى مي‌ماند و اين مطلب شاهدى بر نظريه تکامل است نه بر نظريه ثبات انواع. البته اين احتمال نيز در آيه فوق بعيد نيست که بگوييم وجه شبه پنجم مراد است چرا که مسيحيان نجران اصل خلقت عيسى (ع) و خاکى بودن او را قبول نداشتند و او را غير مخلوق و ماوراء‌طبيعى مي‌دانستند . پس آيه درصدد رد اين نظر آنهاست و در مقام بيان واسطه داشتن يا نداشتن خلقت آنها از خاک نيست . يعنى آيه درصدد رد اين نظر آنهاست و در مقام بيان واسطه داشتن يا نداشتن خلقت آنها از خاک نيست. يعنى آيه درصدد بيان واسطه و عدم واسطه نيست پس نمي‌تواند دليلى بر نظريه تکامل انواع يا ثبات انواع باشد. (دکتر محمدعلی رضایی)

    7- روضه کافی حدیث274
    8- بحار ج 25/25و26
    9- همان
    10- سفینه البحار + توحید شیخ صدوق
    11- بحار ج6/284+ روایتی از امام باقر نیر بدین مضمون هست.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    1- نظرات داوکینز (و در برخی موارد دروغهایش) بطور گسترده مورد نقد اندیشمندان غربی قرار گرفته است . اولین کتابی که در نقد ÷ندار خدا نوشته شد پندار داوکینز سم فرایمن بود سپس الیستر مک گرات فیلسوف مسیحی دو جلد کتاب به نام پندار داوکینر نوشت و دیگر اندیشمندان



    علم و خدا پرستى ۱۱ %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%
    ۵۶ دقيقه %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%




    علم و خدا پرستى ۲۲ %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%
    ۵۷ دقيقه %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%




    علم و خدا پرستى ۳۳ %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%
    ۵۰ دقيقه %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%




    علم و خداپرستى (۱)
    مناظره اى ميان دو دانشمند معروف علوم طبيعى در انكار و اثبات خدا
    Richard Dawkins and Francis Collins

    مباحث و مسائل ذيل در اين گفتگو مطرح و بررسى گرديده است:

    • معرفى آثار و عملكرد سوابق علمى دو طرفه مناظره
    • مقابله دو تز: Evolutionary and Creationism
    • يا دو نظريه: Coincidental and Intelligent Design
    • رابطه خدا و علم: آيا بحث وجود خدا علمى است؟ آيا تصور خدا واهى است؟
    • آيا همزيستى علم و دين امكان پذير است؟
    • تئورى داروين، در تعارض يا توافق با نظريه آفرينش در كتاب مقدس
    • خدا خارج از زمان و مكان
    • تئورى Big Bang
    • اگر با رشد علمى، آيات خدا آشكارتر ميگردد، چرا بيشتر دانشمندان طبيعى در روزگار ما بى دين هستند؟
    • آيا در ميان متفكرين مسلمان يا مسيحى، كسى با نظريه تكامل داروينى موافق است؟



    • علم و خداپرستى (۲)


      مناظره اى ميان دو دانشمند معروف علوم طبيعى در انكار و اثبات خدا


      Richard Dawkins and Francis Collins


    مباحث و مسائل ذيل در اين گفتگو مطرح و بررسى گرديده است:
    • آموزش اخلاق بحث و مناظره
    • آيا وجود نظم و نقشه در جهان الزاماً دلالت بر وجود ناظم و نگهبان ميكند؟
    • تئورى چند جهانى: Multi-Universe
    • مسئله معجزات در دين و تعارض آن با علم
    • اخلاق، زير ساخت ها و فلسفه پيدايش آن
    • مشكل متوليان دينى در دنياى امروز، تعارض ديندارى سنتى غير علمى با خداشناسى فرا دينى
    • آيا ايمان و باور به اصول ثابت و ابدى مانع تفكر و انديشه علمى ميگردد؟
    • آيا درك وجود خدا درونى است يا بيرونى؟
    • غرور علمى و تكبر دانشمندان در برابر تعصب و تنگ نظرى بنياد گرايان
    علم و خداپرستى (۳)


    مناظره اى ميان دو دانشمند معروف علوم طبيعى در انكار و اثبات خدا
    Richard Dawkins and Francis Collins


    مباحث و مسائل ذيل در اين گفتگو مطرح و بررسى گرديده است:


    • اخلاق، زير ساخت ها و فلسفه پيدايش آن
    • سلول هاى بنيادى و مخالفت بنياد گرايان
    • آيا اخلاق مبناى تاريخى دارد و محصول مناسبات انسانهاى اوليه است؟
    • پايان خوش يك مناظره منطقى و معقول
    • پرفسور کالینز من از ۲۷ سالگی به زندگی ایمانی معتقد شدم قبل از ان به خدا ایمان نداشتم
    • آلوده شدن ديندارى در بستر تاريخ و دور شدن آن از سرچشمه اصلى
    • حرفهای اخر داوکینز : ... خداوند نظریه ای شکوهمندانه و قابل احترامی است... نمیتوانم خدای به صلیب کشیده شده و خدای کوه المپیا را باور کنم... خداوند محدود شده ..
    • آموزه هائى از قرآن در مناظره مطلوب و مؤثر
    عبدالعلی بازرگان

    ـــــــــــ-


    ناگفته نماند چند ماه پس از انتشار کتاب پندار خدا . سم فرایمن در پاسخ به این کتاب کتابی نوشت بنام پندار داوکینز اخیراهم الیتسر مک گرات پرفسور و فلسفه دان و الهیدان مسیحی و صاحب کرسی استادی دائم دانشگاه اکسفورد دو کتاب درباره داوکینز نوشته اولی "پندار داوکینز" نام داره و دومی خدای داوکینز نام گذاری کرده است.)



    زبان خدا : پرفسور فرانسیس کالینز



    1.


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%


    The Language of God: A Scientist Presents Evidence for Belief by Francis S. Collins (Paperback - Jul 17, 2007)


    Buy new: $15.00 $10.20


    74 Used & new from $6.83


    Get it by Monday, Oct 13 if you order in the next 21 hours and choose one-day shipping.


    Eligible for FREE Super Saver Shipping.


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%% (298)




    .


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%


    The Dawkins Delusion?: Atheist Fundamentalism and the Denial of the Divine by Alister E. McGrath and Joanna Collicutt Mcgrath (Hardcover - Jun 8, 2007)


    Buy new: $16.00 $10.88


    44 Used & new from $8.47


    Get it by Monday, Oct 13 if you order in the next 21 hours and choose one-day shipping.


    Eligible for FREE Super Saver Shipping.


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%% (73)




    7.




    3.


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%


    God is No Delusion: A Refutation of Richard Dawkins by Thomas Crean (Paperback - Oct 31, 2007)


    Buy new: $12.95 $10.36


    7 Used & new from $10.36


    Get it by Monday, Oct 13 if you order in the next 21 hours and choose one-day shipping.


    Eligible for FREE Super Saver Shipping.


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%% (14)



    Excerpt - page 9: "... But this is a relatively minor point. ' R. Dawkins, The God Delusion, London, Bantam Press, 2006. 9 ..."Surprise me! See a random page in this book.






    4.


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%


    The Dawkins Delusion? by McGrath (Paperback - 2007) - Import


    7 Used & new from $13.49


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%% (10)







    5.


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%


    The Ipod Tutor: The Argument Against Richard Dawkins' The God Delusion by The Intelligent Community (Paperback - Sep 1, 2007)


    Buy new: $10.00


    12 Used & new from $8.41


    Get it by Monday, Oct 13 if you order in the next 19 hours and choose one-day shipping.


    Eligible for FREE Super Saver Shipping.


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%% (4)






    6.


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%%


    Answering the New Atheism: Dismantling Dawkins' Case Against God by Scott Hahn and Benjamin Wiker (Paperback - May 8, 2008)


    Buy new: $12.95 $10.36


    16 Used & new from $7.55


    Get it by Monday, Oct 13 if you order in the next 19 hours and choose one-day shipping.


    Eligible for FREE Super Saver Shipping.


    %%%نظرات جدید تکامل،خلقت خدا و مذهب%%% (19




    وووو کتاب خدای داوکینز که اخیرا بچاپ رسیده نوشته الیستر مکگرات




    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۷/۱۰/۳۰ در ساعت ۱۴:۴۹


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0

    ژن خداشناسی




    ژن خداشناسی ؟
    Is God in Our Genes
    مندرج در مجله تایم مورخ 25 اکتبر 2004
    (تــــایم : متن انگلیسی )
    مترجم : فرهاد
    « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ
    وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا
    أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ =
    و ان زمان که پروردگارت از صلب
    فرزندان ادم بگرفت و آنان را برخود گواه ساخت
    که آیا من خدای شما نیستم؟ گفتند آری ،
    گواهی دادیم (چرا چنین کرد؟)
    برای اینکه در رستاخیز نگویید ما از این امر
    غافل بودیم (و از پیمان فطری ِ توحید و
    خداشناسی بی خبر)» اعراف 172 [1]

    محققان می پرسند آیا مذهب نتیجۀ تکامل نوع انسان است؟ ریشه های ایمان کجاست ؟ آیا خدا [و مذهب] در ژن های ماست ؟
    « پای علوم بدون مذهب میلنگد، مذهب نیز بدون علوم کور است » (انیشتین)
    قرآن کتاب مقدس مسلمانها، طب ، ستاره شناسی و ریاضیات را می ستاید و بیانگر شکوه خداوند معرفی می کند.
    « آیا علوم میتوانند نوارنی شدن قلب و روح را توضیح دهند؟ » (هانری دیوید توریو: از محققان معاصر آمریکایی)
    « مذهب تخیلی است که قدرتش از قابلیتش در جای گیری در تمایلات غریزی ما می گیرد» (فروید)[2]

    مشاهدۀ صحنه های عبادت و خداشناسی در بین بودایی هایی که در آبهای مقدسشان فرو می روند چندان عجیب نیست. اما دامنۀ خداشناسی به اینگونه موارد محدود نمی شود.
    مثلاً در دامنه های کوهستانی «بالی» همۀ امور عمرانی از کاشت نخلهای خرما گرفته تا مبارزه با آفات کشاورزی و شبکه های آبیاری و احداث یا عدم احداث سدها ، توسط روحانیون رتق و فتق می شود.
    به قول یکی از اساتید دانشگاه نیویورک « مذهب ، محرابی در هر بند آبیاری دارد و روحانیون، برای دین و عمران هردو تصمیم میگیرند»
    اگر از هر شخص مذهبی بپرسند که مهم ترین عاملی که او را به سوی مذهب می کشاند چیست؟ خواهد گفت : هیچ عاملی نیست فقط احساس است، احساس وجود قدرتی فوق همه چیز.
    مذاهب غربی قدمی فراتر برداشته و می گویند: خداوند به ما قوانین و معلوماتی داده و برماست که آنها را بیاموزیم و بکار بندیم.
    ولی برای "جهنمیانی" چون ما – باهوش زیاد ولی نظم و همت قلیل در استفاده از آن – دلایل دیگری برای مذهبی بودن وجود داشته است که مهم ترین آنها بقا باشد. ساختار مذاهب طی قرون، حافظ روحیه و جسم ما بوده است. هر چند این مطلب همان سئوال مشهور را پیش می آورد که کدامین ابتدا به ظهور رسید؟ خدا یا نیاز به خدا؟ به عبارت دیگر، آیا بشر مذهب را با دریافت داده هایی از "ماوراء" عنوان کرد یا مراحل تکاملی ، احساسی از " قدرت مافوق" برای بهبود زندگی، در ما پی نهاد؟ این سئوال – همانند طوفانی که رعد و برق می آفریند – سئوالات متعدد به دنبال خود پیش می آورد.
    بعنوان مثال : اگر برخی مردم مذهبی تر از دیگرانند ، آیا این طبیعت است که آنها را بدین گونه ساخته یا شرایط پرورشی چنین بارشان آورده است؟ اگر علوم ، مبنایی برای مذهبی بودن افراد ارائه نمی دهد و همۀ آن احساس از خدا جریان می یابد ، پس چرا برخی اشخاص به آسانی مذهب پذیرند در حالیکه دیگران هیچگونه حساسیت مذهبی ندارند؟ آیا بحث های کشدار مربوط به محیط و توارث و غیره ، جایی در این مقوله دارند ؟ ...
    حتی در بین مردمی که مذهب را خیال می دانند، باور عمومی براین است که بشریت بدون آن [=مذهب] قابل دوام نیست. زندگی در دنیایی پر از جنایت و دزدی و تقلب، بخودی خود مشکل است و مشکل تر خواهد بود اگر هیچ گونه ندای باز دارنده اعتقادی بین مردم نباشد. بهترین این است که خدایی ما را در مشکلات کنترل کند و بالاترین قابلیت هایمان را از طریق او به ظهور رسانیم. اگر اعتقاد به خدای یگانه بتواند چنان نتایجی را به بار آورد، بسیار مغتنم خواهد بود و حتی اگر اعتقاد به خداوند مورد مورد سوء استفاده قرار گیرد – چنانکه جنگهای مذهبی در طول تاریخ این را نشان می دهد- باز هم مزایای خداپرستی بر مشکلاتش فزونی دارد. [3]
    بدین ترتیب، امکان دارد نیاز به خداوند معرفه ای باشد که طی توالی نسل ها ، عمیق تر و عمیق تر ، در ژن انسانی رسوخ یافته باشد. انسانهایی که به اعتقادات مذهبی و آن امنیت خاطر رسیدند، احساسشان را در کودکان ود به میراث نهادند و براین پایه روند تکاملی – که ساده ولی قدرتمند است – شکل گرفت. این مطلب توسط استاد زیست شناسی « دین هَمِر » توضیح داده شده است. " همر" می گوید مذهبی بودن نه تنها پدیده ایست که انسانها خود را با آن وفق می دهند، بلکه منشأ ژنی داشته و ژن مسئول، همان ژنی است که قانون گزار هادی های مغزی می باشد که حالات دماغی را در انسان تنظیم می کنند.
    برپایه تحقیقات "همر" بالاترین احساس مذهبی در اشخاص ممکن است در نتیجه ترشحات خاص مغز تحت امر DNA باشد. او می گوید : « تمام افکار و احساس ما نتیجۀ فعالیت های مغزی است و در حقیقت ما چیزی جز مجموعه ای از فعل و انفعالات شیمیایی – که در محدوده ای خاص جریان دارند- نیستیم».
    اما ایمان، به مفهوم اتصال محکم به چیزی ، فارغ از علل و اثراتی است که علوم از آن گفتگو می کنند. "جیلمن" [4] استاد "فلسفه یهود" در دانشگاه نیویورک میگوید : « تئوری ژن خداشناسی علیه تعهدات خداپرستی من است» .
    استاد دیگر در انگلستان نیز در تایید این مطلب می گوید : « نمی توان ایمان را به پایین ترین سطح بقاء ژنی تنزل داد. این نتیجۀ فقر تفکر غیر مذهبی است».
    ولی آیا واقعاً تئوری ژن خداشناسی آخرین تلاش های سکولاریسم در دورسازی خدا حتی از گرایش های مذهبی است؟ یا با فرض وجود ژن خداشناسی در آدمی ، می توان موافقتی بین مذهب و علم برقرار کرد چنانکه برخی مذهبیون نسبت به فرضیۀ تکامل روحیه ای آشتی پذیز دارند و می گویند فرضیۀ مزبور خود بیانگر برنامه ریزی و علم بالاتر در کار عالم است. "همر" به چنین توافقی امیدوار است و می گوید تحقیقات من بیطرفانه است ، اگر خدایی وجود دارد ، قبول این که فعل و انفعالات مغزی برای تصدیق او جریان دارند، حقیقت را تغییر نمی دهد.
    ارزش تحقیات " همر" هرچه باشد ، بهر حال وارث تلاش قرون برای یافت ریشۀ خداشناسی در انسان است. چنانکه در آثار توراتی (کتاب داوران) می خوانیم « خداوند " بی نهایت" را در قلب آدمی نشانده است، با وجود این انسان از عمق آنچه خدا از ابتدا تا انتها انجام داده ، بی اطلاع است.»
    این جمله برای خداشناسان زمان (حدود 3 قرن قبل از میلاد) به این مفهوم بوده که هر چند بشر خدا جوست ، ولی قادر به فهم آنچه جستجویش می کند نیست. [5]
    دانشمندان قرن 21 نیز ممکن است با این گفتۀ تورات موافق باشند ، به شرط انکه عبارت "قلب آدمی" با "ژن آدمی" جایگزین شود. تلاش امروزی دانشمندان یافت آن ژن است.
    "همر" کار خود را در سال 1998 شروع کرد ، زمانی که سلسله تحقیقاتی را دربارۀ اعتیاد ، برای موسسه ملی سرطان پیش می برد. در بخشی از تحقیقات مزبور وی به هزار مرد و زن برای پاسخ به سئوالاتی (240 سئوال) در مورد خلق و خوی انسان رجوع کرد. در بین آن پرسش ها سئولاتی در مورد 1- سرگشتگی و پریشان حالی 2- احساس تعلق به عالمی بزرگتر و 3- ماوراء الطبیعه و عرفان ، وجود داشت. " همر" تصمیم گرفت که از اطلاعات دریافتی برای تحقیات در زمینۀ " مذهبی بودن" استفاده کند. ابتدا پاسخ دهندگان را بنا به میزان تمایلات مذهبی (براساس پاسخ هایشان به سئوالات) ردیف کرد. سپس به بررسی ژن های آنها پرداخت تا شاید DNA مسئول را در پشت تفاوت ها بیابد و البته سیر و تفحص در سیستم ژن انسانی آسان نیست. چگونه می توان 35000 ژن را 2/3 بیلیون مبانی شیمیایی ، بررسی کرد؟ برای سهولت امر "همر" ، کار خود را به فقط 9 ژن مشخص که در تولید منو آمین های مواد شیمیایی مغز (موادی که عهده دار تنظیم و ترتیب حالات و روحیات هستند) نقش دارند، منحصر ساخت.
    دارو های ضد افسردگی چون Prozac و غیره نیز بر روی همین منوآمین ها اثر می گذارند. با مطالعه 9ژن مزبور در نمونه های DNA که از پاسخ دهندگان پرسش ها اخذ شد، "همر" به نتایج جالبی رسید. میزان مذهبی بودن افراد (که از پاسخ هایشان به سئوالات بدست آمده بود) متناسب با تغییراتی در ژن موسوم به VMAT2 به نظر می رسید. تمایلات مذهبی بالا با موقعیت مشخص اسید نئوکلیکی به نام Cytosine در ژن، مقارن بود و در ژن افراد با تمایلات مذهبی کم به جای Cytosine ، اسید نئوکلیکی موسوم به Adenine در آن موقعیت قرار داشت. تغییر مختصری در مواد مرکزی ژن، به قابلیت و درک شخص در زمینۀ موارد سه گانۀ فوق (سرگشتگی ، تعلق به عالمی بزرگتر و عرفان) مرتبط بود. البته احساس های تعلق به عالم بزرگتر و یا عرفان و پریشان حالی ، لزوماً به معنی ایمان خداشناسی در شخص نیست ولی صاحبان چنین احساس هایی غالباً خداشناس می شوند، تا آنها که اصولاً فاقد چنین احساس هایی هستند. بعلاوه، "همر" مدعی نیست که ژنی را که یافته تنها منشأ گرایش های مذهبی است، بلکه می گوید عوالم انسانی بخصوص پدیدۀ مذهب می تواند حاصل نقش آفرینی ژن های متعدد باشد. "همر" تأکید دارد که هرچند ممکن است ریشۀ ژنتیکی برای خداشناسی یافته باشد، این موضوع به معنی منشأ ژنی برای "مذهب" ، یعنی قبول مقررات و قوانین مذهبی نیست، بلکه صرفاً مأخذی برای روحیۀ رویکرد به ماوراءالطبیعه یا نوعی گرایشات روحانی را نشان می دهد. به عبارت دیگر ، ژن ها به عنوان عوامل شخصیت ساز، با خصوصیات فردی چون گرایشات روحی برای خداشناسی مرتبطند نه با "مذهب سازمانی".
    اما از نقطه نظر مذهبی ، حداقل یکی از مذاهب –بودایی- بنا به نظر یکی از دانشمندانش ، نوعی هماهنگی با موضوع ژن خداشناسی ارائه می دهد. آقای « تورمن »[6] ، استاد کرسی بودیسم در دانشگاه کلمبیا می گوید : « بودایی ها بنا به عقیده تناسخ، همواره معتقد بوده اند که هرکس ، یک " ژن روحانی" از شخصی که در زندگی قبلی اش بوده ، به ارث می برد. این ژن از ژن های معمول کوچک تر بوده و با دو ژن بزرگتر که شخص از والدینش به ارث می برد، ترکیب شده ، پروفیل روحی او را می سازد. بنابراین بودایی ها به نتایج تحقیقات "همر" در مورد "ژن خداشناسی" با علاقمندی می نگرند»
    تئوری بودایی ها هیچگونه بلحاظ علمی آزمایش نشده ، ولی تحقیات دامنه داری در زمینۀ منشأ بیولوژیکی ایمان به خدا، مدتها قبل از تلاش های "همر" جریان داشته است. از جمله در سال 1979 محققانی در دانشگاه مینیسوتا امریکا ، تحقیقات مشهور خود را معروف به "پروژه دوقلوها" آغاز کردند. آنها 53 دوقلوی همسان و 31 دوقلوی غیر همسان که همگی از بدو تولد از هم جدا شده و دور از یکدیگر ببار امده بودند برگزیدند. سپس تلاش شد تا مشترکات بین دو عضو هر جفت دوقلو را بیابند. با این انتظار که خصوصیات دوقلوی همسان بیشتر مشترک (ژنتیک) بوده و خصوصیات غیر همسان ها عموماً محیطی (غیر مشترک) باشد. زیرا DNAها در دوقلوهای همسان ، به مانند یکدیگرند و هرگاه خصوصیات مشترک بین آنها دیده شود، این خود معرف منشأ ژنتیکی عوالم فردی خواهد بود. بهمین ترتیب دیده شد که دوقلوهای همسان مشترکات فراوان دارند . در بعضی موارد هردو از سردردهای میگرنی رنج می بردند، هر دو از ارتفاع وحشت داشتند و هر دو ناخن های خود را می جویدند. در زمینه احساس مذهبی نیز دوقلوی های همسان، مشترکات مشابهی نشان دادند و بطور کلی از این دیدگاه ، مشترکات مشابهی نشان دادند و بطور کلی از این دیدگاه ، مشترکان بین همسان ها بسیار بیش از غیر همسان ها بود. اما چون از شرکت آنها در مراسم مذهبی و عمل به قوانین و آداب و مذاهب سئوال شد، طرح فوق در هم ریخت که نشان می دهد پیروی از مذهب سازمان یافته بیشتر تابع محیط [بیرونی] است و مأخذ ژنتیکی ندارد.
    سایر محققان به جنبه های دیگری از موضوع پرداخته اند. مسیر تحقیقات آنها نه در جهت مشخص سازی ژن خداشناسی بلکه در مورد تجلّی و تطور خداشناسی در مغز بوده است. به عنوان مثال آقای «نیوبرگ» [7] استاد مغزشناسی در دانشگاه پنسیلوانیای امریکا، سیستم های مختلفی را برای نگاه به مغز افراد – زمانی که به عبادت می پردازند – بکار گرفته است. از طریق اندازه گیری جریان خون، او می توانسته آن قسمت از مغز را که مسئول ایجاد احساس عبادتگر می باشد، مشخص سازد. "نیوبرگ" متوجه شد که هرچه بیشتر شخص در عبادت خود مستغرق شود، بر فعالیت دو قسمت از مغز او افزوده می شود : 1- ناحیه جلویی [8] ، 2- سیستم کناره (یا حاشیه ای) [9] . ناحیۀ جلویی، مرکز تمرکز حواس و دقت است . سیستم کناری، جایگاه احساس قدرت (زدن و شکستن و امثال آن) می باشد. جالبتر اینکه "نیوبرگ" مشاهده کرد، همزمان با فعال شدن دو قسمت مزبور، بخش پشتی مغز [10] با استغراق شخص در عباداتش دچار اُفت می شود. این، قسمتی است که توازن آدمی را در زمان و فضا به عهده دارد. هرگاه "کورش" کنند، شخص احساس پرواز می یابد چنانکه گویی یکنفر در عالم و فضای لایتناهی است. جمع سه پدیده (تحولات بخش جلویی، کناری و پشت مغز) معرف تجربۀ شدید مذهبی [= دینی] است.
    حتی برای عده ای در جوامع مذهبی، سخن از مراکز مذهبی در مغز تعجب آور نیست. می گویند در زمان بودا در هندوستان متفکرینی منکر روح بوده و می گفتند هرچه هست همان مغز است. امّا بودا با چنین افراطی مخالفت کرده و در عین حال، فرضیه « تماماً روح» را نیز مردود دانسته است.
    از سوی دیگر عده ای ، چون یکی از اساتید دانشگاه کانادا، بحث مغز را تمام دانسته و می گوید « خدا ساخته و پرداخته مغز است» . ولی این روحیه حتی توسط برخی محققان غیردینی [=لائیک] تخطئه شده که می گویند : « مغز فقط می تواند در بحث اثبات یا رد وجود خدا نقش آفرینی کند. » به عبارت دیگر فهم یک پدیده دلیل آن نیست که خود پدیده وجود ندارد و هرچه هست همان فهم آن است، بلکه برعکس فهم یک پدیده می تواند خود دلیل بر وجود آن باشد. چنانکه مثلاً وقتی بینش و بینایی با تابلوی زیبایی برقرار می کنیم منکر وجود زیبایی در تابلو نیستیم.

    یکی از اساتید دانشگاه "ویرجینیا" در امریکا می گوید « البته فکر خدا در مغز است و نمی تواند جای دیگری ، مثلا در شصت پا، باشد! بحث اینست که چرا و چگونه این فکر ایجاد شده است ».
    حال ، با اعتقاد بر اینکه ژن خداشناسی نیز بخشی از خلقت خداوند می باشد، متدینین می توانند به این نتیجه برسند که نه تنها این ژن ها وجود دارند ، بلکه محور بقا و تکامل نوع انسان بوده اند. زیرا خداباوری فرهنگی همه جایی [و همه مکانی] است و مردمان هر قدر از هم جدا باشند از این فرهنگ برخور دارند. وقتی ما می بینیم افرادی در قبایل دور دست افریقا خدا را به مانند ملل همسایه در آن سوی کرۀ زمین باور دارند، این خود گواهی است بر انکه این اعتقاد ریشه ژنی داشته و برداشت از محیط نیست و اگر چنین باشد [ژنی باشد]، می توان نتیجه گرفت که بنابراین خدایی وجود دارد و این واقعیت داشته و ساخته و پرداخته ذهن نیست.
    ما انسانها ظاهراً تنها موجوداتی هستیم که قادرند به مرگ خود بیاندیشند. بنابراین ما نیاز به مأخذی بزرگتر از خود داشته ایم که موضوع را قابل تحمل سازد. « پرسینگر » [11] استاد دانشگاه کانادا می گوید « انتظار مرگ ، بهایی است که ما برای داشتن ناحیۀ بزرگی در جلوی مغز (مرکز تفکر) می پردازیم ، تجربۀ خداوند عاملی درونی برای تحمل است » و اگر نیاز به چنین عاملی در درون محسوس است از کجا که در برون وجود نداشته باشد؟ [12]
    البته وجه مهم دیگر مذهب ، محور وحدت بین پیروانش می باشد. هر چند پرستش خداوند و عبادت او ، می تواند بصورت فردی و در خلوت ایجاد شود، ولی اکثر مردم عبادت جمعی را ترجیح می دهند. با تشکیل اجتماعات مذهبی ، اگر چه هدف پیروی از مأنوسات ایمانی است، ولی به هر حال نظم و قانون دلخواه سیستم های غیر مذهبی (لاییک) هم رعایت می شود. بدین ترتیب مذهب ، نقش سازماندهی پیدا می کند که تاریخ نمونه های بسیاری در این زمینه ارائه داده است.
    مثلاً در سال 1536 میلادی "کالوین" که مدیری خداشناس و زبردست بود از قوانین تورات (ده فرمان) برای ایجاد نظم و امنیت در شهر بهم ریخته ژنو استفاده کرد. او به خوبی پی برده بود که وقتی قوانین عرفی موثر نیست ، ممکن است قوانین مذهبی کارساز باشد. ده فرمان تورات به خوبی با موارد اصلی بهم ریختگی در جامعه چون سرقت ، قتل ، زنا و دروغ مقابله می کند. مضاف بر آن، توصیه بر پرداخت مالیات ، انجام وظایف شهری و پیروی از حکمران ، از تورات استنتاج می شود. مشکل وارثان کالوین یا به عبارت دیگر مذهبیون امروز اینست که ایمان خود را چیزی ماوراء رفتارهای اجتماعی و مدیریت شهری میدانند، هرچند بسیاری از خداشناسان تغایری بین قوانین الهی و انتظارات جامعۀ در حال رشد نمی بینند. " کالوین" احترامی برای کتاب مقدس داشت و به خوبی قوانین تورات را با دیدگاه های انجیل در زمینه عدالت، احسان و انصاف در "ژنو" آن روزگار آمیخت.
    فرهنگ های دیگر نیز – در راستای تأمین ثبات و آرامش – در پی ترجمۀ قوانین الهی به نظام اجتماعی برآمدند. چنانکه مسیحیان اولیه اجتماعی با تکیه بر تعالیم مسیح داشتند و همین امر آنها را در برابر آزار رومیان حفظ کرد. براین مبنا محققان گفته اند که هر مذهبی برای دوام، ناچار است به میزانی دنیوی شود و نوعی فرهنگ اجتماعی را بپذیرد. البته نتیجۀ دیگر این امر ، پیدایش اردوهای جنگ و ترور و استبداد و خشونت است. تضمینی نیست که پیروان مذهب به تشکیل جوامع عبادی و یا شهری بسنده کنند بلکه جنگ های صلیبی و جهاد نیز از انها سر زده است. اینجاست که مذهب بعنوان یک عامل قوامبخش اجتماعی ، مورد سئوال قرار می گیرد. زیرا چه قوامی در جنگ و استبداد هست ؟ چرا باید اجازه دهیم که شیرینی مذهب [با سواستفاده از ان] به تلخی مبدل شود؟ پاسخ ساده شاید اینست که ضمانتی در استفاده عاقلانه از هدایای دریافتی از خداوند توسط ما انسانها نیست. آتش می تواند خانۀ شما را گرم و روشن کند و یا بسوزاند بنا به اینکه چگونه بکارش برید . یکی از اساتید دانشگاه "دیویس" در امریکا می گوید: « مذاهب تلاشی برای کشاندن روحیه های عبادی به امور اجتماعی ارائه می دهند که همیشه خوب و سازنده نیست». اندیشه های عبادی خوب است ولی مذهب، تعصبی در بر دارد که در دست افراد ناصالح ، به خطراتی منجر می شود.
    به هر حال ، در برابر هر جایی که از نزاع های مذهبی رنج می برد، فراوان مواردی است که خداشناسی و عبادات نتایج مثبت خود را ببار می آورد. خدایی که شناختنش را در ژن های ما نشانده و ما را متمایل به همکاری های جمعی (مدنیُ بالطبع) آفریده ، خدایی است که که مذاهب نیز نباید اشکالی در پذیرفتنش داشته باشند.
    اما هنوز مشکلاتی برای فهم و قبول تئوری ژن خداشناسی وجود دارد. مهمترین مشکل اینست که چرا ژن مزبور چنین متفاوت بین ما وجود دارد، بطوریکه برخی [افراد] ، خداشناسان راسخ می شوند و بعضی بویی از خداشناسی نبرده به کلی با عوالم روحانی بیگانه اند؟ به عبارت دیگر برخی مذهب پذیر و بعضی مذهب گریزند؟ از سوی دیگر بنظر می رسد که حکمتی در این قضیه نهفته است. برای خدا آسان می بود که همه مارا به یک صورت پروگرام کند. اما معنی دارتر اینست که دری باز باشد و هرکس که وارد می شود سفر خود را انجام دهد.
    یکی از علمای یهود می گوید : « ایمان، هیچگاه یکباره حاصل نمی شود ، بلکه هرکس ایمان خود را با تفکر و درک جهان ، رفته رفته می سازد ».
    اینگونه مساعی و تجارب ممکن است نقش مهمتری در خداشناسی ما داشته باشند تا ژن هایی که با آنها پا به عرصۀ حیات می گذاریم. ژن ضعیف خداشناسی همراه با تلاش و تجربۀ موقعیت های ایمان بخش در زندگی ، ممکن است مهم تر از ژن قوی و تجارب ضعیف باشد. چنانکه یکی از اساتید خداشناسی می گوید : « خوشبختی مشتمل بر لطف خدا و برداشت های مناسب از محیط ، هردو می باشد»
    به هر حال ، سوای از اثرات درونی و برونی در خداشناسی ، ممکن است دانشمندان هیچگاه موفق به تشخیص قطعی مجموعه ای از ژن ها که ما را به سوی خداشناسی و عوالم روحانی می برند، نشوند. چنانکه تعیین مدار ژنی برای عشق ممکن نیست. اما به هرحال تلاش ها ادامه دارد.
    "پرفسور دیویس" می گوید : « من شخصاً مطمئن هستم که طرحی هست و عالم ما مجموعه ای از قوانین از هم گسیخته نیست» . در انتها ممکن است ژن ها بخشی از آن طرح شناخته شوند ولی یکی از خیلی.
    _______________
    1- ذکر ایه افزوده مترجم است.
    2- خواننده اندیشمند میداند که نظرات فروید علاوه بر اندیشمندان و فیلسوفان غربی حتی توسط روانشناسانی چون "هونگ " (وغیره) نیز مورد نقد قرار گرفته است. میتوان به موازات چنین جمله ای چنین گفت : « الحاد تخیلی است و قدرتش را از قابلیتش در جای گیری در تمایلات و غرایض شهوانی و خودخواهی انسان می گیرد» + گیسلر 36 «ولی یک درون ماندگاری افراطی و حالت غیر دینی وجود دارد که بعضی از معاصرین ان را اخذ کرده اند و تعالی ان نه اینکه فقط به خاطر ناتوانی از کشف آن است، بلکه بخاطر عدم تمایل به سرسپردگی تام یا حتی جزئی به آن است (خودخواهی) این عدم تمایل خصوصیت دوم تجربه غیر دینی است . دلائل زیادی وجود دارند که چرا بعضی افراد از گردن نهادن به امر متعالی سرباز می زنند، حتی اگر واقعا چنین امری وجود داشته باشد...» + « انان خود را به اندازه کافی رشد یافته تلقی می کند که بدون امر متعالی به راه خود ادامه دهد»نقل قول ازmmj
    3- «ای مردم! آگاه باشید که همه شما به خداوند نیازمندید ؛ تنها خداوند است که بی نیاز و ستوده است» فاطر 15 + « آیا جز خداوند از کسان دیگر امید یاوری دارند حتی اگر اینان نه خرد و نه اختیار داشته باشند . بگو که همه تواناییها از آن خداست ملک اسمانها و زمین از ان اوست و شما بسوی او باز میگردید. هنگامیکه نام خدای یگانه به میان آید دل ناباوران می رنجد و همینکه نام معبودانی جز خداوند برده می شود مایه شادمانی آنها می گردد.بگو که بار خدایا که پدید اورنده اسمانها و زمینی و داننده پیدا و پنهانی» زمر 43-46 mmj نقل قول.
    4- Neil Gillman
    5- «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ»روم30 (مصمم و با میل کامل به دینی روی آور که خداوند آنرا با سرشت بشر درآمیخته و مردمان را بدین سرشت آفریده ، در این خلقت خداوند دگرگونی نیست این دین استواراست ولی اکثر مردم به این حقیقت نا اگاهند ) . نقل قول از mmj
    6- Robert Thurman
    7- Andrew Newberg
    8- Frontal Lobe
    9- Limbic System
    10- Parietal Lobe
    11- Michael Persinger
    12- گیسلر 62: «تجربه دینی امری فراگیر است و دو عنصر اساسی در بردارد: علم به امر متعالی و سرسپردگی تام به ان . به علاوه چون انسان تمایلی بنیادین برای متعالی ساختن خویش دارد و چون امکان فراتر از فرد رفتن نیست مگر آنکه ورایی باشد که انسان بتواند بدان سو تعالی جوید [و تجربه دینی در آن سیر کند] پس می توان نتیجه گرفت که امر متعالی برای براوردن تمایل بنیادین انسان و برای تعالی جستن ضرورت داشته باشد ؛ و چون این تمایل و سائقه متعالی در اساسی ترین جنبه اش آن چیزی است که ما تجربه دینی می نامیم پس دین، چه خوب چه بد، برای انسان ضروری است . حتی اگر این را واقعیتی به اثبات رسیده ندانیم ، دست کم نظریه ای است که نه تنها مورد قبول خداشناسان و معتقدین به همه خدایی است بلکه ملحدین بزرگ نیز بر آن صحه گذاشته اند» نقل قول از mmj



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسیار عالی بود mj جان..واقعا قانع کننده....و مستدل...
    زنده باشی....
    آیا می دانستید که هزینه ی
    نظامی آمریکا سالی 400 میلیارد دلار است
    در حالی که با 50 میلیارد دلار می توان مسئله ی گرسنگی را برای همیشه در جهان حل نمود؟؟؟؟


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    121
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب تكامل




    نقل قول نوشته اصلی توسط Aurlito نمایش پست


    من برای حرفهایی مثل تکامل دلیل و مدرک مستحکم و ادله ی مقبول توسط بسیاری از افراد معتبر دارم اما آیا حرفهای شما با دلیله؟

    خوب شما برای تکامل دلیل دارید ، که چی ؟

    یعنی فکر می کنید حالا یک کشف بزرگ کردید ؟

    اولا این مساله هنوز در مجامع علمی هم اثبات نشده ، ولی ..

    ولی اگر هم اثبات بشه ، گمان می کنید چه اتفاقی می افته ؟

    شهید مطهری بسیار قبل از ادعای شما ، به حرف شما جواب داده .

    کتاب « علل گرایش به مادیگری ص 101 » : " از جمله مسائلی که به نظر من تاثیر زیادی در گرایش های مادی داشته است ، توهم تضاد میان اصل خلقت و آفرینش از یک طرف و اصل ترانسفورمیسم یعنی اصل تکامل خصوصا تکامل جانداران از طرف دیگر است . و به عبارت دیگر ، توهم اینکه ، آفرینش مساوی است با آنی و دفی الوجود بودن اشیاء است .
    آنچه از تاریخ بر می آید در مغرب زمین بخصوص این اندیشه وجود داشته است که لازمه ی اینکه جهان به وسیله ی خداوند به وجود آمده باشد این است که همه ی اشیاء ، ثابت و یکنواخت بوده باشند و تغییری در کائنات ، خصوصا در اصول کائنات یعنی ، انواع ، رخ نداده باشد . "

    ص 102 " ممکن است گفته شود ترانسفورمسیم به طور کلی از آن جهت ضد خدا شناخته شده که بر خلاف مندرجات کتب مقدس مذهبی بود . "

    و سپس شهید مطهری در چند صفحه بحث هایی می کند که تاب نوشتن در اینجا نیست . ولی مطلبی که شاید شما به زعم خود به آن تکیه کرده اید را در صفحه ی 110 و 111 جواب می دهد .

    " پاسخ این است که نه نتیجه ی علم ازلی ، دفعی الوجود بودن اشیاء است و نتیجه ی مشیت ازلی ، و نه حتی الیون جهان و یا کتب مذهبی این مساله را اینچنین طرح کرده اند .

    در کتب مذهبی آمده است که خداوند آسمانها را در شش رو آفرید . مراد از این روزها هر چه باشد ، خواه مراد شش دوره است و یا مراد شش روز ربوبی است که هر روزش برابر با هزارسال و یا مراد شش روز معمولی است ، به هر حال از این جمله ، تدریج ، فهمیده می شود .

    و نیز قرآن کریم با کمال صراحت ، خلقت تدریجی جنین را در رحم مطرح می کند و آن را به عنوان دلیلی بر معرفت خدا یاد می نماید . "

    و باز ادامه می دهد " اما از نظر فلسفی صدفه و اتفاق به هیچ وجه وجود ندارد و .. "

    خوب حالا بفرمایید که تکامل ، اگر به آن نحو که آقای داروین گفته است ، صحت داشته باشد به کجای دین می خورد ؟

    خود دین ، قبل از اقای چارلز داروین پیش دستی کرده و آن را تبیین کرده .

    البته من به دانشمندان غربی حق می دهم ( البته با مماشات و ارفاق) که از دین فرار کنند. چون دینی که انها می شناختند یعنی مسحیت ، واقعا دین نیست و تعارضات زیادی با عقل دارد . واین نیست الا به خاطر تحریف شدنش .

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aurlito نمایش پست


    . من اعتقاد دارم که ..... درجه ی انسانیتش بالا هست.

    انسانیت را طبق مبنای مادی تعریف کن برای ما !

    مگر مکتب مادی ، انسانیت هم می شناسد ؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط Aurlito نمایش پست

    برای همینه که کشورهای سکولار پیشرفته تر هستند.


    دیدی گفتم !

    شما عشق غربی عزیز دل برادر !

    خوب البته اگر می خواهید مثل غرب پشیرفت کنید ، اول باید مثل اونها دزد و قاتل و استعمارپیر و بمب اتم و هیروشما بشین ، بعد

    اول باید هند و ایران و مصر و عراق و افغانسان و تمام مردم دنیا رو بیچاره بکنین ، بعد

    بعدش تازه می رسید به ایدز و آنفولانزای خوکی و سفلیس و هزار تا گند و کثافتی که فقط و فقط ازئ غرب جون پاشیده بیرون .

    البته پیشرفت و علم غرب رو تحسین می کنم ، ولی نه اینکه چاکر و نوکر غرب بشیم ، تا علم رو ازشون دریوزگی کنیم .

    هرچند ، هرکاری هم که بکنیم ،اونا به ما علم بده نیستن و فقط به فکر خودشون هستن .

    این مساله ، کاملا در مساله ی هسته ای ایران مشهود هست که اگر چه علم نمی دن ، بلکه جلوی پیشرف ما رو هم می گیرن . یعنی خودمون هم می خوایم پیشرفت کنیم هم نمی زارن .

    جناب Aurlito :

    اگر من در پست قبلی یه خورده ( فقط یه خورده ها ) تند رفتم ، از شما عذر می خوام . ولی کاش شما هم درست فکر می کردی .

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته من به دانشمندان غربی حق می دهم ( البته با مماشات و ارفاق) که از دین فرار کنند. چون دینی که انها می شناختند یعنی مسحیت ، واقعا دین نیست و تعارضات زیادی با عقل دارد . واین نیست الا به خاطر تحریف شدنش .
    این جمله بقیه ی مطلبی رو که گذاشتید میبره زیر سوال پس فقط این رو جواب میدم. من در مورد تکامل در قرآن تحقیق کردم و همشون از مغلطه ای به نام "تیر انداز تکزاسی" استفاده میکنن. یعنی آیاتی که به منظور دیگه بودن رو میگیرن و به منظور تکامل ربط میدن. خود شهید مطهری هم درین متن نتونسته قانع کننده باشه چون اسلام قاطعا داستان آدم و حوا رو در قرآن آورده پس تکامل در اسلام وجود ندارد.

    در ضمن تکامل در غرب از وقتی که داروین منشاء انواع رو منتشر کرد یک حقیقت علمی بوده در عینی که یک تئوری هست. یک تئوری علمی همواره یک تئوری میمونه مثل جاذبه که هنوز یک تئوری هست اما آیا کسی حال و حوصله ی زیر سوال بردن جاذبه رو داره؟

    مگر مکتب مادی ، انسانیت هم می شناسد ؟
    اتئیسم و اگنوستیسیزم مکتب مادی نیستند. مکتب علمی هستند.

    خوب البته اگر می خواهید مثل غرب پشیرفت کنید ، اول باید مثل اونها دزد و قاتل و استعمارپیر و بمب اتم و هیروشما بشین ، بعد
    ایران هم چه در قبل اسلام چه در بعد از اسلام استعمار گری کرده. سلطان جلال الدین خوارزمی در سرزمینهای شمال غربی ایران قتلهایی راه انداخت که نگو و نپرس . من نمیخوام جنگهایی که بریتانیا و فرانسه در آفریقا و شرق آسیا راه انداختن رو رد کنم اما توجه داشته باشید که این جنگها خود به خودی چه چیزهایی برامون به ارمغان آوردن.

    اول باید هند و ایران و مصر و عراق و افغانسان و تمام مردم دنیا رو بیچاره بکنین ، بعد
    علت بدبختی این کشورها دول و مردم این کشورها هستن.

    این مساله ، کاملا در مساله ی هسته ای ایران مشهود هست که اگر چه علم نمی دن ، بلکه جلوی پیشرف ما رو هم می گیرن . یعنی خودمون هم می خوایم پیشرفت کنیم هم نمی زارن .
    میدونید اگر ایران دارای بمب هسته ای بشه چه مشکلی برای خود ایران و جهان پیش میاد؟ پس باید حق بدید که حساسیت نسبت که کشوری نشون بدن که رهبرش به جهاد و کشتار کفار و مرتدین اعتقاد داره.
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    121
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    اولا اون حرف من بقیه ی حرف های من رو زیر سوال نمی بره . چون اولا همانطور که گفتم با ارفاق و مماشات بوده . یعنی می شه برای دین گریزی اونها دلیل آورد . و کسان دیگه ای روهم توی گناه اونها شریک دونست .

    ولی نه اینکه به جرم اینکه مسیحیت ، تحریف شده پس خدا رو بگذاریم کنار.

    لطفا توجه کن ، مماشات و ارفاق .

    در مورد خلقت آدم و حوا هم حرف زیاده . شهید مطهری هم در این باره توی همین کتاب نوشته . ولی خوب من که نمی تونم بیام ده صفحه کتاب رو برات تایپ کنم . اونقدری که به موضوع قبلی ربط داشت رو برات نوشتم .

    البته غیر از آقای مطهری ، کسان دیگهای هم در این موضوع ، نوشتن و توضیح دادن .

    در مورد اینکه ایران هم جنگ کرده ،

    ربطی به حرف من نداشت . من گفتم که پیشرفت غرب ، نه به خاطر سکولار بودن ، بلکه به خاطر جنگ هاشونه به خاطر استعمار هست . نه اینکه فرار از خدا باعث پیشرفت شده باشه .

    در مورد نظریه یا بهتر بگم فرضیه ی تکامل هم خدمت شما عرض شود که شاید کسی حال زیر سوال بردنش رو ندارشته باشه ، اما شاید حاضر به قبولش هم نباشیم . البته به هر حال ، جواب شما رو حتی در صورت اثبات شدنش هم دادم .

    در مساله ی علم و پیشرفت ایران هم شما دچار یک اشتباه شدید .

    اولا بارها اعلام شد که ایران دنبال بمب نیست ، و حتی اون روحرام دونستیم . ولی برفرض که بمب هم درست کنه ، خوب تازه می شه یکی مثل بقیه کشورها .

    البته حرف من این هست که بلاخره اونها نمی گذارن ما به علم دست رسی پیدا کنیم ، پس ربطی به دین نداره ، بلکه این بی دینی و سکولاریزم هست که فقط به منافع خودش فکر می کنه و مانع پیشرفت بشریت هست .

    ولی مسلمانان چی ؟ هر وقت به چیزی دست رسی پیدا کردند ، صادقانه و برای پیشرفت و اعتلای انسانیت ، اون رو در اختیار دیگران هم گذاشتن .

    پس این دین هست که خوبه ، نه بی دینی .

  10. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود